موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين افغانستان :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/russia/afghanistan Fri, 22 Nov 2019 00:02:00 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 22 Nov 2019 00:02:00 GMT افغانستان 60 روسیه و افغانستان جدید؛ از مقابله با طالبان تا رابطه با آن http://www.iras.ir/fa/doc/article/3350/روسیه-افغانستان-جدید-مقابله-طالبان-رابطه ایراس: آنچه که بیش از همه در کشمکش میان فرصت ها و چالش ها در ارتباط با افغانستان برای روسیه اهمیت دارد و در سند سیاست خارجی آن نیز ذکر شده است، تهدیدهای بالقوه و بالفعلی است که با منشاء افغان، در داخل و یا خارج از مرزهای روسیه در منطقه خارج نزدیک متوجه آن است. بنا بر بررسی اجمالی حاصل از مرور ادبیات، این چالشها و از سویی فرصت ها در سه طبقهی امنیتی، سیاسی و اقتصادی قابل تبیین هستند. رویکرد سیاسی و ژئوپلیتیکی روسیه به افغانستان از بعد موازنه با غرب و.نیز سایر قدرت ها مثل چین، هند و دیگر همسایگان از جمله ایران و پاکستان نیز اهمیت دارد و آنگونه که در بند 97 مفهوم سیاست خارجی روسیه  (2016) آمده، اوضاع بی ثبات افغانستان تهدیدی جدی برای روسیه به شمار می.رود. ناکامی افغانستان در فرایند دولت ملت سازی نیز از عوامل اساسی زمینه ساز برای این تهدید به شمار می رود و به نظر می رسد این ناپایداری برای بلندمدت ماندگار خواهد بود. از بعد اقتصادی نیز روسیه خواهان نقش فعال در بازسازی و نوسازی افغانستان است و از طرفی افغانستان در طول دهه گذشته همواره از شرکای اقتصادی فعال روسیه به شمار رفته است. علاوه بر این افغانستان برای آسیای مرکزی نقش تثبیت کننده را به عنوان کریدور انتقال انرژی از این منطقه به جنوب و جنوب شرق آسیا داشته و دارد ... نویسنده: شهاب الدّین شکری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشگاه تهران دریافت متن کامل (PDF) مقدمه روابط روسیه و افغانستان به سده های گذشته بر می گردد و از اواخر سده نوزدهم آنها به مبادله سفیر پرداختند. روابط دو کشور از آغاز تا به امروز علیرغم وجود فراز و فرودهای مختلف، استمرار داشته است که در بالاترین سطح به اشغال افغانستان توسط قوای شوروی در فاصله سال های 1989-1979 انجامید. در این دوره بیشترین مداخلات در سیاست داخلی و خارجی افغانستان توسط قوا و مستشاران روس صورت گرفت (کرمی و جهانبخش، 1394).   این تجربه برای مسکو بسیار جدی بود؛ شکست تحقیرآمیز با هدف ایجاد یک رژیم طرفدار شوروی در کابل و در مقابل گروه های همه فن حریف مجاهدین که علی رغم مداخله نظامی گسترده، منجر به شکست سنگین ارتش روسیه گردید. نتیجه آن ظهور «سندرم افغان » بود که از طریق شعارهایی چون «دوباره هرگز !» بیان شده است (ترنین ، 2003). مسئله دیگر حضور طالبان در صحنه سیاسی افغانستان بود که از 1994 نضج گرفت و منجر به شکل گیری حکومتی شد که به طور مشخص از 1996 تا 2001 ارکان قدرت را در دست گرفت؛ حضوری که با چالش های فزاینده هم برای افغانستان و هم روسیه و حوزه نفوذ آن و نیز نگرانی های فزاینده غرب همراه بود و در نهایت با شکل گیری حادثه یازده سپتامبر فصل جدیدی را در روابط میان شرق و غرب و در میدان بازی افغانستان رقم زد.   پس از آن علی رغم تعامل مثبت روسیه با دولت های حاکم در افغانستان، از سال 2014 با حضور نیروهای دولت اسلامی عراق و شام در افغانستان، گمانه زنی ها در خصوص خطر احتمالی اتحاد افراط گراها و تأثیرات منفی آن بر حوزه کنشگری روسیه در افغانستان و خارج از آن، قوت گرفت. نیتجه آن اقداماتی بود که تحت عنوان بازی جدید روسیه در افغانستان نضج گرفت و محور آن روابط مستقیم و غیر مستقیم روسیه با طالبان بود که از سوی منابع موثق روسی و غیر روسی تأیید شد.    اما سوال اصلی این است که چرا چنین تحولی در سیاست روسیه نسبت به افغانستان روی داده است؟ و این فرضیه قابل طرح و بررسی است که با توجه به ساختار سیاسی افغانستان، چندپارگی قدرت، چانه زنی قدرت از سوی گروه های متعارض داخلی و در نتیجه تداوم ناپایداری قدرت مرکزی از سویی و وزن کشی قدرت های خارجی و بازیگران قدرتمند بین المللی در میدان بازی افغانستان به منظور تولید، حفظ و تداوم منافع از سوی دیگر، روسیه به طالبان به عنوان چالشی می اندیشد که قابلیت فرصت زایی را دارد. به علاوه آیا تعامل روسیه با طالبان به جای استراتژی تقابل، می تواند به طور غیر مستقیم بر چالش نوظهور داعش تأثیرگذار باشد. اگر شاهد تناقض ها و یا چرخش هایی در سیاست خارجی روسیه نسبت به افغانستان می باشیم، این رویکردها در چه بستری و با چه توجیهی قابل تبیین است. آیا نباید انتظار داشت که روسیه به دنبال سناریوسازی جهت بهره برداری از فرصت های آینده در صورت سرنگونی دولت کابل باشد؛ مزیت های نسبی تعامل روسیه با طالبان در چه حوزه هایی است و چرا؛ و چرا طالبان برای روسیه اهمیت راهبردی پیدار کرده است، اگرچه این اهمیت کوتاه، میان و یا بلند مدت باشد. در این نوشته به بررسی تحولات سیاست خارجی روسیه و تعاملات روسی افغانستانی بویژه پس از فروپاشی شوروی و غائله طالبان می پردازیم.   افغانستان و منطقه آسیای مرکزی منطقه آسیا مرکزی برای همسایگان منطقه ای و بازیگران بزرگ بیرون از منطقه، یک نگرانی فزاینده به شمار می رود چرا که با یکی از خطرناک ترین مراکز افراط گرایی یعنی افغانستان هم مرز است که در آن تعداد زیادی از قومیت های تاجیک و ازبک زندگی می کنند. افراط گرایان به دنبال ایجاد یک خلافت جدید در منطقه آسیای مرکزی می باشند و کارشناسان نگران افزایش نفوذ افراط گرایان از ناحیه افغانستان و خاورمیانه هستند (بورداچف ، 2016). از این رو نمی توان نقش جمهوری های آسیای مرکزی است