موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين آسیای مرکزی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/china Sat, 19 Aug 2017 17:45:02 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Sat, 19 Aug 2017 17:45:02 GMT آسیای مرکزی 60 «سپاه صلح» آمریکا، این بار در قرقیزستان http://www.iras.ir/fa/doc/news/3300/سپاه-صلح-آمریکا-این-بار-قرقیزستان ایراس: در راستای فعالیت های فرهنگی و آموزشی سازمان موسوم به سپاه صلح آمریکا، ۴۵ داوطلب صلح! برای آموزش زبان انگلیسی به دانش آموزان و دانشجویان و ارتقای سطح زبانی معلمان زبان انگلیسی قرقیزستان وارد بیشکک شدند. بنابه اعلام مسئول مطبوعاتی سازمان سپاه صلح دفتر قرقیزستان ، مراسم دیدار  والانتیورهای- داوطلبان-  جدید این سازمان باخانواده های  قرقیزی که آنها را درخانه های خود پذیرش و اسکان خواهند داد، در روز ۱۹ اوت  دربیشکک برگزارخواهدشد. براساس گزارش خبرگزاری آکی پرس به نقل از  دفتر سازمان مذکور درقرقیزستان، اتباع داوطلب آمریکایی درطول دوسال اقامت در این جمهوری،  به امر ارتقای سطح زبانی معلمان زبان انگلیسی در  دانشگاهها و مدارس متوسطه نارین، ایسیک کول؛ چویا، تالاس، اُش و جلال آباد خواهند پرداخت. اهدافی که برای این برنامه درنظر گرفته شده است، موردحمایت وزارت علوم و آموزش قرقیزستان می باشد.  معلمان داوطلب آمریکایی پیش از شروع کار خود،  برای مدت ۱۱ هفته دوره فشرده آموزش زبان و فرهنگ قرقیزی را طی خواهند نمود وپس از آن براساس تقسیم بندی که صورت خواهندگرفت ، به دانشگاهها ومدارس متوسطه قرقیزستان اعزام خواهندشد. برای اینکه این معلمان بهتر وبیشتر بتوانند با زبان و فرهنگ و آداب و رسوم و سنت های جامعه قرقیزآشنابشوند،  ۱۱ هفته مورداشاره را در بین خانواده های داوطلب قرقیزی از روستای ایسیک- آتینسکی و ساکولکسکی مناطق استان چویسکی زندگی خواهند کرد. اتباع امریکایی داوطلب صلح بنا به دعوت دولت قرقیزستان و براساس موافقت نامه ای که درسال ۱۹۸۲ بامضارسیده ، به این جمهوری اعزام شده اند. این سازمان درسال ۲۰۱۸ میلادی ، سالگرد۲۵ سالگی اش را جشن خواهدگرفت.درطول ۲۴ سال گذشته ۱۱۶۰ داوطلب آمربکایی درقالب برنامه ها واهداف سازمان سپاه صلح آمریکا درقرقیزستان فعالیت نموده اند. سازمان سپاه صلح  دراول مارس سال ۱۹۶۱ به دستور جان اف کندی رئیس جمهور وقت آمریکا تاسیس شده و تاکنو از دویست هزار نفر در۱۴۰ کشورجهان داوطلبانه درآن کارکرده اند. امروزه بیش از۷۰۰۰داوطلب آمریکایی درقالب این پروژه در۶۸ کشورجهان در راستای اهداف این سازمان فعالیت می کنند.کمک به صلح و دوستی در جهان و بهبود و ارتقای شناخت و درک متقابل مردم آمریکا با مردم سایرکشورهای جهان،  ازاهداف این سازمان آمریکایی اعلام شده است. پایان خبر/ تهیه و تنظیم: پرویز قاسمی ]]> آسیای مرکزی Sat, 19 Aug 2017 10:54:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3300/سپاه-صلح-آمریکا-این-بار-قرقیزستان روابط ایران و همسایگان شرقی بیشتر از انتخاب، یک اجبار است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3299/روابط-ایران-همسایگان-شرقی-بیشتر-انتخاب-یک-اجبار ایراس: اخیرا، موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان با عنوان «ایران شرقی»، فعالیت خود را آغاز کرد. اهمیت این موضوع از آنجا است که منطقه محل تمرکز این موسسه، یعنی آسیای مرکزی و افغانستان، به دلایل متعددی دارای اهمیت فزاینده بوده و نقش موسسات پژوهشی نیز در مباحث مربوط به شناخت این مناطق از یک سو و فراهم کردن فرصت های گسترش روابط با جامعه علمی این کشورها از سوی دیگر، قابل تأمل است. منطقه آسياي‌مركزي و افغانستان با حدود 95 ميليون نفر جمعيت، طي يک‌دهه اخير در حوزه‌هاي مختلف ژئوپليتيکي (محل تلاقي قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي)، ژئواستراتژيکي، ژئواکونوميکي (منابع عظيم انرژي و مسیرهای انتقال آن) و ژئوکالچری، توجه ناظران و بازیگران بین المللی را به خود جلب کرده است.   از سوی دیگر، استقرار موسسه مطالعاتی آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) در شهر مشهد مقدس، بیانگر جايگاه و اهميت استان خراسان‌رضوي در توسعه مراودات سياسي- اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي اين منطقه است. اين استان با برخورداري بيش از 1800 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان و ترکمنستان و پنج گذرگاه بين‌المللي، یکی از فرصت های همگرایی ایران و کشورهای آسیای مرکزی است. نظر به اهمیت این موضوع، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) – که از سالیان گذشته، خود، یکی از موسسات پژوهشی فعال در حوزه مطالعات اوراسیای مرکزی است – گفتگویی را با جناب آقای محمد صدیقی‌فر، مدیر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) ترتیب داده است که از نظرتان می گذرد:   ایراس: تاسیس یک موسسه مطالعاتی درباره آسیای مرکزی و افغانستان در خراسان، اذهان را خود به خود متوجه یک سری اهداف کلی می‌کند، اما شما بفرمایید دلیل احساس نیاز شما به تاسیس چنین موسسه ای، آنهم در این استان چه بود؟   صدیقی‌فر: در مورد تاسیس موسسه مطالعاتی در حوزه کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان چندین نظر قابل ذکر است که در ابتدا بایستی به تجربه مفیدی که در دنیا از تاسیس مراکز مطالعاتی و اندیشکده‌ها وجود دارد، اشاراتی داشته باشیم. در دنیای امروز، کانون‌های تفکر جایگاه بسیار بالایی در عرصه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست و هرآنچه راهی نو به سمت تولید اندیشه بیابد، یافته است و بصورت کلی اینگونه مطرح می‌گردد که کانون‌های فکر یا همان موسسات پژوهشی به پلی میان دانش و دانایی تبدیل شده‌اند و در همین راستا، کشورهای بسیاری با درک این ضرورت به سمت افزایش کمی و کیفی آن پیش می‌روند بگونه‌ای که بنابر گزارش اخیری که دانشگاه پنسیلوانیا منتشر کرده است تا پایان سال گذشته میلادی نزدیک به 7 هزار مرکز مطالعاتی در دنیا مشغول به فعالیت شده‌اند. نکته قابل توجه در این آمار، تمرکز و سرمایه گذاری قدرت‌های جهانی در آن است بگونه‌ای که آمریکا با 1835 به لحاظ تعداد بالاترین و چین با 435 و انگلیس با 288  در ردیف‌های بعدی قرار دارند. گذشته از تعداد این مراکز پژوهشی، به لحاظ محتوایی و عمق تاثیرگذاری نیز هر روزه بر دامنه اثربخشی چنین مراکزی افزوده شده و کشورهای مختلف سعی بر استفاده از خدمات چنین مراکزی دارند. تنها بعنوان نمونه می‌خواهم عرض کنم در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5، تنها 400 موسسه پژوهشی در واشنگتن دولت مرکزی آمریکا را در پیشبرد اهداف خود کمک و یاری رسان بودند که این مهم خود بر اهمیت چنین مراکزی تاکید دارد. این تجربه مفید دلیل قانع کننده‌ای است که ما بایستی مراکز مطالعات تخصص را بیش از گذشته اهمیت داده و بر تقویت راهبردهای اهدایی از سوی آنان تمرکز کنیم.    دومین دلیل در ایجاد این موسسه، سرعت تحولات و گستردگی مطالب است که ایجاب می‌کند مراکزی مطالعاتی، با محوریت مناطق جفرافیایی محدود در حوزه‌های سیاسی-امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تاسیس تا به سمت مباحث تخصصی تر حرکت کنند. سومین دلیل، استفاده از ظرفیت بالای نیروی انسانی و متخصص و مزیت همجواری جغرافیایی این استان با آسیای مرکزی و افغانستان است. تاسیس چنین موسسه‌ای با هدف تمرکز زدایی و پیگیری امورات تحقیقاتی بنابر استفاده از کارکرد عنصر مجاورت در این منطقه است. تاکنون مباحث بسیاری در خصوص ایجاد مراکزی تخصصی با هدف تمرکز زدایی مطرح بوده اما عملا در این حوزه به موفقیت‌های چندانی نائل نشدیم. در کنار این کلیت، استان‌های شرقی و شمالشرق در مجموع حدود 800 کیلومتر با کشورهای افغانستان، ترکمنستان و مرزهای جنوبی آسیای مرکزی مرز مشترک دارند و از ديرباز به دليل موقعيت مناسب جغرافيايی و قرار گرفتن در مسيرجاده‌ای هچون راه ابريشم و وجود مرقد مطهر امام رضا(ع)، دارای اهميت خاصی بود‌ است. همچنین آسیای مرکزی و افغانستان از کانون‌های مهم ژئوپلتیکی و از مراکز مهم تحولات تاثیرگذار بین‌المللی و از معدود مناطقی است که تمامی قدرت‌های جهانی و عمده و رقبای منطقه‌ای ایران در آن حضور دارند. مسئله‌ای که واجد فرصت‌ها و در عین حال چالش‌هایی برای ماست. بنابر همین دلایل، احساس کردیم که بایستی نسبت به مسائل منطقه با تمرکز بیشتری رفتار کرده و مبادرت به ایجاد چنین موسسه‌ای کردیم.   ایراس: دسترسی موسسه ایران شرقی به منطقه نه به لحاظ صرفا جغرافیایی به لحاظ منابع انسانی و تخصصی، به لحاظ ارتباط با نهادهای سیاسی-اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه چگونه است؟   صدیقی‌فر: طی چند سال فعالیت در این حوزه موفق به کسب ارتباطات مناسب و قابل اعتنایی شدیم و یقینا از این پس هم تمرکز خود را بر این موضوع خواهیم گذاشت تا ارتباطات موثرتری داشته باشیم. در حال حاضر با حدود 8-10 مرکز مطالعاتی در کشورهای منطقه ارتباطی مستقیم داریم. مراکزی مانند موسسه مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان، موسسه مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری قزاقستان و تاجیکستان، موسسه پژوهشی آنالاتیکا، دین، حقوق و سیاست و راه حلهای عاقلانه در قرقیزستان، و برخی دانشگاه‌هایی منطقه همچون دانشگاه آرابایف، دانشگاه علوم انسانی بیشکک و... از جمله دیگر مراکزی هستند که در حال حاضر قراردادهایی در قالب همکاری مشترک با آنان به امضا رساندیم. همچنین در سطح کشور نیز، مرکز مطالعات وزارت امور خارجه، دانشگاه فرودسی مشهد بعنوان قطب علمی-تحقیقاتی شرق کشور، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، معاونت بین‌الملل آستان قدس رضوی از جمله دیگر نهادهایی است که موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان با آنان قرارداد مشترک همکاری به منظور بهره‌مندی بیشتر از فرصت‌های مطالعاتی و امکاناتی آنها به امضا رسانده است و یا مذاکرات مقدماتی را برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی آغاز کرده است.    همچنین در حال حاضر با ده‌ها نفر از کارشناسان صاحب نظر داخلی و خارجی حاضر در ساختارهای حکومتی و مستقل، ارتباطات مستمری داشته و بر این باوریم که چنانچه روند رسمیت یابی موسسه و فعالیت آشکار آن بصورت جدی تری دنبال شود و موفق به ادامه روند جذب پروژه‌های تحقیقاتی در حوزه کشورهای تحت پوشش شویم، با توجه به تیم مجرب همکارانی که عرض شد، فرصت‌های بی نظیری را بدست خواهیم آورد. از سوی دیگر، نقطه قوت ما ارتباط با پژوهشگران بومی است و تلاش داریم تلفیقی از نقطه نظرات کارشناسان داخلی و خارجی را در پروژه‌های مطالعاتی داشته باشیم.   ایراس: ارزیابی شما از روابط ایران با آسیای مرکزی چیست؟ آیا این روابط را متناسب با ظرفیت های موجود می بینید؟ به نظر شما آیا ایران به همسایگان شمالی خود توجه ندارد و یا توجه دارد و موفق نیست؟   صدیقی‌فر: در پاسخ به بخش اول سوالتان، به نظر می‌رسد تا زمانیکه راهبرد مشخص با مولفه‌های قابل سنجش و اندازه گیری در روابط ایران و آسیای مرکزی تعریف نکرده باشیم، هرگونه ارزیابی و اظهارنظری عالمانه نخواهد بود.   یکی از مهمترین مشکلات در آسیای مرکزی تا آنجاییکه من اطلاع دارم این است که جمهوری اسلامی راهبردی مشخص در این منطقه ارائه نکرده است. بجز سیاست‌های مدون که ایران در سال‌های آغازین فروپاشی شوروی تدبیر و اجرایی کرد که امروز دیگر قابل استفاده نیست و سند 1404 که گفته است که ایران بایستی به قدرت اول در کشورهای همجوار تبدیل شود، عملا شاخص، معیار و یا سند بالادستی مدونی در این حوزه وجود ندارد تا امروز بتوانیم بر مبنای آن و با توجه به مولفه‌های پیشبینی شده، میزان موفقیت یا ناکامی خودمان را مورد آزمون قرار دهیم. در حال حاضر، عمده ارزیابی از روابط توسط کارشناسانی صورت می‌گیرد که تجربیات شخصی خود را ملاک تحلیل قرار می‌دهند و از دریچه‌ای محدود، شخصی و مقطعی به ماجرا نگاه می‌کنند. در کنار این، بر این باورم ما موفقیت‌های بسیار زیادی در منطقه داشته‌ایم-روابط نزدیک و دوستانه در بالاترین سطح دیپلماتیک، حضور در سازمان‌های مشترک منطقه‌ای، حضور فعال در حل‌وفصل مسائل منطقه مانند بحران افغانستان و جنگ داخلی تاجیکستان تا مشارکت در طرح‌های اقتصادی که شاید تنها در نمونه‌های در آفریقا یا آمریکای لاتین این شکل مراودات را تجربه کرده‌ایم، نشانی بر این مدعاست. اما اینکه موارد همکاری در گذشته و در حال حاضر تناسبی با ظرفیت‌های بالقوه ما دارد، بایستی تاکید کنم که خیر. در واقع، فرصت‌های پرشماری در حوزه آسیای مرکزی موجود است که بایستی با برنامه‌ای مدون و طرح ریزی شده به سمت اجرایی شدن آن پیش رفت.   ایراس: به نظر شما چرا از سوی اغلب کارشناسان سیاست ایران در آسیای مرکزی ناموفق و شکست خورده ارزیابی می شود؟   صدیقی‌فر: این نظر یک نظر کارشناسی نیست. چراکه همانطور که در پاسخ به سوال قبلی هم اشاره کردم، کارشناسان اغلب براساس تجربه شخصی اظهاراتی را اغلب بیان می‌کنند. بسیاری از این کارشناسی‌ها به این کیفیت که بگوییم در یک بازه زمانی و بطور هدفمند مسائلی را مورد تحلیل قرار داده‌اند، نبوده است. به باور من تا زمانیکه یک ارزیابی دقیق و علمی از سیاست‌های ایران در آسیای مرکزی صورت نگیرد، و سیاست‌های اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران در یک قالب به تحلیل گذاشته نشود، نمی‌توان فهم درستی از مسئله در گام اول داشت و سیاست ایران را ناموفق یا بالعکس موفق ارزیابی کرد.   ایراس: متخصصان منطقه معتقد هستند که وجود و دخالت نهادهای غیرمرتبط با دیپلماسی در روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی موجب آسیب به روابط ایران و منطقه شده است، نظر شما در اين باره چیست؟   صدیقی‌فر: دخالت نهادهای غیرمرتبط با دیپلماسی؟! من معنای این حرف را درک نمی‌کنم و آنرا قضاوتی عجولانه می‌دانم. بنده هم نمی‌توانم پاسخگوی این سوال باشم اما یقینا اگر چنین شکلی وجود داشته که من به آن اعتقادی ندارم، بایستی در جلسه‌ای تخصصی و حتی بدون حضور رسانه‌ها بین معتقدین به دخالت و متهمین به آسیب بخشی به روابط، مناظره‌ای برپا کرد تا هر دو طرف از مواضع خود در آن جلسه دفاع کنند. از سوی دیگر، اینکه ما کم کاری و شرایط موجود را حاصل مواضع دیگرانی قرار دهیم و عده‌ای را مقصر اعلام کنیم، چندان درست و منطقی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند. این واقعیت برکسی پوشیده نیست که آسیای مرکزی بجز در سال‌های اولیه پس از فروپاشی هیچگاه در اولویت سیاست‌های ما نبوده و تفاوت آشکار و معناداری هم بین دولت‌های مختلف راجع به این منطقه وجود نداشته است و این مهمترین مشکلی است که به روابط آسیب زده است. در واقع، این موضوع که بایستی کشور یک سیاست منسجم و تعریف شده و هماهنگی داشته باشد، جای هیچ تردیدی وجود ندارد اما اینکه اصل این موضوع هم تنها بر دوش سیاست خارجی گذاشته تا کلیات تنها از مجاری وزارت خارجه تعریف شود، این هم غلط است. این در حالیست که ما در داخل کشور نهادهای مشخصی همچون شورای عالی امنیت ملی را داریم که می‌تواند سیاست‌ها را هماهنگ کند. تاجاییکه اطلاع دارم در جلساتی که حداقل در سطح عالی کشور برگزار می‌شود، این هماهنگی‌ها وجود داشته و مسائل در حال رصد است و در همین چارچوب، تصمیمات تاثیرگذار و کلان خارجی با هماهنگی این نهاد که متشکل از دیگر نهادهای فعال در حوزه خارجی است، اتخاد می‌شود. به عبارتی اینگونه نیست که چنانچه نهادی مستقلا به تصمیمی دست یافته باشد، امکان پیاده سازی آن بدون مجوز شورای عالی امنیت ملی امکان پذیر باشد. از سوی دیگر، در نمونه‌هایی که در کشورهای امروز نیز شاهد آن هستیم، عدم محدود کردن تصمیمات برون مرزی در قالب وزارت خارجه مسئله‌ای واضح و مبرهن است. درست است که بایستی این نقش هماهنگ کننده با وزارت خارجه باشد اما لزوم اجماع در اتخاذ تصمیمات از سوی نهادهای مرتبط و حتی مشارکت برخی از نهادها در پیشبرد سیاست خارجی نبایستی مورد انتقاد قرار گیرد.   ایراس: شما چه چشم اندازی برای روابط ایران و آسیای مرکزی و افغانستان یا همان ایران شرقی متصور هستید؟ به نظر شما آیا امکان دارد روزی کانون توجه سیاست ایران از خاورمیانه به آسیای مرکزی منتقل شود و این اتفاق چه فرصت ها و چالش هایی را متوجه ایران می کند؟   صدیقی‌فر: در خصوص بخش دوم سوال شما، اعتقادی به این تغییر نگاه از جنسی که شما اشاره می‌فرمایید، ندارم. بنظر می‌رسد جمهوری اسلامی بایستی با یک سیاست متوازن نسبت به همه مناطق همجوار و دارای اهمیت راهبردی و استراتژیک، اقدامات مقتضی را انجام دهد. بنده بر این باورم که نسبت به آسیای مرکزی غفلت شده است. این به آن معنا نیست که تمرکز را بایستی از خاورمیانه برداشت و به آسیای مرکزی گسیل داد. بلکه بر این عقیده‌ام که سیاست منطقه‌ای و منسجمی را ایران بایستی برای خود تعریف کرده و هماهنطور که در سند 1404 آمده است، امکان دستیابی به قدرت اول منطقه‌ای را برای خود مهیا سازد. همانطور که ترکیه، عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر همسایگان مورد توجه ایران هستند، پاکستان، افغانستان و 5 کشور آسیای مرکزی هم همسایگان ما بوده و نسبت به تحولات این مناطق بایستی با جسارت و دیدی کلان تر از آنچه که هست، به موضوع نگریست که در این شرایط، مسئله انتقال تمرکز مطرح نخواهد شد.   در مورد موضوع فرصت‌ها و چالش‌های توجه به آسیای مرکزی، تاکنون صحبت‌ها و اظهار نظرهای بسیاری صورت گرفته است. در اینکه فرصت‌های اقتصادی بی نظیری وجود دارد، جای شک و تردیدی نیست و اظهار در این خصوص، تکرار مکررات است اما بایستی عرض کنم، میزان توجه ما به همسایگان شرقی به نسبت همسایگان غربی، برابر با میزان توجه‌ای است که در داخل کشور به نواحی غربی نسبت به شرقی داریم. سطح این بی توجهی به شرق کشور بگونه‌ای است که در صورت ادامه آن، بحران‌های عظیمی از امنیتی گرفته تا فرهنگی و زیست محیطی و اقتصادی که از هم اکنون گریبانگیر ما شده است، ادامه خواهد یافت. ما با معظل آب بصورت جدی در مناطق شرق و شمالشرق که جز در تعامل با همسایگان حل نخواهد شد، مواجهیم.   همچنین معظل بیکاری از جمله مشکلات مردمان منطقه است که جز‌ ارتقا منطقه مانند توسعه همکاری بندر چابهار با همسایگان شرقی و شمالشرقی و افزایش کارآفرینی قابل حل نیست. در همین حال، معظل سنتی قاچاق مواد مخدر را همچنان در پیش رو خواهیم داشت و بدون تعامل با همسایگان و بدون ورود جدی تر به مسئله این چالش نیز قابل حل نخواهد بود. معظل پیوستگی‌های قومی-مذهبی مناطق مرزی با همسایه‌ها و امکان سو استفاده بازیگران ثالث از جمله دیگر مهمترین معظلات سال‌های آینده در صورت ادامه بی توجهی به حوزه کشورهای تحت پوشش است. به عبارتی در سیاست امروز، روابط با همسایگان شرقی و شمالشرق بیشتر از اینکه یک انتخاب باشد، یک اجبار است و بایستی به این مسئله توجهی خاص کرد. در همین حال، ظهور رو به گسترش قدرت‌های چین و هند که امروز همه دنیا به تاثیرات آن اعتراف دارند، چه از ناحیه ایجاد فرصت و چه از منظر تهدیدات؛ می‌تواند مسائل را تحت الشعاع خود قرار دهند و این مسئله هم ایجاب میکند در چشم اندازی به آینده برای تنظیم روابط خود با هند، چین، روسیه، به آسیای مرکزی و افغانستان توجه ویژه ای داشته باشیم. در سیاست امروز ایران، کمتر عواملی برای تنظیم روابط با این سه قدرت تعریف نشده است و بدون شک، فاکتورهای آسیای مرکزی و افغانستان بهترین فرصت را برای تعادل بخشی به روابط با قدرت‌های سنتی و نوظهور در منطقه و جهان ایجاد کرده است.   ایراس: از نظر شما ایران باید آسیای مرکزی و افغانستان را به عنوان کلیت یک منطقه بنگرد و یا سیاست و رابطه کشور به کشور را در پیش بگیرد؟   صدیقی‌فر: موضوع همگرایی‌های منطقه‌ای از جمله نام‌آشناترین مفاهیمی است که در دهه‌های اخیر در مباحث روابط بین‌الملل، مورد توجه قرار گرفته‌اند و بنابر همین کلیت، یقینا بایستی ما نیز نگاه منطقه محور به کشورهای آسیای مرکزی داشته باشیم و منطقه را باید بعنوان یک کل در نظر بگیریم. دومین دلیل بر ضرورت چنین نگاهی در اینجاست که در واقعیت، مسائل و مشکلات فعلی و پیشرو، بدون تعامل کشورهای منطقه با همدیگر قابل حل نیست. مسئله داعش و یا بحران آب بعنوان مثال، در شرایط فعلی بدون ارتباطگیری و هماهنگی کشورهای منطقه تقریبا قابل حل نیست البته در حال حاضر، آسیای مرکزی را همچنان نمی‌توان بطور مطلق بصورت یک کل تصور کرد. بنظر می‌رسد که ایران باید با یک نگاه بلند مدت به منطقه، مسائل را در یک کلیت مورد ارزیابی قرار دهد در عین حالیکه ارتباط با تک تک کشورها را حفظ کرده، اهداف خود را بگونه‌ای ترتیب بخشد که این شکل ارتباطگیری به یک پیوستگی منافع منجر گردد. این رویکرد دارای تجربیات منطقه‌ای و جهانی نیز هست. در حال حاضر، کشورهای جنوب شرقی آسیا شامل ژاپن و کره، اتحایه اروپا و آمریکا نیز نگاه کلی نگر به منطقه دارند. طرح موضوع c5+1 از جمله مهمترین مثال‌هایی است که می‌توان در این رابطه مطرح کرد. همچنانکه روس‌ها نیز در بازتعریفی از منافع خود، بر ضرورت تکیه بر همکاری‌های منطقه‌ای دوچندان افزوده‌اند. در نهایت نیز فارغ از تجربیات بین‌المللی، این نکته یک اجبار است که منطقه را بایستی در راهبردهای کلان بعنوان یک کل اما با ورود به منطقه و توسعه روابط در ابعاد منطقه‌ای با درنظرداشت سطح مناسب روابط با تک تک کشورها نگریست.    پایان گفتگو/ ایراس :مؤسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) قرار است با هدف ارائه کمک فکری و مشورتی به نهادها و دستگاه‌های تصمیم ساز و سیاست‌گذار و همچنین تلاش در جهت پیشبرد منافع ملی در آسیای مرکزی و افغانستان، در زمینه های پژوهشی، تحقیقاتی، ترجمه، تالیف و انتشار فعالیت کند.   ]]> آسیای مرکزی Sat, 19 Aug 2017 09:58:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3299/روابط-ایران-همسایگان-شرقی-بیشتر-انتخاب-یک-اجبار در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، رهبر اپوزیسیون قرقیزستان به 8 سال زندان محکوم شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3297/آستانه-انتخابات-ریاست-جمهوری-رهبر-اپوزیسیون-قرقیزستان-8-سال-زندان-محکوم ایراس: دادگاه قرقیزستان «اموربیگ تکه بایف» رئیس حزب پارلمانی«آتامکین» را به علت فساد مالی به 8 سال زندان محکوم کرد. علاوه بر این در حاشیه دادگاه‌های تکی‌بایف «دویشانکول حاتونوف» سرپرست سابق وزارت موقعیت‌های اضطراری قرقیزستان به علت فساد مالی نیز به 8 سال زندان با مصادره اموال محکوم شد. این در حالی است که دفتر دادستان جمهوری قرقیزستان پرونده جنایی تکیبایف و چاتاناف مربوط فساد مالی را در قالب امور شرکت ملی «مگاکام» اپراتور تلفن همراه بررسی کرد. همچنین بر اساس شهادت «لئوند مایفسکی» یک بازرگان روس مشخص شد که تکه بایف از وی یک میلیون دلار دریافت کرده است. تکه بایف با حکم دادگاه موافق نبوده و در قالب آخرین سخنرانی در این دادگاه گفت: این حکم توسط «الماس‌بیگ آتامبایف» رئیس جمهور قرقیزستان تأیید شده است. وکیل‌های این سیاستمدار قرقیز و رهبر اپوزیسیون قرقیزستان، حکم دادگاه «بیشکک» را عادلانه نمی‌دانند. تکه بایف برای شرکت در انتخابات ریاست جمهور قرقیزستان که قرار است در اواسط پاییز سال جاری برگزار شود اعلام آمادگی کرده بود اما مرکز انتخاباتی این کشور درخواست وی را به دلیل دعاوی قضایی قبول نکرد. پایان خبر/ منبع: خبرگزاری فارس - ]]> آسیای مرکزی Fri, 18 Aug 2017 10:25:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3297/آستانه-انتخابات-ریاست-جمهوری-رهبر-اپوزیسیون-قرقیزستان-8-سال-زندان-محکوم جشن خربزه 2017 ترکمنستان و حواشی آن http://www.iras.ir/fa/doc/news/3296/جشن-خربزه-2017-ترکمنستان-حواشی ایراس: جشن خربزه امسال ترکمنستان، با چند روز جابه جایی برگزار شد. جشن خربزه به عنوان یکی از مناسبت های سنتی و بومی ترکمنستان، هرساله مصادف با دومین یکشنبه ماه آگوست برگزار می شود. اما امسال با فرمان ویژه ریاست جمهوری، این جشن، دقیقا 30 روز مانده به شروع بازی های آسیایی 2017 عشق آباد و روز پنج شنبه 17 آگوست برگزار شد. لازم به ذکر است که در برخی محافل علمی و تخصصی ترکمنستان، اخیرا، بحث هایی نیز پیرامون افت کیفیت خربزه های بومی ترکمنستان که سالیان سال توسط دهقانان ساکن این مناطق کشت شده و به نوعی، بخشی از میراث مادی و معنوی ترکمن ها محسوب می شود، مطرح شده است. کارشناسان معتقدند اجرای سیاست های متمرکز مسکو در دوران اتحاد شوروی و تاکید دولتی برای کاشت پنبه از یک سو و استفاده بیش از حد از کودهای شیمیایی در آن دوران و پس از آن از سوی دیگر، زمینه افت نسبی کیفیت خربزه بومی ترکمنی را به مرور فراهم آورده است. نکته جالب توجهی که در این رابطه قابل ذکر می باشد، این است که برخی محافل کارشناسی ترکمنستان پیشنهاد برنامه ریزی برای اصلاح بذر و روش های کشت این نوع محصولات را ارائه کرده اند و یکی از کشورهای مورد توجه برای مشارکت در این طرح ها، اسرائیل است. مرور سابقه حضور و گسترش روابط اسرائیل در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، من جمله ترکمنستان نیز نشان می دهد که سیاست گذاران اسرائیلی، بیش از هر چیز با ارائه دانش و مهارت علمی و فنی در بخش کشاورزی و باغی، جای پای خود را در این کشورها باز کرده و سپس در سایر بخش های کشاورزی، خدمات، صنعت و حتی نظامی-راهبردی نفوذ کرده اند. پایان خبر/ منبع: Turkmen_Daily - ]]> آسیای مرکزی Thu, 17 Aug 2017 23:11:43 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3296/جشن-خربزه-2017-ترکمنستان-حواشی تدابیر امنیتی ویژه در ترکمنستان در آستانه بازی های آسیایی 2017 http://www.iras.ir/fa/doc/news/3295/تدابیر-امنیتی-ویژه-ترکمنستان-آستانه-بازی-های-آسیایی-2017 ایراس: در جلسه 15 آگوست شورای امنیت ملی ترکمنستان، تدابیر ویژه ای برای تأمین امنیت برگزاری بازی های آسیایی داخل سالن و هنرهای رزمی عشق آباد 2017 اتخاذ شد.   در این جلسه که به ریاست بردی محمداف و حضور مسئولان نهادهای امنیتی-انتظامی، قضائی و مرزبانی ترکمنستان برگزار شد، تصمیماتی اعم از: بستن مرزها و تشدید کنترل در مرزهای زمینی، تشدید نظارت در مبادی ورود و خروج و گمرکات کشور، آماده باش نیروهای ارتش، نیروهای پلیس و آماده باش نیروهای مرزبانی، فعالیت شبانه روزی نهادهای قضایی، اعمال محدودیت های ویژه در خصوص صدور ویزا و ... اخذ شده و با امضای رئیس جمهور به صورت قانون لازم الاجرا و فوری ابلاغ شد.   علاوه بر آن، رئیس جمهور ترکمنستان، اتخاذ تدابیری برای فراهم شدن امکان حضور شهروندان این کشور در ورزشگاه ها در جریان این بازی ها را به طور ویژه مورد توجه قرار داد. بردی محمداف، به مسئولان امر نسبت به خالی نماندن صندلی تماشاگران در ورزشگاه ها هشدار داد.   این تدابیر از 17 آگوست تا 27 سپتامبر 2017 پابرجا خواهد بود. پایان خبر/ منبع: Turkmen_Daily - ]]> آسیای مرکزی Wed, 16 Aug 2017 22:22:16 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3295/تدابیر-امنیتی-ویژه-ترکمنستان-آستانه-بازی-های-آسیایی-2017 وزارت آموزش و علوم تاجیکستان، نحوه پوشش دانش آموزان مدارس این کشور را اعلام کرد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3294/وزارت-آموزش-علوم-تاجیکستان-نحوه-پوشش-دانش-آموزان-مدارس-این-کشور-اعلام ایراس: وزارت آموزش و علوم تاجیکستان طی دستورالعملی، نحوه پوشش دانش آموزان مدارس این کشور را اعلام کرد. دراین دستورالعمل به والدین دانش آموزان گفته شده است فرزندانشان در ایام وساعات حضور درمدرسه چه چیزهایی را می توانند بپوشند و چه چیزهایی رانمی توانند بپوشند. بر اساس این دستورالعمل ، داشتن حجاب ، پوشیدن شلوار جین و دامن کوتاه و  تنگ، داشتن بیش از یک گوشواره درگوش ها و آرایش تند و غلیظ ممنوع می باشد. در ابلاغیه وزارت علوم و آموزش تاجیکستان،  دانش آموزان همچنین از داشتن ریش و موهای بلند ، حلقه و گوشواره و نیز ناخن های بلند منع شده اند. البته این دستورالعمل پوشیدن شلوارهای جین را استثنائا برای فصل زمستان مجاز وبلااشکال دانسته است. پوشیدن روسری ملی و عرقچین نیزجزموارد مجاز می باشد. خال کوبی، پوشیدن لباس های ورزشی دارای نوشته های تبلیغاتی و نیز لباس هایی که بر روی آنها علائم و آرم های دولتی کشورهای دیگر درج و نصب شده است نیز مشمول این ممنوعیت ها قرار گرفته اند. فرم و نُرم پوشش دانش آموزان مقاطع مختلف مدارس تاجیکستان  در این دستورالعمل با تصاویر و الگوهایی مشخص و توصیه شده اند. تصاویر مربوط به الگوهای مصوب پوشش دانش آموزان تاجیک در ادامه قابل مشاهده است: پایان خبر/ تهیه کننده و مترجم: پرویز قاسمی منبع: آسیا پلاس -   ]]> آسیای مرکزی Wed, 16 Aug 2017 10:35:17 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3294/وزارت-آموزش-علوم-تاجیکستان-نحوه-پوشش-دانش-آموزان-مدارس-این-کشور-اعلام ناگفته هایی ازروابط ایران و تاجیکستان و مذاکرات صلح تاجیک ها http://www.iras.ir/fa/doc/article/3284/ناگفته-هایی-ازروابط-ایران-تاجیکستان-مذاکرات-صلح-تاجیک ناگفته هایی ازروابط ایران و تاجیکستان و مذاکرات صلح تاجیک ها شبستری در گفتگو با نماینده صلیب سرخ: «من هم یک تاجیکم»   نویسنده: علی اشرف مجتهد شبستری نخستین سفیر جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و رئیس انجمن دوستی ایران و تاجیکستان  دریافت متن کامل (PDF) اشاره: این مقاله بخشی از خاطرات نگارنده از ماموریت در تاجیکستان می‌باشد که به درخواست مکرر برخی‌از دوستان ایرانی‌و تاجیکی در باره روابط دو کشور، جنگ داخلی‌و مذاکرات صلح تاجیکستان و نقش جمهوری اسلامی ایران و نخستین سفیر در تحقق‌صلح در آن کشور به رشته تحریر در آمده است. در این مقال هرگز قصد تعریف از خود در بین نیست و با توجه به اینکه دوران بازنشستگی را سپری می‌‌کنم هیچگونه انتظار پاداش و مقام هم از کسی‌ندارم. اما از آنجائی که مسئولیت انجمن دوستی ایران و تاجیکستان (غیر دولتی)  بر عهده نگارنده است و بر این باورم که بازگویی این خاطرات میتواند درجه نزدیکی دو ملت (و بهتر بگویم یک ملت دو پاره شده) را نشان دهد به این مهم می پردازم.   امیدوارم در این روزها که جناب آقای دکتر روحانی با اکثریت قاطع برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب شدند وتاجیکان نیز بیستمین سالگرد امضای تفاهم نامه صلح تاجیکان (۷ تیر ماه۱۳۹۶) را جشن می گیرندو در شرایط بسیار حساس منطقه و جهان، لزوم تقویت و گسترش روابط فیمابین موردعنایت مقامات محترم دو دولت قرار گیرد.   جناب آقای حسن روحانی جناب آقای امامعلی رحمان   بنده به عنوان کسی‌که در دوران سفارتش در دوشنبه برای حفظ و تقویت روابط فیمابین و استقرار صلح و امنیت در تاجیکستان جان و اعتبار سیاسی خود را به مخاطره انداخته وهمه گونه اتهامات را از دشمنان بهبود روابط دو کشور تحمل کرده، امروز نمی‌‌توانم شاهد عدم تحرک مثبت در روابط فی‌مابین دو کشور باشم. قرن‌ها بود که به بهانه‌های مختلف بین ما دو ملت فاصله انداختند و درهفتاد سال شوروی دیوار آهنین بین ما کشیدند اما فرهنگ مشترک غنی ما و تاجیکان مانع از گسستن رابطه‌ها شد و متعاقب استقلال تاجیکستان ایران اولین کشوری بود که با استقبال بی نظیر تاجیکان سفارت خود را دردی ماه  1370 دردوشنبه افتتاح نمود. ازآن تاریخ تا کنون حتی در ایام جنگ داخلی‌مبادله هیئت‌های سیاسی، فرهنگی‌و اقتصادی بین دو کشور صورت گرفته وتعاملات بین دو کشور روز بروز گسترش یافته، وهمکاری های بزرگ اقتصادی وتجاری انجام گرفته، تبادل نظر و هم آهنگی های ارزشمندی در مجامع بین المللی برقرار بوده و  هر کدام ازسفرای دو کشور در انکشاف روابط به سهم خود تلاش نموده اند. اما باید اذعان نمود سطح روابط دو ملتی که مقام معظم رهبری درملاقات با رییس جمهور محترم تاجیکستان رابطه آن دو را «خویشاوندی» نامیدند(۱)، به دلایل مختلف، سوء تفاهمات و کمبود ها از سوی هر دو طرف هنوز به درجه‌ای که شایسته دو کشور (با اشتراکات در حد یگانگی) باشد، نرسیده  است.   اجازه می خواهم نگرانی فرهیختگان، اساتید و هنرمندان و بازرگانان و مردمان دو کشور و تمام هم فرهنگان و هم زبانان وآنهایی که متوجه تلخی ‌و خسارت‌های سال‌های دوری هستند، را از روند کند فعلی ‌روابط فیمابین و شیطنت های دشمنان و بدخواهان دوستی و نزدیکی ‌فارسی زبانان (که در طول قرن‌ها ادامه داشته، در ایام جنگ داخلی بوضوح نمایان شده و امروز به شیوه‌ها وبا عوامل جدید مشغول فتنه و نفاق انگیزی هستند)  یاد آور شده وبه استحضار برسانم که مردمان دو کشور دوست و برادر انتظار دارند با استفاده از فرصت پیش آمده به برکت انتخاب مجدد رییس جمهوری اسلامی ایران، تبادل هیئت‌های عالیرتبه دو دولت در دستور کار قرار گرفته و با برقراری دیالوگ مستقیم بین مقامات دو کشور، سوء تفاهمات بوجود آمده رفع و در شرایط بسیار حساس کنونی که خطر افراط گرایی و گروه‌های تکفیری منطقه آسیای میانه وخاورمیانه را تهدید می‌‌کند ،طرفین بدون تعصب و پیش‌داوری و با روحیه برادرانه روابط بیست و پنح سال گذشته را بررسی‌و آسیب شناسی‌نموده و درجهت توسعه روابط وهمکاری ها  طرح نو بیندازند وهمان طوری که جناب آقای رحمان در پیام تبریک خود ابراز اطمینان کرده است در دوره جدید ریاست جمهوری جناب آقای روحانی، با سعی و تلاش صادقانه دو طرف، همکاریهای همه جانبه ایران و تاجیکستان به سطوح جدیدی ارتقا یافته و در جهت منافع هر دو ملت تحکیم گردد. انشاءالله     در تاريخ ملت هاي جهان رويدادهاي مهمي به ثبت رسيده كه اهميت و منزلت آنها با گذشت سالها ، همچون ثروت ملي بيشتر مي شود و درتاجيكستان روز وحدت ملي كه جمهوري اسلامي ايران درتحقق آن نقش مهمي داشته است، از رويدادهاي با ارزش و ماندگار به شمار مي رود.   امامعلی رحمان رییس جمهور تاجيكستان  در پیام تلویزیونی ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶ بمناسبت سالگرد امضای تفاهم نامه صلح گفت : "روز وحدت ملّی برای ملّت صلح پرور ما پدیدة نادر و پرارزش تاریخ دوران صاحب‌استقلالی کشور و ثمرة جهد و تلاشهای سازندة فرزندان باننگ و ناموس تاجیک بوده، هر سال در فضای آرام و آسوده، اتّحاد و همدیگرفهمی و وسعت بی‌سابقة اقدام و عملهای سازنده تجلیل می‌گردد ...   باید گفت، که استقلالیت و وحدت در تاریخ نوین خلقمان همچون عاملهای سازنده در سمت بنیاد دولت دموکراتی و حقوق بنیاد و دنیوی، تشکّل جامعة شهروندی و چون جزء جدایی‌ناپذیر فرهنگ تحملگرايي برای پیشرفت ساحه‌های مختلف حیات دولتمان زمینة اساسی گذاشتند.”.   بیست سال قبل در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷(۷ تیر ماه ۱۳۷۶) متعاقب مذاكراتي بسيار طولاني و با ابتكار و ميانجيگري چند كشور ازجمله ايران گروههاي متخاصم در تاجيكستان بعد از پنج سال جنگ و خونريزي به استقرار صلح و رضايت ملي در كشورشان رضايت دادند و توافقنامه صلح را به امضا رساندند. اين سند مهم در تاريخ نوين تاجيكستان مهمترين سند سرنوشت ساز به شمار مي رود. به گفته امامعلی رحمان رييس جمهوري محترم تاجيكستان اين سازش نامه عمومي استقرار صلح ، به جنگ شهروندي خاتمه داد و اكنون ، صلح و آرامش در تاجيكستان حاكم است و اين ˈصلح نامهˈ افتخار تاجيكان در جهان است.   به گفته وي امروز اين تجربه صلح تاجيكان در جامعه جهاني به الگويي تبديل شده و به عنوان يك پديده نادر فرهنگ صلح آفريني پذيرفته شده است . وي مي گويد: به دست آوردن رضايت ملي ، قطع جنگ و خونريزي و رسيدن به زندگي آرام در تاجيكستان كار سهل و آسان نبود اما با ميانجيگري خيرخواهانه سازمان ملل و كشورهايي مثل ايران اين موضع مهم و سرنوشت ساز محقق شد. در ابتداي سال هاي ۹۰ يعني آن ايام فاجعه باري كه در نتيجه فتنه و دسيسه نيرو هاي بدخواه خارجي مملكت تاجيكستان روز به روز ناآرامتر مي شد با ابتكار ايران و روسيه ، گروهاي متخاصم تاجيك ، نشستن بر سر ميز مذاكره را يگانه راه نجات كشور تازه به استقلال رسيده شان از نابودي دانستند و به مذاكره رضايت دادند وسند صلح و ثبات در كشورشان را به امضا رساندند. رييس جمهوري تاجيكستان مي گويد: ماهيت و جوهره اساسي اين سند تاريخي ، ترجيح دادن اراده ملي و آرمان مردم صلح خواه تاجيكستان بر منافع گروهي و قومي بود. (۲)   بر اثر جنگ های داخلی تاجیکستان طی سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ بیش از یک میلیون شهروند تاجیک آواره ، ۱۵۰هزار نفر جان خود را از دست داده و۵۰ هزار کودک بی سرپرست و دهها هزار خانه تخریب شدند. در مجموع تاجیکستان از این جنگ افزون بر ۱۰ میلیارد دلار خسارت دید و این کشور در بحران شدید قرار گرفت. جنگ و درگیری وبرادرکشی در تاجیکستان نمی توانست از دل فرهنگ والای تاجیکان سر برآورده باشد و بدون تردید باید جای پای بد خواهان و دشمنان مردم شریف آن کشور را جستجو کرد. رئیس جمهور تاجیکستان در مناسبت‌های مختلف به این نکته اشاره داشته از جمله در پیام به مجلس عالی‌در ۲ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۲۲ دسامبر ۲۰۱۶) گفت: "ابتدای سال نودم عصر گذشته، تاجیکستان بر اثر مداخله بعضی‌کشور‌های خارجی‌که زیر شعار دمکراتیک کنانی جامعه صورت گرفت، به گرداب مخالفت‌های شدید داخلی‌گرفتار شده، این روند به جنگ تحمیلی و فاجعه برادر کشی‌آورده رسانید."   تاجیکان تاریخی‌پر فراز و نشیب‌و دردناک و پر حادثه‌ای داشته اند سرگذشت فرهنگ و زبان مردم تاجیکستان، همچون سرگذشت سیاسی و اجتماعی‌شان، بسیار پرحاشیه و دردناک بوده است. همواره در معرض توفان‌های صعب و یورش‌های بی‌منطقِ فرهنگ‌های ضعیف‌تر وخشن‌تری بوده که نمی‌توانستند بدویت خود را در رقابت با این زبان و فرهنگ کهنسال و غنی پنهان سازند و برتری را با شمشیر و شکنجه و عداوت جست وجو می‌‌کردند.(۳) این قطعه از سرزمین شعر و ادب آریایی، در قرن شانزدهم میلادی به سبب تعصـبات قومی، منطقه ای، مذهبی و ضعف در اندیشه و تدبیر امرا و سلاطین وقت، از پیکر واحد ایران زمین جدا شد. در این قرن  قبایل ترک و ازبک، آسیای مرکزی را تصرف کردند و رابطه های سیاسی و فرهنگی آسیای مرکزی و ایران به  طور عملی قطع شد. متعاقبا در دوران شوروی تلاش‌های فراوانی‌برای دورنگاه داشتن تاجیکان از فرهنگ نیاکانشان صورت گرفت. زمانی ‌هم که خواستند تاجیکان دولت خودمختار یا جمهوری داشته باشند، آنها را از مرکز‌های سیاسی و فرهنگی ‌مانند سمرقند، بخارا، فرغانه و ... که گهواره تمدن تاجیکان بود جدا کردند و در روستائی نه چندان معروف، مرکز علمی ‌و فرهنگی‌و پایتخت برایشان درست کردند. مردم از دین ومذهب محروم شده مساجد و مدرسه‌ها ویران گردیده کتاب‌ها سوزانده شده و اهل علم و هنر به قتل رسیدند.(۴) ازسال ۱۹۲۷ تغییر تدریجی‌خط فارسی به الفبای لاتینی آغاز گردید  تا اینکه در ۱۹۲۹ خط لاتین رسمیت یافت و در ۱۹۴۰ الفبای سریلیک جایگزین خط لاتین شد. بسیاری از فرهیختگان تاجیک معتقدند که به خاطر تغییر خط ، تاجیکان عملاً دو بار «بی‌سواد» شدند و رژیم کمونیستی برای دور نمودن آنها (که جزو معدود اقوام دارای فرهنگ کهن در آسیای مرکزی بودند) از فرهنگ وآئین و دین نیاکان، خط فارسی را عوض نمودند.  جنگ داخلی‌در تاجیکستان نیز در ادامه همان سیاست دور نمودن هم زبانان و هم فرهنگان از همدیگر بود اما خوشبختانه فتنه انگیزان موفق نشدند و دولت و اپوزیسیون تاجیک با سبق گرفتن از فرهنگ غنی خود و به کمک ایران به این جنگ برادرکش خاتمه دادند.   در اینجا باید خاطر نشان شود که برغم تلاش بی‌ وقفه و اعمال خشونت شوروی برای از بین بردن دین و زبان و فرهنگ تاجیکان، این مردمان پاک سرشت با چنگ و دندان از فرهنگ و زبان وآیین نیاکان خود محافظت کردند. در ایام ماموریتم در تاجیکستان، خاطرات زیادی از فرهیختگان سالخورده تاجیک در باره مشقاتی که‌در دوران تسلط شوروی برای حفظ زبان و فرهنگ و دینشان متحمل شده بودند، شنیدم و خواندم که همگی‌ نشان از عمق ایمان و اعتقاد مستحکم آنها به اسلام و فرهنگ نیاکان دارد. در همان روزهای اول ماموریتم متوجه شدم ذهنیتی که از "کمونیست" درذهن ما هست ( فردی بی دین )، در تاجیکستان مصداق نداشت زیرا حتی آنهایی که عضویت حزب کمونیست را داشتند و بدان می‌‌بالیدند، می‌‌گفتند"الحمد لله مسلمانیم"!. پیر مردی که سال‌ها عضو حزب کمونیست بود تعریف میکرد که بهنگام فوت مادرش در زمان استالین، از ترس روسای کمونیستش که از مسکو آمده بودند، نتوانسته بود مادرش را با رعایت مراسم اسلامی دفن کند، نیمه شب به اتفاق چند تن از محارم نبش قبر کرده و مادرش را غسل و کفن و دفن می‌‌کنند. برای بنده خیلی جالب بود که درسال ۱۹۹۲ به هنگام برگزاری مراسم یاد بود رسول جبار اف رئیس جمهور اسبق تاجیکستان در زمان شوروی، بانوی سالخورده ای‌ در پایان سخنرانی‌اش گفت : "…چهل سال است کمونیست هستم، کمونیست می‌مانم، (رسول جبارف) جایش جنت باشد"!. یکی دیگر از سران حزب کمونیست تاجیکستان در پایان همین  مراسم به دوستانش گفت: "برویم خانه جبار اف یک فاتحه بدهیم"! داستان‌های زیادی از این دست وجود دارد که همگی‌ حاکی از ایمان قلبی تاجیکان به اسلام بوده و نشان می‌‌دهد هرچند رعایت برخی از شعائراجبارا کنار گذاشته شده بود ولی ریشه اسلام در بین تاجیکان قوی تر از‌ آن بوده که تضییقات و ممنوعیت‌های زمان کمونیستی هم بتواند آن را از بین ببرد. بقول یکی‌ از اساتید برجسته تاجیکی "در زمان شوروی اندرونی ما تاجیک مانده ولی‌ بیرونی‌ ما شبیه روس‌ها شده بود".(۵) شکل گیری حرکت های مسالمت آمیزاسلامی مخفی بین تاجیکان درسالهای آخر حکومت شوروی نیز به دلیل همین اعتقادات مذهبی قوی آنان بود. درسال 1371 زمانی که کتاب آموزش خط نیاکان به کمک اساتید تاجیکی و وزارت آموزش و پرورش و با همّت دکتر حداد عآدل در تعداد دویست هزار نسخه چاپ وتوسط سفارت توزیع گردید و تعدادی از آنها به سمرقند و بخارا نیز رسید، چند ماه بعد اطلاع یافتیم که چون در صفحات آخر آن کتاب آیاتی از قرآن نیز چاپ شده، به خاطر قداست آنها جزو جهیزیه عروس‌ها گذاشته می شود.(۶). (لازم به ذکر است که در آن ایام قرآن در دسترس مسلمانان آسیای میانه نبود و همانطوری که در بالا اشاره شد از‌ دلایل عمده تغییر خط، دور نمودن مردم مسلمان آسیای میانه و قفقاز از تعالیم قرآن و فرهنگ نیاکانشان بود). برای خواننده ایرانی‌ جالب است بداندکه احترام به اهل بیت در تاجیکستان بسیار بالا است. اگر کسی‌ صاحب فرزند دو قلو دختر باشد حتما اسامی آنها فاطمه و زهرا گذاشته می‌‌شود و اگر پسر باشند حسن و حسین نامگذاری می شوند. کربلایی خوانی از مراسمی است که هنوز در برخی‌ از نقاط در ایام محرم برگزار می‌‌گردد. تاجیکان در سمرقند و بخارا از صدر اسلام همواره در بسط و نشر علم و حکمت و آموزه‌های دینی پیشرو ومدارس دینی بخارا درگذشته شهره آفاق بوده و اولین تفاسیر قرآن در بخارا نوشته شده است . همین پیشینه درخشان و فرهنگ غنی بود که تاجیکان را در طول اعصار و در مقابل حمله اقوام مختلف محافظت کرده است. تاجیکان در آستانه فروپاشی شوروی (که اندکی فضا باز شده بود) و پس از استقلال به سرعت به احیای آئین و فرهنگ و دین خودپرداختند وزبان و فرهنگ نیاکان را محور هویت ملی  و تحکیم روابط با کشورهای هم فرهنگ و هم زبان را در زمره اولویت های سیاست خارجی این کشور قرار دادند.     *****   تحقق صلح در تاجیکستان حکایت از عنایت خداوند بزرگ به این دیار باستانی، سبق گرفتن [درس آموختن] از فرهنگ غنی وآیین نیاکان و مهم تر از همه واقع نگری سیاسی و دوراندیشی شخصیتهایی مثل امامعلی رحمان ، مرحوم سید عبدالله نوری ، و رهبران حزبها ، گروهها و طایفه های مختلف تاجیکستان در قبال این فاجعه ملی  و تلاش و میانجیگری ایران و روسیه بود. یکی از مهمترین فراز‌های روابط ایران و تاجیکستان،نقش ایران در پیشبرد مذاکرات صلح تاجیکستان است که بدون تردید و به گفته صاحبنظران سیاسی بدون میانجیگری جمهوری اسلامی ایران استقرار صلح در تاجیکستان محقق نمی شد.   پیش از پرداختن به نقش ایران در صلح سازی در تاجیکستان، مختصراً به روابط دیپلماتیک بین دو کشور می‌‌پردازیم ... ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   ]]> آسیای مرکزی Mon, 07 Aug 2017 09:54:24 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3284/ناگفته-هایی-ازروابط-ایران-تاجیکستان-مذاکرات-صلح-تاجیک آسیب شناسی روابط ایران و تاجیکستان؛ چشم انداز پیش رو http://www.iras.ir/fa/doc/report/3282/آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو به رغم روابط حسنه ایران و تاجیکستان در دهه 1990 به نظر می‌رسد طی یک دهه گذشته این روابط به تدریج دستخوش تحولاتی شده است که به واسطه آن، زمینه سردی روابط ایران و تاجیکستان فراهم آمده است. در همین رابطه، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و موسسه ابرار معاصر تهران روز سه‌شنبه مورخ 3/5/1396 اقدام به برگزاری نشست مشترکی در محل موسسه ایراس  با هدف آسیب شناسی این روابط نمودند که آقایان دکتر علی اشرف مجتهد شبستری و دکتر سید رسول موسوی سفرای پیشین ایران در تاجیکستان و جناب آقای حسن بهشتی پور پژوهشگر ارشد حوزه اوراسیا از سخنرانان اصلی آن بودند. مدیریت این نشست نیز بر عهده دکتر بهرام امیراحمدیان بود. آنچه در ذیل از نظر می‌گذرد گزارشی از مباحث مطروحه توسط سخنرانان و تنی چند از کارشناسان حاضر در جلسه می‌باشد.   ایراس: جنبش تاجیکستان یک جنبش اسلامی نبود. یک جنبش دموکراتیک بود و آقای نوری علی‌رغم آنکه یک رهبر مذهبی بود رهبری یک حنبش دموکراتیک را نیز بر عهده داشت و تاجیکستان را در مسیر یک جنبش دموکراتیک هدایت کرد. علت آنکه حزب نهضت اسلامی را به عنوان یک حزب معتدل به رسمیت می‌شناسیم از آن رو است که میراث آقای نوری را به عنوان یک نهضت دموکراتیک دنبال کرده است. درحقیقت، آقای نوری به عنوان کسی که می‌تواند آموزه‌های اسلامی را مطرح کند.   مهمترین نکته در اینجا این است که آقای نوری در این مرحله هدف خود را دموکراتیک اعلام می‌کند و به هیج عنوان بحث تشکیل دولت اسلامی و تشکیل نظام اسلامی مطرح نیست. وی می‌گوید که ما همه برای تاجیکستان می‌جنگیم، می‌خواهیم تاجیکستان قانون داشته باشد، جلوی تجاوز گرفته شود، عدالت برقرار شود. پس در این مرحله شخصیت آقای نوری به عنوان یک رهبر مذهبی و انقلابی با محتوای حرکتی دموکراتیک است. مرحله بعدی زندگی آقای نوری که شاهد آن هستیم مربوط به ایامی است که ایشان وارد جریان مذاکرات می‌شوند. در دوران مذاکرات آقای نوری به عنوان یک دیپلمات تمام عیار هستند. آنچنان در مذاکرات صلح وارد می‌شوند، آنچنان توانایی‌هایی را از خود نشان می‌دهند و آنچنان طیف گسترده‌ای از کسانی مثل ملا عبدالله که طالبان را به عنوان لیبرال می‌شناخت از آقای نوری تبعیت می‌کردند تا جمعه نعمنگانی فرمانده نیروی نظامی ازبکستان، و تا کسانی مثل آتاخان لطیفی کمونیست و حبیب سنگینف و به عبارتی طیف گسترده‌ای از همه تفکرات وی را به عنوان رهبر پذیرفته بودند و هر آنچه آقای نوری می‌گفت طرح می‌کردند.    بعد از این وارد مرحله‌ای می‌شویم که علاوه بر وجوه انقلابی، اسلامی و دیپلمات بودن وجه دیگری از شخصیت آقای نوری بروز می‌یابد که می‌توان از آن به عنوان معمار صلح یاد کرد که این مرحله مربوط به دوران کمیسیون آشتی ملی است؛ یعنی بعد از اینکه مذاکرات صلح در مسکو به نتیجه رسید دوره اجرای صلح بود. برخلاف خیلی از توافق‌های صلحی که در افغانستان صورت می‌گیرد اما ساز و کار اجرایی ان پیش‌بینی نمی‌شود، در تاجیکستان مذاکرات صلح حائز سازو کار اجرایی و روش‌های اجرای موافقتنامه صلح بود مبنی بر اینکه دولت به کار خود ادامه می‌دهد. در کنار دولت یک کمیسیون آشتی ملی تشکیل می‌شود که این کمیسیون آشتی ملی تغییراتی را در ساختارهای دولت انجام می‌دهد و نیروهایی را هم وارد دولت می‌کند که یک دولت ائتلافی تشکیل دهند و طیق توافق قرار بر این بود که 30 درصد نیروهای اپوزوسیون وارد دولت شوند. در کنار این کمیسیون آشتی ملی و دولت گروه دیگری هم حضور داشتند که از سفرای کشورهای ناظر مذاکرات و تضمین‌کننده صلح بودند؛ یعنی متشکل از سفرای پایتخت‌هایی که تشکیل می‌شد و همچنین دو کشور روسیه و ایران که در این مذاکرات نقش کلیدی داشتند. این سفرا بر فعالیت‌های کمیسیون‌های آشتی ملی و دولت نظارت می‌کردند.    ارزنده‌ترین وجه شخصیت آقای نوری در این مرحله بروز می‌یابد که وی خاطرات خود در کتاب «آشتی نامه» نوشته است. آقای نوری در این مرحله صلح را برگزید. برای مثال در همین ایام، در دوره‌ای آتاخان لطیفی که تمام بیانیه‌های صلح را نوشته بود ترور شد و به دنبال این کمیسیون آشتی ملی فعالیت‌هایش را متوقف کرد، همه گمان می‌کردند که کشور دوباره وارد جنگ خواهد شد ولی آقای نوری قبول کرد مدیریت صحنه را به دست بگیرد. از نظر عده‌ای آقای نوری کوتاه آمده بود و در مقابل دولت عقب‌نشینی کرد. اما وی معتقد بود وقتی صلح را انتخاب کردیم باید هزینه صلح را بپردازیم. بعد از آتاخان لطیفی حبیب سنگینف ترور شد؛ بحث تقسیم 30 درصد از پست‌ها به اپوزوسیون عملا به 10 درصد تقلیل یافت و مواردی از این قبیل مرتبا پیش می‌آمد. اما آقای نوری مایل نبود به خاطر پست و مقام وارد عمل شود. وی بر این باور بود اگر مردم تاجیکستان روزی بخواهند آزادی و اسلام را داشته باشند همیشه می‌توانند ولی ما نباید وارد عرصه‌ای شویم که بعدها بگویند اینها به خاطر پست و مقامی که از آنها دریغ کردند دوباره در کشور جنگ به راه انداختند و مایل نبود تاجیکستان را به افغانستان دوم تبدیل نماید. جمع‌بندی من این است که آقای نوری انسان ناشناخته‌ای برای همه ما است و زحمات ایشان قدر دانسته نشده و میراث ایشان متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است. خیلی‌ها هم که الان از تاجیکستان و نهضت اسلامی صحبت می‌کنند از ظن خود به تحلیل حزب نهضت اسلامی و دیگر امور می‌پردازند و قادر به تحلیل شخصیت ایشان نیستند.     اگرچه ممکن است تاجیکستان به لحاظ سیاسی و اقتصادی ضعیف‌تر از سایر کشورهای آسیای مرکزی باشد اما به جهت عقبه فرهنگی، تاجیک‌ها قوی‌ترین فرهنگ را در آسیای مرکزی دارند؛ لذا پرسترویکا و گلاسنوست در تاجیکستان به معنای بازگشت به فرهنگ خودی، فرهنگ نیاکان، احیای خط فارسی و خط نیاکان، بازگشت به هویت خودشان بود. در مرحله مربوط به دوران کمیسیون آشتی ملی علاوه بر وجوه انقلابی، اسلامی و دیپلمات بودن وجه دیگری از شخصیت آقای نوری بروز می‌یابد که می‌توان از آن به عنوان معمار صلح یاد کرد.   آقای نوری شخصیتی استثنایی بودند که جایگزینی برای آن نمی‌توان یافت. وی همچنین تمایلات خاصی نسبت به ایران داشتند. در واقع شکل‌گیری نهضت اسلامی تاجیکستان متأثر از انقلاب اسلامی ایران هم بود. گرچه ایران مستقیما بر آن تحولات اثر نگذاشت اما آنچه در ایران اتفاق افتاد در تاجیکستان بی‌اثر هم نبوده است. آنها خیلی دقیق اخبار ایران و تحولات ایران را دنبال  می‌کردند به طوری که شاید خیلی از ما در جریان برخی امور نبودیم. هدف از مباحث مربوط به حزب نهضت اسلامی و آقای نوری در ذیل موضوع آسیب‌شناسی روابط ایران و تاجیکستان انتقال این پیام بود که شناخت ما از بسیاری از مسائل تاجیکستان چندان گسترده نیست.   در وقایعی که در ارتباط با جنگ داخلی تاجیکستان رخ داد روس ها نقش بسیار پررنگی داشتند. بعد از فروپاشی شوروی افسران ارشد روس احساس می‌کردند اگر برگردند دیگر یدبیضایی که دارند نخواهند داشت. بنابراین اقدام به فروش سلاح هم به دولت و هم به اپوزوسیون کردند. درواقع از بیرون سلاح چندانی نرسید. چون مرز افغانستان در اختیار روس‌ها بود و تا مدت‌ها بعد هم فرودگاه‌ها توسط روس‌ها اداره می‌شد. بنابراین، روس‌ها یکی از منابع درآمدشان بحث فروختن سلاح بود.   روس‌ها حاضر نبودند نقش ایران را در مذاکرات صلح تاجیکستان بپذیرند. به عبارتی روس‌ها اصلا حضور ایران را برنمی تابیدند. آن ایام روابط روسیه با امریکا بسیار نزدیک بود. در کل اگر نقش ایران نبود، اگر روس‌ها  هم بعد از آن حمله مرزی متقاعد نمی‌شدند مذاکرات شروع نمی‌شد. ما با اپوزوسیون صحبت کردیم آنها با دولت صحبت کردند و نهایتا مذاکرات شروع شد. نخستین دور مذاکرات در مسکو بود و دوره‌های بعد در تهران برگزار شد و طبق آنچه خود هیأت دولت و هیأت اپوزوسیون به آن معتقد هستند نقشی که ایران در جریان مذاکرات صلح تاجیکستان داشت 80 درصد بود. درواقع ما جدی‌تر از روس‌ها در فرآیند مذاکرات صلح بودیم.   ضمنا، ترکیب اپوزوسیون دموکراتیک بود. لیکن خود دموکرات‌ها هم این نکته را دریافتند که اگر مسلمانان در میدان شهدا به میدان نمی‌آمدند وضعیت به گونه‌ای دیگر بود و دموکرات‌ها این قدرت را نداشتند.   آقای رحمان شاید با مشورت دوستانش در روسیه و جاهای دیگر سعی کرد در سه برهه دست به اقدامات مشخصی بزند. از 1997 تا 2001 سعی کرد تمرکز قدرت را داشته باشد، لذا  فرماندهان نظامی را بر گرد خود جمع کرد، از اعضای اپوزوسیون به دولت دعوت کرد و به آن پست و مقام داد و این افراد را جذب دولت کرد؛  از 2001 تا 2008 درصدد بود آرام آرام اپوزوسیون را به سمت خارج از بدنه دولت بکشاند. وضعیتی پیش آمد شد که خود آقای توری جان زاده به عنوان معاون نخست وزیر وقتی دید دیگر جایی برای بازی ندارد ناگزیر به جدایی از دولت شد. در هرحال، بعد از اتمام مذاکرات این کشورهای تضمین‌کننده می‌بایست نقشی می‌داشتند. اما آقای رحمان به گونه‌ای بازی کرد که این کشورهای تضمین‌کننده هم دیگر آنچنان نقشی نداشتند تا رسید به سال‌های 2008 به بعد.   در حال حاضر وضعیت اقتصادی تاجیکستان زیاد مناسب نیست. همین امر عاملی است که رئیس جمهور این کشور به جانب کشورهای عربی می‌رود و چون ایران در این میان قرار دارد، سعی دارد پول‌هایی از آنها بگیرد. عربستان، امارات و سایر کشورهای عربی هم حاضر به همکاری و حمایت از تاجیکستان هستند. توجه داشته باشیم امریکایی‌ها هم همکاری هایی دارند و چراغ سبزهایی به آقای رحمان نشان می‌دهند.   نگرانی اروپا از این است که باتوجه به بازگشت داعش و با توجه به آنچه در سوریه و عراق در حال وقوع است این مسئله به طور بالقوه تهدیدی برای آسیای مرکزی باشد. کسانی هم که از تاجیکستان به داعش پیوستند و از ناراضیان بودند الزاما اسلامی نبودند، رادیکال‌ها یا ناراضیانی بودند که اسلامیزه  شده‌اند.   پولی که از روسیه به تاجیکستان برمی‌گشت (در ارتباط با نیروی کار تاجیکستان که در روسیه مشغول به کار هستند)  متأسفانه در حال حاضر 30 درصد کاهش یافته است. که همین مسئله بر افزایش ناراضایتی‌ها دامن می‌زند و به خودی خود بر وضعیت اقتصادی اثر می‌گذارد. همانطور که می‌دانید اگر درآمدهای حاصل از نیروی کار تاجیکستان که بخش اعظم ان هم از روسیه است نباشد اقتصاد تاجیکستان نمی‌چرخد و شاید بتوان گفت بیش از بودجه کشور بخش عمده‌ای از همین درآمدها است.   در رابطه با عربستان باید گفت که عربستان خیلی پیش از اینها در آنجا فعال بوده است. به طوری که الان خیلی آشکارا در آنجا برای سلفی‌گری هزینه می‌کند. یک زمانی عربستان مخفیانه اقداماتی را انجام می‌داد و حتی اوایل استفاده از واژه وهابی در جامعه تاجیکستان بدترین ناسزا به حساب می‌آمد. اما الان عربستان کار را به جایی رسانده که نه تنها در تاجیکستان که در آسیای مرکزی مسجد می‌سازد و فعالیت آشکار دارد.   نکته بعدی مسئله ارتباط با روسیه است. باید این مسئله را حل کنیم. یعنی باید ببینیم سیاست ایران در آسیای مرکزی باید با هماهنگی با روسیه تنظیم شود یا مستقل از روسیه. آیا قرار است از دروازه مسکو با آسیای مرکزی کار کنیم یا با مسکو در آسیای مرکزی رقیب هستیم.   نکته بعدی پشتوانه تاریخی، زبانی، فرهنگی و دینی ایران و تاجیکستان است، با این حال، چرا این همه پتانسیل طی این 25 سال جواب نداده است؟ یا چرا کمتر از این پتانسیل‌ها استفاده شده است؟   شاید ضعف اقتصادی تاجیکستان از جمله دلایلی است که باعث شد ما کمتر به این کشور توجه کنیم. در موضوعات فرهنگی بر روی موضوعاتی که حساسیت برانگیزی کمتری دارند تمرکز کنیم و در موضوع اقتصاد رویکرد اقتصادی مشخص داشته باشیم نه مثل دوره آقای احمدی نژاد که در آنجا ایران حضور داشت اما از سر نیاز و طرف تاجیک این مسئله را درک می کند که اگر آقای بابک زنجانی در آنجا است به خاطر دورزدن تحریم‌ها است و اگر در آنجا حضور داشتیم برای این بود که گزینه جایگزین چندانی نداشتیم.   در بحث آسیب شناسی، منطقه آسیای مرکزی در اولویت سیاست خارجی دولت‌های مختلف در ایران نبوده است. اگرچه در زمان ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی این امر اولویت پیدا کرد اما در دستگاه سیاست خارجی نهادینه نشد. یعنی وابسته به ستادی بود که با انحلال آن ستاد  همه چیز از بین رفت.   اساسا چون اولویت دولت ما اقتصاد نیست. عملگرایی ای که در ارتباط با منطقه گفته می شود مشکلی را حل نمی کند. نیاز منطقه اقتصاد، سرمایه‌گذاری، انتقال تکنولوژی و تجارت هست. اما هیچ کدام از اینها را ما به صورت جدی نتوانستیم انجام دهیم.   در شمال ما 5 کشور منطقه آسیای مرکزی هستند که دوتا از آنها تاجیکستان و قرقیزستان اقتصاد بسیار ضعیفی دارند و بین 30 تا 50 درصد GDP این کشورها از درآمد حاصل از نیروی کار و کارگرانی است که به داخل کشورها عرضه می‌کنند. مجموع این‌ها 25 الی 30 میلیارد دلار نیست و سه کشور دیگر مثل ما صادر کننده انرژی هستند. انرژی را به سمت اروپا، به سمت غرب و شرق صادر می‌کنند. یعنی با شمال، شرق و غرب روابط دارند. یک زمانی در آغاز فروپاشی شوروی می‌توانستیم 20 میلیون تن کالا را از این منطقه محصور در خشکی ترانزیت کنیم، سال گذشته ترانزیت ما 6.5 میلیون تن بود. برای اینکه اینها چیزی برای مبادله با ما ندارند. آنها هم بازارشان مثل بازار ما است و  به چین و ترکیه انرژی صادر می‌کنند.   بسیار حائز اهمیت است که رابطه دو ملت ایران و تاجیکستان تداوم و گسترش یابد و ما تمام سعی‌مان بر این است که در این شرایط هم روابطمان را در قالب انجمن دوستی ایران و تاجیکستان داشته باشیم.     پایان گزارش/ هم اکنون، منتخبی از تصاویر این جلسه در بخش چندرسانه ای ایراس تقدیم علاقمندان شده است.   ]]> آسیای مرکزی Sun, 06 Aug 2017 07:41:12 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3282/آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو متغیرهای اثرگذار در بحران مجدد سیاسی-امنیتی قرقیزستان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3279/متغیرهای-اثرگذار-بحران-مجدد-سیاسی-امنیتی-قرقیزستان ایراس: انتخابات در کشور بحران زده قرقیزستان که طی یک دهه اخیر 2 انقلاب را تجربه کرده است، همواره برای این کشور چالشی جدی و اثرگذار در آینده سیاسی-امنیتی این کشور و منطقه آسیای مرکزی بوده است. پس از دوران «عسکر آقایف»، انتخاباتی که در مراحل زمامداری  «باقی اف» و «رزا آتونبایوا» روی داد، تحت تاثیر عواملی قرار داشت که نشانه‌های آن در 4 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری قرقیزستان اینبار نیز قابل مشاهده است. از تقابل احتمالی دو جریان قومی-فرهنگی شمال و جنوب تا دخالت‌های روسیه و حمایت غیرمستقیم از برخی نامزدها، این کوچکترین کشور آسیای مرکزی را از هم اکنون وارد چالش‌هایی امنیتی کرده است. اعلام عدم حضور «اتمبایف» در انتخابات از یکسو و بازی‌های پشت پرده وی و حمایت از نفرات خاصی برای کرسی رئیس جمهوری و نخست وزیری در کنار اصلاحات صورت گرفته در قانون اساسی، آینده این کشور را احتمالا دستخوش تغییراتی ساختاری خواهد کرد. در این بین، حمایت‌های کشورهای منطقه‌ای مانند روسیه و خارج از منطقه همچون عربستان و ترکیه را نیز باید افزود که دارای زمینه‌هایی برای دخالت در انتخابات آتی و روندهای پیش روی این کشور هستند. انتخابات، فرصتی برای ناآرامی در قرقیزستان جمهوری قرقیزستان که در اواسط دهه نود میلادی به جزیره دموکراسی در آسیای مرکزی معروف شده بود، پس از وقوع 2 انقلاب اساسی- ساختاری و البته خونین، اکنون بار دیگر بنابر تحرکات جریان‌های مختلف سیاسی رقیب، در آستانه بحران آفرینی دوباره قرار دارد. در سال 2005 و در پی ادعای تقلب در اعلام نتایج انتخابات پارلمانی، عسکر آقایف که از سال 1990 به کرسی ریاست جمهوری قرقیزستان دست یافته بود، سرنگون و در انتخاباتی زودهنگام «قورمان بیک باقی‌اف» با رای بالای 78 درصد مردم به کرسی ریاست جمهوری نشست. همچنین وی در یک دوره دیگر نیز توانست با کسب 89 درصد آرا رئیس جمهور شود. مخالفان، آقایف را متهم به ایجاد یک حکومت خانوادگی در کشور می کردند که عامل اختلاس، فساد و حیف و میل سرمایه ملی و سرکوب مخالفان بود.  باقی اف نیز پس از آنکه برسر کار حاضر شد، بنابر اعتراضاتی که علیه نتایج اتخابات پارلمانی در سال 2005 نیز همچنان ادامه داشت، پارلمان را در سال 2006 منحل و انتخاباتی با شاعبه‌های جدید برگزار کرد که در نتیجه آن، حزب «آک زول» حزب وابسته به رئیس جمهوری اکثریت کرسیها را از آن خود کرد و حزب اصلی مخالفین یعنی حزب آته مکین نیز بنابر عدم احراز حد نصاب لازم، از احراز کرسی‌های پارلمانی بازماند. همچنین دولت باقی‌اف پس از بدست‌گیری امور قول داده بود که به فساد اداری دوره عسگر آقایف پایان خواهد داد و کشور را روی سرمایه‌گذاری خارجی و جلب و حمایت سرمایه‌گذاران هدایت و با دیوان‌سالاری فاسد مبارزه خواهد کرد. اما طی سال‌های زمامداری، مردم قرقیزستان نتایج مورد انتظار را ملاحظه نکردند و از سال 2008 رفته رفته زمینه‌های اعتراضی باردیگر شکل گرفت. البته در این میان نبایستی از نقش بازیگران خارجی نیز غافل شد. به لحاظ وابستگی‌های قومی، در انقلاب سال 2005، جنوبی‌های محروم علیه شمالی‌های مرفه قیام کردند اما رهبران جنوبی که قدرت را به‌دست گرفتند، خود به شمالی‌ها تبدیل شدند. از این رو با وجود خاستگاه جنوبی‌ آقای باقی‌اف، مردم جنوب این بار از او حمایت نکردند و علیرغم اینکه در 23 جولای سال 2009 دوباره وی پیروز انتخابات شد اما در ماه آوریل 2010 در نتیجه انقلاب/کودتا کنار زده شد. البته ذکر این نکته نیز قابل اهمیت است که سیاست خارجی باقی اف مانور بین منافع روسیه، آمریکا و چین بود و از دیگر دلایل سرنگونی وی نیز نقش و بازیگری بازیگران خارجی را میتوان برشمند. باقی اف در سال 2009 با میدویدوف رئیس جمهور پیشین روسیه به توافق رسید که در ازای تعطیلی پایگاه آمریکایی «مناس» 1.7 میلیارد دلار دریافت می کند. حتی پارلمان قرقیزستان هم به جانبداری از تعطیلی این پایگاه رای داد. ولی بعد از چند ماه باقی اف با آمریکا در خصوص تبدیل پایگاه آمریکا به مرکز حمل و نقل ترانزیتی به توافق رسید که این موضوع مسکو را شدیدا ناراحت کرد. بعد از این بود که کرملین اقدام به اعمال فشارهای مختلف سیاسی، اقتصادی (از جمله عدم واگذاری سوخت به قرقیزستان) و رسانه ای علیه بیشکک کرد و جو داخلی قرقیزستان را علیه باقی اف بر آشفت. در ابتدای سال 2010 تظاهرات مخالفان دولت شکل گرفت که در فضل بهار به درگیری های مسلحانه تبدیل شد این درگیری‌ها از شهر شمالی «تالاس» آغاز شد و در جریان آن، معترضان با حمله به چندین ساختمان دولتی از جمله شهرداری و استانداری به زد و خورد شدید با پلیس و نیروهای امنیتی پرداختند. این بود که درگیری و خشونت به سرعت به دیگر نقاط کشور کوچک قرقیزستان از جمله بیشکک کشیده شد و وقتی قریب به 5000 نفر از معترضان آهنگ تصرف کاخ ریاست جمهوری را کردند، زد و خوردها شدت یافت و بیش از 1600 نفر کشته و زخمی شدند که در نهایت تنها یکسال پس از انتخابات، در ماه آوریل و با اشغال ساختمان‌های ریاست جمهوری، دولت، پارلمان و...باقی اف مجبور به فرار شد و شکنندگی مسئله امنیت کرسی ریاست جمهوری در این کشور را بار دیگر ثابت کرد. البته این فعل و انفعالات سیاسی به همینجا ختم نشد. در پس زمینه تحولات پایتخت، در جنوب قرقیزستان دست‌هایی برای ایجاد اختلاف و درگیری‌های قومی وارد عمل شد و در روز های14-13 ماه می پس از این که طرفداران باقی اف رئیس جمهوری مخلوع قرقیزستان برای مدت کوتاهی ساختمان‌های دولتی را به تصرف خود درآوردند در استان جلال‌آباد میان قرقیزها و ازبک‌ها درگیری قومی شدیدی به وقوع پیوست که در نتیجه آن هزاران نفر، آواره و صدها نفر نیز کشته و مجروح شدند. پس از این ماجراها بود که در نهایت رزا آتونبایوا بعنوان رهبر مخالفان دولت قبلی کار خود را آغاز، انتخابات زودهنگام پارلمانی را برگزار، رفراندوم قانون اساسی را تایید و در نهایت در انتخاباتی بار دیگر زودهنگام، اتمبایف رهبر حزب سوسیال دموکرات که تا پیش از این نخست وزیر قرقیزستان بود، بعنوان چهارمین رئیس جمهور این کشور آسیای مرکزی برای مدت 6 سال انتخاب شد. موارد گفته شده، نشانی بر سنت چالشی بودن ادوار گذشته انتخابات در قرقیزستان است. انتخاباتی که در این دوره نیز برگزار خواهد شد، تمامی دلایل تحولات و حوادث امنیتی-سیاسی دوره‌های قبلی را داراست و پیشبینها نیز حکایت از احتمال بحرانی تر شدن اوضاع سیاسی در این کشور را میدهد. مروری بر کاندیدای اصلی شرکت کننده در انتخابات و گریشات و سناریوهای احتمالی، شاید بتواند تاحدودی این فرضیه را نیز تایید کرد.  مهمترین کاندیدای انتخابات و گرایشات قومی آنان سرانجام پس از کش و قوس فراوان، 23 مهر (15 اکتبر) موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری قرقیزستان اعلام شد. تا این لحظه نفرات مشخصی با چارچوب کاری و تعلقات قومی قابل احراز در این انتخابات اعلام حضور کرده‌اند که اسامی آنان بدین شرح است: 1- از جمله مهمترین شرکت کنندگان در انتخابات، «سارانبای ژنبیک‌اف» نخست وزیر کنونی و فرد مورد حمایت اتمبایف و حزب سوسیال دموکراتیک است. وی به لحاظ قومی فردی متعلق به جنوب محسوب میشود و به همین لحاظ، برخی اطرافیان رئیس‌جمهور از تصمیم وی برای انتخاب نخست‌وزیر  در انتخابات ناراضی هستند. وی خویشاوندان زیادی در جنوب داشته و این ریسک وجود دارد که برخی از آنها می‌خواهند بخشی از جریان‌های مالی را کنترل کنند. اگر سارانبای ژنبیک‌اف رئيس‌جمهور شود، کار با تغییر ساده تیم ریاست جمهوری به پایان نخواهد رسید. پیروزی وی به تغییر تعادل فعلی بین "شمال" و "جنوب" به نفع جنوب منجر می‌شود. بر همین اساس، امکان کارشکنی داخل حزب و حتی ظهور دومین نامزد از تیم فعلی ریاست‌جمهوری نیز وجود دارد. انتخاب ژنبیک اف، در حالی صورت گرفت که بنابر اطلاعات موجود، در ابتدا قرار بوده است «صفر عیساکف» رئیس نهاد ریاست جمهوری، نامزد مورد حمایت اتمبایف باشد، اما پس از سفر وزیر دفاع روسیه به بیشکک، سارانبای معرفی و فعالیت انتخاباتی وی نیز تشدید شد و این فرضیه را در ذهن متبادر ساخت که ممکن است روسیه در پشت پرده سعی کرده است در این انتخابات نقش آفرینی نماید. 2- اموربیک بابانوف، نخست وزیر سابق و تاجر مشهور رقیب اصلی سارانبای شمرده می‌شود. وی اهل شمال بوده و یک تیم حرفه‌ای که دارای بودجه کافی نیز است نیز برای بابانوف کار می‌کند. در میان ابزارهای بابانوف می‌توان به حزب «جمهوری» با شبکه موثر منطقه‌ای و اقدامات آموزشی منظم برای اعضایش، مجموعه‌ای از میادین اطلاعاتی تحت کنترل سیاست‌مدار که شرکت تلویزیونی NTS قوی‌ترین آنها محسوب می‌شود و تیم قوی که در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند، اشاره کرد. همچنین تا اینجای کار، از میان نامزدهای اصلی شرکت کننده، بابانوف – محبوب‌ترین فرد در میان جوانان است. اما از سوی دیگر، علیه بابانوف شایعاتی در مورد تابعیت دوگانه (قزاقستان) و منشاء غیر قرقیزی وی (از طرف مادری، کرد در نظر گرفته می‌شود) وجود دارد که برای رای دهندگان قرقیزستان غیرقابل قبول است. همچنین این مسئله نیز تاحدودی معلوم است که نامزدی بابانوف حمایتی از خارج - از جمله روسیه که از وی یک تصویر ضد روسی در آنجا ایجاد شده است – نخواهد داشت. 3- از دیگر نامزدهای قعطی ریاست جمهوری قرقیزستان تمیر ساری‌اف است. ساری اف از اهالی شمال و دارای یک تیم با نفوذ بوده و از ماهها قبل به طور فعال به سراسر کشور سفر کرده و با ساکنان محلی دیدار می‌کند. البته یکی از این مشکلات عمده ساری اف، عدم دسترسی وی به یک مکانیسم موثر فعال و همچنین رسانه‌های بزرگ تاثیرگذار است. ساری اف تاکنون از اظهارات تند اجتناب کرده و اعلام کرده است حفظ امکان گفت و گو با تمام بازیگران سیاسی را ترجیح می دهد. 4- باکیت تارابایف سومین فرد از میان نامزدهای برجسته ریاست جمهوری است. فعالیت وی در رسانه‌ها بسیار کم است، اما این تاجر جوان (44 سال) دارای حداقل چهره مورد نیاز در میان افکار عمومی جامعه است.تارابایف بر خلاف ساری اف که از موضع گیری علیه دیگر رقبا خودداری کرده است، سبک درگیری را انتخاب کرده و طی چند ماه اخیر نسبت به دیگر نامزدها از اظهارات تندتری استفاده می‌کند. (تارابایف در طی سالی گذشته نیز بارها از طرح‌های آتامبایف انتقاد کرده است). نکته مهم، وابستگی منطقه‌ای وی است. تارابایف از اهالی جنوب بوده و تاثیر قابل توجهی در جلال آباد دارد. حال آنکه بابانوف و ساری‌اف بومیان بخش شمالی قرقیزستان هستند و همین موضوع تارابایف را نه تنها به یک متحد بالقوه برای نامزدهای شمال، بلکه به یک رقیب احتمالی برای سارانبای ژنبیک‌اف تبدیل کرده است که در صورت تحریک مردم به انتخابی با گرایشات قومی، گزینه قابل تاملی می‌تواند محسوب گردد. 4- از جمله دیگر چهره‌های مدعی کسب قدرت، گروه اپوزیسیون دموکراتیک با رهبریت «اموربیک تکه‌بایف» است. وی که رهبریت فراکسیون حزبی «آته مکین» (یکی از احزاب تشکیل‌‌دهند‌ه ائتلاف اکثریت مجلس) در پارلمان قرقیزستان را نیز بر عهده دارد، علیرغم طرفداران نه چندان پرشمار در بیشکک که حدود 7 درصد پیش بینی می‌شود، دارای هواداران قابل توجهی در مناطق جنوبی خصوصا در استان تاثیرگذار «اوش» می‌باشد. وی که چندی پیش با برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی مخالفت کرده بود، پس از انجام رفراندوم، با اتهام پرونده کیفری در رابطه با موضوع غارت‌گری در سال 2010 و دسیسه سهام «مگا کوم» مواجه شد. اصل موضوع مخالفت آتامبایف و تکه بایف از آنجایی شکل گرفت که رهبر آته مکین مدعی شد اتمبایف قصد دارد با انجام تغییرات در قانون اساسی قرقیزستان و با استفاده از تجربه روسیه در قدرت باقی بماند. تکی‌بایف در حال حاضر به اتهام دریافت رشوه در زندان موقت کمیته دولتی امنیت ملی به‎سر می‌برد و اکنون حامیان تکه بایف برای سازمان‌دهی تظاهرات توده‌ای فاقد انسجام لازم بوده و گفته می‌شود تنها گروه کوچکی از شهروندان نگران به سرنوشت وی هستند و حتی اگر تکه بایف قبل از انتخابات آزاد شود، شانسش برای رقابت بسیار کم است. سناریوهای احتمالی 1- تاکنون بجز هزمانی سفر وزیر دفاع روسیه به بیشکک و اعلام حمایت اتمبایف از سارانبای ژنبیک‌اف، نشانه خاصی مبنی بر حمایت احتمالی روسیه از افراد نامبرده شده وجود ندارد. در اینصورت، اگر آتامبایف و نزدیکانش نتوانند تا حداکثر 2 ماه دیگر حمایت مسکو را جلب کنند، انحلال قبل از موعد پارلمان که با توجه به قانون اساسی کشور به طور خودکار دوره ریاست جمهوری وی را تمدید خواهد کرد، یکی از گزینه‌های احتمالی محسوب میگردد. البته این گزینه از لحاظ استراتژیک منفعت کمتری برای آتامبایف و گروهش دارد، اما واقع‌بینانه است. خطر این سناریو برای آتامبایف در این است که حزب سوسیال دموکرات دیگر نخواهد توانست در انتخابات، پیروزی قابل توجهی همچون دوره قبلی بدست آورد و مواضع تیم فعلی نیز تاحدودی تضعیف خواهد شد. این گزینه یک اقدام انتحاری محسوب میگردد که اتمبایف می‌تواند در صورت وخامت اوضاع و عدم حمایت داخلی و خارجی از گزینه وی، آنرا به مورد اجرا قرار دهد. 2- بنابر رصد اتفاقات اخیر قرقیزستان، تا این لحظه، سارانبای ژنبیک‌اف به جهت اینکه گزینه مورد حمایت دولت است، در حال حاضر بیشترین بخت پیروزی در انتخابات را دارد. پس از پیروزی احتمالی ژنبیک اف، آتمبایف به بهانه انتقاد از بی لیاقتی نمایندگان فعلی پارلمان که انتقادات زیادی در جامعه متوجه آنان نیز است، احتمالا انتخابات زودهگام پارلمانی را برگزار خواهد کرد و در آن به تقویت مواضع حزب سوسیال دموکرات خواهد پرداخت و حزب جدیدی که تحت نظارت سوسیال دموکرات است را وارد پارلمان خواهد کرد. اتمبایف قصد دارد علاوه بر جایگزینی فرد مورد نظر خود در پست ریاست جمهوری ترکیب اعضای پارلمان را از 3 حزب سوسیال دموکرات، یک حزب جدید، و رسپوبلیکا تشکیل دهد و با حمایت از «صفر عیساکف» رئیس فعلی نهاد ریاست جمهوری، بعنوان نخست وزیر آینده، بصورت در سایه همچنان مدیریت کشور را خود در اختیار داشته باشد. ذکر این نکات نیز قابل توجه است که صفر عیساکف بعنوان نامزد کسب کرسی نخست وزیری فارغ تحصیل نهاد آموزشی گولن است. ایدئولوژی محوری از آموزه هایی است که دانشجویان وی در قرقیزستان همواره خود را پایبند به آن میدانند. همچنین، سارانبای ژنبیک‌اف نیز با عربستان روابط خوبی داشته و گفته می‌شود، برای تبلیغات انتخاباتی، پول‌هایی از این کشور نیز گرفته است. 3- به جهاتی که قرقیزستان کشوری با اکثریت مردمان مسلمان نیز اطلاق میشود، ظهور سیاست‌مدار کاریزماتیک اسلامی می‌تواند گزینه قابل تاملی باشد. مدعی پست ریاست جمهوری که از مدل «مرد صالح» استفاده می‌کند، می‌تواند آراء زیادی هم در شهرها و هم در روستاها جمع کند. با این حال، هنوز چنین فرد یا افرادی در سیاست‌های عمومی ظهور نیافته‌اند. حزب «اونوگو» به رهبری باکیت تارابایف تاکنون نشانه‌هایی از این سیاست را در شعارهای انتخاباتی خود نشان داده است اما تاکنون راهبرد مشخصی در این حوزه ارائه نکرده است. 4- سناریوی ائتلاف آتامبایف با اموربیک بابانوف، رهبر حزب پارلمانی «رسپوبلیکا-آتاژورت» یا همان جمهوری، از جمله گزینه‌های موجود است. بابانوف دارای منابع مالی کافی، پشتیبانی رسانه‌ای حرفه‌ای و تاثیر بر رای‌دهندگان در تمام مناطق کشور است، اما بدون کمک دولت فعلی وی نیز نمی‌تواند در انتخابات پیروز شود. همانطور که گفته شد علیه بابانوف شایعاتی در مورد تابعیت دوگانه وجود دارد که برای رای دهندگان قرقیزستان گزینه مهمی است. با این حال، چنین اتحادی غیر قابل اعتماد مینماید و اطرافیان آتامبایف آگاهند که بابانوف، سیاست‌مداری برجسته است که می‌تواند با رسیدن به قدرت بلافاصله تمام همراهان فعلی رئيس‌جمهور را خنثی و آنان را از دایره قدرت کنار بگذارد. 5- انتخاب ژنبیک‌اف از سوی اتمبایف چندان به مذاق برخی اطرافیان دولت خوش نیامده است و آنان بصورت غیررسمی اعلام می‌کنند «عیسی امورکولوف»، شهردار سابق بیشکک و همچنین «چینیبای تورسون‌بیک‌اف»، رئیس فعلی مجلس از گزینه‌های احتمالی مخالفان داخلی دولت هستند. البته تا این لحظه این افراد برای شرکت در انتخابات نیز اعلام حضور نکرده‌اند اما اگر سناریوی ظهور نامزد دوم از حزب ریاست جمهوری سوسیال دموکرات محقق شود، ممکن است وضعیت سارانبای ژنبیک‌اف نامزد مورد حمایت اتمبایف بطور کلی تغییر کند و تلاش رئیس جمهور فعلی برای ماندن در قدرت از طریق دولت در سایه، با چالشی اساسی مواجه گردد. جمع بندی بحث: انتخابات ریاست جمهوری قرقیزستان عموما با چالش‌هایی امنیتی-سیاسی در طول 2 دهه گذشته برگزار شده است و در حالی قرار است تا 2 ماه دیگر نامزدهای این دوره برای اشغال کرسی اتمبایف تلاش کنند که رصد تحولات حال حاضر این کشور نشان می‌دهد، این همانیهای بسیاری میان آنچه زمینه ساز وقوع درگیری و خشونت در ادوار گذشته انتخابات بروز کرده بود، با رویدادهای اینبار وجود دارد. در این دوره نیز، بسترهای محیطی شامل عوامل داخلی حاضر در قدرت، رقابت های شمالیها و جنوبیها، و نقش آفرینی بازیگران خارجی، کارزار انتخابات  را با ساختار غیر معمولی روبرو خواهد ساخت. در این دوره البته به نظر می رسد که آقای اتمبایف تلاش دارد با توسل به مدیریت تحولات و سرکوب مخالفان، از تکرار تظاهرات و تحولات مشابه سالهای 2005 و 2009 جلوگیری کند اما این مسئله را نیز باید درنظر داشت به جهت آسیب‌های وارده طی یک دهه گذشته بر عموم مردم، آنان شکیبایی کمتری در برابر آنچه که بی کفایتی حکومت در کنترل اوضاع خوانده میشود نشان خواهند داد و ممکن است اوضاع با کوچکترین تحریک بازیگران داخلی تاثیرگذار یا قدرتهای خارجی متشنج گردد. این در حالیست که ظاهرا در این دوره، رهبران مخالف نیز در نظر دارند برخلاف نتیجه انتخابات ادوار گذشته که رئیس جمهوری انتخاب و سپس موضع گیری‌ها علیه وی آغاز میشد، اینبار ضمن تلاش برای برکناری رئیس جمهوری سابق از قدرت پشت پرده، موضع قاطعانه تری در برابر او اتخاذ کنند. در همین حال، تفاوت شاخص میان این انتخابات و ادوار گذشته، حضور جریان افراط پشت مرزها و البته داخل این کشور است که میتواند بعنوان جرقه اصلی کشانده شدن و سرایت کانون اصلی بحران تندروی اسلامی منطقه به این کشور و البته آسیای مرکزی، محسوب شود. اگر ساختار فعلی قرقیزستان نتواند جلوی درگیری‌های آغاز شده سیاسی در حال تشدید را نگیرد، و مسائل قومیتی شمال و جنوب بار دیگر سرباز کند، نتنها عواقب تشنج اوضاع به نفع هیچیک از این اقوام نخواهد بود بلکه، بهانه‌ای به دست گروه‌های فرصت طلب خارجی  داده خواهد شد تا از ظرفیت ناامنی بمنظور پیاده سازی پروژه‌ کلان خود که همانا طرح و توسعه ایده خلافت اسلامی است، استفاده نمایند.    نویسنده: سیدمحمد علوی زاده منبع: ایران شرقی http://easterniran.com/fa/doc/analysis/657   ]]> آسیای مرکزی Wed, 02 Aug 2017 10:28:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3279/متغیرهای-اثرگذار-بحران-مجدد-سیاسی-امنیتی-قرقیزستان پایان نیاز ایران به گاز ترکمنستان http://www.iras.ir/fa/doc/news/3277/پایان-نیاز-ایران-گاز-ترکمنستان ایراس: به گزارش  اتاق تهران، در مراسمی ویژه و با حضور مقامات عالی رتبه کشور خط لوله انتقال گاز «دامغان- کیاسر- ساری- نکا» افتتاح شد؛ خط لوله ای که به گفته مسئولان شرکت ملی گاز ایران می تواند پایانی بر نیاز کشور به تامین گاز از کشور ترکمنستان باشد. این خط لوله 42 اینچی به گفته مسئولان شرکت ملی گاز به طول 150 کیلومتر ظرفیت انتقال 50 میلیون متر مکعب گاز را دارد و می تواند گاز سه استان مازنداران، گیلان و گلستان را تامین کند. یکی از مشکلات این سه استان شمالی به خصوص در فصل پیک مصرف در زمستان کاهش فشار و نیاز به تامین گاز از کشور ترکمنستان بود که با افتتاح این خط لوله این مشکل برای همیشه حل می شود. در ارتباط با اهمیت افتتاح این خط لوله رضا پدیدار عضو هیات نمایندگان اتاق تهران و کارشناس امور انرژی می گوید:« قرارداد ایران با ترکمنستان یک قرارداد تاریخی بود که در سال 1370 و در زمان دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی برای مدت 25 سال به امضا رسید که بعدها تمدید شد و مورد بازنگری قرار گرفت اما نکته مهم در این قرارداد که تاکنون به آن پرداخته نشده این است که این قرارداد الزام آور نیست یعنی در این قرارداد ذکر نشده است که ایران باید هرساله از ترکمنستان گاز خریداری کند بلکه در قرار داد آمده است که باتوجه به نیاز و درخواست ایران و با توافق ترکمنستان این کشور به ایران گاز صادر کند که باتوجه به افتتاح خطوط لوله انتقال گاز «دامغان- کیاسر- ساری- نکا» و همچنین افتتاح فازهای جدید گازی در پارس جنوبی و تکمیل ظرفیت ها ( در فازهای 15،16،17،18 و 19 که در شرف افتتاح است) دیگر نیازی به دریافت گاز از کشور ترکمنستان وجود نخواهد داشت.» وی در ادامه با اشاره به مشکلاتی که در سال های گذشته برای دریافت گاز از ترکمنستان به وجود آمده است و در نهایت به قطع گاز صادراتی از این کشور به ایران در اوج روزهای سردسال در سال گذشته ختم شد، گفت:« راه اندازی خط لوله گازی جدید در واقع طبق برنامه پنجم توسعه کشور صورت گرفته تا وابستگی کشورمان را تحت هر شرایط به کشور همسایه ترکمنستان قطع کند اگرچه که مقامات رسمی کشورمان براساس حسن همجواری و همکاری دو جانبه با کشورهای همسایه تمایل دارند در یک شرایط برد-برد همچنان به قراردادهایی مانند واردات گاز از کشور ترکمنستان پایند باشند و آن را ادامه دهند آن هم در شرایطی که مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران تاکنون چندین بار اعلام کرده است ایران از نظر توان تولید دیگر نیازی به واردات گاز از کشور ترکمنستان ندارد.» وی درادامه به برخی از بدعهدی های ترکمنستان در پایندی به قرارداد صادرات گاز به ایران اشاره کرده و می گوید:« حدود 7 سال پیش و در جریان بازنگری قرارداد گاز با ترکمنستان توافق شد که باتوجه به نیاز این کشور به تجهیزات صنعت نفت و گاز ( که تا آن زمان از روسیه بیشتر وارد می کردند) تا نیمی از پول واردات گاز به صورت تامین تجهیزات ( از طریق شرکت بازرگانی گاز) پرداخت شود و حتی در این زمینه هرسال نمایشگاه هایی نیز از سوی شرکت های ایرانی در عشق آباد برگزار شد ولی نکته مهم این است که ترکمنستان در خرید تجهیزات طبق توافق عمل نکرده است و بیشترین میزان خرید تجهیزاتش از ایران 500 میلیون دلار بوده است که مربوط به سه سال پیش می شود. توجه داشته باشید که تا پیش از بروز مشکلات بین ایران و ترکمنستان روی موضوع صادرات گاز؛ ایران سالانه حدود 2 تا 2.2 میلیارد دلار گاز از ایران کشور وارد می کرد و طبق توافق صورت گرفته باید در حدود یک میلیارد دلار این کشور از شرکت های ایرانی تجهیزات خریداری می کرد در حالی که این میزان یک سال 500 میلیون دلار، سال بعد از آن 600 میلیون دلار و سال آخر ( دو سال پیش) تنها 200 میلیون دلار بوده است.» رضا پدیدار عضو کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران در ادامه با اشاره به اینکه خط لوله جدیدی که افتتاح شد در آینده و باتوجه به طرح های توسعه کشور می تواند نقش مهمی در صادرات گاز ایران داشته باشد، می گوید:« ظرفیت تولید گاز کشور در حال حاضر 750 تا 760 میلیون متر مکعب در روز است و میزان مصرف ما در اوج ( پیک سرما) به 560 تا 570 میلیون مترمکعب می رسد در کنار این 30 تا 35 میلیون متر مکعب نیز گاز به ترکیه صادر می شود و به کشورهای آذربایجان، ارمنستان و عراق هم صادرات داریم ولی آن چه برای آینده برنامه ریزی شده رسیدن به ظرفیت تولید یک میلیارد متر مکعب در روز، طبق برنامه ششم و تا سال 1400و رسیدن به یک میلیارد و 200 میلیون مترمکعب تا افق 1404 است، اتفاقی که می تواند ظرفیت های بسیاری برای صادرات گاز کشور به کشورهای همسایه و اروپا فراهم کند و در این شرایط خط لوله جدید می تواند نقشی مهم در صادرات گاز کشورمان داشته باشد.» پایان خبر/   ]]> اقتصاد و انرژی Wed, 02 Aug 2017 07:52:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3277/پایان-نیاز-ایران-گاز-ترکمنستان