موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سیاست خارجی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/defense-and-security Tue, 12 Dec 2017 13:43:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 12 Dec 2017 13:43:09 GMT سیاست خارجی 60 جایگاه ایران در تحولات آتی قفقاز در افق 2020 اتحادیه اروپا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3465/جایگاه-ایران-تحولات-آتی-قفقاز-افق-2020-اتحادیه-اروپا بعد از توافق برجام و افزایش نقش جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه ای، در دو طرح پژوهشی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا با نام های «منابع درونی بی ثباتی اجتماعی در قفقاز و فرصت های اتحادیه اروپا در پاسخ به آن» و «امنیت و دموکراسی در همسایگی اتحادیه اروپا؛ مورد قفقاز» که به صورت تخصصی در مورد سیاستگذاری اتحادیه اروپا برای افق 2020 در قفقاز فعالیت می کنند، نام ایران به عنوان یکی از بازیگران ترتیبات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی گنجانده شد. شایان ذکر است، تمامی طرح ها در سالهای 2010 تا 2014 نگارش یافته بود و در آن لزومی نیافته بودند که نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه را بررسی کنند و نقشه راهی در خصوص تعامل با ایران در قفقاز پیشبینی نمایند، ولی بعد از برجام، این دیدگاه تغییر کرد و هم اکنون به عنوان یکی از بازیگران آینده قفقاز مطرح است و در سیاست اتحادیه اروپا برای بعد از 2020 مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. در این دو طرح 16 موسسه اروپایی نتایج تحقیقات خود در عرصه های مختلف قفقاز را به سه صورت «خلاصه سیاستی»، «کاربرگ» و «منشورات علمی» عرصه کردند. به طور کلی تمرکز تحقیقات بر روی مسائلی همچون مدیریت منابع، دموکراسی و امنیت، مهاجرت و فقر، اقتصادی محلی و توسعه اجتماعی، جامعه مدنی و دموکراسی سازی، مذهب و سیاست، مناقشه های امنیتی و همسایگان است.   در بخشی از این طرح به نقش سازنده ایران و سازگاری سیاستهای آن با اتحادیه اروپا در مناقشه قره باغ پرداخته شده و پیشنهاد گردیده که ایران به عنوان یک میانجیگر در گفتگوهای طرفین وارد گردد. موضوع انتقال انرژی ایران از طریق خطوط موجود در قفقاز و ترکیه به اروپا، یکی از بخشهای پرداخته شده در این طرح ها است که ایران را یکی از تامین کننده های آینده انرژی اروپا برشمرده است. اتحادیه اروپا، ترتیبات امنیتی ج.ا.ایران در قفقاز را یک نمونه موفق از سازگاری منطقه ای در جهت ثبات و صلح توصیف کرده که با تمامی کشورهای قفقاز جنوبی (ارمنستان، گرجستان و آذربایجان) و کشورهای همسایه قفقاز جنوبی (روسیه و ترکیه) بدون هیچگونه مناقشه ای، روابط مناسبی دارد و همواره درصدد ارتقا آن بوده است. این کاملا برخلاف سیاست ترکیه (مناقشه با ارمنستان) و سیاست روسیه (مناقشه با گرجستان) در منطقه است. همچنین اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده است که عدم شکل‌گیری نظام فراگیر و پایدار و تداوم ناامنی و بی‌ثباتی در قفقاز با عوامل همچون موقعیت ژئوپلیتیک و منابع عظیم نفت و گاز در آن و در نتیجه، افراط‌گرایی دینی، تنش‌های قومی و فرقه‌ای، تروریسم، دولت‌های ضعیف و شکننده و عدم اعتماد بازیگران منطقه‌ای به یکدیگر است، لذا در صدد کاهش این عوامل با بازی گرفتن از نقش مثبت همسایگان میباشد.   اجرای سیاست مهار علیه ایران از سوی آمریکا و تحریم های بین المللی، امکان اجرای نقش فعال ج.ا.ایران در منطقه را محدود کرده و با وجود اشتراک‌ها و پیوند‌های تاریخی با مردم آذربایجان، گرجستان و ارمنستان، امکان توسعۀ روابط قابل قبول در کشورهای قفقاز جنوبی فراهم نگردیده است. از این رو ج.ا.ایران بالاجبار برای پیشبرد اهداف خود به ائتلاف‌های منطقه‌ای با سایر کشورهای بانفوذ در قفقاز همانند روسیه و ترکیه روآورده است. محور باکو ـ تهران ـ مسکو، محور باکو ـ تهران ـ آنکارا، محور مسکو ـ تهران ـ ایروان، محور تفلیس ـ ایروان ـ تهران از جمله فعالیتهای سیاسی ـ امنیتی ایران تاکنون بوده است.   تأمین امـنیت و حـفظ صـلح و ثبات منطقه‌ای نیازمند همکاری و کنش مشترک همه کشورهای منطقه با همکاری سازمانهای بین المللی از جمله اتحادیه اروپا و بدون دخالت نظامی و امنیتی قدرتهای فرامنطقه‌ای می‌باشد. الگوی امنیتی ج.ا.ایران تاکنون شامل همکاری سه کشور منطقه (ارمنستان، آذربایجان، گرجستان) + سه کشور همسایه قفقاز (روسیه، ترکیه، ایران) + اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی است (3+3+1).   به نظر می رسد که اتحادیه اروپا، نقش ج.ا.ایران را در مقابل اقتدارگرایی روسیه در قفقاز جنوبی نیاز دارد، زیرا تا حدود زیادی در این مورد خاص، سیاستهای ما نزدیکتر به اتحادیه اروپاست تا روسیه. برای جلب نظر سایر بازیگران از جمله اتحادیه اروپا، افزایش پویایی در سیاست منطقه ای ما در قفقاز مورد نیاز است. سفر هیات های عالی رتبه سیاسی و امنیتی به قفقاز جنوبی و بالعکس، برگزاری نشستهای بین المللی در خصوص مسائل قفقاز از جمله قره باغ و ابلاغ رسمی سیاست قفقاز ج.ا.ایران در خصوص ترتیبات امنیتی و اقتصادی می تواند نقش بسزایی در کوتاه مدت در افزایش نقش ایران در منطقه ایفا نماید.   ایجاد دبیرخانه قفقاز در شورای عالی امنیت ملی و تعیین مسئول مشخص با عنوان نماینده ویژه ج.ا.ایران در امور قفقاز جهت هماهنگی تمامی ارگانهای مربوطه و فعال کشورمان در منطقه، از لزومات افزایش نقش و داشتن سیاست یکپارچه منطقه ای است که تمامی رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای ما با شکلها و عناوین مختلف این نوع سیاستگذاری یکپارچه را سالها پیش ایجاد کرده اند. دادن دستورالعمل به سفرای کشورمان در منطقه جهت افزایش رایزنیها با نمایندگان دفاتر اتحادیه اروپا در قفقاز، می تواند تاثیر مستقیم بر سیاست اروپا در تعامل با ج.ا.ایران داشته باشد.   حال که گستره همکاری های تجاری و اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا رو به فزونی است، بحث گشایش دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا در تهران نیز مطرح شده تا بر سرعت همکاری های بیفزاید؛ موضوعی که به دلیل برخی مسائل و موانع هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.     نویسنده: حامد کاظم زاده، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات اروپای شرقی دانشگاه ورشو   ]]> سیاست خارجی Mon, 11 Dec 2017 04:04:32 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3465/جایگاه-ایران-تحولات-آتی-قفقاز-افق-2020-اتحادیه-اروپا انتشار نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» http://www.iras.ir/fa/doc/note/3468/انتشار-نسخه-روسی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» با ویراستاری علمی آقای ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس) و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی از سوی موسسه ایراس منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند.   در این مجموعه، ١٠ مقاله منتخب از کارشناسان و اساتید ایران و منطقه گردآوری و تدوین شده است. آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان، (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس)، سبحان طالب ­لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان) و روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.   با توجه به حوزه زبانی گسترده زبان روسی در مراکز مطالعاتی، دانشگاهی و اجرایی فدراسیون روسیه و مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، امید است  انتشار نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» بتواند به فهم بهتر پیچیدگی‌ها، برداشت‌ها و انتظارات موجود بین ایران و کشورهای منطقه قفقاز جنوبی کمک کند و سیاستگذاران و نهادهای مسئول در حوزۀ سیاست خارجی و نیز همۀ علاقه‌مندان به مباحث حوزۀ قفقاز از آن استفاده نمایند.       ]]> سیاست خارجی Sat, 09 Dec 2017 17:21:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3468/انتشار-نسخه-روسی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی موانع توسعه همکاری ایران و کشورهای آسیای مرکزی؛ راهکارهای پیشنهادی برای کاهش مشکلات موجود http://www.iras.ir/fa/doc/article/3456/موانع-توسعه-همکاری-ایران-کشورهای-آسیای-مرکزی-راهکارهای-پیشنهادی-کاهش-مشکلات-موجود   مقدمه از یازدهم دی ماه سال 1371 (اول ژانویه 1992) که تصمیم برای فروپاشی اتحاد بین 15 جمهوری سابق شوروی به مورد اجراء گذارده شد، تا کنون نزدیک 26 سال می گذرد. در این بازه زمانی فرصت های بی نظیری برای توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی یعنی ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان بوجود آمده است. اما متاسفانه ایران به دلایل گوناگون تنها از بخش محدودی از این فرصت ها استفاده کرده است.   در این 26 سال تاکنون صدها مقاله در باب دلایل و عوامل موفق نبودن ایران در این حوزه مهم جغرافیایی که در واقع عقبه استراتژیک ایران محسوب می شود، ارائه گردیده و سخن بسیار درباره راه های توسعه مناسبات در سمینارها و میزگردها گفته شده است. اما گویا مخاطبان اصلی این سخنان رفع این موانع در اولویت کاریشان نیست و یا اصولا اینگونه جمع بندی ها و راهکارها را به دلایل مختلف قبول ندارند و در نتیجه برای اجرایی شدن آنها هم گام اساسی برداشته نمی شود.   با این حال نگارنده معتقد است در آغاز کار دولت دوازدهم فرصت را غنیمت شمرده با توجه به تغییرات اخیر در دولت های ازبکستان و قرقیزستان و انتظار برای ایجاد تغییرات در دولت های قزاقستان و تاجیکستان در یکسال آینده می توان باردیگر مروری داشته باشیم بر شناسایی موانع موجود در توسعه مناسبات ایران با این کشورها و با توجه به نقاط قوت و ضعف، خلاصه راهکارهایی برای برون رفت از وضعیت فعلی جهت نیل به وضعیت مطلوب در آینده نزدیک ارئه گردد.   با آنکه در این مجال ادعای کشف جدید نیست و محتوای نوشتار حاضر تکرار مواردی است که بارها و بارها کارشناسان این حوزه مطرح کرده اند اما آنچه در این فرصت بصورت جمع بندی دیدگاه های کارشناسی در 26 سال گذشته ارائه شده شاید به عنوان جمع بندی جدید متناسب با متغیرهای موجود اعم از وابسته و مستقل در منطقه در خور توجه باشد. ناگفته روشن است که دریک یاداشت محدود نمی توان همه موضوع های مهم را بصورت دقیق بررسی کرد، اما به قول سعدی بزرگ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.   1. دعوای برنامه ریزی برای آینده  تقریبا از همان اوایل استقلال کشورهای آسیای مرکزی تا امروز همیشه در جلسات کارشناسی این بحث مطرح شده است که به نظر می رسد ایران برای رسیدن به اهداف خود در آسیای مرکزی هیچ برنامه مدونی ندارد. البته مسئولین مربوطه همیشه این ادعا را رد کردند و فرمودند بی اطلاعی کارشناسان به معنای نبودن برنامه نیست. اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق کارشناسان این نظر را مطرح کردند که اگر برنامه ریزی وجود داشت وضعیت امروز را نداشتیم. بنابراین یا برنامه ریزی درست اجراء نمی شود و یا آنکه اساسا برنامه ریزی متناسب با واقعیت های منطقه طراحی نشده است.    شاید یکی از معایب همین بی اطلاعی اکثر کارشناسان حوزه از برنامه ریزی مورد ادعا این باشد که آنها مجال نقد و بررسی آنرا هرگز پیدا نکرده اند. در صورتی که اگر این گونه برنامه ها حداقل در بخش سیاست های اعلانی منتشر شود، می توان انتظار داشت با نقد دلسوزانه کارشناسان نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کرده و متناسب با فرصت ها و تهدید های موجود به یک برنامه ریزی واقعی تر دست پیدا کنیم.   2. ناهماهنگی و موازی کاری بین ارگان ها و نهاد های تصمیم گیر موضوع هماهنگ نبودن سازمان ها و نهاد هایی که باید مجری سیاست های ایران در کشورهای منطقه باشد و نیز موازی کاری بعضی از نهادها و سازمانی های برون مرزی، مساله پوشیده ای نیست. با آنکه برای ایجاد چنین هماهنگی تاکنون در چند نوبت ستادهایی تشکیل شده است، از جمله در همان سال های ابتدایی "ستاد کشورهای مستقل مشترک المنافع" در وزارت امور خارجه تشکیل شد ولی با گذشت زمان ناهماهنگی های موجود، مشکلات متعددی را آفریده و احتمالا در آینده هم بوجود می آورد که در عمل زحمات بسیار زیادی که برای توسعه مناسبات از طرف مسئولین در دستگاه دیپلماسی کشیده شده است، بی نتیجه یا کم نتیجه شده اند.   ریشه این ناهماهنگی ها عمدتا به خود سازمان ها و یا نهادهای مربوط بر نمی گردد بلکه به افراد مجری سیاست ها مربوط می شود که عمدتا دیدگاه بخشی نگری دارند و کمتر به یک هم افزایی سازمانی تن می دهند. به همین دلیل مهم ترین اقدامی که برای رفع این مشکل اساسی می توان انتظار داشت بکارگیری افرادی است که دارای نگرش سیستمی باشند و با ایجاد هم افزایی بین افراد در حوزه ماموریت به رسیدن به اهداف کلان در درجه اول و سپس به اهداف سازمانی توجه نشان دهند.   نکته مهم تر اینکه اکثر کارشناسان بر ایجاد یک مرکز هدایت و هماهنگی در جایی فراقوه ای که تصمیم های آن نافذ باشد تاکید دارند. امروز ضروت تصمیم های آینده نگر بر اساس مطالعه روند های گذشته و استفاده از تجربه های موفق و تکرار نکردن اقدام های اشتباه بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.   3. فقدان شناخت از نیازهای واقعی کشورهای آسیای مرکزی در بحث ها و تصمیم گیری های چند سال گذشته اغلب این نکته بخوبی روشن شده است که تصمیم سازان و مجریان سیاست های ابلاغی در ایران متناسب با اهداف و آرمان های کشور و انقلاب اسلامی، در اغلب موارد برنامه هایی را دنبال کردند که اصولا در داخل این کشورها مورد استقبال قرار نگرفته اند. از سوی دیگر تعداد قابل توجهی از افراد ایرانی که به این کشورها اعزام شده اند، آشنایی و تخصص لازم را درباره محیط این کشورها و فرهنگ و تاریخ و نیازهای اقتصادی و گرایش های سیاسی طرف مقابل نداشتند. در نتیجه یک نوع دلزدگی از طرف دولت و مردم کشور میزبان بوجود آمده است.   برای مقابله با این وضعیت تاکنون تلاش های متعددی صورت گرفته و با مرور زمان از این جنبه ما مشکلات کمتری در مقایسه با گذشته داریم؛ با این حال هنوز ظرفیت های مناسب برای همکاری های گسترده و عمیق بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی ناشناخته مانده است. به نظر می رسد این ظرفیت ها قابل احصاء هستند و نباید آنها را به ترجیح بند تکراری و ملال آور "اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی" محدود کرد.   در سده معاصر کشف ظرفیت های جدید همکاری بین ایران و کشورهای حوزه آسیای مرکزی براساس منافع مشترک و متقابلا سودمند دور از دسترس نیست. به صرف برگزاری همایش ها و میزگردها نمی توان به این مهم دست یافت. به نظر می رسد باید از موسسات تخصصی و اتاق فکرهای موجود در ایران بهره گرفت و در عرصه های نوین از جمله آنچه "صنایع فرهنگی" خوانده می شود این ظرفیتها را به صورت یک برنامه اجرایی تحول ساز از قوه به فعل رساند.   4. سیاست های مخرب آمریکا علیه ایران در آسیای مرکزی یکی دیگر از موانع مهم توسعه همکاری بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی در 26 سال گذشته، سیاست خصمانه آمریکا علیه ایران بوده و هست. آمریکا در اجرای سیاست "همه چیز بدون ایران" تلاش می کند ایران را از هر گونه همکاری منطقه ای در امور انرژی (نفت و گاز)، حمل و نقل (ریلی، دریایی و هوایی) که مزیت نسبی در آن دارد، محروم سازد. ایران که می تواند آسیای مرکزی محصور در خشکی را به دریای عمان و خلیج فارس ارتباط دهد و از طریق خط لوله، گاز آسیای مرکزی را به اروپا برساند و نفت را از طریق سواپ برای این کشورها صادر کند با کارشکنی روز افزون آمریکا روبرو است.   بی تردید این کارشکنی ها در کاهش مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی تاثیرگذار بوده است؛ با این حال ایران می تواند از طریق همکاری های دو یا چند جانبه با توجه به موفقیت همکاری های ایران و روسیه در سال های اخیر اقدام های موثرتری را برای مقابله با این سیاست آمریکا در پیش بگیرد. این موضوع بویژه پس از برجام و برداشتن بسیاری از تحریم های بین المللی می تواند عملیاتی باشد.   از جمله بر اساس الگوی همکاری های سه جانبه ایران با روسیه و جمهوری آذربایجان، ایران می تواند همکاری های جدیدی را در دستور کار خود قرار دهد بویژه آنکه ازبکستان در تحولات داخلی خود آمادگی بیشتری را برای همکاری با سایر کشورها از جمله ایران از خود نشان می دهد. بنابراین همکاری چهار جانبه  بین ایران، هند، ترکمنستان و ازبکستان از طریق تقویت بندر چابهار دور از دسترس نیست و دقیقا بر اساس نیاز هر چهار کشور می تواند برنامه ریزی شود.   براین اساس همکاری فراموش شده بین ایران، افغانستان و تاجیکستان با مشارکت چین و قرقیزستان نیز می تواند به یک همکاری های چهار جانبه دیگر تبدیل شود. به نظر می رسد راه مقابله عملی با سیاست های یکجانبه گرایی آمریکا در منطقه رفتن به سوی همکاری های چند جانبه بین ایران و کشورهای منطقه است. این برنامه ها با در نظر گرفتن تغییر رویه کشورهای منطقه در یکسال اخیر بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.   5. رقبای منطقه ای، روسیه، چین و ترکیه ایران برای توسعه مناسبات خود با کشورهای آسیای مرکزی با رقبای بسیار بزرگی چون روسیه و چین روبرو است. البته در این سالها ترکیه نیز یک رقیب هم عرض محسوب می شده است. به نظر می رسد وقت آن رسیده ایران «جدل رقابتی» را با این کشورها به یک «فرصت همکاری» تبدیل کند. با در نظر گرفتن این واقعیت که چین بدلیل ظرفیت های بسیار گسترده تر اقتصادی در مقایسه با ایران و نیز روسیه بخاطر برخورداری از نفوذ عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی در آسیای مرکزی رقبایی نیستند که ایران به مقابله با آنها برخیزد، زیرا امکانات برابری با آنها ندارد. بنابراین بهتر است حتی با ترکیه که ایران امکان رقابت با آن را دارد، به سمت ایجاد زمینه های مناسب برای همکاری پیش برود.    به باور نگارنده وقت آن رسیده که ایران بپذیرد کشش پذیری نیاز منطقه به همکاری های اقتصادی به حدی بالا است که حضور کشورهایی مانند چین، روسیه، هند و ترکیه جا را برای ما تنگ نمی کند. این نگاه که دائما تبلیغ می شود "حضور کشورهایی مانند چین و روسیه مانع ایران برای توسعه همکاری است" به هیچ وجه با واقعیت های موجود منطبق نیست. زیرا نوعی پوشش برای پنهان کردن کم کاری ها و برنامه ریزی نکردن ها است.   جمع بندی فهرست موانع ایران را می توان بسیار طولانی تر کرد. شاید حداقل چند عامل مهم دیگر مانند فقدان بودجه و امکانات لازم برای سرمایه گذاری در این کشورها، فراهم نبودن امکان صدور خدمات کارشناسی - که در سال های اخیر ایران چند نمونه موفق در امور سد سازی، خدمات چند رسانه ای و ارتباطات فیبر نوری هم در منطقه داشته است- می توان بر این فهرست افزود. با این حال ایران هنوز نتوانسته با همه امکانات خوبی که دارد بازاریابی خوبی در این کشورها داشته باشد. از طرف دیگر امکانات کشورهای منطقه برای بازرگانان ایرانی بخوبی معرفی نشده و آنها هنوز با الگوهای سنتی می کوشند به بازارهای مقصد وارد شوند. وضعیت مبادلات بانکی و بیمه ویژه کالاهای صادراتی و وارداتی نیز با مشکلات اساسی روبرو هست.   آنچه بیش از هر اقدام دیگری ضروری به نظر می رسد شناخت اولویت آسیای مرکزی برای ایران است با آنکه همه مسئولین بر این موضوع اذعان دارند، اما در عمل چنین اولویتی مشاهده نمی شود. ایران گویا ترجیح می دهد در آسیای غربی موقعیت خود را تثبیت کند و در آسیای مرکزی و قفقاز اولویت های بعدی خود را جستجو کند.   نکته مهم اینکه باید بپذیرم که نیاز به تغییر در سیاست ها، اهداف و روش ها بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. شرایط منطقه به سمت بهبود فضای همکاری پیش می رود بنابراین باید ایران می تواند علاوه بر فعال شدن در سازمان های اکو و شانگهای برای همکاری های سه، چهار یا پنج جانبه در سطح منطقه و فرامنطقه ای برنامه ریزی کند.   دیدن موانع موجود بر سر راه توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی به معنای نادیده گرفتن موفقیت های سال های گذشته ایران در این منطقه نیست. طرحِ بدون پرده پوشی مشکلات به ایران کمک می کند بجای افتخار به موفقیت های گذشته اش به فکر رفع مشکلاتی باشد که امروز می تواند برای برطرف کردن آنها با هزینه کمتری تلاش کند. زیرا اگر امروز برای حل این موانع اقدام جدی انجام نشود، شاید فردا لازم باشد هزینه های بازهم بیشتری برای حل و فصل آنها پرداخت کنیم.     نویسنده: حسن بهشتی پور، تحلیلگر مسائل اوراسیا و عضو ارشد شورای علمی ایراس   ]]> حسن بهشتی پور سیاست خارجی Wed, 06 Dec 2017 04:29:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3456/موانع-توسعه-همکاری-ایران-کشورهای-آسیای-مرکزی-راهکارهای-پیشنهادی-کاهش-مشکلات-موجود ایران و قلب آسیا http://www.iras.ir/fa/doc/article/3453/ایران-قلب-آسیا سفر وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران به باکو (10 آذر 1396) برای شرکت در نشست کنفرانس قلب آسیا (فرایند استانبول) از سفرهای کاری وزیر محترم امور خارجه است که در روزهای اخیر توجه رسانه ها را بخود جلب کرده است. پیش از این سفر، وزیر خارجه به ارمنستان سفر کرد و در آنجا طی مذاکراتی در باره تحولات منطقه ای و نیز همکاری های اقتصادی ارمنستان و ایران در قالب منطقه مشترک اقتصادی در چارچوب همکاری با «منطقه آزاد تجاری – صنعتی ارس» در نقطه مرزی نوردوز- مغری به گفت و گو نشستند. احتمالا در این گفت و گو ها در باره مساله قره باغ نیز مذاکراتی صورت گرفته باشد. زیرا اخیرا همکاری ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا به رهبری روسیه نیز مورد بحث بوده است و گویا ظاهرا پیشرفت هایی صورت گرفته است. ارمنستان یکی از اعضای این سازمان است که برخلاف دیگر اعضا (روسیه، قزاقستان، بلاروس، تاجیکستان و قرقیزستان) با دیگر اعضا پیوستگی جغرافیایی ندارد. این پیوستگی می تواند از طریق ایران یا جمهوری آذربایجان صورت گیرد. از آنجا که ایران قصد عضویت در این سازمان را نداشته و فقط در چارچوب همکاری های حمل و نقل و ترانزیت و تعرفه های گمرکی همکاری خواهد داشت، روسیه آذربایجان را به عضویت در این اتحادیه تشویق می کند. مقامات روسی اخیرا امتیازاتی به آذربایجان برای پیوستن به این اتحادیه پیشنهاد داده اند که شامل رفع اشغال از هفت شهرستان پیرامون منطقه قره باغ کوهستانی است که ارامنه برای تامین امنیت پنج منطقه اصلی قره باغ کوهستانی، آن را در تصرف دارند. هنوز آذربایجان به این پیشنهاد واکنشی نشان نداده است.   دیدار و مذاکره وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران با رئیس جمهور آذربایجان نشان دهنده تعمیق روابط دو کشور در دولت تدبیر و امید است. با نگاهی به روابط منجمد دو کشور در سالهای دولتهای نهم و دهم که در پایین ترین سطح روابط دیپلماتیک بود، آشکار می شود که هنر دیپلماسی دکتر روحانی آن را به سطح کاملا مطلوبی ارتقاء داده است.   بنا به گزارش ایرنا، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران روز جمعه، 10 آذر 1396، در حاشیه اجلاس قلب آسیا (با حضور 250 نماینده از 40 کشور و سازمان بین المللی) با «الهام علی یف» رئیس جمهوری آذربابجان در باکو دیدار کرد. دو طرف در خصوص روابط دو جانبه و مسائل منطقه ای گفت وگو و تبادل نظر کردند. طرفین در این دیدار در خصوص روابط دوجانبه، همکاری سه جانبه میان ایران ترکیه و آذربایجان، مبارزه مشترک علیه تروریسم و افراط گرایی، پروژه مشترک بهره برداری از منابع خزر، راه آهن، همکاری در خصوص افغانستان و نشست آستانه در خصوص سوریه گفتگو و تبادل نظر کردند. فرصتهای خیلی خوبی در روابط دو کشور پدید آمده است. راه آهن آذربایجان برای اتصال ریلی ایران با راه آهن آذربایجان، گرجستان و روسیه در پروژه تکمیل راه آهن کریدور ترانزیتی شمال- جنوب از مبداء رشت تا آستارا با سرمایه گذاری 500 میلیون دلاری در این پروژه موافقت کرده است. این در حالی است که کاهش قیت نفت در بازارهای جهانی سبب کاهش حجم تولید ناخالص داخلی آذربایجان شده و این کشور را با مشکلات بودجه های عمرانی مواجه کرده است. بر این اساس اهمیت توجه به همکاری های منطقه ای بویژه در زمینه ارتباطات و حمل و نقل و ترانزیت بسیار ضروری شده است و ما باید به این مساله توجه بیشتری داشته باشیم. این کشور هم چنین با ادامه راه آهن خود تا پایانه آستارای ایران آن را تکمیل کرده است.   پس از فروکش کردن فتنه داعش و شکست تروریستها هشیاری نیروهای نظامی و امنیتی کشورهای منطقه بویژه ایران و آذربایجان برای همکاری در این زمینه نیز بسیار ضروری است. ایران و آذربایجان هر دو در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار دارند و ضرورت همکاری های امنیتی و اطلاعاتی هر دو کشور بیش از پیش احساس می شود. برای همکاری در این زمینه ها که برای هر دو طرف سودمند است، در گام نخست داشتن روابط نزدیک و حسن همجمواری از ضروریات است. در شرایط کنونی و با در نظر گرفتن سطح دیدارهای مقامات دو کشور که طی دهه های گذشته بی سابقه بوده و از روند فزاینده ای برخوردار است، امکان همه نوع پیشرفت در روابط فراهم است. در زمینه گردشگری نیز با تسهیل صدور روادید می توان امید داشت که بخش گردشگری اشتغال مناسبی را برای هر دو کشور فراهم آورد.   علاوه بر آن دو کشور در زمینه کریدور خلیج فارس – دریای سیاه با هم همکاری نزدیکی دارند. این کریدور که یکی از مهمترین کریدور های ارتباطی است حوزه خلیج فارس را از طریق ایران، آذربایجان، گرجستان، دریای سیاه، بلغارستان با حمل و نقل ترکیبی ریل، جاده، دریا به اروپا متصل می کند و کشورهای منطقه در آن مشارکت خواهند کرد. گزینه دیگری از این راه می تواند از طریق جاده از ارمنستان نیز بکار گرفته شود.   ایران و آذربایجان با تکمیل راه آهن رشت-انزلی-آستارا ظرفیت آن را خواهند داشت که حمل و نقل و ترانزیت ریلی را از حوزه اقیانوس هند- خلیج فارس تا شمال اروپا نیز ادامه دهند و از آن بهره مند شوند. ایران می تواند برای ارتباط زمینی جمهوری آذربایجان با افغاتنستان و افغانستان با آذربایجان به عنوان پل دوستی و ارتباطی به ایفای نقش بپردازد. تکمیل راه آهن خواف-هرات امکان ارتباط ریلی را در آینده بین سه کشور همسایه فراهم خواهد آورد.    در خصوص نشست قلب آسیا شایان ذکر است که در این نشست رئیسان جمهوری آذربایجان و افغانستان و وزیران امورخارجه ایران، پاکستان، هند، ترکیه و افغانستان، همچنین معاونان وزیران امورخارجه قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان، نماینده ویژه چین و روسیه در امور افغانستان، مقامات ارشد عربستان، امارات متحده عربی و نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور آسیا مرکزی از شرکت کنندگان این اجلاس بودند. در این اجلاس همچنین نماینده ویژه نخست وزیر انگلیس در امور افغانستان، نماینده وزارت امورخارجه آمریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی و هیات بلند پایه وزارت امورخارجه ژاپن، اسپانیا، نروژ، ایتالیا، کانادا، فرانسه، فنلاند، لهستان، مصر و سوئد نیز حضور داشتند.   قلب آسیا (یا فرایند استانبول) سازوکاری است برای ایجاد یک پلاتفرم برای بحث در مورد مسائل منطقه ای، به ویژه تشویق امنیت، همکاری های سیاسی و اقتصادی میان افغانستان و همسایگان آن. این سازوکار در نوامبر 2011 برای گسترش هماهنگی عملی بین افغانستان و همسایگان و شرکای منطقه ای در مواجهه با تهدیدات مشترک، از جمله مبارزه با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر، فقر و افراط گرایی آغاز شد. ایالات متحده و بیش از 20 کشور و سازمان های دیگر به عنوان «کشورهای حمایت کننده» در این فرایند همکاری می کنند.   در تاریخ 26 آوریل 2013، آلماتی قزاقستان، سومین کنفرانس وزرای فرایند استانبول را برگزار کرد که رهبران افغانستان، آذربایجان، چین، هند، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، عربستان سعودی، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان و امارات متحده عربی همراه با کشورهای غربی و سازمان های بین المللی برای بحث در مورد مکانیزم هایی برای حمایت از همکاری های منطقه ای به گفت و گو نشستند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه خود با خبرنگاران در زمینه دیدگاه ایران در باره قلب آسیا اظهار داشت که ایران خواهان حاکمیت و تمامیت ارضی دولت افغانستان است. در مبارزه با تروریسم ایران در کنار رهبری افغانستان قرار دارد و ایران خواستار توجه کشورهای جهان و بویژه همسایگان افغانستان به حضور پدیده داعش در افغانستان است که این روزها به موضوعی مطرح تبدیل شده است. ایجاد تفرقه بین اقوام افغانستان نیز برای این کشور و همسایگان زیانبار خواهد بود. ضرورت همکاری بین المللی در مبارزه علیه تولید، توزیع و قاچاق مواد مخدر و تروریسم بین الملل بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. هدف کنفرانس قلب آسیا یا فرایند استانبول به‌وجود آوردن زمینه‌ای برای گفتگو درباره همکاری‌های منطقه‌ای به‌ویژه در رابطه با افغانستان است. کشورهای عضو کنفرانس قلب آسیا، خود را متعهد به نتایج به‌دست آمده از برگزاری این کنفرانس و کنفرانس‌های قبلی می‌دانند که تلاش آن برای ساختن یک افغانستان باثبات و صلح‌آمیز و توسعه صلح و امنیت در تمام منطقه است. شایان ذکر است که هفت سال از برگزاری سالانه نشست قلب آسیا می‌گذرد. اولین دور این نشست در شهر استانبول برگزار شد، به همین دلیل به نام «فرایند استانبول» (یا روند استانبول) از آن یاد می‌شود.     نویسنده: دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران و عضو ارشد شورای علمی ایراس       ]]> دکتر بهرام امیراحمدیان سیاست خارجی Fri, 01 Dec 2017 16:14:13 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3453/ایران-قلب-آسیا سفر ظریف به ارمنستان در سایه تحولات اخیر در منطقه و توافقنامه همکاری ارمنستان و اتحادیه اروپا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3443/سفر-ظریف-ارمنستان-سایه-تحولات-اخیر-منطقه-توافقنامه-همکاری-اتحادیه-اروپا یادداشت سردبیر: این تحلیل در صبح روز سفر محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران، به ارمنستان (7 آذر 1396) و پیش از دیدار وی با مقامات ارشد این کشور نوشته شده است. محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران صبح روز سه شنبه، 7 آذر 1396، در صدر هیاتی سیاسی و اقتصادی و به دعوت ادوارد نعلبندیان وزیر امور خارجه ارمنستان عازم ایروان شد. به گفته بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، محمد جواد ظریف در این سفر علاوه بر همتای ارمنی خود با مقامات بلندپایه ارمنستان از جمله رئیس جمهوری و نخست وزیر این کشور دیدار و در خصوص راههای گسترش روابط دو جانبه و سایر مسائل مورد علاقه گفت وگو خواهد کرد. به گفته محمد کاظم سجادی، سفیر ایران در ارمنستان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در جریان این سفر در نشست اقتصادی که با حضور تجار، بازرگانان و فعالان اقتصادی دو کشور برگزار می شود سخنرانی خواهد کرد. در این نشست راه‌های گسترش همکاری‌های اقتصادی و تجاری دو کشور و زمینه‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ایران و ارمنستان مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت.   آن گونه که از خبر منتشر شده در مورد سفر وزیر امور خارجه ایران به ارمنستان و همچنین ترکیب هیات همراه بر می آید این سفر دارای دو بعد سیاسی و اقتصادی بوده و با توجه به تحولات اخیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بی تردید تحرکات اخیر در راستای حل مناقشه قره باغ و همچنین امضای توافقنامه همکاری جامع و فراگیر ارمنستان و اتحادیه اروپا از موضوعات مهم مورد بحث در دیدار وزیر امور خارجه ایران با مقامات بلندپایه ارمنستان خواهند بود.   بی تردید مواضع و رویکردهای متوازن جمهوری اسلامی ایران در قبال مناقشه قره باغ که همواره از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران و همچنین طرفین مناقشه مورد تاکید قرار گرفته اند از محورهای مهم مذاکرات وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در ایروان خواهند بود. در شرایط کنونی و با توجه به تحرکات اخیر در راستای از سرگیری مذاکرات صلح قره باغ و همچنین ارائه طرح های مختلف برای حل این مناقشه، می توان اذعان کرد ملاحظات سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها کشوری که با هر سه طرف درگیر در مناقشه قره باغ دارای مرز مشترک است از موارد ضروری است که می بایست در راه حل های پیشنهادی از سوی میانجیگران، در نظر گرفته شود.   در کنار مناقشه قره باغ، تحولات اخیر در سوریه، شکست داعش و پیروزی های پی در پی نیروهای وفادار به دولت قانونی بشار اسد و متحدان این کشور از موضوعات احتمالی مطرح در مذاکرات مقامات بلندپایه ایران و ارمنستان خواهند بود. حضور جامعه تاثیرگذار ارامنه در سوریه و حمایت آن ها از دولت قانونی این کشور در شش سال گذشته از مواردی است که در حال حاضر و در سایه تحولات جاری در این کشور و بویژه در آستانه برگزاری کنگره گفتگوهای ملی سوریه در سوچی روسیه می تواند موجب تقویت مواضع دولت سوریه و متحدان آن در این کنگره شود. مبارزه با تروریسم و جریانات افراطی و همکاری مشترک در این راستا نیز همواره از موارد مطرح در کلیه دیدارها و مذاکرات میان مقامات دوکشور بوده اند.   اما آن چه در شرایط کنونی سفر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به ارمنستان را در کانون توجه کارشناسان و رسانه های دو کشور قرار داده است بعد اقتصادی این سفر است. سطح پائین مبادلات تجاری میان دو کشور همواره از موضوعاتی بوده است که نه تنها از سوی کارشناسان بلکه از جانب مقامات رسمی ایران و ارمنستان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.   با این وجود پس از به اجرا گذاشته شدن برجام از اول ژانویه سال 2016 و لغو تحریم های هسته ای علیه ایران تلاش های گسترده ای از طرف مقامات دو کشور در راستای گسترش و توسعه روابط و همکاری ها اقتصادی و تجاری میان دو کشور و منطبق نمودن آن با سطح عالی روابط سیاسی میان دو کشور انجام گرفته است. این تلاش ها پس از انتصاب کارن کاراپطیان در سمت نخست وزیر ارمنستان و آغاز بکار دولت جدید در این کشور در سپتامبر سال 2016 و سفر حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران به ایروان در روزهای پایانی سال گذشته میلادی وارد مرحله جدید شدند. افزایش حجم مبادلات تجاری میان دوکشور به عنوان شاخصی مهم در تعیین سطح همکاری های اقتصادی و تجاری هدف عمده مقامات دو کشور در دیدارها و گفتگوهای انجام گرفته در ماه های اخیر بوده است که از نتایج آن تاکنون می توان به تسریع روند احداث خط سوم انتقال برق میان دو کشور و تلاش برای ایجاد شبکه منطقه ای انتقال برق با مشارکت ایران، ارمنستان، روسیه و گرجستان، سوآپ آزمایشی گاز ایران به گرجستان توسط ارمنستان، حمل کالا از مقصد آلمان به ایران با بهره گیری از بنادر و خط آهن گرجستان و ارمنستان و مسیر زمینی ارمنستان به ایران و همچنین تصویب طرح احداث منطقه آزاد اقتصادی مقری ارمنستان در مجاورت مرز با ایران اشاره کرد. مجموعه این طرح ها در صورت اجرا و به نتیجه رسیدن می توانند نوید بخش آغاز فصلی جدید در روابط اقتصادی میان دو کشور و جهش قابل توجه در میزان تبادلات تجاری میان دو کشور باشند. با این وجود موانع موجود در مسیر همکاری های بانکی میان دو کشور، فساد، شفاف نبودن قوانین، عرصه محدود برای رقابت و حضور در بازار ارمنستان ارتقاء سطح همکاری های اقتصادی میان دو کشور را با مشکل مواجه ساخته اند.   در این راستا و همچنین با توجه به همزمان شدن سفر وزیر امور خارجه ایران به ارمنستان با امضای توافقنامه همکاری جامع و فراگیر ارمنستان و اتحادیه اروپا، به احتمال بسیار زیاد نقش این توافقنامه در گسترش همکاری های اقتصادی میان دو کشور و بهره گیری از آن در جهت برطرف نمودن موانع موجود در مسیر همکاری های دو کشور از موضوعات مورد بحث در این سفر خواهند بود.   توافقنامه همکاری های جامع و فراگیر ارمنستان و اتحادیه اروپا پس از فراز و نشیب های بسیار و انتظاری چهار ساله روز جمعه 24 نوامبر 2017 در حاشیه اجلاس سران برنامه همکاری های شرقی اتحادیه اروپا در بروکسل به امضای فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و ادوارد نعلبندیان وزیر امور خارجه ارمنستان رسید. این توافقنامه در نگاه نخست بی ارتباط با روابط ایران و ارمنستان بنظر می رسد اما با توجه به قرار گرفتن ارمنستان در مسیر کریدور شمال-جنوب و همچنین مطرح بودن این کشور به عنوان یکی از مسیرهای ممکن برای اتصال خلیج فارس به دریای سیاه و ورود ایران به بازار اروپا، هرگونه تحول مثبت در روابط و همکاری های اقتصادی میان ارمنستان و اتحادیه اروپا می تواند موجب افزایش سطح همکاری های اقتصادی و تجاری میان ایران و ارمنستان شود.   توافقنامه همکاری جامع و فراگیر ارمنستان و اتحادیه اروپا هشت سرفصل را شامل می شود که از میان آن ها تبعیت نمودن از استانداردهای اروپایی در روابط اقتصادی و تجاری دو طرف و کمک به رشد و توسعه بنگاه های اقتصادی کوچک در ارمنستان و همچنین شفاف سازی قوانین مربوط به بخش خصوصی و تضمین فضای رقابت آزاد اقتصادی می توانند در راستای بهبود روابط اقتصادی ایران و ارمنستان موثر باشند.   تاثیر توافقنامه همکاری جامع و فراگیر ارمنستان و اتحادیه اروپا بر روابط ارمنستان و ایران از نگاه رسانه های ارمنی نیز دور نمانده است بطوریکه پایگاه خبری-تحلیلی «1in.am» در مقاله ای ضمن اشاره به سفر وزیر امورخارجه ایران به ارمنستان و توافقنامه همکاری این کشور و اتحادیه اروپا به عنوان یکی از موضوعات مورد بحث در این سفرتاکید کرده است:" اتحادیه اروپا با امضای این توافقنامه و پس از پشت سر گذاشتن گرجستان، در عمل یک گام دیگر به ایران نزدیک تر شده است."     توافقنامه همکاری جامع و فراگیر ارمنستان و اتحادیه اروپا و بهره گیری ارمنستان از امتیازات رژیم "نظام کلی ترجیحات" و حذف تعرفه های گمرکی برای صادرات بیش از 6400  قلم کالای تولید شده در ارمنستان به کشورهای عضو اتحادیه اروپا و به موازات آن احداث منطقه آزاد اقتصادی مقری در ارمنستان و امکان تاسیس شرکت های مشترک در این منطقه و صادرات تولیدات مشترک به اروپا می تواند شرایط ورود ایران به بازارهای این اتحادیه را تسهیل کرده و چشم انداز درخشانی را فراروی همکاری های اقتصادی ایران و ارمنستان بگستراند.   از سوی دیگر ارمنستان تنها کشور عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیایی است که دارای مرز زمینی با ایران می باشد و با بهره گیری از مقررات حاکم در این اتحادیه می تواند شرایط سهل و آسان تری را برای حضور ایران در بازارهای کشورهای عضو این اتحادیه فراهم سازد. موضوعی که بی تردید از سوی وزیر امور خارجه ایران و هیات اقتصادی همراه در نشست های پیش رو در ارمنستان مورد تاکید قرار خواهد گرفت.       نویسنده: روبرت مارکاریان، تحلیلگر ارشد مسائل ارمنستان و مدیر مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا     ]]> سیاست خارجی Tue, 28 Nov 2017 17:00:24 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3443/سفر-ظریف-ارمنستان-سایه-تحولات-اخیر-منطقه-توافقنامه-همکاری-اتحادیه-اروپا فصل جدید در روابط ایران و تاجیکستان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3437/فصل-جدید-روابط-ایران-تاجیکستان سفر اخیر دکتر ظریف وزیر امور خارجه، به تاجیکستان نشانگر جدیت ایران برای تقویت روابط با همسایگان دور و نزدیک و ایجاد اعتماد متقابل، با دوستان قدیمی خود در منطقه می باشد. سیاست ایران در آسیای مرکزی و قفقاز با تاکید بر پیشینه مشترک تاریخی و فرهنگی، توسعه مناسبات با دولت ها و ملت های این حوزه، بخصوص در زمینه های اقتصادی است. ایران، از نخستین کشورهایی است که استقلال این کشورها بخصوص تاجیکستان را به رسمیت شناخت و در یک مقطع حساس و در زمان جنگ‌ داخلی تاجیکستان، در کنار روسیه، با انجام اقدامات میانجیگرانه موفق شد، برای تحقق آشتی ملی در تاجیکستان و تثبیت موقعیت امامعلی رحمان، نقش تعیین کننده ای ایفا نماید. پس از آن نیز تقویت مناسبات اقتصادی و مشارکت در پروژه‌های زیرساختی از جمله در حوزه‌های سدسازی و راه‌سازی، در دستور کار ایران قرار گرفت. افتتاح سد و نیروگاه برق‌آبی سنگ توده- ۲ در جنوب غرب تاجیکستان، در سپتامبر 2011 نقطه عطف همکاری های ااقتصادی تهران و دوشنبه بود.   اما سفر دکتر ظریف به تاجیکستان در زمانی انجام شد که به دلیل تلاش های برخی از کشورهای منطقه برای ایجاد اختلال در روابط دو کشور و بروز وجود برخی سوءتفاهم‌های بی دلیل، با رکود مواجه شده بود. مانع تراشی های دوشنبه بر سر راه  عضویت کامل ایران در شانگهای و پخش برخی اظهارات ضد ایرانی در رسانه ملی تاجیکستان، در افزایش سردی روابط فیمابین تاثیر غیر قابل انکاری داشت. بر این اساس سفر ظریف به تاجیکستان و مذاکرات سودمند وی با امامعلی رحمانف رئیس جمهور تاجیکستان، نقطه آغازی برای رفع سوء تفاهم‌ها و بنای روابط دوستانه شد و نشان داد که از طریق مذاکره و رایزنی می توان اختلافات را حل‌وفصل کرد.   متعاقب سفر دکتر ظریف، برگزاری یازدهمین نشست کمیسیون مشترک همکاری‌های بازرگانی، اقتصادی، فنی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان در تهران  نیز نشان داد که موانع گسترش همکاری‌های اقتصادی دو کشور بر طرف شده و این اتفاق نماد تمایلات صمیمانه و حسن نیت دو کشور می باشد.   با توجه به این تحولات می توان امیدوار بود که زمینه های لازم برای رایزنی‌های بیشتر جهت تقویت اعتماد و بهسازی روابط بخصوص در حوزه های اقتصادی فراهم شده است.   بخصوص در مقطع فعلی که گروه های تروریستی تکفیری بخصوص داعش، پس از شکست در عراق و سوریه به دنبال مقاصد جدید در آسیای مرکزی و قفقاز هستند، تهران و دوشنبه می توانند با رایزنی و تداوم همکاری نقش خود در مقابله با تروریسم و استقرار صلح و امنیت در منطقه را ایفا نمایند. نکته مهم این است که در دیدار رئیس جمهوری تاجیکستان و وزیر خارجه ایران نیز درباره مسائل امنیت منطقه‌ای، مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی و همکاری درچارچوب سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بحث و تبادل نظر شده است.   سفر دکتر ظریف به دوشنبه و متعاقبا برگزاری اجلاس کمیسیون مشترک اقتصادی، آغاز فصل جدیدی در روابط دو کشور را نشان می دهد و نوید بخش آینده ای بهتر و پرامید برای دو کشور  دوست و برادر می تواند باشد.     نویسنده: محسن پاک آیین، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان و عضو ارشد شورای علمی ایراس       ]]> محسن پاک آیین سیاست خارجی Sun, 26 Nov 2017 01:22:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3437/فصل-جدید-روابط-ایران-تاجیکستان دیدار اردوغان و پوتین در سوچی؛ دیدارها هر چه بیشتر باشد، بهتر است http://www.iras.ir/fa/doc/note/3426/دیدار-اردوغان-پوتین-سوچی-دیدارها-بیشتر-باشد-بهتر سال 2017 برای جلسات رهبران ترکیه و روسیه سال بسیار پربار و شلوغی بود. گمان نمی‌رود که این امرچندان تعجب‌آور باشد. پس از بحران روبه افزایش در روابط دوجانبه ترکیه و روسیه که از نوامبر 2015 آغاز شد و به دنبال آن پیدایش رکود در سطح همکاری‌های آنها، آنکارا و مسکو از اواسط 2016 تصمیم به برقراری مجدد گفت و گو گرفتند. بدیهی است از جمله دلایلی که دولت روسیه را وادار به ازسرگیری و احیای روابط با ترکیه کرد، اشراف و آگاهی به این واقعیت بود که آنکارا با خارج شدن از مکانیسم گفتگوهای دوجانبه، می‌تواند به طور جدی به ابتکارات منطقه‌ای دیپلماسی روسیه آسیب بزند. در عین حال، هر دو رهبر این نکته را درک می‌کنند که در شرایط امروز ثبات و قابل پیش‌بینی‌بودن در روابط مهم‌تر از همیشه است. دیدار 13 نوامبر (2017) پوتین و اردوغان در سوچی به خصوص باید از این منظر مورد بررسی قرار گیرد.   بر اساس آنچه از نتایج حاصل از دیدار رهبران دو کشور مشخص شد، طرفین موفق شدند به شرایط تجارت دوجانبه پیش از بحران دست یابند: تحریم‌هایی که از تاریخ 1 ژانویه 2016 بر کالاهای ترکیه اعمال شده بود، دیگر لغو شد. به نظر می‌رسد، یک استثنا وجود دارد و واردات گوجه‌فرنگی‌های ترکیه به روسیه تا پایان سال محدود به 50 تن خواهد بود. البته لغو تحریم‌های روسیه در مورد محصولات کشاورزی مهم ترکیه به صورت مرحله‌ای اتفاق افتاد که این امر نه تنها با منافع تولیدکنندگان روسیه، بلکه همچنین با ماهیت واکنش رهبران ترکیه مرتبط بود.   طرفین در مورد سرنوشت پروژه‌های مهم اقتصادی برای هر دو کشور هم بحث و گفتگو کردند. همانطور که ماجرای آخرین بحران مناسبات روسیه و ترکیه ثابت کرد، موضوع احداث نیروگاه اتمی «آککویا» و خط لوله «جریان ترکی» در بستر دریای سیاه با کمترین آسیب‌پذیری مواجه بود. در مورد نیروگاه اتمی، ترکیه که علاقمند به دریافت فناوری انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز از روسیه بود، مزیت عملی ویژه‌ای در دگرگونی و تحول پروژه نیروگاه هسته‌ای به عنصری برای چانه‌زنی با روسیه در بحبوحه بحران دیپلماتیک نمی‌دید. این موضوع همچنین به ساخت نخستین شاخه خط لوله «جریان ترکی» نیز مربوط می‌شود، زیرا اجرای این پروژه سهم قابل توجهی در بهبود مواضع سیاسی ترکیه در منطقه خواهد داشت.          در جریان این دیدار موضوع همکاری سیاسی–نظامی بین آنکارا و مسکو از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار بود. هنوز هم برای بسیاری، سوالاتی در مورد شرایط واقعی تحویل اس400 روسی به ترکیه وجود دارد: منابع رسمی ترکیه و روسیه به کرات اظهارات متناقضی را در این باره اعلام کرده‌اند. نشست اخیر ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان نیز این موضوع را روشن نکرد. ظاهرا، طرفین علاقمندند موضوع تحویل این سامانه برای مدت زمانی طولانی در دستور کار پایتخت‌های منطقه باقی بماند.   در مورد روسیه، روشن است که مباحث طرح‌های تحویل سامانه‌های سی400 نه تنها اثر مثبتی بر تصویر محصولات صنایع دفاعی داخلی روسیه می‌گذارد، بلکه همچنین ناکارآمدی تحریم‌های ایالات متحده را که بر تعدادی از شرکت‌های استراتژیک روسیه تحمیل شده، نشان می‌دهد. برای ترکیه هم، صحبت‌های مربوط به عرضه حتمی و سریع سامانه‌های دفاع هوایی مدرن روسیه، بخشی از تلاش آنکارا برای نشان دادن استقلال آن از شرکای غربی خوداست.   در نهایت، همکاری سیاسی روسیه و ترکیه در خاورمیانه شاید عامل مهمی در توسعه گفتگوی دوجانبه باشد. طبق ارزیابی ناظران بخش عمده‌ای از دیدار سوچی به موضوع سوریه اختصاص داده شده بود. ترکیب هیئت ترکیه، متشکل از خلوصی آکار، رئیس ستاد ارتش ترکیه، بن‌علی ییلدیریم نخست وزیر، هاکان فیدان رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه و مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه، نشان می‌‌دهد که موضوع نظامی-سیاسی دستور کار اصلی این دیدار بوده است. رویدادهای اخیر در سوریه که ترکیه در آن مجموعه‌ای از منافع حیاتی دارد، آنکارا را ناگزیر به یافتن فرصتی برای اثرگذاری بر فرایندهایی که هم به طور غیرمستقیم در داخل این کشور دستخوش جنگ داخلی و هم در عرصه دیپلماتیک بین المللی روی می‌دهند، کرده است.   نخست آنکه، برای ترکیه آینده روابط بین ایالات متحده و کردهای سوریه، که تحت هدایت حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) اقدام می‌کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.آنکارا این حزب را به عنوان شاخه سوری تشکیلات تروریستی ترکیه حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) می‌داند. بر خلاف شرکای ترکیه در ناتو، ایالات متحده، حزب اتحاد دموکراتیک را به عنوان یک نیروی سیاسی مجزا و غیرمرتبط با تشکیلات پ.ک.ک در نظر می‌گیرد. ایالات متحده، تا همین اواخر، در چارچوب مبارزه مشترک با داعش، با کردهای سوری در امور نظامی همکاری تنگاتنگی داشت. پس از اظهارات اخیر جیمز متیس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا درباره برنامه‌های رهبری آمریکا برای حفظ حضور نظامی در سوریه پس از شکست نهایی داعش، ترکیه از این بابت نگران شده است که همکاری (آمریکا با حزب اتحاد دموکراتیک) ماهیت سیاسی-نظامی پیدا کند، که در این صورت، طبق آنچه مقامات رسمی ترکیه اعلام کردند، این امر تهدیدی جدی برای امنیت ملی ترکیه خواهد بود.   دوم آنکه ترکیه نیز سعی دارد بر روابط روسیه با کردهای سوری تاثیر بگذارد. آنکارا به کرات با ابتکارات دیپلماتیک روسیه برای واردکردن کردهای سوری در روند حل و فصل سیاسی درگیری‌های کشور مخالفت کرده است. برای ترکیه، مشارکت کردهای سوری در مذاکرات عمومی سوریه در واقع به معنای به‌رسمیت‌شناختن حزب اتحاد دموکراتیک به عنوان یک نیروی مشروع سیاسی است. ترکیه درک می‌کند که تصمیم اخیر روسیه برای دعوت از کردها برای شرکت در کنگره پیش روی گفتگوی ملی در سوریه به منظور اثرگذاری بر روابط حزب اتحاد دموکراتیک و آمریکا درنظر گرفته شده است: به این صورت که پس از تضمین به رسمیت شناختن مطالبات سیاسی آنها در خصوص خودمختاری، روسیه بتواند کردها را برای امتناع از ایده برقراری همکاری بیشتر با واشنگتن متقاعد نماید.   برای ترکیه، اقدامات ایالات متحده و روسیه علیه کردها به یک اندازه غیرقابل قبول است. همچنین واضح است که ترکیه در پرتو روابط بسیار متشنج با غرب هیچ فرصتی برای نفوذ در مواضع شرکای آمریکایی در خصوص کردهای سوری ندارد. این فرضیه با توجه به این واقعیت قابل اثبات است که نخست وزیر ترکیه در طول سفر اخیر خود به ایالات متحده موفق به متقاعدکردن آمریکا برای امتناع و صرف نظرکردن از ایده همکاری‌های بیشتر با کردها نشده است. این امر تا حدی به دلیل تمایل ترکیه برای استفاده از اهرم‌های جایگزین نفوذ در اوضاع سوریه از طریق مشارکت در ساز وکار گفتگوهای آستانه است که در قالب این گفتگوها، ترکیه فرصت می‌یابد به لحاظ فیزیکی بر فعالیت‌های کردهای سوری در مرزهای خود کنترل و نظارت داشته باشد.   دیدار ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان یکی از طرح‌های متعدد دو کشور برای رسیدن به تحرک و پویایی قابل قبول روابط دوجانبه در دوره پس از بحران است. اراده سیاسی و علاقمندی رهبران ترکیه و روسیه نسبت به این امر مشهود است. همچنین این نکته هم مهم است که مذاکرات اخیر تلاشی است جهت هماهنگی اقدامات دو کشور در چارچوب حل وفصل بحران سوریه که اگرچه ترکیه و روسیه در رابطه با آن در برخی موضوعات دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما هردو به کاهش اعمال زور و خشونت و جلوگیری از حوادث جدی علاقمندند. ملاقات ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان یک بار دیگر نشان می‌دهد که با وجود کم‌تحرکی قابل توجه در بوروکراسی هر دو کشور، عامل ارتباطات شخصی رهبران سیاسی شروع به ایفای نقش مهم و چشمگیری در روابط روسیه و ترکیه کرده است. ملاقات رهبران در ادامه هم باید موجبات کاهش بی‌اعتمادی و بهبود هماهنگی ابتکارعمل‌های مشترک را فراهم آورد.   نویسنده: تیمور آخمیتُف، تحلیلگر مسائل ترکیه در موسسه ریاک روسیه   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران      «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست خارجی Tue, 21 Nov 2017 04:16:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3426/دیدار-اردوغان-پوتین-سوچی-دیدارها-بیشتر-باشد-بهتر الگوی موازنه و بازدارندگی فعال در روابط ایران و روسیه؛ ماهیت و امکان تعمیم http://www.iras.ir/fa/doc/article/3421/الگوی-موازنه-بازدارندگی-فعال-روابط-ایران-روسیه-ماهیت-امکان-تعمیم یکی از نقص‌های عمده روابط ایران و روسیه در دوره پساشوروی فقدان راهبرد، بی‌ثباتی و تأثیرپذیری آن از متغیرهای ثالث به‌ویژه غرب است. به تبع این نقص، بحث‌های مکرر در مورد راهبردی بودن یا نبودن روابط خصوصاً در طرف ایرانی، وجود انتظارات غیرواقع‌بینانه به‌ویژه در طرف ایرانی (اینکه روسیه باید در روابط با امریکا، عربستان و اسرائیل ملاحظات ایران را «حتماً» در نظر داشته باشد) و برآوردهای غیرواقع‌بینانه از ابعاد روابط (تفسیر گسترده از تعامل گزینشیِ امنیتی و ژئوپولیتیکی دو طرف در سوریه) همچنان و بدون پاسخ مشخص مطرح هستند.   در کنار این مباحث، این سؤال نیز همواره مطرح بوده که آیا اساساً می‌توان مبنای باثباتی برای این روابط تعریف و آن را پیش‌بینی‌پذیرتر کرد؟ یا اینکه حد نهایی روابط وضع موجود است و باید به تعامل تاکتیکی، مقطعی و موضوعی در موارد خاص از جمله در سوریه بسنده کرد و از آن انتظار بیشتری نداشت؟   برای پاسخ به این سؤال، ضمن احتراز از نگاه تک‌بعدیِ سیاه یا سفید به روابط تهران و مسکو، باید به ملغمه اختلافات و اشتراکات دو کشور دیدی واقع‌بینانه داشت. تحقق این امر در وهله نخست مستلزم شناخت واقع‌بینانه از ایران در روسیه و از روسیه در ایران و نیز برداشت عینی از منافع، اختلافات، اشتراکات و ظرفیت‌های جاری در این روابط است (در شرایط حاضر، این شناخت به‌ویژه در طرف ایرانی غیرواقع‌بینانه است). همچنانکه دو کشور در سطوح مختلف منافع و دیدگاه‌های مشترک دارند، در همین سطوح نیز اختلافات مشهود است. از جمله اشتراکات طرفین؛ 1) در سطح دوجانبه؛ فهم بهینه‌تر از ظرفیت‌های یکدیگر بعد بحران اوکراین و سوریه برای تأمین منافع مشترک 2) در سطح منطقه‌ای؛ درک عینی‌تر از ضرورت و کارآمدی همکاری منطقه‌ای برای تأمین منافع و ضرورت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی از جمله در خاورمیانه و سوریه 3) در سطح بین‌المللی، تأکید عملی دو کشور بر مخرب بودن نظم تک‌قطبی و سیاست تهاجمی امریکا از جمله در خاورمیانه در قالب پروژه‌های دخالت بشردوستانه و دموکراسی‌سازی.   از سوی دیگر، اختلافات عمده‌ای نیز در این سه سطح به چشم می‌خورند که از این جمله؛ 1) در سطح دوجانبه؛ فقدان اعتماد متقابل و نامتقارن بودن روابط 2) در سطح منطقه‌ای؛ تعارض سیاست چندبرداری روسیه در مقابل سیاست مقابله‌ای ایران با محور و متحدان غرب در منطقه (از جمله در موضوع عربستان و اسرائیل) 3) در سطح بین‌المللی؛ تعریف متفاوت از امریکا به عنوان بخشی از مشکل یا بخشی از راه‌حل.   همچنانکه اشاره شد، باید به ملغمه این اختلافات و اشتراکات دیدی واقع‌بینانه داشت و از نگاه سیاه یا سفید که در گذشته باعث خسارت شده، احتراز کرد. در این بین، آنچه باعث تحول مثبت در روابط و چربش اشتراکات بر اختلافات شده، فوریت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی دو طرف در منطقه بوده که در همکاری آنها در سوریه مشهود است. اما باید اعتراف کرد که این همکاری انتخابی نبوده و در عمل، دو کشور مجبور به تعامل شده‌اند. لذا، به‌رغم همکاری عمیق در سوریه، آینده این همکاری نه تنها در این کشور، بلکه در کلیت روابط نیز چندان قابل پیش‌بینی نیست و گاهاً اختلافات وجه پررنگ خود را نشان می‌دهند. از این جمله می‌توان به ناخرسندی تهران از توافق روسیه با امریکا و اردن در مورد جنوب سوریه که با اطلاع اسرائیل انجام شده، اشاره کرد.   فرض این نوشتار این است که در عین این اختلافات، می‌توان الگوی «موازنه و بازدارندگی فعالی» که ایران و روسیه در سوریه تجربه کردند، را با توجه به پایداری ضرورت‌های امنیتی و ژئوپولیتکی به صورت نسبی در روابط تثبیت و از آن به عنوان مبنایی برای تعامل نسبتاً پایدار استفاده کرد. از جمله این ضرورت‌ها؛ 1) شرایط متغیر منطقه‌ای و بین‌المللی؛ بی‌ثباتی‌های ناشی از تغییرات در این حوزه‌ها و گذار نظام بین‌الملل و نظامات منطقه‌ای به نظم جدید 2) تأکید امریکا بر ادامه سیاست تهاجمی در عرصه بین‌الملل از جمله علیه ایران و روسیه و حفظ گفتمان فشار بر این دو کشور که در قالب سیاست تحریم و دربرگیری نظامی آنها مشهود است. 3) ماندگاری و تشدید تهدیدات نامتقارن فرامرزی از جمله تروریسم بین‌الملل که به خودی خود یا با هدایت برخی کشورها چالش‌هایی را علیه منافع ایران و روسیه ایراد کرده و در آینده نیز خواهند کرد.   افغانستان عرصه‌ای است که این الگو قابلیت پیاده شدن را دارد. هرچند افغانستان با سوریه متفاوت است، اما در این کشور هر سه ضرورتی که ایران و روسیه را وادار به همکاری در سوریه کردند، وجود دارند؛ 1) تأثیر افغانستان در بی‌ثباتی منطقه 2) استفاده امریکا از افغانستان برای قبض ژئوپولیتکی ایران و روسیه 3) تهدید تروریسم فرامرزی (طالبان و داعش).   هرچند فوریت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی در سوریه، ایران و روسیه را به صورتی غیرانتخابی وادار به همکاری کردند، اما دو کشور با رویکردی انتخابی، ابتکاری، همکاری‌جویانه و متقابلاً سودمند می‌توانند تعامل در افغانستان را برای کاهش و رفع تهدیدات متقارن و نامتقارن بازگفته در دستور قرار دهند. منظور از این همکاری، ضرورتاً تعامل نظامی نیست و بازدارندگی فعال می‌تواند به شیوه‌های مختلف عملیاتی شود. در عین حال، چنین همکاری همچنان «گزینشی» خواهد بود، محدودیت‌های خود را خواهد داشت و تفسیر گسترده از آن همچون تعامل ایران و روسیه در سوریه صحیح نیست. با این وجود، می‌تواند ذیل الگوی «موازنه و بازدارندگی فعال» روندهای پایدارتر و پیش‌بینی‌پذیرتری را ایجاد نماید.   یکی از سازوکارهایی که در مساعدت به این پایداری موثر خواهد بود، نهادینه کردن روابط از طریق همکاری نهادی و سازمانی در سازمان شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و حتی سازمان پیمان امنیت جمعی است. هرچند این سازمان‌ها کارآمدی بایسته را ندارند و از آنها، تعامل ایران با آنها و همکاری ایران و روسیه در آنها نباید انتظارات گسترده‌ای داشت، اما نهادینه کردن روابط از این طریق می‌تواند چهارچوبه نسبتاً مشخص‌تری به روابط دو کشور بدهد.     منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی   ]]> سیاست خارجی Fri, 17 Nov 2017 14:46:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3421/الگوی-موازنه-بازدارندگی-فعال-روابط-ایران-روسیه-ماهیت-امکان-تعمیم پیام سمرقند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3420/پیام-سمرقند روزهاي جمعه و شنبه ١٩ و ٢٠ آبان ماه ٩٦ شهر تاريخي سمرقند شاهد برگذاري همايشي بزرگي بود. اين همايش كه با همكاري مشترك دولت ازبكستان و سازمان ملل متحد برگذار شد عنوان " آسياي مركزي : گذشته اي همسان و آينده مشترك ، همكاري براي توسعه پايدار و رفاه متقابل" را براي خود انتخاب كرده بود. همايش با سخنراني رييس جمهور ازبكستان ، معاون دبيركل سازمان ملل و پيام ويديويي دبيركل ، خانم موگريني مسئول ارشد سياست خارجي اتحاديه اروپا شروع شد و با سخنراني وزاري امور خارجه كشورهاي آسياي مركزي و ديگر از كشورها از جمله دكتر ظريف وزير امورخارجه جمهوري اسلامي ايران ادامه يافت. ظرافت سخنراني ظريف آن بود كه به زبان فارسي صورت گرفت.   ظريف تنها سخنراني بود كه به زباني غير از زبانهاي اعلام شده همايش يعني روسي و انگليسي، سخنراني نمود. براي سمرقنديان و بخاراييان و ديگر فارسي زبانان اين ظرافت ظريف دلچسب بود. در طول دو روز كنفرانس مجموعا ٧٠ سخنراني در جلسات عمومي و تخصصي همايش انجام شد كه در موضوعات مختلف و متعددي بودند و لزوما سخنرانان خود را متعهد نمي ديدند كه در چارچوب برنامه اعلام شده صحبت كنند بلكه هر انچه را خود مي پسنديد، مي گفتند و برخي هم گزارش كار سازمان متبوع خود را ارايه مي دادند. از نظر من اين همايش سه سلسله پيام در هم پيچيده داشت كه مي توان انها را به پيامهاي آشكار ، پيامهاي ضمني و پيامهاي نا گفته تقسيم كرد. الف ) پيامهاي آشكار: پيامهاي آشكار همايش در بيانيه پاياني آن كه در چهار صفحه منتشر شد آمده است . در اين بيانيه نام تمام كشورها و سازمانهاي بين المللي شركت كننده در همايش آورده شده و پس از آن مطلب كلي ارايه شده توسط رييس جمهور ازبكستان ، دبير كل سازمان ملل ، نماينده عالي اتحاديه اروپا و ديگر مقامات رسمي كه در راستاي اهداف همايش سخنراني داشتند آورده شده است.   البته در اين بيانيه مفصل علايق و موضوعات مورد توجه دولت ازبكستان برجستگي خاصي دارد. ضرورت تقويت نقش سازمان ملل در مديريت چالشهاي امنيتي آسياي مركزي ، ضرورت توجه به مديريت منابع آب ، ضرورت مقابله به تهديدات تروريسم ، تقويت ديپلماسي پيشگيرانه و لزوم توجه به برنامه هاي توسعه در كشورهاي آسياي مركزي از نكات مهم اين بيانيه است. ب ) پيامهاي ضمني: اين سلسله از پيامهاي همايش كه به نوعي مهمتر از پيامهاي آشكار آن هستند را مي توان در پنج پيام خلاصه كرد:   1. آسياي مركزي بعد از گذشت ٢٥ سال از استقلال خود و كسب تجارب مختلف در مرحله جديدي از باز تعريف استقلال و همكاريهاي منطقه اي و بين المللي خود قرار گرفته است و كشورهاي آسياي مركزي انتظار دارند دنيا شرايط نوين انها را به رسميت شناخته و رابطه جديدي با اين كشورها تعريف كند.   2. براي بيش از ٣٠٠٠ سال افغانستان بخشي از آسياي مركزي بوده است و سياست تقسيم اسياي مركزي به افغانستان و ماورالنهر كه سياست دوران شوروي بود ديگر جواب نمي دهد. افغانستان را نمي شود به انزوا كشاند بايد راهي براي غلبه بر بحران افغانستان از طريق همكاريهاي منطقه اي جستجو كرد.   3. در بيست و پنج سال گذشته همكاريهاي منطقه اي عملا شكل نگرفته است. ابتكارات همگرايي و همكاريهاي منطقه اي ريشه بيرون منطقه اي داشته است. طرح هاي روسيه ، چين ، امريكا و ديگر كشورها و سازمانها براي منطقه نتوانسته است موجب افزايش همكاريهاي منطقه اي شود. كشورهاي آسياي مركزي در جستجوي نوع مخصوصي از همكاريهاي منطقه اي بين خود هستند.   4. كشورهاي آسياي مركزي تجارب همگرايي در اتحاديه اروپا و آ سه آن را مورد توجه قرار داده اند ولي با هر دو انها فاصله زيادي دارند.   5. "هويت" موضوع اساسي براي كشورهاي آسياي مركزي است و تعريفي كه كشورهاي آسياي مركزي از هويت خود ارائه مي كنند بايد در تمامي طرح هاي همگرايي و همكاريهاي منطقه اي مورد توجه قرار گيرد. ج ) پيامهاي ناگفته: از نظر من پيامهاي ناگفته همايش سمرقند مهمترين بخش از سلسله پيامهاي اين همايش محسوب مي شود كه مي توان اين پيامها را نيز در پنچ پيام مهم ذكر كرد:   1- تداوم و تغيير در ازبكستان : اين همايش در نشان دادن تغييرات ايجاد شده در ازبكستان پس از فوت اسلام كريم اف و به قدرت رسيدن شوكت ميرضيايف همزمان با حفظ اصول كلي كشور و احترام به ميراث فكري اسلام كريم اف موفق بود. سخنراني رييس جمهور ميرضيايف چشم انداز آينده كشور را به تصوير مي كشيد و برنامه هاي اصلاحي دولت ازبكستان را در زمينه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي معرفي مي كرد و همزمان اين برنامه را ساختار شكنانه و بي توجهي به گذشته معرفي نمي كرد.   2- نقش ازبكستان: همايش نقش سازنده اي از ازبكستان در رابطه با كشوهاي آسياي مركزي و ساير همسايگان به تصوير مي كشيد. در اين تصوير ازبكستان كشوري است كه تمايل دارد بدون دخالت در امور ديگر كشورهاي آسياي مركزي همكاريهاي منطقه اي خود را گسترش دهد.   3- هويت و استقلال : از نظر من كشورهاي آسياي مركزي خصوصا ازبكستان بعد از ٢٥ سال استقلال و هويت خود را باز تعريف مي كنند و در اين تعريف جديد از خود عناصر و شاخصه هاي هويت ملي برجسته تر خود را نشان مي دهد. معني ديگر اين سخن آن است كه واگرايي فرهنگي اين كشورها با فرهنگ روسي در حال افزايش است.   4- اين همايش تلاش داشت نشان دهد كه اسلام معتدل ، غير سياسي ، غير افراطي و عرفاني ميراث تاريخي ازبكستان است. بخارا مركز بزرگ ديني شرق بوده است. اروپا مي تواند به اين بخش از هويت تاريخي و ديني ازبكستان توجه كند. امامان جماعت تربيت شده در ازبكستان مي توانند در مساجد اروپايي خدمت رساني خوبي داشته باشند   5- اروپا به طرح چين در خصوص " يك جاده ، يك كمربند " حساس شده و آن را طرحي مي داند كه اينده منطقه را تغيير خواهد داد ولي هنوز ابعاد اين تغيير را نمي داند. استراتژي جديد اروپا در آسياي مركزي كه اخيرا به تصويب رسيده است به نوعي بر اين موضوع متمركز خواهد شد. سخنراني اينجانب درباره" نقش كشورهاي همسايه افغانستان در صلح و ثبات اين كشور " بود كه در اين سخنراني با تشريح اين موضوع كه سه مولفه ثبات ، امنيت و توسعه عناصر اصلي حل بحران افغانستان از چهل سال گذشته تا كنون محسوب مي شود و بايد به اين سه مولفه هم زمان توجه شود بر اين نكته تاكيد داشتم كه ثبات افغانستان موضوعي داخلي است ، امنيت موضوعي منطقه اي است كه بايد با همكاري همه همسايگان افغانستان بدست آيد و توسعه افغانستان در گرو همكاريهاي بين المللي است.   منبع: خبرآنلاین   ]]> سیاست خارجی Fri, 17 Nov 2017 06:49:50 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3420/پیام-سمرقند اتحادیه اروپا به دنبال نفوذ در آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3415/اتحادیه-اروپا-دنبال-نفوذ-آسیای-مرکزی یادداشت سردبیر: نشست وزرای امور خارجه کشورهای آسیای مرکزی و اتحادیه اروپا در 10-11 نوامبر سال جاری (2017) در شهر سمرقند ازبکستان برگزار شد. نویسنده این نوشتار بر این باور است که اتحادیه اروپا قصد دارد نفوذ خود را در آسیای میانه گسترش دهد و بر تامین مالی برنامه‌های کمک‌رسانی خود بیفزاید؛ با این حال، میزان اعتبارات اتحادیه اروپا نسبت به مساعدت‌های مالی روسیه به کشورهای منطقه قابل مقایسه نیست.   اتحادیه اروپا، آسیای مرکزی را کشف کرده است در سال 2003، استراتژی امنیتی اتحادیه اروپا به تصویب رسید، که برای انعقاد توافق نامه بین اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی درنظر گرفته شده بود. اتحادیه اروپا سیاست خود را یک استراتژی مرکزی-آسیایی می نامد، اما هدف از آن برقراری همکاری تنها با جمهوری های پساشوروی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان) است. در سنت روسی، این منطقه معمولا آسیای مرکزی نامیده می شود، چرا که آسیای مرکزی علاوه بر این کشورها، شامل طیف گسترده ای از دیگر کشورها نیز می شود.   اتحادیه اروپا تازه از ده سال پیش این کشورها را به طور جدی مورد توجه قرار داده است. بنابراین، اتحادیه اروپا هنوز به دنبال«سرنخ‌هایی» است که امکان تحکیم موقعیت آن را در منطقه فراهم آورد. در عین حال، اتحادیه اروپا خاطرنشان می کند که در دهه 1990 گفتگو با پنج کشور آسیای میانه را آغاز کرده است. تا سال 2007، کشورهای منطقه اهمیت خود را از نقطه نظر بروکسل ثابت کردند. این امر مستلزم اتخاذ یک راهبرد ویژه و طراحی و تدوین برنامه های مشخصی برای تعامل است. از این زمان سیاست اتحادیه اروپا نسبت به کشورهای آسیای مرکزی به بخش پراهمیتی در سیاست مشترک خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا اتبدیل شده است.   در ژوئن 2007، سند «اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی: راهبردی برای مشارکت جدید» به تصویب رسید. در چارچوب این استراتژی توسعه گفتگوی سیاسی اتحادیه اروپا با کشورهای آسیای مرکزی از طریق جلسات منظم نمایندگان اتحادیه اروپا و وزرای کشورهای منطقه با اتکا بر مسائل حقوق بشر قرار داده شده است. اتحادیه اروپا همچنین توسعه همکاری و تعامل با کشورهای منطقه را در زمینه های زیر اعلام کرده است: آموزش، قانونگذاری، انرژی و حمل و نقل، محیط زیست و منابع آبی، مدیریت مرزی و قاچاق مواد مخدر، تجارت و روابط اقتصادی. این استراتژی انعقاد توافق نامه های بلندمدت چند جانبه و دو جانبه را پیشنهاد کرده است.   برای اجرای وظایف محوله، اتحادیه اروپا اقدامات متعددی را انجام داده است. در قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان، دفاتر خدمات روابط خارجی اروپا سازماندهی شده اند، و در ترکمنستان هم یک نماینده موقت در آن منصوب شده است. علاوه بر این، کمیسیون اتحادیه اروپا در آلماتی، دفتر نمایندگی خود را برای اجرای «سیاست حمایت بشردوستانه و حمایت مدنی» افتتاح کرده است.   در اسنادی که برای تایید استراتژی اعلام شده به تصویب رسیده اند، اتحادیه اروپا گزارش می دهد که هدف اصلی آن تقویت ثبات این دولت ها و منطقه به طور کلی است. دولت های آسیای مرکزی اتحادیه اروپا را به عنوان کشورهای متصل به اروپا و آسیا در نظر می گیرند. از این رو، اتحادیه اروپا، ضمن گسترش حضور در منطقه، طبق برداشت خود، موقعیت خود را در منطقه به عنوان یک بازیگر بین المللی موثر بر سیاست جهانی مستحکم می کند.   نقاط ورود اتحادیه اروپا در منطقه: تهدیدها، حقوق بشر و انرژی در سال‌های 2012 و 2015، اتحادیه اروپا صحت دوره انتخاب شده را که در استراتژی تعیین شده است بیان کرد. در سال های 2015 و 2017، این استراتژی تنظیم و تکمیل شد و در آن به ویژه، تعامل در زمینه امنیت و انرژی با جدیت مورد تأکید قرار گرفت. در ژوئن سال 2017 روند انطباق این استراتژی با راهبرد جهانی اتحادیه اروپا آغاز شد که این روند باید تا پایان سال 2019 تکمیل گردد. استراتژی اعلامی با تصویب بودجه چندساله برای حمایت از منطقه در دوره سال های 2020-2027 هماهنگ خواهد شد.   تا به امروز، اتحادیه اروپا برنامه های متعددی را در آسیای مرکزی اجرا کرده است که اتحادیه هم از آنها حمایت مالی به عمل می آورد. بروکسل مهمترین این برنامه‌ها را برنامه مدیریت مرزی، برنامه مبارزه با مواد مخدر، برنامه مرکزی–آسیایی اقدام علیه مواد مخدر و برنامه اقدامات اتحادیه اروپا علیه مواد مخدر و جرایم سازمان یافته بر می‌شمارد.   علاوه بر این، در اتحادیه اروپا اهمیت گفتگوی دائمی با کشورهای آسیای مرکزی در مورد امنیت در سطح بالایی است. بنابراین، 8 ژوئن سال 2017 برای بحث در مورد مسائل مربوط به فعالیت ضدتروریسم، مبارزه با افراط‌گرایی و قاچاق مواد مخدر به دعوت دولت قرقیزستان، چهارمین دیدار اتحادیه اروپا با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان در بیشکک برگزار شد. به عنوان مهمانان ویژه، نمایندگان افغانستان به این رویداد دعوت شدند. این گفتگو به طور منظم از سال 2013 برگزار می شود. جلسه بعدی در سال 2018 در بروکسل برگزار خواهد شد.   اتحادیه اروپا نیز پشتیبانی و تجربه خود را در مبارزه با مهاجرت غیر قانونی و تدوین استانداردهای سیاست مهاجرتی ارائه می‌دهد و آماده ارائه پشتیبانی در مبارزه با فساد و مبارزه با تروریسم بین‌المللی است که برای این مورد دفتر نمایندگی ویژه اتحادیه اروپا در شهر دوشنبه هم تأسیس شده است. همچنین اتحادیه اروپا برای جلوگیری از مناقشات منطقه، ابزار ثبات و صلح را پیشنهاد کرده که مسائل بی‌ثباتی سیاسی را مورد مطالعه قرار می‌دهد.   اتحادیه اروپا به طور خاص بر اهمیت گفتگو با کشورهای آسیای مرکزی در رابطه با حقوق بشر تاکید می‌کند و آن را بخشی از «ماموریت خود در زمینه‌ی اروپایی‌سازی منطقه» می‌داند. قبل از همه، صحبت از برنامه هایی است که با هدف اصلاح سیستم های قانونی و قضایی در کشورهای آسیای مرکزی بر اساس مدل اتحادیه اروپا طراحی شده‌اند. برنامه های «جامعه مدنی و مقامات محلی»، «ابتکار اروپایی برای دموکراسی و حقوق بشر» از دیگر ابزار اتحادیه اروپا در این زمینه می‌باشند.   وابستگی اتحادیه اروپا به منابع انرژی، موجب تمایل آن به افزایش عرضه منابع شده است. کشورهای آسیای مرکزی اتحادیه اروپا را به عنوان شرکای انرژی خود در نظر می گیرند. در آینده قابل پیش بینی، چشم‌انداز عرضه حامل های انرژی از آسیای مرکزی به اروپا همچنان بسیار مبهم است. با این وجود، بروکسل در حال تلاش برای توسعه بخش معدن و انرژی در منطقه است. اتحادیه اروپا از توسعه میدان های نفت و گاز جدید و ساخت نیروگاه های برق آبی، خطوط لوله اضافی و تشکیل مسیرهای جدید و شبکه های حمل و نقل حمایت می کند. علاوه بر این، بروکسل برنامه خود را تحت عنوان «ابزار همکاری در زمینه امنیت هسته ای» به کشورهای منطقه ارائه داد.   طبیعتا، اتحادیه اروپا بیشتر از همه نگران امکان انتقال انرژی از آسیای مرکزی به بازار داخلی خود است. بدین منظور، اتحادیۀ اروپا از ادغام کشورهای آسیای مرکزی در یک بازار واحد و همچنین مشارکت عمومی-خصوصی و اصلاحات مالی و در درجه اول از خصوصی سازی بخش بانکی حمایت می کند، ضمن آنکه حمایت مالی خصوصی سازی بخش بانکی را نیز تأمین می کند.  همچنین اتحادیه اروپا اصرار دارد که کشورها سیاست انرژی اتحادیه اروپا را مورد توجه قرار دهند. بروکسل همچنین سیستم و اصول کلی از اولویت ها را به منظور حمایت از خروج کالا از کشورهای آسیای مرکزی به بازار اتحادیه اروپا پذیرفت. بروکسل حمایت خود را از کریدور انرژی جدید دریای خزر-دریای سیاه اعلام می کند. از نظر اتحادیه اروپا، آسیای مرکزی همچنین به عنوان کریدوری آسیای شرقی و جنوبی به اروپا در نظرگرفته می شود.   مساعدت‌های اروپا و روسیه به آسیای مرکزی اتحادیه اروپا برای اجرای اهداف خود در منطقه، طرح ابتکاری باکو و همچنین تعامل با شورای اروپا، ناتو، سازمان امنیت و همکاری اروپا، موسسات مالی بین المللی و سازمان های مختلف منطقه ای را مورد توجه قرار می‌دهد. علاوه بر این، اتحادیه اروپا آمادگی خود را برای گفتگوی سازنده با سازمان همکاری شانگهای، با مراکز مختلف منطقه‌ای در حوزه امنیت و مبارزه با مواد مخدر اعلام می‌کند. جالب است که اتحادیه اروپا صرفا از چین به عنوان کشور شریک در این منطقه نام برده است.   اتحادیه اروپا بر اساس طیف گسترده‌ای از برنامه‌های متنوع و افزایش بودجه آنها، قصد خود را برای تبدیل‌شدن به «اهدا کننده شماره 1» در آسیای مرکزی اعلام کرده است. بنابراین، اگر اتحادیه اروپا در دوره 2007-2013، 750 میلیون یورو کمک مالی به کشورهای منطقه اختصاص داده، برای سال‌های 2014-2020. حمایت مالی اتحادیه اروپا از کشورهای منطقه به یک میلیارد یورو خواهد رسید. با این حال، این میزان کمک مالی با حجم کمک‌های روسیه قابل مقایسه نیست.   بنابراین، سرمایه یک صندوق روسیه‌ای- قرقیزستانی به میزان یک میلیارد دلار افزایش یافته است. به طور کلی، طبق اخبار و اطلاعات سرگی لاورف وزیر امور خارجه روسیه، طی 10 سال گذشته کمک های روسیه به آسیای مرکزی بیش از 6 میلیارد دلار افزایش یافته است. حدود 150 هزار دانشجو از آسیای مرکزی در موسسات آموزش عالی روسیه مشغول به تحصیل هستند که 46 هزار نفر از آنها با هزینه بودجه فدرال تحصیل می کنند. البته در این میزان، نه لیست بخشی از بدهی های آسیای مرکزی به روسیه قرار دارد و نه از اهمیت مهاجرت نیروی کار به روسیه صحبتی شده است.   شورای اتحادیه اروپا با وجود میزان نسبتا کم کمک های واقعی در سال 2017، به این نتیجه رسید که اتحادیه اروپا موفق شدهمکاری موثری با کشورهای منطقه در زمینه حقوق بشر، آموزش، و امنیت برقرار نماید.   در این مورد، اتحادیه اروپا کشورهای آسیای مرکزی را بیشتر به عنوان دریافت‌کننده کمک‌های انسان‌دوستانه و مالی خود تصور می‌کند، در عوض آنها نه تنها باید منافع اتحادیه اروپا را مورد توجه قرار دهند، بلکه باید آنها را به طور کامل محقق نمایند. با این وجود، بدون همکاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، این اهداف غیرقابل دستیابی باقی خواهند ماند.   اتحادیه اروپا هنوز در این منطقه تازه کار است و با ارائه برنامه‌ها و کمک‌های مالی خود در واقع زمینه را سنجیده و  نقاط نفوذی که می‌تواند بعدها از آنها استفاده کند شناسایی می‌کند.   اگر به برنامه‌ها و گزارش‌های رسمی نگاه کنید، واضح است که اتحادیه اروپا بیشتر به گسترش اخبار در مورد خود و ایجاد تصویری از یک «شریک معتبر» تمایل دارد تا حل و فصل واقعی مشکلات امنیتی منطقه. همچنین با توجه به این که کمک های روسیه برای توسعه کشورهای آسیای مرکزی، حتی در سال‌های اخیر، بسیار بیشتر از اروپا بوده، بی‌اعتنایی نسبت به حضور روسیه در این منطقه موجب شگفتی است.     نویسنده: ناتالیا یریمینا، دانشیار رشته علوم سیاسی در دانشگاه دولتی سن پترزبورگ روسیه   منبع: اوراسیا اکسپرت   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه در دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران       «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»       ]]> سیاست خارجی Tue, 14 Nov 2017 10:16:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3415/اتحادیه-اروپا-دنبال-نفوذ-آسیای-مرکزی