موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين چین :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/russia/china Fri, 28 Apr 2017 16:32:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 28 Apr 2017 16:32:20 GMT چین 60 همگرایی عجیب روسیه و چین http://www.iras.ir/fa/doc/report/3041/همگرایی-عجیب-روسیه-چین ایراس؛ پس از هر ملاقات بین «شی جین پینگ»، رئیس جمهور چین و «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهور روسیه، دو طرف بیانیه های مثبتی را صادر و بر همکاری های رو به رشد میان دو کشور تاکید می کنند. روسیه به خصوص از آغاز جنگ در اوکراین در سال 2014، به چین نزدیک تر شده است. روسیه تلاش می کند با تقویت روابط با چین و نزدیک شدن به این کشور روابط محدود شده اش با غرب را جبران کند و بر ترس همیشگی اش نسبت به همسایگان جنوبی غلبه کند. پکن نیز در عین حال خوشحال است که در زمینه مناقشات به وجود آمده در دریای چین جنوبی، روسیه را در کنار خود دارد. اختلافات بین روسیه و چین به قوت خود باقی است، اما شکی نیست که روابط این دو در حال حاضر در نزدیک ترین حالت خود در دهه های اخیر قرار دارد. شاید چندان به این موضوع پرداخته نشده باشد، اما اگر به روابط میان روسیه و چین دقیق تر بنگیریم خواهیم دید که همگرایی جزیی ای در سیاست های داخلی این دو کشور وجود دارد. آمریکایی ها اغلب روسیه و چین را در کنار هم و با عنوان «قدرت های اقتدارگرا» می شناسند، اما واقعیت این است که نظام های سیاسی داخلی این دو کشور بسیار متفاوت عمل می کنند. پوتین از زمان به دست گرفتن قدرت در روسیه در سال 1999، بر ساخت و ایجاد «قدرت عمودی» تاکیده کرده که بر کاهش نفوذ نخبگان سیاسی و تمرکز قدرت در کرملین استوار است. با این حال نحوه توزیع قدرت سیاسی در چین کمی متفاوت از روسیه است، این کشور آن چنان هم مانند روسیه استبدادی نیست، اما در مقایسه با روسیه بسیار غیرمتمرکزتر است. در مقایسه با روسیه، گروه های نخبگان سیاسی در چین نقش نسبتاً بزرگتری در تصمیم سازی ها ایفا می کنند و حتی رئیس جمهوری چین تا همین اواخر قدرت چندانی نداشت. قدرت در چین با روی کار آمدن رؤسای جمهور مختلف چرخش داشته است. تغییر سه رئیس جمهور قبلی در چین، قدرت را به گروه های مختلف نخبگان انتقال داده است. پایگاه قدرت «جیانگ زمین»، رئیس جمهور چین که از سال 1993 تا 2003 در رأس کار بود، در شانگهای قرار داشت. «هو جینتائو» که بین سال های 2003 تا 2013 در منصب ریاست جمهوری قرار داشت، از حزب «اتحادیه جوانان کمونیست» آمده بود. رئیس جمهور فعلی چین نیز نماینده گروهی از نخبگان تحت عنوان «آقازاده ها» است که جزء فرزندان نسل اول رهبران حزب کمونیست محسوب می شوند. این چرخش قدرت هر گروه را وادار می کند تا به شکلی مؤثر حکومت را اداره کنند به طوری که در برابر دیگر نیروها متهم به بی کفایتی نشوند. روسیه چنین سیستمی برای چرخش نخبگان ندارد. به عنوان بارزترین مثال، 18 سال است که پوتین در روسیه حکومت می کند و به احتمال زیاد چند سال دیگر نیز در رأس قدرت باقی بماند. اما رئیس جمهور روسیه تنها مقامی نیست که جایگاه ثابتی دارد، بلکه بسیاری از افراد قدرتمند در روسیه برای دو دهه است که در جایگاه خود باقی مانده اند. «ایگور سچین»، مدیر عامل شرکت «روزنفت» روسیه یکی از این شخصیت هاست که از همان روز اول دوران ریاست جمهوری پوتین، نقش عمده ای در سیاست روسیه ایفا کرده است. «سرگی شویگو»، وزیر دفاع روسیه نیز یکی دیگر از این مقامات است که کار خود را از سال 1994 آغاز کرد و هم اکنون نیز در این سمت قرار دارد. با فرض این که پوتین در انتخابات سال آینده روسیه مجدداً انتخاب شود، می توان چشم انداز ریاست جمهوری وی را تا سال 2024 متصور شد. برخی سیستم سیاسی پوتین را با «لئونی برژنف»، سیاست مدار و دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست بین سال های 1960 تا سال های 1980 مقایسه می کنند. برژنف سیاست خاص خود را داشت که تضمین کننده این بود که نخبگان به مانند دوران استالین با تصفیه سیاسی و پاکسازی و مانند دوران «نیکیتا خروشچف» با سازماندهی مجدد و مداوم، روبه رو نشوند. این سیاست برژنف و تن آسایی وی در طول دوران رهبری، نتیجه ای جز رکود نداشت. نیمی از اعضای دفتر سیاسی شوروی که در سال های 1980 خدمت می کردند از یک دهه و نیم پیش از آن در این عرصه حضور داشتند، چرخش نخبگان سیاسی متوقف شده بود، ایده های جدید به رهبران ارشد و بالادستی نمی رسید و کیفیت مدیریت نیز کاهش یافته بود. پوتین همچنان که خود را برای انتخابات مجدد در بهار 2018 آماده می کند، متوجه خطرات ناشی از دوره ای جدید از رکود نیز شده است. پوتین از ترس هزینه های سیاسی، تمایلی به برداشتن گام هایی برای تقویت اقتصاد این کشور ندارد. اما او چین را الگوی خود قرار داده و در تلاش است تا با آوردن چهره های جدید در جایگاه های ارشد دولتی، سیستمی مبتنی بر چرخش نخبگان سیاسی را در این کشور ایجاد کند و به دولت تکانی بدهد. در پاییز سال 2015، پوتین «ولادیمیر یاکونین»، رئیس قدرتمند راه آهن روسیه و دوست قدیمی خود را اخراج کرد. یاکونین علاوه بر فساد، راه آهن روسیه را نیز بد مدیریت کرده بود. «اولگ بلوژرف»، مدیرعامل جدید این نهاد نیز به احتمال زیاد در زمینه فساد دست کمی از یاکونین نداشته باشد، اما برخی در این صنعت امیدوارند که مدیریت بهتری را از خود نشان دهد. در اواخر سال 2016 حتی تغییرات بزرگتری در زمینه نیروها و پرسنل دولتی روسیه رُخ داد. پوتین ابتدا استعفای «سرگئی ایوانف»، رئیس کارکنانش را که از سال 2011 در این سمت خدمت می کرد، پذیرفت. ایوانف با «آنتون وانیو» جایگزین شد؛ مقام رسمی نسبتاً جوانی که تنها 44 سال سن دارد و از وجهه عمومی بسیار پایین تری برخوردار است. پس از این موضوع، «سرگئی کرینکو» نیز در اُکتبر 2016 به عنوان معاون اول رئیس ستاد با مسئولیت مدیریت سیاست داخلی منصوب شد و جای «ویاچسلاو ولودین»، مدیر با نفود حوزه سیاست داخلی روسیه را گرفت. سپس «الکسی یولیخایف»، وزیر اقتصاد با سابقه دستگیر و «ماکسیم اورشکین» 34 ساله جایگزین او شد. این امکان وجود دارد که دگرگونی پرسنل و کارکنان ارشد دولتی نیز درست همانند انجام تغییراتی در کابینه دولت مدیریت را بهبود ببخشد، اما تنها جابجایی دستیاران پوتین می تواند موجب بروز تغییراتی شود. برخلاف سیستم چرخش نخبگان در چین، تغییرات انجام شده در روسیه قدرت جدیدی را برای جناح های این کشور به ارمغان نخواهد آورد. از همه مهم تر آن که، پوتین همچنان در رأس قدرت باقی می ماند و هیچ یک از مقامات جدید نمی توانند با سیاست های وی مقابله کنند. اما معضل اصلی آن است که رکود نه تنها توسط مدیریت متحجرانه بلکه از طریق اتخاذ سیاست های خاص نیز ممکن است ایجاد شود. تا زمانی که پوتین در رأس کار باشد، معاملات تجاری وی با دوستانش و نزدیکانش ادامه خواهد داشت، حقوق مالکیت بزرگترین تاجران روسیه مشروط به حمایت سیاسی آنها از دولت پوتین خواهد بود، سیاست خارجی این کشور که درک نادرستی از منافع روسیه دارد، همچنان ادامه خواهد یافت و گروه های جامعه مدنی اگر هم با سرکوب روبه رو نشوند، دست کم با انتقاداتی مواجه خواهند بود. بنابراین اگر پوتین که در حال حاضر در رأس قدرت دارد همچنان باقی بماند، تغییری در هیچ یک از این موضوعات ایجاد نخواهد شد. سیستم چرخش نخبگان در چین کارایی خود را اثبات کرده و شاید علت این امر نیز آن باشد که از زمان «دنگ شیائوپینگ»، این کشور نه تنها قادر به جایگزینی رهبران سطح میانه بوده، بلکه این توانایی را داشته که در صورت لزوم رؤسای جمهور را نیز تغییر دهد. دنگ شیائوپنگ با راه اندازی یک سیستم چرخشی، جانشین خود را یعنی «جیانگ زمین» را از یک جناح انتخاب کرد و جانشین زمین یعنی «هو جینتائو» را نیز از جناحی دیگر برگزید. حتی پس از مرگ شیائوپینگ این سیستم همچنان ادامه یافت. اما حالا 20 سال از مرگ شیائوپینگ می گذرد و جانشینان منتخب وی در حال حاضر بازنشسته شده اند. سیستم چرخشی ابداعی شیائوپینگ دیگر به صورت اتوماتیک عمل نمی کند. اما تغییرات سیاسی در سطح میانی روسیه هر چقدر هم که متعدد و گسترده باشد باز هم نمی تواند چنین سیستمی را در این کشور ایجاد کند. اما بخش جالب قضیه این جاست که همان طور که پوتین تلاش می کند تا سبک و روش چینی در تقسیم قدرت را در کشور خود اعمال کند، چین نیز در حال تغییر به سمت مُدل روسی است. مخالفان و موافقان رئیس جمهور فعلی چین موافقند که مدلی جدید از کنترل سیستم سیاسی در چین باید به اجرا در آید و این مدل نیز مدل پوتین است. درحالی که روسیه در تلاش برای تکرار مدل چرخش نخبگان چینی است، پکن در حال ساخت و ایجاد یک قدرت عمودی در ساختار سیاسی چین است. نویسنده: کریس میلر منبع: اندیشکده «وودرو ویلسون»/ دیپلماسی ایرانی انتهای متن/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 25 Feb 2017 07:32:28 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3041/همگرایی-عجیب-روسیه-چین توافق چین و روسیه درباره از سرگیری گفت وگوهای هسته ای کره شمالی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3017/توافق-چین-روسیه-درباره-سرگیری-گفت-وگوهای-هسته-کره-شمالی ایراس؛ وزارت خارجه چین با انتشار بیانیه ای اعلام کرد وانگ یی وزیر خارجه این کشور در اجلاس گروه بیست در آلمان با سرگئی لاوروف همتای روس خود در باره از سر گیری گفت و گوهادر باره بر نامه هسته ای کره شمالی، توافق کردند. وزرای خارجه چین و روسیه دراین گفت وگوها به تبادل دید گاهها در باره اوضاع شبه جزیره کره پرداختند. متعاقب آن توافق کردند تا سطح همکاریهای دوجانبه را در انطباق با شرایط و تضمین ثبات برای ازسرگیری گفت وگوها، تقویت  کنند. بیش از دو دهه است که چین و روسیه، بنای یک راهبرد منطقه ای را پایه گذاری کردند. امضای پیمان همکاری بیست و پنج ساله بین چین و روسیه، تعامل پایدار دو کشور در سازمان همکاری شانگهای با هدف تقویت روند های نو و بالا بردن سطح همکاری ها در سطوح مختلف و ایجاد یک ائتلاف منطقه ای موید همین دیدگاه است. درسطح جهانی نیز، همکاری چین و روسیه درخصوص تاثیرگذاری بر تحولات سوریه و ممانعت ازپیشروی ناتو به مرز های شرقی، بر هیچ نهاد سیاسی و محافل مطبوعاتی پوشیده نیست. درعین حال می توان به حمایت های چین از روسیه درباره تحولات پدیدار شده در اوکراین اشاره کرد. چین و روسیه چه در دوران جنگ سرد و چه در دوران بعد از جنگ سرد، ملاحظاتی در شمال و شرق آسیا دارند که گاه باعث پیوند خوردن منافع دو کشور شده و گاهی نیز باعث شده است تا پکن و مسکو براساس درک مشترک از روندها و تاثیرگذاری قدرت های فرامنطقه ای بر دیدگاه استراتژیک واحدی تمرکز داشته باشند.  کره شمالی و فعالیت های هسته ای این کشور که از 2005 شروع و همچنان نیز ادامه دارد، از جمله مولفه تاثیرگذار در روابط چین و روسیه است. چین و روسیه علی القاعده متناسب با اقدام آمریکا دراین بخش از آسیا عمل می کنند. دو کشور گاهی با در نظر گرفتن متغیرها در پی تبدیل چالش ها به فرصت ها هستند. بدان معنا اگر آمریکا تن به مذاکره بدهد، در آن صورت پکن و مسکو نیز از کره شمالی خواهند خواست در گفت و گوها شرکت کند زیرا توان کره شمالی در چانه زدن با آمریکا بالا خواهد رفت و دیگر آنکه چین و روسیه ابتکارعمل را به دست خواهند گرفت.  چین مبتکر مذاکرات شش جانبه با مشارکت روسیه، کره شمالی، آمریکا، ژاپن و کره جنوبی در 2003 بود. این مذاکرات با هدف رسیدن به راهی برای برون رفت شبه جزیره کره با محوریت کره شمالی از بحران بوده است. تردیدی نیست که خلع سلاح هسته ای کره شمالی درگروی عمل به تعهداتی است که آمریکا و متحدان آسیایی اش در قبال این مساله دارند. به نظرمی رسد، چین و روسیه تلاش می کنند، از ظرفیت دیپلماسی جهت حل مساله هسته ای کره شمالی گام بر دارند درحالی که هر دو کشور منتظر اقدام متقابل آمریکا و متحدانش نیز می باشند. انتهای تحلیل/ منبع: پارس تودی   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 19 Feb 2017 07:08:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3017/توافق-چین-روسیه-درباره-سرگیری-گفت-وگوهای-هسته-کره-شمالی هشدار چین به امریکا و ژاپن http://www.iras.ir/fa/doc/news/2979/هشدار-چین-امریکا-ژاپن ایراس؛ «گینگ شوانگ» سخنگوی وزارت امورخارجه چین تاکید کرد، پکن معاهده امنیتی دوجانبه آمریکا و ژاپن را محصول جنگ سرد و فاقد اعتبار برای تصمیم گیری درباره جزایردریای چین شرقی می داند. وی تصریح کرد، جزایر «دیائویا» در دریای چین شرقی و جزایر اطراف آن متعلق به چین است. رئیس جمهوری آمریکا اخیرا در دیدار با نخست وزیر ژاپن در واشنگتن گفت، بر اساس معاهده امنیتی دو کشور، آمریکا از موضع توکیو در جزایر تحت کنترل ژاپن از جمله جزایر دیائویو در دریای چین شرقی حمایت می کند. جزایر بدون سکنه اما راهبردی دیائویا در دریای چین شرقی که ژاپن آنها را «سنکاکو» می نامد، سالهاست محل مناقشه دوکشورهمسایه چین و ژاپن  است. اهمیت این جزایر که اکنون در اختیار ژاپن است به خاطر ذخایر فسیلی و ماهیگیری آن می باشد. به گزارش ایراس به نقل از پارس تودی، سخنگوی وزارت امور خارجه چین تاکید کرد، این کشور برای حراست از مناطق تحت حاکمیت خود ،عزم جدی دارد ومقامات آمریکا و ژاپن را متهم کرد که با دامن زدن به تنشها، موجب بی ثباتی و ناامنی در منطقه می شوند. شینزو آبه نخست وزیر ژاپن، اخیرا با سفر به واشنگتن تلاش کرد با ارائه بسته 150 میلیاردلاری برای سرمایه گذاری در آمریکا ضمن جلب نظر دونالد ترامپ رئیس جمهوری این کشور که فردی تاجر مسلک است، حمایت دولت وی را نیز از موضع توکیو در برابر پکن حفظ کند. براساس پیمان امنیتی که بعد از جنگ جهانی دوم میان آمریکا و ژاپن امضا شد، مسئولیت تامین امنیت این کشور به آمریکا واگذار و ژاپن از داشتن ارتش منع شد. ژاپن در تلاش برای تقویت قدرت نظامی اما در یک دهه اخیر ژاپن با حمایتهای آمریکا و تبدیل سازمان دفاعی به وزارت دفاع به سرعت در حال تقویت قدرت نظامی خود است و از پوسته یک کشور کاملا فاقد توان نظامی خارج شده و اکنون با آمریکا اقدام به برگزاری رزمایش، تولید مشترک موشکهای پیشرفته تهاجمی و اعزام نیرو به خارج از مرزها می کند. از اینرو از دیدگاه چین، ژاپن دیگر نمی تواند در پوشش چتر امنیتی آمریکا و با تاکید بر پیمان امنیتی توکیو به مداخلات خود در مناطق مختلف از جمله دریای چین شرقی ادامه دهد. چین این پیمان را محصول دوران خاصی از تاریخ ژاپن و ویرانی این کشور و منطقه می داند که واشنگتن پیمان امنیتی را به ژاپن شکست خورده تحمیل کرد. بنابراین با گذشت حدود هفت دهه و به دلایل مختلف تغییرات در عرصه روابط بین الملل و تحولات امنیتی و اقتصادی در شرق آسیا و همچنین تغییر وضعیت امنیتی و نظامی ژاپن، پیمان امنیتی میان این کشور و آمریکا اعتبار و موضوعیت خود را از دست داده است و توکیو و واشنگتن نمی توانند همچنان از آن به عنوان اهرم و ابزاری برای دخالت در امور منطقه استفاده کنند. تاکید چین بر پایان عصر ائتلافهای نظامی از دیدگاه دولت چین، عصر همکاری و ائتلافهای نظامی که در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا در منطقه  شرق آسیا از جمله به  ژاپن و کره جنوبی تحمیل کرد، پایان یافته است و عصر کنونی روابط بین الملل بر همکاری و همگرایی منطقه ای برای کمک به صلح و تداوم رشد اقتصادی استوار است. اما آمریکا در جهت اهداف خود، با سوء استفاده از پیمان امنیتی نه تنها حق دخالت در امور منطقه را برای خود موجه میداند بلکه می کوشد با استفاده از آن، به التهاب امنیتی در منطقه دامن بزند تا حضور نظامی خود را در حوزه پیرامونی چین  تقویت نماید. در هر حال، از دیدگاه چین، کشورهای منطقه با تاکید بر منافع جمعی و تکیه بر توانایی داخلی و منطقه ای از توانایی لازم برای تامین امنیت دریاها برخوردارند و پکن دخالت های آمریکا را صرفا با هدف دامن زدن به اختلافات به منظور پیشبرد اهداف واشنگتن می داند و به همین دلیل بارها به ژاپن و کره جنوبی در مورد پیامدهای بازی در زمین آمریکا هشدار داده و خواهان رویکرد آنها به همکاری منطقه ای شده است. انتهای متن/   ]]> چین Wed, 15 Feb 2017 08:02:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2979/هشدار-چین-امریکا-ژاپن آیا ترامپ چین را به سوی ائتلاف با روسیه سوق می‌دهد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/news/2942/آیا-ترامپ-چین-سوی-ائتلاف-روسیه-سوق-می-دهد ایراس؛ به نظر می رسد که کاخ سفید، تحت ریاست ترامپ، سیاست خود را نسبت به چین و آسیا تغییر می دهد. ظاهرا ترامپ در دنبال کردن اهداف دولت های قبلی آمریکا برای مهار چین مصمم تر است. برای ارزیابی صحیح از تاثیر احتمالی سیاست های رییس جمهور جدید آمریکا بر برنامه ریزی نظامی چین، لازم است که ابتدا از شرّ دو سوء برداشت متداول خلاص شویم. اولین سوء برداشت این است که سیاست چین-ستیزی ترامپ با سیاست دولت اوباما در تضاد است. تصمیم روی گرداندن از خاورمیانه به سوی آسیا و در پیش گرفتن مجموعه ای از اقدامات که این پیام را مخابره می کنند که آمریکا برای مناقشه با چین آماده می شود، از دوره دولت قبل آغاز شد. در دوره اوباما بود که امریکا شروع به افزایش حضور نظامی خود در اقیانوس آرام و تقویت سیستم موجود اتحادهای نظامی با همسایگان و رقبای چین کرد. گرایش به افزایش همکاری نظامی و نظامی-فنی با تایوان، سیاستی بود که اصولا از دوره جرج دابلیو. بوش آغاز شد. ترامپ یک طرح کلیدی را از دیپلماسی اقتصادی دولت اوباما در آسیا کنار گذاشت- پیمان «مشارکت ترانمس-آتلانتیک TPP. ولی این کار را مطلقا با انگیزه های سیاسی انجام داد. این توافق بیش از هر چیز دیگری مورد نفرت رای دهندگان به ترامپ بود، و اگر ترامپ برای حفظ آن تلاشی می کرد، این طرفداران، او را نمی بخشیدند. گرچه دولت ترامپ مسوول تنش های ژئوپلیتیک کنونی میان آمریکا و چین نیست، ولی محتمل است که سیاست های دولت های پیشین آمریکا را با عزم و قاطعیت بیشتری ادامه دهد. دومین سوء برداشت مربوط به نظامی شدن شتابناک در سرتاسر جهان است. باید در ارزیابی خود، سکون و لَختی بخش عمده برنامه های نظامی را هم لحاظ کرد. به این معنا که اکنون، در قیاس با اواسط قرن بیستم، ایجاد سیستم های تسلیحاتی گران و پیچیده، سال ها به طول می انجامد تا از مرحله طرح روی کاغذ به مرحله ساخت و بهره برداری برسد. بسیاری از سیستم های جدید تسلیحاتی که تازه قرار است به کار گرفته شوند، چند دهه قبل سفارش داده شده اند. برای نمونه، ساخت موشک های چنینی  DF-41 در اواخر دهه 1980 آغاز شد. تغییرات سیاسی بسیار سریع تر از ابداعات و ابتکارات نظامی-فنی اتفاق می افتد. در نتیجه، برنامه ریزی نظامی کشورهای بزرگ همه سناریوهای پرخطر محتمل را لحاظ می کنند. و به همین دلیل برنامه ریزی نظامی چین در دهه 1990، عمدتا حول طیفی از درگیری های محتمل با ایالات متحده انجام گرفت. چین مبانی خود را تغییر نخواهد داد فشار فزاینده آمریکا و روسیه در برهه 2016-2014 باعث تقویت چشمگیر همکاری های چین-روسیه در حوزه های نظامی و نظامی-فنی شده است. حجم همکاری نظامی-فنی دوجانبه کشور به سطح رکوردهای دهه 1990 و اوایل 2000 نزدیک می شود- در 2016، روسیه حدود 3 میلیارد دلار اسلحه به چین صادر کرد. به علاوه تمرین های نظامی مشترک بین این دو هم پیچیده تر و متنوع تر شده است. دور جدید فشارهای آمریکا بر چین، انگیزه های چین را برای همکاری با مسکو تقویت می کند. تعامل نظامی روسیه و چین همین حالا هم قوی است. این تعامل شامل تمرین های نظامی بزرگ به صورت مشترک، شامل ارتش، نیروی هوایی و دریایی، تمرین های دفاع موشکی رایانه ای، آموزش مشترک نیروهای پلیس و ضد-تروریست و تبادل هیات های نظامی می شود. گام اساسی برای روسیه و چین می تواند ایجاد یک ائتلاف نظامی-سیاسی باشد. چنین اتحادی، شرایط را برای اقدامات مشترک دو کشور و در بخش های مختلف دنیا فراهم می کند و چین را تحت «چتر هسته ای» روسیه قرار می دهد. اما چنین حرکتی نیازمند تجدیدنظر در مبانی اساسی سیاست خارجی چین و روسیه است. در چین، با چند دهه سابقه دوری از هر ائتلاف نظامی که جزو اصول سیاست خارجی این کشور بوده، چنین رویکردی بسیار دشوار است، گرچه می تواند دست کم مورد بحث و بررسی قرار گیرد. می توان تصور کرد که سیاست خصمانه تر دولت ترامپ می تواند به سخت تر شدن موضع تلافی جویانه چین بیانجامد و سیاست افزایش چشمگیر سرمایه گذاری در حوزه دفاعی را در این کشور موجب شود. این امر می تواند شمار و مقیاس تمرین های نظامی مشترک بین پکن و مسکو را افزایش دهد و به گسترش محتمل برنامه های همکاری نظامی- فنی با روسیه منجر شود که به نوبه خود، موجب تسریع در پیشرفت پروژه های نظامی-فنی چین خواهد شد. با این حال، فعلا در ظاهر قراینی دیده نمی شود که بر عزم مسکو چین برای ایجاد یک ائتلاف رسمی دلالت داشته باشد. نویسنده: Vasily Kashen (کاشن پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات شرق دور و مدرسه عالی اقتصاد در مسکو است) پایان متن/  منبع: rbth.com / مشرق نیوز ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 08 Feb 2017 10:01:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2942/آیا-ترامپ-چین-سوی-ائتلاف-روسیه-سوق-می-دهد مسیر ترانزیتی قرقیزستان-چین آغاز بکار کرد http://www.iras.ir/fa/doc/news/2769/مسیر-ترانزیتی-قرقیزستان-چین-آغاز-بکار ایراس: مسیر ترانزیت بار از شهر‌های «اوش» و «بیشکک» قرقیزستان به شهرهای «کاشغر» و »ارومچی» چین راه‌اندازی شد. به گزارش دفتر مطبوعاتی وزارت حمل‌ونقل قرقیزستان، مسیر ترانزیت بار از شهرهای بزرگ قرقیزستان از جمله از «بیشکک» و «اوش» به شهرهای «کاشغر» و «ارومچی» در ناحیه خودمختارر «سین‌کیانگ» چین، شروع به کار کرد. طبق این گزارش، اولین کاروان از کامیون‌های باری قرقیزستان عازم «ارومچی» شده‌اند و انتظار می‌رود که طی 4 روز به این شهر در مرکز ناحیه خودمختار «سین‌کیانگ» رسیده و سپس به قرقیزستان برگردند. از آنجا که این اولین سفر کامیون‌های قرقیزستانی به چین می‌باشد، رانندگان قصد دارند تا در مورد تمام مشکلات به وجود آمده در طی این مسیر گزارشی تهیه کرده و هم در اختیار همکاران خود برای سفرهای بعدی و هم در اختیار نهادهای مربوطه برای حل‌وفصل آنها قرار دهند. به گفته منبع فوق، تمام اسناد مربوطه نیز از طرف شرکت قرقیزستانی «دیزل تکنیک» مهیا و در اختیار رانندگان کامیون‌ها قرار گرفته است. در تاریخ 17 نوامبر سال 2016 در شهر «ارومچی» هئیت‌های حمل‌ونقلی جمهوری قرقیزستان و ناحیه خودمختار «سین‌کیانگ» چین دیدار کردند و تصمیم گرفته شد تا مسیر ترانزیت بین‌المللی بار «بیشکک- کاشغر- ارومچی» و «اوش-کاشغر- ارومچی» راه‌اندازی شود. طرف چینی همچنین برای عبور بدون موانع وسایل حمل‌ونقلی قرقیزستان در چین، اسناد مربوطه را آماده و در اختیار طرف قرقیزی قرار داده است. بر اساس توافق انجام شده، رانندگان قرقیزستانی باید قوانین حمل‌ونقلی چین را رعایت کرده و در صورت نقض این قوانین بیش از 3 بار، چینی‎ها ضمن گزارش به مقامات قرقیزی، در صدور روایدید برای افراد متخلف محدودیت‌هایی را اعمال خواهند کرد. انتهای خبر/ ]]> آسیای مرکزی Wed, 11 Jan 2017 09:50:34 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2769/مسیر-ترانزیتی-قرقیزستان-چین-آغاز-بکار سایه اتحادیه اوراسیا بر روابط «آستانه» و «پکن» http://www.iras.ir/fa/doc/report/2757/سایه-اتحادیه-اوراسیا-روابط-آستانه-پکن ایراس: روابط بین قزاقستان و چین تا به امروز به میزان قابل توجهی تحت تأثیر روندهای همگرایی منطقه‌ای قرار داشته است که طرح کمربند اقتصادی جاده ابریشم چینی، یکی از مهمترین برنامه‌های جهانی و بلندمدت همگرایی در این منطقه بود که بعد از مطرح شدن، به یک استراتژی جامع تحت عنوان «یک کمربند–یک جاده» تبدیل و از سوی تمام کشورهای منطقه پذیرفته شد. به طور کلی اهداف طرح یک کمربند، یک جاده در فضای اوراسیا را می‌توان به، ایجاد زیرساخت‌های تدارکاتی به منظور انتقال منابع انرژی دریای خزر به یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان آن یعنی چین و در مجموع به منطقه آسیا و اقیانوس آرام؛ ایجاد دالان ترانزیتی برای صادرات کالاهای چینی به اروپا؛ ایجاد یک پل زمینی با ایران، یکی از شرکای عمده انرژی چین، برای تنوع بخشیدن به مسیرهای دریافت منابع انرژی؛ تنوع بخشیدن به مسیرهای زمینی به سمت اروپا عنوان کرد. از نظر اقتصادی، بخش زیرساخت‌های برنامه یک کمربند–یک جاده شامل چند مسیر از نواحی غربی چین به سمت مراکز کلیدی فعالیت اقتصادی در اروپا و آسیای جنوبی به طول 8.5 تا 11 هزار کیلومتر است. مسیر شمالی این برنامه از قلمرو قزاقستان و خط‌آهن سراسری سیبری عبور می‌کند و مسیرهای دریایی این طرح شامل بندر «آکتائو» قزاقستان و همچنین بنادر دریای خزر (ماخاچ قلعه و باکو) که دسترسی به منطقه قفقاز، ترکیه و حوزه دریای سیاه را فراهم می‌کنند، می‌باشند. مسیرهای جنوبی پروژه یک کمربند–یک جاده از طریق خاک قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران عبور کرده و دسترسی به اقیانوس هند در نواحی خلیج فارس را فراهم می‌کنند. البته این نکته نیز قابل ذکر است که قزاقستان در واقع استراتژی یک کمربند–یک جاده را به برنامه توسعه اقتصادی خود وارد کرده است. بویژه سیاست جدید اقتصادی «آستانه» تحت عنوان «نورلی ژال» که در نوامبر سال 2014 توسط «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهور این کشور مطرح شد تا حد زیادی بر مبنای برنامه‌های مربوط به توسعه طرح کمربند اقتصادی جاده ابریشم تهیه شده است. برای ایجاد و فعالیت موثر چنین دالان بین‌المللی، نیاز جدی به بهبود چارچوب حقوقی آن وجود دارد. به این منظور، روند ایجاد تغییرات و اصلاحات در قوانین داخلی قزاقستان از جمله قوانین عمرانی، مالی و مالیاتی در زمینه حمل‌ونقل، انحصارات طبیعی و بازارهای تحت نظارت، راه آهن، جاده‌ها، تجارت دریایی، حمل و نقل زمینی و دریایی، استفاده از حریم هوایی کشور و حمل و نقل هوایی و ... که مشمول قانون «وارد کردن تغییرات و اصلاحات در برخی قوانین داخلی قزاقستان در زمینه توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل زمینی، تدارکات و حمل و نقل هوایی» می‌باشند، آغاز شده است. گفتنی است به منظور سرمایه‌گذاری در طرح یک کمربند – یک جاده در 29 دسامبر سال 2014 در پکن «صندوق جاده ابریشم» ایجاد شد. مجموع سرمایه این صندوق، 40 میلیارد دلار برآورد شده است، اما اختصاص این مبلغ طی چند مرحله صورت می‌گیرد. در حال حاضر، 10 میلیارد دلار از مجموع این مبلغ که 65 درصد از آن توسط ذخایر ارز و طلا چین، 15 درصد شرکت سرمایه‌گذاری چینی، 15 درصد بانک «صادرات و واردات» چین و 5 درصد دیگر از سوی بانک توسعه این کشور به صندوق جاده ابریشم تزریق شده است. اما تاریخ اجرای مراحل بعدی آن تاکنون اعلام نشده است. حتی تصویب نخستین توافقات میان قزاقستان و چین در چارچوب طرح یک کمربند–یک جاده با صندوق جاده ابریشم مرتبط است. در 14 دسامبر سال 2015 میلادی صندوق جاده ابریشم چینی با شرکت «کازنکس اینوست» قزاقستان توافقنامه ایجاد صندوق همکارهای صنعتی را به امضا رساند. بنابر این سند، نهاد مالی چینی به منظور سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مشترک صنعتی در آینده می‌تواند حدود 2 میلیارد دلار در اختیار آستانه قرار دهد. اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز به عنوان یک طرح فعال همگرایی منطقه‌ای به شمار می‌رود که کشورهای قزاقستان، ارمنستان، بلاروس، قرقیزستان و روسیه عضو آن می‌باشند. بنابر اساس‌نامه آن، این اتحادیه حرکت آزاد کالا، خدمات، سرمایه و نیروی کار و همچنین اجرا یک سیاست هماهنگ، منسجم و متحد در عرصه اقتصادی میان کشورهای عضو را ضمانت می‌کند. امروزه ضرورت تهیه لیست اقدامات مشترک به منظور بهبود بهره‌وری و جذابیت کریدورهای حمل و نقل در چارچوب همکاری‌های اتحادیه اقتصادی اوراسیا و چین از جمله هماهنگ‌سازی مقررات تعرفه‌ای به وجود آمده است. توافقی که می‌توان از آن به عنوان استارت همکاری‌های اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پکن نام برد، اظهارات 2 طرف از 8 می سال 2015 میلادی در خصوص تلاش‌های مشترک جهت اتصال این اتحادیه به طرح کمربند اقتصادی جاده ابریشم می‌باشد. طبق ماده 2 این توافقنامه مسیرهای احتمالی اتصال این 2 پروژه، گسترش همکاری‌های تجاری و سرمایه‌گذاری، توسعه طرح‌های بزرگ و مشترک سرمایه‌گذاری، ایجاد مشترک پارک‌های صنعتی؛ تشکیل مناطق فرامرزی همکاری‌های اقتصادی، تقویت انسجام در حوزه‌های تدارکاتی، زیرساخت‌های حمل و نقل و ترانزیت چندجانبه، تعیین چشم‌انداز بلندمدت به منظور ایجاد منطقه آزاد تجاری بین اتحاد اقتصادی اوراسیا و چین، مشارکت در روند افزایش پرداخت‌ها به پول ملی در حوزه تجارت، سرمایه‌گذاری مستقیم و دریافت وام، ایجاد سواپ‌های ارزی، تعمیق روابط در زمینه اعتباردهی صادرات، بیمه، تأمین مالی تجارت و کارت‌های بانکی، تقویت همکاری بین نهادهای مختلف مالی از جمله مکانیسم‌هایی مانند صندوق جاده ابریشم، بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های آسیا و انجمن‌های بین بانکی سازمان همکاری شانگهای می‌باشد. بنابر «تصمیم شورای کمیسیون اتحادیه اقتصادی اوراسیا» از 14 اکتبر سال 2015 میلادی، همکاری‌های این اتحادیه و چین تقویت می‌شوند. همچنین در زمینه آغاز مذاکرات در جهت آماده‌سازی توافقنامه همکاری‌های تجاری و اقتصادی میان اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پکن تصمیم‌گیری شده است و انتظار می‌رود که این توافقنامه شرایط مناسبی را برای توسعه هماهنگی و جلب سرمایه، ایجاد مکانیسم‌های تسهیل تجارت، استانداردسازی و اصلاح قوانین مدیریت گمرکی بین کشورها ایجاد خواهد کرد. لازم به ذکر است که بین اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پکن، از سال 2012 میلادی یک مکانیسم هشداردهنده طرفینی در مورد محصولات حساس تجاری متقابل فعال است. علاوه بر این، توافقنامه تبادل اطلاعات در مورد کالاها و وسایل نقلیه که از طریق مراکز گمرکی این اتحادیه و چین صادر می‌شوند در مرحله بررسی و مشاوره قرار گرفته است. این توافقنامه می‌تواند قاچاق کالا و یا پنهان کردن حجم و ارزش واقعی کالاها هنگام عبور از گمرک را کاهش دهد. انتظار بر این است که اتصال اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کمربند اقتصادی جاده ابریشم تسهیل تجارت و تقویت حفاظت از سرمایه‌های کشورهای عضو این اتحادیه و چین را به دنبال داشته باشد. در حال حاضر، بحث بر سر عملیات تجاری لازم ضمن انتقال کالا از طریق مراکز، حذف موانع قانونی، همکاری در عرصه‌های فن‌آوری‌های پیشرفته از جمله فن‌آوری‌های اطلاعاتی، خدمات پزشکی و آموزشی، تجارت الکترونیک و بهره‌وری انرژی می‌باشد. توسعه طرح‌های مشترک می‌تواند از طریق نهادهای موجود در اتحادیه اقتصادی اوراسیا مورد اجرا قرار گیرند. در حال حاضر «اتحادیه گمرکی» دستاورد اصلی این اتحادیه به شمار می‌رود که این پروژه فعال و در حال توسعه، با مزایای مثبتی که دارد، در حال تکمیل شدن می‌باشد (از جمله استانداردهای گیاهی-بهداشتی مشترک و ...). این ابزارها می‌توانند امکانات قابل توجهی را برای تجارت مرزی در داخل اتحادیه و در مرزهای آن ایجاد کنند. اما برای چنین کاری، تهیه فوری دستور کار واحد اتحادیه اقتصادی اوراسیا در رابطه با چین و ایجاد یک چهارچوب گفت‌وگوی دائمی میان چین و کشورهای عضو این اتحادیه ضروری است. از سوی دیگر در قرارداد اتحادیه اقتصادی اوراسیا به نقشه راه حرکت به سمت بازار مشترک اشاره شده است که بنابر آن در سال 2016: تنظیم مشترک گردش مواد دارویی، در سال 2019: ایجاد بازار مشترک برق، در سال 2022: برقراری سیستم مشترک کنترل سرمایه و در سال‌های 2024-2025: راه‌اندازی بازار مشترک نفت، گاز و مواد انرژی پیش‌بینی شده است که چنین گام‌هایی به طور خودکار توسعه خوشه‌های تخصصی در اوراسیا را تسهیل می‌کند. از طرفی هم تهیه برنامه درازمدت «نقشه حمل و نقل و تدارکاتی اوراسیا» گام مهمی در اتصال این 2 طرح می‌باشد که پروژه‌های موجود و برنامه‌ریزی شده در زمینه همکاری و سرمایه‌گذاری در عرصه حمل‌ونقل و در مجموع در توسعه زیرساخت‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند. با در نظر گرفتن اهمیت قابل توجه همکاری‌ها در زمینه انرژی، تهیه توافقنامه انرژی با توجه به تحولات عینی این بازار میان «قزاقستان–روسیه–چین» که اولویت‌های بلندمدت همکاری‌های بین‌المللی در عرصه تجارت منابع انرژی را تعیین می‌کند، موقعیت خاصی را کسب کرده است. یکی از منافع ویژه آستانه، الحاق پیش‌نویس پروژه تحلیلی همکاری‌های بین‌المللی در زمینه رودخانه «ارتیش» به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کمربند اقتصادی جاده ابریشم می‌باشد که بر اساس اصول «رودخانه مشترک» بین چین، قزاقستان و روسیه مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر این قزاقستان خواستار ایجاد کمیسیون مؤثر رودخانه‌ای و جذب سرمایه‌گذاران بزرگ به این پروژه است. یکی دیگر از مسائل مهم، ایجاد پایگاه حقوقی برای تشکیل منطقه آزاد تجاری میان اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کمربند اقتصادی جاده ابریشم می‌باشد. در ماه نوامبر سال 2015 میلادی، رئیس جمهور قزاقستان در سخنانی لزوم ایجاد منطقه تجاری میان اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای را مطرح کرد. روسیه و چین نیز از این پروژه حمایت کردند. توافقی نیز برای ایجاد منطقه آزاد تجاری کشورهای عضو این اتحادیه و سازمان شانگهای در آینده وجود دارد. علاوه بر این، بنابر گزارش تعدادی از شخصیت‌های رسمی، به منظور ایجاد همکاری‌های اقتصادی قار‌ه‌ای به مانند تجارت آزاد، میان کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای تهیه توافقنامه مشترکی در دست اقدام است. وزرای اقتصاد کشورهای عضو شانگهای در حال حاضر مشغول ایجاد «نقشه راه» چنین توافق‌نامه‌ای هستند. در حال حاضر در فضای اطلاعاتی قزاقستان حتی با در نظر گرفتن بحث‌های کارشناسان مختلف، در واقع موضوع منطقه آزاد تجاری و همچنین بحث‌های حقوقی پروژه‌های مشترک به طور باید و شاید دنبال نمی‌شود. حتی در مورد مسائل حقوقی انتقال صنایع، کارشناسان و جامعه خبره در واقع خاموشی را انتخاب کرده‌اند. چنین حالتی را در مسائل مربوط به پروژه‌های حمل و نقل که نیاز به پشتیبانی حقوقی دارند نیز می‌توان مشاهده کرد. در ضمن، با در نظر گرفتن اعتراضات مردمی اخیر قزاقستان علیه فروش و اجاره زمین به خارجی‌ها، می‌توان گفت که وارد کردن تغییرات و اصلاحات در قوانین داخلی کشور می‌تواند اعتراضات گسترده اجتماعی را به دنبال داشته باشد. بنابراین فقدان بررسی این مسائل از سوی کارشناسان و جامعه قزاق می‌تواند در آینده منجر به درگیری‌های قانونی، شایعات بی‌اساس و حتی تظاهرات گسترده مردمی شود. انتهای گزارش/ منبع: فارس   ]]> آسیای مرکزی Mon, 09 Jan 2017 07:48:17 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/2757/سایه-اتحادیه-اوراسیا-روابط-آستانه-پکن تلاش چین برای تحکیم موقعیت امنیتی خود در منطقه http://www.iras.ir/fa/doc/news/2673/تلاش-چین-تحکیم-موقعیت-امنیتی-خود-منطقه ایراس: در امتداد این نگرانی ها؛ ناوهواپیما بر لیائولینگ چین اخیرا برای برگزاری رزمایش در غرب اقیانوس آرام  آبهای ساحلی چین را ترک کرد و  وارد پایگاه دریایی هاینان Hainan چین در دریای چین جنوبی شده است.این پایگاه،بزرگ ترین پایگاه دریایی این کشور محسوب میشود. تاکنون چین با نگه داشتن تنها ناو هواپیمابر خود در آبهای ساحلیش  تلاش داشت تا از هر گونه نظامی گرایی در دریای چین جنوبی و همچنین دریای چین شرقی که با تحریکات آمریکا صورت می گیرد ممانعت به عمل آورد.اما افزایش تهدیدات نظامی آمریکا و نامشخص بودن تاثیر ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید بر روابط آمریکا با چین، دولت پکن درصدد برآمده است با تقویت قدرت دریایی خود در دریای چین جنوبی نشان دهد که برای مقابله با  هر گونه تهدیدات  منطقه ای و بین المللی آماده است.استقرار ناوهواپیما بر چین در بزرگترین پایگاه دریایی این کشور در دریای چین جنوبی نشان می دهد که دولت پکن به رغم تصورات آمریکا،آماده پرداختن هزینه های نظامی و دفاعی برای تامین امنیت منطقه و حراست از آبهای سرزمینی خود است.  دولت چین  اکنون درصدد تحکیم موقعیت نظامی خود در دریای چین جنوبی و همچنین در جنوب اسیا  است. تینگ جیانکیون رئیس مرکز مطالعات بین المللی چین  اعلام کرد  سیاست برد-باخت آمریکا درباره چین بی نتیجه است و واشنگتن همچنان باید از رویکرد برد-برد در قبال چین استفاده کند.این بدان معنا است که از دیدگاه محافل مختلف در چین تلاش آمریکا برای ایجاد تنش با آن کشور موجب برهم خوردن توازن منطقه ای خواهد شد که لزوما بردی برای واشنگتن به همراه نخواهد داشت.علاوه براین چین در همان حال که نگران حمایتهای نظامی آمریکا از طرفهای مناقشه پکن در دریای چین جنوبی همچون ویتنام و تایلند است نگران به خطر افتادن امنیت مرزهای خود ازجانب هند و کشورهای پیرامونی  خود همچون نپال نیز است. به همین دلیل دولتهای چین و نپال برای برگزاری رزمایش به توافق رسیده اند که با واکنش و مخالفت هند روبرو شده است.نپال محصور در مرزهای مشترک  چین و هند است و دوکشور اخیرا رقابتهای خود را برای افزایش نفوذ سیاسی در نپال افزایش داده اند.هر چند دولت کاتماندو اعلام کرده است با هدف برقراری توازن در روابط خود با دهلی نو و پکن با چین رزمایش برگزار می کند اما در همان حال که هند نگران حضور نظامی چین در نپال است دولت پکن نیز نگران پیامدهای توسعه  همه جانبه روابط کاتماندو با دهلی نو بخصوص در بخشهای نظامی است. در هر حال،تحرکات نظامی و امنیتی چین در دریای چین جنوبی و همچنین جنوب آسیا نشان می دهدکه دولت پکن در حال آماده کردن خود در برابر هر گونه تحولات در روابط چین با آمریکا است که  باراک اوباما رئیس جمهوری این کشور  پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید آغاز کرده است. انتهای متن/   ]]> چین Wed, 28 Dec 2016 08:51:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2673/تلاش-چین-تحکیم-موقعیت-امنیتی-خود-منطقه قدرت نمایی چین دربرابر آمریکا http://www.iras.ir/fa/doc/news/2664/قدرت-نمایی-چین-دربرابر-آمریکا ایراس: در حالی که تنش در روابط چین و آمریکا در حال وارد شدن به مرحله تازه ای است چین با ارسال نامه ای رسمی به مقامات واشنگتن، به تصویب قانون بودجه دفاعی آمریکا که در آن تبادلات نظامی سطح بالا میان واشنگتن و تایوان پیش بینی شده است، اعتراض کرد. درقانون بودجه دفاعی آمریکا که چند روز پیش به امضای باراک اوباما رئیس جمهور این کشور رسید، کنگره آمریکا پیشنهاد کرده است وزارت دفاع یک برنامه تبادل نظامی سطح بالا با تایوان را به اجرا گذارد. وزارت امور خارجه چین نیز در بیانیه اعتراضی خود به آمریکا به صراحت اعلام کرده است که تایوان جزیی از سرزمین چین محسوب می شود.این کشور استقلال تایوان را به رسمیت نمی شناسد و بر اصل چین واحد تاکید می کند. بعد از پیروزی اخیر جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ،سیاستهای این کشور ضد چین تشدید شده است و دونالد ترامپ رئیس جمهوری منتخب آمریکا اعلام کرده است در مورد برخی از ملاحظات آمریکا در مورد چین تجدید نظر می کند. از دیدگاه ترامپ آمریکا نباید ملاحظات گذشته در مورد جزیره تایوان را ادامه دهد. در این حال وی اعلام کرده است که بخشی از مشکلات اقتصادی آمریکا به دلیل واردات کالاهای ارزان قیمت چینی و در همان حال تولید کالاهای آمریکایی در چین است. از اینرو ترامپ اعلام کرده است که پس از آغاز به کارش در کاخ سفید بر واردادت کالا از چین تعرفه های بیشتری اعمال و برای توسعه روابط با کشورهای حوزه پیرامونی چین اقدام خواهد کرد. این در حالی است که دولت پکن اتخاذ چین سیاستهایی را از سوی جناح جمهموری خواه آمریکا به نفع روابط پکن و واشنگتن نمی داند. از دیدگاه برخی جریانات در آمریکا چین بدون اینکه هزینه امنیت جهانی را بپردازد و خود را درگیر مسایل امنیتی کند همچنان به رشد اقتصادی خود ادامه می دهد و همین وضعیت در آینده به چالشی مهم برای قدرت آمریکا تبدیل خواهد شد. به همین دلیل به نظر می رسد جمهوری خواهان که به زودی قدرت را از دموکراتها تحویل می گیرند درنظر دارند سیاست توجه به شرق آسیا را که باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرده بود با جدیت بیشتری ادامه دهند و سیاست مشارکت و تعامل با چین را به همکاری و تقابل تبدیل کنند. برخی جریانات در آمریکا براین اعتقتادند که با به چالش کشاندن چین در امور امنیتی این کشور ناگزیر خواهد شد بخشی از ذخایر ارزی خود را وارد بخشهای امنیتی و نظامی کند واین روند  بر ادامه رشد اقتصادی چین تاثیر منفی خواهد داشت. با این حال خارج شدن ناوهواپیما بر «لیائونینگ» از آبهای ساحلی چین و وارد شدن آن به آبهای غرب اقیانوس آرام بیانگر قدرت نمایی دولت پکن در برابر تهدیدات نظامی آمریکا در دریای چین جنوبی و همچنین در مورد جزیره تایوان است. به همین دلیل تایوان و ژاپن در واکنش به حضور این ناو در رزمایش نظامی چین در اقیانوس آرام اعلام کردند، تحرکات نظامی این کشور را زیر نظر دارند. در هر حال، چین به خوبی درک می کند که واشنگتن در نظر دارد با محاصره دریایی چین و زیر سوال بردن موضوع چین واحد، این کشور را به تقابل و چالش وادار کند و به همین دلیل دولت پکن نیز در دو ماه گذشته با برگزاری رزمایشهای دریایی و هوایی مختلف در حال قدرت نمایی در برابر آمریکا است که برای مقابله با هر گونه اقدامی  که تهدید کننده امنیت و حفظ یکپارچگی چین باشد، آماده است. انتهای متن/ منبع: پارس تودی   ]]> چین Tue, 27 Dec 2016 09:33:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2664/قدرت-نمایی-چین-دربرابر-آمریکا رقابت چین برای باقی ماندن در میادین نفتی ایران http://www.iras.ir/fa/doc/news/2644/رقابت-چین-باقی-ماندن-میادین-نفتی-ایران ایراس: کارشناسان رویترز معتقدند اگر سرمایه‌گذاران چینی مایل به باقی ماندن در پروژه‌های نفتی ایران هستند باید با رقبای اروپایی وارد رقابت شوند.  پایگاه اینترنتی رویترز گزارش داد: برگزاری مناقصه‌های جدید در ایران موجب شد شرکت‌های چینی نتوانند مانند گذشته در ایران یکه‌تازی کنند. از این پس سرمایه‌گذاران چینی باید برای حفظ موقعیت خود رقابت سختی را در پیش بگیرند. ایران به زودی برای توسعه فاز دوم میادین نفتی "یادآوران" و "آزادگان شمالی" مناقصه‌ای در میان شرکت‌های بین المللی نفتی برگزار می‌کند. برگزاری این مناقصه به این معنی است که شرکت‌های بزرگ چینی مانند "سی ان پی سی" و ساینوپک، که تاکنون نقش کلیدی در توسعه میادین نفتی ایران داشته‌اند، از این پس باید با شرکت‌های دیگر در جهت حفظ موقعیت خود وارد رقابت شوند.   پیش از این شرکت نفتی "سی ان پی سی" به ایران اعلام کرده بود قصد دارد قرارداد خود را برای توسعه میدان نفتی آزادگان تمدید کند؛ اما مقامات ایرانی اعلام کرده‌اند که در صورت تمایل باید وارد مناقصه شود تا قرارداد جدیدی با آن بسته شود.   اصرار و جدیت ایرانی‌ها موجب شد سرانجام چینی‌ها مجبور به پذیرش این پیشنهاد شوند. به این ترتیب عرصه تاخت و تاز چینی‌ها در توسعه میادین نفتی ایران تنگ‌تر شده است. به دنبال اعمال تحریم‌های اقتصادی غرب علیه ایران، شرکت‌های نفتی اروپایی و ژاپنی فعالیت و همکاری خود را با ایران قطع کردند. در این میان فقط چینی‌ها برای توسعه میادین نفتی به ایران در کشور باقی ماندند.  اکنون شرکت‌های چینی باید برای مشارکت در توسعه میادین نفت و گاز ایران با 20 شرکت نفتی به رقابت بپردازند.   ذخایر میدان یادآوران 31 میلیارد بشکه نفت خام سبک و سنگین و میدان آزادگان شمالی 5 میلیارد و 700 میلیون بشکه نفت خام برآورد شده است. ایران دسامبر 2007 اعلام کرد شرکت ساینوپک چین خواهان سرمایه گذاری 2 میلیارد دلاری برای توسعه میدان نفتی یادآوران است. شرکت "سی ان پی سی" چین هم در ژانویه 2009 قراردادی را برای توسعه میدان نفتی آزادگان شمالی امضاء کرد و ارزش این قرار داد در فاز نخست 2 میلیارد دلار اعلام شد. افزایش 100 هزار بشکه‌ای تولید نفت ایران در روز، نیازمند سرمایه گذاری 2 میلیارد دلاری است که از طریق برگزاری مناقصه میان شرکت‌های نفتی بین المللی تامین خواهد شد. انتهای خبر/ منبع: باشگاه خبرنگاران جوان/ ]]> چین Sun, 25 Dec 2016 10:08:52 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2644/رقابت-چین-باقی-ماندن-میادین-نفتی-ایران انتشار کتاب «چين و آسياي مركزي؛ نفوذ منطقه‌اي و هژموني بين‌المللي» http://www.iras.ir/fa/doc/news/2640/انتشار-کتاب-چين-آسياي-مركزي-نفوذ-منطقه-اي-هژموني-بين-المللي ایراس: معرفی کتاب: پايان جنگ سرد، سبب بروز تحولات قابل­توجهي در عرصه روابط بين‌الملل شد كه از مهمترين نمونه آنها، ورود و قدرت‌گيري روزافزون مجموعه‌اي جديد از بازيگران بود. چين يكي از همين بازيگران است كه روند قدرت‌گيري آن ـ كه از سال‌هاي پيش از پايان جنگ سرد آغاز شده، توجه بسياري از تحليلگران را به خود جلب كرده است. در سطح كلان بين‌المللي، طي چند دهه اخير به موازات رشد روزافزون عناصر قدرت چين، بحث­هاي فراواني درباره پيامدهاي اوج­گيري و «خيزش» چين بر نظام بين‌الملل، امكان­سنجي ظهور چين به عنوان يك قدرت هژمون در عرصه بين‌المللي و نيز موضوع جابجايي قدرت‌ها در اين عرصه به ميان آمده است. به عبارت ديگر، يكي از مهمترين مسائل مورد بحث در محافل دانشگاهي و همچنين سياسي بين‌المللي اين بوده كه آيا رشد قدرت چين به شكلي مسالمت‌آميز و معطوف به جنبه‌هاي غيرچالشي قدرت خود صورت خواهد گرفت و يا در چشم‌اندازي بلندمدت‌تر، ضمن به چالش كشيدن قدرت مسلط جهاني (آمريكا) درصدد جايگزيني آن برخواهد آمد. پاسخ به اين مسئله، صاحب­نظران حوزه روابط بين‌الملل را به دو دسته كلي تقسيم كرده است: گروهي كه به مسالمت‌آميز و غيرتقابلي بودن خيزش چين معتقد بوده و نوع ظهور چين به عنوان يك قدرت بزرگ جهاني را متفاوت از روندهاي مشابه براي ديگر قدرت‌هاي در طول تاريخ مي‌دانند و گروه ديگري كه بر اين باورند نوع قدرت‌گيري چين در عرصه بين‌المللي از يك سو و شرايط و مقتضيات نظام بين‌الملل از سوي ديگر، مسالمت‌آميز بودن خيزش چين را ناممكن مي‌سازد. در پيوند با اين بحث، موضوع جنبه‌ها و نمودهاي منطقه‌اي خيزش چين به جايگاه يك قدرت بزرگ جهاني نيز موضوعيت پيدا مي‌كند. يكي از جنبه‌هاي مشترك رفتاري كه در جريان مطالعه پديده ظهور قدرت‌هاي بزرگ مي‌توان آن را تشخيص داد، اين است كه افزايش چشمگير ظرفيت­ها و توانايي‌هاي يك كشور در عرصه داخلي، همواره با بازتاب­هايي در محيط پيراموني و حتي عرصه گسترده‌تر نفوذ و فعاليت خارجي اين كشور همراه بوده است. نفوذ و مشاركت قدرت‌هاي بزرگ در نظم­ها و نظام‌هاي منطقه‌اي و جهاني، يكي از مهمترين بازتاب­هاي اين قدرتمندي در عرصه بيروني بوده است. كشورهاي به دست آورنده جايگاه قدرت بزرگ، پس از رسيدن به اين جايگاه اقدام به بازتعريف منافع و اهداف ملي خود كرده و در اين راستا، سياست خارجي خود را در قبال كشورها و مناطق ديگر به گونه‌اي تنظيم مي‌كنند كه برخي از اولويت بيشتر و برخي از اولويت كمتري برخوردار مي‌شوند؛ در مورد برخي صرفاً برقراري روابط معمول مورد توجه مي‌گيرد و درباره برخي ديگر، گونه‌اي از «راهبرد نفوذ» در دستور كار قرار مي‌گيرد. راهبردي كه جزئي كه از سياست كلان­تر كشور مذكور براي بازيگري در عرصه جهاني بوده و معطوف به فراهم كردن عناصر لازم در سطح منطقه‌اي به منظور دستيابي به جايگاه هژمون در عرصه بين‌المللي است. در اين ميان، در بحث از سياست‌هاي منطقه‌اي چين، هرچند تاكنون بيشتر مباحث و تأليفات به زبان فارسي و انگليسي بر رويكردها، سياست‌ها و نيز نوع بازيگري اين كشور در منطقه شرق و جنوب شرق آسيا معطوف بوده، اما اين بدان معنا نيست كه عرصه سياستگذاري منطقه‌اي چين، به ويژه طي بيش از يك دهه اخير، به همان منطقه محدود شده و وسعت سياستگذاري چيني­ها، ديگر مناطق و كشورهاي حوزه پيراموني را شامل نمي‌شود. منطقه آسياي مركزي يكي از مناطقي است كه چين به شكل سنتي ارتباطات نزديكي با آن داشته و فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 و باز شدن فضاي آسياي مركزي، زمينه مساعدي را براي برقراري دوباره پيوندها ميان چين و جمهوري‌هاي منطقه فراهم كرد. از آن زمان تاكنون و به ويژه طي حدود يك دهه گذشته، رابطه چين با جمهوري‌هاي آسياي مركزي در ابعاد گوناگون سياسي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي جريان داشته و رو به فزوني بوده است. با توجه به اينكه روندهاي عملي، در كنار شماري از اسناد مهم راهبردي چين، به نگرش ويژه پكن به روابط با منطقه اشاره دارد، كتاب حاضر به بررسي اين موضوع پرداخته كه چرا چين، روابط با آسياي مركزي را به عنوان يك اولويت مهم در دستور كار قرار داده است؟ در اين ميان، در تلاش براي كاربردي ساختن هرچه بيشتر موضوع و با در نظر گرفتن اينكه ايران نيز يكي از بازيگران ذينفع در منطقه به شمار مي‌رود، اين پرسش نيز مطرح مي‌شود كه اين توسعه روابط، چه تأثيري بر منافع ملي جمهوري اسلامي ايران دارد؟ اين پژوهش نشان مي‌دهد كه چين، روابط با كشورهاي منطقه آسياي مركزي را در تلاش براي دستيابي به اهداف امنيتي، اقتصادي و اجتماعي- فرهنگي و با هدف‌گذاري بلند مدت، در راستاي افزايش نفوذ منطقه‌اي و ارتقاي هژموني بين‌المللي خود در اولويت قرار داده است. اين امر مي‌تواند فرصت‌هاي امنيتي و محدوديت‌هاي اقتصادي براي جمهوري اسلامي ايران به وجود آورد. كتاب حاضر در قالب پنج فصل به بررسي روابط چين با آسياي مركزي مي‌پردازد. پس از بيان كلياتي مربوط به ماهيت، ساختار و روش پژوهش در فصل نخست، فصل دوم به معرفي چارچوب تحليلي اين كتاب اختصاص مي‌يابد كه به ويژگي‌هاي يك «راهبرد نفوذ» اشاره دارد. فصل سوم با عنوان «جايگاه آسياي مركزي در سياست خارجي چين»، در گفتار نخست به بررسي اصول، اهداف و اولويت‌هاي سياست خارجي چين، سياست خارجي چين در قبال آسياي مركزي و تاريخچه‌اي كلي از روابط چين با منطقه مي پردازد. پس از آن، روابط اقتصادي، اجتماعي- فرهنگي و سياسي- امنيتي چين با آسياي مركزي در قالب بخش‌هايي جداگانه مورد بررسي قرار گرفته و بخشي نيز به پيامدهاي اين روابط اختصاص مي‌يابد. فصل چهارم با عنوان «چين و آسياي مركزي: نفوذ منطقه‌اي و هژموني بين‌المللي» به بررسي ابعاد قدرتمندي چين در عرصه بين‌الملل، ديدگاه چين نسبت به نظام بين‌الملل، رويكرد چين نسبت به نظام‌هاي منطقه‌اي و به طور خاص نظام منطقه‌اي آسياي مركزي و استفاده اين كشور از منطقه آسياي مركزي در راستاي هژموني بين‌المللي خود اختصاص دارد. در فصل پنجم، منافع و اولويت‌هاي جمهوري اسلامي ايران در منطقه آسياي مركزي و تأثير نفوذ چين در منطقه بر اين منافع مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در نهايت، در سرفصلي جداگانه به معرفي مهمترين يافته‌ها و نتايج پژوهش در فصول پيشين و سپس بررسي و ارزيابي پيامدها و راهكارها براي جمهوري اسلامي ايران پرداخته خواهد شد. پایان/   ]]> دکتر حمیدرضا عزیزی چین Sun, 25 Dec 2016 07:27:16 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2640/انتشار-کتاب-چين-آسياي-مركزي-نفوذ-منطقه-اي-هژموني-بين-المللي