موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين ایران :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/russia/iran Tue, 22 Aug 2017 02:03:21 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 22 Aug 2017 02:03:21 GMT ایران 60 روابط ایران و همسایگان شرقی بیشتر از انتخاب، یک اجبار است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3299/روابط-ایران-همسایگان-شرقی-بیشتر-انتخاب-یک-اجبار ایراس: اخیرا، موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان با عنوان «ایران شرقی»، فعالیت خود را آغاز کرد. اهمیت این موضوع از آنجا است که منطقه محل تمرکز این موسسه، یعنی آسیای مرکزی و افغانستان، به دلایل متعددی دارای اهمیت فزاینده بوده و نقش موسسات پژوهشی نیز در مباحث مربوط به شناخت این مناطق از یک سو و فراهم کردن فرصت های گسترش روابط با جامعه علمی این کشورها از سوی دیگر، قابل تأمل است. منطقه آسياي‌مركزي و افغانستان با حدود 95 ميليون نفر جمعيت، طي يک‌دهه اخير در حوزه‌هاي مختلف ژئوپليتيکي (محل تلاقي قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي)، ژئواستراتژيکي، ژئواکونوميکي (منابع عظيم انرژي و مسیرهای انتقال آن) و ژئوکالچری، توجه ناظران و بازیگران بین المللی را به خود جلب کرده است.   از سوی دیگر، استقرار موسسه مطالعاتی آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) در شهر مشهد مقدس، بیانگر جايگاه و اهميت استان خراسان‌رضوي در توسعه مراودات سياسي- اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي اين منطقه است. اين استان با برخورداري بيش از 1800 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان و ترکمنستان و پنج گذرگاه بين‌المللي، یکی از فرصت های همگرایی ایران و کشورهای آسیای مرکزی است. نظر به اهمیت این موضوع، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) – که از سالیان گذشته، خود، یکی از موسسات پژوهشی فعال در حوزه مطالعات اوراسیای مرکزی است – گفتگویی را با جناب آقای محمد صدیقی‌فر، مدیر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) ترتیب داده است که از نظرتان می گذرد:   ایراس: تاسیس یک موسسه مطالعاتی درباره آسیای مرکزی و افغانستان در خراسان، اذهان را خود به خود متوجه یک سری اهداف کلی می‌کند، اما شما بفرمایید دلیل احساس نیاز شما به تاسیس چنین موسسه ای، آنهم در این استان چه بود؟   صدیقی‌فر: در مورد تاسیس موسسه مطالعاتی در حوزه کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان چندین نظر قابل ذکر است که در ابتدا بایستی به تجربه مفیدی که در دنیا از تاسیس مراکز مطالعاتی و اندیشکده‌ها وجود دارد، اشاراتی داشته باشیم. در دنیای امروز، کانون‌های تفکر جایگاه بسیار بالایی در عرصه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست و هرآنچه راهی نو به سمت تولید اندیشه بیابد، یافته است و بصورت کلی اینگونه مطرح می‌گردد که کانون‌های فکر یا همان موسسات پژوهشی به پلی میان دانش و دانایی تبدیل شده‌اند و در همین راستا، کشورهای بسیاری با درک این ضرورت به سمت افزایش کمی و کیفی آن پیش می‌روند بگونه‌ای که بنابر گزارش اخیری که دانشگاه پنسیلوانیا منتشر کرده است تا پایان سال گذشته میلادی نزدیک به 7 هزار مرکز مطالعاتی در دنیا مشغول به فعالیت شده‌اند. نکته قابل توجه در این آمار، تمرکز و سرمایه گذاری قدرت‌های جهانی در آن است بگونه‌ای که آمریکا با 1835 به لحاظ تعداد بالاترین و چین با 435 و انگلیس با 288  در ردیف‌های بعدی قرار دارند. گذشته از تعداد این مراکز پژوهشی، به لحاظ محتوایی و عمق تاثیرگذاری نیز هر روزه بر دامنه اثربخشی چنین مراکزی افزوده شده و کشورهای مختلف سعی بر استفاده از خدمات چنین مراکزی دارند. تنها بعنوان نمونه می‌خواهم عرض کنم در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5، تنها 400 موسسه پژوهشی در واشنگتن دولت مرکزی آمریکا را در پیشبرد اهداف خود کمک و یاری رسان بودند که این مهم خود بر اهمیت چنین مراکزی تاکید دارد. این تجربه مفید دلیل قانع کننده‌ای است که ما بایستی مراکز مطالعات تخصص را بیش از گذشته اهمیت داده و بر تقویت راهبردهای اهدایی از سوی آنان تمرکز کنیم.    دومین دلیل در ایجاد این موسسه، سرعت تحولات و گستردگی مطالب است که ایجاب می‌کند مراکزی مطالعاتی، با محوریت مناطق جفرافیایی محدود در حوزه‌های سیاسی-امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تاسیس تا به سمت مباحث تخصصی تر حرکت کنند. سومین دلیل، استفاده از ظرفیت بالای نیروی انسانی و متخصص و مزیت همجواری جغرافیایی این استان با آسیای مرکزی و افغانستان است. تاسیس چنین موسسه‌ای با هدف تمرکز زدایی و پیگیری امورات تحقیقاتی بنابر استفاده از کارکرد عنصر مجاورت در این منطقه است. تاکنون مباحث بسیاری در خصوص ایجاد مراکزی تخصصی با هدف تمرکز زدایی مطرح بوده اما عملا در این حوزه به موفقیت‌های چندانی نائل نشدیم. در کنار این کلیت، استان‌های شرقی و شمالشرق در مجموع حدود 800 کیلومتر با کشورهای افغانستان، ترکمنستان و مرزهای جنوبی آسیای مرکزی مرز مشترک دارند و از ديرباز به دليل موقعيت مناسب جغرافيايی و قرار گرفتن در مسيرجاده‌ای هچون راه ابريشم و وجود مرقد مطهر امام رضا(ع)، دارای اهميت خاصی بود‌ است. همچنین آسیای مرکزی و افغانستان از کانون‌های مهم ژئوپلتیکی و از مراکز مهم تحولات تاثیرگذار بین‌المللی و از معدود مناطقی است که تمامی قدرت‌های جهانی و عمده و رقبای منطقه‌ای ایران در آن حضور دارند. مسئله‌ای که واجد فرصت‌ها و در عین حال چالش‌هایی برای ماست. بنابر همین دلایل، احساس کردیم که بایستی نسبت به مسائل منطقه با تمرکز بیشتری رفتار کرده و مبادرت به ایجاد چنین موسسه‌ای کردیم.   ایراس: دسترسی موسسه ایران شرقی به منطقه نه به لحاظ صرفا جغرافیایی به لحاظ منابع انسانی و تخصصی، به لحاظ ارتباط با نهادهای سیاسی-اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه چگونه است؟   صدیقی‌فر: طی چند سال فعالیت در این حوزه موفق به کسب ارتباطات مناسب و قابل اعتنایی شدیم و یقینا از این پس هم تمرکز خود را بر این موضوع خواهیم گذاشت تا ارتباطات موثرتری داشته باشیم. در حال حاضر با حدود 8-10 مرکز مطالعاتی در کشورهای منطقه ارتباطی مستقیم داریم. مراکزی مانند موسسه مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان، موسسه مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری قزاقستان و تاجیکستان، موسسه پژوهشی آنالاتیکا، دین، حقوق و سیاست و راه حلهای عاقلانه در قرقیزستان، و برخی دانشگاه‌هایی منطقه همچون دانشگاه آرابایف، دانشگاه علوم انسانی بیشکک و... از جمله دیگر مراکزی هستند که در حال حاضر قراردادهایی در قالب همکاری مشترک با آنان به امضا رساندیم. همچنین در سطح کشور نیز، مرکز مطالعات وزارت امور خارجه، دانشگاه فرودسی مشهد بعنوان قطب علمی-تحقیقاتی شرق کشور، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، معاونت بین‌الملل آستان قدس رضوی از جمله دیگر نهادهایی است که موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان با آنان قرارداد مشترک همکاری به منظور بهره‌مندی بیشتر از فرصت‌های مطالعاتی و امکاناتی آنها به امضا رسانده است و یا مذاکرات مقدماتی را برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی آغاز کرده است.    همچنین در حال حاضر با ده‌ها نفر از کارشناسان صاحب نظر داخلی و خارجی حاضر در ساختارهای حکومتی و مستقل، ارتباطات مستمری داشته و بر این باوریم که چنانچه روند رسمیت یابی موسسه و فعالیت آشکار آن بصورت جدی تری دنبال شود و موفق به ادامه روند جذب پروژه‌های تحقیقاتی در حوزه کشورهای تحت پوشش شویم، با توجه به تیم مجرب همکارانی که عرض شد، فرصت‌های بی نظیری را بدست خواهیم آورد. از سوی دیگر، نقطه قوت ما ارتباط با پژوهشگران بومی است و تلاش داریم تلفیقی از نقطه نظرات کارشناسان داخلی و خارجی را در پروژه‌های مطالعاتی داشته باشیم.   ایراس: ارزیابی شما از روابط ایران با آسیای مرکزی چیست؟ آیا این روابط را متناسب با ظرفیت های موجود می بینید؟ به نظر شما آیا ایران به همسایگان شمالی خود توجه ندارد و یا توجه دارد و موفق نیست؟   صدیقی‌فر: در پاسخ به بخش اول سوالتان، به نظر می‌رسد تا زمانیکه راهبرد مشخص با مولفه‌های قابل سنجش و اندازه گیری در روابط ایران و آسیای مرکزی تعریف نکرده باشیم، هرگونه ارزیابی و اظهارنظری عالمانه نخواهد بود.   یکی از مهمترین مشکلات در آسیای مرکزی تا آنجاییکه من اطلاع دارم این است که جمهوری اسلامی راهبردی مشخص در این منطقه ارائه نکرده است. بجز سیاست‌های مدون که ایران در سال‌های آغازین فروپاشی شوروی تدبیر و اجرایی کرد که امروز دیگر قابل استفاده نیست و سند 1404 که گفته است که ایران بایستی به قدرت اول در کشورهای همجوار تبدیل شود، عملا شاخص، معیار و یا سند بالادستی مدونی در این حوزه وجود ندارد تا امروز بتوانیم بر مبنای آن و با توجه به مولفه‌های پیشبینی شده، میزان موفقیت یا ناکامی خودمان را مورد آزمون قرار دهیم. در حال حاضر، عمده ارزیابی از روابط توسط کارشناسانی صورت می‌گیرد که تجربیات شخصی خود را ملاک تحلیل قرار می‌دهند و از دریچه‌ای محدود، شخصی و مقطعی به ماجرا نگاه می‌کنند. در کنار این، بر این باورم ما موفقیت‌های بسیار زیادی در منطقه داشته‌ایم-روابط نزدیک و دوستانه در بالاترین سطح دیپلماتیک، حضور در سازمان‌های مشترک منطقه‌ای، حضور فعال در حل‌وفصل مسائل منطقه مانند بحران افغانستان و جنگ داخلی تاجیکستان تا مشارکت در طرح‌های اقتصادی که شاید تنها در نمونه‌های در آفریقا یا آمریکای لاتین این شکل مراودات را تجربه کرده‌ایم، نشانی بر این مدعاست. اما اینکه موارد همکاری در گذشته و در حال حاضر تناسبی با ظرفیت‌های بالقوه ما دارد، بایستی تاکید کنم که خیر. در واقع، فرصت‌های پرشماری در حوزه آسیای مرکزی موجود است که بایستی با برنامه‌ای مدون و طرح ریزی شده به سمت اجرایی شدن آن پیش رفت.   ایراس: به نظر شما چرا از سوی اغلب کارشناسان سیاست ایران در آسیای مرکزی ناموفق و شکست خورده ارزیابی می شود؟   صدیقی‌فر: این نظر یک نظر کارشناسی نیست. چراکه همانطور که در پاسخ به سوال قبلی هم اشاره کردم، کارشناسان اغلب براساس تجربه شخصی اظهاراتی را اغلب بیان می‌کنند. بسیاری از این کارشناسی‌ها به این کیفیت که بگوییم در یک بازه زمانی و بطور هدفمند مسائلی را مورد تحلیل قرار داده‌اند، نبوده است. به باور من تا زمانیکه یک ارزیابی دقیق و علمی از سیاست‌های ایران در آسیای مرکزی صورت نگیرد، و سیاست‌های اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران در یک قالب به تحلیل گذاشته نشود، نمی‌توان فهم درستی از مسئله در گام اول داشت و سیاست ایران را ناموفق یا بالعکس موفق ارزیابی کرد.   ایراس: متخصصان منطقه معتقد هستند که وجود و دخالت نهادهای غیرمرتبط با دیپلماسی در روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی موجب آسیب به روابط ایران و منطقه شده است، نظر شما در اين باره چیست؟   صدیقی‌فر: دخالت نهادهای غیرمرتبط با دیپلماسی؟! من معنای این حرف را درک نمی‌کنم و آنرا قضاوتی عجولانه می‌دانم. بنده هم نمی‌توانم پاسخگوی این سوال باشم اما یقینا اگر چنین شکلی وجود داشته که من به آن اعتقادی ندارم، بایستی در جلسه‌ای تخصصی و حتی بدون حضور رسانه‌ها بین معتقدین به دخالت و متهمین به آسیب بخشی به روابط، مناظره‌ای برپا کرد تا هر دو طرف از مواضع خود در آن جلسه دفاع کنند. از سوی دیگر، اینکه ما کم کاری و شرایط موجود را حاصل مواضع دیگرانی قرار دهیم و عده‌ای را مقصر اعلام کنیم، چندان درست و منطقی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند. این واقعیت برکسی پوشیده نیست که آسیای مرکزی بجز در سال‌های اولیه پس از فروپاشی هیچگاه در اولویت سیاست‌های ما نبوده و تفاوت آشکار و معناداری هم بین دولت‌های مختلف راجع به این منطقه وجود نداشته است و این مهمترین مشکلی است که به روابط آسیب زده است. در واقع، این موضوع که بایستی کشور یک سیاست منسجم و تعریف شده و هماهنگی داشته باشد، جای هیچ تردیدی وجود ندارد اما اینکه اصل این موضوع هم تنها بر دوش سیاست خارجی گذاشته تا کلیات تنها از مجاری وزارت خارجه تعریف شود، این هم غلط است. این در حالیست که ما در داخل کشور نهادهای مشخصی همچون شورای عالی امنیت ملی را داریم که می‌تواند سیاست‌ها را هماهنگ کند. تاجاییکه اطلاع دارم در جلساتی که حداقل در سطح عالی کشور برگزار می‌شود، این هماهنگی‌ها وجود داشته و مسائل در حال رصد است و در همین چارچوب، تصمیمات تاثیرگذار و کلان خارجی با هماهنگی این نهاد که متشکل از دیگر نهادهای فعال در حوزه خارجی است، اتخاد می‌شود. به عبارتی اینگونه نیست که چنانچه نهادی مستقلا به تصمیمی دست یافته باشد، امکان پیاده سازی آن بدون مجوز شورای عالی امنیت ملی امکان پذیر باشد. از سوی دیگر، در نمونه‌هایی که در کشورهای امروز نیز شاهد آن هستیم، عدم محدود کردن تصمیمات برون مرزی در قالب وزارت خارجه مسئله‌ای واضح و مبرهن است. درست است که بایستی این نقش هماهنگ کننده با وزارت خارجه باشد اما لزوم اجماع در اتخاذ تصمیمات از سوی نهادهای مرتبط و حتی مشارکت برخی از نهادها در پیشبرد سیاست خارجی نبایستی مورد انتقاد قرار گیرد.   ایراس: شما چه چشم اندازی برای روابط ایران و آسیای مرکزی و افغانستان یا همان ایران شرقی متصور هستید؟ به نظر شما آیا امکان دارد روزی کانون توجه سیاست ایران از خاورمیانه به آسیای مرکزی منتقل شود و این اتفاق چه فرصت ها و چالش هایی را متوجه ایران می کند؟   صدیقی‌فر: در خصوص بخش دوم سوال شما، اعتقادی به این تغییر نگاه از جنسی که شما اشاره می‌فرمایید، ندارم. بنظر می‌رسد جمهوری اسلامی بایستی با یک سیاست متوازن نسبت به همه مناطق همجوار و دارای اهمیت راهبردی و استراتژیک، اقدامات مقتضی را انجام دهد. بنده بر این باورم که نسبت به آسیای مرکزی غفلت شده است. این به آن معنا نیست که تمرکز را بایستی از خاورمیانه برداشت و به آسیای مرکزی گسیل داد. بلکه بر این عقیده‌ام که سیاست منطقه‌ای و منسجمی را ایران بایستی برای خود تعریف کرده و هماهنطور که در سند 1404 آمده است، امکان دستیابی به قدرت اول منطقه‌ای را برای خود مهیا سازد. همانطور که ترکیه، عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر همسایگان مورد توجه ایران هستند، پاکستان، افغانستان و 5 کشور آسیای مرکزی هم همسایگان ما بوده و نسبت به تحولات این مناطق بایستی با جسارت و دیدی کلان تر از آنچه که هست، به موضوع نگریست که در این شرایط، مسئله انتقال تمرکز مطرح نخواهد شد.   در مورد موضوع فرصت‌ها و چالش‌های توجه به آسیای مرکزی، تاکنون صحبت‌ها و اظهار نظرهای بسیاری صورت گرفته است. در اینکه فرصت‌های اقتصادی بی نظیری وجود دارد، جای شک و تردیدی نیست و اظهار در این خصوص، تکرار مکررات است اما بایستی عرض کنم، میزان توجه ما به همسایگان شرقی به نسبت همسایگان غربی، برابر با میزان توجه‌ای است که در داخل کشور به نواحی غربی نسبت به شرقی داریم. سطح این بی توجهی به شرق کشور بگونه‌ای است که در صورت ادامه آن، بحران‌های عظیمی از امنیتی گرفته تا فرهنگی و زیست محیطی و اقتصادی که از هم اکنون گریبانگیر ما شده است، ادامه خواهد یافت. ما با معظل آب بصورت جدی در مناطق شرق و شمالشرق که جز در تعامل با همسایگان حل نخواهد شد، مواجهیم.   همچنین معظل بیکاری از جمله مشکلات مردمان منطقه است که جز‌ ارتقا منطقه مانند توسعه همکاری بندر چابهار با همسایگان شرقی و شمالشرقی و افزایش کارآفرینی قابل حل نیست. در همین حال، معظل سنتی قاچاق مواد مخدر را همچنان در پیش رو خواهیم داشت و بدون تعامل با همسایگان و بدون ورود جدی تر به مسئله این چالش نیز قابل حل نخواهد بود. معظل پیوستگی‌های قومی-مذهبی مناطق مرزی با همسایه‌ها و امکان سو استفاده بازیگران ثالث از جمله دیگر مهمترین معظلات سال‌های آینده در صورت ادامه بی توجهی به حوزه کشورهای تحت پوشش است. به عبارتی در سیاست امروز، روابط با همسایگان شرقی و شمالشرق بیشتر از اینکه یک انتخاب باشد، یک اجبار است و بایستی به این مسئله توجهی خاص کرد. در همین حال، ظهور رو به گسترش قدرت‌های چین و هند که امروز همه دنیا به تاثیرات آن اعتراف دارند، چه از ناحیه ایجاد فرصت و چه از منظر تهدیدات؛ می‌تواند مسائل را تحت الشعاع خود قرار دهند و این مسئله هم ایجاب میکند در چشم اندازی به آینده برای تنظیم روابط خود با هند، چین، روسیه، به آسیای مرکزی و افغانستان توجه ویژه ای داشته باشیم. در سیاست امروز ایران، کمتر عواملی برای تنظیم روابط با این سه قدرت تعریف نشده است و بدون شک، فاکتورهای آسیای مرکزی و افغانستان بهترین فرصت را برای تعادل بخشی به روابط با قدرت‌های سنتی و نوظهور در منطقه و جهان ایجاد کرده است.   ایراس: از نظر شما ایران باید آسیای مرکزی و افغانستان را به عنوان کلیت یک منطقه بنگرد و یا سیاست و رابطه کشور به کشور را در پیش بگیرد؟   صدیقی‌فر: موضوع همگرایی‌های منطقه‌ای از جمله نام‌آشناترین مفاهیمی است که در دهه‌های اخیر در مباحث روابط بین‌الملل، مورد توجه قرار گرفته‌اند و بنابر همین کلیت، یقینا بایستی ما نیز نگاه منطقه محور به کشورهای آسیای مرکزی داشته باشیم و منطقه را باید بعنوان یک کل در نظر بگیریم. دومین دلیل بر ضرورت چنین نگاهی در اینجاست که در واقعیت، مسائل و مشکلات فعلی و پیشرو، بدون تعامل کشورهای منطقه با همدیگر قابل حل نیست. مسئله داعش و یا بحران آب بعنوان مثال، در شرایط فعلی بدون ارتباطگیری و هماهنگی کشورهای منطقه تقریبا قابل حل نیست البته در حال حاضر، آسیای مرکزی را همچنان نمی‌توان بطور مطلق بصورت یک کل تصور کرد. بنظر می‌رسد که ایران باید با یک نگاه بلند مدت به منطقه، مسائل را در یک کلیت مورد ارزیابی قرار دهد در عین حالیکه ارتباط با تک تک کشورها را حفظ کرده، اهداف خود را بگونه‌ای ترتیب بخشد که این شکل ارتباطگیری به یک پیوستگی منافع منجر گردد. این رویکرد دارای تجربیات منطقه‌ای و جهانی نیز هست. در حال حاضر، کشورهای جنوب شرقی آسیا شامل ژاپن و کره، اتحایه اروپا و آمریکا نیز نگاه کلی نگر به منطقه دارند. طرح موضوع c5+1 از جمله مهمترین مثال‌هایی است که می‌توان در این رابطه مطرح کرد. همچنانکه روس‌ها نیز در بازتعریفی از منافع خود، بر ضرورت تکیه بر همکاری‌های منطقه‌ای دوچندان افزوده‌اند. در نهایت نیز فارغ از تجربیات بین‌المللی، این نکته یک اجبار است که منطقه را بایستی در راهبردهای کلان بعنوان یک کل اما با ورود به منطقه و توسعه روابط در ابعاد منطقه‌ای با درنظرداشت سطح مناسب روابط با تک تک کشورها نگریست.    پایان گفتگو/ ایراس :مؤسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) قرار است با هدف ارائه کمک فکری و مشورتی به نهادها و دستگاه‌های تصمیم ساز و سیاست‌گذار و همچنین تلاش در جهت پیشبرد منافع ملی در آسیای مرکزی و افغانستان، در زمینه های پژوهشی، تحقیقاتی، ترجمه، تالیف و انتشار فعالیت کند.   ]]> آسیای مرکزی Sat, 19 Aug 2017 09:58:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3299/روابط-ایران-همسایگان-شرقی-بیشتر-انتخاب-یک-اجبار ایران توان برهم زدن توافق آمریکا و روسیه درباره سوریه را دارد http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3290/ایران-توان-برهم-زدن-توافق-آمریکا-روسیه-درباره-سوریه ایراس: دو سال از حضور نظامی روسیه در سوریه و به عبارت دیگر آغاز همکاری عملیاتی و نظامی ایران و روسیه در سوریه می گذرد و همچنان از سوی ناظران هنگام بررسی چشم اندازی همکاری‌های ایران و روسیه در پرونده سوریه، به احتمال بروز اختلافات بین مسکو و تهران درباره نحوه خاتمه جنگ تاکید دارند. با این حال برخی نخبگان به ویژه نخبگان نظامی ایرانی تلاش دارند که از این همکاری به عنوان الگو در همکاری‌های منطقه ای ایران و روسیه استفاده کنند. بر این اساس در آستانه سالگرد اعزام نیروی روسی به سوریه، موسسه ایراس در گفتگو با سعدالله زارعی رئیس موسسه اندیشه سازان نور و از موافقان همکاری نظامی و عملیاتی ایران و روسیه در سوریه، به بررسی نتایج و چشم انداز آن پرداخته است. آقای زارعی با وجود حمایت و تاکید الزامات همکاری های ایران و روسیه در سوریه و حتی تلاش برای راهبردی ساختن روابط دو کشور، تاکید می کند: ایران همکاری مطیعانه با روس ها را نمی پذیرد و روسیه باید منافع و اهداف ایران در توافقات احتمالی با سایر بازیگران را در نظر داشته باشد.   این کارشناس برجسته منطقه معتقد است: ایران نگران هیچ نوع توافق آمریکا و روسیه درباره سوریه نیست. وی تاکید دارد هر نوع توافق بدون در نظر گرفتن ایران محکوم به شکست است.   ایراس: ایران و روسیه در دو سال گذشته یک جلوه بارز از همکاری های منطقه ای را در جبهه حامیان سوریه و جنگ علیه داعش نشان داده اند، همکاری که از نظر برخی کارشناسان آغاز یک روند همگرایی منطقه ای ایران و روسیه است و از نظر برخی دیگر برعکس. شما تا چه اندازه این نبرد مشترک را یک تجربه همکاری نظامی و عملیاتی موفق بین ایران و روسیه تلقی می­کنید؟   سعدالله زارعی: من ترجیح می‌دهم که ابتدا بحثی در مورد این داشته باشیم که به چه دلایلی می‌شود گفت که امکان راهبردی کردن روابط ایران و روسیه وجود دارد. ابتدا امکان سنجی و بعد وضعیت سنجی می‌کنیم که در سوریه چه شده و چه می‌گذرد و آینده همکاری ما با روسیه چه می‌شود. ما و روسیه یک سری مشترکات داریم که این مشترکات ویژگی‌هایی دارند. یک هدف مشترک بین ما و روسیه تلاش برای برجسته سازی تمدنی است. یعنی هردو تلاش می‌کنیم براساس هویت ملی خود کشور خود را تبدیل به یک قدرت موثر جهانی کنیم این درحالی است که هردو مخالفان مشترکی داریم. روس‌ها به لحاظ تاریخی و ژنتیک خودشان را در اندازه یک تمدن به تمام معنا می‌دانند. در مقاطعی از تاریخ هم صاحب یک تمدن متمایزی بودند که نزدیک‌ترین آن‌ها تمدنی است که با اندیشه مارکسیست در سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۹۱ دنبال کردند که به انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ منجر شد و روسیه تبدیل به یکی از ابرقدرت بزرگ جهان تبدیل شد. پیش از این هم روس‌ها نوعا در اندازه یک قدرت جهانی عمل کردند. ایران هم دارای چنین سابقه تمدنی است. ما در مقطعی نه چندان دور در دوره صفویه که ۳۰۰ سال از آن می‌گذرد یک قدرت موثر منطقه و بین المللی بودیم. پیش از آن هم در مقاطعی از تاریخ ما شاهد این موقعیت از سوی ایران بودیم. در حوزه تمدن مهم این است که ما و روسیه دنبال یک هویت متمایز و ممتاز هستیم. تمدن گاهی می‌تواند در ادامه یک تمدن باشد که این معمولا در جاهایی معنا و مفهوم پیدا می‌کند که یک مجموعه از قدرت‌ها یک تمدن را تشکیل دادند. این تمدن در مرتبه میرایی قرار گرفته است. بخشی از جبهه‌ای که این تمدن را پشتیبانی می‌کرده است، می‌آید و دست به یک اصلاح‌گری می‌زند و آن را با ویرایش جدیدی به دنیا عرضه می‌کند. اما آنچه بین ما و روسیه می‌گذرد ویرایش تمدن دیگران نیست بلکه یک اقدام تخصیصی است که دنبال می‌کنیم تا بتوانیم یک موقعیت ممتاز و ویژه‌ای را به وجود بیاوریم. بنابراین مسئله تمدن ما را در یک شرایط مشترکی قرار می‌دهد که می‌توانیم در جاهایی باهم همپوشانی داشته باشیم و می‌توانیم در جاهایی به کمک یکدیگر اتکا کنیم و این پروسه تمدنی را به کمک هم طی کنیم و زمان رسیدن به نقطه اوج را کاهش بدهیم. دومین مسئله‌ای که بین ما و روس‌ها وجود دارد مخاطرات مشترکی است که در موضوع امنیت و اقتصاد وجود دارد.   در حوزه امنیتی، ما و روس‌ها مشترکا با تهدیدات امنیتی از سوی غرب مواجه هستیم و از نظر امنیتی وضعیت بین روس‌ها و ما با غرب در وضعیت قرمز قرار دارد. حال گاهی ‌این وضعیت مشتعل شده و به مرحله‌ای می‌رسد که طرفین ارتش‌های خود را به حرکت در می‌آورد مانند قضیه اوکراین و درجاهایی هم خیر، اوضاع مقداری آرام‌تر است اما صف آرایی‌های نظامی در مقابل هم وجود دارد. در حوزه‌های فرودست‌تر و مقداری نرم‌تر هم تهدیدات امنیتی ما مشترک است. مثلا مقوله تروریسم و افراط گرایی هم برای روس‌ها و هم برای ما یک خطر بزرگ به حساب می‌آید. از این حیث که ما موقعیت خود را در منطقه‌ای تعریف کرده‌ایم که دوستانی داریم که این دوستان مانند لبنان، عراق و سوریه در معرض تهدیدات تروریستی هستند. در حوزه اقتصاد هم به طور مشترک از سوی غرب در معرض تهدید هستیم. نماد این وضع مشترک مصوبه‌ای بود که اخیرا مجلس نمایندگان آمریکا به طور مشترک در مورد ایران و روسیه صادر کرد. این نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در صدد ضربه زدن اقتصادی به ایران و روسیه هستند. این وضعیت هم ما را به هم نزدیک می‌کند. از این جهت که اگرچه روبل در سطح دنیا در ردیف چهارم یا پنجم قرار دارد اما یکی از ارز‌های معتبر بین المللی محسوب می‌شود و حجم زیادی از معاملات دنیا به وسیله روبل انجام می‌شود. بنابراین این تهدید اقتصادی هم می تواند ما را به هم نزدیک کند و بسیاری از تحریم‌هایی که توسط غرب به ما اعمال می‌شود را می­توان با همکاری حل و فصل کرد. سومین محور کشورهای پیرامونی است.   در بسیاری از کشورهای پیرامونی ما به دلیل نفوذ کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقه‌ای شاهد شکل گرفتن نوعی از ادبیات هستیم که روسیه و ایران را به طور مشترک زیر سوال می‌برد. مثلا رفتاری که تاجیکستان به طور مشترک با ایران و روسیه دارد که دائما تلاش می‌کند با استناد به روابطی که با آمریکا یا ترکیه دارد به شکلی جمهوری اسلامی را در معرض فشار قرار دهد. این درحالی است که ما با تاجیک‌ها یک ملت مشترک به حساب می‌آییم، فرهنگ مشترک داریم و رشته‌های پیوند میان ملت ایران و تاجیکستان عمیق است اما دولتی که در آنجا حاکم است تولید ادبیات مخالف با جمهوری اسلامی می‌کند. این وضعیت به شکل دیگری مقداری ضعیف‌تر در قزاقستان و به شکلی در آذربایجان و به شکلی در گرجستان و به شکلی در ترکیه و به شکلی در افغاستان وجود دارد. این مسئله‌ای است که ما و روسیه را به همکاری برای غلبه بر گفتمان‌هایی که در عین غیر واقعی بودن بر مسائل و سیاست ما تاثیر می‌گذارند ترغیب می‌کند. اگر بخواهیم محور‌ها را گسترش بدهیم می‌توانیم محور نفت و گاز را که مشترک بین ما است را نام ببریم. ایران دومین قدرت گازی دنیا است. هردوی ما جزئ کشورهای قدرتمند نفتی هستیم. این‌ها مسائل مختلفی در زمینه اکتشاف، استخراج، صادرات، ترانزیت، فروش و بازفراوری نفت و موضوعات مختلف این عرصه دارد. این یک فضای گسترده از موضوعات همکاری را بین ما باز می‌کند. بنابراین با استناد به این مسئله جمع بندی من این است که بین ما و روسیه امکان برقراری رابطه استراتژیک، بنیادین و دراز مدت وجود دارد و دلایل متعددی هم قابل اشاره است که بر مبنای آن می‌توانیم بگوییم برخلاف روابط ایران و بسیاری از کشورهایی که با یک تکانه ساده از ریل خارج یا متوقف می‌شود مانند عربستان روابط ما و روسیه می‌تواند در مقابل تندباد‌ها مقاومت کند و به مسیر خودش ادامه بدهد.   ایراس: بر اساس آنچه از لزوم روابط راهبردی ایران و روسیه گفتید، نظر شما در مورد تجربه چند سال اخیر در همکاری نظامی و عملیاتی ما در سوریه چیست. آیا موفق بوده است؟   سعدالله زارعی: تعبیر موفقیت یا عدم موفقیت را باید از زبان ایران، روسیه و مخالفان روابط امنیتی ایران و روسیه بررسی کنیم. کسانی که در ایران دست اندرکار گفتگو و توافق با روسیه برای ایفای نقش امنیتی در سوریه بودند ارزیابی مثبتی از همکاری دارند. ضمن اینکه در متن همکاری‌ها نقاط قابل نقدی هم وجود دارد اما در مجموع مسئولین ایرانی که مستقیما دست اندرکار پرونده سوریه هستند راضی بوده و خواستار تداوم همکاری منعقد شده بین ایران و روسیه هستند. در روسیه هم دیدگاه‌ها مثبت است و برهمین اساس شاهد گسترش همکاری‌ها در سوریه هستیم. این توافقاتی که گفته می‌شود بین دولت روسیه و دولت سوریه در بندر طرطوس و حضور نظامی قوی‌تر روس‌ها در مدیترانه منعقد شده نشان دهنده رضایت روس‌ها از همکاری‌هایی است که در کمتر از دوسال گذشته بین ایران و روسیه دنبال شده است. در سطح جهانی هم ادبیات این است که همکاری ایران و روسیه در سوریه توانسته است هم روند سیاسی و هم روند امنیتی را از دست آمریکایی‌ها خارج کند و در کانونی قرار بدهد که ایران و روسیه تعیین کننده معادله باشند. جدا از شاخص‌هایی که وجود دارد و می‌توان به آن استناد کرد در صحنه عمل نیز می‌بینیم در طی حدود ۲۲ ماهی که از همکاری ایران و روسیه می‌گذرد امنیت بیشتری در سوریه حکم فرما شده و از شدت درگیری‌ها در بخش‌های زیادی از سوریه کاسته شده، نظام سیاسی سوریه مستقر‌تر شده یعنی سخن گفتن از اینکه بشار اسد رفتنی است، کاهش یافته است. علاوه بر این شاهد بازگشت بخش زیادی از پناه جویان و افرادی که مهاجرت کردند از سوریه بودیم و امروز تعداد زیادی به خانه و کاشانه خود برگشتند. قدرت تروریسم در سوریه کاهش پیدا کرده است و ضربات سنگینی به تروریست‌ها به خصوص به النصره که کانون اصلی تروریسم در سوریه بوده وارد شده است. ترکیه از یک کشور مخالف بقا بشار اسد تبدیل به کشوری شده که در مذاکراتی شرکت می‌کند که نتیجه آن پذیرش دولت سوریه از سوی ترکیه است.   ایراس: شما تجربه همکاری ایران و روسیه را موفق ارزیابی می‌کند. حتی در مورد آتش بس روسیه و آمریکا در جنوب سوریه که توافق شد و منتقدان زیادی داشت و نگرانی‌هایی در بین برخی کار‌شناسان ایران برانگیخت شما این توافق را مثبت ارزیابی کردید. از نظر شما نکات مثبت همکاری ایران و روسیه و دستاوردهای این همکاری چه بوده است؟   سعدالله زارعی: در خصوص مقدمه سوال شما من معتقدم که توافقی که بین روس‌ها و آمریکایی‌ها در مسئله جنوب سوریه در پرونده قنیطره اتفاق افتاد، بخشی از موضوعاتی بین ما و روسیه است که قابل انتقاد است. یعنی ما به اینکه چنین تضمینی به النصره در قنیطره داده شود راضی نبوده و نیستیم. دلیل ما هم این است که النصره نپذیرفته در مذاکرات ترکیه حضور داشته باشد و النصره به طور مشترک بین ما و روس‌ها به عنوان گروه تروریستی غیر قابل مذاکره شناخته شده بود و جز توافقات ما بود. اما روس‌ها به خاطر نگرانی‌هایی که به طور مشترک با آمریکا در مورد امنیت اسرائیل دارند و تحت فشار لابی اسرائیلی، تصمیم گرفتند مناطق کاهش تنش مورد توافق در اجلاس آستانه را به قنیطره تسری دهند. این جز انتقادات ما به روس ها است که من هم انتقاد کردم. اما من این توافق را استراتژیک نمی‌دانم. این جز رخدادهای تاکتیکی است که نگرانی‌هایی را به وجود می‌آورد اما دامنه دار، عمیق و دراز مدت نیست. النصره اگر بپذیرد که در آنجا شلیک نکند پذیرفته که در سوریه شلیک نکند بنابراین درگیری‌های دولت با النصره تمام شده تلقی شده است. ما می‌دانیم النصره درگیری‌ها را متوقف نمی‌کند. اگر متوقف نکند معنایش این است که متقابلا دولت و جبهه مقاومت حق دارد پاسخ بدهد. بنابراین خود به خود در متن توافق روس‌ها و آمریکایی‌ها در موضوع قنیطره، شکست این توافق نهفته است. از این جهت خیلی نگران نیستیم که این چه می‌شود. زیرا معتقدیم که این توافق به جایی نمی‌رسد. خود النصره بزرگ‌ترین ناقضین این توافق خواهند بود و شرایطی را فراهم می‌کنند که دولت عملا اجازه داشته باشد درپرونده قنیطره مداخله کند. بنابراین من از این جهت این را یک رخداد تاکتیکی و گذرا می‌دانم نه استراتژیک و معتقدم نباید بیش از حد روی این موضوع حساسیت نشان دهیم به گونه‌ای که این حساسیت شدید ما روی همکاری‌های ایران و روسیه اثر منفی بگذارد. باید این را در فهرست نارضایتی خود در همکاری با روسیه در پرونده سوریه تلقی کنیم.   در مورد سوال شما که این همکاری‌ها چه تاثیری در جمهوری اسلامی داشته است می‌توانم به چند مورد اشاره کنم. مورد اول این است که روسیه در سطح بین المللی دارای جایگاه خاصی است. عضور شورای امنیت سازمان ملل است، دارای حق وتو است، یک حوزه وسیع نفوذ محیطی و پیرامونی را دارد و کشور بزرگی است، بزرگ‌ترین کشور جهان به لحاظ وسعت سرزمینی است و از نظر اقتصادی نیز جز کشورهای صنعتی دنیا محسوب می‌شود هم چنین روس‌ها در بسیاری از پیمان‌های مهم بین المللی از جمله گروه ۲۰ حضور دارند و موثر هستند. بنابراین رسیدن روابط ایران و روسیه به نقطه‌ای که برخی تعبیر به رابطه استراتژیک کردند و معمولا رابطه استراتژیک شاخصه مهمی به نام روابط امنیتی دارد، برای ایران موفقیت است. وقتی دو کشور به یک نقطه استراتژیک می‌رسند معنایش این است که بقای هریک برای دیگری جنبه استراتژیک و حیاتی دارد در نتیجه به همکاری سطح بالای امنیتی با یکدیگر نیازمند می­شوند که شامل تبادل اطلاعات، انعقاد قرارداد‌ها و همکاری نظامی یعنی شرکت در عملیات مشترک نظامی می‌شود. وقتی ایران در سطح بین المللی کشوری شناخته می‌شود که با یک قدرتی در سطح روسیه با این ابعاد از قدرت روابط حساس پیدا می‌کند معنایش این است که موقعیت جمهوری اسلامی در سطح رخدادهای بین المللی و روند‌ها و مسائل بین المللی بالا آمده و دارای موقعیت آسیب ناپذیر شده است. پیش از این در مجامع مختلف این مسئله زیاد مطرح می‌شد که ایران با کشورهای جهان سوم و تا حدودی جهان دوم رابطه دارد اما توانایی برقراری ارتباط با کشورهای جهان اول را ندارد. این رابطه فعلی ایران و روسیه پاسخ روشنی به این سوال است که بله ایران در سطح کشورهای درجه یک قادر به رسیدن به توافقات آن هم استراتژیک است. بنابراین اولین تاثیرش برای جمهوری اسلامی این است که یک پرستیژ جدید به جمهوری داده و موقعیت تازه‌ای برای ایران فراهم کرده است. بنابراین نمی‌شود در سطح بین المللی به راحتی از تحریم ایران صحبت کرد. زیرا بالافاصله این سوال مطح می‌شود که چه الزامی وجود دارد همه کشورهای موثر بین المللی از این تحریم تبعیت کنند. بهای تحریم علیه ایران افزایش پیدا می‌کند و ایران می‌تواند توانایی خود در مقابله با تحریم نشان بدهد.   دومین دستاورد ما از این توافق امکان اقتصادی این توافق است. یعنی ما وقتی که امکان به توافق رسیدن در یک پرونده پیچیده و حساس امنیتی را مزنه کردیم و پاسخ مثبت گرفتیم به طور طبیعی در حل و فصل بسیاری از پرونده‌های اقتصادی منطقه‌ای که اتفاقا بیش از روسیه با منافع ما سرو کار پیدا می‌کند بالا می‌رود. مثلا الان در بحث رژیم حوزه خزر یک اختلاف جدی بین ما و کشورهای ساحلی عضو حوزه خزر وجود دارد. روس‌ها در آن بالا هستند و عملا ۵۰ درصد از حوزه ساحلی دارند و ۵۰ درصد از رژیم که توافق شده است را در اختیار دارند. این ما هستیم که سهم خود را از این توافق نگرفته‌ایم و درحال حاضر ۱۳ درصد به ما سهم داده شده در حالی که خواهان ۲۰ درصد هستیم. اگر ما رابطه گرم با روسیه داشته باشیم باتوجه به اینکه در چنین شرایطی تقویت ایران جزئی از حاجات سران استراتژیک روسیه هم به حساب می‌آید اگر روس‌ها پای کار بیایند ما می‌توانیم به راحتی سهم ۲۰ درصدی خود را از رژیم خزر بگیریم. یا در زمینه زیر بستر دریای خزر، در انتقال خطوط نفت و گاز که ما با مشکلاتی روبه رو هستیم، در زمینه انتقال گاز به اروپا با استفاده از بستر دریای خزر بدون نیاز به استفاده از مسیرهای دور‌تر ما می‌توانیم به توافق برسیم و از منافع سرشار اقتصادی در این حوزه بهره‌مند شویم. ما می‌توانیم این را از جمله دستاوردها محسوب کنیم. اما نکته این است که همکاری اقتصادی ایران و روسیه را باید دولت سامان بدهد. لازمه این سامان دهی این است که چنین اعتقادی در دولت وجود داشته باشد. یعنی اولویت و نزدیک بودن امکان توافق اقتصادی بین ایران و روسیه را دولت قبول داشته باشد. اگر این ترجیح نباشد امکان برقراری رابطه اقتصادی به جایی نمی‌رسد. انتقاد من این است که ما همپای توافقات امنیتی به سمت توافقات اقتصادی حرکت نکرده‌ایم.   ایراس: منظور سوال من درباره دستاوردهایی که ایران در سوریه داشته است در واقع اهدافی است که ایران در منطقه و خاورمیانه دنبال می­کند و اینکه آیا به اهدافی که با همکاری با روسیه داشته رسیده است یا خیر؟ یکی از ابهامات برای ایران در سوریه این است که هنوز نمی‌داند برای حفظ دولت آقای اسد و حفظ کلیت دولت سوریه برای آینده چه چیزی می‌خواهد. این باعث می‌شود که در چشم انداز همکاری ایران و روسیه در حوزه سوریه اختلافاتی متصور بود. چنانچه ایران و روسیه وقتی در میز مذاکره قرار می‌گیرند، فاصله زیاد می‌شود.   سعدالله زارعی: ما زمانی به همکاری امنیتی ایران و روسیه در پرونده سوریه دست زدیم که تهاجم گسترده‌ای در سطوح مختلف علیه هم پیمانان ایران در منطقه شروع شد. یعنی از یک طرف حمله گسترده داعش به سوریه و از یک طرف حمله گسترده داعش به عراق بود و از طرف دیگر به وجود آمدن اختلافات بزرگ و کوچک علیه متحدین ما و درواقع علیه نفوذ و ظرفیت‌هایی که ایران در منطقه داشت. در اینجا ما باید یا مثل کسانی که قضا و قدری به مسائل نگاه می‌کنند، برخورد می کردیم؛ یعنی بگوییم تقدیر ما است که روزی در منطقه دوستانی داشته باشیم و روز دیگر دوستان خود را از دست بدهیم و در واقع شرایطی که دشمن ما و رقبای ما دارند برای ما رقم می‌زنند را بپذیریم. بعضی‌ها چنین توصیه‌هایی می‌کنند که آنچه شما دنبال می‌کنید هزینه دارد که از توان ما خارج است، شما به تقدیر تن بدهید و با رقبا و دشمنان خود حرف زده و به وضعیتی در حد وسط توافق کنید. این تن دادن به قضا و قدر به معنای سیاسی آن است. این سو تعبیری که برخی از مقوله مهم قضا و قدر می‌کنند همین است.   فرم دیگر رفتار ما مقاومت است. همانطور که ما آنچه به دست آوردیم با مقاومت به دست آوردیم و در سینی طلا آن را تحویل ما نداده است. اگر ما در جایی نفوذ داشتیم و توانستیم در پرونده‌ای تاثیرگذار باشیم بدون شک همه آن بعد از طی ماجراهای طولانی و تحمل بسیاری از مشکلات بوده است تا در پرونده‌ای موقعیتی پیدا کرده‌ایم. بنابراین آنچه با مقاومت به دست آورده‌ایم باید با مقاومت حفظ کنیم. حفظ هم این است که ظرفیت داخلی را مثل همه تا حدی که امکان پذیر است و ضرورت دارد بالا ببریم. هم چنین از ظرفیت‌های بین المللی استفاده کنیم. ما قبل از توافق با روسیه گفت‌و‌گوهای زیادی با ترک‌ها داشتیم اما هیچ‌گاه این گفت‌و‌گو‌ها در پرونده سوریه با ترکیه پیش نرفت. ترک‌ها به گمان اینکه می‌توانند در ‌‌نهایت تعیین کننده پرونده امنیتی و سیاسی سوریه باشند از توافق در گفت‌و‌گو‌ها خودداری می‌کردند. من شخصا بار‌ها شاهد مذاکرات گرم ایران و ترکیه در پرونده سوریه بودم. همینطور ما باید با طرف‌های دیگر وارد صحبت می‌شدیم تا بتوانیم آنچه با مقاومت به دست آوردیم را حفظ کنیم. در ‌‌نهایت به گفت‌و‌گو با روس‌ها رسیدیم و روس‌ها با درک تهدیدات مشترک پای کار سوریه آمدند و یک تضمین امنیتی در اینجا پدید آمد. اگر بخواهیم این صحبت را در یک سطر خلاصه کنیم این است که مقاومت و جلب همکاری در پرونده سوریه یک وضع محتوم و در واقع اجتناب ناپذیر برای ما بود. ما در برابر دو گزینه نبودیم بلکه در برابر یک گزینه آن هم حفظ مقاومت در پرونده سوریه بود. در پرونده سوریه من توضیح دادم که ما در چه حوزه‌هایی دستاورد داشتیم اما اگر منطقه‌ای‌تر به این موضوع نگاه کنیم می‌بینیم که در سایه همکاری‌های ایران و روسیه اسرائیلی‌ها جرأت نکردند وارد پرونده امنیتی در لبنان و سوریه شوند. البته‌گاه و بیگاه مختصر حمله‌ای به نقطه‌ای در سوریه انجام دادند و از این به بعد هم احتمالا انجام خواهند داد اما نتوانستند به صورت قدرت موثر در معادله عمل کنند. من گمان می‌کنم اگر همکاری‌های ایران و روسیه نبود با شکست النصره و گروه‌های تروریستی دیگر در سوریه اسرائیلی‌ها برای حفظ خودشان ضرورت به رو آوردن به یک درگیری گسترده می‌دیدند اما به نظر من این همکاری مانع از خیلی از اقدامات اسرائیل در این پرونده شد.   دستاورد دیگر تثبیت موقعیت حزب الله لبنان است. به نظرم می‌آید که جنگ سوریه که در نگاه اولیه یک باتلاقی برای حزب الله لبنان بود در واقع موقعیتی شد که حزب الله را تقویت کرد و موقعیت آن را در جامعه لبنان و در سطح منطقه تثبیت کرد. اگر این قضایا پیش نیامده بود چه اتفاقی برای حزب الله لبنان پیش می‌آمد؟ حزب الله در درون مرزهای لبنان زیر سوال بود که چرا اسلحه دارد و باید اسلحه‌اش را تحویل بدهد، شرایط امنیتی لبنان هم عادی شده بود و این سوال پاسخ ظاهرا واضحی داشت. بله، باید حزب الله خلع سلاح می‌شد. بحران سوریه باعث شد پاسخ به این سوال منفی باشد. یعنی خیر، حزب الله باید مسلح بماند، مخاطرات نه فقط از جانب اسرائیل بلکه از جوامع دیگر هم می‌تواند جامعه لبنانی را تهدید کند. از این مرحله که عبور کردیم رسیدیم به نقطه‌ای که سوریه با فشار آمریکا، اسرائیل، عربستان، ترکیه، اروپا و برخی از کشورهای دیگر به وضعیت سرنوشت سازی قرار گرفت. یعنی در نقطه‌ای قرار گرفت که امکان سقوط دولت سوریه وجود داشت و اگر ما کار استراتژیکی نمی‌کردیم دولت در سوریه به احتمال زیاد در سال ۱۳۹۴ سقوط می‌کرد  و یا به شدت در معرض آسیب قرار داشت. اگر آن مقطع را مرور کنید می‌بینید که تروریست‌ها موفق شدند در جنوب سوریه رخنه و پیشروی کنند. تلاش برای تصرف شیخ مسکین در جنوب از سوی عناصر دنبال می‌شود و حمص و حما در معرض تهدید است. تروریست‌ها در اطراف سوریه در قوطه شرقی، قوطه غربی، جنوب و در منطقه داریا فعال است. و نظام سیاسی سوریه در وضعیت محاصره شده و رو به فروپاشی قرار دارد. اگر ما و روسیه نبودیم این اتفاق می‌افتد و اگر این اتفاق می‌افتاد سرنوشت حزب الله لبنان چه می‌شد؟ حزب الله لبنانی که به سوریه آمده، با شکست سیستم در سوریه حزب الله هم شکست خورده تلقی می‌شد و حتما نهضت حزب الله در لبنان جمع می‌شد. در این صورت وضعیت شیعه‌ای که ۳۵ درصد از جمعیت لبنان یعنی یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر می‌شود چه می‌شدند؟ قطعا آن‌ها گوشت دم توپ مخالفانشان در لبنان می‌شدند و موج مهاجرت آن‌ها شروع می‌شد و به احتمال زیاد بیشترین لبه این موج هم به سمت ایران بود. زیرا ایران برای آن‌ها یک کشور آرمانی و مامن به حساب می‌آید. بنابراین این همکاری‌ها در سطح منطقه یک موقعیت استراتژیک را برای آن‌ها قرار داد و از یک خسارت استراتژیک در منطقه جلوگیری کرد.   در موضوعات دیگر همکاری ایران و روسیه سبب شد که بتوانیم رفتارهای آمریکایی‌ها را بهتر مدیریت کنیم. روسیه یک روابطی با ما و یک روابطی با امریکا دارد. تصور کنید که ما و روسیه رابطه کنونی را نداشته باشیم. برخی برآن هستند که در این پرونده سوریه روسیه و آمریکایی‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند و کار به نفع امریکا تمام خواهد شد. در پرونده سوریه اگر همکاری ایران و روسیه نبود، حضور روسیه ضعیف‌تر از حضور آمریکا بود. بنابراین ایده آمریکایی در این پرونده عمل می‌شد. حال در عین اینکه روسیه و آمریکا باهم رابطه دارند و گاهی به توافقاتی می‌رسند مانند توافقاتی که در اجلاس اخیر گروه ۲۰ در آلمان انجام شد، یک روابطی هم روس‌ها با ایران دارند. ما در اینجا می‌توانیم از طریق رابطه با روسیه رفتار آمریکا را مدیریت کنیم. کما اینکه این کار را می‌کنیم. مثلا در پرونده سیاسی آمریکایی‌ها اصرار دارند مذاکرات در ژنو باشد که دستور کار چهار ماده‌ای را آقای استفان دی میستورا نوشتند و بند اول آن عبارت از تشکیل دولت انتقالی است. یعنی جنگ گرم ادامه داشته باشد و اول بر روی دولت انتقالی توافق کنیم. در حالی که روس‌ها روی محور آستانه در مذاکرات تاکید می‌کنند و عملا مذاکرات در آستانه انجام می‌شود. ما در کنار روس‌ها در آستانه هستیم. دستور کاری که برای اجلاس‌های آستانه نوشته می‌شود با مشارکت ایران است و در بسیاری از موارد که جنبه استراتژیک دارد نظر جمهوری اسلامی در دستور کار مذاکرات گنجانده می‌شود. ما با کمک روس‌ها در آستانه رفتار آمریکایی را در پرونده سوریه را مدیریت می‌کنیم و از امکان اثرگذاری سیاسی آن کشور در این پرونده کم می‌کنیم. در آستانه، آمریکا در حد سفیر حضور پیدا می‌کند درحالی که ما در حد معاون وزیر هستیم. سعودی‌ها حضور مستقیم ندارند اما از طریق جیش الاسلام که مربوط به خودشان می‌شود در آنجا حضور دارند. قطری‌ها از طریق ترکیه در پرونده آستانه حضور دارند. در واقع ما در کانون مذاکرات رفتار تمام کشورهایی که عرض کردم که قبلا تحت عنوان دوستان سوریه جبهه‌ای را علیه بشار اسد ایجاد کرده بودند را مدیریت می‌کنیم.   در ایران روابط روسیه و ایران مخالف زیادی دارد. در سطوح مختلف مخالفان قدر و موثر خیلی هستند. در روسیه هم مخالفان هستند و افرادی در حد مدودف و لاوروف هستند که می‌گویند چرا باید در رابطه با ایران تأکید داشته باشیم. تأکید در رابطه با ایران سبب تضعیف روابط ما با کشورهای دیگر می‌شود که منظورشان رابطه با کشورهای اروپایی و آمریکا است. این درحالی است که دلایل غیر قابل خدشه‌ای وجود دارد مبنی براینکه باید با روس‌ها رابطه داشته باشیم. البته به هیچ وجه هم لازم نیست در این رابطه زیر بار تحمیلات روس‌ها برویم. در حالی که تجربه برجام نشان داد، توافقاتی که با آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها انجام می شود توام با تحمیل نظر آمریکایی‌ها برعلیه ایران است، یعنی آنجا تحمیلش کاملا واضح است که آنجا می‌نشینند دستور می‌دهند. اینکه ایران باید فعالیت های خود را متوقف کند، دستور است و توافق نیست. توافق یعنی من یک قدم و شما هم یک قدم بر می‌دارید. نه شما سه قدم بردارید و من یک قدم بردارم که این ضعیف‌ترین شکل توافق است. در حالی که ما واقعا در بحث روسیه در پرونده سوریه زیر بار چیزی که نپسندیم نمی‌رویم و رسما هم گفتیم توافقی که در پرونده قنیطره رفتید برای ما و حزب الله تعهدی ایجاد نمی‌کند و اگر لازم دیدیم عملیات می‌کنیم یا حزب الله عملیات می‌کند. ما این ادبیات را با آمریکایی‌ها نداریم. در پرونده حلب روس‌ها در یک مقطعی کاری کردند که ما زیر بار نرفتیم. درباره منطقه عبور تروریست‌ها که روس‌ها توافقی کرده بودند، نیروهای جبهه مقاومت راه را برکاروان آنها بستند در حالی که روسیه آنجا توافق و امضا کرده بود. ما رسما گفتیم که ما تعهدی به توافقاتی که با دیگران می‌کنید نداریم و وقتی شما با ما هماهنگ نمی‌کنید ما هم تعهدی برای همکاری نداریم.   اینکه برخی می‌گویند منافع ما در پرونده سوریه چه می‌شود و روس‌ها ممکن است خیانت کنند، ما الان اختیار را در دست روس‌ها ندادیم و کلید خانه را به روس‌ها نسپردیم. هرجا که روس‌ها از همکاری خودداری کنند ما هم پا پس می‌کشیم. تا الان اینطوری بوده است که ما در خیلی از مسائل روس‌ها را به دنبال خود کشانده‌ایم. برخی از بحث‌های بین ما و روس‌ها را من منتشر کرده‌ام و آورده‌ام که مثلا روس‌ها پیغام از سمت آمریکایی‌ها آورده اند و ما مقاومت کرده‌ایم. روابط ما و روسیه کاملا تحت کنترل است و‌‌ رها شده و یک تعهد آهنینی که نتوانیم از آن تخلفی کنیم یا ناچار باشیم زیر بار تحمیل روس‌ها برویم نیست.     ایراس: شما به فرآیند صلح سازی در مذاکرات آستانه اشاره کردید، ایران در این فرآیند چه چیزی می‌خواهد و آیا با این مذاکرات موافق است و چه اهدافی را در این فرآیند صلح سازی در سوریه برای خود تعیین کرده است و احتمالا اختلافاتش با روسیه در این مورد چیست؟   سعدالله زارعی: در مذاکرات صلح بین بخش‌هایی از معارضه با دولت سوریه ما طراح و مبتکر نبودیم. این ابتکار عملی نبوده است. ما این را تایید کردیم و تحلیل داشتیم. مذاکرات تقریبا از اردیبهشت سال گذشته شروع شده است. در این اثنا اتفاقاتی هم در مراکز مختلف افتاد. در طول این مدت هم ما در متن مذاکرات بودیم وشرکت فعالی در این گفت‌و‌گو‌ها هم داشتیم. اما نگاه ما به این مسئله دو نگاه بود. نگاه اول این بوده است که اداره هم زمان همه بخش‌های بحران سوریه برای ارتش سوریه کار بسیار دشواری است. زیرا جنگ در مناطق گوناگون انرژی ارتش را به شدت تحلیل می‌برد. بنابراین برای مدیریت صحنه نظامی و نبرد ما احتیاج به این داشته و داریم که آتش منازعه در مناطقی را به صورت کنترل شده خاموش کنیم، یک جاهایی را روی پایلوت قرار دهیم و یک جا را فعال کنیم تا بتوانیم مدیریت کنیم. بنابراین از منظر ما این آتش بس‌ها و گفت‌و‌گوهای صلح می‌تواند به مدیریت نظامی کمک کند یعنی ابزاری در دست دستگاه نظامی شود که می‌خواهد عملیات را تعیین و راهبری کند. نگاه دوم ما این بود که گفت‌و‌گوهای صلح و توافقات می‌تواند از جان مردم حفاظت کند. یعنی می‌تواند ابزاری باشد که به وسیله آن آتش در زندگی مردم را کاهش بدهیم. به مردم اجازه بدهیم که اگر قرار است جا به جایی صورت بگیرد، راحت انجام شود و اداره جنگ با تلفات کمتری توام باشد. این استراتژی هم مهم و قابل قبول بوده است و تا الان این نتیجه را به نوعی دربر داشته است. منتها یک خطر ی هم این گفت‌و‌گو‌ها دارد. این است که گفت‌و‌گو با تروریسم که سوریه را به اتش کشیده است اگر بخواهد جایگزین مقاومت و دفاع نظامی بشود یعنی بخواهد پشت جبهه راتضعیف کند خطرناک است و باید دقت کنیم تا بتوانیم آن را مدیریت کنیم.   ایراس: یک بحث مهم حضور بازیگران دیگر در بحث سوریه است. به خصوص در بحث آمریکا موضوعی که مطرح است با توجه به اختلافاتی که بین مسکو و واشنگتن وجود دارد در عین حال تمایلی که بین آن‌ها برای توافق وجود دارد، به نظر می رسد موضوع سوریه آسان‌ترین محوری باشد که بین آمریکا و روسیه امکان مذاکره و توافق ایجاد می کند. ایران این توافق احتمالی بین روسیه و آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کند و آیا خودش را برای آن آماده کرده است؟ هم چنین نظر شما در مورد همکاری‌های روسیه و ترکیه چیست؟   سعدالله زارعی: همیشه این مسئله مطرح بوده است که انتهای قصه آمریکایی‌ها هستند که پرونده سوریه را تعیین و تکلیف می‌کنند و ما بیخود وارد این ماجرا شدیم. یا اینکه می‌گویند انتهای سوریه را توافق روسیه و آمریکا تعیین می‌کند. ما در اینجا شهید می‌دهیم و زحمت می‌کشیم ولی در ‌‌نهایت دیگری تصمیم می‌گیرد. حتی یکی از آقایان مسئول در حوزه سیاست خارجی در جمهوری اسلامی در جلسه‌ای که شش ماه پیش برگزار شد گفت آخر ما هم پیاز می‌خوریم و هم چوب، هم اسد را از دست می‌دهیم و هم تمامیت ارضی سوریه را از دست می‌دهیم. مثالی هم می‌زنند و می‌گویند پایان جنگ بوسنی را در ‌‌نهایت پیمان دیتون تعیین کرد که آمریکایی‌ها آن را رقم زدند. پاسخ این است که اگر قرار بود آمریکا و روسیه تعیین کنند که خیلی وقت پیش آمریکایی‌ها و روس‌ها به صورت مجزا آمدند پای کار این قضیه که این پرونده را تعیین سرنوشت کنند. این جدید نیست که چه زمانی گروه دوستان سوریه تشکیل شده است، چه زمانی اجلاس‌های تونس، آنکارا، پاریس، لندن و نیویورک در موضوع سوریه برگزار شده است. اما خیلی وقت است که دیگر از این اجلاس ها خبری نیست. اتفاقا در گذشته آمریکایی‌ها در پرونده سوریه در موقعیت بسیار برتری بودند. یعنی آمریکا بود و حتی تونس در کنار آمریکا بوده است. الان خیلی از آن هشتاد کشور که گاهی به ۱۲۰ کشور می‌رسیدند الان در کنار آمریکا نیستند. لذا میزان اثرگذاری آمریکا در پرونده سوریه کاهش پیدا کرده است.   الان هم وقتی نگاه می‌کنید می‌بینید که آن‌ها نمی‌توانند درباره ایران در سوریه تصمیم بگیرند. بخش قابل توجهی از جبهه سوریه را نیرو‌ها و فرماندهان ایرانی تشکیل می‌دهند که از توافقات روسیه و آمریکا تبعیت نمی‌کنند. بخش عمده‌ای هم حزب الله لبنان هستند که از آن‌ها تبعیت نمی‌کنند. بخش بزرگی را هم ارتش سوریه انجام می‌دهد. از طرف دیگر اساسا روابط فعلی ترکیه و آمریکا به گونه‌ای نیست که آمریکایی روی همکاری حتی ترکیه حساب باز کنند. بنابراین در محیط منطقه‌ای و مرزی سوریه هم آمریکا آن هم پیمانان قبلی خود را ندارد. به همین دلیل معتقد هستم آمریکایی‌ها سهم محدودی در پرونده سوریه دارند کما اینکه الان هم سهم محدودی دارند و جبهه مقاومت لازم نیست تحت ملاحظات آمریکا و روسیه عمل کند. خودش می‌تواند تعیین کننده باشد کمااینکه روسیه‌ای‌ها هم هیچ‌گاه از ما نخواستند که فقط در چهارچوب توافقات عمل کنیم. ما کار خود را کردیم و در جاهایی که روس‌ها ملاحظه داشتند و ما نداشتیم ما راه خودمان را رفتیم. نمونه آن پرونده مرز شرقی سوریه بود که من مقالاتی هم نوشتم که روس‌ها هم موافق بودند اما در ‌‌نهایت ایران زیر بار نرفت و ایران به هم زد. یعنی درحالی که آمریکا و روسیه سر نوار شرقی سوریه که از مرز اردن تا ترکیه را در بر می‌گیرد توافق کردند که در عمق حدود ۸۰ کیلومتر  و در طول ٥٠٠ کیلومتر نیروهای ما یعنی جبهه مقاومت حضور نداشته باشند، ما رفتیم این توافق را برهم زدیم. بنابراین من به شخصه نگران این نیستم که قدرت توافق آمریکا و روسیه آنقدر زیاد باشد که ما قدرت شکستنش را نداشته باشیم و ناچار باشیم که آن را بپذیریم.   مصاحبه کننده: عفیفه عابدی       ]]> ایران Sun, 13 Aug 2017 06:43:24 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3290/ایران-توان-برهم-زدن-توافق-آمریکا-روسیه-درباره-سوریه ناگفته هایی ازروابط ایران و تاجیکستان و مذاکرات صلح تاجیک ها http://www.iras.ir/fa/doc/article/3284/ناگفته-هایی-ازروابط-ایران-تاجیکستان-مذاکرات-صلح-تاجیک ناگفته هایی ازروابط ایران و تاجیکستان و مذاکرات صلح تاجیک ها شبستری در گفتگو با نماینده صلیب سرخ: «من هم یک تاجیکم»   نویسنده: علی اشرف مجتهد شبستری نخستین سفیر جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و رئیس انجمن دوستی ایران و تاجیکستان  دریافت متن کامل (PDF) اشاره: این مقاله بخشی از خاطرات نگارنده از ماموریت در تاجیکستان می‌باشد که به درخواست مکرر برخی‌از دوستان ایرانی‌و تاجیکی در باره روابط دو کشور، جنگ داخلی‌و مذاکرات صلح تاجیکستان و نقش جمهوری اسلامی ایران و نخستین سفیر در تحقق‌صلح در آن کشور به رشته تحریر در آمده است. در این مقال هرگز قصد تعریف از خود در بین نیست و با توجه به اینکه دوران بازنشستگی را سپری می‌‌کنم هیچگونه انتظار پاداش و مقام هم از کسی‌ندارم. اما از آنجائی که مسئولیت انجمن دوستی ایران و تاجیکستان (غیر دولتی)  بر عهده نگارنده است و بر این باورم که بازگویی این خاطرات میتواند درجه نزدیکی دو ملت (و بهتر بگویم یک ملت دو پاره شده) را نشان دهد به این مهم می پردازم.   امیدوارم در این روزها که جناب آقای دکتر روحانی با اکثریت قاطع برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب شدند وتاجیکان نیز بیستمین سالگرد امضای تفاهم نامه صلح تاجیکان (۷ تیر ماه۱۳۹۶) را جشن می گیرندو در شرایط بسیار حساس منطقه و جهان، لزوم تقویت و گسترش روابط فیمابین موردعنایت مقامات محترم دو دولت قرار گیرد.   جناب آقای حسن روحانی جناب آقای امامعلی رحمان   بنده به عنوان کسی‌که در دوران سفارتش در دوشنبه برای حفظ و تقویت روابط فیمابین و استقرار صلح و امنیت در تاجیکستان جان و اعتبار سیاسی خود را به مخاطره انداخته وهمه گونه اتهامات را از دشمنان بهبود روابط دو کشور تحمل کرده، امروز نمی‌‌توانم شاهد عدم تحرک مثبت در روابط فی‌مابین دو کشور باشم. قرن‌ها بود که به بهانه‌های مختلف بین ما دو ملت فاصله انداختند و درهفتاد سال شوروی دیوار آهنین بین ما کشیدند اما فرهنگ مشترک غنی ما و تاجیکان مانع از گسستن رابطه‌ها شد و متعاقب استقلال تاجیکستان ایران اولین کشوری بود که با استقبال بی نظیر تاجیکان سفارت خود را دردی ماه  1370 دردوشنبه افتتاح نمود. ازآن تاریخ تا کنون حتی در ایام جنگ داخلی‌مبادله هیئت‌های سیاسی، فرهنگی‌و اقتصادی بین دو کشور صورت گرفته وتعاملات بین دو کشور روز بروز گسترش یافته، وهمکاری های بزرگ اقتصادی وتجاری انجام گرفته، تبادل نظر و هم آهنگی های ارزشمندی در مجامع بین المللی برقرار بوده و  هر کدام ازسفرای دو کشور در انکشاف روابط به سهم خود تلاش نموده اند. اما باید اذعان نمود سطح روابط دو ملتی که مقام معظم رهبری درملاقات با رییس جمهور محترم تاجیکستان رابطه آن دو را «خویشاوندی» نامیدند(۱)، به دلایل مختلف، سوء تفاهمات و کمبود ها از سوی هر دو طرف هنوز به درجه‌ای که شایسته دو کشور (با اشتراکات در حد یگانگی) باشد، نرسیده  است.   اجازه می خواهم نگرانی فرهیختگان، اساتید و هنرمندان و بازرگانان و مردمان دو کشور و تمام هم فرهنگان و هم زبانان وآنهایی که متوجه تلخی ‌و خسارت‌های سال‌های دوری هستند، را از روند کند فعلی ‌روابط فیمابین و شیطنت های دشمنان و بدخواهان دوستی و نزدیکی ‌فارسی زبانان (که در طول قرن‌ها ادامه داشته، در ایام جنگ داخلی بوضوح نمایان شده و امروز به شیوه‌ها وبا عوامل جدید مشغول فتنه و نفاق انگیزی هستند)  یاد آور شده وبه استحضار برسانم که مردمان دو کشور دوست و برادر انتظار دارند با استفاده از فرصت پیش آمده به برکت انتخاب مجدد رییس جمهوری اسلامی ایران، تبادل هیئت‌های عالیرتبه دو دولت در دستور کار قرار گرفته و با برقراری دیالوگ مستقیم بین مقامات دو کشور، سوء تفاهمات بوجود آمده رفع و در شرایط بسیار حساس کنونی که خطر افراط گرایی و گروه‌های تکفیری منطقه آسیای میانه وخاورمیانه را تهدید می‌‌کند ،طرفین بدون تعصب و پیش‌داوری و با روحیه برادرانه روابط بیست و پنح سال گذشته را بررسی‌و آسیب شناسی‌نموده و درجهت توسعه روابط وهمکاری ها  طرح نو بیندازند وهمان طوری که جناب آقای رحمان در پیام تبریک خود ابراز اطمینان کرده است در دوره جدید ریاست جمهوری جناب آقای روحانی، با سعی و تلاش صادقانه دو طرف، همکاریهای همه جانبه ایران و تاجیکستان به سطوح جدیدی ارتقا یافته و در جهت منافع هر دو ملت تحکیم گردد. انشاءالله     در تاريخ ملت هاي جهان رويدادهاي مهمي به ثبت رسيده كه اهميت و منزلت آنها با گذشت سالها ، همچون ثروت ملي بيشتر مي شود و درتاجيكستان روز وحدت ملي كه جمهوري اسلامي ايران درتحقق آن نقش مهمي داشته است، از رويدادهاي با ارزش و ماندگار به شمار مي رود.   امامعلی رحمان رییس جمهور تاجيكستان  در پیام تلویزیونی ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶ بمناسبت سالگرد امضای تفاهم نامه صلح گفت : "روز وحدت ملّی برای ملّت صلح پرور ما پدیدة نادر و پرارزش تاریخ دوران صاحب‌استقلالی کشور و ثمرة جهد و تلاشهای سازندة فرزندان باننگ و ناموس تاجیک بوده، هر سال در فضای آرام و آسوده، اتّحاد و همدیگرفهمی و وسعت بی‌سابقة اقدام و عملهای سازنده تجلیل می‌گردد ...   باید گفت، که استقلالیت و وحدت در تاریخ نوین خلقمان همچون عاملهای سازنده در سمت بنیاد دولت دموکراتی و حقوق بنیاد و دنیوی، تشکّل جامعة شهروندی و چون جزء جدایی‌ناپذیر فرهنگ تحملگرايي برای پیشرفت ساحه‌های مختلف حیات دولتمان زمینة اساسی گذاشتند.”.   بیست سال قبل در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷(۷ تیر ماه ۱۳۷۶) متعاقب مذاكراتي بسيار طولاني و با ابتكار و ميانجيگري چند كشور ازجمله ايران گروههاي متخاصم در تاجيكستان بعد از پنج سال جنگ و خونريزي به استقرار صلح و رضايت ملي در كشورشان رضايت دادند و توافقنامه صلح را به امضا رساندند. اين سند مهم در تاريخ نوين تاجيكستان مهمترين سند سرنوشت ساز به شمار مي رود. به گفته امامعلی رحمان رييس جمهوري محترم تاجيكستان اين سازش نامه عمومي استقرار صلح ، به جنگ شهروندي خاتمه داد و اكنون ، صلح و آرامش در تاجيكستان حاكم است و اين ˈصلح نامهˈ افتخار تاجيكان در جهان است.   به گفته وي امروز اين تجربه صلح تاجيكان در جامعه جهاني به الگويي تبديل شده و به عنوان يك پديده نادر فرهنگ صلح آفريني پذيرفته شده است . وي مي گويد: به دست آوردن رضايت ملي ، قطع جنگ و خونريزي و رسيدن به زندگي آرام در تاجيكستان كار سهل و آسان نبود اما با ميانجيگري خيرخواهانه سازمان ملل و كشورهايي مثل ايران اين موضع مهم و سرنوشت ساز محقق شد. در ابتداي سال هاي ۹۰ يعني آن ايام فاجعه باري كه در نتيجه فتنه و دسيسه نيرو هاي بدخواه خارجي مملكت تاجيكستان روز به روز ناآرامتر مي شد با ابتكار ايران و روسيه ، گروهاي متخاصم تاجيك ، نشستن بر سر ميز مذاكره را يگانه راه نجات كشور تازه به استقلال رسيده شان از نابودي دانستند و به مذاكره رضايت دادند وسند صلح و ثبات در كشورشان را به امضا رساندند. رييس جمهوري تاجيكستان مي گويد: ماهيت و جوهره اساسي اين سند تاريخي ، ترجيح دادن اراده ملي و آرمان مردم صلح خواه تاجيكستان بر منافع گروهي و قومي بود. (۲)   بر اثر جنگ های داخلی تاجیکستان طی سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ بیش از یک میلیون شهروند تاجیک آواره ، ۱۵۰هزار نفر جان خود را از دست داده و۵۰ هزار کودک بی سرپرست و دهها هزار خانه تخریب شدند. در مجموع تاجیکستان از این جنگ افزون بر ۱۰ میلیارد دلار خسارت دید و این کشور در بحران شدید قرار گرفت. جنگ و درگیری وبرادرکشی در تاجیکستان نمی توانست از دل فرهنگ والای تاجیکان سر برآورده باشد و بدون تردید باید جای پای بد خواهان و دشمنان مردم شریف آن کشور را جستجو کرد. رئیس جمهور تاجیکستان در مناسبت‌های مختلف به این نکته اشاره داشته از جمله در پیام به مجلس عالی‌در ۲ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۲۲ دسامبر ۲۰۱۶) گفت: "ابتدای سال نودم عصر گذشته، تاجیکستان بر اثر مداخله بعضی‌کشور‌های خارجی‌که زیر شعار دمکراتیک کنانی جامعه صورت گرفت، به گرداب مخالفت‌های شدید داخلی‌گرفتار شده، این روند به جنگ تحمیلی و فاجعه برادر کشی‌آورده رسانید."   تاجیکان تاریخی‌پر فراز و نشیب‌و دردناک و پر حادثه‌ای داشته اند سرگذشت فرهنگ و زبان مردم تاجیکستان، همچون سرگذشت سیاسی و اجتماعی‌شان، بسیار پرحاشیه و دردناک بوده است. همواره در معرض توفان‌های صعب و یورش‌های بی‌منطقِ فرهنگ‌های ضعیف‌تر وخشن‌تری بوده که نمی‌توانستند بدویت خود را در رقابت با این زبان و فرهنگ کهنسال و غنی پنهان سازند و برتری را با شمشیر و شکنجه و عداوت جست وجو می‌‌کردند.(۳) این قطعه از سرزمین شعر و ادب آریایی، در قرن شانزدهم میلادی به سبب تعصـبات قومی، منطقه ای، مذهبی و ضعف در اندیشه و تدبیر امرا و سلاطین وقت، از پیکر واحد ایران زمین جدا شد. در این قرن  قبایل ترک و ازبک، آسیای مرکزی را تصرف کردند و رابطه های سیاسی و فرهنگی آسیای مرکزی و ایران به  طور عملی قطع شد. متعاقبا در دوران شوروی تلاش‌های فراوانی‌برای دورنگاه داشتن تاجیکان از فرهنگ نیاکانشان صورت گرفت. زمانی ‌هم که خواستند تاجیکان دولت خودمختار یا جمهوری داشته باشند، آنها را از مرکز‌های سیاسی و فرهنگی ‌مانند سمرقند، بخارا، فرغانه و ... که گهواره تمدن تاجیکان بود جدا کردند و در روستائی نه چندان معروف، مرکز علمی ‌و فرهنگی‌و پایتخت برایشان درست کردند. مردم از دین ومذهب محروم شده مساجد و مدرسه‌ها ویران گردیده کتاب‌ها سوزانده شده و اهل علم و هنر به قتل رسیدند.(۴) ازسال ۱۹۲۷ تغییر تدریجی‌خط فارسی به الفبای لاتینی آغاز گردید  تا اینکه در ۱۹۲۹ خط لاتین رسمیت یافت و در ۱۹۴۰ الفبای سریلیک جایگزین خط لاتین شد. بسیاری از فرهیختگان تاجیک معتقدند که به خاطر تغییر خط ، تاجیکان عملاً دو بار «بی‌سواد» شدند و رژیم کمونیستی برای دور نمودن آنها (که جزو معدود اقوام دارای فرهنگ کهن در آسیای مرکزی بودند) از فرهنگ وآئین و دین نیاکان، خط فارسی را عوض نمودند.  جنگ داخلی‌در تاجیکستان نیز در ادامه همان سیاست دور نمودن هم زبانان و هم فرهنگان از همدیگر بود اما خوشبختانه فتنه انگیزان موفق نشدند و دولت و اپوزیسیون تاجیک با سبق گرفتن از فرهنگ غنی خود و به کمک ایران به این جنگ برادرکش خاتمه دادند.   در اینجا باید خاطر نشان شود که برغم تلاش بی‌ وقفه و اعمال خشونت شوروی برای از بین بردن دین و زبان و فرهنگ تاجیکان، این مردمان پاک سرشت با چنگ و دندان از فرهنگ و زبان وآیین نیاکان خود محافظت کردند. در ایام ماموریتم در تاجیکستان، خاطرات زیادی از فرهیختگان سالخورده تاجیک در باره مشقاتی که‌در دوران تسلط شوروی برای حفظ زبان و فرهنگ و دینشان متحمل شده بودند، شنیدم و خواندم که همگی‌ نشان از عمق ایمان و اعتقاد مستحکم آنها به اسلام و فرهنگ نیاکان دارد. در همان روزهای اول ماموریتم متوجه شدم ذهنیتی که از "کمونیست" درذهن ما هست ( فردی بی دین )، در تاجیکستان مصداق نداشت زیرا حتی آنهایی که عضویت حزب کمونیست را داشتند و بدان می‌‌بالیدند، می‌‌گفتند"الحمد لله مسلمانیم"!. پیر مردی که سال‌ها عضو حزب کمونیست بود تعریف میکرد که بهنگام فوت مادرش در زمان استالین، از ترس روسای کمونیستش که از مسکو آمده بودند، نتوانسته بود مادرش را با رعایت مراسم اسلامی دفن کند، نیمه شب به اتفاق چند تن از محارم نبش قبر کرده و مادرش را غسل و کفن و دفن می‌‌کنند. برای بنده خیلی جالب بود که درسال ۱۹۹۲ به هنگام برگزاری مراسم یاد بود رسول جبار اف رئیس جمهور اسبق تاجیکستان در زمان شوروی، بانوی سالخورده ای‌ در پایان سخنرانی‌اش گفت : "…چهل سال است کمونیست هستم، کمونیست می‌مانم، (رسول جبارف) جایش جنت باشد"!. یکی دیگر از سران حزب کمونیست تاجیکستان در پایان همین  مراسم به دوستانش گفت: "برویم خانه جبار اف یک فاتحه بدهیم"! داستان‌های زیادی از این دست وجود دارد که همگی‌ حاکی از ایمان قلبی تاجیکان به اسلام بوده و نشان می‌‌دهد هرچند رعایت برخی از شعائراجبارا کنار گذاشته شده بود ولی ریشه اسلام در بین تاجیکان قوی تر از‌ آن بوده که تضییقات و ممنوعیت‌های زمان کمونیستی هم بتواند آن را از بین ببرد. بقول یکی‌ از اساتید برجسته تاجیکی "در زمان شوروی اندرونی ما تاجیک مانده ولی‌ بیرونی‌ ما شبیه روس‌ها شده بود".(۵) شکل گیری حرکت های مسالمت آمیزاسلامی مخفی بین تاجیکان درسالهای آخر حکومت شوروی نیز به دلیل همین اعتقادات مذهبی قوی آنان بود. درسال 1371 زمانی که کتاب آموزش خط نیاکان به کمک اساتید تاجیکی و وزارت آموزش و پرورش و با همّت دکتر حداد عآدل در تعداد دویست هزار نسخه چاپ وتوسط سفارت توزیع گردید و تعدادی از آنها به سمرقند و بخارا نیز رسید، چند ماه بعد اطلاع یافتیم که چون در صفحات آخر آن کتاب آیاتی از قرآن نیز چاپ شده، به خاطر قداست آنها جزو جهیزیه عروس‌ها گذاشته می شود.(۶). (لازم به ذکر است که در آن ایام قرآن در دسترس مسلمانان آسیای میانه نبود و همانطوری که در بالا اشاره شد از‌ دلایل عمده تغییر خط، دور نمودن مردم مسلمان آسیای میانه و قفقاز از تعالیم قرآن و فرهنگ نیاکانشان بود). برای خواننده ایرانی‌ جالب است بداندکه احترام به اهل بیت در تاجیکستان بسیار بالا است. اگر کسی‌ صاحب فرزند دو قلو دختر باشد حتما اسامی آنها فاطمه و زهرا گذاشته می‌‌شود و اگر پسر باشند حسن و حسین نامگذاری می شوند. کربلایی خوانی از مراسمی است که هنوز در برخی‌ از نقاط در ایام محرم برگزار می‌‌گردد. تاجیکان در سمرقند و بخارا از صدر اسلام همواره در بسط و نشر علم و حکمت و آموزه‌های دینی پیشرو ومدارس دینی بخارا درگذشته شهره آفاق بوده و اولین تفاسیر قرآن در بخارا نوشته شده است . همین پیشینه درخشان و فرهنگ غنی بود که تاجیکان را در طول اعصار و در مقابل حمله اقوام مختلف محافظت کرده است. تاجیکان در آستانه فروپاشی شوروی (که اندکی فضا باز شده بود) و پس از استقلال به سرعت به احیای آئین و فرهنگ و دین خودپرداختند وزبان و فرهنگ نیاکان را محور هویت ملی  و تحکیم روابط با کشورهای هم فرهنگ و هم زبان را در زمره اولویت های سیاست خارجی این کشور قرار دادند.     *****   تحقق صلح در تاجیکستان حکایت از عنایت خداوند بزرگ به این دیار باستانی، سبق گرفتن [درس آموختن] از فرهنگ غنی وآیین نیاکان و مهم تر از همه واقع نگری سیاسی و دوراندیشی شخصیتهایی مثل امامعلی رحمان ، مرحوم سید عبدالله نوری ، و رهبران حزبها ، گروهها و طایفه های مختلف تاجیکستان در قبال این فاجعه ملی  و تلاش و میانجیگری ایران و روسیه بود. یکی از مهمترین فراز‌های روابط ایران و تاجیکستان،نقش ایران در پیشبرد مذاکرات صلح تاجیکستان است که بدون تردید و به گفته صاحبنظران سیاسی بدون میانجیگری جمهوری اسلامی ایران استقرار صلح در تاجیکستان محقق نمی شد.   پیش از پرداختن به نقش ایران در صلح سازی در تاجیکستان، مختصراً به روابط دیپلماتیک بین دو کشور می‌‌پردازیم ... ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   ]]> آسیای مرکزی Mon, 07 Aug 2017 09:54:24 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3284/ناگفته-هایی-ازروابط-ایران-تاجیکستان-مذاکرات-صلح-تاجیک آسیب شناسی روابط ایران و تاجیکستان؛ چشم انداز پیش رو http://www.iras.ir/fa/doc/report/3282/آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو به رغم روابط حسنه ایران و تاجیکستان در دهه 1990 به نظر می‌رسد طی یک دهه گذشته این روابط به تدریج دستخوش تحولاتی شده است که به واسطه آن، زمینه سردی روابط ایران و تاجیکستان فراهم آمده است. در همین رابطه، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و موسسه ابرار معاصر تهران روز سه‌شنبه مورخ 3/5/1396 اقدام به برگزاری نشست مشترکی در محل موسسه ایراس  با هدف آسیب شناسی این روابط نمودند که آقایان دکتر علی اشرف مجتهد شبستری و دکتر سید رسول موسوی سفرای پیشین ایران در تاجیکستان و جناب آقای حسن بهشتی پور پژوهشگر ارشد حوزه اوراسیا از سخنرانان اصلی آن بودند. مدیریت این نشست نیز بر عهده دکتر بهرام امیراحمدیان بود. آنچه در ذیل از نظر می‌گذرد گزارشی از مباحث مطروحه توسط سخنرانان و تنی چند از کارشناسان حاضر در جلسه می‌باشد.   ایراس: جنبش تاجیکستان یک جنبش اسلامی نبود. یک جنبش دموکراتیک بود و آقای نوری علی‌رغم آنکه یک رهبر مذهبی بود رهبری یک حنبش دموکراتیک را نیز بر عهده داشت و تاجیکستان را در مسیر یک جنبش دموکراتیک هدایت کرد. علت آنکه حزب نهضت اسلامی را به عنوان یک حزب معتدل به رسمیت می‌شناسیم از آن رو است که میراث آقای نوری را به عنوان یک نهضت دموکراتیک دنبال کرده است. درحقیقت، آقای نوری به عنوان کسی که می‌تواند آموزه‌های اسلامی را مطرح کند.   مهمترین نکته در اینجا این است که آقای نوری در این مرحله هدف خود را دموکراتیک اعلام می‌کند و به هیج عنوان بحث تشکیل دولت اسلامی و تشکیل نظام اسلامی مطرح نیست. وی می‌گوید که ما همه برای تاجیکستان می‌جنگیم، می‌خواهیم تاجیکستان قانون داشته باشد، جلوی تجاوز گرفته شود، عدالت برقرار شود. پس در این مرحله شخصیت آقای نوری به عنوان یک رهبر مذهبی و انقلابی با محتوای حرکتی دموکراتیک است. مرحله بعدی زندگی آقای نوری که شاهد آن هستیم مربوط به ایامی است که ایشان وارد جریان مذاکرات می‌شوند. در دوران مذاکرات آقای نوری به عنوان یک دیپلمات تمام عیار هستند. آنچنان در مذاکرات صلح وارد می‌شوند، آنچنان توانایی‌هایی را از خود نشان می‌دهند و آنچنان طیف گسترده‌ای از کسانی مثل ملا عبدالله که طالبان را به عنوان لیبرال می‌شناخت از آقای نوری تبعیت می‌کردند تا جمعه نعمنگانی فرمانده نیروی نظامی ازبکستان، و تا کسانی مثل آتاخان لطیفی کمونیست و حبیب سنگینف و به عبارتی طیف گسترده‌ای از همه تفکرات وی را به عنوان رهبر پذیرفته بودند و هر آنچه آقای نوری می‌گفت طرح می‌کردند.    بعد از این وارد مرحله‌ای می‌شویم که علاوه بر وجوه انقلابی، اسلامی و دیپلمات بودن وجه دیگری از شخصیت آقای نوری بروز می‌یابد که می‌توان از آن به عنوان معمار صلح یاد کرد که این مرحله مربوط به دوران کمیسیون آشتی ملی است؛ یعنی بعد از اینکه مذاکرات صلح در مسکو به نتیجه رسید دوره اجرای صلح بود. برخلاف خیلی از توافق‌های صلحی که در افغانستان صورت می‌گیرد اما ساز و کار اجرایی ان پیش‌بینی نمی‌شود، در تاجیکستان مذاکرات صلح حائز سازو کار اجرایی و روش‌های اجرای موافقتنامه صلح بود مبنی بر اینکه دولت به کار خود ادامه می‌دهد. در کنار دولت یک کمیسیون آشتی ملی تشکیل می‌شود که این کمیسیون آشتی ملی تغییراتی را در ساختارهای دولت انجام می‌دهد و نیروهایی را هم وارد دولت می‌کند که یک دولت ائتلافی تشکیل دهند و طیق توافق قرار بر این بود که 30 درصد نیروهای اپوزوسیون وارد دولت شوند. در کنار این کمیسیون آشتی ملی و دولت گروه دیگری هم حضور داشتند که از سفرای کشورهای ناظر مذاکرات و تضمین‌کننده صلح بودند؛ یعنی متشکل از سفرای پایتخت‌هایی که تشکیل می‌شد و همچنین دو کشور روسیه و ایران که در این مذاکرات نقش کلیدی داشتند. این سفرا بر فعالیت‌های کمیسیون‌های آشتی ملی و دولت نظارت می‌کردند.    ارزنده‌ترین وجه شخصیت آقای نوری در این مرحله بروز می‌یابد که وی خاطرات خود در کتاب «آشتی نامه» نوشته است. آقای نوری در این مرحله صلح را برگزید. برای مثال در همین ایام، در دوره‌ای آتاخان لطیفی که تمام بیانیه‌های صلح را نوشته بود ترور شد و به دنبال این کمیسیون آشتی ملی فعالیت‌هایش را متوقف کرد، همه گمان می‌کردند که کشور دوباره وارد جنگ خواهد شد ولی آقای نوری قبول کرد مدیریت صحنه را به دست بگیرد. از نظر عده‌ای آقای نوری کوتاه آمده بود و در مقابل دولت عقب‌نشینی کرد. اما وی معتقد بود وقتی صلح را انتخاب کردیم باید هزینه صلح را بپردازیم. بعد از آتاخان لطیفی حبیب سنگینف ترور شد؛ بحث تقسیم 30 درصد از پست‌ها به اپوزوسیون عملا به 10 درصد تقلیل یافت و مواردی از این قبیل مرتبا پیش می‌آمد. اما آقای نوری مایل نبود به خاطر پست و مقام وارد عمل شود. وی بر این باور بود اگر مردم تاجیکستان روزی بخواهند آزادی و اسلام را داشته باشند همیشه می‌توانند ولی ما نباید وارد عرصه‌ای شویم که بعدها بگویند اینها به خاطر پست و مقامی که از آنها دریغ کردند دوباره در کشور جنگ به راه انداختند و مایل نبود تاجیکستان را به افغانستان دوم تبدیل نماید. جمع‌بندی من این است که آقای نوری انسان ناشناخته‌ای برای همه ما است و زحمات ایشان قدر دانسته نشده و میراث ایشان متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است. خیلی‌ها هم که الان از تاجیکستان و نهضت اسلامی صحبت می‌کنند از ظن خود به تحلیل حزب نهضت اسلامی و دیگر امور می‌پردازند و قادر به تحلیل شخصیت ایشان نیستند.     اگرچه ممکن است تاجیکستان به لحاظ سیاسی و اقتصادی ضعیف‌تر از سایر کشورهای آسیای مرکزی باشد اما به جهت عقبه فرهنگی، تاجیک‌ها قوی‌ترین فرهنگ را در آسیای مرکزی دارند؛ لذا پرسترویکا و گلاسنوست در تاجیکستان به معنای بازگشت به فرهنگ خودی، فرهنگ نیاکان، احیای خط فارسی و خط نیاکان، بازگشت به هویت خودشان بود. در مرحله مربوط به دوران کمیسیون آشتی ملی علاوه بر وجوه انقلابی، اسلامی و دیپلمات بودن وجه دیگری از شخصیت آقای نوری بروز می‌یابد که می‌توان از آن به عنوان معمار صلح یاد کرد.   آقای نوری شخصیتی استثنایی بودند که جایگزینی برای آن نمی‌توان یافت. وی همچنین تمایلات خاصی نسبت به ایران داشتند. در واقع شکل‌گیری نهضت اسلامی تاجیکستان متأثر از انقلاب اسلامی ایران هم بود. گرچه ایران مستقیما بر آن تحولات اثر نگذاشت اما آنچه در ایران اتفاق افتاد در تاجیکستان بی‌اثر هم نبوده است. آنها خیلی دقیق اخبار ایران و تحولات ایران را دنبال  می‌کردند به طوری که شاید خیلی از ما در جریان برخی امور نبودیم. هدف از مباحث مربوط به حزب نهضت اسلامی و آقای نوری در ذیل موضوع آسیب‌شناسی روابط ایران و تاجیکستان انتقال این پیام بود که شناخت ما از بسیاری از مسائل تاجیکستان چندان گسترده نیست.   در وقایعی که در ارتباط با جنگ داخلی تاجیکستان رخ داد روس ها نقش بسیار پررنگی داشتند. بعد از فروپاشی شوروی افسران ارشد روس احساس می‌کردند اگر برگردند دیگر یدبیضایی که دارند نخواهند داشت. بنابراین اقدام به فروش سلاح هم به دولت و هم به اپوزوسیون کردند. درواقع از بیرون سلاح چندانی نرسید. چون مرز افغانستان در اختیار روس‌ها بود و تا مدت‌ها بعد هم فرودگاه‌ها توسط روس‌ها اداره می‌شد. بنابراین، روس‌ها یکی از منابع درآمدشان بحث فروختن سلاح بود.   روس‌ها حاضر نبودند نقش ایران را در مذاکرات صلح تاجیکستان بپذیرند. به عبارتی روس‌ها اصلا حضور ایران را برنمی تابیدند. آن ایام روابط روسیه با امریکا بسیار نزدیک بود. در کل اگر نقش ایران نبود، اگر روس‌ها  هم بعد از آن حمله مرزی متقاعد نمی‌شدند مذاکرات شروع نمی‌شد. ما با اپوزوسیون صحبت کردیم آنها با دولت صحبت کردند و نهایتا مذاکرات شروع شد. نخستین دور مذاکرات در مسکو بود و دوره‌های بعد در تهران برگزار شد و طبق آنچه خود هیأت دولت و هیأت اپوزوسیون به آن معتقد هستند نقشی که ایران در جریان مذاکرات صلح تاجیکستان داشت 80 درصد بود. درواقع ما جدی‌تر از روس‌ها در فرآیند مذاکرات صلح بودیم.   ضمنا، ترکیب اپوزوسیون دموکراتیک بود. لیکن خود دموکرات‌ها هم این نکته را دریافتند که اگر مسلمانان در میدان شهدا به میدان نمی‌آمدند وضعیت به گونه‌ای دیگر بود و دموکرات‌ها این قدرت را نداشتند.   آقای رحمان شاید با مشورت دوستانش در روسیه و جاهای دیگر سعی کرد در سه برهه دست به اقدامات مشخصی بزند. از 1997 تا 2001 سعی کرد تمرکز قدرت را داشته باشد، لذا  فرماندهان نظامی را بر گرد خود جمع کرد، از اعضای اپوزوسیون به دولت دعوت کرد و به آن پست و مقام داد و این افراد را جذب دولت کرد؛  از 2001 تا 2008 درصدد بود آرام آرام اپوزوسیون را به سمت خارج از بدنه دولت بکشاند. وضعیتی پیش آمد شد که خود آقای توری جان زاده به عنوان معاون نخست وزیر وقتی دید دیگر جایی برای بازی ندارد ناگزیر به جدایی از دولت شد. در هرحال، بعد از اتمام مذاکرات این کشورهای تضمین‌کننده می‌بایست نقشی می‌داشتند. اما آقای رحمان به گونه‌ای بازی کرد که این کشورهای تضمین‌کننده هم دیگر آنچنان نقشی نداشتند تا رسید به سال‌های 2008 به بعد.   در حال حاضر وضعیت اقتصادی تاجیکستان زیاد مناسب نیست. همین امر عاملی است که رئیس جمهور این کشور به جانب کشورهای عربی می‌رود و چون ایران در این میان قرار دارد، سعی دارد پول‌هایی از آنها بگیرد. عربستان، امارات و سایر کشورهای عربی هم حاضر به همکاری و حمایت از تاجیکستان هستند. توجه داشته باشیم امریکایی‌ها هم همکاری هایی دارند و چراغ سبزهایی به آقای رحمان نشان می‌دهند.   نگرانی اروپا از این است که باتوجه به بازگشت داعش و با توجه به آنچه در سوریه و عراق در حال وقوع است این مسئله به طور بالقوه تهدیدی برای آسیای مرکزی باشد. کسانی هم که از تاجیکستان به داعش پیوستند و از ناراضیان بودند الزاما اسلامی نبودند، رادیکال‌ها یا ناراضیانی بودند که اسلامیزه  شده‌اند.   پولی که از روسیه به تاجیکستان برمی‌گشت (در ارتباط با نیروی کار تاجیکستان که در روسیه مشغول به کار هستند)  متأسفانه در حال حاضر 30 درصد کاهش یافته است. که همین مسئله بر افزایش ناراضایتی‌ها دامن می‌زند و به خودی خود بر وضعیت اقتصادی اثر می‌گذارد. همانطور که می‌دانید اگر درآمدهای حاصل از نیروی کار تاجیکستان که بخش اعظم ان هم از روسیه است نباشد اقتصاد تاجیکستان نمی‌چرخد و شاید بتوان گفت بیش از بودجه کشور بخش عمده‌ای از همین درآمدها است.   در رابطه با عربستان باید گفت که عربستان خیلی پیش از اینها در آنجا فعال بوده است. به طوری که الان خیلی آشکارا در آنجا برای سلفی‌گری هزینه می‌کند. یک زمانی عربستان مخفیانه اقداماتی را انجام می‌داد و حتی اوایل استفاده از واژه وهابی در جامعه تاجیکستان بدترین ناسزا به حساب می‌آمد. اما الان عربستان کار را به جایی رسانده که نه تنها در تاجیکستان که در آسیای مرکزی مسجد می‌سازد و فعالیت آشکار دارد.   نکته بعدی مسئله ارتباط با روسیه است. باید این مسئله را حل کنیم. یعنی باید ببینیم سیاست ایران در آسیای مرکزی باید با هماهنگی با روسیه تنظیم شود یا مستقل از روسیه. آیا قرار است از دروازه مسکو با آسیای مرکزی کار کنیم یا با مسکو در آسیای مرکزی رقیب هستیم.   نکته بعدی پشتوانه تاریخی، زبانی، فرهنگی و دینی ایران و تاجیکستان است، با این حال، چرا این همه پتانسیل طی این 25 سال جواب نداده است؟ یا چرا کمتر از این پتانسیل‌ها استفاده شده است؟   شاید ضعف اقتصادی تاجیکستان از جمله دلایلی است که باعث شد ما کمتر به این کشور توجه کنیم. در موضوعات فرهنگی بر روی موضوعاتی که حساسیت برانگیزی کمتری دارند تمرکز کنیم و در موضوع اقتصاد رویکرد اقتصادی مشخص داشته باشیم نه مثل دوره آقای احمدی نژاد که در آنجا ایران حضور داشت اما از سر نیاز و طرف تاجیک این مسئله را درک می کند که اگر آقای بابک زنجانی در آنجا است به خاطر دورزدن تحریم‌ها است و اگر در آنجا حضور داشتیم برای این بود که گزینه جایگزین چندانی نداشتیم.   در بحث آسیب شناسی، منطقه آسیای مرکزی در اولویت سیاست خارجی دولت‌های مختلف در ایران نبوده است. اگرچه در زمان ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی این امر اولویت پیدا کرد اما در دستگاه سیاست خارجی نهادینه نشد. یعنی وابسته به ستادی بود که با انحلال آن ستاد  همه چیز از بین رفت.   اساسا چون اولویت دولت ما اقتصاد نیست. عملگرایی ای که در ارتباط با منطقه گفته می شود مشکلی را حل نمی کند. نیاز منطقه اقتصاد، سرمایه‌گذاری، انتقال تکنولوژی و تجارت هست. اما هیچ کدام از اینها را ما به صورت جدی نتوانستیم انجام دهیم.   در شمال ما 5 کشور منطقه آسیای مرکزی هستند که دوتا از آنها تاجیکستان و قرقیزستان اقتصاد بسیار ضعیفی دارند و بین 30 تا 50 درصد GDP این کشورها از درآمد حاصل از نیروی کار و کارگرانی است که به داخل کشورها عرضه می‌کنند. مجموع این‌ها 25 الی 30 میلیارد دلار نیست و سه کشور دیگر مثل ما صادر کننده انرژی هستند. انرژی را به سمت اروپا، به سمت غرب و شرق صادر می‌کنند. یعنی با شمال، شرق و غرب روابط دارند. یک زمانی در آغاز فروپاشی شوروی می‌توانستیم 20 میلیون تن کالا را از این منطقه محصور در خشکی ترانزیت کنیم، سال گذشته ترانزیت ما 6.5 میلیون تن بود. برای اینکه اینها چیزی برای مبادله با ما ندارند. آنها هم بازارشان مثل بازار ما است و  به چین و ترکیه انرژی صادر می‌کنند.   بسیار حائز اهمیت است که رابطه دو ملت ایران و تاجیکستان تداوم و گسترش یابد و ما تمام سعی‌مان بر این است که در این شرایط هم روابطمان را در قالب انجمن دوستی ایران و تاجیکستان داشته باشیم.     پایان گزارش/ هم اکنون، منتخبی از تصاویر این جلسه در بخش چندرسانه ای ایراس تقدیم علاقمندان شده است.   ]]> آسیای مرکزی Sun, 06 Aug 2017 07:41:12 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3282/آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو نشست تخصصی «آسیب شناسی روابط ایران و تاجیکستان؛ چشم انداز پیش رو» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3269/نشست-تخصصی-آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو ایراس: موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) با همکاری موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهرانT عصر سه شنبه سوم مردادماه 1396 نشستی را با موضوع «آسیب شناسی روابط ایران و تاجیکستان؛ چشم انداز پیش رو» برگزار کرد. در این نشست تخصصی که شماری از اعضای شورای علمی ایراس و نیز موسسه ابرار معاصر تهران در آن حضور داشتند، کارشناسان و اساتید برجسته این حوزه پیرامون آخرین تحولات روابط ایران و تاجیکستان و نیز سناریوهای پیش روی این روابط به بحث و تبادل نظر پرداختند.   دکتر سیدرسول موسوی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، علی اشرف مجتهد شبستری، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و حسن بهشتی پور، تحلیل گر ارشد مسائل اوراسیا سخنرانان اصلی این نشست تخصصی بودند و مدیریت نشست را نیز دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه و تحلیل گر ارشد مطالعات اوراسیا بر عهده داشت.   به زودی، مشروح مباحث مطرح شده در این نشست از طریق سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) به اطلاع علاقمندان خواهد رسید. هم اکنون، منتخبی از تصاویر این جلسه در بخش چندرسانه ای ایراس تقدیم علاقمندان شده است. پایان/   ]]> آسیای مرکزی Sun, 30 Jul 2017 09:07:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3269/نشست-تخصصی-آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو نشست تخصصی «آسیب شناسی روابط ایران و تاجیکستان؛ چشم انداز پیش رو» http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3263/1/نشست-تخصصی-آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو ایراس: موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) با همکاری موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، امروز عصر، سه شنبه سوم مردادماه 1396 نشستی را با موضوع «آسیب شناسی روابط ایران و تاجیکستان؛ چشم انداز پیش رو» برگزار کرد. در این نشست تخصصی که شماری از اعضای شورای علمی ایراس و نیز موسسه ابرار معاصر تهران در آن حضور داشتند، کارشناسان و اساتید برجسته این حوزه پیرامون آخرین تحولات روابط ایران و تاجیکستان و نیز سناریوهای پیش روی این روابط به بحث و تبادل نظر پرداختند.   دکتر سیدرسول موسوی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، علی اشرف مجتهد شبستری، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و حسن بهشتی پور، تحلیل گر ارشد مسائل اوراسیا سخنرانان اصلی این نشست تخصصی بودند و مدیریت نشست را نیز دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه و تحلیل گر ارشد مطالعات اوراسیا بر عهده داشت.   به زودی، مشروح مباحث مطرح شده در این نشست از طریق سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) به اطلاع علاقمندان خواهد رسید. در ادامه، منتخبی از تصاویر این جلسه تقدیم علاقمندان شده است.     ]]> آسیای مرکزی Tue, 25 Jul 2017 15:50:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3263/1/نشست-تخصصی-آسیب-شناسی-روابط-ایران-تاجیکستان-چشم-انداز-پیش-رو قفقاز جنوبی و ایران در عصر پساتحریم؛ آندره ویس - یانا زابانوا http://www.iras.ir/fa/doc/article/3261/قفقاز-جنوبی-ایران-عصر-پساتحریم-آندره-ویس-یانا-زابانوا ایراس: لغو تحریم های ایران در 16 ژانویه 2016 منتج به شکل گیری انتظارات متعددی در قفقاز جنوبی گردید. همزمان با سرازیری پیام های تبریک کشورهای منطقه به تهران، ناظران و تحلیلگران در خصوص پیامدهای خروج ایران از انزوای بین المللی و بازگشت به اقتصاد جهانی برای منطقه قفقاز جنوبی به ارائه نظرات خود پرداختند. یک دیدگاه غالب اشاره به این موضوع دارد که همزمان با نزدیک شدن ایران و اروپا به یکدیگر، منطقه قفقاز جنوبی می تواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل به کریدور انتقال کالا و منابع انرژی میان این دو بهره برداری نماید. در طول یک و نیم سال گذشته، منطقه شاهد دیدار روسای جمهور و وزرای ایران با همتایان خود و نیز امضای تفاهم نامه های همکاری در بخش های کلیدی بود. در اقدامی نمادین، گرجستان و ارمنستان در سال 2016، دستور لغو روادید برای ایرانی ها را صادر کردند.   نویسندگان: آندره ویس و یانا زابانوا تحلیلگران موسسه امور بین الملل و امنیت آلمان (SWP) منبع: موسسه امور بین الملل و امنیت آلمان دریافت متن کامل (PDF) ایران و کشورهای قفقاز جنوبی در بیانیه های رسمی خود غالباً تأکید بر روابط تاریخی، فرهنگی و دوستانه خود می کنند. تا قرن 19 میلادی، سرزمین های ارمنستان، شرق گرجستان و بخش های زیادی از جمهوری آذربایجان در کنترل سلسله های پادشاهی ایران بود. در حال حاضر، ایران محل سکونت بزرگترین جمعیت آذری زبان در جهان (نزدیک به 25 میلیون نفر) و نیز اقوام گرجی (تا صد هزار نفر) و ارامنه (حدود 65 هزار نفر) است. ایران بلافاصله پس از استقلال سه کشور منطقه قفقاز جنوبی در سال 1991، موجودیت آن ها را به رسمیت شناخت و روابط خود را با هر یک از این سه کشور حفظ نمود. سیاست ایران در منطقه قفقاز جنوبی ماهیتی عملگرایانه داشته و مبتنی بر حفظ ثبات در منطقه بوده است، دقیقاً برخلاف سیاست این کشور در خاورمیانه که مبتنی بر ایدئولوژی است.   برخلاف توجهات رسانه ها که ناشی از همکاری های جاه طلبانه بوده است، توجه به این موضوع ضرورت دارد که ایران نفوذ و قدرت اقتصادی قابل توجهی در منطقه قفقاز جنوبی ندارد. اگر لغو تحریم ها به معنای تغییر بازی تعبیر شود، ایران باید این بازی را از مراحل اولیه آغاز کند. حجم تجارت این کشور با تمام منطقه از 634 میلیون دلار در سال 2015 تجاوز نمی کند و این کشور بسیار عقب تر از شرکای تجاری منطقه قفقاز جنوبی همچون روسیه، اتحادیه اروپا، چین یا ترکیه قرار دارد. سرمایه گذاری مستقیم خارجی ایران در گرجستان و ارمنستان بسیار ناچیز است، اگرچه این نوع سرمایه گذاری در آذربایجان به مراتب بیشتر بوده و عمدتاً در بخش نفت سرمایه گذاری شده است. آرزوی کشورهای منطقه برای تبدیل شدن به کریدور انتقالی میان ایران و اروپا مستلزم سرمایه انبوه و تغییر اساسی در الگوهای تجاری است. در حال حاضر، تجارت فراسرزمینی ایران با اروپا از مسیر ترکیه صورت می گیرد، چرا که هیچ مسیر ریلی میان ایران و هر یک از کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان وجود ندارد و زیرساخت مسیرهای زمینی نیز ضعیف است. به جهت سیاست های ایالات متحده آمریکا، ایران از پروژه های اصلی خط لوله کشورهای غربی در قفقاز جنوبی کنار گذاشته شد. این بدین معنی است که در حال حاضر هیچ زیرساختی در سطح منطقه برای انتقال منابع انرژی ایران به بازارهای اروپا وجود ندارد. مضاف بر این، ایران نسبت به آینده مبهم توافق هسته ای در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ نگرانی دارد و با توجه به فشارهای ناشی از انتظارات در داخل ایران، مقامات این کشور اولویت توسعه زیرساخت های داخلی را برگزیدند. در نتیجه، افزایش تدریجی و فزاینده تغییرات در نوع همکاری های ایران با کشورهای منطقه قفقاز جنوبی، سناریوی محتمل تری به نظر می آید.   ارمنستان: همسایه مکمل ایران روابط ایران با ارمنستان به عنوان نزدیک ترین شریک و همپیمان در قفقاز جنوبی، در اثر تحریم های شدید بین المللی از سال 2006 تا حدود زیادی دست نخورده باقی مانده است. ارمنستان از انتقاد از برنامه هسته ای ایران اجتناب می نمود و از دیدارهای سطح بالای دوجانبه متداول میان مقامات دو کشور برای گسترش روابط دوجانبه استفاده می کرد. ارمنستانِ محصور در خشکی در محاصره دو همسایه از چهار همسایه پیرامونی خود (آذربایجان و ترکیه) و متکی به گرجستان و ایران است که با هر یک از آن ها به منظور ترانزیت کالا و انرژی به ترتیب 219 و 44 کیلومتر مرز مشترک دارد. ارتباطات جاده ای با ایران شاهراه ارمنستان در اوایل دهه 1990 میلادی و در طول تنش و منازعه با جمهوری آذربایجان و همچنین در دوره کوتاهی در سال 2008 و در اثنای تقابل نظامی روسیه با گرجستان به شمار می رفت. روابط با ایران صرفاً به معنی ایجاد توازن در برابر محور همکاری قوی ترکیه-آذربایجان در منطقه قلمداد نمی شد، بلکه پیامی برای داخل این کشور بود که ارمنستان صرفاً وابسته و متکی به روسیه نیست.   برای ایران، روابط قوی با ارمنستان از دو حیث تقویت ثبات در همسایگان قفقازی و اثبات توانمندی ایران برای ایفای نقش بازیگر منطقه ای مسئول حائز اهمیت است. ایران بواسطه برخورداری از مرز مشترک با جمهوری به رسمیت شناخته نشده ناگورنو-قره باغ، درصدد دست یابی به راه حلی صلح آمیز برای این منازعه بوده است، بطوریکه مذاکراتی برای آتش بس کوتاه مدت در سال 1992 انجام داد و دائماً پیشنهاد میانجیگری به دو طرف منازعه ارائه کرده است. نهایتاً آنکه، ارمنستان می تواند به مثابه دروازه ورود ایران به بنادر دریای سیاه گرجستان و ازآنجا به جنوب اروپا باشد. تحقق این امر می تواند جایگزینی برای مسیر اصلی جابجایی از طریق خاک ترکیه باشد؛ کریدوری که با دشواری های زیادی از جمله مناقشاتی حول هزینه های انتقال، صف های طولانی در مرزها و حمله به رانندگان کامیون های ایرانی همراه است.   توقف جاه طلبی ها ارمنستان و ایران بر این موضع صحه می گذارند که میان مشارکت سیاسی تنگاتنگ و همکاری اقتصادی دو کشور ناهماهنگی وجود دارد. در واقع، سطح تجارت دوجانبه در حدود 300 میلیون دلار باقی مانده و تولیدکنندگان ارمنستانی، دسترسی به بازارهای ایران را به واسطه اعمال بیشترین عوارض گمرکی دشوار عنوان کردند. این در حالی است که کالاهای مصرفی ایرانی برای حضور در بازار ارمنستان مجبور به رقابت با کالاهای ترکی و چینی هستند. با این حال، صنعت گردشگری یکی از حوزه های امیدوار کننده برای ارمنستان است، چرا که این کشور در سطح منطقه، محبوب ترین مقصد بازدیدکنندگان ایرانی است. سفارت ایالات متحده آمریکا در ایروان نیز یکی از در دسترس ترین مکان ها برای ایرانیان به منظور اخذ ویزای آمریکا است.   ارمنستان و ایران تأکید بر همکاری های انرژی دارند، اگرچه تا به امروز این همکاری محدود به ترتیبات «گاز در برابر برق» بوده است. خط لوله 140 کیلومتری که بطور رسمی در سال 2007 راه اندازی شد، گاز ایران را از شهر تبریز به ارمنستان انتقال داده و پس از تبدیل بخش اعظم آن به برق به استان های شمالی ایران ارسال می شود. برخلاف برنامه های اولیه ایران و با توجه به فشارهای روسیه برای کاهش قطر این خط لوله، امکان استفاده از آن برای صادرات بیشتر فراتر از ارمنستان فراهم نشد. در حال حاضر، تمامی شبکه توزیع گاز ارمنستان از سوی شرکت گازپروم روسیه مدیریت می شود.   ارمنستان برای سالیان متمادی خواستار گسترش دامنه همکاری های خود با ایران بود. در حالی که ایران تحت تحریم های بین المللی بود، این کشور با موقعیت چالش برانگیزی رو به رو است. با توجه به انزوای اجباری ایران، طرح های ابتکاری ارمنستان جذاب به نظر می رسید، با این حال، فشار تحریم ها، پذیرش تعهدات مالی این طرح ها را برای تهران دشوار می ساخت. در نتیجه، میان تعداد توافقنامه ها و تفاهم نامه های همکاری که در طول یک دهه اخیر به امضا رسید و غالباً با سروصدای زیاد رسانه ها همراه بود با پیشرفت کار که اندک و یا هیچ بود، اختلافات چشمگیری وجود داشته است. این موضوع در خصوص پروژه های زیرساختی پر هزینه همچون نیروگاه آبی نزدیک شهر مغری در ارمنستان در دو سوی رودخانه ارس (2007)، خط ریلی 2/3 میلیارد دلاری جنوب ارمنستان که به ایران متصل می شود (2009)، خط لوله نفتی ایران-ارمنستان (2011) و پالایشگاه نفت نزدیک شهر مغری به منظور پالایش نفت خام ایران نیز صدق می کند.   چشم انداز پساتحریم هنگامی که تحریم های ایران در ژانویه 2016 لغو شد، انتظارات ارمنستان به طور گسترده ای متوجه آینده پروژه های مشترکِ مسکوت بودند. بر اساس برآوردهای خوش بینانه، همزمان با آزاد شدن دارایی هایی ایران و توانایی این کشور برای صادرات نفت به اروپا، ایران نهایتاً خواهد توانست تا وعده های سرمایه گذاری خود در ارمنستان را محقق سازد. با این حال، تحلیل های بدبینانه تر نیز بیانگر آن بودند که ایران غیرمنزوی به لحاظ اقتصادی می تواند شرکای جذاب تری برای همکاری انتخاب کند.   به نظر می رسد که دیدگاه شک گرایان حاوی نکاتی است. پروژه خط ریلی 305 کیلومتری جنوب ارمنستان به عنوان پروژه ای ویژه که در سال 2008 میلادی اعلام شد، تا به امروز در جذب سرمایه خارجی ناکام مانده است. روسیه که کنترل شبکه ریلی ارمنستان را در اختیار دارد، منافع محدودی در اجرای این پروژه دارد، چرا که این خط راه آهن ایران را به روسیه متصل نخواهد ساخت (اتصال ایران به روسیه تنها زمانی اتفاق خواهد افتاد که گرجستان موافقت خود را با جابجایی ریلی از منطقه آبخازیا اعلام نماید). لذا این خط ریلی بازی را به رقیب خود، طرح خط راه آهن ایران-آذربایجان که تکمیل آن از 2016 سرعت گرفته است، واگذار کرد. با این وجود، ارمنستان در حال اجرای برنامه گسترده ساخت بزرگراهی تحت عنوان کریدور جاده ای شمال-جنوب است که از سوی سرمایه گذاران بین المللی تأمین مالی شده و انتظار می رود که زمان جابجایی را نصف کرده و به طور چشمگیری ارتباطات جاده ای این کشور با ایران و گرجستان بهبود بخشد. اگرچه ایران از این پروژه نیز سود خواهد برد، اما در تأمین سرمایه آن مشارکت نکرد.   با توجه به سرمایه گذاری سنگین ایران در تولید نیرو در داخل کشور در سال های اخیر، به نظر می رسد که ایران نسبت به تکمیل پروژه نیروگاه آبی مغری که پیش از این در سال 2014 بنا به دلایل فنی، سرعت تکمیل آن باید کاهش می یافت، علاقه خود را از دست داده بود. همچنین، در حال حاضر که ایران به دانش و تخصص اروپایی ها دسترسی دارد، پروژه هایی همچون احداث پالایشگاه در ارمنستان به نظر غیرعقلانی می رسد.   تنها پروژه ای که پس از توافق هسته ای، اجرای آن دنبال شد، سومین خط انتقال ولتاژ بالا میان ارمنستان و ایران بود که احداث آن با توجه به آنکه 77 درصد از هزینه های سرمایه گذاری از سوی بانک توسعه صادرات پوشش داده می شد، در اوت 2015 به امضا مقامات دو کشور رسید. انتظار می رود که این خط، ظرفیت تبادل برق میان ارمنستان و ایران را بیش از سه برابر افزایش دهد. با توجه به پیک های متفاوت مصرف برق در ایران، پیش شرط هایی در خصوص افزایش صادرات گاز ایران به ارمنستان به عنوان بخشی از توافق «گاز در برابر برق» ایجاد کرده است. این امر همچنین ایران را به شبکه برقی ارمنستان، گرجستان، روسیه و ترکیه متصل نموده و بازتابی از جاه طلبی های این کشور برای افزایش صادرات برق به منطقه می باشد.   بنا به نظر برخی اقتصاددانان ارمنستان، روابط میان ایروان و تهران باید از زیرساخت ها به سمت رویکردهای مهارت محور تغییر جهت دهد. یک پیشنهاد برای ارمنستان، سرمایه گذاری بر روی محیط کسب و کار لیبرالی و صنعت توسعه یافته فناوری اطلاعات این کشور بوده که می تواند این کشور را به هاب کسب و کار برای کمپانی های اروپایی که خواهان همکاری با ایران هستند، تبدیل سازد. با این حال، تا به امروز بواسطه بی میلی بانک های غربی ناشی از تحریم های ایالات متحده برای تأمین سرمایه این طرح ها، علاقه شرکت های اروپایی برای حضور در ایران فروکش کرده است.   تعاملات بانکی، حوزه دیگری برای همکاری است که از سوی حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، در دیدار رسمی خود از ارمنستان در دسامبر 2016 مورد توجه و اشاره فراوانی قرار گرفت. در گذشته، این اتهام متوجه ایران بود که این کشور از بانک های ارمنستان برای دور زدن تحریم ها استفاده می کند، اگرچه این اتهام ها هیچ گاه اثبات نشد. پس از لغو تحریم ها، شعبه بانک ملت ایران در ارمنستان که عمدتاً به مشتریان ایرانی خود خدمات ارائه می کند، شاهد افزایش سرمایه گذاری بود.   بخش گردشگری نیز در حال توسعه است. در سال 2016، ارمنستان میزبان 189 هزار گردشگر ایرانی بود که رکوردی در این زمینه بحساب می آید. توافق دو جانبه لغو روادید که از اوت 2016 به اجرا در آمد، کمک مؤثری در گسترش گردشگری بحساب می آید، اگرچه پیش از این، مردم ایران با پرداخت هزینه اندک می توانستند ویزای ارمنستان را دریافت نمایند. اگرچه ارمنستان در رقابت جدی تری با گرجستان برای جذب گردشگر ایرانی رو به رو بود، اما در حال حاضر، تفلیس نیز شرایط اخذ ویزا برای گردشگران ایرانی را حذف کرده که البته در اثنای کاهش جذب ایرانی ها به ترکیه، اقدامات دو کشور گرجستان و ارمنستان به سود آن ها خواهد بود.   نهایتاً آنکه، ارمنستان به عنوان تنها کشور عضو در اتحادیه اقتصادی اوراسیا که با ایران مرز مشترک دارد، فعالانه درصدد امضای موافقتنامه تجارت آزاد میان این اتحادیه و جمهوری اسلامی است. تجارت بهتر میان این دو بر اهمیت ارمنستان به عنوان کشوری در مسیر ترانزیت افزوده و دسترسی بهتری به بازارهای ایرانی در اختیار این کشور قرار می دهد؛ موضوعی که ایروان تلاش ناموفقی برای مذاکره در این خصوص برای سالیان متمادی داشته است. ایران علاقه مند به ارتباطات قوی تر با اتحادیه اقتصادی اوراسیا است، اما به دلیل فقدان تجربه حول موافقتنامه های تجارت آزاد، با احتیاط رفتار می کند. در این اثنا، ارمنستان و ایران مصمم به ایجاد منطقه تجارت آزاد در نزدیکی شهر مغری هستند و در همین باره، توافق همکاری گمرکی در آوریل 2017 میان دو طرف به امضا رسیده است.   جمهوری آذربایجان: همسایه دمدمی مزاج ایران روابط ایران با جمهوری آذربایجان، پر تنش ترین روابط در میان تمامی کشورهای منطقه قفقاز جنوبی بحساب می آید، تا حدی که بسیاری از ناظران انتظار دارند ایرانِ رها از انزوا تأثیرات منفی بر باکو به جای بگذارد. جمهوری آذربایجان منتقد روابط نزدیک ایران و ارمنستان بوده و تهران را به تلاش برای نفوذ بر فعالان شیعه آذربایجان و قوم ایرانی تالش در جنوب این کشور متهم می سازد. در مقابل، ایران نیز نگران همکاری رو به رشد نظامی و امنیتی جمهوری آذربایجان با اسرائیل و تلاش این کشور برای ایجاد نارضایتی میان اقوام آذری زبان ایران است. این دو کشور همچنین مخالف روشی هستند که باعث تعیین حدود دریای خزر با منابع ارزشمند انرژی می شود. نهایتاً آنکه، برخلاف ارمنستان و گرجستان، جمهوری آذربایجان شرایط اخذ ویزا را برای ایرانی ها حفظ کرده است.   از سوی دیگر، جمهوری آذربایجان که تولید نفت آن از سال 2009 با کاهش رو به رو شده است، به دنبال توسعه صنایع غیرنفتی خود و تبدیل به هاب حمل و نقل منطقه ای است. همکاری با ایران برای تحقق این برنامه حائز اهمیت بوده است و بر مزایای کاهش ارزش و اهمیت ابتکارهای مشابه ارمنستان می افزاید. روابط تهران و باکو در سال 2013 و پس از ریاست جمهوری حسن روحانی، سیر صعودی به خود گرفت. از آن زمان، الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان و رئیس جمهور ایران، هشت نوبت با یکدیگر دیدار کردند ...  ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران غربی منتشر شده است» ]]> قفقاز جنوبی Mon, 24 Jul 2017 06:07:34 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3261/قفقاز-جنوبی-ایران-عصر-پساتحریم-آندره-ویس-یانا-زابانوا موانع، فرصت‌ها و چشم‌انداز روابط ایران و قزاقستان در آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/report/3259/موانع-فرصت-ها-چشم-انداز-روابط-ایران-قزاقستان-آسیای-مرکزی ایراس: در ادامه سلسله نشست‌های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، عصر چهارشنبه 28 تیرماه 1396 نشستی با عنوان «موانع، فرصت‌ها و چشم‌اندازهای روابط میان ایران و قزاقستان در آسیای مرکزی» با حضور یرژان سالتیبایف (مدیر موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP)) و روسلان ایزیمف (کارشناس حوزه چین در موسسه IWEP) و نیز اعضای شورای علمی ایراس و کارشناسان حوزه اوراسیا در محل موسسه ایراس برگزار شد. در این نشست، مسائل پیرامون روابط دوجانبه، موانع و فرصت‌های توسعه روابط دو کشور و همچنین دیگر مسائل مربوط به قزاقستان به صورت گفتگومحور و در قالب پرسش و پاسخ مورد بحث و بررسی قرار گرفت. دریافت متن کامل (PDF) در ابتدا  دکتر داوود کیانی، قائم مقام ایراس، در باب اهمیت روابط ایران و قزاقستان به این نکته اشاره کردند که قزاقستان در منطقه آسیای مرکزی برای ایران مهمترین کشوری است که در اولویت گسترش روابط قرار دارد. یرژان سالتیبایف نیز در ابتدا ضمن اظهار خرسندی از آشنایی با مجموعه ایراس، از این موسسه به خاطر دعوت از کارشناسان موسسه IWEP قدردانی کرد و ضمنا به آشنایی قبلی جناب آقای آکیم بیکف مدیر سابق موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP) با موسسه ایراس و فعالیت‌های آن اشاره نمود. وی در ادامه به معرفی کوتاهی درباره موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP) پرداخت. متن کامل مباحث نشست از قرار زیر است.   یرژان سالتیبایف: ما اخیرا بنیادی در ریاست جمهوری قزاقستان داریم که موسسه ما پیگیر امور آن است. این موسسه به اجرای طرح‌ها و ایده‌های وزارت امور خارجه و ریاست جمهوری می‌پردازد؛ ولی در کل یک بخش خصوصی محسوب می‌شود و هیچ ارتباطی به دولت ندارد جز اینکه ساختارها و فرآیندهایی که دولت نیاز به مشورت دارد در اختیار موسسه قرار گرفته و کارشناسان موسسه هم بر روی آنها کار می‌کنند. موسسه IWEP مجموعه بزرگی نیست، با این حال همکاران ما در موسسه، همچون آقای ایزیمف که به طور تخصصی در گروه چین کار می‌کند، به طور تخصصی در حوزه‌های مرتبط با روسیه، ازبکستان، تاتارستان و همچنین بویژه مسائلی که مدنظر قزاقستان هم هست مشغول به کارند. این بار همکاران ما در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی این سفر را برنامه‌ریزی کردند تا مسائل موردنظر را با هم به بحث بگذاریم. نکته مهم دیگر در رابطه با فعالیت موسسه ما طرح مشترک کلوپ آستانه است که توسط این موسسه طراحی شده است و بولتنی که در اختیار شما قرار دادیم دستورکار سفرهای ما در سال 2015 -2016 است که به طور مختصر در این بولتن در مورد آنها بحث شده است. ما در ذیل طرح کلوپ آستانه برنامه اوراسیای بزرگ را برای سال 2027 طراحی کردیم و در چارچوب آن به بررسی وضعیت فعلی  و 10 سال آتی منطقه می پردازیم و  در آن به بررسی مسائلی از قبیل پروژه‌های غرب، وضعیت چین، روسیه و اروپا در شرایط فعلی و 10 سال آینده و همچنین چگونگی همکاری قزاقستان با آنها می‌پردازیم. به هر حال، قزاقستان به لحاظ جغرافیایی در منطقه‌ای واقع شده است که در طرح‌های مرتبط با آسیای مرکزی و قفقاز همواره مشارکت دارد و با کمال میل از آینده همکاری‌ها و دورنمای روابط استقبال می‌کند. جناب آقای دکتر سنایی هم در سال گذشته در نشست کلوپ آستانه حضور داشتند و ما از حضور ایشان تشکر و قدردانی می‌کنیم و ضمنا نمایندگانی هم از کشورهای چک، روسیه و حتی بوسنی در نشست کلوپ آستانه شرکت کردند.    حسن بهشتی پور: قزاقستان با بیش از دو میلیون و هفتصد هزارکیلومتر مربع وسعت که از نظر مساحت نهمین کشور جهان است همچنین از نظر جمعیت و موقعیت استقرار آن در بین روسیه و چین و خزر به عنوان یکی از کشورهای مهم آسیای مرکزی محسوب می‌شود. حجم تبادلات این کشور در سال 2016، در مجموع 35 میلیارد دلار صادرات و 25 میلیارد دلار برای واردات بود؛ با این حال، از این میزان، صرفا کمتر از 500 میلیون دلار صرف روابط دوجانبه بین ایران و قزاقستان شده است. این سوال برای من مطرح است که با توجه به زمینه‌های بسیار خوبی که در گذشته وجود داشته و الان هم دارد و می‌تواند در آینده هم تقویت شود چرا تا این اندازه سطح مناسبات دو کشور پایین است؟ با توجه به اینکه ما به ویژه در گذشته سوآپ نفت داشتیم، که اکنون یا در اثر تحریم‌ها یا با تصمیم قزاقستان این امر متوقف شده است. این امر زمینه بسیار خوبی برای همکاری بود، همچنین راه‌اندازی خط آهن ایران- ترکمنستان- قزاقستان، از جمله موضوعاتی بودکه از سال 1993 تا الان بر روی این موضوع صحبت‌هایی مطرح می شود و هنوز هم مرتبا گفته می‌شود که قسمت ترکمنستان در حال آماده شدن برای راه‌اندازی است و تحولی در مناسبات  به وجود می‌آید. بحث کشتیرانی در خزر هم از موضوعات دیگری است که آن هم می‌تواند به طور قابل توجهی موجب تقویت مبادلات مستقیم ایران و قزاقستان از طریق دریای خزر باشد. این زمینه‌ها چرا فعال نمی‌شود، آیا به دلیل تحریم‌های ایران است که البته بعد از برجام این تحریم‌ها هم برداشته شده است؟ بویژه مباحثی هم در مورد تأسیس یک بانک مشترک و دست کم راه‌اندازی بانکی که بتواند از تجارت و بازرگانی پشتیبانی به عمل آورد مطرح می‌شود، بانکی که قادر به تأیید ال سی‌ها باشد و بتواند از بازگانان ایرانی و قزاقی برای انجام مبادلات پشتیبانی کند، و حداقل در مورد ویزا این سوال مطرح است که برای بازرگانان چرا تا این اندازه سخت‌گیری می‌شود؟ به هر حال موسسات مطالعاتی باید در این زمینه‌ها به بررسی مسائل بپردازند و حداقل کاری که می‌توانند بکنند در زمینه توریست است، که ما انتظار داریم یکی از زمینه‌های خوبی که فراهم می‌شود در این حوزه باشد و ایرانی‌ها به جای رفتن به دبی از قزاقستان دیدن کنند و با فرهنگ این کشور آشنا شوند و یا برعکس قزاق‌ها هم به ایران آمده و با فرهنگ ایرانی آشنا شوند. به هر حال در موضوع همکاری منطقه‌ای، هم در موضوع خزر، هم موضوع مبارزه با افراط‌گرایی، مبارزه با تروریست، همکاری در چارچوب اکو و موضوعاتی از این دست مطرح است که مرتب تکرار هم می‌شوند؛ درکل از سال 1993 تا کنون، چیزی در حدود 50 توافقنامه یا در سطح دوجانبه یا قرارداد داریم که هنوز اجزایی نشده است، یعنی طی این 25 سال نزدیک به 50 قرارداد و توافق به دست آوردیم که هنوز معلوم نیست به چه دلیلی اجرایی نمی‌شوند و دچار مشکل هستند. و هر کدام از این توافقات که بخشی از آنها اجرا شده و بخشی دیگر اجرا نشده، بعضی‌ها هم که اصلا اجرا نشده است. در هر صورت امیدوارم در سطح منطقه‌ای هم مواردی برای همکاری پیدا کنیم. در سطح بین‌المللی نیز، ما از اینکه آلماتی دو بار میزبان مذاکرات هسته‌ای ایران و 5 +1 بود بسیار خرسند شدیم که بالاخره یک شهری در آسیای مرکزی، مرکز توجه بین المللی واقع شده است و این خود در زمینه همکاری‌های ایران و قزاقستان تأثیر مفیدی داشت. هم چنین 5 دور مذاکرات سوریه در آستانه برگزار شد که این هم نقش قزاقستان را در سطح منطقه‌ای و هم در سطح بین‌المللی برجسته کرد و ایران هم حمایت خوبی از این امر به عمل آورد و از این میزبانی بسیار خشنود است و عقیده دارد هم روسیه، هم ترکیه و هم ایران می توانند این مذاکرات را به سرانجامی برسانند اینها موارد مثبتی بود برای این که بگویم حتی در سطح بین‌المللی هم می‌شود کار کرد، همچنان که ایران هم در سازمان ملل از عضویت غیردائم قزاقستان حمایت کرد و به آن رآی داد و موضوعاتی از این قبیل. خلاصه اینکه این انتظار وجود دارد که سطح مناسبات هم در سطح دوجانبه، هم در سطح منطقه‌ای، هم بین‌المللی گسترش یابد. البته در این موارد بنده پیشنهادهایی دارم که در صورت کفایت وقت جلسه ارائه خواهم کرد.      یرژان سالتیبایف: اینجا سوالات زیادی مطرح شد که ابتدا به سطح روابط اقتصادی می‌پردازم. در مورد سطح روابط اقتصادی شما درست فرمودید صادرات ما در مجموع بیش از واردات ما بوده و آمار شمار هم درست است. سوالی هم که در این باره مطرح کردید قاعدتا جواب آن را هم می‌دانید، من هم جواب آن را می‌دانم اما مایلم در این باره نظر شما را بدانم.     حسن بهشتی پور: پس باید وارد مسائل اقتصادی شویم. من در صحبت‌هایم اشاره کردم که بخشی از این مباحث به تحریم‌ها مربوط است. آنگونه که به طور رسمی اعلام شد از سال 2001 به بعد قطعنامه پشت قطعنامه علیه ایران صادر شد و به طور مشخص سال 2006 اوج آن بود، و این موضوع حداقل در سطح مناسبات ایران و قزاقستان مطرح می‌شد که قزاقستان برای برقراری ارتباط با ایران تحت فشار است و این ارتباط حتی در حد مبادله نفت که به صورت سوآپ انجام می‌گرفت متوقف شد. البته بعضی می‌گویند مسیر این همکاری، در داخل ایران بسته شد و در این مورد، دست کم خود من تا کنون متوجه نشدم و نتوانستم دریابم که طرف قزاقی مسبب این امر بود یا طرف ایرانی و یا هر دو. پس یک موضوع، بحث تحریم‌هاست. البته دلایل دیگری هم بر این امر مترتب است که توضیح خواهم داد. نکته مهم بعدی عدم معرفی درست از امکانات یکدیگر است. یعنی بازرگانان ایرانی از امکانات موجود در قزاقستان اطلاع کمی دارند یا اصلا اطلاعی ندارند و برعکس؛ بازرگانان و تجار قزاقستانی هم از امکاناتی که ایران می‌تواند در اختیار آنها قرار دهد بی‌اطلاع هستند. این به این دلیل است که این امکانات درست معرفی نشده است. روی سایت سفارتخانه ما و همینطور سایت سفارتخانه قزاقستان یک سری اطلاعات قرار گرفته است اما این در حدی نیست که معرف دقیقی از امکانات باشد و بتواند پاسخگوی تجار و بازرگانان دو طرف باشد. به نظرم این یک نقص جدی است. مثلا من وقتی به دوستانم می‌گویم قزاقستان بزرگترین تولیدکننده اورانیوم در جهان است واقعا تعجب می‌کنند. یعنی از چنین موضوع با اهمیتی بی‌اطلاعند. خلاصه اینکه کم اطلاعی راجع به ایران و بالعکس در مورد قزاقستان یکی از عواملی است که سطح مناسبات اقتصادی دو کشور را محدود می‌کند (و البته عامل دومی که توضیح دادم). بحث دیگر اینکه در سال 1393 من بسیار خوشحال شدم از اینکه پروژه حمل و نقل ریلی ایران- ترکمنستان- قزاقستان بالاخره راه‌اندازی شد. چون بخش قزاقستان به ترکمنستان که در واقع به هم متصل است. از زمان شوروی این دو بخش با یکدیگر مرتبط شده بودند. این بخش تنها مستلزم مقداری بهسازی و کارهایی از این قبیل است. اما در بخش مربوط به ایران و ترکمنستان، از این سمت این اتصال صورت گرفته است، با این حال معلوم نیست چه مانعی وجود دارد. البته در سال 1393 من در گفتگو با چند نفر از پژوهشگران وزارت نفت ایران ابراز خرسندی کرده بودم که این خط می تواند در بهبود مناسبات اقتصادی ایران- قزاقستان و به خصوص در رابطه با همکاری‌های کریدور شمال-جنوب که مرتب از آن صحبت می‌شود موثر واقع شود. در آن جلسه شاهد بودم که دو تن از کارشناسان وزارت راه اشاره کردند که مشکل ما واگن است. به گفته ایشان این تبادل به دلیل اختلاف ریلی که داریم مشکل است. ما درواقع کمبود واگن داریم و این کمبود واگن بیشتر از جانب قزاقستان است. برای آنکه قزاقستان باید این واگن‌ها را در اختیار ما قرار دهد. درواقع این همه زحمت کشیده شده، ریل ساخته شده، اکنون که مبادلات می‌خواهد انجام شود، مشکل واگن مطرح شده است (به اصطلاح قانون بوژی (تناسب واگن با ریل)). و بحث دیگر، در مورد تعرفه پروانه‌هایی است که برای حمل و نقل تریلی در اختیار راننده‌ها قرار می‌دهند.؛ می‌گویند که در این رابطه هم قزاقستان محدودیت قائل می‌شود و اجازه صدور این پروانه‌ها را به راننده‌هایی که می‌خواهند حمل و نقل جاده‌ای انجام دهند نمی‌دهد. وقتی همین موارد کوچک را یکی یکی در کنار هم قرار می‌دهیم می‌بینیم که با چه حجمی از موانع مواجهیم. یعنی در سطوح بالا توافقات صورت می‌گیرد، اما در سطوح پایین در موضوع کامیون و واگن و ... می‌ماند.   یرژان سالتیبایف: مشکل خاصی که در توسعه روابط طبیعی ما مزاحمت ایجاد کرده، عامل جغرافیایی است. ایران و قزاقستان هم‌مرز نیستند. در این جا مابین دو کشور دولت حائلی به نام ترکمنستان واقع شده است، بنابراین در مرز زمینی مشکل داریم، ممکن است گاهی مواقع هم ترکمنستان مشکلاتی ایجاد کند. بنابراین بهترین راه برای تبادل کالا برای ما استفاده از مسیر دریایی دریای خزر است. ما مدت زمانی طولانی کشتی نداشتیم، طی این 25 سال پس از فروپاشی شوروی، ما صنعت کشتی‌سازی نداشتیم. کشتی‌های مناسبی هم برای باربری و ترانزیت کالا دراختیارمان نبود. ولی الان وضع بهتر شده است و به روسیه و از آستاراخان سفارش می‌دهیم که برای ما بسازند. الان چند مورد از این کشتی‌ها هم روی آب افتاده و در مقادیر بسیار بالا برای حمل و نقل کالا می‌توانیم از آنها استفاده کنیم. فکر می‌کنم الان دیگر برای  افزایش حجم تبادلات از طریق دریای خزر مشکل کشتی نداریم. اما این مشکل از طریق ترکمنستان همچنان وجود دارد. مسئله خطوط ریلی که از استان مانگیستائو که استان ساحلی قزاقستان است شروع می‌شود، سپس باید از طریق ترکمنستان در شهر گرگان به ایران متصل شود، و در ادامه از آنجا به سمت جنوب از جمله به خلیج فارس امتداد پیدا کند. این امر در اصل به خاطر تأکیدی است که رئیس جمهور قزاقستان در ابتدای دهه 90 از ضرورت دسترسی به اقیانوس‌ها و آبهای آزاد برای کشور ما داشتند، که کوتاه‌ترین راه آن از طریق ایران خواهد بود. البته این امکان و دسترسی به اقیانوس آرام از طریق چین و خطوط ریلی برای ما ایجاد شده است. ما برای تبادل کالا بندر لیان یون هان چین در دریای زرد را خریداری کردیم. از آنجا می‌توانیم کالاهایمان را از آسیای شرقی از طریق خاک چین و دریای زرد به اروپا منتقل کنیم. این مسیر اکنون برای مبادله کالا به اروپا کاملا آماده است. از طریق بندر لیان یون هان چین در دریای زرد و سپس به جنوب اروپا. در این فرآیند کالاها به دریای زرد می‌رسد. سپس واگن عوض می‌شود از طریق باکو-تفلیس-جیحان- اروپا؛ که البته این مسیر بسیار طولانی و هزینه ان بسیار بالاست و اصلا مقرون به صرفه نیست. اما راه ایران ساده‌ترین و کوتاه‌ترین راه است اما اینکه چرا این مسیر فعال نیست و اتقاق خاصی نیفتاده، به همان دلایلی است که شما مطرح کردید، در سطوح بالا توافق انجام می‌شود اما در سطوح پایین موانع کوچکی پیش می‌آید، مشکلاتی از قبیل مشکل تعرفه‌ای، مشکل واگن‌ها، مشکل ویزا و ناکافی بودن اطلاعات هم برای تجار ایرانی و هم قزاقی. همچنین مشکل زبان هم وجود دارد. بسیاری از اطلاعات درسایت سفارت قزاقستان به زبان روسی است. و این برای تجار ایرانی مشکل ایجاد می‌کند، بسیاری از منابع ایرانی هم به زبان فارسی است و ضمنا این اطلاعات کافی هم نیست. همانطور که گفتم بیشتر این مشکلات حل شده است. با توجه به تمهیداتی که ترتیب داده بودیم از سال 2016 به این طرف امکان دسترسی به آبهای آزاد با دسترسی به اقیانوس آرام برای قزاقستان فراهم شد. بیشتر این مشکلات با هماهنگی‌هایی که با چینی‌ها انجام دادیم حل شده و درواقع برای رفع موانع فنی، از قبیل تعرفه‌ها و مشکلاتی از این دست اقدامات خوبی انجام گرفته است. همکاران ما در قزاقستان برای رفع این مشکلات کارهای خوبی انجام دادند. کارگروهی تشکیل شده که پیگیر این امور است. اما در رابطه با ایران، مشکل بعدی که حل آن دشوارتر است بحث راه و جاده‌ها و مشکل برقراری ارتباط است که به آن پرداختیم.  بحث بعدی بحث ساختار اقتصادی است هم در قزاقستان و هم در ایران؛ و مسائلی که در این حوزه با آن مواجهیم. درواقع این مسئله که قزاقستان چه چیزهایی برای ارائه به ایران دارد و بالعکس ایران از چه قابلیت‌هایی برای ارائه به قزاقستان برخوردار است.  امروز در نشستی که در دفتر مطالعات داشتیم یکی از کارشناسان، جناب آقای دکتر پاک پرور گفتند ایران اقتصاد بسیار متنوعی دارد و در حوزه‌های مختلف از قابلیت‌های زیاد و صنایع تخصصی برخوردار است. این همان ساختار اقتصاد است. اما قزاقستان اقتصاد متنوعی ندارد، با این حال می‌تواند در زمینه صنعت متالوژی، تولید و صادرات غلات و در بحث مواد خام با ایران همکاری داشته باشد. ایران طرح‌های صنعتی بزرگی دارد، صنعت در ایران خیلی پیشرفته‌تر، و اقتصاد آن بسیار متنوع‌تر از اقتصاد قزاقستان است. درواقع اقتصاد دو کشور از این نظر متفاوت هستند. از این رو، به لحاظ دیالکتیک ایران به دلیل ظرفیت‌هایی که دارد می‌توانست به صادرکننده ماشین‌آلات، دستگاه‌ها، تجهیزات، تکنولوژی و مکانیزم‌های پیشرفته برای تولید محصولات شیمیایی تبدیل شود. چرا که سطح این موارد در ایران بسیار بالاتر از قزاقستان است. لذا ایران می‌توانست به لحاظ نظری یک صادرکننده بالقوه به کشور قزاقستان باشد که نیست. اما آنچه درعمل اتفاق افتاده و می‌بینیم این است که صادرکننده و ارائه دهنده اصلی چنین تجهیزات و دستگاه‌هایی به قزاقستان اتحادیه اروپا، چین، تا حدی آمریکا وکانادا و یک مقدار کمی هم ترکیه هستند. و ایران درواقع در حال حاضر هیچ حضوری در این حوزه ندارد. به همین دلیل اگر قرار باشد تغییری در این وضعیت ایجاد کنیم و حجم واردات ایران به قزاقستان افزایش یابد، این امر مستلزم تلاش فراوانی است؛ همانند محصولاتی که امریکا تولید می‌کند. چراکه در این رابطه، این مسئله جاافتاده که چنین شرکت‌هایی که با تجهیزات و تکنولوژی سروکار دارند کلیه خدمات پس از فروش هم با آنهاست. برای مثال وقتی قزاقستان محصولی را از شرکت بوش خریداری می‌کند، کلیه خدمات پس از فروش، اعم از تعمیرات، لوازم جانبی و تجهیزات مرتبط با آن دستگاه نیز براساس قراردادهایی که بین قزاقستان و شرکت امریکایی بوش امضاء شده، بر عهده شرکت بوش است و این شرکت نسبت به انجام آنها متعهد بوده و ملزم به انجام آن است. بنابراین اگر قرار باشد برای خرید یک دستگاه جدید این همکاری به سمت ایران منتقل شود این امر به تلاش مضاعفی احتیاج دارد که باید همه این مسائل جانبی را پوشش دهد. مسئله بعدی هم این است که با توجه به اینکه بازار قزاقستان تحت کنترل و در اختیار کشورهای اروپایی و امریکایی است، محصول ایرانی که قرار است وارد بازار قزاقستان شود، اگر کیقیت بهتری از محصولات و کالاهای اروپایی و امریکایی ندارد حداقل نباید از محصولات این کشورها بدتر باشد. از دیگر حوزه‌هایی که می‌توانیم همکاری‌های بیشتر و مشارکت فعالی داشته باشیم، حوزه مواد خام است. اما برای کارکردن در این حوزه نیز با مشکلاتی مواجه هستیم. مثلا در حوزه غلات در سال‌های اخیر ایران خرید غلات از قزاقستان را کاهش داده چون در ده سال اخیر غلات قزاقستان با کاهش کیفیت مواجه بوده و این باعث شده ایران هم خریدش را کاهش دهد. البته ما در حال حل این مساله هستیم. درواقع سعی داریم کیفیت محصولاتمان را بهبود دهیم. مساله بعدی کالاهای دیگری است که می تواند به ایران وارد شود، کالاهایی از قبیل برنج، نخود، انواع دانه‌های روغنی و روغن آفتابگردان و انواع دیگر روغن‌ها که ما می‌دانیم در کشورهای منطقه خلیج فارس نیاز زیادی به این محصولات هست و قزاقستان در این حوزه حرف زیادی برای گفتن دارد. مورد بعدی موضوع وسعت اراضی قابل کشت در قزاقستان است. در واقع میلیون‌ها کیلومتر از مساحت قزاقستان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و مساحت زیادی از مناطق آن زیر کشت نرفته است و این محصولات می‌توانند دراین اراضی کشت و به دیگر کشورها صادر شود درواقع ما زمین داریم و می‌توانیم حجم محصولاتمان را افزایش دهیم. حوزه بعدی در ارتباط با قابلیت‌های قزاقستان، تولید گوشت است. تا قبل از فروپاشی شوروی قزاقستان یکی از مراکز تولید گوشت در شوروی به شمار می‌آمد و همانطور که کشورهایی که دارای وسعت اراضی هستند مثل کانادا، برزیل و سایر کشورهای پروسعت قابلیت خوبی برای تولید گوشت باکیفیت دارند، قزاقستان هم به خاطر مساحت زیاد از جمله کشورهایی است که گوشت تولیدی آن از کیفیت خوبی برخوردار است، همچنین در حال حاضر کشتارگاه‌ها گوشت حلال را تولید می‌کنند و ما در حال حاضر حتی صادرات گوشت به کشورهای حوزه خلیج فارس را هم داریم. چیزی که ما فعلا شاهد آن هستیم این است که کشورهای منطقه، گوشت مصرفی خود را از جاهای بسیار دور مثل استرالیا یا امریکای جنوبی تأمین می‌کنند، و این بُعد مسافت، هزینه‌های زیادی را برای کشور واردکننده به همراه دارد در حالی که تهیه گوشت از قزاقستان بسیار راحت است چراکه به دلیل نزدیکی جغرافیایی هم سریعتر صورت می‌گیرد و هم باعث کاهش هزینه‌ها خواهد شد، از طرف دیگر قزاقستان از نظر لجستیک و زیرساخت‌های لازم هم کشوری قوی محسوب می‌شود، همانطور که گفتیم ما راه آهن را نیز راه‌اندازی کردیم، و در زمینه دریایی هم اقدامات لازم برای تبادل کالا صورت گرفته است و قزاقستان می‌تواند کشور هدف برای صادرات گوشت به کشورهای منطقه باشد؛ هرچند ایران در سال‌های اخیر با افزایش جمعیت چشمگیری مواجه نبوده اما در آفریقا که شاهد افزایش جمعیت هستیم قطعا نیاز آنها به گوشت بسیار بالاست و قزاقستان می‌تواند به یکی از کشورهای عمده صادرکننده گوشت و محصولات کشاورزی تبدیل شود.   روسلان ایزیمف: «همانطور که شما هم می‌دانید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران بیش از 5 سال اعمال شد و طی این چند سال همه ارتباطات قبلی ایران با سایر کشورها قطع شد، از جمله ارتباطات مالی، زیرساخت‌ها و در واقع همه ارتباطاتی که قبلا وجود داشت از بین رفت. در واقع از دوسال پیش پس از برداشته‌شدن تحریم‌ها، این مشکلات به تدریج در حال برطرف شدن است. برای نمونه یکی از مشکلاتی که وجود دارد موضوع استفاده از ویزاکارت یا مسترکارت است. در همه کشورهای دنیا می‌شود از این کارت‌ها استفاده کرد اما من در ایران نمی‌توانم از ویزاکارت خود استفاده کنم. البته به من گفتند که در ایران در یک بانک چنین امکانی به تازگی فراهم شده است. درواقع برای تبادل باید انتقال وجه داشته باشیم و انتقال وجه در حجم بالا هم قطعا به صورت نقد نمی‌تواند صورت بگیرد، ما عادت کردیم این کار را از طریق سیستم بانکی انجام دهیم. ولی متأسفانه چنین مشکلاتی وجود دارد هرچند که این مشکلات کم‌کم حل می‌شود و ما امیدواریم که این موانع برطرف شود. باید اضافه کنم که دو طرف باید تلاش مضاعفی برای برداشتن موانع صورت دهند، همین رفت و آمدها، حضور ما در این موسسه، گفتگوهای علمی، برگزاری کنفرانس‌ها و تبادلاتی که بین کارشناسان دوطرف صورت می‌گیرد به درک بهتر از یکدیگر  و گسترش روابط کمک خواهد کرد و همانطور که جناب آقای بهشتی پور امروز فرمودند که قزاقستان بزرگترین کشور تولیدکننده اورانیوم در جهان است و خیلی‌ها این را نمی‌دانند، که این امر نشان‌دهنده این است که کارشناسان باید تلاش مضاعفی داشته باشند و من فکر می‌کنم که این بحث‌ها زمینه افزایش همکاری‌ها را فراهم می‌کند».  ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   ]]> آسیای مرکزی Sun, 23 Jul 2017 06:40:48 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3259/موانع-فرصت-ها-چشم-انداز-روابط-ایران-قزاقستان-آسیای-مرکزی سیاست های ایران در قبال شانگهای و آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3258/سیاست-های-ایران-قبال-شانگهای-آسیای-مرکزی CAAN: بیایید با پیشرفت اخیر شروع کنیم. اخیرا هند و پاکستان به SCO پذیرفته شده اند. ایران علاقه مند به پیوستن به سازمان شانگهای شده اما هنوز موفق نشده است. چه کسی مانع از ورود ایران به SCO  است؟ چرا؟   حسن بهشتی پور: بطور دقیق مشخص نیست کدام کشور یا کشورها مخالف عضویت کامل ایران در شانگهای هستند اما درهر زمان بعضی از کشورها به دلایل خاص خودشان مخالف بودند و هستند. تا قبل از توافق موسوم به برجام بهانه کشورهایی نظیر چین و روسیه برای مخالفت با عضویت کامل ایران قطعنامه های تحریمی علیه ایران بود . چون شانگهای را با چالش روبرو می کرد. روسیه قبلا به دلیل تحریم های ایران با عضویت در شانگهای مخالفت می کرد اما امروز روسیه برای عضویت کامل ایران در شانگهای مخالفتی ندارد و در اظهارات مقام های رسمی اش از عضویت کامل ایران هم حمایت می کند.   اما بعد از برجام ازبکستان یکی از مخالفان عضویت ایران بود و از انجا که تصمیم گیری بر اساس اساسنامه باید به اتفاق آراء باشد ازبکستان می توانست مانع شود. ازبکستان در گذشته نگران این بود که اگرایران درشانگهای عضو کامل شود موجب تقویت بنیادگرایی اسلامی و نفوذ آن در شانگهای می شود البته بعد از درگذشت اسلام کریم اف هنوز مقام های جدید ازبکستان موضع روشنی در باره عضویت ایران در شانگهای اعلام نکردند.   در این دوره گفته می شود چین هم به واسطه انکه مواضع ایران به شدت ضد آمریکایی است نمی خواهد با عضویت ایران در شانگهای بصورت کامل در عمل زمینه برای رودرویی آمریکا و شانگهای بیش از پیش فراهم شود. تاجیکستان که قبلا از طرفدران عضویت کامل ایران بود اخیرا بر سر اختلاف نظر پیش آمده مخالف عضویت کامل ایران در شانگهای شده است.   CAAN: مزایا و چالش های ایران و SCO در عضویت ایران در شانگهای چیست؟   حسن بهشتی پور: در خصوص مزایای عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای باید گفت، اولا، ین سازمان که رهبری آن را چین و روسیه بر عهده دارند با عضویت کامل  هند و پاکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی در عمل حدود یک سوم جمعیت جهان را شامل می شود واگرایران و ترکیه برخی کشورهای دیگر آسیاهم به آن بپیوندند در عمل اتحاد قوی درآسیا شکل میگیرد که می تواند تامین کننده منافع بیشتری برای کشورهای آسیایی در رقابت با اتحادیه اروپایی و پیمان نفتا در آمریکای شمالی  باشد.   دوم، دولت های عضو "شانگهای" به نسبت دولت های رفاه غربی؛ بار مالیاتی زیادی بر نیروی کار تحمیل نمی کنند، مردم این کشورها با سهولت نسبی بیشتری می توانند انباشت سرمایه و بهبود استانداردهای زندگی را دنبال کنند، سنت پس انداز هم به صورت رفتارمنطقی اقتصادی در این کشورها بسیار بالاست، همین امر در آینده شتاب رشد سرمایه گذاری و توسعه همه جانبه را در بین کشورهای عضو بالا می برد و در مقیاس جهانی،  آسیا  از سایر قاره های جهان رشد بسیار بالاتری  خواهد داشت.   سوم، به نظر می رسد اکثر کشورها پس از فروپاشی نظام دو قطبی در جهان بدنبال افزایش نقش آفرینی خود در چارچوب سازمان ها و نهاد های منطقه ای هستند از این رو تاکید می شود اگر ایران به عضویت شانگهای در آید می تواند جایگاه منطقه ای خود را افزایش دهد . زیرا ایران در حال حاضر با وجود آنکه یک قدرت منطقه ای است اما عضو هیچ یک از پیمان های امنیتی یا نظامی در منطقه نیست.   پیرامون معایب و چالش های  عضویت ایران در سازمان شانگهای نیز می بایست موارد زیر یادآوری شود: نخست، بر اساس رویکرد سیاست خارجی مستقل جمهوری اسلامی، ایران به دنبال توسعه مناسبات با همسایگان ، کشورهای اسلامی و کشورهای مستضعف مخالف نظام سلطه بین المللی است . این رویکرد بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی در برابر گفتمان غرب است . عضویت ایران در شانگهای با توجه به تعهداتی که ایران در این سازمان باید بپذیرد در تعارض آشکار با بند شانزدهم از اصل سوم قانون اساسی ایران است.   دوم، بر اساس انچه در اصل نهم قانون اساسی ایران آمده است عضویت کامل ایران در سازمان شانگهای بی تردید بخشی از استقلال ایران را در سطح  تامین منافع مستقل خود در منطقه محدود می کند. یعنی ایران باید در ازای منافع موجود در همکاری های نظامی ، امنیتی ، سیاسی و اقتصادی در سازمان شانگهای  ، محدودیت ها یی را براساس تعهدات مقابل برای عضویت کامل در شانگهای  بپذیرد که این تعهدات استقلال کشور را خدشه دار می سازد.   سوم، عملکرد روسیه  و چین در سالهای گذشته بویژه د ردوران تحریم های بین المللی علیه ایران  که حتی پول های ایران را به بهانه های مختلف پس ندادند ، این واقعیت تلخ را به ایران وش زد می کند  که عضویت کامل ایران درشانگهای، دادن تعهد های 23 گانه ای که جزئیات آن هم هنوز مشخص نیست ، ممکن است در نهایت ایران را در حوزه نفوذ چین و روسیه قرار دهد. در این حالت برای ایران راحتر است که بدون سپردن تعهدات مورد نظر شانگهای در روابط دو جانبه با چین  یا روسیه و یا حتی هند منافع مورد نظر خود را  با عضویت ناظر در شانگهای جستجو کند.   CAAN: نظر شما در مورد سیاست فعلی ایران در آسیای مرکزی چیست؟ آیا اهمیت این منطقه برای دولت روحانی کمتر ازدولت  احمدی نژاد است؟   حسن بهشتی پور: ایران در حال حاضر به دلیل درگیر شدن در منطقه خاورمیانه اولویت اولش آسیای مرکزی نیست. ایران منافع بلند مدت خود را درغرب آسیا جستجو می کند. با این حال تفاوت معناداری بین سیاست دولت احمدی نژاد با اقای روحانی وجود دارد. اقای احمدی نژاد با تحریم گسترده غرب روبرو بود به همین دلیل ترجیح میداد به کشورهای آسیای مرکزی به عنوان دریچه ای برای خروج از انزوا بنگرد . اما دولت اقای روحانی بعد از توافق برجام توانست از فشار تحریم ها تا حدود زیادی خارج شود به همین دلیل توجه خود را بعد از چین و روسیه معطوف به بازسازی مناسبات تخریب شده خود با اتحادیه اروپا و ژاپن و کره جنوبی وشرق آسیا کرده است. دراین میان آسیای مرکزی و قفقاز همچنان اولویت های بعدی  ایران هستند.   CAAN: چه چیزی برای ایران درآسیای مرکزی مهم است: سیاست، اقتصاد، یا فرهنگ و مذهب؟   حسن بهشتی پور: ایران به نظرمی رسد در مناسبات خود با پنج کشور آسیای مرکزی اولویت اول را به گسترش همکاریهای اقتصادی میدهد.  زیرا معتقد است وقتی منافع کشورهای منطقه به یکدیگر گره بخورد بسیاری از مشکلات قابل حل و فصل شدن است . به شرطی که این منافع متقابل باشد. زیرا تنها در وضعیتی که منافع هر دو طرف تامین شود همکاری های اقتصادی بصورت پایدار باقی می ماند.   برای رسیدن به چنین هدفی ایران از تاریخ مشترک و فرهنگ مشترک خود با کشورهای منطقه بهره می گیرد و آن را زمینه ای مناسب برای ایجاد بسترهای همکاری های دو یا چند جانبه اقتصادی و سیاسی می داند. درواقع تقویت و تثبیت  پیوندهای فرهنگی بین ایران و پنج کشور منطقه از طریق نخبگان جوامع دو طرف سیاست راهبردی ایران در آسیای مرکزی محسوب می شود.   اما به دلیل فشار آمریکا بر کشورهای منطقه و تاکید بر اینکه همه چیز بدون ایران باشد از یکسو و از سوی دیگر ماهیت رفتاری ایدئولوژیک حکومت ایران ، رهبران کشورهای منطقه را بر آن می دارد که در ارتباط با هرگونه همکاری فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی با ایران ، جانب احتیاط را نگه دارند.   با آنکه اسلامی که ایران دنبال می کند اسلام میانه رو و مترقی محسوب می شود و  برای به کنترل در آوردن گروههای افراطی در سطح منطقه بویژه در دره فرغانه  بسیار راهگشا است اما به جهت تمایلات سکولاریستی بین دولتهای پنج کشور آسیای مرکزی در عمل همیشه جانب احتیاط در مناسبات با ایران در پیش گرفته شده واحتمالا در آینده نیز خواهد شد.   CAAN: بعضی از محافل ایران را به گسترش نرم شیعیان در میان پیروان اهل سنت در آسیای مرکزی متهم می کنند. آیا این اتهامات اساسی دارد یا این فقط بخشی از جنگ تبلیغاتی  سعودی علیه  ایران در منطقه است؟   حسن بهشتی پور: ایران تمایل دارد اسلام  شیعی بتواند  در بین اهل سنت رواج داشته باشد. این یک واقعیت است زیرا تفاوت اساسی بین ترویج قانونی یک اندیشه اسلامی میانه رو که مدارا و تحمل عقاید دیگران را بین مسلمانان ترویج می کند، با تبلیغ تفکرات طالبان در افغانستان، یا داعشی ها در سوریه و عراق، وجود دارد.  باید گفت  آنچه که تبلیغات عربستان به کمک رسانه های غربی در زمینه شیعه هراسی و ایران هراسی  تبلیغ و ترویج  می کنند،  واقعیت ندارد. آنها به دروغ  ایران را به شیعه سازی اهل سنت متهم می کنند در حالی که خودشان با میلیونها دلار سرمایه گذاری در حال ترویج وهابی گری در سطح منطقه بین اهل سنت حنفی مذهب در آسیای مرکزی هستند. دولتهای منطقه با پول هایی که از عربستان می گیرند به خطرات گسترش گرایش های تکفیری – وهابی در سطح منطقه بی تفاوت یا کم توجه هستند.   آنچه که ایران در آسیای مرکزی تبلیغ می کند برداشت شیعی از اسلام است بدون آنکه ضدیت با دیگران و مخالفت با اندیشه های برادران اهل سنت دربین مردم ترویج کند.   CAAN: چرا عربستان سعودی و نه روسیه، نه ایالات متحده، بلکه چین ، رقیب اساسی ایران در منطقه آسیای مرکزی شده است ؟ عربستان نه امکانات استراتژیک در منطقه دارد و نه امکانات اقتصادی با این همه چرا به عنوان رقیب  اصلی ایران در منطقه اسیای مرکزی تبدیل شده است؟   حسن بهشتی پور: عربستان داعیه رهبری جهان اسلام را دارد  تنها کشوری که بصورت جدی این رهبری را به چالش می کشد ایران است. ایران و عربستان بر سر توسعه نفوذ در جهان اسلام با هم رقابت دارند  از آنجا که هر پنج کشور آسیای مرکزی دارای اکثریت مسلمان هستند آسیای مرکزی هم یکی از صحنه های رقابتی است که عربستان دربرابر ایران احساس میکند. در حالی که ایران در آسیای مرکزی با ترکیه ، آمریکا ، چین ، هند و روسیه رقابت دارد. ایران در آسیای مرکزی بدنبال اهداف مذهبی و دینی نیست بلکه بدنبال گسترش همکاری های منطقه ای در زمینه های اقتصادی ، فرهنگی ، مقابله با افراط گرایی و تروریسم ، مقابله با  تولید و توزیع مواد مخدر است که موضوع های اصلی شانگهای هستند.   اما عربستان محور فعالیت هایش ترویج و گسترش اندیشه های وهابی در این منطقه است . چون بجز کمک های مالی چیز دیگری برای عرضه کردن ندارد . ابه همین دلیل با ترویج وهابی گری سیاست خود را درمنطقه دنبال می کند. برای  رسیدن به این هدف بصورت قابل توجهی هم حاضر است پول خرج  کند .همانطور که مسجد و حوزه علمیه دینی می سازد. در پروژه های زیر ساخت اقتصادی نیز کمک مالی می کند.   CAAN: سال گذشته، مقامات مرکزی تاجیکستان به شدت به ایران حمله کردند و از مهدی کبیری، رهبر عالی حزب اسلامی تاجیکستان، به تهران سفر کردند. در دو سال گذشته در دوشنبه چندین اقدام علیه منافع تجاری و سیاسی ایران صورت گرفت. پاسخ ایران فقط یک سکوت بود. آیا مردم فقط درباره پاسخ ایران نمی دانند؟ دعوت کبیری به تهران دلیل اصلی سردی در روابط با تاجیکستان است، یا حقیقت این است که پول بابک زنجانی در تاجیکستان گم شده است؟   حسن بهشتی پور: واقعیت این است که دولت ایران در زمان اقای احمدی نژاد هزینه های  مالی قابل توجهی در قالب موضوع های مختلف که یکی از آنها برای دور زدن تحریم ها بود، متحمل می شد. دولت تاجیکستان هم از این موضوع بهره می جست و برای امثال بابک زنجانی هم امکانات فراهم کرده بود. اما بعد از برجام و پایان نسبی تحریم ها ی بین المللی علیه ایران، دولت اقای روحانی با ادامه این روند مخالفت کرد. به همین دلیل هم  دولت تاجیکستان آمدن آقای کبیری به ایران و شرکت در نشستی که سالهای سال در ان شرکت میکرد، بهانه قرارداد تا ایران را مجبور به ادامه این هزینه کردن ها به شکل دیگری کند. همچنانکه در این برهه تاریخی تاجیکستان از عربستان باج می گیرد تا روابط خود را با ایران دچار چالش جدی کند. این درحالی است که ایران حتی اگر هم از سوی تاجیکستان تهدید هم بشود اهرم های لازم را برای تنظیم رفتار دولت دوشنبه نسبت به خود دارد. اما ایران ترجیح می دهد به مقام های تاجیکستان بصورت غیرعلنی یادآورشود که ایران دوست واقعی تاجیکستان است و به هیچ وجه دنبال ان نیست که وارد بازی عربستان با تاجیکستان شود.   CAAN: ایران درگذشته از حامیان اصلی مخالفان دولت تاجیکستان بود، و نقش کلیدی هم در استقرار صلح در تاجیکستان داشت اما از زمانی که دوشنبه رسما اعلام کرد که نهضت اسلامی تاجیکستان را در سال 2015 ممنوع کرده است. یک سخنرانی کلیدی در تهران در دسامبر 2016 به عنوان نشانه ای از حمایت ایران از این حزب تلقی شد. آیا ایران راه خود را از دولت تاجیکستان جدا کرده است؟   حسن بهشتی پور: نکته اول اینکه در جریان مذاکرات صلح تاجیکستان ایران هم روابط خوبی با دولت دوشنبه داشت و هم با ائتلاف مخالفان اقای رحمان، روابط دوستانه داشت. ائتلاف مخالفان اقای رحمان ترکیبی از نیروهای اسلام گرا و ملی گرا و حتی سکولار بودند. رهبرانی چون مرحوم سید عبدالله نوری، تورجان زاده، مرحوم همت زاده و دولت عثمان از گرایش های اسلامی ائتلاف بودند وافرادی چون مرحوم طاهرعبدالجبار، رهبر حزب رستاخیز ملی  وعبدالله زاده رهبر حزب آریانای بزرگ و شادمان یوسف رهبر حزب دموکرات از رهبران ملی گرا محس.ب می شدند. افرادی چون ستار زاده، خدانظراف و بازار صابر هم از افراد سکولار طرفدار غرب محسوب می شدند.   ایران با اطلاع از گرایش های متفاوت همه نیروهای اپوزیسیون تاجیکستان برای رسیدن به صلح در این کشور با همه انها کار می کرد و تلاش ایران و روسیه به برقراری صلح پس از پنج سال جنگ داخلی در تاجیکستان به ثمر نشست. بعد از پایان جنگ داخلی این آقای رحمان بود که وقتی خیالش از تثبیت قدرت خود در شهر دوشنبه راحت شد،  به تدریج نیروهای میانه رو را حذف کرد و زمینه را برای رشد گرایش های رادیکال اعم از اسلامی و غیر دینی در تاجیکستان فراهم ساخت.   بنابراین جریان دیدار اقای کبیری از تهران که پیش از ان بارها نیز انجام شده بود یک بهانه بیشتر نیست. اقای رحمان دنبال گرفتن کمکهای بیشتر از عربستان است و می کوشد به نام مبارزه با تروریسم مخالفان خود را از میدان خارج سازد. این درحالی است که پس از حدود 25 سال حاکمیت بی چون و چرا دنبال به قدرت رساندن پسرش رستم است .برای ایران کار با دولت فعلی تاجیکستان و با نیروهای اپوزسیون بصورت هم زمان پیش می رود. زیرا ایران نه می خواهد و نه می تواند یکی را قربانی دیگری کند.   CAAN: ریشه مشکل گاز با ترکمنستان چیست؟ آیا این اختلاف بر مشکلات مالی فعلی ترکمنستان تاثیر گذاشته است؟   حسن بهشتی پور: بله اختلاف اصلی بر سر قیمت گازصادراتی ترکمنستان به ایران است اما مشکلات فنی جزئی تری از جمله بازپرداخت بدهی ها در شرایط تحریم ایران هم مطرح بوده که پس از برجام به مرور در حال حل شدن است .   CAAN: آیا ایران تا به حال سوالاتی در مورد زبان و فرهنگ فارسی زبانان در ازبکستان داشته است؟   حسن بهشتی پور: در این مورد من اطلاع دقیقی ندارم اما می دانم اختلاف های ازبکستان و ایران بر سر ممانعت از ترویج زبان فارسی در ازبکستان نبوده است. بلکه بیشتر در دوره اقای کریم اف، رئیس جمهور قبلی ترس بیهوده  از سیاست های جمهوری اسلامی ایران در باره ترویج دین و ارتباط با گروه های مذهبی در ازبکستان بود. اما به نظر می رسد در دوره حکومت آقای ضیاء اوف زمینه های مناسبی برای بهبود مناسبات دو کشور فراهم شده است.   ---------- منبع: سایت روسی زبان شبکه تحلیلی آسیای مرکزی (CAAN) http://caa-network.org/archives/9686   ]]> حسن بهشتی پور ایران Sat, 22 Jul 2017 08:29:51 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3258/سیاست-های-ایران-قبال-شانگهای-آسیای-مرکزی دیدار مدیران ارشد موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP) از موسسه ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3255/1/دیدار-مدیران-ارشد-موسسه-سیاست-اقتصاد-جهانی-قزاقستان-iwep-ایراس ایراس: موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، امروز، چهارشنبه 28 تیرماه 1396، میزبان هیأت دونفره ای از موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP) بود. آقایان «یرژان سالتیبایف»، رئیس موسسه و «روسلان ازمیروف»، مدیر اورآسیایی موسسه مذکور، با حضور در ایراس، ضمن آشنایی نزدیک تر با فعالیت های موسسه، با اعضای شورای علمی و کارشناسان موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) به گفتگو و تبادل نظر پرداختند.   در این جلسه، موانع، فرصت ها و چشم انداز روابط ایران و قزاقستان در آسیای مرکزی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و دو طرف، بر ظرفیت های کارشناسی طرف های ایرانی و قزاقی برای ارتقاء بیش از پیش روابط بین دو کشور در حوزه های مختلف تأکید کردند.   مشروح مباحث این نشست، به زودی در سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) منتشر خواهد شد.   در ادامه، گزیده تصاویر این نشست تقدیم علاقمندان شده است.   ]]> ایران Wed, 19 Jul 2017 17:22:32 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3255/1/دیدار-مدیران-ارشد-موسسه-سیاست-اقتصاد-جهانی-قزاقستان-iwep-ایراس