موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين همسایگان اوراسیا :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/russia Thu, 17 Aug 2017 14:22:49 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Thu, 17 Aug 2017 14:22:49 GMT همسایگان اوراسیا 60 افزایش تقابل دولت تاجیکستان با حزب نهضت اسلامی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3150/افزایش-تقابل-دولت-تاجیکستان-حزب-نهضت-اسلامی-سطح-منطقه-ای-بین-المللی ایراس: حزب نهضت اسلامی تاجیکستان  که در سال ١٩٩٠ میلادی بنیان نهاده شد و سال ها استاد عبدالله نوری فقید رهبری و هدایت آن را برعهده داشت، بیش از دو دهه به عنوان دومین حزب سیاسی بزرگ تاجیکستان و تنها حزب اسلامی قانونی و ثبت شده در فضای سیاسی سکولار آسیای مرکزی محسوب می شد. پس از دوران جنگ داخلی تاجیکستان در سال‌های ١٩٩٢- ١٩٩٧ و بر اساس توافقنامه عمومی استقرار صلح و رضایت ملی از بیست و هفتم ژوئن سال ١٩٩٧ میلادی، طبق سهمیه ٣٠ درصدی برای مخالفان، بخشی از اعضای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به نیروهای دولتی ملحق شدند و این حزب به صورت رسمی وارد فرایند سیاسی این کشور شد و در عرصه رقابت های انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری این کشور ورود پیدا کرد. هر چند حضور و نقش آفرینی نهضت اسلامی تاجیکستان در عمل با محدودیت های فراوانی مواجه بود که منجر به کشمکش میان این حزب و دولت تاجیکستان شد.   در جریان انتخابات پارلمانی ٢٧ فوریه سال ٢٠٠٠ میلادی، حزب نهضت اسلامی با کسب دو کرسی در جایگاه چهارم قرار گرفت. این روند در انتخابات پارلمانی ٢٧ فوریه و ١٣ مارس ٢٠٠٥ میلادی نیز تکرار شد و حزب نهضت اسلامی تنها موفق به کسب ٢ کرسی در پارلمان تاجیکستان شد که در اعتراض به نحوه برگزاری و نتایج انتخابات، این حزب اقدام به تحریم انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠٠٦ میلادی نمود. در این بین، درگذشت استاد عبدالله نوری، بنیانگذار و رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در اوت ٢٠٠٦ میلادی نیز موجب تضعیف رهبری حزب و نیز تشدید فشارهای سیاسی از سوی دولت تاجیکستان شد. در نتیجه در  انتخابات پارلمانی اول ماه مارس ٢٠١٥ میلادی (اسفند ١٣٩٣)، حزب نهضت اسلامی نتوانست حد نصاب ورود به مجلس یعنی کسب حداقل پنج درصد آرا را بدست آورد و در نتیجه، همان ٢ کرسی (از مجموع ٦٣ کرسی پارلمان) که طی چند دوره در اختیار داشت را نیز از دست داد. رهبران نهضت اسلامی تاجیکستان معتقد هستند که پروتکلی تحت عنوان پروتکل ۳۲- ۲۰ در سال ۲۰۱۱ به صورت محرمانه در شورای امنیت تاجیکستان برای حذف حزب نهضت اسلامی از عرصه سیاسی این کشور به تصویب رسید و حذف تدریجی این حزب از پارلمان و دیگر عرصه های سیاسی را در راستای اجرای پروتکل ۳۲- ۲۰ مصوب سال ٢٠١١ میلادی ارزیابی می کنند. به هر ترتیب، حذف حزب نهضت اسلامی از پارلمان تاجیکستان در مارس ٢٠١٥ میلادی با حمله مسلحانه به ساختمان های وزارت کشور و وزارت دفاع تاجیکستان در سپتامبر ٢٠١٥ میلادی تکمیل شد. در پی بروز این رویداد، دولت تاجیکستان، حزب نهضت اسلامی این کشور را مسئول حملات مسلحانه به نهادهای دولتی دانست و امام علی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان پس از این درگیری‌ها، ژنرال «عبدالحلیم میرزا نظرزاده» مشهور به «حاجی حلیم» را از معاونت وزارت دفاع برکنار کرد. به زعم دولت تاجیکستان، حمله افراد مسلح به نهادهای دولتی توسط اين ژنرال سازماندهي و مديريت شده است که در ابتدای دهه ١٩٩٠ میلادی، عضو حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بوده است و به عنوان بخشی از توافق صلح سال ١٩٩٧ میلادی (سهم ٣٠ درصدی مشارکت نهضت اسلامی در ساختارهای دولتی) وارد وزارت دفاع تاجیکستان شده بود. هر چند حزب نهضت اسلامی هرگونه ارتباطی را با ژنرال نظرزاده و حمله به اماکن دولتی رد و تکذیب نمود، اما پس از ممانعت از برگزاری کنگره سالانه حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در شهر دوشنبه در ١٥ سپتامبر ٢٠١٥ میلادی (٢٤ شهریور ١٣٩٤)، دادگاه عالی تاجیکستان با صدور حکمی در ٢٩ سپتامبر ٢٠١٥ میلادی، حزب نهضت اسلامی را یک سازمان تروریستی اعلام و کلیه فعالیت های این حزب را در سراسر تاجیکستان ممنوع اعلام کرد.   پس از اعلام ممنوعیت فعالیت حزب نهضت اسلامی، فشار دستگاه های قضایی و امنیتی تاجیکستان علیه این حزب اسلامی به طرز قابل توجهی افزایش یافت. دفتر مرکزی حزب نهضت اسلامی در شهر دوشنبه پلمب و اموال متعلق به محی الدین کبیری، رهبر حزب اسلامی نیز توقیف شد. چاپخانه حزب نهضت اسلامی و دفتر مرکزی حزب در شهر دوشنبه نیز از سوی دادستان کل و دادگاه عالی اقتصادی تاجیکستان پلمپ گردید. برخی از مقامات ارشد نهضت اسلامی تاجیکستان از جمله «سعید عمر حسینی» معاون اول رئیس حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و جلال  الدین محمود، عضو ارشد حزب نهضت اسلامی تاجیکستان توسط نهادهای امنیتی و قضایی بازداشت شدند. همچنین بسیاری از رهبران و اعضای ارشد حزب نهضت اسلامی نظیر «واحدخان قاصد الدین‌اف» مسئول انتخاباتی حزب و «محمد علی هیئت» معاون حزب نهضت اسلامی ممنوع الخروج شدند که بسیاری از آن ها در دادگاه محاکمه و به زندان های طولانی مدت محکوم شدند.   با این وجود، حضور و فعالیت برخی از رهبران و اعضای حزب نهضت اسلامی در کشورهای آسیای مرکزی، روسیه، ایران، ترکیه و نیز کشورهای اروپایی موضوعی بود که رهبری تاجیکستان با حساسیت و نگرانی خاصی آن را دنبال می نمود. در واقع، از دیدگاه دولت و نهادهای امنیتی تاجیکستان، فعالیت رهبران و اعضای حزب نهضت اسلامی در خارج از مرزهای تاجیکستان عملاً موجب ناکامی روند اقدامات امنیتی و قضایی علیه این حزب اسلام گرا در داخل مرزهای تاجیکستان خواهد شد. در این بین، بیشترین حساسیت بر روی محی الدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان متمرکز شد. بخشی از دلایل واکنشی که دولت تاجیکستان به حضور محی الدین کبیری در کنفرانس وحدت اسلامی در تهران در آذر ١٣٩٤ نشان داد نیز در همین راستا بود؛ هر چند تاثیرگذاری شدید این موضوع بر روابط ایران و تاجیکستان و به ویژه تداوم دو ساله آن تناسب منطقی چندانی با گذشته روابط نزدیک و سنتی دو کشور نداشت و با توجه به سفر ابراهیم رحیم‌پور، معاون وزیر امور خارجه ایران به دوشنبه در بهمن ١٣٩٤ و نیز تصویب لایحه موافقت‌نامه همکاری‌های امنیتی و انتظامی بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری تاجیکستان در مجلس شورای اسلامی در همین مقطع که نوعی پیام حسن نیت به طرف تاجیکی محسوب می شد، انتظار می رفت که مسائل موجود بین ایران و تاجیکستان حل و فصل شود و این گونه طولانی و فرسایشی نشود.      طی چند ماه اخیر روند تقابلی دولت تاجیکستان با رهبران و اعضای حزب نهضت اسلامی در خارج از مرزهای تاجیکستان وارد مرحله جدیدی شده است. در نخستین گام، نماینده دادستانی کل تاجیکستان از سازمان پیمان امنیت دسته جمعی درخواست نمود که نام حزب نهضت اسلامی را در لیست سازمان های تروریستی و سیاه منطقه قرار دهد. اهمیت این موضوع برای دولت تاجیکستان از آن جهت بود که قرار گرفتن نام حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در فهرست سازمان‌های تروریستی و افراطی، موجب بازداشت و استرداد برخی از رهبران و اعضای مهم حزب در کشورهایی چون روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و بلاروس به تاجیکستان خواهد شد و فضا را برای فعالیت نهضت اسلامی در سطح منطقه با محدودیت به مراتب بیشتری مواجه خواهد ساخت.    با توجه به نقش محوری و تعیین کننده روسیه در سازمان پیمان امنیت دسته جمعی، پذیرش نهایی این درخواست منوط به چراغ سبز و موافقت مسکو خواهد بود. به ویژه آن که طرح موضوع قرار گرفتن نام حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در فهرست سازمان‌های تروریستی و افراطی سازمان پیمان امنیت دسته جمعی نیز تنها یک ماه پس از سفر ولادمیر پوتین به تاجیکستان صورت گرفته است و لذا احتمال فراوان می رود که این موضوع در دستور کار مذاکرات رهبران روسیه و تاجیکستان قرار داشته است. این احتمال وجود دارد که دولت تاجیکستان با ایجاد فرصت به روسیه در فضابخشی بیشتر به نیروهای نظامی در قالب پایگاه های هوایی و برگزاری مانورهای مشترک نظامی، ممکن است نظر مساعد روسیه را برای گنجاندن نام حزب نهضت اسلامی در فهرست گروه های تروریستی سازمان پیمان امنیت جمعی جلب نماید.  تاکنون مقامات سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و دولت روسیه، واکنشی به درخواست دولت تاجیکستان نشان نداده اند. بخشی از این تامل و ملاحظه روس ها نیز به موقعیت این کشور در کنار ایران به عنوان ضامنین صلح تاجیکستان در سال ١٩٩٧ میلادی بر می گردد. در صورتی که روس ها با این درخواست دولت تاجیکستان موافقت کنند، عملاً یکی از ضامنین قرارداد صلح تاجیکستان، حزب نهضت اسلامی را به عنوان یکی از گروه های تروریستی و افراطی به رسمیت خواهد شناخت که این امر موفقیت دیپلماتیک بزرگی را نصیب دولت تاجیکستان خواهد کرد.     به نظر می رسد در صورتی که اهداف دولت تاجیکستان در گنجاندن نام حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در فهرست سازمان‌های تروریستی و افراطی سازمان پیمان امنیت دسته جمعی محقق شود، گام بعدی این کشور، قراردادن نام این حزب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی و افراطی سازمان همکاری شانگهای خواهد بود. براساس منشور و اساسنامه سازمان همکاری شانگهای، مقابله با «سه عنصر اهریمنی» یعنی افراط‌گرایی، تروریسم و تجزیه طلبی، از مهم ترین اولویت های این سازمان محسوب می شود و طی دو دهه گذشته، مقابله با فعالیت گروه هایی چون طالبان، القاعده، حزب التحریر ازبکستان و گروه های اسلامی و قومی ترکان اویغور سین کیانگ چین در همین چهارچوب صورت گرفته است. لذا این احتمال وجود داردکه دولت تاجیکستان در اجلاس پیش روی سازمان همکاری شانگهای که در آستانه قزاقستان (ژوئن ٢٠١٧ میلادی) برگزار خواهد شد، این موضوع را مطرح و به تصویب برساند که در صورت تحقق، موفقیت بزرگ دیگری برای دولت تاجیکستان محسوب خواهد شد.    همچنین توافق اخیر دولت تاجیکستان با دولت ترکیه برای اتخاذ رویکردی مشابه جریان فتح الله گولن در قبال فعالیت حزب نهضت اسلامی نیز حائز اهمیت است. چنانچه کمیته امنیت ملی تاجیکستان اعلام نموده است پس از رایزنی‌های انجام شده، سرانجام دولت ترکیه به این نتیجه رسیدند که این حزب دارای خطر جدی بوده و با سازمان تروریستی «فتح الله گولن» تفاوتی ندارد. کوشش دستگاه قضایی و امنیتی تاجیکستان در ایجاد مشابهت میان «حزب نهضت اسلامی» و «تشکیلات گولن» از آن جهت صورت می پذیرد که پس از کودتای نظامی 15 جولای ٢٠١٦ میلادی در ترکیه، سفارت این کشور در تاجیکستان با برگزاری چند نشست مطبوعاتی از مقامات دوشنبه درخواست کرد که سازمان های مربوط به فتح الله گولن را تعطیل کند. متعاقب این درخواست بود که فعالیت سازمان «دیالوگ» یکی از مجموعه‌های آموزشی «فتح الله گولن»، رهبر حرکت «خدمت» ترکیه در تاجیکستان با دستور مقامات امنیتی این کشور در سپتامبر ٢٠١٦ میلادی تعطیل شد. بنابراین، دولت تاجیکستان با تعطیلی مراکز وابسته به تشکیلات گولن این انتظار را داشت که ترکیه نیز در اقدامی متقابل، فعالیت حزب نهضت اسلامی را ممنوع اعلام کند. چنانچه مقامات قضایی تاجیکستان اعلام کرده اند، مقامات قضایی و امنیتی ترکیه متقاعد شده اند از ورود اعضا حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به داخل خاک این کشور جلوگیری کنند. بازداشت قمرالدین افضلی از مسئولان حزب نهضت اسلاتمی در استان ختلان تاجیکستان به هنگام تحویل مدارک برای ثبت نام  و اخذ اقامت در استانبول ترکیه در آوریل ٢٠١٧ میلادی و انتشار اخباری مبنی بر اخراج برخی از اعضای نهضت اسلامی از ترکیه می تواند در این راستا ارزیابی شود.     اما بدون تردید، چالش بزرگ دولت تاجیکستان فعالیت و تحرکات اعضای حزب نهضت اسلامی در سطح برخی از کشورهای اروپایی است. اتحادیه اروپا هنوز حاضر به پذیرش درخواست دولت تاجیکستان مبنی بر تروریستی اعلام کردن حزب نهضت اسلامی نشده است. همین امر موجب شده است رهبران و اعضای نهضت اسلامی با شرکت در اجلاس ها و کنفرانس های اروپایی، موضوع ممنوعیت فعالیت حزب نهضت اسلامی و بازداشت و زندانی شدن اعضای آن را به عنوان نقض حقوق بشر و اقدامی غیر دموکراتیک مطرح نموده و از این طریق زمینه فشار بین المللی را علیه دولت تاجیکستان فراهم نمایند. نمونه بارز این رویکرد، شرکت بیش از ٢٠ نفر از اعضای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و گروه ٢٤ در نشست شورای حقوق بشر سازمان امنیت و همکاری اروپا در ورشو، پایتخت لهستان در اکتبر ٢٠١٦ میلادی بود که منجر به اعتراض و ترک نشست از سوی هیئت رسمی دولت تاجیکستان شد.     از این رو، به نظر می رسد یکی از مهم ترین اقدامات بعدی دولت تاجیکستان، شناسایی حزب نهضت اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی در سطح اتحادیه اروپا باشد. شرایط ملتهب کنونی منطقه آسیای مرکزی و افغانستان که به شدت تحت تاثیر حضور شهروندان آسیای مرکزی در انفجارهای سن پترزبورگ، سوئد و استانبول و عضویت بسیاری از شهروندان کشورهای منطقه از جمله تاجیکستان در گروه داعش و جبهه النصره قرار دارد نیز فضا را برای تعریف حزب نهضت اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی و افراطی در سطح کل منطقه و نیز اتحادیه اروپا بیش از هر زمانی فراهم ساخته است تا از این طریق، مهم ترین نیروی مخالف سیاسی دولت تاجیکستان به طور توامان در سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی تحت فشار و انزوا قرار گیرد.     نویسنده: ولی کوزه گر کالجی، پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو شورای علمی موسسه ایراس     ]]> ولی کوزه گر کالجی آسیای مرکزی Sun, 30 Apr 2017 11:03:51 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3150/افزایش-تقابل-دولت-تاجیکستان-حزب-نهضت-اسلامی-سطح-منطقه-ای-بین-المللی چرا روسيه غرب اورشليم را پايتخت اسرائيل خواند؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3147/چرا-روسيه-غرب-اورشليم-پايتخت-اسرائيل-خواند ایراس: وزارت امور خارجه روسيه در بيانيه اي مورخ 6 آوريل 2017 اعلام داشت كه مسكو، غرب اورشليم (غرب بيت المقدس) را به عنوان پايتخت اسرائيل مورد شناسايي قرار داده و به رسميت مي شناسد. در اين بيانيه، روسيه در وهله اول التزام خود به اصول سازمان ملل متحد پيرامون حل و فصل منازعه اسرائيل و فلسطين را مجدداً تصريح داشته و اعلام كرده است كه شرق اورشليم (شرق بيت المقدس) را به عنوان پايتخت آينده دولت فلسطين در نظر دارد. در اين بيانيه همچنين اشاره شده است كه "به طور همزمان، ما بايد اعلام كنيم كه در اين شرايط، پايتخت اسرائيل را غرب اورشليم (غرب بيت المقدس) مي دانيم." اگرچه اسرائيل تمامي غرب و شرق اورشليم را پايتخت خود مي نامد، در حال حاضر هيچ كشوري سفارتخانه خود را در اين شهر مستقر نكرده است. السالوادور و كاستاريكا دو كشوري بودند كه يك دهه پيش و به عنوان آخرين كشورها، سفارتخانه هاي خود را به تل آويو منتقل كردند و بر خلاف بيانيه اخير روسيه، اين طور گزارش شده كه روسيه تصميمي در خصوص انتقال سفارتخانه خود به اورشليم نگرفته است. به هر حال بيانيه مسكو، كه سخنگوي وزارت خارجه اسرائيل اظهار داشته در حال بررسي آن است، بيانگر تغييري اساسي در رويكرد روسيه قلمداد مي شود. اين كشور در حال حاضر تنها كشوري بوده كه بخشي از اورشليم (بيت المقدس) را به عنوان پايتخت اسرائيل به رسميت شناخته است، گرچه در ماه هاي اخير مباحثاتي مبني بر انتقال سفارتخانه اين كشور به اورشليم در دولت ترامپ مطرح شده است. دلايل بسياري براي توضيح اين اقدام روسيه قابل اشاره است. دليل نخست آن است كه به لحاظ زماني، اين تصميم باعث انحراف محكوميت هاي بين المللي روسيه در استمرار حمايت از رئيس جمهور سوريه گرديد. اين بيانيه دو روز پس از بدترين حمله شيميايي دولت اسد عليه مردم خود در سال هاي اخير و چند روز پيش از حمله هوايي ايالات متحده به سوريه در پاسخ به استفاده دولت سوريه از سلاح هاي كشتار جمعي صورت گرفت. با اين حال، به نظر مي رسد كه رئيس جمهور روسيه دستوركار گسترده تر و همسوتري با منافع روسيه در ذهن مي پروراند. پوتين و ازسرگيري مشاركت منطقه اي هنگامي كه ولاديمير پوتين در ماه مي 2000 قدرت را در دست گرفت، درصدد افزايش نقش روسيه در منطقه خاورميانه برآمد، بخصوص در شرايطي كه پيش از اين، بوريس يلتسين با هدف تمركز بر مسائل داخلي، اولويتي براي خاورميانه قائل نبود. رويكرد اتحاد جماهير شوروي به منطقه خاورميانه مبتني بر اصول ايدئولوژيك بود، اما پوتين سياستي كاملا عملگرايانه در قبال منطقه داشت. وي همواره همكاري و مشاركت با هر يك از كشورهاي منطقه كه بتواند به بهترين وجه، منافع روسيه (طبق تعريف پوتين) را تامين نمايد، در اولويت خود قرار مي داد.  متعاقب اين سياست، رئيس جمهور روسيه در تكاپوي بهبود روابط مسكو با اسرائيل برآمد. ولاديمير پوتين همواره چالش روسيه با افراط گرايي سني را مترادف با چالش هاي تروريستي اسرائيل مي دانست. از سوي ديگر، پوتين به گسترش روابط تجاري با اسرائيل تمايل نشان داده است. در بازه زماني 2000 تا 2014، تجارت دوجانبه مسكو و تل آويو حداقل سه برابر شد و به رقم سه ميليارد دلار رسيد. مضاف بر اين، بيش از يك ميليون مهاجر روسي، اسرائيل را وطن خود مي دانستند و سرگي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، غالبا اين مهاجران را «هم وطنان» خود در اسرائيل مي خواند. براساس موافقتنامه اي كه امسال به مرحله اجرا در مي آيد، روسيه به شهرونداني كه در زمان شوروي سابق به اسرائيل مهاجرت كردند، بالغ بر 83 ميليون دلار حقوق بازنشستگي پرداخت مي كند. اين موافقتنامه در حالي اجرايي گرديده كه دولت روسيه هيچ پولي براي افزايش سقف مزاياي بازنشستگي شهروندان روسيه مطابق با نرخ تورم سالانه ندارد. بطور كلي، هدف پوتين ايجاد محدوديت براي نفوذ ايالات متحده در خاورميانه است و براي تحقق اين هدف با دوستان و دشمنان قديمي خود در منطقه همكاري مي كند. ارتقاي روابط با كشوري در منطقه كه همپيمان و متحد نزديك ايالات متحده به حساب مي آيد، تلاشي در راستاي تحقق ديدگاه پوتين بوده كه البته چيزي جز بازي با حاصل جمع صفر نيست. مضافا، بهبود روابط با اسرائيل (و قدرت هاي سني مذهب) خط بطلاني بر اتهام طرفداري روسيه از شيعيان است. احتمالا به عنوان يكي از پيامدهاي سياست ولاديمير پوتين، اسرائيل (و به طرز جالبي، ايران) يكي از معدود كشورهايي بوده كه اقدامات پوتين در چچن را مورد انتقاد قرار نداده است، در حالي كه بسياري از كشورها نقض حقوق بشر روسيه در منطقه چچن را كه باعث تبديل چالش جدايي طلبي سكولار به چالش افراط گراي اسلامي بود، محكوم نمودند. اسرائيل همچنين در زمره نخستين كشورهايي بود كه در سپتامبر 2004 و پس از حادثه گروگان‌گیری در مدرسه بسلان در اوستياي شمالي، به مسكو پيشنهاد كمك و حمايت كرد. اگرچه بسياري از كشورها، اين حادثه گروگانگيري مرگبار (380 گروگان كه 186 نفر از آن ها كودك بودند، كشته شدند) را به شدت محكوم كردند، لكن بسياري در داخل روسيه و از جمله خانواده هاي قربانيان، تلاش هاي ناموفق دولت روسيه در ممانعت از بروز اين فاجعه را محكوم نمودند. (ولاديمير پوتين، از اين حادثه گروگانگيري بلافاصله به عنوان توجيهي براي از سرگيري اقدامات غيردموكراتيك در روسيه بهره برداري نمود). ولاديمير پوتين به عنوان اولين رئيس جمهور روسيه در آوريل 2005 به اسرائيل سفر كرد. اين سفر در حالي اتفاق افتاد كه در پي وقوع انقلاب هاي رنگي در گرجستان، اوكراين و كشورهاي ديگر در خارج-نزديك و خاورميانه كه پوتين، غرب را مقصر اصلي اين تحولات منطقه اي مي دانست، روسيه سياست خارجي تهاجمي¬ تري در پيش گرفت. در سال هاي اخير، روسيه سرمايه گذاري ويژه اي بر عقب نشيني ظاهري آمريكا از خاورميانه و وخامت روابط با همپيمانان سنتي خود در منطقه از جمله اسرائيل داشته است. به عنوان مثال، ولاديمير پوتين براي مرتبه دوم در ژوئن 2012 و نُه ماه پيش از نخستين سفر باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا، به اسرائيل سفر كرد. در مقابل، بنيامبن نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، سفرهاي بيشتري به روسيه تا آمريكا در دوران رياست جمهوري اوباما انجام داد. به عنوان بخشي از مشاركت عميق تر روسيه در خاورميانه، ولاديمير پوتين علاقه خود براي نقش آفريني در فرايند صلح اعراب و اسرائيل را نشان داد. پس از شكست گقتگوهاي «كمپ ديويد 2» در ماه جولاي 2000، روسيه نقش چشمگيرتري به عنوان ميانجي در حل و فصل منازعه اعراب و اسرائيل براي خود تعريف كرد. پس از سفر ياسر عرفات به مسكو در اوت 2000، ولاديمير پوتين در ديدار با وي، آمادگي روسيه براي حمايت از صلح خاورميانه را اعلام نمود. پس از آن، ديدار ها و گفتگوهاي تلفني متعددي ميان رهبران اسرائيل و فلسطين در طول سال هاي متمادي انجام گرفت. رئيس جمهور روسيه در جريان ميزباني از نخست وزير اسرائيل در ژوئن 2016، اظهار داشت كه "ما به طور جد به دنبال حل و فصل منازعه اعراب و اسرائيل هستيم." در جريان گفتگوهاي اعراب و فلسطين، ولاديمير پوتين همواره بر آن بوده تا خود را به عنوان شخصيتي كه رويكرد متوازن تري نسبت به ايالات متحده آمريكا داشته معرفي نمايد و روسيه را به عنوان كشوري موفق در عرصه هاي ناكامي ايالات متحده آمريكا جلوه دهد. اگرچه ولاديمير پوتين هنوز به آن موفقيت مدنظر خود دست نيافته است، لكن روسيه توانسته به عنوان بازيگري مهم در تحولات جهاني به جايگاه مهمي كه خود مبادرت به ايجاد آن كرده، دست يابد. محدوديت هاي راهبرد روسيه همواره محدوديت هايي بر سر رابطه روسيه و اسرائيل وجود خواهد داشت. اگرچه ممكن است ولاديمير پوتين، ديپلماسي را به عنوان بازي حاصل جمع صفر تعريف كند، اما رهبران اسرائيل به بهاي جلب نظر روسيه حاضر نخواهند بود روابط خود با واشنگتن را تقليل بخشند. بنيامين نتانياهو در گفتگو با خبرنگاران در مسكو در ژوئن 2016، اظهار داشت "هيچ جايگزيني براي ايالات متحده وجود ندارد و من هم به دنبال يافتن اين جايگزين نيستم، اما سياست من تلاش براي شراكت هايي باقدرت هاي بزرگ همچون چين، هند، روسيه و ديگر كشورها است." بسيار جاي ترديد است كه پوتين اين انتظار را از رهبران اسرائيل داشته باشد تا مسكو را جايگزين واشنگتن نمايند؛ چرا كه روابط اسرائيل و آمريكا بسيار عميق و پايدار است. اسرائيل همچنين دليلي براي بي اعتمادي به روسيه دارد. به عنوان نمونه، روابط گرم و رو به رشد مسكو با تهران براي اسرائيل مشكل ساز بوده و مداخله پوتين در جنگ سوريه صرفا گرايش روسيه به شيعيان در خاورميانه را نشان داده است. روسيه كماكان از اطلاق حزب ا... و حماس به عنوان سازمان هاي تروريستي ممانعت بعمل مي آورد. نهايتاً همزمان با آنكه سلاح هاي روسيه در اختيار حزب ا... قرار گرفته است و اين كشور ميزبان رهبران فتح و حماس به منظور گفتگو براي تشكيل دولت وحدت ملي در ژانويه گذشته بود، اميدها نسبت به تغيير رفتار روسيه رنگ باخت. نيروي هوايي اسرائيل در 17 مارس 2017 چندين موقعيت در سويه را با موشك هاي خود هدف گرفت تا مانع از دست يابي حزب ا... به سلاح هاي پيشرفته شود. اگرچه معمولا اسرائيل چنين حملاتي را در خاك سوريه انجام داده است، در اين مورد بخصوص، وزارت امور خارجه روسيه با احضار سفير اسرائيل در اين كشور خواستار توضيح اقدام يكجانبه اسرائيل شد. جزييات حمله هوايي اخير اسرائيل كماكان نامشخص است و نخست وزير اين كشور صراحتاً بيان داشته كه تل آويو سياست خود مبني بر ممانعت از دست يابي حزب ا... به سلاح هاي پيشرفته را ادامه خواهد داد. با اين حال، وزير امور خارجه روسيه در 22 مارس 2017 هشدار داد كه قضاوت روسيه مبني بر پايبندي اسرائيل به توافق هاي دوجانبه مسكو-تل آويو در خصوص همكاري نظامي در سوريه، بر اساس اقدامات و نه بيانيه هاي دولتي است. هيچ يك از دو كشور اسرائيل و روسيه به دنبال بحران در روابط خود نيستند، اما اظهارنظر سرگي لاوروف حكايت از آن دارد كه كرملين تمايل دارد تا همپيمانان خود را به عنوان «پیرو» و نه «شريك» در نظر بگيرد. اسرائيل موجوديت خود را تا حدودي مديون اتحاد جماهير شوروي و اقمار اين اتحاديه در زمان جنگ سرد مي داند، چرا كه اين كشورها در هفتاد سال گذشته در صحن سازمان ملل متحد راي به تقسيم فلسطين و تشكيل دولت يهود دادند؛ وليكن كرملين پس از آنكه اسرائيل در بلوك غرب جاي گرفت، روابط خود با تل آويو را تا سال 1991 به حال تعليق درآورد. روابط مسكو با تل آويو همواره پيچيده و چند بعدي بوده و تا به امروز ادامه دارد. اگرچه روسيه ممكن است منطق هاي ژئواسترات‍ژيك براي پذيرش غرب اورشليم (غرب بيت المقدس) به عنوان پايتحت اسرائيل داشته باشد، اما اين اقدام روسيه هر چند با واكنش هاي منفي رو به رو شد، تعهدات كمي براي اين كشور به بار آورد، بخصوص آنكه سفارت روسيه به اورشليم (بيت المقدس) منتقل نگرديد. تمايل پوتين به كسب قدرت، وي را به فردي انعطاف پذير تبديل ساخته و تلاش مي كند گزينه هاي زيادي در خاورميانه پيش رو داشته باشد. هدف واقعي پوتين بيشتر مرتبط با ايالات متحده آمريكا بوده تا در خصوص مسائل اسرائيل؛ بيانيه اخير دولت روسيه بخوبي بيانگر آن است كه در خصوص خاورميانه، ترامپ ملزم به توافق با پوتين است و اين موضوع صرفا محدود به سوريه و ايران نبوده، بلكه در خصوص اسرائيل نيز صدق مي كند. دونالد ترامپ همچون ديگر روساي جمهور آمريكا از زمان دوايت آيزنهاور، صلح خاورميانه را تبديل به اولويتي براي واشنگتن كرده است. شناسايي غرب اورشليم (غرب بيت المقدس) به عنوان پايتخت اسرائيل از سوي ولاديمير پوتين، پيامي به ترامپ و همچنين جارد كوشنر، داماد و مشاور ارشد وي (كه مامور ميانجيگري در فرايند صلح خاورميانه است) بوده كه كرملين تصميم به ايفاي نقش پررنگ تري در منازعه اعراب و اسرائيل دارد. اگرچه دونالد ترامپ قصد دارد نقش مصلح را ايفا نمايد، اما بايد بداند هيچ گاه در اين زمينِ بازي تنها نخواهد بود. نويسنده: آنا بورشچِوسكايا، محقق موسسه واشنگتن براي سياست خاورنزديك منبع: مجله فارن افرز، وابسته به شورای روابط خارجی آمریکا     «آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی "ايراس" نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران غربي منتشر شده است»   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 29 Apr 2017 08:22:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3147/چرا-روسيه-غرب-اورشليم-پايتخت-اسرائيل-خواند سناریوی اسرائیل برای آینده سوریه؛ یک نگاه روسی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3085/سناریوی-اسرائیل-آینده-سوریه-یک-نگاه-روسی ایراس: فرآیندهای برهم‌زننده ثبات در منطقه خاورمیانه که منجر به خلاء قدرت شده است، شرایط مطلوبی را برای تقویت موقعیت سازمان‌های تروریستی و همچنین مداخله تعداد پر شماری از بازیگران در بحران سوریه ایجاد کرده است. موقعیت اسرائیل نیز مستقیما در مجاورت عرصه‌های مبارزه قرار دارد. از زمان تأسیس دولت یهود، سوریه به کرات در جنگ علیه اسرائیل شرکت داشته است. به عقیده تعدادی از کارشناسان، جمهوری سوریه (که برخی ناظران آن را به «هلال شیعی» ارتباط می‌دهند)  تداعی‌گر قدرت تهران است که اسرائیل یکی از دشمنان اصلی آن در منطقه به شمار می‌آید. و اما سوال اصلی؛ بحران سوریه چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را برای اسرائیل ایجاد کرده است؟   تهدیدهای عمده برای اسرائیل می توان برخی از تهدیدهای خارجی برای امنیت اسرائیل را بدین گونه برشمرد: نخست؛ تقویت مواضع «حزب الله» در امتداد مرزهای لبنان و سوریه و  پیشروی احتمالی آن در مناطق جنوب غربی سوریه (واقع در مرزهای سوریه–اسرائیل) جبهه جدیدی را برای اسرائیل در نزدیکی بلندی‌های جولان (که طی جنگ شش روزه در سال 1967 اشغال شده) ایجاد می‌کند. البته، تقویت «حزب الله» در پی عرضه فعال تسلیحات از ایران صورت گرفته که اسرائیل به طور سیستماتیک در صدد متوقف کردن آن است. تعداد مبارزان «حزب الله» که در خاک سوریه به جهاد می‌پردازند افزایش یافته است:  شمار آنها در ابتدا حدود 4-5 هزار نیرو بود که با آغاز عملیات تهاجمی در حلب، علاوه بر نیروهای قبلی، 5 هزار نفر دیگر نیز به سوریه اعزام شده‌اند. ضمنا «حزب الله» با تانک‌های سوری Т-54 و  Т-55 و موشک های ضدتانک و توپخانه هم مجهز است. طبق اظهار یکی از افسران دفاعی اسرائیل، «حزب الله» همچنین دارای تسلیحات آمریکایی عرضه شده به لبنان به خصوص نفربرهای زرهی جدید  М113А1/М113А2 و حدود 40 توپخانه است.   دوم اینکه؛ با گسترش حضور قوای نظامی ایران در خاک سوریه، خطر ایجاد میدان عملیات استراتژیک برای تحت فشار قراردادن اسرائیل وجود دارد. البته ممکن است که این اعمال فشار به طور مستقیم نباشد اما از طریق تضعیف گروه‌های پراکنده‌ای که در جنوب غرب سوریه و در نزدیکی بلندی‌های جولان حضور دارند و برخی از اعضای آن از جانب اسرائیل مورد حمایت قرار می‌گیرند، صورت پذیرد. در این صورت، برای تل-آویو اعمال نفوذ و اثرگذاری در اوضاع جاری در این منطقه دشوراتر خواهد بود و این امر، به نوبه خود، منطقه حائل امنیتی ایجادشده توسط اسرائیل را به خطر می‌اندازد.   همچنین، نیروهای امنیتی اسرائیل همزمان با انهدام محموله تسلیحاتی ایران به «حزب الله»، عملیاتی را برای ازبین بردن افسران جنبش شیعه انجام خواهند داد. در این رابطه لازم است به عملیاتی اشاره کرد که نتیجه آن خنثی کردن اقدامات جهاد مغنیه- پسر عماد مغنیه فرمانده «حزب الله»- بود که از جانب ایران بر ایجاد زیرساخت های نظامی در بلندی‌های جولان نظارت داشت؛ این امر بخشی از طرح‌های ایران برای ایجاد جبهه جدید مبارزه با اسرائیل می‌باشد.   بیش از ده نقطه مسکونی در قسمت جنوبی خاک سوریه و در مجاورت با بلندی‌های جولان وجود دارد که در تصرف نیروهای داعش است. در صورت وجود تهدیدات امنیتی، نظامیان اسرائیل، عملیاتی را جهت نابودی این نیروها ترتیب خواهند داد.   تقسیم سوریه؛ گزینه ای قابل قبول برای اسرائیل از هم پاشیدگی اوضاع در سوریه بنا به دلایلی برای اسرائیل مطلوب است. نخست این که عدم وجود دولت مرکزی واحد امکان برخورداری تعداد قابل توجهی از قوا و تجهیزات را به منظور انجام عملیات نظامی علیه اسرائیل از سوریه سلب خواهد کرد. بازسازی توان اقتصادی  و متعاقب آن توان نظامی، در صورت برقراری نظام روابط اقتصادی میان تمامی استان‌ها امکان می‌یابد. باقی‌ماندن اوضاع تکه تکه و فروپاشی شده ساختار سرزمینی، امکان بازسازی سطح لازم توسعه اقتصادی را ایجاد نخواهد کرد. طبق داده‌های بانک جهانی، در سال 2014 خسارت جنگ در شش استان (حلب، درعا، حماء، حمص، ادلب و لاذقیه) به  3.7 -4.5 میلیارد دلار رسیده است. صندوق بین‌المللی پول تنها میزان خرابی‌های مستقیم در خاک سوریه را 200 میلیارد دلار برآورد کرده است. طبق گزارش کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای بخش غرب آسیا، خسارت تولید ناخالص داخلی سوریه طی سال‌های 2011- 2015، به میزان 169.7 میلیارد دلار شده است. طبق پیش‌بینی سازمان ملل متحد، دست کم 30 سال برای بازگرداندن اقتصاد سوریه به سطح ماقبل جنگ نیاز است.   دوم اینکه، افتراق و پراکندگی سوریه بر حسب تفاوت‌های قومی به تل- آویو این امکان را می‌دهد که مواضع خود را در بلندی‌های جولان تقویت نماید. گفتنی است شورای امنیت سازمان ملل اقدام اسرائیل را در الحاق بلندی‌های جولان غیرقانونی دانسته است. سوریه‌ی ضعیف و از هم گیسخته تقریبا شانس بازگشت به این اراضی را از دست داده است. در این رابطه زمان هم به نفع اسرائیل است، در آینده کوتاه‌مدت تل- آویو می‌تواند پرونده این موضوع را ببندد. در صورت تجزیه سوریه به واحدهای قومی، آخرین مانع در مسیر تحکیم و تقویت اراضی اشغالی که دولت یهود تحت کنترل خود درآورده، از میان خواهد رفت.   به نظر می‌رسد تقویت بعدی نفوذ اسرائیل در جنوب غربی سوریه در استان درعا امکان‌پذیر باشد. این احتمال با عواملی چند در ارتباط است. نخست اینکه، اسرائیل، طبق اخبار برخی رسانه‌ها نه تنها از برخی از گروه‌های مسلح و معارض حمایت می‌کند، بلکه از برخی اعضای  خاص داعش  نیز در نزدیکی‌ بلندی‌های جولان پشتیبانی می‌نماید. این مطلب توسط ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه در 71 امین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز اعلام شده است. دوم اینکه، تحکیم نفوذ اسرائیل در رابطه با رویارویی «حزب الله» که تعدادی از نقاط را در مرز سوریه –اسرائیل و در نزدیکی بلندی‌های جولان تحت کنترل دارد حائز اهمیت خواهد بود. برای اسرائیل ایجاد منطقه حائل امنیتی در مناطق جنوب شرق که در اشغال گروه های معارض (سوری) قرار دارد و مبارزه با اسرائیل، در شمار اولویت‌های نخست آنها نمی باشد ضروری است.   بر اساس استراتژی نظامی دفاعی اسرائیل که در سال 2015 به تصویب رسیده، قوای نظامی در صورت وجود تهدید بالقوه امنیتی بر حسب زمان و وسعت تهدید، عملیات‌های ضربتی و محدودی را اجرا خواهند کرد. این اقدامات آسیب احتمالی به دشمن را در صورت وخامت و بدترشدن اوضاع نشان می‌دهد.. در این رابطه هرگونه فعالیت «حزب‌الله» برای ایجاد زیرساخت‌هایی در نزدیکی بلندی‌های جولان و تداوم آن به جنوب از سوی اسرائیل تحمل نخواهد شد، همانطور که پیش‌تر هم چنین بوده است.   سوم آنکه هنوز مسئله جمعیت دروزی‌ها که در بلندی‌های جولان، لبنان و در جنوب سوریه سکونت دارند برای اسرائیل به عنوان یک موضوع مهم باقی است. بخش بزرگی از دروزی‌های ساکن بلندی‌های جولان پس از 1967 از دریافت تابعیت اسرائیلی خودداری کرده و درانتظار تغییرات بعدی در جبهه سوریه و اسرائیل هستند، به ویژه در انتظار بازگشت احتمالی اراضی مذکور در ترکیب سوریه می‌باشند. امروزه تعداد دروزی‌هایی که تمایل به دریافت تابعیت اسرائیلی دارند افزایش پیدا کرده است. در سال 2015، کابینه وزرای اسرائیل، طرح پنجساله‌ی جدیدی با اعتباری بالغ بر 500 میلیارد دلار، برای توسعه نقاط جمعیتی دروزی و چرکسی تخصیص داده است؛ اقدامات مشابه به تقویت مواضع اسرائیل در بلندی‌های جولان کمک خواهد کرد.   تجزیه سوریه؛ فرصتی برای اسرائیل موضع اسرائیل در ارتباط با مناقشات جاری در سوریه از جانب موشه یلعون - وزیر دفاع این رژیم اظهار شده است. وی اوضاع سوریه معاصر را به املت تشبیه کرده، که دیگر قابلیت بازگشت به حالت تخم‌مرغ را ندارد. در حقیقت، بسترهای لازم برای «بازگشت» سوریه به شرایط سابق در مرحله فعلی مشاهده نمی‌شود. به نظر می‌رسد، سناریوی تجزیه سوریه بر حسب قومیت، از سوی اسرائیل به طور کامل مورد حمایت قرار می‌گیرد. به این ترتیب سوریه به کردستان، علویستان و دروزستان تبدیل خواهد شد.   تجزیه سوریه می‌تواند به حل‌ و فصل یکی از مسائل عمده اسرائیل که همانا تضعیف موقعیت ایران است، بیانجامد. عدم توانایی تهران برای اثرگذاری در همه مناطق واضح و مبرهن است. در عین حال اسرائیل ضمن تداوم تماس‌های فشرده با گروه‌های معارض که قادر به اثرگذاری در وضعیت هستند، می‌تواند این امر را به ابزاری برای حضور خود و نفوذ بیشتر در فرآیندهای جاری در جنوب سوریه تبدیل نماید.   در این رابطه اسرائیل در روابط خود با همسایگانی که آنها را تهدیدی برای خود در نظر می‌گیرد،  آنگونه که به لحاظ تاریخی نشان داده است، سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را پیاده خواهد کرد. تضعیف نفوذ دمشق در نواحی حاشیه‌ای به تل- آویو این امکان را می‌دهد که تماس‌های ضروری با طرف‌های مورد علاقه‌ای که قادر به تبدیل شدن به عنصر اضافی در تأمین امنیت اسرائیل هستند، برقرار نماید. به ویژه در این رابطه، بشار اسد در مصاحبه با روزنامه سوری الوطن  اظهار داشت که تنها دشمن و دشمن اصلی سوریه اسرائیل است، که هم از گروه‌های معارض و هم از گروه‌های تروریستی پشتیبانی می‌کند، ضمن آنکه همچنان به اشغال بلندی‌های جولان ادامه می‌دهد.   همچنین، اسرائیل ضمن خنثی‌سازی منابع بالقوه خطرِ موجود در سوریه در مراحل اولیه، حق اقدام پیشگیرانه را برای خود محفوظ می‌داند. با این‌حال، اجرای همه این طرح‌ها ممکن است دشوار باشد، چراکه تمام این‌ها به موقعیت و توافق ضمنی روسیه هم بستگی دارد؛ گفتنی است روسیه در خاک سوریه دارای پتانسیل نظامی بالایی از جمله بواسطه سامانه‌های موشکی اس- 300 و اس -400 است و مرز سوریه – اسرائیل هم در شعاع تحت پوشش عملکرد آن قرار دارد.   بنیامین نتانیاهو در مصاحبه با شبکه تلویزیونی CBS اظهار داشت بین روسیه و اسرائیل توافقات مناسبی وجود دارد که موجب اجتناب از برخورد اتفاقی می‌شود. بعید نیست این توافقات به عملیات اسرائیل علیه «حزب‌الله» و اقدامات نیروهای ایرانی مرتبط بوده، و هر نوع اقدامی علیه نیروهای وفادار به بشار اسد را مستثنی کرده باشد.   ---------- نویسنده: سرگی مِلکانیان - شرق شناس و مدیر پورتال علمی –تحلیلی مطالعات بین المللی (International Studies)   ---------- منبع اصلی: http://russiancouncil.ru/inner/?id_4=8711#top-content     ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 08 Mar 2017 06:50:23 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3085/سناریوی-اسرائیل-آینده-سوریه-یک-نگاه-روسی آیا اردن استراتژی خود را در سوریه تغییر داده است؟ http://www.iras.ir/fa/doc/news/3002/آیا-اردن-استراتژی-خود-سوریه-تغییر-داده ایراس؛ بر مبنای علایمی مشهود،  اردن در حال تغییر استراتژی خود در سوریه، در پرتو تحولات سیاسی و نظامی اخیر، است. در کانون این تغییر، آمادگی اردن برای اتخاذ یک رویکرد مستقل تر در تعامل با دولت بشار اسد قرار دارد. این کار با استفاده از روابط کاری خوب میان عبدالله، شاه اردن، و ولادیمیر پوتین برای تضمین آتش بس در جنوب سوریه، هدایت تلاش ها برای مصالحه بین دولت و گروه های شورشی میانه رو و رهبران قبایلی در جنوب، و تمرکز تلاش های نظامی ارتش اردن بر دولت اسلامی(داعش) و جبهه فتح شام(انصره) در منطقه بادیه سوریه، انجام می گیرد. پیش از سفر به واشینگتن در 2 فوریه برای ملاقات کاری با رییس جمهور جدید آمریکا، عبدالله در 25 ژانویه به مسکو رفت تا با پوتین درباره اوضاع سوریه، نقش اردن در مبارزه با تروریزم و روند سیاسی سوریه در چارچوب مذاکرات آستانه(15 ژانویه) گفتگو کند. شاه اردن همچنین درباره اوضاع جنوب سوریه هم با پوتین تبادل نظر کرد، منطقه ای که ثبات آن به طور مستقیم بر امنیت ملی اردن اثرگذار است.       در سفر قبلی عبدالله به مسکو، که پس از آغاز حضور نظامی روسیه در بحران سوریه در سپتامبر 2015 انجام گرفت، او و پوتین به توافقی دست یافتند که ناظران منطقه آن را «توافق شرافتمندانه» the gentlemen's agreement خواندند، که طبق آن جنوب سوریه از عملیات نظامی روسیه مصون باشد و در عوض اردن از نفوذ خود بر مجموعه موسوم به ارتش آزاد و قبایل محلی استفاده کند تا جلوی پیشروی گروه های افراطی جهادی را در این منطقه بگیرد و عبور از مرز را برای عملیات ارتش سوریه تسهیل کند.       در پی بازپس گیری شرق حلب در دسامبر و پیشروی کند ارتش عراق در آزادسازی موصل، اردن می خواهد مطمئن شود که جنگجویان فراری داعش به منطقه بادیه سوریه در مجاورت مرزهای اردن نفوذ نکنند. دو اردوگاه موقت آوارگان در مجاورت مرز اردن، نشان از استمرار تهدید برای این کشور دارد. امّان معتقد است که هر دوی این اردوگاه ها مورد نفوذ عناصر داعش قرار دارند و می توانند به عنوان جایگاه حمله به داخل اردن، مورد استفاده قرار گیرند. در اکتبر گذشته، داعش مسوولیت یک حمله با خودروی انتحاری به پرسنل امنیتی اردن را که در حال عملیات امدادی در اردوگاه رخبان بودند، به عهده گرفت که چند کشته و زخمی از نیروهای اردنی به جا گذاشت. در ملاقات ترامپ و عبدالله در واشینگتن، رییس جمهور آمریکا یک طرح آمریکایی را برای ایجاد منطقه امن با او در میان گذاشت و از نقش مهم اردن برای مبارزه با داعش گفت. با این که امّان به این پیشنهاد مبهم آمریکا واکنش رسمی نشان نداد، ولی چندان بی میل نیست که چنین منطقه امنی در جنوب سوریه ایجاد شود. اردن میزبان حدود 600.000 آواره سوری است که هزینه های مالی کمرشکنی دارند و ایجاد این منطقه می تواند بخشی از این آوارگان را به بازگشت داوطلبانه به خانه هایشان ترغیب کند.       اما مساله مهم تر، پیام های مثبتی است که امّان به دولت سوریه فرستاده است. در 30 دسامبر گذشته، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح اردن، سپهبد محمود فریحات به بی بی سی عربی گفت که افسران اردن و سوریه در تماس هستند و آموزش اردن به شورشیان مسلح با هدف مقابله با داعش انجام می گیرد، نه جنگ با دولت سوریه. او البته نسبت به ایجاد «کریدور زمینی ایران» از تهران به بیروت از طریق عراق و سوریه هم هشدار داد. در 9 فوریه، بسام البدارین، خبرنگار روزنامه القدس العربی چاپ لندن، مستقر در امّان گزارش داد که مقام اطلاعاتی ارشد سوریه، علی مملوک، در یکی دوماه گذشته دست کم 4 بار به پایتخت اردن رفته است.     آوارگان سوری در اردن     وقتی شورش های سوریه در مارچ 2011 آغاز شد، اردن از خواسته های آن ها حمایت کرد. بعدتر، اردن به گروه موسوم به «دوستان سوریه» ملحق شد که خواستار کنار رفتن بشار اسد از قدرت بودند. دولت اردن همچنین اجازه تشکیل یک مرکز عملیات نظامی را برای نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در نزدیک امّان صادر کرد که در واقع مرکز هدایت عملیات شورشیان مسح در جنوب سوریه بود. گزارش های تایید نشده ای وجود دارد که اردن در هفته های اخیر، با هدف گشودن مجراهای ارتباطی با دولت سوریه،  فعالیت های این مرکز را کاهش داده است.   شورشیان ضد دولت سوریه در حال آموزش در اردن     در 4 فوریه، ارتش اردن اعلام کرد که هواپیماهای بی سرنشین آن مواضع مختلف داعش را در جنوب سوریه هدف قرار دادند، از جمله یکی از مواضعی که داعش کنترل ان را از ارتش سوریه گرفته بود. دمشق که معمولا از اردن به خاطر حمایت از گروه های شورشی انتقاد می کرد، درباره این عملیات اظهار نظری نکرد. علامت دیگری که به حمایت اردن از روند صلح آستانه دلالت دارد، این بود که مقامات اردنی در جلسه فنّی در مذاکرات آشتی سوریه در آستانه(6 فوریه) حضور پیدا کردند. اردن تنها کشور عربی بود که روسیه به این مذاکرات دعوت کرد. روزنامه اردنی الدستور از قول سرگی لاوروف در 12 فوریه گزارش داد که اردن به همگرایی جناح های مختلف در مذاکرات آستانه یاری می رساند. یک روز بعد، همان روزنامه گزارش داد که لاوروف بار دیگر بر نقش اردن در تاثیرگذاری بر شماری از گروه ها در جنوب سوریه تاکید کرد. اردن بر مشارکت خود در دور دوم مذاکرات آستانه در 16-15 فوریه تاکید کرد. به گزارش روزنامه «اردن تایمز»، عبدالله شاه اردن، در ملاقات با خبرنگاران در 5 فوریه، بر اهمیت برقراری آتش بس در جنوب سوریه تاکید کرد. با این حال، دولت اردن درباره افزایش ناگهانی درگیری ها در 13 فوریه در شهر درعا میان ارتش سوریه و گروه هایی از جبهه فتح شام اظهار نظری نکرد. مفسّر سیاسی اردنی، محمد ابو رومان، در 6 فوریه در روزنامه الغد نوشت که دو تحوّل مهم، اردن را به اتخاذ یک رویکرد نظامی-استراتژیک جدید در جنوب سوریه وادار کرد. یک، حضور گروه «جیش خالد ابن ولید» وابسته به داعش در حوزه رود یرموک، در نزدیکی مرز اردن بود. تحول دیگر، مجموعه ای از حملات تروریستی است که در سال گذشته در اردن رخ داد و مسوولیت آن ها را داعش به عهده گرفت. ابو رومان نوشت: " در گذشته داعش مستقیما اردن را هدف قرار نمی داد. ولی با این تغییر، ما(اردنی ها) خود را در جنگ آشکار با داعش می یابیم." اردن با پیوستن به روند صلح آستانه و ارسال علایمی مبنی بر تغییر رویکرد خود به دمشق، به دنبال منافع خود است، با این پیش بینی که مذاکرات سیاسی با محوریت روسیه باعث تقویت و گسترش آتش بس شده و راه را برای مذاکرات ژنو که در 23 فوریه آغاز خواهد شد، باز می کند. حفظ صلح و ثبات در جنوب سوریه و حفاظت از مرزهای شمالی اردن، اولویت های اصلی امّان هستند، مساله ای که وزیر خارجه این کشور، ایمن صفدی، در 9 فوریه اعلام کرد. او البته داشتن مذاکرات پنهان با مقامات تهران را برای حفظ امنیت مرزهای شمالی اردن، رد کرد. فعلا، هم واشینگتن و هم مسکو از نقش متعادل کننده اردن در سوریه حمایت می کنند. انتهای متن/ منبع: «المانیتور»/ مشرق   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 18 Feb 2017 10:23:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3002/آیا-اردن-استراتژی-خود-سوریه-تغییر-داده احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در قرقیزستان http://www.iras.ir/fa/doc/news/2996/احتمال-برگزاری-انتخابات-زودهنگام-ریاست-جمهوری-قرقیزستان ایراس؛ با توجه به اعتراضات شدید در پارلمان قرقیزستان احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در این کشور وجود دارد. «ولادیمیر بانیکاف» کارشناس سیاسی روز و سردبیر سایت «آسیا- نیوز» طی یادداشتی در  خبرگزاری فارس، احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری قرقیزستان را بررسی کرد. در این یادداشت آمده است: با اینکه دوره تبلیغات انتخاباتی هنوز رسما آغاز نشده اما تنش‌های سیاسی دولتمداران روز به روز شدت می‌یابد. در همین حال صحبت‌ها راجع به برگزاری انتخابات زودهنگام در این کشور بیشتر به گوش می‌رسد. این روزها مهمترین سؤال در ذهن مردم قرقیزستان این است که روسیه از کدام نامزد حمایت می‌کند؟ می‌توان با اطمینان کامل گفت سال 2017 پر از تحولات سیاسی خواهد بود. سفر کاری «ولادیمیر پوتین» به قرقیزستان در اواخر ماه فوریه سال جاری در قالب سفر دوره‌ای وی به آسیای مرکزی صورت می‌گیرد و نتایج سفر وی به معنای شروع رسمی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در این کشور به نظر می‌رسد. به علت بحران اقتصادی، قرقیزستان نیازمند سرمایه‌گذاری است و حمایت از بودجه قرقیزستان یکی از موضوعات محوری مذاکرات «الماس‌بیک آتامبایف» رئیس جمهور این کشور و «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه می‌باشد. روسیه تاکنون بارها با کمک‌های مالی و وام‌ها مختلف از «بیشکک» حمایت کرده است. مردم قرقیزستان پوتین را به عنوان شریکی قابل اعتماد می‌شناسند و در صورت پشتیبانی رسمی یا غیررسمی «مسکو» از یک نامزد خاص، آن شخص آراء زیادی کسب خواهد کرد. علاوه بر این برخی نمایندگان پارلمان درباره برگزاری انتخابات زودهنگام صحبت می‌کنند که برای اجرای این طرح باید دولت استفعا دهد. در حال حاضر گام‌های اولیه نیز به این سمت برداشته شده و دلیل اصلی این اقدامات گزارش «ساران‌بای ژئن‌بک‌اف» نخست وزیر قرقیزستان درباره نتایج ضعیف این کشور در اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود. چندی پیش «عمربک تیک بایف» رئیس حزب «آتامکین» قرقیزستان و از اپوزسیون های این کشور، با اشاره به دلائل استعفای دولت، گفت: با سقوط صنعت پوشاک تعداد زیادی از شهروندان بیکار شدند، اقتصاد دچار رکود است، مشکلات مهاجرین کاری هنوز حل نشده و دولت نتوانست نتایج مؤثری در اتحادیه اقتصادی اوراسیا به دست آورد. «بخت تارابایف» رئیس حزب «انوگو پراگرس» سخنان تکی بایف را مورد قبول عنوان کرد و افزود: دولت باید به اشتباهات خود از جمله پیوستن قرقیزستان به اتحادیه اقتصادی اوراسیا اعتراف کند و چون مسئولیت این شکست متوجه نخست وزیر است پس وی باید استعفا دهد. نمایندگان حزب پارلمانی «رسپوبلیکا آتاژورت» نیز اعتراضاتی از این دست به دولت دارند. با وجود چنین اعتراضاتی در پارلمان قرقیزستان احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام افزایش می‌یابد. هنوز مشخص نیست که سرانجام این اعتراضات چه خواهد شد، برخی معتقدند امکان ایجاد اصلاحات در قانون و ادامه فعالیت دولت نیز وجود دارد. انتهای متن/   ]]> ترکیه Sat, 18 Feb 2017 07:15:21 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2996/احتمال-برگزاری-انتخابات-زودهنگام-ریاست-جمهوری-قرقیزستان هشدار چین به امریکا و ژاپن http://www.iras.ir/fa/doc/news/2979/هشدار-چین-امریکا-ژاپن ایراس؛ «گینگ شوانگ» سخنگوی وزارت امورخارجه چین تاکید کرد، پکن معاهده امنیتی دوجانبه آمریکا و ژاپن را محصول جنگ سرد و فاقد اعتبار برای تصمیم گیری درباره جزایردریای چین شرقی می داند. وی تصریح کرد، جزایر «دیائویا» در دریای چین شرقی و جزایر اطراف آن متعلق به چین است. رئیس جمهوری آمریکا اخیرا در دیدار با نخست وزیر ژاپن در واشنگتن گفت، بر اساس معاهده امنیتی دو کشور، آمریکا از موضع توکیو در جزایر تحت کنترل ژاپن از جمله جزایر دیائویو در دریای چین شرقی حمایت می کند. جزایر بدون سکنه اما راهبردی دیائویا در دریای چین شرقی که ژاپن آنها را «سنکاکو» می نامد، سالهاست محل مناقشه دوکشورهمسایه چین و ژاپن  است. اهمیت این جزایر که اکنون در اختیار ژاپن است به خاطر ذخایر فسیلی و ماهیگیری آن می باشد. به گزارش ایراس به نقل از پارس تودی، سخنگوی وزارت امور خارجه چین تاکید کرد، این کشور برای حراست از مناطق تحت حاکمیت خود ،عزم جدی دارد ومقامات آمریکا و ژاپن را متهم کرد که با دامن زدن به تنشها، موجب بی ثباتی و ناامنی در منطقه می شوند. شینزو آبه نخست وزیر ژاپن، اخیرا با سفر به واشنگتن تلاش کرد با ارائه بسته 150 میلیاردلاری برای سرمایه گذاری در آمریکا ضمن جلب نظر دونالد ترامپ رئیس جمهوری این کشور که فردی تاجر مسلک است، حمایت دولت وی را نیز از موضع توکیو در برابر پکن حفظ کند. براساس پیمان امنیتی که بعد از جنگ جهانی دوم میان آمریکا و ژاپن امضا شد، مسئولیت تامین امنیت این کشور به آمریکا واگذار و ژاپن از داشتن ارتش منع شد. ژاپن در تلاش برای تقویت قدرت نظامی اما در یک دهه اخیر ژاپن با حمایتهای آمریکا و تبدیل سازمان دفاعی به وزارت دفاع به سرعت در حال تقویت قدرت نظامی خود است و از پوسته یک کشور کاملا فاقد توان نظامی خارج شده و اکنون با آمریکا اقدام به برگزاری رزمایش، تولید مشترک موشکهای پیشرفته تهاجمی و اعزام نیرو به خارج از مرزها می کند. از اینرو از دیدگاه چین، ژاپن دیگر نمی تواند در پوشش چتر امنیتی آمریکا و با تاکید بر پیمان امنیتی توکیو به مداخلات خود در مناطق مختلف از جمله دریای چین شرقی ادامه دهد. چین این پیمان را محصول دوران خاصی از تاریخ ژاپن و ویرانی این کشور و منطقه می داند که واشنگتن پیمان امنیتی را به ژاپن شکست خورده تحمیل کرد. بنابراین با گذشت حدود هفت دهه و به دلایل مختلف تغییرات در عرصه روابط بین الملل و تحولات امنیتی و اقتصادی در شرق آسیا و همچنین تغییر وضعیت امنیتی و نظامی ژاپن، پیمان امنیتی میان این کشور و آمریکا اعتبار و موضوعیت خود را از دست داده است و توکیو و واشنگتن نمی توانند همچنان از آن به عنوان اهرم و ابزاری برای دخالت در امور منطقه استفاده کنند. تاکید چین بر پایان عصر ائتلافهای نظامی از دیدگاه دولت چین، عصر همکاری و ائتلافهای نظامی که در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا در منطقه  شرق آسیا از جمله به  ژاپن و کره جنوبی تحمیل کرد، پایان یافته است و عصر کنونی روابط بین الملل بر همکاری و همگرایی منطقه ای برای کمک به صلح و تداوم رشد اقتصادی استوار است. اما آمریکا در جهت اهداف خود، با سوء استفاده از پیمان امنیتی نه تنها حق دخالت در امور منطقه را برای خود موجه میداند بلکه می کوشد با استفاده از آن، به التهاب امنیتی در منطقه دامن بزند تا حضور نظامی خود را در حوزه پیرامونی چین  تقویت نماید. در هر حال، از دیدگاه چین، کشورهای منطقه با تاکید بر منافع جمعی و تکیه بر توانایی داخلی و منطقه ای از توانایی لازم برای تامین امنیت دریاها برخوردارند و پکن دخالت های آمریکا را صرفا با هدف دامن زدن به اختلافات به منظور پیشبرد اهداف واشنگتن می داند و به همین دلیل بارها به ژاپن و کره جنوبی در مورد پیامدهای بازی در زمین آمریکا هشدار داده و خواهان رویکرد آنها به همکاری منطقه ای شده است. انتهای متن/   ]]> چین Wed, 15 Feb 2017 08:02:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2979/هشدار-چین-امریکا-ژاپن آیا برای برقراری ثبات در لیبی از روسیه کمک می خواهند؟ http://www.iras.ir/fa/doc/news/2958/آیا-برقراری-ثبات-لیبی-روسیه-کمک-می-خواهند ایراس؛ روزنامه تایمز می نویسد که دولت ایتالیا از مسکو درخواست کرده در مساله برقراری ثبات در لیبی نقش کلیدی را به عهده بگیرد. تایمز می نویسد که حضور کلیدی روسیه در این مساله می تواند ریسک هایی به دنبال داشته باشد، زیرا روسیه از این طریق پایگاه جدیدی در افریقای شمالی برای خود فراهم خواهد کرد و سیل مهاجران عازم اروپا را تحت کنترل خود خواهد گرفت. سال 2016 نزدیک به181 هزار مهاجر از افریقای شمالی به ایتالیا رفتند و بیش از 4500 نفر در دریای مدیترانه و در مسیر سواحل اروپا غرق شدند. هفته گذشته وزرای امور خارجه روسیه و ایتالیا گفتگویی داشتند و پس از آن وزیر ایتالیا گفت که مایل به همکاری با روسیه است. با این وجود، روزنامه تایمز می نویسد که تمایل روسیه به همکاری با ایتالیا برای حل بحران پناهجویان لیبی به احتمال زیاد برگزفته از تمایل این کشور برای احیای نفوذ خود در منطقه است و نه حل مسایل انسانی. روزنامه تایمز تاکید می کند که طی ماه های اخیر روسیه با ژنرال خلیف حفتر که کنترل بخش شرقی لیبی را در دست دارد تماس هایی گرفته است. تحلیلگران این روزنامه می گویند که ظاهرا کرملین به دنبال حاکم جدیدی برای لیبی است. بعد از سرنگونی و قتل معمر قذافی در اکتبر سال 2011، کشور تحت کنترل دو رهبر درآمد. دو رهبر به طور موازی در انتخابات پارلمانی در طبرق واقع در شرق لیبی و کنگره طرابلس در غرب لیبی کاندیدای رهبری شدند. با حمایت سازمان ملل متحد در شهر طرابلس دولت اتفاق ملی به رهبری فایز السراج تشکیل شد و وی از 31 مارس 2016 رسما کنترل منطقه غرب را به دست گرفت، با این حال پارلمان شرق حاضر به همکاری با نشدند. ارتش ملی لیبی حاضر نیست از دولت تحت حمایت سازمان ملل در طرابلس اطاعت کند و خلیف حفتر حاکم منطقه غربی متحد پارلمان در طبروق است. به اعتقاد ایوان کانووالوف مدیر مرکز حوادث استراتژیک و کارشناس نظامی روس، ژنرال حفتر امروز همان شخصی است که با تروریست ها در لیبی مبارزه می کند. وی در ادامه توضیح می دهد: «امروز برای لیبی مهمترین مساله نابود کردن تروریست هایی است که بعد از شروع عملیات نابودی داعش از سوریه و عراق خارج می شوند و به کشور بازمی گردند. اروپا چشم خود را روی این جریان بسته است. آنها به این مساله توجه ندارند که ژنرال حفتر با تروریست ها مبارزه می کند. ژنرال حفتر کاملا شناخته شده است، اما این مساله برای قانونی بودن او کفایت نمی کند و غرب حاضر به حمایت از او نیست، زیرا نمی خواهند که او این مبارزه سنگین را به پایان برساند». به اعتقاد این کارشناس روس جای تعجب نیست که از مسکو بخواهند نقش کلیدی در برقراری ثبات لیبی ایفا کند. وی در ادامه توضیح می دهد: «روسیه تنها کشوری است که واقعا به تمام دنیا اثبات کرده راه های مبارزه با تروریسم را می داند. روسیه مواضع خود را تغییر نمی دهد و این مساله اهمیت زیادی دارد. موفقیت عملیات روسیه در سوریه اثبات کننده همین مساله است. علاوه بر این، دشمن در عملیات تحت رهبری روسیه صدمات جدی متحمل شد، با این حال، کشور آرام آرام به سمت مذاکرات صلح آمیز حرکت می کند. این پروسه هم مرهون تلاش های روسیه است. هیچ کشور دیگری این کار را نکرده است. به غیر از روسیه سراغ کدام کشور می توانند بروند و کدام کشور است که بتواند این مساله را حل کند؟». انتهای خبر/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 11 Feb 2017 12:07:25 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2958/آیا-برقراری-ثبات-لیبی-روسیه-کمک-می-خواهند نقش زمان و تحولات در ثمردهی مذاکرات «آستانه» http://www.iras.ir/fa/doc/note/2936/نقش-زمان-تحولات-ثمردهی-مذاکرات-آستانه ایراس؛ مذاکرات «آستانه» برای بسیاری از کشورهای منطقه از جمله کشورهای آسیای مرکزی مهم است اما این مذاکرات برای بدست آوردن نتیجه مطلوب روندی طولانی طی خواهد کرد. «نورالدین مامبیت‌اف» کارشناس سیاسی آسیای مرکزی و خاورمیانه در یادداشتی در خبرگزاری فارس، با اشاره به مذاکرات اخیر سوری در «آستانه» به بررسی تحولات احتمالی سوریه پرداخت. در این یادداشت آمده است: بر اساس تحولات خاورمیانه و به خصوص سوریه، کشورهای آسیای مرکزی به مذاکرات میان طرف‌های درگیر در سوریه توجه زیادی دارند. به همین دلیل مذاکرات 4 و 5 بهمن در «آستانه» با حضور مقامات دولتی و معارضین سوری، روسیه، ایران، ترکیه و سازمان ملل متحد که در پایتخت قزاقستان با هدف تقویت آتش بس در سوریه صورت گرفت از سوی کارشناسان و رسانه‌های منطقه پیگیری می‌شوند. در حقیقت جنگ 6 ساله سوریه نه تنها برای طرف‌های داخلی بلکه برای بازیگران خارجی مشکلات و چالش‌های را ایجاد کرده است. در همین راستا کارشناسان معتقدند هر مسیری جز مسیر کسب راه حل مسالمت آمیز و احترام گذاشتن به اراده مردم سوریه بر ثبات و امنیت منطقه تاثیر منفی خواهد داشت. با این حال یکی از نتایج مثبت روند مذاکرات آستانه تقویت آتش بس موقت بین طرف‌های درگیر می‌باشد که این موضوع از سوی یکی از رهبران ائتلاف معارضین سوری «جیش الاسلام» و «بشار جعفر» نماینده دولت سوریه و سفیر این کشور در سازمان ملل، رسما اعلام شد. به نظر می‌رسد که پیامدهای قابل توجه مذاکرات آستانه، می‌تواند فرآیند انشعاب معارضین سوری به میانه‌رو و تندرو باشد. از یک سو بسیاری از گروه‌های کوچک که به صورت مستقل علیه دمشق اقدام می‌کردند، در ترکیب «احرار الشام» که ائتلافی از گروه‌های سلفی می‌باشد، قرار گرفتند. از سوی دیگر بلوک جدید گروه‌های جهادی «تحریر الشام» شکل گرفت که هسته اصلی آن را «جبهه فتح الشام» (جبهه النصره پیشین) تشکیل می‌دهد. جنگجویان خارجی از جمله گروه ازبکی «توحید و الجماعت» و احتمالا واحد مسلح حزب اسلامی ترکستان (اویغورها) به این بلوک پیوستند. این رویداد که در نگاه اول محدود به نظر می‌رسد، در آینده می‌تواند برای سوریه چندین پیامد داشته باشد که برخی از آنها منفی خواهند بود. در واقع در لابلای فرآیند تضعیف گروه‌های مسلح در سوریه، «جبهه فتح الشام» به عنوان افراطی‌ترین گروه موجود به طور قابل توجهی تقویت شد و در صورت افزایش تعداد جنگجویان تحریر الشام از بین بردن این بلوک جهادی‌ها دشوار خواهد شد. بنابراین روسیه به منظور از بین بردن تحریر الشام مجبور به افزایش حضور خود در جنگ سوریه خواهد بود. این در حالی است که به دلیل حضور نیروهای ارتش سوریه در چندین جبهه متفرق، توانایی آنان برای مبارزه با جنگجویان پائین آمده است. ترکیه به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان جنگ سوریه با اینکه از نظر تعداد نظامی و تجهیزات دومین ارتش ناتو می باشد، در درگیری با داعش در شهر «الباب» عملا گیر کرده است. ولی با این وجود ترکیه از نفوذ بالای احرار الشام و رهبران آن برخوردار است که از سوی جبهه فتح الشام متهم به همکاری با «آنکارا» می‌شوند. از این لحاظ بازی رقابت بین تحریر الشام و احرار الشام به طور بالقوه می‌تواند نفوذ و قدرت آنان را تضعیف کند. اما اینجا نیز مشکلاتی وجود دارد که به بحث میانه‌رو شناخته شدن احرار الشام باز می‌گردد. همزمان به حساب آوردن منافع قطر و عربستان سعودی که حامی احرار الشام می‌باشند، الزامی خواهد بود. با این حال جذب احرار الشام به روند مذاکرات صلح منجر به پیوستن به تحریر الشام ( عملا به جبهه فتح الشام) خواهد شد مانند پیوستن «خلیل ابو اسماعیل» یکی از فرماندهان احرار الشام به تحریر الشام. البته ترکیه به دنبال منافع خود است که مهم‌ترین آنها ایجاد منطقه‌ای حائل از قلمروهای خارج از کنترل دمشق می‌باشد نظیر شهر «طرابلس» در شمال که توسط نیروهای پلیس محلی ایجاد شد. گذشته از آن جلب حمایت کردهای سوریه مانند حزب اتحاد دموکراتیک و دسته‌های دفاع خودی به روند مذاکرات می‌تواند سبب انصراف آنکارا از استفاده از نفوذ خود در قبال احرار الشام شود که از طریق مرز ترکیه با سوریه پشتیبانی می‌شوند. بنابراین با توجه به ائتلاف معارضین سوری با محوریت احرار الشام، نقش ترکیه می‌تواند افزایش پیدا کند. به عبارت دیگر برای آنکارا می‌تواند فرصتی برای ایجاد ائتلاف گروه‌های متعدد تحت فرماندهی واحد فراهم شود. چنانچه گروه‌های مختلف با احرار الشام ادغام شوند و در حقیقت برای برقراری صلح در سوریه نقش بازی کنند، پس سایر طرف‌های ذی‌نفع به خصوص روسیه و ایران لازم است با ترکیه همکاری‌های نزدیک‌تری انجام دهند. با این وجود برای نتیجه‌گیری قطعی در خصوص فرآیندهای در حال انجام در صفوف جنگجویان، هنوز خیلی زود است زیرا از شکل‌گیری 2 گروه عمده تحریر الشام و احرار الشام زمان زیادی نگذشته و علاوه بر آن بیشتر آنان برای یکدیگر متحدان سابق می‌باشند. در هر صورت به نظر می‌رسد که مذاکرات صلح سوری در آستانه با توجه به وجود اختلافات فراوانی که طی 6 سال جنگ شکل گرفته آغاز یک روند نسبتا طولانی خواهد بود. انتهای متن/   ]]> آسیای مرکزی Wed, 08 Feb 2017 06:57:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/2936/نقش-زمان-تحولات-ثمردهی-مذاکرات-آستانه ترامپ به دنبال متحدان جدید در آسیا http://www.iras.ir/fa/doc/note/2931/ترامپ-دنبال-متحدان-جدید-آسیا ایراس؛ دولت جدید آمریکا در تلاش برای یافتن متحدان و دشمنان جدید، درصدد اختلاف اندازی در روابط روسیه و ایران است و قصد دارد هند را جایگزین چین، بعنوان مرکز قدرت اقتصادی در آسیا کند و از این طریق نفوذ خود در این قاره را افزایش دهد.   روزنامه اینترنتی «گازیتا.رو» روسیه در تحلیلی نوشته است: "دونالد ترامپ" بارها چین را تهدیدی جدی برای آمریکا در عرصه تجارت بین الملل نامیده که برای مبارزه با آن تلاش ها و متحدان بسیاری لازم است. آمریکا برای برقراری روابط خود با کشورهای آسیایی، نیاز به تمرکز روی مسائل اقتصادی دارد تا جایگزینی برای مرکزیت قدرت در منطقه باشد. تحلیلگران معتقدند که این مرکز جانشین می تواند کشور هند باشد. دولت جدید آمریکا به دنبال یافتن متحدینی جدید و دشمنانی جدید است. کاخ سفید امیدوار است که بتواند همکاری های دیپلماتیکی و نظامی بین روسیه و ایران را خدشه دار کند و برای این منظور قصد معامله با مسکو را دارد. این مسئله را روز گذشته روزنامه «وال استریت ژورنال» به نقل از مقامات بلندپایه دولت دونالد ترامپ فاش کرده است. به گفته این منابع خبری، ترامپ به دنبال راهی است تا مانع از پیشرفت ایران شود.   کاخ سفید همچنین از افزایش نقش چین در عرصه بین المللی ناراضی است. رئیس جمهوری جدید آمریکا متحد بزرگی پیدا کرده تا به این کشور در کاهش نفوذ چین کمک کند. و با وجود درک متقابلی که در مذاکرات اخیر بین ترامپ و "ولادیمیر پوتین" بوجود آمده، این متحد روسیه نیست. یکی از نخستین رهبران جهانی که بعد از مراسم تحلیف به دونالد ترامپ تبریک گفت، "ناریندرا مودی" نخست وزیر هند بود. بر اساس اطلاعات کاخ سفید، ترامپ و مودی در جریان مذاکرات تلفنی خود به بررسی امکانات برای تقویت مشارکت بین ایالات متحده و هند در ابعاد مختلف اقتصادی و دفاعی پرداختند. یک مقام آگاه نزدیک نخست وزیر هند یادآور شده که محور گفتگوهای رهبران دو کشور روی مسائل دفاعی متمرکز بود. واشنگتن و دهلی منافع راهبردی مشترکی دارند تقویت روابط با هند در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما هم دارای اولویت خاصی بود، ولی ترامپ مایل است روابط دو کشور را تا جای ممکن ارتقاء دهد. "مانپریت عناند" معاون سابق مشاور دفتر امور آسیای جنوبی و مرکزی وزارت امور خارجه هند می گوید: «با کمک اقدامات دولتی مداوم و حمایت قاطع کنگره، طی چند سال اخیر آمریکا روابط خود را با هند بسیار گسترش داده است و دولت ترامپ این تلاشها را دوبرابر خواهد کرد، برای اینکه منافع راهبردی کشورهای ما در یک جهت گیری قرار دارد.» به عقیده کارشناسان، واشنگتن به هند نیاز دارد تا با حاکمیت در حال افزایش چین در آسیا مقابله کرده و نفوذ آمریکا در این بخش از جهان را افزایش دهد. و این هدف در حال حاضر که ترامپ خروج آمریکا از مشارکت فراآتلانتیکی را اعلام کرده، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. چین در بلوک تجارت آزاد منطقه مشارکت ندارد و می توانست بر رهبری آمریکا در منطقه آسیا غلبه پیدا کند و اکنون با خروج آمریکا، چین هم فورا شروع به پر کردن خلاء موجود نموده است.   "ساشا رایزر کوسیتسکی" کارشناس امور آسیایی شرکت مشاورتی «گروه اورآسیا»می گوید: «بسیاری از طراحان آمریکایی، توسعه هند را تنها راه مقابله با چین می دانند و این مسئله را به نفع آمریکا می دانند و بیش از دهها سال است که سیاست آمریکا این منطق را دنبال کرده و با تقویت روابط با هند و همکاریهای بی سابقه در عرصه انرژی هسته ای صلح آمیز و توسعه تولیدات مشترک فناوریهای دفاعی، در عمل هیچ توقع خاصی هم از هند در برابر این خدمات نداشته است.» حمایت دهلی از سیاست های تند ترامپ در قبال مسلمانان لفاظی های تند ترامپ در قبال مسالمان و حتی ممنوعیت ورود مسلمانان هفت کشور به آمریکا، از سوی اکثریت مردم هند که هندو هستند، اقدامی مثبت بشمار رفته است. هند با توجه به مشاجرات مرزی خود با پاکستان، به ندرت دچار رویارویی جدی شده و همواره مشکلات بوجود آمده را بدون میانجیگری کسی حل و فصل کرده است. ولی در زمان سفر آتی مودی به واشنگتن  که در سال جاری انجام خواهد شد، نخست وزیر هند خواستار آن خواهد شد تا ترامپ مواضع تندتری را در قبال اسلام آباد اتخاذ کرده و از تلاشهای دهلی نو در مبارزه با تروریسم حمایت بیشتری کند. تحلیلگران بر این عقیده هستند که رئیس جمهوری آمریکا نیز آمادگی آن را دارد تا روابط دوجانبه با هند را به قدری توسعه دهد که اعتبار دهلی نو در عرصه بین المللی تا جای ممکن افزایش پیدا کند. مسئله این است که هند سالهاست که در سایه چین قرار داشته و بازار ذخیره ای برای سرمایه گذاران نو بشمار می رفت و اکنون یکی از مهمترین اهداف نخست وزیر هند تغییر این وضعیت است. لازم به ذکر است که گفتگوی تلفنی مودی با ترامپ نیز دقیقا یک هفته قبل از تایید بودجه دولت صورت گرفت و کابینه وزراء می توانست تغییراتی را در هزینه های کلیدی خود در نظر بگیرد. برغم موانع اقتصادی و وجود ابهاماتی در سیاست خارجی دولت ترامپ، یک مقام نزدیک به ترامپ، هند را یکی از مکان های جذب سرمایه گذاری برای آینده نامیده که با توجه به سابقه همکاری شرکت های آمریکایی و هندی، قطعا تسهیلات بیشتری برای مشارکت در عرصه های اقتصادی برای دو طرف بوجود خواهد آمد. انتهای متن/ منبع: تسنیم   ]]> آسیای مرکزی Wed, 08 Feb 2017 06:08:51 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/2931/ترامپ-دنبال-متحدان-جدید-آسیا میراث رئیس جمهوری تمام شده آمریکا برای روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/2867/میراث-رئیس-جمهوری-تمام-شده-آمریکا-روسیه ایراس؛ باراک اوباما رئیس جمهوری سابق آمریکا که روز جمعه (اول بهمن) کاخ سفید را تحویل دونالد ترامپ داد، میراثی را برای روسیه بر جای گذاشت که از نگاه این کشور بدترین مناسبات بین دو کشور تاکنون به شمار می رود. به گزارش ایراس، بر خلاف دور اول ریاست جمهوری اوباما که روابط با روسیه در دوران دیمیتری مدودیف رئیس جمهوری سابق این کشور گسترش یافت از سال 2012 که ولادیمیر پوتین سومین دوره مسئولیت ریاست جمهوری را آغاز کرد، مناسبات واشنگتن و مسکو عقب گرد داشت. اوکراین نقطه تقابل مسکو و واشنگتن: ناآرامی های اوکراین در سال 2013 به نقطه آغاز واگرایی روابط تبدیل شد. آمریکا و اتحادیه اروپا از اعتراض های ضددولتی علیه ویکتور یانوکوویچ رئیس جمهوری وقت که براساس انتخابات روی کار آمده بودند، به صورت مستقیم و فرستادن نمایندگان بین تظاهر کنندگان حمایت می کردند. از دیگر سو، مسکو که روابط نزدیکی با کی یف داشت، تلاش می کرد اوضاع به سقوط حکومت منجر نشود و با وجود امضای قرارداد بین مخالفان و دولت با میانجیگری اتحادیه اروپا برای مذاکره، در فوریه 2014 فشارهای معترضین و حمایت های خارجی منجر به سقوط یانوکوویچ و فرار وی به روسیه شد. شروع درگیری های مسلحانه بین نیروهای مخالف دولت جدید در شرق اوکراین (منطقه دونباس) که مسکو متهم به حمایت از شبه نظامیان می شد و همچنین برنامه همه پرسی در شبه جزیره کریمه در کناره دریای سیاه که به انضمام آن به روسیه منجر شد، روابط این کشور با غرب به ویژه آمریکا را در تیرگی کامل و تحریم های متقابل فرو برد که هنوز هم ادامه دارد. قدرت نمایی نظامی غرب تا پای دیوار روسیه: افزون بر تحریم های ضدروسی، گسترش نفوذ نظامی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و آمریکا در شرق اروپا مانند استقرار سامانه های موشکی در رومانی و لهستان، اعزام موقت یا دائمی نیرو به لتونی و استونی دو جمهوری سابق شوروی هم مرز روسیه و همچنین لیتوانی، مولداوی و گرجستان که با پشتیبانی کامل اوباما صورت گرفته، از جمله میراث های رئیس جمهوری پایان یافته است. تیرماه سال جاری نیز اوباما خطاب به نشست سران 28 کشور عضو ناتو در ورشو پایتخت لهستان توصیه کرد: «اقدام های خصمانه روسیه علیه اوکراین، تهدید کننده دیدگاه و مواضع ما برای اروپا به عنوان منطقه صلح و آزادی است و اعضای ناتو باید تعهدهای لازم را برای مقابله با این چالش و همچنین برگزیت و مقابله با داعش برعهده گیرند.» روسیه نیز در باره این نگاه ضدروسی غرب به ویژه آمریکا حاکم بر نشست ناتو اعلام کرد: تدابیر نظامی مسکو در مقابل اقدام های ناتو در شرق اروپا بزودی این واقعیت را روشن خواهد کرد که امنیت کشورهای میزبان این پیمان مختل می شود. الکساندر گروشکو نماینده دائمی روسیه در ناتو 17 تیر ماه گفت که این پیمان به دشمن سازی از مسکو برای رسیدن به اهداف خود ادامه می دهد و گام های ناتو در شرق اروپا نیز اوضاع را بدتر می کند. وی در مصاحبه با روزنامه روسی کامرسانت افزود: ناتو با استفاده از نظامیگری در قاره اروپا خطوط حائل جدیدی ایجاد می کند و می خواهند مانع اجرای طرح اروپای بزرگ شوند تا وابستگی کشورهای منطقه به آمریکا بیشتر شود. گروشکو ادامه داد: اکنون تلاش زیادی صورت می گیرد تا این رویارویی به روسیه تحمیل شود در حالیکه ما علاقه ای به شکل گیری چنین وضعیتی نداریم، ولی ناتو باید آگاه باشد که ادامه این رویکردها نتیجه معکوس دارد، زیرا همه کارشناسان عاقل می دانند مسکو حتما به اقدام نظامی ناتو پاسخ خواهد داد. وی گفت: کشورهایی که خود را در خط مقدم جبهه با مسکو اعلام کرده اند، بزودی درک خواهند کرد که اقدام ها برای افزایش امنیت روسیه در واقع مختل کننده امنیت آنها خواهد بود و مسکو از سوی ناتو مجبور می شود، این کشورها را به عنوان مناطق استقرار توانمندی های جدید نظامی در نظر بگیرد. اقدام های ضدروسی اوباما تا روزهای آخر مسئولیت؛ واکنش کرملین: اوباما در ماه پایانی ریاست جمهوری نیز قانون ممنوعیت همکاری های نظامی روسیه و آمریکا جز در موارد تائید شده از سوی رئیس جمهوری این کشور را همراه دهها تحریم ملی، فردی و حقوقی امضا و تقریبا روابط را متوقف کرد و تحویل ترامپ جانشین خود داد. کاخ کرملین مقر ریاست جمهوری روسیه نیز 25 دی ماه و در روزهای پایانی ریاست جمهوری اوباما اعلام کرد که پافشاری بر تیره شدن روابط واشنگتن و مسکو با پیامد کاهش مناسبات و در مواردی حتی قطع همکاری های دوجانبه، تاسف آور است. دیمیتری پسکوف سخنگوی کرملین در این باره افزود: مسکو از اینکه دوره تیرگی روابط روسیه و آمریکا بطور بی سابقه ای به درازا کشیده و این وضعیت در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما رخ داده، متاسف است. ویتالی چورکین نماینده دائمی روسیه در سازمان ملل حتی اعلام کرده است: روابط مسکو و واشنگتن به پایین ترین سطح و دوره جنگ سرد رسیده و وضع کلی بسیار بد و بدترین از سال 1973 (شوروی) تاکنون است. افق ماندگاری میراث ضدروسی اوباما در دوره ترامپ: سرشناس ترین چهره ضدروسی بین جمهوریخواهان که فعالیت های خود را از حدود دو ماه پیش افزایش داده، مک کین رئیس کمیته نیروهای مسلح آمریکا است که تندترین دیدگاهها را علیه روسیه دارد. وی ماه گذشته در جریان سفر به گرجستان، اوکراین و استونی اعلام کرد: برای اعمال تحریم های سخت تر علیه روسیه تلاش های بیشتری خواهیم کرد. رئیس کمیته نیروهای مسلح آمریکا در جریان دیدار از اوکراین نیز گفت: مبارزه شما مبارزه ما است و با هم پیروز می شویم و به پوتین هم می گویم، هیچگاه نمی تواند اوکراینی ها را از آزادی ها و استقلال خود محروم کند. مک کین همچنین در تالین پایتخت کشور بالتیکی استونی که هم مرز روسیه است، اقدام ناتو برای مقابله با این کشور را خواستار شد و تاکید کرد: باید رفتار خصمانه مسکو هدف گیری شود. تاکیدها و مواضع ضدروسی جان مک کین و همفکران وی مخالف دیدگاههای ترامپ است که بارها اعلام کرده، همگرایی با روسیه در مسائل بین المللی را پیش می گیرد و برای بازسازی روابط مسکو و واشنگتن که در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما بر اثر تحریم ها تیره و پر تنش شده است، اقدام می کند. اکنون، شماری از نمایندگان کنگره از هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات که گرایش های شدید ضدروسی دارند، طرح ماندگاری و احتمالا افزایش تحریم ها علیه روسیه را نیز آماده کرده اند که براساس آن، اختیار لغو تحریم ها از ترامپ سلب می شود. روزنامه نزاویسیمایا گازتا و تارنمای لنتارو روز دوشنبه با اعلام این خبر، نوشتند: چاک شامر سناتور دمکرات هفته آینده همراه سناتور بن کاردین با حمایت جان مک کین و لیندسی گراهام همتایان خود متن تهیه شده را به کنگره ارائه می دهند. با وجود تمام وعده های ترامپ و انتظار روسیه برای آغاز همکاری با دولت جدید آمریکا که بهبود روابط را در پی داشته باشد، نمی توان گفت، چنین هدفی به آسانی قابل دسترسی است و حتی امکان دارد، مشکلات بسیار پیش رو سبب توقف آن شود. گردآوری و تدوین: هادی مولوی نیا/ خبرگزاری جمهوری اسلامی انتهای متن/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 25 Jan 2017 07:16:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2867/میراث-رئیس-جمهوری-تمام-شده-آمریکا-روسیه