موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سازمان های منطقه ای :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/peace-and-conflict Fri, 28 Apr 2017 16:34:23 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 28 Apr 2017 16:34:23 GMT سازمان های منطقه ای 60 افزایش بهای گاز در صورت خروج اعضا از اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/news/3086/افزایش-بهای-گاز-صورت-خروج-اعضا-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا به گزارش ایراس به نقل از ایزوستیا: دمیتری مدودف، نخست وزیر روسیه اعلام کرد که کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا گاز روسیه را به قیمت تخفیفی خریداری می کنند و خروج از این اتحادیه قطعاً خطر افزایش قیمت گاز طبیعی برای آن ها را در پی خواهد داشت. این بیانیه روز سه شنبه، 7 مارس در نشست شورای بین دولتی اوراسیا اعلام گردید. ریا نوواستی به نقل از نخست وزیر روسیه اعلام کرد: « رک و راست بگویم، اگر برخی از کشورهای حاضر در اینجا به عضویت اتحادیه ما در نمی آمدند یا از آن خارج می شدند، اینک می بایست گاز را به قیمت اروپا خریداری می نمودند. هیچ نیازی به اثبات و محاسبه نیست، قطعاً همه چیز بسیار گرانتر بود». مدودف همچنین از کشورها درخواست نمود تا «مانع همگرایی» نگردند. به گفته وی، هیچکس به اجبار در ترکیب اتحادیه نگه داشته نشده است. اینک ارمنستان، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا می باشند. طی سال های اخیر همه این کشورها به طور قابل ملاحظه ای حجم صادرات به بازارهای روسیه را افزایش داده اند و تسهیلاتی در خصوص همکاری در حوزه انرژی دریافت نموده اند و همکاری صنعتی را تقویت کرده اند. پایان خبر/   ]]> سازمان های منطقه ای Wed, 08 Mar 2017 08:28:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3086/افزایش-بهای-گاز-صورت-خروج-اعضا-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا اکو و مثلث چندجانبه‌گرایی اقتصادی در اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3082/اکو-مثلث-چندجانبه-گرایی-اقتصادی-اوراسیا ایراس: اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، روز 11 اسفند میزبان سیزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (اکو) بود. در این نشست که در آن، ریاست دوره‌ای سازمان از جمهوری آذربایجان به پاکستان تحویل داده شد، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران نیز شرکت داشت و به ایراد سخنرانی پرداخت. هرچند روحانی در سخنرانی خود بر نبود مانع بر سر راه توسعه و تعمیق همکاری‌ها در منطقه اکو سخن گفته و به ضرورت اجرایی شدن طرح‌های موجود در چارچوب این سازمان اشاره نمود، سایه عدم توافقات و اختلافات موجود، یعنی امری که تاکنون اکو را به ناکارآمدی کشانده، همچنان بر سر این سازمان سنگینی می‌کند. با این حال، این بدان معنا نیست که ظرفیتی برای حرکت رو به جلو وجود ندارد.   درباره علل ناکارآمدی اکو و ناکامی این سازمان در دستیابی به اهدافی که از بیش از سه دهه قبل برای آن تعیین شده، بسیار گفته و نوشته شده و در آستانه نشست اخیر نیز منابع بسیاری بار دیگر بازخوانی این موضوع را در دستور کار قرار دادند. از فقدان هم‌تکمیلی اقتصادی میان اعضای سازمان گرفته تا برون‌گرایی تجاری و عدم احساس برابری منافع، همگی مواردی است که در این زمینه مورد اشاره قرار گرفته است. اما شاید فراتر از تمامی این موارد، آنچه بیش از همه به عنوان مانعی بر سر راه موفقیت سازمان جلوه‌گر شده، وجود اختلافات سیاسی میان اعضا بوده است؛ امری که این بار نیز به شکلی جدی، یکی از نمودهای خود را در اجلاس اسلام‌آباد به نمایش گذاشت.   در چارچوب این عامل، یعنی اختلافات سیاسی، مواردی همچون دستور کارهای رقابتی ایران و ترکیه، بدبینی‌های پایدار تاجیکستان و ازبکستان به یکدیگر، خصومت دیرپای افغانستان و پاکستان و اختلافات گاه و بیگاه ایران با برخی از کشورهای آسیای مرکزی – از جمله اخیراً با ترکمنستان بر سر موضوع صدور گاز طبیعی – قابل اشاره است. در آستانه اجلاس اخیر نیز شدت گرفتن دوباره اختلافات کابل و اسلام‌آباد سبب شد افغانستان از حضور در نشست خودداری کند. از سوی دیگر، اجلاس مذکور در شرایطی برگزار شد که به سبب برخی موضع‌گیری‌های مقامات عالیرتبه ترکیه علیه ایران، فضایی نامساعد بر روابط تهران و آنکارا نیز سایه‌افکن شده بود.   در چنین شرایطی، سوال اینجاست که آیا باز هم تنها شاهد یک گردهمایی تشریفاتی سران کشورهای عضو اکو بوده‌ایم، یا آن‌گونه که روحانی و وزیر خارجه وی، محمد جواد ظریف در جریان این اجلاس اشاره کردند، می‌توان به ارتقای همکاری‌ها در چارچوب این سازمان و حرکت رو به رشد آن امید داشت؟ پاسخگویی به این سوال را می‌توان در قالب طرح چند محور اصلی به انجام رساند.   امکان «همکاری»، امتناع «همگرایی» نخستین و شاید مهمترین موضوعی که در بحث از اکو و چشم‌انداز آن می‌بایست مورد توجه قرار داد، ضرورت حفظ انتظارات از این سازمان در حدی معقول و تعمیم ندادن عرصه فعالیت‌های سازمان به آن حوزه‌هایی است که اساساً برایش امکان‌پذیر نبوده و نخواهد بود. در این راستا، پیش از هرچیز لازم است تکلیف خود را با یک مسئله برای همیشه روشن کنیم: اکو سازمانی برای «همکاری» است و با همین هدف نیز شکل گرفته و انتظار تبدیل آن به یک چارچوب «همگرایی» از اساس غیرواقع‌بینانه است.   شکل‌گیری سازمان همکاری عمران منطقه‌ای (آر سی دی) به عنوان هسته اصلی و اولیه اکو در سال 1964، یعنی مقطعی زمانی که اروپا گام‌های نخست خود را به سوی «همگرایی» برداشته و نظریه‌پردازان «نوکارکردگرا» نیز مجدّانه در عرصه نظری در حال مفهوم‌پردازی «روند» و یا «وضعیت» همگرایی منطقه‌ای بودند، بسیاری را بر آن داشت تا به منظور تقویت قابلیت تعمیمی این نظریات هم که شده، به فکر یافتن همتایانی برای اتحادیه در حال ظهور اروپا در دیگر مناطق بیافتند.   مطابق منطق کارکردگرایی، آغاز همکاری‌ها از حوزه «سیاست سفلی»، یعنی همکاری‌های اقتصادی و فنی، می‌تواند «تسری» این همکاری‌ها به عرصه «سیاست علیا» را به همراه داشته و به وضعیتی منجر شود که دولت‌ها ضمن چشم‌پوشی از بخشی از اقتدار خود، سازمانی فراملی را ورای حوزه اختیارات هر یک از اعضای منفرد، شکل دهند. این روندی بود که بیش از هرچیز ناظر بر تجربه اروپا در حرکت از «جامعه زغال و فولاد» به سوی «اتحادیه اروپا» بود.   کوتاه سخن آنکه افول و ظهور مجدد «آر سی دی»، این بار در قامت اکو در سال 1985 و سپس اضافه شدن اعضای جدید به آن پس از فروپاشی اتحاد شوروی در اوایل دهه 1990، دهه‌ای که خود شاهد ظهور موج جدید نظریات منطقه‌گرایی بود، بسیاری را به تحلیل این سازمان در چارچوب نظریات همگرایی کشاند. این در حالی است که مهمترین حلقه مفقوده در میان کشورهای اکو، همان چیزی بود که کلید همگرایی اروپا شد: تفکیک میان سیاست سفلی و سیاست علیا. به عبارت دیگر، در فضایی که به سبب مجموعه‌ای از عوامل، روندی از «امنیتی شدن» شدید در عرصه‌های مختلف کشورهای عضو رخ داده، اساساً منطق بنیادین همگرایی زیر سوال بوده و نمی‌توان آن را مبنا قرار داد.   در سطحی پایین‌تر، نمی‌توان و نمی‌بایست از اکو انتظار داشت که به محفلی برای حل و فصل رقابت‌ها، اختلاف‌نظرها و بعضاً تنش‌های موجود میان اعضا تبدیل شود؛ زیرا این اختلافات و رقابت‌ها جنس و ماهیتی دیگرگونه داشته و در منطقه‌ای با ویژگی‌های منحصر به فرد نیز وجود دارند که حل و فصل آن‌ها را دشوار می‌سازد.   با این حال، همین ویژگی منحصر به فرد بودن سبب شده اعضای اکو در عین اختلافات، همواره با دیدی عملگرایانه در عرصه اقتصاد به همکاری بپردازند. در پرتنش‌ترین دوره‌های روابط ایران و ترکیه حتی، دو کشور تعاملات اقتصادی گسترده خود را رها نکردند. کشورهای آسیای مرکزی با وجود تمامی اختلافات، حیات اقتصادی به هم‌پیوسته داشته و دارند. بر همین اساس، بهترینِ آنچه اعضای اکو می‌توانند انجام دهند، شناسایی حوزه‌های بالقوه همکاری بر اساس دیدی عملگرایانه و حرکت به سوی توسعه همکاری‌های اقتصادی، بدون انتظارِ ضروریِ شکل‌گیری روند همگرایی است.   ایرانِ پسابرجام و ظرفیت‌های بالقوه اکو در اجلاس اسلام‌آباد، حسن روحانی سخنرانی خود را با اشاره به توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (برجام) و تشریح دستاورهای آن آغاز کرد. وی برجام را توافقی جهانی و مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل خواند و تأکید کرد: «عمیقاً اعتقاد دارم که منافع عادی‌سازی روابط تجاری ایران با جهان نه فقط برای مردم ما بلکه برای همه کشورهای منطقه مفید خواهد بود».   می‌توان گفت انتخاب موضوع برجام به عنوان نقطه عزیمت این سخنرانی، اقدامی هوشمندانه و معنادار از سوی روحانی بود که بر اساس واقعیت‌های فعلی منطقه و عرصه بین‌المللی انجام گرفته است. در حقیقت، در دل این بحث اشاره‌ای به نقش محوری ایران در شکل‌گیری و تداوم حیات اکو وجود دارد و اینکه تغییر شرایط این محور اصلی سازمان، می‌تواند به تغییر در کلیت آن منجر شود.   اگر سال 1993، زمانی که با اضافه شدن اعضای جدید، ترکیب اکو به شکل فعلی درآمد را مبنا قرار دهیم، از عمر این سازمان به گونه‌ای که اکنون می‌شناسیم یک ربع قرن بیشتر نمی‌گذرد. حدود یک دهه از این زمان را دوره‌ای تشکیل داده که به واسطه اوج‌گیری تدریجی مسئله هسته‌ای، جمهوری اسلامی ایران تحت شدیدترین تحریم‌های یکجانبه و چندجانبه قرار گرفت؛ تحریم‌هایی که محور اصلی آنچه اکو به خاطر آن شکل گرفته، یعنی «اقتصاد» و همکاری‌های اقتصادی را هدف قرار می‌داد.   واضح است که در این شرایط، تمرکز ایران بر یافتن راه‌حلی برای موضوع هسته‌ای و پایان دادن به تحریم‌ها از یک سو و ملاحظات دیگر اعضای سازمان – به واسطه فشارهای موجود و روابط بعضاً گسترده و عمدتاً رو به رشد با کشورهای غربی – یکی از سه ستون اصلی سازمان و کشوری که میزبان دبیرخانه دائمی آن است، از مرکزیت همکاری‌های اقتصادی کنار رفته بود. اکنون و در شرایطی که در فضای پسابرجام، جمهوری اسلامی ایران توسعه ارتباطات اقتصادی بین‌المللی را به عنوان بخشی از دستور کار اصلی خود مورد توجه قرار داده، تحرک ایران، در صورت اتخاذ اقدامات و سیاست‌های صحیح، می‌تواند تحرک و پویایی سازمان را پس از سال‌ها انفعال به همراه داشته باشد.   اکو به عنوان یک ضلع از مثلت چندجانبه‌گرایی اقتصادی در اوراسیا سیزدهمین اجلاس سران اکو در شرایطی برگزار شد که طی چند سال گذشته، تقریباً تمامی اعضای این سازمان دستکم در یکی از دو ابتکار چندجانبه دیگر ناظر بر همکاری اقتصادی اوراسیا دخیل بوده و یا برای ورود به آن‌ها ابراز تمایل کرده‌اند: طرح چینی «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» (که ابتکار یک کمربند- یک راه نیز خوانده می‎شود) و طرح روسی «اتحادیه اقتصادی اوراسیا». ایران نیز به ویژه پس از توافق هسته‌ای، به عنوان یک شریک بالقوه مورد توجه طراحان اصلی هر دو ابتکار قرار گرفته است.   در این میان، آنچه در فضای فعلی منطقه اوراسیای مرکزی شاهد آن هستیم، حرکت دو قدرت بزرگ این حوزه، یعنی روسیه و چین، به سوی همکاری بیشتر اقتصادی – در عین وجود جنبه‌های «بالقوه» رقابت سیاسی – است که نمود آن، در توافق رهبران دو کشور برای پیوند دادن دو ابتکار مذکور به یکدیگر قابل مشاهده بوده است. چین در راستای دستیابی به فضایی آزادتر از نظر ژئوپلیتیکی برای پیشبرد پروژه دیرپای توسعه عناصر قدرت خود و روسیه نیز بیش از هر چیز با هدف یافتن بدیلی برای همکاری با غرب در پی بحران 2014 اوکراین و بازسازی اقتصاد آسیب دیده خود از تحریم‌ها، چندجانبه‌گرایی اقتصادی اوراسیایی را در دستور کار قرار داده‌اند.   در این شرایط، در صورتی که اکو نیز بتواند برای نخستین بار به سوی دستیابی به یک چارچوب و ساختار مشخص و مورد پذیرش همه طرف‌ها در حوزه همکاری اقتصادی دست پیدا کند، می‌تواند به عنوان یک بازیگر اقتصادی کم و بیش یکپارچه، ضلع سوم مثلث همکاری‌های اقتصادی چندجانبه در اوراسیای مرکزی را تشکیل دهد. این امر به ویژه از آن جهت اهمیت می‌یابد که دو ابتکار دیگر، هنوز در مرحله ساختاریابی و عضوگیری به سر می‌برند، اما اکو با پشت سر گذاشتن این روند، تنها اراده سیاسی لازم را برای تبدیل شدن به یک ساختار همکاری چندجانبه کم دارد.   در چنین حالتی می‌توان امیدوار بود که قدرت اقتصادی چین و قدرت سیاسی روسیه، در کنار ساختار از پیش موجود اکو، زمینه‌ای را برای یک چندجانبه‌گرایی اقتصادی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب اوراسیا فراهم آورند؛ امری که شاید در مرحله کنونی اندکی آرمانی به نظر برسد، اما به کلی دور از دسترس نیست. نویسنده: دکتر حمیدرضا عزیزی - استادیار دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   ]]> سازمان های منطقه ای Mon, 06 Mar 2017 08:27:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3082/اکو-مثلث-چندجانبه-گرایی-اقتصادی-اوراسیا سفر بردی‌محمداف به پاکستان جهت شرکت در نشست «اکو» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3042/سفر-بردی-محمداف-پاکستان-جهت-شرکت-نشست-اکو ایراس؛ وزیر امور خارجه ترکمنستان از سفر چند روز آینده رئیس جمهور این کشور به پاکستان برای حضور در نشست سران کشورهای سازمان همکاری‌های اقتصادی «اکو» خبر داد. «رشید مرداف» افزود: «قربانقلی بردی‌محمداف» در رأس هیأتی عالی رتبه در نشست آتی سازمان «اکو» در «اسلام‌آباد» شرکت می­‌کند. رئیس دستگاه سیاست خارجی ترکمنستان افزود: در حاشیه این نشست قرار است چندین ملاقات دوجانبه و چند جانبه با سران کشورهای عضو سازمان اکو انجام شود. براساس اعلام سایت رسمی سازمان همکاری‌های اقتصادی اکو، نشست آتی سران کشورهای عضو این سازمان با حضور ایران، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان، آذربایجان، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان در تاریخ 11 اسفند ماه سال جاری به میزبانی اسلام‌آباد برگزار خواهد شد. سازمان اکو، سازمانی اقتصادی و منطقه‌ای است که کشورهای ایران، پاکستان و ترکیه در سال 1343 (1964) نخستین بار این سازمان را پایه‌ریزی کردند. این سازمان در ابتدا با نام «آر سی دی» که نام اختصاری سازمان همکاری عمران منطقه‌ای است، آغاز به کار کرد. پس از انقلاب ایران (1357)، کار سازمان با وقفه مواجه شد و در سال 1364 با نام «اکو» حیات خود را از سر گرفت. پس از فروپاشی شوروی، در سال 1372 کشورهای افغانستان، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان نیز به سازمان اکو پیوستند. این سازمان هم‌اکنون با 10 عضو، حدود 330 میلیون نفر جمعیت و 8٬620٬697 کیلومتر مربع وسعت، امکانات نفتی، گازی و صنعتی را در اختیار دارد. طبق اساسنامه این سازمان، اکو برای بهبود توسعه اقتصادی پایدار کشورهای عضو تلاش کرده و برای حذف تدریجی موانع تجاری در این منطقه فعالیت دارد. از دیگر اهداف اکو، تهیه برنامه مشترکی برای توسعه منابع انسانی در این 10 کشور است. این سازمان همچنین برای تسریع برنامه توسعه حمل‌ونقل و ارتباطات فعالیت می‌کند. زبان رسمی اکو انگلیسی است و مقر اصلی آن در «تهران» است. به مناسبت پیوستن افغانستان و کشورهای قفقاز و آسیایی از جمله ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان و آذربایجان به سازمان اکو و افزایش اعضای این سازمان از 3 کشور، ایران، پاکستان و ترکیه به 10 کشور، روز هفتم آذر 1371، به عنوان روز اکو نامگذاری شده است. انتهای خبر/   ]]> آسیای مرکزی Sat, 25 Feb 2017 07:40:21 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3042/سفر-بردی-محمداف-پاکستان-جهت-شرکت-نشست-اکو پاکستان در تکاپوی میزبانی سران 'اکو' http://www.iras.ir/fa/doc/news/2939/پاکستان-تکاپوی-میزبانی-سران-اکو ایراس؛ همزمان با نزدیک شدن به برگزاری اجلاس سران سازمان همکاری های اقتصادی (اکو) به میزبانی پاکستان، دستگاه دیپلماسی و وزارتخانه های اقتصادی این کشور روزهای پرکاری را در پیش دارند. براساس اعلام سایت رسمی سازمان همکاری های اقتصادی 'اکو'، نشست آتی سران کشورهای عضو این سازمان شامل جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان روز 11 اسفند ماه سال جاری به میزبانی اسلام آباد برگزار خواهد شد. هنوز جزئیات مربوط به این اجلاس از جمله سطح حضور کشورهای عضو در اجلاس اسلام آباد اعلام نشده است اما رسانه های پاکستان روز چهارشنبه به نقل از منابع وزارت امور خارجه این کشور نوشتند که تا به امروز، حضور برخی سران کشورهای عضو اکو از جمله ترکیه و برخی کشورهای همسایه پاکستان در این نشست نهایی شده ضمن اینکه نمایندگانی از دولت های چین و روسیه به عنوان اعضای ناظر در اجلاس اکو در اسلام آباد حضور خواهند یافت. همچنین نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو اکو یک یا دو روز قبل از نشست سران در اسلام آباد برگزار خواهد شد. طبق گزارش رسانه های پاکستان، این کشور به عنوان میزبان این اجلاس مهم منطقه ای و اقتصادی، تلاش خواهد کرد تا ضمن معرفی و تبلیغ ظرفیت ها طرح بزرگ راهروی اقتصادی چین-پاکستان، تعداد بیشتری از اعضای اکو را به ملحق شدن و مشارکت در این طرح ترغیب کند. پیش از این، جمهوری اسلامی ایران آمادگی و علاقه مندی خود را برای مشارکت و ملحق شدن به طرح راهروی اقتصادی چین-پاکستان اعلام کرده است. رسانه های پاکستان با اشاره به لغو اجلاس سران 'اتحادیه همکاری های منطقه ای جنوب آسیا'(سارک) که قرار بود سال گذشته به میزبان اسلام آباد برگزار شود اما به دلیل انصراف هند از شرکت در این اجلاس، لغو شد، نوشتند: توطئه ها برای منزوی کردن پاکستان نتیجه معکوس داشته و قرار است در اجلاس سران اکو، علاوه بر سران کشورهای عضور و نمایندگان عالی از چین و روسیه نیز به عنوان ناظر شرکت کنند. رسانه های پاکستان برگزاری اجلاس سران اکو در اسلام آباد در آینده نزدیک را پاسخی قاطع به عوامل لغو اجلاس سارک دانسته اند. اجلاس آتی سران اکو در اسلام آباد، با توجه به لغو اجلاس سران سارک در این کشور، از اهمیتی فوق العاده و حیثیتی برای این کشور برخوردار است ضمن اینکه این اجلاس، با توجه به دستور کار اقتصادی آن، می تواند منشاء آثار و نتایج قابل توجه برای تمام کشورهای عضو و شرکننده باشد. انتهای خبر/   ]]> ایران Wed, 08 Feb 2017 07:34:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2939/پاکستان-تکاپوی-میزبانی-سران-اکو قزاقستان در حال از دست دادن جایگاه خود در اتحادیه اقتصادی اوراسیا است http://www.iras.ir/fa/doc/news/2625/قزاقستان-حال-دست-دادن-جایگاه-خود-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا ایراس: به نقل از «فینپروم.کز»، حجم محصولات صادراتی قزاقستان به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مقایسه با واردات آن از کشورهای عضو این اتحادیه با افت بیشتری مواجه شده است. بر اساس این گزارش، ارزش صادرات قزاقستان به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا در 10 ماهه اول سال جاری کمی بیشتر از 3 میلیارد دلار بوده است که در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته، 25 درصد کاهش را نشان می‌دهد. در مجموع ارزش مبادلات تجاری «آستانه» با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سال جاری با کاهشی 20 درصدی به کمتر از 11 میلیارد دلار را رسیده است که کمترین تراز تجاری این کشور در چارچوب اتحاد اقتصادی اوراسیا نه تنها از اوایل فعالیت آن بلکه از دوران ایجاد اتحاد گمرکی می‌باشد. بنا به این گزارش، کاهش درآمد حاصل از صادرات محصولات به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا مربوط به بخش منابع هیدروکربن است. در طول یک سال اخیر، آستانه تنها 44 میلیون دلار به روسیه و بلاروس نفت خام صادر کرده است که این شاخص در مقایسه با ارزش 506 میلیون دلاری صادرات نفت به کشورهای عضو این اتحادیه درمدت زمان مشابه سال گذشته، 14 برابر کاهش داشته است. در مجموع قزاقستان در طول 10 ماه اول سال جاری، 174 هزار تن نفت به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا صادر کرده اما در مدت زمان مشابه سال گذشته حجم آن 2.3 میلیون تن بوده است. از سوی دیگر، ارزش صادرات ترکیبات فلزات خاکی کمیاب و عناصر رادیواکتیو در 10 ماهه ابتدای سال جاری، 251 میلیون دلار نسبت به سال گذشته کاهش داشته است در حالی که حجم فیزیکی صادرات این منابع 872 تن از سال گذشته بیشتر بوده است. صادرات طلا در این مدت نیز بیش از 14 میلیون دلار را به بودجه این کشور تزریق کرده که 13 برابر و یا 170 میلیون دلار کمتر از مدت زمان مشابه در سال گذشته می‌باشد. به گفته این منبع، تنها افزایش درآمد 24 میلیون دلاری ناشی از حساب صادرات قراضه و ضایعات آهنی به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا (به ارزش 51 میلیون دلار) در بودجه قزاقستان نسبت به مدت مشابه در سال گذشته است که اگر چه کم می‌باشد، اما اثرات کاهش شدید ارزش مبادلات تجاری آستانه با کشورهای عضو این اتحادیه را نرمتر می‌کند. همچنین صادرات فلزات نورد شده به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا در سال جاری، افزایش 7 درصدی (24 میلیون دلاری) داشته و در نتیجه مبلغ 377 میلیون دلار را به بودجه این کشور وارد کرده است. صادرات آهن نیز در 10 ماهه ابتدایی سال جاری، حدود 101 میلیون دلار را بوده است که 19 میلیون دلار بیشتر از ژانویه تا اکتبر سال گذشته میلادی می‌باشد. پایان خبر/ منبع: فارس   ]]> آسیای مرکزی Sat, 24 Dec 2016 07:25:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2625/قزاقستان-حال-دست-دادن-جایگاه-خود-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا در بلندمدت، اتحادیه اقتصادی اوراسیا بخشی از یک پروژه بزرگ اروپایی برای ایجاد فضای واحد همکاری اقتصادی است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/2583/بلندمدت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-بخشی-یک-پروژه-بزرگ-اروپایی-ایجاد-فضای-واحد-همکاری ایراس: به عنوان نخستین سوال مایلیم بدانیم که جایگاه ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا را چگونه تعریف می کنید؟   ماکاروف: احتمالا هرچه جایگاه ایران به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا افزایش یابد، همکاری های آن نیز در این اتحادیه می تواند گسترده تر شود. روسیه در حال حاضر زمینه سازی افزایش اعضای اتحادیه را آنگونه که در روسیه اصطلاحا «اوراسیای بزرگ نامیده می شود» در نظر دارد که منطقه ای بسیار بزرگتر از جمهوری های جداشده از شوروی در منطقه آسیای مرکزی را در بر می گیرد. روسیه تمایل دارد که اوراسیای بزرگ به عنوان مرکز جدید توسعه اقتصادی بروز یابد که علاوه بر قزاقستان و چهار جمهوری دیگر جدا شده از شوروی، کشورهایی همچون چین، ایران، هند و پاکستان و شاید کشورهای دورتر از منطقه مثل مغولستان، ترکیه و آذربایجان و همچنین کره جنوبی و حتی کشورهای منطقه آسه آن به عضویت آن درآیند و روسیه ظرفیت زیادی برای همکاری با این کشورها متصور است.   محوریت این پروژه های بزرگ تخصصی مثل اتحادیه اقتصادی اوراسیا، جاده ابریشم اقتصادی است که به ابتکار چین راه اندازی شده و همچنین شرکای این اتحادیه و سازمان همکاری های شانگهای که امیدواریم ایران هم به زودی به عضویت کامل آن در آید. نکته اصلی که در این ابتکارات بزرگ وجود دارد این است که حاکمیت اعضای آن محترم شمرده شود.  این پروژه، به مراتب، از انعطاف پذیری لازم که بواسطه آن حاکمیت کشورها محترم شمرده شود و در بستر آن همکاری های در یک فضای واحد افزایش پیدا کند، برخوردار است.   جهات اصلی برای تقویت این همکاری می تواند در زمینه های زیر متمرکز شود: ابتدا توسعه زیرساخت های لازم برای تقویت ارتباط و پیوستگی سرزمین ها؛ لیبرال سازی اقتصادی و ایجاد شرایط عمومی برای تجارت طبیعی و آزاد و درنهایت، همکاری در زمینه امنیت برای مبارزه با تهدیدهای مشترک.   ایراس: در کنار رویکردهای چندجانبه روسیه، آیا کشورهای منطقه می بایست اینگونه اتحادیه ها را در راستای منافع خودشان ارزیابی کنند و یا اینکه روسیه را در حال تجدید قدرت و تثبیت هزمونی خود در منطقه می دانید؟   ماکاروف: پنج کشور آسیای مرکزی نگران بودند که این نوع همگرایی اوراسیایی به منزله ایجاد دوباره اتحاد شوروی تحت رهبری روسیه خواهد بود. اما باید توجه شود این فرمتی که روسیه در آن قرار می گیرد، به گونه ای است که این تهدیدها را از بین خواهد برد؛ چرا که روسیه عضو حاکم نیست، روسیه تنها یکی از اعضا در میان دیگر کشورهایی است که در روند مذکور قرار می گیرند.    بسیاری از این کشورها حتی از قدرت روبه رشد چین در منطقه هم در هراسند. و اگر همکاری های بین منطقه ای وجود نداشته باشد آنها در مقابل این قدرت رو به رشد در منطقه، بسیار شکننده تر خواهند بود. به همین دلیل روسیه بر این باور است که با کشاندن این پروژه به یک پروژه چندجانبه که بسیاری از کشورها در آن حضور خواهند داشت، دیگر،  تنها یک کشور خاص در آن مسلط نخواهد بود.     ایراس: آیا روسیه تمایل واقعی به عضویت کشورهایی مثل هند و چین در این پیمان دارد؟   ماکاروف: روسیه بدون شک از عضویت هر دو کشور حمایت می کند، چرا که عضویت چین به بود و نبود حمایت روسیه ارتباطی ندارد و روسیه ترجیح می دهد که هم در قالب این سازوکار و هم در منطقه با چین روابط و همکاری داشته باشد، به نظرم، پیوستن چین امکان بروز همه مناقشات را از بین می برد.    روسیه و چین در منطقه به خوبی مکمل یکدیگرند، چین به لحاظ اقتصادی بسیار قوی تر است  و از منابع آزاد اقتصادی زیادی برخوردار است و در عین حال روسیه، مناسبات قوی تری برای سرمایه گذاری در منطقه داراست و ضمنا می تواند به قدر کافی ضامن امنیت در منطقه باشد. با این حال روسیه می تواند از عضویت کشورهایی مثل هند و ایران حمایت کند، چراکه این کشورها می توانند در مقابل چین توازن برقرار کنند و توازن قوا در منطقه متعادل تر خواهد شد. حتی می توان گفت برای همین روسیه از عضویت هند در سازمان همکاری شانگهای حمایت کرد و اضافه می کنم همانطور که روسیه از عضویت هند حمایت کرده است، از عضویت ایران نیز حمایت خواهد کرد.   ایراس: برخی از تحلیلگران ایرانی بر این باورندکه روابط ایران و روسیه به سمت راهبردی شدن در حال حرکت است. علت اصلی هم همکاری های دو کشور در بحران سوریه دانسته می شود. نظر شما در این باره چیست؟ آیا روابط دو کشور را در حال حاضر می توان در سطح استراتژیک برآورد کرد و یا در آینده چنین سطحی از روابط را ممکن می دانید؟   ماکاروف: تصور می کنم در شرایط بوجودآمده، ایران و روسیه می توانند همکاری استراتژیک داشته باشند. روسیه نیز به پیشرفت اقتصادی ایران در آینده بسیار خوشبین است. برای مثال، امکان همکاری با ایران در کریدور ترانزیتی شمال – جنوب که روسیه خیلی روی آن حساب می کند، وجود دارد. همچنین چین هم به توسعه همکاری با ایران بویژه در زمینه زیرساخت های تزانزیتی تمایل دارد. می توان اذعان کرد که روسیه و چین مایل به حضور در روند رشد اقتصادی ایران هستند.   روسیه  می خواهد که کریدور مذکور بخشی از همکاری های گسترده در اوراسیای مرکزی باشد. علاوه بر این ها، در سال های اخیر علاقه روسیه به ایران به شدت افزایش یافته است؛ بخصوص که برای روسیه تجربه ایران در زمان تحریم ها جالب توجه است، به عقیده من، امکان زیادی برای توسعه همکاری ها در حوزه دفاعی نیز وجود دارد. در عین حال که این همکاری ها برای توسعه تکنولوژی های مرتبط با انرژی هم امکانپذیر است.   ایراس: آیا بهبود روابط ایران و غرب موجب نگرانی روسیه شده است؟   ماکاروف: خیر، به نظر من نباید بهبود روابط ایران با کشورهای غربی را تهدیدی برای روابط ایران و روسیه به حساب آورد. بلکه همین ابتکار اوراسیای بزرگ که درباره آن صحبت می کنیم روسیه را به عنوان یک کشور باز  حتی برای کشورهای اتحادیه اروپا در نظر می گیرد. افزون بر این با برداشته شدن تحریم ها از ایران موجبات رشد بیشتر اقتصادی این کشور فراهم می شود و همچنین روسیه صمیمانه به «ایرانی قوی و سریعا روبه رشد» علاقمند است. ضمنا این شیوه همکاری اقتصادی بازار جدیدی را برای اجناس روسی فراهم خواهد آورد.     ایراس: از صحبت‌های شما اینگونه برداشت می‌شود که اتحادیه اقتصادی اوراسیا در حال تبدیل شدن به کانون سیاست خارجی روسیه  است. آیا این برداشت صحیح است؟   ماکاروف: اتحادیه اوراسیا الان دیگر به یکی از اولویت های اصلی سیاست خارجی روسیه تبدیل شده است و در واقع  اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان هسته ی همکاری های بزرگتر در نظر گرفته می شود و ما امیدواریم کشورهای همسایه ما از جمله ایران به این اتحادیه بپیوندند. با وجود این، فعلا بحث اصلی بر سر ورود ایران یا دیگر کشورهای منطقه در اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیست و صحبت درباره برقراری شراکت استراتژیک در این کشورهاست.   ایراس: آیا  طرح جاده ابریشم که چین در دست اجرا دارد رقیبی برای اتحادیه اقتصادی اوراسیا محسوب نمی شود؟   ماکاروف: خیر. این دو پروژه رقیب یکدیگر نیستند. علاوه بر این، اتحادیه اوراسیا، یک همکاری بسیار گسترده تری از اتحادیه اقتصادی است و در عین حال با طرح جاده ابریشم اقتصادی و حتی فرصت های اقتصادی سازمان همکاری شانگهای هماهنگ است. ضمنا این طرح از جانب چین حمایت می شود. چین نیز در آن سهیم است و بویژه موضع این کشور سال گذشته در بیانیه مشترک مابین چین و اتحادیه اقتصادی اوراسیا درباره هماهنگی این اتحادیه و پروژه جاده ابریشم اقتصادی بیان شده است. تکرار می کنم که این دو پروژه با هم همپوشانی دارند. پروژه اقتصادی جاده ابریشم یک پروژه سرمایه‌گذاری و زیرساختی است و اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک پروژه نهادی است که قوانین کلی را ایجاد می نماید.   ایراس: گذشته از مباحث اقتصادی و در خصوص رابطه روسیه و غرب، سوالی که در ایران اغلب مطرح می شود این است که آیا روسیه خود را یک کشور غربی می داند؟ یا اینکه هویت دیگری برای خود متصور است؟   ماکاروف: این سوال خوبی است. روسیه از نظر توسعه فرهنگ و در کل از نظر توسعه تمدن در تاریخ، خود را یک کشور غربی به حساب می آورد و از این ارتباط خود با اروپا هیچگاه فاصله نمی گیریم. با این حال موضوع این است که بیشتر فرصت های اقتصادی در اروپا قرار ندارد، بلکه در قاره آسیا و به خصوص در منطقه آسیای مرکزی وجود دارد. باید دانست یکی از ویژگی های تمدن اروپایی که روسیه از آن برخوردار است عقلانیت است و بدون شک برای روسیه عقلانیت این فرصت بیشتر است که برای صلح، راه شرق را درپیش گرفته است. برای همین استراتژی چرخش به شرق که چند سالی است در روسیه شروع شده ماهیتی اقتصادی دارد. ضمنا به دلیل توسعه روابط با کشورهای آسیایی، از وابستگی روسیه به اتحادیه اروپا کاهش یافت، هرچند توسعه روابط با این کشورها به نسبت سهم  و نقش کنونی آنها در جهان بسیار ناچیز است.   ایراس: موضوع بعدی نگاه اروپایی ها به روسیه است آیا آنها هم روسیه را غربی می دانند؟   ماکاروف: من فکر می کنم آنها روسیه را کشوری غیرغربی به حساب نمی آورند اما آن را به عنوان کشوری درنظر می گیرند که نمی خواهد طبق قواعد غرب بازی کند.   ایراس: آیا این مشکل ساز نیست؟   ماکاروف: البته که مشکلات بزرگی بروز کرده است. مثلا بحران اوکراین یا مسائل دیگر. به خصوص این بیانگر واقعیتی بود که روسیه در این برهه زمانی از بازی کردن طبق قواعدی که در دو دهه اخیر به او تحمیل می شد دست کشیده است.   ایراس: آیا اینکه اروپا و امریکا و درکل مجموعه غرب به دنبال تهدیدسازی یا تصویرسازی منفی از روسیه هستند، برداشت درستی است؟ به خصوص در منطقه اروپای شرقی و خاورمیانه؟   ماکاروف: فکر می کنم در حقیقت در غرب روندی به وجود آمده که از روسیه به عنوان دشمن صحبت می شود. به این علت که غربی ها در داخل کشورهای خود مشکلاتی دارند. برای اروپا داستان دشمن مشترک روش مهمی برای کاستن از مشکلات داخل اتحادیه اروپا می باشد. و این یکی از دلایل تشدید وابستگی سیاسی مطلق امریکا و اتحادیه اروپاست و برای همه کشورهای غربی ساختن تصویر دشمن از روسیه دستاویز و ابزار مهمی برای متحد ساختن جوامع غربی محسوب می شود.     ایراس: آیا روسیه نیز همین کار را نمی کند؟ مثلا، غرب را به عنوان دشمن کلی خود به مردم روسیه معرفی نمی کند؟   ماکاروف: بله. این روند که به کشورهای غربی مربوط می شود، عملا توسط بخشی از سیاستمداران روسیه هم بکار گرفته می شود و غرب را به عنوان دشمن مشترک معرفی می کنند تا بتوانند مردم روسیه را حول محور دولت با استحکام بیشتری متحد نمایند و این مشکلاتی را به همراه دارد. متاسفانه غرب هم از ابزار تحریم استفاده می کند، هرچند همین تحریم ها به انسجام و استحکام جامعه داخلی روسیه کمک کرده است.   ایراس: شما بیان کردید روسیه خود را یک کشور غربی می داند اما طبق قواعد غرب رفتار نمی کند، آیا اینجا تناقضی وجود نخواهد داشت؟   ماکاروف: به نظر من تناقضی وجود ندارد. چراکه وقتی گفتم روسیه بخشی از غرب  به حساب می آید گفته بودم که به لحاظ تمدنی و فرهنگی بخشی از غرب است. اما قواعدی که توسط کشورهای غربی به کار گرفته می شوند و در دهه اخیر توسعه یافته اند در روسیه نتیجه مطلوبی به ما نمی دهد و ما مجبوریم طبق قوانین خودمان رفتار کنیم. ما می بینیم که خود غرب در حال حاضر از مشکلات  اجتماعی رنج می برد. برای مثال در نتیجه انتخاباتی که اخیرا برگزار شد، این مشکلات مشخص تر نیز شده است، بطوری که الان در اروپا و یا حتی امریکا ارزش های غیر لیبرال محبوبیت دارد و افرادی از گروه های سیاسی جدید پیروز می شوند.   ایراس: به نظر شما راه حل تنش زدایی بین روسیه و غرب در سطح دولت ها چیست؟ اساسا آیا راه حلی در کوتاه مدت یا بلندمدت برای این منظور وجود دارد؟   ماکاروف: به نظر من برای شروع هر دو طرف باید از ایجاد تصویر دشمن از یکدیگر دست بردارند. من فکر می کنم که با گذشت زمان روابط روسیه و اروپا به هم نزدیک شود، البته شاید روابط آنها به گرمی روابطی که تا 15 سال پیش حاکم بود نرسد، ا این حال شاید تنها ما این گرمی را احساس می کردیم. چون وقتی بحران اوکراین  به وجود آمد دیدیم که نظرات ما بسیار از یکدیگر دور است.   در سال 2000 ایده ای بسیار محبوبی مبنی بر ایجاد یک فصای اقتصادی واحد از لیسبون پرتغال تا ولادی وستک روسیه وجود داشت که برای کاستن فاصله روابط بین روسیه و اروپا بود. اما به گمانم اکنون این ایده  تکمیل تر شده است با تشکیل یک فضای اقتصادی واحد و دائم از لیسبون تا شانگهای یا از لیسبون تا سنگاپور و یا از لیسبون تا سئول با عضویت همه کشورهای اوراسیا. به عبارت دیگر، الان می توانیم اتحادیه اقتصادی اوراسیا را برای یک دوره بلندمدت به عنوان بخشی از این پروژه بزرگ اروپایی تصور کنیم و امیدواریم شاهد زمینه هایی باشیم که اتحادیه اروپا نیز همکاری با آن را برای خود مفید بداند. اما اکنون به نظر نمی رسد که به دلیل نامشخص بودن روابط اتحادیه اروپا با امریکا در پی پیروزی ترامپ و نتایج انتخابات در بسیاری از کشورهای اروپایی برای ما امیدبخش باشد.   ایراس: به نظر شما  اروپا چه سودی می تواند از این اتحادیه اوراسیا ببرد که دولت های دیگر را ترغیب و این اتحادیه را تقویت کند؟   ماکاروف: اروپا اکنون در شرایط متفاوتی قرار دارد، بریتانیا از اتحادیه اروپا جدا شده است و رفراندومی که در ایتالیا می بایست برای تقویت این اتحادیه و تقویت نقش ایتالیا کمک می کرد با شکست مواجه شده است. در  بسیاری از کشورها سیاستمدارانی روی کار می آیند که نسبت به توسعه اتحادیه اروپا تردید دارند. کشورهای اروپایی به محرک جدیدی نیاز دارند برای اینکه پروژه اروپایی را که رفته رفته به بوته فراموشی سپرده شده است، از نو شروع کنند. بسیاری از آنها چنین محرکی را مشارکت شرقی (مشارکت با کشورهای اروپای شرقی) از جمله با عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و تقویت روابط با ایالات متحده برای مثال در توسعه مشارکت تجاری با آن درنظر می گرفتند. اما این طرح ها هم تاکنون با شکست مواجه شده است. لذا برای کشورهای اروپایی محرک جدید برای به کارانداختن این ماشین آسیب دیده لازم است. در حال حاضر تصوری که از روسیه در ذهن آنها وجود دارد، به عنوان دشمن است که البته نمی تواند دورنمای چندان با دوامی داشته باشد. چیز جدیدی لازم است و مشارکت در فضای اوراسیا می تواند چنین چیزی باشد و به نظرم روسیه چنین پیشنهادی را به اروپا خواهد داد.   ایراس: روسیه آینده خود را چگونه می بیند؟ به چه سمتی پیش خواهد رفت؟   ماکاروف: این سوال خوبی است. متاسفانه این موضوع احتمالا مشکل اصلی برای توسعه درونی روسیه است. روسیه مسائل بین المللی را به خوبی حل می کند. اما مانند گذشته نمی تواند مسائل  مربوط به توسعه داخلی خود را حل و فصل نماید. البته حرف های کلی درباره ضروری بودن رونق اقتصادی، رهایی اقتصاد از وابستگی به نفت و گاز و تبدیل شدن به اقتصادی نوآورانه برای روسیه زده می شود. اما فعلا ابزارهای لازم برای تحقق این اهداف کلی را ندارد و به نظرم این موضوع هدف اصلی و اولویت اصلی روسیه در چند سال آتی انتخاب استراتژی  یا راهبردی خواهد بود که با آن بتواند به موازات موفقیت های خود در سیاست خارجی بر مشکلات داخلی خود نیز فائق آید. ---------- تنظیم: رقیه کرامتی نیا   ]]> اقتصاد و انرژی Wed, 21 Dec 2016 04:22:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/2583/بلندمدت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-بخشی-یک-پروژه-بزرگ-اروپایی-ایجاد-فضای-واحد-همکاری روسیه خواستار پیوستن اتحادیه اوراسیا به کریدور اقتصادی چین و پاکستان شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/2564/روسیه-خواستار-پیوستن-اتحادیه-اوراسیا-کریدور-اقتصادی-چین-پاکستان ایراس: روسیه ضمن حمایت از کریدور اقتصادی پاکستان و چین خواستار حضور کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا در این کریدور شد. روسیه ضمن حمایت از کریدور اقتصادی پاکستان و چین خواستار همکاری بیشتر کشورهای آسیای مرکزی در پروژه بندر گوادر شد. به گزارش دیلی اکسپرس، روسیه از پاکستان درخواست کرد که اتحادیه اوراسیا شامل بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان نیز در کریدور اقتصادی چین موسوم به سی پک مشارکت دهد. به گزارش دیلی اکسپرس، اتحادیه اوراسیا که هدف آن همکاری اقتصادی می‌باشد در سال 2015 با عضویت روسیه، بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان تشکیل شد. روسیه اعلام کرد: کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت زیادی برای مشارکت در پروژه بندر گوادر و کریدور چین دارند بنابراین نباید از این مزیت غافل شویم. پاکستان تصمیم گرفته به روسیه اجازه دهد از طریق بندر گوادر به آبهای گرم دسترسی پیدا کند و عضوی از کریدور اقتصادی چین باشد. بعد از 14 سال دسترسی مسکو به بندر گوادر یک پیشرفت مهم در روابط استراتژیک و اقتصادی پاکستان و روسیه است. رئیس سازمان اطلاعات روسیه در روزهای آخر ماه گذشته میلادی یک سفر مهم به پاکستان داشت. وی در این سفر مهم با رضوان‌اختر رئیس وقت سازمان اطلاعات پاکستان ملاقات و درباره گسترش روابط دفاعی-نظامی بین دو کشور به تبادل نظر پرداخت. مقامات پاکستانی بعد از مذاکره با مقامات روسی تصمیم گرفتند که به روسیه اجازه دهند از طریق بندر گوادر علاوه بر دسترسی به آبهای گرم، در کریدور مشترک اقتصادی با چین مشارکت کند. در آینده‌ای نزدیک پاکستان و روسیه قراردادهایی در زمینه دسترسی مسکو به بندر گوادر و مشارکت در کریدور اقتصادی چین امضا خواهند کرد. روسیه نسبت به امنیت بندر گوادر تردید داشت اما بعد از اینکه کشتی‌های چینی با موفقیت از این بندر رهسپار کشورهای آفریقایی شدند و کامیون‌های تجاری به سمت کاشغر حرکت کردند این کشور خواستار مشارکت در کریدور اقتصادی همچنین دسترسی به بندر گوادر شد. منبع: فارس انتهای خبر/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 19 Dec 2016 12:28:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2564/روسیه-خواستار-پیوستن-اتحادیه-اوراسیا-کریدور-اقتصادی-چین-پاکستان عضویت قریب الوقوع ایران در اتحاد اورآسیا http://www.iras.ir/fa/doc/news/2508/عضویت-قریب-الوقوع-ایران-اتحاد-اورآسیا ایراس: معاون دپارتمان آسیا، آفریقا و آمریکا وزارت توسعه اقتصاد روسیه از عضویت قریب الوقوع ایران در اتحاد جهانی اورآسیا خبر داد و گفت: در واقع شواری عالی اتحاد اورآسیا حضور ایران را برای کاهش کاغذبازی های اداری در این جمع تایید کرده است. به گزارش ایراس، چرنی کووا، معاون دپارتمان آسیا و اقیانوسیه وزارت توسعه اقتصاد روسیه و دبیر اجرایی کمیسیون مشترک اقتصادی همکاری های ایران و روسیه در آیین شروع به کار سیزدهمین اجلاس کمیسیون مشترک همکاری های جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه گفت: در حال حاضر بین ایران و اتحاد گمرک اورآسیا مذاکراتی است تا بتوانند میزان کاغذ بازی ها را برای روان سازی تجارت پایین بیاورند. وی با ابراز تاسف از عضو نبودن ایران در مجمع اقتصادی جهانی موسوم به WTO افزود: عضو نبودن ایران باعث می شود که کار ما سخت تر شود اما فکر می کنیم قدم های خوبی صورت گرفته و تا حد زیادی جلو رفتیم.   چرنی کووا تصریح کرد: در واقع شواری عالی اتحاد اورآسیا حضور ایران را برای کاهش کاغذبازی های اداری در این جمع تایید کرده است اما گام ها بزرگی باقی مانده است که اگر اراده جدی سیاسی از طرف دو طرف وجود داشته باشد می توانیم آنرا عملیاتی کنیم.   معاون دپارتمان آسیا و آفریقا و آمریکا با ابراز علاقه کشورش به پرداخت در حوزه های فعالیت های انسانی و بشردوستانه اظهار کرد: به غیر از مسایل اقتصادی، به فعالیت های انسانی و بشردوستانه نیز علاقمندیم که در حال انجام آن هستیم. حوزه هایی مثل آموزش، بهداشت و تامین اجتماعی.   وی با بیان اینکه در این حوزه ها اشتیاق زیادی برای همکاری داریم، افزود: ایران و روسیه دارای روابط قدیمی و دیرینه هستند که روابط سیاسی این دو کشور درسطح بسیار مناسبی است که در همین اواخر در زمینه های تجاری و اقتصادی تصمیم فوق العاده جدی برای ارتقای روابط تجاری و اقتصادی دو کشور گرفته شده است.   این مقام مسوول روس سفر هیات همراه روسیه را بی سابقه اعم از مسوولان و فعالان اقتصادی را از نظر تعداد مسوولان و فعالان اقتصادی را گواه بر اراده قوی برای رسیدن تحکیم روابط تجاری روسیه با ایران دانست. انتهای خبر/ ]]> ایران Tue, 13 Dec 2016 08:08:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2508/عضویت-قریب-الوقوع-ایران-اتحاد-اورآسیا چشم‌انداز توسعه اقتصادی منطقه خزر و گره کور آن http://www.iras.ir/fa/doc/article/2502/چشم-انداز-توسعه-اقتصادی-منطقه-خزر-گره-کور ایراس: بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، منطقه خزر تبدیل به حوزه نفوذ سیاسی و بخصوص اقتصادی کشورهای بلوک غرب گردید. از عمده ترین دلایل این نفوذ را می‌توان دولتی بودن بنیان‌های اقتصادی کشورهای منطقه خزر، اتکاء بودجه به نفت، اندازه بازار(market size) کوچک هر یک از کشورهای منطقه خزر، عدم توسعه زیرساخت‌های علمی و دانشگاهی، عدم توسعه متوازن صنعت حمل و نقل و ضعف بخش خصوصی در حوزه‌های اقتصادی دانست. همین مقولات باعث گردیده‌اند تا مزیت‌های مطلق و نسبی کشورهای منطقه خزر در شباهت با یکدیگر بوده و در پس این شباهت، اقتصاد منطقه خزر نتواند همپای اقتصاد جهانی رشد نماید. چراکه کشورهای این منطقه به دلیل شباهت ساختارهای اقتصادی و تولیدات خود نمی‌توانند منطقاً مبادلات اقتصادی قابل قبولی با یکدیگر داشته باشند. در این میان باید بدانیم، ایجاد و توسعه بخش خصوصی در کنار ایجاد اقتصاد منطقه ای نقش مهمی در شکل دادن به اقتصاد جهانی دارد و این امر گره کوری است که در منطقه خزر هنوز کسی موفق به باز کردن آن نشده است. اقتصاد منطقه خزر متشکل از 5 کشور نفت و گاز خیز است که تمایل زیادی به توسعه شرکت‌های بزرگ خصوصی در خود نمی‌بیند و این امر مشکلات عمده‌ای را برای این کشورها به همراه خواهد داشت. زیرا ما نمی‌توانیم با یک دولت ثروتمند به جنگ با هزاران هزار شرکت متنوع ثروتمند غربی که هر یک در زمینه خاصی فعالیت می‌نماید برویم.به عبارتی, در بدترین حالت ممکن در یک رقابت اقتصادی جهانی، سپاه اقتصادی غرب هزاران سرباز اقتصادی موثر و فربه دارد و در مقابل در بهترین حالت ممکن سپاه اقتصادی هر یک از کشورهای منطقه خزر دارای یک سرباز اقتصادی دولتی ناکارآمد و چاق است. سپاه اقتصادی کشورهای منطقه خزر به دلیل حفظ اقتدار ملّی که در برخی از کشورهای این منطقه با حفظ منافع طبقه حاکم گره خورده است مایل به حضور در همه زمینه‌های تولیدی و اقتصادی است که این امر باعث گردیده است که تولید در منطقه خزر هیچگاه به یک سیاست علمی و اصولی مبدّل نگردد. البته میتوان این ضعف را با اقدامات موثری نظیر ایجاد منطقه اقتصادی ویژه در نواحی مختلف منطقه خزر که بخش‌های خصوصی صاحب تکنولوژی بومی در آن اقدام به سرمایه گذاری نمایند جبران نمود. در کنار آن می‌توان به این شرکت‌ها اطمینان داد که دولت‌ها از طریق ابزارهای سیاسی و قانونی اقدام به ایجاد یک بازار بزرگ منطقه‌ای برای آنها می‌نمایند. در این صورت اندازه بازار لازم برای رشد و توسعه شرکت‌‌های خصوصی منطقه خزر به اندازه کل پهنه سرزمینی منطقه خزر گسترش خواهد یافت. کشورهای منطقه خزر باید به این درک برسند که نمی‌توان مسئله‌ها و چالش‌های اقتصادی را با ابزاری‌های حاکمیتی و سیاسی خود چاره نمایند. هرچند که اراده سیاسی دولت‌ها گام اول توسعه روابط همه جانبه با سایر کشورها به شمار می‌رود اما در واقع نمی‌توان به تنهایی اراده سیاسی حاکمیت‌های منطقه خزر را برای رشد و توسعه اقتصادی این منطقه کافی دانست. لذا باید به دنبال توسعه بخش خصوصی در منطقه خزر بود که اوّلین گام آن تغییر رفتار سیاسی حاکمان در منطقه خزر است. دولت‌های منطقه خزر باید آگاه گردند که اگر اقتصاد دولتی یک فاکتور موثر برای اعمال اقتدار ملی است، در مقابل توسعه شرکت‌های خصوصی در منطقه خزر به صورت تصاعدی مؤلفه‌های اقتصادی و قدرت را ارتقاع خواهد داد. به عنوان مثال منابع نفت و گاز منطقه خزر این پتانسیل را دارند که چندین شرکت بزرگ خصوصی بومی نظیر بی پی و توتال را شکل دهند و این امر در گرو عدم احساس خطر کشورهای منطقه خزر از شکل گیری چنین شرکت‌هایی در مناطق حاکمه آنهاست. این در حالی است که علیرغم آنکه ظرفیت‌های حمل و نقل منطقه خزر در حوزه‌های دریایی، ریلی و جاده‌ای ناکافی است اما برای ایجاد یک انقلاب اقتصادی در این منطقه که می‌تواند عروس اورآسیا نیز خوانده شود کافی به نظر می رسد. در واقع اکثر نقدهای موجود در زمینه زیرساخت‌های اقتصادی در منطقه خزر بر محوریت زیرساخت‌های حمل و نقل شکل گرفته است اما اگر عمیق‌تر به موضوع نگریسته شود مشاهده خواهد شد که این نقدها با این فرض که مبادلات اقتصادی منطقه باید در سطح خام فروشی منابع معدنی، تولیدات کشاورزی و محصولات فلزی باشد, شکل گرفته‌اند. اما واقعیت امر آن است که برای رشد و توسعه اقتصادی منطقه خزر نباید نوع مراودات میان کشورها در قرن 21 را بر اساس مدل‌های اقتصادی قرن 19 میلادی تعریف نمود. پس باید قوانین جاری در زمینه اقتصادی را به نفع حضور و امنیت اقتصادی شرکت‌های خصوصی تعدیل نموده و سپس زیرساخت‌های حمل و نقل موجود را بر اساس سرمایه گذاری‌ها و ظرفیت‌های موجود اقتصادی توسعه داد. به عبارتی باید زیرساخت‌های حمل و نقل منطقه خزر با محوریت اقتصاد منطقه‌ای شکل بگیرند که همزمان بتوانند در سطح اقتصاد ملّی و جهانی نیز کاربرد داشته باشند. کشورهای منطقه خزر باید به این واقعیت آگاه کردند که نمی‌توان هیچ شرکت خصوصی را وادار به فعالیت در فضایی کرد که همه ابزارها در جهت توسعه سیاست عمومی دولت‌ها سامان یافته‌اند. شرکت‌های خصوصی هیچگاه برای منافع ملی تلاش نمی‌نمایند اما همواره برای بقاء خود، کسب سود بیشتر و ایجاد انحصار در بازر تلاش بی وقفه‌ای را انجام می‌دهند. حال اگر سیاست عمومی کشورهای منطقه خزر در همسویی با منافع قریب به اتفاق شرکت‌های خصوصی ایجاد شود آنگاه می‌توان این شرکت‌ها را ابزاری برای تامین منافع ملّی نیز به حساب آورد. دقیق‌تر آنکه وقتی یک شرکت خصوصی در آن زمانی که برای کسب سود بیشتر می‌جنگد، ناخواسته به عنوان ابزاری برای دفاع از منافع ملّی و سیاست‌های عمومی کشورش نیز بدل می‌گردد. پس برای باز کردن این گره کور اقتصادی باید: 1: مبادلات اقتصادی منطقه خزر را از سطح خام فروشی به سطح تولیدات صنعتی برسانیم 2: زیر ساخت های حمل و نقل منطقه ای باید متناسب باظرفیت های تولیدی شکل بگیرند, نه فقط مبادلات مواد خام 3: دیدگاه کشورها به اقتصاد باید مبتنی بر تولید منطقه برای منطقه باشد که قابلیت مصرف در بازار داخلی و نیز ورود به بازار جهانی را دارا باشد 4: افزایش اندازه بازار از سطح ملی به سطح منطقه ای. لذا باید تعرفه های ورود و خروج, برای تولیدات منطقه ای به صفر نزدیک گردد. 5: از شرکت های خصوصی صاحب تکنولوژی های هایتک و دانش بنیان حمایت ویژه شود. این کار می تواند از طریق تاسیس یک بانک توسعه منطقه ای انجام پذیرد تا چنین شرکت هایی از حمایت مجموع کشورهای منطقه برخوردار گردند. 6: نیروی کار و متخصص کشورها به صورت نسبتاً آزادی بتوانند به سایر کشورهای منطقه تردد داشته باشند. 7: در کشورهای منطقه باید "مناطق اقتصادی ویژه منطقه ای" تعریف گردند تا شرکت های خصوصی بتوانند بر اساس حمایت های قانونی و مالی لازم (نظیر تخفیف در پرداخت مالیات و عوارض, بهره بردن از وام های مناسب و برخورداری از یارانه های دولتی یا منطقه ای) به حداکثر بهره وری و سود دهی برسند.   نویسنده: میثم آرائی درونکلا، عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس موسسه بین الملل مطالعات دریای خزر منبع: موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر انتهای متن/   ]]> ایران Tue, 13 Dec 2016 05:50:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/2502/چشم-انداز-توسعه-اقتصادی-منطقه-خزر-گره-کور ایران در راه پیوستن به تجارت آزاد اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/news/2416/ایران-راه-پیوستن-تجارت-آزاد-اوراسیا ایراس: به گزارش ایراس، دکتر مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، با تیگران سرکیسیان رئیس کمیسیون اقتصادی اوراسیا، ملاقات و در خصوص توسعه همکاری های تجاری فیمابین و پیگیری امضای قرارداد تجارت آزاد ایران با این اتحادیه بحث و گفتگو کرد. سرکیسیان در این ملاقات با اشاره به روند مذاکرات برای امضای موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و این اتحادیه که قرار است گزارش آن در پایان سال 2016 میلادی به سران کشورهای عضو اتحادیه ارائه شود، اظهار داشت: ایران یکی از کشورهای اولویت دار ما در روابط با اتحادیه اوراسیا است. سنایی نیز با اشاره به روابط خوب و رو به گسترش ایران با روسیه، ارمنستان و دیگر کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا، خواستار تسریع در روند مذاکرات برای انعقاد موافقتنامه و موافقت با افزایش تعداد کالاهای پیشنهادی کشورمان برای اختصاص تسهیلات و تخفیفات تعرفه ای شد.  ایران خواستار تعرفه های ویژه گمرکی برای صادرات 200 قلم از اجناس خود به این اتحادیه شده است که تا کنون این اتحادیه کاهش تعرفه های ترجیحی 77 قلم از آن موافقت نموده است. اتحادیه اقتصادی اوراسیا از اول ژانویه 2015 با حضور روسیه، قزاقستان، ارمنستان و بلاروس رسماٌ آغاز به کار کرد و قرقیزستان نیز از ماه می همان سال به این اتحادیه پیوست. این اتحادیه جمعیتی معادل 180 میلیون نفر را در برمی‌گیرد. در چارچوب این اتحادیه اعضا موافقت خود را با تردد آزاد کالا، سرمایه، نیروی کار و خدمات میان کشورهای عضو اعلام داشتند. تولید نا خالص این کشور ها بالغ بر2/2 تریلیون دلار و تولیدات صنعتی این اتحادیه بالغ بر 3/1 تریلیون دلار و همچنین مقدار تجارت خارجی این اتحادیه به کشور های خارج از اتحادیه بالغ بر 6/877 میلیارد دلار است. که این مقدار برابر با 7/3% صادرات و 3/2% واردات کل جهان است.   لازم به ذکر است که ورونیکا نیکیشینا، وزیر تجارت اتحادیه اوراسیا نیز در دیدار سفیر ایران در مسکو با رئیس کمیسیون اقتصادی اتحادیه اوراسیا حضور داشت. پایان خبر/   ]]> اقتصاد و انرژی Mon, 05 Dec 2016 15:09:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2416/ایران-راه-پیوستن-تجارت-آزاد-اوراسیا