موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سازمان های منطقه ای :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/peace-and-conflict Tue, 27 Jun 2017 04:44:50 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 27 Jun 2017 04:44:50 GMT سازمان های منطقه ای 60 سایه سنگین هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای و روند فرسایشی عضویت ایران http://www.iras.ir/fa/doc/note/3203/سایه-سنگین-هند-پاکستان-سازمان-همکاری-شانگهای-روند-فرسایشی-عضویت-ایران ایراس: «سازمان همکاری شانگهای» (Shanghai Cooperation Organization) یک سازمان منطقه ای با هویت و کارکرد امنیتی- دفاعی (طبق اساسنامه سازمان) است که در سال ١٩٩٦ میلادی با محوریت دو کشور روسیه و چین بنیان نهاده شد و طی نزدیک به بیست ساله گذشته گسترش قابل توجهی افقی (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی) و عمودی (اهداف و وظایف) را تجربه کرده است. شکل گیری گروه شانگهای پنج (١٩٩٦)، عضویت ناظر ازبکستان (٢٠٠٠)، تبدیل عضویت ازبکستان از ناظر به اصلی و شکل گیری رسمی سازمان همکاری شانگهای (٢٠٠١)، عضویت ناظر مغولستان (٢٠٠٤)، عضویت ناظر ایران، هند و پاکستان (٢٠٠٥)، تعریف مکانیسم جدیدی با عنوان شرکای طرف گفتگو (٢٠٠٨) و متعاقب آن کشورهای ارمنستان، آذربایجان، کامبوج، نپال، سری لانکا و ترکیه به عنوان شرکای طرف گفتگوی سازمان، عضویت ناظر افغانستان (٢٠١٢)، تبدیل وضعیت بلاروس از سطح شریک گفتگو به ناظر (٢٠١٥) و تبدیل عضویت هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی (٢٠١٧) از جمله مهم ترین تحولات سازمان همکاری شانگهای در بیست سال گذشته در سطح افقی (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی) به شمار می رود. در نتیجه این سازمان منطقه ای در حال حاضر دارای سه سطح از عضویت یعنی عضو اصلی و دارای حق رای، عضو ناظر بدون برخورداری از حق رای و شریک گفتگو است. در سطح عمودی (اهداف و وظایف) نیز سازمان همکاری شانگهای ضمن تمرکز بر محور اصلی ماموریت خود یعنی مسائل امنیتی و دفاعی، کوشش نموده است در سایر حوزه های اقتصادی، تجاری، ترانزیتی، همکاری در حوزه انرژی و حتی فرهنگی و اجتماعی نیز ورود پیدا کند. با این وجود، دستاوردهای نسبی که این سازمان طی دو دهه فعالیت خود داشته است، عمدتاً در حوزه موضوعات دفاعی و امنیتی بوده است.   یکی از چالش برانگیزترین مباحث در روند توسعه افقی سازمان همکاری شانگهای (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی)، روند تبدیل اعضای ناظر به اصلی بوده است. در حالی که تبدیل عضویت جمهوری ازبکستان از ناظر به اصلی بیش از یک سال (یعنی سال ٢٠٠٠ تا ٢٠٠١) طول نکشید، روند تبدیل عضویت سایر اعضای ناظر به ویژه ایران تبدیل به یک موضوع چالش برانگیز در این سازمان شد. دولت ایران نخستین بار در سال ٢٠٠٨ میلادی تقاضای رسمی تبدیل عضویت از ناظر به اصلی را به دبیرخانه این سازمان ارسال نمود و با جدیت تمام به ویژه در دولت گذشته این موضوع را دنبال نمود. با این وجود برخی ملاحظات سیاسی و امنیتی موجب شد در روند تصویب دو آیین نامه عضویت در نشست تاشکند (ژوئن 2010) و نشست دوشنبه (سپتامبر 2014)، بند مربوط به «تحت تحريم نبودن کشور متقاضي در شوراي امنيت سازمان ملل» به عنوان يکي از شرايط اعطاي عضويت کامل به کشور متقاضي مورد تصویب قرار گیرد و بدین ترتیب، مسیر عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای با مشکل جدی و آیین نامه ای مواجه شود. اما در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای که در اوفا فدراسیون روسیه در 9 جولای 2015 میلادی (18 تیر 1394) برگزار شد، با وجود آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای ایران و توافق لوزان (2 آوریل 2015)، به دلیل نهایی نشدن عملی توافقات و تداوم تحریم های شورای امنیت، تصمیم خاصی در مورد تبدیل عضویت ایران اتخاذ نشد. تنها اتفاق مهم اجلاس اوفا برگزاری نشست سه جانبه میان وزرای خارجه ایران، روسیه و چین در حاشیه «کنفرانس بین‌المللی امنیت و ثبات در منطقه سازمان همکاری شانگهای» بود که توافقی مبنی بر دست یابی به یک «فرمول سازش» (Compromise Formula) حاصل شد که براساس آن باید علاقه تهران به توسعه همکاری با سازمان همکاری شانگهای زنده نگه داشته شود. به موجب این فرمول، به ایران ضمانت داده شد که روند اعطای عضویت کامل در سازمان به این کشور، نه بعد از رفع تحریم های بین المللی بلکه بلافاصله بعد از انعقاد توافقات اولیه درباره برنامه هسته ای اش آغاز شود.   در اجلاس بعدی سران سازمان همکاری شانگهای که در ٢٣ و ٢٤ ژوئن ٢٠١٦ میلادی در تاشکند ازبکستان برگزار شد، چندین ماه از تصویب و اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) میان ایران و گروه 1+5 می گذشت و لذا با خروج ایران از تحریم های فصل هفتم شورای امنیت و به تبع آن، دو آیین نامه تبدیل عضویت در سازمان همکاری شانگهای (تاشکند 2010 و دوشنبه 2014)، انتظار می رفت که روند تبدیل عضویت ایران از وضعیت ناظر به اصلی تحقق عینی به خود گیرد. اما در عمل، با وجود حمایت های سیاسی و آشکار کشورهایی چون روسیه، قزاقستان و قرقیزستان، موضوع تبدیل عضویت ایران با مخالفت آشکار تاجیکستان و مخالفت ضمنی ازبکستان مواجه شد. تاجیکستان در نشست محدود اعضای اصلی سازمان در تاشکند و پیش از اجلاس عمومی سران (با حضور اعضای اصلی و ناظر) در رابطه با پیشنهاد روسیه مبنی بر طرح موضوع تبدیل عضویت ایران مخالفت نمود. نقش رشید علیم‌اف، دبیر کل تاجیکی سازمان همکاری شانگهای نیز در روند مخالفت با تبدیل عضویت ایران در اجلاس تاشکند بسیار شایان توجه بود و در سخنرانی خود در اجلاس سران، رویه دولت تاجیکستان را در پیش گرفت و هیچ گونه اشاره ای به نام ایران نکرد. برگزاری اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در فضای سرد حاکم بر روابط ایران و تاجیکستان که در پی حضور محی الدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی در کنفرانس وحدت اسلامی در تهران (آذر 1394) و نگرانی تاجیک ها از مخالفت ایران با تعریف حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به عنوان یک سازمان افراطی و تروریستی، از جمله ملاحظات و دلایل قابل تصور در تحلیل علت مخالفت دولت تاجیکستان به شمار می رفت. اما ازبکستان به عنوان میزبان اجلاس سال 2016 میلادی، با آگاهی از موضع مخالف دولت تاجیکستان اعلام نمود که در صورت اجماع بقیه کشورها، مخالفتی با عضویت ایران ندارد. از سویی دیگر، اسلام کریم اف در سخنرانی خود در اجلاس بدون نام بردن از تاجیکستان از برخی کشورها که به دلیل اهداف خود، اجماع سازمان همکاری شانگهای را به چالش می کشند، انتقاد کرد. بدین ترتیب، ازبکستان با زیرکی و با اتخاذ یک موضع مبهم و دو پهلو، ضمن این که به عنوان کشور میزبان از مخالفت صریح با تبدیل عضویت ایران خودداری نمود، در عین حال، انتقادی جدی نیز به تاجیکستان به عنوان رقیب سنتی وارد نمود و بار سیاسی و روانی مخالفت با عضویت ایران و نیز عدم انسجام درونی سازمان را متوجه تاجیکستان نمود.   نکته بسیار شایان توجه در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند ازبکستان (ژوئن 2016)، موضع گیری چینی ها در قبال تبدیل عضویت ایران بود. چنانچه «وانگ ایی»، وزیر خارجه چین در آستانه برگزاری اجلاس تاشکند اعلام نمود که پکن قصد دارد در وهله اول روند پیوستن هند و پاکستان به این سازمان را در دستور کار قرار دهد. رئیس جمهور چین نیز در اجلاس تاشکند، بدون حمایت علنی و رسمی از تبدیل عضویت ایران اعلام نمود که سازمان همکاری شانگهای باید درخواست عضویت ایران و افغانستان را با جدیت دنبال نماید. بنابراین با اتخاذ چنین موضعی از سوی چین به عنوان موثرترین و قدرتمندترین عضو سازمان (در کنار روسیه) موجب شد عملاً تبدیل عضویت ایران از ناظر به اصلی به تکمیل فرایند عضویت هند و پاکستان موکول شود. در نتیجه آنچه که در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند ازبکستان (ژوئن 2016) و اجلاس اخیر سازمان در آستانه قزاقستان (ژوئن 2017) گذشت، متاثر از همین ملاحظه بود. هر چند گره زدن موضوع تبدیل عضویت ایران به تکمیل عضویت هند و پاکستان با توجه به سابقه به مراتب طولانی تر درخواست دولت ایران برای تبدیل وضعیت از ناظر به اصلی، اختلافات مرزی و ارضی گسترده و شدید میان دو کشور هند و پاکستان، خروج ایران از تحریم های فصل هفتم شورای امنیت و به تبع آن، دو آیین نامه تبدیل عضویت در سازمان همکاری شانگهای (تاشکند 2010 و دوشنبه 2014) و تعهدات چین و روسیه بر مبنای «فرمول سازش» در حاشیه اجلاس اوفا (جولای 2015)، از جمله موضوعات و مسائلی بود که موجب گله مندی و انتقاد دولت ایران در قبال عملکرد سازمان همکاری شانگهای شد. بنابراین، در اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در آستانه قزاقستان (9 ژوئن 2017) برای اکثریت نخبگان سیاسی و فکری ایران روشن بود که تحول و اتفاق خاصی در رابطه با روند تبدیل عضویت ایران روی نخواهد داد و به همین دلیل، بر خلاف اجلاس های چند سال اخیر، توجه رسانه ای و کارشناسی چندان گسترده ای در داخل کشور نسبت به امکان پذیری تبدیل عضویت ایران از ناظر به اصلی در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در آستانه قزاقستان صورت نگرفت.   شاید بتوان کاهش شایان توجه سطح حضور هیئت ایرانی در اجلاس های چند سال اخیر این سازمان را نشانه ای از ناخرسندی تهران دانست. حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در دو اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان (سپتامبر 2013) و دوشنبه تاجیکستان (سپتامبر 2014) شرکت نمود، اما در جریان اجلاس اوفا روسیه (جولای 2015)، با وجود حضور در نشست بریکس که یک روز قبل از اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای برگزار شد، در اجلاس شانگهای حضور نیافت و به جای رئیس جمهوری ایران، ابراهیم رحیم پور، معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای حضور یافت. روند کاهش سطح حضور هیئت ایرانی در اجلاس های سازمان همکاری شانگهای ادامه یافت و در هر دو اجلاس سران در تاشکند ازبکستان (ژوئن 2016) و آستانه قزاقستان (ژوئن 2017)، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران حضور یافت که به روشنی گویای عدم رضایت ایران از فرسایشی شدن روند تبدیل عضویت ایران است. در واقع، دولت ایران دلیل قابل توجیهی برای حضور رئیس جمهور در اجلاسی نمی بیند که در آن فاقد هرگونه اراده سیاسی و برخورداری از حق رای است.   اما برخلاف روند طولانی و فرسایشی روند تبدیل عضویت ایران که هنوز به نتیجه نیز نرسیده است، شرایط دو کشور هند و پاکستان کاملاً متفاوت رقم خورد و دهلی نو و اسلام آباد به فاصله نسبتاً کوتاهی فرایند تبدیل عضویت را در سازمان همکاری شانگهای پشت سر نهاند. هند و پاکستان به همراه ایران در جولای 2005 به عضویت ناظر سازمان درآمدند. اما بر خلاف دولت ایران که به صورت جدی و در بالاترین سطوح سیاسی برای تبدیل عضویت از وضعیت ناظر به اصلی کوشش نمود، دولت های هند و پاکستان توجه کمتری به این موضوع نشان می داد که سطح متفاوت حضور هیئت های هندی و پاکستانی در قیاس با سطح هیئت های ایرانی به روشنی گویای این امر بود. موضوع تبدیل عضویت هند و پاکستان، نخستین بار به صورت جدی در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در اوفا فدراسیون روسیه در 9 جولای 2015 میلادی (18 تیر 1394) مطرح شد. در فاصله کمتر از یک ماه به اجلاس اوفا، دو اجلاس «شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای» و نیز کنفرانس «امنیت و ثبات در منطقه سازمان همکاری شانگهای» در روزهای نخست ماه ژوئن در مسکو برگزار شد که به منزله پیش درآمدی بر اجلاس ماه جولای سران سازمان در اوفا به شمار می رفت. در این دو اجلاس، بیش از همه تبدیل عضویت دو کشور هند و پاکستان مورد توجه قرار گرفت. ولادمیر پوتین در نشست وزاری خارجه سازمان همکاری شانگهای در مسکو در سوم ژوئن 2015 میلادی، صراحتاً اشاره نمود که «ما موافق بررسی امکان الحاق هند و پاکستان به سازمان همکاری شانگهای هستیم. سایر کشورها نیز می توانند همچنان پیوندهای نزدیک خود با سازمان را دنبال کنند». در عمل در نشست اوفا با تغییر عضویت دو کشور هند و پاکستان از ناظر به اصلی موافقت شد و مقرر گردید که این دو کشور مراحل قانونی و اداری روند تبدیل عضویت را در دستور کار دولت و پارلمان های خود قرار دهند.   در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند ازبکستان در ژوئن 2016 میلادی، ممنون حسین رئیس جمهور پاکستان و نارندرا مودی نخست وزیر هند شرکت کردند که حاکی از توجه جدی دو کشور به روند تبدیل عضویت بود. اما به دلیل آن که مراحل قانونی و اداری روند تبدیل عضویت در دو کشور به طور کامل پایان نیافته بود، در اجلاس تاشکند، یک سند تعهد به امضا مقامات هند و پاکستان رسید که به موجب آن دو کشور موظف شدند کلیه اسناد و تعهدات مربوط به فرایند تبدیل عضویت را به تصویب برسانند و در اختیار سازمان قرار دهند تا در اجلاس بعدی سران سازمان همکاری شانگهای در آستانه قزاقستان (جولای ٢٠١٧ میلادی) در مورد آن تصمیم گیری شود. نکته قابل این که با وجود اعلام ضمنی پاکستان در رابطه با تصویب ٢٧ سند تبدیل عضویت و تعلل هند در این زمینه، سازمان همکاری شانگهای در راستای حفظ تعادل میان اسلام آباد و دهلی نو، تمایلی به موافقت نهایی با عضویت کامل پاکستان در اجلاس تاشکند نشان نداد و تعیین تکلیف نهایی عضویت هر دو کشور را به اجلاس آتی سران در آستانه قزاقستان (جولای ٢٠١٧ میلادی) موکول نمود. در نهایت، روندی که برای تبدیل هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی از اجلاس سران در اوفا روسیه (جولای ٢٠١٥) آغاز شد، در اجلاس تاشکند ازبکستان (ژوئن ٢٠16) مورد تایید قرار گرفت، در نهایت در اجلاس آستانه قزاقستان (ژوئن ٢٠١٧) با حضور نواز شریف، نخست وزیر پاکستان و نارندرا مودی نخست وزیر هند به تصویب نهایی رسید که مرحله نوین و نقطه عطفی در روند تحولات سازمان همکاری شانگهای به شمار می رود.   با عضویت هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای، تعداد اعضای اصلی سازمان به هشت کشور (روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، چین و هند) افزایش یافت و فضای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی سازمان، میزان جمعیت، ظرفیت های اقتصادی و دفاعی- نظامی (حضور چهار قدرت هسته ای روسیه، چین، هند و پاکستان) از گسترش قابل توجهی برخوردار شده است. با این وجود، چالش های سنتی، دیرپا و گسترده هند و پاکستان موجب شده است نگرانی های فراوانی در رابطه با تاثیر منفی مناقشه کشمیر میان دو عضو اصلی سازمان (هند و پاکستان) و اختلافات مرزی در خط دیوراند میان یک عضو اصلی سازمان با عضو ناظر (پاکستان و افغانستان) ایجاد شد. برداشت های متفاوت هند، پاکستان و نیز افغانستان در مقوله تروریسم و افراط گرایی که همواره با طرح اتهامات و تنش های متعددی همراه بوده است، شک و تردیدهای جدی را در رابطه با تاثیر عضویت اصلی و کامل هند و پاکستان بر کارآیی و انسجام داخلی سازمان همکاری شانگهای به دنبال داشته است.   نگارنده در کنفرانس «نقش جامعه مدنی و دیپلماسی عمومی در توسعه و گسترش بیشتر سازمان همکاری شانگهای» (The Role of Civil Society and Public Diplomacy in the Further Development and Expansion of the Shanghai Cooperation Organization) در شهر سوچی روسیه در 19 و 20 آوریل 2016 میلادی برگزار شد، شاهد مجادلات لفظی شدید و مداوم نمایندگان سیاسی و دیپلماتیک هند و پاکستان بوده است که به روشنی گویای تاثیر منفی ورود این دو کشور به ترکیب اصلی سازمان همکاری شانگهای بود. با این وجود، هدفگذاری رهبران سازمان برای گسترش حوزه جغرافیایی و افزایش ظرفیت آن در حوزه های مختلف، شرایط ملتهب منطقه به ویژه افزایش حضور داعش در افغانستان و آسیای مرکزی و روابط راهبردی و نزدیک روسیه و هند از یک سو و چین و پاکستان از سوی دیگر موجب شد دو کشور هند و پاکستان در اجلاس آستانه قزاقستان (ژوئن ٢٠١٧) به عضویت اصلی و کامل سازمان درآیند. نکته بسیار مهم دیگری که شایان توجه است، نوع رویکردها و ملاحظات هند در قبال ایالات متحده آمریکا است که به روند درون گرایی این سازمان دامن خواهد زد. در واقع، وجود اتحاد مشارکت استراتژیک آمریکا و هند موجب عدم تقابل جدی این سازمان با مجموعه غرب را خواهد داشت؛ امری که پیش از این در رابطه با نقش چین در سازمان همکاری شانگهای همواره مورد توجه بود و این سازمان را برخلاف تصورات اولیه از تبدیل به یک «ورشوی جدید» یا «ناتوی شرق» بازداشته بود. به نظر می رسد عضور و عضویت هند، وزن بیشتری به روند درون گرایی و عدم تقابل سازمان همکاری شانگهای را با مجموعه جهان غرب خواهد بخشید. نویسنده: ولی کوزه گر کالجی – پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضوی شورای علمی موسسه ایراس     ]]> سازمان های منطقه ای Mon, 12 Jun 2017 07:01:32 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3203/سایه-سنگین-هند-پاکستان-سازمان-همکاری-شانگهای-روند-فرسایشی-عضویت-ایران پایان «سازمان همکاری شانگهای» http://www.iras.ir/fa/doc/note/3201/پایان-سازمان-همکاری-شانگهای ایراس: سازمان همکاری شانگهایی یکی از مجموعه ابتکارات چین برای پاسخ به تهدیدات منطقه ای بود که در سال 2001 و با مبنا قرار دادن سه هدف مبارزه با تروریسم، جدایی طلبی و افراط گرایی تشکیل شد و تا کنون هم به صورتی کاملا خنثی به کار خود ادامه می دهد. این سازمان در هفدهمین اجلاس سران خود در قزاقستان دو عضو دیگر یعنی هند و پاکستان را هم به صورت رسمی به مجموعه اعضای خود اضافه خواهد کرد تا نشان دهد که این سازمان هنوز از پویایی و تحرک لازم برای قاعده نویسی منطقه ای برخوردار است، لیکن واقعیت آن است که چرخه ناکارامدی این سازمان امروز بیشتر از گذشته در حال آشکار شدن است. در این رابطه می توان دلایل مختلفی را بیان داشت که در ادامه تلاش شده است تا به صورت مختصر به برخی از این دلایل اشاره شود. شاید بتوان یکی از دلایل مهم ناتوانی این سازمان را در وهله اول به این مسئله مربوط دانست که اساسا شانگهای یک پدیده فرهنگی (cultural phenomena) نیست و پیوستارهای فرهنگی در تعریف و ایجاد چنین سازمانی از ابتدا نقش چندانی نداشته است. در بهترین حالت، شاید بتوان این سازمان را یک سازمان دوفرهنگی (Bicultural) با نیات متعارض متشکل از چین و روسیه تعریف کرد که فقدان همین گره های اتصال بخش فرهنگی، یکی از موانع جدی حرکت و اثرگذاری این سازمان در آینده خواهد بود. این سازمان برخلاف آنچه در ادبیات سیاسی به عنوان یک سازمان چندجانبه از آن یاد شده است بیشتر یک سازمان دوجانبه است و دو کشور چین و روسیه جهت دهی به ماهیت و محتوای این سازمان را در اختیار دارند. کشورهای آسیای مرکزی عضو این سازمان اساسا نه توان شکل دهی و جهت دهی به این سازمان را دارند و نه تمایلی به این مهم دارند. دومین مانع مهم آینده و پویایی این سازمان را می توان در تاثیر ساختار جدید منطقه ای بر رفتار و عملکرد بازیگران عضو این سازمان دانست. شکل گیری تدریجی محورهای ژئوپلتیکی جدید در منطقه از جمله محور چین-پاکستان - روسیه و محور آمریکا- هند و افغانستان و تشکل یافتگی دولت های عضو این سازمان در یکی از دو محور فوق، علاوه بر اینکه میزان تعلق این دولت ها را به سازمان کاهش خواهد داد همچنین مانعی جدی برای آینده این سازمان و میزان موفقیت آن خواهد بود. به بیان دیگر می توان گفت که تعلق به سازمان همکاری شانگهای به نسبت تعلقات این بازیگران به محورهای ژئوپلتیکی جدید در مرحله ثانویه قرار خواهد داشت و طبیعی است که این مسئله می تواند این سازمان را با کژکارکرد های اساسی در آینده مواجه سازد. علاوه بر آنچه در فوق ذکر آن رفت، همچنین می توان فقدان تجربه چین برای هدایت و جهت دهی بوروکراسی های چندجانبه فراملی را از دیگر دلایل ناتوانی و ناکارامدی این سازمان در آینده دانست. هر چند چینی ها تلاش دارند تا متناسب با میزان ساخت یافتگی قدرت خود، در قالب های متفاوت از جمله استراتژی کمربند اقتصادی جاده ابریشم و همچنین خود سازمان همکاری شانگهای این توانمندی را کسب نمایند لیکن به نظر می رسد که هنوز این کشور از تجربه لازم برای هدایت و سمت دهی چنین نهادهای فراملی برخوردار نیست و همین امر هم خود یکی از دلایل تمایل بیشتر چین به برقراری و ترجیح روابط دوجانبه با روابط چند جانبه با بازیگران مختلف باشد. اساسا چین در بازی های دو جانبه فضای برد بیشتری می تواند برای خود تعریف نماید. ادراک متقابل تهدید چین و روسیه نسبت به یکدیگر، ی از دیگر موانع عمق یابی و تحرک بیشتر سازمان همکاری شانگهای در آینده است. افزایش نگرانی روس ها به خصوص در سال های اخیر از نفوذ چین در منطقه آسیای مرکزی، امکان رسیدن فرایندها و ابتکارات چین – محور به بلوغ و پختگی لازم را سلب و تقویت دامنه همکاری های چین و روسیه را در بلندمدت کاهش خواهد داد. به بیان دیگر محیط ژئوپلیتیکی چین چه در شرق و جنوب شرقی و چه در محیط امنیتی غربی خود، استعداد به نتیجه رساندن کامل ابتکارات همگرایانه این کشور را به شدت کاهش می دهد. به بیان دیگر از آنجا که حضور چین در این دو محیط امنیتی می تواند به بازتوزیع قدرت و نظم سابق منجر شود، طبیعی است که با مقاومت روسیه در محیط امنیتی غربی و آمریکا در محیط امنیتی شرقی روبرو خواهد شد. بنابراین نمی توان به ابتکارات چین محور در مقطع فعلی و ظرفیت های آن چندان امیدوار بود. ---------- نویسنده: محمد زارع ---------- به نقل از: اینترنشنال http://theinternational.ir/west-of-asia/item/473-   ]]> سازمان های منطقه ای Sun, 11 Jun 2017 10:16:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3201/پایان-سازمان-همکاری-شانگهای هند و پاکستان، اعضای اصلی جدید سازمان همکاری‌ شانگهای http://www.iras.ir/fa/doc/news/3198/هند-پاکستان-اعضای-اصلی-جدید-سازمان-همکاری-شانگهای ایراس: بر اساس گزارش رسانه های آسیای مرکزی، هند و پاکستان به عنوان اعضای اصلی سازمان همکاری‌ شانگهای پذیرفته شدند. در این نشست که نخست وزیران کشورهای هند و پاکستان نیز در آن حضور حضور داشتند، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه از عضویت دو کشور جدید استقبال کرده و اظهار داشت که افزایش اعضا، سازمان شانگهای را نیرومند می‌کند: «گسترش اعضای اصلی سازمان همکاری‌های شانگهای بی تردید به نیرومند و با نفوذ شدن این تشکیلات کمک خواهد کرد، هم در صحنه سیاسی، هم در عرصه های اقتصادی و نیز در بخش های‌های دیگر». رئیس جمهور قزاقستان، نورسلطان نظربایف در مراسم افتتاحیه این دوره از نشست سران سازمان همکاری‌های شانگهای در روز 9 ژوئن در آستانه بیان کرد: این دوره از نشست ها، آغاز «تاریخ جدید سازمان» را رقم خواهد زد. نظربایف افزود: با عضویت هند و پاکستان به عنوان اعضای اصلی سازمان شانگهای، «جانی نو به تن سازمان دمیده شده» و به اعتبار آن در عرصه بین‌المللی افزوده می شود. در نشست آستانه، اعلامیه مشترک در خصوص مبارزه با تروریسم و افراط گرایی قرائت شده و ریاست دوره ای سازمان از قزاقستان به چین منتقل شد. پایان خبر/   ]]> سازمان های منطقه ای Sat, 10 Jun 2017 09:05:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3198/هند-پاکستان-اعضای-اصلی-جدید-سازمان-همکاری-شانگهای افزایش بهای گاز در صورت خروج اعضا از اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/news/3086/افزایش-بهای-گاز-صورت-خروج-اعضا-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا به گزارش ایراس به نقل از ایزوستیا: دمیتری مدودف، نخست وزیر روسیه اعلام کرد که کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا گاز روسیه را به قیمت تخفیفی خریداری می کنند و خروج از این اتحادیه قطعاً خطر افزایش قیمت گاز طبیعی برای آن ها را در پی خواهد داشت. این بیانیه روز سه شنبه، 7 مارس در نشست شورای بین دولتی اوراسیا اعلام گردید. ریا نوواستی به نقل از نخست وزیر روسیه اعلام کرد: « رک و راست بگویم، اگر برخی از کشورهای حاضر در اینجا به عضویت اتحادیه ما در نمی آمدند یا از آن خارج می شدند، اینک می بایست گاز را به قیمت اروپا خریداری می نمودند. هیچ نیازی به اثبات و محاسبه نیست، قطعاً همه چیز بسیار گرانتر بود». مدودف همچنین از کشورها درخواست نمود تا «مانع همگرایی» نگردند. به گفته وی، هیچکس به اجبار در ترکیب اتحادیه نگه داشته نشده است. اینک ارمنستان، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا می باشند. طی سال های اخیر همه این کشورها به طور قابل ملاحظه ای حجم صادرات به بازارهای روسیه را افزایش داده اند و تسهیلاتی در خصوص همکاری در حوزه انرژی دریافت نموده اند و همکاری صنعتی را تقویت کرده اند. پایان خبر/   ]]> سازمان های منطقه ای Wed, 08 Mar 2017 08:28:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3086/افزایش-بهای-گاز-صورت-خروج-اعضا-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا اکو و مثلث چندجانبه‌گرایی اقتصادی در اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3082/اکو-مثلث-چندجانبه-گرایی-اقتصادی-اوراسیا ایراس: اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، روز 11 اسفند میزبان سیزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (اکو) بود. در این نشست که در آن، ریاست دوره‌ای سازمان از جمهوری آذربایجان به پاکستان تحویل داده شد، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران نیز شرکت داشت و به ایراد سخنرانی پرداخت. هرچند روحانی در سخنرانی خود بر نبود مانع بر سر راه توسعه و تعمیق همکاری‌ها در منطقه اکو سخن گفته و به ضرورت اجرایی شدن طرح‌های موجود در چارچوب این سازمان اشاره نمود، سایه عدم توافقات و اختلافات موجود، یعنی امری که تاکنون اکو را به ناکارآمدی کشانده، همچنان بر سر این سازمان سنگینی می‌کند. با این حال، این بدان معنا نیست که ظرفیتی برای حرکت رو به جلو وجود ندارد.   درباره علل ناکارآمدی اکو و ناکامی این سازمان در دستیابی به اهدافی که از بیش از سه دهه قبل برای آن تعیین شده، بسیار گفته و نوشته شده و در آستانه نشست اخیر نیز منابع بسیاری بار دیگر بازخوانی این موضوع را در دستور کار قرار دادند. از فقدان هم‌تکمیلی اقتصادی میان اعضای سازمان گرفته تا برون‌گرایی تجاری و عدم احساس برابری منافع، همگی مواردی است که در این زمینه مورد اشاره قرار گرفته است. اما شاید فراتر از تمامی این موارد، آنچه بیش از همه به عنوان مانعی بر سر راه موفقیت سازمان جلوه‌گر شده، وجود اختلافات سیاسی میان اعضا بوده است؛ امری که این بار نیز به شکلی جدی، یکی از نمودهای خود را در اجلاس اسلام‌آباد به نمایش گذاشت.   در چارچوب این عامل، یعنی اختلافات سیاسی، مواردی همچون دستور کارهای رقابتی ایران و ترکیه، بدبینی‌های پایدار تاجیکستان و ازبکستان به یکدیگر، خصومت دیرپای افغانستان و پاکستان و اختلافات گاه و بیگاه ایران با برخی از کشورهای آسیای مرکزی – از جمله اخیراً با ترکمنستان بر سر موضوع صدور گاز طبیعی – قابل اشاره است. در آستانه اجلاس اخیر نیز شدت گرفتن دوباره اختلافات کابل و اسلام‌آباد سبب شد افغانستان از حضور در نشست خودداری کند. از سوی دیگر، اجلاس مذکور در شرایطی برگزار شد که به سبب برخی موضع‌گیری‌های مقامات عالیرتبه ترکیه علیه ایران، فضایی نامساعد بر روابط تهران و آنکارا نیز سایه‌افکن شده بود.   در چنین شرایطی، سوال اینجاست که آیا باز هم تنها شاهد یک گردهمایی تشریفاتی سران کشورهای عضو اکو بوده‌ایم، یا آن‌گونه که روحانی و وزیر خارجه وی، محمد جواد ظریف در جریان این اجلاس اشاره کردند، می‌توان به ارتقای همکاری‌ها در چارچوب این سازمان و حرکت رو به رشد آن امید داشت؟ پاسخگویی به این سوال را می‌توان در قالب طرح چند محور اصلی به انجام رساند.   امکان «همکاری»، امتناع «همگرایی» نخستین و شاید مهمترین موضوعی که در بحث از اکو و چشم‌انداز آن می‌بایست مورد توجه قرار داد، ضرورت حفظ انتظارات از این سازمان در حدی معقول و تعمیم ندادن عرصه فعالیت‌های سازمان به آن حوزه‌هایی است که اساساً برایش امکان‌پذیر نبوده و نخواهد بود. در این راستا، پیش از هرچیز لازم است تکلیف خود را با یک مسئله برای همیشه روشن کنیم: اکو سازمانی برای «همکاری» است و با همین هدف نیز شکل گرفته و انتظار تبدیل آن به یک چارچوب «همگرایی» از اساس غیرواقع‌بینانه است.   شکل‌گیری سازمان همکاری عمران منطقه‌ای (آر سی دی) به عنوان هسته اصلی و اولیه اکو در سال 1964، یعنی مقطعی زمانی که اروپا گام‌های نخست خود را به سوی «همگرایی» برداشته و نظریه‌پردازان «نوکارکردگرا» نیز مجدّانه در عرصه نظری در حال مفهوم‌پردازی «روند» و یا «وضعیت» همگرایی منطقه‌ای بودند، بسیاری را بر آن داشت تا به منظور تقویت قابلیت تعمیمی این نظریات هم که شده، به فکر یافتن همتایانی برای اتحادیه در حال ظهور اروپا در دیگر مناطق بیافتند.   مطابق منطق کارکردگرایی، آغاز همکاری‌ها از حوزه «سیاست سفلی»، یعنی همکاری‌های اقتصادی و فنی، می‌تواند «تسری» این همکاری‌ها به عرصه «سیاست علیا» را به همراه داشته و به وضعیتی منجر شود که دولت‌ها ضمن چشم‌پوشی از بخشی از اقتدار خود، سازمانی فراملی را ورای حوزه اختیارات هر یک از اعضای منفرد، شکل دهند. این روندی بود که بیش از هرچیز ناظر بر تجربه اروپا در حرکت از «جامعه زغال و فولاد» به سوی «اتحادیه اروپا» بود.   کوتاه سخن آنکه افول و ظهور مجدد «آر سی دی»، این بار در قامت اکو در سال 1985 و سپس اضافه شدن اعضای جدید به آن پس از فروپاشی اتحاد شوروی در اوایل دهه 1990، دهه‌ای که خود شاهد ظهور موج جدید نظریات منطقه‌گرایی بود، بسیاری را به تحلیل این سازمان در چارچوب نظریات همگرایی کشاند. این در حالی است که مهمترین حلقه مفقوده در میان کشورهای اکو، همان چیزی بود که کلید همگرایی اروپا شد: تفکیک میان سیاست سفلی و سیاست علیا. به عبارت دیگر، در فضایی که به سبب مجموعه‌ای از عوامل، روندی از «امنیتی شدن» شدید در عرصه‌های مختلف کشورهای عضو رخ داده، اساساً منطق بنیادین همگرایی زیر سوال بوده و نمی‌توان آن را مبنا قرار داد.   در سطحی پایین‌تر، نمی‌توان و نمی‌بایست از اکو انتظار داشت که به محفلی برای حل و فصل رقابت‌ها، اختلاف‌نظرها و بعضاً تنش‌های موجود میان اعضا تبدیل شود؛ زیرا این اختلافات و رقابت‌ها جنس و ماهیتی دیگرگونه داشته و در منطقه‌ای با ویژگی‌های منحصر به فرد نیز وجود دارند که حل و فصل آن‌ها را دشوار می‌سازد.   با این حال، همین ویژگی منحصر به فرد بودن سبب شده اعضای اکو در عین اختلافات، همواره با دیدی عملگرایانه در عرصه اقتصاد به همکاری بپردازند. در پرتنش‌ترین دوره‌های روابط ایران و ترکیه حتی، دو کشور تعاملات اقتصادی گسترده خود را رها نکردند. کشورهای آسیای مرکزی با وجود تمامی اختلافات، حیات اقتصادی به هم‌پیوسته داشته و دارند. بر همین اساس، بهترینِ آنچه اعضای اکو می‌توانند انجام دهند، شناسایی حوزه‌های بالقوه همکاری بر اساس دیدی عملگرایانه و حرکت به سوی توسعه همکاری‌های اقتصادی، بدون انتظارِ ضروریِ شکل‌گیری روند همگرایی است.   ایرانِ پسابرجام و ظرفیت‌های بالقوه اکو در اجلاس اسلام‌آباد، حسن روحانی سخنرانی خود را با اشاره به توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (برجام) و تشریح دستاورهای آن آغاز کرد. وی برجام را توافقی جهانی و مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل خواند و تأکید کرد: «عمیقاً اعتقاد دارم که منافع عادی‌سازی روابط تجاری ایران با جهان نه فقط برای مردم ما بلکه برای همه کشورهای منطقه مفید خواهد بود».   می‌توان گفت انتخاب موضوع برجام به عنوان نقطه عزیمت این سخنرانی، اقدامی هوشمندانه و معنادار از سوی روحانی بود که بر اساس واقعیت‌های فعلی منطقه و عرصه بین‌المللی انجام گرفته است. در حقیقت، در دل این بحث اشاره‌ای به نقش محوری ایران در شکل‌گیری و تداوم حیات اکو وجود دارد و اینکه تغییر شرایط این محور اصلی سازمان، می‌تواند به تغییر در کلیت آن منجر شود.   اگر سال 1993، زمانی که با اضافه شدن اعضای جدید، ترکیب اکو به شکل فعلی درآمد را مبنا قرار دهیم، از عمر این سازمان به گونه‌ای که اکنون می‌شناسیم یک ربع قرن بیشتر نمی‌گذرد. حدود یک دهه از این زمان را دوره‌ای تشکیل داده که به واسطه اوج‌گیری تدریجی مسئله هسته‌ای، جمهوری اسلامی ایران تحت شدیدترین تحریم‌های یکجانبه و چندجانبه قرار گرفت؛ تحریم‌هایی که محور اصلی آنچه اکو به خاطر آن شکل گرفته، یعنی «اقتصاد» و همکاری‌های اقتصادی را هدف قرار می‌داد.   واضح است که در این شرایط، تمرکز ایران بر یافتن راه‌حلی برای موضوع هسته‌ای و پایان دادن به تحریم‌ها از یک سو و ملاحظات دیگر اعضای سازمان – به واسطه فشارهای موجود و روابط بعضاً گسترده و عمدتاً رو به رشد با کشورهای غربی – یکی از سه ستون اصلی سازمان و کشوری که میزبان دبیرخانه دائمی آن است، از مرکزیت همکاری‌های اقتصادی کنار رفته بود. اکنون و در شرایطی که در فضای پسابرجام، جمهوری اسلامی ایران توسعه ارتباطات اقتصادی بین‌المللی را به عنوان بخشی از دستور کار اصلی خود مورد توجه قرار داده، تحرک ایران، در صورت اتخاذ اقدامات و سیاست‌های صحیح، می‌تواند تحرک و پویایی سازمان را پس از سال‌ها انفعال به همراه داشته باشد.   اکو به عنوان یک ضلع از مثلت چندجانبه‌گرایی اقتصادی در اوراسیا سیزدهمین اجلاس سران اکو در شرایطی برگزار شد که طی چند سال گذشته، تقریباً تمامی اعضای این سازمان دستکم در یکی از دو ابتکار چندجانبه دیگر ناظر بر همکاری اقتصادی اوراسیا دخیل بوده و یا برای ورود به آن‌ها ابراز تمایل کرده‌اند: طرح چینی «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» (که ابتکار یک کمربند- یک راه نیز خوانده می‎شود) و طرح روسی «اتحادیه اقتصادی اوراسیا». ایران نیز به ویژه پس از توافق هسته‌ای، به عنوان یک شریک بالقوه مورد توجه طراحان اصلی هر دو ابتکار قرار گرفته است.   در این میان، آنچه در فضای فعلی منطقه اوراسیای مرکزی شاهد آن هستیم، حرکت دو قدرت بزرگ این حوزه، یعنی روسیه و چین، به سوی همکاری بیشتر اقتصادی – در عین وجود جنبه‌های «بالقوه» رقابت سیاسی – است که نمود آن، در توافق رهبران دو کشور برای پیوند دادن دو ابتکار مذکور به یکدیگر قابل مشاهده بوده است. چین در راستای دستیابی به فضایی آزادتر از نظر ژئوپلیتیکی برای پیشبرد پروژه دیرپای توسعه عناصر قدرت خود و روسیه نیز بیش از هر چیز با هدف یافتن بدیلی برای همکاری با غرب در پی بحران 2014 اوکراین و بازسازی اقتصاد آسیب دیده خود از تحریم‌ها، چندجانبه‌گرایی اقتصادی اوراسیایی را در دستور کار قرار داده‌اند.   در این شرایط، در صورتی که اکو نیز بتواند برای نخستین بار به سوی دستیابی به یک چارچوب و ساختار مشخص و مورد پذیرش همه طرف‌ها در حوزه همکاری اقتصادی دست پیدا کند، می‌تواند به عنوان یک بازیگر اقتصادی کم و بیش یکپارچه، ضلع سوم مثلث همکاری‌های اقتصادی چندجانبه در اوراسیای مرکزی را تشکیل دهد. این امر به ویژه از آن جهت اهمیت می‌یابد که دو ابتکار دیگر، هنوز در مرحله ساختاریابی و عضوگیری به سر می‌برند، اما اکو با پشت سر گذاشتن این روند، تنها اراده سیاسی لازم را برای تبدیل شدن به یک ساختار همکاری چندجانبه کم دارد.   در چنین حالتی می‌توان امیدوار بود که قدرت اقتصادی چین و قدرت سیاسی روسیه، در کنار ساختار از پیش موجود اکو، زمینه‌ای را برای یک چندجانبه‌گرایی اقتصادی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب اوراسیا فراهم آورند؛ امری که شاید در مرحله کنونی اندکی آرمانی به نظر برسد، اما به کلی دور از دسترس نیست. نویسنده: دکتر حمیدرضا عزیزی - استادیار دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   ]]> سازمان های منطقه ای Mon, 06 Mar 2017 08:27:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3082/اکو-مثلث-چندجانبه-گرایی-اقتصادی-اوراسیا سفر بردی‌محمداف به پاکستان جهت شرکت در نشست «اکو» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3042/سفر-بردی-محمداف-پاکستان-جهت-شرکت-نشست-اکو ایراس؛ وزیر امور خارجه ترکمنستان از سفر چند روز آینده رئیس جمهور این کشور به پاکستان برای حضور در نشست سران کشورهای سازمان همکاری‌های اقتصادی «اکو» خبر داد. «رشید مرداف» افزود: «قربانقلی بردی‌محمداف» در رأس هیأتی عالی رتبه در نشست آتی سازمان «اکو» در «اسلام‌آباد» شرکت می­‌کند. رئیس دستگاه سیاست خارجی ترکمنستان افزود: در حاشیه این نشست قرار است چندین ملاقات دوجانبه و چند جانبه با سران کشورهای عضو سازمان اکو انجام شود. براساس اعلام سایت رسمی سازمان همکاری‌های اقتصادی اکو، نشست آتی سران کشورهای عضو این سازمان با حضور ایران، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان، آذربایجان، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان در تاریخ 11 اسفند ماه سال جاری به میزبانی اسلام‌آباد برگزار خواهد شد. سازمان اکو، سازمانی اقتصادی و منطقه‌ای است که کشورهای ایران، پاکستان و ترکیه در سال 1343 (1964) نخستین بار این سازمان را پایه‌ریزی کردند. این سازمان در ابتدا با نام «آر سی دی» که نام اختصاری سازمان همکاری عمران منطقه‌ای است، آغاز به کار کرد. پس از انقلاب ایران (1357)، کار سازمان با وقفه مواجه شد و در سال 1364 با نام «اکو» حیات خود را از سر گرفت. پس از فروپاشی شوروی، در سال 1372 کشورهای افغانستان، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان نیز به سازمان اکو پیوستند. این سازمان هم‌اکنون با 10 عضو، حدود 330 میلیون نفر جمعیت و 8٬620٬697 کیلومتر مربع وسعت، امکانات نفتی، گازی و صنعتی را در اختیار دارد. طبق اساسنامه این سازمان، اکو برای بهبود توسعه اقتصادی پایدار کشورهای عضو تلاش کرده و برای حذف تدریجی موانع تجاری در این منطقه فعالیت دارد. از دیگر اهداف اکو، تهیه برنامه مشترکی برای توسعه منابع انسانی در این 10 کشور است. این سازمان همچنین برای تسریع برنامه توسعه حمل‌ونقل و ارتباطات فعالیت می‌کند. زبان رسمی اکو انگلیسی است و مقر اصلی آن در «تهران» است. به مناسبت پیوستن افغانستان و کشورهای قفقاز و آسیایی از جمله ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان و آذربایجان به سازمان اکو و افزایش اعضای این سازمان از 3 کشور، ایران، پاکستان و ترکیه به 10 کشور، روز هفتم آذر 1371، به عنوان روز اکو نامگذاری شده است. انتهای خبر/   ]]> آسیای مرکزی Sat, 25 Feb 2017 07:40:21 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3042/سفر-بردی-محمداف-پاکستان-جهت-شرکت-نشست-اکو پاکستان در تکاپوی میزبانی سران 'اکو' http://www.iras.ir/fa/doc/news/2939/پاکستان-تکاپوی-میزبانی-سران-اکو ایراس؛ همزمان با نزدیک شدن به برگزاری اجلاس سران سازمان همکاری های اقتصادی (اکو) به میزبانی پاکستان، دستگاه دیپلماسی و وزارتخانه های اقتصادی این کشور روزهای پرکاری را در پیش دارند. براساس اعلام سایت رسمی سازمان همکاری های اقتصادی 'اکو'، نشست آتی سران کشورهای عضو این سازمان شامل جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان روز 11 اسفند ماه سال جاری به میزبانی اسلام آباد برگزار خواهد شد. هنوز جزئیات مربوط به این اجلاس از جمله سطح حضور کشورهای عضو در اجلاس اسلام آباد اعلام نشده است اما رسانه های پاکستان روز چهارشنبه به نقل از منابع وزارت امور خارجه این کشور نوشتند که تا به امروز، حضور برخی سران کشورهای عضو اکو از جمله ترکیه و برخی کشورهای همسایه پاکستان در این نشست نهایی شده ضمن اینکه نمایندگانی از دولت های چین و روسیه به عنوان اعضای ناظر در اجلاس اکو در اسلام آباد حضور خواهند یافت. همچنین نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو اکو یک یا دو روز قبل از نشست سران در اسلام آباد برگزار خواهد شد. طبق گزارش رسانه های پاکستان، این کشور به عنوان میزبان این اجلاس مهم منطقه ای و اقتصادی، تلاش خواهد کرد تا ضمن معرفی و تبلیغ ظرفیت ها طرح بزرگ راهروی اقتصادی چین-پاکستان، تعداد بیشتری از اعضای اکو را به ملحق شدن و مشارکت در این طرح ترغیب کند. پیش از این، جمهوری اسلامی ایران آمادگی و علاقه مندی خود را برای مشارکت و ملحق شدن به طرح راهروی اقتصادی چین-پاکستان اعلام کرده است. رسانه های پاکستان با اشاره به لغو اجلاس سران 'اتحادیه همکاری های منطقه ای جنوب آسیا'(سارک) که قرار بود سال گذشته به میزبان اسلام آباد برگزار شود اما به دلیل انصراف هند از شرکت در این اجلاس، لغو شد، نوشتند: توطئه ها برای منزوی کردن پاکستان نتیجه معکوس داشته و قرار است در اجلاس سران اکو، علاوه بر سران کشورهای عضور و نمایندگان عالی از چین و روسیه نیز به عنوان ناظر شرکت کنند. رسانه های پاکستان برگزاری اجلاس سران اکو در اسلام آباد در آینده نزدیک را پاسخی قاطع به عوامل لغو اجلاس سارک دانسته اند. اجلاس آتی سران اکو در اسلام آباد، با توجه به لغو اجلاس سران سارک در این کشور، از اهمیتی فوق العاده و حیثیتی برای این کشور برخوردار است ضمن اینکه این اجلاس، با توجه به دستور کار اقتصادی آن، می تواند منشاء آثار و نتایج قابل توجه برای تمام کشورهای عضو و شرکننده باشد. انتهای خبر/   ]]> ایران Wed, 08 Feb 2017 07:34:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2939/پاکستان-تکاپوی-میزبانی-سران-اکو قزاقستان در حال از دست دادن جایگاه خود در اتحادیه اقتصادی اوراسیا است http://www.iras.ir/fa/doc/news/2625/قزاقستان-حال-دست-دادن-جایگاه-خود-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا ایراس: به نقل از «فینپروم.کز»، حجم محصولات صادراتی قزاقستان به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مقایسه با واردات آن از کشورهای عضو این اتحادیه با افت بیشتری مواجه شده است. بر اساس این گزارش، ارزش صادرات قزاقستان به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا در 10 ماهه اول سال جاری کمی بیشتر از 3 میلیارد دلار بوده است که در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته، 25 درصد کاهش را نشان می‌دهد. در مجموع ارزش مبادلات تجاری «آستانه» با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سال جاری با کاهشی 20 درصدی به کمتر از 11 میلیارد دلار را رسیده است که کمترین تراز تجاری این کشور در چارچوب اتحاد اقتصادی اوراسیا نه تنها از اوایل فعالیت آن بلکه از دوران ایجاد اتحاد گمرکی می‌باشد. بنا به این گزارش، کاهش درآمد حاصل از صادرات محصولات به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا مربوط به بخش منابع هیدروکربن است. در طول یک سال اخیر، آستانه تنها 44 میلیون دلار به روسیه و بلاروس نفت خام صادر کرده است که این شاخص در مقایسه با ارزش 506 میلیون دلاری صادرات نفت به کشورهای عضو این اتحادیه درمدت زمان مشابه سال گذشته، 14 برابر کاهش داشته است. در مجموع قزاقستان در طول 10 ماه اول سال جاری، 174 هزار تن نفت به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا صادر کرده اما در مدت زمان مشابه سال گذشته حجم آن 2.3 میلیون تن بوده است. از سوی دیگر، ارزش صادرات ترکیبات فلزات خاکی کمیاب و عناصر رادیواکتیو در 10 ماهه ابتدای سال جاری، 251 میلیون دلار نسبت به سال گذشته کاهش داشته است در حالی که حجم فیزیکی صادرات این منابع 872 تن از سال گذشته بیشتر بوده است. صادرات طلا در این مدت نیز بیش از 14 میلیون دلار را به بودجه این کشور تزریق کرده که 13 برابر و یا 170 میلیون دلار کمتر از مدت زمان مشابه در سال گذشته می‌باشد. به گفته این منبع، تنها افزایش درآمد 24 میلیون دلاری ناشی از حساب صادرات قراضه و ضایعات آهنی به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا (به ارزش 51 میلیون دلار) در بودجه قزاقستان نسبت به مدت مشابه در سال گذشته است که اگر چه کم می‌باشد، اما اثرات کاهش شدید ارزش مبادلات تجاری آستانه با کشورهای عضو این اتحادیه را نرمتر می‌کند. همچنین صادرات فلزات نورد شده به کشورهای عضو اتحاد اقتصادی اوراسیا در سال جاری، افزایش 7 درصدی (24 میلیون دلاری) داشته و در نتیجه مبلغ 377 میلیون دلار را به بودجه این کشور وارد کرده است. صادرات آهن نیز در 10 ماهه ابتدایی سال جاری، حدود 101 میلیون دلار را بوده است که 19 میلیون دلار بیشتر از ژانویه تا اکتبر سال گذشته میلادی می‌باشد. پایان خبر/ منبع: فارس   ]]> آسیای مرکزی Sat, 24 Dec 2016 07:25:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2625/قزاقستان-حال-دست-دادن-جایگاه-خود-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا در بلندمدت، اتحادیه اقتصادی اوراسیا بخشی از یک پروژه بزرگ اروپایی برای ایجاد فضای واحد همکاری اقتصادی است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/2583/بلندمدت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-بخشی-یک-پروژه-بزرگ-اروپایی-ایجاد-فضای-واحد-همکاری ایراس: به عنوان نخستین سوال مایلیم بدانیم که جایگاه ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا را چگونه تعریف می کنید؟   ماکاروف: احتمالا هرچه جایگاه ایران به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا افزایش یابد، همکاری های آن نیز در این اتحادیه می تواند گسترده تر شود. روسیه در حال حاضر زمینه سازی افزایش اعضای اتحادیه را آنگونه که در روسیه اصطلاحا «اوراسیای بزرگ نامیده می شود» در نظر دارد که منطقه ای بسیار بزرگتر از جمهوری های جداشده از شوروی در منطقه آسیای مرکزی را در بر می گیرد. روسیه تمایل دارد که اوراسیای بزرگ به عنوان مرکز جدید توسعه اقتصادی بروز یابد که علاوه بر قزاقستان و چهار جمهوری دیگر جدا شده از شوروی، کشورهایی همچون چین، ایران، هند و پاکستان و شاید کشورهای دورتر از منطقه مثل مغولستان، ترکیه و آذربایجان و همچنین کره جنوبی و حتی کشورهای منطقه آسه آن به عضویت آن درآیند و روسیه ظرفیت زیادی برای همکاری با این کشورها متصور است.   محوریت این پروژه های بزرگ تخصصی مثل اتحادیه اقتصادی اوراسیا، جاده ابریشم اقتصادی است که به ابتکار چین راه اندازی شده و همچنین شرکای این اتحادیه و سازمان همکاری های شانگهای که امیدواریم ایران هم به زودی به عضویت کامل آن در آید. نکته اصلی که در این ابتکارات بزرگ وجود دارد این است که حاکمیت اعضای آن محترم شمرده شود.  این پروژه، به مراتب، از انعطاف پذیری لازم که بواسطه آن حاکمیت کشورها محترم شمرده شود و در بستر آن همکاری های در یک فضای واحد افزایش پیدا کند، برخوردار است.   جهات اصلی برای تقویت این همکاری می تواند در زمینه های زیر متمرکز شود: ابتدا توسعه زیرساخت های لازم برای تقویت ارتباط و پیوستگی سرزمین ها؛ لیبرال سازی اقتصادی و ایجاد شرایط عمومی برای تجارت طبیعی و آزاد و درنهایت، همکاری در زمینه امنیت برای مبارزه با تهدیدهای مشترک.   ایراس: در کنار رویکردهای چندجانبه روسیه، آیا کشورهای منطقه می بایست اینگونه اتحادیه ها را در راستای منافع خودشان ارزیابی کنند و یا اینکه روسیه را در حال تجدید قدرت و تثبیت هزمونی خود در منطقه می دانید؟   ماکاروف: پنج کشور آسیای مرکزی نگران بودند که این نوع همگرایی اوراسیایی به منزله ایجاد دوباره اتحاد شوروی تحت رهبری روسیه خواهد بود. اما باید توجه شود این فرمتی که روسیه در آن قرار می گیرد، به گونه ای است که این تهدیدها را از بین خواهد برد؛ چرا که روسیه عضو حاکم نیست، روسیه تنها یکی از اعضا در میان دیگر کشورهایی است که در روند مذکور قرار می گیرند.    بسیاری از این کشورها حتی از قدرت روبه رشد چین در منطقه هم در هراسند. و اگر همکاری های بین منطقه ای وجود نداشته باشد آنها در مقابل این قدرت رو به رشد در منطقه، بسیار شکننده تر خواهند بود. به همین دلیل روسیه بر این باور است که با کشاندن این پروژه به یک پروژه چندجانبه که بسیاری از کشورها در آن حضور خواهند داشت، دیگر،  تنها یک کشور خاص در آن مسلط نخواهد بود.     ایراس: آیا روسیه تمایل واقعی به عضویت کشورهایی مثل هند و چین در این پیمان دارد؟   ماکاروف: روسیه بدون شک از عضویت هر دو کشور حمایت می کند، چرا که عضویت چین به بود و نبود حمایت روسیه ارتباطی ندارد و روسیه ترجیح می دهد که هم در قالب این سازوکار و هم در منطقه با چین روابط و همکاری داشته باشد، به نظرم، پیوستن چین امکان بروز همه مناقشات را از بین می برد.    روسیه و چین در منطقه به خوبی مکمل یکدیگرند، چین به لحاظ اقتصادی بسیار قوی تر است  و از منابع آزاد اقتصادی زیادی برخوردار است و در عین حال روسیه، مناسبات قوی تری برای سرمایه گذاری در منطقه داراست و ضمنا می تواند به قدر کافی ضامن امنیت در منطقه باشد. با این حال روسیه می تواند از عضویت کشورهایی مثل هند و ایران حمایت کند، چراکه این کشورها می توانند در مقابل چین توازن برقرار کنند و توازن قوا در منطقه متعادل تر خواهد شد. حتی می توان گفت برای همین روسیه از عضویت هند در سازمان همکاری شانگهای حمایت کرد و اضافه می کنم همانطور که روسیه از عضویت هند حمایت کرده است، از عضویت ایران نیز حمایت خواهد کرد.   ایراس: برخی از تحلیلگران ایرانی بر این باورندکه روابط ایران و روسیه به سمت راهبردی شدن در حال حرکت است. علت اصلی هم همکاری های دو کشور در بحران سوریه دانسته می شود. نظر شما در این باره چیست؟ آیا روابط دو کشور را در حال حاضر می توان در سطح استراتژیک برآورد کرد و یا در آینده چنین سطحی از روابط را ممکن می دانید؟   ماکاروف: تصور می کنم در شرایط بوجودآمده، ایران و روسیه می توانند همکاری استراتژیک داشته باشند. روسیه نیز به پیشرفت اقتصادی ایران در آینده بسیار خوشبین است. برای مثال، امکان همکاری با ایران در کریدور ترانزیتی شمال – جنوب که روسیه خیلی روی آن حساب می کند، وجود دارد. همچنین چین هم به توسعه همکاری با ایران بویژه در زمینه زیرساخت های تزانزیتی تمایل دارد. می توان اذعان کرد که روسیه و چین مایل به حضور در روند رشد اقتصادی ایران هستند.   روسیه  می خواهد که کریدور مذکور بخشی از همکاری های گسترده در اوراسیای مرکزی باشد. علاوه بر این ها، در سال های اخیر علاقه روسیه به ایران به شدت افزایش یافته است؛ بخصوص که برای روسیه تجربه ایران در زمان تحریم ها جالب توجه است، به عقیده من، امکان زیادی برای توسعه همکاری ها در حوزه دفاعی نیز وجود دارد. در عین حال که این همکاری ها برای توسعه تکنولوژی های مرتبط با انرژی هم امکانپذیر است.   ایراس: آیا بهبود روابط ایران و غرب موجب نگرانی روسیه شده است؟   ماکاروف: خیر، به نظر من نباید بهبود روابط ایران با کشورهای غربی را تهدیدی برای روابط ایران و روسیه به حساب آورد. بلکه همین ابتکار اوراسیای بزرگ که درباره آن صحبت می کنیم روسیه را به عنوان یک کشور باز  حتی برای کشورهای اتحادیه اروپا در نظر می گیرد. افزون بر این با برداشته شدن تحریم ها از ایران موجبات رشد بیشتر اقتصادی این کشور فراهم می شود و همچنین روسیه صمیمانه به «ایرانی قوی و سریعا روبه رشد» علاقمند است. ضمنا این شیوه همکاری اقتصادی بازار جدیدی را برای اجناس روسی فراهم خواهد آورد.     ایراس: از صحبت‌های شما اینگونه برداشت می‌شود که اتحادیه اقتصادی اوراسیا در حال تبدیل شدن به کانون سیاست خارجی روسیه  است. آیا این برداشت صحیح است؟   ماکاروف: اتحادیه اوراسیا الان دیگر به یکی از اولویت های اصلی سیاست خارجی روسیه تبدیل شده است و در واقع  اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان هسته ی همکاری های بزرگتر در نظر گرفته می شود و ما امیدواریم کشورهای همسایه ما از جمله ایران به این اتحادیه بپیوندند. با وجود این، فعلا بحث اصلی بر سر ورود ایران یا دیگر کشورهای منطقه در اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیست و صحبت درباره برقراری شراکت استراتژیک در این کشورهاست.   ایراس: آیا  طرح جاده ابریشم که چین در دست اجرا دارد رقیبی برای اتحادیه اقتصادی اوراسیا محسوب نمی شود؟   ماکاروف: خیر. این دو پروژه رقیب یکدیگر نیستند. علاوه بر این، اتحادیه اوراسیا، یک همکاری بسیار گسترده تری از اتحادیه اقتصادی است و در عین حال با طرح جاده ابریشم اقتصادی و حتی فرصت های اقتصادی سازمان همکاری شانگهای هماهنگ است. ضمنا این طرح از جانب چین حمایت می شود. چین نیز در آن سهیم است و بویژه موضع این کشور سال گذشته در بیانیه مشترک مابین چین و اتحادیه اقتصادی اوراسیا درباره هماهنگی این اتحادیه و پروژه جاده ابریشم اقتصادی بیان شده است. تکرار می کنم که این دو پروژه با هم همپوشانی دارند. پروژه اقتصادی جاده ابریشم یک پروژه سرمایه‌گذاری و زیرساختی است و اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک پروژه نهادی است که قوانین کلی را ایجاد می نماید.   ایراس: گذشته از مباحث اقتصادی و در خصوص رابطه روسیه و غرب، سوالی که در ایران اغلب مطرح می شود این است که آیا روسیه خود را یک کشور غربی می داند؟ یا اینکه هویت دیگری برای خود متصور است؟   ماکاروف: این سوال خوبی است. روسیه از نظر توسعه فرهنگ و در کل از نظر توسعه تمدن در تاریخ، خود را یک کشور غربی به حساب می آورد و از این ارتباط خود با اروپا هیچگاه فاصله نمی گیریم. با این حال موضوع این است که بیشتر فرصت های اقتصادی در اروپا قرار ندارد، بلکه در قاره آسیا و به خصوص در منطقه آسیای مرکزی وجود دارد. باید دانست یکی از ویژگی های تمدن اروپایی که روسیه از آن برخوردار است عقلانیت است و بدون شک برای روسیه عقلانیت این فرصت بیشتر است که برای صلح، راه شرق را درپیش گرفته است. برای همین استراتژی چرخش به شرق که چند سالی است در روسیه شروع شده ماهیتی اقتصادی دارد. ضمنا به دلیل توسعه روابط با کشورهای آسیایی، از وابستگی روسیه به اتحادیه اروپا کاهش یافت، هرچند توسعه روابط با این کشورها به نسبت سهم  و نقش کنونی آنها در جهان بسیار ناچیز است.   ایراس: موضوع بعدی نگاه اروپایی ها به روسیه است آیا آنها هم روسیه را غربی می دانند؟   ماکاروف: من فکر می کنم آنها روسیه را کشوری غیرغربی به حساب نمی آورند اما آن را به عنوان کشوری درنظر می گیرند که نمی خواهد طبق قواعد غرب بازی کند.   ایراس: آیا این مشکل ساز نیست؟   ماکاروف: البته که مشکلات بزرگی بروز کرده است. مثلا بحران اوکراین یا مسائل دیگر. به خصوص این بیانگر واقعیتی بود که روسیه در این برهه زمانی از بازی کردن طبق قواعدی که در دو دهه اخیر به او تحمیل می شد دست کشیده است.   ایراس: آیا اینکه اروپا و امریکا و درکل مجموعه غرب به دنبال تهدیدسازی یا تصویرسازی منفی از روسیه هستند، برداشت درستی است؟ به خصوص در منطقه اروپای شرقی و خاورمیانه؟   ماکاروف: فکر می کنم در حقیقت در غرب روندی به وجود آمده که از روسیه به عنوان دشمن صحبت می شود. به این علت که غربی ها در داخل کشورهای خود مشکلاتی دارند. برای اروپا داستان دشمن مشترک روش مهمی برای کاستن از مشکلات داخل اتحادیه اروپا می باشد. و این یکی از دلایل تشدید وابستگی سیاسی مطلق امریکا و اتحادیه اروپاست و برای همه کشورهای غربی ساختن تصویر دشمن از روسیه دستاویز و ابزار مهمی برای متحد ساختن جوامع غربی محسوب می شود.     ایراس: آیا روسیه نیز همین کار را نمی کند؟ مثلا، غرب را به عنوان دشمن کلی خود به مردم روسیه معرفی نمی کند؟   ماکاروف: بله. این روند که به کشورهای غربی مربوط می شود، عملا توسط بخشی از سیاستمداران روسیه هم بکار گرفته می شود و غرب را به عنوان دشمن مشترک معرفی می کنند تا بتوانند مردم روسیه را حول محور دولت با استحکام بیشتری متحد نمایند و این مشکلاتی را به همراه دارد. متاسفانه غرب هم از ابزار تحریم استفاده می کند، هرچند همین تحریم ها به انسجام و استحکام جامعه داخلی روسیه کمک کرده است.   ایراس: شما بیان کردید روسیه خود را یک کشور غربی می داند اما طبق قواعد غرب رفتار نمی کند، آیا اینجا تناقضی وجود نخواهد داشت؟   ماکاروف: به نظر من تناقضی وجود ندارد. چراکه وقتی گفتم روسیه بخشی از غرب  به حساب می آید گفته بودم که به لحاظ تمدنی و فرهنگی بخشی از غرب است. اما قواعدی که توسط کشورهای غربی به کار گرفته می شوند و در دهه اخیر توسعه یافته اند در روسیه نتیجه مطلوبی به ما نمی دهد و ما مجبوریم طبق قوانین خودمان رفتار کنیم. ما می بینیم که خود غرب در حال حاضر از مشکلات  اجتماعی رنج می برد. برای مثال در نتیجه انتخاباتی که اخیرا برگزار شد، این مشکلات مشخص تر نیز شده است، بطوری که الان در اروپا و یا حتی امریکا ارزش های غیر لیبرال محبوبیت دارد و افرادی از گروه های سیاسی جدید پیروز می شوند.   ایراس: به نظر شما راه حل تنش زدایی بین روسیه و غرب در سطح دولت ها چیست؟ اساسا آیا راه حلی در کوتاه مدت یا بلندمدت برای این منظور وجود دارد؟   ماکاروف: به نظر من برای شروع هر دو طرف باید از ایجاد تصویر دشمن از یکدیگر دست بردارند. من فکر می کنم که با گذشت زمان روابط روسیه و اروپا به هم نزدیک شود، البته شاید روابط آنها به گرمی روابطی که تا 15 سال پیش حاکم بود نرسد، ا این حال شاید تنها ما این گرمی را احساس می کردیم. چون وقتی بحران اوکراین  به وجود آمد دیدیم که نظرات ما بسیار از یکدیگر دور است.   در سال 2000 ایده ای بسیار محبوبی مبنی بر ایجاد یک فصای اقتصادی واحد از لیسبون پرتغال تا ولادی وستک روسیه وجود داشت که برای کاستن فاصله روابط بین روسیه و اروپا بود. اما به گمانم اکنون این ایده  تکمیل تر شده است با تشکیل یک فضای اقتصادی واحد و دائم از لیسبون تا شانگهای یا از لیسبون تا سنگاپور و یا از لیسبون تا سئول با عضویت همه کشورهای اوراسیا. به عبارت دیگر، الان می توانیم اتحادیه اقتصادی اوراسیا را برای یک دوره بلندمدت به عنوان بخشی از این پروژه بزرگ اروپایی تصور کنیم و امیدواریم شاهد زمینه هایی باشیم که اتحادیه اروپا نیز همکاری با آن را برای خود مفید بداند. اما اکنون به نظر نمی رسد که به دلیل نامشخص بودن روابط اتحادیه اروپا با امریکا در پی پیروزی ترامپ و نتایج انتخابات در بسیاری از کشورهای اروپایی برای ما امیدبخش باشد.   ایراس: به نظر شما  اروپا چه سودی می تواند از این اتحادیه اوراسیا ببرد که دولت های دیگر را ترغیب و این اتحادیه را تقویت کند؟   ماکاروف: اروپا اکنون در شرایط متفاوتی قرار دارد، بریتانیا از اتحادیه اروپا جدا شده است و رفراندومی که در ایتالیا می بایست برای تقویت این اتحادیه و تقویت نقش ایتالیا کمک می کرد با شکست مواجه شده است. در  بسیاری از کشورها سیاستمدارانی روی کار می آیند که نسبت به توسعه اتحادیه اروپا تردید دارند. کشورهای اروپایی به محرک جدیدی نیاز دارند برای اینکه پروژه اروپایی را که رفته رفته به بوته فراموشی سپرده شده است، از نو شروع کنند. بسیاری از آنها چنین محرکی را مشارکت شرقی (مشارکت با کشورهای اروپای شرقی) از جمله با عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و تقویت روابط با ایالات متحده برای مثال در توسعه مشارکت تجاری با آن درنظر می گرفتند. اما این طرح ها هم تاکنون با شکست مواجه شده است. لذا برای کشورهای اروپایی محرک جدید برای به کارانداختن این ماشین آسیب دیده لازم است. در حال حاضر تصوری که از روسیه در ذهن آنها وجود دارد، به عنوان دشمن است که البته نمی تواند دورنمای چندان با دوامی داشته باشد. چیز جدیدی لازم است و مشارکت در فضای اوراسیا می تواند چنین چیزی باشد و به نظرم روسیه چنین پیشنهادی را به اروپا خواهد داد.   ایراس: روسیه آینده خود را چگونه می بیند؟ به چه سمتی پیش خواهد رفت؟   ماکاروف: این سوال خوبی است. متاسفانه این موضوع احتمالا مشکل اصلی برای توسعه درونی روسیه است. روسیه مسائل بین المللی را به خوبی حل می کند. اما مانند گذشته نمی تواند مسائل  مربوط به توسعه داخلی خود را حل و فصل نماید. البته حرف های کلی درباره ضروری بودن رونق اقتصادی، رهایی اقتصاد از وابستگی به نفت و گاز و تبدیل شدن به اقتصادی نوآورانه برای روسیه زده می شود. اما فعلا ابزارهای لازم برای تحقق این اهداف کلی را ندارد و به نظرم این موضوع هدف اصلی و اولویت اصلی روسیه در چند سال آتی انتخاب استراتژی  یا راهبردی خواهد بود که با آن بتواند به موازات موفقیت های خود در سیاست خارجی بر مشکلات داخلی خود نیز فائق آید. ---------- تنظیم: رقیه کرامتی نیا   ]]> اقتصاد و انرژی Wed, 21 Dec 2016 04:22:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/2583/بلندمدت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-بخشی-یک-پروژه-بزرگ-اروپایی-ایجاد-فضای-واحد-همکاری روسیه خواستار پیوستن اتحادیه اوراسیا به کریدور اقتصادی چین و پاکستان شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/2564/روسیه-خواستار-پیوستن-اتحادیه-اوراسیا-کریدور-اقتصادی-چین-پاکستان ایراس: روسیه ضمن حمایت از کریدور اقتصادی پاکستان و چین خواستار حضور کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا در این کریدور شد. روسیه ضمن حمایت از کریدور اقتصادی پاکستان و چین خواستار همکاری بیشتر کشورهای آسیای مرکزی در پروژه بندر گوادر شد. به گزارش دیلی اکسپرس، روسیه از پاکستان درخواست کرد که اتحادیه اوراسیا شامل بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان نیز در کریدور اقتصادی چین موسوم به سی پک مشارکت دهد. به گزارش دیلی اکسپرس، اتحادیه اوراسیا که هدف آن همکاری اقتصادی می‌باشد در سال 2015 با عضویت روسیه، بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان تشکیل شد. روسیه اعلام کرد: کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت زیادی برای مشارکت در پروژه بندر گوادر و کریدور چین دارند بنابراین نباید از این مزیت غافل شویم. پاکستان تصمیم گرفته به روسیه اجازه دهد از طریق بندر گوادر به آبهای گرم دسترسی پیدا کند و عضوی از کریدور اقتصادی چین باشد. بعد از 14 سال دسترسی مسکو به بندر گوادر یک پیشرفت مهم در روابط استراتژیک و اقتصادی پاکستان و روسیه است. رئیس سازمان اطلاعات روسیه در روزهای آخر ماه گذشته میلادی یک سفر مهم به پاکستان داشت. وی در این سفر مهم با رضوان‌اختر رئیس وقت سازمان اطلاعات پاکستان ملاقات و درباره گسترش روابط دفاعی-نظامی بین دو کشور به تبادل نظر پرداخت. مقامات پاکستانی بعد از مذاکره با مقامات روسی تصمیم گرفتند که به روسیه اجازه دهند از طریق بندر گوادر علاوه بر دسترسی به آبهای گرم، در کریدور مشترک اقتصادی با چین مشارکت کند. در آینده‌ای نزدیک پاکستان و روسیه قراردادهایی در زمینه دسترسی مسکو به بندر گوادر و مشارکت در کریدور اقتصادی چین امضا خواهند کرد. روسیه نسبت به امنیت بندر گوادر تردید داشت اما بعد از اینکه کشتی‌های چینی با موفقیت از این بندر رهسپار کشورهای آفریقایی شدند و کامیون‌های تجاری به سمت کاشغر حرکت کردند این کشور خواستار مشارکت در کریدور اقتصادی همچنین دسترسی به بندر گوادر شد. منبع: فارس انتهای خبر/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 19 Dec 2016 12:28:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2564/روسیه-خواستار-پیوستن-اتحادیه-اوراسیا-کریدور-اقتصادی-چین-پاکستان