موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين مقالات :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/publication/articles Thu, 17 Aug 2017 14:22:46 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Thu, 17 Aug 2017 14:22:46 GMT مقالات 60 ویژگی های حیات دینی در آسیای مرکزی؛ بهروز قزل http://www.iras.ir/fa/doc/article/1901/ویژگی-های-حیات-دینی-آسیای-مرکزی-بهروز-قزل عنوان مقاله: ویژگی های حیات دینی در آسیای مرکزی نویسند: بهروز قزل دانشجوی دکترای مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دانشگاه تهران تاریخ انتشار: شهریور ماه 1395 کد بازیابی: مقالات-9512 دریافت متن کامل (PDf) ---------- ایراس - مقدمه: مردم آسیای مرکزی به ­رغم سابقه سلطه هفتادساله نظام کمونیستی، هویت مسلمان خود را کم و بیش حفظ کرده اند. ساکنان این مناطق، هرچند از حیث آموزش و تربیت اسلامی از سایر کشورهای مسلمان فاصله زیادی دارند، کمتر کسی در نقش آفرینی دین در حیات اجتماعی آنان تردید کرده است. جایگاه دین در حیات اجتماعی و فرهنگی آسیای مرکزی تا آنجاست که حتی در این کشورها، طرح «بازگشت به خویشتن» در قالب «هویت دینی» مطرح شده است. در واقع، مذهب نقش موتور محرکه را در تحولات اجتماعی به سوی استقلال بازی کرده و از همان سال های اولیه در کنار عواملی مثل قومیت و ملی گرایی نقش مهمی را ایفا نموده است (سنایی، 1390: 217). از دیدگاه تاریخی، مردمان آسیای مرکزی به دو دسته تقسیم می شده اند: دسته اول صحراگرد و دسته دوم شهرنشین. نخستین مراکز شهری در حدود 1500 سال قبل از میلاد در مناطق جنوب­غربی آسیای مرکزی و احتمالا توسط مردمی با خاستگاه ایرانی ایجاد شده است. پس از انقراض هخامنشیان توسط اسکندر، جانشینان او هلنیسم را در نواحی جنوبی رواج داده اند. از اواسط قرن سوم قبل از میلاد، در ناحیه شرقی آسیای مرکزی (ازبکستان امروزی) دولت یونانی - بلخی (باکتریا) شکل گرفت، درحالی که ناحیه غربی آسیای مرکزی (ترکمنستان امروزی) با امپراتوری پارت متحد شده و بدین طریق دارای فرهنگی متفاوت گردید (آکینر، 1366: 326). اما تمامی منطقه، به وسیله مسیری تجاری موسوم به «جاده ابریشم­» به هم متصل می شد. مسیری ارتباطی که از سراسر قاره آسیا شامل چین، هندوستان، خاورمیانه و حوزه دریای سیاه عبور می­کرد (امیراحمدیان، 1387: 48-31). در قرن سوم بعد از میلاد که ایران تحت سلطه ساسانیان بود، دوباره استیلای خود را بر نواحی جنوبی آسیای مرکزی مستقر ساخت. در طی این دوره، نظام سیاسی، فعالیت فرهنگی و مرکزیت مبادلات اقتصادی تا چند قرن در منطقه تداوم داشت. اما این وضعیت با حمله اعراب در قرن هفتم میلادی دگرگون شد. به دنبال ورود مسلمانان به آسیای مرکزی، اسلام نه تنها یک سازمان جدید عقیدتی، بلکه یک نظم اجتماعی و معرفت شناسی جدید را با خود به همرا آورد (بهمن، 1393: 41).   ورود اسلام تا غلبه روس ها همان طور که در سطرهای گذشته بدان اشاره شد، با توجه به دو گونه معیشت شهرنشینی و صحراگردی در سرزمین های آسیای مرکزی، توسعه اسلام در میان مردمان ساکن در این مناطق یکسان نبوده است. در میان قبایل و طوایف صحراگرد، رواج اسلام بیشتر از طریق مشایخ صوفیه و خارج از چارچوب فتوحات (برخلاف چیزی که در شهرها روی داد) صورت گرفته است. نتیجه این روند، عینیت یافتن گونه ای از حیات دینی است که در عین میراث داری بخشی از آداب و رسوم قبل از اسلام، با مواجهه ای غیر تدافعی و با آغوش باز ایمان به دین جدید را در خود جای داده است. «دأب» برجسته ترین مظهر حیات دینی قبل از اسلام است که بخشی از آن تا کنون نیز در رفتار فردی و اجتماعی ساکنان آسیای مرکزی تداوم دارد. حتی در ادبیات شفاهی و مکتوب این مناطق، ابیاتی با تلمیحات مربوط به باورهای قبل از اسلام قابل شناسایی است (ولی زاده و قزل، 1393: 148). تعامل بین دأب و آئین های اسلام در کتاب سیاحت نامه درویشی دروغین این گونه روایت شده است: «... در این مبارزه ای که از هشتصد سال پیش بین دأب و آئین محمد[ص] درگرفته، دأب بسیار کم صدمه دیده است و مقدار زیادی از عادات و رسوم که اسلام آن را منع کرده و ملاها با شدت بر ضد آن قیام کرده اند هنوز دست نخورده بجای خود باقی است. و تغییراتی که مذهب جدید پیش آورده نه تنها در میان تمام چادر نشینان آسیای میانه فقط در ظاهر روش قبلی آنها موثر واقع شده است. اثراتی را که برای آفتاب و آتش و عناصر دیگر طبیعت قائل بودند حالا به نفوذ الله و محمد[ص] نسبت میدهند» (وامبری، 1374: 396-395). با وجود این نباید فراموش کرد که آسیای مرکزی، همواره به داشتن عرفا و پروراندن مشایخ صوفیه برخود بالیده است. به طور ویژه، نمی توان رواج و تعدد طرفداران طریقت «نقشبندیه»، «یسویه» و «کبرویه» را نادیده گرفت (اعظمی راد، 1379: 29-27 و 168-167). اما، در نهایت باید اذعان شود که قبایل صحراگرد، بر اساس دستورات دأب، تصمیم به انجام و یا پرهیز از عملی می گرفته اند. حتی آن گاه نفوذ مذهبی مطرح می شده، تعالیم آن همواره در درجه دوم قرار داشته است (وامبری، 1374: 395). اما نکته جالب توجه در بحث حیات دینی صحراگردان، تأثیر غیرقابل انکار زمینه های اجتماعی و اقتصادی جامعه آن روزگار، بر این بخش از حیات اجتماعی این مردم است. می توان ادعا کرد که تعالیم اسلام آن گاه که مغایر با زمینه های اقتصادی و اجتماعی زندگی کوچ نشینان نبوده است، با توجه به پتانسیل معنوی پرقدرت خویش، به راحتی پذیرفته شده، ولی آن گاه که با زمینه اقتصادی (و شیوه معیشت معمول آنان) و زمینه های اجتماعی زندگی چادرنشینی مغایرتی داشته، تحت تاثیر دأب ها و دستورات اجدادی ایشان قرار گرفته است ... ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   ]]> مقالات Tue, 06 Sep 2016 11:29:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1901/ویژگی-های-حیات-دینی-آسیای-مرکزی-بهروز-قزل منافع روسیه در سایه روشن کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم؛ رقیه کرامتی نیا http://www.iras.ir/fa/doc/article/1585/منافع-روسیه-سایه-روشن-کمربند-اقتصادی-جادۀ-ابریشم-رقیه-کرامتی-نیا عنوان مقاله: منافع روسیه در سایه روشن کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم نویسنده: رقیه کرامتی نیا کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکدۀ مطالعات جهان دانشگاه تهران تاریخ انتشار: تیرماه 1395 کد بازیابی: مقالات-9508 دریافت متن کامل (PDF) ---------- ایراس - مقدمه: اهمیت مسیرها و گذرگاه های امن و کوتاه برای دسترسی سریع به گلوگاه های تجاری مهم از دیرباز مورد توجه تمدن های بزرگ بوده است. کمربند اقتصادی جاده ابریشم که به ابتکار عمل چین در سال 2013 پیشنهاد شد یادآور گذرگاه تجاری پرآوازه‌ای است که در زمان‌های کهن خاور دور را به باختر متصل می کرد. در واقع، طرح پیشنهادی چین شامل دو پروژۀ راهبردی به نام‌های «کمربند اقتصادی جاده ابریشم جدید» و «جاده ابریشم دریایی قرن 21» و یا همان «یک کمربند-یک راه» است و برای ایجاد یک کریدور ترانزیت انرژی و تجاری میان کشورهای آسیایی و اروپایی طراحی شده  است. قاعدتاً اجرای این ابرپروژه و یا مگاپروژۀ ترانزیتی جدید تأثیر چشمگیری بر کشورهای مشارکت کننده در آن خواهد داشت. بنابراین روسیه همسایه چین، که در میانه شرق و غرب واقع شده است از این امر مستثنی نخواهد بود و برای حفظ منافع خود دربارۀ سود و ضرر های احتمالی اجرای این پروژه حساس است. لذا این نوشتار سعی دارد ضمن معرفی اجمالی این طرح و بررسی اهداف و ابعاد کلی آن، چالش هاو فرصت  های روسیه را در اجرای آن ارزیابی کند.   مفهوم کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم و ابعاد آن این کمربند اقتصادی مسیری زمینی برای ترانزیت کالاهای چینی است که هم اکنون تجارت آن ها به طور عمده از طریق دریا انجام می شود. چین مجری اصلی و مغز متفکر پروژۀ کمربند اقتصادی جادۀابریشم است. مفهوم کمربند اقتصادی راه ابریشم (EPSHP) برای اولین بار در تاریخ ۷ سپتامبر2013 در آسیای مرکزی و توسط شی جینگ پین رهبر جمهوری چین طی سخنرانی در دانشگاه نظربایف قزاقستان مطرح شد. اما آغاز عملی این طرح به مدت ها قبل باز می گردد؛ درواقع، پکن سیاست اقتصادی فعال خود را در منطقۀ آسیای مرکزی تقریباً از اواسط سال های 2000 در دستور کار خود قرار داده است.     این پروژه شامل کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم است که سرزمین هایی را از چین تا اروپا از طریق کشورهای آسیای مرکزی و روسیه و راه ابریشم دریایی قرن 21 پوشش می دهد.  یکی از ایده های اصلی این طرح سرعت بخشیدن به ساخت  و ساز شبکۀ ترانزیت یکپارچه از طریق مسیر حمل و نقل از اقیانوس آرام به دریای بالتیک است. به گفتۀ کارشناسان روسی، ساخت و توسعۀ زیرساخت‌های راه‌آهن در خاک چین و همچنین حمایت مالی و فنی گسترده برای احداث جاده‌ها در آسیای مرکزی، امکان رقابت برای بازار حمل و نقل کانتینری در اوراسیا را فراهم خواهد ساخت و جایگزینی را برای ترانزیت روسیه در مسیر شرق –غرب ایجاد می کند. به عقیدۀ آن ها، مفهوم کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم بدان معنی است که چین منطقۀ آسیای مرکزی را در طرح همگرایی اقتصادی، بسیار گسترده تر از دیگر بازیگران منطقه ای در نظر گرفته است. در واقع این طرح، مگاپروژه توسعۀ اقتصادی اجتماعی از آسیای مرکزی تا اروپاست که 21 کشور را به هم  وصل می-کند.     در این طرح صرفاً صحبت از ایجاد نوعی منطقۀ آزاد تجاری نیست، بلکه از آن مهم تر توسعۀ اقتصاد و پروژه‌های ساختاری حمل و نقل با کمک چین در اوراسیا مد نظر است. به نظر تحلیلگران چینی این طرح اقتصاد کشورهایی را که در مسیر «راه ابریشم» قرار می گیرند، توسعه خواهد داد و موجب تحکیم همگرایی ترانزیتی خواهد شد.     به گفتۀ مدیر موسسۀ چینی روابط بین‌الملل معاصر روسیه، کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم طرحی اقتصادی ژئوپولتیکی است که صرفاً چین در رأس آن قرار ندارد، بلکه این طرح، فرآیندی باز و چندقطبی برای همکاری است.     یکی از صاحب نظران روسی به نام دیمیتری پاپف از جملۀ انگیزه های ارائه این طرح را تلاش نافرجام چین در ایجاد یک اتحادیۀ  اقتصادی  در سازمان  همکاری شانگهای ارزیابی می کند. به عقیدۀ وی چین با هدف ایجاد منطقۀ آزاد تجاری در چارچوب سازمان همکاری شانگهای در سال 2003 و تأسیس مؤسساتی مانند بانک سازمان همکاری های شانگهای این طرح پیشنهادی را مطرح ساخت؛ اما در نهایت تمامی این تلاش ها به نحوی با عدم تمایل روسیه برای همگرایی اقتصادی با چین مواجه شد.     به عقیدۀ سرکسیان مفهوم دقیق اجرای پروژۀ کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم، به معنای برقراری تماس‌های سیاسی، ارتباط زیرساخت‌های حمل و نقل، تجارت آزاد، گردش پول و روابط انسان دوستانه بین کشورهای منطقه است.  به عقیدۀ  لیو سزیا، پروژۀ جادۀ ابریشم جدید برای آسیای مرکزی و اروپا متقابلاٌ سودمند و دارای اولویت است، زیرا این پروژه گزینه‌ای برای همگرایی اقتصادی بر مبنای منافع مشترک و از همه مهم تر ایجاد شبکۀ واحد خطوط ریلی و جاده‌ای است که هم بستر مناسبی را برای تجارت متقابل و هم ترانزیت کالاهای خارجی از آسیا و اقیانوسیه به اروپا فراهم می آورد.     این پروژه به منظور توسعۀ همکاری با کشورهای غربی، جنوب و جنوب شرقی آسیا، آفریقای شرقی طراحی شده است و گستردگی آن این امکان را برای هر یک از کشورهای عضو فراهم می آورد تا از سود و مزایای محسوس اقتصادی و سیاسی آن بهرهببرند. برای مثال، اجرای پروژه های کمربند اقتصادی جادۀ ابریشم و جادۀ ابریشم دریایی قرن 21 مشارکت استراتژیک، اقتصادی و سیاسی– نظامی ایران با چین را تقویت خواهد کرد. تهران و پکن نیز، به منظور فراهم آوردن امکان بسط و توسعۀ دسترسی مسیرهای ترانزیتی این پروژه به دریای مدیترانه، بیش از پیش برای تثبیت اوضاع در عراق و سوریه تمایل خواهند داشت. ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   ]]> مقالات Tue, 12 Jul 2016 13:36:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1585/منافع-روسیه-سایه-روشن-کمربند-اقتصادی-جادۀ-ابریشم-رقیه-کرامتی-نیا سرنوشت زبان روسی در دنیای پسافروپاشی؛ دکتر فرزانه شفیعی - ولادیمیر کوکلیکوف http://www.iras.ir/fa/doc/article/1575/سرنوشت-زبان-روسی-دنیای-پسافروپاشی-دکتر-فرزانه-شفیعی-ولادیمیر-کوکلیکوف عنوان مقاله: سرنوشت زبان روسی در دنیای پسافروپاشی نویسندگان: دکتر فرزانه شفیعی دکترای زبان روسی از انستیتوی تخصصی زبان پوشکین ولادیمیر کوکلیکوف کارشناس ارشد مطالعات منطقه از دانشگاه دولتی زبانشناسی مسکو  تاریخ انتشار: تیر ماه 1395 کد بازیابی: مقالات-9507 دریافت متن کامل (PDF) ---------- ایراس - مقدمه: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تغییراتی جدی در جغرافیای سیاسی جهان به دنبال داشت. بعد از تکه تکه شدن این کشور، مردمی که تا پیش از آن در زیر یک پرچم با شعار اتحاد و برابری زندگی کرده بودند، دچار نوعی سردرگمی و احساس جدا شدن از یک «هویت مصنوعی» شدند. احساس سرخوشی استقلال با خلاء هویتی در هم آمیخته شد. فرایند بازگشت به اصل خویش آغاز شد و آرام آرام شدت گرفت. زبان روسی که در طول حیات اتحاد جماهیر شوروی زبان رسمی و دولتی تمام جمهوری  ها بود، با تغییر شرایط سیاسی و ژئوپولتیکی طی 25 سال گذشته، وزن و جایگاه خود را به آرامی از دست داده، ابتدا از زبان رسمی و دولتی به زبان معاشرت بین اقوام و بعد به ابزاری برای ارتباط بین مردم این کشورها تبدیل شد. امروز جایگاه این زبان به سطحی رسیده که حتی از برنامه درسی مدارس و دانشگاه ها نیز حذف شده است.   زبان مقوله ای برخوردار از جایگاه حقیقی و حقوقی و سیستمی زنده و در حال تغییر است که با محیط اطراف خود و عوامل مختلف در تعامل قرار می گیرد. حقوقی بودن آن با جایگاهش در قوانین و حقیقی بودنش با استفاده واقعی از آن بر مبنای قوانین در ارتباط است. اواخر قرن گذشته به دلایل متعدد، جایگاه حقوقی و حقیقی زبان روسی به عنوان یکی از زبان های مهم دنیا دستخوش تغییر شد. واقعیت های تازه زندگی در منطقه "روس زبان" و تدوین سیاست های جدید ملی و فراملی مبتنی بر این واقعیت ها منجر به کنار زدن تدریجی زبان روسی و تقویت عناصر ملی– قومی از جمله زبان شد. خط مشی جدید سیاسی– اجتماعی- فرهنگی به تربیت نسل جدید با تکیه بر هویت ملی تازه یا هویت ملی فراموش شده پرداخته و با گذشت زمان، جمعیت سخنوران به زبان روسی کاهش یافت. امروزه جایگاه زبان روسی در فضای پساشوروی بیش از هر چیز با منافع ژئوپولیتیکی روسیه و ترویج زبان روسی برای دستیابی به اهداف مختلف گره خورده است. با گذشت 25 سال از تجزیه شوروی، روسیه هنوز حاضر به پذیرفتن مرگ ابرقدرت قرن بیستم نیست. با وجود تغییر معادلات سیاسی و فرهنگی کشورهای حاصل از تجزیه شوروی، روسیه همچنان برای حفظ نفوذ و جایگاه پدرخواندگی خود هزینه و تلاش می کند که یکی از محورهای آن ترویج و حفظ زبان روسی است. با وجود اینکه سیاست پذیرش مهاجر و ارایه حقوق شهروندی، حق تحصیل رایگان و ورود به بازار کار روسیه برای کشورهای شوروی سابق تا حدی روند مثبتی را طی می کنند، اما در همین کشورها زبان روسی عمدتا به حاشیه رانده شده است. در مطلب حاضر سعی بر این است که وضعیت زبان روسی را در جمهوری های سابق شوروی بررسی کنیم.  ادامه دارد ... دریافت متن کامل (PDF)   ]]> مقالات Sun, 10 Jul 2016 11:37:38 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1575/سرنوشت-زبان-روسی-دنیای-پسافروپاشی-دکتر-فرزانه-شفیعی-ولادیمیر-کوکلیکوف ازدواج مصلحتی؛ چشم‌انداز همکاری منطقه‌ای ایران و روسیه؛ نیکلای کاژانف http://www.iras.ir/fa/doc/article/1329/ازدواج-مصلحتی-چشم-انداز-همکاری-منطقه-ای-ایران-روسیه-نیکلای-کاژانف عنوان مقاله: ازدواج مصلحتی؛ چشم‌انداز همکاری منطقه‌ای ایران و روسیه نویسنده: نیکلای کاژانف دکترای علوم اقتصادی و مشاور برنامه «سیاست خارجی و امنیت» در مرکز مسکوی کارنگی تاریخ انتشار: خرداد ماه 1395 کد بازیابی: مقالات-9503 دریافت متن کامل (PDF) ایراس - خلاصه مقاله: افزایش حضور روسیه و مداخله مستقیم روسیه در درگیری‌های سوریه در میان بخشی از نیروهای امنیتی ایران، حسادت و میل رقابت با مسکو را ایجاد نموده است.   تحلیلگران خارجی که بر ارزیابی ‌ها و اظهارات این گروه (محافظه‌کاران تندرو) متمرکز هستند، اغلب شناخت درستی از ویژگی نظام سیاسی ایران ندارند.   هم ایران و هم روسیه علاقمند به حفظ ساختارهای دولتی در سوریه هستند، لیکن هر کدام بنا به دلایل خاص خود.   رهبری عالی ایران اقدامات خود در سوریه را جزئی از یک راهبرد جهانی در نظر می‌گیرد، که هدف نهایی آن تحکیم و تقویت موقعیت ایران در تأثیرگذاری بر سیر تحولات منطقه و یا به عبارتی افزایش نقش منطقه‌ای ایران است. در این راستا، محافظه کاران ایرانی نظریه «محور مقاومت» را طراحی کرده‌اند، که متشکل از لبنان، سوریه، عراق و یمن است.   در عین حال روسیه نیز همانند ایران هدف نهایی خود را برای حضور نظامی در سوریه، در بازگرداندن کنترل کامل کشور به اسد نمی‌بیند. هم رهبر جمهوری اسلامی ایران و هم دولت روسیه به خوبی آگاهند که این امر غیرممکن است: [چراکه] آنها به راستی منابع کافی در اختیار ندارند.   رهبران روسیه و ایران بر این عقیده هستند که حفظ دولت اسد تنها پس از یکپارچه کردن تلاش‌ها و کنارگذاشتن موقت ضلع دوم مسئله، که همان اختلافات می‌باشد، ممکن خواهد شد. درنتیجه «ازدواج مصلحتی» میان دو کشور به وجود آمد که در عین زندگی مشترک، هریک از طرفین اهداف خود را دنبال می‌نماید.   اصل «ازدواج مصلحتی» بطور موقت اختلاف نظرهای مسکو و تهران را درباره سرنوشت اسد و رژیم علوی آن کم رنگ نموده است. طرف روسی، همانند تهران به رژیم اسد دلبستگی ندارد.   در حال حاضر، هدف اصلی روسیه باقی ماندن نهادهای دولتی سوریه است و در چشم انداز بلندمدت، کناره‌گیری اسد در روند مذاکرات صلح از اهداف روسیه خواهد بود، مشروط به اینکه با برکناری وی، به منافع روسیه در سوریه و به مذاکرات صلح خللی وارد نشود.   ایرانیان اغلب نهادهای دولتی سوریه را با حفظ رئیس جمهور فعلی مساوی می‌دانند.   در همکاری‌های ایران و روسیه شاخص‌های اصلی، یعنی وجود ستاد مشترک یا ارگانی فراملی که مستلزم هماهنگی‌های پایدار در اجرای عملیات های نظامی است، وجود ندارد. تنها در این میان، توافقات مقطعی وجود دارد، و نه چیزی بیش از آن. به طور کلی، ایران و روسیه همچنان به طور مستقل فعالیت دارند.   از سال 2014 تهران شروع به ایجاد ساختارهای نظامی جایگزین ارتش سوریه نمود و آنها را به خود ملحق کرد تا دمشق را بیش از پیش وابسته نماید. به طور خاص، تجربه شکل‌گیری این تشکیلات از شیوه «حزب الله» لبنان اتخاذ شده است.  به گفته برخی معارضان سوری، مسکو باز هم گهگاه، برای پیداکردن جانشین اسد به تلاش‌هایی دست می‌زند. این امر، تصویر مطلوبی از روسیه در میان سوری‌های وفادار به رژیم ایجاد کرده است، به ویژه در میان کسانی که از تحرکات تهران که اسد را به صورت عروسک خیمه شب بازی درآورده است عصبانی و برافروخته شده‌اند. «ازدواج مصلحتی روسیه و ایران» موجب صاف شدن لبه‌های تیز اختلافات شده است. با این حال، این تعامل مصلحتی مشکل اصلی را حل نمی‌کند و تنها زمان بازطرح شدن مسئله اختلافات را به تعویق می‌اندازد. سیاستمداران عالیرتبه ایران همچنان اصرار دارند که حفظ رئیس جمهور سوریه «خط قرمز» ایران است. در حالی که مقامات روسیه سناریوی «سوریه‌ پس از اسد» را رد نمی‌کنند. سیاست خارجی روسیه در منطقه خاورمیانه بر اساس اصل توازن بین دولت‌های خاورمیانه بنا شده است، تا جاییکه اینها (کشورهای خاورمیانه) حداقل سطح کمی از علاقمندی برای گفتگو با مسکو را نگه دارند. کرملین تابه حال موفق شده است بدون پیوستن به هرگونه ائتلاف منطقه‌ای، روابط نسبتاً خوبی با کشورهای خاورمیانه داشته باشد. به همین دلیل برای مسکو، هم پیمان شدن کامل با تهران در سوریه، صلاح و مقرون به صرفه نیست. ورود عملی در ائتلاف نیروهای شیعه‌ی خاورمیانه به رهبری ایران و آغاز یک رویارویی تمام‌عیار با عربستان سعودی و دیگر پادشاهان خلیج فارس تنها به ضرر روسیه است. اتحاد با ایران شیعی، برگ برنده را در دست کسی قرار خواهد داد که سعی دارد روسیه را به عنوان دشمن سنی‌ها مطرح کند و از این کارت نه تنها به نفع تضعیف موقعیت مسکو در منطقه، بلکه برای بی‌ثبات کردن مناطق مسلمان‌نشین روسیه بهره‌برداری نماید. عامل اسرائیل مانع نزدیکی ایران و روسیه در سوریه شده است. در جریان سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به روسیه در 21 سپتامبر 2015 یکسری توافقات مهم حاصل شد. در وهله نخست روسیه به اسرائیل اطمینان داد که هیچ یک از اقداماتش در خاورمیانه ضربه‌ای به اسرائیل نمی‌زند. اسرائیل از سه چیز نگران است. 1- افتادن سلاح در دست «حزب الله»؛ 2- مسکو و تهران حوزه نفوذشان را در سوریه به گونه‌ای تقسیم کنند که در شمال، روسیه و در جنوب، ایران حضور داشته باشد؛ 3- ایران تحت پوشش حضور روسیه، شروع به احداث پایگاهی برای انجام عملیات علیه اسرائیل نماید. در بلندمدت روسیه ناگزیر با این سوال مواجه می‌شود: مانع ایران شود یا بر تحریکات ضداسرائیلی چشم ببندد. انتخاب پیچیده و مبهمی است. هر تصمیمی به ناچار تعادل در مثلث تل آویو-مسکو-تهران را بر هم می‌زند. مسکو چندین بار برای دلجویی و اطمینان خاطر دادن به اسرائیل، بر حملات هوایی هواپیماهای اسرائیل به مواضع «حزب الله» و ارتش سوریه که به منظور جلوگیری از افتادن سلاح بیشتر دردست گروه‌های متخاصم اسرائیل وارد شده است، چشم بسته است. ایران رویکرد دوگانه‌ای را نسبت به ترکیه در پیش گرفته است. از یک سو، روحانی در کنار سیاستمداران و حامیان تعامل با روسیه از اقدامات ترکیه ابراز نارضایتی می‌کند و آنرا به باد انتقاد می‌گیرد، بدون آنکه ممانعت چندانی برای منتقدان اردوغان در درون ایران ایجاد نماید. از سوی دیگر، در سطح سیاست خارجی، ایران با آنکارا ابراز دوستی می‌کند و از مناقشه روسیه-ترکیه فاصله می‌گیرد. بی‌اعتمادی تاریخی به روسیه نیز بر روی ایرانی‌ها تأثیرگذار است. آنها به خوبی به یاد دارند که مسکو از سال 1991، بارها به خاطر بهبود روابط با امریکا از توافقات حاصل شده با ایران امتناع کرده است. ج.ا. ایران درکل مخالفتی با فدرالیزه شدن کشور سوریه ندارد، اما از این بیم دارد که این امر، کنترل دمشق را بر سایر نواحی تضعیف نماید و موقعیت اسد و جانشینانش را در پست ریاست جمهوری، در حد یک مقام تشریفاتی تنزل دهد. تبادل اطلاعات در حد ضرورت برای همکاری متقابل مسکو و تهران ادامه خواهد یافت، اما در حال حاضر به احتمال قوی، فرصت‌های همکاری، دیگر به حد نهایی رسیده است ... دریافت متن کامل (PDF) ---------- ترجمه و تنظیم: ایراس   ]]> مقالات Mon, 30 May 2016 15:22:03 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1329/ازدواج-مصلحتی-چشم-انداز-همکاری-منطقه-ای-ایران-روسیه-نیکلای-کاژانف آسيب‌شناسي روابط ايران و روسيه http://www.iras.ir/fa/doc/article/1151/آسيب-شناسي-روابط-ايران-روسيه ایراس - مقدمه: روابط خارجي تهران و مسكو، از جمله موضوعاتي است كه در مورد آن تحليل‌ها و ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. از آنجا كه در فرايند مطالعه و شناخت ماهيت اين روابط، نكات مبهم و گاه متعارض و ناهمسو وجود دارد، تنظيم چارچوب يا مدل نظري منسجم براي اين منظور قدري دشوار به نظر مي‌رسد. شايد، دليل اصلي اين معضل، وجود طيف متنوعي از منافع همسو، اختلاف‌زا و حتي متعارض در مسير روابط دو كشور باشد. عمده آثار و مطالعاتي نيز كه در مسير فهم ماهيت روابط مسكو و تهران صورت پذيرفته است از نبود نوعي نگرش تحليلي نسبت به مساله حكايت مي‌نمايند. درحاليكه برخي آغاز گشايش يا تحول و گسترش روابط دو كشور را به غلط به دوران پس از فروپاشي كمونيسم در شوروي سابق بازمي‌گردانند، عده‌اي ديگر سعي دارند تا جنس اين روابط را در قالب مفاهيمي همچون اتحاد (استراتژيك يا تاكتيكي) و رقابت مورد شناسايي قرار دهند. واقع مساله آن است كه نواخته شدن كنسرت جديد در روابط تهران و مسكو به بهار 1989 و سفر آقاي هاشمي رفسجاني، رئيس مجلس وقت  ايران، به اين كشور و انعقاد قراردهاي متعدد در ابعاد اقتصادي، سياسي و نظامي برمي‌گردد. علاوه بر اين، نمي‌توان در چارچوب مفاهيمي همچون اتحاد استراتژيك آنگونه كه برخي تحليل‌گران تعبير مي‌نمايد و يا اتحاد تاكتيكي همانگونه كه رابرت فريدمن از آن ياد مي‌نمايد، به فهم روابط دو كشور پرداخت. ... دریافت متن کامل/ دانلود PDF   WWW.IRAS.IR ]]> دکتر داوود کیانی مقالات Fri, 22 Apr 2016 19:38:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1151/آسيب-شناسي-روابط-ايران-روسيه همکاری های منطقه ای در روابط ايران و روسيه http://www.iras.ir/fa/doc/article/1150/همکاری-های-منطقه-روابط-ايران-روسيه ایراس - مقدمه: با دور شدن روسيه از مرزهای ایران و شکل گیری مناطق جدید، روندي نو در از روابط دو کشور آغاز شد. تا قبل از فروپاشی، دست ایران برای هرگونه حضور در آسیای مرکزی و قفقاز بسته بود. فروپاشی فرصت های جدیدی پیش روی ایران گذاشت. تعریف منافع جدید در این مناطق گاهی با منافع روسیه مشترک و گاهی رقیب آن بوده است. گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه از یک سو و نگرانی از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه نگرانیهای جدید امنیتی روسیه را دامن زد. بروز بحران تاجیکستان و حمایت ایران در مراحل اولیه بحران از اپوزیسیون این کشور به بدبینی روسها دامن زد. اما تجربه مثبت همکاری در افغانستان و تاجیکستان، روسها را به تدریج به اهمیت نقش ایران در تامین صلح و ثبات در مرزهای جنوبی اش بیشتر واقف کرد. اهمیت آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه خزر و وجود منافع مشترک و رقیب ایران و روسیه در این مناطق شکل دهنده روابط و همکاری منطقه ای ایران و روسیه بوده است. نحوه شکل گیری این روابط و تعامل دو کشور موضوعي است که این نوشته درصدد بررسي به آنست. ... دریافت متن کامل/ دانلود PDF   WWW.IRAS.IR ]]> مقالات Fri, 22 Apr 2016 19:31:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1150/همکاری-های-منطقه-روابط-ايران-روسيه روابط جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه http://www.iras.ir/fa/doc/article/1149/روابط-جمهوري-اسلامي-ايران-فدراسيون-روسيه ایراس - مقدمه: بعد از فروپاشی اتحاد شوروی ،رهبران روسیه متاثر از حال و هوای اصلاحات دمكراتیک در این کشور، رویکرد صرف غربگرائی را در سیاست خارجی برگزیدند و در این رویکرد ایران را بمثابه کانون تهدید اسلامی در مرزهای جنوبی خود برآورد کرده بودند. در این دوران توسعه روابط با کشورهای اروپائی و امریکا در اولویت سیاست خارجی فدراسیون روسیه قرار داشت. در ادامه سیاست تفکر نوین گورباچف که از دوران اتحاد شوروی آغاز شده بود، فدراسیون روسیه نیز یکپارچگی در نظام اقتصاد سرمایه داری و بهره گیری از تکنولوژی پیشرفته غربی را مورد توجه قرار داده بود. در سالهای آغازین جدایی پانزده جمهوری عضو اتحاد شوروی از یکدیگر، با توجه به اولویت های سیاست خارجی روسیه که اساساً آتلانتیک گرایی بر آن حاکم بود، روابط با جمهوری اسلامی ایران، از جایگاه مهمی برخوردار نبود. در سالهای 71-1370 (93-1992) تصميم سازيهاي دولت روسیه تحت تاثیر تضادهای ایران و امریکا قرار داشت. خصومت شدید امریکا با انقلاب و جمهوری اسلامی ایران سبب گردیده بود تا در این دوران روابط دو کشور از توسعه قابل ملاحظه ای برخوردار نباشد. اصولاً محور سیاست خارجی روسیه به اروپا مربوط می شد و آسیا در این زمینه دارای اهمیت اساسی نبود. لذا خاورمیانه و ایران نیز برای رهبری روسیه از اهمیت جدی برخوردار نبود. ... دریافت متن کامل/ دانلود PDF   WWW.IRAS.IR ]]> مقالات Fri, 22 Apr 2016 19:25:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1149/روابط-جمهوري-اسلامي-ايران-فدراسيون-روسيه گفتمان كاوي در روابط ايران و روسيه http://www.iras.ir/fa/doc/article/1148/گفتمان-كاوي-روابط-ايران-روسيه ایراس - مقدمه: مرحلة جديد در روابط ايران و روسيه كه با فروپاشي شوروي آغاز گرديد، از سوي بازيگران متفاوت با گزاره هاي مختلفي مورد ارزيابي قرار گرفته است. در غرب عبارات و گزاره ها توضيح دهندة روابط ايران و روسيه اغلب حول مفهوم «تهديد» مفصل بندي شده اند، در حالي كه در گفتمان سياست خارجي روسيه تاكنون مفاهيم «تجارت» و «فرصت اقتصادي» گزاره هاي محوري در تبيين روابط اين كشور با جمهوري اسلامي ايران بوده اند. در ايران اگرچه يه دليل شرايط خاص بين المللي به مسئلة روابط با روسيه به مثابه يك «فرصت سياسي» و يا احتمالاً استراتژيك نگريسته مي شود، اما گزاره هايي كه حاكي از ترديد و سوءظن نسبت به تداوم اين وضعيت مي باشد نيز به طور مداوم مورد تأكيد قرار مي گيرند. در سال هاي اخير تحليل گفتمان به مثابة يك رويكرد یاگرايش ميان رشته اي ـ كه هم معرفت شناسي و هم روش شناسي را در فرايند تحقيق تحت تأثير قرار مي دهد ـ افق هاي تازه اي را برای نگريستن و بازخواني متون و سوژه هاي قديمي و بعضاً تكراري، در برابر تحليلگر قرار داده است. گفتمان در تفسيري فراتر از تفسيرهاي زبان شناختي آن صرفاً به تركيبي از گفتار و نوشتار اطلاق نمي گردد، بلكه به تعبير لاكلاو و موفه اين دو (گفتار و نوشتار) خود اجزاي دروني جامعيت (کلیت) گفتماني فرض مي شوند. به بيان ديگر، گفتمان مجموعه اي معني دار از علائم و نشانه‌های زبان شناختي و فرا زبان شناختي تعريف مي شود. در تعريف فوكو گفتمان به مثابه نظامی از اشیا که به رفتارهای آدمی جهت می دهند یا مجموعه ای از گزاره‌های‌‌ ‌‌‌ جدی که انسان‌ها‌ ‌‌‌‌‌‌‌ از طریق آن هویت و اجتماع خود را تعریف می کنند، مطرح می شود. ازاین منظر مفهوم گفتمان رابطه نزدیکی بامفهوم «انگاره» درنظریه‌های سازه‌انگار که به تعبیر الکساندر ونت به واقعیت‌های اجتماعی قوام می‌بخشند،پیدا می کند. از نظر ونت دولت‌ها نهایتا از طریق انگاره‌هاست که  با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. ...   دریافت متن کامل/ دانلود PDF   WWW.IRAS.IR ]]> دکتر محمود شوری مقالات Fri, 22 Apr 2016 17:40:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1148/گفتمان-كاوي-روابط-ايران-روسيه روابط ايران و روسيه در پرتو تحولات افغانستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/1147/روابط-ايران-روسيه-پرتو-تحولات-افغانستان ایراس - مقدمه: افغانستان در طول تاريخ همواره مورد توجه قدرت ‌هاي بزرگ جهان بوده است. به عبارت ديگر، افغانستان، اين سرزمين كوهستاني و محصور در خشكي همواره محل تلاقي منافع قدرت‌ هاي بزرگ بوده است. با اين حال توجه قدرت‌هاي بزرگ به افغانستان و تلاقي منافع اين قدرت ‌ها در افغانستان كمتر به دليل محدوده سرزميني افغانستان و هر آنچه در اين قلمرو سرزميني قرار دارد، بوده است. آنچه در طول تاريخ باعث توجه قدرت‌هاي بزرگ به افغانستان شده، نقش ترانزيتي اين كشور، استفاده از آن به عنوان يك معبر، بهره ‌مندي از اين سرزمين به عنوان يك منطقه حامل، قرار دادن اين كشور به عنوان محلي براي به نمايش گذاشتن قدرت و اقتدار قدرت‌ هاي منطقه‌اي و جهاني، بهره ‌مندي از افغانستان براي تأثيرگذاري بر محيط منطقه‌اي اين كشور، و بالاخره استفاده به عنوان حوزه‌اي براي تسويه حساب ‌هاي سياسي و نظامي قدرت ‌هاي بزرگ  بوده است. با توجه به اين جايگاه، تحولات افغانستان و سياست قدرت ‌هاي بزرگ در افغانستان اغلب باعث تأثيرگذاري بر منافع و در نتيجه، استراتژي و سياست قدرت‌ هاي منطقه‌اي شده است. يكي از بارزترين نمونه هاي اين وضعيت، مداخلة قدرت ‌هاي خارجي در افغانستان طي سه دهة گذشته و درگيري ساختن قدرت‌هاي منطقه‌اي (به طور مستقل يا در ارتباط با منافع قدرت‌هاي بزرگ) در اين كشور بوده است. جمهوري اسلامي با توجه به مؤلفه‌هايي همچون جغرافيا، تاريخ، فرهنگ و سياست يكي از كشورهاي مهمي بوده كه طي اين دوره به شدت درگير تحولات بوده عرصة افغانستان بوده است. ... دریافت متن کامل/ دانلود PDF   WWW.IRAS.IR ]]> مقالات Fri, 22 Apr 2016 14:59:36 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1147/روابط-ايران-روسيه-پرتو-تحولات-افغانستان روابط نظامي ايران و روسيه http://www.iras.ir/fa/doc/article/1146/روابط-نظامي-ايران-روسيه ایراس - مقدمه: اگرچه دولت ايران داراي سه هزار سال سابقه است، اما دولت روس صرفاً پيشينه‌ اي يك هزار ساله دارد و در سدة نهم ميلادي بود كه نخستين دولت روسي از اقوام پراكندة اسلاو در كيف (اوكراين امروزي) شكل گرفت. نخستين تماس ها و ارتباطات جدي ايراني ـ روسي با ماهيت سياسي و نظامي رسمي، با عنصري به نام امپراتوري عثماني پيوند خورده است. تا زماني كه درياي سياه در انحصار عثماني بود و آنها حتي بر مناطق شمالي آن مانند شبه جزيرة كريمه تسلط داشتند و برخي از مناطق قفقاز شمالي نيز در دست آنها بود، ايران و روسيه فاقد مرز مشترك بودند. اما با شكست هاي پي در پي عثماني ها از قرن 16 تا 18 و به ويژه تصرف مناطق مذكور به وسيلة روس ها، به تدريج روسيه به مرزهاي ايران نزديك شد. اين همسايگي ابتدا به خاطر ترس دوطرف از قدرت امپراتوري عثماني، به نوعي اتحاد در مقابل خطر استانبول منجر شد، اما زماني كه خيال روس ها از جانب عثماني راحت شد، كم كم به سمت مرزهاي ايران متوجه شده و سرزمين هاي ايراني قفقاز را تصرف كردند و نخستين تماس هاس نظامي و امنيتي ميان دو كشور به وجود آمد. اين ارتباطات در دورة قاجار تا مرز تحت الحمايگي ايران پيش رفت، اما از زمان كودتاي اسفند 1299 هجري شمسي تا پيروزي انقلاب اسلامي 1357، ايران متحد استراتژيك انگليس و آمريكا، و شوروي بزرگترين دشمن آن بود. اگرچه طي اين دوره نيز روابط دوكشور در مراحلي بسيار نزديك بود، اما چارچوب كلي آن در معادلات بين المللي و رقابت شرق و غرب تعريف مي شد. ... دریافت متن کامل/ دانلود PDF WWW.IRAS.IR ]]> دکتر جهانگیر کرمی مقالات Fri, 22 Apr 2016 14:52:02 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/1146/روابط-نظامي-ايران-روسيه