موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Sun, 18 Aug 2019 11:57:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Sun, 18 Aug 2019 11:57:56 GMT 60 اعتراضات در مسکو 2019 http://www.iras.ir/fa/doc/news/3854/اعتراضات-مسکو-2019 اعتراض روز به روز گسترده تر مي‌شود یک ماه است تظاهراتی در مسکو در رابطه با خودداری از ثبت نامزدان انتخابات دومای شهر ادامه دارد. بی‌بی‌سی با صاحبنظران در خصوص ویژگی اعتراض مسکو و دورنمای اعتراض صحبت کرده است. در آخرین تظاهرات در 10 اوت دهها هزار تن شرکت کردند. روز دو‌شنبه معلوم شد سازمان دهندگان این تظاهرات از شهرداری درخواست کرده‌اند به آنها اجازه داده شود 17 اوت تظاهرات دیگری برگزار کنند. بی‌بی‌سی در این رابطه با صاحبنظران در مورد ویژگی اعتراض مسکو صحبت کرده است. آلکساندر کینف (Alexandr Kinev) صاحبنظر سیاسی می‌گوید اعتراض در مسکو قطع نمی‌شود زیرا علت اعتراض از بین نرفته است. علت اعتراض در آغاز عدم ثبت نام نامزدانی بود که امضاهای لازم برای ثبت نام را جمع کرده بودند، و مردم همه این واقعیات را دیدند. حکومت نه تنها به نظر افراد ناراضی از این موقعیت گوش نداد، بلکه به تشدید درگیری پرداخت. حکومت با اقدامات انتظامی بی نظیر تعداد افراد تحت فشار را افزایش داد. به این ترتیب حکومت مایه ناخرسندی بسیاری از افراد دور از سیاست شده است. با ادامه این رفتار خلاف اخلاق (از نقطه نظر مردم)، حکومت تعداد افراد ناراضی را افزایش میدهد. یعنی حکومت مقصر اصلی شدت یافتن اعتراض است. و امیدی به تغییر اوضاع تا روز انتخابات نیست. اما اول سپتامبر مردم از مرخصی برمی‌گردند، دانشجویان می‌آیند، اگر در تعطیلات تابستان این همه مردم روانه تظاهرات می‌شوند، پس بعد از اتمام تعطیلات این رقم رشد می‌کند. لئونید پولیاکوف (Leonid Polyakov) صاحبنظر سیاسی دیگر می‌گوید: علت توجه مردم به تظاهرات 10 اوت این بود که مسئله سیاسی یعنی ثبت نامزدان انتخابات دومای شهر مسکو هنوز موجود است. مي‌شود در رابطه با عدم ثبت به دادگاه شکایت کرد ولی بنظرم خواسته سازمان دهندگان تظاهرات ثبت نامزدان نیست بلکه می‌خواهند موج اعتراض بلند شود. و امکان دارد آنها هدف بزرگتری داشته باشند. یکی از دلایل حضور افراد بیشتر در این همایش (50 هزار) مجاز بودن تظاهرات بود. یعنی افرادی که شرکت کردند می‌دانستند که با اقدام نهادهای انتظامی مواجه نمی‌شوند. عامل دیگر شرکت خوانندگان رپ. شهرداری اجازه برگزاری کنسرت را نداده بود ولی از برگزاری آن جلوگیری نکرد. اعتراض تا روز انتخابات ادامه خواهد داشت. بار اعتراض و نیروهای محرک آن از بین نمی‌روند. مردم هدف مشخص دارند: می‌خواهند موج اعتراض را تا خود انتخابات و حتی پس از آن ادامه دهند. امکان دارد حتی بعد از روز انتخابات (مانند انتخابات دومای دولتی در سال 2011) تظاهراتی ترتیب داده شود ولی نهادهای انتظامی آماده این روند هستند. در نتیجه افراد معترض به نتایج انتخابات باور نمی‌کنند. کریل روگوف (Kirill Rogov) از این حرف می‌زند که وقایع اخیر نشان داد سطح سیاسی شدن احوال مردم بالا بوده و آنها آماده‌اند در مراسم اعتراض، نه تنها در مسکو بلکه در مناطق مختلف کشور، شرکت کنند. مردم اعتراض می‌کنند و امروز خیلی بیش از گذشته‌ها بر خواسته خود اصرار دارند. ما همچنین شاهد سطح بالای احوال سیاسی بین جوانان هستیم. و موضوع اعتراض هم تغییر می‌کند. حالا مسئله حتی انتخابات دومای مسکو نیست، مسئله آن اوضاع فوق العاده و ترور پلیسی است که در مسکو برای سرکوب اعتراض بکار گرفته مي‌شود. هنوز صحبت از آینده کار دشواری است. باید دید جوانان تا چه مدت در این مراسم شرکت می‌کنند، چه وقتی و با چه چیزی آنها را ارعاب می‌کنند. اما با توجه به اینکه اکثر جوانان امروز در مسکو نیستند اعتراض در پاییز شدت خواهد گرفت گزارش تحلیلی سایت بخش روسی بی‌بی‌سی، 12/08/ 2019 https://www.bbc.com/russian/features-49320760 ]]> جامعه و سیاست Fri, 16 Aug 2019 06:19:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3854/اعتراضات-مسکو-2019 جای خالی ایران در الگوی ١+ ٥ در آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3853/جای-خالی-ایران-الگوی-١-٥-آسیای-مرکزی طی سال های اخیر منطقه آسیای مرکزی در حوزه های مختلفی نظیر منابع آبی، کریدورهای ارتباطی، مسائل مرزی و ارضی و خطوط انتقال انرژی وارد مرحله جدیدی از غیرامنیتی سازی و تنش زدایی شده است. این روند پس از درگذشت ناگهانی اسلام کریم اف در سپتامبر 2016 میلادی و به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف از شتاب بیشتری نیز برخوردار شده است که تنش زدایی و بهبود مناسبات ازبکستان با تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان از جمله نتایج مهم تحول در سیاست خارجی ازبکستان به شمار می رود. کوشش کشورهای منطقه آسیای مرکزی در برگزاری نشست­های پنج جانبه بدون حضور سایر قدرت­های بیرونی از جمله چین و روسیه نشانه دیگری از کاهش سطح اختلافات، تسریع روند تنش­زدایی و غیر امنیتی­سازی و نیز افزایش سطح همکاری­های منطقه­ای است. برای نخستین بار، اجلاس پنج کشور آسیای مرکزی با حضور چهار رئیس جمهور شامل نورسلطان نظربایف (قزاقستان)، شوکت میرضیایف (ازبکستان)، سارانبای ژئنبیک­اف (قرقیزستان) و امام­علی رحمان (تاجیکستان) و آقجا نوربردیوا (رئیس مجلس ترکمنستان) در ١٨ مارس ٢٠١٨ در شهر آستانه قزاقستان برگزار شد. در ادامه این روند، وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در 22 جولای (31 تیر 1397) در شهر چولپون- آتا[1] قرقیزستان با یکدیگر دیدار کردند و متعاقب آن نشست مقامات کشورهای مؤسس بنیاد بین­المللی نجات دریاچه آرال در منطقه گردشگری «آوازه» در شهر «ترکمن باشی» در 24 اوت 2018 میلادی (2 شهریور 1397) با حضور روسای جمهور پنج کشور منطقه اسیای مرکزی برگزار شد که تداوم این دیدارها در سطح مقامات ارشد پنج کشور منطقه گویای تحول جدید و متفاوتی از نظر غیرامنیتی­سازی و شکل­گیری زمینه­های همکاری و همگرایی منطقه­ای پس از گذشت بیست و هفت سال از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال کشورهای منطقه آسیای مرکزی است.     شکل گیری الگوی 1+5 بین اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا، ژاپن و هند با پنج کشور آسیای مرکزی را باید در همین راستا مورد توجه قرار داد. این ترکیب برای نخستین بار برای اطلاق به همکاری­های پنج کشور منطقه آسیای مرکزی با ایالات متحده آمریکا مورد استفاده قرار گرفت؛ البته با این تفاوت که در نگارش انگلیسی آن به جایP5+1   که در مورد مذاکرات هسته­ای ایران به کار می­رفت، از ترکیب C5+1 برای نشان دادن ترکیب کشورهای آسیای مرکزی و آمریکا استفاده شده است. ترکیب C5+1 برای نخستین بار در جریان سفر جان کری، وزیر خارجه وقت ایالات متحده آمریکا به منطقه آسیای مرکزی مطرح شد؛ سفری که از ٣١ اکتبر تا ٣ نوامبر ٢٠١٥ میلادی (٩ تا ١٢ آبان ١٣٩٤) به طول انجامید و طی آن جان کری در شهرهای بیشکک، سمرقند، آستانه، دوشنبه و عشق‌آباد با مقامات ارشد پنج کشور منطقه آسیای مرکزی دیدار و رایزنی نمود و علاوه بر دیدارهای جداگانه، برای نخستین بار پس از فروپشی شوروی، اجلاس مشترک آمریکا و پنج کشور منطقه آسیای مرکزی در چهارچوب فرمول ١+ ٥ (پنج کشور آسیای مرکزی و آمریکا) در شهر سمرقند ازبکستان تشکیل شد.[2] دومین نشست 1+5 در 8 آوریل 2016 میلادی در واشنگتن و سومین نشست 1+5 نیز در حاشیه اجلاس سازمان امنیت و همکاری اروپا در هامبورگ آلمان در 8 دسامبر 2016 میلادی برگزار شد. نشست 1+5 بین جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا با وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی، سمرقند ازبکستان (نوامبر 2016) این روند پس از روی کارآمدن دونالد ترامپ نیز ادامه یافت و دولت جدید آمریکا نیز با حفظ ساختار اداره آسیای مرکزی و جنوبی در وزارت خارجه و طرح های راه ابریشم جدید و آسیای مرکزی، الگوی 1+5 با آسیای مرکزی را تداوم بخشید که دیدار رکس تیلرسون، وزیر خارجه سابق آمریکا با وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در نیویورک در 22 سپتامبر 2017 به روشنی گویای این امر است. دیدار رکس تیلرسون، وزیر خارجه سابق آمریکا با وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در نیویورک ( 22 سپتامبر 2017)   ژاپن کشور دیگری است که سال ها قبل از ایالات متحده آمریکا کوشش نمود با توجه به حضور رو به گسترش چین در آسیای مرکزی و نقش این منطقه در حوزه تامین انرژی و مناسبات اقتصادی و تجاری، سیاست یکپارچه و هماهنگی را در قبال منطقه آسیای مرکزی در پیش گیرد. مکانیسم مورد نظر توکیو تحت عنوان اجلاس «آسیای مرکزی + ژاپن»[1] در 28 اوت سال 2004 میلادی شکل گرفت و از آن مقطع تاکنون، اجلاس های مشترک آسیای مرکزی + ژاپن در سطح وزیران امور خارجه در آستانه قزاقستان (28 اوت 2004)، تاشکند ازبکستان (4 مارس 2005)، توکیو ژاپن (10 نوامبر 2012)، بیشکک قرقیزستان (17 جولای 2014) و عشق آباد ترکمنستان (اول می 2017) برگزار شده است. در جریان اجلاس اخیر آسیای مرکزی + ژاپن در عشق آباد، ریاست دوره‌ای اجلاس از ترکمنستان به تاجیکستان واگذار شد و اجلاس آتی در سال 2018 میلادی در شهر دوشنبه برگزار خواهد شد. نکته شایان توجه این که در پنجمین نشست وزرای امور خارجه مذاکرات آسیای مرکزی و ژاپن که سال 2014 میلادی در پایتخت قرقیزستان برگزار شد، قرارداد 10 ساله همکاری‌های متقابل میان کشورهای آسیای مرکزی و ژاپن امضا شد و در راستای همین مکانیسم ، «شینزو آبه»، نخست وزیر ژاپن از تاریخ 22 تا 28 اکتبر سال 2015 میلادی (30 مهر تا 6 آبان 1394) مشابه جان کری، سفر دوره‌ای خود را هم زمان به نج کشور آسیای مرکزی یعنی قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان انجام داد که به روشنی گویای کوشش ژاپن در اجرای یک سیاست و رویکرد هماهنگ دیپلماتیک در قبال منطقه آسیای مرکزی است.[2]   هفتمین نشست مشترک گفتگوی ژاپن و آسیای مرکزی، دوشنبه تاجیکستان (18 می 2019) اتحادیه اروپا دیگر بازیگری است که در چهارچوب الگوی 1+5 رویکرد هماهنگی را در قبال آسیای مرکزی در پیش گرفته است. مهم­ترین هدف اتحادیه اروپا، تحقق اهداف و برنامه های پیش بینی شده در سند «اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی: فرصت های جدید برای مشارکت قوی تر»[1] است که در سال 2019 به تصویب کمیسیون اروپا رسیده است. اتحادیه اروپا در روابط با آسیای مرکزی عمدتاً بر موضوعاتی مانند دموکراسی، حقوق بشر، آزادی های اساسی، رسانه های مستقل و آزاد، مسائل امنیتی- دفاعی (تروریسم، مواد مخدر و افراط گرایی دینی به ویژه در مجاورت افغانستان) و نیز موضوعات اقتصادی (مناسبات تجاری و انتقال انرژی) تاکید دارد. در این راستا، طی سال های اخیر، نشست های منظمی بین مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در سطح منطقه و یا بروکسل برگزار شده است که دیدار فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در بیشکک قرقیزستان در 4 جولای 2019 میلادی، پانزدهمین اجلاس مشترک دو طرف در سال های اخیر به شمار می رود. دیدار فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی بیشکک قرقیزستان (7 جولای 2019) هند نیز با الگوبرداری از آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن در سال 2019 میلادی، رویکرد هماهنگ تری را در قبال آسیای مرکزی در پیش گرفته است. در این راستا، نخستین نشست «گفتگوی هند و آسیای مرکزی»[1] با حضور وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی، هند و افغانستان در سمرقند ازبکستان برگزار شد. هند علاوه بر رقابت سنتی با پاکستان، منافع متعددی در آسیای مرکزی از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی دارد. گسترش مبادلات تجاری و بازرگانی از طریق بندر چابهار ایران و افغانستان، اجرای طرح خط لوله گاز تاپی (ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند)، تثبیت جایگاه هند در سازمان همکاری شانگهای پس از تبدیل عضویت از وضعیت ناظر به اصلی در سال 2017 میلادی و مقابله مشترک هند و کشورهای آسیای مرکزی با تروریسم، افراط گرایی دینی و قاچاق مواد مخدر از جمله اهداف مهم هند در سطح این منطقه محسوب می شود که دهلی نو امیدوار است در چهارچوب «گفتگوی هند و آسیای مرکزی» این اهداف را عملی سازد.   نشست «گفتگوی هند و آسیای مرکزی» با حضور وزیر خارجه افغانستان در سمرقند ازبکستان (13 ژانویه 2019) جمهوری خلق چین نیز کوششی تقریباً مشابه ایالات متحده آمریکا و ژاپن را در سطح منطقه آسیای مرکزی نشان داده است؛ چنانچه شی جی پینگ، رئیس جمهور چین در جریان سفر دوره ای خود به چهار کشور آسیای مرکزی (ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان) در سوم تا سیزدهم سپتامبر 2013 میلادی بود که طرح راه ابریشم موسوم به «یک کمربند- یک راه»[1] را مطرح نمود. به همین دلیل از این سفر جی پینگ تحت عنوان «تور آسیای مرکزی»[2] نیز یاد شده است. و لذا این احتمال می­رود در آینده الگوی 1+5 بین چین و پنج کشور آسیای مرکزی شکل گیرد. کشورهای عربی به محوریت عربستان سعودی نیز در سال های اخیر سعی در اجرای یک رویکرد یکپارچه و هماهنگ در قبال این منطقه داشته اند که تشکیل «مجمع همکاری های اقتصادی کشورهای عرب با آسیای مرکزی و آذربایجان»[3] را می توان نماد این رویکرد یکپارچه و هماهنگ دانست.     مجموع مواردی که در رابطه با تحرکات دییپلماتیک ایالات متحده آمریکا، ژاپن، اتحادیه اروپا، هند، چین و کشورهای عربی به محوریت عربستان سعودی در سطح منطقه آسیای مرکزی اشاره شد، یه روشنی گویای کوشش این بازیگران در شکل دهی و اجرای یک رویکرد متوازن مبتنی بر «الگوی 1+5» است. این در حالی است که مروری بر مناسبات دیپلماتیک ایران با کشورهای آسیای مرکزی گویای آن است که ایران در اوایل دهه 1990 میلادی به گونه ای پیشگام این رویکرد متوازن بوده است. چنانچه مرحوم هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت ایران در سال 1373 به جز تاجیکستان که درگیر جنگ داخلی بود، از چهار کشور آسیای مرکزی، یعنی قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان دیدار کرد. متاسفانه این رویکرد متوازن که از آن می‌توان با عنوان «نخستین تور دیپلماتیک ایران در آسیای مرکزی» یاد کرد، در دولت‌های دیگر ایران تکرار نشد.     در واقع، اگر از این منظر اگر به روند سیاست خارجی و مناسبات دیپلماتیک ایران با کشوهای آسیای مرکزی و قفقاز نگریسته شود، می‌توان به این جمع‌بندی رسید که رویکرد تقریباً متوازن ایران در این مناطق از دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی به بعد روند نامتوازن‌تری به خود گرفت. بنابراین با توجه به تجربیات گذشته و نسبتاً موفق دیپلماتیک ایران و نیز کوششی که از سوی بازیگرانی مانند ایالات متحده آمریکا، ژاپن، اتحادیه اروپا و هند در شکل دهی و اجرای یک رویکرد متوازن مبتنی بر «الگوی 1+5» در سطح منطقه آسیای مرکزی صورت پذیرفته است، ایجاب می کند که دیپلماسی کلان ایران «رویکرد متوازن در عرصه دیپلماسی» را به صورت جدی تری در سطح این منطقه مورد توجه قرار دهد و زمینه را برای سفر هم زمان وزیر امور خارجه و رئیس جمهور ایران به پنج کشور آسیای مرکزی در قالب «سفر دوره­ای» و «تور دیپلماتیک» فراهم کند.[4] تجربیات کشورهای دیگر نشان می دهد که در صورت برنامه ریزی هدفمند می توان به این مهم دست یافت. تردیدی نیست که در روند پیشبرد «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، «توازن» به معنی «تساوی» نیست و ایران متناسب با ظرفیت‌ها و توانایی‌های متفاوت کشورهای آسیای مرکزی می‌تواند سیاست خارجی مورد نظر خود را به پیش ببرد. نکته مهم، حفظ رویکرد متوازن در عرصه کلان دیپلماتیک است که در تنظیم مناسبات ایران با کشورهایی منطقه آسیای مرکزی بسیار حائز اهمیت است.       [1] . One Belt One Road [2] . Central Asia tour [3] . Forum on Economy and Cooperation of Arab Countries with Central Asian States and Azerbaijan [4] . ولی کوزه گر کالجی،  شکل‌گیری الگوی 1+5 در آسیای مرکزی: ضرورت مدیریت رویکرد متوازن ایران در عرصه دیپلماسی، موسسه تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، 3 تیر 1396.     [1] . India – Central Asia Dialogue   5. The    EU   and Central Asia:    New   Opportunities for   a Stronger Partnership   [1] . Central Asia plus Japan [2] . ولی کوزه گر کالجی،  شکل‌گیری الگوی 1+5 در آسیای مرکزی: ضرورت مدیریت رویکرد متوازن ایران در عرصه دیپلماسی، موسسه تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، 3 تیر 1396.       [1] . Cholpon-Ata [2] . ولي كوزه­گر كالجي، سفر وزیر امور خارجه آمریکا به آسیای مرکزی؛ تاملی بر ماهیت و اهداف مکانیسم ١+ ٥، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، ٧ آذر ١٣٩٤. ]]> آسیای مرکزی Mon, 05 Aug 2019 12:21:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3853/جای-خالی-ایران-الگوی-١-٥-آسیای-مرکزی آشنایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/report/3852/آشنایی-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا ریشه نظری تکوین اتحادیه اقتصادی اوراسیا را بایستی در پیشنهاد نور سلطان نظربایف، رئیس‌جمهور قزاقستان در سال ۱۹۹۴ در خصوص تکوین بلوک تجاری منطقه‌ای جستجو کرد. پس از طرح این پیشنهاد، در سال ۲۰۰۰ بلاروس، قزاقستان، روسیه، قرقیزستان و تاجیکستان جامعه اقتصادی اوراسیا را با هدف ایجاد بازار مشترک برای کشورهای عضو به وجود آوردند که ازبکستان نیز در سال ۲۰۰۶ به آن پیوست. در سال ۲۰۰۷، روسیه، قزاقستان و بلاروس درباره ایجاد یک اتحادیه گمرکی میان خود به توافق رسیدند. در سال ۲۰۰۹، ابتدا توافقاتی میان مسکو، آستانه و مینسک در خصوص ایجاد تعرفه گمرکی مشترک (ایجاد کد مشترک به جای قوانین داخلی) صورت پذیرفت و در نهایت، توافقات مذکور به امضای رؤسای جمهوری سه کشور رسید و بدین ترتیب، اتحادیه گمرکی در سال ۲۰۱۰ میان این سه کشور شروع به فعالیت کرد. اهداف و اولويت‌هاي اتحاديه اهداف و اولویت‌های اتحادیه گمرکی شامل حذف تعرفه‌های گمرکی داخلی کشورهای عضو، ایجاد تعرفه خارجی مشترک و یک بازار واحد گسترده میان روسیه، قزاقستان و بلاروس اعلام شد. ایده تأسیس فضای واحد اقتصادی موجب شد رؤسای جمهور روسیه، بلاروس، قزاقستان توافقنامه ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا را در سال ۲۰۱۴ امضاء کنند که در اول ژانویه سال ۲۰۱۵ اجرایی شود. هدف این اتحادیه، ایجاد فضای واحد اقتصادی، توسعه بازار مشترک و دستیابی به حرکت آزاد کالا، سرمایه، خدمات و مردم در بازار واحد کشورهای عضو، کاهش قیمت کالاها با کاهش هزینه‌های حمل و نقل مواد خام، ترویج رقابت سالم در بازار مشترک، سیاست‌های مشترک در کشاورزی، انرژی، فناوری و حمل و نقل اعلام شده است. ارمنستان در ۲ ژانویه ۲۰۱۵ و قرقیزستان در ۶ اوت ۲۰۱۵ به عضویت کامل اتحادیه اقتصادی اوراسیا درآمدند. در حال حاضر، اعضای این اتحادیه روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان هستند که عضو اتحادیه گمرکی اوراسیا نیز هستند. تاجیکستان، گرجستان، ازبکستان، مولداوی، اوکراین، پاکستان، ترکیه، ایران، چین و ویتنام نیز از دیگر گزینه‌های احتمالی عضویت در این اتحادیه اوراسیا هستند. اركان اتحاديه شورای عالی اقتصادی اوراسیا، مهمترین رکن اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که از سران کشورهای عضو تشکیل شده است. دومین رکن اتحادیه، شورای بین دولتی اوراسیا است که اعضای آن، نخست وزیران کشورهای عضو هستند. کمیسیون اقتصادی اوراسیا، رکن اجرایی اتحادیه است. مقر این کمیسیون به عنوان سازمان نظارتی بر اتحادیه گمرکی، در مسکو قرار دارد، متشکل از ده نفر است که از هر پنج کشور عضو، دو نفر نماینده در آن حضور دارد. در کمیسیون اقتصادی اوراسیا بیش از يك هزار نفر از متخصصان مربوطه مشغول به فعالیت هستند. تصمیمات کمیسیون اقتصادی اوراسیا در صورتی که توسط دو سوم آراء در هیأت ده نفره تصویب شود، برای تمامی کشورهای عضو الزام‌آور خواهد بود. با این حال، هر یک از اعضا از طریق کمیسیون شورای اقتصادی اوراسیا که شامل معاونان نخست وزیران کشورهای عضو است، دارای حق وتو هستند. در صورتی که میان اعضا در خصوص موضوعی اختلاف وجود داشته باشد، موضوع اختلاف به نخست وزیران کشورهای عضو که دو بار در سال در قالب شورای بین دولتی اوراسیا با یکدیگر ملاقات می‌کنند، ارسال می‌شود. معمولاً موضوعات خطیر و بحث‌برانگیز به شورای عالی اقتصادی اوراسیا، که سالانه در سطح سران برگزار می‌شود، ارجاع داده می‌شود. همچنین یک نهاد قضایی تحت عنوان دادگاه اتحادیه اقتصادی اوراسیا وجود دارد که به حل اختلاف و تفسیر مسائل حقوقی اتحادیه می‌پردازد. اتحادیه اقتصادی اوراسیا با جمعیتی بالغ بر ۷/۱۸۲ میلیون نفر، ۷/۲ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی و ۳/۱ تریلیون دلار تولیدات صنعتی دارد و همچنین تجارت خارجی کشورهای عضو با خارج از اتحادیه بالغ بر ۸۷۷ میلیارد دلار یعنی برابر ۷/۳ صادرات و ۳/۲ واردات کل جهان است. همچنین اتحادیه اقتصادی اوراسیا دارای سهم ۷/۲۰ از تولید گاز طبیعی در جهان، سهم ۶/۱۴ از تولید جهانی نفت، سهم تولید ۵/۵ درصد از کشاورزی جهان و ۷/۳ تولیدات صنعتی جهان را داراست. محصولات کشاورزی، مواد غذایی، ماشین‌آلات، انرژی عمده کالاهای صادراتی اعضای اتحادیه هستند. * منبع: اندیشکده راهبردی تبیین   ]]> سازمان های منطقه ای Wed, 31 Jul 2019 16:27:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3852/آشنایی-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا ایران و تاجیکستان آغاز دور جدید تحول در مناسبات دوستانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3850/ایران-تاجیکستان-آغاز-دور-جدید-تحول-مناسبات-دوستانه مقدمه: پس از امضاء یاداشت تفاهم بین ایران و تاجیکستان که در جریان سفر "سراج الدین مهرالدین" وزیر امورخارجه تاجیکستان به تهران  در یازدهم خرداد 1398 امضاء شد ، گشایش قابل توجه ای در مناسبات سرد دو کشور دوست و برادر پس از حدود چهار سال بوجود آمد. در نوشته پیش رو به بررسی و تحلیل ابعاد این تحول بویژه بعد از دیدار آقای روحانی رئیس جمهوری ایران از دوشنبه پایتخت تاجیکستان و شرکت در اجلاس سران کشورهای عضو سیکا پرداخته شده است . به نظر می رسد همه چیز برای آغاز دور جدیدی در روابط تهران و دوشنبه فراهم شده است. به شرط آنکه ملزومات لازم برای تثبیت و گسترش همکاری ها بین دو کشور فراهم شود . تلاش شده است به سرفصل مهم ترین راهکارها در این زمینه توجه شود.    پیشینه بحث: در17 دیماه ۱۳۹۴ محی الدین کبیری رهبر نهضت اسلامی تاجیکستان مانند سالهای پیش ، برای شرکت در بیست و نهمین "کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی" به تهران آمد و درپایان این نشست ، میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی  به اتفاق سایر میهمانان به ملاقات آیت الله خامنه​ای، رهبرانقلاب  اسلامی رفت . انتشار تصاویری ازاین  دیدار ، ناخرسندی و خشم مقام​های تاجیکستان رادر پی داشت. دولت تاجیکستان معتقد بود بعد ازکودتای ژنرال عبدالحلیم نظرزاده در شهریور 1394 حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به عنوان یک گروه تروریستی شناخته می شود و نباید با رهبران این حزب ارتباط برقرار کرد. این درحالی بود که هیچ کشوری در جهان حزب میانه روی نهضت اسلامی تاجیکستان را به عنوان یک گروه تروریستی به رسمیت نشناخت و رهبران تبعیدی این حزب در ترکیه ، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی زندگی می کنند و به فعالیت سیاسی مشغول هستند. البته در داخل ایران نیز کسانی دولت تاجیکستان را به پنهان کاری در مورد اموال بابک زنجانی متهم می کردند. زیرا بابک زنجانی در دوره دولت دهم به بهانه دورزدن تحریم ها در مورد فروش نفت با حداقل یک بانک تاجیکستان ارتباط برقرار کرده بود و مرتبا به تاجیکستان آمد و شد ، داشت . عکس های بابک زنجانی با مقام های برجسته تاجیکستان هم در همان زمان منتشر شد. با این حال بستن مراکز فرهنگی ایران  و کمیته امداد امام  در تاجیکستان و متهم کردن ایران به دخالت در امور داخلی این کشور سناریوهایی بود که بیشتر در وزارت امنیت تاجیکستان طراحی و به کمک نهادهای امنیتی کشورهای دیگری تبیلغاتی شد . سفارت ایران در دوشنبه با انتشار بیانیه‌ای در 18 مرداد 1396 هرگونه مسئولیت و یا ارتباط بین  جمهوری اسلامی ایران با قتل‌های دهه ۹۰ میلادی در تاجیکستان را رد کرد. دراین بیانیه که  یک روز پس از پخش فیلمی از تلویزیون تاجیکستان منتشر شد. ضمن تأکید بر "پیوندهای فرهنگی تمدنی و دوستی تاریخی دوملت ایران وتاجیکستان"، هرگونه ادعاهای مطرح شده در  فیلمی که از سوی اعتراف‌کنندگان محبوس و به نقل از کسانی است که در قید حیات نیستند و بالطبع نمی‌تواند اعتباری داشته باشد، رد کرد. تا اینکه درجریان  سفر آقای ظریف به تاجیکستان در 17 آبان 1397 پس از حدود سه سال ، به تدریج شاهد کاهش تنش درروابط دو کشوربودیم . تنشی که بیشتر تحت تاثیر عامل خارج از روابط دو جانبه ، در ریاض و واشینگتن تحریک می شد.   تحلیل دلایل و نتایج بهبود مناسبات برادرانه بین ایران و تاجیکستان از سال 1397  تحت تاثیر عوامل مختلف هم دولت تاجیکستان به این جمع بندی رسید که نمی تواند از تیرگی روابط ایران و عربستان به نفع خود بهره برداری کند و قاعدتا باید فکری اساسی برای تعامل با کشوری دوست و برادر با سابقه فرهنگی و تاریخی تاثیر گذار داشته باشد . شرط تحقق  این مساله مهم  کنارآمدن با واقعیت موجود در مورد حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بود . زیرا هیچ منطقی نمی تواند یک حزب میانه رو را به عامل تروریستی تبدیل کند. آن هم در شرایطی که هیچ سند ومدرک محکمه پسندی درمورد تروریستی بودن حزب نهضت اسلامی از سوی دولت تاجیکستان ارائه شده است.  در نتیجه هیچ کشوری در جهان از جمله ایران  تا کنون حاضر نشد حزب نهضت اسلامی تاجیکستان را به عنوان یک حزب تروریستی به رسمیت بشناسد . سرانجام  آنکه دولت تاجیکستان کم کم به سمتی حرکت کرد که خود را از این عامل  اختلاف افکن در مناسبات دوستانه  با سایر کشورها دور کند. دولت ایران نیز در ادامه  سیاست توسعه همکاری با کشورهای همسایه و پیرامون همسایگان در منطقه تلاش کرد از موضوع های اختلاف برانگیز مانند بابک زنجانی ، بگذرد تا روابط  خود را با دولت تاجیکستان  به سمتی هدایت کند که مورد بهره برداری  سوء دشمنان دوستی دو کشور قرار نگیرد. در همین چارچوب  امضاء یاداشت تفاهم بین ایران و تاجیکستان در جریان سفر سراج الدین مهرالدین وزیر امورخارجه تاجیکستان به تهران زمینه را برای  رفع مشکلات و ایجاد چارچوبی دقیق برای همکاری های آینده فراهم ساخت. در ادامه این مسیر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در 24 خرداد 1398  برای شرکت در پنجمین کنفرانس "تعادل و اعتماد سازی در آسیا" (سیکا) در تاجیکستان  به شهر دوشنبه  سفرکرد  و در حاشیه این نشست با امامعلی رحمان همتای خود مذاکرات مهمی برای حل مشکلات موجود بعمل آورد .   راهکارهای تثبیت و گسترش همکاری ایران و تاجیکستان 1- ازوم بازنگری در مناسبات دو کشور ایران و تاجیکستان در دوره شروع جدید همکاری ها بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. مرور دوباره سیاست ها و اقدام هایی که در 28 سال اخیر از زمان استقلال تاجیکستان در شهریور 1370 تا کنون اتخاذ شده و به مورد اجراء در آمده است  موجب خواهد شد تا نقاط قوت و ضعف ها بیش از گذشته شناسایی شود و این امکان فراهم می شود که فرصت ها و تهدیدهای موجود درروابط دوکشور مورد مداقه قرار گیرد. 2- تاجیکستان برای ایران مرکز ثقل  یک سیاست کلان راهبردی  در قبال منطقه آسیای مرکزی محسوب می شود . زیرا پیوندهای عمیق تاریخی ، فرهنگی ، دینی بین دو کشور پتاسیل بسیار خوبی بوجود آورده است که در هیچیک از چهار کشور دیگر در آسیای مرکزی موجود نیست . این مساله به حدی اهمیت دارد که می توان گفت توازن مناسبات ایران با سایر کشورهای آسیای مرکزی تحت تاثیر روابط تهران و دوشنبه قرار دارد. 3- ایران یکبار برای همیشه باید تکلیف خود را درباره راهبرد مناسبات همه جانبه  ایران با تاجیکستان مشخص کند. تاکید بر انجام فعالیت های دینی ایران در تاجیکستان بدون توجه به پیوندهای زبانی و فرهنگی دو کشور نمی تواند کار ساز باشد . همچنانکه تاکید صرف بر پیوندهای فرهنگی بدون توجه به گرایش های دینی عمیق مردم تاجیکستان موثر نخواهد بود. علاوه بر این گسترش همکاری های اقتصادی و پیوند دادن منافع دو کشور تضمین کننده همکاری های سیاسی و امنیتی در آینده خواهد بود. بنابراین هر نوع برنامه ریزی یکسویه نمی تواند در بلند مدت ثبات لازم را برای شکل دادن به همکاری های پایدار فراهم سازد . 4- تاجیکستان موقعیت راهبردی ایران و میزان تاثیرگذاری آن را بر منطقه خلیج فارس و دریای عمان بخوبی می داند و می تواند از امکان توسعه مناسبات با دو کشور واسط یعنی افغانستان و ترکمنستان در جهت توسعه مناسبات اقتصادی این کشور و بویژه دستیابی به آب های آزاد بین المللی از طریق کریدور ایران  استفاده کند. 5- هردو کشور ایران و تاجیکستان می توانند از طریق برقراری تماس های نزدیکتر و گسترده تر مانع ازکار شکنی کشورهای ثالث در مناسباتشان شوند. این مساله بویژه در ایجاد همکاری های موثر بین روزنامه نگاران ، نویسندگان و رسانه های دو کشور بسیار ضروری به نظر می رسد. هنرمندان ایرانی و تاجیکی  در عرصه های سینما ، تئاتر ، موسیقی و غیره نقش بی بدیلی در عمق بخشی به روابط مردم دو کشور داشته و خواهند داشت.   جمع بندی : ایران و تاجیکستان می توانند با استفاده از تجربه های گذشته شرایطی مناسبتر را برای گسترش روباط دو کشور فراهم سازند این هدف مهم زمانی محقق می شود که از سیاست های پیشین درس های لازم را برده باشند ودر راستای تقویت تجربه های مثبت همکاریهای مشترک  مانند اجرای پروژه سنگ توده 2 استفاده کنند و از تکرار اشتباه های گذشته مانند بحران سازی بر سر شرکت رهبر حزب نهضت اسلامی  در یک کنفرانسی که همه ساله برگزار شده و می شود، پرهیز نمایند. تجربه تاریخی مشارکت ایران و روسیه در تحقق صلح بین دولت تاجیکستان و ائتلاف مخالفان در سال 1375 برای ساختن همکاری های چند جانبه بین کشورهای منطقه به منظور دستیابی به صلح و ثبات و امنیت پایدار و همه جانبه بسیار ارزشمند است و نباید تحت تاثیر سوء برداشت ها قرار بگیرد. تازمانی که پیوندهای اقتصادی و تعریف پرژه های متقابلا سودمند بین دو کشور برقرار نشود نمی توان به صرف تکیه بر پیوندهای تاریخی ، فرهنگی و زبانی مشترک ، مناسبات همه جانبه در کلیه زمینه ها را برقرار ساخت. اکنون زمان برای فراموش کردن مشکلات گذشته و نگاه مثبت به آینده فرارسیده است و می توان در سایه همکاری های رسانه ای و هنری بستر مناسبی برای توسعه همکار یهای اقتصادی ، سیاسی و امنیتی بین دو کشور فراهم ساخت.   نویسنده: حسن بهشتی پور کارشناس اوراسیا ]]> آسیای مرکزی Sat, 13 Jul 2019 14:21:20 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3850/ایران-تاجیکستان-آغاز-دور-جدید-تحول-مناسبات-دوستانه وضعیت تجارت بین ایران و روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3849/وضعیت-تجارت-بین-ایران-روسیه ایران و روسيه: روابط اقتصادی کشورها را به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند از مجموعه مقالات "Regional Russia"، شماره 3 سال 2019 روابط دو کشور کیفیت جدیدی کسب می‌کند. کشورها در ارزیابی از نظم جهانی معاصر دیدگاه مشابه دارند. روسيه و ایران با اعمال هر نوع فشار بر امور داخلی و سیاست خارجی مخالف هستند. به همین دلیل بردار توسعه روابط با روسيه به ردیف اولویت‌ها شد. نکات جاذب متقابل بسیار در بخش توسعه روابط اقتصادی موجود است. روندهای محسوس در بخش‌های بازرگانی و همکاری اقتصادی دو کشورمان در طیفی فوق العاده گسترده – از انرژی اتمی تا نیروی حرارتی، صنایع نفت و گاز، ترابری صنعتی تا بخش کشاورزی، جنگل، شیلات، ارتباطات، اکولوژی، علوم، آموزش و پرورش و فرهنگ – را در بر می‌گیرد. بین مناطق روسيه و استان‌های ایران روابط مستقیم برقرار شده است. همکاری در چارچوب راهروی بين‌المللي شمال - جنوب و همچنین اتاق‌های صنایع و بازرگانی منطقه خزر تقویت مي‌شود. طبق آمار گمرکی روسيه، حجم بازرگانی روسيه و ایران در سه ماهه اول سال 2019 در مقایسه با دوره مشابه سال قبل 14 درصد رشد داشته و به 542 میلیون دلار بالغ شده است.   توسعه اقتصادی ایران ایران در بخش تولیدات ملی در یکی از جایگاه‌های اول در جهان قرار داشته و بین کشورهای آسیای غربی و اوپک جای اول را احراز می‌کند. تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2018 به 452,28 میلیارد دلار بالغ شد. ایران از نقطه نظر ذخایر نفت (157 میلیارد بشکه، 10 درصد ذخایر جهانی و 13 درصد ذخایر اوپک) در جای چهارم (پس از ونزوئلا، عربستان سعودی و کانادا) قرار دارد. در بخش ذخایر گاز طبیعی ایران (پس از روسيه) در جای دوم است و ذخایر آن به 35 تریلیون متر مکعب (17% ذخایر گاز طبیعی جهان و 40% نمودار مشابه بین کشورهای اوپک) بالغ مي‌شود. ایران کشور دارای اقتصاد باز است. فقط در سال 2016 حجم بازرگانی خارجی ایران به 31 درصد تولید ناخالص داخلی آن بالغ شد که حاکی از وابستگی محسوس اقتصاد ایران به روابط اقتصادی جهانی می‌باشد. نفت کالای اصلی صادراتی و منبع ارز خارجی ایران است. نفت خام تا 70 درصد صادرات ایران را تشکیل می‌دهد. ایران دارای نه پالایشگاه بزرگ نفتی است، اما ظرفیت کافی تولید بنزین دارای کیفیت بالا در بازار داخلی وجود ندارد. چین، هند، کره جنوبی، ژاپن و ترکیه خریداران اصلی نفت ایران هستند. دسترسی به بازارهای خارجی در کشورهای همسایه مانند ترکیه، پاکستان، هند، ارمنستان و همچنین کشورهای اروپای شرقی و آسیای جنوب شرقی مهمترین جهت سیاست ایران در حوزه گاز است. در سال 2017 استخراج معدن در تولید ناخالص داخلی کشور (بدون نفت و گاز) به 16.5 درصد تولید ناخالص داخلی یا 7 میلیارد دلار بالغ شد. ايران در در بخش معادن در جهان در جای دوازدهم قرار دارد (ذخاير معادن مختلف کشور – به استثنی نفت و گاز - حدود 37 ميليارد تن است. با این حال، فقط 5 درصد از کل این ذخایر کشور استخراج می شود. وابستگی شدید اقتصاد ایران به صادرات نفت مربوط عاملی است که توجه به توسعه صادرات غیر نفتی را توجیه می‌کند . استفاده از ظرفیت حوزه‌های سنتی در بخش معادن - استخراج معدن و پردازش اولیه سنگ معدن فلزات – بخشی از این نوع صادرات است. به گزارش وزارت صنایع و معادن ایران، حجم ذخایر معدنی اکتشاف شده عبارتند از: زغال سنگ – 7800 میلیون تن، مس – 2700 میلیون تن، سرب – 1345 میلیون تن، روی – 237 میلیون تن، کرومیت – 8,5 میلیون تن، طلا - 0.5، نقره - 0.4، مولیبدن - 0.05 میلیون تن. سرمایه گذاری مستقیم خارجی در بخش‌های صنایع، معادن و تجارت در سال 1396 ایرانی به 4 میلیارد دلار رسید. شرکت‌های تجاری خرد و متوسط در صنعت تولیدی غالب هستند. بزرگترین شرکت‌ها، با بیش از 500 کارگر، کمتر از یک درصد کل شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند. سهم بخش صنعتی در تولید ناخالص داخلی ایران در سال‌های 2016/2017 فقط به 12,4 درصد بالغ شده است. ایران از نقطه نظر تولید فولاد جای بیست و دوم را در جهان احراز می‌کند. سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی ایران به تدریج کاهش می یابد. در سال 2017 این نمودار حدود 8.4٪ بود. بخش اعظم اراضی مورد استفاده کشاورزی زیر کشت غلات - گندم، جو و برنج - است. برداشت دانه غلات در کشور در دو سال گذشته حدود 21 میلیون تن بود، از جمله حجم محصول گندم 14 میلیون تن، محصول برنج 2.5 میلیون تن و محصول سایر غلات حدود 4.5 میلیون تن بود. خودکفایی در بخش گندم از 85-87٪ مصرف کشور فراتر نمی‌رود. مجتمع انرژی ایران ظرفیت تولید سالانه 265.1 میلیارد کیلووات ساعت (2015) را تولید می کند. در کشور 220.9 میلیارد کیلووات ساعت برق مصرف  مي‌شود. به این ترتیب، ایران صادر کننده خالص برق است. ایران از لحاظ تولید برق در جهان در جای 16 بوده و در منطقه در جای اول قرار دارد. حمل و نقل یکی از بزرگترین‌های اولویت های توسعه کشور است، حجم خدمات در بخش حمل و نقل حدود 10 درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد. بیش از 90٪ از حمل و نقل داخلی و حدود 92٪ از بخش  مسافربر به جاده‌های زمینی اختصاص دارد. طول جاده های ایران حدود 200 هزار کیلومتر است، شبکه راه آهن ایران 8489.5 کیلومتر بوده و تنها 189.5 کیلومتر از آنها برقی شده است. به دنبال از سر گرفته شدن تحریم های ایالات متحده علیه ایران، اوضاع اقتصادی کشور بدتر شده است. اکثر شرکت های خارجی، از جمله شرکت‌های بزرگی مانند Shell، Volkswagen، Daimler، Peugeot، Airbus و همچنین شرکت‌های  نفتی LUKOIL و Zarubezhneft از روسيه، فعالیت‌های  خود را در کشور متوقف کردند. استراتژی توسعه اقتصادی ایران در رابطه با تحریم‌ها ("اقتصاد مقاومت") هم اکنون آغاز شده و متوجه حمایت از بازار داخلی و کاهش وابستگی به صادرات نفت است. اثر تحریم‌ها بر اقتصاد کشور و سطح تورم نیاز به پیاده کردن خط جایگزینی واردات و حداکثر خودکفایی، همراه با متنوع ساختن راه‌های صادرات و واردات و تقویت توجه به بخش آسیایی – چین، هند، امارات متحده عربی، ترکیه و روسيه – را ایجاب می‌کند. عدم حمایت اتحادیه اروپا یکی از مشخصات موقعیت جاری در رابطه با تحریم‌های آمریکا علیه ایران است. اروپایی‌ها در ماه می 2018 روند مسدود کردن تحریم‌های آمریکا علیه ایران به منظور دفاع از منافع شرکت‌های اروپایی در کشور را راه اندازی کردند. به منظور انسجام فعالیت متوجه مقابله با تحریم‌های آمریکا، مکانیزم نقل و انتقال ملی ویژه (Special Purpose Vehicle, SPV) طراحی شد. در این رابطه شرکت  "INSTEX SAS" تأسیس و در حیطه صلاحیت حقوقی فرانسه ثبت شد. این شرکت در وهله اول به مهم‌ترین جوانب برای ملت ایران، از جمله داروها، تجهیزات درمانی و فرآورده‌های کشاورزی، توجه می‌کند. در 19 مارس 2019، ایرانی‌ها شریک  "INSTEX SAS" به نام نهاد ویژه بازرگانی و مالی" (STFI) را تأسیس کردند. بانک مرکزی ایران و کنسرسیوم بانک‌های تجاری ایران در تأسیس این نهاد شرکت کردند. صاحبنظران می‌گویند در مورد عمق اثر بسته کنونی تحریم‌ها بر اقتصاد جهانی و جایگاه ایران وحدت نظر موجود نیست. در خود ایران گفته مي‌شود کشور تجربه طولانی تحریم‌ها را داشته و راه‌های متفاوت هماهنگی با آن طی 40 سال تاریخ آن طراحی شده است.   تجارت ایران و روسيه حجم بازرگانی ایران و روسيه در آخر سال 2018 به میزان 1,98% (در مقایسه با سال 2017) رشد داشته و به 1,7 میلیارد دلار بالغ شد که 1,2 میلیارد دلار آن صادرات (8,14%-) و 533,1 میلیون دلار واردات (35,9%+) بود. صادرات به علت کاهش تحویل فلزات و محصولات آنها، ماشین آلات، تجهیزات و وسایل نقلیه، چوب و محصولات چوبی و کاغذ، محصولات شیمیایی و معدنی کاهش یافته است. در عین حال، تحویل محصولات غذایی و مواد خام کشاورزی نیز افزایش یافته است. در سال 2018، ایران بین شرکای تجاری خارجی روسیه در جای پنجاهم قرار گرفت، از جمله ایران در بخش صادرات روسيه در جای 48 و در بخش واردات در جای 54 بود. بازرگانی با ایران به 25 صدم درصد کل تجارت خارجی روسیه بالغ شده بود. مازاد تراز بازرگانی روسیه با ایران 674.7 میلیون دلار آمریکا است. در ماه‌های ژانویه - مارس 2019، حجم بازرگانی روسیه با ایران به 542.9 میلیون دلار رسید که 13.3 درصد بیش از نمودار دوره مشابه سال 2018 بود. در این دوره صادرات روسیه به ایران 393.7 میلیون دلار (32.2٪ +)، و واردات از ایران به 149.2 میلیون دلار (17.7٪ -) بالغ شد. صادرات در ماه‌های  ژانویه تا مارس 2019 پویایی مثبت داشت. رشد صادرات در این دوره با حجم بالای تحویل مواد غذایی و مواد اولیه خام کشاورزی، ماشین آلات، تجهیزات و وسایل نقلیه، محصولات شیمیایی و محصولات معدنی ارتباط دارد. در سال 2018 زمینه واردات نیز رشد داشت. این امر در درجه اول نتیجه افزایش تحویل سبزیجات و میوه های مختلف بود. کاهش واردات طی ماه‌های ژانویه تا مارس 2019 با کاهش عرضه فلزات و فرآورده‌های فلزی، محصولات غذایی و مواد خام کشاورزی ارتباط داشت. به گزارش نهاد  "Comtrade " سازمان ملل متحد، تجارت خارجی ایران در سال 2018 بطور کلی به 46.9 میلیارد دلار بالغ شده است. روسیه بین ده شریک بزرگ ایران در بخش تجارت خارجی قرار داشته و جایگاه پنجم را بین آنها احراز می‌کند. صادرات ایران در سال های 2017 تا 2018 به طور اعم به میزان 50.2 درصد کاهش یافته است. در عین حال، روسیه در فهرست صادرکنندگان عمده ایران فقط جای ششم را احراز می‌کند. در بخش واردات ایران در سال 2017، روسیه بین شرکای برتر تجارت خارجی ایران جای چهارم را به خود اختصاص داد. صادرات ایران به روسیه 38.3 درصد رشد داشته و به 0.5 میلیارد دلار رسیده است. پروژه های سرمایه گذاری اولویت‌دار روسیه و ایران با موفقیت انجام می شود. فعالیت در حوزه‌های ساختمانی، خدمات، راه اندازی و تعمیر فازهای مولد نیروی نیروگاه بوشهر در این ردیف جایگاه مهمی دارند. مجتمع دولتی روس‌اتم روسيه نماینده کشور در همکاری با ایران در حوزه انرژی اتمی است. سازمان تولید و توسعه انرژی هسته ای ایران (NPPD) از طرف ایرانی در این فعالیت‌ها شرکت می‌کند.. از تجربه روسیه در ساخت "Sirik TPP" (نیروگاه‌ حرارتی سیریک) نیز استفاده مي‌شود. شرکت "تخنوپروم اکسپورت"  از طرف روس و "توانیر" از طرف ایران در این پروژه شرکت می‌کنند. هزینه‌های ساخت این نیروگاه‌ حرارتی با اعتبار دولتی روسیه به مبلغ 1 میلیارد یورو تامین می شود. در چارچوب سرمایه گذاری در توسعه زیرساخت ترابری ایران، شرکت "RZD International LLC" همراه با راه آهن جمهوری اسلامی ایران در پروژه برقی کردن راه آهن گرمسار و اینچه بورون شرکت خواهد کرد. این پروژه هم به واسطه اعتبار صادرات دولتی روسیه به مبلغ 1.2 میلیارد یورو انجام مي‌شود. مجتمع تولیدی "او و کا" و مجتمع تولیدی "اورال واگن زاوود" با ایران در بخش تحویل واگن همکاری کرده و همچنین در توسعه بخش راه آهن ایران نقش فعال ایفا می‌کنند. همکاری روسیه و ایران حوزه‌های نویدیخش خاصی هم دارد. بخش نفت و گاز در این رابطه در جای اول قرار داشته و مورد توجه بالقوه شرکت های روسی می‌باشد. شرکت‌های "گازپروم" (Gazprom)، روس‌نفت (RosNeft)، "گازپروم نفت" (Gazprom Neft)، لوک‌‌اویل (Lukoil) و "تات نفت" (Tatneft) بین آنها هستند. در عین حال، ایران به مدرن سازی و گسترش امکانات تولیدی در بخش‌های برای استخراج و فرآوری محصولات نفتی علاقه‌مند است. هماهنگ کردن سیستم های نیروی برق روسیه و ایران با مشارکت گرجستان و ارمنستان و ایجاد راهروی نیروی روسیه - آذربایجان - ایران می توانند پروژه های نوید بخشی در حوزه صنعت برق باشند. چشم انداز حضور شرکت های اتومبیل سازی روسیه (KAMAZ، گروه GAZ) در پروژه های مونتاژ و فروش اتومبیل از نقطه نظر مهندسی مکانیکی وجود دارد. پروژه ساخت خط آهن رشت - آستارا (ایران) - آستارا (آذربایجان)، در چارچوب راهروی بین المللی شمال-جنوب در ایران اجرا می شود. واردات گندم به ایران تا 12 فوریه 2019 ممنوع شده بود. در عین حال، در مرحله کنونی، در رابطه با امضای تفاهم نامه وزارت کشاورزی فدراسیون روسیه، وزارت کشاورزی جمهوری قزاقستان و وزارت جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ایران در مورد توسعه همکاری در تجارت گندم (مطرح شده در 24 سپتامبر 2018 در تهران و امضا شده در وزارت کشاورزی روسيه) این موضوع از فهرست مشکلات حذف شده است. پیشاپیش حدس زده شده بود که صادرات بالفعل گندم به ایران در چارچوب قراردادهای امضا شده بزودی آغاز مي‌شود. همکاری ایران و روسيه بر اساس قانونی محکم اتکا دارد. این پایه حقوقی از شش سند مهم تشکیل شده که معاهدات، موافقتنامه‌ها و توافقات موقت بین آنها است. کمیسیون دائمی همکاری های تجاری و اقتصادی ایران و روسيه مکانیزم اصلی همکاری بین دولتی دو کشور است. 14 کارگروه حوزه‌ای  به صورت مستمر در چارچوب کمیسیون فعالیت می‌کنند. پیشرفت در مورد اجرای پیشنهادات تأیید شده پس از برگزاری 14 جلسه دارد آغاز مي‌شود. تصمیم‌های مشترک اتخاذ شونده در پانزدهمین جلسه کمیسیون (در شهر اصفهان در سال 2019) نیز به همکاری پربار طرفین کمک خواهد کرد. در چارچوب همکاری طبق متمم موافقتنامه همکاری اتاق صنایع و بازرگانی روسيه و اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران مورخ 8 دسامبر 2005، همچنین شورای تجاری ایران و روسيه دایر شده است.   روابط تجاری و اقتصادی مناطق روسيه و ایران روسیه و ایران علاقه‌مندی خود به ادامه توسعه روابط تجاری و اقتصادی بین مناطق دو کشور را بطور کامل تأیید می کنند. کارگروه همکاری های منطقه ای کمیسیون همکاری تجاری - اقتصادی ایران و روسيه ابزار مؤثر توسعه همکاری مناطق روسیه و استان های ایران است. حوزه‌های اصلی همکاری طرفین در چارچوب این کارگروه عبارت است از: طراحی و پیاده کردن سیاست های منطقه ای، افزایش فعالیت در بخش سرمایه گذاری در مناطق، تسهیل ایجاد و توسعه ارتباطات مقامات منطقه ای ، از جمله از طریق امضای موافقتنامه‌های مناطق ایران و روسيه، تسهیل ارتباطات تجاری بین مناطق فدراسیون روسیه و ایران. هاتسایف رایزن دولتی و معاون وزیر امور قفقاز شمالی روسيه رئیس بخش روسی و بابک دین‌پرست معاون وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران رئیس بخش ایرانی کارگروه هستند. در نظر است جلسه آینده شرکت "گازپروم" در ماه ژوئن در تهران برگزار شود. 69 منطقه فدراسیون روسیه در سال 2018 با جمهوری اسلامی ایران در معیارهای مختلف روابط تجاری - اقتصادی داشتند. مسکو، استان‌های آستراخان و راستوف، شهر سنت پتربورگ، استان‌های سوردلوفسک، مسکو، لیپتسک و وولگدا، سرزمین‌های پرم و استاوراپل مناطق پیشتاز در این بخش هستند. حوزه فدرال مرکزی، طبق آمار سال 2018، در حجم کل بازرگانی خارجی نقش برتر را ایفا می‌کند. حوزه‌های فدرال جنوبی، شمال شرقی، ولگا، اورال، قفقاز شمالی، سیبری و خاور دور به دنبال آن در جاهای بعد قرار دارند. حجم بازرگانی اکثر مناطق روسيه با ایران در سال 2018 در مقایسه با سال قبل حدود 2,3%رشد داشت. در عین حال، 60% کل بازرگانی خارجی روسيه با ایران در سال 2018 به 4 منطقه روسيه – شهرهای مسکو و سنت پتربورگ و استان‌های آستراخان و راستوف – اختصاص داشت. همزمان قریب به 72 درصد کل واردات به مسکو، استان‌های مسکو و سوردلوفسک و 60% صادرات از شهرهای مسکو، سنت پتربورگ، استان‌های آستراخان و راستوف بود. در سه ماهه اول سال 2019، فعالیت 30 منطقه روسيه با شرکای ایرانی بیش از همه بود. جایگاه حوزه‌های فدرال برتر در بازرگانی خارجی طی این مدت تغییر اندکی داشت و به شرح زیر است: حوزه‌های فدرال مرکزی، جنوبی، کرانه ولگا، شمال غربی، قفقاز شمالی، سیبری، اورال و خاور دور. 61 منطقه روسيه در ماه‌های ژانویه و مارس 2019 به برقراری روابط تجاری و اقتصادی با ایران پرداخته بودند. در عین حال، حجم بازرگانی در 24 منطقه  زیر یک میلیون دلار بود. مازاد تراز بازرگانی 28 منطقه رشد کرده است. بنا بر آمار گمرکی روسیه، حجم بازرگانی روسیه و ایران در سه ماهه اول سال 2019 در مقایسه با دوره مشابه سال قبل 14 درصد افزایش یافت و به 542 میلیون دلار رسید. چارچوب حقوقی و قراردادی همکاری مناطق روسیه فدراسیون و استان های جمهوری اسلامی ایران بهبود می یابد. امروز هفت موافقتنامه همکاری بین مناطق روسی و ایران وجود دارد. استان ولگاگراد با استان مازندران، استان سوردلوفسک با استان همدان؛ استان چلیابینسک با استان زنجان، جمهوری چوواشیا با استان قزوین؛ استان آستراخان با استان خوزستان، شهر سنت پتربورگ با شهر اصفهان، استان آستراخان با استان گیلان رابطه برقرار می‌کنند.  در مورد متن تفاهم نامه استان ساراتوف روسيه با استان کرمانشاه ایران ، و توافقنامه دولت استان ساراتوف با استانداری مازندران مذاکره مي‌شود. همکاری شرکای ایرانی با مناطق حوزه فدرال قفقاز شمالی فعالانه توسعه داده مي‌شود. امکان ایجاد مؤسسات مشترک برای تولید مواد بیولوژیک فعال (مکمل های غذایی-م) و همچنین  واردات اجزای لازم برای تولید آنها در حوزه فدرال قفقاز شمالی در دست بررسی می‌باشد. در مورد ترتیب دادن تورهای آشنایی متقابل برای نمایندگان صنعت گردشگری به نواحی حوزه فدرال قفقاز شمالی و استان های جمهوری اسلامی ایران توافق حاصل شده است. چشم انداز ایجاد مراکز لجستیک در مناطق حوزه فدرال قفقاز شمالی فدراسیون روسیه موجود است. به عنوان نمونه میتوان به تجربه استان آستراخان اشاره کرد که پیشآهنگ همکاری منطقه‌ای ایران و روسيه می‌باشد. اولین موافقتنامه این منطقه با استان‌های گیلان و مازندران ایران در سال 1995 امضا شد. در اکتبر 2017 طی شانزدهمین ملاقات شورای بين‌المللي همکاری تجاری اتاق‌های صنایع و بازرگانی منطقه خزر "تجارت خزر"، مرکز تجاری ایران در شهر آستراخان افتتاح شد. طرف ایرانی قصد دارد انبار بزرگ فروش کالاهای ایرانی را احداث کند که سپس در شبکه مغازه‌های ایرانی در مناطق مختلف فدراسیون روسیه بفروش خواهد رسید. نمونه‌های بسیار فعالیت مشترک با شرکت بندر تجاری آستراخان موجود است. علاوه بر این، به عنوان بخشی از همکاری "دریایی"، ساخت نفتکش فرآورده‌های نفتی و کشتی عمومی در نظر است. کشتی‌های شرکت‌های ایرانی بطور معمولی تعمیر می‌شوند و برنامه ترتیب دادن چند تور دریایی در دست طراحی است. جمهوری داغستان هم در این همکاری‌ها فعال است. بندر تجاری مخاچ قلعه در انتقال محموله در جهت بنادر ایرانی امیر اباد، انزلی، نکا، نوشهر فعالیت می‌کند. حجم کل حمل کالای دریایی در سال 2018 به 400 هزار تن رسید اما در 4 ماه سال 2019 به 190,5 هزار تن رسیده است. در سه ماهه اول سالجاری، قریب به 150 هزار تن غلات منتقل شده است. انتقال آزمایشی محموله روغن نباتی در نظر است. دیگر جهات همکاری، و از جمله جلب اشخاص مقیم به پارک صنعتی آورورا (Aurora، ناحیه قره بوداق کنت) و به "ناحیه توسعه اجتماعی اقتصادی پیشتاز" به نام "کاسپیسک" و "داگستان آگنی" (نورهای داغستان) هم بررسی مي‌شود. استان سوردلوفسک، برای توسعه همکاری در بخش ترتیب دادن مرکز سرویس و تعمیر موتورهای هوایی و بازسازی تجهیزاتی بالگردی بکار گرفته شده در ایران با شرکت کارخانه هواپیمایی غیرنظامی اورال (Ural Civil Aviation Plant JSC)، به پیدا کردن شرکای بالقوه ایرانی علاقه‌مند است. سنت پتربورگ قصد راه انداختن همکاری با طرف ایرانی در حوزه‌های زیر را دارد: کشتی سازی غیرنظامی، از جمله به روز کردن کارخانجات کشتی سازی، تجهیز آنها با تجهیزات تولید شده در سنت پتربورگ، طراحی مراکز کشتی سازی جدید، کشتی سازی و تمرین پرسنل، شرکت کارکنان متروسازی سنت پتربورگ در طراحی و ساخت مترو در اصفهان و همچنین ساخت متروهای جدید در بزرگترین شهرهای ایران، تحویل تجهیزات تولید شده در کارخانجات صنایع نیروی سنت پتربورگ، همکاری دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، و همچنین توسعه تماسها و ادامه مذاکره در مورد توسعه همکاری اقتصادی و تجاری با یک رشته از استان‌های ایران، از جمله در بخش پرورش جوجه ماهی. بنظر استان چلیابینسک، همکاری در بخش کشاورزی فرامرزی، از جمله شرکت کارکنان بخش کشاورزی ایران از زمین‌های زیر کشت و مراتع فدراسیون روسیه را جالب توجه تلقی می‌کند. همچنین همکاری در بخش صنعتی، از جمله صنایع فلزات و مهندسی مکانیکی، تأسیس شرکت‌های مشترک در بخش فرآوری محصولات کشاورزی و معدنی و شرکت‌های داروسازی برای استان جالب است. جمهوری اوستیای شمالی – آلانیا هم فعالانه با ایران در بخش‌های تجاری و فرهنگی همکاری می‌کند. با در نظر گرفتن فرصت‌های اقتصادی و منابع انسانی 81 میلیون ایرانی و 145 میلیون جمعیت روسيه، نزدیک شدن و برقرار مشارکت راهبردی برای دو کشور مفید خواهد بود. لذا، حتی اگر مواضع در هر مورد و همیشه یکسان نیست، مهم این است که دو کشور منفعت متقابل خود را مشاهده کنند.    منبع: گزارش هفتگی بخش رسانه ای سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو     ]]> اقتصاد و انرژی Fri, 12 Jul 2019 07:48:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3849/وضعیت-تجارت-بین-ایران-روسیه روس‌ها، فرهنگ ایرانی را از مهم‌ترین تمدن‌های جهان می‌دانند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3848/روس-ها-فرهنگ-ایرانی-مهم-ترین-تمدن-های-جهان-می-دانند سمیه مهرگان گروه ادبیات و کتاب: يِوگنی وادالازکین(۱۹۶۴ـ پترزبورگ) یکی از برجسته‌ترین نویسنده‌های معاصر روسیه است که جایزه معتبر سولژنتسین را در سال ۲۰۱۹ برای یک عمر دستاورد ادبی دریافت کرده است. وادالازکین با رمان «سالاویوف و لاریونوف» که نامزد جایزه آندره بیلی و جایزه بزرگ کتاب روسیه شد، نامش سر زبان‌ها افتاد. رمان بعدی وادالازكين، «برگ بو»(لاوْر) جایزه بزرگ کتاب روسیه و جایزه یاسنایا پولیانا را از آن خود کرد، به فهرست پرفروش‌های کتاب ملی، جایزه بوکر روسی و جایزه ادبیات نو راه یافت و به بیش از هجده زبان ترجمه شد. «هوانورد» دیگر اثر وادالازکین هم توانست جایزه دوم کتاب بزرگ روسیه را دریافت کند و به فهرست پرفروش‌های کتاب ملی و جایزه بوکر روسی راه یابد و به بیش از سی‌زبان ترجمه شود، از جمله فارسی: ترجمه زینب یونسی در نشر نیلوفر. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی اختصاصی «آرمان» با يِوگنی وادالازکین درباره رمان «هوانورد» و مسائل ادبی، سیاسی، اجتماعی معاصر از ایران تا روسیه است. «هوانورد» کتابی است که وقتی آن را شروع می‌کنی، فکر نمی‌کنی که فقط با یک داستان سروکار داری. انگار داری وارد یک تاریخ واقعی می‌شوی. یعنی پلاتونوف به‌عنوان یک لازاری درست شبیه یک سوندرکماندو (جوخه‌های ویژه یهودی) در اردوگاه‌های آشویتس است. عده‌ کمی از آنها زنده ماندند. درست مثل لازاری‌ها. شباهت بسیاری بین لازاری‌ها و جوخه‌های ویژه یهودی در اردوگاه‌های مرگ است. برای همین است که ما وقتی «هوانورد» را می‌خوانیم، حس می‌کنیم داریم داستانی واقعی را می‌خوانیم که در روسیه‌ دهه بیست و سی اتفاق افتاده. جایگاه تخیل و تاریخ در «هوانورد» تا چه اندازه است؟ تنها چیزی که ثمره خیال‌پردازی‌های من است، داستان منجمدکردن است، درحالی‌که واقعا منجمدکردنی در کار نبود، در اردوگاه به این کارها نمی‌پرداختند، این منجمدکردن در راستای منطق کارهایی است که در اردوگاه انجام می‌گرفت و از نظر ماهیتی کاملا می‌توانست وجود داشته باشد. در توصیف اردوگاه‌ها، وهم و تخیل بسیار کمی وجود دارد. در این بخش بیشتر از مطالب مستند استفاده شده است. من در سال 2011 خاطرات کسانی را چاپ کردم که در دوران مختلفی در اردوگاه‌ها بودند. این برای من کار سختی بود، زیرا تمامی این حوادث وحشتناک خاطرات را از درون قلب خود می‌گذراندم. «هوانورد» تا حدی توانست خاطرات افرادی را که در اردوگاه‌ها بودند و بر روح من فشار سختی وارد می‌آوردند تلطیف نماید و تا حدی از آن خلاصی یابم. تمامی چیزهایی که در این کتاب نوشته شده است، از جمله جزئیات وحشتناک آن براساس واقعیت است. شاید به همین خاطر وحشتناک به‌نظر می‌رسد، زیرا حقیقت غالبا وحشتناک‌تر از وهم و تخیل است. «هوانورد» کتابی است که وقتی آن را شروع می‌کنی، کلمه‌به‌کلمه به وجدت می‌آورد و می‌توان از آن به‌عنوان رمانی شادی‌آور یاد کرد. همه اینها در نوع نگاه راوی هم هست: یعنی توصیف جزئیات زندگی‌ای که خود تاریخ است. توصیفاتی که به‌خوبی در روزنوشت‌های راویان کتاب نمود دارد. یعنی شما تاریخ را با این جزئیات به ظاهر غیرمهم روایت می‌کنید. خاستگاه این نوع نگاه به تاریخ از کجاست؟ من تاریخ را به دو دسته تقسیم می‌کنم: تاریخ بزرگ یا تاریخ جهانی که جزئی از کتاب‌های درسی است و تاریخ کوچک یا تاریخ زندگی بشری. این دو تاریخ به نحو مختلف جریان دارند. تاریخ بزرگ مبتنی بر حوادث و رویدادهای بزرگ، فجایع، بلایای طبیعی، جنگ و انقلاب است و تاریخ کوچک از وقایع دیگر شکل گرفته است. بدون تردید بلایای طبیعی و انقلاب‌ها بر تاریخ کوچک تاثیر می‌گذارند، ولی ماهیت این تاریخ بر مبنای وقایع خرد و کوچک است که جزء هیچ‌یک از کتاب‌های درسی نیست. منظور از تاریخ خرد و کوچک گفت‌وگوها و صحبت‌هایی است که پشت میز با صرف یک فنجان چایی در ویلاها انجام می‌گیرد و توام با بوی صنوبرها در روز گرم و آفتابی و صدای موسیقی از پنجره همسایه است. این وقایع، تاریخ بزرگ را همراهی می‌کنند، ولی بعدا کاملا مفقود می‌شوند. این وقایع خط مقدم تاریخ را تشکیل داده و نیاکان ما تاریخ بزرگ را در چارچوب این وقایع کوچک دیدند، وقایع کوچکی که بیشتر در خاطره ما می‌مانند. به همین خاطر رمان توجه خاصی به این جزئیات و تفصیلات که تاریخ افراد را تشکیل می‌دهند، معطوف می‌دارد. رمان بیشتر در مورد زندگی و خصوصا در مورد تاریخ است. رمان در مورد این است که نباید جزئی از توده‌ها شد، بلکه باید هویت انفرادی خود را حفظ کرد. بازگشت راوی از مرگ به زندگی، جدا از نقطه‌نظر علمی، واگشت به ریشه‌ای خاص دارد که در رمان هم به آن اشاره می‌شود: لازاروس یا سینمای هالیوود با آن فیلم‌های علمی تخیلی‌اش که پر است از بازگشت به زمان (آینده و گذشته) اما نگاه شما با همه این روایت‌های خاص و سینمایی و ادبی فرق دارد. همین امر «هوانورد» را با همه آنها متمایز کرده، به‌ویژه در فرم روایی. فرم رمان از نظر ماهوی جدید نیست، سنتی در ادبیات و سینما وجود دارد که طبق آن در مورد افرادی تعریف می‌شود که از یک زمان به زمان دیگر منتقل می‌شوند. این امر بیشتر به ادبیات به‌اصطلاح سبکی، خصوصا ادبیات تخیلی تعلق دارد. در این ادبیات اهداف دیگری وجود دارند، خود پروسه و انتقال انسان از یک زمان به زمان دیگر جالب است. این مطلبی است که کمتر مورد علاقه من بود، خصوصا وقتی که از فرم رمان تخیلی استفاده می‌کنم. من برای بیان محتوای مهم تلاش می‌کنم. فرم بدیهی را کاملا با محتوای دیگری غنی کنم. من می‌خواهم انسانی را نشان بدهم که از زمان خود محروم شده است، من علاقه چندانی به انتقال وی از یک زمان دیگر به زمان جدید ندارم، من به محروم‌شدن وی از زمان خود علاقه‌مند هستم. این واقعا درام بزرگی برای انسان است، زیرا او از اطرافیان خود محروم می‌شود، از دنیایی که به آن عادت کرده و به یک فرد غریبه تبدیل می‌شود و او سر از دنیایی جدید و غریبه درمی‌آورد. رمان من تا حدی در مورد اندوه باورنکردنی این فرد است. خصوصا اینکه قهرمان من فکر می‌کند می‌تواند خود را با زمان جدید تناسب دهد. او نوه آناستاسیا عشق سابق خود را پیدا می‌کند. نام این نوه ناستیا است. او تصور می‌کند ناستیا نسخه دوم آناستاسیا است، ولی بعدا می‌بیند ناستیا کاملا فرد دیگری است. ناستیا فرد سطحی و عملگرا است و شباهت کمی با آناستاسیایی که او دوست داشت، دارد. رمان بیشتر در این مورد است که هر فردی منحصربه‌فرد است، جایگزینی ندارد و تکرار نمی‌شود. نسخه دوم یک فرد وجود ندارد و چیزی که ما از دست می‌دهیم برای همیشه است. «هوانورد» تا حدی در مورد از دست‌دادن‌ها و فقدان‌ها است؛ جاهای خالی که هرگز پُر نمی‌شود. قرینه‌سازی به شکلی فوق‌العاده در رمان نشسته است: از رابینسون کروزوئه و راوی تا شخصیت‌های زن و ارتباط آنها با شخصیت‌های مذهبی و... و مجسمه عدالت. همه و همه، طوری در رمان نشسته‌ که فکر می‌کنی بهتر از این نمی‌شود. رسیدن به این نقطه پایان فوق‌العاده، با عبور از چه مراحلی محقق شد؟ هدف قرینه‌سازی که شما در مورد آن صحبت می‌کنید، آن است که تکراری‌نبودن هر چیز، به‌ویژه هر فرد را نشان دهد. برای مثال دو شخصیت قرینه: آناستاسیا عشق اول پلاتونوف و ناستیا که با او ملاقات می‌کند، قرینه ظاهری هستند، این افراد درواقع بسیار متفاوت هستند و نزدیکی آنها به یکدیگر به کمک قرینه‌سازی فقط باعث تاکید بر اختلاف آنها می‌شود. شخصیت رابینسون کروزوئه نیز نقش بزرگی را ایفا می‌کند. اگر بخواهیم متوجه این مطلب شویم، باید بگویم رابینسون کروزوئه همان فرزند گمشده‌ای است که در انجیل از آن یاد شده. همان پسری که والدین خود را ترک می‌کند و متحمل مصیبت‌های بسیاری می‌شود. این مصیبت‌ها تا حدی او را شکسته و تا حدی او را آب‌دیده می‌کند. قهرمان من همانند رابینسون کروزوئه در جزیره غیرمسکونی قرار دارد، جایی که به شکل اقامت در زمانی ناآشنا برای وی تلقی می‌شود. «هوانورد» با روزهای هفته شروع می‌شود، اما بدون تاریخ. با روزهای هفته و نام راوی‌ها ادامه پیدا می‌کند، و سپس از همه آنها هم عبور می‌کند و در بی‌زمانی و بی‌نامی رها می‌شود. این رهاشدگی یا ابدیت، چیزی است که پلاتونوف هم مدام از آن حرف می‌زند. این درگیری بین زمان و بی‌زمانی به شکل خوبی در فرم و روایت درآمده. زمان و تاریخ در «هوانورد» رهاست. «هوانورد» بیشتر رمان ابدیت یا جاودانگی است. به‌نظر من در این ابدیت، زیاد مهم نیست چه کسی سخن می‌گوید و چه چیز بر زبان می‌آورد. در اینجا گردونه و فضای جدیدی به‌وجود می‌آید که آکادمیسین ورنادسکی آن را فضای اندیشه‌ای نامید. در این حوزه افکار و کلمات ما تجمع یافته و من اعتقاد دارم یک چنین حوزه‌ای وجود دارد، در غیر این‌صورت چگونه می‌توان توضیح داد که در دوران مختلف رمان‌های مشابه‌ای نوشته شده، درحالی‌که مولف آنها هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. ایده‌های مشابه بیان‌شده یا اکتشافات مشابه‌ای انجام می‌گیرند. در این رمان، داستان از ذکر روزهای هفته و تالیف آغاز می‌شود. روزهای هفته بدون تاریخ ذکر می‌شوند، زیرا تاریخ زمان خطی است و به جهتی در حال حرکت است، درحالی‌که ابدیت زمان بسته است. ابدیت زمانی است که ما را به یاد مارپیچ می‌اندازد، وقتی که همه‌چیز تکرار می‌شود. در یک لحظه، رمان اسامی را از دست می‌دهد، زیرا ماهیت در ابدیت حفظ می‌شود. تمامی این مطالب جریان سراپا سخن و نماد انتقال تدریجی از دوران موقت به ابدیت می‌شود. «هوانورد» یک دغدغه اساسی دارد، و آن زمان روسی است. زمان روسی آن‌طور که راوی هم می‌گوید زمان بی‌رحمی است. این بی‌رحمی را ما در کلمات راوی حس می‌کنیم. با همه بی‌رحمی، راوی زندگی را رها نمی‌کند، اما راوی هر کجا حرفش می‌شود آن را نقد می‌کند. زمان روسی، گویی تاریخش را مدام تکرار می‌کند. هربار با یک نوع استبداد. چرا کسی برای این زمان کاری نمی‌کند آقای وادالازکین؟ رمان در مورد سال‌های 1930 است، وقتی که در روسیه واقعا دوران استبداد استالین بود. البته این به آن مفهوم نیست که در روسیه استبداد همیشه وجود داشته است. روسیه فقط در دوران استالین در این وضعیت وحشتناک قرار داشت. دوران تزاری به‌جز چند مورد استثنائی، کلا دوران آرامی در روسیه بود. روسیه در این دوران به دور از استبداد و قتل‌عام مردم بود. وقتی روسیه دوران ترور استالین را پشت سر گذارد، در دوران شوروی کشور به‌تدریج آزاد شد و الان به نظر من روسیه کشور آزادی است. علاوه بر آن، اعتقاد دارم وضعیت آزادی در روسیه از نظر ماهیتی بدتر از کشورهای غربی نیست. هرکس آزاد است مطلبی را که لازم می‌داند، بیان کند یا آن را بنویسد. کاملا صادقانه می‌گویم، هیچ‌یک از نویسندگان روس تحت هیچ‌گونه فشاری از طرف حاکمان کشور نیست، به همین خاطر خود را کاملا انسان‌های آزادی تلقی می‌کنیم. ادبیات کلاسیک روسی در ایران، مخاطب بسیار دارد. یعنی هر یک از آثار کلاسیک روس، بیش از بیست تا سی ترجمه دارد و بارها تجدید چاپ شده. اقبال از آثار معاصر روس، تا به امروز چندان خوب نبوده. بااین‌حال، ادبیات معاصر روس این شانس را دارند که مستقیم از روسی به فارسی ترجمه شوند. آن‌طور که «هوانورد» شما. آن‌هم با ترجمه‌‌ای بسیار خوب. طوری‌که وقتی شما این کتاب را به فارسی می‌خوانید احساس می‌کنید به زبان اصلی می‌خوانید. ترجمه خوب این کتاب، لذت خواندن «هوانورد» را دوچندان کرده. چقدر با مترجم آثارتان ـ به‌ویژه ترجمه «هوانورد»ـ در تماس هستید؟ بسیار خوشحالم که ترجمه «هوانورد» به فارسی از کیفیت بالایی برخوردار است. در درون خود تردیدی نداشتم که این ترجمه بسیار خوب خواهد بود. البته زبان فارسی را نمی‌دانم، ولی با بررسی سوال‌هایی که مترجم مطرح می‌کرد، می‌توانم در مورد کار او قضاوت کنم. سوال‌هایی که زینب یونسی داشت، نشان می‌داد که او به‌خوبی و عمیقا متن رمان مرا درک می‌کند. به همین خاطر خیال من در مورد ترجمه متن این رمان به فارسی راحت بود. مترجم تا حدی به‌عنوان یکی از مولفین اثر محسوب می‌شود. نویسنده زبان‌هایی را که آثار وی به آن ترجمه می‌شوند بلد نیست و بایستی به‌نظر مترجم اعتماد کند، من با مترجم‌های بسیاری کار کرده‌ام، مخصوصا در مورد «هوانورد»، برخی از مترجمان با نویسنده ارتباط برقرار می‌کنند و برخی دیگر از این ارتباط پرهیز می‌کنند. هر کدام منطق خودشان را دارند. مترجم‌هایی که نویسنده را نادیده می‌گیرند، اعتقاد دارند که زبان مادری آنها با زبان روسی بسیار تفاوت دارد و به همین خاطر نویسنده نمی‌تواند هیچ‌چیز به آنها توصیه کند. این امر تا حد مشخصی واقعیت دارد، نویسنده می‌تواند واقعیاتی را که مترجم زیاد در مورد آنها اطلاعات ندارد برای وی توضیح دهد. اوضاع متن را به‌طور گسترده توضیح دهد، زمینه‌ها و وقایع مختلف رمان را توضیح بدهد. وقتی مترجم‌ها به نویسنده مراجعه می‌کنند، این امر به خودی خود خوب است، زیرا اگر امکان آن وجود داشته باشد، باید از آن استفاده کرد. درعین‌حال، مترجم نباید انتظارات زیادی از نویسنده داشته باشد. وقتی از من در مورد ترجمه متن به زبان‌های خارجی سوال می‌کنند، می‌گویم ترجمه همانند نبرد است و مترجم فرمانده این نبرد است. من نمی‌توانم به شما توصیه‌ای کنم، زیرا زبان‌هایی هستند که من کم‌وبیش بلد هستم، برای مثال انگلیسی و آلمانی، البته من به این دو زبان مسلط نیستم. برای مثال سه تا چهار معنی کلمات را می‌دانم، ولی برای اینکه ترجمه کرد باید بیست تا سی معنی کلمه را دانست. مترجم باید زبان را صددرصد احساس کند. من برخی اوقات چیز متناقضی می‌گویم. مترجم خوب کسی نیست که زبان خارجی را بلد باشد، اگرچه این شرط لازم است، مترجم خوب کسی است که زبان خود را خوب بلد است و به‌خوبی به زبان خود ترجمه می‌کند. یعنی نمی‌توان گفت مترجم‌ها همیشه به‌خوبی مسلط به زبان مادری خود هستند. من مواردی را شاهد بودم که مترجم زبان روسی را خوب بلد بود، به‌خوبی به زبان روسی صحبت می‌کرد، ولی با توجه به آنکه زبان مادری خود را خوب نمی‌دانست، خوب نتوانسته بود متن را به زبان مادری خود ترجمه کند. در تعامل مترجم و نویسنده یک چیز کاملا اسرارآمیزی وجود دارد، زیرا مترجم فقط دستیار نویسنده نیست، او بخشی از نویسنده است، مترجم صدای نویسنده به زبان دیگری است. خانم یونسی زبان فارسی من است و من تردیدی ندارم که رمان «هوانورد» را عالی به فارسی ترجمه کرده است. حتما خیلی‌ها از شما پرسیده‌اند که خود را وامدار کدام نویسنده روس می‌دانید؟ اما من می‌خواهم این‌طور بپرسم، شما از کدام نویسنده‌ یا نویسنده‌های روس عبور کردید تا به خودِ «یوگنی وادالازکین» رسیدید؟ اگر بخواهم کوتاه پاسخ دهم، باید بگویم از ادبیات کلاسیک روسی قرون 19 و 20 عبور کردم. داستایفسکی تاثیر بسیاری روی من گذارد و اتفاقا در «هوانورد» اشاره مستقیمی به داستایفسکی وجود دارد، وقتی که قهرمان تندیس فمیدا را خارج از پالتو با خود حمل می‌کرد، همچون راسکُلنیکف در رمان «جنایت و مکافات» که تبر را خارج از پالتو با خود حمل می‌کرد. البته، تالستوی بر من تاثیر گذارد، الکساندر پوشکین که محبوب همه روس‌ها است، ولی نیکلای گوگول تاثیر خاصی روی من گذارد. ترجمه آثار وی به زبان‌های دیگر سخت است، به همین خاطر در مقایسه با تالستوی، داستایفسکی یا چخوف از شهرت کمتری در خارج از کشور برخوردار است، ولی گوگول اهمیت بسیاری برای ادبیات روسی و حیات معنوی روسی دارد. علاوه بر آن، نویسندگانی چون ناباکوف روی من هنگامی که نوجوان بودم، تاثیر گذارد ولی بعدا این تاثیر محو شد. بولگاکف هم روی من تاثیر گذارد. در میان نویسندگان خارجی می‌توانم از چارلز دیکنز نام ببرم که از کودکی او را دوست داشتم. یکی از محبوب‌ترین نویسندگان من، توماس مان است. در میان آثار توماس مان علاقه او به زمان بسیار برای من قابل درک است، زیرا تمامی رمان‌های من در مورد زمان صحبت می‌کنند. لسکوف، پلاتونف و یک‌سری از نویسندگان دیگر تاثیر مشخصی روی من گذاردند. البته این تاثیر یک تاثیر سبکی نبود، من از روش نگارش آنها پیروی نمی‌کنم، من به دیدگاه آنها به جهان علاقه دارم و آن را در نظر می‌گیرم و دیدگاه خود نسبت به جهان را تشکیل می‌دهم. تمامی این تاثیرات در درون من ریخته می‌شوند و یک چیز جدیدی متولد می‌شود، آن چیزی که شما آن را نویسنده «یوگنی وادالازکین» می‌نامید. روس‌ها چقدر ادبیات فارسی(کهن و معاصر) را می‌شناسند؟ در روسیه، فرهنگ فارسی و ایرانی را یکی از مهم‌ترین تمدن‌های جهان تلقی می‌کنند. فرهنگ ایران، فرهنگ کبیر و دیرینه‌ای است. من نمی‌توانم بگویم خواننده روس به‌خوبی با ادبیات معاصر ایرانی آشناست، ولی در هر خانه روس اشعار فردوسی، مولانا یا خیام وجود دارد. این افراد در تمامی جهان مشهور هستند، ولی فکر می‌کنم، در روسیه از شهرت خاصی برخوردار هستند. حتی ما جملاتی از خیام را به یاد داریم که در گفت‌وگوها از آن استفاده می‌کنیم. من امیدوارم وضعیت به نحوی شود که ما در آینده بیشتر و بیشتر با فرهنگ‌های یکدیگر آشنا شده و مرحله بعدی آشنایی نزدیک‌تر خوانندگان روس با ادبیات معاصر ایران شود. ادبیات معاصر روس، وجه اشتراک عجیبی با وضعیت هر دو کشور دارد: یعنی نویسنده روس منتقد وضع موجود است. دیگر از آن ستایش روح روسی در آثار کلاسیک روس خبری نیست. مثلا ما وقتی «هوانورد» را می‌خوانیم، گویی داستان خودمان را می‌خوانیم. یعنی انسان روسی، انسان ایرانی هم است. از این انسان بگویید که مولفه بارز مضمونی آثار شما است. من می‌خواستم از کلمه‌ای که شما استفاده کردید، یعنی «انسان» شروع کنم. می‌دانید، قهرمان من، قهرمان معمول من، روس، آمریکایی، ایرانی و آلمانی نیست. او قبل از هر چیز انسان است. من تلاش می‌کنم در مورد چیزهای مشترک بشری مطلب بنویسم. این‌گونه مطالب در بسیاری از کشورهای جهان قابل درک است، زیرا این اثر به بیش از سی زبان جهان ترجمه شده است. هر وقت که به کشورهای مختلف سفر می‌کنم، متوجه می‌شوم انسان‌ها در احساسات بنیادین خود، همانند عشق، وفاداری و کمک به دیگران یکسان هستند، حالا هر کشوری که می‌خواهد باشد. اگر نویسنده روی یک‌سری از خصوصیات ملی خود تمرکز کند، اثرش به رساله مردم‌شناسی تبدیل می‌شود و در آن‌صورت این اثر نه‌تنها در خارج از کشور، بلکه در داخل کشور نیز مورد علاقه خوانندگان قرار نخواهد گرفت. به همین خاطر در اینجا باید پای‌بند به توازن بود. توازن بین خصوصیات ملی که واقعا برای سایر ملت‌ها جالب است و خصوصیات کلی بشری. انحراف به سمت هر یک از آنها باعث می‌شود اثر هم برای خارجی‌ها و هم برای روس‌ها جالب نباشد. من اتفاقا مدت زیادی روی این توازن فکر کردم، نویسنده وقتی به خواننده فکر می‌کند، در وهله اول به خواننده کشور خود فکر می‌کند، زیرا نویسنده آنها را خوب می‌شناسد. درعین‌حال نویسنده با دید جانبی خود نیز باید انسان‌هایی را ببیند که این اثر را خواهند خواند و باید ارزیابی کند تا چه حد این اثر برای همه آنها جالب خواهد بود. در مورد انتقاد نویسندگان از واقعیات روز، بله این وجود دارد و غالبا نیز مفید است، ولی اعتقاد دارم نویسنده نباید عمیقا وارد این موضوع شود. روزنامه‌ها، آثار اجتماعی و سیاسی و تلویزیون هستند که باید به این کار بپردازند. این ابزارها بسیار کارآمدتر از ادبیات عمل می‌کنند. نیرو و قدرت ادبیات در چیز دیگری است. نیرو و قدرت ادبیات در این است که مسیر اصلی را می‌بیند، توضیح و سوزن‌زدن به معاصران کار ادبیات نیست. ناباکوف یک وقتی می‌گفت: در رمان‌های خود به سوزن‌پراکنی نپردازید، بعدا هیچ‌کس این سوزن‌ها را جمع نخواهد کرد. چند عنصر در رمان بارز است: زمان، عشق، کلمه. عناصر‌ی که حول «انسان» می‌چرخند. به نظر می‌آید انسان امروز دارد از اینها عبور می‌کند، حتی از خود انسان؟ بله، تمامی مفاهیمی که شما نام بردید، برای من بسیار مهم هستند. واقعا این مفاهیم برای انسان‌ها در هر زمانی که باشند و در هر کجا که زندگی کنند، مهم است. این مفاهیم برای هر ملتی مهم است. مفاهیمی، چون زمان، کلمه و عشق. اینها مبنای هر فرهنگ و تمدنی هستند. برخی اوقات زمانی فرامی‌رسد که این کلمه‌ها مفهوم عمیق خود را از دست می‌دهند و در نظر خیلی‌ها فقط به‌عنوان کلمه به نظر می‌رسند. برخی از نویسنده‌ها تصور می‌کنند چون در مورد زمان و عشق مطالب بسیاری زیادی نوشته شده است، دیگر لازم نیست در مورد آنها مطلب نوشت و این زیاد جالب نیست، حتی مبتذل است. ولی این‌طور نیست. قبل از هر چیز باید بگویم حقیقت مبتذل نیز به‌عنوان حقیقت باقی خواهد ماند. علاوه بر آن، هر زمانی این کلمه‌ها را، دقیق‌تر بگویم این مفاهیم را به نحو خود درک می‌کند. هر زمانی، مفهوم خاصی را در این کلمات می‌گشاید. به همین خاطر روی این کلمه‌ها تمرکز کردم و تلاش کردم آنها را متناسب با زمان فعلی خود بنمایم. «هوانورد» رمانی تصویری است. یعنی ما با کلمات، روزنوشت‌ها را زندگی می‌کنیم. آن‌طور که راوی خودش را «ترسیم‌گر زندگی» معرفی می‌کند. این شاعرانگی، که وجه عرفانی دارد و می‌توان از آن به‌عنوان عرفان شرقی نام برد، خاستگاهش در شخصیت شما است یا برخاسته از آن روح شرقی است؟ من واقعا رمان خود را با جزئیات مختلف زندگی روزمره ترسیم می‌کنم. این کلید تعیین خصوصیت آن زندگی است که ما به اراده الهی در آن غوطه‌ور هستیم. مسیری که ما در آن حرکت می‌کنیم. فکر می‌کنم این روش که چیزهای بزرگ را می‌توان از طریق چیزهای کوچک مشخص کرد: بوی علف و انعکاس نور خورشید روی درختان، این مسیری است که مختص هنر است. حق با شما است، این یک نوع عرفان است. شاید یک‌سری اشعار شرقی یا آن چیزی که من در مورد شرق می‌دانم، به‌عنوان یک تمدن عمیق و حکیمانه روی من تاثیر گذارد. ولی خوب اینکه مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مفاهیم در تمدن‌های مختلف شبیه به یکدیگر هستند و اهمیت بسیاری دارند نیز تاثیر مهمی روی من گذارد. احتمالا این دو فاکتور نقش مهمی را در انتخاب نگارش من ایفا کردند. برخی از روزنوشت‌های کتاب بسیار تاثیرگذار است. مثلا: نخستین دیدار پلاتونوف با آناستازیا پس از شصت‌سال، دیدار پلاتونوف با جسد پوسیده اوسیپویچ و جمله معروفش، روایت آناستازیا از قتل زارتسکی، و آخرین پرواز پلاتونوف در هواپیمای مونیخ به مسکو. اینها هر خواننده‌ای را تکان می‌دهد. یکی از مهم‌ترین وقایعی که شما نام بردید، فکر می‌کنم واقعه‌ای است که در هواپیما اتفاق افتاد، وقتی قهرمان متوجه می‌شود که برای توبه‌کردن زنده شده است. توبه از قتل انسان، حالا هر چقدر هم که برایش سخت باشد. این موضوع داستایفسکی است که می‌گوید: هیچ‌کس حق قتل انسان را، حتی اگر آدم بدی باشد ندارد. در واقعه هواپیما، قهرمان به یک فکر غیرعادی می‌رسد که موجب اتصال توبه با پشت سر گذاردن زمان در ذهن وی می‌شود. او درک می‌کند که توبه درواقع همان پشت سر گذاردن زمان و بازگشت به نقطه قبل از ارتکاب گناه است. درعین‌حال خاطره گناه به‌عنوان درس وحشتناکی در ذهن قهرمان باقی می‌ماند، ولی او از گناه معاف می‌شود، ظاهرا هر نوع توبه‌ای به‌معنای عبور از زمان است. همه روزنوشت‌های رمان، در جای خود فوق‌العاده است. اما بعدها هیچ فکر کردید که ممکن است روزنوشت‌هایی هم می‌توانست باشد و در آن نیست؟ مثلا کریسمس، جشن هالووین، بابانوئل، آدم‌برفی‌های کریسمس یا حتی تولد راوی. به‌نظرم با همان نگاه جزئی‌نگر راوی، شب عید، تنها چیزی بود که در این زندگی روزنوشتی ِپلاتونوف جایش خالی بود. فکر می‌کنم بصیرت خاصی در تذکر شما وجود دارد. شاید بهتر باشد رمان بعدی را با یکدیگر بنویسیم(می‌خندد). واقعا حق با شماست: عید کریسمس واقعا یکی از اعیاد مهم است، هالووین را دوست ندارم، جذابیت ندارد و مبتذل است. عید کریسمس در روسیه همیشه فضای مناسب و خوشایندی دارد. عید کریسمس به خودی خود جشن عالی است، برف و سرمای روسیه را نیز به آن اضافه کنید، در خیابان سرد است، ولی در خانه محیط گرمی وجود دارد. شاید با دقت بیشتری باید یکی از اعیاد زمستانی را توصیف می‌کردم. اعیاد زمستانی در روسیه مفهوم خاصی دارند، همان‌گونه که مقابله با سرمای بیرونی و حفظ گرمای خانه نیز در روسیه مفهوم خاص خود را دارد. *روزنامه‌نگار و داستان‌نویس (با سپاس از حسین جهانگیری بابت ترجمه گفت‌وگو) ]]> فرهنگ و هنر Sun, 07 Jul 2019 08:18:20 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3848/روس-ها-فرهنگ-ایرانی-مهم-ترین-تمدن-های-جهان-می-دانند روسیه و نشست جی 20 http://www.iras.ir/fa/doc/report/3847/روسیه-نشست-جی-20 نشست جی 20 در اوساکا، ژاپن، 28 و 29 ژوئن 2019 مقدمه اجلاس سران بیست‌گانه در اوساکا از آغاز با ابراز تردید در مورد باثمر بودن آن همراه بود. نه تنها در مورد موفق بودن اجلاس بلکه باثمر بودن تماس رئیس‌جمهور روسیه با همتای آمریکایی وی تردید بود. و صاحبنظران سیاسی در نتایج اجلاس نشانه‌های هم تأیید و هم عدم تأیید این نگرانی‌ها را مشاهده می‌کنند. از طرفی در بیانیه نهایی اجلاس به امور اصلی جهانی و بحران‌های خطرناک و همچنین رفتار بی مسئولیت آمریکا که باعث مي‌شود بحران‌های بزرگ یکی پس از دیگری بروز کنند اشاره نشده است. از طرف دیگر، این اجلاس از آغاز هم ماهیت اقتصادی داشته و بحران‌های سیاسی در دستور کار آن نبوده و نمی‌تواند باشد زیرا منافع سیاسی کشورهای عضو آن از یکدیگر تفاوت بسیار دارد. ملاقات سران آمریکا و چین باعث شد حالت شبیه به آتش بس در روابط اقتصادی متشنج دو طرف برقرار شود ولی مسائل مورد اختلاف اصلی همچنان حل نشده باقی مانده است و لذا ادامه دار بودن این آتش بس بحث انگیز است. پوتین و ترامپ طبق معمول ملاقات خوبی داشتند. حالا می‌ماند دید این ملاقات در آمریکا باعث انفجار کدام بمب‌های سیاسی مي‌شود، چنانچه بار قبلی ملاقات هلسینکی با حملات شدید به ترامپ و صحبت از بازنده شدن وی به پوتین همراه بود. اما از نقطه نظر دستآوردها ملاقات، دوباره طبق معمول، ثمری نداشت. سران گفتند امور مهم مختلف را بررسی کرده‌اند. ولی از قرار دستور مذاکره در مورد تمدید پیمان استارت نو تنها دستآورد واقعی اجلاس بود، دستآوردی که خود رئیس‌جمهور روسیه به ثمر دادن آن تردید دارد. رئیس‌ جمهور در اجلاس همچنین با سران کشورهای مهم اروپایی، هند، چین و ترکیه ملاقات داشت که بیشتر ماهیت تشریفاتی داشته و به امر مهمی منتهی نشد. نخست وزیر انگلستان دوباره درخواست کرد مسئولین مسموم کردن سرگئی اسکریپال (Sergei Skripal) کارمند اسبق اداره کل اطلاعات ستاد کل روسیه در انگلستان مجازات شوند. رسانه‌ها در ملاقات پوتین و مرکل بیشتر به اوضاع سلامتی صدراعظم آلمان توجه داشتند تا محتوای مذاکرات. ملاقات با امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه بخاطر سلام به زبان روسی به پوتین به یاد ماند. اجلاس بیست‌گانه درسایت روزنامه دولتی روسيسکايا گازتا دیدگاه رئیس‌جمهور روسیه در مورد نتایج اجلاس اوساکا بیان مي‌شود[1]. ولادیمیر پوتین حین جمع‌بندی نتایج اجلاس اوساکا اعلام نمود در آغاز در مورد نتیجه دار بودن همایش تردیدهایی وجود داشت، و پوتین تنها فردی نبود که در این مورد احساس دودلی می‌کرد، ولی "در مجموع همایش گروه بیست‌گانه مورد نیاز بودن خود را تأیید کرد، نتیجه هست". وی به مساعی ژاپن برای تأمین نتیجه دار بودن اجلاس اشاره کرده و گفت اینطور هم شد. به گفته پوتین، در 4 جهت توافق حاصل شد و هرچند تصمیم جهش واری در کار نبود ولی تمایل به بهینه سازی سامانه مالی جهانی و از جمله اصلاح سازمان تجارت جهانی تأیید شد. مواضع کشورها (به غیر از آمریکا) در مورد موافقتنامه اقلیمی پاریس هماهنگ شد و روسيه بزودی روند تصویب آن را آغاز می‌کند. نتیجه‌گیری اعضای گروه در مورد ضرورت مقابله با انتشار اطلاعات منفی، در رابطه با تروریسم در اینترنت، هم خیلی مثبت بود. همچنین در مورد مجازی کردن اقتصاد و فعالیت در بخش هوش مصنوعی تصمیم گرفته شد. والنتین کاتاسونوف (Valentin Katasonov) درسایت بنیاد فرهنگ راهبردی[2] از دیدگاه بدبینانه اوضاع را بررسی می‌کند. وی در این مورد نوشته است: اجلاس سران بیست‌گانه در ژاپن هم اکنون "اجلاس ملاقات‌های دوجانبه" نامیده شده است. ملاقات رؤسای جمهور روسیه و آمریکا و همچنین سران ایالات متحده و چین مهم‌ترین آنها بود. رئیس‌جمهور روسیه همچنین با نخست وزیر ژاپن، سران فرانسه، آلمان، انگلستان، ترکیه، عربستان سعودی و همچنین کره جنوبی ملاقات داشت. به این ترتیب مي‌شود گفت اجلاس سران بیست‌گانه امروز به محیط حل و فصل مسائل دوجانبه تبدیل شده است. در بخش همکاری چندجانبه در این انجمن مشکلات بسیار بروز کرده است. این مشکلات در سال 2014 در نتیجه وخامت شدید روابط روسيه و غرب آغاز شد. سپس ترامپ سر کار آمده و به تغییر روابط با چین و اروپا پرداخت. به دنبال این تحولات توافق اعضای گروه تقریباً غیرممکن شد. امسال هم در اجلاس امور بازرگانی، مهاجرت و آوارگان، محیط زیست و تغییرات اقلیمی مطرح شد. این امور از چالش‌ها و تهدیدهای واقعی که جهان با آنها مواجه مي‌شود، تفاوت بسیار دارد. اوضاع انفجار آمیز خاورمیانه، شدت یافتن مسابقه تسلیحاتی، خطر رو به رشد بکار گرفتن سلاح هسته‌ای، اوکراین به عنوان سرچشمه بی‌ثباتی در اروپا و تحریم‌های آمریکا علیه دیگر کشورها بین این مسائل است. در نهایت نباید خطر بروز بحران مالی جدید در جهان فراموش شود. این مسائل در ملاقات‌های دوجانبه مطرح بود ولی در جلسات انجمن تقریباً از آنها حرف زده نشد. یعنی گروه بیست‌گانه بازدهی خود را از دست می‌دهد. مسئله اولویت داشتن ملاقات‌های دوجانبه در اجلاس سران بیست‌گانه در گزارش سایت انتشارات "کمرسانت" هم تأیید مي‌شود[3]: طی اجلاس دو روزه گروه بیست‌گانه روز شنبه در اوساکا، ملاقات‌های دوجانبه سران خیلی بیشتر از جلسه عمومی جلب توجه کرد. در بیانیه نهایی از "ادامه مبارزه با تشنج در بخش بازرگانی و مشکلات ژئوپلتیک" سخن رفته است. هرچند لحن خود سران آرامتر بود. نخست وزیر ژاپن گفت در اجلاس در مورد ضرورت حرکت به سوی بازرگانی عادلانه و آزاد بدون تبعیض وحدت نظر بوده و اصلاح سازمان تجارت جهانی بررسی شد. سران در اعلامیه نهایی سعی داشتند نشان دهند در مورد امور بسیار چون مبارزه با تروریسم در اینترنت و فساد، از جمله در سطح بين‌المللي، تأمین امنیت در حوزه انرژی در سراسر جهان، تنظیم روندهای مهاجرت، با یکدیگر همفکر هستند. ترزا می نخست وزیر انگلستان، برغم کناره گرفتن از این سمت در آینده نزدیک، در مذاکره با روسيه موضع سرسخت داشت. وی اعلام نمود "به رئیس جمهور پوتین گفتم عادی شدن روابط فقط در صورتی میسر مي‌شود که روسيه فعالیت بی مسئولیت تهدید کننده انگلستان و متحدان آن را قطع کند. بکار گرفتن مواد مسموم کننده در شهر سولسبری نمونه این بود". ولادیمیر پوتین قریب به یک ساعت و نیم با دونالد ترامپ صحبت داشت. ترامپ گفت "فکر می‌کنم ملاقات خیلی خوبی داشتیم. بنظرم او آدم خیلی خوبی است". وی گفت بررسی امور تجاری آغاز شد. روسیه و آمریکا به عنوان دو کشور بزرگ باید روابط تجاری داشته باشند. ترامپ گفت در مورد دعوت به شرکت در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی در مسکو فکر می‌کند. خود پوتین در کنفرانس مطبوعاتی لحن صلحجو داشت و فهماند مسکو برای همکاری آماده بوده و به رفع تحریم‌های غرب هم پاسخ متقابل خواهد داد. آندری سوشنتسوف (Andrei Sushentsov) مدیر برنامه باشگاه مباحثه والدای می‌گوید اجلاس برای روسيه بطور اعم جریان موفق داشته و ملاقات‌های دوجانبه در محیط سازنده و کاری برگزار شد. مخالفان داخلی باعث نگرانی کمتر ترامپ در رابطه با تماس‌های وی با رهبر روسيه می‌شوند. بنظر وی، برغم اینکه اخبار اساساً به ملاقات‌های دوجانبه اختصاص داشت، ولی گروه بیست‌گانه همچنان مناسب‌ترین انجمن برای واقعیات عصر می‌باشد. در اوضاع کنونی نه گروه محدود اعضای شورای امنیت سازمان ملل و نه "گروه هشت‌گانه" برای بررسی و اتخاذ تصمیم در خصوص امور کلیدی بين‌المللي کفایت نمی‌کنند. آندری کورتونوف (Andrey Kortunov) مدیر کل شورای روابط بین‌الملل روسيه می‌گوید این گروه در دوران بحران سال 2008 تشکیل شده و در مورد اقدام مشترک به منظور رفع آن به توافق رسید. امروز هم باید چنین تصمیم‌هایی اتخاذ می‌شد ولی این امر رخ نداد. اولاً به این دلیل که همه اوضاع را بحرانی تلقی نمی‌کنند و ثانیاً در شرایط جنگ‌ تجاری بالفعل دو اقتصاد بزرگ جهان و بکار گرفتن تحریم‌ها به عنوان ابزار اقتصادی و سیاسی خارجی، نیل به تصمیم‌های مهم ممکن نیست. مي‌شود گفت اعلام آتش بس تجاری بین چین و آمریکا یکی از مهم‌ترین نتایج و حتی مهم‌ترین نتیجه اجلاس بود. ماکسیم اورشکین وزیر توسعه اقتصادی روسيه اعلام نمود بنظرش این ماجرا ماهیت بلندمدت دارد و طوفان‌های بسیاری در نتیجه آن هنوز در پیش است. ملاقات رؤسای جمهور روسیه و آمریکا دیدگاه رئیس‌جمهور روسیه در خصوص ملاقات با رئیس‌جمهور آمریکا در روزنامه دولتی روسيسکايا گازتا درج شده است[4]. ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه در خصوص ملاقات با همتای آمریکایی خود گفت: "ملاقات خوبی بود، خیلی کاری و واقع بینانه. ما تقریباً تمام فهرست امور مورد توجه متقابل را بررسی کردیم که روابط اقتصادی غیر رضایت بخش هم بین آنها بود". رئیس‌جمهور روسیه از توجه تجارت آمریکا به روابط با روسيه سخن راند. آمادگی روسيه برای شرکت در تأسیس ساختار متشکل از نمایندگان جوامع تجاری به منظور بررسی چشم‌اندازهای روابط تجاری - اقتصادی تأیید شد. همچنین اوضاع مناطق مختلف جهان بررسی شد. پوتین گفت "اینها مشورت‌های مفیدی بود". ترامپ به مسئله ملوانان اوکراینی بازداشت شده در روسيه توجه خاص داشت. پوتین گفت "ما توضیح دادیم که جریان امور از چه قرار است. هنوز حکمی صادر نشده، بازرسی دادگاهی ادامه دارد، باید صبر کرد و بعد تصمیم گرفت". سران همچنین به وزرای امور خارجه دستور دادند مشورت در مورد پیمان استارت نو را آغاز کنند. ولی پوتین گفت "نمی‌دانم آیا این مشورت‌ها به تمدید پیمان منتهی مي‌شود یا نه". دیدگاه وزیر امور خارجه روسيه در مورد مذاکرات رئیس‌ جمهور آن با رئیس‌جمهور آمریکا در روزنامه ودمستی نقل مي‌شود[5]. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه اعلام نمود رؤسای جمهور روسیه و آمریکا طی مذاکرات اوساکا امور ثبات راهبردی و همچنین اوضاع سوریه و اوکراین را بررسی کردند. ترامپ به کارکنان دولت خود دستور داد در مورد امور مطرح شده از طرف پوتین با همکاران روس کار کنند. بنظر لاوروف ملاقات جریان سازنده داشت و پوتین ابتکارهای بیان شده در ملاقات‌های قبلی با پوتین در هامبورگ و هلسینکی را تأیید کرد. طبق گزارش مفسر "ار ب کا"[6]، برغم سخنان سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در مورد احوال خیلی خوب و جو سازنده مذاکرات، هیچ سندی در خاتمه مذاکرات پوتین و ترامپ در اوساکا امضا نشد. در اعلامیه کاخ سفید گفته مي‌شود پوتین و ترامپ در مورد ادامه بحث "در خصوص مدل کنترل تسلیحات در قرن بیست و یکم" به توافق رسیدند. و این مدل باید چین را هم در بر گیرد. ولی پوتین یک روز قبل از ملاقات در مصاحبه با روزنامه تایمز مالی گفته بود پیش شرط جلب چین به مذاکرات مربوط به ثبات هسته‌ای رامشاهده نمی‌کند. وی گفت برغم موقعیت چین به عنوان قدرت بزرگ جهانی و اقدام آن در آینده در جهت تقویت توان هسته‌ای، "امروز سطح توان‌های ما با یکدیگر قابل مقایسه نیست". کنستانتین کاساچف (Konstantin Kosachev) رئیس کمیته امور بین‌المللی شورای فدراسیون می‌گوید تمدید پیمان استارت نو اولویت دو کشور است. وی ابراز امیدواری کرد در آینده نزدیک اقدام فنی در این جهت رخ دهد. در بخش دخالت روسيه در انتخابات آمریکا، رئیس‌جمهور آمریکا در حضور خبرنگاران به شوخی روی پوتین انگشت تکان داده و گفت در انتخابات دخالت نکنید. پوتین به امر واکنش نشان نداد. رئیس‌جمهور روسیه در مصاحبه با روزنامه تایمز مالی گفت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 دخالت نکرده بود و دونالد ترامپ استثنائاً بر اساس کیفیت‌های شخصی خود و احساس احوال جامعه آمریکا و استفاده از آن پیروز شد. کنستانتین کاساچف گفت از ملاقات پوتین و ترامپ انتظار چندانی نبود، ولی این ملاقات نشانه‌های مثبتی در بر داشت. اما فیودور لوکیانوف صدر هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی می‌گوید دشوار است گفت پوتین و ترامپ در مورد کدام امور به توافق رسیده‌اند ولی طرفین فعلاً اساس سازنده‌ای برای گفتگو ندارند. دیدار ترامپ از مسکو در ماه می سال آینده هم می‌تواند زیر فشار مخالفان وی انجام نشود. توماس گراهام مدیر شرکت مشاورت آمریکایی و مشاور اسبق رئیس‌ جمهور بوش می‌گوید طرفین خیلی دیر در مورد ملاقات به توافق رسیدند و فرصت کافی برای تدارک مفصل و طراحی توافقی در مورد امور مهم باقی نماند. ایوان تیموفه‌یف (Ivan Timofeyev) صاحبنظر سیاسی برجسته حین صحبت از مذاکرات سران روسیه و آمریکا از این حرف می‌زند که به دنبال مرحله طولانی سقوط شدید روابط، نوعی ثبات در روابط روسیه و آمریکا دارد برقرار مي‌شود[7]: ملاقات پوتین و ترامپ رؤسای جمهور روسیه و آمریکا در اوساکا اقدامی محتاط ولی فوق العاده ضروری در جهت عادی سازی روابط دو کشور بود. دو طرف در مورد بسیاری امور بنیادی اختلاف دارند و رقابت بین آنها به امر نظام مند تبدیل شده است. ملاقات کوتاه رؤسای جمهور به دشواری به تغییر بستر روابط منتهی شود، ولی این مذاکرات اهمیت تاکتیکی محسوس دارد. روابط روسیه و آمریکا از اوایل سال 2019 بطور محسوس باثبات شده است. این روابط در سطح پایین‌تر قرار گرفته ولی روند سال‌های گذشته در جهت انتقال به سطوح پایین‌تر و پایین‌تر متوقف شده است. چند عامل باعث این ثبات شد. اولاً، با توجه به اتمام بازرسی توطئه چینی ترامپ با روسيه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سران در اوساکا با طنز و نیشخند از مسئله دخالت روسيه حرف زدند. هرچند مخالفان ترامپ در آمریکا از این رفتار انتقاد کردند، ولی با توجه به اتمام بازرسی، حالا ایراد گرفتن از وی دشوارتر شده است. همچنین ترامپ دستورهایی در مورد مقابله با دخالت در انتخابات صادر و به این ترتیب خط دفاعی خود در برابر مخالفان داخلی را تقویت کرده است. ثانیاً، روسیه و آمریکا توانستند از تشدید روابط در مورد برخی امور مهم منطقه‌ای طفره بروند. برغم انتظار، طرفین در مورد ونزوئلا وارد درگیری نشدند. مسکو در مورد مسئله مستشاران با احتیاط اقدام کرد. و توانست بر نقطه نظر خود در مورد قابل قبول نبودن انتقال سیاسی از خارج اصرار کند. در جهت اوکراینی هم آرامش نسبی مشاهده مي‌شود. آمریکا انتقال موفق و صلح آمیز قدرت در اوکراین را نتیجه مساعی خود تلقی می‌کند. حکومت جدید اوکراین قصد تشدید تشنج نه در منطقه دونباس و نه تنگه کرچ را ندارد. روسیه و آمریکا در خاورمیانه هم اختلاف دارند ولی آنجا هم حادثه مهمی رخ نداده است. مسکو در شرایط شدت یافتن رویارویی آمریکا با ایران با دقت اقدام می‌کند. ثالثاً، ثبات در مورد مسئله تحریم‌ها نمایان شد. تحریم‌های فوق العاده شدید آمریکا فعلاً برقرار نشده است. لایحه‌های بسیاری در این مورد در کنگره به میان می‌آید ولی فعلاً انگیزه چندانی برای پیش بردن آنها نیست. تحریم شرکت "روس آل" (Rusal) عواقب اقدام شدید علیه شرکت بزرگ جهانی را نمایان کرد. روشن است که اقدامات شدید علیه بانک‌ها یا بدهی دولتی روسيه عواقب جهانی منفی‌تری خواهد داشت. علاوه بر این، مسکو آن را تقریباً برابر با اعلام جنگ تلقی می‌کند. رابعاً، مي‌شود از برقراری ثبات معین در امور امنیت سایبری حرف زد. رقابت شدید دو کشور در این حوزه ای تردید ندارد ولی روند سیاسی شدن امر متوقف شد. خامساً، توجه آمریکا به دیگر امور مشکل دار در سیاست خارجی نقش خود را ایفا کرد. بحران جدی در روابط با ایران، جنگ‌ تجاری با چین، سیاست آمریکا در ونزوئلا بین آنها هستند. شدت توجه به روسيه کاهش یافته است. در نهایت میتوان به حرکات مشخص در بخش کنترل تسلیحات اشاره کرد. نشانه‌های پیشرفت در جهت تمدید پیمان استارت نو نمایان شد. ملاقات سران دو کشور در اوساکا، چنانچه می‌شد پیشبینی کرد، باعث جهش بزرگ نشد. ولی این ملاقات روند برقرار شدن ثبات را تحکیم کرد. روندی که پس از سقوط چند ساله روابط اهمیت فراوان دارد. فیودور لوکیانوف صدر هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی رئیس علمی باشگاه مباحثه والدای دیدگاه منفی خود در مورد روابط روسیه و آمریکا را در مصاحبه با روزنامه ودمستی بیان کرد[8]: طرفین در اظهار نظر در خصوص نتایج مذاکرات رؤسای جمهور روسیه و آمریکا فوق العاده خوددار بودند. کاخ سفید اعلام نمود پوتین و ترامپ امور ایران، اوکراین، سوریه و ونزوئلا را بررسی و در مورد ادامه کار در بخش کنترل تسلیحات قرار گذاشتند. کرملین افزود پوتین از ترامپ درخواست کرد در مراسم جشن گرفتن روز پیروزی، 9 ماه می 2020، به روسيه سفر کند. فیودور لوکیانوف (Fyodor Lukyanov) سردبیر مجله "روسيه در سیاست جهانی" به نشریه گفت فکر نمی‌کند باید انتظار عواقب این ملاقات را داشت. یکی از دلایل کمبود اخبار در مورد آن ممکن است این باشد که خبری نیست. ثانیاً، تجربه دو ملاقات قبلی سران نشان داد گفتگوی محتوایی طی آنها هیچ پیآمدی نداشت. در مورد هیچ کدام از امور مورد بررسی تصمیمی گرفته نشد، به غیر از اینکه در ملاقات هلسینکی سرنوشت پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان برد بررسی شد و بعد این پیمان از بین رفت. یعنی صحبت از آن در مذاکرات سران بر امر هیچ اثری نگذاشت. امروز روسیه و آمریکا دستور کاری ندارند. سابقاً حتی امور مورد اختلاف با یکدیگر ارتباط داشتند. ولی حالا چنین چیزی نیست. محور روابط در بخش هسته‌ای از صحنه خارج شد. بله آنها از این حرف زدند که باید در جهت تعیین رویکردهای جدید کار کرد ولی این کار را مي‌شود مدت خیلی طولانی انجام داد. محیط روابط موجود نیست. مسئله سوریه، کل ایران، مسئله کره شمالی، مسئله اوکراین (که بین اولویت‌های ترامپ آشکارا در جای آخر است) هر کدام بطور جداگانه مطرح است. اما دستور کار نیست و لذا ملاقات‌های بعدی کوتاهتر از ملاقات‌های قبلی خواهند بود. آلکساندر رار (Alexandr Rar) صاحبنظر سیاسی آلمانی در مصاحبه با روزنامه روسيسکايا گازتا[9] از دیدگاه اروپایی به مذاکرات سران روسیه و آمریکا پرداخته است. وی می‌گوید هر فرد دارای رویکرد سازنده در بخش سیاسی باید به گفتگوی سران دو قدرت هسته‌ای شماره یک جهان فوق العاده علاقه‌مند باشند. مشکل این است که نخبگان آمریکایی هر کاری کردند تا پوتین و ترامپ ملاقات نکنند. ولی پس از گزارش دادستان ویژه در مورد نبود توطئه ترامپ با روسيه در انتخابات ریاست جمهوری، دست رئیس‌جمهور آمریکا باز شده است. او نه تنها با خطر برکناری مواجه نیست بلکه حتی می‌تواند در انتخابات پیروز شود. دشمنان ترامپ و اروپا این را درک می‌کند. به همین دلیل پیش شرط ملاقات و همچنین جریان مثبت و واقع بینانه امور فراهم شده بود. پوتین و ترامپ همه امور اصلی – اوضاع ایران، سوریه، ونزوئلا، اوکراین، کنترل تسلیحات – را بررسی کردند. سیاستمداران معقول اروپایی که مشغول دسیسه سازی نیستند از اینکه رؤسای جمهور روسیه و آمریکا در نهایت با یکدیگر حرف می‌زنند فقط خوشحال می‌شوند. بسیاری امور در جهان به توافقات این دو فرد بستگی دارد که انگشت‌شان روی دگمه هسته‌ای است. بنظرم زمینه واقع بینی لمس مي‌شود. صحبت از دوستی بین روسيه و غرب ممکن نیست. ولی، در برگشت به وقایع رخ داده در مجمع پارلماني شوراي اروپا، مهم این بود که سیاستمداران کنونی در فرانسه، آلمان علت ضروری بودن گفتگو با روسيه را درک می‌کنند. اولاً در فرانسه، آلمان افراد بخاطر اروپا خیلی بیشتر از لهستان مسئولیت دارند که اوکراین را نوعی حایل برای روسيه تلقی می‌کند. و هرچند اوکراین می‌خواهد به چنین نوار حایلی تبدیل شود ولی این به نفع فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها نیست. تجارت فرانسه، آلمان بر سیاستمداران فشار وارد می‌کنند تا راه خروج از تحریم‌ها پیدا شود که همه از آن لطمه می‌بینند. فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها البته قصد انحلال ناتو و اتحادیه اروپا را ندارند ولی در مورد نوعی فضای مشترک از لیسبون تا ولادیواستوک فکر می‌کنند. آنها بر اساس تجربه تاریخی خود درک می‌کنند که ساخت اروپا علیه روسيه ممکن نیست، اروپا را فقط مي‌شود همراه روسيه ساخت. ولی فراموش نشود که سیاست آمریکا هست، کشورهایی مانند لهستان و کشورهای بالتیک و انگلستان هست که سعی دارند از طرف آمریکا بازی کرده و معتقدند روسيه نباید در اروپا جا داشته باشد. ملاقات‌های دوجانبه رئیس‌جمهور روسیه طی اجلاس بیست‌گانه توجه رسانه‌ها به ملاقاتهای رئیس‌جمهور روسیه با سران دیگر کشورها بسیار کمتر بود و چنانچه در مقدمه گفته شد در این رابطه بطور اخص به امور ظاهری مانند سلام ماکرون، رئیس‌ جمهور فرانسه، به زبان روسی، یا سلامت مرکل و کمک پوتین به صدراعظم آلمان برای نشستن در جایش در ملاقات با پوتین توجه شد. طبق گزارش مندرج در سایت کرملین، سران روسيه، چین و هند در چارچوب اجلاس سران بیست‌گانه در اوساکا ملاقات کردند[10]. نارندرا مودی نخست وزیر هند گفت تبادل نظر سه کشور، به عنوان قدرت‌های اقتصادی بزرگ جهانی، اهمیت خاص دارد. شی جین پینگ رئیس‌جمهور چین اعلام نمود چین، روسيه و هند کشورهایی هستند که بازارهای رو به توسعه بزرگ دارند و به همبستگی و همکاری پایبند می‌باشند. پوتین بنوبه خود گفت همکاری سه کشور هم از نقطه نظر توسعه و تقویت روابط سه کشور و هم حل مسائل جاد بين‌المللي مفید واقع مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه تأکید نمود: "روسيه، چین و هند همراه هم در راه تقویت ثبات جهانی، مقابله با تروریسم، افراط گرایی، تبهکاری در بخش مواد مخدر و سایبری کار و پایه‌های تشکیل معماری امنیت برابر و تقسیم نشدنی در اورآسیا را بنیان می‌گذارند". ملاقات با سیندزو آبه نخست وزیر ژاپن آخرین بخش از دیدار رئیس‌جمهور روسیه از اوساکا بود[11]. مراسم متقابل سال روسيه در ژاپن، و سال ژاپن در روسيه، به ملت‌های دو کشور کمک کرد از نزدیک با یکدیگر آشنا شوند. آبه پس از مذاکره با پوتین گفت خط نزدیکی بیشتر دو کشور ادامه خواهد یافت. وی گفت ژاپن برای ادامه تشویق تماس‌های دوجانبه در نظر دارد روند صدور روادید برای تجار روسيه را تسهیل کند. همچنین صدور روادید برای دانشجویان 465 دانشگاه روسيه تسهیل مي‌شود. هرچند روسيه بر رفع کامل رژیم روادید اصرار داشت. در بخش قرارداد صلح رئیس‌جمهور روسیه اعلام نمود: "ما معتقدیم فعالیت شدید در جهت انتقال روابط روسیه و ژاپن به سطح جدید در پیش است. موفقیت در این فعالیت به تقویت اعتماد و حسن همجواری بین روسيه و ژاپن و فراهم کردن شرایط برای پیدا کردن راه حل قابل قبول برای بغرنج‌ترین امور مساعدت می‌کند". پوتین در این رابطه به اهمیت پیشرفت در همکاری اقتصادی در جزایر (جزایر کوریل –م) اشاره نموده و گفت مدل تجاری در دو جهت از 5 جهت تعیین شده برای همکاری طراحی شده است. در خاتمه اجلاس همچنین بسته بزرگ اسناد مختلف و از جمله سند مربوط به شرکت ژاپنی‌ها در پروژه "آرکتیک ال ان جی -2" و ساخت کارخانه مجتمع Canon در روسيه امضا شد. پوتین گفت از مذاکرات خود با رهبر کره شمالی به نخست وزیر ژاپن نقل کرده است. بنظر وی مسائل هسته‌ای و موشکی شبه جزیره کره فقط از طرق سیاسی و دیپلماتیک می‌تواند حل و فصل شود. ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه در چارچوب اجلاس سران بیست‌گانه در ژاپن از جمله با محمد بن سلمان جانشین تخت سلطنت عربستان سعودی ملاقات داشت. ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه اعلام نمود در ملاقات با محمد بن سلمان در مورد تمدید معامله اوپک+ توافق حاصل شد[12]. رئیس‌جمهور روسیه گفت: "ما توافقات خود را تمدید می‌کنیم، در هر حال، ما، هم روسيه و هم عربستان سعودی، از تمدید حمایت می‌کنیم". از سخنان پوتین چنین برمی‌آید که حین تمدید، محتوای موافقتنامه تغییر نمی‌کند. تنها امر باقیمانده مهلت تمدید موافقتنامه است که می‌تواند 6 یا 9 ماه باشد. پوتین همچنین سفر خود به عربستان سعودی در ماه اکتبر را تأیید کرد. وی گفت در حال حاضر دیدار تدارک دیده مي‌شود. کریل دمیتری‌یف (Kirill Dmitriyev) مدیر کل بنیاد سرمایه گذاری‌های مستقیم روسيه می‌گوید تمدید موافقتنامه به بازار نفت کمک می‌کند و این توافق قبلاً برای بودجه دولتی روسيه 7 تریلیون روبل درآمد مضاعف ببار آورده است. دمیتری مارینیچنکو (Dmitri Marinichenko) مدیر ارشد بخش تجاری Fitch می‌گوید از قرار روسيه قبول کرده که عدم تمدید موافقتنامه در شرایط کنونی، مخصوصاً با توجه به کندی رشد اقتصاد جهانی، می‌تواند باعث بروز مازاد در بازار شود. آلکساندر نوواک (Alexandr Novak) وزیر انرژی روسیه می‌گوید در سطح ابهام جاری، اقدام تولید کنندگان نفت در جهت تحویل پیگیر و کافی نفت عامل کلیدی برای ثبات بازار است. بنظر وی، توافق روسیه و عربستان سعودی حاکی از تمایل دو کشور برای حفظ ثبات در بازار جهانی نفت می‌باشد. پایگاه اطلاع رسانی lenta.ru به نقل از خبرگزاری تاس نوشته که اوضاع پیرامون معامله هسته‌ای با ایران و پیشروی نیروهای دولتی سوریه در ادلب در مذاکرات رئیس‌جمهور روسیه با نخست وزیر انگلستان بررسی شد[13]. می همچنین از اقدام روسيه در اوکراین نگران شده است. وی درخواست کرد ملوانان اوکراینی که پس از حادثه رخ داده در تنگه کرچ گرفتار شده بودند آزاد شوند. نماینده نخست وزیر انگلستان همچنین تأکید نمود می مایل است مسئولین مسموم کردن سرگئی اسکریپال (Sergei Skripal) کارمند اسبق اداره کل اطلاعات ستاد کل روسیه مجازات شوند. وی فهماند انگلستان شواهد انکار ناپذیر قرار داشتن روسيه پشت سر امر را دارد. نماینده نخست وزیر انگلستان قبل از ملاقات گفته بود مذاکرات وی با پوتین به معنی عادی شدن روابط نیست. ملاقات داشتند. طی مذاکره رؤسای جمهور روسيه و ترکیه در اوساکا از جمله تحویل سامانه‌های ضدهوایی اس-400 روسيه به ترکیه بررسی شد[14]. اردوغان گفت این روند بدون معطلی در جریان است. او همچنین تأکید نمود تولید مشترک موشک و مبادله فنآوری‌ها برای ترکیه شایان اهمیت است. علاوه بر این پوتین و اردوغان روابط تجاری رو به رشد دو کشور را هم بررسی کردند[15]. رشد 16 درصدی بازرگانی، رئیس‌جمهور روسیه همچنین به دستآوردهای ترکیه در بخش جهانگردی به پاس گردشگران روسيه اشاره کرد. پوتین پیشنهاد کرد طرفین امور دوجانبه و همچنین بين‌المللي را بررسی کنند. امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه در ملاقات با پوتین در اوساکا به زبان روسی به رئیس‌جمهور روسیه سلام کرد[16]. سران طی ملاقات به یکدیگر "تو" می‌گفتند. رئیس‌جمهور روسیه از همتای فرانسوی خود درخواست کرد در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی در جنگ دوم جهانی در مسکو حضور یابد. پوتین همچنین تأکید نمود برغم برخی مشکلات در روابط دو کشور، فرانسه یکی از مهم‌ترین شرکای خارجی روسيه است.   [1] رئیس‌جمهور روسیه نتایج اجلاس اوساکا را جمع‌بندی کرد کیرا لاتوخینا (Kira Latukhina) سایت روزنامه روسيسکايا گازتا، 29/06/ 2019 https://rg.ru/2019/06/29/prezident-podvel-itogi-sammita-dvadcatki.html   [2] اجلاس سران بیست‌گانه در اوساکا – اجلاس ملاقات‌های دوجانبه والنتین کاتاسونوف (Valentin Katasonov) سایت بنیاد فرهنگ راهبردی، 29/06/ 2019 https://www.fondsk.ru/news/2019/06/29/g20-v-osake-sammit-dvustoronnih-vstrech-48490.html [3] جنگ‌ تجاری آمریکا و چین تعلیق شد گالینا دودینا (Galina Dudina) سایت روزنامه کمرسانت، 29/06/ 2019 https://www.kommersant.ru/doc/4017544?from=main_4   [4] پوتین از ملاقات با ترامپ ارزیابی کرد کیرا لاتوخینا (Kira Latukhina) سایت روزنامه روسيسکايا گازتا، 28/06/ 2019 https://rg.ru/2019/06/29/putin-ocenil-vstrechu-s-trampom.html   [5] لاوروف از محتوای مذاکرات پوتین و ترامپ نقل کرد یکاترینا یرمنکو (Yekaterina Yeremenko) سایت روزنامه ودمستی، 28/06/ 2019 https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/06/28/805310-o-soderzhanii-putina-i-trampa   [6] چهارمین ملاقات پوتین و ترامپ یوگنی پودوفکین (Yevgeni Pudovkin) سایت "ار ب کا"، 28/06/ 2019 https://www.rbc.ru/politics/28/06/2019/5d15c58e9a79479a7cf3c39e?from=center   [7] ملاقات اوساکا: خط برقرار کردن ثبات ایوان تیموفه‌یف (Ivan Timofeyev) مدیر برنامه شورای روابط بین‌الملل روسيه سایت باشگاه مباحثه والدای، 29/06/ 2019 http://ru.valdaiclub.com/a/highlights/vstrecha-v-osake-kurs-na-stabilizatsiyu/   [8] "جهش رخ نداد" یلنا موخامتشینا (Yelena Mukhametshina)، ماکسیم ایوانوف (Maxim Ivanov) سایت روزنامه ودمستی، 28/06/ 2019 https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/06/28/805346-politologi   [9] صاحبنظر سیاسی رار: برداشت روسيه از ملاقات سران روسیه و آمریکا چگونه بود آریادنا روکوسوفسکایا (Ariadna Rokossovskaya) سایت روزنامه روسيسکايا گازتا، 28/06/ 2019 https://rg.ru/2019/06/28/politolog-o-tom-kak-v-evrope-vospriniali-vstrechu-liderov-rosii-i-ssha.html   [10] ملاقات سران روسيه، چین و هند در اجلاس سران بیست‌گانه گزارش خبری پایگاه اطلاع رسانی رگنوم، 28/06/ 2019 https://regnum.ru/news/2656490.html   [11] پوتین و آبه در مورد نزدیک شدن قرار گذاشتند سرگئی مینگاژف پایگاه خبری vesti.ru، 29/06/ 2019 https://www.vesti.ru/doc.html?id=3163134   [12] روسیه و عربستان سعودی در مورد تمدید معامله اوپک+ به توافق رسیدند داریا کورژووا (Darya Korzhova)، ویتالی پتلووی (Vitali Petlevoy) سایت روزنامه ودمستی، 29/06/ 2019 https://www.vedomosti.ru/business/articles/2019/06/29/805397-opek   [13] می شرایط احیای روابط را به پوتین بیان کرد گزارش خبری پایگاه اطلاع رسانی lenta.ru، 28/06/ 2019 https://lenta.ru/news/2019/06/28/tak_ne_poidet/   [14] پوتین و اردوغان تحویل سامانه ضدهوایی اس400 را بررسی کردند پایگاه اطلاع رسانی lenta.ru، 29/06/ 2019 https://lenta.ru/news/2019/06/29/s400/   [15] پوتین و اردوغان در اجلاس سران بیست‌گانه به رشد بازرگانی بین دو کشور اشاره کردند آننا خاریتونووا (Anna Kharitonova) پایگاه خبری life.ru، 29/06/ 2019 https://life.ru/t/%D0%BD%D0%BE%D0%B2%D0%BE%D1%81%D1%82%D0%B8/1225838/putin_i_erdoghan_na_g20_otmietili_rost_tovarooborota_miezhdu_rossiiei_i_turtsiiei   [16] ماکرون به زبان روسی به پوتین سلام کرد گزارش خبری پایگاه اطلاع رسانی lenta.ru، 28/06/ 2019 https://lenta.ru/news/2019/06/28/privet/   ]]> همسایگان اوراسیا Sun, 30 Jun 2019 11:56:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3847/روسیه-نشست-جی-20 ایجاد شبکه ارتباطی برونگرا با محوریت حوزه اوراسیا، مکمّل توسعه اقتصادی درونزا و دانش بنیان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3846/ایجاد-شبکه-ارتباطی-برونگرا-محوریت-حوزه-اوراسیا-مکم-ل-توسعه-اقتصادی-درونزا-دانش-بنیان مقدمه: گفته می شود مناطق آزاد مرکز جذب سرمایه گذاری خارجی، تولید، توسعه صادرات و ایجاد اشتغال پایدار می باشند. اما تحقق این امر بواسطه اجرای سیستم برونگرایانه ای است که بتواند در جذب سرمایه و یا کسب بازار موفق عمل نماید. در نظریات توسعه نیز تاکید می شود که، موفقیت سیاست درهای باز، آزاد سازی و رقابتی کردن اقتصاد ضمن تعامل فعال با بلوک های اقتصادی منطقه ای و جهانی و داشتن شبکه ارتباطی کارآمد همراه است. موضوع مهم دیگر این که؛ هر کشوری کالایی را صادر می کند که در تولید آن نیاز به عامل نسبتا فراوان و ارزان دارد و کالایی را وارد می کند که در تولید آن استفاده از عوامل کمیاب و گران قیمت داخلی ضرورت دارد. در منطق اقتصادی به این معادله داشتن مزیت اقتصادی قابل رقابت می گویند. خوشبختانه اگر از این  منظر به اقتصاد مناطق آزاد ایران نگاه کنیم می بینیم در مرحله مکان یابی و ایجاد مناطق، اصل داشتن مزیت های ویژه اقتصادی و درونزایی عوامل تولید کالا و خدمات مهم ترین فاکتور گزینش بوده است. با این وجود، بهره برداری بهینه از آن مزیت ها، بخاطر فقر زیرساخت های سرمایه گذاری مناطق آزاد با سرعت و طبق برنامه ریزی های مکتوب انجام نگرفت. در نتیجه، در کنار درونزا بودن عوامل تولید، آماده بودن زیرساخت های سرمایه گذاری مخصوصا داشتن سیستم ارتباطی قوی و کارآمد با اقتصاد های منطقه ای و بین المللی اصلی ترین ستون های تحقق واقعی اقتصاد صادراتگرا در مناطق آزاد می باشند. منطقه آزاد تجاری-صنعتی ارس و ریشه های درونزایی توسعه اقتصادی آن منطقه آزاد تجاری-صنعتی ارس که از سال 1382 بوجود آمد علاوه بر داشتن موقعیت ژئوپلتیک منطقه ای و بین المللی ویژه، بواسطه زمین های حاصلخیر و آب حیات بخش رودخانه ارس، آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی گردشگری، زمینه های اجتماعی و محیطی قوی در حوزه صنعت، سابقه ترانزیتی- تجاری قوی منطقه و مردم تحصیلکرده و آگاه به مسائل اقتصادی توانست مجموعه تقریبا کاملی از مزایای قابل رقابت را عرضه نماید و بر همین مبنا هم مدیران آن از بدو فعالیت سازمان منطقه آزاد ارس هوشمندانه، مسیر توسعه اقتصادی ارس را با اهتمام ویژه بر آماده سازی و تجهیز زیرساخت های سرمایه گذاری در بخش های کشاورزی، صنعتی،گردشگری و تجاری پیگیری نمودند. به همین خاطر، بعد از گذشت کمتر از 20 سال، منطقه آزاد ارس هم اکنون مهم ترین قطب صنعت کشاورزی گلخانه ای، کشاورزی باغی مکانیزه، صنعت،گردشگری و تجارت شمالغرب ایران می باشد. این موفقیت قابل توجه نشان می دهد که جریان توسعه پایدار و چند جانبه ارس، منطق درونی قوی و نقشه راه اصولی دارد. حلقه مفقوده برونگرایی توسعه اقتصادی درونزای ارس به نظر می رسد تنها حلقه غیر مکمل برای شکوفایی بین المللی اقتصاد منطقه آزاد ارس، نداشتن سیستم ارتباطی هدفمند و با ثبات با اقتصاد کشورهای هدف و همسایه در قفقاز جنوبی، بلوک های اقتصادی منطقه ای و بین المللی است. از این وضعیت در گزارش های متعددی به عنوان "بن بست ارتباطی" یاد می شود و حتی توسعه قابل توجه حوزه مختلف صنعتی،کشاورزی،تجاری، گردشگری ارس نتوانسته در نظر مردم منطقه خاطره خوش روز های فعال پایانه راه آهن شهر جلفا را از یاد ببرد. با این وجود باید اذعان کرد که اولویت آماده سازی زیرساخت های ارتباطی درون منطقه و مسیرهای ارتباطی ارس با سرزمین اصلی، ایجاب می کرد تخصیص منابع مالی محدود سازمان منطقه آزاد ارس به طرح های عمرانی درون منطقه ای هدایت شود. با شروع دوره دوم مدیریتی ارس در دولت تدبیر و امید، نقصان اساسی پیش گفته در ساختار اقتصادی منطقه آزاد ارس مورد توجه قرار گرفت. در این راستا، توسعه سیستم ارتباطی برون کشوری ارس بر اساس توسعه راه آهن در دو شاخه غربی و شرقی تحت مطالعه و برنامه ریزی قرار گرفت. به طوری که در اسفند سال 97 قرارداد امکان سنجی فنی و اقتصادی احداث خط آهن جلفا – چشمه ثریا برای اتصال راه آهن ایران به اروپا، منعقد شد. این طرح مطالعاتی با هزینه شش میلیارد و ۶۰۰ میلیون ریالی سازمان منطقه آزاد ارس و در ۱۸ ماه انجام خواهد شد. گفته شده با احداث این خط آهن، منطقه آزاد ارس به یک مگاپورت و هاب بزرگ لجستیکی در منطقه تبدیل خواهد شد.   این طرح مطالعاتی برای راه اندازی دو خط ترانزیت ریلی انجام می شود. در مرحله نخست یک خط با توان ترانزیت ۶ تا ۱۰ میلیون تن بار را داشته و ترکیه نیز خط آهن خود تا چشمه ثریا گسترش می دهد و به محض اتمام احداث ۱۴۷ کیلومتری این مسیر، اتصال راه آهن ایران به اروپا از این مسیر، محقق خواهد شد. البته جذب سرمایه گذار برای احداث این خط آهن به محض اتمام مطالعات امکان سنجی فنی و اقتصادی، آغاز خواهد شد. به گفته مهندس نریمان رئیس هیات مدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ارس این منطقه در موقعیت استراتژیک تعاملات بین‌المللی قرار دارد و تثبیت موقعیت ایران در مدیریت زنجیره تامین و عرضه منطقه‌ای و ملی با توسعه زیرساخت‌های ترانزیتی برونگرا محقق می‌شود. با ادامه این خط سیر مدیریت راهبردی منطقه آزاد ارس دراواسط اردیبهشت سال 98 قرارداد ۷۰۰ میلیون یورویی احداث، نگهداری، بهره برداری و انتقال خط آهن جلفا ـ نوردوز ـ قلی بیگلو  به طول 204 کیلومتر را با کنسرسیوم ایرانی ـ اروپایی به امضا رسید. به گفته صفر شاسفند معاون اقتصادی و سرمایه گذاری منطقه ازاد ارس زمان اتمام مطالعات و اجرای کامل پروژه پنج سال خواهد بود و بیست سال دوره بهره برداری توسط سرمایه گذار بخش خصوصی انجام خواهد شد. یقینا اجرای این پروژه برای اقتصاد کشور و افزایش سهم ایران از ترانزیت کریدورهای بین المللی شمال-جنوب و غرب به شرق مثبت و موثر می باشد. بر اساس پیش بینی‌های احتمالی مجموع میزان بار ترانزیتی قابل جذب از این مسیر در سال اول ۱٫۵۳ میلیون تن و در سال بیستم ۱۰٫۷۶ میلیون تن بوده و در بخش مسافری نیز انتقال ۱۰۱ هزار نفر در سال اول بهره برداری و انتقال ۴۰۹ هزار نفر مسافر در سال بیستم پیش بینی می‌شود. لازم به ذکر است که با نگاهی گذرا به کارنامه عملکردی منطقه آزاد ارس در یک سال گذشته می بینیم که با وجود فضای تحریم شدید اقتصادی کشور، مدیریت عالی سازمان منطقه آزاد ارس می کوشد در کنار اهتمام ویژه به راه اندازی سیستم ارتباطی برونگرایانه، پتانسیل های کشاورزی گلخانه ای، باغی و زراعی ارس را در کنار حمایت از ایجاد صنایع تبدیلی کشاورزی به عنوان تم اصلی آهنگ رونق اقتصادی در وضعیت کنونی (به علت وابستگی کمتر این بخش به تحریم و قدرت اشتغال زایی آن) به صورت حداکثری فعال نماید. در این راستا می توان به اقداماتی همچون حمایت حداکثری از طرح توسعه ای مجتمع گلخانه ارس تارلا در فاز دوم به مساحت 70 هکتار، به زیر کشت رفتن زمین های پایاب سد خدآفرین در 1500 هکتار، شروع طرح بزرگ صنایع تبدلی  خوشه صبا در 50 هکتار در خدآفرین، ایجاد سردخانه بزرگ در زون مرکزی ارس، کشتارگاه صنعتی و ... اشاره نمود. در حوزه صنعتی، هم به عنوان هویت بخش وجودی منطقه آزاد ارس، به نظر می رسد علاوه بر جذب و حمایت از طرح های دانش بنیان و تکنولوژی محور، حراست از شرایط موجود بنگاه های صنعتی منطقه آزاد ارس از آثار تحریم اقتصادی و حتی ارتقای کیفی وضع موجود ، کمک به صنعت گران برای غلبه بر آثار زیانبار تحریم، حمایت از صادرات و حفظ بازارهای صادراتی به کمک تجارب مدیریتی کلان و ارتباطات برون سازمانی قوی برنامه اصولی مدیریت عالی منطقه آزاد ارس می باشد. به گفته مهندس نریمان مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ارس، ارس در سال 97 موفق ترین سال خود را به لحاظ آمارهای صادراتی داشت و بیش از 250 میلیون دلار صادرات کالا و خدمات داشته و تراز تجاری خود را همانند سال 96 مثبت نگه داشته است. این میزان صادرات ماحصل فعالیت 152شرکت تولیدی و صنعتی و 42واحد کشاورزی دارای پروانه بهره برداری مستقر در این منطقه و صدور هزار و 650 گواهی تولید است که با سرلوحه قرار دادن سیاست های اقتصاد مقاومتی به عنوان مهمترین خواسته رهبر معظم انقلاب در زمینه های معدن، صنعت، عمران، بازرگانی، کشاورزی، انبارداری و واردات خودرو محقق شده است. اما در کنار این اقدامات اجرایی هوشمندانه، مهم ترین اقدام ضد تحریمی و ساختاری سازمان منطقه آزاد ارس همان ایجاد سیستم ارتباطی قوی با محیط اقتصاد منطقه ای و با کشور های همسایه و هدف می باشد. به همین خاطر نیز در جلسه اخیر معاونت  دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ارس با دعوت ویژه ستاد هماهنگی روابط اقتصادی خارجی کشور، قدیمی ترین ستاد هماهنگی اقتصادی ایران، حضور یافت و به ارائه پتانسیل های منحصر به فرد منطقه آزاد ارس در حوزه تعامل اقتصادی با اتحادیه اقتصادی اوراسیا در قالب موافقت نامه ایجاد منطقه آزاد تجاری و تجارت ترجیحی پرداخت و به نوعی منطقه آزاد ارس دست برتر ایران در تعامل با حوزه اوراسیا پذیرفته شد. فلذا به خاطر پذیرفته شدن رسمی جایگاه ارزشمند منطقه آزاد ارس در روابط اقتصادی منطقه ای و بین المللی ایران، لازم می نماید در کنار اجرای پروژه های کلان ترانزیتی و ارتباطی، تلاش های سازمان یافته ای  برای برقراری ارتباطات رسمی  و غیر رسمی پایدار با مسئولین  و نخبگان اقتصادی کشور های هدف و همسایه از طریق تبادل هیات های دوجانبه، شرکت فعال در برنامه های بین کشوری از قبیل کمیسیون اقتصادی مشترک ایران-آذربایجان و ایران-ارمنستان، تورهای رسانه ای برای شناساندن فرصت های همکاری اقتصادی مشترک، شرکت در برنامه های نمایشگاهی کشور های روسیه و ترکیه مورد عنایت قرار گیرد. نتیجه گیری: پروژه های بزرگ جلفا-چشمه ثریا و  جلفا-نوردوز و اصلاندوز پروژه های  چند وجهی و استراتژیک هستند. ایجاد ارتباط بین شبکه ریلی ایران با کشور های ترکیه، ارمنستان و آذربایجان از طریق منطقه آزاد ارس، علاوه بر خارج کردن ارس از بن بست ارتباطی برونگرایانه، ایران را در رقابت سنگین کردیدور های ترانزیتی چندین قدم پیش خواهد انداخت. اما بین الملل گرایی مناطق آزاد دارای خاستگاه درونی است و توسعه صادرات تنها در صورت داشتن شبکه ارتباطی قوی، کارآمد و مدرن درونی و بیرونی بدست می آید و این مهم با رسیدن ارس به بلوغ زیرساخت های درونی سرمایه گذاری در برهه کنونی، اصلی ترین نیاز در استمرار موفق جریان توسعه اقتصادی حتی در فضای سنگین تحریم است. همانطور که چین برای اجرای امپراتوری اقتصادی خودش در تلاش است در قالب راهبرد یک راه-یک کمربند، با کم کردن نیاز ارتباطی خود به مسیر های دریای جنوبی ، مناطق اقتصادی مد نظرش را به ساختار اقتصادی خود وصل نماید.  پس تبدیل منطقه آزاد ارس به مرکز اقتصادی منطقه ای و فرا منطقه ای در گرو ایجاد شبکه ارتباطی در میان کشور های هدف و همسایه است تا هم تولید صنعتی به فروش برسد هم محصولات کشاورزی مرغوب ارس در کمترین زمان به بازار های مصرف برسند و هم مشتاقان حضور در چهار راه فرهنگی-تمدنی جهان به راحتی و آسان به مقصد برسند.   ]]> اقتصاد و انرژی Wed, 26 Jun 2019 06:23:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3846/ایجاد-شبکه-ارتباطی-برونگرا-محوریت-حوزه-اوراسیا-مکم-ل-توسعه-اقتصادی-درونزا-دانش-بنیان بی اعتمادی راهبردی. چرا ایران و روسیه نمی توانند متحد هم بشوند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3845/بی-اعتمادی-راهبردی-چرا-ایران-روسیه-نمی-توانند-متحد-هم-بشوند مسکو تلاش می کند موازنه قدرت را در خاور میانه حفظ کند، موازنه ای که در راستای آن می تواند نقش واسطه کلیدی فرا منطقه ای را بازی کند. اقدامات ایران اما در جهت عکس قرار دارد- تبدیل شدن به دولت برتر در منطقه. پیدایش هر قدرت برتر در خاور میانه پاسخگوی منافع روسیه نمی باشد و ایران یک استثنا نیست. در سالهای اخیر ایران نقش قابل توجه روز افزونی را در سیاست خارجی روسیه بازی می کند. مسکو بصورت مداوم از ایران در موضوعات مختلف حمایت می نماید و روسای جمهور دو کشور چندبار در سال با هم ملاقات می نمایند. در عین حال دیپلمات های روس به صورت بی پرده می گویند که ایران و روسیه متحد نیستند و ایرانیان دائما روابط خوب کرملین با دشمن راهبردی ایران- اسرائیل را یادآور می شوند. ظاهرا روابط دو کشور به سطح بی سابقه ای از همکاریها ارتقا یافته است، اما تبدیل آنها به روابط اتحادی واقعی به هر شکل میسر نمی شود. اهداف مختلف ایران و روسیه در خاور میانه مسیر به سمت نزدیکی های آتی را می بندند. نفت و کریدورها سالهای زیادی ایران برای روسیه یک حوزه درجه دو در سیاست خارجی به حساب می آمد. در سالهای 1990 و حتی سالهای 2000 مسکو روابط خود با تهران را تنها یک عامل مفید برای نزدیکی به غرب می دانست و نه بیشتر. این رویکرد تنها با بازگشت ولادیمیر پوتین به پست ریاست جمهوری در سال 2012 شروع به تغییر کرد، زمانی که جهش ها در جبهه غرب تبدیل به موضوعی غیر واقعی شد و با سرعتی ویژه در پاییز 2015 زمانی روسیه عملیات نظامی در سوریه آغاز کرد، این تغییرات صورت پذیرفتند. این اعتقاد وجود دارد که همانا ایرانی ها کرملین را برای حضور در اقدامات نظامی برای نجات رژیم بسار اسد، متقاعد کردند. از این لحظه مسکو و تهران در یک قایق سوری قرار گرفتند و تعداد ارتباطات در سطح عالی به مراتب افزایش یافت. با این وجود یک حمایت مشترک از اسد برای پر کردن روابط دو کشور از محتویات مشخص کافی نبود. همکاریهای اقتصادی ایران و روسیه همچنان بصورت ناچیز باقی مانده اند و جان دادن مجدد به آن حتی با کمک رویکردهای غیر استاندارد میسر نمی شود. یکی از پر سر و صدا ترین پروژه های مشترک ایده کریدور حمل و نقل شمال- جنوب بود که می بایست اقیانوس هند را به منطقه بالتیک متصل نماید. صحبت در خصوص ایجاد مسیر برای بارهایی است که ابتدا از هند از طریق دریا به ایران منتقل می شوند و پس از آن با حمل و نقل جاده ای به بنادر خزر می رسند و در ادامه از طریق دریای خزر و یا راه آهن از مسیر آذربایجان به روسیه رسیده و بنادر آن در دریای بالتیک می رسد. علیرغم مسائل لجستیکی سخت و بارگیری چندین باره کانتینرها، این مسیر برای ارسال بار از هند به شمال اروپا سریع تر و ارزانتر بحساب می آید تا مسیر کانال سوئز. بصورت ظاهری این کریدور حمل و نقل هم اینک وجود دارد اما فعلا واقعا تنها در بخشهای مجزای آن فعالیت صورت می پذیرد. برای اینکه شرکتهای حمل و نقل مسیر جدید را به مسیر قدیمی امتحان شده ترجیح دهند، می بایست زیرساخت های لازم را ایجاد نمود و فعالیتهای بخش های ترکیبی آن را با هم هماهنگ کرد. در شرایط کمبود کنونی منابع و فناوری این مهم برای ایران تبدیل به مسئله ای سخت شده است. علاوه بر آن بسیاری از شرکتهای جهانی تا زمانی که تحریمهای امریکا علیه ایران حفظ شوند، ریسک استفاده از این مسیر را به جان نمی خرند. در نتیجه علیرغم وجود طرفهای علاقمند بیشمار، عملا اجرایی سازی این پرژه بسیار کند صورت می پذیرد. در روابط تجاری دوجانبه وضعیت بصورت غیر قابل محسوسی بهتر است. ایران همچنان یکی از بازارهای مصرف معدود برای صنایع روسی باقی می ماند، هرچند که دو سوم صادرات روسیه به ایران را همچنان محصولات کشاورزی و خوراکی تشکیل می دهند. همچنین حدود 20% - محصولات حمل و نقل شامل لکوموتیو و واگن های راه آهن، تجهیزات، فلز و محصولات صنایع شیمیایی تشکیل می دهند. در مجموع اعداد کاملا ناچیز می باشند. در سال 2018 حجم تجارت ایران و روسیه به رقم 1.7 میلیارد دلار یعنی در سطح مبادلات با ایرلند و رقمی کمتر از 1% گردش تجاری خارجی روسیه می باشد. علت در اینجاست که این کشورها عملا چیزی برای پیشنهاد کردن به یکدیگر ندارند، از آنجایی که هر دو منابع هیدروکربنی صادر کرده و به فناوری خارجی و محصولات صنعتی احتیاج دارند. فعالیت کمیسیونهای مشترک دولتی، شورای تجاری و سایر نهادهای زیر دستی صنعتی تا حد زیادی شکل فرمالیته را به خود گرفته است. علیرغم حمایتهای سیاسی از جانب مسکو، میل تجارت روسیه برای کار با ایران و دور زدن تحریمهای امریکا شعله ور نیست. در نتیجه در نوامبر 2018 شرکت «زاروبژ نفت» بدلیل نگرانی از تحریمهای امریکا که در دور زدن آنها در درجه اول چین و ترکیه به ایران کمک می کنند و نه روسیه، از پروژه های دارای چشم انداز در ایران خارج شد. پروژه ها چشم پوشی از دلار در تبادلات متقابل یا برنامه «نفت در برابر کالا» را نیز بیشتر موضع سیاسی کرملین می خوانند ولی بصورت اساسی شرایط را تغییر نمی دهد. در دور زدن تحریمها در درجه اول به ایران چین و ترکیه کمک می کنند و نه روسیه. ایجاد منطقه آزاد تجاری بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیایی که می بایست در همین سالجاری شروع بکار کند، می توانست نقش عامل محرک را بازی نماید. اقلام ذکر شده در توافقنامه منافع جدی را برای طرفین آن به همراه دارد- این اقلام حدود نیمی از گردش مالی بین ایران و اتحادیه اوراسیایی را در بر می گیرند. با این حال در اختیار گذاشتن فرصتهای جدید اصلا معنای اجرای آنها در عمل را نمی دهد- تحریمها، مصائب لجستیکی و عدم توانایی بخش تجاری دو کشور برای تجارت متقابل از بین نخواهند رفت. به همین دلیل نمی بایست این انتظار را داشت که ایجاد منطقه آزاد تجاری این گردش مالی ناچیز بین ایران و روسیه را چندین برابر خواهد کرد. شرایط در بخش نفت و گاز سخت تر هم هست. ایران و روسیه در بازار جهانی نفت رقیب هم می باشند و در حوزه گازی نیز رقبای احتمالی می باشند. تهران بشکل کاملا جدی نگران ارتباطات مسکو و ریاض و تلاشهای مشترک آنها برای تاثیر گذاری بر قیمت نفت می باشد. علاوه بر آن ایرانیان این نگرانی را دارند که روسیه از موقعیت ایجاد شده بواسطه اعمال تحریمها علیه ایران استفاده کرده تا جایگاه ایران را در بازار نفت تصاحب کند. در نتیجه همکاری های اقتصادی ایران و روسیه محدود می باشد و بعید است در آینده متصور این وضعیت تغییر نماید. این حوزه منافع مشخصی را برای طرفین به همراه دارد اما قطعا این منافع در حدی نیست تا عامل ایجاد شراکت به تمام معنا بین طرفین گردد. جامعه معنایی ندارد نظرات جمعی در هر دو کشور نیز به نزدیکی دو کشور کمکی زیادی نمی کند. در روسیه نسبت به ایران صریح بگوییم بی تفاوت هستند. مردم حاضرند در خصوص اکراین، اروپا، ایالات متحده با هم بحث بکنند ولی خاورمیانه برای آنها کم اهمیت می باشد اگر سوژه های خاص مربوط به حضور روسیه سوریه را از این مهم قلم بگیریم. روابط تهران و مسکو توجه خاصی را به خود جلب نمی نماید و ایران در بین غالب شهروندان روسیه هیچ احساساتی را بر نمی انگیزد. روسیه در بین ایرانیان برعکس توجه کمی را به خود جلب نمی کند. بحث در خصوص اینکه آیا می شود به روسیه اعتماد کرد، آیا ارزش این را دارد که با مسکو روابط را ایجاد کرد، دائما در رسانه های ایرانی قابل مشاهده می باشد. وجود انتخابهای مشخص در ایران زمینه گذار این شده است که در موضوع روسیه سیاستمداران جریانهای مختلف تلاش به جمع آوری امتیاز کنند. اینکه چقدر افکار عمومی در ایران می تواند موثر باشد، به سادگی از داستان مربوط به پایگاه هوایی شهید نوژه در آگوست 2016، معلوم می باشد. در آن زمان مسکو با تهران در خصوص استفاده از پایگاه ایرانی در نزدیکی شهر همدان بعنوان پایگاهی هوایی برای خدمات رسانی به هواپیماهای نیروی هوایی روسیه که مشغول عملیات در سوریه بودند، به توافق رسید. این در حالیست که این خبر باعث ناراحتی در بین جامعه ایران شد و بعد از آن در مجلس ایران. منتقدان به قوه مجریه و نظامی اصل تصویب شده بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی در ایران در خصوص غیرقابل امکان بودن حضور نیروهای خارجی در خاک کشور، را یادآور شدند. به نظر میرسید که موافقتها در خصوص استفاده از پایگاه هوایی در بالاترین سطوح بدست آمده است و حملات هوایی موفق بر علیه مواضع مخالفان بشار اسد در راستای منافع دو کشور می باشند. با این وجود فشار اجتماعی در ایران کفایت کرد برای اینکه دولت ایران در کمتر از یک هفته مجوز استفاده از پایگاه نظامی در همدان را پس بگیرند. در اینجا حافظه تاریخی بود که کار خودش را کرد. در طول قرون نوزدهم و بیستم روسیه و پس از آن شوروی بارها تمامیت ارزی ایران را زیر سوال بردند. جداسازی قفقاز جنوبی، تیرباران اولین مجلس ایران توسط اسلحه های افسر قزاق لیاخوف، اشغال ایران توسط نیروهای نظامی شوروی و انگلیسی در سال 1941- اینها همه اتفاقات با اهمیتی برای تاریخ ایران می باشند که تا کنون احساسات ملی ایرانیان را جریحه دار می کنند. رجوع به گذشته در روابط ایران و روسیه دائما در روزنامه های ایرانی پدیدار می شوند. در سطح زندگی عادی نکته منفی نسبت به مردم روسیه وجود ندارد، اما دیدگاه ایرانیان به دولت روسیه بیشتر بر مبنای بی اعتمادی استوار است. بدون شک سیاست خارجی ایران را افکار عمومی تشکیل نمی دهند. سیاستمداران ایرانی در دولت رهبر دینی و اطرافیان وی و نیز نظامیان در رابطه با مسکو به مراتب عملگرا تر و آرامتر از مخاطبان رسانه های ایرانی می باشند که بر مبنای کلیشه های بر گرفته از تجربه تاریخی فکر می کنند. در عین حال تهران بر خلاف دولت روسیه مجبور است که دائما اصلاحاتی را در افکار عمومی در خصوص ایجاد روابط با کرملین صورت دهد. ایدئولوژی زدایی و عملگرایی روابط ایران و روسیه بواسطه رویکرد عملگرای هر دو طرف توانسته به این سطح بالا برسد: مسکو نهایتا از سیاست لیبرال غرب جدا شد و ایران از تعصبات خشک دینی در ایجاد امت جهانی و صادرات انقلاب اسلامی، خارج شد. اما اینک همین عملگرایی موانع را برای نزدیکی در آینده ایجاد می نماید. روسیه در خاور میانه سیاست چند محوری را اجرا می کند. مسکو آماده است تا نه تنها با کشورهای شریک مثل سوریه، مصر، اسرائیل همکاری کند، بلکه روابط با شرکای جدید که در گذشته نه چندان دور کشورهای دوری برای روسیه بودند مثل قطر و عربستان سعودی را معماری نماید. در نتیجه اینگونه می شود که روسیه به دنبال ایجاد روابط با متحدین و دشمنان واضح ایران می باشد. مسکو در تلاش است تا تاثیر خود را در خاورمیانه با استفاده از این امر که ایالات متحده حضور خود را در منطقه کم می کند، تقویت نماید؛ اما تلاش نمی کند همان نقشها را ایفا کند که واشنگتن ایفا می کند. روسیه نه پتانسیل اقتصادی و نه پتانسیل سیاسی کافی را ندارد تا بتواند هژمونی در منطقه ایجاد نماید به همین دلیل هدف آن- حفظ موازنه قدرت  که در راستای آن می تواند نقش میانجی فرامنطقه ای کلیدی را بازی کند، می باشد. اقدامات ایران تا حد زیادی در تقابل این می باشد- تبدیل شدن به دولت برتر در خاورمیانه که تا آنطور که در ایران تصور می کنند تنها راه تامین امنیت جمهوری اسلامی می باشد. چنین هدفی برای اکثر کشورهای منطقه قابل پذیرش نیست و به نظر مسکو عامل حفظ ثبات در خاور میانه نمی باشد. پیدایش هرگونه قدرت غالب در خاور میانه پاسخگوی منافع روسیه نمی باشد- ایران نیز از این مهم مستثنی نیست. بدین ترتیب علیرغم همکاری فعالانه در سوریه، رویکردهای کشورها نسبت به سیاست خاورمیانه ای اجازه رشد بیشتر همکاریها به سطحی بالاتری را نمی دهند. حوزه های دیگر نیز زمینه ای برای توسعه روابط را ایجاد نمی نمایند.  از منظر اقتصادی هر دو کشور حاضر به کار با یکدیگر می باشند اما برای مبنای جدی برای توسعه در این حوزه وجود ندارد. روسیه شاید مایل است تا تهران را از تحریمها نجات دهد، اما وی اصلا آماده نیست در این راستا برای خودش خسارت ایجاد نماید. از نظر ارزشی نیز ایران شیعی و روسیه لائیک محافظه کار با اکثریت مسلمانان اهل تسنن بکلی از هم دور می باشند. روسیه امروز در تلاش است تا بر همخوانی های در مواضع سرمایه گذاری کند و نه بر روی اختلاف نظرها. مسکو سوالات مربوط حقوق بشر و یا برنامه موشکی ایران را مطرح نمی کند. عملگرایی و وابستگی متقابل در خاور میانه در آینده توسعه همکاریهای ایران و روسیه را تعیین خواهند نمود. اما در سطح سیاسی کشورها از قرار معلوم به بالاترین سطح نزدیکی دست یافته اند. در ادامه رویکردهای متفاوت نسبت به سیاست منطقه ای تهدید رشد تناقضات و برخورد منافع را ایجاد می نماید. به همین دلیل هدف واقعگرایانه- عدم تلاش برای دستیابی به مرزهای جدید بلکه حفظ حداقل همین سطح روابط می باشد.   منبع: https://carnegie.ru/commentary/79251 ترجمه حسین به جویان   ]]> همسایگان اوراسیا Sun, 23 Jun 2019 20:14:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3845/بی-اعتمادی-راهبردی-چرا-ایران-روسیه-نمی-توانند-متحد-هم-بشوند جمع اضداد در شانگهای http://www.iras.ir/fa/doc/note/3844/جمع-اضداد-شانگهای نوزدهمین اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان برگزار شد. ایران سالهاست که تمایل خود به عضویت دائم این سازمان را از مجاری رسمی اعلام داشته است و هر بار به بهانه هایی از ارتقای عضویت ایران از ناظر به دائم سرباز زده اند. این موضوع اغلب موجب دلسردی ایران از همکاری در سازمانی شده است که با چند عضو آن همسایه است. با نگاهی به قلمرو جغرافیایی این سازمان و موقعیت جغرافیایی ایران می توان دریافت بیش از آنچه که ایران نیازمند پیوستن به این سازمان به عنوان عضو دائم باشد، این کشورهای عضو سازمان هستند که باید ایران را به عضویت دائم در آورند. در ابعاد اقتصادی در چارچوب یک سازمان همکاری منطقه ای، دسترسی به آبهای آزاد و دریاهای پیرامون قلمرو جغرافیایی یک سازمان همکاری منطقه ای می تواند نکته ای مثبت و ارزشمند باشد. ایران با دسترسی به آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان از طریق جاده و ریل می تواند این اتصالات را برای سازمان شانگهای فراهم آورد. این موقعیت استثنائی است. ایران جزو بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز در جهان است و دو کشور پرجمعیت جهان و منطقه نیازمند واردات انرژی (هند و چین) می توانند بر روی منابع عظیم نفت و گاز ایران برنامه ریزی کنند. پاکستان در همسایگی شرقی ایران جزو کشورهای پرجمعیت و مسلمان منطقه و عضو دائم شانگهای نیاز به واردات انرژی دارد که در کوتاه ترین و کم هزینه ترین راه می تواند با ایران در تعامل باشد. از نظر سیاسی ایران با تجربیات گران قیمتی که طی دهه ها در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مبارزه با ترروریزم به دست آورده است، می تواند نقطه اتکای سازمان شانگهای باشد. از نظر تولید علم و سابقه تمدنی ایران در کنار چین و هند جزو معدود تمدنهایی است که از دوره باستان تا کنون به حیات فرهنگی و تمدنی خود ادامه می دهد و این ارتباط با تمدن نه تنها کم رنگ نشده بلکه تقویت هم شده است. عدم پذیرش ایران به عنوان عضو دائم از سوی دبیرخانه شانگهای را می شود به نوعی کم الطفاتی و بی مهری و لج و لجبازی قلمداد کرد. هرچند عضویت دائم در سازمان شانگهای برای ایران بزرگ که از نظر مولفه های قدرت، دارای توانهای بالقوه و بالفعل زیادی برای ایفای نقش قدرت منطقه ای را دارد، سوال بر انگیز است. در سالهای گذشته تاکید داشتیم چرا ایران باید این مقدار نسبت به عضویت دائم در سازمان شانگهای اصرار دارد. در سازمان شانگهای برخلاف بسیاری از سازمانهای همکاری منطقه ای که در یک چارچوب تقسیم کار در فضای اقتصادهای مکمل یکدیگر کنار هم آمده اند و ضوروت همکاری و فلسفه وجودی آن برای همپوشانی اقتصاد است، در سازمان شانگهای اقتصادهای تکمیلی وجود ندارند. هند و چین خود صادر کننده کالاهای مصرفی و وارد کننده «های تک» و نیازمند جذب سرمایه های خارجی هستند و هر دو از ایران نفت می خرند و اقتصاد ما را نه تنها شکوفا نکرده اند، بلکه با تولید کالاهای ارزان قیمت، قدرت رقابت پذیری تولیدات ایران را نه تنها در فضای اقتصاد خارجی، بلکه حتی در اقتصاد داخلی هم به تولیدات ما اسیب رسانده اند. قدرت رقابتی کالاهای ایرانی را از بین برده یا تضعیف کرده اند. از نظر سیاسی اعضای شانگهای جمع اضداد هستند. روابط چین با پاکستان تیره است و آنها یک اختلاف آنتاگونیستی دارند. چین و هند نیز روابط کاملا دوستانه ای ندارند. دو قدرت بزرگ منطقه یعنی چین و روسیه نیز یکی در شرق و دیگری در غرب هر یک دیدگاه متفاوتی به جهان دارند. چین اهداف اقتصادی را دنبال می کند و برای تامین زندگی جمعیت 1.3 میلیاردی خود به دنبال یافتن بازاری بدور از تنشهای نظامی است. روسیه یک قدرت نظامی است که در راستای ایجا روسیه ای قدرتمند و احیای شوروی است و سازمان شانگهای را می خواهد به تجویه گری برای جهان گشایی خود و در نهایت روسیاروئی با ایالات متحده تبدیل کند. این دو امپراتوری قاره ای اجازه عرض اندام به ایران نخواهند داد و در صورت ارتقای جایگاه عضویتی ایران به عنوان عضو دائم هم این امکان را به ایران نخواهند داد و جایگاه ایران را مساوی کشورهای آسیای مرکزی تعریف خواهند کرد که برای ایرانی که خود داعیه قدرت منطقه ای را دارد، مناسب نیست. ایران در بهترین حالت می تواند در تامین منابع انرژی کشورهای آسیای مرکزی، هندوستان و پاکستان و در نهایت افغانستان (ناظر) را تامین کند. ولی روسیه در این میان امکان رقابت در بازار انرژی را به ایران نخواهد داد که در این زمینه تجربه انتقال گاز ایران به ارمنستان و سپس تصمیم به ادامه خطوط تا گرجستان موجود است که روسیه این امکان را از ایران سلب کرد. اتحادیه اروپا برای تامین انرژی پاک خود علاقه مند بوده است از ایران در چارچوب همکاری های انرژی گاز وارد کند که ایران فاقد تکنولوژی و سرمایه بوده در حالی که اتحادیه اروپا نیاز، سرمایه، تکنولوژی و بازار مصرف دارد. گمان می رود عدم موفقیت ایران در این زمینه انحصار گرفتن صادرات گاز به اروپا از سوی روسیه باشد. زیرا ایران همطراز روسیه در دارا بودن ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در جهان است ولی چون سرمایه گذاری ها با توجه به تحریمهای بین المللی و تحمیلی از سوی آمریکا مانع توسعه زیرساختهای صادراتی گاز ایران به اروپا شده و روسیه از این رقابت منفعت به دست می آورد. به نظر می رسد با در نظر گرفتن آنچه در بالا بدان اشاره شد، این شانگهای است که به ایران باید نیاز داشته باشد و نه ایران به شانگهای. ارتقای جایگاه ایران از ناظر به دائم، منافع مورد انتظار ما را تامین نخواهد کرد. بهترین وضعیت همانی است که امروز در آنیم. منبع: روزنامه شرقی، سال شانزدهم، شماره 3450، شنبه 25 خرداد 1398، ص 15     ]]> سازمان های منطقه ای Sat, 22 Jun 2019 16:48:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3844/جمع-اضداد-شانگهای