موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Mon, 25 Jun 2018 18:10:23 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Mon, 25 Jun 2018 18:10:23 GMT 60 هشدارها و توصیه‌های لازم برای تجارت با روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3675/هشدارها-توصیه-های-لازم-تجارت-روسیه طی چند سال اخیر و به دلیل مجموعه‌ای از عوامل، ازجمله انعقاد توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 1+5 در سال 2015 و اجرایی شدن برجام و تقویت تعامل منطقه‌ای روسیه با ایران به‌ویژه در رابطه با حل و فصل اوضاع سوریه تمایل تجار و بازرگانان ایرانی به‌خصوص بخش خصوصی اقتصاد ایران برای حضور در بازار روسیه و تعاملات تجاری با این کشور افزایش یافت. از طرفی، حل و فصل برنامه هسته‌ای ایران و به دنبال آن برداشته شدن تحریم‌های شورای امنیت از ایران و رفع بسیاری از موانع حقوقی در اجرای توافق‌های قبلی دو کشور، زمینه مساعدی را برای علاقمندی بیشتر طرف روسی برای تقویت مناسبات تجاری با ایران و تعمیق و تنوع‌بخشی روابط فیمابین فراهم نمود.   با این حال، این روند رو به رشد به دلیل عدم آشنایی و اشراف بازرگانان دو کشور به خصوص تجار ایرانی از بازار هدف، با مشکلات و دردسرهایی هم برای آنان همراه بوده و فعالان اقتصادی ایران را در برخی موارد با خسارت‌هایی مواجه کرده است. از این رو، رایزنی بازرگانی ایران در روسیه ضمن هشدار در مورد مشکلات و مسائل موجود، در نظرگرفتن نکات و به کاربستن اقدامات زیر را به شرکت‌های ایرانی علاقمند به حضور در بازار روسیه اکیدا توصیه کرده است.     1- مزیت‌یابی کالای صادراتی از طریق * مراجعه به جداول اقلام صادراتی کشورمان به روسیه طی سال‌های گذشته   * مراجعه به جداول اقلام وارداتی روسیه از جهان طی سال‌های گذشته   * اخذ مشاوره از سازمان توسعه تجارت ایران، رایزن بازرگانی ایران در روسیه آقای فرهاد پرند، رایزن بازرگانی روسیه در ایران آقای آندره لوگانسکی، شورای مشترک بازرگانی ایران و روسیه به ریاست آقای تیزهوش تابان، شورای مشترک بازرگانی روسیه و ایران به ریاست آقای ولادیمیر ابیدینوف و اتاق‌های بازرگانی، صنایع و معادن دو کشور   * بررسی اشکال مناسب حمل کالا با در نظرگرفتن ماهیت آن و اقلیم روسیه   * کسب اطلاع از تخفیفات گمرگی کالا ،میزان تعرفه‌های گمرگی، مالیات‌ها و عوارض متعلقه بر کالا در روسیه   * بررسی قوانین صادراتی کشورمان و روسیه برای اطلاع از ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها   * داشتن لیست قیمت براساس شرایط مختلف تحویل     2- مشتری‌یابی از طریق * شرکت در نمایشگاه‌های تخصصی و بین‌المللی   * هیأت‌های تجاری اعزامی به روسیه   * شرکت‌ها و تجار خوشنام ایرانی مقیم در روسیه   * از طریق نهادهای تجاری دو کشور.     3- هشدارهای مهم در رابطه با صادرات محصولات غذایی به ویژه میوه و سبزی به روسیه * عدم معامله و ارسال کالا جهت اشخاص و شرکت‌های ناشناخته بدون دریافت تضمین لازم و استعلام از نهادهای تجاری و حقوقی و رایزنی بازرگانی   * در صورت تمایل به همکاری با تجار ایرانی مقیم روسیه ضمن تحقیق درباره خوشنامی آنها، امضای قرارداد و اخذ تضمین و وثایق در ایران در برابر ارسال کالا مد نظر قرار گیرد   * انعقاد قرارداد تأمین محصول با فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ در صورت برخورداری از قدرت عرضه   * به‌کارگیری اشخاص معتمد در بازار روسیه جهت اعلام آخرین تغییرات در رویه و رفتار بازار   * توجه به زمان‌های طلایی در ارسال محصولات به بازار روسیه   * شرط حضور نمایندگان خریدار و فروشنده در زمان‌های بارگیری و تخلیه در مبداء و مقصد   * انجام معامله بر اساس قرارداد و طراحی مکانیزمی جهت حل و فصل اختلافات ناشی از خرابی محصولات و تقسیم مخاطرات بین فروشنده و خریدار   * استفاده از وسیله مناسب حمل با توجه به محصول، فصل و نیز کنترل سوابق دمایی دستگاه‌های سردکننده کامیون‌ها   * توجه به بسته‌بندی،نظافت و درج اطلاعات به زبان روسی بر روی بسته‌ها   * توجه به اصل رقابتی و قیمت‌محور بودن بازار روسیه به ویژه در زمینه مواد غذایی جهت محاسبه حاشیه سود   * توجه به رفتار رقبای خارجی در بازار و نحوه عملکرد آنها.     4- استعلام مشتریان و طرف‌های تجاری روسی به صورت * درخواست کدهای سه‌گانه شرکت روسی(بانکی، مالیاتی و ثبتی) و استعلام وضعیت شرکت مذکور از طریق سایت اداره مالیات روسیه   * توجه به مشخصات تماس شرکت (سایت،ایمیل،تعداد شماره‌های دورنگار و تلفن)   * استعلام شرکت مذکور از اتاق بازرگانی و سفارت (لیست سیاه)   * بازدید از محل ساختمان و امکانات شرکت روسی   * درخواست مدارک شرکت (اساسنامه، شرکت‌نامه و مجوز فعالیت)   * برگزاری جلسات مذاکره رسمی در محل سفارت در مسکو   * اجتناب از هرگونه پیش‌پرداخت، حق واسطه‌گری و رشوه تحت هر عنوان خارج از قرارداد   * عدم اعطای هرگونه وکالت، حق نمایندگی خارج از قرارداد   * شرط ثبت و ضبط نسخه‌ای از قرارداد در سفارتخانه‌های دو کشور   * عدم مذاکره با شرکت‌ها و اشخاص مجهول، ناشناس و مشکوک     5-توصیه‌های مهم در تنظیم مفاد قرارداد * استفاده از مشاوره‌های حقوقی و تجاری از اشخاص ذیربط   * ضمیمه‌نمودن کپی اسناد دو شرکت به قرارداد و مهمور شدن اسناد هریک توسط دیگری   * درجِ بندی در خصوص ضرر و زیان در صورت عملی‌نشدن قرارداد در هریک از مراحل   * درج ماده‌ای به عنوان مکانیزم حل اختلاف در قرارداد   * ثبت و ضبط نسخه‌ای از قرارداد در مراجع و نهادهای دولتی یا اتاق‌های بازرگانی دو کشور   * درخواست تضمین بانکی از بانک‌های معتبر در قبال هرگونه پیش پرداخت   * درج شرط تحویل کالا حتی‌المقدور قبل از گمرک روسیه   * درخواست مدارکی مبنی بر موجود بودن کالا در انبار یا گمرک یا تاییدیه کارخانه   * تنظیم قرارداد به زبان انگلیسی و درج شرطی مبنی بر تفسیر قرارداد بر اساس زبان انگلیسی   * امضای قرارداد در مکان‌های خاص مثل سفارتخانه یا با حضور اشخاص خاص نظیر دیپلمات‌ها   * درج مشخصات کامل دو شرکت و نیز شرایط و نحوه انجام معامله در قرارداد   * استفاده از پیوست‌های لازم مثل جدول زمانی تحویل کالا در قرارداد   * امضای قرارداد پس از رویت امکانات، پرسنل و محل‌های فیزیکی شرکت طرف قرارداد       نویسنده: دکتر فرهاد پرند، دکترای مدیریت بازرگانی از دانشگاه ملی تاراس شفچنکو اوکراین و رایزن بازرگانی سفارت ج.ا.ایران در روسیه   ]]> دکتر فرهاد پرند اقتصاد و انرژی Fri, 22 Jun 2018 14:11:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3675/هشدارها-توصیه-های-لازم-تجارت-روسیه نخست‌وزیر جدید ارمنستان با قره‌باغ چه می‌کند؟ http://www.iras.ir/fa/doc/article/3673/نخست-وزیر-جدید-ارمنستان-قره-باغ-می-کند   رویکرد و سیاست دولت جدید ارمنستان در قبال روند مذاکرات صلح قره باغ و تاکید نیکول پاشینیان نخست وزیر جدید ارمنستان بر حضور قره باغ در مذاکرات صلح واکنش های مختلفی را در پی داشته است. در حالیکه این درخواست و رویکرد جدید با استقبال محافل داخلی ارمنستان و قره باغ مواجه شده است، اما واکنش مقامات باکو در قبال آن منفی بوده است.   موضوع رویکرد و سیاست دولت جدید ارمنستان در قبال روند مذاکرات صلح قره باغ را می توان در سه محور جداگانه مورد بررسی قرار دارد: استدلال نیکول پاشینیان برای ارائه درخواست اضافه شدن نمایندگان قره باغ به مذاکرات صلح، امکان تحقق این درخواست و نیز اهداف نخست وزیر ارمنستان از اتخاذ این رویکرد جدید و تبعات آن.   آنچه که مسلم است استدلال نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان برای حضور مقامات قره باغ در مذاکرات صلح منطبق بر واقعیت های محکم تاریخی و منطقی است. استدلال آقای پاشینیان که هفتم ژوئن در جلسه بررسی برنامه دولت جدید ارمنستان در مجلس ملی این کشور ارائه شد از سه بخش عمده تشکیل شده است. ایشان نخست با اشاره به سابقه تاریخی موضوع این نکته را مورد تاکید قرار داد که حضور قره باغ در مذاکرات صلح موضوع جدیدی نیست و مسبوق به سابقه می باشد. قره باغ پیش تر در مذاکرات صلح حضور داشته و در نشست سران سازمان امنیت همکاری و اروپا که در سال ۱۹۹۸ در بوداپست برگزار شد به عنوان یکی از طرفین مناقشه شناخته شده است و حضور آن در مذاکرات منطقی می باشد.   نخست وزیر ارمنستان همچنین تاکید کرد که رهبران سابق ارمنستان به نوعی از صلاحیت لازم برای سخن گفتن از جانب ساکنان قره باغ برخوردار بوده اند اما او فاقد این صلاحیت است. روبرت کوچاریان تا پیش از تصدی مقام نخست وزیری و سپس ریاست جمهوری ارمنستان با رای ساکنان قره باغ به عنوان رئیس جمهوری قره باغ انتخاب شده بود. سرژ سرکیسیان نیز پیش از تصدی پست های وزارت دفاع، نخست وزیری و ریاست جمهوری ارمنستان از سازمان دهندگان جنبش قره باغ و از فرماندهان جنگ قره باغ بوده است. به دلیل همین وابستگی روسای جمهوری سابق ارمنستان به نوعی از صلاحیت لازم برای مذاکره در مورد قره باغ برخوردار بوده اند، در حالیکه نیکول پاشینیان نخست وزیر کنونی ارمنستان فاقد این ویژگی بوده و معتقد است که چون ساکنان قره باغ در انتخابات ارمنستان شرکت نمی کنند و او منتخب آن ها نیست پس نمی تواند به نمایندگی از آن ها مذاکره کند و باید مقامات منتخب قره باغ نیز در مذاکرات حضور داشته باشند. نخست وزیر جدید ارمنستان همچنین با اشاره به ناکارآمدی الگوی کنونی مذاکرات آن را دلیل فقدان پیشرفت در مذاکرات صلح دانست و تاکید کرد که حضور قره باغ در مذاکرات می تواند موجب پویایی و تحرک مجدد در مذاکرت صلح شود.   در ظاهر چنین به نظر می رسد که هیچ خدشه ای به استدلال آقای پاشینیان در این مورد وارد نیست. اما موضوع مهم دیدگاه و نظر طرف دیگر مناقشه و مذاکرات صلح یعنی جمهوری آذربایجان می باشد. مقامات باکو ضمن بی اعتنایی به سابقه تاریخی موضوع بار ها تاکید کرده اند که که جمهوری قره باغ و مقامات آن را به رسمیت نمی شناسند و با حضور آن ها در روند مذاکرات موافقت نخواهند کرد. حکمت حاجی اف سخنگوی وزارت خارجه جمهوری آذربایجان نیز در واکنش به اظهارت نخست وزیر ارمنستان در مجلس ملی این کشور ضمن تکرار موضع پیشین دولت این کشور در مورد حضور قره باغ در مذاکرت صلح، «رویکرد غیرسازنده» ارمنستان را دلیل بن بست موجود در روند مذاکرات صلح دانست.   اکنون این سئوال مهم مطرح است که با توجه به مواضع سرسختانه باکو درخواست نیکول پاشینیان برای ایجاد تغییر در الگوی مذاکرات صلح و اضافه شدن نمایندگان قره باغ به آن تا چه حد امکان تحقق خواهد داشت؟   واقعیت امر این است که هرگونه تغییر در الگوی مذاکرات دوجانبه و بویژه مذاکرات صلح قره باغ در چند حالت ممکن خواهد بود.   الف) توافق و تفاهم طرفین برای ایجاد تغییر. بدین معنی که طرفین بدون هیچ پیش شرطی در مورد تغییر الگو به تفاهم دست یابند. اگرچه این گزینه ابتدایی ترین، منطقی ترین و آسان ترین روش متصور برای ایجاد تغییر در الگوی مذاکرات می باشد اما با توجه به موضع سرسختانه جمهوری آذربایجان و فقدان دلیل منطقی برای عقب نشینی این کشور از مواضع سابق خود تقریبا غیرممکن به نظر می رسد.   ب) تغییر موازنه ایجاد شده در مناقشه به گونه ای که یکی از طرفین در موضع بر تر و طرف مقابل در موضع ضعف قرار گیرد. در این صورت طرفی که در موضع بر تر قرار دارد خواهد توانست خواست های خود را به طرف دیگر تحمیل کند. این تغییر موازنه می تواند در نتیجه بروز درگیری نظامی و برتری یکی از طرفین و یا تلاطم شدید سیاسی در یکی از کشور ها و قرار گرفتن در موضع ضعف بروز کند. در شرایط کنونی هیچ نشانه ای از تغییر موازنه سیاسی و یا نظامی در مناقشه قره باغ مشاهده نمی شود. اگرچه نیکول پاشینیان معتقد است که انقلاب مخملی در این کشور و مقبولیت مردمی دولت جدید این کشور پشتوانه ای قوی برای مذاکرات خواهد بود، اما واقعیت امر این است که این اظهارات بیشتر مصرف داخلی دارند. حداقل در طی ده سال گذشته علیرغم انتقادات داخلی از مقامات سابق ارمنستان، تلاش در جهت پیشرفت در برقراری دموکراسی، رعایت حقوق بشر و آزادی های بنیادین در ارمنستان مورد تائید مجامع اروپایی، از جمله شورای اروپا، کمیسیون اروپا و دیگر نهادهای حقوق بشری بوده است حال آنکه جمهوری آذربایجان بدلیل نقض موازین دموکراسی، حقوق بشر و آزادی های بنیادین همواره مورد انتقاد این مجامع و نهاد ها قرار داشته است، با این وجود وضعیت دموکراسی در داخل این کشور هیچ تاثیری بر مواضع این کشور در قبال مناقشه قره باغ نداشته است. می توان چنین نتیجه گیری کرد که تغییر و تحولات اخیر در ارمنستان نه تنها تاثیر چندانی در مواضع دولت جمهوری آذربایجان نخواهند داشت بلکه به دلیل عدم استقرار کامل دولت جدید ارمنستان تا مدت زمانی حتی ممکن است به ضرر این کشور نیز عمل کنند.   ج) تغییر در موازنه نظامی و سیاسی در نتیجه مداخله یک قدرت خارجی. در این فرض می توان تاثیرگذاری روسای گروه مینسک در جهت تحمیل ایده ایجاد تغییر در الگوی مذاکرات را مورد بررسی قرار داد. موضع فرانسه در قبال مناقشه قره باغ بیشتر منفعلانه بوده و به غیر از چند مورد استثنایی در سال های اخیر شاهد تحرک چندانی از سوی این کشور نبوده ایم و بعید بنظر می رسد که در این مورد خاص نیز قصد ورود به موضوع به نفع یکی از طرفین را داشته باشد. موضع رسمی روسیه در قبال درخواست ارمنستان برای افزوده شدن قره باغ به مذاکرات صلح همزمان با اظهارات نیکول پاشینیان از سوی وزیر امور خارجه روسیه مطرح شد. سرگئی لاوروف روز هفتم ژوئن پس از دیدار با ظهراب مناسکانیان وزیر امور خارجه ارمنستان در مسکو در جمع خبرنگاران با تائید این موضوع که تا مقطعی قره باغ در مذاکرات حضور داشته و با توافق طرفین از مذاکرات خارجه شده است، افزود در صورت توافق طرفین مناقشه برای بازگشت قره باغ به روند مذاکرات، مسکو به این تصمیم احترام خواهد گذاشت. در واقع روسیه با انداختن توپ به زمین جمهوری آذربایجان هرگونه تغییر در الگوی کنونی را منوط به توافق مقامات باکو کرده است. تنها گزینه باقی مانده مداخله آمریکا برای ایجاد تغییر در الگوی مذاکرات می باشد. اگرچه با فرض تمایل آمریکا برای ورود به این موضوع بدلیل مراودات اقتصادی و تجاری شرکت های وابسته به دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با جمهوری آذربایجان و تاثیرگذاری مولفه های اقتصادی و تجاری در تصمیم گیری های سیاسی رئیس جمهوری این کشور، هرگونه مداخله آمریکا در مناقشه قره باغ به احتمال بسیار زیاد به نفع جمهوری آذربایجان خواهد بود؛ با این وجود و حتی به فرض جانبداری آمریکا از رویکرد جدید ارمنستان این موضوع به نفع دولت جدید ارمنستان نبوده و می تواند تبعات نامطلوبی در پی داشته باشد. نخست آنکه آقای پاشینیان همواره هرگونه مداخله خارجی و به صورت مشخص غرب را در تغییر و تحولات اخیر این کشو رد کرده است، اما جانبداری دولت آمریکا از دولت جدید ارمنستان بلافاصله پس از انقلاب مخملی در این کشور می تواند بار دیگر به شائبه دخالت خارجی در تحولات اخیر ارمنستان دامن بزند. از سوی دیگر هرگونه مداخله آمریکا در این موضوع با واکنش شدید و منفی روسیه مواجه خواهد شد.   د) توافق با ایجاد تغییر در الگوی مذاکرات با گرفتن امتیاز از طرف مقابل. این گزینه در حال حاضر شاید متحمل ترین امکان برای تحقق ایده نخست وزیر ارمنستان باشد. اما بهره گیری این گزینه نیز هزینه و تبعات سنگینی برای دولت جدید ارمنستان در پی خواهد داشت. بی تردید جمهوری آذربایجان برای موافقت با حضور قره باغ بر سر میز مذاکرات پیش شرط هایی را مطرح خواهد کرد. محتمل ترین پیش شرط می تواند اضافه شدن ترکیه به جمع روسای سه گانه گروه مینسک به موازات حضور قره باغ در مذاکرات باشد. این ایده پیش از این نیز بار ها از سوی مقامات باکو مطرح شده و با واکنش منفی طرف ارمنی مواجه شده است. اضافه شدن ترکیه به جمع روسای گروه مینسک موجب تقویت موضع جمهوری آذربایجان خواهد شد در حالیکه حضور قره باغ تغییری در سمت دیگر مذاکرات ایجاد نخواهد کرد و این می تواند ارمنستان را در موضع ضعف قرار دهد. پیش شرط دیگر جمهوری آذربایجان می تواند موافقت ارمنستان با بازگرداندن برخی از اراضی تحت کنترل نیروهای ارمنی به جمهوری آذربایجان باشد. حتی با چشم پوشی از این موضوع که نخست وزیر ارمنستان با اظهارات خود در مجلس ملی این کشور در واقع صلاحیت بحث بر سر بازگرداندن این اراضی را که متعلق به قره باغ می باشد از خود سلب کرده است، هرگونه سازش و عقب نشینی دولت جدید ارمنستان در این زمینه می تواند با واکنش های شدید در داخل ارمنستان و قره باغ مواجه شد.   با توجه به موارد ذکر شده می توان چنین نتیجه گیری کرد که تحقق ایده نیکول پاشینیان برای حضور قره باغ در مذاکرات صلح صرفنظر از استحکام استدلال های مطرح شده برای آن دور از تصور بوده و یا تبعاتی را برای طرف ارمنی در پی خواهد داشت.   حال باید به این پرسش پاسخ دهیم که هدف نخست وزیر ارمنستان از پیش کشیدن این ایده چه بوده است؟   واقعیت امر این است که تا پیش از نشست اول ماه می گذشته مجلس ملی ارمنستان که در پی استعفای سرژ سرکیسیان از مقام نخست وزیری و معرفی نیکول پاشینیان رهبر انقلاب مخملی ارمنستان برای تصدی این پست برگزار شد هیچ نشانه ای از درخواست برای حضور قره باغ در مذاکرات صلح در هیچ کدام از سخنرانی ها و مصاحبه های نیکول پاشینیان به چشم نمی خورد. وی در مصاحبه با رسانه های جمعی یک روز پیش از برگزاری جلسه رای گیری مجلس در پاسخ به سئوالی درباره رویکردش درباره مناقشه قره باغ تنها به بیان این نکته بسنده می کند که از «قره باغ و مقامات آن حمایت می کند و پس از انتخاب به عنوان نخست وزیر و آشنایی با جزئیات موضوع در این زمینه اقدام خواهد کرد.»   ایده اضافه شدن قره باغ به مذاکرات صلح نخستین بار در نشست بررسی صلاحیت پاشینیان برای احراز مقام نخست وزیری در اول ماه می و در شرایطی مطرح شد که وی تحت فشار شدید انتقادات نمایندگان حزب جمهوری خواه به دلیل نداشتن سیاست مشخص در قبال قره باغ قرار داشت. این ایده که ظاهرا بدون هیچ پیش زمینه خاصی و با هدف کاستن از فشار مخالفان مطرح شده بود، بلافاصله با استقبال محافل داخلی ارمنستان و قره باغ مواجه شد و با تبدیل شدن به یکی از مولفه های سیاست خارجی نیکول پاشینیان در برنامه دولت جدید این کشور نیز گنجانده شد.   اگرچه می توان تصور کرد که در هنگام طرح این ایده در مجلس ملی این کشور پاشینیان احتمال تحقق آن را در نظر نگرفته باشد اما بی تردید با تاکید مجدد بر آن ضمن آگاهی از دشوار بودن تحقق آن، اهداف ویژه ای را دنبال می کند.   اگر جمهوری آذربایجان با یک احتمال بسیار ضعیف از این ایده نخست وزیر جدید ارمنستان استقبال کرده و بدون هیچ پیش شرطی با حضور قره باغ در مذاکرت موافقت کند این موضوع پیروزی بزرگی برای پاشینیان در آغاز دوران نخست وزیری بوده و موجب تقویت پایه های دولت جدید این کشور و افزایش میزان مقبولیت اجتماعی آن خواهد شد.   اما مخالفت جمهوری آذربایجان با این درخواست به معنای آن خواهد بود که روند مذاکرات صلح تا مدت زمان نامشخصی دچار رکود خواهد شد. تعلیق روند مذاکرات صلح و حداقل خودداری از برگزاری نشست سران صرفنظر از تبعات خطرناک آن و از جمله افزایش احتمال بروز درگیری و تبدیل شدن آن به عملیات نظامی گسترده، در شرایط کنونی بیشتر به نفع نخست وزیر جدید ارمنستان خواهد بود. آنچه مسلم است دولت جدید ارمنستان که در نتیجه انقلاب مخملی ماه می گذشته بر سرکار آمده است بیشتر جنبه انتقالی داشته و وظیفه اصلی آن چنانکه نیکول پاشینیان نیز برآن تاکید کرده است برگزاری انتخابات پیش از موعد است.   دولت کنونی ارمنستان در زمینه حضور بر سر میز مذاکرات در شرایط کنونی با دو چالش عمده مواجه است. نخست آنکه در حال حاضر تمرکز دولت جدید بیشتر بر ایجاد تغییر و تحول در ساختار سیاسی داخلی بوده و به همین دلیل نیز برای تقویت مواضع خود و تمرکز بر سیاست خارجی این کشور و بویژه مناقشه قره باغ نیاز به فرصت بیشتری دارد. چالش دوم و مهم دولت کنونی عدم اطلاع از جزئیات مذاکرات و توافقات انجام گرفته میان سران دو کشور در موضوع مناقشه قره باغ است که در سالیان گذشته بیشتر در پشت درهای بسته صورت گرفته و شاید حتی روسای گروه مینسک نیز از برخی جزئیات آن مطلع نباشند. خروجی مذاکرات صلح قره باغ و نشست های سران دو کشور را که تاکنون از طریق بیانیه های رسمی منتشر شده اند می توان در چند جمله تکراری مانند «تاکید طرفین بر حل مناقشه از طریق مسالمت آمیز»، «خودداری از بکارگیری زور» و «حل مناقشه براساس اصول مادرید» خلاصه کرد حال آنکه این نشست ها و توافقات انجام گرفته بی تردید دارای جزئیات محرمانه بیشتری هستند که تنها الهام علی اف و سرژ سرکیسیان از آن ها مطلع هستند.   از آنجایی که سیر انتقال قدرت در ارمنستان نه از طریق عادی بلکه در نتیجه وقوع انقلاب رخ داده است و همچنین بدلیل خصومت موجود میان نیکول پاشینیان و سرژ سرکیسیان انتقال جزئیات مربوط به مذاکرات و توافقات انجام گرفته به دولت جدید آسان و سریع انجام نخواهد شد. پاشینیان خود اذعان کرده است که پس از پیروزی انقلاب مخملی و تغییر دولت هیچ تماسی با سرژ سرکیسیان نداشته است و با توجه به روحیات نیکول پاشینیان و فضای موجود بعید بنظر می رسد دو طرف تمایلی برای انجام این دیدار در آینده نزدیک داشته باشند. حتی با فرض برگزاری این دیدار مشخص نیست اطلاعات مربوط به جزئیات مذاکرات و توافقات به صورت تمام و کمال در اختیار پاشینیان قرار داده شود. در نتیجه نخست وزیر جدید ارمنستان نیاز به فرصت بیشتری دارد تا از راه های دیگری به غیر از رئیس جمهوری سابق ارمنستان به جزئیات توافقات انجام گرفته دست یافته و با دست پر بر سر میز مذاکرات با رئیس جمهوری آذربایجان حضور یابد. تعلیق مذاکرات صلح این فرصت را برای نیکول پاشینیان فراهم خواهد ساخت اما در صورت طولانی شدن و تاکید پاشینیان بر درخواست خود برای تغییر در الگوی مذاکرات و همچنین مخالفت طرف مقابل می تواند نتایج دیگری و از جمله حذف نخست وزیر ارمنستان از مذاکرات و از سرگیری مذاکرات سران با حضور الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان و آرمن سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان را در پی داشته باشد. با توجه به دیدار اخیر رئیس جمهوری ارمنستان با روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا در ایروان که خارج از اختیارات و وظایف تعریف شده برای ریاست جمهوری ارمنستان در قانون اساسی این کشور برگزار شد، احتمال حضور آرمن سرکیسیان در جایگاه مذاکره کننده اصلی طرف ارمنی را نمی توان از نظر دور داشت.   آرمن سرکیسیان بدلیل سابقه و تجربه طولانی دیپلماتیک از صلاحیت لازم برای حضور در مذاکرات صلح قره باغ برخوردار است. اگرچه براساس قانون اساسی جدید ارمنستان رئیس جمهوری این کشور مقام تشریفاتی بشمار آمده و نخست وزیر ریاست قوه مجریه را بر عهده دارد با این وجود آرمن سرکیسیان پس از انتخاب به عنوان رئیس جمهوری ارمنستان سعی در بهره گیری از کلیه ظرفیت های قانونی این پست داشته است. همزمان بعید بنظر می رسد که سرژ سرکیسیان مشکلی با انتقال جزئیات کامل مذاکرات و توافقات انجام گرفته به رئیس جمهوری کنونی ارمنستان داشته باشد. از سوی دیگر چنین بنظر می رسد که روسیه نیز از هم اکنون درصدد زمینه چینی برای حضور رئیس جمهوری ارمنستان در مذاکرات بر آمده است به گونه ای که دمیتری پسکوف سخنگوی کاخ کرملین در پاسخ به پرسش خبرنگاری که از او در مورد احتمال دیدار رئیس جمهوری آذربایجان و نخست وزیر ارمنستان در حاشیه مراسم افتتاح جام جهانی فوتبال در روسیه سئوال کرده بود، تاکید کرد، چنین دیداری برگزار نخواهد شد زیرا رئیس جمهوری ارمنستان در مسکو حضور ندارد.     منبع: دیپلماسی ایرانی   ]]> سیاست خارجی Thu, 21 Jun 2018 17:16:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3673/نخست-وزیر-جدید-ارمنستان-قره-باغ-می-کند ایران و روسیه؛ سرگیجه در یک رابطه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3672/ایران-روسیه-سرگیجه-یک-رابطه روابط ایران و روسیه از بعد از انقلاب اسلامی تا کنون، همچون را بطه ایران با سایر کشورهای جهان وخصوصا کشورهای بزرگ افت و خیز های اساسی داشته و گاه تا نازل ترین سطح پایین آمده است . دلیل عمده آنرا باید در حس استقلال جویی ملت ایران و عدم توجه به بزرگی و کوچکی قدرت های خارجی ، که زاییده انقلاب اسلامی است یافت که تا کنون قادر به تثبیت پروتکل های رفتاری مورد نظر خود نشده و از طرف دیگر نرم های رفتاری دیگران را نیز به سادگی بر نمی تابد .   اما رابطه ایران و روسیه از دو منظر اهمیت قابل توجهی دارد:   الف) همکاری دو جانبه در جهت حل بحران سوریه؛ این همکاری که از سه سال پیش آغاز شد، تا کنون توانسته است به اهداف بزرگی نائل شود . دولت مرکزی سوریه توانست از سقوط حتمی نجات یابد ، تا کنون از تجزیه شدن قطعی سوریه جلوگیری بعمل آمده است ، برنامه کشورهای مرتجع عربی و غرب برای مهندسی سیاسی منطقه به شکست کشانده شده ، و در نهایت انرژی سیاسی گروههای تکفیری در سطح جهان با شکستهای پی در پی تخلیه گردیده و منطقه به طرف آرامش بیشتری کشانده شده است .   ب) تجربه همکاری بین المللی با یک قدرت درجه اول؛ برای نظام نوپای جمهوری اسلامی که از آغاز شکل گیری بر طبل استقلال کوبیده و به آن افتخار کرده این اولین تجربه همکاری مشترک استراتژیک با یک قدرت درجه اول جهانی محسوب می گردد. برای ایران این تجربه ، واقعیت نظام بین الملل ، پروتکل های آن و نیز محدویت ها و فرصتها ، شرایط ائتلاف سازی و خروج از آن را در عمل به نمایش می گذارد تا تئوری ها و ایده ها و سلائق سیاسی مربوطه در بوته آزمایش قرار گیرند.   ایران پس از انقلاب همواره در تقابل قدرتهای بزرگ قرار داشته است . در جنگ تحمیلی تقریبا در مقابل همه آنها جنگید . در مذاکرات اتمی باز هم قدرتهای بزرگ در جمع در مقابل ایران موضع داشتند . در جریان اشغال افغانستان و عراق بازهم آمریکا بعنوان یک قدرت بزرگ از همکاری با ایران بعنوان ابزار تاکتیکی استفاده کرد.   اما در موضوع سوریه ، ایران و روسیه در یک پروسه همکاری راهبردی از عالیترین سطوح تا سطح کارشناسی و در جوانب مختلف نظامی و سیاسی و اقتصادی قرار گرفتند.   در صحنه سایت داخلی ، اگرچه این همکاری بیشتر مورد انتقاد " اصلاح طلبان " قرار داشت و محافل ضد روسی با تحلیلی غیر ملی از روابط نوین ایران و روسیه ، هر تلاطمی در روابط را به خیانت تعبیر کرده و تاریخ و یا اخیرا سردر وزارت خارجه را یاد آوری می کنند . اما از زاویه دید اصلاح طلبی داخلی نیز باید این روابط را یک گام به جلو در راستای تمدن سازی دانست که کمک می کند ایران با درجه بلوغ بالاتری در نظام بین الملل قرار گرفته و موقعیت خود را تثبیت کند . برگزاری جلسات متعدد علنی و محرمانه ، قول و قرار های تاکتیکی و استراتژیک و در نهایت همکاری سازمان یافته در سازمان ملل همه نتیجه چنین روندی است.   اما در یک ماه گذشته با تبادل مواضع مغایر یکدیگر در تریبونهای تبلیغاتی نشان دادکه این تجربه گرانقدر دچار یک کسری موازنه دیپلوماتیک شده و باید هرچه زود تر برای آن راه حل پیدا کرد.   ماجرا از مصاحبه مطبوعاتی اقایان پوتین و بشار اسد در سوچی مورخ 27 اردیبهشت آغاز گردید. در این مصاحبه آقای پوتین با اشاره به پیشرفتهای مبارزه علیه گروههای شورشی در سوریه و تثبیت دولت این کشور بر لزوم خروج نیروهای خارجی از سوریه تاکید کرد . متعاقب آن مقامات اجرایی سوریه با نام بردن از کشورهایی که باید از سوریه خارج شوند به ایران نیز اشاره کردند. علی الظاهر باید یا نباید خروج ایران از سوریه نمیتواند جزو مواضع علنی مقامات روسیه خصوصا خود آقای پوتین که شریک اجرایی ایران در تمام تحولات و وقایع سه سال گذشته در سوریه است باشد.   با عدم توجه به این بحران و حل نشدن این تناقض رفتاری روز 14 خرداد نیروهای پلیس نظامی روسیه در خارج از شهر ال قصیر ( در استان حمص غرب سوریه و نزدیک به مرزهای شمالی لبنان ) اقدام به برپایی سه پست بازرسی نمودند . این منطقه نقطه ورود حزب الله به بحران سوریه در سال 2013 است که برای تثبیت موقعیت و پاکسازی نیروهای تکفیری وارداتی به این منطقه شهدای زیادی داد . البته واکنش فوری فرماندهی "جبهه مقاومت" باعث شد که روسها منطقه را ترک کنند . فرمانده حزب الله در توصیف این وضعیت می گوید: "روسها بی خود به این منطقه آمدند اینجا چیزی برای آنها نیست و بهتر است دیگر برنگردند". متعاقبا روز جمعه 19 خرداد رهبریت حزب الله باردیگر به موضوعی اشاره کرد که حاکی از فیصله نیافتن موضوع است . آقای سید حسن نصرالله در سخنرانی روز قدس خود تاکید می کند که " اگر همه دنیا به ما بگویند از سوریه خارج شو محقق نخواهد شد مگر اینکه خود دولت سوریه از ما بخواهد".   در هر مشکل ، سوئ تفاهم و یا بحرانی همواره هردو طرف قضیه قصور و کاستی هایی دارند اما اگر روسها را آغاز گر این "بحران " بدانیم میتوانیم به چند عامل اشاره کرد:   1. آغاز بازی های جام جهانی در مسکو؛ روسها تا کنون توانسته اند علیرغم تحمل فشار شکننده دیپلوماتیک ناشی از مسمومیت آقای "اسکری پال " در انگلیس از تحریم این مسابقات توسط غرب جان سالم بدر برده و لذا قدری بازی با "موضوع سوریه " بنفع غرب را بی خاصیت نمیداند .   2. سفرهای چند گانه نتانیاهو و وزیر دفاع اسراییل به مسکو و تلاش برای فعال کردن شکاف دیدگاهی بین ایران و روسیه و فشار بر این کشور برای تعدیل موقعیت ایران در سوریه نمیتواند تا ابد نشنیده گرفته شود.   3. آمریکا روندی دوگانه برای نگهداری فضای دو دلی با روسیه را دنبال می کند. از یکطرف دولت این کشور سیاستهای محدود کننده علیه روسیه را دنبال می کند اما از طرف دیگر شخص ترامپ پیامهای دوستی برای پوتین می فرستد که در آخرین دور آن دعوت از ایشان برای بازگشت به گروه 8 است. موضوع سوریه می تواند قابل مذاکره گردد.   اما سخن آخر: 1. همکاری راهبردی ایران و روسیه در سوریه در خلال سه سال گذشته اهمیت زیادی درارتقائ نقش ایران و روسیه در جهان داشته است . سفر نا موفق پوتین به اتریش نشان داد که روسیه نمیتواند بحران اکرایین را به سادگی در روابط خود با غرب بکناری بگذارد و فعلا سوریه قابل واگذاری توسط روسیه نیست . شرایط فعلی از بسیاری جهات متفاوت تر از بحرانهای سه سال پیش است ولی با توجه به حضور علنی تر آمریکا در سهم خواهی در سوریه بنظر می رسد هنوز راه زیادی برای اینکه دو کشور بخواهند در مورد اختلافات صحبت کنند مانده باشد . آمریکا در چند قدمی یک پیروزی شیرین استراتژیک در سوریه قرار دارد باید بهوش بود.   2. روسیه از اینکه با ایران در تریبون عمومی صحبت کند حتما ضرر خواهد کرد . روسها باید بدانند که موضوع استقلال طلب در ایران موضوع جدی است که هنوز چون اول انقلاب در دل آحاد کشور جایگاه ویژه دارد . ایران فقط روابط برابر را در سیاست خارجی می پذیرد و نگاه بالا به پایین راه بجایی نخواهد برد، از هرکسی و هر جایی.     منبع: پایگاه تحلیلی اینترنشنال       ]]> سیاست خارجی Thu, 21 Jun 2018 17:07:25 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3672/ایران-روسیه-سرگیجه-یک-رابطه از نيما يوشيج تا فاضل نظري در سنت پترزبورگ؛ انتشار ترجمه روسی اشعار کوتاه شاعران معاصر ایران http://www.iras.ir/fa/doc/news/3669/نيما-يوشيج-فاضل-نظري-سنت-پترزبورگ-انتشار-ترجمه-روسی-اشعار-کوتاه-شاعران-معاصر-ایران گزيده اي از ترجمه اشعار كوتاه شاعران معاصر ايران از سوي انتشارات اسكيفيا در سنت پترزبورگ چاپ و منتشر شد.   اين گزيده در قالب سري مجموعه آثار موسوم به « آنتولوژي ادبيات زنده » كه تا كنون ده جلد آز آن منتشر شده است، به بازار كتاب روسيه راه يافته است.   در اين گزيده اشعار نمونه هايي از شعرهاي كوتاه و هايكوواره هاي شاعران معاصر ايران از نيما تا به امروز، خواننده را با فضاي كلي شعر امروز ايران به ويژه از نظر مضمون هاي ادبي آشنا مي سازد.   در اين جلد از آنتولوژي ادبيات زنده، گزيده اشعاركوتاه شاعران معاصر ايران همراه با 22 گزيده از شاعران ديگر كشورهاي جهان به چاپ رسيده است.   نيما يوشيج، احمد شاملو، فروغ فرخ زاد، سهراب سپهري، احمدرضا احمدي، گروس عبدالملكيان، حميد مصدق، نسترن وثوقي، رضا كاظمي، عباس كيارستمي، احسان پارسا، عليرضا روشن و فاضل نظري شاعراني هستند كه ترجمه روسي نمونه آثار كوتاه آنها در اين مجموعه درج شده است.   مترجم اين آثار سيد حسين طباطبايي وابسته فرهنگي پيشين جمهوري اسلامي ايران در روسيه است.   گفتني است طباطبايي چند سالي است كه ترجمه آثار كوتاه شاعران امروز ايران را در دست دارد و در صفحه موسوم به « ادبيات معاصر ايران » در فيس بوك، به تدريج درحاال انتشار اين اشعار در فضاي مجازي روس زبان است كه مورد استقبال و توجه علاقمندان روس زبان قرار گرفته و بنا به گفته وي، ايده انتشار گزيده اي از اين ترجمه ها در قالب سري « آنتولوژي ادبيات زنده » انتشارات اسكيفيا پس از آشنايي ويراستار اين انتشارات با صفحه مربوطه و با هماهنگي با مترجم صورت گرفته است.         ]]> فرهنگ و هنر Wed, 20 Jun 2018 08:30:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3669/نيما-يوشيج-فاضل-نظري-سنت-پترزبورگ-انتشار-ترجمه-روسی-اشعار-کوتاه-شاعران-معاصر-ایران آسیب­ شناسی روابط ایران و جمهوری ارمنستان؛ یک دیدگاه ارمنی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3666/آسیب-شناسی-روابط-ایران-جمهوری-ارمنستان-یک-دیدگاه-ارمنی مقدمه ارمنی‌ها و ایرانی‌ها به‌عنوان همسایگانی دیرین، تاریخ هزارساله‌ای از مناسبات و روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را پشت سر نهاده‌اند. مرز ارمنستان و ایران نیز یکی از کهن‌ترین مرزهایی است که بین دو کشور شکل گرفته است. از دورۀ به‌رسمیت‌شناخته‌شدن جمهوری ارمنستان از طرف کشور جمهوری اسلامی ایران در 25 دسامبر 1991 و برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور در 9 فوریه 1992، بیش از 80 سند دوجانبه بین دو کشور به امضا رسیده است و روابط سیاسی ارمنستان و ایران، به‌تدریج در یک خط سیر صعودی و مبتنی بر گفت‌وگوی فعال و همکاری نزدیک در حوزه‌های مختلف در حال توسعه است. این امر بیانگر سطح بالای اعتماد بین دو دولت همسایه‌ای است که یکی از آن‌ها به‌طور سنتی معرف جهان مسیحی و دیگری معرف جهان اسلام است.   در نگاه نخست چنین سطحی از روابط که به سمت اتحاد واقعی تمایل دارد ممکن است کمی عجیب یا متناقض به نظر برسد، بین کشوری که تکیه‌گاه اسلام شیعی است با نخستین کشوری که در سطح دولتی دین مسیحیت را در پیش گرفته است، بدون درنظرگرفتن منافع داخلی، اقتصادی و ژئوپولتیکی دو کشور ممکن است کمی عجیب یا متناقض به نظر برسد. برای ارمنستان، این سطح از روابط، به لحاظ ساخت نظامی پیچیده و چندبخشی برای امنیت خود بسیار حائز اهمیت است، به این دلیل که مکانیزم‌های موفقی را از جمله برای غلبه بر محاصرۀ خصمانۀ جمهوری آذربایجان و ترکیه فراهم می‌سازد، همچنین روابط ارمنستان با ایران به‌عنوان یک مکمل مهم در روابط راهبردی با فدراسیون روسیه، و تا حدی به‌عنوان جایگزینی (آلترناتیوی) برای آن محسوب می‌شود. به لحاظ اقتصادی همکاری با ایران، دسترسی به منابع هیدروکربنی را برای ارمنستان فراهم کرده و عرضۀ گاز طبیعی به ارمنستان را هم متنوع می‌کند، و در نهایت این‌که، ارمنستان را با قرارگرفتن در محور کریدور خلیج فارس‌دریای سیاه به‌عنوان کوتاه‌ترین مسیر استراتژیکی برای دسترسی اروپا به بازارهای آسیا و بالعکس، به بازیگری مهم تبدیل می‌کند.    از نظر تهران، اتحاد با ایروان به لحاظ غلبه بر انزوای بین‌المللی و همچنین خنثی‌کردن سیاست اهریمن‌سازی نظام اسلامی حاکم در ایران که به شکل «باورنکردنی» همکاری نزدیکی با این کشور باستانی مسیحی (ارمنستان) دارد، نسبتاً کارساز و مؤثر است. علاوه بر این، تقویت مواضع ارمنستان در منطقه، با توجه به منطق رقابت منطقه‌ای تهران‌آنکارا، و همچنین به‌علت وجود پاره‌ای از مسائل حل‌نشدۀ ‌ایران با جمهوری آذربایجان با منافع ایران در منطقۀ مرتبط است، از مسائل مربوط به وضعیت دریای خزر گرفته تا الحاق‌گرایی کذایی آذربایجان که با ایدۀ به‌اصطلاح آذربایجان جنوبی مرتبط است و از سوی برخی از محافل نخبگان سیاست ترکیه و برخی کشورهای دیگر حمایت می‌شود.   علاوه بر این‌که ارمنستان و ایران تقریباً در همۀ حوزه‌های همکاری چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح جهانی، سعی دارند منافع متقابل یکدیگر را در نظر بگیرند و در اقداماتی که علیه هر یک از طرفین است، شرکت نکنند، پیوسته در تلاش هستند تا حد امکان روابط دوجانبه را در تمامی زمینه‌های ممکن تقویت کنند و توسعه دهند. البته خطرات و تهدیدهای بالقوه‌ای به‌صورت عینی و ذهنی وجود دارد که در صورت سوءمدیریت، ممکن است به‌طورکلی بر برنامۀ کاریِ شراکت دوستانۀ ‌مناسبات دو کشور تأثیر منفی بگذارد. در این مقاله ماحصل مخاطرات اصلی مشخص و به‌صورت انتقادی تجزیه و تحلیل خواهند شد.    مخاطرات بالقوه مخاطرات بالقوه‌ای که به‌طور کلی در فضای منطقه و به‌طور خاص در مناسبات مابین ارمنستان و ایران، اثرات احتمالی مستقیم یا غیرمستقیم بی‌ثبات‌کننده‌ای دارند. این مخاطرات به واسطۀ وجود برخی عوامل عینی در قفقاز جنوبی و خاورمیانه شکل می‌گیرند، از قبیل مناقشات قومی و سرزمینی با ریشه‌های عمیق تاریخی مانند مناقشۀ آرتساخ (قره‌باغ کوهستانی) در مرز با ایران، یا مسئلۀ کردها در ترکیه. همچنین این مخاطرات بالقوه به واسطۀ مداخلۀ مغرضانۀ بازیگران ثالث منطقه‌ای و غیرمنطقه‌ای در انواع گوناگون فرایندها نیز ایجاد می‌شوند. از جمله این مخاطرات بالقوه عبارت‌اند از: تلاش‌هایی که از جانب محافل سیاسی و اجتماعی جمهوری آذربایجان با هدف جذب مستقیم ایرانیان ترک‌زبان استان‌های شمال غربی ایران در اقدامات ضدارمنی صورت می‌گیرد، اعمال تحریم و تهدید احتمالی علیه ایران از جانب قدرت‌های غربی، حضور ملموس ترکیه و اسرائیل در جمهوری آذربایجان یا حضور روسیه در ارمنستان. درمجموع، دربارۀ مخاطرات عمدۀ احتمالی که ظرفیت تأثیرگذاری مستقیم بر مناسبات ارمنستان و ایران را دارند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:   1. مسئلۀ حل‌نشدۀ آرتساخ (قره‌باغ کوهستانی) که ظرفیت بسیاری برای انتقال به مرحلۀ پرالتهاب و درگیری مسلحانه در نزدیکی بلاواسطه با مرز ایران است، به‌علاوه خطر ناشی از تلاش‌هایی که از جانب باکو برای مداخلۀ ایرانیان ترک‌زبان در این مناقشه صورت می‌گیرد؛    2. وجود روابطی خاص میان ایروان و مسکو و حضور ملموس سیاسی و اقتصادی روسیه در ارمنستان، با خطر احتمالی این که ایروان، به‌ویژه در حوزۀ انرژی، روابط خود را با تهران پیوسته با «ملاحظه» به موضع‌گیری مسکو تنظیم کند، و این امر نگرانی‌هایی را برای ایران به دنبال دارد که ارمنستان را به‌عنوان یکی از راه‌های اصلی ترانزیت منابع انرژی خود به مقصد دریای سیاه در نظر می‌گیرد؛   3. احتمال ازسرگیری یا تشدید تحریم‌های غرب، و همچنین احتمال تهدید نظامی از جانب امریکا و متحدان آن علیه ایران وجود دارد که این موضوع به‌شدت، امکان همکاری ارمنستان و ایران را محدود می‌کند، همچنین می‌تواند به بسته‌شدن واقعی درهای جنوبی ارمنستان و باقی‌ماندن فقط یک راه برای دسترسی به جهان خارج منجر شود، یعنی مسیر گرجستان.   مشکل آرتساخ (قره‌باغ کوهستانی) حل مسالمت‌آمیز مناقشۀ آرتساخ (قره‌باغ کوهستانی) و به‌رسمیت‌شناختن بین‌المللی حق تعیین سرنوشت مردم این منطقه که تاکنون در عمل تحت کنترل ارامنه قرار داشته است، همچنان به‌عنوان اولویت اصلی سیاست خارجی ارمنستان باقی مانده است. از سوی نخبگان سیاسی محافل اجتماعی ارمنستان، حل‌وفصل منصفانۀ مسئلۀ آرتساخ، به‌عنوان عنصر مهمی برای تأمین امنیت ارمنیان ساکن در جمهوری به‌رسمیت شناخته‌نشدۀ آرتساخ تلقی می‌شود، همچنین به‌عنوان سنگ بنای بقا و توسعۀ ارمنستان به‌عنوان یک دولت مستقل در منطقه نیز در نظر گرفته می‌شود. ایروان همواره حضور نیروهای مسلح خود را در منطقۀ مورد مناقشۀ قره‌باغ تکذیب کرده و آرتساخ هیچگاه به‌طور رسمی به جمهوری ارمنستان ملحق نشده است، اما مرز کنونی ارمنستان و ایران به‌صورت دوفاکتو از مغری تا حوالی هورادیز گسترش یافته است و ایران تنها کشوری است که با ارمنستان، جمهوری آذربایجان و آرتساخ (قره باغ) هم‌مرز است.   با توجه به این شرایط، ازسرگیری عملیات نظامی اصلاً به نفع طرف ایرانی نیست، چراکه هرگونه اقدام برهم‌زنندۀ ثبات می‌تواند به خطراتی منجر شود که می‌تواند وضعیت موجود در مجموع به نفع ایران را تغییر دهد، همچنین دخالت احتمالی برخی از جوانان ایرانی ترک‌زبانی را هم در پی داشته باشد که در سال‌های اخیر، تحت تأثیر تبلیغات مداوم رسانه‌های باکو قرار گرفته­اند که همین امر ممکن است به‌طور جدی به پیچیدگی روابط ایران و ارمنستان منجر شود. همچنین در صورتی که در دور بعدی عملیات جنگی احتمالی، نیروهای نظامی ارمنستان در ضدحمله در عمق خاک جمهوری آذربایجان پیشروی کنند، افزایش احتمالی سیل پناهندگان آذربایجانی به خاک ایران می‌تواند خطر مهمی برای ایران به حساب آید.   عامل فدراسیون روسیه روابط متقابل و اتحادآمیز ایروان و مسکو بدون استثنا در تمامی جهات در حال توسعه است و سهم قابل ملاحظه‌ای از نیازهای امنیتی ارمنستان را به‌ویژه در بعد نظامی تأمین می‌کند. برای طرف روسی نیز روابط با ارمنستان، امکان حضور گستردۀ این کشور در قفقاز جنوبی را فراهم می‌سازد، همچنین به منزلۀ مسیری به سمت منطقۀ خاورمیانه است که اهمیت حیاتی آن برای منافع روسیه به همان میزان اهمیت دارد. حضور پایگاه‌های نظامی روسیه در قلمرو ارمنستان، ضمن آزادسازی حجم چشمگیری از منابع ارمنی برای تمرکز در جانب پرخطر شرقی، تهدید نظامی از جانب ترکیه را در سمت غربی خنثی می‌کند. حضور مرزبانان روسی در بخش مرزی ایران‌ا‌رمنستان در منطقۀ مغری نیز تا حدی به این واحد مرزبانی وضعیت مرزی ایرانی‌روسی داده است.         طرف ایرانی در اصل، اهمیت عینی حضور روسیه در ارمنستان را با حسن‌نظر تلقی می‌کند، اما با توجه به مناسبات تاریخی نسبتاً دشوار با روسیه، در برخی موارد از این بابت نگرانی‌های خاصی را هم ابراز کرده است. دراین‌باره نخستین نگرانی ایران، احتمال استقرار نیروهای حافظ صلح روسیه در منطقۀ مورد مناقشۀ آرتساخ (قره‌باغ) است.   علاوه‌براین خاک ارمنستان برای تحقق طرح‌های بلندمدت تهران پیرامون نقل و انتقال منابع نفتی و گازی ایران به بازارهای اروپا، به‌عنوان یکی از کوتاه‌ترین و امن‌ترین مسیرهای ترانزیتی محسوب می‌شود؛ به ویژه اینکه، حضور ملموس روسیه در بخش گاز ارمنستان می‌تواند درپیش‌گرفتن تصمیمات مستقل و بدون توجه به منافع مسکو از جانب ایروان را، به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد، و از این‌رو می‌تواند موجب نگرانی طرف ایرانی شود و به بروز خطر احتمالی سردی روابط در زمینۀ همکاری‌های دوجانبه و درازمدت در حوزۀ انرژی منجر شود.       عامل غرب (اتحادیۀ اروپا و امریکا) دورۀ طولانی تحریم‌های غرب علیه ایران، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979، آغاز شد و مرحلۀ جدید آن نیز در سال 2002 به‌دلیل بدترشدن روابط ایران با کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا و امریکا به بهانۀ برنامۀ هسته‌ای ایران آغاز شد. اگر تا قبل از این محدودیت‌هایی به‌طور یک‌جانبه از ناحیۀ ایالات متحدۀ امریکا و برخی دولت‌های اروپایی به‌صورت موقت یا دائمی علیه ایران وضع می‌شد، پس از ارجاع پروندۀ هسته‌ای ایران از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد، این تحریم‌ها ماهیت سخت‌تر و همه‌جانبه‌تری به خود گرفت. سیل تحریم‌هایی که غرب به‌طور دسته‌جمعی، به‌ویژه در سال‌های 2012-2006 دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ایران علیه این کشور اعمال کرد، هم مانعی در تحقق حقوق مشروع ملت ایران در استفاده از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز بود، هم بیانگر بلندپروازی‌های ژئوپولیتیکی کشورهای غربی و به‌ویژه امریکا و نیز مواضع سازش‌ناپذیر دولت محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران، که مایل به حل‌وفصل این اختلافات از طریق مذاکره نبود. اعمال این تحریم‌های اقتصادی گسترده، به تشدید مشکلات اقتصادی در ایران انجامید، همچنین فشارهای زیاد غرب بر کشورهای دوست ایران، از جمله ارمنستان، بر امکان تحقق ظرفیت هماهنگی سیاسی، و اقتصادی دو کشور تأثیر منفی برجای نهاد.   در جریان مذاکرات ایران و 1+5 در 24 نوامبر 2013 در ژنو، برنامۀ اقدام مشترک (موسوم به توافق مقدماتی ژنو) به امضا رسید و به موجب آن، علاوه بر ممانعت از اعمال تحریم‌های بیشتر از جانب غرب، روند معکوسی در جهت کاهش تدریجی و حذف یک سری از تحریم‌های ضدایرانی آغاز شد؛ باوجوداین هنوز همۀ خطرات مرتبط با تجدید رژیم تحریم‌ها، به صفر نرسیده است. لذا این امر با توجه به تجربۀ منفی که از فشار بر ایروان در دورۀ بحران شدید روابط ایران و غرب وجود دارد، می‌تواند بر دستور کار سیاسی و به‌ویژه اقتصادی مابین ارمنستان و ایران تأثیر بگذارد.   به‌رغم کاهش قابل توجه از سطح التهاب در روابط متقابل کنونی ایران و غرب، هنوز هم احتمال تهدید نظامی از سوی ایالات متحدۀ امریکا و متحدان آن می‌تواند به‌عنوان یک خطر مشخص برای مناسبات ارمنستان و ایران تلقی شود. سیر منفی سناریوی احتمالیِ عملیات نظامی علیه ایران که به‌طور مستقیم با ارمنستان هم‌مرز است، می‌تواند به کاهش شدید همکاری دو کشور، عقیم‌ماندن پروژه‌های اقتصادی، محدودیت شدید ظرفیت‌های مواصلاتی و بسته‌شدن عملی مسیر جنوبی برای ایروان، تهدیدهای ناشی از هجوم شمار زیادی از آوارگان ایرانی، خارج‌شدن از رکود و التهاب مجدد مناقشۀ آرتساخ (قره‌باغ) و تشدید اقدامات تروریستی منجر شود.   نتیجه‌گیری در مجموع می‌توان تصدیق کرد که پاره‌ای از مخاطرات بر روابط دوجانبۀ ارمنستان و ایران به‌طور بالقوه اثر منفی می‌گذارند، اما اصولاً هر دو طرف در ارتباط با یکدیگر با توجه به طیف کاملی از ظرفیت‌های موجود، دستور کار نسبتاً چشمگیر و به‌طورکلی مثبتی را به‌منظور تقویت روابط و تعمیق همکاری در دست اجرا دارند. با این همه، تشخیص و تشریح همۀ مخاطرات احتمالی مزبور نه‌تنها جنبۀ نظری دارد، بلکه می‌تواند در عمل مساعدتی چشمگیر برای مدیریت و رفع آن‌ها فراهم کند.                    نویسنده: وارطان وسکانیان، رئیس کرسی ایران­شناسی دانشگاه دولتی ایروان، ارمنستان       این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» به اهتمام و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی در پاییز 1396 منتشر شده است. جهت خرید کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.     «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»         ]]> سیاست خارجی Mon, 18 Jun 2018 15:34:07 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3666/آسیب-شناسی-روابط-ایران-جمهوری-ارمنستان-یک-دیدگاه-ارمنی گردشگری بین ایران و روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3650/گردشگری-بین-ایران-روسیه روسیه از دید ایرانیان کشوری بزرگ و در عین حال شگفت انگیز جلوه گری می کند. هنگامی که نام روسیه شنیده می شود ایرانیان از سه منظر آن را در پیش خود مجسم می کنند: سرزمینی بزرگ، مردمانی جدی و خشن و کشورری رازآلود. در عین حال تعداد زیادی از مردم ایران از روی کنجکاوی علاقه مند هستند به روسیه سفر کنند ولی در پیش روی آنان دشواری‌هایی وجود دارد: زبان روسی و کشوری تحت کنترل.     گردشگری صنعت گردشگری و فعالیتهای مرتبط با آن، یکی از حوزه هایی است که می تواند پیشران رشد اقتصادی باشد. بررسی ها نشان می دهد علی رغم وجود ظرفیتها و جاذبه های فراوان گردشگری در ایران، بخش گردشگری کشور در مقایسه با کشورهایی مانند ترکیه، مالزی، مصر و امارات هنوز نتوانسته است سهم قابل توجهی در رشد اقتصادی و اشتغال داشته باشد. توسعه بخش گردشگری می تواند تقاضا برای انواع خدمات مانند حمل و نقل، خدمات هتل و رستوران، خرده فروشی، صنایع دستی و نظایر آن ایجاد کند. کشور ایران به دلیل برخورداری از جاذبه های مناسب تاریخی، فرهنگی، طبیعی و ورزشی و هم چنین به دلیل برخورداری از زیر ساختهای مناسب خدمات درمانی و بیمارستانی، بطور بالقوه می تواند یکی از کشورهای گردشگر پذیر منطقه باشد. با توجه به ظرفیتهای فراوان موجود در ایران، با توسعه زیرساختهای لازم به ویژه در زمینه زیرساختهای حمل و نقل، هتلداری، خدمات مالی و نظایر آن، امکان فعال کردن صنعت گردشگری به ویژه در زمینه گردشگری سلامت، گردشگری طبیعی و گردشگری فرهنگی فراهم خواهد شد.   بیکاری در این روزها به یکی از معضلات مهم اقتصاد جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده و دولت در تلاش است تا با ارائه راهکارهایی به مقابله با این معضل بپردازد. طبق آخرین آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در تابستان سال جاری با کاهشی 0/9درصدی نسبت به فصل بهار، به 11/7 درصد رسیده است اما این نرخ با هدف برنامه ششم توسعه که همانا رسیدن به نرخ بیکاری 8/6 درصدی است فاصله بسیاری دارد. از طرفی روز به روز بر تعداد جمعیت آماده به کار نیز افزوده می شود و باید طرح های دولت به گونه ای باشند که علاوه بر ایجاد اشتغال برای بیکاران کنونی، برای این جمعیت نیز شغل ایجاد کنند.   یکی از این راهکارها می تواند توجه به بخش گردشگری باشد. راهکاری که رئیس دولت یازدهم در تبلیغات انتخاباتی خود در سال ۹۲ به آن اشاره کرد. حسن روحانی در ۱۵ خرداد سال ۹۲ اعلام کرد که در ایران سه میلیون و ۲۰۰ هزار بیکار وجود دارد که اگر تنها ۱۰ میلیون گردشگر وارد کشور شود، بیش از 13/3 دلار درآمد ارزی و ۴ میلیون اشتغال ایجاد می شود، یعنی با یک حرکت صحیح در یک مسئله اقتصادی و اجتماعی می‌توان بیکاری را تا حدود زیادی حل کرد.   مطابق با آمارهایی که رئیس کل بانک مرکزی با استناد به گزارش های بین المللی در نشست هم اندیشی بررسی راهکارهای اجرایی سیاست های ابلاغی برنامه ششم توسعه با موضوع «میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» در مورخه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴ ارائه نمود به ازای هر ۶ نفر گردشگر خارجی که وارد کشور شود، یک شغل و به ازای هر ۲۵ گردشگر داخلی نیز یک شغل ایجاد می شود.   بر اساس آخرین آمار اعلام شده توسط معاونت گردشگری ایران، در ۵ ماهه نخست سال ۹۶ حدود ۲ میلیون و ۱۵۹ هزار و ۸۸۲ نفر گردشگر وارد کشور شده اند که این تعداد در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۱٫۱ درصد کاهش داشته است. از طرفی در همین مدت تعداد گردشگران خروجی ۳ میلیون و ۴۷۴ هزار و ۶۹۲ نفر بوده که این تعداد نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۰٫۹ درصد رشد داشته است. با توجه به این آمار می توان گفت تراز گردشگری ورودی و خروجی کشور منفی است. این منفی بودن تراز تنها مربوط به ۵ ماهه نخست سال 1396 نیست بلکه در سال 1395 نیز مطابق با آمار، تراز منفی بوده است. از زمان سر و کار آمدن دولت تدبیر و امید، تنها یک بار در این مدت تراز مثبت بوده است و آن هم در تابستان 1393 و با اختلاف بسیار جزئی تعداد گردشگران ورودی از خروجی بیشتر بوده است.   در رتبه بندی ملیت گردشگران ورودی به ایران، از میان 2159882 نفر گردشگر ورودی به ایران در پنج ماهه سال 1396، تعداد 7858 نفر گردشگر از روسیه وارد ایران شده اند که نسبت به مدت مشابه در سال قبل (8502 نفر) حدود 7/6 درصد کاهش نشان می دهد. گردشگران روسی در سال 1396، سهمی برابر 0/36 درصد از کل گردشگران ورودی به ایران داشته اند. این سهم در سال 1395 برابر 0/39 درصد بوده است.   در پنج ماهه سال 1396 از میان گردشگرانی خروجی از ایران تعدا 50871 نفر مقصد اولشان روسیه بوده است که سهمی برابر 1/5 درصد از کل گردشگران خروجی داشته اند. تعداد گردشگرانی که مقصد نخست آنها روسیه بوده رتبه 10 را در میان کل گرشگرانی که مقصد اولشان کشور های دیگر بوده بخود اختصاص داده اند. در حالی که تعداد گردشگران روسی ورودی به ایران رتبه 17 را در بین گردشگران ورودی به ایران را تشکیل داده اند.   به گزارش مرور نیوز، مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو در دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در مسکودر آبان ماه 1396 با اشاره به تحول و دگرگونی کیفی و متحوایی روابط ایران و روسیه در سال‌های اخیر، افزایش سطح و تعداد تبادلات هیات‌های دو کشور در حوزه‌های مختلف را نمونه‌ای از این توسعه روابط بین ایران و روسیه دانست. هر دو طرف در حجم و سطحی بالاتر به کشورهای یکدیگر تردد می‌کنند. 3 سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران و 2 سفر رئیس جمهور روسیه به جمهوری اسلامی ایران طی سه سال گذشته و نیز 10 دیدار روسای جمهور دو کشور طی چهار سال گذشته بیانگر همین واقعیت است.   دیگر خصوصیت روابط ایران و روسیه فعال بودن تمامی بخش‌هاست که این امر این روابط را با روابط موجود بین دیگر کشورها متمایز می‌کند.   مبادلات تجاری دو کشور در سال گذشته 70 درصد نسبت به سال قبل رشد داشته است. در شش ماهه اول امسال میزان صادرات ایران به روسیه 38 درصد رشد داشته است و قطعا میزان حجم مبادلات تا آخر سال نسبت به سال گذشته باز هم رشد خواهد داشت. ما معتقدیم که میزان این مبادلات می‌بایست به سطح 10 میلیارد دلار در سال برسد که با توجه به اقدامات انجام شده به خصوص در حوزه های انرژی امیدواریم این رقم در سال‌های آینده محقق شود.   از دیگر حوزه ها در خصوص گردشگری تعداد توریست‌های دو کشور از ده هزار گردشگر در سال به نزدیک 100 هزار گردشگر در سال رسیده است که البته میزان بهرمندی کشورها در این زمینه به ظرفیت و زیرساختارهای هر کشور بستگی دارد.   آسیب شناسی سازمان میراث فرهنگی، در 27 خرداد برای آسیب شناسی گردشگری بین ایران و روسیه در نشست فعالان بازار گردشگری روسیه که با حضور رئیس، معاون گردشگری، رئیس جامعه تورگردانان ایران و رؤسا و نمایندگان دفاتر خدمات گردشگری فعال در حوزه کشور روسیه برگزار شد، به آسیب شناسی روابط گردشگری دو کشور پرداختند. رئیس سازمان گردشگری بیان کرد که برگزاری این جلسات را اقدامات عملیاتی و اجرایی در پی خواهد داشت. ناموفق بودن ایران در جذب گردشگر از کشورهایی که ارتباط سیاسی خوبی با آنها دارد موضوعی است که باید به‌طور جدی مورد بررسی و پیگیری قرار گیرد.   رئیس‌جمهوری در ایام نوروز درباره این موضوع صحبت کردند که چرا جریان گردشگری کشور با کشورهای روسیه، ترکیه، گرجستان و ... یک‌طرفه است و سازمان میراث‌ فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و فعالان این بخش چه برنامه‌ای برای برقراری توازن گردشگر بین این کشورها و ایران دارند. بنا به نظر رئیس سازمان میراث فرهنگی، آسیب‌شناسی موارد مرتبط با بازار گردشگری روسیه از اقدامات مهمی و اولویت‌داری است که باید در دستور کار قرار بگیرد. روسیه یک حوزه مهم برای گردشگری ایران است و باید سهم مشخصی از این بازار وسیع داشته باشد.   راه‌اندازی کمپین، حضور جدی‌تر در نمایشگاه‌ها، برگزاری دوره‌های آموزشی برای راهنمایان گردشگری، آموزش راهنمایان گردشگری مسلط به زبان روسی، ترجمه و انتشار اطلاعات مربوط به جاذبه‌های متنوع کشور به ‌زبان روسی و تعدیل هزینه سفر از مهم‌ترین اقداماتی هستند که برای به‌دست آوردن سهم مناسبی از بازارهای گردشگری روسیه در دستورکار سازمان میراث ‌فرهنگی قرار دارند؛ اما همکاری بخش‌خصوصی در اجرا و عملیاتی کردن این برنامه‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.   باید اقدامات و تمهیدات لازم با هدف توازن‌بخشی ورودی و خروجی گردشگر بین ایران با روسیه انجام شود و این امر مهم بدون مشارکت بخش‌خصوصی محقق نمی‌شود. سازمان میراث ‌فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری از فعالان بخش خصوصی که در این راستا حرکت می‌کنند حمایت و خود این سازمان هم اقدامات عملیاتی و اجرایی را با جدیت پیگیری می‌کند. استفاده از فرصت برگزاری جام جهانی فوتبال در روسیه موضوع دیگری است که باید به آن توجه کرد. باید امکانات و ظرفیت‌های موجود را برای استفاده بهینه از این فرصت به‌ کار گرفته شود.هر آژانسی که در بخش خروجی فعال است باید برای ورود گردشگر از روسیه به ایران نیز فعالیت کند و برنامه داشته باشد.   پیگیری فرایند لغو روادید گروهی بین ایران و روسیه روسیه یکی از کشورهایی است که در فهرست کشورهای هدف‌ گردشگری ایران قرار دارد. در سه سال اخیر جریان توسعه گردشگری بین ایران و روسیه به‌عنوان یکی از موضوعات مهم در تعاملات بین دو کشور مطرح شده است.امضای برنامه اقدام مشترک با رئیس آژانس فدرال گردشگری روسیه و برگزاری جلسات برای اجرایی کردن این برنامه مشترک از اقدامات مهمی است که برای توسعه گردشگری بین دو کشور انجام شده است. این جلسات در نهایت به عزم برای لغو روادید گروهی بین ایران و روسیه منجر شد، اما طی فرایند اجرای لغو روادید در کشور روسیه زمان‌بَر است.   با رایزنی‌هایی که سازمان میراث فرهنگی با سفارت ایران در روسیه داشته، ملاقات با مدیر اجرایی انجمن تورگردانان روسیه انجام شد و در این ملاقات مقرر شد تورگردانان روسی، اکتبر 2017، برای آشنایی با ظرفیت‌ها و جاذبه‌های ایران به ایران سفر کنند. میزبان تورگردانان روس، جامعه تورگردانان ایران است و سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری نقش حامی را برعهده دارد.   برای ورود به بازار مهم روسیه به یک سرمایه‌گذاری اولیه برای تبلیغات و معرفی ایران نیاز داریم که باید دولت برعهده بگیرد. همچنین تعدیل کردن نرخ بسته سفر از موضوعات مهم دیگری است که باید پیگیری شود، چراکه درحال‌حاضر 45 تا 50 درصد هزینه سفر به ایران مربوط به هتل است.   جاذبه های گردشگری ایران برای روسیه در می توان در سه گروه آثار باستانی، تاریخی و معماری (پرسپولیس، طاق بستان، میدان نقش جهان، آرامگاه حافظ و سعدی، بازارهای تبریز و شیراز و تهران)، مناطق طبیعی و سواحل آفتابی خلیج فارس (از جمله جزیره کیش حتی در دوره سرما)، سواحل دریای خزر و ژئوپارکهای ایران از جمله کویر و جزیره قشم، شهرهای بزرگ و تاریخی، از جمله شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز و تهران برشمرد.   جاذبه های گردشگری روسیه برای ایرانیان در گام نخست شهرهای مسکو (مجموعه کاخ کرملین و بویژه میدان سرخ و جاذه های شهری مهم آن از جمله موزه ها و کاخها، سنت پترزبورگ (جاذبه های تاریخی شهر از جمله موزه ارمیتاژ، کاخهای تزارها)، قازان (مساجد قازان و کرملین آن)، ولگاگراد (موزه جنگ) و یکاترینوبورگ و در گام بعد شهرهای ماخاچکالا، آستراخان، دربند و ولادی قفقاز است. جاذبه های تاریخی روسیه از جمله قلعه دربند مورد علاقه ایرانیان است. در شهر ماخاچکالا، دربند، ولادی قفقاز، آستاراخان (سرای ایرانیان) دارای مکانهایی تاریخی مانند قلعه، مسجد، کاروانسرا، کنسولگری و نظایر آن بوده اند.    با وجودي كه ايران و روسيه خود را به عنوان دو كشور همسايه (بدون مرز زميني) ميدانند و ميبايست براي ارتباط از امكانات موجود زميني (راه زميني از طريق جمهوري آذربايجان در مرز با داغستان)، درياي خزر و راههاي هوايي بهره مي گرفتند، متاسفانه اين امكانات به اندازه كافي مورد ملاحظه قرار نگرفته است. از آغاز درگيري چچن ها با دولت مركزي روسيه در اواسط دهه 1390، راه زمينی ايران از قلمرو جمهوري آذربايجان سپس مرز زميني در نزديكي شهر تاريخي دربند در ساحل غربي درياي خزر در مرز فدراسيون روسيه با جمهوري آذربايجان، بروي مسافران و كاميونهاي باري ايران بسته شده است. به همين سبب كالاهاي صادراتي ايران به روسيه به ويژه ميوه و تره بار با كاميونهاي غير ايراني به نام تركها يا آذري‌هاي جمهوري آذربايجان از اين گذرگاه عبور مي كردند. اين اقدامات سبب افزايش قيمت تمام شده كالاي ايراني به روسيه و در نهايت منجر به از دست رفتن بازارها در رقابت با تركها و آذري‌ها شده است. چندين بار از روسها خواسته شده اين مرز را به روي كاميون هاي ايراني باز كنند. آنها قول همكاري داده اند ولي هيچگاه عمل نكرده اند.   * ايران با روسيه ارتباط هوايي دارد. متاسفانه از آغاز گشايش خطوط هوايي بين دو كشور، تنها يك خط پروازي بين تهران و روسيه آن هم «تهران-مسكو» برقرار است كه از دوره شوروي تا كنون ثابت مانده است. در حالي كه تركيه در همسايگي ايران خطوط متعدد پروازي به شهرهاي مختلف روسيه در بخش اروپايي و آسيايي آن دارد.   * مبادلات تجاري بين ايران-روسيه در حجم زياد از طريق درياي خزر بين بنادر ايراني و روسي انجام مي گيرد ولي اين مبادلات تنها شامل كشتي هاي باري است و فاقد خطوط كشتيراني مسافري است.   جمع بندی - مساله ویزای روسی برای ایرانیان کماکان یک مسال اساسی در توسعه توریسم است. مادامی که مساله تسهیل صدور ویزا انجام نشود صنعت گردشگری به ویژه تعداد گردشگرانی ایرانی به روسیه توسعه قابل توجهی نخواهد داشت، حال آنکه ظرفیت تقاضا برای سفر به روسیه بیش از تعدادی است که در این سالها به روسیه سفر کرده اند.   - ایجاد فضای فرهنگی لازم در رسانه های روسیه برای شناخت ظرفیتهای گردشگری و جاذبه‌های توریستی ایران می توان در افزایش تعداد گردشگران روسی به ایران تاثیری مثبت داشته باشد. تعداد گردشگران روسی بازدید کننده از ایران در سالهای اخیر نسبت به تعداد گردشگران ایرانی از روسیه بیش از ده برابر کمتر است. سهم پایین گردشگری روسیه از ایران موازنه صنعت گردشگران ورودی و خروجی بین ایران و روسیه را نامتعادل ساخته است، در حالی که ظرفیتهای مناسبی در ایران برای گردشگران خارجی ایجاد شده است و سرمایه گذاری هایی در ظرفیت هتل‌ها و مهمانخانه‌ها برای جذب گردشگر امکانات مناسبی فراهم شده است.   - در خواست جدي از دولت روسيه براي بازگشايي مرز زميني دربند به روي ايرانيان در حداقل زمان براي تسهيل گردشگری و توسعه تجارت خارجی ايران و روسيه   - برنامه ريزي براي جلب توريستهاي روسيه در فصل توريستي آينده با ايجاد تسهيلات تشويقي و لغو رواديد (حتي يكجانبه همانند مورد جمهوري آذربايجان)   - جديت در ايجاد خطوط پروازي بين شيراز، اصفهان، كيش، قشم با شهرهاي مسكو، سنت پترزبورگ، آستاراخان، نووسيبيرسك.   - برقراري كشتيراني مسافري در درياي خزر بين بندر انزلي و آستراخان يا ماخاچكالا در داغستان     منابع 1. حمید آذرمند، پیشران های رشد اقتصادی در اقتصاد ایران، ماهنامه آینده نگر، شماره شصت و پنجم، آبان ماه 1396، ص 27   2. وضعیت گردشگری ایران در نیمه نخست ۱۳۹۶، سایت توریزم ادوایزر، 7 آبان 1396، قابل دسترس در: http://tourismadviser.com   3. منتخب آمارهای گردشگران بین المللی ایران در پنج ماهه نخست 1396، معاونت گردشگری، دفتر برنامه ریزی و حمایت از توسعه گردشگری، شهریور 1396   4. افزایش 10 برابری تعداد گردشگر بین ایران و روسیه، سایت مرور نیوز، گروه اقتصادی، 21مصاحبه با سفیر ایران در روسیه،  آبان 1396   5. «باید سهم مشخصی از بازار گردشگری روسیه داشته باشیم»، سایت خبرگزاری ایرنا، 27 خرداد 1396   6. آنکف، ویتالی. «روس ها و ایرانی ها به دیدن یکدیگر می روند»، سایت فارسی اسپوتنیک، 21/7/2017       نویسنده: دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)         ]]> دکتر بهرام امیراحمدیان جامعه و سیاست Sat, 16 Jun 2018 04:03:34 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3650/گردشگری-بین-ایران-روسیه پیش بینی سیاست خارجی روسیه؛ به سوی 2018 http://www.iras.ir/fa/doc/article/3656/پیش-بینی-سیاست-خارجی-روسیه-سوی-2018 این گزارش نتایج کار انجام شده توسط گروه کاری پیش بینی را نشان می دهد. یک رویکرد سیستماتیک برای شناسایی مهمترین زمینه های سیاست خارجی روسیه در سال 2018 و همچنین تهدیدات و فرصت های کلیدی برای کشور در عرصه جهانی صورت گرفته است. محدوده جغرافیایی پیش بینی ها شامل غرب، آسیا اقیانوس آرام، خاورمیانه و کشورهای پس از شوروی است.   نویسندگان امیدوارند که ایده ها و نتیجه گیری ها در این گزارش به کارشناسان امور بین الملل، محققان و روزنامه نگاران ارائه شود.   انتخابات ریاست جمهوری سال 2018 آغاز یک چرخه سیاست خارجی جدید برای فدراسیون روسیه را نشان می دهد. در زمینه انتخابات، زمینه های اصلی سیاست خارجی مورد بررسی قرار می گیرد (با مقدار مشخصی از تداوم)، و این تغییرات در اسناد سیاست های مفهومی سیاست خارجی منعکس می شود. انتخابات ریاست جمهوری روسیه به همین ترتیب همزمان با دوره های سیاسی در تعدادی از کشورها از جمله چین، ایالات متحده و چندین کشور عضو اتحادیه اروپا و خاورمیانه است. اثر «سیم لخت» یا «چوب مرده» تنها در روابط بین المللی افزایش می یابد. سناریوهای بحران ممکن است به عنوان یک نتیجه از اقدامات عمدی یا غیر عمدی کشورهای مختلف یا به دلیل هماهنگی ضعیف در حل مسائل مربوط به کل جهان ظاهر شوند. علاقه روسیه به ایجاد شرایط مطلوب برای توسعه داخلی کشور است. عقب ماندگی اقتصادی تهدید رو به رشدی برای حاکمیت روسیه و محدود کردن فرصت در سیاست خارجی است.   روسیه و غرب بُعد «نگاه به غرب» سیاست خارجی روسیه بیشتر مشکل ساز است.   نتایج اصلی در این زمینه در سال 2017 می تواند به شرح زیر خلاصه شود:   1- افزایش تحریمها بر روسیه؛ فهرست تحریم های گسترده و دلایل اعمال تحریم؛   2- مداخله روسیه در انتخابات ایالات متحده؛ تبدیل محیط دیجیتال به یک منطقه افزایش خطر در روابط ایالات متحده و روسیه؛ رشد مواد سمی؛ مسائل فضاي مجازي در رابطه با اتحادیه اروپا؛   3- جنگ اطلاعاتی و تبعیض رسانه ای؛ قطبي شدن گفتمان اطلاعات؛   4-  رکود در اجرای پروتکل مینسک؛   5- تظاهرات قدرت و ظرفیت سازی توسط روسیه و ناتو در مناطقی که منافع آنها متضاد است؛   6- عدم پیشرفت در ارتباط با چالش ها و تهدیدات مشترک؛ تاثیر منفی مناطق مساعد (اوکراین، مسائل فضاي مجازي و غیره) در زمینه های مورد علاقه مشترک را افزایش داد.   چالش ها و تهدیدات 1- کمپین اطلاع رسانی ضد روسی در انتخابات ریاست جمهوری؛ یک کمپین لكه دار كردن برای تضعیف مشروعیت نظام سیاسی روسیه.   2- ترویج رژیم تحریم؛ استفاده اضافی از تحریم ها توسط ایالات متحده و شرکای خارجی آن علیه روسیه؛ افزایش هزینه ریسک پروژه های سرمایه گذاری روسیه.   3- تضعیف همکاری ایالات متحده و روسیه در زمینه هایی که همکاری هنوز هم وجود دارد (هوانوردی، فضا، و غیره)   4- تخریب رژیم های کنترل تسليحات.   5- تضعیف روابط با اتحادیه اروپا؛ بازسازی سیاست اتحادیه اروپا به دنبال آن است که ایالات متحده را دنبال کند.   6- تفاوت های در حال افزایش در امنیت اطلاعات؛ افزایش آسیب پذیری به تحریکات دیجیتالي و جرایم اینترنتی.   7- افزایش اقدامات بازدارندگی متقابل از سوی روسیه و ناتو.   فرصت ها 1- تشکیل یک رژیم تحریم چند برابر علیه روسیه. این فرصت به سرعت وارد گفتگوي سازنده با اتحادیه اروپا مي تواند بشود در صورتی که پیشرفت در مورد موضوع اوکراین بدست آيد.   2- حرکت رو به جلوي فرایند مینسك، با احترام به شرایط آتش بس و از بین بردن طرف های متخاصم به عنوان بخشی از ماموریت حفظ صلح سازمان ملل متحد در طول خط تماس.   3- برقراري گفتگو در مورد امنیت سایبری؛ مراحل افزایش پیش بینی متقابل در فضای مجازی؛ تقسیمبندی مسائل مربوط به سایبر در «سبد» های مختلف؛ بحث مادی در مورد مسائل خاص؛ تحمت زدايي از مسائل   4- ایجاد یک گفتگو با اتحادیه اروپا به عنوان بخشی از «همکاری گزينشي». مفهوم «همکاری گزينشي» با درک معنای خاص و طرح پیشنهادی؛ به تدریج موضوع «همکاری گزينشي» گسترش می يابد.   5- پیشرفت همکاری بین اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در زمینه توسعه ادغام اقتصادی اوراسیا.   اولویت نگاه  به غرب در سیاست خارجی روسیه در سال 2018 1- تثبیت روابط با ایالات متحده («مدیریت تقابل») و توسعه روابط با اتحادیه اروپا.   2- بازگشایی تدريجي گفتگوها در سطوح مختلف و در فرمت های مختلف، و جلوگيري از انجماد همکاری ها و جستجو برای فرم های تعاملي جایگزین   3 - جلوگیری از افزایش تنش ها؛ برای همکاری با یکدیگر برای کاهش خصمانه لفاظی ها   4- ادامه گفت و گو در مورد تهدیدات و چالش های مشترک و جلوگیری از کاهش همکاری در مناطق متقابل سودمند.   5- ایجاد و توسعه پتانسیل بازدارندگی، که در صورت تهدید امنیتی از جانب غرب ضروری است.   روسیه و خاورمیانه خاورمیانه به عنوان جبهه ای از ایدئولوژی اسلامگرای رادیکال، تهدیدی برای روسیه و متحدان آن است. در عین حال، روسیه نقش خود را تحکیم می کند و دارای قدرت جهانی مسئولیت پذیر است که در حل مسائل امنیتی مشترک کمک می کند.   نتایج اصلی سال 2017 در این زمینه عبارتند از:   - آزاد سازی بخش قابل توجهی از سوریه از دست دولت اسلامی با مشارکت مستقیم روسیه. ایجاد شرایط برای حرکت روند صلح و بازگرداندن آرامش به سوریه.   - توافق نامه در زمینه افزایش مناطق، جلوگیری از درگیری های بین روسیه و ایالات متحده در سوریه، پیشرفت در روند صلح آستانه.   - عادی سازی روابط با ترکیه.   - توسعه روابط با عربستان سعودی، هماهنگ سازی تعامل در بازار نفت.   - حفظ وضع موجود با توجه به برنامه هسته ای ایران.   چالش ها و تهدیدات 1- اختلال یا رکود روند صلح به عنوان یک نتیجه از تضادها در داخل سوریه و بین بازیکنان خارجی (اختلاف نظر بین روسیه و ایالات متحده، موضع ترکیه در مورد مسئله کردها، مسئله نفوذ ایران در منطقه).   2- تهدید تداوم تروریستی.   3- بازگشت جنگجویان دولت اسلامی به روسیه و کشورهای پسا شوروی. افزایش فعالیت زیرزمینی تروریست در قفقاز شمالی و آسیای مرکزی.   4- تشدید وضعیت در افغانستان به دلیل تقویت دولت اسلامی.   5- بدتر شدن وضعیت در یمن.   6- تلاش های نظامی برای حل بحران لیبی.   7- تهديد آمريكا مبني بر خروج از معاهده هسته اي ايران.   فرصت ها 1- شکست قطعی دولت اسلامی (داعش).   2- نقش رهبری روسیه در حل و فصل مسائل سوریه؛ سازماندهي کنگره مردم سوریه؛ پیشرفت روند ژنو.   3- بازسازی سوریه در ارتباط با سازمان های بین المللی پیشرو و انجمن ها   4- توسعه همکاری نظامی و فنی و تجاری با مصر، عراق، عربستان سعودی و سایر کشورها.   5- ایجاد گفتگو با ایران و حفظ وضعیت موجود با توجه به برنامه هسته ای آن.   اولویت سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه در سال 2018 1- تقویت موقعیت های سوریه، با توجه به انتقال از عملیات نظامی به پس از بازسازی كشور   2- جلوگیری از درگیری های نظامی در منطقه، ترویج مفهوم یک سیستم امنیتی منطقه ای و حفظ و تقویت روابط دوستانه با کشورهای منطقه.   3- جلوگیری از گسترش سلاح های کشتار جمعی در منطقه.   4- جلوگیری از تبدیل منطقه به مبنایی برای تروریسم بین المللی و مقابله با صادرات تروریسم و اسلام گرایی رادیکال به قفقاز شمالی و آسیای مرکزی.   روسیه و آسیا و اقیانوس آرام منطقه آسیا پاسیفیک بسیار پویا است. در اینجا، تعادل بین تهدیدات و فرصت ها برای روسیه مطلوب است. مهمترین نتایج 2017 در این زمینه عبارتند از:   - تشدید بحران موشکی هسته ای در شبه جزیره کره؛ تقاضای رو به رشد روسیه به عنوان واسطه و شریک در حل مسائل.   - پیوستن هند و پاکستان به سازمان همکاری شانگهای (SCO).   - سیاست خارجی جدید تصویب شده توسط جمهوری خلق چین پس از 19 کنگره ملی حزب کمونیست چین و در حال توسعه روابط با روسیه است.   - توسعه ارتباطات بین روسیه و ژاپن و پیشرفت در گفت و گو در مورد مسائل تجاري و اقتصادی.   - بازنگری روابط روسیه و هند در زمینه رویدادهایی که به افتخار 70 مين سالگرد تاسیس روابط دیپلماتیک بین دو کشور برگزار می شود.   - گفتگو با انجمن ملل آسیای جنوب شرقی (ASEAN) و کشورهای کلیدی در منطقه در چارچوب فعالیت اتحادیه اقتصادی اوراسیا   چالش ها و تهدیدات 1- تهدید به استفاده از نیروی نظامی برای حل مشکل کره شمالی که خطر کره شمالی و کره جنوبی و همسایگان كه رنج و فلاكت زيادي را به منطقه تحميل خواهدكرد. .   2- تهدید نقش روسیه در حل مسئله کره شمالی می تواند به حاشیه رانده شود.   3- خطراتی که اختلافات در اطراف دریای جنوبی چین را می تواند تشدید کند؛ تهدیدی است که روسیه بتواند در این اختلافات عمیق تر بکشاند.   4- عدم تقارن در روابط سیاسی و اقتصادی روسیه و چین.   5- کاهش احتمال بالقوه در گفتگوهای روسیه و ژاپن؛ اختلافات مداوم با توجه به اختلافات ارضی.   6- رکود در روابط روسیه و هند؛ رشد رقابت در زمینه همکاری های فنی و مهندسی.   7- تهدیدی که گفتگو با آسه آن و دیگر انجمن ها می تواند صرفا به صورت ماهیت قانونی باشد؛ کمبود پروژه های خاص   فرصت ها 1- واسطه ای در حل و فصل دیپلماتیک مسئله هسته ای کره شمالی؛   2- کاهش سریع تدابیر موشکی (THAAD) در کره جنوبی بر خلاف موافقتنامه هایی که بین جمهوری خلق چین و کره جنوبی به دست آمده است.   3- انجام پروژه های مشترک دو جانبه با جمهوری خلق چین در زمینه انرژی، زیرساخت ها، اکتشافات فضایی و قطب شمال.   4- اجرای ابتکارات روسیه و چین در زمینه امور مالی بین المللی و امنیت سایبری.   5- برگزاری دوره های متقابل سالهاي فرهنگي در روسیه و ژاپن؛ اجرای پروژه های مشترک در جزایر کوریل.   6 - توسعه مناطق جدید برای همکاری با هند (امنیت غذایی، امنیت سایبري، گسترش همکاری های انرژی و کار بر روی پروژه های بزرگ توسعه زیربنایی، مانند پروژه کریدور شمال-جنوب و غیره)   اولویت سیاست خارجی روسیه در آسیا و اقیانوسیه در سال 2018 1- بهبود کیفیت همکاری روسیه و چین (به ویژه در اقتصاد، علوم و فناوری و علوم انسانی)   2- تنوع روابط اقتصادی و سیاسی با آسیا و اقیانوس آرام.   3- بر طرف كردن رکود بیش از حد در حال ظهور در روابط با هند.   4- پیشگیری از رویارویی هند و چین در آسیا و اقیانوس هند.   5- جلوگیری از درگیری نظامی در شبه جزیره کره در حالی که حفظ هدف بلند مدت تبدیل سواحل به یک منطقه عاري از سلاح هسته ای.   6- افزایش مشارکت روسیه در سازوکارهای چندجانبه امنیت و رژیم های آسیای میانه.   روسیه و كشورهاي پسا شوروی کشورهای پساشوروی سابق مهمترین منطقه برای روسیه هستند از لحاظ امنیتی و اجرای پروژه های ادغام اقتصادی. نتایج اصلی 2017 در این زمینه:   - توسعه موفق اتحادیه اقتصادی اوراسیا: امضای کدهاي گمرکي اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ رشد تجارت داخلی و خارجی اتحادیه.   - دستاوردهايي از اتحادیه اقتصادی اوراسیا در فعالیت های بین المللی آن: امضای توافقنامه تجاري و اقتصادی با جمهوری خلق چین؛ مذاکرات با ایران، سنگاپور، صربستان، هند، اسرائیل و مصر؛ همکاری با ASEAN   - همکاری امنیتی در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO): غرب 2017 و دیگر تمرینات.   - طرح برای ارسال یک ماموریت حفظ صلح به دونباس برای جلوگیری از وضعیت جنگي در منطقه و جلوگيري از افزایش بیشتر.   - این کار برای جلوگیری از تشدید روابط روسیه و ارمنستان و روسیه و قزاقستان در برابر توافقنامه های همکاری با اتحادیه اروپا برای امضای آن است.   - حفظ ثبات در جنگ قره باغ کوهستانی؛ توسعه متوازن روابط میان ارمنستان و آذربایجان.   چالش ها و تهدیدات 1- شکست یا رکود مذاکرات صلح بانان در دنناس؛ تشدید وضعیت در خط تماس بین نیروهای مسلح اوکراین و نیروهای مسلح جمهوریهای لوانسک و دونتسک؛ از دست دادن ثبات داخلی در جمهوری های لوهانسک و دونتسک.   2- تشدید اختلافات درون اتحادیه اروپا (بین قزاقستان و جمهوری قرقیزستان).   3- تهدید بی ثباتی در یک یا چند کشور آسیای میانه؛ افزایش تهدید تروریستی در آسیای میانه در برابر جنگجویان دولت اسلامی، بازگشت به کشورهای خود؛ صادرات بی ثباتی از افغانستان به عنوان یک نتیجه تقویت از دولت اسلامی در آن کشور است.   4- تشدید وضعیت در قره باغ کوهستاني؛ تشدید اختلافات عمومی میان ارمنستان و آذربایجان، از جمله اختلافات در مورد صد سالگي جمهوری دموکراتیک.   فرصت ها 1- تقویت اتحادیه اقتصادی اوراسیا: تکمیل پیش نویس قوانین پیشنهادی تجارت برق ؛ تشکیل یک بازار حمل و نقل هوایی متحد اجرای طرح حمل و نقل هماهنگ شده و غیره؛ ادامه مذاکرات در مورد ایجاد مناطق آزاد تجاری با شرکای خارجی و انجمن ها؛ ایجاد تجربه در حل اختلاف و اختلاف در اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ افزایش تجارت داخلی به عنوان یک نتیجه از رشد اقتصادی و بهبود کار مؤسسات ادغام.   2- توسعه مدل های تعامل غيرقابل انطباق بين اتحاديه اروپا و اتحاديه اقتصادی اوراسیا (قزاقستان، ارمنستان).   3- اجرای برنامه های حفظ صلح در دنباس؛ نظارت بر اجرای موافقت نامه های مینسک.   4- توسعه گفتگوی روسیه و گرجستان؛ کاهش یا رفع رژیم ویزا از سوی روسیه.   اولویت سیاست روسیه در کشورهای پس از شوروی در سال 2018 1- توسعه مدل های همکاری امنیتی و اقتصادی در آن، برای دیگر کشورهای پس از شوروی جذاب است.   2- مخالفت با فرایندهای بی ثبات سازی اقتصادی و سیاسی که در کشورهای پس از شوروی اتفاق می افتد.   3- جستجو برای بهترین الگوهای ممکن از تعامل با بازیکنان خارجی (جمهوری خلق چین، اتحادیه اروپا، ایالات متحده، ایران، ترکیه و غیره) برای حل مسائل منطقه ای.   4- کمک به حل و فصل اختلافات در فضای شوروی سابق       نویسنده: گروه نویسندگان ریاک   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)       «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست خارجی Mon, 11 Jun 2018 17:30:33 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3656/پیش-بینی-سیاست-خارجی-روسیه-سوی-2018 تاملی بر شناسایی استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی از سوی دولت سوریه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3663/تاملی-شناسایی-استقلال-آبخازیا-اوستیای-جنوبی-سوی-دولت-سوریه در حالی که تحولات سیاسی و میدانی سوریه شرایط پرالتهاب و پیچیده ای را تجربه می کند، وزارت امور خارجه سوریه با صدور یک بیانیه رسمی اعلام نمود که «جمهوری عربی سوریه تصمیم به برقراری روابط دیپلماتیک با جمهوری های آبخازیا و اوستیای جنوبی نموده است». بر اساس این بیانیه رسمی، روابط دیپلماتیک در سطح سفارت ایجاد خواهد شد. بدین ترتیب پس از چهار کشور روسیه، نائورو[1] (کشور جزیره‌ای و کوچک در منطقه میکرونزی قاره اقیانوسیه)، نیکاراگوئه و ونزئلاء که پس از بحران اوت ٢٠٠٨ میلادی اقدام به شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نمودند، جمهوری عربی سوریه پنجمین کشوری است که گام در این مسیر گذاشته است. متعاقب بیانیه وزارت خارجه سوریه، آناتولی بی بیوف،[2] رئیس جمهور منطقه اوستیای جنوبی که منابع رسمی گرجستان از آن تحت عنوان تسخینوالی[3] اشغالی یاد می کنند، ضمن تشکر از بشار اسد، اظهار داشت که «به رسمیت شناختن استقلال اوستیای جنوبی توسط سوریه یک روند غیرقابل برگشت است که از سال 2008 آغاز شده است. شناخت متقابل استقلال و ایجاد روابط دیپلماتیک میان جمهوری اوستیای جنوبی و جمهوری عربی سوریه پدیده مهم و تاریخی است. همه به دوستان جدید نیاز دارند، به ویژه آن دسته از کشورهایی که در شرایط دشواری هستند و با تجاوز نظامی و تروریسم مواجه شدند». متعاقب این تحولات، وزارت خارجه گرجستان اعلام نمود که روابط دیپلماتیک تفلیس با دمشق قطع خواهد شد.   سخنگوی اتحادیه اروپا نیز در حمایت از موضع گرجستان اعلام نمود که «تصمیم رژیم سوریه برای برقراری روابط دیپلماتیک با مناطق جدایی طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی از گرجستان، نقض قوانین بین المللی و اصل تمامیت ارضی به موجب مقررات منشور سازمان ملل متحد و قطعنامه های شورای امنیت مربوطه است». هدر ناور، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز در موضعی مشابه اظهار داشت که «تصمیم رژیم اسد برای تغییر واقعیت و یا موضع ما در مورد این موضوع تاثیری ندارد. این که چرا سوریه در حال حاضر آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت شناخته است،شگفتی برای ما نیست، زیرا بشار اسد توسط رژیم روسیه پشتیبانی می شود. مناطق اشغالی اوستیای جنوبی و آبخازیا جزء جدایی ناپذیر از گرجستان است. ما همچنان از حاکمیت گرجستان، استقلال و تمامیت ارضی آن در مرزهای بین المللی خود حمایت می کنیم؛ و تصمیم رژیم اسد، ما آن را یک تصمیم ناخوشایند می نامیم و تاکید می کنم تصمیم سوریه هیچ تاثیری در تغییر واقعیت و یا موضع ما در مورد این موضوع ندارد».   اقدام اخیر دولت سوریه در قبال شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در واقع در امتداد دو اقدام دیگر دمشق در شناسایی نسل کشی ارامنه در سال ٢٠١٥ و نیز شناسایی الحاق کریمه به روسیه در٢٠ اکتبر ٢٠١٦ است که نشان می دهد سیاست خارجی سوریه در حوزه سی. آی. اس تا چه میزان از روندهای متوازن و سنتی گذشته فاصله گرفته است. واقعیت آن است که مسکو به شدت در پی مشروعیت بخشی و شناسایی بین المللی الحاق کریمه به خاک روسیه و نیز تبدیل وضعیت مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی از وضعیت دوفاکتوی کنونی به دوژور است. در این راستا افزایش تعداد کشورهای شناسایی کننده الحاق کریمه و استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی برای روس ها بسیار حائز اهمیت است. به همین دلیل است که تنها یک هفته بعد از شناسایی الحاق کریمه از سوی دولت سوریه در ٢٠ اکتبر ٢٠١٦، یوگنی فیودروف، از اعضای حزب حاکم روسیه واحد و یکی از نمایندگان مجلس دومای روسیه نامه ای را برای مجلس شورای اسلامی ارسال می نماید و در آن خواستار شناسایی رسمی الحاق شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه از سوی دولت ایران می شود که این درخواست در راستای سیاست اصولی دولت ایران، با پاسخ مثبتی از سوی کشورمان مواجه نشد.   تصمیم اخیر دولت سوریه در شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی از زاویه تشدید تنش ها و اختلافات میان روسیه با جهان غرب نیز قابل توجه و ارزیابی است. اگر به حدود دو سال قبل بازگردیم، با توجه به مباحثی که از سوی دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی در رابطه با عادی سازی مناسبات آمریکا و روسیه، لغو تحریم های روسیه و شناسایی الحاق کریمه به روسیه مطرح شده بود، رهبران گرجستان به ویژه جریان غرب گرای حاکم به شدت نگران گسترش این روند از کریمه به مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی بودند. در همین مقطع بود که رفات چوباروف، از نمایندگان پارلمان اوکراین اعلام نمود که کشورهای بلاروس، ارمنستان، قزاقستان و ازبکستان آمادگی خود را برای به رسمیت شناختن الحاق کریمه به خاک روسیه اعلام کرده‌اند که بدین ترتیب با اضافه شدن به شش کشور کوبا، نیکاراگوئه، ونزئلا، افغانستان، کره شمالی و سوریه، تعداد کشورهای شناسایی کننده الحاق کریمه به خاک روسیه به ١٠ کشور افزایش می یافت. در چنین فضایی بود که مقامات اوستیای جنوبی اعلام نمودند که در جهت حفظ مصالح و منافع مردم اوستیای جنوبی همه پرسی برای پیوستن این منطقه به روسیه در سال 2017 میلادی برگزار خواهد شد.[4]   اما فضای تقابلی شدیدی که میان آمریکای دونالد ترامپ و روسیه شکل گرفت، نگرانی رهبران گرجستان را تا حد بسیار زیادی برطرف نمود. به عنوان مثال، بن کاردین، یک عضو ارشد حزب دمکرات در مجلس نمایندگان آمریکا در زمان تصویب طرح تحریم های جدید علیه روسیه صراحتاً اظهار داشت که «طرح تحریم‌ها به دلیل دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠١٦، اشغال بخشی از خاک اوکراین و گرجستان و حمایت از دولت سوریه» باید به تصویب برسد. سفر مایک پنس، معاون رئیس جمهور آمریکا به تفلیس در آستانه نهمین سالگرد جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی و حضور در مانورهای نظامی «مشارکت ارزشمند-2017»[5] ناتو در گرجستان[6] و با اعلام این که «آمریکا هرگز با اشغال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی توسط روسیه کنار نخواهد آمد»، اطمینان خاطر هرچه بیشتر رهبران گرجستان را به دنبال داشت. چنانچه گئورگی کویریکاشویلی، نخست وزیر گرجستان، سفر مایک پنس به تفلیس را نشانه حمایت آمریکا از گرجستان عنوان و در رابطه با موضع قاطعانه واشنگتن در زمینه حمایت از تمامیت ارضی و حق حاکمیت گرجستان ابراز قدردانی کرد. اما در نقطه مقابل و به فاصله کوتاهی از سفر مایک پنس به تفلیس، ولادمیر پوتین نیز عازم آبخازیا شد و در سوخومی با رائول خاجیمبا، رئیس جمهور خودخوانده این منطقه دیدار کرد تفاهمنامه‎ای برای سرمایه گذاری ۶ میلیارد روبلی روسیه در اقتصاد آبخازیا طی سه سال آینده به امضای دو طرف رسید. در حوزه نظامی و دفاعی نیز روس ها اقدام به تثبیت و تقویت حضور نظامی در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نمودند. فعالیت پایگاه گودائوتا (پایگاه نظامی هفتم ارتش روسیه) در شمال سوخومی، مرکز آبخازیا به موجب قرارداد سپتامبر 2009 به مدت 49 سال تمدید شد که قابل تمدید تا ١٥ سال دیگر نیز می باشد. قرارداد مشابه و بلندمدتی نیز در قبال پایگاه پایگاه نظامی چهارم ارتش روسیه در شمال غربی تسخینوالی، مرکز اوستیای جنوبی صورت گرفت.   بنابراین، در ادامه همین فضای تقابلی است که مجمع پارلمانی ناتو در لهستان در ٢٥ می ٢٠١٨ (٤ خرداد ١٣٩٧) از رهبران ناتو درخواست کردند نسبت به تجاوز غیرقانونی روسیه به کریمه، بی ثبات سازی شرق اوکراین و اشغال سرزمین های گرجستان و اوکراین، متحدان ناتو را متقاعد و بر حمایت بی قید و شرط خود از حاکمیت و تمامیت ارضی گرجستان و اوکراین تاکید کند. بنابراین، تصمیم دولت سوریه در اعلام شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی که به فاصله کوتاهی پس از اجلاس مجمع پارلمانی ناتو در لهستان (٢٥ می ٢٠١٨) و نیز دیدار ولادمیر پوتین و بشار اسد در سوچی (١٧ می ٢٠١٨) صورت گرفت، نمی تواند بی ارتباط با تشدید روندهای تقابلی میان روسیه و جهان غرب باشد.   در نهایت باید به این نکته اشاره داشت که اقدام اخیر دولت سوریه در شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی به روشنی نشان می دهد که منطقه قفقاز جنوبی تا چه میزان تحت تاثیر تحولات مناطق پیرامونی خود قرار گرفته است. تحولات کریمه و اوکراین، گسل های قومی و سرزمینی در آبخازیا، اوستیای جنوبی، قره باغ و نیز منطقه استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی و نیز منطقه ترانس دنیستر مولداوی را فعال نموده است و تحولات سوریه و عراق نیز با توجه حضور تعداد قابل توجه نیروهای سلفی و تروریستی از قفقاز شمالی در گروه هایی مانند داعش و جبهه النصره که امکان بازگشت آن ها به منطقه نیز وجود دارد، باعث فعال شدن گسل های هویتی و دینی و تبدیل مناقشات قومی- سرزمینی قفقاز جنوبی به مناقشه های قومی- دینی شده است.   تاثیر سیاسی و به ویژه روحی-روانی اقدام اخیر دولت سوریه در شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نیز تقویت احساسات ضد روسی در افکار عمومی و نخبگان جامعه گرجستان خواهد بود؛ چرا که از دیدگاه گرجی ها، این اقدام دولت سوریه با تحریک و تشویق مسکو صورت گرفته است و سیاست مستقلی از جانب دولت سوریه محسوب نمی شود که از سال ١٩٩٤ میلادی دارای روابط دیپلماتیک با گرجستان است. بنابراین، پیامد این امر تداوم و تشدید بن بست های ایجاد شده در مناسبات گرجستان و روسیه خواهد بود که پس از کنار رفتن میخائیل ساکاشویلی، امیدهایی برای بهبود مناسبات ایجاد شده بود. در حال حاضر در مجموعه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، هیچ کشوری به مانند گرجستان از روسیه فاصله نگرفته است. در چنین شرایطی با توجه به بیانیه های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا در محکومیت اقدام دولت سوریه در شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، جناح غرب گرا در گرجستان بیش از گذشته تقویت خواهد شد، و به همان میزان بر روند همکاری های یورو- آتلانتیکی دولت گرجستان با ایالات متحده آمریکا، پیمان ناتو و اتحادیه اروپا افزوده خواهد شد و گرجستان بیش از گذشته از روسیه و ساختارهای منطقه ای روس محور حوزه سی. آی. اس و نیز متحدان منطقه ای این کشور مانند سوریه دور خواهد شد.   یادداشت   [1] Nauru   [2] Anatoliy Bibilov   [3] تسخینوالی مرکز جمهوری اوستیای جنوبی است.    [4] هر چند منطقه اوستیای جنوبی شاهد برگزاری یک همه­پرسی در 9 آوریل 2017 میلادی بود، اما در این همه پرسی تنها نام این منطقه از «جمهوری اوستیای جنوبی» به «جمهوری اوستیای جنوبی- کشور آلانیا» تغییر یافت و بحثی در رابطه با الحاق به خاک روسیه مطرح نشد.   [5] Noble Partner   [6] رزمایش نظامی شریک ارزشمند – 2017  ناتو با حضور بیش از دو هزار 800 نظامی از گرجستان، آمریکا، انگلیس، آلمان، ترکیه، اسلوونی، ارمنستان و اوکراین در پایگاه های نظامی وازیانی و نوریو گرجستان از 30 جولای آغاز و تا 12 اوت جاری ادامه خواهد داشت. نویسنده: ولی کوزه­ گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   ]]> ولی کوزه گر کالجی سیاست خارجی Fri, 08 Jun 2018 18:51:20 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3663/تاملی-شناسایی-استقلال-آبخازیا-اوستیای-جنوبی-سوی-دولت-سوریه "به نظر نمی‌رسد که تصور مقامات روسیه آن باشد که توافق با اسرائیل لزوماً علیه ایران است" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3662/نظر-نمی-رسد-تصور-مقامات-روسیه-باشد-توافق-اسرائیل-لزوما-علیه-ایران طی ماه‌های اخیر نقش‌آفرینی اسرائیل در تحولات بحران سوریه به طرز قابل توجهی افزایش یافته است. صهیونیست‌ها علاوه بر تجاوزات نظامی پی در پی که به لحاظ کمی و کیفی متفاوت از موارد پیشین است، مذاکره با طرف‌های غربی، برخی کشورهای منطقه‌ای و به ویژه روسیه را برای امتیاز گرفتن در چارچوب تحولات آتی آغاز کرده‌اند. این اقدامات به ویژه با توجه به نقش منحصر به فرد روسیه در بحران سوریه و همکاری‌های این کشور با جمهوری اسلامی ایران اهمیت مضاعفی می‌یابد. در همین راستا خبرگزاری تسنیم مصاحبه‌ای با دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین‌الملل و مدیر گروه مطالعات روسیه، آسیای میانه و قفقاز در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران ترتیب داده است که در ادامه از نظر می گذرد.     طی سال‌های اخیر که روابط ما با روسیه ارتقاء کمی و کیفی قابل توجهی یافته است، مساله روابط این کشور با اسرائیل یکی از پرحاشیه‌ترین موضوعات در محافل سیاسی و رسانه‌ای ما بوده است. در حالی که می‌بینیم این حساسیت درباره روابط برخی از همسایگان‌ یا حتی کشورهای اروپایی(که در صدد توسعه روابط با آن‌ها هستیم) با اسرائیل وجود نداشته است. علت این حساسیت چیست؟ اساسا آیا روابط اسرائیل با روسیه برای ما تهدیدآمیزتر از روابط با دیگر کشورهاست؟   "دلیل حساسیت‌ها در ایران به روابط روسیه و اسرائیل نخست به اهمیت و جدیت همکاری‌های نظامی ایران و روسیه در سوریه و تا حدودی هم به تیرگی  روابط روسیه و غرب در چهار سال اخیر بر می‌گردد. برخی در ایران در مورد همکاری نظامی تهران و مسکو در خصوص سوریه اغراق کرده و آن را تا حد یک اتحاد نظامی همه جانبه بالا می برند، و در نتیجه انتظار دارند که روسیه در انتخاب بین ایران و اسرائیل، اولویت را به ایران بدهد. از طرفی، انتظار آنها آن است که نگاه روسیه به غرب و نگرانی‌اش از گسترش ناتو به اسرائیل هم تسری یابد. در حالی که، نه روابط روسیه و ایران یک اتحاد نظامی همه‌جانبه است و نه روس‌ها نگاهشان به اسرائیل آنگونه است که بخاطر رقابت با غرب ان را کم اهمیت بدانند."   "اما روابط روسیه و اسرائیل برای ما تهدیدآمیزتر از روابط دیگران نیست، بلکه در اینجا هم بحث انتظارات از روسیه در برخی محافل ایرانی مطرح است و هم اینکه در ماه‌های اخیر روسیه در برخی موارد ناگزیر به انتخاب شده و طرف ایرانی انتظار دارد که ملاحظات اسرائیل را بر ایران ترجیح ندهد. مسکو نگاهش به اسرائیل در مجموع مثبت است و هیچ مشکل مهمی با آن ندارد. اسرائیل را یک دولت رسمی می‌شناسد که می‌تواند مزایای مهمی در سطح دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی برایش داشته باشد. ضمن اینکه هزینه‌ای هم برایش ندارد. اما در موردایران، از نگاه مسکو در سطوح دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی منافع مشترکی وجود دارد و به‌ویژه در سطح منطقه‌ای، این منافع مشترک به همکاری‌های نظامی و عملیاتی رسیده است. اما از منظر کرملین، ایران یک بازیگر پرهزینه تلقی می‌شود که بابت رابطه با آن بایستی در مواردی متحمل هزینه‌هایی بشود. و متاسفانه همین موضوع باعث می‌شود تا اسرائیل، غرب و اعراب حوزه خلیج فارس بتوانند در مواردی بر روابط مسکو و تهران سایه بیندازند."   طی مدتی که از خروج آمریکا از برجام می‌گذرد، شاهد مواضع دوگانه‌ و مبهمی از روسیه در قبال ایران و برجام بوده‌ایم که به طرق مختلفی تفسیر شده‌اند. همچون خروج نیروهای خارجی از سوریه، و یا اعطای امتیاز توسط ایران به منظور حفظ برجام و موارد دیگری از این دست. این مواضع را چگونه می‌توان در چارچوب راهبردهای سیاست خارجی روسیه است تحلیل کرد؟ سهم اسرائیل در این موضع‌گیری‌ها به چه میزان است؟   "اگر چه برخی از این اظهار نظرها را رسانه‌های غربی تحریف کرده‌اند، اما واقعیت‌ها و شواهد از  دو امر حکایت دارد: نخست اینکه، اگر ایران از برجام خارج شود، روسیه نگران می‌شود و اگر ایران بخواهد غنی‌سازی بیش از 20 درصد داشته باشد، روسیه با تصویب قطعنامه شورای امنیت موافقت خواهد کرد. دوم اینکه، روس‌ها برای تثبیت موقعیت دولت سوریه برخلاف مرحله نظامی که به شدت به ایران نیاز داشتند، در مرحله پس از عملیات نظامی یعنی مرحله دیپلماتیک، بیشتر به بازیگران غیر ایران نیاز دارند. در این زمینه نقش آمریکا، اروپا، اعراب و حتی اسرائیل اهمیت پیدا می‌کند و اسرائیل هم با رایزنی خود به روس‌ها قول داده که در صورت خروح ایران و حزب‌الله از مرزهایش با سوریه به این روند کمک خواهد کرد. در اینجا باید به یک واقعیت تلخ اشاره کنم و آن ضعف مفرط ایران در مرحله‌ی دیپلماتیک سوریه است و همین موجب می‌شود که نقش روس‌ها برجسته‌تر شده و دولت سوریه هم به امید رهایی از جنگ و آغاز مرحله سوم؛ یعنی بازسازی کشور، یک چشم به ابتکارات روسیه و تعاملش با سایر بازیگران و چشم دیگرش هم به کمک‌های احتمالی عربی و غربی برای بازسازی باشد."   اخیرا شاهد افزایش رفت و آمدهای مقامات صهیونیست به روسیه هستیم. در عین حال گفته می‌شود که اسرائیل به دنبال دست‌یابی به توافقی در خصوص ایران در سوریه است. به نظر شما برفرض این که چنین توافقی صورت پذیرد، اصلی‌ترین موضوعات آن چه مواردی خواهند بود؟ آیا روسیه نظرات اسرائیل را در این موارد می‌پذیرد یا بالعکس، ملاحظات ایران نیز مد نظر روس‌ها قرار دارد؟ این توافق در خصوص کل سوریه خواهد بود و یا بر اساس آنچه در برخی اخبار گفته می‌شود صرفا مربوط به مسائل پیرامون مرزهای اسرائیل است؟ آیا می‌توان ادعا کرد چنین توافقی در آینده تحولات سوریه به میزان قابل توجهی تاثیرگذار است؟   "هدف اسرائیل خروج ایران از کل سوریه، و حداقل خروج از مرزهای آن با سوریه است. روس‌ها اما بر آن هستند که همه نیروهای خارجی از سوریه بیرون بروند چه ایران و چه آمریکا و ترکیه، و در مورد مرزهای اسرائیل هم دنبال راضی کردن ایران می‌باشند. توافقی که در مورد آن بحث می شود هم  صرفا در مورد مرزهای اسرائیل است. به نظر می رسد ایران هم تلویحا این وضعیت دوم را پذیرفته مشروط به اینکه نیروهای سوری در این منطقه مستقر شوند. اما در داخل ایران البته این موضوع از سوی برخی محافل سیاسی و فکری به عنوان خیانت روسیه به ایران تلقی شده است، در حالی که از ابتدا هم معلوم بود که ایران و روسیه در مورد سوریه در کنار اشتراکاتی که در مقابله با تروریسم و حفظ حکومت سوریه دارند، اما اختلافاتی هم دارند که طبعا در پرتو همکاری‌های فوری‌تر مسکوت گذاشته شده بود. واقعیت امر آن است که روسیه دشمن ایران نیست و تهدید مشخصی هم علیه ایران ندارد، اما در کنار منافع مشترک، اختلافات با ایران هم سر جایش است و از همه مهم‌تر اینکه اگر روسیه و یا هر کشور دیگری، بر سر دو راهی روابط با ایران یا غرب قرار بگیرند، متاسفانه، در ترجیح غرب درنگ نمی‌کنند. در مورد اسراییل اما ذکر این نکته ضروری است که مسکو از ابتدا سیاست منطقه‌ای خود را در خاورمیانه بر مبنای روابط با همه بازیگران و موازنه منطقه‌ای گذاشته بود و این معنای روشنی دارد."   چندی پیش پس از انتقال سفارت ایالات متحده به بیت‌المقدس، در کنار اعتراضاتی که به این اقدام می‌شد، روسیه نیز تلویحا با آمریکا همراهی کرد و در موضعی گفت که قدس غربی پایتخت اسرائیل است. آیا ارتباطی میان این موضع روس‌ها و مذاکرات اخیر در خصوص بحران سوریه وجود دارد؟   "موضع روسیه در قبال فلسطین آن است که دو دولت فلسطینی و اسرائیلی با مرکزیت قدس شرقی و غربی تشکیل شود و این موضوع جدیدی نیست."   در صورت دست‌یابی روسیه و اسرائیل به هر توافقی، آیا روسیه ابزارهای کافی را برای اجرایی کردن این توافق دارد؟ اساسا اصلی‌ترین اهرم‌های روس‌ها در قبال ایران چیست؟ آیا ایران نیز اهرم‌های متقابلی برای اقدام متقابل و تغییر دیدگاه روسیه در دست دارد؟   "به نظر نمی‌رسد که تصور مقامات روسیه آن باشد که توافق با اسرائیل لزوما علیه ایران است،  بلکه آنها رفتار خود را بیشتر به عنوان نوعی میانجی‌گری تلقی می‌کنند تا مانع از برخورد بیشتر دو طرف در صحنه سوریه شوند. چون به زعم آنها، روسیه نمی‌خواهد در رابطه با ایران و اسرائیل جانب یکی را بگیرد. کرملین در سال‌های 2012 تا 2017 توانست نوع رابطه خود با تهران و تلاویو را مدیریت کند و کمابیش از ایجاد   یک دو راهه‌ی تصمیم‌گیری بگریزد. اما اینک می‌بینیم که در عمل ادامه‌ی این رفتار دوگانه کار دشواری شده و در ایران، این رفتار روس‌ها را جانبداری از اسرائیل می پندارند. البته هم‌زمانی این موضوع با خروج آمریکا از برجام موجب نگرانی مضاعف نسبت به رفتار کرملین و به‌عنوان فشار آن بر ایران تلقی می‌شود و فضای رسانه‌ای سنگینی را علیه مسکو ایجاد کرده است."   "در اینجا باید اضافه کنم که متاسفانه یکی از مشکلات ما همیشه و در همه این دهه‌های اخیر نوعی انزوای تحمیلی بین‌المللی بوده که خودمان هم در تشدید آن بی نقش نبوده‌ایم. این موضوع باعث شده تا در هر موضوعی به آسانی تحت فشار و تحریم قرار گیریم و دولی که بخواهند با ما در موضوعات مختلف همکاری کنند هم کم بوده‌اند و در نتیجه امکان انتخاب گزینه‌ها و بازی دیپلماسی هم برایمان میسر نبوده است. لذا بازیگرانی چون روسیه در رابطه با ایران با دست بازتری تعامل کرده و در موارد اصطکاک منافع تا حد زیادی خیالشان راحت است که ما انتخاب دیگری نداریم. از این رو، من بر این باورم‌ که، گمان اینکه سیاست شرقی می‌تواند برای دیپلماسی ما موثر باشد به هزینه‌هایی منجر شده است‌. همکاری با روسیه در موضوعات مشترک لازم است، اما با روسیه و چین و یا هر کشور دیگری نمی‌توان وارد رقابت و یا خصومت با غرب و یا اسرائیل شد.‌ چون هیچ بازیگری، حتی روسیه‌ی دوره پوتین هم نمی‌خواهد وارد یک اتحاد نظامی علیه غرب شود. اگر روزی احیانا قرار باشد چنین اتحادی شکل بگیرد، قاعدتا باید روسیه با چین به آن برسند. در حالی که حتی این هم به‌شدت محل تردید است. روسیه متحد نظامی ندارد و نمی‌تواند داشته باشد و اتحاد با کشورهای سازمان پیمان امنیت جمعی (بلاروس، ارمنستان، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان) هم بیشتر ایجاد یک چتر حمایتی با اهداف منطقه‌ای است؛ وگرنه، مثلا قرقیزستان چه توانی به روسیه اضافه می‌کند."       ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 06 Jun 2018 19:42:48 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3662/نظر-نمی-رسد-تصور-مقامات-روسیه-باشد-توافق-اسرائیل-لزوما-علیه-ایران روسیه از ایران و برجام چه می‌خواهد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3661/روسیه-ایران-برجام-می-خواهد اکنون خروج ایالات متحده از برجام، آزمون دیگری برای راستی‌آزمایی روسیه است که پنداشته می‌شود از ایران در برابر ایالات متحده پشتیبانی خواهد کرد. ولی این شکل اخلاقی مناسبات در عرصه بین‌الملل جایی ندارد. هم چین و هم روسیه کشورهایی با درجه بالایی از زیاده‌خواهی در ارتباط با شرکای خود هستند و اگرچه بازی برد-برد را به نظر خودشان با ایران داشته‌اند ولی سهم آنها خیلی بیشتر از سهم ایران بوده است. نمونه اخیر در سوریه اتفاق افتاده است که روسیه سهمی بسیار بیشتر از ایران برای خود برمی‌دارد. در روابط چین با روسیه نیز می‌توان این‌گونه موضوعات را مشاهده کرد. قرارداد صادرات گاز روسیه از سیبری به چین به مبلغ 400‌ میلیارد دلار اگر‌چه از نظر قدرمطلق ارزش رقمی درشت است، ولی این مقادیر در 30 سال و آن هم به‌صورت کالایی به روسیه پرداخت خواهد شد و روسیه به بازار مصرفی کالاهای چینی و روسیه به پمپ‌ بنزین چین تبدیل خواهد شد. بنابراین اگرچه چین یکی از طرف‌های 1+5 در مذاکرات هسته‌ای و برجام است، ولی در برابر خروج آمریکا از برجام چندان واکنش مورد انتظار ما ایرانی‌ها را بروز نداده است.   تجارت خارجی روسیه با جهان در سال 2017 برابر با 526.7‌ میلیارد دلار بوده است (تجارت خارجی چین 3953.1‌ میلیارد دلار) [هفت برابر روسیه] و ایالات متحده 3956.2‌ میلیارد دلار. چین 11.2 درصد و ایالات متحده 11.3 درصد تجارت کل جهان را در اختیار داشته‌اند و سهم روسیه از تجارت جهانی فقط 1.5 درصد بوده است. سهم ایران از تجارت جهانی چهاردهم درصد (0.4 درصد) بوده است. واردات روسیه در همین سال 182.8 ‌میلیارد دلار و صادرات آن 343.9‌ میلیارد دلار بوده است. سهم آمریکا در صادرات روسیه 2.3 درصد و ایران یک درصد بوده است. در محیط بین‌الملل هر کشوری به اندازه حجم تجارت خارجی، تولید ناخالص داخلی و کنشگری در مسائل بین‌المللی می‌تواند نقش داشته باشد. ازاین‌رو هر کشوری سیاست خارجی خود را بر مبانی شرکای تجاری یا شرکای استراتژیک و منافع و تهدیدات خود تدوین می‌کند. درباره روابط ایران و روسیه می‌توان گفت که نگاه روسیه به ایران با نگاه ایران به روسیه هیچ‌گاه هم‌وزن و هم‌راستا نبوده است. به‌ویژه آنکه در ایران در برخی موارد و در بین برخی گروه‌ها نگاه به روابط بین دو کشور، نگاه دوره جنگ‌سردی است؛ به این معنی که روسیه به‌عنوان یک ابرقدرت در برابر آمریکا دیده می‌شود. این نگاه دوقطبی سبب بروز برآوردهای اریب در نگاه به روسیه می‌شود و پنداشته می‌شود که روسیه قهرمان رویارویی با آمریکاست. ولی جهان دوقطبی دیگر وجود ندارد و بلوک شرق از هم پاشیده است و چین کمونیست چیزی شبیه به یک جهان سرمایه‌داری از نوع دنگ شیائوپینگی است با جمعیتی بیش از 1.3‌ میلیارد نفر. اگر به‌فرض جهان دوقطبی هم وجود داشته باشد، قدر مسلم این است که باز هم آمریکا قطب نخست است ولی قطب دوم روسیه نیست که کشور دوست و همسایه (البته آن هم فقط از طریق دریای خزر و بدون مرز زمینی) ماست. در این دوره چینی ظهور کرده است که دوشادوش آمریکا در تجارت جهان نقش دارد و دومین اقتصاد جهان بعد از آمریکاست (آمریکا 19 ‌هزار و چین 12‌ هزار ‌میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارند).   از آنجا که در ایران برخی نگاه‌ها به محیط بین‌الملل خوش‌بینانه یا آرمانی است، طبیعی به نظر می‌رسد که با نگاه جنگ‌سردی تلفيق شود (هرچند در روسیه نیز بین ناسیونالیست‌ها هنوز این نگاه وجود دارد)، اينكه روسیه یک ابرقدرت نظامی است که در برابر آمریکا و غرب ایستاده است. بنابراین از روسیه انتظار می‌رود که از منافع ایران، کشور دوست و همسایه در همه زمینه‌ها در برابر غرب دفاع کند. برگردیم به حجم اقتصاد. روسیه بعد از بحران اوکراین از سال 2014 درگیر تحریم‌های غرب است و این کشور را به سبب اشغال شبه‌جزیره کریمه تحریم اقتصادی کرده‌اند. روسیه کشوری قوی است كه در برابر این تحریم‌ها ایستادگی کرده و درعین‌حال از نظر نظامی قدرتمند شده است و در برابر غرب می‌خواهد به توازن استراتژیک برسد. تنها ایالات متحده حدود 700‌ میلیارد دلار بودجه سالانه نظامی دارد که روسیه شاید یک‌دهم آن را بتواند تخصیص دهد. اگر روسیه بخواهد به اندازه آمریکا هزینه نظامی داشته باشد، توان آن را نخواهد داشت. زیرا ناگزیر خواهد بود چندین‌بار بیشتر از سهمی که آمریکا از تولید ناخالص داخلی خود صرف بودجه نظامی می‌کند، هزینه کند. این برای روسیه ممکن نیست. در این فضا ما انتظار داریم روسیه بدون چون و چرا از منافع ما به هر قیمتی كه شده، دفاع کند. اکنون باید دید ما در سیاست خارجی روسیه در کجا قرار داریم؟ روسیه ایران را در سیاست خارجی در محدوده خاورمیانه می‌بیند. در سیاست خارجی روسیه اولویت‌ها به‌ترتیب به غرب، خاورمیانه، آسیا و اقیانوس آرام و کشورهای پساشوروی داده می‌شود.   برای هریک از این مناطق نیز چالش‌ها و تهدیدات، فرصت‌ها و وظایف اصلی سیاست روسیه در برابر هریک از این عوامل ملاحظه می‌شود. روسیه در چارچوب این رهنمود‌ها نقاط قوت خود را معرفی نمی‌کند و برای خود نقاط ضعفی متصور نیست و خود را اَبَرقدرت جهانی می‌شمارد. این سیاست خارجی روسیه البته ناکارآمدی‌هایی هم دارد؛ زیرا از نظر مدیریت استراتژیک نقاط قوت و ضعف خود را معرفی نمی‌کند. حالا ایران در این سیاست خارجی در خاورمیانه تعریف می‌شود که منطقه‌ای مهم است. خاورمیانه به‌عنوان جبهه‌ای از ایدئولوژی اسلام‌گرای رادیکال، تهدیدی برای روسیه و متحدان آن به شمار می‌رود. درعین‌حال روسیه نقش خود را تحکیم می‌کند و دارای قدرت جهانی مسئولیت‌پذیر است که در حل مسائل امنیتی مشترک کمک می‌کند. نتایج اصلی سال 2017 در این زمینه عبارت‌اند از: آزاد‌سازی بخش درخور‌توجهی از سوریه از دست داعش با مشارکت مستقیم روسیه؛ ایجاد شرایط برای حرکت روند صلح و بازگرداندن آرامش به سوریه و همکاری روسیه با ایران در سوریه در این چارچوب ارزیابی می‌شود و دیدیم که پس از ختم مبارزه با تروریسم ولادیمیر پوتین در پایگاه نظامی سوریه خود را قهرمان و پیروز میدان اعلام کرد و سخنی از ایران به میان نیاورد.   بنا بر سیاست خارجی روسیه توافق‌نامه در زمینه افزایش مناطق، جلوگیری از درگیری‌های بین روسیه و ایالات متحده در سوریه و پیشرفت در روند صلح آستانه از دیگر موارد است. عادی‌سازی روابط با ترکیه، توسعه روابط با عربستان سعودی، برای هماهنگ‌سازی تعامل در بازار نفت و در پایان حفظ وضع موجود با توجه به برنامه هسته‌ای ایران ذکر شده است. از سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، نقل شده که گفته کشورش خواهان حفظ توافق هسته‌ای است، اما در کنار آن معتقد است به یک توافق الحاقی نیاز است که نگرانی‌های غرب را درباره برنامه موشکی ایران و نقشش در خاورمیانه و سوریه برطرف کند. این چیزی است که ایران تاکنون در مقابل آن مقاومت کرده است. البته مورد دیگر حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه‌های نظامی در مرز سوریه با فلسطین اشغالی است که گفته می‌شود بدون هماهنگی با روسیه نمی‌توانست امکان‌پذیر باشد. در آغاز همکاری و حضور ایران و روسیه در صحنه سوریه اگرچه هر دو در یک نقطه مبارزه با تروریسم و تقویت دولت مرکزی سوریه هم‌راستا بوده و فعالیت‌های گسترده مستشاری و فنی و عملیاتی از هوا (روسیه) و از زمین (ایران) در این صحنه داشته و هدف مشترکی را دنبال می‌کردند؛ ولی در رویارویی با رژیم اشغالگر قدس هم‌راستا و هم‌داستان نبوده‌اند. روسیه روابط بسیار نزدیکی با رژیم اشغالگر قدس دارد و ایران در مبارزه با این رژیم است. در اینجا اختلافاتی بین دو كشور وجود و بروز دارد. باید توجه داشت که علاوه بر مسئله سوریه، جمهوری اسلامی به سبب روابط نزدیک با روسیه‌ای که از سوی غرب تحریم شده است، نتوانسته است از سرمایه‌گذاری غرب و بهبود روابط در چارچوب برجام برخلاف تعهدات اروپا برخوردار شود. هرچه ایران روابط خود را با روسیه گسترده‌تر کرده و آن را به حوزه‌های امنیتی (اظهار تمایل ایران به عضویت در سازمان امنیت دسته‌جمعی)، سازمان همکاری شانگهای (اقتصادی، نظامی، امنیتی) و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (اقتصادی) کشانده است، به همان اندازه غرب به تعهدات خود درباره سرمایه‌گذاری و عادی‌سازی روابط خود با ایران مسامحه و تعلل کرده است. در برخی از تحلیل‌ها و گزارش‌ها ایران شریک استراتژیک روسیه یا بالعکس روسیه شریک استراتژیک ایران اعلام و انتظارات روابط را بالا می‌برند؛ ولی در واقع در محافل رسمی چنین قراردادی با ایران به امضا نرسیده است.   ایران به‌عنوان یک کشور قدرتمند خاورمیانه ظرفیت‌های مناسبی برای تبدیل‌شدن به یک قدرت برتر منطقه‌ای را دارد که این ظرفیت‌ها هم مادی و هم انسانی است. اگرچه روسیه بزرگ‌ترین صادر‌کننده گاز طبیعی است؛ ولی ایران هم از نظر ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی، اکنون مقام اول جهان را دارد و نیازمند سرمایه‌گذاری و تکنولوژی استخراج است. اروپا هم نیاز، هم سرمایه و هم تکنولوژی دارد. ایران و اروپا می‌توانند در این معادله با هم همکاری کنند. هم تمایل و هم امکان همکاری باید به وجود بیاید. در آن صورت اروپا هم از سیطره انحصاری گاز روسیه بیرون خواهد آمد؛ هرچند این معادله به ضرر روسیه است و طبیعی است که در‌این‌باره به‌عنوان رقیب عمل کند. ذخایر اثبات‌شده نفت خام ایران 50 درصد بیشتر از روسیه است. نیروی انسانی ماهر و طبقه تحصیل‌کرده و انسجام ملی ایران از نقاط قوت این کشور است که بدون نیاز به پشتیبانی روسیه می‌تواند در عرصه بین‌الملل به ایفای نقش بپردازد. ایران از نظر علوم، تکنولوژی از نانوتکنولوژی تا هوافضا و بالستیک و هسته‌ای ایران در منطقه خود بی‌مانند است. در علوم پزشکی از سلول‌های بنیادی تا پیوند اعضا و بسیاری جهات دیگر، بیوتکنولوژی و آی‌تی ایران می‌تواند همه آنها را برای تبدیل‌شدن به قدرت به کار گیرد. ارتقای سرمایه‌های اجتماعی و حاکمیت قانون و تقویت روحیه دفاع ملی از ارکان تبدیل ایران به قدرت منطقه‌ای است.       منبع: روزنامه شرق         ]]> سیاست خارجی Wed, 06 Jun 2018 19:33:58 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3661/روسیه-ایران-برجام-می-خواهد