موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Fri, 03 Apr 2020 22:12:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 03 Apr 2020 22:12:55 GMT 60 خوانش «داستایفسکیانه» از دنیای کرونائی ما http://www.iras.ir/fa/doc/note/3890/خوانش-داستایفسکیانه-دنیای-کرونائی ابتلاء جهانی به ویروس فراگیر کرونا و مجموعه تحولاتی که می رود تا جهان امروز را به دو دوران پیشا و پسا کرونا تقسیم کند، از منظرهای مختلف مورد توجه، تامل و تعبیر و تفسیر محققان و اهل نظر قرار گرفته است. استراتژیست ها از تغییر بنیادین در نظام بین الملل و مناسبات جهانی سخن می‌گویند، اقتصاد دانان از در پیش بودن رکود و بحرانی بی سابقه در اقتصاد جهانی حکایت می کنند، جامعه شناسان ابعاد مختلف اجتماعی جهان پساکرونا را مورد تامل قرار داده‌اند، فلاسفه از چشم اندازهای نوین در مسائل بنیادین فلسفی سخن می گویند و متکلمان از طرح دوباره مشکلاتی دیرین از قبیل الهیات شر و مساله همیشگی تبیین شرور در عالم تفسیر و تعبیری جدید ارائه می دهند و قس علیهذا. در این میان شاید خوانشی از نویسنده بزرگ روس که به حق به سبب ژرفای نگاهش به درون آدمی از بزرگترین متفکران و نظریه پردازان عرصه های معنوی و روانشناختی محسوب می شود، یعنی فیودور داستایفسکی، از پدیده بیماری عالمگیر کرونا، برای اهالی اندیشه و به ویژه پژوهشگران حوزه های ادبی، فکری و فلسفی روسیه جالب باشد. والنتین کاتاسونوف اقتصاددان و استاد دانشگاه دولتی روابط بین الملل مسکو در نوشتاری با عنوان «درسهای داستایفسکی برای روسیه امروز» با محور قرار دادن یکی از بزرگترین شاهکارهای این نویسنده بزرگ روس، «جنایت و مکافات»، از منظری متفاوت به پدیده کرونا نگریسته است و در چارچوبی آخرالزمانی و با استناد به فرازهائی از تک گوئی های راسکلنیکوف در جنایت و مکافات، و با مفروض انگاشتن نگاه پیشگویانه داستایفسکی که انگار توصیفی است از شرایط امروز جهان مبتلا به بیماری ای همه گیر که از آسیا تا اروپا و آفریقا را در نوردیده است، به نوعی این پدیده را سرنوشت محتوم جهانی گرفتار به انواع قید و بندها و مناسبات شیطانی دانسته و از آن  به مثابه علائم آشکار آخرالزمان یاد می کند. نویسنده البته آشکارا در فرازهای مختلف متن، ایمان ارتدکسی خود را نیز نشان داده است که هم در ارجاعات وی به آیاتی از کتاب مقدس و هم به فرازهائی از سخنان کریل اسقف اعظم کلیسای ارتدوکس روس هویداست. فراز پایانی و نتیجه گیری این نوشتار، جان کلام مولف است که می گوید: «برای انسان و انسانیت کرونا ویروس خیلی خطرناکی نیست. خطرناک تر از آن ویروس های دیگر است که روح و اراده او را آماج حمله قرار داده است».  منبع: https://www.fondsk.ru/pview/2020/03/28/urok-dostoevskogo-dlja-rossii-segodna-50471.html# ]]> حوزه های جغرافیایی Sun, 29 Mar 2020 14:54:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3890/خوانش-داستایفسکیانه-دنیای-کرونائی آمریکا مبارزه ایران با ویروس کرونا را دشوارتر کرده http://www.iras.ir/fa/doc/news/3888/آمریکا-مبارزه-ایران-ویروس-کرونا-دشوارتر-کرده در شرایطی که جهان درگیر ویروس کورناست و به هرج و مرج کشیده شده، ایالات متحده تصمیم گرفته از فرصت استفاده کرده و نفوذ خود در صحنه جهانی را بیش از پیش تقویت کند. تحریم های آمریکا علیه تهران باعث کمبود تجهیزات بهداشتی در این کشور شده و ایران از نظر تعداد قربانیان بیماری یکی از اولین کشورها است ولی اوضاع می‌تواند از این هم بدتر شود زیرا تحریم‌ها اجازه نمی‌دهد تهران از خارج دارو خریداری کند.  نماینده دائمی ایران در سازمان ملل اعلام کرد تحریم‌ها نه تنها به روابط تجاری و اقتصادی، بلکه به زندگی شهروندان این کشور لطمه وارد می‌کند. عدلان مارگویف صاحبنظر روس می‌گوید آمریکا پنهان نکرده که سیاست حداکثر فشار بر ایران را ادامه می‌دهد. تحریم ها را فورا بردارید! نماینده دائم ایران در سازمان ملل با انتشار پیامی درباره تاثیر تحریم های «غیر انسانی و غیر قانونی» آمریکا گفته است که این محدودیت ها، بهداشت و زندگی ایرانیان و دیگر  ملت ها را به خطر می اندازد و از جامعه جهانی خواسته بود تا واشنگتن را به لغو تحریم ها تشویق کنند. در این پیام گفته شده که بخاطر همین تحریم ها مقامات ایران نمیتوانند داروها و تجهیزات لازم برای مقابله با اپیدمی موجود را از خارج بخرند و در کنار ضررهای اقتصادی، حالا جان شهروندان نیز به خطر افتاده است. نشریه فارن پالسی هم در این باره می نویسد: اکثر محصولات و داروهای مورد نیاز در خود ایران تولید می شوند اما برای تولید آنها به واردات مواد اولیه نیاز است و بسیاری از شرکت های خارجی از ترس تحریم های آمریکا حاضر به همکاری با ایران نیستند.  درحالیکه ایران دچار یکی از سخت ترین وضعیت های حاضر در جهان است، حتی مقامات این کشور هم از ویروس کرونا در امان نبوده و هر روز محدودیت های بیشتری در شهرهای این کشور برای مبارزه با این ویروس ایجاد می شود، رئیس جمهور روحانی اعلام کرده است که تحریم های آمریکا در دو سال اخیر حدود 200 میلیارد دلار به اقتصاد ایران ضربه زده است. محمدجواد ظریف ویز خارجه نیز در در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نوشته که تحریم های آمریکا با محدود کردن امکان خرید محصولات بشردوستانه، دارند مردم ایران را تنبیه می کند. در همین راستا مقامات ایران پیشنهاد کمک دونالد ترامپ را یک شوخی توصیف کرده و گفتند که اگر او واقعا میخواهد کمک کند، بهتر است اول تحریم ها را حداقل از روی محصولات بهداشتی بردارد. در همین زمان بود که ایران برای اولین بار از صندوق بین المللی پول درخواست کمک به میزان 5 میلیارد دلار کرد. البته تهران مشخصا روی این کمک حساب باز نمیکند چون عضو اصلی این صندوق هم آمریکاست.  واشنگتن اما در همین حال هم بر تحریم ها می افزاید! روز 18 مارس آمریکا چند کمپانی و شخصیت دیگر ایرانی را تحریم کرد.  این اقدامات آمریکا حتی انتقاد سناتور آمریکایی برنی سندرز را هم برانگیخت که گفت: ما باید هر نوع تحریم، به ویژه محدودیت های مالی که به ایران در مواجه با کرونا ضربه می زنند را رفع کنیم.  نشریه گاردین نوشته است که بریتانیا تلاش می کند آمریکا را متقاعد کند تا تحریم ها را لغو کند اما به نظر نمیرسد آمریکا تن به چنین تصمیمی دهد. در همین راستا عدلان مارگویف، تحلیلگر انستیتوی مطالعات بین المللی دانشگاه وزارت خارجه روسیه در مصاحبه با ایزوستیا گفت: آمریکا این حقیقت را پنهان نمی کند که به فشار حداکثری علیه تهران ادامه میدهد و حاضر نیست آنرا کم کند زیرا میخواهد نظام سیاسی ایران را از این طریق تضعیف کند. در زمینه تحریم ها هم تاکید می کنند که شامل تجهیزات بهداشتی نمی شوند اما عملا اینگونه نیست زیرا بانک ها و شرکت ها از ترس تحریم حاضر به همکاری با ایران نیستند!  اولین کشورهایی که به حمایت از موضع تهران پرداختند، روسیه و چین بودند. وزارت خارجه روسیه در پیامی اعلام کرد: قویا از آمریکا میخواهیم تا با واقعیت روبرو شده و تحریم هایی که اصول اولیه انسانی در ایران را نفی می کنند، لغو کند. این اپیدمی جهانی، وقت مناسبی برای تسویه حساب های ژئوپولتیک نیست؛ آن هم حسابی که اساس نداشته و فقط با هدف رضایت جاه طلبی های افرادی خاص در واشنگتن در جریان هستند. پکن هم اعلام داشت که حفظ این تحریم های یک طرفه فقط اوضاع را وخیم تر می کند.  در این شرایط، اقدام عجیب آمریکایی ها باعث انتقاد آلمان هم شده است؛ جایی که ترامپ از رئیس یک کمپانی آلمانی به نام CureVac که در حال تهیه واکسن کروناست، خواست تا تجهیزات خود را در قبال یک میلیارد دلار به آمریکا منتقل کند. وزارت خارجه و نمایندگان پارلمان آلمان به شدت از این تلاش آمریکایی ها انتقاد کردند.  رفتار واشنگتن این روزها چه در قبال ایران و چه اروپا بیش از هر زمانی تناقض بار است؛ تناقض میان شعارهای انسان دوستانه و اقتصاد آزاد و سیاست عملی که کاملا برعکس هستند! *گزارش از کسنیا لوگینوا در خبرگزاری ایزوستیا ]]> حوزه های جغرافیایی Thu, 26 Mar 2020 07:46:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3888/آمریکا-مبارزه-ایران-ویروس-کرونا-دشوارتر-کرده شاهنامه ای که در وصف تزار روسیه سروده شد! http://www.iras.ir/fa/doc/news/3886/شاهنامه-وصف-تزار-روسیه-سروده شاهنامه کاترین اثری است منظوم مشتمل بر 484 بیت در وصف کاترین، امپراطریس روسیه (1729-1796 م) و نظام حکومتی این کشور که توسط محمد بین محمد محسن اشرفی ایلچی، فرستاده یکی از خوانین قاجار به نام مرتضی قلی خان نگاشته شده است. این خان قاجار با رهسپار کردن ایلچی به روسیه، قصد داشته کاترین را به حمایت از خود برای رسیدن به تخت پادشاهی ایران ترغیب کند.  محتوای کتاب عبارت است از ماموریت اصلی مولف به عنوان ایلچی و سپس اعجاب و تحسین از شخصیت و اقدامات کاترین و در نهایت به تصویر کشیدن پیشرفت های دیوانی و مدیریتی در روسیه آن روزها.  بررسی ادبی کتاب نشان می دهد که مولف آن شاعری تمام عیار نبوده و اشتباهات املایی زیادی نیز دیده می شود اما از نکات جالب این است که به عنوان اولین کتاب فارسی در روسیه، به صورت منظوم و به سبک شاهنامه، به موضوعاتی همچون تقسیمات کشوری و دیوانی، بیمارستان، بانک، باغ وحش، پست، تیمارستان و تشکیلات آموزشی پرداخته و برخی شهرهای روسیه به ویژه سن پترزبورگ را بهمراه کاخ ها و جواهرات سلطنتی به تصویر میکشد.  محمد اشرفی ایلچی سروده خود را با این ابیات به پایان می رساند:  سخن مختصر خوب و بس خوشنماست / بنزد فهیمان غرض مدعاست هرآنکس با شعار تو برخورد کرد  / بداند که این شاه صاحب خورد  قرینه ندارد در این روزگار / ندیده است دوران چو او نامدار این مجموعه در سال 1394 ش به صورت دو زبانه (فارسی و روسیه) با مقدمه ای از مجید غلامی جلیسه و محمد جواد احمدی نیا توسط انتشارات عطف به چاپ رسیده است. گزارش از قدرت شفیعی ]]> حوزه های جغرافیایی Tue, 17 Mar 2020 13:26:12 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3886/شاهنامه-وصف-تزار-روسیه-سروده اصلاحات قانون اساسی در روسیه؛ ثبات بهتر است یا دمکراسی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3884/اصلاحات-قانون-اساسی-روسیه-ثبات-بهتر-یا-دمکراسی از زمانی که در پانزدهم ژانویه گذشته ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه طی سخنانی در برابر مجمع فدرال این کشور از ضرورت تغییراتی در صحنه سیاسی روسیه و اصلاح قانون اساسی سخن گفت، هیچکس تصور نمی‌کرد با این سرعت پیشنهادهای مربوط به تغییر قانون اساسی مورد تصویب هر دو مچلس روسیه قرار گرفته و آماده به رأی گذاشته شدن در همه‌پرسی 22 آوریل بشود. نزدیک به دو ماه پس از سخنان پوتین، که برخی از رسانه­ها از آن به عنوان انقلاب ژانویه یاد کردند، این سخنان نه تنها بلافاصله با استعفای دولت مدودوف و روی کار آمدن دولت جدید همراه شد، بلکه با تصویب اصلاحات پیشنهادی قانون اساسی، آینده سیاسی روسیه را کم و بیش از ابهام خارج کرد. در متن اصلاحات پیشنهادی که چندان گسترده نیست از این پس هیئت دولت یا کابینه به همراه معاونان رئیس جمهور باید از پارلمان رأی اعتماد بگیرند و رئیس جمهور هم ملزم شده است که در انتصاب وزرای دفاع و سایر مقام‌های امنیتی با شورای فدراسیون (مجلس اعلای روسیه) مشورت کند. همچنین رئیس جمهور آینده روسیه باید حداقل 25 سال در روسیه زندگی کرده و هیچگاه تابعیت کشور دیگر را نگرفته باشد. علاوه بر این دوران ریاست جمهوری نیز برای یک فرد به دو دوره محدود شد (پیش از این براساس بند 3 ماده 81 یک فرد نمی‌توانست بیش از دو دوره پیاپی در مقام ریاست جمهوری باقی بماند که کلمه پیاپی از این بند حذف گردید). این مورد اخیر اگرچه دیگر اجازه نمی‌دهد وضعیتی که برای ولادیمیر پوتین رخ داد (بازگشت به قدرت پس از یک دوره کنار بودن) برای رئیس جمهور دیگری اتفاق بیفتد، اما در توضیحات پیوست آن این قید وارد شده است که از زمان تصویب اصلاحات جدید، این قانون جاری خواهد بود و مشمول رئیس جمهور فعلی یا روسای جمهور قبلی نخواهد شد. در واقع می‌توان گفت که مهمترین پیامد اصلاحات قانون اساسی نه در متن آن بلکه در توضیحات پیوست آن خود را به نمایش گذاشته است. ثبات یا دمکراسی هنگامی که خانم ترشکووا، اولین زن فضانورد روسی و نماینده پارلمان در نشست دومای روسیه این پیشنهاد را مطرح کرد که همراه با تصویب اصلاحات جدید قانون اساسی سوابق روسای جمهور فعلی و گذشته در مورد دفعات مجاز برای انتخاب شدن صفر شود و به این ترتیب مانع اصلی برای انتخاب مجدد ولادیمیر پوتین بعد از سال 2024 برداشته شود، در توجیه این پیشنهاد خود گفت "این عاملی ثبات‌بخش برای جامعه ما خواهد بود." خود پوتین هم در سخنانی که پس از تصویب این طرح در دوما ایراد کرد با یادآوری انتخاب فرانكلین روزولت برای چهار دوره در امریکا به دلیل شرایط ویژه این کشور در آن زمان، گفت: محدودیت‌های دوره ریاست جمهوری گاهی اوقات بیش از حد است. وی گفت: "در شرایطی که یک کشور چنین شوک‌ها و مشکلاتی را تجربه می‌کند، مطمئناً ثبات مهمتر است و باید در اولویت باشد. البته نه پوتین و نه خانم ترشکووا نگفتند که به دلیل کدام شرایط ویژه نگران ثبات در روسیه هستند، با این حال، دلایل زیادی وجود دارد که بسیاری از نخبگان، جامعه سیاسی و حتی جامعه مدنی از اینکه ثبات در رهبری کشور حفظ شود حمایت می‌کنند.  نمایندگان دوما این پیشنهاد را به گونه کم سابقه‌ای با 383 رای موافق در برابر هیچ رای مخالف و 43 رای ممتنع به تصویب رساندند. شورای فدراسیون نیز بلافاصله این پیشنهاد را با 160 رای موافق در برابر یک رای مخالف و 3 رای ممتنع به تصویب رساند. تقریباً هیچ مخالفتی با این پیشنهاد حتی از سوی اعضای سایر احزاب حاضر در پارلمان روسیه (غیر از حزب روسیه متحد که حزب حاکم به شمار می‌آید) از حزب کمونیست گرفته تا حزب لیبرال دمکرات ژیرنفسکی صورت نگرفت. در بیرون از پارلمان نیز به غیر از مخالفان دایمی و نشان‌دار پوتین، جامعه مدنی واکنش حادی به این تصمیم جنجالی که عملا ممکن است پرونده دمکراسی را برای 16 سال آینده در روسیه ببندد نشان نداده است. در این شرایط، این پرسش قابل طرح است که چرا جامعه‌ای مانند روسیه که اگر جهان اولی نباشد جهان سومی‌ هم نیست، پس از پشت سر گذاشتن دو دهه رهبری فردمحور مجوز تداوم این وضعیت را برای دو دوره شش ساله دیگر صادر می‌کند؟ پاسخ ساده‌تر به این پرسش البته این است که همانند تمامی نظام‌های غیردمکراتیک یا شبه‌دمکراتیک، در روسیه هم ساختارهای حکومتی و جامعه مدنیِ ضعیف نگه داشته شده، به گونه‌ای سازمان‌دهی و مدیریت شده‌اند که تداوم نظم موجود را تا زمان نامعلوم تضمین کنند، اما در مورد روسیه چنین پاسخی نه روشنگرانه است و نه منصفانه. دو دهه رهبری پوتین در روسیه همواره انتقادهای فراوانی را از سوی بسیاری از تحلیلگران غربی و برخی از نیروهای سیاسی در جامعه روسیه به دلیل نقض معیارهای دمکراتیک برانگیخته است، اما هیچیک از این منتقدین با جرأت و قاطعیت نظام سیاسی روسیه را یک نظام اقتدارگرای غیردمکراتیک معرفی نمی‌کنند. در بدترین حالت تحلیلگران غربی تلاش می‌کنند تا از مفاهیم دوپهلویی مانند دمکراسی هدایت شده managed democracy یا دمکراسی حاکمیتی  Sovereign democracyبرای توصیف وضعیت جاری در روسیه استفاده کنند. بر خلاف آنچه تاکنون در بسیاری از جمهوری‌های شوروی سابق مانند تاجیکستان، آذربایجان، قزاقستان و حتی بلاروس شاهد آن بوده‌ایم، در روسیه صداهای مخالف یکسره خاموش یا سرکوب نشده‌اند. بنابراین، برانگیخته نشدن احساسات عمومی پس از اتخاذ چنین تصمیم مهمی الزاماً ناشی از فضای سرکوب سیاسی نیست (البته برخی از گروه‌های سیاسی مخالف زمان‌هایی را برای برگزاری تظاهرات عمومی اعلام کرده‌اند). بر این اساس به نظر می‌رسد برای توضیح واکنش جامعه سیاسی و جامعه مدنی روسیه به تحولات سیاسی اخیر در این کشور باید به عوامل دیگری همچون نقش بی‌بدیل پوتین در عبور دادن روسیه از بحران‌های سیاسی و اقتصادی این کشور در دوران پس از فروپاشی شوروی و احیای موقعیت ابرقدرتی این کشور و ویژگی‌های جامعه‌شناختی مردم روسیه در توجه ویژه به رهبران قدرتمند و گونه‌ای از محافظه‌کاری تاریخی جستجو کرد. در واقع، این امتیاز با همه بدعت‌ها، بدآموزی‌ها و حتی پیامدهای منفی که می‌تواند برای آینده سیاسی روسیه داشته باشد، پاداشی است که جامعه امروز روسیه به فردی می‌دهد که در یک شرایط بین‌المللی به شدت بی‌ثبات کننده توانسته است میزانی از ثبات را به روسیه تزریق کند که برخی از نظریه‌پردازان لیبرال غربی را در اولویت دادن دمکراسی به کارآمدی و ثبات به تردید انداخته است.  ]]> دکتر محمود شوری روسیه و اروپای شرقی Sat, 14 Mar 2020 11:03:42 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3884/اصلاحات-قانون-اساسی-روسیه-ثبات-بهتر-یا-دمکراسی آیا در مواجه با ویروس کرونا میان جهان اول و سوم تفاوتی وجود دارد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3883/آیا-مواجه-ویروس-کرونا-میان-جهان-اول-سوم-تفاوتی-وجود در حال حاضر بیماری مرگبار کرونا که منشا آن چین بود، مرزهای کشورهای دیگر از جمله اروپا را در می نوردد. در این میان، ایتالیا اولین کشوراروپایی بود که تعداد افراد آلوده در آن به بیش از صد تن رسیده است. همچنین شمار مبتلایان به این بیماری در فرانسه و سایر کشورها نیز رو به افزایش است. هر روز کشور جدیدی به نقشه پراکندگی مبتلایان به ویروس کرونا اضافه می شود و از همه بدتر روزانه شاهد افزایش شمار مرگ و میر بیماریان مبتلا به این بیماری در کشورهای مختلف اروپایی هستیم. به دنبال همه گیر شدن این بیماری، روزانه شاهد انتشار گزارش ها و پیش بینی های تحلیلی در سراسر جهان هستیم، که به بررسی تاثیر این بیماری مرگبار بر وضع اقتصادی جهان می پردازند. کاملاً طبیعی است که این روزها همچنین شاهد انتشار گزارشهایی باشیم که به مشکلات پزشکی و دارویی مرتبط با ویروس نوظهور کرونا پرداخته باشد و مواردی مانند تدابیر بهداشتی پیشگیرانه و همچنین قرنطینه را بیشتر در صدر گزارشهای خبری ببینیم. از سوی دیگر، تجزیه و تحلیلهای مربوط به  ویروس  کرونا این روزها از موضوعات تخصصی پزشکی فراتر رفته است و کارشناسان به تاثیر آن بر اقتصاد منطقه ای و جهانی، روابط اقتصادی ، حمل و نقل جهانی و زنجیره های تولید می پردازند. باشگاه مباحثه ای والدای نیز در گزارشی کارشناسی به  پیامدهای اقتصادی ویروس کرونا پرداخته است. از هفته اول شیوع بیماری در ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی، این مساله نه تنها از منظر پزشکی و اقتصادی بلکه به لحاظ درک عمومی از شرایط فعلی در کشورهای اروپایی که برای اولین بار پس از چندین دهه چنین حوادثی را در تجربه می کنند ، توجه همگان را به خود جلب کرده است. پیش از بروز این بیماری مرگبار بنظر می رسید در دهه های اخیر، در کشورهای توسعه یافته به سبب بهره گیری از پیشرفت های پزشکی و استانداردهای بالای بهداشتی احتمال شیوع چنین بیماریهایی از بین رفته باشد  و صحنه های وحشتناک شهرهای گرفتاربیماری های مرگبار و قربانیان بیشمار در قرون وسطایی به تاریخ پیوسته باشد. حتی شیوع بیماری های دیگری مانند ایدز نیز نتوانست به قدری که بیماری کرونا موفق شد میزان احساس امنیت را در افراد جامعه تحت الشعاع قرار داده است،  سبب بروز نگرانی در افراد در کشورهای اروپایی شود. چراکه تاکنون تمرکز اصلی سیاست های پزشکی در کشورهای توسعه یافته بر بیماری هایی مانند سرطان و مشکلات قلبی عروقی بوده است. اما خطر انتقال بیماری های تنفسی تا کنون سبب بروز نگرانی تا این حد در این کشورها نشده بود. چرا که به زعم کشورهایهای اروپایی شیوع بیماری های تنفسی و عفونی بیشتر مختص کشورهای جهان سوم است که از ضعف سیستم کارامد بهداشتی و درمانی توسعه نیافته رنج می برد و این کشورها بیشتر عادت داشتند در گزارشهای خبری و برنامه های تلویزیونی از چنین مسائل مطلع شوند و آنرا تجربه نکرده بودند. همچنین افکار عمومی گسترده در غرب ، بیشتر بر این پایه بنا نهاده شده بود که  بیشتر این بیماری ها و همچنین درگیری های مسلحانه در مناطق دور از دسترس آنها مانند آفریقا به وقوع می پیوندد. برخی از آنها همچنین احساس می کردند که  کشورهای فقیرمحکوم به تحمل این خشونتهای مداوم هستند و این بخشی از سرنوشت آنهاست. بنابراین آنها تصور می کردند شیوع بیماری های واگیردار در کشورهای در حال توسعه با نام های عجیب و غریب مانند تب دنگی و تب ابولا کاملا با زندگی سراسر جنگ و بدبختی کشورهای جهان سوم همخوانی دارد. اگر چه دشوار است که چین مدرن را جزو کشورهای فقیردرجهان سوم به شمار آوریم ، اما نقش آن به عنوان مرکز شیوع بیماری جدید عفونی مرگبار قرن 21 مانند سارس و انفلوانزای خوکی نیز  اینچنین در افکار عمومی غربی ها رسوخ کرده است که چنین بیماریهایی وحشتناکی متعلق به دنیای آنها نیست و در جایی دور از آنها به وقوع می پیوندد. اما در دو هفته آخر ماه فوریه، این بیماری مرگبار به شدت در ایتالیا افزایش یافته است و شمار زیادی از مبتلایان این بیماری در مناطق شمالی این کشور مانند لمباردی و ونتو و گزارش شده است. اکنون با ورود این بیماری به کشورهای مدرن؛ معاملات ذهنی کشورهای اروپایی برهم خورد. شیوع این بیماری در اروپا همچنین تصور جهانی از این کشورها را مخدوش کرد. اکنون در این کشورها شاهد صحنه هایی از قفسه های سوپر مارکت های خالی و افرادی سرگردان و وحشت زده هستیم که شتابان در حال خرید مایحتاج خود و فرار از منبع عفونت هستند. میزان سرویس دهی در ایستگاههای حمل و نقل عمومی مختل شد است. هرج و مرج  شدیدی در دفاتر بلیط فروشی دیده می شود و دیگر تصاویر بیانگر اروپا شاد و مرفه که قبلا به تصویر کشیده می شد، نیست. با گسترش همه گیری بیماری کرونا در ایتالیا؛ سایر کشورهای اروپایی  اواخر ماه فوریه ، در واکنش به این مساله، مرزهای خود را به روی ایتالیا بستند. اتریش خطوط راه آهن خود به ایتالیا را مسدود کرد. کرواسی به گردشگران خود نسبت به سفر به ایتالیا هشدار داد و کویت ممنوعیت مسافرت به ایتالیا را وضع کرد. در نتیجه ، در افکار عمومی و رسانه ها در ایتالیا بلافاصله این ایده شکل گرفت که این کشور اروپایی نیز مانند چین گرفتار این بیماری مرگبار شده است. اکنون این سوال در ذهن مطرح می شود که آیا می توان در مواجهه با این بیماری مرگبار با  اروپایی ها همانند مردم کشورهای در حال توسعه رفتار کرد. البته پاسخ صحیح به این سوال خیر است. به نظر می رسد این وضعیت برای درک کلیشه های ماندگار در مورد چگونگی برخورداری افراد از سطوح مختلف توسعه اقتصادی به عنوان طبقه اول و دوم حایز اهمیت باشد.  وقتی زمان عمل کردن به لفاظی های بزک کرده مربوط به حمایت های جهانی، همبستگی و ایده آل گرایی می رسد، وضعیت تغییر می کند. واضح است نگرانی ناشی  از یک بیماری همه گیر کشنده جدید سبب می شود، هر کسی منفعت خود را بر دیگری ترجیح دهد. در چنین شرایطی، پسامدرنیسم می تواند به رفتارهای قرون وسطایی تبدیل شود. شاید بکارگیری اصطلاح "اصول اخلاقیات مربوط به ویروس کرونا" برای توصیف عکس العمل عمومی به این بیماری مناسب باشد. حال سوالی که مطرح می شود این است اگر جهان را به عنوان یک سیستم احتماعی واحد در نظر بگیریم آیا در مقابله با این بیماری مرگبار تفاوتی میان گروههای مختلف در جامعه مدرن جهانی مانند ثروتمندان و فقیران وجود دارد؟ نگارنده: اولگ بارابانوف ]]> حوزه های جغرافیایی Sun, 08 Mar 2020 16:07:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3883/آیا-مواجه-ویروس-کرونا-میان-جهان-اول-سوم-تفاوتی-وجود توافق طالبان و آمریکا چه رویدادهایی را نوید می دهد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3882/توافق-طالبان-آمریکا-رویدادهایی-نوید-می-دهد در 29 فوریه سال جاری میلادی، آمریکا و طالبان پس از یک جنگ طولانی و ناامیدانه در افغانستان که بیش از 18 سال به طول انجامید، سرانجام توافق آتش بسی را امضا کردند که به باور الکسی کوپریانوف محقق و تحلیلگر بخش سازمان های بین المللی و تنظیم سیاست جهانی دپارتمان مسایل سیاسی بین المللی «برنده اصلی»  آن دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکاست.  از یک سوی، توافق آتش بس که توسط طالبان و آمریکا به امضا رسیده است، بسیار ناپایدار به نظر می رسد. زیرا هیچ یک از طرفین در آستانه شکست نیست و متحمل خسارات فراوان نشده است. هر دو طرف به پیروزی هایی دست یافته اند و همچنین موفق شده اند ضربات حساسی را به یکدیگر و همچنین متحدانشان وارد سازند.   از دیگر سو، آتش بس و توافق درباره خروج تدریجی نیروها، برای هر دو طرف این امکان را فراهم می آورد که شماری از مشکلات سیاسی خود را برطرف سازند. طالبان در واقع به عنوان یک طرف درگیر از سوی آمریکا به رسمت شناخته شده است. آنچه در حال حاضر در مورد شرایط قرارداد دیده می شود به طالبان این امکان را می دهد  که خود را پیروز این جنگ اعلام کنند. علاوه بر این ، در صورت عقب نشینی واقعی سربازان آمریکایی، رعایت شرایط توافق نامه صلح کاملاً بر عهده طالبان خواهد بود. بدیهی بر اساس این توافق آمریکا دیگر نمی تواند مداخله ای در امور افغانستان داشته باشد. در این میان آمریکا نیز به یک جنگ طولانی و ناامیدکننده خاتمه می دهند که  تا کنون سبب مرگ شمار زیادی از نیروی های این کشور و همچنین پرداخت هزینه های مالی دائمی است. پس می توان نتیجه گرفت برنده اصلی این توافق دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکاست که می کوشد به وعده های انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند. در عین حال ، هنوز مشخص نیست که آیا خروج کامل نیروهای نظامی آمریکایی از افغانستان محقق خواهد شد یا خیر. در این میان بسیاری از جمله دولت کابل، شماری از فرماندهان میدانی طالبان، جناح های مستقل و سیاستمداران که به نحوی از این پیکار و نا آرامی ها تا حدی منفعتی نصیب آنها می شود؛ از از شرایط آتش بس ناراضی هستند. لذا بنظر می رسد در آینده در برنامه زمانی برای خروج نیروهای آمریکایی و همچنین ماهیت این عقب نشینی تغییراتی  حاصل شود. همچنین در صورت خروج نیروهای نظامی آمریکا، آینده افغانستان به شرایط نهایی توافق میان آمریکا و طالبان بستگی خواهد داشت. چنانچه آمریکا بر اساس توافق به امضا رسیده با طالبان  به حضور خود را در افغانستان  در قالب پایگاههای پشتیبانی که نیروهای ویژه، هواپیماها و بالگردها به طور دائم در آن مستقر هستند، ادامه دهد؛ این مساله کم کم موجبات تغییر رژیم را در افغانستان فراهم می آورد. در هر صورت، مدتی پس از اتمام عقب نشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان، شکل فعلی دولت کابل تغییر می یابد و طالبان موفق می شود پست های کلیدی را در مدیریت افغانستان جدید در تصاحب خود درآورد. این امکان نیز وجود دارد که آمریکا بتواند در ازای کمک طالبان در مبارزه با نیروهای داعش، شماری از رهبران این گروه را از پیگرد قانونی مصون دارد. بدون شک این تصمیم مشکلات فراوانی  را برای کشورهای همسایه افغانستان فراهم می آورد. همچنین این مساله به این بستگی دارد که آمریکایی ها بصورت کامل نیروهای خود را از این کشور تخلیه کنند یا فقط پایگاه های خود را ترک کنند و همچنین چنانچه این مساله محقق شود، شرایط آن چگونه خواهد بود.  این مساله که طالبان با دستیابی به سمتهای کلیدی در دولت افغانستان در نبرد با داعش به آمریکا کمک کند، برای واشنگتن مطلوب است. اما چنانچه این مساله محقق شود، یک کشور وفادار به ایالات متحده آمریکا در مرکز اوراسیا ظاهر می شود که این مساله خوشایند روسیه و چین نیست. موضوع «عقب نشینی کامل نیروهای آمریکایی، فروپاشی دولت افغانستان و تصرف قدرت توسط طالبان» می تواند برای همسایگان این کشور نیز خطرناک  باشد. زیرا این مساله در آینده ی نزدیک سبب بروز دور جدیدی از جنگهای داخلی علیه طالبان توسط شماری از فرماندهان میدانی خواهد شد. در هر دو صورت، گروهی از افراد با به قدرت رسیدن رژیم طالبان مخالف هستند، می توانند به عنوان یک نیروی بالقوه موجبات بروز نابسامانی های فراوانی را در افغانستانی فراهم آورند. بدون شک قاچاق مواد مخدر به عنوان یک مساله حل نشدنی در افغانستان باقی خواهد ماند. در حال حاضر اقتصاد این کشور عمدتاً متکی به تولید مواد مخدر و همچنین مقادیری از کالاهاست که بصورت سنتی تولید می شود. بعید بنظر می رسد که اقتصاد این کشور در سالهای آینده نیز احیا شود. از دیگر سوی، هر گونه تلاش برای متوقف کردن معاملات مربوط به مواد مخدر سبب ایجاد درگیری با تولیدکنندگان آن و همچنین بی ثبات تر شدن اوضاع در مرزهای افغانستان خواهد شد. یادداشتی از الکسی کوپریانوف در باشگاه مباحثه ای والدای پانوشت: دیدگاه های موجود در این یادداشت صرفا مربوط به نویسنده است. ]]> افغانستان Sun, 08 Mar 2020 09:22:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3882/توافق-طالبان-آمریکا-رویدادهایی-نوید-می-دهد تحلیل نتایج انتخابات مجلس در تاجیکستان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3880/تحلیل-نتایج-انتخابات-مجلس-تاجیکستان روز یکشنبه یازدهم اسفند 1398 انتخابات مجلس ملی تاجیکستان با شرکت 4 میلیون و 245 هزار و  951 نفر برگزار شد . به گفته خدایار‌زاده، رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات ، در مجموع میزان مشارکت مردم  86.4 درصد ازچهار میلیون و۷۹۳ تن واجد شرایط رأی‌دهی ، در این انتخابات شرکت کردند. [1] مردم تاجیکستان از همان ابتدای صبح با حضور در 3410 حوزه رای گیری در شهرهای مختلف این کشور از میان ٢۴٠ نامزد نمایندگی که  48 نفر آنها زن بودند ، 22 نماینده مجلس را انتخاب کردند.[2] همانطور که پیش بینی می شد رئیس کمیسیون انتخابات اعلام کرد حزب حاکم "دموکراتیک خلق " که رهبری آن را امام علی رحمان رئیس جمهوری تاجیکستان برعهده دارد، با بدست آوردن 12 کرسی موفق شده است بیشترین میزان آراء را بدست آورد. [3] در مطلب پیش روی به ارزیابی تحلیلی نتایج اعلام شده انتخابات در تاجیکستان پرداخته شده است. برگزاری انتخابات زمانی برای نمایش دموکراسی هدایت شده جمله مشهوری از استالین نقل می شود که او زمانی گفته است «در انتخابات مهم نیست چه کسانی رای می دهند،مهم این است که چه کسانی رای های را می شمارند.» به نظر میرسد نفس برگزاری انتخابات برای دولت تاجیکستان برای مشروعیت بخشی به راه ها و روش های موجود اهمیت دارد. به همین دلیل اینکه چقدر شاخص های مردم سالاری در این انتخابات رعایت می شود چندان مهم نیست . به نظر می رسد برای دولت تاجیکستان فقط مهم این است که انتخابات در شرایط امن برگزار شود و نوعی هدایت غیرمحسوس در شکل دهی به آراء مردم اعمال گردد. این قاعده ای کلی است که در هر شش دوره انتخابات مجلس که از زمان استقلال تاجیکستان برگزار شده است، اعمال گردیده است. با مروری بر نتایج اعلام شده می توان دریافت این انتخابات در مقایسه با انتخابات دور قبل تفاوت های قابل توجه ای  به شرح ذیل دارد : 1- حزب دموکراتیک خلق به رهبری  آقای رحمان رئیس جمهور، در این انتخابات پنجاه  و چهار دهم درصد آراء را بدست آورد در حالی که در انتخابات دور گذشته که دردهم اسفند 1393 (اول مارس  سال 2015 ) برگزار شد ، 65.4درصد آراء شرکت کننده گان را بدست آورده بود.[4] بنابراین  درمقایسه با دور قبل شاهد کاهش 15 درصد آراء رای دهنده گان تاجیک هستیم. اگر این تعداد آراء را با دوره پیش از آن یعنی در سال 1389 (2010)  71.04  %  بود ، مقایسه کنیم نشان دهنده این واقعیت است که روند آراء  حزب حاکم در سه دوره متوالی کاهشی بوده است . در نتیجه می توان گفت میزان محبوبیت حزب خلق دموکراتیک به رهبری اقای رحمان  در 15 سال گذشته سال به سال کمتر شده است. به نظر می رسد مهم ترین دلیل کاهش آراء این حزب درانتخابات این دوره ، به عوامل متعددی مربوط است که مهم ترین آنها عدم موفقیت حزب حاکم به رهبری آقای رحمان در حل مشکلات اقتصادی تاجیکستان باشد. یکی از نمونه های مشکلات اقتصادی تاجیکستان فساد و رشوه خواری و از همه بدتر رانت خواری عوامل دولتی در پروژه های اقتصادی است که در سالهای اخیر در زمینه حمل و نقل و سد سازی ودیگر پروژه های توسعه قابل شناسایی و گزارش شده است. بطوریکه رده تاجیکستان را در بین 180 کشور جهان به رتبه 153 تزل داده است.[5] علاوه بر این رکود فعالیت های بیش از یک میلیون تاجیک که در سایر کشورها از جمله روسیه کار می کنند به کاهش ارز حاصل از دستمزد برگشتی این کارگران به خانواده هایشان در تاجیکستان تاثیر قابل توجه ای بر اوضاع اقتصاد خانوارها درتاجیکستان داشته است. 2- براین اساس می توان درصد افزایش آراء حزب اصلاحات اقتصادی تاجیکستان در این دوره را بخاطر جلب نظر کسانی بدانیم که به برنامه های این حزب برای بهبود اقتصاد بیمار تاجیکستان از طریق انجام اصلاحات اقتصادی امیدوار شدند. گرچه حزب اصلاحات اقتصادی روابط نزدیکی با دولت آقای رحمان دارد و یک حزب حکومت ساخته محسوب می شود اما با این حال از نظر ارائه برنامه های اصلاحی موقعیت بهتری نسبت به حزب حاکم خلق دموکراتیک در اذهان عمومی  دارد. 3-دادگاه عالی تاجیکستان در شهریور ماه سال 1394 رهبران حزب نهضت اسلامی تاجیکستان را به تلاش برای انجام کودتا متهم و حکم بازداشت آنها را صادرکرد. این دادگاه همچنین این حزب را رسما به عنوان "سازمانی تروریستی" اعلام کرد. در نتیجه انتخابات امسال نخستین انتخاباتی بود که حزب نهضت اسلامی تاجیکستان که در دو دوره پیش از آن مهم ترین حزب مخالف شناخته می شد در عمل حذف شد. گرچه حذف کردن حزب نهضت اسلامی تاجیکستان نتوانست به میزان آراء شرکت کنندگان در انتخابات لطمه جدی وارد کند ، زیرا در عمل این حزب در انتخابات دوره قبل در سال 2015 شش ماه قبل از صدور حکم تروریستی اعلام شدن آن  نتوانسته بود موفقیتی در کسب کرسی های مجلس در دوره پنجم بدست آورد. 4- دردوره ششم انتخابات مجمع ملی تاجیکستان  آقای رحمان با مجوز دادن به حزب سوسیال دموکرات، تلاش کرد از بین احزاب سکولارموجود در تاجیکستان ، حزبی را به عنوان مخالف به رسمیت بشناسد تا حداقل در میان هفت حزب مجوز دار برای شرکت در رقابت های انتخاباتی ، حزب سوسیال دموکرات  بتواند به عنوان جایگزینی برای تنها حزب مخالف جدی سالهای گذشته یعنی حزب نهضت اسلامی ، نقش آفرینی کند. گرچه میزان آراء اعلام شده برای این حزب هم بیانگر این واقعیت است که در فضای سیاسی موجود در تاجیکستان امروز جایی برای رقابت های حزبی با احزاب حکومت ساخته  در میان مردم تاجیکستان، باقی نمانده است. 4- براساس فرمان آقای رحمان مجلس جدید کار خودش را از27 اسفندماه(هفدهم مارس 2020) آغازخواهد کرد.[6] گرچه هردومجلس تاجیکستان تاثیرتعیین کننده ای در تعیین معادلات قدرت در تاجیکستان ندارند، اما هر پنج سال یکبار با برگزاری انتخابات پارلمانی فرصت مناسبی فراهم می آید تا باردیگر عیار دموکراسی در این کشور محک زده شود. در مورد سنجش اعتبار انتخابات نهادهای نظارتی ازجمله گروه اعزامی ازسوی سازمان شانگهای بعد از برگزاری انتخابات ارزیابی مثبتی از شفایت و سلامت انتخابات داشتند. از جمله  نورلان اکوشکاروف معاون دبیر کل سازمان همکاری شانگهای  و رئیس گروه اعزامی این سازمان اعلام کرد: « انتخابات در تاجیکستان به گام مهمی در توسعه دموکراتیک این کشور تبدیل شده است. شرایط ایجاد شده در تاجیکستان برای رای دهندگان، نامزدهای احزاب سیاسی و ناظران بین المللی حاکی از این است که رهبران این کشور برای تضمین حداکثر شفافیت در یک انتخابات دموکراتیک تلاش کردند. این انتخابات الزامات واجد شرایط مطلوب بین المللی بود.» [7] در نقطه مقابل آینهال بابانظراوا، حقوقدان و نامزد در انتخابات‌ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ ، در گفت‌وگو با بخش تاجیکی رادیو اروپای آزاد گفته است : « همه احزاب برای حزب حاکم فعالیت می‌کنند و از پیش معلوم بود که بیشترین کرسی به حزب حاکم خواهد رسید و برای ظاهرسازی چند کرسی نیز برای احزاب دیگر «هدیه» شد. » [8] جمع بندی : با درنظر گرفتن آراء احزاب کوچکتر در مجمع ملی تاجیکستان می توان گفت دموکراسی هدایت شده به سبک ویژه ای در حیات سیاسی امروز تاجیکستان ادامه دارد و به نظر می رسد برای تغییر این وضعیت باید منتظر تغییرات احتمالی بعد از انتخابات ریاست جمهوری باشیم که قرار است درنوامبر آینده برگزار شود . پیش بینی می شود آقای رحمان با وجود آنکه می تواند برای پنجمین بار کاندیدای ریاست جمهوری شود اما بدلیل مشکلات جسمی احتمالا ترجیح خواهد داد پسرش رستم به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری وارد رقابت شود . زیرا او از سال 1992 تا کنون زمام امور را بدست دارد و در سن 68 سالگی زمان مناسبی است تا بتواند در کنار پسرهمچنان به عنوان آنچه در اخبار تاجیکستان از او یاد می شود «پیشوای ملت» به فعالیت های نظارتی خود برای انتقال آرام قدرت ادامه دهد در واقع ترکیبی از تجربه  الهام علی اف در آذربایجان در سال2003 که جانشین پدرش شد و نظربایف که به عنوان پیشوای مردم زمام امور را در قزاقستان به آقای توقایف  در سال 2019 سپرد. جدول مقایسه انتخابات سال 2015 با انتخابات سال 2020 در مجلس تاجیکستان  *     احزابی که مجوز شرکت در انتخابات را داشتند جمع آراء بدست آمده  سال 2020 درصد آراءکسب شده سال 2015 درصد آراءکسب شده سال 2020 درصد کاهش یا افزایش تعدادکرسی مجلس سال 2015 تعدادکرسی مجلس سال 2020 کاهش یا افزایش کرسی ها 1- خلق دموکراتیک (حزب حاکم) 2،139،741     %65.4 %50.4 %15 کاهش 51 47 4 کاهش 2- اصلاحات اقتصادی 705،252 %7.5 %16.61 %9.11 افزایش 3 5 2 افزایش 3- کشاورزی 700،582 %11.7 %16.50 %4.8 افزایش 5 7 2 افزایش 4- سوسیالیست 218،696 %5.5 %5.15 %0.35 کاهش 1   1 بدون تغییر 5- دموکراتیک 216،526 %1.7 %5.10 %3.4 افزایش 1 1 بدون تغییر 6- کمونیست 132،049 %2.2 %3.11 %0.91 افزایش 2 2 بدون تغییر 7-   سوسیال دموکرات (تنها حزب مخالف) 13،735   - %032           - حداقل آراء لازم پنج درصد را  بدست نیاورد   - 8- جمع کل آراء احزاب 4126581   %97.18   63 کرسی  63 کرسی   9- آراء غیر معتبر  119370   %2.82         10 جمع کل شرکت کننده در انتخابات 4245951     درصد آراءشرکت کننده گان %87.7 درصد آراءشرکت کننده گان %87.4   %03 کاهش                 توضیحات جدول : * داده های این جدول از سه منبع زیر استخراج شده است : 1-http://archive.ipu.org/parline-e/reports/2309_E.htm 2-http://khovar.tj/far/2020/03/2020-13/ 3-https://www.bbc.com/persian/world-51709867 دلیل تفاوت بین آراء کسب شده توسط احزاب و تعداد کرسی های بدست آمده در مجلس همانطور که درجدول ملاحظه می شود، موقعیت احزاب در مجلس شورای ملی  تاجیکستان بر کسب تعداد کرسی توسط احزاب در مجمع نمایندگان این کشوربا استفاده از سهمیه احزاب موثر است.به عنوان مثال با آنکه حزب کمونیست در این دوره از انتخابات نتوانست حداقل پنج درصد آراء را برای کسب کرسی در مجمع نمایندگان بدست آورد، اما بدلیل موقعیت این حزب در مجالس استانی همچنان توانست دو کرسی خود را از سهمیه احزاب در مجمع ملی  محفوظ نگه دارد. همچنین حزب اصلاحات اقتصادی با آنکه با اختلاف بسیار اندکی از حزب کشاورز بیشتر رای بدست آورده اما از نظر تعداد کرسی همانطور که در جدول مشاهده می کنید دو کرسی کمتر دارد دلیل این امر آن است که حزب کشاورز بدلیل موقعیت برتردرانتخابات استانی دو کرسی از سهمیه احزاب در مجمع ملی را بدست اورده است. نگارنده: حسن بهشتی پور پانوشت ها : [1]  خبرگزاری خاور تاجیکستان http://khovar.tj/far/2020/03/2020-13/   [2]  تاجیکستان دو مجلس دارد  1-مجمع نمایندگان: یا همان مجلس (سِفلی)  63 کرسی دارد که نمایندگان آن  برای یک دوره 5 ساله انتخاب می شوند، 22 نفر نمایندگی از سوی مردم مستقیما انتخاب می شوند و 41 نفر دیگر متناسب  با آرایی که  احزاب در انتخابات بدست می آوردند، از سوی احزاب معرفی می گردند. 2-مجلس شورای ملی:ایا همان مجلس (عالی) با 33 عضو ، 25 نفر برای یک دوره 5 ساله توسط نمایندگان مجالس محلی در استان ها انتخاب و معرفی می شوند  و 8 نفر از سوی رئیس جمهور منصوب می گردند. [3] خبرگزاری خاور تاجیکستان http://khovar.tj/far/2020/03/2020-13/   [4] http://archive.ipu.org/parline-e/reports/2309_E.htm   [5] https://www.transparency.org/country/TJK   [6]http://www.president.tj/en/node/22575 [7] خبرگزاری ایرنا به نقل از آسیا پلاس https://www.irna.ir/news/83699553 [8] https://www.radiozamaneh.com/491052   ]]> حسن بهشتی پور آسیای مرکزی Fri, 06 Mar 2020 18:43:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3880/تحلیل-نتایج-انتخابات-مجلس-تاجیکستان مهره اوکراین در شطرنج روسیه و ناتو http://www.iras.ir/fa/doc/note/3879/مهره-اوکراین-شطرنج-روسیه-ناتو اوکراین به عنوان کشوری که در خط مقدم رقابت جدید قدرت­های بزرگ قرار گرفته است از زمان استقلال خود به دنبال برقراری روابط نزدیک­تر با نهادهای غربی از جمله اتحادیه اروپا و ناتو بوده است که این امر با فراز و نشیب­هایی نیز همراه بوده است. روابط اوکراین و ناتو سه دوره را طی کرده است. دوران آغازین روابط (2010- 1994) که اوکراین خواستار پیوستن به ناتو بود، دوران ریاست­جمهوری ویکتور یانوکویچ (2014- 2010) که مخالف پیوستن به ناتو بود و دوران پس از حمله روسیه به اوکراین (2014) که بحث پیوستن به ناتو مجدداً مطرح گردید.   عضویت اوکراین در ناتو اوکراین برای حفظ تمامیت ارضی خود در برابر کشورهای همسایه، به خصوص روسیه، نیاز به حمایت قدرت­های دیگر دارد و همواره سعی کرده است به دنبال راه­هایی برای تسهیل ورود خود به ائتلاف­های نظامی مانند ناتو باشد. در طی این سال­ها - از آغاز روابط تاکنون - زمینه­های اصلی همکاری بین ناتو و اوکراین - مشاوره و همکاری - در طیف وسیعی از حوزه­ها از جمله عملیات­های حمایت از صلح، اصلاحات در بخش­های دفاعی و امنیتی، همکاری بین ارتش­ها، فناوری دفاعی، بخش صنعت، آمادگی مدنی، علم و محیط زیست و دیپلماسی عمومی صورت گرفته است.1 از جمله اقدامات تسهیل­کننده اوکراین برای ورود به ناتو می­توان به تصویب اصلاحاتی در قانون اساسی این کشور در پارلمان آن (20 سپتامبر 2018) اشاره كرد كه به موجب آن پیوستن این كشور به ناتو و اتحادیه اروپا به برنامه اصلی سیاست خارجی این کشور تبدیل گردید.2 مورد دیگر رأی اکثریت پارلمان آن به تغییر قانون اساسی (7 فوریه 2019) با هدف کمک به عضویت این کشور در ناتو و اتحادیه اروپا است.3 این کشور همچنین به دنبال ایجاد روابط با ایتالیا به عنوان عضو قدرتمندی از اتحادیه اروپا و ناتو است و از نظر رئیس­جمهور وقت اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، این امر برای کشور حائز اهمیت است.4 همچنین وزارت دفاع اوکراین در نظر دارد پایگاه­های نظامی را مطابق با استانداردهای ناتو در دونباس، شرق اوکراین، ایجاد کند.5   رقابت روسیه و ناتو در یکی دو سال اخیر بحث سامانه موشکی جدید روسیه به چالش مهمی برای ناتو و کشورهای غربی مبدل شده است. روسیه به تازگی موشک­های کروز جدید با قابلیت هسته­ای و سلاح­های ما فوق صوت بسیار مدرنی را رونمایی کرده و اکنون قدرت مسکو در این حوزه به مراتب برتر از غرب است. روسیه که با طرح موضوع استقرار سامانه­هاي دفاع موشکی در اروپاي شرقی چنین می­پنداشت که قدرت هسته­ای و موشکی و قابلیت ضربه هسته­ای نخست و دوم از آن گرفته شده و این اقدام باعث خروج اروپا از تیررس آن شده است (توجه به اهمیت بعد روانی تا عملیاتی) و موازنه استراتژیک در منطقه به ضرر آن رقم خورده و امنیت ملی روسیه با تهدید مستقیمی روبرو شده است6، اوضاع را به نفع خود تغییر داده است. دبیر کل ناتو، استولتنبرگ، در مصاحبه­ای با مجله هفتگی اشپیگل (25 فوریه) در مورد تحولات اخیر روابط ناتو و روسیه چنین اظهار کرد که سامانه­های موشکی جدید روسیه بسیار خطرناک هستند و برد آنها به راحتی به شهرهای اروپا می­رسد، ولی ناتو به دنبال تقلید از این کار و تولید سلاح­های جدید نیست و در واقع، بازدارندگی و جلوگیری از وقوع جنگ وظیفه اصلی ناتو است.7   اوکراین حوزه رقابت رقبا از جوانب امر چنین برمی­آید که ظاهراً رویارویی مستقیم در دستورکار هیچ یک از طرفین نیست، پس این سؤال پیش می­آید که مقابله آنها به چه صورت است؟ سیاست بین­الملل همیشه گواه این امر بوده است که زمانی که قدرت­های بزرگ از رویارویی مستقیم با یکدیگر حذر می­کنند به دنبال کشور یا حوزه دیگری برای قدرت­نمایی و گسترش نفوذ خود می­گردند. در سالیان اخیر شاهد آن بوده­ایم که ناتو در پی گسترش این سازمان پس از جنگ سرد بوده است. در سال 2004، ناتو هفت کشور از جمله جمهوری­های منطقه بالتیک شوروی سابق - استونی، لتونی و لیتوانی - را به عضویت پذیرفت و چهار سال بعد نیز اعلام کرد قصد دارد اوکراین و گرجستان را در آینده به عضویت خود درآورد. این موضوع باعث خشم روسیه شد که با هر دو کشور مرز مشترکی دارد و نمی­خواهد آنها به بلوک نظامی ضد آن بپیوندند. در واقع، اقدامات ناتو برای استقرار پایگاه­های جدید و زیرساخت­های نظامی در نزدیکی مرزهای روسیه از نظر این کشور کاملاً مغایر با منافع ملی آن است. طبق واقع­گرایی تدافعی، دولت­ها زمانی اقدام به گسترش نفوذ و افزایش قدرت خود می­کنند که احساس ناامنی کنند. از نظر روسیه نیز ناتو از خط قرمز آن عبور کرده است و برای همین این کشور تمام تلاش خود را برای عدم عضویت کشورهای همسایه خود از جمله اوکراین در این سازمان می­کند. در این راستا، رئیس­جمهور پوتین که همواره به دنبال احیای قدرت و اعتبار روسیه و تبدیل آن به قدرت بزرگی بوده است، با تصرف کریمه، کنترل روسیه را بر پایگاه حساسی در دریای سیاه تقویت کرد. روسیه با حضور نظامی بیشتر در این منطقه می­تواند قدرت بیشتری در مناطق مدیترانه، خاورمیانه و آفریقای شمالی کسب کند. از طرف دیگر، ناتو نیز برای تکمیل گسترش خود رو به شرق و افزایش حوزه نفوذ خود برای مقابله با روسیه بدون رویارویی مستقیم با آن نیاز به عضویت اعضای بیشتری از جمله همسایگان روسیه در این سازمان دارد و لذا سعی دارد زمینه ورود این کشورها را بدون برانگیختن خشم روسیه فراهم کند. برای همین علت روند کند و پروسه طولانی عضویت اوکراین در ناتو را می­توان از منظر عدم تحریک روسیه و در عین حال ایجاد ساختارهای لازم در اوکراین برای عضویت در ناتو ملاحظه کرد. با این حال، ناتو نیز اقدامات مشخصی را در زمینه آماده­سازی بستر ورود اوکراین به این سازمان انجام داده است از جمله این که پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2014، کشورهای عضو شورای آتلانتیک شمالی در بیانیه­ای همه­پرسی به اصطلاح برگزار شده در 16 مارس برای اعلام خودمختاری جمهوری کریمه اوکراین را غیرقانونی و نامشروع دانسته و از روسیه می­خواهند تا با توقف کلیه اقدامات نظامی علیه اوکراین، اوضاع را آرام نماید. در اواخر فوریه همین سال نیز دبیرکل ناتو مجددا تأیید کرد که اوکراین کماکان می­تواند عضو ناتو گردد. از طرف دیگر، ناتو در واکنش به درگیری روسیه و اوکراین، حمایت خود را از توسعه توانایی و ظرفیت­سازی اوکراین بیشتر کرده است. کشورهای عضو ناتو کماکان الحاق غیرقانونی کریمه به روسیه و اقدامات بی­ثبات­کننده و تهاجمی آن در شرق اوکراین و منطقه دریای سیاه را محکوم می­کنند. ناتو همچنین حضور خود را در دریای سیاه افزایش داده و همکاری دریایی با اوکراین و گرجستان را تقویت کرده است و در اقدامی دیگر (10 مارس 2018)، ناتو اوکراین را در فهرست اعضای افتخاری ناتو در کنار کشورهایی از جمله بوسنی و هرزگوین، گرجستان و مقدونیه شمالی قرار داد.8 در 4 فوریه 2020 نیز شورای آتلانتیک شمالی با اعضای هیأت مشاوران اصلاحات دفاعی اوکراین برای تبادل نظر در مورد برنامه اصلاحات اوکراین و اولویت­های کنونی آنها دیدار و گفتگو کرد.9   نتیجه گیری به رغم اقدامات مشترک صورت گرفته در گذشته، روابط بین ناتو و اوکراین از حد روابط معمول فراتر نرفت و عضویت در ناتو تحقق پیدا نکرد، ولی اقدامات و تغییرات جدید صورت گرفته از جانب طرفین حاکی از آن است که پیشنهاد اوکراین برای عضویت در ناتو و پذیرش آن مراحل جدی­تری را (شاید به دلیل رقابت روسیه و ناتو) نسبت به گذشته طی می­کند. اوکراین کماکان امیدوار است که بتواند در آینده نزدیک به ناتو بپیوندد، ولی از طرفی حضور این کشور در خط مقدم رقابت جدید قدرت­های بزرگ - اصرار کشورهای غربی برای پیوستن آن به ناتو و ممانعت روسیه از آن - به معضلی در سیاست خارجی اوکراین تبدیل شده است که می­توان این اقدامات را از منظر تقابل غیرمستقیم روسیه و ناتو در کشور اوکراین ملاحظه کرد.    شهرزاد مفتوح - کارشناس مسائل اروپا   منابع: 1. Relations with Ukraine, 04 Nov. 2019 https://www.nato.int/cps/en/natolive/topics_37750.htm 2. Ukraine pushes ahead with plans to secure NATO membership, September 20, 2018 https://apnews.com/dff40992fcc446f6808d02d03b35e4bc   3. Ukraine's Parliament adopts bill on amendments to Constitution on EU, NATO integration, 7 February 2019 https://112.international/ukraine-and-eu/ukraines-parliament-adopts-bill-on-amendments-to-constitution-on-eu-nato-integration-36782.html 4. Zelensky: Important for Ukraine to build relations with Italy as strong member of EU, NATO, 08 February 2020 https://www.unian.info/politics/10865426-zelensky-important-for-ukraine-to-build-relations-with-italy-as-strong-member-of-eu-nato.html 5. Defense Ministry plans to build military bases meeting NATO standards in Donbas, Feb. 9, 2020 https://www.kyivpost.com/ukraine-politics/unian-defense-ministry-plans-to-build-military-bases-meeting-nato-standards-in-donbas.html 6. سیاست خارجی هجومی روسیه و موازنه استراتژیک اروپایی، جهانگیر کرمی، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 40، شماره 4، زمستان 1389، صص. 196- 181. 7. “The New Russian Missile Systems Are Highly Dangerous”, Markus Becker und Peter Müller, 25.02.2020 https://www.spiegel.de/international/world/nato-secretary-general-stoltenberg-the-new-russian-rockets-are-highly-dangerous-a-03961e64-48b7-43f3-84eb-16acef38cd69 8. NATO incorporates Ukraine in aspirant countries list on its website, 10 March 2018 https://www.unian.info/politics/10037087-update-nato-incorporates-ukraine-in-aspirant-countries-list-on-its-website.html 9. North Atlantic Council meets with Ukraine Defence Reform Advisory Board, 04 Feb. 2020 https://www.nato.int/cps/en/natohq/news_173118.htm?selectedLocale=en   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 01 Mar 2020 21:53:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3879/مهره-اوکراین-شطرنج-روسیه-ناتو بررسی نهمین همایش خاورمیانه والدای (بهمن 1398) http://www.iras.ir/fa/doc/report/3876/بررسی-نهمین-همایش-خاورمیانه-والدای-بهمن-1398 در این گزارش به بررسی همه جانبه این نشست می پردازیم. فهرست شخصیت‌های شرکت کننده در همایش خاورمیانه‌ای باشگاه مباحثه والدای: مقامات شرکت کننده در نهمین همایش خاورمیانه‌ای والدای آقای مهدی سنایی مشاور ارشد وزیر امور خارجه ایران انور عبدالهادی ، مدیر امور سیاسی سازمان آزادی بخش فلسطین امل ابوزید ، مشاور رئیس جمهور لبنان، نماینده اسبق پارلمان لبنان احمد مجدالانی ، وزیر توسعه اجتماعی فلسطین ایگور مورگولوف (Igor Morgulov) معاون وزیر امور خارجه روسیه عمرو موسی دبیرکل اسبق اتحادیه کشورهای عربی ماریا خودینسکایا - گولنیشچوا (Maria Khodynskaya-Golenishcheva) مشاور ارشد گروه برنامه ریزی سیاست خارجی وزارت امور خارجه روسیه   صاحبنظران روسی شرکت کننده در همایش آندری بیستریتسکی (Andrei Bistritski)، رئیس هیئت مدیره ، صندوق توسعه و پشتیبانی باشگاه مباحثه والدای ایرینا زویاگلسکایا (Irina Zvyagelskaya) رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه انستیتوی اقتصاد جهانی و روابط بین‌المللی فرهنگستان علوم روسيه آندری کورتونوف (Andrei Kortunov) مدیر کل شورای روابط بین‌الملل روسيه واسیلی کوزنتسوف (Vasili Kuznetsov)، رئیس مرکز مطالعات عربی و اسلامی انستیتوی شرق شناسی فرهنگستان علوم روسيه فیودور لوکیانوف (Fyodor Lukyanov) مدیر علمی بنیاد توسعه و پشتیبانی باشگاه مباحثه والدای ویتالی ناومکین (Vitali Naumkin) آکادمیسین فرهنگستان علوم روسيه، مدیر علمی انستیتوی شرق شناسی فرهنگستان علوم روسيه ایوان تیموفه‌یف (Ivan Timofeyev) مدیر برنامه شورای روابط بین‌الملل روسيه   صاحبنظران خارحی شرکت کننده در نهمین همایش خاورمیانه‌ای والدای مصطفی آیدین ​​رئیس شورای امور خارجه ترکیه علی الاحمد سیاستمدار و شخصیت اجتماعی سوریه ابتسام الکتابی رئیس مرکز سیاسی امارات هرایر بالیان مدیر برنامه حل و فصل اختلافات در مرکز کارتر گالیپ دالای مدیر بنیاد الشرق ، پژوهشگر انستیتوی امور بین المللی و امنیتی آلمان (SWP) یحیی زبیر استاد ارشد روابط بین المللی، سرپرست بخش ژئوپلیتیک مدرسه تجاری KEDGE ، پژوهشگر دعوت شده مرکز بروکینگ دوحه (Brooking Doha Center) محمد احسان استاد ارشد کالج نظامی جنب کالج سلطنتی لندن دانیل لوی (Daniel Levy,) رئیس پروژه ایالات متحده و خاورمیانه (US/ Middle East Project) تسوی ماگن (Zvi Magen) ، پژوهشگر ارشد انستیتوی مطالعات امنیت ملی (INSS) در دانشگاه تل آویو عمر محمد ، بنیانگذار وبلاگ خبری چشم موصل (Mosul Eye) نیر روزن ، مشاور ویژه امور سوریه و عراق در مرکز گفتگوی انساندوستانه رندا اسلیم (Randa SLIM) پژوهشگر ارشد، مدیر برنامه حل اختلافات و دیپلماسی عمومی انستیتوی خاورمیانه واشنگتن جوست هیلترمن (Joost Hiltermann) مدیر برنامه ، گروه بحران بین المللی خاورمیانه و شمال آفریقا دوروته اشمیت (Dorothée Schmid) پژوهشگر ارشد رئیس برنامه مطالعات ترکیه و خاورمیانه در انستیتوی روابط بین الملل فرانسه (Ifri) محمد الجرح ، بنیانگذار و مدیر مرکز تحقیقی مشاورتی چشم انداز لیبی (Libya Outlook)   گزارش جلسات اولین روز همایش برای درک اهمیت این همایش در روسيه کافی است گفته شود وزیر امور خارجه روسيه پیام خوشآمدی به مهمانان آن فرستاد و ایگور مورگولوف، معاون لاوروف در فعالیت همایش شرکت می‌کند. در پیام خوشآمد سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه به مهمانان همایش خاورمیانه باشگاه والدای گفته شده است: مساعی عقلی صاحبنظران شرکت کننده در همایش بطور کامل مورد نیاز است. بسیاری از کشورهای خاورمیانه از مرحله آزمون‌های جدی عبور می‌کنند که نتیجه تلاش برای تحمیل، از جمله از راه قهرآمیز، ارزش‌ها و مدل‌های توسعه بیگانه به ملت‌های آنها می‌باشد. امروز بطور ساختگی تشنج در حوزه خلیج فارس تشدید مي‌شود. انتشار بخش سیاسی به اصطلاح "معامله قرن" در آخر ژانویه هم عامل بی‌ثبات کننده جدی می‌باشد. بطور پیگیر باور داریم تأمین صلح و ثبات در تمام خاورمیانه فقط با اتکا بر حقوق بین‌المللی و رعایت حق حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی کشورهای آن میسر مي‌شود. حفظ کشور سوریه، نیل به موفقیت‌های وزین در مبارزه با تروریسم، راه انداختن روند سیاسی داخلی سوریه بر همین اساس میسر شد. روشن است که بهترین راه برای جلوگیری از تشدید تشنج فعالیت پیشگیر و جلوگیری از بروز درگیری‌های جدید است. روسيه در این رابطه از تشکیل مکانیزم جامع امنیت جمعی و همکاری در منطقه حمایت می‌کند. پیشنهادهای ما در نظریه مربوطه درج شده است. امیدوارم ملاقات شما در پیش بردن دستور کار سازنده در فضای خاورمیانه و شمال آفریقا کمک کند. ایگور مورگولوف معاون وزیر خارجه روسیه در بخش افتتاحیه نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای اعلام نمود اوضاع خاورمیانه و شمال آفریقا انفجار آمیز است. ما می‌بینیم که نه تنها کشورهای منطقه بلکه فی‌الواقع تمام دنیا ناچار هستند با عواقب فجیع "مهندسی ژئوپلتیک" غرب سروکار داشته باشند. وی گفت ترویج عقاید رادیکال، جریان تروریست‌ها و شبه‌نظامیان خارجی، رشد تعداد آوارگان داخلی و خارجی، گردش غیرقانونی اسلحه و قاچاق انسان از این عواقب است. خبرنگاران فقط به یکی از جلسات اولین روز همایش راه داده شدند. طی روز 17 فوریه چهار جلسه برگزار شد. گزارش کوتاه از جریان این جلسات در سایت باشگاه مباحثه والدای تحت عنوان "خاورمیانه: وقتی بی‌ثباتی امری معمولی مي‌شود" منتشر شده است. نویسندگان گزارش خاطر نشان می‌کنند هر همایش از نه همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای در شرایط بی‌ثباتی در منطقه برگزار مي‌شود. درگیری‌های قدیمی به آتش زیر خاکستر شباهت دارند، و سرچشمه‌های جدید تشنج در منطقه بروز می‌کند. امروز ارتش‌های سوریه و ترکیه مشغول مبادله ضربات در ادلب هستند، ایران و ایالات متحده در لبه جنگ قرار گرفتند، ولی برغم همه انتظارات، کار با تشنج زدایی به پایان رسید، دونالد ترامپ "معامله قرن" را به فلسطینیان پیشنهاد می‌کند، و با لحن بدون برو برگشت خود ناظران کهنه کار را حیران می‌کند. دخالت خارجی، از امور کلیدی اولین روز کار همایش بود. چنانچه از متن پیام لاوروف و سخنان مورگولوف میتوان دید، از دیدگاه مسکو، غرب مسئول شماره یک این دخالت و سیاست گذاری‌های نادرست می‌باشد که عواقب آن گریبانگیر نه تنها کشورهای منطقه بلکه سراسر جهان شده است. خبرگزاري ريا نووستي در گزارش کوتاه "مشاور وزیر خارجه ایران دلیل مشکلات خاورمیانه را بیان کرد" به سخنان آقای مهدی سنایی مشاور ارشد وزیر خارجه و سفیر اسبق ایران در روسيه در همایش اشاره می‌کند که در این رابطه گفت: "معتقدم مشکلات و چالش‌های اصلی منطقه ما نتیجه آن است که به دولت‌های قانونی منطقه حمله مي‌شود. آنها باید محترم شمرده شوند، باید دولت‌های قانونی، نهادهای قانونی کشورها محترم باشند... فکر می‌کنم همه حضار امروز درک می‌کنند که دخالت ایالات متحده در امور کشورهای منطقه ما هیچ نتیجه‌ای نداده است. بنظر من روشن است که مشکلات امروز که شاهد آنها هستیم از بسیاری لحاظ نتیجه دخالت آمریکا و دیگر کشورهای غربی در منطقه است". به گفته وی، این نوع دخالت به حل مسائل موجود کمک نمی‌کند. آقای سنایی افزود برای حل مسائل باید اساس همکاری و گفتگوی کشورهای منطقه ایجاد شود. چنانچه وی خاطر نشان نمود، ایران بلندپروازی در منطقه ندارد، و در کشورهایی که ایران در آنها حضور دارد، دولت قانونی از آن درخواست کرده است. چنانچه در گزارش خود باشگاه گفته مي‌شود دخالت به حدی رسیده که مي‌شود از حاکمیت محدود برخی کشورهای خاورمیانه سخن راند. ویتالی ناومکین مدیر علمی انستیتوی شرق شناسی در گزارش خود گفت "دیگ خاورمیانه به علت سطح بالای دخالت خارجی می‌جوشد". وی پیشنهاد کرد دخالت ناخواسته و حضور نیروهای خارجی با گرفتن مجوز شورای امنیت سازمان ملل و دولت‌های قانونی کشورها محدود شود. الاحمد سیاستمدار سوری هم به ضرورت کاهش فشار خارجی اشاره کرد. مرز باریک بین میانجی گری و دخالت خارجی در دومین جلسه 17 فوریه به نام "درگیری‌ها و میانجی‌ها" بررسی شد. ایالات متحده طی دهها سال بازیکن خارجی برتر در خاورمیانه بود، سیاست آن هیچ درگیری‌ای را حل نکرد، اما آزمایش مرسوم به "هرج و مرج کنترل شونده" با نارضایتی فراگیر مواجه شد. همزمان کاهش توجه آمریکا به منطقه در مرحله کنونی، باعث نگرانی خیلی‌ها مي‌شود. نه تنها اسرائیل (تنها کشور علناً حمایت کننده از حضور آمریکا)، بلکه کشورهای عرب بیم دارند این روند به تقویت موضع ایران منتهی شود. این نگرانی‌ها طبق معمول از طرف کشورهای عرب بیان شد، همکاران ایرانی به همین شکل معمول اتهام مربوط به ادعای هژمونی منطقه‌ای را رد کردند. در عین حال، همراه با کاهش توجه اقتصادی آمریکا به منطقه به دنبال خودکفایی در حوزه انرژی، نفوذ سیاسی و نظامی آن باقی مانده است. اخیراً دولت ترامپ ابتکار حل درگیری فلسطین و اسرائیل را به میان آورده و برداشت خارق العاده خود از میانجی شدن – با جانبداری از یک طرف – را به نمایش گذاشت. برغم برداشت منفی از ابتکار، این طرح باعث شد دوباره به مسئله فلسطین توجه شود. طی سال‌های گذشته نقش روسيه در امور خاورمیانه بطور محسوس تقویت شده است. چنانچه یکی از صاحبنظران عرب گفت، روسيه تنها قدرت بزرگ بود که از بحران‌های گذشته درس گرفت. در حال حاضر هیچ کدام از کشورهای منطقه از حضور آن برداشت منفی ندارد، و این را – در مقایسه با دیگر بازیکنان – میتوان دستآورد محسوس تلقی کرد. اما کشورهای اروپایی، چنانچه یکی از حضار گفت، بیش از همه از میانجی شدن حرف می‌زنند، در حالی که کمترین امکان را برای نفوذ گذاشتن بر منطقه دارند. سومین جلسه اولین روز فعالیت همایش به نام "اعراب و گروه سه‌گانه غیر عربی" به نقش ایران، ترکیه و اسرائیل در امور خاورمیانه و شمال آفریقا اختصاص داشت. دوباره مسئله محدودیت‌ حق حاکمیت کشورهای عرب مطرح شد. یکی از صاحبنظران در اظهار نظری زیبا گفت "آنها (کشورهای عرب) از فاعلین سیاست منطقه‌ای به متن آن تبدیل مي‌شوند". رویارویی ایران و آمریکا آخرین نمونه این واقعیت است که عراق بیش از همه از آن لطمه دید. سخنگویان در این مورد وحدت نظر داشتند که شکاف برداشتن جوامع عرب باعث تقویت بازیکنان غیر عرب مي‌شود. ولی آیا این امر به معنی رشد سطح امنیت در منطقه بطور اعم می‌باشد؟ پاسخ به این سئوال منفی است. برای مثال، ترکیه می‌خواهد به خودگردانی استراتژیک نایل شود، ولی به آسیب پذیری استراتژیک نایل شده، به درگیری‌های خارج از خاک خود کشیده مي‌شود. اسرائیل دستور کار محدودی دارد که متوجه امنیت خود آن می‌باشد، ایران اساساً سیاست دفاعی پیاده کرده ولی همزمان باعث شکاکیت همسایگان در مورد تمایل به سلطه در منطقه مي‌شود. بررسی مسئله دخالت بیگانگان طی چهارمین نشست به نام "خلیج: جنگ و صلح" ادامه یافت. اساساً از رویارویی ایران و آمریکا و اثر آن بر امور منطقه سخن رفت. حضار بار دیگر قانع شدند که "خروج" آمریکا از خاورمیانه مفهوم نسبی است. یکی از سحنگویان به این اشاره کرد که سیاست دولت ترامپ ماهیت عقیدتی داشته و متوجه رویارویی با ایران و پیروی از اصل "از لج اوباما" می‌باشد. ضمناً، برغم سخن پردازی در خصوص انزوا گرایی ترامپ و عدم تمایل رأی دهندگان به جنگ‌های گرانبها در خارج، 25 هزار نظامی به نیروهای آمریکایی در منطقه افزوده شدند. صاحبنظر گفت: "آمریکا از خلیج نمی‌رود". و حتی اگر بخواهد، "دوباره به منطقه کشیده مي‌شود". و مسئله تنها به امور داخلی منطقه محدود نمی‌شود. بازداشتن چینی یکی از معدود امور مورد تفاهم در آمریکا است. ممکن است آمریکا دیگر به نفت خاورمیانه نیاز نداشته باشد، ولی چین به آن نیاز دارد و در این رابطه، برای داشتن اهرم اثر گذاشتن بر چین، آمریکا حضور خود در منطقه را حفظ می‌کند. در روز آغاز همایش والدای گزارش دو شرق شناس طراز اول روسيه تحت عنوان "خاورمیانه: به سوی معماری ثبات نو؟" منتشر شد. نویسندگان خاطر نشان می‌کنند خاورمیانه در سال 2019 از نقطه نظر وقایع غیرمترقبه رکورد شکست. اتفاقی نیست که طراح نظریه "قوهای سیاه" (وقایع پیشبینی نشده که می‌توانند باعث تغییر شدید اوضاع شوند) یک فرد خارج شده از خاورمیانه بود. ولی امکان دارد ناگهانی بودن وقایع خاورمیانه نتیجه کمبود دوراندیشی تحلیل‌گران نبوده، بلکه از خواص بنیادی زندگی اجتماعی باشد؟ مخلوط شگفت انگیز وقایع دارای سبب و بدون سبب در خاورمیانه به ترکیب عجیب دگرگونی و عدم دگرگونی واقعیت سیاسی منطقه منتهی مي‌شود. اینجا همیشه امری در جریان بوده و همزمان هرگز تغییری رخ نمی‌دهد. "قوهای سیاه"، پدیده‌های قادر به تغییر ناگهانی اوضاع در مایع غلیظ اوضاع سیاسی روزمره گیر می‌کنند. و این روزمرگی با جهش‌ها و پیشرفت‌های پرخروش در هم می‌پیچد. توسعه به هرج و مرج کشیده، اما هرج و مرج به ثبات نو تبدیل مي‌شود. بنظر این روند امور باعث مي‌شود پیشبینی سیاسی بی‌معنی شود. ولی اگر با رویکردها و اصول طراحی شده در گذشته مجهز شویم، اگر از خرده گیری مربوط به شمارش احتمال تحقق این یا آن پیشبینی منصرف شویم، توجه به سناریوهای پیشبینی کننده آینده معنای جدیدی کسب می‌کند. این سناریوها اجازه می‌دهند چارچوب امور ممکن محدود شود. ولی فراموش نشود که واقعیت می‌تواند عقربه امور احتمالی را 180 درجه گردش دهد. مشاور رئیس‌جمهور لبنان در نشست همایش خاورمیانه‌ای والدای گفت روسيه امروز تنها کشور قادر به مذاکره با همه کشورهای خلیج و پذیرایی از نمایندگان آنها است. آنها باید این واقعیت را در نظر گرفته و از کار با روسيه منتفع شوند تا بتوان طرح ایجاد سازمان امنیت و همکاری خلیج فارس را به مرحله اجرا گذاشت. در سایت باشگاه چکیده گزارش وی در حمایت از پیشنهاد روسيه برای تأسیس سازمان امنیت و همکاری خاورمیانه تحت عنوان "خلیج عربی – فارسی به عنوان منطقه شکوفایی و صلح"درج شده است. بنظر مشاور رئیس‌جمهور لبنان روسيه امروز تنها کشور قادر به مذاکره با همه کشورهای خلیج و پذیرایی از نمایندگان آنها است. آنها باید این واقعیت را در نظر گرفته و از کار با روسيه منتفع شوند، تا بتوان طرح ایجاد سازمان امنیت و همکاری خلیج فارس را به مرحله اجرا گذاشت. وی به چند واقعیت مهم در این رابطه اشاره کرد. کشورهای مجاور خلیج فارس کمتر از 5% جمعیت جهان و 1% خشکی را تصرف می‌کنند ولی 60% ذخایر نفت و 40% ذخایر گاز جهان در آن متمرکز شده است. 30% نفت و 12% گاز جهان در این منطقه استخراج مي‌شود. و در این منطقه طی کمتر از ربع قرن 3 جنگ رخ داد که بعد بزرگتر از جنگ دوجانبه یا منطقه‌ای داشتند. جنگ‌ها نتیجه اثر منفی اموری مانند مسائل مرزی، مسائل راه‌های تجاری و مسائل ذخایر است. از جمله تقریباً تمام منطقه دستخوش اختلافات مرزی می‌باشد. و همه آنها با وجود منابع طبیعی ارتباط دارد. برای رها کردن منطقه از "نفرین منابع" و جنگ، و نیل به شکوفایی آن، باید روابط منطقه‌ای و خارج از منطقه‌ای بر اساس توزیع عادلانه حقوق و امنیت کشورها و ملت‌ها برقرار شود. با توجه به دهها و حتی صدها سال جنگ‌، تحقق این امور کار مشکلی خواهد بود. هر هدف کلان به ساختار مدیریت نهادی نیاز دارد. و در این ساختار، میانجی فعالی باید باشد. در این رابطه طرح پیشنهادی روسيه (نظریه امنیت خاورمیانه) برای منطقه به یاد می‌آید. و روسيه تنها کشور قادر به ایفای این نقش می‌باشد. بنظر وی عنوان منطقه بهترین نشانه بحران آن است. این خلیج فارس است یا خلیج عرب؟ بگذار همکاری از عنوان آغاز شود. خلیج عربی – فارسی. خلیج عربی – فارسی رفاه ملت‌های خود، مناطق مجاور و جهان را تأمین می‌کند. احمد مجدالانی دبیر کل جبهه آزادیبخش فلسطین و وزیر دولت فلسطین اعلام نمود موضع اسرائیل گرای آمریکا فقط باعث شدت یافتن احوال افراط گرا مي‌شود. اگر اسرائیل طبق "معامله قرن" برای تصرف دشت اردن اقدام کند، در فلسطین انتفاضه جدید آغاز مي‌شود. نه تنها فلسطین بلکه بسیاری از کشورهای عرب منطقه با معامله مخالفت می‌کنند. از جمله ابوزید هم از مخالفت لبنان با معامله سخن راند. گزارش جلسات دومین روز همایش طی دومین روز نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای دو جلسه برگزار شد که به موج جدید اعتراض در کشورهای خاورمیانه و سناریوهای آینده اختصاص داشت. علت حفظ احوال اعتراض آمیز حل نشدن مشکلاتی است که جوامع منطقه با آنها مواجه می‌شوند. مهم‌ترین آنها فساد فراگیر می‌باشد که برغم تغییر حکومت حفظ مي‌شود، و بیکاری، بطور اخص بین جوانان. در این شرایط، حتی برغم تجربه فجیع بی‌ثباتی طولانی و جنگ‌های داخلی به دنبال جنبش بهار عربی، اعتراض ادامه خواهد یافت. سطح بالای درگیری یکی از مشخصات تعیین کننده آینده منطقه است. مصطفی آیدین رئیس شورای امور بين‌المللي ترکیه می‌گوید خاورمیانه منطقه‌ای است که هر پیشبینی منفی در آن تحقق می‌یابد. در آینده مشکلاتی مانند کمبود منابع طبیعی، در وهله اول کمبود آب، رشد بدون کنترل جمعیت، رشد درصد جوانان در جمعیت، قطبی شدن و شکاف برداشتن جامعه، انحطاط محیط زیست، عدم آمادگی کشورهای نفتی برای کاهش تقاضای مواد هیدروکربنی به میان خواهد آمد. یکی از عواقب بهار عربی این بود که امروز وجود نهادهای دولتی به عنوان یک موهبت ارزیابی مي‌شود، ولی خطر دیگر – خطر اقتدارگرایی – نباید از قلم انداخته شود. هرچند حتی غرب قبول می‌کند: رژیم‌های خاورمیانه که به عنوان اقتدارگرا معرفی می‌شوند درجه بالای قابلیت هماهنگی و توان ادامه بقای خود را به نمایش گذاشتند. عربستان سعودی که راه اصلاحات را آغاز می‌کند و ایران که مقامات آن راه کنار آمدن با جامعه مدنی را یاد گرفتند، از نمونه‌های آنها هستند. سطح بالای دخالت خارجی در امور منطقه به اینها افزوده مي‌شود. غالب شدن یک سناریو به توانایی بازیکنان خارجی برای توافق با یکدیگر بستگی خواهد داشت. فعلاً ایران، روسیه و ترکیه در این مسیر نسبتاً موفق بودند. اظهار نظر صاحبنظران در خارج از جلسات همایش علاوه بر جلسات باشگاه، خبرنگاران در راهروهای همایش با صاحبنظران و مقامات شرکت کننده در آن گفتگو داشتند. از جمله یکی از صحبت‌ها با آقای سنایی وی تحت عنوان "ایران از مکانیزم امنیت جمعی پیشنهادی روسيه حمایت کرد" منتشر شد. آقای سنایی در گفتگو با خبرنگاران در راهروهای همایش خاورمیانه‌ای والدای اعلام نمود: "ایران معتقد است مسائل موجود در منطقه تا حدودی در نتیجه حضور نیروهای کشورهای خارج از منطقه بروز کرده است. به همین دلیل از رویکردهایی حمایت می‌کند که معتقدند امنیت منطقه باید از راه همکاری منطقه‌ای حاصل شود. این رویکردی است که نتیجه مثبت می‌دهد و به همین دلیل این رویکرد البته از حمایت برخوردار مي‌شود". احمد مجدالانی ، وزیر توسعه اجتماعی فلسطین در مصاحبه با پرتال خبری news.ru گفت فلسطین آماده است با میانجی گری گروه چهارگانه میانجیگران بین‌المللی موافقت کند که ایالات متحده هم یکی از آنها است. خواسته فلسطین این است که آمریکا تنها طرف فعال در روند حل درگیری فلسطین و اسرائیل نباشد. وی همچنین گفت طرف فلسطینی آماده است بطور دوجانبه با اسرائیل مذاکره کند. این مذاکره می‌تواند طی دیدار سران فلسطین و اسرائیل از روسيه در 9 ماه می سالجاری در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی در جنگ دوم جهانی برگزار شود. وی همچنین مذاکره با آمریکا را در حال حاضر منتفی دانست. وزیر خارجه لیبی که عصر 17 فوریه به مسکو وارد شده بود، در گفتگو با با دانشمندان شرق شناس در حاشیه نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای گفت لیبی خواهان جنگ نیست، ولی اگر جنگ به آن تحمیل شود، می‌جنگد. وی اعلام نمود "امیدواریم تجاوز ترکیه به زودی به پایان رسیده و پایتخت آزاد شود". وی مذاکرات برلین را قدم مثبت نامیده و گفت مذاکرات بعدی می‌تواند در مسکو برگزار شود. ویتالی ناومکین صاحبنظر برجسته روسيه در حاشیه نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای گفت قدرت‌های منطقه‌ای و بين‌المللي از ادلب به عنوان یک برگه‌ استفاده می‌کنند. ادلب روابط روسيه و ترکیه را بطور محسوس بغرنج می‌کند، ولی نباید در مورد میزان وخامت این روابط اغراق گفت. جنبه مثبت روابط برتری دارد. کافی است به وجود پروژه‌های کلان بین دو کشور و دیدار 7 میلیون گردشگر روس از ترکیه اشاره شود. البته آمریکا می‌خواهد به ترکیه کمک کند ولی، بنظر ناومکین، اردوغان به قبول پیشنهاد کمک آن علاقه‌مند نیست. اردوغان اعلام نمود ترکیه خواهان رویارویی با روسيه نیست. استفاده از تمایل آمریکا برای دخالت در ادلب به منظور اعمال فشار بر مسکو دورنما ندارد. و اردوغان این را می‌فهمد. ناومکین در مورد اتهام اردوغان در خصوص حمایت روسيه از حفتر می‌گوید: روسيه با همه طرفین درگیر در تماس بوده و آماده است برای برقراری صلح در لیبی بین آنها میانجی شود. روسيه از یک طرف علیه طرف دیگر حمایت نمی‌کند. وی در خصوص "معامله قرن" می‌گوید: چطور مي‌شود مسئله فلسطین را در غیابت فلسطین حل کرد؟ ترتیب دادن حل ریشه‌دارترین مسئله منطقه به شکل یکجانبه ممکن نیست. واکنش بخش اعظم جامعه جهانی به این طرح گویا است. فیودور لوکیانوف، صاحبنظر برجسته دیگر روسيه در مقاله‌ای سعی بر توجیه نقش جاری روسيه در خاورمیانه داشته است. رئیس علمی باشگاه مباحثه والدای می‌گوید معمولاً هر جنگی دیر یا زود با ضرورت کنار آمدن به پایان می‌رسد، و اینجا میانجی‌ها وارد صحنه می‌شوند. ولی نقشه کلاسیک میانجیگری این روزها مؤثر واقع نمی‌شود. نمونه اتحادیه اروپا که همیشه از لحاظ "نیروی ملایم" خود شهرت داشت و امروز هیچ نفوذی بر اوضاع خاورمیانه ندارد، گویا می‌باشد. نقشه دیگری هم هست که در مورد بوسنی بکار گرفته شد – وقتی یک قدرت نیرومند طرفین را پشت میز نشانده و حل مسئله را به آنها تحمیل می‌کند – هم دیگر کار نمی‌کند. تجربه خاورمیانه نشان می‌دهد امروز تحمیل امری به کسی ممکن نیست. امروز فقط کشوری می‌تواند اعمال نفوذ کند که خودش در امور دست داشته، منافع خود را به صراحت بیان کرده و آنها را پنهان نمی‌کند، و همزمان آمادگی خود برای قبول منافع دیگران را نشان می‌دهد. توان دیپلماتیک و نظامی ضرورت دارد. توان نظامی باعث مي‌شود موضع این طرف قانع کننده باشد. همزمان باید برای راه حل‌های انعطاف پذیر آماده بود. هدف نیروی نظامی نه تحمیل امری بلکه نمایش بی ثمر بودن تمایل به حل نظامی مشکلات می‌باشد. خلاصه امروز نه میانجی، بلکه طرف دست اندر کار در اوضاع مورد نیاز است. منبع گزارش: تارنمای باشگاه مباحثه ای والدای   ]]> سیاست خارجی Mon, 24 Feb 2020 05:05:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3876/بررسی-نهمین-همایش-خاورمیانه-والدای-بهمن-1398 سخنرانی دکتر دنیس ولکوف با عنوان «نگاهی به تغییر اهداف و رویکردها در ایران‌شناسی، از روسیه تزاری به شوروی» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3875/سخنرانی-دکتر-دنیس-ولکوف-عنوان-نگاهی-تغییر-اهداف-رویکردها-ایران-شناسی-روسیه-تزاری-شوروی دکتر گودرز رشتیانی که دبیری این نشست را بر عهده داشتند، ضمن اعلام خیر مقدم به حاضرین این نشست، نخست به معرفی سوابق و پیشینه علمی دکتر ولکوف پرداختند، و در وهله دوم، گزارشی کوتاه درباره پیشینه ایران‌شناسی روسی و پیوندهای تاریخی ایران و روسیه ارائه دادند. ایشان اشاره کردند که پیشینه تلاش روس‌ها برای شناخت ایران بر اساس متون بر جای مانده، به سده پانزدهم میلادی باز می‌گردد. یعنی هنگامی که «آفاناسی نیکیتین »، سیاح و بازرگان روسی، با گذر از دریای خزر، به ایران وارد شد و تا سواحل خلیج فارس و کرانه‌های غربی هندوستان را پیمود. سفرنامه افاناش سی امروزه موجود است. دکتر رشتیانی همچنان ادامه دادند که دوره صفویان، و به خصوص روزگار فرمانروایی شاه عباس اول، یکی از دوره‌هایی است که روابط ایران و روسیه بر اساس پیوندهای تجاری و بازرگانی، بسیار گسترش یافت. ایشان سخنان خود را با اشاره به تحولات واپسین سال‌های فرمانروایی صفویان و تلاش‌های پتر اول برای تسخیر سواحل شمالی ایران، ادامه دادند و فرمودند از روزگار پتر اول، تلاش روس‌ها برای شناخت ایران، وارد مرحله نوینی شد.    دکتر رشتیانی پس از پرداختن به تحولات روزگار فرمانروایی پتر اول، به جریان ایران‌شناسی و شرق‌شناسی روسی در سده نوزدهم میلادی اشاره کردند. در سده نوزدهم میلادی و با تلاش‌ دولت تزاری روسیه، شرق‌شناسی توسعه بسیاری یافت، و چهره‌های بارزی از میان شرق‌شناسان روسی برخاستند. دکتر رشتیانی با اشاره به شرق‌شناسان معروفی چون «واسیلی بارتولد» و «ولادیمیر مینورسکی»، سخنان خود را به پایان بردند.   دکتر دنیس ولکوف سخنان خود را با یک پرسش آغاز کردند. این که لفظ شرق‌شناس چه بازتابی در میان جوامع و مردمان مختلف خواهد داشت. ایشان پرسش خود را با نشان دادن چند نقاشی از نقاش شرق‌گرای معروف روسی، واسیلی واسیلیوویچ ورشچگین، ادامه دادند، و این پرسش را مطرح ساختند که دو اصطلاح شرق‌شناسی و شرق‌گرایی چه بازتاب و چه ادراکی در میان مردمان و به ویژه روس‌های سده نوزدهم میلادی داشته است. آیا نقاشان شرق‌گرای روسی و همچنین شرق‌شناسان این دوره، همان نگاه کلاسیک و جای افتاده را به شرق داشتند که نزد همگان معمول و شناخته شده بود؟ دکتر ولکوف با این پرسش‌ها، وارد بحث اصلی خود شدند.    ایشان اشاره کردند که خود بحث شرق‌شناسی و مفاهیم این حرفه، بحثی سیال بوده است، و امروزه نیز چنین است. واژه اورینتالیسم و واژه اورینتال امروزه در غرب و جوامع غربی، جنبه‌ای منفی پیدا کرده است. واژه اورینتالیست نیز چیزی شبیه دشنام شده است. لذا در بسیاری از دانشگاه‌ها و محافل علمی غرب، این رشته مطالعاتی کنار گذاشته شده است، و تنها در برخی دانشگاه‌ها، مانند دانشگاه‌های کمبریج و آکسفورد، که شیوه کلاسیک خود را حفظ کرده‌اند، این رشته مطالعاتی باقی مانده است.      دکتر دنیس ولکوف بحث خود را با دسته‌بندی گروه‌های عمده شرق‌شناس روسی در سده نوزدهم میلادی پیش بردند. ایشان اشاره کردند که چهره‌های معروف و شرق‌شناس روسی در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی، لاجرم بخشی از گروه‌های زیر بودند، ولی این دسته‌ها و گروه‌ها چنان با یکدیگر ادغام گشته بودند، و چنان پیوند در هم تنیده‌ای با یکدیگر داشتند که عملا جدا کردن آنان از یکدیگر، کاری دشوار است. این دسته‌های چهارگانه به شرح زیر هستند: -نخست شرق‌شناسان دانشمند روسی (Scholarship). مانند افرادی چون واسیلی بارتولد. دکتر ولکوف اشاره کردند که چنین افرادی علی‌رغم تصریح خود مبنی بر تمییز فعالیت‌های علمی خود از عرصه سیاست، هیچگاه از حوزه قدرت و نفوذ سیاسی دور نبودند، و در کمیسیون‌ها و نشست‌های سیاسی، همواره حضور داشتند. البته دولت تزاری روسیه به ماهیت و اهمیت مطالعات شرق‌شناسی اطمینان کاملی نداشت، و تصمیمات سیاسی نهایتا نه با مشورت دانشمندان شرق‌شناس، بلکه از جانب وزیران حاضر در سنت پترزبورگ اتخاذ می‌شد که اشراف کاملی به فرهنگ و پیشینه مردمان شرقی نداشتند. -دوم شرق‌شناسان نظامی و وابسته به ارتش و تشکیلات نظامی روسی (The military). بر اساس سخنان دکتر ولکوف، این شاخه از مطالعات شرق‌شناسی روسی خصوصا از سال 1863م. و با اصلاحات تزار الکساندر دوم شروع شد، و افراد زیادی در مناصب و مشاغل نظامی، به شناخت جوامع و فرهنگ مردمان شرقی می‌پرداختند. مانند «ولادیمیر کاساگوفسکی» که مدتی در ایران فرماندهی قوای قزاق را بر عهده داشت، و یادداشت‌ها و گزارش‌های خود را از ایران به تفلیس و سنت پترزبورگ ارسال می‌کرد.  در واقع در ارتش روسیه پس از تاسیس نهاد «ستاد کل آسیایی ارتش» در سال 1863م. توجه به موضوع شرق‌شناسی شکل گرفت. -سوم شرق‌شناسان وابسته به سرویس‌های دیپلماتیک روسی (Diplomatic Services). دکتر ولکوف اشاره کردند که چنین شرق‌شناسانی با حضور در سرویس‌های دیپلماتیک روسی، به شناخت مردمان بومی سرزمین‌ها، آداب آنان و فرهنگ‌های بومی می‌پرداختند. مانند حضور ولادیمیر مینورسکی در مقام دیپلمات ساده روس در امر تعیین مرز ایران و عثمانی در اوایل سده بیستم میلادی. وی هنگام حضور در ایران، ضمن فعالیت در مقام یک دیپلمات ساده، به شناخت فرهنگ و مردمان ایرانی در ایالت کردستان نیز پرداخت. در این دوره، دولت روسیه برای دیپلمات‌هایی که پیشینه علمی نیز داشتند، ارزش و اعتبار بالایی قائل بود، و امتیازاتی نیز ترفیع رتبه برای آنان منظور می‌شد. -فعالیت‌های کلیسای ارتدوکس روسی (The Russian Orthodox Church). دکتر ولکوف درباره فعالیت‌های شرق‌شناسی کلیسای ارتدوکس روسی چنین اشاره کردند که در سده نوزدهم میلادی، در شهر قازان روسیه، موسسه‌ای وابسته به کلیسای ارتدوکس روسی تشکیل شده بود که هدف آن، شناخت مردمان شرقی و فرهنگ‌های آنان و تبلیغ علیه اسلام در میان مسلمانان و تبلیغ حقانیت دین مسیحی بود. چنین رویه‌ای در آن دوره در غرب نیز رایج بود.    دکتر ولکوف با پرداختن به این چهار محور، بحث خود را پیش بردند. ایشان اشاره کردند که انقلاب 1917م. روسیه علی‌رغم تمامی تحولات و پیامدهایی که به دنبال داشت، به معنای واژگونی و دگرگونی کامل نهادها و زیرساخت‌های روسی نبود. به همین ترتیب، جریان شرق‌شناسی و ایران‌شناسی روسی نیز علی‌رغم حذف جایگاه کلیسای ارتدوکس روسی از دسته‌های فوق، همچنان به فعالیت خود ادامه داد. با این وجود، در دوره شوروی، شرق‌شناسی روسی با تحولات عمده‌ای روبه‌رو شد. نخست این که شماری از شرق‌شناسان دوره تزاری پس از انقلاب سال 1917م. روسیه را ترک کردند، و از این حیث، شکافی در حوزه شرق‌شناسی روسیه شکل گرفت که با خلاء ناشی از جنگ داخلی، این شکاف تشدید شد. همچنین دولت نوین شوروی با شعار ایدئولوژیک خاصی پیش آمده بود که داعیه‌دار آزادی مردمان شرقی و در واقع، پیشبرد جریان «شوروی‌سازی» خاورمیانه و شرق بود. تمامی این موارد، به همراه تأسیس شمار زیادی از مراکز مطالعاتی و شرق‌شناسی در شهرهای عمده شوروی، مانند تاشکند، تفلیس و کی‌یف، باعث شد تا جریان شرق‌شناسی شوروی وارد چرخه خاصی شود، که افت کیفیت و تأکید بر کمیت، از نشانه‌های بارز آن است.    دکتر ولکوف سخنان خود درباره شرق‌شناسی شوروی را با اشاره به چند تن از شرق‌شناسان این دوره ادامه دادند. به نظر آقای ولکوف، در دوره شوروی شاهد حضور برخی شرق‌شناسان هستیم که بهتر است آنان را شرق‌شناسان تجربی قلمداد کرد، چرا که تحصیلات آکادمیک و علمی چندانی نداشتند، و مثلا اگر درباره فرهنگ و ادبیات ایران پژوهش می‌کردند، به زبان فارسی آشنایی کاملی نداشتند. این گروه از بلشویک‌ها و شرق‌شناسان جوان، تأکید می‌کردند که هدف از شناخت جوامع شرقی و مردمان بومی، شناخت مشکلات فعلی آنان است، و لزومی ندارد که زبان و یا پیشینه تاریخی و فرهنگی آنان را دریابیم، بلکه هدف از مطالعه این جوامع، شناخت وضعیت فعلی آنان است. این گروه از شرق‌شناسان جوان، جهت نشان دادن علاقه خاطر خود به جوامعی چون ایران، از القابی چون «ایرانی» و «ایران‌دوست» استفاده می‌کنند. مانند «اوسِتروف» که به خود لقب «ایران‌دوست» داده بود، و این لقب را به طور رسمی در نام خود قید می‌کرد. در سال 1941م. و پس از حمله آلمان به شوروی که منجر به آغاز «جنگ بزرگ میهنی» شد، شرق‌شناسی شوروی به حالت تعلیق درآمد و بسیاری از شرق‌شناسان پیش کسوت و باسابقه روسی نیز زندانی و یا اعدام شدند.    دکتر ولکوف ضمن پرداختن به تاریخچه شرق‌شناسی در روسیه و شوروی، به تعریف مفاهیم و ارائه چارچوب نظری خود نیز پرداختند. بنا به گفته دکتر ولکوف، مفاهیمی که در سده بیستم میلادی از سوی میشل فوکو مطرح شدند، تأثیر عمده‌ای در پیشبرد و تحول علوم انسانی این سده داشتند. میشل فوکو افکار و نظام‌های فکری را منزله جعبه ابزاری قلمداد می‌کرد که می‌توان بنا به ضرورت‌های مختلف از آن‌ها استفاده کرد. در این زمینه، بایستی به زاویه فکری و دیدگاه نویسندگان پرداخت که نسبت به مسئله واحدی، ممکن است تغییر پیدا کند.    دکتر ولکوف اشاره کردند که فوکو باور دارد که حقیقت امری است که در دوره‌های تاریخی و از سوی جوامع مختلف، به شیوه‌های مختلفی تعبیر و تفسیر می‌شود. این دیدگاه ما را به سوی مفهوم گفتمان سوق می‌دهد. از دیدگاه فوکو، اندیشه‌ها و نوآوری‌های روشنفکران، می‌توانند گفتمان‌ها را بشکنند.    دکتر ولکوف با گذر از آرای فوکو، به اندیشه‌های ادوارد سعید و دیدگاه‌های وی در کتاب شرق‌شناسی می‌پردازد. دکتر ولکوف ادوارد سعید را از مهم‌ترین اندیشمندان سده بیستم میلادی معرفی می‌کند، که انتشار کتاب وی با عنوان «شرق‌شناسی» باعث شد تا وی در زمره اندیشمندان مهم سده بیستم میلادی، مانند «ژان پل سارتر» و «سیمون دو بووار: قرار گیرد. همچنین انتشار این کتاب باعث شد تا ادوارد سعید به چهره‌ای سیاسی مبدل شود. دکتر ولکوف اشاره می‌کند که انتشار کتاب شرق‌شناسی سعید، نقشی عمده در بسط اندیشه‌های وی و نقد شرق‌شناسی غربی داشته است. این کتاب به سرعت به 36 زبان عمده دنیا ترجمه شد. با این حال، این کتاب تنها در سال 2006م. و سی سال پس از انتشار اصل کتاب، به زبان روسی ترجمه شد. به نظر دکتر ولکوف، دلیل توجه اندک جوامع روسی به کتاب ادوارد سعید، این بود که در آن دوره بحث شرق‌شناسی از نگاه ادوارد سعید، هنوز در روسیه و شوروی مطرح نبود، و سوسیالیسم و کمونیسم در ساختار دولت شوروی، منادی آزادی شرق و تمامی ملت‌های تحت ستم بود. در واقع بلشویک‌ها قصد داشتند سراسر خاورمیانه را شوروی‌سازی کنند.    دکتر ولکوف در زمینه معرفی نکات مثبت کتاب ادوارد سعید، اشاره می‌کند که این کتاب یک حوزه گسترده را در بر گرفته است، یعنی ادبیات، تاریخ، سیاست و غیره. همچنین ادوارد سعید در این کتاب، به نقد تلاش شرق‌شناسان غربی پرداخته است که هدف شرق‌شناسی اروپایی، ساخت دوگانه غرب و شرق و کسب منافع مادی و اقتصادی از دریچه توسعه استعمار و امپریالیسم بوده است. این کتاب در غرب انقلابی در جامعه علمی به وجود آورد، یعنی کتاب سعید، مطالعات شرق‌شناسی غربی را زیر سوال برد، و شرق‌شناسان را افرادی معرفی کرد که در خدمت قدرت‌ها و دستگاه‌های حاکم بودند.    دکتر ولکوف ضمن معرفی نکات مثبت این کتاب، نکات منفی این کتاب را نیز بر شمردند. طرفه آن که از نگاه دکتر ولکوف، نکات مثبت کتاب سعید، در واقع نکات منفی این کتاب نیز به شمار می‌رفتند. خصوصا این که ادوارد سعید نه شرق‌شناس بود، و در این کتاب نیز تنها شرق‌شناسی بریتانیایی، آمریکایی و فرانسوی را نقد کرده بود، و گزارشی درباره فعالیت شرق‌شناسان روسی و آلمانی ارائه نداده بود. به نظر دکتر ولکوف، برداشت ادوارد سعید از آرای فوکو و سارتر بسیار قابل تأمل و بررسی است. همچنین ادوارد سعید نگاهی کلی و همه‌جانبه به شرق داشته است، و جزئیات را در نظر نگرفته است.    در ادامه بحث شرق‌شناسی و بررسی آرای ادوارد سعید، دکتر ولکوف به شرق‌شناسی روسی اشاره می‌کند. به نظر ولکوف، آرای سعید برای شرق‌شناسان روسی مسئله جدیدی نبود. واسیلی بارتولد در سال 1902 میلادی اشاره کرده بود که شیوه شرق‌شناسی غربیان عادلانه نیست، و روش آنان در زمینه مطالعه شرق، توأم با تعصب و غرض‌ورزی است. بارتولد در سخنان خود، از شرقی یاد کرده بود که از سوی غربیان، به صورت «مصنوعی» ساخته و پرداخته شده بود. وی عنوان کرده بود که تمدن و فرهنگ آسیای میانه و سرزمین‌های خاورمیانه، بسیار به تمدن غربی و اروپایی شبیه است، و این دو حوزه در واقع کنار اروپا، در یک ذیل قرار می‌گیرند، حال آن که آسیای میانه و خاورمیانه در کنار تمدن‌هایی چون ژاپن و چین که شباهتی به یکدیگر ندارند، همگی در یک دسته مورد بررسی قرار می‌گیرند.    دکتر ولکوف در ادامه بحث‌های خود، به آرای برخی اندیشمندان معاصر اشاره کردند، از جمله ادیب خالد که اصولا شرق‌شناسی روسی را ذیل شرق‌شناسی غربی تعریف می‌کند، و عنوان می‌کند که شرق‌شناسی روسی تفاوتی با شرق‌شناسی اروپایی ندارد، و تلاش برای پیچیده‌ کردن این موضوع، در واقع نوعی شرقی سازی روسیه است. به نظر دکتر ولکوف، چنین نگاهی چندان صحیح نیست، و با این که شرق‌شناسی روسی شباهت‌های بسیاری با شرق‌شناسی اروپایی دارد، ولی تفاوت‌های بنیادینی نیز در آن‌ها دیده می‌شود. آقای ولکوف در این زمینه، به ضرب‌المثلی اشاره می‌کند که روس‌ها در آسیا غربی محسوب می‌شوند، و در اروپا، تاتار هستند.    دکتر ولکوف در پایان کار، ضمن معرفی و نشان دادن تصاویر برخی از شرق‌شناسان معروف روسی، مانند کاساگوفسکی، ژوکوفسکی، واسیلی بارتولد و مینورسکی، به ذکر تفاوت‌ها و شباهت‌های شرق‌شناسی روسیه تزاری و روسیه شوروی می‌پردازد. دکتر ولکوف باور دارد که در دوره روسیه تزاری، علی‌رغم تلاش‌های وسیع و علمی شرق‌شناسانی چون مینورسکی و بارتولد، دولت تزاری اطمینان چندانی به آراء این اندیشمندان نداشت، و تصمیمات نهایی از سوی وزیران گرفته می‌شدند. با این وجود، شرق‌شناسان این دوره تأثیر غیرمستقیمی در زمینه آموزش داشتند، و بدین ترتیب بسیاری از افسران نظامی و دیپلمات‌ها تحت تأثیر گفتمان رایجی بودند که از سوی این شرق‌شناسان ترویج می‌شد. در دوره شوروی، شرق‌شناسی روسی تحت تأثیر تحولاتی چند قرار می‌گیرد، و علی‌رغم تأسیس موسسات بسیاری برای پیشبرد فعالیت‌های شرق‌شناسی در شهرهای مختلف اتحاد جماهیر شوروی، این رشته مطالعاتی کیفیت پیشین خود را از دست می‌دهد، و دچار رکود و افت می‌شود. با این حال، هم شرق‌شناسی دوره تزاری و هم شرق‌شناسی دوره شوروی، وامدار میراث مشترکی بودند که این حوزه مطالعاتی را از حوزه شرق‌شناسی اروپایی و غربی متمایز می‌ساخت. نشست با پرسش و پاسخ حاضران با دکتر ولکوف در ساعت ۱۹ به پایان رسید. استادانی همچون  منصور صفت گل( دانشگاه تهران)، محسن شجاعی( دانشگاه آزاد اسلامی)، سیدحسین طباطبایی(سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)، احمدعلی حیدری ( دبیر جایزه جهانی کتاب و استاد دانشگاه علامه طباطبایی)، علی شهیدی( دانشگاه تهران)، علی علی بابایی( بنیاد دانشنامه جهان اسلام)، موسی عبداللهی ( دانشگاه علامه طباطبایی)، الهه کریمی ربابی( دانشگاه تهران)، مهدی حسینی نقی آباد( بنیاد مطالعات قفقاز) در این نشست حضور داشتند. ]]> همسایگان اوراسیا Thu, 06 Feb 2020 18:13:52 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3875/سخنرانی-دکتر-دنیس-ولکوف-عنوان-نگاهی-تغییر-اهداف-رویکردها-ایران-شناسی-روسیه-تزاری-شوروی