موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Fri, 26 Apr 2019 04:53:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 26 Apr 2019 04:53:09 GMT 60 خطرات و منافع ورود ایران به دریای مدیترانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3825/خطرات-منافع-ورود-ایران-دریای-مدیترانه ورود ایران به دریای مدیترانه برای روسیه  با خطر و منافع همراه است. براساس گزارش ها، ایران، که ایالات متحده دوباره تحریم ها را بر او تحمیل کرده است، تصمیم گرفته است که  "پنجره ای به اروپا" مختص خودش باز کند. دقیق تر، در سواحل دریای مدیترانه سوریه، از جایی که قادر به انجام فعالیت های تجاری مستقل است. برای این منظور، تهران قرارداد اجاره نامه  بندر لاذقیه را با سوریه  امضا کرده است. " برنامه های مختلف ایران" چگونه می تواند برای خاورمیانه  تهدید به شمار آید؟ لاذقیه یک شهر نیم میلیون نفری است که از زمان تاریخ فنیقی ها در منابع تاریخی شناخته شده است. علوی ها اکثریت را در این استان سوریه تشکیل می دهند و ستون اصلی رئیس جمهور بشار اسد هستند. امروز، اپراتور بندر لاذقیه یک شرکت  فرانسوی است، اما از 1 اکتبر، ایران زمانی که مستاجر تغییر می کند جای فرانسوی ها را می گیرد. از طریق این پنجره، جمهوری اسلامی حتی بدون مرز مشترک با سوریه به مدیترانه دسترسی خواهد داشت. اول از همه، باید یادآور شد که به کرملین در مورد مذاکرات بشار اسد و حسن روحانی در تهران که احتمالا این توافق نامه امضا شده است، خبر ندادند. رؤسای جمهور دو کشور خاورمیانه ترجیح دادند با یکدیگر مذاکره کنند، در حالی که فراموش کردند که نظرات همکاران روسی خود را جویا شوند. ممکن است چند دلیل برای توضیح آن وجود داشته باشد. سناریو اول اکنون که اوج بحران در سوریه  گذرانده شده است، رئیس جمهور اسد می تواند تصمیم بگیرد که دیگر نیازی به کمکی از روسیه نیست، و به ایران تمایل دارد. البته، تهران خیلی قبل تر از مسکو به کمک دمشق آمد؛ بسیاری از ژنرال ها، افسران و سربازان عادی کشته شده اند. علاوه بر این، بسیاری از سوالات مطرح شده در مورد بمباران سوریه توسط اسرائیلی ها نگرش کرملین را در این مورد به چالش می کشد. وزارت دفاع روسیه سه سیستم S-300 را به سوریه منتقل کرده است، اما آنها به سختی سکوت کرده و خود را حفظ می کنند. اگر ایران به لاذقیه برود، حفاظت واقعی از استان مادری بشار اسد را با سلاح های ضد هوایی تامین خواهد کرد. تهران همچنین دارای سیستم دفاع هوایی خود و سیستم های S-300PMU-1 است که قبلا در روسیه خریداری شده است. چنین سناریویی نفوذ مسکو در منطقه را کاهش می دهد. نیروی هوایی اسرائیل نمی تواند "آرام" بنشیند، واما همه این ها تهدیدی برای حملات بیشتر به لاذقیه خواهد شد، به خصوص اگر این بندر توسط ایرانی ها  نه تنها برای غیر نظامیان بلکه برای نیازهای نظامی استفاده شود. همه اینها با دور جدیدی از تشدید درگیری ها همراه است. سناریو دوم کرملین می تواند همه چیز را در مورد  لاذقیه  خیلی جدی نگیرد؛ زیرا این امر برای او مفید است. واقعیت این است که پس از آن یک مسیری مناسب برای حمل و نقل وجود خواهد داشت که روسیه قادر خواهد بود از آن استفاده کند. برای مدت طولانی پروژه ای برای اتصال راه آهن ایران، عراق و سوریه وجود دارد. با توجه به جنگ در سوریه، جاده ها تا حدی آسیب دیده اند، اما می توانند به سرعت بازسازی شوند. یک خط راه آهن که  تقریبا تا پایگاه روسی در حمیم ادامه دارد، جایی که ممکن است کالا های نظامی را از طریق خزر فراهم کند. بنابراین تامین گروه نظامی ما در سوریه دیگر بستگی ترکیه و کشورهای عضو ناتو نخواهد داشت.  ممکن است که چنین مسیری حمل و نقل مورد علاقه چین نیز باشد. نویسنده: سرگئی مارژستکی منبع:http://kfaktiv.ru/15-aprelia-2019-vyhod-irana-na-sredizemnomore-tait-v-sebe-opasnost-i-polzy-dlia-rossii-2.html مترجم: کامران هوشیار دانشجوی دکتری مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران   ]]> سیاست خارجی Sat, 20 Apr 2019 08:14:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3825/خطرات-منافع-ورود-ایران-دریای-مدیترانه «ایران و روسیه در آستانۀ دهۀ چهارم همکاری‌های پسا جنگ سرد» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3824/ایران-روسیه-آستانۀ-دهۀ-چهارم-همکاری-های-پسا-جنگ-سرد نشست تخصصی گروه مطالعات روسیه با عنوان «ایران و روسیه در آستانة دهة چهارم همکاری‌های پساجنگ سرد» در روز دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۸ در تالار حنانة دانشکدة مطالعات جهان برگزار شد. در این نشست با ادارة دکتر جهانگیر کرمی، معاون اداری و مالی دانشکده، دکتر لنا دونایوا، دانشیار انستیتو خاورشناسی آکامی علوم روسیه، دکتر احسان رسولی‌نژاد، استادیار دانشکدة مطالعات جهان، دکتر خدایار براری، استادیار دانشکدة مطالعات جهان، دکتر مارینا کامنوا، دانشیار انستیتو خاورشناسی آکادمی علوم روسیه، و دکتر الهه کریمی ریابی، استادیار دانشکدة مطالعات جهان، سخنرانی کردند. دکتر کرمی در مقدمة این نشست ایران را کشوری خواند که با ۲۰۵ کشور از ۲۰۷ کشور دنیا روابط دارد. در این میان، روابط ایران با آمریکا، روسیه، چین، انگلستان، فرانسه و آلمان بیش از سایر کشورها و در مرتبة دیگری با همسایگان خود اهمیت دارد. در این میان روسیه جایگاه ویژه‌ای دارد که سبب شده است بیش از دو سده از کشورهای مؤثر در روابط خارجه و مسائل داخلی ایران باشد. وی محور اصلی این نشست را بررسی مسائل اقتصادی و فرهنگی روابط دو کشور خواند، گرچه هر دو از مسائل سیاسی چندان دور نیست. دکتر دونایوا همکاری‌های ایران و روسیه را از نگاه روسی بررسی کرد. وی با توجه به نامتوازن و ناپایدار بودن توسعة اقتصاد ایران و روسیه در همة زمینه‌ها، بر پیوند اقتصاد با سیاست در هر دو کشور تأکید کرد که تغییر در آرایش سیاست دو کشور به تغییر در روابط اقتصادی دو کشور می‌انجامد. عدم‌توفیق دو کشور در توسعة روابط سیاسی در برهه‌های زمانی مختلف، سبب ناکام‌ماندن توسعة اقتصادی و روابط تجاری و اجرای پروژه‌های مشترک از جمله توافقنامة مشترک ایران و روسیه در استخراج منابع گاز شده است. تنها پروژة موفق ایران و روسیه ساخت نیروگاه اتمی بوشهر بود که بیش از پانزده سال به درازا کشید. روابط ایران و روسیه متأثر روابط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. هر دو کشور سایة تحریم‌های آمریکا را بر خود دیده و رقیب تجاری هم در حوزة صادرات انرژی بوده‌اند. وی از جمله مسائل مهم داخلی روسیه را بحران جدی اقتصادی این کشور در اوایل دهة ۹۰ و پس از فروپاشی شوروی، غربگرایی نخبگان سیاسی و اقتصادی آن و تمایل الحاق آن‌ها به الحاق روسیه به اروپا، و نداشتن برنامة بلندمدت و توسعه‌محور نام برد. دکتر دونایوا از جمله شاخص‌های مهم اقتصادی روسیه و مشترک با ایران را دولت‌محوربودن آن و تسلط شرکت‌های تجاری بزرگ و نیمه‌دولتی در فعالیت‌های صادراتی دانست. وی مهم‌ترین مانع در گسترش روابط اقتصادی سی‌سالة گذشتة دو کشور را پیوند عمیق اقتصاد و سیاست و اولویت‌دادن به مسائل ژئوپلتیک بیش از منافع اقتصادی، فقدان سازوکار مالی با بیمة مشترک، و آشنایی کم تجار دو کشور در زمینة صادرات هر کشور و قوانین و مقررات یکدیگر، ضعیف‌بودن تجارت خرد و متوسط روسیه، بروکراسی در هر دو کشور، ناهمخوانی قواعد گمرکی و سیستم استاندارد و حقوقی و کنترل کیفیت و فرهنگ تجاری خواند. برقراری روابط با غرب برای روسیه اهمیت بیشتری دارد، گرچه در سال‌های اخیر به سمت شرق چرخش جدی داشته است. به گفتة وی این چرخش اتفاقی نبوده است چرا که آسیا به قطب توسعة اقتصادی و سیاسی جهان بدل شده است. روسیه به‌دنبال سیستمی متوازن و چندقطبی در این قاره است. لذا، رابطه با ایران از اولویت‌های سیاسی روسیه است. پس از امضای برجام، بهبود جدی در روابط اقتصادی و بیشتر در روابط بازرگانی دو کشور پدید آمد. حجم تبادل کالای دو کشور در سال ۲۰۱۶، ۷۰ درصد افزایش داشته است و به ۲/۲ میلیارد دلار رسید. در این بین سهم ایران کمتر از ۱ درصد بوده است. جایگاه ایران در میان شرکای تجاری روسیه در جایگاه ۴۷‌ام است. بیش از نیمی از کالاهای صادراتی روسیه به ایران کالاهای صنعتی بوده که در دو سال اخیر رو به افزایش گذارده است. همچنین، ۷۰ درصد واردات کشاورزی ایران از روسیه بوده است. از سال ۲۰۱۵ صادرات ماهی و محصولات دریایی نیز آغاز شد. هر دو کشور در کاهش عوارض و افزایش تسهیلات گمرکی موافقنامه‌های مشترکی امضا کردند و با کاهش ۲۵ درصدی عوارض گمرکی، کریدور سبز به روی محصولات اقتصادی ایران باز شد. واردات روسیه از ایران در سال ۲۰۱۷، در مقایسه با سال ۲۰۱۶، به بیش از ۲۹ درصد و در سال ۲۰۱۸ به بیش از ۳۵ درصد ارتقا یافت. سهم روسیه در تجارت خارجی ایران تنها ۶ درصد است و نشان می‌دهد روسیه هنوز شریک اقتصادی مهمی برای ایران نیست. تبادلات دو کشور در حوزه‌های انرژی، فنی، نظامی، هوا و فضا، و زیرساخت‌ها نیز چشمگیر بوده است. کمیسیونی مشترک همکاری‌های تجاری، علمی و فنی و ارتباطات دو کشور را شکل می‌دهد. نیروگاه حرارتی و گسترش خط راه‌آهن در میان دو کشور و گسترش سیستم حمل‌ونقل اوراسیا از دیگر پروژه‌های مشترک این دو کشور است. دکتر رسولی‌نژاد با تمرکز بر تحریم‌ها، همکاری‌ ایران و روسیه را بررسی کرد. تحریم‌های متعددی، از جمله فناوری و صنعت علیه روسیه و پیش از فروپاشی شوروی اعمال شده است. از ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۸ روسیه هیچ تحریمی نداشته و پس از آن تحریم‌های مختلفی داشته است. با توجه به اعمال تحریم‌های مختلف علیه ایران از ۱۹۷۹ و با پیروزی انقلاب اسلامی، تجربة ایران در تحریم‌ها بیش از روسیه است. به لحاظ ساختار اقتصادی، در سه دهه- ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹، و ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸- متغیرهای موجود مانند شهرنشینی، رشد اقتصادی، تورم، درجة بازبودن تجاری، تجارت با کشورهای اصلی اعمال‌کنندة تحریم ساختار اقتصادی روسیه را به‌لحاظ متغیرهای کلان اقتصادی در برابر تحریم‌های غرب مقاوم‌تر کرده است. این ساختارها در ایران ضعیف‌تر است. از نظر واکنش به تحریم‌های غرب، هر دو کشور اقتصاد مقاومتی یا ضدتحریمی داشته‌اند. هر دو کشور این سیاست را راه‌حلی می‌دانند برای کم‌اثرترکردن یا بی‌اثرترکردن تحریم‌های غرب. این سیاست در هر دو اقتصاد سبب شکل‌گیری سیاست جانشینی واردات شده است؛ یعنی، تقویت تولیدات داخلی هر دو کشور. ایجاد چرخش تجاری دیگر رویکرد مشترک هر دو کشور بوده است؛ یعنی، هر دو کشور از سمت کشورهای تحریم‌کننده به سمت کشورهای غیرتحریم‌کننده حرکت می‌کنند. دکتر رسولی‌نژاد تفاوت‌های دو کشور را در مواجهه با تحریم‌ها از دو بعد بررسی کرد. بعد نخست اینکه در ایران اقتصاد مقاومتی صرفاً خاص دوران تحریم نیست. خودسازی اقتصاد داخلی نیز مطرح است. در روسیه منظور از اقتصاد ضدتحریمی، سیاست‌هایی است که در زمان تحریم اخذ می‌شود. این واکنش به تحریم‌ها دفاعی است، به‌گونه‌ای که تحریم‌ها را کم‌اثر یا بی‌اثر سازد؛ این در حالی است که در روسیه در کنار ذات دفاع، ذات حمله نیز وجود دارد. دکتر براری، بحث مطرح‌شدة دکتر دونایوا را از نگاه ایرانی و با تمرکز بر حوزة انرژی بررسی کرد. ایران در مقطعی در زمان شوروی با روسیه در حوزة گاز همکاری داشت و متخصصان شوروی حدود ۵۰۰ کیلومتر از خط لولة انتقال گاز ایران به شمال را احداث کردند. در مقطعی نیز ایران گاز طبیعی به این کشور صادر می‌کرد که بعد از مدتی متوقف شد. از ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ که ایران رسماً اعلام کرد فدراسیون روسیه را وارث و جانشین حقوقی شوروی به‌رسمیت می‌شناسد، روابط ایران و روسیه وارد مرحلة جدیدی شد. روابط دوجانبة کشورها از جمله در بخش انرژی نیازمند پایة حقوقی است. در ۱۹۹۲ دو کشور توافقنامة استفادة صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را امضا کردند. در مارس ۲۰۰۱ قرارداد مهم دیگری بین دو کشور امضا شد و در آوریل ۲۰۰۲ با امضای توافقنامه‌ای بین رؤسای جمهور دو کشور، مبنای حقوقی همکاری‌های بلندمدت ایران و روسیه شکل گرفت. در ۲۰۱۰ با امضای توافقنامه‌ای موسوم به «نقشة راه»، همکاری‌ها برای توسعة روابط دو کشور در حوزة انرژی در بازه‌ای ۳۰ ساله آغاز شد. در سال ۲۰۱۴ نیز وزیران نفت و انرژی دو کشور قرارداد پنج‌سالة دیگری را به امضا رساندند. در سال ۲۰۱۵ نیز قرارداد دیگری میان ستاری، معاون رئیس‌جمهور ایران، و راگوزین، معاون نخست‌وزیر روسیه برای توسعة همکاری‌های علمی و فنی از جمله در بخش انرژی امضا شد. دکتر براری روابط دو کشور را در سه مرحلة پایه‌گذاری حقوقی، تثبیت و شکوفایی تقسیم کرد. به باور دکتر براری، طی سه دهة گذشته پایه‌گذاری حقوقی در حوزة انرژی میان دو کشور شکل گرفته است. پس از برجام انتظار می‌رفت وارد حوزة تثبیت و شکوفایی شویم. حوزة انرژی در روابط دو کشور در کنار حوزه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی از جمله مهم‌ترین حوزه‌های همکاری‌ ایران و روسیه است. روابط جدی دو کشور در حوزة انرژی با همکاری در بخش انرژی هسته‌ای آغاز شد. ایران و روسیه خود را قدرت بزرگ در حوزة انرژی می‌دانند. حتی روسیه خود را ابرقدرت انرژی می‌داند. اقتصاد روسیه و ایران مکمل هم نیست، چون هر دو نفت و گاز دارند؛ از این‌رو، حجم روابط اقتصادی آن‌ها زیاد نیست. در حالی که برای مثال، در مورد اقتصاد ترکیه و روسیه بخش عمده‌ای (حدود یک‌سوم) از حجم روابط تجاری-اقتصادی دو کشور به نفت و گاز مربوط می‌شود. ترکیه گاز از روسیه وارد و در مقابل حجم قابل توجهی از مواد غذایی و محصولات کشاورزی به روسیه صادر می‌کند. لذا، می‌توان گفت اقتصاد این دو کشور مکمل هم است. دکتر براری به سخنان خود در سال ۲۰۱۲ اشاره کرد که با وجود رقابتی‌بودن حوزة انرژی میان ایران و روسیه، امکان همکاری بین دو کشور در این حوزه وجود دارد. به‌نظر می‌رسد در این سال‌ها دو کشور راه‌های همکاری با یکدیگر را یافته‌اند. حتی رقبا نیز وقتی پای منافع مشترک در میان باشد، ناگزیر به همکاری‌اند؛ به ویژه، در رابطه با امنیت انرژی. برای مثال، اگرچه روسیه و آمریکا در حوزة انرژی رقیب‌اند، پوتین پس از ملاقات با ترامپ در نشست هلسینکی، در کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد روسیه مایل به همکاری با آمریکا در حوزة انرژی است، از جمله در زمینة قیمت‌گذاری؛ چرا که نوسان شدید قیمت کشورهای صادرکنندة انرژی را با بحران مواجه می‌کند. سال ۲۰۱۰ نیز پوتین تأکید کرد که روسیه مایل به همکاری با قطر در بازار جهانی گاز است، در صورتی که دو کشور رقیب جدی یکدیگر محسوب می‌شوند. دکتر براری در خاتمه به ظرفیت‌های ایران و روسیه برای همکاری در حوزة انرژی اشاره کرد، از جمله در مجمع کشورهای صادرکنندة گاز، مشارکت در احداث خط لولة ایران-پاکستان-هند، امنیت انرژی، و تبادل برق و انرژی از کریدور قفقاز. وی ملاحظات سیاسی کشورها را برای همکاری در بخش انرژی خاطرنشان ساخت. گفتة کسینجر در ژانویه ۱۹۷۵: «از همان نخست، مسئلة انرژی مسئلة سیاست خارجی بوده است نه مسئله‌ای صرفاً اقتصادی» پایان‌بخش سخنان این استاد گروه مطالعات روسیه بود. دکتر کامنوا، دربارة مسائل فرهنگی دو کشور سخن گفت. وی به سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد که فرمودند: «فرهنگ در حاشیة مسائل اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین مسائل رشد هر کشوری است.» دکتر کامنوا روابط فرهنگی ایران و روسیه را از زمان هخامنشیان نامید. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم در دوران سلسلة قاجار و رومانوف روابط فرهنگی جدی دو کشور آغاز شد. پتر کبیر به‌دنبال گسترش روابط دیپلماتیک خود با همسایگان شرقی، به‌خصوص ایران، اولین گروه دانش‌آموزان روسی را برای فراگیری زبان فارسی در سال ۱۷۱۶ به ایران اعزام کرد. در ۱۷۳۲ تدریس زبان فارسی در روسیه آغاز شد. در سال ۱۸۰۴ در اساسنامه‌های دانشکده‌های روسیه آموزش دیگر زبان‌های شرقی درج شد. در سال ۱۷۱۸ آموزش زبان فارسی در انستیتوی اصلی سن‌پترزبورگ آغاز شد. پس از آن مراکز ایران‌شناسی در روسیه تأسیس شد. فرهنگ، دکترین اصلی سیاست دولت ایران و روسیه و عامل اصلی سیاست خارجی دو کشور است، گرچه روابط فرهنگی دو کشور گاه در سطح مطلوبی نبوده است. این روابط در سال‌های اخیر رو به گسترش نهاده و تفاهم‌نامه‌هایی میان دو کشور امضا شده است. زبان روسی در ایران و زبان فارسی در روسیه طرفداران زیادی دارد. زبان فارسی در ۱۸ مرکز آموزش عالی کشور تدریس می‌شود. دانشگاه‌های مسکو و سن‌پترزبورگ و جمهوری قفقاز شمالی از جملة این مراکز است. ده مرکز ایران‌شناسی نیز در مسکو وجود دارد. آموزش از راه دور نیز در حال توسعه است. در حوزه‌های علوم، آموزش، امور موزه، کتابداری، سینما، موسیقی، تئاتر، ترجمه، ادبیات، ورزش، جهانگردی و گفتگوی میان ادیان فعالیت‌های چشمگیری میان ایران و روسیه انجام می‌شود. آثار نظم و نثر فارسی نیز به روسی ترجمه می‌شود. در سال ۱۹۹۹ رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو افتتاح شد. گفتگوی فرهنگی دوجانبه علاوه‌بر رایزنی فرهنگی در برنامة دو کشور قرارگرفت. از جمله آخرین پروژه‌های مشترک فرهنگی دو کشور حضور سنتی دو کشور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب در تهران و مسکو، مراسم اهدای جوایز برترین‌های کتاب سال ایران و اسلام، و اجرای نمایشگاه گروه‌‌های تئاتر ایران در مسکو بوده است. با فعالیت کمیتة مشترک همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی روسیه، تبادل دانشجو، برگزاری کنسرت موسیقی کلاسیک ایران و کنسرواتوار روسیه، تشکیل هفتة فرهنگی ایران در مسکو، و امضای یادداشت تفاهم میان کنسرواتوار چخوف در مسکو با بنیاد هنری و فرهنگی رودکی در ایران شکل گرفت. دکتر کامنوا از افزایش شمار دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های روسیه خبر داد که برخی نیز مجانی تحصیل می‌کنند. دکتر کریمی در خصوص روابط علمی و دانشگاهی دو کشور سخن گفت. وی شکل‌گیری دیپلماسی فرهنگی دو کشور را بر پایة ارتباط با دولت‌ها، دانشگاه‌ها، اساتید و دانشجویان و توسعة علمی و فرهنگی و گسترش روابط خارجی دو کشور یاد کرد. در سال ۱۳۵۹، شورای عالی انقلاب، مرکز ملی تحقیقات علمی را تأسیس کرد. با وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها و به‌دنبال آن جنگ ایران و عراق، این نهاد فرهنگی تا مدت‌ها نتوانست به فعالیت خود ادامه دهد. در سال ۱۳۷۰ اساسنامه و چارت سازمانی آن به تصویب رسید و در پنج گروه فعالیت خود را آغاز کرد. در نقشة جامع علمی کشور، و در برنامة ششم توسعه به مسائل علمی پرداخته شده است. در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز سندی در این رابطه وجود دارد. برای عملیاتی‌شدن این برنامه‌ها و سندها لازم است هم وزارت امور خارجه و هم وزارت علوم تعاملی دوجانبه داشته باشند. دکتر کریمی با بیان رشد علمی کشور و شمار مقالات علمی منتشرشده در مجلات بین‌المللی، بیان کرد طبق آمار اسکوپوس ایران در سال ۲۰۱۷ صدرنشین تعاملات علمی بین‌المللی بوده است. شمار مقالات بین‌المللی کشورها نشان از تعاملات بین‌المللی جامعة علمی آن‌هاست. از جمله دیپلماسی علمی روسیه، تأسیس انجمن روابط فرهنگی با کشورهای خارجی در سال ۱۹۲۵ بود. فعالیت‌های علمی در زیرمجموعة این انجمن قرارمی‌گیرد. در ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ شوروی رشد علمی خوبی داشته است. از ۱۹۸۰ به بعد سیاست خارجی شوروی از این قدرت نرم بهره‌مند شد و تعاملات علمی با دانشگاه‌ها و دانشمندان خارجی را بیشتر کرد. پس از فروپاشی شوروی، حوزه‌های علمی و پژوهشی نیز مانند سایر حوزه‌ها با آسیب همراه شد. روس‌های از سال ۲۰۰۰ به بعد با افزایش بودجة بخش علمی و پژوهشی سعی در جبران آن داشته‌اند، به‌خصوص در هوافضا و علوم پایه. بحران اقتصادی سال‌های اخیر در بیشتر کشورها از جمله روسیه نیز گریبان‌گیر بخش علمی و فرهنگی به‌ویژه در علوم انسانی شده است. با تأسیس اتحادیة مؤسسات آموزش عالی بین دو کشور، دانشگاه‌های برتر دو کشور به‌صورت سالیانه یک سال در مسکو و یک سال در تهران نشست دارند و مسائل مربوط به دانشگاه‌ها را بررسی می‌کنند. در سایة این اتحادیه پارک‌های علم و فناوری دو کشور نیز در حوزه‌های مختلف با هم مشغول به‌کارند. دکتر کریمی از جمله موانع در رشد فعالیت‌های دانشگاهی را مشکل تأیید مدارک تحصیلی دانست و به کارگروهی در وزارت علوم اشاره کرد که مدارک این دانشگا‌ه‌ها را بررسی می‌کند و برای دانشجویان ایرانی این مسئله تقریباً حل شده است. اما، دانشگاه‌های روسیه مدارک ایران را تأیید نمی‌کنند. به همین دلیل شمار دانشجویان ایرانی در روسیه بیش از تعداد دانشجویان روسی در ایران است. در پایان نشست نیز پرسش و پاسخ برگزار شد. تهیه کننده: پیام بهرامیان دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشگاه تهران       ]]> سیاست خارجی Sat, 20 Apr 2019 07:31:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3824/ایران-روسیه-آستانۀ-دهۀ-چهارم-همکاری-های-پسا-جنگ-سرد هوش مصنوعی در جهان (1) (فدراسیون روسیه) http://www.iras.ir/fa/doc/article/3823/هوش-مصنوعی-جهان-1-فدراسیون-روسیه فایل پی دی اف ضمیمه می باشد. به گزارش روابط عمومی مرکزپژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات بنیادین حکومتی این مرکز در گزارشی با عنوان « هوش مصنوعی در جهان (1) (فدراسیون روسیه)» آورده است؛ جهان امروز در پرتو فناوری‌های نوین، هر روز با پدیده هایی خارق العاده روبه رو می‌شود که بر زندگی و زیست مردمان و جوامع و نیز جامعه بین المللی تأثیر بسیار داشته و دولت‌هایی که نخواهند از این شرایط و محیط راهبردی رقابتی جا بمانند باید نسبت به این پدیده‌ها و دانش‌های ناظر به آینده با دیده باز بنگرند و تمهیدات لازم را برای سرمایه‌گذاری، تحقیق و توسعه در این زمینه‌ها به عمل آورند. بخش مهمی از این فناوری‌ها در جهت هوشمندتر کردن حیات و زندگی روزمره ما با سرعت زیاد سیر می‌کنند که در این باب، پدیده هوش مصنوعی از اهمیت زیادی برخورداراست . این گزارش با بیان اینکه هوش مصنوعی در دو دهه اخیر در طیف گسترده‌ای از رشته‌ها کاربرد یافته است، می‌افزاید؛ کارآفرینان انتظار دارند سیستم‌های هوش مصنوعی به افزایش بهره وری، کاهش تلفات و افزایش درآمد شرکت‌ها قادر باشند. براساس برنامه‌ریزی دولت‌ها، از هوش مصنوعی در امور دولتی و شرکت‌ها و به ویژه در مدیریت دولتی استفاده می‌شود. تعیین و شناسایی واحدها، تحلیل و تجزیه اطلاعات تصاویر از طریق بینایی کامپیوتر و هوش مصنوعی ممکن شده است. موفق‌ترین موارد کاربرد هوش مصنوعی در روسیه در حل وظایف تجزیه و تحلیل پیش بینی، داده کاوی، پردازش زبان طبیعی، فناوری‌های گفتاری و تشخیص گفتار، بیومتریک و بینایی کامپیوتر است. این گزارش با اعلام اینکه تعیین رفتار تهاجمی یک فرد مثلاً تشخیص تلاش برای شکستن دستگاه خودپرداز و تشخیص هویت شخص مجرم امروز توسط شرکت‌های روسی امکانپذیر شده است، تصریح می‌کند که در تمامی حوزه‌ها از گردشگری، پزشکی، ساخت وساز، ورزش، محیط زیست، صنعت، حمل ونقل، آموزش و پرورش و خرده فروشی از این دانش استفاده می‌شود. به کمک این دانش، اتوماسیون با کمک بینایی کامپیوتر، ورودی صوتی و درک زبان طبیعی به یک سطح کاملاً جدید رسیده است. مدلسازی پیشبینی شده امکان معرفی اصول تولید ناب در همه مراحل و فرایندهای کسب و کارگاهی عناصر یک اقتصاد برنامه ریزی شده را فراهم می‌کند. جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ با استفاده از شبکه‌های حسگر اساساً مدیریت کشاورزی را تغییر خواهد داد، زیرا امکان نظارت بر وضعیت مزرعه یا گاوداری در یک مانیتور امکانپذیر است. خدماتی مانند سیستم‌های مشاوره منجر به یک اقتصاد توزیع شده که فروشنده و خریدار به سرعت و به طور مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. وظیفه مراکز سلامت ملی در چند سال آینده، گذار به ذخیره سازی مادام‌العمر اطلاعات پزشکی شخصی هر فرد و بهبود شیوه های بالینی براساس تجزیه و تحلیل این داده‌هاست. یک وظیفه مهم نیز جمع آوری اطلاعات شخصی در مورد آموزش، دستاوردها، منافع و توانایی هر فرد از اوایل کودکی است. فناوریهای مهندسی اجتماعی و تجزیه و تحلیل دادهه‌ای بزرگ باید به شناسایی استعدادها، شخصی سازی مسیرهای آموزشی، اشتغال و تشکیل تیمها برای پروژه های مجزا هدایت شوند. چنین تبادل کار خودکار دارای پتانسیل بزرگی است که قادر به تغییر چهره جامعه می‌شود. این گزارش می‌افزاید در کشور روسیه هوش مصنوعی از مدت‌ها پیش کار خود را آغاز کرده اما در چند سال اخیر استفاده از هوش مصنوعی شدت بیشتری یافته است. نه تنها کارشناسان این حوزه بر اهمیت گسترش و توسعه هوش مصنوعی تأکید می‌کنند بلکه دولت روسیه و خود ولادیمیر پوتین خواستار چنین توسعه‌ای در این بخش هستند. رئیس جمهور فدراسیون روسیه ولادیمیر پوتین معتقد است که در امر توسعه هوش مصنوعی نه تنها آینده روسیه قرار دارد بلکه آینده جهان نیز وابسته به این حوزه از علم است و هوش مصنوعی آینده تمام بشریت را تعیین خواهد کرد و کسانی که رهبر این حوزه می‌شوند، رهبری جهانی را دریافت خواهند کرد. پوتین همچنین به علوم شناختی که هوش مصنوعی یکی از بخش‌های آن است و علمی بدون مرز است اشاره می‌کند و دورنمای درخشانی را پیشبینی می‌کند. سهم تکنولوژی‌های پیشرفته در اقتصاد روسیه کمی بالاتر از 5 درصد تولید ناخالص داخلی است و از سطح کشورهای پیشرفته پایین‌تر است. ازاینرو دولت روسیه به منظور حرکتی سریع و پرشتاب به سمت چنین تکنولوژی‌هایی، استراتژی‌هایی را برنامه ریزی کرده است. استراتژی «اقتصاد دیجیتال» که توسعه تمامی تکنولوژی‌های نوین را شامل می‌شود. در این استراتژی نقشه راه برای تمامی حوزه‌ها تعیین شده و خود رئیس جمهور روسیه گزارش‌های پیشرفت برنامه ها را شخصاً دنبال می‌کند. چندین شرکت روسی در حوزه هوش مصنوعی توانسته اند که به سطح جهانی برسند و این روند در روسیه هر روز با سرعت بیشتری درحال ادامه است. در میان تعابیر رئیس جمهور روسیه دو مفهوم کلیدی وجود دارد که برای آینده روسیه در موضوع هوش مصنوعی اهمیت دارد. او از یکسو، هوش مصنوعی را ابزار حکمرانی و سلطه دانسته و در مفهومی دیگر، هوش مصنوعی را راهی دانسته است که روسیه از آن طریق می‌تواند تغییر قدرت را که توسط ایالات متحده ایجاد شده به توازنی دوباره برساند. به عبارت دیگر، دو هدف کلیدی سیطره و توازن در برنامه‌های مسکو در حوزه هوش مصنوعی تلقی می‌شوند. براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی می‌توان دریافت که کرملین در مسیر توسعه هوش مصنوعی گام برداشته و به نظر می‌رسد که موفقیت در حوزه هوش مصنوعی زمینه را برای افزایش خلاقیت و باقیماندن روسیه در جایگاه یک قدرت جهانی در سده حاضر در اولویت مهمی قرار گرفته است. در حقیقت دیدگاه مقامات مسکو آن است که اگر روسیه بخواهد در سده کنونی در جهان تأثیرگذار باشد، باید در یکی از این دو حوزه یا هر دو سرمایه گذاری کند. این گزارش می‌افزاید موضوع هوش مصنوعی از ابتدای طرح آن در جهان غرب، ازسوی دولتمردان، اندیشمندان، مراکز فکری و دانشگاهی و مؤسسات پژوهشی شوروی در دستور کار و فعالیت قرار گرفته و به جز وقفه‌ای در سال‌های فروپاشی شوروی، همچنان و البته در دو دهه اخیر با جدیت بیشتر ادامه دارد. درواقع، دولت روسیه در عصر جهانی شدن و فناوریهای ارتباطی ضرورت‌های دولت الکترونیک و اقتصاد دیجیتال و بهره گیری از هوش مصنوعی را به خوبی دریافته و برای جا نماندن از قافله دولت‌های الکترونیک و پسامدرن، هم به لحاظ ساختاری و هم از نظر فنی تمهیدات مناسبی را برای ایفای وظیفه در این قلمرو حساس به عمل آورده است. گزارش حاضر با بیان اینکه روسیه در حوزه هوش مصنوعی رتبه چهارم جهانی بعد از آمریکا، چین و هند را دارد،‌تصریح می‌کند که براساس تحقیقات مؤسسه راهنمای علوم (Science Guide) هوش مصنوعی در روسیه در سه سال آینده بسیار سودآور خواهد بود. لذا هوش مصنوعی به عنوان یک عرصه نوپا در فناوری‌های روسیه امروز جایگاه مهمی در عرصه کاربردی مدنی و نظامی پیدا کرده و به عنوان چهارمین قدرت در زمینه هوش مصنوعی توانسته است از این فناوری به گونه‌ای بهره بگیرد تا هم از آن برای اداره کشور و حکمرانی ملی و هم در حوزه دفاعی و نظامی به منظور رفاه اجتماعی و موازنه قدرت بین‌المللی از رقیبان خود عقب نماند. نکته مهم آن است که با وجود اینکه روسیه رتبه اقتصادی نامناسبی دارد و به دلیل تحریم‌های غرب و نیز خام‌فروشی انرژی در معرض فشار و آسیب و تهدید است، اما جایگاهش در عرصه هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین درخور توجه است. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی که با هدف بررسی ابعاد مختلف و شکل‌گیری، ساختارها و کارکردهای هوش مصنوعی در روسیه تنظیم شده و به این پرسش اصلی پرداخته است که روسیه چرا و چگونه درصدد دستیابی به فناوری‌های هوش مصنوعی است؟ ایده این نوشته آن است که دولت روسیه از طریق سرمایه گذاری در دانش هوش مصنوعی برای تسهیل امر حکمرانی ملی، تقویت قدرت نظامی موازنه بخش و مقابله با رقبا و مداخله در امور داخلی آنها به اولویت بخشی ویژه ملی به فناوری‌های مربوط به هوش مصنوعی همت گماشته است. منبع: https://rc.majlis.ir/fa/news/show/1078723 https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1077047 نویسندگان:  جهانگیر کرمی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران کامران هوشیار دانشجوی دکتری مطالعات روسیه دانشگاه تهران فایل پی دی اف ضمیمه می باشد. ]]> جامعه و سیاست Mon, 15 Apr 2019 14:31:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3823/هوش-مصنوعی-جهان-1-فدراسیون-روسیه روسیه و ایران نمی توانند همواره روی چین حساب کنند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3822/روسیه-ایران-نمی-توانند-همواره-روی-چین-حساب-کنند پکن برای برخی از کشورها که به علت  تحریم از سوی آمریکا با مشکل روبرو می شوند نقش پشتیبان مالی را ایفا می کند. اما با نگاهی دقیق به رویکرد چین به ایران و روسیه که هر دو با تحریم های آمریکا روبرو هستند متوجه می شویم که چین  در ارتباط با این دو کشور که متحد راهبردی پکن محسوب می شوند، سیاست هایی را در پیش می گیرد که به زیان تهران و مسکو می باشند. در پیش گرفتن چنین رویکردی نشان می دهد که برای چین بازار آمریکا از جذابیت خاصی برخوردار است و پکن نمی خواهد خود را با تحریم های برونمرزی آمریکا به علت حمایت از ایران و روسیه، روبرو کند. افزون براین، باید دانست که برخی از شرکت ها و موسسات چینی منافع خاص خود را دنبال می کنند و از نوعی استقلال از منافع ژئوپولیتک دولت متبوع خود برخوردارند. رویکردهای دولت چین در قبال ایران و روسیه در ضمن نشان می دهد با اینکه این سه کشور در ائتلافی ضد غربی در کنار یکدیگر قرار دارند اما با وجود رجزخوانی های ضد غربی پکن، تهران و مسکو، روابط این سه پایتخت با یکدیگر، با پیچیدگی خاصی همراه است. درک این پیچیدگی برای کسانی که مسئولیت تدوین سیاست کشور خود را بر عهده دارند، از اهمیت خاصی برخوردار است. در سطح ژئوپولیتیک، چنین به نظر می رسد که چین، روسیه و ایران همگام هستند. اما با وجود نزدیک بودن مواضع این سه کشور به یکدیگر که در دیدار مقامات ارشد آن ها به ویژه روسای جمهور چین و روسیه بر آن تاکید می شود، روابط پکن با مسکو و تهران با تنش های جدی دوجانبه همراه است. این تنش و اختلاف در زمینه اقتصادی بیش از عرصه های دیگر به چشم می خورد و ایران و روسیه از خودداری موسسات مالی و شرکت های چینی از سرمایه گذاری در این دو کشور ناراضی هستند. تازه ترین نمونه از نارضایتی روسیه از چین به خودداری پکن از کمک به روسیه به علت ترس از تحریم های آمریکا برای کنار گذاشتن دلار از مبادلات تجاری بین دو کشور، مربوط می شود. قرار بود تا پایان سال ٢٠١٨ دو کشور در این مورد موافقتنامه ای امضا کنند، که چنین نشد. واشنگتن بر این باور است که امضا چنین موافقتنامه ای بین پکن و مسکو در واقع اقدامی از سوی چین برای کمک به روسیه جهت مقابله با تحریم های آمریکا خواهد بود. روسیه برای جلب کمک و همکاری های چین در اواخر سال ٢٠١٨ یکصد میلیارد دلار از ذخایر ارزی خود را به یوان چین تبدیل کرد و با چهل و چهار میلیارد دلار یوان ، به دومین کشور در زمینه ذخیره ارزی پول چین تبدیل شد. امروزه این دو کشور ١٤ درصد از مبادلات تجاری خود را به یوان و ٧ درصد را با روبل انجام می دهند اما روسیه امیدوار بود که این میزان افزایش پیدا کنند و شهروندان دو کشور بتوانند از کارت های اعتباری خود در کشور مقابل استفاده کنند. همین مسایل درمورد ایران نیز صدق می کند، کشوری که مقامات آن تلاش می کنند تا از چین برای دور زدن تحریم های آمریکا استفاده کنند اما تشید تدابیر و تحریم های آمریکا باعث شده است تا شرکت ها و موسسات مالی چین از گسترش همکاری های خود با ایران اکراه داشته باشند. تازه ترین مورد از اکراه داشتن نهادهای مالی چین از همکاری با ایران برای مقابله با تحریم های آمریکا تصمیم کونلون بانک چین است که بیشتر سهام آنرا شرکت ملی نفت چین در اختیار دارد. این بانک در ماه دسامبر اعلام کرد که فقط تا پایان ماه مه که مهلت تعیین شده اس سوی آمریکا برای چین در زمینه خرید نفت از ایران به پایان می رسد، بهای نفت خریداری شده از ایران را پرداخت خواهد کرد. این بانک به علت نگرانی از به خطر افتادن منافعش در بازار آمریکا، چنین تصمیمی را اتخاذ کرده است. به گزارش سایت بورس و بازار، در پی تشدید تحریم های آمریکا علیه صنعت نفت ایران، صادرات نفت ایران به چین از ماه اکتبر تا دسامبر حدود ٧٠ درصد کاهش پیدا کرد. ایران نیز همانند روسیه خواستار آن است که با چین با ارز دو کشور مبادلات تجاری را انجام دهد اما بانک مرکزی ایران از انتشار نوع و میزان ذخایر ارزی کشور خودداری می کند و به همین علت معلوم نیست که چه مقدار از مبادلات تجاری دو کشور با ارزهای ملی صورت می گیرد. انتظار می رفت که چین در ادامه سیاست “یک کمربند یک جاده ” که احیای جاده ابریشم محسوب می شود در روسیه و ایران سرمایه گذاری هایی انجام دهد اما تا کنون چنین اقدامی صورت نگرفته است. وقتی شرکت توتال فرانسه از طرح توسعه میدان گازی پارس جنوبی به علت ترس از تحریم های آمریکا خارج شد چین سهام این شرکت را خریداری کرد اما تا کنون سرمایه گذاری چندانی برای توسعه این میدان انجام نداده است. علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز از آهسته بود روند بازطراحی راکتور آب سنگین اراک از سوی چینی ها ابراز نارضایتی کرده است. افزون بر نگرانی چین از تحریم های آمریکا به علت همکاری با ایران و روسیه، مسکو همواره به پکن به عنوان یک شریک راهبردی، به دیده تردید نگاه کرده است. در سال ٢٠١٥ که چین در اوج همکاری های بین المللی قرار داشت با روسیه برای احداث خط راهن سریع السیر مسکو غازان موافقتنامه ای را امضا کرد اما تا کنون گام چندانی در اجرای این طرح بر نداشته و مقامات روس از اجرای این طرح ناامید شده اند. عوامل فراوانی در اکراه چین از همکاری گسترده با ایران و روسیه دخیل هستند که یکی از عمده ترین آن ها رویکرد نهادهای مالی و شرکت های بزرگ چینی است که در مواردی با رویکرد دولت این کشور متفاوت است . انتظار این که همه شرکت ها و نهادهای مالی چین با سیاست های راهبردی دولت این کشور همگام شوند انتظاری بهیوده است. عامل دیگر، سود جویی شرکت ها و موسسات مالی چین است چون در اجرای طرح ها عمرانی و دیگر سرمایه گذاری ها، شرکت ها چینی صاحب سرمایه هستند و می خواهند قراردادهایی منعقد کنند که بیشترین منافع را برای آن به همراه داشته باشد و همین سیاست باعث می شود تا طرف های مقابل از تن دردادن به خواستهای چینی ها خودداری کنند عامل سوم، نگرانی روسیه و ایران از وابسته شدن شدید به چین است چون این دو کشور می دانند در صورت بازکردن دروازه های خود به روی کالاهای چینی، تولید ملی آنها آسیب خواهد دید. در ایران دولت این کشور از مردم می خواهد تا از خرید کالاهای چینی خودداری کنند چون با خرید محصولات چینی، بیکاری در کشور تشدید خواهد شد. به هرحال باید توجه داشت که روابط ایران و روسیه با چین پیچیده تر از آن است که تصور می شود و در این رابطه ترس از تحریم های آمریکا نقش مهمی درکاهش همکاری های این سه کشور دارد. منبع: عصر دیپلماسی ]]> سیاست خارجی Mon, 15 Apr 2019 08:26:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3822/روسیه-ایران-نمی-توانند-همواره-روی-چین-حساب-کنند سیاست خارجی و دفاعی دولت جدید ارمنستان؛ حفظ پیوستگی و تداوم http://www.iras.ir/fa/doc/article/3821/سیاست-خارجی-دفاعی-دولت-جدید-ارمنستان-حفظ-پیوستگی-تداوم 14 فوریه 2019 پارلمان ارمنستان، پس از مذاکرات و مباحثات چهار روزه، با اکثریت قاطع (82 – رای موافق، 37 رای مخالف)، برنامه فعالیت دولت به ریاست نخست وزیر نیکول پاشینیان را تصویب کرد. بنابراین، دولت به صورت دوژور، اعتبارنامه پارلمان را برای اداره کشور طی 5 سال آینده دریافت نمود. اگرچه عجیب است که بخش سیاست خارجی همچون بخش‌های مربوط به مسائل امنیت داخلی و خارجی، در مرکز توجه این مباحث قرار نداشت و تمرکز بحث‌های پارلمانی روی مسائل اجتماعی - اقتصادی و مالی بود. در حوزه سیاست خارجی، و به خصوص برای حل و فصل مناقشات قره‌باغ کوهستانی، ایروان اولویت مطلق را به کشورهای روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا (روسیه، ایالات متحده آمریکا و فرانسه) می‌دهد. ایروان به این نکته توجه دارد که برای مذاکرات موفقیت‌آمیز، فضایی که در آن روند مذاکره صورت می‌گیرد، حائز اهمیت زیادی است، این فضا باید به گونه ای باشد که برای صلح و اعتماد متقابل، کاهش خطرات ناشی از تشدید اوضاع در منطقه‌ی مناقشه را (از جمله رد لفاظی‌های تهاجمی) فراهم آورد. اولویت‌های دولت ارمنستان در رابطه با کشورها و گروه‌های شریک سیاست خارجی به ترتیب زیر توزیع می‌شوند: اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) - فرض بر این است که سیاست ایروان در این دو سازمان به منظور افزایش سطح بهره‌وری این سازمان‌ها فعال خواهد بود؛ توسعه روابط استراتژیک و اتحادآمیز با فدراسیون روسیه یکی از مهمترین اولویت‌های سیاست خارجی ایروان است. به عقیده دولت پاشینیان، روابط ارمنستان و روسیه، مبتنی بر دوستی، برابری و آمادگی مشترک برای حل مشکلات موجود است. دولت جدید ارمنستان همکاری نظامی با روسیه را به عنوان مولفه‌ای مهم در موضوع تأمین امنیت خود در نظر می‌گیرد؛ دولت با توجه به کمک واشنگتن در اجرا و پیاده‌سازی دستور کار توسعه و اصلاحات در ارمنستان و همچنین ایجاد ثبات در منطقه از جمله از طریق گسترش گفت و گو قصد دارد به طور مداوم بر عمق همکاری دوستانه با ایالات متحده بیفزاید؛ دولت قصد دارد همکاری با اتحادیه اروپا، هر یک از کشورهای آن و نیز سایر کشورهای اروپایی را گسترش و تعمیق دهد. ایروان پیاده‌سازی توافق درباره مشارکت جامع و پیشرفته با اتحادیه اروپا (CEPA) را به عنوان عامل مهمی که قادر به اجرای برنامه‌های اصلاح حکومت است در نظر می‌گیرد. دولت اقداماتی را برای آزادسازی رژیم ویزا با اتحادیه اروپا اتخاذ خواهد کرد؛ روابط دوجانبه با گرجستان و ایران از لحاظ «حسن همجواری ویژه و دوستی» در نظر گرفته شده که پیش‌بینی می‌شود این روابط در برابر گرایش‌های مختلف ژئوپلیتیک حفظ شده و توسعه یابد؛  توسعه و گسترش روابط دوستانه و شراکت‌آمیز با چین در تمامی حوزه‌ها، و همچنین تقویت روابط شراکت‌آمیز و دوستانه با هند و ژاپن بر اساس توافق دوجانبه قابل پیش‌بینی است؛ گسترش همکاری متقابل با کشورهای شریک در خاورمیانه نیز پیش‌بینی می‌شود؛ گسترش همکاری با دیگر کشورهای آسیا، همچنین امریکا، آفریقا و اقیانوسیه؛ حمایت فعال از منافع ارمنستان در سازمان‌هایی مانند سازمان ملل، شورای امنیت سازمان امنیت و همکاری اروپا، از جمله در زمینه امنیت، توسعه پایدار و حمایت از حقوق بشر؛  تعامل فعال با کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، از جمله بصورت دوجانبه با هر یک از این کشورها؛ تداوم گفت و گو با ناتو، از جمله در چارچوب برنامه اقدام مشارکت فردی(IPAP)؛ تقویت مشارکت ارمنستان در سازمان بین‌المللی فرانکفونی(OIF). ایروان قصد دارد ریاست خود در این سازمان را در سطح بالا اعمال کند.[1] مهمترین مورد در دستور کار سیاست خارجی دولت ارمنستان، مسئله به رسمیت شناختن بین‌المللی نسل‌کشی ارامنه در ترکیه عثمانی در سال‌های جنگ جهانی اول است. نسل‌کشی ارامنه توسط 23 کشور، از جمله فدراسیون روسیه (در سال 1995) مورد اذعان قرار گرفت. دولت ارمنستان معتقد است که اذعان به نسل‌کشی ارامنه و محکومیت آن به تقویت امنیت منطقه، ثبات و آشتی اقوام و همچنین جلوگیری از اقدامات انتقام‌جویانه کمک خواهد کرد. در عین حال، در این برنامه روابط با ترکیه به هیچ وجه مشخص نیست. با این حال، با توجه به جهت‌گیری این برنامه و آخرین اظهارات رسمی ایروان، این روابط بدون تغییر باقی خواهد ماند: ارمنستان و دیاسپورای ارامنه، سیاست اذعان به نسل‌کشی ارامنه را دنبال کرده و آنکارا آن را انکار خواهد نمود. بنابراین، روابط بین کشورها بر اساس شرایط رویارویی و تقابل سیاسی تحمیل می‌شود. در این رابطه نه تنها وقایع گذشته، بلکه اتحاد نزدیک و طبیعی ترکیه با آذربایجان که به دنبال سیاستی منسجم برای انزوای ارمنستان در تمام جهات هستند، به صورت دوفاکتو نقش مهمی را ایفا خواهد کرد. بنابراين، طبق سند ارائه شده، هيچ تغيير قابل توجهي در سياست خارجي کشور انتظار نمي‌رود. در عین حال، در تعدادی موارد تغییراتی وجود دارد. اول از همه، صحبت از تنظیم رویکردهای حل و فصل مناقشات قره‌باغ کوهستانی به میان می‌آید. دولت معتقد است که استپاناکرت باید به میز مذاکره بازگردد و صدای آن باید برای تامین امنیت و برقراری صلح طولانی و پایدار قاطع باشد. این مطالبه به شکل قانونی و نسبتا عملی و قابل فهم ارائه می‌شود: اتباع جمهوری به رسمیت شناخته‌نشده قره‌باغ کوهستانی (جمهوری آرتساخ) برای انجام مذاکرات از طرف خود به نیکول پاشینیان که می‌تواند صرفا نماینده ارمنستان باشد، مجوز مذاکره ندادند. حق قره‌باغ کوهستانی برای شرکت در مذاکرات به عنوان طرف ثالث مناقشه در آغاز سال 1993 تأیید شد و در این رابطه تعدادی اسناد بین‌المللی امضا شد. توافق رسمی آذربایجان نیز در این مورد موجود است. علاوه بر این، چارچوب‌های همکاری با اتحادیه اروپا در قالب توافق جامع و پیشرفته بین اتحادیه اروپا و ارمنستان کاملا  به وضوح مشخص شده است، از جمله تمایل برای دستیابی به آزادسازی رژیم ویزا. همچنین از تعمیق مشارکت ارمنستان در سازمان بین‌المللی فرانکفونی (OIF) صحبت شد. ارمنستان در سال 2008 به عضویت این سازمان در آمد و کاملا مجدانه در کار این سازمان شرکت داشت. به گفته کارشناسان، در سال‌های اخیر بسیاری از فرایندهای مهم سیاست جهانی در فعالیت OIF انعکاس یافته و از سوی پویش‌های مهم روابط بین‌الملل تمایل به تقویت نقش سیاسی این سازمان مورد توجه قرار گرفته است. در عین حال، عوامل فرهنگی-زبانی و سیاسی به طور تنگاتنگ با هم در هم آمیخته‌اند، در حالی که با عوامل مشابه سیاست غرب، و در وهله نخست ایالات متحده، تناقض دارند. به نظر می‌رسد این تناقض‌ها کاملا عمیق هستند. این وضعیت در اجلاس اخیر OIF در ایروان که در آن، این کشور ریاست اجلاس تا سال 2020 را به دست آورد، منعکس شد. باید تصور کرد که سازمان مذکور برای ارمنستان بستر مناسبی در ایجاد مشارکت با بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا و اقیانوسیه است. در سایر مسائل امنیت خارجی و سیاست دفاعی هم، این برنامه با برنامه دولت‌های قبلی تفاوت چندان زیادی ندارد. در این برنامه، به ویژه، بحث تداوم این دوره به منظور تکمیل کادر ارتش به صورت مشمولان قراردادی، افزایش سطح آمادگی رزمی و حرفه‌ای مطرح شده است. در این زمینه، روند کار با سربازان ذخیره قابل پیش‌بینی است. البته قابل انکار نیست که در آینده قابل پیش‌بینی تغییراتی در قانونگذاری روی خواهد داد و الزامات و شرایط برای سربازان ذخیره، از جمله از طریق مجازات‌های متناسب با عدم حضور در اردوی آمادگی و غیره سخت‌تر خواهد شد. در زمینه خریداری تسلیحات، گسترش زرادخانه سلاح‌های موجود پیش‌بینی می‌شود. در وهله نخست، این به معنای خریداری موشک‌های پیشگام فوق‌العاده دقیق، سامانه‌های توپخانه مدرن، سامانه‌های دفاع هوایی مدرن، هواپیماهای چندمنظوره، سیستم‌های خودکار و روبات‌ها (هوایی و زمینی) است. تصور می‌رود همه اینها به منظور افزایش سطح شناخت اهداف، تثبیت حرکت نیروهای دشمن احتمالی و گسترش امکان دامنه و دقت تخریب باشد. یکی از مراحل پیاده‌سازی برنامه دولت در اوایل فوریه 2019،  امضای قرارداد تحویل جنگنده چندمنظوره مدرن روسی به نام Su-30SM بود. نیروهای مسلح ارمنستان باید در سال 2020 اولین محموله شامل 4 فروند را دریافت نمایند. پیش‌بینی می‌شود که ارمنستان 12فروند از این نوع جنگنده را خریداری خواهد کرد، ارزش کل معامله 300 میلیون دلار تخمین زده می‌شود. ارمنستان به عنوان عضو سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) سلاح‌های روسی را به قیمت‌های داخلی دریافت می‌کند؛ شرایط قرارداد، تامین مهمات و آموزش خلبانان و پرسنل مهندسی و فنی را فراهم کرده است. علی‌رغم انتقاد شدید نسبت به مقامات قبلی که در نتیجه «انقلاب مخملی» از قدرت برکنار شدند، مشخصه سیاست خارجی و دفاعی برنامه دولت فعلی بیانگر پیوستگی و تداوم آن با روند صورت گرفته توسط مقامات قبلی است. همچنین می‌توان تصور کرد که در صورت ایجاد تغییر در استراتژی امنیت ملی (که در سال 2007 تصویب شد)، اگر تغییراتی ایجاد شود، حداقلی خواهد بود. نکته دیگر این است که نه تنها در ارمنستان، در اغلب موارد، مفاد برنامه ممکن است روی کاغذ باقی بماند و در عمل اجرا نگردد، اما برخی جهات سیاست خارجی می‌تواند به لحاظ ژئوپلتیک در دست آرمان‌های گروه محدود یا گروه خاصی از نخبگان ارمنی باشد. 25-27 فوریه، هیئت پارلمانی ارمنستان به ریاست آرارات میرزویان طی یک سفر رسمی به مسکو وارد شد، وی در شورای فدراسیون از نتیجه‌بخش نبودن تلاش‌ها برای ایجاد سوءتفاهم و عدم اطمینان در جامعه دو کشور یاد کرد. این هیئت شامل آلن سیمونیان معاون سخنگوی پارلمان و برخی از نمایندگان مجلس بود. میکائیل ملکومیان، رئیس کمیته دائمی همگرایی منطقه‌ای و اوراسیایی، و نائب رئیس «ارمنستان شکوفا» با اطمینان اظهار داشت: «علی‌رغم تغییرات، انتخابات خارج از نوبت و یا به موقع نمی‌تواند بر روحیات مردم تأثیر بگذارد. طبیعتا، همکاری بین ارمنستان و روسیه یکی از اولویت‌ها و رویکرد استراتژیک مردم ماست». همچنین مسائل مربوط به همکاری دوجانبه توسط رئیس‌جمهور روسیه و نخست وزیر ارمنستان طی گفتگوی تلفنی مورد بحث قرار گرفت. به نقل از خبرگزاری تاس مسکو و ایروان در حال مذاکره پیرامون قیمت‌گذاری گاز روسیه برای مصرف‌کننده این جمهوری ماورای قفقاز هستند. افزون براین، در روزهای آخر فوریه، نیکول پاشینیان برای بحث در خصوص مسائل مربوط به تعاملات انرژیِ بین مرزی سفری رسمی به ایران داشت و پس از آن، سفر کاری وی به بروکسل انجام شد. به طور کلی، طی این دوره، از می 2018 تا به امروز، اقداماتی که بتوان از آن به عنوان «چرخش ژئوپولتیک» یاد کرد، توسط مقامات جدید ارمنستان صورت نگرفته است. تمام جهات کلیدی- همچون همگرایی اوراسیا، اتحاد سیاسی- نظامی با روسیه، همکاری نظامی - فنی در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی - حفظ شده‌اند. اما این که رویدادهای بعدی چگونه پیش خواهند رفت را زمان نشان خواهد داد.  نویسنده: دیوید پتروسیان، روزنامه نگار مستقل منبع: https://zen.yandex.ru/media/id/5b9e34409747c700aab82110/pravitelstvo-armenii-sohraniaet-preemstvennost-vo-vneshnei-i-oboronnoi-politike-5c7b9b0df5237100b0b21745 مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته رشته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران   [1]   سازمان بین‌المللی فرانکفونی ۴۸ سال پیش با مشارکت کشورهای فرانسوی زبان- ۲۷۴ میلیون نفر فرانسوی زبان از ۵۸ کشور جهان- تاسیس شد.  ایروان برای میزبانی هفدهمین اجلاس این سازمان با 84 کشور جهان به رقابت پرداخت و موفق شد این فرصت را در اکتبر 2018 از آن خود کند و از این تاریخ نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان به مدت دو سال ریاست سازمان فرانکوفونی را برعهده گرفت، ]]> سیاست خارجی Thu, 04 Apr 2019 12:20:25 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3821/سیاست-خارجی-دفاعی-دولت-جدید-ارمنستان-حفظ-پیوستگی-تداوم فردای سوریه؛ چهار سناریوی هراس انگیز http://www.iras.ir/fa/doc/note/3819/فردای-سوریه-چهار-سناریوی-هراس-انگیز پس از هشت سال نبرد خونین که جان بیش از 500 هزار نفر را گرفت، هنوز نمی شود از ثبات صلح در سوریه صحبت کرد. نویسندگان مقاله می توانند بر این نکته تاکید کنند که نهایتا این درگیری چگونه باید حل و فصل شود، با این حال آنها همین نگرانی را در مورد خطرات بالقوه تشدید تنش های جدید در آینده نزدیک دارند. از یک سو، افزایش ریسک ها به دلیل تصمیم ایالات متحده در مورد خروج نیروهایش از سوریه و از سوی دیگر، با بر هم خوردن توازن نیروها در مناطق خاص در معرض انفجار سوریه. به نظر ما، چهار سناریوی احتمالی در روند حوادث از نگرانی خاصی برخوردار است.   سناریوی اول: کشتار دسته جمعی در ادلب بشار اسد با مشارکت نیروهای هوایی روسیه و یگان های نیروهای داوطلب تحت حمایت ایران، حمله وسیعی را به ادلب شروع می‌کند. هرچند مسکو و دمشق در حال تلاش برای هماهنگی اقدامات خود در ادلب هستند، اما برای کرملین مقاومت در برابر فشار از سوی رهبری سوریه که بر انجام یک حمله گسترده تاکید دارد دشوارتر خواهد شد. در این رابطه،  ناتوانی ترکیه در اجرای تعهداتی که این کشور در ماه سپتامبر در رابطه با ادلب بر عهده گرفته و گسترش کنترل گروه رادیکال «هیات تحریر الشام» بر بخش‌های بیشتری از منطقه کاهش تنش تحت می تواند نکته بارز و آشکاری باشد. یک عملیات بزرگ، جریان جدیدی از پناهندگان سوری به ترکیه و حتی به اروپا و همچنین تعلیق احتمالی همکاری روسیه و ترکیه در سوریه را در پی خواهد داشت. چنین سناریویی ممکن است به بحران جدیدی در روابط روسیه و غرب بیانجامد. احتمال چنین روندی در وقایع سوریه، امکان استفاده از سلاح‌های شیمیایی را افزایش می‌دهد که بدون شک اقدام نظامی ایالات متحده و متحدان آن را به دنبال خواهد داشت.   سناریو دوم: ترکیه  علیه کردها ترک ها و کردها در شمال سوریه اقدامات جنگی را از سر می‌گیرند. با توجه به اینکه ایالات متحده خروج نیروهای خود را اعلام کرده، ارتش ترکیه می تواند اجرای عملیات علیه کردها در شمال را تقویت نماید. ترکیه به وضوح این نکته را فهمانده است که قصد دارد به مناطق تحت کنترل کردها پیشروی کرده و «منطقه حائل» (یا  منطقه امن)  واقع در مرز ترکیه-سوریه را تحت کنترل آنکارا در بیاورد. در چنین صورتی، کردها سعی خواهند کرد با دولت دمشق به توافق برسند. بعید نیست که چنین توافقی در کنار دیگر موارد، به حمایت مستقیم اسد از کردها و در نتیجه، برخورد مستقیم دمشق و آنکارا بیانجامد. در چنین شرایطی در روابط روسیه و ترکیه بحرانی جدی روی خواهد داد و در روابط روسیه و غرب نیز تنش جدیدی بوجود می‌آید. افزون بر این، تشدید تنش در رویارویی ترکیه-سوریه -کردها می تواند موج جدیدی از اقدامات تروریستی را هم در سوریه و هم در ترکیه در پی داشته باشد.   سناریو سوم: ایران علیه اسرائیل توافقنامه آتش بس در جنوب غربی سوریه نقض می‌شود. با گسترش عملیات نظامی اسرائیل در سوریه، مبارزان شیعی داوطلب و ایرانیان ناراضی به ارتفاعات جولان بازگشته و وارد برخورد نظامی مستقیم با نیروهای اسرائیلی می شوند. در مقابل، اسرائیلی ها نیز، احتمالا بر دامنه حملات هوایی به سوریه خواهند افزود. تشدید فعالیت حزب الله در مرز لبنان و اسرائیل محتمل است. انتظار می‌رود ایالات متحده از تشدید عملیات نظامی اسراییل و تقویت مواضع نظامی آن در قبال سوریه، و شاید حتی عملیات نظامی در خاک ایران پشتیبانی کند. در این صورت، نمی توان انجام حملات گسترده حزب الله بر اسرائیل و در نهایت، عملیات نظامی مستقیم آمریکا علیه ایران را منتفی دانست که این امر مسکو را در برابر یک انتخاب بسیار دشوار قرار خواهد داد.   سناریو چهارم: روسیه علیه ایران همکاری و مشارکت روسیه و ایران در سوریه شکست می خورد. رقابت پنهانی و غیرمستقیم مسکو و تهران برای نفوذ در دمشق آشکار و مسلم می‌شود. گروه های مسلح طرفدار روسیه و ایران در سوریه وارد درگیری و زدوخورد با یکدیگر می شوند. از تهران، گلایه ها و شکایت های تازه تری نسبت به مسکو صورت می گیرد، اولا به این علت که مسکو منافع ایران در سوریه را به خاطر مشارکت با ترکیه قربانی کرده، و دوم به این دلیل که مسکو به شکل درست اسرائیل را به خاطر حملات هوایی به اهداف ایران در سوریه مجازات نکرده است. ترکیه و اسرائیل پوتین را تحت فشار  قرار خواهند داد تا نهایتا روسیه در جانبداری از یک طرف قرار بگیرد. از سوی دیگر، ایران احساس می کند هرچه بیشتر منزوی شده و به احتمال زیاد، در مسیر تشدید مواضع خود نسبت به سوریه و به طور کلی نسبت به منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا گام بر خواهد داشت. انهدام و فروپاشی احتمالی روند آستانه موجب افزایش شدید خشونت در سوریه خواهد شد.     ***   البته، چهار سناریوی ارائه شده، فرضی است و می توان در مورد سطح احتمال هر یک از آنها بحث کرد. همچنین مبرهن است که هر یک از این بحران های بالقوه در سوریه از منطق، دینامیک و پیامدهای خود برخوردار است . لذا، هیچ ابزار و راه حل جهانی برای مقابله با آنها وجود ندارد. با این حال، می توان سه توصیه کلی برای کاستن از خطرات احتمالی ارائه نمود.   در وهله نخست باید آلترناتیو یا جایگزینی برای حمله گسترده به ادلب پیدا کرد که مانع از تقویت بیشتر مواضع تروریست ها در منطقه شود. یکی از گزینه های اقدام می تواند طراحی عملیات جامع ضدتروریستی با مشارکت ایالات متحده، کشورهای اروپایی و همچنین روسیه و ترکیه باشد تا از این طریق، بدون ویرانی کل قلمرو ادلب تکلیف گروهک «هیئت تحریرالشام» روشن شود.     دوم این که، یافتن مواضع  مشترک طرف های ذینفع برای فائق آمدن بر پیامدهای بی ثبات کننده‌ی احتمالی تصمیم ایالات متحده در مورد خروج نیروهای خود، حائز اهمیت است. راکد ماندن وضعیت فعلی صرفا می تواند به عنوان یک راه حل موقت در نظر گرفته شود. با این حال، در حال حاضر، این امر بی ضررترین گزینه ای است که برای هماهنگی مراحل بعدی امکان صرفه جویی در وقت را فراهم خواهد کرد.   سوم اینکه، اولویت مهم باید پیشگیری از هر گونه تشدید در چهار جبهه فوق الذکر، و همچنین  ممانعت از توسعه سایر سناریوهای منفی احتمالی باشد. در این رابطه، مشاوره های فوری بین شرکای کلیدی و حفظ تماس‌ها در سطوح مختلف ضرورت دارد.   در عمل، به نظر نمی رسد بتوان بلافاصله تمام بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را پشت یک میز مذاکره نشاند. از میان آنها سه کشور روسیه، ایالات متحده و فرانسه از منافع خاص و فرصت برقراری ارتباط با بسیاری از بازیگران منطقه‌ای با نفوذ برخوردارند، همچنین این سه کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل هستند. ما به این سه کشور پیشنهاد می‌کنیم تا به هماهنگی تلاش های خود و توسعه اقدامات مشترک یا هماهنگ به منظور جذب همه طرف‌های درگیر در مناقشه در فرایند مشترک مذاکرات بپردازند.     نویسندگان: آندری کورتونف، مدیر کل شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) و میشل دوکلوس، سفیر سابق فرانسه در سوریه   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته رشته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران    «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 13 Mar 2019 13:58:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3819/فردای-سوریه-چهار-سناریوی-هراس-انگیز رویدادهای مهم اقتصادی روسیه در سال 2018 http://www.iras.ir/fa/doc/note/3818/رویدادهای-مهم-اقتصادی-روسیه-سال-2018 سال 2018 میلادی شامل 365 روز مهم اقتصادی برای کشور روسیه بوده است. رخدادهای ملی، منطقه ای و جهانی فراوانی در سال 2018 میلادی به وقوع پیوسته است که مستقیم یا غیر مستقیم بر روند سیاست های پیش روی اقتصادی این کشور تاثیر گذار بوده است. اقتصاد روسیه به دلیل اتصال قوی به زنجیره ارزش اقتصاد جهان هم از سایر حلقه های این زنجیر تاثیر می پذیرد و هم تاثیر بر آنها می گذارد. وجود چنین سطح بالای تعامل با اقتصاد جهان باعث می شود تا بسیاری از سیاست های کلان اقتصادی و خط مشی گذاری ها در کشور روسیه در کنش یا واکنش به رخدادهای جهانی اقتصاد وضع شود. در این نوشتار سعی می شود تا براساس تحلیل آژانس اطلاعات اقتصادی روسیه مهمترین وقایع اقتصادی کشور روسیه در سال 2018 میلادی که تاثیرات مهمی بر کلان اقتصاد این کشور گذاشته است و می توانند تاثیرات فراوانی در سال های پیش رو داشته باشند به طور خلاصه شرح داده شوند.   1. ادامه حضور ولادیمیر پوتین در اقتصاد روسیه انتخابات ریاست جمهوری فدراسیون روسیه در تاریخ 18 مارس سال 2018 ميلادي برگزار و با نتیجه آرا 77 درصدی به حضور مجدد ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهور فدراسیون روسیه همراه بود که پس از انتخاب مجدد، ولادیمیرپوتین در روز 7 ماه می سال 2018 میلادی در فرمانی تحت عنوان فرمان می (Майский указ)، قرار گرفتن کشور روسیه طی 6 سال (تا سال 2024 میلادی) آینده در جمع 5 قدرت برتر اقتصادی را در دستور کار قرار داد. وی سیاست های رسیدن به این امر را مواردی همچون رشد پایدار جمعیت فدراسیون روسیه، رشد امید به زندگی تا سطح 78 سال، افزایش رشد پایدار درآمدواقعی افراد و رشدسطح درآمدبازنشستگان بیش از سطح تورم، نصف شدن سطح فقر در روسیه و غیره عنوان نمود. همچنین با ادامه داشتن تحریم های غرب علیه روسیه، حضور مجدد ولادیمیر پوتین به عنوان شخص اول روسیه انتظارات جامعه از وجود آینده روشن برای آن کشور را رقم می زند که خود عاملی بر تثبیت شرایط کلان اقتصاد روسیه خواهد بود.   2. پروژه کارتژ (Кортеж) پروژه جدید اتومبیل سازی در روسیه تحت عنوان  کارتژ توسط ولادیمیر پوتین در سال 2018 مورد بازدید قرار گرفت و اولین خودرو لیموزین روسی ساخته شده توسط این کارخانه تحت عنوان آروس (AURUS) به نمایش گذاشته شد. ورود صنعت اتومبیل سازی اقتصاد روسیه به ساخت ماشین های با امنیت و مخصوص طبقه ثروتمند نشانه هدفگذاری نوین در بازارهای جدید و تحول در این صنعت اقتصاد کشور روسیه در آینده خواهد بود. صنعت اتومبیل سازی روسیه با حجم اشتغال 600 هزار نفر (1 درصد کل نیروی کار در اقتصاد روسیه) دارای دو شرکت مهم در صنعت اتومبیل سازی سبک با نام های اوتوواز (Автоваз) و گاز (ГАЗ) و شرکت کاماز (КАМАЗ) درحوزه تولید ماشین های سنگین است. همچنین بیش از 10 شرکت بین المللی تولید خودرو در صنعت خودرو سازی روسیه مشغول به فعالیت می باشند. چنین صنعت رقابتی و ملی – بین المللی با معرفی سطح جدید اتومبیل سازی در پروژه کارتژ، شکوفایی و تازگی را به بازار خودروی روسیه و جهان عرضه نموده است که در سال های آینده می بایست منتظر توسعه این بخش از خودروسازی روسیه و نفس بیشتر به جان صنعت خودروسازی روسیه دمیدن باشیم.   3. افزایش نرخ بهره کلیدی توسط بانک مرکزی فدراسیون روسیه بانک مرکزی فدراسیون روسیه در پاییز سال 2018 میلادی برای اولین بار پس از سال 2014 میلادی اقدام به افزایش نرخ بهره کلیدی به میزان 7.75% کرد. افزایش این نرخ به معنای گران شدن اخذ تسهیلات از بانک ها است که کم شدن تسهیلات پرداختی بانک ها به معنای کم شدن نقدینگی در بازار کالاها و خدمات خواهد بود. بسیاری از اقتصاد دانان روسیه پیش بینی افزایش نرخ بهره کلیدی در سال های آینده را دارند که رئیس بانک مرکزی فدراسیون روسیه، الیویرا نابيولينا این پیش بینی را رد نموده است. بهر حال افزایش نرخ بهره کلیدی به همراه افزایش مالیات بر ارزش افزوده (НДС) درروسیه، به معنای احتمال افزایش سطح عمومی قیمت ها در سال 2019 میلادی به میزان بیش از 5.5 درصد  ویا حتی 6 درصد خواهد بود.   4. اوپک پلاس و محوريت روسیه کشورهای بزرگ صادرکننده نفت در خارج از سازمان اوپک به محوریت روسیه تحت عنوان اوپک پلاس در حال گسترش نقش خود در مکانیزم عرضه و قیمت گذاری نفت خام در بازار جهانی این کالای ارزشمند و استراتژیک هستند. این گروه از اول سال 2018 میلادی تا ماه ژوئن به طور متوسط تولید نفت خام خود را کاهش و سپس برای برگرداندن تعادل به بازار جهانی نفت تولید خود را افزایش دادند. در ماه دسامبر سازمان اوپک تصمیم به کاهش تولید خود به میزان 800 هزار بشکه در روز از اول ژانویه 2019 میلادی گرفت و همراستا با این تصمیم کشورهای اوپک پلاس نیز تصمیم به کاهش حدود  400 هزار بشکه در روز گرفتند (روسیه در جهت همسویی با کشورهای اوپک تصمیم به کاهش حدود 228 هزار بشکه در روز از اکتبر 2018 میلادی گرفت). این همسویی به این معناست که دیگر اوپک به تنهایی نمی تواند بازار جهانی نفت خام را به تعادل برگرداند و نیاز به کمک کشورهای اوپک پلاس با محوریت روسیه دارد. این امر نشان از حضور پر رنگ تر روسیه در بازار جهانی نفت در آینده نزدیک دارد.   5. خرید سهام مگنت توسط بانک و.ت.ب. یکی از مهمترین اتفاقات در خرید و فروش بازار سهام در سال 2018 در کشور روسیه، خرید سهام دومین بنگاه خرده فروشی بزرگ روسیه تحت عنوان مگنت (Магнит) توسط بانک و.ت.ب. (ВТБ) است. طبق گزارش بانک مرکزی فدراسیون روسیه، بانک و.ت.ب.  29.1 درصد از سهام مگنت را از مالک آن سرگئی گاليتسکي در فوریه سال 2018 ميلادی خریداری نمود که مبلغ معامله شده حدود 138 میلیارد روبل بوده است. هرچند بانک و.ت.ب در آخر ماه می، 11.82%  از سهام خریداری شده از مگنت را به شرکت سرمایه گذاری ماراتون واگذار کرد.   6. جنگ تجاری در جهان سال 2018 میلادی را می توان سال جنگ های تجاری و اجرای سیاست پروتکشنيسم از سوی امریکا دانست. در ماه مارس سال 2018 میلادی، امریکا تعرفه های بیشتر بر آهن (25درصد) و آلومینیوم (10 درصد) در واردات از تمام کشورها به جز دو کشور استرالیا وآرژانتین وضع کرد(در مورد دو کشور برزیل و کره جنوبی تنها تعرفه ها بر آهن وضع شد). نتیجه آغاز این جنگ تجاری، شکایت در سازمان تجارت جهانی از سوی بسیاری از کشورها از جمله روسیه علیه امریکا بود. همچنین در پاسخ به این عمل امریکا، روسیه در ماه جولای نیز تعرفه های وارداتی را بر برخی از کالاهای خاص امریکا وضع نمود. اقتصاد روسیه همچنین از جنگ تجاری میان امریکا و چین در سال 2018 میلادی متاثر شد. زمانی که در ماه جولای، دو کشور امریکا و چین به عنوان دو اقتصاد برتر جهان، تعرفه های کالاهای وارداتی از کشورهای یکدیگر را افزایش دادند، سایر شرکای اصلی آنها از جمله روسیه تحت تاثیر شدیدی قرار گرفت. به صورتی که می توان پیش بینی کرد افزایش سیاست پروتکشنیسم درجه باز بودن تجاری کشورهای جهان از جمله روسیه را کاهش می دهد که خود منجر به کاهش تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی سالانه روسیه و کشورهای جهان خواهد شد که در سیکل عرضه و تقاضا، کاهش تولید جهانی به معنای کاهش تقاضای انرژی و شوک مجدد به اقتصاد کشورهای نفتی همچون روسیه خواهد بود.   7. تحریم آلومینیوم در آغاز ماه آپریل سال 2018 میلادی، امریکا تحریم های جدید اقتصادی علیه کشور روسیه وضع نمود که به شدت اقتصاد روسیه را دچار نوسان کرد. در لیست سیاه اعلام شده توسط امریکا، شرکت ها و تجار بسیار مهم روسی قرار گرفته بودند که این امر موجب ریزش شدید شاخص های بورس مسکو و کاهش ارزش روبل شد. در این لیست تحریمی از سوی غرب، افرادی همچون اولگ دریپاسکا مدیر عامل شرکت های بزرگ روسی همچون گروه En+، گروه گاز (ГАЗ)، و بزرگترین شرکت تولید کننده آلومینیوم جهان یعنی روس آل Русал قرار داشتند.  تحریم او  نه تنها بر بازارهای داخلی روسیه تاثیر شدیدی گذاشت بلکه بر اقتصاد جهان نیز اثرات فراوانی داشت. به این صورت که این تحریم منجر به افزایش قیمت آلومینیوم و کمبود این فلز در بازار جهانی شد.   8. عدم تعادل قیمت سوخت در بازار داخلی روسیه افزایش معنادار قیمت سوخت در سال 2018 میلادی یکی از چالش های مهم اقتصاد روسیه بود. علت اصلی افزایش قیمت سوخت در داخل کشور روسیه وجود دو عامل افزایش قیمت نفت خام و کاهش ارزش روبل در برابر دلار بود که شرکت های روسی در تجارت داخلی سوخت ضرر می نمودند. در مصاحبه ای، میخائیل لئونتيف سخنگوی شرکت روس نفت بیان نمود که "شرکت ما به طور متوسط در فروش هر لیتر گاز در بازار داخل روسیه، 5 روبل ضرر می کند. ما در ازای سود، مالیات به دولت می دهیم و در برابر ضرر مالیات دهی معنا ندارد". در ماه آپریل سال2018 میلادی، قیمت بنزین در مقایسه با ماه مارس، 13 درصد رشد داشت (به بیش ازلیتری 40رویل رسید). دولت برای حل این مشکل اقدام به کاهش مالیات بر بنزین و گازوئیل نمود تا برای شرکت های نفت و گاز، بازار سوخت داخل هم جذاب و سود ده شود. با این حال بازار به تعادل قیمتی برنگشت و در اوایل ماه نوامبر سال 2018 میلادی، وزارت انرژی روسیه و  مرکز ضدانحصاری فدرالی (ФАС) با ده شرکت بزرگ نفتی روسیه موافقنامه ای را امضا کردند که طبق آن بازار سوخت طی زمان 1 نوامبر تا 31 مارس 2019 میلادی بدون افزایش قیمت بماند.   9. تحریم ها و بدهی های دولتی در سال 2018 میلادی برای اولین بار پس از سالیان طولانی وزارت مالیه روسیه برنامه استقراض داخلی را به دلیل تهدید تحریم های امریکا بر علیه بدهی های دولت روسیه تعدیل کرد. حجم استقراض داخلی دولت روسیه در سال 2018 میلادی طبق برنامه حدود 817 میلیارد روبل بود که وزارت مالیه روسیه مقدار آن را به 1.034 تریلیون روبل افزایش داد. در آغاز ماه اگوست سال 2018 میلادی امریکا، سرمایه گذاران امریکایی را از خرید اوراق قرضه جدید دولت روسیه منع کرد که این خود تاثیر مهمی بر اعتبار اوراق قرضه دولت روسیه در جهان داشت. زیرا وجود سایه تحریم امریکا بر اوراق قرضه روسیه ریسک خرید این اوراق را برای سرمایه گذاران خارجی از سایر کشورها نیز افزایش داد.   10. اقتصاد فوتبال (جام جهانی 2018 میلادی در روسیه) یکی از وقایع مهم اقتصاد ورزش در سال 2018 میلادی، برگزاری جام جهانی فوتبال در روسیه است. جام جهانی فوتبال از 14 ماه ژوئن تا 15 ماه جولای در 12 استادیوم در 11 شهر مهم روسیه شامل مسکو، کالينگراد، سنت پترزبورگ، ولگوگراد، کازان، نیژنی نووگراد، سامارا، سارانسک، روستوف، سوچی و یکاتيرينبورگ برگزار شد. وزیر توسعه اقتصادی روسیه، ماکسیم ارشکين در مصاحبه با مجله ساوتسکي اسپورت (Советский спорт) عنوان نمود که سرمایه گذاری درزیرساخت های این شهرها همچون بازسازی فرودگاه ها، خیابان ها، هتل سازی، بهبود سیستم حمل و نقل عمومی و ... حدود 400 میلیارد روبل هزینه داشت.اما درآمد دولت از برگزاری این بازی ها ودرآمدهای جنبی تمام این هزینه ها را پوشش داده و منجر به رشد اقتصادی در روسیه خواهد شد.   ***   در مجموع می توان وقایع مهم اقتصادی سال 2018 درروسیه را هم از جنبه مثبت و هم از جنبه منفی در تاثیرگذری بر رشد اقتصادی سال 2019 میلادی این کشور و سال های بعد سنجید. مباحثی همچون حضور مجدد ولادیمیر پوتین با داشتن سیاست های اقتصادی منحصر به فرد همراه با وجود تحریم های غرب مسئله ای است که برآیند نتیجه آن در آینده مشخص می شود. سایر مسائل همچون پیشرفت حوزه های اقتصادی روسیه، سیاست های پولی کارا و اتفاقاتی همچون جام جهانی فوتبال، تاثیرات مثبت بر اقتصاد ملی این کشور داشته اند که با تصور " کارایی جز، کارایی کل را تامین می کند"، کارایی و بهبود اقتصاد روسیه در سال جدید میلادی و در آینده، به معنای کارایی اقتصاد جهان در مجموع خواهد بود.       نویسنده: دکتر احسان رسولی نژاد، استادیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایراس             ]]> دکتر احسان رسولی نژاد اقتصاد و انرژی Thu, 07 Mar 2019 14:49:16 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3818/رویدادهای-مهم-اقتصادی-روسیه-سال-2018 ویژگی خاورمیانه ای روابط روسیه و اسرائیل (بخش دوم) http://www.iras.ir/fa/doc/article/3815/ویژگی-خاورمیانه-روابط-روسیه-اسرائیل-بخش-دوم یادداشت سردبیر: بخش اول این گزارش را از اینجا مطالعه نمایید.     توافق هسته‌ای در بستر تقابل اسرائیل و ایران در سوریه مسئله توافق هسته‌ای ایران و به اصطلاح برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) یا به عبارت صحیحتر، خروج ایالات متحده از این توافق در 8 می 2018، به شکل تنگاتنگی با تقابل رو به رشد ایران و اسرائیل در سوریه درهم آمیخته است. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل چند روز پیش از اعلام این تصمیم، شخصا بایگانی اسنادی را که به قول او جاه‌طلبی‌های ایران برای  دستیابی به سلاح هسته‌ای را ثابت می‌کرد، به اطلاع عموم رساند. خروج آمریکا از برجام باید هم روسیه و هم خود اسرائیل را هشیار کرده باشد، قبل از همه به این دلیل که واکنش ایران به این تصمیم می‌تواند اقدامات نامتقارن مرتبط با سیاست نظامی تهاجمی‌تر در سوریه و تلاش برای تهاجم به متحد کلیدی واشنگتن یعنی اسرائیل باشد.   در این شرایط، دور تشدید وخامت مابین ایران و اسرائیل در 10 می سال 2018 قابل توجه است، در این زمان فرماندهان ایرانی نیروی «قدس» بلندی‌های جولان سوریه را هدف 32 موشک قرار دادند و اسرائیل هم چندین واحد نظامی و انبار مهمات در سوریه را هدف حملات موشکی خود قرار داد. این رویداد بیشتر به این دلیل اهمیت دارد که چنین اقداماتی توسط نیروی مسلح ایران برای اولین بار، انجام گرفته است. این رویداد که تنها دو روز پس از اعلام تصمیم خروج آمریکا از برجام صورت گرفت را می‌توان نمونه­ای از چگونگی رویارویی‌های ایران و اسرائیل در پاسخ نامتقارن رهبران ایران به اقدام ایالات متحده تفسیر کرد. این امر، همچنین می‌تواند از نظر اسرائیل نقطه مرجع رسمی درهم‌آمیختگی مناقشه سوریه و توافق برنامه هسته‌ای ایران در یک پرونده سیاسی باشد.   استراتژی امریکا و اسرائیل در مورد برجام این تردید را بوجود می‌آورد که خروج از این توافق گامی ضروری برای سوق دادن ایران به اقدامات تقابلی و ازسرگیری برنامه هسته‌ای بوده است. حتی اگر از سوی تهران چنین تصمیمی هم اتخاذ نشود، باز هم سوء‌ظن نسبت به مقاصد ایران و بی‌اعتمادی به آن برای ایالات متحده و متحدان آن، دلیلی برای پیگیری سیاست تهاجمی‌تر به منظور انزوا و مهار ایران خواهد بود. البته اسرائیل از درک روشنی نسبت به راه حل نظامی برای مسئله هسته‌ای ایران برخوردار است، اما در مورد چگونگی فائق آمدن بر این مشکل به لحاظ سیاسی، هیچ راهبردی ندارد. بدیهی است، برای رهبری اسرائیل، درگیری نظامی با ایران و مهار آن، به مراتب سناریوی قابل درک‌تری از تقابل سیاسی در حالت همزیستی است. در عین حال، واضح است که در صورت شکست توافق هسته‌ای، به احتمال زیاد، این اسرائیل است که باید بالاترین هزینه را بپردازد.   اگرچه اسرائیل نقشی را در مذاکرات مربوط به برنامه هسته‌ای ایران ایفا نمی‌کند، اما موضوع توافق هسته‌ای هم در ایالات متحده، هم در اسرائیل به عنوان بخشی از سیاست مشترک آنها برای مهار ایران محسوب می‌شود. اگرچه اسرائیل بازیگر کلیدی در مذاکرات دیپلماتیک نیست، اما مهمترین بازیگر در تحقق مهار (ایران) در نظر گرفته می‌شود. نباید فراموش کرد که اسرائیل به تنهایی قادر به انجام اقداماتی برای از بین بردن کامل تأسیسات زیرساختی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران می‌باشد. در مارس 2018، پس از گذشت بیش از یک دهه، اسرائیل اذعان کرد که در سال 2007، این جنگنده‌های اسرائیلی بودند که رآکتور هسته‌ای سوریه را هدف قرار دادند. این اعتراف، ظاهرا، در وهله نخست به منظور ارسال این سیگنال به ایران بود که اگر اسرائیل گمان کند که برنامه هسته‌ای این کشور احیا شده، آماده حمله نظامی به خاک ایران است.   با وجود این، در اسرائیل همه با این دیدگاه نخست وزیر نتانیاهو در این باره که برجام یک اشتباه تاریخی است، هم عقیده نیستند. به طوری که گادی آیزنکوت، رئیس ستاد کل ارتش دفاعی اسرائیل، ابراز اطمینان کرد که «در حال حاضر این توافق با تمام کاستی‌های آن فعال بوده و مانع از اجرای پروژه‌های هسته‌ای ایران در 10 تا 15 سال آینده می‌شود». آن­گونه که نتانیاهو مدعی است توافق با ایران، اصلا این کشور را به بمب هسته‌ای نزدیک نکرد، بلکه برعکس، این توافق بر پایه موضع بی‌اعتمادی نسبت به جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران و مبتنی بر ضرورت راستی­آزمایی صورت گرفته است.   در محافل نظامی اسرائیل موضع عملگرایانه‌تری در مورد برجام رسوخ پیدا کرده است، و جای آن دارد که مسکو گفتگوی جدی‌تری را در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران با آنها برقرار نماید. با توجه به این واقعیت که بحث ایران در اسرائیل پس از خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای تغییر کرده و بر تهران به عنوان منبع مشکلات منطقه‌ای متمرکز شده است، گفت و گوی روسیه و اسرائیل بعید است گسترده باشد، اما مساله اصلی برای مسکو بازگشت تمرکز به خود برنامه هسته‌ای است.   برای روسیه بزرگترین معضل در رابطه با واکنش ایران نسبت به شکست توافق هسته‌ای، توازن بین محافل مختلف نخبگان سیاسی ایران خواهد بود. لازم به ذکر است که رهبران ایران در مورد نوع واکنش به خروج آمریکا از برجام هم عقیده نیستند. مسلم است که اقدامات دونالد ترامپ، رئیس جمهور حسن روحانی را که خواهان کار مشترک با اروپا، روسیه و چین برای حفظ این پیمان است، در اقلیت قرار داد.   رئیس جمهور ایران به اتحادیه اروپا فهمانده است که باقی ماندن یا نماندن تهران در چارچوب این معاهده به این اتحادیه بستگی دارد. علیرغم آنکه رهبر ایران تهدید کرد که به محض خروج دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده از توافق هسته‌ای، ایران نیز همین کار را انجام خواهد داد، با این حال، این تصمیم تا زمانی که اتحادیه اروپا دقیقا موضع خود را بیان کند، به تأخیر افتاد. با وجود لفاظی‌های ستیزه‌جویانه که غالبا صرفا بیانگر اقدامی پوپولیستی است، بدیهی است که برای ایران توافق بر روی برنامه هسته‌ای و به عبارت صحیح‌تر، منفعت اقتصادی که این کشور طبق شرایط این توافق دریافت می‌کند، بسیار حائز اهمیت است.   جریان­های تندرو در ایران به شدت به اقدامات ایالات متحده واکنش نشان داده و خواهان استعفای رئيس جمهور میانه‌رو ایران شدند. از نظر آنها بدون تغيير در شرايط توافق هسته‌ای و مرتبط کردن ابعاد منطقه‌ای سیاست خارجی ایران به این موضوع، اتحاديه اروپا قدرتی در حفظ این توافق ندارد. رویدادهای 10 می در سوریه این موضوع را ثابت کرد که پاسخ نامتقارن تهران به شکست برجام در شکل افزایش تعمدی اقدامات نظامی، دست کم برای بخشی از نظام حکومتی ایران گزینه قابل قبولی است.   در این زمینه، فعالیت‌های ایران در سوریه تحت رهبری سردار قاسم سلیمانی، برای مسکو بسیار مخاطره‌آمیز شده است. به تصور ایالات متحده، اتحادیه اروپا و اسرائیل، مذاکرات مربوط به توافق هسته‌ای کاملا می‌تواند با پرونده مربوط به برنامه موشک‌های بالستیک ایران و همچنین توسعه‌طلبی منطقه‌ای آن پیوند بخورد. لازم به ذکر است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بیان این موضع، نسبت به ایالات متحده یا اسرائیل دقت بیشتری دارند.   موضع تهران و مسکو هم پیرامون این موضوع بدون تغییر باقی مانده است: در روند مذاکرات، (که در آن مذاکرات مربوط به توافق هسته‌ای تا به حال تحت نظارت عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران انجام می‌شد) نه روسیه و نه ایران آماده تغییر برجام و اعمال اقدامات محدودکننده‌ در رابطه با این توافق نیستند. اما با توجه به رویدادهای اخیر در سوریه، برای تندروهای ایرانی عملاً سوریه به امکانی برای واکنش غیر رسمی به فروپاشی برجام تبدیل شده است. در این شرایط، روسیه باید به طور مشخص مسیرهای مذاکره خود را جدا کرده و «قاطعانه با تلاش برای اعمال فشار بر تهران به علت شرایط غیر مرتبط با برجام که عمدتا با برنامه هسته‌ای ایران مرتبط نیستند، مخالفت نماید». احتمالا مسکو ضمن درک نبود همدلی در رابطه برجام در تهران، حاضر نخواهد شد در مذاکرات چندجانبه پیرامون توافق هسته‌ای ایران، از بستر سوریه به عنوان اهرم فشار استفاده نماید.   حل وفصل مسئله فلسطین و اسراییل به دلیل پیشرفت بحران سوریه و تنش عمومی در خاورمیانه، موضوع حل و فصل مسئله فلسطین و اسرائیل به تدریج اهمیت خود را از دست داده است، اما کمیته چهارجانبه خاورمیانه توسط بسیاری از کارشناسان به رسمیت شناخته شده است. تنها در پی به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل توسط دونالد ترامپ و انتقال سفارت ایالات متحده بود که موضوع فلسطین دوباره به دستور کار جهانی بازگشت. تشدید مباحث مربوط به مناقشات فلسطین و اسرائیل هنوز هم در حال وقوع است؛ چراکه مواضع رئیس جمهور آمریکا و رهبر اسرائیل طی مدت طولانی با هم یکی شده‌اند و ضمن به حاشیه بردن موضوع حکومت خودگردان فلسطین در روند حل و فصل،  آن را در برابر عمل انجام شده قرار می‌دهند.   «معامله قرنی» که در واشنگتن پیرامون حل و فصل مناقشات فلسطین و اسرائیل از آن نام برده می‌شود، در عمل، فاقد عناصر کلیدی روند صلح (ایجاد پایتخت دولت فلسطین در اورشلیم شرقی، بازگشت آوارگان فلسطینی) است. این امر برای رئیس دولت فلسطین گزینه دیگری غیر از آن که در جستجوی متحدان جدیدی باشد باقی نمی‌گذارد. طبیعتاً، محمود عباس مسکو را به عنوان نیرویی در نظر می‌گیرد که می‌تواند فرایندهایی را که طی ماه‌های اخیر ظهور کرده‌اند، به جریان روند مذاکرات موجود بازگرداند، گفتنی است نمایندگان حکومت خودگردان فلسطین به صراحت در این باره، با طرف روسی سخن می‌گویند.   به هر حال، روسیه به طور سنتی از موضع  دقیق و روشنی پیرامون حل و فصل مسئله فلسطین و اسرائیل پیروی کرده است. رئیس جمهور پوتین بارها این موضع را در دیدار با همکاران فلسطینی و اسرائیلی خود اعلام کرده و در این باره اظهار داشته که روسیه موضع اصولی را در حمایت از حق تعیین سرنوشت فلسطینی‌ها در پیش گرفته است. و این که نتیجه «حل وفصل باید به اشغال سرزمین‌های عربی که از سال 1967 شروع شده، پایان بخشد و به ایجاد دولت مستقل فلسطینی به مرکزیت (پایتخت) اورشلیم شرقی، بینجامد».   روسیه نسبت به برگزاری مذاکرات اسرائیل و فلسطین در مسکو در سال 2005 ابراز تمایل کرده بود. ایده برگزاری مذاکرات مستقیم بین محمود عباس و بنیامین نتانیاهو هم نخستین بار در دیدار عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر و ولادیمیر پوتین در اوت سال 2016 مورد بحث قرار گرفت. اولین مذاکرات مستقیم بین رهبران فلسطین و اسرائیل می‌بایست از 2010  تا 2016 در مسکو برگزار می‌شد، اما طرفین یکدیگر را متهم به عقیم گذاشتن این طرح می‌کنند. به گفته محمود عباس، طرف اسرائیلی به طور یکجانبه آن را لغو کرد، در حالی که رهبر اسرائیل غیرقابل قبول بودن شرایط اولیه‌ی طرح‌شده توسط نمایندگان فلسطین را دلیل آن اعلام کرد. برای برگزاری نشست‌های سطح بالا در مسکو تلاش‌هایی صورت گرفت که آخرین مورد آن برای اواسط ژوئن 2018 برنامه‌ریزی شد که موفقیتی در برنداشت. مسلم است که به خودی خود دیدار نتانیاهو و عباس با میانجیگری روسیه، هدف نهایی مسکو نبوده و این امر قادر به حل وفصل منازعه اسرائیل و فلسطین نیست، اما می‌تواند روند صلح را مجددا راه‌اندازی نماید. با این حال، ابتکار میانجیگری روسیه که طی دو سال به موفقیتی نینجامیده، با این تهدید مواجه است که از یک هدف متوسط ​​به یک وظیفه مهم غیرممکن برای دیپلماسی روسیه تبدیل شود.   بسیاری از ابتکارات بین‌المللی با این ریسک مواجه هستند که در برابر همان نقشی عمل می‌کنند که مسکو به ایفای آن امیدوار است. برای مثال، کنفرانس فرانسه پیرامون حل و فصل منازعه فلسطین و اسرائیل در سال 2016 که به طور جدی توسط فرانسوا اولاند، رئیس جمهور سابق فرانسه، پیگیری می‌شد از یک جلسه در پاریس فراتر نرفت و قادر به راه‌اندازی روند صلح نشد. مسکو با این ریسک مواجه است که نشان دهد راه‌اندازی روند صلح در شکل موجود، غیرممکن شده است. این هم کمک دیگری برای «معامله قرن» که واشنگتن آن را پیش می‌برد، خواهد بود و بر اساس فکت‌های ایجادشده در روی زمین، از زمان تعیین مرزهای 1967 راه را برای بازنگری شرایط روند مذاکرات باز خواهد کرد.   برای روسیه نقش برجسته‌تری در حل و فصل منازعه فلسطین و اسرائیل وجود دارد که همانا فرصت منحصر به فرد تقویت وجهه و اعتبار خود در خاورمیانه، جدا از سوریه و به عبارتی بیرون از فضای نظامی است. تلاش‌های مسکو در این جبهه تا حدی با موقعیت آن به عنوان نقطه مقابل ایالات متحده، اروپا و اسرائیل مرتبط است، اما بسیاری از کارشناسان اتفاق‌نظر دارند که برای ولادیمیر پوتین، خود مشارکت روسیه در روند صلح می‌تواند مهم‌تر از نقطه نهایی حل و فصل بین فلسطین و اسرائیل باشد. در این راستا، حکومت خودگردان فلسطین نباید در انتظار این باشد که مسکو صرفا پیش‌برنده مواضع فلسطین در مذاکرات با اسرائیل باشد، با وجود آنکه مواضع دو طرف کاملا نزدیک است.   برای محمود عباس فعال‌سازی روسیه برای حل و فصل مسالمت‌آمیز نه تنها تامین کننده اهداف سیاست خارجی بلکه همچنین دربردارنده اهدافی برای سیاست داخلی است. مقامات فلسطینی، به رهبری عباس، موفق به ایجاد انسجام ملی برای مردم نشدند، مدیریت در این مناطق عمیقا محلی بوده و از نظر سرزمینی از هم پاشیده است. بسیاری از فلسطینی‌ها از استراتژی مدیریت حل و فصل که در طول 20 سال به امید ابتکار آمریکا بود، مایوس شده‌اند. تلاش‌های روسیه نیز برای ایفای نقش فعالتر در روند صلح، موجبات نوعی بازراه‌اندازی گفتگو و مذاکره در داخل فلسطین و حمایت سیاست داخلی بیشتر از محمود عباس را فراهم می‌آورد.   فعلا اسرائیل علاقه زیادی به طرح‌های روسیه ندارد. مسکو در حال تلاش برای ترغیب اسرائیل به مذاکره پیرامون مسئله فلسطین است، اما مسلم است که طرف اسرائیلی به «معامله قرن» آمریکا امید بسته است. بنابراین، در آوریل 2017، وزارت امور خارجه روسیه برای اولین بار، اورشلیم غربی را پایتخت دولت اسرائیل و اورشلیم شرقی را پایتخت کشور فلسطین نامید. این گام، که در رسانه‌های اسرائیلی مثبت ارزیابی شد، احتمالا می‌بایست موجب به راه افتادن روند مذاکرات می‌شد، اما رهبری اسرائیل با احتیاط با آن برخورد کرد.   با وجود این که به احتمال زیاد، اسرائیل برای روسیه نقشی به عنوان میانجی در خارج از طرح‌های بین‌المللی قائل نیست، بنیامین نتانیاهو باید برخی از ابتکارات مربوط به حل و فصل فلسطین را به ولادیمیر پوتین واگذار نماید. برای طرف اسرائیل، حفظ شراکت شکننده با روسیه بسیار مهم است، چراکه این شراکت ارتباط تنگاتنگی با تعامل در سوریه دارد و بدترشدن روابط به دلیل اختلاف نظرها در مورد فلسطین می‌تواند گفت وگو در مورد سوریه را تضعیف نماید. موضوع پذیرش اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی در خاورمیانه به جایی نرسیده است و با توجه به نقش رو به رشد ایران در سوریه، روند صلح به شرایط منطقه‌ای وابستگی بیشتری پیدا می‌کند؛ این دلیل دیگری است که برای رهبری اسرائیل، پشتیبانی مسکو می‌تواند حائز اهمیت باشد.   با وجود این، مسکو فلسطین و سوریه را به عنوان زمینه‌های مرتبط در روابط خود با اسرائیل در نظر نمی‌گیرد. افزون بر این، روسیه چشم‌انداز حل و فصل مسئله فلسطین را به عنوان تداوم منطقی نقش مسکو در منطقه می­بیند، امری که به کارزار نظامی در سوریه برخورده است. اما در عین حال، ابزارهای سیاست در رابطه با فلسطین و سوریه کاملا متفاوت باقی مانده است.   نتایج و توصیه‌ها تشدید مواجهه اسرائیل و ایران در جنوب غربی سوریه، تناقضاتی به مراتب عمیق‌تر از فضای سوریه را به نمایش می­گذارد. میانجیگری روسیه در حل و فصل این دور از تنش‌ها، مناقشه موجود را در میان‌مدت متوقف می‌نماید، اما تناقضات عمیقی که فراتر از سوریه هست را حل نمی‌کند. برای به حداقل رساندن اختلاف بین ایران و اسرائیل «در روی زمین»، روسیه می‌بایست مجموعه‌ای از مسائل مربوط به شیوه حضور نیروهای طرفدار ایران در سوریه را حل و فصل نماید. حضور گروه‌های مسلح طرفدار ایران در قلمرو کشور سوریه، مسئله‌ای است که راه حل آن بخشی از حل وفصل سیاسی این مناقشه است و احتمالا به عنصری در اصلاحات مربوط به بخش امنیتی تبدیل خواهد شد. بر اساس این که نفوذ ایران تا چه حد به ویژه در زمینه نظامی در سوریه ریشه دوانده، یکی از وظایف اصلی روسیه در سوریه، انجام اصلاحات در بخش امنیتی است. در اینجا، قبل از هر چیز، مسکو باید مسئله همگرایی تشکیلات مسلحانه مخالفان را در ارتش سوریه و نیروهای داخلی حل کند، با این حال، حل و فصل مسئله نفوذ خارجی در بخش امنیتی نیز الزامی است. روسیه اکنون دیگر، در پشتیبانی از ایجاد پنجمین سپاه داوطلب تهاجمی که بر اساس قومی، مذهبی یا جغرافیایی تشکیل نشده، از تجربه برخوردار است، این سپاه اقدامی برای کاهش وابستگی ارتش سوریه به نفوذ ایران بود. احتمالا در آینده، وظیفه اصلی مسکو در سوریه تقویت ارتش سوریه از طریق درهم آمیزی گروه‌های مختلف معارضان و گروه‌های طرفدار دولت، برای ایجاد نیروهای مسلح فارغ از نفوذ ایدئولوژیک خارجی خواهد بود.   عقیده اسرائیل و ایالات متحده به ضرورت پیوند خوردن پرونده‌های مذاکره در مورد برنامه هسته‌ای ایران و سوریه در یک مسیر و همچنین درک فزاینده از این امر در اروپا، به منزله خطر آشکاری برای مسکو می‌باشد. رویکرد روسیه به موضوع برجام بیشتر یک موضوع نهادی است تا یک مسئله سیاسی، و به همین دلیل است که مسکو حاضر به بحث پیرامون مسئله نفوذ منطقه‌ای تهران یا برنامه موشکی آن در رابطه با برجام نخواهد بود. با توجه به تمرکز آشكار گفتگوی روسیه و اسرائیل بر مسائل امنیتی، به  نظر می­رسد که گفتگو درباره توافق هسته‌ای ایران در چارچوب اتحادیه اروپا-اسرائیل – روسیه، مناسب­تر است، با این قید که بحث در مورد جزئیات فنی برجام هم باید در دستور کار دوجانبه روسیه-اسرائیل گنجانده شود.   نقش روسیه به عنوان میانجی بین ایران و اسرائیل در رابطه با سوریه توجیه می‌شود که در آن، منافع خود روسیه به روند رویارویی ایران و اسراییل و همچنین فضای مربوط به توافق هسته‌ای ایران بستگی دارد. با وجود این، مسکو نباید به منظور دستیابی به سازش کامل، خود را به عنوان میانجی بین دو کشور معرفی کند. ایجاد قرار موقت، هدف دست یافتنی‌تری نسبت به حل و فصل همه‌جانبه به نظر می‌‌رسد. موضع‌گیری مسکو به عنوان یک واسطه و تلاشی برای انجام عامدانه وظیفه‌ای غیرممکن می‌تواند علیه روسیه به ایفای نقش بپردازد و آن را در موقعیت بازنده قرار داده و هم بر روابط با اسرائیل و ایران و هم سایر بازیگران منطقه‌ای تأثیر منفی داشته باشد. موضوع حزب الله برای روابط روسيه و اسرائيل بسيار زهرآگین باقی خواهد ماند و اگر در فضای سوريه، مسکو از اهرم نفوذ بر این گروه برخوردار است، در خارج از مرزهای سوریه، به عنوان مثال در لبنان، مسلما چنین اهرمی را در اختیار ندارد. با توجه به مواضعی که اخیرا از سوی یکی از وزرای اسرائیلی در این باره که «لبنان با حزب الله برابر است» مطرح شده، در حال حاضر به نظر می‌رسد مسکو باید گفتگو با حزب الله را در قالب مناقشه سوریه محدود نماید، بدون آنکه اشاره‌ای به موضوع نقش حزب الله در لبنان داشته باشد، هرچند به خصوص در این راستا، از سوی اسرائیل تلاش‌هایی صورت می‌گیرند.   نقش روسیه در حل و فصل بی‌ثباتی جنوب سوریه و توازن‌بخشی آن بین دمشق و شرکای آن در اسرائیل، می‌تواند پیش‌شرط‌هایی را برای گفتگوی گسترده‌تر در مورد حل و فصل مناقشه سوریه و اسرائیل ایجاد نماید. با توجه به تلاش‌های مربوط به انتقال بلندی‌های جولان به دمشق در ازای صلح، که در زمان ایهود اولمرت نخست وزیر پیشین با میانجی‌گری ترکیه در سال 2007 و خود بنیامین نتانیاهو در سال 2010 صورت گرفته بود و درک هرچه بیشتر ضرورت گفتگو با دمشق (دولت رسمی سوریه) در اسرائیل، نقش روسیه می‌تواند در پیشبرد گفتگو بین دو کشور قابل ملاحظه باشد. به لحاظ استراتژیک، در حال حاضر، تمرکز بر حل و فصل مناقشه اسراییل-سوریه برای روسیه امکان‌پذیر و امیدوارکننده است، چراکه این امر هدف دست­یافتنی‌تری است و می‌تواند این امکان را برای مسکو فراهم آورد که خود را به عنوان یک واسطه نشان دهد. ایجاد اعتماد میان رهبران اسرائیل و سوریه می‌تواند به نفع هر دو طرف بوده و همچنین تا حدی نفوذ تهران را در سوریه محدود نماید که این امر، در شرایط حل و فصل اوضاع پساجنگ می‌تواند برای خود بشار اسد هم ضروری باشد.   جدی شدن روسیه در حل و فصل مسئله فلسطین و اسرائیل به احتمال زیاد نتیجه مطلوبی در بر نخواهد داشت، به خصوص به دلیل طرح‌های ابتکاری ایالات متحده امریکا که عملا روند صلح را از بین می‌برد. طرح ابتکاری روسیه برای برگزاری نشست بین رهبران اسرائیل و فلسطین به احتمال زیاد به دلیل اختلاف نظرهای عمیق طرفین که به طور سنتی مانع گفتگو هستند، به راه‌اندازی مذاکرات صلح منجر نخواهد شد. به خصوص اقدامات شوک‌برانگیز دولت دونالد ترومپ، هر چه قدر هم ضدونقیض باشد، از بیشترین شانس برای تحریک راه‌اندازی روند صلح برخوردار است، اما به شکل کاملا متفاوت. روسیه هم در این مرحله باید بر مصالحه در داخل فلسطین متمرکز شود. به این دلیل که حکومت خودگردان فلسطین در حال از دست دادن اعتبار خود در کرانه غربی است، بحران  انسانی در غزه در حال افزایش است و دولت وحدت ملی هم به پیشرفت جدی دست نیافته، چشم‌انداز گفتگوی ملی نیز بسیار اندک است. در سال‌های اخیر، روسیه توانسته هم با نمایندگان دولت خودگردان فلسطین و هم دفتر سیاسی حماس و جهاد اسلامی فلسطین گفت و گو نماید، آنها هم به طور منظم با نمایندگان وزارت امور خارجه روسیه در مسکو مذاکره می‌کنند. وظیفه موقت مسکو در حل و فصل مسئله فلسطین می­تواند ارائه کمک‌های سیاسی و بشردوستانه در رابطه با برقراری آشتی در داخل فلسطین و تلاش برای آغاز به کار دولت وحدت ملی، که در اکتبر 2017 ایجاد شد، باشد.       نویسنده: یوری بارمین، تحلیلگر موسسه ریاک   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران        «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 01 Mar 2019 05:28:21 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3815/ویژگی-خاورمیانه-روابط-روسیه-اسرائیل-بخش-دوم ویژگی خاورمیانه ای روابط روسیه و اسرائیل (بخش اول) http://www.iras.ir/fa/doc/article/3814/ویژگی-خاورمیانه-روابط-روسیه-اسرائیل-بخش-اول یادداشت سردبیر: ترجمه اختصاصی این گزارش در دو بخش تقدیم خوانندگان خواهد شد. بخش دوم و پایانی هفته آینده منتشر خواهد شد.   مقدمه از زمان احیای روابط دیپلماتیک اتحاد شوروی و اسرائیل در سال 1991، که پس از جنگ شش روزه در سال 1967 قطع شده بود، اسرائیل متحد غیر رسمی مسکو در خاورمیانه بوده است. در حالی که در طول دهه 1990 روسیه به سرعت در حال از دست دادن موقعیت سیاسی و اقتصادی خود در منطقه بود، روابط با اسرائیل قوی‌تر هم می‌شد.   روابط دو کشور در خاورمیانه همواره به منزله یک اتحاد غیررسمی بوده است، این در حالی است که اسرائیل به طور سنتی متحد کلیدی آمریکا در منطقه محسوب می‌شود و به لحاظ تاریخی واشنگتن ضامن امنیت آن است. به گفته آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع این کشور، بین دو کشور طی دهه‌های گذشته، حتی با وجود فشار سیاسی از سوی متحدان اسرائیل، روابط ویژه‌ای شکل گرفته است. روابط تاریخی عمیق بین دو کشور هم به عنوان مبنایی برای تثبیت روابط متقابل آنهاست و تا حد زیادی ماهیت سیاسی کمتری به آن می‌بخشد.   تمرکز سنتی بر حل و فصل مسئله فلسطین-اسرائیل که به دلیل مباحث موجود در باب تهدید ایران به سرعت اهمیت خود را در جهان عرب از دست می‌دهد، در روابط روسیه و اسرائیل نیز به محض آنکه مسکو سیاست فعال تری را در خاورمیانه آغاز کرد، رو به ضعف نهاد. در حالیکه روسیه پس از به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، امکان ایفای نقش مهمی را در حل وفصل موضوع اسرائیل و فلسطین برای خود متصور بود، اما رهبران اسرائیل، مناقشه سوریه و توافق هسته‌ای ایران را موضوعات عمده دستور کار دوجانبه می­دانستند. این دو موضوع موجب تقویت موضع ایران شده و به کاتالیزوهای تهدید امنیت ملی اسرائیل تبدیل شدند.   در شرایط تشدید مناقشه‌ی اسرائیل و ایران، روابط روسیه با اسرائیل در سوریه نیز مورد آزمون قرار گرفت. این امر به خصوص با ماجرایی که 17 سپتامبر در آسمان سوریه اتفاق افتاد، به نمایش درآمد، در جریان این اتفاق، سامانه‌های امنیت هوائی سوریه به اشتباه یک هواپیمای شناسایی IL-20 روسیه را در زمان حمله هواپیمای جنگی F-16 اسرائیلی به اهداف واقع در استان ادلب مورد هدف قرار دادند. برخي از تحليلگران ادعا می‌کنند روسيه نقش ايالات متحده را به عنوان ضامن امنيت و بقاء اسرائيل در خاورميانه بر عهده گرفته است، اما به سختي مي‌توان گفت كه رهبري كشور (روسیه) چنین نقشی را براي مسكو در نظر می‌گيرد.   با وجود این، اسرائیل به وضوح این موضوع را تفهیم کرده است که خصوصا مسکو را به عنوان بازیگری که قادر به جلوگیری از تشدید جنگ تمام عیار با تهران است در نظر می‌گیرد، در حالی که چنین نقشی را برای واشنگتن قائل نیست.   مثلث اسرائیل- سوریه - ایران سياست عدم دخالت اسرائيل در مناقشه سوريه هنگامی که جنگ سوریه آغاز شد بحث‌های شدیدی در نظام حکومتی اسرائیل مبنی بر این که موضع کشور در مورد این درگیری‌ها چگونه باید باشد، صورت گرفت. اظهارات آریل شارون در زمان نخست وزیری وی در اسرائیل در سال 2005 در این باره که بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، «شیطانی است که برای ما شناخته شده است»، دیگر در سال 2011 اهمیتی نداشت. در محاسبات اسرائیل رویدادهای «بهار عربی» که تا حد زیادی برای تهران نافع بود، در صورت موفقیت در سوریه، به شدت به تضعیف نفوذ ایران می‌انجامید. به همین دلیل، اسرائیل موضع صریحی مبنی بر لزوم کناره‌گیری بشار اسد از قدرت اتخاذ کرد، اما با وجود این، این امر در کارزار حمایت از معارضان سوری تکامل نیافت.   با این حال، به اندازه تضعیف دمشق و تقویت نقش ایران در رویارویی نظامی، مواضع اسرائیل هم شروع به تغییر کرد. این تغییر در وهله نخست به دلیل آغاز عملیات روسیه در سوریه در پاییز سال 2015 بود. همانند کشورهای سنی نشین منطقه، اسرائیل امیدوار بود که حضور نظامی روسیه در سوریه مانعی برای دمشق و مهمتر از آن برای ایران باشد. بنابراین، اسرائیل انتظار داشت که جنگ سوریه در نقطه قابل پیش‌بینی‌تری ادامه خواهد یافت، چراکه نه خطر احتمالی روی کارآمدن نیروهای رادیکال در سوریه و نه پیروزی کامل نیروهای دولتی که به معنای پیروزی ایران بود، به نفع اسرائیل نبودند.   اصل عدم مداخله اسرائیل در درگیری‌های سوریه و همچنین صرف نظر از خط مشی تغییر دولت بشار اسد که رهبر این کشور بارها در دیدار با همکاران روسی بر آن تاکید کرده، تا حد زیادی برای مسکو به عنوان تضمینی تلقی شد که اسرائیل صرفا از بابت مسائل امنیت ملی خود نگران است. به عبارت دیگر، تهدید دمشق «خط قرمز» مسکو است و تا کنون اسرائیل ثابت کرده که از آن عبور نخواهد کرد.   با این حال، تقویت سیاسی و نظامی ایران در سوریه هم زمان با تثبیت دولت در دمشق و تقویت کنترل آن بر قلمرو کشور می‌تواند به طور چشمگیری وضعیت موجود را که در چارچوب آن اسرائیل عمداً از مشارکت در یک درگیری نظامی فاصله می‌گرفت، تغییر دهد. اوضاع سوریه به طور چشمگیری در اوایل سال 2018 تغییر کرد، زمانی که در 10 فوریه، نیروی هوایی اسرائیل تقریبا نیمی از تمام سیستم‌های دفاع هوایی سوریه را در پاسخ به نقض حریم هوایی کشور توسط یک هواپیمای بدون سرنشین (پهپاد) ایرانی که از خاک سوریه به پرواز درآمد، از کار انداخت. در جریان این حمله، یکی از جنگنده‌های F-16 اسراییل توسط سیستم دفاع هوایی سوریه سرنگون شد و در نزدیکی حیفا سقوط کرد.   با توجه به این واقعیت که دولت سوریه دیگر در موقعیت بقا (حفظ خود) قرار ندارد، و آخرین منطقه محاصره شده مخالفان در غوطه شرقی، توسط ارتش سوریه در آوریل 2018 پس گرفته شد (فرآیندی که در مسکو از آن به عنوان تحول مناطق کاهش تنش «در جریان حل و فصل صلح‌آمیز» نام می‌برند)، تشدید اوضاع در جنوب کشور میان ایران و اسرائیل فقط موضوع زمان بود. مسئله در اینجا فقط این نیست که منطقه جنوبی کاهش تنش، مانند سایر مناطق مشابه در سوریه، صرفا اقدامی موقت برای توقف جنگ بوده­ اند. [بلکه] موضوع بلندی‌های جولان، که مرز آن چندین دهه را در صلح سپری کرده و در آنجا نیروهای نظامی اسرائیل و سوریه تحت نظارت مأموریت صلح سازمان ملل متحد قرار دارند، امروزه نه تنها موضوع اختلافات سیاسی است، بلکه همچنین موضوع تشدید عملیات نظامی بالقوه است.   تشدید اوضاع در مرز بلندی‌های اشغالی جولان، در بستر درگیری‌های سوریه، اساسا می‌تواند وضعیت اسرائیل را از بیخ و بن تغییر دهد. طرف اسرائیلی در مذاکرات خود با روسیه، صراحتا اصرار دارد که موضوع بلندی‌های جولان «خط قرمز» است و «با توافق یا بدون توافق، بلندی‌های جولان بخشی از قلمرو تحت حاکمیت اسرائیل خواهد بود». سیاست اسرائیل برای فاصله گرفتن از درگیری­ها در کشور همسایه به شکل قابل توجهی کمتر مورد اشاره قرار می­گیرد. رویدادهای جنوب سوریه هر چه بیشتر تداعی‌گر جنگ 1982 لبنان هستند، به خصوص، از نظر سطح و ابعاد اقدامات نظامی اسرائیل علیه سوریه. به کارانداختن سیستم‌های دفاعی سوریه که 10 فوریه یک جنگنده اسرائیلی را سرنگون کردند، دمشق را به طور پیش فرض، به شریک درگیری میان ایران و اسرائیل تبدیل کرد.   در شرایطی که دمشق و نیروهای طرفدار ايران در حال انجام يک عملیات تهاجمي در نزديکی مرزهاي اسرائيل هستند، در محاسبات رهبران نظامی اسرائیل که به سازش ناپذیری مشهورند، مرز بين نیروهای طرفدار ايران و دمشق از بین می‌رود. به عبارت دیگر، هرگونه اقدام تحریک‌آمیز ایران با هدف بررسی خطوط قرمز اسرائیل، به طور خودکار (خودبه خود) دمشق را در این امر درگیر می‌کند که می‌تواند موضع اسرائیل را در مورد ضرورت تغییر دولت بشار اسد به طور اساسی تغییر دهد.   حملات اسرائیل به مواضع ایران و حزب‌الله در سوریه، علاوه بر رفع خطر فرضی، دو هدف دیگر را نیز دنبال می‌کند: نشان دادن این موضوع به دمشق که اتحاد با ایران برای بقای دولت بشار اسد خطرناک است و همچنین برای اینکه به مسکو بفهماند وابستگی به تشکیلات شیعی در پیشبرد سیاست روسیه در سوریه، در بلندمدت، علیه منافع روسیه است. مسکو ریسک مداخله مستقیم دمشق در رویارویی ایران و اسرائیل در سوریه را درک می‌کند. نفوذ ایران هم در سطح عملیاتی و هم سیاسی، در سیستم مدیریتی این کشور افزایش یافته و نیروهای مسلح را وابسته به حمایت ایران کرده است، و روسیه را هم در عملیات‌های خود بیش از حد به نیروهای طرفدار ایران وابسته کرده است. بنابراین، موضوع ایران برای روابط روسیه و اسرائیل بسیار «سمی و زهرآگین» است.   محال است که تعامل نظامی روسیه، ایران و حزب‌الله در چارچوب مرکز هماهنگی در بغداد موجب هشیاری اسرائیل نشود. به یمن عملیات نظامی مشترک در سوریه که در آن، نیروهای مسلح طرفدار ایران و ارتش سوریه نیروهای زمینی را مهیا می‌کند و روسیه نیروی هوایی را به کار می­اندازد، مسکو و تهران همکاری نظامی خود را به طور قابل ملاحظه‌ای عمیق‌تر کرده‌اند. علاوه بر این، بر اساس برخی گزارش‌های رسانه‌ای، ایران به منظور دور زدن تحریم‌های سازمان ملل متحد، می‌تواند برخی از انواع تسلیحات را از طریق سوریه دریافت کرده و همچنین تجهیزات خود را برای خدمات سرویس به روسیه بفرستد.   علاوه بر این، طی عملیات نظامی مشترک با روسیه، حزب‌الله به طور قابل توجهی آمادگی رزمی و برنامه‌ریزی تاکتیکی خود را بهبود بخشید و در نتیجه کار مشترک ستادهای نظامی نیروهای روسیه و حزب‌الله در دمشق و  لاذقیه به اطلاعات شناسایی کاملتری دسترسی پیدا کرد.    افزون بر این، در میدان سوریه، حزب‌الله تاکتیک رزمی تهاجمی را به کار بست، که می‌تواند پیامدهای بسیار منفی برای اسرائیل داشته باشد. رهبری این کشور به طور جدی از حزب‌الله که در حال حاضر حدود 10 هزار نیروی مبارز در سوریه دارد، می‌هراسد، حزب‌اللهی که زمانی یک گروه تروریستی بود به یک ارتش کامل تبدیل شده است. در حال حاضر بسیاری از اسرائیلی‌ها این سوال را که آیا جنگ دیگری با حزب‌الله رخ خواهد داد مطرح نمی‌کنند، اما این پرسش را طرح می‌نمایند که جنگ بعدی با حزب‌الله چه زمانی و در چه شرایطی اتفاق خواهد افتاد.   در جریان بحران سوریه، موضع اسرائیل در مورد خطرات ناشی از حضور ایران و حزب‌الله در سوریه، برخی مواقع با واکنش کرملین همراه بود. به طور مثال، چند روز پیش از آغاز عملیات نظامی روسیه در سوریه در سپتامبر 2015، رئیس جمهور پوتین، دیداری با بنیامین نتانیاهو، در مسکو برگزار کرد. طی این نشست، وی صراحتا ادعاهای همتای اسرائیلی خود را در این باره که ایران و ارتش سوریه سعی در ایجاد «جبهه تروریستی» مشترک علیه اسرائیل در بلندی‌های جولان دارند، رد کرد و اظهار داشت «ارتش سوریه و سوریه در کل، در وضعیت گشایش جبهه دوم نیست و صرفا در شرایطی قرار دارد که نظام دولتی خود را نجات دهد». با وجود این، رئیس جمهور روسیه به واقعیت‌های حملات موشکی در قلمرو اسرائیل اذعان کرد. تعدادی از سیاستمداران کلیدی روسیه از جمله سرگی لاوروف و معاون وی، میخائیل باگدانف نیز مواضع مشابهی را اظهار کردند.   با وجود مواضع روشن روسیه در مورد امنیت اسرائیل و نقش ایران در این رابطه، مسکو ظاهرا به طرف اسرائیلی اجازه داده تا هرگاه موضوع در ارتباط با امنیت ملی است، آزادی عملیاتی کاملا گسترده‌ای داشته باشد. به همین دلیل، مسکو عملیات اسرائیل برای نابود کردن کاروان­هایی که در سراسر سوریه برای حزب‌الله تسلیحات (اغلب روسی) حمل می‌کردند را تا پاییز 2015 و پس از آن مورد انتقاد قرار نداد و سامانه‌های دفاع هوایی مجهز روسیه در سوریه برای عملیات هوایی اسرائیل ممانعتی ایجاد نکردند.   علاوه بر این، موشه یعلون، وزیر دفاع پیشین اسرائیل تصریح کرد که از زمان ایجاد کانال ارتباط اضطراری بین پایگاه هوایی «حمیمم» و مرکز فرماندهی «کیریا» در تل آویو در سال 2015، اسرائیل حتی مجبور نبود عملیات پیش رو را به اطلاع مسکو برساند، چراکه روسیه به طور مستقل به طور دقیق جنگنده‌های اسرائیلی را شناسایی می‌کرد و لزومی نمی‌دید در عملیات آنها مداخله نماید.     آینده ایران در سوریه علیرغم وابستگی عملیاتی مسکو به نیروهای مسلح طرفدار ایران و نزدیکی استراتژیک مواضع روسیه و اسرائیل در رابطه با سوریه، نباید انتظار داشت که در رویارویی ایران و اسرائیل، روسیه به صراحت موضع یکی از طرفین را اتخاذ نماید. به لحاظ استراتژیک در این مناقشه، هیچ گزینه‌ای برای مسکو به جز توازن‌بخشی و موضع‌گیری به عنوان میانجی گزینه مناسبی نیست. با این حال, هر موضعی که اتخاذ شود، سیاست روسیه در رابطه با دو کشور به ناگزیر چیزی شبیه مدیریت بحران خواهد بود که منفعت سیاسی اندکی در آن وجود دارد. یک تصویر از چنین واکنش بحرانی تماس ولادیمیر پوتین با نخست وزیر اسرائیل در 10 فوریه 2018 است که به روند تشدید اوضاع میان اسرائیل و سوریه پایان داد.   در مثلث ایران- روسیه - اسرائیل، مسکو قصد دارد توازن دقیقی را حفظ نماید. بنابراین، سرگی لاوروف سال گذشته اظهار داشت که نیروهای ایرانی به طور قانونی و به دعوت دولت سوریه در این کشور حضور دارند، و در جولای 2018 افزود که این انتظار غیرواقعگرایانه‌ای است که ایران از این کشور خارج شود.   در عین حال، وزیر امور خارجه روسیه از تهران نیز برای اظهارات در مورد ضرورت نابودی اسرائیل انتقاد کرد. روسیه همچنین در مورد بلندی‌های جولان از موضع متوازنی حمایت می‌کند: همه بیانیه‌ها و اسناد رسمی، از جمله اعلامیه نهایی کنگره سوریه در سوچی و همچنین اسناد وزارت دفاع روسیه، به صورت دوژور این منطقه را به عنوان بخشی از سوریه می‌دانند. با وجود این، جنگنده‌های روسی از نقض حریم هوایی بلندی‌های جولان اجتناب می‌کنند، که به صورت دوفاکتو به منزله اذعان حاکمیت اسرائیل بر این مناطق است.   به دلیل تشدید اوضاع در جنوب سوریه، رسانه‌های اسرائیلی اواخر می 2018 گزارش دادند که روسیه و اسرائیل برای توافق دوجانبه در رابطه با ایران به توافق رسیدند. مطابق موافقتنامه‌ها، اسرائیل به بازگشت مناطق ناحیه جنوبی کاهش تنش هم‌مرز با بلندی‌های جولان و اردن، تحت کنترل بخشی از ارتش سوریه رضایت داد. روسیه، به نوبه خود متعهد شده است که عدم وجود نیروهای شیعی طرفدار ایران را در مرز اسرائیل و همچنین خروج تمام نیروهای خارجی از کشور را تضمین نماید. در حال حاضر هنوز مشخص نیست که توافقنامه‌ها به این صورت تا چه حد به اجرا گذاشته می‌شوند، اما در پایان جولای 2018، الکساندر لاورنتییف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در حل و فصل اوضاع سوریه، اعلام کرد که یگان‌های شیعی، تجهیزات سنگین و تسلیحات ازفاصله 85 کیلومتری اسرائیل خارج شده‌اند، (وی در عین حال، تأیید کرد که مشاوران ایرانی در این شعاع ممکن است در ارتش سوریه حضور داشته باشند). به هر حال، کاملا مشخص نیست که موضع مسکو در مورد خروج تمام تشکیلات خارجی از سوریه چیست، چرا که اظهارات مقامات روسیه اغلب راه‌حل‌های کاملا ضد و نقیضی را مطرح می‌کنند. به طور مثال، در نوامبر 2017، وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که ایران به دعوت دولت سوریه به طور قانونی در سوریه حضور دارد و مسکو قول نداده که خروج تشکیلات طرفدار ایرانی از این کشور را تضمین نماید. با وجود این، الكساندر لاورنتییف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور سوریه، اوایل می 2018، اعلام كرد كه تمام نیروهای خارجی از جمله حزب‌الله و نیروهای ایران باید از سوریه خارج شوند.   آخرین ماه‌های مناقشه نشان داده است که اسرائیل آمادگی دارد و حتی ترجیح می‌دهد مسئله مرزهای جنوب غربی سوریه را از طریق مذاکرات میانجیگرانه حل و فصل نماید. اما در عین حال، اسرائیل این نکته را فهمانده که خطوط قرمز آن، یعنی عدم پذیرش حضور ایران و حزب‌الله در نزدیکی مرزهای اسرائیل، هیچ تغییری نکرده است؛ از این رو، عقیم ماندن تلاش‌های روسیه برای دستیابی به حل و فصل مصالحه‌آمیز با تشدید تلاش‌های یکجانبه راه‌حل نظامی، همراه خواهد شد که به طور واضح هم به دولت بشار اسد و هم به منافع روسیه در سوریه لطمه خواهد زد.   شرایط توافق روسیه و اسرائیل در مورد ایران همچنان نامعلوم است. ایران نیز همانند روسیه، توسط دولت دمشق به طور رسمی به سوریه دعوت شده است. و اگر روسیه می‌تواند به صورت دو-ژور از حضور غیرمجاز نیروهای آمریکایی در قلمرو این کشور گلایه کند، در صورت  اقدام مشابه نسبت به ایران، این اقدامات نه تنها در تهران، بلکه در دمشق نیز به عنوان یک اقدام غیردوستانه در نظر گرفته می‌شود.   بر اساس داده‌های برخی از پژوهش‌ها، ایران قادر بوده است پایگاه‌های نظامی دائمی خود را در سوریه ایجاد نماید که در آنها 10 هزار نیروی رزمی تحت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران خدمت نمایند. تضعیف جزئی مواضع نظامی تهران در سوریه، به نفع روسیه است، چراکه این امر، با ایجاد این توهم در دمشق که گزینه نظامی حل و فصل بحران هنوز باز (امکانپذیر) است، مانع واضحی برای حل و فصل صلح‌آمیز اوضاع به شمار می‌آید.   در این میان، روسیه برای تغییر اهداف و مواضع ایران در سوریه، اهرمهای سیاسی بسیار کمی در اختیار دارد. تهران قبلا اعلام کرده که هیچکس حق ندارد خواهان خروج کامل آن از سوریه باشد. از این رو، فعالیت‌های اسرائیل برای جلوگیری از استقرار نیروهای ایران در سوریه، تا زمانی که ماهیت این اقدامات تحریکات آشکاری نباشد، تا حدی به نفع خود روسیه هم هست.   این امر همچنین ممکن است به طور منفی در سرنوشت آخرین منطقه کاهش تنش در ادلب که در رابطه با آن فرستاده روسیه در سوریه هرگونه عملیات نظامی گسترده را رد کرده منعکس شود. اظهارات رئیس جمهور سوریه هم درباره کارزار پیش رو در ادلب و تمرکز نیروهای ایران در مرزهای ناحیه کاهش تنش در آن، گویای آن است که عملیات نظامی در محاسبات تهران و دمشق به هیچ وجه حذف نشده است.   در حال حاضر، با وجود گزارش‌ رسانه‌های اسرائیلی مبنی بر اینکه مسکو برای ایران در ایجاد پایگاه نیروی دریایی در طرطوس ممانعت ایجاد کرده است، در توانایی روسیه برای جلوگیری از استقرار و ریشه دارشدن نیروهای ایرانی در خارج از منطقه جنوب غربی و همچنین به صلاح بودن این اقدام از نظر سیاسی، شک و تردید زیادی وجود دارد.   به احتمال زیاد، در حال حاضر روسیه تنها می‌تواند کاهش حضور تشکیلات طرفدار ایران را در شعاع مشخصی از مرز اسرائیل تضمین نماید؛ بعید نیست (امکان دارد) که روسیه خواستار افزایش شعاع موجود به 85 کیلومتری مرز اسرائیل باشد. در هر صورت، مسکو موفق شد نیروهای طرفدار ایران را از عملیات تهاجمی به جنوب شرقی سوریه کنار بگذارد و همچنین طبق برخی گزارش‌ها به خروج بخشی از تشکیلات حزب‌الله از مناطق مرزی سوریه به لبنان دست یابد.   به احتمال زیاد، مسکو بر غیرنظامی کردن جزئی جنوب غربی سوریه پافشاری خواهد کرد و نقش مهمی در تضمین امنیت منطقه بر عهده خواهد گرفت. به همین دلیل، در چارچوب اجرای قطعنامه 350 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 1974 در مورد جدایی ارتش سوریه و اسرائیل در بلندی‌های جولان، پلیس نظامی روسیه برای اولین بار از سال 2012، به بازگرداندن مجدد ماموریت حفظ صلح سازمان ملل متحد در منطقه کمک کرد.   علاوه بر این، به عنوان اقدامی موقت برای محافظت از نیروهای سازمان ملل متحد، روسیه قصد دارد 8 پست نظارتی خود را در امتداد خط تعیین شده، بگمارد، اما بعید نیست که حضور نظامی روسیه در منطقه دائمی باشد.   مسلم است که ایران آمادگی دارد هرچند به دلیل امنیت نیروهای خود در سوریه، تا حدی از حضور خود در جنوب این کشور بکاهد. اما این که این امر چقدر به طول می‌انجامد و این که چنین ناحیه غیر ایرانی تا  چه حد دقیق باشد، محل شک و تردید است.     دلایل متعددی بر این امر مترتب است: در خارج از شعاع 85 کیلومتری، شهر دمشق واقع شده که هم از نظر استراتژیک برای ایران به عنوان گذرگاهی برای رسیدن به لبنان، حائز اهمیت است، و هم از نظر ایدئولوژیک حرم حضرت زینب که مکان مهم و مقدس شیعیان است در این شهر قرار دارد. حضور نیروهای ایران در جنوب غربی سوریه، در وهله نخست برای پشتیبانی از پل زمینی تهران به حزب‌الله لبنان ضروری است، از این رو، مسکو با محدودکردن حضور ایران در منطقه، توانسته این مسئله را حل کند، البته بیشتر، به عنوان یک علامت، نه خود مسئله را، و این یعنی صرفا  قادر بوده از تنش اسرائیل و ایران به طور موقتی و محلی بکاهد.   روسیه با خارج کردن نیروهای شیعه از خط جدایی نیروها، توانست امنیت مرزهای اسرائیل را در میان‌مدت تضمین نماید. تا زمانی که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه‌های شیعی مجددا در مناطق بی‌ثبات در استان‌های دیرالزور و ادلب مستقر شوند، به احتمال زیاد، موضوع حضور نظامی ایران در سوریه در روابط روسیه و اسرائیل، به درجه دوم اهمیت تنزل می‌یابد. با وجود این، طرف اسرائیلی دقیقا به مسکو فهمانده است که تثبیت نیروهای ایران در سرتاسر سوریه را نمی‌پذیرد، در اینجا هم اختلاف مواضح روسیه و اسرائیل مسلم است.   در خارج از جنوب سوریه، و همچنین مناطق ساحلی حما، که در آن حضور روسیه جدی است، برای مسکو متوقف کردن ایران، به خصوص در شرایطی که بشار اسد به شدت بین منافع هر دو کشور مانور می‌دهد، دشوار خواهد بود. همچنین برای روسیه کنترل استقرار سیستم‌های دفاع هوایی ایران و موشک‌های زمین به زمین، که یکی دیگر از خطوط قرمز اسرائیل است، کار ساده‌ای نخواهد بود.   رویارویی اسرائیل و ایران تا حدی که به حالت جنگی نرسد و تنها به بررسی منظم خطوط قرمز یکدیگر بپردازد- مانند وضعیت موجود – برای روسیه قابل قبول است. مسکو نمی‌تواند از ایران که همچون روسیه متحد متساوی‌الحقوق سوریه است و به طور رسمی از سوی دولت سوریه به این کشور دعوت شده، بخواهد ظرفیت‌های نظامی خود را تضعیف کند، در حالی که خود روسیه توانسته در قلمرو سوریه استقرار یابد و دارای دو پایگاه نظامی است. بنابراین، اقدامات اسرائیل در راستای تضعیف پی در پی توانایی‌های نظامی ایران در زمین و تضعیف نفوذ آن، تا حدی اقداماتی که روسیه مایل به انجام آن است، اما به دلایل سیاسی نمی‌تواند را انجام می‌دهد.   به احتمال زیاد، مسکو ناگزیر است تمایل تهران برای حضور نظامی در سوریه را بپذیرد، اما در عین حال مجبور است مسئولیت کنترل این موارد را که نیروهای ایران در چه مناطقی از سوریه مستقر خواهند شد و همچنین از چه سلاح‌هایی استفاده خواهند کرد، بر عهده بگیرد.   شایان ذکر است که سطح نفوذ روسیه در تصمیم‌گیری‌های ایران در سوریه همچنان محدود است. بازیگر کلیدی در محدودکردن نفوذ ایران کسی جز بشار اسد نیست که به طرز ماهرانه‌ای بین دو متحد توازن برقرار کرده و از پویایی دشوار بین آنها به نفع خود استفاده می‌کند. حضور ایران در سوریه طی دوره جنگ تحول یافت.   بنابراین، تشکیل نیروهای دفاعی ملی که در واقع در حکم یک ارتش موازی با حدود 50 هزار سرباز هستند و عمدتا توسط ایران حمایت مالی شده و آموزش دیده‌اند، و همچنین ایجاد آگاهانه گروه‌های تحت حمایت ایران مانند حزب‌الله سوریه، حاکی از آن است که به خودی خود خروج نیروهای خارجی از سوریه به ایران اجازه می‌دهد تا نفوذ قابل توجهی بر مسائل امنیتی، از جمله در جنوب غربی سوریه داشته باشد.   به همین دلیل، مسئله‌ای که روسیه باید در درازمدت در سوریه حل کند، این است که چند افسر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و نیروهای مبارز شیعه از لبنان، عراق و افغانستان تحت حمایت رئیس جمهور در سوریه مستقر خواهند شد، و بیشتر این که نیروهای مسلح سوریه در دوره پساجنگ این کشور چگونه تشکیل خواهند شد و اینکه ایران در اجرای اصلاحات بخش امنیتی چه نقشی خواهد داشت.       نویسنده: یوری بارمین، تحلیلگر موسسه ریاک   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران    «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 22 Feb 2019 16:20:16 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3814/ویژگی-خاورمیانه-روابط-روسیه-اسرائیل-بخش-اول روسیه و بازار گاز اروپا: چشم‌انداز سال 2019 http://www.iras.ir/fa/doc/note/3810/روسیه-بازار-گاز-اروپا-چشم-انداز-سال-2019 یکی از عوامل کلیدی در روند اوضاع اروپا در سال 2019، رقابت رو به رشد در بازار انرژی این قاره و تلاش‌های  بی‌وققه ایالات متحده به منظور ایجاد برتری برای خود به هزینه اروپایی‌ها خواهد بود. این امر هم به مسیرهای فعلی حمل و نقل گاز روسیه به کشورهای اتحادیه اروپا و هم به اجرای پروژه‌های خوش‌آتیه «نورد استریم-2» و «ترک استریم» مربوط می‌شود. علاوه بر این، ورود موفقیت‌آمیز روسیه به بازار جهانی ال ان جی ممکن است واشنگتن را به اقدامات اجبارآمیز غیراقتصادی در رابطه با اروپایی‌ها سوق دهد.   در اینجا عامل مهم تشدید عرضه گاز روسیه از طریق خطوط لوله [همچنان] باقی مانده است. الکسی میلر 28 دسامبر 2018 اظهار داشت: «ما سومین سال متوالی است که رکورد تاریخی صادرات گاز به کشورهای خارجی را ثبت می کنیم. حجم عرضه گاز از  201 میلیارد متر مکعب تجاوز خواهد کرد. ما به حداکثر مقادیر قرارداد سالیانه‌ای که برای همه قراردادهای صادرات به کشورهای خارجی داریم، نزدیک می شویم. و بدون شک ... همکاری ما با شرکای خارجی، دیگر با توجه به این واقعیت های جدید دنبال خواهد شد». افزون بر این، رئیس گازپروم زمان آغاز بهره برداری دو خط لوله گاز جدید را تایید کرد. راه اندازی خط لوله نورد استریم-2 و ترک استریم (جریان ترکیه) برای سال 2019 برنامه‌ریزی شده است.   همچنین، افزایش رکورد عرضه گاز روسیه به اروپا در بستر کاهش شاخص‌های مشابه برای رقبای اصلی این کشور در این بازار، یعنی الجزایر، هلند و نروژ به ثبت رسیده است. عرضه گاز این سه کشور در سال 2022 به اروپا ممکن است 70 میلیارد متر مکعب کمتر از سال 2017 باشد.   در پایان دسامبر 2018، مصطفی گیتونی، وزیر انرژی الجزایر، در رابطه با مشکلاتی که کشورش با آن مواجه است سخن گفت. طبق سخنان وی در سال 2017، الجزایر از طریق خط لوله و به صورت ال ان جی 49.6 میلیارد متر مکعب گاز به اروپا عرضه کرده است، اما مصرف گاز در خود الجزایر با چنان سرعتی در حال افزایش است که در سال 2022 مجموع صادرات گاز، قطعی نخواهد بود. در حال حاضر الجزایر 130 میلیارد متر مکعب گاز تولید می‌کند که نیمی از آن به مصرف داخلی می رسد.   طبق پیش بینی‌ها  تولید گاز در نروژ هم کاهش می‌یابد. اگر در سال 2017، مدیران ساختارهای نفتی نروژ پیش‌بینی می‌کردند که صادرات نفت نروژ در سال 2022 ، 123.1 میلیارد متر مکعب باشد، در حال حاضر از حدود 121.4 میلیارد متر مکعب عرضه گاز سخن به میان می‌آید.   حتی در هلند وضعیت پیچیده‌تر است. مباحث مربوط به دورنمای بهره‌برداری از بزرگترین میدان گازی هلند در خرونینگن به دادگاه عالی این کشور کشیده شد. طبق اخبار و اطلاعات کارشناسان محیط زیست محلی، کار در این میدان که بیش از نیمی از گاز هلند را تولید می‌کند، موجب بروز یک سری زمین لرزه می‌شود که قدرتمندترین آن با 3.4 ریشتر، در سال گذشته روی داده است. به دادگاه عالی هلند 26 دادخواست از مقامات منطقه‌ای و افراد شخصی ارائه شده که خواستار ممانعت از استخراج گاز و بهره برداری از این میدان بودند. شایان ذکر است که در سال 2017، هلند 39.1 میلیارد متر مکعب گاز به بازار اروپا عرضه کرده است. دولت هلند بدون آنکه منتظر نتیجه داوری دیوان عالی کشور باشد، تصمیم گرفت تا سال 2030  استخراج گاز در میدان خونینگن را به طور کامل متوقف نماید، در حال حاضر هم به تدریج حدنصاب تولید گاز را کاهش می‌دهد. در حال حاضر این حد نصاب به 19.4 میلیارد متر مکعب گاز در سال رسیده است که در مقایسه با استخراج  53.8 میلیارد متر مکعب گاز در سال 2013 کاهش قابل توجهی را نشان می دهد.   در عین حال، تقاضای اروپا به گاز هم افزایش خواهد یافت. به گفته کارشناسان آژانس بین‌المللی انرژی در سال 2025، تقاضای کشورهای اروپایی به گاز وارداتی به 409 میلیارد متر مکعب خواهد رسید، در حالی که این میزان در سال 2017،  312.1 میلیارد متر مکعب بوده است. طبق پیش بینی  این آژانس، سهم عرضه گاز روسیه به 37 درصد خواهد رسید.   در سال 2017، میزان مصرف گاز در اروپا به 560.5 میلیارد متر مکعب رسید. از این میزان، 260.4 میلیارد متر مکعب گاز به تولید اروپا (از جمله نروژ) مربوط می‌شد،  194.4 میلیارد متر مکعب گاز هم توسط گازپروم تحویل داده شد، تازه باز هم  اروپایی‌ها  105.7 میلیارد متر مکعب گاز را عمدتا از الجزایر (49.6 میلیارد متر مکعب)، قطر (24 میلیارد متر مکعب) و نیجریه (12.5 میلیارد متر مکعب) وارد کردند.   طبق مطالعات و بررسی های کمپانی فیچ (Fitch)، در آینده نزدیک، تجسم همزمان سه سناریوی منفی محتمل است - بسته شدن میدان گازی خرونینگن هلند، تغییر جهت کامل گاز الجزایر به سمت مصرف داخلی و تحلیل و فرسایش میدان‌های گازی نروژ. همه این موارد موجب می‌شود تقاضای اروپا به واردات گاز از دیگر منابع، 50 میلیارد متر مکعب در سال افزایش یابد. در این شرکت بر این باورند که این حجم یک چهارم آنچه اروپا در حال حاضر از روسیه خریداری می‌کند و نیمی از ظرفیت تمام پایانه‌های ال ان جی امریکا تا پایان سال 2019 است. بازار اروپا ممکن است برای تولیدکنندگان ال ان جی، از جمله برای ایالات متحده، جذابتر باشد. با این حال، این امر برای گازپروم با ظرفیت مازاد آن هم یک شانس محسوب می شود، چراکه پس از راه‌اندازی نورد استریم -2، این شرکت قادر خواهد بود صادرات خود را افزایش دهد.   دیمیتری مارینچنکو از کمپانی فیچ  نیز خاطرنشان می‌کند «نامعلوم بودن استخراج گاز نروژ و هلند و کمبود احتمالی گاز ال ان جی با شروع سال‌های 2020- 2022 به گازپروم کمک می‌کند. آلمان عملگرا به پشتیبانی از نورد استریم-2 ادامه می‌دهد، دقیقا به این دلیل که مایل است امکان خریداری مقدار بیشتری از گاز روسیه را  که بسیار رقابتی‌تر از ال ان جی آمریکاست در اختیار داشته باشد. در عین حال، با توجه به محاسبات فیچ، گازپروم با ذخایر موجود، تا 50 سال تامین است و تولیدکنندگان گاز شیل آمریکا تنها به مدت 10 سال قادر به تولید گاز خواهند بود.   دارل مالنار تحلیلگر بازار گاز نیز تاکید دارد در صورت کاهش قابل توجه تولید در میدان خرونینگن در حال حاضر، امکانات و فرصت‌های هلند برای تبدیل گاز از دیگر منابع با استفاده از دستگاه‌های تبدیل و تغییر کاربری «رو به پایان» است و فرصت‌های جدید، در سال 2022 فراهم می‌شوند.   در این شرایط، دورنمای راه‌اندازی سریع خط لوله گاز «نورد استریم-2» به عنوان رقیب ال ان جی آمریکا موجب خشم و برافروختگی فزاینده واشنگتن شده است. به طوری که ریچارد گرینل سفیر ایالات متحده در آلمان، شرکت‌های آلمانی حاضر در ساخت این خط لوله را به اعمال تحریم تهدید کرده، که موجب رسوایی بین‌المللی شده است. طبق اطلاعات  بیلد آم سانتونگ، در نامه‌هایی که اوایل ژانویه ارسال شده، سفیر هشدار داد که «شرکت‌هایی که  با بخش صادرات انرژی روسیه همکاری می‌کنند، در فرآیندی حضور دارند که ممکن است ریسک‌های تحریمی قابل توجهی را برای آنها در پی داشته باشد».      در عین حال، ریچارد گرینل سعی داشت اوضاع را ملایم کرده و به روزنامه بیلد آلمان اعلام نمود که این پیام‌ها نباید به عنوان تهدید تلقی شوند، اینها فقط «آشکارا مواضع ایالات متحده را بیان می‌کنند». با این حال، در برلین، این اولتیماتوم را جدی گرفتند. روزنامه هاندلس‌بلات آلمان متن کامل نامه‌ها را منتشر کرده است، آنگونه که در آنها آمده نورد استریم-2 امنیت انرژی اروپا و اوکراین را تضعیف کرده و ابزار بیشتری برای نفوذ سیاسی در اختیار روسیه قرار می‌دهد. نامه‌ها توسط سفیر آمریکا به مدیران شرکت نفت و گاز آلمانی وینترسهال (Wintershall) و شرکت انرژی آلمانی اونیپر (Uniper) ارسال شده بودند.   اقدامات ریچارد گرینل، با آداب دیپلماتیک تناقض دارد. به طوری که این اقدام رسمی سفیر آمریكا، اظهارنظرهایی را در وزارت امور خارجه آلمان در پی داشت. هایکو ماس وزیر امور خارجه فدرال آلمان اعلام کرد: «موضوعات مربوط به سیاست اروپا در حوزه انرژی باید در اروپا حل و فصل شود، نه در ایالات متحده»،  ولفگانگ بوکهل رئیس کمیته شرقی اقتصاد آلمان هم تأکید کرد موضوع «خودکفایی و حاکمیت آلمان» مطرح است.   اشپیگل آلمان هم نوشت که ایالات متحده پیشتر هم با پروژه نورد استریم-2 مخالفت می‌کرد، اما تهدیدهای مطرح شده در این نامه‌ها مداخله مستقیم و «چیزی غیرمعمول» است. افزون بر این، جولیان اسمیت کارشناس بنیاد علمی رابرت بوش آمریکا معتقد است «اکنون که در حوزه سیاست داخلی اقدامات ترامپ محدود شده، می‌توان انتظار داشت که در امور خارجی بسیار فعالانه‌تر وارد عمل شود. این امر  می‌تواند عواقب ناگواری برای آلمان داشته باشد».   روزنامه هاندلس‌بلات هم می‌نویسد مداخله واشنگتن در همکاری روسیه و آلمان در زمینه انرژی ممکن است موجب شود تا پروژه احداث خط لوله نورد استریم-2، هم اکنون از جانب آلمانی‌هایی که قبلا با آن مخالف بودند مورد حمایت قرار گیرد.   مخالفت احتمالی ایالات متحده و کمیسیون اروپا با پروژه خط لوله گاز «ترک ­استریم» را نیز  نباید دست کم گرفت- به ویژه در شرایط سردشدن روابط ایالات متحده و ترکیه و تمایل کشورهای اروپای جنوب شرقی، به ویژه صربستان به این پروژه. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، طی کنفرانس مطبوعاتی پس از مذاکراه با رجب طیب اردوغان در مسکو در تاریخ 23 ژانویه 2019 تاکید کرد: «بهره‌برداری از خط لوله گاز جدید نه تنها برای امنیت انرژی جمهوری ترکیه بلکه برای اروپای جنوبی و جنوب شرقی نیز حائز اهمیت خواهد بود». در نهایت باید اشاره کرد که گاز طبیعی مایع در بازار انرژی اروپا نقش بیشتری ایفا خواهد کرد.       نویسنده: پتر اسکندرف، تحلیلگر ارشد موسسه «مطالعات اسلاو»، آکادمی علوم روسیه   منبع: بنیاد فرهنگ راهبردی   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران       «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»         ]]> اقتصاد و انرژی Fri, 15 Feb 2019 16:35:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3810/روسیه-بازار-گاز-اروپا-چشم-انداز-سال-2019