موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Fri, 20 Oct 2017 05:06:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 20 Oct 2017 05:06:31 GMT 60 ​دیدار هیات های «نمایندگان مجلس» و «انرژی هسته ای» ایران با همتایان روسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی ایراس: دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رئیس کمیته انرژی دومای روسیه: هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به سرپرستی آقای حسنوند رئیس کمیسیون انرژی ، آقای خالدی رئیس کمیته انرژی  های نو و تجدید پذیر کمیسیون مذکور و آقای ذوالنودی رئیس کمیته انرژی هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  روز دوشنبه 24 مهر ماه سالجاری با آقای پاول زاوالنی رئیس کمیته انرژی دومای کشوری فدراسیون روسیه ملاقات و در زمینه همکاری های فی مابین گفتگو کردند. در این دیدار دو طرف ضمن تاکید بر اراده دولت و ملت دو  کشور به گسترش روابط دو جانبه و بین المللی به ویژه در حوزه انرژی، توافق کردند کارگروه مشترکی را ایجاد و با تدوین برنامه ای منظم به منظور: -تعیین ترکیب اعضای کار گروه از طرف دو مجلس ایران و روسیه -تعیین حوزه های همکاری های فیمابین  و اولویتهای مد نظر  - سفر به کشورهای ایران و روسیه از طرف اعضای کمیسیون های انرژی دو بار در سال - دعوت از شرکت های مرتبط با حوزه انرژی از دو کشور و حمایت  جهت مشارکت و سرمایه گذاری و دیگر موارد در کشورهای ایران و روسیه سازماندهی های لازم را انجام دهند. شایان ذکر است هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی به منظور شرکت در سمینار « 25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه  در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای » هیات سازمان انرژی اتمی ایران به سرپرستی آقای کمالوندی معاون امور بین الملل، حقوقی و مجلس  این سازمان را همراهی می کنند.     دیدار هیات های  انرژی هسته ای ایران و روسیه: همچنین امروز در استانه برگزاری سمینار «۲۵ سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره برداری صلح امیز از انرژی هسته ای» هیات های انرژی هسته ای دو کشور به سرپرستی اقای کمالوندی معاون بین الملل و امور حقوقی و مجلس سازمان انرژی اتمی ایران و اقای اسپاسکی معاون امور بین الملل روس اتم روز دوشنبه مورخ ۲۴ مهر ۱۳۹۶ با یکدیگر ملاقات کردند و در مورد همکاری در زمینه های مختلف و متنوع برای استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای بحث و تبادل نظر نمودند. قرار است سمینار مذکور با مشارکت سازمان انرژی اتمی،  روس اتم و وزارتخانه های امور خارجه دو کشور و حضور نمایندگان ۵+۱ طی روزهای ۲۵ و ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در مسکو برگزار شود.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:36:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی سخنرانی دکتر مهدی سنایی در آکادمی فنی روس‌اتم http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم ایراس: سمینار «25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای: چشم‌اندازهای جدید ضمیمه 3 برجام» در آکادمی فنی روس‌اتم، مسکو از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. دکتر مهدی سنایی، سفیر کشورمان در روسیه، با حضور در این سمینار به ارائه سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنرانی ایشان از این قرار است: دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در مسکو: اجازه دهید مراتب خرسندی خود را از حضور در جمع شما مقامات و متخصصان عرصه دیپلماتیک و فناوری هسته‌ای در این سمینار مهم اعلام و از سازمان دهندگان این سمینار جهت فراهم آوردن فرصت بحث و تبادل نظر در مورد این موضوع مهم قدردانی نمایم. نگاهی به گذشته نشان می‌دهد که روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف به ویژه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی، از یک روند مطلوب توسعه‌ای برخوردار بوده و رشد 70 درصدی حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال گذشته مؤید این مطلب است. همچنین سفر مقامات بلند پایه دو کشور نشانی از تمایل و اعتماد بالای دو کشور در گسترش همکاری‌ها می‌باشد و هدف‌گذاری روسای جمهور دو کشور در سفر جناب آقای دکتر روحانی به فدراسیون روسیه (7-8 فروردین 1396) برای توسعه همکاری‌های راهبردی در زمینه‌های مختلف و امضای 14 سند همکاری، نقطه عطفی در تاریخ روابط دو کشور می‌باشد. سفر جناب آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی به سنت پیترزبورگ نیز بیانگر تعامل خوب دو کشور در سطوح عالی قوای مقننه است. همچنین همکاری بین وزارتخانه‌های امور خارجه با برگزاری نشست‌های مشورتی و رسمی دو جانبه و چند جانبه بین وزرای خارجه، معاونین وزیر و مدیران کل در سطح خوبی در امور دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه دارد. حرکت رو به رشد فناوری، اقتصاد و تجارت جهانی، ایجاب می‌نماید کشورهای جهان از حداکثر ظرفیت‌های ممکن برای توسعه همکاری‌ها بهره ببرند و در این راستا، در سطوح دوجانبه و بین‌المللی در تمامی زمینه‌ها برنامه‌ریزی منظم و مدونی در اختیار داشته باشند. امروز بدون اغراق می‌توان گفت چنین برنامه‌ریزی در بسیاری از زمینه‌ها بین جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه وجود دارد و همکاری‌های دو کشور در عرصه مبارزه با تروریزم و بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به عنوان نماد همکاری‌های مهم و استراتژیک دو کشور در عرصه دوجانبه و بین‌المللی شناخته شده است.   طی سال‌های اخیر، علاوه بر رشد همکاری‌های فنی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، شاهد همکاری نزدیک و تنگاتنگ دو کشور در سازمان‌های بین‌المللی به ویژه نهایی‌سازی و اجرای برجام بوده‌ایم. در حال حاضر، همکاری فنی دو کشور طیف وسیعی از موضوعات از جمله بهره‌برداری از واحد یک نیروگاه بوشهر، ساخت واحدهای 2 و 3 آن و فعالیت فنی و علمی مشترک در تولید ایزوتوپ‌های پایدار را شامل می‌شود. بدون شک فدراسیون روسیه یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار در شکل‌گیری برجام و اجرای آن بوده و تحت شرایطی که برخی از طرف‌های متعاهد برجام نسبت به تعهدات خود عمل نکرده‌اند، روسیه از اجرای این سند چندجانبه و بین‌المللی حمایت نموده است. در اینجا لازم می‌دانم از تلاش‌های سازنده روسیه و سایر کشورهایی که در روند اجرایی برجام همکاری نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند قدردانی نمایم. امروز آنچه روند اجرایی برجام را با خطر مواجه ساخته، تفسیر غیرمنصفانه و ناعادلانه این توافق چند جانبه بین‌المللی و زمزمه‌های خروج برخی از اعضاء یا اظهاراتی در مورد اصلاح آن می‌باشد. این در حالیست که اکثریت اعضای 5+1 بر حفظ برجام و اجرای آن تأکید دارند. بدون شک هر گونه اقدامی که باعث تضعیف روند اجرایی این توافق شود تنها امنیت و اعتماد بین‌المللی را از بین می‌برد. جمهوری اسلامی ایران ضمن یادآوری پایبندی خود به برجام، با دیگر بر عمل به تعهدات تمامی کشورهای عضو در قبال تمامی مفاد برجام تأکید می‌نماید. همگی ما می‌دانیم سیاست اصلی جمهوری اسلامی ایران گسترش صلح و ثبات در منطقه و جهان است و در این راه، هیچ توهین و فشاری را نمی‌پذیرد. اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا در مورد ملت ایران توهین‌آمیز و به دور از واقعیت می باشد و تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد. متشکرم. شایان ذکر است سمینار 25 سال همکاری ایران و روسیه در زمینه بهره برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته ای از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. برگزارکنندگان این سمنار دو روزه با دعوت از نمایندگان 1+5 و اتحادیه اروپا قصد دارند ضمن تجلیل از همکاری طولانی هسته ای صلح آمیز ایران و روسیه این پیام را به جهان برسانند که برجام یک توافقنامه بین المللی است که باید توسط همه اطراف رعایت شود. منبع: بخش دیپلماسی رسانه ای سفارت ج.ا.ایران در فدراسیون روسیه پایان متن/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:05:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم مراسم رونمایی از کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3369/1/مراسم-رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار ایراس: آیین رونمایی و معرفی کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» که به کوشش و ویراستاری علمی آقای ولی کوزه‌ گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی اخیراً از سوی انتشارات ایراس منتشر شده است، در جلسه‌ای با حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر فرهاد عطایی، استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و با حضور برخی از نویسندگان این مجموعه، اعضای شورای علمی موسسه ایراس، آقای روبن مورگوشیا، از مسئولان سفارت گرجستان در ایران و آقای دماوندی، مسئول انجمن دوستی ایران و ارمنستان و تنی چند از مدعوین و علاقمندان در عصر دوشنبه 24 مهر ١٣٩٦ در محل موسسه ایراس برگزار شد. در این مراسم ابتدا آقای دکتر کیانی، قائم مقام موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس) ضمن خوشامدگویی به حضار، به کمبود اطلاعات و ادبیات علمی در حوزه سیاست خارجی ایران و به خصوص پیرامون آسیای مرکزی و قفقاز و در کل مناطق پیرامونی اشاره کردند و این کتاب را به دلیل توجه به سیاست خارجی ایران و نیز روابط ایران و دولت های قفقاز حائز اهمیت دانستند. دکتر کیانی به این نکته نیز اشاره کردند که دیگر ویژگی این کتاب که آن را از سایر ادبیات موجود در این حوزه متمایز می کند، این است که نمایندگان چند اتاق فکر در ایران و منطقه مطالب این کتاب را نگاشته اند، لذا نگاهی صرفا ایرانی بر این کتاب حاکم نیست. در ادامه آقای دکتر عطایی، استاد دانشگاه تهران که سخنران اصلی این جلسه بودند ضمن ابراز خرسندی از برگزاری و حضور در این مراسم، به روند روبه رشد مراکز پژوهشی دنیا در یکی دو دهه گذشته اشاره کرده و بر این موضوع تأکید کردند که به خصوص در حوزه مطالعات منطقه ای، مراکز پژوهشی دنیا به سمتی میل پبدا کرده اند که شاهد کاهش آثار علمی تک نگارنده هستیم و به مرور کتاب هایی که نویسندگان متعددی دارند رو به افزایش است. ایشان این روند را درست و مثبت ارزیابی کردند. چراکه به جای آن که یک نویسنده سال ها موضوعی را مورد مطالعه قرار داده و بعد به نگارش و انتشار آن اقدام نماید یک نفر که در زمینه خاصی تخصص دارد از دیگر پژوهشگران حوزه مربوطه دعوت می کند تا مجموعه ای علمی با دیدگاه های متفاوت در یک حوزه خاص تهیه و منتشر شود و ویراستاری علمی آن را به عهده می گیرد. لذا دکتر عطایی به لحاظ این ویژگی، این کتاب را دست کم در ایران و در این حوزه، اثری جدید و بی سابقه دانستند. همچنین ایشان نقش آقای کالجی را در جمع آوری و ویراستاری علمی کتاب مذکور بسیار پررنگ و مهم تر از آنچه در این اثر تح عنوان «به کوشش» به آن اشاره شده، ارزیابی کرده و تلاش و علاقمندی آقای کالجی در امر پژوهش را ستودند. دکتر عطایی در ادامه ضمن تأکید بر ساختار قابل توجه کتاب که از روندی منطقی پیروی می کند خاطرنشان کردند: این کتاب در سه بخش با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» آماده شده است. در بخش نخست، نویسندگان کم و بیش به یک موضوع مشخص یعنی کشمش و یا درواقع تصمیم گیری بین روسیه و جهان غرب پرداختند که پس از فروپاشی شوروی و استقلال دولت های قفقاز، چالش مشترک هر سه جمهوری است؛ این که سیاست خارجی این کشورها باید به کدام سمت سوق پیدا کند، هم موضوع روز و هم مهم ترین موضوعی است که جمهوری های قفقاز پس از فروپاشی با آن مواجهند.    بخش دوم کتاب به ایران و روابط ایران با جمهوری های قفقاز برمی گردد. در این بخش مقدمه ای که آقای کالجی نگاشته اند به درک بهتر مطالبی که سه پژوهشگر آذری، ارمنی و گرجی ارائه کرده اند کمک می کند. ضمنا  این مطالب در قالب آسیب شناسی مطرح شده است. به هرحال روابط ایران و همسایگانش در حد کمال مطلوب نیست و جای بهبود دارد. ضمنا در این بخش به موضوع دیپلماسی عمومی که امروزه اهمیت ویژه و روزافزونی پیدا کرده نیز اشاره شد و که این موضوع در مقالات آقایان دهشیری، امیراحمدیان، حق پناه، کاظم زاده و خانم کوهی اصفهانی مورد بررسی قرار گرفته است.    دکتر عطایی بخش سوم این کتاب را را یک نوآوری دانسته و خاطرنشان کردند: در این بخش، قفقاز  جنوبی در ارتباط با تحولات منطقه ای مورد ارزیابی قرار گرفته است. به لحاظ منطقه ای ایران، از یک طرف کشوری خاورمیانه ای است اما زبان غالب این کشورها را که زبان  عربی است (منهای اسرائیل و ترکیه) ندارد. از یک سو کشوری در حوزه ی آسیای جنوبی و کنار پاکستان و هند و ... محسوب می شود اما جزء این منطقه نیست. از طرف دیگر با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز همسایه است و سابقه تاریخی و اشتراکات زیادی با این منطقه دارد و درعین حال تجربه اتحاد شوروی را که این جمهوری پشت سرنهاده اند لمس نکرده است. درواقع، این بخش بحثی فراتر از خود منطقه قفقاز را مطرح کرده و مهم ترین موضوعات روز و تحولات خاورمیانه یعنی موضوع سوریه و حتی بحث کردستان (کردها) را مورد توجه قراد داده است.       ایشان در ذکر دیگر ویژگی شاخص این کتاب، این نکته را مورد اشاره قرار دادند که نویسندگان این مقالات یا متخصصان و کارشناسان عالی مراکز راهبردی، یا از اساتید دانشگاه و یا مسئولان اجرایی هستند که علاوه بر فعالیت دیپلماتیک از تحصیلات آکادمیک مرتبط برخوردار هستند. لذا همه اینها موجب خلق کاری متوازن و جامع الاطراف شده است. دکتر عطایی همچنین ضمن اشاره به کاستی اغلب آثار پژوهشی که صرفا به مباحث تئوریک می پردازند به عدم ارتباط متقابل به آثار پژوهش و سازو کارهای اجرایی اشاره کرده و در رابطه با این کتاب که نگاهی صرفا آکادمیک بر آن حاکم نیست و در آن بیشتر به مباحث اجرایی پرداخته شده است، آن را از دیگر مزایای کتاب برشمردند و این ویژگی را بسیار مغتنم دانستند.     آقای کالجی نیز در سخنانی کوتاه ضمن تشکر از دکتر کیانی و دکتر عطایی و کلیه نویسندگان این مجموعه، به این موضوع اشاره کردند که در حوزه مطالعات منطقه ای به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز، معمولاً در بیشتر کارها و تولیدات پژوهشی «نگاه از بیرون» سیطره دارد و به همین دلیل، در این مجموعه سعی شده است که نگاه ها و دیدگاه های کارشناسان داخلی منطقه قفقاز و در واقع «نگاه از درون» مورد توجه قرار گیرد. هرچه به نگاه از داخل نزدیک تر شویم دید ما واقع بینانه تر می شود. آرمان ها جایگزین واقعیت نمی شود و در نهایت این امر به سیاست خارجی ما کمک می کند. آقای کالجی، کار مطالعاتی و تحقیقاتی در حوزه قفقاز را «سهل و ممتنع» دانستند. سهل از این بابت که اشتراکات و پیوندهای تاریخی بسیاری با این منطقه داریم و دشوار از این جهت که در عین اشترکات بسیار، شکاف ها و اختلافات موجود در منطقه نیز غیرقابل انکار است به طوری که این امر، نویسندگان ایرانی را گاها ناگزیر به خودسانسوری و نگفتن برخی مطالب می کند. اما نپرداختن به مسائل کمکی به حل آن ها نمی کند. وقتی رابطه دو کشور دچار بحران می شود، این امر واقعا ناگهانی و یک باره نیست. بلکه ریشه در عدم بیان مسائل و مشکلات به صورت شفاف است که زمینه بروز چالش و بحران را فراهم می کند. به ویژه آن که منطقه قفقاز، منطقه ای دینامیک، پویا و پرتلاطم است. مهم ترین چالش سیاست خارجی این کشورها ایجاد موازنه بین روسیه و غرب در سطح کلان و در سطوح پایین تر بین چین، ایران و ...  می باشد که از این منظر سیاست خارجی جمهوری آذربایجان در ایجاد موازنه میان روسیه و جهان غرب و نیز همسایگان موفق تر عمل کرده است. ویراستار علمی کتاب ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی در پایان به این نکته اشاره نمود که در این مجموعه سعی شده است حدالمقدور از تکرار مسائل کلیشه ای و تکراری پرهیز شود و موضوعات جدیدی مانند تاثیر بحران اوکراین و کریمه بر گسل های قومی- سرزمینی قفقاز، تاثیر تحولات عراق و سوریه بر روند افراط گرایی دینی در قفقاز، نوع رویکرد ارامنه نسبت به کردهای سوریه، عراق و ترکیه و شرایط جدید آذربایجان و گرجستان در حوزه انتقال انرژی به اروپا پس از بحران در روابط روسیه و غرب در موضوع اوکراین مورد مطالعه قرار گیرد تا شناخت و درک بهتری از تحولات جدید این منطقه حاصل شود.      در ادامه جلسه، جناب آقای روبن مورگوشیا، از مسئولان سفارت گرجستان در ایران، ضمن ابراز خرسندی از حضور در این جلسه و خشنودی از بابت تولید چنین آثاری، در خصوص روابط ایران و گرجستان اشاره کردند که خوشبختانه یا متأسفانه گرجستان و ایران مرز مشترکی ندارند و لذا بسیاری از موضوعات روزمره و مشکلات مرزی در روابط ما و ایران وجود ندارد و ایران و گرجستان مثل دو برادری که از هم دورند با هم به خوبی کنار می آیند. فعالیت کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور، پروژه های مشترک بزرگ سرمایه گذاری و اقتصادی مثل پالایشگاه نفت با بیش از 2 میلیارد دلار سرمایه در نزدیکی دریای سیاه و همچنین احتمال راه اندازی خط ترانزیتی آستارا  تا پایان سال که از مسیر آذربایجان-گرجستان- دریای سیاه می گذرد و نیز خط ریلی در حال راه اندازی گرجستان  –ترکیه که هر دو مورد امکان ترانزیت کالاهای ایرانی را به اروپا و بالعکس فراهم می آورد، از مهم ترین تحولات مثبتی است که در سطح منطقه و روابط ایران و گرجستان ایجاد شده است. آقای مورگوشیا در مجموع روابط سیاسی، اقتصادی و حتی دیپلماسی عمومی دو کشور را خوب ارزیابی کردند و با توجه به اهمیت بحث دیپلماسی عمومی، به لغو مجدد روادید ایران و گرجستان اشاره کردند و اظهار داشتند که در 9 ماه گذشته 275 هزار توریست ایرانی به گرجستان سفر کرده اند و امیدواریم تا پایان سال این شمار به 300 هزار نفر افرایش یابد.      دکتر جعفر حق پناه یکی از نویسندگان این مجموعه مقالات  کوتاهی فاصله زمان شروع به کار و زمان چاپ و انتشار کتاب را از مزایای این کار برشمردند. آقای اردشیر پشنگ، یکی دیگر از نویسندگان این مجموعه مقالات ضمن اشاره به تازگی و جذابیت موضوع مورد مطالعه ایشان (رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه) اظهار داشتند که در ذهن ما این تصور وجود دارد که 4 کشور ایران، ترکیه، سوریه و عراق از جمعیت کرد برخوردارند. اما کشور پنجمی هم وجود دارد و آن ارمنستان است که ملاحظات و رویکردهای خاص خود را در قبال کردها در داخل کشور و نیز سطح منطقه دارد که کمتر به آن توجه شده است. آقای دماوندی، مسئول انجمن دوستی ایران و ارمنستان نیز ضمن تقدیر از زحمات آقای کالجی و اشاره به سرعت عمل ایشان در تولید محتوا، تولید آثار مربوط به این حوزه را یک نیاز ارزیابی کرده و اظهار داشتند: ما این منطقه را حوزه تمدنی ایران می دانیم. اما حجم آثار و تولیدات مربوط به این حوزه در ایران اندک بوده و نمی تواند پاسخگوی این ادعا باشد. شناخت درست از یک کشور برای قضاوت بهتر و برقراری ارتباط موثرتر ضروری است و تا وقتی که شناخت امروزی به این کشورها نداشته باشیم، افراد و ساختارها را نمی‌شناسیم و طبیعتا نمی توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. به نظر می رسد 25 سال، زمانی کافی برای ورود به فاز ارتباط گسترده و روزآمد با این کشورها باشد.     در پایان جلسه، دکتر کیانی ضمن اشاره به همکاری مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) با مراکز پژوهشی کشورهای منطقه از جمله شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) و مرکز تحقیقات ریاست جمهوری آذربایجان (سام) بر ایجاد دیالوگ و دیپلماسی خط دو تأکید کردند و اظهار داشتند که ویژگی این منطقه به گونه ای است که لازم است اتاق های فکر منطقه با هم دیالوگ برقرار کنند. چراکه فهم مسئله بخشی از حل مسئله است. در پایان این مراسم، کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» نوشته ی ولی کوزه‌¬گر کالجی؛ توسط جناب آقای دکتر عطایی رونمایی شد.        لازم به ذکر است کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدیدترین اثر علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین‌المللی می باشد و دومین اثری است که در موسسه ایراس از آن رونمایی شده است. این مجموعه حاوی 16 مقاله است که در 328 صفحه و در سه بخش با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و همچنین «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» تهیه و تنظیم شده است. نسخه روسی این مجموعه نیز در دست چاپ است و به زودی از سوی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.  شایان ذکر است از آقای ولی کوزه‌گر کالجی، ده‌ها مقاله علمی و پژوهشی و چندین کتاب‌ ارزشمند در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز منتشر شده است که برخی از عناوین کتاب‌هایی ایشان عبارتند از: جریان‌های سیاسی جمهوری ارمنستان؛ مبانی فکری، دیدگاه‌ها و رویکردها (1393)؛ تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان 1988- 2013 میلادی (1393)؛ مجموعه امنیتی منطقه ای قفقاز جنوبی با مقدمه شیرین آکینر (۱۳۹۳)؛ ایران، روسیه و چین در آسیای مرکزی: تعامل و تقابل با سیاست خارجی آمریکا با مقدمه سرگی مارکدانف (۱۳۹۵) و همچنین سیاست خارجی آمریکا در آسیای مرکزی: روندها و چشم اندازها با مقدمه دکتر سیدمحمد کاظم سجادپور (۱۳۹۵).   پایان گزارش   ]]> ایران Tue, 17 Oct 2017 09:34:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3369/1/مراسم-رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار رونمایی از کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3368/1/رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار ایراس: جلسه رونمایی و معرفی کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» که به کوشش و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی اخیراً از سوی انتشارات ایراس منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است، در جلسه ای با حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر فرهاد عطایی، استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و با حضور برخی از نویسندگان این مجموعه و اعضای شورای علمی موسسه ایراس برگزار شد.  در این جلسه که بعدازظهر دوشنبه 24 مهر ١٣٩٦ در محل موسسه ایراس برگزار شد، اساتید و کارشناسان منطقه قفقاز جنوبی در کنار نویسندگان کتاب به ارائه نظرات و دیدگاه های خود پرداختند. در این جلسه که با هدف معرفی و رونمایی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» برگزار شد، فرصتی فراهم شد تا گفتگوهایی تخصصی پیرامون مقالات کتاب و موضوعات اساسی روابط ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی صورت گیرد. به زودی، گزارش کامل این نشست نیز از طریق سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) تقدیم علاقمندان خواهد شد. در ادامه، گزارش تصویری این جلسه تقدیم شده است:     ]]> قفقاز جنوبی Tue, 17 Oct 2017 09:31:41 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3368/1/رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار چرا میانمار موجب بیداری قفقاز روسیه شد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه ایراس: مسکو در  قفقاز بدون آنکه زحمت برقراری تناسب درست بین اصول سکولار و مذهبی را به خود داده باشد، صرفا بر وفاداری حاکمان منطقه تکیه کرده است. این امر به تحلیل رفتن و انقباض سریع گفتمان سکولار در عرصه سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. در نتیجه نسل جدیدی ظهور کرده که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد. در اوایل ماه سپتامبر، قفقاز شمالی دوباره در صدر اخبار قرار گرفت. علت این امر نه حملات فاجعه بار تروریستی جهادی‌ها بود و نه درگیری‌های قومی، اختلافات ارضی و نه هرگونه اختلافات دیگر و حتی به استعفای پرسروصدای رجل سیاسی طراز اول در جمهوری‌های این منطقه هم ارتباطی نداشت. علت این امر و تیتر اخبار روز شدن قفقاز شمالی،  وقایع میانمار بود.   در نگاه نخست، پیدا کردن نقطه اشتراک در موضوعی مثل میانمار و قفقاز دشوار است. با این حال، در اوایل پاییز سال 2017 این دو موضوع به شکل عجیبی با هم گره خوردند. اخبار و گزارش‌های مربوط به آزار و شکنجه مسلمانان روهینگیا در یک کشور دور در آسیای جنوب شرقی، موجب بیداری جمهوری‌های قفقاز شمالی شد. رمضان قدیرف، رئیس جمهور چچن وقایع میانمار را به عنوان یک «فاجعه بشری» توصیف کرد و خواستار ابراز همدردی (اعلام همبستگی) با مسلمانان روهینگیا در شرایطی شد که «سکوت جامعه جهانی» نسبت به این وقایع حکمفرماست. رهبر چچن سخنانی درباره «توطئه سکوت» نسبت به تراژدی میانمار بیان داشت. البته این اولین سالی نیست که علاوه بر گزارش‌های سازمان ملل متحد، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کارشناسان و موسسات دولتی کشورهای مختلف در رابطه با این موضوع اظهار نظر کرده‌اند‌. مناقشاتی که در ایالت راخین (اراکان) میانمار روی داده، ابعاد وسیعی دارد (و شامل اختلافات مذهبی بین بودایی‌ها و مسلمانان و همچنین  درگیری میان جریانهای قدرت و گروه‌های شبه نظامی روهینج می‌شود). این اختلافات و درگیری‌ها اولین سالی نیست که حادث شده بلکه چندین سال است که ادامه دارد و بعید است در آینده نزدیک نیز حل شود. این موضوع در فضای روسیه مسائل حاد زیادی را برمی انگیزد که از سطح استقلال رهبران منطقه‌ای و ویژگی خاص قفقاز شمالی شروع و به  برخورد میان وفاداری منطقه‌ای و دولتی ختم می‌شود. مورد اخیر نه تنها به قفقاز شمالی بلکه به بسیاری از مناطق دیگر روسیه نیز مربوط می‌شود. بی دلیل نیست که در سوم سپتامبر علاوه بر جمهوری‌های قفقاز شمالی در پایتخت روسیه نیز تجمعاتی در حمایت از مسلمانان میانمار برگزار گردید. همگرایی چچن، آنگونه که حوادث 15 سال گذشته نشان داده است، نه تنها مسکو را به گروزنی، بلکه گروزنی را هم به جانب مسکو سوق داده است. با این حال، آیا می‌توان گفت حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی قفقاز روسیه را بیدار کرده است؟ اکنون رهبران قفقاز شمالی  تا چه حد می‌توانند بر سیاست خارجی روسیه تأثیرگذار باشند؟ اختلافات مذهبی و دولتی از یک نظر، واکنش سریع و تا این حد متلاطم نسبت به اوضاع مسلمانان روهینگیا غیرمنتظره بود. با آغاز سال 2014 اوضاع قفقاز شمالی در سایه وقایع کریمه، دُنباس و سوریه قرار گرفت. البته برای این امر هم دلایل مشخصی وجود داشت که به هیچ وجه ارتباطی با اولویت‌های سیاست‌های اطلاعاتی دولت روسیه ندارد. تعداد حملات تروریستی در قفقاز شمالی در مقایسه با اوایل و اواسط سال‌های 2000 به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. «امارت قفقاز» و زیرساخت‌های آن تقریبا به طور کامل از بین رفتند و شاخص‌ترین رهبران پشت پرده آنها همچون دوکو عمروف یا علی اصحاب کبکوف به هلاکت رسیده‌اند. پس از امارت قفقاز «ولایت قفقاز» جایگزین آن شد که ساختاری وابسته به تشکیلات ممنوعه «دولت اسلامی» در روسیه یا «داعش» است؛ این تشکیلات به رغم خطرات بالقوه، خوشبختانه نتوانسته از پیشینیان خود از نظر سطح فعالیت پیشی بگیرد. از دسامبر 2013 جهادی‌های قفقاز شمالی در خارج از منطقه هیچ عملیات تروریستی که از نظر وسعت با حملات تروریستی متروی مسکو، فرودگاه دومودو و یا زیرساخت حمل و نقل ولگاگراد قابل مقایسه باشد، انجام نداده اند. تصادفی نیست که طبق داده‌های لودا-سنتر در می‌2017، 41 درصد پاسخ دهندگان در پاسخ به پرسش مربوط به اوضاع قفقاز شمالی اوضاع آن را «آرام و مساعد» برشمردند، و تنها 4 درصد بر این باور بودند که اوضاع قفقاز شمالی انفجاری  و ملتهب است. برای مقایسه در نوامبر 2005 تنها 8 درصد از پاسخ دهندگان،  اوضاع این منطقه را آرام و 20 درصد اوضاع ان را بحرانی ارزیابی کرده بودند. با این حال با بررسی عمیق‌تر جریان فعلی، فعالیت و اقدامات (معترضانه) عمومی غافلگیرکننده نیست. از بسیاری جهات، مصالحه چچن همزمان با بازگشت مجدد به حوزه حاکمیتی روسیه (در حال حاضر این تنها نمونه در فضای شوروی سابق است که یک دولت جدایی طلب عملا تحت کنترل دولت مرکزی بازگشته است)، و تثبیت اوضاع سیاسی اجتماعی و کاهش تهدیدات تروریستی، متضمن یک خاص‌گرایی مدیریتی نیز بوده است. نکته این است که در این مورد، علاوه بر استقلال در اتخاذ برخی تصمیمات و عدم دخالت مرکز در بسیاری از امور چچن، آزادی ایدئولوژیک و همچنین تا حد خاصی آزادی در انتخاب خط مشیء سیاست خارجی هم برای این جمهوری لحاظ شد.   در ادبیات غرب معمولا از چچن به عنوان یک منطقه بسته صحبت می‌شود. اما بسته بودن از نظر کارشناسان غربی و فعالان حقوق بشر به معنای غیرعلنی بودن تماس با شخصیت‌های دینی و سیاسی موثر کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک نیست. در سال‌های 2015 تا 2017 رمضان قدریف به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین سفر کرده و در شمار میهمانان خارجی که به حضور پذیرفته می‌توان به سیاستمدار برجسته افغانی به نام ژنرال عبدالرشید دوستم اشاره کرد.   پس از آنکه رهبر چچن در اینستاگرام شخصی خود به ارزیابی وضعیت میانمار پرداخت، وبلاگ نویسان و نویسندگان مقالات سیاسی و اجتماعی در این باره وارد صحبت شدند که قفقاز شمالی تلاش برای شکل‌دهی به سیاست خارجی روسیه را شروع کرده است. البته اینطور هم نیست، چرا که قفقاز شمالی تقریبا از زمان فروپاشی شوروی در این راستا گام برداشته است. اگرچه در ابتدا این منطقه بیشتر به عنوان یک واحد تابعه در نظر گرفته می‌شد و شاخصی برای قدرت یا ضعف روسیه پسا شوروی بود، به تدریج در سیاست خارجی –به رغم نداشتن نماینده در سازمان ملل- موضوعیت پیدا کرد. مردمی که در پایتخت گروزنی گرد هم آمده بودند به تمام جهانیان اعلام کردند که ما اجازه شوخی با اسلام را نمی دهیم، اجازه نمی دهیم به احساسات مسلمانان توهین و بی حرمتی شود. این بیانات در واقع، فرازی از سخنرانی رمضان قدیرف در 19 ژانویه 2015 در اجتماعی است که در ارتباط با ماجرای نشریه فرانسوی شارلی ابدو شکل گرفته بود. در آن زمان پایتخت چچن برای طرفداران کمپین «ما شارلی نیستیم» به عرصه خاصی تبدیل شد. لازم به ذکر است که همراهی با این موضوع صرفا منحصر به فضای قفقاز شمالی نبوده است.   پذیرش این فرضیه که مبتنی بر رودرو قراردادن ساختگی «قفقاز کهن» و «روسیه پیشرفته» است، به معنای ساده‌سازی عامدانه اوضاع است. قدیرف از زمانی که به قدرت رسید در سیاست عمومی تجربه‌ای به دست آورد که ضمن برخورداری از واکنش سریع قادر است نه تنها منافع خود(جمهوری تحت حاکمیت خود)، بلکه منافع دیگر بخش‌های جامعه روسیه را که مواضع ضدغربی پیگیر و منسجمی دارند، بیان نماید. یعنی مردمی که نه تنها اماده مخالفت با خط مشیء امریکا و اتحادیه اروپا هستند، بلکه در داخل کشور از ایده «انتخاب تمدنی خاص» و بسیج جدی حول این محور حمایت به عمل می‌آورند. این یکی از عواقب وضعیت خاصی است که یک جمهوری واقع در ترکیب روسیه به طور جداگانه به خود گرفته است. این ویژگی و مشخصه خاص چچن می‌تواند سودمند هم باشد. روسیه به عنوان یک کشور چندقومی و چندمذهبی است که علاوه بر ساختارهای وزارت امور خارجه از طریق دیگر کانال‌ها امکان پیاده‌سازی سیاست خارجی خود را دارد. در این رابطه، تصویری که قدیرف از خود به جای نهاده به عنوان تصویر «مدافع مسلمانان» در برابر دشمن مسلمین یعنی داعش (که رمضان احمدویچ از آن به عنوان «ابلیس» یعنی دولت شیطانی یاد می‌کند) به عنوان طرف مذاکره با ژنرال‌های افغانی یا شیوخ و شاهزادگان عرب، نسبت به دیپلماتی که فارغ التحصیل دانشگاه پایتخت است و به دلیل ضرورت‌های اداری مسائل خاورمیانه را تحت نظر دارد، اعتماد بیشتری بر می‌انگیزد.      با این حال، این چشم‌انداز که تناقضی بین منافع دولت سراسری و منافع مذهبی منطقه‌ای دیده نمی شود، ممکن است جالب به نظر آید. بدیهی است تقویت روابط با پکن مستلزم واکنش جدی و محکمی نسبت به حوادث میانمار است. روسیه نمی تواند رویکرهای خود را با روشی که در چچن یا داغستان مورد پسند است یکی کرده و مشابه آن اقدام کند؛ مسکو باید با انعطاف پذیری و پیچیدگی بیشتری عمل نماید. لذا یک سوال اساسی پیش می‌آید و آن اینکه مسکو چگونه می‌تواند علاوه بر از دست ندادن اعتماد اتباع خود، اعتماد رهبران منطقه را هم که حساب خاصی روی سیاسی کردن دین و مذهب کرده‌اند از دست ندهد.  ثمرات اسلام گرایی مجدد با این حال، صحبت از قفقاز شمالی و بیداری آن در ارتباط با حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی، ممکن بود به اشتباه همه چیز را به پدیده قدیرف و وضعیت ویژه چچن تقلیل دهد. در میان وبلاگ نویسان و فعالان مدنی علاوه بر مردم چچن، مردمان دیگر جمهوری‌های مسلمان قفقازشمالی نیز از مقامات روسیه خواسته اند که اقدام جدی‌تری (موضع قوی‌تری) نسبت به دولت میانمار صورت دهند، یا اینکه مسکو را متهم به بلوکه کردن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و سرپیچی از جاه طلبی‌های چین در آسیای جنوب شرقی کرده اند. در این میان، داغستانی‌هایی هم هستند که به سختی نسبت به همراهی با رهبر جمهوری همسایه و حتی رهبر خودشان بدگمان هستند. علاوه بر این، اغلب این افراد رهبران قفقاز شمالی را به خاطر انفعال عمل سرزنش می‌کنند و به رهبران خود توصیه می‌کنند که در جستجوی راهی برای دفاع از مسلمانان میانمار باشند. هویت دینی قفقاز شمالی به قدیرف ختم نمی‌شود. در اوایل دهه 1990، در این منطقه مناقشات زیادی وجود داشت. بعضی از این مناقشات مثل اختلافات (اُسِتیا –اینگوشیا و چچن به مرحله مسلحانه کشیده شد، دیگر مناقشات مثل منازعات ارضی در داغستان یا کاباردینو-بالکاریا) زیرخاکستر باقی ماند. با این حال، تقریبا در هیچ جا عامل مذهب نقش مهمی نداشت. این وضعیت تقریباً در آغاز دهه 2000 تغییر کرد. به قول احمد یارلیکاپُف «اسلامی سازی مجدد» در قفقاز شمالی روی داد که پس از آن حتی قسمت‌هایی که به طور سنتی نقش دین در آنها کمرنگ تر بود مثل کاباردینو-بالکاریا، قره‌چای چرکس، آدیغیه، ناحیه استاوراپُل نیز تحت تأثیر این عامل (اسلامی سازی مجدد) فرار گرفت.  این کارشناس می‌افزاید: «اسلام که سیاسی‌ترین دین جهان است به سرعت در قدرت نفوذ کرد ...، برقراری تماس‌های غیررسمی با نخبگان محلی به روش موثرتری برای گسترش نفوذ در ساختار دولتی تبدیل شد. این امر در داغستان، و به ویژه در مناطق شهری محسوس‌تر بود». افزون بر این، تقویت هویت دینی به اشکال مختلف، از وفاداری به مقامات گرفته تا اشکال افراطی آن به خودی خود اتفاق نمی افتد، بلکه در شرایط افت نهادهای غیردینی (سازمان‌های اجرای قانون و نهادهای قضایی) و بحران ایدئولوژی ملی روی می‌دهد.  مسکو به طور مکرر ایده «ملت سیاسی روسیه» را اعلام کرده اما در عمل برای تحقق این ایده تلاش خاصی انجام نداده است. برعکس، مرکز (مسکو) قبل از همه بر وفاداری حاکمان مناطق متکی بوده و برای ایجاد یک رابطه درست بین اصول سکولار و مذهبی هیچ زحمتی به خود نداده است. در نتیجه چنین رویکردی در قفقاز شمالی به انقباض سریع گفتمان سکولار در حوزه‌های سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. همه اینها به دلیل کاهش ارتباطات افقی بین انسانی، منطقه‌ای شدن تاریخ نگاری و عدم وجود چشم اندازی روشن از جانب مرکز برای اولویت‌های تاریخی و سیاسی در سراسر روسیه روی داده است (که بعید است چنین چیزی را بتوان التقاط از نمادهای امپریالیستی، اتحاد جماهیر شوروی و پساشوروی به حساب آورد). در نتیجه، ما صاحب نسل جدیدی شدیم که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد.  اشکال و فرم‌های چنین تآثرات و تجربیاتی متنوع هستند و از مباحث و مناظره‌های الهیاتی و کسب علوم عالی اسلامی در خارج از کشور گرفته تا مشارکت در مناقشات خاورمیانه  را در بر می‌گیرد.   در پدیده جدید اسلامگرایی (اسلامی شدن)، عناصر متضاد متعددی وجود دارند. روسیه به عنوان کشوری که نقش فعالی در فضای پساشوروی و خاورمیانه ایفا می‌کند، باید موقعیت خود را نه تنها به عنوان یک کشور روسی، بلکه همچنین به عنوان دنیای  ترکی و اسلامی تعریف کند. اما روسیه دارای ابعاد بودایی هم هست که ارزش آن کمتر از سایر موارد مذکور نیست. در جریان وقایع میانمار هم، تلاش‌هایی که برای یکی شمردن سیاست دولت این کشور با بودیسم صورت می‌گیرد  بسیار خطرناک است. در عین حال، در تظاهراتی که در مسکو صورت گرفته بود معترضان شعارهای «بوداییان تروریستند» را سر می‌دادند، در شبکه‌های اجتماعی هم اعتراضات تحریک آمیزی نسبت به جمهوری کالمیکیا (1) به راه افتاد. متوجه باشیم که این واحد فدراسیون روسیه (کالمیکیا) با داغستان هم مرز است که بسیاری از بومیان بزرگترین جمهوری قفقاز شمالی در آن زندگی می‌کنند. به طور سنتی، متکلمان معتبر اسلامی معتقدند که تروریسم نباید با اسلام یکی شمرده شود. اما آیا نباید این قاعده را در مورد بودیسم اعمال کرد؟ بنابراین، وضعیت میانمار و انعکاس آن در قفقاز شمالی، مشکل یک منطقه مجزا در روسیه نیست. جمهوری‌های قفقاز شمالی نه محله اقلیت نشین‌هاست و نه قرق گاه اقوام، بلکه قلمرویی است که مشکلاتی که کل کشور با آن دست به گریبان است، به وضوح در آن روی میدهد. بیداری مسلمانان روسیه یک پیام جدی به مسکو داده است. بدون داوری و میانجیگری موثر بین اقوام و مناطق مختلف کشور و بدون تعیین دقیق قواعد بازی و مرزهای مشخص، دولت مجاز قدرتمندی هم ایجاد نمی شود. تا کنون ما از مقامات روسیه در مورد چرایی مناقشه‌ای که در جنوب شرقی آسیا روی داده و ارتباط آن با کشور ما و بخش‌های جداگانه آن، بیانیه‌ی روشنی نشنیده‌ایم. این سکوت خلائی را ایجاد می‌کند که به سرعت آن را با سایر ایدئولوژی‌ها پر می‌کنند. شبح میانمار در قفقاز روسیه این نکته را یادآور شده است که مسکو، علاوه بر تعامل با واشنگتن و بروکسل، لازم است که به دیگر مسائل و مشکلات سیاست داخلی توجه نماید. البته این توجه باید عمیق و پرمحتوا باشد و صرفا به خاطر مهیاکردن شرایط برای انتخابات و توزیع آرا در «جناح راست» صورت نگیرد.   نویسنده: سرگی مارکدانف - دکترای علوم تاریخی، دانشیار گروه آموزشی مطالعات منطقه ای و سیاست خارجی دانشگاه دولتی مسکو مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   منبع: سایت مرکز مسکوی کارنگی  یادداشت ها: 1. اکثریت ساکنان این جمهوری بودایی هستند.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 16 Oct 2017 10:14:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه سفر بی‌سابقه پادشاه عربستان سعودی به روسیه؛ انگیزه‌ها و ابعاد http://www.iras.ir/fa/doc/note/3366/سفر-بی-سابقه-پادشاه-عربستان-سعودی-روسیه-انگیزه-ها-ابعاد ایراس: سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه در هفته گذشته توجه بسیاری از مراکز خبری و تحلیلی در جهان، از جمله روسیه را به خود جلب کرده است. در ادامه به خلاصه‌ای از مهمترین مطالبی که در رابطه با این سفر در سایت های مرکز مسکوی کارنگی به قلم مارینا بلنسکایا و بنیاد فرهنگ راهبردی نوشته دمیتری مینین منتشر شده می‌پردازیم.   چرا پادشاه عربستان سعودی برای نخستین بار به مسکو سفر کرده است؟ نویسنده: مارینا بلنسکایا (مرکز مسکوی کارنگی)   پادشاه عربستان سعودی، برای اولین بار در تاریخ به روسیه سفر کرده است. این سفر بی سابقه موید آن است که در حال حاضر اوضاع برای توسعه روابط دو کشور از هر زمانی مناسبتر است. با این وجود بعید است روسیه بتواند به عنوان شریک اقتصادی طراز اول سعودی‌ها با ایالات متحده رقابت کند. روابط نزدیک مسکو و ریاض در شرایط فعلی عمدتا به دلیل انطباق منافع سیاسی آنها است و چنانچه این منافع دوباره متفاوت شود روابط نزدیک فعلی می‌تواند به هم بخورد.   پادشاه عربستان سعودی 5 اکتبر برای نخستین بار در تاریخ به روسیه سفر کرد. تنها سفر رئیس جمهور روسیه به عربستان سعودی هم به سال 2007 بر می‌‌گردد. بنابراین، بازدید این سفر از جانب پادشاه عربستان 10 سال به طول انجامید.   تاریخ پر فراز و نشیب روابط دو کشور روابط دو کشور دوران پرفراز و نشیبی را پشت سرنهاده است. اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که استقلال عربستان سعودی را به رسمیت شناخت و از سال 1926 روابط دیپلماتیک بین دو کشور برقرار شد. اما پس از 12 سال نمایندگی شوروی در جده بسته شد و همکاری‌های دو کشور متوقف گردید. از سرگیری تماس‌های ثابت سیاسی تنها در سال 1990 و در جریان نخستین بحران خلیج فارس مابین عراق و کویت میسر گشت.   با این همه، در رابطه عربستان و روسیه، به خصوص به خاطر فعالیت‌های نظامی در چچن، نمی‌شد از همکاری واقعی سخن گفت. مسکو بارها از حمایت کشورهای پادشاهی خلیج فارس از جمله عربستان سعودی از افراط‌گرایان فعال در قفقاز شمالی ابراز خشم و انزجار کرده است. با این حال، غیر از این زمینه منفی در دهه 90، خاورمیانه تشویش و نگرانی خاصی برای روسیه ایجاد نکرده است.   مسکو صرفا در سال‌های 2000 تماس‌های خود با کشورهای منطقه را از سرگرفت. آلگ آزرُف سفیر سابق روسیه در عربستان سعودی و معاون فعلی اداره امور آفریقای وزارت امور خارجه روسیه در خصو روابط مسکو و ریاض چنین می‌گوید: «پس از سفر رئیس جمهور پوتین در سال 2007، روابط دو کشور به سرعت رو به گسترش نهاد، این امر در طول چندین سال محسوس بود، تا اینکه وقایع معروف به «بهار عربی» آغاز شد که به کاهش روابط ما انجامید».   با آغاز مناقشات سوریه در بهار 2011 درعمل دو کشور از هم جدا شده و در دو سنگر مختلف قرار گرفتند. ریاض بر کناره‌گیری رئیس جمهور بشار اسد اصرار داشت و تلاش زیادی برای تأمین مالی و مسلح‌کردن معارضان سوری به عمل آورد. برعکس، روسیه، ضمن حمایت از اسد، بر مشارکت در طرح‌های ایران برای حل و فصل اوضاع سوریه تأکید می‌‌ورزید. از این رو، تلقی ریاض از سیاست روسیه در سوریه کاملا خصمانه‌ بود.   سه دلیل برای نزدیکی ریاض با مسکو اما اوضاع در سال 2015 شروع به تغییر نهاد و همزمان سه دلیل برای نزدیکی روابط عربستان و روسیه ایجاد شد.   دلیل نخست- تغییر قدرت در عربستان سعودی بود. ملک سلمان پس از مرگ برادرش عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان شد. در حال حاضر پسر بیست و نه ساله پادشاه، شاهزاده محمد بن سلمان نقش فعالی در امور کشور ایفا می‌کند. وی که به عنوان دومین وارث پادشاه عربستان تعیین شده بود، پس از دو سال مقام ولیعهدی را دریافت کرد.   محمدبن سلمان در تابستان سال 2015 در مجمع اقتصادی بین‌المللی سن پتربورگ شرکت کرد و در آنجا با رئیس جمهور پوتین هم دیدار داشت. از قرار معلوم، پس از تنظیم برنامه تماس آنها دو سیاستمدار با وجود اختلاف سن موفق شدند با هم ملاقات شخصی داشته باشند.   دلیل دوم نزدیکی رو به رشد در روابط ریاض و مسکو، کاهش شدید قیمت نفت در اواخر سال 2014 و اوایل سال 2015 بود. روسیه و عربستان سعودی، روی هم رفته 25 درصد از نفت جهان را تولید می‌کنند که پس از کاهش قیمت نفت دو کشور با مشکلات اقتصادی مشابهی مواجه شدند. در سال 2015، حداکثر کسری بودجه‌ای که در عرض 25 سال برای عربستان به ثبت رسید 97 میلیارد دلار (15 درصد از تولید ناخالص داخلی) بود. به ابتکار شاهزاده محمد بن سلمان، برنامه چشم‌انداز 2030 به تصویب رسید که وظیفه اصلی آن فائق آمدن بر وابستگی نفتی عربستان از طریق تنوع‌بخشی اقتصاد است.   روسیه هم اهداف مشابهی دارد. با این حال، هر دو کشور یقین دارند با تثبیت قیمت نفت، اقتصاد هر دو کشور متنوع‌تر می‌شود. توافق نامه‌ای که سال گذشته میان مسکو و ریاض به دست آمد، به انعقاد توافقی برای کاهش تولید نفت بین اوپک و کشورهای مستقل تولیدکننده نفت انجامید. این قرارداد موجب گشایش برگ جدیدی در روابط روسیه و عربستان شد. هر دو طرف گفتگو را امکان‌پذیر می‌دانستند. توافق مربوط به قیمت نفت در پایان مارس 2018 منقضی خواهد شد و اکنون زمان آن است که دو کشور اقدامات بعدی خود را تعیین نمایند.   در نهایت، دلیل سوم، عملیات نظامی روسیه در سوریه است هرچند ریاض طرفدار آن نیست. به نظر می‌رسید پس از پیوستن روسیه برای انجام عملیات نظامی در سوریه به نفع اسد، روابط دوجانبه روسیه با عربستان سعودی می‌بایست به وخامت کشیده می‌شد. اما مسکو ثابت کرده که حاضر است فعالانه در اوضاع خاورمیانه مداخله داشته باشد و این نمایش قدرت در منطقه، همانند تلاش‌های روسیه برای یافتن راه سازش با نیروهای مختلف منطقه‌ای، درک کرده شده و به آن احترام گذاشته می‌شود. ریاض هم به میانجیگری مسکو در حل و فصل مناقشات خاورمیانه اذعان کرده است.   سفر پادشاه عربستان به روسیه در شرایطی صورت گرفت که حل وفصل اوضاع سوریه وارد مرحله دشواری شده است. مناطق عاری از تنش هم با قید و شرط‌هایی به کار افتادند. مرحله بعدی، تقسیم حوزه نفوذ بین کشورهای شرکت‌کننده در حل و فصل بحران سوریه و تعیین ساختار سیاسی آینده این کشور است. سعودی‌ها به خاطر خوشایند مسکو، مدتهاست که دیگر خواهان کناره‌گیری فوری بشاراسد از قدرت نیستند. روسیه نیز از تلاش‌های عربستان سعودی برای متحدکردن مخالفان اسد قدردانی می‌کند.   اما مشکل ایران باقی مانده و در حقیقت حادتر شده است. ریاض این موضوع را مطرح می‌‌کند که یا با ما باشید یا با آنها. مسکو هم تا جایی می‌تواند یکی به نعل می‌‌زند و یکی به میخ. در واقع مسکو به هر دو طرف نیاز دارد. برای مسکو بهتر است ایران و عربستان را کشور دوست درنظر بگیرد تا دشمن. برای همین، مسکو تهران را برای کناره گیری از سوریه تحت فشار قرار نخواهد داد.   واضح است که روسیه زیر بار این خواسته سعودی‌ها نمی رود و با اقدامات خود در منطقه این موضوع را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. همانطور که پیش از این به خود اجازه داده در ارتباط با ریاض چنین کاری را انجام دهد و در حال حاضر هم چنین اقدامی را در ارتباط با ایالات متحده انجام می‌‌دهد. این موضوع بیش از حد به حفظ ثبات در روابط دو جانبه بستگی دارد. اهمیت قیمت نفت از ایدئولوژی بیشتر می‌‌شود.   با این حال، صرف انعقاد یک توافق‌نامه نفتی، ایجاد بنیانی پایدار برای روابط دوجانبه نیست. ما باید همکاری‌های اقتصادی مان را متنوع‌تر کنیم.   در کل تعاملات مالی دو کشور به تدریج افزایش یافت. در سال 2005، گردش مالی دو کشور تنها 235 میلیون دلار بود که در سال 2012 به یک میلیارد دلار رسید و برای دو سال در این سطح ماند. اگر حجم معاملات تجاری عربستان و روسیه را با حجم معاملات تجاری عربستان و آمریکا که بیش از 70 میلیارد دلار است مقایسه نکنیم و این نکته را در نظر بگیریم که روابط دو کشور در سال‌های 2000 تقریبا از صفر شروع شده است، حجم فعلی گردش مالی دو کشور را می‌توانیک پیروزی کامل نامید. هرچند لازم به ذکر است که همزمان با کاهش قیمت نفت در سال‌های 2015-2016 معاملات تجاری دو کشور به نصف کاهش یافت و در نیمه نخست سال 2017 به 430 میلیون دلار رسید. گفتنی است صادرات روسیه به عربستان سعودی بیش از دو برابر واردات از این کشور است. روسیه به عربستان عمدتا غلات و مواد شیمیایی می‌فروشد و از آن پلاستیک خریداری می‌کند.   سرنوشت قراردادهای نظامی در این بین باید گفت همکاری فنی و نظامی می‌‌تواند شاخصی برای جدی بودن طرفین برای تحرک دوباره دادن به توسعه تجارت دوجانبه باشد. در ماه جولای سرگی چموزُف مدیرکل شرکت دولتی «روستِک» در مصاحبه با تاس اعلام کرد روسیه و عربستان سعودی توافق اولیه‌ای برای تحویل تجهیزات و تسلیحات روسی به ارزش 3.5 میلیارد دلار به امضا رسانده‌اند.   به عقیده چموزُف حتی اگر نتایج حاصل از همکاری نظامی و فنی و دیگر حوزه‌ها بلافاصله پس از سفر پادشاه عربستان مشخص نشود، مهمترین مسئله این است که این فرآیند آغاز شده، توافق‌هایی صورت گرفته و برنامه توسعه آتی روابط مشخص شده است. طرح اجرایی این پروژه‌ها نیز در اواخر ماه اکتبر در نشست کمیسیون بین دولتی روسیه و عربستان مورد بحث قرار خواهد گرفت.   دلایل خاصی برای چنین نگرشی مثبت وجود دارد و آن این است که اوضاع فعلی برای توسعه روابط از هر زمان دیگری مناسبتر است. با این حال، بعید است روسیه بتواند به عنوان شریک اقتصادی طراز اول سعودی‌ها با ایالات متحده رقابت کند. روابط نزدیک مسکو و ریاض در شرایط فعلی عمدتا به دلیل انطباق منافع سیاسی آنها است و چنانچه این منافع دوباره از هم فاصله بگیرد، ممکن است روابط نزدیک فعلی به سرعت به هم بخورد.   سفر پادشاه عربستان سعودی به مسکو و توازن راهبردی در خاورمیانه نویسنده: دمیتری مینین (بنیاد فرهنگ راهبردی)   سفر بی سابقه سلمان بن عبدالعزیز آل سعود پادشاه عربستان سعودی به روسیه، به وضوح موید آن است که تغییرات اساسی در خاورمیانه روی می‌‌دهد. اگر حالا دیگر قدرتمندترین و مصمم‌ترین متحد ایالات متحده در میان کشورهای عربی، مذاکره با مسکو را پیرامون امور منطقه ضروری می‌‌داند، این امر بیانگر ناامیدی عمیق این کشور از سیاست‌های واشنگتن در منطقه است.   به گفته فیصل عباس، عربستان سعودی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای باید با مسکو «در خصوص منافع عربستان و منافع منطقه» تعامل داشته باشد. بدون تردید، این امر انگیزه اصلی و عامل ترغیب ملک سلمان برای سفر تاریخی وی به مسکو بوده است.   سعودی‌ها باراک اوباما را مسئول شکست سیاست آمریکا در خاورمیانه می‌‌دانند و براین باورند که تلاش‌های وی برای دموکراسی سازی در منطقه، خاورمیانه را به بی ثباتی کشانده است. آنها امیدوارند که رئیس جمهور کنونی امریکا بتواند اشتباهات سلف خود را اصلاح نماید. با این حال، می‌‌توان به آسانی مشاهده کرد که دونالد ترامپ علی رغم اظهارات متناقض خود، جا پای سلف خود می‌‌گذارد و در مسیری که وی گام برداشته حرکت می‌‌کند. پیش بینی می‌‌شود در صورت ادامه این سیاست، ممکن است ریاض از رئیس جمهور فعلی ایالات متحده هم مأیوس شود و در پی آن، سعودی‌ها تکاپوی خود را برای یافتن «فرصت‌ها و شرکای دیگر» تشدید خواهند کرد.   کارشناسان تقریبا در این باره با هم هم عقیده اند که عامل عمده ای که موجب ترغیب عربستان سعودی برای برقراری روابط گسترده با روسیه شد موفقیت‌های روسیه در تار ومارکردن نیروهای مخالف دمشق بوده است. بروس ریدل، تحلیلگر سابق موسسه بروکینگز می‌‌نویسد: «سعودی‌ها اذعان می‌کنند که روسیه به خاطر پیروزی‌هایش در سوریه» به عنوان یک بازیگر بزرگ به این منطقه بازگشته است. در واقع، تقویت مواضع طرف‌های مختلف در ساختار پساجنگ سوریه بیشتر از موضوع مبارزه مسلحانه در دستور کار قرار دارد.   عربستان سعودی به عنوان یک بازیگر منطقه ای مهم نمی‌خواهد از این فرآیندها دور مانده و در حاشیه قرار گیرد. لذا سعودی‌ها ضمن تلاش برای حفظ وجهه خود، انکار می‌‌کنند که در مواضع خود نسبت به بحران سوریه تجدید نظر کرده‌اند، اما در جریان مذاکرات مسکو و هنگام بحث در خصوص شرایط حل و فصل اوضاع سوریه به وضوح معلوم شد که آنها دیگر مثل گذشته اصراری برای کناره گیری بشار اسد از قدرت ندارند و ضمنا از جانب آنها این اظهارات هم شنیده نشد که بشار اسد دیگر در ساختار آینده کشور (سوریه) جایی ندارد.   ضمنا سعودی‌ها بدون آنکه به طور رسمی به انکار حمایت اولیه خود از گروه‌های معارض سوری بپردازند، آمادگی خود را برای کار بر روی ادغام و متحدکردن آنها، جهت گنجاندن آنها در مذاکرات صلح با دولت اعلام نمودند. واقعیت این است که آنها بیش از این، هیچ دورنمایی برای تغییر رژیم حاکم در دمشق از طریق نظامی متصور نیستند، این امر پیشرفت بزرگی است. مصطفی آلانی (Mustafa Alani) رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز پژوهش‌های خلیج فارس می‌‌گوید: «در حال حاضر سعودی‌ها آگاهند که روسیه تنها نیرویی است که قادر به حل و فصل مناقشات موجود در سوریه است. اکنون آنها دیگر با این امر موافقند که رژیم بشار اسد می‌‌تواند در قدرت باقی بماند».   در کل، اظهارات ملک سلمان و همراهانش در این باره که به اعتقاد آنها، سیاست‌های ایران در منطقه مخرب و خطرناک است دور از انتظار نبود. برخی از ناظران حتی این فرضیه را مطرح می‌کنند که مبنای خط مشی عربستان در پیشبرد روابط با مسکو تمایل ریاض برای دستیابی به روابط بیشتر با تهران نیست. البته چنین انگیزه ای در رویکرد عربستان سعودی وجود دارد، اما تنها انگیزه این کشور و حتی یکی از اصلی‌ترین آن‌ها به شمار نمی‌آید. در هر صورت، برای سعودی‌ها قابل درک است که صحبت از جایگزینی یک شریک با شریک دیگر و یا واردکردن روسیه در «محور ضدایرانی» به سادگی امکانپذیر نیست. اما اقدامات میانجیگرانه مسکو در جلوگیری از دگرگونی اختلافات موجود بین عربستان سعودی و ایران در «تقابل سنی و شیعه» درکل می‌‌تواند به موثرترین شکل ممکن صورت گیرد. برای انجام این کار، بسیار ارزشمند است که کشور میانجیگر به تنهایی با هر دو طرف دعوا روابط خوبی داشته باشد، که چنین امکانی در رابطه با هیچ یک از دیگر قدرتهای بزرگ وجود ندارد.   توافقات کشورهای صادرکننده نفت برای محدودکردن تولید خود نیز زمینه مناسبی را برای حضور پادشاه عربستان در روسیه و دستیابی به توافقات جدید در رابطه با توسعه همکاری روسیه و عربستان فراهم کرده است. از اجرای این توافق و افزایش قیمت نفت به حدود 60 دلار در هر بشکه، تاکنون همه کشورهای تولید کننده نفت مزایای قابل توجهی دریافت کرده و به طور قابل ملاحظه‌ای به بهبود فعالیت‌های اققصادی خود پرداخته‌اند. اگر پیش از این، عربستان سعودی اغلب به عنوان برهم زننده اصلی چنین معاملاتی عمل می‌‌کرد، در اکثر مواقع به راهنمایی واشنگتن و در راستای منافع آن بود، در حالی که این کشور اکنون به تعهدات خود پایبند است. و این امر هم بیانگر این است که منافع داخلی برای ریاض ارزشمندتر از حرکت در مسیری است که محاسبات کشورهای خارجی برای آن کاملا مفهوم نمی باشد.   به نظر می‌‌رسد عربستان سعودی طعم همکاری از طریق اوپک و روسیه را چشیده است. خالد الفالح وزیر انرژی عربستان سعودی می‌‌گوید شراکت روسیه و عربستان سعودی، در همکاری با کشورهای تولید کننده نفت «به عنوان یک کاتالیزور» عمل می‌‌کند. به عنوان مثال، کارشناسان آلمانی از این همکاری به عنوان «اتحادی ویژه و هدفمند در برابر صنایع نفت و گاز ایالات متحده» نام برده‌اند.   چنین رویکردی طی مذاکرات در رابطه با صنایع دفاعی و سایر مسائل نظامی هم آشکار شد. حجم کل معاملات برای عرضه تسلیحات روسیه به عربستان سعودی می‌‌تواند به 3 میلیارد دلار برسد. شرکت دولتی صنایع نظامی عربستان سعودی اعلام کرد توافقات مقدماتی برای خرید سامانه اس- 400، مانند نمونه ای که پیش از این برای ترکیه در نظر گرفته شده بود و همچنین سامانه‌های دفاع موشکی به امضا رسید. ضمنا انتظار می‌‌رود انتقال فن آوری‌های پیشرفته به عربستان سعودی که نقش مهمی در توسعه این کشور دارد، موجب کاهش وابستگی عربستان به واردات صنایع از امریکا می‌‌شود.   این واکنش انعکاسی به ریاض نشان می‌‌دهد که سیاست جدیدش کاملا توجیه شده است و نتایج سریعی به ارمغان می‌‌آورد. اس- 400 بدون خریدار نخواهد ماند و صف متقاضیان آن در جهان طولانی خواهد شد.   پادشاه سعودی همچنین جلسه جداگانه‌ای با سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه و گروهی از ژنرال‌های روسیِ مسئول برنامه‌ریزی عملیات در سوریه داشت. باید تصور کرد که وی از آنها اطلاعات دست اولی کسب کرده که هنوز با نظرات پنتاگون در مورد نحوه اوضاع در جبهه‌های سوریه تحریف نشده است. دلایلی هم برای این انتظار وجود دارد که اطلاعات دریافت شده توسط ملک سلمان موجب تقویت آرامش ریاض شود.   در کل، سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه نشان داد که مسکو، به خاطر انسجام و تعهد به «قواعد بازی» قادر به ایجاد روابط قوی با تمام بازیکنان مهم منطقه خاورمیانه، از جمله ایران، ترکیه و در حال حاضر عربستان سعودی است. و تصور حل و فصل قابل اعتماد مشکلات خاورمیانه بدون در نظر گرفتن موقعیت مسکو غیرممکن است.     نویسندگان: مارینا بلنسکایا و دمیتری مینین   مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه ازدانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران        ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 15 Oct 2017 08:23:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3366/سفر-بی-سابقه-پادشاه-عربستان-سعودی-روسیه-انگیزه-ها-ابعاد معرفی کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3364/معرفی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی ایراس: جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر با تحولات ژئوپلیتیک مهمی در محیط منطقه ای خود روبرو شده که یکی از آنها پیدایش مناطق نوظهور آسیای مرکزی و قفقاز بوده است. منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی از زمان استقلال تا کنون یکی از مناطق مهم و بحرانی جهان بوده که بویژه با دو منازعه مهم روسیه و گرجستان بر سر استیای جنوبی و آبخازیا و منازعه ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ شناخته شده است. این منطقه، علاوه بر بعد امنیتی مهم آن، به لحاظ موضوع ارتباطات و حمل و نقل و انتقال انرژی نیز اهمیت گسترده ای دارد و وجود دالان تراسیکا و کریدور شمال جنوب در کنار خطوط انتقال نفت و گاز، اهمیت سیاسی و اقتصادی ویژه ای به آن داده است. اهمیت منطقه از دیر باز برای ایران و کشورهای مجاور آن موضوعی برای تعامل و رقابت و منازعه بوده و در سه دهه اخیر بر ابعاد آن و بازیگران درگیر افزوده شده است. فقدان چشم انداز روشنی برای این رقابتها و منازعات موجب توجه روز افزونی به فعل و انفعالات سیاسی و امنیتی و حتا اقتصادی منطقه شده است.  در ارتباط با این منطقه و مسائل آن آثار متنوعی به زبانهای خارجی منتشر شده اما متاسفانه در زبان فارسی آثار علمی محدودی وجود دارد و بویژه جای فعالیتهای تحقیقاتی مشترک در همکاری با محققان و صاحبنظران منطقه خالی ست. کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی»  یک گام مهم برای پر کردن این خلاء می باشد که امیدواریم چنین حرکتهایی ادامه یابد و شاهد آثار نو تر و مهم تری در این عرصه باشیم. ویژگی این اثر به عنوان دومین اثر مشترک پژوهشی میان محققان ایرانی و بین المللی در موسسه ایران و اوراسیا، آن را به اتفاق خوشایند و موثری در جامعه علمی کشورمان تبدیل نموده است.  کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدید ترین اثر علمی منتشره موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین المللی می باشد. این مجموعه در 328 صفحه با ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی ( پژوهشگر جوان و پر تلاش ایرانی و کاندیدای دریافت درجه دکتری مطالعات اوراسیای مرکزی از دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس)  و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی است. هدف اصلی این مجموعه، طرح شفاف و تحلیلی‌انتقادی مسائل مختلف بوده است تا زمینۀ فهم و برداشتی واقع‌بینانه از روند تحولات منطقۀ قفقاز جنوبی و روابط ایران به سه کشور این منطقه فراهم شود؛ به تعبیر ماکس وبر نوعی فِرِشتهِن  مبتنی بر فهم معنای کنشگران. بدیهی است این مجموعه مدعی ارائۀ اثری جامع پیرامون موضوع مورد پژوهش نیست و مسلماً نقص‌های آن از دیدگاه صاحب‌نظران آگاه به مسائل این منطقه دور نخواهد ماند و امید است اساتید و صاحب‌نظران این حوزه با نقد عالمانۀ خود، زمینۀ غنای بیشتر آن را در آینده فراهم نمایند. همچنین،  این اثر با هدف درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر انجام شده و در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» ارائه شده است که شامل 16 مقاله مستقل است. نویسندگان این مجموعه طیف متنوعی از پژوهشگران منطقه هستند که عبارتند از آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، سبحان طالب­ لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، محمدرضا دهشیری (دانشیار رشتۀ علوم سياسي در دانشكدۀ روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه)، بهرام امیراحمدیان (عضو شورای علمی موسسۀ ایراس)، حامد کاظم زاده (سرپرست گروه مطالعات قفقاز مرکز مطالعات اروپای شرقی در دانشگاه ورشو لهستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، حسین دهشیار (استاد عضو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، منوچهر مرادی (رئيس ادارۀ اول مشترك­ المنافع وزارت خارجه)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان)، روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) و اردشیر پشنگ (پژوهشگر مسائل کردهای خاورمیانه)، که اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.      با توجه به نکته‌ها و ضرورت‌های یادشده، این مجموعه با عنوان ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی شکل گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند. در این راستا، مجموعۀ پیش‌رو در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» شکل گرفته است که ۱۶ مقاله به شرح زیر از سوی نویسندگان ارائه شده است:  آزاد غریب‌اف، سیاست خارجی جمهوری آذربایجان را از منظر چالش‌های ایجاد موازنۀ میان غرب و روسیه بررسی می‌کند و ضمن اشاره به برخی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری آذربایجان نظیر پراگماتیسم (عملگرایی مطلوبیت‌محور) و چندجانبه‌گرایی، تأکید می‌کند بر رویکرد دولت آذربایجان در ملحق‌نشدن به سازمان‌های منطقه‌ای روس‌محور و یوروآتلانتیک‌محور و جایگزینی آن با مکانیسم‌های سه‌جانبه، مانند ایران‌، روسیه‌ و آذربایجان.  روبن محرابیان، سیاست خارجی جمهوری ارمنستان را از منظر سیاست تکمیل متقابل واکاوی می‌کند و در یک رویکرد انتقادی، سیاست‌های فدراسیون روسیه و خط مشی رهبران ارمنستان در دو دهۀ گذشته را عامل اصلی تحقق‌نیافتن سیاست تکمیل متقابل، یعنی ایجاد موازنه میان جهان غرب و روسیه، در عرصۀ سیاست خارجی ارمنستان می‌داند. نویسنده حمایت ارمنستان از روسیه در بحران اوکراین، الحاق به اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، توقف مذاکرات مربوط به موافقت‌نامۀ تجارت آزاد با اروپا و استفاده‌نکردن لازم از ظرفیت‌های روابط ایران و ارمنستان را مصادیق مهم تحقق‌نیافتن عملی سیاست تکمیل متقابل معرفی می‌کند.  گولبات رتسخیلادزه، سیاست خارجی گرجستان را بعد از کناررفتن میخائیل ساکشویلی و تضعیف جایگاه حزب جنبش ملی متحد مطالعه کرده است. از دیدگاه نویسنده، با وجود تحولات مهم سیاسی نظیر تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی، انتخاب گئورگی مارگولاشویلی به ریاست جمهوری گرجستان، به‌قدرت‌رسیدن حزب رؤیای گرجی به رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، نخست‌وزیری ایراکلی غریباشویلی و تعیین «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» تغییری در رویکرد کلان یوروآتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو ایجاد نشده است و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، همچنان مهم‌ترین مانع عادی‌سازی مناسبات متفلیس‌مسکو باقی مانده است.  ولی کوزه‌گر کالجی، در بررسی الزامات سیاست یکپارچه و متوازن ایران در قفقاز جنوبی به این واقعیت اشاره می‌کند که در حال حاضر در بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه، فقط ایران است که با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی مناسبات رسمی و دیپلماتیک دارد؛ با توجه به این نکته، مطرح می‌کند که روند مناسبات دیپلماتیک ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی نسبت به دوره‌های گذشته، به‌ویژه دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (1368- 1376)، از روند تقریباً متوازن فاصله گرفته است. از دیدگاه نویسنده، توجه به چهار عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن»، «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران» و «نقش مکانیسم‌های چندجانبه در رویکرد متوازن» می‌تواند تضمین‌کنندۀ تحقق اهداف سیاست یکپارچه و متوازن ایران در سطح منطقۀ قفقاز جنوبی باشد.  سبحان طالب‌لی از دیدگاهی آذری روابط ایران و جمهوری آذربایجان را آسیب‌شناسی کرده است. نویسنده ضمن مرور تاریخی روابط دو کشور به بهبود شایان توجه مناسبات دو کشور در سال‌های اخیر، به موضوعات مهمی چون موضع ایران در مناقشۀ قره‌باغ کوهستانی، مسئلۀ رژیم حقوقی دریای خزر و همکاری تهران و باکو در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و ترانزیتی اشاره می‌کند. او بر این باور است که روابط ایران با جمهوری آذربایجان اهمیت ویژه‌ای دارد. واقع‌شدن هر دو کشور در مکان جغرافیایی مهم به اهمیت آن‌ها در روابط اقتصادی و تجاری به‌عنوان کشورهای ترانزیتی می‌افزاید.  هرچند به‌دلیل نظام سیاسی و مذهبی ایران و نظام سکولار جمهوری آذربایجان، روابط فرهنگی بین دو کشور در تمام زمینه‌ها نمی‌تواند پیش برود و در چهارچوب خاصی توسعه می‌یابد.  وارطان وسکانیان از دیدگاهی ارمنی  روابط ایران و ارمنستان را آسیب‌شناسی می‌کند و به دلایل و پیامدهای نزدیکی ایران به‌عنوان کشوری که تکیه‌گاه اسلام شیعی است با ارمنستان به‌عنوان کشوری که تنها همسایۀ مسیحی ایران به شمار می‌رود، توجه می‌کند. باوجوداین نویسنده مخاطرات بالقوۀ روابط ایران و جمهوری ارمنستان را مطرح می‌کند که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی از سوی مقامات دو کشور است و عبارت‌اند از چهار عامل مسئلۀ حل‌نشدۀ آرتساخ (ناگورنو قره‌باغ)، وجود روابطی خاص میان ایروان و مسکو و حضور ملموس سیاسی و اقتصادی روسیه در ارمنستان، احتمال ازسرگیری یا تشدید تحریم‌های غرب، و همچنین احتمال تهدید نظامی از جانب امریکا و متحدان آن علیه ایران و وجود گروه‌های لابیِ خاص، هرچند تا حد زیادی ضعیف و حاشیه‌ای، در ایران و ارمنستان که منافع نیروهای ثالثی را دنبال می‌کنند.  دیوید سوخیاشویلی در تحلیل آسیب‌شناسی روابط ایران و گرجستان از دیدگاه گرجی، با مرور سیر تحولات روابط دو کشور از ابتدای فروپاشی شوروی تا سال 2016 میلادی، به کاهش تدریجی سطح مناسبات سیاسی توجه می‌کند، از جمله دیدارنکردن رؤسای جمهور ایران و گرجستان از سال 2004 میلادی تاکنون و میزان تعاملات اقتصادی بین دو کشور. از دیدگاه نویسنده، تشدید رویکردهای غرب‌گرایانه در گرجستان پس از انقلاب گل رز و تنش در رابطۀ ایران با جهان غرب دربارۀ موضوع هسته‌ای از جمله دلایل اصلی کاهش مناسبات بین دو کشور است. باوجوداین از دیدگاه نویسنده، لغو تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا، زمینۀ مناسبی برای توسعۀ مناسبات ایران و گرجستان در حوزه‌های سیاسی، انتقال انرژی، گردشگری و انتقال آب آشامیدنی فراهم کرده است. ضمن این‌که در سند «راهبرد سیاست خارجی گرجستان در سال‌های 2018-2015» که توسط وزارت امور خارجۀ گرجستان تهیه شده است، بر ضرورت تعمیق روابط دوجانبه با ایران تأکید شده است.  محمدرضا دهشیری، در بررسی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی به این نکته اشاره می‌کند که از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. نویسنده پس از آن که در بخش نخست به بررسی دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان می‌پردازد، الزامات دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی را مطرح می‌کند، مواردی چون اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی، تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای، تقویت دیپلماسی مشارکتی، دیپلماسی چندبعدی، دیپلماسی مبادله، هماهنگ‌سازی ساختاری و کارکردی و سیاست توازن‌بخشی. و راهبردهای تحقق این دیپلماسی را منطقه‌گرایی نوین، نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار، اعتمادسازی، جامع‌نگری و ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی می‌داند.  بهرام امیراحمدیان در بررسی همکاری‌های اقتصادی و تجاری ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی، معتقد است مهم‌ترین بخش روابط اقتصادی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی را بخش تجارت خارجی به خود اختصاص می‌دهد. باوجوداین به‌سبب وجود رقبای قدرتمندی چون فدراسیون روسیه (در جمهوری ارمنستان به‌طور مسلط، در جمهوری آذربایجان قابل توجه و در گرجستان تا حد متوسط) که نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه دارد امکان حضور و گسترش روابط اقتصادی ایران با منطقه در حد انتظار فراهم نشده است؛ اتحادیۀ اروپا به‌سبب سرمایه‌گذاری اقتصادی در زیرساخت‌های انرژی و خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی دیگر در بخش‌های اقتصادی؛ ترکیه به سبب قرابت‌های فرهنگی و گره‌خوردن اقتصادی با آذربایجان در مسئلۀ خطوط انتقال انرژی و سرمایه‌گذاری کلان، در گرجستان به سبب سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها. حامد کاظم‌زاده در بررسی نقش و جایگاه ایران در حوزۀ انرژی دریای خزر و قفقاز در دوران پساحریم معتقد است حصول توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در 14 ژوئیه 2015 میلادی و سپس آغاز اجرای این توافق از ژانویه 2016 میلادی سبب لغو یا کاهش بخش مهمی از تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران شد که سال‌ها، مانعی در مسیر توسعۀ تعاملات اقتصادی بین‌المللی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی بودند. از دیدگاه نویسنده، اگر ایران بتواند در این منظر با رفع اختلافات دیپلماتیک و رفع تناقض در منافع با ایالات متحدۀ امریکا، نظر کشورهای قفقاز و اروپا را جـلب کـند، آن‌گاه باید شاهد آغاز عملی رقابت‌های ژئوپولیتیکی ایران‌روسیه برای کنترل کریدور انرژی حـوزۀ دریـای خزر و قفقاز جنوبی بود. در یک جمع‌بندی کلی مـی‌توان گـفت که ایران با وجود همۀ مشکلات و چالش‌ها به‌عنوان بخشی از تصویر آیـندۀ انـرژی بـاقی می‌ماند و تأمین انرژی اروپا و تکمیل تمامی طرح‌های انرژی منطقه، بدون آن ممکن نخواهد بود.  جعفر حق‌پناه و مرضیه کوهی اصفهانی در تحلیل نقش و جایگاه ایران در قبال مناقشۀ ناگورنوقره‌باغ به این نکته اشاره می‌کنند که این مناقشه همواره دغدغۀ امنیتی جدی برای تهران بوده است، به‌دلیل به‌خطرانداختن امنیت مرزها و همچنین امنیت داخلی ایران به‌دلیل توسعه و نفوذ تروریسم در منطقه، ظرفیت تحریک و تشویق حرکت‌های جدایی‌طلبانه، فراهم‌آوردن زمینه و بهانۀ حضور و نفوذ نیروهای فرامنطقه‌ای که با تلاش در حذف ایران از معادلات منقطه‌ای زمینۀ تهدید منافع کشور را فراهم می‌کنند. به همین جهت از ابتدای بحران تا امروز جمهوری اسلامی، ضمن حفظ موضع رسمی و دیپلماسی بی‌طرفی فعال تلاش کرده با درپیش‌گرفتن سیاست‌های مختلف اولاً بحران را کنترل کند و درصورت امکان حل کند. ثانیاً مانع به‌هم‌خوردن توازن قوا و تغییر معادلات منطقه‌ای به نفع یکی از طرفین درگیر شود و درعین‌حال تلاش‌های وسیع رقیبان و دشمنان برای به‌حاشیه‌راندن ایران را عقیم کند.  حسین دهشیار در بررسی نقش و جایگاه قفقاز در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی معتقد است کشورهای حوزۀ قفقاز جنوبی را هرچند که تاریخ سرشار از غنای حادثه‌ای و فرهنگی دارند باید کشورهای بسیار جوان در صحنۀ نظام بین‌الملی دانست. نویسنده بر این باور است که شکنندگی ثبات در داخل سبب شده است که سه کشور حوزۀ قفقاز جنوبی ظرفیت بالایی برای تحت‌فشار قرارگرفتن دربارۀ روابط خود با کشورهای دیگر داشته باشند و همچنین استعداد فزاینده‌ای را برای وابستگی شدید به بازیگران برتر نظام بین‌الملل به نمایش بگذارند. این واقعیت‌ها که ریشه در تاریخ، هویت، ارزش، ساختار و جغرافیای ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان دارد، جایگاهی را برای آنان در منطقه و اصولاً در نظام بین‌الملل رقم زده که زیست داخلی و خارجی آنان را بحرانی کرده است.   منوچهر مرادی در بررسی حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی، ابتدا این سؤال را مطرح می‌کند که اگر ایران و روسیه چنان ظرفیتی دارند که در بحرانی پیچیده و چندوجهی نظیر سوریه با یکدیگر همکاری کنند، چرا نتوانند در برابر تهدیدات مشترک در دیگر حوزه‌ها همکاری کنند؟ نویسنده معتقد است به‌رغم برخی اختلاف‌نظرها و رقابت محدود ایران و روسیه در این منطقه، فرصت‌های متنوعی برای همکاری و مشارکت در قفقاز جنوبی در اختیار دو کشور است. نگاه تهران و مسکو به بسیاری از موضوعات و متغیرهای حاکم در منطقه مشترک است و برداشت آنان از تهدید، به هم نزدیک‌تر است. در این راستا، نویسنده مواردی چون استقرار ثبات و امنیت در قفقاز، ممانعت از توسعۀ نفوذ سیاسی‌امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، مقابله با افراط‌گرایی و تروریسم تکفیری و نیز مساعدت به توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه از مهم‌ترین حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی به شمار می‌رود.  رُشوان ابراهیم‌اف در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری آذربایجان در قبال بحران سوریه در بستر مناسبات جمهوری آذربایجان، روسیه و ترکیه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که سیاست اصلی جمهوری آذربایجان دربارۀ بحران سوریه، تلاش برای رسیدن به بالاترین احتمال ممکن برای مشارکت‌نکردن در آن است. این به معنای امتناع از پیوستن به هر یک از طرفین ائتلاف ضدتروریستی به رهبری غرب، روسیه و عربستان سعودی است. روسیه و ترکیه نیز در ائتلاف‌های متفاوتی قرار دارند که بیانگر بینش و تصورات متفاوت دربارۀ حل‌وفصل بحران سوریه است. در این مورد نیز جمهوری آذربایجان، حفظ توازن بین قدرت‌های مختلف درگیر در مناقشه، به‌ویژه روسیه و ترکیه را در راستای منافع ملی خود تا پایان بحران سوریه دنبال می‌کند.  روبرت مارکاریان در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری ارمنستان در قبال بحران سوریه در بستر روابط سوریه، ارمنستان و روسیه به این نکته اشاره می‌کند که ارمنستان نقش‌آفرینی مستقیمی در بحران سوریه ندارد، اما به دلایل متعددی به صورت ناخواسته درگیر این بحران شده و از آن تأثیر پذیرفته است. اتحاد راهبردی میان ارمنستان و روسیه و تأثیرپذیری سیاست خارجی ارمنستان از سیاست‌های این کشور و همچنین حضور جامعۀ بزرگ ارامنه در سوریه از عوامل مهم قرارگرفتن بحران سوریه در کانون توجه دیپلماسی خارجی ارمنستان هستند. مواضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه نیز منطبق بر رویکردهای جامعۀ ارامنۀ سوریه بوده و همواره بر حمایت از دولت و ملت سوریه و به‌ویژه ارامنۀ ساکن در این کشور و حل این بحران از راه‌های مسالمت‌آمیز و سیاسی تأکید داشته است. هرچند واکنش محافل سیاسی داخلی در ارمنستان در قبال سیاست اصولی و واقع‌بینانۀ دولت این کشور در حمایت از دولت قانونی سوریه یکسان نیست و محافل عمدتاً غربگرای این کشور مخالف سیاست اتخاذشده از سوی مقامات این کشور هستند.  اردشیر پشنگ نیز در بررسی رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که تحولات منطقۀ خاورمیانه طوری در حال پیشرفت است که کُردها در عراق داعیۀ جدایی از عراق، در سوریه خواهان ایجاد سیستم فدرالی و غیرمتمرکز و ایجاد منطقۀ خودمختار و در ترکیه خواهان بهبود جدی‌تر وضع خود شده‌اند. در این بین، ارمنستان که از یک سو خود دارای یک اقلیت کردزبان است و از سوی دیگر از دیرباز با بخشی از جامعۀ کُردها در ترکیه، عراق و سوریه همسایگی و پیوندهای مختلف دارد، سعی داشته تا دربارۀ این موضوع استراتژی خاص خود را دنبال کند. به باور برخی از تحلیلگران و سیاستمداران این کشور، کردها یکی از پرچمداران این موج برای ایجاد تغییرات در مرزهای سیاسی و وقوع نوعی بالکانیزاسیون در خاورمیانه هستند، اما در میدان عمل، ارمنستان با توجه به ظرفیت‌های قدرت نرم و سخت خود، اثرگذاری بسیار محدودی در روند قدرت‌گیری محتمل کردها و تحولات خاورمیانه دارد. آنچنان که اشاره شد ویژگی مهم این اثر تلاش مشترک محققان ایرانی و خارجی ست که گردآوردن آنها در چنین مجموعه ای جز با تلاش و پیگیری شبانه روزی محقق گرامی آقای کالجی  و تشویق ها و حمایتهای مدیریت محترم موسسه جناب دکتر کیانی، کمتر مجال توفیق می یافت. انشاالله که این تلاش موثر علمی از سوی این موسسه و محققان جوان آن ادامه پیدا کرده و در حوزه های ژئوپلیتیک مهم برای منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شاهد خلق آثار پژوهشی جدید تر و با مشارکت پژوهشگران برجسته ایرانی و بین المللی باشیم تا زمینه هم فکری، فهم متقابل و مشترک از مسائل فراهم آمده و بتواند در تلطیف نگاه سیاستمداران و دولتمردان اثر گذاشته و روابط اجتماعی و فرهنگی میان مردمان همسایه شرائطی ایجاد کند که دولتها، امنیت را در صلح و توسعه و تجارت و روابط انسانی و بشری ببینند.   نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی – دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس       ]]> دکتر جهانگیر کرمی قفقاز جنوبی Fri, 13 Oct 2017 18:03:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3364/معرفی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی ​دیدار سفیر ایران در روسیه با ايران شناسان انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3363/دیدار-سفیر-ایران-روسیه-ايران-شناسان-انستیتو-شرق-شناسی-آکادمی-علوم ایراس: مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامي ایران در فدراسیون روسیه، با حضور در محل انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه با رییس این انستیتو و پژوهشگران بخش ایران آن دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار آخرین  تحولات منطقه و جهانی و به ویژه تحولات و دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران پس از برجام و نیز یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ايران مورد بررسی قرار گرفت و سفیر کشورمان نیز به سوالات حاضران در خصوص تحولات روز پاسخ داد. در این نشست همچنین برنامه هاي مشترک مراکز پژوهشی کشورمان با بخش ایران این انستیتو بررسی و طرح های پیشنهادی جهت توسعه همکاری ها در حوزه های تحقیقاتی و نیز نشست های مشترک آتی مطرح شد. پایان خبر/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 13 Oct 2017 16:53:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3363/دیدار-سفیر-ایران-روسیه-ايران-شناسان-انستیتو-شرق-شناسی-آکادمی-علوم بازدید مدیران آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو از ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3362/1/بازدید-مدیران-آزمایشگاه-رصد-خطرات-برهم-خوردن-ثبات-اجتماعی-سیاسی-مدرسه-عالی-اقتصاد-مسکو-ایراس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) روز سه شنبه 18 مهر میزبان پروفسور آندری کوروتایف، استاد دانشگاه دولتی مسکو و رئیس آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو  و هیأت همراه بود. حضور مدیران آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو در موسسه ایراس با هدف آشنایی از آخرین دیدگاه های کارشناسان ایرانی و نیز بررسی زمینه های همکاری و تعامل میان دو نهاد صورت گرفت. در این نشست دو ساعته که با حضور آقایان دکتر داود کیانی، رئیس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس)، پروفسور آندری کوروتایف، استاد دانشگاه دولتی مسکو و رئیس آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو؛ دکتر لئونید ایسایف، استادیار گروه علوم سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو و کارشناس شورای امور بین الملل روسیه؛ دکتر نیکلای کوژانوف، دانشیار دانشگاه اروپایی سن پترزبورگ و وابسته پیشین سفارت روسیه در تهران و خانم آلیسا شیشکینا، استادیار مدرسه عالی اقتصاد و خانم دکتر کریمی، استادیار دانشگاه تهران در محل موسسه ایراس برگزار گردید، طرفین پیرامون همکاری های مشترک به بحث و بررسی پرداختند. همکاری های علمی و پژوهشی پیرامون مسأله خاورمیانه و مسائل اقتصادی، همکاری های ایران و روسیه در حوزه اقتصاد و انرژی و چاپ کتاب در این زمینه، همچنین برگزاری کارگاه های آموزشی برای کارشناسان دو کشور در ایران و روسیه از جمله موضوعات مطرح شده در این نشست بود. در این جلسه آقای دکتر کیانی بر اهمیت توسعه همکاری های علمی - پژوهشی میان دو کشور تاکید کردند. در ادامه پروفسور کوروتایف، ضمن استقبال از پیشنهادات موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس)، آمادگی خود را جهت انجام مطالعات پژوهشی مشترک اعلام نمود. همچنین توافق شد، تواهمنامه مشترکی بین دو مرکز برای همکاری های آتی امضا گردد و تعاملات علمی خود را ادامه دهند.  در پایان این جلسه، آخرین تولیدات علمی منتشر شده طرفین تبادل گردید.   پایان گزارش   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 10 Oct 2017 09:30:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3362/1/بازدید-مدیران-آزمایشگاه-رصد-خطرات-برهم-خوردن-ثبات-اجتماعی-سیاسی-مدرسه-عالی-اقتصاد-مسکو-ایراس روسیه و جنگ بعدی در لبنان؛ روسیه چگونه می تواند از تنش میان اسرائیل و «حزب الله» منتفع شود؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود ایراس: همزمان با آنکه نیروهای دولت بشار اسد کنترل بخش های مهمی از سوریه را در اختیار گرفتند، استراتژیست های اسرائیلی مجددا تمرکز خود را بر احتمال جنگی دیگر با حزب الله لبنان به عنوان متحد اصلی دولت بشار اشد معطوف نمودند. از آخرین جنگ میان اسرائیل و حزب الله در سال 2006، سرتاسر مرزهای شمالی اسرائیل در طول بیش از یک دهه گذشته به دور از تنش قرار داشت. با این حال، از همان یک دهه پیش، حزب الله لبنان به طور چشمگیری زرادخانه تسلیحاتی خود را از حیث کمّی و کیفی ارتقا و نیز جایگاه سیاسی خود را در لبنان بهبود بخشید. در این چارچوب، جنگی دیگر میان اسرائیل و حزب الله به چندین دلیل محتمل است: اگر سوتفاهم در طرف اسرائیل یا طرف حزب الله، تنش ناخواسته ای را میان این دو ایجاد کند؛ اگر یکی از طرفین بنا به تصور خود مبنی بر ضعف طرف مقابل، اقدام به حمله نظامی نماید؛ یا اگر رفتار هر یک از دو طرف، خطوط قرمز طرف دیگری را نقض کند.   استراتژیست های اسرائیلی به احتمال جنگ با حزب الله فکر نمی کنند، اما علاقه مند هستند بدانند چگونه روسیه که دوست دوران جنگ ایران و حزب الله در سوریه به حساب می آید، به چنین تنش و منازعه ای واکنش نشان می دهد. اسرائیل اخیرا حملات علیه حزب الله در لبنان و سوریه را تشدید کرده است، اما تا عمل به توافق موقتی اسرائیل با کرملین که غالبا از طریق ارتباطات شخصی با ولادیمیر پوتین بدست آمده است، فاصله زیادی دارد.   این الگو نمی تواند برای جنگ بعدی پایدار باقی بماند. اگر تهاجم نظامی میان اسرائیل و حزب الله در تضاد با منافع روسیه باشد، این کشور اقدام به تحدید آزادی عمل دو طرف خواهد نمود و در قدم بعدی، به حل و فصل منازعه کمک خواهد کرد. مضاف بر این، احتمالا کرملین از چنین جنگی برای افزایش موضع و نفوذ خود در خاورمیانه بهره برداری خواهد کرد.   ترجیحات روسیه همزمان با تثبیت اوضاع در سوریه، رقابت ها میان روسیه و ایران در این کشور شدت بیشتری خواهد یافت. روسیه درصدد آن است که دارایی های خود را در سوریه و تحت هر ترتیبات سیاسی، از جمله خلع بشار اسد از قدرت یا فدرالیزه شدن این کشور، حفظ نماید. با این حال، ایران صرفا به دنبال آن است که قدرت  خود را در شامات بر اساس تعریفی که دارد، تحکیم بخشد. هر دو کشور روسیه و ایران به دنبال حضور دائمی نظامی در سوریه و نفوذ ژئوپلیتیکی در منطقه هستند، اما اراضی و سرزمین هایی که بشار اسد باز پس گرفته است، ظرفیت حضور دو قدرت متفاوت را ندارد.   بلندپروازی های ایران تبدیل به معضل و مشکلی برای روسیه شده است. تمایل روسیه این است که بدون آنکه روابط مسکو و تهران تحت تاثیر قرار گیرد، هژمونی طلبی منطقه ای ایران، به عنوان بزرگ ترین همپیمان منطقه ای روسیه را محدود سازد. در واقع ترجیح روسیه این است که حضور ایران و حزب الله در سوریه نه قدرتمندانه و نه از سر ضعف باشد.   بر این اساس، تصمیم اسرائیل به استفاده از زور می تواند در راستای تحقق این هدف روسیه باشد. به عبارت دقیق تر، اگر تنش و منازعه میان اسرائیل و حزب الله شعله ور گردد، مسکو احتمالا اجازه خواهد داد تا حزب الله و ایران هزینه های این جنگ را پرداخت کنند تا از این طریق، جایگاه منطقه ای این دو تضعیف گردد. اما از سوی دیگر، مسکو درصدد آن خواهد بود تا مانع از پیروزی قطعی اسرائیل شود، چرا که کماکان به حزب الله به عنوان یک بازیگر راهبردی در منطقه نیاز دارد و همچنین در صورت شکست حزب الله، این پیام به اسرائیل ارسال می شود که قدرت روسیه در منطقه محدود است. از طریق حل و فصل منازعه و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، روسیه می تواند به این برآورد دست یابد که آیا با آمریکا به عنوان نیرویی در خاورمیانه، برابری می کند یا برتر از آن است.   در نتیجه، بهترین نتیجه برای روسیه، بروز جنگی محدود به لبنان که درهمین کشور هم پایان یابد و دو طرف تخاصم نیز پس از روی آوردن به روسیه به عنوان میانجی گر، مدعی پیروزی باشند. اما، بدترین خروجی این جنگ هم می تواند تجزیه لبنان باشد؛ تحولی که این کشور را تبدیل به نمونه شبیه عراق پس از صدام خواهد نمود. همچنین بدترین سناریو نیز می تواند امتداد جنگ به بلندی های جولان در سوریه باشد، منطقه ای که بروز جنگ در آن باعث می شود دستاوردهای روسیه در کاستن از تنش های داخلی سوریه به خطر افتاده و از این رو منطقه را با بی ثباتی رو به رو سازد.   برای مسکو، موفقیت صددرصدی حزب الله و همچنین نابودی کامل این جنبش بطور مساوی گزینه های مطلوبی نیست. از این جهت موفقیت کامل حزب الله گزینه خوبی برای روسیه نیست، زیرا که باعث می شود این جنبش دیگر توجهی به مسکو نداشته باشد و از این جهت نابودی کامل آن به نفع روسیه نیست، زیرا باعث شکل گیری این ذهنیت می شود که روسیه، متحدی است که نمی توان به آن تکیه و اعتماد نمود. تحت هر شرایطی، مسکو به دنبال ممانعت از بروز منازعه میان اسرائیل و حزب الله است؛ راهبرد و اقدامی که کرملین پیش از این و در زمان پس از فروپاشی شوروی در مناطقی نظیر آبخازیا، دونباس، قره باغ، اوستیا و ترانس‌نیستریا اتخاذ نمود. ممانعت از بروز تنش میان دو طرف مستلزم آن است که تنش ها در سطح بالایی باقی بماند تا از این طریق ظرفیت میانجیگیری و مداخله آتی روسیه در جنگ احتمالی دست نخورده باقی بماند. با این حال، حفظ تنش ها در سطحی بالا نباید منتج به جنگی طولانی و ادامه دار میان اسرائیل و حزب الله شود. حفظ یک ثبات شکننده در لبنان، وابستگی تمامی طرف ها را به مسکو افزایش خواهد داد و اهمیت مسکو برای آینده بیروت را ضروری خواهد ساخت. از این رو، مادامی که مسکو بتواند مانع از تنش های غیرسازنده میان اسرائیل و حزب الله شود، منازعه میان طرفین به مثابه فرصتی برای روسیه قلمداد خواهد شد.   لحظه حداکثر خطر جنگ بعدی میان اسرائیل و حزب الله متمایز از رویکردهایی خواهد بود که دو طرف از زمان آخرین تنش خود با یکدیگر اتخاذ کرده بودند. به عبارت دقیق تر، حزب الله به مانند آنچه در گذشته انجام می داد، صرفا روی به حملات موشکی علیه اسرائیل نخواهد آورد، بلکه درصدد خواهد بود تا ماشین جنگی اسرائیل را از کار بیندازد. بهبود دقت و برد و همچنین تعداد موشک ها به حزب الله این اجازه را می دهد که بطور عملیاتی اهداف مهمی همچون پایگاه های نیروی هوایی اسرائیل، تاسیسات جمع آوری اطلاعات یا حتی پایگاه سربازان را هدف بگیرد. برنامه ریزان اسرائیلی همچنین این انتظار را دارند که تعداد کم واحدهای زبده حزب الله بتوانند مانورها و عملیات های پیچیده ای در اراضی اسرائیل انجام دهند و احتمالا برخی شهرک های مرزی را به تصرف خود درآورند.   در طرف دیگر، اسرائیل بعید به نظر می رسد که بار دیگر عملیات به اصطلاح بازدارندگی (گزینه همیشگی اسرائیل در طول منازعات یک دهه اخیر) با هدف تحمیل کمترین آسیب به دشمنان خود برای جلوگیری از خشونت ها در آینده را در دستور کار خود قرار دهد. در عوض، اسرائیل به دنبال روشی است که استراتژیست های اسرائیلی آن را «تصمیم میدان نبرد» می نامند یا به عبارت دقیق تر، پیروزی بلامنازع بر روی زمین و فاتح میدان نبرد. اسرائیل درصدد نابودی حزب الله نیست، اما احتمالا تا آستانه نابودی و محو این گروه پیش خواهد رفت.   منازعه ای با چنین دکترین های جدیدی از سوی حزب الله و اسرائیل می تواند منافع روسیه را به خطر بیندازد. وحشتناک ترین وضعیت برای مسکو این خواهد بود که اسرائیل بیش از آنکه کرملین نیاز دارد، اقدام به آسیب رساندن به حزب الله نماید و پس از آن به حدی پیش برود که نتیجه ای جز پیروزی قاطع برای اسرائیل نداشته باشد. نزدیک ساختن حزب الله به آستانه نابودی کامل موجب تضعیف ایران (به عنوان حامی حزب الله و متحد اصلی منطقه ای روسیه) خواهد شد و احتمالا مسکو با هدف عقب نشینی، به اسرائیل فشار وارد خواهد ساخت. با این حال، اشتیاق بالقوه حزب الله به تنش آفرینی از سوی اسرائیل و روسیه توامان غیرقابل تحمل خواهد بود. در واقع، این امر می تواند آتش انتقام اسرائیل از سوریه و ایران را شعله ور ساخته و بیش از گذشته خاورمیانه را در این آتش فرو ببرد، بدون آنکه سود و منفعتی عاید مسکو گردد.   تحدید اسرائیل و حزب الله از سوی روسیه وابسته به وضعیت جنگ داخلی در سوریه است. هرچه نیاز مسکو به حزب الله برای مقابله با نیروی های ضدبشار اسد بیشتر شود، این کشور بیشتر از حزب الله در برابر حملات اسرائیل محافظت خواهد نمود. در مقابل، هرچه تضمین ها برای حضور یک دولت روس گرا در سوریه بیشتر شود و موضع مسکو در این کشور تقویت گردد، فضای مانور و عکس العمل از سوی اسرائیل بیشتر خواهد شد.   از تنش تا عدم تنش اگر مسکو نتواند میانجیگر یک راه حل سیاسی برای این منازعه باشد، احتملا مسکو دو طرف منازعه را مجبور خواهد ساخت تا این جنگ را به روش خود پایان بخشند. با هدف دست یابی به بیشترین منفعت و کمترین اصطکاک و اختلاف، مسکو می تواند عملیات های سایبری محدودی علیه اهداف غیرنظامی در اسرائیل مانند بندرگاه ها یا پالایشگاه های نفت در دستور کار قرار دهد. انجام چنین حملاتی واکنش کمتری را بر انگیخته و در مقایسه با حمله به زیرساخت های نظامی، آسان تر خواهد بود. مضاف بر آنکه، روسیه می تواند این حملات را به ایران یا حزب الله منتسب کند تا هم این اقدام را محکوم نماید و هم از تقابل مستقیم با اسرائیل اجتناب کند. پس از این، مسکو می تواند این سیگنال را به اسرائیل ارسال کند که مادامی که تل آویو از حمله به حزب الله دست برندارد، زیرساخت های آن مجددا و به آسانی مورد حمله قرار خواهد گرفت.   در این اثنا، در میدان نبرد، روسیه می تواند به گونه ای عمل کند که استراتژیست های اسرائیلی باور کنند که نیروهای روسی بسیار نزدیک به حزب الله مستقر هستند که در صورت حمله اسرائیل به مواضع حزب الله، نیروهای روسی نیز مورد هدف قرار خواهند گرفت. اگر این ایده نیز کارساز نبود، روسیه می تواند اسرائیل را با استقرار سامانه های «منع منطقه ای» و «ضددسترسی» تهدید کند تا مانعی در مسیر حملات اسرائیل به حزب الله در سوریه و لبنان قرار دهد. در سطحی بالاتر، روسیه همچنین می تواند در سامانه های نظامی اسرائیل اختلال ایجاده کرده یا با ارسال پارازیت، پهپادها را از رادار خارج نموده و یا حتی ساقط نماید. حتی اگر اسرائیل نسبت به این اقدامات روسیه واکنشی نشان نداد، مسکو می تواند گنبد آهنین را هدف قرار داده و سامانه های ضدهوایی و حتی سیستم های هشداردهنده شهری را مختل سازد و در امتداد این اقدامات، جنگ اطلاعاتی ای راه بیندازد مبنی بر آنکه سامانه های دفاعی اسرائیل آسیب پذیر بوده تا از این طریق، در سطح افکار عمومی رعب و وحشت ایجاد نماید.   اما به نظر می رسد که روسیه، کشوری عملگرا است. بدین معنی که مسکو بر حزب الله نیز فشار وارد خواهد ساخت و این فشار نه از طریق ایران و سوریه، بلکه بصورت مستقیم خواهد بود. مسکو پس از دو سال جنگ شانه به شانه به همراه حزب الله علیه شورشیان در سوریه، کاملا با ساختار فرماندهی، کنترل و شبکه ارتباطات و فناوری هایی که از این ساختار پشتیبانی می کند، آشنا است. در صورتی که موشک های حزب الله به نقاط دورتری اصابت کند، روسیه می تواند به تضعیف این ساختارها از طریق اقدامات سایبری مبادرت ورزد. همزمان، با توجه به آنکه حزب الله در جریان جنگ سوریه توان زیادی از دست داده، مسکو می تواند مستقیما با این گروه وارد گفتگو شود. نکته اصلی آن است که شرایط کنونی حزب الله به گونه ای بوده که آمادگی پذیرش درخواست های مسکو را دارد.   آغوش محکم روسیه پیش از هر زمان دیگری، در جنگ بعدی اعراب و اسرائیل حضور خواهد داشت. تمایل اسرائیل در زمان بحران کماکان به ایالات متحده است. با این حال، عملکرد غلطی که دولت کنونی آمریکا از خود به نمایش گذاشته است و همچنین ارتباطات مسکو در سطح منطقه باعث خواهد شد که از دیدگاه اسرائیل، روسیه بازیگر معقول تری برای تعامل و همکاری به نظر آید.   اگر اسرائیل از روسیه درخواست نماید که مدیریت تخاصمات را بر عهده بگیرد، این درخواست برای اولین بار در نوع خود از سال 1967 و هنگامی که اسرائیل تلاش داشت شوروی مانع از بروز جنگ شش روزه شود، خواهد بود. چنین درخواستی بدین معنی است که پس از چند سال از مداخله نظامی روسیه در سوریه، ولادیمیر پوتین بطور کامل جایگاه مسکو در خاورمیانه را احیا نموده است؛ جایگاهی که در طول پنج دهه گذشته، خلا آن از سوی دولتمردان روسی احساس می شد. نهایت کلام آنکه اگر جنگی میان اسرائیل و حزب الله شکل گیرد، این روسیه است که می تواند پیروز این جنگ را مشخص کند.   نویسنده: دیمیتری آدامسکی - دانشیار مرکز بین رشته ای هرتزلیا   منبع: مجله فارن افرز آمریکا     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»       ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 08 Oct 2017 21:16:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود