موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Tue, 12 Dec 2017 19:24:45 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 12 Dec 2017 19:24:45 GMT 60 ژئوپلیتیک گازی؛ چگونگی دور زدن اوکراین http://www.iras.ir/fa/doc/article/3458/ژئوپلیتیک-گازی-چگونگی-دور-زدن-اوکراین 31 دسامبر 2019 مدت اعتبار توافق گازی روسیه و اوکراین، که در تاریخ 19 ژانویه 2009 منعقدشده به سر می‌رسد. لذا مبارزه بر سر پروژه‌های «خطوط لوله گاز» دورزننده اوکراین یعنی «جریان شمالی-2» و «جریان ترکیه» تشدید می‌شود. روسیه قصد دارد تا پایان سال 2019 به منظور امتناع کامل از مسیر اوکراین و یا با نگاهی واقع‌گرایانه‌تر به منظور تحمیل شرایط خود به اوکراین برای عقد قرارداد جدید، احداث این پروژه‌ها را تکمیل نماید.   پروژه «جریان شمالی-2» احداث دو خط لوله گاز با ظرفیت بالغ بر 55 میلیارد متر مکعب گاز در سال را در نظر دارد که این خطوط از سواحل روسیه و از طریق دریای بالتیک به آلمان می‌رسد. این خط لوله جدید قرار است در کنار خط لوله «جریان شمالی» (یا همان «جریان شمالی-1») ساخته شود. پروژه «جریان ترکیه» نیز در ابتدا به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که شامل چهار خط لوله باشد، اما سپس به دو خط لوله کاهش یافت. خط لوله اول با ظرفیت 15.75 میلیارد متر مکعب در سال برای عرضه گاز به مصرف کنندگان ترکیه (و برای اتصال به خطوط لوله گاز موجود در ترکیه از یونان در نظر گرفته شده است، اما در عمل استفاده از آن در حالت معکوس امکانپذیر است). دومین خط این جریان با همان ظرفیت، برای عرضه گاز به کشورهای جنوب و جنوب شرقی اروپا در نظر گرفته شده است.   در عین حال، در سال 2016 حجم پمپاژ گاز طی این سال در مسیر اوکراین به 82.2 میلیارد متر مکعب رسید. بنابراین، حجم کلی «جریان‌ها» البته در صورت اجرای پروژه‌ها، امکان صرف‌نظر از مسیر اوکراین را فراهم می‌آورد. ضمنا، طی 9 ماه اول سال 2017، انتقال گاز از طریق خاک اوکراین به 70.4 میلیارد متر مکعب رسیده است که طی 9 سال اخیر بیشترین میزان انتقال از این مسیر است. اگر ترانزیت در این سطح باقی بماند، مسیر اوکراین، ممکن است مجددا تقاضا شود، اگرچه در اندازه‌های بسیار پایین‌تر. با این حال، اگر تقاضای اروپایی‌ها به گاز کاهش یابد، خط لوله اوکراین ممکن است «خشک شود». در عین حال، هر دو پروژه با مشکلات زیاد و در عین حال متعددی مواجه هستند. هماهنگی «جریان ترکیه» در عمل توسط آنکارا و با حل و فصل یک سری مسائل دیگر مرتبط است (اول از همه، بازگرداندن صادرات گوجه‌فرنگی‌های ترکیه به روسیه)؛ علاوه بر این، یک سوال جدی برای امتداد خطوط لوله به اروپا وجود دارد. وضعیت «جریان شمالی-2» پیچیده‌تر است، چراکه نظر کمیسیون اروپا نسبت به این پروژه منفی است و نقش آلمان در لابی این پروژه ممکن است پس از تشکیل دولت جدید کاهش یابد.   جریان شمالی-2 و کمیسیون اروپا 8 نوامبر 2017 کمیسیون اروپا به اصلاحیه‌ای برای دستورالعمل گازی اتحادیه اروپا رأی داد که (بر مبنای آن) می‌باید اصول کلیدی قوانین انرژی اتحادیه اروپا در تمام خطوط لوله مرتبط با کشورهای ثالث رعایت شود. از آنجایی که جریان شمالی-2 باید از دریا عبور کند، در حال حاضر قوانین بازار داخلی اتحادیه اروپا و بسته سوم انرژی بر آن اعمال نمی‌شود. اگر این قوانین بر روی جریان شمالی-2 اعمال گردد، در آن صورت توافقنامه پروژه به تأخیر خواهد افتاد که ممکن است جذابیت سرمایه‌گذاری آن کاهش یابد. با توجه فضای عمومی پیچیده حاکم بر روسیه که تمامی تحریم‌های جدید آمریکا علیه آن اعمال می‌شود (این تحریم‌ها بر مواضع دیگر سرمایه‌گذاران نیز تاثیر می‌گذارد، هرچند «جریان شمالی-2» به طور مستقیم مورد اشاره قرار نگیرد)، و این امر می‌تواند به شکست پروژه بیانجامد.   مهمترین هدف قانونی بسته سوم انرژی جلوگیری از وضعیتی است که انحصارکنندگان توزیع حامل‌های انرژی، دسترسی رقبا به مصرف‌کنندگان را به دلیل مالکیت شبکه‌های توزیع (خطوط لوله گاز، خطوط لوله نفت، خطوط برق) مسدود و بلوکه می‌کنند. اگر انحصارگر چنین شبکه‌هایی در اختیار داشته باشد، باید 50 درصد ظرفیت آن را به رقبا بدهد یا از آن استفاده نکند و یا داده‌های شبکه را به اپراتورهای مستقل بفروشد. در صورت عدم وجود رقبایی که مایل به پرکردن شبکه انرژی انحصارطلب باشند و یا در صورت عدم ابراز تمایل رقیبی نسبت به این امر، کمیسیون اروپا استثنائا می‌تواند حق استفاده فردی را به انحصارگر بدهد.   تقریبا بلافاصله پس از انتشار این گزارش، کمیسیون اروپا عدم ضرورت احداث جریان شمالی-2 را اعلام نمود. طبق آنچه در بیانیه منتشرشده در سایت کمیسیون اروپا آمده، کاهش تولید داخلی و مصرف سوخت موجب ثبات و پایداری واردات گاز به اتحادیه اروپا تا سال 2030 خواهد شد. به گفته مقامات اروپایی، زیرساخت موجود برای واردات گاز و افزایش رقابت در عرضه گاز مایع، اجرای این پروژه را بی معنی می‌کند.   ماروش شفچاویچ، معاون رئیس کمیسیون اروپا، ابراز امیدواری کرد که در صورت تصویب اصلاحیه توسط پارلمان اروپا و شورای اتحادیه اروپا، کمیسیون اروپا برای مذاکره با روسیه در مورد وضعیت خط لوله گاز جدید دستور دریافت می‌کند. در تابستان سال جاری (2017)، این کمیسیون از کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواستار اعتبارنامه‌ای برای مذاکره با روسیه به بهانه ایجاد «مقررات ویژه قانونی» برای «جریان شمالی-2» شد. با این حال، اداره حقوقی شورای اروپا به این نتیجه رسید که هیچ دلیلی برای این امر وجود ندارد و این قوانین می‌توانند اکنون هم منتشر شوند. در این میان، موضع روسیه در رابطه با موضوع پیوستن به مذاکرات کمیسیون اروپا به شدت منفی است.   در شورای اتحادیه اروپا برای اجرای این ابتکار عمل، در بالاترین سطح کارهایی در حال انجام است. دونالد توسک، رئیس شورا پیامی را همراه با درخواست تسریع کارها و اقدامات برای توقف احداث «جریان شمالی-2»  به رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا فرستاده است. طبق سخنان یژی بوزک، رئیس کمیسیون صنعت پارلمان اروپا، کار بر روی این دستور به سرعت انجام شده و سرعت اجرای تغییرات به تمایل کشورهای عضو اتحادیه اروپا بستگی دارد. با این حال، وی همچنین افزود که در میان آنها کسانی هستند که با روسیه به تجارت می‌پردازند و مایل به پیچیده‌ترشدن همکاری سرمایه‌گذاری نیستند.   هر دو نفر یعنی توسک و بوزِک، لهستانی هستند یعنی نمایندگان کشوری که در بیشترین حد برای انصراف از «جریان شمالی-2» و متوقف‌کردن آن لابی می‌کند. شِوچُویچ یک سیاستمدار اسلواک است. هم لهستان و هم اسلواکی از کشورهای ترانزیتی برای حمل گاز روسیه به اروپای غربی به شمار می‌آیند، لذا، این «جریان» به طور مستقیم منافع آنها را تهدید می‌کند. بنابراین، حتی اختلاف و مناقشات موجود بین لهستان و اوکراین نگرش این کشور را نسبت به این پروژه تغییر نخواهد داد. به طور سنتی، نگرش کشورهای حوزه بالتیک نسبت به پروژه «جریان شمالی-2» منفی است، برای اینکه، این پروژه به منظور دور زدن آب‌های سرزمینی این کشورها طراحی شده است.   «جریان شمالی – 2»: نقش دانمارک و آلمان با این حال، ضربه غیر منتظره‌ای از جانب دانمارک به این پروژه وارد آمد. پارلمان این کشور در پایان سال 2017 باید قانونی را به تصویب برساند که حق ممانعت از اجرای پروژه‌های واقع در آب‌های سرزمینی دانمارک را البته نه با استناد به ملاحظات زیست محیطی بلکه در حال حاضر، به دلیل تهدید برای امنیت ملی به دولت بدهد. فعلا تنها اولین جلسه تصویب این لایحه برگزار شده است، هنوز دو جلسه دیگر باقی مانده است. منبع اصلی این خبر گفت که اکثریت قاطع نمایندگان از این ابتکار عمل حمایت می‌کنند و این قانون به تصویب خواهد رسید. در کپنهاگ ضدیت لایحه جدید با «جریان شمالی-2» را که باید از آب‌های سرزمینی دانمارک هم عبور کند، کتمان نمی‌کنند. شرکت «جریان شمالی-2»، اپراتور این پروژه، در مطبوعات اظهار داشت که آنها از بابت موضع دانمارک نگران شده‌اند، با این حال قانون جدید «اجرای پروژه را متوقف نخواهد کرد، بلکه تنها ناگزیر به اصلاح مسیر خواهد شد». اما چنین اصلاحی می‌تواند برخی هزینه‌ها را به پروژه تحمیل نماید که در شرایط کنونی یک عامل دشوارکننده اضافی است. موضع دانمارک به تلقی این کشور از روسیه به عنوان کشوری که هم با ریسک‌ها و خطرات سیاسی در ارتباط است و هم تهدیدی برای اروپاست، مربوط می‌شود. در عین حال، تا همین اواخر همه حملات وارده بر «جریان شمالی-2» با عدم پذیرش شدید آلمان که ایفاگر نقشی کلیدی در اروپاست روبرو می‌شد. دلایل سودآوری این پروژه برای آلمان بسیار متعدد است، به ویژه: - آلمان از وابستگی به تمام کشورهای ترانزیت‌کننده گاز رهایی می‌یابد و خود قادر به تنظیم قیمت گاز در اتحادیه اروپا خواهد بود؛ - قیمت گاز برای آلمان کاهش می یابد؛ - شرکت‌های گاز آلمان از لهستان و اسلواکی خارج خواهند شد؛ - برلین اهمیت استراتژیک خود را در اروپا تقویت خواهد کرد، چراکه وابستگی انرژی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به دریافت گاز از آلمان مطرح می‌شود. - اتریش نیز به عنوان شریک سیاسی نزدیک آلمان، به هاب گازی مرکزی اتحادیه اروپا تبدیل می‌شود.   با این حال، در حال حاضر در آلمان یک ائتلاف دولتی جدید در حال شکل‌گیری است و تا پایان سال کامل می‌شود. در ترکیب کابینه جدید فعال ترین طرفداران «جریان شمالی-2» یعنی سوسیال دموکرات ها حضور ندارند. شرکای اتحاد دموکرات مسیحی/ اتحاد سویسیال مسیحی، نه تنها دموکرات های آزاد (که نسبت به روسیه نظر بسیار مساعدی دارند) نیستند، بلکه «سبزها» خواهند بود که در طبقه سیاسی آلمان از منتقدان اصلی سیاست روسیه به شمار می‌آیند. راینهارد بوتیکوفر یکی از اعضای این حزب اظهار داشت که اگر حزب سوسیال دموکرات به طور کامل خود را در خدمت پروژه جریان شمالی-2  قرار دهد، سبزها نیز در مذاکرات مربوط به ائتلاف به خاطر رد این پروژه مبارزه خواهند کرد، «همانطور که ما تا کنون این کار را انجام می‌دادیم». این وضع به احتمال زیاد با نامزدی جیم اذامیر نماینده «سبز»ها  به عنوان وزیر امور خارجه در ائتلاف سه‌جانبه تشدید می‌شود. با این حال، دوره دولتی در وهله نخست به آنگلا مرکل بستگی دارد که از این پروژه هرچند به طور محدود پشتیبانی می‌کند، (به طوری که ترانزیت از طریق اوکراین به طور کامل متوقف نمی‌شود). وی قادر است در چارچوب یک ائتلاف سه‌جانبه، بین دموکرات‌های آزاد و «سبزها» مانور دهد.   در عین حال اگر بوزک قبل از همه متوجه مشکلات و مسائلی است که مخالفان «جریان شمالی-2» ممکن است با آن مواجه شوند، در عوض، راینر زییل رئیس شرکت اتریشی (OMV) و یکی از سازمان دهندگان اصلی این پروژه، برعکس معتقد است که دولت جدید آلمان باید موضع قاطع تری برای دفاع از «جریان شمالی-2» اتخاذ نماید. بنابراین، لابی‌گران «جریان شمالی-2» از کارآمدی ائتلاف آینده آلمان برای حل و فصل مسائل خود مطمئن نیستند.   «جریان ترکیه»: آنکارا و اروپا مذاکرات با ترکیه در خصوص «جریان ترکیه» آسان نیست؛ اما معلوم است که این پروژه به قدری برای روسیه اولویت دارد که این کشور حاضر شده امتیازات مختلفی در رابطه با دیگر مسائل بدهد. به طور خاص، روسیه نه تنها به منظور گسترش حوزه نفوذ ترکیه در شمال سوریه، بلکه برای جلوگیری از ایجاد خودمختاری کردها در خاک سوریه، به طور غیررسمی با انجام عملیات توسط ارتش ترکیه در استان ادلب سوریه توافق کرد. همچنین از اول دسامبر 2017 گوجه‌فرنگی‌های ترکیه به بازار روسیه باز می‌گردند. نکته خنده‌دار این است که این خبر را الکساندر تکاچِف، وزیر کشاورزی روسیه اعلام نکرده (که چنین چیزی برای او به عنوان لابی‌گر حوزه کشاورزی خبر بدی است)، بلکه الکساندر نواک وزیر انرژی که مسئول اجرای «جریان ترکیه» است این موضوع را اطلاع‌رسانی کرده است.   همچنین، رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان می‌تواند رها شدن از مجازات کیفری دو تن از رهبران مجلس تاتارهای کریمه (که در روسیه غیر قانونی است) یعنی ایلما عمروف و آختِم چیگوز که به ترکیه و سپس اوکراین وارد شدند را به امتیازات خود وارد کند. اردوغان توانست به رأی‌دهندگان خود در ترکیه نشان دهد که برای دفاع از شخصیت‌های جنبش تاتار کریمه گام‌های واقعی بر می‌دارد. اما در ماه اکتبر، ترکیه در رابطه با تأثیر جریان ترکیه بر محیط زیست،گزارش زیست محیطی مثبتی صادر کرد. گازپروم نیز در 4 نوامبر، ساخت بخش‌های دریایی دو خط جریان ترکیه در قلمرو روسیه را تکمیل کرد و ساخت نخستین خط جریان ترکیه را که منحصرا در منطقه اقتصادی ترکیه قرار می‌گیرد دنبال نمود. تکمیل احداث خط نخست در مارس 2018 و دومین خط تا پایان سال 2019 برنامه‌ریزی شده است. اگر باز هم روابط سیاسی مسکو و آنکارا به شدت تیره نشود (تا کنون هیچ اشاره‌ای به این امر نشده است)، این پروژه اجرا خواهد شد. لذا اجرای این پروژه برای روسیه از جریان شمالی-2 راحت‌تر است، چرا که برای جریان شمالی-2 نه تنها با یک شریک، که بلکه باید با تعداد زیادی از بازیگرانی که دارای منافع متفاوتی هستند ارتباط برقرار کند.   تا به امروز، عامل عمده دشوارکننده در رابطه با پروژه «جریان ترکیه»، دورنمای امتداد خط دوم این خط لوله گاز است، خطی که بدون آن، صادرات گاز به اروپا غیرممکن است. در حال حاضر، دو گزینه در نظر گرفته شده است. اولین گزینه خط لوله گاز پوزیدون (Poseidon) است که برای اتصال سیستم‌های انتقال گاز یونان و ایتالیا طراحی و تأیید شده است. الیو روجری، مدیر عامل شرکت IGI پوزیدون  اظهار داشت که ممکن است این خط لوله در سال 2023 ساخته شود؛ تصمیم نهایی در رابطه با این پروژه در پایان سال 2019 به تصویب خواهد رسید، پس از اتمام خط دوم «جریان ترکیه»، احداث پوزیدون، 3 تا 4 سال طول خواهد کشید.   گزینه بعدی که از نظر فنی به نظر ساده‌تر می‌آید، ایجاد حالت معکوس در خط لوله گاز فعلی که گاز روسیه را از بلغارستان به ترکیه می‌فرستد است. صربستان و مجارستان موافقت کردند تا سیستم‌های انتقال گاز خود را به منظور دریافت گاز از خط دوم جریان ترکیه نوسازی کنند. با این حال، در حال حاضر توافق با بلغارستان موفقیت‌آمیز نبوده است، لازم به یادآوری است که به خصوص موضع دولت بلغارستان ایجاد اختلال در اجرای پروژه خط لوله گاز قبلی که برای دور زدن اوکراین طراحی شده بود یعنی «جریان جنوبی» بوده است. در حال حاضر رئیس دولت بلغارستان همان بایکو باریسُفی است که «جریان جنوبی» را رد کرده بود.   علاوه بر این، هیچ توافقی هم با اتحادیه اروپا، به منظور عدم مخالفت آن با این پروژه صورت نگرفته است. با این حال، رهبری اتحادیه اروپا باید منافع اعضا و شرکای خود در جنوب اروپا را در نظر بگیرد. برای همین از همان اواخر سال 2015، در لیست پروژه‌های زیربنایی حائز اولویت اروپا که مصوب کمیسیون اروپا هستند بلافاصله سه خط لوله گاز از جنوب شرقی اروپا به اروپای مرکزی قرار گرفت، که این پروژه‌ها به عنوان امتداد احتمالی خط لوله گاز «جریان ترکیه» در نظر گرفته شدند. یکی از پروژه‌هایی که به عنوان اولویت شناخته شد، خط لوله گاز تِسلا (Tesla) از یونان به اتریش بود و دیگری خط لوله ایسترینگ (Eastring) است که احداث آن توسط اسلواکی و با مشارکت بلغارستان، رومانی، مجارستان انجام می‌گیرد. سومین پروژه‌ای که در لیست خطوط گاز حائز اولویت قرار دارد گسترش خط لوله گاز بلغارستان-رومانی-مجارستان-اتریش در آینده است. در عین حال، چنین وضعیتی از نظر اجرای سومین بسته انرژی هیچ تخفیفی نمی‌دهد. اگر گازپروم بخواهد از این لوله‌ها استفاده کند، باید کمتر از نیمی از ظرفیت آنها را رزرو کرده و یا در مرز اتحادیه اروپا گاز را به اروپایی‌ها بفروشد.   دلیل جدی روسیه برای فشار بر اتحادیه اروپا، همانا تهدید به تغییر جهت این منابع به بازارهای دیگر از جمله در درجه اول به جانب بازار چین بوده است. اما اکنون آمریکایی‌ها وارد این بازار شده‌اند. در جریان سفر دونالد ترامپ به چین، توافقی در خصوص سرمایه‌گذاری چین در تولید گاز طبیعی در آلاسکا و پس از آن صادرات آن به صورت گاز مایع به چین انجام شد. البته این پروژه نباید به عنوان جایگزین خط لوله گاز روسیه تحت عنوان «سیلا سیبری» یا «قدرت سیبری» در نظرگرفته شود، اما این نمونه‌ای از تنوع‌سازی است که توسط چین در حال انجام است.پس در این صورت، فرصت روسیه نیز برای تغییر جهت منابع بسیار محدود می‌شود.   روسیه و اوکراین: چه خواهد شد؟ راه‌اندازی هر یک از پروژه‌های «دورزننده» یک ضربه جدی به اقتصاد اوکراین است. آندره کابالِف، رئیس شرکت سهامی ملی «نفت وگاز» اوکراین، خاطر نشان کرد که اوکراین در سال جاری از ترانزیت گاز تنها 3 میلیارد دلار دریافت کرده است. راه‌اندازی هر یک از خطوط جریان ترکیه، اوکراین را از درآمدهای سالانه 500 میلیون دلاری محروم خواهد کرد. ماری یُواناویچ، سفیر ایالات متحده در اوکراین نیز معتقد است «جریان شمالی-2» اوکراین را از 3 درصد تولید ناخالص داخلی محروم خواهد کرد. اما مسئله فقط این چیزها نیست. در حال حاضر اوکراین گاز را از روسیه خرید نمی‌کند، بلکه از طرح‌های معکوس استفاده می‌کند و گاز را از کشورهای اروپایی به دست می‌آورد؛ در صورت «خشک شدن» لوله، این کار نیز امکان‌پذیر نخواهد بود.   در عین حال، با توجه به تعدادی از موانع فوق‌الذکر در اجرای پروژه‌ها، این نتیجه عاید می‌شود که روسیه نمی‌تواند حفظ ترانزیت از طریق اوکراین را در بعد از سال 2019 هم منتفی سازد. در سال 2015 وزیر انرژی روسیه اظهار داشت که قرارداد با اوکراین تمدید نخواهد شد. در سال 2016، وزارت انرژی مواضع ملایم‌تری اتخاذ کرد. نواک گفت: «روسیه آماده مذاکرات بیشتر در مورد گسترش این قرارداد است، اما ما شاهد خطرات و ریسک‌های بزرگی هستیم». آلکسی میلر، رئیس هیات مدیره گازپروم تصور می‌کند که مسیر موجود از طریق اوکراین می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، اما تحویل گاز از طریق آن به شدت و به میزان 10-15 میلیارد متر مکعب کاهش خواهد یافت. با این حال این امر در صورت اجرای موفقیت‌آمیز جریان‌های شمالی و ترکیه و همچنین با توجه به مواضع مرکل در این باره که مسدودشدن کامل ترانزیت اوکراین غیرممکن است امکان می‌یابد. اگر هم جریان شمالی-2 به طور جدی متوقف شود، این میزان، با دخالت احتمالی مصرف‌کنندگان اروپایی به عنوان واسطه‌ها، بسیار بالاتر خواهد بود و مذاکرات روسیه و اوکراین بیش از حد دشوار و پیچیده خواهد شد.       نویسنده: آلکسی ماکارکین، کارشناس ارشد مرکز فناوری‌های سیاسی   منبع: پایگاه تحلیلی پالیتکام   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران    «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> اقتصاد و انرژی Tue, 12 Dec 2017 03:54:13 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3458/ژئوپلیتیک-گازی-چگونگی-دور-زدن-اوکراین ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی «نسخه روسی» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3470/ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-نسخه-روسی نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» با ویراستاری علمی آقای ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس) و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی از سوی موسسه ایراس منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند.   در این مجموعه، ١٠ مقاله منتخب از کارشناسان و اساتید ایران و منطقه گردآوری و تدوین شده است. آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان، (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس)، سبحان طالب ­لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان) و روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.   با توجه به حوزه زبانی گسترده زبان روسی در مراکز مطالعاتی، دانشگاهی و اجرایی فدراسیون روسیه و مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، امید است  انتشار نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» بتواند به فهم بهتر پیچیدگی‌ها، برداشت‌ها و انتظارات موجود بین ایران و کشورهای منطقه قفقاز جنوبی کمک کند و سیاستگذاران و نهادهای مسئول در حوزۀ سیاست خارجی و نیز همۀ علاقه‌مندان به مباحث حوزۀ قفقاز از آن استفاده نمایند.       ]]> کتاب ها Mon, 11 Dec 2017 10:37:33 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3470/ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-نسخه-روسی جایگاه ایران در تحولات آتی قفقاز در افق 2020 اتحادیه اروپا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3465/جایگاه-ایران-تحولات-آتی-قفقاز-افق-2020-اتحادیه-اروپا بعد از توافق برجام و افزایش نقش جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه ای، در دو طرح پژوهشی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا با نام های «منابع درونی بی ثباتی اجتماعی در قفقاز و فرصت های اتحادیه اروپا در پاسخ به آن» و «امنیت و دموکراسی در همسایگی اتحادیه اروپا؛ مورد قفقاز» که به صورت تخصصی در مورد سیاستگذاری اتحادیه اروپا برای افق 2020 در قفقاز فعالیت می کنند، نام ایران به عنوان یکی از بازیگران ترتیبات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی گنجانده شد. شایان ذکر است، تمامی طرح ها در سالهای 2010 تا 2014 نگارش یافته بود و در آن لزومی نیافته بودند که نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه را بررسی کنند و نقشه راهی در خصوص تعامل با ایران در قفقاز پیشبینی نمایند، ولی بعد از برجام، این دیدگاه تغییر کرد و هم اکنون به عنوان یکی از بازیگران آینده قفقاز مطرح است و در سیاست اتحادیه اروپا برای بعد از 2020 مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. در این دو طرح 16 موسسه اروپایی نتایج تحقیقات خود در عرصه های مختلف قفقاز را به سه صورت «خلاصه سیاستی»، «کاربرگ» و «منشورات علمی» عرصه کردند. به طور کلی تمرکز تحقیقات بر روی مسائلی همچون مدیریت منابع، دموکراسی و امنیت، مهاجرت و فقر، اقتصادی محلی و توسعه اجتماعی، جامعه مدنی و دموکراسی سازی، مذهب و سیاست، مناقشه های امنیتی و همسایگان است.   در بخشی از این طرح به نقش سازنده ایران و سازگاری سیاستهای آن با اتحادیه اروپا در مناقشه قره باغ پرداخته شده و پیشنهاد گردیده که ایران به عنوان یک میانجیگر در گفتگوهای طرفین وارد گردد. موضوع انتقال انرژی ایران از طریق خطوط موجود در قفقاز و ترکیه به اروپا، یکی از بخشهای پرداخته شده در این طرح ها است که ایران را یکی از تامین کننده های آینده انرژی اروپا برشمرده است. اتحادیه اروپا، ترتیبات امنیتی ج.ا.ایران در قفقاز را یک نمونه موفق از سازگاری منطقه ای در جهت ثبات و صلح توصیف کرده که با تمامی کشورهای قفقاز جنوبی (ارمنستان، گرجستان و آذربایجان) و کشورهای همسایه قفقاز جنوبی (روسیه و ترکیه) بدون هیچگونه مناقشه ای، روابط مناسبی دارد و همواره درصدد ارتقا آن بوده است. این کاملا برخلاف سیاست ترکیه (مناقشه با ارمنستان) و سیاست روسیه (مناقشه با گرجستان) در منطقه است. همچنین اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده است که عدم شکل‌گیری نظام فراگیر و پایدار و تداوم ناامنی و بی‌ثباتی در قفقاز با عوامل همچون موقعیت ژئوپلیتیک و منابع عظیم نفت و گاز در آن و در نتیجه، افراط‌گرایی دینی، تنش‌های قومی و فرقه‌ای، تروریسم، دولت‌های ضعیف و شکننده و عدم اعتماد بازیگران منطقه‌ای به یکدیگر است، لذا در صدد کاهش این عوامل با بازی گرفتن از نقش مثبت همسایگان میباشد.   اجرای سیاست مهار علیه ایران از سوی آمریکا و تحریم های بین المللی، امکان اجرای نقش فعال ج.ا.ایران در منطقه را محدود کرده و با وجود اشتراک‌ها و پیوند‌های تاریخی با مردم آذربایجان، گرجستان و ارمنستان، امکان توسعۀ روابط قابل قبول در کشورهای قفقاز جنوبی فراهم نگردیده است. از این رو ج.ا.ایران بالاجبار برای پیشبرد اهداف خود به ائتلاف‌های منطقه‌ای با سایر کشورهای بانفوذ در قفقاز همانند روسیه و ترکیه روآورده است. محور باکو ـ تهران ـ مسکو، محور باکو ـ تهران ـ آنکارا، محور مسکو ـ تهران ـ ایروان، محور تفلیس ـ ایروان ـ تهران از جمله فعالیتهای سیاسی ـ امنیتی ایران تاکنون بوده است.   تأمین امـنیت و حـفظ صـلح و ثبات منطقه‌ای نیازمند همکاری و کنش مشترک همه کشورهای منطقه با همکاری سازمانهای بین المللی از جمله اتحادیه اروپا و بدون دخالت نظامی و امنیتی قدرتهای فرامنطقه‌ای می‌باشد. الگوی امنیتی ج.ا.ایران تاکنون شامل همکاری سه کشور منطقه (ارمنستان، آذربایجان، گرجستان) + سه کشور همسایه قفقاز (روسیه، ترکیه، ایران) + اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی است (3+3+1).   به نظر می رسد که اتحادیه اروپا، نقش ج.ا.ایران را در مقابل اقتدارگرایی روسیه در قفقاز جنوبی نیاز دارد، زیرا تا حدود زیادی در این مورد خاص، سیاستهای ما نزدیکتر به اتحادیه اروپاست تا روسیه. برای جلب نظر سایر بازیگران از جمله اتحادیه اروپا، افزایش پویایی در سیاست منطقه ای ما در قفقاز مورد نیاز است. سفر هیات های عالی رتبه سیاسی و امنیتی به قفقاز جنوبی و بالعکس، برگزاری نشستهای بین المللی در خصوص مسائل قفقاز از جمله قره باغ و ابلاغ رسمی سیاست قفقاز ج.ا.ایران در خصوص ترتیبات امنیتی و اقتصادی می تواند نقش بسزایی در کوتاه مدت در افزایش نقش ایران در منطقه ایفا نماید.   ایجاد دبیرخانه قفقاز در شورای عالی امنیت ملی و تعیین مسئول مشخص با عنوان نماینده ویژه ج.ا.ایران در امور قفقاز جهت هماهنگی تمامی ارگانهای مربوطه و فعال کشورمان در منطقه، از لزومات افزایش نقش و داشتن سیاست یکپارچه منطقه ای است که تمامی رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای ما با شکلها و عناوین مختلف این نوع سیاستگذاری یکپارچه را سالها پیش ایجاد کرده اند. دادن دستورالعمل به سفرای کشورمان در منطقه جهت افزایش رایزنیها با نمایندگان دفاتر اتحادیه اروپا در قفقاز، می تواند تاثیر مستقیم بر سیاست اروپا در تعامل با ج.ا.ایران داشته باشد.   حال که گستره همکاری های تجاری و اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا رو به فزونی است، بحث گشایش دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا در تهران نیز مطرح شده تا بر سرعت همکاری های بیفزاید؛ موضوعی که به دلیل برخی مسائل و موانع هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.     نویسنده: حامد کاظم زاده، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات اروپای شرقی دانشگاه ورشو   ]]> سیاست خارجی Mon, 11 Dec 2017 04:04:32 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3465/جایگاه-ایران-تحولات-آتی-قفقاز-افق-2020-اتحادیه-اروپا ایران در رسانه های روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3467/ایران-رسانه-های-روسیه روابط جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه طي 25 سال گذشته رو به گسترش بوده است؛ به ويژه طي ساليان اخير، مقامات عالي رتبه دو کشور مصمم به ايجاد بنياني محکم براي گفتگوي دو جانبه بوده اند. در واقع شرایط پرتنش منطقه و خواست و اراده مسئولین دو کشور ضرورت تحکیم ارتباطات را در دستور کار قرار داده است، به گونه ای که ارتباطات در محورهای مختلف آغاز و یا تقویت شده، نام ایران در روسیه و روسیه در ایران بیش از پیش به گوش عامه مردم جامعه رسید. در عرض پنج سال گذشته، جمعیت زیادی از گردشگران ایرانی، نگاهشان به سوی مسکو و سنت پترزبورگ دو شهر اصلی گردشگری روسیه چرخید و روسها که تا ده سال پیش چندان تصوری از مردم ایران نداشتند، امروز در مراکز تجاری اطراف هتل های اقامت ایرانیان، حتی ذائقه خرید ایرانی ها را هم تا حدی می دانند. به عبارتی با بازشدن بیشتر درهای دو کشور به روی هم، کلیشه های ناقص و اشتباه ذهن دو طرف در حال ترمیم است. اگر ده سال پیش مردم روسیه ایران را با سخنان تند رییس جمهور احمدی نژاد خطاب به آمریکا و اسرائیل و مقاومت در برابر تحریم های سنگین امریکا می شناختند، امروز به طور ملموس تری با زوایای زندگی مردم ایران، نگاه و باورهای به دور از تعصب مذهبی (علیرغم آنچه روسها تصور می کردند) و ... آشنا شده اند.   ابزار مهم بعدی در شناخت مردم از یکدیگر، رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی است. در واقع تکرار نام یک کشور در رسانه های گروهی، توجه افراد را به خود جلب می کند و به تصورات ذهنی شخص بر اساس دیده ها و شنیده ها شکل می دهد. طی سال های اخیر نام ایران در رسانه های گروهی اعم از تلویزیون، مطبوعات و رادیو (کمتر از بقیه) به گوش می رسد. چندین برنامه تلویزیونی در قالب گفتگو با سفیر ج.ا.ایران دکتر سنایی، تهیه برنامه درباره زرتشتیان ایران، شربت ایرانی، نوروز در ایران، نقطه نظر یک ایرانی درباره زندگی در مسکو و مقایسه با ایران، اخبار سیاست داخلی و خارجی ایران و ملاقات سران دو کشور (ایران و روسیه) در سطوح مختلف بویژه سفرهای رییس جمهور پوتین به ایران و دیدار با رهبر ایران آیت الله خامنه ای و تبادل هیات های عالیرتبه برای توسعه همکاریهای استراتژیک و اقتصادی در کانال های اصلی تلویزیون روسیه و نشریات پرمخاطب نقش مثبتی در ارزیابی عامه مردم از ایران داشته اند. شاید نتوانیم بگوییم که ارزیابی مردم روسیه با تکیه بر موارد نامبرده +5 (بالاترین نمره در روسیه) نیست، اما دست کم به دور از حواشی منفی بوده و ایران را به عنوان کشور دوست می شناسند.   در این یادداشت سعی بر این است که ارزیابی عینی از تصویر ایران در رسانه های گروهی روسیه ارائه شود. در همین رابطه نگاهی به برنامه های کانال های اصلی و پرمخاطب فدراسیون روسیه از سال 2011 تا نوامبر 2017 انداخته ایم که به شرح زیر است.    کانال های تلویزیونی فدرال در روسیه در کانال یک تلویزیون روسیه (کانال فدرال) نام ایران عمدتا در اخبار سیاسی اعم از برنامه و مذاکرات هسته ای، همکاری های ایران و روسیه در فرونشاندن درگیری های سوریه ، اظهارات ترامپ علیه ایران و تحریم های پیاپی علیه ایران و روسیه، حوادثی از قبیل زمین لرزه، حمله تروریستی به مجلس و سایر نقاط کشور، ورزش بانوان بویژه دختران نینجو، دختر موتورسوار ایرانی و امثال آن پخش شده است. نزدیک به شش ماه پیش در ساعت پربیننده این تلویزیون گزارش نسبتا جامعی از وضعیت اجتماعی و بویژه اقتصادی درباره ایران پخش شد که حدود 20 دقیقه ادامه داشت. می توان گفت که این برنامه در چارچوب توافقات متعدد اقتصادی در سطح عالی و تلاش بسیاری از نهادهای اقتصادی و تجاری برای به حرکت درآوردن لوکوموتیو تعاملات تجاری بین دو کشور تهیه و پخش شد.   در کانال ان.ت.و روسیه که تقریبا در سطح کانال یک بیننده دارد نیز نام ایران تنها در اخبار سیاسی بدون جهت گیری خاص منفی یا مثبت به گوش می رسد.   برخلاف دو کانال دیگر، کانال فرهنگ «کولتورا» در طول این سال ها چند برنامه درباره ایران تهیه کرده است که مهمترین آن تهیه فیلمی از جشن سده زرتشتیان ایرانی در شهر یزد بود. این برنامه که نزدیک به 30 دقیقه طول کشید، شرح کاملی از زندگی زرتشتیان شهر یزد را به همراه جاذبه های این شهر به نمایش گذاشت. در دو برنامه دیگر راجع به طرز تهیه یک دسر یا شربت ایرانی و برنامه ای به مناسبت فرارسیدن نوروز و شرح آیین و سنت های محلی در کشورهای تاجیکستان، ایران، معرفی فرهنگی از ایران به عمل آمد.   در واقع آنچه در رسانه های تصویری روسیه از ایران به نمایش گذاشته می شود، تصویر منفی در اذهان مردم ایجاد نمی کند. این نکته را می توان در حواشی گفتگو با عامه مردم که اطلاعات را صرفا از طریق رسانه ها بدست می آورند و مطالعه شخصی ندارند به آسانی متوجه شد. خوراکی که رسانه های روسیه به مردم می دهد حاکی از این است که روسیه به عنوان برادر بزرگتر در منطقه و ابرقدرت از برادر کوچکتر خود ایران در مقابل حملات امریکا بویژه در جلسات بحث و مناظره حول انرژی اتمی دفاع می کند و ایران را تنها نمی گذارد. رسانه های روسیه در حد نیاز مردم اخبار و اطلاعات را منتشر می کنند. هدف در هر دوره مشخص است، توجیه ارتباطات بیشتر با کشور دوست، یا به عکس کاهش ارتباطات با کشور غیردوست که مثال آن جریان ترکیه و بسته شدن مسیرهای ورود کالا از ترکیه در نتساقط کردن جنگنده روسیه در مرز سوریه بود. در آن دوران تب دشمنی با ترکیه و جایگزینی آن با ایران شدت گرفته بود. رسانه ها این ذهنیت را در بین توده مردم ایجاد کرده بودند که اجناس ایرانی بهتر از اجناس ترک هستند و به راحتی می توانند جای آن را در بازار روسیه بگیرند. اما با گذشت مدتی کوتاه و حل و فصل اختلافات بین حاکمان دو کشور، دوباره اوضاع به حال اول برگشته و با تغییر محتوای رسانه های گروهی، همه چیز به دست فراموشی سپرده شد.   رسانه های گروهی فعال در حوزه اقتصادی دستور کار نشریات و رسانه های گروهی روسیه از این جهت مورد توجه قرار گرفته اند که معمولا مخاطبین خاصی دارند، این مخاطبین از قشر تجار، سیاست پردازان و فعالان اجتماعی هستند که حوزه های اقتصادی و پولی را در مرکز توجه خود قرار می دهند. با مطالعه ای در موتور جستجوی «یاندکس» که بیشترین کاربر را در فضای مجازی روس زبان دارد می توان به این نتیجه دست یافت که روزنامه های «کامرسانت» و «وداموستی»، مجله فاینانس – اقتصاد «فابرز روسیه»، هفته نامه اقتصادی «اکسپرت» و روزنامه اقتصادی «وزگلیاد» (نقطه نظر) پنج رتبه اول بازدید کننده را به خود اختصاص می دهند.   واژه «ایران» در نشریات نامبرده بیش از همه در چارچوب مناسبات و روابط اقتصادی و سیاسی ایران و روسیه به چشم می خورد. این در حالی است که توجه بیشتر بر دیدارها و مذاکرات در سطوح عالی معطوف شده و تلاش برای ورود تجارت بزرگ و متوسط روسیه در بازارهای ایران جایگاه دوم را به خود اختصاص می دهند. مناسبات ایران و ایالات متحده امریکا از نظر تعداد مطالب منتشر شده قابل ملاحظه هستند. طی یک سال گذشته تعداد مطالب مربوطه به دلیل افزایش توجه به ایران از سوی رییس جمهور دونالد ترامپ به طور محسوسی افزایش یافته است.   پس از آن، موضوع هسته ای ایران و حضور ایران در درگیری های سوریه قرار می گیرد. این موضوع به طور مستقیم با مناسبات موجود بین روسیه – ایران و امریکا – ایران گره خورده است.   پس از اعلام لغو تحریم های وضع شده از سوی امریکا به دلیل توافق برجام، نشریات فعال در حوزه اقتصاد و تجارت تعداد مطالب منتشره درباره وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را به سرعت بالا بردند و شروع به معرفی چشم انداز و فرصت های آتی برای تجارت روسیه با ایران کردند. روزنامه «کامرسانت» پرونده ویژه ای برای این موضوع پراهمیت تشکیل داده و به تبیین بازار ایران پرداخته است، از طرف دیگر روزنامه «وداموستی» پرونده ای تحت عنوان «ایران بعد از لغو تحریم ها؛ فرصت های تجار روس» تشکیل و نقطه نظرات کارشناسان معتبر را در این بخش قرار داده است. با این وجود، موضوع روابط تجاری دو کشور آرام آرام ازدستور کار رسانه های این حوزه خارج شدند. امروز مطالب مربوط به شاخه های مختلف اقتصاد ایران و چشم انداز حضور در بازار این کشور به حداقل رسیده است. البته تنها مورد استثناء، صنایع نفتی جمهوری اسلامی ایران است که به طور منظم درباره آن مطالبی را منتشر می کنند.   موضوع برنامه موشکی ایران نیز از چشم رسانه های روسیه دور نمی ماند. موضوع بعدی، مناسبات ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان سعودی و قطر)، روابط اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا و رویدادهای مهم سیاسی در داخل کشور از جمله انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی است که اخبار و تحلیل های دوره ای در این رابطه منتشر می کنند.   نشریات اقتصادی سعی دارند ضمن توضیح و توصیف رویدادها، نگاه واقع گرایانه به مسائل را حفظ کنند، با این وجود کارشناسان مختلف و ستون نویسان این نشریات ارزیابی مختلفی از رویدادها ارایه می کنند. جریان کلی حاکم در نشریات روسیه را می تواند در این قالب مطرح کرد که «چشم انداز ورود به بازار ایران مثبت اما برای تجارت روسیه با پیچیدگی هایی همراه است». گاهی اوقات شاهد انتقاداتی نسبت به موضوع آزادی در داخل کشور هستیم، اما این قبیل مطالب به ندرت منتشر می شوند. نشریات عمدتا توجه خود را به توافقات حاصل شده بین روسیه و ایران در حوزه های سیاسی و اقتصادی متمرکز می کنند و از ارزیابی یک طرفه این قبیل مذاکرات و برنامه ها دوری می کنند.   نشریات تحلیلی تعداد نشریاتی که به صورت تخصصی روی موضوعات سیاست بین المللی و تحلیل رویدادها فعالیت دارند چندان زیاد نیست. مخاطبین این نشریات در روسیه جزو عامه به حساب نمی آیند. با این وجود کارشناسان روس در صفحات نشریات نامبرده ارزیابی های مختلفی از رویدادهای سیاسی جهان ارائه می کنند. بخشی از این کارشناسان گزارش یا توصیه های عملی برای نهادهای دولتی طرح می کنند.   از بین نشریات تحلیلی قابل استناد و معتبر می توان به سایت «شورای امور بین الملل»، مجله «روسیه در سیاست جهانی»، «مرکز کارنگی مسکو» و همچنین نشریه تخصصی «انستیتوی خاوردور» اشاره کرد.   تحلیل گران روس عمدتا حول مسائلی از قبیل برنامه هسته ای ایران و همکاری های ایران و روسیه در سوریه قلم می زنند. علاوه بر این، گروه نامبرده به صورت دوره ای موضوع روابط ایران و عربستان سعودی، حضور ایران در عراق و برخی موضوعات سیاست داخلی ایران از قبیل انتخابات ریاست جمهوری یا رقابت بین اصلاح طلبان با محافظه کاران را در مرکز توجه قرار می دهند.   کارشناسان نشریات تحلیلی عمدتا از ارزیابی یا انتقاد تند نسبت به شرایط و رویدادها خودداری ورزیده و حتی پیشبینی های خود را کاملا سنجیده و بادقت مطرح می کنند. مولفین این مقالات به ندرت از سیاست های ایران در یک حوزه مشخص انتقاد می کنند، با این حال، بر اختلاف نظرهای موجود یا مشکلاتی که مانع از توسعه همکاری ها می شوند، تاکید و توجه دارند. به عنوان مثال، در بحث همکاری های سوریه، بیشتر کارشناسان همکاری های ایران و روسیه را سازنده می دانستند، اگرچه راهکارها، اهداف و وظایف تهران و مسکو در این محور با اختلافات جدی روبرو بود. کارشناسان حتی اذعان داشتند که این همکاری های در حکم «ازدواج مصلحتی» بین ایران و روسیه است که در نتیجه بروز ضرورت مقابله با تهدید مشترک در سوریه حاصل شده و تداوم آن لازم است. در خصوص معامله هسته ای نیز این نکته قابل توجه است که عمده کارشناسان روس لغو تحریم ها از روی ایران را مثبت ارزیابی کرده و در عین حال بر نقش سازنده روسیه در دستیابی به توافقات و شانس جمهوری اسلامی ایرانی برای نزدیک شدن به سیاست های جهانی تاکید می کنند.   با نگاهی به رسانه های اصلی روسیه می توان به این باور رسید که خواست دستگاه حکومت روسیه و شخص پوتین به واقع بر نزدیک شدن دو کشور در حوزه های سیاسی و اقتصادی و برخی شاخه های انسانی است که البته در این مورد با کمی احتیاط همراه است. قطعا راه برای رسیدن به نقطه مطلوب زیاد است، اما نگاه واقع گرایانه امروز و مطالب عاری از حواشی و تالیفات ماجراجویانه برخی روزنامه نگاران در رسانه ها جریان را به سمت نقطه مطلوب هدایت خواهد کرد.       نویسندگان: دکتر فرزانه شفیعی، دکترای زبان روسی از انستیتوی تخصصی زبان روسی پوشکین                   نیکیتا اسماگین، سردبیر سایت «ایران سیودنیا»         ]]> جامعه و سیاست Sat, 09 Dec 2017 19:11:36 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3467/ایران-رسانه-های-روسیه انتشار نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» http://www.iras.ir/fa/doc/note/3468/انتشار-نسخه-روسی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» با ویراستاری علمی آقای ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس) و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی از سوی موسسه ایراس منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند.   در این مجموعه، ١٠ مقاله منتخب از کارشناسان و اساتید ایران و منطقه گردآوری و تدوین شده است. آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان، (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس)، سبحان طالب ­لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان) و روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.   با توجه به حوزه زبانی گسترده زبان روسی در مراکز مطالعاتی، دانشگاهی و اجرایی فدراسیون روسیه و مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، امید است  انتشار نسخه روسی کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» بتواند به فهم بهتر پیچیدگی‌ها، برداشت‌ها و انتظارات موجود بین ایران و کشورهای منطقه قفقاز جنوبی کمک کند و سیاستگذاران و نهادهای مسئول در حوزۀ سیاست خارجی و نیز همۀ علاقه‌مندان به مباحث حوزۀ قفقاز از آن استفاده نمایند.       ]]> سیاست خارجی Sat, 09 Dec 2017 17:21:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3468/انتشار-نسخه-روسی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی تذکره‌ای در باب رژیم حقوقی دریای خزر http://www.iras.ir/fa/doc/article/3466/تذکره-ای-باب-رژیم-حقوقی-دریای-خزر یادداشت سردبیر: هفتمین اجلاس وزیران خارجه پنج کشور ساحلی دریای خزر شامل روسیه، ایران، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان با محوریت کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در تاریخ 14 آذر 1396 در مسکو برگزار شد. هدف اصلی از برگزاری این اجلاس، فراهم آوردن مقدمات اجلاس سران پنج کشور ساحلی در قزاقستان (احتمالا در نیمه نخست سال 2018) است. پس از پایان این اجلاس دو روزه، سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه، در کنفرانس مطبوعاتی پایان نشست خزر اظهار داشت که کشورهای ساحلی خزر در مورد تمام مسائل باقی مانده کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به توافق رسیده و متن آن آماده شده است. بر این اساس، نویسنده در این نوشتار به مجموعه اقدامات داخلی و بین المللی ای اشاره دارد که به عقیده وی می تواند حصول توافق را باعث گردیده و منافع ملی ایران را تامین نماید.         همگان اعتقاد دارند که روابط کشورهای این سو و آن سوی خزر در یک پیچ تاریخی قرار دارد که مثل و مانند آن را در قرون گذشته شاهد نیستیم. قرائن و سطح روابط سیاسی طرفین نیز به خوبی این واقعیات را منعکس می‌نمایند و ظواهر امر نشان می‌دهد که کشورهای حاشیه دریای خزر به سوی حل یکی از عمده چالش‌های توسعه روابط خود که همانا رژیم حقوقی دریای خزر است گام بر می‌دارند. در چند روز قبل نشستی سطح بالا برای به نتیجه رساندن رژیم حقوقی دریای خزر برگزار گردید که جدای از خوش‌بینی‌ها و بدبینی‌های سیاسی موجود می‌توان آن را گامی رو به جلو برای طرفین دانست. در واقع باید به این واقعیت توجه داشت که نفس مذاکره میان کشورهای حاشیه دریای خزر می‌تواند روندی ستودنی باشد، اما باید در کنار اقدامات صورت گرفته در سطح بین‌المللی بر روی افکار شهروندان و جامعه سیاسی حاضر در کشورهای طرفین نیز کار کارشناسی کافی صورت گیرد.   دریای خزر به عنوان یک دریای بسته (closed sea) و یا به اعتقاد برخی از محققین و حتی کشورهای حاشیه آن به عنوان یک دریای محصور (enclosed sea) از آنچنان مساحتی وسیع و منابعی غنی برخوردار است که این امر باعث می‌شود در قرن حاضر چشم‌انداز روشنی را برای ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی آن در نظر گیریم. باید توجه داشت که در این پهنه آبی که مایلیم آن را "عروس اورآسیا" بخوانیم، به دلیل وجود حاشیه‌نشینان پرشمار می‌توان آینده‌ای به بلندای دماوند را رقم زد که نه تنها بستر توسعه مبادلات اقتصادی را فراهم می‌نماید، بلکه زمینه‌های توسعه انسانی را برای منطقه حاضر نیز رقم خواهد زد.   می‌دانیم که در حال حاضر بخش مهمی از اختلافات طرفین در سلسله نشست‌های سال‌های پیش مورد حل و فصل قرار گرفته و نیز همچنان اختلافات بر سر بخش مهمی از موضوعات پا برجاست. از جمله اختلافات موجود که باعث شده رسیدن به اجماع و حصول توافق کمی مشکل باشد عبارتند از تحدید حدود بستر و زیربستر (فلات قاره)، انتقال خطوط لوله از بستر و اعماق دریا که از موضوعات مربوط به منطقه انحصاری و اقتصادی است و همچنین چگونگی مدیریت سهم آلودگی کشورهای آلوده کننده در دریای خزر. البته از دیدگاه کارشناسانه باید توجه داشت که مکانیزم‌های مربوط به مسئولیت کشورها برای ایراد صدمات زیست محیطی در این دریا نیز همچنان ناقص است و باید کار بیشتری در آینده بر روی آن صورت گیرد. در واقع، توجه به این نکته ضروری است که بدانیم حتی اگر کنوانسیون فعلی به تصویب برسد تنها نقطه شروع تحولات حقوقی این دریا بوده و همچنان راه دور و درازی را در اجرا و ضمانت اجرای توافقات صورت گرفته در پیش خواهیم داشت.   در این راستا طرف ایرانی می‌تواند با پیشنهادات سازنده، فنی-حقوقی و معقولانه خود در داخل و خارج از کشور راه را برای دست‌یابی به یک توافق جامع هموارتر نماید. به همین دلیل مختصرا به اهم اقداماتی که می‌تواند اولاً حصول توافق را باعث گردیده و ثانیاً منافع ملی ایران را تامین نماید اشاره می‌کنیم. این اقدامات به اقدامات داخلی و اقدامات بین‌المللی تقسیم می‌گردد.   الف) اقدامات داخلی اولین و مهم‌ترین وظیفه در درون کشور شفاف‌سازی و دور کردن ذهنیت مردم از افسانه 50 درصدی سهم ایران در خزر است. پر واضح است که جامعه سیاسی ایران (اعم از مقامات و مردم) علاقمند بودند که برای تامین منافع طرف ایرانی دست بالا را در مذاکرات داشته تا در پس چانه‌زنی‌های سیاسی به سهم حداقل 20 درصدی برسند. این وضعیت امروزه فضایی را باعث گردیده که حتی یک محقق حقوقی غافل از این که ممکن است چنین رویه‌ای چه مضراتی برای طرف ایرانی داشته باشد، بدون وجود هیچ سندی این ادعا را تبلیغ می‌نماید.   در واقع، تبلیغ افسانه 50 درصد در ایران باعث گردید که توانایی کار کارشناسی و فنی از اهل فن گرفته شده و اگر حتی در میدان عمل سهم‌های 30 یا 40 درصدی از کل دریای خزر (به فرض محال) حاصل گردد، نتیجه‌ای جز خائن بودن مذاکره‌کنندگان و یا بدنه کارشناسی به همراه نداشته باشد. در واقع، یکی از بزرگ‌ترین بازندگان چنین ادعایی خود طرف ایرانی بود، چرا که در چنین فضایی هیچ کس جرات بیان سهمی کم‌تر از این عدد را به خود نمی‌داد. لذا آشنا کردن مردم و جامعه تخصصی با تجربه تحدید حدود سایر کشورها و قواعد جاری حقوق بین‌الملل می‌تواند تا حد زیادی فضای سنگین افکار عمومی ایران را برای پذیرش سهم‌های عاقلانه، عادلانه و منصفانه فراهم آورد.   از طرفی معرفی تجربه تحدید حدود سایر مناطق دریایی کشورها باعث می‌گردد که در درون کشور به این اقناع فکری برسیم که ادعاهای کشورهای طرف مقابل مبنی بر سهم های 13 یا 17 درصدی نیز به هیچ وجه مبنای فنی و حقوقی ندارد.   ب) اقدامات بین‌المللی بدنه حاکمیتی ایران می‌باید همراه با اقدامات داخلی، در عرصه بین‌المللی نیز با دیدگاهی معقولانه و با عینک فنی و حقوقی به معادله چندمجهولی خزر نگریسته و از دیدگاه غالب سیاسی خود و طرفین مذاکره کننده (خاصه ترکمنستان و آذربایجان) بکاهد. مطالعات نشان داده است که استناد به قواعد حقوق بین‌الملل می‌تواند علیرغم کاهش سطح تنش افکار میان طرفین، سهم مطلوب و عاقلانه‌ای را برای طرف ایرانی به همراه داشته باشد.   به خصوص آنکه موافقتنامه‌هایی که میان سه کشور قزاقستان، روسیه و آذربایجان بر سر تحدید حدود مناطق شمالی و بخشی از مناطق میانی خزر منعقد گردید، سعی داشته است در چارچوب قواعد حقوق بین‌الملل و تجربه تحدید حدود سایر کشورها اقدام به این کار نماید. علیرغم این که بهتر می‌بود بدون رضایت طرفین موافقتنامه‌ای منعقد نگردد تا حصول توافق جمعی سهل‌تر گردد، اما نباید چنین اقدامی را خنجر از پشت آن کشورها به ایران اطلاق نمود. چه این که در بهترین حالت ممکن، طرفین مذکور باید به صورت دو یا سه جانبه بر سر مناطق مورد ادعا و نکات فنی تحدید حدود مذاکره می‌کردند، حال آن که طرفین در موافقتنامه‌های خود نه تنها به اعتبار توافقنامه‌های خود تا زمان تصویب رژیم حقوقی دریای خزر تاکید کرده‌اند، بلکه حتی بعد از تصویب رژیم حقوقی دریای خزر نیز می‌بایست مجدداً چنین مذاکراتی را انجام دهند.   در مجموع، کنوانسیون جامع رژیم حقوقی دریای خزر باید بتواند به عنوان یک ابزار کارا، نه تنها اختلافات طرفین را حل نماید، بلکه باید موجبات توسعه روابط را نیز فراهم آورد. بدین منظور می‌باید از گنجانده شدن موضوعاتی در این کنوانسیون خودداری و نیز بر گنجانده شدن موضوعاتی در آن تاکید داشت. لذا اهم نکاتی که باید بدان توجه داشت عبارتند از:   1. از نام بردن و یا به کار بردن هرگونه روش جغرافیایی برای تحدید حدود بستر و زیر بستر (خط میانه (median line) و یا خط متساوی‌الفاصله (equidistance)) خودداری گردد. این اصطلاحات بدون در نظر گرفتن سایر قواعد و موازین حقوقی و غیر حقوقی مخالف عرف جاری بین‌المللی می‌باشند. 2. معادلات مربوط بر تحدید حدود بستر و زیر بستر بلوک جنوبی دریای خزر از قسمت میانی و قسمت شمالی جدا شوند. چه این که از دیدگاه رویه‌های بین‌المللی نیز ارتباطی به یکدیگر ندارند، زیرا در پروسه تحدید حدود باید سواحل مرتبط کاملاً مشخص شده و واقعیت جغرافیایی خزر نشان می‌دهد که هر بلوک از سه بلوک نام برده شده سواحل مرتبط خود را دارند. 3.  توافقات حاصل شده در زمینه عدم حضور قدرت‌های خارجی در دریای خزر مورد تاکید قرار گیرد. 4. توافقات مربوط به آب‌های سرزمینی، آب‌های داخلی و منطقه ماهیگیری مورد توجه قرار گرفته و در این سند منعکس گردد. (در حال حاضر اشاره‌ای به آب‌های داخلی و آثار ناشی از فعالیت در آن‌ها مورد توافق قرار نگرفته است) 5. تحدید حدود باید در انطباق با موازین عام حقوق‌بین‌الملل از جمله اصول عدالت و انصاف باشد. 6.  بر روی طول سواحل موثر (بر اساس موازین حقوق بین‌الملل) و سواحل مربوطه در تحدید حدود تاکید گردد. 7. شرایط خاص کشورهای حاشیه دریای خزر، از جمله موقعیت سواحل، جمعیت حاشیه‌نشین و ... لحاظ گردد. 8. حق خاص یک کشور به حق جمعی کشورها آسیب وارد نکند. 9. خط مبدا دریای سرزمینی خط صاف باشد. 10. اصل تناسب و حقوق کشورها که ناشی از سرزمین است مورد اشاره قرار گیرد. 11. حقوق تاریخی کشورها نباید نادیده گرفته شود، به خصوص موافقتنامه‌های پیشین.   در پایان نباید این نکته را از نظر دور داشت که کنوانسیون مربوط به رژیم حقوقی دریای خزر بیشتر از آنکه متمرکز بر پروسه و چگونگی تحدید حدود بستر و زیر بستر دریای خزر باشد، معطوف به چارچوب‌ها و کلیّات مربوط به تحدید حدود و مواردی نظیر همکاری‌های امنیتی، اقتصادی و ... بوده و همچنان باید تلاش کرد تا سایر اختلافات طرفین راجع به موازین حقوقی این دریا حل گردد. به نظر می‌رسد اراده‌ای که اکنون در سطح سران و مقامات کشورها مشاهده می‌شود، قطعاً آینده‌ای امیدوار‌کننده را برای طرفین رقم خواهد زد.     نویسنده: میثم آرائی درونکلا، دکترای حقوق بین‌الملل، عضو هیئت علمی دانشگاه و مدیر موسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر (IIKSS)   ]]> اقتصاد و انرژی Fri, 08 Dec 2017 13:39:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3466/تذکره-ای-باب-رژیم-حقوقی-دریای-خزر آسیای مرکزی و ضرورت هم‌افزایی فرهنگی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3463/آسیای-مرکزی-ضرورت-هم-افزایی-فرهنگی هفته گذشته نشست‌ کارشناسی تحت عنوان "تقارب فرهنگ‌ها؛ بنیان صلح و توسعه" با همکاری موسسیه بین المللی تقارب فرهنگی از ایران و دانشگاه بین المللی قرقیزستان، در بیشکک برگزار شد. اساتید دانشگاه و کارشناسان امور فرهنگی از کشورهای ایران، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، ترکیه، روسیه، چین و لیبی در این نشست نظرات خود را بیان کردند. به برخی از برداشت های نگارنده از مباحث مطروحه که می تواند به شناخت بیشتر از حوزه اسیای مرکزی کمک کند، ذیلا اشاره می شود. 1. شرکت کنندگان از اینکه بعد از فروپاشی شوروی، تنها ابر قدرت جهان با طرح های پیچیده و استفاده گسترده از ابزارهای رسانه ای و فضای مجازی به دنبال تک فرهنگی کردن جهان و تحمیل فرهنگ غربی بر دیگر جوامع است نگران بودند. آنان از نشانه های گسترش نفوذ فرهنگی آمریکا در مناطق حساس جهان بخصوص آسیای مرکزی را ایجاد تفرقه افکنی مذهبی قومی و بر هم زدن نظم  موجود منطقه می دانستند. 2. اغلب سخنرانان، نگران پیامد هژمونی فرهنگی غرب و نفوذ سریع و افسار گسیخته جریان های افراطی در آسیای مرکزی بوده و اعتقاد داشتند اگرچه احتمال اینکه داعش مناطق آسیای مرکزی را همانند عراق و سوریه، مستقیماً مورد حمله قرار دهد،وجود ندارد  اما این گروه تروریستی، از تلاش برای گسترش دامنه فعالیت های خویش در آسیای مرکزی خودداری نخواهد کرد. 3. توجه به آموزه های اسلام معتدل، برای جلوگیری از فعالیت های گروه های افراطی، از نکات مهم نشست بیشکک بود.یکی از اساتید دانشگاه الهیات قرقیزستان با ارائه مقاله و با استناد به آیات قران، ضمن اشاره به مخالفت اسلام با جنگ، خشونت و ترویسم به ضرورت آشنا کردن جوانان با آموزه های اسلام معتدل و پرهیز دادن آنان نسبت به تاثیرپذیری از اسلام تحریف شده، تاکید داشت. 4. فقدان یک نقشه راه برای هم افزائی فرهنگی بویژه در حوزه رسانه، محیط مجازی، هنر در میان کشورهای منطقه نیز مورد نظر برخی از سخنرانان بود. آنان معتقد بودند که هم افزایی فرهنگی  به عنوان اقدامی مؤثر و مشترک، می تواند بصورت دو جانبه، چند جانبه، منطقه ای و بین المللی میان کشورها برقرار باشد.این سخنرانان هم افزایی فرهنگی را مؤثر تراز گفتگوهای متداول در حوزه های فرهنگی و ادیان دانسته و مشارکت فعال همه کشورها در ترسیم و اجرای نقشه راه برای تحقق امر را توصیه می کردند. بر این اساس تشکیل دبیرخانه دائمی در یکی از کشورهای منطقه به عنوان یک اتاق فرمان مشترک برای رصد محیط و هدایت و هماهنگی اعضا و نظارت و ارزیابی اقدامات، توصیه گردید. 5. نمایندگان کشورهای آسیای مرکزی نسبت به حفظ ارزش های قومی هر کشور تعصب داشته و در واقع متمایل به نوعی ملی گرائی با محور قومیت بودند. آنان گسترش همگرایی فرهنگی میان ملت های منطقه را در صورت توجه به تقویت هویت ملی، قومی، مذهبی و زبانی هر ملت امکانپذیر می دانستند. این نگاه نشان می داد که آسیای مرکزی همانند قفقاز، ممکن است در آینده با یک چالش نامتقارن فرهنگی روبرو شود. بر این اساس توجه به هم افزایی فرهنگی و تاکید بر مشترکات، می تواند چالش های احتمالی را به سوی نوئی همگرائی منطقه ای سوق دهد. این کشورها باید به این باور برسند که حفظ و تقویت هویت ملی، قومی و مذهبی خود را می توانند از طریق هم افزایی فرهنگی ، بهتر حفظ کرده  و همگرایانه با عوامل بیرونی و تهدید کننده هویت های ملی مانند فرهنگ غرب و جریان افراطی مقابله کنند. 6. در این نشست تاکید شد که ملت های منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که دارای اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی ، مذهبی و زبانی هستند نباید اجازه دهند که برخی از مشترکات، همانند مواریث فرهنگی به منشأ اختلاف و منازعه تبدیل شود. چرا که بخش مهمی از مفاخر، میراث و سنت های منطقه مانند جشن نوروز، امروز ماهیت فرا ملی و فرا قومی بخود گرفته و می توانند عامل وحدت باشند. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی و قفقاز با داشتن ظرفیت‌های فرهنگی و فراملی، با تقویت "هم‌افزایی فرهنگی" که در سایه ترسیم نقشه راه مشترک ممکن خواهد شد،  می‌توانند اختلافات خود را کاهش دارد و با افزایش اشترکات، پشتوانه قابل اتکائی برای همکاری‌های آینده خود ایجاد نمایند.   منبع: خبرآنلاین   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 08 Dec 2017 12:20:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3463/آسیای-مرکزی-ضرورت-هم-افزایی-فرهنگی گفت‌وگوهای کابل http://www.iras.ir/fa/doc/article/3462/گفت-وگوهای-کابل دومین دور گفتگوهای فرهنگی ایران و افغانستان با محوریت " مهاجرت " روز چهارشنبه 8 آذرماه در شهر کابل برگزار شد. دانشگاه علامه طباطبایی ایران و مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان بانیان این گفتگوها هستند. سال گذشته در همین ایام اساتید و نخبگان فرهنگی افغانستانی به جمهوری اسلامی ایران آمدند و امسال اساتید و نخبگان فرهنگی و علمی ایرانی به جمهوری اسلامی افغانستان رفتند. در روز قبل از گفتگوها مراسم رونمایی از کتاب " فتو ریاحی " اثر بهمن کیارستمی فرزند برومند زنده یاد عباس کیارستمی برگزار شد و فیلم مستند " صفر مرزی " ساخته عاطفه کاظمی و زهرا اخلاقی دانشجویان افغانستانی مقیم ایران به نمایش در آمد. کتاب فتوریاحی تحفه هیات ایرانی به دوستان افغانستانی بود و فیلم صفرمرزی هدیه متقابل دوستان افغانستانی به هیات ایرانی ولی با دو پیام متفاوت و حتی متضاد ! شاید دوستان افغان ما نمی خواستند اینگونه بشود ولی پیام فیلم گله ای تراژیک از ایرانیان بود در حالی که پیام کتاب تصویری امیدبخش از زندگی مهاجرین در ایران ارائه می داد. گفتگوهای فرهنگی در چهار جلسه با عناوین: 1- رابطه ایران و افغانستان از همزبانی تا همدلی 2- افغان ها ، دیدگاه‌ها 3- مهاجرت تراژدی انسانی و فرصت‌ها 4- چالشها و نگاه به آینده برگزار شد. گفتگوهای فرهنگی پیامهای متفاوت داشت ولی برعکس مراسم روز قبلش که در فضایی احساسی برگزار شد گفتگوها در فضایی خردورزانه، دانشگاهی وعلمی صورت گرفت و زوایای مختلفی از زندگی مهاجرین افغانستانی در ایران را مورد بحث و بررسی قرار داد. ارائه تصویری از واقعیتهای زندگی پناهندگان و مهاجرین افغانستانی در ایران از چهل سال پیش تا کنون مهمترین ویژگی جلسات مختلف دومین دورگفتگوهای ایران و افغانستان بود. اساتید ایرانی نتایج تحقیقات مختلف خود در خصوص شرایط زندگی پناهندگان و مهاجرین افغانستانی در ایران را که در دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشورمان انجام داده بودند در جلسات گفتگوها ارائه دادند و با آمار و ارقام و اسناد سیر تحولات زندگی پناهندگان و مهاجرین افغانستانی در ایران را تشریح می کردند که در کل نشان دهنده این حقیقت بود که زندگی آنان در روندی مثبت توسعه یافته و شرایط زندگی آنان در عرصه های مختلف اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و اجتماعی نسبت به گذشته بهبود معنی داری یافته است. همچنین با ارائه آمار و ارقام هزینه های پرداخت شده از بودجه عمومی دولت جمهوری اسلامی ایران و اقدامات دولت ایران برای بهبود شرایط مهاجرین افغانستانی تشریح گردید و از رقم بسیار ناچیز کمکهای بین المللی اختصاص یافته به مهاجرین مقیم ایران انتقاد شد. صحبتهای دوستانی افغانستانی ما عمدتا به طرح گله ها و کمبودها و مشکلات اختصاص داشت و بر عکس اساتید ایرانی که بر روندها و تحولات امور در زمان تاکید داشتند دوستان افغان ما برمشکلات و نارسایی ها در مقاطع مختلف زمانی متمرکز بودند. نداشتن پاسخی روشن به سوال متناقض نما ( پارادوکسیکال ) یا مشکل رابطه بین بهبود شرایط زندگی مهاجرین با افزایش تعداد آنها از نکات مهم این گفتگو بود. به این معنی که هرچه شرایط زدگی مهاجرین بهبود یابد تعداد مهاجرین افزایش می یابد و افزایش تعداد مهاجرین موجب کاهش شرایط زندگی آنها در ایران می شود که این موضوع نقض هدف اصلی در برنامه های مربوط یه مدیریت شرایط پناهندگان و مهاجرین است. در ایران و افغانستان و نهادهای بین المللی آمارهای مختلفی از تعداد مهاجرین افغانستانی در ایران ارائه می شود ولی به صورت کلی می توان گفت 5/2 ( دو و نیم ) مهاجر افغانستانی ثبت نام شده در ایران وجود دارد و حدود یک میلیون افغانستانی ثبت نشده در ایران زندگی می کنند.در یکی از تحقیقات انجام شده توسط اساتید دانشگاه علامه طباطبایی گفته شد که اگر هر دانش آموز افغانستانی در ایران برای دولت ایران فقط یک دلار در روز هزینه آموزشی داشته باشد با توجه به رقم بیش از435000 دانش آموز افغانستانی در ایران در یک سال تحصیلی حداقل 400 میلیون دلار توسط دولت ایران برای دانش آموزان افغانستانی مقیم ایران هزینه می گردد و به همین ترتیب هزینه های بهداشت و درمان و هزینه های مربوط به اموزش عالی نیز مطرح شد. یکی از واقعیتهای مربوط به حضور مهاجرین افغانستانی در ایران آن است که هزینه های پنهان حضور مهاجرین افغانستانی بر بودجه عمومی دولت قابل توجه است و به هر دلیل و مصلحتی مقامات کشور از ارائه آمار هزینه ها خودداری می ورزند در حالی که محاسبه و نشان دادن این ارقام باعث می شود تا ایران بتواند در هنگام مواجه با سازمانهای بین المللی از ظرفیتهای آنها استفاده نماید و یا حداقل در عرصه بین الملل میزان عدم پایبندی آن سازمانها را به تعهدات خود به نمایش می گذارد و در مذاکرات دوجانبه رسمی با مقامات افغانستان و در عرصه های دیپلماسی عمومی و رسانه ای در افغانستان مورد استفاده قراردهد. در مقابل مباحث آماری و ارقامی اساتید ایرانی اساتید و نخبگان افغانستانی موضوعات اجتماعی پناهندگان را برجسته می کردند و با توجه نوع نگرشها و نگاههای اجتماعی به مهاجرین و پناهندگان افغانستانی در ایران این نوع نگرشها و نگاهها در جامعه ایران به افغانستانی ها را تبعیض آمیز دانسته این نگاه و رفتار اجتماعی ایرانیان را مورد نقد قرار می دادند. دوستان افغانستانی موارد متعددی از اعمال تبعیض را مطرح می کردند. در مقابل اساتید ایرانی ضمن قبول برخی موارد برخی دیگر را در حوزه قوانین کشور دانسته معتقد بودند که در همه کشورها بعضی قوانین وجود دارد که حقوقی را برای شهروندان خویش قایل می شود که نمی تواند همان حقوق را برای شهروندان خارجی اعطاء نماید. این بخش از مباحث از جمله بخشهای پرگفتگوی جلسات گفتگوها بود. یکی از اساتید ایرانی شرکت کننده در گفتگوها با توجه به روایتهای متفاوت و بعضا متضاد ایرانی ها از افغانها و افغانها از ایرانی ها این نکته را بیان داشت که در زندگی روزمره ما آن چه تعیین کننده است روایتها هستند نه واقعیتها، به موضوعی تحت عنوان اعتماد و بی اعتماد متقابل ایرانی ها و افغانها به یکدیگر پرداخت و با استناد به تحقیق انجام شده در این خصوص اظهار داشت که روایتهای موجود از بحث اعتماد متقابل مسیری مثبت و خوش بینانه ای طی نمی کند و چنانچه تدبیری در این خصوص اندیشیده نشود این مسیر می تواند به تهدیدی علیه منافع هر دو کشور منجر شود. از جمله بخشهای مهم دیگر گفتگوها پرداختن به این موضوع بود که آیا پناهندگان و مهاجرین فقط هزینه برای دولت ایران است یا آن که فرصتهایی هم درحضور مهاجرین و پناهندگان افغانستانی در ایران وجود دارد؟ درپاسخ به این سوال در کل نوعی توافق بین ایرانی ها و افغانستانی ها وجود داشت که حضور مهاجرین ایرانی نقش مثبتی در اقتصاد ایران داشته و برای افغانستان نیز در کنار اهمیت اقتصادی حضور مهاجرین در ایران مسیر انتقال علم و فناوری به افغانستان است. با آن که موضوع محوری گفتگوها مهاجرین بود ولی مانند هر جلسه دیگر درباره افغانستان موضوعات دیگری چون افراط گرایی ، تروریسم ، تکفیر ، امنیت ، مواد مخدر ، حضور نیروهای امریکایی ، نقش همسایگان در امنیت افغانستان و چندین موضوع دیگر مطرح شد ولی در کل گفتگوها به بحث محوری خود وفادار بود و بر آن محور حرکت می کرد. نا گفته نباید گذاشت که صحبتهای دوستان افغان هم از آمار و ارقام خالی نبود و اطلاعات قابل توجهی از شرایط کلی مهاجرین افغانستانی توسط رئیس واحد انسجام و هماهنگی امور مهاجرین افغانستان ارائه شد که در سخنرانی وی آمار عودت مهاجرین غیر قانونی افغانستانی از کشورهای مختلف از جمله ایران قابل توجه و به گونه ای نگران کننده بود. اطلاعات ارائه شده نشان دهنده این واقعیت تلخ است که تا زمان بهبود شرایط اقتصادی افغانستان مشکل مهاجرین غیر قانونی ادامه خواهد یافت و مرزها قادر نخواهد بود مانع مهاجرت نیازمندان اقتصادی گردد. از دیگر مطالب شایان توجه این دور از گفتگوها توجه به بعد بین المللی مهاجرت و پناهندگی است. در این بخش یکی از اساتید ایرانی با ارایه اماری از کمیسریای عالی پناهندگان ملل متحد اظهار داشت که اولا نباید موضوع پناهندگی و مهاجرت را یکی دانست و ثانیا نباید موضوع مهاجرت را به مساله ای بین ایران و افغانستان تقلیل داد بلکه باید موضوع مهاجرت را به عنوان یک مساله بین المللی دید و در جستجوی یافتن راه حل های کلان و بین المللی بود.در بخشی از آمار ارائه شده در سخنرانی این استاد ایرانی با اشاره به 6/65 میلیون مردم بی جا شده در سراسر جهان که 5/22 میلیون آن را مهاجرین کشورهای مختلف تشکیل می دهد گفته شد که سوریه ، افغانستان و سودان بیشترین تعداد مهاجرین را بخود اختصاص داده اند و این در حالی است که 5/5 میلیون مهاجر و پناهنده فلسطینی همچنان بالاترین تعداد پناهندگان را بخود اختصاص می دهد.همچنین گفته شد که روزانه 28300 نفر و به عبارتی دیگر 200 نفر درهر دقیقه به تعداد افراد بی جا شده و پناهنده و مهاجر در جهان اضافه می شود. جمع بندی مشخصی نمی توان ازگفتگوهای فرهنگی ایران و افغانستان ارائه نمود زیرا که اساسا هدف اصلی گفتگوها سیر راه است تا رسیدن به مقصد . گفتگوها برای ایجاد فضای مناسب برای تعاطی افکار است تا فرصت شنیدن قبل از گرفتن تصمیم افزایش یابد. گفتگوها فرصتی است برای شناخت خود در چشم دیگران . گفتگوهای فرهنگی ابتکار شایسته ای توسط اساتید و نخبگان علمی و فرهنگی ایران و افغانستان است که پنجره جدیدی را در کنار روابط رسمی دو کشور می گشاید و چشم انداز جدیدی را در افق دید تصمیم گیران قرار می دهد. امید آن است که مقامات رسمی در هردو کشور این ابتکار را فرصتی برای خود ببیند نه رقیبی برای دایره تصمیمات خود. منبع: خبرآنلاین   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 08 Dec 2017 12:15:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3462/گفت-وگوهای-کابل موانع توسعه همکاری ایران و کشورهای آسیای مرکزی؛ راهکارهای پیشنهادی برای کاهش مشکلات موجود http://www.iras.ir/fa/doc/article/3456/موانع-توسعه-همکاری-ایران-کشورهای-آسیای-مرکزی-راهکارهای-پیشنهادی-کاهش-مشکلات-موجود   مقدمه از یازدهم دی ماه سال 1371 (اول ژانویه 1992) که تصمیم برای فروپاشی اتحاد بین 15 جمهوری سابق شوروی به مورد اجراء گذارده شد، تا کنون نزدیک 26 سال می گذرد. در این بازه زمانی فرصت های بی نظیری برای توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی یعنی ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان بوجود آمده است. اما متاسفانه ایران به دلایل گوناگون تنها از بخش محدودی از این فرصت ها استفاده کرده است.   در این 26 سال تاکنون صدها مقاله در باب دلایل و عوامل موفق نبودن ایران در این حوزه مهم جغرافیایی که در واقع عقبه استراتژیک ایران محسوب می شود، ارائه گردیده و سخن بسیار درباره راه های توسعه مناسبات در سمینارها و میزگردها گفته شده است. اما گویا مخاطبان اصلی این سخنان رفع این موانع در اولویت کاریشان نیست و یا اصولا اینگونه جمع بندی ها و راهکارها را به دلایل مختلف قبول ندارند و در نتیجه برای اجرایی شدن آنها هم گام اساسی برداشته نمی شود.   با این حال نگارنده معتقد است در آغاز کار دولت دوازدهم فرصت را غنیمت شمرده با توجه به تغییرات اخیر در دولت های ازبکستان و قرقیزستان و انتظار برای ایجاد تغییرات در دولت های قزاقستان و تاجیکستان در یکسال آینده می توان باردیگر مروری داشته باشیم بر شناسایی موانع موجود در توسعه مناسبات ایران با این کشورها و با توجه به نقاط قوت و ضعف، خلاصه راهکارهایی برای برون رفت از وضعیت فعلی جهت نیل به وضعیت مطلوب در آینده نزدیک ارئه گردد.   با آنکه در این مجال ادعای کشف جدید نیست و محتوای نوشتار حاضر تکرار مواردی است که بارها و بارها کارشناسان این حوزه مطرح کرده اند اما آنچه در این فرصت بصورت جمع بندی دیدگاه های کارشناسی در 26 سال گذشته ارائه شده شاید به عنوان جمع بندی جدید متناسب با متغیرهای موجود اعم از وابسته و مستقل در منطقه در خور توجه باشد. ناگفته روشن است که دریک یاداشت محدود نمی توان همه موضوع های مهم را بصورت دقیق بررسی کرد، اما به قول سعدی بزرگ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.   1. دعوای برنامه ریزی برای آینده  تقریبا از همان اوایل استقلال کشورهای آسیای مرکزی تا امروز همیشه در جلسات کارشناسی این بحث مطرح شده است که به نظر می رسد ایران برای رسیدن به اهداف خود در آسیای مرکزی هیچ برنامه مدونی ندارد. البته مسئولین مربوطه همیشه این ادعا را رد کردند و فرمودند بی اطلاعی کارشناسان به معنای نبودن برنامه نیست. اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق کارشناسان این نظر را مطرح کردند که اگر برنامه ریزی وجود داشت وضعیت امروز را نداشتیم. بنابراین یا برنامه ریزی درست اجراء نمی شود و یا آنکه اساسا برنامه ریزی متناسب با واقعیت های منطقه طراحی نشده است.    شاید یکی از معایب همین بی اطلاعی اکثر کارشناسان حوزه از برنامه ریزی مورد ادعا این باشد که آنها مجال نقد و بررسی آنرا هرگز پیدا نکرده اند. در صورتی که اگر این گونه برنامه ها حداقل در بخش سیاست های اعلانی منتشر شود، می توان انتظار داشت با نقد دلسوزانه کارشناسان نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کرده و متناسب با فرصت ها و تهدید های موجود به یک برنامه ریزی واقعی تر دست پیدا کنیم.   2. ناهماهنگی و موازی کاری بین ارگان ها و نهاد های تصمیم گیر موضوع هماهنگ نبودن سازمان ها و نهاد هایی که باید مجری سیاست های ایران در کشورهای منطقه باشد و نیز موازی کاری بعضی از نهادها و سازمانی های برون مرزی، مساله پوشیده ای نیست. با آنکه برای ایجاد چنین هماهنگی تاکنون در چند نوبت ستادهایی تشکیل شده است، از جمله در همان سال های ابتدایی "ستاد کشورهای مستقل مشترک المنافع" در وزارت امور خارجه تشکیل شد ولی با گذشت زمان ناهماهنگی های موجود، مشکلات متعددی را آفریده و احتمالا در آینده هم بوجود می آورد که در عمل زحمات بسیار زیادی که برای توسعه مناسبات از طرف مسئولین در دستگاه دیپلماسی کشیده شده است، بی نتیجه یا کم نتیجه شده اند.   ریشه این ناهماهنگی ها عمدتا به خود سازمان ها و یا نهادهای مربوط بر نمی گردد بلکه به افراد مجری سیاست ها مربوط می شود که عمدتا دیدگاه بخشی نگری دارند و کمتر به یک هم افزایی سازمانی تن می دهند. به همین دلیل مهم ترین اقدامی که برای رفع این مشکل اساسی می توان انتظار داشت بکارگیری افرادی است که دارای نگرش سیستمی باشند و با ایجاد هم افزایی بین افراد در حوزه ماموریت به رسیدن به اهداف کلان در درجه اول و سپس به اهداف سازمانی توجه نشان دهند.   نکته مهم تر اینکه اکثر کارشناسان بر ایجاد یک مرکز هدایت و هماهنگی در جایی فراقوه ای که تصمیم های آن نافذ باشد تاکید دارند. امروز ضروت تصمیم های آینده نگر بر اساس مطالعه روند های گذشته و استفاده از تجربه های موفق و تکرار نکردن اقدام های اشتباه بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.   3. فقدان شناخت از نیازهای واقعی کشورهای آسیای مرکزی در بحث ها و تصمیم گیری های چند سال گذشته اغلب این نکته بخوبی روشن شده است که تصمیم سازان و مجریان سیاست های ابلاغی در ایران متناسب با اهداف و آرمان های کشور و انقلاب اسلامی، در اغلب موارد برنامه هایی را دنبال کردند که اصولا در داخل این کشورها مورد استقبال قرار نگرفته اند. از سوی دیگر تعداد قابل توجهی از افراد ایرانی که به این کشورها اعزام شده اند، آشنایی و تخصص لازم را درباره محیط این کشورها و فرهنگ و تاریخ و نیازهای اقتصادی و گرایش های سیاسی طرف مقابل نداشتند. در نتیجه یک نوع دلزدگی از طرف دولت و مردم کشور میزبان بوجود آمده است.   برای مقابله با این وضعیت تاکنون تلاش های متعددی صورت گرفته و با مرور زمان از این جنبه ما مشکلات کمتری در مقایسه با گذشته داریم؛ با این حال هنوز ظرفیت های مناسب برای همکاری های گسترده و عمیق بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی ناشناخته مانده است. به نظر می رسد این ظرفیت ها قابل احصاء هستند و نباید آنها را به ترجیح بند تکراری و ملال آور "اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی" محدود کرد.   در سده معاصر کشف ظرفیت های جدید همکاری بین ایران و کشورهای حوزه آسیای مرکزی براساس منافع مشترک و متقابلا سودمند دور از دسترس نیست. به صرف برگزاری همایش ها و میزگردها نمی توان به این مهم دست یافت. به نظر می رسد باید از موسسات تخصصی و اتاق فکرهای موجود در ایران بهره گرفت و در عرصه های نوین از جمله آنچه "صنایع فرهنگی" خوانده می شود این ظرفیتها را به صورت یک برنامه اجرایی تحول ساز از قوه به فعل رساند.   4. سیاست های مخرب آمریکا علیه ایران در آسیای مرکزی یکی دیگر از موانع مهم توسعه همکاری بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی در 26 سال گذشته، سیاست خصمانه آمریکا علیه ایران بوده و هست. آمریکا در اجرای سیاست "همه چیز بدون ایران" تلاش می کند ایران را از هر گونه همکاری منطقه ای در امور انرژی (نفت و گاز)، حمل و نقل (ریلی، دریایی و هوایی) که مزیت نسبی در آن دارد، محروم سازد. ایران که می تواند آسیای مرکزی محصور در خشکی را به دریای عمان و خلیج فارس ارتباط دهد و از طریق خط لوله، گاز آسیای مرکزی را به اروپا برساند و نفت را از طریق سواپ برای این کشورها صادر کند با کارشکنی روز افزون آمریکا روبرو است.   بی تردید این کارشکنی ها در کاهش مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی تاثیرگذار بوده است؛ با این حال ایران می تواند از طریق همکاری های دو یا چند جانبه با توجه به موفقیت همکاری های ایران و روسیه در سال های اخیر اقدام های موثرتری را برای مقابله با این سیاست آمریکا در پیش بگیرد. این موضوع بویژه پس از برجام و برداشتن بسیاری از تحریم های بین المللی می تواند عملیاتی باشد.   از جمله بر اساس الگوی همکاری های سه جانبه ایران با روسیه و جمهوری آذربایجان، ایران می تواند همکاری های جدیدی را در دستور کار خود قرار دهد بویژه آنکه ازبکستان در تحولات داخلی خود آمادگی بیشتری را برای همکاری با سایر کشورها از جمله ایران از خود نشان می دهد. بنابراین همکاری چهار جانبه  بین ایران، هند، ترکمنستان و ازبکستان از طریق تقویت بندر چابهار دور از دسترس نیست و دقیقا بر اساس نیاز هر چهار کشور می تواند برنامه ریزی شود.   براین اساس همکاری فراموش شده بین ایران، افغانستان و تاجیکستان با مشارکت چین و قرقیزستان نیز می تواند به یک همکاری های چهار جانبه دیگر تبدیل شود. به نظر می رسد راه مقابله عملی با سیاست های یکجانبه گرایی آمریکا در منطقه رفتن به سوی همکاری های چند جانبه بین ایران و کشورهای منطقه است. این برنامه ها با در نظر گرفتن تغییر رویه کشورهای منطقه در یکسال اخیر بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.   5. رقبای منطقه ای، روسیه، چین و ترکیه ایران برای توسعه مناسبات خود با کشورهای آسیای مرکزی با رقبای بسیار بزرگی چون روسیه و چین روبرو است. البته در این سالها ترکیه نیز یک رقیب هم عرض محسوب می شده است. به نظر می رسد وقت آن رسیده ایران «جدل رقابتی» را با این کشورها به یک «فرصت همکاری» تبدیل کند. با در نظر گرفتن این واقعیت که چین بدلیل ظرفیت های بسیار گسترده تر اقتصادی در مقایسه با ایران و نیز روسیه بخاطر برخورداری از نفوذ عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی در آسیای مرکزی رقبایی نیستند که ایران به مقابله با آنها برخیزد، زیرا امکانات برابری با آنها ندارد. بنابراین بهتر است حتی با ترکیه که ایران امکان رقابت با آن را دارد، به سمت ایجاد زمینه های مناسب برای همکاری پیش برود.    به باور نگارنده وقت آن رسیده که ایران بپذیرد کشش پذیری نیاز منطقه به همکاری های اقتصادی به حدی بالا است که حضور کشورهایی مانند چین، روسیه، هند و ترکیه جا را برای ما تنگ نمی کند. این نگاه که دائما تبلیغ می شود "حضور کشورهایی مانند چین و روسیه مانع ایران برای توسعه همکاری است" به هیچ وجه با واقعیت های موجود منطبق نیست. زیرا نوعی پوشش برای پنهان کردن کم کاری ها و برنامه ریزی نکردن ها است.   جمع بندی فهرست موانع ایران را می توان بسیار طولانی تر کرد. شاید حداقل چند عامل مهم دیگر مانند فقدان بودجه و امکانات لازم برای سرمایه گذاری در این کشورها، فراهم نبودن امکان صدور خدمات کارشناسی - که در سال های اخیر ایران چند نمونه موفق در امور سد سازی، خدمات چند رسانه ای و ارتباطات فیبر نوری هم در منطقه داشته است- می توان بر این فهرست افزود. با این حال ایران هنوز نتوانسته با همه امکانات خوبی که دارد بازاریابی خوبی در این کشورها داشته باشد. از طرف دیگر امکانات کشورهای منطقه برای بازرگانان ایرانی بخوبی معرفی نشده و آنها هنوز با الگوهای سنتی می کوشند به بازارهای مقصد وارد شوند. وضعیت مبادلات بانکی و بیمه ویژه کالاهای صادراتی و وارداتی نیز با مشکلات اساسی روبرو هست.   آنچه بیش از هر اقدام دیگری ضروری به نظر می رسد شناخت اولویت آسیای مرکزی برای ایران است با آنکه همه مسئولین بر این موضوع اذعان دارند، اما در عمل چنین اولویتی مشاهده نمی شود. ایران گویا ترجیح می دهد در آسیای غربی موقعیت خود را تثبیت کند و در آسیای مرکزی و قفقاز اولویت های بعدی خود را جستجو کند.   نکته مهم اینکه باید بپذیرم که نیاز به تغییر در سیاست ها، اهداف و روش ها بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. شرایط منطقه به سمت بهبود فضای همکاری پیش می رود بنابراین باید ایران می تواند علاوه بر فعال شدن در سازمان های اکو و شانگهای برای همکاری های سه، چهار یا پنج جانبه در سطح منطقه و فرامنطقه ای برنامه ریزی کند.   دیدن موانع موجود بر سر راه توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی به معنای نادیده گرفتن موفقیت های سال های گذشته ایران در این منطقه نیست. طرحِ بدون پرده پوشی مشکلات به ایران کمک می کند بجای افتخار به موفقیت های گذشته اش به فکر رفع مشکلاتی باشد که امروز می تواند برای برطرف کردن آنها با هزینه کمتری تلاش کند. زیرا اگر امروز برای حل این موانع اقدام جدی انجام نشود، شاید فردا لازم باشد هزینه های بازهم بیشتری برای حل و فصل آنها پرداخت کنیم.     نویسنده: حسن بهشتی پور، تحلیلگر مسائل اوراسیا و عضو ارشد شورای علمی ایراس   ]]> حسن بهشتی پور سیاست خارجی Wed, 06 Dec 2017 04:29:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3456/موانع-توسعه-همکاری-ایران-کشورهای-آسیای-مرکزی-راهکارهای-پیشنهادی-کاهش-مشکلات-موجود کنفرانس مشترک موسسه ایراس و بنیاد گورچاکوف در مسکو http://www.iras.ir/fa/doc/report/3461/کنفرانس-مشترک-موسسه-ایراس-بنیاد-گورچاکوف-مسکو موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و بنیاد دیپلماسی عمومی الکساندر گورچاکوف برگزار می نمایند: جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه؛ همکاری‌های فرهنگی، انسانی و اجتماعی   زمان برگزاری: سه شنبه، 14 آذر 1396 (ساعت 9 الی 19) محل برگزاری: شهر مسکو، روسیه   سخنرانان افتتاحیه الکساندر ماریاسُف، سفیر سابق روسیه در ایران داوود کیانی، مدیر موسسه ایراس رومان نیکلایویچ، مدیر اجرایی بنیاد گورچاکف   پنل 1: همکاری‌های اجتماعی و فرهنگی میان ایران و روسیه رضا ملکی، رایزن فرهنگی ایران در روسیه ولادیمیر یورتایِف، استاد تاریخ روابط بین‌الملل دانشگاه دوستی ملل روسیه فرهاد پالیزدار، معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی اِراج بایف، رئیس شورای ملل روسیه بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه تهران بِگیجانُویچ بایِف، پژوهشگر مسائل فرهنگی ایران   پنل 2: همکاری ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه‌های گروهی محمدعلی وکیلی، مدیرمسئول روزنامه ابتکار ماریننا بیلینکایا، شرق شناس آیدا سابالِوا، عضو فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران   پنل 3: همکاری در زمینه روس‌شناسی و ایران‌شناسی احمد پاکتچی، دانشیار دانشگاه امام صادق(ع) مارینا کامینِوا، دبیر علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و نزدیک انستیتوی شرق‌شناسی محسن شجاعی، رئیس دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال یلِنا گلادکُوا، مدیر گروه زبان‌های هندواروپایی و آفریقایی پژوهشکده دولتی روابط بین‌الملل مسکو   پنل 4: همکاری ایران و روسیه در حوزه آموزش بهروز ابطحی، رایزن سابق علمی سفارت ایران در روسیه یلنا دونایوا، عضو ارشد مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و نزدیک انستیتوی شرق شناسی الهه کریمی ریابی، استادیار دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران ماریا ماخانیکُوا، دبیر مطبوعاتی بنیاد «روسکی میر»   *** کنفرانس «ایران و روسیه؛ همکاری های فرهنگی، انسانی و اجتماعی» با سخنرانی کوتاه آقای رومان نیکلایویچ گریشنین از بنیاد دیپلماسی عمومی گورچاکوف آغاز شد. وی ضمن خوشامد گویی به حاضران، از برگزاری این کنفرانس ابراز خرسندی کردند. ایشان همچنین برگزاری دومین کنفرانس مشترک بنیاد گورچاکف و موسسه ایراس را به فال نیک گرفته و خواستار تدوام این گفتگوها و نشست ها شدند.   سپس جتاب آقای دکتر کیانی، رییس موسسه ایراس، با ابراز خوشحالی از برگزاری این کنفرانس به مشکلات ناشی از شناخت با واسطه در میان نخبگان و جامعه ایران و روسیه اشاره کردند و ابراز امیدواری کردند که این کنفرانس سنگ بنای تغییر این وضعیت باشد. اقای دکتر کیانی در بخش دیگری از اظهارات خود منافع سیاسی را در روابط ایران و روسیه بسیار قوی تر از منافع اقتصادی دانستند و گفتند که روابط سیاسی دو کشور در حال حاضر به بلوغ سیاسی رسیده است. به این معنی که دو کشور محدودیت های زکدیگر را درک می کنند و این نشان می دهد که به نطر نمی رسد روابط دو کشور شکننده باشد. با این حال اگر در هم تنیدگی اقتصادی بین دو کشور رخ ندهد تعمیق همکاری های فرهنگی دشوار است. وی همچنین به سه مشابهت سازنده بین دو کشور اشاره داشتند: نخست، مشابهت جعرافیایی به این معنی که روسیه یک کشوری اوراسیایی است و نه صرفا اروپایی یا آسیایی. در واقع، ایران هم اگرچه در آسیا واقع شده اما ابهامات جغرافیایی در تعریف منطفه ای آن وجود دارد؛ دوم، هردو کشور دارای چندگونگی قومی و دینی و فرهنگی هستند؛ و سوم، غربی ها با حصور یک روسیه قوی در اوراسیا و ایران قوی در منطقه خلیج فارس مخالفند. آقای الکساندر گیورگیویچ ماریاسوف سفیر سابق روسیه در تهران در سخنانی به ذکر این مطلب پرداخت که امروز رد پای ایران در سوریه و یمن و عراق دیده میشود که این مساله به خاطر دفاع از مرزها و کشور ایران بوده است. با این حال تاریخ چهل ساله انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که ایران برخلاف آمریکا هرگز حمله نظامی به هیچ کشوری نداشته است. ما امروز شاهد فشارهای متعدد بر روابط تهران و مسکو از سوی کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقه هستیم؛ علیرغم این فشارها روابط سیاسی و تجاری دو کشور گسترش پیدا کرده که دیدارهای متعدد سران دو کشور و همکاری های دوجانبه اقتصادی و همکاری در مبارزه با تروریسم بین المللی و همین طور همکاری های نظامی در سوریه از نتایج مشخص این روابط است، از جمله دیدار اخیر روسای جمهور ایران و روسیه و ترکیه در سوچی از نتایج این گسترش روابط است. وی با اشاره به همکاری های مستمر دو کشور در زمینه مبارزه با مواد مخدر ابراز امیدواری کرد که روابط دو کشور در حوزه پارلمانی تقویت شود. آقای فرهاد پالیزدار، معاون بنیاد سعدی، در سخنانی به اهمیت توسعه فرهنگی اشاره و جایگاه زبان را در این زمینه مورد تاکید قرار دارند. وی اظهار داشت که بنیاد سعدی در راستای حمایت از آموزش زبان فارسی در خارج از کشور و آماده سازی متون و منابع در خارج از کشور فعالیت داشته است. ایشان به این نکته اشاره کرد که در بحث اموزش زبان آن گونه که اسناد نشان می دهد روس ها جلوتر هستند و حتی در قرن هجدهم سفرای پتر کبیر زبان فارسی را می آموختند. در ایران با تاسیس دانشگاه تهران به طور اکادمیک اموزش زبان روسی آغاز شد. وی همچنین به برپایی کلاس های اموزش زبان فارسی، المپیادهای زبان فارسی و اعزام برگزیدگان این المپیادها به ایران اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که این فعالیت ها توسعه یابد. معاون بنیاد سعدی در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته اشاره کرد که ایران برای آنکه سلطه زبان انگلیسی را از بین ببرد تصمیم گرفته است زبان روسی را وارد آموزش مدارس کند که به این ترتیب بخشی از دانش آموزان نیز این زبان را قبل از ورود به دانشگاه یاد خواهند گرفت. ولادیمیر ایولنویچ، استاد تمام گروه تئوری و تاریخ روابط بین الملل دانشگاه دوستی ملل، محورهای اصلی همکاری را در حوزه همکاری های انسانی را بر اساس توافق نامه های امضا شده بین دو کشور در بحث آموزش، موسیقی، سینما، تئاتر، ورزش، گردشگری دانست. وی افزود تا قبل از سال ۲۰۱۵ همکاری های انسانی حول دانشمندان و دانشگاهیان ایرانشناس و روس شناس بوده است. وی با بررسی فضای اطلاعاتی ایران به صورت سایت های روس زبان افزود که خوشبختانه در سال های اخیر در این زمینه فضای اینترنتی مناسبی بوجود آمده است. درادامه وی روند توسعه توریسم در سال های اخیر را مورد بررسی قرار داد. در پایان با معرفی  ۱۰۰ سمبل  مشترک بین ایران و روسیه مشترکات فرهنگی این دو کشور را بر شمرد. بایف ایرج بگیجانویچ، رئیس شورای ملل سراسر روسیه، در ابتدا به معرفی کنگره ایرانی اقوام ایرانی زبان در منطقه نیژنی نوگوراد پرداخت و هدف اصلی فعالیت های این کنگره را تعامل نزدیک با سفارت و نهاد های ایرانی در راستای حفظ اقوام ایرانی و زبان فارسی و مقابله با بیگانه هراسی دانست. وی محورهای اصلی فعالیت را جهت کشف و مطالعه و توسعه اقوام فارسی زبان در نیژنی نوگوراد و غنای زندگی مردم ایرانی زبان منطقه و برنامه‌ های فرهنگی برای ترویچ المان های فرهنگی دانست. دیگر سخنران این کنفرانس آقای دکتر بهرام امیر احمدیان، استاد دانشگاه تهران، بودند که به مساله گردشگری به عنوان یک بخش مهم از اقتصاد اشاره داشتند که باید مورد توجه قرار گیرد. روسیه از دید ایران سه ویژگی دارد. سرزمین بزرگ؛ مردم جدی؛ و سرزمین رازآلود. در پنج ماه اول امسال (2017)، 2 میلیون و 159 هزار نفر از سایر کشورها وارد ایران شدند. در حالی که از ایران سه و نیم میلیون در پنج ماه اول سال به کشورهای خارجی سفر کردند. در میان کسانی که وارد ایران شدند حدود 8 هزار نفر روس بودند. در بررسی مشکلات موجود برای ورود گردشگران روس به ایران یکی مساله ویزا است که تسهیلات اخذ ویزا هنوز گسترش نیافته است. دوم شناخت مردم روسیه از ایران کم است. سوم سفر به ایران گران است. چهارم برند روسی و ایرانی را نتوانسته ایم تعریف کنیم که در میان مردم ایران و روسیه معرفی کننده توانایی های صنعتی و اقتصادی دو کشور باشد. دیگر اینکه راههای ارتباطی بین دو کشور بسیار کم است و برای مثال کشتی های مسافرتی و یا راه اهن نداریم. صمن اینکه راههای ارتباطی مستقیم بین استانهای ایران و روسیه نداریم. آقای دکتر رضا ملکی، رایزن فرهنگی ایران در روسیه، در سخنان خود به این نکته اشاره داشتند که شکل دادن یک نوع دیپلماسی مشترک می تواند به حال مشکلات منطقه ای و بین المللی موثر باشد. ایشان اظهار داشت برای انکه بتوانیم از ظرفیت های هر دو کشور در سطح بین المللی و منطقه ای استفاده کنیم باید در سه لایه یک برنامه و نقشه راه تنظیم کنیم. در سطح دوجانبه باید توجه داشت که ایران نمی تواند به تنهایی تصویری مناسب از خود ایجاد کند. برای این منطور ما نیاز به کمک روسیه داریم و در مورد شناساندن روسیه جدید در ایران نیز باید از سمت ایران کمک شود. بنابراین ما به یک دیپلماسی فرهنگی مشترک و متقابل نیاز داریم تا مردم ما درک درستی از یکدیگر داشته باشند. برای این دیپلماسی در سطح دوجانبه ما به ابزارهایی مثل رسانه، فضای مجازی، گردشگری و ادبیات و عیره نیاز داریم. در سطح منطقه ای دیپلماسی عمومی مشترک می تواند به ایجاد یک گفتمان منطقه ای منجر شود. این منطقه شامل اسیای مرکزی، قفقاز و اسیای غربی می شود. در منطقه ما به همزیستی مذاهب، اقوام، و مبارزه با افراط گرایی ها در این حوزه ها نیاز داریم. در سطح بین المللی هم ما مورد تهاجم فرهنگی هستیم که تلاش می کنند تصویری نادرست از ایران و روسیه ارائه کنند و نیز ارزشهای مشترک خود را تحمیل کنند. بنابراین ما باید ارزشهای مشترک خود را تعریف و حتی به دستور کارهای بین المللی تحمیل کنیم. به این ترتیب روابط دو کشور پایدار می شود. در پنل دوم که دقایقی قبل آعاز شد سخنران اول جناب آقای ولادیمیر ساژین بودند. وی در بیان اهمیت دیپلماسی عمومی در روابط دو کشور به این نکته اشاره کرد که دیپلماتها و نمایندگان رسمی سیاسی در یک کشور در چارچوب خاصی محصور هستند و به عنوان نمایندگان سیاسی یک کشور باید در حوزه مشخصی اقدام کنند. اما در دیپلماسی عمومی شرایط کار راحت تر است. در حال حاضر نقش دیپلماسی عمومی در روابط دو کشور افزایش یافته است. برای مثال در سال 2017 من در 15 کنفرانس مشترک در شهرهای مختلف ایران و روسیه شرکت کردم و فارغ از موصوعات مختلف مطروحه، "ایران" همیشه در این کنفرانس ها مورد بحث بوده است. این برنامه ها با مشارکت فعال نهادهای غیر دولتی دو کشور بوده و در سمت ایران بنیاد گورچاکف در تبیین مبانی دیپلماسی عمومی سهم مهمی داشته است. اما یک مشکل در این میان قابل توجه است و آن اینکه اطلاع رسانی در مورد پروسه روابط دوجانبه از طرف هر دو کشور ضعیف است. در واقع اگرچه شناخت از ایران در میان نخبگان، سیاستمداران و کارشناسان روسی وجود دارد، اما در میان توده های مردم شناخت ناچیزی نسبت به ایران می بینیم. برای مثال بسیاری تصور می کنند در ایران علم، فرهنگ و صنعت وجود ندارد. علت این امر تسلط منابع غربی بر فضای اطلاع رسانی است. حتی افراد تحصیل کرده در روسیه اغلب تصور می کنند تنها آرزوی ایران ساخت بمب اتم و یا تشکیل امپراتوری شیعه است. در بهترین حالت انها زمانی به ایران توجه می کنند که رویداد مهمی در سطح بین المللی با محوریت ایران رخ دهد؛ مثل برجام! در ایران نیز برداشت از روسیه کماکان مبتنی بر شرایط شوروی است. یکی از دلایل این امر تعداد ناچیز روزنامه نگاران دو کشور در کشور مقابل است. برای مثال در ایران تنها یک روزنامه نگار دائم از خبرگزاری تاس وجود دارد که عملکرد وی نیز توسط عوامل مختلف محدود می شود. اما اگر روزنامه نگاران متعدد از دو کشور در کشور مقابل حضور داشته باشند و آزادانه فعالیت کنند قطعا روابط بهتر و مثبت تر پیش می رود. چنانچه رسانه های گروهی دو کشور عینی و واقعی رفتار کنند، روابط دو کشور به سطح استراتژیک نزدیک خواهد شد. آقای محمدعلی وکیلی، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی و مدیرمسئول روزنامه «ابتکار» روابط دیپلماسی ایران و روسیه را به سه مرحله تاریخی روسیه تزاری، دوران اتحاد جماهیر شوروی و دوران فدراسیون روسیه تقسیم بندی کرد و خاطر نشان کرد در تمام این سه مقطع رسانه ها علیرغم محدودیت زمانی و تکنولوژی تاثیر گذار بودند. وکیلی خاطر نشان کرد مساله ای که اکنون با آن دست به گریبان هستیم محصول القای تفکرات منفی در مورد دو کشور در دوران قبل از انقلاب ایران است که چهره ناخوشایندی از ایران در تفکرات جامعه کنونی روسیه و همچنان برعکس برجای گذاشته است .به عنوان مثال تصویری از ایران به عنوان کشوری غیر متمدن و روسیه به عنوان کشوری سلطه گر و طماع به خاک ایران در رسوبات تفکرات مردم دو جامعه وجود دارد. وکیلی تاکید کرد اگرگرایش قدرت به شرق برای روسیه یک استراتژی بلند مدت است می بایست بلوکی رسانه ای با محوریت روسیه و ایران شکل گیرد. وکیلی تاکید کرد بایستی تحولی در پارادیم حاکم بر ذهنیت ایرانیان و جامعه روسیه صورت گیرد و قدرت سخت به سمت قدرت نرم یا رسانه ای تغییر کند. وکیلی تاکید کرد بایستی روابط فریز شده در هرم قدرت سیاسی به جامعه تزریق شود و هرم قدرت از پایین به بالا بازتعریف شود. وی هم بدلیل همجواری و هم جبر زمان سرنوشت منافع ملی روسیه و ایران را در هم گره خورده دانست و تاکید کرد هر اقدامی برای نزدیک کردن روابط دو کشور بدون از بین بردن رسوبات ذهنی مردم دو کشور تاثیر گذار نخواهد بود. خانم مارینا باریسُونا بیلینکایا شرق شناس و عرب شناس به تصویر ایران در رسانه های روسیه توجه کرد. وی در ابتدا این نکته را یاداوری کرد که در بررسی خود رسانه های روس زبان را مدنظر قرار داده است و نه فقط رسانه های روسیه را. برای مثال در کشورهای اسیای مرکزی، اسراییل و یا قفقاز نیز رسانه های روس زبان وجود دارند. وی گفت در فاصله اول ژانویه تا 4 دسامبر سال جاری کلمه ایران در فضای روس 300 هزار بار تکرار شده است. برای مقایسه بتید گفت که نام عربستان سعودی 250 هزار بار تکرار شده و یا نام چین حدود 40000 بار تکرار شده است. در این میان سیاست های منطقه ای ایران بسیار مهم است. برای مثال بعد از کشته شدن علی عبداله صالح در یمن در روزنامه کامرسانت چنین بیان شد که کشته شدن وی در ادامه حوادث ناگوار در یمن است؛ زمانی که بسیاری از مخالفان وی با تکیه بر ایران مخالفت خود را ابراز می کردند و چرخش اخیر وی نوعی شکست ژئوپولیتیک برای ایران بود. اینکه اطهار نطر مزبور چقدر درست است جای بحث دارد اما نهم نحوه انعکاس خبر است. به هر حال هر بار از ایران مطلبی منعکس میشود اغلب در مورد حوادث منطقه است. یا برای مثال در رسانه های اصلی روسیه به مساله همکاری ایران و روسیه در سوریه از این منظر پرداخته می شود که ایران و روسیه در سوریه همکاری می کنند یا رقابت. البته اکثرا رسانه های روسیه تلاش می کنند چهره ایران را تخریب نکنند اما به هر حال مایل به جذب مخاطب نیز هستند. این در حالیست که روابط دو کشور بیشتر نیاز به نطرات کارشناسی دارد و نه زورنالیستی. بحث اخبار اول در سایت یاندکس اهمیت زیادی دارد چون بسیار پربازدید است. در مورد اخباری که مطرح شده شامل موارد زیر است: زلزله، پیشرفت دارویی ایران، فعال شدن ایران در کریدور شمال جنوب، سرمایه گداری چین در ایران و موارد دیگر. از سوی دیگر روسها در مورد ایران چه مواردی را سرچ می کنند؟ ترانه های ایرانی، شاهزاده های ایرانی قاجار، ایران در نقشه جهان، جمعیت ایران، کارگردانان و بازیگران و فوتبالیستهای ایرانی، انقلاب ایران. پس موصوعات عمیق فرهنگی و تاریخی زیاد مطرح نیست. وی با اشاره به یک نظر سنجی که در فضای فیس بوک انجام داده است گفت که از مخاطبان خواسته است سه یا چهار کلمه که با شنیدن کلمه ایران به یاد می آورند را بگویند. مشارکت کنندگان در این نظرسنجی بین 14 تا 70 سال داشتند و از شهرهای مختلف روسیه و حتی انریکا بودند. کلمات مزبور به ترتیب فراوانی عبارت بودند از: فرش، پرسیا، جنگ و درگیری و مقابله، نفت و گاز، اسلام و مسلمان و شیعه، مدهب، دین، تهران، کنفرانس 1943، حجاب، نقاب، پوشیه، امام خمینی، گریبایدوف، خیام، انار، کباب و... . به طور خلاصه می توان گفت که با طرح این سوال مشخص شد که توجه مردم بیشتر به تاریخ است و مسایل روزمره. در خاتمه باید اشاره کنم که با توجه به این شرایط می توان گفت که در حال حاصر شانس برای ایجاد پلهای جدید و از بین بردن برداشتهای منفی در روابط دو کشور وجود دارد. سوبولوا آیدا سرگییویونا، عضو فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، خبرنگار رادیوی روسی «صدای ایران» سخنرانی خود را با موضوع «همکاری ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه‌های گروهی» ایراد نمود. وی تاریخ روابط ایران و روسیه را به بیش از ۵۰۰ سال دانست. وی دیپلماسی عمومی را مبحثی ارزشمند و ابزاری مهم برای هر کشوری در عصر رسانه ها دانست. وی جامعه ایران را جامعه بازی دانست و این مقطع زمانی را مقطعی خاص در دیپلماسی عمومی دو کشور دانست و خاطر نشان کرد که وظیفه اصحاب رسانه ایران و روسیه این است که تصویر مثبتی از دو کشور در ذهن مخاطبان خود بسازند. وی روابط ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمونی را چند جانبه دانست. خبرنگار رادیو روسی گفت نزدیکی فرهنگی بین ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی در رسانه ها مشهود و روشن است. سوبولوا آیدا سرگییویونا عملکرد نمایندگان فرهنگی ایران در رایزنی فرهنگی ایران در روسیه در بحث دیپلماسی عمومی را بسیار خوب ارزیابی کرد و گفت سایت اینترنتی ایران سیودنیا سایتی پرطرفدار است که طراحی زیبایی دارد.وی سپس اشاره ای به تاریخچه روابط فرهنگی ایران و روسیه در حوزه رسانه داشت و در پایان ابراز امیدواری کرد این همکاری ها هر چه بیشتر ادامه داشته باشد. پنل سوم با سخنرانی آقای دکتر احمد پاکتچی استاد دانشگاه امام صادق شروع شد. وی در مقاله خود مشکلات و محدودیت های ترجمه رو مورد اشاره قرار داد و اینکه در ترجمه اعم از زبان روسی و یا سایر زبانها به فارسی تا چه حد واقعیت های متن مورد نظر و یا منظور نویسنده منتقل می شود. مثلا کلمه روسی Мышление. این کلمه را در فارسی می توان هم به عنوان "فکر" و هم به عنوان "ذهن" ترجمه کرد. در حالیکه در برخی از متون فارسی این کلمه حتی به عنوان فرهنگ ترجمه شده است. یا عبارت Мышление и Речь که به عنوان اندیشه و زبان ترجمه شده است. در حالیکه این دو کلمه تنها بیانگر نتیجه است و نه فرآیند. در واقع بهتر بود این دو کلمه به عنوان اندیشه ورزی و یا گفتار ترجمه می شدند. وی اشاره کرد که این موارد تنها برای نمونه بوده و راه را برای تحقیقات بیشتر در این حوزه می گشاید. سخنران بعدی جناب آقای دکتر محسن شجاعی بودند که وضعیت روسیه در افکار عمومی ایرانی ها را مورد بررسی قرار داد. وی در ابتدا به قدمت روابط دو کشور اشاره کرد و اینکه حتی در شاهنامه فردوسی نیز به کلمه روس اشاره شده است. ابن خرداد به نیز در کتب خود اشاره کرده که تاجرانی از روسیه از طریق رودخانه ولگا به دریای جرجان سفر می کنند که در شمال ایران واقع است. اولین سفارت از روسیه تزاری در قرن شانزدهم به فارس سفر کردند و از آن زمان مساله کیفیت روابط دو کشور همواره مطرح بوده است. این در حالی است که طی قرون متمادی بین نخبگان ایرانی یک تصور منفی از روسیه شکل گرفت که تحت تاثیر مسائلی از جنگ های قرن نوزدهم دو کشور تا مساله اس 300 را شامل می شود. اقای دکتر شجاعی در ادامه به این مساله اشاره کرد که روابط دو کشور باید منوط به وضعیت سیاسی نباشد. برای مثال روابط فرانسه و آلمان علیرغم روابط خصمانه در خلال جنگ جهانی دوم و حتی پس از صلح در حال حاضر در سطح بسیار بالایی قرار دارد. این امر نتیجه نه تنها تلاشهای دولتی؛ بلکه تلاشهای نهادهای غیر دولتی است. برای مثال در سال 2002 موسسه ایراس و گروه روسیه شناسی دانشگاه تهران تاسیس شدند که نقش مهمی در شناسایی روسیه در ایران دارند و با تلاش جناب اقای دکتر سنایی سفیر فعلی ایران در روسیه ایجاد شدند. بنابراین در نهایت برای روابط نزدیکتر بین دو کشور باید از ظرفیت های جامعه مدنی استفاده کرد. کامینِوا مارینا ساموئیلُونا، دبیر علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و نزدیک انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه، به عنوان دیگر سخنران، «تاریخ توسعه روابط فرهنگی- زبانی ایران و روسیه» در ابتدا خاطر نشان کرد با توجه به مطالب ارائه شده در کنفرانس سعی می کند مطالب خود را از منظر ایران شناسان در روسیه مطرح خواهد کرد. وی گفت بر اساس اسناد تاریخی بدست آمده آغاز تاریخ روابط فرهنگی بین ایران و روسیه مربوط به دوران هخامنش است. اما جنبش های اصلی به اوایل قرن ۱۸ و ۱۹ بر می گردد. وی گفت اولین گام ها در حوزه هنر و اقتصاد و توسعه زبان فارسی در روسیه  را چند اثر ادبی قرن ۱۷ به چشم می خورد. دبیر علمی مرکز مطالعات انستیتوی شرق شناسی شکوفایی این روابط را در دوران پتر کبیر دانست زمانی که پتر اول بدلیل ضروری دانستن زبان فارسی ۵ نفر را برای یادگیری این زبان فرستاد. پس از آن در اوایل قرن ۱۸ دوباره این روابط مورد توجه قرار گرفت و آموزش زبان فارسی و فلکلور ایرانی از سر گرفته شد که زبان شناسان روس سهم ارزنده ای در این زمینه داشتند. در دوران شوروی جغرافیای تدریس زبان فارسی از مسکو و سنپترزبورگ به قفقاز گسترش پیدا کرد ومباحث تخصصی تری از جمله دستور زبان،فنوتیک، اصطلاحات زبان فارسی و... مورد بررسی قرار گرفتند. در دوران شوروی غیر از مسکو و لینینگراد در آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان و ماورای قفقاز کتاب های دستور زبان فارسی به روسی تنظیم شد که تا حال حاضر نیز این روند ادامه دارد. ایشان در پایان فعالیت های ایرانشناسان روس در زمینه چاپ کتاب های ارزنده در روسیه و حمایت ایران و تقدیر و چاپ این آثار در ایران را بر شمرد. در ادامه آقای الکساندر ولادیمیرویچ کاراتیشف در مورد دبیرخانه انجمن مدرسین زبان و ادبیات روس، اتحادیه بین المللی اساتید زبان و ادبیات روس توصیحاتی ارائه داد. وی اطهار کرد که اتحادیه زبان روسی اولین بار پنجاه سال قبل به ابتکار روسیه شناسان فرانسه، جمهوری چک و آلمان در پاریس تاسیس شد. اعضای این نهاد از 70 کشور جهان هستند و بیش از 200 عصو دارد که البته ایران در میان انها نیست. این عضویت می تواند به صورت شخصی و یا گروهی باشد. برای مثال مراکز اموزش زبان روسی و یا دانشکده های مرتبط. این نهاد تاکنون 13 کنگره روسیه شناسی برگزار کرده که بین هزار تا هزارو دویست شرکت کننده داشته است. و در سال 1990 حتی 3000 شرکت کننده داشت. در این کنگره ها روسیه شناسی معاصر، روشهای تدریس زبان روسی، تدوین کتابهای درسی و موارد دیگر بررسی می شود. این نهاد همچنین با بنیاد روسکی میر همکاری های گسترده دارد. موصوعات کنفرانس های مزبور بنا بر نیاز کشور برگزار کننده کنفرانس و بررسی ان از سوی کارشناسان نهاد ما تعیین می شود. اقدام بعدی ما اموزش زبان روسی برای تربیت کادر در پروژه های بین المللی است. مثلا در حوزه های انرژی،  لجستیک، اقتصاد و غیره میتوانیم کادرهایی را تربیت کنیم تا در برقراری ارتباطات تجاری موثر باشند. همچنین ما در سالهای اخیر با بنیاد روسکی میر در تاحیکستان کتابهای اموزش زبان روسی را با فرهنگ قومی و منطقه ای هماهنگ کردیم. بنابراین می توان در همین زمینه ها با ایران نیز همکاریهای را تعریف کرد. موخوویکووا ماریا نیکلایونا، دبیر مطبوعاتی بیاد «روسکی میر»  گفت در این کنفرانس تلاش مشترکی شده است جهت تقویت روابط ۲ کشور بخصوص در حوزه ایرانشناسی. وی توضیح مختصری در مورد فعالیت های مرکز روسکی میر ایراد کرد و گفت روسیه شناسان ایران مهمانان پیوسته و همکاران دائمی ما هستند. وی گفت در حال حاضر در ۱۱ دانشگاه در ایران زبان روسی تدریس می شود و گروه زبان روسی دانشگاه تهران قدمت ۷۰ ساله دارد در ادامه وی با اشاره‌ به گرایش ها و گروه های آموزشی مختلف در دانشگاه های ایران که با گرایش های ترجمه ،ادبیات و آموزش فعالیت می کنند افزود که این مرکز آماده همکاری جهت برنامه های دانش افزایی دارد. وی گفت به تازگی اتاق زبان روسی در دانشگاه فردوسی مشهد تاسیس شده است و این مرکز آماده است که فعالیت مشترکی با مراکز و دانشگا های داخل ایران جهت اعزام استاد زبان روسی با حمایت مالی روسکی میر داشته باشد. شروع پنل چهارم و آخر با سخنرانی اقای دکتر ابطحی رایزن علمی سابق ایران در روسیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی بود. وی چند اصطلاح را مورد بررسی کرد. نخست دیپلماسی علمی به این معنی که زمانی که علم بدون مرز کار می کند به ان دیپلماسی علمی می گویند. اصطلاح بعدی تبادل دانشجو به صورت بین المللی است؛ یعنی فقط تبادل دانشجو را به دو دانشگاه محدود نکنیم. و دیگر اینکه زمانی که دانشجو سفر می کند این مهم است. زیرا هم سود اقتصادی دارد و هم ارتباط افراد موجب توسعه روابط فرهنگی و گفتگوی تمدنها می شود. وی سپس به بیان مزیتها و مشکلات نظام های اموزشی ایران و روسیه پرداخت و دشواری زبان روسی رایکی از مشکلاتی دانست که موجب میشود تحصیل در روسیه کیفیت کافی را نداشته باشد. نحوه امتحانات، پروسه اداری سخت، قوانین سخت مهاجرت و ارتباط غیر مستقیم و ضعیف بین اساتید و دانشجویان دکترا از دیگر مشکلات موجود است. که موجب میشود برخلاف سیستم غربی پذیرش دانشجوی دکترا از سوی روسیه دولتی و در نتیجه فاقد نتایج مورد انتظار باشد. دکتر ابطحی همچنین به تفاوتهای سیستم اموزش عالی دو کشور اشاره کرد و اینکه موتور محرکه نطام اموزش عالی در ایران رشته های پزشکی است و بعد شیمی و فیزیک؛ در حالیکه در روسیه این محور را رشته فیزیک تشکیل می دهد. در نتیجع این رشته های محوری در ایران با هم کاملا هماهنگ هستند. نکته اخر مورد اشاره در این مبحث آن بود که طرف ایرانی جدیت خود را در حوزه همکاری علمی نشان داده است و با اعطای بورس دانشجویان ایرانی را به روسیه می فرستد. در حالیکه روسیه تنها به جذب دانشجو از ایران می پردازد که هدف ان نیز کسب درآمد است و این در حالی است که این روند باید اصلاح شود. در ادامه، خانم دکتر الهه کریمی نیز در مورد همکاریهای دانشگاهی دو کشور بر این مساله تاکید کرد که باید به غیر از همکاری و ارسال دانشجو در حوزه زبان به سایر حوزه ها نیز پرداخت. مثلا در روسیه علوم طبیعی و فضانوردی قوی است. در ایران هم حوزه علم مثلا علوم پزشکی و علوم انسانی در مواردی دارای کیفیت بسیاری هستند. ولی مشکل ان است که ثبت مقالات مندرج در مجلات علمی روسیه در ایران بسیار دشوار است. و نیازمند درخواست رسمی از وزارت علوم ایران است. در حالیکه در ایران مجلات علمی به زبان روسی وجود ندارد و پزوهشگران ناگزیر از جاپ مقالات خود در مجلات روسی هستند. آخرین سخنران کنفرانس امروز اقای پالیشوک بودند که به همکاری های آموزشی و دانشگاهی بین دانشگاه زبانشناسی مسکو و دانشگاه علامه طباطبایی پرداخت. وی گفت رشته های مطالعات منطقه ای و زبان شناسی دو رشته مورد بحث برای همکاری دو دانشگاه هستند. بنا بر این طرح قرار است کارشناسی ارشد مشترکی بین دو دانشگاه تعریف شود که دانشجویان بر اساس ان یک سال در روسیه و یک سال در ایران تحصیل کنند و دو دیپلم اخذ کنند. همچنین برنامه های تبادل دانشحو و تبادل اساتید از دیگر زمینه های همکاری مشترک خواهد بود. در عین حال دیپلم دانشجویانی که در ایران در رشته زبان فارسی تحصیل می کنند از جانب روسیه پذیرفته نمی شود که این نکته منفی در روابط دو کشور است.   ]]> فرهنگ و هنر Tue, 05 Dec 2017 08:09:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3461/کنفرانس-مشترک-موسسه-ایراس-بنیاد-گورچاکوف-مسکو