موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Tue, 22 Oct 2019 00:28:34 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 22 Oct 2019 00:28:34 GMT 60 ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/report/3869/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا در ابتدای نشست دکتر کیانی مدیر موسسه ایراس  ضمن تشکر از دو مهمان محترم سخنران جلسه، حاضرین در نشست از دیگر ارگان ها و اعضای شورای علمی و جناب گاریک گریگوریان از سفارت ارمنستان خیر مقدم و خوش آمد گویی عرض کردند. دکتر کیانی افزود موضوع الحاق ایران به اتحادیه اقتصادیه ایران دو سال پیش هم مطرح شده بود اما در ایران جدی گرفته نمی شد، اما  تحریم ها باعث شده که نگاه ما به منطقه اوراسیا جدی تر شود و اثری مثبت در این مورد داشته است. تحریم ها در شتاب دادن به مذاکرات الحاق ایران به اتحادیه اقتصادیه اوراسیا تاثیرگذار بوده است. با توجه به مشکلات ما با غرب و تحریم ها به طور کلی از نظر ایشان نگاه ایران به ساز و کارهای موجود در منطقه آسیا و بحث چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران از جمله مذاکرات آستانه، طرح چین یک کمربند- یک جاده مثبت تر  و علاقه به کار بیشتر شده است. اتحادیه اقتصادی اوراسیا تحول مهمی در سیاست چند جانبه گرایی ایران به شمار می رود که می تواند روابط ما را با کشورهای منطقه افزایش دهد. ایشان هم چنین افزودند: اتحادیه اقتصادی اوراسیا و ایران از دو جنبه قابل بررسی است یکی کلا از نظر سیاسی که تاثیر مثبتی در رابطه ایران با کشورهای همسایه خواهد گذاشت و روابط جمهوری اسلامی ایران را با کشورهای از جمله روسیه را افزایش خواهد داد، فرصت هایی برای ایران فراهم خواهد شد و الزاماتی را در این رابطه ایجاد خواهد کرد و ملاحظاتی که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب این اتحادیه و تبعات آن در سیاست های منطقه ای ایران خواهد داشت.  بحثی در این مورد در این نشست خواهیم داشت، جناب آقای دمیرچی با رزومه اوراسیایی به عنوان سفیر سابق ایران در قزاقستان و گرجستان و رئیس میز روسیه در وزرات خارجه در این مورد صحبت خواهد کرد.  بحث دوم موضوع مسائل تکنیکی قضیه است، سوالاتی که سال ها پرسیده می شود،که واقعا اقتصاد ایران که سال ها کاهش تعرفه ای نداشته است، تعرفه های بالا و دلیلی که ما عضو سازمان تجارت جهانی نبودیم همین تعرفه های بالاست، آیا امکانی وجود خواهد داشت که ایران به شکل تدریجی و معناداری تعرفه ها را کاهش بدهد؟ آیا این منطقه بازاری برای ایران خواهد بود یا ما بازاری برای کشورهای منطقه خواهیم بود؟ یا کاملا متقابل خواهد بود؟ چه ظرفیت ها و پیش بینی هایی و الزاماتی به لحاظ فنی برای حضور  و آمادگی بخش خصوصی انجام شده است ؟ سرمایه گزاری، خدمات و بحث های تکنیکی که و جود دارد چیست؟، در این مورد  جناب آقای میرزاخانی دستیار ویژه وزیر نیرو در کمیسیون دائمی همکاری های تجاری ایران و روسیه صحبت خواهند کرد. دکتر دمیرچی لو با تشکر از دکتر کیانی و موسسه ایراس و حضار محترم  از اینکه این فرصت داده شده است تا در مورد موضوعی در مورد منطقه بحث شود صحبت های خود را شروع کردند. ایشان هم چنین افزودند که جناب میرزاخانی هم از همکارانی هستند که سال ها در حوزه اوراسیا کار کرده اند با مطالعات نظری و کارمیدانی امروز در مورد اتحادیه اقتصادی اوراسیا بحث خواهیم کرد. من کلیاتی در مورد موضوع مطرح می کنم، هدف جلسه یک : آشنایی با این اتحادیه و دوم: شناسایی زمینه های بهره مندی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با این اتحادیه می باشد. لذا من تلاش دارم اطلاعاتی در مورد ساختار، کارکرد، چشم انداز آتی آن، و همین طور ارزیابی در مورد فعالیت های آن ارائه کنم: سه سوال در مورد ماهیت این اتحادیه مطرح می شود : 1- ماهیت اتحادیه چیست؟ 2- سازو کارها و ساختار ها و ، فرآیندها چگونه است؟ 3- موضوع همکاری ایران و اوراسیا چیست؟ سوال اول و دوم را خودم پاسخ خواهم داد و سوال سوم را به آقای میرزاخانی که خود به صورت عملی مسئول این موضوع در ایران می باشد، واگذار می کنم. اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک سازمان بین المللی بین دولی به شمار می رود، وقتی می گوییم بین المللی به این مفهوم است که بر اساس یک معاهده ایجاد شده و بین دولی بین دولت ها به امضا رسیده است. برای همکاری اقتصادی منطقه ای. من تعمدا از واژه بین المللی استفاده کردم زیرا سازمان بین المللی براساس حقوق بین الملل تعاریفی دارد حقوق و تکالیف اعضا و ساختارها و سازو کار ها براساس قوائد بین المللی است و تعریف می شود. بر اساس این تعریف اتحادیه اقتصادی اوراسیا شخصیتی و مسئولیتی بین المللی دارد. یعنی میتواند تابع حقوق بین الملل باشد. این اتحادیه پنج عضو دارد: روسیه، قزاقستان و بلاروس به عنوان اعضای موسس و قرقیزستان و ارمنستان هم بعدا به این اتحادیه پیوستد.  اهداف اتحادیه: توسعه اقتصادی اعضا از طریق اقدامات مشترک برای آزادی جابجایی کالا،خدمات، سرمایه، نیروی انسانی تعریف شده است. معاهده مربوط به تاسیس اتحادیه از اول ژانویه 2015 لازم الاجرا شده است. منطقه ای که را این اتحادیه پوشش می دهد 20 میلیون کیلومتر مربع معادل 14 درصد از خشکی های جهان هست حدود 184 میلیون نفر جمعیت دارد. چند شاخص اقتصادی مهم که به ما کمک خواهد کرد: تولید ناخالص داخلی اسمی اتحادیه حدود 1.9  دلار می باشد. بر اساس قدرت خرید: حدود 4 تریلیون دلار حجم تجارت با جهان: 900 میلیارد دلار تجارت درون اتحادیه: 38 میلیارد تجارت درون اتحادیه ای ساختار اتحادیه متشکل از : شورای عالی اتحادیه اقتصادی اوراسیا (روسای جمهور) شورای عالی اتحادیه اقتصادی اتحادیه اوراسیا عالی ترین ساختار این اتحادیه محسوب می شود و هدف آن تدوین راهبردهای اتحادیه است و اجلاس های آن سالیانه در کشورهای عضور به صورت گردشی برگزار می شود. شورای بین حکومتی اوراسیا (نخست وزیران) شورای بین حکومتی: نظارت بر همگرایی و مدیریت شورای اقتصادی اتحادیه است که اجلاس های آن هر دو سال یکبار برگزار می شود. کمیسیون اقتصادی اوراسیا (شورا/مجمع) کمیسیون اقتصادی اوراسیا که رکن اجرایی موسسه محسوب می شود متشکل از 9 وزیر و 24 دپارتمان می شود. این ساختار حدود 1200 نفر کارمند دارد، مقر آن در مسکو قراردارد و کارکرد آن مشورتی و نظارتی  بر اجرای معاهدات و مصوبات اتحادیه است. رکن اول که شورای کمیسیون اقتصادی است که متشکل است معاونین نخست وزیران است و مجمع که یک رکن دائمی است و حالت دبیرخانه دارد و به رئیس آن نیز دبیر نیز گفته می شود. 9 وزیر در مورد همگرایی و اقتصاد کلان، تجارت، مقررات گمرکی، مقررات ضد انحصار و رقابت ،صنایع و کشاورزی، زیرساخت ها و انرژی و ارتباطات و اطلاعات بر عهده دارند دادگاه اتحادیه اقتصادی اوراسیا: بر اساس معاهده اتحادیه و اساسنامه همزمان با شروع اتحادیه شروع به کار کرده مقر آن در مینسک قرار دارد. 10 قاضی برای مدت 9 سال انتخاب می شوند، کارکرد آن حل و فصل دعواها و مشورتی در مورد اسناد، معاهدات و قرار دادها که اگر نیاز به تفسی داشته باشد این دادگاه مسئولیت را برعهده دارد. از هر کشور دو قاضی معرفی می شود این ساختار بسیار شبیه از لحاظ فنی به ساختار اتحادیه اروپا است. سه رکن تقنینی، رکن اجرایی و رکن قضائی را می بنیم. اگر به سیر تاریخی تاسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا: 1994: پیشنهاد نظربایف دردانشگاه مسکو تحت عنوان اتحاد اوراسیا / ارائه جزئیات طرح مکتوب به روسای جمهور و انتشار در روزنامه  1995: امضای معاهده ایجاد اتحادیه گمرکی بین بلاروس، قزاقستان و روسیه با هدف رفع موانع همکاری های اقتصادی، آزادی تجارت، تامین رقابت عادلانه و توسعه اقتصادی پایدار طرفها. (هسته اولیه اتحادیه اقتصادی اوراسیا) 1996: امضای معاهده تعمیق همگرایی اقتصادی و امور انساندوستانه توسط روسای جمهور روسیه، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان ( پیوستن تاجیکستان به آن در 1998) 1999: امضای معاهده اتحادیه گمرکی و فضای واحد اقتصادی توسط روسای جمهور بلاروس، روسیه، قزاقستان و قرقیزستان 2000: امضای معاهده ایجاد ائتلاف همگرایی و همچنین ایجاد جامعه اقتصادی اوراسیا برای پیشبرد موثر اتحادیه گمرکی و فضای واحد اقتصادی بین بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان 2003: امضای معاهده ایجاد فضای واحد اقتصادی بین روسیه، قزاقستان و بلاروس 2006: توافق روسیه، قزاقستان و بلاروس برای فراهم کردن ایجاد اتحادیه گمرکی 2007: امضای معاهده قلمرو گمرکی واحد و ایجاد اتحادیه گمرکی توسط روسیه، قزاقستان و بلاروس (پیوستن قرقیزستان و تاجیکستان به آن پس از فراهم شدن شرایط اقتصادی شان) با هدف تامین آزادی تجارت متقابل و شرایط مظلوب تجارت بین اتحادیه گمرکی و طرفهای ثالث 2010: آغاز به کار اتحادیه گمرکی بین روسیه، قزاقستان و بلاروس(اعمال تعرفه های مشترک گمرکی، لغو تشریفات و کنترل های گمرکی در مرزهای داخلی و تامین آزادی حرکت کالا بین 3 کشور ) / اجرایی شدن معاهده همکاری اقتصادی واحد 2011: امضای بیانیه همگرایی اقتصادی اوراسیا و اعلام اجرای موفق اتحادیه گمرکی و آغاز حرکت به مرحله بعدی همگرایی اقتصادی واحد / امضای معاهده کمیسیون اقتصادی اوراسیا 2012: اجرایی شدن معاهده فضای واحد اقتصادی 2014:  امضای معاهده اتحادیه اقتصادی اوراسیا (29 مه توسط 3 کشور)/ پیوستن ارمنستان به آن در اکتبر و قرقیزستان در دسامبر 2015 : آغاز به کار معاهده اتحادیه اقتصادی اوراسیا (از اول ژانویه)   در این 21 سال این روند را طی کرده اند و کشورهایی نظیر اوکراین و تاجیکستان هم در برهه ای در این اتحادیه مشارکت داشته اند که الان حضور ندارند. در واقع روند تکاملی از منطقه تجاری آزاد، اتحادیه گمرکی، فضای واحد اقتصادی و در نهایت اتحادیه اقتصادی سیر کرده است. چیزی که در ساختارهای شبیه اقتصادی نیز تجربه شده است. اتحادیه اقتصادی علاوه بر تعاملات بین کشورهای عضو تعاملات دیگری با دیگر کشورهای بیرون از اتحادیه داشته است. دوجانبه: تجارت آزاد با ویتنام ایران تجارت موقت امضا شده که باید توضیح داده شود که آیا این تجارت آزاد محسوب می شود یا خیر؟ چین، هندوستان، صربستان، سنگاپور امضا شده است و به زودی لازم الاجرا می شود و دیگر کشورها ازجمله مصر، مغولستان، رژیم اشغالگر قدس، تاجیکستان در حال مذاکره هستند. در اجلاس سران در سال 2018 مولداوی هم به عنوان عضو ناظر پذیرفته شده است. در واقع عضو ناظر خیلی ورود به بحث های اتحادیه ندارد. در جلساتی که تصمیم گیری انجام می شود نمی تواند حضور داشته باشد. چند جانبه: عضویت ناظر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعامل با CIS, SCO, ASEAN ، بانک توسعه اوراسیا، اتحادیه اورپا (اظهارات موگرینی مبنی بر استقبال از ایجاد FTA از لیسبون تا ولادی وستوک، توافق نظربایف و رئیس کمیسون اروپا برای برگزاری همایش همکاری های اقتصادیEU  و  EAEUدر 2016/ تعویق همکاری ها بدلیل تنش روسیه با غرب بر سر اوکراین) تعاملات اتحادیه اقتصادی اوراسیا و طرح یک کمربند- یک راه چین (ابتکارات روسیه و قزاقستان) در رابطه با اتحادیه اروپا ، مذاکراتی شروع شد و تا مراحلی هم پیش رفت و ایده از لیسبون تا ولادی واستوک مطرح شد، اما با اختلاف و تنش سیاسی به ویژه پس از بحران اوکراین که با روسیه به و جود آمد این مذاکرات هم متوقف شد. در رابطه با ارتباط با چین زمینه های همکاری زیادی در قالب یک کمربند – یک جاده است. ابتکار چین بخش قابل توجهی  در آسیای مرکزی تعریف شده است.  و کارهای زیادی  با اتحادیه و هم با کشور قزاقستان به وجود آمده است. پروژه های زیادی بین دو کشور چین و اتحادیه در حال اجراست. چگونگی ارزیابی اتحادیه: اگر بخواهیم یک ارزیابی از فعالیت های اتحادیه داشته باشیم باید ببینیم از چه طریقی و مکانیسمی می توانیم این ارزیابی را داشته باشیم، ما از سه طریق می توانیم این کار را انجام بدهیم: یک بر اساس اهدافی که تعریف شده است و بر اساس نیل به اهداف این اتحادیه را بررسی می کنیم، دومین شیوه ارزیابی اتحادیه با ساختار مشابه خودش بسنجیم و سومین روش : این اتحادیه را در درون خودش با توجه به عملکرد دوره ایش بررسی کنیم و پیشرفت اتحادیه را از سال تاسیس آن ارزیابی کنیم. اگر بخواهیم از این شیوه استفاده بکنیم طبق نقشه راه اتحادیه که در قالب اهدافی  یعنی آزادی سرمایه، تجارت، خدمات،تحرک کالابوده ترسیم شده بود . برای تحقق این امر نیاز بوده است که در مجالس این کشورها اسنادی تایید و تصویب شود که این کار انجام شده است. ساختارهای مورد نیاز برای اجرای اسناد و تعهدات و هدفگذاری ها ایجاد شده و فعالیت منظمی دارند و بر این اساس می توان گفت اتحادیه اقتصادی اوراسیا یکی از کارآمد ترین ساختاری است که در حوزه شوری سابق شکل گرفته است. و علی رغم اینکه پنج سال از عمرش می گذرد کارآمدی خوبی داشته است. لذا با توجه به اسناد می توان گفت که آن چهار هدف مهم تا حدود زیادی محقق شده است. فضایی که برای تحقق این چهار هدف لازم است ایجاد شده است و ما می بینیم که قوانین گمرکی، قوانین اشتغال، قوانین مالیاتی لازم الاجرا شده است، مدارک تحصیلی به جز چند رشته خاص در این کشورها قابل پذیرش است. بازار مشترک دارو و محصولات پزشکی تعریف شده و اجرایی شده است و در اجلاس اخیر در ایروان هم اسناد مربوط به ایجاد بازار انرژی نهایی شده است. در کنار این موارد که به عنوان یک دست آورد می توان ذکر کرد عنوان می شود که در کشورهایی که در آن جا نظام های اقتدار گرا وجود دارد شما نمی توانید انتظار این را داشته باشید که همگرایی فراملی رخ دهد، اگر می بینید که همکاری هایی در حال انجام است. این ها بیشتر ناشی از تمایلات سیاسی رهبران این کشورها می باشد.  ایشان هم چنین افزودند ارزیابی از روش دوم تخصص من نبوده است و موضوع مناسبی برای محققین برای ارزیابی این اتحادیه با ساختارهای مشابه دیگر در جهان می باشد. اگر بخواهیم عملکرد پنج ساله اتحادیه را از سال 2005 تا 2019 بررسی کنیم، آن چه مشاهده می شود یک روند رو به جلو بوده است، نکته دیگری که مشاهده می شود این است که کشورهای عضو علی رغم آن که عضویت  و تعهداتی را پذیرفته اند به دنبال آن هستند که زیر بار تعهدات بیشتر نروند، مادر چند موضوع شاهد این موضع گیری بوده ایم، در بحث ارز واحد که به هر حال اتحادیه اقتصادی نیاز به ارز واحد هم دارد وقتی که روس ها این موضوع را مطرح کردند کشورهای دیگر عضو حتی قزاقستان مقاومت کردند و فعلا در دستور کار نیست. یا بعد از احمال تحریم های آمریکا و اروپا بر علیه روسیه، روسیه به دنبال این بود که بتواند اقدامات تلافی جویانه را با استفاده از ظرفیت کشورهای عضو اتحادیه انجام دهد. در اینجا کشورهایی مثل بلاروس و قزاقستان مقاومت کردند، یعنی روسیه به دنبال این بود که در بحث ترانزیت کالاهای اروپایی به آسیای مرکزی در پاسخ به تحریم ها بهره برداری بکند که هم بلاروس و هم قزاقستان مقاومت کرده است. نکته دیگری که وجود دارد این است که در این اتحادیه ما شاهد عدم توازن هستیم، به این مفهوم که کشوری مثل روسیه از نظر وسعت صدها برابر از ارمنستان بزرگتر است. از نظر جمعیت، از نظر قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی. لذا یک عدم تناسبی مشاهده می شود و اگر اتحادیه رو به جلو در حرکت است به این خاطر است که روسیه موتور محرک قطار و لوکوموتیو اتحادیه محسوب می شود. اهداف اتحادیه در اسناد پایه ذکر شده است ولی هر یک از اعضا به دنبال یک سری اهداف بوده اند هر چند به صورت رسمی و صریحا اعلام نکرده اند، ولی در عملکرد این کشورها قابل استخراج هست. بر اساس منابع و کارهایی که در مورد اتحادیه انجام شده است اهداف عنوان نشده به صورت رسمی کشورها را می توان اینگونه استخراج کرد: روسیه: در رابطه با روسیه عنوان می شود که انگیزه های سیاسی غالب می باشد، روسیه از ایجاد اتحادیه به دنبال ایجاد بلوکی است که خود را به عنوان یک قدرت در نظام جهانی مطرح کند، و در واقع نظام چند قطبی را که به دنبالش هست را به نحوی از طریق اتحادیه بتواند پیش ببرد و موضوعات مربوط به محیط پیرامونی خودش را مدیریت بکند. در واقع برای این استدلالشان استناد می کنند به سخنرانی که آقای پوتین در سال 2011 داشته و در آن جا گفته است که فروپاشی شوروی بزرگترین فاجعه ژئوپلیتیکی قرن محسوب می شود و در واقع باید همگرایی اقتصادی در منطقه شکل بگیرد و اینکه این همگرایی صرفا برای این سه کشور نیست بلکه تمامی کشورهای شوروی سابق را می تواند در بگیرد. و در اینجا پیشنها د می کند که باید یک اتحادیه فراملی شکل بگیرد. یعنی پیشنهادی که آقای نظربایف در سال 1994 به عنوان اتحادیه اوراسیایی مطرح کرده بود در سال 2011 از زبان آقای پوتین تحت عنوان اتحادیه فراملی در حوزه جغرافیایی شوروی مطرح می شود. بلاروس در رابطه با بلاروس عنوان می شود که دسترسی به منابع مالی و انرژی ارزان روسیه می باشد. با توجه به شرایطی که در اتحادیه دیده شده است می تواند به سرمایه های روسیه و به ویزه نفت و گاز روسیه دسترسی پیدا کند، عنوان میشود که در سال 2012 نرخ گازی که بلاروس از روسیه وارد می کرده 165 دلار برای هر هزار متر مکعب بوده است در حالی که در همان زمان اوکراین آن را 400 دلار می خریده است. قزاقستان در رابطه با قزاقستان عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا در جهت سیاست خارجه متوازن این کشور است. علاقه مند است که با همه همسایگانش و همه قدرت ها روابط متعادل و چند وجهی را داشته باشد، توجه خاصی را به کشورهای حوزه اطراف خودش دارد و جز اولویت های سیاست خارجی قزاقستان به شمار می رود. نکته دیگری که در رابطه با قزاقستان مطرح است این است که قزاقستان به عنوان یک کشور بزرگ محصور در خشکی که مهم ترین درآمد این کشور نفت و مواد معدنی است نیازمند به زیرساخت های ترانزیتی روسیه است. ارمنستان در رابطه با ارمنستان بحث بازار روسیه برای کالاهای ارمنستان، نیروی کار ارمنستان و همین طور واردات انرژی مطرح است. حجم صادرات ارمنستان به روسیه افزایش چشم گیری را داشته است. قرقیزستان  در رابطه با قرقیزستان هم استفاده از تسهیلات اتحادیه برای صادرات کالاها و نیروی انسانی، هم چنین چین سرمایه گذاری بالایی در قرقیزستان انجام داده است. قرقیزستان توانست سرمایه گذاریهایی برای تجهیز گمرکاتش از روسیه و بخشی هم از قزاقستان جذب کند و به ازای این کمک ها عضو اتحادیه شد. در واقع این اهداف اعلام نشده این کشورها از عضویت در این اتحادیه محسوب می شود. نکته آخر در مورد نگاه غربی ها به اتحادیه است که نوعی نگاه انتقادی دارند، علی رغم اینکه بعضا در تعارفات سیاسی از همکاری استقبال می کنند. جمله ای که خانم موگرینی گفته بود که استقبال می کنیم از منطقه آزاد تجاری از لیسبون تا ولادی واستوک ولی معتقد هستند که طرح روسیه برای احیای شوروی یا تسلط بر حوزه جغرافیای شوروی یا سد کردن نفوذ غربی ها به منطقه از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا دنبال می شود. روسیه به دنبال این است که نظام چند قطبی خودش را از این طریق پیش ببرد. به عبارت دیگر یک توجه و نگرش انتقادی از سوی غربی ها را شاهد هستیم. دکتر کیانی ضمن تشکر از سخنان و تحلیل کامل دکتر دمیرچی و ارائه اطلاعات جامع و پایه  تاکید کردند که سخن آخر در مورد نگرش غربی ها کاملا درست است، اتحادیه اروپا اخیرا با طرح یک کمربند یک جاده راه ابریشم نیز مخالفت کرده اند، و وارد تعاملی با ژاپن شده اند که به نوعی خنثی کردن طرح چینی ها باشد، طبعا با اتحادیه اقتصادیه اوراسیا هم به نوعی مسدود کردن اتحادیه اروپا به سمت شرق است هم حساسیت هایی دارند. دکتر کیانی همچنین افزودند که حجم تبادل تجاری داخلی در اتحادیه اقتصادی اوراسیا که 38 میلیارد دلار است تقریبا 8 درصد تبادل کل صادرات کشورهای عضو که حجم 900 میلیارد دلاری است، می شود  که برای چهار سال ابتدایی از تاسیس ان می تواند رقم خوبی باشد، در حالی که اتحادیه اروپا 60 تا 70 درصد حجم تبادل داخلی بین کشورها را دارند و اظهار امیدواری کردند که امیدواریم سرنوشت این اتحادیه همانند سرنوشت سازمان اکو نشود. جناب آقای میرزاخانی نیز ضمن تشکر از فرصت به وجود آمده نکاتی را در مورد عضویت موقت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا مطرح کردند: جناب میرزاخانی برای ورود به این بحث چند نکته در مورد سیاست خارجی روسیه را مطرح کردند. رابطه ایران و روسیه در زمان آقای مدودف در حداقل خودش قرار داشت و آن سیاست ریست روابط با دنیای غرب که دکمه اش بین خانم کلینتون و آقای لاوروف فشار داده شد فکر می کنم همه ما به یاد داریم، اما بحران اوکراین که به اعتقاد من سرمنشاء آن همین اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود، نکته ای که آقای دمیرچی مطرح کردند در مورد نظر غربی کاملا درست است، نگاه غرب به اوراسیا کاملا انتقادی است و سرمنشاء بحران اوکراین هم همین اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود. در آن زمان آقای پوتین در تلاش بود رئیس جمهور وقت اوکراین را متقاعد کند که به اتحادیه بپیوندد و اوکراین هم در فضای بین دو تصمیم مهم مانده بود که هم پیمان غرب شود یا هم پیمان اوراسیا، که در همان زمان حتی آقای پوتین 15 میلیارد دلار وام داد و در ازای آن 25 سال  بندر سواستاپل را اجاره کرد. این ها امتیازاتی بود که در آن مقطع زمانی برای جذب اوکراین آقای پوتین به اوکراین اعطا می کرد. غرب هم به رهبری آمریکا آن کودتا را رغم زدو اتفاقاتی که شاهد و ناظرش بودیم.  قبل از این اتفاق سفارت و بخش های اقتصادی خیلی تلاش می کردند که روابط تجاری ما را با روسیه توسعه بدهند،اما در آن فضا به موفقیت چندانی دست پیدا نمی کردند. تا اینکه بحران اوکراین رخ داد و اوراسیا گراها توانستند قدرت پیدا کنند در مقابل آتلانتیک گراها، طبعا پس از آن سفارت ایران توانست از این فرصت استفاده کند و توسعه همکاری های زیرساختی را بر مبنای کار خودش قرار داد، بر همین اساس در آن زمان من به عنوان رایزن اقتصادی در سفارت ایران در مسکو حضور داشتم و  چهار پنج حوزه در نظر گرفته شد، که سه تا از مهم ترین ها بحث امضای اسناد بود، اسناد پایه و حقوقی که امضا نشده بودند در دستور کار قرار گرفت و بعد از بحران اوکراین دیگر سند جدی در دستور کار قرار نداشته است. از جمله اسنادی که امضا شد سند حمایت متقابل از سرمایه گذاری، سند جامع همکاری های گمرکی، پروتکل های قرنتینه دامی و گیاهی، که این پروتکل هشت سال در دستور کار قرار داشت و به هر دلیلی امضا نمی شد و زمانی که این پروتکل امضا شد مقدمه ای شد برای اخذ مجوز صادرات مواد لبنی و آبزی که الان حدود 40 شرکت ایرانی این مجوزها را دریافت کرده اند. دومین مسئله که در ستور کار قرار گرفت  بحث کریدور شمال- جنوب بود و با تقویت نگاه اوراسیا گرایی، کشورهای روسیه و هند به عنوان دو کشور اصلی نقش خود را ایفا کردند وآذربایجان نیز همکاری کرد و این کریدور فعال  شد هر چند در آن موقع ایران کم تر بها داد به این بحث بسیار مهم.  اما سومین بحث موضوع اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود که موضوع امروز ماست. و این ها مقدمه ای بود برای بحث اصلی ما: دوستان میدانند که یکی از مشکلات اصلی ما در رابطه با اوراسیا به ویژه روسیه بالا بودن بحث نرخ تعرفه های گمرکی  است و چون ایران عضو هیچ پیمان اقتصادی منطقه ای نیست متاسفانه بنابراین تعرفه ها برای ما بالاست تجار ما باید در این فضای رقابتی سنگین وارد رقابت شوند. ایشان از نقش مهم ایگور شوالیف معاون اول نخست وزیر وقت روسیه، خانم نیکیشینا وارومکینا دستیار آقای شوالیف و الان وزیر تجارت اتحادیه اقتصادی اوراسیاست نقش ویژه ای در حمایت و پشتیبانی از این موضوع داشتند و می توانم بگم که روسیه عامل اصلی استارت عضویت موقت ایران در اتحادیه است . در داخل ایران هم در آن موقع آقای دکتر واعظی که در آن موقع رئیس کمیسیون مشترک ایران و روسیه تلاش گسترده ای کردند، می دانید که ما به لحاظ تاریخی در مقابل پیوستن به اتحادیه های منطقه ای مقاوم هستیم و به جرات و تحقیقا می توانم بگویم که ایران ناموفق ترین کشور در بحث همگرایی های منطقه ای است. در داخل ایران هم مقاومت های جدی صورت می گیرد که همه این ها مسائل و علل مختلفی داردکه خیلی نمی خواهم به آن ها بپردازم. دکتر واعظی توانست وزارت صنعت سپس وزارت کشاورزی را متقاعد کند که وارد بحث مذاکره بشوند، مذاکره در سه فیلد کاری کالای صنعتی، کالای کشاورزی و متن موافقتنامه انجام شد. فکر می کنم از سال 1394 تا 1397 در شهر آستانه توسط وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت آقای دکتر شریعت مداری امضا شد. از زمانی که بحث تجارت ما با بحث صنعت ادغام شده است، بحث های حمایت گرایی غالب بر تجارت شده است و هم اکنون یکی از بزرگترین معضلات ما در بحث اجرای همین موافقتنامه بحث غلبه دیدگاه های حمایت گرایی بر تجارت است. و الان هم در بحث اجرا همین مشکل را از نزدیک شاهد هستیم. به هر حال این موافقتنامه امضا شده است و 862 قلم کالا در غالب ترجیحات تعرفه ای امضا شد، این موافقتنامه هم  فعلا عنوانش ترجیهات تعرفه ای است هر چند که باید به سمت تجارت آزاد حرکت بکند، موقت هم هست و سه ساله است، از سال آینده باید مذاکرات ما برای ورود کامل و تجارت آزاد با اتحادیه اقتصادی باید استارت بخورد و بعد از سه سال هم باید تکلیف روشن شود یا ایران عضویتش ادامه پیدا می  کند و به مرحله تجارت آزاد می رسد و یا خارج می شود. موقت به این معناست که ما ساختار اقتصادی داخلیمان را با اتحادیه تطبیق بدهیم، و خوشبختانه آن ها قبول کردند، می دانید که چهار کشور اتحادیه عضو سازمان تجارت جهانی است و امضای موافقتنامه ترجیحات تعرفه ای در دنیا منسوخ شده است، و این چون مقدمه الحاق به تجارت آزاد است از طرف این کشورها پذیرفته شده است  و مغایرتی با قوانین سازمان تجارت جهانی نداشته است. این یک تمرین جدی برای ورد ایران به پیمان های جدی تر از جمله سازمان تجارت جهانی می باشد که در آینده ما بتوانیم وارد این سازمان  بشویم. به نظر من فرصت خوبی است که با انطباق پذیری ساختارهای داخلیمان و رفع عیوب ها بوروکراسی پیچیده در درون کشور بتوانیم وارد پیمان های بزرگتر بشویم، بنابراین می تواند یک نمونه کوچک آزمایشگاهی برای پیوستن ایران به این چنین سازمان هایی باشد. از طریق این موافقتنامه روان سازی تجارت طرفینی صورت خواهد گرفت و موانع تعرفه ای برداشته خواهد شد و زمینه برای رفع موارد غیر تعرفه ای هم فراهم می شود. چون در زمانی که تجارت رشد کند و شکل بگیرد نگاه ها معطوف می شود به مسائل غیر تعرفه ای از جمله مسائل لجیستیکی، حمل و نقلی، بیمه، استانداردو .... بخشی از این مسائل در چهار پنج سال اخیر انجام شده است و بخشی هم باید انجام بشود مثلا در حوزه قرنتینه اقدامات خوبی صورت گرفته است، در حوزه استاندارد و اسناد همان طور که عرض کردم توافقات خیلی خوبی شده است. ما در بحث حمل و نقل مشکل داریم، هنوز نگاه جدی به بحث لجیستیکی انجام نشده است. ما از بحث حمل و نقل به عنوان بنیادی ترین فاکتور روان سازی تجارت غافل هستیم، جلسات مختلفی هم با وزارت خانه های مختلفی برقرار کریم، طبق توافقات انجام شده سازمان بنادر مقرر شد تخفیف 90 درصدی ارائه کند اگر ما در زمینه ریل و جاده هم از ظرفیت ها استفاده کنیم فکر می کنم که امید هست که در حوز حمل و نقل در واقع بتوانیم شرایط را برای توسعه با کشورهای اتحادیه فراهم کنیم. در حوزه گمرک خوشبختانه دکتر میر اشرفی درک خوبی از این مقوله دارند، حداقل نسبت به دوستان ما در بخش صنعت جلوتر هستند، قرار شد بیست مشوق را برای تجار ما در این حوزه در نظر بگیرند. امیدوار هستیم که گمرک نقش جدیتری به خود بگیرد. یکی از مشکلاتی که ما امروز در بحث تجارت داریم این است که ما متولیان متعددی داریم. 30 نهاد متولی حوزه تجارت هستند، این پراکندگی و تعدد متولیان کار را سخت می نماید. سازمان توسعه و تجارت هم آن اقتدار لازم را ندارد برای اینکه این ها را زیر یک چتر جمع کند و به آسیب شناسی بپردازد و سپس به رفع عیوب اقدام نماید . اما اقداماتی که از طرف گمرک قرار است صورت پذیرد بسیار امیدوار کننده است. استاندارد هم نقش ویژه ای ایفا می کند. آن ها نیز تصمیم گرفته اند که به انطباق پذیری و از جمله تطبیق آزمایشگاه های دو طرف اقدام کنند. در حوزه قرنتینه و همین طور سازمان غذا و دارو  مشکل بین هماهنگی این ارگان هاست، به نظر من باید یک هم فکری صورت پذیرد و کارها به یک مرجع واگذار شود. در روسیه هم چنین سازمانی به نام سازمان غذا و دارو را به رسمیت نمی شناسند. کد آی آر را معمولا سازمان دامپزشکی صادر می کند مثلا در ایران به صورت مصداقی اگر مثال بزنم میگو را سازمان دامپزشکی کد آن را صادر می کند  ولی فرآورده های میگو را سازمان عذا و دارو صادر می کند. برخی از کالاهای دیگر هم سازمان استاندارد صادر می کند، این تعدد باعث مشکل شده است و از نظر روسیه به عنوان عضو اصلی اتحادیه چندان قابل قبول نیست و چیزی به نام سازمان غذا و دارو را به رسمیت نمی شناسند. این از جمله مشکلاتی است که بر سر راه ما قرار دارد و نیازمند به آن است که یک فرد یا یک ارگان این سازمان های متعدد را در زیر یک چتر تجمیع کند و این قوانین متعدد را تسهیل کند. از دیگر پیامدهای مثبت ورود ما به این اتحادیه بحث ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی است که بارها  در سال های گذشته این هم در ادبیات سیاسی وزارت خارجه آورده شده است. تبلیغ و تلاش برای تحقق این کار صورت گرفت و ما برای اولین بار وارد یک سازمان منطقه ای جدی می شویم و وابستگی متقابل ایجاد خواهد شد چون آن ها هم به ما وابسته هستند، خصوصا با امضای قرارداد هند با اتحادیه اقتصادی اوراسیا به وابستگی این اتحادیه به ایران اضافه می شود. و ایران می تواند از ظرفیت های ترانزیتی خودش بهره ببرد. ایران با امضای این مواقتنامه خودش را در معرض فرصت های جدید تجاری قرار داده است. و مفری است برای خروج از سیاست های تحریمی می باشد. این عضویت بر خلاف مسیر تحریمی آمریکا هست. اثر بخشی و جوانب مثبت آن بیشتر از تبعات منفی آن است. چون طبق بررسی هایی که انجام شده یک سوم تجارت ما شامل این موافقتنامه خواهد شد. در واقع اکثر کالاهایی که ما به طرف مقابل امتیاز دادیم از جمله کالاهایی است که همچنان وارد می کنیم جز کالاهای اساسی است و اتفاقا فرصت بسیار خوبی فراهم شده است این میزان کالاهایی که ما از آمریکای جنوبی وارد می کنیم و هیچ امتیازی هم از آن ها نمی گیریم می توانیم این امتیاز را به کشورهای همسایه شمالی در قبال آن توانستیم امتیازاتی هم بگیریم. این به روان سازی تجارت منجر خواهد شد. و باعث تقویت کریدور شمال- جنوب می شود. ما یکی از مشکلاتمان در بحث کریدور شمال – جنوب  مشکل جذب بار است و این توافقنامه باعث تقویت این محور هم می شود. 40 کشور هم در شرف امضای این قرارداد هستند، ایران و روسیه هر دو تصمیم گرفتند از وابستگی خودشان به دلار کم کنند، آقای پوتین در ملاقات با آقای روحانی به استفاده از پول ملی در تبادلات تجاری اشاره کردند. ما هم باید در داخل آمادگی ایجاد بکنیم، ساختارهای بانک مرکزی باید آماده بشود برای این موضوع. همین طور استفاده از سیستم تهاتر که صحبت هایی هم در این زمینه شده است، که انشاالله در آینده به نتیجه برسد. ولی نقطه آخر بحث من قبل از پاسخ به سوالات دوستان واقعا این یک فرصت بی نظیری است همین که یک تشکل اقتصادی در فضای زیست محیطی منطقه ای ما شکل گرفته به خودی خود و فی نفسه یک پدیده مثبت است و باعث کاهش تهدیدهای امنیتی می شود و هر چقدر از ظرفیت کشورهای منطقه استفاده بکنیم در واقع به نفع کشورهای همسایه هم هست، شاید یکی از بدی هایی که ما داریم تقریبا کشورهای همسایه ما به غیر از روسیه دارای مشکل سیاسی هستند و ضعیف هستند و اتفاقا یکی از نکات بسیار مثبت این موافقتنامه این هستش که به قول دکتر دمیرچی موتور متحرک این موافقتنامه روسیه محسوب می شود. چون اگر روسیه نباشد من فکر می کنم سرنوشت اکو باز تکرار می شود ول چون روسیه موتور محرک هست  و قطب اصلی اقتصادی اتحادیه است توانسته است حرکت اتحادیه را روبه جلو حفظ کند.   دکتر امیر احمدیان: بیشتر در اتحادیه سعی می کنند که وزن اعضای اتحادیه به هم نزدیک شوند، روسیه دارای بزرگترین اقتصاد در این اتحادیه است ، تولید ناخالص داخلیش تقریبا چهار برابر ایران است، اگر ایران بخواهد به این اتحادیه بپیوندد، یعنی اینکه بعد از پپیوستن ایران به اتحادیه دومین اقتصاد بزرگ ایران محسوب می شود که فاصله تولید ناخالص داخلی اش با ایران چهار برابر بیشتر است. خوب این اقتصاد ها هم وزن نیستند. هم چنین اقتصادهای کوچکی از جمله ارمنستان و قرقیزستان هم در اینجا خواهند بود. دیگر اینکه همپوشانی هم ندارند، همپوشانی اقتصادی یا تقسیم کار هم صورت نگرفته است که کدام کشور بیشتر در تولید چه کالاهایی مزیت دارند که بتوانند مبادله بکنند. عمدتا تجارت خارجی این ها سهم روسیه خیلی زیاد است. ولی با وجود این سهم زیاد روسیه در تجارت بین الملل، روسیه 10.7 درصد از صادراتش را به این کشورها دارد. یعنی 90 دصد صادراتش به دیگر کشورهای خارج از اتحادیه است. و وارداتش هم از این کشورها در حدود7.7 درصد است. که عمدتا از بلاروس و قزاقستان هستش . در تجارت خارجی عمدتا بخش خصوصی باید فعال باشد. ما فرض می کنیم که وارد این اتحادیه شده بودیم آن کسانی که فعالان اقتصادی بودند و تجارت می کردند کجا بودند، آیا مازادی داشتند که بخواهند در این معادله وارد بشوند، یا قبلا یک بازارهایی داشتند که ثابت بوده و سال های سال است که با آن جا تجارت می کنند. از نظر دیگر ارز ملی زمانی وارد می شود این پولی که صادر کننده از آن جا دریافت می کند در کجا می خواهد خرج کند؟ ناگزیر است که در همان کشور خرج کند، بنابراین ورود تکنولوژی و کالا های اساسی که نیاز یک کشور است یا باید در داخل اتحادیه تعیین شود یا اینکه با پولی تجارت شود که بتواند با خودش بیاورد این از جمله مشکلاتی است که در آن جا وجود دارد و دیگر اینکه کیفیت کالا بسیار مهم است. ما در داخل ایران هیچ کالای مصرفی به برند روسی نداریم. البته در زمینه تسلیحات و هوافضا روسیه بسیار قوی است. ولی ما از روسیه چه کالای مصرفی ضروری می خواهیم وارد کنیم که به تجارمان بگوییم شیفت کنید به این سمت. این را نداریم و همین طور در روسیه هم برند ایرانی شناخته شده ای موجود نیست. دیگر اینکه ما از لحاظ زیرساختی در تجارت برای مثال کریدور شمال – جنوب ما فعلا کار نمی کند، زیر ساخت های آن آماده نیست، بر سر تجارت ما با این کشورها ما معضل ترکمنستان را داریم. برای اینکه تعرفه هایی که از ترانزیت ما می گیرد بسیار بالاست. خیلی مسائل و مشکلات زیادی در راه تجارت ما با این کشورها قرار گرفته است. ما از لحاظ زیرساختی در ایران شبکه های بسیار خوبی داریم، بسیار خوب ساماندهی شده است، لایه دوم که فنی نیست مربوط به مقررات فرآیندی می شود، همان طور که آقای میرزاخانی اشاره کرد 50 سازمان وجود دارد با 50 مسئول ، از لحاظ استاندارد، بانک، بیمه باید این گونه زیرساخت ها آمده شود تا بتوانیم وارد این اتحادیه بشویم و بتوانیک کار بکنیم البته همه نیازهای ما هم برآورده نمی شود. بنابراین به نظر من می رسد یک مقداری بایستی ما پیش از اینکه خیلی جدی وارد همچنین مسئله ای می شدیم از قبل این زیرساخت ها را آماده می کردیم. به همین سبب خود اتحادیه اقتصادی اوراسیا در داخل خودش هم نیازهای خودش را برطرف نمی کند ، عرض کردم که واردات و صادرات روسیه با اتحادیه بسیار ناچیز است. در این جا  تقسیم کار هم نیست، همپوشانی اقتصادی هم وجود ندارد، چگونه می خواهیم با این کار بکنیم، و خیلی به نظر من نباید تبلیغ شود اگر ما به اون اهداف نرسیدیم در ما یک نوع ناامیدی ایجاد شود. با این طور گفت ما با ظرفیت هایی که داریم خواهیم کوشید که در این اتحادیه وارد بشویم و این اتحادیه اتحادیه ای نیست که بتواند تمامی نیازهای ما را برآورده بکند و باید واقع بین بود. بخشی از مبادلات ما با جهان را صورت می دهد ولی بخش عمده ای که تجار در حال انجام آن هستند، و شاید دوست نداشته باشند به اون سمت بروند به همین خاطر تجارت خارجی با دستورالعمل امکانپذیر نیست. باید مزیت هایی وجود داشته باشد که بتوانند به آن سمت جذب شوند. آقای میرزاخانی در پاسخ به این اظهار نظر دکتر امیر احمدیان عنوان کرد این موضوع طبیعی است که اتحادیه اقتصادی اوراسیا نمی تواند تمامی نیازهای ما را پوشش دهد کما اینکه نیازهای درون خانوادگی خودشان هم نمی توانند پوشش دهند. اما این اولین تمرین جدی برای ما برای ورود به فاز همگرایی اقتصادی است و خروج از آن رویکرد قالب 40 سال گذشته است. وقتی بحث در مورد اقتصاد مقاومتی می شود یک دیدگاه این است که فقط در داخل تولید کنیم با هر هزینه ای و با هر کیفیتی و به خورد مردم بدهیم، دیگاه دیگر برداشتی متفاوت دارد که تولید داخل را تقویت کن و بازارهای همسایه را در ارتباط باش ، ترکیه دقیقا همین کار را می کند. ترکیه 21 قرارداد تجارت آزاد با دنیا دارد. 70 تا 80 درصد تجارت ترکیه از همین طریق است. 50 درصد تجارت دنیا به مقاصدی می رود که عضور پیمان های تجارت آزاد هستند. ما چاره ای جز رفتن این مسیر را نداریم. از منظر اقتصاد بین الملل ما چاره جز پیوستن به پیمان های اقتصادی منطقه ای نداریم. آیا غیر از این چنین تشکیلاتی جای دیگری است که به ما میدان بدهد وجود دارد؟ شما در طول تاریخ کشوری را سراغ ندارید که تحت تحریم بین المللی قرار گرفته باشد و بعد عضو پیمان های منطقه ای شود؟ از این نظر این اقدام بسیار مثبت است ضمن اینکه اشاره کردم اثرات منفی این تجارت آزاد، جاهایی هست که یک سری امتیاز می دهی و امتیازاتی می گیری، ما دقیقا در جاهایی امتیاز گرفتیم که آن کالاها را واردات داریم. تقریبا 10 قلم کالاست که ما یک کم احساس خطر می کنیم، که از طریق ثبت سفارش و دیگر موارد امکان کنترل هست. خوشبختانه به شخصه خود دکتر روحانی و دولت ورود کرده اند به این موضوع و نسبت به گذشته پیشرفت خوبی حاصل شده است. حضور دکتر روحانی در اجلاس ایروان بر اهمیت این موضوع افزوده است. تنها یک عزم جدی لازم است تا هماهنگی ها بین ارگان های مختلف صورت پذیرد و اصلاحات و مشکلات را برطرف کنیم. ما و روسیه به صورت سنتی با اروپا کار می کردیم و از این نظر شبیه هستیم اما با اتفاقاتی که بعد از بحران اوکراین افتاده است، لاجرم این کشورها را به صورت همگرایی بیشتر سوق داده است و هر چقدر این همگرایی بیشتر شود نیازشان به ایران بیشتر خواهد شد، و ایران هم از این ظرفیت استفاده کند. بنابراین من فکر می کنم درست است که تمام نیازهای مار پوشش نخواهد داد ولی یک تجربه جدیدی است و عضویت موقتی است و باعث روشن شدن مشکلات داخلی ما شده است، تعداد متولین متعدد با اهداف متعدد، با انگیزه های متعدد مشکل بزرگ تجارت ماست و در راستای منافع ملی ما نیست. در کشورهای دیگر این ساختارها متمرکز هستند. از این جهت می تواند به نفع ما باشد و به عنوان یک پایلوت در نظر گرفته شود و آسیب شناسی شود. دکتر کیانی نیز از نقش مهم ارمنستان برای شکل گیری اشاره کرد و صحبت را به آقای گاریک گریگوریان سپردند: آقای گاریک گریگوریان نماینده سفارت ارمنستان نیز با تشکر از موسسه ایراس به خاطر دعوت ایشان در این نشست افزودند: ارمنستان از همان اول طرفدار همکاری اتحادیه اقتصادی اوراسیا با ایران بود و در اولین جلسات با کارشناسان کمیسیون اقتصادی در ایروان به صورت جدی این مسئله را دنبال می کرد. ارمنستان تنها کشور عضو اتحادیه است که با ایران مرز زمینی دارد و این فرصت خاصی را ارائه می کند، از نظر مت این توافق نامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا باعث کاهش وابستگی ایران به صادرات نفت می شود. تنها تجارت ایران تا به حال فروش نفت بوده است. کشورهای حوزه اوراسیا نیز خود تولید کننده نفت می باشندو این موضوع یک چالش برای کشور ایران می باشد که در عرصه های دیگر نیز تلاش کند و از نظر من ایران این توانمندی را دارد. ما در بررسی های خود به این نتیجه رسیدیم که آن کالاهایی که در ترکیه تولید و صادر می شود تا حدود 90 درصد این کالاها در خود ایران نیز می تواند تولید شود و حتی موضوعی که باعث تعجب می شود این است که بسیاری از مواد اولیه این کالاها از ایران به ترکیه صادر می شود و محصول نهایی سپس از ترکیه صادر می شود. همان طور که آقای میرزاخانی فرمودند که این تجربه به صورت تستی می باشد. می خواهم بگم که نه فقط از نظر پروسه های حقوقی و مسائل بین المللی، هم از نظر همکاری های دو جانبه باعث شود تولید کنندگان و تجار قدر این فرصت را بدانند. ارمنستان طرفدار کار و روابط با ایران است، ما به عنوان یک عضو اتحادیه از این عضویت حمایت می کنیم. در پایان نشست جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.                 ]]> همسایگان اوراسیا Fri, 11 Oct 2019 09:31:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3869/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/news/3868/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا موسسه مطالعات ایران و اوراسیا برگزار می کند:                                                           ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا    سخنرانان: جناب آقای دکترمجتبی دمیرچی لو - رئیس میز روسیه در وزارت خارجه و سفیر سابق ایران در کشورهای قزاقستان و گرجستان   جناب آقاي داوود ميرزاخاني - دستيار وزير نیرو در امور كميسيون دائمي همكاري‌هاي تجاري و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه زمان: دوشنبه 15 مهرماه 1398                            ساعت: 16:30 مکان: در محل موسسه ایراس، تهران - خیابان ولیعصر - بالاتر از پارک ساعی - کوچه امینی - پلاک 2 - واحد 6 از تمامی علاقه مندان و کارشناسان برای حضور در این جلسه دعوت به عمل می آید. به علت محدودیت جا لطفا در صورت حضور به شماره تلگرام 09369453983 پیام بدهید.                                      ]]> اقتصاد و انرژی Sat, 05 Oct 2019 09:27:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3868/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا یادداشت های کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» در جمهوری کاباردینو- بالکاریا در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3867/1/یادداشت-های-کنفرانس-گفتگوی-قفقاز-2019-جمهوری-کاباردینو-بالکاریا-شمالی-فدراسیون-روسیه جمهوری کاباردینو- بالکاریا[1] یکی از جمهوری های خودمختار و مسلمان نشین قفقاز شمالی به مرکزیت شهر نالچیک[2]  است که در کنار جمهوری داغستان، چچن، اینگوش، قراچای‌چرکیس، استاوروپول و اوستیای شمالی، منطقه فدرال قفقاز شمالی روسیه را به مرکزیت شهر پتی گورسک (به معنی پنج کوه) تشکیل می دهد. یک اتوبان سراسری این جمهوری ها را به هم وصل    می کند که از شرق به غرب از شهر پتی گورسک تا کالباریا دو ساعت و از کالباریا تا چچن حدود 5 ساعت فاصله است. کالباریا از طبیعت بسیار زیبا، سرسبز و کشاورزی بسیار غنی به ویژه گندم و مرکبات برخوردار است. مزارع وسیع گندم، هزاران هکتار باغ های یکپارچه با شیوه های مدرن آبیاری و نگهداری و به ویژه وجود کارخانه های بزرگ کنسروسازی، بسته بندی و توزیع در مجاورت مزارع و باغ ها، از جمله نکات شایان توجهی است که در طول مسیر از پتی گورسک به کالباریا مشاهده می شود و گویای آن است که دولت روسیه توجه خاصی به این منطقه به عنوان یکی از قطب های کشاورزی دارد. در میانه راه پتی گورسک به بالکاریا، رشته کوه البروس قرار دارد که دارای ریشه و نام مشترک با رشته کوه البرز در ایران است. ارتفاع کوه البروس، 5 هزار و 642 متر است و روس ها بر این باور هستند که مرتفع ترین قله اروپا است، هرچند اروپایی ها اعتقادی به این موضوع ندارند. در پای کوه های البروس، میخائیل لِرمانتف[3] از نویسندگان و شعرای نامی تاریخ معاصر روسیه  در دوئل با دوئل با افسری به نام «مارتینف» در سال ۱۸۴۱ میلادی جان خود را از دست داد و بنای یادبوش در شهر پتی گورسک واقع شده است. بخش بزرگی از کوه البروس به صورت «پارک ملی و محافظت شده البروس» در آمده است که سالانه میزبان هزاران نفر از روسیه و خارج از روسیه است. در میانه کوه البروس، رودخانه خروشان باکسان[4] به طول 173 کیلومتر جریان دارد که پس از متصل شدن به سایر روخانه های قفقاز شمالی در نهایتاً به دریای خزر می رسد.     بخش عمده جمعیت بالکاریا، مسلمانان سنی مذهب حنفی هستند و بخش دیگر را مسیحیان تشکیل می دهند. از نظر قومی، بالکارها یا بَلقارها از گروه های قومی ترک‌تبار در شمال غربی قفقاز، در کنار روس ها یکی از دو قومیت اصلی جمهوری خودمختار کاباردینو-بالکاریا محسوب می شوند. زبان بالکاری اساساً با زبان قاراچایی-بالکاری که در جمهوری چرکس-قره‌چای بدان تکلم می‌شود یکسان است. بدین ترتیب بالکارها از نظر زبانی باقی‌مانده گروه‌های ترکی هستند که در امتداد استپ اوراسیا دست به مهاجرت زدند. بالکارها تا ۱۹۲۴ به خط عربی می‌نوشتند اما به‌دنبال تغییر کلی سیستم الفبایی در اتحاد جماهیر شوروی، نخست الفبای لاتین از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۷ و سپس از ۱۹۳۷ تا به امروز الفبای تغییریافته سیریلیک جایگزین رسم‌الخط عربی شد. در حال حاضر زبان روسی به عنوان زبان اول و رسمی جمهوری کاباردینو- بالکاریا شناخته می شود.   از نظر سیاسی، جمهوری کاباردینو- بالکاریا پس از کنگره هشتم حزب کمونیست شوروی در سال 1936 و تصویب قانون اساسی جدید شکل گرفت و پس از فروپاشی شوروی نیز این ساختار با تغییراتی ادامه یافت. در حال حاضر،  ساختار سیاست و حکومت در این جمهوری خود مختار بدین ترتیب است که از بین چند کاندیدای معرفی شده از سوی مسکو، پارلمان کاباردینو- بالکاریا که اعضای آن توسط مردم انتخاب می شوند به یکی از کاندیداها به عنوان «رئیس جمهوری کاباردینو- بالکاریا»[5] رای می دهند. کازبِک کوکوف[6] به عنوان چهارمین رئیس جمهور این منطقه از 26 سپتامبر 2018 تا کنون این مسیئولیت را برعهده دارد.     با مشارکت بنیاد الکساندر گورچاکف در مسکو و دانشگاه دولتی کاباردینو- بالکاریا، کنفرانس بین المللی «گفتگوی قفقاز 2019» از 23 تا 26 سپتامبر 2019 (1 تا 3 مهر 1398) در شهر نالچیک، مرکز جمهوری کاباردینو- بالکاریا در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه برگزار شد. در این کنفرانس که کارشناسانی از روسیه، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، ترکیه، ایران، اتریش و ایالات متحده آمریکا حضور داشتند، مسائل و روندهای جاری در منطقه قفقاز مورد بررسی قرار گرفت. از جمله نکات و ملاحظات مهم این کنفرانس و نیز منطقه کالباریا می توان به موارد زیر اشاره نمود:   1- مدیریت تمامی جلسات بر عهده دکتر سرگئی مارکدونف[7] از برجسته ترین کارشناسان مسائل قفقاز و عضو موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل (امی. مو) در مسکو بود. مباحث کنفرانس در پانل های مختلف به بحث گذاشته شد. روندهای کلان در تحولات منطقه قفقاز، وضعیت جمهوری کاباردینو- بالکاریا، منافع بازیگران خارجی در قفقاز (آمریکا، ترکیه، روسیه، اروپا و ایران)، قفقاز برای روسیه و روسیه برای قفقاز، اولویت های داخلی و سیاست خارجی کشورهای منطقه قفقاز، مشکلات اقتصادی و چشم انداز قفقاز و فضای اطلاعاتی[8] در منطقه قفقاز عناوین اصلی پانل ها را تشکیل می دادند. تاکید بر کاهش تنش بین روسیه و ناتو با تاکید بر محوریت مقابله مشترک با تروریسم و افراط گرایی، مدیریت مناقشات قره باغ، آبخازیا و اوستیای جنوبی و جلوگیری از وقوع جنگ فراگیر، تحلیل و ارزیابی سیاست خارجی نیکول پاشینیان در ارمنستان و برخی مواضع ضد و نقیض او در همکاری و تعامل با فدراسیون روسیه، توجه به نقش چین در قفقاز، سیاست خارجی غیر ایدئولوژیک ایران در قفقاز جنوبی در مواجهه با ارمنستان و آذربایجان و نیز سیاست اصولی ایران در عدم شناسایی استقلال مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی و آبخازیا از جمله موضوعات شایان توجه در این کنفرانس بود. 2- در سخنرانی نگارنده که تحت عنوان «سیاست خارجی ایران در قفقاز: اولویت­ها و منافع» ارائه شد بر چهار موضوع تاکید شد. نخست، غیرواقعی بودن ادعای گسترش الگوی حکومت اسلامی از سوی دولت ایران در قفقاز، غیرایدئولوژیک بودن سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی به واسطه میانجی گری بین دولت سکولار حاکم و حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و در قفقاز به واسطه حفظ هم زمان رابطه با ارمنستانِ مسیحی و آذربایجانِ مسلمان شیعی و میانجی­گری در مناقشه قره­باغ (بر خلاف استدلال ساموئل هانتینگتون در رابطه با رویارویی جهان مسیحیت و اسلام در مناقشه قره­باغ در کتاب برخورد تمدن­ها)، دوم؛ ساختار چند قومی و متکثر جامعه ایران و سیاست اصولی و منطقی ایران در عدم شناسایی هرگونه اقدام قومی تجزیه­طلبانه در مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی، قره­باغ، چچن و داغستان و اخیراً در اقلیم کردستان عراق؛ سوم، رویکرد تدافعی و نه تهاجمی ایران در منطقه قفقاز با هدف حفظ ثبات و امنیت پایدار در منطقه، میانجی­گری در مناقشات و کاهش سطح نفوذ مداخلات خارجی و به همین دلیل ایران هیچ گاه در جایگاه حامی یکی از طرفین مناقشات قفقاز قرار نگرفته است و از بین سه همسایه قفقاز یعنی ایران، ترکیه و روسیه، این تنها ایران است که دارای روابط دیپلماتیک با هر سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان است که ظرفیت خاصی به سیاست خارجی ایران بخشیده است. در حالی که روابط ترکیه و ارمنستان از سال 1993 و روابط روسیه و گرجستان از سال 2008 قطع است. چهارم؛ منافع و اولویت­های اقتصادی ایران در منطقه قفقاز است که در چهارچوب مکانیسم­های سه جانبه ایران، آذربایجان، روسیه و ایران، آذربایجان و ترکیه، اتصال شبکه ریلی ایران، آذربایجان و روسیه در راستای کریدور شمال- جنوب، طرح احداث راه آهن ایران و ارمنستان، صادرات برق و گاز به ارمنستان، لغو متقابل ویزا بین ایران با ارمنستان و گرجستان و امضای موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در دست اقدام و پیگیری است. 3- به موازات برگزاری این کنفرانس در جمهوری کاباردینو- بالکاریا، کنفرانس راه ابریشم نیز در شهر پتی گورسک       (با فاصله دو ساعته از بالکاریا) برگزار شد که حضور کارشناسان و مقامات چینی در این کنفرانس بسیار شایان توجه بود. به نظر می رسد روس ها درصدد برقراری ارتباط و تعامل بین اتحادیه اقتصادی اوراسیا و طرح راه ابریشم چین (ابتکار یک کمبرند- یک راه) هستند. علاوه بر منطقه آسیای مرکزی، به ظرفیت ها و امکانات طرح چینی ها در قفقاز نیز چشم اندوخته اند. چینی ها نیز پس از تثبیت جایگاه اقتصادی خود در آسیای مرکزی، تحرکات اقتصادی خود را در منطقه قفقاز در سال های اخیر افزایش داده اند و لذا حضور گسترده کارشناسان چینی در کنفرانس راه ابریشم در پتی گورسک در قفقاز شمالی در این راستا قابل توجه و ارزیابی است. 4- سطح بالای تساهل و تسامح دینی در جمهوری بالکاریا و همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان از جمله نکات بسیار شایان توجه بود و برخلاف تصور غالب از افراط گرایی دینی و تروریسم در قفقاز شمالی، فضای این جمهوری کاملاً متفاوت بود. اکثریت خانم های مسلمان بدون حجاب در سطح شهر و مراکز دولتی و دانشگاهی حضور پیدا        می کردند و در عین حال، مصرف مشروبات الکلی در مراکز عمومی به شدت محدود بود. مردم و نخبگان شهر این جمهوری به شدت بر این نکته تاکید داشتند که در عین پیوستگی جغرافیایی جمهوری های قفقاز شمالی، شرایط هر جمهوری با جمهوری دیگر تفاوت دارد و با وجود فاصله چند ساعته بین کالباریا با چچن و داغستان، شرایط متفاوتی در این جمهوری حاکم است. لذا باید از صدور حکم و قضاوت کلی در مورد افراط گرایی و تروریسم در قفقاز شمالی خودداری کرد و شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی هر جمهوری در نظر گرفته شود. 5- از نظر زیر ساخت های اقتصادی، توجه خاصی به منطقه قفقاز شمالی از سوی دولت فدرال روسیه در سال های اخیر شده است که نقش مهمی در کاهش و مدیریت افراط گرایی دینی و تروریسم در این مناطق داشته است. تمرکز اصلی بر بخش هایی مانند کشاورزی، دامپروری، توریسم و دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است. از جمله نکات شایان توجه، وجود یک مرکز آموزشی بسیار بزرگ به نام «شهر آفتاب» در شهر نالچیک است که روز دوم کنفرانس در این مرکز برگزار شد. در این مرکز به کودکان مناطق مختلف جمهوری کالباریا آموزش ها و مهارت های مختلفی آموزش داده می شود که وجود چنین مرکزی با وسعت چند هزارمتری به روشنی گویای این واقعیت است که روس ها موضوع آموزش کودکان این منطقه را جدی گرفته اند و از ریشه و پایه درصدد مقابله با گرایش کودکان و نوجوانان منطقه به تفکرات افراطی و جهادی هستند. 6- از نظر زیر ساخت های اقتصادی، توجه خاصی به منطقه قفقاز شمالی از سوی دولت فدرال روسیه در سال های اخیر شده است که نقش مهمی در کاهش و مدیریت افراط گرایی دینی و تروریسم در این مناطق داشته است. در کنار ساختمان ها و مراکز دولتی قدیمی متعلق به دوران شوروی، ساختمان ها و مراکز مدرن و فروشگاه های زنجیره ای نیز احداث شده است که ترکیبی از سنت و مدرنیته را به فضای شهری منطقه کالباریا بخشیده است. با این وجود، مشکل مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ به ویژه مسکو و سن پترزبورگ همچنان از چالش های مهم جمهوری کالباریا و دیگر جمهوری های قفقاز شمالی به شمار می رود. در بخش اقتصادی، تمرکز اصلی بر بخش هایی مانند کشاورزی، دامپروری، توریسم و دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است. کالباریا از طبیعت بسیار زیبا، سرسبز، آب فراوان، خاک حاصلخیز و کشاورزی بسیار غنی به ویژه گندم و مرکبات برخوردار است. مزارع وسیع گندم، هزاران هکتار باغ های یکپارچه با شیوه های مدرن آبیاری و نگهداری و به ویژه وجود کارخانه های بزرگ کنسروسازی، بسته بندی و توزیع در مجاورت مزارع و باغ ها، از جمله نکات شایان توجهی است که در طول مسیر از پتی گورسک به کالباریا مشاهده می شود و گویای آن است که دولت روسیه توجه خاصی به این منطقه به عنوان یکی از قطب­های کشاورزی دارد. لذا این شرایط مناسب و ظرفیت بالای بخش کشاورزی در قفقاز شمالی می­تواند تبدیل به یکی از زمینه­های همکاری ایران و روسیه در بخش کشاورزی، انتقال تجربیات و کشت فراسرزمینی شود. 7- از جمله نکات شایان توجه، وجود یک مرکز آموزشی بسیار بزرگ به نام «شهر آفتاب» در شهر نالچیک است که روز دوم کنفرانس در این مرکز برگزار شد. در این مرکز به کودکان مناطق مختلف جمهوری کالباریا آموزش ها و مهارت های مختلفی آموزش داده می شود که وجود چنین مرکزی با وسعت چند هزارمتری به روشنی گویای این واقعیت است که روس ها موضوع آموزش کودکان این منطقه را جدی گرفته اند و از ریشه و پایه درصدد مقابله با گرایش کودکان و نوجوانان منطقه به تفکرات افراطی و جهادی هستند. 8- از دیگر نکات شایان توجه در کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» در بالکاریا که تقریباً در تمامی کنفرانس های این منطقه به چشم می خورد، حضور، مشارکت و تعامل توام با احترام کارشناسان آذری، ارمنی و گرجی با وجود اختلافات ارمنستان و آذربایجان در مورد قره باغ، روسیه و گرجستان در مورد آبخازیا و اوستیای جنوبی است که نشان از سطح بالای فرهنگی و تمدنی منطقه قفقاز دارد. به واسطه نزدیکی مسافت، دانشجویان و کارشناسانی نیز از مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در این کنفرانس حضور داشتند که همین فضای احترام و تعامل با کارشناسان گرجی قابل مشاهده بود. در جریان کنفرانس سازمان همکاری شانگهای که در آوریل 2018 در شهر سوچی روسیه (در مجاورت منطقه قفقاز شمالی در ساحل دریای سیاه) برگزار شد، نگارنده شاهد الفاظ تند و اتهامات مختلف از سوی کارشناسان هندی، پاکستانی و افغانستانی علیه یکدیگر بود که در مقام مقایسه، سطح بالای فرهنگی و تمدنی قفقاز را نشان می دهد که یکی از دروازه های ورود مدرنیته به ایران در یکصد و پنجاه و سال گذشته نیز محسوب می شود. 9- حضور کارشناسان و دانشجویان مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» بسیار محسوس بود. بر استقلال از گرجستان همچنان تاکید و اصرار داشتند که نام مراکز این دو منطقه به جای «سوخومی» و «تسخینوالی» با حذف «ی» نسبت گرجی، «سوخوم» و «تسخینوال» خوانده شود و ظاهراً این موضوع در تمام مکاتبات رسمی این دو منطقه لحاظ می شود. هر چند از نظر رویکرد سیاسی تفاوت هایی بین دو منطقه مشاهده می شود. آبخازیا به واسطه عدم وجود قوم مشابه در قفقاز شمالی و نیز دسترسی به دریای سیاه و وجود شبکه راه آهن به سوچی که از دوران شوروی شکل گرفته است، خواهان حفظ استقلال سیاسی از روسیه و گرجستان است. اما اوستیای جنوبی به واسطه وجود اوستیای شمالی در قفقاز شمالی و نیز عدم دسترسی به راه های ارتباطی دیگر، تمایل جدی تری برای الحاق به روسیه و منطقه قفقاز شمالی دارد. با این وجود، شهروندان هر دو منطقه دارای تابعیت مضاعف روسی نیز هستند و دولت روسیه در قالب بودجه ویژه سالیانه به آن ها کمک می کند. 10- حضور کارشناسان گرجی در کنفرانس های روسیه از جمله کنفرانس گفتگوی قفقاز 2019 نیز با توجه به قطع روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان بسیار شایان توجه است. این کارشناسان عمدتاً متعلق به بخشی از جریان های فکری و سیاسی گرجستان هستند که خواستار بازسازی و بهبود روابط تفلیس و مسکو هستند. با توجه به فضای شدیداً ضد روسی حاکم بر گرجستان، معمولاً این کارشناسان در بازگشت به گرجستان از سوی نهادهای دولتی و امنیتی تحت فشارهای مختلف قرار می گیرند. 11- یکی از کارشناسان اهل داغستان در یکی از پانل های کنفرانس که به موضوع اسلام در قفقاز شمالی اختصاص داشت به اکران فلیم محمد رسوالله (ص) از مجید مجیدی اشاره نمود. در توضیحی تکمیلی به صحبت های ایشان، اشاره شد که نگارنده در آبان 1395 در سفری به منطقه پتی گورسک (مرکز قفقاز شمالی روسیه) به صورت اتفاقی همسفر آقای مجیدی، کارگردان فیلم محمد رسوالله (ص) بوده است. مجیدی پس از اکران موفق و استقبال شایان توجه فیلم محمد رسوالله (ص) در مسکو عازم داغستان در قفقاز شمالی بود. اکران این فیلم در داغستان نیز مورد استقبال قرار گرفت، اما در چچن که فاصله چندانی با داغستان ندارد و همانند سایر جمهوری­های کوچک قفقاز شمالی اهل تسنن حنفی است، با انتقاد علمای دینی چچن مواجه شد. در نتیجه این پرسش پیش آمد که علت واکنش متفاوت علمای دو منطقه داغستان و چچن که هر دو سنی مذهب حنفی هستند و فاصله چندانی از نظر بعد مسافت هم با ندارند در قبال این فیلم سینمایی چیست؟ در بررسی که صورت گرفت مشخص شد که علمای دینی داغستان عمدتاً فارغ التحصیل الازهر مصر هستند که به طور سنتی موضع ملایم­تری نسبت به تشیع داشته­اند و در مقابل علمای دینی چچن عمدتاً فارغ التحصیل حوزه­های دینی مکه و مدینه در عربستان سعودی هستند که متاثر از آموزه­های وهابی مواضع تندی در قبال مذهب تشیع دارند. با توجه به چنین تجربه ای، پیشنهاد شد که برای تقویت همزیستی دینی در قفقاز شمالی و نیز کاهش افراط گرایی دینی، ضرورت دارد جناح فکری و دینی الازهر در قفقاز شمالی تقویت شود که به صورت طبیعی بر نزدیکی هر چه بیشتر روابط این منطقه و روسیه با ایران نیز تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت.   [1] . The Kabardino-Balkar Republic [2] . Nalchik [3] . Mikhail Lermontov [4] . Baksan River [5] . Head of the Kabardino-Balkar Republic [6] . Kazbek Kokov        [7] . Sergei Markedonov [8] . Information Space ]]> قفقاز جنوبی Mon, 30 Sep 2019 05:30:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3867/1/یادداشت-های-کنفرانس-گفتگوی-قفقاز-2019-جمهوری-کاباردینو-بالکاریا-شمالی-فدراسیون-روسیه نگاهی به آخرین وضعیت روابط روسيه با اوکراین http://www.iras.ir/fa/doc/article/3866/نگاهی-آخرین-وضعیت-روابط-روسيه-اوکراین مقدمه روی کار آمدن ولادیمیر زلنسکی در اوکراین نشانه خستگی جمعیت کشور از سیاست پوروشنکو رئیس‌جمهور قبلی اوکراين بود که نسبت به روسيه سیاست آشتی ناپذیر پیاده کرده، ولی نتوانسته بود در بخش پس گرفتن اراضی از دست رفته به موفقیت برسد. پوروشنکو بر این اصرار داشت که اراضی شرق اوکراین که امروز دو جمهوری خارج از کنترل کی‌یف در آنها برقرار شده، در واقع تحت اشغال روسيه قرار دارد و مذاکره با نمایندگان آنها به منظور احیای تمامیت ارضی اوکراین در این بخش معنی ندارد. پوروشنکو سیاست حداکثر خصومت با روسيه را به منظور جلب آرای ملیگرایان افراطی پیشه کرده بود، چند ماه مانده به اتمام دوره ریاست جمهوری خود قرارداد دوستی و همکاری با روسيه را باطل کرده، در اقدامی ماجراجویانه ناوچه‌های اوکراینی را برای عبور از تنگه کرچ بین دریاهای سیاه و آزوف و رسیدن به بنادر اوکراینی در دریای آزوف اعزام کرد که با اسارت ملوانان اوکراینی به پایان رسیده و دو کشور را فی‌الواقع در آستانه جنگ قرار داد. پیروزی زلنسکی باعث شد این امید به وجود آید که در اوکراین خط مشی جدیدی پیشه شده و امکان دارد بتوان با روسيه و پوتین بر اساس این خط مشی به توافق رسید. در روابط روسيه با اوکراین چند موضوع بنیادی موجود است که در همه آنها طی دوران ریاست جمهوری زلنسکی تحولاتی رخ داد. آیا این تحولات ماهیت عاطفی خواهد داشت؟ پاسخ به این سئوال در آینده روشن مي‌شود. فعلاً که هیچ توافق بنیادی بین دو کشور حاصل نشده است. و از حالا مي‌شود گفت که توافق در مورد کریمه – منطقه از دست رفته اوکراین – بین دو کشور کار آینده بسیار دور است، اگر بطور کلی چنین توافقی ممکن باشد. در بقیه جهات، عوامل مختلف می‌تواند به نیل به توافق کمک کند ولی اینها اموری نیست که باعث تغییر عاطفی روابط مي‌شود.   روابط شخصی رؤسای جمهور دو کشور ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه هنوز از دوران مبارزه انتخاباتی در خصوص امکان نیل به توافق با ولادیمیر زلنسکی ابراز دودلی می‌کرد. دیدگاه رئیس‌جمهور روسیه پس از انتخاب شدن زلنسکی به سمت رئیس جمهور اوکراین هم تغییر چندان نکرد. از جمله پوتین به زلنسکی به مناسبت انتخاب شدن به این سمت تبریک نگفت. وی در همایش اقتصادی بین‌المللی سنت پطرزبورگ در خصوص علت تبریک نگفتن به زلنسکی اعلام نمود: "من این فرد را نمی‌شناسم. امیدوارم ما روزی آشنا شویم. بنظر می‌رسد او متخصص خوب حوزه‌ای بود که قبلاً در آن فعالیت می‌کرد، او هنرپیشه خوبی است" (این سخنان پوتین با خنده حضار مواجه شد، در روسيه زلنسکی اغلب دلقک نامیده مي‌شود زیرا در یک برنامه کمدی مشهور ایفای نقش می‌کرد). پوتین افزود "ولی بازی نقش کسی، و بودن کسی، از هم تفاوت دارد". وی گفت: "برای هنرپیشگی باید استعداد خاصی داشت، اما برای پرداختن به امور دولتی کیفیت‌های دیگری مورد نیاز می‌باشد"[1]. به گفته رئیس‌جمهور روسیه، زلنسکی فعلاً که به نحوی قابلیت خود را نشان نداده، و فقط اظهارات ضد و نقیضی از وی شنیده مي‌شود[2]. هرچند پوتین فردی است که خیلی راحت به دنبال اظهارات تندش اقدامات مطلقاً مغایر با سخنانش پیشه می‌کند. کافی است در این رابطه به اظهارات تند وی علیه ترکیه پس از سرنگون کردن جنگنده روسی در سوریه اشاره کرد که چند ماه بعد با در آغوش گرفتن اردوغان به پایان رسید. اینجا هم، پوتین یک ماه بعد از این اظهارات برای اولین بار با زلنسکی مکالمه تلفنی داشت. در مورد ترکیه احیای روابط با بظاهر عذرخواهی اردوغان توجیه شد. اینجا هم کرملین اعلام نمود مکالمه تلفنی طبق درخواست طرف اوکراینی انجام شده است. سران دو کشور امور حل و فصل درگیری جنوب شرق اوکراین و "فعالیت در جهت بازگشت افراد بازداشت شده در دو طرف" را بررسی کردند. رؤسای جمهور در مورد ادامه فعالیت در سطح صاحبنظران قرار گذاشته و همچنین امکان تماس در چارچوب گروه نورماندی را بررسی کردند. منبع آشنا با جریان مذاکرات رؤسای جمهور روسیه و اوکراین در محافل دیپلماتیک به روزنامه ايزوستيا گفت امکان دارد مسکو و کی‌یف بزودی برای نمایش اراده نیک خود به مبادله افراد بازداشت شده بپردازند[3]. پوتین همچنین قبل از مکالمه، بطور غیابتی به پیشنهاد زلنسکی برای مذاکره همراه با سران کشورهای اروپایی و آمریکا پاسخ مثبت داده بود. پوتین گفت روسيه هرگز از هیچ شکل پیشنهادی برای مذاکره سر باز نزده و از جمله با گسترش گروه نورماندی مخالفت نکرده است. وی ضمناً افزود اولاً ملاقات باید بطور مناسب تدارک دیده شود و ثانیاً انتخابات پارلمانی در اوکراین برگزار و دولت جدید کشور تشکیل شود. ثالثاً، به گفته پوتین، خودش نمی‌داند دیگر طرفین پیشنهادی زلنسکی به امر چه واکنشی نشان می‌دهند[4]. مکالمه تلفنی دوم رؤسای جمهور اندکی کمتر از یک ماه پس از اولین مکالمه انجام شد. ولادیمیر زلنسکی پس از این مکالمه اعلام نمود اولین مکالمه وی با پوتین طبق خواهش اقوام ملوانان اوکراینی به اسارت گرفته شده از طرف روسیه انجام شد و اساساً به آزادی ملوانان و اوضاع منطقه دونباس اختصاص داشت. به گفته وی، طی مکالمه تلفنی اول در مورد شکل و مهلت بازگشت ملوانان اوکراینی به خانه قرار گذاشته شد. اما در مکالمه تلفنی دوم به جزئیات پرداخته شد. زلنسکی اعلام نمود مسئله بازگشت ملوانان برای وی ماهیت انسانی دارد. وی همچنین اعلام نمود محتوای مذاکرات را نمی‌تواند علنی کند[5]. پس از این مذاکرات تلفنی بود که مبادله اسرا بین دو کشور ترتیب داده شد. و به دنبال موفقیت در مبادله اسرا، رؤسای جمهور بار دیگر تلفنی با یکدیگر در 7 سپتامبر مذاکره کردند. سران از مبادله اسرا ارزیابی مثبت به عمل آورده و گفتند این اقدام برای بهبود روابط اهمیت فراوان دارد. آنها همچنین امور مربوط به حل و فصل درگیری داخلی اوکراین را بررسی کردند. در این رابطه بطور اخص ضرورت رعایت آتش بس و جدایی پیگیر نیروها مورد تأکید قرار گرفت. همچنین در مورد ادامه فعالیت به منظور تدارک اجلاس سران گروه نورماندی قرار گذاشته شد[6]. به این ترتیب تاکنون رؤسای جمهور دو کشور شخصاً با یکدیگر ملاقات نکرده‌اند. جو روابط آنها را نمی‌شود خوب نامید. رئیس‌جمهور روسیه پس از این تماس‌های تلفنی به امکان برگزاری اجلاس گروه نورماندی (روسيه، اوکراین، فرانسه و آلمان) واکنش سرد نشان داده است. وی در ملاقات با همتای فرانسوی خود در اواخر اوت اعلام نمود: "من معتقد بودم و معتقدم که هر ملاقات باید نتیجه مشخص داشته باشد. بنظر من باید به امری نایل شد که قبلاً در مورد آن قرار گذاشته بودیم". وی بین اموری که باید قبل از ملاقات حل شود از رعایت قانون مربوط به موقعیت ویژه منطقه دونباس و اعلام عفو عمومی یاد کرد. با توجه به تفاوت بنیادی مواضع طرفین، تاکنون توافق خاصی در خصوص برگزاری اجلاس که به معنی اولین ملاقات شخصی رؤسای جمهور روسیه و اوکراین خواهد بود حاصل نشده است. به همین دلیل این موفقیت یک مورد انفرادی بنظر می‌رسد.   مبادله اسرا اسرای اوکراینی در روسيه یکی از بزرگترین مشکلات در روابط دو کشور بودند. سابقاً مبادله اساساً بین اوکراین و جمهوری‌های مردمی دونتسک و لوگانسک انجام می‌شد. چند مورد مبادله اسرا در دوران پوروشنکو رخ داد. در یکی دو مورد هم ویکتور مدودچوک تاجر بزرگ اوکراینی دارای روابط نزدیک با رئیس‌جمهور روسیه به مبادله اسرا بین طرفین کمک کرده بود. ولی به اسارت گرفتن خدمه ناوچه‌های اوکراینی در 26 نوامبر سال 2018 باعث شد روسیه و اوکراین بطور مستقیم با یکدیگر وارد درگیری شوند. روسيه طی تمام دوران ریاست جمهوری پوروشنکو بر این اصرار داشت که ملوانان اوکراینی فقط پس از محاکمه شدن در روسيه می‌توانند مبادله شوند. توافق در خصوص رهایی ملوانان یکی از نقاط مثبت در روابط دو کشور است که در دوران رئیس‌جمهور جدید اوکراین رخ داد. این امر در وهله اول به پاس مساعی رئیس جمهور اوکراین میسر شد که شخصاً با رئیس‌جمهور روسیه تماس گرفته و با وی در مورد مبادله به توافق رسید. رئیس جمهور اوکراین اعلام کرده بود پس از ملاقات با اعضای خانواده‌های اسرای اوکراینی تصمیم گرفت با پوتین در این مورد صحبت کند، زیرا صحبت با پوتین تنها راه برای آزاد کردن اسرای اوکراینی بود. در نتیجه این مبادله، 35 تن از طرف اوکراین با 35 تن از طرف روسیه مبادله شدند. بخش محسوس اسرایی که اوکراین به روسيه تحویل داد اتباع اوکراین بودند که طی جنگ داخلی اوکراین به اسارت گرفته شده بودند. علاوه بر این اوکراین کریل ویشینسکی (Kirill Vishinsky) رئیس دفتر خبرگزاري ريا نووستي در کی‌یف (تبعه اسبق اوکراین و تبعه کنونی روسيه)، چند نظامی روسيه که طی جنگ منطقه دونباس به اسارت گرفته شده بودند (روسيه خدمت آنها در ارتش را تکذیب کرده بود)T و چند تبعه روسيه و اوکراین که به جاسوسی متهم شده بودند را به روسيه پس داد[7]. روسيه در مقابل ملوانان به اسارت گرفته شده طی درگیری در تنگه کرچ و همچنین اولگ سنتسوف (Oleg Sentsov) کارگردان اوکراینی مقیم کریمه که در سال 2014 به اتهام ترتیب دادن گروه خرابکار به 20 سال حبس با اعمال شاقه محکوم شده بود. مسئله حبس و محکومیت سنتسوف در روسيه و جهان بازتاب بزرگ داشت. بسیاری از سازمان‌های بشر دوست، وی را زندانی سیاسی تلقی می‌کردند.  سازمان‌ها و انجمن‌های فعال در بخش سینمایی، کارگردانان دارای شهرت جهانی از پوتین درخواست کردند به آزادی سنتسوف کمک کند[8]. برغم این، رئیس‌جمهور روسیه به کرات در محافل مختلف مخالفت خود با رهایی سنتسوف را بیان کرده بود. رئیس‌جمهور روسیه همچنین با رهایی ملوانان اوکراینی مخالف بود. سخنگوی وی پس از اعلام حکم دادگاه بين‌المللي حقوق دریایی، اعلام نمود این دادگاه اختیار بررسی مورد مذکور را ندارد و آنها باید طبق قوانین روسيه محاکمه شوند[9]. هرچند روشن بود که آنها طبق دستورات اقدام کرده و تخلف آنها نمی‌توانست جرم کیفری تلقی شود. پس از رهایی 24 ملوان اوکراینی، سنتسوف، و 10 تن دیگر در اوایل سپتامبر، این معضله از روابط روسیه و اوکراین رفع شد.   روابط روسيه و اوکراین در حوزه گاز روسيه طی سال‌های گذشته فعالانه برای قطع کامل ترانزیت گاز از اوکراین اقدام کرده است. روسيه چند پروژه بزرگ در بخش ساخت خطوط لوله به سوی اروپا اجرا کرده که همه با هم باعث شده ترانزیت گاز روسيه از اوکراین بطور محسوس کاهش داده شود. پروژه‌های "جریان شمالی"، جریان ترکی، "جریان شمالی 2" از این قبیل هستند. ولی همه اینها به روسيه اجازه نداده از ترانزیت گاز از اوکراین رها شود. برعکس، اطلاعات موجود حاکی از این است که همراه با شدت یافتن درگیری دو کشور پس از سال 2014 و الحاق کریمه به روسيه، حجم ترانزیت گاز از اوکراین رو به رشد بوده است. منحنی تغییر حجم ترانزیت گاز روسيه از اوکراین[10] در این تصویر ستون‌های آبی رنگ و ارقام بالای آنها حجم کل ترانزیت گاز از اوکراین را منعکس می‌کند (رقم مربوط به سال 2018 تخمینی است). خط زرد رنگ سهم ترانزیت اوکراین در کل صادرات گاز روسيه را منعکس می‌کند. این منحنی نشان می‌دهد حجم ترانزیت در واقع در دوران قبل از انقلاب "میدان استقلال" اوکراین کاهش یافته و پس از آن حتی مدتی رو به رشد داشته است. رشد حجم مطلق ترانزیت، همراه با کاهش سهم درصدی آن در صادرات گاز روسيه، حاکی از رشد محسوس صادرات گاز روسيه به اروپا می‌باشد. و در شرایط حجم کنونی صادرات گاز روسيه به اروپا (که ضمناً پیشبینی مي‌شود درآینده رشد خواهد کرد) رهایی روسيه از وابستگی به سیستم حمل گاز اوکراین محتمل تلقی نمی‌شود. این امر حتی درصورت اجرای پروژه‌های جریان ترکی و "جریان شمالی 2" میسر نخواهد شد. این دو خط لوله همراه هم به روسيه اجازه می‌دهند سالانه 84 ميليارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند، ولی اینجا دو "اما" هست. اولاً بسیاری از کشورهای اروپایی درخواست دارند بر روسيه برای حفظ ترانزیت گاز اوکراین فشار وارد شود. مذاکرات طرفین طی تمام سالجاری در جریان بوده و هنوز به پایان نرسیده است. در ضمن قرارداد گاز روسيه با اوکراین در 31 دسامبر سالجاری منقضی مي‌شود. مذاکره با شرکت اتحادیه اروپا انجام مي‌شود که خودش هم سعی بر حمایت از منافع اوکراین دارد. اخیراً اتحادیه اروپا بر اساس شکایت لهستان دسترسی روسيه به ظرفیت خط لوله "اوپال" را محدود کرد. به احتمال قوی در مورد "جریان شمالی 2" هم تصمیم مشابهی اتخاذ مي‌شود. یعنی روسيه نخواهد توانست از تمام ظرفیت این خطوط لوله استفاده کند و بخشی از 84 ميليارد مترمکعب مذکور در دسترس نخواهد بود. ثانیاً، حجم مذکور، حتی درصورت میسر بودن استفاده کامل روسيه از آن، نمی‌تواند حجم ترانزیت از اوکراین را جبران کند. مضاف بر این، ظرفیت آنها در سطح حداقل لازم بوده و روسيه نمی‌تواند درصورت ضرورت مقادیر بیشتر گاز به اروپا صادر کند. برای مثال، 2 مارس 2018 گازپروم طی یک روز مقدار بی‌نظیر 718 میلیون متر مکعب گاز به اروپا صادر کرد، امری که بدون دسترسی به ظرفیت ترانزیت اوکراین نمی‌توانست میسر گردد[11]. آخرین دور مذاکرات سه‌جانبه روسيه، اوکراین و اتحادیه اروپا در مورد ترانزیت گاز روسيه از اوکراین 20 سپتامبر در بروکسل بدون پیشرفت محسوس به پایان رسید. ولی، به گفته آلکساندر نوواک (Alexandr Novak) وزیر انرژی روسیه، برای اولین بار طی سال‌های طولانی، مذاکرات در جو سازنده برگزار شد. وزیر روس می‌گوید مسکو آماده است طبق قوانین جدید اروپا کار کرده و ظرفیت مشخصی برای حمل از طریق اوکراین اختصاص دهد. صاحبنظران به روزنامه ايزوستيا گفتند مذاکره با رهبری جدید اوکراین می‌تواند باثمرتر از مذاکره با رهبری قبلی باشد و به همین دلیل احتمال دارد طرفین تا آخر سالجاری، یعنی روزی که مهلت عمل موافقتنامه جاری به پایان می‌رسد، به توافق برسند. آنها همزمان به این اشاره می‌کنند گازپروم قصد دارد برای مدت یک تا سه سال به ترانزیت گاز از اوکراین ادامه دهد، ولی اوکراینی‌ها می‌خواهند قرارداد 10 ساله امضا شود. ضمناً اقدام اتحادیه اروپا در جهت محدود کردن دسترسی گازپروم به خط لوله "اوپال" باعث مي‌شود موقعیت اوکراین در مذاکرات تقویت گردد[12]. همزمان اوکراین از آخر سال 2015 خرید گاز از روسيه را بطور کامل قطع کرده است. در اوکراین مسئله به عنوان اقدام در جهت رهایی از وابستگی به روسيه در بخش گاز معرفی شد. ولی در واقع اوکراین همان گاز روسيه را خریداری می‌کند. اوکراین اعلام می‌کند این گاز از کشورهای اروپایی دریافت مي‌شود، ولی صاحبنظران و مقامات روس به این اشاره می‌کنند که سیستم حمل گاز اوکراین قابلیت انتقال گاز در جهت معکوس را ندارد. رئیس‌جمهور روسیه ادعای مربوط به انتقال گاز در جهت معکوس را مهمل بافی نامید[13]. یعنی در واقع گاز روسيه که بر فرض به لهستان فروخته شده، در اوکراین مصرف شده و سپس کی‌یف مبلغ مربوطه را به ورشو پرداخت می‌کند. در نتیجه این سیاست قیمت گاز برای اوکراین گرانتر مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه تأکید می‌کند اگر ترانزیت گاز روسيه از اوکراین قطع شود این کشور بدون گاز خواهد ماند. به گفته وی، در نتیجه این "شعبده بازی‌ها"، اوکراین گاز را با قیمت دو برابر بالاتر خریداری می‌کند. واقعیت این است که اوکراین فعلاً برغم همه مساعی راهی برای رهایی از گاز روسيه پیدا نکرده است. ترانزیت گاز روسيه برای اوکراین از نقطه نظر اقتصادی بلاتردید باصرفه می‌باشد. در غیر این صورت، اوکراین برای وادار کردن روسيه به ادامه ترانزیت، دست به دامن اتحادیه اروپا نمی‌شد. در بخش مصرف گاز، برغم ادعاهای اوکراین برای نیل به خودکفایی در بخش گاز در آینده نزدیک، و برغم کاهش شدید مصرف گاز در کشور در نتیجه آغاز درگیری با روسيه و بحران اقتصادی فرا رسیده به دنبال آن، توانایی اوکراین برای استخراج گاز در میزان برابر با مصرف داخلی تردید برانگیز بنظر می‌رسد. تولید سالانه گاز در اوکراین، بنا بر منابع اوکراینی در سال 2018 به 20,9 ميليارد مترمکعب رسید[14] و طی 5 ماه اول سالجاری 3,3% رشد داشت. در عین حال، طبق آمار اوکراینی، مصرف گاز کشور در سال 2018 اندکی بیش از 32 ميليارد مترمکعب بوده است[15]. به این ترتیب، با توجه به رشد اندک مذکور، میتوان دید که امکان اوکراین برای رهایی از خرید گاز از روسيه به این زودی تحقق نخواهد یافت.   روابط سیاسی روسیه و اوکراین روابط روسیه و اوکراین در بخش گاز برغم همه مشکلات و حتی تحریم‌های متقابل ادامه دارد زیرا مسکو و کی‌یف به یکدیگر وابستگی دارند. اما روابط در بخش سیاسی، اگر مبادله اسرا به کنار گذاشته شود، تقریباً بطور کامل منجمد شده است. دو کشور روابط با یکدیگر را بطور غیابتی با دیگران بررسی کرده یا سعی دارند به نحوی برای طرف مقابل مشکل تراشی کنند. از جمله رئیس‌جمهور روسیه اندکی قبل از سر کار آمدن ولادیمیر زلنسکی دستور واگذاری تابعیت روسيه با شرایط ساده به ساکنان مناطق جنوب شرق اوکراین را صادر کرد[16]. مسئله به این دلیل باعث نگرانی غرب و اوکراین شد که پوتین قبل از عملیات کمک به جدایی کامل آبخازستان و استیای جنوبی از گرجستان هم به شکل مشابه تقریباً به همه افراد مقیم این دو منطقه تابعیت روسيه را داده بود. در اوت 2019 رئیس جمهور اوکراین تصمیم مشابهی در مورد واگذاری تابعیت به آن اتباع روسيه را صادر کرد که در کشور خود با تعقیب سیاسی مواجه می‌شوند. رئیس دومای دولتی اعلام نمود زلنسکی این اقدام را به دستور آمریکا و اروپا انجام می‌دهد که می‌خواهند از هزینه‌های نگاه داشتن پناهندگان سیاسی از روسيه فارغ شوند[17]. بنظر والودین این قدم زلنسکی بر اساس دستور وزارت امور خارجه آمریکا برداشته شده است. زلنسکی بنوبه خود در ماه اوت اعلام نمود روسيه برای بازگشت به "گروه هشت‌گانه" (امری که طی اجلاس سران گروه هفت از طرف رؤسای جمهور فرانسه و ایالات متحده به میان آمد) باید کریمه را به اوکراین پس داده و عملیات رزمی منطقه دونباس را متوقف کند[18]. این نوع اقدامات و اظهارات نشان می‌دهد جو روابط دو کشور همچنان فوق العاده سرد باقی مانده است. روشن است که پوتین تنها شخصیت تصمیم گیرنده در مورد جو روابط با اوکراین در روسيه می‌باشد. اما برای پوتین روابط با اوکراین فقط از دیدگاه روابط با غرب می‌تواند شایان اهمیت باشد. خواسته اصلی رئیس‌جمهور روسیه جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو می‌باشد. با توجه به ضعف غرب و دو دستگی‌های بروز کرده در نتیجه رفتار خودخواهانه دونالد ترامپ بین آمریکا و دیگر کشورهای غربی، این مسئله امروز برای مسکو اهمیت کمتری دارد و لذا توجه آن به احیای روابط با اوکراین هم کاهش پیدا می‌کند. مسکو با تصرف کریمه توانست در واقع دریای آزوف را به دریاچه داخلی روسیه و اوکراین تبدیل کند که اوکراین نمی‌تواند بدون مجوز روسيه بین آن و دریای سیاه رفت و آمد کند. اوکراین در واقع نیروی دریایی نداشته، نیروهای زمینی آن در عملیات منطقه دونباس نشان دادند کارآمد نیستند و نمی‌توانند بر جدایی‌طلبان شرق اوکراین پیروز شوند. از نقطه نظر اقتصادی روسيه سعی داشته هر نوع وابستگی به صنایع اوکراین را از میان بردارد و به این ترتیب وابستگی آن به اوکراین در حد امکان کاهش یافته و به حوزه گاز محدود مي‌شود. این امور باعث مي‌شود کی‌یف نتواند از نقطه نظر سیاسی برای روسيه مشکل واقعی به وجود آورد. درون اتحادیه اروپا در مورد روابط با روسيه وحدت نظر موجود نیست. فرانسه و آلمان به حفظ روابط با مسکو علاقه‌مند هستند زیرا مسکو به آنها مواد اولیه فروخته و در مقابل تولیدات صنعتی آنها را خریداری می‌کند. اما کشورهای اروپای شرقی از اول دوران پوتین راه دشمنی با روسيه را پیشه کرده‌اند. این اوضاع باعث مي‌شود حمایت سیاسی اروپا از اوکراین ماهیت مبهم و متزلزل داشته باشد. ایالات متحده هم که در دوران اوباما از حامیان پروپاقرص کی‌یف بود در دوران ترامپ به اوکراین توجه چندان نمی‌کند. حتی ترامپ سعی بر کاهش حتی الامکان کمک نظامی به اوکراین را داشت و فقط مخالفت کنگره از این اقدام جلوگیری کرده است[19]. همه اینها همراه هم مشوق‌های روسيه برای بهبود روابط سیاسی با اوکراین را از بین می‌برد. اما برای اوکراین مسئله کریمه مانع غیر قابل عبور سر راه بهبود روابط با روسيه می‌باشد.   سخن آخر روابط روسیه و اوکراین طی ماه‌های گذشته حداقل در یک جهت دستآورد مثبت داشت. این دستآورد مبادله اسرا بین دو کشور بود که باعث شد افرادی که سال‌های طولانی در حبس به سر می‌بردند از زندان رها شوند. این امر به پاس مکالمه تلفنی رؤسای جمهور دو کشور میسر شد. مذاکرات طرفین در بخش گاز هم، به گفته طرف روس، در جو بهتر از دوران رئیس‌جمهور قبلی اوکراین برگزار شده است. روابط سیاسی دو کشور در عین حال، در جوی سرد قرار دارد. رئیس‌جمهور روسیه شرکت خود در اجلاس گروه نورماندی و نیل به توافقات جدید با اوکراین را با شرایط سخت مشروط کرده است. این واقعیت نشان می‌دهد حدس‌هایی که سابقاً در مورد تمایل رئیس‌جمهور روسیه به بهبود روابط با اوکراین به منظور بهبود روابط با غرب و رهایی از تحریم‌ها بیان می‌شد تحقق نیافته است. از قرار رئیس‌جمهور روسیه امروز دیگر به روابط با غرب توجه چندان ندارد و این امر باعث مي‌شود جایگاه اوکراین بین اولویت‌های وی کاهش یابد. علت کاهش توجه پوتین به امر از قرار این است که در اردوی غربی دودستگی بروز کرده، وحدت کشورهای غربی به هم خورده و جایگاه آنها در اقتصاد جهانی کاهش می‌یابد. خود اوکراین هم در نتیجه ضعف اقتصادی و نظامی برای روسيه و اروپا اهمیت چندان ندارد. به همین دلیل اروپا از بکار گرفتن تحریم‌های جدید علیه روسيه طفره رفته و فقط سعی دارد مسکو را به ادامه ترانزیت گاز از اوکراین وادار سازد. امری که روسيه خواه ناخواه باید ادامه دهد و نمی‌شود آن را کسب امتیاز اوکراین یا غرب از مسکو تلقی کرد. درگیری دو کشور، درصورت پیگیر بودن رئیس‌جمهور زلنسکی در برقراری آتش بس پایدار در شرق اوکراین، وارد مرحله انجماد مي‌شود، و خروج آن از انجماد بلاتردید در دوران پوتین ممکن نخواهد بود. کریمه که تقریباً همه در جهان با الحاق آن به روسيه آشتی کرده‌اند، مانع شماره یک در روابط دو کشور خواهد بود. همزمان سرمای روابط روسيه با اوکراین مانع دیگری برای بهبود بنیادی روابط آن با اروپا و آمریکا خواهد بود. در دوران از بین رفتن آخرین قراردادهای روسيه با ایالات متحده در بخش تسلیحات هسته‌ای و موشکی، این سرما به هیچ وجه به کاهش تهدیدها و نگرانی‌های طرفین کمک نخواهد کرد.     [1]  پوتین زلنسکی را هنرپیشه خوب نامید خبرگزاري ريا نووستي، 07/06/2019 https://ria.ru/20190607/1555386330.html [2] پوتین حین صحبت از آینده روسيه میمون را به یاد آورد روزنامه ماسکوفسکی کامسامولتس، 08/06/2019  https://www.mk.ru/politics/2019/06/07/rassuzhdaya-o-sudbakh-rossii-putin-vspomnil-obezyanu.html   [3] اولین زنگ: مسکو و کی‌یف برای نمایش اراده خیر آماده می‌شوند روزنامه ايزوستيا، 12/07/ 2019 https://iz.ru/898453/aleksei-zabrodin-tatiana-baikova-elnar-bainazarov/pervyi-zvonok-moskva-i-kiev-gotoviatsia-k-zhestam-dobroi-voli [4] پوتین به پیشنهاد زلنسکی برای مذاکره در مینسک پاسخ داد کریل بولانوف (Kirill Bulanov) روزنامه ودمستی، 12/07/ 2019 https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/07/11/806383-putin-zelenskogo [5]  زلنسکی از تلاش وزارت امور خارجه برای جلوگیری از اولین مکالمه تلفنی با پوتین حرف زد سایت مجتمع رسانه‌ای “ار ب کا”، 31 اوت 2019 https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d89a98b9a7947308afc8289 [6]  پوتین و زلنسکی تلفنی صحبت کردند خبرگزاري ريا نووستي، 07/09/2019 https://ria.ru/20190907/1558436497.html [7]  اوکراین چه کسانی را برای پس گرفتن اسرای خود به روسيه داد پرتال خبری اوکراینی "tsn.ua" https://tsn.ua/ru/ukrayina/obmen-plennymi-sostoyalsya-kogo-ukraina-otdala-rossii-radi-vozvrascheniya-svoih-politzaklyuchennyh-eksklyuziv-tsn-1407045.html [8]Almodovar, Leigh petition Putin on jailed Ukrainian Oleg Sentsov La TIMES, June 10, 2014  https://www.latimes.com/entertainment/movies/moviesnow/la-et-mn-almodovar-leigh-putin-ukrainian-oleg-sentsov-20140610-story.html [9]  کرملین اعلام کرد مسئله ملوانان اوکراینی خارج از حیطه صلاحیت دادگاه سازمان ملل است خبرگزاري ريا نووستي، 25/06/2019 https://ria.ru/20190625/1555890152.html [10]  آیا گازپروم می^تواند از وابستگی به ترانزیت اوکراین رها شود؟ پرتال اوکراینی "بیزنس تسنزور"، 14/01/2019  https://biz.censor.net.ua/resonance/3106056/smojet_li_gazprom_otkazatsya_ot_ukrainskogo_tranzita_gaza [11]  "چشم‌اندازهای ترانزیت اوکراین" مجله "اکسپرت"، 23/01/2019 https://expert.ru/2019/01/23/perspektivyi-ukrainskogo-tranzita/ [12] ما از گاز هستیم: مذاکره در مورد ترانزیت اوکراین به مرحله فعال رسید روزنامه ایزوستیا ، 20/09/ 2019 https://iz.ru/923348/ekaterina-postnikova/my-iz-gaza-peregovory-po-ukrainskomu-tranzitu-pereshli-v-aktivnuiu-fazu   [13]  پوتین سخنان مربوط به انتقال معکوس گاز به اوکراین را مهمل بافی و فریب نامید خبرگزاري ريا نووستي، 27/04/2019 https://ria.ru/20190427/1553108258.html [14]  استخراج گاز اوکراین 3,34% رشد داشت پرتال "zn.ua"، 4/06/2019 https://zn.ua/ECONOMICS/dobycha-gaza-v-ukraine-vyrosla-na-3-34-319680_.html [15]  مصرف گاز اوکراین طی سال رشد کراس پرتال "segodnya.ua"، 29/01/2019 https://www.segodnya.ua/economics/enews/ukraina-uvelichila-potreblenie-gaza-za-god-poyavilis-podrobnosti-1213098.html [16]  فرمان واگذاری ساده تابعیت به ساکنان دنب خبرگزاری «ایتار تاس»، 25/04/2019 https://tass.ru/politika/6375117 [17]  والودین فرمان زلنسکی در مورد تابعیت را با آمریکا و انگلستان ارتباط داد سایت "ار ب کا"، 13/08/ 2019 https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d53121e9a79475c887fe7e5   [18]  زلنسکی شرایط بازگشت روسيه به G8 را بیان کرد سایت "دویچه وله"، 23/08/2019 https://www.dw.com/ru/%D0%B7%D0%B5%D0%BB%D0%B5%D0%BD%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9-%D0%B2%D1%8B%D0%B4%D0%B2%D0%B8%D0%BD%D1%83%D0%BB-%D1%83%D1%81%D0%BB%D0%BE%D0%B2%D0%B8%D1%8F-%D0%B2%D0%BE%D0%B7%D0%B2%D1%80%D0%B0%D1%89%D0%B5%D0%BD%D0%B8%D1%8F-%D1%80%D0%BE%D1%81%D1%81%D0%B8%D0%B8-%D0%B2-g8/a-50120380 [19]  ترامپ زیر فشار کنگره کمک نظامی به اوکراین را احیا کرد سایت مجتمع رسانه‌ای “ار ب کا”، 12/09/2019 https://www.rbc.ru/politics/12/09/2019/5d7aa4c19a79475e3cdf1e24 ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 27 Sep 2019 12:45:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3866/نگاهی-آخرین-وضعیت-روابط-روسيه-اوکراین حوزه های تحول در سیاست خارجی ازبکستان در دوره شوکت میرضیایف http://www.iras.ir/fa/doc/article/3865/حوزه-های-تحول-سیاست-خارجی-ازبکستان-دوره-شوکت-میرضیایف    با استقلال ازبکستان در 31 اوت سال 1991 میلادی، سیاست خارجی این کشور تازه استقلال‌یافته تحت تاثیر عوامل متعدد داخلی و خارجی قرار گرفت. شخصیت اقتدارگرای اسلام کریم­ اف که ریشه در سابقه طولانی سیاسی و اجرایی وی در دوران کمونیسم از جمله دبیر اولی حزب کمونیست ازبکستان[1]، مشکلات اقتصادی ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دوران گذار در جامعه پرجمعیت ازبکستان که تقریبا نیمی از جمعیت منطقه آسیای مرکزی را در خود جای داده بود، اسلام سیاسی و تهدید ساختار سکولار و غیر‌دموکراتیک ازبکستان، تهدید افراط‌گرایی دینی و تروریسم به ویژه از ناحیه حزب­ التحریر ازبکستان، جنگ داخلی در تاجیکستان که عملا ازبکستان را به یکی از طرف­ های جنگ تبدیل کرد و مسائل تاریخی، قومی و زبانی سمرقند و بخارا را بین دو کشور زنده ساخت، مسائل و مشکلات آبی ازبکستان به عنوان کشوری پایین­ دست با دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان به عنوان کشورهای بالادست، رقابت­ها و چالش­های شخصی اسلام کریم ­اف با نورسلطان نظربایف[2]، رئیس جمهور قزاقستان برای رهبری منطقه آسیای مرکزی، تحولات داخلی افغانستان و حمایت آشکار دولت ازبکستان از ژنرال عبدالرشید دوستمِ[3]  ازبک در مقابل حمایت دولت تاجیکستان از احمد شاه مسعودِ تاجیک[4]، کوشش دولت ازبکستان برای جلوگیری از نفوذ روسیه به موازات توسعه مناسبات با چین و در نهایت چالش­­ های مداوم ازبکستان با جهان غرب در موضوعات حقوق بشر و دموکراسی از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار بر سیاست خارجی ازبکستان در دوران طولانی ریاست جمهوری اسلام کریم ­اف (1991 تا 2016) بود.         برآیند کلی این تحولات، رویکرد سینونسی، متغیر و بی ثبات ازبکستان در عرصه سیاست خارجی بود. عدم عضویت در پیمان امنیتی شانگهای (گروه شانگهای- پنج) در سال 1995، خروج ازبکستان از پیمان امنیت دسته جمعی و عضویت در پیمان امنیتی گوام در سال 1999، عضویت در سازمان همکاری شانگهای در سال 2001، واگذاری پایگاه نظامی خان­ آباد به نیروهای آمریکایی پس از حادثه 11 سپتامبر  2001 و حمله نظامی آمریکا به افغانستان، تعطیلی فعالیت پایگاه نظامی خان­ آباد در سال 2005 متعاقب حوادث اندیجان و انتقادات حقوق بشری آمریکا و اروپا، خروج ازبکستان از پیمان امنیتی گووام در 5 می 2005، عضویت ازبکستان در «جامعه اقتصادی اوراسیا»[5] به موازات بازگشت ازبکستان به پیمان امنیت دسته جمعی (پس از هفت سال) در ژانویه 2006 میلادی، خارج ­شدن ازبکستان از جامعه اقتصادی اروسیا در نوامبر 2008، مخالفت ازبکستان با تشکیل نیروهای واکنش سریع در سازمان امنیت دسته جمعی در فوریه سال 2009 میلادی، خارج شدن از پیمان امنیت دسته جمعی (برای دومین بار) در 28 ژوئن 2012 میلادی و کوشش مجدد در جهت بهبود مناسبات  با آمریکا و حتی اعطای مجدد پایگاه نظامی[6] از جمله موارد مهمی است که به روشنی گویای یک سیاست متغیر و بی­ ثبات در جهت­گیری کلان سیاست خارجی و دفاعی ازبکستان در دوره رهبری اسلام کریم ­اف است.    اما با درگذشت ناگهانی اسلام کریم­ اف در سپتامبر 2016 (شهریور 1395) و پیروزی از قبل پیش­بینی شده شوکت میرضیایف در انتخابات ریاست جمهوری ازبکستان در دسامبر ٢٠١٦ (آذر ١٣٩٥)، فضای جدید و نسبتا متفاوتی در عرصه سیاست داخلی و خارجی این کشور مهم آسیای مرکزی شکل گرفت و میرضیایف به پشتوانه تجربه سیزده ساله دوران نخست وزیری و حمایت ­های بیرونی به ویژه از ناحیه چین و روسیه توانست در عرصه داخلی جایگاه سیاسی خود را به صورت قابل توجهی تثبیت کند و برنامه اصلاحات اقتصادی مورد نظر خود را به مرحله اجرا دربیاورد. در عرصه سیاست خارجی، سیاست درهای باز[7] با رویکرد بهبود و توسعه مناسبات با کشورهای آسیای مرکزی و قدرت­ های پیرامونی و منطقه ­ای در دستور کار شوکت میرضیایف قرار گرفته است. اعلام برنامه­ های شوکت میرضیایف در حوزه سیاست خارجی با تاکید بر مواردی چون عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، گسترش همکاری‌های عملی با تمام کشورهای خارجی و جامعه جهانی؛ عدم اجازه استفاده از خاک ازبکستان برای حمله به خاک کشوری ثالث؛  عدم اعزام نظامیان ازبک برای انجام عملیات نظامی در خارج از کشور؛ تحکیم بیش از پیش روابط دوستانه و همکاری­ های متقابل سودمند با تمام کشورها با اولویت­ دهی به کشورهای همسایه، حاکی از رویکرد جدید ازبکستان در عرصه سیاست خارجی بود. میرضیایف در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورك نیز تاکید کرد که اولویت دولت او برقراری همكاری با كشورهای آسیای مركزی در حوزه سیاست خارجی است و آمادگی خود برای هرگونه مصالحه را اعلام می كنم. این امر در عرصه عملی در رابطه با برخی از کشورها در منطقه آسیای مرکزی از نمود بیشتری برخوردار بود که سال ها سردی و تنش را در روابط با ازبکستانِ دوران اسلام کریم اف تجربه کرده بودند.     نخستین حوزه مهم تحول در سیاست خارجی جدید ازبکستان، تنش زدایی و بهبود مناسبات با جمهوری تاجیکستان بود. دیدار تاریخی شوکت میرضیایف از تاجیکستان در 9 مارس 2018 میلادی و سفر امام       علی­ رحمان به تاشکند در 17 اوت 2018 میلادی که نخستین دیدار رسمی رئیس جمهور تاجیکستان از ازبکستان پس از 17 سال به شمار می­ رفت فضای روابط دوشنبه و تاشکند را وارد مرحله جدید و متفاوتی نمود. برقراری مجدد خطوط هوایی و پرواز مستقیم برقراری نخستین پرواز مستقیم از دوشنبه به تاشکند در 20 فوریه 2017 و از تاشکند به دوشنبه در 11 آوریل 2017 میلادی، موضع ملایم ازبکستان در زمینه مسائل آبی از جمله شرکت حضور وزیر انرژی ازبکستان در مراسم افتتاح نخستین توربین نیروگاه سد راغون[8] در ١٦ نوامبر سال ٢٠١٧ میلادی (٢٥ آبان ١٣٩٧)، بازگشایی مرزهای زمینی و گذرگاه ­های مرزی و گمرگی دو کشور از جمله بازگشایی بیش از 9 گذرگاه مرزی بین دو کشور به ویژه گذرگاه مرزی «سرزم-جرتپه»[9] در شهر پنجکنت،[10] گذرگاه­ «اوچتورگان-کوشکِنت»[11]و «گذرگاه مرزی راه ­آهن «خاشدی- آموزنگ»[12] در مارس 2018 میلادی، حرکت اولین قطار باری از از ایستگاه تِرمذ در ولایت سرخان‌دریای ازبکستان به سمت ایستگاه خاشدی[13] در ناحیه شهر توس در ولایت ختلان تاجیکستان، برگزاری برنامه روزهای فرهنگ تاجیکستان در ازبکستان در فروردین 1397 که در پاسخ به برگزاری جشنواره روزهای فرهنگ ازبکستان در تاجیکستان در در 20 اردیبهشت 1396 صورت گرفت، گشایش نخستین خط اتوبوس‌رانی بین‌المللی در مسیر «تاشکند- خجند- تاشکند» مجوز سوار و پیاده‌کردن مسافر قطارهای مسافربری شرکت راه‌آهن تاجیکستان در شهرهای تِرمِذ، سمرقند و قرشی ازبکستان و انعقاد ده­ها موافقتنامه بین دو کشور در حوزه­های مختلف گویای وقوع تحولات جدیدی در مناسبات ازبکستان و تاجیکستان پس از به قدرت رسیدن قدرت رسیدن شوکت میرضیایف در سپتامبر 2016 میلادی است که بر فضای کلی منطقه آسیای مرکزی نیز بسیار تاثیرگذار بود.      دومین حوزه تحول قابل توجه، بهبود مناسبات ازبکستان با قرقیزستان بود که در دوره ریاست جمهوری شوکت میرضیایف، روند جدید و متفاوتی را تجربه کرد. سفر میرضیایف به بیشکک در سپتامبر 2017 میلادی، نخستین سفر رئیس جمهور ازبکستان به قرقیزستان پس از 17 سال بود. دو کشور طی کمتر از یک سال موفق به حل و فصل بخش مهمی از مشکلات مرزی، استفاده از منابع آب و همکاری­های نظامی شدند که در زمان ریاست جمهوری اسلام کریم­ اف غیر قابل تصور به نظر می­رسید.    سومین حوزه تحول در سیاست خارجی ازبکستان، بهبود مناسبات این کشور با قزاقستان بود. روابط تاشکند و نورسلطان (آستانه) که همواره تحت­ الشعاع اختلافات مختلف از جمله شخص اسلام کریم ­اف و نورسلطان نظربایف در رهبری منطقه آسیای مرکزی بود در دوران شوکت میرضیایف وارد مرحله جدید و متفاوتی شد و رهبران قزاقستان و ازبکستان دیدارهای مختلفی با یکدیگر داشته­ اند که قابل قیاس با شرایط گذشته نیست و نورسلطان نظربایف در دیدار با شوکت میرضیایف در شهر سمرقند، سال 2018 را «سال ازبکستان» نامید که با توجه به سابقه اختلافات دو کشور و رقابت ­های همیشگی بین شخص نظربایف و اسلام کریم­ اف، تحول متفاوت و شایان توجهی به شمار می­رود. قاسم ژومارت توکایف، رئیس‌جمهور جدید قزاقستان نیز پس از پیروزی در انتخابات توسعه مناسبات با همسایگان را یکی از اولویت‌های سیاست خارجی خود عنوان کرد که این امر روند توسعه مناسبات قزاقستان و ازبکستان را سرعت بیشتری بخشید. در این راستا، عسکر مامین، نخست‌وزیر قزاقستان در 2 تیر 1398 به تاشکند سفر کرد و اعلام نمود که قزاقستان متعهد به توسعه همکاری‌ها با ازبکستان در تمام حوزه‌ها است و مشارکت راهبردی که پیش از این میان نورسلطان و تاشکند طی سال‌های اخیر شکل گرفته است، تداوم خواهد یافت.   اما فراتر از آسیای مرکزی و در عرصه های منطقه ای و بین ­المللی نیز به موازات ایجاد ثبات در روابط ازبکستان با چین  و روسیه از جمله توافق میرضیایف و پوتین برای برگزاری رزمایش مشترک نظامی در خاک ازبکستان بود که پس از سال 2005 دیگر برگزار نشده بود، میرضیایف کوشید سطح مناسبات با ایران، ترکیه، اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا، هند و پاکستان را نیز توسعه دهد و از این طریق توازن بیشتری را در رویکرد کلان سیاست خارجی ازبکستان ایجاد کند. در این راستا بهبود نسبی مناسبات ازبکستان و ایران که با سفر عبدالعزیز کامل­اف؛ به تهران (مهر ١٣٩٦) و سفر محمدجواد ظریف به تاشکند (آبان ١٣٩٦) همراه بود، از جمله تحولات مهم سیاست خارجی نوین ازبکستان محسوب می­شود. با این وجود، تحول در مناسبات افغانستان با چند بازیگر بیش از سایر بازیگران شایان توجه بود.    نخستین حوزه مهم تحول، افزایش نقش و توجه ازبکستان به تحولات افغانستان بود. افتتاح کنسولگری افغانستان در شهر تِرمز جمهوری ازبکستان، مشارکت ازبکستان در طرح کریدور ترازیتی لاجورد، حمایت ازبکستان از طرح راه آهن حیرتان - مزارشریف - هرات به ایران و خطوط انتقال برق سرخان- پل خمری از جمله مهم ترین تحولات در روابط ازبکستان با افغانستان در دوره رهبری شوکت میرضیایف محسوب می شود.  اما بدون تردید مهم ترین تحول صورت گرفته، نقش و حضور فعال ازبکستان در مذاکرات با طالبان است که این کشور در آمریکا، روسیه، چین و قطر به یکی از طرف های اصلی مذاکره با طالبان تبدیل کرده است. افزایش حضور شبه‌نظامیان در ولایت‌های شمالی افغانستان باعث شده صلح و ثبات در این کشور برای تاشکند اهمیت بیشتری یابد. همچنین با افزایش فعالیت طالبان و گروه‌های تروریستی مانند داعش، یا افزایش شمار مخالفان مسلح چون داعش ازجمله در مناطق شمالی هم‌جوار مرز با آسیای مرکزی تهدیدی برای کشورهای منطقه و پیمان امنیت جمعی و ازبکستان است . در این بین رایزنی‌های امنیتی با توجه به تحولات افغانستان و تاثیر آن بر فضای امنیتی آسیای مرکزی منجر به بر ضرورت تقویت تعاملات نظامی و امنیتی میان کشورهای منطقه ، افزایش همکاری‌های اطلاعاتی و عملی ازبکستان با کشورهای «همسود» تشدید همکاری در حوزه مبارزه با تروریسم، مقابل با ناامنی های ناشی از تروریسم شده و تاشکند را مایل به حضور بیشتر در افغانستان و روند صلح این کشور کرده است. در جریان کنفرانس افغانستان در تاشکند، دولت ازبکستان با دعوت از همه کشورهای تأثیرگذار و برگزاری اجلاس مربوط به افغانستان، بر روند افغانستان آمادگی خود را برای کمک به امنیت افغانستان و برقراری صلح را به اثبات برساند. در این میان ازبکستان تلاش می‌کند به عنوان یک میانجی و میزبان برای شکل‌گیری گفت‌و‌گوهای میان طالبان و دولت افغانستان به درخواست کابل با طالبان در تماس باشد و زبان مشترکی میان حکومت افغانستان و طالبان پیدا کند. افغانستان برای سال ها از عرصه های سنتی چالش تاجیکستان و ازبکستان (با محوریت ربانی-احمدشاه مسعود و ژنرال دوستم) بود و لذا در شرایط جدید و با افزایش نقش ازبکستان در روند صلح در افغانستان، این امر می‌تواند جایگاه تاشکند را در بین ازبک های افغانستان ودولت این کشور بیش از گذشته تقویت کند.[14]    دومین حوزه مهم تحول، بهبود مناسبات ازبکستان با ترکیه است. بعد از انفجار سال 1999 در تاشکند، ازبکستان نظام سفر بدون روادید برای شهروندان ترکیه را لغو کرد که واکنش مقابله به مثل ترکیه را به دنبال داشت. هرچند سفر رجب طیب اردوغان در سال 2003 به ازبکستان تا حدودی از میزان سردی روابط دو کشور کاست، اما پس از وقوع شورش اندیجان در سال ٢٠٠٥ میلادی و انتقاداتی که در آن مقطع از سوی عبدالله گل و رجب طیب اردوغان در رابطه با سرکوب معترضان و نقض حقوق بشر مطرح شد، روابط تاشکند و آنکارا بیشتر سردی گرائید و ازبکستان از حضور شورای همکاری کشورهای ترک زبان خودداری کرد. با درگذشت اسلام کریم اف، این فضا تغییر کرد. اردوغان در 18 نوامبر 2016 ، دو ماه پس از درگذشت اسلام کریم اف و زمانی که شوکت میرضیایف کفیل ریاست جمهوری ازبکستان بود به سمرقند رفت و برای ادای احترام به اسلام کریم اف در مسجد خضر این شهر حضور یافت. بعد از این دیدار،  شوکت میرضیایف در اکتبر ٢٠١٧ میلادی به آنکارا سفر کرد که نخستین سفر رئیس جمهور ازبکستان به ترکیه پس از گذشت 20 سال بود. متعاقب این سفر، رجب طیب اردوغان در 11 اردیبهشت 1397 از ازبکستان دیدار کرد که طی آن 25 سند و توافقنامه اقتصادی بین دو کشور به ارزش سه میلیارد دلار به امضاء رسید، شورای عالی همکاری استراتژیک دو کشور به امضاء رسید و تصمیم ازبکستان برای پیوستن به شورای همکاری کشورهای ترک زبان مورد حمایت و استقبال رهبران ترکیه قرار گرفت.    سومین حوزه تحول، بهبود مناسبات ازبکستان و ایالات متحده آمریکا بود. پس از انتقاد دولت آمریکا از سرکوب معترضان در شورش اندیجان در سال 2005 که به تحریم رهبران و مقامات ارشد ازبکستان از سوی جهان غرب و تعطیلی پایگاه نظامی خان آباد منجر شد، روابط تاشکند و واشنگتن به سردی گرایید. با درگذشت اسلام کریم اف این شرایط تغییر کرد. سفر رسمی شوکت میرضیایف به آمریکا در ١٥ می ٢٠١٨ (٢٥ اردیبهشت ١٣٩٧) و دیدار با دونالد ترامپ (پس از گذشت 16 سال از دیدار اسلام کریم ­اف و جرج بوش پسر) گویای ورود دو کشور به مرحله جدیدی از روابط بود. هر چند این دیدار نخستین مواجهه روسای جمهور دو کشور نبود. در حاشیه اجلاس مشترک سران کشورهای اسلامی و آمریکا که در ٣٥ می ٢٠١٧ در ریاض عربستان سعودی برگزار شده بود، گفتگوی کوتاهی بین ترامپ و میرضیایف صورت گرفت که در آن رئیس جمهور ازبکستان از انجام اصلاحات گسترده اقتصادی در داخل کشور و علاقه مندی به توسعه مناسبات تجارت خارجی صحبت نمود که ظاهراً مورد توجه ترامپ نیز قرار گرفته است و این دیدار کوتاه مقدمه ای بر دیدار رسمی اخیر میرضیایف از واشنگتن شده است. تنها چند روز مانده به این دیدار، مقامات قضایی ازبکستان اقدام به آزادی فحریدین تیلایف،[15] از فعالان حقوق بشر در ١٢ می ٢٠١٨ نمودند که بیش از چهار سال در زندان بود. بسیاری از ناظران، این اقدام را نوعی چراغ سبز به آمریکا با هدف کاهش منتقدین توسعه مناسبات آمریکا با ازبکستان تلقی می کنند. در جریان سفر جان کری به سمرقند در نوامبر ٢٠١٥ نیز موضوع آزادی زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر از زندان های ازبکستان دوران اسلام کریم اف مطرح شده بود؛ اما در آن مقطع اتفاق خاصی در این زمینه روی نداده بود.  میرضیایف که بیش از ١٣ سال نخست وزیری ازبکستان را در دوره کریم اف تجربه کرده است، در حوزه اقتصادی مخالف حضور نیروهای امنیتی در عرصه فعالیت های اقتصادی است که نمونه بارز آن حذف رستم عنایت اف، رئیس قدرتمند و باسابقه سازمان امنیت ملی ازبکستان در ابتدای سال ٢٠١٨ میلادی بود. میرضیایف مدافع تجارت آزاد و لیبرال و حمایت از صنایع کوچک، تقویت دیپلماسی اقتصادی و جذب سرمایه گذاری خارجی است و در همین راستا، با جدیت در صدد عضویت کامل ازبکستان در سازمان تجارت جهانی است که این موضوع در دیدار با رئیس جمهور آمریکا مطرح شد و ترامپ نیز قول مساعد را در این زمینه به رئیس جمهور ازبکستان داد. به همین دلیل، موضوعات اقتصادی و تجاری در کانون مذاکرات رهبران دو کشور قرار داشت و ترامپ و میرضیایف در مورد گسترش بیش از پیش همکاری‌های متقابل در زمینه‌ های کشاورزی، انرژی، شیمی، مالی، گردشگری، صنایع نساجی، بهداشت و فن‌آوری ‌های دیجیتالی به توافق رسیدند و بین شرکت‌های اقتصادی و تجاری ازبکستان و آمریکا بیش از 20 قرارداد به ارزش 4 میلیارد و 800 میلیون دلار به امضا رسید. اهمیت این قراردادهای اقتصادی از آن جهت است که حجم مبادلات اقتصادی و تجاری ازبکستان و آمریکا بسیار پایین است و ایالات متحده جایگاهی در بین شرکای اصلی تجارت خارجی ازبکستان ندارد. ازبکستان در سال ٢٠١٦ میلادی، در جایگاه ١٠٨ صادرکنندگان محصولات به آمریکا و ١٥٠ واردات از این کشور قرار داشته است. ضمن آن که میزان صادرات آمریکا به ازبکستان در سال ٢٠١٦ معادل ٣١٨ میلیون دلار و حجم واردات آمریکا از ازبکستان نیز تنها ٣١ میلیون دلار بوده است. بنابراین با توجه به رویکردهای تجاری و اقتصادی دونالد ترامپ و شوکت میرضیایف و انعقاد قراردادهای اخیر می توان انتظار بهبود نسبی حجم مبادلات دو کشور را داشت. هرچند، مسائل اداری، بانکی، بیمه، حمل و نقل و مقررات گمرگی همچنان از چالش ها و موانع توسعه مناسبات تجاری و اقتصادی ازبکستان و آمریکا محسوب  می شوند که چالشی جدی برای شوکت میرضیایف به شمار می رود که رویای الحاق کامل ازبکستان به سازمان تجارت جهانی را در سر دارد.    در نهایت چهارمین تحول مهم در سیاست خارجی ازبکستان، بهبود شایان توجه مناسبات این کشور با فرانسه است. سفر میرضیایف به فرانسه در 15 اکتبر 2018 که به انعقاد قرارادهای متعدد اقتصادی از جمله لغو ویزای سفر شهروندان فرانسوی به ازبکستان منجر شد، نقطه عطف روابط تاشکند و پاریس در دوره جدید بود. فرانسه نخستین کشور اروپایی بود که میرضیایف از آن دیدار می کرد. اما چرا فرانسه برای اولین سفر رئیس جمهور به اروپا انتخاب شد؟ ولادیمیر پارامونوف، از کارشناسان ازبک معتقد است که با توجه به نقش بالای فرانسه در اتحادیه اروپا، این دیدار بیشتر جنبه سیاسی و شناختی داشته است. به نظر می‌رسد که این سفر بیشتر مرتبط با بررسی واکنش کشورهای پیشرو اروپایی به اصلاحات در ازبکستان و کاوش برای زمینه‌های همکاری بیشتر بوده است.[16] به هر ترتیب، میرضیایف در این سفر با رئیس جمهور فرانسه، مقامات مجلس، نمایندگان شركت های بزرگ و نهادهای مالی فرانسه دیدار و گفت‌وگو كرد و بیش از 10 سند بین دولتی و بین اداری از جمله قراردادهای همكاری در زمینه‌های اقتصادی و مالی، حمل و نقلی، گردشگری، محیط زیستی، فرهنگی و هنری، برنامه همكاری بین سازمان‌های امور خارجه به امضا رسید. لغو یک طرفه ویزا برای شهروندان فرانسوی از جمله توافقات مهم این سفر بود که می تواند تاثیر مثبتی را در ورود گردشگران و سرمایه گذاران فرانسوی به ازبکستان داشته باشد.    مجموع تحولات یاد شده به روشنی گویای تحولات جدیدی است که در سیاست خارجی ازبکستان پس از درگذشت ناگهانی اسلام کریم­ اف و به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف روی داده است و این تحولات تنها در لفظ و بر روی کاغذ باقی نمانده است و در حوزه های مختلف جنبه عملی و عملیاتی به خود گرفته است. به نظر می رسد ازبکستان برای حل مشکلات اقتصادی بیش از 30 میلیون نفر که بخش مهمی از آن را جوانان فارغ التحصیل و جویای کار تشکیل می دهد، به صورت جدی مسیر تعامل و همکاری با همسایگان و قدرت های بزرگ را در پیش گرفته است. این امر ظرفیت مناسبی را برای توسعه مناسبات ایران و ازبکستان فراهم نموده است. روابط ایران و ازبکستان در دوران اسلام کریم ­اف به دلیل سوء­ظن و بدبینی­ هایی که در رابطه با روابط نزدیک ایران و تاجیکستان، حمایت ایران از تاجیکان سمرقند و بخارا و توسعه تشیع و اسلام سیاسی وجود داشت، سطح مطلوب و بالایی را تجربه نکرد. اما پس از درگذشت اسلام کریم ­اف، شاهد بهبود نسبی در مناسبات دو کشور هستیم که دیدار دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری با شوکت میر ضیایف، رئیس جمهور ازبکستان در حاشیه نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در قزاقستان (19 شهریور 1396)، سفر عبدالعزیز کامل­اف؛ وزیر خارجه ازبکستان به تهران (مهر ١٣٩٦)، سفر دکتر محمدجواد ظریف به تاشکند (آبان ١٣٩٦) و فعال­شدن کمیسیون اقتصادی مشترک دو کشور از جمله تحولات مثبتی است که در روابط تهران و تاشکند روی داده است. با این وجود، دیدار متقابل روسای جمهور دو کشور در تهران و تاشکند که بیش از دو دهه از آن می­گذرد، از جمله ضرورت­هایی است که در شرایط کنونی باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد. لذا برنامه­ ریزی در جهت برگزاری هر چه سریع­تر این دیدار ضرورت دارد و با توجه به تحرکات دیپلماتیک رقبای منطقه­ ای ایران از جمله ترکیه و نیز اروپا و آمریکا در توسعه مناسبات با دولت ازبکستان، تاخیر بیشتر در این زمینه به مصلحت سیاست خارجی و منافع ملی کشورمان نخواهد بود.       2 . اسلام کریم­اف در 30 ژانویه 1930 میلادی در سمرقند متولد شد و بیش از شش دهه (تا سن 61 سالگی در سال 1991)  از زندگی فردی و اجتماعی خود را در محیط فکری و سیاسی اقتداگرای اتحاد جماهیر شوروی گذراند. عضویت و سپس دبیر اولی حزب کمونیست در ازبکستان در سال 1989 بر نهادینه­شدن تفکر اقتدارگرایانه در اسلام کریم­اف نقش به سزایی ایفا نمود. با چنین پیش زمینه فکری و تجربه سیاسی، کریم­اف به مانند دیگر دبیران اول جمهوری­های سابق شوروی نظیر نظربایف، نیازاف، شورادنادزه و... رهبری سیاسی کشور تازه به استقلال رسیده را در قامت رئیس جمهور بر عهده گرفت و بر پایه همان تفکرات به اداره و مدیریت ازبکستان در حوزه داخلی و خارجی پرداخت. [2]. Nursultan Nazarbayev [3]. Abdul Rashid Dostum [4]. Ahmad Shah Massoud 6.. Eurasian Economic Cooperation 2. با بروز مشکلات بین آمریکا و قرقیزستان بر سر تمدید اجاره پایگاه نظامی مناس و انعقاد «توافقنامه مشارکت استراتژیک میان آمریکا و افغانستان»  و خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان تا سال 2014 موجب تشدید رویکرد واگرایانه تاشکند شد و رئیس جمهور ازبکستان، را بر آن داشت تا مجددا به سمت آمریکایی ها روی بیاورد و در همین راستا برای دومین بار از پیمان امنیت دسته جمعی خارج شود. [7] . Open Door Policy [8]. Rogun Hydropower Plant [9]. Sarazm-Dajartep [10]. Panjkent [11]. Qushkent- Uchturgan [12]. Khoshadi- Amuzang [13]. Khoshadi [14] . حضور پررنگ ازبکستان در صلح افغانستان: یافتن زبانی مشترک برای صلح، اینترنشنال، 28 آبان 1397. [15] . Fahriddin Tillaev [16] . چشم انداز روابط همکاری ازبکستان با فرانسه و اتحادیه اروپا از نگاه کارشناس ازبک، خبرگزاری تسنیم، 10 شهریور 1397. ]]> آسیای مرکزی Sat, 14 Sep 2019 07:30:17 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3865/حوزه-های-تحول-سیاست-خارجی-ازبکستان-دوره-شوکت-میرضیایف ابتکار روسی برای خلیج فارسی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3864/ابتکار-روسی-خلیج-فارسی پس از حدود سه دهه حاشیه ‌نشینی و دور بودن از متن رویدادهای استراتژیک در منطقه خلیج فارس، به نظر می‌رسد که رهبران روسیه با پیشنهاد طرح نظام امنیت جمعی در خلیج فارس بار دیگر به دنبال نقش‌آفرینی فعالانه در این منطقه هستند. با درس گرفتن از بحران سوریه ظاهرا این بار روسها علاقه‌ای ندارند که پس از وخیم شدن شرایط  به دنبال راه حل باشند. طرح روسیه برای ایجاد نظام امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس فارغ از آن که تا چه اندازه قابلیت عملیاتی شدن داشته باشد، حکایت از جدیت و فوریت دغدغه‌ها و نگرانی‌های رهبران روسیه در مورد شرایط امنیتی در منطقه خلیج فارس دارد. هرچند برخی از تحلیلگران پیشنهاد روسیه را به سرعت به کلیشه علاقمندی تاریخی روسها برای حضور در خلیج فارس پیوند زدند، اما ارائه این طرح از نظر تاثیری که بر معادلات قدرت در منطقه می‌گذارد حایز اهمیت است. در سندی که وزارت خارجه روسیه برای تشریح وضعیت و ابعاد طرح پیشنهادی خود ارائه کرده است، چند نکته محوری قابل تاکید است؛ - اول اینکه به شکل قابل انتظار و قابل درکی مهمترین تهدید ناشی از هرگونه بروز درگیری و ناامنی در منطقه خطر قدرت‌یابی مجدد گروههای تروریستی معرفی شده است. برای روسیه در شرایط موجود تهدید تروریسم در منطقه در صدر تهدیدات امنیتی قرار دارد و مقابله با آن اولویت نخست روسیه است. این سند با اشاره به این موضوع که شبکه اصلی تروریسم فراملی در مجاورت منطقه خلیج فارس شکل گرفته است، همه نیروهای علاقمند به حذف این کانون‌های تروریستی را به ایجاد یک ائتلاف واحد دعوت می‌کند. - دوم اینکه در این طرح در راستای رویکرد محوری سیاست خارجی روسیه به تحولات خاورمیانه، تمامی بحرانهای موجود در منطقه، از مسئله فلسطین و اسرائیل و مسئله سوریه گرفته تا تنش میان ایران و آمریکا و مسئله یمن، را موضوعاتی به هم‌پیوسته و مرتبط می‌داند و به همین دلیل طرح روسیه در نهایت به دنبال ایجاد چارچوبی است که تمامی این موضوعات در آن قابل طرح و قابل حل و فصل باشند؛ البته از منظری عمل‌گرایانه روس‌ها موضوع فلسطین و اسرائیل را امری می‌دانند که در درازمدت امیدوار هستند این ساختار بتواند به حل و فصل آن کمک کند. - سوم اینکه به لحاظ کارکردی و روشی پیشنهاد روسیه مبتنی بر سه اصل چندجانبه‌گرایی، حرکت گام به گام و محوریت حقوق بین‌الملل است. از نظر روسیه موفقیت نظام امنیت جمعی در خلیج فارس مستلزم مشارکت همه طرف‌های ذی‌نفع در فرایند اتخاذ و اجرای تصمیم‌ها و همچنین حرکت از مشکلات حادتر به سمت سایر مشکلات است. بر اساس این سند حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل مهمترین و یا تنها منابعی هستند که با ارجاع به آنها می‌توان به کاهش تنش‌های موجود کمک کرد. - چهارم اینکه روسیه در این طرح به دنبال ایجاد ساختاری شبیه ساختار سازمان کنفرانس امنیت و همکاری در اروپاست. چنین ساختاری الزاما مستلزم رویکردهای همسو میان کشورهای عضو نیست. کشورها با جهت‌گیری‌های متفاوت و یا حتی متعارض برای کاهش سطح تنش‌ها می‌توانند در این چارچوب امکانی برای گفتگو و رفع سو تفاهم‌های احتمالی پیدا کنند. - پنجم اینکه در سطح عملیاتی این طرح پایبندی تمامی کشورهای منطقه به تعهدات بین‌المللی همچون عدم توسل به زور و یا تهدید به توسل به زور و تعهدات متقابل در جهت گفتگو در خصوص دکترین‌های نظامی، تماس‌های منطقه‌ای وزرای دفاع، اطلاع‌رسانی  و تبادل ناظر در مانورهای نظامی و مهمتر از همه امتناع از استقرار دائم نیروهای نظامی کشورهای خارج ار منطقه و تبادل اطلاعات در مورد خریدهای تسلیحاتی و امضای توافقنامه در مورد کاهش تسلیحات و ایجاد مناطق کاهش تنش را پیشنهاد می‌کند. با وجود اینکه روس‌ها تمام تلاش خود را (از ارائه مکتوب و مفصل طرح گرفته تا برگزاری نشست و کنفرانس مطبوعاتی) به خرج دادند تا جدی بودن این پیشنهاد را به نمایش بگذارند، اما واکنش‌ها به پیشنهاد روسیه همان‌گونه که انتظار می‌رفت در سطح منطقه‌ای و جهانی چندان مشتاقانه و پرشور نبود. فقط چینی‌ها به دلیل نزدیکی اهداف و مواضعشان با روسیه از این طرح حمایت آشکارتری داشتند. حتی جمهوری اسلامی ایران به عنوان نزدیکترین همکار روسیه در منطقه تاکنون در حمایت از این پیشنهاد از تعارفات دیپلماتیک فراتر نرفته است. با این حال این بازخوردها به هیچ وجه معیار و ملاکی برای ارزیابی میزان حمایت از این پیشنهاد و یا موفقیت و تاثیرگذاری احتمالی آن در آینده نیست. مسائل واقعی‌تر و جدی‌تر زمانی بروز می‌کنند که تاثیر این طرح بر معادلات قدرت مورد ارزیابی قرار گیرد‌. از این منظر برای روس‌ها شاید نفس ارایه طرح و نه الزاما عملیاتی شدن آن حائز اهمیت بوده است. در شرایطی که آمریکایی‌ها با قدرت به دنبال ائتلاف سازی خطرناک برای تغییر موازنه قدرت در منطقه هستند، روسها از حق انتخاب زیادی برای تلاش در جهت تاثیرگذاری بر شرایط موجود برخوردار نیستند. روسیه نه مانند امریکا توانایی ایجاد ائتلاف سازی در منطقه را دارد و نه می‌توانند به انتظار بنشیند تا آمریکایی‌ها بازی خطرناک خود را به پیش ببرند. روس‌ها با درک این موضوع که آغاز هر گونه درگیری میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحده امریکا از سوی دیگر عملا نه تنها فصل تازه‌ای از گسترش ناامنی (و بالتبع گسترش تروریسم و افراط گرایی) را در منطقه رقم می‌زند، بلکه ممکن است به تغییر ژئوپلیتیک و موازنه قدرت در منطقه منجر شود، از طریق ارائه این پیشنهاد به دنبال شکستن فضای دوقطبی موجود هستند. طرح روسیه هم پیامی برای آمریکایی‌هاست مبنی بر اینکه اجازه نخواهند داد امریکا بی‌محابا به تشدید تنش در منطقه بپردازد و هم احتمالا دریچه‌ای برای حضور فعال‌تر در تحولات منطقه است. این موضوع دوم البته آن‌گونه که برخی از تحلیل‌گران علاقمند هستند آن را برجسته کنند، به معنای زمینه‌سازی برای تحقق رویای تاریخی آنها برای حضور در خلیج فارس نیست. روسیه حداقل تا آینده قابل پیش‌بینی نه از توانمندی و ظرفیت مداخله‌گری نظامی در خلیج فارس برخوردار است و نه دلیل و انگیزه‌ای برای این کار دارد. روس‌ها فقط نمی‌خواهند به دلیل انفعال و بی‌تحرکی آنها امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در خلیج فارس دست به اقداماتی بزنند که به گسترش ناامنی در منطقه منجر شده و یا موازنه قدرت موجود در منطقه را با تغییرات اساسی مواجه کند. روسیه به دنبال بیرون کردن امریکا از منطقه و احیاناً پر کردن جای خالی این کشور نیست، زیرا فاقد قدرت لازم برای چنین کاری است. به همین دلیل امر مطلوب برای روسیه عدم حضور هر نیروی نظامی فرامنطقه‌ای در خلیج فارس است؛ موضوعی که به صراحت در طرح پیشنهادی بر آن تأکید شده است. روس‌ها هنوز اهداف بلندپروازانه و جاه‌طلبانه‌ای در منطقه ندارند و بعید به نظر می‌رسد که حتی تا آینده میان‌مدت به توانمندی لازم برای دنبال کردن چنین اهدافی دسترسی داشته باشند. در حال حاضر تنها ابزار روس‌ها برای تأثیرگذاری بر شرایط منطقه عمومی خلیج فارس ابزار دیپلماسی است که تلاش می‌کنند به خوبی از آن بهره ببرند. برای جمهوری اسلامی ایران طرح روسیه علی‌العموم متضمن پیشنهادهای نامطلوبی نیست و حتی می‌توان گفت عملیاتی شدن آن حداقل در منطقه خلیج فارس شرایط بهتری را می‌تواند برای ایران رقم بزند، اما به چند دلیل جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند و نباید نقش حامی اصلی این طرح را در منطقه ایفا کند؛ - اول اینکه برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که بیشترین ساحل را در خلیج فارس دارد و به عنوان بزرگترین قدرت منطقه، به لحاظ پرستیژی امر مطلوب و قابل قبولی نیست که امنیت خود را در چارچوب طرح یک قدرت فرامنطقه‌ای تعریف کند. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه خود را صاحب طرح و ایده می‌داند و در وهله نخست باید بر طرح مورد نظر خود تأکید کند. حتی از نظر افکار عمومی داخلی نیز دنباله‌روی از روسیه در این چارچوب موضوع قابل قبولی نیست. - دوم اینکه طرح روسیه دارای اهداف گسترش‌طلبانه‌ای است که به حوزه خلیج فارس محدود نمی‌شود و به نظر می‌رسد که در بلندمدت نیم‌نگاهی به حل و فصل سایر بحران‌های خاورمیانه دارد. در این چارچوب حتی اگر نگاه و طرح ایران و روسیه برای امنیت در خلیج فارس مشابه و نزدیک با یکدیگر باشد، الزاماً این رویکرد مشابه ممکن است به سایر موضوعات و مشکلات امنیتی در خاورمیانه یا غرب آسیا از جمله موضوع فلسطین و یا حتی یمن قابل تسری نباشد. - و سوم اینکه مسائل امنیتی جمهوری اسلامی ایران برخلاف اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل وسعت جغرافیایی تنها به این حوزه محدود نمی‌شود. به همین دلیل ایران نمی‌تواند به خاطر امنیت در خلیج فارس تعهداتی را بپذیرد که امنیت کشور را در سایر موضوعات و حوزه‌های راهبردی دچار مشکل نماید. در نهایت این نکته قابل ذکر است که با توجه به فضای رقابتی میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی و همچنین مداخله امریکا به نفع عربستان، ایجاد ساز و کارها و یا چارچوب‌های منطقه‌ای با حضور همه کشورهای ذی‌نفع و برخی قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند روسیه و چین، مسیری کم هزینه‌تر و سهل‌الوصول‌تر برای کاهش تنش‌ها، مدیریت بحران‌ها و تضمین امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است. روابط دوستانه روسیه با اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس و عضویت این کشور در شورای امنیت سازمان ملل ظرفیت ارزشمندی است که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از آن در راستای تأمین امنیت و منافع ملی خود استفاده کند. به همین دلیل دستگاه دیپلماسی باید درخصوص طرح روسیه به گونه‌ای عمل کند طرح ایران و طرح روسیه در یک رابطه هم‌تکمیلی قرار بگیرند.        ]]> همسایگان اوراسیا Sat, 07 Sep 2019 18:11:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3864/ابتکار-روسی-خلیج-فارسی همایش اقتصادی شرقی 2019 http://www.iras.ir/fa/doc/report/3863/همایش-اقتصادی-شرقی-2019 مقدمه همایش اقتصادی شرقی سال 2019 پنجمین همایش از این قبیل است. همایش امسال روزهای 4 تا 6 سپتامبر در ولادیواستوک، مرکز سرزمین پریموریه، در خاور دور روسيه برگزار مي‌شود. هدف همایش تشویق سرمایه گذاری‌های خارجی در خاور دور روسيه و توسعه همکاری اقتصادی با منطقه آسیا اقیانوسیه است. در همایش همچنین امور مهم داخلی مربوط به منطقه خاور دور بررسی مي‌شود. این همایش بر اساس فرمان رئیس‌جمهور روسیه مورخ 19 می 2015 دایر شده است.  همایش سال گذشته در 11 تا 13 سپتامبر در جزیره "روسکی" برگزار شد. طی آن 220 موافقتنامه به مبلغ کل 3 تریلیون و 108 میلیارد روبل امضا شد[1]. لازم به ذکر است قراردادهای امضا شده استثنائاً به خاور دور ارتباط ندارد بلکه معامله‌هایی مانند تأسیس شرکت بزرگ در بخش اینترنت یا فروش هواپیماهای سوخوی سوپرجت 100 به شرکت "ارفلوت" هم بین آنها بوده است. یوری تروتنف (Yuri Trutnev) معاون امور خاور دور نخست وزیر و نماینده مختار رئیس جمهور در حوزه فدرال خاور دور در سخنرانی خود در همایش امسال اعلام نمود[2] در منطقه اقتصاد نو ایجاد مي‌شود. طی 5 سال گذشته از لحظه تأسیس همایش و اعلام توسعه خاور دور به عنوان اولویت ملی، در خاور دور 20 حوزه توسعه پیشتاز و 5 بندر آزاد به وجود آمده است. در نتیجه اجرای بیش از 1780 پروژه در بخش سرمایه گذاری به مبلغ 3,8 تریلیون روبل آغاز شده است. 17 کشور جهان مانند چین، پایگاه نظامی، کره جنوبی در فضای سرمایه گذاری خاور دور فعال هستند. 32% سرمایه گذاری‌های مستقیم خارجی در روسيه از سال 2014 تاکنون به خاور دور اختصاص داده شده است. سرعت رشد اقتصاد حوزه فدرال خاور دور بیش از 4% می‌باشد. این رقم دو برابر بیش از میانگین نمودار روسيه می‌باشد. ولی باید این رقم را به 6% رساند و همچنین باید فهمید چه باید کرد که کیفیت زندگی در خاور دور تا میانگین سطح زندگی در روسيه رشد کند. وقایع اصلی همایش امسال در 5 سپتامبر رخ می‌دهد.   همایش اقتصادی شرقی 2019 میخاییل کوروستیکوف (Mikhail Korostikov) کارشناس شورای روابط بین‌الملل روسيه در مقاله خود در آستانه آغاز اجلاس نوشت ویژگی اصلی اجلاس امسال حضور "فنی" هیئت چینی و گسترش محسوس دستور کار آسیایی همایش است. این همایش بطور سنتی یک انجمن روسی چینی تلقی مي‌شد و مذاکرات روسيه با کشورهای آسیایی در آن جای دوم و بررسی امور آسیا جای سوم را احراز می‌کند. ولی امروز بند دوم در جای اول قرار گرفته و چین به جای سوم منتقل شده است[3]. هرچند سهم چین در بخش تجاری دستور کار خیلی گسترده‌تر از این بوده و بزرگترین قراردادها با چینی‌ها امضا مي‌شود ولی امسال نارندرا مودی نخست وزیر هند مهمان اصلی این همایش خواهد بود. انتظار می‌رود هندی‌ها قراردادهایی از جمله در مورد استخراج زغال سنگ در خاور دور و ساخت کارخانه بهره وری جنگل در بایکال امضا کنند. نارندرا مودی در مصاحبه با روزنامه روسيسکايا گازتا اعلام نمود "همایش به ملاقات و تبادل نظر صرف محدود نمی‌شود. ما 6 ماه برای شرکت در آن آماده می‌شدیم. هیئت بزرگی از خاور دور مهمان ما شده بود. وزرای اصلی ایالات ما، وزرای دولت، تجار به خاور دور سفر کردند. حالا من سفر می‌کنم. اطمینان دارم این دیدار جهت جدید، انرژی جدید و سرعت جدیدی به روابط دو کشور خواهد داد"[4]. نخست وزیر هند بطور اخص از امکان اعزام کارگران هندی به خاور دور حرف زد که می‌تواند به توسعه این منطقه کم جمعیت کمک کند. ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه تقریباً تمام اولین روز همایش با نخست وزیر هند همراهی می‌کرد. پوتین و مودی ابتدا سوار کشتی شده و به محل ساختمان کارخانه کشتی سازی "ستاره" رفتند. توجه به این کارخانه وقتی مفهوم مي‌شود که به یاد آید روسيه سعی دارد زیردریایی هسته‌ای به قیمت بیش از 3 میلیارد دلار را به هند بفروشد، ولی تاکنون نتوانسته از عهده آن برآید. به دنبال بازدید از کارخانه آینده و بطور اخص زیردریایی واقع در محل، سران دو کشور روانه شهرک دانشگاه خاور دور شده و آنجا مذاکره کردند. پس از این مراسم، نخست وزیر هند و رئیس‌جمهور روسیه از نمایشگاه "خیابان خاور دور" بازدید به عمل آوردند. و در این محل هم رئیس‌جمهور روسيه غافل نمانده و سعی داشت بالگردهای روسی را به مهمان هندی بفروشد، ولی جواب مثبت معینی از نارندرا مودی شنیده نشد. مراسم شام هم، چون بالگردها، از طرف نخست وزیر هند (که گیاهخوار است) قبول نشد. روزنامه کمرسانت نتیجه‌گیری می‌کند که با هندی‌ها نه تنها در مورد بالگردها بلکه حتی در مورد صورت غذا توافق حاصل نشد[5]. برغم نتایج ناچیز، روزنامه نزاويسيمايا گازتا بر اساس دادن جایزه "آندری حواری اول" به نخست وزیر هند نتیجه‌گیری می‌کند که روسيه سعی دارد روابط با هند، کشور بزرگ دارای نقش فزاینده در سیاست و اقتصاد جهانی را به سطح بالاتری ارتقاء دهد و اعتراف می‌کند این مأموریت، با توجه به تلاش آمریکا برای جلب هند به مدار خود، کار سهلی نیست. در حال حاضر چین بین کشورهای سرمایه گذاری کننده در خاور دور جای اول را احراز می‌کند. 70 درصد سرمایه گذاری در منطقه از طرف چین انجام مي‌شود. ولی سازمان دهندگان همایش اقتصادی شرقی امسال سعی داشتند آن را به سوی دیگر کشورهای آسیایی، در وهله اول هند، گردش دهند[6]. طبق گزارش سایت کرملین، رئیس‌جمهور روسیه همچنین در چارچوب همایش اقتصادی شرقی با معاون نخست وزیر چین، نخست وزیران ژاپن و مالزی ملاقات داشت. طی ملاقات با مقام چینی، پوتین به ماهیت ویژه روابط دو کشور اشاره نمود. حجم بزرگ روابط دو کشور در حوزه‌های حساس و فوق العاده مهم ماهیت استراتژیک این روابط را تأیید می‌کند. دو کشور همچنین برای تقویت نهادهای بين‌المللي و سامانه‌های امنیتی، در بخش نظامی همکاری کرده و مواضع خود در صحنه بين‌المللي را هماهنگ می‌کنند. مقام چینی بنوبه خود به رشد صادرات محصولات کشاورزی روسيه به چین و بطور اخص سویا اشاره نمود[7]. طبق معمول نخست وزیر سیندزو آبه نماینده ژاپن در همایش اقتصادی شرقی بود. و طبق معمول همکاری اقتصادی و قرارداد صلح طی دیدار وی بررسی شد. صاحبنظران از ملاقات غیر علنی ریاست شرکت نفتی "روس‌نفت" با بزرگترین شرکت‌های ژاپنی بزرگترین انتظارها را دارند. پوتین طی ملاقات با نخست وزیر ژاپن اعلام نمود بسیاری از ابتکارات طرفین تحقق می‌یابد و روابط دوجانبه باثبات بوده و به شکل پویا پیش می‌رود. پوتین بطور اخص به هیئت بزرگ ژاپنی – بیش از 500 مقام و تاجر – اشاره کرد. سیندزو آبه از پوتین بخاطر کمک به برگزاری موفق اجلاس سران بیست‌گانه در اوساکا قدردانی کرد. آبه بین توافقات اجرا شونده از توافق بازدید ساکنان اسبق جزایر کوریل از قبرستان‌ها در این جزایر و اجرای پروژه‌های بزرگ اقتصادی سخن راند[8]. هیئت آسیای جنوب شرقی در همایش امسال بطور غیرمنتظره بزرگ است. از جمله نخست وزیر مالزی به روسيه سفر می‌کند اما سنگاپور در سطح معاون نخست وزیر حضور یافت. ولی دیدار نخست وزیر مالزی از منطقه ماهیت اولیه دارد در حالی که سنگاپور برای امضای موافقتنامه حوزه بازرگانی آزاد با اتحاد اقتصادی اورآسیا آماده مي‌شود که انتظار می‌رود اول اکتبر در پایتخت ارمنستان امضا شود. این وقایع توضیح مشخصی دارد: همایش اقتصادی شرقی گسترش می‌یابد و همه برای آن جالب هستند. لئونید پتوخوف مدیر "آژانس جلب سرمایه گذاری" می‌گوید طی 5 سال گذشته مأموریت ایجاد حوزه سرمایه گذاری جذاب در خاور دور بطور کلی حل شده و اینک وقت آن است که "مراکز رشد اقتصادی" در آن به وجود آید. وی می‌گوید "مأموریت ما این است که خروج مردم از منطقه را متوقف کنیم. باید کاری کنیم که مردم وارد این منطقه شوند". بنظر ایوان زوینکو کارمند علمی مرکز تحقیقات آسیا اقیانوسیه در انستیتوی تاریخ، باستان شناسی و قوم شناسی فرهنگستان علوم روسيه می‌گوید طی 5 سال فعالیت همایش "سه جهش بزرگ" رخ داده است: تعداد گردشگران چینی در منطقه و تقاضای تولیدات صنایع خوراکی و بخش کشاورزی روسيه بطور محسوس رشد کرده است. بنظر کووروستیکوف، ماهیت "غیرچینی" همایش می‌تواند حاکی از تلاش روسيه برای نمایش دستور کار مستقل خود در آسیا اقیانوسیه، به عنوان جایگزینی برای "یک کمربند - یک راه" چین، باشد. امکان دارد این اوضاع نشانه دور شدن نمایشی روسيه و چین از یکدیگر به منظور درک واکنش طرف مقابل و واکنش‌های بين‌المللي است. بر اساس نتایج همایش اقتصادی شرقی مي‌شود در مورد فایده امر برای هر کدام از طرفین نتیجه‌گیری کرد. ولی البته گردش از چین به سوی دیگر کشورهای آسیایی کار سهلی نخواهد بود. هیئت چینی در همایش اقتصادی شرقی طبق معمول یکی از بزرگترین هیئت‌ها بود. روزنامه دولتی روسيسکايا گازتا از این نقل می‌کند که امسال دو کشور ساخت دو پل روی رودخانه آمور را به پایان رساندند و صادرات محصولات کشاورزی روسيه به چین بطور چشمگیری رشد کرده است. به گفته نماینده تجاری روسيه در چین، صادرات سویا از روسيه به چین به یک میلیون تن نزدیک شده و او انتظار دارد این رقم طی چند سال آینده تا 4 برابر رشد کند. علت اصلی این رشد اختلاف تجاری چین با آمریکا است. روسيه همچنین صدور گوشت مرغ و شیر به چین را آغاز کرده است. ولی کار به بخش کشاورزی محدود نمی‌شود. شرکت‌های بزرگ چینی مانند Alibaba و بانک چین در همایش حضور پیدا کردند. برای مثال، حوزه بازرگانی آزاد چین در خاربین متوجه توسعه همکاری با روسيه در بخش فن‌آوریهای پیشرفته، امور مالی و گردشگری است. همچنین کاهش یا معافیت خدمات از مالیات‌ها در نظر است. همه این اقدامات باید به همکاری دو کشور ضربان جدید وارد کند[9]. معاون امور اقتصادی نخست وزیر و وزیر طراحی و مالی کره جنوبی در مصاحبه با روزنامه ايزوستيا[10] می‌گوید این کشور به اتمام هر چه زودتر مذاکره با روسيه در خصوص ایجاد حوزه بازرگانی آزاد در بخش خدمات و سرمایه گذاری‌ها امیدوار است. وی که رئیس هیئت کره جنوبی در همایش اقتصادی شرقی می‌باشد همچنین از روند مذاکره در خصوص تشکیل شبکه برق و خط لوله گاز روسيه و کره سخن راند که باعث شد سئول در مورد تأسیس صندوق سرمایه گذاری مشترک با روسيه برای سرمایه گذاری در تولید مصالح، لوازم یدکی و تجهیزات فکر کند. بین مراسم داخلی که در چارچوب همایش برگزار شد میتوان به جلسه شورای دولتی روسيه تحت ریاست ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه اشاره کرد. طی این نشست‌ها معمولاً امور توسعه خاور دور بررسی مي‌شود. یکی از امور جالب توجه سخنان رئیس‌جمهور روسیه در پاسخ به اظهارات رئیس منطقه یاقوتیا بود. رئیس منطقه گفت کسانی یک ربع قرن پیش می‌گفتند که روسيه به خاور دور نیاز ندارد (ولادیمیر ژیرینوفسکی رهبر حزب لیبرال دموکرات روسیه چنین فردی بود). پوتین در پاسخ گفت: "نمی‌دانم کدام احمق‌ها چنین گفته‌اند، من نمی‌توانم به این باور کنم"[11]. به گزارش روزنامه کمرسانت، در اولین روز فعالیت همایش به طرق جلب پول ارزان و بلندمدت به منطقه و همچنین رژیم‌های ویژه برای سرمایه گذاری توجه شد. وادیم ژیوولین (Vadim Zhivulin) معاون وزارت توسعه اقتصادی اعلام نمود: "امروز بجای رقابت شرکت‌های مقیم برای راه یافتن به منطقه یا محیط امتیازات مشخص، رژیم‌های ممتاز با یکدیگر وارد رقابت می‌شوند. اغلب این امر باعث مي‌شود امتیازات موجود بیش از پیش تقویت شود". به گفته وی، این نوع رقابت در هر مورد نیست که بر اقتصاد منطقه واگذار کننده امتیاز اثر مناسب می‌گذارد. وجود رژیم‌های ممتاز بسیار باعث مي‌شود آنها برای یکدیگر مشکل ایجاد کنند". در مجموع، به گفته یوری تروتنف، خاور دور از سال 2013 تاکنون توانسته بیش از 600 میلیارد روبل سرمایه گذاری خارجی جلب کند که 80% آنها سرچشمه روسی داشتند. اما در بخش جلب سرمایه گذاری با توجه به نوسان در بازار سرمایه خصوصی، اینک به جلب سرمایه صندوق‌های سرمایه گذاری و بازنشستگی و شرکت‌های بیمه توجه مي‌شود. میخاییل زادورنوف (Mikhail Zadornov، وزیر دارایی اسبق روسيه) رئیس بانک Otkritye از این حرف زد که دو سوم سرمایه گذاری‌ها در روسيه امروز به حساب امکانات خود شرکت‌های تجاری و 20 تا 25% از بودجه و فقط 10% از طرف بانک‌ها انجام مي‌شود. وی گفت ساختار سرمایه گذاری در دوران شوروی هم چنین بود. به گفته وی، بانک‌ها به وضوح در مورد برنامه‌های توسعه خاور دور و اجرای پروژه‌های  ملی نیاز دارند. فعلاً، طبق ارزیابی بنگاه رتبه سنجی AKRA، امکانات دولتی سرچشمه اصلی سرمایه گذاری در خاور دور است. در ضمن سرمایه گذاری سرانه در منطقه پایین‌تر از سطح این نمودار در روسيه است. ساخالین (75% سرمایه گذاری‌ها از طرف خارجیان انجام مي‌شود) و استان ماگادان و مناطق یاقوتیا و چوکوتکا (سرمایه گذاری‌های بالا در استخراج نفت و گاز همراه با جمعیت اندک) تنها موارد مستثنی از این قاعده هستند. در بنگاه رتبه سنجی "اکسپرت ار آ" بنوبه خود به کندی راه افتادن پروژه‌ها در حوزه‌های توسعه پیشتاز و بنادر آزاد توجه مي‌شود. در حوزه‌های توسعه پیشتاز از 31 پروژه اعلام شده فقط 7 پروژه (با 7 میلیارد روبل سرمایه گذاری) و در بنادر آزاد از 51 پروژه فقط 10 پروژه (با ارزش 1,2 میلیارد روبل) به مرحله اجرا گذاشته شده‌اند[12]. این واقعیات فقط ماهیت اقتصادی ندارد. اوضاع منطقه خاور دور برغم مساعی دولت روسيه برای پیشرفت منطقه به منظور متوقف کردن مهاجرت جمعیت آن ثمر نمی‌دهد. آرتیوم لوکین (Artyom Lukin) دانشیار کرسی روابط بین‌المللی دانشگاه فدرال خاور دور می‌گوید سیاست مسکو نسبت به خاور دور اثر مشخص داشته است. تولید صنعتی منطقه سال گذشته 4,4 درصد رشد داشت. ولی این رشد باعث عطف بنیادی در اوضاع اجتماعی اقتصادی خاور دور نشده است. ادامه روند خروج جمعیت از منطقه این واقعیت را اثبات می‌کند. خروج جمعیت از خاور دور در سال 2018 به 30 هزار نفر بالغ شد.  شکست استانداران در انتخابات سال گذشته در دو منطقه خاور دور نمودار احوال بخش محسوس جمعیت آنها بود. اطلاعات مربوط به کاهش سطح فعالیت تجاری هم اثر نگران کننده دارد. برای مثال، سال گذشته تعداد شرکت‌های ثبت شده در ولادیواستوک، پایتخت خاور دور، 15% کاهش داشت. اجرای پروژه‌های کلان مانند خط لوله نفت سیبری شرقی - اقیانوس آرام ، خط لوله گاز نیروی سیبری یا پایگاه فضایی واستوچنی باعث رشد تولید ناخالص منطقه شده ولی بر اوضاع جمعیت اثر نمی‌گذارد[13].   سخنرانی رئیس‌جمهور روسیه در همایش اقتصادی شرقی سخنرانی رئیس‌جمهور روسیه در جلسه همایش اقتصادی شرقی مهم‌ترین واقعه طی این اجلاس تلقی مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه در سخنرانی امروز گفت ذخایر هنگفت منابع طبیعی و امکانات لجستیک مانند راه دریایی شمال و دیگر راه‌های سراسری اورآسیا از امتیازات رقابتی منطقه و البته همسایگی با آسیا اقیانوسیه می‌باشد. رهبری روسيه در این رابطه از سال 2000 بطور اخص به باز بودن این منطقه و همگرایی آن با آسیا اقیانوسیه توجه داشته است. نیل به باز بودن منطقه بدون توسعه روابط با کشورهای همسایه ممکن نبود. پوتین  از توسعه روابط با هند، چین، کره جنوبی، مالزی، مغولستان، ژاپن یاد کرد. پوتین گفت مساعی حکومت طی یک و نیم دهه گذشته باعث شده راه برای انتقال خاور دور به مسیر رشد پیشتاز باز شود. البته درک مي‌شود که هنوز کار بسیاری در پیش است، ولی کار بسیاری هم انجام شده است. پوتین در این رابطه از ایجاد 20 منطقه توسعه اقتصادی پیشتاز، ثبت 369 شرکت مقیم این منطقه و امضای موافقتنامه‌هایی به مبلغ 2,5 تریلیون روبل و تعهد ایجاد 60 هزار شغل جدید حرف زد. این شرکت‌ها قبلا 345 میلیارد روبل سرمایه گذاری کرده و 20 هزار شغل جدید به وجود آورده‌اند. 1404 شرکت مقیم از امتیازات بندر آزاد ولادیواستوک استفاده و موافقتنامه‌هایی به مبلغ 700 میلیارد روبل امضا کرده‌اند و قبلاً 95 میلیارد روبل سرمایه گذاری شده است. در مجموع از سال 2015 به بعد 612 میلیارد روبل سرمایه گذاری شده و 39 هزار شغل جدید به وجود آمده است. در نتیجه تولید صنعتی خاور دور طی 5 سال قریب به 23 درصد رشد کرده که 3 برابر بیش از نمودار کلی روسيه است. رئیس‌جمهور روسیه همچنین از این حرف زد که بدون مردم و بدون همت آنها نیل به مقاصد دولتی میسر نمی‌شود. در نتیجه مساعی بکار گرفته شده سطح مهاجرت جمعیت از منطقه از سال 2005 تاکنون دو برابر کاهش داشته است. ولی این دستآورد کافی نیست.  در این رابطه بطور اخص باید به جوانان توجه شود. پوتین اعلام نمود درصد بهره وام مسکن برای خانواده‌های جوان در خاور دور در حدود 2 درصد تعیین مي‌شود. وی گفت هدف از این اقدام جلب کارکنان ماهر به  خاور دور می‌باشد زیرا این امر ضروری برای توسعه منطقه است. سامانه بهداشتی منطقه باید معاصر و در دسترس باشد. اقدام دیگر – ساخت مجتمع فرهنگی آموزشی و موزه‌ای - متوجه توسعه بخش آموزش و پرورش و فرهنگی و فضای انسانی است. همچنین باید به کودکان منطقه امکان کسب تحصیلات معاصر و مرغوب داده شود. باید روند دادن شهریه برای کسب حرفه‌های مورد نیاز گسترش یابد. باید به ارتقاء سطح مجازی کردن تحصیلات هم توجه شود. در بخش توسعه فن‌آوریهای پیشرفته رئیس‌جمهور روسیه پیشنهاد کرد صندوق سرمایه گذاری‌های ریسک دار در خاورمیانه ایجاد شود. پوتین همچنین از ضرورت ایجاد مرکز گردشگری طبیعی جهانی در خاور دور سخن راند. هم اکنون طبیعت فریبای منطقه صدها هزار گردشگر را جلب می‌کند. باید برای توسعه مشارکت بخش‌های دولتی و خصوصی در حوزه گردشگری اقدام کرده و همچنین برای تسهیل ورود گردشگران از روادیدهای الکترونیک استفاده شود. شبکه راه‌های هوایی منطقه توسعه داده شده و 40 فرودگاه منطقه تا سال 2024 بازسازی مي‌شود.   سخن آخر خاور دور در روسيه امروز منطقه گسترده‌ای است که مناطق کشور از سواحل اقیانوس آرام تا دریاچه بایکال را در بر می‌گیرد و اخیراً مناطق شمالگان هم به آن الحاق شد. رهبری روسيه سعی دارد از خالی شدن این مناطق جلوگیری کند که ثروت‌های طبیعی عظیم آن از پایه‌های اصلی اقتصاد کشور می‌باشد. بخش اعظم نفت و گاز روسيه در این اراضی استخراج مي‌شود. ولی جمعیت منطقه از این ثروت‌ها بی نصیب مانده، سطح زندگی، زیرساخت، بهداشت و تحصیل در آن فوق العاده پایین بوده، و به همین دلیل جمعیت و بطور اخص جوانان سعی بر عزیمت از آن دارند. اینها اموری است که رئیس‌جمهور روسیه هم به آنها اعتراف می‌کند. همزمان در سخنرانی وی از دادن امتیاز جدی به مردم منطقه حرفی در کار نیست. دادن وام مسکن با درصد پایین نمی‌تواند مشکلات مردم را حل و جوانان را از عزیمت از منطقه منصرف کند. رئیس‌جمهور روسیه از ضرورت توجه به مردم حرف می‌زند ولی اقدامات پیشنهادی که اساساً از طرف دولت انجام مي‌شود نمی‌تواند باعث رونق یافتن اوضاع منطقه شود. پیشنهادهایی چون بهبود سطح زندگی و بهداشت و آموزش و پرورش طی تمام دوران حکومت پوتین تکرار شده ولی اجرای آنها سابقاً هم جریان چندان رضایت بخش نداشت و در اوضاع اقتصادی ناجور کنونی تحقق آنها دشوارتر مي‌شود. بیهوده نیست که حتی در مقاله صاحبنظران در سایت وابسته به دولت روسيه هم از این سخن می‌رود که برغم بهبود اندک اوضاع، تغییر عاطفی رخ نداده، سرمایه گذاران، اعم از داخلی یا خارجی، به منطقه روانه نشده‌اند، و پروژه‌های کلان به مبلغ دهها میلیارد دلار چون خط لوله گاز نیروی سیبری یا خط لوله سیبری شرقی - اقیانوس آرام که تولید ناخالص منطقه بر اساس آنها رشد می‌کند، بر اوضاع مردم منطقه اثر مثبت نمی‌گذارد. همایش اقتصادی شرقی که رئیس‌جمهور روسیه برای جلب سرمایه گذاران خارجی به منطقه طراحی کرده در واقع نتوانسته این مأموریت را انجام دهد و آماری که فوقاً از آنها یاد شد این را اثبات می‌کند. حضور سران کشورهای مختلف در این همایش بیشتر از نقطه نظر پرستیژ اثر گذار است تا ورود سرمایه گذاران خارجی به کشور.     [1]https://ru.wikipedia.org/wiki/%D0%92%D0%BE%D1%81%D1%82%D0%BE%D1%87%D0%BD%D1%8B%D0%B9_%D1%8D%D0%BA%D0%BE%D0%BD%D0%BE%D0%BC%D0%B8%D1%87%D0%B5%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9_%D1%84%D0%BE%D1%80%D1%83%D0%BC [2] https://forumvostok.ru/about-the-forum/ [3]  ما به دهلی دور رسیدیم میخاییل کوروستیکوف (Mikhail Korostikov)، دمیتری بوترین (Dmitri Butrin) روزنامه کمرسانت ، 03/09/ 2019 https://www.kommersant.ru/doc/4080392   [4] میخاییل گوسمان (Mikhail Gusman) معاون اول مدیر کل خبرگزاری تاس روزنامه روسيسکايا گازتا ، 04/09/ 2019 https://rg.ru/2019/09/03/premer-indii-rasskazal-ob-osobennyh-otnosheniiah-s-putinym-i-planah-na-vef.html [5]  امروز مودی چنین است روزنامه کمرسانت، 05/09/2019 https://www.kommersant.ru/doc/4081749?from=main_2 [6]  همایش اقتصادی شرقی به هند رو می‌کند روزنامه نزاويسيمايا گازتا، 05/09/2019 http://www.ng.ru/world/2019-09-04/7_7667_forum.html [7]  ملاقات با هو چونهوا معاون نخست وزیر چین سایت رسمی کرملین، 05/09/2019 http://kremlin.ru/events/president/news/61450 [8] ملاقات با سیندزو آبه نخست وزیر ژاپن سایت رسمی کرملین، 05/09/2019    http://kremlin.ru/events/president/news/61449 [9] بازرگانی رشد می‌کند کنستانتین شچپین (Konstantin Schipin) روزنامه روسيسکايا گازتا ، 04/09/ 2019 https://rg.ru/2019/09/03/reg-dfo/chem-zajmetsia-kitajskaia-delegaciia-na-vef.html [10] ما می‌توانیم پروژه‌های خوبی در خاور دور پیدا کنیم ناتالیا پورتیاکووا (Natalya Portyakova) روزنامه ايزوستيا، 04/09/ 2019 https://iz.ru/917225/nataliia-portiakova/my-smozhem-naiti-perspektivnye-proekty-na-dalnem-vostoke [11] https://www.kommersant.ru/doc/4081749?from=main_2 [12]  در همایش اقتصادی شرقی امکانات داخلی جستجو مي‌شود تاتیانا یدووینا (Tatyana Yedovina) روزنامه کمرسانت، 05/09/2019 https://www.kommersant.ru/doc/4081651?from=main_5   [13]  گردش آسیایی روسيه فعلاً باعث شکوفایی خاور دور نشده است سایت باشگاه مباحثه والدای، 04/09/2019 http://ru.valdaiclub.com/a/highlights/aziatskiy-razvorot-rossii-ne-prines-protsvetaniya/ ]]> اقتصاد و انرژی Sat, 07 Sep 2019 08:52:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3863/همایش-اقتصادی-شرقی-2019 نگاه قزاقی به فرصت‌های روابط تازه ایران و اتحادیه اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3862/نگاه-قزاقی-فرصت-های-روابط-تازه-ایران-اتحادیه-اوراسیا مقدمه: هسته اولیه شکل‌گیری اتحادیه اقتصادی اوراسیا به رویکرد نهادگرایانه روس‌ها برای حفظ نفوذ نسبی خود در جمهوری‌های شوروی سابق در دهه 1990 باز می‌گردد. در این دوره رویکرد مسکو مبتنی بر ایجاد مکانیزم‌های نهادی به منظور بازگشت نسبی روندها و فرایندهای پیش از فروپاشی برای حفظ جایگاه خود در اوراسیا بود. هسته اولیه شکل‌گیری یک اتحادیه گمرکی برای تسهیل مبادلات درون منطقه‌ای، در همین زمان کلید خورد و هم‌زمان با چارچوب‌های سیاسی (CIS) و امنیتی (CSTO) با سرعتی کمتر پیش می‌رفت. با این حال از سال 2014، هم‌زمان با اعمال نخستین تحریم‌ها علیه روسیه در نتیجه تنش‌های اوکراین، شاهد تحول در نقش و کارکردهای این نهاد بودیم. در این زمان روسیه، بلاروس و قزاقستان تحت رهبری مسکو کارکردهای گسترده ‌تری برای این نهاد تعریف کرده اند که تحت عنوان «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» مطرح شد. به زودی دولت‌های هم‌سو نظیر قرقیزستان و ارمنستان نیز به عضویت این سازمان درآمده و یک روند تکاملی در ساختار اتحادیه مشاهده شد. اتحادیه اقتصادی اوراسیا به لحاظ محتوایی و کارکردی، یک رویکرد درون‌زا، همگرایانه و الگوگرفته از اتحادیه اروپا، اما در یک روند معکوس (از سیاست به اقتصاد) بود. روسیه درحقیقت تلاش کرده تا یک بلوک اقتصادی قدرتمند با حداقل وابستگی به غرب در حوزه نفوذ خود بسازد که فرایند ایزولاسیون در مقابل اقدامات طرف مقابل خود را تکمیل نماید. در جریان سفر ولادیمیر پوتین به تهران، نخستین بار به صورت جدی‌تری زمزمه‌های عضویت ایران در این اتحادیه مطرح شد. پس از کش و قوس‌های دیپلماتیک، طرفین اعلام کردند یک توافق موقت 3 ساله برای ایجاد یک منطقه آزاد تجاری بین ایران و این اتحادیه نتیجه این تصمیم بوده است. پس از مدتی این توافق به امضا رسیده و در پارلمان‌های تمامی 5 کشور عضو و نیز مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. با این حال یک ابهام جدی در این زمینه همچنان وجود دارد. این سازمان یک نهادِ تکامل یافته در ساختارِ اوراسیاییِ شوروی سابق است و کشورهای غیراوراسیایی همچون جمهوری اسلامی ایران آیا توانایی سازگاری با چنین ساختاری را خواهند داشت یا خیر؟ در پاسخ برخی تحلیل‌گران بر این عقیده‌اند که موقت بودن این توافق دقیقا در پاسخ به همین ابهام صورت گرفته است. در حقیقت این اقدام یک فرصت سه ساله از سوی روسیه به جمهوری اسلامی ایران است تا زیرساخت‌های خود را در راستای سازگاری با این اتحادیه در فرصت مذکور فراهم آورد؛ لذا بهره‌مندی حداکثری از چنین فرصتی برای ایران می‌تواند متضمن منافع بیشتری در آینده باشد. با این حال دیدگاه‌های بدبینانه‌تر نیز مسائلی نظیر ضعف کارکردی ساختار اتحادیه، عدم توازن میان اقتصادهای عضو، گفتمان های غیراوراسیایی اقتصاد ایران و مسائلی از این دست را نشانی بر «نمادین» بودن این اقدام مشترک در فضای هیجانی موقت همکاری‌ها در سوریه و برجام در نظر گرفته و آن را فاقد ارزش راهبردی مطرح می‌کنند. برای بررسی بیشتر این موضوع ؛ دیدگاه‌های «سانات کشکومبایف» معاون رئیس مرکز مطالعات استراتژیک قزاقستان را  در این زمینه جویا شده‌ایم که حاصل این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:   ایران شرقی: آیا با اجرایی شدن موافقتنامه سه ساله ایجاد منطقه آزاد تجاری بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، می‌توان انتظار «تحول» در مبادلات اقتصادی دو طرف را داشت؟   کشکومبایف: ارائه امتیازاهای گمرکی و مالیاتی در چارچوب تفاهم‌نامه موقت، تنها به بخشی از کالاهای مورد علاقه هر دو طرف مربوط می‌شود. اگر در دوره اعتبار تفاهم‌نامه موقت، تجارت ترجیحی بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا موثر و متقابل سودمند، ارزیابی شود، گسترش فهرست محصولات امکان پذیر است. با این حال، باید به یاد داشت که هر گونه تغییر در فهرست کالاها نباید مخالف تعهدات تعرفه‌ای باشد و هر گونه محدودیت‌های کَمّی ، پیرامون واردات یا صادرات کالاها، نباید بازارهای داخلی دو طرف را تهدید کند. علاوه بر این، عوامل ژئوپلیتیکی مانند تحریم‌ها، وضعیت جهانی رو به وخامت و امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه؛ به طور اجتناب ناپذیر تاثیر خود را خواهند داشت. اما این وضعیت در حالیست که توسعه روابط حسن همجواری و شراکتی با ایران یکی از اولویت‌ها در سیاست خارجه قزاقستان است. به عنوان مثال، در حال حاضر، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ عوارض واردات را برای 502 کالای ایرانی (به ویژه مواد غذایی) کاهش داده‌اند.  بدین ترتیب، میزان تجارت متقابل با ایران در سال 2018 به 516.3 میلیون دلار رسید که صادرات محصولات قزاقستان به ایران تقریبا 427 میلیون دلار آن را تشکیل می‌دهد. قزاقستان در توسعه بیشتر همکاری تجاری-اقتصادی، در وهله اول، قرارداد مربوط به اتحادیه اقتصادی اوارسیا، تفاهم‌نامه موقت پیرامون ایجاد منطقه آزاد تجاری بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین تفاهم‌نامه‌های دوجانبه را، ملاک عمل قرار می‌دهد.  ایران شرقی: اقتصاد ایران در یک فضای تحریمی سخت قرار دارد. اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سال 2014 نیز هم‌زمان با آغاز اعمال تحریم‌ها علیه روسیه تاسیس شد. چه چارچوب‌ها و مکانیزم‌های حقوقی، اقتصادی و سیاسی در اتحادیه؛ به منظور مقابله با تحریم‌های غرب تدارک دیده شده است؟    کشکومبایف: قزاقستان مخالف هر گونه تحریم است. موقعیت ما در این مسئله مشخص است. اما ما از ضدتحریم‌ها حمایت نکرده و معتقدیم که تمام این اقدامات امکانات گفتگوی بیشتر را دشوار می‌سازد. ما اتحادیه اقتصادی اوراسیا را به عنوان یک اتحادیه اقتصادی در نظر گرفته و مخالف این هستیم که آن را به عنوان یک اتحادیه ژئوپلیتیک در نظر بگیریم. کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا سعی دارند از منافع خود در حوزه‌ اقتصادی و متقابلا سودمند حمایت کنند. در داخل این اتحادیه، هنوز مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد. در ماه می سال جاری، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا موفق شدند مشکلات بازار انرژی را حل و فصل کنند. در همین راستا، قراردادی پیرامون تامین بازار مشترک انرژی برق منعقد شد. این امر امکان رسیدن به شفافیت قیمت‌های بازاری برق را فراهم آورده و به کاهش هزینه‌های تولید کمک خواهد کرد. علاوه بر این، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، تفاهم‌نامه مربوط به مکانیسم ردیابی کالاهای وارد شده به قلمروی گمرکی اتحادیه اقتصادی اوراسیا را امضا نمودند. این تفاهم‌نامه امکان جلوگیری از قاچاق کالاها و تقویت کنترل گمرک-مالیات را فراهم می‌آورد. اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا باید بر فرآیندهای هماهنگ سازی قوانین به منظور ایجاد بازارهای مشترک جدید متمرکز شوند.   ایران شرقی: طی سال‌های اخیر زمزمه‌هایی از اختلاف میان اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا (به عنوان مثال مسائل میان قرقیزستان و قزاقستان و یا میان روسیه و بلاروس) و عدم توانایی حل کامل این اختلافات توسط کمیسیون اقتصادی اوراسیا موجب تردیدهایی در این باره شده است. چه تضمینی برای حل اختلافات و عدم تسری آن با اضافه شدن اعضای جدیدی همچون ایران وجود دارد؟   کشکومبایف: هر گونه اتحادیه چندجانبه با خطرات مختلف همراه است. افزایش امکانات تجاری، از یک سو، مزایای اقتصادی هنگفتی به دنبال دارد و از سوی دیگر، کشورهای عضو را به سمت مانور در فعالیت تجاری خارجی (با توجه به ویژگی‌های اقتصاد داخلی) سوق می‌دهد. چشم‌اندازهای آینده توسعه اتحادیه اقتصادی اوراسیا با سطح روابط تجاری-اقتصادی بین اعضای آن تعیین خواهد شد. علاوه بر این، پویایی روابط هر عضو با شرکای بزرگ و همچنین فرایندهای سیاسی داخلی نیز بر توسعه اتحادیه تاثیر دارد.  ایران شرقی: برخورد احتمالی جریان اروپا و آمریکا با افزایش میزان مبادلات اتحادیه اقتصادی اوراسیا با ایران و عضویت احتمالی جمهوری اسلامی در این سازمان چگونه خواهد بود؟ آیا ابزار کارآمدی در مقابله با توسعه این اتحادیه خواهند داشت؟   کشکومبایف: اتحادیه اروپا در ارزیابی‌های خود پیرامون همکاری اتحادیه اقتصادی اوراسیا با ایران میانه‌روتر است. واکنش آمریکا قابل پیش‌بینی تر است. واشنگتن همواره شک و تردید داشته و به وضوح با این همکاری مخالفت می‌کند. علاوه بر این، دیگر تغییرات ژئواکونومیک جهانی (مانند پیچیدگی روابط آمریکا و چین) نیز بر توسعه همکاری اقتصادی در قاره اوراسیا تاثیر دارند.   هر گونه تحریم صرف نظر از دلایل ظهور، به طور مستقیم یا غیر مستقیم به هر یک از اعضای اتحادیه مربوط شده و در عملیات ارزی منعکس می‌شود. علاوه بر این، تحریم‌ها بازارهای فروش را تحت فشار قرار داده و اعضای اتحادیه را به سمت تقویت هماهنگی سیاست در چارچوب اتحادیه اقتصادی اوراسیا سوق می‌دهد.   اروپا حسن نیت بیشتری نسبت به رشد احتمالی تجارت دارد.  ساخت شرکت تخصصی INSTEX برای تجارت و دور زدن تحریم‌ها، گواه این امر است. با این حال، ارتقاء این ابزار مستلزم توافق تمام اعضای اتحادیه اروپاست. عامل ارز جهانی بسیار مهم است. بدیهی است که باید از گفتگو پیرامون افزایش سهم تجارت در ارزهای ملی به اقدامات واقعی منتقل شد. اما در اینجا محدودیت‌های خاصی وجود دارد. تمام این موارد مستلزم تلاش‌های مشترک متقابلا سودمند است.   ایران شرقی: تاجیکستان همچنان از ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا امتناع می کند. دلایل تردید تاجیکستان از توسعه روابط با این اتحادیه چیست؟    کشکومبایف: در سال‌های اخیر تاجیکستان راهبرد بیم و امید را در رابطه با اتحادیه اقتصادی اوراسیا داشته است. این روش با تمایل به ارزیابی امتیازهای عملی حاصل از مشارکت در فرآیند همگرایی در ارتباط است. در این پس زمینه، تاجیکستان به نوبه خود به نتایج حاصل از مشارکت قرقیزستان و ارمنستان استناد خواهد کرد. تاجیکستان در سال 2013 به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمد و در حال حاضر، نیازمند ارزیابی خطرات احتمالی ناشی از رعایت تعهدات در قبال سازمان تجارت جهانی و اتحادیه اقتصادی اوراسیاست. علاوه بر این، شک و تردید تاجیکستان با مسئله چارچوب قانونی که باید با آن سازگار شود در ارتباط است. باید توجه داشت که تاجیکستان از همان ابتدا علاقه‌ای به فرآیندهای قانونی اتحادیه اقتصادی اوراسیا نداشته است. با این وجود، عضویت احتمالی تاجیکستان برخی مزایا را بدنبال دارد: امکانات جدید برای حوزه‌های اقتصاد تاجیکستان و دریافت سود حاصل از تجارت. در همه جا جوانب مثبت و منفی وجود دارد. بنابراین، خود دوشنبه باید برآورد کرده و در مورد شکل همکاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا تصمیم‌گیری کند.   ایران شرقی: به اعتقاد شما ورود احتمالی ایران در پذیرش یا عدم پذیرش اعضای جدید چه تاثیراتی خواهد داشت؟   کوشکومبایف: در وهله اول باید در انتظار تکمیل مراحل حقوقی قبل از اجرای تفاهم‌نامه موقت منطقه تجاری آزاد بود. در حال حاضر، تمام کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین ایران این تفاهم‌نامه را تصویب کرده‌اند. با توجه به مزایای اقتصادی حاصل از همکاری، من معتقدام که این تفاهم‌نامه موقت توسط شورای اقتصادی عالی اوراسیا به رسمیت شناخته خواهد شد. این تفاهم‌نامه تا سه سال اعتبار دارد. اما در شرایط فعلی پیش بینی بیش از یک سال دشوار است. بنابراین، باید تفاهم‌نامه فعلی را اجرا کرد و اقدامات بعدی به آن بستگی دارد. در عین حال، من معتقدم که تصویب این تفاهم‌نامه شرایط مساعدی را برای اجرای وظایف اتحادیه فراهم می‌آورد که همین امر تاثیر مثبتی بر پذیرش بالقوه اعضای جدید در پس زمینه رقابت روزافزون در اقتصاد جهانی دارد.   ایران شرقی: ایده ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا متعلق به «نورسلطان نظربایف» نخستین رئیس جمهور قزاقستان می باشد که این موضوع مورد توجه کشورهای خواستار عضویت یا تعامل با این سازمان قرار گرفته است. به نظر شما «نورسلطان» نسبت به بحث عضویت ایران در این اتحادیه چه نگاهی خواهد داشت؟  کشکومبایف: نورسلطان نظربایف بارها خاطرنشان کرده است که اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک اتحادیه اقتصادی است که هدفش ایجاد شرایط لازم برای توسعه پایدار اقتصادهای هر یک از کشورهای عضو می‌باشد. قزاقستان همواره حامی باز بودن اتحادیه اقتصادی اوراسیا بوده و به مشارکت ایران در آن علاقه‌مند است. در ماه آوریل سال جاری کشورهای عضو اتحادیه در مورد استفاده از بنادر ایران به عنوان مراکز لجستیک برای افزایش صادرات به بازارهای خلیج فارس توافق کردند. مشارکت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، گواه توسعه بیشتر اتحادیه در شرایط رقابت جهانی خواهد بود.  پارلمان قزاقستان جزء اولین ارگان‌هایی بود که تفاهم‌نامه موقت را تصویب کرد. علاوه بر این، رئیس‌جمهور توکایف در حال حاضر، قانون مربوط به تصویب این تفاهم‌نامه را امضا کرده است.   ایران شرقی: به نظر شما علت استقبال «مسکو» از حضور ایران در این اتحادیه چیست؟ روسیه از این حضور چه انتظارات احتمالی دارد؟  کشکومبایف: بعد اقتصادی نقش مرکزی را ایفا کرده و مزایایی که روسیه از این تفاهم‌نامه دریافت می‌کند به شرح زیر است: کاهش هزینه مواد غذایی در بازار داخلی و گسترش بازار فروش برای کالاهای خود. همچنین کریدور اقتصادی بین ایران و منطقه قفقاز هم توجه خاصی را به خود جلب کرده است. بدین ترتیب، خط لوله گاز بین ایران و ارمنستان مورد توجه است. در حال حاضر، مزایای اقتصادی برای روسیه در این مسئله به روابط دوجانبه روسیه با کشورهای قفقاز بستگی دارد. احتمالا روسیه در انتظار دستیابی به بازارهای جدید برای فروش کالاهای خود است. منبع:http://www.easterniran.com/fa/doc/interview/2022/   ]]> اقتصاد و انرژی Wed, 04 Sep 2019 12:43:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3862/نگاه-قزاقی-فرصت-های-روابط-تازه-ایران-اتحادیه-اوراسیا واکنش های مقامات و صاحبنظران روسيه به عملیات ادلب و اعتراض ترکیه http://www.iras.ir/fa/doc/report/3861/واکنش-های-مقامات-صاحبنظران-روسيه-عملیات-ادلب-اعتراض-ترکیه مقدمه جای تردید ندارد: روسيه از آغاز با پیشروی ارتش سوریه به سوی ادلب مخالفت نداشت، و تنها مانع سر راه عملیات توافقات حاصله با ترکیه بود. ترکیه بلافاصله پس از اجلاس سوچی در سپتامبر 2018 نشان داد قصد رعایت توافقات حاصله را ندارد. تعهد جدا کردن نیروهای اپوزيسيون از گروه‌های تروریست که ترکیه متقبل شده بود تاکنون نه تنها اجرا نشده، بلکه در واقع تمام این حوزه که ترکیه مسئول آن است تحت کنترل گروه‌هایی قرار گرفته که روسيه آنها را تروریست تلقی می‌کند. روسيه به کرات از طرق دیپلماتیک و از طریق رسانه‌ها این واقعیت را به آنکارا بیان کرده و ترکیه هر بار قول داده اقدام ‌کند. ولی بجای اقدام اساساً علیه حمله نیروهای دولتی سوریه به ادلب هشدار داده، که به گفته ترکیه باعث بروز فاجعه و روانه شدن 3 میلیون غیرنظامی ساکن ادلب به خاک آن مي‌شود. مسکو مدت طولانی دندان روی جگر گذاشته، و نه تنها خودش علیه شبه‌نظامیان مستقر در ادلب اقدام نکرده، بلکه دمشق (و از قرار ایران) را هم متقاعد کرده بود از اقدام علیه گروه‌های سنگر گرفته در این ناحیه طفره بروند. هرچند مسکو به کرات به این اشاره کرده که پایگاه نیروهای هوافضایی آن در حمیمیم بطور منظم از طرف شبه‌نظامیان سنگر گرفته در ادلب مورد حمله قرار می‌گیرد. بنظر می‌رسد در نهایت طاقت مسکو تاق شد، یا دمشق و تهران توانستند آن را به ضرورت آغاز حمله به مواضع شبه‌نظامیان در خان شیخون متقاعد کنند. عملیاتی که با تصرف این شهر مهم به پایان رسید.   حمایت علنی مسکو از عملیات خان شیخون  طی مذاکرات نورسلطان (آستانه سابق) در 2 اوت، طرفین در مورد آتش بس به توافق رسیدند. فرماندهی ارتش سوریه اعلام نمود درصورتی که ترکیه تعهدات خود را رعایت کند آتش بس خواهد شد. سه روز بعد، 5 اوت، در رابطه با عدم رعایت آتش بس از طرف اراذل،عملیات ارتش سوریه از سر گرفته شد. به دنبال آن، عملیات فعال نیروهای دولتی سوریه و گروه‌های همراه متشکل از واحدهای شیعه و مستشاران ایرانی در جهت ادلب آغاز و آنها توانستند در عمق ادلب پیشروی کنند. هرچند این پیشروی امر ساده‌ای نبود. طی چند ماه اخیر ارتش سوریه چند صد کشته داد. ولی تعداد مقتولین از طرف مقابل خیلی بیشتر بود. پیشرفت واقعی وقتی میسر شد که روسيه به بمباران فعال شمال حما و جنوب ادلب پرداخت. در نتیجه بسیاری از اهداف و دهها یا حتی صدها شبه‌نظامی از بین برده شدند. فرماندهان گروه‌های تروریست هم بین مقتولین بودند. این امور موضع دشمنان دمشق را متزلزل کرد. حملات با پشتیبانی دیپلماتیک روسيه همراه بود. 19 اوت وزارت دفاع ترکیه از کشته شدن 3 غیرنظامی و 12 مجروح در جریان حمله به ستون نظامی ترکیه در ادلب اطلاع داد. وزارت امور خارجه سوریه اعلام کرده بود زرهپوشهای ترکیه از مرز سوریه عبور و در جهت خان شیخون به حرکت درآمده‌اند. به گزارش ترکیه، نیروی هوایی سوریه به این ستون ضربه زد. به دنبال این وقایع سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، 20 اوت اعلام نمود مسکو به آنکارا اطلاع داده که شبیخون‌های تروریست‌ها در حوالی حوزه تشنج زدایی ادلب بشدت سرکوب مي‌شود. وی هشدار داد "نظامیان ما در حوزه تشنج زدایی ادلب حضور دارند. تشکیل این حوزه، تعهد همکاران ترک برای تأمین جدایی اپوزيسيون مسلح آماده شرکت در مذاکره و گروه‌های تروریستی را در بر داشت. وی خاطر نشان می‌کند: طی مدت سپری شده اراضی تحت کنترل شبه‌نظامیان گروهک هیئت تحریر شام بطور محسوس گسترش یافته است. وی افزود طی تمام سالجاری اقدامات تحریک آمیز این گروهک قطع نشده بود[1]. در همان روز 20 اوت ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه، قبل از آغاز مذاکره با امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه، اعلام نمود مسکو از تهاجم دمشق در جهت ادلب حمایت می‌کند. پوتین گفت: "ما از مساعی ارتش سوریه در جهت انجام عملیات محدود به منظور خنثی کردن خطر تروریستی حمایت می‌کنیم. هرگز از این حرف زده نشده بود که تروریست‌ها می‌توانند در حوزه تشنج زدایی ادلب متمرکز شده و احساس آسایش کنند". پوتین گفت تا 90 درصد اراضی این حوزه تحت کنترل تروریست‌ها قرار داشته و نظامیان روس انتقال شبه‌نظامیان از این حوزه به مناطق مختلف جهان را ردیابی کرده‌اند[2]. البته صاحبنظران و رسانه‌های روسيه خیلی بی پرواتر در این مورد اظهار نظر می‌کردند. ولادیمیر موخین (Vladimir Mukhin) مفسر روزنامه نزاويسيمايا گازتا در مقاله‌ای تحت عنوان "ترکیه هم اکنون در ادلب با روسيه می‌جنگد" در خصوص سخنان رئیس‌جمهور روسیه نوشت[3]: روابط روسيه و ترکیه در رابطه با عملیات دمشق و مسکو در ادلب رو به وخامت رفته است. روسيه قبلاً به نقش منفی ترکیه در امور منطقه اشاره نمی‌کرد ولی حالا رئیس‌جمهور روسیه از این حرف می‌زند که تروریست‌ها امروز تا 90% از اراضی حوزه تشنج زدایی ادلب را کنترل می‌کنند. وی این سخنان را پس از ضربه هوایی به کاروان نظامی ترکیه بیان کرد که بنظر رسانه‌های سوریه مشغول رساندن اسلحه و مهمات به شبه‌نظامیان محاصره شده در شهر خان شیخون بود. ترکیه در پاسخ جنگنده‌های خود را به خان شیخون فرستاد. مسکو و دمشق هم دست روی دست نگذاشتند و از جمله مسکو جنگنده‌های "سوخوی 35" را به هوا بلند کرد که جنگنده‌های ترک را از حریم سوریه بیرون راندند. یوری نتکاچف (Yuri Netkachev) صاحبنظر نظامی روس گفت مي‌شود حتی انتظار درگیری مستقیم ترکیه با سوریه را داشت و هم اکنون نظامیان روس به این رویارویی کشیده شده‌اند. روسيه چند سال برای حل مسئله از راه دیپلوماسی تلاش کرده ولی این اقدامات ثمر نداده است. مسکو خواهان رویارویی با ترکیه نیست و به همین دلیل ضمن جنگ با نیروهای ترک گرا، روسيه اقدام تجاوز گر ترکیه را بظاهر مشاهده نمی‌کند. سمیون باگداساروف (Semyon Bagdasarov) مدیر مرکز مطالعه کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی بنوبه خود در خصوص سخنان لاوروف در مورد ضربات وارده به ادلب اظهار نظر کرده و گفت خیلی وقت پیش باید برای سرکوب شبه‌نظامیان مستقر در ادلب اقدام می‌شد. وی خاطر نشان می‌کند ترکها مشغول انجام عملیات رزمی در خاک کشور بیگانه هستند و از عهده مأموریت تشکیل حوزه تشنج زدایی برنیامدند. بگذار به کشور خودشان بروند. بنظر وی روسيه می‌تواند به ناله و شیون ترکها توجه نکند. ترکها از درگیری با روسيه طفره می‌روند و ترکیه کشوری است که سامانه ضدهوایی اس400 را همراه با فنآوری‌های مربوطه از مسکو دریافت کرده است[4]. آلکسی لئونکوف (Aleksey Leonkov) صاحبنظر نظامی روس بنوبه خود به پایگاه اطلاع رسانی svpressa.ru گفت ناتوانی ترکیه از کنترل اپوزيسيون مسلح و تروریست‌ها علت اصلی آغاز عملیات است. یعنی آنکارا تعهدات خود را رعایت نکرده و لذا موافقتنامه سوچی به شکل اولیه آن نمی‌تواند اجرا شود[5]. طبق توافق سوچی (در سال 2018) پوتین و اردوغان درگیری در شمال غرب می‌بایست منجمد و پیرامون حوزه تشنج زدایی خارج از کنترل دمشق نوار غیرنظامی ایجاد می‌شد. حالا که اینطور نشد پس تنها راه حل نظامی باقی مانده بود. بنظر لئونکوف، مسئله ادلب امروز برای ترکیه چندان مهم نیست. اردوغان از همکاری با روسيه خیلی بهره‌مند شده است. برای مثال، سامانه ضدهوایی اس400 به اردوغان اجازه می‌دهد بسیاری از اراضی مورد بحث را تحت پوشش قرار داده و استخراج گاز در حوالی قبرس شمالی را بدون هراس از حمله احتمالی قبرس، یونان یا هر کس دیگر آغاز کند. مسکو علاوه بر این از شرکت ترکیه در پروژه‌های اقتصادی گروه بریکس حمایت می‌کند که برای اقتصاد متزلزل ترکیه فوایدی در بر دارد. اما خط لوله گاز جریان ترکی و نیروگاه هسته‌ای "آق قویو" "گل سر سبد" هستند. خبرنگار svpressa.ru بر این باور است که کرملین توانسته با آنکارا به توافق برسد. نیروهای اسد ضمن پیشروی به پاسگاه ارتش ترکیه نزدیک نشدند. ترکها هم در نبرد شرکت نکردند هرچند رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه قبلاً تهدید کرده بود درصورت حمله به ادلب به "رژیم" ضربه خواهد زد. بسینه شعبان مشاور رئیس‌جمهور اسد به شبکه المیادین لبنان گفته بود ارتش سوریه می‌تواند پاسگاه‌های ترکیه را از میان بردارد زیرا تروریست‌ها از این طریق اسلحه دریافت می‌کنند. در نهایت 22 اوت ارتش سوریه توانست شهر خان شیخون را تصرف کند. دیدگاه مربوط به نقض توافقات از طرف ترکیه از قرار استدلال اصلی روسيه برای شرکت در این عملیات است. بوریس دولگوف (Boris Dolgov) کارمند علمی ارشد مرکز مطالعات عربی و اسلامی انستیتوی شرق شناسی به خبرگزاري ريا نووستي گفت: "ترکیه تعهدات متقبل شده در سوچی را رعایت نکرده و نمی‌کند. ترکیه می‌خواهد منافع خود را پیش ببرد. و منافع ترکیه عبارت است از حفظ واحدهای مسلح اسلامیست که بنظر آن معتدل هستند"[6].   وقایع پس از تصرف خان شیخون روزنامه ودمستی به نقل از منبع نزدیک به وزارت دفاع روسيه تصرف شهر خان شیخون توسط نیروهای سوری را تأیید کرد. نیروهای سوری به نیروهای در حال پیشروی از شرق رسیده و به این ترتیب حلقه محاصره پیرامون شبه‌نظامیان در این ناحیه بسته شد. پاسگاه نیروهای ترک هم درون حلقه قرار گرفت. منبع گفت عملیات کاملاً موجه بود و تصرف خان شیخون به معنی آغاز عملیات سرکوب گروه جنوبی افراط گرایان است. منبع نزدیک به وزارت دفاع روسيه به نشریه گفت ترکیه که باید از حملات شبه‌نظامیان جلوگیری می‌کرد "در این مورد هیچ فعالیتی نمی‌کند". ترکها بنوبه خود از حمله نیروی هوایی سوریه به ستون نظامی خود به عنوان امر مغایر با توافقات روسيه و ترکیه در مورد سوریه می‌نامند. پس از این حادثه رؤسای ستاد کل دو کشور وارد مذاکره شدند ولی نتایج آنها افشا نشده است. نماینده رئیس‌جمهور ترکیه اعلام نمود بزودی اردوغان با پوتین تلفنی در مورد اقدام طرفین در ادلب صحبت می‌کند. سخنگوی رئیس‌جمهور روسیه از تصرف خان شیخون استقبال کرد. وی اعلام نمود: "مبارزه با گروه‌های تروریستی در همه حوزه‌ها ادامه داده مي‌شود. مخصوصاً با تروریست‌هایی که حمله به نیروهای سوری و پایگاه روسيه در حمیمیم را ادامه می‌دادند". پسکوف مکالمه تلفنی پوتین و اردوغان در آینده نزدیک در رابطه با اوضاع سوریه را ممکن نامید[7]. اردوغان ضمناً طی مکالمه تلفنی با پوتین در 23 اوت گفت نبردهای ادلب امنیت ترکیه را تهدید می‌کند. به گفته وی، عملیات نیروهای سوری در ادلب توافق مربوط به تشنج زدایی در منطقه را نقض می‌کند. بخش مطبوعات کرملین در این خصوص از دیدگاه دیگری اظهار نظر کرده و اعلام نمود رؤسای جمهور دو کشور در مورد فعال سازی مساعی متوجه از بین بردن خطر تروریستی از طرف ادلب به توافق رسیده‌اند[8]. ترکیه به مکالمه تلفنی اردوغان با پوتین اکتفا نکرده و به تقویت پاسگاه‌های خود در ادلب پرداخت. برای این منظور نیروهای زرهی، نظامی و محموله‌های حاوی مهمات به شمال غرب سوریه اعزام شده‌اند[9]. آلکساندر شومیلین (Aleksandr Shumilin) رئیس مرکز درگیری‌های خاورمیانه در انستیتوی ایالات متحده و کانادا عملیات خان شیخون را بزرگترین درگیری نیروهای مسلح بشار اسد با ترکیه ارزیابی کرد. وی خاطر نشان می‌کند برای همه روشن است که هدف واقعی اردوغان جلوگیری از فاجعه و روانه شدن آوارگان به ترکیه نیست. هدف اصلی اردوغان کنترل منطقه برای جلوگیری از راه یافتن کردها به آن است. و در این رابطه ترکیه در مورد خلع سلاح واحدهای اسلامی عجله بخرج نمی‌دهد. آمریکا بنوبه خود نگران سرکوب کردها است و ژنرال‌های پنتاگن که اخیراً وارد آنکارا شدند، می‌خواهند اردوغان را به عدم اعزام نیرو به نواحی کرد نشین متقاعد کنند. در این صورت پنتاگن آماده است با ترکیه در ایجاد حوزه‌های امنیتی در نوار مرزی همکاری کند. شومیلین می‌گوید برای ترکها مهم نیست هواپیماهای روسی در حمله به ستون زرهی آن شرکت داشتند یا نه. آنها در هر حال روسيه را مسئول امر تلقی می‌کنند. مسکو متعهد شده بود از عملیات تهاجمی دمشق و تهران جلوگیری کند. بنظر شومیلین اینجا سئوال بروز می‌کند که مسکو تا چه اندازه می‌تواند بر دمشق و تهران اعمال نفوذ کند. و همچنین این سئوال به میان می‌آید که آیا روسيه خواهان حفظ حوزه تشنج زدایی ادلب است یا می‌خواهد به هر قیمت این "لانه تروریسم" را از میان بردارد؟ از قرار سخنان سرگئی لاوروف در مورد "ادامه روند نابودی تروریست‌ها در ادلب" حاکی از همین است. شومیلین می‌پرسد آیا این "روند" برای روسيه قیمت گزافی نخواهد داشت؟[10]   بعد داخلی وقایع ادلب ولادیمیر ایسایف پروفسور انستیتوی کشورهای آسیا و آفریقا در دانشگاه دولتی لومنوسف مسکو به مسئله مهم دیگر برای روسيه یعنی مسئله حضور شبه‌نظامیان تبعه روسيه و کشورهای جامعه مشترک‌المنافع در حوزه تشنج زدایی ادلب اشاره می‌کند. وی به شبکه اول تلویزیون روسيه گفت: "آنجا واحدهایی مانند "سربازان قفقاز" یا "سمرقند" یا "لژیون ترکستان" هست. اگر این افراد امروز در ادلب محاصره نمی‌شدند به کجا می‌رفتند؟ آنها به نزد ما می‌آمدند. و به این ترتیب ما از ضربه جدی به خودمان جلوگیری کردیم. گفته مي‌شود حداقل، در کمترین میزان، 10 تا 12 هزار تن از شوروی سابق در جریان عملیات ارتش سوریه تحت حمایت نیروهای هوافضایی روسيه نابود شده‌اند. اما در مجموع 80 هزار شبه‌نظامی از میان برداشته شدند"[11].     مذاکرات پوتین و اردوغان در مورد اوضاع ادلب پس از وقایع رخ داده در ادلب و تصرف خان شیخون، رؤسای جمهور روسيه و ترکیه تلفنی در مورد مذاکره کردند. پس از این مکالمه تلفنی معلوم شد رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه قصد دارد به روسيه سفر کرده و با نمایندگان روسيه مذاکره کند. اردوغان اعلام نمود قصد دارد ملاقات‌هایی در روسيه داشته و از نمایشگاه هوافضایی "ماکس-2019" بازدید به عمل آورد[12]. به گزارش خبرگزاري ريا نووستي، علت دیدار یک روزه اردوغان از روسيه این است که ترکیه قصد دارد بجای هواپیماهای غربی، هواپیماهای روسی یا چینی خریداری کند و بازدید از نمایشگاه شانس فروش جنگنده‌های "سوخوی 35" روسيه به ترکیه را افزایش می‌دهد. در کرملین گفته شد پوتین و اردوغان از نمایشگاه بازدید کرده و طی این بازدید همکاری در بخش همکاری نظامی - فنی و اوضاع ادلب را بررسی می‌کنند[13]. هرچند در دیگر گزارش‌ها در وهله اول به بررسی امور ادلب طی دیدار اردوغان از روسيه و اصرار مسکو بر ضرورت انجام عملیات اشاره مي‌شود. از جمله دمیتری پسکوف سخنگوی رئیس جمهور روسیه اعلام نمود پوتین و اردوغان پس از بازدید از نمایشگاه هوایی، با یکدیگر به منظور بررسی اوضاع ادلب مذاکره می‌کنند. پسکوف در پاسخ به سئوال خبرنگار در خصوص جواب پوتین به سخنان اردوغان در مورد بروز بحران انسانی در ادلب و خطر برای امنیت ملی ترکیه در نتیجه عملیات ارتش سوریه گفت: "پوتین به کرات گفته که نسبت به نگرانی همکاران ترک در این رابطه تفاهم نشان می‌دهد، ولی همزمان رئیس‌جمهور روسیه نگرانی خود از فعال شدن اقدام تروریست‌های ادلب را حفظ و آن را بطور مکرر بیان کرده است. و این نوع اقدام نمی‌تواند با سرکوب و نابودی این تروریست‌ها همراه نباشد. به همین دلیل رؤسای جمهور قرار گذاشتند برای بررسی این اوضاع بغرنج در مسکو ملاقات کنند. این ملاقات فردا (سه شنبه 27 اوت) برگزار مي‌شود[14]. در خاتمه بجا است به اظهارات سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در خصوص اوضاع جاری در خان شیخون اشاره شود که نقض توافقات از طرف روسیه را انکار نمود. وی گفت نیروهای دولتی سوریه با حمایت نیروهای هوافضایی روسيه هیچ توافقی با ترکیه را نقض نمی‌کنند. وی در کنفرانس مطبوعاتی برگزار شده در مسکو گفت: " نیروهای مسلح سوریه با حمایت ما هیچ توافقی را نقض نمی‌کنند. یادآور شوم که ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به کرات به این اشاره کرده است"[15].   سخن آخر عملیات خان شیخون موردی بود که در آن منافع روسيه، ایران و دولت سوریه با یکدیگر یکسان بود. هر سه خواهان کنترل دولت مرکزی سوریه بر حوزه تشنج زدایی ادلب هستند. برای روسيه این امر از چند لحاظ اهمیت دارد. امر شماره یک نیل به اهداف آن از مداخله در سوریه است. روسيه می‌خواهد تمامیت ارضی سوریه احیا شده و روند بازسازی این کشور شروع شود. در نتیجه روسيه هم از پیروزی خود سخن رانده و هم از ضرورت شرکت در عملیات رزمی در کشور رها مي‌شود. احیای تمامیت ارضی سوریه پیروزی واقعی روسيه خواهد بود که در دوران حکومت کنونی سوریه چند پایگاه در خاک سوریه به دست آورده و قصد منصرف شدن از آنها را ندارد. این امر همچنین امکان ترکیه برای انجام عملیات خود در خاک سوریه و تلاش آن برای تصرف بخشی از خاک کشور و تقویت نفوذ خود را عقیم می‌گذارد. در نتیجه مقاصد ترکیه برای ایجاد نوار امنیتی مرزی درون خاک سوریه بیش از پیش از تحقق دور مي‌شود. آنکارا در آن صورت در مذاکره با روسيه خواه ناخواه موضع ملایم‌تری پیشه می‌کند. در نهایت مسئله از نقطه نظر مبارزه روسيه با بقایای واحدهای تروریست تشکیل شده از اتباع خود آن و دیگر کشورهای جامعه مشترک‌المنافع پیشرفت خواهد داشت. مقامات امنیتی روسيه طی تمام دوران جنگ سوریه از امکان بازگشت این شبه‌نظامیان به روسيه و تبدیل شدن به خطر امنیتی جدی ابراز نگرانی کرده‌اند. همچنین جای تردید ندارد که تقویت دولت مرکزی سوریه و کنترل اراضی بیشتر کشور به معنی وارد شدن فشار بر آمریکا خواهد بود که حضور خود در اراضی کرد نشین را ادامه می‌دهد. درصورت رفع خطر ترکیه و تقویت دولت مرکزی، امکان دارد کردها هم (با توجه به دورنمای خروج نیروهای آمریکایی) با دمشق مدارای بیشتری بکنند. عملیات خان شیخون نشان داد نیروهای دولتی سوریه قادر هستند برغم حمایت علنی و غیر علنی آنکارا و حتی اعزام نمایشی نیروهای ترک، بر شبه‌نظامیان غلبه کنند. این عملیات می‌تواند قدم دیگری در جهت پایان دادن به جنگ داخلی خونین سوریه تلقی شود که سال‌ها است مردم آن را از آسایش و آرامش محروم کرده، باعث جان باختن هزاران هزار نفر شده و میلیون‌ها تن را آواره کرده است. در این شرایط سیاست ترکیه که متوجه حفظ واحدهای شبه‌نظامی، واحدهای اساساً تروریست، در منطقه می‌باشد در عمل باعث طولانی‌تر شدن جنگ داخلی و رنج‌های مردم سوریه مي‌شود.       [1] https://ria.ru/20190820/1557671777.html [2] https://www.bfm.ru/news/422369 [3] http://www.ng.ru/politics/2019-08-20/1_7654_idlib.html   [4] https://www.mk.ru/politics/2019/08/20/ekspert-ocenil-slova-lavrova-ob-udarakh-po-idlibu-davno-pora.html [5] https://svpressa.ru/war21/article/241800/ [6] https://ria.ru/20190819/1557634307.html [7] https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/08/22/809442-turetskie-popali-okruzhenie [8] https://iz.ru/913396/2019-08-23/erdogan-zaiavil-ob-ugroze-bezopasnosti-turtcii-iz-za-boev-v-idlibe [9] https://www.interfax.ru/world/673657 [10] https://www.novayagazeta.ru/articles/2019/08/23/81709-mezhdu-terroristami-i-kurdami [11] https://www.1tv.ru/news/2019-08-25/371078-pravitelstvennye_voyska_sirii_vzyali_han_sheyhun_v_idlibe [12] https://regnum.ru/news/2698754.html [13] https://ria.ru/20190826/1557925914.html [14] https://ria.ru/20190826/1557910292.html [15] https://ria.ru/20190826/1557906974.html ]]> همسایگان اوراسیا Mon, 02 Sep 2019 09:31:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3861/واکنش-های-مقامات-صاحبنظران-روسيه-عملیات-ادلب-اعتراض-ترکیه عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، فرصتی برای گذر از تحریمهای غرب http://www.iras.ir/fa/doc/note/3860/عضویت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-فرصتی-گذر-تحریمهای-غرب مقدمه: منطقه آسیاي مرکزي به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و تمدنی و اهمیت ژئوپلیتیک آن در سیاست خارجی جمهوري اسلامی ایران در سال هاي پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروي، همواره مورد توجه اهداف دیپلماسی اقتصادي ایران بوده است. اکنون بیش از 28 سال از استقلال کشورهاي این منطقه در مرزهاي شمالی ایران می گذرد. در حالی که طی این مدت وجه غالب رفتار سیاست خارجی ایران در منطقه متأثر از گفتمان ژئوپلیتیک و داراي وجهی عمل گرایانه و منفعت محور بوده است، دولت یازدهم و دوازدهم نیز در چارچوب گفتمان اعتدال گرایی با اقتصادمحور اعلام کردن سیاست خارجی خود، توجه ویژه اي را به گسترش روابط اقتصادي با جمهوري هاي آسیاي مرکزي از جمله کشورهای عضو اوراسیا معطوف داشته است. همچنین از آن روی که منطقه اوراسیا همواره در قلب تحولات ژئوپلیتیک بوده است، توجه بازیگران مهم این منطقه به ویژه روس ها به رقابت های بین منطقه ای سبب شده است تا سایه سنگین تقابلات سنتی بر مدل همکاری ها و اتحادهای اقتصادی  تجاری این مجموعه ادامه داشته باشد. در فصل اول مقاله به موضوع جایگاه و موقعیت ایران در ابعاد مختلفی از جمله موقعیت جغرافیایی و نقش سیاسی و اقتصادی در منطقه «هارتلند اوراسیا»، ریشه های تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا و اهمیت آن در مبادلات تجاری و اقتصادی آینده این منطقه اشاره شد. همچنین در فصل دوم نیز به بررسی جنبه هایی دیگر از جمله موقعیت استراتژیک ایران در منطقه آسیای میانه و قفقاژ، چگونگی و محدوده زمانی عضویت و اهداف عضویت در اوراسیا بر اساس مفاد توافق نامه اعضاء در اوراسیا به تفصیل پرداخته شد. بنابر نظریه ژئواکونومی، پس از تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا ایران الزامات اقتصادی جدیدی پیش روی دارد که بدون توجه به آن ها توان رقابت های ژئوپلیتیک خود را در ماهیت نوین اقتصادی از دست خواهد داد. در فصل سوم که جنبه عملیاتی و اجرایی این اتحادیه را بیشتر نمایان خواهد کرد، به بررسی الزامات ایران برای عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا به ویژه در حوزه اقتصادی اشاره دارد. الف- اهداف و اولویت های اتحادیه اقتصادی اوراسیا: کمیسیون اقتصادی اوراسیا در گزارشی که از وضعیت این اتحادیه در شش ماهه نخست سال 2015 ارائه کرده است، تشکیل اتحادیه را باعنوان یک مجمع اقتصادی یکپارچه گرا با هدف حفظ منافع اقتصادی مجمع به شکل عام و کشورهای مشارکت کننده به شکل خاص معرفی می کند. مؤسسان اتحادیه اقتصادی اوراسیا تصمیم دارند که از آن، یک سازمان بین المللی با » شخصیت حقوقی بین الملل» و با هدف یکپارچگی اقتصادی منطقه ای بسازند. در حقیقت این سازمان می خواهد تا یک عنصر معنادار در معماری و ساختار اقتصادی جهان باشد. معاهده ای ای یو معین کرده که این اتحادیه باید درون قلمرو خود به اجرای فعالیت های بین المللی بپردازد و البته این فعالیت ها با هدف حل مشکلاتی انجام می شودکه اتحادیه با آنها مواجه خواهد بود. معاهده ای ای یو (Eurasian Economic Commission,2015)  نه فقط اصول کلی برای همکاری گسترده تر بین امضاکنندگان خود را تعیین می کند، بلکه حوزه های دقیقی را که همکاری در آن ها رخ می دهد نیز مشخص می کند. این مسئله از راه تعیین اولویت ها و تاریخ گذاری برای رسیدن به اهداف صورت می پذیرد. با تعیین این زمان ها، امضاکنندگان معاهده توافق کرده اند تا برای رسیدن به هدف طرح شده در اولویت ها اقدام به حذف تمام موانع موجود فنی، مدیریتی و هرگونه مانعی کنند که بر سر راه تجارت آزاد قرار بگیرد. مفهوم بازارهای مشترک در شناخت اولویت های اتحادیه بسیار مؤثر است. این بازارها، فضاهای نوینی از یکپارچگی و تعامل بین دولت های عضو در اتحادیه اقتصادی اوراسیا هستند. همچنین، معاهده اتحادیه اقتصادی اوراسیا به تعریف اولویت های اصلی در زمینه سیاست های حمل ونقل، تشکیل و اجرای یک سیاست کشاورزی مورد پذیرش همه و نیز تعریف اهداف بلندمدت و اهداف عملیاتی برای سیاست های صنعتی در اتحادیه بر اساس اصول و مکانیسم های همکاری صنعتی اقدام کرده و مقرر شده است که توسعه و اجرای سیاست ها در زمینه تجارت و مبادله، گمرک و تعرفه ها، رقابت در مالکیت عمومی، حمل ونقل و زیرساخت ها، توسعه کسب وکار، تنظیمات فنی و سایر حوزه ها باید منافع مربوط به توسعه صنعتی در کشورهای عضو را در نظر داشته باشد. از آنجا که تصور عملکرد مؤثر در اتحادیه اقتصادی اوراسیا بدون به کارگرفتن سیاست های منسجم در زمینه اقتصاد کلان غیرممکن است، این سیاست ها که شامل توسعه و اجرای کنش های مشترک از سوی دولت های عضو در اتحادیه می شود، باهدف به دست آوردن توسعه اقتصادی متوازن در اتحادیه تنظیم شده است. اگرچه کشور ثالثی مانند ایران در صورت تمایل به بکارگرفتن سیاست های همکاری جویانه در این چارچوب با مفهوم واحدی به اسم اتحادیه اقتصادی اوراسیا مواجه است که ماهیتی مستقل دارد؛ اما بدون شناخت منافع و دیدگاه های هریک از اعضای اتحادیه نمی تواند برای خود به عنوان کشور ثالث جایگاه مناسبی باز کند. (میرفخرایی، 1394) ب- ضروریات ژئواکونومیک ایران برای عضویت در اوراسیا: پس از انحلال اتحاد شوروی و قدرت گیری روسیه در صحنه معادلات بین المللی به ویژه با وقوع مسئله اوکراین، نقش روسیه در راهبری منطقه خارج نزدیک خود رو به افزایش است. از سویی ایران با روسیه  به عنوان محور حرکت های راهبردی در اوراسیا  و نیز سایر کشورهای این منطقه روابط حیاتی برقرار ساخته است و در برخی مناطق همچون ارمنستان نوعی منافع ژئوپلیتیک مستقیم نیز دارد و از سوی دیگر، رقابت های راهبردی روسیه با بازیگران بزرگ دنیا سبب شده است تا این کشور از راه محاسبه متغیرهای امنیتی و جریان مبادلات انرژی دست به تشکیل اتحادیه اوراسیا بزند با این هدف که تا جای ممکن این منطقه را به سمت ضریب بالاتری از اتحاد سوق دهد. هر درجه که این اتحاد بالاتر می رود، رقابت های راهبردی درمورد این منطقه نیز مهم تر می شود. از آنجا که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز ادامه مناطق ژئواستراتژیکی همچون خاورمیانه هستند، با اهمیت تر شدن این منطقه در منازعات رقابتی می تواند کشورهای خاورمیانه ای همجوار را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. واقع شدن چین در کنار این منطقه و تأثیر عمیق چین در سازمان همکاری شانگهای، مسئله راه های ابریشم پیشنهادی، نگاه اروپا به مسیر عبور تا قلب مشرق زمین و اهمیت آسیا پاسیفیک برای امنیت ملی آمریکایی ها بر ضرورت حضور و تعامل های چندجانبه در این منطقه بر اهمیت آن در مسیر اهداف ژئوپلیتیک ایران می افزایند. در کنار تمامی این موارد، ارتباطات تجاری و اقتصادی ایران در منطقه اوراسیا و اشتراکات انرژی پایه با اقتصاد روسیه سبب می شود که جمهوری اسلامی الزامات اقتصادی بیشتری در جغرافیای اوراسیا داشته باشد. در حقیقت ایران با یک منطقه تجاری مواجه خواهد بود که افزون بر حفظ استقلال سیاسی واحدهای عضو، یکپارچگی درحال پیشرفتی ازنظر اقتصادی و تجاری دارد و انسجام بیشتری نیز کسب خواهد کرد. ازآنجا که پیشنهاد اولیه تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا در راستای کنش اقتصادی متحد بین کشورهای اتحاد شوروی بوده است، هرگونه حرکت این اتحادیه به سوی یکپارچگی سیاسی به ضرر ایران خواهد بود. در این مورد ایران را باید با اروپا و شاید با چین هم نظر و از یک موضع استراتژیک دانست. بنابراین نباید کنش اقتصادی ایران در قبال ای ای یو نیز به شکلی صورت گیرد که مشوق یکپارچگی سیاسی به صورتی نزدیک به ساختار پیش از جنگ سرد باشد. در حقیقت هرگونه ارتباط اقتصادی و تجاری دولت و بخش خصوصی ایران با ای ای یو باید ضمن شناخت الزامات و اهداف این اتحادیه درحد امکان با حفظ ماهیت مجزای دولت های عضو صورت گیرد و در کنش های ژئواکونومیک با این اتحادیه بر ماهیت مستقل واحدها تأکید شود. چنان که ایران به عنوان بخشی از پازل بین المللی برای حرکت به سوی احیای دوباره اتحاد شوروی  در هر میزان که مقصود روس ها است عمل کند، بازیگران بزرگ بین المللی را بیشتر به سیاست محدودسازی ایران تشویق می کند. روس ها اهداف ژئوپلیتیک خود را از راه ابزارهای اقتصادی دنبال می کنند؛ بنابراین هرقدر نقش اوراسیا در محاسبات امنیت اروپایی به عنوان رکن ثانویه افزایش پیدا کند و بیشتر هم طراز رکن یوروآتلانتیک شود، محاسبات اروپاییان هم بیشتر به سمت روسیه و اوراسیا میل خواهد کرد و البته این امر برای تعامل ایران با اروپاییان پیامدهای متعددی خواهد داشت. با توجه به اینکه چین یک مشتری مهم برای نفت ایران است و اقتصاد آینده این کشور نقش مهمی در جهان ایفا خواهد کرد، توجه به مفهوم اوراسیا به عنوان پل ارتباطی بین اروپا و آسیا-پاسیفیک بسیار ضروری است. ایران باید در این پل ارتباطی حضور داشته باشد و با پر رنگ ساختن روابط اقتصادی خود در این مسیر، استراتژی آمریکا برای مهار چین را به متغیر روابط تجاری و اقتصادی خود مقید کند. از سویی زیرساخت های انرژی ایران، می تواند بستر مناسبی برای انتقال انرژی اوراسیا به آب های آزاد باشد. ج- ضروریات تجاری و اقتصادی ایران در همکاری با اوراسیا: ایران ملزم است تا برای گسترش برنامه های همکاری جویانه با اقتصاد اوراسیا، به سوی هماهنگ سازی ساختارهای اقتصادی خود با مدل های اقتصادی رایج در دنیا بپردازد. نخستین مسئله که در تحولات ژئواکونومیک دنیا مدنظر قرار می گیرد، مفهوم بخش خصوصی فعال در بدنه حرکت های اقتصادی دولت ها است. بخش خصوصی هماهنگ با خواست های رقابت جویانه دولت، می تواند آستانه ورود ایران به همکاری های اقتصادی با ای ای یو را هموارتر سازد. این بخش خصوصی البته امکان سنجی کالاها و عرصه های ورود خویش را باید براساس درک درست از منطق تعارض حاکم بر تحولات ژئواکونومیک اوراسیا تنظیم کند. در غیر این صورت هم بخش خصوصی هم جهت گیری های ژئواکونومیک ایران دچار شکست خواهند شد. جمهوری اسلامی البته نباید بپندارد که با تقویت بخش خصوصی نمی تواند تا جهت گیری های ژئوپلیتیک خود را در منطقه اوراسیا به پیش ببرد؛ زیرا معمولاً منطق بخش خصوصی متکی نبودن به دولت ها است. شناخت دقیق از میزان پذیرش شرکت های خصوصی ایرانی در منطقه اوراسیا، سبب می شود تا میزان حمایت های دولت از بخش خصوصی نیز تعریف شود. به عبارت دیگر، به همان سطح که شرکت های رقیب بخش خصوصی ایران از یارانه دولت های متبوع خود بهره می برند، شرکت های ایرانی هم باید مورد حمایت های دولت خویش باشند. این اتفاق ممکن است از سوی دیگر یعنی از سوی شرکت های خصوصی اوراسیایی هم رخ دهد. این بخش های خصوصی ابزارهای ژئواکونومیک دولت های منطقه اوراسیا هستند. یکی از ابزارهای مهم ایران در این زمینه برخورداری از زیرساخت های تولید انرژی در کشور است. در صورتی که ایران نتواند زیرساخت های تولید نفت و گاز را بروز رسانی کند و از پهنه گسترده سیستم انتقال انرژی در کشور بهره برداری نوین کند، یکی از ابزارهای رقابتی خود در عرصه ژئواکونومیک را از دست داده است. در صورت ارتقای این سیستم می توانیم برای جذب همکاری های اقتصادی در حوزه انتقال و پالایش انرژی یک مزیت رقابتی به دست آوریم. از آن روی که قزاقستان به عنوان تولیدکننده انرژی با مقام دوم در اوراسیا، به تعقیب هدف نوسازی زیرساخت های انرژی در این منطقه می پردازد؛ بنابراین ایران می تواند در موقعیتی همجوار یک بدیل کم هزینه تر برای تبادلات اقتصادی درزمینه انرژی منطقه اوراسیا باشد. این مشارکت ایران در زمینه انتقال انرژی زمینه کاهش هزینه های روسیه در همین موضوع نیز خواهد بود. توافق هایی که اتحادیه اقتصادی اوراسیا بر سر موضوعات حمل و نقل کرده نیز شبیه موضوعات انرژی است. فضای مشترک حمل و نقلی مدنظر این اتحادیه یک راه ابریشم منسجم است که می تواند میزان موفقیت خود را در آینده نشان دهد. فضای مشترک حمل ونقل در کنار سیاست های کشاورزی و همچنین صنعتی گسترده در این اتحادیه، نشان از الزام ایران به همکاری های فعال با اعضای ای ای یو با هدف تأثیر بر شکل گیری این فضاهای اشتراکی دارد. درصورتی که ایران نتواند به کمیسیون های مربوطه (به عنوان شکل دهندگان بازارهای مشترک) وارد شده و دیپلماسی اقتصادی مؤثری را پیش بگیرد، قطعاً مسیر ترانزیت مؤثر و تعاملات مشترک کشاورزی و سرمایه گذاری های صنعتی و بازاریابی های صحیح را در منطقه اوراسیا از دست خواهد داد. چون روسیه سفید یک کشور با ساختارهای صنعتی و البته نیازمند انرژی است، به عنوان یک متحد خوب جمهوری اسلامی می تواند مسیر ترانزیت ایران را برای صادرات قلب صنعتی خود انتخاب کند تا از این راه ایران به یک ابزار رقابتی از نوع تجاری دست یابد و بتواند قلب صنعتی اوراسیا را به شاهرگ های صادراتی خویش متصل کند. اگر ایران به راه های ابریشم مختلف نیز معتقد باشد بهتر است به مسیر ابریشم طراحی شده توسط متحدان روس خود بیاندیشد و این راه را به آسانی از دست ندهد. حضور ایران در مسیر ابریشم اتحادیه اوراسیا می تواند توان حرکتی در پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی را با کمک ابزارهای اقتصادی افزایش دهد. آنچه وضعیت کشور ثالثی مانند ایران را در اوراسیا دقیق تر می کند، مفهوم بازارهای مشترک و رژیم های تنظیم کننده مقررات برای این بازارها است. چنانچه ایران بخواهد کالاهای صادراتی خود را به کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا عرضه بدارد، با مسئله بازارهای مشترک مواجه است که برای هر کالا تعریف شده و اهداف زمانی مشخصی را نیز برای آن ها تعیین کرده اند. اگرچه اصل عدالت یکسان برای جلوگیری از رخدادهایی همچون دامپینگ در رأس برنامه های ای ای یو قرار دارد؛ اما ایران به عنوان اقتصادی که جهت گیری بازار آزاد را انتخاب کرده می تواند بازارهای مشترک اوراسیا را بشناسد و طی یک دیپلماسی اقتصادی جهت حضور و عرضه کالاهای ایرانی در این بازارها نقش متناسبی بازی کند. این دیپلماسی اقتصادی باید هدف گیری خود را مبتنی بر تعامل با کمیسیون های اتحادیه قرار دهد تا بتواند بر وضع قوانین اتحادیه که مدل بازارهای مشترک را شکل می دهند تأثیر بگذارد. مسئله بسیار مهم در کلیت تعاملات ژئواکونومیک با این اتحادیه ها یا هر اتحادیه اقتصادی دیگر، مسئله قوانین گمرکی و یکسان سازی سطوح تعرفه ای بین اعضای اتحادیه های اقتصادی است. از آن روی که یکی از گام های مهم تشکیل ای ای یو توجه به اصل اتحادیه گمرکی اوراسیا بود، لزوم تنظیم قوانین گمرکی و محاسبه ضریب هزینه ها و منافع رعایت این قوانین مسئله ای بسیار ضروری است. درصورتی که تعرفه های گمرکی ما بالاتر از حد متناسب با تعرفه ای ای یو باشد شکل گیری تعاملات ژئواکونومیک با شکست مواجه می شود و اگر از حد متناسب پایین تر باشد درنهایت ابزارهای برتری اقتصادی را به دست رقیب بخشیده ایم. کار با قوانین گمرکی این اتحادیه می تواند ایران را به درخواست تعیین سطوح گمرکی مطلوب خود از رقبای اروپایی نیز سوق دهد. منابع: 1- دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال و دامن پاک جامی، مرتضی(1395)، « دیپلماسی اقتصادي جمهوري اسلامی ایران در آسیاي مرکزي؛ ارزیابی 25 سال روابط اقتصادي ایران و جمهوري ها پس از استقلال»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 96، زمستان 96، ص 25-65 2- میرفخرایی، سیدحسن(1394)، «اتحادیه اقتصادی اوراسیا و الزامات ژئواکونومیک آن برای ایران»، فصلنامه مطالعات روابط بین الملل، سال هشتم، شماره 32، زمستان 94،صص 143-175 ]]> اقتصاد و انرژی Sun, 01 Sep 2019 11:59:52 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3860/عضویت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-فرصتی-گذر-تحریمهای-غرب