موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Mon, 13 Jul 2020 07:30:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Mon, 13 Jul 2020 07:30:17 GMT 60 رویارویی آمریکا و روسیه در قطب شمال http://www.iras.ir/fa/doc/note/3966/رویارویی-آمریکا-روسیه-قطب-شمال *ایلیا کرامنیک، کارشناس نظامی مستقل    فعال شدن نیروی دریایی ایالات متحده و متحدان آن در قطب شمال به یک پدیده ثابت تبدیل می‌شود. سفر گروهی از ناوشکن‌های آمریکایی به دریای بارنتس، تمرینات منظم زیردریایی‌های هسته ای این کشور، گشت هوایی در ایسلند، تشکیل ناوگان جدیدی که مسئولیتش فعالیت در قطب شمال است و طرح دونالد ترامپ برای ساختن ناوهای یخ شکن سنگین جدید برای نیروی دریایی آمریکا، نشان می دهند باید دوباره به ارزیابی چشم انداز روابط و فعالیت ناتو در این منطقه و تغییر احتمالی در موازنه قوا، بپردازیم. توقف جنگ سرد و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منجر به كاهش شدید فعالیت نظامی در قطب شمال از هر دو طرف شد: هم روسیه و هم ایالات متحده دیگر این منطقه را به عنوان منطقه ای که احتمالا نبردی در آن رخ خواهد دارد در نظر نمی گرفتند. بسیاری از تأسیسات نظامی در این دوره متروک شدند. در شمال روسیه سکنه غیرنظامی که در دوره شوروی متناسب با اوج گیری بهره برداری از منابع قطب شمال و افزایش حضور نظامی در منطقه، رشد می‌کرد نیز به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. این حضور نظامی آنقدر کاهش یافت که در آغاز نیمه دوم دهه 90 قرن گذشته، محدود به تمرینات گاه و بیگاه نیروی هوایی و فعالیت محدود ناوگان شمالی (در درجه اول در دریاهای بارنتس و کارا) شد. اولین صحبتها در مورد احتمال افزایش مجدد فعالیت نظامی در منطقه در دهه 2000 میلادی آغاز شد هنگامی که نیروی دریایی ایالات متحده شروع به انجام تمرینات منظم برای نبرد زیردریاییهای ICEX در مناطق یخی کرد که شامل جستجو و تعقیب هدف، شلیک اژدر و تجهیز پایگاه‌های یخی می‌شد. در همین دوره نیروی هوایی روسیه حضور خود را در شمال شدت می‌بخشد: پروازهای بمب افکن‌های استراتژیک هر چند زیاد نیستند اما منظم انجام می‌شوند. در طول دهه 2000 این فعالیتهای گاه و بیگاه باعث تغییر اوضاع در منطقه به طور کلی نشد: قطب شمال آرام و کم جمعیت ماند و فعالیت اقتصادی در آنسوی دایره قطب شمال نیز حداقل بود. به طور جدی احیای حضور نظامی طولانی مدت روسیه در قطب شمال در سال 2010 آغاز شد و در سال 2014 تشکیلات نظامی جدیدی به نام فرماندهی استراتژیک متحد شمال شکل گرفت که نیروی اصلی آن ناوگان شمالی نیروی دریایی روسیه بود. در همین دوره ساخت و ساز چند پایگاه جدید و نوسازی برخی پایگاه‌های نظامی قدیمی آغاز می‌شود. کار تقریبا در کل بخش روسی قطب شمال آغاز شد: در مجمع‌الجزایر سرزمین فرانتس یوزف، نوایا زملیا، سورنایا زملیا، جزایر نووسیبیرسک، جزیره ورانگل و همچنین در سرزمین اصلی یعنی از شبه جزیره کولا تا چوکوتکا. در وهله اول هدف از احیای حضور نظامی در این مناطق حصول اطمینان از کنترل بر آب‌های خود و حریم هوایی آنها بود و این امر ناشی از اهمیت اقتصادی فزاینده این سرزمین‌ها بود:  در سال 2013 تولید نفت در میدان نفتی پریرازلومنای آغاز شد  و در همان حال ساخت بندر ثابت در چارچوب پروژه تولید ال ان جی یامال شروع شد. در همان سال 2013 ساخت کشتی یخ شکن هسته‌ای آرکتیکا از نوع LK-60Y در سن پترزبورگ آغاز شد. موازنه قوا تا سال 2020 وضعیت موازنه قوا در قطب شمال را می‌توان نسبتاً مناسب برای فدراسیون روسیه ارزیابی کرد. روسیه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود بخش مهمی از اقیانوس منجمد شمالی را کنترل می‌کند ضمنا این بخش روسی از نظر دسترسی به ناوبری مطلوبترین بخش آن اقیانوس می‌باشد: از کشورهای بزرگ قطب شمال فقط نروژ است که تمام سواحل آن به دریاهای بدون یخ مشرف است و بهترین شرایط را دارد. در مقایسه با کانادا و ایالات متحده، قطب شمال روسیه از طول ناوبری بیشتر، مساحت کوچکتر و ضخامت پوشش یخ کمتر، پایگاهها و بنادر بیشتر در سواحل و جزایر برخوردار است. مسیر دریای شمال به طور مرتب برای حمل و نقل محموله‌های تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد و حجم استفاده از آن در حال رشد است: هم به دلیل بهره‌برداری از منابع شمال روسیه و هم به دلیل کشتیرانی ترانزیت. البته مسیر دریای شمال هنوز از شاخص‌های مسیرهای دریاهای جنوبی فاصله زیادی دارد اما چشم اندازهای توسعه این مسیر بسیار عالی است. علاوه بر این به دلیل وخیم‌تر شدن روابط بین روسیه و ناتو که تا حد زیادی (اما هنوز هم تا حدی) ناشی از وقایع اوکراین در سال 2014 است، قدرت‌های غربی نیز فعالیت خود را در منطقه افزایش می‌دهند. در سال 2015 نخستین رزمایش مهم Arctic Challenge نیروی هوایی ناتو در قطب شمال برگزار شد که در آن شرکای بیطرف ناتو هم شرکت داشتند: فنلاند، سوئد و سوئیس. در پاییز سال 2018 در نروژ و آب‌های اطراف آن مانورهای Trident Juncture 2018 برگزار شدند که بزرگترین رزمایش پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. هدف از این مانورها آزمایش کارآمدی رزمی نیروهای واکنش سریع ناتو و توانایی کشورهای شرکت کننده در استفاده صحیح از کمکهای دریافت شده از متحدان، بود. قبل از وقایع اوکراین، ناتو شروع به احیا حضور نظامی خود در ایسلند کرد كه پس از خروج هواپیماهای آمریكایی از پایگاه كفلاویك در سال 2006 بی نتیجه مانده بود. گشت هوایی ناتو كه در ابتدا گفته شده بود منحصراً برای مأموریتهای غیر مسلح و با هدف نظارت انجام می‌شود از سال 2007 شروع شد و در سال 2013 سطح آمادگی آن افزایش یافت و از سال 2014 هواپیماهای گشتی آنها منظما با اسلحه آماده، رهگیری اهداف مختلفی را انجام می‌دهند. در اوایل بهار سال 2020 ناتو برنامه‌ریزی کرده بود که تمرین‌های Cold Response 2020 را در قطب شمال انجام دهد که هدف از آن تمرین عملیات نظامیان در شرایط دمایی پایین و بسیار پایین بود با این وجود این برنامه‌ها بخاطر شیوع کرونا کنسل شدند. ورود گروهی از کشتی‌های ناتو بعنوان بخشی از ناوچه انگلیس و سه ناوشکن ناوگان ششم نیروی دریایی آمریکا به دریای بارنتس در ماه مه سال 2020 گامی دیگر در جهت افزایش فعالیت ناتو در منطقه بود. در ارزیابی احتمالات افزایش نیرو، لازم است توجه نمود که روسیه و ناتو در موقعیت‌های متفاوتی قرار دارند. زیرساخت‌های ناتو در قطب شمال نسبتاً ضعیف هستند و بخش عمده تاسیسات آنها در نروژ متمرکز است و بقیه تاسیسات آنها که تعدادشان کم است از ایسلند تا آلاسکا پخش می‌باشند اما در عین حال ناتو از توان اقتصادی قابل توجهی برخوردار است. در میان مدت و بلند مدت، ناتو و در درجه اول ایالات متحده قادر است سطح حضور خود را در منطقه به میزان قابل توجهی افزایش دهد. اگر رهبری آمریكا تصمیم بگیرد ناوگان یخ شکن (از جمله ساخت یخ شکن‌های هسته‌ای) خود را بشدت تقویت کند، این امر روند ایجاد پایگاهها و پشتیبانی از آنها را در همان مجمع الجزایر قطب شمال كانادا بسیار ساده می‌كند، اما حتی در حال حاضر نیز ناتو می‌تواند با ارسال تجهیزات از راه هوا یک نیروی هوایی گسترده در آنجا مستقر کند. نیرویی که خیلی بزرگتر از آن چیزی است که الان در آنجا حضور دارد و تعداد هواپیماهای جنگی و کمکی خود را که دائما در قطب شمال هستند از ده‌ها به صدها فروند افزایش دهد. در مورد نیروهای دریایی هم اکنون کارهای مقدماتی برای این افزایش قوا در جریان است و احتمالا ستون اصلی این نیروها ناوگان دوم نیروی دریایی ایالات متحده است که در سال 2018 دوباره احیا شد و منطقه عملیاتی آن در اقیانوس اطلس شمالی و از جمله در قطب شمال است. در این اوضاع، توانایی‌های روسیه برای تقویت بیشتر نیروهایش در قطب شمال فراتر از آنچه که قبلاً مستقر شده است در حال حاضر کاملاً محدود است. عوامل اصلی که دست ما را می‌بندند عبارتند از: کمبود هواپیماهای حمل و نقل نظامی، و از جمله کمبود وسایل نقلیه ویژه مانند هواپیماهای سوخت‌گیری و هواپیماهای شناسایی، کمبود مزمن کشتی‌های جنگی اصلی در نیروی دریایی روسیه و سرعت پایین در ساخت آنها. نیروی دریایی روسیه در عمل هنوز نتوانسته است بر بحران پس از شوروی غلبه کند و این بحران هم در کمبود ادوات جنگی است و هم در نداشتن تصویری روشن از وظایف و چشم‌اندازهای توسعه ناوگان است که موید آن نقص برنامه‌های به روز رسانی ناوگان روسیه و اصلاح بیش از حد این برنامه‌ها صرفا تحت تاثیر عوامل لحظه‌ای است. در عین حال، در مورد استقرار تأسیسات نظامی جدید روسیه در قطب شمال و از جمله در مورد استقرار احتمالی حامل‌های تسلیحات هسته‌ای، در رسانه‌ها غالبا خیلی سر و صدا می‌شود. در شرایط فعلی با توجه به اهمیت اطلاعات در اتخاذ برخی از تصمیمات نظامی سیاسی، این سر و صداهای رسانه‌ای رویکرد خوبی نیست. در حقیقت اخبار مربوط به احتمال استقرار بخش‌هایی از نیروهای هسته‌ای استراتژیک روسیه در قطب شمال می‌تواند یک پیشینه سیاسی قطعی ایجاد کند که راه را برای رهبری ناتو آسان‌تر کند تا فعالیت نظامی خود را در منطقه توجیه کند و آن را گسترش دهد. اگر بخواهیم رویکردی را برای فعالیت روسیه در قطب شمال انتخاب کنیم که هم از نظر افزایش توان ما در منطقه می‌تواند مفید باشد و هم در رسانه‌ها جنبه "صلح آمیز" داشته باشد باید به تقویت زیرساخت‌های "پلیس مدنی" توجه شود. منظور ما پلیس مدنی قبل از هرچیز تقویت نیروهای گارد ساحلی از جمله هواپیمایی، امکانات اکتشاف و شناسایی در یخ، هیدرولیکی، هواشناسی و گروههای ماهواره‌ای برای سنجش از راه دور، ساخت و تعمیر بنادر و تعدادی دیگر از حوزه‌هاست که می‌توان با فعال کردن شرکت‌های تجاری، نهادهای غیرنظامی و انتظامی، آنها را توسعه داد. در عین حال، از زیرساخت‌های ایجاد شده در صورت لزوم می‌توان برای حل مسائل دفاعی کشور استفاده نمود: اعم از کشتی‌های گشت مرزی، هواپیماها و هلیکوپترهای آمبولانس هوایی، پلیس، مرزبانان، گروه ماهوارهها و وسایل دیگر. اینگونه افزایش فعالیت "غیر نظامی" در قطب شمال باعث می‌شود که از جمله بتوان جذابیت مسیر دریای شمالی را به عنوان مسیری برای حمل و نقل تجاری افزایش داد و مذاکره با شرکای بالقوه را که برای اجرای برنامه‌های خود نیاز به بهره برداری از این مسیر دارند تسهیل نمود (در وهله اول، چین). بازگشت بازی بزرگ در حال حاضر در چندین نشریه غربی، تعامل روسیه و ناتو را در قطب شمال "بازی بزرگ" نامیده اند که تداعی کننده خاطرات رقابت تاریخی روسیه و انگلیس در جنوب و مرکز آسیا در قرن 19 و اوایل قرن 20 می‌باشد. این نام احتمالاً مناسب شرایط فعلی است اما محتوای آن باید به درستی درک شود. بازی بزرگ لندن و سن پترزبورگ برای تسلط در آسیا منجر به رقابت نظامی نشد، بلکه در حقیقت یک مسابقه برنامه‌های طولانی دو  دولت بود که می‌خواستند از طریق بهره برداری سیستماتیک از سرزمین‌های تحت كنترل خود پایه‌ای محکم برای دفاع در برابر حملات نیروهای دشمن و در صورت لزوم، ادامه پیشروی بسمت جنوب (برای روسیه) و شمال (برای انگلیس) ایجاد کنند. در مورد قطب شمال هم این مدل درجه اول بدنبال توسعه همه جانبه منطقه است و در این حالت فعالیت نظامی در این منطقه یک امر طبیعی است که بدنبال فعالیتهای غیر نظامی می‌آید و از زیرساخت‌های غیرنظامی و تجاری ایجاد شده و مورد تقاضا استفاده می‌نماید و در یک خلاء استراتژیک رخ نمی‌دهد. لازم به ذکر است که با توجه به ویژگی‌های جغرافیایی و پایگاه اقتصادی موجود، این رویکرد برای روسیه هیچ مشکلی به وجود نمی‌آورد و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اطلاعاتی سیاسی بسیار مفیدتر از آن است که بدنبال برانگیختن شبح حملات هسته‌ای علیه ایالات متحده آمریکا در مسیر قطب شمال باشیم.   منبع: https://russiancouncil.ru/analytics-and-comments/analytics/sever-nachinaet-i-ne-proigryvaet/ ]]> حوزه های جغرافیایی Sat, 11 Jul 2020 11:08:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3966/رویارویی-آمریکا-روسیه-قطب-شمال پاداش روس‌ها به طالبان، از كنگره اصرار از ترامپ انكار http://www.iras.ir/fa/doc/note/3965/پاداش-روس-ها-طالبان-كنگره-اصرار-ترامپ-انكار *مهدی سلطانی، دانش آموخته روابط بين الملل    روزنامه اعتماد: در آستانه به نتيجه رسيدن مذاكرات صلح در افغانستان اقداماتي عجيب از سوي روس‌ها فرجام مذاكرات را در حالت ابهام قرارداده است. با وجود اذعان روس‌ها به ارتباط با طالبان در سال ۲۰۱۵، آنها اين ارتباط را منحصر به دوره‌اي كوتاه در جهت رايزني با طالبان براي مبارزه با داعش مي‌دانستند اما در روزهاي گذشته گزارش روزنامه نيويورك‌تايمز در باب حمايت مالي روس‌ها از طالبان براي ترور نيروهاي امريكايي در افغانستان بار ديگر انگشت اتهام را به سمت روسيه نشانه گرفته است. اگرچه هنوز مستندات كافي براي رد يا تاييد صحت اين خبر منتشر نشده است اما گزارش‌ها مبني بر آن است كه روس‌ها در ازاي كشته شدن هر نيروي امريكايي توسط طالبان پيشنهاد ۱۰۰ هزار دلاري به آنها ارايه كرده بوده‌اند كه با استناد به مدارك موجود قاچاقچيان مواد مخدر واسطه انتقال اين مبالغ بوده‌اند. لازم به ذكر است كه انتقادات تندي از طرف اعضاي كنگره امريكا به ترامپ به دليل بي‌تفاوتي او نسبت به اين خبر صورت گرفته است. با وجود اينكه برخي اعضاي كنگره امريكا ترامپ را موظف به واكنش در مقابل روسيه توسط اقدامات تلافي‌جويانه در جهت منع روسيه از انجام هرگونه اقدامات مشابه در آينده مي‌دانند اما ترامپ نه تنها هنوز اقدامي عليه روس‌ها انجام نداده بلكه پوتين را دعوت به حضور و عضويت در گروه جي ۷ كرده است. با توجه به نزديكي انتخابات امريكا رفتار‌هاي اخير ترامپ و ابراز بي‌اطلاعي در مواجهه با اين اقدامات او را به ارجحيت دادن منافع شخصي خود و حتي منافع روسيه به مصالح امريكا متهم كرده است. قابل ذكر است كه ترامپ در مبارزات انتخاباتي خود در سال ۲۰۱۶ علنا از روسيه در جهت هك كردن ايميل هيلاري كلينتون درخواست كمك كرده و حتي ويكي ليكس را به خاطر انتشار اسناد مسروقه ستايش كرده بود.  با توجه به قرار گرفتن افغانستان در موقعيتي مناسب از نظر جغرافيايي و ژئواستراتژيك و نقش محوري آن در روابط بين‌الملل به خصوص در ميان كشورهاي امريكا، روسيه، ايران، پاكستان، هند و تركيه، روسيه با تمركز بر روياي تبديل شدن به قدرت برتر جهاني، تسلط بر منطقه اوراسيا و صيانت از كشور خود در برابر تهديدات احتمالي اين منطقه سعي در شناساندن خود به تنها و اصلي‌ترين تصميم‌گيرنده و بازيگردان اين منطقه در نظام بين‌الملل مي‌كند. تجربيات روس‌ها در جنگ 10 ‌ساله با افغانستان و پس از آن بازيگرداني آنها در سوريه و در جنگ با داعش آنها را آماده حضور موثر‌تر در افغانستان كرده است. روس‌ها با فعاليت‌هاي گوناگون از جمله حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي به طالبان و مذاكرات با پاكستاني‌ها سعي در ارايه چهره جديدي از خود به عنوان جايگزيني معتبر پس از خروج نيروهاي امريكايي و ناتو از افغانستان هستند. نظريه‌پردازان روسي بر اين عقيده‌اند كه به منظور محقق شدن روياي قدرت جهاني، كاهش حداكثري نفوذ و تاثيرگذاري امريكا و ناتو در كشورهاي منطقه ضروري است. مهم‌ترين هدف روس‌ها از حضور در منطقه افغانستان كنترل منابع انرژي و تامين امنيت منطقه آسياي مركزي به عنوان واسطه انتقال انواع تهديدات از كشورهاي مختلف در جهت حفظ امنيت خودشان است. روس‌ها به دنبال تحكيم حضور خود در آسياي مركزي نه‌تنها از حيث نظامي، سياسي و اقتصادي بلكه از جنبه فرهنگي هستند. علاوه بر آن روسيه به منظور كنترل منابع هيدروكربني، سيستم حمل و نقل و تجاري و دسترسي به بازار‌هاي آسياي مركزي و افغانستان براي تسهيل فروش كالاهاي خود حضور خود در اين منطقه را ضروري دانسته و همچنين از حضور در اين منطقه در جهت تامين ذخاير معدني خود از ليتيوم و مس بهره خواهند برد. علاوه بر جنبه اقتصادي از منظر امنيتي نيز مهم‌ترين خطري كه روسيه را مورد هدف قرار مي‌دهد رشد بنيادگرايي و تروريسم در اين منطقه است. همچنين توليدات ترياك و حشيش در افغانستان و ارسال آن از منطقه آسياي مركزي باعث افزايش فساد و جرايم مختلف شده و روسيه را با چالش خطرناكي روبه‌رو كرده است.  با وجود طولاني شدن مذاكرات صلح در افغانستان و نقش بازيگران مختلف در به نتيجه رسيدن آن با وجود گمانه‌زني‌هاي بسيار و حمايت‌هاي ظاهري روس‌ها از اين مذاكرات اما هنوز نتيجه مورد رضايت روس‌ها در اين ميان مبرهن نيست. آيا آنها در جهت صلح و خروج امريكا ذي‌نفع خواهند بود يا در جهت به تعويق افتادن آن؟ مهم‌ترين هدف روس‌ها با حضور پررنگ آنها در آسياي مركزي و تحقق روياي قدرت جهاني با تضعيف نيروهاي امريكايي و ناتو و افزايش هزينه‌هاي آنها در منطقه علي‌الخصوص در افغانستان محقق خواهد شد. اگرچه روس‌ها در سال‌هاي اخير از جانب مقامات امريكايي تهديدات چشمگيري در پاسخ اقدامات خود دريافت نكرده‌اند و حتي در موضوع اخير نيز به نظر مي‌رسد كه ترامپ عزم پاسخ قابل توجه به پوتين ندارد اما روس‌ها يقينا در نظر خواهند داشت كه اگرچه بتوانند به دليل مصالح سياسي از جانب ترامپ در امان باشند اما با توجه به اعتراضات صورت گرفته از طرف اعضاي كنگره و اختيارات جداگانه‌اي كه آنها در اعمال تصميمات سياسي دارند ممكن است در معرض واكنش كنگره قرار گرفته و غافلگير شوند. گمانه‌زني‌هاي زيادي در زمينه نحوه پاسخ امريكا به روسيه ذكرشده است اما با توجه به امتناع ترامپ از تصديق حملات صورت گرفته و كذب دانستن خبر نيويورك‌تايمز گزينه‌هاي محدودي براي اقدامات تلافي‌جويانه از طرف امريكا پيش‌بيني مي‌شود. از احتمالات درخصوص پاسخ امريكا، هدف قرار گرفتن نيروهاي تحت حمايت روسيه در كشورهاي خارجي است. واگنر يكي از مهم‌ترين سازمان‌هاي خصوصي تحت حمايت روس‌ها در اوكراين و سوريه كه نقش مهمي براي حفظ بشار اسد و در جهت تامين منافع پوتين ايفا كرده است. از مقامات اين سازمان يوگني پريگوشين است كه همچنين همكاري نزديكي با مقامات كرملين در موضوع اوكراين داشته است. لازم به ذكر است كه گروه واگنر به منظور حمايت از نيروهاي اسد در سوريه سابقه درگيري با نيروهاي امريكايي را داشته كه در نتيجه آن تعدادي از نظاميانش كشته شدند. در خوشبينانه‌ترين حالت براي اجتناب از جنگي كه ممكن است موجب ايجاد تنش در روابط روسيه و امريكا شود احتمال آن مي‌رود كه امريكايي‌ها صرفا به اعمال تحريم‌هايي به منظور تلنگر نظير تحريم رييس اداره اطلاعات روسيه (GRU) و يا تعدادي از افراد موثر در ماجراي پرداخت پاداش به طالبان اكتفا كرده و بحث را خاتمه دهند. اعمال اين گونه تحريم‌ها از طرف امريكا داراي سابقه است. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۶ رييس پيشين اين سازمان به اتهام مداخله در انتخابات امريكا و يا در سال ۲۰۱۸ دو تن از عاملان اين سازمان به اتهام ترور كارمند سابق اطلاعاتي روسيه كه به انگليس گريخته بود مورد تحريم امريكا قرار گرفتند. اگرچه با توجه به تاريخ روابط روسيه و امريكا علي‌الخصوص در دوران جنگ سرد احتمال بسيار اندكي از ذكر نام روسيه در ليست حاميان تروريست مي‌رود اما با توجه به معيار‌هاي تعيين شده براي افزودن اسامي كشور‌ها به اين ليست و همچنين اقدامات روسيه در حمايت از طالبان و ديگر نمونه‌هاي عمليات تروريستي نظير تلاش براي ترور نيروي سابق اطلاعاتي خود، ورود روسيه به ليست مزبور چندان غيرممكن به نظر نمي‌رسد. اگر چه تحريم‌هاي ذكر شده تقاص سنگيني براي روس‌ها به نظر نمي‌آيد اما اعمال تحريم‌هاي شديدتر با توجه به حساسيت روابط اين دو كشور، حفظ مصالح بين‌المللي و با توجه به اينكه ممكن است موجب ايجاد تنش‌هاي اقتصادي، سياسي و حتي سايبري شود كمي بعيد به نظر مي‌رسد. لذا در صورتي كه صحت اقدام ادعا شده تاييد شود و پاسخ درخورنگرشي از سوي امريكا دريافت نكند بدون شك پوتين را برنده قماري خواهد كرد كه باعث انجام اقدامات بعدي حتي با شدت بيشتر خواهد شد. مجموع عوامل ذكر شده در مورد اهميت كشور افغانستان و همچنين با توجه به جاه طلبي روس‌ها براي پيشروي در كشور‌هاي منطقه به منظور تبديل شدن به قدرت برتر جهاني و جبران شكست گذشته خود در افغانستان يقينا آنها را ترغيب به انجام هر عملي خواهد كرد و اگرچه پرداخت پاداش به طالبان از سوي دولت روسيه بعيد به نظر نمي‌رسد اما با توجه به اينكه هنوز مستندات كافي براي تصديق اين خبر از سوي افشاگران ارايه نشده است و همچنين با توجه به نزديك شدن به انتخابات رياست‌جمهوري امريكا انتساب ادعاي اخير به حربه‌اي از طرف دموكرات‌ها براي كاهش محبوبيت ترامپ به بهانه بي‌تفاوتي او نسبت به تامين امنيت جاني نيروهاي امريكايي در افغانستان چندان هم غيرمحتمل به نظر نمي‌رسد. با اين وجود عيان شدن جنبه‌هاي بيشتر اين ادعا و واكنش امريكا در مقابل روسيه نيازمند گذشت زمان بيشتر و افشاي تدريجي از طرف سياستگذاران دو كشور در آينده است. ]]> حوزه های جغرافیایی Sat, 11 Jul 2020 08:09:38 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3965/پاداش-روس-ها-طالبان-كنگره-اصرار-ترامپ-انكار پنجمین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/report/3964/پنجمین-اجلاس-رؤسای-دانشگاه-های-برتر-ایران-روسیه-برگزار پنجمین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه، با حضور مقامات علمی، سیاسی و فرهنگی دو کشور و با هدف گسترش و تعمیق روابط علمی و دانشگاهی برگزار شد.  این اجلاس با حضور وزیر علوم تحقیقات و فناوری ایران، وزیر علوم و آموزش عالی روسیه، مشاور ارشد وزیر امور خارجه ایران، سفرای دو کشور، رؤسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه، و سایر مقامات، هفدهم تیر ۱۳۹۹ برگزار شد. وزیر علوم و آموزش عالی روسیه فدراتیو در ابتدای این اجلاس دکتر والری فالکوف، وزیر علوم و آموزش عالی روسیه، ضمن تشکر از دانشگاه دولتی مسکو و دانشگاه تهران برای هماهنگی در برگزاری این نشست‌ها گفت: «تعداد حضور دانشگاه‌ها در این اجلاس بیانگر مؤثر بودن همکاری‌های دو جانبه علمی دانشگاهی است و در این سال‌های اخیر پیشرفت‌های خوبی در زمینه همکاری‌های دانشگاهی و تبادلات علمی صورت گرفته است». وی با بیان اینکه ما در زمینه آموزش و پرورش همواره حرف‌های بسیاری برای گفتن داشته‌ایم، افزود: «از سال ۱۹۶۰ همکاری‌های دانشگاهی روسیه با ایران شروع شده است. از آن سال تا کنون تعدادی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران در دانشگاه‌های روسیه پذیرفته شده‌اند و در نظر داریم تا برای سال ۲۰۲۰ تعداد ۹۰ دانشجوی ایرانی را در دانشگاه‌های روسیه پذیرش کنیم». دکتر فالکوف، خاطرنشان کرد: «از سال ۲۰۱۷ با همکاری وزارت علوم و وزارت امور خارجه نقشه راهی را برای افزایش پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های دو کشور طراحی کرده‌ایم. من در این فرصت از رؤسای دانشگاه دولتی مسکو و دانشگاه تهران که این روابط را به خوبی پیش می‌برند، تشکر می‌کنم و امیدوارم با برگزاری این اجلاس تصمیمات جدی در حوزه آموزش عالی گرفته شود که نتایج خوبی را به همراه داشته باشد». وزیر علوم، تحقیقات و فناوری ایران سپس دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، با ابراز خرسندی از حضور در پنجمین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه گفت: «امروز شاهد گردهمایی دانشگاهیان و مسئولان آموزش عالی و علوم و فناوری دو کشور بزرگ ایران و روسیه، البته به شکلی جدید و در فضای مجازی، هستم». وی افزود: «چنین ارتباطی گرچه از پیامدهای کووید -۱۹ است، اما در صورت برنامه‌ریزی و اتخاذ شیوه‌های خلاقانه از سوی دانشگاهیان و محققان و دانشجویان دو کشور، می‌تواند بستر بسیار مناسبی را برای ادامه و حتی تقویت و توسعه هر چه بیشتر مراودات و تعاملات علمی و تحقیقاتی و فناورانه میان دو کشور فراهم کند. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران از این نشست مبتکرانه و همفکری رؤسای دانشگاه‌های بزرگ دو کشور حمایت می‌کند». به گفته دکتر غلامی، همکاری‌های همه‌جانبه میان ایران و روسیه، به‌ویژه همکاری‌های علمی و تحقیقاتی، برای توسعه پایدار و شکوفایی و رونق اقتصاد دانشی و تجاری‌سازی محصولات علمی دو کشور و منطقه بسیار حائز اهمیت است. وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، با بیان اینکه طی سال‌های اخیر، شاهد روابط علمی و تحقیقاتی خوبی میان دانشگاه‌ها و مراکز علمی دو کشور بوده‌ایم، تصریح کرد: «یقین دارم که ظرفیت‌های بیشتری برای گسترش این تعاملات و همکاری‌های علمی وجود دارد و شرایط خاص حاکم بر جهان و دو کشور روسیه و ایران نخواهد توانست خللی در کمرنگ شدن این تعاملات و همکاری‌های علمی دو جانبه ما ایجاد کند. این مهم فقط در سایه عزم و اراده و خلاقیت و ابتکار دانشگاهیان و محققان و البته، حمایت‌های مسئولان دو کشور محقق خواهد شد». وی در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد: «امروزه ما در حال سپری کردن دوره همه‌گیری کووید -۱۹ هستیم. اگرچه این ویروس فرصت‌هایی را برای جامعه علمی، به‌ویژه فعالیت‌های مجازی و بهره‌گیری از فضای سایبری و کاهش هزینه‌ها، ایجاد کرده است، اما بدون شک چالش‌های جدی را پیش روی دانشگاهیان و دانشمندان قرار داده است که باید به آنها توجه کرد. در این دوره با کاهش فعالیت‌های میدانی، آزمایشگاهی و کارگاهی مواجه شده‌ایم که سبب می‌شود تا در توسعه علوم کاربردی، مهندسی و فناوری به چالش برخورد کنیم. چنین به نظر می‌رسد که با کوچک‌تر شدن اقتصاد جهانی، تولید و تبادل علم در دنیا نیز روندی نزولی پیدا می‌کند». دکتر غلامی، در ادامه اظهار کرد: «اگر صنایع تولیدی، توریستی و حتی ورزشی، با گام‌هایی نامطمئن و به آهستگی حرکت می‌کند، احتمالاً صنعت جذب دانشجوی بین‌المللی نیز با رکود مواجه خواهد شد. هم‌اکنون می‌توان مدعی شد که پروژه‌های مشترک، مقالات علمی مشترک، و دوره‌های مشترک تحصیلی با سکته، اگرچه ناقص، مواجه شده‌اند و نیاز به بازتوانی دارند». وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، با عنوان اینکه دوران شیوع کرونا فرصت‌هایی را نیز پدید آورده است، افزود: «فرصتی که بیندیشیم تاکنون چه کرده‌ایم و می‌خواهیم به کجا برویم. اکنون فرصتی پیدا شده که به زیرساخت‌های نرم و ساماندهی علمی در درون کشور و در میان کشورها و منطقه بپردازیم تا در پساکرونا حرکت منطقی‌تر و با شتابی بیشتر داشته باشیم». وی در پایان تصریح کرد: «دسترسی آزاد اعضای هیأت علمی و محققان یک منطقه به دانش تولید شده در هر کشور و تجمیع اطلاعات علمی و سهل‌الوصول بودن آن در سطح بین‌الملل و منطقه، اعتباردهی به مدارک دانشگاه‌های کشورهای همکار و ایجاد پروتکل‌های مربوط، توسعه همکاری‌های دو و چندجانبه از طریق فضای سایبری، و انتقال تجارب مدیریتی و راه‌حل‌های توسعه اقتصاد دانشگاهی می‌توان بسترهایی را برای جهش آتی همکاری‌ها فراهم آورد». سفیر روسیه فدراتیو در ایران در ادامه اجلاس لوان جاگاریان، سفیر روسیه فدراتیو در ایران، بیان کرد: «ما اهمیت خاصی برای همکاری‌های علمی قائل هستیم و هم‌اکنون می‌توان گفت یک شراکت راهبردی در این زمینه وجود دارد. برای گسترش و بهبود تبادلات علمی، هر دو طرف روسی و ایرانی همواره فعالیت‌های خوبی داشته‌اند و این امر مرهون تلاش‌های رؤسای دو دانشگاه دولتی مسکو و تهران و همچنین دیگر دانشگاه‌ها است». سفیر روسیه فدراتیو در ایران، تصریح کرد: «با وجود شرایط جدید کرونایی نیز می‌توانیم به‌صورت مجازی در مورد گسترش روابط ایران و روسیه به توافقات لازم دست یابیم». وی در ادامه در خصوص گسترش زبان روسی خاطرنشان کرد: «رایزنی فرهنگی برای تدریس زبان فارسی در روسیه صورت گرفته است و آموزش زبان روسی در دانشگاه‌های ایران انجام شده است و همچنین رایزنی‌های فرهنگی دیگری نیز برنامه‌ریزی و برخی از آنها محقق شده است». سفیر ایران در روسیه فدراتیو دکتر کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه، نیز با بیان اینکه تشکیل اتحادیه دانشگاه‌های برتر دو کشور نوید دهنده روابط عمیق آینده دو ملت است، افزود: «وقتی نخبگان یک کشور و دانشگاهیان در کنار هم جمع می‌شوند نشان دهنده آن است که ما داریم به یک فهم و زبان مشترک نزدیک می‌شویم. امروز روابط ایران و روسیه در ابعاد نظامی، سیاسی، دفاعی و امنیتی رو به گسترش است. اما به لحاظ فرهنگی نیز نیازمند این هستیم تا بر روی اشتراکات فرهنگی با هدف نزدیکی دو ملت همکاری کنیم. بهترین زبان نزدیکی نمایندگان دو کشور زبان علم، فن‌آوری و دانش است که شما دانشگاهیان نمایندگی این زبان را بر عهده دارید». وی افزود: «با همکاری نزدیک نیروهای علمی، تبادل دانشجو، تقویت زبان روسی در ایران و زبان فارسی در روسیه و همچنین گردهمایی کسانی که علاقه‌مند گسترش روابط هستند هر روز می‌توانیم شاهد برداشته شدن گام‌های بیشتری برای گسترش و پیشرفت روابط دو جانبه باشیم». مشاور ارشد وزیر امور خارجه ایران دکتر مهدی سنایی، مشاور ارشد وزیر امور خارجه ایران و سفیر سابق ایران در روسیه، حضور وزرای علوم دو کشور را نشان‌دهنده اهمیت برگزاری این اجلاس برشمرد و گفت: «بدون تردید همکاری‌های دانشگاهی یکی از محورهای اصلی روابط دو کشور ایران و روسیه است. این روابط بین دانشگاهی هم در ذات خود دارای اهمیت است و هم به فهم و شناخت بیشتر دو کشور از یکدیگر کمک می‌کند، همچنین می‌تواند پشتوانه دیگر روابطی چون سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار بگیرد». وی ضمن قدردانی از رؤسای دانشگاه‌های دولتی مسکو و تهران برای تأسیس و تقویت اتحادیه دانشگاه‌های دو کشور افزود: «از زمان تأسیس این اتحادیه مرتباً و هر ساله این نشست‌ها برگزار شده است. مدت پنج سال از تأسیس اتحادیه دانشگاه‌های ایران و روسیه می‌گذرد و لازم است یک ارزیابی از تفاهم‌نامه‌ها و اسنادی که به امضا رسیده است نیز صورت بگیرد. یقیناً این اجلاس‌ها دستاوردهای بسیاری را به همراه داشته است، اما تداوم آن نیازمند یک ارزیابی مجدد است تا نقاط قوت و ضعف شناسایی شود». دکتر سنایی، در ادامه با اشاره به بحران بیماری کرونا تصریح کرد: «این بحران به‌رغم همه سختی‌ها و دشواری‌هایی که ایجاد کرده است، برای حوزه آموزش یک بستر متفاوتی را در فضای مجازی فراهم آورده، وبینارهای متعددی که برگزار می‌شود نشان‌دهنده تسهیل ارتباطات و همچنین صرفه‌جویی در هزینه‌های رفت و آمد، اقامت و تشریفات است». مشاور ارشد وزیر امور خارجه، در پایان خاطر نشان کرد: «در حوزه آموزش حتی پیش از جدی شدن کرونا بحث استفاده از فضای مجازی از سوی استادان و دانشمندان مطرح شده بود، بر این اساس اگر کرونا هم برطرف شود، بسیاری از حوزه‌های آموزشی در فضای مجازی باقی خواهند ماند». رئیس دانشگاه تهران در بخش دیگری از این نشست دکتر محمود نیلی احمدآبادی، رئیس دانشگاه تهران، با اشاره به عملکرد دانشگاهی دو کشور ایران و روسیه در پنج سال اخیر گفت: «نتایج ارزیابی‌ها نشان‌دهنده آن است که برگزاری این نشست‌ها منجر به افزایش رشد تبادل استاد و دانشجو شده است. اگر چه رقم این تبادلات با توجه به در نظر گرفتن توانمندی‌ها و حجم نیازها می‌تواند بیشتر از آمار کنونی باشد. این نشست‌ها باعث توسعه روابط بین محققان و دانشگاهیان دو کشور شده است و امروزه می‌توانیم ادعا کنیم که اطلاعات ما از علایق و توانمندی‌های دانشگاه‌های دو طرف نسبت به گذشته بسیار بیشتر است». وی افزود: «طی چند سال گذشته حدود ۴۰ دانشجو روسی و ۳۸ استاد از دانشگاه‌های روسیه در دانشگاه تهران و بیش از ۲۰ استاد از دانشگاه تهران در دانشگاه‌های روسیه حضور داشتند. اخیراً نیز در نظر داشتیم تا ۱۳ دانشجو به روسیه اعزام کنیم که به دلیل شیوع کرونا این موضوع به تعویق افتاده است». به گفته رئیس دانشگاه تهران، سطح همکاری‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه‌های ایران و روسیه هنوز به سطح و گسترش همکاری‌های اقتصادی و سیاسی دو کشور نرسیده و نیاز است تا در این زمینه تلاش‌های بیشتری صورت گیرد. وی با اشاره به شیوع بیماری کرونا و تأثیر این بحران در جهان، اظهار کرد: «ویروس کرونا جایگاه ویژه علم و فناوری را نشان داد، امروز دنیا برای مقابله با این ویروس بیش از هر زمان دیگر به علم متکی است. هر چه ما در حوزه علم و فناوری پیشرفت بیشتری داشته باشیم در مقابله با این بحران موفق‌تر عمل خواهیم کرد». دکتر نیلی احمدآبادی، در ادامه بیان کرد: «علم باید از پایه تا کاربرد در تمام موضوعات همانند یک زنجیره مورد توجه قرار بگیرد و دانشگاه‌ها باید به‌عنوان محور اصلی علم بیش از گذشته توسعه پیدا کنند. لذا دانشگاه‌های ایران و روسیه می‌توانند با مدیران و سیاست‌گذاران دو کشور صحبت کنند تا توجه آنها به سرمایه‌گذاری در حوزه علم و فناوری بیشتر معطوف شود. با رویکرد و همکاری‌های علمی، آینده مردم تضمین خواهد شد، در غیر این صورت با آسیب‌های جدی مواجه خواهیم بود». رئیس دانشگاه تهران، تصریح کرد: «از زمان شیوع بحران کرونا، در دانشگاه تهران آموزش مجازی جایگزین آموزش‌های حضوری شد. همچنین در این زمینه آنچه که مهم است و باید مورد توجه قرار بگیرد آموزش‌های بین رشته‌ای است، به همین دلیل تلاش کردیم تا بین دانشگاه‌های مختلف کشور همکاری‌هایی صورت بگیرد که البته نتایج خوبی را به همراه داشت. با توجه به مسائل و مشکلات پیش آمده دانشگاه‌ها باید با استناد به علم و دانشی که دارند به دولت در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی مشورت دهند و خوشبختانه در این زمینه گزارش‌های متعددی به دولت و مجلس ارائه شده است». وی ضمن ارائه پیشنهاد تشکیل کمیته‌ای بین دانشگاه‌های ایران و روسیه گفت: «با تشکیل این کمیته دانشگاه‌ها می‌توانند تجارب و یافته‌های خود را در زمینه ویروس کرونا با یکدیگر مبادله کنند تا با همکاری مشترک دانشگاه‌های دو کشور هر چه سریع‌تر بتوانیم بر این ویروس غلبه پیدا کنیم. این بحران همکاری‌های بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داد، اما نکته قابل توجه این است که با توسعه فناوری اطلاعات می‌توانیم همکاری‌های آموزشی و پژوهشی را ادامه دهیم». دکتر نیلی احمدآبادی، عنوان کرد: «بر اساس توافق صورت گرفته قرار است تا دوره‌های مشترک بین دانشگاه‌های ایران و روسیه شکل گیرد. همچنین ما نگران تبادل دانشجو بودیم که البته با استفاده از آموزش مجازی این مشکل رفع شده است. دانشگاه‌های دو کشور در حوزه زبان فارسی و روسی همکاری‌های خوبی داشتند، اما توسعه همکاری در حوزه‌های دیگر هم لازم است و یکی از روش‌هایی که می‌تواند همکاری‌ها را بیشتر توسعه دهد طرح‌های مشترک با سرمایه‌گذاری مشترک دانشگاه‌ها است». رئیس دانشگاه تهران، با تأکید بر نقش جوانان در آینده و توسعه کشور گفت: «ما باید از این فضای پیش آمده استفاده کنیم تا جوانان دو کشور به‌ویژه در دانشگاه‌ها بیشتر با هم ارتباط داشته باشند. قرار بود تا در این نشست جوانان هم حضور پیدا کنند که امیدواریم در قالب یک وبینار حتماً بتوانیم چنین نشستی را برگزار کنیم. این موضوع کمک خواهد کرد تا مشارکت بیشتری محقق شود، جوانان هستند که آینده روابط ما را تضمین می‌کنند و هر چه آنها در این زمینه فعال‌تر شوند قطعاً بهتر می‌توانیم در حفظ و توسعه همکاری‌ها بیش از گذشته اطمینان حاصل کنیم». وی با اشاره به بیانیه تدوین شده پنجمین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه خاطرنشان کرد: «محتوای این بیانیه عمدتاً برگرفته از نکات عنوان شده از سوی رؤسای دانشگاه‌های دو طرف است. همه علاقه‌مند به گسترش همکاری‌ها هستند و مبدأ این همکاری‌ها تبادل استاد و دانشجو و دوره‌ها و پروژه‌های مشترک است». رئیس دانشگاه دولتی مسکو دکتر ویکتور آنتونویچ سادونیچی، رئیس دانشگاه دولتی مسکو، نیز گفت: «این اجلاس فعالیت خود را از آوریل ۲۰۱۷ آغاز کرده است که پس از آن به‌صورت توافقی اجلاس‌های مختلفی میان دانشگاه‌های دو کشور برگزار شده است. در اولین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های برتر، رقابت‌پذیری و نقش پارک‌های علم و فناوری مورد بررسی قرار گرفت و در دومین اجلاس به بررسی وضعیت علمی دانشگاه‌های دو کشور پرداخته شد». وی افزود: «باید روابط علمی میان دو کشور توسعه پیدا کند و این روابط با وجود ویروس کرونا نیز ادامه یابد. امسال به دلیل همه‌گیری کرونا، این اجلاس به‌صورت مجازی برگزار می‌شود و تا کنون دانشگاه‌های دو کشور در زمینه‌های مختلف به بررسی و فعالیت‌های علمی پرداخته‌اند». دکتر سادونیچی، با بیان اینکه در سومین اجلاس رتبه‌بندی دانشگاه‌ها مورد بررسی قرار گرفت افزود: «همچنین در چهارمین اجلاس که به میزبانی دانشگاه تهران برگزار شد، حمایت‌های ویژه‌ای در خصوص گسترش زبان فارسی و روسی صورت گرفت و در این دوره نیز شاهد گسترش روابط علمی و تبادل استاد و دانشجو هستیم». در بخش دیگری از این اجلاس، رؤسای دانشگاه‌های برتر دو کشور در خصوص موضوعات مختلف به ایراد سخنرانی پرداختند. پنجمین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه که با حضور مقامات علمی و سیاسی دو کشور، ۲۴ دانشگاه برتر روسیه و سیزده دانشگاه برتر ایران به همراه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران و دانشگاه گیلان برگزار شد، با تدوین بیانیه و با تأکید بر گسترش همکاری‌های دو جانبه به کار خود پایان داد. ]]> حوزه های جغرافیایی Sat, 11 Jul 2020 08:00:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3964/پنجمین-اجلاس-رؤسای-دانشگاه-های-برتر-ایران-روسیه-برگزار اصلاحات بن سلمان نفت را گران می کند http://www.iras.ir/fa/doc/note/3963/اصلاحات-بن-سلمان-نفت-گران-می-کند * گنادی پتروف ریاض از سیاست تخفیف در قیمت نفت انصراف می دهد     ریاض سرانجام تصمیم گرفته از سیاست تخفیف نفتی که از بهار در پیش گرفته بود دست بکشد. در ماه اوت قیمت های فروش منابع انرژی عربستان به آسیا، ایالات متحده و اروپا شمالی افزایش می یابد. این تغییر روند، از لیست قیمتهای شرکت دولتی نفتی سعودی آرامکو مشخص است. این افزایش قیمت که نسبتا زیاد هم هست، تقریباً در همه انواع نفت سعودی رخ خواهد داد. به عنوان مثال برای مشتریان شمال غربی اروپا قیمت Arab Extra Light هفتاد سنت افزایش می یابد. با این حال نفت عربستان سعودی باز هم ارزان تر از مارک روسی Urals خواهد بود که طبق نتایج معاملات اخیر هر بشکه 42.55 دلار قیمت دارد. عربستان سعودی تنها در اروپای جنوب شرقی همچنان قیمت هایش را پایین نگاه میدارد. دلیل این سیاست چیست؟ اقتصاد یونان تحت تأثیر بحران ناشی از کرونا ویروس بسیار صدمه دیده است و صنعت توریسم آن به شدت ضربه خورده است. این کشور به کمک نیاز دارد و اتحادیه اروپا کمک خواهد کرد اما اینکه چگونه و به چه میزانی کمک خواهد کرد چیزی است که در اجلاس این سازمان در اواسط ژوئیه مشخص خواهد شد. عربستان سعودی از سیاست تخفیفی که در ماههای آوریل و مه بدلیل کاهش تقاضای نفت در اثر شیوع کرونا در پیش گرفته بود چشم پوشی کرده و حالا بر روی پر کردن بودجه حساب باز کرده است. یک قدم هم در این راستا برداشته شد: تصمیم اوپک پلاس در تاریخ 6 ژوئیه برای تمدید توافق کاهش تولید نفت تا ماه آگوست. دلایل این امر قابل درک است. اصلاحات جاه طلبانه حاکم واقعی این پادشاهی، یعنی ولیعهد محمد بن سلمان، آنقدر هزینه در بر دارند که نمیتوان آنها را در شرایطی اجرا کرد که قیمت نفت رو به کاهش است. در سال 2016 وی طرحی را برای متنوع سازی اقتصاد کشورش ارائه داد. هدف نهایی از این طرح آن است که تا سال 2030 عربستان سعودی بتواند همان مسیری را که امارات متحده عربی قبلاً پیموده، طی کند. در این طرح فرض بر این است که وابستگی بودجه پادشاهی به درآمدهای نفتی کاهش یابد و برعکس سهم اشتغال مردم در فعالیت های اقتصادی افزایش یابد. این امر برای ثبات سیاسی عربستان سعودی مهم است. جمعیت کشور به سرعت جوان می شود. اکنون 30٪ از شهروندان پادشاه بیش از 30 سال ندارند. تقریبا 40٪ از جوانان بیکار هستند. و این در حالی است که بطور کلی نرخ بیکاری در پادشاهی نسبتاً پایین است. براساس اعلام دفتر مرکزی آمار و اطلاعات عربستان سعودی، در سه ماهه اول سال 2020 نرخ بیکاری 5.7 درصد بوده است. در برنامه شاهزاده بن سلمان، جذب سرمایه گذاری های کلان خارجی در پروژه های گران قیمت، پیش بینی شده است. مشهورترین این پروژهها ساخت یک " شهر آینده" با فناوری بسیار پیشرفته به نام نئوم در شمال غربی عبرستان، در کنار سواحل دریای سرخ است که بودجه ساخت آن از 500 میلیارد دلار فراتر می رود. با شروع بحران ناشی از کرونا ویروس مجبور شدند بخشی از طرحهای شاهزاده را تعلیق کنند. مثلا اجرای پروژه افتتاح درهای عربستان سعودی به روی گردشگران که باعث نارضایتی زیادی از سوی محافل محافظه کار این پادشاهی شد مورد تردید قرار گرفت. اگرچه طبق برنامه شاهزاده قرار بود از هجوم گسترده توریستها از اروپا و آمریکا جلوگیری شود (این کشور تنها برای مشتریان ثروتمند تبدیل به یک بهشت توریستی می شد) اما به هر حال این تصمیم میتواند پایه های جامعه ای که تحت قوانین سفت و سخت وهابی است را متزلزل کند. پادشاهی سعودی به طور فزاینده ای عادت کرده که زیر قرض و بدهی زندگی کند. طبق پیش بینی های بانک جهانی امسال بدهی ریاض 54 درصد رشد خواهد کرد. در طی سه سال بدهی خارجی پادشاهی 375٪ رشد داشته و به 183 میلیارد دلار رسیده است. بن سلمان اما در پاسخ به انتقادات باز هم تمرکز قدرت در دستان خود را افزایش داد. در همان آغاز بحران کرونا تمام اعضای خانواده سلطنتی بازداشت شدند: تمام کسانی که می توانستند حق شاهزاده را برای انجام آنچه او مناسب می داند زیر سوال ببرند. حتی ولیعهد پیشین محمد بن نایف که رقیب محمد بن سلمان در تصاحب تاج و تخت است و تا همین اواخر وزیری پرنفوذ بود تحت بازداشت خانگی قرار گرفت. از جمله اقداماتی که برای تسهیل سیل سرمایه گذاری در عربستان انجام شده می توان به تلاش بن سلمان برای رهایی از مسئولیت قتل روزنامه نگار جمال خاشقجی اشاره کرد. وی در تاریخ 2 اکتبر 2018 در استانبول در کنسولگری عربستان کشته شد. قاتلان وی که طبق اعلام دولت عربستان بدون اجازه بن سلمان عمل کرده اند محکوم شدند. خانواده خاشقجی در ماه مه آنها را بخشیدند و بدین ترتیب تأکید کردند که هیچ شکایتی از شاهزاده ندارند. البته این موضوع کشورهای غربی را تحت تاثیر قرار نداد. انگلیس اخیراً 20 نفر از اطرافیان شاهزاده (اما نه خود او) را در رابطه با دخالت در قتل خاشقجی تحریم کرده است. این ممکن است یکی از عواملی باشد که بر جذابیت سرمایه گذاری در عربستان تاثیر می گذارد، البته تاثیر منفی. ]]> حوزه های جغرافیایی Thu, 09 Jul 2020 10:08:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3963/اصلاحات-بن-سلمان-نفت-گران-می-کند تلاش آمریکا برای وضع تحریم‌های جدید علیه روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3962/تلاش-آمریکا-وضع-تحریم-های-جدید-علیه-روسیه    سیا، آژانس امنیت ملی آمریکا و کنگره تصمیم گیری خواهند کرد که آیا تبانی بین روسیه و طالبان علیه آمریکا وجود داشته است و بخاطر آن چگونه مسکو و ترامپ را مجازات کنند. نویسنده: گنادی پتروف دونالد ترامپ دستور داد که مقامات دو سرویس اطلاعاتی برتر آمریکا (سیا و آژانس امنیت ملی) اطلاعات موجود درباره تبانی بین سرویس اطلاعات نظامی روسیه و طالبان را به کنگره آمریکا ارائه کنند. با این حال دموکراتها منتظر جلسه با نیروهای اطلاعاتی نشدند و تحریم روسیه را درخواست کردند. ترامپ پس از تلاش ناموفق خود در توضیح دادن به نمایندگان کنگره، تصمیم گرفت رشته کلام را به مقامات سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا بسپارد. یادآوری می‌کنیم که در تاریخ 26 ژوئن در نیویورک تایمز مقاله ای منتشر شد که در آن با استناد به منابعی ناشناس در سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا مدعی شد که سرویس اطلاعات نظامی روسیه بابت حمله به نظامیان ناتو در افغانستان به طالبان پول پرداخته است. سپس این روزنامه اطلاعات خود را تکمیل کرد. روزنامه اسم واسطه بین روسیه و طالبان را نام برد، او رحمت الله عزیزی تاجر افغانی مواد مخدر است. علاوه بر این روزنامه ادعا می‌کند که با پول‌های روسی حداقل دو سرباز آمریکایی کشته شده اند. اما مهمتر از همه اینکه روزنامه ادعا می‌کند که سرویس‌های اطلاعاتی وجود این «سفارش» را به رئیس جمهور آمریکا گزارش کرده اند. اما او به گزارش اعتنا نکرده است. ترامپ و کاخ سفید قاطعانه اطلاعات این روزنامه را تکذیب کردند (ضمناً روسیه و طالبان نیز همین کار را کردند). روایت رسمی دفتر رئیس جمهور آمریکا اینگونه است: ممکن است سرویس‌های اطلاعاتی چنین اطلاعاتی را در اختیار داشته اند، اما از آنجایی که تردید‌های جدی در خصوص صحت آن وجود داشته است، گزارش نشده است.   در جلسه توجیهی محرمانه که چند روز قبل در کاخ سفید برای هشت نماینده دموکرات کنگره برگزار شد، دقیقا همین موارد بیان شد. پس از پایان این جلسه ستِنی هویر، رهبر فراکسیون حزب در مجلس نمایندگان اعلام کرد که او و همکارانش از سطح همکاری با رئیس جمهور رضایت ندارند. آنها خواستار آن شدند که خود رؤسای سرویس‌های اطلاعاتی به آنها اطلاعات بدهند، نه ترامپ و اطرافیان او. بعد از کمی تعلل رئیس جمهور با درخواست آنها موافقت کرد. جلسه توجیهی محرمانه جینا هاسپل، رئیس سازمان سیا و پل ناکاسونه، رئیس آژانس امنیت ملی برای روز پنج شنبه ساعت 11.30 مقرر شد. در لحظه چاپ این شماره روزنامه، جلسه هنوز تمام نشده بود. در این جلسه رؤسای هر دو مجلس: سنا که در کنترل هم حزبی‌های رئیس جمهور، جمهورخواهان است و مجلس نمایندگان که اکثریت آن در اختیار دموکراتها است، حضور داشتند. هاسپل و ناکاسونه هیچ گونه اظهار نظر اولیه ای را مطرح نکردند. اما نانسی پلوسی که یکی از فعالترین اعضای حزب دموکرات در فضای رسانه ای و رئیس مجلس نمایندگان است ترجیح داد که منتظر جلسه توجیهی نیروهای اطلاعاتی نشود و اظهار نظر کرد. او در مصاحبه با شبکه تلویزیونی MSNBC گفت «ما باید علیه روسیه تحریم وضع کنیم و این کار را فورا انجام دهیم». البته پلوسی در تاریخ 29 ژوئن با هاسپل و جان رِتکلیف که متولی تمامی سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و رئیس اطلاعات ملی است صحبت کرده است. طبق گفته خود پلوسی، او به رتکلیف پیشنهاد کرده است که در کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان  سخنرانی کند. تحقیقاتی که منجر به تلاش برای استیضاح ترامپ شد دقیقا در همین کمیته در سال گذشته آغاز شده بود. می توان تصور کرد که در صورتی که درخواست پلوسی پذیرفته شود چه تحریم هایی را می‌تواند علیه روسیه در پی داشته باشد. در ماه ژوئن کمیته تحقیقات جمهوری خواهان (Republican Study Committee, RSС) گزارش 120 صفحه ای تحت عنوان «تقویت آمریکا و مقابله با تهدیدات جهانی» را در مجلس نمایندگان ارائه کرد. RSC معتبرترین تشکل سیاستمداران جمهور خواه است. 147 نماینده از 197 عضو فراکسیون حزب در مجلس نمایندگان عضو آن هستند. به همین خاطر گزارش آن می‌تواند بعنوان نقطه آغاز مباحثه با دموکراتها در خصوص سیاست مربوط به مسکو ارزیابی شود. در این سند آمده است که تمامی اقداماتی که مقامات آمریکا برای بازدارندگی روسیه انجام داده اند نتیجه نداده است. به همین خاطر نمایندگان جمهوری خواه کنگره معتقدند که وضع تحریم‌های جدید و «جهنمی» لازم است. بخصوص در گزارش پیشنهاد می‌شود که روسیه، همچون ایران، از سیستم بین بانکی سوئیفت حذف شود، شرکت دولتی ونش­اکونوم­بانک [روسیه] در فهرست تحریم ها قرار گیرد، اوراق قرضه دولتی روسیه تحریم شوند و همچنین فهرست اشخاصی که علیه آنها تحریم وضع شده است به میزان قابل توجهی گسترش یابد. نکته ای که از اهمیت کمی برخوردار نیست این است که در گزارش پیشنهاد شده است که متحدان روسیه در شوروی سابق تحریم شوند. در اصل چیزی شبیه به این در رابطه با سوریه وضع شده است: «قانون سزار» که اخیرا در آمریکا به تصویب رسید کشورها را بخاطر همکاری با رژیم بشار اسد تحریم می‌کند. گزارش حاوی مجموعه ای از توصیه ها است، نه طرح‌های قانونی. تهیه ایده‌های قانونی مشخص وقت زیادی می‌برد، به همین خاطر نمایندگان کنگره ممکن است تا انتخابات نوامبر نتوانند آن را آماده کنند.  به نظر ولادیمیر واسیلیف پژوهشگر کل انستیتو آمریکا و کانادا، در عوض تصویب سریع قانون شناسایی روسیه بعنوان حامی تروریسم از شانس زیادی برخوردار است. این البته در صورتی اتفاق خواهد افتاد که سرویس‌های اطلاعاتی در حقیقت شواهدی را دال بر تبانی فدراسیون روسیه با طالبان ارائه کنند. در حال حاضر کشورهای ایران، سودان، سوریه و کره شمالی در آمریکا بعنوان کشورهای حامی تروریسم شناخته می‌شوند.  تعریف [کشور حامی تروریسم] حق اعمال یک سری تحریم‌های خاص را می‌دهد: برای نمونه ممنوعیت فروش کالاهای دارای کاربرد دوگانه. در نهایت اینکه قربانیان حملات تروریستی می‌توانند از کشور حامی تروریسم در دادگاههای آمریکا شکایت کنند. یعنی خویشاوندان سربازان آمریکایی که در افغانستان کشته شده اند، حق خواهند داشت که به شکایت آنها از دولت فدراسیون روسیه رسیدگی شود، دارایی‌های آن و دارایی‌های شهروندان فدراسیون روسیه که در دسترس دادگستری آمریکا قرار دارد را توقیف کنند.  منبع: نیزاویسیمایا گازیه­تا  https://www.ng.ru/world/2020-07-02/6_7901_usa.html ]]> حوزه های جغرافیایی Wed, 08 Jul 2020 11:16:23 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3962/تلاش-آمریکا-وضع-تحریم-های-جدید-علیه-روسیه مشاجره مجدد کی‌یف و مسکو بر سر دونباس http://www.iras.ir/fa/doc/note/3961/مشاجره-مجدد-کی-یف-مسکو-سر-دونباس  *تاتیانا ایفشنکو در نیزاویسیمایا گازتا    دور بعدی مذاکرات گروه تماس سه جانبه مینسک برای حل و فصل مناقشه دونباس برای 8 ژوئیه برنامه‌ریزی شده است و بطوریکه برخی رسانه‌های آلمانی گزارش داده‌اند طرف روسی تا 6 ژوئیه منتظر پیشنهادات اوکراین برای اعطای وضعیت ویژه (امتیازات خودمختاری) به دونباس است. اما در کیف می‌گویند که چنین شرطی مطرح نشده است. سوء تفاهمات پس از ملاقات 3 ژوئیه در برلین آغاز شد. ریاست هیئت روسی را در آن جلسه  دیمیتری کوزاک معاون رئیس نهاد ریاست جمهوری برعهده داشت و ریاست هیئت اوکراینی را معاون اول نخست وزیر برای حل و فصل و معاون رئیس هیئت در مذاکرات مینسک ،آقای الکسی رزنیکوف برعهده داشت. اما رئیس دفتر رئیس جمهور اوکراین آندری یرماک نیز به برلین رفت. مذاکرات 11 ساعت به طول انجامید. در پایان یرماک گفتگوها را مثبت ارزیابی کرد و گفت که این نشست "ما را یک قدم به برگزاری اجلاس سران نزدیکتر کرد" (اجلاس سران فدراسیون روسیه، اوکراین، آلمان، فرانسه). همانطور که می‌دانید سران کشور "گروه چهار نورماندی" از سال 2016 برای اولین بار در اواسط دسامبر 2019 در پاریس با همدیگر ملاقات کردند. در آن اجلاس برخی تصمیمات اولویتی در رابطه با حل و فصل تصویب شد و تصمیم گرفته شد طرفین در جلسه برنامه‌ریزی شده بعدی یعنی در آوریل سال جاری در برلین، روند اجرای آنها را مورد بررسی قرار دهند. اما جلسه ماه آوریل به دلیل همه گیری کرونا و همچنین به دلیل شکایات متقابل اوکراین و روسیه در مورد اجرای توافق‌های پاریس برگزار نشد. بنابراین مذاکرات رایزنان سیاست خارجی به لحاظ نظری به طرفین اجازه می‌داد تا گوشه‌های تیز را صاف کنند و مسائل حاد را آرام کنند. بطوریکه تاس گزارش می‌دهد دیمیتری کوزاک خاطرنشان کرد: در تاریخ 3 ژوئیه ما موفق شدیم در مورد موضوع مجموعه اقدامات جدید برای آتش بس در دونباس به همدیگر نزدیک شویم. اما پیشرفت شدیدی در مذاکرات اتفاق نیفتاد و هنوز خیلی خیلی زود است که بخواهیم در مورد برگزاری اجلاس سران نورماندی صحبت کنیم. كوزاك خاطرنشان كرد: از اوکراین دهها قانون مختلف خواسته شده است كه نه تنها لازم است آنها را تدوین نمود بلكه باید آنها را با دونباس نیز هماهنگ کرد که این نیز کار آسانی نیست. نشریه آلمانی اشپیگل با استناد به برخی از اسناد کاری هیئت روسی گزارش داد که یکی از اسنادی که فدراسیون روسیه ظاهراً از اوکراین انتظار دارد پیش نویس اصلاحیه قانون اساسی اوکراین است که در آن وضعیت ویژه دونباس تصویب می‌شود. به گفته همین منبع این پیش نویس باید در همین هفته در مینسک ارائه می‌شد. ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین در پاسخ به سؤال خبرنگاران، این اطلاعات را تأیید نکرد: "اولا هیچ کس نمی‌تواند چیزی از اوکراین مطالبه کند ما یک کشور مستقل هستیم. به نظر من در اینجا همه باید روی ادبیات خود کار کنند. مخصوصا که این دیگر یک لفاظی بین‌المللی است". روز شنبه و یکشنبه رئیس جمهور و رئیس دفتر وی در یک سفر کاری به اودسا و منطقه اودسا رفته بودند. زلنسکی گفت که روز شنبه او وقت نکرده است همه جزئیات مذاکرات برلین را با یرماک بررسی کند، وی افزود: "من می‌دانم که این جلسه بدی نبوده است و محتوای خوبی داشته است. فعلا چیز دیگری برای اظهار نظر وجود ندارد". در همین حال، خبری رسمی در سایت رئیس جمهور اوکراین در مورد آنچه که رایزنان سیاست خارجی به دست آورده اند ظاهر شد: "توافقات اجلاس سران کشورهای نرماندی در پاریس باید اجرا شوند. اوکراین و شرکایش در نرماندی یعنی فرانسه و آلمان آمادگی خود را برای انجام هرگونه تلاشی در این راستا نشان داده‌اند". همچنین گزارش شده است که طرف روسی درخواست زمان کرد تا پاسخی به موضع متحد اوکراین، فرانسه و آلمان بدهد." نشریه استرانا به نقل از ولادیمیر ولیا کارشناس سیاسی اوکراینی خاطرنشان كرد كه این خبر رسمی مانند یک نوع خبر پیروزی به نظر می‌رسد . این ذهنیت شکل می‌گیرد كه این سه کشور (فرانسه، آلمان، اوکراین) طوری بر سر روسیه ریخته‌اند كه در بن بست قرار گرفته و مجبور شده است درخواست زمان کند. به عقیده ولیا، در حقیقت تیم زلنسکی در تلاش است تا با ایجاد گرد و خاک این واقعیت را که استراتژی پیشنهادی یرماک به بن بست لاعلاجی رسیده است از انظار مخفی کند. در کیف درک و ارزیابی‌های متفاوتی از برنامه‌های حل و فصل مناقشه وجود دارد. مثلا پیشتر رئیس دفتر رئیس جمهور را مورد انتقاد قرار داده‌اند چون او بعقیده اپوزیسیون قصد ایجاد یک شورای مشورتی برای حل و فصل مناقشه دارد و نیز اهداف دیگری دارد که منجر به برسمیت شناختن دونتسک و لوگانسک و اعطای موقعیت ویژه به این دو جمهوری خواهد شد. خود یرماک بارها چنین فرضیاتی را رد کرده است و گفته است كه حل و فصل سیاسی (از جمله برگزاری انتخابات مقامات محلی و اعطای اختیارات گسترده به مقامات محلی) تنها پس از اجرای موارد مربوط به تامین امنیت، امکان پذیر می‌شود. این یعنی اینکه موضع اوکراین تحت رهبری زلنسکی همان است که در دوره پاراشنکو بود: اول امنیت (از جمله بازگشت کنترل مرز روسیه به دست اوکراین) و سپس حل و فصل مسائل سیاسی. اما موضع روسیه بدون تغییر مانده است. ولادیمیر ولیا در این خصوص گفت: "درخواست زمان (در نتیجه مذاکرات رایزنان سیاست خارجی) چیزی غیر از یک تاکتیک برای حفظ نزاکت دیپلماتیک نیست و معنای آن عدم تغییر موضع و عدم امکان تغییر آن است". طرف روسی بارها از کیف خواسته است تا مستقیماً وارد مذاکره با دونتسک و لوگانسک شود تا موضوع اعطای موقعیت ویژه به این دو جمهوری مورد بررسی واقع شود. رهبری اوکراین احتمال چنین مذاکراتی را منتفی می‌داند. کارشناسان می‌گویند که هنوز هیچ راهی برای خروج از بن بست دونباس دیده نمی شود. در همین حال، رسانه‌ها اظهارات نخست وزیر اول دونتسک الكساندر بورودای را نقل كردند كه در كنگره حزب "رودینا" گفته بود: من یقین دارم كه در آینده نسبتا نزدیکی شاهد خواهیم بود که جمهوری دونباس نه تنها در عمل (de facto) بلکه رسما (de jure) هم بخشی از فدراسیون روسیه خواهد شد. مدیر مرکز مطالعات مشکلات جامعه مدنی ویتالی کولیک، در وبلاگ خود در سایت Censor.net خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی بیش از حد خوش بینانه است که بخواهیم تلاش کنیم از مشکلات همگرایی مجدد به یک تعریف استاندارد از مراحل بازگرداندن حاکمیت بر سرزمین‌های اشغالی برسیم. الان نمی توان به چنین چیزی فکر کرد. امروز آن تهدیدات نظامی سیاسی که هم اکنون به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوی دشمن نشان داده می‌شوند نیاز به رویکردی متفاوت دارند. وی خاطرنشان کرد: بسیاری از تحلیلگران در کیف به مقامات توصیه می‌کنند که به بازبینی توافق نامه‌های مینسک بازگردند: "چون این سند قطعا نمی تواند چارچوبی برای حرکت به سمت یک حل و فصل مسالمت آمیز و پایان دادن به مناقشه باشد، در درجه اول به این دلیل که طرفین درگیری نظامی به طور نادرست در متن این سند تعریف می‌شوند." کولیک یادآوری کرد که توافقنامه‌های مینسک حتی هدف اصلی را که به خاطر آن امضا شد برآورده نکردند: آتش بس در دونباس هنوز به طور کامل اجرا نشده است. کولیک اشاره کرد که: "اما امروز اولویتها کاملاً تغییر یافته است: به جای تاکید بر حفظ اصل "امنیت در درجه اول" اکنون خواهان تغییر ترتیب انجام گامها هستند و تمایل عجیبی دارند که از آخر شروع کنند یعنی با بحث در مورد قوانین حاکم بر چارچوب سیاسی برای بازگشت برخی از مناطق دونتسک و لوگانسک به قلمرو اوکراین، شروع نمود. منبع:   https://www.ng.ru/cis/2020-07-05/1_7902_ukraine.html ]]> حوزه های جغرافیایی Tue, 07 Jul 2020 10:52:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3961/مشاجره-مجدد-کی-یف-مسکو-سر-دونباس همه پرسی روسیه، پیروزی تاریخی پوتین در این کشور بود http://www.iras.ir/fa/doc/note/3960/همه-پرسی-روسیه-پیروزی-تاریخی-پوتین-این-کشور سیاست پارسی: هفته گذشته، هفته پر فراز و نشیبی برای فضای سیاسی روسیه بود. نهایی شدن نتایج رفراندوم برگزار شده در این کشور، جایگاه پوتین برای ادامه حکمرانی در این کشور را بالا برده و به‌ احتمال‌ زیاد او را تبدیل به یکی از افراد پرقدرت تاریخ این کشور می‌کند که دوران زمامداری طولانی‌ای داشته است. حکم‌فرما شدن ثبات سیاسی در روسیه حداقل تا سال 2036  برای دنیا به چه معنا خواهد بود و برای ایران چه اتفاقاتی را رقم خواهد زد ؟ سایت سیاست پارسی در گفت‌وگو با دکتر جهانگیر کرمی، کارشناس مسائل روسیه و دانشیار دانشگاه تهران به بررسی این مسائل پرداخته است .    * همه‌پرسی اخیر روسیه و امکان تداوم دوران ریست جمهوری پوتین را برای دهه بعدی چطور ارزیابی می‌کنید؟ نتیجه همه‌پرسی تغییر قانون اساسی قابل پیش‌بینی بود. پیش‌بینی‌هایی در مورد کم ‌و زیاد شدن میزان مشارکت مردم طرح می‌شد، ولی به‌ صورت کلی قابل پیش‌بینی بود که بیش از 60 درصد مردم به این موضوع رأی مثبت دهند. مهم‌ترین بند به امکان کاندیداتوری مجدد آقای پوتین برای دو دور بعدی برمی‌گردد. البته 36 بند تغییر در قانون اساسی فدراسیون روسیه مطرح ‌شده که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی داشت، اما تقریباً مهم‌ترین بند سیاسی آن به تداوم دوران ریاست جمهوری پوتین برای دو دوره بعدی از 2024 تا 2036 مربوط می‌شد. سایر تغییرات به تحول سازوکارها و ساختار اداری کشور و برخی به مسائل هویتی و مذهبی روسیه مربوط بود. به نظر نمی‌آید این موضوعات اهمیت آن ‌چنانی داشته باشند. شاید چند بند امنیتی نیز کمی اهمیت داشته باشند، ولی مهم‌ترین نکته مربوط به تداوم ریاست جمهوری آقای پوتین بود که او را به رئیس‌جمهوری تبدیل خواهد کرد که در 6 دوره، قدرتش تداوم‌ یافته است. این در حالی است که معمولاً در نظام‌های جمهوری حداکثر امکان انتخاب افراد دو دوره است ولی او اگر زنده بماند طی 6 دوره و جمعاً 32 سال رئیس‌جمهور روسیه خواهد بود. اگر دوران نخست‌وزیری و کفالت ریاست جمهوری را نیز اضافه کنیم، تقریباً چهار دهه عالی‌ترین مقام روسیه را به خود اختصاص می‌دهد و در تاریخ یک هزار و دویست‌ ساله این کشور، پوتین در شمار پنج حاکم با دوره حکمرانی بیش از سه دهه‌ای آن ماندگار می‌شود. خصوصاً که با شرایط سیاسی موجود فدراسیون روسیه امکان پیروزی رقبا در دوره‌های بعدی بر او نیز کمتر محتمل خواهد بود. به هر حال در دوره حکمرانی آقای پوتین شاهد فراز و نشیب‌های زیادی در روابط واشنگتن و مسکو بودیم . اگر دوران ریاست جمهوری پوتین در روسیه بیشتر شود به نظر شما تا چه اندازه در روابط دو کشور تغییر به وجود می آید؟ ویژگی سیاست خارجی روسیه در دوره پوتین عمدتاً متأثر از نوعی استقلال عمل و سیاست تعامل و تقابل بوده است؛ به این معنا که دولت روسیه خود را شریکی در معادلات بین‌المللی می‌داند و نظام بین‌المللی مورد نظر آمریکا را که مبتنی بر هژمونی یک‌ جانبه ‌گرایی غرب است، رد می‌کند و بر نظام بین‌المللی چند قطبی و چند جانبه تأکید می‌کند. همچنین بر حل ‌و فصل مشکلات بین‌المللی با نقش‌آفرینی و حضور قدرت‌های بزرگ به ‌عنوان میراث روسیه قرن نوزدهم و بیستم تأکید دارد. این مبنا کمابیش حس خواهد شد. باید دقت کنیم که حتی در اوج تقابل دولت روسیه در مقابل آمریکا، به دلیل منطق عمل‌گرایی حاکم بر نگرش دولتمردان روسیه به‌ویژه شخص پوتین همیشه امکان توافق بر سر برخی از موضوعات و یا توافقاتی کلی در مورد مجموعه‌ای از موضوعات بین‌المللی وجود داشته و در عمل نیز در برخی از موارد این توافق صورت گرفته است و در آینده نیز این امکان وجود دارد که دولت روسیه بر سر بعضی موضوعات و توافقات کلی با آمریکا وارد مذاکره شود و به نتایجی نیز برسد. در دو سال گذشته نیز شاهد بودیم که پوتین در نشست 16 جولای 2018 هلسینکی با ترامپ توافقاتی به انجام رساند و آنچه بیشتر مانع از اجرای آن شد، شرایط داخلی امریکا بود. به عبارتی کلید حل ‌و فصل مسائل بین روسیه و آمریکا بیشتر در واشینگتن است تا روسیه و روسیه حاضر بود عمل‌گرایانه بر اساس منافع و مصالح خود در چهارچوب ساختار نظام بین‌المللی چند جانبه و چند قطبی به توافقاتی با آمریکا برسد، ولی در داخل آمریکا ترامپ نه از مشروعیتی آن‌چنانی برخوردار بود و نه اقتداری داشت که بتواند کنگره را راضی کرده و فضای رسانه‌ای و افکار عمومی را قانع کند تا توافقات اولیه با کرملین را در هلسینکی عملی کند. در نتیجه، در چهار سال گذشته امکان توافق وجود نداشت و در آینده نیز کمابیش این امکان محدود خواهد ماند؛ چرا که لیست بلندی از اختلاف‌ نظرها میان دو کشور وجود دارد که مهم‌ترین آنها موضوع تحریم‌ها، اوکراین و قراردادهای راهبردی ست. اما هرگز نباید احتمال توافق روسیه و امریکا را منتفی دانست. شاهد ارتباط خوب روسیه و ایران هستیم. آیا احتمال دارد تغییراتی در رویه برخورد مسکو با تهران بعد از این همه‌پرسی به وجود بیاید؟ منطق همکاری‌های ایران و روسیه در دهه‌های گذشته و بخصوص در سال‌های اخیر منطقی روشن است و روس‌ها بخصوص در دوره پوتین بر حفظ قواعد نظام بین‌المللی وستفالیایی و بحث حاکمیت ملی کشورها (البته به‌جز کشورهای حوزه پیرامونی خودشان که آن منطقه را خارج نزدیک می‌نامند و حاضر نیستند این مناطق را در پیوند با غرب و در تقابل با روسیه بدانند و از این‌ رو، حاکمیت محدودی برایشان قائل‌اند)، اما در سایر نقاط دنیا حفظ حاکمیت ملی و وضعیت دولت‌ها و حفظ مرزهای موجود بین‌المللی به ‌ویژه در خاورمیانه برای روسیه اهمیت دارد و همواره یک اصل بوده است. حمایت از ایران در مجامع بین‌المللی در چارچوب این قاعده بوده و از طرفی، همکاری‌ها عمدتاً در مقابل تروریسم و عوامل برهم زننده ثبات و امنیت منطقه‌ای بوده است. در بحث هسته‌ای نیز به ‌ویژه در شورای امنیت، حمایت‌ها از ایران در دهه اخیر در سازمان ملل متحد، در چهارچوب حفظ برجام بوده است. لذا به نظر می‌آید مادامی ‌که منطق سه‌گانه مذکور وجود دارد، همکاری‌های بین دو کشور تداوم پیدا کند و در بحث هسته‌ای نیز تا زمانی که ایران در چهارچوب برجام باقی بماند، همچنان این حمایت تداوم پیدا دارد. مهم‌ترین ویژگی پوتین چیست و چگونه توانست از فراز و نشیب دهه‌های اخیر به این نقطه برسد؟ به نظر می‌آید، عامل اصلی در تداوم قدرت آقای پوتین در روسیه؛ تجربه تلخ دهه 1990 میلادی است که به اسم همکاری و تعامل با غرب، روسیه تحقیر شد و برخلاف چشم‌انداز اقتصادی اصلاحات دوره گورباچف، رها کردن مدل اقتصادی سوسیالیستی و خصوصی‌سازی گسترده و اجرای طرح‌های کاملاً غربی به نتیجه نرسید، اقتدار ملی خدشه‌دار شد، حاکمیت ملی آسیب دید، کشور در دست باندهای مافیایی قرار گرفت، مردم از نظر اقتصادی به وضعیت وخیمی دچار شدند و در سطح بین‌المللی نیز نقش گذشته روسیه و عظمت این کشور لطمه خورد. روی کار آمدن پوتین هم موجب اعاده حاکمیت دولت و ترمیم اقتدار ملی شد، یکپارچگی ملی تضمین شد و حیثیت روسیه در سطح بین‌المللی احیا شد. مجموعه این شرایط و فعالیتهای موفق داخلی و خارجی موجب محبوبیت پوتین شد. ما در شرایط فعلی در بحث روابطمان با روسیه، موضوع برجام را هم داریم. موضع روسیه نسبت به حفظ برجام چیست؟ این موضع به نظر شما همچنان حفظ می شود و یا ممکن است تغییر کند؟ موضوع این است که برجام نشان ‌دهنده یکی از ویژگی‌های سیاست خارجی روسیه است که عقیده دارد تمام مسائل مهم بین‌المللی باید در چهارچوب تعاملات قدرت‌های بزرگ حل‌ و فصل شود. در دوره آقای احمدی‌نژاد وقتی ایشان سراغ ترکیه و برزیل رفت، روس‌ها، آمریکایی‌ها و چینی‌ها فوراً قطعنامه‌ها را علیه ایران تصویب کردند و هنوز هم کشور ما درگیر عواقب آن سیاست است. مادامی ‌که ایران در چهارچوب نهادهای رسمی بین‌المللی وارد تعامل و توافق شده است، این موضوعی خواهد بود که منافع روسیه و قدرت‌های بزرگ دیگر نیز لحاظ می‌شود و لذا برای روسیه حفظ برجام به ‌عنوان یک توافق بین‌المللی و تضمین‌کننده توافقات بین‌المللی در زمینه فناوری هسته‌ای اهمیت زیادی دارد. در نتیجه برای موضوع تسلیحات نیز روسیه در چهارچوب مفاد برجام رفتار می‌کند. اگر روزی ایران از برجام خارج شود، طبعاً سیاست روسیه در قبال پرونده هسته‌ای نیز دچار تغییراتی خواهد شد. اما همکاری‌های ایران و روسیه در موضوعات منطقه‌ای و به ‌ویژه در مقابله با تروریسم و کمک به صلح و ثبات و امنیت منطقه‌ای تداوم خواهد یافت. ]]> حوزه های جغرافیایی Tue, 07 Jul 2020 10:35:30 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3960/همه-پرسی-روسیه-پیروزی-تاریخی-پوتین-این-کشور ترکیه، عامل بزرگترین شکست ژئوپلتیک فرانسه در مدیترانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3959/ترکیه-عامل-بزرگترین-شکست-ژئوپلتیک-فرانسه-مدیترانه مجدوبی د. حسین در القدس العربی عصر دیپلماسی: عصر دیپلماسی: مشارکت رئیس جمهور فرانسه در نشست ائتلاف ساحل در موریتانی، تلاش برای ظاهر شدن در سطح بین المللی پس از شکست سخت این کشور در مقابله با توسعه نفود ترکیه در لیبی است. آنکارا به نیم دایره ژئوپلیتیکی ضربه زد که پاریس درصدد ایجاد آن بود یعنی منطقه نفوذی که از سواحل موریتانیا در اقیانوس اطلس شروع و تا سواحل لیبی در مدیترانه کشیده می شود.  تنش کنونی میان فرانسه و ترکیه در مورد لیبی را زمانی متوجه می شویم، که به گذشته بازگشته و دو حادثه مهمی را بررسی کنیم که روابط دو طرف را شکل داده و باعث شده بر آن تنشی ابدی حاکم باشد. این دو رویداد عبارت اند از :نخست: فرانسه جنایت های ضد بشری ایی را به رسمیت شناخت که در سایه امپراطوری عثمانی علیه ارمنی ها صورت گرفت. دوم:مخالفت فرانسه با پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا. در آن زمان ترکیه متوجه شد دو گزینه دارد:یکی این که تا ابد درهای اتحادیه اروپا را بکوبد یا این که برای ایفای نقش کلیدی خاورمیانه طی سناریویی شبه اوضاع ژئوپلیتک خلافت عثمانی در دریای مدیترانه فعالیت کند. ترکیه متوجه شد موضع فرانسه ناشی از یک دشمنی تاریخی است و با هدف کاهش نفوذ ترکیه در منطقه خارومیانه و دریای مدیترانه صورت می گیرد. شکست فرانسه در پرونده لیبی  به عوامل زیر بازمی گردد: -نخست: احساس ترکیه مبنی بر این که قربانی طرحی بین المللی به رهبری فرانسه برای محاصره این کشور و کاهش نفوذش در دریای مدیترانه و محروم کردن این کشور از منابع انرژی در لیبی و نیز دریای میدترانه است. این طرح دربردارنده یونان،مصر،امارات و عربستان است. -دوم: عدم آمادگی اتحادیه اروپا برای حمایت از فرانسه در خصوص لیبی. زیرا مشخص شد این کشور دو سیاست متفاوت را پیگیری می کند و با وجود همراهی با سیاست خارجی اروپا اما بیشتر با مصر،امارات،عربستان و یونان هماهنگی انجام می دهد. باید توجه داشت که موضع اروپا حمایت از دولت الوفاق بوده است که از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است. در حالی فرانسه از نیروهای حفتر علیه این دولت حمایت می کند. -سوم: عقب نشینی انگلیس از موضوع لیبی. در حالی که در سال ۲۰۱۱ با نقشه فرانسه برای تقسیم لیبی همراهی می کرد. نقشه ای که با مخالفت واشنگتن مواجه شد و شکست خورد. -چهارم:مخالفت واشنگتن با سیاست فرانسه در لیبی. اکنون واشنگتن با مداخله ترکیه موافق است زیرا تنها کشوری است که از استقرار نیروهای روسیه در سواحل لیبی جلوگیری می کند. -پنجم:اعزام نیروهای نظامی از سوی ترکیه به عرصه میدان و مسلح کردن نیروهای سراج با استفاده از مسئله به رسمیت شناختن این نیروها از سوی سازمان ملل و نیز توافق های نظامی امضا شده انکارا و طرابلس. این در حالی است که فرانسه به علت مخالفت پارلمان و اتحادیه اروپا و شرایط کرونا نمی تواند نیروی نظامی اعزام کند. در برابر این تحولات فرانسه مجبور شد در هفته جاری از عملیات “نگهبان دریایی” ناتو خارج شود و این عقب نشینی به اندازه یک شکست واقعی برای طرح های فرانسه است؛ زیرا به طور کامل رویای ایجاد نیم دایره ژئوپلتیک را از موریتانیا تا سواحل لیبی در دریا را نابود می کند. مشارکت مکرون در نشست ساحل در موریتانیا تنها تلاشی برای جبران این شکست در دریای مدیترانه است. برای نخستین بار فرانسه بازیگری جدید را پیدا می  کند که سیاست هایش در منطقه را متوقف کرده است. ]]> حوزه های جغرافیایی Mon, 06 Jul 2020 12:07:40 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3959/ترکیه-عامل-بزرگترین-شکست-ژئوپلتیک-فرانسه-مدیترانه فشار اقتصادی پناهجویان به ترکیه و نگرانی مجدد اروپا از سیل پناهجویان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3958/فشار-اقتصادی-پناهجویان-ترکیه-نگرانی-مجدد-اروپا-سیل انگلر دیوید عصر دیپلماسی: فدراسیون بین المللی جوامع صلیب سرخ و هلال احمر در گزارشی که اواخر ماه ژوئن منتشر کرد، اعلام نمود که ۷۰ درصد پناهندگان ساکن ترکیه در نتیجه شیوع ویروس کرونا شغل خود را از دست داده اند. وضعیت اقتصادی ترکیه که به طور فزاینده ای تضعیف شده، بیش از هر کس دیگری پناهندگان را تحت تأثیر قرار می دهد: حدود ۳٫۹ میلیون پناهنده در حال حاضر ساکن ترکیه هستند. اگرچه ۱٫۷ میلیون نفر از پناهندگان از کمک های شش میلیارد یورویی اتحادیه اروپا که بخشی از توافق پناهندگان بین اروپا و ترکیه است، بهره مند می شوند؛ اما بسیاری از پناهندگان مشمول این کمک ها نشده و مجبورند برای گذران زندگی مشغول کارهای پاره وقت و غیر رسمی شوند. در همین حال، نرخ بیکاری در ترکیه در نتیجه پاندمی کرونا به ۱۳٫۶ درصد افزایش یافته است. وضعیت نامطلوب بسیاری از پناهندگان اخیرا انتقادات امام اوغلو، شهردار استانبول و رقیب اردوغان را برانگیخته و او اوایل ژوئن در مقاله ای برای مجله انگلیسی زبان “ترکیش پالیسی کوارترلی” به سیاست های اردوغان در قبال پناهندگان حمله کرد. وی در مقاله خود چشم انداز برنامه جدید ادغام شهری را برای بهبود وضعیت پناهندگان و بخصوص کودکان آنها طراحی و ارائه کرده است. این واقعیت که شهردار استانبول طرح خود را در یک نشریه انگلیسی زبان منتشر کرده، سیگنالی برای اروپا می باشد که هنوز هم نگران است که اردوغان توافقنامه پناهندگان را فسخ کرده و موج جدیدی از پناهندگان را به سمت مرزهای اتحادیه اروپا هدایت کند. به نظر می رسد که امام اوغلو قصد دارد هر چه زودتر خود را به عنوان یک شریک مطمئن جلوه دهد که می خواهد به جای اعزام پناهندگان به اروپا، آنها را در جامعه ترکیه ادغام کند. منبع: دی سایت (آلمان) ]]> حوزه های جغرافیایی Mon, 06 Jul 2020 12:05:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3958/فشار-اقتصادی-پناهجویان-ترکیه-نگرانی-مجدد-اروپا-سیل اهمیت و آینده پیمان استارت جدید؛ دیدگاه کارشناسان روس و آمریکایی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3957/اهمیت-آینده-پیمان-استارت-جدید-دیدگاه-کارشناسان-روس-آمریکایی پیمان استارت که در سال 2010 میان واشنگتن و مسکو امضا شد، در سال 2020 منقضی می شود و در همین راستا ایالات متحده و فدراسیون روسیه مذاکرات برای تمدید آن را به پیش می برند. در این نوشتار، دیدگاه های کارشناسان سرشناس روس و آمریکایی درباره این پیمان را میخوانیم. آ. گ. آرباتوف، عضو فرهنگستان علوم روسیه، رئیس مرکز امنیت بین‌الملل انستیتو اقتصاد بین‌الملل و روابط بین‌الملل فرهنگستان علوم روسیه موسوم به پریماکوف پیمان استارت ‌جدید گامی مهم و مفید در مسیر پنجاه ساله محدودیت و کاهش سلاح‌های تهاجمی استراتژیک بود. این قرارداد موجب كاهش هر چه بیشتر تسلیحات اعم از حاملهای کلاهکها و خود كلاهكها به سطح بسیار پایینی شد. این سطح از کاهش از زمان توافق نامه موقت سالت 1 در سال 1972 بیسابقه بوده است. در مقایسه با سال 1991 که تعداد تسلیحات راهبردی در اوج بود تعداد کلاهکها تقریبا به یک ششم رسیده است و تعداد حامل‌ها تقریبا به یک سوم رسیده است. در همین مدت، بر طبق اصول ثبات استراتژیک که در سال 1990 از سوی دو طرف به توافق رسید نسبت تعداد کلاهک‌ها به حامل‌ها از "پنج به یک" به "دو به یک" تغییر یافت. تسلیحات بقای بسیار بالا در آن زمان 30 تا40 درصد نیروهای استراتژیک روسیه و ایالات متحده را تشکیل‌ می‌داد و در حال حاضر 60 تا 70 درصد‌ می‌باشد. این پیمان امکان، و در نتیجه انگیزه، نخستین حمله‌ هسته‌ای عظیم از هر دو طرف را به طور مؤثری از بین برد. مطلب دیگری که به همان اندازه مهم است این است که پیمان استارت ‌جدید به لطف رژیم راستی آزمایی و اقدامات اعتماد ساز، توانست درجه بالایی از قابلیت پیش بینی، شفافیت و تعامل کاری در روابط استراتژیک دو قدرت را تضمین کند. در عین حال نمی توان برخی از کاستی‌های پیمان را نادیده گرفت. مهمترین کاستی این است که این پیمان گویی تحت تاثیر یک نیروی اینرسی شکل گرفته است که بجای اینکه به قلب مشکل بزند روند را به سادگی در مسیر کاهش حاشیه ای متوالی حامل‌ها و کلاهک‌ها هدایت کرده است (استارت 2در سال 1993، توافق نامه چارچوبی استارت سه در سال 1997، SORT در سال 2002، و استارت ‌جدید در سال 2010). دستورالعمل ضعیفی که برای شمارش کاهشها در چارچوب استارت ‌جدید تدوین شد تجلی این اینرسی است (به عنوان مثال، بمب افکن‌های سنگین از لیست سلاحهایی که باید کاهش یابند حذف شدند). تسلیحات غیر‌ هسته‌ای بسیار دقیق که بی ثبات کننده هستند نادیده گرفته شدند (از جمله سیستم‌های مافوق صوت، اتوماتیک، ضد موشکی و ضد ماهواره و غیره). اما همه اینها لزوم تمدید پیمان استارت ‌جدید را منتفی نمی کند. این یک قرارداد ایده آل برای همه زمان‌ها نیست اما بهتر از هیچی است. حفظ آن، حداقل برای چند سال، فرصتی را برای انعقاد توافق بعدی فراهم‌ می‌آورد که کاستی‌های فعلی را برطرف‌ می‌کند و مشکلاتی را که در طی 10 سال توقف روند محدودیت سلاح‌های استراتژیک انباشته شده اند برطرف‌ می‌کند. توماس کانتریمن، رئیس شورای اتحادیه کنترل تسلیحات، معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور امنیت بین‌المللی (2016-2017) ایده تمدید پیمان استارت ‌جدید از حمایت گسترده ای در کنگره و سازمانهای ذیربط برخوردار است. علاوه بر این، عموم مردم نیز به شدت از تمدید آن حمایت‌ می‌کنند. در شرایط فعلی روابط روسیه و آمریکا، این تنها اقدام عمده سیاست خارجی است که ترامپ‌ می‌تواند در حوزه روسیه انجام دهد و تأیید اکثریت رهبران هر دو حزب جمهوری خواه و دمکرات را نیز بدست آورد. در عین حال یک جریان ایدئولوژیک قوی وجود دارد (که چهرههای شاخص آن جان بولتون و سناتور تام کاتن‌ می‌باشند) که با هر تهدید موجود یا بالقوه مخالفت‌ می‌کنند و همچنان بر طرز فکر رئیس جمهور ترامپ تأثیر‌ می‌گذارند. مسکو تمایل خود را برای تمدید اعلام کرده است. نیازی به اقدامات اضافی از جانب روسیه نیست وگرنه در ذهن برخی از افراد در واشنگتن این تصور غلط تقویت‌ می‌شود که کش دادن تصمیم گیری در مورد تمدید، فرصتی فراهم‌ می‌آورد که بر روسیه فشار وارد کرد. بجای این کار، مسکو باید از طریق مجاری محرمانه دیپلماتیک پیشنهادی مبنی بر صدور یک اعلامیه سیاسی همراه با تمدید پیمان، بفرستد که در آن دو رئیس جمهور آمادگی خود را برای کاهش بیشتر زرادخانه‌های‌ هسته‌ای و پیوستن سایر قدرتهای‌ هسته‌ای به این روند اعلام‌ می‌کنند. چنین اعلامیه ای به ترامپ امکان خواهد داد تا به هدف اصلی سیاسی خود برسد: اینكه اعلام كند كه وی قادر به "بهبود" توافق منعقد شده توسط پرزیدنت اوباما است. ویلیام پاتر، مدیر مرکز مطالعه مشکلات عدم اشاعه جیمز مارتین، عضو شورای کارشناسان مرکز PIR ده سال پیش، انعقاد پیمان استارت ‌جدید تبدیل به یک رویداد مهم سیاسی و راهبردی نظامی، شد. از دیدگاه سیاسی، این پیمان نشان داد که هر دو طرف ارزش همکاری با یکدیگر را برای دستیابی به هدفی مشترک، یعنی تقویت ثبات استراتژیک با زرادخانه‌های‌ هسته‌ای کوچکتر، درک‌ می‌کنند. در همین رابطه استارت ‌جدید برای سایر كشورها روشن كرده است كه مسكو و واشنگتن نسبت به تعهدات خود بر طبق ماده ششم ان پی تی جدی عمل‌ می‌كنند. از نظر نظامی هر دو طرف پیروز شدند زیرا پیمان استارت قابلیت پیش بینی دکترین‌های‌ هسته‌ای را بیشتر‌ می‌کرد و بدین ترتیب انگیزه‌ها را برای یک مسابقه تسلیحاتی نامحدود، کاهش‌ می‌داد. البته استارت ‌جدید ناقص است اما هیچ قرارداد کاملی وجود ندارد و "بهتر" نباید دشمن "خوب" باشد. متأسفانه به دلیل عدم تمایل ایالات متحده به کنترل ضروری تسلیحات، چشم اندازهای تمدید پیمان استارت ‌جدید همچنان در هاله ای از ابهام است. اگرچه جان بولتون که منتقد اصلی پیمان بود كاخ سفید را ترك كرده است اما فلسفه ای كه وی نماد آن بود، هنوز در آنجا حاكم است. در واقع، دولت فعلی وضعیتی را که در آن ایالات متحده کاملا از کنترل تسلیحات رها باشد به وضعیتی که در آن آمریکا به لطف پذیرش برخی محدودیت ها، بردهای امنیتی زیادی کسب کند ترجیح‌ می‌دهد. به نظر من، اصرار آمریکا بر توافق نامه ای سه جانبه با حضور چین پوششی بد برای تلاشی است که آنها جهت منحرف کردن توجهات از تنها راه ممکن پیش رو در این مرحله دیرهنگام، انجام‌ می‌دهند: تمدید استارت ‌جدید به مدت 5 سال. ویکتور یسین، محقق برجسته انستیتوی آمریکا و کانادای آکادمی علوم روسیه، فرمانده ستاد کل نیروهای موشکی استراتژیک روسیه (1994 تا 1996)، سپهبد، عضو شورای کارشناسان مرکز PIR اهمیت استارت ‌جدید در این است که با توجه به واقعیات فعلی، وقتی روابط روسیه و آمریکا کاملاً خراب شده اند به لطف همین پیمان است که ثبات استراتژیک بین روسیه و ایالات متحده در سطح قابل قبولی حفظ‌ می‌شود و مانع از غلطیدن آنها بسوی یک رویارویی‌ هسته‌ای‌ می‌شود. مهم این است که استارت ‌جدید نه تنها تواناییهای‌ هسته‌ای استراتژیک روسیه و ایالات متحده را محدود‌ می‌کند بلکه مهمتر از همه، شفافیت و قابلیت پیش بینی را هم در مورد وضعیت نیروهای‌ هسته‌ای استراتژیک طرفین و هم اقدامات آنها تضمین‌ می‌کند و بدین ترتیب مبهمترین وضعیتهایی را که‌ می‌توانند پیامدهای مهلکی داشته باشند منتفی‌ می‌نماید. در مورد حفظ استارت ‌جدید از طریق تمدید اعتبار آن به مدت پنج سال، امیدهای من روشن نیست. برخلاف مسکو که آماده است فوراً استارت ‌جدید را بدون هیچ پیش شرطی تمدید کند در واشنگتن شرایط غیرواقعی را برای حفظ آن مطرح‌ می‌کند: پیمان باید شامل کلیه سلاحهای استراتژیک جدید روسیه شود، آوردن سلاحهای‌ هسته‌ای غیر استراتژیک روسی تحت شمول این پیمان، و شرکت چین در توافقات. حتی اگر واقعاً بخواهید این شرایط را اجرا کنید تا زمان انقضاء استارت ‌جدید انجام آنها غیرممکن است. بنابراین، اگر واشنگتن به واقعیت محض باز نگردد (که چندان نمی توان به این امر دلخوش بود) در 5 فوریه 2021 استارت ‌جدید محو خواهد شد.   سارا بیدگود، مدیر "برنامه عدم اشاعه در اوراسیا" مرکز تحقیقات مشکلات عدم اشاعه جیمز مارتین استارت ‌جدید به عنوان آخرین پیمان کنونی کنترل تسلیحات روسیه و آمریکا، ثبات، شفافیت و قابلیت پیش بینی را در سطح لازم تامین‌ می‌کند چیزی که در حوزه‌های دیگر بسیار مورد نیاز است. بنابراین تمدید پیمان استارت ‌جدید به مدت 5 سال همانطور که در پیمان پیش‌بینی شده است نباید سؤالی ایجاد کند. چنین تمدیدی به هیچ وجه مانع از مذاکره در مورد اقدامات بعدی کنترل تسلیحات در آینده نخواهد شد و استدلالاتی که در این راستا نباشند فقط باعث ایجاد یک دوگانگی کاذب بین حفظ وضع موجود و شناخت ارزش گام‌های بلند پروازانه‌تر،‌ می‌شود. در عوض، تمدید پیمان استارت ‌جدید زمان لازم را در اختیار واشنگتن و مسکو برای انعقاد پیمان بعدی قرار خواهد داد، پیمانی که قادر به پاسخگویی به آن دسته از تهدیدات ثبات استراتژیک است که طرفین آن را مهمتر‌ می‌دانند. یکی از دلایلی که اکنون باید استارت ‌جدید را تمدید کرد این است که چنین تصمیمی تأثیر مثبتی بر کنفرانس بازنگری NPT خواهد گذاشت. بخش خلع سلاح NPT احتمالاً موضوع اصلی کنفرانس بازنگری خواهد بود و هیئت‌های روسی و آمریکایی قادر خواهند بود از تمدید پیمان استارت ‌جدید به عنوان یک گام مشخص در اجرای ماده ششم ان پی تی، یاد کنند. اگر کنفرانس بازنگری طبق برنامه در ماه آوریل برگزار شده بود این فرصت الان از دست رفته بود. اما تعویق کنفرانس به روسیه و ایالات متحده به عنوان بزرگترین کشورهای‌ هسته‌ای فرصتی دوباره داد تا اقتدار ان پی تی را در 50 سال دوم رژیم عدم اشاعه تقویت کنند.  آندری مالوف، دانشیار گروه امنیت بین‌المللی و ملی آکادمی دیپلماتیک وزارت امور خارجه روسیه، عضو شورای کارشناسان مرکز PIR به نظر‌ می‌رسد اهمیت استارت ‌جدید در سه سطح تجسم یافته است: 1. در زمینه کاهش و محدودیت عملی تسلیحات تهاجمی استراتژیک که گامی واقعی در جهت محدود کردن و کاهش سلاح‌های‌ هسته‌ای، و به تبع آن، در انجام تعهدات مربوط به خلع سلاح‌ هسته‌ای مطابق با ماده ششم ان پی تی، محسوب‌ می‌شود. نتیجه این شد که تا 5 فوریه 2018 طرفین به شرایطی رسیدند که زرادخانه تسلیحات استراتژیک روسیه و ایالات متحده در مقایسه با استارت 1991 و استارت 2002 به سطح پایین تری رسیده بود. استارت ‌جدید (2010) طرفین را ملزم‌ می‌کند که بیش از 700 حامل آماده عملیات (موشک‌های قاره پیمای بالستیکی، موشک‌های بالیستیک زیردریاییها و بمب افکنهای سنگین)، 1550 کلاهک مخصوص نصب بر روی آنها و 800 بمب افکن سنگین و لانچر آماده عملیات و غیر آماده برای پرتاب موشکهای قاره پیمای بالستیکی و موشکهای بالیستیک زیردریاییها در اختیار نداشته باشند. تا قبل از تاریخ راستی آزمایی، تمام تعهدات روسیه به طور کامل انجام شده بود. ایالات متحده هم اعلام کرد که به تعهدات خود عمل کرده است. بنابراین سطح تقابل در این حوزه کاهش یافته است که این امر عینا در راستای حفظ سطح کافی از بازدارندگی متقابل‌ می‌باشد و به نوبه خود، ثبات استراتژیک را تقویت‌ می‌کند. بازدارندگی‌ هسته‌ای به خودی خود نمی تواند عدم وقوع یک درگیری‌ هسته‌ای کنترل نشده را بطور کامل تضمین کند. با این حال، فراهم آوردن بازدارندگی همراه با رعایت رژیم کنترل تسلیحات به طور عینی در تقویت ثبات استراتژیک موثر‌ می‌باشد. این امر به ویژه در شرایطی که ثبات استراتژیک دچار چالش‌هایی مداوم شده است بسیار مهم است: اجرای مداوم برنامه‌های ایجاد یک سیستم دفاع موشکی جهانی به نفع ایالات متحده، توسعه سلاح‌های دور برد بسیار دقیق با تجهیزات غیر‌ هسته‌ای در چارچوب دکترین "ضربه جهانی"، تولید تسلیحات‌ هسته‌ای که ویژگی‌های سلاح‌های میدان جنگ را دارند، اقدامات عملی برای آماده شدن جهت قرار دادن سیستم‌های تسلیحاتی تهاجمی در فضا، تخریب ابزارهای چندجانبه خلع سلاح و عدم اشاعه و غیره. در این زمینه مهم است که در متن اصلی سند استارت ‌جدید یک وابستگی متقابل هارمونیکی بین سلاح‌های تهاجمی استراتژیک و سلاحهای دفاعی استراتژیک برقرار نمود. البته چنین چیزی در مقدمه این سند انعکاس یافته است اما درج آن در بدنه متن اهمیت خود را دارد. 2. اقدامات کنترلی پیش بینی شده در استارت ‌جدید موجب‌ می‌شوند که اقدامات شفافیت‌ساز و اعتمادساز در این حوزه حساس به نحو شایسته‌ای اجرا شوند و به نوبه خود باعث دستیابی به قابلیت پیش بینی استراتژیک در سطح شایسته‌ای‌ می‌شوند. اهمیت این قضیه هم از سوی کارشناسان روس و هم از سوی کارشناسان با نفوذ آمریکایی تأیید شده است. 3. استارت ‌جدید که در واقع آخرین سند در حوزه رژیم‌های کنترل تسلیحات‌ می‌باشد یک کارکرد سیاسی و استراتژیک بسیار مهم برای بازداشتن جهان از یک فرآیند غیر قابل کنترل و بهمن آسا، یعنی از هم پاشیدن هنجارهای حقوقی بین‌المللی در حوزه کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه، دارد. عواقب عدم تمدید آن تأثیر بسیار بی‌ثبات کننده‌ای بر کل سیستم توافق نامه‌ها حوزه کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه خواهد داشت. جمع بندی: از این نظر آمادگی که مقامات عالی روسیه برای تمدید پیمان استارت ‌جدید بدون هیچ پیش شرطی اعلام کرده‌اند از اهمیت بالایی برخوردار است. وادیم کوزولین، مدیر برنامه فن‌آوری‌های جدید و امنیت بین المللی، مرکز PIR می خواهم اشاره کنم که پیمان استارت ‌جدید علاوه بر راهکارهای مهم نظامی و فنی که در خود دارد خلاء خطرناکی را پر کرد که در حوزه کنترل تسلیحات با انقضای پیمان استارت 1 در 5 دسامبر 2009 ایجاد شده بود. استارت ‌جدید منتقدان بسیاری در بین ناظران هر دو طرف داشته و هنوز هم دارد. این یک پیمان ایده‌‌آل نیست اما اجازه داده است که فضای سازنده‌ای در روابط بین‌الملل حفظ شود. امروز اوضاع در حال تکرار شدن است و جهان دوباره در معرض خطر حذف سیستمهای کنترل تسلیحات قرار گرفته است. به نظر‌ می‌رسد در شرایط امروزه این وضعیت‌ می‌تواند خطرناک تر از سال 2010 باشد. من اگر به عقل سلیم سیاستمداران ایمان نداشته باشم حداقل به عمل‌گرایی آنها باور دارم. تمدید استارت ‌جدید هم برای روسیه و هم برای ایالات متحده سودمند است. منبع:  https://www.pircenter.org/articles/2216-885200     ]]> حوزه های جغرافیایی Mon, 06 Jul 2020 10:26:38 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3957/اهمیت-آینده-پیمان-استارت-جدید-دیدگاه-کارشناسان-روس-آمریکایی