موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Thu, 26 Apr 2018 23:45:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Thu, 26 Apr 2018 23:45:36 GMT 60 شانگهای از نگاه سوچی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3629/شانگهای-نگاه-سوچی   سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته 28 و 29 فروردین ماه 97 شهر سوچی روسیه شاهد نشست نخبگان ، دانشگاهیان و فعالان رسانه ای کشورهای عضو، ناظر و شریک گفتگوهای سازمان همکاریهای شانگهای بود. عنوان این نشست "چشم‌انداز توسعه و تقویت سازمان همکاریهای شانگهای" نام‌گذاری شده بود و دستور کارآن کسب نظر و جمع آوری دیدگاههای مختلف شرکت کنندگان در نشست درموضوعات مرتبط به عنوان کلی نشست بود.   این نشست دو روزه شامل یک جلسه افتتاحیه ، سه جلسه کاری در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و یک جلسه اختتامیه بود که با قرائت بیانیه سوچی پایان یافت.بیانیه پایانی نشست را می توان ماحصل و نتیجه نهایی نشست البته از نگاه بانی اصلی آن یعنی دولت روسیه دانست.   نشست سوچی را از دو منظر می توان مورد تجزیه و تحلیل قرار دارد یکی از منظر چگونگی و دیگری از منظر چرایی؟ منظور از چگونگی، ارائه گزارش محتوایی نشست است تا بتوانیم تصویر نسبتا کامل و درستی از مباحث صورت گرفته در جلسات مختلف نشست ازافتتاحیه تا اختتامیه ترسیم کنیم و نکات اصلی و مهم سخنرانی ها را استخراج و برجسته نماییم و منظور از چرایی ، یافتن پاسخ به این سوال است که دلیل یا دلایل اصلی برگزار کنندگان نشست از برگزاری آن چیست و چرا چنین نشستی را برگزار نمودند ؟ این نشست را می توان از هر دو منظر چگونگی و چرایی حایز اهمیت دانست ولی هدف این نوشتار تمرکز بر وجه چرایی آن است ضمن آن که اشاراتی به چگونگی آن نیزمی شود.   در بحث چگونگی نشست موارد ذیل را می توان برجسته کرد:   1- نشست با سخنان زاتولین معاون اول کمیته امور کشورهای مشترک المنافع شروع شد وی در سخنان خود پیام رئیس دومای دولتی به نشست را نیز قرائت نمود و پس از آن بختیار حکیموف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور کشورهای شانگهای سخنرانی نمود که او نیز در سخنان خود پیام لاوروف وزیر خارجه روسیه به نشست را قرائت نمود. فرماندار منطقه کراسنودار و شهردار سوچی سخنرانان بعدی جلسه افتتاحیه بودند.   2- قسمت دوم جلسه افتتاحیه به سخنرانیهای محتوایی اختصاص داشت که دراین قسمت صاحبنظرانی از کشورهای چین ،هند ، افغانستان ، ایران و روسیه سخنرانی نمودند. این بخش از جلسات نشست را می توان مهمترین بخش نشست پس از سخنان مقامات رسمی روسیه دانست زیرا که این سخنرانی ها در حضور تمام شرکت کنندگان انجام می شد و پس از آن نشست به کارگروههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم شد و شرکت کنندگان در این کارگروهای تخصصی سه گانه پخش شدند.   3- عنوان سخنرانی اینجانب که در جلسه افتتاحیه ایراد شد "ایران و سازمان همکاریهای شانگهای: منافع متقابل" نام داشت که در آن تلاش داشتم اهمیت جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در منطقه ترسیم کرده و منافعی را که سازمان شانگهای و کشورهای عضودر صورت عضویت ایران در سازمان شانگهای بدست می آورند تشریح نمایم. اهمیت ژئوپلیتیک، راههای ارتباطی ایران، نقش صلح سازی در افغانستان ، مبارزه با تروریسم و افراط گرایی از جمله موارد تشریح شده در سخنرانی اینجانب بود. محتوای سخنان اینجانب به نوعی نشان دادن کاهش اشتیاق ایران به عضویت در سازمان همزمان با نشان دادن افزایش اهمیت منطقه ایران بود.   4- عناوین جلسات تخصصی سه گانه عبارت بود از: الف) اوراسیای بزرگ ، نظم جهانی ، امنیت و مبارزه با تروریسم ب) سازمان همکاریهای شانگهای - روند همگرایی در اوراسیا . اقتصاد، انرژی ، حمل ونقل ومهاجرت ج) تعامل فرهنگی و مذهبی. حفاظت محیط زیست ،آموزش و علوم.   5- درهریک از جلسات سه گانه تخصصی که دو روز ادامه داشت 20 تا 25 نفر سخنرانی نمودند. نمی توان گفت که سخنرانان در محورهای در نظر گرفته شده سخنرانی می نمودند زیرا که هرکس هر آن چه را که آماده نموده بود در وقت محدود در نظر گرفته شده ارائه می نمود. برخی از سخنرانیها با موضوع جلسه مرتبط می شد و برخی کاملا از موضوع دور می شد.   6- جلسه پایانی اختصاص به گزارش اداره کنندگان جلسات تخصصی بود که هر کدام در پنج دقیقه امهات مطالب هر جلسه را مطرح کردند و در نهایت بیانیه پایانی موسوم به بیانیه سوچی قرائت گردید.   7- توجه به اهمیت سازمان همکاریهای شانگهای ،روند گسترش عمودی و افقی سازمان ، ضرورت توجه به اعتماد سازی در بین اعضاء سازمان ، ضرورت توجه به همگرایی سیاسی اقتصادی و فرهنگی ، اهمیت عضویت هند و پاکستان ، اهمیت نقش سازمانهای غیر دولتی و نخبگان و تحصیل کردگان کشورهای عضو سازمان در همگرایی ، ضرورت توجه به دیپلماسی عمومی و فرهنگی، ارتباطات بین دینی ، محکومیت حمله موشکی امریکا به سوریه، اهمیت مبارزه همه جانبه با تروریسم ، اهمیت خاص ابتکارات اقتصادی یک جاده یک کمربند چین، اهمیت اتحادیه اقتصادی ارواسیا و بالاخره تاسیس نهاد دائمی نشست سوچی برای شانگهای از موضوعات مورد توجه بیانیه پایانی به شمار می آید.   اما در بحث چرایی نشست که از نظر اینجانب مهمتر از بحث چگونگی آن است می توان گفت که اساسا نشست سوچی نماد رقابت گفتمانی روسیه و چین برای معرفی سازمان همکاریهای شانگهای است. در درون سازمان شانگهای رقابتهای مختلفی بین اعضاء سازمان چه در بین کشورهای بزرگ با یکدیگر و چه بین کشورهای بزرگ با کوچکتر و چه بین کشورهای کوچکتر با یکدیگر وجود دارد و می توان گفت که با ورود هند و پاکستان به این سازمان بر رقابتهای درونی آن افزوده خواهد شد. در بین رقابتهای مختلف درون سازمان شاید بتوان گفت رقابتهای روسیه و چین از جمله مهمترین رقابتها می باشد که درچارچوبی ناگفته و نانوشته به نام رقابتهای گفتمانی در جریان است.   چین تلاش دارد سازمان همکاریهای شانگهای سازمانی باشد که بیشتر بر همکاریهای اقتصادی با توجه به مزیتهای اقتصادی چین متمرکز باشد و شانگهای سازمانی باشد که خود را از رقابتهای ژئوپلیتکی دور نگه دارد لذا چین در پی آن است که در سازمان گفتمانهای اقتصادی و همگرایی بر محور موضوعات اقتصادی چون حمل ونقل ، انرژی ، تجارت و راه حاکم شود ولی روسیه تمایل به حاکمیت گفتمانهای ژئوپلیتکی دارد و سازمان شانگهای را سازمانی می داند که می تواند بر ظرفیتهای ژئوپلیتیکی روسیه بیافزاید. البته در موضوعاتی چون مبارزه با تروریسم، افراط گرایی و تجزیه طلبی چین و روسیه همسو بوده و نظرات مشابهی دارند ولی در بحث گفتمان حاکم بین دو کشور رقابت محسوسی وجود دارد.   چین خود را برای برگزاری اجلاس سران کشورهای سازمان همکاریهای شانگهای که دو ماه دیگر در شهر گوینگ دائو (تسینگ تائو) برگزار می شود آماده کرده است و با توجه به این که اولین باراست که هند و پاکستان به عنوان عضو اصلی سازمان در جلسه سران شرکت می کنند برای چین که خود را بانی اصلی سازمان شانگهای می داند فرصت و موقعیت ویژه ای به شمار می آید و تلاش دارد تا اجلاس گوینگ دائو را به سرفصل جدیدی در روند فعالیتهای سازمان شانگهای تبدیل کند. در این ارتباط از یک سال پییش که اجلاس سران شانگهای در آستانه ، چین برای اجلاس ماه جون 2018 انتخاب شد این کشور تلاشهای گسترده ای را در عرصه های مختلف خصوصا معرفی چیستی سازمان و گفتمان حاکم برآن بعمل آورد.   مطالعه مصاحبه های انجام شده توسط مقامات مختلف چین در خصوص اجلاس گوینک دائو و مقالات منتشر شده در این ارتباط به خوبی نشان دهند این است که چین در نظر دارد گوینگ دانو را هم در نظروهم در عمل به سرفصل جدیدی در سازمان شانگهای تبدیل کند زیرا که بندر گوئینگ دائو بندری است که هم راههای دریایی طرح بزرگ چین موسوم به یک کمربند- یک راه از آنجا شروع می شود و هم راه آهن چین به اروپا که از سیبری گذشته و سراسر خاک روسیه را پیموده و از طریق اوکراین به اروپا می رسد، از گوئینک دائو شروع می شود.   چین آینده خود را در تحقق ایده بزرگ یک کمربند- یک راه می داند و با قدرت در همه عرصه های سیاسی،دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی این ایده بزرگ را دنبال می کند که در این خصوص توجه ویژه ای هم به گفتمان سازی و گفتمان حاکم بر مباحث سازمانی دارد. چین به موضوع دیپلماسی عمومی و فعالیتهای رسانه ای و معرفی سازمان همکاریهای شانگهای به سازمانی با وجه قالب همکاریهای اقتصادی توجه ویژه ای داشته و تلاش می نماید تا دیگر وجوه فعالیتهای سازمان شانگهای به صورت علنی تبلیغ و برجسته نشود.   این موضوع از نظر روسیه پنهان نمانده و این کشور با برگزاری نشستهایی مانند سوچی تلاش دارد تا از این رقابت گفتمانی عقب نماند. روسیه با معرفی "اتحادیه اقتصادی اوراسیا" تلاش دارد تا طرح چینی یک کمربند یک راه تنها ابتکار اقتصادی منطقه شناخته نشده و کشورهای عضو متوجه جایگاه و سهم روسیه در مباحث اقتصادی بشوند و علاوه بر آن روسیه که خود را یک قدرت ژئوپلیتکی می داند و از عقب ماندگی اقتصادی خود نسبت به چین مطلع است در مباحث گفتمانی سازمان شانگهای به موضوعات ژئوپلیتکی نیز ورود کرده و سوچی را به میدان رقابت گفتمانی تبدیل کرده است. عدم حضور جدی چینی ها در نشست سوچی را نیز در همین راستا می توان تحلیل نمود. منبع: خبرآنلاین   ]]> سازمان های منطقه ای Thu, 26 Apr 2018 14:07:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3629/شانگهای-نگاه-سوچی "ارمنی‌ها از انسداد اقتصادی و محاصره خسته شده‌اند" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3628/ارمنی-ها-انسداد-اقتصادی-محاصره-خسته-شده-اند سرژ سرکیسیان نخست وزیر ارمنستان در پی 11 روز تظاهرات مخالفان خود روز دوشنبه، 23 آوریل 2018، استعفا داد و در پیامی، دلیل کناره گیری خود را خواست مردم اعلام کرد. معترضان ارمنی طی یازده روز درخواست خود را در خیابان های ایروان پایتخت ارمنستان از نخست وزیر این کشور که از تبار سرکسیان است مطالبه کردند که در نهایت به استعفای وی منتهی شد و رئیس جمهور هم با استعفای کابینه نخست وزیر موافقت کرد. دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیرامون ریشه های اعتراضات تاکنون عنوان شده است. دکتر بهرام امیراحمدیان، پژوهشگر و کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای و اوراسیایی در گفتگو با خبرآنلاین دربارۀ چرایی این آشوب‌ها می گوید: «ارمنستان مدتهاست دچار تنش است. مهاجرت نخبگانی که امکان اشتغال در داخل کشور را ندارند، فساد دستگاه حاکم، ترکیب نمایندگان مجلس و رانتی که برخی از دولتمردان از آن برخوردارند و فساد اداری در بخشهایی از ساختار دولت، مردم ارمنستان را به ستوه آورد.»   این کارشناس ارشد مطالعات اوراسیا افزود: «نبود سرمایه گذاری خارجی، وابستگی شدید به روسیه و انجماد قره باغ شرایط نه جنگ و نه صلح، بیکاری مزمن و دور ماندن از توسعه اقتصادی که دو همسایه شرقی و غربی بدان دست یافته اند، از ارمنستان یک ملت مایوس و سرخورده ساخته است.»   امیر احمدیان دربارۀ نقش روسیه در مسائل داخلی و خارجی ارمنستان خصوصا پرونده قره باغ و بحران اقتصادی این کشور گفت: «روسیه که متحد استراتژیک ارمنستان است مساله قره باغ را برای ارمنستان گرو کشی کرده است. عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیایی نیز به سبب ظرفیت اندک این کشور و پایین بودن تولید ناخالص داخلی نتوانسته است رکود اقتصادی ارمنستان را درمان کند.   البته روسیه اعلام کرده است در صورت عضویت آذربایجان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا روسیه در حل قره باغ تسریع خواهد کرد و منافع آذربایجان را مورد ملاحظه قرار خواهد داد. در گفت و گو با نسل جدید ارمنستان می توان دریافت که آنها از این انسداد اقتصادی و در محاصره بودن همه جانبه خسته شده اند. آنها جنگ قره باغ را به نسل قبلی خود حواله می دهند که اگر چه ارمنستان برتری دارد ولی این موجب افزایش هزینه های عمومی به نقع قره باغ شده است.»   این پژوهشگر آسیا و اوراسیا در نهایت بیان داشت: «همه این عوامل سبب ناکارمدی دولت و کاهش اعتماد مردم نسبت به دولتمردان شده است. استعداد نیروی انسانی ارمنستان نسبت به همسایگان بالاست ولی فرصتهای بروز این استعدادها فراهم نیست. کمکهای دیاسپوراهای ارامنه در خارج از ارمنستان نتوانسته است نیازهای جامعه را تامین کند. از این رو نافرمانی مدنی از شورش نیروی پلیس در سال گذشته اکنون به یک خیزش عمومی براندازانه تبدیل شد.»   امیراحمدیان در آخر اضافه کرد: «روسیه متحد اصلی ارمنستان خود درگیر مسابقه تسلیحاتی با غرب شده است و تحریمهای غرب روسیه را نیز کلافه کرده و روسیه را از توجه بیشتر به ارمنستان و اعطای کمک بازداشته است.   نکته مثبت دیگر این تظاهرات مردم ارمنستان دوری از خشونت و نیز سطح بالای تولرانس بود. استعفای مسالمت آمیز نخست وزیر سرکیسیان و بیانه او در باره استعفا خود نشان دهنده رشد جامعه مدنی در ارمنستان است.»     ]]> جامعه و سیاست Thu, 26 Apr 2018 13:58:24 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3628/ارمنی-ها-انسداد-اقتصادی-محاصره-خسته-شده-اند همایش بین المللی «افق های همکاری در آسیای مرکزی» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3627/همایش-بین-المللی-افق-های-همکاری-آسیای-مرکزی همایش بین المللی «افق های همکاری در آسیای مرکزی» به همت دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد، موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) و موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در تاریخ 16-17 اردیبهشت 1397 در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار خواهد شد. در این همایش که به دو زبان فارسی و روسی برگزار می گردد، سخنرانانی از جمهوری اسلامی ایران و کشورهای منطقه در پنج نشست تخصصی، آخرین دیدگاه ها و تحلیل های خود در خصوص تحولات منطقه آسیای مرکزی را به بحث و گفتگو خواهند گذاشت.   برنامه همایش بین المللی «افق های همکاری در آسیای مرکزی» در ادامه از نظر می گذرد.   - روز نخست   افتتاحیه   پنل اول: روندهای کلان جهانی و همکاری در آسیای مرکزی 1. ایوان سفرنچوک: فرآیندهای جهانی و منطقه‌ای در آسیای مرکزی 2. حمیدرضا عزیزی: روندهای چند جانبه گرایی در آسیای مرکزی 3. اسن اسوبعلی­اف: «رقابت بین کشورهای بزرگ در منطقه (ازبکستان و قزاقستان): برخورد منافع یا سهم گرفتن در امنیت منطقه­ ای» 4. الکساندر کنیازف: فرصت‌ها و تهدیدات آسیای مرکزی در بلوک بندی جدید قدرت‌ها پرسش و پاسخ به همراه جمع ­بندی رئیس پنل  پنل دوم: بازیگران محوری و همکاری در آسیای مرکزی بخش نخست: قدرت­های بزرگ و آسیای مرکزی  1. فرامرز تمنا: حضور ناتو و آمریکا در افغانستان و وضعیت موازنه قدرت در آسیای مرکزی 2. عادل کائوکن اف: سیاست فعلی چین در مورد کشورهای آسیای مرکزی 3. محمود شوری: روسیه قویتر یا ضعیفتر: کدام یک برای آسیای مرکزی بهتر است؟ 4. بولات فتکولین: ويژگي‌هاي تعاملات بين کشورهای آسياي مركزي و روسيه (بررسی تعاملات حوزه اورال روسیه با کشورهای آسیای مرکزی) پرسش و پاسخ بخش دوم: قدرت­ های منطقه ­ای و آسیای مرکزی 1. فرهاد عطایی: محدودیت­ها و مزیت­های ایران در همکاری­های منطقه­ای 2. جهانگیر کرمی: ایران و ترکیه در آسیای مرکزی 3. منوچهر مرادی: روندهای کلان در آسیای مرکزی؛ فرصت­ها و تهدیدات فراروی ج.ا.ایران 4. محسن خلیلی: گوشه و گره/ورطه و واحه: آسیای مرکزی در سیاست خارجی ایران پرسش و پاسخ به همراه جمع­ بندی رئیس پنل - روز دوم پنل سوم: موانع و چالش ­های همکاری در آسیای مرکزی 1. حسن بهشتی پور: موانع و چالش های همکاری در آسیای مرکزی 2. سانات کشکومبایف: فرایند جدید در همکاری ­های منطقه­ ای کشورهای آسیای مرکزی: چالش ­ها و چشم انداز 3. وحید سینایی: پیامدهای نیمه ­اقتدارگرایی برای همکاری منطقه ­ای در آسیای مرکزی 4. رستم بورناشف: کشورهای آسیای مرکزی: دولت‌های ضعیف و احتمال هرج و مرج 5. روشن نظروف: جنبه­ های قومی-سیاسی همکاری‌های منطقه­ ای در آسیای مرکزی پرسش و پاسخ به همراه جمع ­بندی رئیس پنل  پنل چهارم: افغانستان و مسأله همکاری در آسیای مرکزی 1. طلعت بیک مصادیق اف: تاثیر رقابت قدرت ها در افغانستان بر همکاری های کشورهای آسیای مرکزی با افغانستان) 2. ولی کوزه گر کالجی: خط لوله تاپی و پیوستگی ژئواکونومیکی آسیای مرکزی و افغانستان 3. سردار محمد رحیمی: شبه نظامی­گری در شمال افغانستان و امکان­سنجی همکاری منطقه­ای در برخورد با آن 4. عباس فیاض: جنبه‌های بین‌المللی و داخلی منازعه افغانستان و تاثیرپذیری آسیای مرکزی پرسش و پاسخ به همراه جمع­بندی رئیس پنل  پنل پنجم: بسترها و زیرساخت­ های همکاری در آسیای مرکزی 1. هادی زرقانی: تحلیل اهداف و منافع بازیگران در احیای جاده ابریشم با تاکید بر جایگاه ایران 2. محمدجواد رنجکش: مزیت­های حوزه آسیای مرکزی در زمینه دیپلماسی شهری 3. عباس ملکی: فرصت‌های همکاری اقتصادی و انرژی منطقه‌ای 4. قاسم بیک محمد: آینده نشست سران آسیای مرکزی؛ اتحاد یا ساختار؟ 5. استانیسلاو پریتچین: وضعیت حقوقی بین­المللی دریای خزر: امکان حل و فصل نهایی و دیدگاه‌های همکاری در منطقه 6. واسیلی پاپاوا: توافق بر سر وضعیت حقوقی دریای خزر: چه طرفی نفع برده است؟ (سود زیان حل معضل حقوقی دریای خزر) 7. بهرام امیراحمدیان: طرح توسعه بند چابهار؛ راهی برای خروج از بن­بست 8. مظفر عالم اف: بررسی امکان همگرایی و همکاری اقتصادی اوراسیایی و پروژه «کمربند جاده» پرسش و پاسخ به همراه جمع­ بندی رئیس پنل  اختتامیه و جمع بندی دبیر علمی همایش   متن سخنرانی تمام شرکت کنندگان در این همایش بین المللی در قالب مجموعه مقالات در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.   حضور در همایش برای علاقه مندان و پژوهشگران مسائل منطقه، آزاد و رایگان است.   جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تماس 2-37661331-051 (دبیرخانه همایش) تماس حاصل فرمایید.           ]]> سیاست خارجی Wed, 25 Apr 2018 07:01:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3627/همایش-بین-المللی-افق-های-همکاری-آسیای-مرکزی اعتراض سیاسی ارمنستان؛ ریشه ها و پیامدها http://www.iras.ir/fa/doc/article/3626/اعتراض-سیاسی-ارمنستان-ریشه-پیامدها جمهوری ارمنستان که ارامنه آن را «هایاستانی هانراپِتوتیون» یاد می­ کنند، با وجود مساحت و جمعیت اندک از پویایی بسیار بالای اجتماعی و سیاسی برخوردار است. وجود احزاب سیاسی و کلاسیک با سابقه بیش از یکصد سال نظیر فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون)، حزب سوسیال دموکرات هنچاکیان و حزب لیبرال آرمناکان- رامگاوار، تکثر بسیار بالای احزاب سیاسی راست محافظه کار، چپ و لیبرال در ارمنستان پس از استقلال و شبکه گسترده رسانه­ ای و حزبی جامعه دیاسپورا (مهاجرین) خارج از ارمنستان ویژگی خاصی به این کشور کوچک منطقه قفقاز جنوبی بخشیده است و با وجود رگه­ های قدرتمند اقتدارگرایی روسی و کمونیستی، جامعه ارمنستان پس از استقلال همانند قرقیزستان و گرجستان، ریاست جمهوری های مادالعمر را تجربه نکرد و شاهد حضور سه رئیس جمهور یعنی لئون ترپطروسیان، روبرت کوچاریان و سرژ سارگسیان در ٢٥ سال گذشته بود و بیش از شش دوره انتخابات پارلمانی در این کشور برگزار شد و به جز حذف و ممنوعیت داشناکسوتیون در مقطع ابتدایی دهه ١٩٩٠ از سوی لئون ترپطروسیان که بعدها از سوی روبرت کوچاریان لغو گردید، هیچ حزب و جریان سیاسی از صحنه سیاسی و رقابت های پارلمانی و ریاست جمهوری به صورت رسمی حذف نشد. بنابراین، نوعی دموکراسی نسبی همواره در جامعه ارمنستان حاکم بوده است و لذا نمی توان شرایط سیاسی این کشور را به طور کامل ذیل اقتدارگرایی حاکم بر سایر کشورهای منطقه تفسیر و تحلیل نمود. به همین دلیل است که با وجود همه فشارها و محدودیت­ هایی که از سوی دولت های مختلف ارمنستان علیه اپوزیسیون وجود داشته است، فضای سیاسی این کشور همواره متاثر از احزاب و گروه­ های قدرتمند اپوزیسیون بوده است و در مقاطع مختلف حیات سیاسی این کشور به ویژه در مقطع پس از انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری، شهرها و مناطق مختلف این کشور به ویژه ایروان شاهد برگزاری تجمعات و اعتراض گروه ­های مخالف بوده است. اعتراضات گسترده در انتهای دهه ١٩٩٠ میلادی به استعفای لئون ترپروسیان، نخستین رئیس جمهور ارمنستان از قدرت در سال ١٩٩٨ انجامید، اعتراضات خشونت بار به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در مارس ٢٠٠٨ (انتخاب سرژ سارگسیان) که به کشته شدن حداقل ١٠ نفر از معترضین منجر شد، شکل گیری کنگره ملی ارامنه متشکل از ١٨ حزب سیاسی مخالف دولت سارگسیان به رهبری لئون ترپروسیان پس از حوادث مارس ٢٠٠٨، اعتراضات مردمی به ویژه از ناحیه گروه هایی مانند داشناکسوتیون در مخالفت با پروتکل عادی سازی روابط ارمنستان و ترکیه (توافقنامه زوریخ) در سال ٢٠٠٩ میلادی، شکل گیری جنبش فراگیری تحت عنوان «جنبش نه» و «جبهه رهایی عمومی ارمنستان جدید» به همه­ پرسی اصلاحات قانون اساسی و تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی در دسامبر ٢٠١٥، اعتراضات متعدد در انتقاد از شرایط نامناسب اقتصادی، آمار بالای بیکاری، مهاجرت گسترده جوانان ارمنی به خارج از کشور به ویژه روسیه از جمله اعتراضات مردمی در انتقاد از افزایش قیمت برق در تابستان ٢٠١٦ و تجمعات گسترده ضد روسی متعاقب قتل یک خانوده ارمنی (آودیسیان) توسط سرباز روسی به نام والری پرمیاکوف (از سربازان پایگاه 102 روسیه در گیومری) در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵ که «کشتار ۲۰۱۵ گیومری»[1] مشهور شد و ادامه این اعتراضات پس از جنگ چهار روزه قره باغ در آوریل ٢٠١٦ (در اعتراض به سیاست تسلیحاتی روسیه در قبال جمهوری آذربایجان)، نمونه های بارزی از پویش های اجتماعی و سیاسی در جامعه ارمنستان در دو دهه گذشته به شمار می رود که توجه به این سابقه تاریخی می تواند به درک بهتر تحولات اعتراضی اخیر در این کشور کمک شایانی نماید. در واقع تحولات و اعتراضات سیاسی گذشته و اخیر جامعه ارمنستان به روشنی گویای این واقعیت است که فرهنگ سیاسی این کشور از نوع منفعل یا تبعی نیست، از یک فرهنگ سیاسی مشارکتی و فعال (صرف نظر از سمت و سوی سیاسی و فکری آن) برخوردار است و اقدام سرژ سارگسیان در بازگشت مجدد به قدرت پس از پایان ریاست جمهوری با سنت­ های سیاسی ارمنستان نیز همخوانی نداشته است. ریشه تحولات اعتراضات سیاسی  اخیر در ارمنستان به تغییر ساختار سیاسی همه پرسی اصلاح قانون اساسی این کشور در 6 دسامبر 2015 میلادی بر می­ گردد که طی آن ساختار سیاسی این کشور پس از 25 سال از فروپاشی شوروی و کسب استقلال سیاسی از نظام ریاست جمهوری به پارلمانی تغییر یافت. در واقع، جمهوری ارمنستان پس از قرقیزستان و گرجستان سومین کشور مناطق آسیای مرکزی و قفقاز بود که ساختار سیاسی آن از ریاست جمهوری به پارلمانی تغییر کرد. همه پرسی اصلاح قانون اساسی ارمنستان در همان مقطع انتقادات فراوانی را به دنبال داشت. از منظر دولت ارمنستان یعنی سرژ سارگسیان و حزب حاکم جمهوری­خواه، تغییر نظام سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی اقدامی در جهت تثبیت دموکراسی، کاهش اقتدارگرایی، نقش موثرتر پارلمان و احزاب سیاسی در سرنوشت سیاسی کشور، حضور و نقش ­آفرینی بیشتر احزاب اقلیت در ترکیب مجلس ملی، خداحافظی کامل با ساختارهای ریاستی و اقتدارگرای به جامانده از دوران کمونیسم و نزدیک­تر شدن به استانداردهای اتحادیه اروپا در زمینه دموکراسی و انتخابات آزاد، شفاف، رقابتی و دموکراتیک است. سارگسیان برای اثبات این امر حداقل دوبار اعلام نمود که کاندیدای سمت نخست وزیری نخواهد شد. اما در مقابل از دیدگاه احزاب مخالف دولت ارمنستان، تغییر نظام سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی، نه اقدامی حقوقی بلکه سیاسی و در راستای تثبیت جایگاه سرژ سارگسیان و حزب حاکم جمهوری­خواه بود که با توجه به اتمام دور دوم ریاست جمهوری سارگسیان در سال 2018 میلادی، تغییر نظام سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی این امکان را فراهم می­ ساخت تا سرژ سارگسیان پس از پایان دوره ریاست جمهوری بتواند در قامت نخست­ وزیر ارمنستان، به حضور خود در راس قدرت سیاسی ارمنستان ادامه دهد و عملاً الگوی روسی «پوتین- مدودیف» در ارمنستان تکرار شود. مخالفان، جنبش تقریباً فراگیری تحت عنوان «جنبش نه» و «جبهه رهایی عمومی ارمنستان جدید» را در مخالفت با همه­ پرسی اصلاحات قانون اساسی سازماندهی نمودند که چهره­ هایی چون رافی هوانیسیان و آرمن مارتیروسیان (رهبر و معاون حزب میراث)، گاگیک چوگاسزیان (رئیس پارلمان موسس)، ژیرایر سفیلیان (هماهنگ کننده دبیر خانه این گروه)، پطروس ماکیان (رهبر حزب میهن دموکراتیک)، همایاک هوانیسیان (رئیس انجمن کارشناسان سیاسی ارمنستان) و آندریاس غوکاسیان (نماینده شورای جنبش مدنی به پا خیز ارمنستان) در ترکیب آن حضور داشتند. با این وجود، مخالفان نتوانستند مانع از تصویب طرح اصلاحات قانون اساسی شوند. از آن مقطع، سه گام سیاسی مهم برای تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی برداشته شد که در نهایت به اعتراضات مردمی اخیر منتهی شد. در نخستین گام، ششمین انتخابات پارلمانی ارمنستان در 2 آوریل 2017 میلادی برگزار شد که طی آن حزب حاکم جمهوری‌خواه به رهبری سرژ سارگیسیان، رئیس‌ جمهور وقت ارمنستان توانست با کسب 49/12 درصد آرا پیروز شود. در گام دوم، آرمن سرگیسیان، سفیر سابق ارمنستان در بریتانیا و نخست­ وزیر پیشین این کشور در دهه 1990 میلادی، در دوم مارس 2018 (11 اسفند 1396) از سوی پارلمان ارمنستان به عنوان رئیس جمهور جدید ارمنستان انتخاب شد. در گام سوم، با توجه به اتمام دوره قانونی ریاست جمهوری سرژ سارگسیان در 9 آوریل 2018 (20 فروردین 1397)، حزب حاکم جمهوری­خواه ارمنستان سارگسیان را به عنوان کاندیدای نخست­ وزیری به پارلمان معرفی نمود که با تصویب پارلمان ارمنستان، سرژ سارگسیان به عنوان نخست­ وزیر جدید ارمنستان انتخاب شد که با توجه به اظهارات قبلی وی مبنی بر عدم کاندیداتوری برای مسئولیت نخست وزیری و بازگشت مجدد به قدرت، در عمل صحت استدلال مخالفان و منتقدین اصلاح ساختار سیاسی در دسامبر 2015 میلادی را اثبات نمود. اعتراضات مردمی به رهبری نیکول پاشینیان آغاز شد که به سرعت در شهر ایروان و در سایر شهرهای ارمنستان گسترش پیدا کرد که در نهایت پس از ١٠ روز منجر به استعفای سارگسیان گردید و کارن کاراپتیان، نخست­ وزیر سابق به صورت موقت و تا زمان انتخاب مجدد نخست ­وزیر، مسئولیت اداره اجرایی کشور را برعهده گرفت. اعتراضات اخیر در ارمنستان، دارای ویژگی­ های شاخص و متفاوتی نسبت به اعتراضات قبلی بود. دامنه و گستردگی اعتراضات تنها محدود به پایتخت (ایروان) نبود و شهرها و مناطق مختلف ارمنستان را در بر­گرفت. انعکاس گسترده خبری و رسانه ­ای اعتراضات به ویژه در فضای مجازی روند اعتراضات را تشدید نمود. پیوستن سربازان و کشیشان کلیساهای ارمنستان به معترضین از دیگر ویژگی­ های اعتراضات اخیر به شمار می­رفت و بیم آن بود که در صورت تداوم اعتراضات، وضعیت خشونت بار اعتراضات مارس ٢٠٠٨ در سطحی وسیع تر تکرار شود و با توجه به حضور نظامیان در بین معترضین، احتمال مسلح شدن معترضان، سقوط یا اشغال مراکز نظامی و ادارات پلیس نیز وجود داشت. بحران گروگان­گیری در منطقه ارمونی ایروان در تیر 1395 که در جریان آن یکی از ایستگاه های پلیس چند روز به اشغال معترضین به بازداشت ژیرایر سیفیلیان (از مخالفان دولت سارگسیان) درآمد، به روشنی ظرفیت و احتمال تکرار این وضعیت در تحولات اعتراضی گسترده اخیر در ارمنستان را نشان می دهد. نزدیکی زمانی اعتراضات ده روز اخیر ارمنستان با روز ٢٤ آوریل (یادبود قتل عام ارامنه در سال 1915) که با مراسم ها و راهپیمایی های گسترده ارامنه در داخل و خارج از ارمنستان برگزار می شود نیز می توانست موجب تشدید اعتراضات شود و روزی که عامل وحدت و یکپارچگی ارامنه جهان به شمار می رود به محلی برای کشمکش ها و اختلافات سیاسی تبدیل شود. به همین دلیل، آرمن سرکیسیان، رئیس جمهور ارمنستان در پیام خود به مردم ارمنستان با هدف بازگشت آرامش به کشور اعلام نمود که «در ایام سالروز نسل‌کشی ارمنیان حفظ اتحاد عمومی و دوری از نفاق جزو وظایف اصلی همه ما است». از این رو، استعفای سرژ سارگسیان در 23 آوریل 2018 و تنها یک روز به 24 آوریل را به عنوان یکی از دلایل تسریع در روندی استعفای او از نخست وزیری باید مورد توجه قرار داد. نکته بسیار مهمی که در تحلیل اعتراضات سیاسی اخیر باید به آن توجه نمود، شرایط و زمینه های اقتصادی است. در واقع، تحولات اخیر ارمنستان در شکل و ظاهری سیاسی اما در متن مسائل اقتصادی این کشور به وقوع پیوسته است. مشکلات گسترده اقتصادی، وجود فساد و شبکه الیگارشی گسترده در این کشور، آمار بسیار بالای بیکاری جوانان و مهاجرت گسترده آنان به روسیه زمینه اعتراضات سیاسی به شمار می رود. اعتراضات مردمی گسترده­ ای که در تیر ماه ١٣٩٦ در اعتراض به افزایش قیمت برق انجام شد، به روشنی گویای وجود بسترها و زمینه­ های اعتراضات مردمی در بطن جامعه ارمنستان است که تحولات سیاسی اخیر به ویژه بازگشت مجدد سرژ سارگسیان به قدرت، بهانه و فضای مناسب برای بروز مجدد اعتراضات توسط لایه­ های مختلف جامعه ارمنستان به ویژه جوانان را فراهم نمود. موضوع مهم دیگر، نقش تاثیرگذار نیکول پاشینیان به عنوان رهبر مخالفان است که می­ توان از او به عنوان نمادی از نسل جدید رهبران سیاسی و اپوزیسیون ارمنستان یاد نمود که در مقایسه با افرادی مانند لئون ترپروسیان، رافی هوانیسیان و دیگران توانست ارتباط بهتری با نسل جوان معترض ارمنی برقرار کند. پاشینیان ٤٢ ساله که متولد ژوئن ١٩٧٥ در منطقه ایجوان (در ١٣٧ کیلومتری شمال شرقی ایروان) است، از جمله مخالفان جدی سارگسیان در 10 سال گذشته بوده است. پاشینیان در جریان اعتراضات مارس ٢٠٠٨ (اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب سارگسیان) به صف مخالفان و در ترکیب کنگره ملی ارامنه متشکل از ١٨ حزب مخالف سیاسی به رهبری لئون ترپطروسیان (رهبر جنبش ملی ارامنه) پیوست و در روزنامه «هایکاکان ژاماناک»[2] که معادل انگلیسی آن The Armenian Times می شود و از روزنامه های پرمخاطب ارمنستان به شمار می آید، به انتقاد از سیاست های دولت سارگسیان پرداخت. در پنجمین انتخابات مجلس ملی ارمنستان توانست به عنوان یکی از اعضای کنگره ملی ارامنه (جریان اصلی و فاگیر منتقد دولت سارگسیان) وارد پارلمان شود و در دسامبر ٢٠١٣ میلادی همراه با چند فعال سیاسی منتقد دولت، تشکل سیاسی جدیدی را تحت عنوان «قرارداد مدنی»[3] بنیانگذاری کند و به مخالفت با دولت سارگسیان از جمله طرح اصلاح ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی ادامه دهد. نیکول پاشینیان در ششمین دوره انتخابات پارلمانی ارمنستان که در 2 آوریل 2017 میلادی برگزار شد، توانست از ائتلاف سیاسی موسوم به «ائتلاف راه برون ­رفت»[4] به رهبری ادمون ماروکیان مجددا به مجلس ارمنستان راه یابد. «ائتلاف راه برون­ رفت» با کسب 7/7 درصد آرا پس از حزب حاکم جمهوری خواه به رهبری سرژ سارگسیان (49/17 درصد) و ائتلاف تساروکیان به رهبری گاگیگ تساروکیان (27/35 درصد) در جایگاه سوم قرار گرفت و به عنوان اقلیت وارد مجلس ملی ارمنستان شد. به همین دلیل بود که در جریان اعتراضات سیاسی اخیر، نیکول پاشینیان از سوی سارگسیان و رسانه ­های دولتی به عنوان نماینده یک اقلیت ٧ درصدی یاد شد که نمی تواند نمایندگی اکثریت مردم ارمنستان را داشته باشد. با این وجود، مسائل و مشکلات اقتصادی گسترده جامعه ارمنستان، انباشت مطالبات و بازگشت مجدد سرژ سارگسیان به قدرت باوجود اعلام قبلی مبنی بر عدم کاندیداتوری برای مسئولیت نخست وزیری موجب شد جنبشی مردمی و فراتر از نتایج انتخابات پارلمانی ٢٠١٧ و آرایش نیروهای سیاسی تحت عنوان «نه به سرژ»[5] (مِرژیر سرژ) شکل گیرد و نیکول پاشینیان در راس مخالفان قرار گیرد و با پافشاری بر اعتراض خود (با وجود زخمی شدن و بازداشت توسط نیروهای امنیتی) زمینه را برای استعفای سرژ سارگسیان از نخست وزیری فراهم کند. با این وجود انتخاب نیکول پاشینیان به عنوان نخست­ وزیر آینده ارمنستان، با توجه به حمایت و محبوبیت در افکار عمومی هرچند محتمل است، اما در عمل بسیار دشوار به نظر می­ رسد؛ چرا که سرژ سارگسیان با وجود کناره گیری از نخست­ وزیری ارمنستان، همچنان رهبری حزب حاکم جمهوری­خواه را برعهده دارد که حزب اکثریت و حاکم در پارلمان ارمنستان است و باید دید معادلات قدرت در ارمنستان تا چه میزان اجازه حضور نیکول پاشینیان را در راس قدرت سیاسی و اجرایی این کشور می دهد. به نظر می رسد در صورتی که اجماعی میان موافقان و مخالفان برای برگزاری انتخابات پیش از موعد پارلمانی در ارمنستان صورت گیرد و در فضای سیاسی جدید، ترکیب و آرایش احزاب و نیروهای سیاسی تغییرات بنیادینی را تجربه کند، می توان انتظار تغییر رهبری در ارمنستان را در هر دو مسئولیت نخست وزیری و ریاست جمهوری داشت. نیکول پاشینیان نیز هدف بعدی انقلاب را موفقیت مخالفان در انتخابات پیش از موعد پارلمانی نامیده است. صرف نظر از این که پاشینیان یا هر فرد دیگری به نخست وزیری دست یابد، باید این واقعیت را پذیرفت که کنار رفتن مسالمت سیاستمدار کهنه کاری مانند سرژ سارگسیان از قدرت (آن هم در فاصله هفت روز یعنی ١٧ تا ٢٣ آوریل ٢٠١٨) گام مهمی در روند تثبیت دموکراسی در جامعه ارمنستان به شمار می رود و افزوده شدن این تجربه سیاسی به حافظه تاریخی مردم ارمنستان است. سرژ سارگسیان از نظر خاستگاه سیاسی و جغرافیایی متعلق به جناحی است که در فرهنگ و فضای سیاسی ارمنستان به جناح آرتساخ (قره باغ) مشهور هستند و عمدتاً از طریق حزب جمهوری خواه وارد عرصه قدرت شدند. سرژ سارگسیان، وازگن سارگسیان (وزیر دفاع و نخست وزیر سابق ارمنستان که در حادثه حمله به پارلمان ارمنستان در سال ١٩٩٩ ترور شد)، روبرت کوچاریان (دومین رئیس جمهور ارمنستان) و کارن کاراپتیان (نخست وزیر قبل از سرژ سارگسان و کفیل کنونی نخست وزیری) همگی متولد استپانکرت (خان کندی) در قره باغ (آرتساخ) هستند که از زمان کنار رفتن لئون ترپطروسیان از قدرت در سال ١٩٩٨ تاکنون، ارکان اصلی قدرت در ارمنستان را در اختیار دارند. در واقع معادلات میدانی و نظامی جنگ قره باغ در نیمه ابتدایی دهه ١٩٩٠ میلادی تاثیر مستقیمی بر صعود طیف آرتساخ در ارمنستان و در مقابل افول و تضعیف طیف های باکو و قره باغی در جمهوری آذربایجان و قدرت گرفتن طیف نخجوانی (خانواده علی اف) در این کشور شد. آینده تحولات سیاسی ارمنستان نشان خواهد داد که آیا پس از حدود دو دهه حاکمیت جناح آرتساخ و حزب جمهوری خواه، اعتراضات سیاسی اخیر می تواند به تغییر این روند در فضای سیاسی ارمنستان منتهی شود؟ اما نکته بسیار مهم دیگر در تحلیل تحولات سیاسی اخیر ارمنستان، موضع فدراسیون روسیه است که بسیار شایان توجه و قابل تامل بود. در این واقعیت تردیدی نیست که روسیه بازیگر اصلی و تعیین کننده در تحولات سیاسی ارمنستان محسوب می­شود و سرژ سارگسیان نیز دارای روابط بسیار نزدیکی با روس­ها بود و این امر همواره مورد اعتراض جناح ­های مخالف در ارمنستان قرار داشت. در روند اعتراضات اخیر، روس ها با نگرانی فراوان تحولات سیاسی ارمنستان را دنبال می کردند و بیش از همه نگران تکرار تحولات موسوم به انقلاب رنگی گرجستان و اوکراین در متحد نزدیک خود یعنی ارمنستان بودند. رویکرد کلی رسانه های اصلی روسیه نیز از همین موید همین امر بود. چنانچه روزنامه اینترنتی «وزگلیاد» روسیه در تحلیلی درباره اوضاع ارمنستان می نویسد:   «دولت یکی دیگر از کشورهای حوزه نفوذ شوروی سابق در نتیجه اعتراضات خیابانی سرنگون شد. صدها هزار نفر از مردم ارمنستان خواستار برکناری سارکسیان از سمت نخست وزیری بودند و بالاخره به این خواسته خود رسیدند. البته تا همین اواخر مخالفان سیاسی در ارمنستان، اصلا وزنه سنگینی محسوب نمی شدند. کارشناسان به این مسئله پرداخته اند که علت سرنگونی سریع و تقریبا بدون دردسر سارکسیان چه بوده و تحولات اخیر در ارمنستان چه تاثیری بر روابط ایروان با مسکو خواهد داشت؟»      در نهایت با فراگیر شدن اعتراضات مردمی در ارمنستان، دولت روسیه ترجیح داد با تداوم حمایت از شخص سارگسیان در مقابل افکار عمومی این کشور قرار نگیرد. در جریان اعتراضات مردمی به کشتار گیومری در ژانویه ٢٠١٥ و نیز اعتراض به سیاست تسلیحاتی روسیه در قبال جمهوری آذربایجان پس از جنگ چهار روزه قره باغ در آوریل ٢٠١٦ میلادی، روس ها به خوبی دریافته بودند که در بطن جامعه ارمنستان و لایه های مختلف اجتماعی این کشور ظرفیت و احساسات ضد روسی قابل توجهی وجود دارد و لذا ادامه حمایت از سارگسیان می تواند موجب فعال شدن مجدد این گسل ها و لایه ها شود. بی ثباتی سیاسی در ارمنستان و تضعیف این کشور که می تواند موجب برهم خوردن توازن قوا میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان در عرصه میدانی قره باغ شود نیز یکی دیگر از نگرانی روس ها از تحولات اعتراضی در ارمنستان محسوب می شود.  مجموع این تحولات موجب شد، سخنگوی وزارت خارجه روسیه پس از استعفای سارگسیان، با تبریک این پیروزی به مردم ارمنستان، اعلام کند که روسیه همواره در کنار مردم ارمنستان است. در واقع، روس­ها نمی ­خواهند با توجه به روابط نزدیک سارگسیان با روسیه خود را در مقابل افکار عمومی ارمنستان قرار دهند و با تقویت جناح لیبرال و غرب گرا، ارمنستان از روسیه فاصله گرفته و به سمت غرب نزدیک شود.   در مجموع، با وجود تغییر و تحولات سیاسی اخیر در ارمنستان – حتی با فرض قرار گرفتن چهره هایی مانند نیکول پاشینیان در راس قدرت سیاسی- بسیار بعید به نظر می رسد که تغییر بنیادینی در سیاست خارجی این کشور روی دهد. مرزهای ارمنستان از دو طرف شرقی (آذربایجان) و غربی (ترکیه) بیش از دو دهه است که مسدود است، روسیه دارای دو پایگاه نظامی در ارمنستان است که از نظر دفاعی برای حفظ توازن و تامین امنیت در مقابل جمهوری آذربایجان برای ارامنه بسیار حائز اهمیت است. ضمن این که ارمنستان وابستگی بسیار شدیدی به گاز و برق وارداتی از روسیه و نیز درآمد مهاجرین و نیروی کار ارمنی شاغل در این کشور دارد و تنها کشور منطقه قفقاز است که عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پیمان امنیت دسته جمعی است. لذا خروج از این شرایط برای ارمنستان حتی با وجود انتخاب نیکول پاشینیان بسیار دشوار به نظر می­ رسد. باید توجه داشت که سیاست تکمیل متقابل[6] مبتنی بر ایجاد توازن در در رویکرد کلان سیاست خارجی ارمنستان از مهم ترین سیاست های کلان سیاست خارجی ارمنستان محسوب می شود که طی دو دهه گذشته در سطوح اعلانی و اعمالی از سوی دولت های مختلف ارمنستان از جمله دولت سرژ سارگسیان دنبال شده است. اما وابستگی ساختاری اقتصادی و دفاعی ارمنستان به روسیه و اعمال فشار شدید مسکو بر ایروان در مقاطع مختلف عملاً مانع از تحقق سیاست تکمیل متقابل از سوی دولت ارمنستان شده است. وضعیت دشوار ارمنستان در جریان جنگ پنج روزه گرجستان و روسیه در اوت 2008 (دفاع از تمامیت ارضی گرجستان، حفظ خطوط ارتباطی و انتقال انرژی به موازات حفظ روابط راهبردی ارمنستان و روسیه)، واکنش و انتقاد همیشگی روسیه به همکاری ارمنستان و ناتو (طرح مشارکت انفرادی و مانورهای مشترک ارتش ارمنستان با پیمان ناتو)، واکنش روسیه به همکاری ارمنستان با اتحادیه اروپا (سیاست جدید همسایگی، طرح مشارکت شرقی و توافقنامه تجارت آزاد)، اعمال فشار روسیه بر ارمنستان برای عضویت این کشور در اتحادیه اقتصادی اوراسیا  از جمله تهدید به افزایش افزایش ناگهانی 67 درصدی بهای گاز صادراتی روسیه به ارمنستان (از ۱۸۹ دلار به ۲۷۰ دلار برای هر هزار متر مکعب در سال 2014) و توقف مذاکرات ارمنستان با اتحادیه اروپا در زمینه تجارت آزاد، تحت فشار قرار دادن ارمنستان در بحران شبه جزیره کریمه اوکراین از سوی روسیه (رای منفی ارمنستان و بلاروس به عنوان تنها کشورهای حوزه سی. آی. اس به قطعنامه تمامیت ارضی گرجستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 27 مارس 2014)، از نمونه های بارزی است که نشان می دهد اتخاذ رویکرد متوازن بین روسیه و جهان غرب تا چه میزان برای ارمنستان در عرصه عملی دشوار و پرچالشی قرار دارد. لذا درصورت تغییر کادر رهبری ارمنستان، عبور از این وضعیت برای ارمنستان آسان نخواهد بود و نباید انتظار داشت روابط ارمنستان با اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا- حداقل در کوتاه مدت- جهش قابل توجهی را تجربه کند.       [1] . Gyumri massacre 2015 [2] . Haykakan Zhamanak [3] . Civil Contract [4] . Way Out Alliance [5] . Merzhir Serzhin [6] . Complementary Policy نویسنده: ولی کوزه ­گر کالجی، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   ]]> ولی کوزه گر کالجی جامعه و سیاست Tue, 24 Apr 2018 16:31:58 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3626/اعتراض-سیاسی-ارمنستان-ریشه-پیامدها چالش های گسترش افقی (پذیرش اعضا) و عمودی (اهداف و وظایف) سازمان همکاری شانگهای http://www.iras.ir/fa/doc/note/3625/چالش-های-گسترش-افقی-پذیرش-اعضا-عمودی-اهداف-وظایف-سازمان-همکاری-شانگهای یادداشت سردبیر: یادداشت پیش رو، متن سخنرانی آقای ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی ایراس در دومین کنفرانس سوچی با عنوان «چشم انداز توسعه و تقویت سازمان همکاری شانگهای» است. این کنفرانس در تاریخ 17 آوریل 2018 (28 فروردین 1397) در شهر سوچی روسیه برگزار شد.       سازمان همکاری شانگهای به عنوان یکی از مکانیسم های منطقه ای اوراسیایی در شرایط بسیار حساسی قرار گرفته است. این سازمان طی بیست ساله گذشته گسترش قابل توجهی افقی (پذیرش اعضا) و عمودی (اهداف و وظایف) را تجربه کرده است. شکل گیری گروه شانگهای پنج (١٩٩٦)، عضویت ناظر ازبکستان (٢٠٠٠)، تبدیل عضویت ازبکستان از ناظر به اصلی و شکل گیری رسمی سازمان همکاری شانگهای (٢٠٠١)، عضویت ناظر مغولستان (٢٠٠٤)، عضویت ناظر ایران، هند و پاکستان (٢٠٠٥)، تعریف مکانیسم جدیدی با عنوان شرکای طرف گفتگو (٢٠٠٨) و متعاقب آن پذیرش کشورهای ارمنستان، آذربایجان، کامبوج، نپال، سری لانکا و ترکیه به عنوان شرکای طرف گفتگوی سازمان، عضویت ناظر افغانستان (٢٠١٢)، تبدیل وضعیت بلاروس از سطح شریک گفتگو به ناظر (٢٠١٥) و تبدیل عضویت هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی (٢٠١٧) از جمله مهم ترین تحولات سازمان همکاری شانگهای در بیست سال گذشته در سطح افقی (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی) به شمار می رود. در نتیجه این سازمان منطقه ای در حال حاضر دارای سه سطح از عضویت یعنی عضو اصلی و دارای حق رای، عضو ناظر بدون برخورداری از حق رای و شریک گفتگو است. در سطح عمودی (اهداف و وظایف) نیز سازمان همکاری شانگهای ضمن تمرکز بر محور اصلی ماموریت خود یعنی مسائل امنیتی و دفاعی، کوشش نموده است در سایر حوزه های اقتصادی، تجاری، ترانزیتی، همکاری در حوزه انرژی و حتی فرهنگی و اجتماعی نیز ورود پیدا کند. با این وجود، دستاوردهای نسبی که این سازمان طی دو دهه فعالیت خود داشته است، عمدتاً در حوزه موضوعات دفاعی و امنیتی بوده است. با توجه به تجربیات یاد شده و تحولات پیچیده کنونی در سطوح منطقه­ای و بین­المللی، سازمان همکاری شانگهای با چالش های بسیار مهمی در عرصه داخلی و بیرونی مواجه است که برخی از موارد مهم آن عبارتند از:   1- نخستین چالش مهم سازمان، گسترش قابل توجه افقی (پذیرش اعضا) و عمودی (اهداف و وظایف) در دو دهه گذشته است که در مقایسه با سایر مکانیسم های منطقه ای مانند پیمان ناتو، اتحادیه اروپا و آ. سه. آن بسیار قابل توجه است. این امر از تحرک، چابکی و انسجام و هماهنگی درونی سازمان همکاری شانگهای کاسته است. اگر بر این روند مدیریت و کنترل مناسبی صورت نگیرد و استانداردها و معیارهای مشخص و روشنی تعریف نشود، یک سازمان بسیار وسیع با حضور کشورهای متعدد از محیط های جغرافیایی متعدد و اهداف و وظایف مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی- دفاعی شکل خواهد گرفت و به همان میزان کارآمدی و تاثیرگذاری سازمان همکاری شانگهای کاهش خواهد یافت.   2- یکی از چالش برانگیزترین مباحث در روند توسعه افقی سازمان همکاری شانگهای (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی)، روند تبدیل اعضای ناظر به اصلی بوده است. در حالی که تبدیل عضویت جمهوری ازبکستان از ناظر به اصلی بیش از یک سال (2000 تا 2001) طول نکشید، روند تبدیل وضعیت هند و پاکستان 12 سال (2005 تا 2017) به طول انجامید و وضعیت ایران نیز با وجود عضویت ناظر از سال 2005 و خروج این کشور از تحریم­های شورای امنیت سازمان ملل هنوز مشخص نشده است. به نظر می­رسد این وضعیت برای دیگر اعضای ناظر یعنی مغولستان، بلاروس و افغانستان نیز در آینده محتمل باشد. لذا بررسی و بازنگری در آیین نامه پذیرش اعضا (مصوب نشست تاشکند - 2010 میلادی) و نیز دو سند «تعهدات کشورهاي متقاضي» و «مقررات اعطاي عضويت» (مصوب در نشست دوشنبه- 2014 میلادی) برای ایجاد یک رویکرد موثرتر و هماهنگ تر در زمینه تبدیل عضویت ناظر به اصلی ضروری به نظر می رسد.   3- با عضویت هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای، تعداد اعضای اصلی سازمان به هشت کشور (روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، چین و هند) افزایش یافت و فضای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی سازمان، میزان جمعیت، ظرفیت های اقتصادی و دفاعی- نظامی (حضور چهار قدرت هسته ای روسیه، چین، هند و پاکستان) از گسترش قابل توجهی برخوردار شده است که تحول مهم و مثبتی به شمار می رود. با این وجود، چالش های سنتی، دیرپا و گسترده هند و پاکستان موجب شده است نگرانی های فراوانی در رابطه با تاثیر منفی مناقشه کشمیر میان دو عضو اصلی سازمان (هند و پاکستان) و اختلافات مرزی در خط دیوراند میان یک عضو اصلی سازمان با عضو ناظر (پاکستان و افغانستان) ایجاد شود. برداشت های متفاوت هند، پاکستان و نیز افغانستان در مقوله تروریسم و افراط گرایی که همواره با طرح اتهامات و تنش های متعددی همراه بوده است، شک و تردیدهای جدی را در رابطه با تاثیر عضویت اصلی و کامل هند و پاکستان بر کارآیی و انسجام داخلی سازمان همکاری شانگهای به دنبال داشته است.   4- تعریف مکانیسم شرکای طرف گفتگو یکی از ابتکار عمل­های مهم سازمان همکاری شانگهای به شمار می رود و در این چهارچوب، ارمنستان، آذربایجان، کامبوج، نپال، سری لانکا و ترکیه به عنوان شرکای طرف گفتگوی سازمان پذیرفته شده اند. با توجه به گستردگی بسیار زیاد جغرافیایی این کشورها که از آسیای جنوب شرقی تا منطقه قفقاز و خاورمیانه را در بر می گیرد، سازمان همکاری شانگهای در عمل از تمرکز جغرافیایی اوراسیایی خارج شده است. ضمن آن که باید به این ابهام نیز پاسخ داد که آیا مکانیسم شرکای طرف گفتگو مقدمه ای و مرحله ای برای عضویت ناظر و اصلی در سازمان همکاری شانگهای است؟ آیا مکانیسم شرکای طرف گفتگو می خواهد نقش و کارکردی مشابه طرح مشارکت برای صلح یا مشارکت انفرادی کشورها برای پیمان ناتو را ایفا کند که مقدمه ای برای عضویت کشورهای کاندیدای عضویت در این پیمان دفاعی- نظامی به شمار می رود.   5- یکی از مهم­ترین مباحث پیرامون سازمان همکاری شانگهای، وجود دیدگاه­های متفاوت در رابطه با رویکرد عملی و واقعی این سازمان در عرصه تحولات منطقه­ای و بین­المللی است. پرسش و ابهام اصلی این است که آیا سازمان همکاری شانگهای یک سازمان درون­گرا است که تنها به مسائل و مشکلات سیاسی و امنیتی کشورهای عضو و منطقه آسیای مرکزی و مناطق پیرامون آن می­پردازد یا این­که این سازمان به مثابه یک «ورشوی جدید» و یا «ناتوی شرق» یک سازمان برون­گرا است و به عنوان یک ائتلاف ضد هژمونیک درصدد نقش­آفرینی در عرصه بین­ المللی و تقابل با اهداف و منافع بازیگران فرامنطقه­ای چون ناتو و ایالات متحده آمریکا است؟ مطالعه و بررسی اسناد و بیانیه­های پایانی اجلاس­های این سازمان حاکی از آن است که در سطح اعلانی این سازمان دیدگاه­ها و نقطه­نظراتی در انتقاد از جهان تک قطبی، روند یک جانبه­گرایی، بی توجهی به روح منشور سازمان ملل متحد و قواعد حقوق بین­الملل و در نهایت انتقاد از سیاست­ها و رویکردهای غرب، ناتو و ایالات متحده آمریکا در نفوذ به منطقه، تغییر رژیم­های سیاسی حاکم و استفاده ابزاری از مقولات حقوق بشر، تروریسم و دموکراسی مطرح شده است. بنابراین در سطح اعلانی، سازمان همکاری شانگهای را باید یک سازمان برون­گرا دانست. اما در سطح عملی، سازمان همکاری شانگهای یک سازمان درون گرا را به نمایش گذاشته است. موضع منفعلانه و حتی توام با سکوت سازمان همکاری شانگهای در قبال تحولاتی چون بحران گرجستان در سال 2008 میلادی، بحران اوکراین و  بحران­های متعدد خاورمیانه نظیر سوریه، لیبی و یمن به ویژه مداخله نظامی مستقیم روسیه به عنوان یکی از اعضای اصلی و بنیانگذار سازمان در اوکراین و سوریه دانست. در بحران­های یاد شده،  هر یک از کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای متاثر از ظرفیت­های ملی و داخلی و نیز در چهارچوب سیاست خارجی و دفاعی تعریف شده مورد نظر خود، واکنش­های متفاوتی را بروز داده­اند. در حالی که از یک سازمان منطقه ای در حوزه دفاعی- امنیتی انتظار می رود به صورت هماهنگ تر و موثرتری در زمینه تحولات منطقه ای و بین المللی موضع گیری نماید و از این وضعیت متناقض خارج شود.     نویسنده: ولی کوزه ­گر کالجی، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   ]]> ولی کوزه گر کالجی سیاست خارجی Mon, 23 Apr 2018 19:40:30 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3625/چالش-های-گسترش-افقی-پذیرش-اعضا-عمودی-اهداف-وظایف-سازمان-همکاری-شانگهای "اوکراین همواره با نگاهی بیطرفانه و منصفانه برای پیشرفت مناسبات با ایران تعامل کرده است" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3624/اوکراین-همواره-نگاهی-بیطرفانه-منصفانه-پیشرفت-مناسبات-ایران-تعامل-کرده اکبر قاسمی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در اوکراین، در نشستی با تعدادی از دانشجویان روابط بین‌الملل در پاسخ به سوالی مبنی بر این شما در اوکراین چندسال حضور مستقیم داشتید نگرش مردم وحاکمیت اوکراین رانسبت به ایران  چگونه می‌بینید و چشم‌انداز پیشرفت مناسبات دوکشور را درچه عرصه هایی موفق‌تر می‌دانید و از دیگر سو  دلایل عقب‌گرد تراز تجاری دو کشور نسبت به پنچ سال قبل و تنزل آن به میزان یک پنجم چیست؟ گفت: مردم و حاکمیت اوکراین در طی بیست و پنج سال برقراری مناسبات بین دوکشور ، نگرش بسیار مثبتی به ایران دارند و ایرانیان را برخوردار از تاریخ و تمدن غنی و بزرگ می دانند ضمن اینکه عمده اوکراینی ها از سطح فرهیختگی و مناعت طبع و کاردانی بالایی برخوردار هستند و این را به ضرس قاطع می‌شود گفت که  کمتر اوکراینی را می‌شود دید که ایران و جایگاه تمدنی ایرانیان رابه دیده نیک و پسندیده یاد نکند.   سفیر پیشین ایران در اوکراین ادامه داد: اوکراینی‌ها همواره با نگاه بی‌طرفانه و منصفانه و به تعبیر ساده‌تر با نگرش غیر سیاسی در جهت  پیشرفت مناسبات دوکشور در طول سه دهه گذسته با ایرانیان تعامل کرده و در شرایط سخت محدودیت‌ها نیز با نگاه مثبت ، تحولات و مراودات با ایران را تعقیب  کرده‌اند . مردم و دولت اوکراین با نگرش مثبت مایل هستند که همکاری‌های خود را در حوزه‌های  اقتصادی، صنعتی ، علمی و فرهنگی با ایرانیان ارتقا و افزایش دهند.   وی در ادامه توضیحات خود در پاسخ به پرسش مطرح شده افزود: بنابراین یکی از دلایلی که باید به خاطر آن تلاش‌های خود را برای گسترش مناسبات دو کشور افزایش دهیم ، همین روحیه سازنده و سوابق مبثت کشور اوکراین با ایران است. البته ضروری است  که در این جا به تلاش‌های صورت گرفته از سوی سفرای دو کشور برای ایجاد جهش در ارتقای مراودات هیئت‌های مقامات عالیرتبه سیاسی و اقتصادی و پارلمانی بین ایران و اوکراین اشاره کنیم ولیکن در مرحله فعلی می‌بایست با کارشناسی علمی و دقیق‌تری ، سازوکارهای جدی را برای افزایش ظرفیت‌های اقتصادی دو کشور به سطح کمی و کیفی در شان پتانسیلهای واقعی دو ملت به کار گیریم .   این کارشناس ارشد حوزه مطالعات قفقاز و اروپای شرقی خاطرنشان کرد: بنده دلیل این عامل کاهش تراز تجاری را در مولفه‌های چندگانه؛ از جمله توجه صرف به مسائل شکلی ، امضاکردن پروتکل‌های زائد که عدد آن طی بیست وپنج سال مناسبات فیمابین  به بیش از ۱۳۰ موافقتنامه و پروتکل رسیده و فقدان ایجاد سازوکارهای جدی در فرایندهای حوزه‌های صادرات و واردات مطلوب دو کشور ، نبود ارزیابی ونظارت مستمر برخلاءهای موجود در مناسبات فیمابین ، نواقص در سازکارهای موثر  بانکی و تسهیلات روان روادیدی در زمینه تحرک تجار و صاحبان صنایع و گردشگری وهمچنین ضرورت ایجاد کمیته نمایندگان تام الاختیار با حضور سفرای دو کشور و معاونین وزارتخانه‌های مسئول کمیسیون اقتصادی و نمایندگان تام الاختیار حوزه های بانک مرکزی  و سازمان سرمایه گذاری و سازمانهای دارای ظرفیت مراودات فراوان وازهمه مهمتر تشکیل جلسات درفرصت های کوتاه زمانی هرسه ماه یکبار برای رفع موانع وتعیین سازوکارهای پیشبرد کار می بینم و این‌ها ازجمله مسائل ضروری است که می بایست بطور جدی دربرنامه ریزی های دو کشور برای ارتقاء روابط مورد توجه قرار بگیرد. وی تاکید کرد: همچنین برگزاری منظم کمیسیون مشترک دو کشور به صورت منظم  ازجمله راه حل های موثر برای تحرک بخشیدن به مناسبات تهران وکی یف است.   قاسمی در این جلسه در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که شما در آغاز شروع بحران اوکراین درنوامبر  2013در این کشور حضور داشتید به نظر جنابعالی آیا این امکان وجود نداشت که بین حکومت وقت و جناحهای داخلی فرایندی به شیوه مسالمت‌آمیز شکل می گرفت که به حوادث خونین بار بعدی منجر نمی‌شد ؟ تصریح کرد: همیشه رخدادهای اجتماعی و سیاسی معلول و نتیجه علل مولفه‌های چندگانه  و برون داد های مشخصی از طیف‌های ناسازگار با خواست‌های بنیادین مردم است که به یکباره دست به دست همدیگر می‌دهند و رخدادهای پرمخاطره را به شکل برق آسا شکل می دهند . در 21 نوامبر رئیس جمهور وقت اوکراین اقای «یاناکوویچ» باید در اجلاس «همگرایی اروپایی شراکت شرقی» در لیتوانی حضور پیدا می کرد  و مجموعه اسنادی را امضا می‌کرد ولی درهفته اول نوامبر زمزمه‌های تغییر ناگهانی شیفت پارادایمی دولت اوکراین از زبان آقای« ازروف » نخست وزیر وقت اوکراین مبنی بر اینکه این کشور برای اینکه بتواند در اجلاس لیتوانی شرکت و اسناد را امضا کند می بایست 70 میلیارد دلار جهت تغییر ساختارهای صنعتی خود از سیستم شرقی به سیستم غربی از اتحادیه اروپا دریافت کند ، مطرح شد این امر موجب شد تا دولت اقای یاناکوویچ که به مدت بیش از چهار سال ، راهبرد همگرایی را مطرح کرد دربرابر افکارعمومی با یک ابهام و سئوال لاینحلی مواجه شود و زمینه های ناآرامی ها  همزمان  با اعلام خبر امضای تمدید موافقتنامه بین  اوکراین و روسیه  باامضای  پوتین و یانکوویچ که «کیف» با دریافت سه میلیارد دلار به عنوان وام بلاعوض ، امتیاراتی را به مسکو واگذار می‌کرد  ، همچون بشکه باروتی  موجب انفجارات اجتماعی واعتراضات سراسری  سیاسی معارضین در 19 فوریه 2014 شد واین منازعه گرم باعث کشته شدن بیش از 80 تن از معترضین شد و متعاقب آن رئیس‌جمهور از کشور فرار کرد و اوکراین را با  خلاءقدرت روبرو ساخت ، سپس پارلمان این کشور نیز ، سرپرست این نهاد قانون‌گذاری آقای «تورچینوف» را به عنوان کفیل ریاست جمهوری تا برگزاری انتخابات جدید رئیس جمهوری اوکراین برگزید.   وی در پاسخ به این پرسش که اگر در آن زمان رهبران و عقلای سیاسی اوکراین پخته‌تر عمل می کردند ، این امکان وجود نداشت که این بحران به سطح مخاصمه خونریزی منتهی نشود واجازه داده می‌شد تا یانا کوویچ که کمتر از یکسال از دوره ریاست جمهوری‌اش باقی نمانده ، دوره‌اش را تمام و گروه‌های مخالف و طرفدارانشان از طریق صندوق‌های آرا جایگزین او را انتخاب می کردند ؟ گفت :  پاسخ این سئوال خیلی سخت و پیچیده است ، چرا که در عالم نظریه رئالیست ها و آرمانگرایان ، همیشه مرزهای منازعه ومناظره شان بطور ظاهری به اندازه یک سر مو به هم نزدیک و شباهت داشته اند  ولیکن مجموعه مولفه ها و برون‌دادهای نامرئی آن‌ها ، موتور محرکه اصلی رخدادها هستند و  به گونه ای دیگر سرنوشت را شکل و رقم می‌زنند.   این کارشناس ارشد حوزه مطالعات قفقاز و اروپای شرقی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که  بحران اوکراین در چارچوب فرایند نورماندی و تفاهم مینسک و مذاکرات نمایندگان ویژه روسیه و امریکا چه مسیر ی را طی می نماید و چرا گره های آن قابل گشودن نیست؟ اظهارکرد: بحران «کریمه» و «دنباس» اوکراین تاکنون بیش از سه هزار کشته و ده هزار مجروح و یک میلیون و ششصد هزار نفر آواره به همراه داشته است و فقط از مرحله تفاهم مینسک که از سه سال پیش شکل گرفته تا کنون حدود نهصد نفر کشته به بار آورده است که نشانگر دامنه وابعاد کشمکش  و منحنی خسارت جانی  بین طرفهای منازعه است، بطورکلی راهبرد حکومت اوکراین ، حل مسائل امنیتی ناشی از تفاهم مینسک شامل ، «تخلیه تسلیحات سنگین ومتوسط توسط شورشیان از مناطق مسکونی و کنترل مرزهای توسط حکومت اوکراین و تبادل اسرای دوطرف در قالب پیشنهاد استقرار نیروهای صلحبان بین المللی» است . شورشیان و مقامات خود خوانده  در دنباس نیز حل مسائل سیاسی را در چارچوب وضعیت جاری و اجرای انتخابات محلی برای انتخاب مقامات خودگردانی ورسمیت دادن به حقوق خود دنبال می کنند که عملا شکاف بین مسائل  مورد مجادله را زیاد  کرده است . تاکنون سه دور مذاکرات بین نمایندگان ویژه  آمریکا و روسیه ( والکر  و سورکوف ) بعد از توافق آقایان تیرسلون و لاوروف در شهرهای  بلگراد و دوبی انجام  شده  که آنان نیز  همچنان در صددیافتن مخرج  مشترک پیرامون سازوکارهای قابل اجماع  بین طرفین بوده و عملا ادامه  مذاکرات را به بعد از برگزاری و نتایج انتخابات روسیه در 18 مارس احاله ساخته اند.   قاسمی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که کارشناسان ادعا می کنند که مسئله اوکراین به منازعه بین تقسیم منافع بازیگران بین المللی گره خورده است و اساسا مقوله همگرایی اروپایی که تحت عنوان خاستگاه اکثریت مردم اوکراین مطرح است مبنا و پایه واقعی ندارد ؟ آیا شما این تحلیل را قبول دارید ؟ گفت : اغلب مردم اوکراین بعد از فروپاشی شوروی ، خاستگاه اراده خویش را بر مبنای گرایش و علاقه‌مندی به همگرایی اروپایی گذاشته اند و این مقوله یک امر واقعی و دارای قرائن و شواهد متعددی است ، اول اینکه افکارسنجی‌های مستقل گواه این است که  نزدیک به 70 درصد از جمعیت اوکراین  خواهان همگرایی به عنوان ایده ای که استعدادها و ظرفیتهای بالقوه اوکراین را می‌تواند با پیوستن به همگرایی اروپایی به سوی توسعه و رفاه به پیش ببرد یک امر قطعی وغیرقابل انکار تلقی می‌کنند ، دوم اینکه اظهارات خود اقای یاناکوویچ  بعد از خروج از حکومت  اوکراین هم گواه این موضوع است چرا که وی در همان  زمان در اظهارات مستندی تصریح کرد که من به درستی نتوانستم در قضیه همگرایی ، گزینه‌ها و شیوه‌های توجیهی شایسته‌ای برای افکار عمومی در نوامبر سال 2013  برگزینم و همین امر از ضعف‌های مدیریتی‌ام  بود که اعتراضهایی را به همراه داشت . سوم اینکه اکثر احزاب و فراکسیون‌های پارلمانی در اوکراین نیز  در تمامی دوره ها حتی معارضین نیز بر اصل همگرایی اروپایی به عنوان یک شعار  تاکید داشته‌اند ، بنابراین تمامی مولفه‌ها دال بر این است که قاطبه مردم ، احزاب و نخبگان اوکراین خواهان پیوستن به همگرایی اروپایی بوده‌اند و این پدیده  یک امر روشن و تردید ناپذیر است.   وی در پاسخ به پرسش دانشجوی دیگری مبنی بر این که برخی متخصصین و کارشناسان بین‌المللی براین اعتقاد هستند چهار  بحران بزرگ شامل بحران اوکراین در منطقه اروپای مرکزی و شرقی و بحران کره شمالی  درجنوب شرق آسیا و بحران سوریه  و همچنین بحران صلح فلسطین و اسرائیل  در خاورمیانه ، سرنوشت توازن بازیگران بزرگ بین المللی و منطقه ای را در راستای چگونگی ایجاد موازنه قوا در محیط  چند قطبی  جهان درسال  ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ تعیین خواهند کرد و بازیگران برای شکل دادن  به سامانه های اقتصادی ، امنیتی و دیپلماسی خود ناگزیرند در قرن 21  این چهار بحران را به سرانجام برسانند واز دیگر سواین کارشناسان بر این باور هستند که روسیه و آمریکا به علت برخورداری از مولفه های تسلیحات راهبردی اتمی و قدرت موازنه قوا در اولویت حل منازعه خود در سال 2018  بحران اوکراین را در دستور کار جدی دارند تا متعاقب آن بتوانند در چارچوب منافع مشترک ، بقیه بحرانهای فوق الاشاره را در افقی میان مدت ، کنترل و مدیریت کنند و آیا شما این تحلیل را قابل اجرا و واقعی می پندارید ؟ اظهار کرد: حل بحران اوکراین به سه اراده بستگی مستقیم دارد اول اراده رهبری سیاسی اوکراین و مصالح کلان آن‌ها ، دوم اراده حامیان اصلی اروپایی اوکراین که آلمان و فرانسه هستند  و سوم اراده مشترک روسیه و آمریکا که چگونه بخواهند این بحران را حل کنند ، به نظر بنده به لحاظ جنس و ماهیت شناختی  ، موضوع حل بحران اوکراین ، دارای زمینه‌های اشتراک منافع در مقایسه با سه بحران دیگر است ، چراکه سه بحران دیگر به لحاظ ساختارهای  سیاسی و اقتصادی و امنیتی  کاملا در کانتکس دیگری بوده که مولفه تبلور منافع مشترک بازیگران بین المللی در آنها ضعیف و کم است درحالی که موقعیت  وجایگاه اوکراین به لحاظ هارتلندی ، ژئو پلیتیک ، ژئو اکونومیک و نهایتا ژئو استراتژیک ، دارای اهمیت بزرگ و مهمی برای سه قطب روسیه و آمریکا و اروپا برای نظم بخشیدن  بر بسترهای محیط هم‌گرا و منافع مشترک است و به همین دلیل ، چون از منظر راهبردهای آمریکا و اروپا و روسیه نیز منافع و اهمیت آن بر همگان روشن است ، بنابراین این دیدگاه که هر میزان بازیگران اصلی در جهت  کمک به حل  بحران  اوکراین که دارای منافع مشترک در این موضوع بوده ، گام نهاده و حرکت  به سوی  وابستگی متقابل و مشترک را در این حوزه فزونی بخشند  این اقدام آنها می تواند آثار و پیامدهای گسترده‌ای بر محیط خودی و بر دیگر مناطق  مورد اشاره به همراه داشته باشد و لذا پیش‌بینی می‌شود که چشم‌انداز تحولات آینده بحران اوکراین بعد از انتخابات روسیه در چارچوب دیپلماسی فرایند نورماندی و به موازات آن مذاکرات نمایندگان ویژه آمریکا و روسیه فعال شود ودر راستای خسته شدن طرفهای منازعه و نیاز شدید برای تحقق دستاوردهای صلح و خروج از بحران  و عوارض منفی تحریم‌ها، روند حل منازعه اوکراین به سمت پیشرفت و یافتن راه حل‌های مرضی الطرفین قوت گیرد.       ]]> سیاست خارجی Mon, 23 Apr 2018 19:27:28 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3624/اوکراین-همواره-نگاهی-بیطرفانه-منصفانه-پیشرفت-مناسبات-ایران-تعامل-کرده تحول نوین در روابط روسیه و غرب: عرصه های جدید تقابل http://www.iras.ir/fa/doc/article/3619/تحول-نوین-روابط-روسیه-غرب-عرصه-های-جدید-تقابل مقدمه روابط روسیه و غرب در سال های اخیر به ویژه پس از بروز بحران اوکراین در سال 2014 دستخوش تحولات منفی زیادی بوده است.غربی ها به بهانه الحاق کریمه به روسیه و حمایت مسکو از جدایی طلبان شرق اوکراین، تحریم های گستردهای را علیه  روسیه به اجرا در آورده و آمریکا به عنوان سردمدار بلوک غرب علاوه بر این موارد با دستاویز قرار دادن دخالت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری 2016 این کشور، تحریم های بی سابقه ای را در چارچوب قانون "کاتسا" برای تشدید فشارها و محدودیت ها علیه روسیه به مورد اجرا گذاشته است. این مسائل در کنار اختلافات دیگر از جمله حضور نظامی روسیه در سوریه و انتقاد و حملات تبلیغاتی غرب علیه دولت روسیه، باعث شده تا روند روابط روسیه و غرب روند نزولی را طی کند و با گذشت هر سال بر گستره اختلافات و تنش ها افزوده شود. با این حال بروز مساله ای جدید یعنی مسمومیت شیمیایی"سرگئی اسکریپال" جاسوس سابق روس و یولیا دخترش در سالزبری در جنوب غرب انگلیس در 4 مارس 2018 و پیامدهای آن روابط سرد و پرتنش روسیه و غرب را وارد برهه جدیدی کرده است. اسکریپال در سال 2010 هنگام تبادل جاسوس میان آمریکا و روسیه به انگلیس پناهنده شد که در آن، مسکو چهار جاسوس خود را با 10 جاسوس آمریکا مبادله کرد. وی پیش‌تر مامور اطلاعاتی روسیه بود که به دلیل جاسوسی برای دولت انگلیس در سال 2006 به 13 سال حبس در مسکو محکوم شد،وی متهم بود که هویت جاسوسان روس را در اروپا به سازمان جاسوسی ‌ام.آی.6 گزارش داده است.مقامات انگلیس ادعا می‌کنند که اسکریپال براثر تماس با ماده سمی اعصاب ساخت روسیه  موسوم به "نویچوک" مسموم شده است.   بهانه جویی غربی ها متهم شدن روسیه از سوی انگلیس به دخالت مستقیم در مسمومیت شیمیایی اسکریپال به بهانه ای برای غربی ها برای اقدامات تنبیهی بی سابقه علیه  مسکو به ویژه در دو بعد دیپلماتیک و ورزشی تبدیل شده است. این در حالی است که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه بر دخالت نداشتن کشورش در ماجرای مسمومیت اسکریپال تاکید کرده است.نکته مهم اینکه محققان سلاح های شیمیایی بریتانیا نتوانستند ثابت کنند که گاز اعصاب مورد استفاده در مسمومیت "اسکریپال" ساخت روسیه بوده است."گری ایتکنهد"مدیر آزمایشگاه «پورتون داون» وابسته به ارتش بریتانیا اعلام کرد بر اساس تحقیقات به‌عمل‌آمده توسط محققان این آزمایشگاه، روسی بودن ماده شیمیایی مسمومیت اسکریپال ثابت نشده است. از سوی دیگر اکنون مشخص شده که تولید عامل اعصاب که برای مسموم کردن اسکریپال استفاده شده است می تواند در 20 کشور صورت بگیرد.در این زمینه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه گفت: بر اساس نظر کارشناسان بین المللی نزدیک به 20 کشور در جهان می توانند عامل اعصاب مشابهی را تولید کنند.بدین ترتیب متهم کردن روسیه به عنوان تولید کننده و عامل مسمومیت اسکریپال اساسا مساله ای قابل اثبات نیست.     همراهی اروپایی ها به رغم اختلاف اتحادیه اروپا و انگلیس در باره برگزیت ، سران اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود در بروکسل آشکارا در حمایت از انگلیس علیه روسیه موضع گرفتند. ترزا می نخست وزیر انگلیس در این نشست به دنبال متقاعد کردن سران اروپایی برای واکنش مناسب در مقابل روسیه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری این کشور بود. این درخواست ترزا می با پاسخ مثبت آنها همراه شد. در این راستا سران اتحادیه اروپا در حمایت از انگلیس، روسیه را به دست داشتن در مسمومیت سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین روس متهم کردند.سران اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک در حمایت از موضع لندن اعلام کردند که "به احتمال زیاد" روسیه مسئول مسموم کردن سرگئی اسکریپال و دخترش است. ترزا می نیزاعلام کرد امروز روسیه نه تنها در اروپا بلکه در خاورمیانه و سراسر جهان یک تهدید است. ترزا می گفت: من از تمام همتایان خود در این نشست می خواهم تا تصمیم جدی علیه تهدیدهای روسیه اتخاذ کنند. فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم با اعلام حمایت این اتحادیه از انگلیس اعلام کرد کشورهای عضو بی تردید و قاطعانه از لندن در مقابل تهدیدهای خارجی دفاع خواهند کرد. موگرینی اعلام کرد بهترین راه برای مقابله با تهدید های روسیه «اتحاد و یکپارچگی» تمام اعضای اتحادیه اروپا است. اما این اقدام اروپایی ها با واکنش منفی مسکو مواجه شد. سفیر روسیه در انگلیس اعلام کرد اروپا در بسیاری از موارد در تاریخ، قوانین بین‌المللی را نقض کرده است و امروز هم در همین راستا روسیه را متهم می کند. بدین ترتیب رویارویی روسیه و انگلیس که از قبل هم با هم اختلافات مهمی داشتند، با توجه به موضع گیری یکپارچه سران اتحادیه اروپا علیه مسکو بر سر مسموم شدن اسکریپال به مراحل بسیار حساسی رسیده است. دولت محافظه کار انگلیس که روابط دو کشور را در مسیری بی بازگشت قرار داده، خواهان حمایت همه جانبه غرب از خود در برابر روسیه است.   اقدامات تنبیهی دولت انگلیس در واکنشی عملی علیه روسیه ، اقدام به اخراج 23 دیپلمات روس از خاک خود نمود که البته  شرکای اروپایی و غربی لندن نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفتند.حدود 30 کشور اقدام به اخراج نمایندگان دیپلماتیک روسیه از خاک خودکرده وبیش از 150 دیپلمات روس از کشورهای مختلف اخراج شدند.از جمله آمریکا اعلام کرد که 60 تن ازدیپلمات های روسی مقیم آمریکا ازجمله 12 نفراز کارکنان دفتر نمایندگی دائم روسیه در سازمان ملل را اخراج می کند.ترزا می، نخست‌ وزیر انگلیس این رویداد را پرشمارترین اخراج دیپلمات‌های روسی در تاریخ خواند. به گفته بوریس جانسون، وزیر خارجه انگلیس، این اخراج‌ها "نقطه عطفی"در روابط غرب با روسیه است و"ضربه‌ای" محسوب می‌شود که سازمان اطلاعات روسیه سال‌ها وقت لازم دارد تا از آن بهبود یابد. گمان دولت محافظه کار لندن این بود که اخراج جمعی دیپلمات های روسی از کشورهای غربی اعم از اروپا، آمریکا و چند کشور دیگر ضربه سختی برای دستگاه اطلاعات خارجی روسیه خواهد بود که بسیاری ازعوامل اطلاعاتی خود دراین کشورها را بدین ترتیب از دست داده است. اما نکته مهمتر این بود که یک مقام بلند مرتبه انگلیس اعلام کرد،دولت این کشور در سطحی بی‌سابقه اطلاعات مأموران مخفی خود در پرونده مسمومیت اسکریپال را در اختیار هم‌پیمانان خود قرار داده است. ارائه این اطلاعات زمینه را برای اخراج تعداد زیادی از دیپلمات‌های روس از کشورهای غربی، فراهم ‌آورد. دولت انگلیس به رغم درخواست های مکرر روسیه در باره ارائه شواهد و مدارک در باره دخالت مسکو در مسمومیت شیمیایی  اسکریپال، از این کار خود داری کرد ودر عوض در چارچوب جنگ تبلیغاتی و نیز برای متقاعد کردن افکارعمومی، ادعا کرد که اطلاعات مخفی خود درباره دخالت مستقیم مسکو در مسمومیت شیمیایی اسکریپال را در اختیار متحدان خود قرار داده است.این پرسش مطرح است که اگر واقعا مدارک محکمه پسند و قابل قبول برای مجامع جهانی در این زمینه وجود داشت قطعا لندن اقدام به انتشار آنها می کرد تا بتواند ضمن منفعل کردن مسکو، آن را در معرض محکومیت های بین المللی قرار دهد. تحلیلگران با توجه به رویکرد و عملکرد دولت انگلیس، ادعاهای آن در باره نقش روسیه در حادثه مسمومیت اسکریپال را زیر سئوال می برند.ضمن اینکه هدف لندن از این اقدام بیش از اینکه جنبه انسانی و حتی امنیتی یعنی کاربرد سلاح شیمیایی در خاک یک کشور اروپایی آن گونه که ادعا کرده باشد، بیشتر فراهم آوردن بهانه لازم برای اعمال تحریم های بیشتر و همه جانبه علیه مسکو به ویژه  تحریم جام جهانی فوتبال 2018 روسیه است. لندن با جدیت به دنبال تحریم بازی های جام جهانی فوتبال 2018 روسیه است. انگلیس به همراه 6 کشور دیگر یعنی لهستان، ایسلند، دانمارک، سوئد، استرالیا و ژاپن که جواز حضور در جام جهانی را کسب کرده اند، دولت‌هایشان جام جهانی را بایکوت کرده‌اند. انتظار می رود که مقامات رسمی این کشورها در مراسم افتتاحیه جام جهانی درروسیه حضور نیابند.نیکیتا سیمونیان معاون اتحادیه فوتبال روسیه درباره درخواست انگلیس از متحدانش برای تحریم جام جهانی فوتبال گفت: آنها مدعی بودند که ورزش باید از سیاست جدا باشد. در واقع غربی ها به رغم ادعاهای خود، از ورزش به مثابه سلاحی سیاسی و تبلیغاتی علیه دیگر دولتها استفاده می کنند. بدین ترتیب در چارچوب کارزار گسترده ضد روسی غرب، این بار انگلیس صحنه گردانی را برعهده گرفته و موضع هماهنگ سران دولتهای غربی علیه روسیه نیز نشان از آن دارد که غرب قصد دارد با توجه به پیروزی بی سابقه پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه که نشانه بی اعتنایی روس ها به تبلیغات ضد پوتین غربی ها بود، فشارهای سیاسی خود را علیه مسکو و پوتین تشدید کند.   دیدگاه مسکو ازدیدگاه مسکو، اقدام هماهنگ غربی ها در اخراج دیپلمات های روسی ، نشانه تلاش حساب شده و سازمان یافته با هدف تحت فشار قرار دادن روسیه و منزوی کردن این کشور در سطح بین المللی است. به گفته ماریا زاخارووا سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه ،پشت این اقدام، افرادی قدرتمند در انگلیس و آمریکا قرار دارند.وی معتقد است که ناتو پشت سر اقدامات اتحادیه اروپا قرار دارد و این سازمان درصدد سیاه نمایی علیه روسیه است."دمیتری ایگورچنکوف"کارشناس روسی،  معتقد است پرونده اسکریپال بهانه‌ای برای گسترش ناتو و افزایش تحریم‌ها علیه روسیه است و می‌گوید واشنگتن، اروپا را خط مقدم «جنگ ترکیبی» علیه روسیه می‌داند. مسکو براین مساله پافشاری می کند که لندن هیچگونه شواهد متقنی درباره دخالت دولت یا ماموران دولتی روسیه در ماجرای مسمومیت شیمیایی اسکریپال و دخترش ارائه نداده است. به گفته "لئونید رینک"کارشناس شیمیایی، روسیه در زمینه مسمومیت اسکریپال هیچگونه منفعتی ندارد و از سوی دیگر، روسیه نمی توانست در چنین موقعیت حساسی یعنی انتخابات ریاست جمهوری و بازی های جام جهانی فوتبال، مبادرت به چنین اقدامی کند.درعین حال نباید فراموش کرد انگلیس که به دلیل مباحثات زیاد با اتحادیه اروپا بر سر خروج از این اتحادیه (برگزیت) و افزایش انتقادات در این زمینه در داخل با فشار زیادی روبه رو است، اکنون فرصت را مغتنم شده و سعی می کند با بزرگنمایی حادثه مسمومیت شیمیایی اسکریپال،همراهی مجدد کشورهای اتحادیه اروپا را به دست آورد و در عین حال روابط خود را با آمریکا ترمیم کند؛ به ویژه این که پس از اعتراضات گسترده داخلی به سفر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و اظهارات توهین آمیز وی درباره ترزا می  که به لغو سفر وی به انگلیس منجر شد روابط لندن و واشنگتن چندان گرم و صمیمانه نبود. در عین حال غربی ها اکنون به زعم خود بهانه مناسبی برای کارزار گسترده سیاسی، دیپلماتیک و تبلیغاتی علیه مسکو یافته اند و به همین دلیل انتظار می رود در آینده نزدیک ابعاد آن گسترش بیشتری یابد.   واکنش متقابل اقدامات خصمانه غرب علیه روسیه از سوی مسکو بی جواب نماند.در این راستا شاهد اقدامات متقابل و تلافی جویانه روسیه علیه کشورهای غربی بودیم. روسیه علاوه بر اخراج 23 دیپلمات انگلیسی از تعطیلی مرکز فرهنگی انگلیس (بریتیش کانسیل) در مسکو خبر داد.ترزا می نخست وزیر انگلیس پس از این واکنش روسیه اعلام کرد که تدابیر دیگری نیز علیه مسکو اتخاذ خواهد کرد.در مرحله بعد دولت روسیه اقدامات متقابل علیه شرکای غربی لندن را در پیش گرفت.دراین راستا روسیه روز پنج شنبه 29 مارس در چارچوب اقدام متقابل علیه آمریکا 60 دیپلمات آمریکایی را از خاک روسیه اخراج و کنسولگری آمریکا در سن پترزبورگ را تعطیل کرد.سپس وزارت خارجه روسیه با فراخواندن سفرای اروپایی در مسکو، روز جمعه 30 مارس اعلام کرد، ۵۹ دیپلمات از ۲۳ کشور مختلف را اخراج خواهد کرد. این تصمیم مسکو در واکنش به اخراج دیپلمات های روسیه از کشورهای دیگر صورت گرفت.از جمله مسکو در پاسخ به اخراج دیپلمات های این کشور، 41 دیپلمات از کشورهای اروپایی را اخراج کرد. هم چنین مسکو دستور اخراج 50 دیپلمات دیگر انگلیسیی از روسیه را صادر کرد.اروپایی ها انتظار نداشتند تا روسیه برخورد دیپلماتیکی همانند با برخوردی که با واشنگتن داشت، با کشورهای اروپایی که در جبهه انگلیس و آمریکا در مقابل روسیه قرار گرفته اند داشته باشد. ولی اقدام روسیه خلاف آن را نشان داد و همین مساله موجب سردرگمی و موضع انفعالی برخی از آنها شد. "هایکو ماس"Heiko Maas وزیرامور خارجه آلمان در پی اعلام اخراج چهار دیپلمات آلمانی گفت، برلین از گفت وگو با مسکو استقبال می کند و برای آینده ای سازنده در روابط  دو کشور تلاش خواهد کرد. فولکر پرتِس (Volker Peretz) کارشناس سیاسی آلمانی معتقد است که اتحادیه اروپا باید با روسیه کنار بیاید.البته سران اتحادیه اروپا نیز به این مساله اذعان دارند.   تقابل دیپلماتیک بی سابقه بحران دیپلماتیک کنونی بین روسیه و کشورهای غربی از زمان جنگ سرد تاکنون کم سابقه توصیف شده است.البته موضع کشورهای اتحادیه اروپا در برخورد با روسیه به بهانه مساله مسمومیت شیمیایی سرگئی اسکریپال موضعی واحد نبوده است.با اینکه بیشتر کشورهای این اتحادیه علیه مسکو موضع گیری کردند، اما قبرس، اسلوونی، یونان و اتریش اقدام به فراخوانی سفرای شان از مسکو و یا اخراج دیپلمات های روسیه نکردند. این مساله نشانگر اختلاف نظر در باره نحوه برخورد با روسیه در اتحادیه اروپا است.ضمن اینکه برخی شرکای اتحادیه اروپا نیز از این اقدام پیروی نکردند.از جمله ترکیه و صربستان مخالفت خود با اخراج دیپلمات های روسی اعلام کردند.روابط اتحادیه اروپا و روسیه از سال 2014 بر سر بحران اوکراین، شاهد واگرایی و افزایش شکاف ها و اختلافات و اعمال تحریم های متقابل بوده است.از نگاه مسکو، روابط کنونی اتحادیه اروپا و روسیه در وضعیت دشواری قرار دارد .اکنون مساله ادامه تحریم ها علیه روسیه و در یک چارچوب کلی تر ادامه روابط با روسیه، باعث بروز اختلاف و دودستگی بین کشورهای اتحادیه اروپا شده است. طبیعتا تقابل این دو دیدگاه دراتحادیه اروپا موجب تفرقه و عدم انسجام در موضع گیری اتحادیه اروپا در قبال مسکو شده است.مساله مسمومیت شیمیایی سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین روسیه درانگلیس ،موجب برتری جناح ضد روسی دراتحادیه اروپا شده است. با این حال هنوز برخی کشورهای اتحادیه اروپا مخالف برخورد سلبی با مسکو هستند. اما روسیه با اتخاذ رویکردی قاطع در قبال اخراج دیپلمات های خود از کشورهای اروپایی نشان داد که به غربی ها از جمله اروپایی ها باج نخواهد داد و واکنش تلافی جویانه را در سرلوحه مواضع و اقدامات خود در برابر غرب از جمله اروپا قرار داده است. با این حال همواره بر امکان حل و فصل اختلافات و عادی سازی روابط دو جانبه نیز تاکید کرده است.   نقش آمریکا هر چند تنش سیاسی و دیپلماتیک اخیر بین روسیه و انگلیس رخ داد، اما آمریکا با سوء استفاده از این مساله تلاش کرد تا رهبری کارزار ضد روسی اخیر در جهان غرب را به دست گیرد و از آن برای تضعیف موقعیت و وجهه بین المللی مسکو و و نیز تشدید فشارها علیه آن استفاده کند. اکنون مساله "اسکریپال" عملا به چالش جدیدی بین روسیه و غرب تبدیل شده و آمریکا در برخورد با روسیه از آن استفاده ابزاری می کند.بر خلاف تصور اولیه روسها درباره بهبود روابط مسکو و واشنگتن با روی کار آمدن دونالد ترامپ ، اما مسیر روابط دو کشور به سوی تشدید اختلافات و تنش ها و وخامت روز افزون روابط دو جانبه سیر کرده است. آمریکا در ابعاد مختلف سیاسی، دیپلماتیک، تجاری، اقتصادی، نظامی و امنیتی روسیه را به چالش کشیده و در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین هسته ای جدید خود همواره از روسیه به عنوان تهدید عمده یاد کرده است.اعمال تحریم های جدید علیه روسیه در چارچوب قانون کاتسا نیز از مهمترین اقدامات ضد روسی واشنگتن در سال 2017 بود."الکسی موخین" تحلیلگر سیاسی روسی، معتقد است قانون تحریم روسیه باعث افزایش تنش ها بین مسکو و واشنگتن می شود.با توجه به تداوم اختلافات و شکاف ها درمواضع مسکو و واشنگتن درقبال بسیاری ازمسائل بین المللی و اکنون بحران مسمومیت شیمیایی اسکریپال ،امیدی به بهبود وضعیت کنونی و آغاز برهه ای جدید در روابط دو جانبه روسیه و آمریکا وجود ندارد.تداوم اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو نشان می دهد که آمریکایی ها مصمم هستند در ابعاد مختلف روسها را به چالش بکشند.مساله ای که واکنش واقدامات متقابل مسکو را به دنبال داشته است."سرگئی روگوف" کارشناس روسی، معتقد است امروز جنگ سرد جدیدی بین روسیه و آمریکا در جریان است.به رغم تداوم سیاست تشدید فشار از سوی آمریکا علیه روسیه، با این حال مسکو نه فقط در مقابل این فشارها مقاومت کرده ، بلکه به اتخاذ اقدامات متقابل پرداخته و در برابر هر کنش خصمانه واشنگتن واکنشی متقابل نشان داده است. کما اینکه اخراج دیپلماتهای آمریکایی و بستن کنسولگری این کشور در سن پترزبورگ نشان از قاطعیت روسیه برای مقابله با اقدامات خصمانه آمریکا دارد.   جمع بندی بحران دیپلماتیک کنونی بین روسیه و کشورهای غربی از زمان جنگ سرد تاکنون کم سابقه توصیف شده است. مساله اسکریپال روابط روسیه و غرب را وارد برهه جدیدی کرده است. شاید بتوان این برهه را دوره خصومت آشکار و اقدامات متقابل روسیه وغرب نامید.برهه ای که در آن دیگر از تعارفات سابق و ابراز تمایل به برطرف کردن اختلافات چندان خبری نیست و حداقل آمریکا ومتحد آن در این سوی اقیانوس اطلس یعنی انگلیس، آشکارا خصومت خود با مسکو را ابراز می کنند.بدین ترتیب باید رویارویی روسیه و غرب بر سر مساله اسکریپال را به مثابه ورود شرق و غرب به دوره جدیدی از تنش ها و اختلافات دانست که به راحتی قابل حل و فصل نبوده و می توان پیش بینی کرد که دامنه ، شدت و ابعاد آن در آینده افزایش پیدا خواهد کرد.اما در کوتاه مدت باید انتظار افزایش تدریجی فشارهای غرب علیه روسیه را داشت که البته  این کنش غرب ، مسلما واکنش های متقابل مسکو را نیز به دنبال خواهد داشت.       نویسنده: دکتر سید رضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی         ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sat, 21 Apr 2018 01:21:30 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3619/تحول-نوین-روابط-روسیه-غرب-عرصه-های-جدید-تقابل چشم انداز روابط ایران و ترکیه در سال 1397 http://www.iras.ir/fa/doc/article/3618/چشم-انداز-روابط-ایران-ترکیه-سال-1397 نگاه کلان سیاست خارجی ترکیه در یک دهه اخیر بتدریج از اروپایی شدن به سمت کانون تحولات خاورمیانه و اوراسیا حرکت کرده است. برخی از این تحول به عنوان خاورمیانه ای شدن سیاست خارجی ترکیه یاد می کنند و برخی مفهوم چرخش اوراسیایی را بکار می برند. به هر روی، محوریت چنین چرخشی حضور ژئواکونومیکی، ژئوکالچری و ژئوپلیتیکی در معادلات راهبردی خاورمیانه و اوراسیا به عنوان عمق راهبردی نخبگان حاکم ترکیه است. راهبردی که از طریق دیپلماسی تیرو کمان داوداوغلو به کنشگری بین المللی و منطقه ای ترکیه وزن راهبردی داده است. نگاهی که ترکیه را به جای تقلا در پشت درهای وورد به اتحادیه اروپایی، به برعهده گرفتن نقشی مستقل و محوری ترغیب کرده است.   به هرحال، سردی در روابط غرب و ترکیه و متعاقب آن چرخش اوراسیایی در سیاست خارجی این کشور دو خروجی عمده داشته است. نخست، در سطح سیاست داخلی ترکیه اتحاد مقدسی میان جریان های ضد-غرب گرا، ملی گراهای سکولار و اسلام گرایان محافظه کار شکل گرفته است که با تقویت مواضع رئیس جمهور اردوغان و ذیل گفتمان ضد-امپرالیسم، به مهمترین رخدادهای نیم دهه اخیر در ترکیه جهت داده اند. دوم، در سطح سیاست خارجی، ترکیه با دوری از ابتکارات سیاسی و امنیتی متحدان غربی، به سمت ایجاد شراکت راهبردی با رقبای منطقه ای دیرینه خود از جمله روسیه و ایران بویژه در مناطق نفوذ و عمق راهبردی خود گام های بلندی برداشته است. شکل گیری چنین ائتلاف هایی هرچند مقطعی، پیامدهای راهبردی مهمی در روابط دوجانبه و کانون های بحران مناطق مجاور در بر داشته است. بنظر می رسد که اتاق فکر رئیس جمهور اردوغان به منظور تداوم نقش آفرینی راهبردی در تحولات منطقه ای، دفع تهدیدات امنیت ملی و همچنین خروج از تله ای که غرب برای براندازی رژیم مستقر تعبیه کرده است، در راستای تحکیم روابط با روسیه و ایران مشاوره می دهند.   روابط آنکارا و تهران در سال گذشته نسبت به سیر روابط دو کشور در دوره بعد از تشدید بحران سوریه (1391-) سالی نیکو بود. رویدادهای سال گذشته در روابط دوجانبه به عنوان یک نقطه عطف، روابط ایران و ترکیه را وارد مرحله جدیدی کرده است که همراه با عمل گرایی ژئواکونومیکی و انعطاف پذیری ژئوپلیتیکی در برقراری موازنه منطقه ای و دفع تهدیدات مشترک امنیتی در خاورمیانه آشوبناک بوده است. حجم روابط اقتصادی ایران و ترکیه در سال 1396 رقمی بالغ بر 11.2 میلیارد دلار است که نسبت به سال 95 تقریباً 1.4 میلیارد دلار افزایش داشته که ایران با حجم صادرات 7.7 میلیارد دلار (ترکیه 3.4 میلیارد دلار) بیش از ترکیه از روابط تجاری دوجانبه در سال جاری سود برده است (موازنه تجاری 4.5 میلیارد دلار به نفع ایران مثبت بوده که در سال 95 حتی 266 میلیون دلار کسری تجاری داشته ایم).   به موازات بهبود نسبی شاخص های روابط تجاری، در حوزه مناسبات دیپلماتیک و مراودات امنیتی نیز سال 96 دوره ی پر ترافیکی در بهبود روابط سیاسی و فهم مشترک از تحولات منطقه ای بین آنکارا و تهران بوده است. دیپلماسی چندجانبه دو کشور در مجموعه نشست های آستانه و سوچی برای برون رفت از بحران سوریه، اقدامات مشترک نظامی برای ایجاد آتش بس و ایجاد منطقه عاری از تنش در سوریه که با سفر تاریخی سرلشگر باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، (مرداد 1396) به آنکارا قوت گرفت، سفر رئیس جمهور اردوغان به تهران (مهر 1396) برای ارائه یک نقشه راه مشترک به منظور مدیریت تحولات شمال عراق و متعاقب آن اقدامات مشترک سیاسی تهران و آنکارا برای جلوگیری از استقلال کردستان عراق، و در نهایت در کنار هم قرار گرفتن دو کشور در رابطه با مبارزه علیه تروریسم و همکاری های سیاسی در بحران اخیر میان قطر و محور عربستان سعودی از مهمترین رویدادهای تحول ساز در روابط ایران و ترکیه در سال گذشته بوده است که به عنوان یک نقطه عطف روابط دو کشور بویژه در حوزه همکاری های سیاسی و امنیتی را وارد مرحله نوینی ساخته است که در صورت تداوم فهم مشترک از نگرانی ها و حوزه نفوذ منطقه ای، چشم انداز مثبتی را نشان می دهد.   در سال جدید، پیش بینی ها روند رو به رشدی از افزایش حجم مبادلات اقتصادی بین آنکارا و تهران را نشان می دهد. در سه ماهه نخست 2018، حجم روابط تجاری دوجانبه در مقایسه با سال پیش رشد 4.2 درصدی داشته است. پیش بینی می شود که حجم روابط اقتصادی دو کشور تا آخر 2018 به رقم 14.2 میلیارد دلار برسد. ترکیه بعد از چین و امارات متحده عربی سومین بازار صادرات و واردات به ایران است و ایران جایگاه ششم در واردات و رتبه سوم در بازار صادراتی ترکیه را دارا می باشد. در رابطه با رسیدن به هدف 30 میلیارد دلار در سال که رهبران دو کشور به کرات از آن سخن می گویند، چند نکته قابل ذکر است. با اجرایی شدن موافقت نامه تجارت ترجیحی بین ایران و ترکیه در سال 2015، پیش بینی می شد که حجم روابط اقتصادی دو کشور به هدف 30 میلیارد دلاری در سال نزدیک شود. اما به رغم خوشبینی های اولیه، تحت تاثیر سردی روابط سیاسی دو کشور در نتیجه ی منازعه در کانون های بحران خاورمیانه بویژه سوریه، و وجود برخی موانع اساسی گمرکی و زیرساختی، حجم روابط تجاری دو کشور نه تنها افزایش نیافت بلکه نسبت به سالهای گذشته روند نزولی طی کرد.   براساس این موافقت نامه ترجیحی، ترکیه برای 140 محصول کشاورزی ایران و ایران برای 125 محصول صنعتی ترکیه تعرفه ترجیحی اعمال کرده است. تجزیه و تحلیل تجارت بین ایران و ترکیه (قبل و بعد) از اجرای موافقت‌نامه نشان می‌دهد که انتخاب ایران در کالاهای مورد نظر برای درخواست ترجیح از ترکیه حاوی دو نکته مهم است؛ یکی آنكه ايران در انتخاب فهرست اقلام (صادرات به تركيه) خود به درستي عمل نكرده است. (اقلامي را انتخاب كرده كه به طور متوسط در پنج سال قبل از اجراي موافقت‌نامه در ٨٠ درصد آنها هيچ‌گونه صادراتي به تركيه نداشته است يا تركيه در واردات اين اقلام از ايران گزارشي ندارد) و ديگري آنكه طرف ايراني اقلام كم‌ارزش را براي دريافت ترجيح انتخاب كرده است كه حاصل اين دو مورد، دست‌نيافتن به اهداف ايران در دريافت ترجيح از تركيه است. طرفهای ترک اقلامی که توان و پتانسیل صادراتی قابل توجهی به بازار ایران داشته را با مهارت و به دقت تعیین کرده و طرفهای ایرانی ضمن انتخاب اقلام بی اهمیت و با توان صادراتی پایین فقط به کمیت تعرفه ها توجه داشته اند.   از این رو، لزوم تغییر فهرست اقلام کالاهای ترجیحی از سوی شورای بازرگانی ایران و ترکیه ضروری می نماید. از سوی دیگر، در سالی که به اسم حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شده است، هر گونه افزایشی در تعرفه کالاهای صنعتی وارداتی از ترکیه یا تغییر در فهرست اقلام ترجیحی این کشور، بدون تردید اقدامات و واکنش های مشابهی از سوی آنکارا در بر خواهد داشت. بویژه اینکه ترکیه به منظور جبران کسری تجاری خود در برابر ایران به دنبال گسترش بازارهای صادراتی کالاهای صنعتی و خدماتی خود در ایران است. این مسئله می تواند به چالشی در برابر افزایش حجم روابط تجاری دوجانبه در سال جاری تبدیل شود.   در حوزه تجارت انرژی نیز پیش بینی می شود که در صورت عدم وجود خرابکاری در خطوط لوله ترانزیت گاز طبیعی به ترکیه، کما فی السابق 10 میلیارد متر مکعب صادرات داشته باشیم. قیمت و مقدار گاز صادراتی دو مولفه اصلی در تجارت انرژی ترکیه با ایران محسوب می شوند. به لحاظ قیمت، گازی که بوتاش ترکیه از ایران وارد می کند گران ترین بخش واردات گاز این کشور است. بنابر اظهارات مقامات بوتاش ترکیه، قیمت هر هزار متر مکعب گاز ایران، ۴۹۰ دلار است. در حالی که گاز آذربایحان حدود ۱۵۰ دلار و روسیه ۶۵ دلار ارزان تر است. از طرفی در سال های قبل ایران به دلیل مشکل در تامین نیاز داخلی در زمستان، در مواردی صادرت گاز ترکیه را قطع یا محدود کرده است. همچنین چند بار هم خط لوله به دلیل خرابکاری های پ.ک.ک صدمه دیده و صادرات موقتا متوقف شده که در مواردی هم ترکیه طلب غرامت کرده است. از سوی دیگر، ترکیه بارها به دنبال سرمایه گذاری در فازهای پارس جنوبی بوده است که در صورت توافق می تواند زمینه های بهبود زیرساخت های توسعه حجم صادراتی گاز طبیعی ایران را افزایش دهد.   بطور کلی، در حوزه مناسبات اقتصادی دوجانبه، دو کشور صرفاً به تداوم روابط اقتصادی در بخش های زودبازده و منعطف تجاری تمایل داشته اند و بخاطر بی اعتمادی سیاسی متقابل هرگز به دنبال سرمایه گذاری بلندمدت در حوزه های صادراتی و وارداتی یکدیگر نبوده اند. فراز و نشیب روابط دوجانبه ایران و ترکیه بیش از هر چیزی تحت تأثیر همگرایی یا واگرایی منافع ایدئولوژیکی و امنیتی بوده است. روابط متقابل اقتصادی هم آن را تقویت یا از تعمیق تنش دیپلماتیک جلوگیری می‌کند.     چشم انداز روابط دوجانبه و چندجانبه دوکشور در حوزه مناسبات سیاسی و امنیتی بیش از هر متغیری به پویایی های سیاست داخلی ترکیه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 2019 ترکیه و تحولات میدانی کانون های بحران منطقه بویژه سوریه و شمال عراق بستگی دارد. اردوغان به منظور تقویت مواضع انتخاباتی خود به دنبال ایجاد محوری قدرتمند در عرصه سیاست منطقه ای ترکیه است که تداوم روابط راهبردی با روسیه و ایران می تواند پاسخگوی بسیاری از چالش های امنیت ملی ترکیه در جغرافیای جنوبی و جنوب شرقی این کشور باشد. تداوم روابط همه جانبه با روسیه و ایران از سوی دیگر به معنای تقویت مواضع اوراسیاگرایان و اسلام گرایان در مقابل نیروهای سکولار یورو-آتلانتیکی ترکیه است که تهدید عمده اردوغان در آینده سیاست و حکومت این کشور هستند.   آینده بحران سوریه می تواند هم عامل همگرایی و هم عامل واگرایی در روابط خارجی ترکیه با ایران و روسیه باشد. به رغم همکاری های گسترده سیاسی، امنیتی و حتی اقدامات مشترک نظامی در میدان سوریه به منظور حفظ آتش بس و ایجاد مناطق عاری از تنش، ترکیه اختلافات جدی با ایران بر سر آینده رژیم بشار اسد و سهم نیروهای نیابتی از قدرت در آینده سوریه دارند. زمزمه هایی مبنی بر شروع گفتگوهای آشتی بین بشار اسد و اردوغان با میانجیگری دیپلمات های روس وجود دارد اما بدون تردید هیچ گونه صلحی میان دو کشور حداقل تا انتخابات سراسری 2019 ترکیه متصور نیست.   راهبرد اردوغان تا انتخابات ریاست جمهوری ترکیه این است که به منظور تهییج افکار عمومی و بسیج نیروهای سیاسی مختلف زیر چتر گفتمان اقتدارگرایانه خود به سلسه عملیات های نظامی خود در کریدور شمالی کانتون های کردی در سوریه ادامه دهد. شکی نیست که ترکیه با اقناع ایران و روسیه در مجموعه نشست های آستانه و سوچی، دستاوردهای میدانی قابل توجهی در شمال سوریه بدست آورده است. البته که آماج اقدامات سیاسی و عملیات نظامی چه سپر فرات چه شاخه زیتون صرفاً تهدیدات امنیت مرزی و ملی ناشی از پیشروی میدانی کردها نبوده است بلکه تسلط نظامی بر بخش هایی از خاک سوریه بنام ارتش آزاد سوریه، قدرت چانه زنی و نقش آفرینی راهبردی این کشور در آینده تحولات سوریه و منطقه را در مقابل رقبای روس و ایرانی خود افزایش داده است.   از این رو، عملیات های نظامی یک جانبه و چندجانبه دیگری از سوی ارتش ترکیه در کانتون های کردهای پی وای دی و ی. پ.گ متصور است. به احتمال زیاد ترکیه به دنبال اقناع ایران و روسیه در نشست سه جانبه ایران-ترکیه-روسیه در آنکارا (15 فروردین 97) است که عملیات دیگری از مسیر تل رفعت به سمت منبج شروع کند. چنین تمایلاتی از سوی ترکیه درصورتی که منافع راهبردی ایران و روسیه تامین نشود می تواند به بحرانی جدید در روابط ترکیه با روسیه و ایران تبدیل شود. اما بنظر می رسد که اردوغان قاعده بازی در سوریه آشوبناک را درک کرده است و با نگاهی به حساسیت های رقبای خود حرکت می کند. بطورکلی، روسیه، ایران و ترکیه متناوباً خود را در همکاری با یکدیگر و در تعارض باهم می بینند. به سخنی دیگر، همکاری های چندجانبه جاری تحت تاثیر تحولات میدانی بوده تا ابتکارات سیاسی و بسیار شکننده هستند. فقدان یک نقشه راه جامع و فراگیر برای برون رفت از بحران سوریه که نفوذ و دغدغه همه بازیگران موثر در سطوح مختلف را به رسمیت بشناسد، دورنمای تداوم بحران در سوریه و رقابت سیاسی و میدانی رقبا را حداقل در سال جاری نشان می دهد. از سوی دیگر، حمایت روسیه از عملیات عفرین ترکیه نشان داد که ترک ها در ترجیح روس ها نسبت به آمریکا در میدان سوریه، مسیر درستی را انتخاب کرده اند.   اما نباید از این واقعیت غافل شد که، عملیات موفق عفرین و پیشروی های میدانی ترکیه در داخل سوریه خون تازه ای به رگ های اعراب سنی و نیروهای معارضه تزریق کرده و ممکن است وضعیت را در این کشور پیچیده تر کند. درحال حاضر، سوریه به صورتی غیررسمی به سه منطقه قلمرو بشار اسد، منطقه تحت کنترل ترکیه در شمال غرب سوریه و قلمرو تحت کنترل نیروهای کرد-عرب موسوم به نیروهای دموکراتیک سوریه در شرق فرات تقسیم شده است. وضعیت میدانی جاری در سوریه به سمت بیشینه سازی نفوذ سرزمینی ترکیه حرکت می کند. ایران بویژه در نشست های چندجانبه باید نسبت به بده بستان های روس ها و ترک ها در تقسیم حوزه نفوذ سرزمینی در سوریه هشیار باشد. ترکیه به دنبال ایمن‌سازی مناطقی برای مستقر کردن شورشیان متحد خود و مسکو به دنبال حفاظت از پایگاه های دریایی و هوایی‌اش در حاشیه مدیترانه است. ترکیه هنوز به اهداف تسلط میدانی خود دست نیافته است و احتمال آغاز عملیاتی دیگر در منبج از طریق تل رفعت در ماههای آتی وجود دارد.     تحولات کردستان عراق از کلیدی ترین حوزه های همکاری یا رقابت سیاسی- امنیتی بین آنکارا و تهران است که به بسیاری از رفتارهای منطقه ای دو کشور شکل می دهد. کردستان عراق عمق راهبردی ترکیه در خاورمیانه است. به رغم اقدمات مشترک سیاسی در بحبوبه رفراندوم استقلال کردستان، ترکیه بیش از هر کشور دیگری با ایران سر منازعه و رقابت در این جغرافیای کردنشین را دارد. ترک ها بیش از پیش در مسیر وابسته کردن بارزانی ها و حکومت اقلیم به ابتکارات سیاسی آنکارا حرکت خواهند کرد. هرگونه تحولی در شمال عراق در سال جاری می تواند زمینه رقابت راهبردی جدیدی را بین ترکیه و ایران فراهم سازد.   از سوی دیگر، فرهنگ استراتژیک ترکیه در خاورمیانه و شمال آفریقا به سمت گسترش پایگاههای نظامی در مناطق خلیج فارس(قطر)، کردستان عراق و بخش هایی از آفریقا بویژه سومالی چرخش داشته است. حضور نظامی گسترده بدون تردید حساسیت های رقبای منطقه ای بویژه ایران را در بر خواهد داشت. سخنگوی اردوغان، ابراهیم کالین، از لزوم تاسیس 4 پایگاه نظامی دیگر در سال جاری در خاورمیانه و آفریقا خبر داده است. باوجود این، تلاش برای موازنه و دفع تهدیدات راهبردی بلوک سعودی-مصری از دیگر زمینه های گسترش همکاری های راهبردی بین ایران و ترکیه است که در صورت تشدید اختلافات دوگانه سلفی-اخوانی در منطقه می تواند محور اخوانی را به سمت تحکیم روابط با ایران و محور مقاومت و اقدامات مشترک دیپلماتیک در قالب نهادهای چندجانبه ترغیب کند. بدون شک، ایران نیز استقبال خواهد کرد.   نهایتاً اینکه با سفر دکتر روحانی به آنکارا و همراهی مقامات سیاسی و نظامی برای شرکت در نشست سه جانبه میان ترکیه- روسیه و ایران، سال نکو و چشم انداز امیدوار کننده ای در روابط دوجانبه و چندجانبه با ترکیه نوید می دهد که می تواند زمینه های گسترش همکاری در حوزه های اقتصادی، امنیتی و راهبردی را فراهم سازد. فقط باید توجه داشت که به موازات تغییر در پویایی های سیاست داخلی ترکیه، ماهیت روابط خارجی این کشور نیز در حال تحول است. ترکیه جدیدی که اردوغان بویژه در آستانه انتخابات 2019 هر روز از آن سخن می راند با ترکیه ی نیم دهه گذشته که بیشتر ناظر بر کنشگری اقتصادی آن بود، متفاوت است. ترکیه توامان هم به بازیگری اقتصادی و هم به کنشگری امنیتی در سیاست منطقه ای ایران تبدیل شده است. تعامل با ترکیه جدید نیازمند بازتعریف جایگاه راهبردی آن در استراتژی کلان سیاست خارجی کشور است. رسیدن به فهم مشترک از کنشگری اقتصادی- امنیتی ترکیه از الزامات این بازتعریف است.   ترکیه با دوری از ساختارهای راهبردی و نهادی غربی بویژه ناتو و اتحادیه اروپا، از یک سو در فرهنگ استراتژیک خود به دنبال متوازن ساختن روابط خود با غرب و شرق است و از سوی دیگر ناگزیر به سمت برقراری شراکت راهبردی و ایجاد همکاری های امنیتی هرچند مقطعی در جغرافیای پرآشوب خود حرکت می کند. روسیه و ایران در اولویت برقراری چنین توازنی در برابر غرب و تهدیدات فوری آنها در راستای براندازی رژیم اردوغان هستند. پیش شرط گسترش و تعمیق همکاری های امنیتی و وارد ساختن آن به ائتلاف خودی در کانون تحولات منطقه ای، پذیرفتن دغدغه های امنیت ملی این کشور و قاعده مند ساختن اقدامات مشترک سیاسی – نظامی در مناطق نفوذ و عمق راهبردی ایران است.  شناخت صحیح و مشترک از ترکیه به عنوان یک بازیگر همزمان اقتصادی و امنیتی در جغرافیای همجوار با تداوم سیر مثبت همکاری های دوجانبه و چندجانبه در حوزه های مختلف می تواند پاسخگوی بسیاری از نگرانی های امنیت ملی کشور در مناطق همجوار باشد و از هزینه های احتمالی اقدامات یک جانبه گرایانه در کانون هایی که درد مشترکی بین ما و ترک ها وجود دارد، بکاهد. از سوی دیگر، با گسترش مناسبات اقتصادی می توان در سال حمایت از کالای ایرانی به منظور بهبود شاخص های اقتصادی کشور از تجربه موفق توسعه اقتصادی ترکیه بهره جست و این جز در سایه برقراری روابط دوستانه و رفت و آمدهای دیپلماتیک و مراودات تجاری میسور نیست.                 نویسنده: دکتر ولی گل محمدی، کارشناس مسائل ترکیه و استاد مدعو دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران       ]]> سیاست خارجی Tue, 17 Apr 2018 16:37:23 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3618/چشم-انداز-روابط-ایران-ترکیه-سال-1397 پویش های داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3621/پویش-های-داخلی-تاثیر-سیاست-خارجی-روسیه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) میزبان هیئتی از مرکز مطالعات شرقی لهستان در روز دوشنبه، 27 فروردین 1397، از ساعت 16:00 تا 17:00 است. اعضای این هیئت آقای آدام ابرهاردت، رئیس مرکز؛ آقای کرزیستوف استراچوتا، مدیر دپارتمان ترکیه، قفقاز و آسیای مرکزی مرکز؛ و آقای ماتئوس چودزیاک، پژوهشگر دپارتمان ترکیه، قفقاز و آسیای مرکزی مرکز مطالعات شرقی لهستان می باشند. در این نشست، آقای آدام ابرهاردت به بیان دیدگاه های خود در خصوص پویش های داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی روسیه می پردازند. با توجه به محدودیت فضا و حضور اساتید حوزه اوراسیا، خواهشمند است برای شرکت در این نشست، از قبل، با تماس از طریق شماره های 88792496 یا 88770586 هماهنگی نمایید. محل برگزاری نشست: خیابان ولیعصر – بالاتر از پارک ساعی – کوچه امینی – پلاک 2 – واحد 6   ]]> جامعه و سیاست Sun, 15 Apr 2018 15:22:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3621/پویش-های-داخلی-تاثیر-سیاست-خارجی-روسیه چشم انداز روابط ایران و کشورهای قفقاز جنوبی در سال 1397 http://www.iras.ir/fa/doc/article/3617/چشم-انداز-روابط-ایران-کشورهای-قفقاز-جنوبی-سال-1397 سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در ادامه روند نسبتاً پرتحرکی که در سال­های اخیر تجربه کرده است، در سال 1397 تحت تاثیر ملاحظات و شرایط مختلف داخلی، دوجانبه و چندجانبه، منطقه ای و بین المللی خواهد بود که آثار و نتایج مثبت و منفی آن بستگی به مدیریت کلان دیپلماسی کشور و نیز کشورهای منطقه قفقاز جنوبی خواهد داشت. نخستین ملاحظه داخلی، توجه ویژه دولت دوم حسن روحانی به موضوع همسایگان و مسائل اقتصاد منطقه ای است که در جریان رای اعتماد مجدد جواد ظریف در مجلس شورای اسلامی تحت عنوان  دو «ابر اولویت» سیاست خارجی کشور در دولت دوازدهم یعنی حل و فصل مشکلات منطقه­ای و تقویت روابط و سطح همکاری­ها با کشورهای همسایه (اولویت اول) و هر چه فعال ­تر کردن «دیپلماسی اقتصادی» (اولویت دوم) مطرح شده است. در حکم رئیس جمهور به وزیر امور خارجه نیز در رابطه با اولویت­های تخصصی وزارت امور خارجه بر استفاده از ظرفیت سیاست خارجی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های برجام برای تقویت دیپلماسی اقتصادی به‌منظور جلب سرمایه و فناوری و دسترسی به بازارهای صادراتی در جهت تحقق برنامه اقتصاد مقاومتی و مصون‌سازی کشور از تکانه‌های اقتصادی، بهبود روابط با همسایگان و کاهش تنش در روابط منطقه‌ای با هدف تقویت بهره‌مندی اقتصادی، پیشبرد دیپلماسی زیست محیطی، امنیت انسانی و مبارزه با تروریسم) و اقدامات لازم برای حضور فعال ایران در سازمان ها و نهادهای بین‌المللی در زمینه‌های انرژی، تجارت، ترانزیت کالا و سرمایه‌گذاری تاکید شده است. بدیهی است که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز به عنوان بخش مهمی از مناطق پیرامونی ایران در چهارچوب دو ابر اولویت سیاست خارجی ایران در دولت دوم روحانی مورد توجه بیشتری قرار گیرد و تقریباً تمامی مواردی که در حکم رئیس جمهور به وزیر امور خارجه آمده است، می تواند در این دو منطقه مصداق و کاربرد داشته باشد.   دومین ملاحظه مهم داخلی که بر روند سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 تاثیرگذار خواهد بود، تغییرات ساختاری در وزارت امور خارجه است که در راستای تحقق اهداف و سیاست های اعلانی و تحرک بخشی و انسجام بیشتر در حوزه دیپلماسی در زمستان 1396 اجرایی و عملیاتی شد. در راستای این تغییرات ساختاری، با حذف معاونت های منطقه ای از جمله معاونت آسیا و اقیانوسیه و نیز اداره کل مشترک المنافع، اداره جدیدی تحت عنوان اداره کل اوراسیا به صورت مستقیم زیر نظر وزیر امور خارجه قرار گرفت و دو معاونت جدید یعنی معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی شکل گرفت که می تواند در سطح مدیریتی پیامدهای خاص خود را به همراه داشته باشد. شاید بتوان مهم ترین پیامد و به عبارتی مهم ترین انتظار از تغییرات ساختاری یادشده را به ویژه با تشکیل معاونت معاونت دیپلماسی اقتصادی، ایجاد هماهنگی بیشتر بین نهادها و  دستگاه‌های مختلف اقتصادی مانند بانک مرکزی، گمرک، وزارت اقتصاد، وزارت راه، مسکن و شهرسازی و وزارت صنعت، معدن و تجارت و نیز وزارت نفت دانست که این امر از نظر عملیاتی ساختن توافقات و قرارادهای صورت گرفته میان دولت ایران و سه کشور ارمنستان، گرجستان و جمهوری آذربایجان در زمینه های مختلف همکاری های مالی و بانکی، کریدورهای ارتباطی و حمل نقل و نیز انرژی بسیار شایان توجه است. البته طبیعی است که در پایان 1397 می توان ارزیابی دقیق تر و بهتری از تاثیر این تغییرات ساختاری بر عملکرد سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی به ویژه در بعد اقتصادی داشت.   سومین ملاحظه مهم در دورنمای سیاست خارجی ایران در سال 1397 را باید در سطوح دوجانبه و چندجانبه مورد توجه قرار داد. دیدار حسن روحانی از باکو در نوروز 1397 نشان داد که مناسبات دو جانبه ایران و جمهوری آذربایجان در سال جدید نیز به روند نزدیک چند سال اخیر خود ادامه خواهد داد. به نظر   می رسد مهم ترین موضوع در مناسبات دو کشور در سال 1397 تکمیل مراحل باقیمانده شبکه ریلی قزوین- رشت- آستارا و اتصال خطوط راه آهن دو کشور به یکدیگر باشد. هرچند در سفر حسن روحانی به باکو در هفتم فروردین 1397، سه خط از هفت خط راه آهن آستارا – آستارا و نیز بخش اول پایانه ریلی آستارا با سرمایه گذاری ٦٠ میلیون دلار با حضور روسای شرکت های راه آهن ایران و جمهوری آذربایجان به بهره برداری رسید، اما واقعیت آن است که اجرای این طرح از روند مطلوبی برخوردار نبوده است و در سال های اخیر، تاریخ های متعددی برای تکمیل و عملیاتی شدن این طرح مهم ترانزیتی از سوی مسئولان دو کشور اعلام شده است. انتظار می رود با توجه به توافقات صورت گرفته در دیدار اخیر روسای جمهور ایران و جمهوری آذربایجان در باکو و تعهد دو کشور در تامین مالی این طرح مهم ترانزیتی، در سال 1397 شاهد تحرک بیشتر و عملی در این زمینه به ویژه راه آهن قزوین- رشت و نیز راه آهن رشت – آستارا باشیم. عملیاتی شدن این شبکه ریلی، نه تنها تحول مهمی را در عرصه مناسبات اقتصادی و تجاری دو جانبه ایران و جمهوری آذربایجان به دنبال خواهد داشت، بلکه گام مهمی در جهت تحقق کریدور شمال‌- جنوب در چهارچوب مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌ - آذربایجان- ‌روسیه خواهد بود. دومین تحول مهم، چگونگی اجرایی شدن توافقات مهمی است که دررابطه با توسعه میادین مشترک نفت و گاز میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان در سفر رئیس جمهور ایران به باکو منعقد شده است. « طلسم تولید ثروت در دریای خزر شکسته شد»، «یک تصمیم راهبردی برای کشور و دستاوردی است که ثمره تدبیر دولت است»، «باز شدن قفل بهره برداری از منابع نفت وگاز دریای خزر» و «عیدی شیرین صنعت نفت به ملت شریف ایران» از جمله تعابیری است که برخی از مقامات نفت و گاز کشور برای توصیف توافقات مورد استفاده قرار دادند. هرچند نفس انعقاد قرارداد در حوزه انرژی دریای خزر حائز اهمیت و گامی مثبت و روبه جلو به شمار می رود، اما ورود به عرصه با توجه به وضعیت میدان گازی سردار در روند بهره برداری مشترک میادین گازی از سوی دو کشور، میزان تاثیرگذاری بهره برداری مشترک میادین گازی بر سهم و درصد ایران از منابع خزر به ویژه با توجه به نهایی نشدن مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر و در نهایت مسائل فنی حفر چاه و آسیب ها و پیامدهای زیست محیطی، باید هوشیاری و دقت لازم و در نظر گرفتن همه جوانب امر صورت گیرد. هرچند ایران در سال های گذشته در توسعه میدان گازی شاه دنیز حضور داشته است و برای توسعه فاز دوم این میدان گازی نیز دعوت شده است. این انتظار می رود که در سال 1397 با پیگیری مداوم مذاکرات دو جانبه برای رفع برخی اختلاف نظرها در مورد قیمت گاز صادراتی به اروپا، زمینه مشارکت ایران در خطوط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) و خط لوله گازی ترانس آناتولین (تاناپ) نیز فراهم شود که در صورت تحقق، بسیار تحول مهمی در افزایش نقش و جایگاه ایران و جمهوری آذربایجان در تامین انرژی اروپا به ویژه در شرایط تداوم اختلاف اروپا با روسیه در قبال بحران اوکراین خواهد بود. موضوع سومی که انتظار می رود در سال 1397 تحرک بیشتری به خود گیرد، موضوع گردشگری است. با وجود آن که جمهوری آذربایجان به دلیل وضعیت خاص امنیتی مناقشه قره باغ، اساساً همانند گرجستان و ارمنستان سیاست لغو ویزا ندارد، اما با این وجود، مقامات گردشگری جمهوری آذربایجان از سفر ۲ میلیون و ۴۷۸ هزار گردشگر خارجی به این کشور در ۱۱ ماه سال ۲۰۱۷میلادی خبر داده بودند که از این میزان، ایران با ۳۴۰ هزار و ۷۰۲ گردشگر پس از روسیه و گرجستان مهم‌ترین مبدا این کشور است. با توجه به این که در سفر اخیر رئیس جمهور ایران به باکو، صدور ویزای فرودگاهی برای ایرانیان اجرایی و مرزهای زمینی ٢٤ ساعته شد، انتظار می رود روند ورود گردشگران ایرانی به جمهوری آذربایجان در سال 1397 از سرعت و حجم به مراتب بیشتری برخوردار شود. هرچند، نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، کوشش در جهت حفظ متقابل این روند و ورود گردشگران جمهوری آذربایجان به ایران است. توریسم درمانی (تبریز)، زیارت اماکن مذهبی و دینی (قم و مشهد) و مراکز تفریحی و تاریخی (تبریز، اردبیل، اصفهان و شیراز) از جمله ظرفیت های بسیار مناسبی است که نیازمند توجه بیشتر در عرصه سیاستگذاری و نیز هماهنگی در بخش های اجرایی است. همچنین، توسعه و تقویت و به ویژه نظارت مداوم کمیسیون اقتصادی دو کشور بر بازارچه های مرزی مشترک، توسعه دو منطقه آزاد تجاری ارس و منطقه آزاد تجاری ماکو، افزایش ظرفیت پایانه های مرزی از جمله پایانه های بیله‌سوار، آستارا و پلدشت و اعطای برخی تسهیلات گمرگی، بانکی، بیمه­ای و نظام صدور روادید (ویزا) می تواند روند مناسبات اقتصادی و تجاری ایران و جمهوری آذربایجان را در سال 1397 وارد مرحله عملیاتی و متفاوتی کند.   اما در رابطه با مناسبات ایران و جمهوری ارمنستان، انتظار می رود در دولت دوم حسن روحانی از جمله در سال 1397 از روند متوازن تری برخوردار گردد و این انتظار می رود که ایران با جدیت و توجه بیشتری به کوشش دولت ارمنستان برای اجرایی شدن برنامه بسیار مهم ترانزیتی یعنی «برنامه سرمایه گذاری کریدور جاده ای شمال – جنوب» به ویژه بازسازی مسیر زمینی ارمنستان- گرجستان و احداث خط راه آهن ایران- ارمنستان نشان دهد که به موازات خط راه آهن ایران و جمهوری آذربایجان، منجر به شکل گیری دو کریدور مهم ارتباطی برای ایران در سطح منطقه قفقاز جنوبی خواهد شد. واقعیات سیاسی موجود در منطقه، عدم تمایل سیاسی روسیه و اروپا و نیز ضعف مالی دولت ارمنستان، جدی ترین موانع اجرای خط راه آهن ایران- ارمنستان به شمار می رود که هزینه تقریباً 3 میلیارد دلاری را به واسطه کوهستانی و صعب العبور بودن مسیر (احداث پل ها و تونل های متعدد) می طلبد. به نظر می رسد خیزش حضور اقتصادی چین در منطقه قفقاز به ویژه در چهارچوب طرح راه ابریشم (ابتکار یک کمربند- یک راه) از جمله فرصت­های مهم ایران و ارمنستان در سطح منطقه در جهت تامین مالی خط راه آهن ایران- ارمنستان و اتصال آن به شبکه ریلی گرجستان باشد. در راستای ترغیب مقامات چینی برای ورود به طرح خط راه آهن ایران- ارمنستان، سرژ سارگسیان، در ٢٨ مارس ٢٠١٥ میلادی و هویک آبراهامیان، نخست­وزیر سابق ارمنستان در سپتامبر ٢٠١٥ میلادی به پکن سفر نمودند، اما طرف چینی تاکنون به درخواست طرف ارمنی پاسخ مثبت و قطعی نداده است. واقعیت آن است که ارمنستان به دلیل سطح پایین قدرت سیاسی و اقتصادی، فاقد توانایی لازم برای چانه­زنی و ترغیب مقامات چینی برای ورود و سرمایه­گذاری اقتصادی در پروژه ساخت راه آهن ایران و ارمنستان است. لذا منافع ایران اقتضا می­کند که در سال 1397 به صورت جدی تر و در سطوح بالا به این موضوع ورود پیدا کند و با تشکیل یک کمیسیون سه جانبه میان ایران، ارمنستان و چین، روند مطالعه و هدایت سرمایه­گذاری در پروژه ساخت راه آهن ایران و ارمنستان در دستور کار سه کشور قرار گیرد. در این صورت، به موازات خط ریلی ایران- آذربایجان- روسیه، یک شبکه ریلی دیگر یعنی ایران- ارمنستان – گرجستان نیز در سطح منطقه قفقاز شکل خواهد گرفت که از نظر تنوع بخشی به کریدورهای ارتباطی و افزایش پوشش جغرافیایی و سطح دسترسی و روند صادرات و واردات، منافع اقتصادی و تجاری ایران به صورت موثرتری تامین خواهد شد. موضوع مهم بعدی، احداث خط انتقال گاز ایران به ارمنستان و گرجستان است که در سال 1396 توفیقی در این زمینه حاصل نشد و مسائل و مشکلات مالی و برخی فشارهای بیرونی به ویژه از جانب روسیه برای حفظ انحصار شبکه ریلی و گازی در ارمنستان همچنان مانع اصلی تحقق این دو برنامه مهم اقتصادی محسوب می­شود. با توجه به اهمیت اقتصادی و حتی استراتژیکی این طرح و نیز تاکید مقامات ارشد دو کشور، خط انتقال گاز ایران به ارمنستان و گرجستان حداقل وارد مرحله اجرایی شود که در این صورت نه تنها روابط اقتصادی سه کشور توسعه خواهد یافت، از وابستگی شدید گاز ارمنستان به روسیه و وابستگی شدید (بالای 90 درصد) گرجستان به آذربایجان نیز کم خواهد شد و منطقه از نظر توزیع شبکه انرژی، روند گسترده تر و متوازن تری را به خود خواهد گرفت. ضمن این که  خط لوله گاز ایران- ارمنستان- گرجستان مسیر مهمی برای انتقال گاز ایران به اروپا (حوزه دریای سیاه و شرق اروپا) نیز خواهد بود که از نظر تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی ایران بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر این، افتتاح منطقه آزاد اقتصادی مِغری در مرز مشترک ایران و ارمنستان با حضور نخست­وزیر ارمنستان در 25 آذر 1396 نیز تحول مهمی است که با توجه به عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، امضاء توافقنامه تجارت آزاد ارمنستان با اتحادیه اروپا (نوامبر 2017) و قرابت جغرافیایی منطقه مغری با منطقه آزاد اقتصادی ارس می­تواند نقش مهمی در توسعه تجارت و سرمایه­گذاری متقابل ایران و ارمنستان به ویژه تولید مشترک و صادرات محصولات به اروپا (با توجه به امضاء توافقنامه تجارت آزاد ارمنستان با اتحادیه اروپا) ایفا کند که لازم است در روند برنامه ریزی دستگاه دیپلماسی کشور به ویژه معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه در سال 1397 مورد توجه جدی قرار گیرد. لغو صدور روادید (ویزا) بین ایران و ارمنستان نیز که از 16 مرداد 1395 اجرایی شد، تبدیل به یکی از ظرفیت های مناسب و قابل توجه در مناسبات دو کشور تبدیل شده است. تعداد گردشگران ایرانی در ارمنستان در سال 1396 به حدود 300 هزار نفر (سه برابر سال­های قبل) رسید که البته نیاز است ضمن تقویت این روند، با برنامه­ریزی در جهت ورود متقابل گردشگران ارمنی به ایران، از عدم تعادل بسیار فاحش کنونی بین دو کشور در این زمینه کاسته شود. موضوع آلودگی رودخانه مرزی ارس که در نتیجه ورود پساب های صنعتی به ویژه ذرات فلزات سنگین کارخانه های مس ارمنستان ایجاد شده است و در سال های اخیر مشکلات فراوانی را از نظر زیست محیطی، تامین آب شرب و وضعیت کشاورزی منطقه ایجاد کرده است، نیازمند برنامه ریزی و توجه جدی تر مسئولان دو کشور است تا تعهدات طرف ارمنی به ویژه در کمیته پایش مشترک با سرعت بیشتری جنبه اجرایی و عملیاتی به خود گیرد.   اما در زمینه دورنمای مناسبات ایران و گرجستان در سال 1397 باید به نکته اشاره داشت که گرجستان با تاخیر نسبتاً قابل توجه در مقایسه با ارمنستان و جمهوری آذربایجان در جهت توسعه مناسبات با ایران گام برداشت که بخش مهمی از آن به احتیاط و ملاحظه دولت این کشور در زمینه کاهش تنش میان ایران و جهان غرب و نتیجه نهایی توافق هسته ای (برجام) برمی گشت. به همین دلیل، در دولت نخست حسن روحانی، سطح بالایی را تجربه نکرد و با وجود رفت و آمد هیئت‌های مختلف و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا میان دو کشور، سطح بالایی را تجربه نکرد که نماد بارز آن عدم دیدار رسوای جمهور دو کشور در تهران و تفلیس طی چهار سال گذشته است. با این وجود، روند مناسبات دیپلماتیک ایران و گرجستان از ابتدای سال ٢٠١٧ میلادی وارد مرحله جدیدی شد. سفر جانلیدزه، وزیر خارجه گرجستان به تهران برای شرکت در مراسم یادبود مرحوم هاشمی رفسنجانی در ژانویۀ 2017 میلادی، سفر محمدجواد ظریف به تفلیس در ١٨ آوریل ٢٠١٧ میلادی که نخستین سفر ایشان به گرجستان در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه بود و متعاقب آن، سفر گئورگی کویریکاشویلی، نخست وزیر گرجستان به تهران در ٢٢ آوریل ٢٠١٧ میلادی (تنها یک هفته پس از سفر جواد ظریف به گرجستان) گویای تحول جدید و متفاوتی در روابط ایران و گرجستان بود. لذا در دولت دوم حسن روحانی به ویژه در سال 1397 این انتظار می رود که زمینه دیدار روسای جمهور دو کشور فراهم شود. اهمیت این دیدار از آن رو است که در عرصه مناسلات دیپلماتیک بین دو کشور، بعد از سفر مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت ایران به تفلیس در آوریل ١٩٩٥ میلادی و سفر میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور وقت گرجستان به تهران در اوت ٢٠٠٤ میلادی، دیگر دیداری میان روسای جمهور ایران و گرجستان در پایتخت های  دو کشور صورت نگرفته است. دولت گرجستان به دلیل قطع مناسبات دیپلماتیک با روسیه (مرز شمالی) به شدت در صدد توسعه و تنوع بخشی به مسیرهای ترانزیتی در سمت شرق (گرجستان- آذربایجان- خزر- آسیای مرکزی)، جنوب (گرجستان- آذربایجان- ایران / گرجستان- ارمنستان- ایران) و غربی (دریای سیاه- ترکیه- شرق اروپا) است که اجرا و عملیاتی شدن طرح احداث شبکه ریلی بین باکو- تفلیس–قارص (جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه) است که در ٣٠ اکتبر ٢٠١٧ میلادی (٨ آبان ١٣٩٦) رسماً افتتاح شد، نمونه بارز این رویکرد دولت گرجستان به شمار می رود. لذا  از این ظرفیت و نیاز استراتژیک گرجستان می توان به صورت موثرتری در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 بهره برد. در زمینه حمل و نقل ریلی، احداث خط راه آهن ایران- ارمنستان و اتصال آن به گرجستان و نیز تکمیل خط راه آهن ایران- آذربایجان که عملاً امکان اتصال آن به شبکه ریلی گرجستان وجود دارد، از جمله ظرفیت های مهمی است که با توجه به عدم وجود مرز زمینی مشترک بین ایران و گرجستان از ضرورت های مهم و مبنایی برای ایجاد هرگونه تحول در مناسبات اقتصادی و تجاری دو کشور به شمار می رود و زمینه گسترش همکاری های ترانزیتی ایران و گرجستان در چهارچوب کریدور شمال- جنوب را فراهم خواهد نمود که مهم ترین پیامد آن اتصال بندرعباس در خلیج فارس به بندر باتومی در ساحل دریای سیاه خواهد بود. حوزه دیگری که انتظار می رود در سال 1397 توجه بیشتری به آن صورت گیرد، موضوع انتقال گاز ایران به گرجستان از طریق ارمنستان است که تحقق آن نیازمند تقویت زیرساخت ها به ویژه خطوط انتقال انرژی است. در حال حاضر، گرجستان حدود 90 درصد از گاز طبیعی مورد نیاز خود را از جمهوری آذربایجان وارد می کند و عملاً وابستگی گازی این کشور از روسیه به جمهوری آذربایجان منتقل شده است. لذا دولت گرجستان با جدیت در صدد تعدیل میزان وابستگی به گاز وارداتی از جمهوری آذربایجان است و در این زمینه ایران مهم ترین گزینه جایگزین محسوب می شود. موضوع دیگر، برنامه ریزی موثرتر در جهت استفاده از ظرفیت منابع آبی گرجستان در سال 1397 است. طبق اظهار نظر کاخا کالادزه، معاون نخست­وزیر و وزیر انرژی جمهوری گرجستان، «این کشور دارای 25 هزار رودخانه است که 300 رودخانه دارای پتانسیل احداث نیروگاه برق‌آبی می­باشد. در حال حاضر از 18 تا 20 درصد پتانسیل آبی این کشور استفاده می‌شود که قرار است از حجم بیشتری از پتانسیل منابع آبی این کشوراستفاده شود». لذا با توجه به ظرفیت ها و توانایی های شرکت های ایرانی در ساخت سد و نیروگاه‌های برق ــ آبی در این زمینه می توان ورود جدی تری داشت. انتقال و صادرات برق به گرجستان نیز یکی دیگر از زمینه­های مهم همکاری ایران و گرجستان به شمار می­رود که در واقع مکمل احداث نیروگاه­ های برق آبی است. مذاکرات متعددی نیز برای اتصال شبکه برق ایران، گرجستان، آذربایجان و روسیه صورت گرفته و همکاری برقی در سطح منطقه عملاً شکل گرفته است. با توجه به تفاوت در پیک (اوج) مصرف در ایران و کشورهای منطقه در فصول زمانی مختلف سال، می­تواند نیازهای متقابل طرفین را برطرف نموده و از این نظر جنبه هم تکمیلی بسیار مناسبی وجود دارد. به عنوان مثال، پیک مصرف برق در گرجستان در فصل زمستان و پیک مصرف برق ایران در تابستان است و لذا ایران در تابستان می­تواند وارد کننده برق از گرجستان و در زمستان صادرکننده برق به این کشور باشد. موضوع بسیار مهم دیگری که در زمینه منابع آبی گرجستان در سال های اخیر بارها مطرح شده است، طرح انتقال منابع آبی این کشور به ایران برای احیای دریاچه ارومیه در مقابل واردات گاز ایران به گرجستان (سوآپ گاز در مقابل آب) است که مذاکراتی نیز از سوی دو کشور صورت گرفته است، اما ابعاد و جزئیات این طرح به ویژه مسسیر انتقال و مشخصات فنی و زیرساختی آن هنوز به طور کامل روشن و مشخص نشده است. لذا ضرورت دارد در این زمینه به صورت کارشناسی و تخصصی ورود جدی صورت گیرد تا زمینه­های عملیاتی شدن آن یا عدم تحقق آن مشخص شود. در بازدیدی که اخیراً از سوی اسحاق جهانگیری، معاون رئیس جمهوری از دریاچه ارومیه صورت گرفت نیز به امکان تامین منابع آبی دریاچه ارومیه از خارج از کشور (بدون ذکر نام کشوری خاص) اشاره شد که با توجه به پیشینه طرح این موضوع، انتقال منابع آبی گرجستان می تواند یکی از گزینه های محتمل باشد. در نهایت باید به حوزه گردشگری بین ایران و گرجستان اشاره نمود که به دلیل لغو نظام روادید (صدور ویزا) در دو سال اخیر شاهد تحول قابل توجهی بوده است. طبق گزارش سازمان گردشگری گرجستان، حضور گردشگران ایرانی در این کشور در 8 ماه نخست سال 2017 میلادی، 142 درصد رشد (از 91هزار نفر به حدود 221 هزار نفر) را تجربه کرده است و بدین ترتیب، ایران پس از کشورهای ارمنستان، روسیه، جمهوری آذربایجان و ترکیه، در جایگاه پنجم گردشگری گرجستان قرار گرفته است؛ هرچند، مشکل عدم تعادل در زمینه ورود متقابل گردشگران گرجی به ایران، نیازمند برنامه ریزی مناسب از سوی نهادهای مسئول در حوزه گردشگری در داخل کشور در سال 1397 است که با توجه به لغو نظام روادید (ویزا) برای شهروندان دو کشور و نیز حضور هزاران گرجی در مناطق مختلف کشور از جمله فریدون شهر اصفهان، تحقق این هدف امکان پذیر است.    در نهایت باید به ملاحظات منطقه ای و بین المللی اشاره نمود که می تواند بر روند سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 تاثیرگذار باشد. افزایش شکاف و اختلاف روسیه و جهان غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا که طبق تجربه دو دهه گذشته، مناطق پیرامونی روسیه از جمله قفقاز را تحت تاثیر قرار می دهد، تداوم بحران اوکراین و افزایش نقش و جایگاه قفقاز به ویژه جمهوری آذربایجان در کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا، پایان سلطه و کنترل گروه های افراطی و تروریستی به ویژه داعش و جبهه النصره بر بخش اعظم سوریه و عراق و امکان بازگشت برخی از نیروهای افراطی به منطقه قفقاز (از جمله نیروهای بومی منطقه قفقاز شمالی) و تحریک و فعال شدن مجدد گسل های قومی و هویتی به ویژه در منطقه مورد مناقشه قره باغ از جمله موضوعاتی است که بر سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 تاثیر خواهد داشت.   آثار و نتایج مثبت و منفی این تحولات بستگی به مدیریت کلان دیپلماسی کشور و نیز کشورهای منطقه قفقاز جنوبی خواهد داشت. در این راستا، هماهنگی بیشتر دستگاه ها و نهادهای مختلف کشور به ویژه با توجه به تشکیل معاونت دیپلماسی اقتصادی در وزارت امور خارجه، حفظ و تقویت مناسبات دو جانبه ایران با هر کشور ارمنستان، گرجستان و جمهوری آذربایجان در راستای یک رویکرد متوازن و یکپارچه (دیپلماسی خط یک)، تداوم و توسعه مکانیسم های چندجانبه ایران- آذربایجان- ترکیه / ایران- آذربایجان- گرجستان- ترکیه و نیز تعریف مکانیسم سه جانبه ایران- ارمنستان- گرجستان و گسترش و تقویت ارتباط نخبگان و مراکز علمی، دانشگاهی و مطالعاتی ایران و نیز رسانه ای ایران و کشورهای منطقه (دیپلماسی خط دو) می تواند زمینه تحرک و پویایی بیشتر سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 را فراهم نماید.       نویسنده: ولی کوزه گر کالجی، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی ایراس     ]]> ولی کوزه گر کالجی سیاست خارجی Sat, 14 Apr 2018 14:59:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3617/چشم-انداز-روابط-ایران-کشورهای-قفقاز-جنوبی-سال-1397