موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/society-and-culture Sat, 21 Apr 2018 04:34:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Sat, 21 Apr 2018 04:34:20 GMT فرهنگ و هنر 60 نوروز و همگرایی فرهنگی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3599/نوروز-همگرایی-فرهنگی نوروز جشنی کهن و فراملی است که پیوند تنگاتنگی با طبیعت، نو شدن و رویش دوباره آن و نو شدن همه‌ هستی و انسان‌ دارد و از همین روست که فراتر از هر مرز عقیدتی، جغرافیایی و سیاسی می توان به آن پرداخت. این جشن شادمانه با سابقه درخشان تاریخی و گستره وسیع جغرافیایی اش می تواند بستری مناسب برای همگرایی ملتهایی باشد که آن را گرامی می دارند. گستره جغرافیایی نوروز از غرب چین و شبه قاره هند، افغانستان، ایران و آسیای مرکزی تا قفقاز امتداد می یابد. نوروز در واقع یک جشن فرهنگی است که ریشه در سنتهای دیرینه مردم مناطق ذکر شده دارد. این جشن بزرگ می تواند فراتر از یک جشن باشد و به یک پیمان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبدیل شود. حتی در گستره وسیع تر این امکان وجود دارد تا از نوروز برای بهبود روابط سیاسی و اقتصادی نیز  استفاده شود. به بیان دیگر نوروز می تواند موجب تقویت همگرایی منطقه ای گردد.   آیین باستانی نوروز یکی از مولفه های تحکیم همگرایی بین اقوام کشورهای مختلف است و اگرچه ظرفیت زیادی برای توسعه روابط میان کشورها دارد، اما متأسفانه کمتر به این وجه از وجوه آن پرداخته شده است. بعد از آن که سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ای با عنوان «روز بین المللی نوروز»، عید نوروز را به عنوان مناسبتی بین المللی به رسمیت شناخت، اولین و دومین نشست مقامات بلندپایه کشورهای حوزه نوروز به ابتکار کشورمان در سالهای گذشته، در تهران برگزار شد. ثبت نوروز به ‌عنوان یک میراث فرهنگی و معنوی از سوی یونسکو و به رسمیت شناختن آن از سوی سازمان ملل، برای ملت های منطقه و تمام کسانی که آن را جشن می‌گیرند، اهمیت بسیاری دارد و باعث می شود این آیین کهن که هم عامل وحدت در طول قرون و اعصار بوده و از طرفی مورد تائید اسلام نیز قرار گرفته، بتواند نقش خود را در پیوند فرهنگی کشورهای حوزه نوروز ایفا کند. انتظار می‎رود که اقدامات عملی مقامات کشوهای این حوزه در جشن نوروز، آغازی باشد برای پررنگ شدن نقش نوروز به عنوان محور بزرگ همگرایی در منطقه. 12 کشور عضو پرونده جهانی نوروز هستند که از آن میان می توان به کشورهای ایران، تاجیکستان، قرقیزستان، افغانستان، ترکمنستان، ارمنستان، قزاقستان، آذربایجان، عراق، ترکیه و پاکستان اشاره نمود.   می توان گفت جشن نوروز، محوری است که بین کشورهای منطقه مشترک است و مردمان ساکن در این کشورها به گونه ها و به شکل های گوناگون این روز را جشن می گیرند. جشن فرهنگی نوروز یکی از اشتراکات فرهنگی و تاریخی است که هر سال در کشورهای این حوزه از جمله ایران، افغانستان و تاجیکستان بصورت باشکوهی برگزار می گردد. مردم این کشورها در طول سالیان متمادی، روز نوروز را به عنوان آغاز سال جدید گرامی داشته و مراسم و آیینهای مختلفی را اجرا می نمایند. در افغانستان در روز نوروز در مناطق مختلف به ویژه در زیارتگاه سخی در مزار شریف و نیز در شهر کابل مراسم خاص مذهبی برگزار شده و عَلَمی را که منتسب به حضرت علی (ع) است، با تشریفات خاص بلند نموده و در جایگاه خاص آن نصب می نمایند و سپس سیل عظیم جمعیت با انگیزه مذهبی و اعتقادی، علم را زیارت می کنند. در تاجیکستان در برخی مناطق هفت سین و در مناطق دیگر هفت شین را گرامی می دارند. این سنت در تاجیسکتان تفاوتهایی با ایران دارد و شامل هفت سفیدی از جمله آب، ماهی سفید و ... است. به اعتقاد تاجیکان، ماهی های سرخ در تنگ آب در لحظه تحویل سال به حرکت در می آیند و نویدبخش تحویل سال جدید هستند. بنابراین جشن فرهنگی نوروز مؤلفه مشترکی است که می تواند همگرایی های را در سطح منطقه به ویژه سه کشور فارسی زبان افغانستان، ایران و تاجیکستان پدید آورد و حتی همگرایی های سیاسی بین سه کشور و حتی تمامی کشورهای منطقه را افزایش دهد.   با توجه به اینکه افزایش همگرایی ها بین کشورها، تضمین کننده صلح و امنیت جهانی خواهد بود، باید مؤلفه هایی را جستجو کرد که سطح واگرایی سیاسی را کاهش و همگرایی های سیاسی را افزایش دهد. مساله ای که اکثر نظریه پردازان مهم جهت ایجاد همگرایی های سیاسی بر آن تاکید می ورزند، توجه به مشترکات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. اگر برخی اشتراکات بین دولت و کشورها وجود داشته باشد، می توان از آنها بعنوان مؤلفه های همگرایی استفاده کرد. اما در صورت نبودن اشتراکات بین کشورها، باید برای ایجاد مؤلفه های همگرایی های سیاسی تلاش نمود. در این راستا توجه به نوروز به عنوان یکی از مشترکات مهم فرهنگی مردم منطقه جایگاه خاصی دارد. شکل گیری اتحادهای منطقه ای بیشتر متأثر از دو عامل ویژگی های جغرافیایی و محیطی و همچنین تاریخی و فرهنگی مشترک هستند. علی رغم اینکه کشورهای منطقه و سه کشور فارسی زبان شامل یک منطقه جغرافیایی بوده و برخی ویژگی های مشابه دارند و همچنین با برخی چالش های یکسان نیز مواجه هستند، همگرایی خصوصا در حوزه فرهنگ اهمیت بیشتری دارد.   در حال حاضر کشورهای منطقه به ویژه سه کشور فارسی زبان افغانستان، ایران و تاجیکستان تهدیداتی مشترکی در سطح منطقه دارند. یکی از این تهدیدات، تروریسم است که ثبات سیاسی و امنیت ملی کشورها را به شدت تهدید می کند. ایران و تاجیکستان همواره از رشد تروریسم در افغانستان به علت در خطر قرار گرفتن مرزهای‌ خود نگران هستند. مساله دیگر قاچاق مواد مخدر و شبکه های قاچاق است که هر سه کشور را تهدید می نماید. بنابراین تهدیدات مشترک بین کشورهای منطقه به ویژه سه کشور فارسی زبان وجود داشته و این تهدیدات مشترک، می توانند منافع مشترکی را نیز پدید آورند. به همین دلیل برای غلبه بر چالش ها و تهدیدات مشترک و نیز دستیابی به منافع مشترک باید در صدد تعمیق همگرایی های سیاسی بین کشورهای منطقه بود. جشن نوروز به عنوان نقطه مشترک بین بیشتر کشورهای منطقه می تواند عاملی مناسب برای تحقق همگرایی سیاسی در سطح منطقه باشد.   برگزاری جشن جهانی نوروز اقدام مثبتی در جهت پیشرفت و ارتقای دیپلماسی فرهنگی و عمومی است که موجب افزایش همگرایی فرهنگی میان ملت‌ها شده و ثبت نوروز در سازمان ملل به عنوان یک سنت جهانی، زمینه‌های تبادل فرهنگی را تقویت می‌کند. جشن جهانی نوروز با ریشه ایرانی روز تجدید خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت است که در گذر قرنها از شکوه سنت‌های آن کاسته نشده است زیرا بزرگداشت سنت‌های آن، با اندیشه‌ صلح، دوستی و همبستگی پیوند خورده است. نوروز رویداد مناسبی برای تحکیم همگرایی بین اقوام کشورهای مختلف است و باید فراتر از مرزهای جغرافیایی به آن پرداخته شود. هم‌افزایی فرهنگی  به عنوان اقدامی مؤثر و مشترک، می تواند بصورت دو جانبه، چند جانبه، منطقه ای و بین المللی میان کشورها برقرار باشد و نیازمند مشارکت کشورهای مختلف جهت تدوین نقشه راه است. کشورهای آسیای مرکزی توجه فراوانی به حفظ ارزش های قومی هر کشور دارند. به همین علت، گسترش همگرایی فرهنگی میان ملت های منطقه فقط در صورت توجه به هویت ملی، قومی، مذهبی و زبانی هر یک از آنها امکانپذیر است. ایران، آسیای مرکزی و قفقاز با داشتن ظرفیت‌های فرهنگی و فراملی، با تقویت هم‌افزایی فرهنگی از طریق ترسیم نقشه راه قطعا می‌توانند اختلافات خود را کاهش داده و با توجه بیشتر بر اشتراکات، پشتوانه مطمئنی برای همکاری‌های آینده در منطقه ایجاد کنند.       نویسنده: دکتر الهه کریمی ریابی، استادیار گروه مطالعات روسیه دانشگاه تهران   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 26 Mar 2018 06:47:06 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3599/نوروز-همگرایی-فرهنگی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی: الزامات و راهکارها http://www.iras.ir/fa/doc/article/3591/دیپلماسی-عمومی-ایران-قفقاز-جنوبی-الزامات-راهکارها مقدمه منطقۀ قفقاز جنوبی به‌دلیل میراث فرهنگی و پشتوانۀ تاریخی، تمدنی و فرهنگی مشترک، همواره جایگاه و اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران داشته است. ابعاد فرهنگی و هویتی ایران فرهنگی به گونه‌ای بوده است که با توجه به وابستگی و قرابت فرهنگی میان ایران و منطقۀ قفقاز، دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی قابلیت الگوسازی ایرانی‌اسلامی در چهارچوب جغرافیای فرهنگی و بر اساس ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی دارد. افزون بر این، جلوه‌های فرهنگ ایران از قبیل زبان، شعر و ادبیات، هنر، فنّاوری و معماری در حوزۀ پیرامونی قفقاز موجب پویایی و مقبولیت فرهنگ و تمدن ایرانی شده است.    در این رهگذر، استفاده از رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنتی برای نفوذ بر افکار ملت‌ها، ارتقای تبادلات علمی و دانشجویی، برپایی نمایشگاه‌های فرهنگی در زمینۀ مردم‌شناسی، تئاتر، سینما، نقاشی و نیز تعامل هنرمندان کشورها با یکدیگر  باعث ایجاد درک و شناخت متقابل می‌شود. تبادل ایده‌ها، اطلاعات و هنر به منظور تقویت تفاهم متقابل، معرفی فرهنگ، جامعه و مردم به دیگران، جذاب‌ساختن ایدئال‌های سیاسی نزد افکار عمومی مخاطبان و به‌طورکلی استفاده از قدرت نرم، قابلیت تأثیرگذاری ایجابی بر افکار عمومی و اذهان آحاد مردم را دارد، با توجه به برخورداری از عنصر جذابیت و اقناع. دیپلماسی عمومی اعم از دیپلماسی فرهنگی، رسانه‌ای و مبادله‌ای به کشور اجازه می‌دهد که به‌طور مستقیم با مخاطبان خارجی و افکار عمومی جامعۀ هدف ارتباط برقرار کند، بر روی آنان نفوذ داشته باشد و بر آنان تأثیر بگذارد، از ابزارهای نوین ارتباطی برای معرفی و تبیین فرهنگ و تمدن خود استفاده کند، بنیاد اعتماد با مردم دیگر کشورها را ایجاد کند، ذهن  و روان مردم و مسئولان کشورهای هدف را با استفاده از ابزار رسانه‌های جمعی و مجازی تحت تأثیر قرار دهد و در جهت هم‌سو کردن و سازگارسازی با اهداف و منافع سیاست خارجی خود، تولید اعتبار کند.   با توجه به اهمیت کاربست دیپلماسی عمومی در منطقۀ قفقاز جنوبی، جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که با توجه به فعال‌بودن بازیگران و کنشگران متعدد در جمهوری‌های ارمنستان، گرجستان و آذربایجان، به‌ویژه نقش‌آفرینی روسیه، امریکا و ترکیه به‌عنوان قدرت‌های مرکزی در عرصۀ فرهنگی این کشورها و رقبای اصلی ایران در این زمینه، شایسته است به تأثیرگذاری بر افکار عمومی ملت‌های هدف و ارتقای توان رقابت‌پذیری در رقابت با رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای توجه بیشتری کند. در این نوشتار تلاش می‌شود در مبحث نخست وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در سه کشور قفقاز جنوبی واکاوی شود و در مبحث دوم به تبیین الزامات و راهکارهای پیش‌روی دیپلماسی عمومی ایران در این منطقه پرداخته شود.    مبحث نخست: وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. حال شایسته است وضعیت دیپلماسی عمومی ایران در این سه کشور به تفکیک بررسی شود.   الف) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال ارمنستان حضور 90 هزار ارمنی در شهرهای ایران نظیر ارومیه، تبریز و جلفا زمینه‌ساز پیوندهای قوی فرهنگی ایران و ارمنستان و گسترش همکاری‌های دو کشور در زمینۀ فرهنگ و هنر است. پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو کشور به گونه‌ای است که می‌تواند ایران را در بهره‌گیری از ابزارهای دیپلماسی عمومی برای رسیدن به اهداف خود در این کشور و منطقه یاری رساند، اما نداشتن آگاهی کافی از توانایی‌های یکدیگر و برخی موانع بوروکراتیک مانع از بهره‌برداری از فرصت‌های متقابل شده است. افزون بر این حضور مؤثر فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف این کشور سایر کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. فضای ژئوپلیتیکی ارمنستان در حوزۀ منافع حیاتی روسیه قرار دارد، به همین سبب روسیه تلاش دارد با ترویج فرهنگ، رسانه و زبان روسی، میراث تاریخی خود را در ارمنستان رواج و گسترش دهد. همچنین با برنامه‌های تبادل دانشگاهی و اعطای کمک‌های مالی و کمک‌هزینه‌های تحصیلی برای دانشجویان و متخصصان ارمنی در صدد حفظ ارمنستان در حوزۀ جهان روسی است. ارمنستان نیز به‌دلیل نیاز به حمایت روسیه برای مواجهه با جمهوری آذربایجان و ترکیه، به نوعی وضعیت کشور پیرامونی را در روابط سیاسی و فرهنگی خود با روسیه پذیرفته است. این مهم موجب تضعیف جایگاه سایر کنشگران از جمله ایران در ارمنستان شده است. باوجوداین درمیان کشورهای قفقاز جنوبی، محبوبیت ایران در ارمنستان بسیار است. این در حالی است که روابط ارمنستان با ترکیه از سال 1992 میلادی تاکنون قطع است. این وضعیت، بیانگر جایگاه تثبیت‌شدۀ ایران نزد افکار عمومی ارمنستان است که شایسته است از این زمینۀ ذهنی مثبت حداکثر بهره‌برداری برای ارتقای قدرت نرم کشورمان به عمل آید.   ب) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال گرجستان پیوند دیرین گرجیان با ایرانیان، اشتراکات تاریخی، تمدنی و فرهنگی، تأثیرگذاری عمیق فرهنگ و زبان فارسی بر ادبیات و فرهنگ گرجی، تشابهات فرهنگ و سنن دو ملت و مناسبات عمیق فرهنگی و ادبی ایران و گرجستان، زمینه‌هایی است که می‌تواند دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران را در قبال گرجستان ارتقا بخشد. گرجستان مرز مشترکی با ایران ندارد و حداقل توسعۀ روابط با ایران را در میان کشورهای قفقاز جنوبی داشته است، ولی به‌دلیل برقراری رژیم لغو ویزا بین دو کشور از سال2010 میلادی تاکنون، این کشور مقصدی مجبوب برای گردشگران ایرانی به شمار می‌رود. شاید بتوان مهم‌ترین بازیگر مرکزی در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و اعمال قدرت نرم در گرجستان را ایالات متحدۀ امریکا دانست که از ظرفیت‌های بسیاری در این حوزه برخوردار است. پس از انقلاب رز در گرجستان، برنامۀ ارتقای دموکراسی واشنگتن در قفقاز جنوبی تمرکز بیشتری بر گرجستان کرد.  از آن جمله می‌توان به حمایت از روند دموکراسی‌سازی در گرجستان اشاره کرد که یکی از شیوه‌های اعمال قدرت نرم امریکا در این کشور بوده است. به نظر می‌رسد با توجه به تداوم سردی روابط بین ایران و امریکا، حضور همه‌جانبۀ فرهنگ امریکایی توانسته است از تأثیر حضور فرهنگی ایران بکاهد. روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان پس از بحران اوت 2008 میلادی و متعاقب شناسایی استقلال مناطق آبخازیا  و اوستیای جنوبی قطع شده است، بنابراین جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با تکیه بر پیوندهای دیرینۀ تاریخی جایگاه خود را در این کشور ارتقا بخشد. اهتمام به راهبرد فرهنگی گفت‌وگوی میان دینی و تأکید بر اشتراک دیدگاه‌های دینی جامعۀ مسلمانان و ارامنه در حوزه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی می‌تواند ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی ایران را ارتقا بخشد.   ج) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال جمهوری آذربایجان شاید بتوان جمهوری آذربایجان را اصلی‌ترین بستر اعمال دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی دانست. این مهم ناشی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی دو کشور است. اما برخی مسائل قومی از جمله طرح مسئلۀ آذریابجان بزرگ، برخی موضع‌گیری‌های نسنجیده در شبکه‌های رسانه‌ای و برخی اظهار نظرهای مطرح‌شده در محافل سیاسی‌مذهبی تأثیر منفی بر روابط دو کشور داشته است. همچنین به‌رغم اشتراک مذهبی میان شیعیان ایران و آذربایجان، رویکرد سکولار مسئولان جمهوری آذربایجان و تلاش آنان برای اعمال کنترل بر مذهب و از جمله منع پوشیدن حجاب در ملأ عام برای زنان موجب رنگ‌باختن عامل اشتراک فرهنگی در روابط طرفین شده است.   افزون بر این نقش برجستۀ ترکیه در عرصه‌های مختلف فرهنگی در جمهوری آذربایجان پس از استقلال موجب افزایش قدرت نرم این کشور در جمهوری آذربایجان شده است؛ به گونه‌ای که خود را حافظ میراث تاریخی  و فرهنگی جمهوری آذربایجان قلمداد می‌کند. تلاش ترکیه برای نمایاندن ارزش‌های ترکی، پیونددهی تاریخی، فرهنگی و زبانی و نیز افزایش عمق تاریخی و فرهنگی خود در جمهوری آذربایجان موجب خلق فرصت‌های جدیدی از نفوذ آنکارا در جمهوری آذربایجان شده است. تلاش ترکیه برای ارتقای قدرت نرم خود در جمهوری آذربایجان با اتکا به تاریخ، فرهنگ و جغرافیای خود و با تأکید بر پراکنش زبان ترکی مؤلفۀ زبان را به محور مغناطیس فرهنگی در منطقۀ قفقاز جنوبی تبدیل کرده است؛ به گونه‌ای که از این مؤلفه برای پخش برنامه‌های 24 ساعته با ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای مانند اوراسیا در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده می‌کند. همچنین تأسیس مدارس ترکی در منطقۀ قفقاز جنوبی و اعطای بورس به دانشجویان آذری از جمله راهکارهای ترکیه برای متمایل‌کردن قشر تحصیل‌کرده در جمهوری آذربایجان به آن‌هاست. شبکه‌ها و سریال‌های ترکی نیز به‌عنوان قدرت نرم دیپلماسی عمومی ترکیه در قفقاز جنوبی قلمداد می‌شوند.   لذا می‌توان اذعان داشت که جمهوری آذربایجان به‌دلیل عوامل تاریخی، سیاسی و ایدئولوژیک، میراث فرهنگی و معنوی مشترک و زبان مشترک، مهم‌ترین عرصۀ کنشگری منطقه‌ای ترکیه به شمار می‌رود. ایجاد مدارس آموزش زبان ترکی و تغییر الفبای سیریلیک به لاتین و نیز فعالیت گروه‌های مذهبی و رسانه‌ای ترک در جمهوری آذربایجان، همگی برای جذب جمهوری آذربایجان به رویکرد سکولار و متمایل‌سازی مردم آن به ظاهر پیشرفتۀ ترکیه طراحی شده است. انعقاد پروتکل مبادلات علمی‌فنی و فرهنگی در 10 ژانویۀ 1990 بین ترکیه و آذربایجان و همکاری‌های علمی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان، تبادل اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان و تبادل هنرمندان، خوانندگان و گروه‌های محلی، برگزاری جشنواره‌های هنری و فیلم و روابط گردشگری نقش عمده‌ای در بازیگری فعال ترکیه در حوزۀ فرهنگی جمهوری آذربایجان داشته است.    این مهم موجب شده است که به‌رغم آنکه جمهوری آذربایجان جزئی از قلمرو ایران فرهنگی محسوب می‌شود، ترکیه بتواند نقش مؤثرتری در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی در قبال این کشور در راستای منافع غرب و با احیای رقابت دیرینه و تاریخی با ایران ایفا کند و عملاً مانع از بهره‌برداری ایران از ظرفیت‌های فرهنگی خود در دیپلماسی عمومی در قبال جمهوری آذربایجان شود. اثرات نامطلوب مجموعه‌ای از مشکلات امنیتی و سیاسی و حتی تاریخی و قومی در روابط طرفین در کنار عملکرد مؤثرتر دیپلماسی فرهنگی ترکیه در جمهوری آذربایجان، عرصه را بر دیپلماسی عمومی ایران در قبال باکو تنگ کرده است. باوجوداین ایران همچنان رقیبی جدی برای ترکیه در حوزه‌های فرهنگی آذربایجان محسوب می‌شود. اهتمام مردم جمهوری آذربایجان به تبعیت از مرجعیت تشیع، جذابیت فرهنگی و تمدنی ایران برای مردم جمهوری آذربایجان و توجه به ایران به‌عنوان یکی از مقاصد گردشگری زمینه‌هایی مطلوب برای قدرت نرم ایران در این کشور همسایه قلمداد می‌شود. افزون بر این، با عملیاتی‌شدن خط راه‌آهن آستاراآستارا در مرز ایران و جمهوری آذربایجان این امید تقویت شده که علاوه بر توسعۀ زیرساخت‌های ترانزیتی کریدور شمال‌جنوب، پیوندهای  فرهنگی مردم دو کشور بیش از پیش افزایش یابد.   مبحث دوم: الزامات و راهکارهای فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی با عنایت به ملاحظات و نکاتی که در بخش قبلی به آن اشاره شد، شایسته است به منظور ارتقای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی الزامات و راهکارهای زیر مد نظر قرار گیرد.   الف) الزامات ۱.  اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی  رویکرد تمدنی با برخورداری از ویژگی چندبعدی و چندوجهی، بر معرفی اندیشه، فرهنگ و تمدن اسلامی بر پایۀ عناصر بومی، توجه به قدرت نرم‌افزاری، خلاقیت، نوآوری و ارائۀ اندیشه‌های جذاب، عملی، کارآمد و مجاب‌کنندۀ خردها استوار است. مفهوم‌سازی، گفتمان‌سازی، تصویرسازی، توجه به اندیشه‌پردازی و تولید دانش، ارائۀ تصویری دلپذیر از نظام و ارزش‌های انقلاب اسلامی، به‌ویژه الگوی مردم‌سالاری دینی و معرفی اسلام ناب و عقلانی در زمرۀ شاخص‌های رویکرد تمدنی به دیپلماسی عمومی به شمار می‌آید. بر این اساس، لازم است که مردم مسلمان منطقه ریشه‌های فرهنگی خود را دوباره بازیابند، شخصیت‌های مشترک چون نظامی گنجوی به جای اینکه محل اختلاف باشند به‌عنوان سرمایه‌های معنوی و فرهنگی منطقه قلمداد شوند و قلمروی همگرایی فرهنگی را بدون نزاع دربارۀ ملیت و زبان مشاهیر، در جغرافیای اوراسیا، گسترش و توسعه دهند. باید اندیشیده شود که چگونه می‌توان از این میراث بزرگ فرهنگی برای نوآفرینی تمدن اسلامی استفاده کرد، به گونه‌ای که پیوندهای فرهنگی میان جمهوری اسلامی ایران و این منطقه تحکیم و تثبیت یابد.   این در حالی است که پافشاری بر رویکرد ایدئولوژیک موجب می‌شود که در فضای «خلأ راهبردی»، ایران بیشتر انرژی خود را صرف فعالیت‌های روبنایی و پرهزینه، بدون تضمین بازگشت سود حاصل از آن، کند. همچنین ممکن است این گمان را در میان مردم قفقاز جنوبی تقویت کند که ایران با این فعالیت‌ها در صدد آن است که مجدداً این کشورها را بدون اهتمام به عنصر رضایتمندی تحت سیطرۀ خود درآورد. گرچه این تصور سالبه به انتفاء موضوع است لیکن مناسب است به جای اینکه تلقی برنامه‌ریزی آرمان‌گرایانه به وجود آید، به گونه‌ای رفتار شود که نوعی توازن و تعادل میان آرمانخواهی و واقع‌بینی درک شود، به گونه‌ای که آرما‌ن‌ها و واقعیت‌ها در کنار یکدیگر دیده شوند. لذا رویکرد تمدنی به این معناست که همۀ کشورهای وارث میراث تمدنی موسوم به حوزۀ فرهنگی نوروز در نوعی همزیستی منطقه‌ای گردهم آیند، با یکدیگر در جهت هم‌افزایی فرهنگی همراه شوند و زمینه‌های تقویت همکاری‌های منطقه‌ای را استحکام بخشند.    ۲ .تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای شایسته است از دیپلماسی مبتنی بر پنهانکاری و تلاش برای پوشاندن واقعیت‌ها پرهیز شود؛ زیرا دیر یا زود اطلاعات محرمانه آشکار خواهد شد. لذا با عنایت به توسعۀ کارکرد رسانه‌های گروهی در جامعۀ معرفتی و دانش‌بنیان کنونی، توجه به عنصر شفافیت اطلاعات و اهتمام به کاربست زبان مناسب در ارسال پیام‌ها بر پایۀ غنای برهان و قدرت استدلال و اقناع می‌تواند موجب افزایش اعتبار نزد مخاطبان عام و خاص و نیز اقبال فزایندۀ افکار عمومی کشورهای هدف شود. لزوم مدیریت تصویر برای بازسازی روابط ذهن‌عین و تبیین دیدگاه‌ها، فضاسازی و تصویرسازی با بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و فضای مجازی مبتنی بر ارتباطات شبکه‌ای، رفع سوء‌تفاهم‌ها، تصحیح و پالایش سوء‌برداشت‌ها و اصلاح چهرۀ کشور نزد مخاطبان کشور هدف از ابزارهای مؤثر کشورمان در دیپلماسی عمومی در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می‌شود.   ۳. تقویت دیپلماسی مشارکتی از جمله راهکارهای مشارکتی فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی عبارت‌اند از: افزایش بهره‌گیری از سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد، ایجاد هماهنگی بین بخش‌های مختلف غیردولتی با حوزه‌های دولتی و دیپلماتیک، اهتمام به همکاری و تعامل تشکل‌های مردم‌نهاد، نهادهای واسط مدنی، بخش خصوصی و دولتی در ارتقای تعاملات با همسایگان، اهتمام به حلقه‌های غیررسمی، توسعۀ فعالیت نخبگان دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی مسیر دو، و فراهم‌سازی آزادی عمل بیشتر برای فعالیت‌های قانونمند سازمان‌های مردم‌نهاد به منظور مدیریت پویا و چندمرکزی تحولات.    ۴. دیپلماسی چندبعدی از جمله شاخص‌های دیپلماسی عمومی موفق عبارت‌اند از: تلاش برای برقراری توازن بین جنبه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در حوزۀ سیاست خارجی و پرهیز از نگرش استعلایی و استیلایی به سیاست و  لزوم اتخاذ رویکردی متوازن و همسنگ بین حوزه‌های مزبور در عین اهتمام ویژه به حوزۀ فرهنگ و توجه فزاینده به سیاست سفلی، به‌ویژه موضوعات اجتماعی و فرهنگی؛ بنابراین راهبردهای فرهنگی در حوزۀ قفقاز جنوبی، به‌دلیل اهمیت فرهنگ، نباید تابع نگاه سیاسی دولت به منطقه یا متأثر از روابط راهبردی امنیتی با بازیگران منطقه‌ای باشد؛ ازاین‌رو پرهیز از سیاست‌زدگی دیپلماسی عمومی به‌عنوان رویکرد عمدۀ سیاست خارجی ایران در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می‌شود.   ۵. دیپلماسی مبادله رویکردهایی از قبیل دیپلماسی شهروندی، دیپلماسی گردشگری، تبادلات فرهنگی و دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی آکادمیک، روابط پایدار با نخبگان دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی مسیر دوم، اعزام دانشجو، پذیرش یا اعطای بورس‌های تحصیلی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، تقویت فرایند ارتباطات میان فرهنگی، برگزاری انواع جشنواره‌های هنری، همایش‌ها و سمینارهای فرهنگی،  این پیامد را در بر دارد که نخبگان کشورهای منطقه خود به اشاعه‌گران  و ترویج‌کنندگان فرهنگ و تمدن غنی ایرانی تبدیل شوند؛ بنابراین توجه به مخاطبان فرهیخته بر اساس برنامه‌های مبادله‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی و هنری، سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی، حلقه‌های فیلم و برنامه‌ریزی متناسب با ذائقۀ فرهنگی مردم به منظور برقراری پیوند باطنی بیشتر با مخاطبان موجب تغییر ذهنیت مردم قفقاز جنوبی دربارۀ جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌آورد و آنان را به سوی تصویری ایجابی رهنمون می‌سازد.   ۶. هماهنگ‌سازی ساختاری و کارکردی  لزوم انسجام و کارآمدی سیاست‌ها و فعالیت‌های فرهنگی در قفقاز ایجاب می‌کند که از نظر ساختاری نوعی هماهنگی بین نهادهای مؤثر در عرصۀ دیپلماسی عمومی برقرار شود. در زمرۀ کارگزاران دیپلماسی عمومی می‌توان به این نهادها اشاره کرد: وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیتۀ امداد امام خمینی (ره)، معاونت بین‌الملل حوزه‌های علمیه، جامعه المصطفی العالمیه (ص)، سازمان تبلیغات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت (ع). در این زمینه، شایسته است نوعی هماهنگی نسبی بین فعالیت کارگزاران متکثر دیپلماسی عمومی برقرار شود. در این راستا به منظور هماهنگ‌سازی کارکردی بین مراکز تصمیم‌گیری در حوزۀ دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد می‌شود نسبت به تشکیل شورای عالی دیپلماسی عمومی زیر نظر رئیس‌جمهور و با حضور نهادهای ذی‌ربط به منظور سیاستگذاری کلان و هماهنگ‌سازی عملکردی و پرهیز از سیاست چندجزیره‌ای اقدام شود. در واقع، شایسته است دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی بر تلاش برای هم‌افزایی میان نیروها و سازمان‌ها (با توجه به تعدد مراکز تصمیم‌گیرنده و ناهماهنگی میان این مراکز) متمرکز شود تا از رهگذر مدیریت فرهنگی منسجم در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و تمدنی و بازمهندسی ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی، زمینه‌های انبساط سیستمی و انعطاف کارکردی در دیپلماسی عمومی کشورمان فراهم آید.   ۷. سیاست توازن‌بخشی  ایران باید راهبرد موازنه را در دیپلماسی عمومی خود در پیش گیرد، یعنی به‌رسمیت‌شناختن تک‌تک رقبای خود در عین پذیرابودن وزن هر یک از کشورهای قفقاز جنوبی به‌عنوان کشورهای مستقل. لزوم اتخاذ روابط سیاسی متعادل، برابر و متوازن با هر سه کشور قفقاز جنوبی، ایجاب می‌کند که ایران در  سیاست خارجی خود در صدد حفظ توازن با سه قدرت مؤثر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و نیز اتخاذ رویکرد و رفتاری متوازن در سیاست خارجی بر اساس مدیریت هوشمند و متعادل در مناسبات با کشورهای این منطقه بر اساس سیاست یکپارچگی و توازن‌بخشی برآید. مثلاً می‌توان به اتخاذ رویکردی متوازن، منطقی و مداوم در قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجان اشاره کرد.   ب) راهکارها   منطقه‌گرایی نوین  منطقه‌گرایی نوین به معنای اهتمام به تسهیل مبادلات و حذف موانع حقوقی و گمرکی در تعاملات کشورهای منطقه در عین گشودگی بازارهای منطقه به سوی بازارهای خارجی در چارچوب راهبرد برونگرایی درون‌زا می‌تواند زمینۀ کاربست دیپلماسی عمومی موفق را، بر اساس اعتمادسازی متقابل، فراهم آورد. نومنطقه‌گرایی بر پایۀ مواردی استوار است که عبارت‌اند از: پذیرش هنجارهای مشترک، پرهیز از اختلافات قومی و فرهنگی، دوری‌جستن از تفکرات ناسیونالیستی افراطی، مشارکت سازنده در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای، اهتمام به کثرت ارتباطات و مبادلات، تحرک و مشارکت در همکاری‌های فرهنگی و گسترش روابط حسن همجواری با همسایگان بر اساس تنش‌زدایی. نومنطقه‌گرایی می‌تواند زمینه را برای تقویت «میان‌منطقه‌گرایی نوین» از رهگذر گسترش تعاملات میان‌منطقه‌ای بر اساس سیاست مقیاس فراهم آورد.   نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار ایفای نقش میانجیگری در جهت حل‌وفصل مناقشات و بحران‌های منطقه‌ای از جمله بحران قره‌باغ می‌تواند زمینه‌های کاربست دیپلماسی موفق عمومی را فراهم آورد. رویکرد عقلانی و هوشمندانه به گونه‌ای که پاسخگوی الزام‌های ژئوپلیتیک کم‌نظیر ایران در منطقۀ پرآشوب قفقاز جنوبی باشد، می‌تواند این اطمینان را در کشورهای منطقه ایجاد کند که ایران به‌عنوان بازیگری ثبات‌ساز نقش فعالی در تضمین امنیت پایدار منطقه ایفا می‌کند. استفاده از سازوکارهای چندجانبه برای برقراری تعادل و پاسخگویی به نیازهای متقابل، همزمان با برخورداری از اعتبار دیپلماتیک، می‌تواند زمینۀ فعال‌سازی فزایندۀ دیپلماسی عمومی ایران را در منطقه فراهم کند.   اعتمادسازی با عنایت به اینکه تقویت اعتماد در منطقه مستلزم عمل به تعهدات و توافق‌نامه‌های فرهنگی امضاشده است، عمل کشورها به تعهدات خود در چارچوب موافقت‌نامه‌های قانونی می‌تواند بستری مناسب را برای اثربخشی دیپلماسی عمومی فراهم آورد.   جامع‌نگری کاربست موفق دیپلماسی عمومی در قفقاز نیازمند برخورداری از نگاهی جامع و فراگیر به تحولات این منطقه است. داشتن نگاه جامعه‌شناختی، شناخت صحیح و واقع‌بینانه از منطقه و نیز درک و بینش ژرف نسبت به عمق تحولات قفقاز موجب کاربست متغیرهای راهبردی برای پشتیبانی سیاست‌های فرهنگی درون‌زا می‌شود.   ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی جمهوری آذربایجان اقدام به توسعۀ راه‌آهن تا آستارا و مرز ایران کرده است و در این نقطه پایانه‌ای را احداث کرده است، با توجه به این موضوع به نظر می‌رسد که کریدورهای ترانزیتی می‌تواند به‌عنوان شبکه‌های ارتباطی زمینه‌های همگرایی و هم‌افزایی فرهنگی را فراهم آورد. استفاده از قفقاز به‌عنوان مکمل راهگذر شمال‌جنوب و بهره‌گیری از امکانات نوین ارتباطی، استانداردهای مواصلاتی و فناوری‌های نوین الکترونیکی موجب تقویت راهبردهای تعاملی و همکاری‌جویانه می‌شود.   نتیجه‌گیری با عنایت به آنچه گذشت می‌توان دریافت که وجود پشتوانۀ تاریخی، اشتراکات فرهنگی، تمدنی و مذهبی و علقه‌های اجتماعی مردم منطقه به فرهنگ و تمدن ایران بیانگر فراهم‌بودن بسترهای مناسب برای فعال‌کردن دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی است. برخی موانع قانونگذاری، اجرایی و بوروکراتیک، هم‌زمان با نقش‌آفرینی بازیگران رقیب از جمله حضور فرهنگی روسیه در ارمنستان، امریکا در گرجستان و ترکیه در جمهوری آذربایجان موجب تلاش رقبا برای به‌حاشیه‌راندن جمهوری اسلامی در معادلات فرهنگی منطقه و تنگ‌شدن عرصه بر اعمال مؤثر دیپلماسی عمومی ایران شده است، به نحوی که فرصت‌های موجود برای دیپلماسی فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی به چالش کشیده شود، اما واقعیت آن است که پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و قفقاز موجب شده کشورهای رقیب نتوانند به‌طور کامل ایران را از مدار فرهنگی منطقه دور سازند. لذا شایسته است رویکرد تمدنی در دیپلماسی عمومی ایران تقویت شود، دیپلماسی چندبعدی و همه‌جانبه در پیش گرفته شود، به تعاملات درون و میان منطقه‌ای توجه بیشتری شود،  از تأثیرگذاری عوامل ثالث بر روابط دوجانبۀ ایران با کشورهای قفقاز جنوبی جلوگیری شود، در جهت رفع ابهام‌ها و سوء‌تفاهم‌ها تلاش فزاینده صورت پذیرد، دیپلماسی بردبرد و متوازن با درک منافع سایر بازیگران در پیش گرفته شود و در چهارچوب راهبرد تعامل سازنده نسبت به برنامه‌ریزی صحیح و هدفمند برای بهره‌برداری از ظرفیت‌ها، مزیت‌ها و شرایط خاص منطقۀ قفقاز اقدام شود.       نویسنده: دکتر محمدرضا دهشیری، دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه   این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» به اهتمام و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی در پاییز 1396 منتشر شده است. جهت خرید کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.         «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 12 Mar 2018 02:55:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3591/دیپلماسی-عمومی-ایران-قفقاز-جنوبی-الزامات-راهکارها جشن ماسلنیتسا- وداع با زمستان در روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3574/1/جشن-ماسلنیتسا-وداع-زمستان-روسیه ماسلنیتسا، جشن مذهبی و عامیانه‌ای است که در گستره جمهوری‌های اسلاونژاد شوروی سابق از قبیل روسیه، اوکراین و بلاروس برگزار می‌شود و نماد وداع با زمستان و استقبال از بهار در این کشورهاست.   این جشن بزرگ که معمولا بین 28 فوریه تا 6 مارس هر سال در روسیه و دیگر کشورهای اسلاونژاد شرق اروپا برگزار می‌شود، همانند نوروز آیینی برای بدرقه سرمای زمستان و خوشامدگویی به آغاز بهار و فصل گرما است.   ماسلنیتسا در ادبیات عامه، نام محاوره ای هفته پنیر می باشد که یک هفته پیش از ایام روزه داری در روسیه که 40 روز به طول می انجامد، آغاز می شود و مردم مومن بعد از این جشن و در دوران روزه داری، از خوردن گوشت و فرآورده های حیوانی خودداری می کنند.   همانند پیشواز جشن نوروز ایرانی، در جشن ماسلنیتسا نیز آدمک چوبی به همین نام آتش زده می‌شود تا از راه رسیدن گرما به عنوان انرژی حیات بخش به همگان اعلام شود.   یکی دیگر از شباهت‌های ریشه‌ای جشن‌های ماسلنیتسا و نوروز را می توان در قدمت تاریخی آنها دانست به این معنا که هر دو جشن، از دوران های قدیم باقیمانده و پس از رواج دین های اسلام و مسیحیت در این ادیان آسمانی جذب شده، نکات منفی شان زدوده و نقاط قوت آنها از منظر آموزه های دینی تقویت شده است.   در جشن ماسلنیتسا نیز همانند جشن نوروز، دید و بازدید و سر زدن به بزرگان قوم جایگاه خاصی دارد و در یکی از روزهای این جشن، جوان‌ها به دیدار پدر و مادر خود و خانواده همسرشان می‌روند.   برخی از کارشناسان مسایل فرهنگی و دیرینه شناسان بر این باورند که جشن های مردم مناطق مختلف مجاور هم در زمان های قدیم دارای اصالتی همانند اما در شکل متفاوت بوده و شباهت های نوروز و ماسلنیتسا را نیز در همین چارچوب تبیین و توجیه می‌کنند.   صرف غذا از جذاب ترین بخش‌های این جشن اسلاوی است و شیرینی ویژه آن بلینی نامیده می‌شود که کلمه فرانسوی کرپ آن بیشتر در ایران رایج است.   در روزهای جشن، مقدار زیادی از این کیک بسیار شیرین و خوشمزه در طعم های مختلف پخته و عرضه می شود که عموما به دلیل گرد و طلایی بودن، نماد خورشید محسوب می‌گردد.   در اسطوره شناسی اسلاو ها، ماسلنتیسا جشن بر آمدن آفتاب پس از ماه‌ها تحمل سرما و هوای ابری و مه آلود است که در آن قریب الوقوع بودن پایان زمستان نیز جشن گرفته می‌شود. افزون بر این، جشن ماسلنیتسا با توجه به نام آن دربرگیرنده آیین‌های متنوعی از قبیل ماسک زنی، تفریحات برفی، سورتمه سواری و وسایل نقلیه کشیدنی بر روی برف می‌باشد که همگی به نوعی با برف و زمستان گره خورده‌اند و فلسفه برگزاری این جشن را به زبانی ساده بیان می‌کنند.   از منظر اسطوره شناسی، در آتش انداختن آدمک ماسلنیتسا، اقدامی نمادین برای دور ریختن و پشت پا زدن به خاطرات و تجربیات تلخ گذشته و پذیرفتن اندیشه ها و کردارهای خوب است.     منبع: تارنمای اینترنتی روزنامه همشهری   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 22 Feb 2018 10:26:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3574/1/جشن-ماسلنیتسا-وداع-زمستان-روسیه طبیعت روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3568/1/طبیعت-روسیه عکس های منتشرشده در پنجمین فستیوال «اولین انتشار - 2018» روسیه   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 15 Feb 2018 14:55:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3568/1/طبیعت-روسیه شفق قطبی در استان مورمانسک روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3531/1/شفق-قطبی-استان-مورمانسک-روسیه ]]> فرهنگ و هنر Thu, 18 Jan 2018 18:22:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3531/1/شفق-قطبی-استان-مورمانسک-روسیه جشن سال نو (2018) در روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3507/1/جشن-سال-نو-2018-روسیه ]]> فرهنگ و هنر Thu, 04 Jan 2018 14:43:32 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3507/1/جشن-سال-نو-2018-روسیه روسیه در آستانه سال 2018 http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3497/1/روسیه-آستانه-سال-2018 ]]> فرهنگ و هنر Thu, 28 Dec 2017 16:11:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3497/1/روسیه-آستانه-سال-2018 مهاجران؛ پل دوستی میان ایران و افغانستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3490/مهاجران-پل-دوستی-میان-ایران-افغانستان ایده راه اندازی گفتگوهای فرهنگی میان نخبگان فکری و دانشگاهیان دو کشور همسایه، ایران و افغانستان، را دکتر علی اصغر مصلح، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی، برای نخستین بار در پاییز ۱۳۹۴ پس از بازدید استادان این دانشگاه از مراکز علمی شهر کابل مطرح کرد. این ایده به دست استادان پژوهشکده فرهنگ پژوهی دانشگاه علامه جامه عمل پوشید و در آذرماه ۱۳۹۵ نخستین دور گفتگوهای فرهنگی میان اندیشمندان دو کشور، با همکاری انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان و دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه ایران، در تهران برگزار شد.   نخستین دور گفتگو ها، بیش از هر چیز، به بررسی کلیات و تاکید بر ضرورت افزایش آمدورفت ها میان دانشگاهیان ایرانی و افغانستانی و اشاره به پیوندهای تاریخی دیرینه میان دو ملت گذشت. و در دومین دور این گفتگو ها که در آذرماه ۱۳۹۶ در شهر کابل برگزار شد، محور اصلی بحث ها «گفتگو در باب مهاجرت» بود. این یادداشت، نگاهی دارد بر آنچه که در سفر هیات دانشگاهیان ایرانی به کابل و پنجشیر گذشت.   به یاد یار و دیار در بدو ورود هیات استادان و پژوهشگران ایرانی به کابل، موسسه تحصیلات عالی گوهرشاد، میزبان برنامه رونمایی کتاب تازه بهمن کیارستمی با نام «فتو ریاحی» بود. این کتاب که روایتگر مجموعه ای از عکس های مهاجران افغان و گویای آرزو ها و دلتنگی های سال های دور از وطن آنهاست، در قالبی نو قدرت تخیل بیننده را به کار می اندازد تا داستانی به فراخور هر عکس را در ذهن تصور کند. نمایش این کتاب، سخنان رویا سادات، کارگردان سر شناس افغان و دکتر آرمین امیر، جامعه شناس ایرانی، آغازگر گفتگوهای ما و دوستان افغان درباره مهاجرت بودند. و نمایش فیلم تاثیرگذار «صفر مرزی» که در آن نوجوانان نسل دوم و کودکان نسل سوم مهاجر افغان از سردرگمی های هویتی خود سخن می گفتند، به خوبی دشواری راه پیش رو را نشان می داد.   کز نیستان تا مرا ببریده اند در روز برگزاری همایش در هتل اینترکنتیننتال کابل که بنایی قدیمی و باشکوه و یادگار روزگار پیش از جنگ در این شهر است، در مجموع بیست سخنرانی از سوی دو طرف ارایه شد. در این سخنرانی ها، بر چند نکته اساسی تاکید شد. نخست آنکه مهاجرت پدیده ای ویژه جوامع ما نیست. امروزه یکی از مهم ترین مباحث عرصه سیاست بین الملل، بحث درباره مهاجرت های بین المللی و بررسی ابعاد حقوقی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی این مهاجرت ها است. بنابراین بهتر آن است که این موضوع در دو سطح خرد و کلان همزمان مورد بررسی قرار گیرد.   دیگر آنکه، شرایط موجود در جامعه افغانستان و معادلات منطقه ای و بین المللی گویای آن هستند که آسایش و امنیت در سال های نزدیک در این کشور فراهم نخواهند آمد و از این رو می توان پیش بینی کرد که روند کوچ مردم افغان به دیگر سرزمین ها همچنان ادامه یابد. از این رو، پس از چهار دهه تداوم این وضعیت، باید پذیرفت که هر دو کشور نیازمند برنامه ریزی بلندمدت برای مدیریت بهینه شرایط مهاجران و جامعه میزبان هستند.   و در این میان، وظیفه دانشگاهیان ایرانی و افغانستانی می تواند خطیر تر از دیگر اقشار هر دو جامعه باشد. ارایه راهکارهایی برای افزایش پذیرش اجتماعی مهاجران، سروسامان دادن به شرایط زیست ایشان، راه اندازی سازمان های مردم نهاد در هر دو کشور برای کمک به مهاجران، زمینه سازی برای ادامه تحصیل جوانان مهاجر و پیش بینی برنامه های توانمندسازی مهاجران از جمله موضوعاتی بودند که مورد تاکید دو طرف قرار گرفتند.   به طور کلی، می توان گفت که تلاش برای تبدیل پدیده مهاجرت از یک امر تهدیدآمیز به یک فرصت خوب برای افزایش شناخت و گسترش روابط میان دو ملت ایران و افغانستان، هدف اصلی دانشگاهیان دو کشور بود. آنان راه فرصت سازی از حضور شمار بالای مهاجران افغان در ایران را تلاش های علمی برای گفتمان سازی در دو سطح دانشگاهی و رسانه ای در زمینه استفاده از ظرفیت های جمعیت مهاجر برای پیوند میان دو جامعه می دانستند. این گفتمان سازی مشترک توسط روشنفکری مسوولانه، بیش از هر چیز می تواند بدنه اجتماعی دو کشور را از «همزبانی» به سوی «همدلی» سوق دهد.   به این ترتیب، تلاش برای انجام مطالعه و ارایه راهکارهایی برای حل مشکلات چهارگانه مهاجران (شامل تابعیت، آموزش، بهداشت و کار) می تواند در اولویت مطالعات و پژوهش های علوم انسانی و اجتماعی دو کشور جای گیرد. همچنین بررسی میزان پذیرش نسل دوم و سوم افغان در جامعه مادر (که امروزه آن ها را ایرانی گک یا ایرانی شده می نامند) و وضعیت و جایگاه اجتماعی و اقتصادی ایشان پس از بازگشت به خانه، از جمله دیگر موضوعاتی است که نیاز به مطالعه و آسیب شناسی دارد. اگر در نظر داشته باشیم که در اغلب جوامع، مهاجرانی که به خانه بازگشته اند، پیشروان توسعه جامعه خود شده اند، آنگاه بهتر می توان به اهمیت لزوم رسیدگی به وضعیت مهاجران به خانه بازگشته پی برد.   افزون بر این، در حوزه همکاری های علمی میان دو کشور، وجود ظرفیت بالای دانشگاه های ایران در جذب دانشجو و خالی ماندن بسیاری از صندلی ها در اغلب رشته ها در سال های اخیر، زمینه مناسبی را فراهم آورده تا ده ها هزار دانشجوی افغان، به ویژه آن دسته از ایشان که به عنوان مهاجر در ایران زندگی می کنند، به تحصیلات عالیه بپردازند. این امر نیز نیازمند بررسی کار شناسی و ظرفیت سنجی توسط استادان و پژوهشگران دو کشور است.   از دیگر موضوعات مطرح شده در همایش، بحث قاچاق انسان و ابعاد امنیتی و حقوقی این موضوع، نگاه جامعه شناسانه به ابعاد هویتی و اجتماعی گروه های افغان ـ ایرانی، نقش و جایگاه زنان در امر مهاجرت و همسان شدن با جامعه میزبان و بالاخره، نقد و بررسی سیاست ملی دولت افغانستان درباره بیجاشدگان و عودت کنندگان بودند و در پایان هم چند درخواست دوستانه از ما شد: مردمی را که باز می گردانیم، از مرز نیمروز نفرستیم؛ توجه داشته باشیم مرز را که می بندیم، بحران بازارگانی درست می شود؛ مرز میلک را بهتر مدیریت کنیم، و مرز اسلام قلعه نیازمند بهینه سازی است.   این مردمان نجیب افغان ها اغلب مهمان نواز و خوش خلق هستند. ما انتظار داشتیم بحث مهاجرت که طرح می شود، سر درد دل آنان نیز باز شود و از دلتنگی ها و ناملایمت هایی که گاه در جامعه ما دیده اند، فراوان گلایه کنند. اما آنان رسم میزبانی نگاه داشتند و جز به اندک اشاره ای، به سکوت از کنار برخی از خاطرات تلخشان گذشتند.   با این همه، اندوه روزگار مهاجرت را می شد در سخنرانی دکتر بلقیس علوی جعفری، استاد دانشگاه کابل دید که درباره «بازنمایی مهاجرت در فرهنگ شفاهی افغان ها؛ با تاکید بر شعر و موسیقی» پژوهشی ارزشمند انجام داده است. نوستالژی دوری از وطن که در فارسی به آن «غم غربت» می گوییم، به خلق چنان آثار ارزشمندی انجامیده که در سال های اخیر، ادبیات مهاجرت را در افغانستان بسیار غنی ساخته است.   مسعود؛ قهرمان ملی در این سفر، والی پنجشیر، از سر لطف، هیات دانشگاهیان ایرانی را دعوت کرد تا به این منطقه زیبا و کوهستانی بروند و چند ساعتی مهمان آن ولایت باشند. فاصله کابل تا پنجشیر را در جاده ای با آسفالت خوب و چشم انداز زیبا در دو و نیم ساعت طی کردیم. از کنار رودخانه پرآب پنجشیر و تصاویر شهدا و مزارع وسیع منطقه که گذشتیم، رسیدیم به مقر والی که چندان فاصله ای از آرامگاه باشکوه احمد شاه مسعود نداشت. پس از صرف سیب زرد و خوش طعم پنجشیری، همگی به سوی آرامگاه مردی رفتیم که جهان از کشته شدنش در شهریور ۱۳۸۰ تکان خورد و امروزه در حالی که همه جا تصویرش به عنوان نماد قهرمان ملی به چشم می خورد، می توان زمزمه زیرلب برخی را نیز شنید که انتقادهایی از سیاست ها و عملکردهای او دارند. با این همه، به نظر می رسد مسعود امروزه بیش از هر سیاستمدار و مبارز دیگری در کابل و مناطق اطراف هوادار دارد.   استادان ایرانی بر روی فرش های ترکمن زیبایی که در آرامگاه پهن بود نشستند و در حالی که نسیم خنک آذرماه بر مزار او می وزید، فرصتی دست داد تا دکتر سید رسول موسوی، مشاور وزیر امور خارجه و سفیر پیشین ایران در تاجیکستان، از خاطرات دیدارش با شیر دره پنجشیر و علاقه او به کتابخوان شدن مردم سرزمینش بگوید.   در آن ساعت که ما را وقت خوش بود دکتر داود مرادیان، رییس انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان، سنگ تمام گذاشت و اهالی فکر و هنر را در شب پایانی اقامت هیات ایرانی در کابل دعوت کرد تا در قلعه قدیمی ای که متعلق به سده نوزدهم میلادی است و روزگاری یکی از کاخ های امیرعبدالرحمن خان، حاکم سرزمین افغان ها به شمار می رفته و خاطرات گفتگوهای تعیین خط مرزی دیوراند را هنوز در دل سنگ و آجر خود حفظ کرده، دور هم گرد آییم.   نشستن بر روی تشکچه های پر نقش و نگار و گوش دادن به نوای موسیقی قوالی و اشعار مولانا و بیدل دهلوی و گپ زدن دوستانه مردمان دو سرزمین همسایه، شبی خاطره برانگیز را ساخت. در این میان، فرصتی دست داد تا بزرگان جمع به بازگویی خاطرات خود از دهه پنجاه خورشیدی و سیاست های قدرت های بزرگ در این دو کشور بپردازند و جوان تر ها، در سکوت و خلسه شب قلعه، دانه های سرخ انار را به آهستگی در دهان بگذارند و به سخنان و تحلیل های سیاسی پیشکسوتان گوش دهند.   کابل جان؛ باز هم می آییم نشد که شهر را خوب ببینیم. میزبانان نگران بودند که مبادا گزندی به مهمانان برسد. همینقدر بود که دیدن شهر و مردمان، از پشت شیشه ماشین میسر شد و نشد که در کوچه پس کوچه های کابل گشتی بزنیم و سرگذشتش را از در و دیوار و مردمانش بشنویم. با این همه، خداحافظی ای در کار نیست؛ که این تازه آغاز سلامی دوباره است.       منبع: دیپلماسی ایرانی         ]]> فرهنگ و هنر Fri, 22 Dec 2017 14:04:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3490/مهاجران-پل-دوستی-میان-ایران-افغانستان راپورت قفقازیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3488/راپورت-قفقازیه قدم زدن در کنار رودخانه ترک (Terek) که زمانی در سرزمین ایران جاری بود، شنیدن اذان شامگاهی مسجد مختاروف، به نظاره نشستن مسجد در بسته شیعیان شهر، رفتن به خیابان گورکی که بیش از یک قرن قبل کنسولگری ایران و مدرسه ایرانی نوروز در آن قرار داشت و بالاخره دیدن روی گشاده و آمیخته با احترام و محبت اهالی شهر که وقتی می‌شنوند ایرانی هستی و پاسخ می‌شنوی که از یک ریشه هستیم احساس غریبی را در تمام وجود آدمی شعله‌ور می‌سازد. نمی‌دانی چه بگویی، ترجیح می‌دهی که چیزی نگویی، فقط بشنویی تا گرمی احساس وجودت را محاسبات به‌ظاهر عقلانی به سردی نکشاند. فرصتي دست داد تا از شهری و دیاری دیدار کنم که مردمانش تاریخ تاریخی دارند و با وجود کمی تعداد جمعیتشان در دو جمهوری از هم‌ جدای اوستیای شمالی و جنوبی که کمتر از یک میلیون نفر است، هویت خود را در سیل حوادث بنیان‌کن تاریخ حفظ کرده‌اند و اجازه نداده‌اند فاتحان سرزمینشان تغییردهنده هویتشان شود. اوست‌ها پس از هر تهاجمی که به سرزمینشان شده قوقنوس‌وار از خاکستر خویش برخاسته و ملت خود را برهویت خویش باز ساخته است. اوست‌ها خود را آریایی دانسته و به خود ایرونی می‌گویند و تاریخ‌دانان از آنها به نام بازماندگان اقوام آریایی سکاها، سرمتها و آلانها یاد می‌کنند. زبان‌شناسان زبان اوستی را از شاخه زبان‌های فارسی می‌دانند و اسطوره‌شناسان سکاها را همان قوم تور یا توران اساطیری و سرمتها را بازماندگان سرم اسطوره‌ای می‌دانند که در نوشته‌های متاخر به صورت سلم آمده است. آسی، ایرستان، ایرانستان، آلان یا آریاییان دیگر نام‌هایی است که برای اوست‌ها و اوستیا به کار می‌رود. شامگاه 20 آذر 96 (11 دسامبر 2017) وارد ولادی قفقاز مرکز جمهوری خودمختار اوستیای شمالی شدم و شامگاه 22 آذرماه (13 دسامبر 2017) این شهر را با خاطراتی فراموش نشدنی و انبوهی از سوالات برای نادانسته‌های خود ترک کردم. بهانه دیدار از اوستیا شرکت در کنفرانس بین‌المللی "ایران- قفقازشمالی: تاریخ و چشم‌اندازهای همکاری" که به ابتکار سفارت کشورمان در مسکو و دولت جمهوری خودمختار اوستیای شمالی و با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه دولتی اوستیای شمالی، مرکز آموزش و پژوهش وزارت خارجه، وزرات صنعت و معدن جمهوری اسلامی ایران و اتاق بازرگانی ایران و روسیه تشکیل شده بود. ساعت 10 صبح روز سه شنبه 21 آذر کنفرانس با حضور و سخنرانی ویاچسلاو بیتاروف رئیس جمهور اوستیا آغاز شد و با سخنرانی دیگر مقامات روسی و ایرانی از جمله سنایی سفیرکشورمان در مسکو و مجتبی خسروتاج معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت ادامه یافت. صحبت‌های خوب در تعریف از یکدیگر و همکاری‌های ایران و روسیه همچنین همکاری ایران با جمهوری‌های قفقاز شمالی زیاد بود که باید آرزو کنیم این صحبت‌های خوب نتایج عملی خوبی هم درپی داشته باشد. بیتاروف رئیس جمهور اوستیای شمالی در سخنان خود با تاکید بر نقش مهم قفقاز در تاریخ روابط ایران و روسیه، ریشه‌های تاریخی ، فرهنگی و تمدنی مشترک ایران و ملت‌های قفقاز را بستر مناسبی برای گسترش روابط ایران و منطقه قفقاز شمالی دانست و آمادگی خود را برای همه گونه همکاری برای گسترش روابط اعلام داشت. اهمیت روابط ایران و روسیه، روابط ایران و اوستیا و دیگر جمهوری‌های قفقاز شمالی ، توجه به گسترش تجارت و روابط افتصادی ، راه و ترانزیت ، همکاریهای علمی و دانشگاهی و فرهنگی فصل مشترک همه سخنرانی‌های جاسه افتتاحیه بود. بعد از جلسه افتتاحیه، جلسات تخصصی کنفرانس به صورت همزمان برگزار شد. چهار موضوع محوری برای جلسات تخصصی کنفرانس در نظر گرفته شده بود: ۱- ویژگی‌های تاریخی روابط قفقاز و ایران ۲- قفقاز در تاریخ ارتباطات ایران و روسیه ۳- ارتباطات فرهنگی و زبانی قفقاز و ایران ۴- ناحیه فدرال قفقاز شمالی: تکیه‌گاه توسعه تعامل تجاری و اقتصادی روسیه و اتحادیه اقتصادی اوراسیا. هم‌زمانی جلسات تخصصی کنفرانس برای برگزارکنندگان صرفه جویی در زمان بود ولی برای شرکت کنندگان از دست دادن فرصت بهره گیری از مطالب دیگران . بخصوص وقتی برنامه کنفرانس را مطالعه می کنیم و مجموعه قابل توجهی از مباحث علمی و نتایج تحقیقات و پژوهشهای انجام شده را در موضوعات مرتبط به فرهنگ و تاریخ و تمدن مشترک ایران و اوستیا و دیگر ملتهای قفقاز را در آن برنامه ها می بینیم بیشتر به از دست دادن فرصت شنیدن آنها حسرت می خوریم . شاید اینجا هم اگر آرزو کنیم مجموعه مقالات این کنفرانس روزی منتشر شود آرزوی خوبی باشد. البته دراینجا لازم می دانم اشاره بسیار کوتاه به محتوای مقاله خودم در این کنفرانس داشته باشم. عنوان مقاله من "فراتاریخ روابط ایران و ملت‌های قفقاز" بود. مدعای من در این مقاله آن است که حوادث تاریخی و نوع نگرش تاریخ نگاران به تاریخ و تحولات اجتماعی باعث شده است که علی‌رغم وجوه مشترک تاریخی بین ایران و ملل قفقاز در تحلیل و تفسیر تاریخ فهم متفاوتی از تاریخ خصوصا تاریخ معاصر داشته باشیم و در آنجا که لازم است از تاریخ درس‌هایی برای آینده بگیریم با آن که تاریخ مشترک است درس‌های تاریخی متفاوت می‌گیرند. دراین مقاله تلاش کردم با توجه به مکاتب و نظریه های مختلفی که تاریخ نگاران تاریخ را در آن مکاتب و به کمک آن نظریه ها به نگارش در می آورند بر این نکته تاکید کنم که هیچ متن تاریخی سند نهایی حقیقت نیست بلکه تنها روایتی است از یک رخداد که می تواند روایتهای مختلفی داشته باشد. این مقاله با اشاره به نظریه پایان تاریخ فوکویاما، برخورد تمدنهای هانتیگتون و نظریه چهارم سیاست الکساند دوگین به پایان رسید و این پیام را ارائه کرد که تاریخ اگر برای گذشته باشد فراتاریخ برای آینده است و ما وظیفه داریم روایتی را که بسترساز اینده خوبی برای همکاریهای ایران و ملل قفقاز باشد به عنوان نظریه مناسب برای تاریخ نگاری پیدا کنیم.  چون عادت دارم نوشته های خود را به نانوشته هایی که کمتر نوشته می شوند اختصاص دهم اینجا هم به برخی از مطالب خاص این کنفرانس می پردازم. اشتباه نشود نمی خواهم به حواشی بپردازم و متن را فراموش کنم. نانوشته ها پرداختن به حواشی بجای متن نیست بلکه پرداختن به هرمنوتیک متن است. به نظرمن ماهیت سیاسی این همایش ازاهمیت بالایی برخوردار است. حضور در قفقاز شمالی برای ما فرصت سیاسی قابل توجهی است که می تواند ما را بیشتر به عمق استراتژیک کشورمان واقف کند و ما را با فضای دیگری از روابط کشورمان با همسایگان آشنا سازد. در چنین فضایی ، بدون نقد یا ورود به بحث سیاست خارجی کشورمان که به شدت خاورمیانه ای شده است ، فرصت جدیدی را در کنار مرزهای خودمان نشان می دهد. فرصت اقتصادی موجود در گسترش روابط با همسایگان بطور عام و با کشورهای قفقاز جنوبی و جمهوریهای قفقاز شمالی بطور خاص موضوعی است که در شرایط کنونی کشور باید مورد توجه ویژه مقامات کشور خصوصا مسئولین اقتصادی باشد. اقتصاد کشورمان بدون ورود به بازارهای خارجی از بحران خارج نخواهد شد و در جهانی که فرصتهای ورود به بازارهای جهانی به شدت برای اقتصاد ما محدود است بازارهای همسایگان تنها فرصتهای قابل توجه در مقابل ما هستند. بازارهای قفقاز شمالی برای صادرات کالاهای ساخته شده ما و وارادات اقلام مورد نیاز خصوصا در بخش مواد غذایی ( گوشت ، غلات ، میوه ) بازارهای مناسبی هستند که با توجه به نوع همکاریهای رو به گسترشی که با روسیه خصوصا در بخش همکاریهای بانکی داریم همکاریهای افتصادی سود آوری برای هر دو طرف خواهد بود . چه دلیلی دارد که ارزهای حاصل از فروش نفت خود را صرف واردات گوشت از آن سوی جهان کنیم در حالی که می توانیم در یک مجموعه مبادلات تجاری به همسایگان نزدیک و با واسطه خود منافع کشورمان را بیشتر تامین کنیم؟ درسهای تاریخی این همایش از نظر من فوق العاده است. همه ما از تاریخ جنگهای ایران و روسیه و نتایج آن جنگها اطلاع کافی داریم ولی شاید کمتر کسی به این نکته توجه کرده باشد که در آن سالها علی رغم جنگهای رخ داده و از دست دادن سرزمین، روابط ایران و روسیه به جهت حضورایرانیان در شهرهای مختلف قفقاز جنوبی و شمالی روابط گسترده ای بوده است . فعالیت کنسولگریهای مختلف ایران از جمله فعالیت کنسولگری ایران در ولادی قفقاز که تا وقوع انقلاب بلشویکی ادامه داشت از جمله نشانه های مهم این روابط است. بیش از یکصد سال پیش در ولادی قفقاز مدرسه ایرانی نوروز برای فرزندان ایرانیان وجود داشت و مساجد شیعیان توسط تجار ایرانی در شهرهای مختلف قفقاز از جمله در ولادی قفقاز ساخته می شد. امروز وقتی بیتاروف رئیس جمهور اوستیای شمالی دریک کنفرانس بین المللی رسما اعلام می کند سوابق تاریخی و فرهنگی ایران و ملتهای قفقاز شمالی بستر مناسبی برای گسترش همکاریهای اقتصادی ایران و روسیه و ایران با ملتهای قفقاز شمالی است ، چنانچه ما اهمیت این پیام را نادیده بگیریم در آینده بر فرصتهای از دست داده افسوس خواهیم خورد. جهان امروز جهان ارتباطات است. بحثهای زیادی در کشور ما در خصوص کریدور شمال - جنوب وجود دارد. باید بطور اساسی با واقعیتهای موجود در روی زمین توجه کنیم .کریدور شمال - جنوب از ولادی قفقاز می گذرد و ولادی قفقاز مرکز انشعاب تمامی راههای مرتبط با دیگر جمهوریهای قفقاز شمالی مانند داغستان ، چچن ، اینگوش ، کاباردینو بالکار ، قره چای چرکس و خاک اصلی روسیه است. فاصله ولادی قفقاز تا مرزهای ما کمتر از 1000 کیلومتر و فاصله ولادی قفقاز تا مسکو بیشتر از 2000 کیلو متر است. در اهمیت اقتصادی این اعداد نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم. و در پایان، با آن که عادت ندارم از کسانی که در پست و مقام هستند تعریف کنم ولی در اینجا نمی توانم به دکتر سنایی سفیر کشورمان در روسیه دست مریزاد و خسته نباشید نگویم. برای این کنفرانس خیلی ها زحمت کشیدند ولی ابتکار و حسن توجه ایشان به موضوع حساب دیگری دارد.       منبع: خبرآنلاین   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 21 Dec 2017 06:48:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3488/راپورت-قفقازیه امضای موافقتنامه جدید همکاری میان موسسه ایراس و موسسه فرهنگی اکو http://www.iras.ir/fa/doc/news/3486/امضای-موافقتنامه-جدید-همکاری-میان-موسسه-ایراس-فرهنگی-اکو اعضای هیئت رییسه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) امروز (یکشنبه، 26 آذر 1396) با حضور در موسسه فرهنگی اکو، ضمن دیدار با مدیران این موسسه بین المللی و تبادل نظر در خصوص همکاری های دوجانبه، موافقتنامه همکاری جدیدی منعقد نمودند. در این نشست یک ساعته، آقای دکتر داوود کیانی، قائم مقام موسسه ایراس، آقای دکتر محمود شوری، عضو ارشد شورای علمی ایراس و خانم مریم سنائی، مدیر امور مالی موسسه ایراس در دیدار با جناب آقای دکتر محمد مهدی مظاهری، رئیس محترم موسسه فرهنگی اکو، و همکاران ایشان با ارائه توضیحاتی در خصوص فعالیت های پیشین، کنونی و آتی موسسه ایراس، سوابقی از فعالیت  های مشترک پیشین دو موسسه در زمینه برگزاری نمایشگاه، کارگاه آموزشی و انتشار کتاب را مورد اشاره قرار دادند. پس از ارائه توضیحاتی از سوی اعضای موسسه ایراس، جناب آقای دکتر مظاهری در سخنانی، اشاره به فعالیت های ملی و منطقه ای موسسه اکو داشته و ضمن تاکید بر رویکرد علمی و دانشگاهی مدیریت جدید این موسسه، نسبت به استمرار همکاری های دو طرف در عرصه های گوناگون از جمله فرهنگ و گردشگری ابراز علاقه و تاکید نمودند و خاطر نشان ساختند هر گونه تولیدات علمی مشترک از سوی موسسه فرهنگی اکو و موسسه ایراس با مخاطب حداقل چهارصد میلیونی در سطح اعضای سازمان اکو رو به رو خواهد بود. در پایان و پس از بیان دیدگاه ها و انتظارات آتی از سوی اعضای حاضر در جلسه، موافقتنامه جدید همکاری میان موسسه ایراس و موسسه فرهنگی اکو به امضای مدیران ارشد این دو موسسه رسید. شایان ذکر است، موسسه فرهنگی اکو نهاد فرهنگی سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو) است که در سال ۱۳۷۴ تأسیس شده‌ است و مرکز آن در ایران (شهر تهران) می‌باشد. وظیفه این بنیاد گسترش همکاری و تبادل های فرهنگی میان کشورهای عضو اکو است. وظیفه موسسه انجام تحقیقات نظام یافته در خصوص میراث مشترک فرهنگی منطقه تعیین شد تا در جهت تقویت آگاهی‌های مربوط به اتحاد ناگسستنی این کشورها گام بردارد و مطالعات بنیادین انجام دهد که این مطالعات در قالب انتشار کتاب، ماهنامه، فصلنامه، گاهنامه و غیره منتشر گردد. همچنین مؤسسه موظف است تا در جهت آشنا سازی و مرتبط کردن صاحب نظران و شخصیت های عالی رتبه، اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان منطقه را به یکدیگر تلاش نماید و تمهیدات لازم را جهت ایجاد ارتباطی نزدیکتر و نیز شناخت صحیح بین مردم منطقه از طریق برنامه‌های فرهنگی اتخاذ نماید.   ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 17:15:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3486/امضای-موافقتنامه-جدید-همکاری-میان-موسسه-ایراس-فرهنگی-اکو