موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/society-and-culture Tue, 27 Jun 2017 04:43:45 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 27 Jun 2017 04:43:45 GMT فرهنگ و هنر 60 «زلیخا چشم هایش را باز می کند»، اثر «گوزل یاخینا» با ترجمه «زينب یونسی» منتشر شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3212/زلیخا-چشم-هایش-باز-می-کند-اثر-گوزل-یاخینا-ترجمه-زينب-یونسی-منتشر ایراس: این رمان به ادبیاتی تعلق دارد که به نظر می رسید با فروپاشی شوروی از میان رفته است. ما نويسندگان عالی دو فرهنگی داشتیم، نویسندگانی از ملل گوناگون که آثار خود را به زبان روسی می نوشتند. فاضل اسکندر، یوری ریتخئو، آناتولی کیم، الياس سلیمانف، چنگیز آيتماتوف و دیگران. سنت این مکتب - درک عمیق ویژگی های قومی و ملی، عشق به مردم خود و احترام به سایر ملیت ها و برخورد ظریف با فولكلور است. "لودمیلا اولیتسکایا" رمان زلیخا چشم هایش را باز می کند نمونه ی یک اثر دو فرهنگی ست. تکیه بر واقعیات دارد و با بیان زنانه اش در قلب انسان می نشیند. رمان از سرنوشت زلیخا می گوید؛ زنی از قوم تاتار که در دوران مصادره ی اموال دهقانان زندگی می کند و سرنوشتش بازیچه ی سیاست های بزرگ بی رحمانه می شود. زلیخا چشم هایش را باز می کند نویسنده: گوزل یاخینا ترجمه: زينب یونسی "برنده جايزه اول کتاب بزرگ روسیه" "برنده جايزه یاسنایا پولیانا" رمان سرگذشت آن هایی ست که در جدال میان باورهای سنتی و جبر تاریخ گیر افتاده و در جهنم ساخته ی دست بشر و اردوگاه های کار اجباری عشق را می یابند و بزرگ می شوند و...  سرگذشت زلیخا داستان هزاران هزار زن در درازای تاریخ است، فرای زبان، باور و ملیت. یادداشت نویسنده کتاب برای خوانندگان ایرانی خوانندگان عزیز فارسی زبان! چند سال پیش وقتی داشتم این رمان را می نوشتم، حتی تصور هم نمی کردم که آن را به زبان فارسی ترجمه خواهند کرد. صادقانه بگویم، حتی مطمین نبودم این رُمان منتشر شود. تنها نشسته بودم و داستانی که الهام گرفته از سرنوشت مادر بزرگم بود را می نوشتم. مادر بزرگ من همانند میلیون ها اتباع شوروی قربانی سرکوب های سیاسی شد و به مدت شانزده سال به سیبری تبعید شد. این تبعید زندگی او را بطور اساسی دگرگون کرد. من نیز بر روی سوژه و قهرمانان کتاب کار کردم.  دقیقاً می خواستم از بازی سرنوشت بنویسم، از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه ی مرگ می بیند و آماده ی پذیرش آن است ناگهان وارد مرحله دوم زندگی خود می شود که بسیار با پیش از آن متفاوت است. زندگی تازه ای که همچون عطیه و هدیه به او بخشیده می شود. زلیخا که قهرمان رُمان است نه تنها در فضای بیرونی جابجا می شود و سرزمین پهناور اتحاد جماهیر شوروی را در مسیر خود به سوی تبعیدگاه پشت سر می گذارد، بلکه در فضای ذهنی نیز جاری می شود و از دنیای مانوس و کهنه ی زندگی گذشته می گذرد و وارد دنیای نو می شود، جایی که باید زندگی دوم خود را بگذراند و به سوال هایی که مردم در تمامی دوران نگران آن بودند، پاسخ دهد: آیا می توان فرد غریبه و دشمن را دوست داشت، فردی که به زبان دیگری صحبت می کند، دین دیگری دارد و آن سوی دیوار اجتماع تو جای دارد؟ برای یک زن چه چیزی مهم است، عشق به فرزند یا عشق به مرد؟ رها کردن فرزند بالغ از خود چه معنائی دارد؟ در این کتاب جریان زندگی آدمی بیشتر مورد توجه من بوده تا جریان دگرگونی های سیاسی. من تلاش کرده ام رُمانی بنویسم که با پیروی دقیق از تمامی جزئیات تاریخی تنها یک کتاب تاریخی نباشد، بلکه کتابی باشد که به مسائل ماندگار و همیشگی بپردازد، مسائلی که همیشه ذهن و دل انسان ها را جدا از ملیت به خود مشغول داشته است. من از دیدار آینده ی قهرمانان خود با خوانندگان ایرانی بسیار خوشحالم. گوزل یاخینا پایان /   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 19 Jun 2017 10:19:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3212/زلیخا-چشم-هایش-باز-می-کند-اثر-گوزل-یاخینا-ترجمه-زينب-یونسی-منتشر دوچرخه های «بردی‌محمداف» http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3209/1/دوچرخه-های-بردی-محمداف ایراس: «قربانقلی بردی‌محمداف» رئیس جمهور ترکمنستان دستوری را صادر کرد که بر اساس آن در تاریخ 29 ژوئیه سال جاری میلادی تمامی مقامات و مسئولان دولتی بایستی از دوچرخه برای رفتن به سر کار استفاده کنند. رئیس جمهور ترکمنستان تصریح کرد: در تاریخ 29 ژوئیه در واقع 50 روز باقی مانده به آغاز پنجمین دوره مسابقات بازی‌های آسیایی داخل سالن و هنرهای رزمی سال 2017 در عشق‌آباد است که این حرکت یک اقدام کم‌نظیر جهت آمادگی برای این بازی‌ها و نیز تبلیغ برای مبارزه با آلودگی هوا در ترکمنستان می‌باشد. بردی محمد اف در عین حال اضافه کرد: در روز مذکور در عشق‌آباد تنها اتوبوس‌های عمومی داخل شهری برای قشر نیازمند به حمل و نقل عمومی فعالیت می‌کنند. رئیس جمهور ترکمنستان شخصاً از علاقه‌مندان به ورزش دوچرخه سواری است و به صورت فعالانه به این رشته ورزشی مشغول می‌باشد. بازی‌های آسیایی داخل سالن و هنرهای رزمی، در 17 الی 27 سپتامبر سال 2017 (شهریور ماه سال 96) در عشق‌آباد ترکمنستان برگزار خواهد شد و این برای اولین بار است که 17 کمیته ملی المپیک اقیانوسیه به‌ همراه 45 کمیته ملی المپیک کشورهای آسیایی زیر نظر شورای المپیک آسیا طی رویدادی که در 21 رشته ورزشی برگزار خواهد شد، حضور می‌یابند. دولت ترکمنستان برای میزبانی از پنجمین دوره مسابقات بازی‌های آسیایی داخل سالن و هنرهای رزمی سال 2017 ، یک شهرک جدید المپیک مدرن و مجهز به ارزش بیش از 5 میلیارد دلاری احداث کرده است. منبع: فارس ---------- ]]> آسیای مرکزی Sat, 17 Jun 2017 12:18:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3209/1/دوچرخه-های-بردی-محمداف رویای پوشکین در زبان فارسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3199/رویای-پوشکین-زبان-فارسی ایراس: کتابخانه دولتی روسیه «لنین» روز 6 ژوئن سال جاری به مناسبت سالگروز تولد الکساندر سرگیویچ پوشکین میزگردی تحت عنوان «پوشکین به همه زبان ها» برگزار کرد. شاعر پرآوازه روس که روز 6 ژوئن 1799 چشم به جهان گشوده و روز 10 فوریه 1837 چشم از این دنیا فروبست موضوع گفتگوهای نمایندگان کشورهای مختلف شد.  پژوهشگران در حوزه زندگی و آثار پوشکین و فعالان فرهنگی روس و دیگر کشورها ضمن اشاره به اهمیت اشعار پوشکین در ادبیات روس و تعامل با ادبیات سایر کشورها، گوشه ای از دریای آثار این نویسنده و شاعر بزرگ را به تصویر کشیدند.   ایراییدا گیورگییونا رییس اتحادیه بین المللی شاعران روس ضمن خوشامدگویی به حاضرین خاطر نشان کرد که سال 1999 در 30 مین نشست کنفرانس یونسکو تصمیم گرفته شد که هر ساله روز جهانی شعر به عنوان روزی نمادین در تقویم زندگی دنیا برگزار شود. به گفته کارشناسان یونسکو، شعر تندترین و عمیق ترین پاسخ به سوالات معنوی و روحی انسان امروز است، اما برای نیل به این هدف بایستی دایره علاقه مندان آن را عریض تر کرد. به گفته ایراییدا، شاعران دنیا در شرایط ناآرام امروز بایستی دلهای مردم را با اشعار خود گرم کنند.   میزگردی که در کتابخانه لنین به یاد الکساندر سرگییویچ برگزار شد، بیش از آنکه بزرگداشت شاعر باشد، نشستی علمی  منظومی بود، زیرا حاضرین اشعار پوشکین را به زبان های مختلف از جمله فارسی (شعر رویا»، عربی (پیامبر)، کره ای (فریب)، هندی (فریب)، ترکی تاتاری (پیامبر)، آذری، چینی، انگلیسی (پیامبر)، فرانسوی (اولین شعری که پوشکین به زبان فرانسه در کودکی نوشت)، تاجیکی و دیگر زبان ها قرائت کردند.   شعر پیامبر پوشکین توسط مترجم و مدیرگروه سابق زبان روسی در دانشگاه دولتی بغداد به زبان عربی در تمام سالن طنین انداخت. دکتر ضیاء الدین حسن ماجرای به سرقت رفتن ترجمه شعر پوشکین از وی را برای حاضرین تعریف کرد. وی توضیح داد که ترجمه قبل از به ثبت رسیدن، دست به دست شده و وی به صورت اتفاقی ترجمه خود را از زبان خواننده ای بازشنیده است و با وجود تلاش بسیار تا مدت ها نتوانسته مالکیت آن را اثبات کند، تا اینکه روزی به صورت اتفاقی اجرای شعر پوشکین به زبان روسی توسط هنرمند روس با زیرنویس عربی و نام وی به عنوان مترجم اثر به دستش می افتد و آنگاه متوجه می شود که در نهایت حق به حقدار رسید.   رییس گروه زبان کره ای از دانشگاه زبانشناسی مسکو توضیح داد که در کشور کره جنوبی شعر «اگر زندگی تو را فریب دهد» از محبوبیت زیادی برخوردار است. آنجا که پوشکین به زبان نظم می گوید:   اگر زندگی تو را فریفت، اندوه مخور، برنیفروز! در روز اندوه بر خود چیره شو: چرا که روزی شادی و ایمان فرامی رسد. دل به سوی آینده پر می کشد؛ امروز اندوه است: لحظه ها کوتاهند، همه چیز گذراست؛ همه چیز گذراست، زیبایی در انتظار است (مترجم: فرزانه شفیعی).   ایگور کالیادین کارگردان روس فیلم مستندی از زندگی الکساندر سرگییویچ به نام «طوفان افریقایی» برای حاضرین به نمایش گذاشت. این فیلم با اشاره به اجداد پوشکین، کودکی، نوجوانی و بالندگی وی را با جزییات جالبی به تصویر می کشد. در بخشی از فیلم که به کودکی شاعر روس اختصاص دارد، بیننده با کودکی مستعد، خلاق و حاضر جواب روبرو می شود که به خاطر پوست تیره اش در میان کودکان سفیدپوست روس گاه مورد تمسخر قرار می گیرد، اما به خوبی از عهده خود برمی آید.   روزی ایوان دیمیتریف شاعر و دوست خانوادگی پوشکین ها به شوخی الکساندر کوچک را «بچه عرب» (آرابچیک) می نامد و الکساندر با وجود سن کم در پاسخ نگاهی به جوش های قرمزرنگ روی صورت ایوان انداخته و به او می گوید، «بچه عرب هستم، اما دون دون نیستم» (آرابچیک، نی ریابچیک). این عبارت به خاطر ریتمیک بودن در زبان روسی به اصطلاح تبدیل شده و بسیاری بدون آنکه ریشه عبارت را بدانند، در گفتار بکار می برند.   خانم خورشیده دورانوا وی را با فردوسی در شعر فارسی مقایسه کرده و حتی نمونه هایی از تشابه معانی اشعار پوشکین و فردوسی پدر زبان فارسی و روسی که در دو عصر کاملا متفاوت و در سرزمین های متفاوت می زیسته اند را برای حاضرین تبیین کرد.   فرید منورویچ رییس گروه علوم انسانی از دانشگاه اسلامی مسکو ضمن اشاره به مطالعات تطبیقی اشعار پوشکین با قران نمونه هایی از مفاهیم طرح شده در شعر پوشکین و تطابق کامل آن با آیات قران را برای حاضرین شرح داد. پوشکین در دوران جوانی مورد علاقه بسیاری از زنان بود. برادرش لف پوشکین در وصف الکساندر می گوید: «او کمی احمق جلوه می کرد و کوتاه قد بود، اما به دلیل نامعلومی زنان جذبش می شدند».   در میانه جلسه نیز شعر «رویای پوشکین» ترجمه دکتر شجاع الدین شفاء به زبان فارسی در سالن گردهمایی کتابخانه پوشکین طنین انداخت که از سوی حاضرین با استقبال زیادی روبرو شد.   ای رؤیاهای من ای رؤیاهای شیرین من خداحافظ ای خوشبختی شب های دراز کجایی ؟ مگر نمی بینی که خواب آرامش بخش از دیدگان من گریخته و مرا در تاریکی عمیق شب خاموش و تنها گذاشته است ؟ بیدارم و نومیدم به رؤیاهای خود می نگرم که بال و پر گشوده اند و از من می گریزند اما روح من با غم و حسرت این رؤیاهای عشق را دنبال می کند ای عشق ای عشق پیام مرا بشنو این رؤیاهای دلپذیر را به نزد من باز فرست کاری کن که شامگاهان مست باده خیال در خواب روم و هرگز بیدار نشوم (مترجم: دکتر شجاع الدین شفا)   همعصران پوشکین می گویند که وقتی از زنی خوشش می آمد، رفتارش بسیار وسوسه انگیز می شد و اگر شخص دلچسبش نبود، با بی حوصلگی و سردی گفتگو می کرد تا رهایش کنند.   نابغه ادبیات روس در سن جوانی برای حفظ غرورش معشوق احتمالی همسرش را به یک دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از آن درگذشت. ولی طرف مقابل فقط جراحتی جزئی از ناحیه دست برداشت.    تهیه کننده: دکتر فرزانه شفیعی منبع اصلی: اسپوتنیک https://ir.sputniknews.com/opinion/201706092577160/ -- ]]> فرهنگ و هنر Sat, 10 Jun 2017 09:25:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3199/رویای-پوشکین-زبان-فارسی «حلقه زرین روسیه» چیست؟ http://www.iras.ir/fa/doc/report/3194/حلقه-زرین-روسیه-چیست ایراس: در هر کشوری مکانهایی وجود دارد که از آنها به عنوان آثار تاریخی آن کشور یاد می کنند. چنین مکانهایی در روسیه نیز وجود دارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که بهترین روش آشنایی با فرهنگ کشور روسیه، سفر در طول حلقه زرین آن است. این مسیر شناخته شده از 8 شهر تاریخی می گذرد که آثار معماری و فرهنگی تاریخی را از زمان روسیه باستان در خود جای داده اند.   حلقه زرین چیست؟ حلقه زرین تاریخچه ای غنی و پر حادثه ای دارد، که نه تنها توسط روسیه، بلکه توسط یونسکو هم نگهداری می شود. همه هشت شهر در اطراف مسکو قرار دارند که به صورت نمادین تشکیل یک حلقه را می دهند. اصطلاح "حلقه زرین" در دهه  60 قرن بیستم توسط ژورنالیستی به نام یوری بیچکوف رواج یافت که در روزنامه «ساوتسکایا راسیا» چندین مقاله در خصوص اماکن تاریخی اطراف مسکو به چاپ رساند. در سال 1974م. روسیه برای حفظ آثار تاریخی راهنمایی با عنوان "در مسیر حلقه زرین" به چاپ رساند که همین راهنما باعث معروفیت و مشهوریت این مسیر در کشور شد. در کنار این هشت شهر اصلی، یک فهرست دیگری هم وجود دارد که شامل 20 نقطه دیگر هم می شود. برای اینکه بتوان یک دور کامل این مسیر را طی کرد به حداقل یکماه زمان نیاز است. به همین دلیل، بسیاری از توریست ها ترجیح می دهند که مسیرهای کوتاه اطراف مسکو را بازدید کنند که فقط به چند روز زمان نیاز است.   فهرست شهرهای حلقه زرین حلقه زرین میراثی گرانبها از معماری قدیمی روسیه است که طبیتی زیبا و هنرهای خارق العاده دست را در خود جای داده است. در هر یک از این مناطق می توان چیزهای جالبی را پیدا کرد و با تاریخ روسیه باستان آشنا شد.   سرگیف پاساد سرگیف پاساد به دلیل تثلیث مقدس سرگیوا لاورا معروف شده است. این مکان یکی از بزرگترین معابدروسیه است که در قرن 14م. توسط سرگی رادونژسکی ساخته شده است. این مجموعه بسیاری از آثار تاریخی از قرن 15 تا 19 را در خود دارد، از جمله کلیسای جامع سنگ سفید که مقبره سازنده اش هم در آنجا وجود دارد. علاوه بر این معبد، موزه اسباب بازی نیز در این شهر وجود دارد که کلکسیون بی نظیری از اسباب بازی های ملی روسیه، اسباب بازی های سال نو و اسباب بازی های غربی را نگهداری می کند.   ولادیمیر جاذبه اصلی شهر ولادیمیر اثر تاریخی روسیه باستان به نام "دروازه های طلایی" است که در سال 1164 با هدف پیروز شدن و دفاع کردن ساخته شد.     در نگاه اول به شهر کلیساهای تک بنا با گنبد طلایی به چشم می خورد؛ کلیساهایی چون اوسپنسکی، دمیتریفسکی و ترائیتسی. همچنین زندان مرکزی ولادیمیر در این شهر قرار دارد که شاعر روسی میخاییل کروگ درباره آن شعر سروده است.   کوستروما یکی از اماکن دیدنی و کلیدی کوستروما معبد ایپاتیفسکی است که در متون خطی سال 1432 از آن یاد شده است. مساحت قسمت مردانه به دو بخش تقسیم می شود – شهر جدید و شهر قدیم. در این شهر همچنین برخی آثار تاریخی فوق العاده ای وجود دارند که معماری بی نظیر و تکرارنشدنی خود را حفظ کرده اند. بسیاری از گردشگران تنها برای بازدید از موزه "کاسترومسکایا سوابودا" و یا معبد "باگایاولنسکا-آناستازینی" به کوستروما سفر می کنند.   سوزدال در شهر سوزدال بیشترین توجه را بخش قدیمی و باستانی آن، یعنی «سوزدالسکی کرمل» به خود جلب می-کند. کرملی که حدود هزار سال قدمت دارد.   اتاق های اسقف اعظم و کلیسای جامع "راژدستوو باگارادیتسی" نیز جالب توجه هستند. علاوه بر کرمل، چندین مجموعه معابد و بیش از 50 کلیسا در سوزدال وجود دارد.   ایوانووا شهر عروسان، که در زمان اتحاد جماهیر شوروی به دلیل وجود کارخانه های بافندگی خود به شهرت رسید. خیابان های این شهر حوادث بیشماری از زمان پس از انقلاب را در دل خود دارند. در وهله اول شهر ایوانووا به دلیل وجود آثار تاریخی مربوط به دوره کنستراکتیویسم یا ساخت گرایی و معبد وویدیونسکی است که در قرن 20 در اطراف کلیسا احداث شده، معروف است. در معبد یادبود و مقبره حدود 168 قدیس وجود دارد و من جمله یادبود ولادیمیر وویدیونسکی.   یاراسلاول یاراسلاول یکی از قدیمیترین شهرهایی است که در جوار رودخانه ولگا به وجود آمدخ است. تاریخ پیدایش این شهر را در سال 1110 تخمین زده اند که در خود حدود 140 بنای تاریخی را جای داده است. قدیمیترین بنای شهر، معبد سپاسکی است که در نیمه اول قرن 16 در کنار آثار باقی مانده از بنای قدیمی-تری ساخته شده است. اصیل ترین و ناب ترین بنای روسی، کلیسای یوهان پریتچ است که دارای 15 گنبد می باشد.   ولیکی راستوف به دلیل وجود اماکن دیدنی بیشمار، به نظر می رسد که این شهر یکی از مهمترین شهرهای روسیه باستان به شمار می رفته است. راستوفسکی کرمل به دلیل داشتن کلیساهای متعدد و معبد سپاسا-یاکاولفسکی که در سال 1389 بنا شده است، دارای ارزش زیادی می باشد.   پرسلاول-زالسکی بسیاری از گردشگران تنها به دلیل بازدید از پنج معبد و نه کلیسا به پرسلاول-زالسکی سفر می کنند. و در این میان کلیسای جامع سپاسا-پری آبراژنسکی که توسط یوری دالگاروکی در سال 1152 بنا شده است، به خوبی حفظ و نگهداری شده است. به علاوه اینکه در شهر موزه های زیادی وجود دارد که معروفترین آنها موزه پرسلافسکی است که شامل گالری نقاشی، نمایشگاه صنایع چوبی، پیکرنگاره ها و آثار هنری روسیه باستان است. تهیه گزارش: ستاره محمدی، عضو شورای نویسندگان ایراس پایان گزارش/ ]]> روسیه و اروپای شرقی Thu, 08 Jun 2017 10:27:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3194/حلقه-زرین-روسیه-چیست روسیه باید حضور فرهنگی ایران را در آسیای مرکزی بپذیرد http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3177/روسیه-باید-حضور-فرهنگی-ایران-آسیای-مرکزی-بپذیرد ایراس: عمده متخصصان ایرانی درباره ضعف سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز توافق دارند. این ضعف به نسبت فرصت­هایی ارزیابی می­شود که ایران در منطقه برخوردار است. آسیب شناسی سیاست ایران در آسیای مرکزی و قفقاز در دهه های گذشته، پژوهشگران را متوجه فقدان یا ضعف سیاست فرهنگی ایران در این منطقه می رساند، جایی که بخشی از تمدن ایران باستان محسوب می­شود و علاوه بر ان اشتراک مذهبی نیز بسیار برجسته است. بر اين اساس به دنبال گفتگوی تخصصی که «ايراس» سال ١٣٩٤ با دكتر ابوذر ابراهيمي تركمان رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي داشت، بار دیگر به سراغ رئیس این سازمان كه متولي اصلي و قانوني ديپلماسي فرهنگي ايران می­باشد، رفته است؛ تا ضمن بررسي عملكرد ديپلماسي فرهنگي ايران در دوره تصدی ایشان در این سمت، الزامات جديد آن را مورد بررسي قرار دهد.   دکتر ابراهيمي تركمان که خود زمان طولانی به عنوان دیپلمات در منطقه فعالیت کرده و آثار زیادی در این زمینه دارد، معتقد است برای دیپلماسی فرهنگی موفق ایران در منطقه نیازمند همافزایی نهادهای مرتبط به ویژه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان گردشگری و وزارت خارجه است. وی که به تازگی کتاب جدید خود با عنوان «تفاوت‌ها و همانندی‌های اتحاد جماهیر شوروی و فدراسیون روسیه» را به چاپ رسانده، می گوید روسیه نیز باید بپذیرد حضور فرهنگی ایران در آسیای مرکزی می تواند به مقابله با چالش های امنیتی جدید منطقه کمک کند.   ایراس: اگر اجازه بفرمائید سوالات خود را از دیپلماسی فرهنگی و عمومی شروع کنم. در گفتگوی دو سال پیش ایراس با شما در ارتباط با دیپلماسی فرهنگی و موانع و چالش های آن ، و اینکه شما چه اقداماتی را انجام داده اید ، بحث شد. در این مدت و فاصله زمانی چه دستاوردهایی حاصل شده و چه موانعی وجود داشته است؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: در ابتدا  از دیدار مجدد با شما خرسندم و از اینکه نسبت به طرح مباحث مربوط به روابط فرهنگی بین المللی اهتمام دارید تشکر و قدردانی می نمایم.  همانطور که می دانید یکی از اهداف و وظایف اصلی سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی   شناسایی  ،بهره گیری و ایجاد ارتباط میان  ظرفیت های فرهنگی داخل و خارج از کشور  در مسیر برقراری وگسترش مناسبات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با سایر جوامع می باشد . در واقع سازمان مسئولیت برقراری وتوسعه  تعامل فرهنگی ایران با جهان  را  در چارچوب منافع مشترک وهمچنین بر اساس موافقتنامه های فرهنگی که بین کشور ایران و سایر کشورها  منعقد می شود، بر عهده دارد . در راستای اهداف وسیاست های فوق ،در سه سال گذشته نیز ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تلاش های مستمری را در ایجاد  و گسترش تعاملات فرهنگی بویژه با مجامع علمی وفرهنگی سایر کشورها صورت داده است .از جمله این تلاش ها می توان به گفتگوهای فرهنگی بین المللی و تاسیس دبیرخانه دائمی گفتگوهای فرهنگی اشاره نمود. هدف ما از تاسیس دبیرخانه گفتگوهای فرهنگی که در شورای عالی سازمان نیز تصویب گردید، فراهم سازی امکان تقویت نقش فرهنگ ونخبگان فرهنگی در مسیر حل و فصل و خروج از  چالش ها و منازعات پیشاروی ایران وجهان و همچنین توسعه وگسترش ارتباطات فرهنگی با نخبگان وجریانهای مرجع فکری وفرهنگی عربی ایرانی ودیگر کشورها ست .این هدف  از طریق پی ریزی مجامع و شبکه های  متصل به دبیرخانه گفتگوهای فرهنگی که با محوریت دانشگاهها و مراکز علمی داخل و خارج شکل گرفته است دنبال می شود و بر این باوریم که با بهره گیری از این ظرفیت می توان گام های موثری در مسیر تقویت فهم ودرک مشترک و اعتمادسازی متقابل با بهره گیری از ظرفیت فرهنگ برداشت.   به جهت ضرورت ها و اولویت هایی که امروزه در مسیر مناسبات ما با جهان عرب مشاهده می شود سال گذشته فعالیت های گسترده ای را با موضوع گفتگوهای فرهنگی ایران وجهان عرب در کشورهای عربی از جمله در لبنان ،تونس ،قطر ،وهمچنین در تهران اجرا نمودیم که در آن علاوه بر مشارکت بیش از 30 مرکز دانشگاهی و فرهنگی ایرانی وعربی ،مجامع تخصصی گفتگوهای ایران وعرب با محوریت زنان ،جوانان ،دانشگاهها ،رسانه ها ،اندیشمندان ونویسندان شکل گرفت .ظرفیتی که فرصت وامکان تماس وارتباط مستمر نخبگان ایران و عرب را برای مفاهمه وگفتگوهای مستمر با بهره گیری از فرهنگ بیش از پیش فراهم آورده است .همانگونه  که می دانید ، بعد از انقلاب ما به صورت نهادینه شده، با جهان عرب گفتگوهای فرهنگی نداشته ایم. روابط ایران وعرب همواره از پیچیده ترین حوزه ها در مناسبات کشورمان بشمار می آمده وجمهوري اسلامي ايران در ارتباط با جهان عرب کمتر از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی و گفتگو بهره جسته است وعمدتا روابط فرهنگی این دو حوزه  تابع شرایط سیاسی وامنیتی بوده است. طی سالهای اخیر نیز روابط سیاسی اقتصادی وفرهنگی ج .ا.ا با بسیاری از کشورهای عربی و کشورهای اسلامی تحت تاثیر تحولات جاری در غرب آسیا  بوده و برخی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی کوشیده اند ارتباطات جمهوری اسلامی ایران با جهان اسلام وبویژه کشورهای عربی را تحت مدیریت خود درآورده  وشکاف ها وچالش های مصنوعی بسیاری را در مسیر این روابط قراردهند . ما معتقدیم ماهیت اصلی بسیاری از بحران های جاری در جهان اسلام فرهنگی است ، و راه حل برون رفت از آن نیز فرهنگی است وفرهنگ تنهاپنجره باز ،غیر حساس وموثر برای تعامل با برخی جوامع ازجمله جهان عرب و سایر کشورها بشمار می رود.   شاهد تاثیرگذاری فرهنگ وگفتگوهای فرهنگی در تسهیل روابط ومناسبات ما با جهان اینکه ؛ گفتگو های فرهنگی ایران وجهان عرب سال گذشته علیرغم اینکه پس از فضای سنگین ناشی از تنش های مربوط به حادثه حمله به دفتر نمایندگی سعودی در مشهد  اتفاق افتاده بود ولی  خوشبختانه توانسته بود با اقبال جمع کثیری از اندیشمندان عرب از  پانزده کشور عربی مواجه گردد  و شرکت هشتاد و هشت مهمان از شخصیت های علمی وفرهنگی عربی وتوافق بر سر پی ریزی سازوکارهای مناسب برای مستمرسازی این گفتگوها ،  نشان واضحی از قدرت تاثیرگذاری فرهنگ وگفتگوهای فرهنگی در تنظیم روابط ما با جهان عرب می باشد .علاوه بر حوزه عربی ،گفتگوهای فرهنگی نخبگان ایرانی با سایر کشورها نیز در دستور کار سازمان بوده وطی  سال گذشته تا کنون دودور گفتگوهای فرهنگی ایران واروپا با محوریت مراکز علمی وفرهنگی ایران وایتالیا برگزلر گردید.   مجموعه ای از فعالیت ها با موضوع گفتگوهای فرهنگی آسیایی نیز برنامه ریزی شده که تا کنون سه نشست منطقه ای گفتگوهای فرهنگی ایران وشبه قاره به میزبانی دانشگاه علیگر در هند ،گفتگوهای فرهنگی ایرانی –مالایی در دانشگاه مالزی ،گفتگوهای فرهنگی ایران وآسیای میانه در دردانشگاه آبلالی خان قزاقستان برگزار و در پائیز امسال نیز اجلاس گفتگوهای فرهنگی آسیا در تهران با حضور اندیشمندان برجسته آسیایی و با مشارکت مجموعه ای از نهادهای علمی وفرهنگی کشور برگزار می گردد. به این ترتیب این گفتگوها در حال توسعه  هستند. محور گفتگوها در داخل كشور ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است. اما از ظرفیت دانشگاههای داخل و خارج کشور نیز استفاده می کنیم. هم اکنون  دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی ، فردوسی مشهد، قزوین، قم، کاشان، گیلان و برخی دیگر از دانشگاهها عضو دبیرخانه گفتگوهای فرهنگی بوده و به عنوان مقر برخی مجامع تخصصی و دبیرخانه های فرهنگی با سازمان همکاری دارند . همچنین در حوزه گفتگوی ادیان، سازمان اكنون به یک برند در اين حوزه تبدیل شده است. با بسیاری از کشورها و رهبران دینی کشورها، گفتگوهای فوق العاده خوبی در حال انجام و تداوم هستند. در زمینه های ایجاد ارتباط بین نهادهای داخلی با نهاد های فرهنگی خارجی، سازمان تلاش های فراواني كرده است. این سازمان نه تنها وظیفه ذاتی خود را در خارج انجام می دهد، بلکه حلقه ارتباط بخش های بین الملل دستگاههای مختلف با خارج است، مثلاٌ اگر مسابقات بین المللی قرآن برگزار می شود، بخش بین المللی آن را این سازمان پی گیری می نماید. در نمایشگاه  بین المللی کتاب، در بخش بین الملل آن، این سازمان درگیر است. در نمایشگاه بین المللی قرآن، سازمان مسئول بین الملل آن است. اگر مشهد 2017 برگزار می شود، سازمان مسئول بین الملل آن است. همچنین سایر بخش های دیگر بین الملل را این سازمان پشتیبانی می نماید.   ایراس: این گفتگوها و تعامل تا چه میزان شامل آسیای مرکزی و قفقاز می­شد؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: در ارتباط با آسیای مرکزی و قفقاز احساس می کنیم که نیاز به گفتگو بيشتر است. چون آسیای مرکزی شصت و پنج میلیون نفر جمعیت دارد، که از این تعداد 90% آنها مسلمان هستند. ما با آنها اشتراک دینی، تاریخی، جغرافیایی داریم. همچنین با برخی از این کشورها، اشتراک زبانی داریم. به همین دلیل است که این گفتگوها را در آسیای مرکزی در اولویت قرار داده ایم و تلاش ما بر این است که علاوه بر اولین نشست گفتگوهای فرهنگی ایران وآسیای میانه که هفته گذشته با حضور اندیشمندان برجسته ای از ایران و کشورهای آسیای میانه در قزاقستان برگزار گردید نانشاالله در فصل پایانی امسال نیز دور برگشت این گفتگوها  با آسیای مرکزی را در تهران دنبال نمائیم . ضمن اینکه معتقد هستم  در شرایط فعلی، آسیای مرکزی تنها جایی در دنیا است که نقطه تلاقی ایران، چین و روسیه (این سه کشور متحد استراتژیک) است.  قطعاٌ گروههای تکفیری بر این نقطه نظر دارند و تلاش دارند در این منطقه اهداف خودشان را عملي كنند. به همین دلیل هوشیاری ما و ارتباط ما با این کشورها لازم و ضروری است.   ایراس: یکی از فرصت های تعاملات فرهنگی که در آسیای مرکزی فراهم است، به سمرقند و بخارا مربوط می شود. ولی با توجه به چالش هایی که در روابط ایران و ازبکستان در سالها و دهه های گذشته بوده، به نظر می آید که از این ظرفیت ها استفاده نشده است. اما با توجه به انتقال حکومت در ازبکستان که سال گذشته به دنبال مرگ اسلام کریم‌اف اتفاق افتاد، آیا برنامه ای وجود دارد که بتوانیم از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی خودمان در این رابطه استفاده کنیم و بتوانیم روابط خود را با این کشور بهبود ببخشیم؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: همانطور كه می دانید ازبکستان بعنوان حوزه علمیه اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شد. یعنی مسلمانان در سراسر اتحاد جماهیر شوروی، تحصیلات مذهبی خود را در ازبکستان انجام می دادند و این کشور مرکز آموزش های دینی مسلمانان بود. ضمن اینکه در برهه های خیلی طولانی، مرکز انتشارات اسلامی هم بوده است. کتابهای اصیل اسلامی، فرهنگی و تمدنی این منطقه چاپ منطقه تاشکند، سمرقند و بخارا بوده اند. اگر شماامروز هم به ریگستان درازبکستان بروید، مشاهده خواهید کرد که در سر در همه حجره های مدارس آنجا،از جمله مدرسه میرعرب و سایر مدارس دیگر، اشعار فارسی و آیات و روایات نوشته شده است. این نشان می دهد که فرهنگ و تمدن ایرانی در این منطقه سابقه دیرینه و تاثیر گزاری عمیقی داشته است. لذا ما علاقمند هستیم که روابط فرهنگی را با ازبکستان توسعه بدهیم. در این راه جدی هستیم و رایزن فرهنگی ما هم آماده عزیمت است. منتهی در گذشته این رابطه مقداری به سردی گرایید. در این مورد ما با دولت ازبکستان صحبت کرده ايم و تلاش می کنیم روابط را ارتقاء بدهيم.   ایراس: یکی از عرصه های دیپلماسی فرهنگی در حوزه های گردشگری است. یکی از موضوعاتی که کارشناسان ما در نقد دیپلماسی فرهنگی ایران در منطقه و بحث گردشگری منطقه مطرح می کنند، این است که با تمام اقداماتی که در ارتباط با تسهیل گردشگری در منطقه انجام می شود، یکی از چالش های گردشگران ایرانی این است که اگر بخواهند به آسیای مرکزی سفر کنند، هزینه آن به میزان هزینه یک سفر اروپایی محسوب می شود.   دکتر ابراهیمی ترکمان: خیر، گران نیست. مثلاٌ ترکمنستان که با ما 1300 کیلومتر مرز دارد، شما حتی بدون پرواز تا آنجا می توانید بروید. از اینجا تا مشهد بروید، و از مشهد هم تا باجیگران و بعد از آن با عشق آباد سی و پنج کیلومتر فاصله داريد. بنابر این گران نیست. از آنجا هم شما می توانید به صورت زمینی به ازبکستان و تاجیکستان سفر کنید. به نظر من گران نیست، ولی متاسفانه دولت های این کشورها محدودیت هایی را در راه گردشگران ایجاد کرده اند که این اتفاق کمتر می افتد و بیشتر ایرانی ها به کشورهای قفقاز سفر می کنند، در حالی که آسیای مرکزی از نظر تمدنی با ایران اشتراکات بیشتری دارد.   ایراس: به نظر شما این موانع سیاسی ناشی از چه مسائلی است؟ چون درآمد گردشگری یکی از منابع درآمد آنها محسوب می شود. چرا این منبع درآمد را از خودشان دریغ می کنند؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: به نظر من این کشورها نگران هستند و هراس دارند. به همین دلیل نه تنها برای ما محدودیت ایجاد کرده اند، بلکه برای خیلی از کشورهای دیگر هم اين محدودیت را دارند. البته از جهت ایجاد مانع این كشورها يكسان عمل نمي كنند. ترکمنستان واقعاٌ رفت و آمد سخت شده است. ولی قزاقستان و قرقیزستان خیلی سخت نیست. به نظر من مسائل داخلی خودشان است. یعنی شرایط آنها در داخل كشورشان به گونه اي نيست  که پذیرش گردشگر در حال حاضر در اولویت آنها باشد.   ایراس: گردشگر پذیری  ما از منطقه چگونه است؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: کشور ما همیشه گردشگر را می پذیرد. منتهی می دانید که در بعضی از کشورهای آسیای مرکزی شرایط به گونه ای است که هر کسی که پاسپورت دارد، نمی تواند از کشور خارج بشود. علاوه بر پاسپورت آنها باید اجازه خروج هم بگیرند. بعضی از کشورها هنوز این گونه اند. به همین دلیل پروسه خارج شدن از کشور، فرآیند سختی در این کشورها است. و شاید به این دلیل مردم منطقه نتوانند گردشگری کنند.     ایراس: در ارتباط با دیپلماسی فرهنگی، شما به استفاده ازظرفیت دانشگاه ها اشاره کردید. همچنین در رابطه با گردشگری درمانی صحبت کردید. سازمان شما چه میزان از ظرفیت های علمی در این منطقه استفاده کرده است؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: در حوزه کشورهای آسیای مرکزی، بخش های متعددی از ظرفیت های علمی ما در آنجا حضور دارند. اگر شما به ترکمنستان بروید ، بسیاری از سیلوهای آنها را مهندسین ایرانی ساخته اند. برخی از سدها و جاده های فراوانی را در این کشور ایران ساخته است. اینها انتقال و صادرات تکنولوژی و فن آوری است. در برخی از این کشورها، ایران پروژه های خوبی را در دست اجرا داشته است. ولی با این همه، شتاب این روابط باید بیش از اینها می شد. ترکیه که هم مرز با کشورهای آسیای مرکزی نیست،  بیشتر از ما حضور دارد. با اینکه ما بیش از 1300 کیلومتر مرز مشترک با آسیای مرکزی داریم. بنابر این ما باید شتاب خود را در حوزه روابط علمی و تکنولوژی با کشورهای آسیای مرکزی بیشتر کنیم. و قطعاٌ این به سود همه ما خواهد بود.   ایراس: طی دوسال گذشته ، تمرکز ویژه ای در روابط ما با روسیه بوجود آمده است.  جنبه دیگر در این روابط، جنبه دیپلماسی فرهنگی است. با توجه به شناختی که شما نسبت به تفاوت ها و همانندی های اتحاد جماهیر شوروی و  روسیه دارید که در کتاب جدیدتان نیز به آن پرداخته اید. ضمن اشاره به این تفاوت ها و تشابهات ، به نظر شما الزاماتی که در دیپلماسی فرهنگی ایران در ارتباط با روسیه و مسلمانان باید در نظر داشت، چیست؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: من شش سال در روسیه ماموریت داشتم. ما هشت سال با عراق جنگیدیم، اما با سقوط صدام روابط ما مجدداٌ با عراق آغاز شد و مردم ما علیرغم اینکه هزاران شهید در جنگ ایران و عراق داده بودند، متوجه این مسئله شدند که حکومت عراق یعنی صدام تغییر کرده و حکومت جدیدی آمده و باید تعامل مان را از سر بگیریم، که این تعامل هم از سر گرفته شد و این تعاملات و رفت آمدها در اوج آن است. یعنی به سرعت ذهن مردم ما نسبت به این تغییر بازسازی شد. یک دلیل آن هم همسایگی ما و رفت و آمدهای زیادی بود که با عراق داشتیم. احساس مردم ما در حال حاضر نسبت به صدام تنفر فوق العاده ای است، اما به  عراق به عنوان یک کشور دوست و همسایه نگاه می کنند. همیشه این سوال در ذهن من بوده که با آنکه اتحاد شوروی در سال 1991 فرو پاشید، چرا مردم ما تا به امروز هنوز با خط کش شوروی، روسیه را اندازه گیری می کنند؟ چرا هنوز این ذهنیت تغییر پیدا نکرده است؟ چرا الان هم فکر می کنند که روسيه یک کشور کمونیستی است؟ چرا فکر می کنند که اقتصاد آنها سوسیالیستی است؟ با اینکه تغییرات ماهوی در این کشور بوجود آمده است. این کشوری که الان وجود دارد، هیچ ارتباطی به شوروی سابق ندارد. چرا مردم این ذهنیت ها را نمی توانند  تغییر دهند؟ به این نتیجه رسیدم که کسی نبوده که بیاید و مقایسه ای را انجام بدهد. در نتیجه بر اساس اطلاعات میدانی و کتابخانه ای که داشتم، تصمیم گرفتم  این کتاب را به نگارش درآورم تا تفاوت ها و شباهت های شوروی و روسيه در آن مقایسه شود. از مهمترین مسائلی که به آن رسیدم این بود که ساختار حکومت در دوره شوروی بر مبنای ایدئولوژی بود و ایدئولوژی کمونیستی در ساختار حکومت نقش برجسته ای داشت.   با  فروپاشی شوروی، ساختار حکومت از ایدئولوژی به عملگرایی تبدیل گردید. در حال حاضر حکومت در فدراسیون روسیه، عملگرا است. در حوزه اقتصادی، سیستم اقتصاد شوروی سابق مبتنی بر اقتصاد 100% دولتی و سوسیالیستی بودو از طریق سالخوزها و کالخوزها، اقتصاد سوسیالیستی شده بود. شعاری که در انقلاب 1917 می دادند این بود: آن کس که کار نمی کند، نان نمی خورد. در واقع تاکید روی بوجود آمدن نیروی کاری بود که مشغول به کار بشوند. در حال حاضر اقتصاد روسیه مبتنی بر اقتصاد کاپیتالیستی و بازار آزاد است. در اقتصاد روسیه اكنون یک تحول عمیقی ایجاد شده است.    در حوزه سیاست خارجی، شوروی متحد محور بود. بدنبال متحدینی از جمله در امریکای جنوبی و اروپای شرقی می گشت.  هر جا که متحدی را برای خود می یافت و متحد استراتژیک او می شد، از نظراقتصادی ، نظامی و سایر جهات دیگر، به آن کشورها کمک می کرد. اما امروز شاهد هستیم شوروی که متحد محور بود، جای خود را به فدراسیون روسیه داده که منفعت محور است. او بدنبال این می باشد که منافع او در کجا است. به همین دلیل به گرجستان که پاره تن او بود، حمله کرد. شیر نفت و گاز را در سردترین فصل سال به روی اوکراین می بندد. در صورتی که اینها از نزدیکان روسیه هستند. بنابر این در حال حاضر روسیه، منفعت محوری را به جای متحد محوری برگزیده است.   در حوزه مسائل فرهنگی، در دوره شوروی فرهنگ شرقی در این کشور غلبه داشت. اما امروز شاهد هستیم که فرهنگ غربی در روسیه غلبه دارد. بنابر این در حوزه فرهنگی هم تغییرات خیلی زیادی اتفاق افتاده است. اینها نشان می دهد که ما نیازمند این هستیم که این تفاوت ها را بشناسیم. از سوی دیگر هم، شباهت هایی وجود دارد که این شباهت ها هنوز از بین نرفته اند. یکی از این شباهت ها، ساختار بوروکراسی در نظام اداری شوروی است که عیناٌ به نظام فدراسیون روسیه منتقل شده است. اين كشور از جهت نظام بوروکراسی اداری با گذشته هیچ تفاوتی ندارد. یکی ديگر از این موارد، آداب و رسومي است که در شوروی وجود داشت و هنوز در آنجا حاکم است.از این حیث شباهت ها ادامه دارد. در بحث مالکیت خصوصی، علیرغم اینکه از نظر اقتصادی به مالکیت فردی اعتقاد پیدا کرده اند و قانون اساسی را در این زمینه تغییر داده اند، اما در عین حال مالکیت خصوصی هنوز در روسیه قدرت زیادی پیدا نکرده است. در خیلی از موارد، مالکیت عمومی بر مالکیت خصوصی غلبه دارد. اینها تفاوت ها و شباهت هایی است که من در این کتاب مقایسه کرده ام.   ایراس: در قبال اسلام در این دو دوره چه تفاوت ها و تشابهاتی می بینید؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: این سوال را بهتر است که به شکل دیگری طرح کنید. بگویید در برابر دین چگونه بوده است. چون در دوره شوروی در برابر دین ، اصل دین مشکل حکومت بود. یعنی با مسیحیت هم رفتار ناشایستی انجام دادند. کشیش ها را کشتند. کلیساها را تسخیر کردند. این نگاه که در شوروی سابق بود و دین را مخدر جامعه می دانستند، الان این نگاه کاملاٌ تغییر کرده است. اما در دوره پسا شوروی، یعنی در دوره فدراسیون روسیه، چهار دین را به رسمیت شناخته اند که به ترتیب اولویت عبارتند از:مسیحیت ارتدکس، اسلام،یهود و بودیزم. به همین دلیل آنچه را که در قانون اساسی به رسمیت شناخته اند، فضایی باز را برای فعالیت های اینها ایجاد کرده اند. به نظر من امروز متدینین روسیه با هر دینی که هستند، در همه زمینه ها می توانند آزادتر از دوره شوروی تلاش کنند. از سوی دیگر بالاخره در بازگرداندن اموال موقوفه کلیسا و مسلمانان، دولت پس از شوروی تلاش کرده و بسیاری از این موقوفات و مساجد به کاربری واقعی خود رسیده اند.   ایراس: آیا این گشایش و شتابی که در روابط ایران و روسیه پیدا شده، می تواند به دیپلماسی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز کمک کند؟ با توجه به اینکه کارشناسان معتقد هستند که در دهه های گذشته ، یکی از موانع دیپلماسی ایران در این منطقه ، روسیه بوده است؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: روسیه از زمان فروپاشی تا به امروز چند دوره را گذرانده است. ما نمی توانیم همه دوره ها را در یک وزن مشخصی تعریف کنیم. درآن اوائل، شوروی از نظر فیزیکی جدا شده بود. اما از نظر عادات، رفتارها و مسائل سنتی هنوز جدا نبود. یک مثال بزنم؛ خبرنگار از فردی که به مواد مخدر اعتیاد داشت و ترک کرده، سوال می کند که آیا شما هنوز معتاد هستید؟ او ترک کرده ولی در جواب می گوید من معتادی هستم که مواد مصرف نمی کنم. یعنی ذهن من هنوز درگیر آن اعتیاد است. گرچه مواد مصرف نمی کنم. درست است که شوروی جدا شده بود، ولی هنوز همه چیز آن با کشورهای فرو پاشیده شوروی درگیر بود. مثلاٌ نیروهای مرزبانی ترکمنستان و یا بعضی دیگر از کشورهای آن، از اتباع شوروی بودند. و یا اینکه در اوائل فروپاشی شوروی، بچه های آنها تحت نظام شوروی خدمت می کردند.  هنوز این جدایی در همه مراحل اتفاق نیفتاده بود.   در دهه دوم، این وضعیت مقداری بهتر شد. از این جهت این فاصله ها تقریباٌ کم کم مشخص و استقلال بوجود آمد. هنوز روسیه اینها را نیروهای خارج نزدیک خود می دانست. گرچه اینها از روسیه جدا شده بودند، اما روسیه براي خود حق برتری و بزرگتری خود قائل بود. اما امروز داستان فرق کرده و روسیه متوجه شده است که بالاخره آسیای مرکزی به دلیل وجود یک سری مولفه ها ، استعداد این را دارد که تبدیل به یک منطقه ناآرام بشود. ما معتقد هستیم که افغانستان هم بخشی از آسیای مرکزی است واین ناآرامی خود را در افغانستان نشان داده است. چنانچه در ازبکستان حادثه اندیجان رخ داد، در تاجیکستان و برخی دیگر از کشورها می تواند حادثه مشابه رخ دهد.این اتفاق می تواند با کمک ایران حل شود. کما اینکه ایران در بحث صلح تاجیکستان، کفیل صلح بود. همچنین روسیه هم کفیل صلح بود. بنابر این می تواند تاثیر خود را در آنجا بگذارد. به اعتقاد من اگر روسیه این نظر را ندارد، باید به این نظر برسد که حضور فرهنگی ایران در آسیای مرکزی می تواند تعدیلی را ایجاد نماید.   ایراس: با توجه به آشنایی شما نسبت به مردم روسیه، چه نوع نگاه منفی و یا بازدارنده ای در بین مردم روسیه نسبت به ایران وجود دارد؟  در زمینه گردشگری تسهیلات زیادی فراهم شده است. ولی ایرانیان ، بیشتر به روسیه می روند تا اینکه روس ها به ایران بیایند.   دکتر ابراهیمی ترکمان: من فکر می کنم که نگاه مردم روسیه به ایران مثبت است و نگاه منفی نسبت به ایران ندارند. اما در عین حال شناخت آنها از ایران کافی نیست. آنهایی که شناخت پیدا می کنند علاقمند می شوند و به صورت گردشگر به ایران می آیند. اما  مراکز توریستی و گردشگری کشور ما باید با اين موضوع فعال برخورد کنند. در بحث گردشگر ما دو قسمت داریم. یکی بحث قابل و دیگری بحث فاعل است. فاعل، توریست است که می خواهد فعل گردشگری را انجام بدهد. ولی قابل ما هستیم که باید بپذیریم. ما باید شرایط و قابلیت خودمان را فراهم کنیم. آنها هم شرایط فاعلیت خودشان را فراهم کنند. باید حلقه های اتصال ایجاد بشود. به نظر من ایجاد رفت و آمد گردشگر بین ایران و روسیه کار سختی نیست. اما  کاری است که مورد غفلت قرار گرفته است.    ایراس: با توجه به اینکه شما در ارتباط با مسلمانان روسیه تخصص ویژه ای دارید، و تسهیلات ویژه ای که در زمینه گردشگری در ارتباط با روسیه، در سالهای اخیر فراهم شده است، به نظر شما تا چه میزان از این تسهیلات گردشگری در راستای دیپلماسی فرهنگی ما استفاده شده و سازمان چه اقداماتی را انجام داده و چه برنامه هایی را در این ارتباط در نظر دارد؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: یکی از کارهایی که ما می توانیم در حوزه روسیه انجام بدهیم، توریست درمانی و توریست مذهبی است. بسیاری از شیعیان ساکن در روسیه، علاقمند هستند که به ایران بیایند و به زیارت امام رضا (علیه السلام) بروند. از طرف دیگر هزینه درمان برای آنها در خیلی از کشورها گران است. اما در ایران هزینه درمان ارزان است و ما از این موضوع می توانیم استفاده کنیم. از طرف دیگر هم بحث حج است. حجی را که روس ها انجام می دهند، گاهی به صورت هوایی و گاهی هم به صورت زمینی انجام می شود. خیلی ها هستند که هزینه سفر هوایی را ندارند و یا اساساٌ علاقمند به سفر هوایی نیستند. اینها از جنوب داغستان وارد آذربایجان می شوند، از آذربایجان به ایران می آیند، بعد از طی کردن خاک ایران، به سمت عربستان حرکت می کنند. یا حتی بعضی از آنها با پروازهایی که از ایران به سمت مکه می رود، این سفر را انجام می دهند. به نظر من زمینه این کار خیلی فراهم است. منتهی در بحث توریست ما نتوانسته ایم جاذبه های کشورمان را بخوبی بشناسانیم.اگر این اتفاق بیفتد و سازمان ميراث فرهنگي وگردشگری هم تلاش مضاعفی انجام دهد، و در این راستا ما با هم ارتباط داشته باشیم. یعنی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با سازمان ميراث فرهنگي وگردشگری و وزارت امور خارجه یک هم افزایی خوبی را انجام دهند، این برنامه می تواند نتیجه بسیار بهتری داشته باشد.   ایراس: در روابط فرهنگی ایران و روسیه و در روابط ما با مسلمانان این کشور، مانند چچن ، داغستان ، و جاهایی که عربستان سرمایه گذاری می کند،  سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی چه اقداماتی را انجام داده است؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: در حال حاضر مسلمانان داغستان و بعضی از مناطق مسلمان نشین به ایران سفر می کنند. ولی متاسفانه این سفرها در حد انتظارات ما نیست. در ارتباط با مطرح شدن بحث ویزا ممکن است به این رفت و آمد، مقداری کمک نماید و با برداشتن ویزا رفت و آمدها توسعه یابد.   ایراس: صرف نظر از بحث گردشگری، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در بحث دیپلماسی فرهنگی  چه اقداماتی را انجام داده است. همانطور که می دانید تبلیغات ضد ایرانی در مناطق مسلمان نشین روسیه، نتیجه خود را داشته است. مثلا در یکی از مسائل اخیر، اکران فیلم محمد رسول الله در داغستان واکنش های منفی را در پی داشته است. چه اقداماتی را در ارتباط با نزدیکی فرهنگی با مسلمانان روسیه می توانیم انجام دهیم تا شدت واکنش های منفی آنها نسبت به ایران کم و همچنین تبلیغات ضد ایرانی عربستان در این منطقه کمتر شود؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: حيات دوباره اسلام در روسیه، عمر طولانی ندارد. در دوران کمونیستی، مسلمانان در تنگناها و شرایط سختی بودند. اما از سال ١٩٩1 به بعد، فضای بازی برای مسلمانان بوجود آمد و همه مسلمانان روسیه تلاش می کنند تا هویت اسلامی خودشان را تقویت کنند و بتوانند بر اساس هویت اسلامی خود روابطی را رقم بزنند. مسلمانان روسیه تلاش دارند با اداره کردن جامعه خودشان و آشنا کردن فرزندانشان با فرهنگ اسلامی، که مدت ها از آن دور افتاده بودند، آنها را به دامان فرهنگ اسلامی برگردانند. این شرایط، مانند شرایط فردی تشنه است که بدنبال آب است. با توجه به اشتراک مذهبی که عربستان با این مناطق دارد به دلیل اکثریت اهل تسنن ، به این مناطق وارد شد و حرکاتی را هم انجام داد. اما امروزه دولت روسیه با این مسئله خیلی جدی برخورد می کند و اجازه نمی دهد که فعالیت های تبلیغی و تبشیری از سوی عربستان در آن مناطق انجام بگیرد. چون نتیجه این فعالیت ها، درگیری های جنوب روسیه و قفقاز شمالی شد. این واقعاٌ برای عربستان مشکلات جدی بوجود آورد و به نظر من امروز کنترل شده تر رفتار مي كنند.   اما درباره سیاست ایران، دیپلماسی فرهنگی یک پیش نیازهایی را دارد. من جمله اینکه رفت و آمدها باید افزایش یابد. همچنین این رفت و آمدها و رفتارها باید آسان شود. بخشی از مسلمانان روسیه که به ایران آمدند، بعد از دیدن ایران و در بازگشت به کشور خودشان عمدتاٌ به ایران علاقمند شده اند و  تلاش کرده اند که این علاقه مندی را به دیگران هم منتقل كنند. ابزارهای دیپلماسی فرهنگی متعدد است و ما باید روی این ابزارها دقت نماییم. یکی از این ابزارها فیلم است. فیلم هایی که در کشور ما تولید می شوند، عمدتاٌ نگاه داخلی دارند. نگاه انسانی، بشری و فراکشوری در فیلم های ایرانی کمتر دیده می شود. فیلم هایی نیستند که مخاطب عام داشته باشد و برای درک مخاطب عام ساخته شده باشند. بخاطر دارم به یکی از کارگردان ها گفتم که کدامیک از فیلم های شما مناسب است که در رایزنی ها برای راه اندازی نمایشگاه و نمایش فیلم استفاده کنیم. ایشان صادقانه گفتند: هیچکدام، برای اینکه همه فیلم های من مصرف داخلی دارند. البته من از انصاف ایشان خوشم آمد. اما در عین حال ناراحت شدم که چرا ما در حوزه تولید فیلمهاي مناسب این کار چیزی را نداریم.   مثلاٌ در بحث نشر کتاب، عمده تولیدات فرهنگی ما در هر بخش، ناظر به داخل است. این فرهنگ صادرات محصولات فرهنگی و فرهنگ رعایت ذائقه مخاطب خارجی در محصولات فرهنگی ما مورد توجه قرار نگرفته است. این نقيصه قدرت دیپلماسی فرهنگی را کاهش می دهد. در صورتی که اگر ما بتوانیم  بخش هایی که محصولات فرهنگی را تولید می کنند، به اين سمت هدايت كنيم که محصولات آنها براي فهم همه باشد، این قابلیت عرضه به خارج را افزایش می دهد. مثلاٌ زمانی که من در روسیه بودم، کتابی را به یک تصویرگر ایرانی داده بودیم که تصاویری از ایران را در آن نقش کنند و آن را در روسیه منتشر کردیم و به فروش نرفت. بعد که با یک ناشر روس صحبت کردم و علت فروش نرفتن آن را پرسیدم، گفت علت، تصویرهای شما است. بچه های روس با این تصویرها ارتباط برقرار نمی کنند. در نهایت پیشنهاد داد که تصاویر ما را یک تصویرگر روس بکشد که بعد این کتاب به فروش برود. با انجام این کار، کتاب در عرض دو هفته تمام شد. به نظر من توجه به ذائقه مخاطب خارجی خیلی مهم است.  اگر ما به این مهم توجه نداشته باشیم، نمی توانیم دیپلماسی فرهنگی را تقویت کنیم. ما در روابط و تعاملات فرهنگی با دنیا باید روی مشترکات و نه افتراقات تکیه کنیم. در اشتراک فرهنگی شما نقطه اشتراک را از قبل دارید و نیازی به تلاش ندارید که به آن نقطه برسید. به همین دلیل فقط روی آنها تاکید می کنید.   ایراس: در آسیای مرکزی و قفقاز، با وجود اشتراکات مذهبی ، نقاط افتراقی هم داریم. ولی به نظر می رسد که در دهه های گذشته روی این موضوعی که شما فرمودید، توجه نداشتیم. با توجه به مسائل شیعیان و اختلافاتی که در این زمینه با سایر مسلمانان منطقه وجود دارد، این نوع رویکرد باعث شده ثمره آن ضد ایران باشد. حتی در رابطه با جمهوری آذربایجان که اکثریت شیعه دارد. از زمانی که شما مسئولیت این سازمان را برعهده گرفتید، تا چه میزانی روی این موضوع کار کرده اید؟   دکتر ابراهیمی ترکمان: به عنوان نمونه  ما در ارتباط با آذربایجان تلاش کردیم که روابط رسمی فرهنگی خودمان را تقویت نماییم. من با آقای مبارز قربانلی رئیس امور و کمیته دینی آذربایجان دیدار داشتم و ایشان دو بار به دعوت بنده به ایران سفر کردند و بنده هم دو بار به آذربایجان سفر کردم. اخیراٌ قائم مقام وزیر فرهنگ آذربایجان به ایران آمدند. ما این ارتباطات را توسعه و گسترش دادیم برای اینکه روابط فرهنگی در حوزه رسمی توسعه پیدا کند. این توسعه روابط در حوزه رسمی مورد علاقه دو کشور است. هر دو کشور می دانند که در این حوزه ها به یکدیگر نیازمند هستند و تعامل در حوزه های فرهنگی به سود دو کشور است. مشفق کاظمی یکی از نویسندگان رمان نویس ایرانی است. رمانی را به نام تهران مخوف نوشته است که روس ها این را ترجمه کرده اند و در خانه خیلی از اهالی شوروی سابق که می روید، این رمان وجود دارد. در آذربایجان یکی از ایران شناسان درباره کتاب تهران مخوف، کتابی به نام قورخصوص تهران نوشته است. یعنی تهرانی که ترس در آن وجود ندارد و تهرانی بدون وحشت است. یک ایران شناس با علاقه ای که به ایران داشته کتابی را به نام گولخصوص تهران نوشته است. اما یک ایرانی کتابی بنام تهران مخوف نوشته است. البته من فقط روی عنوان بحث می کنم.و روی رمان بحث نمی کنم. عرض من این است که بالاخره علاقمندی و نیاز وجود دارد. کتاب مرصاد العباد را اینها در سالیان گذشته به زبان آذری ترجمه کرده اند. مرحوم علییف ، که یکی از ایران شناسان بوده، در حدود پنجاه سال پیش سعدی را به زبان آذری ترجمه کرده است.  بسیاری از ادبیات کلاسیک ما به زبان آذری ترجمه شده است.  اینها نیازی را برای این کار احساس کرده اند. اگر الان بخواهند اشعار نظامی را بفهمند، باید با زبان فارسی آشنا باشند. اگر زبان فارسی را ندانند، اشعار نظامی را متوجه نخواهند شد.   به این علت من معتقد هستم که فرهنگ ایرانی به خودی خود دارای غنا و ثروتی است که کشورهای همسایه ما بویژه آسیای مرکزی و قفقاز احساس می کنند که به این فرهنگ نیاز دارند. در واقع برای ارتباط با گذشته خودشان نیازمند به این فرهنگ هستند. ما باید تلاش کنیم که روابط  آکادمیک و بین دانشمندان مان را با یکدیگر افزایش بدهیم. در سفر اخیری که قائم مقام وزیر فرهنگ آذربایجان به تهران داشت، من پیشنهاد دادم که یک بخش فرهنگی کشورهای حاشیه خزر ایجاد نماییم تا با یکدیگر در تعامل باشیم. در این تعامل ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان باشند.این پنج کشور ساحلی می توانند با یکدیگر بخش های مشترک فرهنگی داشته باشند. اساساٌ وقتی  فرهنگ در هر کجا تقویت شود، موجب تسهیل تعاملات سیاسی خواهد شد. مصاحبه کننده: عفیفه عابدی  ]]> فرهنگ و هنر Sun, 21 May 2017 08:24:21 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3177/روسیه-باید-حضور-فرهنگی-ایران-آسیای-مرکزی-بپذیرد «روسکی میر»، این بار در ایران و در دانشگاه تهران http://www.iras.ir/fa/doc/report/3149/روسکی-میر-این-بار-ایران-دانشگاه-تهران ایراس: بیست و هفتم فروردین ماه 1396، مراسم افتتاحیه بنیاد «روسکی میر» در دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران برگزار شد.   در ابتدای این مراسم هیئت روسی به همراه مترجمی به بازدید از دانشکده پرداخت. سپس با ورود  به سالن خلیج فارس دانشکده و پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم و سرود ملی دو کشور، دکتر زهرا محمدی، استاد زبان و ادبیات روسی دانشگاه تهران به سخنرانی پرداخت. وی، ضمن قدردانی از مهمانان، خبر افتتاح بنیاد "روسکی میر" را در دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران رسما اعلام نمود.   سپس دکتر علیرضا ولی پور، رئیس دانشکده، سخنرانی خود را به زبانهای روسی و فارسی ایراد نمود. دکتر ولی پور با اشاره به هدف تاسیس بنیاد "روسکی میر"  در روسیه، این نکته را ذکر نمود که افتتاح دفتر این بنیاد در دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، مهمترین خلاء در آموزش زبان روسی در ایران را بر طرف خواهد کرد. وی در بخشی از سخنان خود یادآور شد: «من نیز همانند بسیاری دیگر از زبان شناسان معتقدم که بدون یادگیری و آشنایی با فرهنگ یک کشور، نمی توان زبان آن کشور را فرا گرفت. به همین دلیل ایده هایی همچون تاسیس چینین بنیادی را اقدامی موثر در آموزش زبان می دانم».   در پایان دکتر ولی پور ضمن تشکر از مهمانان، خاطر نشان کرد: «از این پس دانشجویان زبان روسی به واسطه کمک های تکمیلی این بنیاد به سطح بالاتری از فعالیت های علمی و پژوهشی دسترسی خواهند یافت».   رئیس دانشگاه تهران، دکتر محمود نیلی احمدآبادی نیز در سخنرانی خویش به همکاری های علمی و آموزشی میان ایران و روسیه و آغاز راه جدیدی برای همکاری های سازمان یافته اشاره نمود. وی، پایه همکاری پایدار و درازمدت را آشنایی با فرهنگ و زبان کشورها دانسته و در نتیجه آشنایی با فرهنگ و زبان روسی را کمکی موثر در تقویت روابط و همکاری های دانشگاهی دو کشور ایران و روسیه قلمداد کرد.   در پایان، رئیس کمیته آموزش و علوم مجلس دومای روسیه، ویچسلاو آلکسی یویچ نیکونف به سخنرانی پرداخت. وی با پراهمیت دانستن افتتاح این بنیاد در دانشگاه تهران، اعلام کرد: «بنیاد "روسکی میر" در حال برگزاری دهمین سالگرد تاسیس خود است و طی این مدت، افتتاح دفتر بنیاد در تهران، صد و دهمین نماینده بنیاد در کشورهای مختلف می باشد که خود نشان دهنده علاقه­ی رو به رشد نسبت به زبان، فرهنگ و کشور روسیه است. زبان روسی پنجمین جایگاه را در میان زبانهای زنده دنیا به خود اختصاص داده است، و این موضوع نمی تواند تصادفی باشد، چرا که زبان روسی، زبان فرهنگی عظیم، علمی وسیع و سیاستی مقتدر است». نیکونف زبان روسی را زبانی می داند که از طریق آن می توان بیشتر و بهتر به حوادثی که در جهان اتفاق می افتد، آگاهی یافت. ویچسلاو نیکونف، عمر خیام را شاعر پارسی مورد علاقه در میان مردم روسیه برشمرد که اشعارش از زبان روسی به دیگر زبانهای دنیا ترجمه می شود.   نیکونف در ادامه سخنان خود به این نکته اذعان داشت که با همه تحریم هایی که ایران و روسیه درگیر آن هستند، دو کشور به بهبود روابط و همکاری های استراتژیک خود در همه زمینه ها ادامه خواهند داد. و روسیه به کمک ایران خواهد توانست بسیاری از مشکلات منطقه ای را حل و فصل کند. دو کشور همسایه به کمک هم می توانند در مقابل تروریسم جهانی که هم تهدیدی برای روسیه و هم تهدیدی برای ایران است، بایستند. این همکاری ها میان دو کشور گامی مهم برای توسعه و پیشرفت به جلو است.   رئیس کمیته آموزش و علوم مجلس دومای روسیه این نکته را هم ذکر کرد که ایران در حال تبدیل شدن به مرکزی علمی است به خصوص در رشته های علوم طبیعی و علوم انسانی. وی به همکاری های استراتژیک در زمینه های اقتصادی، سیاسی و علوم انسانی میان ایران و روسیه اظهار امیدواری کرده و راه رسیدن به آن را دانستن زبان و شناخت فرهنگ، آداب و رسوم یکدیگر می دانند.   در پایان مراسم، با تقدیم هدایایی از مهمانان مراسم تقدیر شد.   تهیه گزارش: ستاره محمدی     ]]> فرهنگ و هنر Sun, 30 Apr 2017 10:48:13 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3149/روسکی-میر-این-بار-ایران-دانشگاه-تهران جایگاه اهل بیت پیامبر در ادبیات آسیای مرکزی؛ حضرت علی (ع) در اشعار مختومقلی فراغی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3132/جایگاه-اهل-بیت-پیامبر-ادبیات-آسیای-مرکزی-حضرت-علی-ع-اشعار-مختومقلی-فراغی ایراس: اگر ادبیات را منصه ظهور بدون واسطه تجربه حیات مادی و معنوی ملت ها بدانیم، جای هیچ شگفتی نخواهد بود که در ادبیات جای جای سرزمین های مسلمانان، نشانه هایی از باورهای دینی و ارزش های اسلامی نمایان باشد. در این قالب، پس از آموزه های وحدانیت، نبوت و معاد، می توان یکی از فراگیرترین ارزش های جاری در جوامع اسلامی را قداست و منزلت اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) دانست. در کشورهای آسیای مرکزی نیز با توجه به پیشینه غنی حیات اسلامی آن سرزمین ها تا پیش از استیلای روس ها و تجربه شوروی، این ویژگی معطوف به برجستگی ارزش های اسلامی در گذشته فرهنگی و ادبی ساکنان آن، به وضوح نمایان است. آثار معماری مزین به نشانه های اسلامی از یک سو و ادبیات ملهم از آموزه ها و اخلاق دین اسلام از سوی دیگر، تنها بخشی از برجستگی مورد اشاره است. در این میان، بخشی قابل اعتنا (هرچند کمتر توجه شده) از میراث فرهنگی و آثار ادبی آسیای مرکزی، معطوف به جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) است که توجه به آن در کمترین دستاورد، زمینه ای برای تکمیل بخشی از پازل فضای تمدنی واحد ایران و آسیای مرکزی فراهم آورده و علاوه بر آن، ذهنیت بسیاری از مخاطبان را به لایه های زیرین حیات فرهنگی و گذشته واقعی مردم این منطقه نزدیک تر خواه ساخت. با این مقدمه، متن پیش رو مطالعه موردی اشعار «مختومقلی فراغی» را به عنوان مشهورترین چهره ادبیات ترکمنی و در ارتباط با میراث ادبی کشور ترکمنستان مورد توجه قرار خواهد داد.   مختومقلی فراغی (1733-1790) مشهورترین چهره ادبیات ترکمنی است که حتی در زمینه روابط دو کشور ایران و ترکمنستان، حائز ویژگی های متمایزی است. جایگاه مختومقلی در ترکمنستان، فراتر از شخصیتی صرفا شاعر و عارف، بلکه می توان گفت تشکیل دهنده بخش مهمی از حافظه قومی و هویت ملی این کشور است. نام مختومقلی را بر سردر بسیاری از اماکن عمده ترکمنستان می توان دید و احتمالا، اشعار این شخصیت برجسته از نخستین مواد آموزشی کودکان این کشور و حتی بخش عمده ای از محتوای متون ادبی دانشگاهی است. در عین حال، به واسطه مجاورت سرزمینی و شباهت های موجود در دو سوی مرز مشترک ایران و ترکمنستان، آرامگاه مختوقلی در سرزمین های ایران (نزدیک روستای آق توقای در استان گلستان) واقع شده است. این ویژگی، با توجه به هفته های ثابت گرامیداشت مقام وی در ایران و ترکمنستان در اردیبهشت ماه هر سال، یکی از فرصت های ثابت گفتگوهای فرهنگی میان دو کشور و استمرار مراودات فی مابین را پدید آورده است. گویی هر ساله، حضور شخصیت های فرهنگی و سیاسی ترکمنستان در آرامگاه مختومقلی بهانه ای است برای یادآوری پیوندهای تاریخی غیرقابل انکار بین ایران و این همسایه شمالی. پیوندهایی که در گستره یک تمدن تاریخی واحد قابل تجسم است. اما اینها نیز تنها نشانه های میراث مشترک مادی و معنوی فی مابین نیست. دیوان اشعار مختومقلی فراغی، خود نمونه مناسبی است برای جستجوی مضامینی که ارائه دهنده میراث معنوی و ارزش های مشترکِ برآمده در حوزه تمدنی مذکور است.   علاوه بر مضامین معمول در ادبیات تعلیمی، یکی از موارد جالب توجه در اشعار مختومقلی، جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) است. مختومقلی شعر خود با عنوان «حسن‌ بيرله‌ حسين/ حسن و حسین‌» (1) اینگونه آغاز می کند (2):   بير خداييم‌نينگ‌ قولي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / بندگان مطیع خداوند یکتا هستند، آن حسن و حسین مصط‌في‌نينگ‌ بلبلي‌ دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / بلبلان حضرت محمد مصطفی هستند، آن حسن و حسین باغ‌ رضوانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / گل های باغ رضوان هستند، آن حسن و حسین اول‌ علي‌نينگ‌ ايكي‌ اوغلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / فرزندان حضرت علی هستند، آن حسن و حسین ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / گل های هر دو جهان هستند، آن حسن و حسین   مناجات معروف «باغیشلا بیزنی / ما را ببخشای» (3) مختومقلی نیز جالب توجه است:   رسول‌ دامادي‌دير، اوز آرسلانينگ‌دير/ به حق داماد رسول، به حق شیرمرد خودت يا امام‌ عليه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام علی ما را ببخشای چشم‌ چراغيم‌دير، نور عينيم‌دير/ چراغ چشمانم، نور دیده من است يا امام‌ حسنه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام حسن ما را ببخشای   يالان‌ دنيا كيمه‌ بردي‌ وفاني‌ / دنیای دروغین به چه کسی وفا کرده است؟ آخرتدا آنلار سورر صفاني‌ / در روز آخرت، آنان (اهل بیت) غرق در صفا و سرور خواهند بود شمر ايله‌ اول‌ يزيد بردي‌ جفاني‌ / شمر و یزید جفای بسیاری بر وی کردند يا امام‌ حسينه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام حسین ما را ببخشای   نصر سيار، مروان‌ حكم‌ دورينده‌ / در عهد نصر سیار و مروان حکم امام‌لار قالديلار جفا جورينده‌ / امامان جفای بسیاری را متحمل شدند چايه‌ آتديرديلار دمشق‌ شهرينده‌ / در دمشق او را محبوس کردند زين‌ العابدينه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق زین العابدین ما را ببخشای   فاط‌مه‌ زهرادير آنينگ‌ انه‌سي‌ / فرزند فاطمه زهراست ذاتينده‌ بير ذره‌ يوقدور گناه‌سي‌ / در وجود او حتی ذره ای گناه هم نیست همايون‌ داغي‌ دير آخر بناسي‌ / آخرین بنای او کوه همایون است محمد باقره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق محمد باقر ما را ببخشای   كمالي‌ فلك‌دن‌، آشيپدير عرشدان‌ / کمال او از آسمان و از عرش فراتر رفته است باشه‌ قويدي‌ جدي‌ گيديگي‌ تاجدان‌ / تاجی همچون تاج جد خود را بر سر نهاد اوچ‌ كرامت‌ بيله‌ قالدي‌ حجاجدان‌ / با سه کرامت خود، حج را به انجام رساند يا امام‌ جعفره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام جعفر ما را ببخشای   كيم‌ بيلر ايشينده‌ نيچيگسي‌ سر بار / چه کسی از اسرار الهی آگاه است؟ عقل‌ آنگا يتيشمز قدرتلي‌ جبار / ای جبار قدرتمند، عقل را یارای درک کامل حمکت های تو نیست دشمانينگا دوستينگ‌ اتدينگ‌ گرفتار / دوست خود را گرفتار دشمنانت ساختی يا موسي‌ كاظ‌مه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق موسی کاظم ما را ببخشای   دنگ‌ دوشلار يانينده‌ بير بي‌كمالام‌ / در کنار دوستان خود، بی کمالی بیش نیستم عاشقام‌، مجنونام‌، شكسته‌ حالم‌ / عاشقم، مجنونم، فردی شکسته حالم سينه‌ي‌ خراسان‌ زواري‌ عالم‌ / به حق قلب خراسان، زوّار عالم يا امام‌ رضايه‌ باغيشلا بيزني / به حق امام رضا ما را ببخشای   اماملار عشقينده‌ مانگا برگيل‌ جام‌ / جامی مملو از عشق امامان به من بنوشان آچايين‌ زباني‌ اوقايين‌ كلام‌ / تا زبان بگشایم و تلاوت کنم الهي‌ بحق‌ اول‌ فاط‌مه‌ قيام‌ / خداوندا به حق برپاکننده آیین فاطمه محمد تقيه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق محمدتقی ما را ببخشای   دنياده‌ چكديلر يوز دردي‌ داغي‌ / در این دنیا صد مصیبت و داغ را به جان خریدند محشر گون‌ مينرلر سيسلاپ‌ براغي‌ / در روز محشر، ایشان هستند که سوار بر براق خواهند بود حقيقت‌ يولي‌نينگ‌ شمعي‌، چراغي‌ / شمع و چراغ راه حقیقت علي‌ النقيه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق علی النقی ما را ببخشای   ياقين‌ كونگل‌ بيله‌ مشتاقام‌ بنده‌ / با محبت قلبی و اشتیاق فراوان يادينگيز ايلارم‌ تا بار من‌ زنده‌ / تا زمانی که زنده ام یاد شما را بر زبان جای خواهم ساخت آدي‌ گوندن‌ مشهور اولميش‌ جهانده‌ / آوازه عالمتاب او مشهورتر از آفتاب است يا امام‌ عسكره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام عسکری ما را ببخشای   قاف‌ داغيندان‌ يول‌ آچيلسا ماجوجه‌ / اگر برای ماجوج راهی از دل کوه قاف باز شود دنيا يوزي‌ دولار ظ‌لم‌ ايله‌ گويجه‌ / صحنه این جهان آکنده از ظلم و زور خواهد شد زمان‌ آخرينده‌ گلر خروجه‌ / در آن هنگامه آخر زمان، اوست که خروج خواهد کرد يا صاحب‌ زمانا باغيشلا بيزني‌ / به حق صاحب زمان ما را ببخشای   مختومقلي‌ آيدار، من‌ خاك‌ پايام‌ / مختومقلی می گوید که خاک پایی از ایشان بیشتر نیستم امام‌لار يولينده‌ هم‌ جان‌ فدايام‌ / در راه امامان جان خود را فدا خواهم کرد كمينه‌ بنده‌ من‌، كلبي‌ - گدايام‌ / بنده کوچکی هستم، کلبی و گدایی در درگاه ایشان يا عباس‌ عليه‌ باغيشلا بيزني / به حق عباسِ علی ما را ببخشای   آنچنان که دیده می شود، منزلت و اظهار علاقمندی به اهل بیت (ع) در اشعار مختومقلی فراغی، ویژگی بارز و مشخصی است که به وضوح در مقابل مخاطبان کلام وی خودنمایی می کند. در خصوص شعر اخیر، این ابیات بیان کننده روایتی از اعتقادات مذهبی سنتی در بین ترکمن ها و حتی بیشتر ساکنان خراسان تاریخی است که همواره از مفهوم «چاریار/ چهار یار نبی (ص)» و «اون ایکی امام / دوازده امام (ع)» در کنار هم استفاده کرده اند. به نظر می رسد این روایت از سلسله بزرگان دین و گرامیداشت جایگاه آنان در میان ساکنان آسیای مرکزی، مبتنی بر سنت های متمایز نظام اندیشگی و اعتقادی این مردم در مقایسه با سایر مناطق جهان اسلام است.   اما اشعار مختومقلی در وصف حضرت علی (ع) نیز خود دنیای دیگری است. دو شعر معروف «علی دیر/ این علی است» (4) و «گوکجه کپدری / علی و کبوتر چاهی» (5) هر یک به نوبه خود، بیان کننده بیان کننده علاقه این شاعر و عارف بزرگ به حضرت علی (ع) است. علاوه بر آن، این آثار بیان کننده ذهنیت سنتی مردم این منطقه نسبت ایشان است. به عبارت دیگر، اشعار و روایات منظومی که معطوف به مقام و توصیف ویژگی های آن حضرت سروده شده اند، قبل از هر چیز آیینه است که ذهنیت بی واسطه و سنتی مردم ساکن در کشورهای آسیای مرکزی را در خود منعکس می کند.   ضرب‌ اوروبان‌ جناديل‌نينگ‌ شهرينه‌ / آن کس که ضربه مهلکی بر شهر جنادیل زد  كافرلارا غضب‌ سالان‌ علي‌ دير / و غضبناک با کافران رو در رو جنگید، علی بود گوز يوموپ‌ آچغينچا قيرق‌ گونلوك‌ يولي‌ / آن کس که با اسب دلدلش در یک چشم به هم زدن  دلدله‌ بير فرسخ‌ قيلان‌ علي‌ دير / راه چهل روز را چون فرسخی پیمود، علی بود   باشلار آزاد ادن‌ ديو قوجاغيندان‌ / آن کس آزادی از بند دیوان را میسر ساخت  آژدارها لبيندن‌، داغ‌ بوجاغيندان‌ / از دهان اژدها  و از کمینگاهان کوه ها دروازه‌سين‌ چكيب‌ خيبر داغيندان‌ / آن کس که به دروازه خیبر دست یازید يدي‌ قالا بيردن‌ دولان‌ علي‌ دير / و هفت قلعه را به یکباره گشود، علی بود   كشت‌ ايله‌گان‌ داغي‌ - داشي‌ اله‌ييپ / آن کس که از میان کوه ها و سنگ ها گذشت خنجر، قيليچ‌ گمريب‌، قانلار يالاييپ‌ / شمشیر کشید و در راه خدا خون ها ریخت دوغري‌ گليپ‌، اختم‌ قانين‌ ديله‌ييپ‌ / و آن کس که برای خونخواهی ادهم مقاتله‌ غوغا سالان‌ علي‌ دير / غوغایی در میدان نبرد به پا کرد، علی بود   آرسلان‌ كيبي‌ قاودينگ‌ كافر آولاری / آن کس که چون شیر، دشمنان را تار و مار کرد گشاد اتدينگ‌ نيجه‌ كعبه‌ روم لاري‌ / و راه کعبه را و راه روم را گشود ير آستيندا اولكه‌ چاپان‌ ديولري‌ / و آن کس که دیوهای پنهان شده در زیر زمین را باريب‌، بولك‌ - بولك‌ قيلان‌ علي‌ دير / تار و مار و نابود کرد، علی بود   كله‌ گلدي‌ درگاهينگا داد بيله / آن کس که سراسر به دادخواهی به درگاهش آمدند  نظ‌ام‌ بردينگ‌ سرحدلره‌ خط‌ بيله‌ / با نوشتن نامه ای به تمام سرحدات نظم داد قمقام‌ قيليچ‌ بيله‌، دلدل‌ آط‌ بيله / آن کس که با شمشیر ذوافقار و اسب دلدل خود تحت‌ السري‌ دگين‌ باران‌ علي‌ دير / تا تحت الثری پیش رفت، علی بود   مختومقلي‌ آيدار، تنده‌ بو جانينگ‌ / مختومقلی! اگر جانی در بدن باشد يولوندا نثار ات‌ شاهمردانينگ‌ / در راه شاه مردان نثار کن! ال‌ اوزاديپ‌ چار كنجينه‌ دنيانينگ‌ / آن کس که به چهار گوشه دنیا دست یازید محمد دينينه‌ سالان‌ علي‌ دير / و دین محمد را گستراند، علی بود   همانطور که مشخص است، مختومقلی در عین بازنمایی باورهای بومی درباره رشادت های خارق العاده حضرت علی (ع)، با اشاره به تلمیحات تاریخی فراوان سعی کرده است ارادت خود به ایشان را بر بنیان هایی واقع گرایانه ارائه دهد که از ویژگی های عمومی ادبیات آسیای مرکزی، به ویژه ترکمنی است.    نمونه دیگر، منظومه ای با عنوان «علی و کبوتر چاهی» (6) است که در قالب گفتگویی میان حضرت علی (ع)، کبوتری بی پناه و شاهینی که برای شکار آن کبوتر آمده است، تدوین شده است. علی (ع) در مسجد نشسته و مشغول عبادت است که کبوتری گریخته از چنگال شاهین به ایشان پناه می آورد. به دنبال آن، شاهین نیز به نزد ایشان آمده و بر اساس قاعده طبیعت، شکار خود را طلب می کند. نقطه اوج این منظومه آن جاست که مختومقلی، توجه مخاطب را برای نتیجه داوری در این ماجرا جلب می کند. چرا که موجودی بی پناه به دامان آن حضرت پناه آورده و از جانب دیگر، شاهین نیز برای سیرکردن جوجه های خود، کبوتر را از ایشان طلب می کند. به نظر می رسد، تسلیم کردن و یا نکردن کبوتر به شاهین، هردو با عدالت علی (ع) سازگار نیست و آن گاه است که مصداقی از عدالت ایشان نمایان می شود. علی (ع) تصمیم می گیرد با کندن گوشتی از بدن خود و دادن آن به شاهین، هم حق شاهین را محفوظ دارد و هم کبوتر را پناه بدهد. اما درست در همین هنگام، شاهین و کبوتر اظهار می کنند که از جانب خداوند برای آزمودن عدالت و حکمت آن حضرت آمده اند و نیازی به این تصمیم نیست. چرا که آن حضرت، از این آزمایش الهی سربلند بیرون آمده اند.   این روایت که گفته می شود نمونه های مشابه آن در سایر فرهنگ ها در مناطق مختلف جهان اسلام نیز نقل می شود، تجربه ای آمیخته از کرامات و معجزات از قبیل سخن گفتن با حیوانات (همچون سلیمان (ع))، مهار نفس و قربانی کردن (همچون ابراهیم (ع)) و ... را در خود جای داده است که همگی نشانه هایی از جایگاه و مقام حضرت علی (ع) در منظومه باورها و حیات دینی این مردم دارد.   به طور یقین، دیوان مختومقلی فراغی تنها نمونه از مجموعه میراث ادبی و فرهنگی آسیای مرکزی نیست که بتوان اشعار معطوف به جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) را در آن جستجو نمود. با وجود این، ادبیات ترکمنستان به واسطه مجاورت جغرافیایی و پیوندهای تاریخی سرزمینی بین این سرزمین ها و ایران از یک سو و واقع شدن آرامگاه بزرگترین سخن ور زبان ترکمنی در حوزه سرزمینی ایران که خود نشانه واضحی از عمق و گستردگی پیوندهای پیش گفته می باشد، دارای اهمیت ویژه ای است. مصادیق اشاره شده در اشعار مختومقلی فراغی نیز که تنها بخشی از منظومه ادبیات ترکمنی با محتوای اسلامی و تعلیمی است، حوزه های قابل تأملی از ارزش های مشترک و دنیای معنوی نه چندان دور از هم بین ایران و ترکمنستان، حداقل در گذشته تاریخی مردم این دو کشور را نشان می دهد.   نویسنده: بهروز قزل – پژوهشگر مطالعات آسیای مرکزی   یادداشت ها: 1- دیوان مختومقلی فراغی، ص 409 در ارجاعات این متن، دیوان مختومقلی فراغی، نسخه قاضی مورد توجه بوده است، با مشخصات: فراغی، مختومقلی (1383)، مختومقلی فراغی نینگ کامل دیوانی، چاپا تیارلان مراد دردی قاضی، چاپ سوم، مشهد: گل نشر 2- ترجمه اشعار از نویسنده است. اما در مواردی از منابع زیر نیز استفاده شده است: الف) گرو مترجمین (1395)، ترجمه فارسی اشعار مختومقلی فراغی (دفتر اول- 100 شعر)، گنبدکاووس: ایل آرمان ب) دیه جی، عبدالرحمن (1373)، زندگینامه و برگزیده اشعار مختومقلی فراغی، تهران: الهدی 3- دیوان مختومقلی فراغی، ص 343 4- دیوان مختومقلی فراغی، ص 190 5- محمدنیازی، بی بی حمیده (1384)، حضرت علی (ع) و کبوتر چاهی: بر اساس شعر علی (ع) و گوکجه کبدر، گرگان، فراغی 6- متن ترکمنی منظومه «علی و کبوتر چاهی»: اي‌ يارانلار، مسلمانلار/گورونگ‌ بو حكم‌ داوري‌/كيم‌ مسجدده‌ اولتورميشدي‌/بير گون‌ مرتضي‌ علي‌  آرقا برميش‌ محرابا/يوزون‌ برميش‌ كتابا/ اولوغ‌- كيچيك‌ صحابا/ ييغيلميشدي‌ هم‌ باري‌  اول‌ شاه‌ صفدر بيلدي‌/بير گوكجه‌ كپدر گلدي‌/اولتوريپ‌، تعظ‌يم‌ قيلدي‌:/"سلام‌ عليك‌، يا،علي‌!  سن‌- سن‌ دينيم‌، ايمانيم‌/سانگا قربان‌ بو جانيم‌/فلان‌ يرده‌ آشيانيم‌/باش‌ چاغام‌ بار، يا، علي‌!  ير- گوگونگ‌ آراسيندا/خرمنلار غيراسيندا/خدانينگ‌ پناسيندا/گزرم‌ صحرالاري ‌سير ادرديم‌ هر يانا/شكر ادرديم‌ سبحانا/ايسترم‌، ييغام‌ دانه‌/الترم‌ آشيان‌ ساري‌  دوشماندان‌ غافل‌ ايديم‌/خرم‌ و خوشحال‌ ايديم‌/چاغاما مشغول‌ ايديم‌/گوردوم‌ كي‌، بير شاه‌ پري‌  گوردوم‌ بير لاچين‌ گلر/هوادا هوالانار/بيلديم‌ كي‌، جانيم‌ آلار/آمان‌ برمز، يا علي‌!  قورقوپ‌، بيط‌اقت‌ بولدوم‌/شيرين‌ جاندان‌ ال‌ يولدوم‌/سنينگ‌ قاپينگا گلديم‌/غوتار مني‌، يا، علي‌!"  علي‌ چون‌ واقف‌ اولدي‌/كپدرينگ‌ حالين‌ بيلدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ كرم‌ قيلدي‌/دييدي‌: "كپدر، گل‌ باري‌!"  كپدر گلدي‌ اونگونه‌//برمان‌ لاچين‌ چنگينه‌/قول‌ اوزاتدي‌، اونگونه‌/سالدي‌ كپدرني‌ علي‌  شول‌ دمده‌ لاچين‌ گلدي‌/حضرته‌ عرضين‌ قيلدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ تعظ‌يم‌ قيلدي‌:/"سلام‌ عليك‌، يا، علي‌!  هر سحرلر آولارديم‌/داغي‌- داشي‌ الارديم‌/بير كپدري‌ قاولارديم‌/گليپدير سيزينگ‌ ساري‌  درمانده‌يم‌، محتاجم‌/شرمنده‌يم‌، غلاجام‌/بو گون‌ اوچ‌ گوندور، آجام‌/آووم‌ برگين‌، يا، علي‌!"  اول‌ شير پروردگار/اول‌ صاحب‌ ذوالفقار/اول‌ شاه‌ دلدل‌ سوار/ندا قيلدي‌ قنبري‌  قنبر چون‌ ظ‌اهر بولدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ كرم‌ قيلدي‌/دييدي‌: "خذمت‌ نه‌ بولدي‌/چاغيردينگيز بيزلري‌!"  دييدي‌ چرخ‌ چنبره‌/موشك‌ قاتيلميش‌ عنبره‌/علي‌ دييدي‌ قنبره‌:/"آليپ‌ گلگيل‌ خنجري‌!"  گورونگ‌ ايمدي‌ نه‌ قيلا/ايستار ـ اول‌ كرم‌ قيلا/لاچين‌ دييدي‌ علي‌غا:/"سيز نادرسيز خنجري‌؟" "اي‌، لاچين‌، من‌ حيدرم‌/صاحب‌ لط‌ف‌ و كرم‌/اوز بودومدان‌ ات‌ برم‌/سن‌ ديله‌مه‌ كپدري‌!"  خنجر چيقدي‌ قينيندان‌/تا ات‌ كسه‌ يانيندان‌/لاچين‌ توتدي‌ قولوندان‌/دييدي‌:"كسمه‌، يا علي‌!"  سنينگ‌ ايشينگ‌ كرمدير/قوللارينگ‌ محترمدير/بو ات‌ بيزه‌ حرامدير/ايا، ساقي‌ كوثري‌ لاچين‌ سايمانگلار مني‌/كپدر دييمانگلر آني‌/سيناماق‌ اوچين‌ سني‌/گليپديك‌ سيزينگ‌ ساري‌!"  شادان‌ رخصت‌ آلديلار/آياق‌ اوزره‌ قالديلار/اوچوپ‌، پرواز قيلديلار/گيتديلر آسمان‌ ساري‌  تمام‌ بولدي‌ بو سوزلر/اتسه‌لر گرك‌ اثر/مختومقلي‌ خاكسار/شاهمردان‌ چاكري       ]]> فرهنگ و هنر Tue, 11 Apr 2017 07:22:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3132/جایگاه-اهل-بیت-پیامبر-ادبیات-آسیای-مرکزی-حضرت-علی-ع-اشعار-مختومقلی-فراغی به رغم کارآمدی نوروز در دیپلماسی فرهنگی، جشن های نوروز در همسایگان ایران باشکوه تر برگزار می شود http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3105/رغم-کارآمدی-نوروز-دیپلماسی-فرهنگی-جشن-های-همسایگان-ایران-باشکوه-تر-برگزار-می-شود ایراس: نوروز يکي از جشن ها و آيين هاي کهن و برجسته به جامانده از ایران باستان است که بخشی از فرهنگ مشترک ايران و کشورهاي حوزه تمدني ايران محسوب مي شود. اين آيين علاوه بر ايران در ديگر کشورهاي همجوار ایران در غرب، شرق، شما و جنوب و کشورهای حوزه تمدن ايراني از آسياي مرکزي، قفقاز تا آسیای میانه و خاورمیانه مثل عراق و ترکيه هم جشن گرفته مي شود. بر این اساس هم به عنوان یک عامل مهم در دیپلماسی عمومی به شمار می­رود اما دکتر بهرام امیراحمدیان در گفتگو با موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) معتقد است برخی در ایران تلاش می­کنند این فرصت را از بین ببرند. دکتر امیراحمدیان این سوال را طرح می­کند که چرا (به عنوان مثال) در تمام شهرهای ایران –به استثنای شهرداری تهران- این جشن را «نوروز» می نامند و می نویسند، اما در تهران، آن را «جشن بهار» می نویسند. متن کامل این گفتگو را می­توانید در ادامه بخوانید:   ایراس: ارزیابی شما از جایگاه نوروز در دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی ما در شرایط فعلی چگونه است؟   دکتر امیراحمدیان: قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که خیلی از کشورها سعی می کنند که در ارتباط با یکدیگر به نوعی وجه اشتراکی را پیدا کنند که به یکدیگر نزدیک تر شده و همکاری داشته باشند. این وجوه اشتراک، می­تواند در زمینه­های متفاوت باشد. ممکن است که شامل وجوه مادی، معنوی، اقتصادی یا بازرگانی و سایر مسائل دیگری باشد. زمانی که آقای لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل بود و به آن سوی اقیانوس اطلس در غرب آفریقا به آنگولا سفر کرده بود (کشوری که زبان مردمانش پرتغالی است)، در آنجا به آن کشور فقیر افریقایی گفته بود که چه خوب که زبان ما مشترک است و بنابر این ما می توانیم با هم همکاری هایی را داشته باشیم. در حالی که زبان پرتغالی هم برای آمریکای جنوبی و هم غرب افریقا، در دو سوی اقیانوس اطلس، زبانی استعماری است. هنگامی که یک زبان استعماری می تواند وجه اشتراکی بشود برای همکاری ها، برای گفتگوها و دیپلماسی فرهنگی و عمومی، پایه ای بشود، پس به طریق اولی سنن و آدابی که کشورها با یکدیگر در آن مشترک هستند، بهتر می تواند آنها را به یکدیگر متصل کند. ما در منطقه پیرامونی خودمان، قلمرو یا حوزه ای بنام «حوزه نوروز» داریم. در تابستان سال 1383 کمیسیون ملی یونسکو در ایران و سازمان میراث فرهنگی (پژوهشکده مردمشناسی)، کشورهایی را که در این حوزه قرار دارند دعوت کرده بود که برای تهیه مستند سازی و ثبت جهانی نوروز با یکدیگر همکاری نمایند و بنده نیز در این زمینه همکاری داشتم. سازمان میراث فرهنگی، پژوهشکده مردم شناسی، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، در کنار هم بودند. من هم از پژوهشکده مردم شناسی ایران در آنجا حضور داشتم. یک جریان و فرآیندی پایه گذاری شد برای اینکه نوروز بعنوان میراث بشری بطور رسمی از سوی یونسکو شناساسایی و ثبت شود. این کوشش ها ادامه پیدا کرد. تا اینکه در سال 2008 (1387) موفق شدند که نوروز را به ثبت سازمان ملل برسانند و سازمان ملل هم این میراث فرهنگی را در تقویم خود پذیرفت. کوشش های زیادی را کشورهای این حوزه انجام دادند که این ثبت صورت گرفت. به انضمام اینکه ایرانیانی که در غرب زندگی می کردند، یک کمپینی را در اینترنت برای ثبت جهانی نوروز راه انداخته بودند، توانستند و موفق شدند که نوروز را جهانی کنند.   گفتنی است ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند، کسانی که از حوزه نوروز مثلاٌ از کردستان عراق، کردهای ترکیه، ازبکها یا آذربایجانی ها، اینها که در بیرون از سرزمین اصلی خودشان زندگی می کنند، نسبت به آداب و رسومی که گذشتگان و نیاکان آنها داشته اند، درکشورهایی که غریب هستند، نوروز برای آنها یک نوع حس نوستالژیک دارد و سعی می کنند برای حفظ هویت خودشان آن آیین ها، رسوم، و جشن ها را که ادامه و ماندگاری هویت خودشان است، پاسداری کنند. اینها هم کمک زیادی در این موضوع بود. پس دو موضوع بود. یکی اینکه سازمان های فرهنگی- دولتی در داخل ایران توانستند این موضوع را از داخل کشور زنده کنند و یونسکو را وارد قضیه کنند. از طرف دیگر، کمپینی که در فضای مجازی ایجاد شد، کمک کرد. سوم اینکه، کسانی که از قلمرو حوزه نوروز بودند، و بویژه کسانی که در کشورهای اروپایی این آداب و رسوم را اجرا و نگه می داشتند، سبب جهانی شدن نوروز شدند. نوروز بعنوان یک عنصر فرهنگی برای گفتگو، به عنوان ابزاری برای دیپلماسی عمومی به کار گرفته شد و دولت ها از این موضوع استفاده کردند و پیشنهاد دادند. کشورهای حوزه نوروز به سبب آنکه در یک حوزه قرار دارند، می توانند با یکدیگر در این زمینه همکاری کنند. مثلاٌ کشورهای عضو سازمان اکو منطبق بر این حوزه هستند.   اما چرا نوروز این قدرت را دارد که موجب همگرایی ملت­ها شود و جهانی شود؟ برای اینکه در نوروز، هیچگونه نمونه هایی از شرک، آیین بت پرستی و مسائل منفی در آن وجود ندارد. همه چیز در آنجا خدایی و انسانی است. و سپاس به درگاه یزدان است. جهانی پر از نور، روشنایی، حرکت، برکت، گندم و راستی است. زرتشت می گوید کسی که گندم می کارد، راستی می افشاند. در سفره هفت سین گندم هست. ما در حوزه نوروز می توانیم، بعنوان یک ابزار و عامل مهم نزدیک کردن این کشورها، مردم و دولت ها به یکدیگر از آن بهره بگیریم. اگر در پیرامون خود مشاهده کنیم، به جز جمهوری آذربایجان که شیعه و حدود نه میلیون نفر جمعیت دارد، تعداد کمی شیعه در پاکستان و افغانستان وجود دارد. ولی عمده این سرزمین هایی که در پیرامون ما  و سرزمین نوروز است، همه آنها سنی مذهب هستند. ما نمی توانیم از لحاظ دینی بگوییم که با یکدیگر اشتراکات مذهبی داریم. ترکمن ها در سالیان دراز در قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، به قلمروهای شیعه حمله و هجوم می آوردند و آنها را به عنوان اسیر می بردند و در بازار بخارا می فروختند. ازبک ها هم چنین کاری را انجام می دادند. آنها در ساخت برخی مساجد و مدارس دینی هزینه آن را از محل فروش برده های ایرانی و شیعه بدست آورده بودند. مدرسه شیرغازی خان در خیوه را اسرای شیعه ایرانی ساخته اند. بنابر این ما از لحاظ قرابت دینی، با آنها قرابتی نداریم. ما به سمت آنها برویم، آنها از ما فرار می کنند. آنها هم به سمت ما بیایند، ما از آنها فرار می کنیم.   ممکن است که در بحث های روشنفکری، کنفرانس ها و سمینارها، این مساله را عنوان کنند که وحدت هست. ولی وحدتی وجود ندارد. این یعنی اینکه ما از لحاظ سیستم های حکومتی با یکدیگر متفاوت هستیم. از لحاظ تاریخی هم با یکدیگر جنگ های خونینی داشته ایم. آنها به ما حمله کرده اند، کشت و کشتار کرده اند. تنها چیزی که به نظر من، می تواند ما را به یکدیگر نزدیک کند، مساله دینی نیست، بلکه فرهنگی است. البته فرهنگ هم بخشی از دین است. ولی ما به این تاکید می کنیم که غیر از دین، آداب و رسوم نوروز است. نکته دیگر اینکه زبان فارسی نیز می تواند محور وحدت باشد. من سفرهایی در مسیر جاده ابریشم از سین کیانگ، آسیای مرکزی (دره فرغانه و سمرقند و بخارا و خیوه و مرو و . . . ) تا مرزهای ایران زمین در آسیای مرکزی و قفقاز و آناطولی داشته ام، در همه این سرزمینها می توان آثاری از زبان فارسی و معماری ایرانی و جاینامهای فارسی یافت.   در سین کیانگ به قنات، کاریز می گویند. که این زبان فارسی است. مردان و دختران آنها اسامی شاهنامه ای دارند. ما هنوز اسامی فارسی را می توانیم در این حوزه ببینیم. کلمه «نماز»، «دست نماز»، «جانماز»، «نمازگاه» را به هر زبانی بگویند، با عنوان نماز تلفظ می کنند. نماز لغت فارسی است. به جایی که ما به آن «مصلی» می گوییم و لغت عربی است، آنها «نمازگاه» می گویند. در نامیدن نماز های روزانه از اسامی فارسی بهره می گیرند، نماز صبح را «بامداد» می گویند و نماز صبح نمی گویند. ما که ایرانی هستیم، می گوییم نماز صبح می خوانیم. ولی آنها می گویند نماز بامداد. این نشان می دهد ایرانیان نماز را به آنجا برده اند. بعد از آن نماز «پسین»، نماز عصر، نماز «شام»، نماز «خفتن» است. به همه زبانهای ازبکی، قرقیزی، قزاقی، قره­قالپاقی، اویغوری، همه به این اسم نماز را تلفظ می کنند. شاهنامه فردوسی هم در میان آنها متداول است. داستان هایی که با آنها مشترک است. در ارتباط با معماری ایرانی، در همه جای این منطقه که بروید فکر می کنید که در ایران هستید. زمانی که من در خیوه اقامت داشتم، توریست هایی که از سویس آمده بودند. به من می­گفتند که از کدام کشور هستم، به آنها گفتم ایرانی هستم. گفتند آیا در ایران هم چنین آثاری وجود دارد؟ به آنها گفتم که شما اکنون در ایران هستید، اینجا ایران است و هنر معماری ایرانی در اینجاست. اینجا در گذشته جزو قلمرو ایران بود.   اکنون ما بدنبال وجه اشتراکی می گردیم که آن وجه اشتراک ما را به یکدیگر متصل کند، بدون اینکه شائبه، کج فهمی، اختلاف دیدگاه در آن وجود داشته باشد، این در حالی است که همه در یک چیز با یکدیگر متحد هستند و آن «نوروز» است. نوروز جشنی است که برای همین منطقه است. در پیرامون ما یک قلمرو وجود دارد که در آن سال چهار فصل دارد. فصل زمستان طولانی و سیاه، خستگی و نبود آذوقه های کشاورزی، سخت مردمان را در پایان زمستان آزار می داد. چون این جهان، جهان کشاورزی بوده است. نبود آذوقه های کشاورزی و تمام شدن انبارها و خوردن کفگیرها به ته دیگ در پایان زمستان است، رنج آور بود. سپس، فصل دگرگون می شود بهارا می آید و همراه با خود سبزه و گل می آورد. و این نوید زندگی را می دهد. اینجاست که مردم با هم یک دل می شوند. بهمین سبب است، وقتی که ما وجه اشتراکی مانند نوروز را داریم، می توانیم خیلی کارها راجع به آن انجام بدهیم که تا حال انجام نداده ایم. در مزار شریف نوروز را که برگزار می کنند، به یک آیین عبادی تبدیل شده است. در آنجا در نوروز به مدت چهل روز جشنی بنام «میله گل سرخ» را برگزار می کنند، که ترانه معروف افغانی «بیا بریم به مزار ملا ممد جان» از اینجا نشات گرفته است. در سراسر کشور افغانستان که طالبان حکومت می کردند، مردم در آنجا نوروز را پنهانی جشن می گرفتند.   در دوره حکومت شوروی نوروز را در جمهوری های آسیای مرکزی و جمهور آذربایجان در قفقاز را بعنوان یک آیین مذهبی حذف و برگزاری آن را ممنوع کردند. مردم نوروز را پنهانی جشن می گرفتند.   وقتی که از نوروز صحبت می کنید، یعنی از ایران صحبت می کنید. چرا؟ اسم آن فارسی است. شما وقتی کامپیوتر یا ویندوز می گویید، امریکایی است همان اصطلاح را بکار می برید، این چیزی است که در خانه همه وجود دارد. وقتی سیستم عامل ویندوز را باز می کنید، امریکا با شما صحبت می کند. بنابراین نوروز هم عامل ایران در هر منطقه ای که برگزار می شود، آنجا جهان ایرانی است و خیلی خوب است که ما این را توسعه بدهیم. ما می توانیم از این عنصر استفاده و جشن هایی را هر ساله در کشور برگزار کنیم. جالب است زمانی که در سال 2008 در یونسکو به ثبت رسید، افغانستان و تاجیکستان با اینکه در حوزه نوروز بودند، نتوانستند مستندات خودشان را گردآوری کنند. استناد سازی و زمان می خواستند و آنها نتوانستند که این کار را انجام بدهند. اما امسال وارد این فرآیند شدند.   در پاکستان به نوروز «عالم افروز» می گویند و چه صفت زیبایی است. افغانستان، سین کیانگ چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان در آسیای مرکزی و آذربایجان در قفقاز و ترکیه و کردستان عراق و سوریه، در حوزه نوروز قرار دارند. حتی در دوره ای پیش از حکومت بعثی صدام در عراق، مردم شیعه نوروز را در کاخ تیسفون (طاق کسری) جشن می گرفتند. در آنجا چادر می زدند و نوروز را برگزار می کردند. یعنی وقتی که صحبت از نوروز بشود، این حوزه، حوزه واحدی خواهد شد. منهای وجوه افتراقی که وجود دارد، یک عنصر خیلی قدرتمندی وجود دارد که می تواند مردم را به هم پیوند دهد. و چرا ما نباید از این استفاده نکنیم؟ وقتی نوروز در جمهوری آذربایجان که قلمرو فرهنگی آن، فرهنگ آذری است، توسعه پیدا می کند و به آن سوی فدراسیون مرزهای روسیه به جمهوری تاتارستان می رود. در داغستان هم این چنین است. در داغستان بویژه در شهر دربند، نوروز را با شکوه جشن می گیرند. اگر ما بخواهیم از این عنصر استفاده کنیم، ببینم چه کاری انجام می دهد. اول اینکه در ارتباط فرهنگی، قلب ها را به یکدیگر نزدیک می کند. دوم اینکه خداشناسی را تقویت می کند. سوم اینکه از لحاظ اقتصادی هم خیلی مهم است. اگر ما به این خیلی اهمیت دهیم، می توانیم جذب توریست کنیم و در مکان هایی، «نوروزگاه» درست کنیم. سازمان میراث فرهنگی در برخی از نقاط ایران که جاذبه های زیبایی دارد، این کار را انجام داده است و جایی را به نام «نوروزگاه» فراهم کرده که جشن نوروز را در آنجا برگزار کنند. همین کار جذب توریست و گردشگر می کند.   وقتی که گردشگران به سمت ایران و در حوزه نوروز بیایند، و یا اینکه ما به سمت حوزه نوروز آن مناطق برویم، خیلی می تواند سبب تحرکات در صنعت گردشگری بشود. در داخل کشورها چون مردم لباس نو می پوشیدند، در بخش اقتصاد و تولید صنایع سبک و پوشاک، در مواد غذایی که برای نوروز استفاده می کنند، در افغانستان هفت گیاه هست، آنها هفت گیاه و هفت میوه خشک را فراهم می کنند. در ایران آجیل و شیرینی می گذارند. صنایع غذایی و صنایع تبدیلی میوه، هتلداری، رستوران، حمل و نقل، از همه لحاظ نوروز خیلی می تواند برای اقتصاد مفید باشد.   اما نکته ای وجود دارد و برای اینکه ما بتوانیم از ابزار دیپلماسی استفاده کنیم، باید در داخل به آن اهمیت بیشتری بدهیم. مثلاٌ منهای شهرداری تهران، در تمام شهرهای ایران، این جشن را «نوروز» می نامند و می نویسند. اما در تهران، آن را «جشن بهار» می نویسند. ما در فرهنگ جشن فصلی نداریم، جشن یک روز، دو روز، یک هفته است. به نظر می رسد که یک عده ای می خواهند این عنصر دیپلماسی عمومی را کم رنگ کنند. اسم نوروز را بردارند، با توجه به ویژگی هایی که عنوان کردم، حتی اسم مردان را به سبب اهمیت و قداست نوروز، هم «نوروز» یا «نوروز علی» می گذارند. برخی می خواهند نام نوروز را بزدایند و با نام بهار تغییر دهند. در صورتیکه بهار سه ماه تمام است. هیچگاه بهار را جشن نمی گیرند. ما فصل ها را هیچ وقت جشن نگرفته ایم. جشن تابستان هم نداریم. اگر جشن تابستان داشتیم، جشن بهار هم داشتیم. بنابر این، این ضد توسعه و ضد دیپلماسی عمومی است که جشن بهار می نویسد. می خواهد که اسم نوروز را بردارد. در حالی که وزارت امورخارجه و سایر ارگانها سعی می­کنند که این اسم را حفظ کنند. چون اگر ما این کار را نکنیم، رقبا می­کنند.   کشورهای ترک زبان می گویند نوروز یک جشن ترکی است و فارسی نیست. درصورتی که این سرزمین ماست که زادگاه نوروز است اما ما در حال تضعیف آن هستیم. به نظر من نوروز را بایستی در تمام شئونات خودش پاس بداریم. زیرا تک تک عناصری که در سفره نوروز گسترده می شود، آداب و رسومی که پیش از نوروز و در حین نوروز و پس از نوروز است، همه اینها جلوه گاه خداوند است. هیچ عنصر شرک پرستی و بت پرستی در آن وجود ندارد. آتش در اسلام جزو مطهرات است. وقتی که یک عنصر نجس را می سوزانند، پاک می شود. در خیلی از جاها به آتش قسم می خورند. افروختن آتش در شب چارشنبه سوری یا شب سال نو در برخی نقاط ایران بویژه در غرب ایران و در کردستان ایران و عراق، خود نماد جهان ایرانی است. روشن کردن آتش در مراسم چهارشنبه سوری در تمام کشورهای حوزه نوروز، به همین مفهوم است. ما باید از این سنت ها و آئینهای زیبا و ارزشمندی که بخشی از هویت ماست، محافظت کنیم. سالها است که من در روزنامه ها و جاهای مختلف اشاره داشته ام که به جای اینکه ما از روشن کردن آتش و ترقه بازی جلوگیری کنیم و بجای برخورد سلبی ایجاب کنیم، وسایل برگزاری مراسم و ائینها محصول سرگرمی خوب تولید کنیم. استاندارد کنیم و کسب و کار راه بیندازیم تا مردم در این روز با سلامتی و بی خطر شادی کنند، این چه ایرادی دارد؟ اگر آتش بد بود، در جشن های بیست و دو بهمن یا میلاد پیامبر (ص)  آتش آتش بازی نمی کردند. از این جهت بایستی سعی کنیم که برای نزدیکی ملت ها به یکدیگر این جشن را به صورت پایدار نگه داریم. سازمان میراث فرهنگی این کار را انجام داده است. در دولت  قبلی چندین کنفرانس بین المللی برگزار شد و خیلی  هم مثبت بود. در دوره آقای احمدی نژاد بود که نوروز ثبت بین المللی شد که با تلاش سازمان میراث فرهنگی بود. امسال می خواهند نوروز را در کاخ گلستان جشن بگیرند. قرار است سفرا را دعوت کنند و این موضوع خیلی عالی است. به نظر من ما در میراث فرهنگی می توانستیم چنین نشستی را برگزار کنیم. راجع به نوروز صحبت کنیم. از کسانی که با ما در ارتباط هستند، دعوت بعمل بیاوریم. از فلسفه نوروز صحبت کنیم و از اینکه چه ابزاری را در اختیار ما قرار می دهد و ما می توانیم از آنها استفاده کنیم.   ایراس: شما لطف کردید و پاسخ پرسش دوم ما را درباره قلمرو نوروز و تفاوت ها و شباهت­ها پیش از طرح آن ارائه کردید. اما بفرمایید آیا وارد شدن دولت به این ابزار دیپلماسی عمومی، جنبه سیاسی به این موضوع نمی دهد؟ و آیا جنبه سیاسی شدن این مساله واکنش برانگیز نخواهد بود؟   دکتر امیر احمدیان: قبل از اینکه این پاسخ را بدهم، عرض می کنم در کشورهایی که آنجا نوروز زادگاه نیست، و نوروز را به هر ترتیب منهای ایران برگزار می کنند، در آنجا جشن ها به آن صورتی که در ایران وجود دارد، نیست. این جشن در آنجاها با تفاوت هایی انجام می شود. مثلاٌ در مزار شریف تا چهل روز جشن می گیرند. در تاجیکستان بیش از یک الی دو روز جشن نمی گیرند. چون در یک دوره ای متوقف شده است، و زایش دوباره نوروز در آنجا دوباره رخ داده است و نوروز تبدیل به جشن دولتی شده است. این جشن در ایران دولتی نیست، بلکه در درون نهاد خانواده و جامعه است. در خانه است. ولی چون در آنجا دولتی شده، نوروز را در یک روز جشن می گیرند. اما در ایرانی که زادگاه نوروز است هیچ چیز نتوانست آن را از مردم بگیرد. پس از حمله اعراب به ایران خیلی از آداب و سنن پابرجا ماند. ولی در قلمروهای دیگر مانند مصر، دگرونی فرهنگی به وجود آورد که در نهایت مردم مصر زبان و فرهنگ خود را از دست دادند و عرب شدند. ولی در ایران زمین، آداب رسومی همچون جشن های مهرگان، سده، تیرگان، نوروز به حیات خود ادامه داد. فاتحان مسلمان مشاهده کردند این ویژگی هایی که در نوروز است، خیلی زیبا است. در ارتباط با وحدانیت است. اکثر ائمه ما روی این مساله تاکید دارند. نوروز فقط عنصر ظاهری ندارد، بلکه عنصر روحانی هم دارد. عنصر روحانی آن سر زدن و عیادت از بیماران است. رفتن به نزد بزرگترها، که احترام به بزرگتر و ریش سفیدان است. دادن عیدی و آشتی دادن کسانی که با یکدیگر قهر بودند. پاکیزه کردن درون و برون، پاک کردن کینه ها از درون و خانه تکانی و پاکیزه کردن ظاهر از برون، اینکه نو و تازه شدن برای سال نو باشد. بخاطر همین است که روی آن خیلی تاکید شد و متفاوت هم عمل شد. اما اینکه آیا نوروز سیاسی شود یا نشود، چرا ما نباید هراس داشته باشیم. مثلاٌ آموزش زبان فارسی در کشورهای مختلف. برای چه این کار را می کنیم؟ این یک دیپلماسی عمومی است. می گوییم که ما می خواهیم مردم آن کشورها را به مردم خودمان نزدیک کنیم و در آینده هم دولت ها به یکدیگر نزدیک بشوند. ارتباط با مردم یا در حقیقت عناصر دیپلماسی عمومی و فرهنگی، بخاطر این است که  دولت ها نمی خواهند مستقیماٌ خودشان وارد بشوند، می خواهند از طریق ملت ها و فرهنگ به یکدیگر نزدیک شوند.   در نهایت هر یک از این عناصری که دیپلماسی فرهنگی و عمومی را کار می کند، که شامل مطبوعات، آموزش زبان فارسی، برگزاری جشن های نوروز، فیلم ها و سینماها و رادیو می­شود، برای این است که  بتواند به دولت کمک کند که روابط سیاسی خود را تقویت نماید. تقویت روابط سیاسی و یافتن دوستان بیشتر، سبب خواهد شد که جایگاه آن واحد سیاسی در جهان ارتقاء پیدا کند و کوشش همه کشورها از طریق دیپلماسی سیاسی و فرهنگی این است که جایگاه خودشان را بالا ببرند و هزینه های زیادی را در این راه خرج می­کنند. هر چه که کشور قدرتمند تر بشود، هزینه های بیشتری را صرف دیپلماسی عمومی می کند. مهاجر می پذیرند، بورسیه می دهد. ولی ما در این میان یک موضوعی مانند نوروز را داریم که سالی یک بار این اتفاق می افتد. برای همین است که می گوییم سیاست خارجی مثبت، سیاستی است که از دل سیاست داخلی مثبت و آینده نگر زاده می شود. در اینجا هم همین طور است که ما باید دیپلماسی فرهنگی و نوروز را در داخل کشور خودمان تقویت کنیم و آن را با شکوه تمام و در سطحی گسترده در شهر ها و روستاها، جشن بگیریم. همه جا را نوروزی کنیم و به آن اهمیت بدهیم. توریست جذب کنیم. بیایند، بینند و بروند.   نکته اساسی که من به آن خیلی تاکید دارم، آن است که هنگامی که توریست خارجی را در هر جای ایران ببینم نظر او را راجع به ایران، پیش از آمدن به ایران و پس از اینکه در ایران بوده را جویا می شوم. همه آنها می گویند که کاملاٌ متفاوت بوده است. ما هرگز فکر نمی کردیم که ایران اینقدر خوب و پیشرفته باشد. آیا ما می توانیم همه مردم جهان را به ایران دعوت کنیم که به اینجا بیایند و بگویند که ایران خوب است؟ این کار برای زدودن کج فهمی مردم دیگر کشورها نسبت به ایران ناشدنی است. بنابر این باید از دیپلماسی عمومی استفاده کنیم. از رادیو، تلویزیون، سینما که در جهان منتشر شود و ایران را به جهانیان بشناسانیم. اگر فیلم خوب تولید کنیم، می گویند این سینما از نهاد یک کشوری بوجود آمده است که برآیند و هنر هفتم آن کشور است. و این هم در نوروز نهفته است. وقتی که بیایند و نوروز را ببینند، ایران را بهتر خوالهند شناخت. ما باید راجع به نوروز پروژه بدهیم. پروژه گردشگری در نوروز، ایجاد تورهای ارزان قیمت، جذب توریست کنیم. هتل های خودمان را آماده کنیم. چون در ایران بیشتر سفرهای خانگی است که می خواهند بروند و دیداری از اقوام داشته باشند، پس فضاهای هتل های بین المللی ما در آن مدت می تواند خالی باشند. چون ما در داخل که مسافرت می کنیم، هتل نمی رویم. چون عمدتاٌ شهرهای ما به سبب مهاجر پذیری، همه به شهرهای خودشان می روند و مشاهده می کنید که اتوبوس ها در این ایام چه حرکتی دارند. از این منظر جاهایی که جاذبه های توریستی دارد، مانند کاخ پاسارگاد، تخت جمشید، حافظیه، سعدیه، اصفهان، تبریز و سایر مکان های مختلف دیگر ایران، نوروزگاه درست کنیم. نوروزگاه به دیپلماسی عمومی ما کمک می کند. اینکه بگوییم وقتی چنین مکان هایی را در سرزمین خود بوجود می آوریم، دلیل بر اهمیت دادن به آن است، که مخصوصاٌ در مورد نوروز حائز اهمیت است. من یک موردی را در سال 2000 در تاجیکستان مشاهده کردم، یک عرصه بزرگی از میدان ورزشی بود که آن را به نوروزگاه تبدیل کرده بودند. در آنجا چوگان بازی می کردند، صنایع دستی آورده بودند، همه چیز را به نمایش گذاشته بودند. در واقع آنجا یک دائره المعارفی از زندگی روستایی بود. و این کمک می کرد که توریست ها در آنجا جمع بشوند.   ایراس: در ارتباط با مشترک بودن نوروز بین کشورهای عضو اکو اشاره نمودید. به نظر شما آیا از مشترک بودن ما در نوروز با کشورهای عضو اکو در جهت همگرایی هم استفاده شده است ؟ آیا در چارچوب اکو می شود از آن استفاده بیشتری نمود؟ با توجه به اینکه یکی از پیشنهادات کارشناسان در مورد ضرورت احیاء اکو می باشد؟   دکتر امیراحمدیان: بله. چون از سالهای قبل موسسه فرهنگی اکو راجع به این موضوع کار کرده است و ما باید این را بیشتر تقویت کنیم. در حقیقت ما باید به موسسه فرهنگی اکو که دبیرخانه آن در تهران است کمک کنیم. و این موضوع را ببریم و در آنجا مطرح کنیم. نمایشگاه عکس بگذاریم و سخنرانی داشته باشیم. نشریاتی را داشته باشیم. بنده خود پروژه ای را برای پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات انجام داده ام. در آنجا عناصر ایرانی را در جهانی که ایران شهری است، از حوزه نوروز از سین کیانگ، افغانستاتن، پاکستان، هندوستان،  تا آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه (که قلمرو اکو را نیز در بر می گیرد)، روسیه و بین النهرین را بررسی کرده ام. می­توان نوروز را در اوراسیا هم در یک مجموعه ای فراهم کرد. این اطلاعات موجود است و اگر موسسه ایراس علاقه مند باشد، می توان کتابی در حدود دویست صفحه ای منتشر کرد. اینکه نوروز را چگونه و با چه ویژگی هایی در ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، آذربایجان، برگزار می کنند، اطلاعات آنها را داریم. می توانیم مجموعه ای فراهم کنیم و آن را ترجمه کنیم. یا اینکه می تواند به زبان فارسی باشد. این مجموعه برای ما آماده است. روی آن کار شده و بعنوان بخشی از مجموعه ای که می تواند چاپ بشود. همه مدارک همراه با عکس و سند فراهم است. می توانیم با اکو در تماس باشیم و با همکاری ایراس راجع به موضوع نوروز در اکو کار کنیم. مجموعه ای که با کلی مستندات و مطلب موجود است. این پیشنهاد من است.   ایراس: استفاده از نوروز در دیپلماسی عمومی این قدر اهمیت دارد که بتواند یک رقابتی بین کشورهایی که نوروز بین آنها مشترک است، ایجاد کند؟ با توجه به نقدی که خودتان داشتید اینکه عده ای در ایران هستند که می خواهند این آیین ها را کم رنگ کنند. به نظر شما اگر ایران نتواند از این ابزار در دیپلماسی عمومی خودش استفاده کند، آیا ممکن است که از کنترل ایران خارج بشود و در محوریت کشورهای دیگری قرار بگیرد؟   دکتر امیراحمدیان: بله. وقتی می گویند که حرمت امامزاده را متولی او باید داشته باشد، درست گفته اند. وقتی که ما آن را کم رنگ کنیم، جمهوری آذربایجان است که از آن بهره برداری می کند. این امکان وجود دارد چون آنها خیلی فعالیت می کنند. ما در مقابل جهان ایرانی، جهان ترک هم داریم. آنها خیلی کوشش می کنند که نوروز را برای خودشان مصادره کنند. اگر ما در داخل به آن اهمیت ندهیم و از لحاظ جهانی نتوانیم جایگاه خودمان را ثبت کنیم، داستان مانند تار می شود که آذربایجان تار و چوگان را به اسم خود ثبت کرد و از این مساله استفاده نموده است. اسم تار فارسی است. چگونه شده است که آذربایجان گفته است تار آذربایجانی است. پشت اسکناس های یک ماناتی که متداول ترین اسکناس در جمهوری آذربایجان است و خیلی دست به دست می شود، عکس دف، تار و کمانچه است. که هر سه اینها ایرانی و اسم شان هم فارسی است. این را به آنجا برده و گفته است که آلات موسیقی آذربایجانی است و بین مردم آن را اشاعه داده است. ما باید در مورد نوروز این کار را انجام بدهیم. پشت اسکناس های خودمان عکسی از جشن نوروز را بگذاریم. در مدارس و در هر جای دیگر این کار را انجام بدهیم. در آذربایجان دائره المعارف نوروز چاپ کرده اند. تمام اصطلاحات نوروز را در یک دائره المعارف رنگین و زیبا چاپ کرده اند و من سه سال پیش آن را از باکو خریداری کردم. بنابر این ما هم می توانیم یک دائره المعارف نوروز داشته باشیم. اصطلاحات نوروز، سمنو، و موارد دیگر را توضیح بدهیم. و از همین منظر ما می توانیم بهره ببریم.   ایراس: استفاده از ابزارهایی مانند نوروز در دیپلماسی عمومی چه کمکی به سیاست خارجی ما می کند؟       دکتر امیراحمدیان: هدف از سیاست خارجی، تسهیل ارتباطات بین هر واحد سیاسی با واحدهای سیاسی دیگر است. همچنین پیاده کردن و دست یافتن به اهداف آن کشور در بیرون مرزهای سیاسی است. که این کار را دستگاه دیپلماسی انجام می دهد. دستگاه دیپلماسی به عناصری نیاز دارد. از جمله ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری و هر کدام همچنین پرسنل خودش را نیاز دارد. در برنامه های این دیپلماسی نرم می توان در سفارت خانه های ایران در خارج از کشور، در ایام نوروز، نوروز را تبلیغ کرد. همه را دعوت کنند، اعلام کنند که جشن نوروز را برگزار می کنند. ما این روش را داریم. ایران در تمام دنیا، نمایندگی دارد. دارای نمایندگی های سیاسی و فرهنگی است. دفاتری را در ارتباط با عید نوروز بازگشایی کنند. مانند کشورهای اروپایی و کشورهایی که مسیحی و در تهران نمایندگی دارند. همه با هم دید و بازدید سال نو را دارند و سال نو را جشن می گیرند. ما باید این کار را در تمام نمایندگی های خودمان در کشورهای مختلف انجام دهیم. از زمانی که نوروز در یونسکو به صورت رسمی ثبت شده است، در کاخ سفید سفره هفت سین پهن می کنند. یعنی ما با دیپلماسی خودمان توانسته ایم که نوروز را به کاخ سفید ببریم. در صورتی که اگر به زور و دستوری بود، نمی توانستیم آن را منتقل کنیم. چون با امریکا رابطه دیپلماتیک نداریم. آن خودش این را پیدا کرده است که این عنصر وحدت بخشی است. خیلی زیبا و یک جشن مردمی است و مردم می توانند از آن استفاده کنند. ایرانیانی که در کاخ سفید کار می کردند هم کمک کردند. خانمی که در کاخ سفید به عنوان مشاور اوباما کار می کرد توانست نوروز را به آنجا وارد کند. به همین سبب جایگاه ایران ارتقاء پیدا می کند. می گویند ایران کشوری است که دارای سابقه فرهنگی است. تاریخ کهنسالی دارد و جشن هایی دارد، که از آن زمان تا کنون برگزار می شود. زبان فارسی 1100 سال است که استفاده می شود. و تا کنون که آثار فردوسی و رودکی را می خوانیم، می فهمیم که چه می گوید و این زیبایی و کارایی این زبان است. در صورتی که در انگلستان اگر کسی بخواهد آثار شکسپیر را بخواند، نمی تواند بخواند. باید آن را تبدیل به انگلیسی مدرن کند و بعد بفهمد که چه می گوید. در صورتی که ما می توانیم آثار گذشتگان خود را براحتی بخوانیم و درک کنیم. در 1100 سال پیش رودکی می گوید:   هموار خواهی کرد گیتی را، گیتی است کی پذیرد همواری.   همه واژگان این شعر از واژه فارسی است. فردوسی می گوید: «توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود». هیچ واژه عربی در آن بکار نرفته است. کلمات خیلی ساده و در عین حال خیلی پر معنی است. در آخر قرن بیستم، اطلاعات بود که دولت ها را قدرتمند می کرد. کسی می توانست در جنگ برنده بشود که اطلاعات بیشتری داشت. توانا بود هر که دانا بود. یعنی توانایی در دانایی است. به همین سبب است که فرهنگ ایرانی می تواند به سیاست خارجی ما کمک کند. اینکه ایران کشوری با فرهنگی غنی و تمدنی درخشان است و اگر می خواهد با جایی رابطه برقرار کند، دارای فرهنگ غنی است. کسی که به این سرزمین می آید چیزهای ارزشمندی یاد خواهند گرفت و با خود به سرزمین خود می برند. فرهنگ و زبان ایران این قدر غنی است که خیلی از مستشرقینی که خواسته اند ایران را بشناسند به یادگیری زبان فارسی همت گماشته اند تا ایران را بلا واسطه بشناسند. ابزار ایران شناسی در گام نخست زبان فارسی بوده است، بعد از آن جغرافیا و سرزمین بوده است. بعد از آن تاریخ ایران را باید بخوانند و سایر قضایا را بدانند. وقتی که آنها بیایند و مشاهده کنند که ایران کشوری با فرهنگ غنی است، دارای تمدنی ارزشمند و انسانی است. اینجا سرزمینی است که از هزاران سال پیش جشنی را برگزار می کند و هر زمان این را تقویت می کند، این خیلی خوب است. این ارزشها خیلی به دستگاه دیپلماسی عمومی کمک خواهد کرد.   ایراس: شما به اینکه از نوروز می شود برای صنعت گردشگری خودمان استفاده کنیم، اشاره کردید. آیا کشورهایی هستند که بهتر از ما از این موضوع استفاده کرده باشند؟   دکتر امیراحمدیان: بله. آذربایجان، ازبکستان، ترکیه، اینها برای استفاده از نوروز خیلی کوشش کرده اند. هتل های آنها در نوروز بسیار فعالتر از فصول دیگر می شود. بویژه در آذربایجان یا تاجیکستان که نوروز به صورت عمومی برگزار می شود، مقامات رسمی در آن جشن ها شرکت می کنند. رئیس جمهور از روی آتش می پرد. آنها در جشنهای بزرگ و باشکوه مشارکت می کنند و از مراسم بازدید می کنند. من خود سه سال پیش در ایام نوروز به عنوان توریست به آذربایجان رفتم و در آن مشارکت کردم. توریست های زیادی در این ایام از آذربایجان دیدار می کنند، مخصوصاٌ از ایران گردشگران زیادی به باکو می روند. اگر تاجیکستان با ما هم مرز بود، خیلی از ایرانی ها در نوروز به آنجا می رفتند. جشن نوروز در تاجیکستان بسیار با شکوه است. شاید با شکوه ترین جشن ها را در تاجیکستان بگیرند.  ازبکستان هم این چنین است.   ایراس: پیشنهاد شما برای اهدافی همچون توسعه صنعت گردشگری با استفاده از نوروز، چه هست؟   دکتر امیراحمدیان: در اين زمينه انجام کارهاي زير پيشنهاد مي‌شود:   - تأسيس سازماني مردم نهاد به نام«سازمان فرهنگي نوروز» مرکب از فعالان فرهنگي کشورهاي نوروز و ثبت بين‌المللي آن؛ - ترغيب کشورهاي حوزه براي توليد فيلم‌هاي تلويزيوني درباره نوروز و مبادله اين فيلم‌ها براي نمايش در تلويزيون‌هاي کشورهاي عضو؛  -   برقراري تورهاي گردشگري ارزان قيمت؛ - تسهيل در صدور رواديد؛ - سياست گزاري براي برگزاري جشن‌هاي مشترک و دوره اي در کشورهاي حوزه؛ - انتشار تمبرهاي مشترک يادبود نوروز؛ - برگزاري همايش‌هاي مشترک فرهنگي در اين زمينه؛ - گنجاندن مفاهيم و آداب نوروز در کشورهاي نوروز در کتاب‌هاي درسي کشورهاي حوزه؛ - تأسيس پايگاه اطلاع‌رساني نوروز به زبان‌هاي فارسي، انگليسي از سوي مردم و سازمان‌هاي مردم نهاد و تشويق ملت‌ها به مبادله اطلاعات نوروزي؛ - گنجاندن مطالبي درباره نوروز در کتاب‌هاي درسي؛ - معرفي نوروز به عنوان ميراث فرهنگي مشترک در پشت اسکناس‌هاي کشورهاي حوزه نوروز.     ---------- مصاحبه کننده: عفیفه عابدی     ]]> دکتر بهرام امیراحمدیان فرهنگ و هنر Sat, 18 Mar 2017 13:48:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3105/رغم-کارآمدی-نوروز-دیپلماسی-فرهنگی-جشن-های-همسایگان-ایران-باشکوه-تر-برگزار-می-شود «آشيانه‌ی اشراف» ايوان تورگنيف و باز هم «آدم زیادی» در ادبیات روسی http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3100/آشيانه-ی-اشراف-ايوان-تورگنيف-باز-هم-آدم-زیادی-ادبیات-روسی ایراس: مرکز فرهنگی شهر کتاب با هدف گرامیداشت مقام علمی استاد ابوالحسن نجفی، تیر ماه سال جاری طی فراخوانی اقدام به برگزاری مراسم اعطای نشان ابوالحسن نجفی به ترجمه برگزیده رمان و داستان کوتاه سال کرد. از میان پنج اثر راه یافته به مرحله‌ نهایی نخستین جایزه‌ استاد ابوالحسن نجفی («گاردن پارتی» نوشته‌ کاترین منسفیلد با ترجمه‌ نرگس انتخابی (نشر ماهی)، «کپسول زمان» نوشته‌ پل استر با ترجمه‌ خجسته کیهان (انتشارات افق)، «آشیانه‌ اشراف» نوشته‌ ایوان تورگنیف با ترجمه‌ آبتین گلکار (نشر ماهی)، «در راه» نوشته‌ جک کرواک با ترجمه‌ احسان نوروزی (نشر چشمه) و «آنچه با خود حمل می‌کردند» نوشته‌ تیم اوبراین با ترجمه‌ علی معصومی (انتشارات ققنوس)؛ آشیانه‌ اشراف با ترجمه‌ آبتین گلکار عنوان برترین ترجمه‌ سال 1394 را از آن خود کرد.   هیات داوران این دوره ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، عبدالله کوثری، مهستی بحرینی، مژده دقیقی و محمد حسینی‌زاد با دبیری علی‌اصغر محمدخانی بودند.   آبتین گلکار متولد 1356 در تهران؛ مترجم، پژوهشگر زبان و ادبیات روسی و استادیار دانشگاه تربیت مدرس است. وی دارای مدرك كارشناسی زبان روسی از دانشگاه تهران و كارشناسی ارشد و دكتری زبان و ادبيات فارسی از دانشگاه ملی كييف است. بدین مناسبت، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در صدد برآمد تا گفتگویی را با این استاد فرهیخته زبان و ادبیات روسی ترتیب دهد که ماحصل آن، تقدیم می شود:   ایراس: جناب آقاى دكتر گلكار، نخستین دوره‌ی اعطاى جايزه‌ى ابوالحسن نجفى از نظر شما چگونه بود و برگزارى چنين دوره‌هايى را تا چه حد مفيد مى‌دانيد؟ دکتر گلکار: به هرحال جایزه‌ای که نام مرحوم نجفی را بر خود داشته باشد، باید سطح خود را نیز در حدی نگه دارد که شایستة نام ایشان باشد. فکر می‌کنم نقطة قوت اصلی این جایزه ترکیب هیئت داوران آن بود که همگی در حوزة ترجمه و ادبیات  سرآمدند و صاحب‌نظر. گرد آوردن داورانی در این سطح کار ساده‌ای نیست و گمان می‌کنم پیش از هرچیز نام و اعتبار خود مرحوم نجفی به اقبال این جایزه کمک کرد. اصولاً به اعتقاد من هدف اصلی از برگزاری چنین برنامه‌هایی بیش از آن‌که گزینش بهترین اثر، به معنای مطلق کلمه باشد، نخست بزرگداشت مقام اساتید پیشکسوت است و دوم، دلگرمی بخشیدن به کسانی که در عرصة هنر و فرهنگ فعالیتی می‌کنند. و برای این هدف، هرچه جایزه و مراسم هم که برگزار کنیم، باز کم است.     ایراس: كمى در مورد كتاب «آشيانه‌ی اشراف» ايوان تورگنيف توضيح دهيد.   دکتر گلکار: این کتاب، بعد از رودین، دومین رمان نسبتاً مفصل تورگنیف است. نویسنده در این اثر باز قهرمانی شبیه به همان قهرمان رودین را به تصویر می‌کشد: جوانی تحصیل‌کرده، خوش‌فکر و پرشور، که متأسفانه در عمل نمی‌تواند از هیچ یک از ویژگي‌های مثبت شخصیت خود نتیجة مثبتی برای خود یا جامعه‌اش به دست آورد. این تیپ شخصیتی که نمونه‌هایش در آثار پوشکین، لرمانتوف، هرتسن و گانچاروف هم دیده می‌شود، در ادبیات روسی به «آدم زیادی» معروف شد.   آشیانة اشراف از نظر مؤلفه‌‌های مکتب رئالیسم قرن نوزدهمی نیز نمونة بسیار شاخصی است. توصیف دقیق و ریزبینانة همة جزئیات، توجه به شخصیت‌هایی از طبقات فرودست جامعه، و به تصویر کشیدن عناصر و شخصیت‌هایی که حضورشان شاید هیچ تأثیری در روند ماجرا نداشته باشد (مانند شرح‌حال مفصل اجداد لاورِتسکی، قهرمان اثر) و صرفاً به تکمیل آشنایی ما با پس‌زمینة اجتماعی رخدادها کمک می‌کنند، از جملة این مؤلفه‌هاست که در این کتاب بسیار بارز و گویا به چشم می‌آیند.   ایراس: با توجه به اينكه اين كتاب اولين اثرى نيست كه شما از تورگنيف به زبان فارسى ترجمه كرده‌ايد، علت انتخابتان از آثار اين نويسنده براى ترجمه چيست؟   دکتر گلکار: من پیش‌تر نمایشنامة یک ماه در دهکده را نیز از تورگنیف ترجمه کرده بودم که نشر هرمس آن را منتشر کرد. آن اثر گذشته از جذابیت مضمون و محتوا از نظر قابلیت‌ها و عناصر نمایشی نیز در تاریخ تئاتر و نمایشنامه‌نویسی روسیه جایگاه مهمی دارد و به همین علت تصمیم به ترجمه‌اش گرفتم؛ ضمن آن‌که در آن زمان اصولاً بیش‌تر روی ترجمة نمایشنامه تمرکز داشتم، ولی بعد متأسفانه به علت سختگیری‌های بی‌مورد وزارت ارشاد برای صدور مجوز ناچار شدم برنامه‌ای را که برای خودم ریخته بودم، تغییر بدهم و بیش‌تر به نثر بپردازم. نکتة دیگری که مرا به ترجمة آثار این نویسنده ترغیب می‌کرد، این بود که تورگنیف، برخلاف مثلاً داستایِفسکی که اغلب آثارش را تحت فشار و در شرایط ضیق مالی و زمانی می‌نوشت، معمولاً آثارش را با فراغ بال کامل می‌آفرید، برای حک و اصلاحشان بسیار وقت می‌گذاشت و از این رو نثری بسیار صیقل‌خورده و شاعرانه پدید می‌آورد که روی تک‌تک کلمات و عباراتش فکر شده است و به همین علت در ترجمه نیز باید به همین اندازه در انتخاب معادل‌ها دقت و وسواس به کار می‌رفت. از این نظر برایم تجربة ارزشمند و لذت‌بخشی بود.   ایراس: مخاطب ايرانى تا چه حد با آثار تورگنيف ارتباط برقرار مى‌كند و علت آن چيست؟   دکتر گلکار: تورگنیف همانند نویسندگان بزرگ معاصرش، یعنی رمان‌نویس‌‌های رئالیست نیمة دوم قرن نوزدهم، نویسنده‌ای جهانی است که آثارش از آن زمان تا کنون، در همة دوره‌ها و در سراسر دنیا با توجه و استقبال روبه‌رو شده و طبعاً ایران هم استثنا نیست. از سوی دیگر، به واسطة برخی شرایط مشابه اجتماعی میان ایران و روسیه مسائل و مضمون‌های معینی از آثار او، مثلاً همین هرز رفتن نیروهای فعال جامعه، می‌تواند به طور خاص برای خوانندة ایرانی گیراتر باشد.   ایراس: نمايشنامة «يك ماه در دهكده» از همين نويسنده قبلاً توسط شما ترجمه و منتشر شده است و اكنون كتاب «آشيانه‌ی اشراف» رمانى است به قلم او. ترجمه‌ى نمايشنامه را پيچيده‌تر مى‌دانيد يا رمان؟   دکتر گلکار: هرکدام پیچیدگی‌های خودشان را دارند. در این مورد خاص، ترجمة رمان تورگنیف بسیار پیچیده‌تر از نمایشنامة او بود، به علت آن‌که تورگنیف استاد توصیف است، چه توصیف طبیعت و چه توصیف اشخاص و اماکن. ترجمة دقیق این توصیف‌ها، برای آن‌که خواننده بتواند تقریباً همان تصویری را که نویسنده در ذهن داشته، پیش خود تصور کند، کاری بود که نیاز به صرف وقت و انرژی فراوان داشت.   ایراس: با توجه به نزديك شدن سال جديد، چه برنامه‌هايى براى دنياى ادبيات و ترجمه در سال آينده داريد؟   دکتر گلکار: حدود دو سال است که ترجمة کتاب گذشته و اندیشه‌ها به قلم آلکساندر هرتسن را شروع کرده‌ام. اثر عظیمی است در چهار جلد و امیدوارم در سال آینده جلد سوم آن را هم تمام کنم و شاید دو جلد نخست را برای چاپ به دست ناشر (نشر ماهی) بسپارم. دو اثر دیگر هم آمادة انتشار دارم که امیدوارم در اوایل سال آینده به بازار بیایند: یکی رمانی تمثیلی از زبان جانوران است به قلم فاضل اسکندر به نام خرگوش‌ها و مارهای بوا و دیگری داستان بلندی به نام رمانی با یک طوطی از آندری وولوس، نویسندة معاصر روس. کتاب اول را نشر افق منتشر خواهد کرد و کتاب دوم را نشر ماهی.  مصاحبه کننده: مرضیه موسوی   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 13 Mar 2017 06:59:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3100/آشيانه-ی-اشراف-ايوان-تورگنيف-باز-هم-آدم-زیادی-ادبیات-روسی آیین رونمایی از "فرهنگ لغات گرجی به فارسی" برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3095/آیین-رونمایی-فرهنگ-لغات-گرجی-فارسی-برگزار ایراس: با حمایت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در گرجستان، فرهنگ لغات "گرجی به فارسی" تالیف آقای محمد ریگی از اساتید دانشگاه باتومی، چاپ و بین محافل علمی و ادبی این کشور توزیع شد. با برنامه ریزی و هماهنگی های بعمل آمده، آیین رونمایی این اثر ارزشمند در تاریخ 17 اسفندماه 1395 با حضور رییس دانشگاه باتومی، مسئولین و شخصیت های استان آجارستان و جمعی از اساتید و دانشجویان در محل سالن اجتماعات دانشگاه مذکور برگزار شد. آقای محمد ریگی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری و حضور در این مراسم، گفت: زبان و ادبیات مهمترین عامل در برقراری ارتباط بین جوامع می باشد و روابط اجتماعی افراد می تواند در ایجاد عواطف انسانی بسیار موثر بوده و موجب تعمیق روابط گردد. معراب خالواشی، رییس دانشگاه باتومی نیز پس از خوش آمدگویی به میهمانان گفت: روابط ادبی بین کشورها برخواسته از قلب و روح انسانها است. وی در بیان ویژگی های زبان و ادبیات گفت: زبان و ادبیات تاریخ روابط اجتماعی افراد را بیان می کند و منحصر به یک کشور و منطقه خاصی نیست و می تواند در تمام جوامع مورد بهره برداری قرار بگیرد و از اینرو دارای اهمیت می باشد. مجتبی کامران فرد، رایزن فرهنگی کشورمان نیز با تشکر از رییس این دانشگاه و تقدیر از مولف و مدعوین جهت شرکت در این مراسم، گفت: حضور صمیمی شما فرهنگ دوستان نشان از علاقه و پیشینه روابط بین مردم دو کشور می باشد و همین توجه بزرگترین سرمایه در توسعه روابط فرهنگی در آینده خواهد بود. وی در ادامه اظهار داشت: توجه به فرهنگ و ادبیات از طرف هر ملتی قابل تقدیر است و مطالعه و تحقیق در این حوزه ها در واقع نقشه راه در توسعه روابط در آینده خواهد بود. رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در گرجستان با بیان خدمات ایرانشناسان گرجی در توسعه روابط فرهنگی از گذشته تا کنون، گفت: اشتراکات بی شمار فرهنگی بین دو کشور، ایجاب می نماید تلاش در این عرصه را بیشتر مورد توجه قرار دهیم و در واقع امروز نقش ما پل ارتباطی بین گذشته و آینده می باشد و توجه به زبان و ادبیات معاصر می تواند به عنوان سرمایه ای ارزنده در آینده مورد استفاده قرار گیرد.   لازم بذکر است اثر مذکور اولین فرهنگ لغت گرجی به فارسی در این سطح و با این تعداد واژه ها می باشد و تعداد قابل توجهی از آن جهت اهداء به کتابخانه ملی، کتابخانه های معتبر، دانشگاه ها، ایرانشناسان و شخصیت های علمی و فرهنگی در گرجستان ارسال شده است.   پایان خبر/   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 09 Mar 2017 11:00:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3095/آیین-رونمایی-فرهنگ-لغات-گرجی-فارسی-برگزار