موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/society-and-culture Wed, 19 Dec 2018 19:24:40 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 19 Dec 2018 19:24:40 GMT فرهنگ و هنر 60 تاثیرات متقابل فرهنگی ایران و روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3764/تاثیرات-متقابل-فرهنگی-ایران-روسیه یادداشت مترجم: روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و فروپاشی شوروی همواره رو به توسعه بوده و در سال های اخیر با رشدی جهش گونه، وارد مدار شبه راهبردی شده است. در این میان، بنظر می رسد روابط در برخی حوزه ها ازجمله حوزه های سیاسی و امنیتی و حتی اقتصادی توسعه و گسترش خوبی داشته است. توسعه متوازن روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار است و ضروری است سطح روابط فرهنگی نیز متوازن با سایر روابط و حوزه ها توسعه یابد، چرا که روابط فرهنگی، ضمن ارتقاء درک متقابل دو ملت ایران و روسیه از یکدیگر، می تواند زمینه ساز، تسهیل کننده و تحکیم بخش سایر روابط نیز باشد. علاوه بر این، هر دو کشور دارای ظرفیت های گسترده فرهنگی هستند که این ظرفیت ها می تواند در خدمت منافع و اهداف مشترک در سطوح دو جانبه، منطقه ای و بین المللی بکار گرفته شود. همچنین بسیاری از چالش های مشترک ایران و روسیه مانند نفوذ فرهنگی بیگانه، گسترش جریان افراطی گری و تفرقه های مذهبی و قومی در منطقه که ثبات، استقلال و هویت ملت ها را تهدید می کند، ماهیت فرهنگی دارد و مقابله با آن نیازمند هم افزایی فرهنگی دو کشور می باشد. علیرغم گسترش روزافزون روابط و فعالیت های چشمگیر صورت گرفته در تعاملات فرهنگی ایران و روسیه در سال های اخیر، به نظر می رسد هنوز شناخت و تصویر مناسب از کشور مقابل در ملت های ایران و روسیه شکل نگرفته است و این یک چالش اساسی برای پایداری و تعمیق روابط میان دو کشور همسایه محسوب می شود. با وجود ظرفیت ها و فرصت های گسترده فرهنگی در دو کشور، متأسفانه طرفین نتوانسته اند از این ظرفیت برای ارتقاء درک مقابل بخوبی استفاده کنند. لذا نه تنها سطح روابط و مبادلات فرهنگی به تناسب نیازها و روابط دو کشور توسعه نیافته، بلکه برخی از توافقات صورت گرفته و اسناد منعقده همکاری های فرهنگی میان دستگاه و نهادهای ایران و روسیه به دلایل مختلف در حد گفتار و نوشتار باقی مانده است. از دیگر کاستی ها و نارسایی ها درحوزه کلان روابط فرهنگی دو کشور همچنین می توان به پایین بودن سطح همکاری و هم افزایی فرهنگی دو کشور در مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک از جمله نفوذ فرهنگی بیگانه، جریان های افراطی و تفرقه های قومی و مذهبی در منطقه، پایین بودن سطح مبادلات و همکاری دو کشور در حوزه های گردشگری، فضای مجازی، رسانه، سینما و ادبیات فارسی و روسی به نسبت ظرفیت ها، فرصت ها و ضرورت ها، اجرایی نشدن اغلب قریب به اتفاق پیمان های خواهرخواندگی میان دو کشور و ناچیز بودن همکاری فرهنگی میان شهرها، استان ها و مناطق دو کشور به نسبت ظرفیت ها و فرصت های موجود، اشاره نمود. بر این اساس، طراحی ساز و کارهایی که بتواند ضمن ارزیابی صحیح شرایط، بر موانع توسعه روابط فرهنگی فائق آمده و زمینه را برای استفاده بهینه از ظرفیت های فرهنگی و ایجاد تحول در روابط فرهنگی دو کشور فراهم سازد، ضروری بنظر می رسد. با این مقدمه و با ابراز امیدواری به شکوفایی هرچه بیشتر روابط و تعاملات فرهنگی ایران و روسیه، مقاله زیر با عنوان "تاثیرات متقابل فرهنگی ایران و روسیه" نوشته خانم لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه، که توسط اینجانب از روسی به فارسی ترجمه شده است، تقدیم می گردد.    ***       روابط­ فرهنگی ایران و روسیه، روابطی دوسویه و بر پایه­ تساوی ما بین طرفین است که در آن، هیچ یک بر دیگری غالب نیست. بدیهی است که در طی گذشت زمانی طولانی، ممکن است سطح تاثیر یکی از کشورها بر فرهنگ کشور مقابل تغییر کند، اما به طور کل، این تاثیر از هر دو سو به یک اندازه بزرگ و پراهمیت است. پس از انقلاب اسلامی در ایران و تغییر رژیم، ایران ابتدا در مخالفت با " غربی شدن" و سپس در تقابل با "جهانی شدن" قرار گرفت. اکنون چندین دهه از آغاز تلاش­های مقامات ایرانی در مبارزه برای حفظ ارزش ­های سنتی فرهنگی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب به مثابه­ امری بیگانه در ایران، می­ گذرد. پیش از آنکه به بحث پیرامون گفتگوی فرهنگی ایران و روسیه برگردیم، لازم به یادآوری است که فرهنگ به آن معنا که ما برداشت می­ کنیم، با آنچه در ایران از این مفهوم برداشت می­ شود، متفاوت است. فرهنگ در ایران نه تنها دربردارنده­ نحله­ های سنتی فعالیت­ های خلاقه است - که هر یک بحثی جداگانه می­طلبد - بلکه همچنین شامل دین نیز می­گردد.   اگر در پی این باشیم که بفهمیم فرهنگ ایرانی با کدام فرهنگ مرتبط است، می­توان در آن ویژگی­ های فرهنگ شرقی را یافت و همچنین می­توان با بهره ­گیری از سایر سیستم­ های ادراکی، به این نتیجه رسید که فرهنگ ایران به فرهنگ اسلامی مرتبط است. البته در جهان اسلام نیز تفکیک­ هایی اساسی مابین جهت­ گیری­ های مختلف وجود دارد که در این جهت گیری­ ها ایران خود را به منزله­ فرهنگ رویکرد شیعی اسلام باز می­نماید.   ایران در مجموع به علت برخورداری از ویژگی­ های زیر از سایر فرهنگ­ های شرقی و اسلامی جدا می گردد: شیعه­ سنتی که قرن­ هاست در کشور وجود دارد، تاریخی که از عصر پیدایی اولین تمدن­ها در آسیای میانه، به ظهور پیوست و فرهنگی که هستی پسین خویش را از اسلام­گرایی ایران گرفته و سپس قدم به قدم با علوم اسلامی پیشرفت کرده ­است. منابع ایران باستان که تا زمان ما برجا مانده و به ما رسیده­ اند، گواهی بر این مدعا است.   به این ترتیب، عناصر کلیدی موثر بر شکل­ گیری فرهنگ و اجرای سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران عبارت ­اند از: اسلام و ارزش ­های آن، فرهنگ پیشااسلامی و سنت­ هایش و آخرالامر ترکیب پیدا آمده از این دو که همان فرهنگ سنتی ایرانی است.   پس از انقلاب اسلامی، ایران تلاش کرد فرهنگ خود را – که فرهنگ اسلامی نامیده می­شد- دور از تماس با سایر فرهنگ­ها و تاثرات بیرونی، قرار دهد. یادآوری این نکته بیهوده نیست که پس از انقلاب اسلامی، شعار " نه شرقی، نه غربی" صریحا مورد استفاده قرار می­ گرفت که استقلال ایران از دولت­ های بیگانه را هدف اصلی خویش قرار داده ­بود. با شکل­ گیری موسسات جدید، ایران توجه بسیاری به  برنامه ریزی سیاست فرهنگی اجرایی نشان داد و همچنان نیز توجه ویژه­ای به آن دارد. نقش این سیاست به حمایت از ارزش ­های پیچیده و رساندن شرایط ایران به موقعیت سایر کشورهاست. به ویژه، دقیقا چنین مسئولیتی بر عهده رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران قرار داده شد که در سال 1998 در مسکو آغاز به کار کرد. خالی از لطف نیست که یادآوری کنیم این نهاد همچنین به سازماندهی مراسم­ های فرهنگی در فدراسیون روسیه می پردازد که با دیدارهای هیئت­ هایی از نخبگان ایرانی همراه است که در سطحی مهم و موثر امکان گسترش آشنایی با فرهنگ و زندگی فرهنگی و فعالان فرهنگی ایران را فراهم می­سازد.   رفتارهای این چنینی از سوی ایران و فعال­سازی روابط فرهنگی در شرایط مبارزه علیه افراط­ گرایی و بیگانه­ گریزی، امکان­پذیر و حتی ضروری شد و هم­چنین موجب بازگشت روسیه به سمت ارزش­ های معنوی شد. جمهوری اسلامی ایران در طول مدت زمانی طولانی به شکلی موفقیت­ آمیز تلاش کرده است تا به بقیه کشورهای جهان بفهماند که اسلام می­تواند پیام ­آور صلح جهانی باشد و نباید از آن واهمه داشته ­باشند. با این حال، در طرف مقابل نیز غرب  و کشورهای ذینفع ابزارهایی نظیر "ایران هراسی"، "اسلام هراسی" و "شیعه هراسی" را ابداع کردند و با استفاده از آنها به سیاه­ کردن چهره­ ایران، اسلام و شیعه پرداختند. ریشه­ های چنین پدیده­ هایی پیش از هرچیز در سیاست قرار دارد، زیرا مدتی طولانی است که این مسائل با تحریم­ هایی علیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین با عدم تمایل کشورهای غربی به توافق در زمینه پرونده ­ی هسته­ ای ایران، همراه است. همزمان می­توان این امر را به مثابه­ روش مبارزه در برابر محافظه کاری فرهنگی ایران و عدم تمایل آن به پیوستن به جریان جهانی­ سازی، بررسی و تحلیل کرد. این مسئله به احتمال زیاد، به هویت­ سازی مدنی مربوط می­ شود و دلیلی برای افشای آن وجود ندارد، به علاوه، چالش ­های در حال ظهور و واکنش ایران به آنها را می­توان در فرآیند تاریخی پیدایش و گسترش جمهوری اسلامی بررسی و نظاره کرد.   تنها طی مدت کوتاه باقی مانده تا پایان جنگ ایران و عراق، روابط فی ما بین جمهوری اسلامی ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رو به بهبود رفت. اولین ارتباطات در زمینه خط تجاری اقتصادی در سال­ های 1986-1988 ایجاد گردید. سپس [آیت الله] روح­ الله خمینی نامه ­ای مشهور به میخاییل گورباچف نوشت. رهبر جمهوری اسلامی ایران در این نامه، پیرامون همکاری­ های آتی میان دو کشور ابراز امیدواری می­ کرد. نقطه اوج همکاری­ های ایران و شوروی در سال­های دهه 1980، همزمان با دیدار رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران اکبر هاشمی رفسنجانی از مسکو در 1989 بود که در جریان این دیدار توافقی طولانی مدت پیرامون همکاری­های اقتصادی و فنی (به ارزش 10 میلیارد دلار) مابین دو کشور به امضا رسید. این بسته­ ی توافقی، برنامه­ های طولانی مدت همکاری­ ها در زمینه ­های تجاری-اقتصادی، علمی-فنی، فرهنگی و نیز ورزشی را شامل می­ شد. همچنین شامل توافق در زمینه ارسال گاز طبیعی ایران به شوروی و تحویل مجموعه دستگاه ­ها، ماشین­ آلات و ارائه خدمات در زمینه ساخت، فرآوری­ کالا و احداث راه ­آهن تجن-سرخس-مشهد از سوی روسیه به ایران بود. زمینه دیگر همکاری بین دو کشور، به حوزه رادیو و تلویزیون، دارو و مبارزه علیه ملخ، مرتبط بود.   پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، روابط دوجانبه میان روسیه و ایران رو به گسترش روز افزون نهاد و این به افزایش روابط میان فعالان دولتی دو کشور و تقویت حضور اقتصادی دوسویه در منطقه­ دو کشور، منجر شد. اما لازم به یادآوری است که در این هم ترازی، منافع ژئوپولیتیک غالب بودند. پس از فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی و از دست دادن مساحت نسبتا زیادی از خاک اتحاد شوروی و متعاقب آن در پی تاثیرات ژئوپولیتیک، روسیه به متحدانی نیاز داشت که بتوانند اثر مخالفانش را در داخل مرزهای جدید خنثی نمایند. ایران برای روسیه چنین متحدی بود و حتی در دورانی که در انزوای بین المللی به سر می­برد، بر کشورهای همسایه تاثیر داشت. البته، در سال­های 1990، میان دو دولت، رقابت ژئوپولیتیک مشخصی مشاهده می­گردد، به ویژه رقابت شدیدی در آسیای مرکزی به ظهور پیوسته ­است، اما این امر، مانع همکاری متقابل دو کشور نگردید - به ویژه در ارتباط با فعالیت در زمینه تهدیدات خارجی.   ایران، اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان تهدیدی برای تمامیت ارضی اش می ­پنداشت، سپس این خطر را از سوی روسیه احساس کرد که دیگر به ایدئولوژی آتئیستی شوروی معتقد نبوده و رویکرد عملگراتری نسبت به اتحاد شوروی در زمینه تنظیم سیاست خارجی اتخاذ نموده بود، این کشور جدید که همانا روسیه نام داشت، مرز زمینی مشترکی با ایران نداشت و به طور کامل درگیر مسائل داخلی خود بود.   اما علیرغم رونق روابط دو کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، طی 22 سال اخیر، روابط با نرخ رشد مختلفی، افزایش می ­یافت. در برخی زمینه­ ها همگرایی و در برخی دیگر از مسائل دوجانبه واگرایی پیش می­ آمد (که مورد اخیر به مرور حتی بیشتر و بیشتر مشاهده می ­شد).   در سال­ های 1990 ایران در روابط با روسیه، بر ترجمه متون مذهبی همت گماشت. پس از آن این روابط گسترده ­تر گردید و بر همکاری علمی و فرهنگی موثر افتاد. طبیعتا سازمانی همچون رایزنی فرهنگی که بخشی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به شمار می­رود، به مثابه­ ابزاری برای دیپلماسی عمومی است که فعالانه و موفقیت ­آمیز مورد استفاده قرار می­ گیرد. علیرغم سطح پایین گردش مالی بین دو کشور، در پست­ های مدیریتی هر دو کشور همواره بیانیه­ ها و تقاضاهای مثبتی پیرامون گسترش روابط حسنه­ همسایگی بین دولت­ ها مبادله می­ گردد. همچنین میزان روابط متقابل و رویداد­های امروزی را به طور شماتیک نمایش می­دهند: با وجود مبارزه با تروریسم بین الملل و شرایط متغیر سیاسی، هر دو کشور در حوزه­های مختلف، یکدیگر را دوست خود دانسته و علاقه بسیار به یکدیگر نشان می­دهند. روابط در سطوح بالا پیگیری و تقویت می­شوند و اساسا ایران ویژگی­ های متحد خود را در چشمان شهروندان عادی می­ جوید. آیا این موفقیتی در دیپلماسی عمومی محسوب نمی گردد؟   به لطف سیاست فرهنگی دو کشور، امکان اعتماد دوسویه فراهم شد که این امر به همکاری نزدیک منتهی می­ گردد. سیاست اتخاذ شده توسط جمهوری اسلامی ثابت می­کند که ایران به جز استقرار روابط صلح ­آمیز و سازنده­ی بنیان شده بر اساس اصول برابری و احترام متقابل، هدفی با محوریت گسترش تاثیرات ایدئولوژیکی ندارد. همانطور که پیش­تر گفته شد، روابط اقتصادی و سیاسی شکل گرفته، فعالانه درجهت گسترش روابط فرهنگی مورد استفاده قرار­ گرفتند. اما سخن گفتن پیرامون واکنش متقابل فرهنگ­ ها در معنای جهانی آن بسیار پیچیده­ است، چرا که اشکال مختلف آن در تمامی سطوح خودنمایی نمی­کنند.   در حوزه­ روابط زبانی، می­توان گفت که هر دو زبان تحت تاثیر یکدیگر قرار داشته ­اند. وام واژه­ ها چه در زبان روسی و چه در زبان فارسی وجود دارند. بی­شک، وام ­گیری واژگان، همچون نتیجه­ روابط متقابل ملت ­ها و ملیت­ های مختلف در زمینه روابط سیاسی، تجاری، اقتصادی و فرهنگی یکی از روش­های بنیادی غنی ­سازی هر زبان بوده و نقش مهمی ایفا می­کنند. تعداد بی شماری فعالیت­های علمی مرتبط با این حوزه به ویژه توسط زبان­شناسان ایرانی انجام می­گیرد.   در تاثیر شاعران کلاسیک پارسی بر ادیبان روس تردیدی نیست، اما ما می­دانیم که آثار نویسندگان روس نیز که از آن جمله می­ توان ادیبان کلاسیک روس را نام برد، به زبان فارسی برگردان شده و بر ادبیات فارسی تاثیر داشته ­اند.   خواه در ایران و خواه در روسیه، علاقه بسیاری به مسئله روابط متقابل ادبیات روسی و پارسی وجود دارد. کنش متقابل ادیبان همواره تنها ادبیات ملی را غنی می­ ساخت. برای مثال در رمان منظوم یوگنی آنه­گین اثر الکساندر سرگیویچ پوشکین، کلام سعدی آمده­ است یا لف تالستوی در گزیده آثار خود تحت عنوان چرخه ­ی مطالعات، بسیاری سخنان و جملات قصار را از گلستان سعدی آورده ­است همچنین "مضامین پارسی" اثر سرگی یسه­نین نیز زبانزد است.   خواننده­ روس بخوبی با بسیاری از آثار منظوم فارسی نظیر رودکی، فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، جلال الدین رومی، جامی و دیگران آشناست. شمار بسیار زیادی ترجمه به زبان روسی از این آثار وجود دارد. لازم به یادآوری است که با افزایش شمار ترجمه­ ها، سطح ادبی ترجمه­ های آثار نیز ارتقا یافته است.   ایران­شناسان شوروی که نام­شان می­ آید به روابط ادبی فارسی - روسی و روسی- فارسی پرداختند: روزنفیلد، کامیسارف، جهانگیر دری، عثمان اف. در ایران نیز سعید نفیسی، محمدعلی اسلامی ندوشن، فاطمه سیاح، مهری آهی و دیگران در این زمینه پژوهش داشته­ اند. دو بانویی که در آخر ذکر نامشان رفت، بخوبی به زبان روسی تسلط داشته و با ادبیات روسی آشنا بوده ­اند.   اولین اثر ادبی ترجمه ­شده از زبان روسی به زبان فارسی، ترجمه­ نمایشنامه کمدی فغان از زیرکی اثر گریبایدوف بود که در سال 1900 منتشر شد. در ایران، ترجمه­ های آثار آنتون چخوف، فئودور داستایفسکی، لف تالستوی، ماکسیم گورکی، الکساندر پوشکین و دیگران با اقبال عام مواجه شدند. همانگونه که نرگس محمدی بدر اشاره می­کند: " ایرانیان، الکساندر پوشکین را به خاطر اشعار غنایی زیبایش بسیار دوست می­دارند، همچنین لف تالستوی را به خاطر فلسفه­ ی انسانگرایی­ اش. داستایفسکی با روان­شناسی عمیق خود همه را شیفته­ خود می­کند و آنتون چخوف با سبک داستانِ کوتاهِ خود به ادبیات معاصر فارسی پا می­گذارد." علاوه براین ها، بسیاری از این آثار در حال حاضر نیز بارها تجدید چاپ می­ شوند، برای نمونه، آثار چخوف بیش از 240 بار و آثار گورکی بیش از 160 مرتبه باز نشر شده ­اند. شاعران و نثرنویسان قرن بیستم روسیه نظیر سرگی یسنین، ولادیمیر مایاکفسکی، مارشاک و فدین، تاثیر بی­چون و چرایی بر شاعران جوان ایرانی داشته­ اند.   ذکر این نکته ضروری می ­نماید که ایرانیان نه تنها با آثار کلاسیک روسی آشنا هستند، بلکه همچنین مقالات و یادداشت­ هایی پیرامون زندگی و فعالیت خلاقه­ ی شاعران و نثرنویسان روسی نگاشته ­اند. در دهه­ های پایانی قرن بیستم، آثار آخماتووا، بونین، تورگنف به زبان فارسی منتشر شدند. همچنین بر صحنه­ های تئاتر شهرهای بزرگ ایران، نمایشنامه­ های آنتون چخوف اجرا می­گردند.   قابل توجه است که بویژه در مقیاسی عظیم، ترجمه­ ها به انتقال معنویت فرهنگ ایرانی کمک می کردند. آثار ادبی­ ای که بخش جدایی­ ناپذیر زندگی هر ایرانی هستند، به لطف ترجمه، برای خوانندگان روسی قابل دسترس گشتند. امکان درک معنویت شاعرانه و تصاویر روشن اندیشه­ های ایرانیِ جاری در کلام و استعارات حیرت ­انگیز و تمثیل­ ها که اجزاء جدایی ناپذیر اصطلاح ­شناسی زبان پارسیان است، از منشور اشعار و آثار ایشان میسر است.   لازم به ذکر این مهم است که ترجمه­ های آثار ادبی معاصر پارسی به زبان روسی توسط بزرگانی چون جهانگیر دری و پالیشوک انجام شده ­است که به خواننده امکان همراهی و ورود به فضای خانوادگی ایرانی را می­ دهد و درک روابط پیچیده درون خانواده ­ها و شکل معیشت خانواده­ های عادی ایرانی را میسر می­سازد.   پایگاه در دسترس برای گفتمان فرهنگی فعال به کلیه تقاضاهای امروزی درباب گسترش و تحکیم روابط دوجانبه پاسخگو است. علیرغم اینکه نقش فرهنگ تنها تدارک و تکمیل سیاست خارجی اجرایی است، برای افزایش تاثیر فرهنگ و رسیدن به این هدف که موقعیت دولت با آراء عمومی موافق گردد، کلیه شرایط موجود است.   در تاریخ روابط ایران و روسیه مثال­ هایی است مبنی بر اینکه عدم وجود گفتمان فرهنگی، شرایط را برای ظهور مواردی از تحریف واقعیت­ های تاریخی آماده می­ کرد، تا رای عمومی در ارتباط با دولت و یا مسیر کانال سیاست دولتی تغییر یابد. یکی از این مثال­ ها تاریخ و قرارداد صلح ترکمانچای و گریبایدوف است که تا امروز بازیچه­ ی دست بدخواهان مانده­ است.   ایرانیان همچون ملل شرقی و به ویژه با درنظرگرفتن اینکه پارسیان به ملتی باستانی مربوط می­ شوند، حافظه­ تاریخی قدرتمندی دارند. دو عهدنامه­ دشوار گلستان و مخصوصا ترکمانچای و همچنین رویدادهای سال 1829، با قتل گریبایدوف در تهران به هم مربوط بود و خاطره ­ای توهین­ آمیز برای ایرانیان به جا گذاشت. تا امروز، فردِ ایرانی که به واسطه قرارداد ناموفقِ امضا شده از داشته­ های خود محروم گردیده، می­گوید: " وای وای ترکمانچای". اما توضیحات تاریخ­ نگارانِ ایرانی پیرامون علل قتل گریبایدوف هرچه که باشد، این واقعیت برای روسیه بسیار تلخ بود: قتل بزرگترین نمایشنامه­ نویس روس.   دو نگاه کاملا مخالف در باب این حوادث وجود دارد. بنابر نظر محمود محمود در کتاب " تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی"، عهدنامه ترکمانچای " اسارت سیاسی برای ملت ایران است. این زنجیرها دقیقا 90 سال به دست و پای مردم بسته­ بود و تا وقتی کاخ بلند تزاری سرنگون نشد، این زنجیرها پاره نشد". همچنین مولف می­ نوسید: سرنوشت ایران در گلستان بهتر نوشته شده ­بود، چرا که قرارداد ترکمانچای " نسبت به عهدنامه گلستان، بدیمن ­تر و پرضرر­تر بود چرا که ایران به طور کامل کاپیتالیسیون را پذیرفته و قاجارها ابزار سیاسی روسیه شدند."   تاریخ شناسان ایرانی نصرت­ الله فلسفی و علی ­اصغر شمیم یادآور می­ شوند که "در قرارداد ترکمانچای منافع روسیه بسیار بیشتر از منافع هر دولت اروپایی در قیاس با هر کشور شکست­ خورده ای، رعایت شده ­بود."   در این راستا، نظر تاریخ شناس شوروی را نیز می­ آورم. در کتاب ب.پ. بالایان تحت عنوان "روابط بین المللی ایران در سال­های 1813 تا 1828" درباره اینکه " مستقل از اهداف امپراتوری، درتفاوت با انگلیس و فرانسه، روسیه در مدتی طولانی ملت ماوراقفقاز را از مهاجران جابر و تهدیدات کشتارهای دسته جمعی و جنگ­های ویرانگر، نجات می­داد" صحبت می­شود، که این امر اصلا با واقعیت هم­خوانی ندارد. تاریخ شناسان ایرانی بر این باورند که صلح ترکمانچای " برای تاریخ ایران دوره­ی جدیدی را گشود، چرا که پس از این قرارداد، ایران به کشوری مستقل تبدیل شد" همچنین آنها تصور می­کنند " معاهده ترکمانچای نمونه ­ی مثالی برای سایر دول خارجی بود" اما بالایان با این تصور کلی مخالف بوده و آن را رد می­کند.   همچنین به ویژه بنابر نظر مولفان ایرانی، تاریخ­ نویسی روسی، سنتاّ مستعد پذیرش آراء تاریخ شناسان ایرانی نیست، حتی آراء آن دسته از تاریخ شناسانی که شخصا در جریان قتل گریبایدوف بوده ­اند را نمی ­پذیرد.   اینجا تنها دو نمونه از آراء به غایت متفاوت آورده­ شد. اما در تفاوت با تاریخ شناسان ایرانی، روس ­ها به رویدادهای 1828 به اشکال مختلف می­ نگرند: یکی با تاریخ شناسان ایرانی هم رای است و دیگری اعلام می­کند که" اگر عهدنامه­ ی ترکمانچای نبود، همه چیز به مراتب بدتر تمام می­شد، چرا که ایران به محو شدن کامل از صحنه تاریخ نزدیک می­شد...".   محدودیت گزاره ­ها، نتیجه ­گیری­ های پیش از موقع، عدم آمادگی پذیرش آراء متفاوت دیگر، همه­ ی اینها سدی بر سر راه شکل­ گیری روابط بینافرهنگی می ­سازد. صفحات سیاه تاریخ روابط دوجانبه باید جای خود را به موفقیت­ های امروزی و دستاوردهای سیاست فرهنگی بدهند. اتخاذ تجربه­ ای مفید، آشنایی با جنبه­ های تازه ­ی معنویت که در فرهنگ کشورهای خارجی نمایش داده می­ شود، می­تواند آموزنده باشد.   ضروری است که یادآور شویم به واسطه تلویزیون و رسانه­ های ارتباط جمعی می­توان روابط فرهنگی را تنظیم نمود. آشنایی محدود با فیلم ­های ایرانی در روسیه و آشنایی ناچیز با فیلم­های ساخت روسیه در ایران خساراتی برای روابط فرهنگی به بار می­ آورند. برای مثال، تجزیه و تحلیل ظرفیت و تنوع فعالیت در حوزه­ های مختلف، قدم ­های اصلی فرهنگی جمهوری اسلامی قلمداد می­ شوند. افزایش مقدار و بهبود کیفیت کانال­ های رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در درون و بیرون از مرزهای کشور، ساخت تعداد زیادی خانه­ های فرهنگی و مراکز هنری، برگزاری ده ­ها و شاید صدها نمایشگاه و بازارهای بین ­المللی کتاب، موفقیت ­های بسیار بزرگ سینماگران ایرانی و دریافت جوایز بسیار در سطوح جهانی، و بی شک مهم تر­از همه رشد آگاهی عمومی از این جمله ­اند.   لازم به ذکر نکته­ ای پیرامون موفقیت دیپلماسی حکومت مسکو درباب سنت و جشن دیرین "نوروز" است. با هدف تقویت و تحکیم فضای صلح شهروندی، ثبات و توافق بیناملیتی و همچنین باتوجه به درخواست­ های ملی­ و فرهنگی ملت­ های خاورنزدیک و خاور­میانه و آسیای مرکزی و فراقفقاز که ساکن مسکو هستند، بیش از ده سال است که به طور گسترده و با موفقیت، در پایتخت فدراسیون روسیه جشنی به مناسبت مراسم نوروز برگزار می گردد.   اختیارات مسکو مبنی بر " برگزاری سراسری جشن نوروز در سطح شهر" از بیست و سوم آوریل 2006 امضا گردیده ­بود. برای مثال در سال 2016 میلادی، در برگزاری جشن نوروز در مسکو 35 هزار نفر حضور یافتند. ساکنان و میهمانان پایتخت می ­توانند در این مراسم­ ها، با غذاهای ملی صنایع ­دستی، لباس­ ها و پوشش­ های ملی، سنت­ های اقوام و مردم ایران از نزدیک آشنا گردند. لازم به ذکر است که بسیاری از ملت­ های آسیای مرکزی، تاتارستان و فراقفقاز نیز این عید باستانی را جشن می­گیرند.   صنعت گردشگری، نقش بزرگی در گسترش روابطِ فرهنگی بازی می­کند. در فوریه ­ی سال 2016 اجرای تفاهم نامه­ بین حکومتی با موضوعیتِ تسهیل شرایط سفرهای دوسویه ­ی شهروندان دو کشور آغاز گردید. این تفاهم­نامه پیش­تر در تاریخ 23 نوامبر 2015 در تهران، در نتیجه­ مذاکرات فی­مابین روسیه و ایران در حضور روسای جمهور دو کشور ولادیمیر پوتین و حسن روحانی به امضای طرفین رسید. تسهیل روند دریافت ویزا برای نمایندگان گروه ­ها و افراد کاری شرکت­ کننده در فعالیت­ های علمی، فرهنگی و خلاقانه، دانشجویان و اساتید، گردشگران و سایر شهروندان در اسناد ارائه گردیده ­است.   علی­رغم اختلال­ ها در روابط سیاسی و اقتصادی فی مابین مسکو و تهران، روابط فرهنگی در بسیاری از رویداد­های خارجی، محکم باقی مانده ­اند.   شب ­های شعر فارسی، فستیوال­ های سینمای ایران و سایر مراسم­ های فرهنگی، اغلب در مسکو و دیگر شهرهای روسیه برگزار می­شوند. همچنین علاقه به شناخت فرهنگ روسیه نیز در جمهوری اسلامی ایران بسیار زیاد است. تمام این­ها همراه با پیش نیازهای اساسی برای گفتمان سیاسی و اقتصادی، اساس و بنیانی را می­ سازد که در راستای ایجاد همکاری­ های شفاف مابین دو کشور ضروری خواهد­بود.   گفتمان فرهنگی تاثیر دوجانبه ­ای بر فرهنگ ایران و روسیه دارد. این گفتمان در صورت رعایت قوانین و مناسبات متقن و غیاب نیات پنهانی، تمامی امکان­ها را برای بهترشدن روابط ارائه می­ کند.       نویسنده: لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه   مترجم: پرویز قاسمی، پژوهشگر ارشد مسائل اوراسیا         «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 19 Nov 2018 17:42:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3764/تاثیرات-متقابل-فرهنگی-ایران-روسیه گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز http://www.iras.ir/fa/doc/note/3760/گستره-زبان-ادب-فارسی-قفقاز منطقه ای که امروز قفقاز نامیده می شود در سده های پیشین برای مردم ایران و منطقه با این نام شناخته نمی شد، در عوض هر یک از مناطق آن به نام های محلی که بسیاری هنوز نیز تداوم دارند، شناخته می شدند. در منطقه قفقاز به خاطر تنوع قومی، زبان های مختلفی وجود داشته و دارد. این موضوع موجب شده است که در برخی منابع تاریخی قسمت های کوهستانی منطقه جبل الالسن یا کوه زبان ها نامگذاری شده و اشاره شود که گاه در کوه های منطقه مردم دو روستای مجاور نیز با دو زبان مختلف صحبت کنند.   همبستگی و پیوندهای عمیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم منطقه با ایران زمین موجب شده بود تا زبان فارسی به عنوان زبان اول علمی و ادبی منطقه حضوری هزاران ساله را در همه نقاط قفقاز تا داغستان تجربه کند. نگارنده معتقد است برای سده های متمادی نحوه حیات مردم قفقاز در همه حوزه ها هیچ تفاوت عمده ای با مردم دیگر نقاط ایران زمین به ویژه مردمان شمال غرب ایران (استان های آذربایجان و اردبیل) نداشته است. تنها برخی تفاوت های فرهنگی در ساکنان گرجستان و برخی نقاط ارمنستان امروزی مشهود بوده است. این نوشتار در صدد بررسی موارد مذکور نیست و تنها قصد دارد اشاره ای به گستره زبان و ادب فارسی به عنوان یکی از عوامل اصلی پیوند مردم منطقه قفقاز با دیگر نقاط ایران زمین داشته باشد.   شعر و شاعری یکی از ارزش های جوامع بشری است و سخن گفتن به نظم معمولا مرتبه والاتری از تسلط به زبانی را می طلبد که شاعر به آن شعر می گوید. از سوی دیگر شعرا، شعر را برای مردمانی در پیرامون خود می گویند و بدیهی است اگر حکام محلی و یا مردم کوی و برزن زبان شاعر را متوجه نشوند، چشمه های ذوق شاعر جوششی نخواهند داشت و شعری پدید نخواهد آمد. شعرای منطقه قفقاز نیز از این قواعد مستثنا نیستند.   شعرای فارسی گوی قفقاز از چند جهت دارای اهمیت هستند. در میان این شعرا چهره های شاخصی همچون نظامی گنجوی و خاقانی شروانی وجود دارند که هر یک خود قله ای در زبان و ادب فارسی محسوب می شوند. نظامی چهره اصلی در داستان سرایی به نظم فارسی است و خمسه او در سده های بعد الگوی شعرای بسیاری برای داستان سرایی به همان شیوه شده است و خاقانی نیز از بزرگترین قصیده سرایان به فارسی است. او را به خاطر قصایدی که در مدح رسول مکرم اسلام (ص) دارد، حسان العجم لقب داده اند. خاقانی علاوه بر شعر در نثر فارسی هم مرتبه ای والا دارد. مجموعه منشآت خاقانی که توسط محمد روشن تصحیح و منتشر شده است نشان از تبحر وی در نثر پخته و ادیبانه فارسی دارد. در کنار این بزرگان افراد کمتر شناخته شده ی بسیاری وجود داشته است که همگی در منطقه قفقاز به زبان فارسی شعر گفته اند. شمار این افراد که در میان آنها کسانی همچون ابوالعلاء گنجوی، مهستی گنجوی و مجیرالدین بیلقانی هم دیده می شوند به حدود 230 نفر می رسد. برای آشنایی با شعرای فارسی گوی قفقاز دو کتاب ارزنده "سرایندگان شعر پارسی در قفقاز در قفقاز" اثر عزیز دولت آبادی و همچنین "دانشنامه ادب فارسی؛ادب فارسی در قفقاز" به ویراستاری حسن انوشه وجود دارند که علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به آنها مراجعه کنند. اطلاعات نمودارهای این نوشتار از این دو کتاب و به ویژه دانشنامه ادب فارسی در قفقاز برگرفته شده اند. دو نموداری که در اینجا ارائه شده اند تداوم زمانی و گستره جغرافیایی فارسی سرایی در منطقه قفقاز را به خوبی نشان می دهند.   همان طور که در نمودار فوق ملاحظه می شود، شعرای فارسی گوی قفقاز در همه سده هایی که شعر فارسی در اقصا نقاط ایران زمین از شمال و جنوب گرفته تا شرق و غرب سرایندگانی داشته، در قفقاز نیز این بیرق را برافراشته نگه داشته اند. این تداوم زمانی تنها با جدایی قفقاز از ایران و سیاست های روسی سازی منطقه است که کم رنگ تر شده است. هر چند بررسی های میدانی نگارنده نشان می دهد که تا دهه ها بعد نیز همچنان زبان فارسی در کتیبه ها و نوشتارهای مردم منطقه زبان اول است.فراوانی شعرا در قرن سیزدهم قمری که هم زمان با جدایی منطقه از مام ایران است را شاید بتوان در کنار گسترش امکانات خط و کتابت ناشی از موضوع مهم فراق دانست.         نمودار فوق نیز نشان دهنده گستره جغرافیایی و پراکندگی شعرای فارسی سرای در همه نقاط قفقاز از نقاط شمالی تا جنوب است. برخی از این شهرها و مناطق همانند دربند و داغستان امروزه در فدراسیون روسیه و بقیه نیز در جمهوری های منطقه قفقاز جنوبی قرار دارند.       نویسنده: دکتر حسین زرینی، مدرس دانشگاه و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایراس         ]]> دکتر حسین زرینی فرهنگ و هنر Sun, 04 Nov 2018 16:50:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3760/گستره-زبان-ادب-فارسی-قفقاز اعطای نشان به مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه برای حمایت از توسعه ایرانشناسی در این کشور http://www.iras.ir/fa/doc/news/3759/اعطای-نشان-مهدی-سنایی-سفیر-ایران-روسیه-حمایت-توسعه-ایرانشناسی-این-کشور جشن دویست سالگی تاسیس انستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم روسیه با حضور بیش از 400 مقام و شخصیت علمی و سیاسی از بیش از 40 کشور و مقامات ارشد روسیه، در محل سالن تجارت جهانی مسکو برگزار شد. در این مراسم، ویتالی نائومکین رئیس انستیتوی شرق شناسی به مهدی سنایی، سفیر کشورمان در فدراسیون روسیه «نشان آکادمی علوم روسیه به نام کراچکوفسکی» را اعطا نمود. این نشان که برای نخستین بار در حوزه ایران شناسی اعطا می گردد، به پاس کمک و همکاری مهدی سنایی در راستای توسعه ایرانشناسی در روسیه، برگزاری همایش ها، انتشار کتاب ها و دیگر حمایت های نزدیک از این انستیتو، به ایشان تعلق گرفت. در این مراسم همچنین پیام هایی از سوی ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، والنتینا ماتیونکا، رئیس شورای فدراسیون روسیه و تعدادی از نمایندگان دومای دولتی روسیه و سایر مقامات سیاسی و علمی این کشور قرائت شد. به علاوه در این رویداد، مستند تهیه شده در معرفی انستیتو نیز برای حضار پخش شد. این مستند حاوی مصاحبه هایی بود که با برخی شخصیت های علمی و سیاسی از جمله مهدی سنایی در خصوص انستیتو، صورت گرفته بود. منبع: بخش رسانه ای سفارت ج.ا.ایران در مسکو   ]]> فرهنگ و هنر Sat, 03 Nov 2018 06:58:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3759/اعطای-نشان-مهدی-سنایی-سفیر-ایران-روسیه-حمایت-توسعه-ایرانشناسی-این-کشور روابط روسیه با کشورهای اسلامی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3748/روابط-روسیه-کشورهای-اسلامی با توجه به تغییر و تحولات فاحش در عرصه بین‌الملل، که در نهایت، انعکاس‌دهنده توازن کیفی جدید نیروها در کره خاکی است، روابط روسیه با جهان اسلام نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. امروزه جمعیت مسلمانان 1.7 تا 1.8 میلیارد نفر است. 57 کشور جهان عضو سازمان همکاری اسلامی هستند. روسیه از سال 2005 در این سازمان عضو ناظر بوده است و نه تنها خود را بخشی از جهان ارتدوکس که همچنین بخشی از جهان اسلام به حساب می‌آورد؛ زیرا روسیه بیش از 20 میلیون مسلمان دارد.   پس از پیوستن روسیه به سازمان همکاری اسلامی، همکاری با کشورهای اسلامی شرق به سطح کیفی جدیدی رسیده است که البته از تمام فرصت‌ها به طور کامل استفاده نمی‌شود. مهم‌ترین رویداد در توسعه درک متقابل پایدار با کشورهای اسلامی، مشارکت نیروهای مسلح روسیه در شکست سازمان تروریستی داعش در سوریه بود، که از قرار معلوم در سال‌های 2014-2015 عملا موفق به ایجاد دولت مستقل در خاک سوریه و عراق، اعلام خلافت و به کنترل گرفتن مساحتی با جمعیت تقریبا 9 میلیون نفر شد. اگر نبود کمک‌های ارتش روسیه برای شکست این گروه وحشتناک، داعش نه تنها قادر به گرفتن دمشق بود، بلکه می‌توانست کشورهای همسایه را نیز تصرف نماید. افراط‌گرایان قطعا به تصرف مکه و مدینه چشم طمع دوخته بودند که این امر می‌توانست به فاجعه‌ای برای کل شرق اسلامی تبدیل شود.   در حال حاضر تقریبا 90 درصد اراضی سوریه از اشغال نیروهای داعش آزاد، و روند حل و فصل سیاسی اگرچه به کندی در آن آغاز شده است. نکته اصلی در از بین بردن کانون تروریسم و غارتگری در سوریه، ایجاد همکاری سازنده بین روسیه، ترکیه و ایران در این موضوعات است. این سه کشور بودند که تلاش‌ها و مساعی برای دستیابی به صلح و ثبات در جمهوری عربی سوریه را رهبری کردند. به خودی خود، این نوع همکاری در ابتدا تا حدی غیر واقعی به نظر می‌رسید، زیرا، ایران و ترکیه در سوریه اهداف یکسانی نداشتند در این صورت، حصول این امر، موفقیت قطعی دیپلماسی روسیه بوده است.   در این میان، گاها برخی دوست دارند این امر را رویداد جدیدی تلقی نمایند، در حالیکه امری دیرینه و فراموش شده است. چطور می‌توان سخنان اسماعیل گاسپرینسکی روشنگر برجسته روسیه را به یاد نیاورد که در طلیعه قرن 20، چنین نگاشته بود: «با خود تصور کنیم که روسیه به طور صادقانه روابط دوستانه‌ای با ترکیه و ایران برقرار می کرد، انعکاس این دوستی از یک سو نسبت به روابط با مصر و تمام جهان عرب، و از سوی دیگر نسبت به افغانستان و جهان هندو-مسلمان، بسیار حساس بود».   اما نکته مهم بعدی در برقراری تعامل روسیه با جهان عرب، توافق با عربستان سعودی و امارات متحده عربی در مورد میزان استخراج نفت است که موجب شد قیمت هر بشکه نفت در حال حاضر به بیش از 70 دلار برسد. چنین چیزی، بازتاب عملی سخنان پوتین در سال 2003 در این باره است که تجمیع پتانسیل‌های روسیه می‌تواند منجر به پیشرفتی جدی در حیات کل سیاره زمین شود. مصر و ترکیه به علت سیل زیاد گردشگران روسی مبالغ هنگفتی دریافت می‌کنند؛ به طوری که کاهش  گردشگران روس، منجر به کاهش قابل توجه درآمد این کشورها می‌شد، و نتیجتا، از سرگیری سفرهای روس‌ها به ترکیه و مصر کمک بزرگی برای این دو کشور بود. امارات متحده عربی نیز یکی از نقاط مورد علاقه شهروندان روسیه برای گذراندن ایام تعطیلات است. در 1 جولای 2018 بین فدراسیون روسیه و امارات متحده عربی اعلامیه مشارکت استراتژیک به امضا رسیده است؛ این امر به وضوح نشان‌دهنده بردار روابط نزدیک مسکو با جهان اسلام است، که روابط با این کشورها هر چه بیشتر دوستانه می‌شود، بر تجربه غنی و ثمربخش همکاری‌های چندجانبه می‌افزاید. در این رابطه، مقاله‌ای که در پایان جولای در روزنامه «عرب نیوز» عربستان منتشر شده قابل ذکر است که در آن آمده است ابوظبی باید به اعضای بریکس با دقت بیشتر و به عنوان جایگزینی برای دستیابی به اهداف تجاری بلندمدت بنگرد. در این خصوص شایان ذکر است که کشورهای مسلمان در واردات انواع غلات از روسیه، پیشگام هستند: مصر 7.58 میلیون تن، ترکیه 6.75 میلیون تن، ایران 2.35 میلیون تن، عربستان سعودی 1، 78 میلیون تن، آذربایجان  1.16 میلیون تن، بنگلادش 1.77 میلیون تن، نیجریه 1.23 میلیون تن، یمن 1.4 میلیون تن، سودان 1.6 میلیون تن لبنان 1.4 میلیون تن و ....   همکاری نظامی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی روسیه با کشورهای جهان اسلام به مرور زمان، و به خصوص با پیچیده شدن روابط روسیه با قدرت‌های غربی، از اهمیت بیشتری هم برخوردار خواهد شد. در اینجا، شاید، باید دو نکته اصلی را متمایز کرد: نخست، رشد سریع جمعیت مسلمانان فدراسیون روسیه، که در آن نرخ تولد در حال حاضر، به ویژه در برخی از جمهوری‌های قفقاز شمالی دو و گاهی اوقات دو و نیم برابر بیشتر از میزان متوسط ​​تولد در سطح کشور است؛ و این به معنای آن است که چنانچه روند کنونی ادامه یابد، پس از 15 سال، روس‌های پیرو اسلام 25 – 30درصد از جمعیت روسیه را تشکیل خواهند داد. ثانیا، در همین حال، ما شاهد رشد قابل ملاحظه ظرفیت‌های اقتصادی بسیاری از کشورهای اسلامی مانند اندونزی و بنگلادش- که به لحاظ جمعیت کشورهای اول و سوم جهان اسلام به شمار می‌آیند- هستیم. تولید ناخالص داخلی اندونزی طی ده سال گذشته تقریبا سه برابر افزایش یافته و در حال حاضر بیش از 1 تریلیون دلار است؛ نرخ رشد آن طی دو سال اخیر بیش از 8 درصد بوده است. تولید ناخالص داخلی بنگلادش نیز طی ده سال گذشته تقریبا پنج برابر شده است و در سال‌های اخیر هم به طور ثابت سالانه 10 درصد افزایش می‌یابد.    در شرایط کنونی سازماندهی مجدد نظم جهانی، اتحادیه‌هایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس اهمیت بیشتری به دست می‌آورند. قابل توجه است که چندین کشور جهان، از جمله کشورهای اسلامی، تمایل خود را برای پیوستن به این سازمان‌ها ابراز کرده‌اند. واردکردن بزرگترین کشور مسلمان یعنی اندونزی، در امور بریکس  می‌توانست پاسخگوی روابط بلندمدت روسیه با کشورهای اسلامی شرق باشد و در این صورت، این اتحادیه معرف تمام تمدن‌های برجسته جهان به غیر تمدن‌های غربی خواهد بود.     بستر لازم برای روابط حسنه بیشتر با جهان اسلام کاملا مطلوب است، زیرا در جهان اسلام، نه تنها تصور مثبتی از روسیه و پوتین دارند، بلکه تحسین زیادی هم از آن به عمل می‌آوردند. این امر مسلما در تباین با این واقعیت است که مسلمانان، به ویژه اعراب، عمدتا سیاست خارجی ترامپ را رد می‌کنند. اخیرا در واشنگتن تحلیلی بر اساس نظرسنجی از 18000 شهروند عرب در کشورهای عربی به چاپ رسیده که بر اساس آن، 87 درصد از پاسخ‌دهندگان نسبت به سیاست آمریکا در رابطه با موضوع فلسطین نگاه منفی دارند( این رقم در سال 2016 -79 درصد بوده است). همچنین 81 درصد از اعراب نسبت به خط مشیء ایالات متحده در سوریه و 82 درصد از آنها نسبت به سیاست این کشور در برابر عراق، نگاه منفی دارند (خاورمیانه، 12/7/2018).   با این همه، بعید است که بتوان به طور کامل نظر میخائیل دیلیاگین تحلیلگر سیاسی معروف روسیه را پذیرفت. وی عقیده دارد که «طی 30 سال آینده تغییر اتحادیه اروپا به خلافت اروپا اجتناب‌ناپذیر است. از این رو، روسیه باید همراه با حمایت از نیروهای محافظه‌کار و وطن‌پرست دوست در اروپا، به طور سیستماتیک کادرهای مدیریتی را برای خلافت آینده مهیا نماید. این امر امکان ایجاد «آسانسور اجتماعی» استراتژیک برای مهاجران آسیای مرکزی (با تضعیف تنش‌های مرتبط با آن در روسیه و تا حدی با احیای نفوذ در آسیای مرکزی و جهان اسلام به طور کلی) و تضمین حفظ دستاوردهای فرهنگ اروپایی را (ازجمله، حساسیت به فن‌آوری و تفکر انتزاعی) پس از اصلاح قومی مذهبی آن فراهم می‌آورد.»   با این حال، دیلیاگین قطعا درباره احساس تعهد 40-50 میلیون مسلمانی که در اروپا زندگی می‌کنند و خواهان ادغام شدن در جوامع اروپای غربی نیستند و ترجیح می‌دهند هویت خود را حفظ کنند، محق است. لذا می‌توان با اظهارات برخی از دانشمندان علوم سیاسی لبنان که معتقدند مسائل اروپا با جهان اسلام تازه شروع شده، موافق بود (در اینجا این اعمال صرفا به اقدامات تروریستی اپیزودیک و غرق شدن کشتی‌های مهاجران در دریای مدیترانه محدود نمی‌شود).   ظاهرا وقت آن فرارسیده که روسیه به روابط  خود با جهان اسلام ماهیت سیستماتیک‌تری بدهد. در سال 2003،  ابتکار شخصی ولادیمیر پوتین برای واردکردن روسیه در سازمان همکاری اسلامی نقش مهمی در شکل‌گیری خودآگاهی مسلمانان روسیه و همینطور در توسعه همکاری‌های چندجانبه با کشورهای مسلمان ایفا کرد.   تحقق این خط مشیء به کار چندجانبه گروه بینش راهبردی «روسیه -جهان اسلام» تبدیل شد که تحت رهبری رستم نورگالییویچ مینیخانُف رئیس جمهور تاتارستان قرار دارد (این گروه در سال 2018، به موقعیت سازمان غیردولتی مشورتی در سازمان ملل متحد دست یافت).   در پایان ماه جولای سال جاری، رییس جمهور روسیه، در سفر به آفریقای جنوبی، بررسی ایده تدارک اجلاس روسیه با کشورهای آفریقایی را اعلام کرد. بد نیست اشاره شود که در میان 57 عضو سازمان همکاری اسلامی، 27  کشور از کشورهای آفریقایی هستند.     نویسنده: ونیامین پوپُف، مدیر مرکز همکاری تمدن‌ها و مدیر انستیتوی مطالعات بین‌المللی   منبع: گروه بینش راهبردی روسیه-جهان اسلام   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته رشته مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران       «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> فرهنگ و هنر Sun, 21 Oct 2018 03:13:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3748/روابط-روسیه-کشورهای-اسلامی «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3744/1/مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) روز شنبه، 31 شهریور 1397، نشستی تخصصی با هماهنگی جامعه المصطفی با عنوان «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» با حضور اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس، کارشناسان ارشد مسائل منطقه و پژوهشگرانی از کشور روسیه برگزار کرد. در این نشست که با مدیریت جناب آقای سید حسین طباطبایی، رئیس اداره اروپای شرقی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد و دکتر حسن عسگری، معاون پژوهشی جامعه المصطفی نمایندگی تهران، دکتر محمدرضا کلان فریبایی معاون بین الملل جامعه المصطفی نمایندگی تهران و دکتر داوود کیانی رئیس موسسه ایراس به عنوان میزبانان این برنامه حضور داشتند، خانم دکتر زینب محمدی، با موضوع (اسلام در روسیه معاصر)، دکتر اصغر گاتین (مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در حال و گذشته)، دکتر حسین زرینی (گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز)، دکتر یکاترینا بلیکوا (وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه)، دکتر سیده مطهره حسینی (وضعیت شیعیان روسیه) و دکتر روسلان آقایف (شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی) به سخنرانی پرداختند.   خانم دکتر زینب محمدی (عضو هیات علمی و استادیار زبان و ادبیات روسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران-شمال) اسلام در روسیه معاصر در شرایط جدید بین‌المللی نزدیکی به جهان اسلام برای روسیه حائز اهمیت است. به گفته پاپف مدیر مرکز همکاری تمدن‌ها، همکاری روسیه با کشورهای اسلامی افزایش یافته است، روسیه نه تنها خود را بخشی از جهان مسیحیت ارتدوکس بلکه بخشی از جهان اسلام می‌داند، چراکه بیش از 20 میلیون مسلمان در این کشور زندگی می‌کنند. اسلام در روسیه در میان نزدیک به 40 قوم و در تمامی نقاط این کشور رواج دارد. جمعیت مسلمانان در قفقاز شمالی، اورال و سیبری غربی بیش از سایر مناطق است. آنها اغلب در 9 جمهوری آدیغه، باشقیرستان، اینگوشتیا، داغستان، کاباردینو بالکاریا، چرکسیا، اوستیای شمالی، تاتارستان و چچن سکونت دارند. مسلمانان در سال 1937 (دوران شوروی) حدود 5.9 درصد از جمعیت روسیه را تشکیل می‌دادند اما در سال 1994، شمار آنها به 8 درصد رسید.  در حال حاضر به نظر کارشناسان شمار مسلمانان روسیه حدود 12 -20 میلیون است که 8-12 درصد از جمعیت روسیه را تشکیل می‌دهند. پیش‌بینی می‌شود که در سال 2030 تعداد مسلمانان روسیه به 30 میلیون نفر افزایش یابد.   اکثریت مسلمان روسیه از فرقه حنفی هستند که به تکامل شخصیت، انطباق‌پذیری و همزیستی در کنار دیگر ادیان قائل هستند. امروزه به نظر می‌رسد دو نوع اسلام در روسیه وجود دارد. از یک سو اسلام سنتی (پیروان حضرت محمد (ص)) و از سوی دیگر وهابیت. همچنین بین روحانیت روسی روابط چندان خوبی حاکم نیست. چرا که هر یک از آنها خواهان استقلال به خصوص به لحاظ مالی است. افزون بر این، روسیه با مسائل مربوط به تروریسم جهانی و اسلام‌هراسی نیز دست به گریبان است. در این باره سخنی رایج است مبنی براین که اسلام اروپا را نجات می‌دهد اما اسلام‌هراسی روسیه را نابود می‌کند. مسلمانان روسیه در گذشته و حال از مرکز دینی واحدی برخوردار نبودند، به طوری که در حال حاضر بیش از 40 اداره مستقل روحانیت وجود دارد که همین امر به پیدایش مشکلات و مسائل گوناگون می‌انجامد. در حوزه فعالیت‌های فرهنگی اسلامی در روسیه، در سال 2011 برای اولین بار شبکه تلویزیونی مسلمانان به زبان عربی افتتاح شد. در سال 2015 فیلمی به نام «اورازا بایرام» توسط یکی از شبکه‌های تلویزیونی روسیه ساخته شد که جشن عید فطر در روسیه را به تصویر کشیده است.    در فدراسیون روسیه امروز، بیش از 60 نمایندگی از کشورهای گوناگون در روسیه فعالیت دارند که با مسلمانان روسیه همکاری می‌کنند. سیستم آموزش اسلامی در روسیه نیز در گذشته اغلب از طریق عربستان سعودی، ترکیه و کشورهایی که بیشتر اسلام سیاسی را وارد روسیه کردند هدایت می‌شد؛ اما امروزه خود دولت روسیه برای برنامه‌ریزی درسی و تدوین کتب آموزشی علوم اسلامی به دانشگاه‌های اسلامی این کشور کمک می‌کند. در حال حاضر امکان فراگیری تحصیلات ابتدایی دینی در مکتب‌ها و مدارس وجود دارد. در روسیه‌ی امروز بیش از 100 مرکز آموزشی علوم اسلامی وجود دارد. معروفترین دانشکده اسلامی در روسیه، دانشکده اسلامی قازان است. علاوه بر این، می‌توان از دانشگاه اسلامی مسکو، دانشکده اسلامی مسکو، دانشگاه اسلامی داغستان در ماخاچ قلعه و مدرسه محمدیه نام برد. در سال‌های اخیر گرویدن به اسلام نه تنها در میان روس‌ها بلکه در میان سایر اقوام ساکن در روسیه افزایش یافته است. به گفته یک اسلام‌شناس اسلاوهایی که در 15 سال اخیر به اسلام روی آوردند حدود 10 هزار نفر هستند و از این میان، از هر ده نفر یکی اسلام سنتی را پذیرفته و 9 نفر دیگر بواسطه وهابیت مسلمان شده‌اند. اگر در امپراطوری روسیه 12 هزار مسجد وجود داشت در دوره شوروی و نزدیک به زمان فروپاشی این تعداد به 870 مسجد کاهش یافت. البته کلیساها نیز به همین سرنوشت دچار شده بودند، در حالی که در سال 2006 این تعداد به 8000 مسجد رسید که افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد.   در مجموع باید گفت، اسلام در روسیه ماهیت ضدونقیضی دارد. ماهیت مثبت آن به پویایی و گسترش اسلام برای تعلیم و تربیت دینی بر می‌گردد. به طوری که اسلام در روسیه همانند سایر ادیان جهانی، به عنوان یک دین سنتی به افزایش  ثبات در کشور، تحکیم نهاد خانواده و تقویت ارزش‌های انسانی کمک می‌کند. اما ماهیت اجتماعی منفی آن حضور اسلام سیاسی در روسیه است.   آقای دکتر اصغر گاتین (دانشیار دانشگاه فدرال کازان) مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در گذشته و حال علت اینکه امروزه علاقه به پژوهش در حوزه اسلام‌شناسی در روسیه فزونی یافته، تنها به شمار بالای مسلمانان در روسیه بر نمی‌گردد بلکه به این واقعیت مربوط است که روسیه در پی گسترش روابط خود با کشورهای مسلمان نیز هست. اسلام‌شناسی در حومه ولگا و دیگر مناطق را می‌توان به سه مرحله تقسیم‌بندی کرد. مرحله نخست از اغاز قرن هجدهم تا اغاز قرن بیستم: مرحله بعدی: دوره شوروی و مرحله نهایی دوره معاصر. در دوره پیش از انقلاب اکتبر، عملا  اسلام‌شناسی در روسیه، اسلام‌شناسی عملی بود و در واقع اسلام‌شناسی در توصیف زندگی مسلمانان برای شیوه‌های حاکمیت بر آنها خلاصه می‌شد. در دوره شوروی هدف دیگری  مد نظر قرار گرفت. در این دوره  هدف اسلام‌شناسی بیشتر انتقادی و برای این بود که ثابت کند که اسلام دین برحقی نیست. مرحله جدید از  1989 آغاز می‌شود. در این سال برای نخستین بار اجازه داده شد سالروز ورود اسلام به حومه اورال جشن گرفته شود و اولین کنفرانس به مناسب هزارمین سال ورود اسلام به این منطقه برگزار شد. در دهه 90 به مسلمانان سایر مناطق و اسلام‌پژوهی در میان سایر اقوام از جمله تاتارها و باشقیرها توجه شذ. شهاب‌الدین مرجانی یکی از نخستین کسانی بود که بسیار دقیق به این حوزه پرداخته است. همچنین فخرالدین افخم که از مفتیان نام‌آور زمان شوروی بود. از سال 2000 به بعد آثار علمی‌ای به تحریر درآمدند که به یکسان‌سازی و وحدت مسلمانان در حومه ولگا پرداختند. در واقع تمرکزشان بر مناطقی بود که تاتارها و باشقیرها با هم در آن سکونت داشتند و تاتارستان و باشقیرستان را به طور مجزا در نظر نمی‌گرفتند. برخی از این پژوهش‌ها به بررسی وضعیت اقتصادی و احتماعی و معنوی مسلمانان در قرون وسطی پرداخته‌اند که به تاریخ خانات قازان و خانات حومه ولگا اشاره دارند. سمت و سوی دیگر تحقیقات متوجه متکلمان اسلامی و عقاید آنها بوده است. بخش دیگر کارها به این امر می‌پردازند که مسلمانان و تفکر اسلامی چگونه در حومه ولگا و اطراف آن گسترش یافته‌اند. اما جهت‌گیری بعدی تحقیقات که برای ما بسیار مهم است و به کمک دانشمندان ایرانی نیاز داریم بررسی سازمان‌های اسلامی و ارگان‌های اسلامی مثل دانشگاه‌ها، نظام اموزشی، فعالیت مراجع دینی و صدور فتواها مد نظر است. در این رابطه، کارهای زیادی در خصوص نقد شیعه جعفری انجام شده است. برای ما حائز اهمیت است که دانشمندان ما بر چه اساسی و با استناد به چه مطالبی این نقدها را بر شیعه جعفری نگاشته‌اند و به همین دلیل باید اطلاعاتی را هم از این سو در اختیار داشته باشیم. همچنین در سال‌های اخیر از جانب ما توجه زیادی به مسئله تصوف و صوفیزم در آسیای مرکزی، قفقاز و حومه ولگا معطوف شده است. در این مورد ما پتانسیل بالایی برای همکاری با ایران داریم. زیرا بسیاری از آثار اهل تصوف به زبان فارسی نگاشته شده‌اند و حتی بسیاری از صوفی‌های تاتار، آثار خود را به فارسی نوشته‌اند.   آقای دکتر حسین زرینی گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز ایشان سخنرانی خود را بر اساس دانشنامه ادب فارسی در قفقاز ارائه دادند. «منطقه قفقاز در منابع فارسی به جبل‌الالسن معروف است. چون اقوام مختلف به زبان‌های گوناگون صحبت می‌کنند. حتی زبان روستاهای مجاور با هم فرق دارد. راجع به اهمیت شعرای قفقاز می‌توان به مکتب ادبی آذربایجان یا اران اشاره کرد. این مکتب بین مکتب خراسانی و عراقی است. مهمترین شعرای آن نظامی گنجوی و خاقانی شروانی هستند. نظامی نفر اول در داستان‌سرایی فارسی و خاقانی شروانی نفر اول در قصیده‌سرایی فارسی است. این شاعر به حسان‌العجم معروف است. حسان یک شاعر عرب بود که در مدح پیامبر اسلام اشعار زیادی سروده بود و چون خاقانی شروانی نیز درباره پیامبر اشعار زیادی به فارسی سروده به حسان‌العجم معروف شده است. در منطقه قفقاز نزدیک به 230 نفر بودند که به فارسی شعر سروده‌اند. فکر نمی‌کنم حتی در استان فارس این تعداد شاعر فارسی‌گوی وجود داشته باشند. این امر بیانگر اهمیت زبان فارسی در منطقه قفقاز است. همه می‌دانند کسی که شعر می‌سراید باید دانش فراتری از آن زبان داشته باشد. اولین شعرای فارسی‌گوی در قفقاز در سده‌ی چهاردهم م. ظهور یافتند و به ترتیب فراوانی، بیشتر در قره‌باغ، شروان. گنجه، گرجستان (تفلیس)، باکو، داغستان، دربند، چرکس، لنکران، نخجوان و شمکور سکونت داشتند. ضمنا حضور شاعران فارسی‌گوی تا زمان جداشدن قفقاز از ایران، در این منطقه مشهود است؛ یعنی در تمام سده‌هایی که زبان فارسی، زبان اول علمی و فرهنگی در منطقه قفقاز بوده است».   خانم دکتر ناتالیا برونکُوا (ترک‌شناس و عضو هیات علمی انستیتوی گورکی و انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه) وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه ایشان ابتدا بر اساس محتوای یکی از کتاب‌های خود به تاریخ سفر حج از روسیه اشاره کردند و سپس به ارائه توضیحات کلی درباره کتاب دوم به نام «انسان بر منبر» پرداختند. «شروع سفر حج در بین مسلمانان روسیه به بازه‌ی زمانی اواخر قرن 19و اوایل قرن20 مربوط می‌شود. مسلمانان روسیه سه مسیر اصلی را به سمت مکه و مدینه در پیش می‌گرفتند. اولین و مهمترین مسیر از شمال قفقاز و  ایران می‌گذرد. البته مسلمانان شیعه روسیه علاوه بر مکه و مدینه به دیگر شهرهای مقدس برای شیعیان هم می‌رفتند. در مسیر بعدی  زائران از شهرهای کرمانشاه و خانیکی می‌گذشتند، از کاظمین و کربلا و  نجف عبور می‌کردند و از طریق صحرای عرب به مکه و مدینه می‌رسیدند. بر اساس منابع موجود بین کشورهایی که زائران از آن عبور می‌کردند بیشترین شیعیان به ترتیب از هند، ایران و اراضی قفقاز بودند. اما مقصد اصلی شیعیان روسیه عبارت بودند از تبریز، اردبیل، خوی، انزلی و بارفروش (بابل). سپس از تبریز به کرمانشاه؛ اردبیل به زنجان- همدان- کرمانشاه؛ از خوی به تبریز –کرمانشاه؛ از بارفروش به تهران- قم – کرمانشاه و از انزلی به کرماشاه.  این پنج مسیر مسیرهایی بودند که زائران از آنجا رهسپار مکه و مدینه می‌شدند. مسلمانان اهل سنت روسیه نیز از شهرهای سمرقند، بخارا به افغانستان می رفتند و از انجاغ به پیشاور و بمبئی و سپس به جانب مکه و مدینه حرکت می‌کردند. مسیر دیگری که برای رفتن به حج بر می‌گزیدند و مسیر بسیار مورد علاقه‌ای هم بود از بنادر دریای سیاه و استانبول می‌گذشت».   دکتر برونکوا در خصوص کتاب انسان و منبر که با حمایت مالی بنیاد مطالعات اسلامی به چاپ رسیده و برنده جایزه بنیاد هم شده است، خاطرنشان کرد که در این کتاب به بزرگان اسلام، افرادی همچون سلطان خلیف، دانشمندان و علمای اسلامی، بررسی تصویر جمال‌الدین افغانی در آثار ترکی، بررسی چهره‌هایی از شیوخ صوفیه و مفهوم امام (البته نه مفهوم رایج در اندیشه شیعی، بلکه در معنای مشابه با امامان جمعه) پرداخته‌اند و در پایان علاقمندی مجموعه انستیتوی شرق‌شناسی را برای همکاری با دایره‌المعارف اسلامی ایران ابراز نمودند.        دکتر سیده مطهره حسینی (استادیار دانشگاه پیام نور) وضعیت شیعیان روسیه شیعیان از کوچکترین اقلیت‌های ساکن در قفقاز شمالی و روسیه به شمار می‌آیند و بیشتر آنان آذری هستند. تعداد ایرانی‌های شیعه در روسیه اندک است. در حالی که در قرن 18 اکثر شیعیان روسیه ایرانی بودند اما از اواخر قرن 19 که آذری‌ها شروع به مهاجرت به روسیه کردند تعداد شیعیان آذری در روسیه افزایش یافت. طبیعتا چون آذری‌ها مهاجر هستند پایگاه اجتماعی قوی ندارند یعنی تحصیلکرده نیستند و در مشاغل مهمی فعالیت ندارند. تعدادی از ایرانی‌های ساکن روسیه اغلب در داغستان، و برخی دیگر در مسکو و سن‌پتربورگ زندگی می‌کنند. در حال حاضر بیشتر شیعیان روسیه در مسکو و سن پتربورگ ساکن هستند. تا قرن 18 فعالیت ایران در روسیه بسیار زیاد بود، به طوری که بین 50 تا 100 نفر از ایرانیان تنها برای سفارت ایران کار می‌کردند. در حال حاضر، تعداد شیعیان روسیه را از 600 هزار نفر تا 3 میلیون نفر برآورد کرده‌اند. از این تعداد، حدود چند ده هزار نفر در مسکو و سن‌پتربورگ سکونت دارند. البته پیروان این آیین، علاوه بر این، در میان لزگی‌ها، تات‌ها و برخی اقوام دیگر که اطلاع دقیقی از شمار آنان در دست نیست هم دیده می‌شوند.   نکته دیگر در مورد شیعیان روسیه این است که شیعیان آذری چندان به دنبال شیعه گری نبوده و بیشتر فعالیت اقتصادی خود را دنبال می‌کنند. اما شیعیان ایرانی و یا طرفدار ایران در روسیه از آنجایی که بودجه‌شان را از دولت می‌گیرند و نگاه فرهنگی سیاسی دارند، رویکردشان دینی است. ضمنا 90 درصد نوآیین‌هایی که در مسکو و سن‌پتربورگ به اسلام می‌گروند، شیعه هستند.   روسلان آقایف (استاد دانشگاه اوستیای شمالی- از شهر ولادی قفقاز) شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی اوستیایی‌ها ملتی هستند که زبانشان جزء زبان‌های ایرانی بوده است. این زبان در دوره زبان پهلوی - از زبان‌های باستانی ایران- از زبان فارسی جدا شد. نام قومیت اوستی در واقع ایرون است. این پیوند به گونه‌ای است که اگر کسی به زبان ادبی فارسی صحبت کند، کسی که به خوبی با زبان ادبی اوستی آشناست می‌تواند 20 تا 30 درصد مفهوم را دریابد.   اسلام در دوره‌های مختلف به اوستیای شمالی راه یافته است. بخش غربی اوستیا، تحت تاثیر کابارردینو بالکاریا به اسلام گرویده که مذهب حنفی دارند. اما بخش شرقی اوستیا، شافعی هستند. از اوایل قرن 19 حضور ایرانیان و ایرانی‌تباران در اوستیا پررنگ‌تر می‌شود. داده‌های اسناد آرشیوی حاکی از آن است که در اوستیا شیعیان را ایرانی می‌دانستند. در واقع شیعیان اوستیا ایرانی بودند. البته این افراد به دو دسته تقسیم می‌شدند: شیعیان فارسی‌زبان ایرانی و شیعیان فارسی‌زبانی که از آذربایجان آمده بودند و تحت لوای روسیه قرار داشتند. بر اساس تحقیقات میدانی و گفتگو با نسل‌های دوم و سوم ایرانیانی که در میانه سده نوزدهم از ایران به اوستیا آمده بودند مشخص شد مشکلات و مسائل اقتصادی که در نتیجه جنگ ایران و روسیه به وجود آمده بود و همچنین وضعیت نابسامان اقتصادی ایران، علت اصلی مهاجرت این ایرانی‌تباران اوستیایی به روسیه بوده است. همانطور که می‌دانید عهدنامه ترکمنچای از دو بخش سیاسی و اقتصادی تشکیل می‌شد. بواسطه بخش اقتصادی آن ایرانی‌تبارها هم می‌توانستند همچون روس‌تبارها اجازه تجارت و فعالیت اقتصادی را به دست آوردند که این موضوع موجب ترغیب ایرانیان برای مهاجرت به این منطقه شد.   در اوستیا اولین مسجد در سال 1853 اختصاصا برای نظامیان تاتار و باشقیری که در اوستیا حضور داشتند، احداث گردید. آنها همچنین روحانی نظامی خودشان را داشتند. مسلمانان ولادی قفقاز نیز به این مسجد که بنایی با ابعاد کوجک و با سازه‌های چوبی بود، مراجعه می‌کردند. حوالی سال‌های 1868- 1869 بود که تعداد ایرانی‌تبارهای اوستیا به 1000 نفر رسید؛ در این هنگام ایرانی‌تبارها با فزونی‌یافتن جمعبتشان، با مراجعه به استاندار  منطقه که ملیکف نام داشت خواستار ارائه زمینی برای ساخت مسجدی (برای ایرانیان) شدند. به کمک دکتر رضوانفر و از روی نوشته‌ای که بر روی سردرب مسجد به فارسی نقش بسته بود، متوجه شدیم کار ساخت این مسجد طی سه الی چهار سال با حمایت استانداری تفلیس و حمایت مالی ایرانی‌تبارهای ولادی قفقاز به اتمام رسید. شایان ذکر است که این مسجد همچنان برقرار است. افزون بر این، با افزایش تعداد ایرانی‌تبارها در این منطقه، کنسولگری شاه ایران در تفلیس شروع به حمایت از آنها کرد و جهت تسهیل امور آنها کنسولگری شاه ایران در ولادی قفقاز تاسیس گردید که تا یک سال بعد از انقلاب اکتبر نیز دایر بود. تهیه و تنظیم گزارش: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران انتهای گزارش.   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 05 Oct 2018 19:27:20 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3744/1/مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه برگزاری نشست تخصصی «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3739/برگزاری-نشست-تخصصی-مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در روز شنبه، 31 شهریور 1397، از ساعت 15:00 تا 17:00 نشستی تخصصی با عنوان «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» با حضور اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس، کارشناسان ارشد مسائل منطقه و پژوهشگرانی از کشور روسیه برگزار می کند. سخنرانان اصلی این نشست و موضوعات مورد بحث بدین شرح است: 1- دکتر زینب محمدی (اسلام در روسیه معاصر) 2- دکتر بهرام امیراحمدیان (روابط فرهنگی ایران و روسیه) 3- دکتر سیده مطهره حسینی (وضعیت شیعیان روسیه) 4- دکتر حسین زرینی (گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز) 5- دکتر اصغر گاتین (مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در حال و گذشته) 6- دکتر یکاترینا بلیکوا (وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه) 7- دکتر روسلان آقایف (شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی) 8- دکتر ناتالیا برنکووا (رویکرد فعالیت سیاسی شیعه در لبنان) مدیر نشست: جناب آقای سید حسین طباطبایی، رئیس اداره اروپای شرقی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وابسته پیشین فرهنگی سفارت ایران در روسیه در پایان این نشست تخصصی، جلسه پرسش و پاسخ برگزار خواهد شد. با توجه به محدودیت فضا و حضور اساتید حوزه اوراسیا، خواهشمند است برای شرکت در این نشست، از قبل، با تماس از طریق شماره های 88792496 یا 88770586 هماهنگی نمایید.   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 17 Sep 2018 18:43:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3739/برگزاری-نشست-تخصصی-مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه وضعیت آموزش زبان روسی در ایران http://www.iras.ir/fa/doc/report/3718/وضعیت-آموزش-زبان-روسی-ایران همسایگی ایران با کشور روسیه و روابط دیرینه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با این کشور و توان بالای علمی دانشگاه‌ های روسی زبان، بخصوص در رشته‌های علوم‌ انسانی و فنی، جایگاه زبان روسی در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و در نهایت ادبیات غنی زبان روسی موجب تأسیس رشته زبان روسی در ایران شده است. در حال حاضر 10 کرسی زبان روسی در دانشگاه های ایران از جمله پنج کرسی زبان روسی در تهران مشغول به کار هستند و کرسی زبان روسی در دانشگاه بجنورد آخرین آنها خواهد بود. علاوه بر دانشگاه ها مراکز دیگری هم به آموزش زبان روسی می پردازند. به طور کلی می توان گفت مراکز آموزش زبان روسی در ایران عبارتند از:   1. دانشگاه‌ها   2. بنیادهای روسی دایر در دانشگاه‌ها   3. انجمن های علمی و ادبی وابسته به دانشگاه ها   4. مراکز آموزشی آزاد و آموزشگاه های خصوصی   علاوه بر این، تعدادی از دانشگاه‌های نظامی برای برخی از دانشجویان خود و همچنین تعدادی از نهادهای دولتی بخصوص نهادهای استراتژیک برای برخی از کارمندان خود برحسب ضرورت، دوره‌های آشنایی و یا ارتقاء آموزش زبان روسی برگزار می کنند که البته اطلاعات موثقی دراین باره در دست نیست. در ادامه اطلاعاتی در خصوص مراکز آموزش زبان روسی در ایران (بیشتر مراکز دانشگاهی) ارائه می شود که بر حسب اطلاعات مندرج در سایت رسمی آنها تنظیم شده است.   آموزش زبان روسی در دانشگاه ها   1. دانشگاه تهران   الف) دانشکده زبان‌های خارجه با توجه به گسترش روابط روزافزون دو کشور (جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدراتیو روسیه) در زمینه های مختلف علمی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین با توجه به غنای زبان و ادبیات روسی و اهمیت مکاتب نظری زبان شناسی روسی در جهان، ضرورت راه اندازی رشته زبان روسی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و با گرایش های مترجمی، ادبیات و آموزش زبان بیش از پیش آشکار می گردد. هدف از تأسیس این گروه آموزشی، تربیت افراد واجد صلاحیت برای تدریس زبان و ادبیات روسی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، برآوردن نیازهای جامعه از نظر نیروی انسانی متخصص در زمینه تحقیق در مسائل زبان و آموزشی زبان روسی، ترجمه متون مختلف روسی به فارسی و بالعکس و... می باشد.   گروه زبان روسی در دانشگاه تهران که فعالیت آموزشی خود را هم زمان با تأسیس دانشگاه تهران آغاز کرده است، هم اکنون در مقطع کارشناسی در دو گرایش "زبان و ادبیات روسی" و "مترجمی زبان روسی" دانشجو می پذیرد. از سال 1380 پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد، در دو گرایش "آموزش زبان" و "زبان و ادبیات روسی" نیز آغاز شد. برای اولین بار در ایران از سال 1387 رشته "آموزش زبان روسی" در مقطع دکتری پذیرای دانشجو بوده است.   ب) دانشکده مطالعات جهان این زبان برای دانشجویان گرایش مطالعات روسيه، آسیای میانه و قفقاز ارائه می شود. ضمنا بسیاری از اساتید این گروه از فارغ التحصیلان دانشگاه های روسیه بوده و بیشتر واحدهای درسی در این دانشکده به زبان روسی ارائه می شود. این گروه توسط دکتر مهدی سنایی تاسیس شد و ایشان طی ۶ سال مدیریت گروه را به عهده داشت.   ج) دانشکده ادبیات این زبان در 6 واحد درسی برای دانشجویان کرایش تاریخ آسیای مرکزی و قفقاز در مقطع ارشد ارائه می شود.   د) دانشکده حقوق و علوم سیاسی  این زبان برای دانشجویان گرایش آسیای مرکزی و قفقاز  در مقطع ارشد و دکتری ارائه می شود.   2. دانشگاه آزاد واحد تهران شمال الف) کارشناسی مترجمی زبان روسی: گروه مترجمی زبان روسی در سال ۱۳۶۶ فعالیت خود را آغاز نمود. جهت گیری این گروه از آغاز به سمت پاسخگویی به نیازهای بازار کار ایران از نظر تأمین مترجم زبان روسی بوده است. دوره ی اصلی آموزش شامل هشت نیمسال است که به طور عادی در عرض چهار سال گذرانده می شود. اما با توجّه به تدریس نشدن زبان روسی در مدارس ایران و آشنایی بسیار اندک و یا عدم آشناییِ دانشجویان تازه وارد با زبان روسی، از آغاز در برنامه ی گروه برگزاری دوره ی پیش دانشگاهی گنجانده شده بود. دوره ی یادشده از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۷۹ در دو نیمسال و هر نیمسال ۱۶ واحد درسی برگزار می شد، اما از نیمسال اوّل سال ۱۳۷۹ که سرفصل مترجمی زبان روسی وزارت علوم به تصویب رسید، دوره ی پیش دانشگاهی تنها در یک نیمسال به میزان ۱۶ واحد درسی برگزار می-شود. تعداد واحدهای تخصصی در این رشته ۱۱۷واحد و واحدهای عمومی ۲۲واحد است.   ب) کارشناسی ارشد آموزش زبان روسی: رشته ی آموزش زبان روسی در مقطع کارشناسی ارشد از مهرماه سال ۱۳۹۵در واحد تهران شمال دانشگاه آزاد راه اندازی شد. در این رشته کلیه ی درس ها مطابق سرفصل مصوّب وزارت علوم ارائه می شود. البتّه در گزینش درس های انتخابی نگاه کاربردی و نیز هماهنگی با عنوان رشته بیشتر مد نظر بوده است. از این رو در هر دوره درس های انتخابی مانند «ترجمه ی متون اسلامی» (از فارسی به روسی که در حوزه ی متون اسلامی بیشتر مورد نیاز است) و «روان شناسی زبان» (با رویکرد روان شناسی زبان در آموزش زبان که از پایه های آموزش است) ارائه می شود.   پ) هیئت علمی گروه: در حال حاضر گروه دارای پنج عضو هیئت علمی است که از این میان چهار نفر دارای مدرک دکترا (با درجه ی استادیاری) و یک نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد (دانشجوی دکترا) و درجه ی مربّی می‌باشند. استادان گروه تا کنون مطالب ارزنده ای درباره ی زبان و ادبیات روسی، روش آموزش زبان و ادبیات روسی، ترجمه های گوناگون و نتایج پژوهش های خود را منتشر نموده و به گونه ی مداوم به این نوع فعالیت ها ادامه می دهند. جدا از آن، اعضای هیئت علمی گروه با ارائه ی سخنرانی چه در کنفرانس ها و سمینارهای داخلی و چه در کنفرانس‌های خارج از کشور، سهم چشم گیری در ارتقاء امر ترجمه از زبان روسی و  به زبان روسی و نیز آموزش این زبان در ایران داشته اند.   ث) دانشجویان و دانش آموختگان گروه: از آغاز فعالیت گروه تا سال تحصیلی ۱۳۹۶- ۱۳۹۷حدود ۲۱۰۰ دانشجو وارد این گروه شده و از این تعداد نزدیک به ۱۴۰۰ تن فارغ التّحصیل شده اند. از زمان گشایش مقطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته های آموزش زبان روسی، ادبیات روسی و نیز مطالعات روسیه در دانشگاه های تهران و تربیت مدرّس تقریباً هر سال تعدادی از پذیرفته شدگان دانشگاه های یادشده از دانش آموختگان گروه مترجمی زبان روسی دانشگاه آزاد اسلامی بوده اند که بعضاً با جذب در هیئت علمی دانشگاه های دولتی به کار تدریس زبان روسی پرداخته اند. دانش آموختگان گروه همچنین به عنوان مترجم در وزارت امور خارجه، نهادهای نظامی، مؤسسات پ‍‍ژوهشی و شرکت های خصوصی فعالیت دارند.   3. دانشگاه تربیت مدرس گروه زبان روسی دانشگاه تربيت مدرس در سال 1379 با 2 عضو هیات‌علمی ثابت تاسیس و در سال 1380 با پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسی‌ارشد و برای اولين بار در ايران، آغاز به‌كار نمود. هم اكنون اين گروه در مقطع كارشناسی‌ارشد و دکترا در گرايش آموزش زبان روسی دانشجو می‌پذيرد. از سال 1380 تا كنون گروه زبان روسی سالانه به طور متوسط 8 دانشجو در مقطع کارشناسی‌ارشد روزانه اقدام به پذيرش كرده است كه سعی شده همه آن‌ها به موقع از پايان‌نامه‌های خود دفاع نمايند. اين گروه از سال 1387 در دوره شبانه کارشناسی‌ارشد سالانه 8 دانشجو می‌پذیرد. از سال 1392 با پذیرش سالانه به طور متوسط 4 دانشجو در مقطع دکترا در گرایش آموزش زبان روسی فعالیت گروه توسعه نموده است. در حال حاضر گروه زبان روسی دانشگاه تربيت مدرس با 5 عضو هیأت‌علمی ثابت دارای 45 دانشجو در مقطع كارشناسی‌ارشد و 20 دانشجو در مقطع دكتری می‌باشد و تاكنون بیش از 100 نفر در مقطع كارشناسی‌ارشد از اين گروه فارغ التحصيل شده‌اند.   4. دانشگاه مازندران دانشگاه مازندران نیز دانشگاهی است که از سال های قبل در رشته مترجمی زبان روسی در مقطع کارشناسی دانشجوی می پذیرد.   5. دانشگاه فردوسی مشهد  گروه آموزش زبان روسی در دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان بزرگ ترین دانشگاه شمال شرق کشور پس از کسب مجور از شورای گسترش آموزش عالی و تامین کادر علمی در بهمن ماه سال 1383 با پذیرش 20 نفر دانشجوی کارشناسی با گرایش مترجمی رسما فعالیت خود را آغاز نمود. در راستای تقویت توان علمی دانشجویان و اعضای هیات علمی گروه این دانشگاه اقدامات قابل توجهی در زمینه خرید کتب ، منابع آموزشی و کمک آموزشی از روسیه نموده است، به شکلی که کتابخانه این دانشکده غنی ترین مجموعه آموزشی را در سطح کشور داراست. لازم به ذکر است که کلیه کتاب ها و منابع موجود از جدیدترین و به روزترین منابع آموزشی در روسیه می باشد. این گروه آموزشی مجهز به آزمایشگاه زبان با سیستم پیشرفته و دارای قابلیت برگزاری آزمون های کتبی و شفاهی در سطح بین المللی است.   کادر علمی این گروه آموزشی را بهترین و قوی ترین فارغ التحصیلان دانشگاه های داخل و خارج از کشور تشکیل داده اند. اعضای هیت علمی این گروه علاوه بر حضور فعال و ارائه مقالات در مجامع علمی داخلی و خارجی کشور تعداد قابل توجهی مقالات علمی پژوهشی و کتب علمی و آموزشی منتشر نموده اند.   در حال حاضر تعداد 110 دانشجوی کارشناسی با گرایش زبان و ادبیات روسی مشغول به تحصیل می باشند. درصد پذیرفته شدگان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه تهران و تربیت مدرس از میان دانش آموختگان این گروه بسیار قابل توجه می باشد.   از مهمترین فعالیت های گروه روسی دانشگاه فردوسی مشهد انعقاد تفاهم نامه با "بنیاد روسکی میر" روسیه در سال 1391 است و نتیجه این تفاهم نامه افتتاح تنها اتاق زبان روسی کشور در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. در قالب این تفاهم نامه منابع آموزشی و کمک آموزشی زبان و ادبیات روسی بطور رایگان در اختیار گروه قرار می گیرد.   گروه زبان روسی به منظور آموزش عمومی زبان روسی به علاقه مندان و متقاضیان خارج از دانشگاه خدمات لازم را از طریق کالج دانشگاه فردوسی مشهد ارائه نموده و بسته های آموزشی مناسب گروه های مختلف ارائه می نماید.   از مهمترین برنامه های (آتی) این گروه آموزشی تاسیس دوره کارشناسی ارشد زبان و ادبیات روسی می باشد.   6. دانشگاه گیلان گروه آموزشی زبان روسی در سال ۱۳۸۵ تأسیس شد اولین دوره دانشجویان این گروه به تعداد ۳۵ نفر در مقطع کارشناسی مترجمی زبان روسی از مهر ماه همان سال تحصیل خود را آغاز کردند . در حال حاضر گروه زبان روسی از همکاری پنج نفر عضو هیأت علمی بهره مند است.   با توجه به همکاری نزدیک دانشگاه گیلان با دانشگاههای بین‌المللی حوزه خزر و انعقاد قراردادهای همکاری علمی و آموزشی و تبادل دانشجو و استاد بین دانشگاه گیلان و دانشگاه دولتی آستراخان روسیه، دانشجویان در طول سالهای تحصیل از تدریس اساتید خارجی روسی بهره‌مند خواهند شد.   مدت زمان تحصیل در مقطع کارشناسی مترجمی زبان روسی ۹ ترم تحصیلی می‌باشد که ترم اول آن دروس پیش دانشگاهی با ۱۸ واحد درسی شامل: دستور زبان روسی و تمرینات (۱۲ واحد) و گفت و شنود (۶ واحد) است.   از سال ۱۳۹۴ مدت زمان تحصیل مقطع کارشناسی به ۸ ترم تغییر یافت. در این راستا دوره پیش دانشگاهی از مقطع کارشناسی حذف گردید و به تناسب واحدهای مربوطه در طول چهار سال ارائه می شود.   7. دانشگاه الزهرا  گروه زبان روسی دانشگاه الزهرا(س) از سال 1389 اقدام به پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی کرده است. فارغ التحصیلان این گروه توانسته اند رتبه های برتر آزمون کارشناسی ارشد را کسب کرده و وارد مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های معتبر ایران شوند.   برگزاری همایش های بین المللی، نمایشگاه های فرهنگی، جشنواره های قرآنی، کارگاه های آموزشی مختلف با محوریت زبان روسی باحضور اعضای گروه و یا اساتید مجرب از دانشگاه های داخل و خارج و نیز سخنرانی های متنوع علمی و فرهنگی در کارنامه فعالیت چند ساله این گروه می باشد. هم اکنون بیش از 100 دانشجو ی مقطع کارشناسی در این گروه مشغول به تحصیل هستند.   چشم انداز پنج ساله گروه: - ایجاد مقطع کارشناسی ارشد - ایجاد گرایش های جدید مترجمی و ادبیات در مقطع کارشناسی - عقد تفاهم نامه همکاری علمی- فرهنگی با دانشگاه های روسیه و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز - برگزاری سمینارها و همایشهای تخصصی - تقویت و تجهیز کتابخانه و بخش سمعی بصری زبان روسی - تقویت و تجهیز گروه زبان روسی     8. دانشگاه شهید بهشتی  گروه زبان روسی دانشگاه شهید بهشتی فعالیت آموزشی خود را از سال 1389 با پذیرش 20 دانشجو در مقطع کارشناسی آغاز کرده است.    در همین راستا گروه زبان روسی با برقراری ارتباط با دانشگاه های روسیه و سایر مراکزعلمی معتبر کشورهای آسیای مرکزی، سعی در ارتقاء سطح آموزش این زبان در مقاطع مختلف دارد.   9. دانشگاه علامه طباطبایی دانشگاه علامه طباطبایی نیز چند سالی است که در مقطع کارشناسی اقدام به پذیرش دانشجو در رشته زبان روسی کرده است.    10. دانشگاه گنبد  در این دانشگاه هم اخیرا رشته زبان روسی در مقطع کارشناسی دایر شده است.   بنیادهای روسی دایر در دانشگاه های ایران    - اتاق روسکی میر در دانشگاه فردوسی مشهد    - نمایندگی بنیاد روسکی میر در دانشکده زبان های خارجه دانشگاه تهران   - نمایندگی انستیتوی پوشکین در دانشگاه الزهرا   - دیگر همکاری های بین دانشگاهی با بنیادهای زبان روسی و دانشگاه های روسیه   - برگزاری دوره کوتاه مدت آموزش  مجازی زبان روسی (جهت مبتدیان و جهت بازرگانان) با همکاری واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه روسنو   انجمن های علمی و ادبی وابسته به دانشگاه ها - انجمن زبان و ادبیات روسی    - انجمن ایرانی زبان و ادبیات روسی با هدف گسترش و پيشبرد و ارتقاي علمي زبان و ادبيات روسي و توسعه كيفي نيروهاي متخصص و بهبود بخشيدن به امور آموزشي و پژوهشي در زمينه‌هاي زبان و ادبيات روسي تشکیل شده است. این انجمن مؤسسه‌اي غير انتفاعي است و در زمينه‌هاي علمي و پژوهشي و فني فعاليت مي‌كند. نشریه این انجمن تنها نشریه علمی در حوزه زبان و ادبیات روسی است که در ایران به زبان روسی منتشر می شود. از وظايف و فعاليتهای این انجمن می توان به موارد زیر اشاره داشت:   * انجام تحقيقات علمي و فرهنگي در سطح ملي و بين‌المللي با محققان و متخصصاني كه به گونه‌اي با علم زبان و ادبيات روسي سر و كار دارند.   * همكاري با نهادهاي اجرايي، علمي و پژوهشي در زمينه ارزيابي و بازنگري و اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي مربوط به امور آموزش و پژوهش در زمينه علم     تهیه و تنظیم گزارش: موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)         ]]> فرهنگ و هنر Sun, 26 Aug 2018 19:39:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3718/وضعیت-آموزش-زبان-روسی-ایران شب های سفید سن پترزبورگ http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3697/1/شب-های-سفید-سن-پترزبورگ شب های سفید شهر سن پترزبورگ یکی از مهم ترین دیدنی ها و در این حال جاذبه های گردشگری در پایتخت شمالی روسیه به شمار می روند.   شب های سفید سن پترزبورگ که هر ساله از اوایل خرداد آغاز می شود در حقیقت یک پدیده طبیعی است و به علت طولانی بودن روزها در مناطق نزدیک به قطب شمال کره زمین به وجود می آید. شهر سن پترزبورگ که از موقعیت جغرافیایی ویژه ای برخوردار است. شمالی ترین شهر پرجمعیت جهان به شمار می رود و هر سال در اوایل تابستان به علت بسیار طولانی شدن زمان تابش آفتاب در تاریکی شب فرو نمی رود و همه مدت شبانه روز یا هوا روشن است و یا گرگ و میش صبحگاهی دارد که به همین علت شب های اوایل فصل تابستان در این شهر شب های سفید نام گرفته است. منبع توضیحات: خبرآنلاین منبع تصاویر: اسپوتنیک   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 27 Jul 2018 08:07:34 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3697/1/شب-های-سفید-سن-پترزبورگ "ایران می‌تواند دروازه ورودی گردشگران قفقازی به جهان اسلام باشد" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3677/ایران-می-تواند-دروازه-ورودی-گردشگران-قفقازی-جهان-اسلام-باشد هفته گذشته علی‌اصغر مونسان، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی میزبان رئیس گروه دوستی پارلمانی گرجستان‌ـ ‌ایران بود. دیداری که طبعاً محورهای مورد بحث آن، سه حوزه اصلی تحت مدیریت علی‌اصغر مونسان یعنی میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و روابط فی‌مابین دو کشور در این زمینه‌ها بود. پیرامون وضعیت روابط دو کشور ایران و گرجستان به طور اعم و حوزه کشورهای قفقاز به طور اخص، روزنامه توریسم مصاحبه ای با آقای ولی کوزه‌گر کالجی، پژوهشگر حوزه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) انجام داده است که متن کامل این مصاحبه در ادامه از نظر می گذرد.       معاون رئیس جمهور چند روز پیش با رئیس گروه دوستی پارلمانی گرجستان‌ـ‌ایران در تهران دیدار کردند. اهمیت چنین دیداری به لحاظ تقویت روابط فی‌مابین در زمینه گردشگری چقدر است؟     "ما در حوزه سه کشور منطقه قفقاز در سال‌های اخیر تحول بسیار خوبی در حوزه گردشگری شاهد بودیم. ما با دو کشور منطقه یعنی ارمنستان و گرجستان حدود دو سال است که لغو روادید کرده‌ایم و سفرها نیاز به ویزا ندارد و این حذف روادید، باعث جهش بسیار خوبی در سفرهای مردم شده است."   این لغو روادید را در مورد دیگر کشور منطقه قفقاز یعنی آذربایجان نداریم.   "بله؛ در مورد جمهوری آذربایجان با جود اینکه ایران بارها و بارها علاقه‌مندی خود را به سفرهای دوجانبه نشان داده و خواسته است که روادید را لغو کند اما آن کشور به دلیل شرایط خاصی که به لحاظ جنگ قره‌باغ و مسائل دیگر احساس می‌کند، نظام لغو روادید را نپذیرفته است؛ در عوض تسهیلات فرودگاهی ایجاد کرده و ویزای فرودگاهی در داخل خود فرودگاه ارائه می‌شود. این کار روند را نسبت به سابق بسیار راحت کرده است. ما در هر سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان، جهش خوبی را در حوزه صنعت توریسم شاهد هستیم."   با این حال سفر به ارمنستان و گرجستان بسیار فراگیرتر شده است.   "بله؛ شاید از دلایل اینکه سفر به ارمنستان و گرجستان تا این اندازه نزد ایرانی‌ها متداول شده یکی این است که در مقایسه با سفر به -مثلاً- ترکیه یا کشورهای دیگر برای ایرانی‌ها شاید"   آیا می‌توان دلایل فرهنگی مشخصی هم برای گرایش ایرانی‌ها به کشورهای قفقاز قائل بود؟   "بله، ما قرابت‌های فرهنگی، تاریخی و زبانی خیلی زیادی با منطقه داریم. به طور مشخص اگر بخواهم درباره گرجستان حرف بزنم، باید بگویم که این کشور مسیحی در نزدیکی ایران با تمدنی بسیار بسیار کهن واقع شده است. از جذابیت‌های این کشور می‌توان به چشمه‌های آب گرم آن که معروف است، اشاره کرد. اصلاً خود کلمه «تفلیس» به معنی چشمه‌های آب گرم است. همچنین بندر باتومی در ساحل دریای سیاه، آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ای، رشد و توسعه اقتصادی بسیار خوبی که در این سال‌ها داشته، همه اینها می‌توانند جاذبه‌های گرجستان برای گردشگر خارجی از جمله ایرانی‌ها باشد. انگیزه‌های دیگری هم برای سفر به گرجستان می‌توان متصور بود؛ مانند خرید ملک، آپارتمان، ثبت شرکت، مبادلات مالی و پولی به ویژه با اروپا، تعداد قابل توجه پروازها از شهرهایی چون رشت، تهران و شهرهای دیگر به گرجستان، تورهای ارزان‌قیمتی که به وجود آمده و ... در مجموع باعث شدند که جریان سفر ایرانیان به گرجستان در سال‌های گذشته خیلی تقویت شود."   طبیعی است که ایران هم به دنبال جذب مسافر گرجی و ایجاد جذابیت برای سفر او در قلمرو جغرافیایی خود باشد. ما چه جذابیت‌های بالقوه و بالفعلی برای گردشگران گرجی داریم؟   "مشکلی که وجود دارد و چه خوب است که در روزنامه‌ای تخصصی مانند «توریسم» هم به آن توجه شود چون جای کار کارشناسی دارد، این است که جریان توریسم بین ایران و دو کشور ارمنستان و گرجستان، تقریباً یک‌طرفه و به نفع آن‌هاست. سالانه 350 هزار نفر از ایران به ارمنستان و همین حدود به گرجستان سفر می‌کنند. این رقم برای کشورهایی با سه، چهار میلیون نفر جمعیت مانند ارمنستان و گرجستان، واقعاً رقم قابل‌ملاحظه‌ای است. ما در ردیف اول تا سوم کشورهایی هستیم که به ارمنستان و گرجستان سفر می‌کنیم. در نقطه مقابل، دلایل مختلف فرهنگی، اقتصادی، زیرساختی و نیز ذهنیت‌هایی که به غلط در مورد کشور ما وجود دارد، باعث شده است که ما نتوانیم تعادل لازم را بین سفرهای خروجی به ارمنستان و گرجستان با سفرهای ورودی از این کشورها ایجاد کنیم. با وجود جذابیت‌هایی که داریم و می‌توانیم روی آن‌ها کار کنیم."   مؤثرترین‌هایشان کدامند؟   "ما ارامنه زیادی در کشورمان داریم که با ارامنه ارمنستان رفت‌وآمد خانوادگی دارند. ما گرجی‌های فریدون‌شهر و فریدن اصفهان را داریم که که با وجود گذشت چهار، پنج قرن از اقامت‌شان در اصفهان می‌گذرد اما همچنان زبان و ادبیات گرجی خود را حفظ کرده‌اند. آن‌ها بسیار به گرجستان سفر می‌کنند و در هر پروازی به گرجستان ما گُرجی‌های این منطقه را داریم. فریدن می‌تواند پل ارتباطی ایران و گرجستان باشد. ما همچنین گُرجی‌محله بهشهر مازندران را هم داریم که اگرچه گرجی حرف نمی‌زنند اما برای افراد دانشگاهی و مورخین آن‌ها در گرجستان بسیار جالب است که بیایند و گرجی‌محله بهشهر را از نزدیک ببینند. این هم می‌تواند بخشی از توریسم فرهنگی و علمی باشد."   در مناطق دیگری از جمله خراسان هم گرجی داریم. درست است؟   "بله. در بجنورد و مشهد. این‌ها پتانسیل خود گرجی‌های داخل ایران است برای جلب و جذب گردشگر. از سوی دیگر چون گرجستان مثل کشورهای اروپایی، سرسبز، جنگلی و کوهستانی است، نقطه مقابل چیزی که دارند در مناطق کویری و بیابانی ما وجود دارد. توریست معمولاً دنبال جاهای جدید و متفاوت است و به جاهایی که خودش مشابه آن را دارد، کمتر سفر می‌کند. یک توریست اروپایی معمولاً به گیلان و مازندران سفر نمی‌کند چون آب و هوایی مشابه محل زندگی خودش دارند. او دنبال تفاوت است و کویر ایران را ترجیح می‌دهد. این است که می‌رود به سمت کاشان، کرمان و ... برای گرجستانی‌ها باید در مناطق کویری‌مان جذابیت ایجاد کنیم و آن‌ها را برای سفر به نقاطی مانند اصفهان، کرمان، کاشان، یزد و ... ترغیب کنیم."   بله، غیریتِ جغرافیایی و اقلیمی نکته مهمی است که در ایران برای گُرجی‌ها و کلاً قفقازی‌ها وجود دارد. به لحاظ فرهنگی چطور؟ آیا همان‌طور که مسلمانان ایرانی به این کشور مسیحی سفر می‌کنند آیا مسیحیان گرجستان نمی‌توانند جذابیت را در آداب و آیین‌های مسلمانان ایرانی بینند؟   "به نکته درستی اشاره کردید. الان ارمنستان تنها کشور مسیحی در همسایگی ایران است و گرجستان هم با کمی فاصله از ایران واقع شده است. یعنی ما با هیچ کشور مسیحی دیگری به این اندازه نزدیک نیستیم. بنابراین ارمنستان و گرجستان می‌توانند پل ارتباطی و دروازه ورود فرهنگی ما به جهان مسیحیت باشند. ایران هم به عنوان یک کشور مسلمان شیعه می‌تواند دروازه ورودی به این دو کشور در جهان اسلام باشد. همان‌طور که ایرانی‌ها به عنوان توریست می‌روند و کلیساهای گرجستان و ارمنستان برایشان جذابیت دارد، قطعاً برای آن‌ها هم مساجد و نقاط مذهبی ما و آیین‌ها و معماری و مظاهر فرهنگی دیگرمان جذاب است."         ]]> فرهنگ و هنر Wed, 04 Jul 2018 19:04:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3677/ایران-می-تواند-دروازه-ورودی-گردشگران-قفقازی-جهان-اسلام-باشد از نيما يوشيج تا فاضل نظري در سنت پترزبورگ؛ انتشار ترجمه روسی اشعار کوتاه شاعران معاصر ایران http://www.iras.ir/fa/doc/news/3669/نيما-يوشيج-فاضل-نظري-سنت-پترزبورگ-انتشار-ترجمه-روسی-اشعار-کوتاه-شاعران-معاصر-ایران گزيده اي از ترجمه اشعار كوتاه شاعران معاصر ايران از سوي انتشارات اسكيفيا در سنت پترزبورگ چاپ و منتشر شد.   اين گزيده در قالب سري مجموعه آثار موسوم به « آنتولوژي ادبيات زنده » كه تا كنون ده جلد آز آن منتشر شده است، به بازار كتاب روسيه راه يافته است.   در اين گزيده اشعار نمونه هايي از شعرهاي كوتاه و هايكوواره هاي شاعران معاصر ايران از نيما تا به امروز، خواننده را با فضاي كلي شعر امروز ايران به ويژه از نظر مضمون هاي ادبي آشنا مي سازد.   در اين جلد از آنتولوژي ادبيات زنده، گزيده اشعاركوتاه شاعران معاصر ايران همراه با 22 گزيده از شاعران ديگر كشورهاي جهان به چاپ رسيده است.   نيما يوشيج، احمد شاملو، فروغ فرخ زاد، سهراب سپهري، احمدرضا احمدي، گروس عبدالملكيان، حميد مصدق، نسترن وثوقي، رضا كاظمي، عباس كيارستمي، احسان پارسا، عليرضا روشن و فاضل نظري شاعراني هستند كه ترجمه روسي نمونه آثار كوتاه آنها در اين مجموعه درج شده است.   مترجم اين آثار سيد حسين طباطبايي وابسته فرهنگي پيشين جمهوري اسلامي ايران در روسيه است.   گفتني است طباطبايي چند سالي است كه ترجمه آثار كوتاه شاعران امروز ايران را در دست دارد و در صفحه موسوم به « ادبيات معاصر ايران » در فيس بوك، به تدريج درحاال انتشار اين اشعار در فضاي مجازي روس زبان است كه مورد استقبال و توجه علاقمندان روس زبان قرار گرفته و بنا به گفته وي، ايده انتشار گزيده اي از اين ترجمه ها در قالب سري « آنتولوژي ادبيات زنده » انتشارات اسكيفيا پس از آشنايي ويراستار اين انتشارات با صفحه مربوطه و با هماهنگي با مترجم صورت گرفته است.         ]]> فرهنگ و هنر Wed, 20 Jun 2018 09:30:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3669/نيما-يوشيج-فاضل-نظري-سنت-پترزبورگ-انتشار-ترجمه-روسی-اشعار-کوتاه-شاعران-معاصر-ایران