موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/society-and-culture Wed, 17 Oct 2018 15:37:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 17 Oct 2018 15:37:03 GMT فرهنگ و هنر 60 «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3744/1/مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) روز شنبه، 31 شهریور 1397، نشستی تخصصی با هماهنگی جامعه المصطفی با عنوان «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» با حضور اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس، کارشناسان ارشد مسائل منطقه و پژوهشگرانی از کشور روسیه برگزار کرد. در این نشست که با مدیریت جناب آقای سید حسین طباطبایی، رئیس اداره اروپای شرقی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد و دکتر حسن عسگری، معاون پژوهشی جامعه المصطفی نمایندگی تهران، دکتر محمدرضا کلان فریبایی معاون بین الملل جامعه المصطفی نمایندگی تهران و دکتر داوود کیانی رئیس موسسه ایراس به عنوان میزبانان این برنامه حضور داشتند، خانم دکتر زینب محمدی، با موضوع (اسلام در روسیه معاصر)، دکتر اصغر گاتین (مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در حال و گذشته)، دکتر حسین زرینی (گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز)، دکتر یکاترینا بلیکوا (وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه)، دکتر سیده مطهره حسینی (وضعیت شیعیان روسیه) و دکتر روسلان آقایف (شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی) به سخنرانی پرداختند.   خانم دکتر زینب محمدی (عضو هیات علمی و استادیار زبان و ادبیات روسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران-شمال) اسلام در روسیه معاصر در شرایط جدید بین‌المللی نزدیکی به جهان اسلام برای روسیه حائز اهمیت است. به گفته پاپف مدیر مرکز همکاری تمدن‌ها، همکاری روسیه با کشورهای اسلامی افزایش یافته است، روسیه نه تنها خود را بخشی از جهان مسیحیت ارتدوکس بلکه بخشی از جهان اسلام می‌داند، چراکه بیش از 20 میلیون مسلمان در این کشور زندگی می‌کنند. اسلام در روسیه در میان نزدیک به 40 قوم و در تمامی نقاط این کشور رواج دارد. جمعیت مسلمانان در قفقاز شمالی، اورال و سیبری غربی بیش از سایر مناطق است. آنها اغلب در 9 جمهوری آدیغه، باشقیرستان، اینگوشتیا، داغستان، کاباردینو بالکاریا، چرکسیا، اوستیای شمالی، تاتارستان و چچن سکونت دارند. مسلمانان در سال 1937 (دوران شوروی) حدود 5.9 درصد از جمعیت روسیه را تشکیل می‌دادند اما در سال 1994، شمار آنها به 8 درصد رسید.  در حال حاضر به نظر کارشناسان شمار مسلمانان روسیه حدود 12 -20 میلیون است که 8-12 درصد از جمعیت روسیه را تشکیل می‌دهند. پیش‌بینی می‌شود که در سال 2030 تعداد مسلمانان روسیه به 30 میلیون نفر افزایش یابد.   اکثریت مسلمان روسیه از فرقه حنفی هستند که به تکامل شخصیت، انطباق‌پذیری و همزیستی در کنار دیگر ادیان قائل هستند. امروزه به نظر می‌رسد دو نوع اسلام در روسیه وجود دارد. از یک سو اسلام سنتی (پیروان حضرت محمد (ص)) و از سوی دیگر وهابیت. همچنین بین روحانیت روسی روابط چندان خوبی حاکم نیست. چرا که هر یک از آنها خواهان استقلال به خصوص به لحاظ مالی است. افزون بر این، روسیه با مسائل مربوط به تروریسم جهانی و اسلام‌هراسی نیز دست به گریبان است. در این باره سخنی رایج است مبنی براین که اسلام اروپا را نجات می‌دهد اما اسلام‌هراسی روسیه را نابود می‌کند. مسلمانان روسیه در گذشته و حال از مرکز دینی واحدی برخوردار نبودند، به طوری که در حال حاضر بیش از 40 اداره مستقل روحانیت وجود دارد که همین امر به پیدایش مشکلات و مسائل گوناگون می‌انجامد. در حوزه فعالیت‌های فرهنگی اسلامی در روسیه، در سال 2011 برای اولین بار شبکه تلویزیونی مسلمانان به زبان عربی افتتاح شد. در سال 2015 فیلمی به نام «اورازا بایرام» توسط یکی از شبکه‌های تلویزیونی روسیه ساخته شد که جشن عید فطر در روسیه را به تصویر کشیده است.    در فدراسیون روسیه امروز، بیش از 60 نمایندگی از کشورهای گوناگون در روسیه فعالیت دارند که با مسلمانان روسیه همکاری می‌کنند. سیستم آموزش اسلامی در روسیه نیز در گذشته اغلب از طریق عربستان سعودی، ترکیه و کشورهایی که بیشتر اسلام سیاسی را وارد روسیه کردند هدایت می‌شد؛ اما امروزه خود دولت روسیه برای برنامه‌ریزی درسی و تدوین کتب آموزشی علوم اسلامی به دانشگاه‌های اسلامی این کشور کمک می‌کند. در حال حاضر امکان فراگیری تحصیلات ابتدایی دینی در مکتب‌ها و مدارس وجود دارد. در روسیه‌ی امروز بیش از 100 مرکز آموزشی علوم اسلامی وجود دارد. معروفترین دانشکده اسلامی در روسیه، دانشکده اسلامی قازان است. علاوه بر این، می‌توان از دانشگاه اسلامی مسکو، دانشکده اسلامی مسکو، دانشگاه اسلامی داغستان در ماخاچ قلعه و مدرسه محمدیه نام برد. در سال‌های اخیر گرویدن به اسلام نه تنها در میان روس‌ها بلکه در میان سایر اقوام ساکن در روسیه افزایش یافته است. به گفته یک اسلام‌شناس اسلاوهایی که در 15 سال اخیر به اسلام روی آوردند حدود 10 هزار نفر هستند و از این میان، از هر ده نفر یکی اسلام سنتی را پذیرفته و 9 نفر دیگر بواسطه وهابیت مسلمان شده‌اند. اگر در امپراطوری روسیه 12 هزار مسجد وجود داشت در دوره شوروی و نزدیک به زمان فروپاشی این تعداد به 870 مسجد کاهش یافت. البته کلیساها نیز به همین سرنوشت دچار شده بودند، در حالی که در سال 2006 این تعداد به 8000 مسجد رسید که افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد.   در مجموع باید گفت، اسلام در روسیه ماهیت ضدونقیضی دارد. ماهیت مثبت آن به پویایی و گسترش اسلام برای تعلیم و تربیت دینی بر می‌گردد. به طوری که اسلام در روسیه همانند سایر ادیان جهانی، به عنوان یک دین سنتی به افزایش  ثبات در کشور، تحکیم نهاد خانواده و تقویت ارزش‌های انسانی کمک می‌کند. اما ماهیت اجتماعی منفی آن حضور اسلام سیاسی در روسیه است.   آقای دکتر اصغر گاتین (دانشیار دانشگاه فدرال کازان) مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در گذشته و حال علت اینکه امروزه علاقه به پژوهش در حوزه اسلام‌شناسی در روسیه فزونی یافته، تنها به شمار بالای مسلمانان در روسیه بر نمی‌گردد بلکه به این واقعیت مربوط است که روسیه در پی گسترش روابط خود با کشورهای مسلمان نیز هست. اسلام‌شناسی در حومه ولگا و دیگر مناطق را می‌توان به سه مرحله تقسیم‌بندی کرد. مرحله نخست از اغاز قرن هجدهم تا اغاز قرن بیستم: مرحله بعدی: دوره شوروی و مرحله نهایی دوره معاصر. در دوره پیش از انقلاب اکتبر، عملا  اسلام‌شناسی در روسیه، اسلام‌شناسی عملی بود و در واقع اسلام‌شناسی در توصیف زندگی مسلمانان برای شیوه‌های حاکمیت بر آنها خلاصه می‌شد. در دوره شوروی هدف دیگری  مد نظر قرار گرفت. در این دوره  هدف اسلام‌شناسی بیشتر انتقادی و برای این بود که ثابت کند که اسلام دین برحقی نیست. مرحله جدید از  1989 آغاز می‌شود. در این سال برای نخستین بار اجازه داده شد سالروز ورود اسلام به حومه اورال جشن گرفته شود و اولین کنفرانس به مناسب هزارمین سال ورود اسلام به این منطقه برگزار شد. در دهه 90 به مسلمانان سایر مناطق و اسلام‌پژوهی در میان سایر اقوام از جمله تاتارها و باشقیرها توجه شذ. شهاب‌الدین مرجانی یکی از نخستین کسانی بود که بسیار دقیق به این حوزه پرداخته است. همچنین فخرالدین افخم که از مفتیان نام‌آور زمان شوروی بود. از سال 2000 به بعد آثار علمی‌ای به تحریر درآمدند که به یکسان‌سازی و وحدت مسلمانان در حومه ولگا پرداختند. در واقع تمرکزشان بر مناطقی بود که تاتارها و باشقیرها با هم در آن سکونت داشتند و تاتارستان و باشقیرستان را به طور مجزا در نظر نمی‌گرفتند. برخی از این پژوهش‌ها به بررسی وضعیت اقتصادی و احتماعی و معنوی مسلمانان در قرون وسطی پرداخته‌اند که به تاریخ خانات قازان و خانات حومه ولگا اشاره دارند. سمت و سوی دیگر تحقیقات متوجه متکلمان اسلامی و عقاید آنها بوده است. بخش دیگر کارها به این امر می‌پردازند که مسلمانان و تفکر اسلامی چگونه در حومه ولگا و اطراف آن گسترش یافته‌اند. اما جهت‌گیری بعدی تحقیقات که برای ما بسیار مهم است و به کمک دانشمندان ایرانی نیاز داریم بررسی سازمان‌های اسلامی و ارگان‌های اسلامی مثل دانشگاه‌ها، نظام اموزشی، فعالیت مراجع دینی و صدور فتواها مد نظر است. در این رابطه، کارهای زیادی در خصوص نقد شیعه جعفری انجام شده است. برای ما حائز اهمیت است که دانشمندان ما بر چه اساسی و با استناد به چه مطالبی این نقدها را بر شیعه جعفری نگاشته‌اند و به همین دلیل باید اطلاعاتی را هم از این سو در اختیار داشته باشیم. همچنین در سال‌های اخیر از جانب ما توجه زیادی به مسئله تصوف و صوفیزم در آسیای مرکزی، قفقاز و حومه ولگا معطوف شده است. در این مورد ما پتانسیل بالایی برای همکاری با ایران داریم. زیرا بسیاری از آثار اهل تصوف به زبان فارسی نگاشته شده‌اند و حتی بسیاری از صوفی‌های تاتار، آثار خود را به فارسی نوشته‌اند.   آقای دکتر حسین زرینی گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز ایشان سخنرانی خود را بر اساس دانشنامه ادب فارسی در قفقاز ارائه دادند. «منطقه قفقاز در منابع فارسی به جبل‌الالسن معروف است. چون اقوام مختلف به زبان‌های گوناگون صحبت می‌کنند. حتی زبان روستاهای مجاور با هم فرق دارد. راجع به اهمیت شعرای قفقاز می‌توان به مکتب ادبی آذربایجان یا اران اشاره کرد. این مکتب بین مکتب خراسانی و عراقی است. مهمترین شعرای آن نظامی گنجوی و خاقانی شروانی هستند. نظامی نفر اول در داستان‌سرایی فارسی و خاقانی شروانی نفر اول در قصیده‌سرایی فارسی است. این شاعر به حسان‌العجم معروف است. حسان یک شاعر عرب بود که در مدح پیامبر اسلام اشعار زیادی سروده بود و چون خاقانی شروانی نیز درباره پیامبر اشعار زیادی به فارسی سروده به حسان‌العجم معروف شده است. در منطقه قفقاز نزدیک به 230 نفر بودند که به فارسی شعر سروده‌اند. فکر نمی‌کنم حتی در استان فارس این تعداد شاعر فارسی‌گوی وجود داشته باشند. این امر بیانگر اهمیت زبان فارسی در منطقه قفقاز است. همه می‌دانند کسی که شعر می‌سراید باید دانش فراتری از آن زبان داشته باشد. اولین شعرای فارسی‌گوی در قفقاز در سده‌ی چهاردهم م. ظهور یافتند و به ترتیب فراوانی، بیشتر در قره‌باغ، شروان. گنجه، گرجستان (تفلیس)، باکو، داغستان، دربند، چرکس، لنکران، نخجوان و شمکور سکونت داشتند. ضمنا حضور شاعران فارسی‌گوی تا زمان جداشدن قفقاز از ایران، در این منطقه مشهود است؛ یعنی در تمام سده‌هایی که زبان فارسی، زبان اول علمی و فرهنگی در منطقه قفقاز بوده است».   خانم دکتر ناتالیا برونکُوا (ترک‌شناس و عضو هیات علمی انستیتوی گورکی و انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه) وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه ایشان ابتدا بر اساس محتوای یکی از کتاب‌های خود به تاریخ سفر حج از روسیه اشاره کردند و سپس به ارائه توضیحات کلی درباره کتاب دوم به نام «انسان بر منبر» پرداختند. «شروع سفر حج در بین مسلمانان روسیه به بازه‌ی زمانی اواخر قرن 19و اوایل قرن20 مربوط می‌شود. مسلمانان روسیه سه مسیر اصلی را به سمت مکه و مدینه در پیش می‌گرفتند. اولین و مهمترین مسیر از شمال قفقاز و  ایران می‌گذرد. البته مسلمانان شیعه روسیه علاوه بر مکه و مدینه به دیگر شهرهای مقدس برای شیعیان هم می‌رفتند. در مسیر بعدی  زائران از شهرهای کرمانشاه و خانیکی می‌گذشتند، از کاظمین و کربلا و  نجف عبور می‌کردند و از طریق صحرای عرب به مکه و مدینه می‌رسیدند. بر اساس منابع موجود بین کشورهایی که زائران از آن عبور می‌کردند بیشترین شیعیان به ترتیب از هند، ایران و اراضی قفقاز بودند. اما مقصد اصلی شیعیان روسیه عبارت بودند از تبریز، اردبیل، خوی، انزلی و بارفروش (بابل). سپس از تبریز به کرمانشاه؛ اردبیل به زنجان- همدان- کرمانشاه؛ از خوی به تبریز –کرمانشاه؛ از بارفروش به تهران- قم – کرمانشاه و از انزلی به کرماشاه.  این پنج مسیر مسیرهایی بودند که زائران از آنجا رهسپار مکه و مدینه می‌شدند. مسلمانان اهل سنت روسیه نیز از شهرهای سمرقند، بخارا به افغانستان می رفتند و از انجاغ به پیشاور و بمبئی و سپس به جانب مکه و مدینه حرکت می‌کردند. مسیر دیگری که برای رفتن به حج بر می‌گزیدند و مسیر بسیار مورد علاقه‌ای هم بود از بنادر دریای سیاه و استانبول می‌گذشت».   دکتر برونکوا در خصوص کتاب انسان و منبر که با حمایت مالی بنیاد مطالعات اسلامی به چاپ رسیده و برنده جایزه بنیاد هم شده است، خاطرنشان کرد که در این کتاب به بزرگان اسلام، افرادی همچون سلطان خلیف، دانشمندان و علمای اسلامی، بررسی تصویر جمال‌الدین افغانی در آثار ترکی، بررسی چهره‌هایی از شیوخ صوفیه و مفهوم امام (البته نه مفهوم رایج در اندیشه شیعی، بلکه در معنای مشابه با امامان جمعه) پرداخته‌اند و در پایان علاقمندی مجموعه انستیتوی شرق‌شناسی را برای همکاری با دایره‌المعارف اسلامی ایران ابراز نمودند.        دکتر سیده مطهره حسینی (استادیار دانشگاه پیام نور) وضعیت شیعیان روسیه شیعیان از کوچکترین اقلیت‌های ساکن در قفقاز شمالی و روسیه به شمار می‌آیند و بیشتر آنان آذری هستند. تعداد ایرانی‌های شیعه در روسیه اندک است. در حالی که در قرن 18 اکثر شیعیان روسیه ایرانی بودند اما از اواخر قرن 19 که آذری‌ها شروع به مهاجرت به روسیه کردند تعداد شیعیان آذری در روسیه افزایش یافت. طبیعتا چون آذری‌ها مهاجر هستند پایگاه اجتماعی قوی ندارند یعنی تحصیلکرده نیستند و در مشاغل مهمی فعالیت ندارند. تعدادی از ایرانی‌های ساکن روسیه اغلب در داغستان، و برخی دیگر در مسکو و سن‌پتربورگ زندگی می‌کنند. در حال حاضر بیشتر شیعیان روسیه در مسکو و سن پتربورگ ساکن هستند. تا قرن 18 فعالیت ایران در روسیه بسیار زیاد بود، به طوری که بین 50 تا 100 نفر از ایرانیان تنها برای سفارت ایران کار می‌کردند. در حال حاضر، تعداد شیعیان روسیه را از 600 هزار نفر تا 3 میلیون نفر برآورد کرده‌اند. از این تعداد، حدود چند ده هزار نفر در مسکو و سن‌پتربورگ سکونت دارند. البته پیروان این آیین، علاوه بر این، در میان لزگی‌ها، تات‌ها و برخی اقوام دیگر که اطلاع دقیقی از شمار آنان در دست نیست هم دیده می‌شوند.   نکته دیگر در مورد شیعیان روسیه این است که شیعیان آذری چندان به دنبال شیعه گری نبوده و بیشتر فعالیت اقتصادی خود را دنبال می‌کنند. اما شیعیان ایرانی و یا طرفدار ایران در روسیه از آنجایی که بودجه‌شان را از دولت می‌گیرند و نگاه فرهنگی سیاسی دارند، رویکردشان دینی است. ضمنا 90 درصد نوآیین‌هایی که در مسکو و سن‌پتربورگ به اسلام می‌گروند، شیعه هستند.   روسلان آقایف (استاد دانشگاه اوستیای شمالی- از شهر ولادی قفقاز) شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی اوستیایی‌ها ملتی هستند که زبانشان جزء زبان‌های ایرانی بوده است. این زبان در دوره زبان پهلوی - از زبان‌های باستانی ایران- از زبان فارسی جدا شد. نام قومیت اوستی در واقع ایرون است. این پیوند به گونه‌ای است که اگر کسی به زبان ادبی فارسی صحبت کند، کسی که به خوبی با زبان ادبی اوستی آشناست می‌تواند 20 تا 30 درصد مفهوم را دریابد.   اسلام در دوره‌های مختلف به اوستیای شمالی راه یافته است. بخش غربی اوستیا، تحت تاثیر کابارردینو بالکاریا به اسلام گرویده که مذهب حنفی دارند. اما بخش شرقی اوستیا، شافعی هستند. از اوایل قرن 19 حضور ایرانیان و ایرانی‌تباران در اوستیا پررنگ‌تر می‌شود. داده‌های اسناد آرشیوی حاکی از آن است که در اوستیا شیعیان را ایرانی می‌دانستند. در واقع شیعیان اوستیا ایرانی بودند. البته این افراد به دو دسته تقسیم می‌شدند: شیعیان فارسی‌زبان ایرانی و شیعیان فارسی‌زبانی که از آذربایجان آمده بودند و تحت لوای روسیه قرار داشتند. بر اساس تحقیقات میدانی و گفتگو با نسل‌های دوم و سوم ایرانیانی که در میانه سده نوزدهم از ایران به اوستیا آمده بودند مشخص شد مشکلات و مسائل اقتصادی که در نتیجه جنگ ایران و روسیه به وجود آمده بود و همچنین وضعیت نابسامان اقتصادی ایران، علت اصلی مهاجرت این ایرانی‌تباران اوستیایی به روسیه بوده است. همانطور که می‌دانید عهدنامه ترکمنچای از دو بخش سیاسی و اقتصادی تشکیل می‌شد. بواسطه بخش اقتصادی آن ایرانی‌تبارها هم می‌توانستند همچون روس‌تبارها اجازه تجارت و فعالیت اقتصادی را به دست آوردند که این موضوع موجب ترغیب ایرانیان برای مهاجرت به این منطقه شد.   در اوستیا اولین مسجد در سال 1853 اختصاصا برای نظامیان تاتار و باشقیری که در اوستیا حضور داشتند، احداث گردید. آنها همچنین روحانی نظامی خودشان را داشتند. مسلمانان ولادی قفقاز نیز به این مسجد که بنایی با ابعاد کوجک و با سازه‌های چوبی بود، مراجعه می‌کردند. حوالی سال‌های 1868- 1869 بود که تعداد ایرانی‌تبارهای اوستیا به 1000 نفر رسید؛ در این هنگام ایرانی‌تبارها با فزونی‌یافتن جمعبتشان، با مراجعه به استاندار  منطقه که ملیکف نام داشت خواستار ارائه زمینی برای ساخت مسجدی (برای ایرانیان) شدند. به کمک دکتر رضوانفر و از روی نوشته‌ای که بر روی سردرب مسجد به فارسی نقش بسته بود، متوجه شدیم کار ساخت این مسجد طی سه الی چهار سال با حمایت استانداری تفلیس و حمایت مالی ایرانی‌تبارهای ولادی قفقاز به اتمام رسید. شایان ذکر است که این مسجد همچنان برقرار است. افزون بر این، با افزایش تعداد ایرانی‌تبارها در این منطقه، کنسولگری شاه ایران در تفلیس شروع به حمایت از آنها کرد و جهت تسهیل امور آنها کنسولگری شاه ایران در ولادی قفقاز تاسیس گردید که تا یک سال بعد از انقلاب اکتبر نیز دایر بود. تهیه و تنظیم گزارش: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران انتهای گزارش.   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 05 Oct 2018 19:27:20 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3744/1/مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه برگزاری نشست تخصصی «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3739/برگزاری-نشست-تخصصی-مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در روز شنبه، 31 شهریور 1397، از ساعت 15:00 تا 17:00 نشستی تخصصی با عنوان «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» با حضور اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس، کارشناسان ارشد مسائل منطقه و پژوهشگرانی از کشور روسیه برگزار می کند. سخنرانان اصلی این نشست و موضوعات مورد بحث بدین شرح است: 1- دکتر زینب محمدی (اسلام در روسیه معاصر) 2- دکتر بهرام امیراحمدیان (روابط فرهنگی ایران و روسیه) 3- دکتر سیده مطهره حسینی (وضعیت شیعیان روسیه) 4- دکتر حسین زرینی (گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز) 5- دکتر اصغر گاتین (مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در حال و گذشته) 6- دکتر یکاترینا بلیکوا (وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه) 7- دکتر روسلان آقایف (شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی) 8- دکتر ناتالیا برنکووا (رویکرد فعالیت سیاسی شیعه در لبنان) مدیر نشست: جناب آقای سید حسین طباطبایی، رئیس اداره اروپای شرقی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وابسته پیشین فرهنگی سفارت ایران در روسیه در پایان این نشست تخصصی، جلسه پرسش و پاسخ برگزار خواهد شد. با توجه به محدودیت فضا و حضور اساتید حوزه اوراسیا، خواهشمند است برای شرکت در این نشست، از قبل، با تماس از طریق شماره های 88792496 یا 88770586 هماهنگی نمایید.   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 17 Sep 2018 18:43:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3739/برگزاری-نشست-تخصصی-مناسبات-فرهنگی-دینی-تاریخی-میان-ایران-روسیه وضعیت آموزش زبان روسی در ایران http://www.iras.ir/fa/doc/report/3718/وضعیت-آموزش-زبان-روسی-ایران همسایگی ایران با کشور روسیه و روابط دیرینه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با این کشور و توان بالای علمی دانشگاه‌ های روسی زبان، بخصوص در رشته‌های علوم‌ انسانی و فنی، جایگاه زبان روسی در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و در نهایت ادبیات غنی زبان روسی موجب تأسیس رشته زبان روسی در ایران شده است. در حال حاضر 10 کرسی زبان روسی در دانشگاه های ایران از جمله پنج کرسی زبان روسی در تهران مشغول به کار هستند و کرسی زبان روسی در دانشگاه بجنورد آخرین آنها خواهد بود. علاوه بر دانشگاه ها مراکز دیگری هم به آموزش زبان روسی می پردازند. به طور کلی می توان گفت مراکز آموزش زبان روسی در ایران عبارتند از:   1. دانشگاه‌ها   2. بنیادهای روسی دایر در دانشگاه‌ها   3. انجمن های علمی و ادبی وابسته به دانشگاه ها   4. مراکز آموزشی آزاد و آموزشگاه های خصوصی   علاوه بر این، تعدادی از دانشگاه‌های نظامی برای برخی از دانشجویان خود و همچنین تعدادی از نهادهای دولتی بخصوص نهادهای استراتژیک برای برخی از کارمندان خود برحسب ضرورت، دوره‌های آشنایی و یا ارتقاء آموزش زبان روسی برگزار می کنند که البته اطلاعات موثقی دراین باره در دست نیست. در ادامه اطلاعاتی در خصوص مراکز آموزش زبان روسی در ایران (بیشتر مراکز دانشگاهی) ارائه می شود که بر حسب اطلاعات مندرج در سایت رسمی آنها تنظیم شده است.   آموزش زبان روسی در دانشگاه ها   1. دانشگاه تهران   الف) دانشکده زبان‌های خارجه با توجه به گسترش روابط روزافزون دو کشور (جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدراتیو روسیه) در زمینه های مختلف علمی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین با توجه به غنای زبان و ادبیات روسی و اهمیت مکاتب نظری زبان شناسی روسی در جهان، ضرورت راه اندازی رشته زبان روسی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و با گرایش های مترجمی، ادبیات و آموزش زبان بیش از پیش آشکار می گردد. هدف از تأسیس این گروه آموزشی، تربیت افراد واجد صلاحیت برای تدریس زبان و ادبیات روسی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، برآوردن نیازهای جامعه از نظر نیروی انسانی متخصص در زمینه تحقیق در مسائل زبان و آموزشی زبان روسی، ترجمه متون مختلف روسی به فارسی و بالعکس و... می باشد.   گروه زبان روسی در دانشگاه تهران که فعالیت آموزشی خود را هم زمان با تأسیس دانشگاه تهران آغاز کرده است، هم اکنون در مقطع کارشناسی در دو گرایش "زبان و ادبیات روسی" و "مترجمی زبان روسی" دانشجو می پذیرد. از سال 1380 پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد، در دو گرایش "آموزش زبان" و "زبان و ادبیات روسی" نیز آغاز شد. برای اولین بار در ایران از سال 1387 رشته "آموزش زبان روسی" در مقطع دکتری پذیرای دانشجو بوده است.   ب) دانشکده مطالعات جهان این زبان برای دانشجویان گرایش مطالعات روسيه، آسیای میانه و قفقاز ارائه می شود. ضمنا بسیاری از اساتید این گروه از فارغ التحصیلان دانشگاه های روسیه بوده و بیشتر واحدهای درسی در این دانشکده به زبان روسی ارائه می شود. این گروه توسط دکتر مهدی سنایی تاسیس شد و ایشان طی ۶ سال مدیریت گروه را به عهده داشت.   ج) دانشکده ادبیات این زبان در 6 واحد درسی برای دانشجویان کرایش تاریخ آسیای مرکزی و قفقاز در مقطع ارشد ارائه می شود.   د) دانشکده حقوق و علوم سیاسی  این زبان برای دانشجویان گرایش آسیای مرکزی و قفقاز  در مقطع ارشد و دکتری ارائه می شود.   2. دانشگاه آزاد واحد تهران شمال الف) کارشناسی مترجمی زبان روسی: گروه مترجمی زبان روسی در سال ۱۳۶۶ فعالیت خود را آغاز نمود. جهت گیری این گروه از آغاز به سمت پاسخگویی به نیازهای بازار کار ایران از نظر تأمین مترجم زبان روسی بوده است. دوره ی اصلی آموزش شامل هشت نیمسال است که به طور عادی در عرض چهار سال گذرانده می شود. اما با توجّه به تدریس نشدن زبان روسی در مدارس ایران و آشنایی بسیار اندک و یا عدم آشناییِ دانشجویان تازه وارد با زبان روسی، از آغاز در برنامه ی گروه برگزاری دوره ی پیش دانشگاهی گنجانده شده بود. دوره ی یادشده از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۷۹ در دو نیمسال و هر نیمسال ۱۶ واحد درسی برگزار می شد، اما از نیمسال اوّل سال ۱۳۷۹ که سرفصل مترجمی زبان روسی وزارت علوم به تصویب رسید، دوره ی پیش دانشگاهی تنها در یک نیمسال به میزان ۱۶ واحد درسی برگزار می-شود. تعداد واحدهای تخصصی در این رشته ۱۱۷واحد و واحدهای عمومی ۲۲واحد است.   ب) کارشناسی ارشد آموزش زبان روسی: رشته ی آموزش زبان روسی در مقطع کارشناسی ارشد از مهرماه سال ۱۳۹۵در واحد تهران شمال دانشگاه آزاد راه اندازی شد. در این رشته کلیه ی درس ها مطابق سرفصل مصوّب وزارت علوم ارائه می شود. البتّه در گزینش درس های انتخابی نگاه کاربردی و نیز هماهنگی با عنوان رشته بیشتر مد نظر بوده است. از این رو در هر دوره درس های انتخابی مانند «ترجمه ی متون اسلامی» (از فارسی به روسی که در حوزه ی متون اسلامی بیشتر مورد نیاز است) و «روان شناسی زبان» (با رویکرد روان شناسی زبان در آموزش زبان که از پایه های آموزش است) ارائه می شود.   پ) هیئت علمی گروه: در حال حاضر گروه دارای پنج عضو هیئت علمی است که از این میان چهار نفر دارای مدرک دکترا (با درجه ی استادیاری) و یک نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد (دانشجوی دکترا) و درجه ی مربّی می‌باشند. استادان گروه تا کنون مطالب ارزنده ای درباره ی زبان و ادبیات روسی، روش آموزش زبان و ادبیات روسی، ترجمه های گوناگون و نتایج پژوهش های خود را منتشر نموده و به گونه ی مداوم به این نوع فعالیت ها ادامه می دهند. جدا از آن، اعضای هیئت علمی گروه با ارائه ی سخنرانی چه در کنفرانس ها و سمینارهای داخلی و چه در کنفرانس‌های خارج از کشور، سهم چشم گیری در ارتقاء امر ترجمه از زبان روسی و  به زبان روسی و نیز آموزش این زبان در ایران داشته اند.   ث) دانشجویان و دانش آموختگان گروه: از آغاز فعالیت گروه تا سال تحصیلی ۱۳۹۶- ۱۳۹۷حدود ۲۱۰۰ دانشجو وارد این گروه شده و از این تعداد نزدیک به ۱۴۰۰ تن فارغ التّحصیل شده اند. از زمان گشایش مقطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته های آموزش زبان روسی، ادبیات روسی و نیز مطالعات روسیه در دانشگاه های تهران و تربیت مدرّس تقریباً هر سال تعدادی از پذیرفته شدگان دانشگاه های یادشده از دانش آموختگان گروه مترجمی زبان روسی دانشگاه آزاد اسلامی بوده اند که بعضاً با جذب در هیئت علمی دانشگاه های دولتی به کار تدریس زبان روسی پرداخته اند. دانش آموختگان گروه همچنین به عنوان مترجم در وزارت امور خارجه، نهادهای نظامی، مؤسسات پ‍‍ژوهشی و شرکت های خصوصی فعالیت دارند.   3. دانشگاه تربیت مدرس گروه زبان روسی دانشگاه تربيت مدرس در سال 1379 با 2 عضو هیات‌علمی ثابت تاسیس و در سال 1380 با پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسی‌ارشد و برای اولين بار در ايران، آغاز به‌كار نمود. هم اكنون اين گروه در مقطع كارشناسی‌ارشد و دکترا در گرايش آموزش زبان روسی دانشجو می‌پذيرد. از سال 1380 تا كنون گروه زبان روسی سالانه به طور متوسط 8 دانشجو در مقطع کارشناسی‌ارشد روزانه اقدام به پذيرش كرده است كه سعی شده همه آن‌ها به موقع از پايان‌نامه‌های خود دفاع نمايند. اين گروه از سال 1387 در دوره شبانه کارشناسی‌ارشد سالانه 8 دانشجو می‌پذیرد. از سال 1392 با پذیرش سالانه به طور متوسط 4 دانشجو در مقطع دکترا در گرایش آموزش زبان روسی فعالیت گروه توسعه نموده است. در حال حاضر گروه زبان روسی دانشگاه تربيت مدرس با 5 عضو هیأت‌علمی ثابت دارای 45 دانشجو در مقطع كارشناسی‌ارشد و 20 دانشجو در مقطع دكتری می‌باشد و تاكنون بیش از 100 نفر در مقطع كارشناسی‌ارشد از اين گروه فارغ التحصيل شده‌اند.   4. دانشگاه مازندران دانشگاه مازندران نیز دانشگاهی است که از سال های قبل در رشته مترجمی زبان روسی در مقطع کارشناسی دانشجوی می پذیرد.   5. دانشگاه فردوسی مشهد  گروه آموزش زبان روسی در دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان بزرگ ترین دانشگاه شمال شرق کشور پس از کسب مجور از شورای گسترش آموزش عالی و تامین کادر علمی در بهمن ماه سال 1383 با پذیرش 20 نفر دانشجوی کارشناسی با گرایش مترجمی رسما فعالیت خود را آغاز نمود. در راستای تقویت توان علمی دانشجویان و اعضای هیات علمی گروه این دانشگاه اقدامات قابل توجهی در زمینه خرید کتب ، منابع آموزشی و کمک آموزشی از روسیه نموده است، به شکلی که کتابخانه این دانشکده غنی ترین مجموعه آموزشی را در سطح کشور داراست. لازم به ذکر است که کلیه کتاب ها و منابع موجود از جدیدترین و به روزترین منابع آموزشی در روسیه می باشد. این گروه آموزشی مجهز به آزمایشگاه زبان با سیستم پیشرفته و دارای قابلیت برگزاری آزمون های کتبی و شفاهی در سطح بین المللی است.   کادر علمی این گروه آموزشی را بهترین و قوی ترین فارغ التحصیلان دانشگاه های داخل و خارج از کشور تشکیل داده اند. اعضای هیت علمی این گروه علاوه بر حضور فعال و ارائه مقالات در مجامع علمی داخلی و خارجی کشور تعداد قابل توجهی مقالات علمی پژوهشی و کتب علمی و آموزشی منتشر نموده اند.   در حال حاضر تعداد 110 دانشجوی کارشناسی با گرایش زبان و ادبیات روسی مشغول به تحصیل می باشند. درصد پذیرفته شدگان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه تهران و تربیت مدرس از میان دانش آموختگان این گروه بسیار قابل توجه می باشد.   از مهمترین فعالیت های گروه روسی دانشگاه فردوسی مشهد انعقاد تفاهم نامه با "بنیاد روسکی میر" روسیه در سال 1391 است و نتیجه این تفاهم نامه افتتاح تنها اتاق زبان روسی کشور در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. در قالب این تفاهم نامه منابع آموزشی و کمک آموزشی زبان و ادبیات روسی بطور رایگان در اختیار گروه قرار می گیرد.   گروه زبان روسی به منظور آموزش عمومی زبان روسی به علاقه مندان و متقاضیان خارج از دانشگاه خدمات لازم را از طریق کالج دانشگاه فردوسی مشهد ارائه نموده و بسته های آموزشی مناسب گروه های مختلف ارائه می نماید.   از مهمترین برنامه های (آتی) این گروه آموزشی تاسیس دوره کارشناسی ارشد زبان و ادبیات روسی می باشد.   6. دانشگاه گیلان گروه آموزشی زبان روسی در سال ۱۳۸۵ تأسیس شد اولین دوره دانشجویان این گروه به تعداد ۳۵ نفر در مقطع کارشناسی مترجمی زبان روسی از مهر ماه همان سال تحصیل خود را آغاز کردند . در حال حاضر گروه زبان روسی از همکاری پنج نفر عضو هیأت علمی بهره مند است.   با توجه به همکاری نزدیک دانشگاه گیلان با دانشگاههای بین‌المللی حوزه خزر و انعقاد قراردادهای همکاری علمی و آموزشی و تبادل دانشجو و استاد بین دانشگاه گیلان و دانشگاه دولتی آستراخان روسیه، دانشجویان در طول سالهای تحصیل از تدریس اساتید خارجی روسی بهره‌مند خواهند شد.   مدت زمان تحصیل در مقطع کارشناسی مترجمی زبان روسی ۹ ترم تحصیلی می‌باشد که ترم اول آن دروس پیش دانشگاهی با ۱۸ واحد درسی شامل: دستور زبان روسی و تمرینات (۱۲ واحد) و گفت و شنود (۶ واحد) است.   از سال ۱۳۹۴ مدت زمان تحصیل مقطع کارشناسی به ۸ ترم تغییر یافت. در این راستا دوره پیش دانشگاهی از مقطع کارشناسی حذف گردید و به تناسب واحدهای مربوطه در طول چهار سال ارائه می شود.   7. دانشگاه الزهرا  گروه زبان روسی دانشگاه الزهرا(س) از سال 1389 اقدام به پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی کرده است. فارغ التحصیلان این گروه توانسته اند رتبه های برتر آزمون کارشناسی ارشد را کسب کرده و وارد مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های معتبر ایران شوند.   برگزاری همایش های بین المللی، نمایشگاه های فرهنگی، جشنواره های قرآنی، کارگاه های آموزشی مختلف با محوریت زبان روسی باحضور اعضای گروه و یا اساتید مجرب از دانشگاه های داخل و خارج و نیز سخنرانی های متنوع علمی و فرهنگی در کارنامه فعالیت چند ساله این گروه می باشد. هم اکنون بیش از 100 دانشجو ی مقطع کارشناسی در این گروه مشغول به تحصیل هستند.   چشم انداز پنج ساله گروه: - ایجاد مقطع کارشناسی ارشد - ایجاد گرایش های جدید مترجمی و ادبیات در مقطع کارشناسی - عقد تفاهم نامه همکاری علمی- فرهنگی با دانشگاه های روسیه و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز - برگزاری سمینارها و همایشهای تخصصی - تقویت و تجهیز کتابخانه و بخش سمعی بصری زبان روسی - تقویت و تجهیز گروه زبان روسی     8. دانشگاه شهید بهشتی  گروه زبان روسی دانشگاه شهید بهشتی فعالیت آموزشی خود را از سال 1389 با پذیرش 20 دانشجو در مقطع کارشناسی آغاز کرده است.    در همین راستا گروه زبان روسی با برقراری ارتباط با دانشگاه های روسیه و سایر مراکزعلمی معتبر کشورهای آسیای مرکزی، سعی در ارتقاء سطح آموزش این زبان در مقاطع مختلف دارد.   9. دانشگاه علامه طباطبایی دانشگاه علامه طباطبایی نیز چند سالی است که در مقطع کارشناسی اقدام به پذیرش دانشجو در رشته زبان روسی کرده است.    10. دانشگاه گنبد  در این دانشگاه هم اخیرا رشته زبان روسی در مقطع کارشناسی دایر شده است.   بنیادهای روسی دایر در دانشگاه های ایران    - اتاق روسکی میر در دانشگاه فردوسی مشهد    - نمایندگی بنیاد روسکی میر در دانشکده زبان های خارجه دانشگاه تهران   - نمایندگی انستیتوی پوشکین در دانشگاه الزهرا   - دیگر همکاری های بین دانشگاهی با بنیادهای زبان روسی و دانشگاه های روسیه   - برگزاری دوره کوتاه مدت آموزش  مجازی زبان روسی (جهت مبتدیان و جهت بازرگانان) با همکاری واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه روسنو   انجمن های علمی و ادبی وابسته به دانشگاه ها - انجمن زبان و ادبیات روسی    - انجمن ایرانی زبان و ادبیات روسی با هدف گسترش و پيشبرد و ارتقاي علمي زبان و ادبيات روسي و توسعه كيفي نيروهاي متخصص و بهبود بخشيدن به امور آموزشي و پژوهشي در زمينه‌هاي زبان و ادبيات روسي تشکیل شده است. این انجمن مؤسسه‌اي غير انتفاعي است و در زمينه‌هاي علمي و پژوهشي و فني فعاليت مي‌كند. نشریه این انجمن تنها نشریه علمی در حوزه زبان و ادبیات روسی است که در ایران به زبان روسی منتشر می شود. از وظايف و فعاليتهای این انجمن می توان به موارد زیر اشاره داشت:   * انجام تحقيقات علمي و فرهنگي در سطح ملي و بين‌المللي با محققان و متخصصاني كه به گونه‌اي با علم زبان و ادبيات روسي سر و كار دارند.   * همكاري با نهادهاي اجرايي، علمي و پژوهشي در زمينه ارزيابي و بازنگري و اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي مربوط به امور آموزش و پژوهش در زمينه علم     تهیه و تنظیم گزارش: موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)         ]]> فرهنگ و هنر Sun, 26 Aug 2018 19:39:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3718/وضعیت-آموزش-زبان-روسی-ایران شب های سفید سن پترزبورگ http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3697/1/شب-های-سفید-سن-پترزبورگ شب های سفید شهر سن پترزبورگ یکی از مهم ترین دیدنی ها و در این حال جاذبه های گردشگری در پایتخت شمالی روسیه به شمار می روند.   شب های سفید سن پترزبورگ که هر ساله از اوایل خرداد آغاز می شود در حقیقت یک پدیده طبیعی است و به علت طولانی بودن روزها در مناطق نزدیک به قطب شمال کره زمین به وجود می آید. شهر سن پترزبورگ که از موقعیت جغرافیایی ویژه ای برخوردار است. شمالی ترین شهر پرجمعیت جهان به شمار می رود و هر سال در اوایل تابستان به علت بسیار طولانی شدن زمان تابش آفتاب در تاریکی شب فرو نمی رود و همه مدت شبانه روز یا هوا روشن است و یا گرگ و میش صبحگاهی دارد که به همین علت شب های اوایل فصل تابستان در این شهر شب های سفید نام گرفته است. منبع توضیحات: خبرآنلاین منبع تصاویر: اسپوتنیک   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 27 Jul 2018 08:07:34 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3697/1/شب-های-سفید-سن-پترزبورگ "ایران می‌تواند دروازه ورودی گردشگران قفقازی به جهان اسلام باشد" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3677/ایران-می-تواند-دروازه-ورودی-گردشگران-قفقازی-جهان-اسلام-باشد هفته گذشته علی‌اصغر مونسان، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی میزبان رئیس گروه دوستی پارلمانی گرجستان‌ـ ‌ایران بود. دیداری که طبعاً محورهای مورد بحث آن، سه حوزه اصلی تحت مدیریت علی‌اصغر مونسان یعنی میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و روابط فی‌مابین دو کشور در این زمینه‌ها بود. پیرامون وضعیت روابط دو کشور ایران و گرجستان به طور اعم و حوزه کشورهای قفقاز به طور اخص، روزنامه توریسم مصاحبه ای با آقای ولی کوزه‌گر کالجی، پژوهشگر حوزه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) انجام داده است که متن کامل این مصاحبه در ادامه از نظر می گذرد.       معاون رئیس جمهور چند روز پیش با رئیس گروه دوستی پارلمانی گرجستان‌ـ‌ایران در تهران دیدار کردند. اهمیت چنین دیداری به لحاظ تقویت روابط فی‌مابین در زمینه گردشگری چقدر است؟     "ما در حوزه سه کشور منطقه قفقاز در سال‌های اخیر تحول بسیار خوبی در حوزه گردشگری شاهد بودیم. ما با دو کشور منطقه یعنی ارمنستان و گرجستان حدود دو سال است که لغو روادید کرده‌ایم و سفرها نیاز به ویزا ندارد و این حذف روادید، باعث جهش بسیار خوبی در سفرهای مردم شده است."   این لغو روادید را در مورد دیگر کشور منطقه قفقاز یعنی آذربایجان نداریم.   "بله؛ در مورد جمهوری آذربایجان با جود اینکه ایران بارها و بارها علاقه‌مندی خود را به سفرهای دوجانبه نشان داده و خواسته است که روادید را لغو کند اما آن کشور به دلیل شرایط خاصی که به لحاظ جنگ قره‌باغ و مسائل دیگر احساس می‌کند، نظام لغو روادید را نپذیرفته است؛ در عوض تسهیلات فرودگاهی ایجاد کرده و ویزای فرودگاهی در داخل خود فرودگاه ارائه می‌شود. این کار روند را نسبت به سابق بسیار راحت کرده است. ما در هر سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان، جهش خوبی را در حوزه صنعت توریسم شاهد هستیم."   با این حال سفر به ارمنستان و گرجستان بسیار فراگیرتر شده است.   "بله؛ شاید از دلایل اینکه سفر به ارمنستان و گرجستان تا این اندازه نزد ایرانی‌ها متداول شده یکی این است که در مقایسه با سفر به -مثلاً- ترکیه یا کشورهای دیگر برای ایرانی‌ها شاید"   آیا می‌توان دلایل فرهنگی مشخصی هم برای گرایش ایرانی‌ها به کشورهای قفقاز قائل بود؟   "بله، ما قرابت‌های فرهنگی، تاریخی و زبانی خیلی زیادی با منطقه داریم. به طور مشخص اگر بخواهم درباره گرجستان حرف بزنم، باید بگویم که این کشور مسیحی در نزدیکی ایران با تمدنی بسیار بسیار کهن واقع شده است. از جذابیت‌های این کشور می‌توان به چشمه‌های آب گرم آن که معروف است، اشاره کرد. اصلاً خود کلمه «تفلیس» به معنی چشمه‌های آب گرم است. همچنین بندر باتومی در ساحل دریای سیاه، آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ای، رشد و توسعه اقتصادی بسیار خوبی که در این سال‌ها داشته، همه اینها می‌توانند جاذبه‌های گرجستان برای گردشگر خارجی از جمله ایرانی‌ها باشد. انگیزه‌های دیگری هم برای سفر به گرجستان می‌توان متصور بود؛ مانند خرید ملک، آپارتمان، ثبت شرکت، مبادلات مالی و پولی به ویژه با اروپا، تعداد قابل توجه پروازها از شهرهایی چون رشت، تهران و شهرهای دیگر به گرجستان، تورهای ارزان‌قیمتی که به وجود آمده و ... در مجموع باعث شدند که جریان سفر ایرانیان به گرجستان در سال‌های گذشته خیلی تقویت شود."   طبیعی است که ایران هم به دنبال جذب مسافر گرجی و ایجاد جذابیت برای سفر او در قلمرو جغرافیایی خود باشد. ما چه جذابیت‌های بالقوه و بالفعلی برای گردشگران گرجی داریم؟   "مشکلی که وجود دارد و چه خوب است که در روزنامه‌ای تخصصی مانند «توریسم» هم به آن توجه شود چون جای کار کارشناسی دارد، این است که جریان توریسم بین ایران و دو کشور ارمنستان و گرجستان، تقریباً یک‌طرفه و به نفع آن‌هاست. سالانه 350 هزار نفر از ایران به ارمنستان و همین حدود به گرجستان سفر می‌کنند. این رقم برای کشورهایی با سه، چهار میلیون نفر جمعیت مانند ارمنستان و گرجستان، واقعاً رقم قابل‌ملاحظه‌ای است. ما در ردیف اول تا سوم کشورهایی هستیم که به ارمنستان و گرجستان سفر می‌کنیم. در نقطه مقابل، دلایل مختلف فرهنگی، اقتصادی، زیرساختی و نیز ذهنیت‌هایی که به غلط در مورد کشور ما وجود دارد، باعث شده است که ما نتوانیم تعادل لازم را بین سفرهای خروجی به ارمنستان و گرجستان با سفرهای ورودی از این کشورها ایجاد کنیم. با وجود جذابیت‌هایی که داریم و می‌توانیم روی آن‌ها کار کنیم."   مؤثرترین‌هایشان کدامند؟   "ما ارامنه زیادی در کشورمان داریم که با ارامنه ارمنستان رفت‌وآمد خانوادگی دارند. ما گرجی‌های فریدون‌شهر و فریدن اصفهان را داریم که که با وجود گذشت چهار، پنج قرن از اقامت‌شان در اصفهان می‌گذرد اما همچنان زبان و ادبیات گرجی خود را حفظ کرده‌اند. آن‌ها بسیار به گرجستان سفر می‌کنند و در هر پروازی به گرجستان ما گُرجی‌های این منطقه را داریم. فریدن می‌تواند پل ارتباطی ایران و گرجستان باشد. ما همچنین گُرجی‌محله بهشهر مازندران را هم داریم که اگرچه گرجی حرف نمی‌زنند اما برای افراد دانشگاهی و مورخین آن‌ها در گرجستان بسیار جالب است که بیایند و گرجی‌محله بهشهر را از نزدیک ببینند. این هم می‌تواند بخشی از توریسم فرهنگی و علمی باشد."   در مناطق دیگری از جمله خراسان هم گرجی داریم. درست است؟   "بله. در بجنورد و مشهد. این‌ها پتانسیل خود گرجی‌های داخل ایران است برای جلب و جذب گردشگر. از سوی دیگر چون گرجستان مثل کشورهای اروپایی، سرسبز، جنگلی و کوهستانی است، نقطه مقابل چیزی که دارند در مناطق کویری و بیابانی ما وجود دارد. توریست معمولاً دنبال جاهای جدید و متفاوت است و به جاهایی که خودش مشابه آن را دارد، کمتر سفر می‌کند. یک توریست اروپایی معمولاً به گیلان و مازندران سفر نمی‌کند چون آب و هوایی مشابه محل زندگی خودش دارند. او دنبال تفاوت است و کویر ایران را ترجیح می‌دهد. این است که می‌رود به سمت کاشان، کرمان و ... برای گرجستانی‌ها باید در مناطق کویری‌مان جذابیت ایجاد کنیم و آن‌ها را برای سفر به نقاطی مانند اصفهان، کرمان، کاشان، یزد و ... ترغیب کنیم."   بله، غیریتِ جغرافیایی و اقلیمی نکته مهمی است که در ایران برای گُرجی‌ها و کلاً قفقازی‌ها وجود دارد. به لحاظ فرهنگی چطور؟ آیا همان‌طور که مسلمانان ایرانی به این کشور مسیحی سفر می‌کنند آیا مسیحیان گرجستان نمی‌توانند جذابیت را در آداب و آیین‌های مسلمانان ایرانی بینند؟   "به نکته درستی اشاره کردید. الان ارمنستان تنها کشور مسیحی در همسایگی ایران است و گرجستان هم با کمی فاصله از ایران واقع شده است. یعنی ما با هیچ کشور مسیحی دیگری به این اندازه نزدیک نیستیم. بنابراین ارمنستان و گرجستان می‌توانند پل ارتباطی و دروازه ورود فرهنگی ما به جهان مسیحیت باشند. ایران هم به عنوان یک کشور مسلمان شیعه می‌تواند دروازه ورودی به این دو کشور در جهان اسلام باشد. همان‌طور که ایرانی‌ها به عنوان توریست می‌روند و کلیساهای گرجستان و ارمنستان برایشان جذابیت دارد، قطعاً برای آن‌ها هم مساجد و نقاط مذهبی ما و آیین‌ها و معماری و مظاهر فرهنگی دیگرمان جذاب است."         ]]> فرهنگ و هنر Wed, 04 Jul 2018 19:04:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3677/ایران-می-تواند-دروازه-ورودی-گردشگران-قفقازی-جهان-اسلام-باشد از نيما يوشيج تا فاضل نظري در سنت پترزبورگ؛ انتشار ترجمه روسی اشعار کوتاه شاعران معاصر ایران http://www.iras.ir/fa/doc/news/3669/نيما-يوشيج-فاضل-نظري-سنت-پترزبورگ-انتشار-ترجمه-روسی-اشعار-کوتاه-شاعران-معاصر-ایران گزيده اي از ترجمه اشعار كوتاه شاعران معاصر ايران از سوي انتشارات اسكيفيا در سنت پترزبورگ چاپ و منتشر شد.   اين گزيده در قالب سري مجموعه آثار موسوم به « آنتولوژي ادبيات زنده » كه تا كنون ده جلد آز آن منتشر شده است، به بازار كتاب روسيه راه يافته است.   در اين گزيده اشعار نمونه هايي از شعرهاي كوتاه و هايكوواره هاي شاعران معاصر ايران از نيما تا به امروز، خواننده را با فضاي كلي شعر امروز ايران به ويژه از نظر مضمون هاي ادبي آشنا مي سازد.   در اين جلد از آنتولوژي ادبيات زنده، گزيده اشعاركوتاه شاعران معاصر ايران همراه با 22 گزيده از شاعران ديگر كشورهاي جهان به چاپ رسيده است.   نيما يوشيج، احمد شاملو، فروغ فرخ زاد، سهراب سپهري، احمدرضا احمدي، گروس عبدالملكيان، حميد مصدق، نسترن وثوقي، رضا كاظمي، عباس كيارستمي، احسان پارسا، عليرضا روشن و فاضل نظري شاعراني هستند كه ترجمه روسي نمونه آثار كوتاه آنها در اين مجموعه درج شده است.   مترجم اين آثار سيد حسين طباطبايي وابسته فرهنگي پيشين جمهوري اسلامي ايران در روسيه است.   گفتني است طباطبايي چند سالي است كه ترجمه آثار كوتاه شاعران امروز ايران را در دست دارد و در صفحه موسوم به « ادبيات معاصر ايران » در فيس بوك، به تدريج درحاال انتشار اين اشعار در فضاي مجازي روس زبان است كه مورد استقبال و توجه علاقمندان روس زبان قرار گرفته و بنا به گفته وي، ايده انتشار گزيده اي از اين ترجمه ها در قالب سري « آنتولوژي ادبيات زنده » انتشارات اسكيفيا پس از آشنايي ويراستار اين انتشارات با صفحه مربوطه و با هماهنگي با مترجم صورت گرفته است.         ]]> فرهنگ و هنر Wed, 20 Jun 2018 09:30:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3669/نيما-يوشيج-فاضل-نظري-سنت-پترزبورگ-انتشار-ترجمه-روسی-اشعار-کوتاه-شاعران-معاصر-ایران در سوگ بازار صابر، شاعر مردمی تاجیک http://www.iras.ir/fa/doc/note/3634/سوگ-بازار-صابر-شاعر-مردمی-تاجیک بازار صابر، شاعر ملی تاجیکستان، در سن ۷۹ سالگی درشهر سیاتل آمریکا درگذشت. وی مدت ها بود که از بیماری ریوی رنج می برد. از فروردین امسال (1397) حالش رو به وخامت رفت و در بیمارستانی در شهر سیاتل تحت درمان قرار گرفت. اما سرانجام در روز سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1397 جان به جان آفرین تسلیم کرد.   خدا بیامرزدش بازار صابر را، این شاعر دلنشین و صمیمی که افتخار یک روز پذیرایی او را در منزل خیابان بروجردی تهران داشتم. در آن نیم روز بسیار از او آموختم. در دورانی که پیش از جنگ داخلی در سال 1371 در تاجیکستان به همراه چند تن از روشنفکران میهن دوست به تهران آمده بود به واسطه آشنایی با دوست گرامی ام آقای فرخیار افتخار آشنایی با او و مرحوم استاد مسلمانیان قبادیانی، شادمان یوسف، مرحوم طاهرعبدالجبار و دیگر رهبران مبارز را به واسطه دوستی با روزنامه نگار تاجیک میرزا شکور زاده توانستم با مرحوم بازار صابر و همراهانش جلسات مکرری داشته باشم. درچند ملاقات مکرر با استاد بازار صابر در همان سال در تهران در چند جلسه گپ وگفت او را بسیار متفاوت از دیگران یافتم. البته بعدترآشنایی با مرحوم سید عبدالله نوری رهبر پیشین حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و حاج اکبر تورجان زاده روحانی پر نفوذ آن دوران در تاجیکستان بویژه در کافرنهان بسیار بیشتر درباره تاجیکستان و لایه های درونی جریان دینی و روشنفکری در آسیای مرکزی از آنها آموختم. شرح مفصل آن برای بنده مقدور نیست شاید وقتی دیگر.   آنگونه که خبرگزاری خاور تاجیکستان اطلاع داده است  امام علی رحمان در پیامی رسمی به بستگان او تسلیت گفته و به وزارت خارجه، سفارت و نمایندگی تاجیکستان در آمریکا دستورداده است که پیکر بازار صابر را به تاجیکستان انتقال دهند. اگر این وعده تحقق پیدا کند انتظار می‌رود پیکر این شاعر مردمی تاجیکستان در روزهای آینده به شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان منتقل شود.   در سایت ریاست جمهوری تاجیکستان از قول آقای رحمان در توصیف بازار صابر آمده است: «بازار صابر از زمره شاعران وطن‌سرایی بود که در تربیت حس وطن‌دوستی و خویشتن‌شناسی وهویت ملی زحمت‌های زیادی کشید. تمام آثار بازار صابر، بخصوص اشعار زمان صاحب‌استقلالی‌اش، از احساس گرم وطنداری و خودشناسی ملی سرشار است. یاد او، سخن والا و ناتکرار شاعر خلق- بازار صابر تا ابد در یاد مردم باقی خواهد ماند.»   بسیاری از فعالان فرهنگی-اجتماعی تاجیک در شبکه‌های اجتماعی با ارسال عکس‌ها و اشعاری از بازار صابر و نوشتن پیام‌هایی در باره او اظهار نظر کرده‌اند. ازجمله  دادا جان عطاء الله روزنامه نگار تبعیدی، از درگذشت بازار صابر به عنوان "روز سیاه" یاد کرده و در صفحه فیسبوک خود نوشت: «با مرگ تلخ شاعر شهیر، بازار صابر، یک دوره تاریخ تاجیکستان به پایان رسید. در غربت دنیای فانی را ترک کردن شاعری که چکامه وطن داری می‌سرود، پیغام یا فالی است، نمی دانم. اما یقین می‌دانم که بی بازار صابر، تاجیکستان کوچک‌تر، غریب‌تر و تنهاتر شد.»   چرا بازار صابر برای شعر تاجیکستان مهم است؟ بازار صابر در پاییز ۱۹۳۸ در ناحیه فیض آباد، در شرق شهر دوشنبه تاجیکستان متولد شد. او یکی از تاثیرگذارترین شاعران معاصر تاجیکستان محسوب می‌شود. اشعارش، بخصوص در باره هویت ملی و خودشناسی تاجیکان موجب شد تا او همچون شاعری وطن دوست در یادها بماند و نامش در بیرون  از مرزهای کشورش، از جمله ازبکستان، ایران و افغانستان، معروف گشت.   بازار صابر در دهه 40 شمسی  در زمانی که دربخش ادبیات  دانشگاه دولتی دوشنبه تحصیل می‌کرد، سردون شعر را آغاز کرد. در همان زمان بدلیل روح لطیفی که داشت بیشتر به موضوع های اجتماعی محیط خود توجه عمیق داشت. اشعار او در روزنامه‌ها و مجلات وقت  شوروی چاپ می‌شدند. اولین مجموعه اشعارش با نام "پیوند" در سال 1351 منتشر شد. بعد مجموعه‌هایی با نام‌های "مژگان شب" (1360)، "باران طلایی" (1361) منتشر شدند. یکی از پرخواننده‌ترین کتاب‌های او مجموعه ای است که تحت عنوان  "چشم سفیدار" منتشر شد . این کتاب  بدلیل مضامین عالی شعری اش در استقلال خواهی و تاکید بر هویت یابی تاجیکان  در سال 1370  مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت. این کتاب ها جملگی با الفبای سیرلیک منتشر شد اما نخستین مجموعه اشعار بازار صابر به خط فارسی کتاب "آتشبرگ" بود که سال 1361 منتشر گردید. علاوه بر این مجموعه‌ای از اشعار او زیرعنوان "برگزیده اشعار بازار صابر" در سال 1375 به همت  انتشارات الهدی  در تهران زیر چاپ رفت.   بازارصابر در سیاست هم دستی داشت. او از معدود شاعرانی بود که در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی در سرآغاز نهضت‌ استقلال‌طلبی تاجیکستان با شعرهایی که می سرود نقش تاثیرگذاری در برانگیختن احساسات استقلال خواهی در میان تاجیکان داشت. او با همکاری "شادمان یوسف"، "عبدالنبی ستارزاده" ودیگران ازپایه‌گذاران و فعالان حزب دموکرات تاجیکستان شد. با برخورداری از حمایت تشکیلاتی حزب دموکرات و محبوبیتی که در بین مردم کسب کرده بود درانتخابات پارلمانی تاجیکستان در سال ۱۹۹۰ وارد مجلس تاجیکستان شد اما پس از مدتی به عنوان اعتراض به شرایط بعد آن روز و نارضایتی ازحکومت وقت  تاجیکستان از عضویت در پارلمان استعفاء داد.   بازار صابرپس از استقلال تاجیکستان  در شهریور 1370 و هم زمان در آغاز جنگ داخلی در این کشور او از حامیان حکومت مصالحه ملی بود. بعد از به قدرت رسیدن امامعلی رحمان درآبان  سال 1372، بازار صابر به همراه  برخی دیگر از فعالان وقت به مدت 9 ماه  زندانی شد.   زندگی در تبعید و تحول روحی بازار صابر در مرداد  سال 1373 تحت فشار کشورهای مختلف و سازمان های بن المللی مدافع حقوق بشر از زندان رها شد و نخست به مسکو رفت و از آنجا در سال 1373 به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا که بود بدلیل مشکلات مختلفی که برای بازار صابر پیش آمد با انجام چند مصاحبه جنجالی و نوشتن مقالات و سرودن شعراز یک منتقد نظام شوروی دوباره به یک طرفدارسرسخت حزب کمونیست شوروی و ولادیمیر لنین، پایه‌گذار این نظام، تبدیل شد. او معتقد بود عدالت خواهی برتر از آزادی خواهی دروغین است. او در تعریف از نظام شوروی تا آنجا پیش رفت که لنین را از همه پیامبران برتر دانست، این سخنان بی پایه موجی از نکوهش‌ها را در داخل تاجیکستان و در جهان اسلام  برای وی بدنبال آورد.   اما جالب اینکه بازار صابر با وجود همه انتقادهایش به آمریکا همچنان نزدیک بیست سال در آمریکا زندگی کرد تا اینکه با هماهنگی هایی که در داخل تاجیکستان با رحمان بوجود آمد در سال 1392 به دوشنبه بازگشت. در آن زمان طی مصاحبه ای گفت با دعوت رئیس جمهوری تاجیکستان و برای همیشه به کشورش برگشته است. ظاهرا ملاقات خصوصی یک ساعته  او با رحمان  در کاخ ریاست جمهوری تاجیکستان نتیجه مورد دلخواه او را به همراه داشت. کتاب اشعارش را به رحمان تقدیم کرد و دولت تاجیکستان در شهر دوشنبه به او خانه‌ای اعطا کرد. از آن پس زندگی در تاجیکستان برای او جلوه دیگری پیدا کرد.   در سال های 1392 تا 1395 کتابهایش که در دهه هفتاد ممنوع بود، مکرر در دوشنبه چاپ شد و در محافل ادبی گوناگون بزرگ داشتش برگزار گردید. در این سه سال او همچنان برای دیدار فرزندان و نوه‌هایش به آمریکا آمد و شد داشت. درآخرین سفرش که پائیز 1396 به آمریکا رفت، دیگر به دوشنبه بازنگشت.   از فروردین 1397 درخبرها آمد بازار صابر به دلیل مبتلا شدن به بیماری ریوی در بیمارستان سیاتل آمریکا بستری شده است. درهمان زمان اعلام شد رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان به سفیر این کشور درآمریکا و نماینده اش در سازمان ملل دستور داده است به عیادت بازار صابر بروند و همه مخارج پزشکی او را بپردازند و کمک های دیگری ارائه کنند. اما گل چهره همسر صابر، در همان زمان گفت کمکی به آنها نرسیده است. دختر بازار صابر نیز در روز درگذشت او در صفحه فیسبوکی خود گفت  دیپلماتهای تاجیک هیچ کمکی به بازار صابر و خانواده اش نکرده اند. در هر صورت مرگ این شاعر ملی تاجیک یادآور خاطرات تلخ و شیرینش برای دوستدارانش است.   بازار صابر همانقدر که رُک گو بود در برخورد با تحولات سیاسی و تاریخی تلخی های خاص خودش را هم داشت بطوریکه در همان سالهای اقامت در آمریکا، انتقادهای تندی را علیه ایران و ایرانیان مطرح کرد که حیرت همه نزدیکان اورا برانگیخت. مهدی جامی درصفحه فیسبوکش درباره او می نویسد: «اول بار که بازار صابر را دیدم در کانون نویسندگان یا اتفاق نویسندگان تاجیکستان بود به سال 2000. مجلسی بود از شاعران که بر صدر آن او نشسته بود و گلرخسار و یک دو تن دیگر و شاعران بر او شعر عرضه می کردند و می گفت دیگرش را خوان! یعنی که خوب نبود بهترش را بخوان. صاحب اتوریته مطلق بود. یکبار دیگر هم او را در اتاق گلرخسار در سالی دیگر دیدم. شاید 2004. آخرین بار در سال 2014 که برای پنجاه سالگی فرزانه به دوشنبه پرواز می کردم آمد پشت سرم روی صندلی های خالی دراز کشید. عوض شده بود و نخست او را نشناختم. بعد هم که شناختم دیگر حرفی برای گفتن نمانده بود. گویی نمی شناختمش. آنقدر حرفهای عجیب و غریب زده بود که در سال 2012 در راه برگشت از تاجیکستان شعری تند در نقد او نوشتم گرچه هرگز منتشر نکردم. این سالهای آخرش را از زندگی اش کنار می گذارم و بازار صابری را به یاد خواهم داشت که شعرش یکی از محکم ترین شعرهای تاجیکستان بود - محکم و آتشین. بازار در همان مجلس های نویسندگان برای من خلاصه می شود. نمی خواهم چیزی بیشتر از او بدانم و به یاد آورم».   شهرزاد سمرقندی در صفحه فیسبوکش بخوبی حال و روز او را تشریح می کند: «روزگار بازار صابر شبيه روزگار رودكي گذشت و شبيه بسياري از ديگر شاعران بزرگ ما كه در دوران پيري خار و زار و دستنگ شدند. چون هچ وقت در پي ثروت و جمع آوري نبودند و فراغت پيري براي خود نساختند. شاعرانه، بلبل وار دوراني عاشقي كردند، دوراني رهنمايي مردم، دوراني بر سر مردم زدند و ترك وطن كردند، گاه مداحي شاه و گاه مداحي خلق و خالقش و آخر سر در غربت و دوري درگذشتند. بازار صابر نيز. آن چه ديگران نكردند او كرد: حرف دلش را گفت، هرچند تند و تلخ. روحش شاد و آخرتش آسوده باد.»       نویسنده: حسن بهشتی پور، عضو شورای علمی ایراس و تحلیلگر مسائل اوراسیا         ]]> حسن بهشتی پور فرهنگ و هنر Mon, 07 May 2018 17:33:42 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3634/سوگ-بازار-صابر-شاعر-مردمی-تاجیک نوروز و همگرایی فرهنگی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3599/نوروز-همگرایی-فرهنگی نوروز جشنی کهن و فراملی است که پیوند تنگاتنگی با طبیعت، نو شدن و رویش دوباره آن و نو شدن همه‌ هستی و انسان‌ دارد و از همین روست که فراتر از هر مرز عقیدتی، جغرافیایی و سیاسی می توان به آن پرداخت. این جشن شادمانه با سابقه درخشان تاریخی و گستره وسیع جغرافیایی اش می تواند بستری مناسب برای همگرایی ملتهایی باشد که آن را گرامی می دارند. گستره جغرافیایی نوروز از غرب چین و شبه قاره هند، افغانستان، ایران و آسیای مرکزی تا قفقاز امتداد می یابد. نوروز در واقع یک جشن فرهنگی است که ریشه در سنتهای دیرینه مردم مناطق ذکر شده دارد. این جشن بزرگ می تواند فراتر از یک جشن باشد و به یک پیمان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبدیل شود. حتی در گستره وسیع تر این امکان وجود دارد تا از نوروز برای بهبود روابط سیاسی و اقتصادی نیز  استفاده شود. به بیان دیگر نوروز می تواند موجب تقویت همگرایی منطقه ای گردد.   آیین باستانی نوروز یکی از مولفه های تحکیم همگرایی بین اقوام کشورهای مختلف است و اگرچه ظرفیت زیادی برای توسعه روابط میان کشورها دارد، اما متأسفانه کمتر به این وجه از وجوه آن پرداخته شده است. بعد از آن که سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ای با عنوان «روز بین المللی نوروز»، عید نوروز را به عنوان مناسبتی بین المللی به رسمیت شناخت، اولین و دومین نشست مقامات بلندپایه کشورهای حوزه نوروز به ابتکار کشورمان در سالهای گذشته، در تهران برگزار شد. ثبت نوروز به ‌عنوان یک میراث فرهنگی و معنوی از سوی یونسکو و به رسمیت شناختن آن از سوی سازمان ملل، برای ملت های منطقه و تمام کسانی که آن را جشن می‌گیرند، اهمیت بسیاری دارد و باعث می شود این آیین کهن که هم عامل وحدت در طول قرون و اعصار بوده و از طرفی مورد تائید اسلام نیز قرار گرفته، بتواند نقش خود را در پیوند فرهنگی کشورهای حوزه نوروز ایفا کند. انتظار می‎رود که اقدامات عملی مقامات کشوهای این حوزه در جشن نوروز، آغازی باشد برای پررنگ شدن نقش نوروز به عنوان محور بزرگ همگرایی در منطقه. 12 کشور عضو پرونده جهانی نوروز هستند که از آن میان می توان به کشورهای ایران، تاجیکستان، قرقیزستان، افغانستان، ترکمنستان، ارمنستان، قزاقستان، آذربایجان، عراق، ترکیه و پاکستان اشاره نمود.   می توان گفت جشن نوروز، محوری است که بین کشورهای منطقه مشترک است و مردمان ساکن در این کشورها به گونه ها و به شکل های گوناگون این روز را جشن می گیرند. جشن فرهنگی نوروز یکی از اشتراکات فرهنگی و تاریخی است که هر سال در کشورهای این حوزه از جمله ایران، افغانستان و تاجیکستان بصورت باشکوهی برگزار می گردد. مردم این کشورها در طول سالیان متمادی، روز نوروز را به عنوان آغاز سال جدید گرامی داشته و مراسم و آیینهای مختلفی را اجرا می نمایند. در افغانستان در روز نوروز در مناطق مختلف به ویژه در زیارتگاه سخی در مزار شریف و نیز در شهر کابل مراسم خاص مذهبی برگزار شده و عَلَمی را که منتسب به حضرت علی (ع) است، با تشریفات خاص بلند نموده و در جایگاه خاص آن نصب می نمایند و سپس سیل عظیم جمعیت با انگیزه مذهبی و اعتقادی، علم را زیارت می کنند. در تاجیکستان در برخی مناطق هفت سین و در مناطق دیگر هفت شین را گرامی می دارند. این سنت در تاجیسکتان تفاوتهایی با ایران دارد و شامل هفت سفیدی از جمله آب، ماهی سفید و ... است. به اعتقاد تاجیکان، ماهی های سرخ در تنگ آب در لحظه تحویل سال به حرکت در می آیند و نویدبخش تحویل سال جدید هستند. بنابراین جشن فرهنگی نوروز مؤلفه مشترکی است که می تواند همگرایی های را در سطح منطقه به ویژه سه کشور فارسی زبان افغانستان، ایران و تاجیکستان پدید آورد و حتی همگرایی های سیاسی بین سه کشور و حتی تمامی کشورهای منطقه را افزایش دهد.   با توجه به اینکه افزایش همگرایی ها بین کشورها، تضمین کننده صلح و امنیت جهانی خواهد بود، باید مؤلفه هایی را جستجو کرد که سطح واگرایی سیاسی را کاهش و همگرایی های سیاسی را افزایش دهد. مساله ای که اکثر نظریه پردازان مهم جهت ایجاد همگرایی های سیاسی بر آن تاکید می ورزند، توجه به مشترکات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. اگر برخی اشتراکات بین دولت و کشورها وجود داشته باشد، می توان از آنها بعنوان مؤلفه های همگرایی استفاده کرد. اما در صورت نبودن اشتراکات بین کشورها، باید برای ایجاد مؤلفه های همگرایی های سیاسی تلاش نمود. در این راستا توجه به نوروز به عنوان یکی از مشترکات مهم فرهنگی مردم منطقه جایگاه خاصی دارد. شکل گیری اتحادهای منطقه ای بیشتر متأثر از دو عامل ویژگی های جغرافیایی و محیطی و همچنین تاریخی و فرهنگی مشترک هستند. علی رغم اینکه کشورهای منطقه و سه کشور فارسی زبان شامل یک منطقه جغرافیایی بوده و برخی ویژگی های مشابه دارند و همچنین با برخی چالش های یکسان نیز مواجه هستند، همگرایی خصوصا در حوزه فرهنگ اهمیت بیشتری دارد.   در حال حاضر کشورهای منطقه به ویژه سه کشور فارسی زبان افغانستان، ایران و تاجیکستان تهدیداتی مشترکی در سطح منطقه دارند. یکی از این تهدیدات، تروریسم است که ثبات سیاسی و امنیت ملی کشورها را به شدت تهدید می کند. ایران و تاجیکستان همواره از رشد تروریسم در افغانستان به علت در خطر قرار گرفتن مرزهای‌ خود نگران هستند. مساله دیگر قاچاق مواد مخدر و شبکه های قاچاق است که هر سه کشور را تهدید می نماید. بنابراین تهدیدات مشترک بین کشورهای منطقه به ویژه سه کشور فارسی زبان وجود داشته و این تهدیدات مشترک، می توانند منافع مشترکی را نیز پدید آورند. به همین دلیل برای غلبه بر چالش ها و تهدیدات مشترک و نیز دستیابی به منافع مشترک باید در صدد تعمیق همگرایی های سیاسی بین کشورهای منطقه بود. جشن نوروز به عنوان نقطه مشترک بین بیشتر کشورهای منطقه می تواند عاملی مناسب برای تحقق همگرایی سیاسی در سطح منطقه باشد.   برگزاری جشن جهانی نوروز اقدام مثبتی در جهت پیشرفت و ارتقای دیپلماسی فرهنگی و عمومی است که موجب افزایش همگرایی فرهنگی میان ملت‌ها شده و ثبت نوروز در سازمان ملل به عنوان یک سنت جهانی، زمینه‌های تبادل فرهنگی را تقویت می‌کند. جشن جهانی نوروز با ریشه ایرانی روز تجدید خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت است که در گذر قرنها از شکوه سنت‌های آن کاسته نشده است زیرا بزرگداشت سنت‌های آن، با اندیشه‌ صلح، دوستی و همبستگی پیوند خورده است. نوروز رویداد مناسبی برای تحکیم همگرایی بین اقوام کشورهای مختلف است و باید فراتر از مرزهای جغرافیایی به آن پرداخته شود. هم‌افزایی فرهنگی  به عنوان اقدامی مؤثر و مشترک، می تواند بصورت دو جانبه، چند جانبه، منطقه ای و بین المللی میان کشورها برقرار باشد و نیازمند مشارکت کشورهای مختلف جهت تدوین نقشه راه است. کشورهای آسیای مرکزی توجه فراوانی به حفظ ارزش های قومی هر کشور دارند. به همین علت، گسترش همگرایی فرهنگی میان ملت های منطقه فقط در صورت توجه به هویت ملی، قومی، مذهبی و زبانی هر یک از آنها امکانپذیر است. ایران، آسیای مرکزی و قفقاز با داشتن ظرفیت‌های فرهنگی و فراملی، با تقویت هم‌افزایی فرهنگی از طریق ترسیم نقشه راه قطعا می‌توانند اختلافات خود را کاهش داده و با توجه بیشتر بر اشتراکات، پشتوانه مطمئنی برای همکاری‌های آینده در منطقه ایجاد کنند.       نویسنده: دکتر الهه کریمی ریابی، استادیار گروه مطالعات روسیه دانشگاه تهران   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 26 Mar 2018 07:47:06 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3599/نوروز-همگرایی-فرهنگی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی: الزامات و راهکارها http://www.iras.ir/fa/doc/article/3591/دیپلماسی-عمومی-ایران-قفقاز-جنوبی-الزامات-راهکارها مقدمه منطقۀ قفقاز جنوبی به‌دلیل میراث فرهنگی و پشتوانۀ تاریخی، تمدنی و فرهنگی مشترک، همواره جایگاه و اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران داشته است. ابعاد فرهنگی و هویتی ایران فرهنگی به گونه‌ای بوده است که با توجه به وابستگی و قرابت فرهنگی میان ایران و منطقۀ قفقاز، دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی قابلیت الگوسازی ایرانی‌اسلامی در چهارچوب جغرافیای فرهنگی و بر اساس ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی دارد. افزون بر این، جلوه‌های فرهنگ ایران از قبیل زبان، شعر و ادبیات، هنر، فنّاوری و معماری در حوزۀ پیرامونی قفقاز موجب پویایی و مقبولیت فرهنگ و تمدن ایرانی شده است.    در این رهگذر، استفاده از رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنتی برای نفوذ بر افکار ملت‌ها، ارتقای تبادلات علمی و دانشجویی، برپایی نمایشگاه‌های فرهنگی در زمینۀ مردم‌شناسی، تئاتر، سینما، نقاشی و نیز تعامل هنرمندان کشورها با یکدیگر  باعث ایجاد درک و شناخت متقابل می‌شود. تبادل ایده‌ها، اطلاعات و هنر به منظور تقویت تفاهم متقابل، معرفی فرهنگ، جامعه و مردم به دیگران، جذاب‌ساختن ایدئال‌های سیاسی نزد افکار عمومی مخاطبان و به‌طورکلی استفاده از قدرت نرم، قابلیت تأثیرگذاری ایجابی بر افکار عمومی و اذهان آحاد مردم را دارد، با توجه به برخورداری از عنصر جذابیت و اقناع. دیپلماسی عمومی اعم از دیپلماسی فرهنگی، رسانه‌ای و مبادله‌ای به کشور اجازه می‌دهد که به‌طور مستقیم با مخاطبان خارجی و افکار عمومی جامعۀ هدف ارتباط برقرار کند، بر روی آنان نفوذ داشته باشد و بر آنان تأثیر بگذارد، از ابزارهای نوین ارتباطی برای معرفی و تبیین فرهنگ و تمدن خود استفاده کند، بنیاد اعتماد با مردم دیگر کشورها را ایجاد کند، ذهن  و روان مردم و مسئولان کشورهای هدف را با استفاده از ابزار رسانه‌های جمعی و مجازی تحت تأثیر قرار دهد و در جهت هم‌سو کردن و سازگارسازی با اهداف و منافع سیاست خارجی خود، تولید اعتبار کند.   با توجه به اهمیت کاربست دیپلماسی عمومی در منطقۀ قفقاز جنوبی، جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که با توجه به فعال‌بودن بازیگران و کنشگران متعدد در جمهوری‌های ارمنستان، گرجستان و آذربایجان، به‌ویژه نقش‌آفرینی روسیه، امریکا و ترکیه به‌عنوان قدرت‌های مرکزی در عرصۀ فرهنگی این کشورها و رقبای اصلی ایران در این زمینه، شایسته است به تأثیرگذاری بر افکار عمومی ملت‌های هدف و ارتقای توان رقابت‌پذیری در رقابت با رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای توجه بیشتری کند. در این نوشتار تلاش می‌شود در مبحث نخست وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در سه کشور قفقاز جنوبی واکاوی شود و در مبحث دوم به تبیین الزامات و راهکارهای پیش‌روی دیپلماسی عمومی ایران در این منطقه پرداخته شود.    مبحث نخست: وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. حال شایسته است وضعیت دیپلماسی عمومی ایران در این سه کشور به تفکیک بررسی شود.   الف) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال ارمنستان حضور 90 هزار ارمنی در شهرهای ایران نظیر ارومیه، تبریز و جلفا زمینه‌ساز پیوندهای قوی فرهنگی ایران و ارمنستان و گسترش همکاری‌های دو کشور در زمینۀ فرهنگ و هنر است. پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو کشور به گونه‌ای است که می‌تواند ایران را در بهره‌گیری از ابزارهای دیپلماسی عمومی برای رسیدن به اهداف خود در این کشور و منطقه یاری رساند، اما نداشتن آگاهی کافی از توانایی‌های یکدیگر و برخی موانع بوروکراتیک مانع از بهره‌برداری از فرصت‌های متقابل شده است. افزون بر این حضور مؤثر فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف این کشور سایر کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. فضای ژئوپلیتیکی ارمنستان در حوزۀ منافع حیاتی روسیه قرار دارد، به همین سبب روسیه تلاش دارد با ترویج فرهنگ، رسانه و زبان روسی، میراث تاریخی خود را در ارمنستان رواج و گسترش دهد. همچنین با برنامه‌های تبادل دانشگاهی و اعطای کمک‌های مالی و کمک‌هزینه‌های تحصیلی برای دانشجویان و متخصصان ارمنی در صدد حفظ ارمنستان در حوزۀ جهان روسی است. ارمنستان نیز به‌دلیل نیاز به حمایت روسیه برای مواجهه با جمهوری آذربایجان و ترکیه، به نوعی وضعیت کشور پیرامونی را در روابط سیاسی و فرهنگی خود با روسیه پذیرفته است. این مهم موجب تضعیف جایگاه سایر کنشگران از جمله ایران در ارمنستان شده است. باوجوداین درمیان کشورهای قفقاز جنوبی، محبوبیت ایران در ارمنستان بسیار است. این در حالی است که روابط ارمنستان با ترکیه از سال 1992 میلادی تاکنون قطع است. این وضعیت، بیانگر جایگاه تثبیت‌شدۀ ایران نزد افکار عمومی ارمنستان است که شایسته است از این زمینۀ ذهنی مثبت حداکثر بهره‌برداری برای ارتقای قدرت نرم کشورمان به عمل آید.   ب) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال گرجستان پیوند دیرین گرجیان با ایرانیان، اشتراکات تاریخی، تمدنی و فرهنگی، تأثیرگذاری عمیق فرهنگ و زبان فارسی بر ادبیات و فرهنگ گرجی، تشابهات فرهنگ و سنن دو ملت و مناسبات عمیق فرهنگی و ادبی ایران و گرجستان، زمینه‌هایی است که می‌تواند دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران را در قبال گرجستان ارتقا بخشد. گرجستان مرز مشترکی با ایران ندارد و حداقل توسعۀ روابط با ایران را در میان کشورهای قفقاز جنوبی داشته است، ولی به‌دلیل برقراری رژیم لغو ویزا بین دو کشور از سال2010 میلادی تاکنون، این کشور مقصدی مجبوب برای گردشگران ایرانی به شمار می‌رود. شاید بتوان مهم‌ترین بازیگر مرکزی در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و اعمال قدرت نرم در گرجستان را ایالات متحدۀ امریکا دانست که از ظرفیت‌های بسیاری در این حوزه برخوردار است. پس از انقلاب رز در گرجستان، برنامۀ ارتقای دموکراسی واشنگتن در قفقاز جنوبی تمرکز بیشتری بر گرجستان کرد.  از آن جمله می‌توان به حمایت از روند دموکراسی‌سازی در گرجستان اشاره کرد که یکی از شیوه‌های اعمال قدرت نرم امریکا در این کشور بوده است. به نظر می‌رسد با توجه به تداوم سردی روابط بین ایران و امریکا، حضور همه‌جانبۀ فرهنگ امریکایی توانسته است از تأثیر حضور فرهنگی ایران بکاهد. روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان پس از بحران اوت 2008 میلادی و متعاقب شناسایی استقلال مناطق آبخازیا  و اوستیای جنوبی قطع شده است، بنابراین جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با تکیه بر پیوندهای دیرینۀ تاریخی جایگاه خود را در این کشور ارتقا بخشد. اهتمام به راهبرد فرهنگی گفت‌وگوی میان دینی و تأکید بر اشتراک دیدگاه‌های دینی جامعۀ مسلمانان و ارامنه در حوزه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی می‌تواند ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی ایران را ارتقا بخشد.   ج) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال جمهوری آذربایجان شاید بتوان جمهوری آذربایجان را اصلی‌ترین بستر اعمال دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی دانست. این مهم ناشی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی دو کشور است. اما برخی مسائل قومی از جمله طرح مسئلۀ آذریابجان بزرگ، برخی موضع‌گیری‌های نسنجیده در شبکه‌های رسانه‌ای و برخی اظهار نظرهای مطرح‌شده در محافل سیاسی‌مذهبی تأثیر منفی بر روابط دو کشور داشته است. همچنین به‌رغم اشتراک مذهبی میان شیعیان ایران و آذربایجان، رویکرد سکولار مسئولان جمهوری آذربایجان و تلاش آنان برای اعمال کنترل بر مذهب و از جمله منع پوشیدن حجاب در ملأ عام برای زنان موجب رنگ‌باختن عامل اشتراک فرهنگی در روابط طرفین شده است.   افزون بر این نقش برجستۀ ترکیه در عرصه‌های مختلف فرهنگی در جمهوری آذربایجان پس از استقلال موجب افزایش قدرت نرم این کشور در جمهوری آذربایجان شده است؛ به گونه‌ای که خود را حافظ میراث تاریخی  و فرهنگی جمهوری آذربایجان قلمداد می‌کند. تلاش ترکیه برای نمایاندن ارزش‌های ترکی، پیونددهی تاریخی، فرهنگی و زبانی و نیز افزایش عمق تاریخی و فرهنگی خود در جمهوری آذربایجان موجب خلق فرصت‌های جدیدی از نفوذ آنکارا در جمهوری آذربایجان شده است. تلاش ترکیه برای ارتقای قدرت نرم خود در جمهوری آذربایجان با اتکا به تاریخ، فرهنگ و جغرافیای خود و با تأکید بر پراکنش زبان ترکی مؤلفۀ زبان را به محور مغناطیس فرهنگی در منطقۀ قفقاز جنوبی تبدیل کرده است؛ به گونه‌ای که از این مؤلفه برای پخش برنامه‌های 24 ساعته با ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای مانند اوراسیا در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده می‌کند. همچنین تأسیس مدارس ترکی در منطقۀ قفقاز جنوبی و اعطای بورس به دانشجویان آذری از جمله راهکارهای ترکیه برای متمایل‌کردن قشر تحصیل‌کرده در جمهوری آذربایجان به آن‌هاست. شبکه‌ها و سریال‌های ترکی نیز به‌عنوان قدرت نرم دیپلماسی عمومی ترکیه در قفقاز جنوبی قلمداد می‌شوند.   لذا می‌توان اذعان داشت که جمهوری آذربایجان به‌دلیل عوامل تاریخی، سیاسی و ایدئولوژیک، میراث فرهنگی و معنوی مشترک و زبان مشترک، مهم‌ترین عرصۀ کنشگری منطقه‌ای ترکیه به شمار می‌رود. ایجاد مدارس آموزش زبان ترکی و تغییر الفبای سیریلیک به لاتین و نیز فعالیت گروه‌های مذهبی و رسانه‌ای ترک در جمهوری آذربایجان، همگی برای جذب جمهوری آذربایجان به رویکرد سکولار و متمایل‌سازی مردم آن به ظاهر پیشرفتۀ ترکیه طراحی شده است. انعقاد پروتکل مبادلات علمی‌فنی و فرهنگی در 10 ژانویۀ 1990 بین ترکیه و آذربایجان و همکاری‌های علمی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان، تبادل اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان و تبادل هنرمندان، خوانندگان و گروه‌های محلی، برگزاری جشنواره‌های هنری و فیلم و روابط گردشگری نقش عمده‌ای در بازیگری فعال ترکیه در حوزۀ فرهنگی جمهوری آذربایجان داشته است.    این مهم موجب شده است که به‌رغم آنکه جمهوری آذربایجان جزئی از قلمرو ایران فرهنگی محسوب می‌شود، ترکیه بتواند نقش مؤثرتری در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی در قبال این کشور در راستای منافع غرب و با احیای رقابت دیرینه و تاریخی با ایران ایفا کند و عملاً مانع از بهره‌برداری ایران از ظرفیت‌های فرهنگی خود در دیپلماسی عمومی در قبال جمهوری آذربایجان شود. اثرات نامطلوب مجموعه‌ای از مشکلات امنیتی و سیاسی و حتی تاریخی و قومی در روابط طرفین در کنار عملکرد مؤثرتر دیپلماسی فرهنگی ترکیه در جمهوری آذربایجان، عرصه را بر دیپلماسی عمومی ایران در قبال باکو تنگ کرده است. باوجوداین ایران همچنان رقیبی جدی برای ترکیه در حوزه‌های فرهنگی آذربایجان محسوب می‌شود. اهتمام مردم جمهوری آذربایجان به تبعیت از مرجعیت تشیع، جذابیت فرهنگی و تمدنی ایران برای مردم جمهوری آذربایجان و توجه به ایران به‌عنوان یکی از مقاصد گردشگری زمینه‌هایی مطلوب برای قدرت نرم ایران در این کشور همسایه قلمداد می‌شود. افزون بر این، با عملیاتی‌شدن خط راه‌آهن آستاراآستارا در مرز ایران و جمهوری آذربایجان این امید تقویت شده که علاوه بر توسعۀ زیرساخت‌های ترانزیتی کریدور شمال‌جنوب، پیوندهای  فرهنگی مردم دو کشور بیش از پیش افزایش یابد.   مبحث دوم: الزامات و راهکارهای فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی با عنایت به ملاحظات و نکاتی که در بخش قبلی به آن اشاره شد، شایسته است به منظور ارتقای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی الزامات و راهکارهای زیر مد نظر قرار گیرد.   الف) الزامات ۱.  اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی  رویکرد تمدنی با برخورداری از ویژگی چندبعدی و چندوجهی، بر معرفی اندیشه، فرهنگ و تمدن اسلامی بر پایۀ عناصر بومی، توجه به قدرت نرم‌افزاری، خلاقیت، نوآوری و ارائۀ اندیشه‌های جذاب، عملی، کارآمد و مجاب‌کنندۀ خردها استوار است. مفهوم‌سازی، گفتمان‌سازی، تصویرسازی، توجه به اندیشه‌پردازی و تولید دانش، ارائۀ تصویری دلپذیر از نظام و ارزش‌های انقلاب اسلامی، به‌ویژه الگوی مردم‌سالاری دینی و معرفی اسلام ناب و عقلانی در زمرۀ شاخص‌های رویکرد تمدنی به دیپلماسی عمومی به شمار می‌آید. بر این اساس، لازم است که مردم مسلمان منطقه ریشه‌های فرهنگی خود را دوباره بازیابند، شخصیت‌های مشترک چون نظامی گنجوی به جای اینکه محل اختلاف باشند به‌عنوان سرمایه‌های معنوی و فرهنگی منطقه قلمداد شوند و قلمروی همگرایی فرهنگی را بدون نزاع دربارۀ ملیت و زبان مشاهیر، در جغرافیای اوراسیا، گسترش و توسعه دهند. باید اندیشیده شود که چگونه می‌توان از این میراث بزرگ فرهنگی برای نوآفرینی تمدن اسلامی استفاده کرد، به گونه‌ای که پیوندهای فرهنگی میان جمهوری اسلامی ایران و این منطقه تحکیم و تثبیت یابد.   این در حالی است که پافشاری بر رویکرد ایدئولوژیک موجب می‌شود که در فضای «خلأ راهبردی»، ایران بیشتر انرژی خود را صرف فعالیت‌های روبنایی و پرهزینه، بدون تضمین بازگشت سود حاصل از آن، کند. همچنین ممکن است این گمان را در میان مردم قفقاز جنوبی تقویت کند که ایران با این فعالیت‌ها در صدد آن است که مجدداً این کشورها را بدون اهتمام به عنصر رضایتمندی تحت سیطرۀ خود درآورد. گرچه این تصور سالبه به انتفاء موضوع است لیکن مناسب است به جای اینکه تلقی برنامه‌ریزی آرمان‌گرایانه به وجود آید، به گونه‌ای رفتار شود که نوعی توازن و تعادل میان آرمانخواهی و واقع‌بینی درک شود، به گونه‌ای که آرما‌ن‌ها و واقعیت‌ها در کنار یکدیگر دیده شوند. لذا رویکرد تمدنی به این معناست که همۀ کشورهای وارث میراث تمدنی موسوم به حوزۀ فرهنگی نوروز در نوعی همزیستی منطقه‌ای گردهم آیند، با یکدیگر در جهت هم‌افزایی فرهنگی همراه شوند و زمینه‌های تقویت همکاری‌های منطقه‌ای را استحکام بخشند.    ۲ .تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای شایسته است از دیپلماسی مبتنی بر پنهانکاری و تلاش برای پوشاندن واقعیت‌ها پرهیز شود؛ زیرا دیر یا زود اطلاعات محرمانه آشکار خواهد شد. لذا با عنایت به توسعۀ کارکرد رسانه‌های گروهی در جامعۀ معرفتی و دانش‌بنیان کنونی، توجه به عنصر شفافیت اطلاعات و اهتمام به کاربست زبان مناسب در ارسال پیام‌ها بر پایۀ غنای برهان و قدرت استدلال و اقناع می‌تواند موجب افزایش اعتبار نزد مخاطبان عام و خاص و نیز اقبال فزایندۀ افکار عمومی کشورهای هدف شود. لزوم مدیریت تصویر برای بازسازی روابط ذهن‌عین و تبیین دیدگاه‌ها، فضاسازی و تصویرسازی با بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و فضای مجازی مبتنی بر ارتباطات شبکه‌ای، رفع سوء‌تفاهم‌ها، تصحیح و پالایش سوء‌برداشت‌ها و اصلاح چهرۀ کشور نزد مخاطبان کشور هدف از ابزارهای مؤثر کشورمان در دیپلماسی عمومی در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می‌شود.   ۳. تقویت دیپلماسی مشارکتی از جمله راهکارهای مشارکتی فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی عبارت‌اند از: افزایش بهره‌گیری از سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد، ایجاد هماهنگی بین بخش‌های مختلف غیردولتی با حوزه‌های دولتی و دیپلماتیک، اهتمام به همکاری و تعامل تشکل‌های مردم‌نهاد، نهادهای واسط مدنی، بخش خصوصی و دولتی در ارتقای تعاملات با همسایگان، اهتمام به حلقه‌های غیررسمی، توسعۀ فعالیت نخبگان دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی مسیر دو، و فراهم‌سازی آزادی عمل بیشتر برای فعالیت‌های قانونمند سازمان‌های مردم‌نهاد به منظور مدیریت پویا و چندمرکزی تحولات.    ۴. دیپلماسی چندبعدی از جمله شاخص‌های دیپلماسی عمومی موفق عبارت‌اند از: تلاش برای برقراری توازن بین جنبه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در حوزۀ سیاست خارجی و پرهیز از نگرش استعلایی و استیلایی به سیاست و  لزوم اتخاذ رویکردی متوازن و همسنگ بین حوزه‌های مزبور در عین اهتمام ویژه به حوزۀ فرهنگ و توجه فزاینده به سیاست سفلی، به‌ویژه موضوعات اجتماعی و فرهنگی؛ بنابراین راهبردهای فرهنگی در حوزۀ قفقاز جنوبی، به‌دلیل اهمیت فرهنگ، نباید تابع نگاه سیاسی دولت به منطقه یا متأثر از روابط راهبردی امنیتی با بازیگران منطقه‌ای باشد؛ ازاین‌رو پرهیز از سیاست‌زدگی دیپلماسی عمومی به‌عنوان رویکرد عمدۀ سیاست خارجی ایران در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می‌شود.   ۵. دیپلماسی مبادله رویکردهایی از قبیل دیپلماسی شهروندی، دیپلماسی گردشگری، تبادلات فرهنگی و دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی آکادمیک، روابط پایدار با نخبگان دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی مسیر دوم، اعزام دانشجو، پذیرش یا اعطای بورس‌های تحصیلی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، تقویت فرایند ارتباطات میان فرهنگی، برگزاری انواع جشنواره‌های هنری، همایش‌ها و سمینارهای فرهنگی،  این پیامد را در بر دارد که نخبگان کشورهای منطقه خود به اشاعه‌گران  و ترویج‌کنندگان فرهنگ و تمدن غنی ایرانی تبدیل شوند؛ بنابراین توجه به مخاطبان فرهیخته بر اساس برنامه‌های مبادله‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی و هنری، سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی، حلقه‌های فیلم و برنامه‌ریزی متناسب با ذائقۀ فرهنگی مردم به منظور برقراری پیوند باطنی بیشتر با مخاطبان موجب تغییر ذهنیت مردم قفقاز جنوبی دربارۀ جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌آورد و آنان را به سوی تصویری ایجابی رهنمون می‌سازد.   ۶. هماهنگ‌سازی ساختاری و کارکردی  لزوم انسجام و کارآمدی سیاست‌ها و فعالیت‌های فرهنگی در قفقاز ایجاب می‌کند که از نظر ساختاری نوعی هماهنگی بین نهادهای مؤثر در عرصۀ دیپلماسی عمومی برقرار شود. در زمرۀ کارگزاران دیپلماسی عمومی می‌توان به این نهادها اشاره کرد: وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیتۀ امداد امام خمینی (ره)، معاونت بین‌الملل حوزه‌های علمیه، جامعه المصطفی العالمیه (ص)، سازمان تبلیغات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت (ع). در این زمینه، شایسته است نوعی هماهنگی نسبی بین فعالیت کارگزاران متکثر دیپلماسی عمومی برقرار شود. در این راستا به منظور هماهنگ‌سازی کارکردی بین مراکز تصمیم‌گیری در حوزۀ دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد می‌شود نسبت به تشکیل شورای عالی دیپلماسی عمومی زیر نظر رئیس‌جمهور و با حضور نهادهای ذی‌ربط به منظور سیاستگذاری کلان و هماهنگ‌سازی عملکردی و پرهیز از سیاست چندجزیره‌ای اقدام شود. در واقع، شایسته است دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی بر تلاش برای هم‌افزایی میان نیروها و سازمان‌ها (با توجه به تعدد مراکز تصمیم‌گیرنده و ناهماهنگی میان این مراکز) متمرکز شود تا از رهگذر مدیریت فرهنگی منسجم در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و تمدنی و بازمهندسی ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی، زمینه‌های انبساط سیستمی و انعطاف کارکردی در دیپلماسی عمومی کشورمان فراهم آید.   ۷. سیاست توازن‌بخشی  ایران باید راهبرد موازنه را در دیپلماسی عمومی خود در پیش گیرد، یعنی به‌رسمیت‌شناختن تک‌تک رقبای خود در عین پذیرابودن وزن هر یک از کشورهای قفقاز جنوبی به‌عنوان کشورهای مستقل. لزوم اتخاذ روابط سیاسی متعادل، برابر و متوازن با هر سه کشور قفقاز جنوبی، ایجاب می‌کند که ایران در  سیاست خارجی خود در صدد حفظ توازن با سه قدرت مؤثر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و نیز اتخاذ رویکرد و رفتاری متوازن در سیاست خارجی بر اساس مدیریت هوشمند و متعادل در مناسبات با کشورهای این منطقه بر اساس سیاست یکپارچگی و توازن‌بخشی برآید. مثلاً می‌توان به اتخاذ رویکردی متوازن، منطقی و مداوم در قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجان اشاره کرد.   ب) راهکارها   منطقه‌گرایی نوین  منطقه‌گرایی نوین به معنای اهتمام به تسهیل مبادلات و حذف موانع حقوقی و گمرکی در تعاملات کشورهای منطقه در عین گشودگی بازارهای منطقه به سوی بازارهای خارجی در چارچوب راهبرد برونگرایی درون‌زا می‌تواند زمینۀ کاربست دیپلماسی عمومی موفق را، بر اساس اعتمادسازی متقابل، فراهم آورد. نومنطقه‌گرایی بر پایۀ مواردی استوار است که عبارت‌اند از: پذیرش هنجارهای مشترک، پرهیز از اختلافات قومی و فرهنگی، دوری‌جستن از تفکرات ناسیونالیستی افراطی، مشارکت سازنده در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای، اهتمام به کثرت ارتباطات و مبادلات، تحرک و مشارکت در همکاری‌های فرهنگی و گسترش روابط حسن همجواری با همسایگان بر اساس تنش‌زدایی. نومنطقه‌گرایی می‌تواند زمینه را برای تقویت «میان‌منطقه‌گرایی نوین» از رهگذر گسترش تعاملات میان‌منطقه‌ای بر اساس سیاست مقیاس فراهم آورد.   نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار ایفای نقش میانجیگری در جهت حل‌وفصل مناقشات و بحران‌های منطقه‌ای از جمله بحران قره‌باغ می‌تواند زمینه‌های کاربست دیپلماسی موفق عمومی را فراهم آورد. رویکرد عقلانی و هوشمندانه به گونه‌ای که پاسخگوی الزام‌های ژئوپلیتیک کم‌نظیر ایران در منطقۀ پرآشوب قفقاز جنوبی باشد، می‌تواند این اطمینان را در کشورهای منطقه ایجاد کند که ایران به‌عنوان بازیگری ثبات‌ساز نقش فعالی در تضمین امنیت پایدار منطقه ایفا می‌کند. استفاده از سازوکارهای چندجانبه برای برقراری تعادل و پاسخگویی به نیازهای متقابل، همزمان با برخورداری از اعتبار دیپلماتیک، می‌تواند زمینۀ فعال‌سازی فزایندۀ دیپلماسی عمومی ایران را در منطقه فراهم کند.   اعتمادسازی با عنایت به اینکه تقویت اعتماد در منطقه مستلزم عمل به تعهدات و توافق‌نامه‌های فرهنگی امضاشده است، عمل کشورها به تعهدات خود در چارچوب موافقت‌نامه‌های قانونی می‌تواند بستری مناسب را برای اثربخشی دیپلماسی عمومی فراهم آورد.   جامع‌نگری کاربست موفق دیپلماسی عمومی در قفقاز نیازمند برخورداری از نگاهی جامع و فراگیر به تحولات این منطقه است. داشتن نگاه جامعه‌شناختی، شناخت صحیح و واقع‌بینانه از منطقه و نیز درک و بینش ژرف نسبت به عمق تحولات قفقاز موجب کاربست متغیرهای راهبردی برای پشتیبانی سیاست‌های فرهنگی درون‌زا می‌شود.   ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی جمهوری آذربایجان اقدام به توسعۀ راه‌آهن تا آستارا و مرز ایران کرده است و در این نقطه پایانه‌ای را احداث کرده است، با توجه به این موضوع به نظر می‌رسد که کریدورهای ترانزیتی می‌تواند به‌عنوان شبکه‌های ارتباطی زمینه‌های همگرایی و هم‌افزایی فرهنگی را فراهم آورد. استفاده از قفقاز به‌عنوان مکمل راهگذر شمال‌جنوب و بهره‌گیری از امکانات نوین ارتباطی، استانداردهای مواصلاتی و فناوری‌های نوین الکترونیکی موجب تقویت راهبردهای تعاملی و همکاری‌جویانه می‌شود.   نتیجه‌گیری با عنایت به آنچه گذشت می‌توان دریافت که وجود پشتوانۀ تاریخی، اشتراکات فرهنگی، تمدنی و مذهبی و علقه‌های اجتماعی مردم منطقه به فرهنگ و تمدن ایران بیانگر فراهم‌بودن بسترهای مناسب برای فعال‌کردن دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی است. برخی موانع قانونگذاری، اجرایی و بوروکراتیک، هم‌زمان با نقش‌آفرینی بازیگران رقیب از جمله حضور فرهنگی روسیه در ارمنستان، امریکا در گرجستان و ترکیه در جمهوری آذربایجان موجب تلاش رقبا برای به‌حاشیه‌راندن جمهوری اسلامی در معادلات فرهنگی منطقه و تنگ‌شدن عرصه بر اعمال مؤثر دیپلماسی عمومی ایران شده است، به نحوی که فرصت‌های موجود برای دیپلماسی فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی به چالش کشیده شود، اما واقعیت آن است که پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و قفقاز موجب شده کشورهای رقیب نتوانند به‌طور کامل ایران را از مدار فرهنگی منطقه دور سازند. لذا شایسته است رویکرد تمدنی در دیپلماسی عمومی ایران تقویت شود، دیپلماسی چندبعدی و همه‌جانبه در پیش گرفته شود، به تعاملات درون و میان منطقه‌ای توجه بیشتری شود،  از تأثیرگذاری عوامل ثالث بر روابط دوجانبۀ ایران با کشورهای قفقاز جنوبی جلوگیری شود، در جهت رفع ابهام‌ها و سوء‌تفاهم‌ها تلاش فزاینده صورت پذیرد، دیپلماسی بردبرد و متوازن با درک منافع سایر بازیگران در پیش گرفته شود و در چهارچوب راهبرد تعامل سازنده نسبت به برنامه‌ریزی صحیح و هدفمند برای بهره‌برداری از ظرفیت‌ها، مزیت‌ها و شرایط خاص منطقۀ قفقاز اقدام شود.       نویسنده: دکتر محمدرضا دهشیری، دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه   این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» به اهتمام و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی در پاییز 1396 منتشر شده است. جهت خرید کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.         «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 12 Mar 2018 03:55:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3591/دیپلماسی-عمومی-ایران-قفقاز-جنوبی-الزامات-راهکارها جشن ماسلنیتسا- وداع با زمستان در روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3574/1/جشن-ماسلنیتسا-وداع-زمستان-روسیه ماسلنیتسا، جشن مذهبی و عامیانه‌ای است که در گستره جمهوری‌های اسلاونژاد شوروی سابق از قبیل روسیه، اوکراین و بلاروس برگزار می‌شود و نماد وداع با زمستان و استقبال از بهار در این کشورهاست.   این جشن بزرگ که معمولا بین 28 فوریه تا 6 مارس هر سال در روسیه و دیگر کشورهای اسلاونژاد شرق اروپا برگزار می‌شود، همانند نوروز آیینی برای بدرقه سرمای زمستان و خوشامدگویی به آغاز بهار و فصل گرما است.   ماسلنیتسا در ادبیات عامه، نام محاوره ای هفته پنیر می باشد که یک هفته پیش از ایام روزه داری در روسیه که 40 روز به طول می انجامد، آغاز می شود و مردم مومن بعد از این جشن و در دوران روزه داری، از خوردن گوشت و فرآورده های حیوانی خودداری می کنند.   همانند پیشواز جشن نوروز ایرانی، در جشن ماسلنیتسا نیز آدمک چوبی به همین نام آتش زده می‌شود تا از راه رسیدن گرما به عنوان انرژی حیات بخش به همگان اعلام شود.   یکی دیگر از شباهت‌های ریشه‌ای جشن‌های ماسلنیتسا و نوروز را می توان در قدمت تاریخی آنها دانست به این معنا که هر دو جشن، از دوران های قدیم باقیمانده و پس از رواج دین های اسلام و مسیحیت در این ادیان آسمانی جذب شده، نکات منفی شان زدوده و نقاط قوت آنها از منظر آموزه های دینی تقویت شده است.   در جشن ماسلنیتسا نیز همانند جشن نوروز، دید و بازدید و سر زدن به بزرگان قوم جایگاه خاصی دارد و در یکی از روزهای این جشن، جوان‌ها به دیدار پدر و مادر خود و خانواده همسرشان می‌روند.   برخی از کارشناسان مسایل فرهنگی و دیرینه شناسان بر این باورند که جشن های مردم مناطق مختلف مجاور هم در زمان های قدیم دارای اصالتی همانند اما در شکل متفاوت بوده و شباهت های نوروز و ماسلنیتسا را نیز در همین چارچوب تبیین و توجیه می‌کنند.   صرف غذا از جذاب ترین بخش‌های این جشن اسلاوی است و شیرینی ویژه آن بلینی نامیده می‌شود که کلمه فرانسوی کرپ آن بیشتر در ایران رایج است.   در روزهای جشن، مقدار زیادی از این کیک بسیار شیرین و خوشمزه در طعم های مختلف پخته و عرضه می شود که عموما به دلیل گرد و طلایی بودن، نماد خورشید محسوب می‌گردد.   در اسطوره شناسی اسلاو ها، ماسلنتیسا جشن بر آمدن آفتاب پس از ماه‌ها تحمل سرما و هوای ابری و مه آلود است که در آن قریب الوقوع بودن پایان زمستان نیز جشن گرفته می‌شود. افزون بر این، جشن ماسلنیتسا با توجه به نام آن دربرگیرنده آیین‌های متنوعی از قبیل ماسک زنی، تفریحات برفی، سورتمه سواری و وسایل نقلیه کشیدنی بر روی برف می‌باشد که همگی به نوعی با برف و زمستان گره خورده‌اند و فلسفه برگزاری این جشن را به زبانی ساده بیان می‌کنند.   از منظر اسطوره شناسی، در آتش انداختن آدمک ماسلنیتسا، اقدامی نمادین برای دور ریختن و پشت پا زدن به خاطرات و تجربیات تلخ گذشته و پذیرفتن اندیشه ها و کردارهای خوب است.     منبع: تارنمای اینترنتی روزنامه همشهری   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 22 Feb 2018 11:26:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3574/1/جشن-ماسلنیتسا-وداع-زمستان-روسیه