موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/society-and-culture Fri, 28 Apr 2017 16:35:24 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 28 Apr 2017 16:35:24 GMT فرهنگ و هنر 60 جایگاه اهل بیت پیامبر در ادبیات آسیای مرکزی؛ حضرت علی (ع) در اشعار مختومقلی فراغی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3132/جایگاه-اهل-بیت-پیامبر-ادبیات-آسیای-مرکزی-حضرت-علی-ع-اشعار-مختومقلی-فراغی ایراس: اگر ادبیات را منصه ظهور بدون واسطه تجربه حیات مادی و معنوی ملت ها بدانیم، جای هیچ شگفتی نخواهد بود که در ادبیات جای جای سرزمین های مسلمانان، نشانه هایی از باورهای دینی و ارزش های اسلامی نمایان باشد. در این قالب، پس از آموزه های وحدانیت، نبوت و معاد، می توان یکی از فراگیرترین ارزش های جاری در جوامع اسلامی را قداست و منزلت اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) دانست. در کشورهای آسیای مرکزی نیز با توجه به پیشینه غنی حیات اسلامی آن سرزمین ها تا پیش از استیلای روس ها و تجربه شوروی، این ویژگی معطوف به برجستگی ارزش های اسلامی در گذشته فرهنگی و ادبی ساکنان آن، به وضوح نمایان است. آثار معماری مزین به نشانه های اسلامی از یک سو و ادبیات ملهم از آموزه ها و اخلاق دین اسلام از سوی دیگر، تنها بخشی از برجستگی مورد اشاره است. در این میان، بخشی قابل اعتنا (هرچند کمتر توجه شده) از میراث فرهنگی و آثار ادبی آسیای مرکزی، معطوف به جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) است که توجه به آن در کمترین دستاورد، زمینه ای برای تکمیل بخشی از پازل فضای تمدنی واحد ایران و آسیای مرکزی فراهم آورده و علاوه بر آن، ذهنیت بسیاری از مخاطبان را به لایه های زیرین حیات فرهنگی و گذشته واقعی مردم این منطقه نزدیک تر خواه ساخت. با این مقدمه، متن پیش رو مطالعه موردی اشعار «مختومقلی فراغی» را به عنوان مشهورترین چهره ادبیات ترکمنی و در ارتباط با میراث ادبی کشور ترکمنستان مورد توجه قرار خواهد داد.   مختومقلی فراغی (1733-1790) مشهورترین چهره ادبیات ترکمنی است که حتی در زمینه روابط دو کشور ایران و ترکمنستان، حائز ویژگی های متمایزی است. جایگاه مختومقلی در ترکمنستان، فراتر از شخصیتی صرفا شاعر و عارف، بلکه می توان گفت تشکیل دهنده بخش مهمی از حافظه قومی و هویت ملی این کشور است. نام مختومقلی را بر سردر بسیاری از اماکن عمده ترکمنستان می توان دید و احتمالا، اشعار این شخصیت برجسته از نخستین مواد آموزشی کودکان این کشور و حتی بخش عمده ای از محتوای متون ادبی دانشگاهی است. در عین حال، به واسطه مجاورت سرزمینی و شباهت های موجود در دو سوی مرز مشترک ایران و ترکمنستان، آرامگاه مختوقلی در سرزمین های ایران (نزدیک روستای آق توقای در استان گلستان) واقع شده است. این ویژگی، با توجه به هفته های ثابت گرامیداشت مقام وی در ایران و ترکمنستان در اردیبهشت ماه هر سال، یکی از فرصت های ثابت گفتگوهای فرهنگی میان دو کشور و استمرار مراودات فی مابین را پدید آورده است. گویی هر ساله، حضور شخصیت های فرهنگی و سیاسی ترکمنستان در آرامگاه مختومقلی بهانه ای است برای یادآوری پیوندهای تاریخی غیرقابل انکار بین ایران و این همسایه شمالی. پیوندهایی که در گستره یک تمدن تاریخی واحد قابل تجسم است. اما اینها نیز تنها نشانه های میراث مشترک مادی و معنوی فی مابین نیست. دیوان اشعار مختومقلی فراغی، خود نمونه مناسبی است برای جستجوی مضامینی که ارائه دهنده میراث معنوی و ارزش های مشترکِ برآمده در حوزه تمدنی مذکور است.   علاوه بر مضامین معمول در ادبیات تعلیمی، یکی از موارد جالب توجه در اشعار مختومقلی، جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) است. مختومقلی شعر خود با عنوان «حسن‌ بيرله‌ حسين/ حسن و حسین‌» (1) اینگونه آغاز می کند (2):   بير خداييم‌نينگ‌ قولي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / بندگان مطیع خداوند یکتا هستند، آن حسن و حسین مصط‌في‌نينگ‌ بلبلي‌ دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / بلبلان حضرت محمد مصطفی هستند، آن حسن و حسین باغ‌ رضوانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / گل های باغ رضوان هستند، آن حسن و حسین اول‌ علي‌نينگ‌ ايكي‌ اوغلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / فرزندان حضرت علی هستند، آن حسن و حسین ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / گل های هر دو جهان هستند، آن حسن و حسین   مناجات معروف «باغیشلا بیزنی / ما را ببخشای» (3) مختومقلی نیز جالب توجه است:   رسول‌ دامادي‌دير، اوز آرسلانينگ‌دير/ به حق داماد رسول، به حق شیرمرد خودت يا امام‌ عليه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام علی ما را ببخشای چشم‌ چراغيم‌دير، نور عينيم‌دير/ چراغ چشمانم، نور دیده من است يا امام‌ حسنه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام حسن ما را ببخشای   يالان‌ دنيا كيمه‌ بردي‌ وفاني‌ / دنیای دروغین به چه کسی وفا کرده است؟ آخرتدا آنلار سورر صفاني‌ / در روز آخرت، آنان (اهل بیت) غرق در صفا و سرور خواهند بود شمر ايله‌ اول‌ يزيد بردي‌ جفاني‌ / شمر و یزید جفای بسیاری بر وی کردند يا امام‌ حسينه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام حسین ما را ببخشای   نصر سيار، مروان‌ حكم‌ دورينده‌ / در عهد نصر سیار و مروان حکم امام‌لار قالديلار جفا جورينده‌ / امامان جفای بسیاری را متحمل شدند چايه‌ آتديرديلار دمشق‌ شهرينده‌ / در دمشق او را محبوس کردند زين‌ العابدينه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق زین العابدین ما را ببخشای   فاط‌مه‌ زهرادير آنينگ‌ انه‌سي‌ / فرزند فاطمه زهراست ذاتينده‌ بير ذره‌ يوقدور گناه‌سي‌ / در وجود او حتی ذره ای گناه هم نیست همايون‌ داغي‌ دير آخر بناسي‌ / آخرین بنای او کوه همایون است محمد باقره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق محمد باقر ما را ببخشای   كمالي‌ فلك‌دن‌، آشيپدير عرشدان‌ / کمال او از آسمان و از عرش فراتر رفته است باشه‌ قويدي‌ جدي‌ گيديگي‌ تاجدان‌ / تاجی همچون تاج جد خود را بر سر نهاد اوچ‌ كرامت‌ بيله‌ قالدي‌ حجاجدان‌ / با سه کرامت خود، حج را به انجام رساند يا امام‌ جعفره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام جعفر ما را ببخشای   كيم‌ بيلر ايشينده‌ نيچيگسي‌ سر بار / چه کسی از اسرار الهی آگاه است؟ عقل‌ آنگا يتيشمز قدرتلي‌ جبار / ای جبار قدرتمند، عقل را یارای درک کامل حمکت های تو نیست دشمانينگا دوستينگ‌ اتدينگ‌ گرفتار / دوست خود را گرفتار دشمنانت ساختی يا موسي‌ كاظ‌مه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق موسی کاظم ما را ببخشای   دنگ‌ دوشلار يانينده‌ بير بي‌كمالام‌ / در کنار دوستان خود، بی کمالی بیش نیستم عاشقام‌، مجنونام‌، شكسته‌ حالم‌ / عاشقم، مجنونم، فردی شکسته حالم سينه‌ي‌ خراسان‌ زواري‌ عالم‌ / به حق قلب خراسان، زوّار عالم يا امام‌ رضايه‌ باغيشلا بيزني / به حق امام رضا ما را ببخشای   اماملار عشقينده‌ مانگا برگيل‌ جام‌ / جامی مملو از عشق امامان به من بنوشان آچايين‌ زباني‌ اوقايين‌ كلام‌ / تا زبان بگشایم و تلاوت کنم الهي‌ بحق‌ اول‌ فاط‌مه‌ قيام‌ / خداوندا به حق برپاکننده آیین فاطمه محمد تقيه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق محمدتقی ما را ببخشای   دنياده‌ چكديلر يوز دردي‌ داغي‌ / در این دنیا صد مصیبت و داغ را به جان خریدند محشر گون‌ مينرلر سيسلاپ‌ براغي‌ / در روز محشر، ایشان هستند که سوار بر براق خواهند بود حقيقت‌ يولي‌نينگ‌ شمعي‌، چراغي‌ / شمع و چراغ راه حقیقت علي‌ النقيه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق علی النقی ما را ببخشای   ياقين‌ كونگل‌ بيله‌ مشتاقام‌ بنده‌ / با محبت قلبی و اشتیاق فراوان يادينگيز ايلارم‌ تا بار من‌ زنده‌ / تا زمانی که زنده ام یاد شما را بر زبان جای خواهم ساخت آدي‌ گوندن‌ مشهور اولميش‌ جهانده‌ / آوازه عالمتاب او مشهورتر از آفتاب است يا امام‌ عسكره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام عسکری ما را ببخشای   قاف‌ داغيندان‌ يول‌ آچيلسا ماجوجه‌ / اگر برای ماجوج راهی از دل کوه قاف باز شود دنيا يوزي‌ دولار ظ‌لم‌ ايله‌ گويجه‌ / صحنه این جهان آکنده از ظلم و زور خواهد شد زمان‌ آخرينده‌ گلر خروجه‌ / در آن هنگامه آخر زمان، اوست که خروج خواهد کرد يا صاحب‌ زمانا باغيشلا بيزني‌ / به حق صاحب زمان ما را ببخشای   مختومقلي‌ آيدار، من‌ خاك‌ پايام‌ / مختومقلی می گوید که خاک پایی از ایشان بیشتر نیستم امام‌لار يولينده‌ هم‌ جان‌ فدايام‌ / در راه امامان جان خود را فدا خواهم کرد كمينه‌ بنده‌ من‌، كلبي‌ - گدايام‌ / بنده کوچکی هستم، کلبی و گدایی در درگاه ایشان يا عباس‌ عليه‌ باغيشلا بيزني / به حق عباسِ علی ما را ببخشای   آنچنان که دیده می شود، منزلت و اظهار علاقمندی به اهل بیت (ع) در اشعار مختومقلی فراغی، ویژگی بارز و مشخصی است که به وضوح در مقابل مخاطبان کلام وی خودنمایی می کند. در خصوص شعر اخیر، این ابیات بیان کننده روایتی از اعتقادات مذهبی سنتی در بین ترکمن ها و حتی بیشتر ساکنان خراسان تاریخی است که همواره از مفهوم «چاریار/ چهار یار نبی (ص)» و «اون ایکی امام / دوازده امام (ع)» در کنار هم استفاده کرده اند. به نظر می رسد این روایت از سلسله بزرگان دین و گرامیداشت جایگاه آنان در میان ساکنان آسیای مرکزی، مبتنی بر سنت های متمایز نظام اندیشگی و اعتقادی این مردم در مقایسه با سایر مناطق جهان اسلام است.   اما اشعار مختومقلی در وصف حضرت علی (ع) نیز خود دنیای دیگری است. دو شعر معروف «علی دیر/ این علی است» (4) و «گوکجه کپدری / علی و کبوتر چاهی» (5) هر یک به نوبه خود، بیان کننده بیان کننده علاقه این شاعر و عارف بزرگ به حضرت علی (ع) است. علاوه بر آن، این آثار بیان کننده ذهنیت سنتی مردم این منطقه نسبت ایشان است. به عبارت دیگر، اشعار و روایات منظومی که معطوف به مقام و توصیف ویژگی های آن حضرت سروده شده اند، قبل از هر چیز آیینه است که ذهنیت بی واسطه و سنتی مردم ساکن در کشورهای آسیای مرکزی را در خود منعکس می کند.   ضرب‌ اوروبان‌ جناديل‌نينگ‌ شهرينه‌ / آن کس که ضربه مهلکی بر شهر جنادیل زد  كافرلارا غضب‌ سالان‌ علي‌ دير / و غضبناک با کافران رو در رو جنگید، علی بود گوز يوموپ‌ آچغينچا قيرق‌ گونلوك‌ يولي‌ / آن کس که با اسب دلدلش در یک چشم به هم زدن  دلدله‌ بير فرسخ‌ قيلان‌ علي‌ دير / راه چهل روز را چون فرسخی پیمود، علی بود   باشلار آزاد ادن‌ ديو قوجاغيندان‌ / آن کس آزادی از بند دیوان را میسر ساخت  آژدارها لبيندن‌، داغ‌ بوجاغيندان‌ / از دهان اژدها  و از کمینگاهان کوه ها دروازه‌سين‌ چكيب‌ خيبر داغيندان‌ / آن کس که به دروازه خیبر دست یازید يدي‌ قالا بيردن‌ دولان‌ علي‌ دير / و هفت قلعه را به یکباره گشود، علی بود   كشت‌ ايله‌گان‌ داغي‌ - داشي‌ اله‌ييپ / آن کس که از میان کوه ها و سنگ ها گذشت خنجر، قيليچ‌ گمريب‌، قانلار يالاييپ‌ / شمشیر کشید و در راه خدا خون ها ریخت دوغري‌ گليپ‌، اختم‌ قانين‌ ديله‌ييپ‌ / و آن کس که برای خونخواهی ادهم مقاتله‌ غوغا سالان‌ علي‌ دير / غوغایی در میدان نبرد به پا کرد، علی بود   آرسلان‌ كيبي‌ قاودينگ‌ كافر آولاری / آن کس که چون شیر، دشمنان را تار و مار کرد گشاد اتدينگ‌ نيجه‌ كعبه‌ روم لاري‌ / و راه کعبه را و راه روم را گشود ير آستيندا اولكه‌ چاپان‌ ديولري‌ / و آن کس که دیوهای پنهان شده در زیر زمین را باريب‌، بولك‌ - بولك‌ قيلان‌ علي‌ دير / تار و مار و نابود کرد، علی بود   كله‌ گلدي‌ درگاهينگا داد بيله / آن کس که سراسر به دادخواهی به درگاهش آمدند  نظ‌ام‌ بردينگ‌ سرحدلره‌ خط‌ بيله‌ / با نوشتن نامه ای به تمام سرحدات نظم داد قمقام‌ قيليچ‌ بيله‌، دلدل‌ آط‌ بيله / آن کس که با شمشیر ذوافقار و اسب دلدل خود تحت‌ السري‌ دگين‌ باران‌ علي‌ دير / تا تحت الثری پیش رفت، علی بود   مختومقلي‌ آيدار، تنده‌ بو جانينگ‌ / مختومقلی! اگر جانی در بدن باشد يولوندا نثار ات‌ شاهمردانينگ‌ / در راه شاه مردان نثار کن! ال‌ اوزاديپ‌ چار كنجينه‌ دنيانينگ‌ / آن کس که به چهار گوشه دنیا دست یازید محمد دينينه‌ سالان‌ علي‌ دير / و دین محمد را گستراند، علی بود   همانطور که مشخص است، مختومقلی در عین بازنمایی باورهای بومی درباره رشادت های خارق العاده حضرت علی (ع)، با اشاره به تلمیحات تاریخی فراوان سعی کرده است ارادت خود به ایشان را بر بنیان هایی واقع گرایانه ارائه دهد که از ویژگی های عمومی ادبیات آسیای مرکزی، به ویژه ترکمنی است.    نمونه دیگر، منظومه ای با عنوان «علی و کبوتر چاهی» (6) است که در قالب گفتگویی میان حضرت علی (ع)، کبوتری بی پناه و شاهینی که برای شکار آن کبوتر آمده است، تدوین شده است. علی (ع) در مسجد نشسته و مشغول عبادت است که کبوتری گریخته از چنگال شاهین به ایشان پناه می آورد. به دنبال آن، شاهین نیز به نزد ایشان آمده و بر اساس قاعده طبیعت، شکار خود را طلب می کند. نقطه اوج این منظومه آن جاست که مختومقلی، توجه مخاطب را برای نتیجه داوری در این ماجرا جلب می کند. چرا که موجودی بی پناه به دامان آن حضرت پناه آورده و از جانب دیگر، شاهین نیز برای سیرکردن جوجه های خود، کبوتر را از ایشان طلب می کند. به نظر می رسد، تسلیم کردن و یا نکردن کبوتر به شاهین، هردو با عدالت علی (ع) سازگار نیست و آن گاه است که مصداقی از عدالت ایشان نمایان می شود. علی (ع) تصمیم می گیرد با کندن گوشتی از بدن خود و دادن آن به شاهین، هم حق شاهین را محفوظ دارد و هم کبوتر را پناه بدهد. اما درست در همین هنگام، شاهین و کبوتر اظهار می کنند که از جانب خداوند برای آزمودن عدالت و حکمت آن حضرت آمده اند و نیازی به این تصمیم نیست. چرا که آن حضرت، از این آزمایش الهی سربلند بیرون آمده اند.   این روایت که گفته می شود نمونه های مشابه آن در سایر فرهنگ ها در مناطق مختلف جهان اسلام نیز نقل می شود، تجربه ای آمیخته از کرامات و معجزات از قبیل سخن گفتن با حیوانات (همچون سلیمان (ع))، مهار نفس و قربانی کردن (همچون ابراهیم (ع)) و ... را در خود جای داده است که همگی نشانه هایی از جایگاه و مقام حضرت علی (ع) در منظومه باورها و حیات دینی این مردم دارد.   به طور یقین، دیوان مختومقلی فراغی تنها نمونه از مجموعه میراث ادبی و فرهنگی آسیای مرکزی نیست که بتوان اشعار معطوف به جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) را در آن جستجو نمود. با وجود این، ادبیات ترکمنستان به واسطه مجاورت جغرافیایی و پیوندهای تاریخی سرزمینی بین این سرزمین ها و ایران از یک سو و واقع شدن آرامگاه بزرگترین سخن ور زبان ترکمنی در حوزه سرزمینی ایران که خود نشانه واضحی از عمق و گستردگی پیوندهای پیش گفته می باشد، دارای اهمیت ویژه ای است. مصادیق اشاره شده در اشعار مختومقلی فراغی نیز که تنها بخشی از منظومه ادبیات ترکمنی با محتوای اسلامی و تعلیمی است، حوزه های قابل تأملی از ارزش های مشترک و دنیای معنوی نه چندان دور از هم بین ایران و ترکمنستان، حداقل در گذشته تاریخی مردم این دو کشور را نشان می دهد.   نویسنده: بهروز قزل – پژوهشگر مطالعات آسیای مرکزی   یادداشت ها: 1- دیوان مختومقلی فراغی، ص 409 در ارجاعات این متن، دیوان مختومقلی فراغی، نسخه قاضی مورد توجه بوده است، با مشخصات: فراغی، مختومقلی (1383)، مختومقلی فراغی نینگ کامل دیوانی، چاپا تیارلان مراد دردی قاضی، چاپ سوم، مشهد: گل نشر 2- ترجمه اشعار از نویسنده است. اما در مواردی از منابع زیر نیز استفاده شده است: الف) گرو مترجمین (1395)، ترجمه فارسی اشعار مختومقلی فراغی (دفتر اول- 100 شعر)، گنبدکاووس: ایل آرمان ب) دیه جی، عبدالرحمن (1373)، زندگینامه و برگزیده اشعار مختومقلی فراغی، تهران: الهدی 3- دیوان مختومقلی فراغی، ص 343 4- دیوان مختومقلی فراغی، ص 190 5- محمدنیازی، بی بی حمیده (1384)، حضرت علی (ع) و کبوتر چاهی: بر اساس شعر علی (ع) و گوکجه کبدر، گرگان، فراغی 6- متن ترکمنی منظومه «علی و کبوتر چاهی»: اي‌ يارانلار، مسلمانلار/گورونگ‌ بو حكم‌ داوري‌/كيم‌ مسجدده‌ اولتورميشدي‌/بير گون‌ مرتضي‌ علي‌  آرقا برميش‌ محرابا/يوزون‌ برميش‌ كتابا/ اولوغ‌- كيچيك‌ صحابا/ ييغيلميشدي‌ هم‌ باري‌  اول‌ شاه‌ صفدر بيلدي‌/بير گوكجه‌ كپدر گلدي‌/اولتوريپ‌، تعظ‌يم‌ قيلدي‌:/"سلام‌ عليك‌، يا،علي‌!  سن‌- سن‌ دينيم‌، ايمانيم‌/سانگا قربان‌ بو جانيم‌/فلان‌ يرده‌ آشيانيم‌/باش‌ چاغام‌ بار، يا، علي‌!  ير- گوگونگ‌ آراسيندا/خرمنلار غيراسيندا/خدانينگ‌ پناسيندا/گزرم‌ صحرالاري ‌سير ادرديم‌ هر يانا/شكر ادرديم‌ سبحانا/ايسترم‌، ييغام‌ دانه‌/الترم‌ آشيان‌ ساري‌  دوشماندان‌ غافل‌ ايديم‌/خرم‌ و خوشحال‌ ايديم‌/چاغاما مشغول‌ ايديم‌/گوردوم‌ كي‌، بير شاه‌ پري‌  گوردوم‌ بير لاچين‌ گلر/هوادا هوالانار/بيلديم‌ كي‌، جانيم‌ آلار/آمان‌ برمز، يا علي‌!  قورقوپ‌، بيط‌اقت‌ بولدوم‌/شيرين‌ جاندان‌ ال‌ يولدوم‌/سنينگ‌ قاپينگا گلديم‌/غوتار مني‌، يا، علي‌!"  علي‌ چون‌ واقف‌ اولدي‌/كپدرينگ‌ حالين‌ بيلدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ كرم‌ قيلدي‌/دييدي‌: "كپدر، گل‌ باري‌!"  كپدر گلدي‌ اونگونه‌//برمان‌ لاچين‌ چنگينه‌/قول‌ اوزاتدي‌، اونگونه‌/سالدي‌ كپدرني‌ علي‌  شول‌ دمده‌ لاچين‌ گلدي‌/حضرته‌ عرضين‌ قيلدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ تعظ‌يم‌ قيلدي‌:/"سلام‌ عليك‌، يا، علي‌!  هر سحرلر آولارديم‌/داغي‌- داشي‌ الارديم‌/بير كپدري‌ قاولارديم‌/گليپدير سيزينگ‌ ساري‌  درمانده‌يم‌، محتاجم‌/شرمنده‌يم‌، غلاجام‌/بو گون‌ اوچ‌ گوندور، آجام‌/آووم‌ برگين‌، يا، علي‌!"  اول‌ شير پروردگار/اول‌ صاحب‌ ذوالفقار/اول‌ شاه‌ دلدل‌ سوار/ندا قيلدي‌ قنبري‌  قنبر چون‌ ظ‌اهر بولدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ كرم‌ قيلدي‌/دييدي‌: "خذمت‌ نه‌ بولدي‌/چاغيردينگيز بيزلري‌!"  دييدي‌ چرخ‌ چنبره‌/موشك‌ قاتيلميش‌ عنبره‌/علي‌ دييدي‌ قنبره‌:/"آليپ‌ گلگيل‌ خنجري‌!"  گورونگ‌ ايمدي‌ نه‌ قيلا/ايستار ـ اول‌ كرم‌ قيلا/لاچين‌ دييدي‌ علي‌غا:/"سيز نادرسيز خنجري‌؟" "اي‌، لاچين‌، من‌ حيدرم‌/صاحب‌ لط‌ف‌ و كرم‌/اوز بودومدان‌ ات‌ برم‌/سن‌ ديله‌مه‌ كپدري‌!"  خنجر چيقدي‌ قينيندان‌/تا ات‌ كسه‌ يانيندان‌/لاچين‌ توتدي‌ قولوندان‌/دييدي‌:"كسمه‌، يا علي‌!"  سنينگ‌ ايشينگ‌ كرمدير/قوللارينگ‌ محترمدير/بو ات‌ بيزه‌ حرامدير/ايا، ساقي‌ كوثري‌ لاچين‌ سايمانگلار مني‌/كپدر دييمانگلر آني‌/سيناماق‌ اوچين‌ سني‌/گليپديك‌ سيزينگ‌ ساري‌!"  شادان‌ رخصت‌ آلديلار/آياق‌ اوزره‌ قالديلار/اوچوپ‌، پرواز قيلديلار/گيتديلر آسمان‌ ساري‌  تمام‌ بولدي‌ بو سوزلر/اتسه‌لر گرك‌ اثر/مختومقلي‌ خاكسار/شاهمردان‌ چاكري       ]]> فرهنگ و هنر Tue, 11 Apr 2017 07:22:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3132/جایگاه-اهل-بیت-پیامبر-ادبیات-آسیای-مرکزی-حضرت-علی-ع-اشعار-مختومقلی-فراغی به رغم کارآمدی نوروز در دیپلماسی فرهنگی، جشن های نوروز در همسایگان ایران باشکوه تر برگزار می شود http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3105/رغم-کارآمدی-نوروز-دیپلماسی-فرهنگی-جشن-های-همسایگان-ایران-باشکوه-تر-برگزار-می-شود ایراس: نوروز يکي از جشن ها و آيين هاي کهن و برجسته به جامانده از ایران باستان است که بخشی از فرهنگ مشترک ايران و کشورهاي حوزه تمدني ايران محسوب مي شود. اين آيين علاوه بر ايران در ديگر کشورهاي همجوار ایران در غرب، شرق، شما و جنوب و کشورهای حوزه تمدن ايراني از آسياي مرکزي، قفقاز تا آسیای میانه و خاورمیانه مثل عراق و ترکيه هم جشن گرفته مي شود. بر این اساس هم به عنوان یک عامل مهم در دیپلماسی عمومی به شمار می­رود اما دکتر بهرام امیراحمدیان در گفتگو با موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) معتقد است برخی در ایران تلاش می­کنند این فرصت را از بین ببرند. دکتر امیراحمدیان این سوال را طرح می­کند که چرا (به عنوان مثال) در تمام شهرهای ایران –به استثنای شهرداری تهران- این جشن را «نوروز» می نامند و می نویسند، اما در تهران، آن را «جشن بهار» می نویسند. متن کامل این گفتگو را می­توانید در ادامه بخوانید:   ایراس: ارزیابی شما از جایگاه نوروز در دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی ما در شرایط فعلی چگونه است؟   دکتر امیراحمدیان: قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که خیلی از کشورها سعی می کنند که در ارتباط با یکدیگر به نوعی وجه اشتراکی را پیدا کنند که به یکدیگر نزدیک تر شده و همکاری داشته باشند. این وجوه اشتراک، می­تواند در زمینه­های متفاوت باشد. ممکن است که شامل وجوه مادی، معنوی، اقتصادی یا بازرگانی و سایر مسائل دیگری باشد. زمانی که آقای لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل بود و به آن سوی اقیانوس اطلس در غرب آفریقا به آنگولا سفر کرده بود (کشوری که زبان مردمانش پرتغالی است)، در آنجا به آن کشور فقیر افریقایی گفته بود که چه خوب که زبان ما مشترک است و بنابر این ما می توانیم با هم همکاری هایی را داشته باشیم. در حالی که زبان پرتغالی هم برای آمریکای جنوبی و هم غرب افریقا، در دو سوی اقیانوس اطلس، زبانی استعماری است. هنگامی که یک زبان استعماری می تواند وجه اشتراکی بشود برای همکاری ها، برای گفتگوها و دیپلماسی فرهنگی و عمومی، پایه ای بشود، پس به طریق اولی سنن و آدابی که کشورها با یکدیگر در آن مشترک هستند، بهتر می تواند آنها را به یکدیگر متصل کند. ما در منطقه پیرامونی خودمان، قلمرو یا حوزه ای بنام «حوزه نوروز» داریم. در تابستان سال 1383 کمیسیون ملی یونسکو در ایران و سازمان میراث فرهنگی (پژوهشکده مردمشناسی)، کشورهایی را که در این حوزه قرار دارند دعوت کرده بود که برای تهیه مستند سازی و ثبت جهانی نوروز با یکدیگر همکاری نمایند و بنده نیز در این زمینه همکاری داشتم. سازمان میراث فرهنگی، پژوهشکده مردم شناسی، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، در کنار هم بودند. من هم از پژوهشکده مردم شناسی ایران در آنجا حضور داشتم. یک جریان و فرآیندی پایه گذاری شد برای اینکه نوروز بعنوان میراث بشری بطور رسمی از سوی یونسکو شناساسایی و ثبت شود. این کوشش ها ادامه پیدا کرد. تا اینکه در سال 2008 (1387) موفق شدند که نوروز را به ثبت سازمان ملل برسانند و سازمان ملل هم این میراث فرهنگی را در تقویم خود پذیرفت. کوشش های زیادی را کشورهای این حوزه انجام دادند که این ثبت صورت گرفت. به انضمام اینکه ایرانیانی که در غرب زندگی می کردند، یک کمپینی را در اینترنت برای ثبت جهانی نوروز راه انداخته بودند، توانستند و موفق شدند که نوروز را جهانی کنند.   گفتنی است ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند، کسانی که از حوزه نوروز مثلاٌ از کردستان عراق، کردهای ترکیه، ازبکها یا آذربایجانی ها، اینها که در بیرون از سرزمین اصلی خودشان زندگی می کنند، نسبت به آداب و رسومی که گذشتگان و نیاکان آنها داشته اند، درکشورهایی که غریب هستند، نوروز برای آنها یک نوع حس نوستالژیک دارد و سعی می کنند برای حفظ هویت خودشان آن آیین ها، رسوم، و جشن ها را که ادامه و ماندگاری هویت خودشان است، پاسداری کنند. اینها هم کمک زیادی در این موضوع بود. پس دو موضوع بود. یکی اینکه سازمان های فرهنگی- دولتی در داخل ایران توانستند این موضوع را از داخل کشور زنده کنند و یونسکو را وارد قضیه کنند. از طرف دیگر، کمپینی که در فضای مجازی ایجاد شد، کمک کرد. سوم اینکه، کسانی که از قلمرو حوزه نوروز بودند، و بویژه کسانی که در کشورهای اروپایی این آداب و رسوم را اجرا و نگه می داشتند، سبب جهانی شدن نوروز شدند. نوروز بعنوان یک عنصر فرهنگی برای گفتگو، به عنوان ابزاری برای دیپلماسی عمومی به کار گرفته شد و دولت ها از این موضوع استفاده کردند و پیشنهاد دادند. کشورهای حوزه نوروز به سبب آنکه در یک حوزه قرار دارند، می توانند با یکدیگر در این زمینه همکاری کنند. مثلاٌ کشورهای عضو سازمان اکو منطبق بر این حوزه هستند.   اما چرا نوروز این قدرت را دارد که موجب همگرایی ملت­ها شود و جهانی شود؟ برای اینکه در نوروز، هیچگونه نمونه هایی از شرک، آیین بت پرستی و مسائل منفی در آن وجود ندارد. همه چیز در آنجا خدایی و انسانی است. و سپاس به درگاه یزدان است. جهانی پر از نور، روشنایی، حرکت، برکت، گندم و راستی است. زرتشت می گوید کسی که گندم می کارد، راستی می افشاند. در سفره هفت سین گندم هست. ما در حوزه نوروز می توانیم، بعنوان یک ابزار و عامل مهم نزدیک کردن این کشورها، مردم و دولت ها به یکدیگر از آن بهره بگیریم. اگر در پیرامون خود مشاهده کنیم، به جز جمهوری آذربایجان که شیعه و حدود نه میلیون نفر جمعیت دارد، تعداد کمی شیعه در پاکستان و افغانستان وجود دارد. ولی عمده این سرزمین هایی که در پیرامون ما  و سرزمین نوروز است، همه آنها سنی مذهب هستند. ما نمی توانیم از لحاظ دینی بگوییم که با یکدیگر اشتراکات مذهبی داریم. ترکمن ها در سالیان دراز در قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، به قلمروهای شیعه حمله و هجوم می آوردند و آنها را به عنوان اسیر می بردند و در بازار بخارا می فروختند. ازبک ها هم چنین کاری را انجام می دادند. آنها در ساخت برخی مساجد و مدارس دینی هزینه آن را از محل فروش برده های ایرانی و شیعه بدست آورده بودند. مدرسه شیرغازی خان در خیوه را اسرای شیعه ایرانی ساخته اند. بنابر این ما از لحاظ قرابت دینی، با آنها قرابتی نداریم. ما به سمت آنها برویم، آنها از ما فرار می کنند. آنها هم به سمت ما بیایند، ما از آنها فرار می کنیم.   ممکن است که در بحث های روشنفکری، کنفرانس ها و سمینارها، این مساله را عنوان کنند که وحدت هست. ولی وحدتی وجود ندارد. این یعنی اینکه ما از لحاظ سیستم های حکومتی با یکدیگر متفاوت هستیم. از لحاظ تاریخی هم با یکدیگر جنگ های خونینی داشته ایم. آنها به ما حمله کرده اند، کشت و کشتار کرده اند. تنها چیزی که به نظر من، می تواند ما را به یکدیگر نزدیک کند، مساله دینی نیست، بلکه فرهنگی است. البته فرهنگ هم بخشی از دین است. ولی ما به این تاکید می کنیم که غیر از دین، آداب و رسوم نوروز است. نکته دیگر اینکه زبان فارسی نیز می تواند محور وحدت باشد. من سفرهایی در مسیر جاده ابریشم از سین کیانگ، آسیای مرکزی (دره فرغانه و سمرقند و بخارا و خیوه و مرو و . . . ) تا مرزهای ایران زمین در آسیای مرکزی و قفقاز و آناطولی داشته ام، در همه این سرزمینها می توان آثاری از زبان فارسی و معماری ایرانی و جاینامهای فارسی یافت.   در سین کیانگ به قنات، کاریز می گویند. که این زبان فارسی است. مردان و دختران آنها اسامی شاهنامه ای دارند. ما هنوز اسامی فارسی را می توانیم در این حوزه ببینیم. کلمه «نماز»، «دست نماز»، «جانماز»، «نمازگاه» را به هر زبانی بگویند، با عنوان نماز تلفظ می کنند. نماز لغت فارسی است. به جایی که ما به آن «مصلی» می گوییم و لغت عربی است، آنها «نمازگاه» می گویند. در نامیدن نماز های روزانه از اسامی فارسی بهره می گیرند، نماز صبح را «بامداد» می گویند و نماز صبح نمی گویند. ما که ایرانی هستیم، می گوییم نماز صبح می خوانیم. ولی آنها می گویند نماز بامداد. این نشان می دهد ایرانیان نماز را به آنجا برده اند. بعد از آن نماز «پسین»، نماز عصر، نماز «شام»، نماز «خفتن» است. به همه زبانهای ازبکی، قرقیزی، قزاقی، قره­قالپاقی، اویغوری، همه به این اسم نماز را تلفظ می کنند. شاهنامه فردوسی هم در میان آنها متداول است. داستان هایی که با آنها مشترک است. در ارتباط با معماری ایرانی، در همه جای این منطقه که بروید فکر می کنید که در ایران هستید. زمانی که من در خیوه اقامت داشتم، توریست هایی که از سویس آمده بودند. به من می­گفتند که از کدام کشور هستم، به آنها گفتم ایرانی هستم. گفتند آیا در ایران هم چنین آثاری وجود دارد؟ به آنها گفتم که شما اکنون در ایران هستید، اینجا ایران است و هنر معماری ایرانی در اینجاست. اینجا در گذشته جزو قلمرو ایران بود.   اکنون ما بدنبال وجه اشتراکی می گردیم که آن وجه اشتراک ما را به یکدیگر متصل کند، بدون اینکه شائبه، کج فهمی، اختلاف دیدگاه در آن وجود داشته باشد، این در حالی است که همه در یک چیز با یکدیگر متحد هستند و آن «نوروز» است. نوروز جشنی است که برای همین منطقه است. در پیرامون ما یک قلمرو وجود دارد که در آن سال چهار فصل دارد. فصل زمستان طولانی و سیاه، خستگی و نبود آذوقه های کشاورزی، سخت مردمان را در پایان زمستان آزار می داد. چون این جهان، جهان کشاورزی بوده است. نبود آذوقه های کشاورزی و تمام شدن انبارها و خوردن کفگیرها به ته دیگ در پایان زمستان است، رنج آور بود. سپس، فصل دگرگون می شود بهارا می آید و همراه با خود سبزه و گل می آورد. و این نوید زندگی را می دهد. اینجاست که مردم با هم یک دل می شوند. بهمین سبب است، وقتی که ما وجه اشتراکی مانند نوروز را داریم، می توانیم خیلی کارها راجع به آن انجام بدهیم که تا حال انجام نداده ایم. در مزار شریف نوروز را که برگزار می کنند، به یک آیین عبادی تبدیل شده است. در آنجا در نوروز به مدت چهل روز جشنی بنام «میله گل سرخ» را برگزار می کنند، که ترانه معروف افغانی «بیا بریم به مزار ملا ممد جان» از اینجا نشات گرفته است. در سراسر کشور افغانستان که طالبان حکومت می کردند، مردم در آنجا نوروز را پنهانی جشن می گرفتند.   در دوره حکومت شوروی نوروز را در جمهوری های آسیای مرکزی و جمهور آذربایجان در قفقاز را بعنوان یک آیین مذهبی حذف و برگزاری آن را ممنوع کردند. مردم نوروز را پنهانی جشن می گرفتند.   وقتی که از نوروز صحبت می کنید، یعنی از ایران صحبت می کنید. چرا؟ اسم آن فارسی است. شما وقتی کامپیوتر یا ویندوز می گویید، امریکایی است همان اصطلاح را بکار می برید، این چیزی است که در خانه همه وجود دارد. وقتی سیستم عامل ویندوز را باز می کنید، امریکا با شما صحبت می کند. بنابراین نوروز هم عامل ایران در هر منطقه ای که برگزار می شود، آنجا جهان ایرانی است و خیلی خوب است که ما این را توسعه بدهیم. ما می توانیم از این عنصر استفاده و جشن هایی را هر ساله در کشور برگزار کنیم. جالب است زمانی که در سال 2008 در یونسکو به ثبت رسید، افغانستان و تاجیکستان با اینکه در حوزه نوروز بودند، نتوانستند مستندات خودشان را گردآوری کنند. استناد سازی و زمان می خواستند و آنها نتوانستند که این کار را انجام بدهند. اما امسال وارد این فرآیند شدند.   در پاکستان به نوروز «عالم افروز» می گویند و چه صفت زیبایی است. افغانستان، سین کیانگ چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان در آسیای مرکزی و آذربایجان در قفقاز و ترکیه و کردستان عراق و سوریه، در حوزه نوروز قرار دارند. حتی در دوره ای پیش از حکومت بعثی صدام در عراق، مردم شیعه نوروز را در کاخ تیسفون (طاق کسری) جشن می گرفتند. در آنجا چادر می زدند و نوروز را برگزار می کردند. یعنی وقتی که صحبت از نوروز بشود، این حوزه، حوزه واحدی خواهد شد. منهای وجوه افتراقی که وجود دارد، یک عنصر خیلی قدرتمندی وجود دارد که می تواند مردم را به هم پیوند دهد. و چرا ما نباید از این استفاده نکنیم؟ وقتی نوروز در جمهوری آذربایجان که قلمرو فرهنگی آن، فرهنگ آذری است، توسعه پیدا می کند و به آن سوی فدراسیون مرزهای روسیه به جمهوری تاتارستان می رود. در داغستان هم این چنین است. در داغستان بویژه در شهر دربند، نوروز را با شکوه جشن می گیرند. اگر ما بخواهیم از این عنصر استفاده کنیم، ببینم چه کاری انجام می دهد. اول اینکه در ارتباط فرهنگی، قلب ها را به یکدیگر نزدیک می کند. دوم اینکه خداشناسی را تقویت می کند. سوم اینکه از لحاظ اقتصادی هم خیلی مهم است. اگر ما به این خیلی اهمیت دهیم، می توانیم جذب توریست کنیم و در مکان هایی، «نوروزگاه» درست کنیم. سازمان میراث فرهنگی در برخی از نقاط ایران که جاذبه های زیبایی دارد، این کار را انجام داده است و جایی را به نام «نوروزگاه» فراهم کرده که جشن نوروز را در آنجا برگزار کنند. همین کار جذب توریست و گردشگر می کند.   وقتی که گردشگران به سمت ایران و در حوزه نوروز بیایند، و یا اینکه ما به سمت حوزه نوروز آن مناطق برویم، خیلی می تواند سبب تحرکات در صنعت گردشگری بشود. در داخل کشورها چون مردم لباس نو می پوشیدند، در بخش اقتصاد و تولید صنایع سبک و پوشاک، در مواد غذایی که برای نوروز استفاده می کنند، در افغانستان هفت گیاه هست، آنها هفت گیاه و هفت میوه خشک را فراهم می کنند. در ایران آجیل و شیرینی می گذارند. صنایع غذایی و صنایع تبدیلی میوه، هتلداری، رستوران، حمل و نقل، از همه لحاظ نوروز خیلی می تواند برای اقتصاد مفید باشد.   اما نکته ای وجود دارد و برای اینکه ما بتوانیم از ابزار دیپلماسی استفاده کنیم، باید در داخل به آن اهمیت بیشتری بدهیم. مثلاٌ منهای شهرداری تهران، در تمام شهرهای ایران، این جشن را «نوروز» می نامند و می نویسند. اما در تهران، آن را «جشن بهار» می نویسند. ما در فرهنگ جشن فصلی نداریم، جشن یک روز، دو روز، یک هفته است. به نظر می رسد که یک عده ای می خواهند این عنصر دیپلماسی عمومی را کم رنگ کنند. اسم نوروز را بردارند، با توجه به ویژگی هایی که عنوان کردم، حتی اسم مردان را به سبب اهمیت و قداست نوروز، هم «نوروز» یا «نوروز علی» می گذارند. برخی می خواهند نام نوروز را بزدایند و با نام بهار تغییر دهند. در صورتیکه بهار سه ماه تمام است. هیچگاه بهار را جشن نمی گیرند. ما فصل ها را هیچ وقت جشن نگرفته ایم. جشن تابستان هم نداریم. اگر جشن تابستان داشتیم، جشن بهار هم داشتیم. بنابر این، این ضد توسعه و ضد دیپلماسی عمومی است که جشن بهار می نویسد. می خواهد که اسم نوروز را بردارد. در حالی که وزارت امورخارجه و سایر ارگانها سعی می­کنند که این اسم را حفظ کنند. چون اگر ما این کار را نکنیم، رقبا می­کنند.   کشورهای ترک زبان می گویند نوروز یک جشن ترکی است و فارسی نیست. درصورتی که این سرزمین ماست که زادگاه نوروز است اما ما در حال تضعیف آن هستیم. به نظر من نوروز را بایستی در تمام شئونات خودش پاس بداریم. زیرا تک تک عناصری که در سفره نوروز گسترده می شود، آداب و رسومی که پیش از نوروز و در حین نوروز و پس از نوروز است، همه اینها جلوه گاه خداوند است. هیچ عنصر شرک پرستی و بت پرستی در آن وجود ندارد. آتش در اسلام جزو مطهرات است. وقتی که یک عنصر نجس را می سوزانند، پاک می شود. در خیلی از جاها به آتش قسم می خورند. افروختن آتش در شب چارشنبه سوری یا شب سال نو در برخی نقاط ایران بویژه در غرب ایران و در کردستان ایران و عراق، خود نماد جهان ایرانی است. روشن کردن آتش در مراسم چهارشنبه سوری در تمام کشورهای حوزه نوروز، به همین مفهوم است. ما باید از این سنت ها و آئینهای زیبا و ارزشمندی که بخشی از هویت ماست، محافظت کنیم. سالها است که من در روزنامه ها و جاهای مختلف اشاره داشته ام که به جای اینکه ما از روشن کردن آتش و ترقه بازی جلوگیری کنیم و بجای برخورد سلبی ایجاب کنیم، وسایل برگزاری مراسم و ائینها محصول سرگرمی خوب تولید کنیم. استاندارد کنیم و کسب و کار راه بیندازیم تا مردم در این روز با سلامتی و بی خطر شادی کنند، این چه ایرادی دارد؟ اگر آتش بد بود، در جشن های بیست و دو بهمن یا میلاد پیامبر (ص)  آتش آتش بازی نمی کردند. از این جهت بایستی سعی کنیم که برای نزدیکی ملت ها به یکدیگر این جشن را به صورت پایدار نگه داریم. سازمان میراث فرهنگی این کار را انجام داده است. در دولت  قبلی چندین کنفرانس بین المللی برگزار شد و خیلی  هم مثبت بود. در دوره آقای احمدی نژاد بود که نوروز ثبت بین المللی شد که با تلاش سازمان میراث فرهنگی بود. امسال می خواهند نوروز را در کاخ گلستان جشن بگیرند. قرار است سفرا را دعوت کنند و این موضوع خیلی عالی است. به نظر من ما در میراث فرهنگی می توانستیم چنین نشستی را برگزار کنیم. راجع به نوروز صحبت کنیم. از کسانی که با ما در ارتباط هستند، دعوت بعمل بیاوریم. از فلسفه نوروز صحبت کنیم و از اینکه چه ابزاری را در اختیار ما قرار می دهد و ما می توانیم از آنها استفاده کنیم.   ایراس: شما لطف کردید و پاسخ پرسش دوم ما را درباره قلمرو نوروز و تفاوت ها و شباهت­ها پیش از طرح آن ارائه کردید. اما بفرمایید آیا وارد شدن دولت به این ابزار دیپلماسی عمومی، جنبه سیاسی به این موضوع نمی دهد؟ و آیا جنبه سیاسی شدن این مساله واکنش برانگیز نخواهد بود؟   دکتر امیر احمدیان: قبل از اینکه این پاسخ را بدهم، عرض می کنم در کشورهایی که آنجا نوروز زادگاه نیست، و نوروز را به هر ترتیب منهای ایران برگزار می کنند، در آنجا جشن ها به آن صورتی که در ایران وجود دارد، نیست. این جشن در آنجاها با تفاوت هایی انجام می شود. مثلاٌ در مزار شریف تا چهل روز جشن می گیرند. در تاجیکستان بیش از یک الی دو روز جشن نمی گیرند. چون در یک دوره ای متوقف شده است، و زایش دوباره نوروز در آنجا دوباره رخ داده است و نوروز تبدیل به جشن دولتی شده است. این جشن در ایران دولتی نیست، بلکه در درون نهاد خانواده و جامعه است. در خانه است. ولی چون در آنجا دولتی شده، نوروز را در یک روز جشن می گیرند. اما در ایرانی که زادگاه نوروز است هیچ چیز نتوانست آن را از مردم بگیرد. پس از حمله اعراب به ایران خیلی از آداب و سنن پابرجا ماند. ولی در قلمروهای دیگر مانند مصر، دگرونی فرهنگی به وجود آورد که در نهایت مردم مصر زبان و فرهنگ خود را از دست دادند و عرب شدند. ولی در ایران زمین، آداب رسومی همچون جشن های مهرگان، سده، تیرگان، نوروز به حیات خود ادامه داد. فاتحان مسلمان مشاهده کردند این ویژگی هایی که در نوروز است، خیلی زیبا است. در ارتباط با وحدانیت است. اکثر ائمه ما روی این مساله تاکید دارند. نوروز فقط عنصر ظاهری ندارد، بلکه عنصر روحانی هم دارد. عنصر روحانی آن سر زدن و عیادت از بیماران است. رفتن به نزد بزرگترها، که احترام به بزرگتر و ریش سفیدان است. دادن عیدی و آشتی دادن کسانی که با یکدیگر قهر بودند. پاکیزه کردن درون و برون، پاک کردن کینه ها از درون و خانه تکانی و پاکیزه کردن ظاهر از برون، اینکه نو و تازه شدن برای سال نو باشد. بخاطر همین است که روی آن خیلی تاکید شد و متفاوت هم عمل شد. اما اینکه آیا نوروز سیاسی شود یا نشود، چرا ما نباید هراس داشته باشیم. مثلاٌ آموزش زبان فارسی در کشورهای مختلف. برای چه این کار را می کنیم؟ این یک دیپلماسی عمومی است. می گوییم که ما می خواهیم مردم آن کشورها را به مردم خودمان نزدیک کنیم و در آینده هم دولت ها به یکدیگر نزدیک بشوند. ارتباط با مردم یا در حقیقت عناصر دیپلماسی عمومی و فرهنگی، بخاطر این است که  دولت ها نمی خواهند مستقیماٌ خودشان وارد بشوند، می خواهند از طریق ملت ها و فرهنگ به یکدیگر نزدیک شوند.   در نهایت هر یک از این عناصری که دیپلماسی فرهنگی و عمومی را کار می کند، که شامل مطبوعات، آموزش زبان فارسی، برگزاری جشن های نوروز، فیلم ها و سینماها و رادیو می­شود، برای این است که  بتواند به دولت کمک کند که روابط سیاسی خود را تقویت نماید. تقویت روابط سیاسی و یافتن دوستان بیشتر، سبب خواهد شد که جایگاه آن واحد سیاسی در جهان ارتقاء پیدا کند و کوشش همه کشورها از طریق دیپلماسی سیاسی و فرهنگی این است که جایگاه خودشان را بالا ببرند و هزینه های زیادی را در این راه خرج می­کنند. هر چه که کشور قدرتمند تر بشود، هزینه های بیشتری را صرف دیپلماسی عمومی می کند. مهاجر می پذیرند، بورسیه می دهد. ولی ما در این میان یک موضوعی مانند نوروز را داریم که سالی یک بار این اتفاق می افتد. برای همین است که می گوییم سیاست خارجی مثبت، سیاستی است که از دل سیاست داخلی مثبت و آینده نگر زاده می شود. در اینجا هم همین طور است که ما باید دیپلماسی فرهنگی و نوروز را در داخل کشور خودمان تقویت کنیم و آن را با شکوه تمام و در سطحی گسترده در شهر ها و روستاها، جشن بگیریم. همه جا را نوروزی کنیم و به آن اهمیت بدهیم. توریست جذب کنیم. بیایند، بینند و بروند.   نکته اساسی که من به آن خیلی تاکید دارم، آن است که هنگامی که توریست خارجی را در هر جای ایران ببینم نظر او را راجع به ایران، پیش از آمدن به ایران و پس از اینکه در ایران بوده را جویا می شوم. همه آنها می گویند که کاملاٌ متفاوت بوده است. ما هرگز فکر نمی کردیم که ایران اینقدر خوب و پیشرفته باشد. آیا ما می توانیم همه مردم جهان را به ایران دعوت کنیم که به اینجا بیایند و بگویند که ایران خوب است؟ این کار برای زدودن کج فهمی مردم دیگر کشورها نسبت به ایران ناشدنی است. بنابر این باید از دیپلماسی عمومی استفاده کنیم. از رادیو، تلویزیون، سینما که در جهان منتشر شود و ایران را به جهانیان بشناسانیم. اگر فیلم خوب تولید کنیم، می گویند این سینما از نهاد یک کشوری بوجود آمده است که برآیند و هنر هفتم آن کشور است. و این هم در نوروز نهفته است. وقتی که بیایند و نوروز را ببینند، ایران را بهتر خوالهند شناخت. ما باید راجع به نوروز پروژه بدهیم. پروژه گردشگری در نوروز، ایجاد تورهای ارزان قیمت، جذب توریست کنیم. هتل های خودمان را آماده کنیم. چون در ایران بیشتر سفرهای خانگی است که می خواهند بروند و دیداری از اقوام داشته باشند، پس فضاهای هتل های بین المللی ما در آن مدت می تواند خالی باشند. چون ما در داخل که مسافرت می کنیم، هتل نمی رویم. چون عمدتاٌ شهرهای ما به سبب مهاجر پذیری، همه به شهرهای خودشان می روند و مشاهده می کنید که اتوبوس ها در این ایام چه حرکتی دارند. از این منظر جاهایی که جاذبه های توریستی دارد، مانند کاخ پاسارگاد، تخت جمشید، حافظیه، سعدیه، اصفهان، تبریز و سایر مکان های مختلف دیگر ایران، نوروزگاه درست کنیم. نوروزگاه به دیپلماسی عمومی ما کمک می کند. اینکه بگوییم وقتی چنین مکان هایی را در سرزمین خود بوجود می آوریم، دلیل بر اهمیت دادن به آن است، که مخصوصاٌ در مورد نوروز حائز اهمیت است. من یک موردی را در سال 2000 در تاجیکستان مشاهده کردم، یک عرصه بزرگی از میدان ورزشی بود که آن را به نوروزگاه تبدیل کرده بودند. در آنجا چوگان بازی می کردند، صنایع دستی آورده بودند، همه چیز را به نمایش گذاشته بودند. در واقع آنجا یک دائره المعارفی از زندگی روستایی بود. و این کمک می کرد که توریست ها در آنجا جمع بشوند.   ایراس: در ارتباط با مشترک بودن نوروز بین کشورهای عضو اکو اشاره نمودید. به نظر شما آیا از مشترک بودن ما در نوروز با کشورهای عضو اکو در جهت همگرایی هم استفاده شده است ؟ آیا در چارچوب اکو می شود از آن استفاده بیشتری نمود؟ با توجه به اینکه یکی از پیشنهادات کارشناسان در مورد ضرورت احیاء اکو می باشد؟   دکتر امیراحمدیان: بله. چون از سالهای قبل موسسه فرهنگی اکو راجع به این موضوع کار کرده است و ما باید این را بیشتر تقویت کنیم. در حقیقت ما باید به موسسه فرهنگی اکو که دبیرخانه آن در تهران است کمک کنیم. و این موضوع را ببریم و در آنجا مطرح کنیم. نمایشگاه عکس بگذاریم و سخنرانی داشته باشیم. نشریاتی را داشته باشیم. بنده خود پروژه ای را برای پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات انجام داده ام. در آنجا عناصر ایرانی را در جهانی که ایران شهری است، از حوزه نوروز از سین کیانگ، افغانستاتن، پاکستان، هندوستان،  تا آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه (که قلمرو اکو را نیز در بر می گیرد)، روسیه و بین النهرین را بررسی کرده ام. می­توان نوروز را در اوراسیا هم در یک مجموعه ای فراهم کرد. این اطلاعات موجود است و اگر موسسه ایراس علاقه مند باشد، می توان کتابی در حدود دویست صفحه ای منتشر کرد. اینکه نوروز را چگونه و با چه ویژگی هایی در ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، آذربایجان، برگزار می کنند، اطلاعات آنها را داریم. می توانیم مجموعه ای فراهم کنیم و آن را ترجمه کنیم. یا اینکه می تواند به زبان فارسی باشد. این مجموعه برای ما آماده است. روی آن کار شده و بعنوان بخشی از مجموعه ای که می تواند چاپ بشود. همه مدارک همراه با عکس و سند فراهم است. می توانیم با اکو در تماس باشیم و با همکاری ایراس راجع به موضوع نوروز در اکو کار کنیم. مجموعه ای که با کلی مستندات و مطلب موجود است. این پیشنهاد من است.   ایراس: استفاده از نوروز در دیپلماسی عمومی این قدر اهمیت دارد که بتواند یک رقابتی بین کشورهایی که نوروز بین آنها مشترک است، ایجاد کند؟ با توجه به نقدی که خودتان داشتید اینکه عده ای در ایران هستند که می خواهند این آیین ها را کم رنگ کنند. به نظر شما اگر ایران نتواند از این ابزار در دیپلماسی عمومی خودش استفاده کند، آیا ممکن است که از کنترل ایران خارج بشود و در محوریت کشورهای دیگری قرار بگیرد؟   دکتر امیراحمدیان: بله. وقتی می گویند که حرمت امامزاده را متولی او باید داشته باشد، درست گفته اند. وقتی که ما آن را کم رنگ کنیم، جمهوری آذربایجان است که از آن بهره برداری می کند. این امکان وجود دارد چون آنها خیلی فعالیت می کنند. ما در مقابل جهان ایرانی، جهان ترک هم داریم. آنها خیلی کوشش می کنند که نوروز را برای خودشان مصادره کنند. اگر ما در داخل به آن اهمیت ندهیم و از لحاظ جهانی نتوانیم جایگاه خودمان را ثبت کنیم، داستان مانند تار می شود که آذربایجان تار و چوگان را به اسم خود ثبت کرد و از این مساله استفاده نموده است. اسم تار فارسی است. چگونه شده است که آذربایجان گفته است تار آذربایجانی است. پشت اسکناس های یک ماناتی که متداول ترین اسکناس در جمهوری آذربایجان است و خیلی دست به دست می شود، عکس دف، تار و کمانچه است. که هر سه اینها ایرانی و اسم شان هم فارسی است. این را به آنجا برده و گفته است که آلات موسیقی آذربایجانی است و بین مردم آن را اشاعه داده است. ما باید در مورد نوروز این کار را انجام بدهیم. پشت اسکناس های خودمان عکسی از جشن نوروز را بگذاریم. در مدارس و در هر جای دیگر این کار را انجام بدهیم. در آذربایجان دائره المعارف نوروز چاپ کرده اند. تمام اصطلاحات نوروز را در یک دائره المعارف رنگین و زیبا چاپ کرده اند و من سه سال پیش آن را از باکو خریداری کردم. بنابر این ما هم می توانیم یک دائره المعارف نوروز داشته باشیم. اصطلاحات نوروز، سمنو، و موارد دیگر را توضیح بدهیم. و از همین منظر ما می توانیم بهره ببریم.   ایراس: استفاده از ابزارهایی مانند نوروز در دیپلماسی عمومی چه کمکی به سیاست خارجی ما می کند؟       دکتر امیراحمدیان: هدف از سیاست خارجی، تسهیل ارتباطات بین هر واحد سیاسی با واحدهای سیاسی دیگر است. همچنین پیاده کردن و دست یافتن به اهداف آن کشور در بیرون مرزهای سیاسی است. که این کار را دستگاه دیپلماسی انجام می دهد. دستگاه دیپلماسی به عناصری نیاز دارد. از جمله ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری و هر کدام همچنین پرسنل خودش را نیاز دارد. در برنامه های این دیپلماسی نرم می توان در سفارت خانه های ایران در خارج از کشور، در ایام نوروز، نوروز را تبلیغ کرد. همه را دعوت کنند، اعلام کنند که جشن نوروز را برگزار می کنند. ما این روش را داریم. ایران در تمام دنیا، نمایندگی دارد. دارای نمایندگی های سیاسی و فرهنگی است. دفاتری را در ارتباط با عید نوروز بازگشایی کنند. مانند کشورهای اروپایی و کشورهایی که مسیحی و در تهران نمایندگی دارند. همه با هم دید و بازدید سال نو را دارند و سال نو را جشن می گیرند. ما باید این کار را در تمام نمایندگی های خودمان در کشورهای مختلف انجام دهیم. از زمانی که نوروز در یونسکو به صورت رسمی ثبت شده است، در کاخ سفید سفره هفت سین پهن می کنند. یعنی ما با دیپلماسی خودمان توانسته ایم که نوروز را به کاخ سفید ببریم. در صورتی که اگر به زور و دستوری بود، نمی توانستیم آن را منتقل کنیم. چون با امریکا رابطه دیپلماتیک نداریم. آن خودش این را پیدا کرده است که این عنصر وحدت بخشی است. خیلی زیبا و یک جشن مردمی است و مردم می توانند از آن استفاده کنند. ایرانیانی که در کاخ سفید کار می کردند هم کمک کردند. خانمی که در کاخ سفید به عنوان مشاور اوباما کار می کرد توانست نوروز را به آنجا وارد کند. به همین سبب جایگاه ایران ارتقاء پیدا می کند. می گویند ایران کشوری است که دارای سابقه فرهنگی است. تاریخ کهنسالی دارد و جشن هایی دارد، که از آن زمان تا کنون برگزار می شود. زبان فارسی 1100 سال است که استفاده می شود. و تا کنون که آثار فردوسی و رودکی را می خوانیم، می فهمیم که چه می گوید و این زیبایی و کارایی این زبان است. در صورتی که در انگلستان اگر کسی بخواهد آثار شکسپیر را بخواند، نمی تواند بخواند. باید آن را تبدیل به انگلیسی مدرن کند و بعد بفهمد که چه می گوید. در صورتی که ما می توانیم آثار گذشتگان خود را براحتی بخوانیم و درک کنیم. در 1100 سال پیش رودکی می گوید:   هموار خواهی کرد گیتی را، گیتی است کی پذیرد همواری.   همه واژگان این شعر از واژه فارسی است. فردوسی می گوید: «توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود». هیچ واژه عربی در آن بکار نرفته است. کلمات خیلی ساده و در عین حال خیلی پر معنی است. در آخر قرن بیستم، اطلاعات بود که دولت ها را قدرتمند می کرد. کسی می توانست در جنگ برنده بشود که اطلاعات بیشتری داشت. توانا بود هر که دانا بود. یعنی توانایی در دانایی است. به همین سبب است که فرهنگ ایرانی می تواند به سیاست خارجی ما کمک کند. اینکه ایران کشوری با فرهنگی غنی و تمدنی درخشان است و اگر می خواهد با جایی رابطه برقرار کند، دارای فرهنگ غنی است. کسی که به این سرزمین می آید چیزهای ارزشمندی یاد خواهند گرفت و با خود به سرزمین خود می برند. فرهنگ و زبان ایران این قدر غنی است که خیلی از مستشرقینی که خواسته اند ایران را بشناسند به یادگیری زبان فارسی همت گماشته اند تا ایران را بلا واسطه بشناسند. ابزار ایران شناسی در گام نخست زبان فارسی بوده است، بعد از آن جغرافیا و سرزمین بوده است. بعد از آن تاریخ ایران را باید بخوانند و سایر قضایا را بدانند. وقتی که آنها بیایند و مشاهده کنند که ایران کشوری با فرهنگ غنی است، دارای تمدنی ارزشمند و انسانی است. اینجا سرزمینی است که از هزاران سال پیش جشنی را برگزار می کند و هر زمان این را تقویت می کند، این خیلی خوب است. این ارزشها خیلی به دستگاه دیپلماسی عمومی کمک خواهد کرد.   ایراس: شما به اینکه از نوروز می شود برای صنعت گردشگری خودمان استفاده کنیم، اشاره کردید. آیا کشورهایی هستند که بهتر از ما از این موضوع استفاده کرده باشند؟   دکتر امیراحمدیان: بله. آذربایجان، ازبکستان، ترکیه، اینها برای استفاده از نوروز خیلی کوشش کرده اند. هتل های آنها در نوروز بسیار فعالتر از فصول دیگر می شود. بویژه در آذربایجان یا تاجیکستان که نوروز به صورت عمومی برگزار می شود، مقامات رسمی در آن جشن ها شرکت می کنند. رئیس جمهور از روی آتش می پرد. آنها در جشنهای بزرگ و باشکوه مشارکت می کنند و از مراسم بازدید می کنند. من خود سه سال پیش در ایام نوروز به عنوان توریست به آذربایجان رفتم و در آن مشارکت کردم. توریست های زیادی در این ایام از آذربایجان دیدار می کنند، مخصوصاٌ از ایران گردشگران زیادی به باکو می روند. اگر تاجیکستان با ما هم مرز بود، خیلی از ایرانی ها در نوروز به آنجا می رفتند. جشن نوروز در تاجیکستان بسیار با شکوه است. شاید با شکوه ترین جشن ها را در تاجیکستان بگیرند.  ازبکستان هم این چنین است.   ایراس: پیشنهاد شما برای اهدافی همچون توسعه صنعت گردشگری با استفاده از نوروز، چه هست؟   دکتر امیراحمدیان: در اين زمينه انجام کارهاي زير پيشنهاد مي‌شود:   - تأسيس سازماني مردم نهاد به نام«سازمان فرهنگي نوروز» مرکب از فعالان فرهنگي کشورهاي نوروز و ثبت بين‌المللي آن؛ - ترغيب کشورهاي حوزه براي توليد فيلم‌هاي تلويزيوني درباره نوروز و مبادله اين فيلم‌ها براي نمايش در تلويزيون‌هاي کشورهاي عضو؛  -   برقراري تورهاي گردشگري ارزان قيمت؛ - تسهيل در صدور رواديد؛ - سياست گزاري براي برگزاري جشن‌هاي مشترک و دوره اي در کشورهاي حوزه؛ - انتشار تمبرهاي مشترک يادبود نوروز؛ - برگزاري همايش‌هاي مشترک فرهنگي در اين زمينه؛ - گنجاندن مفاهيم و آداب نوروز در کشورهاي نوروز در کتاب‌هاي درسي کشورهاي حوزه؛ - تأسيس پايگاه اطلاع‌رساني نوروز به زبان‌هاي فارسي، انگليسي از سوي مردم و سازمان‌هاي مردم نهاد و تشويق ملت‌ها به مبادله اطلاعات نوروزي؛ - گنجاندن مطالبي درباره نوروز در کتاب‌هاي درسي؛ - معرفي نوروز به عنوان ميراث فرهنگي مشترک در پشت اسکناس‌هاي کشورهاي حوزه نوروز.     ---------- مصاحبه کننده: عفیفه عابدی     ]]> دکتر بهرام امیراحمدیان فرهنگ و هنر Sat, 18 Mar 2017 13:48:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3105/رغم-کارآمدی-نوروز-دیپلماسی-فرهنگی-جشن-های-همسایگان-ایران-باشکوه-تر-برگزار-می-شود «آشيانه‌ی اشراف» ايوان تورگنيف و باز هم «آدم زیادی» در ادبیات روسی http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3100/آشيانه-ی-اشراف-ايوان-تورگنيف-باز-هم-آدم-زیادی-ادبیات-روسی ایراس: مرکز فرهنگی شهر کتاب با هدف گرامیداشت مقام علمی استاد ابوالحسن نجفی، تیر ماه سال جاری طی فراخوانی اقدام به برگزاری مراسم اعطای نشان ابوالحسن نجفی به ترجمه برگزیده رمان و داستان کوتاه سال کرد. از میان پنج اثر راه یافته به مرحله‌ نهایی نخستین جایزه‌ استاد ابوالحسن نجفی («گاردن پارتی» نوشته‌ کاترین منسفیلد با ترجمه‌ نرگس انتخابی (نشر ماهی)، «کپسول زمان» نوشته‌ پل استر با ترجمه‌ خجسته کیهان (انتشارات افق)، «آشیانه‌ اشراف» نوشته‌ ایوان تورگنیف با ترجمه‌ آبتین گلکار (نشر ماهی)، «در راه» نوشته‌ جک کرواک با ترجمه‌ احسان نوروزی (نشر چشمه) و «آنچه با خود حمل می‌کردند» نوشته‌ تیم اوبراین با ترجمه‌ علی معصومی (انتشارات ققنوس)؛ آشیانه‌ اشراف با ترجمه‌ آبتین گلکار عنوان برترین ترجمه‌ سال 1394 را از آن خود کرد.   هیات داوران این دوره ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، عبدالله کوثری، مهستی بحرینی، مژده دقیقی و محمد حسینی‌زاد با دبیری علی‌اصغر محمدخانی بودند.   آبتین گلکار متولد 1356 در تهران؛ مترجم، پژوهشگر زبان و ادبیات روسی و استادیار دانشگاه تربیت مدرس است. وی دارای مدرك كارشناسی زبان روسی از دانشگاه تهران و كارشناسی ارشد و دكتری زبان و ادبيات فارسی از دانشگاه ملی كييف است. بدین مناسبت، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در صدد برآمد تا گفتگویی را با این استاد فرهیخته زبان و ادبیات روسی ترتیب دهد که ماحصل آن، تقدیم می شود:   ایراس: جناب آقاى دكتر گلكار، نخستین دوره‌ی اعطاى جايزه‌ى ابوالحسن نجفى از نظر شما چگونه بود و برگزارى چنين دوره‌هايى را تا چه حد مفيد مى‌دانيد؟ دکتر گلکار: به هرحال جایزه‌ای که نام مرحوم نجفی را بر خود داشته باشد، باید سطح خود را نیز در حدی نگه دارد که شایستة نام ایشان باشد. فکر می‌کنم نقطة قوت اصلی این جایزه ترکیب هیئت داوران آن بود که همگی در حوزة ترجمه و ادبیات  سرآمدند و صاحب‌نظر. گرد آوردن داورانی در این سطح کار ساده‌ای نیست و گمان می‌کنم پیش از هرچیز نام و اعتبار خود مرحوم نجفی به اقبال این جایزه کمک کرد. اصولاً به اعتقاد من هدف اصلی از برگزاری چنین برنامه‌هایی بیش از آن‌که گزینش بهترین اثر، به معنای مطلق کلمه باشد، نخست بزرگداشت مقام اساتید پیشکسوت است و دوم، دلگرمی بخشیدن به کسانی که در عرصة هنر و فرهنگ فعالیتی می‌کنند. و برای این هدف، هرچه جایزه و مراسم هم که برگزار کنیم، باز کم است.     ایراس: كمى در مورد كتاب «آشيانه‌ی اشراف» ايوان تورگنيف توضيح دهيد.   دکتر گلکار: این کتاب، بعد از رودین، دومین رمان نسبتاً مفصل تورگنیف است. نویسنده در این اثر باز قهرمانی شبیه به همان قهرمان رودین را به تصویر می‌کشد: جوانی تحصیل‌کرده، خوش‌فکر و پرشور، که متأسفانه در عمل نمی‌تواند از هیچ یک از ویژگي‌های مثبت شخصیت خود نتیجة مثبتی برای خود یا جامعه‌اش به دست آورد. این تیپ شخصیتی که نمونه‌هایش در آثار پوشکین، لرمانتوف، هرتسن و گانچاروف هم دیده می‌شود، در ادبیات روسی به «آدم زیادی» معروف شد.   آشیانة اشراف از نظر مؤلفه‌‌های مکتب رئالیسم قرن نوزدهمی نیز نمونة بسیار شاخصی است. توصیف دقیق و ریزبینانة همة جزئیات، توجه به شخصیت‌هایی از طبقات فرودست جامعه، و به تصویر کشیدن عناصر و شخصیت‌هایی که حضورشان شاید هیچ تأثیری در روند ماجرا نداشته باشد (مانند شرح‌حال مفصل اجداد لاورِتسکی، قهرمان اثر) و صرفاً به تکمیل آشنایی ما با پس‌زمینة اجتماعی رخدادها کمک می‌کنند، از جملة این مؤلفه‌هاست که در این کتاب بسیار بارز و گویا به چشم می‌آیند.   ایراس: با توجه به اينكه اين كتاب اولين اثرى نيست كه شما از تورگنيف به زبان فارسى ترجمه كرده‌ايد، علت انتخابتان از آثار اين نويسنده براى ترجمه چيست؟   دکتر گلکار: من پیش‌تر نمایشنامة یک ماه در دهکده را نیز از تورگنیف ترجمه کرده بودم که نشر هرمس آن را منتشر کرد. آن اثر گذشته از جذابیت مضمون و محتوا از نظر قابلیت‌ها و عناصر نمایشی نیز در تاریخ تئاتر و نمایشنامه‌نویسی روسیه جایگاه مهمی دارد و به همین علت تصمیم به ترجمه‌اش گرفتم؛ ضمن آن‌که در آن زمان اصولاً بیش‌تر روی ترجمة نمایشنامه تمرکز داشتم، ولی بعد متأسفانه به علت سختگیری‌های بی‌مورد وزارت ارشاد برای صدور مجوز ناچار شدم برنامه‌ای را که برای خودم ریخته بودم، تغییر بدهم و بیش‌تر به نثر بپردازم. نکتة دیگری که مرا به ترجمة آثار این نویسنده ترغیب می‌کرد، این بود که تورگنیف، برخلاف مثلاً داستایِفسکی که اغلب آثارش را تحت فشار و در شرایط ضیق مالی و زمانی می‌نوشت، معمولاً آثارش را با فراغ بال کامل می‌آفرید، برای حک و اصلاحشان بسیار وقت می‌گذاشت و از این رو نثری بسیار صیقل‌خورده و شاعرانه پدید می‌آورد که روی تک‌تک کلمات و عباراتش فکر شده است و به همین علت در ترجمه نیز باید به همین اندازه در انتخاب معادل‌ها دقت و وسواس به کار می‌رفت. از این نظر برایم تجربة ارزشمند و لذت‌بخشی بود.   ایراس: مخاطب ايرانى تا چه حد با آثار تورگنيف ارتباط برقرار مى‌كند و علت آن چيست؟   دکتر گلکار: تورگنیف همانند نویسندگان بزرگ معاصرش، یعنی رمان‌نویس‌‌های رئالیست نیمة دوم قرن نوزدهم، نویسنده‌ای جهانی است که آثارش از آن زمان تا کنون، در همة دوره‌ها و در سراسر دنیا با توجه و استقبال روبه‌رو شده و طبعاً ایران هم استثنا نیست. از سوی دیگر، به واسطة برخی شرایط مشابه اجتماعی میان ایران و روسیه مسائل و مضمون‌های معینی از آثار او، مثلاً همین هرز رفتن نیروهای فعال جامعه، می‌تواند به طور خاص برای خوانندة ایرانی گیراتر باشد.   ایراس: نمايشنامة «يك ماه در دهكده» از همين نويسنده قبلاً توسط شما ترجمه و منتشر شده است و اكنون كتاب «آشيانه‌ی اشراف» رمانى است به قلم او. ترجمه‌ى نمايشنامه را پيچيده‌تر مى‌دانيد يا رمان؟   دکتر گلکار: هرکدام پیچیدگی‌های خودشان را دارند. در این مورد خاص، ترجمة رمان تورگنیف بسیار پیچیده‌تر از نمایشنامة او بود، به علت آن‌که تورگنیف استاد توصیف است، چه توصیف طبیعت و چه توصیف اشخاص و اماکن. ترجمة دقیق این توصیف‌ها، برای آن‌که خواننده بتواند تقریباً همان تصویری را که نویسنده در ذهن داشته، پیش خود تصور کند، کاری بود که نیاز به صرف وقت و انرژی فراوان داشت.   ایراس: با توجه به نزديك شدن سال جديد، چه برنامه‌هايى براى دنياى ادبيات و ترجمه در سال آينده داريد؟   دکتر گلکار: حدود دو سال است که ترجمة کتاب گذشته و اندیشه‌ها به قلم آلکساندر هرتسن را شروع کرده‌ام. اثر عظیمی است در چهار جلد و امیدوارم در سال آینده جلد سوم آن را هم تمام کنم و شاید دو جلد نخست را برای چاپ به دست ناشر (نشر ماهی) بسپارم. دو اثر دیگر هم آمادة انتشار دارم که امیدوارم در اوایل سال آینده به بازار بیایند: یکی رمانی تمثیلی از زبان جانوران است به قلم فاضل اسکندر به نام خرگوش‌ها و مارهای بوا و دیگری داستان بلندی به نام رمانی با یک طوطی از آندری وولوس، نویسندة معاصر روس. کتاب اول را نشر افق منتشر خواهد کرد و کتاب دوم را نشر ماهی.  مصاحبه کننده: مرضیه موسوی   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 13 Mar 2017 06:59:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3100/آشيانه-ی-اشراف-ايوان-تورگنيف-باز-هم-آدم-زیادی-ادبیات-روسی آیین رونمایی از "فرهنگ لغات گرجی به فارسی" برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3095/آیین-رونمایی-فرهنگ-لغات-گرجی-فارسی-برگزار ایراس: با حمایت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در گرجستان، فرهنگ لغات "گرجی به فارسی" تالیف آقای محمد ریگی از اساتید دانشگاه باتومی، چاپ و بین محافل علمی و ادبی این کشور توزیع شد. با برنامه ریزی و هماهنگی های بعمل آمده، آیین رونمایی این اثر ارزشمند در تاریخ 17 اسفندماه 1395 با حضور رییس دانشگاه باتومی، مسئولین و شخصیت های استان آجارستان و جمعی از اساتید و دانشجویان در محل سالن اجتماعات دانشگاه مذکور برگزار شد. آقای محمد ریگی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری و حضور در این مراسم، گفت: زبان و ادبیات مهمترین عامل در برقراری ارتباط بین جوامع می باشد و روابط اجتماعی افراد می تواند در ایجاد عواطف انسانی بسیار موثر بوده و موجب تعمیق روابط گردد. معراب خالواشی، رییس دانشگاه باتومی نیز پس از خوش آمدگویی به میهمانان گفت: روابط ادبی بین کشورها برخواسته از قلب و روح انسانها است. وی در بیان ویژگی های زبان و ادبیات گفت: زبان و ادبیات تاریخ روابط اجتماعی افراد را بیان می کند و منحصر به یک کشور و منطقه خاصی نیست و می تواند در تمام جوامع مورد بهره برداری قرار بگیرد و از اینرو دارای اهمیت می باشد. مجتبی کامران فرد، رایزن فرهنگی کشورمان نیز با تشکر از رییس این دانشگاه و تقدیر از مولف و مدعوین جهت شرکت در این مراسم، گفت: حضور صمیمی شما فرهنگ دوستان نشان از علاقه و پیشینه روابط بین مردم دو کشور می باشد و همین توجه بزرگترین سرمایه در توسعه روابط فرهنگی در آینده خواهد بود. وی در ادامه اظهار داشت: توجه به فرهنگ و ادبیات از طرف هر ملتی قابل تقدیر است و مطالعه و تحقیق در این حوزه ها در واقع نقشه راه در توسعه روابط در آینده خواهد بود. رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در گرجستان با بیان خدمات ایرانشناسان گرجی در توسعه روابط فرهنگی از گذشته تا کنون، گفت: اشتراکات بی شمار فرهنگی بین دو کشور، ایجاب می نماید تلاش در این عرصه را بیشتر مورد توجه قرار دهیم و در واقع امروز نقش ما پل ارتباطی بین گذشته و آینده می باشد و توجه به زبان و ادبیات معاصر می تواند به عنوان سرمایه ای ارزنده در آینده مورد استفاده قرار گیرد.   لازم بذکر است اثر مذکور اولین فرهنگ لغت گرجی به فارسی در این سطح و با این تعداد واژه ها می باشد و تعداد قابل توجهی از آن جهت اهداء به کتابخانه ملی، کتابخانه های معتبر، دانشگاه ها، ایرانشناسان و شخصیت های علمی و فرهنگی در گرجستان ارسال شده است.   پایان خبر/   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 09 Mar 2017 11:00:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3095/آیین-رونمایی-فرهنگ-لغات-گرجی-فارسی-برگزار رشد صنعت گردشگری در جمهوری آذربایجان http://www.iras.ir/fa/doc/news/3087/رشد-صنعت-گردشگری-جمهوری-آذربایجان به گزارش ایراس به نقل از نووستی: بر اساس گزارش وزارت فرهنگ و گردشگری آذربایجان، در طی سال 2016 دو میلیون و 242 هزار و 783 گردشگر از آذربایجان بازدید کرده اند. در مقایسه با سال 2015 تعداد گردشگران 11.7 درصد افزایش یافته است. بیشترین تعداد گردشگران ورودی به جمهوری آذربایجان از روسیه، ترکیه و ایران بوده، همچنین تعداد مهمانان از قطر، عمان، عربستان سعودی، بحرین، کویت، ژاپن، چین، کره جنوبی، مالزی و سنگاپور به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. لازم به ذکر است که از ابتدای سال 2016 رژیم روادید برای این کشورها تسهیل شده است. اینک شهروندان این کشورها می توانند از مزیت های روادید فرودگاهی استفاده کنند. افزایش تعداد گردشگران در آذربایجان وضعیت اقتصادی مناسبی را به وجود آورده است. رشد دلار و افت منات موجب شده است که آذربایجان به کشوری مناسب برای گردشگری تبدیل شود. با توجه به افزایش هزینه های سفر، گردش و استراحت در کشورهای همسایه، گرجستان و ترکیه چند برابر افزایش یافته است، اینک برای صاحبان دلار و یورو استراحت در آذربایجان بسیار ارزان تر است. پایان خبر/   ]]> قفقاز جنوبی Wed, 08 Mar 2017 09:05:03 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3087/رشد-صنعت-گردشگری-جمهوری-آذربایجان بزرگداشت مرحوم پروفسور ماگالی تودوآ و آیین رونمایی کتاب در گرجستان http://www.iras.ir/fa/doc/news/3070/بزرگداشت-مرحوم-پروفسور-ماگالی-تودوآ-آیین-رونمایی-کتاب-گرجستان ایراس: با مشارکت رایزنی فرهنگی ج. ا. ایران و انستیتو شرق شناسی گرجستان، روز جمعه 6 اسفند ماه آیین رونمایی از کتاب و بزرگداشت مرحوم پروفسور ماگالی تودوآ، مترجمین برجسته و ایرانشناس فرهیخته گرجی با حضور دکتر تراب قهرمان استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد ج. ا. ایران و جمعی از اساتید و ایرانشناسان گرجی در محل سالن اجتماعات انستیتو شرق شناسی برگزار شد. به گزارش رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تفلیس، پروفسور سانیکیدزه رییس انستیتیو شرق شناسی گرجستان در ابتدا ضمن خوش آمدگویی به میهمانان و تشکر از رایزنی فرهنگی برای برگزاری این مراسم، در خصوص شخصیت فرهنگی و آثار پروفسور تودوآ مطالبی را بیان نمودند. وی با اشاره به جایگاه علمی مرحوم ماگالی در مجامع علمی جهان، ایشان را یکی از ایرانشناسان مشهور و ترجمه های نامبرده را به لحاظ سبک و شیوه منحصر به فرد دانستند.   مجتبی کامران فرد رایزن فرهنگی کشورمان در ابتدا ضمن خیر مقدم به مدعوین و حق شناسی از زحمات ارزشمند مرحوم پروفسور تودوآ، گفت: ترجمه ها و آثار فاخر و تاثیرگذاری در حوزه روابط ادبی و فرهنگی از ایشان به جا مانده و بخش عمده ای از توسعه روابط ادبی دو کشور در دوره معاصر را مدیون تلاشهای شبانه روزی این مرد بزرگ می باشیم. وی در ادامه گفت: وقتی پیشینه اجتماعی و فرهنگی جوامع را مورد بررسی قرار می دهیم، روابط ادبی و زبانی به عنوان مهمترین عامل در برقراری این ارتباط حائز اهمیت می باشد و ادبیات ایران به دلیل جامعیت در مفاهیم و شیوایی موجب شده زبان فارسی بیش از هر زبان دیگر از طرف مترجمین مورد توجه قرار گرفته و ترجمه های ارزنده ای تهیه و به دوستداران فرهنگ ملل تقدیم گردد. رایزن فرهنگی کشورمان در پایان گفت: آنچه بیش از هر عامل دیگر مورد توجه مرحوم تودوآ قرار گرفته، استفاده از ظرفیتهای مشترک ادبیات به عنوان چشمه جوشان فرهنگ ملت ها در خلق آثار تاثیرگذار و ماندگار در حوزه تحقیق و ترجمه بوده است، نگاه عرفانی و حقیقی ایشان در ترجمه اشعار مولانا، توجه به نکات اخلاقی در خلق اثر ارزشمند شاهکارهای شعر فارسی همه نشان از ذوق و علاقه مرحوم ماگالی به ادبیات و تلاش برای نزدیکی دو ملت بوده است. پایان گزارش/   ]]> قفقاز جنوبی Tue, 28 Feb 2017 07:10:51 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3070/بزرگداشت-مرحوم-پروفسور-ماگالی-تودوآ-آیین-رونمایی-کتاب-گرجستان مسابقات بین المللی کیک بوکسینگ گرجستان با حضور تیم منتخب ایران برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3026/مسابقات-بین-المللی-کیک-بوکسینگ-گرجستان-حضور-تیم-منتخب-ایران-برگزار ایراس: تورنمنت بین المللی فول کنتاکت و کیک بوکسینگ گرجستان با حضور پنج تیم از کشورهای ج.ا.ایران، هند، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در روزهای 28 لغایت 30 بهمن ماه در شهر تفلیس برگزار گردید. تیم منتخب اعزامی از کشورمان در این تورنمنت بین المللی با درخشش موفق به کسب مقام نایب قهرمانی این دوره از مسابقات گردید. لازم بذکر است از سوی سازمان کوبو و فدراسیون موی تای سرکار خانم محبوبه کلهری به عنوان بهترین مبارز انتخاب و به کمربند طلایی دست یافت. به دعوت مجتبی کامران فرد رایزن فرهنگی کشورمان تیم اعزامی روز دوشنبه دوم اسفند ماه در محل رایزنی فرهنگی حضور یافته و در خصوص ظرفیتهای ارزشمند حضور در عرصه های بین المللی ورزشی گفتگو نمودند. رایزن فرهنگی کشورمان در ابتدا ضمن خیر مقدم و خوش آمدگویی خدمت میهمانان، کسب مقام نایب قهرمانی در این تورنمنت را خدمت ورزشکاران اعزامی از ج.ا.ایران تبریک گفته و برای همه این عزیزان آرزوی موفقیت نمودند. وی با اشاره به ظرفیتهای موجود در رشته های ورزشی جهت حضور در مسابقات و عرصه های بین المللی، فرصت پیش آمده را بسیار حائز اهمیت دانست و گفت: متاسفانه مردم سایر کشورها بدلیل تبلیغات منفی علیه کشورمان و سیاه نمایی رسانه های بیگانه درک صحیحی از وضعیت امروز ج.ا.ایران ندارند و حضور ورزشکاران اعزامی در مسابقات بین المللی میتواند فرصت استثنایی جهت معرفی ظرفیتهای کشورمان باشد. وی با اشاره به تواناییهای موجود در رشته های ورزشی جهت حضور بانوان در مسابقات بین المللی، با تبریک خدمت خانم کلهری خواستار ادامه این فعالیتها شده و آمادگی رایزنی فرهنگی را جهت هرگونه حمایت و هماهنگی در آینده اعلام نمودند. پایان خبر/   ]]> قفقاز جنوبی Mon, 20 Feb 2017 13:04:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3026/مسابقات-بین-المللی-کیک-بوکسینگ-گرجستان-حضور-تیم-منتخب-ایران-برگزار فرهنگ، هرگز اولویت نخست سیاست‌گذاران ایران و روسیه نبوده است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3020/فرهنگ-هرگز-اولویت-نخست-سیاست-گذاران-ایران-روسیه-نبوده ایراس: ارزیابی شما از روابط فرهنگی فعلی ایران و روسیه چیست؟   دکتر محمدی: اگر بخواهم نگاهی بی‌طرفانه داشته باشم، باید بگویم فرهنگ هرگز اولویت نخست سیاست‌گذاران ایران و روسیه نبوده است. هر چند در مقایسه با گذشته، امروز وضعیت مطلوب‌تری در روابط فرهنگی دو کشور وجود دارد، اما آنچه هست، با توجه به ظرفیت ها و آنچه می‌توانست باشد، بسیار ناچیز به نظر می‌رسد. بدین معنی که فرهنگ ایران در روسیه و فرهنگ روسیه در ایران مخاطب عام ندارد.   ایراس: چه فرصت‌ها و امکان‌هایی برای گسترش این روابط وجود دارد و چرا این فرصت‌ها و ظرفیت‌ها تبدیل به زمینه‌های عینی همکاری نشده است؟ مشکل یا مشکلات  موجود در این زمینه چیست؟   دکتر محمدی: ما در بسیاری از حوزه‌های فرهنگی، چون ادبیات، سینما، توریسم فرهنگی، موسیقی و ... امکان گفتگو و برقراری رابطه داریم. اما مسأله اینجاست که روابط بین ایران و روسیه – هر چند ظاهرا عادی و حتی مثبت به نظر می‌رسد – بیشتر بر حوزه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی متمرکز است. دلیل اصلی نداشتن رابطه فرهنگی مطلوب، به نظر من، عدم شناخت صحیح یکدیگر است. منظور از شناخت، شناختی مستند و مبتنی بر دانش عینی یا اطلاعات اثبات‌شده تاریخی است. در دوره‌های مختلف تاریخی یا مسائل ایدئولوژیک سد راه روابط دو ملت بوده‌اند یا تبلیغات، یا بحران‌های سیاسی و اجتماعی. همین امر، نوعی سوء تفاهم تاریخی نسبت به یکدیگر  در میان دو ملت و حتی دولتمردان را شکل داده است. تا کنون تلاشی نیز برای رفع این سوء تفاهم‌ها و روشنگری در زمینه مسائل تاریخی – که با شایعات آمیخته شده - صورت نگرفته است؛ و البته مهمترین سد راه روابط، ابزار بسیار مهم و کلیدی زبان است که بهره‌مندی هر دو ملت از این ابزار در سطح مطلوبی قرار ندارد.   ایراس: یکی از ابزارهای مهم توسعه روابط فرهنگی گسترش تبادلات علمی، پژوهشی و آموزشی است، به نظر می‌رسد سهم ایران و روسیه از این تبادلات بسیار ضعیف است. به نظر شما دلیل این ضعف چیست؟   دکتر محمدی: همان مسأله زبان که در پاسخ به پرسش قبلی مطرح کردم، اینجا نیز موضوعیت دارد. طی سال‌های حکومت شوروی، جامعه علمی روسیه، چنان خودکفا و از جهاتی نیز چنان بسته بود که تعامل به زبانی غیر از زبان روسی برایش غریب می‌نمود. با ساختارهای موجود در نظام شوروی، نیاز چندانی نیز به زبان‌دانی – جز در رشته‌های خاص و بسیار مرتبط با دانش زبانی – احساس نمی‌شد. جامعه علمی ایران نیز زبان انگلیسی و در درجه بعد دیگر زبان‌های اروپای غربی را به عنوان زبان تعامل با جهان برگزیده است. همین امر، مانع نخست برقراری روابط آکادمیک میان دو کشور بوده است. البته در سال‌های اخیر، با توجه به گرایش دانشگاه‌های روسیه به زبان انگلیسی، فصل مشترکی در روابط آکادمیک آغاز شده و هم‌اکنون نیز در چارچوب اتحادیه دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه، همکاری‌های مشترک در رشته‌های مختلف آغاز شده که نویدبخش آینده‌ای روشن‌تر است.   ایراس: در چه عرصه‌های جدیدی می‌توان به عمق‌بخشی و غنای روابط فرهنگی دو کشور پرداخت؟   دکتر محمدی: گفتگو، نخستین گام تقویت روابط فرهنگی است. گفتگوی مؤثر باید در سطح غیر دولتی و میان دو ملت و سازمان‌های مردم‌نهاد آنها برقرار شود. گفتگوی اقوام دو کشور می‌تواند در بسیاری زمینه‌ها راهگشای روابط فرهنگی باشد، چرا که عناصر فرهنگی قومیت‌های ایران و روسیه، برای هر مخاطبی جذابیت‌های بسیاری دارد.   گفتگو میان مورخان دو کشور نیز از ضروریات رابطه فرهنگی است.   سینما، یکی از حلقه‌های گم‌شده روابط دو کشور است. نباید تنها به معرفی چند فیلم ایرانی در روسیه و بالعکس بسنده کرد و از موفقیت‌های به‌دست آمده بسیار راضی بود. سینماگران ایران و روسیه می‌توانند راه‌های تازه‌ای برای به اشتراک‌گذاشتن تجربیاتشان بیابند.   ادبیات نیز، همیشه هموارترین راه و حتی کم‌دردسرترین راه برقراری روابط بوده است که تأثیرگذاری طولانی‌مدت نیز دارد. اگر جریان تازه‌ای در ترجمه آثار ادبی دو کشور آغاز شود، می‌توان به آینده بهتری در روابط فرهنگی امید داشت.   ایراس: اساسا روابط فرهنگی دو کشور می‌تواند چه تغییری در دیگر عرصه‌های روابط دو کشور ایجاد کند؟   دکتر محمدی: فرهنگ، پایه و اساس هر نوع رابطه انسانی است، حتی اگر توسط مؤلفه‌های اقتصادی و سیاسی به حاشیه رانده شود. بی‌تردید تاجران و سیاستمدارانی که شناخت صحیح فرهنگی از طرف مقابل دارند، به تفاهمات ماندگارتر و بنیادین‌تری نیز دست خواهند یافت.   ایراس: چگونه می‌توان روابط فرهنگی دو کشور را به فرصت‌ها و منافع اقتصادی دو ملت پیوند داد و به عبارتی به اقتصادی‌سازی روابط فرهنگی دو کشور پرداخت؟   دکتر محمدی: توریسم فرهنگی یکی از حوزه‌هایی است که فرهنگ و اقتصاد را به هم پیوند می‌دهد. نسل جوان ایران و روسیه، هم توریست‌های فرهنگی خوبی خواهند بود و هم سفیران فرهنگی قابل استنادی. قابلیت‌های ایران و روسیه در پذیرش توریست فرهنگی آنقدر زیاد است که نیاز به توضیح بیشتر ندارد.    ایراس: چشم‌انداز آینده‌ی روابط فرهنگی دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟   دکتر محمدی: امیدوارانه. هر چند عوامل بسیاری در این روابط تأثیرگذار خواهند بود. درباره آنچه در روسیه رخ خواهد داد، نمی‌توان پیش‌بینی یا آرزویی کرد. اما درباره ایران، می‌توان امیدوار بود که با تداوم نگاه‌های گفتگومحور، معتدل و روشن، روابط فرهنگی با دیگر کشورها نیز به تعادل خواهد رسید.    ---------- مصاحبه کننده: رقیه کرامتی نیا      ]]> فرهنگ و هنر Sun, 19 Feb 2017 08:07:38 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3020/فرهنگ-هرگز-اولویت-نخست-سیاست-گذاران-ایران-روسیه-نبوده کتاب جدید پروفسور ولاديمير پلاستون: «چهره پنهان جنگ افغانستان 1979-1989» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3006/کتاب-جدید-پروفسور-ولاديمير-پلاستون-چهره-پنهان-جنگ-افغانستان-1979-1989 ایراس: ولاديمير نیکیتوویچ پلاستون، متولد 2 اکتبر 1938، پروفسور و دکترای علوم تاریخ از دانشگاه دولتی مسکو، دانشکده زبان های شرقی و کارشناس تاریخ ایران، شرق شناس و تاریخ دان سرشناس روسی و اتحاد شوروی است. وی، علاوه بر تجربه فعالیت علمی و اجرایی گوناگون در موقعیت ها و شرایط مختلف، عضو تحریریه روزنامه "پراودا"، کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی بوده و از 1988 الی 1989 به عنوان خبرنگار مستقل در جمهوری افغانستان فعالیت کرده است. پروفوسور پلاستون، در خصوص ویژگی های افغانستان، جامعه چند ملیتی آن، مبارزات سیاسی در این کشور، ماهیت طالبان، افراط گرایی "افغانی"، چالش ها و تهدیدات در آسیای مرکزی و سیاست بازیگران خارجی در این کشور، حرف های زیادی برای گفتن دارد.   این استاد تاریخ که تاکنون نشان ها و مدال های دولتی و علمی فراوانی دریافت کرده است، کتاب جدید خود را با عنوان «چهره پنهان جنگ افغانستان 1979-1989» در سال 2016 منتشر کرد.   ---------- ---------- ---------- پایان گزارش/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 18 Feb 2017 12:17:03 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3006/کتاب-جدید-پروفسور-ولاديمير-پلاستون-چهره-پنهان-جنگ-افغانستان-1979-1989 ​افتتاحیه شانزدهمین جشنواره فیلم ایران درموزه سینمایی بلگراد در دهه فجر http://www.iras.ir/fa/doc/news/2948/افتتاحیه-شانزدهمین-جشنواره-فیلم-ایران-درموزه-سینمایی-بلگراد-دهه-فجر ایراس: شب بیستم بهمن به همت رایزنی فرهنگی کشورمان در صربستان، شانزدهمین جشنواره فیلم های ایرانی به مناسبت سی‌وهشتمین سالگرد انقلاب اسلامی کشورمان با حضور حسین ملاعبداللهی سفیر و اعضای سفارت و رایزنی فرهنگی ج. ا. اسلامی ایران در بلگراد، جمع کثیری از شهروندان صرب و ایرانیان مقیم در "موزه سینمایی یوگسلاوی" برگزار شد.  در این آیین ابتدا ماریان وویوویچ رئیس موزه سینمایی ضمن ارائه سخنانی به همکاری‌های دیرین رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا.ایران در بلگراد با موزه سینمایی "کینوتکا" و توسعه این همکاری ها در سال های اخیر اشاره‌نمود و گفت هرساله به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بلگراد هفته بلگراد هفته فیلم های ایرانی برگزار می شود و در سال گذشته و امسال رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با همکاری کینوتکا سه  هفته فیلم  از آخرین فیلم های سینمای ایران برگزار نموده است که هفته فیلم قبلی  آن به مناسبت هفته کتاب و هنگامی بود که ایران میهمان ویژه نمایشگاه بین‌المللی کتاب بلگراد بود.  سپس ملاعبدالهی سفیر کشورمان در مورد ایام دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی گفت:  خوشحالم که این فرصت یا یافتم تا در ایام دهه فجر که ایام جشن مردم ایران برای پاسداشت پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی است در کنار شما باشم. ما همواره همه ساله به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی جشنواره فیلم و موسیقی در شهرهای مختلف صربستان برگزار می‌کنیم. بی‌تردید این نوع مراسم فرهنگی زمینه ساز نزدیکی و شناخت هرچه بیشتر مردم دو کشور است. هرساله تعداد کثیری فیلم از سوی فیلمسازان ایرانی که تعداد زیادی از آنها از نام آوران عرصه فیلم و سینما هستند ساخته می‌شود. امسال البته قبل از این مراسم  فیلم "خانه دوست کجاست" نیز مجدداً به یاد   فیلمساز مشهور ایرانی مرحوم عباس کیارستمی به نمایش نیز به نمایش در آمد. او چهره شناخته شده در عرصه سینما در جهان امروز، برنده جایزه نخل طلائی جشنواره کن و چهار نیز دوره داور جشنواره مذکور و همچنین برنده سیمرغ طلائی در فستیوال فجر انقلاب اسلامی بود.  ویژگی مهم ساخته‌های او توجه و تمرکز جدی به روابط حساس ، لطیف و زوایای در واقع پنهان مناسبات اجتماعی و مناسبات خانوادگی افراد جامعه بود . سفیر ج. ا. ایران سپس به محور اصلی آثار کیارستمی که بر اساس صلح و دوستی و همزیستی مسالمت آمیز بوداشاره کرد و گفت : علاوه بر یادبود این فیلمساز فقید ، فیلمهای دیگری نیز ه در این جشنواره به نمایش درخواهند آمد  که تقریباً از جدیدترین فیلم های سینمای پرآوازه ایران است، فیلم هایی همچون فیلم ملبورن که توجه به پیچیدگی زندگی مردم در عصر تکنولوژی دارد.  گفتنی است که  شانزدهمین جشنواره فیلم‌های ایرانی که به مناسبت پیروزی دهه فجر انقلاب اسلامی در بلگراد به مدت شش روز از چهارشنبه بیستم تا دوشنبه 25 بهمن ماه (8 – 13 فوریه) برگزار خواهد شد فیلم‌های "خانه دوست کجاست" اثر مرحوم عباس کیارستمی (به یادبود این هنرمند تازه در گذشته)، "ملبورن" اثر نیما جاویدی، " ماهی و گربه" کاری از شهرام مکری، "بادیگارد" فیلمی از ابراهیم حاتمی کیا، "کفشهایم کو" اثر کیومرث پوراحمد و "طعم شیرین خیال" کاری از کمال تبریزی به نمایش در خواهد آمد.   پایان گزارش/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 10 Feb 2017 05:32:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/2948/افتتاحیه-شانزدهمین-جشنواره-فیلم-ایران-درموزه-سینمایی-بلگراد-دهه-فجر