موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين جامعه و سیاست :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/extremism-and-terrorism Tue, 12 Dec 2017 19:27:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 12 Dec 2017 19:27:14 GMT جامعه و سیاست 60 ایران در رسانه های روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3467/ایران-رسانه-های-روسیه روابط جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه طي 25 سال گذشته رو به گسترش بوده است؛ به ويژه طي ساليان اخير، مقامات عالي رتبه دو کشور مصمم به ايجاد بنياني محکم براي گفتگوي دو جانبه بوده اند. در واقع شرایط پرتنش منطقه و خواست و اراده مسئولین دو کشور ضرورت تحکیم ارتباطات را در دستور کار قرار داده است، به گونه ای که ارتباطات در محورهای مختلف آغاز و یا تقویت شده، نام ایران در روسیه و روسیه در ایران بیش از پیش به گوش عامه مردم جامعه رسید. در عرض پنج سال گذشته، جمعیت زیادی از گردشگران ایرانی، نگاهشان به سوی مسکو و سنت پترزبورگ دو شهر اصلی گردشگری روسیه چرخید و روسها که تا ده سال پیش چندان تصوری از مردم ایران نداشتند، امروز در مراکز تجاری اطراف هتل های اقامت ایرانیان، حتی ذائقه خرید ایرانی ها را هم تا حدی می دانند. به عبارتی با بازشدن بیشتر درهای دو کشور به روی هم، کلیشه های ناقص و اشتباه ذهن دو طرف در حال ترمیم است. اگر ده سال پیش مردم روسیه ایران را با سخنان تند رییس جمهور احمدی نژاد خطاب به آمریکا و اسرائیل و مقاومت در برابر تحریم های سنگین امریکا می شناختند، امروز به طور ملموس تری با زوایای زندگی مردم ایران، نگاه و باورهای به دور از تعصب مذهبی (علیرغم آنچه روسها تصور می کردند) و ... آشنا شده اند.   ابزار مهم بعدی در شناخت مردم از یکدیگر، رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی است. در واقع تکرار نام یک کشور در رسانه های گروهی، توجه افراد را به خود جلب می کند و به تصورات ذهنی شخص بر اساس دیده ها و شنیده ها شکل می دهد. طی سال های اخیر نام ایران در رسانه های گروهی اعم از تلویزیون، مطبوعات و رادیو (کمتر از بقیه) به گوش می رسد. چندین برنامه تلویزیونی در قالب گفتگو با سفیر ج.ا.ایران دکتر سنایی، تهیه برنامه درباره زرتشتیان ایران، شربت ایرانی، نوروز در ایران، نقطه نظر یک ایرانی درباره زندگی در مسکو و مقایسه با ایران، اخبار سیاست داخلی و خارجی ایران و ملاقات سران دو کشور (ایران و روسیه) در سطوح مختلف بویژه سفرهای رییس جمهور پوتین به ایران و دیدار با رهبر ایران آیت الله خامنه ای و تبادل هیات های عالیرتبه برای توسعه همکاریهای استراتژیک و اقتصادی در کانال های اصلی تلویزیون روسیه و نشریات پرمخاطب نقش مثبتی در ارزیابی عامه مردم از ایران داشته اند. شاید نتوانیم بگوییم که ارزیابی مردم روسیه با تکیه بر موارد نامبرده +5 (بالاترین نمره در روسیه) نیست، اما دست کم به دور از حواشی منفی بوده و ایران را به عنوان کشور دوست می شناسند.   در این یادداشت سعی بر این است که ارزیابی عینی از تصویر ایران در رسانه های گروهی روسیه ارائه شود. در همین رابطه نگاهی به برنامه های کانال های اصلی و پرمخاطب فدراسیون روسیه از سال 2011 تا نوامبر 2017 انداخته ایم که به شرح زیر است.    کانال های تلویزیونی فدرال در روسیه در کانال یک تلویزیون روسیه (کانال فدرال) نام ایران عمدتا در اخبار سیاسی اعم از برنامه و مذاکرات هسته ای، همکاری های ایران و روسیه در فرونشاندن درگیری های سوریه ، اظهارات ترامپ علیه ایران و تحریم های پیاپی علیه ایران و روسیه، حوادثی از قبیل زمین لرزه، حمله تروریستی به مجلس و سایر نقاط کشور، ورزش بانوان بویژه دختران نینجو، دختر موتورسوار ایرانی و امثال آن پخش شده است. نزدیک به شش ماه پیش در ساعت پربیننده این تلویزیون گزارش نسبتا جامعی از وضعیت اجتماعی و بویژه اقتصادی درباره ایران پخش شد که حدود 20 دقیقه ادامه داشت. می توان گفت که این برنامه در چارچوب توافقات متعدد اقتصادی در سطح عالی و تلاش بسیاری از نهادهای اقتصادی و تجاری برای به حرکت درآوردن لوکوموتیو تعاملات تجاری بین دو کشور تهیه و پخش شد.   در کانال ان.ت.و روسیه که تقریبا در سطح کانال یک بیننده دارد نیز نام ایران تنها در اخبار سیاسی بدون جهت گیری خاص منفی یا مثبت به گوش می رسد.   برخلاف دو کانال دیگر، کانال فرهنگ «کولتورا» در طول این سال ها چند برنامه درباره ایران تهیه کرده است که مهمترین آن تهیه فیلمی از جشن سده زرتشتیان ایرانی در شهر یزد بود. این برنامه که نزدیک به 30 دقیقه طول کشید، شرح کاملی از زندگی زرتشتیان شهر یزد را به همراه جاذبه های این شهر به نمایش گذاشت. در دو برنامه دیگر راجع به طرز تهیه یک دسر یا شربت ایرانی و برنامه ای به مناسبت فرارسیدن نوروز و شرح آیین و سنت های محلی در کشورهای تاجیکستان، ایران، معرفی فرهنگی از ایران به عمل آمد.   در واقع آنچه در رسانه های تصویری روسیه از ایران به نمایش گذاشته می شود، تصویر منفی در اذهان مردم ایجاد نمی کند. این نکته را می توان در حواشی گفتگو با عامه مردم که اطلاعات را صرفا از طریق رسانه ها بدست می آورند و مطالعه شخصی ندارند به آسانی متوجه شد. خوراکی که رسانه های روسیه به مردم می دهد حاکی از این است که روسیه به عنوان برادر بزرگتر در منطقه و ابرقدرت از برادر کوچکتر خود ایران در مقابل حملات امریکا بویژه در جلسات بحث و مناظره حول انرژی اتمی دفاع می کند و ایران را تنها نمی گذارد. رسانه های روسیه در حد نیاز مردم اخبار و اطلاعات را منتشر می کنند. هدف در هر دوره مشخص است، توجیه ارتباطات بیشتر با کشور دوست، یا به عکس کاهش ارتباطات با کشور غیردوست که مثال آن جریان ترکیه و بسته شدن مسیرهای ورود کالا از ترکیه در نتساقط کردن جنگنده روسیه در مرز سوریه بود. در آن دوران تب دشمنی با ترکیه و جایگزینی آن با ایران شدت گرفته بود. رسانه ها این ذهنیت را در بین توده مردم ایجاد کرده بودند که اجناس ایرانی بهتر از اجناس ترک هستند و به راحتی می توانند جای آن را در بازار روسیه بگیرند. اما با گذشت مدتی کوتاه و حل و فصل اختلافات بین حاکمان دو کشور، دوباره اوضاع به حال اول برگشته و با تغییر محتوای رسانه های گروهی، همه چیز به دست فراموشی سپرده شد.   رسانه های گروهی فعال در حوزه اقتصادی دستور کار نشریات و رسانه های گروهی روسیه از این جهت مورد توجه قرار گرفته اند که معمولا مخاطبین خاصی دارند، این مخاطبین از قشر تجار، سیاست پردازان و فعالان اجتماعی هستند که حوزه های اقتصادی و پولی را در مرکز توجه خود قرار می دهند. با مطالعه ای در موتور جستجوی «یاندکس» که بیشترین کاربر را در فضای مجازی روس زبان دارد می توان به این نتیجه دست یافت که روزنامه های «کامرسانت» و «وداموستی»، مجله فاینانس – اقتصاد «فابرز روسیه»، هفته نامه اقتصادی «اکسپرت» و روزنامه اقتصادی «وزگلیاد» (نقطه نظر) پنج رتبه اول بازدید کننده را به خود اختصاص می دهند.   واژه «ایران» در نشریات نامبرده بیش از همه در چارچوب مناسبات و روابط اقتصادی و سیاسی ایران و روسیه به چشم می خورد. این در حالی است که توجه بیشتر بر دیدارها و مذاکرات در سطوح عالی معطوف شده و تلاش برای ورود تجارت بزرگ و متوسط روسیه در بازارهای ایران جایگاه دوم را به خود اختصاص می دهند. مناسبات ایران و ایالات متحده امریکا از نظر تعداد مطالب منتشر شده قابل ملاحظه هستند. طی یک سال گذشته تعداد مطالب مربوطه به دلیل افزایش توجه به ایران از سوی رییس جمهور دونالد ترامپ به طور محسوسی افزایش یافته است.   پس از آن، موضوع هسته ای ایران و حضور ایران در درگیری های سوریه قرار می گیرد. این موضوع به طور مستقیم با مناسبات موجود بین روسیه – ایران و امریکا – ایران گره خورده است.   پس از اعلام لغو تحریم های وضع شده از سوی امریکا به دلیل توافق برجام، نشریات فعال در حوزه اقتصاد و تجارت تعداد مطالب منتشره درباره وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را به سرعت بالا بردند و شروع به معرفی چشم انداز و فرصت های آتی برای تجارت روسیه با ایران کردند. روزنامه «کامرسانت» پرونده ویژه ای برای این موضوع پراهمیت تشکیل داده و به تبیین بازار ایران پرداخته است، از طرف دیگر روزنامه «وداموستی» پرونده ای تحت عنوان «ایران بعد از لغو تحریم ها؛ فرصت های تجار روس» تشکیل و نقطه نظرات کارشناسان معتبر را در این بخش قرار داده است. با این وجود، موضوع روابط تجاری دو کشور آرام آرام ازدستور کار رسانه های این حوزه خارج شدند. امروز مطالب مربوط به شاخه های مختلف اقتصاد ایران و چشم انداز حضور در بازار این کشور به حداقل رسیده است. البته تنها مورد استثناء، صنایع نفتی جمهوری اسلامی ایران است که به طور منظم درباره آن مطالبی را منتشر می کنند.   موضوع برنامه موشکی ایران نیز از چشم رسانه های روسیه دور نمی ماند. موضوع بعدی، مناسبات ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان سعودی و قطر)، روابط اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا و رویدادهای مهم سیاسی در داخل کشور از جمله انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی است که اخبار و تحلیل های دوره ای در این رابطه منتشر می کنند.   نشریات اقتصادی سعی دارند ضمن توضیح و توصیف رویدادها، نگاه واقع گرایانه به مسائل را حفظ کنند، با این وجود کارشناسان مختلف و ستون نویسان این نشریات ارزیابی مختلفی از رویدادها ارایه می کنند. جریان کلی حاکم در نشریات روسیه را می تواند در این قالب مطرح کرد که «چشم انداز ورود به بازار ایران مثبت اما برای تجارت روسیه با پیچیدگی هایی همراه است». گاهی اوقات شاهد انتقاداتی نسبت به موضوع آزادی در داخل کشور هستیم، اما این قبیل مطالب به ندرت منتشر می شوند. نشریات عمدتا توجه خود را به توافقات حاصل شده بین روسیه و ایران در حوزه های سیاسی و اقتصادی متمرکز می کنند و از ارزیابی یک طرفه این قبیل مذاکرات و برنامه ها دوری می کنند.   نشریات تحلیلی تعداد نشریاتی که به صورت تخصصی روی موضوعات سیاست بین المللی و تحلیل رویدادها فعالیت دارند چندان زیاد نیست. مخاطبین این نشریات در روسیه جزو عامه به حساب نمی آیند. با این وجود کارشناسان روس در صفحات نشریات نامبرده ارزیابی های مختلفی از رویدادهای سیاسی جهان ارائه می کنند. بخشی از این کارشناسان گزارش یا توصیه های عملی برای نهادهای دولتی طرح می کنند.   از بین نشریات تحلیلی قابل استناد و معتبر می توان به سایت «شورای امور بین الملل»، مجله «روسیه در سیاست جهانی»، «مرکز کارنگی مسکو» و همچنین نشریه تخصصی «انستیتوی خاوردور» اشاره کرد.   تحلیل گران روس عمدتا حول مسائلی از قبیل برنامه هسته ای ایران و همکاری های ایران و روسیه در سوریه قلم می زنند. علاوه بر این، گروه نامبرده به صورت دوره ای موضوع روابط ایران و عربستان سعودی، حضور ایران در عراق و برخی موضوعات سیاست داخلی ایران از قبیل انتخابات ریاست جمهوری یا رقابت بین اصلاح طلبان با محافظه کاران را در مرکز توجه قرار می دهند.   کارشناسان نشریات تحلیلی عمدتا از ارزیابی یا انتقاد تند نسبت به شرایط و رویدادها خودداری ورزیده و حتی پیشبینی های خود را کاملا سنجیده و بادقت مطرح می کنند. مولفین این مقالات به ندرت از سیاست های ایران در یک حوزه مشخص انتقاد می کنند، با این حال، بر اختلاف نظرهای موجود یا مشکلاتی که مانع از توسعه همکاری ها می شوند، تاکید و توجه دارند. به عنوان مثال، در بحث همکاری های سوریه، بیشتر کارشناسان همکاری های ایران و روسیه را سازنده می دانستند، اگرچه راهکارها، اهداف و وظایف تهران و مسکو در این محور با اختلافات جدی روبرو بود. کارشناسان حتی اذعان داشتند که این همکاری های در حکم «ازدواج مصلحتی» بین ایران و روسیه است که در نتیجه بروز ضرورت مقابله با تهدید مشترک در سوریه حاصل شده و تداوم آن لازم است. در خصوص معامله هسته ای نیز این نکته قابل توجه است که عمده کارشناسان روس لغو تحریم ها از روی ایران را مثبت ارزیابی کرده و در عین حال بر نقش سازنده روسیه در دستیابی به توافقات و شانس جمهوری اسلامی ایرانی برای نزدیک شدن به سیاست های جهانی تاکید می کنند.   با نگاهی به رسانه های اصلی روسیه می توان به این باور رسید که خواست دستگاه حکومت روسیه و شخص پوتین به واقع بر نزدیک شدن دو کشور در حوزه های سیاسی و اقتصادی و برخی شاخه های انسانی است که البته در این مورد با کمی احتیاط همراه است. قطعا راه برای رسیدن به نقطه مطلوب زیاد است، اما نگاه واقع گرایانه امروز و مطالب عاری از حواشی و تالیفات ماجراجویانه برخی روزنامه نگاران در رسانه ها جریان را به سمت نقطه مطلوب هدایت خواهد کرد.       نویسندگان: دکتر فرزانه شفیعی، دکترای زبان روسی از انستیتوی تخصصی زبان روسی پوشکین                   نیکیتا اسماگین، سردبیر سایت «ایران سیودنیا»         ]]> جامعه و سیاست Sat, 09 Dec 2017 19:11:36 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3467/ایران-رسانه-های-روسیه "روابط ازبکستان با ترکیه برای ایران خطری نخواهد داشت و حتی می‌تواند مکمل هم باشد" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3447/روابط-ازبکستان-ترکیه-ایران-خطری-نخواهد-حتی-می-تواند-مکمل-هم-باشد شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور ازبکستان در یک سال اخیر با هیچ یک از همتایان خارجی خود به جز رجب اردوغان تا این میزان دیدار نکرده است. راه‌اندازی مجدد روابط ترکیه-ازبکستان می تواند ازبکستان به شریک اصلی ترکیه در منطقه تبدیل کند. گفتگوی مرکز بین المللی مطالعات صلح با جناب آقای حسن بهشتی پور، تحلیلگر ارشد مسائل اوراسیا و عضو شورای علمی ایراس به بررسی وضعیت نوین روابط دو کشور پرداخته است.     رویکرد و اهداف آقای میرضیایف از گسترش روابط با ترکیه با توجه به سفر اخیر ایشان به ترکیه چیست؟   "از زمانی که آقای میرضیایف رئیس جمهوری ازبکستان شده یک تجدید نظر  اساسی در سیاست خارجۀ خود در رابطه با کشورهای منطقه و فرا منطقه انجام داده که ترکیه به عنوان یکی از کشورهای منطقه از نگاه ازبکستان به دلایلی مورد توجه هست منتها در گذشته آقای اسلام کریم اف همیشه به سیاست ترکیه معترض بود و می‌گفت ما در دورۀ پیوند با شوروی همیشه مسکو تلاش می‌کرد که نقش برادر بزرگتر را ایفا کند، بعد از فروپاشی اتحادیه شوروی و تشکیل کشورهای ترک زبان ازبکستان به ترکیه اعتراض مبتنی بر اینکه ترکیه همچون مسکو خواهان بازی کردن نقش برادر بزرگتر را برای کشورهای ترک زبان دارد و اسلام کریم اف به عنوان اعتراض سعی کرد که روابط خود را کاهش دهد این مسئله در رابطه با سایر کشورها هم رخ داد، بنابراین طبیعی ست که آقای میرضیایف در این دورۀ جدید سعی دارد که مناسبات ازبکستان با سایر کشورها از جمله با ترکیه را بهبود بخشد."   "دلیل اهمیت ترکیه این هست که ترکیه نقش واسطه‌ای را برای تأمین نیازهای ازبکستان دارد، البته حجم مناسبات این دو کشور خیلی ارقام بالا نیست ولی ترکیه اظهار امیدواری کرده و گفته که ظرف ده سال آینده شاید بتوانند حجم مناسبات خود را به 10 میلیار دلار افزایش بدهند. اکنون میزان مناسبات این دو کشور نزدیک به 2 میلیارد دلار هست. اما از این جهت که پس از رئیس جمهور شدن آقای میرضیایف، طی سفر ایشان به ترکیه و در راستای آن ملاقات با آقای اردوغان ( چهارمین دیدار در ظرف این مدت کوتاه بود) نشان دهندۀ این هست که آقای میرضیایف حداقل اولویت را برای توسعۀ مناسبات با دولت ترکیه قرار داده است. با توجه به حجم تأمین اقتصاد ازبکستان بخصوص در بخش صنایع متوسط و همچنین در بخش بازرگانی و تجارت؛ ازبکستان در این زمینه‌ها امیدوار هست که از طریق بهبود روابط با ترکیه، نقش و میزان تأثیر گذاری خود را در منطقه نسبت به گذشته افزایش دهد."   ترک‌ها با توجه به نوع روابط‌‌ خود با ازبکستان، چه اهدافی از افزایش روابط خود با دولت ازبکستان دارند؟   "ازبکستان با جمعیت تقریباً سی میلیونی بازار بالقوۀ خوبی برای دولت ترکیه هست، در گذشته ترکیه در بازار ازبکستان حضور فعالی داشت، اما به مرور فعالیت آن کمتر شد. اکنون زمینه‌ای فراهم شده که ترکیه در این بازار نقش و حضور بهتری پیدا کند. لذا فکر می‌کنم که یک سرپل خوبی هم هست چون ترکیه روابطی با سایر کشورهای آسیای مرکزی دارد می‌تواند از طریق ازبکستان نقش تأثیر گذاری و نفوذ خود را گسترش دهد. به هر جهت موضوع مهم مسئله مهاجرینی بود که از طریق ازبکستان، بویژه از درۀ فرغانه به ترکیه از آنجا به سوریه و عراق می‌رفتند. این مسئله موضوع بسیار مهم هست که هم ازبکستان انتظار دارد که ترکیه مانع این ترانزیت شود و هم اخیراً با توجه به تغییر سیاست ترکیه در قبال داعش، به نظر می‌رسد ترکیه در این زمینه فعال شده و اکنون بلعکس موضوع بازگشت داعشی‌های مقیم سوریه وعراق از طریق ترکیه به ازبکستان یکی از موضوعات امنیتی هست که هر دو کشور برای کنترل اوضاع و مقابلۀ جدی با آن تلاش می‌کنند."   پیامدهای افزایش روابط ترکیه و ازبکستان در حوزه‌های امنیتی، ژئوپلتیکی و سیاسی چیست؟   "این شروع تازه‌ای برای هر دو کشور به منظور همکاری‌های جدی تر در آینده هست، ازبکستان حدودی یک سالی هست که خواهان ایجاد تحول در مناسبات خود با کشورهای دیگر هست و به نظرم اکنون این کشور در آغاز مسیر تحول هست. ولی در صورت پیش بینی آیندۀ این روابط اگر ازبکستان مناسبات خود را با کشورهای همچون روسیه، ترکیه و ایران تقویت کند، به طور طبیعی می‌تواند وضع و جایگاه خود را در آسیای مرکزی بهبود بخشد. این امر در ابعاد اقتصادی، امنیتی و دفاعی مهم هست. البته ازبکستان نیم نگاهی هم به همکاری با آمریکا در چارچوب گروه1+5 که آمریکا بر راه انداخته دارد می خواهد با آمریکا همکاری می کند. بر خلاف دورۀ آقای کریم اف که ازبکستان سعی بر دوری از بازی‌های ژئوپلتیکی داشت، اکنون اتفاقاً سعی آقای میرضیایف بر ورود به این بازی‌های ژئوپلتیکی هست و سعی می‌کند که روابط خود را با چین، ترکیه، روسیه، ایران و آمریکا بهبود بخشد و دورۀ جدیدی را شروع کند. ترکیه از چنین رویکرد ازبکستان استقبال می‌کند. چرا که جدا از پیوندهای ترک زبانی از طرف دیگر بحث نفوذ و نزدیکی بیشتر در آسیای مرکزی و در نهایت دست ترکیه برای رقابت با کشورهای همچون ایران، روسیه و چین در آسیای مرکزی با توجه به گسترش روابط با ازبکستان مرکزی را بازتر خواهد دید."   گسترش روابط این دو کشور چه تأثیری بر منافع ایران در آسیای مرکزی خواهد داشت؟   "واقعیت این هست که ایران در شروع روابط جدید با ازبکستان هست و اگر تهران بتواند از ظرفیت‌های موجود در مناسبات خود با ازبکستان استفاده و ظرفیت‌های موجود را توسعه دهد، به عقیدۀ من توسعۀ روابط ازبکستان با ترکیه برای ایران خطری نخواهد داشت و حتی می‌تواند مکمّل هم باشد. به این معنا که ازبکستان از طریق ترکیه به ایران و ایران از طریق ازبکستان با ترکیه رابطه برقرار کند به عنوان نمونه از خط راه آهن استفاده کند و در بسیاری از زمینه‌ها امکان برقراری روابط چهار جانبه هست. متأسفانه ایران کمتر از این ظرفیت‌ها استفاده کرده، رویکرد ایران از روابط ترکیه و ازبکستان اگر نگاه مثبت باشد می‌تواند از طریق توسعۀ روابط خود با ازبکستان مسیری جدید برای دو کشوری ترکمنستان و ازبکستان ایجاد کند. اگر ایران از طریق ازبکستان، ترکمنستان و ترکیه خط ارتباطی برقرار کند می تواند تهدید را به فرصت تبدیل کند، اما اگر روال فعلی ادامه پیدا کند، مسلماً گسترش روابط ازبکستان با ترکیه موجب گسترش قدرت دولت ترکیه در آسیای مرکزی خواهد شد و در واقع رقیب جدی ایران وضعیت بهتری نسبت به ایران پیدا خواهد کرد."   چه سناریوی برای چشم انداز آیندۀ روابط ازبکستان و ترکیه قابل مشاهده است؟   "اکنون مناسبات دو کشور یک شروع جدیدی هست. در پیش بینی آینده اگر موانعی به وجود نیاید پیش بینی که در ارقام مناسبات این دو کشور انجام شده یعنی حدود 10 میلیارد دلار از نظر اقتصادی به واقعیت تبدیل خواهد شد، باید گفت که وقتی که منافع دو کشور در بعد اقتصادی بهم گره می‌خورد در آن زمان آنها می‌توانند در سایر ابعاد سیاسی ونظامی و… نیز همکاری داشته باشند، به عبارت دیگرهر دو کشور از نظر امنیتی و سیاسی می‌توانند همکاری بیشتری در آینده داشته باشند از نظر فرهنگی بسترهای مناسبی وجود دارد، دولت ترکیه نشان داده که یک دولت عملگراست و فرصت‌های که دولت ازبکستان فراهم کرده می‌تواند به خوبی استفاده کند، به نظر من در آینده حضور ترکیه در صحنۀ اقتصادی دولت ازبکستان نقش بیشتری خواهد داشت."       ]]> جامعه و سیاست Fri, 01 Dec 2017 09:33:03 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3447/روابط-ازبکستان-ترکیه-ایران-خطری-نخواهد-حتی-می-تواند-مکمل-هم-باشد مسکو و سنت پترزبورگ؛ دو سیمای یک کشور http://www.iras.ir/fa/doc/article/3441/مسکو-سنت-پترزبورگ-دو-سیمای-یک-کشور تقابل شمال-جنوب و شرق-غرب همواره در فهم مردم روسیه معنای بیشتری نسبت به اقلیم و وسعت داشته است. از نظر روس ها شرق، شرق است و غرب، غرب و این دو هرگز یکدیگر را درک نخواهند کرد. مسکو و سنت پترزبورگ به معنای واقعی دو موضع مورد بحث در باب تاریخ و آینده روسیه و دو سیمای یک کشور به حساب می آیند.   در ذهنیت مردم عادی روسیه در قرون 18 و 19 مسکو به عنوان سیمای اصیل و روستایی و سنت پترزبورگ تجلی پایتخت اروپایی فرد گرا به شمار می آمد. کمی بعد همه چیز تغییر کرد؛ پترزبورگ به یادگار تاریخی ای متروک و مسکو به کلان شهری متجدد تبدیل شد. اما از آنجایی که این دو شهر همواره قطب جذب انرژی های خلاقانه بوده اند، اهالی دیگر استان ها برای تسخیر پایتخت تلاش بسیاری کردند.   از قرون 16 و 17 مسکو مهد اصلی فرهنگی به حساب  می آمد که مذهب جایگاه خاص و بالایی را در آن دارا بود. مذهب تمامی جنبه های زندگی معنوی انسان که بازتاب آن در ساخت کلیساهای بی شمار، معابد و کلیساهای جامع تجلی پیدا کرد را در بر می گرفت. پایتخت جدید (سنت پترزبورگ) توسط پتر اول طراحی شد و در طی قرن های 18 و 19 به عنوان پایتخت فرهنگی، عقلانی و پیشرو در جهت پیشرفت علم و هنر گسترش پیدا کرد.   در پترزبورگ آکادمی علوم، آکادمی هنر، کونست کامرا (اولین موزه سنت پترزبورگ)، آرمیتاژ، کتابخانه بزرگ عمومی و در حوالی شهر، «سارسکاسییلسکی لیتسی» افتتاح گردید و شهر طبق نقشه ای دقیق بر اساس اصول معماری اروپایی برگرفته از معماری کهن ساخته شد. مسکو بر اساس هرج و مرج یا به اراده یا به هوس کسانی که تمایل به تبدیل زندگی روستایی به زندگی تجملاتی داشتند ساخته شد که از همان زمان تا عصر ما کاخ ها، خیابان های پر پیچ و خم و بن بست های بسیاری در مسکو باقی مانده اند.   امروزه در این کاخ ها سفارت خانه ها و نمایندگان کشورهای مختلف و ارگان های گوناگون دولتی و بین المللی با تاکید بر استقلال خود و دوری جستن از دنیای پرهیاهو و پر اختلاف پایتخت مستقر شده اند. مسکو نگهبان سیمای سنتی زندگی و یادگادری های تاریخی است که به علت جاذبه های مردمی خود در کریسمس، جشن ماسلنیتسا و پاسخا شهرت یافته است.   بلینسکی، نویسنده و منتقد بزرگ قرن 19 روسیه درباره مسکو چنین نوشت: "مسکو در تمامی زمینه ها به وسعت و بزرگی علاقمند بوده و آماده پذیرش تمامی مردم است. شخصی که اهل مسکو است شجاع بوده و از جریان باد هراسی نداشته و دکمه های لباس خود را نمی بندد و لباسش مانند قلب و زبانش گشوده است. در مسکو همه چیز مانند خود روسیه بزرگ و وسیع است."   مسکو همیشه به مهمان نوازی و خویشاوند سالاری مشهور بوده است به طوری که در گذشته گفته می شد که در مسکو هیچ شخصی بدون خویشاوند زندگی نمی کند. مسکو تجسم عینی اشعار مردمی روسی است. پترزبورگ بنا به میل پتر بر اساس الگویی خارجی و بسیار دقیق ساخته شد (نقشه شهر ها، معماری ساختمان ها و معماران ماهر همگی خارجی بودند).   این شهر از ابتدا به عنوان شهری خارجی، بدون عبادتگاه های تاریخی و به دور از سنت های وطن شتاخته می شد. همچنین گفته میشد که هیچ چیزی در پترزبورگ به شکل اصیل وجود ندارد و این شهر مانند سیبی که از وسط به دو نیم کرده باشند به تمام پایتخت های دنیا از جمله رم، پاریس، لندن و شهرهای بزرگ آمریکای شمالی شباهت دارد. اما این حقیقت ندارد زیرا که پترزبورگ اصیل تر از تمامی شهرهای آمریکاست چرا که شهری جدید در کشوری قدیمی است که به دنبال امیدی نو و آینده ی درخشان کشور است.   در اصل اصلاحات روسیه ی قدیمی ارباب و رعیتی نیز از همینجا آغاز شد. اصلاحاتی که کشور را تبدیل به امپراتوری قدرتمند روسیه کرد. این شهر بهترین ها و مترقی ترین های دنیا را در خود جای داده و نوابغ بی شماری همچون پوشکین، لرمانتوف، گوگول، داستایفسکی که شعرای قرن نقره ای ادبیات روسیه محسوب می شوند در اینجا متولد شدند و زندگی کردند و در نهایت سنت پترزبورگ خواستگاه انقلابی است که تمامی روسیه را تغییر داد. در طول قرن ها میان مسکو و پترزبورگ دشمنی های زیادی ایجاد شد؛ شهر نشینان و فعالان عرصه هنر دو کشور باهم دشمنی می کردند. اهالی پترزبورگ تکاپویی که در بازارهای محلی مسکو بود را به تمسخر میگرفتند و اهالی مسکو پترزبورگ را به خاطر غروری سرزنش میکردند که ذاتا مختص روح روسی نبود. به منظور اتمام این وضع در سال 1919 یک شاعر به دولت شوروی پیشنهاد متحد کردن و یکپارچه سازی دو پایتخت را داد.   پروژه بسیار ساده بود، ممنوع کردن ساخت و ساز خانه ها در مسکو و سنت پترزبورگ در جایی غیر از خط راه آهن نیکالایفسکی که مسکو و پترزبورگ را به هم متصل می کرد. پس از ده سال طبق محاسبه ی مسئول پروژه هردوشهر باید با نام "پتروسکوا" با خیابان مرکزی "کوز-نفسکی ما-سپیکت" یکی می شدند. اما پروژه به دلیل پیش پا افتاده ای موفق به اجرا در مرحله عملی نشد. در آن زمان  نه در مسکو نه در سنت پترزبورگ هیچکس چیزی نساخت و همه چیز خراب شد و چه حیف! شاید این یکپارچگی پایانی بود برتقابل این دو شهر.   بنابراین در روسیه همواره دو مرکز وجود داشته است یکی دولتی یا شهروندی و دیگری عقلانی و معنوی. مسکو و سنت پترزبورگ قطب های فعال تاریخ روسیه به حساب می آیند. در حقیقت یک شهر تکمیل کننده شهر دیگرست و ضرورت این دو شهر برای یکدیگر در هنگام بدبختی ها، بلایای احتمالی و مصیبت ها به شدت نمایان می شود.   منبع: کتاب "روسیه؛ کشور و مردم"   مترجم: مائده نجفی، دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات روسی، دانشگاه علامه طباطبایی   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»     ]]> جامعه و سیاست Tue, 28 Nov 2017 11:03:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3441/مسکو-سنت-پترزبورگ-دو-سیمای-یک-کشور ملاقات دکتر مهدی سنایی با رئیس حزب لیبرال دموکرات روسیه در دومای دولتی روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3434/ملاقات-دکتر-مهدی-سنایی-رئیس-حزب-لیبرال-دموکرات-روسیه-دومای-دولتی دکتر مهدی سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه امروز جمعه، 3 آذر 1396، با ولادیمیر ژیرنوفسکی رئیس حزب لیبرال دموکرات روسیه در محل دومای دولتی این کشور دیدار و گفت‌وگو کرد.   مهدی سنایی در این دیدار با اشاره به سطح عالی روابط و نیز سطح رایزنی ها و ارتباطات بین روسای جمهور دو کشور گفت: طی 4 سال گذشته آقایان روحانی و  پوتین 12 بار با یکدیگر ملاقات کرده اند که این دیدارها بر گسترش همکاری های فی ما بین در تمامی زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ... بسیار تاثیرگذار بوده است.   سنایی با مثبت ارزیابی کردن ارتباطات هرچه بیشتر نمایندگان مجلس و فراکسیون های احزاب ایران و روسیه، بر برگزاری میزگردها و نشست های کارشناسی مربوطه تاکید کرد.   ژیرنوفسکی نیز در این دیدار با تاکید بر ظرفیت‌های ایران و روسیه برای توسعه هرچه بیشتر روابط، برگزاری نشست سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه در شهر سوچی را در راستای ایجاد ثبات در منطقه و جهان بسیار پر اهمیت خواند.   وی با اشاره به ظرفیت‌های اقتصادی و تجاری دو کشور، راه اندازی کریدور شمال – جنوب را در ارتقای همکاری های اقتصادی دوجانبه بسیار تاثیرگذار ارزیابی کرد.   رئیس حزب لیبرال دموکرات روسیه با تاکید بر تمایل حزبش بر گسترش روابط پارلمانی با مجلس شورای اسلامی و فراکسیون های آن،تصریح کرد : گروه نمایندگان دومای دولتی روسیه از حزب لیبرال دموکرات در راستای تحکیم روابط پارلمانی آمادگی سفر به ایران و دیدار با همتایان خود را دارند.   طرفین در این دیدار همچنین برگزاری میزگردها، نشست های کارشناسی و همچنین افزایش مراودات گردشگری بین دو کشور را موجب آشنایی بیشتر مردم دو کشور با یکدیگر دانسته و  تعمیق هرچه بیشتر روابط بین دولتی و مردمی را از نتایج آن برشمردند.       ]]> جامعه و سیاست Fri, 24 Nov 2017 14:36:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3434/ملاقات-دکتر-مهدی-سنایی-رئیس-حزب-لیبرال-دموکرات-روسیه-دومای-دولتی ازبکستان در مسیر الیگارشی؛ چرا رهبر جدید ازبکستان به عثمانف نزدیک‌تر می شود؟ http://www.iras.ir/fa/doc/article/3423/ازبکستان-مسیر-الیگارشی-چرا-رهبر-جدید-عثمانف-نزدیک-تر-می-شود شایعات مربوط به تمایل شوکت میرضیایف، رئيس جمهور جدید ازبکستان برای همکاری با علیشیر عثمانف میلیاردر روسی، تقریبا بلافاصله پس از مرگ اسلام کریمف بروز یافت. اما تماس ها و ارتباطات میرضیایف و عثمانف در چنان فضای محرمانه ای انجام می‌شد که قطعا صحبت از هر چیزی در رابطه با اهداف نزدیکی آنها تقریبا غیر ممکن بود. در ماه‌های اخیر، به اندازه کافی اطلاعاتی بروز یافت که عثمانف می‌تواند در شمار بارزترین نمایندگان الیگارشی جدید ازبک ثبت شود. نفوذ او در کشور به سرعت در حال افزایش است و سرپوش نهادن بر این امر حتی در رسانه‌هایی که در ازبکستان به شدت تحت کنترل قرار دارند نیز غیرممکن است.     کشوری بدون الیگارشی در دسامبر 2009، اسلام کریمف رئیس جمهور فقید ازبکستان، در یک سخنرانی اظهار داشت که مقامات دولت اجازه نخواهند داد افزایش شدید نابرابری در کشور روی دهد، چراکه این امر موجب تحریک تنش اجتماعی می‌شود. وی همچنین گفت: «ما هیچ الیگارشی نخواهیم داشت.....».   پس از این سخنرانی، در ازبکستان یک سلسله دستگیری کارآفرینان بزرگ به راه افتاد و دارایی آنها مصادره شد. آن زمان ثروتمندترین مردم کشور از عرصه‌های عمومی ناپدید شدند. بعضی از آنها قوانین جدید را پذیرفتند، و کسانی که این قوانین را نپذیرفتند، کشور را ترک کردند یا دستگیر شدند. به عنوان مثال، دیمیتری لی (لیم) صاحب بازار بزرگ  O'rikzor (کاراوان-سرای) موفق به ترک کشور شد. اما میرُدین جمالُف، کمتر شانس آورد، وی در سال 2010 به خاطر جرائم مالی متحمل یک دوره واقعی زندان شد و در ژانویه 2017 در هنگامه بروز اولین موج ملایمت‌های رئیس جمهور جدید از زندان آزاد گردید.       پس از کریمف، رستم عظیمُف وزیر دارایی آن زمان ازبکستان اغلب ایده مشابهی را تکرار می‌کرد. وی در اظهارات خود در میادین مالی بین‌المللی، اطمینان داد که در ازبکستان حقیقتا هیچ الیگارشی وجود ندارد و مقامات کشور همه کارهای لازم را برای جلوگیری از این تجربه منفی دوران پساشوروی انجام خواهند داد.   استدلالی که در مورد عدم وجود الیگارشی در ازبکستان از سوی کارشناسان و فعالان طرفدار دولت مطرح می‌شد، در تبلیغات دولتی جایگاه محوری و ویژه‌ای به دست آورد و به دلیل مهمی برای اثبات مزایای مسیر توسعه ازبکستان نسبت به سایر جمهوری‌های شوروی سابق تبدیل شد.   در واقع، وضعیت الیگارشی در ازبکستان پس از شوروی از دیگر کشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی بسیار متفاوت است. در زمان کریمُف، در ازبکستان، مانند روسیه، قزاقستان و یا اوکراین سرمایه‌داری الیگارشی شکل نگرفت، بلکه سرمایه‌داری بوروکراتیک ظاهر شد؛ زمانی که مردم برای تأمین امنیت سرمایه‌های خود به ساختارهای دولتی حکومت وارد می‌شدند. در نتیجه، ثروتمندترین افراد کشور، کارآفرینان بزرگ دهه 90 نبودند، بلکه مقامات دولتی به بزرگترین ثروتمندان ازبکستان تبدیل شدند. آنها صرفا از طریق روابط خانوادگی گسترده، کنترل کامل بر اقتصاد ازبکستان را به دست آوردند.   به عنوان مثال، رئیس فعلی کمیته مالیاتی ازبکستان، همزمان مالک واقعی مرکز خرید بزرگNext  در تاشکند است. خانواده علیشیر آزیرخُجایف که از دنیا رفته و یکی از مقامات بانفوذ زمان کریمف بود، مالک شبکه‌ی سوپرمارکت‌های Makro  و  Sunday است. نمونه‌هایی از این قبیل در ازبکستان بسیارند و تقریبا هر یک از ساکنان پایتخت با خرسندی و رضایت در این باره که از خانواده یکی از مقامات عالی‌رتبه که صاحب یک یا چند کسب و کار بزرگ یا مالک املاک و مستغلاتی است صحبت می‌کند.   امروزه و با گذشت یک سال از مرگ کریمُف، درآمیختن منافع تجاری و خدمات دولتی در ازبکستان به عنوان یک هنجار و امری معمول باقی مانده است. با این وجود، این وضعیت به آرامی شروع به تغییر کرده و فعالیت رو به رشد گروه‌های الیگارش خارجی که به لحاظ مالی و خانوادگی با رهبران عالی‌رتبه ازبکستان درارتباطند چشمگیرتر از همیشه شده است. در این میان، علیشیر عثمانُف الیگارش روسیه هم بارزترین آنهاست، اما تنها مورد نیست.     مخزن و متعادل کننده بزرگ در زبان ازبکستان کلمه «تانکا» در واقع گزینه تا حدی تحریف شده کلمه «تانک» روسی است. تانک در ابتدا به معنای یک ماشین جنگی نبوده است، بلکه معنای آن حامی و پشتیبان است، یعنی کسی که برای پیشبرد و حمایت از توسعه کاری و حرفه‌ای اقدام می‌کند. به عنوان مثال، اگر فردی می‌خواهد در حوزه دولتی، دانشگاهی، عمومی یا کسب و کار توفیق پیدا کند، همچنین کس که می‌خواهد از زندان رها شود، باید تانکی (شاید پارتی در زبان فارسی معادل مناسبی باشد) داشته باشد که وزن دولتی آن (تانک یا حامی) به رشد پایدار وی کمک نماید. علیشیر عثمانف هم در ابتدا به خصوص در نقش یک تانک (پارتی) ظاهر شد؛ درست از زمانی که پس از مرگ کریمُف، میرضیایف رئیس جمهور جدید، به تدریج شروع به تمرکز قدرت در دستان خود کرد.   اولین نشانه‌های فعال شدن عثمانُف در ازبکستان سخنرانی عمومی و یا سخنان مقامات رسمی و حتی معاملات تجاری وی نبود، بلکه پرواز هواپیمای شخصی وی، بورخان (Bourkhan) بود. با توجه به پروازهای منظم، روزنامه‌نگاران و کارشناسان به این نکته پی بردند که سفرهای مکرر عثمانف به کشور به دلیل تمایل وی به خوردن پلوی ازبکی نیست، بلکه برای برقراری روابط تنگاتنگ الیگارشی با رئیس جمهور جدید است.   ضمنا زمانی یکی از اعضای خانواده عثمانف به نام بابور عثمانف با یکی از اعضای خانواده میرضیایف ازدواج کرد. ممکن است به نظر برسد که این اتحاد سببی پس از کشته شدن بابور در یک حادثه تصادف اتومبیل در سال 2013 قطع شده باشد. اما در جامعه ازبک، روابط فامیلی پس از مرگ یک شخص متوقف نمی‌شود، بلکه برعکس، تقویت می‌شوند، به ویژه که از ثمره این ازدواج، نوه‌های مشترکی هم به جای مانده، که این امر اتحاد دو خانواده را بیشتر تقویت می‌کند.   در اوایل پاییز سال 2016، خط هوایی عثمانف به مدت طولانی در باند فرودگاه تاشکند ماند. در سپتامبر همین سال، طبق داده‌های Flightradar24 معلوم شد که رئیس جمهور ازبکستان، با هواپیمای شخصی علیشیر عثمانف برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک پرواز کرد.  به زودی پرواز مشابهی هم برای شرکت در  اجلاس کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در سوچی صورت گرفت.      آن زمان مقامات ازبک توضیح دادند که گویا این هواپیما به دستور دولت ازبکستان و توسط کمیته ملی ضدتروریستی (O'zbekiston Havo Yo'llari) برای پروازهای طولانی میرضیایف اجاره شده بود NAC «O'zbekiston . چنین اظهاراتی بسیاری را در ازبکستان شوکه کرد. چراکه پیش از این، مقامات ازبک هرگز به صورت علنی به چنین چیزی اذعان نمی‌کردند، حتی اگر در این خصوص اطلاعاتی هم معلوم می‌شد،  باز هم سکوت مرگباری در ارتباط با این موضوع حاکم بود.   علاوه بر این، به ناچار سوالاتی نیز در مورد تضاد منافع پیش می آید. شرایط به  گونه‌ای شده است که رئیس جمهور ازبکستان از هواپیمای شخصی الیگارش خارجی استفاده کرده و هیچ تضمینی وجود ندارد که برای مثال، اخبار مکالمات رئيس جمهور در حین پرواز به دست سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه نیفتاده باشد.   به عنوان مثال در این باره که، چرا میرضیایف ناگهان از هواپیمای عثمانف استفاده کرده، موضوع درگیری بین رئیس جمهور ازبکستان با رستم عنایتف رئیس سرویس امنیت ملی ازبکستان مطرح شده است. میرضیایف نگران امنیتش است، به همین دلیل وی از خدمات پروازی شماره یک اسلام کریمف استفاده نمی‌کند.   بیان چنین دلیلی درکل نمی‌تواند غیرممکن باشد، اما نکته این است که رییس جمهور جدید سعی دارد هرچه سریعتر از میراث کریمف، از جمله میراث مادی وی مانند محل اقامت یا هواپیمای ریاست جمهوری خلاصی یابد.   زمانی می گفتند که بزرگترین ضد استالینیست، نزدیکترین فرد به استالین است و امروز هم در ازبکستان شوکت میرضیایف از جمله اشخاص اصلی ضدکریمف است. وی تمایل نداشت در اقامتگاه کریمف کار کند و دستور داد اقامتگاه جدیدی برای وی بسازند. وی همچنین از محل اقامت کریمف در دورمن نیز امتناع کرد.  طبق صحبت‌های وی با مقامات میان رتبه، ​​اقامتگاه‌های کریمف خاطرات ناخوشایندی را برای میرضیایف زنده می‌کند،  ظاهرا، در گذشته، در زمان حیات کریمف نیز، وی از حضور در این اماکن چندان لذتی نمی‌برده است.   پس از روی کارآمدن میرضیایف مأموران و محافظان سرویس امنیتی ریاست جمهوری نیز کاهش یافتند، اتومبیل‌های اسکورت ریاست جمهوری، مسیر حرکت کاروان ریاست جمهوری و به نوبه خود هواپیمای ریاست جمهوری عوض شدند. ظاهرا، دستور داده شد ناوگان جدیدی برای میرضیایف راه‌اندازی شود، با این حال تا پیش از تجهیز کامل ناوگان هوایی جدید، رئیس جمهور ازبکستان ناگزیر به استفاده از هواپیمای شخصی علیشیر عثمانف است.   با این حال این انتخاب، به خاطرات ناخوشایند میرضیایف محدود نمی‌شود. میرضیایف به خصوص هواپیمای عثمانف را انتخاب کرده است، چرا که امروزه الیگارش روسیه برای رهبر جدید ازبکستان- یکی از تعدیل‌کننده‌های اصلی در برابر نیروهای امنیتی است.   اختلافات موجود بین میرضیایف و عنایتف -رئیس سرویس امنیت ملی- به بهانه جایگزینی سیاست اقتصادی و خط‌مشی سیاسی مدتهاست که در ازبکستان بر کسی پوشیده نیست. در این تقابل، زمان به نفع رئيس جمهور است. کریمف در همه امور به مقام ارشد امنیتی متکی بود و با اجازه عنایتف بسیاری از جوانب داخلی کشور را کنترل می‌کرد. در زمان وی کنترل کشور در امور مختلف کادری، سیاسی، عمومی و مرزی به طور کامل در دست سرویس امنیت ملی متمرکز شده بود.   علاوه بر این، قوانین اصلی بازی در اقتصاد نیز توسط نیروهای امنیتی شکل می‌گرفت. ظهور یک کارآفرین یا زوال کسب و کار سرمایه‌گذاران خارجی صرفا به سرویس امنیت ملی بستگی داشت. قدرت عنایتف به ویژه پس از شکست امپراتوری کسب و کار - دختر جوان کریمف، گلناره کریموا – افزایش یافت.   اما امروزه قوانین قدیمی دیگر باب طبع رییس جمهور جدید نیست، وی باید به نوعی با ضامن قدیمی قوانین قبلی- رستم عنایتف- مخالفت کند. در اینجا علیشیر عثمانف باید به عنوان تانک (حامی) شوکت میرضیایف در سیاست داخلی و خارجی، به خصوص در رابطه با کرملین که برای هر دو طرف مخالف، به عنوان یک نقطه تمرکز باقی مانده است، عمل نماید.   زمانی علیشیر عثمانف اظهار داشت که دیگر به کنترل کسب و کار نمی‌پردازد و تنها تصمیمات استراتژیک را اتخاذ خواهد کرد و در فعالیت‌های خیریه مشغول خواهد شد که البته اظهارات وی کمی ریاکارانه بوده است. امروزه وی حداقل در ازبکستان، کسب و کار خود را به راه انداخته است. عثمانف در عروسی برادرزاده‌اش گفت: «اگر رئيس جمهور ازبکستان گفت: جوانان  شروع کنید، راه برای شما باز است. اگر به چیزی نیاز داشتید من به شما کمک می‌کنم»، در آن صورت من، فتاح ]شُدی‌یف میلیاردر قزاقستانی بومی ازبکستان] و اسکندر [محمودُف- میلیاردر روسیه و بومی ازبکستان] می بایست جهان را زیرو رو می‌کردیم. کاری که ما به خاطر روسیه و به خاطر قزاقستان انجام دادیم».     در ماه می سال جاری مشخص شد که علیشیر عثمانف در اجرای پروژه ساخت و ساز منطقه‌ی گردشگری بخارای قدیم شرکت خواهد کرد.  طبق سندی که توسط رئیس جمهور به تأیید رسیده، انتظار می‌رود در فاصله سال‌های 2017-2019 در بخارا یک منطقه توریستی با هتل‌های مدرن دو طبقه، مراکز فرهنگی درمانی و همچنین مراکز تجاری در بخارا احداث شود که شرایط مساعدی را برای اوقات فراغت شبانه روزی گردشگران خارجی فراهم می‌آورد. مساحت کل منطقه توریستی حداقل 10 هکتار خواهد بود و همه سرمایه‌گذاران آن تا سال 2020، از پرداخت مالیات بر زمین و مالیات بردرآمد، مالیات بر دارایی اشخاص حقوقی، مالیات بر بهسازی و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و همچنین از پرداخت عوارض گمرکی معاف می‌شوند.   حتی در سال 2015، در یک جلسه فوق‌العاده هیئت مدیره شرکت دولتی راه آهن به نام «راه آهن ازبکستان»، تصمیمی مبنی بر کناره‌گیری دولت از شمار صاحبان این شرکت و تبدیل این شرکت به یک شرکت سهامی اتخاذ شد. در عین حال حاضران در این جلسه گفتند که بخشی از دارایی‌های «راه آهن ازبکستان» به ساختارهای تجاری وابسته به عثمانف فروخته خواهد شد.   شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات عثمانف تحت عنوان (USM Holdings) نیز مذاکراتی را با یک شرکت سوئدی به نام (Telia) برای خرید Ucell ازبکستان که تعداد مشترکان این اپراتور تلفن همراه در کشور در سال 2016 (9.1 میلیون نفر) بوده، شروع کرده است.   ضمنا در جریان سفر رئیس جمهور ازبکستان به روسیه موافقتنامه‌های دوجانبه سرمایه‌گذاری و 55 قرارداد به ارزش 16 میلیارد دلار به امضا رسید. به گزارش یک سرویس خبری ازبک به نام (آزُدلیک) یا «رادیو آزادی» علیشیر عثمانف قصد دارد 7 میلیارد دلار از این 16 میلیارد دلار را سرمایه‌گذاری نماید. اگرچه موثق بودن این برآوردها هنوز تایید نشده است.   علاوه بر عثمانف، الیگارشی‌های دیگری نیز از قومیت ازبک وجود دارند که آنها نیز به پیش بردن منافع تجاری خود در ازبکستان علاقمند هستند و برای شرکت در پروژه‌های جدید آمادگی دارند. برای مثال، میلیاردر روسی اسکندر محمودُف که شرکت معدن و متالوژی اورال متعلق به اوست، به دعوت دولت ازبکستان در حال تنظیم برنامه استخراج معدن تیتانیوم در تبینبولاک واقع در کاراکالپکستان ازبکستان است. وی همچنین قصد دارد یک کارخانه فولادی به ارزش 1.5 بیلیون دلار در این کشور احداث نماید.   البته ازبک‌های ثروتمند علاوه بر روسیه در کشورهای دیگر مثل امارات متحده عربی، ترکیه، مالزی، اوکراین، قزاقستان و اتحادیه اروپا نیز به اندازه کافی حضور دارند. آنها در صورت وجود قواعد بازی واضح و بدون ابهام، می‌توانند سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در ازبکستان انجام دهند.   در این وضعیت، علیشیر عثمانف به عنوان یک حامی (تانک) غیر رسمی برای چنین سرمایه‌گذاران نیمه خارجی عمل خواهد کرد.  این امر بر فرایند تصمیم‌گیری‌ها تأثیر خواهد داشت و به کاهش خودسری سرمایه‌گذاران کمک می‌کند. سرمایه‌دارانی که ثروت خود را از ازبکستان خارج کرده و آن را در کشورهایی مانند روسیه و قزاقستان به کار گرفته‌اند، عادت کرده‌اند که به خاطر امنیت و حفظ سرمایه‌گذاری‌های خود، یک حامی در رده بالای حکومت داشته باشند که در هر زمان و موقعیتی امکان ورود به دفتر ریاست جمهوری را داشته باشد.   بخش خاصی از دستگاه دولتی ازبکستان، از جمله، به احتمال زیاد، بسیاری از کادر رئيس جمهور جدید، از کنترل کامل نیروهای امنیتی که از کریمف به ارث رسیده، خسته شده‌اند، و از سرمایه‌گذاری‌های جدید در این کشور خرسند خواهند بود.  از صحبت‌های شخصی با مقامات ازبک، پیداست که در میان آنها  امروزه این عقیده که سرمایه‌گذاری‌های بزرگ خارجی به طور چشمگیری می‌تواند به روند نوسازی این کشور سرعت بخشد بسیار محبوب است. البته چنین باوری تا حد زیادی ساده‌لوحانه است و تجربه دیگر کشورهای پساشوروی نشان می‌دهد که «نوسازی وابسته به سرمایه الیگارشی» هیچگونه موفقیتی در بر ندارد. بازرگانان بزرگ، درست مانند نیروهای امنیتی سرویس امنیت ملی، سودآورترین بخش های اقتصاد ازبکستان را تقسیم کرده و سپس شروع به تصاحب فضای سیاسی کشور می‌کنند. اما به نظر می‌رسد فعلا مدل «سرمایه‌داری دولتی دوستان»، با وجود ناکارآمدی آن، برای رهبر جدید ازبکستان، مناسب‌ترین ابزار برای تحکیم قدرت و مبارزه وی با رقبای خود از سازمان‌های امنیتی باشد.     نویسنده: رافائل ستارف، تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی در موسسه کارنگی   منبع: مرکز مسکوی موسسه موقوفه کارنگی   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> جامعه و سیاست Fri, 17 Nov 2017 19:43:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3423/ازبکستان-مسیر-الیگارشی-چرا-رهبر-جدید-عثمانف-نزدیک-تر-می-شود اهداف رژیم اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز http://www.iras.ir/fa/doc/note/3419/اهداف-رژیم-اسرائیل-آسیای-مرکزی-قفقاز بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، رژیم صهیونیستی به دنبال افزایش حضور در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است. اجمالا اهداف و انگیزه های این اقدام بررسی میشود:   خروج از انزوا: سیاست خارجی رژیم اسرائیل از سال 1950 و از دوران بن گورین، خروج از انزوا را دنبال کرده و صهیونیسم تلاش دارد درگیری اسرائیل با فلسطین نه به عنوان مشکل این رژیم با جهان اسلام بلکه به عنوان جنگ اسرائیل با اعراب تلقی شود. به همین دلیل رژیم صهیونیستی سعی دارد با برقراری ارتباط با کشورهای غیر عرب و مسلمان، اینگونه القا کند با کشورهای مسلمان، روابط خوب و حسنه دارد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصتی مناسب برای تحقق این هدف برای رژیم صهیونیستی ایجاد شد. چرا که تعدادی از کشورهای مسلمان که دارای سیستم حکومتی لائیک یا غیردینی بودند، در آسیای مرکزی و قفقاز پدید آمدند. از این پس یکی از سیاستهای این رژیم، برقراری روابط رسمی با این کشورها و بزرگنمایی این مناسبات براساس سیاست خروج از انزوا بود.   تخریب روابط ایران: تخریب و تضعیف روابط دوستانه ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، هدف دیگر رژیم صهیونیستی است و در این خصوص با استفاده همه جانبه از رسانه و اعمال دیپلماسی عمومی، در مقاطع مختلف با انتشار اخبار ساختگی یا ناقص، سعی در بدبین کردن مسئولان آسیای مرکزی و قفقاز نسبت به ایران و برعکس دارد. رژیم اسرائیل سعی دارد در هماهنگی با آمریکا و فعال سازی دیپلماسی عمومی، جمهوری اسلامی ایران در منطقه را به عنوان یک تهدید معرفی کرده و در سیاست همسایگی ایران اختلال ایجاد کند.   فروش سلاح: هدف سوم اسرائیل، بازاریابی برای فروش سلاح بوده و برای تحقق این هدف، تمایل دارد تنشها و مناقشه ها در این منطقه تداوم یافته و مرتفع نشود. رژیم اشغالگر فلسطین در جریان درگیری های ارمنستان و آذربایجان، همین موضوع را دنبال می کند و با فروش سلاح به هر دو طرف سعی در حفظ یا تشدید مناقشه قره باغ را دارد. حمایت پنهان تل آویو از گروه های تکفیری تروریستی مانند داعش هم در همین رابطه است.   تاثیر بر رفتار روسیه: فدراسیون روسیه و رژیم صهیونیستی بهرغم داشتن روابط رسمی، از لحاظ راهبردی بویژه با توجه به بحران سوریه، دارای اختلافات جدی هستند. یکی از اهداف تل آویو از حضور در آسیای مرکزی و قفقاز که حوزه فعالیت و حیات خلوت مسکو محسوب میشود، تاثیرگذاری منفی بر روابط مسکو و این منطقه و به نوعی مهار قدرت روسیه است.   نفوذ فرهنگی: رژیم صهیونیستی با تاسیس مراکز متعدد فرهنگی تحت پوشش نهادهای خیریه دراین جمهوری ها و با به کارگیری ابزارها و شیوه های فرهنگی از جمله برگزاری جشنواره های فیلم، نمایشگاه های کتاب و... درصدد نفوذ فرهنگی در این کشورهای مستقل و مسلمان است. به موارد فوق باید فعالیت های اطلاعاتی و جاسوسی، حمایت از تجزیه طلبان، و تقویت جایگاه اقلیت های یهودی را نیز اضافه کرد. البته به رغم فعالیت های گسترده فرهنگی اسرائیل برای تقویت نفوذ مردمی، به دلیل جنایات این رژیم علیه مردم مظلوم فلسطین، روابط تل آویو و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز از نظر مردم مسلمان این کشورها، نکوهیده و غیرقابل پذیرش است.   نکته آخر این که توسعه روابط رژیم اشغالگر با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، ارتباط مستقیم با نوع روابط ایران با این کشورها دارد. در واقع به هرنسبت که روابط ایران و کشورهای منطقه تقویت شود، به همان نسبت مناسبات اسرائیل و این کشورها تضعیف می شود. به همین دلیل باید تقویت مناسبات ایران با کشورهای منطقه و بخصوص با همسایگان شمالی را بر مبنای سیاست مقابله با اسرائیل طراحی کرد و برای آن اولویت ویژه قائل شد. به عبارت دیگر با توسعه روابط و تقویت اعتماد میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، بویژه در حوزه های اقتصادی، میتوان انزوای اسرائیل در منطقه را شاهد بود.    منبع: روزنامه جام جم     ]]> جامعه و سیاست Thu, 16 Nov 2017 07:16:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3419/اهداف-رژیم-اسرائیل-آسیای-مرکزی-قفقاز مردم روسیه به سیاست خارجی ایران زیاد فکر نمی کنند و در رسانه­ های روسیه صحبت­ های چندانی در این خصوص نمی شود http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3417/مردم-روسیه-سیاست-خارجی-ایران-زیاد-فکر-نمی-کنند-رسانه-های-صحبت-چندانی-این-خصوص-شود یادداشت سردبیر: فهم و تبیین وضعیت کنونی و آینده روابط دو کشور ایران و روسیه همواره یکی از دغدغه ها و تلاش های تحلیلگران و موسسات پژوهشی در این زمینه بوده است. با توجه به این رسالت، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در مصاحبه ای مکتوب با خانم دکتر یولیا سویشنیکووا، پژوهشگر مدرسه عالی اقتصاد و مشاور موسسه مطالعات سیاسی روسیه، که از نزدیک تحولات داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را رصد و تحلیل های متعددی در خصوص اقدامات و سیاست های ایران منتشر می نمایند، به طرح موضوعاتی پرداخته که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آنچه در ادامه از نظر می گذرد، ترجمه کامل متن مصاحبه مکتوب ایراس با خانم دکتر سویشنیکووا بوده که پیش تر به صورت انگلیسی انجام شده است.     ظرفیت های واقعی ایران و روسیه برای همکاری در جهت مقابله با تحریم های آمریکا چیست؟   "به نظر می رسد بعد از تصویب تحریم های جدید علیه ایران و روسیه (تحریم های کاتسا) در دوم آگوست امسال (2017) توسط دونالد ترامپ، مقامات سیاسی بلند پایه ایران و روسیه احساس تمایل بیشتری به تقویت روابط دو جانبه پیدا کرده اند. هم اکنون این روابط نزدیک می تواند دو هدف را همزمان دنبال کند: نخست، برانگیختن آمریکا به واسطه تقویت قطبی جایگزین در ساختار بین­الملل به شکل آشکار و دوم متنوع ساختن شیوه­ های دور زدن تحریم­ها. برای مثال در اول نوامبر امسال، رهبر انقلاب ایران در دیدار با پوتین اشاره­ای به جایگزینی دلار با ارزهای رایج دو کشور در تبادلات تجاری دو یا چند جانبه داشتند، روشی که ایران از چندی پیش از آن مکررا استفاده می کند. ادغام سیستم­ های کارت بانکی جزو سایر شیوه ­های تسهیل معاملات مالی است که این دو کشور اخیرا درباره آن به گفتگو پرداخته­اند. همچنین اخیرا مذاکرات راجع به معامله نفت («نفت در برابر کالا») بین ایران و روسیه یعنی فروش بخشی از نفت ایران در عوض کالا و بخشی دیگر با پرداخت به یورو، بین وزیر نفت ایران و وزیر انرژی روسیه مجددا به میان آورده شده است. به نظر من، توسعه روابط در حوزه­ های مختلف، بالاخص در حوزه اقتصادی، فرهنگی، ترویج تبادلات علمی با چشم ­اندازی بلند مدت برای تقویت مناسبات دو جانبه، راه بهتری برای مقابله با سیاست­گذاری ­های آمریکا فراروی این دو کشور قرار می دهد، تا اینکه بخواهند برای هر نوع عمل اینچنینی از طرف آمریکا به صدور بیانیه­های سیاسی ویژه متوسل شوند."   با توجه به تمایل آشکار آمریکا برای نقض توافق هسته ای (برجام)، سیاست و ابزار روسیه برای مقابله با نقض برجام از سوی واشنگتن چیست؟   "روسیه در موارد متعددی اظهار داشته حاضر نیست در خصوص برنامه اقدام دیگری به مذاکره بنشیند و حمایت کامل خود را از این کشور و تلاشش در پایبندی به توافق هسته­ ای بیان داشته است، با این حال توانایی­ اش در اثر گذاری بر کشورهای اروپایی متعهد به برجام همانند تهران با محدودیت مواجه است، مسکو در انتظار چگونگی واکنش اتحادیه اروپا به موضع آمریکاست که این نیز منوط به تصمیمات کنگره بعد از نتیجه­ گیری در خصوص عکس­ العملش راجع به تصمیم ترامپ بروز می دهد."   "به عقیده من باقی ماندن به عنوان یک طرف از متعهدان به برجام و عدم ورود به بحث­های مناقشه آمیز بین­ المللی راجع به آن تصمیمی است که در نهایت آمریکا آن را اتخاذ خواهد نمود، ولی آمریکا تا جایی که امکان داشته باشد از طریق تحریم های اقتصادی ایران به خاطر برنامه­ های موشک ­های بالستیک، مسایل حقوق بشر و توانایی این کشور در اثر گذاری بر تحولات منطقه­ ای به نفع خودش (با حمایت از متحدانش و بدین جهت محکوم شدن به خاطر حمایت از تروریست­ ها) به تضعیف این برنامه خواهد پرداخت."   "در رابطه با این موضوع توانایی روسیه در جلب موافقت کشورهای اروپایی در اعمال فشار روی آمریکا بیشتر به خواست سیاسی این کشورها بستگی دارد تا مهارت­ های دیپلماتیک روسیه."   انتظار دولت روسیه از ایران در برخورد و مدیریت تحولات و بحران های غرب آسیا و خلیج فارس چیست؟   "روسیه از زمان بحران قطر که ناگهان در اوایل ماه ژوئن امسال (2017) رخ داد، موضع خنثی و به همان اندازه دور به خود گرفت. مسکو روابط بلند مدت خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس را حفظ کرده است. احتمالا در آغاز این بحران امیدهایی وجود داشت مبنی بر اینکه تهران با حمایت آنکارا سریعا به دوحه پیشنهاد کمک می دهد و مسکو با رویکردی خنثی و صلح­ آمیز با توجه به سایر مسایل به گفتگوهای آستانه در اجرای فعالیت­هایش در این زمینه کمک کند، جایی که روسیه، ایران و ترکیه جزو تضمین کنندگان اصلی به شمار می روند. ولی به طور کلی فکر نمی کنم انتظارات خاصی از ایران وجود داشته باشد."   با توجه به روابط خوب روسیه با ایران و عربستان، چرا تابحال مسکو اقدام جدی و مشخصی در خصوص میانجیگری میان تهران و ریاض انجام نداده است؟   "من روابط بین مسکو و ریاض و حتی مسکو با تهران را صمیمانه تلقی نمی کنم. اجازه دهید جهت­گیری عملگرایانه روسیه و در نتیجه نگرش عملگرایانه در مقابل شرکا و دیگر کشورها که با آنها به مذاکره می پردازد را یادآور شوم. بنا به دلایلی، یکی از این جهت­گیری­ها این است که ایران و عربستان تولید کنندگان بزرگ نفت هستند و برقراری هماهنگی در این بازار برای روسیه از اهمیت برخوردار است. مسکو ترجیح می دهد روابط خوبی با بازیگران منطقه­ای مختلف حفظ کند. در شروع سال 2016 بعد از اعدام شیخ نمر از سوی عربستان و متعاقبا بروز تظاهرات در ایران که با حمله به سفارت این کشور به اوج خود رسید، روسیه پیشنهاد کمکش را اعلام نمود."   "در اکتبر 2017، میخائیل بوگدانوف نماینده روسیه در امور خاورمیانه مجددا آمادگی مسکو جهت انجام وظیفه میانجی­گری بین ایران و عربستان را مطرح کرد تا بدین طریق زمینه­ای برای انجام مذاکرات و نیز تبادل پیام ایجاد گردد و یادآور شود که این پیشنهاد بر روی میز هر دو همکار ایرانی و سعودی­مان باقی خواهد ماند. بدین ترتیب شاید این دو کشور مسکو را به عنوان بهترین میانجی ندیدند، ولی به احتمال زیاد بدین خاطر بوده است که هیچ تصمیمی مبنی بر اینکه حداقل از کشورهای داوطلب خواسته شود این وظیفه را به عهده بگیرند اتخاذ نشده بود. اخیرا، بعد از دیدار ملک سلمان از روسیه، شایعاتی پخش شده مبنی بر اینکه مسکو موفق به جلب رضایت اولیه دو طرف در مورد بکار گیری مهارت­ های میانجی گری اش شده است. اجازه دهید ببینیم این امر چگونه پیش خواهد رفت."   نگاه جامعه روسیه به کشور ایران و سیاست های تهران در تحولات و بحران های غرب آسیا و خلیج فارس چیست؟ آیا جامعه ایران را بخشی از مشکلات خاورمیانه می دانند یا بخشی از راه حل این مشکلات؟   "اگر از جامعه به شکل کلی صحبت کنیم، مردم روسیه به سیاست خارجی ایران زیاد فکر نمی کنند و در رسانه­ های روسیه صحبت­ های چندانی در این خصوص نمی شود و برای همین بیشترین چیزی که مردم از آن اطلاع دارند می توان به مسئله برنامه هسته ­ای ایران و خشم آمریکا از این قضیه اشاره کرد. اگر بیشتر راجع به درک­شان تحقیق کنیم، متوجه می شویم ایران را کشوری آشفته با محدودیت­های قانونی داخلی زیاد، نابرابری علیه زنان و فرصت­های محدود برای جوانان می دانند یا شاید آن را کشوری می بینند که صنایع دستی فراوانی (به دلیل محدودیت توسعه صنعت) و کشاورزی ارگانیک بیشتر (به دلیل محدودیت در واردات محصولات شیمیایی) دارد. اصولا مردم روسیه نیازی به افزایش آگاهی ­شان درباره ایران نمی بینند. برای همین، ذهنیت جامعه عمومی به حدی نمی رسد که راجع به سیاست خارجی این کشور به اندیشه بپردازند. احتمالا این شرایط در ایران متفاوت باشد، جایی که نگاه ملت سیاسی شده و با توجه خاصی به جهان بیرون از جمله روسیه می نگرند، که تقریبا به پوشش خبری رسانه­ ها در خصوص مسایل مرتبط با روسیه بر می گردد. واکنش مردم ایران در رابطه با اجتناب فروش سیستم موشک­های اس-300 توسط روسیه بعد از صدور قطعنامه 1929 سازمان ملل را به خاطر دارید؟"   "فکر می کنم در سطح مقامات بلند پایه روسی، درک و برخی مواقع شاید همدردی راجع به مشکلاتی که ایران به خاطر فشارهای بین ­المللی با آنها دسته و پنجه نرم می کرد وجود داشت، ولی مجددا باید بیان داشت در مسکو منافع ملی تصمیم­گیران که با احساسات مختلف عملگرایانه آمیخته شده هدایتگری آنها را به عهده دارد. بدین ترتیب، اعتقاد بر این است که در مسایل منطقه ­ای، همچون سوریه، به ایران در قالب بخشی از راه­ حل نیاز است و به همین دلیل تهران، بازیگر فعالی در فرآیند آستانه به شمار می آید. سرچشمه حمایت­ روسیه از برجام به تلاش­ هایی که روسیه در حل این مسئله سرمایه­ گذاری کرده است و نیز تمایل قابل درکش برای حفظ حاکمیتی بدون تسلیحات در گسترده جهانی و نیز باثبات در خاورمیانه بر می گردد. بنابراین، به ایران با توجه به حسی عملگرایانه در قالب بخشی از راه ­حل و نیز عنصری مهم در موازنه منطقه ­ای نگریسته می شود."   با توجه به نگرش منفی اکثریت جامعه ایران نسبت به روسیه، ابزارهای قدرت نرم مسکو در تاثیرگذاری بر جامعه ایران و تغییر این نگرش چیست؟   "هرچه بیشتر درون جامعه ایران غرق می شوم، بیشتر می بینم که روسیه از قدرت نرم خود برای بهبود وجهه خود در ایران به اندازه کافی استفاده نکرده است. اوایل امسال نمایندگی بنیاد «روسکی میر» را می بینید که در دانشگاه تهران افتتاح شد یا دانشگاه­ های­ مان از هر دو طرف که دیدارهایی با ماهیت علمی یا تجاری با هم انجام می دهند. اخیرا یکی از نمونه­ های این چنینی را می توان در اواخر اکتبر 2017 با عنوان کنفرانس مشترک بنیاد الکساندر گورچاکوف در خصوص دیپلماسی عمومی به همراه دانشگاه شهید بهشتی نام برد. روسیه از اساتیدی که به ایران برای ایراد سخنرانی می روند حمایت می کند و در برخی مواقع محققان روسی با حمایت سفارت ایران و اتاق­ های فکر روسیه و نهادهای تحقیقاتی با همکاری همتایان ایرانی­شان مقالات تحقیقاتی منتشر می کنند. هیئت ­های تجاری به منظور آشنا شدن با وضعیت موجود در هر دو کشور دیدارهایی با هم ترتیب می دهند. ظاهرا، اینها بخش کوچکی از کارهای است که می توان انجام داد. برای مثال، همچنان برای بهبود دیدارهای دو طرفه بین دو کشور از حذف ویزا صحبت به میان می آوریم. اخیرا دوباره سفیر روسیه دیدگاه حذف ویزا را یادآور شده است، با این حال ایران همچنان در لیست طراحی شده توسط وزارت خارجه روسیه جزو کشورهای «خطرناک برای مسافرت» قرار دارد که یعنی ویزای گردشگری برای ایرانیان تنها باید از خود ایران به دست آید و از طریق برخی کشورهای ثالث نمی توان به سفارت روسیه درخواست ویزا کرد. همچنین این روند بیانگر دیگر محدودیت هایی نیز می باشد."   "با وجود این، با توجه به اقدامات ناکافی روسیه، به این سوال بر می گردیم که تهران در مورد خصومتی که درباره روسیه در بین ایرانیان وجود دارد چه کاری انجام می دهد یا از چه چیزی چشم پوشی می کند (اگرچه معتقدم شرایط کنونی بهتر از سال­های گذشته است)؟ آیا راجع به این مسئله که روسیه در ارتباط با ایران چه کارهای نادرستی انجام داد و اینکه تلاش­های چندانی برای توضیح رفتارهای چند پهلوی روسیه صورت نگرفت، همه اینها به علاوه چاشنی خاطرات تاریخیِ همچنان دردآوری که به بیش از صد سال پیش بر می گردد، فشارهای زیادی احساس نمی شود؟ به همکاران ایرانی ام گفتم که باید دلیلی وجود داشته باشد که حافظه ایرانیان تا بدین حد با معاده­ های گلستان و ترکمانچای گره خورده است، درحالیکه به طور واقع هیچ کدام نیازها و توانایی کنونی برای همکاری را تعریف نمی کند. شاید در برنامه­ های درسی و گفت و گوهای روزمره تاکید زیادی بدان می شود؟! بنابراین، وقتی این امر را با انتظارات زیاد برخی از «برادری­ های» غیر­منطقی از جانب مسکو در ایران ترکیب کنیم، نتیجه ­اش تناقضات شدیدی است که به وجود می آید. این را در قالب راه طولانی که دو کشور برای دستیابی به درک متقابل باید بپیمایند می بینم، که مصالحه راجع به اتفاقاتی که در گذشته رخ داده است باید بخشی از آن باشد."     ]]> جامعه و سیاست Wed, 15 Nov 2017 04:40:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3417/مردم-روسیه-سیاست-خارجی-ایران-زیاد-فکر-نمی-کنند-رسانه-های-صحبت-چندانی-این-خصوص-شود ابعاد و علل تغییر الفبا در قزاقستان؛ دغدغه‌ای سیاسی یا راهبردی توسعه‌ای؟ http://www.iras.ir/fa/doc/article/3413/ابعاد-علل-تغییر-الفبا-قزاقستان-دغدغه-ای-سیاسی-یا-راهبردی-توسعه-ای طرح مسئله بدنبال برخی تغییرات در ساختار سیاسی-اجتماعی کشور قزاقستان طی یکساله اخیر، نورسلطان نظربایف رئیس جمهوری 76 ساله این کشور، طرحی را از دستور گذراند که براساس آن قرار است، خط رسمی این کشور از الفبای سیریلیک به الفبای لاتین طی یک بازه زمانی هفت ساله تغییر کند. این تصمیم مشتمل بر تغییر تمامی کتاب‌های درسی، کتابخانه‌ای، اسناد و مدارک اداری و رسمی و هر آنچه ردپایی از حروف روسی در آن باشد را شامل می‌شود. دستور نظربایف در برهه حساس کنونی که مسئله انتقال قدرت و تغییراتی در ساختار سیاسی کشورهای منطقه روی داده است، این سوال را در میان جامعه کارشناسی و تحلیلی برمیانگیزد که اصلاحات زبانی چه نتایجی برای قزاقستان خواهد داشت؟ آیا این تصمیم دارای انگیزه‌ای سیاسی با هدف فاصله گرفتن از گذشته شوروی، از بین بردن زمینه‌های ادامه سلطه و مداخلات روس و تاکید بر استقلال قزاقستان است؟ آیا تاثیرگذاری بر فرایندهای همگرایانه تازه در قزاقستان و آسیای مرکزی را هدف قرار داده است؟ تجربه کشورهای دیگر منطقه که پروسه تغییر الفبا را طی کرده‌اند، تا چه میزان موفق بوده است و سرانجام، این پروژه به راهبرد توسعه زیرساخت‌های اقتصادی کشور قزاقستان که مورد نظر نظربایف است، خواهد انجامید؟ با طرح فرضیاتی و قیاس سود و زیان احتمالی مسئله تغییر الفبا در قزاقستان سعی در تحلیل این اتفاق خواهیم داشت.   پیشینه بحث نورسلطان نظربایف، رئیس جمهوری قزاقستان، در اوایل اردیبهشت ماه سال جاری در نوشتاری از تصمیمش برای اجرای یک برنامه «هفت ساله» با هدف گذار زبان قزاقی از الفبای سیریلیک به الفبای لاتین سخن گفت. در این مقاله، نظربایف این برنامه را جزئی از «مرحله سوم» مدرن شدن قزاقستان خواند و گفت «این از ویژگی‌های هم محیط فناوری جدید، هم ارتباط در جهان امروز و هم روند علم و آموزش در قرن ۲۱ است.» رئیس‌جمهور قزاقستان همچنین منطق گذار به خط لاتین را به دور از انگیزه‌های سیاسی و مرتبط با «فناوری جدید و ارتباطات جهان معاصر» خوانده و آن را برای قزاق‌ها مهم تلقی کرد. اما اشاره نظربایف به عدم ملاحظات سیاسی در تصمیم اخیرش، با سابقه چرایی تحولاتی که بدین منظور طی سالهای قرن گذشته در این کشور روی داده است، چندان مطابقتی ندارد.   تا پیش از قرن نوزدهم، خط و زبان ترکی جغتایی در سرزمین فعلی قزاقستان مورد استفاده رسمی و محاوره‌ای مردم این سرزمین بود. در قرن نوزدهم میلادی با پیشروی روس‌ها واشغال قزاقستان خط و زبان جغتایی نیز از مکاتبات بین قزاق‌ها خارج شد و در اواسط همان قرن، «سارین» محقق و زبان شناس قزاق به ابداع الفبای زبان قزاقی بر پایه خط سیریلیك روسی پرداخت. اما چندان اقبالی برای استفاده تا دهه 30 قرن بیستم نیافت زیرا تا اوایل قرن بیستم خط مورد استفاده قزاق‌ها خط عربی با تغییرات مخصوص به خود بود.   در اوایل قرن بیستم نیز خط لاتین جای خط عربی راگرفت و تا سال 1940 میلادی خط لاتین برای مکاتبات و آموزش زبان قزاقی مورد استفاده بود تا اینکه در این سال با ضمیمه شدن کامل قزاقستان به اتحاد جماهیر شوروی، به دستور استالین، در قزاقستان الفبای مدرن سیریلیک با 42 حرف به تصویب رسید.   رفت و برگشت‌های چندباره‌ای که تاریخ تغییر حروف الفبای قزاقی نشان می‌دهد، خود گواهی بر این مسئله هست که اوضاع و احوال سیاسی و ملاحظات آن، در صدر چرایی این تحولات بعضا پرشتاب در موضوع تغییرات الفبایی قرار داشته است.   این در حالیست که در قرن حاضر نیز، موضوع گذار الفبای قزاقی به لاتین چندین بار تاکنون مطرح شده است. در سال 2006 در دوازدهمین اجلاس ملت قزاقستان، این موضوع توسط رئیس جمهور مطرح شد. اما پس از دو سال، حل و فصل مسئله به صلاح‌دید «نسل های آینده» واگذار شد. در سال 2011، این موضوع دوباره در مجلس مطرح شد و اکثر نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای تاکید کردند، «امروز باید در اسرع وقت مسائل گذار الفبای قزاقی به لاتین و تغییر گرامر به نفع ساده‌سازی آن را حل و فصل نمود». بدنبال این شکل حمایتی پارلمان، در سال 2012، در استراتژی «قزاقستان-2050»، رئیس‌جمهور دستور آغاز گذار به الفبای لاتین از سال 2025 را صادر نمود.   این عزم دولتی در حالی بود که در فوریه 2013، در رسانه‌ها، نامه 66 نفر از روشنفکران قزاقستانی به ریاست «مختار شاهان‌اف»، شاعر و فعال اجتماعی با عنوان «ما مخالف گذار به الفبای لاتین هستیم» منتشر شد و فضای ملتهبی در سطح سیاسی و اجتماعی این کشور برانگیخت و باعث شد موضوع حداقل تا چند سالی مسکوت بماند. اما در نهایت، در اوایل 2017،  نظربایف در مقاله‌ای تحت عنوان «نگاهی به آینده: نوسازی و آگاهی عمومی»، دستور تصویب تنها نسخه استاندارد الفبای قزاقی با خط جدید را صادر نمود. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دولتی هم به طور فعالی به حمایت از این طرح ‌پرداختند. در نهایت نیز در تاریخ 11 سپتامبر، اجلاسی عمومی با حضور معاونان، اعضای دولت، زبان‌شناسان، نویسندگان، مورخین و فعالین اجتماعی در مجلس برگزار و رای اعتماد به این تغییر ساختاری حاصل شد. سرانجام نیز در تاریخ 26 اکتبر 2017 (4 آبان 1396) رئیس‌جمهور فرمان تصویب گذار به الفبای لاتین را امضا کرد.   رد پای سیاست در تصمیم نظربایف از جمله پیشفرض‌هایی که طی یکسال اخیر در ضرورت حمایت از طرح نظربایف در جامعه قزاقستان مطرح بود، به این نکات خلاصه می‌شد که در 80 درصد از کشورهای جهان از خط لاتین استفاده می‌شود. لاتین، زبان سیستم‌های کامپیوتری و مخابراتی دنیا بوده و گذار الفبای قزاقی به لاتین فرصت‌های جدیدی را برای همگرایی در جامعه جهانی ایجاد خواهد کرد و مواضع کشور را در عرصه بین‌المللی تقویت می‌کند. در این راستا، ایده گذار با روند کلی جهانی شدن مطابقت دارد.   با این حال، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این تصمیم دارای انگیزه سیاسی بوده و هدفش – فاصله گرفتن از گذشته شوروی، محدود کردن روابط با روسیه و تاکید بر استقلال قزاقستان است. آنها در وهله اول به سیاست خارجی جنگی کرملین زیر نظر ولادیمیر پوتین و بازسازی «امپریالیسم» روسیه و همچنین پیامدهای مرتبط با آن استناد می‌کنند و معتقدند، قزاق‌ها بنا به دلایل زیر به الفبای لاتین تمایل نشان می‌دهند: - امیدهای غیر موجه و واهی به اتحادیه اقتصادی اوراسیا به دلیل جنگ‌های تجاری؛ - تحریم‌های غرب و نادیده گرفتن موقعیت سایر اعضای اتحادیه توسط روسیه؛ - عدم تمایل به بازگشت "برادر بزرگ‌تر"؛ - ترس از تکرار سناریوی دنباس در مناطق شمالی قزاقستان؛ - احساس تهدید حاکمیت و استقلال؛   این گروه، اینگونه استدلال می‌کنند که گرچه آستانه ارتباط جدایی‌ناپذیر با مسکو در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد، اما براساس نظرسنجی مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی، در میان قزاق‌ها روحیات ضد روسی رو به افزایش است. آنها نسبت به همسایه شمالی خود سوء ظن داشته و بی‌اعتمادند و به همین دلیل در تلاش برای فاصله گرفتن از جهان روسی با تمام ویژگی‌های آن، از جمله الفبا هستند.   این نحوه نگاه به موضوع در حالی است که خود نظربایف اهمیت زبان روسی در قزاقستان را کم ندانسته و بارها تأکید کرده که میراث تاریخ مشترک 70 ساله به قوت خود باقی خواهد ماند. به گفته وی، گذار به الفبای لاتین تنها به دلیل نیاز داخلی به توسعه زبان ملی است. جامعه شناسان قزاقی هم معتقدند که هیچ یک از اصلاحات حاضر، اهمیت زبان روسی و سیریلیک را در کشوری که جمعیت روس آن دومین گروه قومی (بیش از 20 درصد) از لحاظ تعداد را تشکیل می‌دهد، کاهش نمی‌دهد.   استدلال مخالفان و موافقان تغییر از فردای اعلام رسمی تصمیم حاکمیت قزاقستان مبنی بر تغییر الفبای قزاقی از سیرلیک به لاتین، نه تنها در میان کارشناسان، بلکه در افکار عمومی نیز بحث و جدل‌های بسیاری در محافل گوناگون درگرفته است. برخی موافق و برخی مخالف این گذار هستند.   نکته محوری مخالفین این طرح، شکستن روابط میان نسل‌ها است. به اعتقاد آنان، شکاف و کاهش تعداد افرادی که به زبان قزاقی می‌نویسند و صحبت می‌کنند در آینده می‌تواند زمینه ساز بحرانی هویتی در این کشور نیز گردد.   علاوه بر شک و تردیدهای فرهنگی، مخالفان استدلال‌های عملی‌تری نیز دارند؛ یکی از این استدلال‌ها هزینه‌های این گذار است. تغییر ساده علائم در فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های راه‌آهن، جایگزینی جداول موسسات آموزشی و فرهنگی و جداول با اسامی خیابان‌ها در سراسر کشور، انتشار کتاب‌های درسی جدید و ترجمه آثار موجود – همه اینها مستلزم میلیاردها دلار هزینه است. شواهد نشان می‌دهند که در روند گذار به الفبای لاتین در آذربایجان، چاپ مجدد کتاب‌های درسی 70 درصد بودجه آموزشی را صرف خود کرده است.   از دیگر استدلال‌های مخالفان در اینجاست که پیش از این، میلیون‌ها کتاب و اثر علمی در زمینه تاریخ و فرهنگ در کشور به سیریلیک منتشر شده است. اکنون نسل جوان با تغییر الفبای قزاقی به لاتین، قادر به خواندن تمام این آثار نخواهد بود.   همچنین مخالفان استدلال می‌کنند، همگان نسبت به مشکلات آذربایجان و ازبکستان در پروسه گذار به الفبای لاتین واقفند. به عنوان مثال، در ازبکستان روزنامه‌هایی با تیراژ 100 هزار نسخه، تیراژ خود را تا 3 الی 5 هزار نسخه و برخی تا 1000 نسخه کاهش دادند. این ممکن است برای ما هم اتفاق بیفتد. علی‌رغم اینکه ما در قرن کامپیوتر زندگی می‌کنیم، برای ترجمه حداقل 10 درصد از کتاب‌ها به الفبای لاتین میلیاردها تنگه (واحد پول قزاقستان) مورد نیاز است.   آنان می‌گویند، گذار به الفبای لاتین شامل حداقل‌هایی مانند بازنویسی مجدد قانون اساسی، قوانین و مقررات، مصوبات، توافق‌نامه‌های بین‌المللی، صورت جلسات پارلمان و دولت، کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها، فرهنگ لغت‌ها، نقشه‌های جغرافیایی، مجموعه اسناد تمام سازمان‌ها و موسسات اقتصادی (سربرگ‌ها، تمبر‌ها، مکاتبات تجاری، اساس‌نامه‌ها، محصولات تجاری)، تابلوها و تابلوهای تبلیغاتی در هر شهر و همچنین مستلزم ترجمه اسناد مردم از جمله، گذرنامه، کارت شناسایی، کارت پزشکی، شماره ثبت نام مالیات دهندگان، شماره شناسایی مالیات دهندگان، قراردادهای بازنشستگی و بانکی و غیره بوده که اصلاح هر یک از این موارد می‌تواند باعث بروز استرس در کشور و خالی شدن خزانه و جیب مردم شود.   همچنین استدلال دیگر مخالفان در اینجاست که انتقال به الفباي لاتين، رشد مهاجرت از کشور را افزایش خواهد داد.این تصمیم رئیس‌جمهور، علامتی برای مسکو و غرب نیز می‌تواند تلقی گردد. این تصمیم به روسیه نشان می‌دهد که در مسائل مربوط به منافع اقتصادی مشترک، سازگار و با گذشت باشد و برای غرب، نشانه وفاداری و موضع مستقل در پس زمینه وخامت روابط روسیه و ایالات متحده خواهد بود که در کلان مدت، اقدامی مغایر با سیاست استقلال خواهی مینماید. همچنانکه گذار به الفبای لاتین به معنای ورود بیشتر قزاقستان به دنیای ترک و پیوستن به پروژه و راهبردهای منطقه‌ای ترکیه است و کشور را بیش از گذشته درگیر مسائلی سیاسی خواهد نمود.   حمایت نظربایف و برگ برنده موافقان در برابر استدلال عمدتا اقتصاد محور مخالفان تغییر، موافقان که حامیانی قدرتمند را در پشت خود دارند، علاوه بر ملاحظات سیاسی از پیش گفته، دامنه وسیعتری از چرایی طرفداری از طرح حاضر را ارائه می‌دهند. بطوریکه در برابر نقد هزینه بردار بودن این طرح، «اربولات دوسایف»، معاون نخست وزیر با حضور در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام کرد: «ما برای این کار مبلغ قابل تمام شده‌ای را پیش‌بینی نکرده اما این اقدامات را در چارچوب برنامه‌های موجود انجام خواهیم داد. چرا که این بودجه‌ها از قبل در نظر گرفته شده‌اند»   همچنین طرفداران طرح چنین استدلال می‌کنند که گذار به الفبای لاتین اجتناب ناپذیر و اقتضای آینده است. این اقدام ضامن ورود به فضای اقتصادی و فرهنگی جهانی بوده و با توجه به تجربه موفق مولداوی، گذار به الفبای لاتین همانگونه که پیش بینی شده است بصورت تدریجی خواهد بود و بدین منظور، هر دو الفبا برای مدتی به صورت موازی استفاده خواهند شد و دغدغه مخالفان بی معنی است.   از سوی دیگر، آنان مدعی‌اند، تغییر الفبای قزاقی به الفبای لاتین، امکان یادگیری سریع‌تر زبان انگلیسی را برای کودکان ما فراهم می‌آورد. گذار به الفبای لاتین عمدتا در جهت اصلاح الفبای قزاقی و قوانین املایی است که بین فونتیک زبان و گرافیک آن تناسب برقرار می‌کند. باید به یاد داشت که الفبای لاتین رایج‌ترین الفبا در جهان است. نکته مهم دیگر در گذار الفبای قزاقی به الفبای لاتین، ضرورت مدرن سازی آن است. در حال حاضر، باید به منظور توسعه پتانسیل غنی زبان دولتی، آن را مدرنیزه کرد و از آن تنها به عنوان وسیله ارتباطی استفاده نکرد. الفبای لاتین به زبان دولتی کمک کند تا به قوی‌ترین عامل احیای معنوی و تقویت هویت ملی تبدیل شود. تجدید الفبای زبان دولتی به دیگر زبان‌هایی که در همان سطح قبلی باقی مانده‌اند لطمه‌ای نمی‌زند. در فضای فناوری اطلاعات مدرن، الفبای لاتین یک ابزار جهانی و عملی و ارتباطی است. ضمن آنکه تغییر الفبای قزاقی به لاتین امکان توسعه مرز اطلاعاتی را فراهم می‌آورد.   فرجام علیرغم تاکید نظربایف بر اولویت دلایل سیاسی در تغییر چندباره الفبای قزاقی در طول تاریخ (که از الفبای رونی در قرن های ۶-۷ میلادی گرفته تا الفبای عربی که طی ۹۰۰ سال پس از فتح و گسترش اسلام در قلمرو قزاقستان مورد استفاده بوده و طی یکصد سال اخیر هم رفت و آمدهایی به زبان لاتین و روسی داشته است) و غیر سیاسی بودن اینبار آن، همچنان می‌توان ردپایی از ملاحظات سیاسی-ژئوپلتیکی مرتبط با اقتصاد و فرهنگ را در تصمیم اخیر وی با هدف رشد ملی گرایی و فاصله گیری بیشتر از مسکو نشان داد. این در حالیست که موضوع «قزاقی سازی» مناطق شمالی این کشور در کنار تغییر نام شهرها، مناطق و خیابان‌ها از روسی به قزاقی اکه موازی جایگزینی با الفبای لاتین به جای سریلیک  است را می‌توان نشانی بر فرضیه حاضر دانست. همچنانکه حوادث اوکراین و دخالت روسیه در امور آن کشور در سال‌های اخیر نخبگان سیاسی قزاق را به گفته خود «هوشیارتر» کرده است. انتقال و مهاجر پذیری اقوام قزاقی از کشورهای افغانستان، چین، مغولستان و تاجیکستان به مناطق روس نشین قزاقستان در کنار انتقال پایتخت به منطقه سنتی روس نشین یعنی آستانه، از دیگر نشانه‌هایی است که می‌توان راهبرد گذار به الفبای لاتین را هم اقدامی سیاسی برشمرد.   از طرف دیگر، نمی‌توان نسبت به این ملاحظه دولتی مقامات قزاقستانی هم بی توجه بود که اصلاح زبان قزاقی برای برقراری ارتباطی است که میان قزاقستان و جهان خارج  بوجود آمده و بیشتر مطابق با تغییرات جهانی در حال وقوع است. هدف از این گذار، پیشرفت علمی-فنی است و گروه‌های علمی-تحقیقاتی و دانشمندان قزاقستان از این اصلاحات بهره خواهند برد. آنها همچنین در غیر سیاسی بودن این تصمیم استدلال می‌کنند در جهان امروز نفوذ روسیه در جهان توسط مکانیزم‌های مختلف و نفوذ زبان روسی تاحد زیادی رنگ باخته چرا که روند تاریخی عینی نشان می‌دهد که نفوذ زبان روسی نه تنها در منطقه بلکه در کل جهان رو به کاهش است.   در نهایت نیز، آنچه در این تحقیق بنظر می‌رسد، همزمانی دو راهبرد سیاسی در کاهش نفوذ سنتی روسیه و قطع حداقلی وابستگی به این کشور در کنار مطامع اقتصادی و فرهنگی همسان سازی زبان نوشتاری و استفاده از رسم الخطی است که 80 درصد کشورهای مختلف دنیا در حال حاضر از آن استفاده میکنند؛ موضوعی که با راهبرد تازه قزاقستان بعنوان یکی از قدرت‌های تازه نه تنها منطقه آسیای مرکزی، بلکه سرتاسر آسیا در سال‌های آینده مطابقت دارد.   منابع   http://www.centrasia.ru/newsA.php?st=1509602100 https://jamestown.org/program/moscow-losing-leverage-kazakhstan-astana-loses-influence-nationalists http://www.ng.ru/cis/2017-04-13/1_6973_kazahstan.html http://www.primavista.ru/rus/articles/perehod-kazahskogo-alfavita-na-latinicu-proch-ot-rossii http://kazakh-tv.kz/ru/view/modernization-of-public-consciousness/page_188361_perekhod-kazakhskogo-alfavita-na-latinitsu-povysit-ego-u https://kapital.kz/gosudarstvo/62892/perehod-na-latinicu-budet-sposobstvovat-izucheniyu-kazahskogo-yazyka.html http://www.arvedi.kz/main/perekhod-kazakhskogo-yazyka-na-latinitsu-za-i-protiv.html http://old.kazembassy.ru/en/mpolitika/8160-2017-04-26-05-48-20     نویسنده: سید محمد علوی زاده، پژوهشگر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان-ایران شرقی   ]]> جامعه و سیاست Sun, 12 Nov 2017 18:34:43 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3413/ابعاد-علل-تغییر-الفبا-قزاقستان-دغدغه-ای-سیاسی-یا-راهبردی-توسعه-ای انتشار كتاب «قرقيزستان در آئينه فرهنگ» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3412/انتشار-كتاب-قرقيزستان-آئينه-فرهنگ كتاب «قرقيزستان درآيينه فرهنگ» حاصل تلاش بيش از سه سال تحقيق و پژوهش تني چند از نويسنگان و محققان قرقيز است كه با مديريت ونظارت دكتر محمد حسين عابديني، رايزن فرهنگي اسبق ایران در جمهوري قرقيزستان تهيه و توليد شد. اين اثر پژوهشي در دوازده فصل با تكيه بر منابع قرقيزي و روسي و بر اساس مشاهدات عيني و مطالعات ميداني نگارنده در طول سه سال حضور در آن كشور به سرانجام رسيد. اطلاعات كلي و تاريخ قرقيزستان، جامعه و نظام اجتماعي آن، حكومت، نظام فرهنگي، اديان و مذاهب، ادبيات، فرهنگ عمومي، هنر، نظام آموزشي، رسانه و روابط با جمهوري اسلامي ايران از بدو استقلال از موضوعات مهم كتاب به شمار ميرود. كتاب حاضر از سوي معاونت آموزش و پژوهش خبرگزاري فارس در 596 صفحه و در قطع رقعي منتشر گرديد و مطالعه آن براي محققان، كارشناسان و دست اندكاران مسايل آسياي مركزي مفيد است.   ]]> جامعه و سیاست Sun, 12 Nov 2017 04:04:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3412/انتشار-كتاب-قرقيزستان-آئينه-فرهنگ نقش روسیه در جهان پسااروپایی چیست؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3399/نقش-روسیه-جهان-پسااروپایی-چیست این یک واقعیت است که روسیه دیگر نمی‌خواهد بخشی از اروپا باشد. این واقعیت مقدم بر مذاکرات مربوط به طبقه بندی منافع اقتصادی و جابجایی‌های بدون روادید به کشورهای ناحیه شنگن است، که برای چندین دهه انجام شدند و در هر صورت شکست خورده‌اند. ولادیمیر پوتین در اولین دوره ریاست جمهوری خود، موضوع پیوستن به ناتو را مطرح کرد که واکنش جدی ای در پی نداشت. در مقابل، روسیه را در وضعیت ناخوشایندی قرار دادند: یکی خروج یکجانبه ایالات متحده از معاهده موشکی ضد بالستیک؛ دومین مورد- موج بزرگ پیشروی ناتو و سومین - تلاش برای گسترش ائتلاف گرجستان و اوکراین.   این توضیح مختصری بود. با این حال برای پاسخ کامل به این پرسش که آیا روسیه بخشی از اروپاست، باید مسائل عمیق تر و اثرات خارجی را مورد بررسی قرار داد.   نخستین مورد قلمرو وسیع روسیه است. قلمرو این کشور به 11 منطقه زمانی تقسیم می‌شود، مرزهای آن با کشورهای اروپایی به مراتب از مرزهای آن با کشورهای اسلامی کوتاه تر است. طول مرز روسیه با چین بیش از 4200 کیلومتر است، به علاوه 17 کیلومتر مرزی که با کره شمالی دارد. «روسیه اقیانوس آرامی»[1] یا همان مناطق همجوار با اقیانوس آرام واقعیتی است که نیاز به تلاش و منابع دارد.   ثانیا، روسیه در طول قرن ها، ناگزیر شد به بسیاری از جاه طلبی‌های امپریالیستی از قبیل مغول‌ها، لهستانی‌ها، سوئدی‌ها، فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها پاسخ داده و آنها را دفع کند. این مسائل به افزایش درک و دریافت خطر انجامیده است. ما هنوز تعداد دقیق تلفات انسانی در طول جنگ جهانی دوم را نمی دانیم. البته در فوریه سال جاری، در حضور مستمعین یکی از جلسات پارلمان، این رقم 42 میلیون نفر اعلام شد.   سوم، نظریه وابستگی به خط سیر توسعه چیزی جز ساخته و پرداخته جامعه شناسان نیست. روسیه یک کشور بدون سنت و تجربیات دموکراتیک است، که دستخوش تغییر و تحولی ناگهانی در نظام سیاسی خود شده و فروپاشی امپراتوری را تجربه کرده است. این رویدادها موجب ناامیدی و سرخوردگی زیادی برای مردان و زنان روسی شد.   و در نهایت، نکته‌ای را هم از تجربیات شخصی خود اضافه کنم. در سال های 1993-1994، به عنوان عضو آکادمی علوم، در تیم مشاوران دولت روسیه به ریاست پروفسور جفری ساچس منصوب شدم. او تازه از ورشو آمده بود و بسیار راغب (سرزنده) بود، زیرا در آنجا با موفقیت وظایف خود را به انجام رسانده بود. اما هر بار که از واشنگتن بازمی گشت، بسیار ناراضی بود.   او برای من توضیح داد: «زمانی که من از ورشو آمدم سراغ ثبت بدهی ها، وام‌های سودآور، برنامه‌های آموزشی و غیره را گرفتم، خواسته‌های من همواره با حمایت کاملی مواجه می‌شد. زمانی که از مسکو برگشتم، به من یادآوری می‌کردند که روس‌ها در جنگ سرد شکست خوردند. ما ممانعتی برای آنها ایجاد نخواهیم کرد، اما کمکی هم به آنها نمی‌کنیم؛ این امر برای من مثل ریختن آب سرد روی سرم بود.». روح پیروزی در جنگ سرد و روایت‌های مربوط به پایان تاریخ، هر چشم انداز استراتژیکی را برهم می‌زد.   البته، میراث فرهنگی و تاریخی، نزدیکی جغرافیایی، فعالیت اقتصادی جدی و تراکم جمعیت در بخش اروپایی کشور، خطوط لوله و دیگر پروژه‌های تدارکاتی که به جانب غرب کشیده شده اند، هنوز هم تا مدتی روسیه را در حوزه گرانشی فرهنگی و اقتصادی اروپا قرار خواهند داد.   با این حال، طبق دریافت من از این امر، امروزه، نظم کلی جهانی، نظم پسااروپایی است. الگوی اروپایی در جامعه روسیه به طور ملموسی جذابیت خود را از دست داده است. این قرارداد اجتماعی که بر اساس آن هر نسل جدیدی باید در موقعیتی بهتر از گذشته باشد، به محاق رفته است.   فناوری طبقه متوسط و به عبارتی ستون فقرات دموکراسی را تضعیف می‌کند. پروژه فاجعه بار «خاورمیانه بزرگ» در ترکیب با بهار عربی و داعش (که در روسیه ممنوع شده است) به حملات تروریستی در شهرهای اروپایی و موج غیر منتظره پناهندگان منجر شده است. به این موارد باید «بازار لفاظی‌های توهین آمیز» در ایالات متحده، و برگزیت را هم افزود.   میراث مرزهای استالین و خروشِچف که در محدوده اتحاد جماهیر شوروی تعیین شده بودند، به «میدان مین» ارضی تبدیل شد. پوتین بارها به غرب هشدار داده است که زمان سرکوب روسیه و نیز زمانی که غرب می‌تواند از ناآرامی‌های مرتبط با تغییرات پساکمونیستی به منظور منزوی‌کردن روسیه و تحقیر آن، استفاده کند به سرآمده است. در غرب، هیچ سیاستمداری با قدرت تخیل کافی برای کنارگذاشتن روش سنتی تفکر وجود نداشت.   هنری کیسینجر اخیرا سوال جالبی را مطرح کرد: «آیا معقول‌ترین راه برای تحت فشار قراردادن روسیه، و در صورت لزوم، حتی برای مجازات آن، تا زمانی که دیدگاه غرب را در نظم داخلی خود و نظم جهانی بپذیرد، وجود دارد؟»   پاسخ ساده است: این امر به یک دو قطبی جدید منجر خواهد شد. از یک طرف، روسیه، چین، اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی  (CSTO)، ایران، کره شمالی، احتمالا ترکیه، مصر، قطر و آفریقای جنوبی قرار خواهند گرفت و از سوی دیگر - ایالات متحده، ناتو، ژاپن، عربستان سعودی و غیره. تحریم‌های اخیر ایالات متحده علیه سه کشور بسیار متفاوت یعنی کره شمالی، ایران، روسیه، به طرز نامحسوسی جهان را به سمت چنین سناریوی ترسناکی هدایت می‌کند.   نظم پسااروپایی قرن بیستم چگونه می‌تواند در جهان چندگانه و چندفرهنگی ظاهر ‌شود؟ این سوال صریحی است. با این حال، من نگرانم که اگر بخواهیم درباره انتخاب پاسخ درست صحبت کنیم، دریچه موقتی هم برای مدتهای طولانی باز نخواهد شد.   [1] از لحاظ جغرافیایی، اصطلاح «روسیه اقیانوس آرامی» به معنی قلمروهای واقع در مرزهای منطقه فدرال شرق دور است. این مرزها عملا در 70 سال گذشته بدون تغییر باقی مانده است، هر چند طی 20 سال گذشته برخی تغییرات در تنظیمات ارضی داخلی صورت گرفته است. نویسنده: الکساندر دینکین، مدیر موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل (ИМЭМО)   منبع: شورای سیاست دفاعی و خارجی روسیه   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد مطالعات روسیه در دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   ]]> جامعه و سیاست Tue, 07 Nov 2017 18:01:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3399/نقش-روسیه-جهان-پسااروپایی-چیست