موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين جامعه و سیاست :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/extremism-and-terrorism Fri, 20 Oct 2017 05:06:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 20 Oct 2017 05:06:35 GMT جامعه و سیاست 60 چرا میانمار موجب بیداری قفقاز روسیه شد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه ایراس: مسکو در  قفقاز بدون آنکه زحمت برقراری تناسب درست بین اصول سکولار و مذهبی را به خود داده باشد، صرفا بر وفاداری حاکمان منطقه تکیه کرده است. این امر به تحلیل رفتن و انقباض سریع گفتمان سکولار در عرصه سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. در نتیجه نسل جدیدی ظهور کرده که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد. در اوایل ماه سپتامبر، قفقاز شمالی دوباره در صدر اخبار قرار گرفت. علت این امر نه حملات فاجعه بار تروریستی جهادی‌ها بود و نه درگیری‌های قومی، اختلافات ارضی و نه هرگونه اختلافات دیگر و حتی به استعفای پرسروصدای رجل سیاسی طراز اول در جمهوری‌های این منطقه هم ارتباطی نداشت. علت این امر و تیتر اخبار روز شدن قفقاز شمالی،  وقایع میانمار بود.   در نگاه نخست، پیدا کردن نقطه اشتراک در موضوعی مثل میانمار و قفقاز دشوار است. با این حال، در اوایل پاییز سال 2017 این دو موضوع به شکل عجیبی با هم گره خوردند. اخبار و گزارش‌های مربوط به آزار و شکنجه مسلمانان روهینگیا در یک کشور دور در آسیای جنوب شرقی، موجب بیداری جمهوری‌های قفقاز شمالی شد. رمضان قدیرف، رئیس جمهور چچن وقایع میانمار را به عنوان یک «فاجعه بشری» توصیف کرد و خواستار ابراز همدردی (اعلام همبستگی) با مسلمانان روهینگیا در شرایطی شد که «سکوت جامعه جهانی» نسبت به این وقایع حکمفرماست. رهبر چچن سخنانی درباره «توطئه سکوت» نسبت به تراژدی میانمار بیان داشت. البته این اولین سالی نیست که علاوه بر گزارش‌های سازمان ملل متحد، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کارشناسان و موسسات دولتی کشورهای مختلف در رابطه با این موضوع اظهار نظر کرده‌اند‌. مناقشاتی که در ایالت راخین (اراکان) میانمار روی داده، ابعاد وسیعی دارد (و شامل اختلافات مذهبی بین بودایی‌ها و مسلمانان و همچنین  درگیری میان جریانهای قدرت و گروه‌های شبه نظامی روهینج می‌شود). این اختلافات و درگیری‌ها اولین سالی نیست که حادث شده بلکه چندین سال است که ادامه دارد و بعید است در آینده نزدیک نیز حل شود. این موضوع در فضای روسیه مسائل حاد زیادی را برمی انگیزد که از سطح استقلال رهبران منطقه‌ای و ویژگی خاص قفقاز شمالی شروع و به  برخورد میان وفاداری منطقه‌ای و دولتی ختم می‌شود. مورد اخیر نه تنها به قفقاز شمالی بلکه به بسیاری از مناطق دیگر روسیه نیز مربوط می‌شود. بی دلیل نیست که در سوم سپتامبر علاوه بر جمهوری‌های قفقاز شمالی در پایتخت روسیه نیز تجمعاتی در حمایت از مسلمانان میانمار برگزار گردید. همگرایی چچن، آنگونه که حوادث 15 سال گذشته نشان داده است، نه تنها مسکو را به گروزنی، بلکه گروزنی را هم به جانب مسکو سوق داده است. با این حال، آیا می‌توان گفت حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی قفقاز روسیه را بیدار کرده است؟ اکنون رهبران قفقاز شمالی  تا چه حد می‌توانند بر سیاست خارجی روسیه تأثیرگذار باشند؟ اختلافات مذهبی و دولتی از یک نظر، واکنش سریع و تا این حد متلاطم نسبت به اوضاع مسلمانان روهینگیا غیرمنتظره بود. با آغاز سال 2014 اوضاع قفقاز شمالی در سایه وقایع کریمه، دُنباس و سوریه قرار گرفت. البته برای این امر هم دلایل مشخصی وجود داشت که به هیچ وجه ارتباطی با اولویت‌های سیاست‌های اطلاعاتی دولت روسیه ندارد. تعداد حملات تروریستی در قفقاز شمالی در مقایسه با اوایل و اواسط سال‌های 2000 به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. «امارت قفقاز» و زیرساخت‌های آن تقریبا به طور کامل از بین رفتند و شاخص‌ترین رهبران پشت پرده آنها همچون دوکو عمروف یا علی اصحاب کبکوف به هلاکت رسیده‌اند. پس از امارت قفقاز «ولایت قفقاز» جایگزین آن شد که ساختاری وابسته به تشکیلات ممنوعه «دولت اسلامی» در روسیه یا «داعش» است؛ این تشکیلات به رغم خطرات بالقوه، خوشبختانه نتوانسته از پیشینیان خود از نظر سطح فعالیت پیشی بگیرد. از دسامبر 2013 جهادی‌های قفقاز شمالی در خارج از منطقه هیچ عملیات تروریستی که از نظر وسعت با حملات تروریستی متروی مسکو، فرودگاه دومودو و یا زیرساخت حمل و نقل ولگاگراد قابل مقایسه باشد، انجام نداده اند. تصادفی نیست که طبق داده‌های لودا-سنتر در می‌2017، 41 درصد پاسخ دهندگان در پاسخ به پرسش مربوط به اوضاع قفقاز شمالی اوضاع آن را «آرام و مساعد» برشمردند، و تنها 4 درصد بر این باور بودند که اوضاع قفقاز شمالی انفجاری  و ملتهب است. برای مقایسه در نوامبر 2005 تنها 8 درصد از پاسخ دهندگان،  اوضاع این منطقه را آرام و 20 درصد اوضاع ان را بحرانی ارزیابی کرده بودند. با این حال با بررسی عمیق‌تر جریان فعلی، فعالیت و اقدامات (معترضانه) عمومی غافلگیرکننده نیست. از بسیاری جهات، مصالحه چچن همزمان با بازگشت مجدد به حوزه حاکمیتی روسیه (در حال حاضر این تنها نمونه در فضای شوروی سابق است که یک دولت جدایی طلب عملا تحت کنترل دولت مرکزی بازگشته است)، و تثبیت اوضاع سیاسی اجتماعی و کاهش تهدیدات تروریستی، متضمن یک خاص‌گرایی مدیریتی نیز بوده است. نکته این است که در این مورد، علاوه بر استقلال در اتخاذ برخی تصمیمات و عدم دخالت مرکز در بسیاری از امور چچن، آزادی ایدئولوژیک و همچنین تا حد خاصی آزادی در انتخاب خط مشیء سیاست خارجی هم برای این جمهوری لحاظ شد.   در ادبیات غرب معمولا از چچن به عنوان یک منطقه بسته صحبت می‌شود. اما بسته بودن از نظر کارشناسان غربی و فعالان حقوق بشر به معنای غیرعلنی بودن تماس با شخصیت‌های دینی و سیاسی موثر کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک نیست. در سال‌های 2015 تا 2017 رمضان قدریف به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین سفر کرده و در شمار میهمانان خارجی که به حضور پذیرفته می‌توان به سیاستمدار برجسته افغانی به نام ژنرال عبدالرشید دوستم اشاره کرد.   پس از آنکه رهبر چچن در اینستاگرام شخصی خود به ارزیابی وضعیت میانمار پرداخت، وبلاگ نویسان و نویسندگان مقالات سیاسی و اجتماعی در این باره وارد صحبت شدند که قفقاز شمالی تلاش برای شکل‌دهی به سیاست خارجی روسیه را شروع کرده است. البته اینطور هم نیست، چرا که قفقاز شمالی تقریبا از زمان فروپاشی شوروی در این راستا گام برداشته است. اگرچه در ابتدا این منطقه بیشتر به عنوان یک واحد تابعه در نظر گرفته می‌شد و شاخصی برای قدرت یا ضعف روسیه پسا شوروی بود، به تدریج در سیاست خارجی –به رغم نداشتن نماینده در سازمان ملل- موضوعیت پیدا کرد. مردمی که در پایتخت گروزنی گرد هم آمده بودند به تمام جهانیان اعلام کردند که ما اجازه شوخی با اسلام را نمی دهیم، اجازه نمی دهیم به احساسات مسلمانان توهین و بی حرمتی شود. این بیانات در واقع، فرازی از سخنرانی رمضان قدیرف در 19 ژانویه 2015 در اجتماعی است که در ارتباط با ماجرای نشریه فرانسوی شارلی ابدو شکل گرفته بود. در آن زمان پایتخت چچن برای طرفداران کمپین «ما شارلی نیستیم» به عرصه خاصی تبدیل شد. لازم به ذکر است که همراهی با این موضوع صرفا منحصر به فضای قفقاز شمالی نبوده است.   پذیرش این فرضیه که مبتنی بر رودرو قراردادن ساختگی «قفقاز کهن» و «روسیه پیشرفته» است، به معنای ساده‌سازی عامدانه اوضاع است. قدیرف از زمانی که به قدرت رسید در سیاست عمومی تجربه‌ای به دست آورد که ضمن برخورداری از واکنش سریع قادر است نه تنها منافع خود(جمهوری تحت حاکمیت خود)، بلکه منافع دیگر بخش‌های جامعه روسیه را که مواضع ضدغربی پیگیر و منسجمی دارند، بیان نماید. یعنی مردمی که نه تنها اماده مخالفت با خط مشیء امریکا و اتحادیه اروپا هستند، بلکه در داخل کشور از ایده «انتخاب تمدنی خاص» و بسیج جدی حول این محور حمایت به عمل می‌آورند. این یکی از عواقب وضعیت خاصی است که یک جمهوری واقع در ترکیب روسیه به طور جداگانه به خود گرفته است. این ویژگی و مشخصه خاص چچن می‌تواند سودمند هم باشد. روسیه به عنوان یک کشور چندقومی و چندمذهبی است که علاوه بر ساختارهای وزارت امور خارجه از طریق دیگر کانال‌ها امکان پیاده‌سازی سیاست خارجی خود را دارد. در این رابطه، تصویری که قدیرف از خود به جای نهاده به عنوان تصویر «مدافع مسلمانان» در برابر دشمن مسلمین یعنی داعش (که رمضان احمدویچ از آن به عنوان «ابلیس» یعنی دولت شیطانی یاد می‌کند) به عنوان طرف مذاکره با ژنرال‌های افغانی یا شیوخ و شاهزادگان عرب، نسبت به دیپلماتی که فارغ التحصیل دانشگاه پایتخت است و به دلیل ضرورت‌های اداری مسائل خاورمیانه را تحت نظر دارد، اعتماد بیشتری بر می‌انگیزد.      با این حال، این چشم‌انداز که تناقضی بین منافع دولت سراسری و منافع مذهبی منطقه‌ای دیده نمی شود، ممکن است جالب به نظر آید. بدیهی است تقویت روابط با پکن مستلزم واکنش جدی و محکمی نسبت به حوادث میانمار است. روسیه نمی تواند رویکرهای خود را با روشی که در چچن یا داغستان مورد پسند است یکی کرده و مشابه آن اقدام کند؛ مسکو باید با انعطاف پذیری و پیچیدگی بیشتری عمل نماید. لذا یک سوال اساسی پیش می‌آید و آن اینکه مسکو چگونه می‌تواند علاوه بر از دست ندادن اعتماد اتباع خود، اعتماد رهبران منطقه را هم که حساب خاصی روی سیاسی کردن دین و مذهب کرده‌اند از دست ندهد.  ثمرات اسلام گرایی مجدد با این حال، صحبت از قفقاز شمالی و بیداری آن در ارتباط با حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی، ممکن بود به اشتباه همه چیز را به پدیده قدیرف و وضعیت ویژه چچن تقلیل دهد. در میان وبلاگ نویسان و فعالان مدنی علاوه بر مردم چچن، مردمان دیگر جمهوری‌های مسلمان قفقازشمالی نیز از مقامات روسیه خواسته اند که اقدام جدی‌تری (موضع قوی‌تری) نسبت به دولت میانمار صورت دهند، یا اینکه مسکو را متهم به بلوکه کردن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و سرپیچی از جاه طلبی‌های چین در آسیای جنوب شرقی کرده اند. در این میان، داغستانی‌هایی هم هستند که به سختی نسبت به همراهی با رهبر جمهوری همسایه و حتی رهبر خودشان بدگمان هستند. علاوه بر این، اغلب این افراد رهبران قفقاز شمالی را به خاطر انفعال عمل سرزنش می‌کنند و به رهبران خود توصیه می‌کنند که در جستجوی راهی برای دفاع از مسلمانان میانمار باشند. هویت دینی قفقاز شمالی به قدیرف ختم نمی‌شود. در اوایل دهه 1990، در این منطقه مناقشات زیادی وجود داشت. بعضی از این مناقشات مثل اختلافات (اُسِتیا –اینگوشیا و چچن به مرحله مسلحانه کشیده شد، دیگر مناقشات مثل منازعات ارضی در داغستان یا کاباردینو-بالکاریا) زیرخاکستر باقی ماند. با این حال، تقریبا در هیچ جا عامل مذهب نقش مهمی نداشت. این وضعیت تقریباً در آغاز دهه 2000 تغییر کرد. به قول احمد یارلیکاپُف «اسلامی سازی مجدد» در قفقاز شمالی روی داد که پس از آن حتی قسمت‌هایی که به طور سنتی نقش دین در آنها کمرنگ تر بود مثل کاباردینو-بالکاریا، قره‌چای چرکس، آدیغیه، ناحیه استاوراپُل نیز تحت تأثیر این عامل (اسلامی سازی مجدد) فرار گرفت.  این کارشناس می‌افزاید: «اسلام که سیاسی‌ترین دین جهان است به سرعت در قدرت نفوذ کرد ...، برقراری تماس‌های غیررسمی با نخبگان محلی به روش موثرتری برای گسترش نفوذ در ساختار دولتی تبدیل شد. این امر در داغستان، و به ویژه در مناطق شهری محسوس‌تر بود». افزون بر این، تقویت هویت دینی به اشکال مختلف، از وفاداری به مقامات گرفته تا اشکال افراطی آن به خودی خود اتفاق نمی افتد، بلکه در شرایط افت نهادهای غیردینی (سازمان‌های اجرای قانون و نهادهای قضایی) و بحران ایدئولوژی ملی روی می‌دهد.  مسکو به طور مکرر ایده «ملت سیاسی روسیه» را اعلام کرده اما در عمل برای تحقق این ایده تلاش خاصی انجام نداده است. برعکس، مرکز (مسکو) قبل از همه بر وفاداری حاکمان مناطق متکی بوده و برای ایجاد یک رابطه درست بین اصول سکولار و مذهبی هیچ زحمتی به خود نداده است. در نتیجه چنین رویکردی در قفقاز شمالی به انقباض سریع گفتمان سکولار در حوزه‌های سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. همه اینها به دلیل کاهش ارتباطات افقی بین انسانی، منطقه‌ای شدن تاریخ نگاری و عدم وجود چشم اندازی روشن از جانب مرکز برای اولویت‌های تاریخی و سیاسی در سراسر روسیه روی داده است (که بعید است چنین چیزی را بتوان التقاط از نمادهای امپریالیستی، اتحاد جماهیر شوروی و پساشوروی به حساب آورد). در نتیجه، ما صاحب نسل جدیدی شدیم که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد.  اشکال و فرم‌های چنین تآثرات و تجربیاتی متنوع هستند و از مباحث و مناظره‌های الهیاتی و کسب علوم عالی اسلامی در خارج از کشور گرفته تا مشارکت در مناقشات خاورمیانه  را در بر می‌گیرد.   در پدیده جدید اسلامگرایی (اسلامی شدن)، عناصر متضاد متعددی وجود دارند. روسیه به عنوان کشوری که نقش فعالی در فضای پساشوروی و خاورمیانه ایفا می‌کند، باید موقعیت خود را نه تنها به عنوان یک کشور روسی، بلکه همچنین به عنوان دنیای  ترکی و اسلامی تعریف کند. اما روسیه دارای ابعاد بودایی هم هست که ارزش آن کمتر از سایر موارد مذکور نیست. در جریان وقایع میانمار هم، تلاش‌هایی که برای یکی شمردن سیاست دولت این کشور با بودیسم صورت می‌گیرد  بسیار خطرناک است. در عین حال، در تظاهراتی که در مسکو صورت گرفته بود معترضان شعارهای «بوداییان تروریستند» را سر می‌دادند، در شبکه‌های اجتماعی هم اعتراضات تحریک آمیزی نسبت به جمهوری کالمیکیا (1) به راه افتاد. متوجه باشیم که این واحد فدراسیون روسیه (کالمیکیا) با داغستان هم مرز است که بسیاری از بومیان بزرگترین جمهوری قفقاز شمالی در آن زندگی می‌کنند. به طور سنتی، متکلمان معتبر اسلامی معتقدند که تروریسم نباید با اسلام یکی شمرده شود. اما آیا نباید این قاعده را در مورد بودیسم اعمال کرد؟ بنابراین، وضعیت میانمار و انعکاس آن در قفقاز شمالی، مشکل یک منطقه مجزا در روسیه نیست. جمهوری‌های قفقاز شمالی نه محله اقلیت نشین‌هاست و نه قرق گاه اقوام، بلکه قلمرویی است که مشکلاتی که کل کشور با آن دست به گریبان است، به وضوح در آن روی میدهد. بیداری مسلمانان روسیه یک پیام جدی به مسکو داده است. بدون داوری و میانجیگری موثر بین اقوام و مناطق مختلف کشور و بدون تعیین دقیق قواعد بازی و مرزهای مشخص، دولت مجاز قدرتمندی هم ایجاد نمی شود. تا کنون ما از مقامات روسیه در مورد چرایی مناقشه‌ای که در جنوب شرقی آسیا روی داده و ارتباط آن با کشور ما و بخش‌های جداگانه آن، بیانیه‌ی روشنی نشنیده‌ایم. این سکوت خلائی را ایجاد می‌کند که به سرعت آن را با سایر ایدئولوژی‌ها پر می‌کنند. شبح میانمار در قفقاز روسیه این نکته را یادآور شده است که مسکو، علاوه بر تعامل با واشنگتن و بروکسل، لازم است که به دیگر مسائل و مشکلات سیاست داخلی توجه نماید. البته این توجه باید عمیق و پرمحتوا باشد و صرفا به خاطر مهیاکردن شرایط برای انتخابات و توزیع آرا در «جناح راست» صورت نگیرد.   نویسنده: سرگی مارکدانف - دکترای علوم تاریخی، دانشیار گروه آموزشی مطالعات منطقه ای و سیاست خارجی دانشگاه دولتی مسکو مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   منبع: سایت مرکز مسکوی کارنگی  یادداشت ها: 1. اکثریت ساکنان این جمهوری بودایی هستند.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 16 Oct 2017 10:14:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه «و دنیای سابق کم است» ... یادداشتی در مورد رئیس جمهور روسیه؛ بین گذشته و آینده http://www.iras.ir/fa/doc/news/3358/دنیای-سابق-کم-یادداشتی-مورد-رئیس-جمهور-روسیه-بین-گذشته-آینده ایراس: ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه از لحاظ سنی به "ردیف ارشد" نزدیک شده ولی در گروه اکثر همکاران خود جابجا مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه 12 سال جوانتر از رئیس‌جمهور برزیل، 10 سال جوانتر از رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی، 6 سال جوانتر از دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و 2 سال جوانتر از نخست وزیر هند است. پوتین همزمان یک سال مسن‌تر از صدر چین، 2 سال مسن‌تر از صدراعظم آلمان و نخست وزیر ژاپن و 4 سال مسن‌تر از نخست وزیر انگلستان و 20 سال مسن‌تر از نخست وزیر کانادا ... است. پوتین از لحاظ طول فعالیت در رأس حکومت در جای اول قرار دارد و اردوغان نخست وزیر ترکیه 3 سال و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان 6 سال کمتر از او حاکم بوده‌اند. طی سال‌های گذشته از سومین دوره ریاست جمهوری پوتین میزان هیولا سازی و افسانه پردازی در مورد وی به سطحی رسیده که بدنبال آن واقعیت تمام شده و مرحله دیگری آغاز مي‌شود. موضع غرب نسبت به سیاست خارجی روسيه در دوران پوتین به دیدگاه بیمار روانی شباهت دارد. این سیاست خارجی هم شکست خورده و منجر شونده به فاجعه برای روسيه و هم به عنوان سیاست فوق العاده زیرکانه، مؤثر و موفق ارزیابی مي‌شود. روسيه یک کشور بدون جهان بینی و بدون آینده نامیده مي‌شود ولی همزمان به سببی نفوذ آن بر اذهان و فضای اطلاعاتی بطور تهدید کننده رشد می‌کند: حکومت‌های دموکراتیک زیر فشار هکرها و مبلغین روسيه عقب می‌نشینند. پوتین سیاستمدار واقع بین است، او به توازن قوا و مصونیت حاکمیت و استقلال به عنوان ضامن صلح باور دارد. آنچه غرب "جنگ هیبرید" پوتین می‌نامد در واقع تلاش یک شخص واقع بین کلاسیک برای واکنش به سر در گمی جهانی است که معنی "نیرو" در آن بطور محسوس بغرنج و چند بعدی شده و در نتیجه بروز ارتباط متقابل بین کشورها کاربرد آن اثر غیر خطی می‌گذارد. روسيه سعی دارد به واسطه ابزارهای معمولی نظامی سیاسی با شیوه‌های جهان خارج برای اعمال نفوذ بر آن مقابله کند. این شیوه‌ها عبارتند از برتری اطلاعاتی جهانی، موقعیت انحصاری در بخش عقیدتی، وجود (حداقل تا این اواخر) تصویر جذاب توسعه (که "نیروی ملایم" را تشکیل می‌دهد) و سلطه در امور مالی و اقتصادی جهانی و برتری تکنولوژیک. پوتین طی تمام حکومت خود برای حفظ استقلال اقدام کرده است. و معمای دراماتیک این است که مسکو در قصد دفاع از استقلال خود به ضرورت نقض این استقلال (در گرجستان و اوکراین) رسید. این اقدامات واکنشی به امری بود که به عنوان دخالت مؤثر سیاسی عقیدتی و گاه مسلحانه کشورهای غربی در امور دیگران استنباط می‌شد. برخلاف آنچه که در غرب تصور مي‌شود، هدف پوتین مقابله با غرب و دموکراسی نیست، او می‌خواهد قابلیت اداره امور، کنترل بر روندهای سیاسی و اجتماعی را احیا کند که در نتیجه تحولات ارتباطی و تکنولوژیک عصر جهانی شدن و تغییر رفتار سیاسی بسیاری از کشورها از دست می‌رود. پوتین چون اکثر محافظه‌کاران گذشته‌ها را خیلی بهتر از آینده می‌بیند و می‌شناسد. دقیق‌تر خواهد بود گفته شود او آینده را ادامه گذشته تلقی می‌کند. ولی برای ساختمان آینده تصور آینده خیلی مهم‌تر از درک گذشته است. بدون بینش آینده نیروی فزاینده برای دفاع گذشته‌ها بکار گرفته شده و نتیجه آن بطور فزاینده بی‌معنی مي‌شود. امری که ما بطور کاریکاتوری در بخش سینما مشاهده می‌کنیم (منظور دفاع محافظه‌کاران افراطی از آبروی آخرین تزار روسيه است که فیلم سینمایی مربوط به داستان عشق او باعث بروز جنجال بزرگ شد –م). بنظر می‌رسد موضوع آینده به فضای سیاسی اجتماعی روسيه رخنه کرده و موضوع مبارزه انتخاباتی آینده خواهد بود. نویسنده: فئودور لوکیانوف - عضو هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی، روسيه و سردبیر مجله "روسيه در سیاست جهانی" منبع: مجله "آگانیوک"، 02/10/2017 به نقل از کانال اطلاع رسانی دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در روسیه   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 07 Oct 2017 08:12:25 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3358/دنیای-سابق-کم-یادداشتی-مورد-رئیس-جمهور-روسیه-بین-گذشته-آینده روسیه در پنج سال آینده: تصمیم گیر اصلی سیاست خارجی آتی­ روسیه کیست؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3337/روسیه-پنج-سال-آینده-تصمیم-گیر-اصلی-سیاست-خارجی-آتی-کیست ایراس: در بازه زمانی 2017 تا 2022، ولادیمیر پوتین تصمیم گیر اصلی در خصوص تمامی موضوعات کلیدی مرتبط با سیاست خارجی، امنیتی و دفاعی روسیه باقی خواهد ماند. با توجه به حضور ولادیمیر پوتین در کاخ کرملین به عنوان رئیس جمهور از سال 2000 میلادی (و همچنین دوران نخست وزیری وی در سال های 2008 تا 2012)، وی در حال حاضر تبدیل به یکی از مجرب ترین رهبران جهان شده است. ولادیمیر پوتین نه تنها برخوردار از قدرت بلامنازعی در کشور خود است، بلکه قدرت پوتین مبتنی بر محبوبیت بی سابقه و باثبات در میان شهروندان روسی است (از سال 2014، محبوبیت پوتین در افکارسنجی ها در بازه 80 درصد قرار داشته است). در این راستا، سیاست خارجی دولت پوتین با محوریت احیای قدرت جهانی روسیه، یکی از علل اصلی محبوبیت رئیس جمهور نزد افکار عمومی به شمار می آید و تقابل جهان غرب در برابر سیاست تهاجمی روسیه صرفا به تقویت و تحکیم حمایت های مردمی از ولادیمیر پوتین کمک کرده است. ولادیمیر پوتین از سوی گروهی از مشاوران ارشد، و نه همکاران و همتایان وی، که شورای امنیت فدراسیون روسیه را تشکیل می دهند، کمک و یاری می شود. حدود صلاحیت این شورا گسترده تر و فراتر از حوزه های امنیت ملی مطابق با تعریف غرب از امنیت ملی است. شورای امنیت فدراسیون روسیه تقریبا هر موضوع مهم ملی از جمله اقتصاد، امور مالی، جمعیت و حتی فرهنگ را در دستور کار خود قرار می دهد. در حوزه سیاست خارجی، تصمیمات پوتین بطور عمده مبتنی بر اطلاعاتی است که سرویس های امنیتی در اختیار وی قرار می دهند. جامعه اطلاعاتی روسیه نقش اصلی و کلیدی در تدوین، قوام و اجرای تصمیمات سیاست خارجی ایفا می کند و از سال 2014 میلادی، نقش جامعه اطلاعاتی از حیث اهمیت بطور چشمگیری افزایش پیدا کرده است. در حال حاضر و با توجه به آنکه روسیه در وضعیت تنش بالای سیاسی و اقتصادی و حتی جنگ اطلاعاتی با غرب قرار دارد، بازوی امنیتی روسیه نقشی مساوی با فرماندهی عالی نظامی در زمان جنگ بدست آورده است. اعضای این بازوی امنیتی همچون فرماندهان نظامی در تدوین کارزارها و رویکردهای خود نیازمند حمایت و تایید ولادیمیر پوتین بوده و دستورات وی را –حتی آن مواردی که در کانون توجهات رسانه ها قرار ندارد– اجرا می کنند. جهان بینی این گروه (شورای امنیت و سرویس های اطلاعاتی) نسبت به روابط بین الملل در چارچوب تقلا و چالش پایان ناپذیر برای تفوق و نفوذ در برخی کشورهای قدرتمند تعریف شده است. همچنین، تخاصم و دشمنی این گروه نسبت به ایالات متحده آمریکا، جدی و عمیق است، بطوریکه نیکولای پاتروشف، دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه و سخنگوی اصلی جامعه اطلاعاتی این کشور، در توصیف ایالات متحده به عنوان دشمن اصلی روسیه تردیدی نداشته و صریحا بیان کرده است. وزارت امور خارجه این کشور نیز در لوای رهبری سرگئی لاوروف، رویکرد سخت تری در حوزه سیاست خارجی اتخاذ کرده است. شرایط کنونی تقابل ایالات متحده و روسیه به طور ویژه ای نفوذ جامعه دفاعی این کشور در میان نیروها و صنایع نظامی را ارتقا بخشیده است. استفاده از زور بار دیگر به یک ابزار فعال و کارآمد در سیاست خارجی روسیه، هم درون و هم بیرون فضای پساشوروی، تبدیل شده است. صنعت نظامی روسیه که از سوی برنامه گسترده نوسازی دفاعی مورد حمایت قرار گرفته است، به پیشران تلاش های روسیه برای صنعتی شدن مجدد کشور در آمده است. سرگئی شویگو، وزر دفاع روسیه، محبوب ترین مقام روسی پس از ولادیمیر پوتین بوده و دیمیتری راگوزین، معاون امور دفاعی نخست وزیر این کشور، از جمله سیاستمداران نادر در دولت بروکراتیک روسیه است که بلندپروازی های آشکاری برای ریاست جمهوری در روسیه دارد. جوامع امنیتی، دفاعی و صنعتی روسیه از محبوبیت بالای سیاست خارجی فعالانه این کشور و نیز محبوبیت بالای نیروهای نظامی منتفع می شود. تقریبا، تمامی نخبگان سیاسی از نمایندگان و احزاب در دومای روسیه تا فرمانداران، شهرداران و رسانه های دولتی، حول موضوع «میهن پرستی روسی» وحدت نظر دارند. محبوبیت بی چون و چرای ولادیمیر پوتین نزد افکار عمومی و جلب حمایت نخبگان از سیاست خارجی تهاجمی در مغایرت با مخالفت جدی بخش کوچکی از گروه ها و اشخاص لیبرالی است که صدای آن ها شنیده می شود، اما نفوذ اندکی در روسیه ی امروزی دارند. اگرچه جامعه کسب و کار و تجاری روسیه در مقایسه با گروه های لیبرال بسیار آرام تر بوده، اما نسبت به قطع روابط اقتصادی منبعث از تقابل با ایالات متحده و انزوا از اتحادیه اروپا نگران تر است. صاحبان کسب و کارها در روسیه حامی و طرفدار احیای روابط عادی تجاری روسیه با کشورهای توسعه یافته بوده و طبیعتا از تحریم های غرب علیه روسیه و تحریم های روسیه علیه غرب بیزار هستند و قطعا خواهان وخامت روابط مسکو با واشنگتن و اعضای اتحادیه اروپا نیستند. با این حال، لایه های بالایی الیگارش ها در جوامع اقتصادی روسیه به شدت وابسته به کرملین و دولت روسیه بوده، به حدی که ناتوان از ارائه پیشنهاد برای تغییر در سیاست های دولت هستند. به عبارت دقیق تر، کمپانی ها و شرکت های دولتی، خط و مشی دولت را با وفاداری هرچه تمام تر در پیش گرفته  و بسیاری از کسب و کارهای کوچک و متوسط از روحیه میهن پرستی برخوردار بوده و حامی ولادیمیر پوتین هستند. برغم بسیاری از گلایه های مردمی از نظام حاکم در روسیه، شهروندان روسیه تمایلی به اقدام علیه نظم کنونی ندارند؛ در واقع، همان طور که شاهد آن هستیم، تجمعات سیاسی در روسیه بسیار کم و نادر است. در همین راستا، انتخابات دوما در سپتامبر 2016 بار دیگر قدرت کامل را در اختیار حزب حاکم (حزب روسیه متحد) قرار داد. هدف کرملین در سال 2018 صرفا به انتخاب مجدد ولادیمیر پوتین محدود نمی شود؛ بلکه، هدف این است که مشارکت 70 درصدی در انتخابات صورت گرفته و 70 درصد از رای دهندگان، پوتین را برگزینند. این هدف بلندپروازانه عرصه ای جذاب و آزمایشی برای کرملین به شمار می آید. با وجود آنکه مقامات روسیه ناتوان از خنثی سازی یا سرکوب برخی تظاهرات و همچنین اتهامات گسترده ی  فساد علیه چند تن از مقامات ارشد روسیه بوده اند، اما بسیاری از روس ها کماکان از ثباتی که ولادیمیر پوتین ضامن آن در سطح کشور بوده، قدردانی می کنند تا حدی که جامعه روسیه آماده است ضعف اقتصادی، نظامی سیاسی قدیمی و غیرمنعطف و نیز اقدامات خودسرانه مقامات روسی در تمامی سطوح را به جان بخرد. همزمان با کاهش منابع اقتصادی که حامی نظم کنونی است، این وضعیت بی تردید تغییر خواهد کرد و نخبگان جدید فرصت بیشتری برای تغییر و نه حفظ نظم کنونی بدست خواهند آورد، بخصوص هنگامی که ولادیمیر پوتین که در حال حاضر شصت و چهار ساله است، از صحنه سیاسی روسیه محو خواهد شد. با این حال، تحقق این موضوع تا پایان دهه آینده غیرمحتمل است، چرا که منابع روسیه حتی در شرایط تحریم، کماکان چشمگیر است، نخبگان حاکم به طرز فوق العاده ای ثروتمند و بی علاقه نسبت به تغییر هستند، محبوبیت پوتینبسیار بالا بوده و قدرتمندانه در مسند قدرت حضور خواهد داشت، بسیاری از رای دهندگان روسی واهمه از تغییر دارند و نهایتا آن ها که ترسی از این موضوع ندارند، گزینه مهاجرت از روسیه را ترجیح می دهند. آینده روسیه ی پس از پوتین کماکان فراتر از تصور است. رژیم کنونی در روسیه الزاما جایگزینی لیبرال تر و دوستار غرب نخواهد داشت و در واقع، اختلافات به حدی است که مانع از روی کارآمدن چنین دولت لیبرالی و غرب گرا خواهد شد. ولادیمیر پوتین در حال حاضر شروع به فرایند تجدید و نوسازی کادر دولتی با هدف اشغال مناصب دولتی از سوی نیروهای جوان تر، توانمندتر و کمتر فاسد نموده و خواستار تمرکز نسل جدید مدیران بر مفهوم «روسیه به عنوان قدرت جهانی» است. حتی اگر ولادیمیر پوتین در سال 2024 نیز از قدرت کنار گذاشته شود، وی برای سال های متمادی احتمالا رهبر اصلی روسیه باقی خواهد ماند. با این حال، هنگامی که حیات سیاسی وی به طور کامل پایان یابد، آینده کشور از سوی نخبگانی که برخی از آن ها در جایگاه رفیعی در زمان پوتین بودند، تعیین خواهد شد، هرچند این نخبگان از سوی دیگر همتایان خود در دو طیف راست و چپ به چالش کشیده خواهند شد. با تمامی این اوصاف، میهن پرستی احتمالا مخرج مشترک تمامی طیف ها و نخبگان روسی باقی خواهد ماند.   نویسنده: دیمیتری ترنین، رئیس مرکز مسکو در موسسه کارنگی منبع: مرکز مسکو در موسسه کارنگی     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران موسسات غربی منتشر شده است»     ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 16 Sep 2017 10:26:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3337/روسیه-پنج-سال-آینده-تصمیم-گیر-اصلی-سیاست-خارجی-آتی-کیست قفقاز جنوبی چه واکنشی نسبت به دولت ترامپ نشان خواهد داد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3323/قفقاز-جنوبی-واکنشی-نسبت-دولت-ترامپ-نشان-خواهد ایراس: در مقاله پیش رو، سه تن از کارشناسان موسسه «چاتم هاوس» انگلستان، آناهیت شیرینیان، زائور شیری اف و جورج مچدلیشویلی، به ارزیابی سناریوهای احتمالی سیاست خارجی دولت های قفقاز جنوبی در دوره ترامپ پرداخته اند. محور اصلی این متن، پاسخگویی به این پرسش اساسی است که در این دوره، ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان سیاست خارجی خود را در برابر رئیس جمهور جدید ایالات محتده، دونالد ترامپ، چگونه تنظیم خواهند کرد؟   ارمنستان همزمان با تلاش جهان برای فهم این موضوع که ریاست جمهوری دونالد ترامپ چه معنایی برای نظم جهانی و امنیت در اروپا خواهد داشت، همین سوال در ارمنستان نیز پرسیده شده است. ایالات متحده کماکان سیاست مشخص و منسجمی در قبال قفقاز جنوبی ندارد و در دوره ریاست جمهوری ترامپ، بعید است این موضوع تغییر کند. در عوض، روابط واشنگتن با ایروان، باکو و تفلیس احتمالا در سایه پویش های گسترده تر منبعث از روابط ایالات متحده با روسیه، ترکیه، ایران و نیز تحولات خاورمیانه کم اهمیت تر خواهد شد. در این شرایط، برخی معضلات بالقوه ممکن است بر محیط ژئوپلتیکی ای که ارمنستان در آن فعال بوده، تاثیرگذار باشد.   برخوردهای همسایگی در حالی که به لحاظ نظری و تئوریک، ایروان از روابط بهبودیافته واشنگتن و مسکو منتفع خواهد شد، چنین بحثی فاقد مبنایی درست خواهد بود، اگر این بهبود روابط، نتیجه بده بستانی میان دو طرف باشد که در اثر آن، اعمال قدرت روسیه در خارج نزدیک باعث تحدید حاکمیت جمهوری های پساشوروی گردد. برعکس، تشدید تنش ها میان ایالات متحده و روسیه (و غرب و روسیه) فضای مانور سیاست خارجی ارمنستان را محدود می سازد. با توجه به افول قدرت اقتصادی روسیه در نتیجه تحریم های اعمالی علیه این کشور، کاهش قیمت نفت و ناکامی در اصلاحات در سطح این کشور، عملکرد اقتصادی ارمنستان نیز بالتبع تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.   دومین معضل برای ارمنستان، رویکرد تقابلی رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران و حمایت وی از محور ضد ایرانی اعراب به رهبری عربستان سعودی است. توافق هسته ای سال 2015 و لغو تحریم های ایران، فرصت های جدیدی در برابر ارمنستان به منظور تعمیق روابط با همسایگان خود و نیز تنوع بخشی به سیاست های خارجی، امنیتی و انرژی قرار داد.  با توجه به آنکه توافق هسته ای چندجانبه در اثر پایبندی دیگر طرف ها به این توافق، فرو نخواهد پاشید، لفاظی های جنگ طلبانه ترامپ در خصوص ایران صرفا به رقابت های منطقه ای دامن زده که به هیچ روی در راستای منافع ارمنستان نیست. این امر باعث خواهد شد تا فضا برای لابی های متعدد در واشنگتن مجددا فراهم شده تا از این طریق، از همکاری ارمنستان با آمریکا که بر مبنای همکاری تهران و ایروان بنا شده، ممانعت بعمل آورند. در چنین روایت ها و تحولاتی، معمولا ایستادگی های ارمنستان در برابر خصومت های جمهوری آذربایجان و ترکیه، با ایران مقایسه می شود. به عبارت دقیق تر، با توجه به منابع هیدروکربنی جمهوری آذربایجان به عنوان یک مشوق، این امر می تواند به عنوان تلاشی برای جلب نظر آمریکا به سمت ترکیه و جمهوری آذربایجان و دوری از ارمنستان تعبیر شود.   عوامل ورای ریاست جمهوری ترامپ این عوامل در سطح گسترده پیش از ریاست جمهوری ترامپ نیز وجود داشتند و دولت ارمنستان نیز ملزم به مقابله با این معضلات بود. افزون بر این، تردید و بدبینی کلی ای در خصوص این موضوع وجود دارد که با توجه به مخالفت های دموکرات ها و جمهوریخواهان بدبین به ترامپ، تا چه میزان رویکردهای رئیس جمهور کنونی ایالات متحده در سیاست خارجی و امنیتی واقعی این کشور بازتاب خواهد یافت. در این خصوص، مجموعه تحریم های جدید که کنگره برغم ناراحتی ترامپ علیه روسیه اعمال کرده، موید این موضوع است. به نظر می رسد که سیاست ایالات متحده در قبال قفقاز جنوبی از طریق وزارت خارجه و کنگره این کشور پیاده سازی و اجرا گردد.   دیگر عامل این است که روابط پویای آمریکا و ارمنستان مبتنی بر پیوندهای تاریخی و 5/1 میلیون دیاسپورای ارمنی است که در آمریکا زندگی می کنند. منافع آن ها که بطور گسترده ای همپوشان با منافع دولت ارمنستان است، بواسطه نمایندگان منتخب و گروه های لابیِ نهادینه­شده در نظام تصمیم گیری آمریکا بازتاب می یابد. لابی ذی نفوذ ارمنستان از کانال کنگره آمریکا کماکان بر سیاست این کشور در قبال موضوعات مورد نظر ارمنستان تاثیر گذاشته و دو کشور را به سمت گسترش همکاری ها سوق می دهد.   چشم اندازها برای تعامل منطقه ای ایالات متحده جدیدترین مشارکت و تعامل ایالات متحده در منطقه، حمایت از تنش زدایی میان ارمنستان و ترکیه در طول سال های 2008 تا 2010 میلادی بود که در نهایت بنا به ملاحظات ژئوپلتیکی و در نتیجه عدم مشارکت واشنگتن در تحولات منطقه از آن زمان، رو به ضعف نهاد. در حال حاضر، واشنگتن احتمالا تلاش خواهد نمود تا نقش آفرینی خود در منطقه را در قالب چارچوب گروه مینسک سازمان همکاری و امنیت اروپا در فرایند حل منازعه ناگورنو قره باغ افزایش دهد. افزایش نقش آمریکا در قفقاز جنوبی به معنای کاهش احتمال جنگ و ایجاد موازنه در برابر برتری روسیه در سطح منطقه خواهد بود. ایروان باید رایزنی های خود با واشنگتن را آغاز نموده تا مطمئن گردد که اگر و هنگامی که ایالات متحده به منطقه بازگشت، حضور این کشور متناسب با حضور روسیه بوده و توازنی میان قدرت ایروان و باکو ایجاد نماید.   احیای روابط ارمنستان و ایالات متحده برای ایروان، عدم بهره مندی ایالات متحده از راهبردی در قبال ارمنستان و نیز تردید در سیاست خارجی آمریکا، الزاما مقولات نامناسبی به شمار نمی آیند، چرا که این فرصت را در اختیار ارمنستان قرار می دهد تا ابتکارعمل در اختیار ایروان قرار گرفته و این کشور همکاری های تاکتیکی با واشنگتن را گسترش بخشد.   در طول چند سال گذشته، روابط ارمنستان و ایالات متحده فراتر از حوزه های سنتی همچون به رسمیت شناختن قتل عام ارمنیان و امنیت منطقه ناگورنو قره باغ حرکت کرده و شاهد توسعه در دیگر حوزه ها بوده است. امضای «موافقتنامه چارچوب تجارت و سرمایه گذاری» در سال 2015 میان دو کشور، دورنمای جدیدی را برای افزایش تجارت متقابل و نیز سرمایه گذاری آمریکا در ارمنستان بخصوص در حوزه های فناوری اطلاعات و انرژی متصور شده است.   سفیر آمریکا در ارمنستان در ماه می 2017 خبر از احتمال سرمایه گذاری 8 میلیارد دلاری ایالات متحده در توسعه بخش انرژی تجدیدپذیر ارمنستان داد که در صورت تحقق، تاثیرات فوق العاده ای بر تنوع بخشی و استقلال انرژی ارمنستان، همکاری انرژی با ایران و گرجستان و بطور کلی جایگاه منطقه ای این کشور خواهد گذاشت. این امر همچنین می تواند سرمایه بیشتری را به سمت ارمنستان جلب کند، چنانکه تعهدات فرانسه و آلمان این گونه نشان می دهد. به جهت آنکه نتایج بلندمدت سرمایه گذاری آمریکا احتمالا می تواند اهمیت ژئوپلتیکی برای کاهش وابستگی انرژی این کشور به روسیه ایجاد نماید، مسکو احتمالا به این موضوع واکنش نشان خواهد داد. ایروان باید حداکثر تلاش خود را برای از میان برداشتن موانع داخلی و خارجی و فراهم ساختن شرایط سرمایه گذاری بکار بندد.   بدبینی نسبت به سیاست های دولت ترامپ احتمالا ادامه خواهد داشت. ایروان به جای انتظار برای تدوین رویکرد شفاف تر ایالات متحده در قبال منطقه باید بطور فعالانه با مقامات دوستدار ارمنستان در وزارت خارجه آمریکا، کنگره و کاخ سفید تعامل نماید. در طول ربع قرن گذشته، جامعه ارمنی-آمریکایی، تلاش ها و منابع زیادی صرف تعمیق روابط ارمنستان و آمریکا برغم محدودیت های ژئوپلتیکی نمودند. هم اکنون، توپ در زمین ارمنستان است و باید تلاش نماید تا این روابط به سطح بالاتری انتقال یابد.   جمهوری آذربایجان برغم ترجیح نخبگان آذربایجانی به پیروزی هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهت تجارب دست اول وی در منطقه قفقاز جنوبی، دولت جمهوری آذربایجان بصورت علنی نسبت به پیروزی جمهوریخواهان ابراز نگرانی نکرد. روابط ایالات متحده و جمهوری آذربایجان از سطح بسیار مطلوب و خوبی در دوران ریاست جمهوری جورج بوش برخوردار بود و این گونه تصور می شد که جمهوریخواهان فهم بهتری از تنش و منازعه ناگورنو قره باغ دارند، چرا که تاریخ نشان داده واشنگتن خون جدیدی به رگ های فرایند منازعه تزریق کرده بود. سوال و مشکل اصلی در خصوص دونالد ترامپ، لفاظی های وی علیه مسلمانان و پیش بینی ناپذیری رویکرد وی در قبال ایران، روسیه و دیگر کشورهای پساشوروی بود.   همزمان با کاهش تدریجی تنش ها از زمان مراسم سوگند دونالد ترامپ، رویکرد باکو در قبال دولت جدید آمریکا ویژگی مثبت تر و بهتری یافته است. سایه موضوعات قدیمی حقوق بشر بر سر روابط دوجانبه باعث تصویب لایحه تحریم هایی با حمایت دو حزب آمریکا با هدف مسئولیت پذیری آذربایجان در خصوص موضوعات حقوق بشری خود بوده است. اگرچه لایحه «دموکراسی 2015» جمهوری آذربایجان هیچ گاه تصویب نشد، تحریم های اعمالی آمریکا نگرانی هایی را نزد نخبگان آذربایجانی ایجاد نمود.   تصور جمهوری آذربایجان بر این بود که تمرکز دولت اوباما بر دموکراسی و حقوق بشر به معنای مداخله در امور داخلی این کشور است. این موضوع دقیقا مغایر بود با اعلام ترامپ مبنی بر آنکه "ایالات متحده دیگر در امور داخلی کشورهای مسلمان مداخله نخواهد کرد"؛ اظهارنظری که الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان، آن را "تنها سیاست درست" خطاب کرد.   با این حال، پیشنهاد حذف بودجه 716/7 میلیون دلاری آژانس توسعه بین المللی آمریکا (USAID) به عنوان آخرین نهاد غربی فعال در حوزه توسعه در آذربایجان و عامل حیات جامعه مدنی در این کشور بود که در صورت تایید این پیشنهاد، پیام آشکاری است مبنی بر اینکه واشنگتن هیچ منافعی در جمهوری آذربایجان ندارد.   سیاست فعالانه گزینشی با این حال، باکو خواستار حمایت ایالات متحده در دو حوزه ناگورنو قره باغ و سیاست های انرژی است. ایالات متحده یکی از اضلاع اصلی گروه میانجی مینسک است. رویکرد دولت قبلی آمریکا شامل حفظ وضعیت کنونی و حمایت از فرایند «تجدید حیات» به رهبری روسیه بود. باکو به ویژه با توجه به نقش مستحکم آمریکا در اصول مادرید، علاقه ای به این رویکرد واشنگتن نداشت. در چارچوب اصول مادرید، برخی سوالات و مسائل در خصوص حل و فصل منازعه و تنش ناگورنو قره باغ از سوی ارمنستان و جمهوری آذربایجان مورد موافقت قرار گرفت، اما نظر به آنکه برخی از دشوار ترین سوال ها و معضلات بی پاسخ و راه حل باقی ماند، هیچ گاه به یک سند مبنایی برای توافق صلح تبدیل نشد. با وجود همه این مسائل، این فرایند دستاورد اصلی دولت بوش به شمار می آید، چرا که این فرایند پیچیده رهبری تاریخی روسیه بر منطقه را به چالش کشاند و مسکو را ملزم ساخت تا آمریکا را به عنوان یک بازیگر برابر با خود در رهبری گروه مینسک به رسمیت بشناسد.   با این وجود، تا همین اواخر، ایالات متحده صرفا نمایندگان غیردائم در گروه مینسک داشت و انتصاب رئیس جدید دائمی فی نفسه به معنای التزام و تعهد جدی این کشور به حیات بخشیدن مجدد به این فرایند تلقی نمی شد. در طول چند سال گذشته، ایالات متحده در قالب گروه مینسک ترجیح می داد بر همکاری فنی سطح پایین خود با روسیه تمرکز نماید و خوشنود از آن بود که به مسکو اجازه داده ابتکارعمل میانجیگری ها را در دست بگیرد. بخشی از این بدین دلیل بود که دیگر منازعات بخصوص بحران اوکراین به عنوان موضوعی تعیین کننده در روابط آمریکا/غرب با روسیه ظهور کرد. البته، ایالات متحده همان میزان توجهی را که صرف اوکراین نمود، برای بحران ناگورنو قره باغ اختصاص نداد، اما هرگونه اقدامی در این راستا، بهبود روابط باکو با واشنگتن را تقویت خواهد نمود.   باکو همچنین خواستار مشارکت ایالات متحده در تامین مالی پروژه های نفت و گاز و حضور کمپانی های انرژی این کشور در آذربایجان است. خطوط لوله کنونی جمهوری آذربایجان بطور گسترده ای نتیجه سیاست های واشنگتن در دهه 1990 است، اما آن دهه خیلی وقت است که پایان یافته و باکو کماکان نمی تواند خود را در این خصوص قانع کند. افزون بر این، در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که تحریم هایی که گسترش یافته است، شرکت های روسی فعال در پروژه های انرژی جمهوری آذربایجان را نیز شامل شود. شرکت لوکویل روسیه، ده درصد از سهام کنسرسیوم شاه دنیز آذربایجان را در اختیار دارد که در صورت اجرای تحریم ها، تهدیدی برای کریدور جنوبی گاز به شمار می آمد. با این حال، مفاد تحریم ها تغییر کرد و شرکت های روسی تحریم شده ای که حداقل 33 درصد از سهام یک پروژه را در اختیار داشته باشند، آن پروژه شامل تحریم های جدید می شود.   پویش های منطقه ای پیچیده در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، اهمیت راهبردی باکو برای واشنگتن به محض دستیابی به توافق هسته ای با ایران کاهش یافت. همچنین، از حیث تبدیل تقابل ها به همکاری، این امر به نفع روابط باکو و تهران نیز بود. بطور مشابه، اهمیت باکو به عنوان مسیر تامین کمک های انساندوستانه به افغانستان از سوی ناتو و نیروهای آمریکایی دیگر آن اهمیت سابق را نداشت. اگرچه دولت ترامپ اعلام کرد که چندین هزار سرباز دیگر در افغانستان مستقر خواهد ساخت، ژنرال جوزف دانفورد، فرمانده ستاد مشترک ارتش ایالات متحده تصدیق کرد که "نیازی به افزایش دسترسی ها از مسیر جمهوری آذربایجان نمی بیند".   چالش دولت ترامپ با توافق هسته ای ایران می تواند برای باکو دردسرآفرین باشد، پویش های منطقه ای را به خطر انداخته و بدون دست یافتن به هر گونه امتیاز ارزشمندی از آمریکا، شرایط را به دوره قبل و تقابل با ایران بازگرداند. آنچه که باکو تمایل به تماشای آن دارد، اندکی تعامل بیشتر آمریکا در منطقه به منظور به چالش کشیدن نفوذ گسترده روسیه است. تلاش جمهوری آذربایجان به بهبود روابط با روسیه به قیمت کاهش سطح روابط خود با غرب در سال گذشته نتیجه معکوس داشت. به عنوان مثال، یک مجموعه بزرگ دیاسپورای آذربایجانی در مسکو تعطیل شد و نخبگان سیاست خارجی روسیه در اظهارنظرها و بیانیه های خود، موضع سخت تری نسبت به جمهوری آذربایجان اتخاذ نمودند.   بخشی از این مشکل همچنین ریشه در تلاش های آذربایجان مبنی بر بهبود روابط دوجانبه با مسکو به قیمت کاهش روابط باکو با غرب بود. خصومت این کشور با آمریکا و اتحادیه اروپا بخشی از تلاشی بود که که از سال 2014 با هدف جلب نظر روسیه آغاز شد، اما این تلاش ها منتج به ظهور انتظارات اغراق آمیز از حمایت روسیه در خصوص حل منازعه ناگورنو قره باغ گردید. چند ماه پس از جنگ چهار روزه در آوریل 2016 و هنگامی که مسکو صریحا اعلام کرد که به دنبال تجدید مذاکرات نیست، امیدها نسبت به مسکو از هم فروپاشید.   در غیاب یک رویکرد جامع، حمایت مقطعی ایالات متحده از جمهوری آذربایجان در خصوص موضوعات خاص صرفا باعث به خطر انداختن روابط نسبتا با ثبات باکو با تهران و مسکو خواهد شد. هر دو کشور ایران و روسیه، حمایت آذربایجان از لفاظی های واشنگتن را غیرقابل قبول می دانند.   از زمان روی کارآمدن دونالد ترامپ، آنچه باکو بسیار مشتاق به دریافت آن است، پیامی آشکار در خصوص سیاست واشنگتن در قبال جمهوری آذربایجان و اجرای سازوکاری برای مباحثه و قوام بخشیدن به روابط دوجانبه است. جدای از عقب نشینی آمریکا از موضوعات حقوق بشری و کمک های توسعه ای، تاکنون اقدام مشخصی در سطح روابط دوجانبه صورت نگرفته است. عقب نشینی ایالات متحده بعید است که تغییر کند، مگر آنکه رویکرد مشخصی با محوریت مهار نفوذ روسیه و ایجاد توازن در برابر فعال بودن تهران در سطح منطقه تدوین گردد. از این رو، با توجه به آنکه اتحادیه اروپا، بازیگری قوی در موضوعات امنیت منطقه ای به نظر نمی آید و از آنجا که ترکیه نقش توازن گر در برخی موضوعات منطقه ای را ایفا می کند، اما دنباله رو مسکو در دیگر موضوعاعت منطقه ای همچون سیاست های انرژی است، از نظر باکو هیچ جایگزینی برای آمریکا وجود ندارد. نخبگان ترکیه در سال های اخیر، لفاظی هایی علیه غرب داشته اند که نشان از تغییر محسوس نقش قبلی خود به عنوان پل اتصال غرب به شرق است. رویکرد دونالد ترامپ به توافق هسته ای ایران و تشدید تحریم ها علیه روسیه در غیاب مشارکت واشنگتن در امنیت منطقه ای به مثابه تهدید جدیدی برای پویش منطقه ای خواهد بود. این امر احتمالا بیش از پیش نقش آمریکا در قفقاز جنوبی را (به قیمت افزایش نفوذ روسیه و یا ایران در سطح منطقه) کاهش خواهد داد.   گرجستان در سطح کشورهای قفقاز جنوبی، گرجستان تنها کشور دموکراتیک و طرفدار غرب به معنای واقعی کلمه است. در برخی معیارهای دموکراسی سازی همچون شفافیت و فساد، رتبه گرجستان از برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا بالاتر است. گرایش غرب گرای سیاست خارجی گرجستان، این کشور را محبوب ایالات متحده و اروپا کرده، اما همچنین از زمانی که ولادیمیر پوتین، روسیه را متعهد به ممانعت از پیوستن همسایگان خود به بلوک غرب نمود، باعث شده تا تفلیس هدف خشم مسکو قرار گیرد.   موفقیت دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، گرجستان را مضطرب ساخت. برای تفلیس، ایالات متحده، نیروی موازنه کننده اصلی روسیه به حساب آمده و حضور قاطع واشنگتن، کارآمدترین ضامن (حتی بیش از ناتو) برای موجودیت گرجستان می باشد. بی تجربگی ترامپ در خصوص سیاستگذاری بین المللی باعث شد تا وی گزینه دوم مطلوب گرجستان در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 باشد (اگرچه چنین انتظاری در خصوص باراک اوباما در برابر جان مک کین در سال 2008 گفته می شد).   زمستان نارضایتی یکی از برداشت های اولیه و زودهنگام گرجستان این تصور بود که رویکرد ترامپ و دولت وی به روابط بین الملل، تجارت محور خواهد بود. گرجستان به دلیل مساحت کم و اقتصاد ضعیف، دارایی ارزشمندی برای ترامپ به حساب نمی آید و از این رو این کشور می تواند قربانی روابط بهتر واشنگتن با مسکو شود.   همفکری و همدلی آشکار میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بیش از پیش بواسطه جهالت عیان ترامپ نسبت به روابط بین الملل در هم آمیخته شد. علاوه بر این، اظهارات مردد ترامپ در خصوص ناتو منبع دیگری برای نگرانی گرجستان بود، چرا که به لحاظ تاریخی سیاست های واشنگتن در قبال منطقه قفقاز جنوبی زمانی بسیار موفقیت آمیز بود که در هماهنگی با اتحادیه اروپا و قدرت های اصلی اروپایی تنظیم  و اجرا می شد. حمایت قاطعانه آمریکا از پروژه خط لوله باکو-تفلیس-جیحون در اجرای موفقیت آمیز این پروژه نقش داشت و این حمایت، تهاجم روسیه به گرجستان در سال 2008 را متوقف ساخت و متعاقب آن، ایالات متحده کمک های نهادی و اقتصادی در اختیار تفلیس قرار داد که به تحول این کشور به یک دولت دموکراتیک مدرن کمک کرد و تمامی این ها صرفا مثال های اندکی از تاثیرات سودمند روابط قوی فراآتلانتیکی برای منطقه است.   چندان که به نظر می رسید، بد نبود چند ماه اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ بیانگر آن بود که برغم هرگونه لفاظی ها، دولت آمریکا در کنترل روسیه قرار ندارد. سیاست آمریکا در قبال روسیه (اگر چنین سیاستی وجود داشته باشد)، در واکنش به دستکاری ادعایی سیستم انتخاباتی از سوی روسیه، سخت تر و دشوارتر شد. به نظر می رسد، واشنگتن به سمت تطبیق خود با منافع روسیه حرکت نخواهد کرد.   در چارچوب روابط دوجانبه، تلاش های دیپلماتیک گسترده ای را صرف این موضوع کرد که نخست وزیر و وزیر امور خارجه این کشور جزو نخستین مقاماتی باشند که رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، مایک پنس، معاون رئیس جمهور، نمایندگان اصلی و کلیدی کنگره و نهایتا شخص رئیس جمهور را ملاقات نمایند. مایک پنس در ماه جولای 2017 از تفلیس دیدار داشت و سفر وی مقارن با آغاز مانور نظامی بزرگ «شریک جدید» با حضور 2800 نیروی نظامی به رهبری آمریکا در مدت دو هفته بود. مایک پنس در سخنرانی خود در جمع سربازان گرجستانی اظهارات صریحی علیه تجاوزها و تهاجمات روسیه بر زبان جاری ساخت. دو کشور «موافقت نامه کلی امنیت اطلاعات» را به امضا رساندند که مبنای حقوقی تبادل اطلاعات پنهان میان دو طرف را فراهم ساخته و ظرفیتی در راستای همکاری های ضدتروریستی به حساب می آید. این توافق به نوعی نقطه عطف همکاری های اطلاعاتی دو کشور تلقی می گردد.   کنگره آمریکا که اخیرا حمایت همه جانبه خود را از گرجستان اعلام کرده بود، چندین طرح قانونی را به تصویب رسانید که یکی از آن ها، دولت آمریکا را از ارائه کمک های مالی به دولت هایی که آبخازیا و اوستیای جنوبی (مناطق تحت اشغال روسیه) را به عنوان دولت های مستقل به رسمیت بشناشد، منع کرده است.   در مجموع، به رغم برخی نشانه های امیدوارکننده، علت هایی برای نگرانی و واهمه نیز وجود دارد. مسئولین چندین پست مهم در وزارت خارجه آمریکا هنوز مشخص نشده و مشخص نیست که رویکردهای سیاسی این بازیگران کلیدی، حمایت از گرجستان خواهد بود و یا به دنبال مصالحه با روسیه هستند؟     نویسندگان: آناهیت شیرینیان، زائور شیری اف و جورج مچدلیشویلی - تحلیلگران موسسه چاتم هاوس (Chatham House) انگلستان     منبع: مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی انگلستان (چاتم هاوس)     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحليلگران غربی منتشر شده است» ]]> قفقاز جنوبی Sat, 02 Sep 2017 05:06:28 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3323/قفقاز-جنوبی-واکنشی-نسبت-دولت-ترامپ-نشان-خواهد در هفته های آینده شاهد تقابل روسیه و ایران خواهیم بود http://www.iras.ir/fa/doc/news/3312/هفته-های-آینده-شاهد-تقابل-روسیه-ایران-خواهیم ایراس: کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی پس از ملاقات با سرمربی تیم روسیه از قطعی شدن دیدار دوستانه برابر این تیم خبر داد. به گزارش ایلنا، کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی که این روزها برای زیر نظر گرفتن شرایط کشور روسیه که جام جهانی در آن برگزار خواهد شد، در این کشور حضور دارد با سرمربی تیم ملی روسیه هم دیدار داشت و در نهایت خبر از قطعی شدن دیدار دوستانه ی تیم ملی ایران برابر روسیه در تاریخ 10 اکتبر (18 مهرماه) داد. علاوه بر این کی روش در حال رایزنی برای برگزاری یک دیدار دوستانه ی دیگر با یکی از کشورهای آفریقایی در تاریخ 5 اکتبر  مصادف با 13 مهرماه است. در پایان کی روش از روند آماده سازی تیم ملی در راه جام جهانی 2018 روسیه ابراز رضایت کرده است. منبع: عصر ایران   ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 23 Aug 2017 13:34:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3312/هفته-های-آینده-شاهد-تقابل-روسیه-ایران-خواهیم «ساپار عیسی‌کاف» بخت اول نخست وزیری قرقیزستان http://www.iras.ir/fa/doc/news/3311/ساپار-عیسی-کاف-بخت-اول-نخست-وزیری-قرقیزستان ایراس: «دنیس برداکاف» کارشناس سیاسی قرقیز با اشاره به استفعای «سورنبای جین بیک اف» نخست وزیر سابق و برگزاری نشست پارلمانی در تاریخ 3 شهریور با هدف انتخاب و تأیید نخست وزیر جدید قرقیزستان، گفت: به احتمال زیاد «ساپار عیسی‌کاف» رئیس دفتر ریاست جمهوری به عنوان نخست وزیر این کشور انتخاب می‌شود. وی ادامه داد: این موضوع از همان زمانی که عیسی‌کاف مسئول اجرای پروژه «جامعه پاک» در قرقیزستان شد، کلید خورد. برداکاف با اشاره به اینکه عیسی‌کاف در سمت رئیس دفتر ریاست جمهوری چندین بار تعدادی از اجلاس دولتی را مدیریت کرده، اظهار داشت: به احتمال زیاد ائتلاف اکثریت پارلمان در 25 و 26 آگوست برابر با 3 و 4 شهریور نامزدی وی را برای سمت نخست وزیری مورد تأیید قرار می‌دهد. این کارشناس قرقیز ادامه داد: بر اساس تغییرات جدید در قانون اساسی که در دسامبر سال 2017 به طور کامل اجرا می‌شود نخست وزیر اختیارت بیشتری خواهد داشت. برداکاف تصریح کرد: انتخاب عیسی‌کاف به عنوان نخست وزیر جدید قرقیزستان شانس‌ «عمربک بابان‌اف» یکی از نامزدهای مطرح انتخابات ریاست جمهوری برای پیروزی را تضعیف می‌کند. وی افزود: بابان‌اف در برنامه انتخاباتی خود روی جوانان، نوآوری‌ها و مبارزه با فساد مالی تأکید دارد و پروژه «تازا کام» نیز این مشکلات را حل می‌کند. این کارشناس قرقیز تصریح کرد: ساپار عیسی‌کاف جوان و با انرژی است و انتصاب وی به سمت نخست وزیری به نفع سورنبای جین بیک اف خواهد بود و شرایط وی را در مناطق شمالی قرقیزستان بهبود می‌بخشد. ساپار عیسی‌کاف سیاستمدار 40 ساله‌ و عضو حزب «سوسیال دموکرات» است. وی در حال حاضر ریاست دفتر ریاست جمهوری قرقیزستان را به عهده دارد و یکی از نزدیکان «الماس بیگ آتامبایف» می‌باشد. جین بیک اف بعد از تأیید نامزدی وی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری از طرف کمیسیون مرکزی انتخاباتی قرقیزستان روز دوشنبه استفعا داد. پارلمان قرقیزستان باید 25 اوت جلسه‌ای اضطراری برگزار کرده و ساختار جدید دولت را تنظیم و تأیید کند. منبع: فارس ]]> آسیای مرکزی Wed, 23 Aug 2017 13:28:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3311/ساپار-عیسی-کاف-بخت-اول-نخست-وزیری-قرقیزستان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، رهبر اپوزیسیون قرقیزستان به 8 سال زندان محکوم شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3297/آستانه-انتخابات-ریاست-جمهوری-رهبر-اپوزیسیون-قرقیزستان-8-سال-زندان-محکوم ایراس: دادگاه قرقیزستان «اموربیگ تکه بایف» رئیس حزب پارلمانی«آتامکین» را به علت فساد مالی به 8 سال زندان محکوم کرد. علاوه بر این در حاشیه دادگاه‌های تکی‌بایف «دویشانکول حاتونوف» سرپرست سابق وزارت موقعیت‌های اضطراری قرقیزستان به علت فساد مالی نیز به 8 سال زندان با مصادره اموال محکوم شد. این در حالی است که دفتر دادستان جمهوری قرقیزستان پرونده جنایی تکیبایف و چاتاناف مربوط فساد مالی را در قالب امور شرکت ملی «مگاکام» اپراتور تلفن همراه بررسی کرد. همچنین بر اساس شهادت «لئوند مایفسکی» یک بازرگان روس مشخص شد که تکه بایف از وی یک میلیون دلار دریافت کرده است. تکه بایف با حکم دادگاه موافق نبوده و در قالب آخرین سخنرانی در این دادگاه گفت: این حکم توسط «الماس‌بیگ آتامبایف» رئیس جمهور قرقیزستان تأیید شده است. وکیل‌های این سیاستمدار قرقیز و رهبر اپوزیسیون قرقیزستان، حکم دادگاه «بیشکک» را عادلانه نمی‌دانند. تکه بایف برای شرکت در انتخابات ریاست جمهور قرقیزستان که قرار است در اواسط پاییز سال جاری برگزار شود اعلام آمادگی کرده بود اما مرکز انتخاباتی این کشور درخواست وی را به دلیل دعاوی قضایی قبول نکرد. پایان خبر/ منبع: خبرگزاری فارس - ]]> آسیای مرکزی Fri, 18 Aug 2017 11:25:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3297/آستانه-انتخابات-ریاست-جمهوری-رهبر-اپوزیسیون-قرقیزستان-8-سال-زندان-محکوم جشن خربزه 2017 ترکمنستان و حواشی آن http://www.iras.ir/fa/doc/news/3296/جشن-خربزه-2017-ترکمنستان-حواشی ایراس: جشن خربزه امسال ترکمنستان، با چند روز جابه جایی برگزار شد. جشن خربزه به عنوان یکی از مناسبت های سنتی و بومی ترکمنستان، هرساله مصادف با دومین یکشنبه ماه آگوست برگزار می شود. اما امسال با فرمان ویژه ریاست جمهوری، این جشن، دقیقا 30 روز مانده به شروع بازی های آسیایی 2017 عشق آباد و روز پنج شنبه 17 آگوست برگزار شد. لازم به ذکر است که در برخی محافل علمی و تخصصی ترکمنستان، اخیرا، بحث هایی نیز پیرامون افت کیفیت خربزه های بومی ترکمنستان که سالیان سال توسط دهقانان ساکن این مناطق کشت شده و به نوعی، بخشی از میراث مادی و معنوی ترکمن ها محسوب می شود، مطرح شده است. کارشناسان معتقدند اجرای سیاست های متمرکز مسکو در دوران اتحاد شوروی و تاکید دولتی برای کاشت پنبه از یک سو و استفاده بیش از حد از کودهای شیمیایی در آن دوران و پس از آن از سوی دیگر، زمینه افت نسبی کیفیت خربزه بومی ترکمنی را به مرور فراهم آورده است. نکته جالب توجهی که در این رابطه قابل ذکر می باشد، این است که برخی محافل کارشناسی ترکمنستان پیشنهاد برنامه ریزی برای اصلاح بذر و روش های کشت این نوع محصولات را ارائه کرده اند و یکی از کشورهای مورد توجه برای مشارکت در این طرح ها، اسرائیل است. مرور سابقه حضور و گسترش روابط اسرائیل در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، من جمله ترکمنستان نیز نشان می دهد که سیاست گذاران اسرائیلی، بیش از هر چیز با ارائه دانش و مهارت علمی و فنی در بخش کشاورزی و باغی، جای پای خود را در این کشورها باز کرده و سپس در سایر بخش های کشاورزی، خدمات، صنعت و حتی نظامی-راهبردی نفوذ کرده اند. پایان خبر/ منبع: Turkmen_Daily - ]]> آسیای مرکزی Fri, 18 Aug 2017 00:11:43 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3296/جشن-خربزه-2017-ترکمنستان-حواشی تدابیر امنیتی ویژه در ترکمنستان در آستانه بازی های آسیایی 2017 http://www.iras.ir/fa/doc/news/3295/تدابیر-امنیتی-ویژه-ترکمنستان-آستانه-بازی-های-آسیایی-2017 ایراس: در جلسه 15 آگوست شورای امنیت ملی ترکمنستان، تدابیر ویژه ای برای تأمین امنیت برگزاری بازی های آسیایی داخل سالن و هنرهای رزمی عشق آباد 2017 اتخاذ شد.   در این جلسه که به ریاست بردی محمداف و حضور مسئولان نهادهای امنیتی-انتظامی، قضائی و مرزبانی ترکمنستان برگزار شد، تصمیماتی اعم از: بستن مرزها و تشدید کنترل در مرزهای زمینی، تشدید نظارت در مبادی ورود و خروج و گمرکات کشور، آماده باش نیروهای ارتش، نیروهای پلیس و آماده باش نیروهای مرزبانی، فعالیت شبانه روزی نهادهای قضایی، اعمال محدودیت های ویژه در خصوص صدور ویزا و ... اخذ شده و با امضای رئیس جمهور به صورت قانون لازم الاجرا و فوری ابلاغ شد.   علاوه بر آن، رئیس جمهور ترکمنستان، اتخاذ تدابیری برای فراهم شدن امکان حضور شهروندان این کشور در ورزشگاه ها در جریان این بازی ها را به طور ویژه مورد توجه قرار داد. بردی محمداف، به مسئولان امر نسبت به خالی نماندن صندلی تماشاگران در ورزشگاه ها هشدار داد.   این تدابیر از 17 آگوست تا 27 سپتامبر 2017 پابرجا خواهد بود. پایان خبر/ منبع: Turkmen_Daily - ]]> آسیای مرکزی Wed, 16 Aug 2017 23:22:16 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3295/تدابیر-امنیتی-ویژه-ترکمنستان-آستانه-بازی-های-آسیایی-2017 وزارت آموزش و علوم تاجیکستان، نحوه پوشش دانش آموزان مدارس این کشور را اعلام کرد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3294/وزارت-آموزش-علوم-تاجیکستان-نحوه-پوشش-دانش-آموزان-مدارس-این-کشور-اعلام ایراس: وزارت آموزش و علوم تاجیکستان طی دستورالعملی، نحوه پوشش دانش آموزان مدارس این کشور را اعلام کرد. دراین دستورالعمل به والدین دانش آموزان گفته شده است فرزندانشان در ایام وساعات حضور درمدرسه چه چیزهایی را می توانند بپوشند و چه چیزهایی رانمی توانند بپوشند. بر اساس این دستورالعمل ، داشتن حجاب ، پوشیدن شلوار جین و دامن کوتاه و  تنگ، داشتن بیش از یک گوشواره درگوش ها و آرایش تند و غلیظ ممنوع می باشد. در ابلاغیه وزارت علوم و آموزش تاجیکستان،  دانش آموزان همچنین از داشتن ریش و موهای بلند ، حلقه و گوشواره و نیز ناخن های بلند منع شده اند. البته این دستورالعمل پوشیدن شلوارهای جین را استثنائا برای فصل زمستان مجاز وبلااشکال دانسته است. پوشیدن روسری ملی و عرقچین نیزجزموارد مجاز می باشد. خال کوبی، پوشیدن لباس های ورزشی دارای نوشته های تبلیغاتی و نیز لباس هایی که بر روی آنها علائم و آرم های دولتی کشورهای دیگر درج و نصب شده است نیز مشمول این ممنوعیت ها قرار گرفته اند. فرم و نُرم پوشش دانش آموزان مقاطع مختلف مدارس تاجیکستان  در این دستورالعمل با تصاویر و الگوهایی مشخص و توصیه شده اند. تصاویر مربوط به الگوهای مصوب پوشش دانش آموزان تاجیک در ادامه قابل مشاهده است: پایان خبر/ تهیه کننده و مترجم: پرویز قاسمی منبع: آسیا پلاس -   ]]> آسیای مرکزی Wed, 16 Aug 2017 11:35:17 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3294/وزارت-آموزش-علوم-تاجیکستان-نحوه-پوشش-دانش-آموزان-مدارس-این-کشور-اعلام