موسسه مطالعات ایران اوراسیا - پربيننده ترين عناوين ایران :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/russia/iran Sat, 19 Aug 2017 17:45:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Sat, 19 Aug 2017 17:45:01 GMT ایران 60 روابط ایران و همسایگان شرقی بیشتر از انتخاب، یک اجبار است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3299/روابط-ایران-همسایگان-شرقی-بیشتر-انتخاب-یک-اجبار ایراس: اخیرا، موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان با عنوان «ایران شرقی»، فعالیت خود را آغاز کرد. اهمیت این موضوع از آنجا است که منطقه محل تمرکز این موسسه، یعنی آسیای مرکزی و افغانستان، به دلایل متعددی دارای اهمیت فزاینده بوده و نقش موسسات پژوهشی نیز در مباحث مربوط به شناخت این مناطق از یک سو و فراهم کردن فرصت های گسترش روابط با جامعه علمی این کشورها از سوی دیگر، قابل تأمل است. منطقه آسياي‌مركزي و افغانستان با حدود 95 ميليون نفر جمعيت، طي يک‌دهه اخير در حوزه‌هاي مختلف ژئوپليتيکي (محل تلاقي قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي)، ژئواستراتژيکي، ژئواکونوميکي (منابع عظيم انرژي و مسیرهای انتقال آن) و ژئوکالچری، توجه ناظران و بازیگران بین المللی را به خود جلب کرده است.   از سوی دیگر، استقرار موسسه مطالعاتی آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) در شهر مشهد مقدس، بیانگر جايگاه و اهميت استان خراسان‌رضوي در توسعه مراودات سياسي- اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي اين منطقه است. اين استان با برخورداري بيش از 1800 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان و ترکمنستان و پنج گذرگاه بين‌المللي، یکی از فرصت های همگرایی ایران و کشورهای آسیای مرکزی است. نظر به اهمیت این موضوع، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) – که از سالیان گذشته، خود، یکی از موسسات پژوهشی فعال در حوزه مطالعات اوراسیای مرکزی است – گفتگویی را با جناب آقای محمد صدیقی‌فر، مدیر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) ترتیب داده است که از نظرتان می گذرد:   ایراس: تاسیس یک موسسه مطالعاتی درباره آسیای مرکزی و افغانستان در خراسان، اذهان را خود به خود متوجه یک سری اهداف کلی می‌کند، اما شما بفرمایید دلیل احساس نیاز شما به تاسیس چنین موسسه ای، آنهم در این استان چه بود؟   صدیقی‌فر: در مورد تاسیس موسسه مطالعاتی در حوزه کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان چندین نظر قابل ذکر است که در ابتدا بایستی به تجربه مفیدی که در دنیا از تاسیس مراکز مطالعاتی و اندیشکده‌ها وجود دارد، اشاراتی داشته باشیم. در دنیای امروز، کانون‌های تفکر جایگاه بسیار بالایی در عرصه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست و هرآنچه راهی نو به سمت تولید اندیشه بیابد، یافته است و بصورت کلی اینگونه مطرح می‌گردد که کانون‌های فکر یا همان موسسات پژوهشی به پلی میان دانش و دانایی تبدیل شده‌اند و در همین راستا، کشورهای بسیاری با درک این ضرورت به سمت افزایش کمی و کیفی آن پیش می‌روند بگونه‌ای که بنابر گزارش اخیری که دانشگاه پنسیلوانیا منتشر کرده است تا پایان سال گذشته میلادی نزدیک به 7 هزار مرکز مطالعاتی در دنیا مشغول به فعالیت شده‌اند. نکته قابل توجه در این آمار، تمرکز و سرمایه گذاری قدرت‌های جهانی در آن است بگونه‌ای که آمریکا با 1835 به لحاظ تعداد بالاترین و چین با 435 و انگلیس با 288  در ردیف‌های بعدی قرار دارند. گذشته از تعداد این مراکز پژوهشی، به لحاظ محتوایی و عمق تاثیرگذاری نیز هر روزه بر دامنه اثربخشی چنین مراکزی افزوده شده و کشورهای مختلف سعی بر استفاده از خدمات چنین مراکزی دارند. تنها بعنوان نمونه می‌خواهم عرض کنم در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5، تنها 400 موسسه پژوهشی در واشنگتن دولت مرکزی آمریکا را در پیشبرد اهداف خود کمک و یاری رسان بودند که این مهم خود بر اهمیت چنین مراکزی تاکید دارد. این تجربه مفید دلیل قانع کننده‌ای است که ما بایستی مراکز مطالعات تخصص را بیش از گذشته اهمیت داده و بر تقویت راهبردهای اهدایی از سوی آنان تمرکز کنیم.    دومین دلیل در ایجاد این موسسه، سرعت تحولات و گستردگی مطالب است که ایجاب می‌کند مراکزی مطالعاتی، با محوریت مناطق جفرافیایی محدود در حوزه‌های سیاسی-امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تاسیس تا به سمت مباحث تخصصی تر حرکت کنند. سومین دلیل، استفاده از ظرفیت بالای نیروی انسانی و متخصص و مزیت همجواری جغرافیایی این استان با آسیای مرکزی و افغانستان است. تاسیس چنین موسسه‌ای با هدف تمرکز زدایی و پیگیری امورات تحقیقاتی بنابر استفاده از کارکرد عنصر مجاورت در این منطقه است. تاکنون مباحث بسیاری در خصوص ایجاد مراکزی تخصصی با هدف تمرکز زدایی مطرح بوده اما عملا در این حوزه به موفقیت‌های چندانی نائل نشدیم. در کنار این کلیت، استان‌های شرقی و شمالشرق در مجموع حدود 800 کیلومتر با کشورهای افغانستان، ترکمنستان و مرزهای جنوبی آسیای مرکزی مرز مشترک دارند و از ديرباز به دليل موقعيت مناسب جغرافيايی و قرار گرفتن در مسيرجاده‌ای هچون راه ابريشم و وجود مرقد مطهر امام رضا(ع)، دارای اهميت خاصی بود‌ است. همچنین آسیای مرکزی و افغانستان از کانون‌های مهم ژئوپلتیکی و از مراکز مهم تحولات تاثیرگذار بین‌المللی و از معدود مناطقی است که تمامی قدرت‌های جهانی و عمده و رقبای منطقه‌ای ایران در آن حضور دارند. مسئله‌ای که واجد فرصت‌ها و در عین حال چالش‌هایی برای ماست. بنابر همین دلایل، احساس کردیم که بایستی نسبت به مسائل منطقه با تمرکز بیشتری رفتار کرده و مبادرت به ایجاد چنین موسسه‌ای کردیم.   ایراس: دسترسی موسسه ایران شرقی به منطقه نه به لحاظ صرفا جغرافیایی به لحاظ منابع انسانی و تخصصی، به لحاظ ارتباط با نهادهای سیاسی-اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه چگونه است؟   صدیقی‌فر: طی چند سال فعالیت در این حوزه موفق به کسب ارتباطات مناسب و قابل اعتنایی شدیم و یقینا از این پس هم تمرکز خود را بر این موضوع خواهیم گذاشت تا ارتباطات موثرتری داشته باشیم. در حال حاضر با حدود 8-10 مرکز مطالعاتی در کشورهای منطقه ارتباطی مستقیم داریم. مراکزی مانند موسسه مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان، موسسه مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری قزاقستان و تاجیکستان، موسسه پژوهشی آنالاتیکا، دین، حقوق و سیاست و راه حلهای عاقلانه در قرقیزستان، و برخی دانشگاه‌هایی منطقه همچون دانشگاه آرابایف، دانشگاه علوم انسانی بیشکک و... از جمله دیگر مراکزی هستند که در حال حاضر قراردادهایی در قالب همکاری مشترک با آنان به امضا رساندیم. همچنین در سطح کشور نیز، مرکز مطالعات وزارت امور خارجه، دانشگاه فرودسی مشهد بعنوان قطب علمی-تحقیقاتی شرق کشور، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، معاونت بین‌الملل آستان قدس رضوی از جمله دیگر نهادهایی است که موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان با آنان قرارداد مشترک همکاری به منظور بهره‌مندی بیشتر از فرصت‌های مطالعاتی و امکاناتی آنها به امضا رسانده است و یا مذاکرات مقدماتی را برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی آغاز کرده است.    همچنین در حال حاضر با ده‌ها نفر از کارشناسان صاحب نظر داخلی و خارجی حاضر در ساختارهای حکومتی و مستقل، ارتباطات مستمری داشته و بر این باوریم که چنانچه روند رسمیت یابی موسسه و فعالیت آشکار آن بصورت جدی تری دنبال شود و موفق به ادامه روند جذب پروژه‌های تحقیقاتی در حوزه کشورهای تحت پوشش شویم، با توجه به تیم مجرب همکارانی که عرض شد، فرصت‌های بی نظیری را بدست خواهیم آورد. از سوی دیگر، نقطه قوت ما ارتباط با پژوهشگران بومی است و تلاش داریم تلفیقی از نقطه نظرات کارشناسان داخلی و خارجی را در پروژه‌های مطالعاتی داشته باشیم.   ایراس: ارزیابی شما از روابط ایران با آسیای مرکزی چیست؟ آیا این روابط را متناسب با ظرفیت های موجود می بینید؟ به نظر شما آیا ایران به همسایگان شمالی خود توجه ندارد و یا توجه دارد و موفق نیست؟   صدیقی‌فر: در پاسخ به بخش اول سوالتان، به نظر می‌رسد تا زمانیکه راهبرد مشخص با مولفه‌های قابل سنجش و اندازه گیری در روابط ایران و آسیای مرکزی تعریف نکرده باشیم، هرگونه ارزیابی و اظهارنظری عالمانه نخواهد بود.   یکی از مهمترین مشکلات در آسیای مرکزی تا آنجاییکه من اطلاع دارم این است که جمهوری اسلامی راهبردی مشخص در این منطقه ارائه نکرده است. بجز سیاست‌های مدون که ایران در سال‌های آغازین فروپاشی شوروی تدبیر و اجرایی کرد که امروز دیگر قابل استفاده نیست و سند 1404 که گفته است که ایران بایستی به قدرت اول در کشورهای همجوار تبدیل شود، عملا شاخص، معیار و یا سند بالادستی مدونی در این حوزه وجود ندارد تا امروز بتوانیم بر مبنای آن و با توجه به مولفه‌های پیشبینی شده، میزان موفقیت یا ناکامی خودمان را مورد آزمون قرار دهیم. در حال حاضر، عمده ارزیابی از روابط توسط کارشناسانی صورت می‌گیرد که تجربیات شخصی خود را ملاک تحلیل قرار می‌دهند و از دریچه‌ای محدود، شخصی و مقطعی به ماجرا نگاه می‌کنند. در کنار این، بر این باورم ما موفقیت‌های بسیار زیادی در منطقه داشته‌ایم-روابط نزدیک و دوستانه در بالاترین سطح دیپلماتیک، حضور در سازمان‌های مشترک منطقه‌ای، حضور فعال در حل‌وفصل مسائل منطقه مانند بحران افغانستان و جنگ داخلی تاجیکستان تا مشارکت در طرح‌های اقتصادی که شاید تنها در نمونه‌های در آفریقا یا آمریکای لاتین این شکل مراودات را تجربه کرده‌ایم، نشانی بر این مدعاست. اما اینکه موارد همکاری در گذشته و در حال حاضر تناسبی با ظرفیت‌های بالقوه ما دارد، بایستی تاکید کنم که خیر. در واقع، فرصت‌های پرشماری در حوزه آسیای مرکزی موجود است که بایستی با برنامه‌ای مدون و طرح ریزی شده به سمت اجرایی شدن آن پیش رفت.   ایراس: به نظر شما چرا از سوی اغلب کارشناسان سیاست ایران در آسیای مرکزی ناموفق و شکست خورده ارزیابی می شود؟   صدیقی‌فر: این نظر یک نظر کارشناسی نیست. چراکه همانطور که در پاسخ به سوال قبلی هم اشاره کردم، کارشناسان اغلب براساس تجربه شخصی اظهاراتی را اغلب بیان می‌کنند. بسیاری از این کارشناسی‌ها به این کیفیت که بگوییم در یک بازه زمانی و بطور هدفمند مسائلی را مورد تحلیل قرار داده‌اند، نبوده است. به باور من تا زمانیکه یک ارزیابی دقیق و علمی از سیاست‌های ایران در آسیای مرکزی صورت نگیرد، و سیاست‌های اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران در یک قالب به تحلیل گذاشته نشود، نمی‌توان فهم درستی از مسئله در گام اول داشت و سیاست ایران را ناموفق یا بالعکس موفق ارزیابی کرد.   ایراس: متخصصان منطقه معتقد هستند که وجود و دخالت نهادهای غیرمرتبط با دیپلماسی در روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی موجب آسیب به روابط ایران و منطقه شده است، نظر شما در اين باره چیست؟   صدیقی‌فر: دخالت نهادهای غیرمرتبط با دیپلماسی؟! من معنای این حرف را درک نمی‌کنم و آنرا قضاوتی عجولانه می‌دانم. بنده هم نمی‌توانم پاسخگوی این سوال باشم اما یقینا اگر چنین شکلی وجود داشته که من به آن اعتقادی ندارم، بایستی در جلسه‌ای تخصصی و حتی بدون حضور رسانه‌ها بین معتقدین به دخالت و متهمین به آسیب بخشی به روابط، مناظره‌ای برپا کرد تا هر دو طرف از مواضع خود در آن جلسه دفاع کنند. از سوی دیگر، اینکه ما کم کاری و شرایط موجود را حاصل مواضع دیگرانی قرار دهیم و عده‌ای را مقصر اعلام کنیم، چندان درست و منطقی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند. این واقعیت برکسی پوشیده نیست که آسیای مرکزی بجز در سال‌های اولیه پس از فروپاشی هیچگاه در اولویت سیاست‌های ما نبوده و تفاوت آشکار و معناداری هم بین دولت‌های مختلف راجع به این منطقه وجود نداشته است و این مهمترین مشکلی است که به روابط آسیب زده است. در واقع، این موضوع که بایستی کشور یک سیاست منسجم و تعریف شده و هماهنگی داشته باشد، جای هیچ تردیدی وجود ندارد اما اینکه اصل این موضوع هم تنها بر دوش سیاست خارجی گذاشته تا کلیات تنها از مجاری وزارت خارجه تعریف شود، این هم غلط است. این در حالیست که ما در داخل کشور نهادهای مشخصی همچون شورای عالی امنیت ملی را داریم که می‌تواند سیاست‌ها را هماهنگ کند. تاجاییکه اطلاع دارم در جلساتی که حداقل در سطح عالی کشور برگزار می‌شود، این هماهنگی‌ها وجود داشته و مسائل در حال رصد است و در همین چارچوب، تصمیمات تاثیرگذار و کلان خارجی با هماهنگی این نهاد که متشکل از دیگر نهادهای فعال در حوزه خارجی است، اتخاد می‌شود. به عبارتی اینگونه نیست که چنانچه نهادی مستقلا به تصمیمی دست یافته باشد، امکان پیاده سازی آن بدون مجوز شورای عالی امنیت ملی امکان پذیر باشد. از سوی دیگر، در نمونه‌هایی که در کشورهای امروز نیز شاهد آن هستیم، عدم محدود کردن تصمیمات برون مرزی در قالب وزارت خارجه مسئله‌ای واضح و مبرهن است. درست است که بایستی این نقش هماهنگ کننده با وزارت خارجه باشد اما لزوم اجماع در اتخاذ تصمیمات از سوی نهادهای مرتبط و حتی مشارکت برخی از نهادها در پیشبرد سیاست خارجی نبایستی مورد انتقاد قرار گیرد.   ایراس: شما چه چشم اندازی برای روابط ایران و آسیای مرکزی و افغانستان یا همان ایران شرقی متصور هستید؟ به نظر شما آیا امکان دارد روزی کانون توجه سیاست ایران از خاورمیانه به آسیای مرکزی منتقل شود و این اتفاق چه فرصت ها و چالش هایی را متوجه ایران می کند؟   صدیقی‌فر: در خصوص بخش دوم سوال شما، اعتقادی به این تغییر نگاه از جنسی که شما اشاره می‌فرمایید، ندارم. بنظر می‌رسد جمهوری اسلامی بایستی با یک سیاست متوازن نسبت به همه مناطق همجوار و دارای اهمیت راهبردی و استراتژیک، اقدامات مقتضی را انجام دهد. بنده بر این باورم که نسبت به آسیای مرکزی غفلت شده است. این به آن معنا نیست که تمرکز را بایستی از خاورمیانه برداشت و به آسیای مرکزی گسیل داد. بلکه بر این عقیده‌ام که سیاست منطقه‌ای و منسجمی را ایران بایستی برای خود تعریف کرده و هماهنطور که در سند 1404 آمده است، امکان دستیابی به قدرت اول منطقه‌ای را برای خود مهیا سازد. همانطور که ترکیه، عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر همسایگان مورد توجه ایران هستند، پاکستان، افغانستان و 5 کشور آسیای مرکزی هم همسایگان ما بوده و نسبت به تحولات این مناطق بایستی با جسارت و دیدی کلان تر از آنچه که هست، به موضوع نگریست که در این شرایط، مسئله انتقال تمرکز مطرح نخواهد شد.   در مورد موضوع فرصت‌ها و چالش‌های توجه به آسیای مرکزی، تاکنون صحبت‌ها و اظهار نظرهای بسیاری صورت گرفته است. در اینکه فرصت‌های اقتصادی بی نظیری وجود دارد، جای شک و تردیدی نیست و اظهار در این خصوص، تکرار مکررات است اما بایستی عرض کنم، میزان توجه ما به همسایگان شرقی به نسبت همسایگان غربی، برابر با میزان توجه‌ای است که در داخل کشور به نواحی غربی نسبت به شرقی داریم. سطح این بی توجهی به شرق کشور بگونه‌ای است که در صورت ادامه آن، بحران‌های عظیمی از امنیتی گرفته تا فرهنگی و زیست محیطی و اقتصادی که از هم اکنون گریبانگیر ما شده است، ادامه خواهد یافت. ما با معظل آب بصورت جدی در مناطق شرق و شمالشرق که جز در تعامل با همسایگان حل نخواهد شد، مواجهیم.   همچنین معظل بیکاری از جمله مشکلات مردمان منطقه است که جز‌ ارتقا منطقه مانند توسعه همکاری بندر چابهار با همسایگان شرقی و شمالشرقی و افزایش کارآفرینی قابل حل نیست. در همین حال، معظل سنتی قاچاق مواد مخدر را همچنان در پیش رو خواهیم داشت و بدون تعامل با همسایگان و بدون ورود جدی تر به مسئله این چالش نیز قابل حل نخواهد بود. معظل پیوستگی‌های قومی-مذهبی مناطق مرزی با همسایه‌ها و امکان سو استفاده بازیگران ثالث از جمله دیگر مهمترین معظلات سال‌های آینده در صورت ادامه بی توجهی به حوزه کشورهای تحت پوشش است. به عبارتی در سیاست امروز، روابط با همسایگان شرقی و شمالشرق بیشتر از اینکه یک انتخاب باشد، یک اجبار است و بایستی به این مسئله توجهی خاص کرد. در همین حال، ظهور رو به گسترش قدرت‌های چین و هند که امروز همه دنیا به تاثیرات آن اعتراف دارند، چه از ناحیه ایجاد فرصت و چه از منظر تهدیدات؛ می‌تواند مسائل را تحت الشعاع خود قرار دهند و این مسئله هم ایجاب میکند در چشم اندازی به آینده برای تنظیم روابط خود با هند، چین، روسیه، به آسیای مرکزی و افغانستان توجه ویژه ای داشته باشیم. در سیاست امروز ایران، کمتر عواملی برای تنظیم روابط با این سه قدرت تعریف نشده است و بدون شک، فاکتورهای آسیای مرکزی و افغانستان بهترین فرصت را برای تعادل بخشی به روابط با قدرت‌های سنتی و نوظهور در منطقه و جهان ایجاد کرده است.   ایراس: از نظر شما ایران باید آسیای مرکزی و افغانستان را به عنوان کلیت یک منطقه بنگرد و یا سیاست و رابطه کشور به کشور را در پیش بگیرد؟   صدیقی‌فر: موضوع همگرایی‌های منطقه‌ای از جمله نام‌آشناترین مفاهیمی است که در دهه‌های اخیر در مباحث روابط بین‌الملل، مورد توجه قرار گرفته‌اند و بنابر همین کلیت، یقینا بایستی ما نیز نگاه منطقه محور به کشورهای آسیای مرکزی داشته باشیم و منطقه را باید بعنوان یک کل در نظر بگیریم. دومین دلیل بر ضرورت چنین نگاهی در اینجاست که در واقعیت، مسائل و مشکلات فعلی و پیشرو، بدون تعامل کشورهای منطقه با همدیگر قابل حل نیست. مسئله داعش و یا بحران آب بعنوان مثال، در شرایط فعلی بدون ارتباطگیری و هماهنگی کشورهای منطقه تقریبا قابل حل نیست البته در حال حاضر، آسیای مرکزی را همچنان نمی‌توان بطور مطلق بصورت یک کل تصور کرد. بنظر می‌رسد که ایران باید با یک نگاه بلند مدت به منطقه، مسائل را در یک کلیت مورد ارزیابی قرار دهد در عین حالیکه ارتباط با تک تک کشورها را حفظ کرده، اهداف خود را بگونه‌ای ترتیب بخشد که این شکل ارتباطگیری به یک پیوستگی منافع منجر گردد. این رویکرد دارای تجربیات منطقه‌ای و جهانی نیز هست. در حال حاضر، کشورهای جنوب شرقی آسیا شامل ژاپن و کره، اتحایه اروپا و آمریکا نیز نگاه کلی نگر به منطقه دارند. طرح موضوع c5+1 از جمله مهمترین مثال‌هایی است که می‌توان در این رابطه مطرح کرد. همچنانکه روس‌ها نیز در بازتعریفی از منافع خود، بر ضرورت تکیه بر همکاری‌های منطقه‌ای دوچندان افزوده‌اند. در نهایت نیز فارغ از تجربیات بین‌المللی، این نکته یک اجبار است که منطقه را بایستی در راهبردهای کلان بعنوان یک کل اما با ورود به منطقه و توسعه روابط در ابعاد منطقه‌ای با درنظرداشت سطح مناسب روابط با تک تک کشورها نگریست.    پایان گفتگو/ ایراس :مؤسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) قرار است با هدف ارائه کمک فکری و مشورتی به نهادها و دستگاه‌های تصمیم ساز و سیاست‌گذار و همچنین تلاش در جهت پیشبرد منافع ملی در آسیای مرکزی و افغانستان، در زمینه های پژوهشی، تحقیقاتی، ترجمه، تالیف و انتشار فعالیت کند.   ]]> آسیای مرکزی Sat, 19 Aug 2017 09:58:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3299/روابط-ایران-همسایگان-شرقی-بیشتر-انتخاب-یک-اجبار