موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سیاست های امنیتی و نظامی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/energy-and-environment Thu, 26 Apr 2018 23:44:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Thu, 26 Apr 2018 23:44:58 GMT سیاست های امنیتی و نظامی 60 تحول نوین در روابط روسیه و غرب: عرصه های جدید تقابل http://www.iras.ir/fa/doc/article/3619/تحول-نوین-روابط-روسیه-غرب-عرصه-های-جدید-تقابل مقدمه روابط روسیه و غرب در سال های اخیر به ویژه پس از بروز بحران اوکراین در سال 2014 دستخوش تحولات منفی زیادی بوده است.غربی ها به بهانه الحاق کریمه به روسیه و حمایت مسکو از جدایی طلبان شرق اوکراین، تحریم های گستردهای را علیه  روسیه به اجرا در آورده و آمریکا به عنوان سردمدار بلوک غرب علاوه بر این موارد با دستاویز قرار دادن دخالت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری 2016 این کشور، تحریم های بی سابقه ای را در چارچوب قانون "کاتسا" برای تشدید فشارها و محدودیت ها علیه روسیه به مورد اجرا گذاشته است. این مسائل در کنار اختلافات دیگر از جمله حضور نظامی روسیه در سوریه و انتقاد و حملات تبلیغاتی غرب علیه دولت روسیه، باعث شده تا روند روابط روسیه و غرب روند نزولی را طی کند و با گذشت هر سال بر گستره اختلافات و تنش ها افزوده شود. با این حال بروز مساله ای جدید یعنی مسمومیت شیمیایی"سرگئی اسکریپال" جاسوس سابق روس و یولیا دخترش در سالزبری در جنوب غرب انگلیس در 4 مارس 2018 و پیامدهای آن روابط سرد و پرتنش روسیه و غرب را وارد برهه جدیدی کرده است. اسکریپال در سال 2010 هنگام تبادل جاسوس میان آمریکا و روسیه به انگلیس پناهنده شد که در آن، مسکو چهار جاسوس خود را با 10 جاسوس آمریکا مبادله کرد. وی پیش‌تر مامور اطلاعاتی روسیه بود که به دلیل جاسوسی برای دولت انگلیس در سال 2006 به 13 سال حبس در مسکو محکوم شد،وی متهم بود که هویت جاسوسان روس را در اروپا به سازمان جاسوسی ‌ام.آی.6 گزارش داده است.مقامات انگلیس ادعا می‌کنند که اسکریپال براثر تماس با ماده سمی اعصاب ساخت روسیه  موسوم به "نویچوک" مسموم شده است.   بهانه جویی غربی ها متهم شدن روسیه از سوی انگلیس به دخالت مستقیم در مسمومیت شیمیایی اسکریپال به بهانه ای برای غربی ها برای اقدامات تنبیهی بی سابقه علیه  مسکو به ویژه در دو بعد دیپلماتیک و ورزشی تبدیل شده است. این در حالی است که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه بر دخالت نداشتن کشورش در ماجرای مسمومیت اسکریپال تاکید کرده است.نکته مهم اینکه محققان سلاح های شیمیایی بریتانیا نتوانستند ثابت کنند که گاز اعصاب مورد استفاده در مسمومیت "اسکریپال" ساخت روسیه بوده است."گری ایتکنهد"مدیر آزمایشگاه «پورتون داون» وابسته به ارتش بریتانیا اعلام کرد بر اساس تحقیقات به‌عمل‌آمده توسط محققان این آزمایشگاه، روسی بودن ماده شیمیایی مسمومیت اسکریپال ثابت نشده است. از سوی دیگر اکنون مشخص شده که تولید عامل اعصاب که برای مسموم کردن اسکریپال استفاده شده است می تواند در 20 کشور صورت بگیرد.در این زمینه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه گفت: بر اساس نظر کارشناسان بین المللی نزدیک به 20 کشور در جهان می توانند عامل اعصاب مشابهی را تولید کنند.بدین ترتیب متهم کردن روسیه به عنوان تولید کننده و عامل مسمومیت اسکریپال اساسا مساله ای قابل اثبات نیست.     همراهی اروپایی ها به رغم اختلاف اتحادیه اروپا و انگلیس در باره برگزیت ، سران اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود در بروکسل آشکارا در حمایت از انگلیس علیه روسیه موضع گرفتند. ترزا می نخست وزیر انگلیس در این نشست به دنبال متقاعد کردن سران اروپایی برای واکنش مناسب در مقابل روسیه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری این کشور بود. این درخواست ترزا می با پاسخ مثبت آنها همراه شد. در این راستا سران اتحادیه اروپا در حمایت از انگلیس، روسیه را به دست داشتن در مسمومیت سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین روس متهم کردند.سران اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک در حمایت از موضع لندن اعلام کردند که "به احتمال زیاد" روسیه مسئول مسموم کردن سرگئی اسکریپال و دخترش است. ترزا می نیزاعلام کرد امروز روسیه نه تنها در اروپا بلکه در خاورمیانه و سراسر جهان یک تهدید است. ترزا می گفت: من از تمام همتایان خود در این نشست می خواهم تا تصمیم جدی علیه تهدیدهای روسیه اتخاذ کنند. فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم با اعلام حمایت این اتحادیه از انگلیس اعلام کرد کشورهای عضو بی تردید و قاطعانه از لندن در مقابل تهدیدهای خارجی دفاع خواهند کرد. موگرینی اعلام کرد بهترین راه برای مقابله با تهدید های روسیه «اتحاد و یکپارچگی» تمام اعضای اتحادیه اروپا است. اما این اقدام اروپایی ها با واکنش منفی مسکو مواجه شد. سفیر روسیه در انگلیس اعلام کرد اروپا در بسیاری از موارد در تاریخ، قوانین بین‌المللی را نقض کرده است و امروز هم در همین راستا روسیه را متهم می کند. بدین ترتیب رویارویی روسیه و انگلیس که از قبل هم با هم اختلافات مهمی داشتند، با توجه به موضع گیری یکپارچه سران اتحادیه اروپا علیه مسکو بر سر مسموم شدن اسکریپال به مراحل بسیار حساسی رسیده است. دولت محافظه کار انگلیس که روابط دو کشور را در مسیری بی بازگشت قرار داده، خواهان حمایت همه جانبه غرب از خود در برابر روسیه است.   اقدامات تنبیهی دولت انگلیس در واکنشی عملی علیه روسیه ، اقدام به اخراج 23 دیپلمات روس از خاک خود نمود که البته  شرکای اروپایی و غربی لندن نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفتند.حدود 30 کشور اقدام به اخراج نمایندگان دیپلماتیک روسیه از خاک خودکرده وبیش از 150 دیپلمات روس از کشورهای مختلف اخراج شدند.از جمله آمریکا اعلام کرد که 60 تن ازدیپلمات های روسی مقیم آمریکا ازجمله 12 نفراز کارکنان دفتر نمایندگی دائم روسیه در سازمان ملل را اخراج می کند.ترزا می، نخست‌ وزیر انگلیس این رویداد را پرشمارترین اخراج دیپلمات‌های روسی در تاریخ خواند. به گفته بوریس جانسون، وزیر خارجه انگلیس، این اخراج‌ها "نقطه عطفی"در روابط غرب با روسیه است و"ضربه‌ای" محسوب می‌شود که سازمان اطلاعات روسیه سال‌ها وقت لازم دارد تا از آن بهبود یابد. گمان دولت محافظه کار لندن این بود که اخراج جمعی دیپلمات های روسی از کشورهای غربی اعم از اروپا، آمریکا و چند کشور دیگر ضربه سختی برای دستگاه اطلاعات خارجی روسیه خواهد بود که بسیاری ازعوامل اطلاعاتی خود دراین کشورها را بدین ترتیب از دست داده است. اما نکته مهمتر این بود که یک مقام بلند مرتبه انگلیس اعلام کرد،دولت این کشور در سطحی بی‌سابقه اطلاعات مأموران مخفی خود در پرونده مسمومیت اسکریپال را در اختیار هم‌پیمانان خود قرار داده است. ارائه این اطلاعات زمینه را برای اخراج تعداد زیادی از دیپلمات‌های روس از کشورهای غربی، فراهم ‌آورد. دولت انگلیس به رغم درخواست های مکرر روسیه در باره ارائه شواهد و مدارک در باره دخالت مسکو در مسمومیت شیمیایی  اسکریپال، از این کار خود داری کرد ودر عوض در چارچوب جنگ تبلیغاتی و نیز برای متقاعد کردن افکارعمومی، ادعا کرد که اطلاعات مخفی خود درباره دخالت مستقیم مسکو در مسمومیت شیمیایی اسکریپال را در اختیار متحدان خود قرار داده است.این پرسش مطرح است که اگر واقعا مدارک محکمه پسند و قابل قبول برای مجامع جهانی در این زمینه وجود داشت قطعا لندن اقدام به انتشار آنها می کرد تا بتواند ضمن منفعل کردن مسکو، آن را در معرض محکومیت های بین المللی قرار دهد. تحلیلگران با توجه به رویکرد و عملکرد دولت انگلیس، ادعاهای آن در باره نقش روسیه در حادثه مسمومیت اسکریپال را زیر سئوال می برند.ضمن اینکه هدف لندن از این اقدام بیش از اینکه جنبه انسانی و حتی امنیتی یعنی کاربرد سلاح شیمیایی در خاک یک کشور اروپایی آن گونه که ادعا کرده باشد، بیشتر فراهم آوردن بهانه لازم برای اعمال تحریم های بیشتر و همه جانبه علیه مسکو به ویژه  تحریم جام جهانی فوتبال 2018 روسیه است. لندن با جدیت به دنبال تحریم بازی های جام جهانی فوتبال 2018 روسیه است. انگلیس به همراه 6 کشور دیگر یعنی لهستان، ایسلند، دانمارک، سوئد، استرالیا و ژاپن که جواز حضور در جام جهانی را کسب کرده اند، دولت‌هایشان جام جهانی را بایکوت کرده‌اند. انتظار می رود که مقامات رسمی این کشورها در مراسم افتتاحیه جام جهانی درروسیه حضور نیابند.نیکیتا سیمونیان معاون اتحادیه فوتبال روسیه درباره درخواست انگلیس از متحدانش برای تحریم جام جهانی فوتبال گفت: آنها مدعی بودند که ورزش باید از سیاست جدا باشد. در واقع غربی ها به رغم ادعاهای خود، از ورزش به مثابه سلاحی سیاسی و تبلیغاتی علیه دیگر دولتها استفاده می کنند. بدین ترتیب در چارچوب کارزار گسترده ضد روسی غرب، این بار انگلیس صحنه گردانی را برعهده گرفته و موضع هماهنگ سران دولتهای غربی علیه روسیه نیز نشان از آن دارد که غرب قصد دارد با توجه به پیروزی بی سابقه پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه که نشانه بی اعتنایی روس ها به تبلیغات ضد پوتین غربی ها بود، فشارهای سیاسی خود را علیه مسکو و پوتین تشدید کند.   دیدگاه مسکو ازدیدگاه مسکو، اقدام هماهنگ غربی ها در اخراج دیپلمات های روسی ، نشانه تلاش حساب شده و سازمان یافته با هدف تحت فشار قرار دادن روسیه و منزوی کردن این کشور در سطح بین المللی است. به گفته ماریا زاخارووا سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه ،پشت این اقدام، افرادی قدرتمند در انگلیس و آمریکا قرار دارند.وی معتقد است که ناتو پشت سر اقدامات اتحادیه اروپا قرار دارد و این سازمان درصدد سیاه نمایی علیه روسیه است."دمیتری ایگورچنکوف"کارشناس روسی،  معتقد است پرونده اسکریپال بهانه‌ای برای گسترش ناتو و افزایش تحریم‌ها علیه روسیه است و می‌گوید واشنگتن، اروپا را خط مقدم «جنگ ترکیبی» علیه روسیه می‌داند. مسکو براین مساله پافشاری می کند که لندن هیچگونه شواهد متقنی درباره دخالت دولت یا ماموران دولتی روسیه در ماجرای مسمومیت شیمیایی اسکریپال و دخترش ارائه نداده است. به گفته "لئونید رینک"کارشناس شیمیایی، روسیه در زمینه مسمومیت اسکریپال هیچگونه منفعتی ندارد و از سوی دیگر، روسیه نمی توانست در چنین موقعیت حساسی یعنی انتخابات ریاست جمهوری و بازی های جام جهانی فوتبال، مبادرت به چنین اقدامی کند.درعین حال نباید فراموش کرد انگلیس که به دلیل مباحثات زیاد با اتحادیه اروپا بر سر خروج از این اتحادیه (برگزیت) و افزایش انتقادات در این زمینه در داخل با فشار زیادی روبه رو است، اکنون فرصت را مغتنم شده و سعی می کند با بزرگنمایی حادثه مسمومیت شیمیایی اسکریپال،همراهی مجدد کشورهای اتحادیه اروپا را به دست آورد و در عین حال روابط خود را با آمریکا ترمیم کند؛ به ویژه این که پس از اعتراضات گسترده داخلی به سفر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و اظهارات توهین آمیز وی درباره ترزا می  که به لغو سفر وی به انگلیس منجر شد روابط لندن و واشنگتن چندان گرم و صمیمانه نبود. در عین حال غربی ها اکنون به زعم خود بهانه مناسبی برای کارزار گسترده سیاسی، دیپلماتیک و تبلیغاتی علیه مسکو یافته اند و به همین دلیل انتظار می رود در آینده نزدیک ابعاد آن گسترش بیشتری یابد.   واکنش متقابل اقدامات خصمانه غرب علیه روسیه از سوی مسکو بی جواب نماند.در این راستا شاهد اقدامات متقابل و تلافی جویانه روسیه علیه کشورهای غربی بودیم. روسیه علاوه بر اخراج 23 دیپلمات انگلیسی از تعطیلی مرکز فرهنگی انگلیس (بریتیش کانسیل) در مسکو خبر داد.ترزا می نخست وزیر انگلیس پس از این واکنش روسیه اعلام کرد که تدابیر دیگری نیز علیه مسکو اتخاذ خواهد کرد.در مرحله بعد دولت روسیه اقدامات متقابل علیه شرکای غربی لندن را در پیش گرفت.دراین راستا روسیه روز پنج شنبه 29 مارس در چارچوب اقدام متقابل علیه آمریکا 60 دیپلمات آمریکایی را از خاک روسیه اخراج و کنسولگری آمریکا در سن پترزبورگ را تعطیل کرد.سپس وزارت خارجه روسیه با فراخواندن سفرای اروپایی در مسکو، روز جمعه 30 مارس اعلام کرد، ۵۹ دیپلمات از ۲۳ کشور مختلف را اخراج خواهد کرد. این تصمیم مسکو در واکنش به اخراج دیپلمات های روسیه از کشورهای دیگر صورت گرفت.از جمله مسکو در پاسخ به اخراج دیپلمات های این کشور، 41 دیپلمات از کشورهای اروپایی را اخراج کرد. هم چنین مسکو دستور اخراج 50 دیپلمات دیگر انگلیسیی از روسیه را صادر کرد.اروپایی ها انتظار نداشتند تا روسیه برخورد دیپلماتیکی همانند با برخوردی که با واشنگتن داشت، با کشورهای اروپایی که در جبهه انگلیس و آمریکا در مقابل روسیه قرار گرفته اند داشته باشد. ولی اقدام روسیه خلاف آن را نشان داد و همین مساله موجب سردرگمی و موضع انفعالی برخی از آنها شد. "هایکو ماس"Heiko Maas وزیرامور خارجه آلمان در پی اعلام اخراج چهار دیپلمات آلمانی گفت، برلین از گفت وگو با مسکو استقبال می کند و برای آینده ای سازنده در روابط  دو کشور تلاش خواهد کرد. فولکر پرتِس (Volker Peretz) کارشناس سیاسی آلمانی معتقد است که اتحادیه اروپا باید با روسیه کنار بیاید.البته سران اتحادیه اروپا نیز به این مساله اذعان دارند.   تقابل دیپلماتیک بی سابقه بحران دیپلماتیک کنونی بین روسیه و کشورهای غربی از زمان جنگ سرد تاکنون کم سابقه توصیف شده است.البته موضع کشورهای اتحادیه اروپا در برخورد با روسیه به بهانه مساله مسمومیت شیمیایی سرگئی اسکریپال موضعی واحد نبوده است.با اینکه بیشتر کشورهای این اتحادیه علیه مسکو موضع گیری کردند، اما قبرس، اسلوونی، یونان و اتریش اقدام به فراخوانی سفرای شان از مسکو و یا اخراج دیپلمات های روسیه نکردند. این مساله نشانگر اختلاف نظر در باره نحوه برخورد با روسیه در اتحادیه اروپا است.ضمن اینکه برخی شرکای اتحادیه اروپا نیز از این اقدام پیروی نکردند.از جمله ترکیه و صربستان مخالفت خود با اخراج دیپلمات های روسی اعلام کردند.روابط اتحادیه اروپا و روسیه از سال 2014 بر سر بحران اوکراین، شاهد واگرایی و افزایش شکاف ها و اختلافات و اعمال تحریم های متقابل بوده است.از نگاه مسکو، روابط کنونی اتحادیه اروپا و روسیه در وضعیت دشواری قرار دارد .اکنون مساله ادامه تحریم ها علیه روسیه و در یک چارچوب کلی تر ادامه روابط با روسیه، باعث بروز اختلاف و دودستگی بین کشورهای اتحادیه اروپا شده است. طبیعتا تقابل این دو دیدگاه دراتحادیه اروپا موجب تفرقه و عدم انسجام در موضع گیری اتحادیه اروپا در قبال مسکو شده است.مساله مسمومیت شیمیایی سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین روسیه درانگلیس ،موجب برتری جناح ضد روسی دراتحادیه اروپا شده است. با این حال هنوز برخی کشورهای اتحادیه اروپا مخالف برخورد سلبی با مسکو هستند. اما روسیه با اتخاذ رویکردی قاطع در قبال اخراج دیپلمات های خود از کشورهای اروپایی نشان داد که به غربی ها از جمله اروپایی ها باج نخواهد داد و واکنش تلافی جویانه را در سرلوحه مواضع و اقدامات خود در برابر غرب از جمله اروپا قرار داده است. با این حال همواره بر امکان حل و فصل اختلافات و عادی سازی روابط دو جانبه نیز تاکید کرده است.   نقش آمریکا هر چند تنش سیاسی و دیپلماتیک اخیر بین روسیه و انگلیس رخ داد، اما آمریکا با سوء استفاده از این مساله تلاش کرد تا رهبری کارزار ضد روسی اخیر در جهان غرب را به دست گیرد و از آن برای تضعیف موقعیت و وجهه بین المللی مسکو و و نیز تشدید فشارها علیه آن استفاده کند. اکنون مساله "اسکریپال" عملا به چالش جدیدی بین روسیه و غرب تبدیل شده و آمریکا در برخورد با روسیه از آن استفاده ابزاری می کند.بر خلاف تصور اولیه روسها درباره بهبود روابط مسکو و واشنگتن با روی کار آمدن دونالد ترامپ ، اما مسیر روابط دو کشور به سوی تشدید اختلافات و تنش ها و وخامت روز افزون روابط دو جانبه سیر کرده است. آمریکا در ابعاد مختلف سیاسی، دیپلماتیک، تجاری، اقتصادی، نظامی و امنیتی روسیه را به چالش کشیده و در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین هسته ای جدید خود همواره از روسیه به عنوان تهدید عمده یاد کرده است.اعمال تحریم های جدید علیه روسیه در چارچوب قانون کاتسا نیز از مهمترین اقدامات ضد روسی واشنگتن در سال 2017 بود."الکسی موخین" تحلیلگر سیاسی روسی، معتقد است قانون تحریم روسیه باعث افزایش تنش ها بین مسکو و واشنگتن می شود.با توجه به تداوم اختلافات و شکاف ها درمواضع مسکو و واشنگتن درقبال بسیاری ازمسائل بین المللی و اکنون بحران مسمومیت شیمیایی اسکریپال ،امیدی به بهبود وضعیت کنونی و آغاز برهه ای جدید در روابط دو جانبه روسیه و آمریکا وجود ندارد.تداوم اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو نشان می دهد که آمریکایی ها مصمم هستند در ابعاد مختلف روسها را به چالش بکشند.مساله ای که واکنش واقدامات متقابل مسکو را به دنبال داشته است."سرگئی روگوف" کارشناس روسی، معتقد است امروز جنگ سرد جدیدی بین روسیه و آمریکا در جریان است.به رغم تداوم سیاست تشدید فشار از سوی آمریکا علیه روسیه، با این حال مسکو نه فقط در مقابل این فشارها مقاومت کرده ، بلکه به اتخاذ اقدامات متقابل پرداخته و در برابر هر کنش خصمانه واشنگتن واکنشی متقابل نشان داده است. کما اینکه اخراج دیپلماتهای آمریکایی و بستن کنسولگری این کشور در سن پترزبورگ نشان از قاطعیت روسیه برای مقابله با اقدامات خصمانه آمریکا دارد.   جمع بندی بحران دیپلماتیک کنونی بین روسیه و کشورهای غربی از زمان جنگ سرد تاکنون کم سابقه توصیف شده است. مساله اسکریپال روابط روسیه و غرب را وارد برهه جدیدی کرده است. شاید بتوان این برهه را دوره خصومت آشکار و اقدامات متقابل روسیه وغرب نامید.برهه ای که در آن دیگر از تعارفات سابق و ابراز تمایل به برطرف کردن اختلافات چندان خبری نیست و حداقل آمریکا ومتحد آن در این سوی اقیانوس اطلس یعنی انگلیس، آشکارا خصومت خود با مسکو را ابراز می کنند.بدین ترتیب باید رویارویی روسیه و غرب بر سر مساله اسکریپال را به مثابه ورود شرق و غرب به دوره جدیدی از تنش ها و اختلافات دانست که به راحتی قابل حل و فصل نبوده و می توان پیش بینی کرد که دامنه ، شدت و ابعاد آن در آینده افزایش پیدا خواهد کرد.اما در کوتاه مدت باید انتظار افزایش تدریجی فشارهای غرب علیه روسیه را داشت که البته  این کنش غرب ، مسلما واکنش های متقابل مسکو را نیز به دنبال خواهد داشت.       نویسنده: دکتر سید رضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی         ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sat, 21 Apr 2018 01:21:30 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3619/تحول-نوین-روابط-روسیه-غرب-عرصه-های-جدید-تقابل ترامپ آشکارا به دنبال ساخت و عملیاتی کردن تسلیحات هسته ای جدید عليه روسيه است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3608/ترامپ-آشکارا-دنبال-ساخت-عملیاتی-کردن-تسلیحات-هسته-جدید-عليه-روسيه یادداشت سردبیر: روابط روسیه و آمریکا در سال های اخیر روند مستمر تشدید اختلافات و تنش ها را طی کرده و منافع متعارض  این دو قدرت هسته ای در شرق اروپا، خاورمیانه و شرق دور  موجب شده تا آمریکایی ها در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین جدید هسته ای آمریکا، همواره از روسیه به مثابه بزرگترین تهدید علیه آمریکا و نیز تهدید هسته ای شماره یک یاد کنند. طبیعتا اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو، از سوی روسیه بی پاسخ نمانده و لذا اخیرا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به عنوان بالاترین مقام اجرایی این کشور که نقشی بی بدیل در ترسیم سیاست های روسیه در ابعاد مختلف دارد، در موضع گیری بی سابقه به هماورد طلبی با آمریکا در دو زمینه هسته ای و تسلیحاتی پرداخت. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در گفتگو با دکتر سیدرضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی، روابط کلان سیاسی-نظامی روسیه با آمریکا و اروپا را مورد بحث قرار داده است.       ولادیمیر پوتین اخیرا در سخنرانی خود در برابر نمایندگان مجلس روسیه به معرفی توانمندی های نظامی جدید روسیه پرداخت. بفرمایید که ویژگی های این تسلیحات جدید به لحاظ فنی و استراتژیک چیست؟   "به نظر می آید که روسیه در چارچوب افزایش قدرت نظامی خود که هدف از آن در واقع تبدیل مجدد روسیه به یک قدرت برتر نظامی جهانی است، اقدامات مشخصی را صورت داده است. این اقدام در وهله نخست متوجه آن دسته از تسلیحات است که بتواند موازنه تسلیحاتی به ویژه موازنه هسته ای را  بین روسیه و آمریکا برقرار کند و طبیعتا هدف اصلی استراتژیست ها و طراحان نظامی روسیه در سال های اخیر اساسا این بوده که بتوانند هرچه زودتر و هر چه گسترده تر  این اقدام را در عرصه سه گانه هسته ای، یعنی موشک های قاره پیمای هسته ای، زیردریایی های هسته ای مجهز به موشک های قاره پیمای هسته ای و همچنین بمب افکن های استراتژیک مجهز به موشک های کروز دارای کلاهک هسته ای  عملی کنند. با این حال شاهد رخداد نوینی در این زمینه هستیم. پدیده جدیدی که اکنون با آن مواجه هستیم این است که ظاهرا روس ها قصد دارند در عرصه تسلیحات شگفتی ساز یا تسلیحاتی که می توانند موازنه استراتژیک را در جهان برهم بزنند، به شدت فعال بشوند. شاید هدف اولیه روس ها از این اقدام این است که بتوانند خلاء یا شکاف مهمی که اکنون در توان نیروها و تسلیحات متعارفی بین روسیه و آمریکا و اساسا غرب وجود دارد را بدین وسیله پر کنند و به نوعی موازنه استراتژیک را به نفع خود تغییر دهند."   "پوتین در سخنرانی سالانه خود که با نمایش تصاویر و همچنین کلیپ های ویدئویی از تسلیحات شگفتی ساز جدید روسیه همراه بود، تسلیحاتی را رونمایی کرد که تاکنون وجود برخی از آن ها شناخته شده نبود و این نشان می دهد که روسیه پروژه های تسلیحاتی سری و مهمی را در دست اجرا دارد که با توجه به مخفی کاری سنتی روس ها تاکنون از وجود آن ها آگاهی چندانی نبوده یا اینکه آگاهی کمی درباره مشخصات این سلاح های شگفتی ساز وجود داشته است."   "یکی از این تسلیحات، موشک «آر.اس28» موسوم به «سارمات» است که در سال 2009 طراحی و توسعه آن به منظور جایگزینی موشک بالستیک قاره پیمای هسته ای قدیمی از دوران شوروی، یعنی موشک «اس.اس18 شیطان Satan» آغاز شد و تاکنون چندین پرتاب آزمایشی داشته است. روس ها مدعی هستند که این موشک قادر است به هر نقطه از کره زمین برسد و اهداف خود را با کلاهک های متعدد مورد هدف قرار دهد. گفته می شود این موشک حداقل قادر به حمل 10 کلاهک هسته ای یک تنی یا حمل 24 کلاهک کوچک تر است. وزن این موشک بیش از 100 تن و برد آن حدود 11 هزار کیلومتر است. رئیس کمیسیون دفاعی امنیتی شورای فدراسیون روسیه مدعی شده که آمریکا برای رهگیری هر یک موشک بالستیک قاره پیمای سارمات به حداقل 500 سامانه دفاعی نیاز دارد. موشک بالستیک قاره پیمای هسته ای سارمات تحولی در نوع خود محسوب می شود، به دلیل اینکه آمریکایی ها حداقل در سال های اخیر موشک های قاره پیمای هسته ای بالستیک جدیدی را تولید یا عملیاتی نکرده اند و بیشتر بر حفظ زرادخانه موجود تاکید داشتند؛ هرچند که در دکترین جدید هسته ای آمریکا که در فوریه 2018 منتشر شد، واشنگتن بر این مساله تاکید دارد که قصد ساخت و عملیاتی کردن تسلیحات کوچک هسته ای با قدرت بازده نسبتا کم را دارند، برای اینکه بتواند از انعطاف پذیری عملیاتی بیشتری برخوردار شود؛ ولی روس ها ظاهرا مشتاق هستند که در چارچوب تقویت و گسترش زرادخانه هسته ای استراتژیکی خود، آن دسته از موشک ها مخصوصا موشک های قاره پیما را بسازند و عملیاتی کنند که توان تخریب و برد هرچه بیشتری داشته باشند و بدین ترتیب توان بازدارنده خود را در مقابل آمریکا به عنوان دشمن اصلی روسیه بیش از پیش تقویت کنند."   "یکی دیگر از سلاح های شگفت انگیزی که پوتین در سخنرانی سالانه خود از آن رونمایی کرد، «موشک کروز آوانگارد» بود که پوتین ادعا کرد دارای موتور رمجت و برد غیرمحدود است و این موشک قادر است در لایه های بالایی جو با سرعت فراصوت، یعنی بیش از 20 برابر سرعت صوت حرکت کند و به اهدافش برسد. این وسیله پرنده فرا صوت قابل حمل توسط موشک سارمات است .بدین ترتیب روس ها نشان دادند که دارای سلاحی هستند که حداقل تاکنون مشابه یا هم ردیف غربی یا آمریکایی چندانی برای آن وجود ندارد. البته آمریکایی ها هم  به دنبال ساخت انواع تسلیحات یا موشک های فراصوت با برد بسیار زیاد هستند و در واقع الان مسابقه ای بسیار جدی و در عین حال پنهانی بین روسیه و آمریکا برای ساخت و عملیاتی کردن هرچه سریع تر اینگونه تسلیحات صورت می گیرد."   "یکی دیگر از تسلیحاتی که در سخنرانی پوتین از آن رونمایی شد، موشک کروز هواپرتاب کینژال (یا خنجر) بود که به گفته وی یک موشک فوق العاده دقیق و فراصوت است که کار آن حملات هوا به زمین مخصوصا علیه ناوها و شناورهای دشمن است و از اول دسامبر 2017 در اختیار نیروی هوایی روسیه در جنوب این کشور قرار گرفته است. ظاهرا این موشک که یک کلیپی هم از تست های آن پخش شده است، حدود 10 برابر سرعت صوت، سرعت داشته و برد 2000 کیلومتر دارد."   "یکی از دیگر تسلیحاتی که در سخنرانی پوتین به نمایش درآمده است، یک ربات زیردریایی بود که به گفته پوتین قادر است به طور نامحسوس فاصله بین قاره ها را طی کند و در اعماق آب حرکت کند و با سرعتی بسیار بیشتر از پیشرفته ترین زیردریایی ها مانند یک اژدر در عمق اقیانوس ها و دریاها حرکت کند. این ربات زیردریایی به کلاهک هسته ای قابل تجهیز است و هدف از ساخت آن مورد هدف قرار دادن تاسیسات دریایی ساحلی یا گروه های ناو هواپیمابر است."   "یک سلاح دیگری که در سخنرانی پوتین به نمایش درآمد، یک موشک کروز فراصوت است که هرچند اسم آن گفته نشد، ولی ظاهرا اسم این موشک، «آ.اس19 کوآلا» است که توانایی حمل کلاهک هسته ای را دارد و به گفته پوتین در سال 2017 مورد آزمایش قرار گرفته است و اگر این موشک همان موشک کوآلا باشد، برد آن حدود سه هزار کیلومتر و دارای کلاهک هسته ای است."   "موضوع دیگری که پوتین در سخنرانی سالانه خود بر آن تاکید کرد این بود که روسیه مدت ها است در مورد تسلیحات لیزری به تحقیق، پژوهش و آزمایش پرداخته است و رئیس جمهور روسیه تاکید کرد که روسیه در این زمینه نسبت به دیگر کشورها پیش قدم است و اکنون چنین تسلیحاتی را در اختیار دارد اما تاکنون ضرورتی برای رونمایی از آن دیده نشده بود."   این تسلیحات جدید چه تاثیری بر موازنه استراتژیک میان روسیه و آمریکا خواهد گذاشت؟ آیا ما شاهد آغاز یک مسابقه تسلیحاتی جدید هستیم؟ آیا این مسئله تاثیری بر توافقات تسلیحاتی روسیه و آمریکا مانند توافقات سالت و استارت خواهد گذاشت؟   "آمریکا و روسیه از سال 1991 به بعد و پس از فروپاشی شوروی تلاش کردند که یک سری توافقات تسلیحاتی جدید را با یکدیگر منعقد کنند که نمونه آن توافق استارت جدید است، یا اینکه توافقات قبلی مثل توافق نیروهای هسته ای میان برد (آی.ان.اف) را که در مورد نابودی و عدم استقرار تسلیحات هسته ای کوتاه برد و میان برد در اروپا است را تداوم بخشند. اما تحولات چند سال اخیر نشان داده که در این زمینه اختلاف و چالش بزرگی بین دو طرف وجود دارد. هم آمریکایی ها و هم روس ها به طور متقابل طرف دیگر را متهم کردند که به نقض این توافقات تسلیحاتی می پردازند و همین مساله اکنون تبدیل به یک چالش بزرگ بین آن ها شده است. اما اینکه اکنون یک مسابقه تسلیحاتی که بین دو طرف شکل گرفته به کجا خواهد انجامید، بایستی به اهداف و منافع دو طرف در این زمینه توجه کرد. همان طور که قبلا اشاره کردم، هدف روس ها این است که معضل تحلیل و تضعیف شدید نیروهای مسلح روسیه از جمله نیروهای استراتژیک هسته ای را هرچه زودتر جبران کنند و در این زمینه بحث نوسازی نیروهای هسته ای روسیه مدت ها مطرح است و همین مساله حداقل به این صورت عملیاتی شده که قرار است تا سال 2020 میلادی، 70 درصد از نیروی استراتژیک هسته ای روسیه بازسازی و نوسازی شود. طبیعتا این اقدام باعث خواهد شد که روسیه در مقابل مبارزه جویی ها و سیاست های تجاوزکارانه آمریکا با هدف دربرگیری (containment) روسیه صورت می گیرد، بتواند از موضع نظامی و تهاجمی بالاتری برخوردار شود. اما از آن سمت، آمریکایی ها برنامه بسیار گسترده ای برای نوسازی هسته ای مدنظر دارند. در دوره اوباما برنامه ای ده ساله برای صرف حداقل 350 میلیارد دلار به منظور نوسازی تاسیسات و زرادخانه هسته ای آمریکا تخصیص پیدا کرده بود که در دوره ریاست جمهوری ترامپ با توجه به اینکه وی معتقد است توان هسته ای آمریکا باید هرچه بیشتر افزایش پیدا کند،  پیش بینی می شود که این مبلغ طی حداقل 20 تا 30 سال به یک تریلیون دلار یا بیشتر برسد. لذا آمریکایی ها هم اکنون در چارچوب دکترین هسته ای جدید خود به دنبال ساخت تسلیحات هسته ای جدیدی هستند که از دیدگاه آن ها بتواند جلوی هرگونه تهاجم احتمالی متعارفی روسیه در صحنه اروپا را گرفته یا اینکه اساسا در صورت بروز درگیری دوجانبه اهداف نظامی روسیه را مورد هدف قرار دهند."   "در کنار آن، افزایش اختلاف دو طرف در مورد پیمان های تسلیحاتی باعث شده که بقای آن ها مخصوصا بقای پیمان نیروهای هسته ای میان برد (آی.ان.اف) که ناظر بر عدم استقرار یا عملیاتی کردن موشک های کروز و بالستیک دارای برد 500 تا 5500 کیلومتر در اروپا است، به شدت زیر سوال برود . شواهد حاکی از آن است که روس ها در واکنش به افزایش استقرار نظامی ناتو در شرق اروپاو نیز استقرار سامانه های ضد موشکی آمریکا و ناتودر اروپای شرقی یعنی در رومانی و لهستان، اقدام به استقرار موشک های بالستیک کوتاه برد اسکندر در منطقه کالینینگراد در مجاورت مرزهای لهستان کرده اند که از دیدگاه آمریکایی ها، این یک خلاف است." "همچنین آزمایش موشک های کروز توسط روسیه از دیدگاه آمریکایی ها به عنوان یکی از موارد نقض پیمان «آی.ان.اف» قلمداد شده است. اما در مقابل، روسیه نیز مدعی است که این آمریکایی ها هستند که پیمان «آی.ان.اف» را با استقرار سکوهای پرتاب «ام.کا41» در رومانی و لهستان در چارچوب استقرار سامانه های ضدموشکی زیرپا گذاشتند؛ چون این سکوهای پرتاب قادر به حمل و پرتاب انواع موشک های بالستیک و کروز هستند .همچنین روس ها مدعی هستند که آمریکایی ها پرنده های بدون سرنشین یا پهپادهایی را در اروپا مستقر کردند که کارکرد آن ها در چارچوب پیمان آی.ان.اف قلمداد می شود و استقرار آن ها نیز نقض این پیمان محسوب می شود. اما در مورد پیمان استارت جدید که در سال 2010 بین اوباما و مدودف، روسای جمهور سابق آمریکا و روسیه در پراگ به امضا رسید، نیز اتهامات متقابلی بین دو طرف وجود دارد."   "مسئله مهم تر این است که روندهای تسلیحاتی و نظامی در آمریکا و روسیه به چه سمت سوق پیدا کرده است. در خصوص روس ها، آن ها به دنبال این هستند که هرچه زودتر شکاف یا عقب ماندگی نظامی و تسلیحاتی خود را که مخصوصا حاصل فروپاشی شوروی و ظهور روسیه به عنوان کشور جانشین شوروی بود، جبران کنند .این روند نزولی در دهه 1990 و با تضعیف و فروپاشی نظامی روسیه  همراه بود باعث شد ت سطح کیفی و کمی نیروهای مسح روسیه به میزان قابل ملاحظه ای نزول کند. ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه که در سال 2000 روی کار آمد، برنامه مشخصی را برای بازسازی و نوسازی نیروهای مسلح، ارتش و نیروهای هسته ای استراتژیک روسیه آغاز کرد که تاکنون (2018) بطور پیوسته ادامه پیدا کرده است. آخرین اقدامی که پوتین در این مورد انجام داد، امضای برنامه نظامی 325 میلیارد دلاری برای نوسازی نیروهای مسلح و ارتش و نیروهای استراتژیک هسته ای روسیه بود و به گفته ولادیمیر راگوزین، معاون نخست وزیر روسیه که مسئول اصلی توسعه تسلیحات وپروژه های نظامی روسیه قلمداد می شود، روس ها قصد دارند در زمینه فناوری های جدید از قبیل روباتیک، پهپادها، مهمات بسیار دقیق و تسلیحات لیزری اقدامات جدید و چشمگیری را صورت دهند."   چرا روسیه در شرایطی که تحت تحریم غرب هست و به لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی ندارد به دنبال نوسازی در صنایع نظامی رفته است؟ اساسا برنامه نوسازی نظامی روسیه چه اهدافی را دنبال می کند؟   "نوسازی نظامی روسیه در چند تصور و ادراک سران روسیه در این زمینه ریشه دارد. مسئله اول یا مهمترین عامل در این زمینه «تصور تهدید» است. پس از فروپاشی شوروی و ظهور روسیه به عنوان کشور جانشین شوروی در سال 1991 ، سران روسیه بر این تصور بودند که با فروپاشی نظام دوقطبی، روسیه روابط بسیار نزدیک و دوستانه ای با غرب پیدا خواهد کرد اما آن ها به تدریج متوجه شدند که غربی ها به هیچ عنوان به دنبال حفظ یا باقی ماندن روسیه به مثابه یک قدرت مهم بین المللی یا یک قدرت بسیار مهم هسته ای نیستند. تلاش آمریکایی ها نزدیک به سه دهه گذشته همواره بر این بوده که به انحا مختلف، توانمندی هسته ای و نظامی روسیه را  هرچه بیشتر تضعیف کنند. با توجه به عدم تعادل و موازنه اقتصادی بین روسیه و کشورهای غربی اعم از آمریکا یا اتحادیه اروپا ، هدف این است که روسیه از تنها ابزار قدرتی که در اختیار دارد،محروم شد.روس ها دریافتند که غربی ها مخصوصا آمریکایی ها به دنبال آن هستند که هرچه بیشتر روسیه را در ابعاد مختلف مخصوصا در ابعاد نظامی و هسته ای تضعیف کنند. البته بهانه آمریکایی ها در این زمینه این بوده که با توجه به اینکه در روسیه سنت اقتدارگرایی و روی کارآمدن سران اقتدارگرا همواره وجود داشته است، آن ها ادعا می کنند نگران این هستند که زرادخانه هسته ای روسیه که بطور بالقوه می تواند چندین بار کل کره زمین را نابود کند، در اختیار سران یا افرادی قرار بگیرد که از آن استفاده مخاطره آمیز یا تهدیدآمیز علیه غرب مخصوصا آمریکا داشته باشند. پس بنابراین روس ها متوجه شدند که غربی ها مخصوصا آمریکایی ها تلاش مستمری را همواره برای تضعیف نظامی و استراتژیک روسیه دنبال کردند."   "مسئله دوم این است که باز هم برخلاف تصور اولیه روس ها، آن ها متوجه شدند که هدف غرب ادامه یا تداوم سیاست دربرگیری است که در دوره جنگ سرد، جورج کنان آن را مطرح کرد و برای چندین دهه چراغ راهنمای سیاست آمریکا در قبال شوروی بود. روس ها متوجه شدند که آمریکایی ها کماکان سیاست دربرگیری علیه روسیه را دنبال می کنند و مخصوصا مسئله ای که پیش از هرچیز بر این سوظن دامن زد، موضوع گسترش ناتو به سمت شرق بود. از دیدگاه روسیه پیوستن کشورهای حوزه خارج نزدیک به ناتو خط قرمز امنیتی روسیه محسوب می شود.در واقع یکی از محورهای مهم  منازعه و تنش بین روسیه و غرب در قالب تنش بین روسیه و ناتو همین مسئله گسترش ناتو به سمت شرق است که کماکان ادامه دارد و آخرین اقدام در این زمینه عضویت کشور مونته نگرو در ناتو بود. کمااینکه اکنون ناتو به دنبال عضویت کشورهای حوزه بالکان در ناتو است که شامل بوسنی و هرزگوین و صربستان می شود . ناتو قصد دارد تمام کشورهای اروپایی را به عضویت این پیمان دربیاورد. اگر چنین مسئله ای به تحقق بپیوندد، روسیه در انزوای کامل در صحنه اروپا قرار خواهد گرفت و این مسئله برای سران کرملین به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست."   "مسئله دیگر این است که آمریکایی ها از سال 2007، یعنی زمانی جورج دبلیو بوش مسئله استقرار سامانه سپر موشکی در اروپای شرقی را مطرح کرد، روس ها پی بردند که هدف اصلی از چنین اقدامی، نه مقابله با تهدیدات موشکی ادعایی از جانب ایران، بلکه در واقع مقابله و ایجاد یک توان نظامی موثر برای مقابله با زرادخانه هسته ای استراتژیک روسیه است؛ لذا ما شاهد این بودیم که این مسئله هم به نوبه خود یکی از محورهای همیشگی تنها منازعه و مناقشه بین روسیه و غرب از سال 2007 تاکنون بوده و غربی ها در قالب ناتو کماکان به این کار ادامه می دهند.کما اینکه سامانه ضد موشکی درسال 2016در رومانی مستقر شده و تا اواخر سال 2018 در لهستان نیز استقرار خواهد یافت."   "مسئله دیگری که به تنش بی سابقه بین روسیه و غرب منجر شده ، بروز بحران اوکراین در سال 2014 است. غربی ها تصور می کردند که در بحران اوکراین دست بالا را دارند و توانستند با یک نوع شبه کودتا، اوکراین را از حوزه نفوذ روسیه خارج کنند و در واقع یک گام به سمت شرق نزدیک بشوند و روسیه را بیش از پیش منزوی کنند. اما ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، استاد تبدیل تهدیدها به فرصت ها است و ما شاهد این بودیم که پوتین توانست در جریان بحران سال 2014 اوکراین، نه فقط شبه جزیره کریمه را به روسیه ملحق کند، بلکه جای پای محکمی در شرق اوکراین پیدا کرده و هم اکنون چندین سال است که وضعیت بن بست در شرق اوکراین برقرار است و این دولت غرب گرای اوکراین است که به رغم پشتیبانی گسترده غربی ها نتوانسته توفیق چشمگیری بر مخالفان جدایی طلب در شرق اوکراین پیدا کند."   آیا اروپایی ها هم ممکن است وارد چالش نظامی با روس ها بشوند؟ به نظر شما، واکنش ناتو چه خواهد بود؟   "اساسا اروپایی ها به رغم اختلافاتی که با دولت کنونی آمریکا یعنی دولت ترامپ دارند، اما شواهد نشان می دهد که در عرصه نظامی و امنیتی همراهی کامل با آمریکا دارند. اول اینکه اروپایی ها در کنار آمریکا در محکوم کردن اقدامات روسیه در اوکراین و در اروپای شرقی قرار دارند. دوم اینکه، اروپایی ها، حتی فرانسوی ها و آلمانی ها که ادعا می کنند سیاست های مستقل دفاعی و نظامی را دنبال می کنند، در محکوم کردن نقض ادعایی پیمان «آی.ان.اف» توسط روسیه با آمریکایی ها هم صدا هستند و همواره از روس ها خواسته اند که از استقرار تسلیحاتی که موجب نقض پیمان نیروهای هسته ای میان برد در اروپا می شود، خودداری کنند. هم چنین اروپایی ها برای این که در زمینه تسلیحاتی که می توانند موازنه استراتژیک را بر هم زنند که اصطلاحا به آنها تسلیحات شگفتی ساز می گوییم گام های مهمی برداشته اند. مخصوصا فرانسوی ها در کنار انگلیسی ها و آلمانی ها گام های مهمی برداشته اند. از جمله موارد در این زمینه ، جمله ساخت هواپیمای جنگنده پنهانکار بدون سرنشین و نیز ساخت موشک های فراصوت توسط فرانسه است که قادر است اهداف را در فاصله چند هزار کیلومتری مورد اصابت قرار دهد، ضمن اینکه انگلیسی ها نیز با ساخت و عملیاتی کردن دو ناو هواپیمابر جدید در کنار آمریکا در رویارویی با روسیه قرار دارند."   "به طور کلی به رغم تعارضاتی که اکنون بین اروپا و آمریکا در مورد ناتو وجود دارد، یعنی اختلاف بر سر میزان سهمیه کشورهای اروپایی عضو ناتو در بودجه و هزینه های این پیمان و همچنین مسئله درخواست ترامپ از کشورهای اروپایی برای اینکه حداقل دو درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به مصارف دفاعی و نظامی اختصاص دهند، اما در مجموع اقداماتی که ناتو در چند سال اخیر، یعنی بعد از بحران اوکراین انجام داده، نشانگر همآوایی اروپایی ها در کنار آمریکایی ها برای مقابله با خوی ادعایی گسترش طلبی و تهاجم طلبی روسیه است. نماد آن هم برگزاری انواع رزمایش های هوایی، دریایی و زمینی در کشورهای اروپای شرقی در دو حوزه بالتیک و دریای سیاه، استقرار یگان های قابل توجه نظامی ناتو در کشورهای حوزه بالتیک و لهستان، استقرار انواع تسلیحات و تجهیزات ناتو در این کشورها و از همه مهم تر، افزایش شمار تعداد نظامیان آمریکایی مستقر در اروپا است که همه این ها در مجموع نشان می دهد که غربی ها به رهبری آمریکا و در غالب ناتو قصد دارند در مقابل به اصطلاح توسعه طلبی ادعایی روسیه ایستادگی کنند. اما همان گونه که قبلا هم گفتم، نگاهی به ریشه های بحران اوکراین نشان می دهد این غربی ها هستند که همواره رویکرد ضدروسی را دنبال کردند و همواره تلاش نمودند تا مناطق نفوذ روسیه را از دست این کشور خارج کنند و خود به مرزهای روسیه هرچه نزدیک تر بشوند."   با توجه به گرفتاری های متعددی که دولت ترامپ با آن مواجه است، آیا آمریکا می تواند در برابر قدرت نمایی پوتین واکنش متقابلی داشته باشد؟   "باتوجه به اینکه ترامپ شخصیت غیرقابل پیش بینی و خاص خودش را دارد، اقداماتی که در قبال روسیه مدنظر دارد بسیار بی پرده تر و عریان تر از اقداماتی است که دولت های قبلی آمریکا از جمله دولت اوباما انجام داده است. ترامپ آشکارا بر امکان حملات پیش دستانه هسته ای علیه دشمنان آمریکا به ویژه روسیه  تاکید کرده است؛ ترامپ آشکارا به دنبال ساخت و عملیاتی کردن تسلیحات هسته ای جدید است که صریحا این تسلیحات را علیه روسیه در سند دکترین هسته ای آمریکا اعلام کرده است؛ یعنی هدف اصلی از این اقدام اساسا روسیه است و از همه مهم تر، ترامپ به رغم انتقاداتی که قبلا در مورد نظامی گری در آمریکا می کرد، خود نیز بالاترین بودجه نظامی را در سال 2018 به ارتش و نیروهای مسلح و نیروهای هسته ای آمریکا اختیار داده است و در عین حال، ما شاهد نمایش نیروی آمریکا در نقاط بحران خیز جهان مخصوصا نقاطی که روس ها هم در آنجا حضور دارند، هستیم.در این راستا رویارویی نظامی آمریکا و ناتو در برابر روسیه  در اروپای شرقی و نیز تلاش آمریکا برای تداوم حضور نظامی در سوریه قابل ذکر است که یکی از اهداف آن ، مقابله با حضور نظامی گسترده  هوایی و دریایی روسیه  ونیز حضور یگانهای زمینی آن در سوریه در راستای حمایت از دولت دمشق است."       ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 06 Apr 2018 17:12:41 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3608/ترامپ-آشکارا-دنبال-ساخت-عملیاتی-کردن-تسلیحات-هسته-جدید-عليه-روسيه پيچيدگي‌هاي ديدار ٣ همسايه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3612/پيچيدگي-هاي-ديدار-٣-همسايه سفر رئيس‌جمهوري ایران به ترکيه براي جلسه مشترک سران سه کشور مؤثر در جنگ داخلي و سرنوشت سوريه، ظاهرا به دنبال توافقات آستانه انجام مي‌شود. هم‌زماني اين ديدار با اقدامات نظامي در گوشه و کنار سوريه که با مقابله جدي طرف‌هاي ديگر مواجه نشده، بر پيچيدگي‌هاي آن افزوده است. پيشروي ترکيه در بخش‌هاي کردنشين شمالي با عنوان يا به بهانه ‌ايجاد فاصله و سپري حفاظتي براي جلوگيري از پناه‌گرفتن شورشيان کُرد پ‌ک‌ک، پيشروي ارتش سوريه در مناطق نزديک به دمشق که مدت‌ها در اشغال نيروهاي مختلف شبه‌نظامي و ارتش موسوم به آزاد بوده‌اند، بدون مقاومت جدي به گشودن مفر و راه خروج امن با دخالت روسيه و صليب سرخ بين‌المللي، نشان از تفاهم‌های پشت پرده‌اي‌ دارد که لابد در آن رضايت طرف‌هاي مختلف با توجه به دستاوردهايشان مطرح بوده است. همچنين اين ديدار هم‌زمان است با واکنش خشن اسرائيل به پياده‌روي «روز زمين» از سوي فلسطيني‌هاي معترضي که خانه‌ها و املاکشان از سوي اسرائيل غصب شده و منجر به کشته و زخمي‌شدن چندين فلسطيني شده است.   اردوغان به‌عنوان رئيس‌جمهور نخستين کشور اسلامي که از سال‌ها پيش با اسرائيل روابط سياسي برقرار کرده، در قبال خشونت اسرائيل، حمله شديد‌اللحني به آن کرده است. اين واکنش او يادآور اعتراض مشابهي است که چند سال پيش در اجلاس داووس در مقابل شيمون پرِز از خود نشان داد و اجلاس را ترک کرد و  اين كار با وجود روابط سياسي و اقتصادي گسترده ترکيه و اسرائيل، باعث کسب اعتبار و محبوبيت او در ميان جريانات عرب شد. اين‌بار نیز اردوغان قبل از ديدار سران سه کشور، براي خود جو و موقعيتي ايجاد کرده که با وجود پيشروي‌هاي نظامي بحث‌انگيزش در مناطق کردنشين سوريه، به‌عنوان کشور اسلامي مقتدر منطقه مطرح است که با دور نگه‌داشتن خود از کشمکش‌هاي شيعه و سني، توانسته ديدار با رئيس‌جمهوري ايران را در اين اجلاس تسهيل کند. دولت آک‌پارتي خواهان آن است که در خطوط لوله انتقال نفت و گاز ايران، عراق و سوريه به مديترانه، سهم و مشارکت داشته باشد.   پايانه نفتي جيحان ترکيه که از سواحل سوريه چندان دور نيست، هم‌اکنون نيز ترمينال معتبر خطوط لوله انتقال نفت از جمهوری آذربايجان است. مضافا اینکه ترکيه مي‌خواهد سياست ناسيوناليستي سنتي خود را بدون دادن امتيازات خاصي به کُردها که تهديدي برای تمرکز دولت باشد، ادامه دهد و از اقتدار بيشتر کردها در سوريه و ايجاد پناهگاه براي جنگجويان پ‌ک‌ک جلوگيري کند. در‌عين‌حال ترکيه مشتاق است صلح و آرامش به سوريه بازگردد و بازار آن کشور که حياط خلوت اختصاصي بازرگاني خارجي ترکيه محسوب مي‌شد، بار ديگر به وضع سنتي خود بازگردد. در سوي مقابل، ايران خواهان آن است که اولا با اصلاحي که در وضعيت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي نظامي اکثريت شيعه لبنان پديد آمده است، بتواند در شرايط بازگشت آرامش به سوريه سهمي در بازار منطقه و دستيابي به درياي مديترانه داشته باشد و بتواند از پل ارتباطي ترکيه، عراق، سوريه و لبنان بهره‌مند شود. به‌هرحال بازار ثروتمندي که مي‌تواند با دستيابي نزديک زميني براي همکاري‌هاي اقتصادي آينده‌ ايران نويدبخش باشد، در غرب ايران و در مسير همين پل ارتباطي با مديترانه قرار دارد.   براي ايران مهم است که در سوريه و عراق، نظامي مانند رژيم صدام تحت نفوذ مخرب عربستان ايجاد نشود تا به‌جاي تبادل و بهره‌مندي دوجانبه و چندجانبه با ايران، ايجاد تنش، تهديد و تبليغات زيان‌بخش و منزوي‌سازي ايران در منطقه نکند؛ ضمن آنکه به نفوذ فرهنگي، اقتصادي و قومي عربستان احترام بگذارد. اما آنچه براي روسيه مهم است، حفظ تنها پايگاه باقي‌مانده از ميراث شوروي در مديترانه در منطقه لاذقيه است. اکنون که خرس خفته و ثروتمند روسيه با منابع انساني، علمي، صنعتي و نظامي بسيار از خواب زمستاني طولاني برمي‌خيزد، می‌کوشد نشان دهد که بار ديگر در ميان همسايگان و طرف‌هاي بازرگاني مهم خود در جنوب شامل سوريه، ترکيه، ايران، عراق و لبنان جايگاه درخور اعتنايي دارد. اما نيروهاي ذي‌نفع منحصر به ‌اين کشورهاي سه‌گانه نيستند. آمريکا که هم‌اکنون حضور نظامي و کشتي هواپيمابر در منطقه دارد و در مواردي با حمله هوايي جنگنده‌ها و پهپادهايش خودي نشان داده است نيز نسبت به ‌اين منطقه و ظاهرا هيچ منطقه‌اي‌ بي‌نظر نيست. به‌ویژه دونالد ترامپ که مانند ديدارش با شاهزاده محمد بن‌سلمان چرتکه خود را نيز همراه دارد تا ببيند از اين بازار بالقوه چه چيزی نصيبش مي‌شود؟ اما آمريکا نفع استراتژيک مهم‌تري در منطقه دارد و آن حمايت از امنيت اسرائيل است.   اتفاقا همين نکته، گره و مشکل کار است. ايران با وجود تأکيدهاي ديپلماتيک که در حمله به هيچ کشوري پيش‌قدم نخواهد شد، بر سر موضوع موشکي با غرب و اعراب، اختلاف دارد. غرب تنها سلاح مهم تدافعي ايران را که از انواع هواپيماهاي پيشرفته آمريکايي که در اختيار مشتريان عرب قرار دارد نيز محروم است، تهاجمي مي‌نامد و حتي دم از جنگ مي‌زند. تصور مي‌رود اسرائيل از برخي تهديدهاي منطقه‌اي نيز ناراضي نباشد؛ زيرا از آن به‌عنوان بهانه‌اي‌ براي تداوم برنامه‌هاي خود و نپذيرفتن قطع‌نامه‌هاي شوراي امنيت سود مي‌برد. اما چنين سياستي مي‌تواند براي او خطرآفرين نیز باشد. اکنون که وليعهد عربستان مانند مصر، اردن، امارات، قطر و البته ترکيه بر سياست دوکشوري در فلسطين و اسرائيل تأکيد کرده و ايران نيز از طرفي در امضاي اعلاميه کنفرانس سران کشورهاي اسلامي در استانبول حضور داشته است، هدف انتقادهاي بازيگران منطقه قرار دارد و روسيه نيز درباره تهديد ايران هشدار داده است. اروپا نيز مانند آمريکا با وجود نرمش بيشتر درباره اجراي مفاد برجام، در انتظار مشارکت ايران در اقدامي جمعي براي پايان‌دادن به ناامني منطقه و به‌ویژه کشتار و آوارگي مردم بي‌پناه سوريه است و البته روي عضويت ترکيه در ناتو نیز حساب مي‌کند. نقش ايران هنگامي مي‌توانست بارزتر و مؤثرتر باشد که موانع مذاکره، تبادل‌نظر و کاستن از مخاطرات ناخواسته را با طرف قوي مسائل منطقه يعني آمريکا برطرف کند و حضور فعال‌تري در عرصه بين‌المللي و منطقه‌ای براي خود ايجاد کند. اکنون زمان آن است که ايران مزاياي نسبي خود را در منطقه تثبيت کند.   منبع: روزنامه شرق   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Thu, 05 Apr 2018 05:07:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3612/پيچيدگي-هاي-ديدار-٣-همسايه روسیه، آمریکا و منازعه بر سر پیمان های تسلیحاتی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3602/روسیه-آمریکا-منازعه-سر-پیمان-های-تسلیحاتی روسیه به عنوان کشور جانشین شوروی از سال 1991 همواره با رویکرد غیر دوستانه غرب مواجه بوده است که نماد آن تلاش همیشگی ناتو برای گسترش به شرق ودربرگیری روسیه، استقرار سامانه های ضد موشکی در اروپای شرقی و نیز تلاش برای برپایی انقلاب های رنگی در کشورهای حوزه همسود بوده است. عملکرد غیر دوستانه و خصمانه آمریکا به عنوان سردمدار غرب، خیلی زود به روسها این مساله را فهماند که انتظار رویکرد مثبت از جانب آمریکا و به طور کلی غرب، نوعی ساده انگاری است وهدف غرب بویژه آمریکا تضعیف هر چه بیشتر و در نهایت تجزیه روسیه است.   عرصه های منازعه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه با شناخت این مساله، از اوایل دهه 2000، منتقد رویکرد آمریکا در قبال روسیه بوده و در عین حال نوسازی نیروهای مسلح این کشور به ویژه نیروی هسته ای استراتژیک به عنوان ابزار اصلی همترازی استراتژیک با آمریکا را وجهه همت خود قرار داده است. طبیعتا این مساله برای واشنگتن که همواره در پی تضعیف و نابودی توانمندی هسته ای روسیه است بسیار ناخوشایند بوده وبا واکنش منفی آن روبرو شده است. از سوی دیگر، بحران اوکراین در سال 2014 به مثابه کاتالیزوری باعث شدت گرفتن و علنی شدن خصومت غرب به سرکردگی آمریکا علیه روسیه شد و از آن هنگام تاکنون این روند رو به تصاعد بوده است.   این رویارویی در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، تجاری، دیپلماتیک بین دو کشور تجلی یافته است. یکی از عرصه های این منازعه، جدال دو دولت بر سر پیمان های تسلیحاتی است. به طور مشخص آمریکا و روسیه در زمینه دو پیمان مهم هسته ای یعنی پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک هسته ای (استارت-3) و پیمان نیروهای هسته ای میانبرد (آی ان اف) دچار اختلاف نظر زیادی هستند. اکنون پیمان های کاهش و امحای تسلیحات هسته ای به یکی از عرصه های مهم اختلاف و تنش بین واشنگتن و مسکو بدیل شده اند. از زمانی که دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ژانویه 2017 به قدرت رسیده است تلاش کرده تا برای رفع اتهامات از خود در زمینه حمایت غیر مستقیم روسیه از وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری 216 آمریکا و نیز تحقق اهداف خود در زمینه تقویت توانمندی های هسته ای آمریکا و تضعیف زرادخانه هسته ای روسیه، سیاست اتهام زنی به روسیه در باره نقض این دو پیمان بسیار مهم هسته ای را دنبال کرده است.   اختلاف بر سر استارت-3 ویکتور بونداریف رئیس کمیسیون دفاعی و امنیتی شورای فدراسیون روسیه روز 27 بهمن در اظهاراتی تاکید کرد که آمریکا ضمن نقض پیمان کاهش تسلیحات هسته ای استراتژیک (استارت)، مسکو را در این زمینه متهم می کند. از دیدگاه مسکو، آمریکا معیارهای بین المللی در خصوص کاهش سلاح های هسته ای را نقض کرده است؛ حال آن که کلاهک های هسته ای روسیه با توافق «استارت-3» مطابقت کامل دارد.   اختلاف مسکو و واشنگتن در زمینه پیمان آی ان اف به دوره ریاست جمهوری باراک اوباما رئیس جمهوری سابق آمریکا بر می گردد. با این حال این اختلافات اکنون بشدت تشدید شده و دامنه آن به پیمان استارت -3 نیز رسیده است. بر اساس پیمان استارت -3 که در سال 2010 میان روسای جمهوری وقت روسیه و آمریکا منعقد شد، دو کشور توافق کردند تعداد کلاهک های هسته ای استراتژیک خود را به 1550 کلاهک بر روی حداکثر 700 موشک بالستیک قاره پیما و بمب افکن راهبردی محدود کنند. با این حال آمریکا در این زمینه کارشکنی می کند. اوباما مدعی آن بود که با این پیمان مهم گامی در راستای جهان عاری از تسلیحات هسته‌ای برداشته، با این حال هفت سال پس از آن و در آستانه شروع مرحله بعدی این پیمان، به نظر می‌رسد که دولت ترامپ هدف اولیه این پیمان را فراموش کرده است. ترامپ در بودجه سال مالی ۲۰۱۹ خواستار اختصاص ۲۴ میلیارد دلار برای نوسازی تسلیحات هسته‌ای این کشور با هدف به روز کردن و ساخت تسلیحات هسته ای جدید شده است. کینگستون ریف کارشناس تسلیحاتی معتقد است، دکترین هسته ای آمریکا جدید سناریویی را به وجود می آورد که براساس آن آمریکا ممکن است از تسلیحات هسته ای استفاده کند. آمریکا در حال حاضر ۱۳۹۳ کلاهک هسته‌ای عملیاتی است که هر چند تعداد آنها کمتر از آن چیزی است که در پیمان "استارت-3" پیش‌بینی شده، اما به نظر می‌رسد که در شرایط کنونی پنتاگون کمتر به تعداد موشک‌ها و کلاهک‌های هسته‌ای توجه دارد و بیشتر به دنبال مدرن‌سازی زرادخانه هسته‌ای خود است. به گفته لیسبت گرونلوند دانشمند هسته ای: «ترامپ در حال در پیش گرفتن مسیری بی پروا و بی ملاحظه است، مسیری که امنیت آمریکا را چه اکنون و چه در بلند مدت تر کاهش خواهد داد». آمریکا اعلام کرده که برای مدرن‌سازی زرادخانه هسته‌ای خود به بودجه‌ای ۱۲۰۰ میلیارد دلاری نیاز دارد. در مقابل روسیه نیز به منظور تقویت نیروی بازدارنده استراتژیک خود به دنبال روز آمد کردن و تجهیز زرادخانه هسته ای خود است. امااینکه روسیه چه بودجه‌ای را برای این منظور تخصیص داده و یا خواهد داد ناروشن است. به نظر می رسد ادامه اختلافات دو دولت در زمینه اجرای پیمان استارت-3 زمینه مذاکره برای امضای پیمان جدیدتر جایگزین استارت-3 پس از پایان مهلت اجرای آن را زیر سئوال می برد. در اختیار داشتن توانمندی هسته ای استراتژیک برای امنیت ملی روسیه از نگاه مقامات ارشد این کشور به مثابه خط قرمز غیر قابل معامله تلقی می شود و هر گونه درخواستی در این زمینه واکنش شدید روسها را به دنبال دارد. این مساله بویژه پس از درخواست دونالد ترامپ که آشکارا خواهان کاهش یکجانبه تسلیحات هسته ای روسیه شد از اهمیت بیشتری نزد مسکو برخوردار شده است. ضمن اینکه ترامپ با اشاره به کاهش توان آمریکا در تولید سلاح های هسته ای تاکید کرد که این وضعیت را تغییر خواهد داد. این به معنای تلاش جدی آمریکا برای افزایش و نوسازی زرادخانه هسته ای آمریکا خواهد بود. کما اینکه آمریکا از اواخر دوره زمامداری اوباما اعام کرده بود که قصد دارد ظرف ده سال بیش از 350 میلیارد دلار برای نوسازی زرادخانه هسته ای خود هزینه کند.   اختلاف بر سر پیمان آی ان اف اختلاف دیگر در زمینه پیمان های هسته ای به پیمان نیروهای هسته ای میانبرد (آی ان اف) برمی گردد. مسکو و واشنگتن یکدیگر را به عدم پایبندی به این پیمان متهم می‌کنند، این دو کشور 31 سال پیش در واشنگتن این پیمان را امضا کردند که از سال ۱۹۸۸ به اجرا درآمد. پیمان نیروهای هسته‌ای میا‌نبرد، طرفین این پیمان را از استقرار موشک های بالستیک و موشکهای کروز در اروپا منع می‌کند. براساس این پیمان، موشک های میان برد از 1000 تا 5500 کیلومتر و کوتاه برد دارای برد 500 تا 1000 کیلومتر باید نابود شوند. آمریکا با توسل به بهانه نقض پیمان "آی ان اف" در صدد اعمال تحریمهای جدید علیه روسیه است. البته مسکو نیزبارها آمریکا را به نقض این پیمان متهم کرده است. هر چند آمریکا، پیش تر روسیه رابه دلیل ادعای استقرار موشکهای کروز در اروپا به نقض پیمان "آی ان اف" متهم کرده، اما روسها نیز طرح آمریکا برای انتقال بمب های هسته ای جدید به اروپا موسوم به بی 61 -12 از موارد نقض این پیمان تلقی کرده اند. آمریکا در چارچوب یک پروژه چند میلیارد دلاری این بمب ها را به صورت بمب هایی بالدار و هدایت پذیر با برد زیاد تبدیل کرده است. آمریكا شش سال است كه روسیه را به عدم رعایت این پیمان متهم می کند. مقامات آمریکایی قبلا اعلام کرده بودند که واشنگتن مجموعه‌ای از تدابیر برای وادار کردن روسیه به رعایت این پیمان در اختیار دارد. از جمله این اقدامات، تقویت سامانه های ضد موشکی و حتی استقرار موشکهای زمین پایه در اروپا است.   استقرار موشک‌های مستقر در زمین، اقدامی است که در انتهای فهرست گزینه‌ها قرار دارد. در مقابل روسیه اعلام کرده است اگر آمریکا موشک های خود را در شرق اروپا مستقر و به سوی روسیه نشانه گیری کند، از پیمان نیروهای هسته ای میانبرد خارج خواهد شد. قبلا یعنی در اکتبر 2007 نیز ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه تهدید كرده بود که در صورت ادامه اجرای طرح استقرار سپر موشکی آمریکا در اروپا، كشورش از پیمان تسلیحات میانبرد هسته ای خارج خواهد شد. روسیه بارها ادعای امریکا در باره نقض این پیمان را رد کرده و اعلام کرده که این آمریکا است که با استقرار سامانه های ضد موشکی در اروپا مرتکب نقض پیمان مذکور شده است. به گفته روسها، استقرار سكوهای پرتاب موشك ام کا -41 كه می تواند موشك های کروز میان برد از نوع "توماهاوك" پرتاب كند، نقض آشکار پیمان "آی ان اف" است. این سكوها در پایگاه هوایی دوسلو در رومانی مستقر شده اند و در آینده هم آمریكا در لهستان این نوع سكوها را مستقر خواهد کرد.   ادعاهای روسیه همچنین در مورد پهپادهای آمریکایی است که از دیدگاه مسکو تحت تعریف موشک‌های کروز قرار می گیرند که در پیمان نیروهای هسته‌ای میان برد آمده است. از دیدگاه روسیه توسعه هر چه بیشتر سامانه های ضد موشکی ناتو وآمریکا که توانمندی رهگیری موشک های هسته ای استراتژیک روسیه را دارند، بمنزله اقدامی برای خنثی کردن توانمندی آفندی هسته ای این کشور محسوب می شود. با حال آمریکا در کنار ناتوهمچنان ادامه استقرار سامانه های ضد موشکی در نقاط مختلف اروپا پافشاری می کنند. البته برخی اعضای اروپایی ناتو نیز با آمریکا همنوا هستند. ژان ایو لو دریان وزیرخارجه فرانسه هشدار داد که روسیه باید به پیمان آی ان اف پایبندباشد و درصورت نقض این پیمان، ناتو باید در زودترین فرصت ممکن به آن واکنش نشان دهد. "ینس استولتنبرگ" دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مدعی شد که روسیه "پیمان نیروهای هسته ای میانبرد" با آمریکا را نقض کرده و این مسئله می تواند منجر به آغاز مسابقه هسته‌ای جدیدی در قاره اروپا شود.   جمع بندی از نگاه روسها، رویکرد ترامپ مبتنی بر اصل عدم توازن هسته ای است که با اصل "برابری هسته ای" که در جریان جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوری و آمریکا آن را به مثابه بهترین راه برای تضمین صلح پذیرفتند، در تعارض کامل قرار دارد. در عین حال مسکو معتقد است که برتری هسته ای مورد ادعای ترامپ بیشتر امری تخیلی است. در حالی که پیمان استارت-3 اساسا به مثابه شالوده ایی برای توازن و ثبات هسته ای بین آمریکا و روسیه و پیمان نیروهای هسته ای میانبرد نیز، به مثابه پیمانی برای پیان دادن به مسابقه تسلیحات هسته ای در اروپا مطرح بوده است. هر گونه تلاش آمریکا برای زیر پا گذاشتن این دو توافق مهم، واکنش روسیه را به دنبال داشته است. کما اینکه مسکو به نقض پیمان نیروهای هسته ای میانبرد با استقرار موشک های کوتاه برد اسکندر در کالینینگراد یعنی منطقه مجاور مرزهای لهستان پاسخ داده است. موشکهای اسکندر که در دو نوع بالستیک و کروز تولید و عملیاتی شده اند و هر دو از سکوی واحدی پرتاب می شوند می توانند در انهدام اهداف ثابت ناتو در شرق اروپا به ویژه در کشورهای حوزه بالتیک و لهستان بسیار موثر واقع شوند. بدین ترتیب اکنون مقامات ارشد ناتو و کشورهای شرقی اروپا که در این سازمان نظامی عضو هستند با تهدید جدیدی باید مقابله کنند که البته رویارویی و خنثی کردن آن اصلا کار راحتی نخواهد بود. این به معنای تغییر موازنه قوا در شرق اروپا بین روسیه و ناتو به نفع مسکو خواهد بود.     نویسنده: دکتر سید رضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی     ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 28 Mar 2018 04:46:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3602/روسیه-آمریکا-منازعه-سر-پیمان-های-تسلیحاتی هماورد طلبی هسته ای و تسلیحاتی روسیه در برابر آمریکا http://www.iras.ir/fa/doc/article/3596/هماورد-طلبی-هسته-تسلیحاتی-روسیه-برابر-آمریکا روابط روسیه و آمریکا در سال های اخیر روند مستمر تشدید اختلافات و تنش ها را طی کرده و منافع متعارض این دو قدرت هسته ای در شرق اروپا، خاورمیانه و شرق دور موجب شده تا آمریکایی ها در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین جدید هسته ای آمریکا، همواره از روسیه به مثابه بزرگترین تهدید علیه آمریکا و نیز تهدید هسته ای شماره یک یاد کنند. طبیعتا اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو، از سوی روسیه بی پاسخ نمانده و لذا اخیرا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به عنوان بالاترین مقام اجرایی این کشور که نقشی بی بدیل در ترسیم سیاست های روسیه در ابعاد مختلف دارد، در موضع گیری بی سابقه به هماورد طلبی با آمریکا در دو زمینه هسته ای و تسلیحاتی پرداخت.   تهدید هسته ای پوتین روز پنجشنبه 10 اسفند 96 ( اول مارس 2018) اعلام کرد که هرگونه حمله احتمالی هسته ای  به این کشور و متحدانش را با حمله هسته ای متقابل فوری و بدون توجه به عواقب آن پاسخ خواهد داد. به گفته وی، دکترین نظامی روسیه این اجازه را می دهد که در واکنش به حمله اتمی علیه روسیه و یا متحدانش و یا حمله علیه روسیه با تسلیحات متعارف در صورتی که تمامیت حکومت مورد تهدید قرار بگیرد، از سلاح هسته ای استفاده کند. موضع قاطعانه پوتین و تاکید وی بر کاربرد تسلیحات هسته ای، پاسخی مستقیم به دکترین هسته ای جدید واشنگتن است که روسیه را به منزله بزرگترین تهدید هسته ای علیه آمریکا تلقی کرده و حتی بر استفاده از سلاح اتمی در صورت حمله متعارفی گسترده روسیه به اروپای شرقی تاکید ورزیده است. از نگاه مقامات ارشد نظامی و سیاسی آمریکا، روسیه باید متقاعد شود اگر تهدید به حتی یک حمله هسته‌ای محدود در اروپا بکند با "هزینه‌های شدید غیرقابل قبول" روبرو خواهد شد. مقامات ارشد نظامی روسیه بر این باورند که با توجه به برنامه جدید تسلیحاتی روسیه، قادر هستند تا واکنش مناسبی در قبال این تهدیدات انجام دهند. رابرت سوفر معاون وزیر دفاع آمریکا نیز در توجیه استراتژی جدید این کشور گفت که واشنگتن «می‌خواهد مطمئن شود که هیچ خطایی از روسیه سر نمی‌زند». وی افزود: روسیه باید بداند که حمله هسته‌ای حتی محدود، این کشور را به هدف‌هایش نمی‌رساند اما موجب تغییر اساسی ماهیت مخاصمه خواهد شد و هزینه غیرقابل محاسبه‌ای برای مسکو خواهد داشت. از قبل هم انتظار می رفت که دکترین جدید هسته ای آمریکا موجب واکنش شدید مسکو خواهد شد و اکنون شاهد این واکنش آنهم از جانب بالاترین مقام اجرایی روسیه هستیم. این واکنش به معنای دفاع تمام قد هسته ای روسیه از خود و متحدانش در قبال حملات هسته ای ویا متعارفی گسترده خواهد بود.   پوتین و توانمندی نظامی مساله دیگری که پوتین در سخنرانی خود بر آن تاکید کرد تقویت زیرساخت‌های نظامی روسیه در منطقه شمالگان به منظور حفاظت از منافع روسیه به عنوان یک اولویت بود. پوتین با اشاره به پیشرفت‌های نظامی روسیه طی سال‌های گذشته گفت، ارتقاء تسلیحات راهبردی روسیه در واکنش به اقدامات نظامی آمریکا و دیگر کشورهای جهان حاصل شده است و ارتش روسیه یک سامانه پیشرفته در اطراف مسکو به منظور حفاظت از این شهر مستقر کرده است. پوتین تأکید کرد، آمریکا در سال ۲۰۰۲ از پیمان ضدموشک‌های بالستیک خارج شد و با وجود تلاش‌های مکرر مسکو برای گفت‌وگو با واشنگتن در این رابطه، آمریکا از تعهدات خود در این زمینه سر باز می زند و همین مساله نیز مسکو را وادار کرده تا هر آنچه می‌تواند برای ارتقای قابلیت‌های دفاعی خود به کار گیرد و عملیات نظامی روسیه در سوریه نیز پیشرفت قابل توجه قابلیت‌های نظامی روسیه را به تصویر کشید. به گفته پوتین، آمریکا قصد دارد تا ۵ رزمناو و ۳۰ ناوشکن نزدیک مرزهای روسیه مستقر کند و توسعه قابلیت‌های نظامی روسیه در پاسخ به اقدامات آمریکا صورت می‌گیرد. اقدام دیگر پوتین که در نوع خود بی سابقه بود، نمایش گرافیکی و تصویری انواع جدید تسلیحات هسته ای استراتژیک روسیه از قبیل موشک های هسته ای قاره پیما قادر به گذشتن از سامانه های ضد موشکی آمریکا، موشک های کروز جدید و ربات های زیر دریایی های جدید و تسلیحات لیزری بود که در واقع به منظور نشان دادن توانایی تکنولوژیکی روسیه برای مقابله با غرب صورت گرفت.پوتین اخیرا برنامه جدید تسلیحاتی 325 میلیارد دلاری روسیه را امضا کرد. "سرگئی شویگو" وزیر دفاع روسیه تاکید کرد تسلیحات جدیدی که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور در سخنرانی سالانه خود از آنها پرده برداشت به روسیه برای پرهیز از درگیر شدن در یک مسابقه تسلیحاتی دیگر کمک خواهد کرد. به گفته وی، کشورهای ناتو می کوشند روسیه را درگیر یک مسابقه تسلیحاتی جدید کنند. به گفته دیمیتری راگوزین معاون نخست وزیر روسیه قرار است تا سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه فن آوری بسیار پیشرفته مانند رباتیک، هوش مصنوعی، پهپادها، سامانه های ضد موشکی و مهمات دقیق در برنامه تسلیحاتی جدید صورت گیرد. نگاه برنامه ریزان نظامی روسیه به تهدیدات موجود و آینده است که شامل توانمندی نظامی ناتو، عملیاتی شدن سامانه موشکی فراصوت تهاجمی آمریکا که قادراست همه نقاط جهان را هدف قرار دهد و استقرار سامانه های هسته‌ای می شوند.   تسلیحات شگفتی ساز ولادیمیرپوتین رئیس‌جمهوری روسیه در سخنرانی سالانه خود از چندین سامانه جدید نظامی که این کشور در حال توسعه آن است پرده‌برداری کرد. وی بر این مساله تاکید کرد که نظیر چنین تسلیحاتی در دنیا وجود ندارد. در ادامه اسامی و مشخصات این تسلیحات شگفتی ساز می آید.   موشک "سرمات" وزن موشک بالستیکی قاره پیمای "سرمات" بیش از 200 تن بوده، آنرا می توان به  حداقل 10 کلاهک هسته ای مسلح کرد و سامانه های ضد موشکی با دشواری می توانند آن را رهگیری کنند. علاوه بر این تعداد کلاهک های هسته ای سرمات بیشتر از موشک "وایوودا" است که فعلا قوی ترین موشک بالستیکی قاره پیما در جهان است.موشک "سرمات" که کار ساخت آن در سال 2009 آغاز گردیده، جزو موشک های فوق سنگین است. این موشک با سوخت مایع کار می کند و از سکوهای زیرزمینی پرتاب می شود وبردی 11 هزار کیلومتری دارد.   موشک کروز"آوانگارد" موشک بالدار جدید روسیه به نام "آوانگارد" دارای برد غیرمحدود است که آزمایش آن با موفقیت انجام شده است. این موشک توانایی پرواز در لایه های متراکم جو با سرعت مافوق صوت بیش از 20 برابر سرعت صوت را دارد و بدین ترتیب در زمره موشکهای فرا صوت طبقه بندی می شود.   تسلیحات"لیزری" پوتین در باره تسلیحات لیزری با اشاره به آگاهی از  فعالیت برخی کشورها برای ساخت سلاح های جدید ازجمله لیزری  تاکید کرد که روسیه در این زمینه نسبت به دیگر کشورها پیشقدم است. وی تصریح کرد که در توسعه تسلیحات لیزری موفقیت های زیادی را بدست آورده ایم و این موفقیت نه فقط در عرصه تئوری است، بلکه اکنون چنین تسلیحاتی را در اختیار داریم که تا کنون ضرورتی برای رونمایی از آن دیده نشده است.   موشک هوا پرتاب کروز "کنجال" به گفته پوتین موشک فوق العاده دقیق و فرا صوت هوا به زمین "کنجال" روسی در دنیا بی نظیر است که به صورت موفقیت آمیز آزمایش شده و از اول دسامبر 2017 در اختیار نیروی هوایی روسیه در جنوب این کشور قرار گرفت. هر چند وجود موشکی کروز کنجال رسما اعلام شده اما مشخصات آن فاش نشده است. این موشک در جنگنده های سوخو مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این موشک به دلیل سرعت فوق العاده می تواند از دید رادار دشمن پنهان بماند.   ربات زیردریایی به گفته پوتین، روسیه یک ربات زیر دریایی ساخته که قادر است به طور نامحدود فاصله بین قاره ها را طی کرده و به اعماق آب نفوذ کند و با سرعتی بیشتر از پیشرفته ترین زیردریایی ها مانند اژدر حرکت کند.این زیردریایی را می توان با کلاهک هسته ای نیز مجهز کرد وقادر است تاسیسات ساحلی یا گروههای ناو هواپیما بر را مورد حمله قرار دهد.   موشک کروز نسل جدید به گفته پوتین موشک کروز با توانایی حمل کلاهک هسته ای در سال 2017 مورد آزمایش قرار گرفت. در طی این پرواز، کلاهک هسته ای به بالاترین سطح قدرت داده شده رسیده و برد مورد نیاز را فراهم می کند.   واکنش ها و تاثیرات رسانه های غربي به اظهارات رئيس جمهور روسيه درباره جدید ترین تسليحات روسي واکنش شديدي نشان دادند و در این زمینه به «موشک هاي شکست ناپذير» و «هشدارهايي» که به آمريکا داده شده است، اشاره کردند. وزارت دفاع آمریکا در واکنش به رونمایی از تسلیحات جدید و به خصوص موشک دارای پیشرانه هسته‌ای توسط رئیس‌جمهور روسیه، مدعی شدند که این موشک هنوز در مرحله تحقیق و توسعه است و در آزمایش‌ها موفق نبوده است. از جمله یک مقام آمریکایی در واکنش به نمایش تسلیحات جدید روسیه در سخنرانی ولادیمیر پوتین صحت گفته‌های وی را زیر سوال برد. با این حال به گفته کارشناسان نظامي، احتمال دارد اين اقدام روسيه باعث افزايش بودجه نظامي آمريکا شود.به گفته الکساندر ژيلين، مسئول مرکز مطالعات مسائل اجتماعي کاربردي امنيت ملي روسيه، پنتاگون، احتمالا از سخنان رئيس جمهور روسيه براي درخواست افزايش جديدي در بودجه نظامي اين کشور بهره برداري خواهد کرد. به گفته وی، «در صورتي که بودجه نظامي کشوري به بيش از 700 ميليارد دلار در سال افزايش يابد، اين بودجه ديگر دفاعي نيست، بلکه بودجه جنگي است».به گفته الکساندر خرامچيخين،  رئيس موسسه تحليل سياسي و نظامي روسيه، دغدغه حقيقي پنتاگون به موشک هاي کروز با کلاهک هسته اي که رئيس جمهور روسيه در جريان سخنراني سالانه خود معرفي کرد، مربوط خواهد شد. با اشاره به اين سلاح ها که هنوز براي آنها نامي گذاشته نشده است، خرامچيخين اعلام کرد از آنجايي که برد اين موشک ها محدوديتي ندارد، اين سلاح مي تواند از هر سمت آمريکا را هدف بگيرد. به علت نداشتن محدوديت در برد، اين موشک به دشواري در چهارچوب پیمان نیروهای هسته ای میانبرد قرار مي گيرد و درباره زيردريايي هاي بدون سرنشين که آنها نيز هيچ محدوديت بردي ندارند، نيز همين مساله صدق مي کند.   جمع بندی نمایش تسلیحات شگفتی ساز روسیه در این برهه زمانی با دو هدف عمده صورت گیرد. نخست با توجه به نزدیکی موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری روسیه، پوتین در صدد بر آمد تا در قامت یک رهبر ملی گرا که خواهان احیای موقعیت روسیه به عنوان یک قدرت عمده جهانی است ظاهر شده و در عین حال نمایش تسلیحاتی همراه با سخنرانی سالانه پوتین هشداری جدی  به  غرب به خصوص آمریکا بود که بر این گمان است که دارای برتری نظامی در برابر روسیه است. مقامات ارشد سیاسی و نظامی روسیه بر این باورند که با توجه به برنامه جدید تسلیحاتی روسیه، قادر هستند تا واکنش مناسبی در قبال تهدیدات فزاینده غرب به ویژه آمریکا نشان دهند. در عین حال نمایش تسلیحاتی که باصطلاح می تواند "قاعده بازی" را تغییر دهند هشداری به غربی ها بود تا بیش از این روسیه را در ابعاد امنیتی و نظامی به چالش نکشند. به رغم این تمهیدات، پوتین بر لزوم رفتار عاقلانه غرب و اتخاذ رویکرد مبتنی بر همکاری و چند جانبه گرایی تاکید کرده است. با این حال دورنمای مثبتی در باره تغییر رویکرد یک جانبه گرایانه وجنگ طلبانه آمریکا به عنوان سردمدار ناتو به چشم نمی خورد.     نویسنده: دکتر سیدرضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 18 Mar 2018 03:00:58 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3596/هماورد-طلبی-هسته-تسلیحاتی-روسیه-برابر-آمریکا زمینه‌های همکاری ایران و روسیه در برپاداری ثبات و امنیت در افغانستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3594/زمینه-های-همکاری-ایران-روسیه-برپاداری-ثبات-امنیت-افغانستان مقدمه در دهه‌های اخیر، واحدهای سیاسی همگام با پذیرفتن جهانی‌شدن برخی روش‌های زیست در عرصه بین‌المللی، تلاش کرده‌اند تا به بازتعریف منافع و هویت خود در چارچوب‌های منطقه‌ای نیز بپردازند. این روندهای نوین همکاری در مناطق، اغلب در چارچوب نظری‌های نوین-منطقه‌گرایی با تکیه بر دو عنصر باز بودگی موضوعی و انعطاف جغرافیایی، تبیین می‌شوند و زمینه مناسبی را برای همکاری‌های منطقه‌ای در چارچوبی مستقل و جدا از روندهای جهانی فراهم آورده‌اند.   در این نوشتار تلاش خواهد شد تا با نگاهی به ویژگی‌های منطقه‌گرایی نوین، به بررسی روابط ایران و روسیه و نقش نومنطقه‌گرایی در نزدیک سازی زمینه‌های همکاری میان این دو کشور در افغانستان پرداخته شود. درواقع، پرسش اصلی در این پژوهش آن است که چگونه ایران و روسیه، می‌توانند در سطح منطقه اوراسیا، به‌ویژه در برپایی ثبات و امنیت در افغانستان به همکاری با یکدیگر بپردازند. فرضیه این پژوهش نیز عبارت از این است که این‌طور به نظر می‌رسد که ایران و روسیه با وجود ناهمگونی منافع در برخی موضوعات منطقه‌ای، می‌توانند با بهره‌گیری از چارچوب نظریه‌های نومنطقه گرایانه، به تعریفی مشترک از هویت‌ها و هنجارهای حاکم بر الگوی روابط خارجی خود برای برپاداری ثبات و امنیت در افغانستان برسند و در این چارچوب به همکاری نزدیکتر با یکدیگر برای حل مشکلات منطقه‌ای پرداخته و منافع خود را در سطح منطقه آسان‌تر به یکدیگر پیوند زنند.   نگاهی به نظریه نومنطقه‌گرایی این یک واقعیت است که کشورها حق انتخاب جای خود بر روی زمین را ندارند و همچون توپ‌های بازی بیلیارد نمی‌توانند هر زمان درجایی قرار بگیرند و به حوزه جغرافیایی خود وابسته‌اند، ازاین‌رو از حق انتخاب برای پیوستن به مناطق گوناگون برخوردار نیستند. این امر آنگاه همچون سدی در برابر منطقه‌گرایی جلوه‌گر می‌شود که به یاد آوریم که بیشترین جنگ‌ها در طول تاریخ، میان کشورهای همسایه رخ داده است.   دشمنی میان همسایگان در هر منطقه، البته می‌تواند خود زمینه‌ساز تلاش آنان برای همکاری نیز باشد. در بسیاری از موارد، آنگاه‌که پای منافع اقتصادی و آسایش ملی به میان می‌آید، کشورها بیش از آنکه به دنبال دشمنی باشند، در پی شناسایی منافع یکدیگر و رقابت در چارچوب همزیستی برمی‌آیند.   این نوع نگاه عملگرایانه به همکاری برای کسب امنیت جمعی و تأمین منافع بازیگران منطقه‌ای، زمینه‌ساز شکل‌گیری منطقه‌گرایی به‌عنوان پلی در میان دو سطح مطالعاتی خرد (واحدهای سیاسی) و کلان (ساختار سامانه بین‌الملل) بوده است.   از دهه 1370 خورشیدی و به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، رویکرد تازه‌ای در این حوزه پا گرفته و ترتیبات نوینی در چارچوب مفهوم "نومنطقه‌گرایی" پا به عرصه مطالعات این حوزه گذاشته است.   ویژگی‌های این رویکرد نوین به منطقه‌گرایی، بیش از همه بر باز بودگی تعریف مفهوم منطقه و لایه‌لایه بودن آن تأکید دارند. به‌این‌ترتیب، کشورها برای پیوستن یا گسستن از ترتیبات منطقه‌ای، نه‌تنها کمتر در قیدوبندهای ایدئولوژیک هستند، بلکه جغرافیا نیز به امری نسبی بدل شده و می‌توان دید که در بسیاری از نهادهای منطقه‌ای، کشورهایی در بیرون از این مناطق به آن‌ها پیوسته‌اند. تعریف مفهوم منطقه نیز از انعطاف بیشتری برخوردار شده و در یک منطقه جغرافیایی می‌توان اشکال گوناگونی از منطقه‌گرایی و نهادهای منطقه‌ای را بر پایه منافع کشورهایی که گرد هم می‌آیند ساخت.   به‌این‌ترتیب، دو فرایند جهانی‌شدن و تک‌قطبی گرایی نتوانسته‌اند سد راه منطقه‌گرایی باشند و جهان بیش از آنکه رو به‌سوی تک‌قطبی شدن و یا یک ـ-چندقطبی شدن در سطح سامانه بین‌الملل داشته باشد، به گونه جهانی ـ منطقه‌ای شده درآمده است.   بر پایه تئوری‌های سامانمند، این تنها قدرت‌های بزرگ بودند که می‌توانستند بر مناطق گوناگون تأثیر بگذارند. اما رویکردهای منطقه‌ای، به نقش قدرت‌های متوسط و مناطق بر سیاست‌ها و رویکردهای ابرقدرت‌ها تأکید دارند.   این‌گونه تازه منطقه‌گرایی که نوعی برساخت آگاهانه هویت‌ها و هنجارها در چارچوب نهادسازی است، گفتمان سیاسی نوینی در عرصه بین‌المللی به شمار می‌رود. در این گفتمان نوین، "منطقه" آن چیزی است که ما از آن برداشت می‌کنیم و نه آن چیزی که لزوماً بر روی نقشه جغرافیا تعریف می‌شود. بنابراین، اگرچه جغرافیا هنوز عامل مهمی است، اما این عنصر از انعطاف بیشتری برخوردار شده و هر زمان بر پایه نیاز و هویت و منافع کشورها، می‌توان آن را به‌گونه‌ای تازه کشید.   نومنطقه‌گرایی؛ چارچوبی نوین برای همکاری‌های ایران و روسیه در افغانستان دو جهانشاهی ایران و روسیه، دست‌کم بیش از پنج سده است که در ارتباط و تعامل با یکدیگر بوده‌اند. این روابط همواره از فراز و نشیب‌های بسیاری برخوردار بوده است. در این میان، فروپاشی اتحاد شوروی در آغاز دهه 1370 و شکل‌گیری فدراسیون روسیه، زمینه‌ساز شکل‌گیری دور تازه‌ای از روابط میان ایران و روسیه شده است. این رویداد، به همراه تغییر در برخی از ساختارهای منطقه‌ای و بین‌المللی، توانسته عرصه را برای گونه تازه‌ای روابط مبتنی بر همکاری فراهم سازد.   بااین‌همه، در ۲۵ سال گذشته روابط ایران و روسیه اگرچه در عرصه‌های گوناگون دوستانه به نظر آمده، اما تعریف منافع هر یک از طرفین در چارچوبی متفاوت و دور از ساختارهای شکل‌دهنده به منافع آنان از یکدیگر، سبب شده که یک گفتمان همکاری جویانه پایدار در سطح منطقه‌ای میان آنان شکل نگیرد.   برای نمونه، در عرصه‌های اقتصادی، روسیه و ایران هر دو از دارندگان بزرگ ذخایر نفت و گاز به شمار می‌روند. همین امر می‌تواند زمینه رقابت آنان در بازارهای انرژی را فراهم آورد. همچنین رقابت در زمینه راه‌های گذر خطوط لوله انتقال انرژی از آسیای مرکزی و دریای خزر به بازارهای بین‌المللی و نیز تلاش برای ساخت راه‌های بازرگانی و دادوستد منطقه‌ای که یادآور دوران رونق جاده ابریشم است از این کشورها، چندان زمینه را برای همکاری‌های اقتصادی منطقه میان دو طرف فراهم نیاورده است.   همچنین در بخش نظامی، روسیه بی‌تردید خواهان تداوم برتری نظامی خود بر مناطق پیرامون خویش است. در سال‌های گذشته به‌واسطه افزایش تنش‌ها میان ایران و دولت‌های توانمند غربی، از میزان دسترسی ایران به سلاح‌های پیشرفته ساخت غرب کاسته شده و در این زمینه ایرانیان بیشتر به تولیدات داخلی و یا سلاح‌های روسی و چینی بسنده کرده‌اند. این در حالی است که روس‌ها نیز خواهان تداوم همکاری‌های نظامی با ایران و حفظ بازارهای فروش تسلیحات خود به این کشور هستند. اما این همکاری‌ها هنوز به گسترش تعاملات نظامی میان دو کشور در سطح منطقه‌ای نینجامیده است.   در موضوعات فرهنگی و ایدئولوژیک نیز کمتر می‌توان شاهد همکاری‌های دو کشور در سطح منطقه‌ای در سال‌های اخیر بود. اما با وجود همه دشواری‌ها، واقعیت آن است که ایران و روسیه همچنان منافع مشترکی در سطوح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارند که فرصت همکاری با یکدیگر را برای آنان فراهم می‌آورد.   یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های همکاری میان آنان، در رویکرد روسیه به برپایی یک ساختار چندجانبه‌گرایانه در سطح بین‌الملل، نمود می‌یابد. با بر هم خوردن ساختار سامانه بین‌الملل به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، اینک روسیه بر آن است تا بار دیگر از راه دنبال کردن ایده‌هایی مانند اوراسیاگرایی و یورو آتلانتیک‌گرایی و تعریف برتری خود در چارچوب‌های نوین، جایگاه پیشین خود در عرصه سامانه بین‌الملل را به دست آورد. تلاش این کشور برای تداوم حضور اقتدارآمیز خود در منطقه‌ای که آن را "خارج نزدیک" می‌نامد و دربرگیرنده جمهوری‌های تازه استقلال‌یافته است، گویای دنبال کردن چنین سیاستی از سوی زمامداران کرملین است.   در این راه، ایران که طی دهه‌های گذشته همواره رویکردی تقابلی را با غرب دنبال کرده، می‌تواند همتایی قابل‌اطمینان باشد. همگرایی ایران و روسیه برای رویارویی با برتری‌جویی غرب و باور هر دو کشور به لزوم برپایی سامانه‌ای بین‌المللی که مبتنی بر چندجانبه گرایی باشد، توانسته آنان را به همکاری در سطح نهادهای منطقه‌ای رهنمون شود. بر پایه این رهیافت نوین، همه قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، برای حل‌وفصل مشکلات مشترک، در چارچوبی توافقی، به همکاری و نه رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت.   درواقع، تهدیدهای مشترک علیه منافع این دو کشور در سطح منطقه‌ای، آنان را ناگزیر از همکاری با یکدیگر نموده است. نمونه این تهدیدها را می‌توان در پیگیری سیاست نگاه به شرق از سوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) دید که از سال 1372 خورشیدی دنبال شده است. همچنین تهدیدهای درون منطقه‌ای مانند پاگیری گروه‌های تندروی مذهبی مانند طالبان و داعش و یا گروه‌های مافیایی قاچاق مواد مخدر که به ناامنی و بی‌ثباتی در کنار مرزها، و گاه در درون مرزهای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز می‌انجامد نیز در نزدیک سازی مواضع منطقه‌ای این دو کشور و تلاش مشترک آن‌ها برای یافتن راه‌حل‌هایی برای دوری از بحران، یاری رسانده.   همکاری آنان در حل بحران‌های منطقه‌ای در مناطقی مانند تاجیکستان، آذربایجان، ارمنستان و افغانستان، نمونه‌های گویای این دست از همکاری‌ها هستند. تلاش هر دو کشور برای جلوگیری از پیشبرد خواسته‌های جدایی‌خواهانه قومی و مذهبی در منطقه نیز از دیگر زمینه‌های همکاری میان آنان به شمار می‌رود.   به‌این‌ترتیب، می‌توان گفت که عملگرایی ژئوپلیتیکی و تعریفی که از هویت و هنجارهای حاکم بر سیاست خارجی این دو کشور در عرصه روابط بین‌الملل ارائه می‌شود، آنان را به همکاری با یکدیگر در عرصه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای وا می‌دارد.   در این میان، افغانستان سرزمینی آشنا برای ایران و روسیه است. پیوندهای فرهنگی، تاریخی و هویتی میان ایرانیان و افغانان برای هزاران سال چنان یگانگی‌ای میان آنان پدید آورده که گاه بازشناسی این دو ملت از یکدیگر را دشوار می‌سازد. روس‌ها نیز در دوران معاصر و به‌ویژه در دوره برپایی حکومت کمونیستی در کابل، حضور پررنگی در میان مردم جامعه افغانستان داشته و در شکل‌دهی به ساختارهای سیاسی و نیز فراهم آوردن زمینه گذار این جامعه به‌سوی نهادها و ساختارهای مدرن ایفای نقش کرده‌اند.   اگرچه انتظار می‌رفت در دوران پس از فروپاشی حکومت طالبان در افغانستان، ایران و روسیه نقش‌های کلیدی در سامان‌دهی به رژیم سیاسی نوین در این کشور بازی کنند، اما آنچه در عمل رخ داده، نشانگر آن است که این حضور تنها در برخی از حوزه‌ها و به‌صورت انفرادی و نه در قالب یک حرکت همکاری جویانه منطقه‌ای، صورت گرفته است.   درواقع، ازآنجاکه برکناری طالبان از قدرت به دست ناتو و با حضور نیروهایی از کشورهای گوناگون، به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا صورت گرفت، زمینه بازیگری در دوران پساطالبان برای کشورهایی که به‌طور مستقیم در نبرد با گروه‌های تندروی بنیادگرا حضور نداشتند، دشوار شد. اگرچه طالبان دشمن ایران و روسیه نیز به شمار می‌آمد و این دو کشور به‌صورت غیرمستقیم با نیروهای ائتلاف بین‌المللی همکاری داشتند، اما دولت تازه روی کار آمده در کابل نتوانست به همکاری مؤثر با این دو کشور بپردازد. این امر ازآن‌رو بود که ایالات‌متحده و هم‌پیمانان اروپایی‌اش روی خوش چندانی به حضور دیگر قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در افغانستان از خود نشان ندادند. نتیجه آنکه، روسیه که خواهان به دست آوردن پایگاه‌هایی نظامی در افغانستان برای برپایی ثبات و امنیت، به‌ویژه در بخش‌های شمالی این کشور بود، نتوانست از گفتگوها با دولت کرزای طرفی ببندد. به دنبال آن، ازآنجاکه برپاداری امنیت در افغانستان برای بیش از یک دهه تنها در دست نیروهای آیساف بود، بازرگانان و سرمایه‌گذاران روس اطمینان کافی برای سرمایه‌گذاری و دادوستد در بازارهای افغانستان را نداشته‌اند و ازاین‌رو، امروزه نقش بسیار کم‌رنگی در ساختار اقتصادی افغانستان بازی می‌کنند.   از سوی دیگر، ایران نیز که به‌طور رسمی بارها اعلام کرده بود خواهان بیرون رفتن نیروهای بیگانه از خاک افغانستان است، نتوانست زمینه همکاری با نیروهای بین‌المللی در افغانستان را فراهم آورد و اگرچه برخی کالاهای ایرانی به علت همسایگی و حضور میلیون‌ها افغان در خاک ایران و نیز به‌صرفه بودن صادرات این کالاها به شهرهای گوناگون افغانستان برای هر دو طرف، توانستند از جایگاه خوبی در بازارهای این کشور برخوردار شوند و ایران به یکی از صادرکنندگان اصلی کالاهای مصرفی و انرژی به افغانستان بدل شود، اما در بخش سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در صنایع مادر، ایران نیز نتوانسته جایگاه مطلوبی در این زمینه به دست آورد.   نتیجه آنکه، در سال ۲۰۱۶ می‌توان دید که صادرکننده اصلی کالا به بازارهای افغانستان، کشور چین است و سرمایه‌گذار اصلی در بخش‌های گوناگون صنعتی در این کشور، هندوستان می‌باشد.   در این میان، افزایش تنش‌ها در سطح منطقه به‌واسطه پدیدار شدن گروه‌های اسلامی تندرو نوین مانند داعش و تداوم ناامنی در افغانستان، سبب شده که بخش‌هایی از خاک این کشور به بهشت گروه‌های تندرو و بنیادگرا بدل شود. این امر تهدید امنیتی جدی‌ای برای هر دو کشور ایران و روسیه به شمار می‌رود. رویکرد اصلی این کشورها، تلاش برای گفتگوی همزمان با دولت افغانستان و نیز برخی شاخه‌های طالبان برای جلوگیری از نفوذ داعش در منطقه آسیای مرکزی و نیز در درون این دو کشور بوده است. این در حالی است که مقامات سیاسی در کابل بر این باورند که بازی دوگانه ایران و روسیه می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر منطقه و کاهش توان دولت افغانستان در ستیز با گروه‌های تندرو بیانجامد. ازاین‌رو، خواسته اصلی آنان، پشتیبانی همه‌جانبه قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از دولت قانونی این کشور برای شکست دادن نیروهای تندرو و دهشت افکن در این کشور است.   از سوی دیگر، در بررسی ریشه‌های شکل‌گیری بنیادگرایی در افغانستان، دولتمردان این کشور اغلب بر این باورند که این امر بیش از آنکه ریشه‌های ایدئولوژیک داشته باشد، به علت دشواری‌های اقتصادی و شیوه زیست همراه با محرومیت در میان مناطق گوناگون شهری و روستایی این کشور در نقاط دورافتاده رخ داده است. ازاین‌رو، راه‌حل اصلی کاهش توان گروه‌های بنیادگرا را در بالا بردن کیفیت زندگی مردم افغانستان می‌دانند. به‌این‌ترتیب، سرمایه‌گذاری در بخش‌های گوناگون اقتصاد این کشور و افزایش اشتغال و سطح درآمد مردم، می‌تواند به برپایی ثبات سیاسی، رشد اقتصادی و افزایش امنیت اجتماعی در این کشور یاری رساند.   ایران و روسیه به‌عنوان دو کشور قدرتمند در حوزه همکاری‌های منطقه‌ای در سطح اوراسیا، بی‌تردید می‌توانند درروند توسعه اقتصادی افغانستان با هدف ثبات سازی در این کشور، نقش مهمی بازی کنند. این امر که می‌تواند هم از رهگذر همکاری‌های سه‌جانبه و هم در چارچوب ترتیبات همکاری جویانه نوین با حضور کشورهایی همچون هندوستان و قزاقستان شکل گیرد، چند بهره می‌تواند به همراه داشته باشد. نخست آنکه، سطح ثبات و امنیت را در منطقه افزایش می‌دهد؛ دیگر آنکه، منافع اقتصادی حاصل از سرمایه‌گذاری در افغانستان در میان و بلندمدت عاید بخش‌های اقتصادی این کشورها نیز خواهد شد؛ و سوم آنکه، این همکاری‌ها با هویت و ماهیت اصلی سیاست خارجی این کشورها که به دنبال تشکیل ساختاری چندقطبی در عرصه سامانه بین‌المللی هستند، همخوانی دارد.   ازاین‌رو، همکاری در افغانستان در حوزه اقتصادی و نیز افزایش همکاری‌ها با دولت افغانستان برای تقویت این دولت در برابر گروه‌های تندرو، می‌تواند در افزایش ثبات و امنیت منطقه‌ای کارآمد باشد و منافع ایران و روسیه را در هر دو زمینه تأمین نماید.   جمع‌بندی شاید انتظار می‌رفت که بازی بزرگ تازه‌ای پس از فروپاشی اتحاد شوروی در منطقه اوراسیا به راه بیافتد که در آن نه‌تنها قدرت‌های بزرگ جهانی، بلکه قدرت‌های بزرگ پیرامون این منطقه همچون چین، ایران، ترکیه، روسیه و هندوستان به دنبال رقابت با یکدیگر بر سر افزایش نفوذ در کشورهای تازه استقلال‌یافته باشند. این بازی اگرچه رخ داد، اما بدان بزرگی که تصور می‌شد، نبود. درواقع، کشورهای همسایه بیش از رقابت، تلاش کردند تا با برپاداری ثبات در این کشورهای نوپا، از گسترش ناامنی به درون مرزهای خود جلوگیری نمایند و به تشکیل نهادهایی برای ثبات سازی و راهکارهایی برای همزیستی آشتی‌جویانه در این منطقه پرداختند.   با آغاز دهه 1380، دو کشور ایران و روسیه بیش از گذشته نشان دادند که با در نظر گرفتن ملاحظات مشترک در سیاست خارجی خود، بیشتر به دنبال همکاری منطقه‌ای هستند تا رقابت و دشمنی در این حوزه. روسیه از دید ایران، همچنان یک بازیگر استراتژیک توانمند است که در جایگاه برترین کشورها در سازمان ملل نشسته است. این کشور همچنین تأمین‌کننده بخشی از تسلیحات موردنیاز ایران و نیز اجراکننده برنامه هسته‌ای ایران به شمار می‌رود. برای روسیه نیز، ایران یک قدرت توانمند منطقه‌ای است که کارت‌های بسیاری برای بازی در دست دارد و چه برای استفاده از ظرفیت‌های ایران برای پیشبرد منافع منطقه‌ای و چه برای مهار این کشور برای جلوگیری از تهدید منافع روسیه در سطح منطقه‌ای، نیاز است که روابط میان ایران و روسیه همچنان در چارچوب ترتیبات منطقه‌ای گسترش یابد.   ازاین‌رو، وابستگی متقابل منطقه‌ای که در چارچوب تشکیل نهادها و سازمان‌های منطقه‌ای در این گوشه از جهان نمود یافته، به‌خوبی گویای رهیافت آشتی‌جویانه قدرت‌های مطرح در منطقه اوراسیا برای پیشبرد منافع و امنیت جمعی است. بی‌تردید، همکاری برای گسترش امنیت در منطقه پس از بیرون رفتن نیروهای بیگانه از افغانستان در سال 1394 نیز زمینه دیگری برای همگرایی‌های منطقه‌ای میان ایران، روسیه و کشورهای دیگر در پیرامون افغانستان پدید آورده است.       نویسنده: دکتر ماندانا تیشه یار، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی و عضو شورای علمی ایراس     این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «همکاری های ایران و روسیه: ابعاد و چشم انداز» به اهتمام و ویراستاری علمی مشترک محمود شوری و ایگور ایوانوف به سه زبان فارسی، انگلیسی و روسی در اسفند 1395 منتشر شده است. جهت تهیه کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.     «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»     ]]> دکتر ماندانا تیشه یار سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 14 Mar 2018 02:56:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3594/زمینه-های-همکاری-ایران-روسیه-برپاداری-ثبات-امنیت-افغانستان بحران سوریه؛ صحنه برخورد نظامی روسیه و آمریکا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3579/بحران-سوریه-صحنه-برخورد-نظامی-روسیه-آمریکا بحران سوریه در حالی وارد هفتمین سال خود می شود که تنش ها از هر سو بر این کشور سایه افکنده است. در شرایطی که انتظار می رفت با پایان خلافت سرزمینی داعش، نسیم صلح و ثبات بر جعرافیای سوریه دمیده شود و جامعه خشونت زده سوریه به ساحل ارامش برسد؛ اتفاقات و تحرکات در داخل و خارج از سوریه نوید بخش موج  جدیدی از خشونت ها و جنگ در این کشور دارد. در بعد بین المللی تلاشهای دیپلماتیک به بن بست رسیده است. در بحران سوریه دو گونه مذاکرات بین المللی در جریان است. مذاکرات اول با پشتیبانی سازمان ملل و قدرت های غربی در شهرهای بین المللی ژنو و وین برگزار می شود. این مذاکرات که از سال 2012 شروع شده است؛ تاکنون از حصول نتیجه ای مطمئن و قابل اتکا در حل بحران سوریه عاجز مانده است. ریشه اصلی ناکامی مذاکرات بین المللی ژنو در نوع نگاه قدرت های غربی به دولت سوریه قرار دارد. دولت آمریکا و قدرت های عربی منطقه در راس این مسئله قرار دارند. از نگاه این قدرت ها، دولت اسد با گشودن آتش به روی معترضان مشروعیت خود را از دست داده و بایستی از سکان قدرت در سوریه به کنار گذاشته شود.   با عطف به این امر نشست های ژنو و وین باهدف تلاش برای تحریم و تضعیف بیشتر دولت مرکزی سوریه به جریان افتاد. شوربختانه این سیاست در عمل نتیجه ای جزء تشدید خشونت و بحران آوراگی در سوریه در برنداشت. دولت وقت آمریکا در شرایطی از لزوم کنار گذاشته شدن اسد از قدرت سخن گفت که شواهد و نشانه ها از نبود جایگزینی مطمئن در میان طیف مخالفان و از سوی دیگر قدرت گیری جریان های تندرو تکفیری حکایت داشت. بدین رو تلاش مستمر محور عربی و غربی در حذف اسد از قدرت، سوریه را به میدان فعالیت جریانهای تندرو تروریستی تبدیل کرد و از درون این بحران، داعش و النصره زاده شد. ذکر این نکته از این رو اهمیت دارد که هنوز هم در محافل غربی ایده عبور از اسد در سوریه مطرح است و قدرت های بزرگ اروپایی و آمریکا کماکان بر تداوم منازعه در سوریه تا حذف دولت مرکزی در سوریه سخن می گویند.   حاکم بودن این نگاه در میان روسای بلندپایه قدرت های بزرگ اروپایی و آمریکا، دولت سوریه را به احتیاط در مذاکره با این قدرت ها واداشت. از منظری دولت سوریه با عطف به رویکرد خصمانه این قدرت ها، نگاهی منفی و توطئه آمیز به مذاکرات ژنو و وین داشت. به گمان دولتمردان سوریه قدرت های غربی با به راه انداختن این مذاکرات در تلاش برای مشروعیت زایی به طیف مخالفان و تضعیف موقعیت دولت سوریه است و از همین رو نسبت به توافقات صورت گرفته در این نشست ها با بی تفاوتی برخورد می کردند. فقدان کارایی نشست های تحت حمایت سازمان ملل، ماشین دیپلماسی دولت روسیه را به تحرک انداخت و نشست های موسوم به آستانه و سوچی تحت حمایت روسیه، ایران و ترکیه کلید خورد. عملگرایی دولت روسیه و تلاش برای کنترل بحران در سوریه، امیدواری ها را به نتیجه بخش بودن این دور از مذاکرات بیشتر کرد. با این حال با گذشت زمان و پیچیده تر شدن بحران در سوریه، نشست های تحت رهبری روسیه نیز به سرنوشت مذاکرات ژنو دچار شد. این بار مخالفان دولت اسد به صف تحریم با این نشست ها پیوستند. از دید گروههای مخالف سوری، دولت روسیه با برگزاری این نشست ها در تلاش برای تثبیت و تحکیم موقعیت دولت سوریه در دو عرصه سیاسی و نظامی است. این امر با توجه به توسعه فتوحات نظامی دولت اسد در حومه شرقی دمشق و شهر ادلب نزدیک به واقعیت نیز می باشد. از همین رو اکثر گروههای مخالف سوری نشست سوچی را بایکوت و از حضور در آن اجتناب ورزیدند. منذر خاموس سخنگوی هیئت عالی مخالفان سوریه ضمن اعلام بی فایده بودن مذاکرات سوچی، میانجیگری روسیه در حل بحران سوریه را زیر سوال برد و رهبران این کشور را به فقدان صداقت و عدالت در منازعه سوریه متهم کرد. از دید این جریان ها دولت روسیه با جانبداری نظامی از اسد، اعتبار و جایگاه سیاسی اش را بعنوان میانجیگر صادق از دست داده است.   تقابل نظامی قدرت های خارجی در سوریه همسو با به بن بست رسیدن تلاشهای دیپلماتیک در حل بحران سوریه، درگیریها و خشونت های نظامی در سوریه نیز میان قدرت های خارجی درگیر در بحران تشدید شده است. باید گفت که نزدیکی عملیات نیروهای خارجی در سوریه احتمال درگیری ها را افزایش داده است از جمله این امر سقوط یک جنگنده سوخوی 24 روسیه  در منطقه سراقب در استان ادلب توسط گروه مخالفان است. گروه هیئت تحریرالشام با اعلام اینکه این جنگنده را با اتش موشک ضد هوایی سرنگون کرده نسبت به تداوم این دست از عملیات ها علیه روسیه هشدار داد. هم زمان با این اقدام، ارتش ترکیه اعلام کرده که حدود هفت تن از نیروهایش در حین انجام عملیات در شهر عفرین از سوی نیروهای کرد هدف قرار گرفته اند. در مهم ترین این تحولات؛ بعد از گذشت قریب به یک دهه هواپیمای نظامی رژیم صهیونیستی(اف 16) هدف حملات هوایی سامانه موشکی سوریه قرار گرفت و در نزدیکی منطقه جلیله فلسطین سقوط کرد. سقوط هواپیمای نظامی تل اویو، این پیام را به سران اسرائیل داد که دولت سوریه کماکان از قدرت دفاعی قابل ملاحظه در حراست از جعرافیای سوریه دارد  و تصور اینکه اشوب های خیابانی امکان تصرفات و مداخلات بیشتر را فراهم کرده، سرابی بیش نیست. همزمان با این اتفاقات، نظاره گر بروز درگیریها میان دو قدرت صاحب نفوذ آمریکا و روسیه نیز بودیم.   بنا به گزارش ها در اثر حملات هوایی ائتلاف به رهبری آمریکا به مواضع جنگ جویان حامی دولت بشار اسد در استان دیرالزور حدود پنج شهروند روسی کشته شده اند. در پی این حملات مقامات بلندپایه امریکامدعی شدند که اشتباها به جای تکفیریهای داعش، مقر ارتش سوریه را هدف حملات خود قرار دادند. این حملات گرچه با بهانه های مختلف سرپوش گذاشته است اما بی تردید در صورت تداوم می تواند زمینه ساز بحران های بزرگتر فراسوی جعرافیای سوریه باشد. نگرانی ها زمانی اوج می گیرد که هر دو قدرت بزرگ بین المللی از تداوم حضورشان در سوریه سخن می گویند.رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی با اعلام اینکه حدود 98 درصد خاک سوریه از حضور جریان های تروریستی همچون داعش و النصره پاکسازی شده است؛ به تداوم نیروهای آمریکایی تا حصول امنیت کامل در سوریه خبر داد. از سوی دیگر گزارشها حاکی از اعزام نیروهای نظامی از سوی شرکت های خصوصی روسیه حکایت دارد.  در حال حاضر شرکت خصوصی واگنر با حمایت مستقیم و غیر مستقیم شخص پوتین عهده دار تربیت و آموزش نیروی انسانی رزم دیده در نبرد های فرامرزی است.   بنا به گزارش ها این شرکت ها برای نیروهای خود 200 هزار روبل حقوق می دهند که هفت برابر حقوق رسمی ارتش روسیه است. جالب اینجاست که کشته شدگان اخیر روسیه در حملات هوایی آمریکا از این دست نیروها بودند.  در همین راستا جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا در طی اظهاراتی ضمن تایید خبر کشته شدن نیروی روسی حاضر در منطقه اعلام کرد که این افراد جزء نیروی ارتش روسیه نبوده است. اشاره متیس به همان نیروها خصوصی روسیه در سوریه است. وزیر دفاع آمریکا در ادامه اظهاراتش با اعلام نگرانی از افزایش این طیف از نیروها در سوریه نسبت به تهدیدات و خطرات آنها در روند مبارزه با تهدید تکفیریسم هشدار داد. با عطف به حضور بالای این نیروها در مناطق جنگی سوریه پیش بینی می شود که در طی روزها و ماههای آتی درگیری های مستقیم نظامی میان طرفین حاضر آمریکا و روسیه در نوار شمال غربی سوریه افزایش یابد. مطابق آخرین گزارشها حدود دو الی سه هزار نیروی غیر رسمی روسیه در کنار ارتش سوریه مشغول انجام عملیات هستند. این نیروها با توجه به سابقه حضور در شرق اکراین و همچنین برخورداری از آموزش و فنون جنگی کافی، از توانایی قابل ملاحظه ای در جنگ های چریکی و تن به تن دارند. بدین رو هم اکنون منازعه در سوریه شکل واقعی جنگ نیابتی میان قدرت های عمده منطقه ای و فرامنطقه ای را به خود گرفته است و این امر می تواند تبعات و آسیب های به مراتب بیشتری را به جامعه بحران زده سوریه وارد سازد.     نویسنده: نیکنام ببری، دانشجوی دکترای روابط بین الملل دانشگاه اصفهان و تحلیلگر مسائل بین الملل   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 25 Feb 2018 01:31:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3579/بحران-سوریه-صحنه-برخورد-نظامی-روسیه-آمریکا تکرار خطاهای محاسباتی اردوغان؛ این بار در قبال رویکرد ایران در عفرین http://www.iras.ir/fa/doc/note/3575/تکرار-خطاهای-محاسباتی-اردوغان-این-بار-قبال-رویکرد-ایران-عفرین بحران در سوریه و شمال این کشور وارد مرحله جدید، حساس و پرمخاطره ای شده است. جایی که ارتش ترکیه حملات سنگینی علیه کردها در عفرین تحت عنوان عملیات «شاخه زیتون» آغاز کرده است و همزمان با کردها وارد جنگ و با آمریکا و دولت سوریه وارد تنش جدی شده است.   در واقع، ترکیه با راه اندازی عملیات شاخه زیتون در عفرین، وارد یک تنش و بحران چندوجهی با بازیگران مختلف در بحران سوریه شده است. از یک سو، به شکل بی سابقه ای با آمریکا وارد تنش شده است و طرف دیگر با خطر برخورد مستقیم با ارتش سوریه مواجه است. بنابراین شاید بتوان گفت این هنر اردوغان بوده که توانسته همزمان دو دشمن اصلی یکدیگر یعنی آمریکا و بشار اسد را مقابل خود قرار دهد. اما به نظر می رسد چالش و تنش ترکیه فقط به آمریکا، کردها و دولت سوریه محدود نباشد و بدون شک وقتی پای نیروهای سوریه وسط باشد، نقش ایران نیز برجسته خواهد شد.   در همین راستا، چند روز پیش منابع خبری از توافق ارتش سوریه و کردها برای ورود نیروهای ارتش سوریه به عفرین برای مقابله با ارتش ترکیه خبر دادند و بالافاصله نیروهای سوری به سمت عفرین حرکت کردند و طبق توافق انجام شده با کردها، وارد عفرین شدند که البته با شلیک هشدار ارتش ترکیه مواجه شدند.   وزیر خارجه ترکیه در نخستین واکنش رسمی این کشور به ورود ارتش سوریه به منطقه عفرین گفته است که حضور نیروهای سوریه در عفرین نمی‌تواند جلوی عملیات شاخه زیتون را بگیرد. چاووش اوغلو گفته، اگر نیروهای ارتش سوریه به منظور مبارزه با نیروهای کُرد سوریه وارد عفرین شده‌اند، ما با آن مشکلی نداریم؛ اما اگر به قصد حمایت از آنها وارد منطقه عفرین شده، آنگاه ما دست‌بسته نخواهیم بود و هیچ‌کس نخواهد توانست پیشروی نیروهای ترکیه را متوقف کند.   ترکیه ادعا کرده که عملیات شاخه زیتون را با هماهنگی روس ها و اطلاع ارتش سوریه آغاز کرده است؛ اما دولت سوریه بارها از آنکارا خواسته به تجاوزات خود در سوریه پایان دهد و نیروهای خود را از شمال این کشور عقب براند.   با ورود کاروان ارتش سوریه به عفرین بر پیچیدگی های میدانی و ژئوپلیتیک جنگ در شمال سوریه افزوده شده است. از این جهت پیچیده که همکاری های موقتی که در شمال سوریه میان ایران، ترکیه و روسیه شکل گرفته بود ممکن است تبدیل به رقابت یا تنش جدی شوند. نکته مهم این است که برخی از ناظران‌ گزارش داده اند که نیروهایی که روانه عفرین شدند مستقیما تحت هدایت ایران هستند که این مسئله به معنای رویکرد جدی ایران برای مقابله با توسعه طلبی ترکیه در شمال سوریه است.   حال سوال اینجاست که چرا مقامات ترکیه چندین مرتبه اعلام کرده اند که با ایران در عملیات ارتش این کشور در عفرین هماهنگ بوده اند؟ در پاسخ باید گفت که به نظر می رسد سکوت ایران در روزهای آغازین عملیات شاخه زیتون این تصور را در نزد مقامات ترکیه به وجود آورد که ایران موافق این عملیات است و یا اینکه گزینه هایی در مقابل اقدامات ترکیه روی میز ندارد.   نکته مهم دیگر اینکه به نظر می رسد مقامات ترکیه تصورشان این بوده که از آنجایی که عملیات شاخه زیتون با هماهنگی روسیه بوده است، به همین جهت ایران نیز حداقل سکوت خواهد کرد و اقدامی برای محدود کردن توسعه طلبی ترکیه انجام نخواهد داد.   اما به نظر می رسد اردوغان و دولت ترکیه که در هفت سال بحران سوریه اشتباهات محاسباتی زیادی را مرتکب شده است، در این مورد نیز دچار خطای محاسباتی شده است. در همین زمینه، روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» نیز نوشته است که برخلاف تصور آنکارا که ایران در ماجرای عفرین دنباله رو روسیه است، تهران بازی مستقل خود را در سوریه دنبال می کند. بنابراین چراغ سبز مسکو برای حمله ترکیه به عفرین به معنای موافقت و همراهی ایران نیست.   لذا به نظر می رسد که مقامات ترکیه و شخص اردوغان رئیس جمهور این کشور به مانند خطاهای محاسباتی در قبال کردها، آمریکا و حتی نظام سوریه، اکنون نیز در مورد رویکرد ایران در سوریه دچار اشتباه شد و شاید تصورشان بر  این بود که نقش ایران در سوریه تابعی از نقش روس ها است و ایران هر آنچه مسکو دیکته کند را انجام خواهد داد. اما به نظر می رسد بار دیگر اردوغان محاسباتش غلط از آب درآمد.     نویسنده: مصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و عضو شورای سردبیری تابناک جهان         ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 23 Feb 2018 14:16:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3575/تکرار-خطاهای-محاسباتی-اردوغان-این-بار-قبال-رویکرد-ایران-عفرین هدایت بحران های خاورمیانه به جمهوری آذربایجان؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3563/هدایت-بحران-های-خاورمیانه-جمهوری-آذربایجان جمهوری آذربایجان جز معدود کشورهای است که از اجرای عملیات"شاخه زیتون" ترکیه در شمال سوریه حمایت کرد. اما باکو تصمیم گرفت که اعلام حمایت از عملیات نظامی را در سطح سخنگوی وزارت خارجه انجام دهد و آنرا نیز به شیوه ای خاص بیان کرد"باکو نگرانی واقعی آنکارا را در ارتباط با تهدیدهای امنیتی تروریست ها کاملا درک میکند. آذربایجان به عنوان کشوری که از تروریسم رنج برده است، قاطعانه تروریسم بین المللی را در همه اشکال و پدیده های خود محکوم میکند و از تلاش های جامعه بین الملل در راستای مبارزه با آن شر حمایت میکند. ترکیه اعلام کرده است که هدف عملیات شاخه زیتون تامین امنیت مرزها، از بین بردن تهدیدات تروریستی و دفاع از شهروندان ساکن در منطقه میباشد. ما برای کشور برادر ترکیه و ملت آن آرزو میکنیم تا هیچ گاه در معرض حملات تروریستی قرار نگیرند".   این بیانیه وزارت خارجه آذربایجان تفاوت خاصی با بیانه دیگر کشورهای همپیمان ترکیه بویژه آمریکا نداشت، همگی حق ترکیه را برای دفاع از حملات تروریستی به رسمیت شناختند. تنها تفاوت آنجاست که وزارت خارجه آذربایجان هیچ اشاره ای به کردهای منطقه نکرده است، با بررسی این مطالب نمی شود گفت که آذربایجان - که مدتهاست وارد سیاست های خاورمیانه شده است- درک درستی از اوضاع و پیچیدگی های درگیریهای منطقه ندارد. این کشور به خوبی درک میکند که انگیزه ترکیه از ورود به سوریه و اجرای عملیات نظامی کاملا موضوع دیگری است.   روزنامه آذربایجانی کاسپی مینویسد: ایجاد منطقه حائل 30 کیلومتری در مرز سوریه و ترکیه با تکیه بر کردهای سوریه از دو حزب PYD و  YPGتوسط آمریکا، خط قرمز ترکیه است. ترکیه معتقد است این دو حزب فرزندخوانده گروه تروریستی حزب کارگر کردستان است و از این رو هر گروهی که در ارتباط با این حزب است محکوم به حمله های ارتش ترکیه میباشد. علاوه بر این ترکیه احساس خطر میکند که اگر در قسمت های شمالی سوریه منطقه ای خودمختار کردی تشکیل شود، میتواند در آینده مدعی استقلال شود، از این رو ترکیه تلاش میکند تا با اجرای این عملیات یک مشکل سیاسی حساس را در آینده مرزهای خود را حل کند. از این رو بود که اردوغان اعلام کرد، به حق حاکمیت و اتحاد سیاسی سوریه احترام میگذارد و پس از رسیدن به اهداف در چهارچوب عملیات نظامی نیرویهای ترکیه از منطقه خارج میشوند.   باید اذعان داشت که در حال حاضر نشانه های دیگری از جنبه های مختلف این عملیات بر ملا شده است و آنطور که از رفتار مسکو، تهران و واشینگتن بر می آید، آنکارا عملیات خود را در منطقه عفرین با این دو بازیگر مهم منطقه ای از قبل هماهنگ کرده است. اما دمشق از آغاز عملیات ترکیه، آنرا اقدام متجاوزگرایانه علیه حق حاکمیت سوریه خواند.   بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این رفتارهای ترکیه، با بسیاری از اصولی که آذربایجان در مجامع بین المللی از آنها حمایت میکند، تناقض دارد. در عین حال بسیاری از رسانه های باکو ضمن حمایت از آنکارا نوشتند که این تجربه ترکیه در مقابله با گروه های تروریستی منطقه میتواند برای آذربایجان در اقدام علیه گروه های تروریستی مفید واقع شود. زمانی خواهد رسید که عملیات آزاد سازی سرزمین های اشغال شده آذربایجان باید آغاز شود و در آن وقت تجربه مبارزه علیه گروهک های مسلح میتواند کارساز واقع شود.   در دیگر رسانه های آذری نوشته شده است که منطقه قره باغ که به صورت غیرقانونی نیرویهای مسلح ارمنی  در آن حضور دارند، مملو از گروه های تروریستی شده است و باید پاک سازی شوند. یک ژنرال بلند پایه آذربایجانی به نام یاشمار آیدامیروف، اعلام کرد: مبارزه در قرع باغ در هرلحظه میتواند آغاز شود، جنگ بسیار سریع و با ضربه های بسیار دقیق و قوی اجرا خواهد شد. آذربایجان به تجربه ترکیه در زمینه پاک سازی اراضی از گروهک های مسلح تروریستی احتیاج دارد.   نظامیان آذربایجان بر این باورند که باکو در جنگ آزاد سازی قره باغ باید به گونه ای رفتار کند تا از حمایت خاموش مسکو نیز برخوردار شود، دقیقا همان کاری که آنکارا برای اجرای عملیات نظامی شاخه زیتون در شمال سوریه انجام داد.   توفیق ذوالفقاروف، وزیر خارجه پیشین آذربایجان بر این باور است که: اولا مقامات ارمنستان در تلاشند تا آذربایجان را با اقدامات مختلف در اراضی اشغالی، از جمله ساخت و ساز ساختمان ها و طرح مساله به رسمیت شناختن جمهوری ناگورنی قره باغ آذربایجان را تحریک کند. ثانیا ارمنی ها تلاش میکنند تا به هر طریقی پای روسیه را به رویدادهای احتمالی نظامی در منطقه مورد مناقشه بکشانند. ثالثا، پس از اتمام دوره کنونی مذاکرات، روسیه مجبور میشود تا بخشی از مشکلات مربوط به قره باغ را با جدیت حل و فصل کند، این روند در دست وزارت خارجه روسیه است که وزیر آن سرگی لاوروف نیز مواضعی در طرفداری از ارمنستان دارد. این وضعیت به اندازه کافی مساله قره باغ را پیچیده کرده، چراکه روسیه هر کاری هم در راستای منافع ارمنستان انجام دهد، باکو حاضر نیست تا بیش از حد ممکن کوتاه بیاید.   باید اذعان داشت که عملیات نظامی شاخه زیتون در ستادهای نظامی بسیاری از کشورها مورد بحث و بررسی و تحلیل قرار میگیرد. هم اکنون از مناطق شامل این عملیات خبرهای به گوش میرسد که نشان میدهد، حمله به عفرین برای آنکارا آنچنان هم ساده نبود است که در ابتدا فکر میکردند.   همه طرفها در درگیری سوریه میدانند که واشینگتن قصد ندارد سوریه را رها کند. آمریکا به حمایت از کردهای سوریه و تشدید اختلافات میان گروهک های ترویستی ادامه میدهد. از اتفاقاتی که رخ میدهد میتوان این نکته را متوجه شد که آمریکایی ها علاقمندند تا ترکیه در باتلاق سوریه به اندازه ای فرو رود که بتوانند از اهرم های فشار بیشتری برای گرفتن امتیاز از ترکیه استفاده کنند. در نتیجه اجرای هر طرح در این منطقه، جنگ و مناقشات مسلحانه برای مدت طولانی ادامه خواهند داشت که باعث تضعیف مواضع ترکیه میشود و از این رو اگر جنگی در منطقه قره باغ رخ دهد، امکانات ترکیه برای حمایت و کمک به آذربایجان بسیار کمتر خواهد بود.   اگر مقامات باکو به این نتیجه برسند که با زدن جرقه آتش در قره باغ میتوانند مشکل را حل کنند، باید گفت جنگ آینده قره باغ نیز به زنجیره جنگ های خاورمیانه ای متصل خواهد شد که برای حل و فصل آن به شرایط ژئوپولیتک کاملا متفاوتی نیاز است. درگیری در منطقه قره باغ دیگر به تنهایی مشکل دو کشور ترک زبان آذربایجان و ترکیه نخواهد بود، کشورهای بسیاری از جمله ایران مجبور میشوند واکنش مناسب نشان دهند.   رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا اخیرا به صراحت اعلام کرد که قصد خروج از سوریه را ندارد، و علت این تصمیم آمریکایی ها تنها مبارزه با گروهک های تروریستی نیست، بلکه آنها مهار ایران و اجبار بشار اسد برای خروج از دمشق را جز اهداف اصلی حضور خود در منطقه میدانند. آمریکایی ها با این رفتار خود سیاست های دیگر بازیگران منطقه ای از جمله روسیه، ایران و ترکیه را مجبور به تغییر میکنند.   برخی از کارشناسان بر این باورند که احتمال ایجاد بحران همه علیه همه دور از انتظار نیست، چراکه در حال حاضر اختلافات میان آنکارا و دمشق بالا گرفته و میان تهران و آنکارا نیز هوا اصلا آفتابی نیست. در صورت ادامه وضعیت اختلافات و بحرانی تر شدن آنها، مسکو از ائتلاف با آنکارا و تهران به علت زیاده خواهی ژئوپولیتیک دو بازیگر خارومیانه ای خارج میشود. در این صورت هر رویداد در منطقه میتواند همانند بمب عمل کند و مساله دعواهای ارضی از جمله قره باغ شدیدتر میشوند و در آن اوضاع هر اقدامی میتواند با واکنش تند چندین بازیگر روبه رو شود. این دقیقا همان موضوعی است که باکو را مجبور میکند تا با ایروان به دنبال توافق و حل مساله قره باغ باشد. باکو باید به این نتیجه برسد که تنها راه حل منطقی این مساله، گفتگو و توافق است و نه ایجاد درگیری.       نویسنده: استانیسلاف تاراسف، سردبیر بخش شرق تارنمای تحلیلی رگنوم   منبع: تارنمای تحلیلی رگنوم   مترجم: محسن روستا   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 18 Feb 2018 17:41:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3563/هدایت-بحران-های-خاورمیانه-جمهوری-آذربایجان ایران و روسیه در خاورمیانه پساداعش http://www.iras.ir/fa/doc/report/3569/ایران-روسیه-خاورمیانه-پساداعش موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، سه‌شنبه 17 بهمن 1396، نشست مشترکی با عنوان «ایران و روسیه در خاورمیانه پساداعش» با شورای امور بین‌الملل روسیه (ریاک) بصورت همزمان در تهران و مسکو (ویدئوکنفرانس) برگزار کرد. در این نشست تخصصی، مسائل پیرامون روابط ایران و روسیه در خاورمیانه در دوران پساداعش توسط کارشناسان ایرانی و روسی موردبحث و بررسی قرار گرفت.   حاضران و سخنرانان   موسسه ایراس داوود کیانی، مدیر موسسه ایراس محمود شوری، مدیر گروه روسیه در موسسه ایراس حسن احمدیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل خاورمیانه ولی گل محمدی، پژوهشگر ارشد مسائل ترکیه   موسسه ریاک ولادیمیر ساژین، عضو ارشد هیئت‌علمی مرکز مطالعه کشورهای خاورمیانه انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه واسیلی کوزنتسُف، مدیر مرکز مطالعات عربی اسلامی انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه روسلان مامدُف، مدیر برنامه‌ریزی موسسه ریاک تیمور محمودُف، معاون برنامه‌ریزی موسسه ریاک   در ادامه، اهم موضوعات مطروحه از سوی هر یک از سخنرانان دو موسسه از نظر می گذرد.   داوود کیانی "شاید بتوانم بگویم بخش اصلی سیاست ایران، در منطقه‌ای است که به‌عنوان محور مقاومت نامیده می‌شود، من خودم من فکر می‌کنم سیاست خارجی ایران بیشتر جنبه تدافعی دارد تا جنبه تهاجمی، آن‌گونه که غربی‌ها فکر می‌کنند. پیش‌فرض سیاست خارجی در ایران این است که امریکا و اسرائیل با نظام سیاسی ایران مشکل دارند و قصد تغییر نظام سیاسی آن را دارند، از این رو، ایران سعی دارد نوعی بازدارندگی در قبال اهداف سیاسی امریکا و اسرائیل در خاورمیانه داشته باشد. ولی من فکر می‌کنم غربی‌ها و شاید برخی از تحلیلگران روس این سیاست را نوعی هژمونی و تهاجمی تلقی می‌کنند. الان ما در خاورمیانه، پس از تجربه موفق همکاری ایران و روسیه در بحران سوریه با وضعیت جدیدی مواجه هستیم."   محمود شوری "به نظر من هر بحثی در مورد آینده قابل پیش‌بینی در خاورمیانه به دو مسئله محوری مرتبط است: اول آینده مسئله سوریه به کجا می‌انجامد و دوم اینکه آینده تقابل ایران و عربستان چه سرانجامی خواهد داشت. بقیه موضوعات در حال حاضر تابعی از این دو مسئله هستند. من سعی می‌کنم به موضوع نخست بپردازم. همانطور که همه ما می‌دانیم مسئله سوریه مرحله جنگ و دوران اوج خودش را پشت سر گذاشته و اکنون داریم وارد مرحله پساجنگ می‌شویم. این یک گام بزرگ و موفقیت قابل توجهی پیش از همه برای روسیه و پس از آن برای ایران و ترکیه است. فروکش کردن هیجانات ایدئولوژیک، خستگی از جنگ و به تحلیل رفتن توان و انگیزه جنگی همه طرف‌ها به لحاظ روانی فضا را برای رسیدن به یک طرح صلح فراگیر فراهم ساخته است. با این حال هنوز مسائل حل‌نشده زیاد و نیروها و انگیزه‌های بسیاری وجود دارد که نمی‌خواهند اجازه بدهند این موفقیت به کام روسیه و به خصوص ایران شیرین شود. وجود این نیروها همچنان مانع بزرگی در راه رسیدن بحران سوریه به نقطه پایانی است. به اعتقاد من ظرفیت‌های ایدئولوژیک بحران تا حدود زیادی تخلیه شده اما ظرفیت استراتژیک بحران هنوز وجود دارد. آمریکا، عربستان و اسرائیل حتماً علاقه‌ای ندارند که ایران پیروزمندانه از این بحران خارج شود. در مورد روسیه هم آمریکایی‌ها احتمالاً اجازه نمی‌دهند که روسیه برنده بزرگ بحران سوریه باشد. طی چند روز گذشته ما خبر سقوط جنگنده روسی را داشتیم که مشخص شد با موشک‌اندازهای دوش‌پرتاب آمریکایی مورد هدف قرار گرفته است. پیش از آن هم حمله هواپیماهای بدون سرنشین به پایگاه هوایی روسیه را داشتیم. به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها می‌خواهند از همان استراتژی پایان جنگ شوروی و افغانستان استفاده کرده و مخالفین را به سلاح جدید مجهز کنند."   "اما بعد دیگر مسئله، اما و اگرهایی است که در تلاش‌های سه‌جانبه روسیه، ایران و ترکیه وجود دارد. تا اینجای کار به رغم برخی اختلاف دیدگاه‌ها سه کشور توانسته‌اند روند مدیریت بحران را گام به گام به پیش ببرند، اما هر چه به مراحل پایانی بحران نزدیکتر می‌شویم از اهداف مشترک (که مهمترین دلیل همکاری است) به اهداف اختصاصی (که ممکن است زمینه را برای اختلاف فراهم کند) می‌رسیم. این مسئله ممکن است کار را کمی در آینده مشکل نکند."   "به همین دلیل من خیلی مختصر اشاره‌ای به اهداف هر سه بازیگر خواهم کرد. بگذارید از روسیه به‌عنوان مهمترین بازیگر این بحران شروع کنم. به نظر من روس‌ها یک گام از سایر بازیگران در بحران سوریه جلوتر هستند. روسیه به آنچه در سوریه می‌خواسته رسیده است و اکنون در مرحله تثبیت آن قرار دارد. به اعتقاد من روس‌ها در سوریه به دنبال دو مسئله بودند که در حال حاضر تقریباً به هر دو مسئله رسیده‌اند، اول جلوگیری از تثبیت داعش در منطقه و حذف آن و دوم تداوم حضور سیاسی و نظامی در سوریه. هر دو هدف تا حدودی به دست آمده‌اند، اما نیاز به تثبیت دارند. تلاش‌هایی که امروز روسیه در رابطه با بحران سوریه انجام می‌دهد تلاشی برای تثبیت این دو هدف است."   "اما ایران در بحران سوریه تاکنون به بخشی از خواسته‌های خود یعنی حذف داعش و تداوم دولت اسد دست پیدا کرده است. اما مهمترین خواسته ایران همانطور که بارها به آن اشاره شده است حفظ سوریه در چارچوب محور مقاومت بوده است. از این نظر هنوز چشم‌انداز روشنی برای ایران در این مسئله وجود ندارد. بدیهی است که هم اسرائیل و هم امریکا تمام تلاش خود را برای ممانعت از تحقق چنین هدفی به کار خواهند بست."   "در این موضوع خاص، روسیه بدون تردید نه شریک ایران بلکه در بهترین حالت می‌تواند یک داور بی‌طرف باشد. با توجه به روابطی که روسیه با اسرائیل دارد، منافعی برای خود در رویارویی ایران و اسرائیل و یا حفظ و تقویت محور مقاومت نمی‌بیند و این یک نقطه تفاوت بین ایران و روسیه در سوریه است، با این حال در مورد اهمیت و تأثیرگذاری آن بر سایر ابعاد نباید اغراق کرد. در مورد ترکیه این کشور با زرنگی از طرف بازنده ماجرا به سمت برنده نقل مکان کرده و همین مسئله یک برد و موفقیت برای این کشور محسوب می‌شود، اما ترک‌ها هم باید برای رسیدن به بخش دیگری از خواسته‌هایشان یعنی جلوگیری از تثبیت حضور کردها در غرب فرات همچنان بجنگند. تا آنجایی که به روسیه مربوط می‌شود روس‌ها سهم ترکیه را با بازگذاشتن دست آنها در عفرین پرداخت کرده‌اند، اما در کل، روسیه در موضوع سوریه منافع زیادی در همکاری با ترکیه برای خود متصور است که یکی از مهمترین و استراتژیکی‌ترین آنها جدا کردن تدریجی ترکیه از ناتو و محور غربی است. این مسئله می‌تواند یک دستاورد استراتژیک بزرگ برای روسیه باشد. این موضوع همچنین باعث شده است که یک ضلع از سه ضلع همکاری‌های سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه، هم از منظر استراتژیک و هم از منظر اقتصاد سیاسی قوی‌تر و بزرگتر از دو ضلع دیگر بشود."   "در پایان نکته‌ای را باید اضافه کنم و آن اینکه، در مورد همکاری‌های سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه نکته‌ای که باید مد نظر قرار داد این است که مضار استراتژیک عدم همکاری سه کشور در بحران سوریه از منافع استراتژیک آنها در همکاری بسیار بیشتر است. تکرار می‌کنم که مضار استراتژیک عدم همکاری سه کشور در بحران سوریه از منافع استراتژیک آنها در همکاری بسیار بیشتر است. به همین دلیل جلوگیری از ضرر مشترک باید مبنای همکاری باشد و نه الزاماً رسیدن به یک نفع مشترک."   ولادیمیر ساژین "پس از بهار عربی اوضاع منطقه خاورمیانه شروع به تغییر کرد و این امر باعث شد تا توجه بسیاری از کشورها به خاورمیانه جلب شود و تصور کنند چنین وقایعی می توانند توسعه یابند و از طرف دیگر چنین وقایعی می‌توانند بر منافع دیگر کشورها هم تأثیر بگذارند. البته قطعا هم روسیه و هم ایران دنبال منافع خود در خاورمیانه هستند. البته اصلی‌ترین وقایع، رویدادهای سوریه بود و همانطور که می‌دانیم ایران از سال 2012 کمک های خود به دمشق را آغاز می‌کند، این کمک‌ها هم به صورت مالی، مادی و هم نظامی بود. البته ما می‌دانیم که در آن زمان ایران از رژیم اسد حمایت می کرد همچنین در این سال ها ایران پول زیادی خرج کرد و در عین حال قربانی‌های زیادی در مبارزه با داعش داد و نزدیک به دو هزار جنگجو و یازده ژنرال جنگی را از دست داد که بسیار غم انگیز است و به این صورت نقش خود را در مبارزه با داعش ایفا کرد. همانطور که می‌دانید ‌مسکو هم از سال 2015 برای حمایت از بشار اسد وارد عمل شد، وقتی که شرایط جدی روسیه در رابطه با مسئله اوکراین کمی برای آن ملایم‌تر (ساده‌تر) شد. نیروهای هوایی ما هم هر کار ممکن را برای پیروزی بر داعش انجام دادند. حال همه این بازیگران اعلام کرده‌اند که داعش عملاً در سوریه نابود شده و مرحله جدیدی در تامین ثبات و حل مسئله سوریه شروع می‌شود. من فکر می‌کنم که این مرحله و فرآیندی که شروع می شود دشوارتر از مرحله مبارزه مسلحانه علیه داعش است، چرا که اگر هدف اصلی همه نیروهای حاضر در سوریه، در مرحله قبلی هدف واحد پیروزی بر داعش بود، در حال حاضر این‌گونه نیست و هدف این بازیگران در خاورمیانه، سوریه و در مناطق پیرامونی اساساً با هم متفاوت است که این امر بسیار غم انگیز و البته برای آینده روسیه هم بد است. در اینجا به نظر من مهم است که از تجربه همکاری که بین روسیه و ایران در دوره قبلی در مبارزه با داعش وجود دارد، استفاده شود."   "البته باز هم تأکید می‌کنم که این مرحله، مرحله بسیار پیچیده و دشواری است، خوشبختانه نشست اخیر سوچی فرم جالبی بود که برگزار شد، این نشست پایه و منبع خوبی را برای آینده به نمایش گذاشت، رأی اصلی هم در ژنو صادر می‌شود که و رویکردهای متفاوتی را در وهله نخست نسبت به وضعیت سوریه و مسئله آینده سوریه به نمایش می‌گذارد. ضمناً در اینجا علاوه بر گروه‌های داخلی مختلف که الان در سوریه حضور دارند نیروهای خارجی هم هستند که نقش مهمی در رابطه با حل مسئله آینده سوریه ایفا می‌کنند. همچنین غم‌انگیزترین موضوع این است که خیلی از این نیروهای نظامی حاضر در سوریه عملاً هیچ برنامه‌ای برای ترک سوریه ندارند. نقش این نیروهای خارجی الان اگر نگوییم پس از نابودی نهایی داعش پس از پیروزی اساسی بر داعش افزایش یافته است، الان لازم است که به یک شکلی همه منافع این نیروهای خارجی، با هم هماهنگ شود. برای اینکه نباید اجازه داد که این اختلاف منافع به تجزیه سوریه بیانجامد، به عقیده من در این رابطه خیلی خوش‌بینانه می‌توان گفت که سوریه به سه چهار قسمت تقسیم خواهد شد. اما امیدوارم رایزنی‌ها و تماس‌های بین ایران و روسیه بتوانند صورت گیرد و اگر اختلاف‌هایی هست نرم تر شود تا بتوانیم به سوریه کمک کنیم."   حسن احمدیان "در روابط بین‌الملل ضرورت‌ها و نیازهای واحدهای ملی باعث همکاری و یا تخاصم می‌شود. نیاز ایران به شراکت استراتژیک با روسیه و درک این ضرورت از سوی نخبگان حاکم در تهران، همکاری ایران و روسیه را در طول دهه‌ها امکان‌پذیر کرد. در مقابل، برای روسیه نیز تنها کشوری که مستقل از غرب در منطقۀ خاورمیانه فعال است و می‌تواند همکار استراتژیک روسیه باشد ایران است. این دو ادراک در کنار نیازها و ضرورت‌های راهبردی، همکاری دو کشور در سوریه را امکان‌پذیر کرد. اما مسئله آن است که عربستان در همکاری راهبردیِ ایران – روسیه چه جایگاهی دارد."   "در این زمینه باید به تفاوت نگرش‌ها و ادراکات ایران و عربستان در ارتباط با روسیه توجه کرد. برای ایران، نقش روسیه در خاورمیانه، به دلایل متعدد ازجمله موازنه گری در برابر ایالات‌متحده، واجد ارزش ذاتی است. اما از دید عربستان روسیه تنها می‌تواند ابزاری برای کنترل نقش منطقه‌ای ایران باشد و درنتیجه واجد ارزش ابزاری است. در واقع وابستگی عربستان به امریکا بیش از آن است که بتواند و یا ارادۀ آن را داشته باشد که جویای متحدی دیگر در سطح بین‌الملل باشد. نمونۀ این مسئله را در خریدهای تسلیحاتیِ عربستان می‌توان دید. مهمترین و دوربردترین موشک‌های عربستان را چین در اختیار این کشور قرار داد اما چین در دهۀ 1980 در محاسبات بین‌المللی عربستان از نقش ابزاری خود فراتر نرفت. تفاوت دیگر آنکه از دید ایران، رابطه با روسیه بُعد و تبعات استراتژیکِ غالبی دارد اما از دید عربستان رابطه با روسیه تنها تاکتیکی است و به‌تبع نوع رابطۀ ریاض با واشنگتن حائز اهمیت است. این دو تلقی در دورۀ پس از داعش تغییر نکرده‌اند."   "در سطح بین‌المللی، ارزش ذاتیِ روسیه برای ایران، موازنه گری آن در برابر فشارهای غرب در برابر ایران و در منطقۀ خاورمیانه نهفته است. در واقع، موازنه گری روسیه استقلال ایران در منطقه و سطح بین‌الملل را تحکیم می‌کند. در مقابل، ارزش ذاتیِ ایران برای روسیه استقلال تهران است که فی‌نفسه ارزش موازنه گر دارد. اما هیچ‌یک از این دو مؤلفه (موازنه گری و استقلال) که هر دو در ارتباط با واشنگتن و غرب مطرح می‌شود، اساساً مطرح نبوده و نیست. نگاه عربستان به روسیه حائز اهمیتی بنیادین در ترسیم آیندۀ روابط دو کشور از یک‌سو و روابط آن دو با ایران از سوی دیگر است."   "ارزش منطقه‌ای روسیه برای عربستان از سه منظر از سیاست عربستان قابل استنباط است. نخست ارزش ابزاری نقش منطقه‌ای روسیه است. در این معنا عربستان جویای ایجاد خلل در روابط روسیه با ایران است. دوم ارزش مقطعیِ نقش منطقه‌ای روسیه است که بدین معناست که عربستان همچنان به امریکا به‌عنوان تأمین کنندۀ امنیت خود می‌نگرد و تنها به صورت موردی با روسیه وارد همکاری می‌شود. نمونۀ این نگرش را در توافق «اوپک پلاس» می‌توان دید. سوم نگاه کاملاً تاکتیکی به نقش منطقه‌ای روسیه است. به عبارتی اگر بپذیریم که نیاز ریاض آن را به‌سوی تعامل با مسکو کشانده است، الزامات این همکاری از دید ریاض کاملاً تاکتیکی است تا بر روابط راهبردی با واشنگتن تأثیر منفی نگذارد. در دورۀ پس از داعش، تحولی جدی در رویکرد ریاض به مسکو خارج از مؤلفه‌های فوق دیده نمی‌شود."   "درمجموع، روابط پرتنش ایران و عربستان در سال‌های اخیر دو بُعدِ اصلی دارد. نخست به تحکیم قدرت داخلیِ محمد بن سلمان مربوط می‌شود که با تحکیم قدرت وی، سیاست خارجیِ عربستان احتمالاً به ساختار و نمودهای سنتیِ خود باز خواهد گشت. بُعد دوم این تنش‌ها ناشی از رقابت‌های منطقه‌ای است. این رقابت‌ها ادامه خواهد داشت. با توجه به تداوم این رقابت‌ها و نیز ائتلاف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای ایران و عربستان که در آینده نیز ادامه خواهد داشت، یک بازیگر بین‌المللی همچون روسیه نمی‌تواند به‌راحتی نقشی موازنه گر میان دو کشور بازی کند. درنهایت سیاست در خاورمیانه بازی با حاصل جمع صفر است. به همین دلیل، تلاش برای موازنه گری میان ایران و عربستان ضرورتاً تأمین کنندۀ منافع منطقه‌ای روسیه نخواهد بود."   واسیلی کوزنتسُف "وقتی می‌خواهیم در مورد چگونگی پیشرفت تقابل ایران و کشورهای عربی صحبت کنیم باید عامل مبارزه با داعش را هم در آن در نظر بگیریم. در یک دوره‌ای بحث داعش به‌عنوان یک دشمن ایدئال مطرح شد و نه‌تنها بر معادلات منطقه و همکاری‌های فی‌مابین بازیگران و همکاری‌های بین‌المللی در این منطقه تأثیر گذاشت بلکه تا حدی زیادی بر اقدامات ایران در چشم شرکای عربی آن هم تأثیر نهاد. درست است که الان داعش نابود شده است، اما ترور و تروریسم هنوز در منطقه باقی مانده است. بازیگران شیعه‌ای هم در منطقه بوده‌اند که ایران از این تشکیلات شیعی حمایت می کرد. روابط ایران در منطقه با دیگر کشورها به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی باید تا حد زیادی عادی‌سازی شود. مشکلی هم که هست ایران از طرف کشورهای منطقه بعضی وقت‌ها به‌عنوان یک دولت ملی و بعضاً به‌عنوان منبع مناقشه با دیگران شناخته می‌شود. البته بعضی وقت‌ها توطئه‌هایی صورت گرفته تا این دیالوگ‌ها و مصالحه به نحو احسن صورت نگیرد. واضح است که برای سیاست تهران از یک‌سو روابط خودش با کشورهای عربی و از سوی دیگر رفتار کشورهای عربی با کشورهای دیگر حائز اهمیت است. دولت‌های عربی ازجمله عربستان سعودی و بحرین که قادر به ایجاد یک سیستم نرمال و طبیعی نیستند اغلب ترجیح می‌دهند در جستجوی راهی دخالت خارجی باشند، این دولت‌ها مثل ستون پنجم عمل می‌کنند و به دنبال ایجاد انقلاب و سرنگونی دولت‌ها هستند."   "از طرف دیگر اقلیت‌های شیعه‌ای هم در این کشورها در بحرین، کویت، عربستان سعودی و دیگر کشور وجود دارند که از طرف دولت خودشان حمایت نمی‌شوند و در عمل ایران را به‌عنوان حامی و مدافع خود می‌بینند. مسئله این است که ایران به دلیل حمایتی که از این گروه‌های شیعی در منطقه خاورمیانه به نمایش می‌گذارد از جانب برخی قدرت‌ها حمایت نمی‌شود. زمانی که آقای مرسی در مصر بر مسند قدرت بود روابط با ایران خوب شد، اما بعد از آن روابط دوباره تیره شد و حتی فکر می‌کنم که به ایرانی‌ها ویزا نمی‌دانند به دلیل تبلیغات شیعی."   "اگر به مثلث ایران روسیه و کشورهای عرب برگردیم به نظر من بدون شک روسیه برای عادی‌سازی روابط ایران و کشورهای عربی مایل است، اما نقش روسیه در این رابطه محدود شده است. با این حال فکر می‌کنم اگر مسکو و تهران خودشان به این امر مایل باشند و خودشان هم بخواهند مسکو می‌تواند واسطه باشد ولی به نظر من فعلاً نه برای تهران و نه برای ریاض نیازی به این امر نیست."   ولادیمیر ساژین "روسیه نسبت به تمام کشورهای منطقه و حتی می‌توان گفت تمام جهان در خاورمیانه اولویت دارد چراکه روسیه با همه بازیگران اصلی در خاورمیانه روابط کاری خوبی دارد، هم با ایران، با عربستان سعودی، با دیگر کشورهای خلیج‌فارس، با اسرائیل و با ترکیه و با مصر. برای همین من فکر می‌کنم دیگر کشورها ازجمله ایران هیچ‌گاه نمی‌توانند از این نظر نسبت به روسیه برتری داشته باشند، برای همین همانطور که واسیلی به درستی گفت، به این صورت اوضاع ملایم‌تر می‌شود، چرا که مسکو اگر هم نتواند تأثیرگذار باشد، اما می‌تواند میانجی باشد، به خصوص نه‌تنها در سطح روابط دوجانبه چنین کشورهایی، بلکه به‌طورکلی در سطح تماس‌های مشترک در رابطه با اوضاع سوریه در خاورمیانه."   پرسش و پاسخ   محمود شوری "می‌خواستم از آقای ساژین در موردبحث تجزیه احتمالی سوریه سؤال کنم. ما هم مثل روسیه نگران تجزیه احتمالی سوریه هستیم. ولی مسئولیت همه ما نسبت به این مسئله یکسان نیست. قطعا روسیه به‌عنوان قدرت بزرگی که وارد بحران سوریه شده و بحران را تا اینجا توانسته مدیریت کند مسئولیت اصلی را در این مسئله بر عهده دارد. پرسشم این است که روسیه برای این مسئله چه اندیشیده است و آیا اساساً این مسئله آنقدر جدی می گیرد که برای مقابله با تجزیه سوریه طراحی جدی‌ای داشته باشد؟"   ولادیمیر ساژین "من هم باید بگویم نه روسیه و نه هر کشوری در فرآیند سوریه، چه روسیه، چه ایران، چه عربستان سعودی و ترکیه نمی‌خواهند که سوریه تجزیه شود و همگی می‌خواهند سوریه متحد بماند. مسکو هم کارهای زیادی را انجام می‌دهد تا امید به اتحاد سوریه را حفظ کند. این تلاش‌ها هم از مذاکراتی که روسیه با تمام بازیگرهای اصلی به صورت دوجانبه داشته و هم کنفرانس سوچی معلوم می‌شود. من سعی کردم خیلی عینی به این مسئله نگاه کنم که در آینده چه اتفاقی می‌افتد. حضور نیروهای خارجی در سوریه به‌خودی‌خود باعث می‌شود که بحث این تفکیک یا تجزیه در میان باشد و من فکر نمی‌کنم که امریکا، ترکیه یا ایران بخواهند از این کشور خارج شوند. اگر هم این کشورها سوریه را ترک کنند نیروهای ملی سوریه هستند که مناطقی را تحت کنترل دارند. موضوع اصلی حفظ وحدت و یکپارچگی سوریه و موضوع رهبری آینده سوریه است که متأسفانه الان اتحادی در این زمینه وجود ندارد."   روسلان مامدُف "داعش علاوه بر سوریه در عراق هم حضور داشت، سؤال من این است که نقش داعش را در عراق و در حشدالشعبی چه می‌بینید و اینکه ایران آینده سیستم امنیتی عراق و نیروهای ملی را چگونه می‌بیند؟"   حسن احمدیان "داعش هم سوریه و هم عراق را هدف قرار دارد که هر دو از متحدان ایران بودند و ایران به تهدید داعش، نه‌تنها در سوریه بلکه در عراق به یک اندازه اهمیت می‌داد و در برابر آن فعال بود. فراتر از آن، ایران حمایت‌های انجام شده در قبال داعش را در واقع هدف گرفته شدن خود ایران می‌دید. برای همین با جدیت تمام در سوریه و عراق وارد عمل شد. ولی در حال حاضر از نظر تحلیل عمده در ایران، جنگ علیه داعش در سطح نظامی تمام شده اما در سطح فکری باید تلاش همه‌جانبه ادامه داشته باشد. به خصوص، ایران جوامع تحت حکمرانی پیشین داعش را تشویق می کند که در فرآیندهای سیاسی در برگرفته شوند. حشد‌الشعبی را هم می‌شود از این دیدگاه تحلیل کرد. به هیچ وجه ایران برخلاف تبلیغاتی که هست به حشد‌الشعبی با عینک فرقه‌ای نگاه نمی‌کرده و نمی‌کند، برای همین در برگرفتن نیروهای غیرشیعی را در بین نیروهای هشت تشویق کرده است و تلاش‌های دولت عراق برای نهادینه‌سازی هرچه بیشتر و متحد کردن این نیروها برای حفظ امنیت و ثبات داخلی عراق را تائید و حمایت کرده است و این نیروها را پادزهر هرگونه تحرک رقبای منطقه‌ای خود در آینده علیه وحدت و امنیت عراق و متحدان ایران می‌داند. اما درمجموع این مسئله داخلی عراق است و ایران از دولت عراق حمایت می‌کند."   ولی گل محمدی "ترکیه بعد از مواجهه با واقعیت تداوم حضور آقای بشار اسد در قدرت، از استراتژی کلان و مشخصی در رابطه با سوریه پیروی نمی‌کند. رفتارهای نظامی ترکیه در قالب عملیات عفرین و یا فعالیت‌های دیپلماتیک آن در سوچی و یا آستانه در قالب نگرانی‌های امنیت ملی و دینامیزم‌های سیاست داخلی این کشور قابل‌فهم است. حتی می‌توان گفت مسئله سوریه مثل اقتصاد به یکی از بحث‌های اصلی سیاست داخلی ترکیه به‌ویژه در آستانه انتخابات 2019 تبدیل شده است. زمزمه‌هایی هم در نخبگان حاکم در حزب عدالت و توسعه و هم اتاق فکر آقای اردوغان وجود دارد مبنی بر اینکه ترکیه به دنبال آشتی با آقای بشار اسد است. حتی بعضی از روزنامه‌های ترکیه اشاره کرده‌اند که در سطوح کارشناسی و سطوح پایین هیئت‌هایی به دمشق فرستاده شدند. باوجوداین یکی سؤال اساسی که میان نخبگان حاکم ترکیه وجود دارد این است که با بشار اسد چه کار می‌خواهید بکنید؟ اما بدون تردید اگر مصالحه‌ای هم بخواهد بین سوریه و ترکیه اتفاق بیفتند قطعا تا 2019 این اتفاق نخواهد افتاد. چون هرگونه آشتی با آقای بشار اسد باعث ریزش آرای آقای اردوغان خواهد شد. سؤال اصلی که می‌خواهم مطرح کنم این است که ترک‌ها در دو سه تا از مقالات خودشان طی هفته‌های گذشته گفتند که روسیه به دنبال تعبیه سازوکاری برای آشتی بین آقای اردوغان و بشار اسد است، حتی هفته اول ژانویه، سفارت روسیه در آنکارا هیئتی همراه با ترک‌ها به دمشق فرستادند. این مسئله برای ما هم خیلی مهم است اگر چنین حرفی صحت دارد بفرمایند دیدگاهشان چیست و روسیه چه سازوکاری دارد و جایگاه ایران و منافع ایران در این رابطه چیست و اساساً تعریف شده یا نه؟"   واسیلی کوزنتسُف "قطعا روسیه هم می‌خواهد اتحاد روسیه، ترکیه و ایران را حفظ کند. ولی اختلافاتی هستند که دارند در این رابطه بیشتر می‌شوند. بین ترکیه و روسیه اختلافات بزرگی هم وجود دارد، به نظر من، عادی‌سازی روابط ترکیه و دمشق و این اینکه اتحادی بین آنها شکل بگیرد در حال حاضر احتمال آن بسیار کم است. افزون بر این در ارتباطاتی که بین مسکو، تهران و آنکارا در ارتباط با سوریه هست، آنکارا نقش ضامن این روابط را ایفا می‌کند. و به همین دلیل خوب است که روابط با آن خوب باشد. ضمناً اگر آنکارا و دمشق با هم روابط خوبی برقرار کنند این امر باعث تحکیم روابط سه جانبه ما هم خواهد شد."     ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 16 Feb 2018 07:25:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3569/ایران-روسیه-خاورمیانه-پساداعش