موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين روسیه و اروپای شرقی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Fri, 20 Oct 2017 05:07:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 20 Oct 2017 05:07:39 GMT روسیه و اروپای شرقی 60 ​دیدار هیات های «نمایندگان مجلس» و «انرژی هسته ای» ایران با همتایان روسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی ایراس: دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رئیس کمیته انرژی دومای روسیه: هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به سرپرستی آقای حسنوند رئیس کمیسیون انرژی ، آقای خالدی رئیس کمیته انرژی  های نو و تجدید پذیر کمیسیون مذکور و آقای ذوالنودی رئیس کمیته انرژی هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  روز دوشنبه 24 مهر ماه سالجاری با آقای پاول زاوالنی رئیس کمیته انرژی دومای کشوری فدراسیون روسیه ملاقات و در زمینه همکاری های فی مابین گفتگو کردند. در این دیدار دو طرف ضمن تاکید بر اراده دولت و ملت دو  کشور به گسترش روابط دو جانبه و بین المللی به ویژه در حوزه انرژی، توافق کردند کارگروه مشترکی را ایجاد و با تدوین برنامه ای منظم به منظور: -تعیین ترکیب اعضای کار گروه از طرف دو مجلس ایران و روسیه -تعیین حوزه های همکاری های فیمابین  و اولویتهای مد نظر  - سفر به کشورهای ایران و روسیه از طرف اعضای کمیسیون های انرژی دو بار در سال - دعوت از شرکت های مرتبط با حوزه انرژی از دو کشور و حمایت  جهت مشارکت و سرمایه گذاری و دیگر موارد در کشورهای ایران و روسیه سازماندهی های لازم را انجام دهند. شایان ذکر است هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی به منظور شرکت در سمینار « 25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه  در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای » هیات سازمان انرژی اتمی ایران به سرپرستی آقای کمالوندی معاون امور بین الملل، حقوقی و مجلس  این سازمان را همراهی می کنند.     دیدار هیات های  انرژی هسته ای ایران و روسیه: همچنین امروز در استانه برگزاری سمینار «۲۵ سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره برداری صلح امیز از انرژی هسته ای» هیات های انرژی هسته ای دو کشور به سرپرستی اقای کمالوندی معاون بین الملل و امور حقوقی و مجلس سازمان انرژی اتمی ایران و اقای اسپاسکی معاون امور بین الملل روس اتم روز دوشنبه مورخ ۲۴ مهر ۱۳۹۶ با یکدیگر ملاقات کردند و در مورد همکاری در زمینه های مختلف و متنوع برای استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای بحث و تبادل نظر نمودند. قرار است سمینار مذکور با مشارکت سازمان انرژی اتمی،  روس اتم و وزارتخانه های امور خارجه دو کشور و حضور نمایندگان ۵+۱ طی روزهای ۲۵ و ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در مسکو برگزار شود.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:36:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی سخنرانی دکتر مهدی سنایی در آکادمی فنی روس‌اتم http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم ایراس: سمینار «25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای: چشم‌اندازهای جدید ضمیمه 3 برجام» در آکادمی فنی روس‌اتم، مسکو از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. دکتر مهدی سنایی، سفیر کشورمان در روسیه، با حضور در این سمینار به ارائه سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنرانی ایشان از این قرار است: دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در مسکو: اجازه دهید مراتب خرسندی خود را از حضور در جمع شما مقامات و متخصصان عرصه دیپلماتیک و فناوری هسته‌ای در این سمینار مهم اعلام و از سازمان دهندگان این سمینار جهت فراهم آوردن فرصت بحث و تبادل نظر در مورد این موضوع مهم قدردانی نمایم. نگاهی به گذشته نشان می‌دهد که روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف به ویژه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی، از یک روند مطلوب توسعه‌ای برخوردار بوده و رشد 70 درصدی حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال گذشته مؤید این مطلب است. همچنین سفر مقامات بلند پایه دو کشور نشانی از تمایل و اعتماد بالای دو کشور در گسترش همکاری‌ها می‌باشد و هدف‌گذاری روسای جمهور دو کشور در سفر جناب آقای دکتر روحانی به فدراسیون روسیه (7-8 فروردین 1396) برای توسعه همکاری‌های راهبردی در زمینه‌های مختلف و امضای 14 سند همکاری، نقطه عطفی در تاریخ روابط دو کشور می‌باشد. سفر جناب آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی به سنت پیترزبورگ نیز بیانگر تعامل خوب دو کشور در سطوح عالی قوای مقننه است. همچنین همکاری بین وزارتخانه‌های امور خارجه با برگزاری نشست‌های مشورتی و رسمی دو جانبه و چند جانبه بین وزرای خارجه، معاونین وزیر و مدیران کل در سطح خوبی در امور دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه دارد. حرکت رو به رشد فناوری، اقتصاد و تجارت جهانی، ایجاب می‌نماید کشورهای جهان از حداکثر ظرفیت‌های ممکن برای توسعه همکاری‌ها بهره ببرند و در این راستا، در سطوح دوجانبه و بین‌المللی در تمامی زمینه‌ها برنامه‌ریزی منظم و مدونی در اختیار داشته باشند. امروز بدون اغراق می‌توان گفت چنین برنامه‌ریزی در بسیاری از زمینه‌ها بین جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه وجود دارد و همکاری‌های دو کشور در عرصه مبارزه با تروریزم و بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به عنوان نماد همکاری‌های مهم و استراتژیک دو کشور در عرصه دوجانبه و بین‌المللی شناخته شده است.   طی سال‌های اخیر، علاوه بر رشد همکاری‌های فنی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، شاهد همکاری نزدیک و تنگاتنگ دو کشور در سازمان‌های بین‌المللی به ویژه نهایی‌سازی و اجرای برجام بوده‌ایم. در حال حاضر، همکاری فنی دو کشور طیف وسیعی از موضوعات از جمله بهره‌برداری از واحد یک نیروگاه بوشهر، ساخت واحدهای 2 و 3 آن و فعالیت فنی و علمی مشترک در تولید ایزوتوپ‌های پایدار را شامل می‌شود. بدون شک فدراسیون روسیه یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار در شکل‌گیری برجام و اجرای آن بوده و تحت شرایطی که برخی از طرف‌های متعاهد برجام نسبت به تعهدات خود عمل نکرده‌اند، روسیه از اجرای این سند چندجانبه و بین‌المللی حمایت نموده است. در اینجا لازم می‌دانم از تلاش‌های سازنده روسیه و سایر کشورهایی که در روند اجرایی برجام همکاری نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند قدردانی نمایم. امروز آنچه روند اجرایی برجام را با خطر مواجه ساخته، تفسیر غیرمنصفانه و ناعادلانه این توافق چند جانبه بین‌المللی و زمزمه‌های خروج برخی از اعضاء یا اظهاراتی در مورد اصلاح آن می‌باشد. این در حالیست که اکثریت اعضای 5+1 بر حفظ برجام و اجرای آن تأکید دارند. بدون شک هر گونه اقدامی که باعث تضعیف روند اجرایی این توافق شود تنها امنیت و اعتماد بین‌المللی را از بین می‌برد. جمهوری اسلامی ایران ضمن یادآوری پایبندی خود به برجام، با دیگر بر عمل به تعهدات تمامی کشورهای عضو در قبال تمامی مفاد برجام تأکید می‌نماید. همگی ما می‌دانیم سیاست اصلی جمهوری اسلامی ایران گسترش صلح و ثبات در منطقه و جهان است و در این راه، هیچ توهین و فشاری را نمی‌پذیرد. اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا در مورد ملت ایران توهین‌آمیز و به دور از واقعیت می باشد و تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد. متشکرم. شایان ذکر است سمینار 25 سال همکاری ایران و روسیه در زمینه بهره برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته ای از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. برگزارکنندگان این سمنار دو روزه با دعوت از نمایندگان 1+5 و اتحادیه اروپا قصد دارند ضمن تجلیل از همکاری طولانی هسته ای صلح آمیز ایران و روسیه این پیام را به جهان برسانند که برجام یک توافقنامه بین المللی است که باید توسط همه اطراف رعایت شود. منبع: بخش دیپلماسی رسانه ای سفارت ج.ا.ایران در فدراسیون روسیه پایان متن/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:05:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم چرا میانمار موجب بیداری قفقاز روسیه شد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه ایراس: مسکو در  قفقاز بدون آنکه زحمت برقراری تناسب درست بین اصول سکولار و مذهبی را به خود داده باشد، صرفا بر وفاداری حاکمان منطقه تکیه کرده است. این امر به تحلیل رفتن و انقباض سریع گفتمان سکولار در عرصه سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. در نتیجه نسل جدیدی ظهور کرده که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد. در اوایل ماه سپتامبر، قفقاز شمالی دوباره در صدر اخبار قرار گرفت. علت این امر نه حملات فاجعه بار تروریستی جهادی‌ها بود و نه درگیری‌های قومی، اختلافات ارضی و نه هرگونه اختلافات دیگر و حتی به استعفای پرسروصدای رجل سیاسی طراز اول در جمهوری‌های این منطقه هم ارتباطی نداشت. علت این امر و تیتر اخبار روز شدن قفقاز شمالی،  وقایع میانمار بود.   در نگاه نخست، پیدا کردن نقطه اشتراک در موضوعی مثل میانمار و قفقاز دشوار است. با این حال، در اوایل پاییز سال 2017 این دو موضوع به شکل عجیبی با هم گره خوردند. اخبار و گزارش‌های مربوط به آزار و شکنجه مسلمانان روهینگیا در یک کشور دور در آسیای جنوب شرقی، موجب بیداری جمهوری‌های قفقاز شمالی شد. رمضان قدیرف، رئیس جمهور چچن وقایع میانمار را به عنوان یک «فاجعه بشری» توصیف کرد و خواستار ابراز همدردی (اعلام همبستگی) با مسلمانان روهینگیا در شرایطی شد که «سکوت جامعه جهانی» نسبت به این وقایع حکمفرماست. رهبر چچن سخنانی درباره «توطئه سکوت» نسبت به تراژدی میانمار بیان داشت. البته این اولین سالی نیست که علاوه بر گزارش‌های سازمان ملل متحد، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کارشناسان و موسسات دولتی کشورهای مختلف در رابطه با این موضوع اظهار نظر کرده‌اند‌. مناقشاتی که در ایالت راخین (اراکان) میانمار روی داده، ابعاد وسیعی دارد (و شامل اختلافات مذهبی بین بودایی‌ها و مسلمانان و همچنین  درگیری میان جریانهای قدرت و گروه‌های شبه نظامی روهینج می‌شود). این اختلافات و درگیری‌ها اولین سالی نیست که حادث شده بلکه چندین سال است که ادامه دارد و بعید است در آینده نزدیک نیز حل شود. این موضوع در فضای روسیه مسائل حاد زیادی را برمی انگیزد که از سطح استقلال رهبران منطقه‌ای و ویژگی خاص قفقاز شمالی شروع و به  برخورد میان وفاداری منطقه‌ای و دولتی ختم می‌شود. مورد اخیر نه تنها به قفقاز شمالی بلکه به بسیاری از مناطق دیگر روسیه نیز مربوط می‌شود. بی دلیل نیست که در سوم سپتامبر علاوه بر جمهوری‌های قفقاز شمالی در پایتخت روسیه نیز تجمعاتی در حمایت از مسلمانان میانمار برگزار گردید. همگرایی چچن، آنگونه که حوادث 15 سال گذشته نشان داده است، نه تنها مسکو را به گروزنی، بلکه گروزنی را هم به جانب مسکو سوق داده است. با این حال، آیا می‌توان گفت حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی قفقاز روسیه را بیدار کرده است؟ اکنون رهبران قفقاز شمالی  تا چه حد می‌توانند بر سیاست خارجی روسیه تأثیرگذار باشند؟ اختلافات مذهبی و دولتی از یک نظر، واکنش سریع و تا این حد متلاطم نسبت به اوضاع مسلمانان روهینگیا غیرمنتظره بود. با آغاز سال 2014 اوضاع قفقاز شمالی در سایه وقایع کریمه، دُنباس و سوریه قرار گرفت. البته برای این امر هم دلایل مشخصی وجود داشت که به هیچ وجه ارتباطی با اولویت‌های سیاست‌های اطلاعاتی دولت روسیه ندارد. تعداد حملات تروریستی در قفقاز شمالی در مقایسه با اوایل و اواسط سال‌های 2000 به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. «امارت قفقاز» و زیرساخت‌های آن تقریبا به طور کامل از بین رفتند و شاخص‌ترین رهبران پشت پرده آنها همچون دوکو عمروف یا علی اصحاب کبکوف به هلاکت رسیده‌اند. پس از امارت قفقاز «ولایت قفقاز» جایگزین آن شد که ساختاری وابسته به تشکیلات ممنوعه «دولت اسلامی» در روسیه یا «داعش» است؛ این تشکیلات به رغم خطرات بالقوه، خوشبختانه نتوانسته از پیشینیان خود از نظر سطح فعالیت پیشی بگیرد. از دسامبر 2013 جهادی‌های قفقاز شمالی در خارج از منطقه هیچ عملیات تروریستی که از نظر وسعت با حملات تروریستی متروی مسکو، فرودگاه دومودو و یا زیرساخت حمل و نقل ولگاگراد قابل مقایسه باشد، انجام نداده اند. تصادفی نیست که طبق داده‌های لودا-سنتر در می‌2017، 41 درصد پاسخ دهندگان در پاسخ به پرسش مربوط به اوضاع قفقاز شمالی اوضاع آن را «آرام و مساعد» برشمردند، و تنها 4 درصد بر این باور بودند که اوضاع قفقاز شمالی انفجاری  و ملتهب است. برای مقایسه در نوامبر 2005 تنها 8 درصد از پاسخ دهندگان،  اوضاع این منطقه را آرام و 20 درصد اوضاع ان را بحرانی ارزیابی کرده بودند. با این حال با بررسی عمیق‌تر جریان فعلی، فعالیت و اقدامات (معترضانه) عمومی غافلگیرکننده نیست. از بسیاری جهات، مصالحه چچن همزمان با بازگشت مجدد به حوزه حاکمیتی روسیه (در حال حاضر این تنها نمونه در فضای شوروی سابق است که یک دولت جدایی طلب عملا تحت کنترل دولت مرکزی بازگشته است)، و تثبیت اوضاع سیاسی اجتماعی و کاهش تهدیدات تروریستی، متضمن یک خاص‌گرایی مدیریتی نیز بوده است. نکته این است که در این مورد، علاوه بر استقلال در اتخاذ برخی تصمیمات و عدم دخالت مرکز در بسیاری از امور چچن، آزادی ایدئولوژیک و همچنین تا حد خاصی آزادی در انتخاب خط مشیء سیاست خارجی هم برای این جمهوری لحاظ شد.   در ادبیات غرب معمولا از چچن به عنوان یک منطقه بسته صحبت می‌شود. اما بسته بودن از نظر کارشناسان غربی و فعالان حقوق بشر به معنای غیرعلنی بودن تماس با شخصیت‌های دینی و سیاسی موثر کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک نیست. در سال‌های 2015 تا 2017 رمضان قدریف به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین سفر کرده و در شمار میهمانان خارجی که به حضور پذیرفته می‌توان به سیاستمدار برجسته افغانی به نام ژنرال عبدالرشید دوستم اشاره کرد.   پس از آنکه رهبر چچن در اینستاگرام شخصی خود به ارزیابی وضعیت میانمار پرداخت، وبلاگ نویسان و نویسندگان مقالات سیاسی و اجتماعی در این باره وارد صحبت شدند که قفقاز شمالی تلاش برای شکل‌دهی به سیاست خارجی روسیه را شروع کرده است. البته اینطور هم نیست، چرا که قفقاز شمالی تقریبا از زمان فروپاشی شوروی در این راستا گام برداشته است. اگرچه در ابتدا این منطقه بیشتر به عنوان یک واحد تابعه در نظر گرفته می‌شد و شاخصی برای قدرت یا ضعف روسیه پسا شوروی بود، به تدریج در سیاست خارجی –به رغم نداشتن نماینده در سازمان ملل- موضوعیت پیدا کرد. مردمی که در پایتخت گروزنی گرد هم آمده بودند به تمام جهانیان اعلام کردند که ما اجازه شوخی با اسلام را نمی دهیم، اجازه نمی دهیم به احساسات مسلمانان توهین و بی حرمتی شود. این بیانات در واقع، فرازی از سخنرانی رمضان قدیرف در 19 ژانویه 2015 در اجتماعی است که در ارتباط با ماجرای نشریه فرانسوی شارلی ابدو شکل گرفته بود. در آن زمان پایتخت چچن برای طرفداران کمپین «ما شارلی نیستیم» به عرصه خاصی تبدیل شد. لازم به ذکر است که همراهی با این موضوع صرفا منحصر به فضای قفقاز شمالی نبوده است.   پذیرش این فرضیه که مبتنی بر رودرو قراردادن ساختگی «قفقاز کهن» و «روسیه پیشرفته» است، به معنای ساده‌سازی عامدانه اوضاع است. قدیرف از زمانی که به قدرت رسید در سیاست عمومی تجربه‌ای به دست آورد که ضمن برخورداری از واکنش سریع قادر است نه تنها منافع خود(جمهوری تحت حاکمیت خود)، بلکه منافع دیگر بخش‌های جامعه روسیه را که مواضع ضدغربی پیگیر و منسجمی دارند، بیان نماید. یعنی مردمی که نه تنها اماده مخالفت با خط مشیء امریکا و اتحادیه اروپا هستند، بلکه در داخل کشور از ایده «انتخاب تمدنی خاص» و بسیج جدی حول این محور حمایت به عمل می‌آورند. این یکی از عواقب وضعیت خاصی است که یک جمهوری واقع در ترکیب روسیه به طور جداگانه به خود گرفته است. این ویژگی و مشخصه خاص چچن می‌تواند سودمند هم باشد. روسیه به عنوان یک کشور چندقومی و چندمذهبی است که علاوه بر ساختارهای وزارت امور خارجه از طریق دیگر کانال‌ها امکان پیاده‌سازی سیاست خارجی خود را دارد. در این رابطه، تصویری که قدیرف از خود به جای نهاده به عنوان تصویر «مدافع مسلمانان» در برابر دشمن مسلمین یعنی داعش (که رمضان احمدویچ از آن به عنوان «ابلیس» یعنی دولت شیطانی یاد می‌کند) به عنوان طرف مذاکره با ژنرال‌های افغانی یا شیوخ و شاهزادگان عرب، نسبت به دیپلماتی که فارغ التحصیل دانشگاه پایتخت است و به دلیل ضرورت‌های اداری مسائل خاورمیانه را تحت نظر دارد، اعتماد بیشتری بر می‌انگیزد.      با این حال، این چشم‌انداز که تناقضی بین منافع دولت سراسری و منافع مذهبی منطقه‌ای دیده نمی شود، ممکن است جالب به نظر آید. بدیهی است تقویت روابط با پکن مستلزم واکنش جدی و محکمی نسبت به حوادث میانمار است. روسیه نمی تواند رویکرهای خود را با روشی که در چچن یا داغستان مورد پسند است یکی کرده و مشابه آن اقدام کند؛ مسکو باید با انعطاف پذیری و پیچیدگی بیشتری عمل نماید. لذا یک سوال اساسی پیش می‌آید و آن اینکه مسکو چگونه می‌تواند علاوه بر از دست ندادن اعتماد اتباع خود، اعتماد رهبران منطقه را هم که حساب خاصی روی سیاسی کردن دین و مذهب کرده‌اند از دست ندهد.  ثمرات اسلام گرایی مجدد با این حال، صحبت از قفقاز شمالی و بیداری آن در ارتباط با حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی، ممکن بود به اشتباه همه چیز را به پدیده قدیرف و وضعیت ویژه چچن تقلیل دهد. در میان وبلاگ نویسان و فعالان مدنی علاوه بر مردم چچن، مردمان دیگر جمهوری‌های مسلمان قفقازشمالی نیز از مقامات روسیه خواسته اند که اقدام جدی‌تری (موضع قوی‌تری) نسبت به دولت میانمار صورت دهند، یا اینکه مسکو را متهم به بلوکه کردن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و سرپیچی از جاه طلبی‌های چین در آسیای جنوب شرقی کرده اند. در این میان، داغستانی‌هایی هم هستند که به سختی نسبت به همراهی با رهبر جمهوری همسایه و حتی رهبر خودشان بدگمان هستند. علاوه بر این، اغلب این افراد رهبران قفقاز شمالی را به خاطر انفعال عمل سرزنش می‌کنند و به رهبران خود توصیه می‌کنند که در جستجوی راهی برای دفاع از مسلمانان میانمار باشند. هویت دینی قفقاز شمالی به قدیرف ختم نمی‌شود. در اوایل دهه 1990، در این منطقه مناقشات زیادی وجود داشت. بعضی از این مناقشات مثل اختلافات (اُسِتیا –اینگوشیا و چچن به مرحله مسلحانه کشیده شد، دیگر مناقشات مثل منازعات ارضی در داغستان یا کاباردینو-بالکاریا) زیرخاکستر باقی ماند. با این حال، تقریبا در هیچ جا عامل مذهب نقش مهمی نداشت. این وضعیت تقریباً در آغاز دهه 2000 تغییر کرد. به قول احمد یارلیکاپُف «اسلامی سازی مجدد» در قفقاز شمالی روی داد که پس از آن حتی قسمت‌هایی که به طور سنتی نقش دین در آنها کمرنگ تر بود مثل کاباردینو-بالکاریا، قره‌چای چرکس، آدیغیه، ناحیه استاوراپُل نیز تحت تأثیر این عامل (اسلامی سازی مجدد) فرار گرفت.  این کارشناس می‌افزاید: «اسلام که سیاسی‌ترین دین جهان است به سرعت در قدرت نفوذ کرد ...، برقراری تماس‌های غیررسمی با نخبگان محلی به روش موثرتری برای گسترش نفوذ در ساختار دولتی تبدیل شد. این امر در داغستان، و به ویژه در مناطق شهری محسوس‌تر بود». افزون بر این، تقویت هویت دینی به اشکال مختلف، از وفاداری به مقامات گرفته تا اشکال افراطی آن به خودی خود اتفاق نمی افتد، بلکه در شرایط افت نهادهای غیردینی (سازمان‌های اجرای قانون و نهادهای قضایی) و بحران ایدئولوژی ملی روی می‌دهد.  مسکو به طور مکرر ایده «ملت سیاسی روسیه» را اعلام کرده اما در عمل برای تحقق این ایده تلاش خاصی انجام نداده است. برعکس، مرکز (مسکو) قبل از همه بر وفاداری حاکمان مناطق متکی بوده و برای ایجاد یک رابطه درست بین اصول سکولار و مذهبی هیچ زحمتی به خود نداده است. در نتیجه چنین رویکردی در قفقاز شمالی به انقباض سریع گفتمان سکولار در حوزه‌های سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. همه اینها به دلیل کاهش ارتباطات افقی بین انسانی، منطقه‌ای شدن تاریخ نگاری و عدم وجود چشم اندازی روشن از جانب مرکز برای اولویت‌های تاریخی و سیاسی در سراسر روسیه روی داده است (که بعید است چنین چیزی را بتوان التقاط از نمادهای امپریالیستی، اتحاد جماهیر شوروی و پساشوروی به حساب آورد). در نتیجه، ما صاحب نسل جدیدی شدیم که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد.  اشکال و فرم‌های چنین تآثرات و تجربیاتی متنوع هستند و از مباحث و مناظره‌های الهیاتی و کسب علوم عالی اسلامی در خارج از کشور گرفته تا مشارکت در مناقشات خاورمیانه  را در بر می‌گیرد.   در پدیده جدید اسلامگرایی (اسلامی شدن)، عناصر متضاد متعددی وجود دارند. روسیه به عنوان کشوری که نقش فعالی در فضای پساشوروی و خاورمیانه ایفا می‌کند، باید موقعیت خود را نه تنها به عنوان یک کشور روسی، بلکه همچنین به عنوان دنیای  ترکی و اسلامی تعریف کند. اما روسیه دارای ابعاد بودایی هم هست که ارزش آن کمتر از سایر موارد مذکور نیست. در جریان وقایع میانمار هم، تلاش‌هایی که برای یکی شمردن سیاست دولت این کشور با بودیسم صورت می‌گیرد  بسیار خطرناک است. در عین حال، در تظاهراتی که در مسکو صورت گرفته بود معترضان شعارهای «بوداییان تروریستند» را سر می‌دادند، در شبکه‌های اجتماعی هم اعتراضات تحریک آمیزی نسبت به جمهوری کالمیکیا (1) به راه افتاد. متوجه باشیم که این واحد فدراسیون روسیه (کالمیکیا) با داغستان هم مرز است که بسیاری از بومیان بزرگترین جمهوری قفقاز شمالی در آن زندگی می‌کنند. به طور سنتی، متکلمان معتبر اسلامی معتقدند که تروریسم نباید با اسلام یکی شمرده شود. اما آیا نباید این قاعده را در مورد بودیسم اعمال کرد؟ بنابراین، وضعیت میانمار و انعکاس آن در قفقاز شمالی، مشکل یک منطقه مجزا در روسیه نیست. جمهوری‌های قفقاز شمالی نه محله اقلیت نشین‌هاست و نه قرق گاه اقوام، بلکه قلمرویی است که مشکلاتی که کل کشور با آن دست به گریبان است، به وضوح در آن روی میدهد. بیداری مسلمانان روسیه یک پیام جدی به مسکو داده است. بدون داوری و میانجیگری موثر بین اقوام و مناطق مختلف کشور و بدون تعیین دقیق قواعد بازی و مرزهای مشخص، دولت مجاز قدرتمندی هم ایجاد نمی شود. تا کنون ما از مقامات روسیه در مورد چرایی مناقشه‌ای که در جنوب شرقی آسیا روی داده و ارتباط آن با کشور ما و بخش‌های جداگانه آن، بیانیه‌ی روشنی نشنیده‌ایم. این سکوت خلائی را ایجاد می‌کند که به سرعت آن را با سایر ایدئولوژی‌ها پر می‌کنند. شبح میانمار در قفقاز روسیه این نکته را یادآور شده است که مسکو، علاوه بر تعامل با واشنگتن و بروکسل، لازم است که به دیگر مسائل و مشکلات سیاست داخلی توجه نماید. البته این توجه باید عمیق و پرمحتوا باشد و صرفا به خاطر مهیاکردن شرایط برای انتخابات و توزیع آرا در «جناح راست» صورت نگیرد.   نویسنده: سرگی مارکدانف - دکترای علوم تاریخی، دانشیار گروه آموزشی مطالعات منطقه ای و سیاست خارجی دانشگاه دولتی مسکو مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   منبع: سایت مرکز مسکوی کارنگی  یادداشت ها: 1. اکثریت ساکنان این جمهوری بودایی هستند.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 16 Oct 2017 10:14:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه سفر بی‌سابقه پادشاه عربستان سعودی به روسیه؛ انگیزه‌ها و ابعاد http://www.iras.ir/fa/doc/note/3366/سفر-بی-سابقه-پادشاه-عربستان-سعودی-روسیه-انگیزه-ها-ابعاد ایراس: سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه در هفته گذشته توجه بسیاری از مراکز خبری و تحلیلی در جهان، از جمله روسیه را به خود جلب کرده است. در ادامه به خلاصه‌ای از مهمترین مطالبی که در رابطه با این سفر در سایت های مرکز مسکوی کارنگی به قلم مارینا بلنسکایا و بنیاد فرهنگ راهبردی نوشته دمیتری مینین منتشر شده می‌پردازیم.   چرا پادشاه عربستان سعودی برای نخستین بار به مسکو سفر کرده است؟ نویسنده: مارینا بلنسکایا (مرکز مسکوی کارنگی)   پادشاه عربستان سعودی، برای اولین بار در تاریخ به روسیه سفر کرده است. این سفر بی سابقه موید آن است که در حال حاضر اوضاع برای توسعه روابط دو کشور از هر زمانی مناسبتر است. با این وجود بعید است روسیه بتواند به عنوان شریک اقتصادی طراز اول سعودی‌ها با ایالات متحده رقابت کند. روابط نزدیک مسکو و ریاض در شرایط فعلی عمدتا به دلیل انطباق منافع سیاسی آنها است و چنانچه این منافع دوباره متفاوت شود روابط نزدیک فعلی می‌تواند به هم بخورد.   پادشاه عربستان سعودی 5 اکتبر برای نخستین بار در تاریخ به روسیه سفر کرد. تنها سفر رئیس جمهور روسیه به عربستان سعودی هم به سال 2007 بر می‌‌گردد. بنابراین، بازدید این سفر از جانب پادشاه عربستان 10 سال به طول انجامید.   تاریخ پر فراز و نشیب روابط دو کشور روابط دو کشور دوران پرفراز و نشیبی را پشت سرنهاده است. اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که استقلال عربستان سعودی را به رسمیت شناخت و از سال 1926 روابط دیپلماتیک بین دو کشور برقرار شد. اما پس از 12 سال نمایندگی شوروی در جده بسته شد و همکاری‌های دو کشور متوقف گردید. از سرگیری تماس‌های ثابت سیاسی تنها در سال 1990 و در جریان نخستین بحران خلیج فارس مابین عراق و کویت میسر گشت.   با این همه، در رابطه عربستان و روسیه، به خصوص به خاطر فعالیت‌های نظامی در چچن، نمی‌شد از همکاری واقعی سخن گفت. مسکو بارها از حمایت کشورهای پادشاهی خلیج فارس از جمله عربستان سعودی از افراط‌گرایان فعال در قفقاز شمالی ابراز خشم و انزجار کرده است. با این حال، غیر از این زمینه منفی در دهه 90، خاورمیانه تشویش و نگرانی خاصی برای روسیه ایجاد نکرده است.   مسکو صرفا در سال‌های 2000 تماس‌های خود با کشورهای منطقه را از سرگرفت. آلگ آزرُف سفیر سابق روسیه در عربستان سعودی و معاون فعلی اداره امور آفریقای وزارت امور خارجه روسیه در خصو روابط مسکو و ریاض چنین می‌گوید: «پس از سفر رئیس جمهور پوتین در سال 2007، روابط دو کشور به سرعت رو به گسترش نهاد، این امر در طول چندین سال محسوس بود، تا اینکه وقایع معروف به «بهار عربی» آغاز شد که به کاهش روابط ما انجامید».   با آغاز مناقشات سوریه در بهار 2011 درعمل دو کشور از هم جدا شده و در دو سنگر مختلف قرار گرفتند. ریاض بر کناره‌گیری رئیس جمهور بشار اسد اصرار داشت و تلاش زیادی برای تأمین مالی و مسلح‌کردن معارضان سوری به عمل آورد. برعکس، روسیه، ضمن حمایت از اسد، بر مشارکت در طرح‌های ایران برای حل و فصل اوضاع سوریه تأکید می‌‌ورزید. از این رو، تلقی ریاض از سیاست روسیه در سوریه کاملا خصمانه‌ بود.   سه دلیل برای نزدیکی ریاض با مسکو اما اوضاع در سال 2015 شروع به تغییر نهاد و همزمان سه دلیل برای نزدیکی روابط عربستان و روسیه ایجاد شد.   دلیل نخست- تغییر قدرت در عربستان سعودی بود. ملک سلمان پس از مرگ برادرش عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان شد. در حال حاضر پسر بیست و نه ساله پادشاه، شاهزاده محمد بن سلمان نقش فعالی در امور کشور ایفا می‌کند. وی که به عنوان دومین وارث پادشاه عربستان تعیین شده بود، پس از دو سال مقام ولیعهدی را دریافت کرد.   محمدبن سلمان در تابستان سال 2015 در مجمع اقتصادی بین‌المللی سن پتربورگ شرکت کرد و در آنجا با رئیس جمهور پوتین هم دیدار داشت. از قرار معلوم، پس از تنظیم برنامه تماس آنها دو سیاستمدار با وجود اختلاف سن موفق شدند با هم ملاقات شخصی داشته باشند.   دلیل دوم نزدیکی رو به رشد در روابط ریاض و مسکو، کاهش شدید قیمت نفت در اواخر سال 2014 و اوایل سال 2015 بود. روسیه و عربستان سعودی، روی هم رفته 25 درصد از نفت جهان را تولید می‌کنند که پس از کاهش قیمت نفت دو کشور با مشکلات اقتصادی مشابهی مواجه شدند. در سال 2015، حداکثر کسری بودجه‌ای که در عرض 25 سال برای عربستان به ثبت رسید 97 میلیارد دلار (15 درصد از تولید ناخالص داخلی) بود. به ابتکار شاهزاده محمد بن سلمان، برنامه چشم‌انداز 2030 به تصویب رسید که وظیفه اصلی آن فائق آمدن بر وابستگی نفتی عربستان از طریق تنوع‌بخشی اقتصاد است.   روسیه هم اهداف مشابهی دارد. با این حال، هر دو کشور یقین دارند با تثبیت قیمت نفت، اقتصاد هر دو کشور متنوع‌تر می‌شود. توافق نامه‌ای که سال گذشته میان مسکو و ریاض به دست آمد، به انعقاد توافقی برای کاهش تولید نفت بین اوپک و کشورهای مستقل تولیدکننده نفت انجامید. این قرارداد موجب گشایش برگ جدیدی در روابط روسیه و عربستان شد. هر دو طرف گفتگو را امکان‌پذیر می‌دانستند. توافق مربوط به قیمت نفت در پایان مارس 2018 منقضی خواهد شد و اکنون زمان آن است که دو کشور اقدامات بعدی خود را تعیین نمایند.   در نهایت، دلیل سوم، عملیات نظامی روسیه در سوریه است هرچند ریاض طرفدار آن نیست. به نظر می‌رسید پس از پیوستن روسیه برای انجام عملیات نظامی در سوریه به نفع اسد، روابط دوجانبه روسیه با عربستان سعودی می‌بایست به وخامت کشیده می‌شد. اما مسکو ثابت کرده که حاضر است فعالانه در اوضاع خاورمیانه مداخله داشته باشد و این نمایش قدرت در منطقه، همانند تلاش‌های روسیه برای یافتن راه سازش با نیروهای مختلف منطقه‌ای، درک کرده شده و به آن احترام گذاشته می‌شود. ریاض هم به میانجیگری مسکو در حل و فصل مناقشات خاورمیانه اذعان کرده است.   سفر پادشاه عربستان به روسیه در شرایطی صورت گرفت که حل وفصل اوضاع سوریه وارد مرحله دشواری شده است. مناطق عاری از تنش هم با قید و شرط‌هایی به کار افتادند. مرحله بعدی، تقسیم حوزه نفوذ بین کشورهای شرکت‌کننده در حل و فصل بحران سوریه و تعیین ساختار سیاسی آینده این کشور است. سعودی‌ها به خاطر خوشایند مسکو، مدتهاست که دیگر خواهان کناره‌گیری فوری بشاراسد از قدرت نیستند. روسیه نیز از تلاش‌های عربستان سعودی برای متحدکردن مخالفان اسد قدردانی می‌کند.   اما مشکل ایران باقی مانده و در حقیقت حادتر شده است. ریاض این موضوع را مطرح می‌‌کند که یا با ما باشید یا با آنها. مسکو هم تا جایی می‌تواند یکی به نعل می‌‌زند و یکی به میخ. در واقع مسکو به هر دو طرف نیاز دارد. برای مسکو بهتر است ایران و عربستان را کشور دوست درنظر بگیرد تا دشمن. برای همین، مسکو تهران را برای کناره گیری از سوریه تحت فشار قرار نخواهد داد.   واضح است که روسیه زیر بار این خواسته سعودی‌ها نمی رود و با اقدامات خود در منطقه این موضوع را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. همانطور که پیش از این به خود اجازه داده در ارتباط با ریاض چنین کاری را انجام دهد و در حال حاضر هم چنین اقدامی را در ارتباط با ایالات متحده انجام می‌‌دهد. این موضوع بیش از حد به حفظ ثبات در روابط دو جانبه بستگی دارد. اهمیت قیمت نفت از ایدئولوژی بیشتر می‌‌شود.   با این حال، صرف انعقاد یک توافق‌نامه نفتی، ایجاد بنیانی پایدار برای روابط دوجانبه نیست. ما باید همکاری‌های اقتصادی مان را متنوع‌تر کنیم.   در کل تعاملات مالی دو کشور به تدریج افزایش یافت. در سال 2005، گردش مالی دو کشور تنها 235 میلیون دلار بود که در سال 2012 به یک میلیارد دلار رسید و برای دو سال در این سطح ماند. اگر حجم معاملات تجاری عربستان و روسیه را با حجم معاملات تجاری عربستان و آمریکا که بیش از 70 میلیارد دلار است مقایسه نکنیم و این نکته را در نظر بگیریم که روابط دو کشور در سال‌های 2000 تقریبا از صفر شروع شده است، حجم فعلی گردش مالی دو کشور را می‌توانیک پیروزی کامل نامید. هرچند لازم به ذکر است که همزمان با کاهش قیمت نفت در سال‌های 2015-2016 معاملات تجاری دو کشور به نصف کاهش یافت و در نیمه نخست سال 2017 به 430 میلیون دلار رسید. گفتنی است صادرات روسیه به عربستان سعودی بیش از دو برابر واردات از این کشور است. روسیه به عربستان عمدتا غلات و مواد شیمیایی می‌فروشد و از آن پلاستیک خریداری می‌کند.   سرنوشت قراردادهای نظامی در این بین باید گفت همکاری فنی و نظامی می‌‌تواند شاخصی برای جدی بودن طرفین برای تحرک دوباره دادن به توسعه تجارت دوجانبه باشد. در ماه جولای سرگی چموزُف مدیرکل شرکت دولتی «روستِک» در مصاحبه با تاس اعلام کرد روسیه و عربستان سعودی توافق اولیه‌ای برای تحویل تجهیزات و تسلیحات روسی به ارزش 3.5 میلیارد دلار به امضا رسانده‌اند.   به عقیده چموزُف حتی اگر نتایج حاصل از همکاری نظامی و فنی و دیگر حوزه‌ها بلافاصله پس از سفر پادشاه عربستان مشخص نشود، مهمترین مسئله این است که این فرآیند آغاز شده، توافق‌هایی صورت گرفته و برنامه توسعه آتی روابط مشخص شده است. طرح اجرایی این پروژه‌ها نیز در اواخر ماه اکتبر در نشست کمیسیون بین دولتی روسیه و عربستان مورد بحث قرار خواهد گرفت.   دلایل خاصی برای چنین نگرشی مثبت وجود دارد و آن این است که اوضاع فعلی برای توسعه روابط از هر زمان دیگری مناسبتر است. با این حال، بعید است روسیه بتواند به عنوان شریک اقتصادی طراز اول سعودی‌ها با ایالات متحده رقابت کند. روابط نزدیک مسکو و ریاض در شرایط فعلی عمدتا به دلیل انطباق منافع سیاسی آنها است و چنانچه این منافع دوباره از هم فاصله بگیرد، ممکن است روابط نزدیک فعلی به سرعت به هم بخورد.   سفر پادشاه عربستان سعودی به مسکو و توازن راهبردی در خاورمیانه نویسنده: دمیتری مینین (بنیاد فرهنگ راهبردی)   سفر بی سابقه سلمان بن عبدالعزیز آل سعود پادشاه عربستان سعودی به روسیه، به وضوح موید آن است که تغییرات اساسی در خاورمیانه روی می‌‌دهد. اگر حالا دیگر قدرتمندترین و مصمم‌ترین متحد ایالات متحده در میان کشورهای عربی، مذاکره با مسکو را پیرامون امور منطقه ضروری می‌‌داند، این امر بیانگر ناامیدی عمیق این کشور از سیاست‌های واشنگتن در منطقه است.   به گفته فیصل عباس، عربستان سعودی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای باید با مسکو «در خصوص منافع عربستان و منافع منطقه» تعامل داشته باشد. بدون تردید، این امر انگیزه اصلی و عامل ترغیب ملک سلمان برای سفر تاریخی وی به مسکو بوده است.   سعودی‌ها باراک اوباما را مسئول شکست سیاست آمریکا در خاورمیانه می‌‌دانند و براین باورند که تلاش‌های وی برای دموکراسی سازی در منطقه، خاورمیانه را به بی ثباتی کشانده است. آنها امیدوارند که رئیس جمهور کنونی امریکا بتواند اشتباهات سلف خود را اصلاح نماید. با این حال، می‌‌توان به آسانی مشاهده کرد که دونالد ترامپ علی رغم اظهارات متناقض خود، جا پای سلف خود می‌‌گذارد و در مسیری که وی گام برداشته حرکت می‌‌کند. پیش بینی می‌‌شود در صورت ادامه این سیاست، ممکن است ریاض از رئیس جمهور فعلی ایالات متحده هم مأیوس شود و در پی آن، سعودی‌ها تکاپوی خود را برای یافتن «فرصت‌ها و شرکای دیگر» تشدید خواهند کرد.   کارشناسان تقریبا در این باره با هم هم عقیده اند که عامل عمده ای که موجب ترغیب عربستان سعودی برای برقراری روابط گسترده با روسیه شد موفقیت‌های روسیه در تار ومارکردن نیروهای مخالف دمشق بوده است. بروس ریدل، تحلیلگر سابق موسسه بروکینگز می‌‌نویسد: «سعودی‌ها اذعان می‌کنند که روسیه به خاطر پیروزی‌هایش در سوریه» به عنوان یک بازیگر بزرگ به این منطقه بازگشته است. در واقع، تقویت مواضع طرف‌های مختلف در ساختار پساجنگ سوریه بیشتر از موضوع مبارزه مسلحانه در دستور کار قرار دارد.   عربستان سعودی به عنوان یک بازیگر منطقه ای مهم نمی‌خواهد از این فرآیندها دور مانده و در حاشیه قرار گیرد. لذا سعودی‌ها ضمن تلاش برای حفظ وجهه خود، انکار می‌‌کنند که در مواضع خود نسبت به بحران سوریه تجدید نظر کرده‌اند، اما در جریان مذاکرات مسکو و هنگام بحث در خصوص شرایط حل و فصل اوضاع سوریه به وضوح معلوم شد که آنها دیگر مثل گذشته اصراری برای کناره گیری بشار اسد از قدرت ندارند و ضمنا از جانب آنها این اظهارات هم شنیده نشد که بشار اسد دیگر در ساختار آینده کشور (سوریه) جایی ندارد.   ضمنا سعودی‌ها بدون آنکه به طور رسمی به انکار حمایت اولیه خود از گروه‌های معارض سوری بپردازند، آمادگی خود را برای کار بر روی ادغام و متحدکردن آنها، جهت گنجاندن آنها در مذاکرات صلح با دولت اعلام نمودند. واقعیت این است که آنها بیش از این، هیچ دورنمایی برای تغییر رژیم حاکم در دمشق از طریق نظامی متصور نیستند، این امر پیشرفت بزرگی است. مصطفی آلانی (Mustafa Alani) رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز پژوهش‌های خلیج فارس می‌‌گوید: «در حال حاضر سعودی‌ها آگاهند که روسیه تنها نیرویی است که قادر به حل و فصل مناقشات موجود در سوریه است. اکنون آنها دیگر با این امر موافقند که رژیم بشار اسد می‌‌تواند در قدرت باقی بماند».   در کل، اظهارات ملک سلمان و همراهانش در این باره که به اعتقاد آنها، سیاست‌های ایران در منطقه مخرب و خطرناک است دور از انتظار نبود. برخی از ناظران حتی این فرضیه را مطرح می‌کنند که مبنای خط مشی عربستان در پیشبرد روابط با مسکو تمایل ریاض برای دستیابی به روابط بیشتر با تهران نیست. البته چنین انگیزه ای در رویکرد عربستان سعودی وجود دارد، اما تنها انگیزه این کشور و حتی یکی از اصلی‌ترین آن‌ها به شمار نمی‌آید. در هر صورت، برای سعودی‌ها قابل درک است که صحبت از جایگزینی یک شریک با شریک دیگر و یا واردکردن روسیه در «محور ضدایرانی» به سادگی امکانپذیر نیست. اما اقدامات میانجیگرانه مسکو در جلوگیری از دگرگونی اختلافات موجود بین عربستان سعودی و ایران در «تقابل سنی و شیعه» درکل می‌‌تواند به موثرترین شکل ممکن صورت گیرد. برای انجام این کار، بسیار ارزشمند است که کشور میانجیگر به تنهایی با هر دو طرف دعوا روابط خوبی داشته باشد، که چنین امکانی در رابطه با هیچ یک از دیگر قدرتهای بزرگ وجود ندارد.   توافقات کشورهای صادرکننده نفت برای محدودکردن تولید خود نیز زمینه مناسبی را برای حضور پادشاه عربستان در روسیه و دستیابی به توافقات جدید در رابطه با توسعه همکاری روسیه و عربستان فراهم کرده است. از اجرای این توافق و افزایش قیمت نفت به حدود 60 دلار در هر بشکه، تاکنون همه کشورهای تولید کننده نفت مزایای قابل توجهی دریافت کرده و به طور قابل ملاحظه‌ای به بهبود فعالیت‌های اققصادی خود پرداخته‌اند. اگر پیش از این، عربستان سعودی اغلب به عنوان برهم زننده اصلی چنین معاملاتی عمل می‌‌کرد، در اکثر مواقع به راهنمایی واشنگتن و در راستای منافع آن بود، در حالی که این کشور اکنون به تعهدات خود پایبند است. و این امر هم بیانگر این است که منافع داخلی برای ریاض ارزشمندتر از حرکت در مسیری است که محاسبات کشورهای خارجی برای آن کاملا مفهوم نمی باشد.   به نظر می‌‌رسد عربستان سعودی طعم همکاری از طریق اوپک و روسیه را چشیده است. خالد الفالح وزیر انرژی عربستان سعودی می‌‌گوید شراکت روسیه و عربستان سعودی، در همکاری با کشورهای تولید کننده نفت «به عنوان یک کاتالیزور» عمل می‌‌کند. به عنوان مثال، کارشناسان آلمانی از این همکاری به عنوان «اتحادی ویژه و هدفمند در برابر صنایع نفت و گاز ایالات متحده» نام برده‌اند.   چنین رویکردی طی مذاکرات در رابطه با صنایع دفاعی و سایر مسائل نظامی هم آشکار شد. حجم کل معاملات برای عرضه تسلیحات روسیه به عربستان سعودی می‌‌تواند به 3 میلیارد دلار برسد. شرکت دولتی صنایع نظامی عربستان سعودی اعلام کرد توافقات مقدماتی برای خرید سامانه اس- 400، مانند نمونه ای که پیش از این برای ترکیه در نظر گرفته شده بود و همچنین سامانه‌های دفاع موشکی به امضا رسید. ضمنا انتظار می‌‌رود انتقال فن آوری‌های پیشرفته به عربستان سعودی که نقش مهمی در توسعه این کشور دارد، موجب کاهش وابستگی عربستان به واردات صنایع از امریکا می‌‌شود.   این واکنش انعکاسی به ریاض نشان می‌‌دهد که سیاست جدیدش کاملا توجیه شده است و نتایج سریعی به ارمغان می‌‌آورد. اس- 400 بدون خریدار نخواهد ماند و صف متقاضیان آن در جهان طولانی خواهد شد.   پادشاه سعودی همچنین جلسه جداگانه‌ای با سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه و گروهی از ژنرال‌های روسیِ مسئول برنامه‌ریزی عملیات در سوریه داشت. باید تصور کرد که وی از آنها اطلاعات دست اولی کسب کرده که هنوز با نظرات پنتاگون در مورد نحوه اوضاع در جبهه‌های سوریه تحریف نشده است. دلایلی هم برای این انتظار وجود دارد که اطلاعات دریافت شده توسط ملک سلمان موجب تقویت آرامش ریاض شود.   در کل، سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه نشان داد که مسکو، به خاطر انسجام و تعهد به «قواعد بازی» قادر به ایجاد روابط قوی با تمام بازیکنان مهم منطقه خاورمیانه، از جمله ایران، ترکیه و در حال حاضر عربستان سعودی است. و تصور حل و فصل قابل اعتماد مشکلات خاورمیانه بدون در نظر گرفتن موقعیت مسکو غیرممکن است.     نویسندگان: مارینا بلنسکایا و دمیتری مینین   مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه ازدانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران        ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 15 Oct 2017 08:23:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3366/سفر-بی-سابقه-پادشاه-عربستان-سعودی-روسیه-انگیزه-ها-ابعاد ​دیدار سفیر ایران در روسیه با ايران شناسان انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3363/دیدار-سفیر-ایران-روسیه-ايران-شناسان-انستیتو-شرق-شناسی-آکادمی-علوم ایراس: مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامي ایران در فدراسیون روسیه، با حضور در محل انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه با رییس این انستیتو و پژوهشگران بخش ایران آن دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار آخرین  تحولات منطقه و جهانی و به ویژه تحولات و دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران پس از برجام و نیز یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ايران مورد بررسی قرار گرفت و سفیر کشورمان نیز به سوالات حاضران در خصوص تحولات روز پاسخ داد. در این نشست همچنین برنامه هاي مشترک مراکز پژوهشی کشورمان با بخش ایران این انستیتو بررسی و طرح های پیشنهادی جهت توسعه همکاری ها در حوزه های تحقیقاتی و نیز نشست های مشترک آتی مطرح شد. پایان خبر/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 13 Oct 2017 16:53:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3363/دیدار-سفیر-ایران-روسیه-ايران-شناسان-انستیتو-شرق-شناسی-آکادمی-علوم بازدید مدیران آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو از ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3362/1/بازدید-مدیران-آزمایشگاه-رصد-خطرات-برهم-خوردن-ثبات-اجتماعی-سیاسی-مدرسه-عالی-اقتصاد-مسکو-ایراس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) روز سه شنبه 18 مهر میزبان پروفسور آندری کوروتایف، استاد دانشگاه دولتی مسکو و رئیس آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو  و هیأت همراه بود. حضور مدیران آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو در موسسه ایراس با هدف آشنایی از آخرین دیدگاه های کارشناسان ایرانی و نیز بررسی زمینه های همکاری و تعامل میان دو نهاد صورت گرفت. در این نشست دو ساعته که با حضور آقایان دکتر داود کیانی، رئیس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس)، پروفسور آندری کوروتایف، استاد دانشگاه دولتی مسکو و رئیس آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو؛ دکتر لئونید ایسایف، استادیار گروه علوم سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو و کارشناس شورای امور بین الملل روسیه؛ دکتر نیکلای کوژانوف، دانشیار دانشگاه اروپایی سن پترزبورگ و وابسته پیشین سفارت روسیه در تهران و خانم آلیسا شیشکینا، استادیار مدرسه عالی اقتصاد و خانم دکتر کریمی، استادیار دانشگاه تهران در محل موسسه ایراس برگزار گردید، طرفین پیرامون همکاری های مشترک به بحث و بررسی پرداختند. همکاری های علمی و پژوهشی پیرامون مسأله خاورمیانه و مسائل اقتصادی، همکاری های ایران و روسیه در حوزه اقتصاد و انرژی و چاپ کتاب در این زمینه، همچنین برگزاری کارگاه های آموزشی برای کارشناسان دو کشور در ایران و روسیه از جمله موضوعات مطرح شده در این نشست بود. در این جلسه آقای دکتر کیانی بر اهمیت توسعه همکاری های علمی - پژوهشی میان دو کشور تاکید کردند. در ادامه پروفسور کوروتایف، ضمن استقبال از پیشنهادات موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس)، آمادگی خود را جهت انجام مطالعات پژوهشی مشترک اعلام نمود. همچنین توافق شد، تواهمنامه مشترکی بین دو مرکز برای همکاری های آتی امضا گردد و تعاملات علمی خود را ادامه دهند.  در پایان این جلسه، آخرین تولیدات علمی منتشر شده طرفین تبادل گردید.   پایان گزارش   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 10 Oct 2017 09:30:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3362/1/بازدید-مدیران-آزمایشگاه-رصد-خطرات-برهم-خوردن-ثبات-اجتماعی-سیاسی-مدرسه-عالی-اقتصاد-مسکو-ایراس روسیه و جنگ بعدی در لبنان؛ روسیه چگونه می تواند از تنش میان اسرائیل و «حزب الله» منتفع شود؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود ایراس: همزمان با آنکه نیروهای دولت بشار اسد کنترل بخش های مهمی از سوریه را در اختیار گرفتند، استراتژیست های اسرائیلی مجددا تمرکز خود را بر احتمال جنگی دیگر با حزب الله لبنان به عنوان متحد اصلی دولت بشار اشد معطوف نمودند. از آخرین جنگ میان اسرائیل و حزب الله در سال 2006، سرتاسر مرزهای شمالی اسرائیل در طول بیش از یک دهه گذشته به دور از تنش قرار داشت. با این حال، از همان یک دهه پیش، حزب الله لبنان به طور چشمگیری زرادخانه تسلیحاتی خود را از حیث کمّی و کیفی ارتقا و نیز جایگاه سیاسی خود را در لبنان بهبود بخشید. در این چارچوب، جنگی دیگر میان اسرائیل و حزب الله به چندین دلیل محتمل است: اگر سوتفاهم در طرف اسرائیل یا طرف حزب الله، تنش ناخواسته ای را میان این دو ایجاد کند؛ اگر یکی از طرفین بنا به تصور خود مبنی بر ضعف طرف مقابل، اقدام به حمله نظامی نماید؛ یا اگر رفتار هر یک از دو طرف، خطوط قرمز طرف دیگری را نقض کند.   استراتژیست های اسرائیلی به احتمال جنگ با حزب الله فکر نمی کنند، اما علاقه مند هستند بدانند چگونه روسیه که دوست دوران جنگ ایران و حزب الله در سوریه به حساب می آید، به چنین تنش و منازعه ای واکنش نشان می دهد. اسرائیل اخیرا حملات علیه حزب الله در لبنان و سوریه را تشدید کرده است، اما تا عمل به توافق موقتی اسرائیل با کرملین که غالبا از طریق ارتباطات شخصی با ولادیمیر پوتین بدست آمده است، فاصله زیادی دارد.   این الگو نمی تواند برای جنگ بعدی پایدار باقی بماند. اگر تهاجم نظامی میان اسرائیل و حزب الله در تضاد با منافع روسیه باشد، این کشور اقدام به تحدید آزادی عمل دو طرف خواهد نمود و در قدم بعدی، به حل و فصل منازعه کمک خواهد کرد. مضاف بر این، احتمالا کرملین از چنین جنگی برای افزایش موضع و نفوذ خود در خاورمیانه بهره برداری خواهد کرد.   ترجیحات روسیه همزمان با تثبیت اوضاع در سوریه، رقابت ها میان روسیه و ایران در این کشور شدت بیشتری خواهد یافت. روسیه درصدد آن است که دارایی های خود را در سوریه و تحت هر ترتیبات سیاسی، از جمله خلع بشار اسد از قدرت یا فدرالیزه شدن این کشور، حفظ نماید. با این حال، ایران صرفا به دنبال آن است که قدرت  خود را در شامات بر اساس تعریفی که دارد، تحکیم بخشد. هر دو کشور روسیه و ایران به دنبال حضور دائمی نظامی در سوریه و نفوذ ژئوپلیتیکی در منطقه هستند، اما اراضی و سرزمین هایی که بشار اسد باز پس گرفته است، ظرفیت حضور دو قدرت متفاوت را ندارد.   بلندپروازی های ایران تبدیل به معضل و مشکلی برای روسیه شده است. تمایل روسیه این است که بدون آنکه روابط مسکو و تهران تحت تاثیر قرار گیرد، هژمونی طلبی منطقه ای ایران، به عنوان بزرگ ترین همپیمان منطقه ای روسیه را محدود سازد. در واقع ترجیح روسیه این است که حضور ایران و حزب الله در سوریه نه قدرتمندانه و نه از سر ضعف باشد.   بر این اساس، تصمیم اسرائیل به استفاده از زور می تواند در راستای تحقق این هدف روسیه باشد. به عبارت دقیق تر، اگر تنش و منازعه میان اسرائیل و حزب الله شعله ور گردد، مسکو احتمالا اجازه خواهد داد تا حزب الله و ایران هزینه های این جنگ را پرداخت کنند تا از این طریق، جایگاه منطقه ای این دو تضعیف گردد. اما از سوی دیگر، مسکو درصدد آن خواهد بود تا مانع از پیروزی قطعی اسرائیل شود، چرا که کماکان به حزب الله به عنوان یک بازیگر راهبردی در منطقه نیاز دارد و همچنین در صورت شکست حزب الله، این پیام به اسرائیل ارسال می شود که قدرت روسیه در منطقه محدود است. از طریق حل و فصل منازعه و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، روسیه می تواند به این برآورد دست یابد که آیا با آمریکا به عنوان نیرویی در خاورمیانه، برابری می کند یا برتر از آن است.   در نتیجه، بهترین نتیجه برای روسیه، بروز جنگی محدود به لبنان که درهمین کشور هم پایان یابد و دو طرف تخاصم نیز پس از روی آوردن به روسیه به عنوان میانجی گر، مدعی پیروزی باشند. اما، بدترین خروجی این جنگ هم می تواند تجزیه لبنان باشد؛ تحولی که این کشور را تبدیل به نمونه شبیه عراق پس از صدام خواهد نمود. همچنین بدترین سناریو نیز می تواند امتداد جنگ به بلندی های جولان در سوریه باشد، منطقه ای که بروز جنگ در آن باعث می شود دستاوردهای روسیه در کاستن از تنش های داخلی سوریه به خطر افتاده و از این رو منطقه را با بی ثباتی رو به رو سازد.   برای مسکو، موفقیت صددرصدی حزب الله و همچنین نابودی کامل این جنبش بطور مساوی گزینه های مطلوبی نیست. از این جهت موفقیت کامل حزب الله گزینه خوبی برای روسیه نیست، زیرا که باعث می شود این جنبش دیگر توجهی به مسکو نداشته باشد و از این جهت نابودی کامل آن به نفع روسیه نیست، زیرا باعث شکل گیری این ذهنیت می شود که روسیه، متحدی است که نمی توان به آن تکیه و اعتماد نمود. تحت هر شرایطی، مسکو به دنبال ممانعت از بروز منازعه میان اسرائیل و حزب الله است؛ راهبرد و اقدامی که کرملین پیش از این و در زمان پس از فروپاشی شوروی در مناطقی نظیر آبخازیا، دونباس، قره باغ، اوستیا و ترانس‌نیستریا اتخاذ نمود. ممانعت از بروز تنش میان دو طرف مستلزم آن است که تنش ها در سطح بالایی باقی بماند تا از این طریق ظرفیت میانجیگیری و مداخله آتی روسیه در جنگ احتمالی دست نخورده باقی بماند. با این حال، حفظ تنش ها در سطحی بالا نباید منتج به جنگی طولانی و ادامه دار میان اسرائیل و حزب الله شود. حفظ یک ثبات شکننده در لبنان، وابستگی تمامی طرف ها را به مسکو افزایش خواهد داد و اهمیت مسکو برای آینده بیروت را ضروری خواهد ساخت. از این رو، مادامی که مسکو بتواند مانع از تنش های غیرسازنده میان اسرائیل و حزب الله شود، منازعه میان طرفین به مثابه فرصتی برای روسیه قلمداد خواهد شد.   لحظه حداکثر خطر جنگ بعدی میان اسرائیل و حزب الله متمایز از رویکردهایی خواهد بود که دو طرف از زمان آخرین تنش خود با یکدیگر اتخاذ کرده بودند. به عبارت دقیق تر، حزب الله به مانند آنچه در گذشته انجام می داد، صرفا روی به حملات موشکی علیه اسرائیل نخواهد آورد، بلکه درصدد خواهد بود تا ماشین جنگی اسرائیل را از کار بیندازد. بهبود دقت و برد و همچنین تعداد موشک ها به حزب الله این اجازه را می دهد که بطور عملیاتی اهداف مهمی همچون پایگاه های نیروی هوایی اسرائیل، تاسیسات جمع آوری اطلاعات یا حتی پایگاه سربازان را هدف بگیرد. برنامه ریزان اسرائیلی همچنین این انتظار را دارند که تعداد کم واحدهای زبده حزب الله بتوانند مانورها و عملیات های پیچیده ای در اراضی اسرائیل انجام دهند و احتمالا برخی شهرک های مرزی را به تصرف خود درآورند.   در طرف دیگر، اسرائیل بعید به نظر می رسد که بار دیگر عملیات به اصطلاح بازدارندگی (گزینه همیشگی اسرائیل در طول منازعات یک دهه اخیر) با هدف تحمیل کمترین آسیب به دشمنان خود برای جلوگیری از خشونت ها در آینده را در دستور کار خود قرار دهد. در عوض، اسرائیل به دنبال روشی است که استراتژیست های اسرائیلی آن را «تصمیم میدان نبرد» می نامند یا به عبارت دقیق تر، پیروزی بلامنازع بر روی زمین و فاتح میدان نبرد. اسرائیل درصدد نابودی حزب الله نیست، اما احتمالا تا آستانه نابودی و محو این گروه پیش خواهد رفت.   منازعه ای با چنین دکترین های جدیدی از سوی حزب الله و اسرائیل می تواند منافع روسیه را به خطر بیندازد. وحشتناک ترین وضعیت برای مسکو این خواهد بود که اسرائیل بیش از آنکه کرملین نیاز دارد، اقدام به آسیب رساندن به حزب الله نماید و پس از آن به حدی پیش برود که نتیجه ای جز پیروزی قاطع برای اسرائیل نداشته باشد. نزدیک ساختن حزب الله به آستانه نابودی کامل موجب تضعیف ایران (به عنوان حامی حزب الله و متحد اصلی منطقه ای روسیه) خواهد شد و احتمالا مسکو با هدف عقب نشینی، به اسرائیل فشار وارد خواهد ساخت. با این حال، اشتیاق بالقوه حزب الله به تنش آفرینی از سوی اسرائیل و روسیه توامان غیرقابل تحمل خواهد بود. در واقع، این امر می تواند آتش انتقام اسرائیل از سوریه و ایران را شعله ور ساخته و بیش از گذشته خاورمیانه را در این آتش فرو ببرد، بدون آنکه سود و منفعتی عاید مسکو گردد.   تحدید اسرائیل و حزب الله از سوی روسیه وابسته به وضعیت جنگ داخلی در سوریه است. هرچه نیاز مسکو به حزب الله برای مقابله با نیروی های ضدبشار اسد بیشتر شود، این کشور بیشتر از حزب الله در برابر حملات اسرائیل محافظت خواهد نمود. در مقابل، هرچه تضمین ها برای حضور یک دولت روس گرا در سوریه بیشتر شود و موضع مسکو در این کشور تقویت گردد، فضای مانور و عکس العمل از سوی اسرائیل بیشتر خواهد شد.   از تنش تا عدم تنش اگر مسکو نتواند میانجیگر یک راه حل سیاسی برای این منازعه باشد، احتملا مسکو دو طرف منازعه را مجبور خواهد ساخت تا این جنگ را به روش خود پایان بخشند. با هدف دست یابی به بیشترین منفعت و کمترین اصطکاک و اختلاف، مسکو می تواند عملیات های سایبری محدودی علیه اهداف غیرنظامی در اسرائیل مانند بندرگاه ها یا پالایشگاه های نفت در دستور کار قرار دهد. انجام چنین حملاتی واکنش کمتری را بر انگیخته و در مقایسه با حمله به زیرساخت های نظامی، آسان تر خواهد بود. مضاف بر آنکه، روسیه می تواند این حملات را به ایران یا حزب الله منتسب کند تا هم این اقدام را محکوم نماید و هم از تقابل مستقیم با اسرائیل اجتناب کند. پس از این، مسکو می تواند این سیگنال را به اسرائیل ارسال کند که مادامی که تل آویو از حمله به حزب الله دست برندارد، زیرساخت های آن مجددا و به آسانی مورد حمله قرار خواهد گرفت.   در این اثنا، در میدان نبرد، روسیه می تواند به گونه ای عمل کند که استراتژیست های اسرائیلی باور کنند که نیروهای روسی بسیار نزدیک به حزب الله مستقر هستند که در صورت حمله اسرائیل به مواضع حزب الله، نیروهای روسی نیز مورد هدف قرار خواهند گرفت. اگر این ایده نیز کارساز نبود، روسیه می تواند اسرائیل را با استقرار سامانه های «منع منطقه ای» و «ضددسترسی» تهدید کند تا مانعی در مسیر حملات اسرائیل به حزب الله در سوریه و لبنان قرار دهد. در سطحی بالاتر، روسیه همچنین می تواند در سامانه های نظامی اسرائیل اختلال ایجاده کرده یا با ارسال پارازیت، پهپادها را از رادار خارج نموده و یا حتی ساقط نماید. حتی اگر اسرائیل نسبت به این اقدامات روسیه واکنشی نشان نداد، مسکو می تواند گنبد آهنین را هدف قرار داده و سامانه های ضدهوایی و حتی سیستم های هشداردهنده شهری را مختل سازد و در امتداد این اقدامات، جنگ اطلاعاتی ای راه بیندازد مبنی بر آنکه سامانه های دفاعی اسرائیل آسیب پذیر بوده تا از این طریق، در سطح افکار عمومی رعب و وحشت ایجاد نماید.   اما به نظر می رسد که روسیه، کشوری عملگرا است. بدین معنی که مسکو بر حزب الله نیز فشار وارد خواهد ساخت و این فشار نه از طریق ایران و سوریه، بلکه بصورت مستقیم خواهد بود. مسکو پس از دو سال جنگ شانه به شانه به همراه حزب الله علیه شورشیان در سوریه، کاملا با ساختار فرماندهی، کنترل و شبکه ارتباطات و فناوری هایی که از این ساختار پشتیبانی می کند، آشنا است. در صورتی که موشک های حزب الله به نقاط دورتری اصابت کند، روسیه می تواند به تضعیف این ساختارها از طریق اقدامات سایبری مبادرت ورزد. همزمان، با توجه به آنکه حزب الله در جریان جنگ سوریه توان زیادی از دست داده، مسکو می تواند مستقیما با این گروه وارد گفتگو شود. نکته اصلی آن است که شرایط کنونی حزب الله به گونه ای بوده که آمادگی پذیرش درخواست های مسکو را دارد.   آغوش محکم روسیه پیش از هر زمان دیگری، در جنگ بعدی اعراب و اسرائیل حضور خواهد داشت. تمایل اسرائیل در زمان بحران کماکان به ایالات متحده است. با این حال، عملکرد غلطی که دولت کنونی آمریکا از خود به نمایش گذاشته است و همچنین ارتباطات مسکو در سطح منطقه باعث خواهد شد که از دیدگاه اسرائیل، روسیه بازیگر معقول تری برای تعامل و همکاری به نظر آید.   اگر اسرائیل از روسیه درخواست نماید که مدیریت تخاصمات را بر عهده بگیرد، این درخواست برای اولین بار در نوع خود از سال 1967 و هنگامی که اسرائیل تلاش داشت شوروی مانع از بروز جنگ شش روزه شود، خواهد بود. چنین درخواستی بدین معنی است که پس از چند سال از مداخله نظامی روسیه در سوریه، ولادیمیر پوتین بطور کامل جایگاه مسکو در خاورمیانه را احیا نموده است؛ جایگاهی که در طول پنج دهه گذشته، خلا آن از سوی دولتمردان روسی احساس می شد. نهایت کلام آنکه اگر جنگی میان اسرائیل و حزب الله شکل گیرد، این روسیه است که می تواند پیروز این جنگ را مشخص کند.   نویسنده: دیمیتری آدامسکی - دانشیار مرکز بین رشته ای هرتزلیا   منبع: مجله فارن افرز آمریکا     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»       ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 08 Oct 2017 21:16:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود «و دنیای سابق کم است» ... یادداشتی در مورد رئیس جمهور روسیه؛ بین گذشته و آینده http://www.iras.ir/fa/doc/news/3358/دنیای-سابق-کم-یادداشتی-مورد-رئیس-جمهور-روسیه-بین-گذشته-آینده ایراس: ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه از لحاظ سنی به "ردیف ارشد" نزدیک شده ولی در گروه اکثر همکاران خود جابجا مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه 12 سال جوانتر از رئیس‌جمهور برزیل، 10 سال جوانتر از رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی، 6 سال جوانتر از دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و 2 سال جوانتر از نخست وزیر هند است. پوتین همزمان یک سال مسن‌تر از صدر چین، 2 سال مسن‌تر از صدراعظم آلمان و نخست وزیر ژاپن و 4 سال مسن‌تر از نخست وزیر انگلستان و 20 سال مسن‌تر از نخست وزیر کانادا ... است. پوتین از لحاظ طول فعالیت در رأس حکومت در جای اول قرار دارد و اردوغان نخست وزیر ترکیه 3 سال و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان 6 سال کمتر از او حاکم بوده‌اند. طی سال‌های گذشته از سومین دوره ریاست جمهوری پوتین میزان هیولا سازی و افسانه پردازی در مورد وی به سطحی رسیده که بدنبال آن واقعیت تمام شده و مرحله دیگری آغاز مي‌شود. موضع غرب نسبت به سیاست خارجی روسيه در دوران پوتین به دیدگاه بیمار روانی شباهت دارد. این سیاست خارجی هم شکست خورده و منجر شونده به فاجعه برای روسيه و هم به عنوان سیاست فوق العاده زیرکانه، مؤثر و موفق ارزیابی مي‌شود. روسيه یک کشور بدون جهان بینی و بدون آینده نامیده مي‌شود ولی همزمان به سببی نفوذ آن بر اذهان و فضای اطلاعاتی بطور تهدید کننده رشد می‌کند: حکومت‌های دموکراتیک زیر فشار هکرها و مبلغین روسيه عقب می‌نشینند. پوتین سیاستمدار واقع بین است، او به توازن قوا و مصونیت حاکمیت و استقلال به عنوان ضامن صلح باور دارد. آنچه غرب "جنگ هیبرید" پوتین می‌نامد در واقع تلاش یک شخص واقع بین کلاسیک برای واکنش به سر در گمی جهانی است که معنی "نیرو" در آن بطور محسوس بغرنج و چند بعدی شده و در نتیجه بروز ارتباط متقابل بین کشورها کاربرد آن اثر غیر خطی می‌گذارد. روسيه سعی دارد به واسطه ابزارهای معمولی نظامی سیاسی با شیوه‌های جهان خارج برای اعمال نفوذ بر آن مقابله کند. این شیوه‌ها عبارتند از برتری اطلاعاتی جهانی، موقعیت انحصاری در بخش عقیدتی، وجود (حداقل تا این اواخر) تصویر جذاب توسعه (که "نیروی ملایم" را تشکیل می‌دهد) و سلطه در امور مالی و اقتصادی جهانی و برتری تکنولوژیک. پوتین طی تمام حکومت خود برای حفظ استقلال اقدام کرده است. و معمای دراماتیک این است که مسکو در قصد دفاع از استقلال خود به ضرورت نقض این استقلال (در گرجستان و اوکراین) رسید. این اقدامات واکنشی به امری بود که به عنوان دخالت مؤثر سیاسی عقیدتی و گاه مسلحانه کشورهای غربی در امور دیگران استنباط می‌شد. برخلاف آنچه که در غرب تصور مي‌شود، هدف پوتین مقابله با غرب و دموکراسی نیست، او می‌خواهد قابلیت اداره امور، کنترل بر روندهای سیاسی و اجتماعی را احیا کند که در نتیجه تحولات ارتباطی و تکنولوژیک عصر جهانی شدن و تغییر رفتار سیاسی بسیاری از کشورها از دست می‌رود. پوتین چون اکثر محافظه‌کاران گذشته‌ها را خیلی بهتر از آینده می‌بیند و می‌شناسد. دقیق‌تر خواهد بود گفته شود او آینده را ادامه گذشته تلقی می‌کند. ولی برای ساختمان آینده تصور آینده خیلی مهم‌تر از درک گذشته است. بدون بینش آینده نیروی فزاینده برای دفاع گذشته‌ها بکار گرفته شده و نتیجه آن بطور فزاینده بی‌معنی مي‌شود. امری که ما بطور کاریکاتوری در بخش سینما مشاهده می‌کنیم (منظور دفاع محافظه‌کاران افراطی از آبروی آخرین تزار روسيه است که فیلم سینمایی مربوط به داستان عشق او باعث بروز جنجال بزرگ شد –م). بنظر می‌رسد موضوع آینده به فضای سیاسی اجتماعی روسيه رخنه کرده و موضوع مبارزه انتخاباتی آینده خواهد بود. نویسنده: فئودور لوکیانوف - عضو هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی، روسيه و سردبیر مجله "روسيه در سیاست جهانی" منبع: مجله "آگانیوک"، 02/10/2017 به نقل از کانال اطلاع رسانی دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در روسیه   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 07 Oct 2017 08:12:25 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3358/دنیای-سابق-کم-یادداشتی-مورد-رئیس-جمهور-روسیه-بین-گذشته-آینده تحریم‌های جدید غرب و دورنمای اقتصاد روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3357/تحریم-های-جدید-غرب-دورنمای-اقتصاد-روسیه ایراس: امروزه تحریم ها، عامل بازدارنده اصلی برای سرمایه گذاران خارجی است، زیرا مادامی که سرمایه گذاران خارجی ندانند تحریم‌ها چه زمانی لغو خواهند شد در شرایط تدوین یک استراتژی برای کار در بازار روسیه نیستند. گفتنی است سرمایه گذاران خارجی برای اقتصاد روسیه، همزمان هم به عنوان موتور رشد و در عین حال، منبع فن آوری‌ها و مهارت‌های پیشرفته به شمار می‌آیند.   قانون جدید امریکا علاوه بر شرکت هایی که در حوزه طراحی و توسعه با روسیه همکاری دارند، هر شرکت فعال در زمینه نوسازی و حمایت از پروژه‌های مرتبط با روسیه را در همه کشورها مورد تحریم قرار می‌دهد. در اروپا اغلب در این باره صحبت می‌کنند که واشنگتن از تحریم‌ها برای پیشبرد صادرات منابع انرژی خود استفاده می‌کند. امریکا قصد دارد از طریق اعمال یک سیاست انرژی تهاجمی، موقعیت تولید زغال سنگ، نفت و گاز خود را تقویت نماید. یعنی امریکایی‌ها سعی دارند بواسطه تحریم‌ها سهم خود را در بازار انرژی، ازجمله از طریق صادرات ال ان جی افزایش دهند. تحریم‌های جدید امریکا هر چه بیشتر، به حمایت از صنایع داخلی می‌انجامد.   در آینده نزدیک، وابستگی مجتمع نفت و گاز که همچنان پایه اقتصادی روسیه باقی مانده، به احتمال زیاد به تحویل تجهیزات خارجی بسیار اساسی و با اهمیت خواهد بود. این مسئله بر میزان تولید منابع هیدروکربنی تأثیر منفی می‌گذارد.   رژیم تحریم ها، در صورت تداوم از جانب غرب، مثل سابق بر اقتصاد روسیه اثر منفی خواهد نهاد. در این شرایط،  آیا می‌توان همزمان از انطباق و سازگاری اقتصاد روسیه با تحریم‌ها صحبت کرد؟ بله، چنین چیزی شدنی است، با این حال، این اثر ممکن است تأثیر بسیار جزئی و ناچیزی داشته باشد. یعنی برای آینده، لازم است که لغو تحریم‌های اقتصادی حاصل شود.   ***** عنوان مقاله: تحریم‌های جدید غرب و دورنمای اقتصاد روسیه نویسنده: الکسی پُرتانسکی - استاد دانشکده اقتصاد جهانی و سیاست جهانی دانشگاه مطالعات ملی، عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد جهانی و روابط بین الملل، کارشناس شورای امور بین الملل روسیه    مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران دریافت متن کامل (PDF)   الکسی پُرتانسکی: موضوع تحریم‌های غرب امسال هم از رسانه‌های روسیه و همچنین از دستور کار دولت و شرکت‌های بزرگ و متوسط داخلی روسیه خارج نخواهد شد. در این بین تبلیغات هم جایگاه خود را پیدا کرده و سعی دارد افکار عمومی را به عدم اثرات منفی از ناحیه تحریم و حتی برعکس تأثیر مثبت آن بر اقتصاد روسیه متقاعد نماید. گاهی اوقات، برخی مقامات هم اظهارات مشابه غیر مسئولانه‌ای را مطرح می‌کنند. در عین حال، در سال‌های اخیر می‌توان از اظهارات مدیران تمام سطوح حتی اعضای دولت و رئیس جمهور، سخنانی را درباره آسیب مستقیم یا غیرمستقیم تحریم‌ها بر اقتصاد کشور شنید. یکی از شواهد این امر می‌تواند تلاش برخی از شرکت‌های بزرگ روسی برای دور زدن تحریم‌های غرب باشد.   تحریم‌های اقتصادی باید به عنوان دومین فاکتور مهم محدودکننده اقتصاد روسیه در نظر گرفته شود. عامل نخست که عاملی تعیین کننده است به ازکارافتادگی کامل مدل اقتصادی فعلی بر می‌گردد؛ مدلی که عمدتا مبتنی بر بهره برداری از منابع طبیعی، نفت و گاز است. به عبارت دیگر، در اینجا بحث بر سر عدم اجرای اصلاحات واقعی و نبود عزم و اراده برای تغییر اساسی این خط مشیء در جهت نوسازی آن است. در این برهه هم، مثل سابق تنها نمایش ساده ای از معنا و محتوای اصلاحات اقتصادی ضروری در کشور به چشم می‌خورد. اما این اصلاحات اغلب به مجموعه ای از دستور‌العمل‌های ساده شناخته شده، از قبیل «اعمال برخی تغییرات در قوانین» و «تخصیص برخی اعتبارات مالی برای حمایت از کسب و کارهای کوچک» و غیره تقلیل می‌یابد.   در واقع، به خصوص ماموریت صندوق بین المللی پول در بهار 2017 توجه دولت روسیه را به این مسئله جلب کرده است: طبق گزارش صندوق بین المللی پول اقدامات ساختاری انجام شده توسط دولت روسیه، از قبیل قانون مشارکت بخش دولتی و خصوصی، خصوصی سازی برخی از شرکت‌های دولتی و پاکسازی سیستم مالی، کافی نیست. برای تحرک بخشیدن به سرمایه گذاری و افزایش بهره‌وری کار، به اصلاحات گسترده‌تر و عمیق‌تری نیاز است. در این اصلاحات باید حقوق مالکیت، محیط سازمانی، سیاست‌های بازار کار، نوآوری و زیرساخت در اولویت قرار گیرد. علاوه بر این، باید سهم دولت در اقتصاد هم کاهش یابد؛ این سهم با توجه به آمار سرویس ضدانحصاری فدرال روسیه (فاس) از سال 2005 تا 2015، دو برابر شده و به 70 درصد رسیده است.   محیط سازمانی روسیه تاکنون و هم اکنون هم بازاری نبوده و نیست؛ در این فضا تضمین‌های قابل اطمینانی برای حقوق مالکیت خصوصی وجود ندارد؛ به جای رقابت سالم، منابع اداری که به اشکال مختلف بر کسب و کار فشار وارد می‌آورند همچنان به کار خود ادامه می‌دهند؛ نوآوری در اقتصاد بسیار ضعیف است و پویایی و فعالیت اقتصادی کسب وکار به سطح پایینی تنزل یافته است. در نتیجه، موتور رشدی که در قالب قیمت‌های بالای نفت، آنگونه که 10 سال پیش وجود داشت، و نیز هجوم فعال سرمایه گذاری خارجی از حرکت باز ایستاده و اقتصاد دیگر چنین موتورهای حرکتی را به دست نیاورده است. با این حال، چنین موتورهایی به طور بالقوه وجود دارند، این موتورها در واقع کسب و کارهای کوچک و متوسطی ​​است که در صورت تغییر محیط کسب و کار می‌توانند موجبات رشد اقتصادی را فراهم آورند. در عین حال، مبنای توسعه سریع روسیه می‌تواند صرفا یک بخش با تکنولوژی پیشرفته باشد.   از سال 2017 تا 2020، اقتصاد روسیه با آهنگ کمی بالاتر از 2 درصد در سال رشد خواهد کرد. اما برخی از کارشناسان مستقل، به ویژه، ایگور نیکولایف مدیر موسسه تحلیل راهبردی شرکت‌های (اف. ب. کا) (ФБК) (شرکت‌های حسابرسی و مشاوره)  بر این باورند که رشد اقتصاد روسیه هنوز پایین‌تر از این حد خواهد شد. از این رو، این نتیجه عاید می‌شود که هدف تعیین شده توسط رئیس جمهور برای دستیابی به رشدی که کمتر از میانگین جهانی یعنی 3 الی 3.5 درصد در سال نباشد، بعید است به دست آید، و این یعنی، شکاف رشد اقتصادی روسیه نه تنها با کشورهای توسعه یافته که بلکه با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فزونی خواهد یافت. بدون شک، تحریم‌های اقتصادی، وضعیت را پیچیده خواهد کرد. طبق برآوردهای مراکز تخصصی داخلی و خارجی بر اثر تحریم ها، هر ساله تولید ناخالص داخلی روسیه از 1 درصد به 1.5 درصد افت می‌کند. در مارس 2017، کل تلفات تولید ناخالص داخلی روسیه، طی کل دوره تحریم، بین 2 تا 2.5 تریلیون روبل محاسبه شد.   تحریم‌ها سرمایه‌گذاران را می‌ترساند تأثیر منفی تحریم‌ها در برخی بخش‌های اقتصاد ممکن است در آینده افزایش یابد، چراکه اثر یک سری از تحریم‌ها دفعی نیست و اثر موخر دارند. از اقداماتی که از بهار 2014 علیه روسیه صورت گرفته است، محدودیت دسترسی به بازارهای سرمایه غرب و همچنین محدودیت عرضه تجهیزات فنی مدرن به روسیه، به ویژه تجهیزاتی که برای استخراج نفت و گاز به کار می‌روند، از حساسیت بیشتری برخوردارند. در سپتامبر 2014 اتحادیه اروپا تحریم‌هایی را اعلام کرد که «رُسنفت»، «ترانسنفت» و «گازپرُم» را تحت تآثیر قرار دادند.   از همان ابتدا، متناسب با تحریم‌های اعمال شده، اتحادیه اروپا خدمات خود در ارتباط با اکتشاف عمیق میادین استخراج نفت، استخراج نفت در قطب شمال و بهره‌برداری از میادین شیل را متوقف کرد. علاوه بر ریسک‌ها و خطرات کاهش درآمدهای بودجه‌ای حاصل از فروش نفت و گاز روسیه در بلندمدت، خطر دیگر این است که کشور بدون تکنولوژی‌های پیشرفته مدرن مانده است. پس از اتحادیه اروپا، ایالات متحده نیز اقدامات مشابهی را اتخاذ کرد؛ از جمله ممنوعیت صادرات تجهیزات برای اکتشاف‌های تخصصی که روسیه به تنهایی (به صورت مستقل) قادر نیست چنین اکتشافاتی را تمام و کمال انجام دهد.   این امر به عنوان مثال در میدان کیرینسکای جنوبی گازپرم واقع در دریای اوکوتسک، که یکی از بزرگترین فلات قاره‌های روسیه به شمار می‌آید، گویا بوده است. این میدان از نظر ذخایر، تنها پس از میدان شتوکمن (Shtokman) در دریای بارنتس قرار می‌گیرد. ذخایر میدان کیرینسکای جنوبی تقریبا 640 میلیارد متر مکعب گاز و 97 میلیون تن میعانات و همچنین 464 میلیون تن نفت است. به دلیل پیچیدگی موقعیت این سه عنصر هیدروکربنی، مجتمع‌های زیردریایی ویژه‌ای برای استخراج آنها لازم است. بر اساس برنامه جایگزینی واردات گازپرُم، تجهیزات مورد نیاز برای اکتشاف این میدان تنها توسط شرکت‌های آمریکایی FMC Technologies، Cameron، GE Subsea  و شرکت نروژی  Akerتولید می‌شوند. چین هنوز در حد لازم، مستعد جایگزینی تجهیزات و خدمات غربی در این حوزه نمی باشد.   از قرار معلوم، تحریم‌های غرب همچنین پنج بانک نیمه دولتی روسیه را نیز تحت تأثیر قرار داده است. به ویژه، ممنوعیت اوراق قرضه جدید و سهام شرکت‌ها و بانک‌ها دشوار‌تر شد: حداکثر مدت ممکن اعتبار این ابزارها از 90 روز به 30 روز کاهش یافت. هدف بلند مدت این تحریم‌ها محروم ساختن روسیه از سرمایه‌گذاری‌ها و فن‌آوری‌های پیشرفته‌ای است که برای ادامه رشد ضروری هستند؛ این مطلب، در سال‌های اخیر به گونه ای نسبتا واضح از جانب سران آمریکا بیان شده است.   حتی قبل از محاسبه آسیب تحریم‌ها به لحاظ پولی، کاهش کلی اعتماد در روسیه محرز شده بود. لازم به یادآوری است که اعتماد مهمترین شرط برای انجام کسب و کار است. جای تعجب نیست که اعتماد را یکی از اشکال سرمایه به حساب می‌آورند، اتفاقا از جمله اشکالی است که قابل جایگزینی با دیگر اشکال سرمایه نیست، زیرا اعتماد خریداری نمی‌شود. بدون اعتماد، هیچ جریان سرمایه‌گذاری و برنامه‌ای برای آینده وجود نخواهد داشت. کاهش اعتماد پس از اعلام تحریم‌ها، موجب خروج سرمایه از کشور شد. بنابراین، در سال 2014، خروج سرمایه خالص از روسیه در مقایسه با سال 2013، با 2.5 برابر افزایش به رکورد 151.5 میلیارد دلار رسید. واضح است که فرار سرمایه فشار مضاعفی بر روبل تحمیل می‌کند، موجب تشدید تورم می‌شود، و در عین حال فضای سرمایه گذاری در کشور را هم وخیم تر می‌کند ... ادامه دارد ...   دریافت متن کامل (PDF)     ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 07 Oct 2017 07:49:38 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3357/تحریم-های-جدید-غرب-دورنمای-اقتصاد-روسیه «ماتیلدا» و صدسالگی پرجنجال انقلاب اکتبر روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/report/3355/ماتیلدا-صدسالگی-پرجنجال-انقلاب-اکتبر-روسیه ایراس: سال 2017 میلادی –یکصدمین سال پیروزی انقلاب 1917 و تغییر رژیم حکومت تزاری به حکومت شوراها است. 20 دسامبر 2016 ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه به تمامی نهادهای دولتی برای برگزاری جشن یکصد سالگی انقلاب 1917 دستورات لازم را صادر کرد.   در همین راستا «انجمن تاریخ روسیه» موظف شد برای  هماهنگی تمامی برنامه ها یک کمیته برنامه ریزی تشکیل بدهد. وزارت فرهنگ نیز امور مدیریتی و فنی این کمیته را برعهده گرفت.   انقلاب اکتبر روسیه (به عبارتی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر یا کودتای بولشویک­ها) یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی در قرن 20 به شمار می رود. این انقلاب زندگی روسیه را در اکتبر (به روایت امروز در ماه نوامبر) 1917 دگرگون کرد.   پیرو دستورات رییس جمهور، همه نهادهای فرهنگی و مراکز وابسته به وزارت فرهنگ فدراسیون روسیه در سطح فدرال و مناطق دست به کار شدند. زمان کمی تا روز سالگرد انقلاب روسیه باقی مانده است. برخی از نتایج این تلاش که طی کمتر از یک سال صورت گرفته، به شرح زیر است:   1- آماده کردن نمایشگاهی از اشیای مربوط به این رویداد مهم تاریخی در شعبه «موزه روسی»؛ در این نمایشگاه اشیایی از آرشیو و کلکسیون­های اروپا و روسیه را به نمایش گذاشته­اند. حتی پلاکاردها و تصاویر ثبت شده در دوره انقلاب را هم در این محل قرار داده­اند.   2- موزه هنری مولتی مدیا و یاندکس به طور مشترک پروژه «تاریخ روسیه در تصویر» را طراحی کرده­اند که طی مدت یکصد روز، «یکصد تصویر درباره 1917» در صفحه اجتماعی فیس بوک منتشر شده است.   3- شهروندان روسیه با مراجعه به پورتال اینترنتی «یادبود قهرمانان جنگ بزرگ میهنی 1918-1914» می­توانند اطلاعات زیادی درباره اجداد خود کسب کنند. در این پورتال اطلاعات مربوط به دو میلیون و نیم سرباز دوره تزاری را بارگذاری کرده­اند. قرار است این آمار به 8 میلیون نفر شرکت کننده در جنگ جهانی اول برسد.   4- آرشیو دولتی نمایشگاهی از آثار نقاشی مستند یوری آرتسیبوشف روزنامه نگار و نقاش حرفه ای ترتیب می دهد که در دوره انقلاب اکتبر ترسیم شده است. این نقاش روس در کوچه و خیابان و اماکن مختلف پرتره سیاستمداران و فعالان اجتماعی را به سرعت به تصویر می کشیده است؛ تصویر لنین در حال خمیازه کشیدن در جلسه عمومی، تصویر تروتسکی در حال سخنرانی و ... این مجموعه  برای اولین بار به نمایش گذاشته می­شود. نقاش که تاب انقلاب را نیاورده، سال 1919 به فرانسه مهاجرت می­کند.   5- موزه دولتی پوشکین برای یک نقاش چینی به نام تسای گوتسایان کالسکه­ و تخت خواب جمع می­کند (350 کالسکه، تخت خواب کوچک و گهواره بچه). این نمایشگاه انفرادی بسیار بزرگ که «اکتبر» نام دارد به مناسبت جشن یکصدسالگی انقلاب سازماندهی شده و ابتدای پاییز کار خود را آغاز می­کند.   6- موزه ارمیتاژ طرحی به نام «حمله زمستانی» آماده کرده است. این طرح به صورت نمایشگاهی غیرمعمول است که افراد هر زمان به آن وارد شوند، در فضایی متفاوت قرار می­گیرند. سال 1830 تا 1917 در بخش شرقی ساختمان اصلی وزارت امور خارجه و وزارت دارایی روسیه تزاری قرار داشتند. نمایشگاه درباره آخرین دوره کار این دو وزارتخانه است. در اشیای نمایشگاه آرشیوهای کمیابی از فیلم­های قرون هفده و هجده و همچنین اسناد مربوط به تاریخ ساخت فیلم «اکتبر» اثر سرگی ایزنشتاین به چشم می­خورند.   7- کتابخانه دولتی روسیه فضای سال 1917 را ایجاد می­کند. این نمایشگاه بیننده را به گذشته­های دور و آرامش بین دو انقلاب می­برد. اخبار روزنامه­های آرشیوی حاکی از نبود دغدغه در جامعه است.   8- نمایشگاه «مسکو 1917. از منظر تپه واگانکوفسکی» شامل 300 شیء – اسناد و تصاویر، روزنامه، مجله و پلاکارد که حکایت جنگ را از چشم کارکنان موزه رومیانتسِف، خافظان میراث ملی نشان می­دهد.   9- برگزاری باله «ماسکاراد» اثر لرمانتوف در تئاتر.   10- افتتاح نمایشگاه «آنسل کیفر – ولادیمیر خلبنیکوف» در ارمیتاژ تحت عنوان «سرنوشت مردم». این نقاش آلمانی تبار که به دنبال یافتن ردپای اجدادش در سال 1945 به روسیه آمده، در کنار سایر همقطارانش در روسیه به موضوع نازیسم و هولوکاست توجه زیادی داشته است. در آثار این هنرمند موضوع تاریخ، ادبیات، فلسفه و دین به شکلی متفاوت است.   11- موزه ترتیکوفسکی نمایشگاهی به همین مناسبت ترتیب داده، سنت پترزبورگ 12 نمایشگاه کتاب را برگزار کرده و برنامه­های متعدد دیگری نیز به همین مناسبت در دست آماده سازی هستند.   در این میان الکسی اوچیتل فیلمساز معروف روسیه نیز با بودجه «بنیاد سینمایی» وابسته به وزارت فرهنگ روسیه،  فیلم جدیدی به نام «ماتیلدا» درباره نیکلای دوم آخرین تزار روس در سنین جوانی ساخته که قرار است روز 25 اکتبر 2017 به روی پرده برود. اما همه چیز به همین سادگی نیست. از بین تمام برنامه­های نامبرده، این فیلم طی چند ماه گذشته بحث و جنجال زیادی به پاکرده، به طوری که کار به پرسیدن نظر ولادیمیر پوتین در پرسش و پاسخ زنده رسید.   ماتیلدا کیست؟ ماتیلدا یک دختر جوان در تئاتر باله سنت پترزبورگ است که شاهزاده جوان در سن بیست سالگی به طور اتفاقی او را در تئاتر دیده و دلباخته­اش می­شود. موضوع ملاقات­های شاهزاده با دختری از خانواده غیرسلطنتی در پترزبورگ دهان به دهان می­چرخد و این عشق تا زمانی ادامه پیدا می­کند که شاهزاده جوان به ازدواج با دختری از طبقه خود رضایت می­دهد. الکسی اوچیتل این جریان را از روی دفترچه خاطرات نیکلای و بر اساس واقعیت ساخته و البته، به گفته بسیاری منتقدان شاخ و برگش را زیاد کرده، به طوری که نیکلای را حتی بعد از ازدواج در بین دو زن قرار می­دهد. اینجای قضیه برای ذهن روس ثقیل است. کلیسای ارتدوکس روسیه به هیچ عنوان اجازه نمی­دهد که پیوند مقدس ازدواج با ارتباطات پنهانی مرد دچار خدشه شود. به ویژه اینکه شخصیت مورد بحث در شمار «قدیسان» قرار داشته باشد.   کمتر پیش می­آید که در کلیساهای روسیه شمایل «خانواده هفت نفره» نیکلای دوم متشکل از نیکلای، الکساندرا همسرش، چهار دخترشان و پسرکوچکشان که به دست بلشویک­ها بیرحمانه کشته شده و جسدشان با اسید سوزانده شد، به عنوان قدیس بر دیوار نباشد.     قدیس در ذهن یک روس، یعنی عاری از هرگناه و دور از شهوات دنیوی. نیکلای دوم آخرین تزار روسیه. اولین بار نیست که طی چند سال گذشته حول موضوعات مرتبط با دین و کلیسا در چنین سطحی جنجال برپا می شود. اواسط سال 2015 بود که تئاتر «تانگیزر» در نووسیبیرسک بحث و جنجال به راه انداخت. عیسی (ع) در قالب انسانی به نمایش درآمد که زنان برهنه در اطرافش می­چرخیدند و به واقع شخصیت پیامبر دین مسیحیت را به چالش کشیدند. اعتراضات تا جایی رسید که رییس تئاتر از سمت خود برکنار شد. حکومت سکولار درصدد آرام کردم مومنینی برآمد که احساساتشان جریحه دار شده بود.   کلیسای ارتدوکس در ده سال اخیر بویژه بعد از روی کار آمدن جناب کریل اسقف اعظم روسیه (که عده ای مردم جامعه او را بیشتر سیاستمدار می­نامند تا رهبر دینی) آرام آرام قدرت خود را افزون کرده و شانه به شانه حکومت حرکت می­کند. کلیسا ضعف اعتقادات دینی در جامعه را بارها گوشزد کرده و از تمامی ابزارهای موجود و حمایت­های حکومت استفاده کرده، با برگزاری برنامه­های متعدد (حتی شرکت کردن یک کشیش در برنامه موسیقی و نواختن گیتار) حضور در کانال­های اجتماعی در فضای مجازی اعم از فیس بوک، کانتاکت و تویتر، ساخت فیلم­های کارتونی برای کودکان با موضوع زندگی قدیسان و یا نقش قدیسان در پیروزهای بزرگ روسیه در طول تاریخ این کشور، قراردادن سخنرانی­های متعدد پدران در فضای یوتیوب، تعریف طرح­های مختلف برای تربیت احساسات میهن­پرستانه در بین کودکان و نوجوانان، حضور پررنگ (در سطح جناب کریل) در انجمن زبان روسی و تعاملات با دیگر ادیان و سکوت در مواقع حساس (که پیشتر سابقه نداشته) در راستای ایجاد همبستگی که حکومت از ایشان می­خواهد، مردم جامعه را به سوی خود جذب می­کند. این روند به صورتی است که امروز تعداد افراد «لائیک» به دفعات کمتر از قبل رسیده و در هر برنامه مهم کلیسا از جمله عید پاک، زیارت اشیای متبرکه­ای که از طی دو سال اخیر از یونان می­آورند و امثال آن صفوف طولانی به چشم می­خورد. اگر پا را از مسکو فراتر گذاشته به شهرهای کوچک بروید، تعداد دینداران بسیار بیشتر بوده و در معابد قدیسین شاهد جمعیت انبوه و راهپیمایی­های روزانه کلیسا نیز خواهید بود.   در مورد فیلم «ماتیلدا» اگرچه کلیسا استراتژی خود را عوض کرده و اینبار آمرانه آن را منع نکرده، اما نظر و نگاهش انتقادآمیزش را در همه جا به نمایش گذاشته و تاکید می­کند که «نیکلای دوم، اگرچه مرتکب اشتباه سنگینی شده، اما به هر حال رهبر و حاکم ما بوده. ما با وجود اشتباهات وی، بایستی شخصیت او را به عنوان یک انسان، یک سیاستمدار در رأس حکومت در نظر بگیریم».   تیخون اسقف یگوریفسکی رییس شورای فرهنگ اسقفی در نشست خبری به همین مناسبت گفت: «جای تعجب دارد که امروز ما یکصدسالگی انقلاب اکتبر را تنها با یک فیلم - «ماتیلدا» جشن می گیریم.   آنچه که بیش از همه مرا نگران می کند این است که در جشن یکصد سالگی انقلاب تنها این محصول را برای نمایش داریم. در این فیلم نیکلای دوم و پدرش الکساندر سوم را خوار کرده اند و چهره ای خصمانه از آنها نشان می دهند. این از نظر ما امری تحقیرآمیز است. الکساندر سوم با صدایی بلند در فیلم می گوید: من تنها فرد از خاندان رومانوف هستم که با بالرین ها معاشرت نکرده ام.   در فیلم، نیکلای گاهی با همسر و گاهی با معشوقه در بستر است و تمام صحنه ها به طور کامل به نمایش گذاشته می شود؛ این کار یعنی به سخره گرفتن و لگدکوب کردن فرهنگ و تاریخ ما. کارگردان می تواند هر سوژه ای که بخواهد را برای اثر هنری خود انتخاب کند، اما نباید به تحریف تاریخ دست زده و به بیننده بقبولاند که نیکلای عملا با دو زن زندگی می کرده است.   واقعیت این است که کلیسا پیوسته موضوعاتی را ممنوع یا تحریم می کند و این تصور برای خود ما پیش آمده که ما به یک کمیته سانسور کننده تبدیل شده ایم. فکر می کنم که بیش از این نباید ادامه داد، زیرا نتیجه خوبی به دنبال نخواهد داشت. به همین خاطر ما درخواستی برای منع نمایش فیلم نکردیم، اما حقیقت را در همه جا بیان می­کنیم.   موضوع آزار دهنده این است که در فیلم «ماتیلدا» نیکلای دوم و چهره مقدس برای پیروان مذهب ارتدوکس کلیسای مسیحیت را به عنوان فردی نالایق نشان می دهند و بدتر آنکه یک بازیگر آلمانی نقش نیکلای را برعهده می گیرد. همین بازیگر سال گذشته قهرمان فیلم «پورنو» (گوینده با اغراق درباره فیلمی صحبت می کند که قهرمان آن از نظر اخلاقی به شدت منحرف و همچنین همجنسگرا بوده) در آلمان بوده است.   نمایندگان کلیسا تاکید می­کنند که تمام قصه­هایی که درباره گذشته و آخرین تزار روس برای نسل جوان و کودکان گفته، به باد خواهد رفت.   بسیاری از منتقدین نمی­دانند جامعه چه واکنشی باید نشان بدهد؟ این فیلم نقطه نظر کارگردان است، در قانون اساسی روسیه بر اصل تسامح و تحمل­پذیری تاکید شده و آزادی بیان وجود دارد، اما آنان که تا امروز نیکلای را مبری از گناه می­دانستند، با دیدن این فیلم احساس بدی پیدا کرده­اند؟   ناتالیا پاکلونسکایا نماینده جوان دومای روسیه از دادستانی پترزبورگ درخواست کرد که آنونس تبلیغاتی فیلم «ماتیلدا» (به مدت 2 دقیقه) را مورد بررسی قراردهند. دادستانی در پاسخ اعلام کرد که هیچ موردی برای منع اکران این فیلم مشاهده نشده است. اما پاکلونسکایا درخواست خود را مجدد مطرح کرده و این بار از دادستانی خواست که کل سناریو را مطالعه کرده و از افراد متخصص و همچنین نمایندگان کلیسای ارتدوکس برای ارائه نظر کارشناسی دعوت بعمل آورند. وی در عین حال بر این موضوع تاکید کرد که مبلغ هنگفتی از بودجه صندوق سینمایی برای ساخت این فیلم اختصاص یافته است.   شورای اجتماعی وزارت فرهنگ روسیه 20 هزار امضا برای جلوگیری از اکران این فیلم جمع کرده است. شرکت کنندگان در این اقدام جمعی تاکید دارند که پرداختن به یک سوژه از زندگی شخصی نیکلای دوم، شرافت و قداست تزار روس را خدشه دار می کند.   پس از این اعتراض دوم، دادستان اعلام کرد که پاکلونسکایا پا را فراتر از وظایف فرهنگی خود گذاشته و به خاطر این نوع برخورد با دادستانی باید در دادگاه پاسخگو باشد.   پاکلونسکایا بر مواضع خود باقی مانده و تاکید می کند که قهرمان این فیلم یعنی نیکلای دوم یکی از قدیسان کلیسای ارتدوکس روسیه به شمار رفته و شمایل وی در معابد به دیوار آویخته شده است. موضوع دیگر این است که بازیگر نقش نیکلای، قبلا در فیلم های پورنو ایفای نقش می کرده است. وی معتقد است که این فیلم با توهین با قدیسان کلسیای ارتدوکس، احساسات مذهبی مردم را جریحه دار می کند.   کارگردان فیلم تمامی این سخنان را بی اساس خوانده و می گوید چطور درباره فیلمی نظر می دهند که فقط تبلیغ آن را دیده اند؟! یک نماینده دیگر روسیه پیشنهاد داد که برای تصمیم گیری درست باید اکران خصوصی گذاشته شود.   در فدراسیون روسیه با تعدد اقوام و جهانبینی می توان انتظار داشت که با وقوع چنین اتفاقی صداهایی نیز از سایر مناطق مدعی شنیده می شود. دو جمهوری چچن و داغستان از رهبران خود خواستند که اکران این فیلم منع شود. اما وکیل کارگردان فیلم خاطر نشان کرد که این کار با روح قانون اساسی کشور مغایرت دارد. به گفته وی، مقامات محلی اجازه ندارند بر نمایش فیلمی که وزارت فرهنگ مجاز اعلام کرده، اعمال نفوذ کنند.   وی همچنین می گوید که اقدام ناتالیا پاکلونسکایا نماینده دوما نیز نسبت به فیلم «ماتیلدا» یک «مکانیزم فراگیر تفرقه اندازی» در جامعه را به دنبال خواهد داشت. این فیلم درباره روابط امپراطور نیکلای دوم و ماتیلدا کشسینکایا بالرین جوان است و پاییز به روی پرده می رود. الکسی اوچیتل امیدوار است که این فیلم نامزد «اسکار» شده و جایزه بهترین فیلم به زبان خارجی را کسب کند.   اما رمضان قدیروف رهبر چچن نامه ای به وزارت فرهنگ نوشته و اظهار کرد که این فیلم احساسات مومنین را عمدا به استهزاء گرفته است. قدیروف از ولادیمیر مدینسکی درخواست کرده که اکران این فیلم را در چچن ممنوع کند.   در نامه وی آمده است: «ده ها هزار  نفر از مردم با ادیان مختلف خواهان منع اکران این فیلم در فدراسیون روسیه هستند، زیرا این فیلم احساسات مومنین را جریحه دار کرده، ارزش های انسانی را تحقیر نموده و قدیسان و تاریخ چند قرنی اقوام روسیه را تحقیر می کند». نظر نهایی محققین در حوزه روانشناسی، زبانشناسی، فرهنگی و تاریخی و همچنین افرادی که این فیلم را تماشا کرده اند چنین است.   به دستور رییس جمهور فدراسیون روسیه در روز 5 دسامبر 2016، شماره 646 درباره دکترین امنیت اطلاعات فدراسیون روسیه که در آن راجع به نظر مسئولین و مقامات رسمی درباره امنیت ملی فدراسیون روسیه در حوزه اطلاعاتی نوشته شده نیز می توانید مراجعه کنید. یکی از تهدیدهای اصلی اطلاعاتی در این سند، تاثیرگذاری بر مردم روسیه و در وهله اول بر جوانان از طریق اطلاعات به منظور اضمحلال ارزش های معنوی – اخلاقی سنتی روسیه است. در جمهوری چچن مردم به سخنان اجدادشان احترام گذاشته به تاریخ چند قرنی میهن مشترکمان اهمیت می دهند. سواره نظام قفقاز در جنگ جهانی اول از خود غیرت و شهامت نشان داده و افتخار ارتش روسیه بوده است. این سربازان پا به رکاب همان مردم قفقاز شمالی، ماورای قفقاز، مسلمانان و داوطلبین قسم خورده تزار نیکلای دوم بودند که خود را موظف به دفاع از امپراطوری روسیه در مقابل دشمن می دانستند. این هنگ تا اخرین قطره خود نسبت به تزار و ارتش تزاری وفادار ماند.   ما برای زندگی شرافتمندانه و با عزت باید تاریخمان را به یاد داشته باشیم، به آن افتخار کنیم و برای آن بجنگیم. این خاطره مقدس است. ما نسل حاصل از سربازان غیور هستیم پس باید یاد مدافعین میهن را زنده نگه داشته و نسل جوان را طوری تربیت کنیم که به تاریخ احترام گذاشته و از سنت های حسنه و پرافتخار اجداد ما حراست کند. این وظیفه مقدس ما است. بنابراین با تکیه بر ماده 125 قانون اساسی «آزادی دینی و اتحادیه های دینی» از وزارت فرهنگ فدراسیون روسیه می خواهم که جمهوری چچن را از فهرست مناطق برای اکران فیلم «ماتیلدا» خارج کند.   وزارت فرهنگ قول داد که درخواست رمضان قدیروف را درباره منع اکران فیلم در چچن در نظر داشته باشد و رسما به وی نوشتند: «این حق چچن است و ما درخواست چچن را انجام می دهیم». پاکلونسکایا در این رابطه گفت که علاوه بر چچن، چند منطقه دیگر نیز درخواست مشابه خود را به وزارت فرهنگ ارسال کرده اند.   ولادیمیر پوتین در پاسخ به سوال سرگی بِزروکوف بازیگر روس درباره انتقادات به این فیلم اظهار کرد: «کشور بزرگ است، اقوام متعدد با جهانبینی مختلف و نقطه نظرات متفاوت در این کشور زندگی می­کردند و ارزیابی آنها از هم موضوع با هم فرق دارد. درباره خانواده تزاری، پیشتر هم فیلم­هایی ساخته شده که به دفعات بدتر از فیلم «ماتیلدا» است. فیلم­هایی با موضوع خانواده تزاری، راسپوتین و چهره­های خاص را در دوره­های قبل هم دیده­ایم. من برای آقای الکسی اوچیتل کارگردان این فیلم که شخصا او را می­شناسم، احترام زیادی قائل هستم و او همیشه از خود استعداد نشان می­دهد.   علیرغم ارزیابی پوتین از فیلم «ماتیلدا» هنوز عده­ای در حال جمع آوری امضا برای جلوگیری از نمایش این فیلم هستند، چرا که متعقدند این فیلم نه تنها تاریخ کشور را تحریف می­کند، بلکه به ارزش­های معنوی ساخته و پرداخته ذهن مومنین کلیسای ارتدوکس و مفهوم قدیس در کلیسا صدمه وارد می­کند. در پایان این موضوع نیز قابل ذکر است که وزارت فرهنگ روسیه روز 12 اوت سال جاری مجوز اکران فیلم را صادر کرد.   نویسنده: فرزانه شفیعی - دکترای زبان روسی از انستیتوی تخصصی زبان روسی پوشکین         ]]> فرهنگ و هنر Tue, 03 Oct 2017 06:00:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3355/ماتیلدا-صدسالگی-پرجنجال-انقلاب-اکتبر-روسیه