موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين روسیه و اروپای شرقی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Tue, 27 Jun 2017 04:46:27 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 27 Jun 2017 04:46:27 GMT روسیه و اروپای شرقی 60 تحریم‌های جدید آمریکا علیه روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3217/تحریم-های-جدید-آمریکا-علیه-روسیه ایراس: 14 ژوئن سنای امریکا با اکثریت قاطع (97 رای موافق و 2 رآی مخالف) یک پیش‌نویس قانونی را به تصویب رساند که به تشدید تحریم‌های ضدروسی می‌انجامد. اعمال تحریم در سطح قانون انعکاس‌دهنده تلاش قانون‌گذاران امریکا برای بستن دست رئیس جمهور ترامپ برای ایجاد ارتباط با ولادیمیر پوتین است که در واقع این اقدام، امکان وی برای کاستن از فشار تحریم بر روسیه را از بین می‌برد.   سناتورها ضمن ملاک عمل قراردادن ملاحظات تاکتیکی، در قالب اصلاحیه‌ی لایحه مربوط به تحریم‌های ضدایرانی به بهانه برنامه موشکی تهران و حمایت ایران از سازمان‌های تروریستی (در وهله نخست منظور «حزب‌الله» لبنان است) پیش‌نویس طرحی را تنظیم و تصویب کردند. طبق پیش‌بینی مبتکران لایحه قانونی ضدروسی، ارتباط این طرح با تحریم‌های جدید علیه ایران باید بر شانس امضای این لایحه توسط ترامپ که مواضع ضدایرانی شدیدی دارد بیفزاید. علاوه بر شرکت‌ها و افراد حقیقی روسیه که قبلا از جانب باراک اوباما رئیس جمهور سابق امریکا هدف تحریم قرار گرفته‌اند، این لایحه شامل دسته‌های جدیدی است و در ذیل آن کسانی را که به عقیده سناتورهای امریکایی در تحویل سلاح به رژیم بشار اسد در سوریه، نقض حقوق بشر در استیای جنوبی و آبخازیا، و مهمتر از همه افرادی که در دوره مبارزات انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 در در حمله سایبری به  نهادهای دموکراتیک امریکا دست داشته‌اند مورد تحریم قرار داده است.   این لایحه در ارتباط با همه بخش‌های اقتصاد روسیه که اولین بار در سال 2014 در پی وقایع اوکراین علیه آنها تحریم‌هایی اعمال شده بود، تشدید اقدامات محدودکننده را لحاظ کرده است. لذا، مدت واگذاری تأمین اعتبارات و پرداخت بدهی بانک‌های روسی از 30 روز به 14روز کاهش یافته است. با این مصوبه، وام مربوط به شرکت‌های روسی فعال در حوزه انرژی به جای 90 روز فعلی به 30 روز کاهش خواهد یافت. به موجب این لایحه پیشنهاد شده است که محدودیت‌های اعمالی در رابطه با تأمین مالی بدهی‌ها، در رابطه با اوراق بهادار روسیه هم اعمال شود که این امر می‌تواند تأثیر بسیار منفی بر بازار ارز روسیه بگذارد.   این لایحه اعمال تحریم علیه سایر بخش‌های مهم اقتصاد روسیه از قبیل صنایع استخراج معدن و متالوژی را هم مد نظر قرار داده است.  فهرست شرکت‌هایی که تحت محدودیت‌های اعتباری قرارخواهند گرفت توسط وزارت خزانه‌داری امریکا مشخص خواهد شد. علاوه براین، گسترش تحریم ها علیه شرکت های دولتی روسیه که در بخش های راه آهن و کشتیرانی فعالند نیز محتمل است. مسدودشدن دارایی‌های این قبیل سازمان‌ها در حوزه صلاحیت قضایی امریکا پیشنهاد شده است.   محدودیت‌های جدید باید سرمایه‌گذاری در خطوط نفت و گاز صادراتی روسیه را هم تحت تأثیر قرار دهد. این لایحه به ویژه، در بازار امریکا جریمه‌هایی را علاوه بر شرکت‌های امریکایی، بر شرکت‌های اروپایی که در اجرا و یا تأمین اعتبار پروژه «جریان شمالی -2»  مشارکت دارند، که گویا تأثیر زیانباری بر امنیت انرژی اتحادیه اروپا، توسعه بازار گاز اروپای مرکزی و اروپای شرقی و اصلاحات انرژی در اوکراین دارد، منظور کرده است. افزون بر این، اثر ممنوعیت کمک به بهره‌برداری از میادین فلات قاره، به حوزه‌ی فعالیت آن دسته از شرکت‌های خصوصی روسیه نیز که اشخاص تحریمی از سهامداران این شرکتها هستند تسری می‌یابد.     لایحه قانونی سنا در اصل در ارتباط با افراد حقیقی و حقوقی تحریم‌های جدیدی را وضع کرده که در جریان حملات سایبری مخرب به واحدهای دولتی یا خصوصی زیرساخت‌ها و نهادهای دموکراتیک امریکا دست داشته‌اند و به دستور مقامات روسی اقدام به این کار کرده‌اند. این اقدام در صورت تفسیر گسترده احتمالی از بندهای آن، می‌تواند برای همکاری شرکت‌های روسی و امریکاییِ دارای تکنولوژی پیشرفته موانعی را ایجاد کند.   و در نهایت، سناتورها با هدف ممانعت از دور زدن تحریم‌ها، ممنوعیت پیش‌پرداخت در ازای کالا و مواد خام شرکت‌های روسیه را نیز پیشنهاد کرده‌اند، چراکه چنین پیش‌پرداخت‌هایی می‌تواند به عنوان تأمین اعتبار پنهانی تلقی گردد.   ضمنا لایحه سنا، بر خلاف تعدادی از تحریم‌های ضدروسی سال‌های 2015-2016 که علیه اشخاص متفرقه وضع شده بود و عمدتا اثر و نتیجه نمایشی داشت، تحریم‌های جدید ماهیت سیستماتیکی دارد و در صورت تصویب نهایی آن می‌تواند به اقتصاد روسیه آسیب جدی وارد نماید.    همچنین جالب است که پس از یک هفته مذاکرات فشرده در سنا، بسته تحریم‌های ضدروسی با اجماع کامل هر دو حزب به تصویب رسید. اعضای حزب ترامپ یا همان جمهوری‌خواهان که در اکثر مسائل و در درجه اول در مورد لغو اوباماکر  در تقابل جدی با دموکرات‌ها قرار دارند، به دلیل روسیه‌هراسی حاکم و به منظور ممانعت از تلاش‌های فرضی رئیس جمهور برای سازش با مسکو، حاضر شدند با حزب سیاسی مخالف خود همصدا شده و مواضع واحدی اتخاذ نمایند.   در جو نظری و خبری شکل‌گرفته در امریکا، هم جمهوری‌خواهان و هم دموکرات‌ها صددرصد یقین دارند که روسیه به صورت گسترده وکاملا هدفمند در جریان مبارزات انتخاباتی امریکا مداخله کرده، و از این رو مجازات روسیه را لازم و ضروری می‌دانند. 12 ژوئن  لیندسی گرم که سناتور جمهوریخواه از کارولینای جنوبی است به بهانه توافق دو حزب در تصویب این لایحه اظهار داشت: «هر عضوی از کنگره که خواهان مجازات روسیه به خاطر آنچه انجام داده نباشد، خائن به دموکراسی است. و چنانچه رئیس جمهور قانون مجازات روسیه را امضا نکند، این عمل هم خیانت به دموکراسی خواهد بود». یک جمهوری‌خواه دیگر به نام باب کورکر، رئیس کمیته امور خارجه سنای امریکا، هفته گذشته تأکید کرد که تلافی «حملات شدید سایبری روسیه» در ایام انتخابات ریاست جمهوری امریکا، اجتناب‌ناپذیر است. چاک شومر رهبر دموکرات‌ها در سنا پس از رأی‌گیری اظهار داشت: «این تحریم‌های اضافی همچنین بیانیه محکمی از جانب هر دو حزب در این باره است که روسیه و هر کشور دیگری که بخواهد درصدد مداخله در انتخابات ما باشد، مجازات خواهد شد».   ظاهرا، این اقدام سناتورها باب طبع کاخ سفید نبوده است. با این حال، دونالد ترامپ سکوت محتاطانه‌ای اختیار کرده است. اما رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا که در 6 ژوئن از دستور رئیس جمهور مبنی بر انجام هر اقدام ممکن برای ایجاد یک گفتگوی سازنده با مسکو سخن گفته بود، 13 ژوئن در کمیته امور خارجه سنا سعی داشت به بهانه تدابیر و اقدامات پیشنهادی ضدروسی به قانونگذاران هشدار دهد. وی موافقت خود را با  اظهارات سناتورهایی که از هر دو حزب معتقد بودند روسیه باید به دلیل مداخله در انتخابات امریکا پاسخگو باشد ابراز داشت. با این حال وزیر امور خارجه بلافاصله افزود، ریاست جمهوری امریکا نیاز دارد برای حفظ فرصت، منعطفانه به افزایش یا کاهش تحریم‌ها و با در نظر گرفتن چگونگی روند روابط اقدام نماید. وی خاطرنشان کرد بحث اوکراین از موضوع دخالت روسیه در انتخابات امریکا جداست. تیلرسون همچنین گفت مایل نبود به صورت پیشگیرانه فرصت گفتگوی مولد با مسکو را به‌خصوص در ارتباط با سوریه از بین ببرد. وزیر امور خارجه امریکا تأکید کرد همه شرکای خارجی واشنگتن خواهان نمایندگی امریکا برای عادی‌سازی روابط با روسیه هستند. تیلرسون گفت: «تاکنون در ملاقات خصوصی و یا تماس‌های کوتاه با همتایان خود چه از کشورهای اروپایی، چه از خاورمیانه، حتی از کشورهای جنوب شرق آسیا هیچ موردی نبوده است که به من نگفته باشند: لطفا، در روابط خود با روسیه تجدید نظر کنید، این رابطه باید بهبود یابد. مردم از من می‌خواهند که من با روس‌ها در تعامل باشم و برای اصلاح وضعیت فعلی بکوشم».   به هرحال، برخی از کشورهای اروپایی نسبت به تصمیم سنای امریکا در بسته جدید تحریم‌های ضدروسی واکنش منفی نشان داده‌اند. زیگمار گابریل وزیر امور خارجه آلمان و کریستین کرن صدر اعظم اتریش طی یک بیانیه مشترک در 15 ژوئن پروژه تحریم‌های جدید امریکا در ارتباط با مجتمع سوخت و انرژی روسیه را محکوم کردند. در این سند آمده است: «ما نمی‌توانیم با تهدیدات برون‌مرزی غیرقانونی علیه شرکت‌های اروپایی که در توسعه تأمین انرژی اروپا حضور دارند موافقت کنیم». در این سند اشاره شده است: «موضوع، فروش گاز مایع امریکا به اروپا و کاستن از حجم تحویل گاز طبیعی روسیه در بازار اروپاست». هدف از این اقدام نیز «ایجاد شغل در صنعت نفت و گاز امریکا است». در این بیانیه آمده است: «تهدید به جریمه شرکت‌های آلمانی، اتریشی و دیگر شرکت‌های اروپایی در بازار امریکا به علت مشارکت در پروژه‌های گازی با روسیه، مثل «جریان شمالی -2»، یا حمایت مالی از آنها، در روابط امریکا و اروپا وضعیت بسیار منفی و کاملا جدیدی بوجود می‌آورد». وزیر امور خارجه آلمان و صدراعظم اتریش تأکید کردند که ابزارهای تحریم سیاسی نباید با منافع اقتصادی پیوند داده شود، و «حمایت قاطعی از تلاش‌های وزارت امور خارجه امریکا به منظور تغییر این لایحه» ابراز داشتند.   بسته تحریمی ضدروسی مذکور، برای به اجرادرآمدن باید در مجلس نمایندگان کنگره تصویب و توسط رئیس جمهور امضا شود. در حال حاضر در مجلس سفلای کنگره (مجلس نمایندگان) در میان جمهوری‌خواهان حمایت یکپارچه‌ای از لایحه مصوب سنا وجود ندارد. با این حال نگرش کلی ضدروسی قانونگذاران اینگونه است که به احتمال زیاد، این لایحه در مجلس نمایندگان نیز به تصویب خواهد رسید. رئیس جمهور ترامپ هم که از همه طرف و به دلیل تحقیق و تفحص درباره ارتباط نمایندگان دولت وی با روسیه و تلاش‌های شخصی او برای جلوگیری از این تحقیقات محاصره شده، بعید است قانون مصوب کنگره را وتو کند؛ این امر ریسک سیاسی زیادی برای وی به همره خواهد داست.   همه اینها در آستانه نخستین دیدار شخصی دونالد ترامپ با ولادیمیر پوتین روی خواهد داد که باید با برنامه‌ی تنظیمی برای 7 جولای در حاشیه اجلاس گروه 20 در هامبورگ، مربوط باشد. بدون شک، این دیدار می‌تواند از نظر آشنایی بی‌واسطه دو رهبر و درک رویکردهای آنها برای توسعه روابط دوجانبه مفید واقع شود. با این حال، تصویب چنین قانون سفت و سخت تحریمی علیه روسیه در آستانه این دیدار، نمی‌تواند مانع برهم‌خوردن جو مورد انتظار در این ملاقات و به حداقل‌رساندن شانس دستیابی برای هرگونه توافق نگردد. هرگونه سازشی در ازای امتیازات متقابل به دست می‌آید. با این حال، امتیاز از جانب کاخ سفید به شکل ملایم‌کردن وکاهش‌دادن تحریم‌های ضدروسی توسط کنگره به طور کامل مسدود شده است.   دیمیتری پسکف دبیر مطبوعاتی رئیس جمهور روسیه اظهار داشت که اوضاع مرتبط با تشدید احتمالی تحریم‌های ضدروسی از جانب امریکا بادقت در مسکو رصد می‌شود. در آستانه رأی‌گیری در سنای امریکا پسکف تأکید کرد: «در ارتباط با تلاش تحریمی دوره‌ای همکاران‌مان، نمی‌خواستیم دوباره وارد پیک تحریم شویم، و این انتخاب ما نیست». با این حال، مسکو درواقع، فاقد توانایی لازم برای واکنشی متقارن نسبت به اقدامات تحریمی امریکا است. هرچند تلافی اقدام اوباما در اخراج 35 دیپلمات روسیه در پایان سال گذشته و تشدید جدیدی از جنگ اطلاعاتی دور از انتظار نیست.    ---------- نویسنده: الکساندر ایواخنیک - مدیر گروه تحلیل علوم سیاسی مرکز فناوری‌های سیاسی   مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   منبع اصلی: http://politcom.ru/print.php?id=22522         ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 24 Jun 2017 07:10:13 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3217/تحریم-های-جدید-آمریکا-علیه-روسیه «زلیخا چشم هایش را باز می کند»، اثر «گوزل یاخینا» با ترجمه «زينب یونسی» منتشر شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3212/زلیخا-چشم-هایش-باز-می-کند-اثر-گوزل-یاخینا-ترجمه-زينب-یونسی-منتشر ایراس: این رمان به ادبیاتی تعلق دارد که به نظر می رسید با فروپاشی شوروی از میان رفته است. ما نويسندگان عالی دو فرهنگی داشتیم، نویسندگانی از ملل گوناگون که آثار خود را به زبان روسی می نوشتند. فاضل اسکندر، یوری ریتخئو، آناتولی کیم، الياس سلیمانف، چنگیز آيتماتوف و دیگران. سنت این مکتب - درک عمیق ویژگی های قومی و ملی، عشق به مردم خود و احترام به سایر ملیت ها و برخورد ظریف با فولكلور است. "لودمیلا اولیتسکایا" رمان زلیخا چشم هایش را باز می کند نمونه ی یک اثر دو فرهنگی ست. تکیه بر واقعیات دارد و با بیان زنانه اش در قلب انسان می نشیند. رمان از سرنوشت زلیخا می گوید؛ زنی از قوم تاتار که در دوران مصادره ی اموال دهقانان زندگی می کند و سرنوشتش بازیچه ی سیاست های بزرگ بی رحمانه می شود. زلیخا چشم هایش را باز می کند نویسنده: گوزل یاخینا ترجمه: زينب یونسی "برنده جايزه اول کتاب بزرگ روسیه" "برنده جايزه یاسنایا پولیانا" رمان سرگذشت آن هایی ست که در جدال میان باورهای سنتی و جبر تاریخ گیر افتاده و در جهنم ساخته ی دست بشر و اردوگاه های کار اجباری عشق را می یابند و بزرگ می شوند و...  سرگذشت زلیخا داستان هزاران هزار زن در درازای تاریخ است، فرای زبان، باور و ملیت. یادداشت نویسنده کتاب برای خوانندگان ایرانی خوانندگان عزیز فارسی زبان! چند سال پیش وقتی داشتم این رمان را می نوشتم، حتی تصور هم نمی کردم که آن را به زبان فارسی ترجمه خواهند کرد. صادقانه بگویم، حتی مطمین نبودم این رُمان منتشر شود. تنها نشسته بودم و داستانی که الهام گرفته از سرنوشت مادر بزرگم بود را می نوشتم. مادر بزرگ من همانند میلیون ها اتباع شوروی قربانی سرکوب های سیاسی شد و به مدت شانزده سال به سیبری تبعید شد. این تبعید زندگی او را بطور اساسی دگرگون کرد. من نیز بر روی سوژه و قهرمانان کتاب کار کردم.  دقیقاً می خواستم از بازی سرنوشت بنویسم، از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه ی مرگ می بیند و آماده ی پذیرش آن است ناگهان وارد مرحله دوم زندگی خود می شود که بسیار با پیش از آن متفاوت است. زندگی تازه ای که همچون عطیه و هدیه به او بخشیده می شود. زلیخا که قهرمان رُمان است نه تنها در فضای بیرونی جابجا می شود و سرزمین پهناور اتحاد جماهیر شوروی را در مسیر خود به سوی تبعیدگاه پشت سر می گذارد، بلکه در فضای ذهنی نیز جاری می شود و از دنیای مانوس و کهنه ی زندگی گذشته می گذرد و وارد دنیای نو می شود، جایی که باید زندگی دوم خود را بگذراند و به سوال هایی که مردم در تمامی دوران نگران آن بودند، پاسخ دهد: آیا می توان فرد غریبه و دشمن را دوست داشت، فردی که به زبان دیگری صحبت می کند، دین دیگری دارد و آن سوی دیوار اجتماع تو جای دارد؟ برای یک زن چه چیزی مهم است، عشق به فرزند یا عشق به مرد؟ رها کردن فرزند بالغ از خود چه معنائی دارد؟ در این کتاب جریان زندگی آدمی بیشتر مورد توجه من بوده تا جریان دگرگونی های سیاسی. من تلاش کرده ام رُمانی بنویسم که با پیروی دقیق از تمامی جزئیات تاریخی تنها یک کتاب تاریخی نباشد، بلکه کتابی باشد که به مسائل ماندگار و همیشگی بپردازد، مسائلی که همیشه ذهن و دل انسان ها را جدا از ملیت به خود مشغول داشته است. من از دیدار آینده ی قهرمانان خود با خوانندگان ایرانی بسیار خوشحالم. گوزل یاخینا پایان /   ]]> فرهنگ و هنر Mon, 19 Jun 2017 10:19:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3212/زلیخا-چشم-هایش-باز-می-کند-اثر-گوزل-یاخینا-ترجمه-زينب-یونسی-منتشر ایران، خاورمیانه و اوراسیا؛ ضرورت متوازن‌سازی سیاست خارجی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3211/ایران-خاورمیانه-اوراسیا-ضرورت-متوازن-سازی-سیاست-خارجی ایراس: هرچند قدرت‌های فرامنطقه‌ای سهم خود را از سفره تنش‌های فزاینده و چندلایه در خاورمیانه برده و می‌برند، اما این تنش‌ها برای کشورهای منطقه جز هدررفت منابع انسانی و مادی بهره‌ای نداشته و نخواهد داشت. توقف، تأخیر و نامتقارن شدن سیاست‌های توسعه‌ای این کشورها یکی از آسیب‌های میان و بلندمدتِ دور ناتمام تنش‌ها است. این آسیب با متمرکز شدن بیش از حد منابع در زمینه خاصِ امنیتی و نظامی و در جغرافیایِ خاص خاورمیانه و درگیر شدن در چرخه‌ ذهنی یا عینیِ تهدید، امنیت و ناامنی، درافتادن به نظامی‌گری و رقابت تسلیحاتی، سپس تشدید معمای امنیت و به تبع آن سوق به تقویت نظامی بیشتر، ائتلاف‌سازی‌ خارجیِ پرهزینه و حتی دست بردن به اقدامات متقارن و نامتقارن علیه یکدیگر شکل می‌گیرد.   هرچند سرمایه‌گذاری برای امنیت‌افزایی در محیط پرآشوب و پرتهدید فعلی خاورمیانه ضرورتی قابل توجیه است، اما طبیعتاً تمرکز منابع و توجهات در حوزه امنیتی و نظامی با کاهش منابع و توجهات در سایر حوزه‌ها از جمله حوزه‌های انسانی و زیرساختی همراه خواهد بود. نتیجه این کاستی بروز نقص و عدم‌تقارن در راهبردهای توسعه‌ای است که به نسبت‌های مختلف به کشورهای منطقه آسیب می‌زند. عراق و سوریه تا سال‌ها از این آسیب رنج خواهند برد و سایرین از جمله ایران و عربستان نیز بی‌نصیب نیستند.   یکی از راه‌کارهایی که می‌تواند از آسیب‌ بیشتر از این ناحیه بکاهد، اتخاذ رویکرد متوازن و چندبرداری در سیاست‌گذاری توسعه‌ای با تأکید بر تقویت و کاربست طیف متنوعی از ابزارها و شرکاء داخلی و خارجی در حوزه‌های موضوعی و جغرافیایی مختلف برای تأمین اهداف است. از این طریق، در کنار التفات بایسته به مقولات نظامی و امنیتی، با پراکنده کردن تمرکز در حوزه‌های موضوعی و جغرافیایی مختلف سیاست توسعه‌ای متوازن می‌شود.   این رویکرد ضمن عدم انحراف از اصل توسعه درون‌زا، ضرورت توجه به مولفه‌های پویای محیط پیرامونی را نیز مورد توحه قرار می‌دهد. فرض محوری این است که در بلندمدت و در محیط پرتغییر منطقه‌ای و بین‌المللی تنها یک توسعه متوازن و پویا می‌تواند تضمین‌کننده ثبات و امنیت پایدارِ انسانی، اجتماعی، دولتی، سرزمینی و منطقه‌ای باشد و در مقابل، فقدان آن ثبات و امنیت بلندمدت را در این سطوح چهارگانه با مشکل مواجه می‌کند.   از همین منظر، در کنار توجه به بردار امنیتی و نظامی در خاورمیانه، التفات به سایر بردارهایِ موضوعی و جغرافیایی ضرورت می‌یابد. لذا، هرچند تنش‌های کنونی خاورمیانه بسیاری از کشورهای منطقه از جمله ایران را از توجه جدی و عملی به این ضرورت بازداشته، اما برای ممانعت از آسیب‌های میان و بلندمدت باید رویکرد و راهبرد متوازن‌تری تنظیم شود. گرچه بهاء غفلت از این مهم در بسیاری از مقاطع با پترودلارها جبران شده، اما در شرایطی که احتمال و عینیت تشدید فشارها و تحریم‌ها علیه تهران وجود دارد، ضرورت متوازن کردن بردارهای موضوعی و جغرافیایی بیش از پیش احساس می‌شود.   با توجه به تمرکز نوشتار حاضر بر حوزه خارجی، تأکید آن بر تنظیم سیاست و راهبرد خارجی متوازن مترتب بر توجه بیشتر به بردار اوراسیایی است که الزامات سلبی و ایجابی خاص خود را برای منافع ملی دارد. پویایی‌های این منطقه که به دور از تنش‌های خاورمیانه مسیر خود را طی می‌کند بر کسی پوشیده نیست. در منابع مختلف سخن در مورد ظرفیت‌های بسیار این بردار در زمینه‌های اقتصادی، ترانزیتی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی بسیار رفته و قصد این نوشتار تکرار نیست. روندها نشان می‌دهد که ایران در سال‌های اخیر از یک سو به لحاظ عدم‌کفایت شناخت و از سوی دیگر، به دلیل مشغلات خاورمیانه‌ای از توجه عملی به این بردار باز مانده است.   نمونه مشهود این امر، عدم حضور فعال تهران در چند نشست مهم اخیر اوراسیایی از جمله فوریوم جاده ابریشم جدید در چین، فوریوم اقتصادی سن‌پترزبورگ و نشست سران شانگهای است. هرچند ایران حضوری تکنوکراتیک در این نشست‌ها داشت، اما مقایسه این حضور با نوع فعالیت اوراسیایی کشورهایی چون هند و ترکیه که برخلاف ایران پیوستگی جغرافیایی با آسیای مرکزی ندارند، اما با نگاه بلندمدت و با مقاماتی تصمیم‌ساز فعالانه در این نشست‌ها شرکت کرده و می‌کنند، نشان‌دهنده تفاوت رویکرد است.   طبعاً منظور این چند نشست خاص نیست، بلکه مقصود اشاره به فقدان راهبرد و نگاه راهبردی بایسته در طول سالیان گذشته به ظرفیت‌های اوراسیای بزرگ برای منافع ملی است. بدیهی است که بیرون ماندن از روندهای پویای این حوزه نه تنها تهران را در مقابل فشارهای در حال افزایش غرب آسیب‌پذیرتر خواهد کرد و عدم‌تقارن در سیاست خارجی را استمرار خواهد بخشید، بلکه مانع از آن خواهد شد تا ایران بتواند سهم بایسته خود از نقشه ژئواکونومیکی و ژئوپولیتیکی اوراسیا به‌ویژه در حوزه‌های ترانزیتی، تجاری و انرژی را برداشت کند.   پرواضح است که «خودمهم‌پنداری» با تکیه صِرف بر «ظرفیت‌ها» از جمله کلیشه‌هایی چون «موقعیت ژئواستراتژیکی ایران در منطقه» جایگاهی را برای تهران در اوراسیای بزرگ تضمین نخواهد کرد. لازمه تحقق این امر، در وهله نخست تدوین یک راهبرد مشخص و سپس عملیاتی کردن آن با ابزارهای قابل انطباق با محیط است تا ظرفیت‌ها به «نتیجه» تبدیل شده و به عنوان یک منبع در سیاست داخلی و خارجی قابلیت اتکاء پیدا کنند.   به‌حتم فقدان راهبرد در طرف ایرانی یکی از دلایل اصلی نادیده گرفتن آن در سازمان شانگهای است. لذا، در شرایط موجود نباید جز این انتظار داشت که تاجیکستان به مانعیِ ظاهری یا واقعی برای «مطرح شدن» موضوع عضویت ایران در این سازمان تبدیل شود. بدیهی است که این مشکل با تأکید «صِرف نظری» ایران یا اعضاء شانگهای بر «ظرفیت»های موثر تهران در این حوزه حل نخواهد شد و نیاز به تغییر رویکرد و راه‌کار عملی است.   در طرح‌ریزی سیاست اوراسیایی جدید باید در کنار سایر ضروریات، از آسیب چند سال اخیر، یعنی اتکاء بیش‌از‌حد نظری و تا حدودی عملی به روسیه احتراز شود. همچنانکه نباید سیاست سوریه‌ای و خاورمیانه‌ای تهران به‌تمام به پشتوانه مسکو تنظیم شود و در عمل هم اینگونه نبوده، نگاه به روسیه در سیاست اوراسیایی باید متوازن و به‌دور‌ از اغراق‌های ناصحیحی چون «راهبردی» بودن روابط باشد.   همچنانکه روندها از جمله اصرار کرملین به وارد کردن هند به سازمان شانگهای برای متوازن کردن چین نشان می‌دهد، مسکو تنها نیروی جریان‌ساز در اوراسیای بزرگ و حتی اوراسیای مرکزی نیست. لذا، باید سیاست اوراسیایی ایران ضمن واقع‌بینی نسبت به روسیه، در چهارچوبی کلان‌تر و با رویکردی منطقه‌ای بازتنظیم شود. مسکو بخشی از این منطقه و نه همه آن است و تأکید غیرضرور بر آن، ضمن نامتوازن کردن سیاست تهران در این حوزه، آسیب‌هایی از جمله وارد کردن/شدن غیرلازم ایران به معادله‌سازی‌ها و موازنه‌سازی‌ها میان روسیه، چین و غرب را در پی خواهد داشت.     نویسنده: دکتر علیرضا نوری – عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)     ]]> دکتر علیرضا نوری ایران Mon, 19 Jun 2017 08:22:02 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3211/ایران-خاورمیانه-اوراسیا-ضرورت-متوازن-سازی-سیاست-خارجی فرصت‌های ایران و روسیه در تنش عربستان و قطر http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3206/فرصت-های-ایران-روسیه-تنش-عربستان-قطر ایراس: قطع روابط عربستان سعودی و قطر و احتمال افزایش تنش­ها تا مرحله اقدام نظامی، به موضوع جدید در مذاکرات منطقه ای از جمله میان ایران و روسیه تبدیل شده است و بر این اساس نیز گمانه زنی های جدیدی درباره همکاری تهران و مسکو برای بهره برداری از شکاف موجود در متحدان عربی که در بحران سوریه مقابل جبهه ایران و روسیه قرار دارند، ایجاد شده است. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) درباره امکان وجود چنین هدفی در ایران و روسیه و چالش­ها و فرصت­های فراروی تهران و مسکو برای عملیاتی سازی این طرح با دکتر محمود شوری مدیر حوزه اوراسیا در مرکز تحقیقات استراتژیک گفتگو داشته است. دکتر شوری معتقد است مقابله با تسلط نظم آمریکایی-عربی بر خاورمیانه می­تواند انگیزه مشترک ایران و روسیه برای بررسی راهکارها و ابتکارهای مشترک در زمینه حمایت از قطر در برابر عربستان باشد. مدیر حوزه اوراسیا در مرکز تحقیقات استراتژیک می گوید: اگر ما این نوع همکاری و شکل دادن به یک نظم جدید را از درون چنین شرایطی امتحان و تمرین نکنیم، در آینده ممکن است با اقدامات و رویدادهای غیر منتظره دیگری مواجه شویم که نتوانیم آنها را مدیریت کنیم.     ایراس: تنش های به وجود آمده در حوزه خلیج فارس به واسطه قطع روابط عربستان با قطر، آیا می­تواند به موضوع جدیدی برای همکاری منطقه­ای ایران و روسیه تبدیل شود؟ آیا منافع دو کشور در برابر این تنش مشترک است؟   دکتر شوری: به طور طبیعی بحران‌های منطقه‌ای در خاورمیانه باتوجه به نقشی که ایران و روسیه در سطح منطقه‌ای دارند، عملاً امکان بازیگری ایران و روسیه را گسترش می‌دهند. هم ایران و هم روسیه نقش و جایگاه مهمی در سطح منطقه و در سطح بین المللی دارند و به همین دلیل نوع واکنش آنها به بحران‌های منطقه‌ای بسیار حائز اهمیت است. اما بحران جدیدی که میان قطر و عربستان شکل گرفته، موضوع پیچیده‌ای است که هم برای ایران و هم برای روسیه ورود کردن به این بحران سخت است و هر دو سعی می‌کنند میزانی از احتیاط را داشته باشند. روس‌ها اگرچه در متن این تنش قرار ندارند، اما به دلایل مختلف می‌توانند بازیگر تأثیرگذاری در آن باشند. برای روسیه شاید مواجه شدن با چنین بحرانی و قرار گرفتن در چنین جایگاهی قابل انتظار نبود. روس‌ها، درگذشته با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اغلب به عنوان یک مجموعه برخورد می‌کردند و با تفاوت‌های آنها سرو کار نداشتند. معنی اش این نیست که آنها تفاوت نداشتند، بلکه روس‌ها با این تفاوت‌ها کاری نداشتند. برای روسیه کشورهای حوزه خلیج فارس یک رقیب در حوزه انرژی محسوب می‌شدند و در عین حال مجموعه بالقوه‌ای بودند که در بهترین حالت می‌توانستند خریدار تسلیحات از روسیه باشند. البته در سال‌های اخیر بحث افراط گرایی و اینکه احتمالا برخی از این کشورها می‌توانند منبع تغذیه و کمک به افراط گرایی باشند نیز مطرح شد. به همین دلیل اکنون این موقعیت جدید که  هر دو بازیگر یعنی عربستان و قطر به نوعی تلاش دارند روسیه را در این مناقشه به سمت خود جلب کند، کار را برای روس‌ها سخت کرده است.   روسیه تاکنون سعی کرده است که موضع خود را در این بحران بی طرفی تعریف کند و تلاش دارد که وزنه خود را در کفه هیچ کدام از دو طرف قرار ندهد. اما واقعیت این است که عربستان با محوریت آمریکا یک ائتلافی را تشکیل داده و بنای این ائتلاف در منطقه بر این است که خیلی از موضوعات را تحت کنترل و سیطره خود قرار داده و شرایط منطقه را به سمتی که آنها می‌خواهند سوق دهد. به همین دلیل مخالفت قطر یک نوع اقدامی است که شاید روس‌ها از آن بدشان نیاید. البته سابقه ویژه قطر و نوع روابط گذشته این کشور با روسیه در این مورد که روس‌ها با احتیاط وارد این قضیه شوند تأثیرگذار بوده است. در گذشته قطر پناهگاه نیروهای افراطی و جدایی طلب چچن بود. حتی در سال 2004 یکی از رهبران چچن در قطر توسط سرویس‌های امنیتی روسیه ترور شد. روسیه و قطر در مورد این موضوع بارها باهم اختلاف نظر داشتند. همچنین در مورد گاز میان روسیه و قطر رقابت وجود دارد. در مورد سوریه نیز قطر یکی از حامیان مخالفین دولت سوریه به شمار می‌رود. این بحث هم وجود دارد که علت اصلی ورود قطر به مناقشه سوریه، تلاش قطر برای احداث یک خط لوله گاز از طریق سوریه به اروپا بوده است که این برای روس‌ها باتوجه به تعریفی که آنها از بازار جهانی گاز و انرژی دارند و نوع نقشی که برای خود در این بازار قائل هستند قابل پذیرش نبود. به همین دلیل ورود روسیه به مسأله تنش میان قطر و عربستان با ملاحظاتی همراه است. البته تردیدی نیست که گسترش بحران در خاورمیانه که در نهایت به سود گروه‌های افراطی تمام خواهد شد، به نفع روسیه نیست. گسترش این بحران می‌تواند شرایط را در منطقه خاورمیانه سخت تر کند. اما از طرف دیگر هم به هر حال روس‌ها در تداوم بحران برایشان منافعی مترتب است که یکی تاثیرات احتمالی این بحران بر موقعیت مخالفان دولت اسد در سوریه و یکی هم شکست نوع مدیریتی است که امریکا تلاش می‌کند در منطقه داشته باشد.   ایراس: به نظر شما میان ایران و روسیه منافع مشترک یا مشابهی نسبت به تنش‌های به وجود آمده میان قطر و عربستان وجود دارد؟   دکتر شوری: به هرحال ایران و روسیه در مورد مسائل مختلفی در خاورمیانه با هم اشتراک منافع دارند که مهمترین آن مسئله سوریه است. به نظرم ایران و روسیه از نظر نوع برخوردی که با این مسئله دارند یا نوع موقعیتی که نسبت به این مسئله دارند، در جایگاهی قرار دارند که می‌توانند نقش موثری در مدیریت بحران داشته باشند. از مدیریت بحران دو معنا می‌توان اراده کرد. یک معنا این است که مدیریت بحران به معنای حل و فصل مسئله میان قطر و عربستان است که نتیجه آن، این خواهد بود که ائتلافی که مورد نظر عربستان است شکل بگیرد و اختلافات در بین آنها برطرف شود. یک مدیریت بحران دیگر این است که علی رغم وجود فاصله میان عربستان و قطر، اجازه داده نشود این شکاف بهانه اقدام نظامی یا رفتاری شود که شرایط را در منطقه غیر قابل کنترل کند. در واقع وقتی خیلی از کشورها در مورد مدیریت بحران صحبت می‌کنند منظورشان این است که قطر از مواضع خود عقب نشینی کند یا یک نوع مصالحه میان قطر و عربستان صورت بگیرد، این الزاماً چیز خوبی نمی‌تواند برای ایران و روسیه باشد. به همین دلیل نقطه همکاری ایران و روسیه می‌تواند در همین قضیه باشد. ما نفعمان در این نیست که جبهه واحدی که عربستان به دنبالش است با انسجام و قدرت شکل بگیرد. در این قضیه تعارفی وجود ندارد. ما می‌دانیم اگر این جبهه واحد شکل بگیرد شرایط را برای ایران و روسیه در سوریه سخت‌تر می‌کند و هم قدرت مانور امریکایی‌ها در منطقه بیشتر می‌شود. بنابراین بحث سر این است که چگونه می‌توان در عین حال که این فاصله را میان قطر و عربستان حفظ می‌کنیم، اجازه ندهیم که این فاصله تبدیل به یک تنش یا مناقشه جدید نظامی در منطقه شود. زیرا به هرحال برای هیچ کدام از کشورهای منطقه چیز خوبی نیست.   من فکر می‌کنم محور همکاری‌ها و رایزنی‌هایی باید میان ایران و روسیه شکل بگیرد که در این چهارچوب می‌توان ترکیه و حتی کشورهای معتدل‌تر منطقه مثل عمان، کویت و برخی از کشورهای اروپایی مانند آلمان را هم وارد کرد. از مجموع این کشورها می‌توان نوعی از همکاری سیاسی در منطقه را شکل داد که اجازه ندهد عربستان و آمریکا به اهدافی که دنبالش هستند در منطقه نزدیک شوند در عین حال اجازه ندهد منطقه با یک مناقشه نظامی جدید رو به رو شود.   ایراس: به نظر شما آیا این امکان وجود دارد که ایران و روسیه و کشورهایی که نام بردید به ابتکاری دست یابند که مانع تبدیل تنش‌ها میان عربستان و قطر به مناقشه جدید در منطقه شود؟ ایران و روسیه سابقه همکاری منطقه‌ای مثلاً در مورد سوریه دارند، اما میان ایران و ترکیه و حتی روسیه و ترکیه اختلافات زیادی در بحث‌های منطقه‌ای وجود دارد. به نظر شما آیا این همکاری با طرفی که سابقه همکاری نداشتیم، امکان پذیر است؟   دکتر شوری: به هر حال شرایط منطقه نشان می‌دهد که اتحادها، ائتلاف‌ها و حتی اختلاف‌ها می‌تواند زودگذر و مقطعی باشد. غیر از نوع همکاری که میان ایران و روسیه در گذشته وجود داشته و همکاری برخی از کشورهای عربی با آمریکا، باقی همکاری‌ها و ائتلاف‌ها شکننده و مقطعی بوده است. به همین دلیل قطعا نمی‌توانیم از شکل گیری یک اتحاد جدید و بستری برای همکاری جدید در دراز مدت صحبت کنیم، اما در کوتاه مدت این همکاری‌ها قابل دسترس و امکان پذیر است. به هر حال ایران، ترکیه و روسیه در بحث سوریه علی رغم اختلاف نظرهایی که داشتند توانستند در چهارچوب مذاکرات آستانه مکانیزمی را پیش ببرند که تا الان موجب شده است میزان تنش‌ها در سوریه به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند. بنابراین این تجربه موفق میان ایران، ترکیه و روسیه در این زمینه وجود دارد که توانستیم مسأله‌ای را علی رغم اختلافات مدیریت کنیم. در این مورد هم می‌شود بین ایران، ترکیه و روسیه و کشورهایی که اشاره کردم همکاری‌های جدی‌تری شکل بگیرد. زیرا فکر می‌کنم نظم آینده منطقه‌ای از درون چنین همکاری‌ای بیرون می‌آید. اگر ما این نوع همکاری و شکل دادن به این نظم جدید را از درون چنین شرایطی امتحان و تمرین نکنیم، در آینده ممکن است با اقدامات و رویدادهای غیر منتظره دیگری مواجه شویم که نتوانیم آنها را مدیریت کنیم.   واضح و روشن است اراده‌ای از سوی برخی از کشورها با مدیریت عربستان و امریکا وجود دارد که گونه‌ای از نظم منطقه‌ای را شکل دهند که در این نظم منطقه‌ای اسرائیل جایگاه امن خودش را داشته باشد و عربستان هم نقش برتری خود را دنبال کند. به همین دلیل کشورهایی مانند ایران، ترکیه و حتی قطر، عراق، سوریه و کشورهایی که جایگاه خود را فراتر از این می‌دانند که بخواهند در یک نظم منطقه‌ای غربی- سعودی قرار گیرند، حتما باید این فرصت را مغتنم بدانند تا بتوانند همکاری‌هایی را شکل دهند که بتواند بستر یک نظم جدید منطقه‌ای باشد. البته معنی آن این نیست که در چنین همکاری یک بازیگر، قدرت برتر و تعیین کننده باشد، بلکه به این معنی است که قدرت‌ها در عین اینکه جایگاه خود را دارند برای حفظ امنیت منطقه نیز یک مناسبات و قواعدی را بین خود داشته باشند. در دوران جنگ سرد هم آمریکا و شوروی در عین اینکه رقابت و اختلاف نظرهایی باهم داشتند، اما برای شکل دادن به نظم بین‌المللی مجموعه‌ای از قواعد نانوشته را بین خود تعریف کردند که چهل سال علی رغم اینکه جهان می‌توانست با خطر جنگ هسته‌ای مواجه شود، یک نظم بر جهان حاکم بود. به همین دلیل فکر می‌کنم کشورهای مستقل منطقه مانند ایران و ترکیه می‌توانند علی‌رغم تفاوت‌ها، اختلاف نظرها و رقابت‌هایی که دارند با تقسیم منافع و موازنه کردن نظم و امنیت را در منطقه شکل بدهند.   ایراس: می‌خواهم به چالش‌ها و فرصت‌هایی که برای روسیه و به ویژه ایران در بستر چنین همکاری به وجود می‌آید، برسیم. به نظرم باید یک مقدار تحلیلمان را در سطح خاورمیانه متمرکز کنیم. آیا امکان دارد با وجود جبر ژئوپولیتیک برای قطر که در جنوب خلیج فارس قرار دارد، یک کشور کوچک است و با وجود تمام ثروتمندی اش، در همسایگی عربستان بزرگ قرار دارد که با آن روابط سیاسی را قطع کرده، از  مزاحمت‌ها و دخالت‌های احتمالی ریاض در امان بماند و به یک جزیره امن تبدیل شود؟ درحالی که می‌بینیم در کشوری مثل یمن که وسعت بزرگتری دارد دو سال است این بحران ادامه دارد یا حتی کشوری با ژئوپلتیک به مراتب بهتر مانند عراق که از عربستان دورتر بوده و در همسایگی ایران قرار دارد، نمی‌تواند از دخالت‌های عربستان در امان بماند. در واقع آیا به نظر شما حفظ قطر در برابر برنامه‌های تهاجمی عربستان در کوتاه مدت و میان مدت امکان پذیر است؟   دکتر شوری: اگر قطر بخواهد موضع خود را نسبت به عربستان حفظ کند و نخواهد زیر بار رهبری عربستان قرار بگیرد این امکان وجود دارد که بتواند این هدف را هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی دنبال کند. از نظر  نظامی وارد آن نمی‌شوم زیرا فرض را بر این می‌گذاریم که به نفع هیچ کس نیست که یک جنگ دیگر در منطقه رقم بخورد. اگرچه قطر یک کشور کوچک به لحاظ وسعت و جمعیت است اما به لحاظ اقتصادی کشور بزرگی است که با قدرت‌های بزرگ جهانی و کشورهای اروپایی همکاری‌های اقتصادی دارد و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی مشترک زیادی چه در قطر یا در اروپا توسط قطری‌ها انجام شده است که این وابستگی متقابل اقتصادی را میان کشورها ایجاد می‌کند. بنابراین طبیعی است که خیلی از کشورهای اروپایی هم نمی‌خواهند که قطر هم به یک کشور ورشکسته تبدیل شود. به همین دلیل قطر حتماً به لحاظ اقتصادی توانمندی این را دارد که بتواند به مقاومت خود ادامه دهد. اما از لحاظ سیاسی با توجه به اینکه قدرت‌هایی مانند روسیه و چین در مقابل قطر قرار ندارند، یعنی اگر نگوییم در صف قطر نیستند، حتماً در مقابل قطر هم نیستند، این هدف ممکن است. به عبارت دیگر به نفع روسیه و چین نیست که کشوری مانند قطر که می‌خواهد خود را از سیطره نظم آمریکایی – عربستانی خارج کند، خیلی سریع دچار مشکل شده و عقب نشینی کند. به همین دلیل فکر می‌کنم از نظر سیاسی هم برای قطری‌ها امکان مقاومت وجود دارد. مگر اینکه به شکل‌های دیگری تغییرات در داخل قطر صورت بگیرد وگرنه دلیلی وجود ندارد که قطری‌ها از موضع خود کوتاه بیایند.   ایراس: چالش دیگر این است که آیا بازیگرانی مانند روسیه یا حتی ترکیه قائل به همکاری با ایران در مورد قطر خواهند بود یا چه دلایلی می‌تواند آنها را مجاب به این همکاری کند؟   دکتر شوری: به هرحال به نظرم روس‌ها شاید خودشان هم از آغاز خیلی فکر نمی‌کردند که تا این اندازه در مسائل مختلف اهداف و سیاست‌هایشان با ایران پیوند بخورد. اما شرایط منطقه‌ای به گونه‌ای پیش رفت که بعد از فروپاشی شوروی ما شاهد این بودیم که همیشه دلیل و بهانه تازه‌ای برای همکاری بیشتر ایران و روسیه شکل گرفت. چه از آن ابتدای فروپاشی شوروی که موضوع نیروگاه بوشهر دلیل همکاری ایران و روسیه بود تا بحث خریدهای تسلیحاتی تا مقطعی که روس‌ها به این رسیدند که وجود یک ایران مستقل در برابر قدرت‌هایی مانند امریکا می‌تواند به سیاست‌های آنها کمک کند، تا امروز که شاهد این هستیم که در سوریه هردو کشور همکاری باهم را برای خود ضروری می‌بینند. موضوع قطر و نوع پیچیدگی که این مسئله دارد و پیوندی که می‌تواند این مسئله با سوریه و نوع مواضع کشورها در سوریه داشته باشد و تاثیری که این مسئله می‌تواند در مواضع اروپایی‌ها در سوریه حتی در مقابل روسیه داشته باشد، یک مجموعه‌ای را ایجاد می‌کند که پایه مهم آن همکاری ایران و روسیه است. یعنی اگر ایران و روسیه نخواهند باهم همکاری کنند احتمالاً دستاورد زیادی از رویدادهای اخیر نخواهند داشت. اما اگر ایران و روسیه مانند سوریه به سمت همکاری جدی‌تر دیپلماتیک بروند، می‌شود از طریق این مسئله روی خیلی از موضوعات دیگر به ویژه مسئله سوریه تاثیر گذاشت و حتی به نوعی بحران سوریه را به گونه‌ای مدیریت کرد که هم منافع ایران و هم منافع روسیه تضمین شود. حتی می‌تواند روی شدت مواضع اروپایی در مورد تحریم‌های روسیه هم تاثیرگذار شود و به موضوعی تبدیل بشود که ایران، روسیه و برخی کشورهای اروپایی همکاری‌های بیشتری را در این مورد باهم داشته باشند.   ایراس: شما اشاره کردید تنش میان عربستان و قطر تا اندازه ای که موجب ایجاد جنگ نشود به نفع ایران و روسیه است در راستای اینکه آن نظم منطقه‌ای که مورد نظر آمریکا است برقرار نشود. اما آیا عربستان به این شرایط تن خواهد داد؟ در واقع اگر فضای تحلیل را  ارزیابی کنش و واکنش‌ها قرار دهیم، عربستان چه انتخابی پیشرو دارد؟   دکتر شوری: خیلی چیزها بوده است که آمریکایی‌ها، عربستانی‌ها و مجموعه‌های بزرگتر از آن‌ها خواستند اما شکل نگرفته است. وضعیت عراق و سوریه وضعیتی نبود که مطلوب امریکایی‌ها یا متحدین منطقه‌ای آنها بوده باشد. اما آنها هم ابزارهای محدودی برای نقش آفرینی در سطح منطقه دارند مگر اینکه سطح بحران را به سطح نظامی ارتقا بدهند که  باز هم معلوم نیست که دستاورد مطلوب را برای آنها به همراه داشته باشد. به همین دلیل هرچه انسجام، همکاری و رایزنی سیاسی میان کشورهایی که در آن مجموعه قرار ندارند بیشتر باشد امکان موفقیت بیشتر است.  واقعیت این است که به رغم تمام اختلافاتی که میان کشورهای منطقه وجود دارد ما با دو دسته از کشورها در منطقه مواجه هستیم. یک طرف جبهه کاملا مشخص است؛ آمریکا، عربستان، برخی متحدین منطقه‌ای عربستان و رژیم صهیونیستی که در لایه پنهان این اتحاد قرار دارد. اما در طرف مقابل خیلی نمی‌توانیم از یک جبهه منسجم صحبت کنیم، زیرا کشورهای مختلفی در طرف مقابل هستند که به دلایل خاص خود تمایل ندارند اجازه دهند نظم مورد نظر آمریکا و عربستان در منطقه غالب شود. آن چیزی که مهم است این است که این کشورها در حد خود میزانی از گفت و گو و همکاری را داشته باشند. محور این کشورها ایران و روسیه هستند، زیرا این دو کشور نشان دادند که می‌توانند جدی‌تر باهم کار کنند و منافع همسوتری باهم دارند. در این محور ایران و روسیه، برخی از کشورها مانند ترکیه، قطر یا حتی کشورهایی مانند عراق، کویت و عمان می‌توانند حضور داشته باشند. به همین دلیل در میان کشورهایی که در مقابل هژمونی عربستان و آمریکا در منطقه قرار دارند محور ایران و روسیه یک محور تعیین کننده است.   ایراس: شما به فرصت‌هایی که بحث تنش عربستان و قطر برای ایران و روسیه ایجاد می‌کند اشاره کردید. این شرایط چه فرصت‌هایی را ایجاد می‌کند؟   دکتر شوری: یک فرصت در حوزه بازار انرژی است. بحث اوپک گازی در گذشته شکل گرفته اما در این زمینه شاهد اتفاقات جدی و مشخصی نبودیم. به نظرم این رویدادهای اخیر می‌تواند فرصتی را برای گسترش همکاری‌های گازی میان ایران، روسیه و قطر ایجاد کند. این سه کشور که سه کشور اصلی تولیدکننده گاز در جهان محسوب میشوند همکاری بیشتری را در این زمینه می‌توانند داشته باشند. می‌توانند رقابت‌ها را مدیریت کنند و به شکلی عمل کنند که نفع هرسه کشور لحاظ شود و اجازه ندهد رقابت‌ها در زمینه گاز به تقابل تبدیل شود. این به نفع هر سه کشور خواهد بود. اما در میان مدت تصور من این است که شاید بشود در مورد مدیریت کردن مسئله سوریه از این فرصت استفاده کرد. در شرایط موجود این امکان وجود دارد که قطری‌ها را به پذیرش برخی واقعیت‌ها در سوریه متقاعد و متعهد کرد که شاید در شرایط قبل از این نمی‌پذیرفتند. باید رایزنی‌ها سه جانبه یا چهارجانبه میان ایران، روسیه، ترکیه و قطر صورت بگیرد تا از این فرصت برای مدیریت بحران سوریه استفاده کرد.   ایراس: با وجود همکاری نزدیک ایران و روسیه در سوریه شاهد برخی بدگمانی‌ها هستیم. به نظر شما آیا در موضوع قطر این فرصت همکاری امکان دارد که در آینده تبدیل به چالش شود؟ شما به اوپک گازی اشاره کردید، اما بحث همکاری نفتی و تسلیحاتی روسیه و عربستان هم وجود دارد. یعنی باتوجه به اینکه سوریه یک عامل بازدارنده میان روابط روسیه و عربستان است، آیا روسیه می‌پذیرد که موضوع قطر افزون برآن شود و مانع بهره برداری مسکو از عربستان شود؟   دکتر شوری: برای روس‌ها این مهم است که خودشان را در مقابل عربستان تعریف نکنند. دلایل مختلفی دارند. به هرحال روسیه نفعی از تنش‌دار شدن روابطش با عربستان نمی برد. عربستان کشور ثروتمندی است که می‌تواند خریدار تسلیحات روسیه باشد، هم چنین نوع همکاری عربستان با روسیه می‌تواند در بازار انرژی در تعیین قیمت نفت موثر باشد. عربستان کشوری است که باتوجه به سلطه‌ای که بر برخی جریان‌های فکری افراطی در منطقه دارد می‌تواند مزاحمت‌هایی را برای روسیه ایجاد کند. همه اینها باعث می‌شود که روسیه دلیلی برای تنش دار کردن روابطش با عربستان نداشته باشد. اما نمی‌شود که وارد آب شد و پای انسان خیس نشود. حتماً اگر عربستانی‌ها ببینند نوع مداخله روسیه در مسئله قطر موازنه را به ضررشان بهم می‌زند، ممکن است به سمت یک نوع تشدید تنش با روسیه بروند. یعنی به نوعی اگر عربستانی‌ها احتمال دهند نمی‌توانند از طریق تهدید یا تطمیع روسیه روی مواضع مسکو تاثیر بگذارند، ممکن است از این دل بکنند و به سمت تشدید تنش با روسیه بروند. اما به نظرم پیش از آن نه روسیه و نه عربستان اجازه نخواهند داد که رابطه شان خصم آلود شود. به ویژه در بحث انرژی و سرمایه گذاری، عربستانی‌ها می‌توانند در صنایع مربوط به انرژی روسیه سرمایه گذاری داشته باشند، روس‌ها نمی‌خواهند این فرصت را از دست بدهند.   متاسفانه روسیه در بحث بازارهای انرژی باتوجه به اینکه یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی روسیه است در برخی از موارد با نوعی از طمع‌ورزی عمل می‌کند و سیاست‌هایش در حوزه بازار انرژی با سیاست‌ها و راهبردهای کلان این کشور در سطح بین‌الملل ممکن است همسو نباشد. نمونه آن توافقاتی است که بین روسیه و اقلیم کردستان در مورد خرید نفت اقلیم کردستان و سرمایه‌گذاری در منابع انرژی کردستان صورت گرفته است. این توافقات با سیاست روس‌ها در سطح منطقه که یکی از اصول آن حفظ دولت‌های موجود است همخوانی ندارد و حتی در تعارض است و به تشکیل دولت کردی در منطقه کمک می‌کند. بنابراین، ممکن است بین دو سیاست روسیه تناقض و تفاوت وجود داشته باشد که به میل روسیه به سلطه بر بازارهای انرژی در سطح منطقه و در سطح جهان برمی گردد. روس‌ها باید بین این دو، یعنی بین سیاست‌های کلان سیاسی و امنیتی‌شان در سطح منطقه و جهان و سیاست‌هایشان در حوزه انرژی یکی را در  اولویت قرار بدهند.   ایراس: مسائل در حوزه خاورمیانه اغلب موضوعاتی هستند که بحث امنیت ملی ایران در آن مطرح است. یعنی بحث تنش میان قطر و عربستان برای ایران امنیتی است اما برای روسیه منافع مطرح است. آیا همین  تفاوت در مورد نوع همکاری‌ها ما در موضع قطر هشدار دهنده نیست؟   دکتر شوری: آسیب‌های احتمالی که ما از بحران‌ها در منطقه می‌بینیم متفاوت با آسیب‌هایی است که روسیه می‌بیند. اما این را نباید نادیده بگیریم که مسئله اصلی دولت‌های بزرگ نوع بازیگریشان در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای است. یعنی درست است که ممکن است از مسئله امنیت ملی عبور کرده باشند و دغدغه امنیت ملی نداشته باشند اما آنها هم در یک جبهه جلوتر ناگزیرند برای مسائلی که برایشان ارزش حیاتی دارد، بجنگند. بنابراین درست است که ما در دو فاز متفاوت عمل می‌کنیم و در خیلی از جاها مسائلمان متفاوت است، اما در عین حال روسیه هم از این جهت که اجازه ندهد یک نظم امریکایی در منطقه حاکم شود دغدغه دارد. از این جهت که اجازه ندهد برخی از گروه‌ها و جریان‌های افراطی به عنوان ابزار برخی از دولت‌ها مورد استفاده قرار بگیرند و امنیت کشورها را خدشه‌دار کند، احساس نگرانی دارد. در عین حال موضوعات مشترکی وجود دارد که ایران و روسیه را وادار می‌کند که بیشتر از اینها باهم کار کنند.   ایراس: تشدید تنش‌ها که منجر به جنگ شود برای همه کشورها از جمله ایران هزینه ساز خواهد بود. اما ایران تنش‌های کنونی را در جهت منافع خود می‌بیند، ما چه طور باید از افتادن در دام بلند پروازی در چنین موقعیتی خودداری کنیم؟ تشدید تنش‌ها و جنگ‌های نیابتی و ایجاد گروه‌های تروریستی از دامنه این اختلافات به وجود می‌آید. اگر قرار است مرزبندی میان یک جبهه‌ای بین ایران، ترکیه، روسیه و قطر  در برابر طرف دیگر که عربستان و امریکا است جدی‌تر شود ممکن است تهدیدهای جدید به بحران خاورمیانه افزوده شود. اینها حتما برای ما هزینه ساز خواهد بود.   دکتر شوری: بله، ممکن است ما به جای یک نظم آمریکا محور دچار یک بی‌نظمی و یا حتی نظم روسیه محور در منطقه شویم؟ قطعاً خاورمیانه تا رسیدن به یک وضعیت باثبات و وضعیتی که قدرت‌های منطقه‌ای در آن میزانی از احساس امنیت داشته باشند فاصله زیادی دارد. تا آن زمان هرنوع حادثه و جاه‌طلبی می‌تواند خطرناک باشد. اما به هرحال تاریخ نشان داده است که وقتی ما با قدرت‌های متعددی مواجه هستیم یک موازنه قدرت که از سوی همه طرف‌ها به رسمیت شناخته شود قابل دسترس‌ترین شکل ایجاد نظم است. نمی خواهم بگویم با ثبات ترین و بهترین، اما حداقل می‌توان گفت قابل دسترس‌ترین شکل رسیدن به نظم است. حتی در چهارچوب موازنه قدرت اگر موازنه قدرت دو قطبی باشد، طبیعتاً، طبق چیزی که نظریه پردازان روابط بین الملل و نظریه پردازان واقع‌گرا می‌گویند این می‌تواند بادوام تر هم باشد. به همین دلیل اگر عربستان و آمریکا احساس کنند که فرصت برای هژمونی‌طلبیشان فراهم است این شرایط را سخت می‌کند. طبیعی است کشورهایی مانند ایران اجازه نخواهند داد که این هژمونی طلبی شکل بگیرد. اما اینکه چگونه می‌شود جلوی جاه‌طلبی عربستانی‌ها را گرفت باید گفت اقدامی که قطری‌ها کردند یک ضربه سنگینی به این جاه طلبی و تلاش عربستان برای تبدیل شدن به هژمونی در منطقه بود. درست است که در نگاه اول ممکن است تنش را افزایش دهد اما در میان مدت و دراز مدت در صورت تداوم به ایجاد موازنه در منطقه کمک می‌کند. اگر موازنه در همه طرف‌ها ساخته شود یک وضعیت با ثبات تری را رقم خواهد زد. در آن شرایط دیگر خیلی از قدرت‌های منطقه‌ای احتمالا نیاز نخواهند داشت که به سمت جنگ‌های نیابتی بروند یا اینکه حوزه‌هایی را به عنوان حوزه زورآزمایی خود تعریف کنند. من فکر می‌کنم این ما را در رسیدن به یک نظم نه الزاماً وضعیت مطلوب اما قابل دسترس که میزانی از ثبات در آن باشد رهنمون می‌کند.   در طرف مقابل، این موضوع نباید این گمان را ایجاد کند  که ما می‌توانیم تبدیل به هژمونی شویم. این هم خطرناک است. یعنی باید بپذیریم که هیچ قدرتی در خاورمیانه نمی تواند نقش هژمونیک ایفا کند. باید حداقل برای یک دوره آزمایشی هم که شده ما وضعیتی شبیه به کنسرت قدرتهای بزرگ در قرن نوزدهم را برای خاورمیانه بپذیریم. هر چند حتی چنین کنسرتی هم نهایتاً مانع از وقوع جنگ جهانی اول و دوم نشد اما حداقل یک فرصتی را به قدرت‌های منطقه می‌دهد که بتوانند در یک شرایط متعادل تری در مورد آینده فکر کنند و تصمیم بگیرند. در این شرایط که هرکدام از طرف‌ها احساس می‌کنند ممکن است مورد ضربه و آسیب قرار بگیرند و همچین شرایطی که همه احساس ناامنی دارند امکان اتخاذ تصمیم برای ایجاد ثبات در مطنقه سخت است. باید وضعیت مقداری با ثبات تر شود.   ایراس: آیا امکان دارد یا بهتر نیست که ما از این موضع به نحوی استفاده کنیم که تمایل عربستان را برای بازسازی روابط با ایران افزایش دهیم، به جای اینکه تنش را تشدید کنیم؟   دکتر شوری: این زمانی خواهد بود که طرف مقابل قانع شود که نمی تواند اراده خودش را اعمال کند. تا زمانی که عربستانی‌ها تصورشان این است که می‌توانند اراده خود را برسایر کشورها به ویژه کشورهایی مانند قطر اعمال کنند، کمکی نخواهد کرد. اما اگر با حمایت‌های ایران، روسیه و ترکیه، عربستان ناگزیر شود و تن بدهد به این که میزان اعمال قدرتش در منطقه محدود است و نباید پایش را از گلیمش درازتر کند، ممکن است شرایط برای گفتگو بیشتر شود. در این شرایط امکان گفت و گو و مصالحه بیشتر است، اما تا آن زمان بعید است که عربستان تصوری جز موازنه قدرت را متوجه شود. باید یک قدرت قوی را در مقابل خود احساس کند تا متوجه شود که باید سر میز بنشیند. عربستانی‌ها هنوز حاضر نیستند چیزی را در منطقه با کسی تقسیم کنند.   ایراس: اگر این هدفی که شما گفتید در سایه بحث اینکه ما قطر را از هژمونی عربستان مصون بداریم و این مصون نگه داشتن در سایه همکاری چندجانبه ایران، ترکیه، روسیه و سایر کشورها باشد، آیا نقش ایران کم نخواهد شد. یعنی این نوع همکاری کمکی به عربستان به درک جایگاه ایران نخواهد داشت.   دکتر شوری: بحث سر جایگاه ما نیست. چون شکست هژمونی غرب و عربستان در منطقه نباید با برآمدن هژمونی ایران همراه شود. طبیعتا اگر چنین اتفاقاتی بخواهد بیافتد آنها هم مقاومت خود را خواهند داشت. بحثم بیشتر بر این بود که عربستان نباید این احساسی را که به ویژه بعد از اجلاس ریاض به دست آورده بود داشته باشد. بعد از این اجلاس عربستان تصور می‌کرد که می‌تواند تعیین کننده باشد و میتواند همه کشورها را از امریکا تا اروپا و کشورهای اسلامی را به دنبال خود داشته باشد. در اجلاس ریاض تمام کشورهای اسلامی در یک سو بودند، ایران و کشورهایی مانند سوریه و عراق که دچار بحران هستند در یک طرف دیگر. اما الان شرایط تغییر کرده است. عربستان نباید فکر کند کشوری است که می‌تواند تمام کشورهای اسلامی را دنبال خود بکشاند. به نظرم جدا شدن قطر از عربستان می‌تواند باعث جدا شدن خیلی کشورهای دیگر از این جمع شود. الان عربستانی‌ها به کویتی‌ها اعتراض می‌کنند و سیاست‌های آنها را فرصت‌طلبانه می‌دانند.     مصاحبه کننده: عفیفه عابدی       ]]> دکتر محمود شوری سیاست خارجی Wed, 14 Jun 2017 12:29:36 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3206/فرصت-های-ایران-روسیه-تنش-عربستان-قطر «امنیت غذایی»، هدف گذاری استراتژیک بخش کشاورزی روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3205/امنیت-غذایی-هدف-گذاری-استراتژیک-بخش-کشاورزی-روسیه ایراس: یکی از مباحث مهم و اساسی در اقتصاد کلان کشورها، موضوع تامین نیازهای غذایی افراد جامعه یا به بیان علمی تر، امنیت غذایی آن اقتصاد می باشد. صاحب نظران علوم اقتصادی بر این باورند که به منظور دست یافتن به امنیت غذایی پایدار در کنار اتخاذ سیاست های کارا، می بایست بخش کشاورزی اقتصاد، مولد بوده و از حیات وجریان مناسبی برخوردار باشد. همچنین این بخش با توجه به توان اشتغال زایی، امکان کسب درآمد ارزی از طریق صادرات، صرفه جویی در مصارف ارزی از طریق افزایش تولیدات داخلی، استراتژیک بودن برخی محصولات آن و نیز رسیدن به اهداف اقتصاد ضد تحریمی در کشورهای تحریم شده توسط کشورهای غربی، از بخش هایی است که در اقتصاد مورد خط مشی گذاری و سیاست گذاری مستقیم دولت ها قرار می گیرد. این بخش در اقتصاد فدراسیون روسیه علی الخصوص پس از تنش ایجاد شده میان این کشور و برخی از کشورهای تامین کننده محصولات کشاورزی آن همچون اتحادیه اروپا (تنش میان روسیه – اتحادیه اروپا به دلیل الحاق کریمه به فدراسیون روسیه از سال 2014 میلادی) و نیز  کشور ترکیه (تنش میان روسیه و ترکیه به دلیل سرنگونی سوخوی 24 روسیه توسط ارتش ترکیه در سال 2015 میلادی)، اهمیت فراوانی پیدا نموده و این کشور به سمت  توسعه این بخش در اقتصاد خود و پیاده سازی سیاست جانشینی واردات و چرخش تجاری جهت افزایش امنیت غذایی کشور خود در حرکت است. در این نوشتار سعی بر آن است تا به صورت خلاصه، در مورد وضعیت بخش کشاورزی در فدراسیون روسیه با تحلیل داده های آماری مربوطه پرداخته شود.   جایگاه بخش کشاورزی در اقتصاد فدراسیون روسیه ارزش افزوده بخش کشاورزی در فدراسیون روسیه به طور میانگین حدود 5.3 درصد تولید ناخالص داخلی اقتصاد این کشور را طی دوره زمانی 1995-2015 میلادی به خود اختصاص داده است. چنانچه در شکل 1 مشاهده می شود، ارزش افزوده بخش کشاورزی در روسیه طی سال های 1999-2010 میلادی و 2014-2015 میلادی از متوسط جهانی بیشتر بوده، اما روند رشد سهم بخش کشاورزی در جهان و به تبع آن کشور روسیه به سمت کاهش سهم ارزش افزوده این بخش از اقتصاد بوده است.      منبع: آمار بانک جهانی   همچنین از لحاظ سهم بخش اشتغال افراد جامعه در بخش کشاورزی فدراسیون روسیه می توان شکل 2 را ارایه داد. در شکل 2 سهم اشتغال در بخش کشاورزی نسبت به کل اشتغال این کشور را طی دوره زمانی 1990-2015 میلادی نشان می دهد. طبق شکل، می توان مشاهده نمود که از اوایل سال 2000 میلادی، سهم اشتغال در بخش کشاورزی این کشور روند کاهشی داشته است که خود نمایانگر کاهش تمایل عرضه کنندگان نیروی کار به فعالیت در بخش کشاورزی، ورود نیروی کار غیر بومی در این بخش، دانش – محور تر شدن بخش کشاورزی روسیه (سرمایه-محور بودن به جای نیروی کار-محور بودن بخش کشاورزی) و ضعیف شدن بخش کشاورزی در اقتصاد روسیه می باشد.    منبع: آمار بانک جهانی   علل تاریخی تغییر سهم بخش کشاورزی در اقتصاد روسیه حدود 100 سال قبل که درون مرزهای جغرافیایی روسیه به مساحت 22430004 کیلومتر مربع، حدود 94 میلیون نفر به زندگی و کار مشغول بودند که این تعداد جمعیت پس از امپراطوری انگلستان و چین در رده سوم جهان قرار داشت، در مقایسه با سال 2016 میلادی، که فدراسیون روسیه با حدود 143 میلیون نفر در رده 9  تعداد جمعیت جهان قرار دارد تفاوت های زیادی داشت. طی حدود 100 سال، کشور روسیه حدود 5 میلیون کیلومتر مربع (22%) از زمین های حاصلخیز کشاورزی خود را از دست داده است [3]. تولیدات محصولات کشاورزی در زمان امپراطوری روسیه، بخش اصلی اقتصاد این کشور را به خود اختصاص داده بود. زمین داری و کشاورزی، حرفه و شغل 90 درصد از افراد جامعه این کشور بود. هر چند در ابتدای امر از لحاظ فناوری، این بخش توسعه زیادی نیافته بود اما با گذشت زمان، در مقیاس بزرگی، فناوری بخش کشاورزی توسعه و گسترش یافت. از مشخصات بخش کشاورزی آن دوره می توان به افزایش عملکرد برداشت محصول، تولید ادوات کشاورزی پیشرفته و تنوع در تولید محصولات کشاورزی اشاره داشت. بنابراین دوره قبل از انقلاب روسیه و براندازی حکومت تزارها، دوره بازدهی بالای بخش کشاورزی و ثبات در رشد و توسعه این بخش می باشد. برای مثال طی سال های 1909-1913 میلادی، برداشت کل گندم و جو با سرعت بیشتری از افزایش وسعت زمین های کشاورزی رشد نمود و نیز نرخ بازگشت سرمایه در محصولات کشاورزی نسبت به رشد آن افزایش بیشتری یافت. این امر به دلیل سیاست های توسعه کشاورزی دوران اولین تزارها همچون پتر کبیر بود. همچنین ساختار صادرات بخش کشاورزی در نتیجه توسعه دامپروری توسط تزارها افزایش چشمگیری یافت.   با انقلاب اکتبر سال 1917 میلادی به رهبری ولادیمیر لنین و پس از دوره کمونیسم جنگ، سیاست های حمایتی از قشر کشاورز تحت عنوان سیاست جدید اقتصادی (Новая экономическая политика - НЭП) در دهه 1920 میلادی جهت گسترش فعالیت کشاورزان در بازار آزاد در این کشور ایجاد شد. طبق این سیاست، کشاورزان می توانستند مازاد تولید خود را در بازار آزاد بفروشند. با روی کار آمدن ژورف استالین، اقتصاد روسیه، کاهش نقش بخش کشاورزی (مبارزه با کشاورزانی که به دلیل فعالیت در بازار آزاد وضع مالی خوبی پیدا کرده بودند و به نام کولاک معروف بودند) و توسعه برنامه رادیکال صنعتی سازی علی الخصوص در بخش نظامی و فضایی را تجربه نمود (استالین در سال 1928 میلادی سیاست جدید اقتصادی ولادیمیر لنین را قطع و اولین برنامه پنج ساله خود را ارایه نمود). برنامه صنعتی سازی اقتصاد روسیه و ضربه مهلک دیگری بر بخش کشاورزی این کشور از سمت جنگ جهانی دوم، شرایطی را به وجود آورد که تا دوره روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در اواخر قرن بیستم در روسیه ادامه داشت.   تحولات اقتصادی ولادیمیر پوتین علی الخصوص توسعه خصوصی سازی در بخش های مختلف اقتصاد و خصوصی سازی زمین های کشاورزی (24 جولای سال 2002 میلادی) باعث رونق بخش کشاورزی در این کشورشد. اما عدم برنامه ریزی مدون و منظم در این بخش، موجبات کاهش سهم این بخش از اقتصاد را در طول زمان ایجاد نمود. آخرین مرحله تغییر در بخش کشاورزی، به دلیل تحریم های روسیه توسط دول غرب از سال 2014 میلادی و نیز تنش میان روسیه و ترکیه در سال 2015 میلادی است که فدراسیون روسیه سیاست ضد تحریمی و جانشینی واردات را در بخش کشاورزی آغاز نمود که طبق مرکز آمار روسیه رشد قابل توجهی در تولید محصولات کشاورزی داخلی طی سال های بعد از تحریم ایجاد کرد. جدول زیر تغییرات تولیدات محصولات کشاورزی این کشور را طی سال های 2014-2016 نشان می دهد.     به طور کلی، با توجه به روند تاریخی اقتصاد فدراسیون روسیه، عدم روند افزایشی سهم این بخش در اقتصاد کشور فدراسیون روسیه را  در حال حاضر می توان در چهار مورد جمع بندی نمود:   الف) شرایط آب و هوایی: به صورت کلی تنها حدود 13درصد از مرز خشکی فدراسیون روسیه، شرایط مساعد و بدون ریسک انجام فعالیت های کشاورزی را دارد (1). این درصد با در نظر گرفتن گستره پهناور این کشور (مساحت 17 میلیون کیلومتر مربع) بسیار کم می باشد. برای مثال کشور فرانسه با مساحت 640 هزار کیلومتر مربع، نزدیک به 75درصد مرز خشکی دارای پتانسیل فعالیت کشاورزی دارد.   ب) مسائل مالی: سطح حمایت  از کشاورزان در کشور فدراسیون روسیه به مراتب پایین تر از میانگین حمایت مالی در اروپا می باشد. با اینکه فدراسیون روسیه از سال 2012 میلادی ملحق به سازمان تجارت جهانی شده است، اما هنوز کشاورزان در فدراسیون روسیه به حداقل امکانات تعریف شده توسط این سازمان برای بخش کشاورزی دسترسی ندارند.   ج) سطح بالای زوال و کمبود ماشین آلات پیشرفته کشاورزی: با توجه به بهره وری پایین فناوری های موجود در ماشین آلات و ادوات کشاورزی در فدراسیون روسیه، بخش کشاورزی این کشور قادر به رقابت با محصولات خارجی وارداتی نمی باشد.   د) عامل انسانی: عامل انسانی به صورت نیروی کار ماهر و غیر ماهر لازمه پیشرفت بخش کشاورزی هر کشوری محسوب می شود. با توجه به کمبود نیروی انسانی ماهر و ساده کشاورزی در کشور فدراسیون روسیه و عدم بسترسازی مناسب حقوقی و فرهنگی، ورود نیروی انسانی متخصص این بخش از اقتصاد از کشورهای دیگر به داخل فدراسیون روسیه با سرعت کمی در حال پیشرفت است.   اثر الحاق به سازمان تجارت جهانی بر بخش کشاورزی فدراسیون روسیه پلوتنیکوا و اورلوا (2015) عقب ماندگی بخش کشاورزی این کشور را در سه دسته کلی آب و هوا، شرایط اقتصادی و اجتماعی عنوان نموده اند. اما از سال 2012 میلادی و با الحاق این کشور به سازمان تجارت جهانی، می بایست مشکل انطباق با قوانین و مقررات این سازمان در بخش کشاورزی را نیز به آن سه دسته تعریف شده پلوتنیکوا و اورلوا (2015) اضافه نماییم. کاهش موانع تعرفه ای (برای مثال موافقتنامه دور اروگوئه بر 24 درصد کاهش طی 10 سال برای کشورهای در حال توسعه تاکید دارد.) و غیر تعرفه ای (در مورد موانع غیر تعرفه ای در بخش کشاورزی، براساس ملاحظاتی که در دورهای سازمان تجارت جهانی برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفته شده است، این کشورها ملزم به پذیرش تعهداتی که به نحوی با برنامه های توسعه ملی و مصالح داخلی این کشورها مغایر باشد، نیستند)، انجام تجارت آزاد، و رقابت تولید کنندگان محصولات کشاورزی با رقبای جهانی مسائلی است که پس از الحاق این کشور به سازمان تجارت جهانی، جز مباحث اصلی سیاست گذاران و اقتصاد دانان این کشور تبدیل شده است. فواید و معایب پیوستن به این سازمان را برای بخش کشاورزی کشور روسیه می توان در جدول SWOT زیر نشان داد:     اثر تحریم های غرب  بر بخش کشاورزی فدراسیون روسیه یکی از مسائل مهمی که از سال 2014 میلادی در بخش کشاورزی این کشور رخ داده است، مشکل تحریم های اعمال شده امریکا و اتحادیه اروپا علیه این کشور می باشد. تحریم هایی که منجر به اعمال سیاست های مقاومت اقتصادی یا سیاست های ضدتحریمی (Антисанкционная политика) در این کشور شد و به عنوان یکی از برنامه های این سیاست، رئیس جمهور فدراسیون روسیه (ولادیمیر پوتین) دستور منع ورود کالاهای وارداتی کشاورزی از اتحادیه اروپا، امریکا، استرالیا و کانادا را به مدت یک سال صادر نمود.  وی معتقد بود که تحریم های اقتصادی مقدمه ای است بر  رشد کامل تولید داخلی علی الخصوص در بخش کشاورزی. زمان تحریم، می تواند زمان اتحاد ملی کشور فدراسیون روسیه جهت رشد بخش کشاورزی و افزایش سرمایه گذاری داخلی در این بخش باشد، مخصوصا توجه به این مسئله مهم است که وابستگی اقتصاد اتحادیه اروپا به بازار روسیه بیشتر از وابستگی روسیه به بازار اتحادیه اروپا می باشد. تحلیل اثرات تحریم های غرب بر بخش کشاورزی فدراسیون روسیه را نیز می توان در جدول SWOT زیر نمایش داد:     جمع بندی بسیاری از صاحب نظران اقتصادی بر این باورند که در بلند مدت، کشورهایی می توانند به رشد و توسعه پایدار دست یابند که سه عامل دسترسی به انرژی،آموزش نیروی انسانی متخصص و تامین مواد غذایی (امنیت غذایی) را در برنامه ریزی و خط مشی گذاری خود مورد توجه قرار دهند. بخش عظیمی از  تامین مواد غذایی  با حمایت و توسعه دانش محور بخش کشاورزی در یک کشور صورت می گیرد. این امر در فدراسیون روسیه نیز در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی داشته است. به طور کلی در طول تاریخ، بخش کشاورزی از زمان روی کار آمدن ژوزف استالین تا پایان بوریس یلسین دچار عدم توسعه یافتگی فراوانی شده است، اما در سال های اخیر به دلیل فشار تحریم هاي غرب و اتحادیه اروپا، این بخش در اولویت برنامه های اقتصاد مقاومتی کشور فدراسیون روسیه قرار گرفته است. طبق داده های مرکز آمار فدراسیون روسیه تولیدات محصولات کشاورزی در اکثر نواحی فدرالی این کشور طی سال های 2014 الی 2016 میلادی رشد چشمگیری یافته است. اما کماکان این بخش از اقتصاد فدراسیون روسیه دچار مشکلاتی همچون عدم بروز بودن فناوری ماشین آلات و ادوات کشاورزی، مسائل مالی و سرمایه گذاری در این بخش، مسائل حقوقی و فرهنگی ورود  و سرمایه گذاری نیروی کار خارجی در بخش کشاورزی روسیه و شرایط آب و هوایی است که دولت فدراسیون روسیه نیاز به چاره اندیشی جهت رفع آنها دارد. همچنین پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی در سال 2012 میلادی  می توانست نقطه عطفی در توسعه و فعالیت جهانی بخش کشاورزی فدراسیون روسیه باشد اما عدم آمادگی رقابت جهانی بخش کشاورزی روسیه و گفتمان میان روسیه و کارگروه های سازمان تجارت جهانی در مورد تعرفه ها و مسائل قانونی محصولات کشاورزی آهنگ تاثیرگذاری الحاق به سازمان تجارت جهانی در بخش کشاورزی این کشور را کند نموده است.     نویسنده: احسان رسولی نژاد - دکترای اقتصاد جهان از دانشگاه دولتی سنت پترزبورگ، روسیه ---------- منابع: [1] Дедеева, С.А. 2008. Современное состояние сельского хозяйства России. Вестник ОГУ, No.80,С. 82-87. [2] Плотникова, И.А., и Орлова, Е.Р. 2015. Анализ проблем развития сельского хозяйства России: прошлое и настоящее. Вестник МИЭП, No.2 (19), С.64-72. [3] « Россия 100 лет тому назад…» www.subscribe.ru/group/na-zava-linke/6378566 (дата обращения 11.06.2017)     ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 14 Jun 2017 07:07:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3205/امنیت-غذایی-هدف-گذاری-استراتژیک-بخش-کشاورزی-روسیه جاه طلبی های جدید مکرون در رویکرد به روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3200/جاه-طلبی-های-جدید-مکرون-رویکرد-روسیه ایراس: دعوت پوتین به ورسای، به درخواست رئیس جمهور فرانسه به عنوان رهبر ژئوپلتیک جدید اروپای غربی انجام شد. این تصمیم نه تنها درچارچوب روابط دوجانبه، بلکه در زمینه روابط فرانسه با غرب و اتحادیه اروپا اتخاذ گردید. به این ترتیب مکرون، سعی در نشان دادن قابلیت گفتگو با «بچه‌های بد»، ترسیم خطوط قرمز برای آنها و تقسیم اهداف عملی و اولویت‌های ارزشی داشته است. 29 می رئیس جمهور امانوئل مکرون، با ولادیمیر پوتین همتای روسی خود در ورسای ملاقات کرد.  این دعوت یک دیدار کاری بود، اما امکان مذاکرات رسمی در کاخ الیزه منتفی شد. به این طریق، طرف فرانسوی تمایل خود را برای حفظ فاصله‌ای معین با مهمان خارجی و همچنین سیاست‌های آن به منصه ظهور گذاشت.   اینها تنها گویای بخشی از حساسیت مذاکرات و درعین حال سازنده‌بودن آن است [نویسنده در ادامه به نوعی پارادوکس طی این مذاکرات اشاره می‌کند]: شاید هنوز هیچکس اینقدر جدی تبلیغات و یاوه سرایی‌های رسانه‌های روسی را در حضور پوتین گزارش نداده باشد [با اشاره به سخنان صریح مکرون درباره رسانه‌های روسیه]. در عین حال هیچ کس از رهبران غربی به خود این اجازه را نداد که برخلاف سیاست بازدارندگی تا این حد در روابط دوجانبه پیشروی نمایند[دعوت مکرون از پوتین در شرایطی که سران کشورهای اروپایی پس از بحران اوکراین فاصله معناداری از روسیه گرفته‌اند]. این دوگانگی ژئوپلتیکی مکرون می‌تواند برای روسیه هم یک مزیت بوده و هم به بحران‌های جدیدی تبدیل شود.     دعوت مکرون از پوتین به ورسای، واکنش‌های ضد و نقیضی را برانگیخته است. جمهوری‌خواهان که در آستانه انتخابات پارلمانی، روابط بیش ازحد رقابتی با رئیس جمهور داشته‌اند، نمی‌توانند ستایشگر این حرکت و ژست سیاسی باشند، حتی اگر در بین آنها بسیاری از افراد برقراری روابط با مسکو را مهم ارزیابی نمایند. برای سوسیالیست‌ها تصمیم مکرون یک شوک واقعی بود؛  آنها رئیس جمهور جدید را «فیون جدید» می‌نامیدند  (فیون، نخست وزیر فرانسه در زمان سارکوزی) و آمادگی وی برای تعظیم در مقابل خرس روسی را مورد انتقاد قرار می‌دهند. مخالفان پوتین هم می‌گفتند، جای او در ورسای نبود، بلکه وی می‌بایست در لاهه حاضر می‌شد.      مکرون با این دعوت، از یک سو، توانایی خود را در سیاست بین‌المللی به عنوان رهبر یکی از قدرت‌های کلیدی اروپا گسترش داد، و از سوی دیگر متحمل ریسک‌های سیاسی داخلی شد که با نگرش منفی نخبگان فرانسوی نسبت به رهبر روسیه در ارتباط است. جاه‌طلبی‌های بین‌المللی و اروپایی مکرون مقدم بر اولویت‌های سیاست داخلی وی شده است.        اهداف کرملین و در این سو، آنچه رهبر روسیه از فرانسه می‌خواهد موضوع ساده‌تری است. رویای روسیه، احیای سبک حاکم روابط دو کشور در دوران ژان شیراک رئیس جمهور سابق فرانسه است، کسی که حاضر به تجارت و کسب و کار با روسیه بود، بی‌سروصدا در مسائل پیچیده ژئوپلتیک با روسیه توافق می‌کرد و با مسکوت گذاشتن اختلافات شدید و زاویه‌های موجود، عملگرایانه حاضر به سازش بود.  البته در حال حاضر، اظهارنظر درباره چگونگی سیاست شیراک در صورت وقوع بحران اوکراین دشوار است، اما با تمام این شرایط در ارتباط با او، حداقل پوتین به خوبی می‌دانست که وی می‌خواهد خط‌مشی‌ء سیاست خارجی «معقول» پاریس را چگونه پیش ببرد.   و اما انتظارات پوتین از پاریس: در رابطه با اوکراین، افزایش فشار  پاریس بر کیف در خصوص اجرای توافق مینسک و به رسمیت‌شناختن حقانیت مسکو که مدعی است تمامی مسئولیت‌های خود را به خوبی انجام داده است. در رابطه با سوریه، آمادگی برای پیوستن به ائتلاف ضد داعش (به رهبری روسیه) البته به عنوان شریکی کوچک، چراکه منطق مسکو این است که روسیه برای اجرای عملیات نظامی در سوریه رسما از سوی دمشق دعوت شده و از حق مشروع  برخوردار است. و شکل ایده‌آل این انتظارات را می‌توان اینگونه سجید: لغو تدریجی تحریم‌ها علیه روسیه، راکد ماندن مسئله کریمه و برقراری مجدد تمامی نهادها و عرصه‌های  متقابل همکاری.   بدیهی است که در واقع، هیچ کس در مسکو  از رئیس جمهور جدید فرانسه تمامی این اقدامات را انتظار ندارد. فعلا دو وظیفه مقدماتی، پیش روی طرف روسی قرار دارد. نخست- مطالعه مشخصات روانی مکرون، خصوصیات رهبری وی، درک سطح صلاحیت و خبرگی حرفه‌ای او در امور بین‌المللی و اقتصادی است. گفتنی است که ولادیمیر پوتین زمانی خود را «متخصص معاشرت با مردم» می‌نامید، وی اغلب از این توانایی برای یافتن رویکردی مناسب در ارتباط با مصاحب خود استفاده می‌کند.     این استعداد خاصی است که در طرفین حس گرمی و درک متقابل را ایجاد می‌کند، و همچنین صراحت خاص وی (چیزی که باعث شیفتگی طرف مقابل می‌شود) که به ایجاد رابطه شخصی با مکرون کمک می‌کرد. درواقع، ولادیمیر پوتین در کنفرانس مطبوعاتی نهایی ضمن دعوت به کنارنهادن هرگونه اصول ارزشی و تمرکز بر عملگرایی خاص خاطرنشان کرد «من بر این باورم که منافع بنیادی روسیه و فرانسه بسیار مهمتر از وضعیت سیاسی جاری است».    هدف دوم این دیدار امر یکنواخت‌تری است که طی این ملاقات حل شد و آن نشان‌دادن این نکته به واشنگتن، برلین، لندن و بروکسل است که با روسیه می‌توان و باید گفتگو کرد، سیاست تحریم نباید به معنای قطع همکاری باشد، سیاست بازدارندگی اشتباه بوده و به جایی منتهی نمی‌شود. مکرون اولین کسی بود که این را فهمید و پوتین با ورود خود به پاریس، این پیام را به غرب می‌دهد.     مشکل هر دو مورد این است که در حال حاضر تنظیم نقشه‌های راه مشروطی که بر اساس آن مسکو و پاریس بتوانند از روابط بحرانی خارج شده و سطح قبلی همکاری را بازساری نمایند بسیار دشوار است. در سه سال اخیر، عدم اعتماد متقابل و نگرانی از سیاست خارجی کرملین در چشم غرب، صرفا افزایش یافته است.   طرح مکرون دعوت از پوتین به ورسای به مطالبه پرسروصدای رئیس جمهور فرانسه برای نقش رهبر جدید ژئوپلتیک اروپای غربی تبدیل شد. این تصمیم نه تنها در چارچوب روابط دوجانبه، بلکه در بستر روابط فرانسه با جهان غرب و قبل از همه با اتحادیه اروپا اتخاذ شده است.   مکرون با یک پروژه بزرگ اروپایی عهده‌دار پست ریاست جمهوری شد؛ پروژه‌ای که بر تقویت اتحاد فرانسه و آلمان، اصلاحات اتحادیه اروپا، تحول در روابط کاری داخل اروپا و حمایت متعادل از صنایع داخلی در رابطه با تولیدات فرانسوی، تأکید دارد. یک پروژه بسیار بلندپروازانه، ملاقات با آنجلا مرکل بود که به سردی برگزار شد، با این حال بیانگر نقش کاملا جدیدی برای فرانسه نه تنها در داخل اتحادیه اروپا، بلکه در عرصه بین‌الملل و قبل از همه در رویکرد ضدتروریستی است. سه رکن سیاست خارجی مکرون عبارتند از: آفریقا، خاورمیانه و اروپا که پویایی و تحرک تازه‌ای به سیاست خارجی پاریس خواهد داد.          مکرون با دعوت از پوتین به شرکای غربی خود توانایی و آمادگی برای گفتگوی مستقیم با «بچه‌های بد»، ترسیم خطوط قرمز برای آنها، تحمیل‌کردن شرایط و تمایز اهداف عملی از اولویت‌های ارزشی را نشان داده است. در چنین موقعیتی دعوت از رئیس جمهور روسیه بیشتر ابزاری برای پیاده‌سازی رویکرد جدید سیاست خارجی مکرون بوده تا اینکه به عنوان یک هدف مد نظر باشد.   همزمان با دعوت از پوتین، حساب مکرون از سلف خود اولاند که در طول مبارزات انتخاباتی به نزدیکی با وی متهم شده بود جداشد. اولاند، در اکتبر سال گذشته از به حضور پذیرفتن پوتین در برنامه‌ای که از قبل طراحی شده بود امتناع کرد و موجب به هم خوردن این دیدار شد؛ وی در خصوص این اقدام دلایلی را ارائه کرد که نمایانگر ضعف سیاست خارجی فرانسه بود. اما مکرون با این اقدام خود (دعوت از پوتین) ضمن صحه گذاشتن بر نادرستی رویکرد سلف خود، همزمان بر انتخاب ارزش‌ها و نه عملگرایی تأکید کرد. البته، بر اساس نتایج این دیدار، مکرون قصد انتخاب بین دو رویکرد مذکور را نداشته است؛ بلکه وی نشان داد رئیس جمهور فرانسه آماده دفاع از ارزش‌ها و منافع عملگرایانه‌ای است که گاهی اوقات مستلزم انعطاف بیشتری هستند.    عملگرایی جدید برای مکرون همکاری با روسیه در درجه اول، برای گام نهادن و پیشروی در حل و فصل مناقشه سوریه لازم است. قبل از این، تا حدی معلوم بود، اما پاریس پیشنهاد تشکیل یک کارگروه و «طرحی عملی برای همکاری متقابل در مبارزه با تهدید تروریستی» را به مسکو ارائه می‌دهد. روسیه تا به حال در رابطه با سوریه هیچ عرصه مشابهی نه در فرانسه و نه در آلمان نداشت و واشنگتن و شخص جان کری وزیر امورخارجه سابق امریکا، تنها شریک غربی کلیدی روسیه بود.   مکرون، ظاهرا، درصدد رهگیری واشنگتن در سوریه است. هدف کارگروه تحلیل و بررسی ظرفیت‌های همکاری روسیه و فرانسه در سوریه و ایجاد عرصه‌ای جدید برای گفتگو است. اما راهگذر فرصت‌ها بسیار باریک به نظر می‌رسد. پاریس مشروعیت بشار اسد را به رسمیت نشناخته است (البته مذاکره با آن را رد نمی‌کند)، خواستار رسیدگی به جنایات جنگی اوست، حمله شیمیایی آوریل حلب را محکوم کرده و از این بابت رژیم بشار اسد را به وضوح متهم کرده است.   مسکو سعی دارد در ارتباط با سوریه، فرانسه را با شرایط خود در تیم خود بکشاند. مکرون در کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که هرگونه حمله شیمیایی پاسخ قاطعی را از سوی رژیم دریافت خواهد کرد. با این حال، وی نیز بر اهمیت حفظ تمامیت ارضی دولت سوریه اذعان داشت که اتفاقا همین موضوع، استدلال کلیدی مسکو برای اتخاذ رویکرد انعطاف‌پذیرتر نسبت به اسد و سرنوشت اوست.   چنانچه فرانسه موفق به تنظیم پروژه خود در سوریه و حتی جلب حمایت آلمان شود، همکاری با مسکو خطر درگیری در دور جدید رقابت ژئوپلتیکی را به همراه دارد.   دیگر نکته متناقض این ابتکار عمل، ایده‌ی ایجاد یک انجمن مدنی فرانسوی- روسی و میدانی برای تعامل جامعه مدنی روسیه و فرانسه است. این ابتکارعمل جالب است اما موضوعات زیادی باقی می‌ماند. برای مثال، کرملین درکل (و بجا) می‌تواند نگران باشد که از این عرصه‌ی جدید، برای «اندرزهای ارزشی» پیشروتر از طرف شریک غربی در موضوعات دموکراسی، دفاع از حقوق بشر و آزادی سوءاستفاده خواهد شد. برای پاریس هم یک ریسک وجود دارد، بعید است فرانسه جامعه مدنی «سیستمی» روسیه و گفتگو با سازمان‌های مردم‌نهاد (NGO) ساختارمند، تقطیرشده و برآمده از لوله‌های آزمایش کرملین را بپسندد.        طبق نتایج ملاقات، مکرون، تقویت فرمت نورماندی را هم دنبال می‌کرد، این یکی دیگر از موضوعات مخاطره‌آمیز و لغزنده‌ای است که نشان می‌دهد مسکو و پاریس فعلا اختلاف مواضع زیادی دارند. از نظر ارزشی، اساساً بعید است سیاست مکرون از خط مشئ جدی اولاند یا آنجلا مرکل نسبت به اوکراین متفاوت باشد. هر دو متقاعد شده‌اند که روسیه با نقض حاکمیتِ دولتی مستقل، مسئول مناقشات شرق اوکراین و دخالت مستقیم در اقدامات جنگی دونباس است.     اما ملاقات با مکرون برای روسیه دو خبر خوب هم به ارمغان آورده است. نخست آنکه طبق اظهارات مکرون، پاریس از سیاست بازدارندگی در ارتباط با روسیه که درنظر داشت در کنار دیگر موارد محدودکننده تحریمی علیه مسکو، بلوکه‌کردن نهادهای «گفتگوی اقتصادی راهبردی» را هم عملی نماید، دست می‌کشد. در حال حاضر برای از رکورد خارج‌کردن این نهادها تلاش‌هایی به عمل خواهد آمد که درعمل، تداعیگر بازاندیشی مفهومی در خط‌مشیء سابق پاریس است.       خبر دوم، امتناع علنی مکرون از طرح نصیحت‌آمیز موضوع بغرنج حقوق بشر در روسیه است. رئیس جمهور فرانسه بدون تمایل برای سیاسی‌کردن این مسئله، از جمله موضوع حاد برخورد با همجنسگرایان در چچن خاطرنشان کرد: «ما در مورد آنچه به حقوق بشر و دیگر مسائل مربوط می‌شود صحبت کردیم. بله ما موارد خاصی را ذکر کردیم. اما عموما ما این مواردِ شخصی را ذکر نخواهیم کرد.. من فکر نمی‌کنم که ذکر این موضوعات، بتواند کمکی به پیشرفت آنها بکند». در عین حال مکرون بدون اظهار مخالفت یا همراهی با پوتین اظهار داشت: «ما باهم این وضعیت را پیگیری خواهیم کرد». در همان زمان، فرانسه با اعطای نخستین پناهندگی سیاسی به یکی از همجنسگرایانی که در جمهوری چچن تحت پیگرد قرار داشت غیرقابل قبول بودن چنین برخوردهایی را به مسکو علامت داد.   سردی ورسای در نهایت، نتیجه کنفرانس مطبوعاتی مکرون و پوتین، جاییکه هر دو رئیس جمهور درباره ضرورت همکاری و منافع مشترک صحبت کردند، به این صورت خراب شد: رئیس جمهور فرانسه از تهمت‌پراکنی بخش‌های فرانسوی شبکه‌های آرتی  و اسپوتنیک سخن گفت، که این اقدام وی در حضور پوتین به عنوان یک اتهام غیرمستقیم به شخص پوتین، سروصداهایی را به راه انداخت. سخنان رئیس جمهور فرانسه در این مورد به قدری احساسی و سرسختانه بود که تا حد زیادی بر تمام نقاط مثبتی که در نگاه نخست برای عوام به عنوان موفقیت‌آمیزبودن مذاکرات تصور می‌شد خط بطلان کشید.   مکرون تلویحا اشاره کرد تردید ندارد که به دستور کرملین و حداقل با کسب اجازه از رئیس جمهور روسیه کمپین رسانه‌ای هماهنگی علیه وی راه‌اندازه‌ای شده است. وی چندین بار تکرار کرد: «ما ناگزیر به کارکردن با روسیه هستیم». با این حال وی با انتقاد از رسانه‌های روسیه، این پرسش را مطرح کرد که آیا پوتین هم مایل به کارکردن با رئیس جمهور فرانسه که منتخب مردم فرانسه است می‌باشد یا نه.   آنچه امروز بین روسیه و فرانسه روی داد، یادآور آغاز ماه سپتامبر سال گذشته است؛ زمانی که پس از مذاکرات بسیار حساس امریکا و روسیه پیرامون سوریه، درنهایت سازشی به دست آمد که درعمل تنها پس از چند روز به شکست انجامید. هم روسیه، هم امریکا با میل و اراده سیاسی کامل برای ‌رسیدن به توافق، دیگر بار قربانی بی‌اعتمادی متقابل عمیقی شدند که طی چند سال اخیر تشدید شده بود.      در حال حاضر، هر دو کشور روسیه و فرانسه، نه‌تنها برای عادی‌سازی روابط، بلکه برای همکاری عملی و دقیق در مبرم‌ترین موضوعات و در درجه اول برای همکاری در رابطه با سوریه کاملا راسخ هستند. بدین منظور زیرساخت‌های گفتگوی دوجانبه از قبیل انجمن مدنی، همکاری بشردوستانه و پروژه‌های اقتصادی مجددا راه‌اندازی شده است. با این حال، به نظر می‌رسد وضعیت فعلی بسیار شکننده باشد.   و اما پرسش‌هایی در مورد ویژگی‌های موقعیت فعلی فرانسه؛ آیا مکرون قادر به تنظیم و تدوین یک پیشنهاد ژئوپلتیک به نمایندگی از طرف اروپا خواهد بود، و یا این‌که این پیشنهاد، ابتکارعملی یک‌طرفه از جانب فرانسه است؟ این امر چگونه با رفتار آشفته و غیرقابل پیش‌بینی ترامپ انطباق می‌یابد؟ این خط‌مشیء جدید عملگرایانه و بلندپروازانه‌ی پاریس، از جانب آلمان با سیاست بازدارنده آن چگونه تلقی خواهد شد؟   ولادیمیر پوتین نیز به تأسی از پتر کبیر متقابلا امانوئل مکرون را برای اقامت چند هفته‌ای به روسیه دعوت کرد. تیم‌های دیپلماتیک دو کشور طرح اولیه برای نقشه‌های راه بعدی و همچنین مبنایی را برای آمادگی بسیار جدی در برنامه‌ریزی برای سفر قطعی رئیس جمهور فرانسه به روسیه دریافت کرده‌اند. برخلاف اوباما، مکرون هنوز 5 سال زمان در اختیار دارد که می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.    ---------- نویسنده: تاتیانا ستانُوایا‌ - مدیربخش تحلیلی مرکز فن آوری‌های سیاسی   مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران     ---------- منبع اصلی: http://carnegie.ru/commentary/?fa=70102     «آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است» ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 11 Jun 2017 07:52:52 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3200/جاه-طلبی-های-جدید-مکرون-رویکرد-روسیه رویای پوشکین در زبان فارسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3199/رویای-پوشکین-زبان-فارسی ایراس: کتابخانه دولتی روسیه «لنین» روز 6 ژوئن سال جاری به مناسبت سالگروز تولد الکساندر سرگیویچ پوشکین میزگردی تحت عنوان «پوشکین به همه زبان ها» برگزار کرد. شاعر پرآوازه روس که روز 6 ژوئن 1799 چشم به جهان گشوده و روز 10 فوریه 1837 چشم از این دنیا فروبست موضوع گفتگوهای نمایندگان کشورهای مختلف شد.  پژوهشگران در حوزه زندگی و آثار پوشکین و فعالان فرهنگی روس و دیگر کشورها ضمن اشاره به اهمیت اشعار پوشکین در ادبیات روس و تعامل با ادبیات سایر کشورها، گوشه ای از دریای آثار این نویسنده و شاعر بزرگ را به تصویر کشیدند.   ایراییدا گیورگییونا رییس اتحادیه بین المللی شاعران روس ضمن خوشامدگویی به حاضرین خاطر نشان کرد که سال 1999 در 30 مین نشست کنفرانس یونسکو تصمیم گرفته شد که هر ساله روز جهانی شعر به عنوان روزی نمادین در تقویم زندگی دنیا برگزار شود. به گفته کارشناسان یونسکو، شعر تندترین و عمیق ترین پاسخ به سوالات معنوی و روحی انسان امروز است، اما برای نیل به این هدف بایستی دایره علاقه مندان آن را عریض تر کرد. به گفته ایراییدا، شاعران دنیا در شرایط ناآرام امروز بایستی دلهای مردم را با اشعار خود گرم کنند.   میزگردی که در کتابخانه لنین به یاد الکساندر سرگییویچ برگزار شد، بیش از آنکه بزرگداشت شاعر باشد، نشستی علمی  منظومی بود، زیرا حاضرین اشعار پوشکین را به زبان های مختلف از جمله فارسی (شعر رویا»، عربی (پیامبر)، کره ای (فریب)، هندی (فریب)، ترکی تاتاری (پیامبر)، آذری، چینی، انگلیسی (پیامبر)، فرانسوی (اولین شعری که پوشکین به زبان فرانسه در کودکی نوشت)، تاجیکی و دیگر زبان ها قرائت کردند.   شعر پیامبر پوشکین توسط مترجم و مدیرگروه سابق زبان روسی در دانشگاه دولتی بغداد به زبان عربی در تمام سالن طنین انداخت. دکتر ضیاء الدین حسن ماجرای به سرقت رفتن ترجمه شعر پوشکین از وی را برای حاضرین تعریف کرد. وی توضیح داد که ترجمه قبل از به ثبت رسیدن، دست به دست شده و وی به صورت اتفاقی ترجمه خود را از زبان خواننده ای بازشنیده است و با وجود تلاش بسیار تا مدت ها نتوانسته مالکیت آن را اثبات کند، تا اینکه روزی به صورت اتفاقی اجرای شعر پوشکین به زبان روسی توسط هنرمند روس با زیرنویس عربی و نام وی به عنوان مترجم اثر به دستش می افتد و آنگاه متوجه می شود که در نهایت حق به حقدار رسید.   رییس گروه زبان کره ای از دانشگاه زبانشناسی مسکو توضیح داد که در کشور کره جنوبی شعر «اگر زندگی تو را فریب دهد» از محبوبیت زیادی برخوردار است. آنجا که پوشکین به زبان نظم می گوید:   اگر زندگی تو را فریفت، اندوه مخور، برنیفروز! در روز اندوه بر خود چیره شو: چرا که روزی شادی و ایمان فرامی رسد. دل به سوی آینده پر می کشد؛ امروز اندوه است: لحظه ها کوتاهند، همه چیز گذراست؛ همه چیز گذراست، زیبایی در انتظار است (مترجم: فرزانه شفیعی).   ایگور کالیادین کارگردان روس فیلم مستندی از زندگی الکساندر سرگییویچ به نام «طوفان افریقایی» برای حاضرین به نمایش گذاشت. این فیلم با اشاره به اجداد پوشکین، کودکی، نوجوانی و بالندگی وی را با جزییات جالبی به تصویر می کشد. در بخشی از فیلم که به کودکی شاعر روس اختصاص دارد، بیننده با کودکی مستعد، خلاق و حاضر جواب روبرو می شود که به خاطر پوست تیره اش در میان کودکان سفیدپوست روس گاه مورد تمسخر قرار می گیرد، اما به خوبی از عهده خود برمی آید.   روزی ایوان دیمیتریف شاعر و دوست خانوادگی پوشکین ها به شوخی الکساندر کوچک را «بچه عرب» (آرابچیک) می نامد و الکساندر با وجود سن کم در پاسخ نگاهی به جوش های قرمزرنگ روی صورت ایوان انداخته و به او می گوید، «بچه عرب هستم، اما دون دون نیستم» (آرابچیک، نی ریابچیک). این عبارت به خاطر ریتمیک بودن در زبان روسی به اصطلاح تبدیل شده و بسیاری بدون آنکه ریشه عبارت را بدانند، در گفتار بکار می برند.   خانم خورشیده دورانوا وی را با فردوسی در شعر فارسی مقایسه کرده و حتی نمونه هایی از تشابه معانی اشعار پوشکین و فردوسی پدر زبان فارسی و روسی که در دو عصر کاملا متفاوت و در سرزمین های متفاوت می زیسته اند را برای حاضرین تبیین کرد.   فرید منورویچ رییس گروه علوم انسانی از دانشگاه اسلامی مسکو ضمن اشاره به مطالعات تطبیقی اشعار پوشکین با قران نمونه هایی از مفاهیم طرح شده در شعر پوشکین و تطابق کامل آن با آیات قران را برای حاضرین شرح داد. پوشکین در دوران جوانی مورد علاقه بسیاری از زنان بود. برادرش لف پوشکین در وصف الکساندر می گوید: «او کمی احمق جلوه می کرد و کوتاه قد بود، اما به دلیل نامعلومی زنان جذبش می شدند».   در میانه جلسه نیز شعر «رویای پوشکین» ترجمه دکتر شجاع الدین شفاء به زبان فارسی در سالن گردهمایی کتابخانه پوشکین طنین انداخت که از سوی حاضرین با استقبال زیادی روبرو شد.   ای رؤیاهای من ای رؤیاهای شیرین من خداحافظ ای خوشبختی شب های دراز کجایی ؟ مگر نمی بینی که خواب آرامش بخش از دیدگان من گریخته و مرا در تاریکی عمیق شب خاموش و تنها گذاشته است ؟ بیدارم و نومیدم به رؤیاهای خود می نگرم که بال و پر گشوده اند و از من می گریزند اما روح من با غم و حسرت این رؤیاهای عشق را دنبال می کند ای عشق ای عشق پیام مرا بشنو این رؤیاهای دلپذیر را به نزد من باز فرست کاری کن که شامگاهان مست باده خیال در خواب روم و هرگز بیدار نشوم (مترجم: دکتر شجاع الدین شفا)   همعصران پوشکین می گویند که وقتی از زنی خوشش می آمد، رفتارش بسیار وسوسه انگیز می شد و اگر شخص دلچسبش نبود، با بی حوصلگی و سردی گفتگو می کرد تا رهایش کنند.   نابغه ادبیات روس در سن جوانی برای حفظ غرورش معشوق احتمالی همسرش را به یک دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از آن درگذشت. ولی طرف مقابل فقط جراحتی جزئی از ناحیه دست برداشت.    تهیه کننده: دکتر فرزانه شفیعی منبع اصلی: اسپوتنیک https://ir.sputniknews.com/opinion/201706092577160/ -- ]]> فرهنگ و هنر Sat, 10 Jun 2017 09:25:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3199/رویای-پوشکین-زبان-فارسی روسیه و فرانسه در مسیر همکاری؛ آیا تحولات جدیدی در راه است؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3197/روسیه-فرانسه-مسیر-همکاری-آیا-تحولات-جدیدی-راه ایراس: سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه در 29 ماه می  به فرانسه به مناسبت سیصدمین سالگرد گشایش روابط سیاسی دو کشور بزرگ روسیه و فرانسه،  ذهن تحلیلگران و ناظران منطقه ای را  به اهداف مسکو از انجام این سفر معطوف داشته است. دیدار پوتین با امانوئل مکرون که به تازگی سکان قدرت در کاخ الیزه را در دست گرفته،  نشان از عزم دستگاه دیپلماسی روسیه در جهت کاهش دادن سطح اختلافات و عادی سازی روابط طرفین دارد. گفتنی است که دولت روسیه در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری فرانسه از حزب افراطی ملی گراها به رهبری خانم لوپن حمایت می کرد و در این راستا گزارشهایی مبنی بر هک کمپین تبلیغاتی مکرون از سوی روس ها نیز مطرح شد. از این رو با توجه به گمانه زنی های تمایل روسیه به پیروزی خانم لوپن، این طور پیش بینی می شد که با پیروزی مکرون، روابط دو کشور وارد دور جدیدی از تنش شود؛ به ویژه اینکه مکرون جوان در مناظرات انتخاباتی در مورد تحریم های روسیه، خواستار تداوم و حتی تشدید تحریم ها تا اجرای کامل توافقات مینسک شده بود. با عطف به این موضوع، به نظر می رسد مقامات کرملین با آگاهی از موقعیت منطقه ای و وضعیت داخلی شان تمایلی به تشدید تنش با همسایگان غربی خود ندارند. پیش قدمی روسیه در گسترش باب همکاری با دولت جدید فرانسه بیش از هر چیز نشانگر این امر است که کرملین به دنبال عادی سازی روابط با قدرت های بزرگ اروپایی است (1).   در تحلیل رفتار جدید روسیه نسبت به کشورهای اروپایی باید به دو مسئله مهم اقتصادی (تحریم) و سیاسی (انزوای بین المللی) اشاره کرد. امروز روسیه بیش از هر دوران دیگر در معرض فشار و تنش بین المللی قرار دارد. اخراج این کشور از گروه هشت کشور بزرگ اقتصادی، تحریم های فزاینده بین المللی و اتهامات گاه و بیگاه قدرت های بزرگ غربی نسبت به رفتارهای مداخله جویانه روسیه در تحولات اکراین و سوریه همگی دال بر تنش مسکو با طرف های غربی است. پیدایی این وضعیت، روسیه را  در طی سه سال اخیر به تحمل فشارهای فزاینده ای مجبور ساخته است. تحریم های هوشمند قدرت های بزرگ غربی آثار بسیار زیان باری بر اقتصاد و صنعت روسیه برجای گذاشته است. هم اکنون بخش های بزرگی از پروژه های بزرگ صنعتی روسیه در قطب جنوب و دریای کارا به حالت تعطیلی در آمده اند. علاوه بر تعطیلی بخش هایی از صنعت روسیه، در عرصه پولی و مالی نیز این کشور دچار ضرر و زیان های قابل ملاحظه شده است. در نتیجه تحریم های اقتصادی غرب، روبل، پول ملی روسیه بیش از 50 درصد ارزش خود را از دست داده است. ارزش روبل در فوریه 2014 برابر با 8/2 سنت بود. این ارزشگذاری در ژانویه 2016 به 2/1 سنت رسید که نشان از سقوط 57 درصد ارزش پول ملی روسیه دارد. متناسب با کاهش ارزش پول روسیه در بازارهای جهانی، تولید ناخالص ملی روسیه نیز با وضعیت نگران کننده ای مواجه شده است. بنا به گزارش بانک جهانی تولید ناخالص ملی روسیه در سال2014 برابر با 2.053 تریلیون دلار بود. این میزان در سال 2015 به رقم1.331 تریلیون دلار رسید که تقریبا افت 35 درصدی را نشان می دهد.   نیازی به تصریح نیست که اقتصاد روسیه متکی به درامدهای ناشی از فروش نفت است و دولت این کشور پروژه های بزرگ صنعتی  را با نرخ نفت 100 دلاری تنظیم کرده است. این در حالی است که طی سالهای اخیر قیمت نفت به زیر 30 دلار هم رسید(2). از این رو بخش های اقتصادی و صنعتی روسیه با وضعیتی شکننده مواجه شده و از آنجایی که هیچ نشانی از تعلیق تحریم های ضدروسی در بروکسل و واشنگتن دیده نمی شود؛ نگرانی مقامات روسیه از باب تاثیرات نامطلوب این تحریم ها در درازمدت بیشتر شده است. ظهور چنین وضعیتی رهبران روسیه را به تکاپوی جدی برای برهم زدن موازنه پدید آمده علیه منافع و امنیت اقتصادی این کشور در میان مجموعه کشورهای غربی واداشته است.   مقامات کرملین برای فائق آمدن بر وضعیت پیش رو دست به راهکارهای متعددی زدند. در این چارچوب، به نظر می رسد که روس ها دست به اقدامات ایذایی در میان کشورهای غربی همچون تلاش  برای روی کار آمدن احزاب ملی گرا کرده اند. از دید روسیه تقویت گروههای ملی گرا در غرب از دو سو منافع روسیه را در نظام بین الملل تقویت می کند. ابتدا اینکه این گروهها مخالف وحدت و همگرایی داخلی (غرب متحد در برابر روسیه) هستند. این امر در صورت تحقق، زمینه ساز از هم گسستن اجماع بین المللی علیه روسیه می شود. از سوی دیگر بسیاری از گروههای ملی گرا نگاه خوش بینانه و توام با همکاری جویی با روسیه و هیات حاکمه فعلی آن دارند. از دید این گروهها نباید صرفا به خاطر اتفاقات کوچکی (!) همچون اکراین و سوریه، قدرت بزرگ و تاثیرگذاری همچون روسیه را از صحنه اقتصادی و سیاسی جهان حذف کرد. این استراتژی تاکنون مطالبات و نیات روسیه را برآورد نکرده است. در فرانسه بر خلاف تبلغیات و حمایت های پیدا و پنهان روسیه، امانوئل مکرون از افراد نزدیک به حزب سوسیالیست به قدرت رسید. در آن سوی اتلانتیک نیز با وجود روی کار آمدن ترامپ، نه تنها شاهد تقرب و نزدیکی روسیه و آمریکا نشدیم بلکه به مراتب شاهد افزایش زمینه اختلافات میان دو کشور بر سر بحران سوریه و مسئله نفوذ روسیه در سیستم انتخاباتی آمریکا نیز هستیم.   با به بن بست رسیدن سیاست مقابله جویانه روسیه با قدرت های غربی، مقامات کرملین به استراتژی همکاری جویانه با دولت های مستقر غربی روی آورده اند. دیدار با خانم آنگلا مرکل در شهر سوچی، رایزنی های دیپلماتیک با مقامات آمریکا و سفر به کاخ الیزه و دیدار با مکرون جوان، نشان از تغییر رویه در رویکرد سیاست خارجی روسیه دارد. رئیس جمهور روسیه در هر سه این دیدارها و تماس های تلفنی تلاش داشت چهره ای همکاری جویانه و مسئولیت پذیر از کشورش نزد رهبران قدرت های غربی ارائه دهد. پوتین در کاخ الیزه با یاداوری قدمت طولانی روابط سیاسی دو ملت، در پی ترسیم فضایی متفاوت از کشورش نزد رئیس جمهور جوان فرانسه بود. در همین راستا روسیه ضمن اعلام آمادگی برای کمک به توقف درگیریهای در سوریه این پیام را به دولت فرانسه و دیگر قدرت های مهم غربی داد که مسکو به عنوان شریکی قابل اعتماد، آماده تعامل با اروپایی ها در حل بحران های منطقه ای می باشد. در این بین مسکو به دنبال باز شدن گره های اقتصادی و بسته های سنگین تحریمی اروپایی ها علیه روسیه است. بدین ترتیب، این محتمل خواهد بود که اگر که قدرت های غربی سیگنالهایی به مسکو جهت تخفیف بسته های تحریمی بفرستند؛ می توان در انتظار رخدادهایی جدید در رابطه با حل بحران اکراین  و تبع آن ترمیم روابط روسیه با قدرت های غربی نیز بود.     نویسنده: نیکنام ببری - دانشجوی دکترای روابط بین الملل، دانشگاه اصفهان   یادداشت ها: 1-https://www.washingtonpost.com/news/worldviews/wp/2017/05/29/the-putin-macron-handshake-the-world-was-waiting-for/?utm_term=.fd1b44d68a47 2-http://www.politifact.com/punditfact/statements/2017/feb/21/anthony-tata/how-have-sanctions-impacted-russias-economy/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 10 Jun 2017 07:52:28 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3197/روسیه-فرانسه-مسیر-همکاری-آیا-تحولات-جدیدی-راه «حلقه زرین روسیه» چیست؟ http://www.iras.ir/fa/doc/report/3194/حلقه-زرین-روسیه-چیست ایراس: در هر کشوری مکانهایی وجود دارد که از آنها به عنوان آثار تاریخی آن کشور یاد می کنند. چنین مکانهایی در روسیه نیز وجود دارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که بهترین روش آشنایی با فرهنگ کشور روسیه، سفر در طول حلقه زرین آن است. این مسیر شناخته شده از 8 شهر تاریخی می گذرد که آثار معماری و فرهنگی تاریخی را از زمان روسیه باستان در خود جای داده اند.   حلقه زرین چیست؟ حلقه زرین تاریخچه ای غنی و پر حادثه ای دارد، که نه تنها توسط روسیه، بلکه توسط یونسکو هم نگهداری می شود. همه هشت شهر در اطراف مسکو قرار دارند که به صورت نمادین تشکیل یک حلقه را می دهند. اصطلاح "حلقه زرین" در دهه  60 قرن بیستم توسط ژورنالیستی به نام یوری بیچکوف رواج یافت که در روزنامه «ساوتسکایا راسیا» چندین مقاله در خصوص اماکن تاریخی اطراف مسکو به چاپ رساند. در سال 1974م. روسیه برای حفظ آثار تاریخی راهنمایی با عنوان "در مسیر حلقه زرین" به چاپ رساند که همین راهنما باعث معروفیت و مشهوریت این مسیر در کشور شد. در کنار این هشت شهر اصلی، یک فهرست دیگری هم وجود دارد که شامل 20 نقطه دیگر هم می شود. برای اینکه بتوان یک دور کامل این مسیر را طی کرد به حداقل یکماه زمان نیاز است. به همین دلیل، بسیاری از توریست ها ترجیح می دهند که مسیرهای کوتاه اطراف مسکو را بازدید کنند که فقط به چند روز زمان نیاز است.   فهرست شهرهای حلقه زرین حلقه زرین میراثی گرانبها از معماری قدیمی روسیه است که طبیتی زیبا و هنرهای خارق العاده دست را در خود جای داده است. در هر یک از این مناطق می توان چیزهای جالبی را پیدا کرد و با تاریخ روسیه باستان آشنا شد.   سرگیف پاساد سرگیف پاساد به دلیل تثلیث مقدس سرگیوا لاورا معروف شده است. این مکان یکی از بزرگترین معابدروسیه است که در قرن 14م. توسط سرگی رادونژسکی ساخته شده است. این مجموعه بسیاری از آثار تاریخی از قرن 15 تا 19 را در خود دارد، از جمله کلیسای جامع سنگ سفید که مقبره سازنده اش هم در آنجا وجود دارد. علاوه بر این معبد، موزه اسباب بازی نیز در این شهر وجود دارد که کلکسیون بی نظیری از اسباب بازی های ملی روسیه، اسباب بازی های سال نو و اسباب بازی های غربی را نگهداری می کند.   ولادیمیر جاذبه اصلی شهر ولادیمیر اثر تاریخی روسیه باستان به نام "دروازه های طلایی" است که در سال 1164 با هدف پیروز شدن و دفاع کردن ساخته شد.     در نگاه اول به شهر کلیساهای تک بنا با گنبد طلایی به چشم می خورد؛ کلیساهایی چون اوسپنسکی، دمیتریفسکی و ترائیتسی. همچنین زندان مرکزی ولادیمیر در این شهر قرار دارد که شاعر روسی میخاییل کروگ درباره آن شعر سروده است.   کوستروما یکی از اماکن دیدنی و کلیدی کوستروما معبد ایپاتیفسکی است که در متون خطی سال 1432 از آن یاد شده است. مساحت قسمت مردانه به دو بخش تقسیم می شود – شهر جدید و شهر قدیم. در این شهر همچنین برخی آثار تاریخی فوق العاده ای وجود دارند که معماری بی نظیر و تکرارنشدنی خود را حفظ کرده اند. بسیاری از گردشگران تنها برای بازدید از موزه "کاسترومسکایا سوابودا" و یا معبد "باگایاولنسکا-آناستازینی" به کوستروما سفر می کنند.   سوزدال در شهر سوزدال بیشترین توجه را بخش قدیمی و باستانی آن، یعنی «سوزدالسکی کرمل» به خود جلب می-کند. کرملی که حدود هزار سال قدمت دارد.   اتاق های اسقف اعظم و کلیسای جامع "راژدستوو باگارادیتسی" نیز جالب توجه هستند. علاوه بر کرمل، چندین مجموعه معابد و بیش از 50 کلیسا در سوزدال وجود دارد.   ایوانووا شهر عروسان، که در زمان اتحاد جماهیر شوروی به دلیل وجود کارخانه های بافندگی خود به شهرت رسید. خیابان های این شهر حوادث بیشماری از زمان پس از انقلاب را در دل خود دارند. در وهله اول شهر ایوانووا به دلیل وجود آثار تاریخی مربوط به دوره کنستراکتیویسم یا ساخت گرایی و معبد وویدیونسکی است که در قرن 20 در اطراف کلیسا احداث شده، معروف است. در معبد یادبود و مقبره حدود 168 قدیس وجود دارد و من جمله یادبود ولادیمیر وویدیونسکی.   یاراسلاول یاراسلاول یکی از قدیمیترین شهرهایی است که در جوار رودخانه ولگا به وجود آمدخ است. تاریخ پیدایش این شهر را در سال 1110 تخمین زده اند که در خود حدود 140 بنای تاریخی را جای داده است. قدیمیترین بنای شهر، معبد سپاسکی است که در نیمه اول قرن 16 در کنار آثار باقی مانده از بنای قدیمی-تری ساخته شده است. اصیل ترین و ناب ترین بنای روسی، کلیسای یوهان پریتچ است که دارای 15 گنبد می باشد.   ولیکی راستوف به دلیل وجود اماکن دیدنی بیشمار، به نظر می رسد که این شهر یکی از مهمترین شهرهای روسیه باستان به شمار می رفته است. راستوفسکی کرمل به دلیل داشتن کلیساهای متعدد و معبد سپاسا-یاکاولفسکی که در سال 1389 بنا شده است، دارای ارزش زیادی می باشد.   پرسلاول-زالسکی بسیاری از گردشگران تنها به دلیل بازدید از پنج معبد و نه کلیسا به پرسلاول-زالسکی سفر می کنند. و در این میان کلیسای جامع سپاسا-پری آبراژنسکی که توسط یوری دالگاروکی در سال 1152 بنا شده است، به خوبی حفظ و نگهداری شده است. به علاوه اینکه در شهر موزه های زیادی وجود دارد که معروفترین آنها موزه پرسلافسکی است که شامل گالری نقاشی، نمایشگاه صنایع چوبی، پیکرنگاره ها و آثار هنری روسیه باستان است. تهیه گزارش: ستاره محمدی، عضو شورای نویسندگان ایراس پایان گزارش/ ]]> روسیه و اروپای شرقی Thu, 08 Jun 2017 10:27:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3194/حلقه-زرین-روسیه-چیست رئیس جمهور ترامپ و بلوک قدرت وی: چالش‌های امنیتی روسیه؛ وِرُنیکا کراشِنینکُوا http://www.iras.ir/fa/doc/article/3192/رئیس-جمهور-ترامپ-بلوک-قدرت-وی-چالش-های-امنیتی-روسیه-و-ر-نیکا-کراش-نینک-وا ایراس: درسال‌های آینده روسیه ناگزیر است با رئیس جمهور دونالد ترامپ و دولت وی کار کند. برای آنکه این کار بیشترین تأثیر و کارآمدی را داشته باشد ما باید به طور جزئی و تفضیلی دریابیم که رئیس جمهور جدید و اعضای تیم وی معرف چه چیزی هستند. مقاله تحلیلی پیش رو توسط نویسنده‌ای به تحریر درآمده است که در رابطه با نظام امریکا و نسبت به هرکسی که در آن روی کار بیاید دیدگاه انتقادی دارد. از قرار معلوم نویسنده‌ی این مطلب یکی از نخستین کارشناسان روسی منتقد نسبت به دولت باراک اوباما و هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه وی در سال 2011 بود که آن ایام اوج سیاست به اصطلاح «بازشروع» یا (ری ست) به شمار می‌آمد. در سال 2012 نویسنده مبتکر «قانون عوامل خارجی» بود که تا  حد زیادی در زمینه فعالیت سازمان‌های غیرتجاری در روسیه سامان یافت. ----------  نویسنده مقاله، وِرُنیکا کراشِنینکُوا، عضو اتاق عمومی فدراسیون روسیه، برنامه ارشد «پراگنُز» (پیش‌بینی)، مدیر کل موسسه پژوهش‌ها و طرح‌های ابتکاری سیاست خارجی است. ---------- دریافت متن کامل (PDF) تحلیل انتقادی از دولت ترامپ مستلزم درنظرگرفتن منافع بلندمدت فدراسیون روسیه و کشوری است که جانشین اتحاد شوروی و پیروزی بزرگ بر فاشیسم است. جهان یک ساختار دوبعدی متشکل از «لیبرال‌ها» و «محافظه‌کاران» نیست. جهان حداقل دارای یک ساختار سه بعدی است. همانطور که در دهه 1930 اتحاد شوروی از امریکا به عنوان سیستم سرمایه‌داری انتقاد می‌کرد. آدُلف هیتلر نیز دارای مواضع ضدیهود بود: اما انتقاد از امریکا به اتحاد جماهیر شوروی و رایش سوم نینجامید و این امر در 22 ژوئن 1941 کاملا آشکار شد.   هرج و مرج خاصی که با انتخاب ترامپ در نظام امریکا به وجود آمد بدون تردید، پنجره‌ای از فرصت برای روسیه گشوده است. با این حال، این «پنجره» ممکن است نسبتا به سرعت بسته شود. برای استفاده از این فرصت، باید به‌سرعت و بادقت شخصیت‌ها، ایدئولوژی و ماهیت عملکرد رئیس جمهور جدید را مورد مطالعه قرار دهیم.     *** پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا نه تنها به معنای شکست احزاب دموکراتیک که بلکه به معنای شکست حزب جمهوری‌خواه میانه‌رو هم بوده است. تجسم این اکثریت جمهوری‌خواه، همواره ژنرال آیزنهاور بود که در طول جنگ جهانی دوم فرماندهی قوای نظامی امریکا را برعهده داشت. جرج بوش پدر هم علیه کشورهای واقع در «محور» اقیانوس آرام قرار گرفت (وی همچنین متعلق به بخش مرکزی جمهوری‌خواه سنتی بود که از حمایت از ترامپ امتناع ورزید. آیزنهاور از نظر اعتقادات، جمهوری‌خواه محافظه‌کاری است که ژنرال جرج پاتن را از فرماندهی برکنار کرد، چراکه وی با برنامه نازی‌زدایی مخالف بود، تئوری توطئه یهودستیزی را تشویق می‌کرد و درصدد بود جنگ با رایش سوم را  به جنگ علیه اتحاد شوروی بکشاند.   جناح راست حزب جمهوری‌خواه ضمن جانبداری از ترامپ وارث گروه منزوی «کمیته امریکا بالاتر از همه» است که تا پیش از حمله به پرل هاربر (Перл Харбор) در دسامبر 1941 وجود داشت. این کمیته نمایندگان بانفوذ دیدگاه‌های طرفدار نازی از قبیل هنری فورد (Генри Форд)) و چارلز لیندبرگ (Чарльз Линдберг) را متحد کرده بود که البته نه به دلیل صلح‌طلبی آنها بلکه به این علت که از هیتلر حمایت می‌کردند خواهان ممانعت از ورود امریکا به جنگ بودند. زمانی که ترامپ به طور علنی اعلام می‌کند «امریکا بالاتر از همه» است، وی آگاهانه از هواداران امروزی آنها کمک خواسته است.   اول دسامبر 2016  ترامپ - رئیس جمهور منتخب- اظهار داشت که قصد دارد جیمز متیس ژنرال سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده را در پست وزارت دفاع منصوب نماید. ترامپ با افتخار خاطرنشان کرد که متیس -«جرج پاتن امروزی است».   پاتن در خاطرات خود این جملات را ثبت کرده است: «دشواری درک روس‌ها در این  است ما از واقعیت عدم تعلق آنها به اروپا واقف نیستیم، آنها در واقع به آسیا تعلق دارند و از این رو به گونه‌ای دیگر می‌اندیشند. لذا ما به قادر به درک روس‌ها نیستیم همانطور که نمی‌توانیم  چینی‌ها یا ژاپنی‌ها را بفهمیم، با وجود تجربه زیاد از معاشرت و تعامل با آنها باید گفت، بدون احتساب این شناخت که برای کشتن آنها چه مقدار سرب و آهن نیاز است، شخصا علاقه خاصی برای فهمیدن آنها ندارم. علاوه بر دیگر خصایص «شاخص» طبع روس‌ها باید گفت که آنها حیات بشری را محترم نمی‌شمارند، آنها حرامزاده، بربر و الکلی‌های مزمن هستند...».   پاتن در 21 دسامبر 1945 در تصادف اتومبیلش با یک کامیون به شدت مجروح شد و بر اثر جراحت شدید درگذشت. از این پس، وی به چهره‌ی سمبولیکی برای تمامی راستگرایان افراطی محافظه‌کار امریکا تبدیل شد.   این امر حائز اهمیت است که به یاد داشته باشیم، هم ژنرال متیس و هم ژنرال فلین که از جانب ترامپ در پست مشاور امنیت ملی منصوب شده بود (در حال حاضر برکنار شده است)، از ژنرال‌های اوباما بودند. با وجود این، قرقی‌های دولت رئیس جمهور دموکرات، آنها را عزل کردند، چراکه این دو «راست افراطی»، سیاست به مراتب خطرناکتر و افراطی‌تری را دنبال  می‌کردند.   دوستی با روسیه به سبک ترامپ ظاهرا پس از برقراری «دوستی» ریگان و گورباچف - به خاطر داشته باشیم که ریگان بازیگری قهار بود - فاز فعال فروپاشی شوروی بنا نهاده شد که توسط یلتسین خاتمه یافت. اظهارات چاپلوسانه ترامپ درباره پوتین هم دقیقا به همان صورت، وظیفه تیلرسون و فرماندهی نظامی وی را برای سرکوبی روسیه و متحدان آن یعنی ایران و چین، «راحت کرده است».    تصور در این باره که ترامپ شیفته و مفتون روسیه و رئیس جمهور پوتین شده و خواهان دوستی با وی است توهمی بیش نیست. ترامپ، اساسا انسانی نادان و فوق‌العاده حریص است، وی بی‌درنگ این ادعاهای تبلیغاتی امریکا را پذیرفت که پوتین سرزمین‌های مجاور روسیه (اوستیای جنوبی و کریمه) را تصرف کرده و با اقتدار و به نفع حلقه محدودی از الیگارش‌ها بر کشور حکومت می‌کند. در واقع چنین شخصی باب میل ترامپ است، از آنجایی که خود وی، خواهان انجام چنین اقداماتی است. ستایش ترامپ از پوتین بیش از آنکه تأییدی برای وی باشد توهین نسبت به اوست.   همچنین به دروغ از علاقه مشترک ترامپ و پوتین به هنرهای رزمیِ ترکیبی و آشنایی آنها با فئودور یِمِلیاننکو (Федор Емельяненко) قهرمان هنرهای رزمی، که ترامپ از سخنان وی در امریکا حمایت کرد سوء تعبیر شده است. در آن زمان آشنایی زود هنگام پوتین با ورزش جودو که بر پایه اصولی همچون «انصاف» و «بازی جوانمردانه» قرار دارد به عنوان سرگرمی مورد علاقه وی، و گرایش ترامپ نسبت به هنرهای رزمی خشن که بر پایه‌ی تمایل به خشونت و سطله‌گری است، مورد توضیح و تفسیر قرار می‌گرفت.   زمانی که ترامپ وعده داد با پوتین همانند «دو مرد» سخن بگوید، آمادگی و تمایلی برای مذاکرات بین دو شریک برابر وجود نداشت. ترامپ اصطلاح خاصی از فیلم وسترن (Вестерн) را بکار می گیرد، جایی که کلانتری که کلاه سفیدی به سر داشت با این عبارت که وی برای حل مشاجره به کمک هفت‌تیر اقدام می‌کند، گاوچران فقیر کلاه سیاه را مورد خطاب قرار می‌دهد. البته، کلانتر همواره در چنین دوئل‌هایی فائق می‌آید.   ترامپ تصور می‌کند که امریکای «بزرگ» دیگربار پلیس جهان خواهد شد. محاسبه ترامپ برای پیروزی در «تبادل آتش» به منزله تمایل صریح و آشکار امریکا برای افزایش قابل توجه بودجه نظامی این کشور و زرادخانه‌های هسته‌ای آن است. البته زرادخانه هسته‌ای امریکا برای روسیه و چین درنظر گرفته شده است (امریکا برای سوریه یا ایران به حد کافی سلاح متعارف در اختیار دارد). پیشنهاد «دوستی» از سوی ترامپ، گزینه نظامیِ طرح «بازشروع» اوباما و کلینتون است که با توجه به خصوصیات روانی و روحیات رئیس جمهور روسیه آماده شده است.   ناتو، خاورمیانه، چین: آنچه از ریاست جمهوری ترامپ در انتظار آنهاست ایران و چین مهمترین متحدان روسیه در جبهه‌های جنوب غربی و جنوب شرقی هستند. سه کشور ضمن همکاری با یکدیگر چه در سطح دوجانبه و چه در چارچوب سازمان همکاری‌های شانگهای، از این ظرفیت برخوردارند که کل منطقه‌ی واقع در امتداد مرزهای جنوبی روسیه، از دریای مدیترانه تا اقیانوس آرام را توسعه داده و ایمن نمایند. ریاست جمهوری ترامپ نشان داد که تنش و وخامت در سراسر این جبهه افزایش خواهد یافت، و خیلی بیشتر از مواضع نسبتا تهاجمی که در زمان ریاست جمهوری اوباما اتخاذ شده بود پیشروی خواهد کرد. مشاوران نظامی ترامپ خواستار افزایش حضور نظامی در افغانستان و عراق هستند، شرکت اکسون (Exxon) هم آماده ایفای نقشی تعیین‌کننده در شناسایی و بهره‌برداری از منابع عظیم انرژی منطقه می‌باشد.         ژنرال متیس، ضمن آنکه در سال‌های 2007 تا 2009 هدایت فرماندهی مشترک تحول ناتو را برعهده داشت، مسئول توسعه قابلیت نظامی اوکراین و گرجستان و هماهنگی استفاده و بهره‌برداری از آن نیز بوده است. این امر، در نهایت به شکست گرجستان در اوستیای جنوبی در سال 2008 انجامید. کاملا بدیهی است که متیس  درصدد برچیدن برنامه‌ های ناتو برای پیشروی به جانب شرق نیست.   ترامپ برنامه‌ای برای کاهش عملیات ناتو در نظرندارد. این امر مستلزم افزایش حق عضویت کشورهای عضو در بودجه سازمان است. انتقاد وی از ناتو واکنش به ادعاهای تاریخی راست‌های افراطی امریکا بود که بیم دارند اروپا تهاجمی‌ترین اقدامات امریکا را در اروپای شرقی و خاورمیانه محدود کند. آلمان از حمایت از امریکا برای ماجراجویی در لیبی در سال 2011 امتناع ورزید. آلمان و فرانسه سعی‌کردند برای جلوگیری از برنامه‌های تهاجمی امریکا در رابطه با اوکراین، مذاکرات جداگانه‌ای با روسیه ترتیب دهند. امریکا که در شرایط جلب حمایت کامل ناتو نبود با هدف افزایش توان نظامی اوکراین یک سری توافق دوجانبه با این کشور منعقد کرد.       روبرت دریفوس (Роберт Дрейфус) کارشناس امریکایی در امور خاورمیانه در مقاله اخیر خود خاطرنشان کرد: «انتصابات ترامپ در حوزه سیاست خارجی برای تحریک جنگ با ایران آمادگی دارند». به یاد دارم که متیس قبلا، به ویژه به دلیل تلاش برای گسترش بی‌ثباتی شدید در سوریه و دمیدن در آتش گسترده‌ای که ایران را مورد هدف قرارداده بود، برکنار گردید.   بلافاصله پس از آنکه متیس در آگوست 2010 مسئول نیروهای امریکایی در خاورمیانه شد اوباما از وی خواست تا فهرست مهمترین وظایفش را ارائه دهد. متیس در پاسخ سه مورد از مهمترین وظایف خود را به شرح زیر برشمرد: «شماره 1- ایران، شماره دو- ایران، شماره سه - ایران».   روزنامه «واشنگنن پست» به نوبه خود هشدار داد: «ژنرال‌های جنگ‌طلب ترامپ، اسلام و ایران مبارز را به عنوان تهدیدی جدی تلقی می‌کنند». کتاب «میدان جنگ» فلین هم که در جولای سال 2016 منتشر شد درواقع فراخوانی برای جنگ با ایران به شمار می‌آید.   با توجه به اینکه رئیس جمهور ترامپ و منصوبان نظامی وی مخالف توافق هسته‌ای با ایران هستند، بعید است سعی در پیداکردن بهانه‌ای برای به چالش‌کشیدن این کشور با مقاومت جدی مواجه شود. بدون شک، ژنرال جُن کلی (Джон Келли) وزیر امنیت داخلی امریکا، نگرانی در رابطه با عراق را در جامعه امریکا تشدید خواهد کرد. وی به گونه‌ای پارانوئیدی یقین حاصل کرده است که ایران بدون کم وکاست درصدد گسیل‌داشتن تروریست‌های شیعی و جهادگران «حزب‌الله» از طریق امریکای لاتین  به ایالات متحده امریکاست.   اظهارات ضدچین ترامپ، از جمله قصد وی برای خاتمه‌دادن به سیاست «چین واحد»، مورد حمایت رکس تیلرسون (Рекс Тиллерсон) وزیر امور خارجه امریکا هم قرار گرفته است. وی بر این باور است که سیاست چین در دریای چین جنوبی «مشابه اشغال کریمه توسط روسیه» است. وی در این باره گفته است: «ما باید این پیام روشن را به چین بدهیم که ساخت جزایر باید متوقف شود، و دوم آنکه دسترسی چین به این جزایر مجاز نخواهد بود»   در بالاترین سطوح در مباحث مربوط به استراتژی، همراه با فلین و متیس، استیون بنن (Стивен Бэннон) رئیس پورتال اینترنتی راست افراطی «بریتبارد نیوز» (Breitbart News)، بانکداری که قبلا در پنتاگون مشغول به کار بوده است نیز حضور دارد. به نظر می‌رسد انتخاب یکی از حامیان برجسته نژادپرستی در نقش «استراتژیست اصلی و مشاور ارشد» کاخ سفید توسط ترامپ بسیار شومتر باشد. بیش از یک سال قبل از انتخابات، خبرگزاری «بلومبرگ» (Блумберг) هشدار داد: «استیون بنن – خطرناکترین استراتژیست سیاسی امریکاست».   کادر تمام تصمیمات را اتخاذ می‌کند: متیس، پامپئو (Помпео)، کلی و کوآتس (Коатс) ارائه دهنده‌ی سیاست بلوک قدرت رئیس جمهور ترامپ هستند.   انتخاب ترامپ – به معنای پیروزی تهاجمی‌ترین جناح سرمایه مالی ایالات متحده امریکاست. سرمایه مالی به منزله ادغام سرمایه بانکی و صنعتی در طلیعه قرن بیست است. از آغاز بحران 2008 سرمایه مالی امریکا تصریح کرد به عنوان نیروی غالب جهانی سود و جایگاه خود را در معرض خطر می‌بیند.   این چالش ها از چند سو به سرمایه مالی امریکا تحمیل شده بود: از جانب روسیه که از پیشنهاد مصرانه امریکا برای سیاست «بازشروع» که در ارتباط با اهداف این کشور بود، امتناع ورزید. از جانب ایران که در برابر موقعیت غالب امریکا در نفت و گاز سرشار خاورمیانه مقاومت می‌کرد. همچنین این چالش‌ها از جانب چین که به سرعت در حال پیشرفت است هم بر امریکا تحمیل می‌شد؛ امریکا توسعه چین را تهدیدی برای تسلط بر منابع خام موجود در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا تلقی می‌کند.      ادامه دارد ...     دریافت متن کامل (PDF)   «آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»   ]]> سیاست خارجی Wed, 07 Jun 2017 12:17:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3192/رئیس-جمهور-ترامپ-بلوک-قدرت-وی-چالش-های-امنیتی-روسیه-و-ر-نیکا-کراش-نینک-وا