موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين روسیه و اروپای شرقی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Wed, 23 Oct 2019 19:55:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 23 Oct 2019 19:55:37 GMT روسیه و اروپای شرقی 60 نگاهی به آخرین وضعیت روابط روسيه با اوکراین http://www.iras.ir/fa/doc/article/3866/نگاهی-آخرین-وضعیت-روابط-روسيه-اوکراین مقدمه روی کار آمدن ولادیمیر زلنسکی در اوکراین نشانه خستگی جمعیت کشور از سیاست پوروشنکو رئیس‌جمهور قبلی اوکراين بود که نسبت به روسيه سیاست آشتی ناپذیر پیاده کرده، ولی نتوانسته بود در بخش پس گرفتن اراضی از دست رفته به موفقیت برسد. پوروشنکو بر این اصرار داشت که اراضی شرق اوکراین که امروز دو جمهوری خارج از کنترل کی‌یف در آنها برقرار شده، در واقع تحت اشغال روسيه قرار دارد و مذاکره با نمایندگان آنها به منظور احیای تمامیت ارضی اوکراین در این بخش معنی ندارد. پوروشنکو سیاست حداکثر خصومت با روسيه را به منظور جلب آرای ملیگرایان افراطی پیشه کرده بود، چند ماه مانده به اتمام دوره ریاست جمهوری خود قرارداد دوستی و همکاری با روسيه را باطل کرده، در اقدامی ماجراجویانه ناوچه‌های اوکراینی را برای عبور از تنگه کرچ بین دریاهای سیاه و آزوف و رسیدن به بنادر اوکراینی در دریای آزوف اعزام کرد که با اسارت ملوانان اوکراینی به پایان رسیده و دو کشور را فی‌الواقع در آستانه جنگ قرار داد. پیروزی زلنسکی باعث شد این امید به وجود آید که در اوکراین خط مشی جدیدی پیشه شده و امکان دارد بتوان با روسيه و پوتین بر اساس این خط مشی به توافق رسید. در روابط روسيه با اوکراین چند موضوع بنیادی موجود است که در همه آنها طی دوران ریاست جمهوری زلنسکی تحولاتی رخ داد. آیا این تحولات ماهیت عاطفی خواهد داشت؟ پاسخ به این سئوال در آینده روشن مي‌شود. فعلاً که هیچ توافق بنیادی بین دو کشور حاصل نشده است. و از حالا مي‌شود گفت که توافق در مورد کریمه – منطقه از دست رفته اوکراین – بین دو کشور کار آینده بسیار دور است، اگر بطور کلی چنین توافقی ممکن باشد. در بقیه جهات، عوامل مختلف می‌تواند به نیل به توافق کمک کند ولی اینها اموری نیست که باعث تغییر عاطفی روابط مي‌شود.   روابط شخصی رؤسای جمهور دو کشور ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه هنوز از دوران مبارزه انتخاباتی در خصوص امکان نیل به توافق با ولادیمیر زلنسکی ابراز دودلی می‌کرد. دیدگاه رئیس‌جمهور روسیه پس از انتخاب شدن زلنسکی به سمت رئیس جمهور اوکراین هم تغییر چندان نکرد. از جمله پوتین به زلنسکی به مناسبت انتخاب شدن به این سمت تبریک نگفت. وی در همایش اقتصادی بین‌المللی سنت پطرزبورگ در خصوص علت تبریک نگفتن به زلنسکی اعلام نمود: "من این فرد را نمی‌شناسم. امیدوارم ما روزی آشنا شویم. بنظر می‌رسد او متخصص خوب حوزه‌ای بود که قبلاً در آن فعالیت می‌کرد، او هنرپیشه خوبی است" (این سخنان پوتین با خنده حضار مواجه شد، در روسيه زلنسکی اغلب دلقک نامیده مي‌شود زیرا در یک برنامه کمدی مشهور ایفای نقش می‌کرد). پوتین افزود "ولی بازی نقش کسی، و بودن کسی، از هم تفاوت دارد". وی گفت: "برای هنرپیشگی باید استعداد خاصی داشت، اما برای پرداختن به امور دولتی کیفیت‌های دیگری مورد نیاز می‌باشد"[1]. به گفته رئیس‌جمهور روسیه، زلنسکی فعلاً که به نحوی قابلیت خود را نشان نداده، و فقط اظهارات ضد و نقیضی از وی شنیده مي‌شود[2]. هرچند پوتین فردی است که خیلی راحت به دنبال اظهارات تندش اقدامات مطلقاً مغایر با سخنانش پیشه می‌کند. کافی است در این رابطه به اظهارات تند وی علیه ترکیه پس از سرنگون کردن جنگنده روسی در سوریه اشاره کرد که چند ماه بعد با در آغوش گرفتن اردوغان به پایان رسید. اینجا هم، پوتین یک ماه بعد از این اظهارات برای اولین بار با زلنسکی مکالمه تلفنی داشت. در مورد ترکیه احیای روابط با بظاهر عذرخواهی اردوغان توجیه شد. اینجا هم کرملین اعلام نمود مکالمه تلفنی طبق درخواست طرف اوکراینی انجام شده است. سران دو کشور امور حل و فصل درگیری جنوب شرق اوکراین و "فعالیت در جهت بازگشت افراد بازداشت شده در دو طرف" را بررسی کردند. رؤسای جمهور در مورد ادامه فعالیت در سطح صاحبنظران قرار گذاشته و همچنین امکان تماس در چارچوب گروه نورماندی را بررسی کردند. منبع آشنا با جریان مذاکرات رؤسای جمهور روسیه و اوکراین در محافل دیپلماتیک به روزنامه ايزوستيا گفت امکان دارد مسکو و کی‌یف بزودی برای نمایش اراده نیک خود به مبادله افراد بازداشت شده بپردازند[3]. پوتین همچنین قبل از مکالمه، بطور غیابتی به پیشنهاد زلنسکی برای مذاکره همراه با سران کشورهای اروپایی و آمریکا پاسخ مثبت داده بود. پوتین گفت روسيه هرگز از هیچ شکل پیشنهادی برای مذاکره سر باز نزده و از جمله با گسترش گروه نورماندی مخالفت نکرده است. وی ضمناً افزود اولاً ملاقات باید بطور مناسب تدارک دیده شود و ثانیاً انتخابات پارلمانی در اوکراین برگزار و دولت جدید کشور تشکیل شود. ثالثاً، به گفته پوتین، خودش نمی‌داند دیگر طرفین پیشنهادی زلنسکی به امر چه واکنشی نشان می‌دهند[4]. مکالمه تلفنی دوم رؤسای جمهور اندکی کمتر از یک ماه پس از اولین مکالمه انجام شد. ولادیمیر زلنسکی پس از این مکالمه اعلام نمود اولین مکالمه وی با پوتین طبق خواهش اقوام ملوانان اوکراینی به اسارت گرفته شده از طرف روسیه انجام شد و اساساً به آزادی ملوانان و اوضاع منطقه دونباس اختصاص داشت. به گفته وی، طی مکالمه تلفنی اول در مورد شکل و مهلت بازگشت ملوانان اوکراینی به خانه قرار گذاشته شد. اما در مکالمه تلفنی دوم به جزئیات پرداخته شد. زلنسکی اعلام نمود مسئله بازگشت ملوانان برای وی ماهیت انسانی دارد. وی همچنین اعلام نمود محتوای مذاکرات را نمی‌تواند علنی کند[5]. پس از این مذاکرات تلفنی بود که مبادله اسرا بین دو کشور ترتیب داده شد. و به دنبال موفقیت در مبادله اسرا، رؤسای جمهور بار دیگر تلفنی با یکدیگر در 7 سپتامبر مذاکره کردند. سران از مبادله اسرا ارزیابی مثبت به عمل آورده و گفتند این اقدام برای بهبود روابط اهمیت فراوان دارد. آنها همچنین امور مربوط به حل و فصل درگیری داخلی اوکراین را بررسی کردند. در این رابطه بطور اخص ضرورت رعایت آتش بس و جدایی پیگیر نیروها مورد تأکید قرار گرفت. همچنین در مورد ادامه فعالیت به منظور تدارک اجلاس سران گروه نورماندی قرار گذاشته شد[6]. به این ترتیب تاکنون رؤسای جمهور دو کشور شخصاً با یکدیگر ملاقات نکرده‌اند. جو روابط آنها را نمی‌شود خوب نامید. رئیس‌جمهور روسیه پس از این تماس‌های تلفنی به امکان برگزاری اجلاس گروه نورماندی (روسيه، اوکراین، فرانسه و آلمان) واکنش سرد نشان داده است. وی در ملاقات با همتای فرانسوی خود در اواخر اوت اعلام نمود: "من معتقد بودم و معتقدم که هر ملاقات باید نتیجه مشخص داشته باشد. بنظر من باید به امری نایل شد که قبلاً در مورد آن قرار گذاشته بودیم". وی بین اموری که باید قبل از ملاقات حل شود از رعایت قانون مربوط به موقعیت ویژه منطقه دونباس و اعلام عفو عمومی یاد کرد. با توجه به تفاوت بنیادی مواضع طرفین، تاکنون توافق خاصی در خصوص برگزاری اجلاس که به معنی اولین ملاقات شخصی رؤسای جمهور روسیه و اوکراین خواهد بود حاصل نشده است. به همین دلیل این موفقیت یک مورد انفرادی بنظر می‌رسد.   مبادله اسرا اسرای اوکراینی در روسيه یکی از بزرگترین مشکلات در روابط دو کشور بودند. سابقاً مبادله اساساً بین اوکراین و جمهوری‌های مردمی دونتسک و لوگانسک انجام می‌شد. چند مورد مبادله اسرا در دوران پوروشنکو رخ داد. در یکی دو مورد هم ویکتور مدودچوک تاجر بزرگ اوکراینی دارای روابط نزدیک با رئیس‌جمهور روسیه به مبادله اسرا بین طرفین کمک کرده بود. ولی به اسارت گرفتن خدمه ناوچه‌های اوکراینی در 26 نوامبر سال 2018 باعث شد روسیه و اوکراین بطور مستقیم با یکدیگر وارد درگیری شوند. روسيه طی تمام دوران ریاست جمهوری پوروشنکو بر این اصرار داشت که ملوانان اوکراینی فقط پس از محاکمه شدن در روسيه می‌توانند مبادله شوند. توافق در خصوص رهایی ملوانان یکی از نقاط مثبت در روابط دو کشور است که در دوران رئیس‌جمهور جدید اوکراین رخ داد. این امر در وهله اول به پاس مساعی رئیس جمهور اوکراین میسر شد که شخصاً با رئیس‌جمهور روسیه تماس گرفته و با وی در مورد مبادله به توافق رسید. رئیس جمهور اوکراین اعلام کرده بود پس از ملاقات با اعضای خانواده‌های اسرای اوکراینی تصمیم گرفت با پوتین در این مورد صحبت کند، زیرا صحبت با پوتین تنها راه برای آزاد کردن اسرای اوکراینی بود. در نتیجه این مبادله، 35 تن از طرف اوکراین با 35 تن از طرف روسیه مبادله شدند. بخش محسوس اسرایی که اوکراین به روسيه تحویل داد اتباع اوکراین بودند که طی جنگ داخلی اوکراین به اسارت گرفته شده بودند. علاوه بر این اوکراین کریل ویشینسکی (Kirill Vishinsky) رئیس دفتر خبرگزاري ريا نووستي در کی‌یف (تبعه اسبق اوکراین و تبعه کنونی روسيه)، چند نظامی روسيه که طی جنگ منطقه دونباس به اسارت گرفته شده بودند (روسيه خدمت آنها در ارتش را تکذیب کرده بود)T و چند تبعه روسيه و اوکراین که به جاسوسی متهم شده بودند را به روسيه پس داد[7]. روسيه در مقابل ملوانان به اسارت گرفته شده طی درگیری در تنگه کرچ و همچنین اولگ سنتسوف (Oleg Sentsov) کارگردان اوکراینی مقیم کریمه که در سال 2014 به اتهام ترتیب دادن گروه خرابکار به 20 سال حبس با اعمال شاقه محکوم شده بود. مسئله حبس و محکومیت سنتسوف در روسيه و جهان بازتاب بزرگ داشت. بسیاری از سازمان‌های بشر دوست، وی را زندانی سیاسی تلقی می‌کردند.  سازمان‌ها و انجمن‌های فعال در بخش سینمایی، کارگردانان دارای شهرت جهانی از پوتین درخواست کردند به آزادی سنتسوف کمک کند[8]. برغم این، رئیس‌جمهور روسیه به کرات در محافل مختلف مخالفت خود با رهایی سنتسوف را بیان کرده بود. رئیس‌جمهور روسیه همچنین با رهایی ملوانان اوکراینی مخالف بود. سخنگوی وی پس از اعلام حکم دادگاه بين‌المللي حقوق دریایی، اعلام نمود این دادگاه اختیار بررسی مورد مذکور را ندارد و آنها باید طبق قوانین روسيه محاکمه شوند[9]. هرچند روشن بود که آنها طبق دستورات اقدام کرده و تخلف آنها نمی‌توانست جرم کیفری تلقی شود. پس از رهایی 24 ملوان اوکراینی، سنتسوف، و 10 تن دیگر در اوایل سپتامبر، این معضله از روابط روسیه و اوکراین رفع شد.   روابط روسيه و اوکراین در حوزه گاز روسيه طی سال‌های گذشته فعالانه برای قطع کامل ترانزیت گاز از اوکراین اقدام کرده است. روسيه چند پروژه بزرگ در بخش ساخت خطوط لوله به سوی اروپا اجرا کرده که همه با هم باعث شده ترانزیت گاز روسيه از اوکراین بطور محسوس کاهش داده شود. پروژه‌های "جریان شمالی"، جریان ترکی، "جریان شمالی 2" از این قبیل هستند. ولی همه اینها به روسيه اجازه نداده از ترانزیت گاز از اوکراین رها شود. برعکس، اطلاعات موجود حاکی از این است که همراه با شدت یافتن درگیری دو کشور پس از سال 2014 و الحاق کریمه به روسيه، حجم ترانزیت گاز از اوکراین رو به رشد بوده است. منحنی تغییر حجم ترانزیت گاز روسيه از اوکراین[10] در این تصویر ستون‌های آبی رنگ و ارقام بالای آنها حجم کل ترانزیت گاز از اوکراین را منعکس می‌کند (رقم مربوط به سال 2018 تخمینی است). خط زرد رنگ سهم ترانزیت اوکراین در کل صادرات گاز روسيه را منعکس می‌کند. این منحنی نشان می‌دهد حجم ترانزیت در واقع در دوران قبل از انقلاب "میدان استقلال" اوکراین کاهش یافته و پس از آن حتی مدتی رو به رشد داشته است. رشد حجم مطلق ترانزیت، همراه با کاهش سهم درصدی آن در صادرات گاز روسيه، حاکی از رشد محسوس صادرات گاز روسيه به اروپا می‌باشد. و در شرایط حجم کنونی صادرات گاز روسيه به اروپا (که ضمناً پیشبینی مي‌شود درآینده رشد خواهد کرد) رهایی روسيه از وابستگی به سیستم حمل گاز اوکراین محتمل تلقی نمی‌شود. این امر حتی درصورت اجرای پروژه‌های جریان ترکی و "جریان شمالی 2" میسر نخواهد شد. این دو خط لوله همراه هم به روسيه اجازه می‌دهند سالانه 84 ميليارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند، ولی اینجا دو "اما" هست. اولاً بسیاری از کشورهای اروپایی درخواست دارند بر روسيه برای حفظ ترانزیت گاز اوکراین فشار وارد شود. مذاکرات طرفین طی تمام سالجاری در جریان بوده و هنوز به پایان نرسیده است. در ضمن قرارداد گاز روسيه با اوکراین در 31 دسامبر سالجاری منقضی مي‌شود. مذاکره با شرکت اتحادیه اروپا انجام مي‌شود که خودش هم سعی بر حمایت از منافع اوکراین دارد. اخیراً اتحادیه اروپا بر اساس شکایت لهستان دسترسی روسيه به ظرفیت خط لوله "اوپال" را محدود کرد. به احتمال قوی در مورد "جریان شمالی 2" هم تصمیم مشابهی اتخاذ مي‌شود. یعنی روسيه نخواهد توانست از تمام ظرفیت این خطوط لوله استفاده کند و بخشی از 84 ميليارد مترمکعب مذکور در دسترس نخواهد بود. ثانیاً، حجم مذکور، حتی درصورت میسر بودن استفاده کامل روسيه از آن، نمی‌تواند حجم ترانزیت از اوکراین را جبران کند. مضاف بر این، ظرفیت آنها در سطح حداقل لازم بوده و روسيه نمی‌تواند درصورت ضرورت مقادیر بیشتر گاز به اروپا صادر کند. برای مثال، 2 مارس 2018 گازپروم طی یک روز مقدار بی‌نظیر 718 میلیون متر مکعب گاز به اروپا صادر کرد، امری که بدون دسترسی به ظرفیت ترانزیت اوکراین نمی‌توانست میسر گردد[11]. آخرین دور مذاکرات سه‌جانبه روسيه، اوکراین و اتحادیه اروپا در مورد ترانزیت گاز روسيه از اوکراین 20 سپتامبر در بروکسل بدون پیشرفت محسوس به پایان رسید. ولی، به گفته آلکساندر نوواک (Alexandr Novak) وزیر انرژی روسیه، برای اولین بار طی سال‌های طولانی، مذاکرات در جو سازنده برگزار شد. وزیر روس می‌گوید مسکو آماده است طبق قوانین جدید اروپا کار کرده و ظرفیت مشخصی برای حمل از طریق اوکراین اختصاص دهد. صاحبنظران به روزنامه ايزوستيا گفتند مذاکره با رهبری جدید اوکراین می‌تواند باثمرتر از مذاکره با رهبری قبلی باشد و به همین دلیل احتمال دارد طرفین تا آخر سالجاری، یعنی روزی که مهلت عمل موافقتنامه جاری به پایان می‌رسد، به توافق برسند. آنها همزمان به این اشاره می‌کنند گازپروم قصد دارد برای مدت یک تا سه سال به ترانزیت گاز از اوکراین ادامه دهد، ولی اوکراینی‌ها می‌خواهند قرارداد 10 ساله امضا شود. ضمناً اقدام اتحادیه اروپا در جهت محدود کردن دسترسی گازپروم به خط لوله "اوپال" باعث مي‌شود موقعیت اوکراین در مذاکرات تقویت گردد[12]. همزمان اوکراین از آخر سال 2015 خرید گاز از روسيه را بطور کامل قطع کرده است. در اوکراین مسئله به عنوان اقدام در جهت رهایی از وابستگی به روسيه در بخش گاز معرفی شد. ولی در واقع اوکراین همان گاز روسيه را خریداری می‌کند. اوکراین اعلام می‌کند این گاز از کشورهای اروپایی دریافت مي‌شود، ولی صاحبنظران و مقامات روس به این اشاره می‌کنند که سیستم حمل گاز اوکراین قابلیت انتقال گاز در جهت معکوس را ندارد. رئیس‌جمهور روسیه ادعای مربوط به انتقال گاز در جهت معکوس را مهمل بافی نامید[13]. یعنی در واقع گاز روسيه که بر فرض به لهستان فروخته شده، در اوکراین مصرف شده و سپس کی‌یف مبلغ مربوطه را به ورشو پرداخت می‌کند. در نتیجه این سیاست قیمت گاز برای اوکراین گرانتر مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه تأکید می‌کند اگر ترانزیت گاز روسيه از اوکراین قطع شود این کشور بدون گاز خواهد ماند. به گفته وی، در نتیجه این "شعبده بازی‌ها"، اوکراین گاز را با قیمت دو برابر بالاتر خریداری می‌کند. واقعیت این است که اوکراین فعلاً برغم همه مساعی راهی برای رهایی از گاز روسيه پیدا نکرده است. ترانزیت گاز روسيه برای اوکراین از نقطه نظر اقتصادی بلاتردید باصرفه می‌باشد. در غیر این صورت، اوکراین برای وادار کردن روسيه به ادامه ترانزیت، دست به دامن اتحادیه اروپا نمی‌شد. در بخش مصرف گاز، برغم ادعاهای اوکراین برای نیل به خودکفایی در بخش گاز در آینده نزدیک، و برغم کاهش شدید مصرف گاز در کشور در نتیجه آغاز درگیری با روسيه و بحران اقتصادی فرا رسیده به دنبال آن، توانایی اوکراین برای استخراج گاز در میزان برابر با مصرف داخلی تردید برانگیز بنظر می‌رسد. تولید سالانه گاز در اوکراین، بنا بر منابع اوکراینی در سال 2018 به 20,9 ميليارد مترمکعب رسید[14] و طی 5 ماه اول سالجاری 3,3% رشد داشت. در عین حال، طبق آمار اوکراینی، مصرف گاز کشور در سال 2018 اندکی بیش از 32 ميليارد مترمکعب بوده است[15]. به این ترتیب، با توجه به رشد اندک مذکور، میتوان دید که امکان اوکراین برای رهایی از خرید گاز از روسيه به این زودی تحقق نخواهد یافت.   روابط سیاسی روسیه و اوکراین روابط روسیه و اوکراین در بخش گاز برغم همه مشکلات و حتی تحریم‌های متقابل ادامه دارد زیرا مسکو و کی‌یف به یکدیگر وابستگی دارند. اما روابط در بخش سیاسی، اگر مبادله اسرا به کنار گذاشته شود، تقریباً بطور کامل منجمد شده است. دو کشور روابط با یکدیگر را بطور غیابتی با دیگران بررسی کرده یا سعی دارند به نحوی برای طرف مقابل مشکل تراشی کنند. از جمله رئیس‌جمهور روسیه اندکی قبل از سر کار آمدن ولادیمیر زلنسکی دستور واگذاری تابعیت روسيه با شرایط ساده به ساکنان مناطق جنوب شرق اوکراین را صادر کرد[16]. مسئله به این دلیل باعث نگرانی غرب و اوکراین شد که پوتین قبل از عملیات کمک به جدایی کامل آبخازستان و استیای جنوبی از گرجستان هم به شکل مشابه تقریباً به همه افراد مقیم این دو منطقه تابعیت روسيه را داده بود. در اوت 2019 رئیس جمهور اوکراین تصمیم مشابهی در مورد واگذاری تابعیت به آن اتباع روسيه را صادر کرد که در کشور خود با تعقیب سیاسی مواجه می‌شوند. رئیس دومای دولتی اعلام نمود زلنسکی این اقدام را به دستور آمریکا و اروپا انجام می‌دهد که می‌خواهند از هزینه‌های نگاه داشتن پناهندگان سیاسی از روسيه فارغ شوند[17]. بنظر والودین این قدم زلنسکی بر اساس دستور وزارت امور خارجه آمریکا برداشته شده است. زلنسکی بنوبه خود در ماه اوت اعلام نمود روسيه برای بازگشت به "گروه هشت‌گانه" (امری که طی اجلاس سران گروه هفت از طرف رؤسای جمهور فرانسه و ایالات متحده به میان آمد) باید کریمه را به اوکراین پس داده و عملیات رزمی منطقه دونباس را متوقف کند[18]. این نوع اقدامات و اظهارات نشان می‌دهد جو روابط دو کشور همچنان فوق العاده سرد باقی مانده است. روشن است که پوتین تنها شخصیت تصمیم گیرنده در مورد جو روابط با اوکراین در روسيه می‌باشد. اما برای پوتین روابط با اوکراین فقط از دیدگاه روابط با غرب می‌تواند شایان اهمیت باشد. خواسته اصلی رئیس‌جمهور روسیه جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو می‌باشد. با توجه به ضعف غرب و دو دستگی‌های بروز کرده در نتیجه رفتار خودخواهانه دونالد ترامپ بین آمریکا و دیگر کشورهای غربی، این مسئله امروز برای مسکو اهمیت کمتری دارد و لذا توجه آن به احیای روابط با اوکراین هم کاهش پیدا می‌کند. مسکو با تصرف کریمه توانست در واقع دریای آزوف را به دریاچه داخلی روسیه و اوکراین تبدیل کند که اوکراین نمی‌تواند بدون مجوز روسيه بین آن و دریای سیاه رفت و آمد کند. اوکراین در واقع نیروی دریایی نداشته، نیروهای زمینی آن در عملیات منطقه دونباس نشان دادند کارآمد نیستند و نمی‌توانند بر جدایی‌طلبان شرق اوکراین پیروز شوند. از نقطه نظر اقتصادی روسيه سعی داشته هر نوع وابستگی به صنایع اوکراین را از میان بردارد و به این ترتیب وابستگی آن به اوکراین در حد امکان کاهش یافته و به حوزه گاز محدود مي‌شود. این امور باعث مي‌شود کی‌یف نتواند از نقطه نظر سیاسی برای روسيه مشکل واقعی به وجود آورد. درون اتحادیه اروپا در مورد روابط با روسيه وحدت نظر موجود نیست. فرانسه و آلمان به حفظ روابط با مسکو علاقه‌مند هستند زیرا مسکو به آنها مواد اولیه فروخته و در مقابل تولیدات صنعتی آنها را خریداری می‌کند. اما کشورهای اروپای شرقی از اول دوران پوتین راه دشمنی با روسيه را پیشه کرده‌اند. این اوضاع باعث مي‌شود حمایت سیاسی اروپا از اوکراین ماهیت مبهم و متزلزل داشته باشد. ایالات متحده هم که در دوران اوباما از حامیان پروپاقرص کی‌یف بود در دوران ترامپ به اوکراین توجه چندان نمی‌کند. حتی ترامپ سعی بر کاهش حتی الامکان کمک نظامی به اوکراین را داشت و فقط مخالفت کنگره از این اقدام جلوگیری کرده است[19]. همه اینها همراه هم مشوق‌های روسيه برای بهبود روابط سیاسی با اوکراین را از بین می‌برد. اما برای اوکراین مسئله کریمه مانع غیر قابل عبور سر راه بهبود روابط با روسيه می‌باشد.   سخن آخر روابط روسیه و اوکراین طی ماه‌های گذشته حداقل در یک جهت دستآورد مثبت داشت. این دستآورد مبادله اسرا بین دو کشور بود که باعث شد افرادی که سال‌های طولانی در حبس به سر می‌بردند از زندان رها شوند. این امر به پاس مکالمه تلفنی رؤسای جمهور دو کشور میسر شد. مذاکرات طرفین در بخش گاز هم، به گفته طرف روس، در جو بهتر از دوران رئیس‌جمهور قبلی اوکراین برگزار شده است. روابط سیاسی دو کشور در عین حال، در جوی سرد قرار دارد. رئیس‌جمهور روسیه شرکت خود در اجلاس گروه نورماندی و نیل به توافقات جدید با اوکراین را با شرایط سخت مشروط کرده است. این واقعیت نشان می‌دهد حدس‌هایی که سابقاً در مورد تمایل رئیس‌جمهور روسیه به بهبود روابط با اوکراین به منظور بهبود روابط با غرب و رهایی از تحریم‌ها بیان می‌شد تحقق نیافته است. از قرار رئیس‌جمهور روسیه امروز دیگر به روابط با غرب توجه چندان ندارد و این امر باعث مي‌شود جایگاه اوکراین بین اولویت‌های وی کاهش یابد. علت کاهش توجه پوتین به امر از قرار این است که در اردوی غربی دودستگی بروز کرده، وحدت کشورهای غربی به هم خورده و جایگاه آنها در اقتصاد جهانی کاهش می‌یابد. خود اوکراین هم در نتیجه ضعف اقتصادی و نظامی برای روسيه و اروپا اهمیت چندان ندارد. به همین دلیل اروپا از بکار گرفتن تحریم‌های جدید علیه روسيه طفره رفته و فقط سعی دارد مسکو را به ادامه ترانزیت گاز از اوکراین وادار سازد. امری که روسيه خواه ناخواه باید ادامه دهد و نمی‌شود آن را کسب امتیاز اوکراین یا غرب از مسکو تلقی کرد. درگیری دو کشور، درصورت پیگیر بودن رئیس‌جمهور زلنسکی در برقراری آتش بس پایدار در شرق اوکراین، وارد مرحله انجماد مي‌شود، و خروج آن از انجماد بلاتردید در دوران پوتین ممکن نخواهد بود. کریمه که تقریباً همه در جهان با الحاق آن به روسيه آشتی کرده‌اند، مانع شماره یک در روابط دو کشور خواهد بود. همزمان سرمای روابط روسيه با اوکراین مانع دیگری برای بهبود بنیادی روابط آن با اروپا و آمریکا خواهد بود. در دوران از بین رفتن آخرین قراردادهای روسيه با ایالات متحده در بخش تسلیحات هسته‌ای و موشکی، این سرما به هیچ وجه به کاهش تهدیدها و نگرانی‌های طرفین کمک نخواهد کرد.     [1]  پوتین زلنسکی را هنرپیشه خوب نامید خبرگزاري ريا نووستي، 07/06/2019 https://ria.ru/20190607/1555386330.html [2] پوتین حین صحبت از آینده روسيه میمون را به یاد آورد روزنامه ماسکوفسکی کامسامولتس، 08/06/2019  https://www.mk.ru/politics/2019/06/07/rassuzhdaya-o-sudbakh-rossii-putin-vspomnil-obezyanu.html   [3] اولین زنگ: مسکو و کی‌یف برای نمایش اراده خیر آماده می‌شوند روزنامه ايزوستيا، 12/07/ 2019 https://iz.ru/898453/aleksei-zabrodin-tatiana-baikova-elnar-bainazarov/pervyi-zvonok-moskva-i-kiev-gotoviatsia-k-zhestam-dobroi-voli [4] پوتین به پیشنهاد زلنسکی برای مذاکره در مینسک پاسخ داد کریل بولانوف (Kirill Bulanov) روزنامه ودمستی، 12/07/ 2019 https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/07/11/806383-putin-zelenskogo [5]  زلنسکی از تلاش وزارت امور خارجه برای جلوگیری از اولین مکالمه تلفنی با پوتین حرف زد سایت مجتمع رسانه‌ای “ار ب کا”، 31 اوت 2019 https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d89a98b9a7947308afc8289 [6]  پوتین و زلنسکی تلفنی صحبت کردند خبرگزاري ريا نووستي، 07/09/2019 https://ria.ru/20190907/1558436497.html [7]  اوکراین چه کسانی را برای پس گرفتن اسرای خود به روسيه داد پرتال خبری اوکراینی "tsn.ua" https://tsn.ua/ru/ukrayina/obmen-plennymi-sostoyalsya-kogo-ukraina-otdala-rossii-radi-vozvrascheniya-svoih-politzaklyuchennyh-eksklyuziv-tsn-1407045.html [8]Almodovar, Leigh petition Putin on jailed Ukrainian Oleg Sentsov La TIMES, June 10, 2014  https://www.latimes.com/entertainment/movies/moviesnow/la-et-mn-almodovar-leigh-putin-ukrainian-oleg-sentsov-20140610-story.html [9]  کرملین اعلام کرد مسئله ملوانان اوکراینی خارج از حیطه صلاحیت دادگاه سازمان ملل است خبرگزاري ريا نووستي، 25/06/2019 https://ria.ru/20190625/1555890152.html [10]  آیا گازپروم می^تواند از وابستگی به ترانزیت اوکراین رها شود؟ پرتال اوکراینی "بیزنس تسنزور"، 14/01/2019  https://biz.censor.net.ua/resonance/3106056/smojet_li_gazprom_otkazatsya_ot_ukrainskogo_tranzita_gaza [11]  "چشم‌اندازهای ترانزیت اوکراین" مجله "اکسپرت"، 23/01/2019 https://expert.ru/2019/01/23/perspektivyi-ukrainskogo-tranzita/ [12] ما از گاز هستیم: مذاکره در مورد ترانزیت اوکراین به مرحله فعال رسید روزنامه ایزوستیا ، 20/09/ 2019 https://iz.ru/923348/ekaterina-postnikova/my-iz-gaza-peregovory-po-ukrainskomu-tranzitu-pereshli-v-aktivnuiu-fazu   [13]  پوتین سخنان مربوط به انتقال معکوس گاز به اوکراین را مهمل بافی و فریب نامید خبرگزاري ريا نووستي، 27/04/2019 https://ria.ru/20190427/1553108258.html [14]  استخراج گاز اوکراین 3,34% رشد داشت پرتال "zn.ua"، 4/06/2019 https://zn.ua/ECONOMICS/dobycha-gaza-v-ukraine-vyrosla-na-3-34-319680_.html [15]  مصرف گاز اوکراین طی سال رشد کراس پرتال "segodnya.ua"، 29/01/2019 https://www.segodnya.ua/economics/enews/ukraina-uvelichila-potreblenie-gaza-za-god-poyavilis-podrobnosti-1213098.html [16]  فرمان واگذاری ساده تابعیت به ساکنان دنب خبرگزاری «ایتار تاس»، 25/04/2019 https://tass.ru/politika/6375117 [17]  والودین فرمان زلنسکی در مورد تابعیت را با آمریکا و انگلستان ارتباط داد سایت "ار ب کا"، 13/08/ 2019 https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d53121e9a79475c887fe7e5   [18]  زلنسکی شرایط بازگشت روسيه به G8 را بیان کرد سایت "دویچه وله"، 23/08/2019 https://www.dw.com/ru/%D0%B7%D0%B5%D0%BB%D0%B5%D0%BD%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9-%D0%B2%D1%8B%D0%B4%D0%B2%D0%B8%D0%BD%D1%83%D0%BB-%D1%83%D1%81%D0%BB%D0%BE%D0%B2%D0%B8%D1%8F-%D0%B2%D0%BE%D0%B7%D0%B2%D1%80%D0%B0%D1%89%D0%B5%D0%BD%D0%B8%D1%8F-%D1%80%D0%BE%D1%81%D1%81%D0%B8%D0%B8-%D0%B2-g8/a-50120380 [19]  ترامپ زیر فشار کنگره کمک نظامی به اوکراین را احیا کرد سایت مجتمع رسانه‌ای “ار ب کا”، 12/09/2019 https://www.rbc.ru/politics/12/09/2019/5d7aa4c19a79475e3cdf1e24 ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 27 Sep 2019 12:45:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3866/نگاهی-آخرین-وضعیت-روابط-روسيه-اوکراین بازتاب رسانه ای تظاهرات مرتبط با برگزاری انتخابات دومای شهر مسکو http://www.iras.ir/fa/doc/report/3856/بازتاب-رسانه-تظاهرات-مرتبط-برگزاری-انتخابات-دومای-شهر-مسکو انتخابات دومای شهر مسکو بطور غیرمنتظره به آزمون جدید و احتمالاً آزمون بزرگ برای حکومت روسيه تبدیل مي‌شود. نگرانی حکومت از شکست در انتخابات و تکرار افتضاح سال گذشته آن را وادار می‌کند از یک طرف نامزدان تحت حمایت خود را به شکل استتار شده روانه انتخابات کند، وقتی حزب حاکم روسيه واحد رسماً هیچ نامزدی در انتخابات پایتخت کشور پیشنهاد نمی‌کند، و از طرف دیگر با اقدامی زیاده از حد، از وارد شدن هر نامزد اپوزيسيون غیروابسته به انتخابات جلوگیری کند. واقعیت این است که حکومت روسيه با این اقدام به ریاست شهر مسکو لطمه جدی وارد کرد. در حال حاضر جمعیت مسکو بنظر از شهردار راضی است، وضع زندگی در این شهر خیلی بهتر از دیگر شهرهای کشور است و شانس پیروزی نامزدان اپوزيسيون – حداقل ظاهراً – ناچیز است. ولی مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. نتیجه این بود که جمعیت پایتخت به حرکت افتاد. خیلی‌ها از تظاهرات مطلع شدند. قریب به 2000 نفر روانه بازداشت موقت شدند. سردمداران اپوزيسيون به محض اتمام بازداشت کوتاه مدت روانه بازداشت کوتاه مدت دیگر می‌شوند. حکومت، کمیسیون انتخابات مسکو و کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه بی اعتبار شدند، و حتی صاحبنظران نزدیک به حکومت به دنباله دار بودن این ماجرا و امکان از سر گرفته شد تظاهرات – ضمناً در بعد خیلی گسترده تر پس از اتمام فصل مرخصی – اعتراف می‌کنند.   تدارک انتخابات هفتمین دومای شهر مسکو انتخابات هفتمین دومای شهر مسکو در روز واحد انتخابات در تاریخ 8 سپتامبر 2019 برگزار می شود. انتخابات بر اساس اکثریتی برگزار می شود ، 45 نماینده در 45 حوزه انتخاب می شوند، نمایندگان دومای شهر مسکو برای مدت 5 سال (تا سال 2024) انتخاب می شوند. طبق آمار اول ژوئیه 2019 ،  تعداد رأی دهندگان مسکو 7308،469 نفر است. والنتین گوربونف (Valentin Gorbunov) که از سال 1994 رئیس کمیسیون انتخابات شهر مسکو است، اعلام نمود 233 تن می‌توانند در انتخابات دومای شهر مسکو شرکت کنند. 171 تن از آنها نمایندگان احزاب سیاسی هستند: 45 تن از حزب لیبرال دموکرات روسیه، 44 تن از حزب کمونیست روسیه و 40 تن از حزب روسیه عادل. کمیسیون دو تن از نامزدان حزب "یابلوکو" و همچنین نمایندگان احزاب "رودینا" ، "نیروی مدنی"، "حزب سبز"، "کمونیست‌های روسيه" و "حزب رشد" را هم ثبت کرد. حزب حاکم روسیه واحد بطور رسمی نامزدی در انتخابات ندارد. نمایندگان آن به عنوان نامزدان سر خود ثبت نام می‌کردند. بعضی‌ها در اسناد تعلق خود به حزب را ثبت می‌کردند، دیگران خیر. انتخابات سپتامبر 2018 نشان داد حزب حاکم روسيه واحد موقعیت انحصاری خود در انتخابات را از دست می‌دهد. حتی برخی نامزدان ریاست مناطق که ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه بطور مستقیم از آنها حمایت کرده بود نتوانستند در انتخابات پیروز شوند. این واقعیت باعث شد طی یک سال اخیر تحولاتی در رابطه با تدارک انتخابات سال 2019 رخ دهد. در وهله اول مقامات سعی دارند با نامزدان برتر اپوزيسيون رسمی به توافق برسند تا آنها از شرکت در انتخابات خودداری کنند و نامزدانی که امکان پیروزی در انتخابات را ندارند بجای آنها ثبت شوند. ترفند دوم این است که امروز نامزدان حزب حاکم به عنوان نامزد غیروابسته در انتخابات شرکت می‌کنند. تا به این ترتیب تنفر مردم از این حزب بر نتایج آنها در انتخابات اثر نگذارد.  با نامزدان اپوزيسيون غیر رسمی به شکل سخت‌تری رفتار می شود. نامزدانی که قصد شرکت در انتخابات ریاست منطقه را دارند باید از "فیلتر محلی" عبور کنند. منظور این است که آنها باید از تعداد مشخص نمایندگان شوراهای محلی امضا جمع کنند. این ترفند در انتخابات رئیس شهر سنت پطرزبورگ بکار گرفته شده و در نتیجه برجسته‌ترین نماینده اپوزيسيون در شورای قانونگذار شهر نخواهد توانست در انتخابات رئیس شهر شرکت کند. افراد مایل به شرکت در انتخابات نمایندگان شوراهای شهر و استان به وسیله جعلی اعلام کردن امضاهای جمع شده به نفع آنها بین مردم از حق نامزدی در انتخابات محروم می‌شدند. در انتخابات دومای مسکو این ترفند بکار گرفته شد. در نتیجه 57 نامزد نتوانستند از مرحله ثبت در انتخابات عبور کنند. کمیسیون‌های انتخابات به نامزدان اپوزيسيون مانند ایلیا یاشین (Ilya Yashin)  رئیس شورای ناحیه کراسنوسلسکی، لیوبوف سوبول (Lyubov Sobol) حقوقدان بنیاد مبارزه با فساد (ساختار وابسته به آلکسی ناوالنی)، کنستانتین یاناوسکاس (Konstantin Yanauskas) نماینده شورای ناحیه زیوزینو، یولیا گالیامینا نماینده شورای ناحیه تیمیریازفسکی، به سیاستمداران اپوزيسيون دمیتری گودکوف (Dmitri Gudkov)، گنادی گودکوف (Gennady Gudkov)، ایوان ژوکوف (Ivan Zhukov) مدیر بنیاد مبارزه با فساد، و همچنین آلکساندر سولوویوف عضو تیم گودکوف و سرگئی میتروخین (Sergei Mitrokhin)  عضو کمیته سیاسی حزب "یابلوکو" (Yabloko)  پاسخ رد دادند[1]. همه آنها عدم ثبت نمایندگی خود را غیرقانونی اعلام کردند. نمایندگان اپوزيسيون در شوراهای نواحی مسکو 10 ژوئیه بطور انفرادی با پوسترهایی در برابر کمیسیون انتخابات حضور یافته و درخواست کردند نامزدان اپوزيسيون در انتخابات دومای شهر ثبت شوند[2]. شکایت نامزدان ثبت نشده به کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه هم نتیجه نداد.   تظاهرات اعتراض در مسکو این وقایع به تظاهرات اعتراض بزرگ منتهی شد که پس از انتخابات سال‌های 2011-2013 نظیر نداشت. اولین تظاهرات اپوزيسيون با درخواست راه دادن نامزدان آن به انتخابات دومای شهر مسکو در 14 ژوئیه برگزار شد. مقامات اجازه دادند این گردش بدون مجوز معترضین تا شهرداری برسد ولی در محل 40 تن بازداشت شدند که ایلیا یاشین، ایلیا یاشین ، یولیا گالیامینا (Yulia Galiamina)، لیوبوف سوبول بین آنها بودند[3]. راهپیمایی بعدی روز 20 ژوئیه در خیابان ساخاروف برگزار شد. شهرداری مسکو اجازه برگزاری این تجمع را داده بود. درخواست معترضین در این تظاهرات هم راه دادن نامزدان اپوزيسيون به انتخابات دومای شهر مسکو بود. در آن لحظه این تجمع بزرگترین تظاهرات اعتراض در مسکو طی سال‌های گذشته بود. طبق گزارش مرکز شمارش "شمارنده سفید" 22 هزار تن در محل حضور یافته بودند[4]. به گزارش پلیس مسکو 12 هزار تن در این تجمع شرکت کردند. آلکسی ناوالنی (Alexei Navalny) هم برای حمایت از نامزدان ثبت نشده در محل حضور یافت. در خاتمه تظاهرات به حکومت اتمام حجت شد: اگر طی یک هفته نامزدان اپوزيسيون به انتخابات راه نیابند تظاهرات بعدی 27 ژوئیه بدون مجوز برگزار مي‌شود. به دنبال این تظاهرات الا پامفیلووا (Ella Pamfilova) رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه با نامزدان ثبت نشده در انتخابات ملاقات داشت. پامفیلووا اعلام نمود ثبت همه نامزدان مردود ممکن نیست. وی در پاسخ به شکایات دریافت شده از اقدام کمیسیون انتخابات مسکو اعلام نمود این کمیسیون از کمیسیون مرکزی دستور نمی‌گیرد. تنها در مورد حضور نمایندگان کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه در جلسه کمیسیون انتخابات مسکو حین بررسی شکایت این نامزدان توافق حاصل شد. پامفیلووا روز بعد اعلام نمود درخواست نامزدان مردود برای ثبت همه آنها بدون بازرسی امضاهای جمع شده می‌تواند نشانه عدم تمایل به بازرسی شفاف "واقعیت باشد نه آنچه آنها در تظاهرات ادعا می‌کنند"[5]. 24 ژوئیه آلکسی ناوالنی در برابر خانه خود بازداشت و بخاطر درخواست برگزاری تظاهرات 27 ژوئیه به 30 روز حبس محکوم شد. اندکی بعد کمیته دادرسی روسیه پرونده‌ای تحت عنوان جلوگیری از تحقق حقوق انتخاباتی یا فعالیت کمیسیون‌های انتخابات باز کرد که افراد متهم به آن می‌توانند حداکثر به 5 سال حبس محکوم شوند. به دنبال اقدام کمیته دادرسی، اولگ استپانوف (Oleg Stepanov) رئیس ستاد ناوالنی در مسکو به اتهام درخواست برگزاری تظاهرات غیرمجاز بازداشت و به 8 روز حبس محکوم شد. عصر 24 ژوئیه در خانه دمیتری گودکوف و ایوان ژدانوف نامزدان ثبت نشده تفتیش شد. پس از تفتیش چند تن برای بازجویی احضار شدند. سپس 26 ژوئیه تفتیش‌های دیگری در خانه و دفاتر نامزدان ثبت نشده اپوزيسيون ترتیب داده شده و به دنبال آن ایلیا یاشین هم به بازداشتگاه منتقل شد. 25 ژوئیه کمیسیون انتخابات شهر مسکو تصمیم کمیسیون‌های انتخابات نواحی شهر در مورد عدم ثبت نامزدان معترض را تأیید کرد[6].  تظاهرات روز 27 ژوئیه در برابر شهرداری مسکو برگزار شد. دادستانی مسکو، پلیس و شورای حقوق بشر جنب ریاست جمهوری هشدار دادند که افراد سازمان دهنده و شرکت کننده در این تظاهرات مسئولیت خواهند داشت. مقامات همچنین هشدار دادند در این تظاهرات جوانان مشمول خدمت وظیفه برای احضار به خدمت دستگیر می‌شوند. صبح 27 ژوئیه پلیس رهبران معترضین – ایوان ژدانوف، لیوبوف سوبول، دمیتری گودکوف، ایلیا یاشین و یولیا گالیامینا را بازداشت کردند. تظاهرات ساعت 2 آغاز شد. تمام خیابان "تورسکایا" (محل ساختمان شهردای مسکو) حصارهای فلزی نصب و اتوبوس‌های حامل نفرات پلیس و کامیون‌های نگاه داشتن بازداشت شده‌ها در محل بودند. همه مغازه‌ها تعطیل بودند. تعداد مأموران در محل نظیر نداشت. طبق اطلاعات خبرنگاران، مأموران پلیس از دیگر مناطق برای مقابله با معترضین به مسکو برده شده بودند. فقط 500 تن در برابر ساختمان شهرداری حضور داشتند. به گزارش روزنامه ودمستی حداقل 5000 نفر در تظاهرات شرکت کردند. صلی اعلام می‌کند 3500 تن در تظاهرات شرکت کردند. هرچند مأموران در برگه بازداشت ایلیا آزار خبرنگار ویژه روزنامه نووایا گازتا نوشتند که 10 هزار نفر در محل بودند[7]. پلیس افراد جمع شده در محل را پراکنده کرد و آنها روانه دیگر خیابانها شده و شعارهایی سر می‌دادند.  طی این روز 1074 (به گزارش پلیس) تا 1373 نفر (به گزارش پرتال "او.و.د. اینفو" بازداشت شدند. پلیس همزمان در استودیوی ناوالنی را شکست که مشغول پخش مستقیم تظاهرات در "یوتیوب" بود. مجری پخش و 4 تن از کارکنان استودیو توقیف شدند. پلیس همچنین به دفتر شبکه تلویزیونی باران رفته که خودش هم مراسم را پخش می‌کرد. به سردبیر برگه احضار به بازپرسی داده شد. پلیس در پراکنده کردن تظاهرات با شدت اقدام کرد. علیه تظاهر کنندگان باتوم بکار گرفته شد. سگ‌های پلیس به سوی تظاهر کنندگان رانده می‌شدند:   ایلیا یاشین پیشنهاد کرد تظاهرات بعدی 3 اوت برگزار شود. ضمناً شبکه‌های فدرال از برگزاری تظاهرات خبر ندادند. ولی بزودی شبکه "Ren TV" در گزارشی تحت عنوان "نمایش قربانی" از این حرف زد که عملیات ماهیت سازمان یافته داشت و بظاهر جوانانی در رأس تظاهرات به دیگران دستور می‌دادند. دادگاه‌ها تا 30 اوت دستور حبس 61 نفر را صادر کردند. نامزدان ثبت نشده که قبلاً بازداشت شده بودند به حبس‌های مختلف از 7 تا 30 روز محکوم شدند. تا 2 اوت تعداد افراد محکوم به حبس کوتاه مدت به 88 نفر رسید. 332 نفر جریمه شدند[8]. 30 ژوئیه کمیته دادرسی پرونده اغتشاش باز کرد. روز بعد سرویس دفاع از نظم مشروع و مبارزه با تروریسم سرویس فدرال امنیت؛ اداره کل مقابله با افراط گرایی وزارت کشور و مرکز ضد افراط گرایی پلیس مسکو تفتیش خانه افراد شرکت کننده در اعتراضات را آغاز کردند. تظاهرات 3 اوت در نتیجه عدم توافق شهرداری و درخواست کنندگان برگزاری تظاهرات بدون مجوز برگزار شد. محل تظاهرات خیابان "بولوارنویه کالتسو" بود. در این زمان بسیاری از سردمداران اعتراض در حبس بودند. وزارت کشور اعلام نمود 1500 تن در این تجمع شرکت داشتند هرچند شاهدان از حضور هزاران تن حرف زدند. در این روز پلیس 1001 نفر را بازداشت شد. گفته شد حداقل 19 تن حین بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. مقامات همچنین برای منحرف کردن توجه از معترضین روز 3 اوت مراسم "ششلیک Live" در پارک گورکی را ترتیب دادند. به دنبال آن مقامات به درخواست اپوزيسيون برای برگزاری تظاهرات 10 اوت پاسخ مثبت دادند. سازمان دهندگان تظاهرات اعلام کردند خوانندگان محبوب بین جوانان در تظاهرات حضور خواهد یافت. 9 اوت بسیاری شخصیت‌های سرشناس در بخش رسانه‌ها و فضای وبلاگ دعوت کردند مردم در تظاهرات حضور یابند. شهرداری بنوبه خود کنسرتی در پارک گورکی ترتیب داد تا جوانان را به آن جلب کند. برغم این، 10 اوت بزرگترین تظاهرات اپوزيسيون در مسکو برگزار شد. به گزارش "شمارشگر سفید" 60 هزار نفر در محل حضور یافته بودند. پلیس اعلام کرد 20 هزار نفر در محل حضور یافتند. پس از تظاهرات چند هزار تن به سوی دفتر ریاست جمهوری به حرکت درآمدند. پلیس با بازداشت‌های خشونت بار با آنها مقابله کرد. طبق اطلاعات موجود 256 تن در مسکو بازداشت شدند. تظاهرات 10 اوت نشان داد سطح نارضایتی از حکومت و شیوه اقدام آن در پایتخت (که اوضاع جمعیت در آن خیلی بهتر از دیگر شهرها و مناطق کشور است) فوق العاده بالا است. و حکومت به این اعتراض با خشونت پاسخ می‌دهد. در برخی موارد حتی عابران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. پس از 10 اوت مقامات و نمایندگان اپوزيسيون در مورد برگزاری تظاهرات جدید به توافق نرسیده‌اند.   دیدگاه صاحبنظران و اپوزيسيون در مورد تظاهرات مسکو واکنش صاحبنظران و نمایندگان اپوزيسيون به این سرکوب‌ها چند بعد داشت. سیاستمداران اپوزيسيون از قصد حکومت برای برقراری رژیم سختگیر و قطع آزادیها حرف زدند. بین آنها در مورد اقدام بعدی وحدت نظر وجود ندارد. ناوالنی پیشنهاد می‌کند مردم برغم این اوضاع در انتخابات شرکت کنند. او راهبرد "رای دادن عاقل" را پیشنهاد می‌کند  تا به نامزدان رقیب حزب حاکم (بدون وابستگی به تعلق آنها به احزاب ظاهراً مخالف و واقعاً همراه حکومت) رأی داده شده و عدم اعتماد به حزب حاکم بیان شود. به گفته وی، معنای اصلی رأی گیری در هم شکستن موقعیت انحصاری حزب روسیه واحد در پارلمان پایتخت است (ناوالنی به اتهام نقض مقررات برگزاری تظاهرات در حبس 30 روزه در زندان بسر می‌برد). مأموریت اپوزيسيون رشد سطح حضور مردم در انتخابات می‌باشد تا نامزدان مورد حمایت شهرداری بازنده شوند. وی همچنین از مردم دعوت کرد شرکت در تظاهرات اعتراض را ادامه دهند[9]. بوریس ویشنفسکی (Boris Vishnevski) نماینده اپوزيسيون از سنت پطرزبورگ این پیشنهاد ناوالنی انتقاد کرده و آن را "رأی دادن ناعاقل" نامید[10]. وی به این اشاره کرد که ناوالنی در انتخابات دومای دولتی هم توصیه کرده بود مردم به مخالفان حزب حاکم رأی بدهند و احزاب اپوزيسيون رسمی در نتیجه وارد دوما شده و با حکومت در تصویب قوانین ضد مردمی همراهی کردند. ناوالنی سپس در تظاهرات ریاست جمهوری (که نامزدی خودش در آن ثبت نشد) پیشنهاد کرد در انتخابات شرکت نشود و به این ترتیب طرفداران پوتین در انتخابات شرکت کرده و باعث شدند این تصور بروز کند که همه از پوتین حمایت می‌کنند. این بگومگو حاکی از وجود اختلاف محسوس بین نمایندگان اپوزيسيون لیبرال است. امری که صاحبنظران نزدیک به حکومت بلادرنگ به آن اشاره کردند. کنستانتین کاستین (Konstantin Kostin) رئیس بنیاد توسعه جامعه مدنی (نزدیک به کرملین) از ممکن نبودن اتحاد اپوزيسيون حرف می‌زند. وی می‌گوید آنها فعلاً، در مقابله با حکومت، همراه شده‌اند ولی همین که اقدام در جهت نیل به اهداف مشخص مطرح شود، تعداد افراد شرکت کننده در تظاهرات بشدت کاهش یابد. کسانی که امروز درخواست‌های قلمبه به میان می‌آورند به قبول آنها از طرف حکومت باور ندارند. میخاییل وینوگرادوف (Mikhail Vinogradov) رهبر بنیاد "سیاست پطربورگ" هم معتقد است نمایندگان اپوزيسيون هدف و استراتژی مشخص ندارند. اقدام غیر معقول حکومت تنها امید اپوزيسيون است. ولی امر خیلی مهم‌تر وجود سطح بالای اعتراض در جامعه است. شرکت دهها هزار تن در تظاهرات در پایتخت همچنین نشانه نارضایتی مردم از حکومت و پوتین است. آلکساندر کینف (Alexandr Kinev) صاحبنظر سیاسی به این اشاره می‌کند که اعتراض در جامعه روسيه ریشه دوانده است: پیوستن افراد سرشناس و رهبران افکار عمومی به اعتراض نشان می‌دهد تلاش حکومت برای بی‌اعتبار کردن اعتراض شکست خورده است. ادامه فشار حکومت فقط باعث مي‌شود روند قهرمان جلوه گر شدن و شهرت یافتن نمایندگان اپوزيسيون شدت یابد[11]. بخش روسی بی‌بی‌سی بحث صاحبنظران در مورد اهمیت تظاهرات مسکو را ترتیب داد[12]. کینف طی این بحث گفت: اعتراض در مسکو قطع نمی‌شود زیرا علت اعتراض از بین نرفته است. علت اعتراض در آغاز عدم ثبت نام نامزدانی بود که امضاهای لازم برای ثبت نام را جمع کرده بودند، و مردم همه این واقعیات را دیدند. حکومت نه تنها به نظر افراد ناراضی از این موقعیت گوش نداد، بلکه به تشدید درگیری پرداخت. حکومت با اقدامات انتظامی بی نظیر تعداد افراد تحت فشار را افزایش داد. به این ترتیب حکومت مایه ناخرسندی بسیاری از افراد دور از سیاست شده است. با ادامه این رفتار خلاف اخلاق (از نقطه نظر مردم)، حکومت تعداد افراد ناراضی را افزایش میدهد. یعنی حکومت مقصر اصلی شدت یافتن اعتراض است. بزودی، مردم از مرخصی برمی‌گردند، دانشجویان می‌آیند، اگر در تعطیلات تابستان این همه مردم روانه تظاهرات می‌شوند، پس بعد از اتمام تعطیلات این رقم رشد می‌کند. لئونید پولیاکوف (Leonid Polyakov) صاحبنظر سیاسی این مسئله را مطرح کرد که اصلاً خواسته اپوزيسيون شرکت در انتخابات نیست بلکه می‌خواهند مردم را به خیابانها روانه کنند: خواسته مسئولین تظاهرات ثبت نامزدان نیست، آنها می‌خواهند موج اعتراض بلند شود. و امکان دارد آنها هدف بزرگتری داشته باشند. بنظر پولیاکوف، یکی از دلایل حضور افراد بیشتر در همایش 10 اوت (50 هزار) مجاز بودن تظاهرات بود. عامل دیگر شرکت خوانندگان رپ بود. وی خاطر نشان می‌کند اعتراض تا روز انتخابات ادامه خواهد داشت. اینها هدف مشخص دارند: می‌خواهند موج اعتراض را تا خود انتخابات و حتی پس از آن ادامه دهند. امکان دارد حتی بعد از روز انتخابات (مانند انتخابات دومای دولتی در سال 2011) تظاهراتی ترتیب داده شود. پولیاکوف ضمناً می‌گوید نهادهای انتظامی آماده این روند هستند. کریل روگوف (Kirill Rogov) به این اشاره کرد که سطح سیاسی شدن احوال مردم رشد کرده است. مردم آماده‌اند در مراسم اعتراض، نه تنها در مسکو بلکه در مناطق مختلف کشور، شرکت کنند. مردم امروز خیلی بیش از گذشته‌ها بر خواسته خود اصرار دارند. ما همچنین شاهد سطح بالای احوال سیاسی بین جوانان هستیم. مسئله انتخابات دومای مسکو نیست، مسئله آن اوضاع فوق العاده و ترور پلیسی است که در مسکو برای سرکوب اعتراض بکار گرفته مي‌شود. هنوز صحبت از آینده کار دشواری است. باید دید جوانان تا چه مدت در این مراسم شرکت می‌کنند، چه وقتی و با چه چیزی آنها را ارعاب می‌کنند. اما با توجه به اینکه اکثر جوانان امروز در مسکو نیستند، اعتراض در پاییز شدت خواهد گرفت. آلکساندر سوخارنکو (Alexandr Sukharenko) صاحبنظر ضد فساد غیروابسته هم در مقاله‌ای در روزنامه نزاويسيمايا گازتا نوشت: تظاهرات اعتراض نشانه نارضایتی مردم از اوضاع و ممکن نبودن اثر گذاشتن آنها بر این اوضاع می‌باشد. جمعیت حکومت کنونی را جنایتکار و فاسد و دور از مردم تلقی می‌کنند. در ضمن بخش اعظم مردم ترجیح می‌دهند نارضایتی خود را در آشپزخانه بیان کنند و کمتر کسی آماده است در تظاهرات شرکت کند. این احوال را مي‌شود درک کرد. مردم نمی‌خواهند در نتیجه شرکت در تظاهرات از سلامت یا آزادی محروم شوند. مبلغ جریمه شرکت در تظاهرات هم خیلی گزنده است. ولی مردم خواهان دموکراسی هستند، و توسل زیاده از حد حکومت به زور احوال منفی را فقط شدیدتر می‌کند[13]. گنادی گودکوف سیاستمدار اپوزيسيون پس از تظاهرات 10 اوت  در وبلاگ خود در خصوص علت این رفتار خشونت بار فوق العاده نوشت: " هدف رژیم از دادن دستور اقدام با حداکثر سختگیری به ژاندارم‌های خود، به خشم آوردن جامعه است. رژیم می‌خواهد جامعه را عصبانی و به تلافی جویی وادار کند. امروز رژیم حمایت جامعه را بطور کامل از دست داده است. جامعه از حزب حاکم روسيه واحد نفرت دارد اما سطح محبوبیت دولت و دوما فوق العاده پایین است. حتی محبوبیت پوتین پایین می‌رود... ممکن است هدف این اقدامات وادار کردن مردم به اقدام افراطی به منظور تبرئه برقراری اوضاع اضطراری باشد. اگر این حدسیات صحت داشته باشد پس ما وارد آخرین مرحله حکومت پوتین مي‌شویم: نقاب ها به کنار انداخته مي‌شود. راه کره شمالی تنها راه باقیمانده می‌باشد"[14]. این ارزیابی البته اغراق آمیز است ولی امروز روشن می‌باشد که حکومت سطح پایین محبوبیت خود را احساس کرده و پس از مرحله مسدود کردن راه نامزدان اپوزيسيون به سوی انتخابات مرحله توسل به خشونت نسبت به اپوزيسيون فرا می‌رسد.   واکنش مقامات مقامات به تظاهرات به چند شکل واکنش نشان دادند. اولاً پس از تظاهرات 10 اوت هماهنگی تظاهرات جدید میسر نشده، هرچند اپوزيسيون درخواست داشت هم در 17 اوت و هم 24 و25 اوت به آن اجازه برگزاری تظاهرات داده شود. شهرداری در پاسخ پیشنهاد می‌کند تظاهرات اپوزيسيون در مناطق فوق العاده دور افتاده از مرکز پایتخت برگزار شوند. در بخش انتظامی پرونده‌ای در خصوص سازمان دادن اغتشاش جمعی باز شده و چند تن از جوانان شرکت کننده در تظاهرات در این رابطه متهم شده‌اند و امکان دارد به چند سال زندان محکوم شوند. میخاییل فدوتوف رئیس شورای حقوق بشر ریاست جمهوری روسيه این اتهامات را وارد تلقی نمی‌کند. وی در نامه به یوری چایکا (Yuri Chayka) دادستان کل روسيه درخواست کرد قانونی بودن اقامه دعوا در مورد اغتشاش در تظاهرات غیر مجاز 27 ژوئیه بازرسی شود[15]. بین دیگر ترفندهای مقامات برای مقابله با شرکت مردم در تظاهرات میتوان به اقدام مأموران سربازگیری برای شکار جوانان مشمول خدمت در تظاهرات و رفتن مأموران دادگاهی به محل برای توقیف افراد بدهکار اشاره کرد. هیچ نوع اغماض در مورد شرکت نامزدان اپوزيسيون در انتخابات در کار نبود. برعکس، نامزدان اپوزيسيون از طرف رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه به اقدام غرضدار علیه آن در ازای اجرت گرفتن اشاره کرد[16]. پامفیلووا گفت: "می‌دانم چه مبالغی هزینه شده و به چه کسی چه پولی داده شده است". ولی نگفت چه کسی سعی بر بدنام کردن کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه دارد. از قرار علت امر انتشار گزارش بنیاد مبارزه با فساد ناوالنی بود که که در آن ادعا مي‌شود نوه بوریس ابزه‌یف (Boris Ebzeyev)، از اعضای کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه، در سال 2009، در سن چهار سالگی، صاحب آپارتمان دو طبقه در مسکو شد. قیمت بازاری آپارتمان، طبق ارزیابی بنیاد، حدود 500 میلیون روبل است. بنظر می‌رسد حکومت فعلاً قصد دارد از راه سرکوب پلیسی با نارضایتی‌ها مقابله کند. مشکل راه جدید این است که روسيه چند سال است در مسیر رکود اقتصادی قرار دارد. حکومت هیچ برنامه نظام مندی برای خروج از بحران ندارد. قریب به نصف جمعیت با مشکلات مالی مواجه مي‌شود. حکومت آشکارا با مردم به تندی حرف می‌زند. رفتار غیر اخلاقی حکومت و گزارش از زندگی مجلل مقامات (وقتی شووالوف معاون اول اسبق نخست وزیر روی کوچک بودن آپارتمان‌ها می‌خندید اما همسرش در فیس‌بوک می‌نوشت که بخش "بیزنس کلاس" هواپیما برای سگ‌هایش مناسب نیست و ناچار است برای بردن آنها به سوئیس هواپیما اجاره کند[17]) مردم را فوق العاده عصبانی می‌کند. نابسامانی در کشور و دروغگویی مقامات افزایش می‌یابد. اخیراً انفجاری مرموز همراه با رشد تشعشع رادیو آکتیو باعث جان باختن چند دانشمند هسته‌ای در میدان تیر در استان آرخانگلسک شد و مقامات فقط پس از گذشتن چند روز به ماهیت هسته‌ای سانحه اعتراف کردند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد مردم برغم نارضایتی هنوز آماده شرکت در تظاهرات نیستند[18]، ولی حکومت درصورت ادامه این رفتار می‌تواند کاری کند که آنها برای تظاهر آماده شوند. علاوه بر مقابله در بخش انتظامی، این دیدگاه بیان مي‌شود که تظاهرات از خارج ترتیب داده می‌شوند. هدف از این تبلیغات (تاکنون هیچ شواهدی به غیر از هشدار سفارت آمریکا به اتباع کشور برای نرفتن به محل تظاهرات و تشریح محل تظاهرات ارائه داده نشده) قانع کردن مردم به این است که اپوزيسيون بازیچه دست خارجیان بوده و از خارج اجرت می‌گیرد. در این رابطه نظارت بر ارتباط جمعی روسيه در نامه به شرکت "گوگل" از آن درخواست کرد تظاهراتی که مقامات اجازه برگزاری آنها را نداده‌اند تبلیغ نشود. این نوع تظاهرات در "یوتیوب" تبلیغ مي‌شود که به "گوگل" تعلق دارد[19]. سپس کمیسیون دفاع از حاکمیت شورای فدراسیون اعلام نمود قصد دارد از سفرای کشورهایی دعوت کند که در سایت نمایندگی آنها گزارش‌هایی در خصوص تظاهرات مسکو منتشر شده بود، در جلسات آن حضور یابند. لیودمیلا بوکووا (Lyudmila Bokova) از اعضای کمیسیون گفت  در سایت بسیاری از سفارتخانه‌ها گزارش‌های مفصلی در خصوص مسیر برگزاری تظاهرات مسکو منتشر شده بود. "روشن نبود این چیست؟ هشدار به اتباع خود یا درخواست ترتیب دادن اغتشاش". وی گفت این اقدامات را مي‌شود دخالت در امور داخلی روسيه ارزیابی کرد[20]. به دنبال دو نهاد مذکور، ویاچسلاو والودین (Vyacheslav Volodin) رئیس دومای دولتی اعلام نمود مسئله دخالت خارجی در امور داخلی روسيه در جلسه 19 اوت شورای دوما بررسی مي‌شود. وی تأکید نمود نمایندگان همه فراکسیون‌های دوما درخواست کرده بودند جلسه فوق العاده برگزار شود[21].  والودین گفت "به رئیس کمیته امنیت و مقابله با فساد دومای دولتی دستور داده شده اسناد موجود بررسی، اوضاع تحلیل شده و پیشنهادهای مربوط به بررسی دخالت را به شورای دوما ارائه کند". در جلسه شورای دوما در مورد تشکیل کمیسیون بازرسی دخالت خارجی در امور داخلی روسيه تصمیم گرفته شد. هرچند تنها شواهد امر گزارش سفارت آمریکا و یادداشتی در تویتر "صدای آلمان" بود. ایوان تیموفه‌یف (Ivan Timofeyev) مدیر برنامه شورای روابط بین‌الملل روسيه معتقد است بازرسی دخالت خارجی در امور روسيه در دومای دولتی امتیازی برای مسکو در صحنه بين‌المللي در بر نخواهد داشت. وی خاطر نشان می‌کند در اتهامات از امور خرد و ریزی حرف زده مي‌شود که ماهیت غیر عمدی داشت و ضمناً به اقدام تحریک آمیز شباهت ندارد. در نتیجه در غرب بعضی‌ها خواهند گرفت روسيه دارد از کاه کوه می‌سازد تا توجه از دخالت خود در انتخابات دیگران را منحرف کند. اعلامیه دومای دولتی در این مورد باعث آغاز موج جدید ضد روسيه خواهد شد. و معلوم نیست فایده این کارها چیست[22]. یکی از اموری که صاحبنظران و رسانه‌ها به آن اشاره می‌کردند سکوت رئیس‌جمهور روسیه در مورد این وقایع بود. دمیتری پسکوف (Dmitry Peskov) سخنگوی رئیس جمهور روسیه اعلام نمود ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه تظاهرات اپوزيسيون در مسکو را پیگیری می‌کند. پسکوف گفت: هر روز وقایع بسیاری در روسيه رخ می‌دهد که طبعاً امور مورد توجه رئیس‌جمهور هستند و او نباید در مورد هر کدام از آنها اظهار نظر کند"[23]. وی افزود که بنظر کرملین وقایع جاری امر خارق العاده‌ای نیست. پسکوف همچنین اعلام نمود اقدام مأموران انتظامی در تظاهرات اعتراض در مسکو "مطلقاً موجه" است. در حالی که  میخاییل فدوتوف (Mikhail Fedotov) رئیس شورای حقوق بشر ریاست جمهوری روسيه از این حرف زده بود که مأموران انتظامی "خیلی خشن" اقدام کرده‌اند و قول داد گزارش مربوطه را برای رئیس‌جمهور تهیه کند. همزمان سخنگوی رئیس‌جمهور روسیه گفت توسل به زور زیاده از حد از طرف نهادهای انتظامی علیه معترضین مجاز نیست. وی در مورد ضرب و شتم یک دختر حین بازداشت وی اظهار نظر کرد. پسکوف گفت بلاتردید به این نوع موارد توجه مي‌شود و هم اکنون بازرسی داخلی در مورد حادثه در جریان است. در نهایت رئیس‌جمهور روسیه فقط در پاسخ به سئوال خبرنگاران خارجی و در خارج از کشور، طی دیدار از فرانسه، در مورد تظاهرات مسکو اظهار نظر کرد. پوتین گفت: "افرادی که تصمیم کمیسیون انتخابات را قبول نمی‌کنند می‌توانند به دادگاه مراجعه کنند و قبلاً به برخی از این مراجعه‌ها پاسخ مثبت داده شده است (در یک مورد دادگاه شکایت سرگئی میتروخین از کمیسیون انتخابات را وارد دانسته و کمیسیون را موظف کرد نامزدی میتروخین در انتخابات را ثبت کند و میتروخین به عنوان نامزد انتخابات دومای شهر مسکو ثبت شد-م). پوتین افزود "شهروندان حق اعتراض مسالمت آمیز طبق قانون را دارند... ولی کسی حق نقض قانون و کشاندن کار به اوضاع بی معنی یا درگیری با مقامات را ندارند. مقصران باید جلب شوند". وی اوضاع را با اعتراض "جلیقه‌های زرد " در فرانسه مقایسه کرد که طی آنها 11 تن کشته شده، 2500 تن جراحت برداشته و بسیاری از مأموران پلیس جراحت برداشتند. وی توضیح داد: "نمی‌خواهیم چنین اموری در پایتخت روسيه رخ دهد. هر کاری می‌کنیم که اوضاع سیاسی ما در بستر قانونی پیشرفت کند". ماکرون گفت: باید کاری کرد که شهروندان بتوانند ضمن رعایت نظم در تظاهرات شرکت کنند. پوتین پاسخ داد: "ما همین کار را می‌کنیم" و به این اشاره کرد که اخیرا تظاهرات مجاز برگزار و جریان مسالمت آمیز داشت.   پسگفتار تظاهرات اعتراض در مسکو نشان داد حکومت ولادیمیر پوتین بار دیگر، چون سال 2011 با مخالفت جدی مواجه مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه در آن دوران هم بعد از بحران اقتصادی سال‌های 2008 و 2009 با مشکل مواجه شده بود. نارضایتی مردم به تظاهرات بزرگ در انتخابات دومای دولتی انجامید و این عملیات در نهایت با سرکوب شدید پس از انتخابات ریاست جمهوری فروکش کرد. پس از آن پوتین با الحاق کریمه به روسيه توانست به احوال میهن پرست در کشور دامن زده و دوباره محبوبیت خود را تقویت کند. ولی روسيه پس از آن با تحریم‌های سنگین خارجی مواجه شد، قیمت نفت سقوط کرد و نرخ روبل روسيه دو برابر بی ارزش شد. روند بحران اقتصادی مزمن آغاز شد که امروز به مرحله رکود و رشد اقتصادی ناچیز در حدود یک درصد منتهی شده است. همزمان از رشد درآمدهای مردم خبری نیست. به این ترتیب، مردم که در اوایل حکومت پوتین آزادی‌های به دست آمده پس از فروپاشی شوروی را با رفاه نسبی در دو دوره اول ریاست جمهوری پوتین عوض کرده بودند امروز بیش از این آماده نیستند با موقعیتی آشتی کنند که رفاه آنها از بین رفته و به آنها اجازه اظهار نظر و حق رأی به نفع نامزدان مورد نظر خود داده نمی‌شود. پوتین در آخرین دوران ریاست جمهوری خود با مشکل مواجه شده و این مشکلات انتقال قدرت به فرد مورد نظر وی و تمدید حکومتش را دشوار می‌کند. اعتراضات کنونی از این نظر از طرف حکومت فوق العاده خطرناک تلقی مي‌شود. و امروز پوتین باید کریمه دیگری برای تقویت محبوبیت خود پیدا کند زیرا ادامه روند سرکوب بدون دورنمای بهبود اوضاع اقتصادی و ارتقاء سطح زندگی مردم ممکن نخواهد بود.   [1] https://www.novayagazeta.ru/news/2019/07/17/153405-mosgorizbirkom-otkazal-v-registratsii-57-kandidatam-v-mosgordumu [2] https://meduza.io/news/2019/07/10/munitsipalnye-deputaty-vyshli-na-pikety-k-izbirkomu-moskvy-oni-trebuyut-pustit-kandidatov-ot-oppozitsii-na-vybory-v-mosgordumu [3] https://www.svoboda.org/a/30056228.html [4] https://www.rbc.ru/politics/20/07/2019/5d331eb99a79475ff2143468. [5] https://tass.ru/politika/6696371 [6] https://meduza.io/news/2019/07/26/mosgorizbirkom-otkazal-lyubovi-sobol-v-registratsii-kandidatom-v-deputaty-gorodskoy-dumy [7]https://tvrain.ru/news/v_protokole_zaderzhanija_mvd_otsenilo_chislennost_mitingujuschih_v_moskve_v_10_tysjach_na_sajte_v_35_tysjachi-490410/ [8] https://www.interfax.ru/moscow/671378 [9] https://www.svoboda.org/a/30109375.html [10] https://www.novayagazeta.ru/articles/2019/08/20/81670-neumnoe-golosovanie   [11] https://www.kommersant.ru/doc/4059292 [12] https://www.bbc.com/russian/features-49320760   [13] http://www.ng.ru/kartblansh/2019-08-19/3_7653_kart.html [14] https://echo.msk.ru/blog/gudkov/2480827-echo/   [15] https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d52cd209a7947435b1e8b0d [16] https://www.rbc.ru/politics/13/08/2019/5d52b4209a794739d65cdc16 [17] https://meduza.io/shapito/2016/07/14/novyy-mem-korgi-zheny-shuvalova [18] http://www.ng.ru/kartblansh/2019-08-19/3_7653_kart.html [19] https://ria.ru/20190811/1557390243.html [20] https://iz.ru/909001/2019-08-11/zarubezhnykh-poslov-priglasiat-v-sovfed-posle-publikatcii-o-mitingakh [21] https://www.interfax.ru/russia/672431 [22] https://www.kommersant.ru/doc/4066379 [23] https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d528c729a7947277b3eee86   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 24 Aug 2019 14:20:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3856/بازتاب-رسانه-تظاهرات-مرتبط-برگزاری-انتخابات-دومای-شهر-مسکو ملاحظاتی درباره روابط ایران و روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3835/ملاحظاتی-درباره-روابط-ایران-روسیه روزچهارشنبه  25 اردیبهشت 1398 در کنفرانس مطبوعاتی ، ولادمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه درپاسخ به سؤال خبرنگاری  که دیدگاه و مواضع او را در برابر سیاست «فشار حداکثری علیه ایران » پرسید،  گفت: «… ما آتش‌نشانی نیستیم و نمی‌توانیم چیزی را که کاملاً به ما وابسته نیست، نجات دهیم»  این جمله سوژه مناسب به رسانه‌های غربی داد تا این پاسخ پوتین را چراغ سبز او به ترامپ درباره وارد آوردن فشار بیشتر بر ایران توصیف کنند. برای بررسی دقیق سخنان پوتین که مخاطب اصلی آن اتحادیه اروپا و آمریکا بود در ابتدا چند اصل کلی را در تحلیل رفتار روسیه و پوتین  باید مورد توجه قرار داد. 1- روسیه در هیج کجا نه علنی و نه مخفی ادعا نکرده است که بخاطر ایران حاضر است با سایر کشورها درگیر شود. بلکه برعکس روس ها بارها و بارها اعلام کردند در مناسبات با سایر کشورها اولویت اول آنها تامین منافع ملی روسیه است و بعد سایر مسائل که به ترتیب درآخرین دکترین نظامی روسیه که در سال 2014 برای سال 2020 بتصویب رسید ، روابط با جمهوری های پیرامونی در اولویت نخست روسیه ،  و پس از آن با کشورهای اروپا  قرار دارد و رده های پنجم و یاششم نامی از ایران برده شده است. 2-  هیچ مقام دولتی ایران روی حمایت های روسیه در برابر چالش ایران با آمریکا حساب باز نکرده و چنین درخواستی را هم از روس ها مطرح نکرده است چون می دانسته که رد می شود. 3- روسیه بارها به ایران تاکید کرده است که بیرون آمدن از برجام به نفع ایران نیست و در این مورد هیچگاه پنهان کاری نکرده است چون ماندن ایران در برجام را به نفع روسیه و همه کشورها و از جمله ایران می داند. اما بیرون آمدن ایران از برجام برخلاف آنچه که بعضی در ایران تبلیغ می کنند به نفع روسیه نیست . زیرا روسیه برجام را یک توافق اساسی برای محدود کردن قدرت و توان هسته ای ایران می داند و روسیه افزایش توان هسته ای ایران را بویژه اگر به سمت سلاح هسته ای برود، تهدید علیه امنیت ملی خود می داند.  دقیقا به همین دلیل روسیه و چین به قطعنامه های  شش گانه فصل هفتم منشور ملل متحد درشورای امنیت رای مثبت دادند . بنابراین این تحلیل که روسیه از به هم خوردن مناسبات ایران و آمریکا استقبال می کند، زیرا منافع خود را در این می داند که بتواند از ایران بیشتر امتیاز بگیرد ، حداقل در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران  بی پایه است.  زیرا از نگاه روسیه تهدید ایرانی که بدون برجام به سمت سلاح هسته ای برود ، بسیار خطرناکتر از بهره برداری موردی روسیه از  برهم خوردن مناسبات ایران و آمریکا است. 4- ایران می داند خروج از برجام ضررش بیشتر از ماندن در برجام است. دلایل این موضوع مفصل است و درجای خود باید بررسی کنم اما در اینجا یادآور می شوم  که ماندن یا نماندن ایران در برجام دقیقا به این بستگی دارد که ایران چقدر بتواند منافع خود را تامین کند ایران  منتظر موضع سایر کشورها اعم از روسیه  و چین در این مورد نیست . 5- این تحلیل کلیشه ای که روسیه با کارت ایران در برابر آمریکا بازی می کند نافعی این واقعیت نیست که متقابلا ایران هم در مناسبات خود در روابط با سایر کشورها بر اساس منافع ملی خود با کارت دیگرکشورها بازی کرده  و می کند. برای درک اهمیت این موضوع باید بدانیم  معیار ما در تامین منافع ملی چیست و در نهایت اقدام های ایران  منافع چه طرفهایی را به چه میزان تامین  یا تهدید می کند. روسیه هم هر زمان منافعش اقتضا کند با ایران همکاری می کند مانند موضوع سوریه یا برقراری صلح در تاجیکستان و هر زمان منافعش اقتضاء کند با آمریکا وارد معامله می شود همچنانکه در سال 2003 در جریان توافق الگور معاون وقت رئیس جمهوری آمریکا  و چرنومردین نخست وزیر وقت روسیه در ازای دریافت کمک 2.4 میلیارد دلاری از آمریکا ، هر دو طرف توافق کردند پس از اتمام قرارداد فروش سلاح سال 1989 به ایران ، قرار جدید فروش تسلیحات  بین ایران و روسیه  امضاء نشود. همچنانکه در سال 2010 مدودوف بعد از جریان به اصطلاح ریست (شروع مجدد) روابط امریکا و روسیه پذیرفت اجرای توافق فروش موشکهای اس 300 به ایران را به حالت تعلیق درآورد. معنای سخنان اخیر پوتین در مورد ایران و برجام چیست؟ براساس  مواردی که برشمرده شد ، وقتی پوتین می گوید ما آتش نشانی نیستیم می خواهد به آمریکا بگوید تصور نکنید با خروج از برجام و اعمال فشار علیه ایران می توانید در منطقه  به هر اقدامی متوسل بشوید و هزینه آن را نپردازید  و از روسیه انتظار داشته باشید که در نقش آتش نشان ازشعله ور شدن جنگ در منطقه جلوگیری کند. به اروپایی ها هم هشدار می دهد اقدامی برای تامین انتظارات ایران در برجام ،بعمل آورند وگرنه روسیه در این مورد کاری از دستش ساخته نیست. تحلیل مناسبات  ایران و روسیه دو طرفه است یعنی نمی شود صرفا  اظهارات پوتین را در مورد ایران بدون در نظر داشتن موضع مسئولین ایرانی در باره روسیه تحلیل دقیق کرد . ضمن آنکه روسیه و ایران درهفت سال اخیر گام های بسیار مهمی درایجاد همکاریهای بیشتر نسبت به گذشته برداشته اند . به عنوان نمونه   ایران و روسیه در سوریه منافع مشترک دارند به همین دلیل با هم همکاری کردند ایران روی زمین و روسیه روی هوا از دولت اسد حمایت کردند. بطور قطع  هر کدام بدون دیگری موفق نمی شدند . همکاری  ایران و روسیه در سوریه به بحث باقی ماند یا نماندن دولت اسد محدود نبود در واقع هم ایران و هم روسیه نمی خواستند دولتی طرفدار آمریکا در دمشق بقدرت برسد. زیرا اگر دولت طرفدار غرب در دمشق بقدرت می رسید ، روسیه پایگاه خود را در شرق مدیترانه  یعنی بندر طرطوس از دست رفته می دید و ایران نیزخط مقدم جبهه مقاومت در برابر اسرائیل را ازدست می داد.  بنابراین هردو دولت تلاش کردند با همکاری هم دولت قانونی اسد را نگه دارند البته درمقطعی روس ها می خواستند با فرد دیگری غیر اسد کنار بیایند اما زده شدن جنگنده روسی توسط ترکیه در سال 2014  همه چیز را تغییر داد.   باید توجه داشت ایران و روسیه مثل همه کشورهای دیگر نقطه نظرات مشترک دارند در همان حال اختلاف نظر هم دارند در مورد سوریه ایران و روسیه در مواردی با هم اختلاف دارند مثلا روسیه حاکم شدن اسلام گرایان در سوریه را سم مهلک برای منافع خود می داند در حالی که ایران اسلام گرای را در کل رد نمی کند، بلکه حضور تکفیری ها ، سلفی ها و وهابی ها را به عنوان ترویست در سوریه قبول ندارد.  در مورد اسرائیل هم روسیه با اسرائیل روابط بسیار خوب و نزدیک دارد  . روسیه نه دنبال نابودی اسرائیل است و نه جبهه مقاومت در برابر اسرائیل را قبول دارد. فقط با مذاکره با اسرائیل و ایران تلاش کرد به منظور ممانعت از درگیری بین ایران و اسرائیل  در سوریه،  یک خط حائل  تا هشتاد کیلومتر منطقه جولان ایجاد کند. بطور کلی درگیری ایران  با اسرائیل نه به نفع روسیه است و نه به نفع ایران اما نگاه روسیه و ایران در این مورد کاملا متضاد هم است . بنابراین روسیه می تواند مانع حملات اسرائیل  علیه مواضع ایران بشود اما نمی شود زیرا مایل نیست بخاطر ایران منافع گسترده خود با اسرائیل را نادیده بگیرد . اما این به معنای آن نیست که چنین تحرکاتی را قبول دارد. روشن است که روسیه نه می تواند و نه می خواهد در صورت بروز هرگونه جنگی در منطقه به نفع ایران وارد کارزار با آمریکا و متحدانش بشود. برای روسیه مطلوب آن است که بتواند از طریق میانجیگری مشکلات موجود در روابط ایران با کشورهای منطقه ازجمله عربستان را حل و فصل کند تا زمینه برای حضور گسترده تر آمریکا و متحدانش در منطقه فراهم نشود. اگرمسئولین ایرانی این واقعیت را قبول داشته باشند که نباید  مناسبات با کشورها را به منافع سایر کشورها گره زد . در آن صورت با روسیه و سایر کشورها راحتر همکار خواهند داشت. همچناکه عربستان در حال حاضر همکاری بسیار وسیعی در زمینه خرید تسلیحات و راکتور هسته ای با روسیه دارد همچنین در مورد هماهنگی قیمت در بازار  نفت با هم بصورت اشتراکی کار می کند. همکاری روسیه و عربستان با سفر سلمان پادشاه عربستان به مسکو جهش فوق العاده ای پیدا کرد و به هیچ وجه تحت تاثیر تنش  در روابط ایران با عربستان قرار نگرفت زیرا روسیه هیچ ملاحظه ای برای توسعه مناسبات خود بصورت هم زمان با عربستان ، ترکیه و ایران ندارد. روسیه با وجود اختلاف شدید بین ریاض و آنکارا با هر دو  کشور کار می کند همچنانکه با ایران کار می کند. ایران هم می تواند بدون در نظر گرفتن روابط کشورهای ثالث ، مناسبات خود را با دیگران به گونه ای تعریف کند که در مرحله اول تضادی با دیگران پیدا نکند  و یا اگر هم تضادی داشت بدون درنظر گرفتن تضاد های احتمالی، بدنبال شرایط بهتری برای همکاری های دو یا چند جانبه بویژه با همسایگان خود باشد. جمع بندی : روسیه از جهت امنیت داخلی خود نگران سرنوشت برجام است زیرا از نگاه روسیه برجام یک توافق همه جانیه عدم اشاعه هسته ای است . بنابراین حتی اگر روسیه با آمریکا هم وارد معامله شود به هیچ وجه حاضر نیست توافق مهمی چون برجام را از دست بدهد حداکثر اینکه روسیه دنبال تکمیل برجام خواهد بود. ایران برای آنکه بتواند روسیه ، چین ، اتحادیه اروپا را به همکاری در چارچوب برجام بدون آمریکا متقاعد کند باید بتواند راههای همکاری و در همان حال افزایش توان هسته ای خود را زیر نظر آژانس شناسایی کند. خروج ایران از برجام روسیه ، چین و اتحادیه اروپا را به سمت آمریکا می کشاند در حالی که ایران می تواند با افزایش توان هسته ای خود زیر نظر آژانس بدون خروج از برجام بخشی از تعهدات خود را تا زمان تغییر رفتار آمریکا و اروپا به حالت تعلیق درآورد. نوشته حسن بهشتی پور چهارم خرداد 1398   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 26 May 2019 18:08:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3835/ملاحظاتی-درباره-روابط-ایران-روسیه سمت و سوی تحولات اوکراین با ریاست جمهوری ولادیمیر زلنسکی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3834/سمت-سوی-تحولات-اوکراین-ریاست-جمهوری-ولادیمیر-زلنسکی پیروزی ولادیمیر زلنسکی در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین ( ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ ) بیم و امیدهایی را برای شهروندان اوکراینی و شرکای بین المللی این کشور  به همراه دارد. واقعیت وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی اوکراین و نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشورکه با پیروزی قاطع ولادیمر زلنسکی همراه بود ، تمایل جامعه اوکراین به ویژه قشر جوان این کشور به تغییر وضعیت موجود را نشان می دهد. ابزارهای سیاسی و اقتصادی کشورها،سازمان ها و نهادهای بین المللی کمک کننده به اوکراین و نیاز شدید این کشور به کسب این حمایت ها، برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های زلنسکی را با محدودیت مواجه خواهد کرد.موفقیت اوکراین منوط به اتخاذ سیاست متعادل در قبال غرب و روسیه خواهد بود.   مقدمه:  پیروزی ولادیمیر زلنسکی در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین ( ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ ) بیم و امیدهایی را برای شهروندان اوکراینی و شرکای بین المللی اوکراین به همراه دارد.ناظران بین المللی ، کارشناسان  مسایل سیاسی، اقتصادی و امنیتی ،با گمانه زنی  های خود دورنمای تحولات اوکراین را از زوایای مختلف مورد بررسی، کنکاش و تحلیل قرار داده اند.سئوال مهمی که در این رابطه وجود دارد این است که پیروزی زلنسکی و انتخاب او به عنوان رئیس جمهور، چه پیام و پیامدهایی می تواند برای اوکراین داشته باشد؟ و آیا زلنسکی قادر است  به وعده های خود عمل نموده و کشتی در حال تلاطم اوکراین را به ساحل نجات برساند؟ واقعیت وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی اوکراین و نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشورکه با پیروزی قاطع ولادیمر زلنسکی همراه بود ، تمایل جامعه اوکراین به ویژه قشر جوان این کشور به تغییر وضعیت موجود را نشان می دهد. وضعیت بد اقتصادی، آسیب پذیری اوکراین در داخل و خارج، عدم موفقیت برنامه اصلاحات ، فساد و... از جمله مواردی بود که رأی دهندگان ناراضی از وضعیت موجود به رغم داشتن سلایق مختلف، علیه نظام حاکم و در رأس آن پترو پروشنکو در یک راستا  حرکت کردند. در انتخابات ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ ، بیش از 73 درصد رأی دهندگان به ولادیمیر زلنسکی که فاقد تجربه سیاسی و حکومت داری است رأی داند. زلنسکی توانست مردم  ناراضی از اوضاع کشورو سرخورده از وعده های اجرا نشده حاکمان قبلی،علیه وضعیت موجود متحد کند.بیش از ۶۰ درصد رأی دهندگان به این جهت به زلنسکی رأی دادند که اعتقاد داشتند انتتخاب آنها می تواند در سرنوشت آینده کشورشان تأثیر گذار باشد. ۳۰ درصد کسانی که به زلنسکی رأی دادند را جوانان زیر۳۰ سال  تشکیل می دهند و طبیعی است که از رئیس جمهور منتخب خود خواسته هایی داشته باشند.زلنسکی نیز در اجرای برنامه های خود با محدودیت هایی روبرو خواهد بود. مسایل و مشکلات اقتصادی اوکراین نقش به سزائی در نتایج حاصله در این دوره از انتخابات داشت. براین اساس، مهمترین دلیل برای کسب رأی بالای زلنسکی، نارضایتی های عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی کشور،اختلاف با روسیه و رسوایی مالی و فساد اداری مقامات ارشد دولتی است. زلنسکی در شعارهای خود بر موضوعاتی چون مبارزه با فساد و حل اختلافات خارجی از طریق مذاکره متمرکز  گردید و قرار است روز دوشنبه ۲۰ می ۲۰۱۹ برای به عهده گرفتن ریاست جمهوری سوگند یاد کند.سمت و سوی رویکرد سیاسی و اقتصادی زلنسکی نه تنها برای مردم اوکراین بلکه برای شرکای خارجی این کشور نیز حایز اهمیت می باشد. با عنایت به موارد فوق و در آستانه برگزاری مراسم تحلیف ولادیمیر زلنسکی ، این مقاله به ارزیابی وضعیت کنونی و دورنمای تحولات آینده اوکراین خواهد پرداخت.   تحلیل و تبیین  شریط  سیاسی ، اقتصادی: مسایل و مشکلات اقتصادی اوکراین نقش به سزائی در نتایج این دوره ازانتخابات ریاست جمهوری این کشور داشت. براین اساس، مهمترین دلیل رأی بالای زلنسکی را می توان نارضایتی های عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی کشور،اختلافات اوکراین با روسیه و رسوایی مالی و فساد اداری مقامات ارشد دولتی دانست. زلنسکی در شعارهای خود با روشی متفاوت بر انجام اصلاحات،مبارزه با فساد و حل و فصل اختلافات خارجی از طریق مذاکره متمرکز شد و بدین وسیله توانست رقیب قدرتمند خود(پروشنکو)را تحت فشار قرار داده واو را مغلوب نماید. زلنسکی آگاهانه از ورود به مسایلی که احتمال داشت موجب انشقاق رأی دهندگان شود،اجتناب کرد. لذا بدون اعلام صریح برنامه های پیشنهادی اش، رأی دهندگان را در جهت تغییر وضع موجود تشویق و هدایت نمود. مردم اوکراین نیز در این تحولات ، دگر بار شانس خود را آزموده و تصمیم گرفتند که رهبری کشور را به فردی ناشناخته و غیر قابل پیش بینی بسپارند.منتقدان زلنسکی که وی را برای ریاست جمهوری اوکراین مناسب نمی دانند،ابهام در آینده نظام سیاسی این کشور را خطرناک توصیف کرده و با توجه به اختلافات و درگیری های اوکراین با روسیه و جدایی طلبان مورد حمایت روسیه شرق اوکراین هشدار می دهند. در نظام پارلمانی –ریاستی اوکراین، پارلمان این کشور نقش بسیار مهمی دارد.در ماه های آینده هم رئیس جمهور جدیدو هم مخالفان بر انتخابات پارلمانی که قرار است در ماه اکتبر برگزار شود، متمرکز خواهند شد.رئيس جمهور به منظور اعمال حاکميت مؤثر و پیشبرد برنامه های خود  نياز به يک ائتلاف  همسو با سیاست های خود در پارلمان دارد. در صورتی برنامه های دولت بدون مشکل پیش خواهد رفت که ائتلاف جدید پارلمانی طرفدار اصلاحات  و همسو با رئیس جمهور باشد.لذا  تلاش ها و عملکرد رئیس جمهور و جبهه مخالف او  در ماه های آینده  بر اثرگذاری بر ترکیب پارلمان  متمرکز خواهد شد. بسیاری از مردم اوکراین از وضعیت  زندگی  خود رضایت نداشته و نگران آینده می باشند. افزایش قیمت ها  بویژه در بخش انرژی  فشار مضاعفی بر مردم به خصوص قشر آسیب پذیر وارد کرده است. کاهش ارزش پول ملی ( گریونا) ، تأثیر جنگ با روسیه و تحریم های تجاری آن کشور علیه اوکراین ، ضربه شدیدی به اقتصاد اوکراین وارد کرده است. اوکراین به شدت نیاز به رشد اقتصادی ، رونق کسب و کار، ایجاد شرایط مساعد برای سرمایه گذاری و جذب سرمایه خارجی دارد. براساس نظرسنجی موسسه گالوپ، اوکراینی ها کمترین اعتماد را به حاکمیت و نهادهای حاکم بر این کشور دارند. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که پترو پروشنکو در زمینه اصلاحات قضایی در این کشور  کارنامه موفقی  نداشته است. کارشناسان ذی ربط معتقدند که هیچ یک از تحقیقات مقدماتی به عمل آمده از سوی اداره ملی مبارزه با فساد ، منصفانه نبوده است . فقط ۱۶ درصد اوکراینی ها به عملکرد و احکام دادگاه ها اعتماد دارند. در چینین شرایطی  با توجه به وعده های زلنسکی، حاکمیت  قانون، برقراری آرامش در کشور، تمرکز زدایی  از ساختار  دولت، اصلاح  نظام  بهداشتی و تأمین اجتماعی ، سیستم بانکی، ساختار مبارزه با فساد ، خاتمه دادن به انحصار اولیگارش ها از بخش های مختلف اقتصادی و  نیز اصلاح  ساختار و نحوه  خدمت در نیروهای مسلح ( از جمله خدمت سربازی)  وتقویت بنیه دفاعی برای دفع تهدیدات داخلی  و خارجی ( بویژه روسیه ) از جمله خواسته ها و اصلاحات مورد انتظار مردم اوکراین می باشد.  در حال حاضر اوکراین در شرایط دشواری قرار دارد. این جمهوری جدا شده از شوروی سابق به خاطر از دست دادن کریمه و بخش هایی از مناطق شرقی ، جنگ با جدایی طلبان طرفدار روسیه، تحریم های اقتصادی روسیه و...  تحت فشار شدید قرار دارد و هزینه های سنگینی را متحمل می شود.تأمین بخش قابل ملاحظه ای از این هزینه ها با دریافت انواع کمک های خارجی( که به نوعی وابستگی این کشور را به همراه دارد) امکانپذیر می باشد. در حالی که  اوکراین 80 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد، ذخایر بین المللی این کشور به حدود 20 میلیارد دلار می رسد. بسیاری از صنایع بزرگ اوکراین نظیر هواپیماسازی آنتونوف، موشک سازی یوژماش، کشتی سازی نیکلایف، فولادسازی کرمنچوک ، صنایع شیمیایی اودسا ، خودروسازی زاپاروژیه و ... به مرز ورشکستگی رسیده و با رکود و بحران مالی مواجه شده اند. علاوه بر این، در ماه های اخیر بخش معدن و صنایع تولیدی، شیمیایی، ماشین آلات و تجهیزات، نساجی، پلاستیک، چوب ، متالوژی، ذغال سنگ، فرآورده های نفتی، رشد منفی را تجربه کردند. تولیدات صنعتی ۱۶ استان از ۲۴ استان اوکراین با رشد منفی مواجه شده و عدم اطمینان به آینده سیاسی و افشای رسوایی های بزرگ ناشی از فساد مالی موجب رکود سرمایه گذاری داخلی اوکراین شده است. در بحث سیاست های مالی و پولی ، علی رغم موفقیت هایی که در بخش بانکی و کنترل نرخ ارز حاصل شد ، دولت اوکراین با کسری بودجه و کاهش درآمد مواجه است و به خاطر تأمین مالی بودجه مقروض شده است. علی ر غم تلاش دولت برای ثابت نگهداشتن تورم، قیمت ها در بخش مسکن و آب و برق به شدت افزایش یافته است. در تجارت خارجی  نیز تراز تجاری اوکراین منفی است. از طرف دیگر، موضوع فساد، افزایش هزینه های زندگی از جمله افزایش چند برابری تعرفه های انرژی ، سیطره اولیگارش ها بر بسیاری از بخش های تجاری، و افزایش فشار اقتصادی بر مردم موجب شده تا مردم از وضعیت جاری نا امید شوند. در چنین شرایط بد سیاسی و اقتصادی، حداکثر تلاش زمامداران حاکم معطوف به مدیریت بحران و کنترل وضعیت موجوداست. با داده ها و واقعیت های اقتصادی موجود و نگاهی که زلنسکی به سیاست داخلی و خارجی خواهد داشت برآوردن انتظارات مردم نا امید از شرایط موجود و  همین طور، خواسته های شرکای بین المللی بسیار مشکل بنظر می رسد. همکاری و ارتباط نزدیک با آمریکا، اتحادیه اروپا، ناتو، ساختارهای مالی بین المللی از مؤلفه ها و اولویت های سیاست خارجی دولت اوکراین است حال که ولادیمیر زلنسکی  به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده، با این وضعیت بعید بنظر می رسد که تغییر قابل ملاحظه ای در همگرایی غربی اوکراین و همکاری این کشور با آمریکا ایجاد شود. نقش آمریکا و غرب در سیاست خارجی اوکراین تأثیر گذار است اما از طرف دیگر بحث روسیه هم مهم و غیر قابل کتمان است. با توجه به ناخرسندی غربی هااز عملکرد پروشنکو شاید زلنسکی بتواند به عنوان ابزار مناسبی برای غربی ها عمل کند. ادامه بحران بین اوکراین و روسیه و همین طور بین روسیه و غرب به نفع اروپا نیست.اگر زلنسکی همانطوری که در شعارهای خود، حل مشکلات با روسیه را از طریق گفتگو میسر دانسته ، بتواند به نوعی با روسیه به تفاهم برسد و به عنوان یک کاتالیزور عمل کند، به نفع اتحادیه اروپا هم خواهد بود و به طور طبیعی  اتحادیه از آن استقبال خواهد کرد. در صورت تحقق این شعار، انتظار می رود که علاوه بر کاهش تنش های سیاسی و امنیتی، در حوزه اقتصادی  اوکراین نیز گشایش هایی حاصل شود.البته ارزیابی دقیق این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد. بحث اولیگارش ها یکی از واقعیت های کنونی جامعه اوکراین است و شخص پروشنکو  نیز جزو این طبقه محسوب می شود. زلنسکی شعار مبارزه با فساد را سر داده و بر مسایل اقتصادی متمرکز شده است. طبعا موضوع مبارزه با اولیگارش ها نیز در این راستا قرار می گیرد. اما صرفنظر از وجود اراده زلنسکی برای عملی ساختن شعارهای خود، با توجه به نامشخص بودن ترکیب مجلس و ساختار قدرت در دولت آینده،ارزیابی راجع به امکان تحقق این شعار به گذشت زمان بیشتری نیاز دارد. از طرف دیگر، پروشنکو که در شعارهای انتخاباتی خود بر موضوعاتی چون مبارزه با روسیه و بازگرداندن کریمه متمرکز شده بود، مشخص  بود که در شرایط کنونی از  عملی ساختن شعارهای خود ناتوان است و زلنسکی باید از واقعیت، عبرت بگیرد.  نتیجه گیری:  زلنسکی برای پیشبرد برنامه های خود و ترسیم مسیر حرکت به اصطلاح کشتی نجات اوکراین چالش های متعددی را در پیش دارد.مردم اوکراین، جامعه بین المللی و سرمایه گذاران خارجی منتظر هستند تا رویکرد عملی زلنسکی را پس از استقرار در ساختمان ریاست جمهوری شاهد باشند.پس از مراسم تحلیف، موضوع بسیار مهم،حرکت در جهت اجرای مطالبات رأی دهندگان است.در این راستا،همکاری پارلمان و رئیس جمهور نقش مهمی در پیشبرد برنامه هادارد.رئیس جمهور، رئیس سازمان امنیت ، رئیس ستاد ارتش، دادستان کل، رئیس بانک مرکزی و وزرای خارجه و دفاع را تعیین می کند، اما پارلمان نیز  باید  انتصاب های رئیس جمهور را تصویب نماید. در صورتی که همکاری و همسویی بین دو قوه نباشد، اصطکاک بوجود می آید و روند اجرای امور با مشکل مواجه خواهد شد. گرچه زلنسکی ، پروشنکو را در انتخابات ریاست جمهوری قاطعانه شکست داد، اما بعید است که در انتخابات پارلمانی ( که قرار است در ماه اکتبر برگزار شود) زلنسکی بتواند اکثریت  پارلمانی را بدست آورد. در صورتی که زلنسکی بخواهد سیاست های خود را از طریق ائتلاف پارلمانی پیش ببرد،شاید به گزینه انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی روی آورد( البته در صورتی که موانع قانونی وجود نداشته باشد) چالش دیگر زلنسکی، کادر سازی و چینش نیروها در دستگاه های دولتی به ویژه در بخش های  کلیدی و تأثیرگذار است.برای فایق آمدن بر مشکلات و پرهیز از اشتباهات، وی نیاز به یک تیم  با تجربه و دارای مهارت کافی  دارد. در این راستا زلنسکی در مبارزات انتخاباتی،دو  مقام سابق را  به عنوان مشاور انتخاب نمود: الکساندر دانیلوک وزیر سابق دارایی  و  آویواراس آبراموویچ  وزیر سابق اقتصاد. نقش گروه مشاوران زلنسکی در پیشبرد برنامه های دولت آینده حائز اهمیت می باشد.  شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که دانیلوک یا به عنوان وزیر خارجه انتخاب می شود و یا ریاست نهاد ریاست جمهور را بر عهده خواهد گرفت. گرچه  زلنسکی  تجربه ای در سیاست خارجی ندارد اما بنظر می رسد  وی کسی را به عنوان وزیر خارجه منصوب خواهد کرد که از حمایت دولت های غربی برخوردار باشد. چالش دیگر اوکراین، صندوق بین المللی پول( IMF ) است. کمک مالی نهادهایی نظیر صندوق بین المللی پول، اقتصاد اوکراین را سرپا نگهداشته است.  لذا در شرایطی که اوکراین در وضعی نامناسب اقتصادی قرار داشته و بدون کمک خارجی قادر به بازپرداخت بدهی های خود نمی باشد، تداوم حمایت IMF ازاین کشور حیاتی بنظر می رسد.عدم همراهی اوکراین با سیاست های IMF برای این کشور مشکل آفرین خواهد شد. از طرفی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در انتظار توافقات اوکراین با صندوق بین المللی پول  به سر می برند و از طرف دیگر، مردمی که به زلنسکی رأی دادند در انتظار کاهش قیمت های گاز و برق و .. هستند.لذا هر اقدام زلنسکی در این زمینه پیامدهای خاص خود را در پی خواهد داشت.هیأت صندوق بین المللی پول هم اکنون در اوکراین به سر می برد. نتایج مذاکرات این هیأت با مقامات اوکراین، روشن خواهد ساخت که اوکراین به چه سمتی حرکت خواهد کرد( همراهی با مردم، یا تبعیت از خواسته های صندوق). چالش دیگر دولت زلنسکی، بانک پریوات(PRIVAT ) است. این بانک متعلق به اولیگارش معروف ( ایگور کالامویسکی ) بود که در سال ۲۰۱۶ ملی( دولتی ) شد. در این رابطه، زمزمه های مبنی بر خصوصی شدن دو باره این بانک به گوش می رسد و با ورود کالامویسکی به اوکراین شایعه لغو دولتی شدن بانک پریوات قوت گرفته است. از جمله نگرانی های موجود، فساد و نفوذ اولیگارش ها در اقتصاد اوکراین است.زلنسکی در شعارهای انتخاباتی خود بر مبارزه با فساد تأکید داشت. کالامویسکی که در انتخابات از زلنسکی حمایت می کرد، به کشور بازگشته است . بانک مرکزی اوکراین نیز با حکم دادگاه کی یف مبنی بر لغو دولتی شدن بانک پریوات مخالفت نموده و قضیه را پی گیر است.با این حال،موضوع بانک پریوات می تواند به چالشی بین دولت اوکراین و صندوق بین المللی پول نیز تبدیل گردد. عامل روسیه در سیاست خارجی اوکراین غیر قابل کتمان است.در میان رؤسای جمهور و سران دولت های جهان که برای زلنسکی پیام تبریک فرستادند، نام ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه( همسایه و برادر بزرگ اوکراین) وجود نداشت.زلنسکی در شعارهای انتخاباتی خود بر حل اختلافات از طریق گفتگو تأکید داشت. گرچه سیگنال هایی از سوی دو طرف برای حل مشکلات مخابره شده ولی باید دید که آیا  زلنکسی روس زبان خواهد توانست با پوتین و زمامداران کرملین وارد مذاکره شده و اختلافات بین دو کشور را حل و فصل نماید  و آیا چنین شرایطی برای این کار فراهم می شود؟. در صورتی که زلنسکی بتواند در عین همراهی با غرب،با روسیه به توافق برسد،منافع  سیاسی، اقتصادی و امنیتی زیادی برای اوکراین به همراه خواهد داشت. ابزارهای سیاسی و اقتصادی کشورها، سازمان ها و نهادهای بین المللی وام دهنده و کمک کننده به اوکراین و نیاز شدید این کشور به اخذ وام های جدید برای پوشش بدهی های سنگین، برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های رئیس جمهور جدید را با محدودیت و یا حداقل در کوتاه مدت با خطر از دست دادن برنامه های حمایت مالی مواجه خواهد کرد. از طرفی،رشد اقتصادی، رونق کسب و کار، بهبود وضعیت اشتغال، جذب سرمایه گذاری خارجی، مبارزه با فساد،کاهش تعرفه های مصرف انرژی از جمله انتظارات جامعه از دولت حاکم است. با توجه به این شرایط، بنظر نمی رسد که زلنسکی به عنوان رییس جمهور منتخب، قدرت زیادی برای مانور داشته و بتواند بر همه مشکلات فائق آید.از این رو بنظر می رسد  که وی به خاطر ضعف و نیاز مالی کشور و مسایل امنیتی ناگزیر خواهد بود کمابیش سیاست همگرایی با غرب را ادامه داده و این کشور همچنان تحت فشار و نظارت شرکای غربی و نهادهای مالی بین المللی خواهد بود. درخواست اخیر بانک جهانی و گروه هفت(G7 )از اوکراین برای احیای قانون مسئولیت کیفری در رابطه با کسب ثروت نامشروع( غیر قانونی)،و فشار صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا به این کشور برای افزایش تعرفه های گاز و برق در همین راستا قابل توجیه است.علاه براین،درخواست جدید سفرای گروه ۷( شامل آمریکا، انگلیس، کانادا،ایتالیا،فرانسه،آلمان،ژاپن) از پروشنکو برای انتقال قدرت به زلنسکی، نشانه آشکار ورود مستقیم آنها به مسایل داخلی اوکراین است. از این رو،با وضعیتی که اوکراین دارد،بی توجهی سکاندار ریاست جمهوری اوکراین به انتظارات این قبیل شرکای خارجی بعید به نظر می رسد. لذا موفقیت و پیشرفت اوکراین در صورتی حاصل خواهد شد که اوکراین بتواند در روابط با غرب و روسیه سیاست تمکیل متقابل و متعادل ایجاد نموده و آن به پیش ببرد.   *رضا مهدی: کارشناش ارشد مسائل بین الملل   منابع:      http://prismua.org/eap-think-bridge/ https://www.kyivpost.com/ https://www.unian.ua/ https://www.ukrinform.net/ https://censor.net.ua/ https://en.interfax.com.ua/ http://www.usubc.org/ http://www.me.gov.ua/?lang https://www.minfin.gov.ua/en       ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 21 May 2019 21:29:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3834/سمت-سوی-تحولات-اوکراین-ریاست-جمهوری-ولادیمیر-زلنسکی تکرار تراژدی،کمدی درانتخابات اوکراین http://www.iras.ir/fa/doc/article/3827/تکرار-تراژدی-کمدی-درانتخابات-اوکراین مقدمه مارکس درکتاب "هجدهم برومرلوئی بناپارت" نکته مهی را درباره تکرار تاریخ یادآوری می کند: «هگل درجایی می نویسد که« تمام حوادث  و شخصیتهای بزرگ تاریخ جهانی به اصطلاح دوبار ظهور می کنند.»[1] ولی او فراموش می‌کند که اضافه کند: نخست به صورت تراژدی، و بار دوم به صورت کمدی مسخره » [2] این جمله مارکس دقیقا وصف حال اوکراین امروز بعد ازاعلام نتایج  دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در روز یکشنبه اول اردیبهشت 1398 است. زیرا انتخابات دوره قبل در سال 2014  یک تراژدی بزرگ در اوکراین را شکل داد و اینبار یک کمدی تلخ را برای مردم این وسیع ترین کشور اروپا بعد از فرانسه، رقم زده است . چراکه بر اساس نتایج نهایی این انتخابات ولدیمیر زیلینسکی (Volodymyr  Zelensky )  کمدینی که هیچ سابقه سیاسی قابل توجه ای ندارد، در سن 41 سالگی[3] زمام امور اوکراین را بدست گرفت! در تحلیل پیش رو سعی دارم نشان دهم چگونه سرنوشت مردم اوکراین در نتیجه سیاست های غلطی که سیاستمداران این کشور در دو دهه گذشته در پیش گرفتند بازیچه رقابت های قدرتهای بین المللی از یکسو روسیه و از سوی دیگر آمریکا و اتحادیه اروپا شده است.   پیشینه بحث :  ویکتور یاناکوویچ رئیس جمهور وقت  اوکراین، در تاریخ  سی ام آبان 1392 (21 نوامبر ٢٠١٣ ) از امضای قرارداد تجاری و اقتصادی با اتحادیه ی اروپا سرباز زد و از اتحادیه ی گمرکی با روسیه، بلاروس و قزاقستان دفاع  کرد. البته او برای این امر به شدت از جانب روسیه تحت فشار بود. مخالفان یاناکوویچ ابتدا با سرزنش وی حرکتی را آغاز کردند؛ اما پس از نادیده گرفتن خواستشان ، این حرکت خیلی زود به یک اعتراض عمومی تبدیل گردید. در ادامه میدان استقلال کی یف به  مرکز تجمع مخالفان دولت  تبدیل شد. اعتراضات به تدریج شدید و گسترده تر شد و معترضان با چوب، سنگ و کوکتل مولوتف و در روزهای پایانی با تفنگ بادی وحتی کلاشینکوف بانیروهای پلیس درگیر شدند. آنان تحت حمایت تبلیغات انبوه رسانه های غربی  در مقابل فشارهای پلیس و تک تیراندازها مقاومت کردند، درسرمای جان سوز زمستان "کی یف" میدان استقلال را خالی نکردند، وتا رسیدن به خواسته هایشان از پای نایستادند ونهایتا با هم سرنگونی یاناکوویچ رئیس جمهور هوادار روسیه را  درسوم اسفند 1392 جشن گرفتند. ازآن پس مسیر بحران تغییر کرد اینبار طرفداران یاناکوویچ و مناسبات نزدیک با روسیه بودند که با انجام تظاهرات در شرق اوکراین، اعتراض خود را به مداخله آمریکا و اتحادیه اروپا درکشورشان نشان دادند و خواستار بازگشت به قدرت یاناکوویچ شدند. اما این اعتراضها بجایی نرسید . کرملین  که می دید  همه چیز برای بقدرت رسیدن یک دولت طرفدار غرب در کی یف آماده شده است ، پیش دستی کرد و ازطریق لشکر کشی به  کریمه در هفتم اسفند 1392(26 فوریه 2014) و سپس با برگزاری همه پرسی برنامه ریزی شده در 25 اسفند 1392(16مارس 2014) ، این شبه جزیره استراتژیک متعلق به اوکراین در شمال دریای سیاه را ضمیمه روسیه کرد. به موازات آن همچنین دو استان شرقی اوکراین"دونتسک" و "لوهانسک"  که جمعیت آنها عمدتا روس تبار هستند،  تحت حمایت روسیه جنگهای جدایی طلبانه را علیه دولت مرکزی در کی یف آغاز کردند و اوکراین پنج سال است که  در بحران جدایی طلبی گرفتار شده است. حتی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری درچهارم خرداد1393(25می 2014) وانتخابات پارلمانی درچهارم آبان 1393(چهارم نوامبر 2014) هم نتوانست مشکلات جدایی طلبان شرق اوکراین را حل وفصل  کند. به همین دلیل اوکراین ازسال 1393  تاکنون صحنه منازعات قدرتهای بازیگر خارجی یعنی روسیه ، اتحادیه اروپا و آمریکا قرار گرفته است.   تحلیل نتایج انتخابات: دردوردوم  انتخابات که در روز یکشنبه اول اردیبهشت 1398 (21 آوریل 2019) برگزار شد، ازجمعیت 43 میلیون نفری اوکراین  در حدود 30 میلیون نفر از اوکراینی ها شرایط لازم را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری داشتند که از این میان 18,491,837 نفر در انتخابات شرکت کردند یعنی بیش از 60 درصد رای دهندگان در انتخابات دور دوم شرکت داشتند . از این جهت حضور قابل قبولی برای دور دوم  بشمار می رود. [4] در این میان  13,541,528 نفربه ولدیمیر زیلینسکی رای دادند  تا او درهفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اوکراین پس از استقلال این کشور در سال 1991 از شوروی ، با بدست آوردن بیش از 73 درصد آراء شرکت کنندگان در انتخابات [5] به عنوان هفتمین رئیس جمهوری برگزیده شود. انتخاب پترو پوروشنکو ( Petro Poroshenko ) درانتخابات پنج سال پیش با آنکه تحت حمایت آمریکا و اعضای اصلی اتحادیه اروپا بدست آمد ، به یک تراژدی بزرگ برای مردم اوکراین تبدیل شد.  زیرا از یکسو وعده های انتخاباتی این میلیونرمعروف به سلطانِ شکلات تحقق پیدا نکرد  و اقتصاد اوکراین همچنان بحران زده باقی ماند و از سوی دیگر شبه جزیره استراتژیک کریمه ازحاکمیت اوکراین خارج شد و ازآن بدتر اینکه دردو استان شرقی این کشورهمچنان بحران جدایی طلبی ادامه یافت.  اکنون این پرسش اساسی در افکارعمومی مطرح است : « بازیگرکمدی محبوب که مهمترین عامل مشهورشدنش بازی درسریال تلویزیونی بسیار جذاب"خادمان مردم" در نقش رئیس جمهور اوکراین در سال 2015 بوده است» چگونه می تواند مشکلات پیش روی اوکراین از جمله مهم ترین آنها : - بازگشت حاکمیت اوکراین بر کریمه ، -بحران جدایی طلبی روس تبارهای در دو استان شرق اوکراین ، - بهبود وضعیت اقتصاد بحران زده اوکراین - وسرانجام  موضوع پیوستن اوکراین  به اتحادیه اروپا و ناتو را پیگیری و به سرانجام مثبت برساند؟ درپاسخ به این سئوال مهم باید گفت مردم اوکراین به یک کمدین محبوب که نقش رئیس جمهور  را بازی می کرد ،رای دادند. اما در دنیای واقعی سیاست ، کمدین های انتقادی جایگاهی ندارند و آقای زیلینسکی باید بتواند به کمک تیم مشاورانش ازجمله الکساندر دانلیوک، وزیر سابق امور مالی،آیواراز آبراموویچ  وزیرسابق توسعه اقتصادی و تجاری  و سرگی لیشچنکو شخصیت معروف مبارزه با فساد و کالامویسکی میلیاردر حامی مالی و رسانه ای اش، به وضعیت نابسامان اقتصادی اوکراین سروسامان بدهد. این مهم بدست نمی آید مگر آنکه او بتواند بنوعی روابط از دست رفته با روسیه را بدون آنکه از اتحادیه اروپا فاصله بگیرد ، احیاء کند. 73 درصد کسانی که در حدود 33 هزار و 500 مرکز رای گیری انتخابات رای خود را به صندوق ها ریختند، امیدوارند زیلینسکی بتواند به وعده خود در مورد مبارزه با فساد در سیاست داخلی و مذاکره با پوتین در سیاست خارجی عمل کند. کاری که سَلف او یعنی پوروشنکو بشدت از آن اجتناب می کرد. زیرا می دانست مذاکره با پوتین درعمل نتیجه ای جز تثبیت حاکمیت روسیه بر کریمه نخواهد داشت. سه روز پیش از زمان برگزاری انتخابات در اوکراین "دمیتری مدودف" نخست وزیر روسیه در پایان نشست روز پنجشنبه 29 فرودین هیات دولت این کشور گفت: «به دلیل تداوم اقدامات خصمانه اوکراین و اعمال محدودیت این کشور در مراودات اقتصادی، مسکو صادرات انواع مواد سوختی، نفت و مشتقات آن را به این کشور متوقف می کند. براین اساس ازاول جون 2019 صادرات کالاهای خاص به اوکراین نیازمند مجوز ویژه خواهد بود که این محصولات شامل سوخت و انرژی از جمله ذغال سنگ، نفت و فراورده های نفتی است. مسکو باید از منافع خود دفاع کند واقدام متقابل انجام دهد.» [6] این اقدام نخست وزیر روسیه  کاملا برای تحت فشار قرار دادن رئیس جمهوری منتخب اوکراین است که کار خود را از خرداد ماه آینده بصورت رسمی آغاز خواهد کرد . روسیه ترجیح می دهد با ابزار کنترل صادرات انرژی (نفت،گاز، ذغال سنگ) برای اوکراین، رئیس جمهوری آینده را به نرمش بیشتر در برابر مسکو وادار سازد . با این حال روسیه که خود تحت فشار تحریم های غرب قرار دارد  از لحاظ اقتصادی قدرت مانور زیادی در برابر دولت آینده زیلینسکی در اوکراین ندارد. همچنانکه بنا به گزارش وزارت اقتصاد روسیه این کشور در سال 2018 با وجود همه اختلاف ها با کی یف  پنج میلیارد دلار کالا از اوکراین وارد کرده است و مجموع واردات کالاهایی که توسط روسیه تحریم شده‌اند طی سال 2018 تنها 510  میلیون دلار ارزش داشته است. مقام های روسیه مرتبا تاکید می کنند در صورتی که کی یف تحریم‌های خود علیه واردات کالاهای روس را لغوکند ،این کشورمتقابلا تحریم‌ها راعلیه اوکراین  لغو خواهد کرد.[7] در این میان سرمایه گذاران نیز به دنبال گرفتن تضمین از کاندیدای پیروز و رییس جمهور آتی اوکراین برای سرعت بخشیدن به اصلاحات و حفظ کمک‌های خارجی و افزایش سرمایه گذاری خارجی در این کشور هستند. زیلینسکی وعده داده است که با فساد در این کشور43 میلیون نفری که یکی از کشورهای کم درآمد در اروپا محسوب می شود، مبارزه کند. با آنکه پوروشنکو وضعیت دشواراقتصادی و امنیتی سال ۲۰۱۴ را تاحدودی بهبود بخشید و موفق شد اصلاحات جزئی در نظام اقتصادی اوکراین  اجرا کند، اما او نتوانست بسیاری از وعده های بلند پروازانه خود را به اجراء گذارد. بویژه  او در مبارزه با فساد موجوددر دستگاه حکومتی  ناکام ماند و شاید یکی از دلایل مهم ناکامی وی در جلب آراء شرکت کنندگان در انتخابات روز یکشنبه همین فساد موجود دراقتصاد و سیاستمداران نزدیک به دولت  اوکراین بود. به نظر می رسد  به همین دلیل زیلینسکی سعی کرد کمتر وعده بدهد و اصولا از شیوه‌های مرسوم در مبارزات انتخاباتی  کمتر بهره گرفت. او تلاش کرد در تجمع های انتخاباتی کمتر شرکت کند تا کمتر مجبور به سخنرانی شود.  بجای آن سعی کرد در چند مصاحبه محدود با رسانه‌ها ، ایده های خود را برای آینده اوکراین معرفی کند و از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغ این ایده ها بدرستی بهره بگیرد. نتیجه گیری: زیلینسکی در شرایطی زمام امور را در دست می گیرد که باید بتواند با استفاده از تجربه های شکست خورده روسای جمهوری پیشین راه مستقلی را از روسیه و آمریکا و اتحادیه اروپا در پیش بگیرد. نتایج عملکرد چهار رئیس جمهور پیشین اوکراین یعنی ویکتور یوشچنکو( 2004 تا  2010) و پترو پوروشنکو ( 2014 تا 2019 ) پیش روی او است. آنها هر کدام در دوره ای تلاش کردند برای رهایی اوکراین از مشکلات اقتصادی  پشتیبانی اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا را کسب کنند. اما در عمل دیدند این کشورها مایل نیستند بخاطر اوکراین، با روسیه درگیر شوند. درنتیجه وقتی جدایی کریمه از اوکراین اتفاق افتاد و تمایلات جدایی طلبی در شرق اوکراین با تحریک روسیه به جنگ مسلحانه نیز کشیده شد ، اتحادیه اروپا و آمریکا تنها به محکومیت صرف و اعمال تحریم های اقتصادی روسیه بسنده کردند . در مقابل  آنها ، تجربه لئونید کوچما (1999 تا 2004) و ویکتور یاناکوویچ ( 2010 تا 2014) دو رئیس جمهور روس گرا نیز پیش روی زیلینسکی قرار دارد.  این دو رئیس جمهوری اوکراین در زمان زمامداریشان، کوشیدند با اتکاء به حمایت روسیه ، اوکراین را از وضعیت بحرانی آن زمان خارج کنند. اما همچنان رقابت های آمریکا و اتحادیه اروپا با روسیه  ، درعمل هر دوی آنها را در اجرای برنامه های خود ناکام گذاشت. اتکاء یکسویه آنها به روسیه، تضاد موجود بین شرق و غرب  اوکراین را نه تنها کاهش نداد ،بلکه درعمل موجب افزایش تمایلات واگرایانه به سمت اتحادیه اروپا و ناتو درغرب این کشورشد. در دوره  اخیر ، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا  بجای کمک اقتصادی به اوکراین کنگره آمریکا را ترغیب کرد  250 میلیون دلار کمک نظامی به اوکراین اختصاص دهد. همچنین  کانادا و انگلستان  علاوه بر صدور اسلحه وظیفه آموزش و پشتیبانی ارتش اوکراین را برعهده گرفتند.[8] آنها به بهانه تقویت ارتش اوکراین برای مهارجدایی طلبان اوکراینی در شرق این کشور هزینه های نظامی را به اوکراین تحمیل کردند . اما اقتصاد ناتوان اوکراین بیشتر نیاز به سرمایه گذاری در اقتصاد و امور زیربنایی دارد تا بتواند بحران موجود را پشت سربگذارد. به نظر می رسد اگر آقای زیلینسکی می خواهد بر مشکلات موجود فایق شود، مجبور است حداقل در کوتاه مدت موضوع عضویت در ناتو را کنار بگذارد تا بتواند به نوعی توازن در مناسبات خود با روسیه و غرب دست پیدا کند. روسیه می داند بدون اوکراین نمی تواند مرزهای غربی خود را امن نگه دارد و اوکراین هم می داند بدون روسیه در عمل باید تجزیه شرق اوکراین را بپذیرد تا بتواند به عضویت ناتو درآید. چیزی که نه برای روسیه قابل قبول است و نه برای اکثریت مردم اوکراین. اما باید واقع بین بود در جهان سیاست که قدرت حرف اول را می زند تجربه زیلینسکی کمتر از آن است که بتواند چنین موازنه ای را بین روسیه و غرب برقرار کند با این حال از قدیم گفتند آرزو برجوانان عیب نیست.  شاید نیروی جوانی و انگیزه های ماجراجویانه او بتواند به او کمک کند بعد ازحدود سه دهه ، حرکت پاندولی ساعتِ سیاست در اوکراین، بین روسیه و غرب متوقف شود و زیلینسکی برخلاف سلف خود برای ساختن اوکراین جدید نخستین بار بجای قدرت های خارجی  به مردم این کشور اتکاء کند.   پانوشت ها :   [1] هگل:«سخنرانیهای مربوط به فلسفه تاریخ» جلد سوم ، انگلس در بخشی از نامه ای  که به مارکس در تاریخ سوم دسامبر 1851 می نویسد این گفته هگل را یادآوری کرده است  . [2] به نقل از کتاب کارل مارکس، "هجدهم برومر لوئی بناپارت" چاپ سال (۱۸۵۲) ترجمه محمد پورهرمزان،برلین، چاپ چهارم 1386، ص 28 [3] ولدیمیر زیلینسکی متولد 25 ژانویه  1978 در کریوی ریح، SSR اوکراین  دریک خانواده  پدر و مادر یهودی متولد شد. او تا پیش از وارد شدن در سیاست ، فیلمنامه نویس، بازیگر و مدیر استودیوی اوکراین بود.  پدر او، الکساندر زیلینسکی استاد دانشگاه است که ریاست دانشکده علوم سایبرنتیک و سخت افزار محاسباتی را در موسسه اقتصاد کریمه برعهده داشت. مادرش ریما زلنسکا به عنوان مهندس کار می کند. زیلینسکی پیش از ورود به دبیرستان، چهار سال در مغولستان در شهر Erdenet  در محل کار پدرش زندگی می کرد. زیلینسکی رشته حقوق در دانشگاه اقتصاد ملی کیف را به پایان رسانده است. اما هیچگاه به عنوان حقوق دان کار نکرده است. زیلینسکی در سال 2017 حزبی را با نام سریال «خادم ملت»به ثبت رساند و از طریق همین حزب در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین شرکت کرد. حامی زیلینسکی  را گروهی از الیگارش های مالی که کالامویسکی از معروف ترین آن هاست. تشکیل می دهند. کالامویسکی ملیتی اوکراینی وتابعیت اسرائیلی دارد، او رئیس انجمن یهودی های اوکراین، میلیاردر و موسس گروه مالی- صنعتی «پریوات»،است. او به عنوان ششمین فرد ثرتمند اوکراین، تا سال 2015 فرماندار ایالت دنپروپتروفسک را برعهده داشت و بعد از آن به دلایل نا روشن با پوروشنکو  اختلاف پیدا کرد و استعفا داد. با وجود آمدن اختلاف بین او پوروشنکو و متهم کرن او به فساد او هم اکنون در اسرائیل زندگی می کند. از آن جا که بیشتر رسانه های اوکراینی در دستان میلیاردرها یعنی همان آلیگارخ هاست زیلینسکی با کالامویسکی ارتباط برقرار می کند. زیلینسکی در سپتامبر 2003، زیلینسکی با اولنا زلنسکا (نای کیوشکو) ازدواج کرد. آنها هر دو در یک مدرسه ی گرامر هم کلاسی بودند. یک دخترو یک پسر دارد . اولدانا دختر اول او در ژوئیه 2004 متولد شد. پسر او، سیریل زیلینسکی، در ژانویه 2013 متولد شد. به نقل از :                 https://en.wikipedia.org/wiki/Volodymyr_Zelensky [4] https://www.cvk.gov.ua/pls/vp2019/wp095pt001f01=720pt049f01=0.html [5] https://www.cvk.gov.ua/pls/vp2019/wp300pt001f01=720.html [6] خبرگزاری صدا و سیما به نقل از خبرگزاری تاس 29/01/1398 [7] همان [8] https://www.chathamhouse.org/expert/comment/security-policy-not-debate-ukraine-elects-new-president ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 26 Apr 2019 10:43:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3827/تکرار-تراژدی-کمدی-درانتخابات-اوکراین دیدار سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه با اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3802/1/دیدار-سفیر-جمهوری-اسلامی-ایران-روسیه-اعضای-شورای-علمی-موسسه-مطالعات-ایراس ایراس: روز شنبه، مورخ 22 دی 1397، در محل موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) دیداری بین دکتر مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه با اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس صورت گرفت. در این جلسه ابتدا آقای دکتر سنایی به شرح اخرین وضعیت روابط جمهوری اسلامی ایران با روسیه در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخت. ایشان در این دیدار بیان داشتند که روابط دو کشور به دلیل رشد نیازهای متقابل دوجانبه و شرایط منطقه ای دچار تحول اساسی شده است. به گفته دکتر سنایی از زمان اجرای برجام، روابط اقتصادی چند برابر شده است لیکن هنوز تا تحقق کامل ظرفیت های توسعه روابط فاصله وجود دارد. سفیر کشورمان در روسیه حضور فرهنگی ایران را در روسیه چشمگیر ارزیابی نمود. دکتر سنایی تحول در روابط سیاسی و امنیتی میان تهران و مسکو راطی چند سال اخیر را بی نظیر ارزیابی نمود. رویکردها و چشم اندازهای مشترک دو کشور نسبت به روندهای جهانی و منافع مشترک منطقه ای به ویژه در قبال تحولات خاورمیانه مهمترین محرک های توسعه روابط سیاسی میان دو کشور از منظر ایشان ارزیابی گردید. در ادامه جلسه اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس به بیان نظرات و پیشنهادات خود در خصوص روابط پرداخته و پرسش هایی را نیز از سفیر جمهوری اسلامی کشورمان در روسیه مطرح نمودند. ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 27 Jan 2019 09:08:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3802/1/دیدار-سفیر-جمهوری-اسلامی-ایران-روسیه-اعضای-شورای-علمی-موسسه-مطالعات-ایراس تلاش برای احیای مبادلات تاریخی بین ایران و آستاراخان روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3379/تلاش-احیای-مبادلات-تاریخی-بین-ایران-آستاراخان-روسیه مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه طی سفری یک روزه به آستاراخان روسیه در دیدار با الکساندر ژیلکین استاندار آستاراخان با اشاره به امضای اسناد دولتی و گمرکی برای حل مشکلات موجود در سال‌های گذشته برای توسعه صادرات اجناس ایرانی به فدراسیون روسیه و ایجاد زیربنای لازم برای گسترش فعالیت تجار دو کشور ابراز امیدواری کرد که بخش خصوصی دو کشورهمچون سایر بخش‌ها وارد چرخه توسعه همه جانبه روابط شود. سفیر ایران در روسیه همچنین با اشاره به آغاز بکار کشتی مسافرتی- تفریحی بین ایران و روسیه در دریای خزر در سال آتی، این امر را قدمی مثبت در تسهیل تردد تجار و گردشگران دو کشور دانست. الکساندر ژیلکین استاندار استان آستاراخان روسیه نیز در دیدار با سفیر ایران در روسیه ضمن استقبال از توسعه صادرات محصولات ایرانی بخصوص  محصولات کشاورزی به این استان، خواهان همکاری بیشتر بخش خصوصی دو کشور شد. مهدی سنایی همچنین در جریان سفر به آستاراخان روسیه طی سخنانی در دانشگاه دولتی آستاراخان با اشاره به توسعه همه جانبه روابط ایران و روسیه، چشم انداز روابط اقتصادی دو کشور در آینده نزدیک را بسیار روشن و نقش آستاراخان را بسیار برجسته برشمرد. وی با اشاره به سابقه 300 ساله تجارت بازرگانان ایرانی در شهر آستاراخان روسیه و حضور حدود هزار خانوار ایرانی در این شهر و ساخت مسجد و مهمانسرای ایرانی در آن طی قرون گذشته، تصریح کرد: می‌بایست در مسیر توسعه ارتباطات بین ملت‌ها و بازرگانان دو کشور از گذشتگان خود درس گرفته و سطح این ارتباطات را در آینده به سطحی بالاتر از آنچه در گذشته داشته ایم، افزایش دهیم. سفیر ایران در روسیه همچنین با اشاره به وجود کرسی زبان فارسی در دانشگاه دولتی آستاراخان و نیز حضور دانشجویان ایرانی در این دانشگاه خواستار ایجاد زمینه های لازم جهت تبادل همه ساله دانشجویان بین این دانشگاه و دانشگاه های ایران شد. در جریان سفر مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه به آستاراخان اولین مرکز تجاری ایران در خارج از کشور با حضور سفیر ایران در روسیه، شافعي رييس اتاق بازرگاني ، صنايع و معادن ايران، عسكراولادي عضو هيات رئيسه اتاق بازرگاني تهران ، روساي اتاق هاي بازرگاني ١٤ استان كشور و نيز الكساندر ژيلكين استاندار استراخان روسيه و مقامات ارشد اين استان ، بطور رسمي فعاليت تجاري خود را آغاز كرد. سفیر ایران در فدراسیون روسیه  درجریان سفر به آستاراخان  از شبکه تلویزیونی «آستاراخان 24» بازدید و در گفت‌گویی  تلویزیونی با این شبکه با استناد به روابط دیرین ملت و بازرگانان ایران و روسیه که غالبا شهر آستاراخان نقش پل رابط بین آنان را ایفا کرده بود، ابراز امیدواری کرد که دو کشور با توجه به پتانسل بالای خود برای تامین اقلام مورد نیاز یکدیگر و نیز ایجاد زیرساختهای لازم برای تسهیل تجاری،  دراین حوزه نیز هر چه سریعتر سطح روابط را به سطحی در خورد شان سایر سطوح روابط ایران و روسیه افزایش دهند. منبع: کانال تلگرامی مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه     ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 25 Oct 2017 12:08:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3379/تلاش-احیای-مبادلات-تاریخی-بین-ایران-آستاراخان-روسیه مهدی سنایی: "تهدیدهای مشترکی همچون تحریم های ظالمانه غربی و یکجانبه گرایی آمریکا، باعث نزدیکی ایران و روسیه شده است" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3376/مهدی-سنایی-تهدیدهای-مشترکی-همچون-تحریم-های-ظالمانه-غربی-یکجانبه-گرایی-آمریکا-باعث-نزدیکی-ایران-روسیه-شده دکتر مهدی سنایی، سفیر تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه و رئیس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، به بیان دیدگاه‌های خود در خصوص چشم‌انداز روابط ایران و روسیه، تحولات کردستان عراق و برجام پرداخت که مشروح این گفتگو در ادامه از نظر می گذرد. چشم انداز روابط ایران و روسیه را چگونه می‌بینید؟ "از جنبه سیاسی روابط ایران و روسیه در دوره‌های گوناگون تاریخی از فضای بین‌المللی تأثیر پذیرفته و نقش منفی عامل سوم در روابط دو کشور، تأثیرگذار بوده است، رهبران دو کشور تلاش دارند این تأثیر گذاری منفی را از بین ببرند و در سال‌های اخیر به میزان زیادی موفق بوده‌اند. روابط ایران و روسیه اکنون شاهد دوره اوج خود است که بی‌سابقه به نظر می‌رسد. روابط سیاسی در بالاترین سطوح قرار داشته و روندی شتابان دارد." "مشکلات موجود بیشتر به جنبه تعاملات اقتصادی و فقدان زیر ساخت‌ها مربوط می‌شود. واقعیت این است که روابط اقتصادی و تجاری همپای روابط سیاسی رشد نکرده است. دو کشور صادر کننده انرژی هستند و طرف‌های اصلی تجاری‌شان خریداران انرژی آنها هستند. میان دو کشور با این ویژگی، تعاملات اقتصادی مشابه دو کشور فروشنده و خریدار انرژی شکل نمی‌گیرد و دشواری بیشتری دارد." "در چهار سال گذشته زمینه‌های قانونی فراهم شده و تفاهم‌نامه‌هایی که بسترهای لازم برای توسعه تعاملات دو کشور در زمینه‌های مختلف اقتصادی را فراهم می‌آورد، ایجاد شده‌اند. واقعیت این است که بخش‌های اقتصادی و به‌ویژه بخش خصوصی باید ظرفیت و توان خود جهت استفاده از این فضای جدید در روابط را افزایش دهند." "در مجموع می‌توانم اطمینان دهم که آینده نوید بخشی در زمینه‌های مختلف در روابط دو کشور وجود دارد. نشانه‌های رشد تعاملات اقتصادی میان دو کشور نیز بروز کرده است و در سال‌های آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد." روسیه در خصوص تحولات کردستان چه مواضعی دارد و آیا مذاکرات و هماهنگی‌هایی با آنها داشته‌اید؟ "مواضع مقامات دولت روسیه در چارچوب تأکید بر یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق بیان می‌شود و دولت روسیه بر ادامه گفتگوهای میان اکراد و دولت مرکزی جهت رسیدن به راه حل مرضی الطرفین (مورد پسند هر دو طرف) تأکید دارند. اینکه روسیه موضع اعلامی نرم تری نسبت به ایران و ترکیه در این زمینه داشته به دلیل سرمایه گذاری‌های روسیه در کردستان و روابط تاریخی با کردهاست." "در این چارچوب، رایزنی و مشورت میان ایران و روسیه در ابعاد مختلف مشکلات منطقه وجود دارد. طبیعی است که هر گونه اقدامی که منجر به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه شود به خصوص در شرایطی که همه توان موجود باید صرف از بین بردن گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه شود، می‌تواند فضایی برای بازسازی و قدرت‌یابی مجدد گروه‌های تروریستی ایجاد کند." در ایران رگه هایی از روس هراسی و در روسیه رگه هایی از ایران هراسی دیده می شود. این اقدامات چه تأثیری بر روابط دو کشور دارد؟ "به نظر می رسد این رویکرد ریشه در گفتمان تاریخ محور و شاید فضای روانی جنگ سرد و دوره شوروی دارد. فضای بین المللی وضعیتی سیال دارد به همین دلیل نمی توان در طول تاریخ، تصویری ثابت و بدون تغییر از کشورها ارائه کرد." "در واقع نگاه به کشورها باید به روز شود. باید برای آینده طراحی داشت نه اینکه در گذشته تاریخی متوقف ماند. واقعیات ایران امروز و روسیه امروز با آنچه برخی القا می کنند، متفاوت است. امروز دو کشور در صحنه بین المللی در بسیاری از مسائل رویکردهای مشترکی دارند. مخالفت با یکجانبه گرایی، مبارزه قاطع و همه جانبه با پدیده تروریسم، مقابله با قاچاق مواد مخدر و تلاش برای ایجاد ثبات در مناطق خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز در راستای منافع دو کشور است. تهدیدهای مشترکی همچون تحریم های ظالمانه غربی و یکجانبه گرایی آمریکا، باعث نزدیکی دو کشور شده است. همه اینها در کنار رفت و آمد گردشگران میان دو کشور که رو به افزایش است بتدریج در حال تغییر دادن شرایط به سمت و سوی بهتر است." روسیه در خصوص شکننده شدن برجام هشدار داده است. مواضع روس ها در زمینه کارشکنی های آمریکا چیست؟ "برجام محصول تلاش های همه طرف های شرکت کننده در مذاکرات بود که روسیه نقش مهمی در آن داشت. طبیعتا وقتی یک کشور قصد دارد این توافق مهم بین المللی را بهم بزند، اولا زمینه بروز یک ناهنجاری حقوقی در روابط بین الملل را فراهم می آورد که نتایج نامطلوبی خواهد داشت. دیگر اینکه برجام توافقی بود که در آن، دیپلماسی پیروز شد و همه طرف ها خود را برنده آن تلقی می کردند یعنی بازی برد - برد بود." "اینکه ترامپ با هدف از بین بردن تمام دستاوردهای اوباما در سیاست خارجی و داخلی آمریکا، دست به چنین اقدامی بزند، نه تنها موجب نارضایتی روسیه، بلکه سایر طرف های دخیل در مذاکرات بخصوص کشورهای اروپایی می‌شود. در واقع شکننده شدن برجام، به معنی شکننده شدن توافقات بین المللی و شکننده شدن دیپلماسی است. مقامات روس به صراحت موضع خود را اعلام کرده اند و خواستار حفظ برجام هستند و موضع اخیر آمریکا را غیر عاقلانه و ناقض حقوق بین الملل دانسته اند." ارزیابی شما از عملکرد روسیه در تحولات خاورمیانه (سوریه، یمن، عراق) چیست؟ "نکته محوری در ایفای نقش روسیه در تحولات خاورمیانه، مقابله با دو مقوله «تروریسم» و «یکجانبه گرایی» بوده است. غربی ها بویژه آمریکا، تروریست ها را به دو گروه خوب و بد تقسیم می کنند و از برخی از این گروه ها حمایت بعمل می آورند. در واقع این، نوعی هنجار سازی توسط غرب و نوعی استاندارد دوگانه است که باید با آن برخورد کرد." "جمهوری اسلامی ایران و روسیه طی اقدامی هماهنگ، به مقابله واقعی و بدون اغماض با همه گروه های تروریستی پرداخته اند و نتایج مثبت آن آشکار شده است. نکته دیگر اینکه قابل قبول نیست که غرب برای منطقه خاورمیانه طراحی کند و آن را اجرایی نماید. در واقع طراحی های غربی برای منطقه شکست خوردند و مجموعه این تحولات و واقعیات میدانی، بسیاری از کشورها را بر آن داشته تا واقعیات را بپذیرند و بتدریج از مواضع اولیه خود در قبال سوریه فاصله بگیرند." "آنچه مهم است این است که همکاری ایران و روسیه در خصوص سوریه، مهار بحران در این کشور و ممانعت از پیاده شدن توطئه های خارجی، تاکنون بسیار سازنده و موفق ارزیابی می شود." روس ها چقدر به تعهدات خود در قبال تصمیمات اتاق عملیات جهارجانبه پایبند بوده‌اند؟ "کارکرد اتاق عملیات چهارجانبه هماهنگی های فنی- نظامی است و با هدف هماهنگی و مبادله اطلاعات شکل گرفته است. در واقع تشکیل چنین مرکزی برای هماهنگی اقدامات چهار کشور در راستای مبارزه با تروریست ها ضرورت داشت و پیروزی های بدست آمده و ضربات کاری که بر داعش و سایر گروه های تروریستی وارد شده، نشان دهنده موفقیت این ساختار در انجام اقدامات هماهنگ  است." حضور همزمان ایران و روسیه در مذاکرات آستانه چقدر می تواند به افزایش تعداد نقاط کاهش تنش در سوریه کمک کند؟ "ایده مذاکرات آستانه با توافق ایران و روسیه در گرماگرم پیروزهای ارتش سوریه در شهر حلب شکل گرفت و این ایده با پیوستن ترکیه به آن تقویت شد. یکی از دستاوردهای مهم مذاکرات آستانه، شکل گیری مناطق کاهش تنش در سوریه بوده است که تاکنون چهار منطقه، ایجاد شده است." "امید می رود که این مناطق در آینده افزایش یابد زیرا روند پیوستن گروه های مسلح به روند مذاکرات و مناطق کاهش تنش در حال افزایش است. مذاکرات آستانه و توفیقات حاصل از آن، نشان داد رویکرد جمهوری اسلامی ایران، فدراسیون روسیه و ترکیه رویکردی واقع بینانه بوده است. چنانچه مقایسه ای بین مذاکرات ژنو و مذاکرات آستانه انجام شود، مشخص می شود که در ژنو مذاکرات پیش نرفت اما در آستانه پیش رفت و این دقیقا به ترکیب کشورهای حاضر در این دو روند باز می گردد زیرا کشورهای حاضر در مذاکرات آستانه مصمم به مبارزه با تروریسم بودند اما در ژنو ترکیب مختلط بود و بنابراین توفیق چندانی نداشت."       ]]> دکتر مهدی سنایی روسیه و اروپای شرقی Tue, 24 Oct 2017 06:42:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3376/مهدی-سنایی-تهدیدهای-مشترکی-همچون-تحریم-های-ظالمانه-غربی-یکجانبه-گرایی-آمریکا-باعث-نزدیکی-ایران-روسیه-شده توازن بخشی منطقه ای، نقش دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3374/توازن-بخشی-منطقه-نقش-دیپلماتیک-روسیه-خاورمیانه ایراس: روسیه سعی دارد تا به عنوان بازیگری جدید در روند تعادل قدرت خاورمیانه ظاهر شود و به نظر می رسد فروش سیستم دفاعی بهتر به سعودی ها (اس 400) نسبت به ایران (اس 300) با الگوی تلاش های این کشور برای تاثیرگذاری بر منطقه سازگار باشد. دیدگاه قابل ملاحظه در این رابطه به این موضوع بر می گردد که چرا مسکو بعد از سالها انتظار حاضر به فروش سامانه دفاعی اس 300 به ایران (به عنوان متحد خود، حداقل در برخی حوزه های راهبردی نظیر سوریه) می شود اما در مقابل خیلی سریع به درخواست عربستان (کشوری که به تازگی در تلاش برای بهبود روابط با کرملین است) برای خرید سیستم بسیار پیشرفته تر اس 400 پاسخ مثبت می دهد؟ «استفان برین»، یکی از مقامات پیشین پنتاگون در 13 اکتبر و در قالب تحلیلی برای آسیا تایمز می نویسد: «نه تنها پادشاه عربستان سعودی، بلکه ترکیه به عنوان یکی از دشمنان روسیه در جنگ سرد نیز خواهان دریافت سامانه اس 400 روسی است، چه این که این سامانه در برابر موشک های بالستیکی که ایران طی چند سال آینده به آنها دسترسی پیدا می کند، بسیار موثر عمل می کند».   فروش سلاح به دقت استاندارد سازی شده اس 400 روسیه به کشورهای حوزه خلیج فارس بر اساس الگوی ایجاد شده چین طی دهه گذشته است، بدین معنی که چین به صورت همزمان موشک هایی را به ایران و پادشاهی عربستان می فروخت اما موشک های پیشرفته تر را به سعودی ها عرضه می کرد، چرا که ریاض به مراتب از تهران دارای قدرت نظامی ضعیف تری است و پکن می خواست این تعادل بخشی را رعایت کند. به نظر می رسد  سیاست روسیه در خاورمیانه از «کار خراب کن» یا «بر هم زننده بازی ها» در حال تغییر است، به گونه ای که سیاست این کشور در هفته های اخیر همانند رویکرد تعادل قدرت کلاسیک شده است.   هنری کیسینجر می گوید: «صلح تنها می تواند با هژمونی یا با تعادل قدرت به دست آید». به عبارت دیگر، قدرت هایی که نمیتوانند هژمونی را تمرین کنند، تلاش میکنند تا تعادل را حفظ کنند. مثال کلاسیک در این رابطه بریتانیا است که در طول جنگهای ناپلئونی با پروس علیه فرانسه متحد شد و چندی بعد با فرانسه در برابر آلمان مخالفت کرد. بریتانیا نمیتوانست یک هژمون در قاره اروپا باشد، به همین دلیل به دنبال جلوگیری از فرمانروایی مطلق فرانسه یا آلمان بود. اکنون نیز روسیه نمی تواند جایگزینی برای هژمونی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بیاید، بنابراین به دنبال تلاش برای تامین توازن در منطقه است.   میخائیل بوگدانف معاون وزیر امور خارجه روسیه چندی پیش خواهان میانجیگری میان تهران و ریاض شد اما به نظر می رسد گفتگو در این رابطه بسیار دور از ذهن و کم ارزش باشد. هرچند ایالات متحده با عرضه سیستم «تاد» به عربستان موافقت کرده است (به عنوان یکی پاسخ فوری برای معامله احتمالی روسیه و عربستان در زمینه اس 400) اما با توجه به تجزیه و تحلیل های نظامی، سعودی ها می خواهند با خرید اس 400 هرگونه منازعه احتمالی با جمهوری اسلامی ایران را نیز در نظر بگیرند.   تلاش دیگر روسیه برای تعادل بخشی قدرت در خاورمیانه به رویکردهای روسیه در سوریه بر می گردد، بدین صورت که از یک طرف ایران را به عنوان متحد مهم خود برای پشتیبانی از دولت بشار اسد می نگرد و از طرف دیگر نگرانی های امنیتی اسرائیل از حضور نیروهای ایرانی و حزب الله در مرزها را نیز در نظر می گیرد و به نوعی با تلاویو هماهنگ است. رسانه های اسرائیلی همواره از مشورت های سطح بالا بین مقامات تلاویو و مسکو گزارش های مکرری را منتشر کرده اند.   یکی از نکات مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد، دخالت روسیه در بحران سوریه است. دخالت نظامی روسیه در سوریه دلایل مختلفی داشت از جمله این که روسها نگران جهادی های قفقازی در سوریه و پس از آن بودند. از دیدگاه روسیه، حمایت طولانی مدت آمریکا از جهادگرایان سنی، پیامد ناخواسته تقویت القاعده و داعش را به دنبال داشته است. علاوه بر این جهادگرایان سنی به کرات روسیه را تهدید  کردند و وجود جمعیت عمده مسلمان سنی در روسیه، مسکو را بر آن داشت تا آشکارا حمایت از شیعیان را در دستور کار خود(دست کم به صورت تاکتیکی) قرار دهد. با این حال اکنون اهداف روسها در سوریه محقق شده است؛ دولت بشار اشد تقویت و تثبیت شده است، جهادگرایان سنی در سوریه به مراتب قدرت خود را از دست داده اند و پایگاه نظامی روسیه در طرطوس امن تر از هر زمان دیگری است. بنابراین مسکو قصد دارد در چنین شرایطی سیاستی دیگر را در پیش گیرد.   روسیه در تلاش است تا نفوذ دیپلماتیک خود در کردستان عراق را نیز حفظ کند. با وجود تهدیدات سخت کشورهایی نظیر ترکیه علیه رفراندوم کردها در عراق، به نظر می رسد مسکو خواهان حفظ سرمایه گذاری های کلان خود در کردستان است. علاوه بر این روسیه بعضا همدردی هایی را با آرمان های کردی از خود نشان داده است.   واقعیت این است که روسیه می خواهد توازن قدرت در خاورمیانه را مدیریت کند اما این که تا چه اندازه در این مهم موفق عمل می کند هنوز مشخص نیست. حمله نظامی روسیه به اهدافی در سوریه از طریق مسیر هوایی ایران اقدامی بود که پیشتر کمتر امکان تحقق داشت و این گونه همکاری هاست که باعث شده تا مسکو رویکردهای مثبتی را نسبت به ایران در پیش گیرد. با این حال باید گفت هرچند ایران دیدگاه های نزدیکی به روسیه دارد اما بدین معنا نیست که دست نشانده مسکو است و همیشه مطابق میل روسها رفتار می کند.   آمریکایی ها و پیش تر انگلیسی ها در زمینه سیاست های متعادل کننده قدرت در خاورمیانه ضعیف بوده اند و دلیل متقنی وجود ندارد که روسها از عهده این کار بربیایند. با این وجود تغییر موقعیت روسیه از یک «بازی خراب کن منطقه ای» به «متوازن کننده تعارض منافع بین قدرت های منطقه ای» یک نوع انقلاب دیپلماتیک است. این که آیا رویکردهای روسی باعث ایجاد نوعی از صلح و ثبات در خاورمیانه خواهد شد و آیا می توان شاهد ظهور یک خاورمیانه پساآمریکایی باشیم یا خیر، نیازمند گذر زمان است.     نویسنده: احسان تقوایی نیا – پژوهشگر مطالعات اوراسیا      ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 21 Oct 2017 10:34:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3374/توازن-بخشی-منطقه-نقش-دیپلماتیک-روسیه-خاورمیانه ​دیدار هیات های «نمایندگان مجلس» و «انرژی هسته ای» ایران با همتایان روسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی ایراس: دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رئیس کمیته انرژی دومای روسیه: هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به سرپرستی آقای حسنوند رئیس کمیسیون انرژی ، آقای خالدی رئیس کمیته انرژی  های نو و تجدید پذیر کمیسیون مذکور و آقای ذوالنودی رئیس کمیته انرژی هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  روز دوشنبه 24 مهر ماه سالجاری با آقای پاول زاوالنی رئیس کمیته انرژی دومای کشوری فدراسیون روسیه ملاقات و در زمینه همکاری های فی مابین گفتگو کردند. در این دیدار دو طرف ضمن تاکید بر اراده دولت و ملت دو  کشور به گسترش روابط دو جانبه و بین المللی به ویژه در حوزه انرژی، توافق کردند کارگروه مشترکی را ایجاد و با تدوین برنامه ای منظم به منظور: -تعیین ترکیب اعضای کار گروه از طرف دو مجلس ایران و روسیه -تعیین حوزه های همکاری های فیمابین  و اولویتهای مد نظر  - سفر به کشورهای ایران و روسیه از طرف اعضای کمیسیون های انرژی دو بار در سال - دعوت از شرکت های مرتبط با حوزه انرژی از دو کشور و حمایت  جهت مشارکت و سرمایه گذاری و دیگر موارد در کشورهای ایران و روسیه سازماندهی های لازم را انجام دهند. شایان ذکر است هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی به منظور شرکت در سمینار « 25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه  در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای » هیات سازمان انرژی اتمی ایران به سرپرستی آقای کمالوندی معاون امور بین الملل، حقوقی و مجلس  این سازمان را همراهی می کنند.     دیدار هیات های  انرژی هسته ای ایران و روسیه: همچنین امروز در استانه برگزاری سمینار «۲۵ سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره برداری صلح امیز از انرژی هسته ای» هیات های انرژی هسته ای دو کشور به سرپرستی اقای کمالوندی معاون بین الملل و امور حقوقی و مجلس سازمان انرژی اتمی ایران و اقای اسپاسکی معاون امور بین الملل روس اتم روز دوشنبه مورخ ۲۴ مهر ۱۳۹۶ با یکدیگر ملاقات کردند و در مورد همکاری در زمینه های مختلف و متنوع برای استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای بحث و تبادل نظر نمودند. قرار است سمینار مذکور با مشارکت سازمان انرژی اتمی،  روس اتم و وزارتخانه های امور خارجه دو کشور و حضور نمایندگان ۵+۱ طی روزهای ۲۵ و ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در مسکو برگزار شود.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:36:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی