موسسه مطالعات ایران اوراسیا 27 ارديبهشت 1398 ساعت 22:50 http://www.iras.ir/fa/doc/note/3832/روابط-ایران-ترکمنستان-متن-ظریف-میان-حواشی-سخت -------------------------------------------------- ایران و آسیای مرکزی عنوان : روابط ایران و ترکمنستان؛ متن «ظریف» در میان حواشی سخت بهروز قزل تحلیلگر مسائل ترکمنستان -------------------------------------------------- روابط ایران و ترکمنستان، در عین سادگی، پیچیده است. اما این پیچیدگی، در عین حال، تأثیرپذیری بسیار بالایی را از ابتکار کارگزاران سیاست خارجی دو کشور به ویژه ایران نشان داده است. به عبارت دیگر، آنچه از روابط بین دو کشور تا به امروز قابل استنباط است، فرازهای بسیار و فرودهای گاه و بی گاهی است که در بستری از ظرفیت های ژئوپلیتیک مکمل، قرابت های فرهنگی، پیشینه تاریخی ناگسستنی و روابط اقتصادی از یک سو و موانعی ناشی از سوء ادراک کارگزاران و تمایلات متقاطع در برخی از حوزه ها از سوی دیگر، محقق شده است. متن : روابط ایران و ترکمنستان، در عین سادگی، پیچیده است. اما این پیچیدگی، در عین حال، تأثیرپذیری بسیار بالایی را از ابتکار کارگزاران سیاست خارجی دو کشور به ویژه ایران نشان داده است. به عبارت دیگر، آنچه از روابط بین دو کشور تا به امروز قابل استنباط است، فرازهای بسیار و فرودهای گاه و بیگاهی است که در بستری از ظرفیت های ژئوپلیتیک مکمل، قرابت های فرهنگی، پیشینه تاریخی ناگسستنی و روابط اقتصادی از یکسو و موانعی ناشی از سوء ادراک کارگزاران و تمایلات متقاطع در برخی از حوزه ها از سوی دیگر، محقق شده است. در ادامه، با توجه به سفر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به عشق آباد در چند روز گذشته، به مسائل اصلی روابط دو کشور و اهمیت این سفر اشاره خواهد شد. شرایط کشورها ثابت نیست و عواملی نیز که کنشگری آنها را در محیط سیاسی و سیاست خارجی شکل میدهد، همواره به یک شکل و با شدتی برابر تأثیر نمیگذارد. محیط سیاست خارجی ایران، تغییرات آشکاری را در سال های اخیر تجربه میکند. تمدید و تشدید تحریم های ایالات متحده، تضعیف ظرفیت های همکاری های سیاسی و اقتصادی با اروپا، محدود شدن ابتکار عمل در روابط با چین، روسیه و سایر قدرت های منطقه ای مانند هند، تنها بخشی از این تغییرات است. در مقابل، ترکمنستان که پس از سال 2009 آشکارا فاصله گرفتن از روسیه را آغاز کرده بود، دوباره میزبانی روسیه را تدارک میبیند. اما قبل از آن، چین نیز حضور خود را در این کشور تثبیت کرده است و ایالات متحده، در قالب سازوکار 5+1 (پنج کشور آسیای مرکزی+آمریکا) و در چارچوب روابط دو جانبه، به دنبال کسب فضای بیشتری در محیط سیاست این کشور است. رژیم صهیونیستی بالاخره توانسته است سفارت خود را به طور رسمی در عشق آباد راه اندازی کرده و تردد و تعامل کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با ترکمن ها، شکل و شدت کم سابقه ای یافته است. رویکرد و تصمیمات اتحادیه اروپا نیز به رغم میزبانی برخی چهره های اپوزیسیون ترکمنی، تقابل آشکاری را با منافع هیات حاکمه ترکمنستان متبلور نکرده است. در نخستین روزهای سال 1397 سفر رئیس جمهور ایران به عشق آباد رقم خورد و مصوبات پیش روندهای در ارتقاء و گسترش بیش از پیش روابط دو کشور رسانه ای شد. قبل از آن و نزدیک به سه دهه گذشته نیز آمد و شد رؤسای جمهور هر دو کشور، همواره همراه با تصمیمات و مصوبات امیدوارکننده بوده است. در یک سال اخیر هم، هیات های کارشناسی مختلفی برای پیگیری مسائل دوجانبه و منطقه ای به تهران و عشق آباد رفت و آمد داشته اند. با تمام اینها، تا به امروز، شاید بیراه نباشد اگر ادعا شود که وضعیت روابط دو کشور با آنچه که میتواند و می بایست باشد، فاصله آشکاری یافته است. ترکمنستان، در سالهایی نه چندان دور، نخستین طرف تجاری و همکاری اقتصادی ایران در آسیای مرکزی به شمار میرفت؛ اما اکنون اینچنین نیست. هیات حاکمه ترکمنستان، سال هایی چند، از تأسیس و چندسالی نیز از پذیرش فرستاده رژیم صهیونستی در این کشور طفره میرفت و یکی از دلایل آن، ملاحظه منافع کشور همسایه یعنی ایران عنوان میشد؛ اما اکنون چنین ملاحظه ای کمتر مطرح میشود. دو کشور، همکاری های بزرگ و رفع اختلافات کوچک میان خود را در قالب حسن همجواری پیش میبردند؛ اما در ماجرای گازی اخیر تا مراجعه به طرف سوم رفع اختلاف (داوری اتاق بازرگانی بینالمللی در پاریس) نیز پیش رفته اند. این تحولات در حالی است که ترکمنستان در بیان رهبر جمهوری اسلامی ایران در دیدار با بردی محمداف در سال 1394 نه تنها دولتی همسایه، بلکه کشوری خویشاوند خطاب شده است. مطلبی که در بیان وزیر امور خارجه، محمدجواد ظریف در سفر اخیر به عشق آباد نیز تکرار شده است. ترکمنستان، دروازه ورود زمینی ایران به آسیای مرکزی و ایران، فراهم کننده مناسب ترین بستر روابط تجاری و مبادلاتی ترکمنستان است. در مقاطع بسیاری، به رغم سیاست چندگانه سازی مسیرهای تجاری و متنوع سازی مسیرهای صادرات انرژی، گریزناپذیری ژئوپلیتیکی ایران برای ترکمنستان اثبات شده است. به نظر میرسد، نخبگان ترکمن نیز به چنین استنباطی دست یافته اند؛ هرچند برای منعکس نشدن اغراق آمیز چنین وضعیتی و مخدوش نشدن فرصتهای چانه زنی خویش، احتیاط میکنند. با وجود تمام آنچه اشاره شد، موضوعی که در سالهای اخیر بر روابط بین دو کشور سایه افکنده است، اختلاف گازی است. اختلاف گازی ایران و ترکمنستان که نخستین مقطع بروز آن به دیماه 1386 و قطع جریان انتقال گاز از ترکمنستان به مناطق شمال شرقی ایران در سرمای کم سابقه آن روزها برمیگردد، بر سر مطالبه یک میلیارد و نهصد میلیون دلاری شرکت دولتی ترکمن گاز از شرکت ملی گاز ایران است. این اختلاف که با قطع دوباره جریان انتقال گاز در دی ماه 1395 از سوی ترکمنستان، به اوج خود رسید؛ در نهایت منجر به بلوکه شدن کامل روابط گازی بین ایران و ترکمنستان شده و با مطرح شدن ادعاهای متقابل وزارت نفت ایران، داوری این ماجرا به محاکم بین المللی واگذار شده است. اما وجه مهمتر این اختلاف، نه تنها مسدود شدن روابط گازی، بلکه تسری کم و بیش آن به سایر حوزه ها مانند اقتصادی، فرهنگی، مبادلات کالا و خدمات، حمل و نقل و ... است. از سال 1395 تاکنون، سایه این اختلاف به رغم اراده ای که در سطوح بالای حاکمیت دو کشور برای رفع آن ابراز شده است سنگینی خود را بر کل بدنه روابط ایران و ترکمنستان تحمیل کرد ه است. در این بین، همانطور که اشاره شد، سفر رئیس جمهور ایران به عشق آباد در ابتدای سال 1397 میتوانست مرحله عطفی برای جبران پسرفت هایی که در روابط این دو همسایه به وجود آمده بود، تلقی شود. هر چند پس از گذشت یک سال، حتی تا به امروز نیز نمیتوان درباره کم وکیف پیامدهای این سفر در مجموعه روابط دو کشور به طور قطع قضاوت کرد. اما در چنین فضایی، سفر وزیر امور خارجه ایران - که این روزها ترافیک سنگینی را سفرهای خارجی تجربه میکند - به عشق آباد، به نظر میرسد که پیام آور جدیت جدیدی در احیای روابط گسترده و همه جانبه بین دو کشور است. سفر محمدجواد ظریف در این مقطع از آنجا دارای اهمیت بسیار است که انتظار میرود، با رایزنی وی در عشق آباد، موافقتنامه های بین دو کشور که با حضور رئیس جمهور امضاء شده، اما تاکنون به طور کامل اجرا نشده است، صورتی عملیاتی به خود بگیرد. اصلی ترین محور این موضوعات نیز احتمالا مربوط به اختلاف گازی بین دو کشور است. کارشناسان بر این باورند که ارتقاء روابط دو کشور در هر حوزه ای، در ابتدا منوط به حل وفصل رضایت آمیز این اختلاف بوده و پس از آن، زمنیه همکاریهای بیشتر دو کشور در حوزه های امنیتی منطقه ای و انتظامی، سیاسی، اقتصادی و انتقال انرژی، همگی از موضوعات قابل طرح خواهد بود. محیط سیاسی ایران در ماه های اخیر تحولات سریع و مهمی را تجربه می کند که برای سازگاری با این تحولات، علاوه بر توان بازدارندگی سخت افزاری، دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور نیز رسالت بزرگی را بر عهده گرفته است. به نظر میرسد که توجه بیش از پیش به ظرفیت های همسایگی و به دست گرفتن ابتکارات دوجانبه در تعامل با دولت های مجاور، به عنوان بخشی از اجرای این رسالت قابل ارزیابی است. در چنین فضای جدیدی، وجاهت و تجربه وزیر امور خارجه ایران در کنار ظرفیت های ذاتی سازوکار سیاست خارجی، در بستری واقع گرایانه و عمل گرایانه میتواند بسیاری از چشم اندازهای بهبود بیش از پیش روابط تهران و عشقآباد را آنچنان که شایسته است و باید باشد ارائه نماید. هم تهران و هم عشق آباد، به خوبی می دانند که همسایگی و الزامات جغرافیایی، قابل تعویض نیست. حال اگر این همسایگی بر پیوندهای فرهنگی، دینی و تاریخی نیز استوار باشد، خود زمینه تبلور بسیاری از فرصت های دیگر را فراهم خواهد کرد. چالشها و فرصتهای ناشی از ساختار نظام بین الملل و یا از سوی قدرت های فرامنطقه ای، هر چه هست، جایگزین همسایگی و حسن همجواری نخواهد شد. در میان حواشی کوچک و بزرگی که گاه بر روابط دو کشور در سالهای اخیر سایه افکنده است، متنی که ظریف در عشق آباد نگارش میکند، میتواند اصل و اساس تعامل این دو همسایه را یادآوری و تعیین نماید. نویسنده: بهروز قزل- تحلیلگر مسائل ترکمنستان