موسسه مطالعات ایران اوراسیا 16 ارديبهشت 1399 ساعت 13:37 http://www.iras.ir/fa/doc/article/3903/چارچوب-روابط-بین-المللی-کووید-19 -------------------------------------------------- فرید شفیع اِف در کلوب والدای عنوان : چارچوب روابط بین المللی پس از کووید-19 یک بازگشت به وضعیت «نرمال جدید» -------------------------------------------------- متن : یادداشت از فرید شفیع اِف رئیس مرکز تحلیل روابط بین الملل جمهوری آذربایجان بحران بین المللی ناشی از همه گیری ویروس کرونا موسوم به کووید-19 موجی از پیش بینی ها را در مورد نظم جهانی جدید ایجاد کرده است. بسیاری از سیاستمداران برجسته و دانشمندان، از جمله هنری کیسینجر، بر این باورند که این بیماری سبب بروز رکود اقتصادی در جهان خواهد شد. حتی پیش بینی شده است که این رکود از زمانی که پس از پایان جنگ سرد، رکودی بزرگ نظام روابط بین المللی را تحت تاثیر قرار داد بسیار شدیدتر خواهد بود. ویژگی های مشخص این سیستم، لیبرالیسم در زمینه سیاسی و جهانی شدن در زمینه اقتصادی بود، اما در حال حاضر بسیاری پیش بینی می کنند که این نظام رو به افول خواهد گذاشت. نگارنده این یادداشت بر این باور است که بروز تغییرات سیستماتیک در نظم جهانی فعلی انتظار نمی رود و مصادیق آنرا در ذیل اشاره می کند. برای شروع، می توان دلایلی را که موجبات بروز نظم جهانی لیبرال را فراهم می آورد، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. پس از پایان جنگ جهانی دوم، دو مکتب فکری از جمله سرمایه داری و سوسیالیسم در جهان تشکیل گرفت. نظام سوسیالیستی بر اساس قدرت غیر جایگزین، اقتصاد دستوری (فرمایشی) و مرزهای بسته پایه گذاری شده بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بروز اصلاحات در چین که نماد پایان جنگ سرد بود، رویدادهایی را از جمله ورشکستگی اقتصاد فرمایشی و مرزهای بسته نوید می داد که دانشمند امریکایی فرانسیس فوکویاما از آن به نام پایان تاریخ یاد می کند. جهان سرمایه داری با توجه به یک مدل واحد توسعه پیدا نکرده است، بلکه دو مدل در شکلگیری آن دخیل بوده اند. یک مدل لیبرال کلاسیک و یا نئو لیبرال (موسوم به لِسه فِر در آمریکا) و دیگری بر اساس ایده های دموکراسی اجتماعی است که در بسیاری از کشورهای اروپایی (یک دولت رفاه) مصادیقی از آن رواج دارد. لِسه فِر رویکردی اقتصادی است که طبق آن تراکنش میان افراد باید عاری از هرگونه دخالت حکومت باشد. از این روست که لسه فر از مبانی فکری اقتصاد آزاد و لیبرالیسم کلاسیک محسوب می شود. در سی سالی که از پایان جنگ سرد می گذرد، جهان با دو بحران جدی اقتصادی در سالهای 1998-1997 و همچنین 2008-2009 روبرو شده است. اکثر کارشناسان پیش از این بر این باور بودند که دیدگاه لیبرالیسم افراطی به شدت بر رفاه اقتصادی شهروندان تاثیر منفی می گذارد، قدرت شرکت های بزرگ صنعتی و مالی باید با محدودیت روبرو شود و همچنین بازار باید به صورت دوره ای توسط دولت تنظیم شود. در مقابل تاثیرات ناشی از انتقال جمعیتی، تخریب محیط زیست و ظهور طبقه متوسط، تلاشهایی برای ایجاد تجدید نظر در سیستم تجارت باز صورت گرفت. در سی سال گذشته به سبب بروز تظاهرات گسترده طرفداران ناسیونالیسم و درگیری های قومی و ارضی شرایط جهان رو به وخامت گذاشته است از دیگر سو، ارزش های لیبرالیسم و جهانی شدن که تلاشی برای جستجوی هویت از جمله دین به شمار می آمد، به سبب بروز برخی افراطگرایی ها از جمله اقدامات داعش در خاورمیانه با تهدید روبرو شد. شایان ذکر است که مشکلات ناشی از ارزش نظام لیبرالیسم و جهانی شدن قبل از شیوع کرونا در جهان در حال گسترش بود. در واقع شیوع بحران ناشی از بیماری کرونا فقط وضعیت سیاسی و اقتصادی جهان را که پیش تر به سبب نگرانی های ناشی از درگیری ها، کاستی ها و همچنین جنگ های تجاری و غیره با مشکل مواجه بود را تشدید کرد و به عبارت دیگر مساله جدیدی نبود. بی شک، جهان انتظار یک بحران اقتصادی را دارد. اکنون با توجه به اینکه این بحران تا چه میزان شدید است بر رفتار توده ها, دولت ها و کشورهای مختلف تاثیرات متفاوتی را خواهد گذاشت. علاوه بر تشدید مشکلات موجود، شیوع این بیماری مرگبار میزان نقاط ضعف دولتها و کشورها را در زمینه بهداشت و درمان آشکار کرد. پس از بروز این بیماری، دیدگاههای مختلفی در خصوص نحوه مواجه شدن مقامات کشورهای مختلف با این بیماری بیان شد. در این خصوص عکس العمل چین و سنگاپور با عکس العمل آمریکا و ایتالیا کاملا متفاوت بود. به عبارت دیگر برخی از دولت ها عکس العمل های موفق تری داشتند. می توان به نحوه مدیریت و مواجه شدن مسولان آلمانی با این بیماری اشاره کرد. در میان کشورهای مختلف، آلمان موفق تر از سایر کشورها عمل کرد که کیفیت بهتر نظام سلامت و انظباط نظام بروکراتیک از مهمترین دلایل این موفقیت برشمرده شده است. پیش از شیوع این نیز، بیماری های همه گیر دیگری نیز در جهان به وقوع پیوسته بود مانند شیوع بیماری انفلوانزای اسپانیایی که در سالهای 1919-1918 به وقوع پیوست ولی تاثیرات آن بر جهانی شدن مانند بیماری کرونا نبود. بنابراین نیابد باز بودن مرز کشورها را به سبب شیوع این بیماری مورد سرزنش قرار داد. از دیگر سو، برخی بر این باورند که شیوع بیماری کرونا سبب شد شرایط برای ایجاد نظامی که کنترل بیشتری بر شهروندان دارد، توسط دولتها هموار شود که این مساله تهدیدی برای حقوق بشر به شمار می آید. به هر حال مساله جاسوسی شدیدتر از شهروندان توسط دولتها مساله جدیدی نیست و پیش از شیوع بیماری مرگبار کرونا نیز دولتها نظارت شدیدی بر شهروندان خود داشته اند. به باور فیلسوف مشهور فرانسوی میشل فوکو مبحث تهدیدات ناشی از نظارت شدید بر مردم از اواسط قرن 19 میلادی مطرح شده است. وی همچنین بر این باور است که نظارت شدید دولت مردان از شهروندان حتی به سالهای خیلی دورتر در تاریخ نیز باز می گردد. نظارت یک ویژگی مشخص از هر دولت مدرن است. هر دو حزب دموکرات و اقتدارگرا برای نیل به اهداف خود از جدیدترین فن آوری های ارتباطی بهره می جویند و از راههای و ابزارهای مختلف از جمله اقتصاد بازار، کارت های اعتباری، تلفن های همراه، برنامه های کاربردی و شبکه های اجتماعی استفاده می کند که صدها میلیون کاربر به صورت کاملا داوطلبانه از آن استفاده می کنند. اکنون سوال اینجاست: چگونه ما اطمینان حاصل کنیم که هنگام بکارگیری سیستم های حقوقی، اموال و حریم خصوصی ما حفاظت می شود؟ البته این مساله به سبب شیوع بیماری کرونا به وقوع نپیوسته و پیش از این نیز وجود داشته است. در جوامعی که از پیچیدگی های بیشتری برخوردار هستند، نقش دولت به ناچار بیشتر می شود. این مساله را دوست داشته باشیم یا نه، در آینده نزدیک به سبب بروز بحران اقتصادی قریب الوقوع، دولتها تنها قادر به ارایه حداقل استاندارد رفاه به شهروندان خود خواهند بود. ایده ارایه حداقل دستمزد بر مبنای استاندار جهانی مطرح می شود که این مساله به سبب مکانیزه شدن تولید به وجود می آید که در پی آن شماری از افراد مشاغل خود را از دست می دهند. بسیاری از تغییرات سیستمیک در جهان با توجه به تحول روابط اقتصادی و ارزش های سیاسی مرتبط مطرح شده است. جنگ اغلب در نتیجه یک بحران سیستماتیک به وقوع می پیوندد. در قرن 20 میلادی و پس از جنگ جهانی دوم, انسانها به این نتیجه رسیدند که تنظیم روابط بین المللی ضروری به نظر می رسد. به همین دلیل است که جامعه بین المللی مدرن با ساختار سازمان ملل متحد و چارچوبهای بین المللی شکل گرفته است. از این روی تاثیر جنگ جهانی اول در سالهای 1918-1914 بر روابط بین المللی از بیماری همه گیرانفلوانزی اسپانیایی بیشتر بود و تعداد بیشتری کشته بر جای گذاشت. اکنون سوال اینجاست که چه تغییراتی را در نظام بین المللی باید انتظار داشته باشیم؟ از نظر نگارنده، نباید از منظر بسیار اغراق آمیر بر تاثیر کرونا بر نظم جهانی نگریست، چراکه مسایلی دیگر مانند چالش مشکلات جمعیتی، وخیم تر شدن شرایط زیست محیطی و درگیری های منطقه ای به مراتب تاثیراتی بیشتری بر جهان خواهند داشت. امروز، اختلافات در مورد چگونگی پاسخگویی به چالش های جهانی در میان پیروان نظام لیبرال و حامیان قدرت مرکزی در حال افزایش است. اکثر کشورهای جهان که از یک استاندارد بالای زندگی برخوردار هستند مدل لیبرال را اتخاذ کرده اند. با این حال واضح است که تلاش برای تکرار این امر به ویژه در مناطقی مانند خاورمیانه می تواند منجر به عواقب مخربی شود که قبلا در عراق ، لیبی ، سوریه و افغانستان شاهد آن بوده ایم. جریان مهاجرت ناشی از این درگیری ها و تحرکات افراط گرایی در نهایت کشورهای لیبرال را تهدید خواهد کرد که طرفدار چنین ارزشهایی بو ده اند. انتظار میرود در آینده نزدیک هیچ یک ازطرفین مذکور پیروز شرایط فعلی قلمداد نشود. در طول جنگ سرد, اصطلاح همزیستی در میان سیاستمداران به شدت رواج یافت بود. بدیهی است که زمان آن رسیده است که از این مفهوم در روابط بین المللی مدرن نیز بهره جوییم. نگارنده این مطلب بر این باور است که پس از این بیماری که همه جهان را تحت تاثیر قرار داده است، ما باید انتظار بازگشت به حالت عادی، البته در شرایط بحران اقتصادی را داشته باشیم. جامعه بین المللی می تواند تنها از طریق همکاری چند جانبه و تقویت نهادهای مختلف از تبعات این بیماری بکاهد. مصادیق فراوانی از همکاری مردم عادی در شرایط قرنطیه در سراسر جهان دیده شد، اکنون نوبت دولتمردان است که بایکدیگر همکاری کنند. با این اوصاف, باید به یاد داشته باشیم که ما در یک دنیای کاملا متفاوت زندگی می کنیم. دنیایی متفاوت از زمان جنگ جهانی اول، شیوع بیماری انفلوانزای اسپیانیایی ، رکود بزرگ اقتصادی و یا جهانِ پس از جنگ جهانی دوم.