موسسه مطالعات ایران اوراسیا 26 شهريور 1399 ساعت 13:33 http://www.iras.ir/fa/doc/note/4052/میرزا-فتحعلی-آخوندزاده-گوگول-قفقاز -------------------------------------------------- عنوان : میرزا فتحعلی آخوندزاده؛ گوگولِ قفقاز -------------------------------------------------- متن : میترا مرادی؛ کارشناس ادبیات روسی​ نخستین ایرانی که نمایشنامه هایی به تقلید از اسلوب اروپایی و با داستانپردازی، شخصیت سازی، فضا و خلق و خوی ایرانی به زبان ترکی آذربایجانی تصنیف کرد، میرزا فتحعلی آخوندزاده است و بر اساس نقدهایی که درباره آثار نمایشی میرزا آقا تبریزی بعمل آورده، مقام نخستین نقاد تاریخ نمایش ایران را به خود اختصاص داده است. آخوندزاده بر اساس بیوگرافی ای که از خود در کتاب الفبای جدید و مکتوبات به قلم آورده است: زاده سال 1191 در شهر نخو (نوخه) در ولايت شَكي است كه در اين دوران به واسطه عهدنامه گلستان به تصرف نيروهاي روس درآمده بود. او نمایشنامه نویس و آزادیخواه ایرانی در دوره قاجار بود. او را بنیانگذار ادبیات نو در ایران، نخستین نمایشنامه نویس ایرانی، پیشرو فن نمایشنامه نویسی اروپایی درآسیا و از پیشگامان جنبش ترق یخواهی و ناسیونالیسم ایرانی می دانند. هنگام زندگی در شهر نخو به یادگیری زبان روسی همت گمارد و پس از یک سال پدرش وی را به تفلیس برده و به خدمت سردار روس بارون روزین گمارده و از وی خواست تا میرزا فتحعلی را در دفترخانه خود به عنوان مترجم به خدمت گیرد. میرزا فتحعلی در خانواده متوسطی از آذربایجان پرورش یافت، خود نیز اصرار عجیبی در بیان اثبات اصالت نژاد پارسی اش داشته و همواره وطن اصلی خود را ایران میدانسته است. فریدون آدمیت در رسالهای درباره آخوندزاده مینویسد: این نکته قابل ذکر است که در سال 1261 به مدت یک سالی از کار برکنار گشت. علتش را نمیدانیم. نکند که با دوستی او با تبعید یافتگان قفقاز و آزادیخواهان گرجی ربطی داشته باشد. حکم قطعی نمیکنیم... خلاصه این که میرزا فتحعلی هیچ پیوند عاطفی با حکومت روس نداشت. دشمن آزادی خواهی او همان دولت روسی بود و یک حجت قاطع در نفرت او از دستگاه آدمی کش، همان منظومه ای است که در مرگ پوشکین سرود. عنوان آخوندوف هم برچسبی است که در سالهای اخیر توسط نویسندگان و پژوهندگان قفقازی و شوروی به میرزا فتحعلی زده شده است و خود میرزا در زیر همهی آثارش اعم از فارسی، عربی، ترکی و روسی میرزا فتحعلی آخوندزاده و گاهی آخونزاده امضا کرده است. آدمیت ادامه میدهد، در دومین مرحله فکری میرزا فتحعلی که در تفلیس آغاز شد، عباسعلی بیک معروف به بکی خان مؤلف، نویسنده و مترجم فرمانفرمایی روس در قفقاز، نقش مهمی در راهنمایی و شکفتن استعداد وی داشته است. در واقع پس از سردار روس بارون روزین، این بکی خان است که وی را به عنوان وردست مترجم در دفتر امور کشوری فرمانفرمای قفقاز بکار میگمارد. بکی خان به استعداد میرزا فتحعلی پی برد، تشویقش کرد و با نویسندگان گرجی و قفقازی و روسی آشنایش گردانید و در زندگی و آثار و افکار او تاثیر گذاشت. بکی خان از مترجمان دستگاه حکومت روس در گرجستان بود؛ با گریبایدوف، پوشکین و رجال انقلابی گرجستان دوستی نزدیک داشت. رفتن میرزا فتحعلی به تفلیس که در آن زمان به سبب تبعید بسیاری از مخالفان تزار به گرجستان، مرکز فعالیتهای ادبی، اجتماعی و سیاسی شده بود، موجب آشنایی وی با دنیای ادب و هنر میگردد. با خاچاطور ابوویان نویسنده آزاد اندیش و بنیانگذار ادبیات رئالیست جدید ارمنستان همکار و همفکر میشود. همینطور از محفل ادبی که بکی خان، لرمانتف و باراتالشیویلی تشکیل داده و میرزا فتحعلی نیز به آنجا رفت وآمد داشت باید یاد کرد. دانش میرزا فتحعلی درباره تاریخ ایران و اسلام، ادبیات فارسی و ترکی، فلسفه و عرفان اسلامی از یک سو موجب ایجاد زیربنای محکم فکری و نصج اندیشه و تفکر با اصل شرقی او گردیده و از سوی دیگر آشنایی او با فرهنگ غرب و از جمله آشنایی او با آثار و نویسندگان روسی همچون چرنیشفسکی، استرافسکی، لرمانتف، گریبایدوف، گوگول، پوشکین، گرتسن، بلینزکی، دابرالیوبوف، کارامزین و اندیشمندان و نویسندگان فرانسوی همچون مولیر، اوژن سو، الکساندر دوما، ولتر، ارنست رنان و همچنین آثار نویسندگان انگلیسی مثل توماس باکل، دیوید هیوم، جان استوارت میل از جمله عواملی و عناصری شدند که زمینه مطالعه تطبیقی-انتقادی ازفرهنگ شرق و غرب را برای وی فراهم سازند. در این دایره وسیع از تسلط بر فرهنگ شرق و غرب بود که آخوندزاده توانست آنچه در سنتها و آداب و رسوم و فرهنگ ایرانی، سد راه پیشرفت و ترقی اندیشهها میشد شناسایی کرده و در پی یافتن راه حلهایی برآید. او یکی از معدود روشنفکران آن عصر است که به طور دربست شیفته و تسلیم فرهنگ غرب نشده است. این مطالعه تطبیقی-انتقادی سبب بروز بسیاری از اندیشههای اصلاحی آخوندزاده در زمینه فرهنگ اسلامی علیالخصوص ایرانی و ترکی گردید. او همواره از بیخبری ایرانیان از پدیدههای نو و عقبماندگی آنان در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی غمگین بود و همین تعصب او به سعادت هموطنانش، شخصیت او را به صورت اندیشه ساز فلسفه ناسیونالیسم ایرانی متجلی میسازد. چنان که خود میگوید: اگرچه علیالظاهر ترکم، اما نژادم از پارسیان است... آرزوی من اینست که ... ایرانیان بدانند که ما فرزند پارسیانیم و وطنمان ایران است...ما را شایسته آن است که اسناد شرافت بر خاک وطن مینو نشان خود بدهیم. میرزا فتحعلی آخوندزاده، نخستین نمایشنامه نویسی در مشرق زمین است که به شیوه اروپایی شش کمدی و یک داستان نوشته است. با ترجمه برخی از آثار میرزا فتحعلی به زبانهای روسی، فرانسوی، آلمانی، انگلیسی و نروژی به طوری مشهور شد که برخی او را مولیر شرق، گوگول قفقاز و یا مولیر آذربایجان مینامند. تا قبل از سال 1834 میلادی که میرزا فتحعلی به تفلیس میآید، از هنر نمایشنامه نویسی و تکنیک نگارش آن اطلاعی نداشته است. پس از آمدن به تفلیس و برخورد و آشنایی با نویسندگان روس و رفتن به تماشاخانه شهر و دیدن نمایشها بود که با این هنر آشنا شد و سپس درصدد آموختن فوت و فن برآمد. از لحاظ ادبی میرزا فتحعلی با دوره ای از ادبیات روس روبرو شد که از طرف منتقدین و ادب شناسان عصر رئالیسم خوانده شده است. از نمودهای شاخص این ادبیات، شعر، داستان و نمایشنامه بود که هر یک پهنه گسترده ای را به خود اختصاص داده بودند. در زمینه داستان نویسی رئالیستی که از حدود سالهای 1845 تا 1905 در ادبیات روس رواج داشت، از اکساکف و تورگینیف گرفته تا چخوف و گورکی را در بر میگیرد و مجموعه ای را فراهم کرده که در مقایسه با ادبیات کشورهای دیگر کم نظیرمیباشد. زیرا که رئالیسم روس ویژگیهای خاص خود را دارد که قابل تطبیق با سایر ادبیات داستانی رئالیستی کشورهای دیگر نیست. میرزا فتحعلی با آثار چرنیشفسکی، آسترافسکی، پوشکین، لرمانتف، گوگول، مارلینسکی و بلینسکی آشنایی داشته است و به محض ورود به تفلیس وآموختن زبان روسی و راه یافتن به مجامع ادبی، شروع به خواندن آثار این نویسندگان کرده است. از میان این نویسندگان گوگول در زمینه شیوه داستان پردازی و نمایشنامه نویسی و بلینسکی در زمینه نقادی بر روی میرزا فتحعلی تاثیر زیادی داشته اند. در زمینه نمایشنامه نویسی، در دهه سی کمدیهای گوگول پایه گذارادبیات نمایشی رئالیستی در روسیه میگردد. مقام گوگول را در زمینه نمایشنامهنویسی با نمایشنامه بازرس میشناسند. بی شک این نمایشنامه یکی از آثار ماندگار ادبیات نمایشی جهان است. زیرا که ساختمان و بافت نمایشی محکم، شخصیتپردازیهای عالی با خصوصیاتی که در هر فرهنگی کم و بیش یافت میشود و زبان شیوا و دلچسب، همه از ویژگیهای این نمایشنامه خوب هستند. کمدی هجوآمیز بازرس، انتقادی علیه دستگاه بروکرات فاسد تزار و نظام استبدادی حاکم بر روسیه بود. این محتوای انتقادی-اجتماعی ارزنده، همراه با ساختمان عالی نمایشی باعث گردید که اثری شناخته شده و مشهور گردد. اثری که بی شک تأثیر زیادی در نگارش تمثیلات آخوندزاده داشته است. زیرا که خصوصیات بسیاری از شخصیتهای این کمدی را درلباس ایرانی آن از رئیس دستگاه پلیس محل گرفته تا شخصیت اصلی داستان، خلستاکف را به گونههای مختلفی در تمثیلهای میرزا فتحعلی میتوان دید. نمایش نامهتمثیلاتاو با مهارت به انتقاد از اخلاق و عادات مردمقفقازوآذربایجانمی پردازد. ویمرثیه شرق در رثای مرگ پوشکینرا در سال ۱۸۳۷ میلادی سروده است. آثار او در کارهای دیگر نویسندگان آزادی خواه دورهمشروطیت ایرانتأثیر زیادی داشت. آخوندزاده از طرفداران و مبلغان تغییر رسم الخط عربی به الفبای لاتین بود. آخوندزاده اولین سازنده قالب های امروزی نمایش در مشرق زمین است. گذشته از آشنایی میرزا فتحعلی با آثار نویسندگان روس، از آشنایی وی با برخی از نویسندگان غرب نیز آگاهیهایی در دست است. برخی از آثار مولیر و شکسپیر که به روسی ترجمه شده بودند را خوانده و حتی اجرای بعضی از نمایشنامه های این دو نویسنده را در تماشاخانه تفلیس دیده است. چنانکه خود در آثارش از شکسپیر و مولیر به عنوان ارباب بزرگ فن دراما و رمان نام برده است. با اینکه نمایشنامههای میرزا فتحعلی به روسی ترجمه شده و در تماشاخانه تفلیس روی صحنه آمده بودند و برخی از آنها نیز در تماشاخانههای مسکو و پطرزبورگ اجرا شده بودند و به هر صورت، نام میرزا فتحعلی آخوندزاده در محافل هنری روس مطرح بوده، ناصرالدین شاه در هیچ یک از سه سفر خود به فرنگ که در اکثر شهرهای روسیه توقف داشته و به تماشاخانه میرفته، نامی از وی نبرده و حتی محمد حسین خان اعتماد السلطنه که در سفر سوم که از ملتزمین رکاب بوده، یادی از او به عنوان نمایشنامه نویس نمیکند. این نادیده گرفتن وی به نظر میآید به سبب انتقادهایی باشد که میرزا از دستگاه مستبد قاجارها میکرده است و این انتقادها به هر صورت به مذاق رجال ایرانی خوش نمیآمده است و به همین دلیل سعی در نادیده گرفته شدن و انکار مقام هنری و اجتماعی وی میشده است.