گزارش تحقیقی«نوروز در ترکمنستان»؛ دکتر بهرام امیراحمدیان

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۳۴
Share/Save/Bookmark
 
دکتر بهرام امیراحمدیان: برگزاري عيد نوروز و به استقبال سال نو رفتن در بين تركمن‌ها، بيانگر توجه خاص آنان به اين جشن است. قبل از تحويل سال، زنان به پختن نان و شيريني‌هاي محلي و... از قبيل بيشمه، بورك، قاتلاما، پتير، پسيق و سمنو مشغول مي‌شوند. در هنگام تحويل سال نيز تركمن‌ها عموما چراغ‌ها را روشن كرده و پنجره‌ها را باز مي‌كنند تا هواي تازه بهاري داخل شود و بركت افزون‌تر شود. خانواده‌ها در آغاز سال نو به زيارت قبور مي‌روند و با قرباني كردن گوسفند و دادن صدقه و شكرانه از خداوند طلب حاجت مي‌نمايند.
 
ایراس: پیش از پرداختن به شرح نوروز در ترکمنستان، در آغاز نگاهی داشته باشیم به نوروز در بین ترکان. ترکمنها که از اقوام ترک زبان هستند، قرابتهای فرهنگی مشابهی با دیگر اقوام ترک زبان آسیای مرکزی دارند. از این رو آگاهی از فلسفه نوروز در بین ترکان می تواند ارزشمند باشد.

نوروز در قلمرو ترك تباران
امروزه بسياري از مردم در يك منطقه جغرافيايي كه مرزهاي آن آنقدر وسيع است كه نمي‌توان برايش حدي قائل شد، عيدي را جشن مي‌گيرند كه نوروز ناميده مي‌شود.

اين كلمه در اصل از فارسي گرفته شده و مي‌توان آن را به روز نو، آغاز سال معني كرد به اين صورت كه «نو» به معني جديد و «روز» به همان معني روز است‌. در واقع نوروز (1) كه مطابق با 21 مارس است‌، به طور رسمي در ايران به عنوان آغاز سال جديد جشن گرفته مي‌شود. از آنجا كه تركها از تقويم ميلادي استفاده مي‌كنند، نوروز ارتباط خود را از هر نظر با اين تقويم از دست داده است‌، اما با وجود قرنها ذخيرة فرهنگي و مراسم مبتني بر اين امر، مسلم به نظر مي‌رسد نوروز هنوز اهميت خود را حفظ كرده است‌. پس از سال 1991 يعني زماني كه جمهوري‌هاي آسياي مركزي اعلام استقلال كردند، نوروز كه گاهي اوقات دور از چشمها و گاهي اوقات با ترديد جشن گرفته مي‌شد شكل رسمي پيدا كرد. امروزه ميان تركها و ايرانيان در مناطقي از بالكان تا چين جشنهايي مرسوم مي‌باشد.

آقاي اوريم بين باش (Ilker Evrim Binbash)، محقق ترک در «دانشگاه فني خاورميانه» تحقيق گسترده اي در باره نوروز در جهان ترک انجام داده است که در مقاله اي تحت عنوان: (سنت هاي نوروز ترکها) (2) در سال 1999 در فصلنامه مطالعات اوراسيايي منتشر شده است. در زير ترجمه برخي از نوشته هاي او آورده مي شود:

وي مي نويسد که با دقت‌، در معاني داده شده به نوروز مي‌توانيم دليل برگزاري چنين جشنهاي با شكوهي را دريابيم. نوروز است كه در آن هستي پيدايش يافته است، نوروز روزي است كه طبيعت از خواب بيدار مي‌شود، نوروز روز به هلاكت رسيدن ضحاك ستمگر است‌. نوروز روز به دنيا آمدن حضرت علي (ع‌) است و بالاخره نوروز روزي است كه تركها «ارگنه كن» (3) Ergenekon)) را ترك كردند. امكان دارد محدوده چنين اعتقاداتي  گسترش پيداكند از آنجا كه نوروز به اصول فرهنگ عامه مردم مربوط مي‌شود، شكلهاي مختلفي از آن بر اساس مناطق مختلف وجود دارد. درك همه اين انواع متفاوت با در نظر گرفتن موقعيت امروزي اين ملتها، در تاريخ غير ممكن به نظر مي‌رسد. هنگامي كه به نوروز فكر مي‌كنيم بايد تصوير واضحي از اين كلمه در ذهن داشته باشيم دقيقاً همان معنايي كه نويسنده لغت نامه در قرن 14 از «يئني گون‌» ارائه داد (4). تركي- ايرانی (5) يا تركي- فارسي و تركي- مغولي، اصطلاحاتي هستند كه در انگليسي بكار مي‌روند اما در تركي كاملاً جا نيفتاده‌اند، از مقتضيات ضروري روش شناختي‌، براي تحقيقات ما  بشمار می رود كه بر روي تاريخ فرهنگي است‌. به اين ترتيب مي‌توانيم اين گونه بيانديشيم كه از نظر علمي‌، عنصري فرهنگي در ماوراي شناخت امروز ما وجود دارد.  به علت تمامي دلايلي كه در بالامطرح شد، شناخت نوروز در چهارچوب تركي- ايراني و حتي قبل از آن تركي-مغولي ضروري است.

سپس مي افزايد که نوروز در تقويم زندگي ترکها داراي اهميت بسيار بوده است. وي ادامه مي دهد: همانگونه كه ما هم اكنون با دو تقويم زندگي مي‌كنيم و زندگيمان را براساس تقويمهاي هجري و ميلادي تنظيم مي‌كنيم در گذشته نيز تقويم هجري و تقويم دوازده حيواني‌(بروج دوازدهگانه‌) همراه با هم استفاده مي‌شده و منابع تاريخي‌، تاريخهايشان را بر اساس اين تقويمها ارائه داده‌اند (6).

در تقويم دوازده حيوان به هر سال نامي اختصاص داده مي‌شد و اين نظام هر دوازده سال يكبار تكرار مي‌شد محمود كاشغري نويسنده لغتنامه (قرن 11) در اين خصوص شرح كاملي در لغت نامه‌اش ارائه داده است  براساس داستاني كه كاشغري بيان كرده يكي از امپراطورهاي ترك كه مي‌خواست در مورد جنگي اطلاع پيدا كند كه چندسالي پيش از وي رخ داده بود، در مورد سال وقوع جنگ به اشتباه افتاده بود به همين‌دليل مجمعي تشكيل داد و در آن مجمع تصميم بر اين شد كه براي هر سال نامي برگزينند، مردم نيز اين تصميم مجمع را تأييد كردند. 

امپراطور براي شكار رفت و حيوانات را به طرف رودخانه راهنمايي كرد، نام حيواناتي كه موفق به عبور از رودخانه شدند بر سالها گذاشته شد. تقويم 12 برجي متشكل از نام حيوانات به ترتيب زير است‌. 

سال موش = سيچقان ئيل 
سال گاو = اود ئيل‌
سال پلنگ = بارس ئيل 
سال خرگوش = توشقان ئيل  
سال نهنگ = لوی ئيل‌
سال مار = ييلان ئيل‌
سال اسب = یونت ئيل 
سال گوسفند=  قوی ئيل‌ 
سال ميمون‌ = بيچي ئيل
سال مرغ = تخاقوي ئيل 
سال سگ = ايت ئيل‌
سال خوك = تونقوز ئيل 

با وجود اينكه ممكن است تفاوت اندكي در نام سالها وجود داشته باشد (7) اما اين نظام تقويمي بوده كه استفاده مي‌شد. نام ماهها عموماً به صورت ماه اول‌، دوم‌، سوم و غيره مي آمده است. به عنوان مثال بلغارهاي كنار رود دانوب به جاي نامگذاري ماهها آنها را ترتيب بندي كرده‌اند (8) كاشغري در كتابش مي‌نويسد (9):

و اما در مورد نام ماهها: در شهرها نام‌هاي عربي استفاده مي‌شود. تركهاي غيرمسلمان كه زندگي كوچ نشيني دارند سال را با تقسيم آن به چهار بخش نامگذاري مي‌كنند يعني هر 3 ماه براي خود يك نام دارند. پيشروي سال با اين اسامي مشخص مي‌شود. بهار بعد از روز نو (نوروز) «ماه كودك» شناخته مي‌شود و سپس «ماه نوجوان بزرگ» زيرا كودكان دراين بخش بزرگتر مي‌شوند. ماه بعد از آن «ماه بزرگ» نام دارد زيرا اين بخش در نيمه تابستان قرار دارد، خير و بركت بيشتر مي‌شود، حيوانات رشد مي‌كنند، شيرشان بيشتر مي‌شود و خلاصه همه چيز فزوني مي‌يابد. از آنجايي كه اسامي ديگر به ندرت استفاده مي‌شوند، از ذكر آنها خودداري مي‌كنم. شما آن را مي دانيد‌.  

همان گونه كه ديده مي شود در زمان كاشغري هم سال جديد كه همان نوروز (10) ‌باشد همزمان با آغاز بهار بوده است. ممكن گفته شود كه در ايران باستان نيز به همين منوال بوده است (11). اما نمي‌توان اين گونه گفت كه آغاز سال هميشه تاريخ ثابتي داشته است چه براي تركها چه براي ايرانيان.  يكي از تاريخ نويسان به نام ابن اثير در مورد تاريخ اصلاح اين مورد كه در سال 467 (1074- 1075) توسط خواجه نظام الملك و سلطان ملكشاه انجام گرفته‌، مي‌نويسد (12):

امسال نظام الملك و سلطان ملك شاه گروهي از معتبرترين اختر شناسان را گرد هم آوردند اين اختر شناسان نخستين روز سال (نوروز) را به عنوان آغاز برج حمل (گوسفند‌) تعيين كردند.

اين تاريخ مطابق با 21 مارس است. مي‌توانيم اين گونه نتيجه بگيريم كه در تعيين اين روز نوروز (13)، بي نظمي هايي وجود داشته است به اين ترتيب نوروز كه مراسم آن بر اساس شاخه‌هاي مختلف زرتشتي به صورت‌هاي مختلف برگزار مي‌شده، به تاريخ ثابتي تبدیل شده است. اين دومين نقطه عطف نوروز برحسب دوره‌هاي تاريخي‌اش بوده است. اولين آن در زمان انتشار اسلام در ايران بنیان گرفته است. بنابراين نوروز كه يكي از هفت جشن مهم در آئين زرتشت بوده و مردم معتقد بودند كه در اين روز آتش خلق شده است‌، اكنون مفهوم مذهبي اش تنها در نمادها است، وجهه‌اي غيرمذهبي به خود گرفته است (14). در واقع، اين مورد كه تركها رسوم مربوط به نوروز را بپذيرند و سال جديد خود را نوروز بنامند، مؤثر بوده است‌. 

تعيين دقيق زماني كه تركها كلمه نوروز را براي سال جديد بكار بردند ممكن نيست‌. بر اساس يك اثر هنري به نام نوروزنامه منسوب به عمر خيام، جشنهايي در سراسر ايران و توران يعني از كشور يونان تا چين برگزار شده است (15) اما در عين حال نويسنده مي‌گويد كه تركها بايد جشنهاي نوروز را كنار بگذارند (16) بنابراين چنانچه اين اثر به صورت يك نامه پندآميز براي سلاطين سلجوقي نوشته شده باشد، مي‌توان گفت كه نوروز در قرن 12 كاملاً ميان سلجوقيان پذيرفته نشده باشد. اما اگر به نقل از يكي از منابع چيني به نقل از «ابرهارد» (17) اين گونه بينديشم كه تركها جشنهاي بهاره را در پنجمين ماه نيز برگزار مي‌كردند مي‌توانيم تصور كنيم كه منظور عمر خيام يا نويسنده واقعي اين اثر ايجاد هماهنگي بين رسوم مختلف بوده است. در اين ديدگاه اين نكته كه اين اثر هنري با توصيف تقويم ايرانيان و خصوصيات اين تقويم آغاز مي‌شود. ما اين اصطلاح را از رشيدالدين آموخته‌ايم. رشيد الدين فضل الله مورخ سلسله ايلخانيان (قرن‌13) نشان مي دهد كه اين لغت مي‌توانست همزمان در زبان فارسي و تركي مورد استفاده قرار گيرد.

و در روزهاي نوروز و گون ينقيلاميشيي (در روزهاي جشن نوروز گون ينقيلاميشيي) (18).
 لغت قون ينقيلاميشيي كه اينجا بكار رفته را مي‌توان تجديد روز معني كرد و اين اصطلاحاتي است كه براي سال جديد استفاده مي‌شد.

در اينجا «گون» = روز و «ينگي» = نو (19). اين كلمه در زبان فارسي ادبي دگرگون شده است مانند قيونکلاميشي با معني «جشن براي سال نو» (20) بكار برده شده است و اين كلمه به عنوان «كيون كلانميشي» (kivn klanmishi) در لغت نامه جغتايي كه توسط ميرزا مهدي خان تدوين شده «سنگلاه» ناميده شده و معني آن به عنوان نوروز ارائه شده است. هم چنين ممكن است فهميده شود، كه كلمه به عنوان شكلي دگرگون شده كلمه گون ينقيلاميشي باشد كه در بالا بدان اشاره شد.

نام ديگر سال نو در ترك - مغولي به عنوان ماه «چاغان» بكاربرده شده و اصطلاحي است كه اخيرا استفاده شده است (21). اين كلمه كه بطور مشترك در زبانهاي مغولي و تركي بكار برده شده است، «سفيد» معني مي دهد اما به عنوان نام يك ماه، برخي اوقات براي ماه دسامبر و برخي اوقات به عنوان ماه مارس بكار برده شده است. ماه چاغان همان معني كلمه گون ينقيلاميشي را دارد (22). بنا به «هاورث»، چاغان سرا (يعني ماه چاغان) از اول فوريه تا سوم مارس ادامه مي يابد. ماركو پولو نيز ماه چاغان را در فوريه مي داند. ويلهلم فون روبروك تاريخ جشن بهار را در 9 مي اعلام مي كند (23).

بنا به رشيدالدين، سال نو 1284 در ميانه ژانويه حادث شد (24). نمونه ديگر براي اين مورد مي تواند در «بابر نامه» يافت شود (25). در زماني كه در باره وقايع سال 910 در تقويم هجري است بابر مي گويد:

در يك روز عيد رمضان بود. در مراسم غسل براي برگزاري نماز عيد بود. دريافتم كه جهانگير ميرزا و آقايان گفتگو كرده اند. برخي گفتند كه كوهي است كه كوه مهتر سليمان ناميده مي شود، اين كوه پيش آمدگي بين «دشت» و «دوكي» داشت، هنگامي كه از اين پيش آمدگي گذشتند، جاده صاف و هموار بود، فقط براي يك يا دو روز بود. من دريافتم كه آنها تصميم گرفته بودند كه از اين راه بگذرند و رفتند. تا من مراسم غسل را به پايان رساندم، همه سربازان به سوي پيش آمدگي رفته بودند و شكستگي «كومل» را رد كرده بودند.

زماني كه راههاي شناخته شده اي نبود، ما اين ارتباط با راهها را با اتكاي نادرستي برگزيديم بدون اينكه بدانيم كه طولاني ترين يا كوتاهترين راه است. نماز عيد در كنار شكستگي گومل برگزار شد. نوروز نزديك بود و تفاوت يك يا دو روز بود. به اين دليل شعر زير را سروده بودم:

ديدن سنتهاي ماه نو و دلبر، جشن را با خوشي همراه مي سازد
در ماه عيد كه من از روي تو و ابروي تو دورم، تنها غم نصيب من است
هي، بابور نوروز را پذيرا شو از روي دلدار و جشن ديدار او شاد باش 
اگر روي تو نوروز و عيد بود، از آن خوشتر نخواهد شد (26).

همان طوركه در شعر مختوم قلي شاعر تركمن بيان شده:

گلسه نوروز عالمه، رن قيلار جهان پيدا
ابرلر آواز اوروش، داغ قيلار دومان پيدا 
بيجانلار جانا گلدي، آچيلار زمان پيدا
گوگرمه ديك گيالار گوگرير روان پيدا

نوروز عزيز كه آرايش دهنده جهان، با همه رنگهايش، زندگي بخش ابرها، زندگي بخش همه چيزها، كه به گياهان طبيعت زندگي مي بخشد تا شكر گذار آ فتاب باشند، يكي از قديمي ترين و ريشه دارترين جشنها در جهان است. ...

ادامه مطلب (متن کامل گزارش/Pdf)


 
کد مطلب: 968