معمای خروج روسیه از سوریه

دکتر محمود شوری
تاریخ انتشار : شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۱۳
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراس: در ساعات پایانی روز دوشنبه در شرایطی که شاید هیچ‌کس انتظار آن رانمی‌کشید، رهبران روسیه پایان مأموریت نیروهای نظامی خود را در سوریه اعلام کردند. چنین اقدامی قطعاً می‌تواند معادلات قدرت در صحنه عملیاتی و سیاسی نبرد در سوریه را تحت تأثیر قرار دهد. بنابر این، روس‌ها یا وضعیت در سوریه را در شرایط تثبیت شده‌ای می‌دانند و یا اینکه رویکرد آنها به نوع مداخله در بحران سوریه تغییر پیدا کرده است. در واقع پرسش اصلی این است که اقدام روسیه در شرایط موجود چه معنا و پیامدی می‌تواند برای بحران سوریه داشته باشد؟

برای این پرسش حداقل سه پاسخ می‌توان متصور بود: اول اینکه روسیه به اهداف خود از ورود به صحنه عملیاتی نبرد در سوریه دست پیدا کرده و به همین دلیل به حضور نظامی خود در این کشور پایان داده است. بر مبنای پاسخ نخست این اقدام روسیه به معنای پایان یک مرحله و آغاز مرحله جدید در سیاست روسیه تلقی می‌شود. دوم اینکه، روسیه اساساً رویکرد و سیاست خود را در سوریه تغییر داده و باید از این به بعد شاهد سیاست جدیدی از سوی روسیه باشیم و سوم اینکه خروج غیرمنتظره روسیه به معنای ناامیدی این کشور از امکان موفقیت در میدان سوریه است.

یکی از مهمترین پرسش‌هایی که همزمان با ورود روسیه به صحنه عملیات نظامی در سوریه مطرح شد این بود که نقطه پایان احتمالی برای حضور نظامی روسیه در سوریه کجاست و تحت چه شرایطی روسیه مأموریت خود را در سوریه پایان یافته تلقی می‌کند؟ تردیدی نیست که روس‌ها هم به دلایل سیاسی- نظامی و هم به دلایل اقتصادی فرصت زیادی برای حضور در صحنه عملیاتی نبرد در سوریه را نداشتند و باید در یک مدت محدود به عملیات نظامی خود پایان می‌دادند. در آغاز رهبران روسیه به طور غیر رسمی از زمان‌بندی سه تا چهار ماهه برای این عملیات صحبت کردند، اما اکنون بیش از پنج ماه پس از آغاز عملیات نظامی روسیه، بسیاری از ناظران بین‌المللی از این اقدام روسیه تا حدودی شگفت زده شده‌اند.

واقعیت این است که تا پیش از آغاز مداخله نظامی روسیه در سوریه معادلات قدرت در این کشور در شرایط بن‌بست قرار گرفته بود و عملاً تنها نیروی برنده بحران در سوریه جریان‌های افراطی بودند. با ورود روسیه به صحنه عملیاتی نبرد نه تنها این بن‌بست به سود نیروهای دولتی شکسته شد بلکه حداقل دو اتفاق مهم دیگر نیز به وقوع پیوست. اول اینکه تحرک تازه‌ای در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی در موضوع مبارزه علیه داعش ایجاد شد و با حمایت گروه‌های کردی حلقه محاصره علیه این گروه تنگ‌تر شد و دوم اینکه مخالفان دولت اسد ناگزیر به پذیرش گفت‌و‌گو با این دولت در چارچوب گفت‌و‌گوهای صلح بین‌المللی شدند. این دو مسأله به نوبه خود به شفاف‌تر شدن صحنه عملیاتی در سوریه کمک کرد و به طور رسمی میان مخالفان افراطی و معتدل دولت اسد مرزبندی مشخصی ایجاد شد. برای روسیه از آغاز مداخله نظامی در سوریه ابزاری در جهت رسیدن به اهداف سیاسی و دیپلماتیک بود. به همین دلیل به محض فراهم شدن شرایط، روس‌هاطرح‌های متعددی برای حل و فصل دیپلماتیک بحران ارائه کردند. روسیه در این زمینه علاوه بر آغاز گفت‌و‌گوهای مستقیم میان مخالفان و حامیان دولت اسد موفق به برقراری آتش‌بس سراسری میان طرف‌های مذاکره‌کننده نیز شده است.


موفقیتی که به طور نسبی تحول مثبت و کم نظیری در بحران سوریه به حساب می‌آید. در این شرایط می‌توان خروج نیروهای روسی از سوریه را حاصل یک توافق میان روسیه از یک سو و مخالفان منطقه‌ای و بین‌المللی دولت اسد از سوی دیگر تلقی کرد. این توافق احتمالاً می‌تواند حول طرح جدید روسیه برای فدرالیزه کردن سوریه باشد. هنوز مشخص نیست که این طرح تا چه اندازه با نظر موافق طرف‌های دیگر قابل عملیاتی شدن باشد، اما این مسأله مشخص است که چنانچه روسیه از این طریق نتواند نفوذ خود را حداقل در مناطق دمشق، لاذقیه، طرطوس و سواحل سوریه در دریای مدیترانه حفظ کند، عملاً هیچ دستاوردی از ورود به صحنه عملیاتی نبرد در سوریه نداشته است.

تا اینجای کار روسیه به بخش مهمی از اهداف خود در سوریه دست پیدا کرده است و به همین دلیل خروج نیروهای این کشور را نمی‌توان نتیجه شکست یا ناامیدی این کشور به شمار آورد، اما نکته ابهام برانگیز این است که هنوز شرایط در سوریه شکننده‌تر از آن است که روس‌ها بتوانند به یک توافق پشت پرده احتمالی با مخالفان اعتماد کنند.


----------
نویسنده: دکتر مجمود شوری - عضو شورای علمی ایراس

----------
منبع: روزنامه ایران - http://iran-newspaper.com/newspaper/page/6176/20/121852/0


 
کد مطلب: 984
مولف :