ایراس در گفتگو با حسن بهشتی پور بررسی کرد:

ابعاد و پیامدهای سفر وزیر امور خارجه ایالات متحده به آسیای مرکزی

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۵۹
Share/Save/Bookmark
 
نخستین بار پس از فروپاشی اتحاد شوروی و آغاز حیات سیاسی مستقل کشورهای آسیای مرکزی، در دو هفته گذشته، شاهد سفر جان کری وزیر امور خارجه ایالات متحده به پنج کشور این منطقه بوده ایم. طی این سفر که بازتاب رسانه ای نسبتا گسترده و متفاوتی در سطح منطقه داشت، جان کری با روسای جمهور و مقامات کشورهای ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان دیدار کرد. کری به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا الگوهای مشخص و نوینی از تعامل دو و چند جانبه را به رهبران کشورهای منطقه پیشنهاد نمود. برای روشن تر شدن ابعاد پیدا و پنهان این سفر در فضای تحلیلی وعلمی، ایراس به گفتگو با جناب آقای حسن بهشتی پور، تحلیلگر ارشد حوزه اروآسیا نشسته است که محصول این گفت و شنود تقدیم شما می شود:
 
ایراس: انگیزه های احتمالی ایالات متحده آمریکا از سفر وزیر امور خارجه این کشور به آسیای مرکزی چیست؟
 
بهشتی پور: در ابتدا و برای روشن تر شدن موضوع، بهتر است که نگاهی به پیشینه تاریخی سفر مقامات ایالات متحده به این منطقه بیانداریم. وزرای سابق امور خارجه ایالات متحده، کوندالیزا رایس و هیلاری کلینتون، هر کدام به تعدادی از این کشورها سفر کرده بودند و تردد مقامات ایالات متحده به این منطقه و در این سطح، برای نخستین بار نیست. اما اگر بخواهیم توجه کنیم که چه چیزی در سفر اخیر جان کری به آسیای مرکزی وجود داشته که آن را متمایز می کند، حضور وی در همه پنج کشور آسیای مرکزی در قالب یک سفر و ارائه مدل پنج بعلاوه یک (1+5) برای چارچوب گفتگوی کشورهای آسیای مرکزی با ایالات متحده است.
به عبارت دیگر، سفر وزیر امور خارجه ایالات متحده به همه پنج کشور منطقه، بی سابقه بوده و ارائه مدل مشخصی از گفتگوها در اجلاس پنج جانبه در تاشکند نیز حاکی از عقبه برنامه ریزی شده عمیق آمریکایی ها برای آینده منطقه است. علاوه بر این ویژگی ها، سفر اخیر کری به آسیای مرکزی، نشانه مشخصی از تحرک جدید دیپلماسی ایالات متحده در حوزه راهبردی آسیای مرکزی برای ایران است. به باور من، انگیزه های این کشور از این سفر را نیز به طور کلی می توان در قالب عناوینی هم چون تثبیت جایگاه ایالات متحده، توسعه نفوذ و گسترش حضور ایالات متحده در برابر روسیه و چین، توجه به موضوعات افغانستان و تمرکز ویژه روی تاجیکستان به خاطر حضور معنوی ایران در این کشور برشمرد.
 
ایراس: اگر امکان دارد درباره این انگیزه ها کمی بیشتر توضیح دهید؟
 
بهشتی پور: تلاش ایالات متحده برای تثبیت جایگاه خود در آسیای مرکزی، معطوف به تضعیف موقعیت این کشور در برابر جایگاه و نفوذ روسیه و حضور فزاینده چین در این منطقه است. طی نزدیک به ده سال اخیر و به طور ویژه پس از خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه خانآباد در ازبکستان در سال 2005 و پایگاه ماناس در سال 2013 در قرقیزستان، این کشور شاهد روند فرسایشی جایگاه خود در آسیای مرکزی بوده است.
در همین چارچوب، ایالات متحده به دنبال جبران عقب ماندگی و توسعه نفوذو گسترش حضور خود در این منطقه است. ایده همکاری شش جانبه (1+5) و سایر فعالیت های انجام شده در این سفر، با نگاه به این مطالبه گسترش حضور و نفوذ (در برابر روسیه و چین) صورت گرفته است.
در این سفر، کشور ترکمنستان برای اولین بار در موقعیت این گونه تعامل قرار گرفت و به عنوان یک تجربه جدید و نقطه عطفی برای این کشور تلقی می شود. زیرا در دو دهه گذشته ترکمنستان تلاش کرده وارد هیچیک از اتحادهای منطقه ای نشود و سیاست بیطرفی را درپیش گرفته است. اکنون که ترکمنستان وارد تعاملات جدیدی با آمریکا در قالب پنج  به علاوه یک شده است بیانگر عدول از سیاست سنتی ترکمنستان در این زمینه است.
 موضوع مهم دیگر در سفر جان کری محور قرار گرفتن افغانستان در معادله امنیتی آمریکا برای آسیای مرکزی است. زیرا پس از مطرح شدن خروج نیروهای ناتووکاهش حضورنظامی آمریکا درافغانستان مساله پرکردن خلع جدیدامنیتی در افغانستان و نیز تبعات ان برای آسیای مرکزی اهمیت پیدا کرد.هر چند با توجه به پیمان امنیتی جدید بین آمریکا وافغانستان، حضور نیروهای آمریکایی به بهانه آموزش تا سال 2018 در افغانستان تمدید شد، ولی اطمینان دادن به پنج کشور آسیای مرکزی درحوزه کمک به تامین امنیت منطقه نیز یکی از محورهای اصلی این سفر بود.
ازجمله کری در سخنرانی خود در نشست 1+5 در تاشکند بر موقعیت ممتاز تاجیکستان در تامین امنیت افغانستان به خاطر داشتن طولانی ترین مرز مشترک با افغانستان، تأکید کرد. بر این اساس تردیدی نیست که ایالات متحده توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی را در سه سال آینده مدنظر داشته است ولی به بهانه أمن ماندن مرزهای آسیای مرکزی با افغانستان، به نظر می رسد که به دنبال تحکیم حضور خود در تاجیکستان است. چرا که با توجه به اظهارت کری در شهردوشنبه این طور به نظر می رسد که کاندیدای اصلی گسترش نفوذ و تحکیم حضور امریکا در مرحله اول ، کشور تاجیکستان است.
 
ایراس: تاثیر احتمالی این سفر بر تعاملات امنیتی منطقه ای آسیای مرکزی را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
بهشتی پور: باید بدانیم که این سفر، پیش درآمد مسائل دیگر برای دوران خروج ایالات متحده از افغانستان است. قطعا، تنها با یک سفر، مسائل منطقه حل نخواهد شد. از سوی دیگر، واکنش روسیه و چین نیز با توجه به حضور لشکر 201 موتوری روسیه در تاجیکستان و پایگاه مهم روسیه در نزدیکی شهر دوشنبه که بزرگترین پایگاه نظامی روسیه در آسیای مرکزی بشمار می رود ،همچنین عضویت این کشور در سازمان همکاری شانگهای، برای کاخ سفید قابل تأمل خواهد بود.
ایالات متحده برای تحقق خواسته های خود درآسیای مرکزی، در موضوعات توسعه حضور سیاسی و امنیتی-نظامی با مانع روسیه ودر زمینه های اقتصادی بارقابت  چین مواجه است. زیرا با توجه به سرمایه گذاری وسیع چین در کشورهای آسیای مرکزی درزمینه های مختلف بویژه درصنایع نفت وگاز، چینی ها  کار رقابت و نفوذ را برای هر قدرت دیگری دشوار کرده اند.  اما در مجموع باید اذعان کرد که سفر کری ، تنها مقدمه ای برای مجموعه اقدامات بعدی آمریکا در آینده منطقه است.
آمریکایی ها برای انجام هر کار امنیتی در منطقه آسیای مرکزی بدون شک با سد روسیه نیز مواجهه خواهند داشت زیرا روسیه در چند دهه گذشته از جهت امنیتی و نظامی تقریبا همه کشورهای آسیای مرکزی را به خود وابسته کرده است. بنابراین امریکا در این زمینه ها خیلی موفق نخواهند بود. 
 
ایراس: نتایج این سفر برای تداوم و تغییر در روابط درون منطقه ای کشورهای آسیای مرکزی چگونه خواهد بود؟
 
بهشتی پور: هر یک از کشورهای آسیای مرکزی، انتظارات خاص خود را از ایالات متحده دارند. قزاقستان، به دنبال سرمایه گذاری ایالات متحده در پروژه های نفت و گاز این کشور و جذب تکنولوژی و سرمایه آمریکایی است.
ازبک ها، سرمایه گذاری ایالات متحده در صنایع سبک و سنگین و همچنین منابع گاز ازبکستان را مطالبه می کنند.
 ترکمن ها و تاجیک ها هم برای جذب سرمایه گذاری از این کشور امیدوارند. اما ترکمنستان این امتیاز ویژه را دارد که منابع سرشار گاز برای تامین بازارهای مورد نظر آمریکا از طریق افغانستان و پاکستان در صورت امن شدن منطقه و نیز از طریق ایران و ترکیه برای ارسال به اروپا دارد.
در مقابل، ایالات متحده در سال های اخیر، همواره نگاه احتیاط آمیزی به این منطقه داشته و عمده روابط آن با کشورهای آسیای مرکزی، بیشتر امنیتی-نظامی و کمتر اقتصادی بوده است.
بنابراین، ازسویی نیاز کشورها ی منطقه به جذب سرمایه گذاری و دسترسی به فناوری های نوین است اما برای ایالات متحده در درجه اول این منطقه دو کارکرد اصلی دارد کمک به برقراری امنیت در افغانستان در راستای تثبیت حضور آمریکا در این کشور و دوم حضور در منطقه ای که صحنه رقابت های آشکار و پنهان روسیه و چین است . این مساله بویژه برای دکترین اوباما در مورد حضور بیشتر و نزدیکتر در گنار چین برای کنترل آن اهمیت بیشتری یافته است. با این حال هنوز معلوم نیست آمریکا بتواند هر پنج کشور آسیای مرکزی را در این راستا با خود هماهنگ کند.  
 
ایراس: پیامدهای این سفر بر روابط روسیه با کشورهای منطقه آسیای مرکزی را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
بهشتی پور: همانطور که توضیح دادم قابل چشم پوشی نیست که مدل امنیتی کشورهای آسیای مرکزی به روسیه وابسته است و به سهولت قابل جایگزینی هم نیست. اما نفوذ روسیه در این کشورها در آن حد هم نیست که مانع گسترش روابط آن ها با ایالات متحده شود.
روسیه، در مقایسه با دو دهه پیش  حضور اقتصادی کم رنگ تری در آسیای مرکزی دارد و در مقابل، چینی ها عقب نشینی محسوسی داشتند. اما همان طور که در پاسخ به سئوال قبل عرض کردم حضور نظامی-امنیتی روسیه در آسیای مرکزی همچنان چشم گیراست. می توان گفت در مقایسه با سایر کشورها بیشترین حضور نطامی و امنیتی را در سطح منطقه دارند.
درحال حاضرروسیه بیش ازآمریکا، نگران آینده وابستگی اقتصادی کشورهای منطقه به چین هستند. این وابستگی می تواند به تدریج در سایر زمینه ها نیز عرصه را برای روسیه تنگ تر کند.
به طور کلی، مثلثی با حضور چین، روسیه و آمریکا در منطقه به وجود آمده است که چین در عرصه اقتصادی پیشرو است، روسیه در ابعاد نظامی-امنیتی جلوتر از بقیه بوده و ایالات متحده در آغاز مسیر راه در هر دو زمینه قرار دارد.
با توجه به این شرایط، می توان گفت در کوتاه مدت انتظار تحولات عمده در آسیای مرکزی  چندان منطقی به نظر نمی رسد؛ اما در میان مدت و بلند مدت، انتظار اثرگذاری رفتار ایالات متحده بر ترتیبات امنیتی منطقه آسیای مرکزی و حتی روابط آن ها با روسیه وجود دارد.
 
ایراس: برخی رسانه ها و تعدادی از تحلیل گران، این سفر وزیر امور خارجه ایالات متحده را بی راتباط با موضوع حضور نظامی روسیه در منطقه خاورمیانه ندانسته اند، ارزیابی شما چگونه است؟
 
بهشتی پور: بنده الزاما قائل به چنین ارتباطی نیستم. به باور من، اقدام ایالات متحده برای حضور در آسیای مرکزی از سال های دور طراحی شده بود و ارتباط بسیار مؤثری میان رفتار روسیه در سوریه و رفتار دیپلماتیک اخیر ایالات متحده وجود ندارد. نباید فراموش کنیم که رسانه ها، همواره چنین احتمالاتی را مطرح می کنند و به برقراری ارتباطاتی اینچنینی علاقه مند هستند. در موضوعات اوکراین و گرجستان هم همین گزینه ها را مطرح می کردند. اما اگر سوریه هم نبود ایالات متحده چنین تمایلی را بروز می داد. همانزور که عرض کردم دکترین نظامی- امنیتی اوباما انتقال حلقه محاصره به سمت چین است. آمریکایی ها، تقابل با چین و مهار آن در آینده را در دستور کار خود دارند. از جانب دیگر، یکی از مهم ترین دلایل حضور ایالات متحده در منطقه آسیای مرکزی، موضوع افغانستان است. افغانستان نیز از جنبه های مختلفی برای آمریکایی ها اهمیت دارد که مجاورت با ایران یکی از آن هاست. بدین ترتیب، در شبکه ای از علاقه مندی ها، ایالات متحده خواهان حضور بیشتر و گسترده تر و عمیق تر  در آسیای مرکزی هستند.
با وجود تمام این ها، ذکر چند نکته پایانی خالی از فایده نخواهد بود. این که، از سفر اخیر کری باید در حد سفر  یک وزیرخارجه انتظار داشت و نه بیشتر. نباید به قضیه تخیلی فکر کرد. یعنی قرار نیست کل سیاست آمریکا در منطقه با همین یک سفر برنامه ریزی و اجراء شود ولی با این حال، باید دانست که این یک شروع جدید برای امریکا است روند گذشته سیاست آمریکا در آسیای مرکزی نشان داده است که آمریکایی ها برای این منطقه بدلیل ویژه گی هایی که توضیح دادم اهمیت زیادی قائل هستندو به همین دلیل در این مرحله  با تمام قوا شروع جدیدی را تجربه می کنند.
می توان استنباط کرد که امریکایی ها پس از یازده سپتامبر 2001  با برنامه ریزی دقیقی به منطقه وارد شده اند. این سفر، در واقع یک نوع وزن کشی در مقابل سازمان همکاری شانگهای در اسیای  مرکزی است.
برداشت کلی من از این سفران است که جان کری،تلاش کرداز نزدیک  برآورد امکانات تقابل امریکا با روسیه و چین در قالب شانگهای  را بدست آورد.
البته امکان و احتمال ایجاد وحدت رویه ای در بین این پنج کشور آسیای مرکزی برای امریکاهم مطرح بود. اما بطور قاطع می توان گفت برای انکه آمریکا بتواند در بین پنج کشور آسیای مرکزی و قفقاز هماهنگی ایجاد کند راه درازی را در پیش دارد.
در نهایت هم باید اذعان کرد که یکی از منابع اصلی و نیز یکی از اهداف اساسی سفر اخیر کری به آسیای مرکزی، ایجاد هماهنگی برای آینده امنیت مورد خواست آمریکا درافغانستان و برنامه ریزی حول موضوعات این کشور بوده است.

پایان گفتگو/
کد مطلب: 842