گفتگو برای آینده؛ دیپلماسی نرم نوین کرملین

تاریخ انتشار : شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۶
Share/Save/Bookmark
 
مسکو هشتم تا دوازدهم دسامبر میزبان کارشناسان جوان کشورهای منطقه در نشست «گفتگو برای آینده» بود. نشستی که بنیاد گورچاکوف با حمایت وزارت خارجه این کشور و با هدف تقویت دیپلماسی عمومی و کم رنگ کردن دیپلماسی سخت برگزار کرد. "علیرضا نوری" دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه دولتی سنت پترزبورگ و عضو شورای نویسندگان ایراس که خود در این نشست حضور داشته است، طی یادداشتی به بررسی ابعاد گوناگون دیپلماسی عمومی در روسیه پرداخته و راهبردهایی نیز به دستگاه دیپلماسی کشورمان ارائه داده است.
 
ایراس؛ هرچند اصطلاح «دیپلماسی عمومی» طی سال ‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری در سیاست بین ‌الملل به گوش می‌ رسد، اما کاربست آن قدمتی به درازای تاریخ دارد و دولت‌ ها در کنار تلاش برای تأثیرگذاری بر «دولت ‌های» دوست، رقیب و متخاصم، اقداماتی را برای فتح قلوب و اذهان «ملت ‌ها» نیز در دستور داشته و دارند. در شرایط حاضر، به تبع تغییرات شتابان در نظام بین‌الملل، نقش‌ یابی مولفه ‌ها و بازیگران جدید در روندهای بین‌ المللی و تالی آن، ضرورت به کارگیری ابزارها و سازوکار‌های جدید برای تأمین منافع، اهمیت دیپلماسی عمومی نیز دوچندان شده و این حوزه در ارتباطی تنگاتنگ با «قدرت نرم» و «جنگ نرم»، به عنصری
هرچند در این نشست‌ ها مباحث تخصصی سیاست خارجی روسیه مطرح شد، اما رویکرد اصلی بنیاد گورچاکوف تلاش برای تقویت «دیپلماسی عمومی» این کشور بود.
مهم در سیاست خارجی کشورها تبدیل شده است.

 روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست و هرچند در این زمینه کارنامه چندان موفقی نداشته، اما طی سال‌ های اخیر برای تقویت چهره خود در عرصه بین‌ الملل و خصوصاً مقابله با «جنگ نرم» غرب، دیپلماسی عمومی را بیش از پیش مورد توجه قرار داده است. تقویت و توجه بیشتر به رسانه‌ های بین‌ المللی روسیه (خصوصاً انگلیسی زبان)، تقویت و حمایت از نهادهای غیردولتی روسی فعال در عرصه بین‌ المللی و برگزاری نشست‌ های مختلف در قالب‌ های مختلف در روسیه یا خارج از این کشور با شرکت میهمانان خارجی از جمله این اقدامات است.

در همین راستا، بنیاد گورچاکوف روسیه که مورد حمایت وزارت خارجه این کشور است از 17 تا 21 آذرماه نشستی پنج روزه را در مسکو زیر عنوان «گفتگو برای آینده» با حضور کارشناسان «جوان» کشورهای مختلف اطراف روسیه (کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی، حوزه بالتیک، و اروپای شرقی از جمله اوکراین، بلاروس، لهستان، مجارستان و ... ایران، ترکیه، هند، چین و نیز از برخی شهرهای روسیه) برگزار کرد. طی این نشست مسائل مختلف سیاست خارجی روسیه از کلیات این حوزه تا مباحث جاری از جمله چالش ‌های سیاست خارجی روسیه، تقابل مسکو با غرب، تحریم ‌ها علیه روسیه، تنش‌ ها در اوکراین، همگرایی در اوراسیا، شرق‌ گرایی در سیاست خارجی روسیه، مسائل افغانستان و
نکته مهمی که در این نشست قابل تأمل به نظر ‌می‌ رسید، دعوت از نمایندگان کشورهای مختلف منطقه با دیدگاه ‌های مختلف بود که بعضاً برخی از این کشورها از جمله اوکراین، گرجستان، کشورهای اروپای شرقی و بالتیک هم‌ اکنون رابطه خوبی با روسیه ندارند.
خاورمیانه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

هرچند در این نشست‌ ها مباحث تخصصی سیاست خارجی روسیه مطرح شد، اما رویکرد اصلی بنیاد گورچاکوف تلاش برای تقویت «دیپلماسی عمومی» این کشور بود. در همین راستا، نکته مهمی که در این نشست قابل تأمل به نظر ‌می‌ رسید و مثال آن در ایران وجود ندارد، دعوت از نمایندگان کشورهای مختلف منطقه با دیدگاه ‌های مختلف بود که بعضاً برخی از این کشورها از جمله اوکراین، گرجستان، کشورهای اروپای شرقی و بالتیک هم‌ اکنون رابطه خوبی با روسیه ندارند. در همین رابطه، رئیس بنیاد گورچاکوف در روز آغازین نشست‌ ها تأکید کرد که این بنیاد از ابراز دیدگاه ‌های مختلف و حتی مخالف استقبال‌ می‌ کند و به دنبال شنیدن «تعریف و تمجید» نیست. این مسئله در جریان نشست‌ ها که طی آن برخی از نمایندگان کشورهای بازگفته انتقادات بعضاً تندی را نسبت به سیاست خارجی روسیه ابراز کردند، دیده شد.  

نمونه این نشست‌ ها که اشاره شد در ایران وجود ندارد را‌ می‌توان این طور تصور کرد که نشستی در تهران برگزار شود و طی آن کارشناسان موافق و مخالف سیاست خارجی ایران در کشورهای منطقه اوراسیا و خاورمیانه دعوت شده و به آنها امکان ابراز دیدگاه‌ های انتقادی داده شود. مسلماً نشستی با این شمایل و با حضور «غیرموافقین» با سیاست خارجی ایران و البته، با امکان دادن به آنها برای ابراز انتقادهای خود، نه تنها مفید، بلکه برای آسیب‌شناسی، رفع اشکالات و اصلاح تاکتیک‌ ها و راهبردهای سیاست خارجی ضروری نیز است.

کارویژه دیگر این رویکرد که در نشست بنیاد گورچاکوف نیز دیده شد، ایجاد بستر مناسب برای آشنایی کارشناسان کشور میزبان با کارشناسان کشورهای دیگر و نزدیک ‌تر شدن دیدگاه‌ های آنها به واقعیت‌های جاری است که در نوشته ‌های آنها منعکس خواهد شد و در بلندمدت تأثیر
مسلماً نشستی با این شمایل و با حضور «غیرموافقین» با سیاست خارجی ایران و البته، با امکان دادن به آنها برای ابراز انتقادهای خود، نه تنها مفید، بلکه برای آسیب‌شناسی، رفع اشکالات و اصلاح تاکتیک‌ ها و راهبردهای سیاست خارجی ضروری نیز است.
مثبتی خواهد داشت. در همین زمینه، مواجهه کارشناسان ارمنی و آذری، کارشناسان گرجی و آبخازی و اوستیایی، کارشناسان روس با کارشناسان اوکراینی، گرجی، لهستانی و کشورهای بالتیک در نوع خود جالب توجه بود.

متأسفانه در ایران چنین بستری حتی برای کارشناسان ایرانی نیز فراهم نیست (چه رسد به کارشناسان خارجی) و برای رسیدن به این وضعیت و بهره‌مندی از مزایای آن باید تلاش‌های زیادی شود. لذا، در این زمینه، باید به روسیه «امتیاز» بیشتری نسبت به «برخی» کشورها داد. هرچند نباید به این مسئله نگاه آرمانی داشت و در روسیه نیز بحث‌ها و ارائه دیدگاه ‌ها محدودیت‌ های خاص خود را دارد. اما نگاهی «منصفانه» نه تنها به نشست اخیر بنیاد گورچاکوف، بلکه به سایر نشست ‌ها در این کشور نشان ‌می‌ دهد که معمولاً امکان حضور کارشناسان مخالف (خارجی) در محدوده ‌ای بیش از «برخی» کشورها داده ‌می‌ شود.

به‌رغم این نگاه نسبتاً «خوش‌ خیم»تر و به‌ رغم تلاش‌ های صورت گرفته طی سال‌ های اخیر، همچنان که اشاره شد، روسیه توفیق چندان زیادی در حوزه دیپلماسی عمومی نداشته و خصوصاً بعد از بحران اوکراین و جنگ اطلاعاتی غرب علیه مسکو، تصویر این کشور در منطقه و عرصه بین‌ الملل بیش از پیش خدشه‌دار شده است. یکی از موانع مهم در پیشبرد «دیپلماسی عمومی» و قدرت نرم روسیه، ذهنیت همچنان «سخت‌انگار» دولت‌ مردان کرملین است. به نحوی که آنها همچون الکساندر سوم که مهم‌ترین شریک و ابزار روسیه در عرصه بین ‌الملل را «ناوگان دریایی» این کشور‌ می‌ دانست، مولفه ‌های «سخت» قدرت را همچنان مهم‌ تر از عناصر «نرم» از جمله حوزه دیپلماسی عمومی ‌می‌ دانند.

با همین پیش‌ ذهنیت بود که یکی از سخنرانان نشست بنیاد گورچاکوف که حائز
به‌رغم این نگاه نسبتاً «خوش‌ خیم»تر و به‌ رغم تلاش‌ های صورت گرفته طی سال‌ های اخیر، روسیه توفیق چندان زیادی در حوزه دیپلماسی عمومی نداشته است. یکی از موانع مهم در پیشبرد «دیپلماسی عمومی» و قدرت نرم روسیه، ذهنیت همچنان «سخت‌انگار» دولت‌ مردان کرملین است.
مقام دولتی نیز بود، تأکید کرد که اساساً با مفهوم «قدرت نرم» مشکل دارد و این ترکیب را متناقض‌ می‌داند. چرا که به اعتقاد او، قدرت ماهیتاً «سخت» است، و صفت «نرم» نقض ماهیت موصوف یعنی «قدرت» است. از این نگاه، دیپلماسی عمومی، نفوذ فرهنگی و توان اقناعی کشورها تنها با پشتوانه «قدرت سخت» آنها قابل توسعه خواهد بود، و بدون وجود پشتوانه «سخت»، قدرت «نرم» و دیپلماسی عمومی نیز امکان تأثیرگذاری نخواهند داشت.

اما، جوزف نای تناقض در مفهوم «قدرت نرم» در روسیه را از منظری متفاوت مورد تأکید قرار‌می دهد. به باور او، در این کشور اساساً «قدرت نرم» درست فهم نشده و طرح ‌های کرملین در این زمینه عقیم خواهد بود. یکی از مهم‌ ترین مشکلاتی که نای در این ارتباط اشاره‌ می‌کند این است که اهرم ‌های اجرایی قدرت نرم سازمان‌ ها، نهادها و شرکت‌ های غیردولتی (با حمایت دولت) هستند، حال آنکه، در روسیه وظایف اجرایی در این زمینه به نهادهای دولتی (که بعضاً در پوشش نهادهای غیردولتی فعالند) سپرده شده است.

به هر حال، به‌ رغم انتقادها و چالش ‌های موجود در حوزه «دیپلماسی عمومی» روسیه، برگزاری نشست‌ های مختلف از سوی برخی نهادهای دولتی و غیردولتی این کشور (که مورد حمایت مالی و سیاسی دولت هستند)، نشان‌ می‌دهد که این کشور نسبت به قبل به این موضوع اهتمام بیشتری دارد و آن را ابزاری مهم برای تقویت وجهه بین‌ المللی و مقابله با جنگ نرم و پروژه «روسیه هراسی» غرب ‌می ‌داند که پس از بحران اوکراین با شدت بیشتری تبلیغ و پیگیری‌ می‌شود. برگزاری نشست مشترک با آقای سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در روز پایانی نشست بنیاد گورچاکوف نشان از اهمیت دادن مقامات ارشد دستگاه دیپلماسی روسیه به این مقوله دارد.

نویسنده: علیرضا نوری، دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه دولتی سنت پترزبورگ روسیه و عضو شورای نویسندگان ایراس؛


پایان نوشتار/
کد مطلب: 551