روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » حوزه های جغرافیایی

نگاه روسی؛

برهم ­نهی برنامه هسته­ ای ایران

عوامل مثبت و منفی آن

۲۰ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۳۱

   

آندر­­ی باکلیتسکی

 

مشاور موسسه مطالعات بین ­الملل در دانشگاه دولتی روابط بین ­الملل مسکو و تحلیلگر مرکز پی آی آر مسکو



این مقاله نسخه خلاصه شده مقاله­ای است که برای باشگاه گفتگوی بین­ المللی والدای نوشته شده است. دسترسی به نسخه اصلی در سایت:  

 

https://valdaiclub.com/a/highlights/iran-s-nuclear-superposition/?sphrase_id=871009

 

ایراس: بزرگترین عامل مثبت، زنده بودن برنامه جامع اقدام مشترک است که هر زمان می­توان آن را احیا کرد. تهران بارها اعلام کرده است از هر زمان که ایالات متحده تعهدات خود را از سرگیرد ایران نیز به تعهدات خود بازخواهد گشت. متوقف کردن جنگ اعلام نشده و خاموش کردن آتشی که شعله ­ور نشده کاری بس ساده ­تر است.  از سوی دیگر، در جنبه منفی آن، این برهم ­نهی می­تواند با دو برآمد متفاوت از درون متلاشی شود. مقامات آمریکایی و اسرائیل هر دو "مرگ" برجام را ترجیح می­دهند.



در فیزیک کوانتومی، برهم ­نهی به این معنی است که یک نظم می­تواند همزمان در دو یا چند حالت نامتداخل وجود داشته باشد. یک الکترون همزمان در دو مکان قرار دارد. هسته آن همزمان واپاشی شده و نشده، و گربه شرودینگر همزمان زنده و مرده است. مورد اخیر تنها یک مثال خوب است، زیرا به نظر نمی­رسد که اثر کوانتومی نقشی در جهان ماکرو داشته باشد. اما اگر به دنبال تشابه در این زمینه و حوزه امنیت بین­الملل باشیم، آن را در تحولات پیرامون برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در مورد برنامه هسته­ ای ایران و به طور کلی در روابط ایران و آمریکا خواهیم یافت.



از یک سو، برجام وجود ندارد. این توافق در سال 2015 بین ایران، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده به امضا رسید و توسط قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. با وجود خروج واشنگتن از این توافق در سال 2018، سایر طرف‌های امضاکننده برجام  خاطرنشان ساختند که توافق همچنان موثر است. کمیسیون مشترک، که نهاد مسئول نظارت بر اجرای برجام است، به تشکیل جلسات خود ادامه داده و امضاکنندگان باقیمانده در توافق فعال­سازی مکانیسم حل اختلاف را در چندین مورد اعلام کرده ­اند.



از سوی دیگر، تحریم های ایالات متحده بسیاری از شرکت­های خارجی را وادار به قطع همکاری با ایران کرده، صادرات نفت ایران را به مرز نابودی رسانده و بنیان اقتصادی برجام را از بین برده است. تهران نیز با اعلام اینکه دیگر به هیچیک از محدودیت ­های اعمال شده در توسعه برنامه هسته­ ای خود پایبند نخواهد بود به تدریج به ظرفیت و سطح غنی ­سازی پیش از توافق نزدیک می­شود. مقاومت سایر امضا کنندگان، یعنی در درجه اول سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس، در برابر فشار آمریکا را می­توان برهم ­نهی توصیف کرد. این امر ممکن است روی کاغذ کاملاً قانع کننده به نظر برسد: اتحادیه اروپا قوانین خود را برای منع شرکت­های اروپایی از رعایت تحریم­ های ایالات متحده و محافظت از آنها در برابر دادگاه ­های ایالات متحده اصلاح نموده و ساز و کار سیستم مالی اینستکس را برای تجارت با ایران در خارج از سیستم مالی ایالات­ متحده ایجاد کرد. در عین حال، علیرغم این قوانین "محافظت کننده" بسیاری از شرکت­های اروپایی بازار ایران را ترک کردند. اینستکس بر تجارت کالاهایی متمرکز است که به هر حال تحت تحریم قرار نگرفته ­اند و در یک بازه نزدیک به دو سال فراتر از معاملات آزمایشی پیشرفتی نکرده است. امیدها به چین نیز محقق نشده است: برخلاف بیانیه ­های بلند بالا و اسناد مشترک، حجم تجارت چین با ایران به دلیل تحریم ­ها کاهش یافته است.



و سرانجام، در حوزه بسیار خطرناک نظامی هیچگونه شفافیتی وجود ندارد. به طور رسمی، تهران و واشنگتن مانند تهران و تل آویو با یکدیگر در جنگ نیستند و در سطح گسترده از خود خصومتی نشان نمی­دهند. با این حال، واشنگتن مسئولیت قتل سردار قاسم سلیمانی را بر عهده گرفت که پرتاب موشک­ هایی از سوی ایران به پایگاه ایالات متحده در عراق را در بر داشت؛ حملات سایبری کمتر واضح و انفجارهای مرموز نیز در ایران ادامه دارد و گروه ­های مسلح غیردولتی در منطقه در حال فعالیت هستند.



هر دو عامل مثبت و منفی در این برهم نهی بین ­المللی وجود دارد. بزرگترین عامل مثبت زنده بودن برنامه جامع اقدام مشترک است که هر زمان می­توان آن را احیا کرد. تهران بارها اعلام کرده است از هر زمان که ایالات متحده تعهدات خود را از سرگیرد ایران نیز به تعهدات خود بازخواهد گشت. متوقف کردن جنگ اعلام نشده و خاموش کردن آتشی که شعله­ ور نشده کاری بس ساده­تر است.  از سوی دیگر، در جنبه منفی آن، این برهم­ نهی می­تواند با دو برآمد متفاوت از درون متلاشی شود. مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی هر دو "مرگ" برجام را ترجیح می­دهند. اکنون اولین تلاش ­برای برهم زدن آرامش انجام گرفته است. دولت ایالات ­متحده تمام تلاش خود را برای جلوگیری از برداشته شدن تحریم تسلیحاتی ایران در ماه اکتبر طبق قطعنامه 2231 انجام می­دهد. واشنگتن پیشنهاد خود را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه داده است، اما با توجه به انتظارات در مورد وتو روسیه و چین شانس کمی دارد. در این صورت، ایالات متحده به احتمال زیاد سعی خواهد کرد از مکانیزم ماشه در قطعنامه برای فعال کردن تحریم های خود علیه ایران استفاده کند. این امر می­تواند چندین پارادوکس کوانتومی دیگر ایجاد کند. به طور رسمی، واشنگتن در مورد اجرای تعهدات خود عضو برجام نخواهد بود، اما در عین حال قادر است در قطعنامه 2231 نقش داشته باشد و مکانیسم ماشه را فعال کند. به علاوه، اگر ایالات متحده این کار را انجام دهد و سایر اعضای شورای امنیت سازمان ملل آن را به رسمیت نشناسند، قطعنامه 2231 خود در یک برهم نهی قرار می­گیرد: برای برخی از کشورها قابل اجرا و برای برخی دیگر قابل اجرا نخواهد بود که این امر برای سازمان ملل نیز پیامدهایی خواهد داشت.



در آخر، شواهدی وجود دارد که بعضی نیروهای خاص سعی در به هم زدن آرامش در حوزه نظامی دارند. کارزار خرابکاری که در ایران در حال انجام گرفتن است فراتر از مجموعه هسته ­ای رفته و اکنون کل زیرساخت ایران را هدف قرار داده است. پاسخ احتمالی هسته­ای یا نظامی تهران می­تواند بهانه­ ای برای افزایش فشار بر این کشور باشد. یک درگیری نظامی آشکار در منطقه برجام را به طرز جبران­ ناپذیری از بین خواهد برد.



اما مهمترین رویدادی که برهم ­نهی برجام را بی اثر خواهد کرد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در ماه نوامبر بود. جوزف بایدن، نامزد حزب دموکرات، اعلام کرده است که آماده ازسرگیری توافقنامه امضا شده توسط سلف دموکرات خود است. در چهار سال گذشته اتفاقات بسیاری افتاده و این روند ساده نخواهد بود (هم ایران و هم ایالات متحده تغییر کرده ­اند)، اما امکان آن هنوز وجود دارد. بریتانیا، آلمان، فرانسه و حتی چین باید انتخاب کنند که یا با از سرگیری همکاری اقتصادی در مقیاس گسترده با ایران ایالات متحده را به چالش بکشند و یا بپذیرند که برجام مرده است که به معنای زندگی با جاه ­طلبی های نامحدود هسته­ای تهران و در آتش سوختن خاورمیانه است.