خیزش ترکیه و آینده اوراسیا

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۶
Share/Save/Bookmark
 
خیزش ترکیه و آینده اوراسیا
 
فئودور لوکیانف- سردبیر مجله روسیه در امور جهانی، رئیس هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی، عضوشورای امور بین الملل روسیه

مدتهاست که کارشناسان روابط بین الملل به تمایل قدرت‌های میانی برای رهایی اشاره می‌کنند. قدرتهایی که تحت سلطه کشورهای بزرگ، در حاشیه بودند، سرکش تر می شوند. افزون بر این، آنها هرچه کمتر به «غول‌‌ها» می نگرند و بر اساس منافع و دیدگاه‌های خودشان جهت‌گیری می‌کنند. با این حال، یک ملاحظه اساسی وجود دارد - اول از همه، این موضوع مربوط به کشورهایی است که به سنت قدرت بزرگ در گذشته اتکا دارند. بارزترین نمونه آن ترکیه است.

در طول جنگ سرد، جمهوری ترکیه عضو صادق و وفادار ناتو بود و در چادرچوب اتحادیه به عنوان تکیه‌گاهی در جناح جنوبی تقابل با اتحاد جماهیر شوروی، مهمترین وظیفه را انجام می داد. پس از پایان رویارویی ایدئولوژیک، آنکارا تا حدی خود را بر سر یک دوراهی یافت. از یک سو، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصت های زیادی را برای ارتقا نفوذ ترکیه در کشورهای جدید دارای زبان خویشاوند و فرهنگ نزدیک ایجاد کرد. از طرف دیگر، این امر مستلزم منابع زیادی بود که در آن زمان ترکیه در اختیار نداشت. البته بعدا هم، با وجود موفقیت‌های چشمگیر اقتصادی، آنکارا به سطح لازم اعتلا نیافت. از سوی دیگر، اصل پیشروی تمام سیاست ها در پایان قرن 20 و آغاز قرن 21 این ایده بود که غرب به هژمون «نهایی» تبدیل شده است. بر این اساس، «اگر می خواهی ثروتمند باشی، اگر می خواهی خوشبخت باشی» باید در سیستم غرب ادغام شوی.

ترکیه همه پیش‌نیازها و شرایط این امر را داشت. تجربه تنگاتنگ‌ترین همکاری متقابل در چارچوب ناتو و وضعیت نامزدی عضویت در جامعه / اتحادیه اروپا، جهتگیری توسعه بیشتر  این کشور را از پیش تعیین کرده بود. روی کارآمدن حزب اسلامگرای توسعه و عدالت به ریاست رجب طیب اردوغان در اوایل سال 2000 به شکل عجیبی انگیزه قدرتمندی را به خصوص برای اروپایی شدن ایجاد کرد. دولت تلاش‌های زیادی انجام داد تا قوانین ترکیه را با الزامات اتحادیه اروپا تطبیق دهد و بدون جدیت، آغاز مذاکرات رسمی الحاق حاصل نمی‌شد. در اینجا به عمق تاریخ پیچیده روابط ترکیه و اروپا طی بیست سال گذشته ورود نخواهیم کرد، نکته اصلی این است که در مقطعی،  آنکارا به این نتیجه رسید (نه یک نتیجه بی پایه و اساس) که اتحادیه اروپا آماده نیست و قصد ندارد پذیرای ترکیه در صفوف خود باشد.

دلایل این امر متفاوت است، اما صرف نظر از جزئیات، دلیل اصلی عدم اطمینان اروپایی ها در مورد توان و پایداری خود پروژه است. فکر اینکه یک کشور اسلامی بزرگ، پرانرژی و جاه طلب بتواند در آن ادغام شود، اروپا را بیمناک می‌کند، چر اکه اروپا می ترسد ترکیه بیش از حد بر جامعه تأثیر بگذارد. نمی‌توان نگرانی ها را بی اساس دانست. اردوغان هرگز قصد نداشت با موقعیت ثانویه کشورش کنار بیاید و عضویت در اتحادیه اروپا را گامی دیگر در جهت ارتقا جایگاه و گسترش فرصت‌های دولت ترکیه در نظر می‌گرفت. پی بردن به این امر توسط اروپایی ها، باعث متوقف شدن روندی شد که در سالهای نخست این سده پرانرژی آغاز شده بود.

 شکست در جهت اروپا، آنکارا را به مسیری متفاوت سوق داد - تبدیل ترکیه به یک قدرت بزرگ، که مدعی بازیابی نفوذ در سراسر امپراتوری عثمانی سابق است. سیاست‌های فعال ترکیه در خاورمیانه، آفریقای شمالی، قفقاز جنوبی، بالکان و مدیترانه بیش از همه جا مشهود است. چندین سال است که مفسران می گویند نوسانات ترکیه از پتانسیل واقعی خود فراتر رفته و هنوز هم باید اشتهای خود را تعدیل کند. تاکنون که این امر، اتفاق نیفتاده است. شاید دلیل اصلی چنین فشاری عامل شخصی باشد. رجب اردوغان قاطعانه به ایده رساندن ترکیه به لیگ برتر جهانی متعهد است، به خصوص که اکنون ترکیب این «بخش» شروع به تغییر کرده است. بنابراین انتظار می رود سیاست کنونی آنکارا نه تنها تداوم یابد، بلکه احتمالاً باوجود درگیری‌های فزاینده، حتی با پیگیری بیشتر نیز دنبال خواهد شد. رئیس جمهور ترکیه از تصادم‌ها نمی هراسد.

 از نظر روسیه، خیزش ژئوپلیتیک ترکیه عامل بسیار مهمی است. حتی اگر در تاریخ روابط دو کشور  تعمق نکنیم (که مملو از جنگ بوده است) در بیشتر مناقشات منطقه‌ای منافع مسکو و آنکارا نه تنها با هم منطبق نبوده، بلکه معمولا مخالف یکدیگر هستند. این امر تا حدی در مورد سوریه، لیبی و رویارویی ارمنستان و آذربایجان صدق می‌کند. دست کم، روسیه خواستار توقف فوری عملیات جنگی و بازگشت به دیپلماسی است، در حالی که ترکیه نه تنها طرف باکو را گرفته، بلکه بر پایان پیروزمندانه جنگ نیز پافشاری می کند. با وجود چنین تضاد آشکاری در بسیاری از جهات، روسیه و ترکیه ترجیح می دهند از روابط خصمانه آشکار اجتناب نمایند. برعکس، تقریباً در هر یک از کانون‌های داغ (قفقاز جنوبی تاکنون یک استثناست) دو کشور مذاکرات فشرده ای را در سطوح مختلف ادامه می دهند تا در صورت عدم توافق، دست کم منافع را از هم جدا کرده و از تقابل رویارو جلوگیری نمایند.

 این قابل توضیح است - خصومت آشکار و مخالفت با یکدیگر، برای هر دو طرف، تحقق اهداف آنها را به شدت پیچیده خواهد کرد. اما باید اذعان کرد که هر قسمت از مناقشه جدید، تنش بیشتری به وجود می آورد و حل و فصل اوضاع دشوارتر می شود. تردیدی نیست که آینده روابط روسیه و ترکیه یکی از ابعاد تعیین‌کننده شکل گیری تصویر سیاسی جدید در اوراسیاست و این روند اکنون به اوج خود رسیده است.  
 
http://svop.ru/main/34704/#more-34704
 
ترجمه: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته کارشناسی ارشد  مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران.
کد مطلب: 4135