تاملی بر رویکردهای متفاوت سیاست خارجی روسیه در قبال مناقشه اخیر ناگورنو- قره باغ

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۰۰:۳۳
Share/Save/Bookmark
 
تاملی بر رویکردهای متفاوت سیاست خارجی روسیه  در قبال مناقشه اخیر ناگورنو- قره باغ
 
 ولی کوزه­ گر کالجی، پژوهشگر ارشد مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و عضوی شورای علمی موسسه ایراس

ایراس: رویکرد سیاست خارجی روسیه در قبال مناقشه اخیر قره باغ که از 27 سپتامبر تا 10 اکتبر 2020 به طول انجامید و با وجود توافق آتش بس طرفین در مسکو در 9 اکتبر 2020 همچنان ادامه دارد، دارای تفاوت هایی با رویکردهای گذشته این کشور است. نخست، تاخیر و ورود دیرهنگام مسکو برای توافق آتش بس بین طرف های ارمنی و آذری پس از نزدیک به دو هفته از شروع درگیری ها  بود که عمدتاً با هدف هشدار و اعمال فشار به نیکول پاشینیان و جریان های غرب گرا در ارمنستان صورت گرفت تا تجربه میخائیل ساکاشویلی در جنگ اوت 2008 در آبخازیا و اوستیای جنوبی را تکرار نکنند و  در عمل ارمنستان متوجه شود که بدون حمایت نظامی روسیه تا چه میزان در مقابل جمهوری آذربایجان و ترکیه آسیب پذیر است، و دوم، اشاره ولادمیر پوتین به این نکته که «درگیری ها فعلاً در خاک ارمنستان نیست و در قره باغ در جریان است و اگر جنگ به خاک ارمنستان کشیده شود، روسیه (بنا بر پیمان‌های موجود) به تعهدات خود عمل خواهد کرد»، ارائه تفسیر جدیدی از پیمان های نظامی دوجانبه روسیه و ارمنستان و نیز فرایند حمایت سازمان پیمان امنیت دسته جمعی از ارمنستان بود که عملاً دست جمهوری آذربایجان را برای پیشروی در منطقه قره باغ باز گذاشته است و این پیام را به باکو منتقل نمود که تا زمان تمرکز حملات بر منطقه قره باغ، با واکنش سیاسی و نظامی روسیه مواجه نخواهند شد. به همین دلیل شاهد هستیم که هیچ واکنشی تا کنون از سوی نیروهای نظامی روسیه مستقر در پایگاه هوایی 102 ایروان و پایگاه گیومری مستقر در مرز ارمنستان با ترکیه در روند مناقشه اخیر در حمایت از ارمنستان صورت نگرفته است. ضمن آن که تاکنون به جز ورود سازمان پیمان امنیت دسته جمعی در جنگ داخلی تاجیکستان در ابتدای دهه 1990، نه این پیمان و نه سازمان همکاری شانگهای در هیچ جنگ و مناقشه ای از جمله بحران گرجستان (2008)، اوکراین (2014) و مناقشه قره باغ ورود عملی نداشته است و هر آنچه تاکنون بوده است تنها کنشکری فدراسیون روسیه بوده است. از این زاویه، شاید بتوان یکی از دلایل حملات موشکی ارمنستان به عمق خاک جمهوری آذربایجان از جمله مناطقی مانند گنجه، شبه جزیره آبشوران، علاوه بر اعمال فشار بر این کشور در خطوط تماس قره باغ و توقف حملات موشکی به عمق مناطق قره باغ، تحریک باکو به اقدام متقابل و حملات موشکی به عمق خاک ارمنستان باشد تا زمینه و بهانه لازم برای ورود سیاسی و نظامی روسیه در حمایت از ارمنستان فراهم شود و تفسیری که پوتین از پیمان های دو جانبه نظامی روسیه با ارمنستان و نیز عضویت ارمنستان در پیمان امنیت دسته جمعی به دست داده است، شکل عملی و عملیاتی به خود بگیرد. در مجموع نوع رویکرد روسیه در قبال مناقشه اخیر گویای نوعی «صبر استراتژیک» است. به نظر می رسد که در صورت تهدید دو پایگاه هوایی 102 ایروان و نیز پایگاه گیومری و به خطرافتادن جان نیروهای روسی مستقر در این دو پایگاه، کشیده شدن دامنه جنگ و درگیری بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان در ترکیبی از حملات هوایی و زمینی به خاک اصلی دو کشور (نه صرفاً حملات هوایی و موشکی) و نیز گشودن جبهه دوم درگیری در منطقه خودمختار نخجوان از سوی ارتش جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان (با توجه به پیوستگی نخجوان و ترکیه و امکان حمایت نظامی زمینی و لجستیکی مستقیم ارتش ترکیه از ارتش جمهوری آذربایجان)، «صبر استراتژیک» روس ها نیز به پایان خواهد رسید و امکان واکنش عملی روسیه به نفع ارمنستان برای ایجاد موازانه قوا وجود خواهد داشت. با عنایت به نکات و ملاحظات یاد شده در این یادداشت تحلیلی کوشش می شود درک بهتری از رویکردهای متفاوت سیاست خارجی روسیه در قبال مناقشه اخیر ناگورنو- قره باغ رویارویی نظامی اخیر بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان حاصل شود. 

«راه حل نهایی مناقشه قره باغ به دست روسیه است»، «همه راه ها به مسکو ختم می شود»، «روسیه است که زخم قره باغ را باز نگه داشته است و خود می تواند این زخم را ببندد»، این عبارات تنها بخشی از جملات و تحلیل هایی است که در سه دهه گذشته در رابطه با نقش مسلط و محوری روسیه در روند مناقشه قره باغ بیان شده است. واقعیت امر نیز آن است که فدراسیون روسیه همواره نقشی موثر در مدیریت بحران، پایان درگیری های نظامی و نقض آتس بس موافقتنامه بیشکک سال 1994که با میناجی گری روسیه به امضاء رسید، حفظ آتش بس در خطوط تماس قره باغ و نیز حفظ توازن قوا میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان به ویژه از طریق فروش تسلیحات در سه دهه گذاشته داشته است. علاوه بر این، روسیه چه در چهارچوب گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا (همراه با فرانسه و آمریکا) و چه در قالب مذاکرات سه جانبه با ارمنستان و جمهوری آذربایجان نیز از نقش منحصر به فردی در روند مذاکرات صلح قره باغ برخوردار است. با این وجود، رویکرد سیاست خارجی روسیه در قبال مناقشه اخیر قره باغ که از 27 سپتامبر تا 10 اکتبر 2020 به طول انجامید و با وجود توافق آتس بس طرفین در مسکو در 9 اکتبر 2020 همچنان درگیری ها ادامه دارد، دارای تفاوت هایی با رویکردهای گذشته این کشور دارد که بسیار شایان توجه است.
 
نخست، تاخیر و ورود دیرهنگام مسکو برای توافق آتش بس بین طرف های ارمنی و آذری پس از نزدیک به دو هفته از شروع درگیری ها بود. برای درک بهتر اهمیت این موضوع کافی است این رویکرد روسیه را با واکنش های گذشته این کشور در قبال رویارویی های نظامی ارمنستان و جمهوری آذربایجان در جریان جنگ چهار روزه آوریل 2016 و جنگ چهار روزه جولای 2020 مقایسه کنیم. جنگ چهار روزه یکم تا پنج آوریل 2016 با میانجی گری روسيه و با ديدار سرهنگ نجم الدين صادق و سرهنگ يوري خاچاتوروف، روساي ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري آذربايجان و ارمنستان متوقف شد.[1] بنابراین روس ها در عمل اجازه ندادند درگیری بین طرف های ارمنی و آذری بیش از 5 روز ادامه پیدا کند. در جریان جنگ چهار روزه 12 تا 14 جولای 2020 نیز که در منطقه تاووش در شمال غربی ارمنستان و منطقه طاووس در شمال شرقی جمهوری آذربایجان روی داد، «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه در گفت وگوی تلفنی با «ظهراب مناتساکانیان» وزیر خارجه ارمنستان و «المار محمدیاراف» وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان درخواست کرد اقدامات جنگی را متوقف کرده و آتش بس اعلام کنند. در نهایت با فشار روس ها این جنگ نیز که برای نخستین بار 300 کیلومتر دورتر از منطقه مورد مناقشه قره باغ روی داد، بیش از چهار روز طول نکشید.
  اما در جریان جنگ فراگیر اخیر بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان که از صبح روز یکشنبه 6 مهر 1399 (27 سپتامبر 2020) آغاز شد و به مدت دو هفته طول کشید و بزرگ ترین مورد نقض آتش بس در مناقشه قره باغ در دو دهه گذشته به شمار می رود، شاهد ورود زودهنگام روسیه به عرصه میانجی گری نیستیم. به همین دلیل، لائورنس بروئیس،[2] صاحب نظر شناخته شده بریتانیایی و مدیر مسئول مجله «پژوهش قفقاز»[3] در پنجمین روز درگیری ها در توئیتی این سوال را مطرح می کند که «روسیه کجاست؟».[4] در واقع برخلاف هیاهوهای سیاسی و رسانه ای ترکیه در حمایت گسترده سیاسی و نظامی از جمهوری آذربایجان، شاهد نوعی سکوت و صبر استراتژیک از سوی روسیه در قبال دور جدید درگیری ها بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان بودیم. شاید این انتظار نیز می رفت که روس ها بخواهند با هدف حفظ توازن قوا به حمایت از متحد سنتی خود ارمنستان در مقابل جمهوری آذربایجان و ترکیه روی بیاورند. اما روس ها چنین رویکردی را در پیش نگرفتند و با تاخیری تقریباً دو دهفته ای در نهایت مسکو در 9 اکتبر 2020 میزبان جیحون بایراموف و زهراب مناتساکانیان، وزیران امور خارجه جمهوری آذربایجان و ارمنستان شد که منجر به توافق دو طرف برای آتس بس از ساعت 12 ظهر 10 کتبر 2020 شد.

 در تحلیل و ارزیابی علت ورود با تاخیر روسیه به مناقشه اخیر قره باغ که نوعی چراغ سبز مسکو به باکو نیز به شمار می رود، می توان نوعی هشدار به نیکول پاشینیان و جریان های غرب گرا در ارمنستان را مشاهده نمود تا تجربه میخائیل ساکاشویلی در جنگ اوت 2008 در آبخازیا و اوستیای جنوبی برای طرف ارمنی نیز تکرار نشود و  در عمل ارمنستان متوجه شود که بدون حمایت نظامی روسیه تا چه میزان در مقابل جمهوری آذربایجان و ترکیه آسیب پذیر است. کافی است مروری بسیار کوتاه به اختلافات روسیه با ارمنستان پس از به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان داشته باشیم. به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان که در بستر اعتراضات گسترده مردمی در آوریل و می 2018 روی داد، در بطن خود با یک نگرش ضد روسی نیز همراه بود. در واقع بخش مهمی از مردم و نخبگان ارمنستان که منتقد سیاست های دولت سرژ سارگسیان بودند، یکی از دلایل فساد و ناکارآمدی دولت وقت ارمنستان را در ارتباط نزدیک ارمنستان با روسیه می دانستند. هر چند پاشینیان پس از رسیدن به قدرت بارها بر این نکته تاکید کرد که دولت او، ضد روسی نیست و تنها در صدد ایجاد توازن بین روابط روسیه با جهان غرب در راستای سیاست سنتی «تکمیل متقابل» است، اما شرکت پاشینیان در اجلاس سران ناتو در بروکسل در 11 جولای 2018 (یعنی تنها یک ماه پس از رسیدن به قدرت)، بازداشت یوری خاچاطوروف، دبیر کل ارمنی پیمان امنیت دسته جمعی به اتهام سرکوب متعرضان ارمنی در جریان اعتراضات انتخابات ریاست جمهوری در مارس ۲۰۰۸ میلادی که به تنش بین دولت پاشینیان و روسیه منجر شد، بازداشت روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان و از متحدین نزدیک روسیه که منجر به تنش لفظی بین مقامات روسیه و ارمنستان شد، به ویژه پس از اقدام جنجال ‌برانگیز ولادیمیر پوتین در ارسال نامه تبریک سال نو میلادی (ژانویه 2018 میلادی) برای روبرت کوچاریان رئیس‌جمهور سابق که با واکنش تند پاشینیان همراه شد و در نهایت برگزاری اجلاس سران اتحادیه اقتصادی اوراسیا در ایروان در اول اکتبر 2019 که ولادمیر پوتین از دیدار دو جانبه و مستقل با نیکول پاشینیان به عنوان میزان اجلاس خودداری کرد، همگی گویای روابط نه چندان گرم روسیه و ارمنستان پس از به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان است.

 لذا  تاخیر دو هفته ای روسیه در ورود به فرایند آتش بس در مناقشه اخیر قره باغ گویای این پیام به طرف ارمنی است که در مقابل تهدیدات نظامی جمهوری آذربایجان و نیز ترکیه، همچنان ارمنستان باید بر روی حمایت و کمک نظامی روسیه حساب باز کند و با تحلیل و برآورد نادرست از شرایط، نیکول اشینیان اشتباه میخایئل ساکاوشویلی را در اوت 2008 تکرار نکند. در آن قطع، رئیس جمهور وقت گرجستان با محاسبه حمایت سیاسی و نظامی ناتو و آمریکا به مداخله نظامی در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی پرداخت، اما رهبران ناتو آمریکا تنها به حمایت لفظی بسنده کردند و در نتیجه ساکاشویلی در مقابل قدرت بزرگی مانند روسیه تنها ماند و بیش از 20 درصد از خاک گرجستان برای همیشه از حاکمیت گرجستان جدا شد. طبیعی است که در وضعیت عدم توازن نظامی بین ارمنستان با جمهوری آذربایجان که تقریباً 1 به 10 است و نیز حمایت سیاسی و نظامی ترکیه از جمهوری آذربایجان، موضع بی طرف ایران و نیز عدم تعهد ناتو و آمریکا به ارمنستان که نه عضو ناتو است و نه پیمان دو جانبه نظامی بین ارمنستان و آمریکا برقرار است، ارمنستان گزینه ای جز اتکا به حمایت سیاسی و نظامی روسیه ندارد. به نظر می رسد تاخیر دو هفته ای روسیه در ورود به فرایند آتش بس در مناقشه اخیر قره باغ نیز یادآوری مجدد همین نکته به رهبران ارمنستان به ویژه شخص نیکول پاشینیان باشد که در زمینه رویکردهای یورو- آتلانتیکی خود با احتیاط و ملاحظه بیشتری گام بردارد. به همین دلیل است که بسیاری از ناظران بر این باورند پس از مناقشه اخیر، ارمنستان بیش از گذشته به روسیه نزدیک تر خواهد شد و از سرعت گرایش به غرب دولت پاشینیان کاسته خواهد شد.

 اما تحول دوم که بی ارتباط با تاخیر دو هفته ای روسیه در ورود به فرایند آتش بس در مناقشه اخیر قره باغ نیست، اشاره ولادمیر پوتین به این نکته است که «درگیری ها فعلا در خاک ارمنستان نیست و در قره باغ در جریان است و اگر جنگ به خاک ارمنستان کشیده شود، روسیه (بنا بر پیمان‌های موجود) به تعهدات خود عمل خواهد کرد»، ارائه تفسیر جدیدی از پیمان های نظامی دوجانبه روسیه و ارمنستان و نیز فرایند حمایت سازمان پیمان امنیت دسته جمعی از ارمنستان بود که عملاً دست جمهوری آذربایجان را برای پیشروی در منطقه قره باغ باز گذاشته است. به همین دلیل شاهد هستیم که هیچ واکنشی تا کنون از سوی نیروهای نظامی روسیه مستقر در پایگاه هوایی 102 ایروان و پایگاه گیومری مستقر در مرز ارمنستان با ترکیه در روند مناقشه اخیر در حمایت از ارمنستان صورت نگرفته است. ضمن آن که تاکنون به جز ورود سازمان پیمان امنیت دسته جمعی در جنگ داخلی تاجیکستان در ابتدای دهه 1990، نه این پیمان و نه سازمان همکاری شانگهای در هیچ جنگ و مناقشه ای از جمله بحران گرجستان (2008)، اوکراین (2014) و مناقشه قره باغ ورود عملی نداشته است و هر آنچه تاکنون بوده است تنها کنشکری فدراسیون روسیه بوده است. بنابر این، پوتین این نکته را نیز به رهبران ارمنستان یادآور شده است که روسیه و پیمان امنیت دسته جمعی تحت هر شرایطی در مقابل تهدیدات جمهوری آذربایجان و نیز ترکیه در کنار ارمنستان نخواهند بود و شرط آن گسترش دامنه جنگ و بحران به خارج از منطقه قره باغ و خاک اصلی ارمنستان است. بدیهی است که اعلام این موضع گیری از سوی رئیس جمهور روسیه، این پیام را به رهبران جمهوری آذربایجان منتقل نمود که تا زمان تمرکز حملات بر منطقه قره باغ، با واکنش سیاسی و نظامی روسیه مواجه نخواهند شد.
   از این زاویه، شاید بتوان یکی از دلایل حملات موشکی ارمنستان به عمق خاک جمهوری آذربایجان از جمله مناطقی مانند گنجه (دومین شهر بزرگ آذربایجان)، شبه جزیره آبشوران (از مناطق صنعتی در حومه باکو و دریای خزر)، شهر «خیزی» (۱۰۴ کیلومتری شمال باکو) و نیز شهر مینگچویر (۱۰۰ کیلومتر دورتر از منطقه قره باغ)، علاوه بر اعمال فشار بر این کشور در خطوط تماس قره باغ و توقف حملات موشکی به عمق مناطق قره باغ، تحریک باکو به اقدام متقابل و حملات موشکی به عمق خاک ارمنستان باشد تا زمینه و بهانه لازم برای ورود سیاسی و نظامی روسیه در حمایت از ارمنستان فراهم شود و تفسیری که پوتین از پیمان های دو جانبه نظامی روسیه با ارمنستان و نیز عضویت ارمنستان در پیمان امنیت دسته جمعی به دست داده است، شکل عملی و عملیاتی به خود بگیرد.

   در مجموع به نظر می رسد روسیه تنها در صورتی اقدام به مداخله آشکار نظامی در حمایت از ارمنستان خواهد کرد که نخست، تهدیدی متوجه دو پایگاه هوایی 102 ایروان و نیز پایگاه گیومری شود و جان نیروهای روسی مستقر در این دو پایگاه با خطر مواجه شود، دوم، دامنه جنگ و درگیری بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان در ترکیبی از حملات هوایی و زمینی به خاک اصلی دو کشور کشیده شود (نه صرفاً حملات هوایی و موشکی) و سوم، جبهه دوم درگیری در منطقه خودمختار نخجوان از سوی ارتش جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان (مشابه عملیات گونت در می 2018) شکل گیرد که با توجه به پیوستگی نخجوان و ترکیه، امکان حمایت نظامی زمینی و لجستیکی مستقیم ارتش ترکیه از ارتش جمهوری آذربایجان فراهم شود. تنها در این صورت است که صبر استراتژیک روس ها نیز به پایان خواهد رسید و امکان واکنش عملی روسیه به نفع ارمنستان برای ایجاد موازانه قوا وجود خواهد داشت.
 
[1] . پس از اين توافق و برقراري آتش بس، روساي گروه مينسک سازمان امنيت و همکاري اروپا شامل جيمز وارليک، ايگور پوپوف و پير آندريو، روساي آمريکايي، روسي و فرانسوي گروه مينسک به همراه آنژي کاسپيرشيک، نماينده ويژه رييس سازمان امنيت و همکاري اروپا به باکو سفر کردند و با ديدار با الهام علي اف، رئيس جمهوري آذربايجان مذاکرات صلح قره باغ با ميانجيگري روساي گروه مينسک را  از سر گرفتند.
[2] . Laurence Broers
[3] . The Caucasus Survey
[4] . «Where is Russia?

 
کد مطلب: 4128