روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » حوزه های جغرافیایی

آندری کارتونوف

رییس جمهور جو بایدن و روسیه

۴ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۲۹

    تا انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده بیش از چهار ماه باقی مانده است که با توجه به ناآرامیها، تغییرات و غیر قابل پیش بینی بودن حوادث، این چهار ماه بسیار طولانی بنظر می‌رسد. علاوه بر این، آنچه که سوم نوامبر در حوزههای رای گیری ایالات متحده اتفاق خواهد افتاد در حال حاضر به عنوان اصلیترین رویداد سال تلقی می‌شود. کل جهان تحولات کارزار انتخاباتی، برآوردهای مداوم از افکار عمومی و جنجال آفرینی‌های گاه و بیگاه رئیس جمهور دونالد ترامپ و رقیب وی جوزف بایدن را از نزدیک رصد می‌کند. نه تنها شهروندان آمریکا بلکه سایر نقاط جهان نیز بر روی این انتخابات بسیار حساب کرده اند. در آلمان و کانادا، در چین و مکزیک قطعا از نامزد حزب دموکرات حمایت می‌شود در حالی که در اسرائیل و لهستان، برزیل و هند طرفداران بسیاری برای صاحب فعلی کاخ سفید وجود دارد.

برای همه این کشورها، نتایج انتخابات نوامبر پیامدهای بسیار جدی خواهد داشت. این پیامدها برای بعضی  مثبت است اما برای بعضی دیگر منفی است. اما برای روسیه می‌توان اهمیت تاریخی انتخابات آمریکا را زیر سوال برد. چنین احساس می‌شود که روسیه در اینجا مانند بسیاری موارد دیگر، از قوانین عمومی مستثنی است. نتایج انتخابات ایالات متحده به احتمال فراوان هیچ تأثیر چشمگیری بر روابط بین واشنگتن و مسکو نخواهد داشت.

چنین جا افتاده است که کرملین روی پیروزی ترامپ حساب کرده است. رئیس جمهور فعلی ایالات متحده به عنوان اصلی ترین دوست ولادیمیر پوتین، و احتمالاً حتی تنها دوست او در واشنگتن، تلقی می‌شود. و نه تنها در واشنگتن، بلکه در کل جهان غرب. و نه تنها یک دوست، بلکه یک لابی کننده ثابت منافع روسیه نیز می‌باشد.

بله، ترامپ بارها علنا از علاقه خود به رهبر روسیه صحبت كرده است (و همینطور در مورد رهبران چین یا حتی كره شمالی). بله، ترامپ براحتی انتقادهای تند و حتی تکان دهنده‌ای تقریباً علیه همه متحدین ایالات متحده، اتحادیه اروپا و حتی ناتو داشته است (ضمنا فراموش نکرد که سهم آمریکا در ناتو و از جمله جبهه شرقی آن را افزایش دهد). بله ترامپ صدمات قابل توجهی به وحدت غرب وارد کرده است هر چند که مقصر دانستن او در همه مشکلات اتحاد اروپا و آمریکا، چندان منصفانه نیست.

اما دوستی ترامپ واقعاً چه چیزی برای مسکو به همراه داشت؟ خیلی خیلی زیاد. تحریم‌های اقتصادی جدید فراوان تحت هر بهانه‌ای: از اوکراین تا سوریه، از سلاح‌های شیمیایی گرفته تا همکاری‌های انرژی بین روسیه و آلمان. جنگ بی سابقه دیپلماتیک که سفارت روسیه در واشنگتن را به چیزی شبیه به یک قلعه تبدیل کرد. عقب راندن سخت و مداوم مسکو از بازارهای سنتی تسلیحات خود. افزایش شدید فشار بر شرکای استراتژیک مسکو: از ایران و سوریه گرفته تا کوبا و ونزوئلا.

ممکن است برخی بگویند: خود ترامپ واقعاً می‌خواست با روسیه گفتگو کند اما اجازه این کار را به او ندادند. سناتورها و نمایندگان کنگره چنین اجازه‌ای به او ندادند. مخالفان سیاسی او از حزب دموکرات این اجازه را ندادند. صاحب منصبانی در دولت ترامپ به او اجازه هیچ تلاشی برای توافق با كرملین ندادند و در همه اقدامات او و حتی كوچكترین اقدامات او کارشکنی کردند. به عبارت دیگر دونالد ترامپ می‌خواست اوضاع را بهتر کند، اما مثل همیشه وضع خراب شد.

به نظر من، این منطق هواداران ترامپ در روسیه و ایالات متحده آمریکا، کاملاً قانع کننده نیست. حداقل بدین دلیل که دونالد ترامپ همیشه واقعاً خواهان بهتر کردن روابط دو کشور نبوده است. خیلی اوقات او به قول معروف "از جلوی کاروان می‌شتافت" و بیشتر در نقش یک طراح تصمیمات مخرب ظاهر می‌شد تا یک مجری که ناچارا این تصمیمات را اجرا می‌کند. به عنوان مثال، در کاخ سفید و نه در پارلمان بود که ایده جنون آمیز نابودی کامل سیستم کنترل دوجانبه تسلیحات استراتژیک روسیه و آمریکا مطرح شد. این شخص ترامپ بود که به عنوان فرمانده کل قوا دو بار تصمیم به حملات موشکی به زیرساخت‌های نظامی سوریه گرفت. این رئیس جمهور بود که مجوز حذف ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی را صادر کرد. و این فهرست را می‌توان تقریباً تا بینهایت ادامه داد.

ثانیا، در جهان سیاست، خواسته‌ها یا نگرشهای درونی این یا آن رهبر بخودی خود اهمیت خاصی ندارند. سیاست بطوریکه مشهور است هنر ممکن‌ها است. ارزش در توانایی رهبران برای دستیابی به اهدافشان است. و چندان مهم نیست که نگرش دونالد ترامپ به ولادیمیر پوتین چیست. مهمتر از همه اینکه در دوران ریاست جمهوری وی روابط روسیه و آمریکا در هیچ یک از ابعاد آن بهبود نیافته است. بلکه برعکس، وخامت سریع روابط در همه زمینه‌ها ادامه داشت. و پایان این وخامت متأسفانه هنوز قابل مشاهده نیست.

تجربه دولت ترامپ یک حقیقت قدیمی را تأیید می‌کند که برای هر کسی که حداقل مدت کمی از وقت خود را به تاریخ روابط واشنگتن و مسکو اختصاص داده است کاملاً شناخته شده است. فقط یک رئیس جمهور قوی در آمریكا که از حمایت گسترده و پایدار داخلی برخوردار باشد قادر است این روابط را در جهت سازنده هدایت كند. فقط چنین رئیس جمهوری می‌تواند یک اجلاس سران موفق برگزار کند، با کنگره به توافق برسد، مخالفان داخلی را خنثی کند و بطور کامل تعهداتی را که بر عهده گرفته است انجام دهد. معلوم شد دونالد ترامپ یک رئیس جمهور ضعیف است، جامعه نخبگان آمریکایی در این سه سال و نیم گذشته دچار شکاف بوده است و این شکاف بود که ویران کننده‌ترین تأثیر را در روابط ایالات متحده و روسیه داشت.

متأسفانه دلایل کاملی وجود دارد که باور کنیم اگر دموکرات‌ها در 3 نوامبر پیروز شوند رئیس جمهور جو بایدن نیز رئیس جمهور ضعیفی خواهد بود. زیرا شکاف سیاسی و به طور گسترده‌تر، شکاف اجتماعی ایالات متحده در ماه نوامبر بر طرف نمی‌شود و حامیان رئیس جمهور فعلی بعید است که آماده تسلیم بی قید و شرط باشند. بنابراین دشوار است که روی هرگونه تغییر اساسی در روابط دو جانبه حساب نمود. رئیس جمهور بایدن اصلا آن نوع سرمایه سیاسی را که مثلاً رئیس جمهور دوایت آیزنهاور یا رونالد ریگان داشته‌اند در اختیار ندارد که بتواند چنین کاری را انجام دهد.

این بدان معناست که روابط دو کشور در آینده هم بر اساس "حداقل مخرج مشترک" تنظیم خواهند شد و این مخرج ادامه مسیر کنونی رویارویی را ایجاب می‌کند. علاوه بر این، وقتی که شکاف در نخبگان سیاسی و اقتصادی آمریکا عمیق باشد احساسات ضد روسی در این نخبگان بسیار پایدار می‌گردد. حتی تشدید بحران در روابط با چین، به احتمال زیاد، در آینده نزدیک این شرایط را دچار تغییر اساسی نخواهد کرد.

آنچه که گفته شد بدان معنا نیست که هیچ تفاوتی بین رئیس جمهور دونالد ترامپ و رئیس جمهور احتمالی جوزف بایدن وجود ندارد. کار کردن با بایدن از بعضی جهات ممکن است برای کرملین راحت‌تر و از بعضی جهات دیگر دشوارتر باشد. بدون شک وی حمایت‌های آمریکا از اوکراین را افزایش داده و شروع به پیگیری جدی‌تر موضوع حقوق بشر در روسیه خواهد کرد. از سوی دیگر، او به احتمال زیاد مواضع سازنده‌تری در مورد موضوعات کنترل تسلیحات خواهد گرفت و احتمالاً فشار فعلی واشنگتن بر ایران را کاهش می‌دهد. مطمئناً بایدن تعریف و تمجیدی از ولادیمیر پوتین نخواهد کرد، اما رویکرد وی در روابط با مسکو ممکن است باثبات‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر شود.

در هر صورت تغییر احتمالی ساکن کاخ سفید به هیچ وجه باعث نخواهد شد که استراتژیست‌های کرملین در شب بین 3 تا 4 نوامبر بیدار بمانند و به صفحه‌های مانیتور که روند رای گیری را بصورت آنلاین در ایالات متحده نشان می‌دهد چشم بدوزند. نتیجه انتخابات برای بسیاری از کشورهای جهان از اهمیت اساسی برخوردار خواهد بود، اما نه برای روسیه: وخامت در روابط دو کشور تقریبا به نهایت خود رسیده است اما هنوز امکان رفع و رجوع آنها بطور چشمگیر وجود ندارد.



 نویسنده: آندری کارتونوف، مدیر کل و عضو هیئت رئیسه شورای روابط بین الملل روسیه

برگرفته از:

https://russiancouncil.ru/analytics-and-comments/analytics/prezident-dzho-bayden-i-rossiya/