روسیه در جهان پساکرونا: ایده‌های جدید برای سیاست خارجی

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۵۸
Share/Save/Bookmark
 
 
بیماری همه گیر کروناویروس تأثیر ضدونقیضی در توسعه جهان دارد. تشدید فرآیندهای منفی (تشدید رقابت بین قدرت‌های بزرگ، مبارزه برای رهبری) با بروز فرایندهای مثبت (افزایش تقاضا برای مبارزه مشترک علیه چالش‌های جهانی) همراه شده است که در بلندمدت بر اوضاع بین‌المللی  تأثیر خواهد گذاشت. ماهیت عمیق سیاست معاصر جهانی بدون تغییر باقی مانده است - مبارزه برای تشکیل نظم جدید به جای نظم پیشینِ به سرعت در حال فروپاشی، نه تنها پایان «لحظه تک قطبی» غرب، بلکه پایانی برای سلطه پانصدساله آن است که مبتنی بر برتری نظامی غرب است که در قرن‌های شانزدهم – هفدهم به دست امده بود.    

این خطر وجود دارد که تمرکز بر ازمیان برداشتن این پاندمی (همه‌گیری)، روسیه و جامعه جهانی را از حل مشکلات به مراتب اساسی‌تر، از طراحی و تحقق یک پایگاه اندیشه‌ای جدید آینده‌محور و دستور کار سیاست خارجی روسیه منحرف کند.
در طول چندین سال، اوضاع جهان به وضعیت پیش ازجنگ نزدیک می‌شد: خطر جنگ جهانی ناخواسته به دلیل تشدید بحران‌های متکثر، زیاد بود. دلایل مختلفی بر این امر مترتب است؛ سریعترین توزیع مجدد نیروها در تاریخ جهان؛ انحطاط نخبگان در بسیاری از کشورها؛ ناامیدی آنها به دلیل عدم توانایی فائق آمدن بر انبوه مشکلاتی که علنا در ارتباط با همه‌گیری کروناویروس هم آشکار می‌شود؛ ظهور نسل جدید سلاح­های بی‌ثبات‌کننده؛ گسترش رویارویی نظامی در محیط‌های جدید (فضا، فضای سایبری، هوش مصنوعی)؛ بی معناشدن رژیم‌های قبلی محدودیت تسلیحات؛ تشدید رقابت آمریکا با چین و روسیه؛ از بین رفتن خط مرز وضعیت جنگ و صلح؛ پایین آمدن توانایی مقاومت جوامع در برابر تهدید جنگ –نوعی «انگل راهبردی» - برای عادت به صلح که در برابر عوامل فوق‌الذکر غیر قابل توجیه است.
پاندمی (بیماری همه‌گیر)، خطرناک تلقی می­شود -هرچند طبق معیارهای تاریخی فاجعه‌بار نیست- زیرا توده عظیمی از مسائل بغرنج، حل نشده و عدم تعادل‌های اقتصادی مالی مرتبط با نابرابری روزافزون، آلودگی محیط زیست، مشکلات آب و هوایی و مهاجرت در داخل اروپا و منطقه آتلانتیک را به سمت سراشیبی سوق می‌دهد. این بیماری همه‌گیر مشابه یک «جنگ کوچک» نسبتاً ایمن که «همه چیز را حذف خواهد کرد» تلقی شد. ممکن است به آزاد کردن انرژی و کاهش فشار کمک کند. اما این احتمال هم کم نیست که یک بحران عمیق اقتصادی جهانی، مشابه بحران سال 1929 که به یکی از دلایل جنگ جهانی دوم تبدیل شد، برانگیخته  و  بسیاری از مشکلات و تضادهای بین‌المللی تشدید شود. سیاست رویارویی ایالات متحده در قبال چین و روسیه که به کمک آن واشنگتن ناامیدانه در تلاش است تا برتری جهانی را باز پس بگیرد، فقط سختتر شده است. و همراه با آن - تهدید جنگ بین قدرت‌های بزرگ، [از جمله] جنگ هسته‌ای [بروز یافته است].
 در عین حال، تکانه ای که بشر متحمل شده است نمی تواند به تجدید نظر در بسیاری از الگوهای معمول مناسبات و ارزیابی مجدد ارزشها نینجامد. اهمیت مسائل زیست محیطی، آب و هوا، پیشگیری از بروز فجایع طبیعی و انسانی و همه‌گیری‌ها افزایش می یابد.
این بیماری همه‌گیر به کاتالیزور قدرتمندی برای گرایش روبه رشد به سمت ملی‌سازی مجدد اقتصاد و سیاست جهانی تبدیل شده است. معلوم شد که به جز کشورهای مستقل کسی قادر به تأمین کالاهای عمومی برای مردم نیست. مبارزه با این اپیدمی بیشتر در سطح ملی انجام می شود. این امر مطالبه‌ی واضح تری را از حاکمیت شکل می دهد، از جمله نفی تسلط خارجی و تمایل به آزادی در انتخاب مسیر سیاسی، فرهنگی، الگوی توسعه و جهت‌گیری سیاست خارجی.
در نهایت، این بیماری همه‌گیر ضرورت  یک فلسفه توسعه جدید را گوشزد می‌کند که بر حفظ و پیشرفت انسان، محافظت از طبیعت، و نه بر مصرف بی رویه تأکید داشته باشد.
 تمام این روندها روسیه را در برابر این ضرورت قرار می دهد که به طور کیفی استخوان‌بندی اندیشه‌ای سیاست خارجی اش را روزآمد کرده  و ایده‌های جذاب و آینده گرا برای خود و جهان مطرح نماید.

 سیاست خارجی روسیه: ضرورت ایده‌های جدید
این ضرورت قبل از این اپیدمی هم مشهود بود. سیاست خارجی روسیه در یک دهه و نیم گذشته موفقیت آمیز بوده است. احیای قابلیت دفاعی، ایجاد نیروهای نظامی فوق مؤثر متعارف و جدیدترین سیستم‌های راهبردی، دیپلماسی درخشان و اشتباهات رقبا این کشور را به لیگ برتر سیاست جهانی بازگرداند. اما در کنار اینها، نشانه‌هایی از بازماندن محتوای اندیشه‌ای  سیاست خارجی روسیه از روند توسعه جهان و مطالبات خود جامعه روسیه ظاهر می‌شوند که خطر از دست دادن جزئی مواضع اشغال شده‌ی جهانی و تضعیف حمایت عمومی از یک سیاست قاطع خارجی و دفاعی را در بردارد.
در ادبیات سیاست خارجی روسیه کمبود ایده‌های واضح و آینده نگر که پاسخگوی گرایش های اصلی توسعه جهان و مستعد رهبری باشند محسوس است. بنابراین، ایده جهان چندقطبی که تا به امروز اساس لفاظی‌های سیاست خارجی روسیه قرار دارد، دیگر بیشتر کشورهای جهان را به خود جلب نمی کند و نمایانگر دستور کار دهه‌های 1990 - 2000 است. «لحظه تک‌قطبی» به پایان رسیده است و اکنون سوال اصلی این نیست که آیا نظم جهانی چندقطبی اتفاق می افتد یا خیر، بلکه  این سوال مطرح است که چه قواعد و هنجارهایی در پایه و اساس آن قرار خواهند داشت.
 البته، ایده‌های امیدبخش خاصی در زرادخانه سیاست خارجی روسیه وجود دارد. به عنوان مثال، مشارکت اوراسیای بزرگ. با این حال، در سطح جهانی، سهم منحصربفرد روسیه در امور جهان، مأموریت ویژه آن، فاش‌نشده و نامتناسب با روندها و خواسته‌های عمومی اکثر کشورها باقی مانده است. اغلب روسیه حتی از صحبت درباره این مأموریت می‌هراسید.
خلاء اندیشه‌ای در جهان شکل گرفته است، برای پر کردن آن مبارزات شدیدی در حال آشکار شدن است. ایالات متحده، همچنان با پرچم آزادی و دموکراسی و تکیه بر تقویت قدرت اقتصادی و نظامی، سعی در حفظ تسلط دارد، اما در عین حال رویکرد لیبرال را «تسلیم می کند» و خودخواهی داروینیستی را به نمایش می گذارد. چین ایده جامعه سرنوشت واحد را که معرف ماموریت این کشور برای کمک به هماهنگی و توسعه باشد مطرح می‌کند. اما فعلا اصلا مشخص نیست که این ایده در عمل به چه معناست.
وجود ایده‌های بزرگ که باید همزمان هویت درونی را منعکس نموده، موجودیت ملی را آکنده از معنا سازد و سهم متمایزی را برای سایر نقاط جهان تبیین کند، ویژگی سازنده قدرت‌های بزرگ است. اگر چنین ایده‌ها یی از بین بروند یا از آنها امتناع ورزند، قدرتهای مربوطه تضعیف و حتی از هم می پاشند. روسیه در این باره با مثال خود یقین حاصل کرده است.
ما پیشنهاد نمی کنیم که این یا آن ایدئولوژی دولتی به معنای کلاسیک آن که ارائه کننده‌ی تدوین دیدگاههای «منحصرا درست» نسبت به توسعه تاریخی  و مدعی حقیقت و جامعیت سیستم ارزشها، و همچنین تحمیل دیدگاه ها و ارزش ها به دیگران است اتخاذ شود. کشور و جهان [در مصرف] چنین ایدئولوژیهایی در قرن بیستم «زیاده‌روی کرده اند». عملگرایی سیاست خارجی روسیه - قابلیت آن در توسعه روابط با همه [کشورها]، صرف نظر از ماهیت رژیم‌های داخلی آنها - باید حفظ شود. این امر مزایای بزرگی را فراهم کرده و از هزینه ها می‌کاهد.
اما باید فهمید که امروز و فردا روسیه در جهان چه موجودیتی دارد، سهم مثبت آن در امور بین الملل در مقایسه با نقش سایر قدرت‌ها چیست و چرا جامعه روسیه و بیشتر کشورهای جهان باید به حفظ و تقویت یک روسیه قوی علاقمند باشند. این کشور چه نقشی در جهانی ایفا خواهد کرد که از یک سو، دو ابرقدرت (ایالات متحده و چین که در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت است) در درجه اول اهمیت قرار دارند، اما از سوی دیگر، تعداد بیشتری از کشورها نمی‌خواهند به آنها وابسته شوند؟ آیا روسیه می‌تواند در مبارزه با اپیدمی‌ها و تخریب محیط زیست نقش داشته باشد؟ مواضع بین‌المللی  روسیه، تأثیر آن، نقش آن در شکل گیری نظم جدید جهانی و حتی ثبات سیاسی داخلی تا حد زیادی در گرو پاسخ به این سؤالات است.
 
سه‌گانه اندیشه‌ای جدید برای روسیه و جهان
 ایده‌هایی که در آخرین شماره این مجله توسط یکی از نویسندگان این مقاله (سرگی کاراگانف) مطرح شده است[1] نه تنها فعلیت خود را در زمینه همه‌گیری کروناویروس از دست ندادند بلکه برعکس،  اهمیت بیشتری پیدا کرده و بیشتر  مورد مطالبه قرار گرفتند. به نظر ما سیاست خارجی روسیه باید براساس سه‌گانه اندیشه‌ای زیر باشد:
* کمک به آزادی انتخاب الگوهای توسعه توسط کشورها، دفاع از حق حاکمیت و تنوع، مقابله با هر نوع هژمونی اندیشه‌ای، سیاسی و ارزشی، قرار گرفتن روسیه به عنوان ضامن «عدم تعهد جدید».
* حفاظت مشترک از محیط زیست و مبارزه با چالش‌های جدید جهانی، از جمله بیماری‌های همه‌گیر؛ پیش انداختن یک فلسفه جدید توسعه مبتنی بر حفظ و نگاهداشت زیستگاه بشریت و از همه مهمتر خود انسان و  فلسفه‌ای متمرکز بر سلامت اخلاقی و جسمی آن، و نه بر رشد بی‌پایان مصرف.
جا دارد هر یک از این ایده‌ها اساس سیاست متناسب و مجموع ابتکارات سیاست خارجی شوند.
به نظر می رسد در این مورد مأموریت روسیه نجات زمین از یک فاجعه هسته‌ای، مصیبت زیست محیطی، دفاع از حاکمیت و آزادی انتخاب برای همه کشورها باشد. این امر تمایل به سرفراز کردن بشریت به هزینه خود نیست، آنگونه که در زمان اتحاد جماهیر شوروی بود، بلکه سیاستی است که پاسخگوی منافع کشور و جامعه روسیه باشد. از آنجا که تحقق چنین مأموریتی با روش‌های یک‌جانبه غیرممکن است، دستیابی به همکاری حداکثری همه کشورها در تقویت صلح و حفاظت از محیط زیست لازم است. یکی از شعارهای سیاست پیشنهادی این است: «با هم سیاره را نجات خواهیم داد».
اولاً، این ایده‌ها و اولویت‌ها کاملاً با روندهای جهانی مطابقت دارند. صلح، آزادی انتخاب و حاکمیت، حفظ طبیعت و مردم - چیزهایی است که امروزه همه جا مورد تقاضا بوده و فردا بیشتر هم مطالبه خواهد شد.
دوم آنکه، آن ایده‌هایی که به هویت داخلی نزدیکند، همواره در کشور برای آنها ارزش قائل می‌شوند. تضمین حاکمیت و استقلال یکی از مهمترین اولویت‌های روسیه است و حفظ صلح از نظر تاریخی وظیفه اصلی کشوری است که از چندین حمله ویرانگر جان سالم به در برده و در یک محیط غیرمعمول قرار دارد. حال و هوای داخلی هم با تأکید بر توسعه معنوی و فرهنگی انسان و جامعه سازگار است و نه صرفا بر منفعت مادی و مصرف.
سوم اینکه، این ایده‌ها تا حد زیادی منعكس كننده چیزی است که روسیه در واقع، به آن صورت  عمل می کند یا از آنها برخوردار است، اما تاكنون مفهوم سازی نکرده و به عنوان سهم خود در توسعه جهان پیش نبرده است. روسیه با سیاست محکم خود، با ایجاد سیستم های جدید تسلیحاتی که در آینده‌ی قابل پیش بینی احیای برتری نظامی ایالات متحده و ناتو را غیرممکن می سازد، تهدید تجاوز علیه خود، جنگ بزرگ و مسابقه جدید تسلیحات متعارف و هسته‌ای  را کاهش داده است. برای طرف مقابل، چنین مسابقه ای در سال های نزدیک، اگر هم بی‌معنی نباشد، بسیار پرهزینه می‌شود. ما پنجره فرصتی را برای سیاست جدید و توسعه داخلی بدست آوردیم. روسیه با پایان دادن به برتری نظامی غرب که در پنج قرن گذشته تسلط آن در سیاست، اقتصاد و فرهنگ بر آن استوار بوده، با متوقف کردن یک سری «انقلاب‌های رنگی» مخرب و تغییرات رژیم در سوریه، ضمن ایفای نقش فعال در آسیا و خاورمیانه و حفظ همکاریهای متعادل با همه مراکز قدرت این مناطق، بنیان حفظ و توسعه حاکمیت ده‌ها کشور را تقویت می‌کند. سیاست ما آزادی تعیین مسیر تمدنی، فرهنگی، الگوهای اقتصادی و سیاسی توسعه را برای آنها تامین، و امکان اجتناب از انتخاب «این یا آن» را فراهم می کند.
چهارم، ایده‌ها و اولویت های پیشنهادی سیاست خارجی اکثرا کم هزینه و حتی از نظر اقتصادی سودآور است. استثنائات جزئی شامل حفاظت از محیط زیست و تقویت سیستم تامین بهداشت عمومی برای خود و کمک به نزدیکترین شرکا در این زمینه است. اما توسعه این حوزه ها در آینده منافع اقتصادی به همراه خواهد داشت، بعلاوه – این امر در هر صورت اجتناب ناپذیر است. در اینجا همزمان با بدست آوردن منافع سیاسی بین‌المللی بهتر است به هدایت پیشگویی ها بپردازیم تا اینکه به فشارهای بیرونی یا داخلی واکنش نشان دهیم.

 سیاست حمایت از صلح
این امر می تواند دربردارنده سه جهت عمده باشد.
نخست- کاهش تهدید جنگ با کاهش درجه درگیری های سیاسی، کاستن از فعالیت های نظامی و برقراری گفتگو بین ارتش و رهبری سیاسی.
لازم است سازوكارهاي پيشگيري از مناقشات (رفع مناقشه) بهبود یافته و قوانين رفتاري در «مناطق خاکستري»، یعنی در جایی كه خطر برخورد نظامیِ ناخواسته بالاتر است، بویژه در حوزه سايبری، تدوین و طراحی شوند.
در گام بعد، وقتی آمریکایی ها برای این کار به بلوغ برسند می توان دور جدیدی از مذاکرات مربوط به محدودیت تسلیحات را برای پوشش دادن خطرناک ترین جهات مسابقه (سلاح های فضایی، موشک های میانبرد، سلاح هسته‌ای کم قدرت بر روی حامل‌های استراتژیک، سلاح های غیر هسته‌ای  با دقت بالا و غیره) مطرح کرد. اما برای گرفتارنشدن در دام «کنترل تسلیحات» سنتی، اقدام بیش از حد شتابزده هم ارزش ندارد.
لازم است برای تقویت ثبات استراتژیک گفتگوی چندجانبه همه قدرت‌های هسته‌ای پیشنهاد شود. هدف، طرح‌ریزی قوانین جدید بازی در زمینه نظامی-راهبردی در آینده است، که احتمال بکارگیری تصادفی از سلاح هسته‌ای را به دلیل اشتباه یا محاسبه غلط به حداقل برساند. مقتضی است همه قدرتهای هسته‌ای  را به این امر فراخواند که به طور مشترک و علنی از هرگونه بکارگیری نیروی نظامی، حداقل در ارتباط با یکدیگر، خودداری نمایند، زیرا این امر کره زمین و همه بشریت را در معرض خطر تشدید هسته‌ای و فاجعه هسته‌ای قرار می‌دهد. چنین بیانیه ای را می شد در پایان اجلاس اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب نمود.
جهت دوم- خط مشی تقویت بازدارندگی هسته‌ای است. این امر برای آینده قابل پیش بینی، روش اصلی پیشگیری از بکارگیری نیروی نظامی بین قدرتهای هسته‌ای در دوره بازسازی سریع سیستم بین‌المللی و تدوین قوانین جدید برای زندگی اجتماعی بین‌المللی (یا بازگشت به قاعده سنتی) است. وقتی روسیه در دهه های 1990 - 2000 به صورت دوفاکتو از مهار فعال غرب امتناع ورزید، بلافاصله یک سری تجاوز اتفاق افتاد - علیه یوگسلاوی، عراق و لیبی. شعار احتمالی در چارچوب این جهت: «قدرت روسیه برای صلح» است - برخلاف آمریکایی‌ها که شعارشان «صلح از طریق قدرت» است.
تقویت بازدارندگی مستلزم بهبود بیشتر پتانسیل بازدارنده هسته‌ای و غیرهسته‌ای روسیه بدون درگیری در مسابقه تسلیحاتی، تولید جدیدترین سیستم های استراتژیک و در عین حال امتناع از افزایش گسترده آنهاست. مقتضی است پیمان استارت -3 تا سال 2026 تمدید گردد تا مکانیسم های قابل پیش بینی فعلی حفظ شود و وقت اضافه برای تنظیم شناخت و معماری جدید حفظ ثبات استراتژیک چندجانبه در اختیار داشته باشیم. باید رئوس مطالب مربوط به عدم امکان جنگ هسته‌ای «محدود» علیه روسیه، جنگ هسته‌ای علیه روسیه در اروپا بطوریکه در سراسر ایالات متحده بدون پاسخ باشد و همچنین عدم امکان شکست روسیه در یک جنگ بزرگ غیرهسته‌ای  مرتباً و علنا تکرار شود.
جهت سوم- موضعگیری روسیه به عنوان یک خالق صلح مؤثر و موفق که در واقع هم چنین هست. لازم است اهمیت حفظ صلح و حل و فصل مناقشات نظامی در لفاظی سیاست خارجی افزایش یابد، تعامل نزدیک‌تر با سازمان‌های بین‌المللی ذیربط و ناتو صورت گیرد، همچنین چین و کشورهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای هر چه جدی تر به بازسازی اقتصادی سوریه بپیوندند.
و اما یک جهت احتمالی دیگر - روسیه بواسطه تهیه سیستم های دفاع هوایی و دفاع موشکی و حغافظت از زیرساخت های دیجیتال صادرکننده اعتماد و امنیت است.  

 حفاظت از تنوع سیاسی، فرهنگی، تمدنی، حاکمیت کشورها، آزادی آنها در انتخاب مسیر خود
روسیه با ایفای نقش یک مرکز قدرت جهانی مستقل و پیگیری یک سیاست فعال در مناطق کلیدی جهان، حفظ روابط متعادل با بازیگران منطقه، می تواند در برابر هرگونه تلاش برای تحمیل اتحاد، هژمونی سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی و یا قراردادن کشور در مقابل انتخاب دشوار «این یا آن»، مقاومت کند. شاید، همراه با کشورهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای پیشنهاد ایجاد یک اتحادیه جهانی برای حاکمیت و تنوع امر بجایی باشد - اتحادیه غیررسمی کشورهایی که حامی دفاع از حاکمیت به عنوان یکی از ارزش های عالی هستند.
روسیه همچنین قادر است نقش ضامن «عدم تعهد جدید» را ایفا کند - جامعه ای از کشورهایی که نمی خواهند از هر یک از مدعیان هژمونی جهانی یا منطقه ای جانبداری کنند و به دنبال توسعه مستقلی هستند. البته ضمن حفظ روابط دوستی و مشارکت استراتژیک با چین و حرکت به سمت سالم سازی روابط با آمریکا. این امر  موقعیت روسیه را به عنوان یک مرکز قدرت مستقل جهانی تقویت می کند و همزمان از آن برای کشورهایی که به دنبال اجتناب از انتخاب استراتژیک اجباری هستند، یک شریک مطلوب می سازد.
صلاح است از جنبش عدم تعهد موجود حمایت کرد که این امر هنوز در ادبیات سیاست خارجی روسیه به اندازه کافی دیده نمی شود.

 سیاست حمایت از طبیعت، زمین و زندگی انسانها
این سیاست می تواند مشتمل بر تدوین یک برنامه ملی و بین‌المللی برای مقابله با آلودگی محیط زیست (و در آینده - با انتشار گاز دی اکسیدکربن) باشد که شامل امتناع از تولید پلاستیک خانگی، کاهش انتشار گازهای مضر و اتلاف انرژی و یک کمپین گسترده (و در عین حال ارزان) برای بازآفرینی و احیای جنگل در مناطق آسیب‌دیده از آتش‌سوزی و بهره برداری بیش از حد از آن می شود. این برنامه باید مناطق پیرامونی شهرهای بزرگ را پوشش دهد که بسیاری از شهروندان را در این فرآیند درگیر می‌کند.
لازم است تصویر کشور «سبز» در داخل و خارج ترویج شود، در حالی که معرف غنا و تنوع طبیعت روسیه به عنوان یک ارزش و نه فقط به عنوان منبع توسعه اقتصادی باشد. قطب شمال باید به سکوی اصلی همکاری‌های علمی و آزمایشگاه طبیعی برای بررسی ماهیت تغییرات آب و هوا در جهان تبدیل گردد.
روسیه به عنوان تأمین‌کننده محصولات زیست محیطی و منابع فشرده، قادر به کمک به کشورهای آسیای شرقی در حل مشکلات محیط زیست و منابع است. سیبری و خاوردور باید مجدانه به منطقه توسعه اقتصاد منابع نوآورانه مبتنی بر ادغام ثروت طبیعی و فناوری پیشرفته تبدیل شود.
علاوه بر این، پشتیبانی اطلاعاتی از آمادگی واقعی روسیه برای کمک به افزایش عرضه مواد غذایی پاک، محصولات پر آب با زیرکشت بردن میلیون ها هکتار از اراضی بلااستفاده موردنیاز است. به عنوان مثال، در چارچوب ریاست روسیه در بریکس، ابتکار عمل معطوف به گسترش عرضه غلات روسی به آفریقا با استفاده از زیرساخت های ساخته شده توسط چین امکانپذیر است. به صلاح بودن ایجاد صندوق بین‌المللی غلات، برای کمک در صورت خشکسالی امری بدیهی است.
اپیدمی کروناویروس لزوم توسعه همکاری بین‌المللی برای مقابله با بیماری همه‌گیر، از جمله کمک به کشورهایی که سیستم های بهداشتی ضعیف کمتر حفاظت شده دارند، گوشزد کرد. روسیه می تواند به همراه چین و سایر کشورهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای، مبتکر جهات زیر باشد: فعال سازی همکاری های علمی و فنی در زمینه تولید واکسن؛ هماهنگی مواضع کشورهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای در سازمان بهداشت جهانی و کمک به افزایش تامین اعتبارات و گسترش اختیارات سازمان؛ تبادل بهترین تجربه ها برای تقویت سیستمهای بهداشت ملی؛ هماهنگی سیاست های کشورهای بریکس، سازمان همکاری شانگهای و گروه 20 برای کمک به کشورهایی که دارای سیستم های بهداشتی کمتر توسعه‌یافته هستند.
شایسته است بار دیگر آمادگی همکاری در زمینه از بین بردن عواقب فجایع طبیعی و ناشی از فناوری را (به ویژه برای آسیب‌پذیرترین کشورهای آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین) نشان داد. به صلاح است همکاری های مربوط به این موضوعات در چارچوب بریکس و یا سازمان همکاری شانگهای عمق یابد. پیشنهاد کمکهای بشردوستانه از سوی چین و روسیه به تعدادی از کشورهای اروپایی فرصت تعامل در این امور با آنها را هم  فراهم می کند.
در حوزه انسانی سیاست جدیدی مورد نیاز است. زمان آن رسیده که موسسه روس‌ساترودنیچستوا (Россотрудничество)  از موسسه ای که در درجه اول به سازماندهی برنامه های فرهنگی و سمینارهای با کارآیی پایین در خارج از کشور می پردازد به یک مرکز هماهنگ کننده سیاست های بشردوستانه تبدیل شود که بتواند مسئول ارائه کمک های دوجانبه اقتصادی خرد و غیرنظامی روسیه باشد.

توصیه‌های عملی
  75مین سالگرد پایان جنگ میهنی و جنگ جهانی دوم، ریاست روسیه در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، همزمان با این پاندمی (بیماری همه‌گیر) که سراسر جهان را تکان داد، می تواند برای به کارانداختن ابتکارات جدید سیاست خارجی مورد استفاده قرار گیرد.
سیاست حمایت از صلح، آزادی انتخاب برای همه، حمایت از محیط زیست و زندگی انسان باید بتدریج تدوین شود. جا دارد بر روی  یک چشم‌انداز 10-15 ساله تمرکز کرد، یعنی در دوره مفروض مبارزات شدید برای بازسازی سیستم بین‌المللی، تدوین قوانین جدید (بازگرداندن قوانین قدیمی) و برقراری موازنه‌ها صورت گیرد.
یک زبان جدید که نافی اصطلاحات جنگ سرد قرن گذشته باشد بسیار حائز اهمیت است. مشروط به اینکه: [شعار آن] نه «مبارزه برای صلح»، بلکه «تأمین صلح، نجات زمین» یا «صلح‌سازی مشترک»، «نجات زمین و صلح- امر مشترک» باشد.
جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی نه تنها برای آنکه از تهدید جنگ می کاهد، بلکه برای صرفه جویی در ابزار حفاظت از محیط زیست و کاهش نابرابری اجتماعی ارزشمند است. ارائه پیشنهاد نه تنها برای تقویت ثبات استراتژیک که باید برای تقویت ثبات استراتژیک چندجانبه باشند. حتی ابتکارات جدید سیاست خارجی باید از نظر زبانی با هم پیوسته باشند.
مخاطبان اصلی: جامعه روسیه، نخبگان و ملل غیر غربی -کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، بریکس، آ.سه. آن، جهان عرب، و همچنین کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و ترکیه هستند. متحد بالقوه‌ی قدرتمند، چین است، کشوری که پس از اتحاد جماهیر شوروی، بیشترین شهروندان را در جنگ جهانی دوم از دست داد.
غرب می تواند در وهله دوم یا سوم به عنوان مخاطب و شریک در نظر گرفته شود. به دلیل کمپین گسترده ضدروسی، جوامع محلی و نخبگان درک ضعیفی از مباحث دارند (گرچه در اروپا ترس پنهان از جنگ مورد توجه بوده و آمادگی برای همكاری به ویژه در بعضی از كشورهای اروپای جنوبی و مرکزی شروع به افزایش کرده است). عدم کارایی اتحادیه اروپا و ناتو، عدم تمایل آنها برای پرداختن به چالش های امنیتی واقعی، مهاجرت و بیماری‌های همه‌گیر این روند را تحریک خواهند کرد. با این حال، میل به انتقام بیشتر خواهد شد. به نظر می رسد غرب از نظر سیاسی  هم در این همه‌گیری شکست خورده است.
پس از ایجاد ائتلاف مشروطِ «برای صلح و زمین»، کشورهای غربی و نیروهای سیاسی آنها را می توان به سیاست جدید سوق داد.
فعلا حقش این است که به ایالات متحده ثابت کنیم آنها قادر به بازیابی برتری استراتژیک خود نخواهند بود. البته این امر گفتگوهای هدفمند را حذف نمی کند، اگر هم بی نتیجه باشند، دست کم در سال های آتی به بهبود جو عمومی کمک می کنند.  
اروپا نیازی به ارعاب ندارد؛ از توانایی های روسیه آگاه است. برعکس، باید از آن به منظور بهبود اقدامات اعتمادساز دعوت شود. در عین حال، کاملاً بجاست مورد اشاره قرار بگیرد امروزه کشورهای اروپایی ناتو چندین برابر بیشتر از روسیه صرف نیازهای نظامی می کنند. جا دارد در گفتگو با اروپایی ها، در صدد طرح‌ریزی رویکردهای مشترک نسبت به چالش های امنیتی، از جمله بیماری های همه‌گیر، برای آینده بود. این چالش ها خارج از محور شرق – غرب است که بلوک آتلانتیک شمالی روی آن متمرکز است.
ترویج اینها و ایده‌های دیگر برای روسیه و جهان را با انتظار برای زمانی که خطوط اصلی جهان جدید شروع به ظهور خواهند کرد نمی‌توان برای مدت طولانی به تعویق انداخت. فرایندهای ساختارشکنی نظم سابق و شکل‌گیری نظم جدید به طور موازی ادامه خواهد یافت. در این شرایط، نه تنها باید قوی و قاطع بود، بلکه باید فعال و خلاق هم باشیم.

روسیه هر چقدر زودتر سهم و نقش مثبت خود در امر صلح را به خود و سایرین نشان دهد، امکان مشارکتش در شکل دهی به نظم جهانی آینده گسترده‌تر خواهد بود و شانس این کشور برای اینکه جای پای خود را در آن به عنوان یکی از بنیانگذاران محکم کند واقعی‌تر خواهد بود.
 
نویسندگان: سرگی کاراگانف[1]، دمیتری سوسلف[2]
[1] رئیس افتخاری هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی، رئیس هیئت تحریریه مجله «روسیه در امور جهانی». رئیس دانشکده سیاست و اقتصاد جهانی دانشگاه ملی تحقیقات «مدرسه عالی اقتصاد».
[2] نائب رئیس مرکز مطالعات جامع اروپا و بین‌المللی  دانشگاه ملی تحقیقات «مدرسه عالی اقتصاد»

ترجمه : رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه
 
https://globalaffairs.ru/articles/rossiya-mir-koronavirus-idei/
 
[1]بنگرید به مقاله «ایده‌های جدید برای خود و جهان»، مجله روسیه در امور جهانی (به زبان روسی)، شمار 2 سال 2020.
کد مطلب: 3906