روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » قفقاز جنوبی

یادداشت ایراس

جمهوری ارمنستان و بحران سوریه؛ تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی ارامنه

ولی کوزه گر کالجی- پژوهشگر ارشد مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و عضو شورای علمی موسسه ایراس

۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۸

پس از سقوط بخش اعظم شهر حلب سوریه که موجب آوارگی ارامنه ساکن در این شهر شد، جمله معروف ارامنه حلب این عبارت بود که « با پای برهنه به این جا آمدیم و با پای برهنه از این جا خواهیم رفت»؛ عبارتی که نشان می دهد ورای همه ملاحظات سیاسی، کشتار بخشی از جمعیت ارامنه در سوریه و تبعید و مهاجرت اجباری ارامنه این کشور به ارمنستان بیش از هر چیز برای ارامنه تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی آن ها است. ارامنهه سوریه به عنوان بخشی از جامعه دیاسپورای ارمنی برای ارمنستان از جایگاه تاریخی و فرهنگی بسیار بالایی برخوردار است. بنابراین نگاه ارامنه به سوریه توام با یک نگاه تاریخی، دینی و عاطفی است. بسیاری از مقامات و شخصیت¬های شناخته شده ارمنستان، متولد سوریه هستند که از جمله این شخصیت¬ها می¬توان به لئون ترپتروسیان، اولین رئیس جمهور ارمنستان (1991تا 1998) گارو کاهکجیان، از فرماندهان نظامی ارمنستان در جنگ قره¬باغ و واطان اوسکانیان، وزیر خارجه ارمنستان (1998 تا 2008) اشاره نمود که همگی متولد حلب سوریه هستند. حمایت دولت ارمنستان از دولت بشار اسد، اختلافات تاریخی و دیرپای ارمنستان با ترکیه که مانع از همکاری این کشور با روسیه و ایران (با وجود مواضع مشابه) شده است، شناسایی قتل عام ارامنه در سال 1915 به عنوان «نسل کشی» از سوی دولت سوریه در سال 2015 که از زمان استقلال سوریه در سال ١٩٤٦ بی سابقه بود، دفاع ارمنستان از انتقال بیش از 20 هزار نفر از ارامنه سوریه به این کشور و منطقه قره باغ به دلیل ملاحظات انسانی و بشردوستانه و در مقابل انتقاد و اعتراض جمهوری آذربایجان به این موضوع که از دید باکو با هدف تغییر ترکیب جمعیتی قره باغ صورت می گیرد از جمله نکات و ملاحظات مهمی هستند که در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است.

به لحاظ تاریخی ارمنستان تحت فرمان تیگران بزرگ، سوریه را تحت سلطه خود در آورده و آنتیوک (انطاکیه) را به عنوان یکی از چهار پایتخت امپراتوری ارامنه انتخاب نمود. با وجود آن­که سابقه حضور ارامنه در سوریه دارای تاریخی طولانی است، اما اکثر ارامنه پس از وقایع قتل عام ارامنه در سال ١٩١٥ میلادی در ترکیه به سوریه   آمده­ اند که نخستین کوچ (البته اجباری) ارامنه به سوریه و شامات محسوب می شد. در این مقطع، دومین موج کوچ گسترده ارامنه به خاک سوریه در سال 1938 صورت گرفت. در آن سال نیروهای فرانسوی اداره استانی را که امروز هاتای نامیده می شود به جمهوری ترکیه واگذار کردند و این مساله به شدت وحشت ارامنه را برانگیخت اما طی کنفرانس پاریس و در آخرین لحظه این مداخله واتیکان بود که دهکده قساب را در قلمرو سوریه قرار داد و ارامنه توانستند در آن جا بمانند.

  بنابراین، ارامنه سوریه بخش مهمی از جامعه دیاسپورای ارمنی (مهاجرین ارمنی) در خارج از ارمنستان محسوب   می­ شوند که به لحاظ تاریخی متعلق به مناطق ارمنستان غربی در شرق ترکیه دوران عثمانی می­ باشند. هم اکنون بین ۶۰ تا ۷۰ هزار ارمنی در سوریه زندگی می­ کنند. بیشتر آن‌ها در حلب زندگی‌ می‌کنند و تعدادی نیز در شهر‌های دیگر سوریه مانند لاتاکیه، هومس، قمیشلی، جصاکه، رقه، کساب و البته پایتخت کشور دمشق ساکن‌اند. ارامنه سوری مناسبات و روابطی خاص با سوریه دارند. توروس تورونیان، نویسنده و ناشر هشتاد ساله ارمنی ساکن شهر حلب معتقد است: در همان حال که ترک ­ها ما را می کشتند و حتی از سوی مسیحیان اروپا نیز به فراموشی سپرده شده بودیم ، تنها این اعراب بودند که به ما کمک کردند. آنها بودند که ما را پذیرفته و این امکان را در اختیارمان گذاشتند که کلیسا و مدرسه بسازیم و زبان و فرهنگمان را حفظ کنیم. حلب و بیروت حتی امروز نیز یکی از پایگاه های بزرگ ارامنه محسوب می­شود . ارامنه سوریه و لبنان بر خلاف هم­کیشان خود در ارمنستان و ایران با لهجه ارمنی غربی صحبت می­کنند و به همین خاطر محلات ارمنی­نشین و روستاهای ارامنه در سوریه و لبنان امروزه یکی از معدود پایگاه های فرهنگ ارمنی غربی محسوب می شود.

   به همین دلیل، سوریه برای ارامنه و ارمنستان از جایگاه تاریخی و فرهنگی بسیار بالایی برخوردار است. بسیاری از مقامات و شخصیت­ های شناخته شده ارمنستان، متولد سوریه هستند و همین امر خود نشانه دیگری از جایگاه و اهمیت سوریه برای ارامنه و ارمنستان است. از جمله این شخصیت­ ها می­توان به لئون ترپتروسیان، اولین رئیس جمهور جمهور ارمنستان (متولد حلب)، گارو کاهکجیان، از فرماندهان نظامی ارمنستان در جنگ قره­ باغ (متولد حلب) و واطان اوسکانیان، وزیر خارجه ارمنستان در سال­های ١٩٩٨ تا ٢٠٠٨ میلادی (متولد حلب) اشاره نمود.

     با توجه به پیشینه تاریخی یاد شده، روابط جمهوری ارمنستان با سوریه پس از فروپاشی شوروی، شکل بسیار منسجم و نزدیکی به خود گرفت. دیدار رسمی لئون ترپتروسیان، رئیس جمهور وقت ارمنستان از سوریه، نخستین ملاقات رسمی بین ‌المللی یک رئیس جمهور ارمنی بعد از استقلال ارمنستان بوده است. خط هوایی حلب- ایروان نیز از جمله نخستین خطوط هوایی بود که در ابتدای دهه ١٩٩٠ میلادی و در اوج بحران­ های داخلی و خارجی ارمنستان ایجاد شد که حاکی از اهمیت این منطقه ارمنی­نشین سوریه برای ارمنستان بود.

   بحران سوریه، قتل ­عام غیر نظامیان اعم از مسلمان و مسیحی، نابودی کلیساها از سوی داعش و سایر  گروه­ های تروریستی و به ویژه مداخله مستقیم ترکیه در تحولات سوریه، برای ارامنه به منزله تکرار تاریخ و یادآور وقایع قتل عام ارامنه توسط ترکان عثمانی در سال ١٩١٥ میلادی است. سوریه و مناطقی چون صحرای دیرالزور، شمال آناتولي، حلب و کساب یادآور مهاجرت و کوچ اجباری ارامنه توسط ترکان عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی است. به دلیل همین ذهنیت و پیشینه تاریخی، حمله گروه­ های تروریستی و تکفیری مورد حمایت ترکیه به روستاهای پر جمعیت ارمنی نشین منطقه کساب واقع درشمال غربی سوریه در استان لاذقیه بیش از هر چیز برای ارامنه جهان یادآور وقایع قتل­ عام ارامنه در ابتدای قرن بیستم میلادی بود و موجب واکنش، اعتراض و راهپیمایی ارامنه به این رویداد در نقاط مختلف جهان از جمله در ایران (شهرهای تهران و اصفهان) شد. سرژ سارگسیان، رئیس جمهوری سابق ارمنستان نیز در واکنش به این تحولات، از سومین تبعید ساکنان کساب سخن گفت که به روشنی گویای توجه تاریخی ارامنه به تحولات سوریه است. پس از سقوط بخش اعظم شهر حلب سوریه که موجب آوارگی ارامنه ساکن در این شهر شد، جمله معروف ارامنه حلب این عبارت بود که :"با پای برهنه به این جا آمدیم و با پای برهنه از این جا خواهیم رفت؛ عبارتی که اشاره به آوارگی و مهاجرت اجباری ارامنه از مناطق شرقی ترکیه به سوریه در اوایل قرن بیستم میلادی دارد. 

   به همین دلیل در بحران سوریه، اکثریت ارامنه سوریه حامی دولت این کشور و بشار اسد هستند. در واقع ارامنه سوریه، نگران آن هستند که گروه­های اسلامی تندرو جایگزین دولت سکولار سوریه (بشار اسد) شوند و آزادی اجتماعی، فرهنگی و مذهبی که طی چند دهه گذشته در سوریه داشته­ اند را از دست بدهند. به عنوان یک قاعده کلی، اقلیت های دینی و مذهبی در هر جامعه ای از نظام سیاسی سکولار بیش تر از یک نظام دینی حمایت می کنند؛ چرا که از فضا و آزادی عمل بیشتری برخوردارند. ارامنه سوریه نیز با چنین نگرشی، حاکمیت سکولار نظام سیاسی کنونی سوریه را بر یک نظام دینی آن هم از نوع اسلام سلفی و رادیکال داعش و جببه النصره ترجیخ می دهند.

   در این راستا، دولت ارمنستان از ابتدای بحران سوریه، به صورت آشکار و قاطعانه از دولت بشار اسد حمایت نموده است. پیوندهای تاریخی عمیق ارمنستان با سوریه، تامین امنیت ارامنه ساکن در سوریه، حفظ میراث فرهنگی، تاریخی و مذهبی ارامنه به ویژه کلیساهای سوریه و مقابله با سیاست­های ترکیه در منطقه، از جمله   مهم­ ترین دلایل حمایت دولت ارمنستان از نظام سیاسی مستقر در سوریه به محوریت بشار اسد است. طی چند سالی که از بحران سوریه می­گذرد، مقامات بلندپایه­ ای از ارمنستان به سوریه مسافرت نموده­ اند که دیدار ادوارد نعلبندیان، وزیر امور خارجه سابق ارمنستان از دمشق (خرداد  ١٣٩٤) و متعاقب آن سفر یک هیئت پارلمانی ارمنستان به سوریه (خرداد  ١٣٩٤) از جمله دیدارهای مهم مقامات ارشد ارمنستان با مقامات سوریه به شمار  می­رود.

     نکته شایان توجه در دیدار مقامات ارمنی و سوری، شبیه­ سازی تحولات کنونی سوریه به ویژه نقش حمایتی سوریه با قتل ­عام (نسل­ کشی) ارامنه از سوی ترکان عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی است. چنانچه ولید المعلم، وزیر خارجه سوریه در نشست خبری مشترک با ادوارد نعلبندیان در دمشق اظهار داشت: «نوادگان عاملان  نسل­کشی ارامنه امروز در حال انجام همان جنایات در سوریه هستند. اگر جامعه جهانی عاملان کشتار ارمنی­ها در گذشته را مجازات می­ کرد، نوادگان آن ­ها امروز جرات نمی­ کردند این جنایت­ ها را تکرار کنند». بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز در دیدار با ادوارد نعلبندیان، اظهار داشت: «آنچه که ارمنی‌ ها به واسطه اقدامات ترکیه در گذشته از آن رنج بردند، تمام اقشار ملت ما با همان ابزارهای کشتار و تروریسم از آن رنج می‌برند، هر چند که روش تغییر کرده است. سوریه و ارمنستان دو قربانی نسل‌کشی ترکیه هستند». در همین راستا، دولت سوریه در سال ٢٠١٥ میلادی اقدام به شناسایی قتل ­عام ارامنه در سال ١٩١٥ به دست ترکان عثمانی به عنوان «نسل­کشی» (ژنوساید) نمود که از زمان استقلال سوریه در سال ١٩٤٦ میلادی بی ­سابقه بود. 

 

 



دیدار ولید المعلم با ادوارد نعلبندیان، وزیر خارجه سابق ارمنستان در دمشق، 27 می 2015 میلادی

اما یکی از مهم ­ترین و چالش برانگیزترین مباحث مرتبط با موضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه، وضعیت مهاجرت ارامنه سوریه به ارمنستان و اسکان آن­ ها در مناطقی چون قره ­باغ است که این موضوع در سال های اخیر با اعتراض جمهوری آذربایجان مواجه شده است. از مقطع آغاز بحران سوریه بیش از ١٥ هزار نفر از ارامنه سوریه به ارمنستان منتقل شده اند که ٢٥٠٠ نفر از آن­ها در تابستان ٢٠١٦ وارد این کشور شده­اند. به همین دلیل، ارمنستان یکی از مهم­ ترین مقاصد مهاجران سوری پس از کشورهای اروپایی به شمار می­ رود. تیگران بارسقیان، معمار کل شهر ایروان طی نشستی که در وزارت دیاسپورا ارمنستان در آن مقطع برگزار شد، اعلام نمود که برای اسکان مهاجرین ارمنی سوریه، منطقه­ ای با وسعت تقریبی ٥ هکتار با عنوان "حلب جدید" در منطقه آشتاراک ایروان احداث خواهد شد. هرچند به دلیل مشکلات مالی دولت ارمنستان عملاً اقدامی عملی در این زمینه صورت نگرفت.

   این در حالی است که، معضل مسکن یکی از مهم ترین مشکلات آوارگان ارمنی سوری در ارمنستان است. بر اساس این گزارش، تنها 30 درصد از آوارگان ارمنی سوری، توانسته ‌اند در ارمنستان برای خود مسکن تهیه کنند. بخشی از این آوراگان اما هنوز در پناهگاه ها و یا منازل نزدیکان خود در ارمنستان زندگی می کنند. این در حالی است که خانواده‌های آوارگان ارمنی سوری که دارای کودکان خردسال و یا افراد معلول هستند تحت پوشش برنامه ویژه دولت ارمنستان قرار گرفته اند. بر اساس این طرح، پرداخت پول اجاره خانه این خانواده‌ها بر عهده دولت ارمنستان است. همچنین یکی دیگر از مشکلات آوارگان ارمنی سوری در ارمنستان، نداشتن کار است. بر اساس برخی گزارش‌ها، 65 درصد از این آوارگان در ارمنستان بی کار هستند. این در حالی است که برخی از سازمان‌های اجتماعی ارمنستانی با برگزاری دوره‌های تخصصی، تلاش دارند این آوارگان را وارد بازار کار ارمنستان کنند. این سازمان‌های اجتماعی همچنین تلاش می کنند نقش آوارگان ارمنی سوری را در جامعه ارمنستان افزایش دهند تا ضمن همگرایی، حضور فعالی در توسعه اقتصادی این کشور داشته باشند.[1]

   شاید بتوان مهم ترین مشکل مهاجرین ارمنی سوری در ارمنستان را چالش تطابق فرهنگی و اجتماعی دانست. هر چند ارامنه سوریه بخشی از جامعه دیاسپورای ارمنی محسوب می شوند اما از نظر فرهنگی و اجتماعی در فضای یک کشور عربیِ خاورمیانه ای با نظام اجتماعی و شرایط جغرافیایی متفاوتی پرورش یافته اند که این امر انطبابق آن ها با جامعه ارمنستانِ قفقازی را دشوار ساخته است که این امر برای کودکان و نوجوانان شاغل به تحصیل در مدارس ارمنستان به مراتب دشوارتر از بزرگ سالان است.

 



تصویری از یک خانواده مهاجر سوری اهل دیرالزور در ایروان، پایتخت جمهوری ارمنستان

 

   اما مهم ترین بخش چالش برانگیز این موضوع، طرح مباحث مختلفی است که در رابطه با انتقال برخی از مهاجران ارمنی سوری به منطقه مورد مناقشه قره باغ مطرح شده است. دولت ارمنستان اساساً پذیرش مهاجرین و آورگان ارمنی سوریه را یک اقدام انسانی و حقوق بشری می داند. اما در مقابل، جمهوری آذربایجان این اقدام را اقدامی در جهت افزایش جمعیت ارمنستان و تغییر ترکیب جمعیتی قره باغ می داند. در مورد نخست، کارشناسان و مقامات آذری بر این باورند که ارمنستان به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی از روند مهاجرت معکوس رنج می­برد و رشد پایین جمعیت و مهاجرت قابل توجه شهروندان این کشور به اروپا و آمریکا (با هدف الحاق به جوامع دیاسپورایی ارامنه در این مناطق) از جمله تهدیدات جدی امنیت ملی ارمنستان به ویژه در قبال جمهوری آذربایجان است که با جمعیتی تقریبی ١٠ میلیون نفری (٩ میلیون و ٩٦١ هزار و ٣٩٦ نفر در سال ٢٠١٧) از جمعیتی تقریبا سه برابر جمعیت  ٣ میلیون نفری ارمنستان و قره­باغ (٣ میلیون و ٤٥ هزار و ١٩١ نفر در سال ٢٠١٧) برخوردار است. لذا دولت ارمنستان، شرایط بحرانی ارامنه سوریه را فرصت مناسبی برای جذب جمعیت مهاجران ارمنی و بهبود وضعیت جمعیتی خود می­بیند. به همین دلیل، المار ممدیاروف وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان در نشست «همکاری مشترک برای تقویت امنیت دریای مدیترانه، در عصر تشدید مهاجرت» که از طرف سازمان امنیت و همکاری اروپا در پالرموی ایتالیا برگزار شد، اظهار داشت:

 

«سوءاستفاده مقامات ارمنستان از بحران پناهجویان در منطقه ادامه دارد. آن ها، ارامنه سوریه را به مناطق اشغالی در جمهوری آذربایجان منتقل می‌کنند. بعضی رهبران ترادژی های پناهجویان را برای منافع خودشان به کار می گیرند. ارمنستان با نقض آشکار حقوق بین المللی، ارمنی ها سوریه را در اراضی آذربایجان اسکان می دهد. این اقدام ارمنستان بهترین نمونه سوء استفاده از ترادژی انسانی است».[2]

 

پس از تحولات اعتراضی فراگیر در ارمنستان در آوریل و می 2018 میلادی که منجر به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان شد، دولت جدید ارمنستان توجه بیشتری به جوامع دیاسپورایی ارمنی در خارج از ارمنستان نمود که در این بین، ارامنه سوریه به دلیل وضعیت و خاص شان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. اعزام تیمی از کارشناسان مین‌ زدایی و پزشکی به شهر حلب واقع در شمال سوریه، ماموریت صلح بانی ارمنستان در سوریه در هماهنگی با روسیه که در پی دیدار نیکول پاشینیان و پوتین صورت گرفت و با واکنش منفی فرانسه نیز مواجه شد و ارسال چندین محموله کمک های انسان دوستانه با همکاری نیروی هوایی روسیه به سوریه به ویژه شهر حلب از مهم ترین تحولات صورت گرفته در روابط ارمنستان و سوریه در دوره نیکول پاشینیان است.

    با این وجود، نقش و تاثیرگذاری ارمنستان در معادلات سیاسی و میدانی سوریه اندک است. علاوه بر امکانات محدود و محذورات اقتصادی، ملاحظات سیاسی این کشور نیز مانع از نقش آفرینی بیشتر در معادلات سوریه شده است. موضع ارمنستان در حمایت از نظام سیاسی مستقر در سوریه این کشور را به مواضع ایران و روسیه نزدیک می سازد، اما از سویی دیگر اختلافات دیرپا و سنتی ارمنستان و ترکیه و شناسایی نسل کشی ارامنه از سوی دولت سوریه در سال 2015 میلادی مانع از همکاری ایران، روسیه و ارمنستان در صحنه تحولات سوریه شده است. همچنین ارمنستان به ویژه در دوره نیکول پاشینیان گرایش و توجه بیشتری نیز به جهان غرب داشته است و از این رو در صحنه تحولات سوریه تا جایی پیش می رود که انتقادات جهان غرب را در پی نداشته باشد. واکنش منفی فرانسه به توافق پاشینیان و پوتین برای اعزام ماموران صلح بانی به سوریه نمونه بارزی است که احتیاط و ملاحظه را بر نوع کنشگری ارمنستان در سوریه حاکم ساخته است. ورای همه این ملاحظات سیاسی، بحران سوریه، کشتار بخشی از جمعیت ارامنه در سوریه و تبعید و مهاجرت اجباری ارامنه این کشور به ارمنستان بیش از هر چیز برای ارامنه تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی آن ها است.

 

 

 

 

 
[1] . «افزایش مهاجرت ارامنه ساکن سوریه به ارمنستان»، پارس تودی، 27 مهر 1395.


[2] . «انتقال ارامنه سوریه توسط ارمنستان به مناطق اشغالی قره باغ»، سایت تحلیلی- خبری حقایق قفقاز، 4 آبان 1396.