سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » اقتصاد و انرژی

محمود شوری

توافق خزر و مسئله فراموش شده تعامل با افکار عمومی

یادداشت ایراس

۲۲ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۸

مولف : دکتر محمود شوری

دستیابی کشورهای ساحلی خزر به توافق در خصوص کنوانسیون رژیم حقوقی این دریا بعد از دورانی نزدیک به ربع قرن، فارغ از هر دیدگاه مثبت یا منفی نسبت به مفاد آن، یک گام رو به جلو و یک تحول مثبت در روند تحولات حقوقی و سیاسی این دریا و همچنین روند همکاری‌های کشورهای ساحلی به شمار می‌آید.



دستیابی کشورهای ساحلی خزر به توافق در خصوص کنوانسیون رژیم حقوقی این دریا بعد از دورانی نزدیک به ربع قرن، فارغ از هر دیدگاه مثبت یا منفی نسبت به مفاد آن، یک گام رو به جلو و یک تحول مثبت در روند تحولات حقوقی و سیاسی این دریا و همچنین روند همکاری‌های کشورهای ساحلی به شمار می‌آید. این سند از این به بعد مهمترین و جامع‌ترین سند حقوقی خواهد بود که کشورهای ساحلی خزر می‌توانند با استناد به آن سیاست‌ها، اقدامات و همکاری‌های خود را در حوزه دریای خزر سازمان‌دهی کنند. از زاویه دیگر با امضای این توافق، معاهدات 1921 و 1940 عملاً به اسنادی تاریخی و غیر قابل ارجاع تبدیل می‌شوند.



با توجه به ابعاد مختلف حقوقی، جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، زیست‌محیطی و .... سند امضا شده، کارشناسان و صاحب‌نظران در هریک از این حوزه‌ها ممکن است مرتبط با حوزه کارشناسی خود برخی مفاد سند را مثبت و یا برخی را منفی ارزیابی کنند. این موضوع امری قابل درک و قابل انتظار است، اما فراتر از سند امضا شده آنچه نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت واکنش افکار عمومی نسبت به این سند است. می‌توان به دستگاه سیاست خارجی بابت این کار طولانی و طاقت‌فرسا خسته‌ نباشید گفت اما این واقعیت را هم نمی‌توان کتمان کرد که دولت و دستگاه سیاست خارجی در هرچه نمره قبولی گرفته باشد، در مدیریت افکار عمومی و بهره‌گیری از نظرات کارشناسان حداقل در این مورد خاص نمره مردودی می‌گیرد.



ادعای دولت یازدهم و دوازدهم تاکنون این بوده است که نسبت به افکار عمومی و دیدگاه‌های کارشناسانه از حساسیت برخوردار است و تلاش می‌کند تا مسئله اقناع عمومی را نادیده نگیرد، اما حداقل در این یک فقره خاص بسیار ناامیدکننده و ضعیف ظاهر شد. اینکه چرا تا پیش از امضای این سند، این سند حتی برای کارشناسان و صاحب‌نظران محرمانه نگه داشته شد و اینکه چرا دستگاه سیاست خارجی هیچ علاقه‌ای نشان نداد تا حداقل برای جمع محدود کارشناسان (لااقل به منظور حمایت از سند امضا شده) این سند را به بحث و تبادل نظر بگذرد یک بعد ماجراست، اینکه چرا به حساسیت‌های افکار عمومی نسبت به این موضوع هیچ توجهی نشد بعد دیگر مسئله است.



چرا باید یک نماینده مجلس که اتفاقاً از جناح رقیب هم نیست در روز امضای سند اعلام کند که ترکمنچای دیگری در راه است و یا باز هم بر بحث موهوم سهم ٥٠ درصدی ایران در دریای خزر دامن بزند. واقعاً چه ضرورتی برای این همه مخفی‌کاری وجود داشت که حتی بازوهای پژوهشی دولت مانند مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری هم باید تا یکی دو هفته مانده به امضای سند از مفاد آن بی اطلاع باشند. دولت تدبیر و امید چه نگرانی از افکار عمومی داشت که حداقل چند روز پیش از امضای سند در این مورد با مردم سخن نگفت؟ طبیعتاً تنها چیزی که از این سند برای مردم بیشترین اهمیت را داشت