جهانگیر کرمی

نشست هلسینکی: نمایش یا یک «ری ست» جدید؟

یادداشت ایراس
تاریخ انتشار : جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۱۹
Share/Save/Bookmark
 
پس از حدود یکسال و نیم از زمان روی کار آمدن ترامپ، و با وجود وعده انتخاباتی او برای گفتگو و حل و فصل مسائل با پوتین، نشست مهم سران دو قدرت بزرگ جهانی برگزار شد و در نخستین لحظات پس از نشست در جریان مصاحبه مطبوعاتی گرد و غباری از حواشی در اعتراض به ترامپ به پا خاست که بلافاصله به فضای داخلی امریکا کشیده شد و بر اصل مذاکرات سایه انداخت.
 

پس از حدود یکسال و نیم از زمان روی کار آمدن ترامپ، و با وجود وعده انتخاباتی او برای گفتگو و حل و فصل مسائل با پوتین، نشست مهم سران دو قدرت بزرگ جهانی برگزار شد و در نخستین لحظات پس از  نشست در جریان مصاحبه مطبوعاتی گرد و غباری از حواشی در اعتراض به ترامپ به پا خاست که بلافاصله به فضای داخلی امریکا کشیده شد و بر اصل مذاکرات سایه انداخت. علت تاخیر در این نشست (البته بدون احتساب دو نشست جانبی و محدودتر قبلی)، اتهام دخالت روسیه در انتخابات امریکا بود که از همان زمان رقابتهای انتخاباتی شروع شد و تاکنون نیز ادامه دارد و حتا نتایج این مذاکرات را نیز بشدت تحت تاثیر قرار داده و ترامپ را خیلی زود وادار به تغییر برخی اظهارات خود کرد.

آن‌چه این نشست را مهم ساخته بود، هم تداعی طرح «ری ست» از سوی وزیر خارجه امریکا به وزیر خارجه روسیه در سال 2009 و هم مربوط به انتخاب یک مکان نمادین بود. هلسینکی از گذشته مکانی برای دیدار روسای امریکا و روسیه بوده و در سال 1975 نشست سران شرق و غرب و تفاهمنامه هلسینکی شکل گرفت که به روند هلسینکی موسوم شد و منجر به شکل گیری نهادی به نام کنفرانس امنیت و همکاری اروپا شد که بعد از جنگ سرد به سازمان امنیت و همکاری اروپا تبدیل شد، که در حال حاضر بزرگ‌ترین سازمان فرامنطقه‌ای جهان است. برای دو رهبر تداعی ابرقدرتی به نوعی یک نیاز روانی و نوعی شناسایی برای روسیه ای که دیگر ابرقدرت نیست و برای ترامپ که در داخل امریکا خیلی جدی گرفته نمی شود، تلقی می شود.

اما باید دانست که اگرچه نظام دوقطبی دیگر از بین رفته، ولی هنوز در بعضی از موضوعات، میراث نظام دوقطبی پابرجا است؛ به‌ویژه در حوزه مسائل راهبردی و نظامی و امنیتی جهانی همچنان سایه‌ و خطی از دوقطبی بودن را تداعی می‌کند. لذا این‌که سران دو قدرت بزرگ جهانی در مورد طیف وسیعی از موضوعات گفتگو کنند و حل و فصل این‌ها منوط به گفت‌وگو و توافق دو قدرت جهانی باشد، این مذاکرات را به یک اتفاقات بزرگ تبدیل کرده است. 

در این نشست بیش ار هر رویداد دیگری متوجه نقش رسانه ها در دنیای امروز شدیم که حتا بر موقعیت و بیان و رفتار رهبران قدرتهای بزرگ نیز سایه افکنده است. نشست هلسینکی اما از طرف رسانه‌ها به چالش طلبیده شد. رسانه‌های آمریکایی و رسانه‌های اروپایی با توجه به نگرش ضد ترامپی که دارند، به جای این‌که روی گفت‌وگو و مصاحبه‌های بعد از نشست تمرکز کنند، عمدتا آمدند و موضوع را کشاندند سمت آن‌چه که پاشنه آشیل ترامپ در سیاست داخلی امریکا است؛ یعنی دخالت روسیه در انتخابات آمریکا و در واقع زیر سوال بردن مشروعیت انتخاب ترامپ در ریاست جمهوری آمریکا. این فضای رسانه‌ای باعث شد که در این رویداد بیش از آن‌که ماهیت و محتوای گفت‌وگوها اهمیت پیدا کند، حواشی بر آن سایه بیندازد. 

اما در باره محتوای گفتگوها، به نظر می رسد در مورد طیف وسیعی از موضوعات بحث شده است. امریکا و روسیه در موضوعات گسترده ای شامل سپر موشکی ناتو، گسترش ناتو، تسلیحات راهبردی، حوزه های نفوذ ژئو استراتژیک و منطقه ای، آینده چین، بحران اوکراین و سوریه و کره شمالی، تحریم های غرب، برجام، تهدیدات سایبری و روابط تجاری با یکدیگر به درجات مختلف اختلاف دارند. به نظر می رسد برای مسکو موضوع رفع تحریم ها و برای واشنگتن نیز موضوع فشار بر ایران از اولویت بیشتری برخوردار باشد. البته ساده ترین موضوع که امکان توافق بر سر آن وجود داشته، بحران سوریه است؛ چرا که خاتمه آن برای هر دو از اهمیت زیادی برخوردار است. طبعا ممکن است در مورد برخی از موضوعات میان آنها که امکان زیادی برای حل و فصل وجود ندارد، گفتگویی نشده باشد. اما آنچنانکه در مصاحبه های بعدی دو رییس جمهور آمده، مهم ترین موضوعات مطرح شده شامل بحران سوریه، بحران اوکراین، تسلیحات راهبردی، برجام، تهدیدات سایبری، روابط تجاری و همکاری های نظامی  بود.

در واقع، این گام نخست برای یک مسیر طولانی و در مورد مسائل اساسی بین دو قدرت بود. برخی از این مسائل اساسی در طول دهه‌های گذشته حل نشده اند و هر از چندگاهی هم که توافقی در موردشان شده، بعد از مدتی این توافق نادیده گرفته شده است. مثلا در موضوع سپر موشکی که پیش از فروپاشی یک توافق مهم بین آمریکا و شوروی موسوم به ای.بی.ام (ABM) وجود داشت که بوش پسر در سال 2001 از آن خارج شد. در سال 2009 یکی از مواردی که بر اساس طرح ری ست دو طرف در مورد آن توافق کردند، این بود که این طرح سپر موشکی تعلیق شود و دو طرف بر سر یک طرح جایگزین  مذاکراتی را انجام دادند که به توافق نرسیدند و ناتو موضوع سپر موشکی را از سر گرفت. در این نشست ظاهرا در مورد این موضوع چیزی گفته نشده است. این موضوع ساده ای نیست که به این سادگی دو طرف بنشینند و راه حلی برای آن پیدا کنند. پشت سر این طرح یک تمایل جدی از طرف آمریکا وجود دارد برای اینکه آن وضعیت همپایگی راهبردی که در دهه 1960 و 1970 میلادی بین آمریکا و شوروی ایجاد شده بود را تغییر دهند و تبدیل کنند به برتری آمریکا بر روسیه جدید و روس‌ها تمام تلاششان را می‌کنند که این اتفاق نیفتد. 

در موضوع گسترش ناتو با وجود اعتراضات و نگرانی‌های روسیه اما این اتفاق روی داده است و بر اساس نشست دو هفته قبل سران ناتو، موضوع گرجستان در دستور کار است.  لذا اینها از آن مسائلی است که حل و فصلش به سادگی امکان پذیر نیست، چون فقط توافق آمریکا و روسیه مهم نیست، بلکه اعضای دیگر ناتو هم اهمیت دارند. ترامپ هم از آنچنان موقعیتی در میان طرفهای اروپایی برخوردار نیست که بتواند به سادگی آنها را اقناع نماید. طبعا توافق در مورد اینها کار بسیار دشواری است. 

لذا مجموعه ای از مسائل بین آمریکا و روسیه است که بعضی از آنها به سادگی قابل حل نیست یا اساسا قابل حل نیست. اما موضوعات دیگری است که این موضوعات می‌توانند به توافق برسند و امیدی که هر دو طرف دارند، این است که برخی از آنها را حل و فصل کنند و بعضی از موضوعات را نیز به تعویق اندازند. 

اما یک نکته مهم در مورد توافق آنست که برخلاف روسیه که سیستمش متمرکز تر و قاعدتا برای تصمیم‌گیری راحت تر است، ولی در آمریکا چنین نیست و نظام متکثرتری است که رئیس جمهور، کنگره، احزاب، افکار عمومی و رسانه‌ها نقش دارند و بویژه در حال حاضر رئیس جمهور از آنچنان موقعیتی برخوردار نیست که بتواند روی خیلی از موضوعات توافق کرده و اجرا کند. در واقع بین دولت مستقر، دولت عمقی و محیط سیاسی ملی شکافی جدی وجود دارد.

مجموع اینها امکان توافق نهایی و اساسی را بسیار محدود می کند و لذا وقتی که گفته می‌شود توافق، یعنی حادترین و فوری‌ترین موضوع را به نوعی در موردش توافق کنند و مسائل و موضوعات را به تعلیق بیندازند. در دوره آمریکا و شوروی هم در دهه 1960 وقتی که سالت و استارت امضا شد و ABM و بقیه توافقات، این به آن معنا نبود که این توافقات همه مسائل را حل کرده، بلکه یک مقدار ساماندهی‌کردن و تنظیم‌کردن اختلافات است(مدیریت اختلافات). یعنی به جای اینکه اختلافات را حل کنند و بگویند دیگر اختلافی وجود ندارد که امکان‌پذیر نیست، می‌گویند که این اختلافاتمان را مدیریت کنیم، به طوری که از کنترل خارج نشود. لذا در حال حاضر هم بحث مدیریت اختلافات و تنظیم اختلافات است، برای اینکه از کنترل خارج نشود، منتها یک مشکل اصلی بحث فشارها بر ترامپ و نقش کنگره در تصویب تحریم‌ها علیه روسیه است، یک طرف شرکای آمریکا در ناتو و کشورهای اروپایی هستند و مجموع اینها باعث می‌شود توافق با روسیه به یک امر دشوار تبدیل شود ، اما این به معنای این نیست که نتوانند این دشواری‌ها را مدیریت کنند. به تعبیری در دوره بعد از بحران اوکراین، کنترل اختلافات آمریکا و روسیه از عهده دو طرف خارج شده بود. الان اراده ای که شکل گرفته، این است که ترامپ و پوتین بتوانند اینها را یک مقدار قابل کنترل‌تر کنند و اینکه آیا واقعا چه خواهد شد، باید منتظر فرو نشستن گرد و غبارهای ایجاد شده به وسیله رسانه های امریکایی و فضای ملتهب داخلی امریکا علیه ترامپ باشیم تا آن گروه‌های کارشناسی‌ای که قرار شده در مورد مسائل مختلف گفتگو کنند و دستور کارهای مشخصی را برای نهایی‌کردن توافقات ارائه کنند.

اما در این نشست دو موضوع برجام و سوریه به طور جدی مطرح شده بود. در موضوع برجام دو طرف اختلاف جدی داشتند و بر خلاف امریکا، روسها بر حفظ برجام به عنوان مهم ترین ساختار نظارتی و توافق بین المللی در چارچوب ان. پی. تی تاکید داشتند که در فقدان آن، مسکو در شرائط دشواری در تداوم روابط با ایران قرار می گیرد. از این رو، پوتین آشکارا از اختلاف نظر در این باره سخن گفت. در بحث سوریه به نظر می رسد در موضوع تضمین امنیت اسراییل و آغاز جدی مذاکرات برای توافق نهایی گفتگو شده و دو طرف امید بیشتری به موفقیت دارند. از قبل این احتمال مطرح شده بود که ممکن است روس‌ها در مورد ایران امتیازاتی به آمریکایی‌ها بدهند. تا آنجایی که مربوط به جلوگیری از فشار ایران بر اسرائیل در مرزهای اسرائیل است، قبلا روس‌ها اقداماتی انجام داده بودند، اما خواست اسرائیلی‌ها هم افزایش پیدا کرده و مدعی شدند که باید ایران از سوریه خارج شود که دولت روسیه بخاطر موقعیت ایران در سوریه و نیز نیاز روسها به ایران دست رد به سینه آنها زده بود و در نشست هم به نظر می رسد فراتر از دور شدن ایران از مرزهای اسراییل تضمینی نداده اند. از این رو، به نظر می رسد آن‌چه که در نشست اخیر توافق شده، نمی تواند خدشه‌ای بر مناسبات ایران و روسیه در موضوع برجام و سوریه ایجاد کند. 

در پایان باید گفت که بر خلاف جنجال های ایجاد شده و حواشی سایه انداخته بر اصل گفتگوها، باید با گذاشت زمان متوجه اراده جدی دو طرف برای تداوم روند توافقات و عملیاتی سازی راهکارهای گروههای کارشناسی دو طرف شد. شواهد و قرائن نشان می دهد که در طرف امریکایی بر خلاف اراده شخص رئیس جمهور امکان محدودتری برای اجرای توافقات وجود دارد. در مخالفت کنگره، گروههای داخلی و فضای رسانه ای، و نیز با وجود موج شدید انتقاد از روسیه و شخص پوتین، کمتر امکان پذیر است که ترامپ بتواند خواسته اصلی پوتین در باره رفع تحریم ها را به عنوان بزرگترین عامل فشار بر کشورش عملی نماید. جدا از پیچیدگی این موضوع و ارتباط آن با مساله کریمه و روند اجرای توافق مینسک و وجود طرفهای اروپایی و اوکراینی، اما مساله اصلی در داخل امریکاست و کنگره مانع مهمی برای این موضوع است. اما در برخی موضوعات مانند تسلیحات راهبردی و بحران سوریه به نظر می رسد دست دو طرف بازتر باشد. از این رو، نمی توان از یک «ری ست» جدید در روابط دو طرف سخن گفت اما نمی توان آن را به سادگی به ابعاد تبلیغاتی و نمایشی آن نیز کاهش داد. 



نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و عضو ارشد شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)


 
کد مطلب: 3690
مولف : دکتر جهانگیر کرمی