سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » سیاست خارجی

وبگردی ایراس

در خدمت و خيانت روسيه

محمود شوری، عضو ارشد شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)

۲۵ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۲

اين روزها مجددا برخي مواضع و اقدامات مقام‌هاي روسي موضوع روابط ايران و روسيه و ميزان قابل اعتماد و اتكا بودن يا نبودن آنها را به مساله افكار عمومي و اظهارنظر برخي كارشناسان و صاحبنظران مسائل بين‌المللي تبديل كرده است.



اين روزها مجددا برخي مواضع و اقدامات مقام‌هاي روسي موضوع روابط ايران و روسيه و ميزان قابل اعتماد و اتكا بودن يا نبودن آنها را به مساله افكار عمومي و اظهارنظر برخي كارشناسان و صاحبنظران مسائل بين‌المللي تبديل كرده است. طي ماه‌هاي اخير سه رويداد مهم يعني تبادل آتش و درگيري نظامي ميان نيروهاي رژيم صهيونيستي و نيروهاي مقاومت مستقر در سوريه، تشديد تنش‌ها ميان ايران و امريكا در پي خروج اين كشور از توافق برجام و همچنين همراهي و همسويي روسيه با عربستان سعودي در اجلاس اخير اوپك بار ديگر اين پرسش كه روسيه در معادلات و مناسبات بين‌المللي و منطقه‌اي ايران در چه جايگاهي قرار دارد را برجسته كرده است. براي برخي از تحليلگران و كارشناساني كه نگاه بدبينانه‌اي به روابط دو كشور دارند مواضع و اقدامات مبهم و بعضا دور از انتظار روس‌ها در موضوعات مطرح شده دليل ديگري بر بدعهدي و غير قابل اعتماد بودن آنها به شمار مي‌آيد. در يكي از آخرين اظهارنظرها عضو كميسيون انرژي مجلس در جريان مذاكرات اخير نفتي از ركب زدن روس‌ها به ايران و اينكه روسيه نمي‌تواند شريك استراتژيكي براي ايران باشد سخن گفته است. حشمت‌الله فلاحت‌پيشه، رييس جديد كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز در مصاحبه‌اي تاكيد كرده است كه ايراني‌ها بارها بازيچه سياست‌هاي منفعت‌محور روسيه قرار گرفته‌اند. پس از ربع قرن رابطه پر‌فراز و نشيب مي‌توان گفت كه عباراتي همچون «غير‌قابل اعتماد بودن روسيه»، «بازي روسيه با كارت ايران» يا «خنجر از پشت زدن روسيه به ايران»، از جمله گزاره‌هاي محوري و پرتكرار در گفتمان عمومي نسبت به اين رابطه است.

 

در بسياري از موارد اين گزاره‌ها نه الزاما توسط مردم عادي كه به لحاظ فرهنگي و تاريخي بدبيني قابل دركي نسبت به روس‌ها دارند، بلكه توسط صاحبنظران و حتي مقام‌هاي سياسي به متن گفتمان عمومي تزريق مي‌شوند. با توجه به تكرار گسترده اين گزاره‌ها در ادبيات عمومي و علاقه‌مندي برخي تحليلگران، صاحبنظران و نخبگان سياسي به بهره‌گيري از اين گزاره‌ها در تحليل شرايط موجود، پرسشي كه به نظر مي‌رسد حداقل يك‌بار بايد به آن پاسخ گفت اين است كه اين عبارات و گزاره‌ها چقدر از ارزش تحليلي برخوردار هستند يا اينكه اين شكايت‌هاي احساسي، عاطفي و اغلب منفعلانه و از موضع ضعف چه كمكي به سياست خارجي و منافع ملي ايران خواهد كرد؟ و نهايتا اينكه توجه به اين هشدارها قرار است عملا چه تغييري در سياست خارجي ايران ايجاد كند؟

 

يك نكته قابل توجه پيش از پاسخ به اين پرسش اين است كه همه كساني كه با چنين عبارات و گزاره‌هايي روابط ايران و روسيه را تحليل و توصيف مي‌كنند از منظر واحد و آغازگاه يكساني به اين مساله نگاه نمي‌كنند. با وجود شباهت‌هاي كلامي، براي بخش‌هايي از جامعه اين عبارات و گزاره‌ها توصيف‌كنند