حسن بهشتی پور

در سوگ بازار صابر، شاعر مردمی تاجیک

یادداشت ایراس
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۰۳
Share/Save/Bookmark
 
بازار صابر، شاعر ملی تاجیکستان، در سن ۷۹ سالگی درشهر سیاتل آمریکا درگذشت. وی مدت ها بود که از بیماری ریوی رنج می برد. از فروردین امسال (1397) حالش رو به وخامت رفت و در بیمارستانی در شهر سیاتل تحت درمان قرار گرفت. اما سرانجام در روز سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1397 جان به جان آفرین تسلیم کرد.
 

بازار صابر، شاعر ملی تاجیکستان، در سن ۷۹ سالگی درشهر سیاتل آمریکا درگذشت. وی مدت ها بود که از بیماری ریوی رنج می برد. از فروردین امسال (1397) حالش رو به وخامت رفت و در بیمارستانی در شهر سیاتل تحت درمان قرار گرفت. اما سرانجام در روز سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1397 جان به جان آفرین تسلیم کرد.
 
خدا بیامرزدش بازار صابر را، این شاعر دلنشین و صمیمی که افتخار یک روز پذیرایی او را در منزل خیابان بروجردی تهران داشتم. در آن نیم روز بسیار از او آموختم. در دورانی که پیش از جنگ داخلی در سال 1371 در تاجیکستان به همراه چند تن از روشنفکران میهن دوست به تهران آمده بود به واسطه آشنایی با دوست گرامی ام آقای فرخیار افتخار آشنایی با او و مرحوم استاد مسلمانیان قبادیانی، شادمان یوسف، مرحوم طاهرعبدالجبار و دیگر رهبران مبارز را به واسطه دوستی با روزنامه نگار تاجیک میرزا شکور زاده توانستم با مرحوم بازار صابر و همراهانش جلسات مکرری داشته باشم. درچند ملاقات مکرر با استاد بازار صابر در همان سال در تهران در چند جلسه گپ وگفت او را بسیار متفاوت از دیگران یافتم. البته بعدترآشنایی با مرحوم سید عبدالله نوری رهبر پیشین حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و حاج اکبر تورجان زاده روحانی پر نفوذ آن دوران در تاجیکستان بویژه در کافرنهان بسیار بیشتر درباره تاجیکستان و لایه های درونی جریان دینی و روشنفکری در آسیای مرکزی از آنها آموختم. شرح مفصل آن برای بنده مقدور نیست شاید وقتی دیگر.
 
آنگونه که خبرگزاری خاور تاجیکستان اطلاع داده است  امام علی رحمان در پیامی رسمی به بستگان او تسلیت گفته و به وزارت خارجه، سفارت و نمایندگی تاجیکستان در آمریکا دستورداده است که پیکر بازار صابر را به تاجیکستان انتقال دهند. اگر این وعده تحقق پیدا کند انتظار می‌رود پیکر این شاعر مردمی تاجیکستان در روزهای آینده به شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان منتقل شود.
 
در سایت ریاست جمهوری تاجیکستان از قول آقای رحمان در توصیف بازار صابر آمده است: «بازار صابر از زمره شاعران وطن‌سرایی بود که در تربیت حس وطن‌دوستی و خویشتن‌شناسی وهویت ملی زحمت‌های زیادی کشید. تمام آثار بازار صابر، بخصوص اشعار زمان صاحب‌استقلالی‌اش، از احساس گرم وطنداری و خودشناسی ملی سرشار است. یاد او، سخن والا و ناتکرار شاعر خلق- بازار صابر تا ابد در یاد مردم باقی خواهد ماند.»
 
بسیاری از فعالان فرهنگی-اجتماعی تاجیک در شبکه‌های اجتماعی با ارسال عکس‌ها و اشعاری از بازار صابر و نوشتن پیام‌هایی در باره او اظهار نظر کرده‌اند. ازجمله  دادا جان عطاء الله روزنامه نگار تبعیدی، از درگذشت بازار صابر به عنوان "روز سیاه" یاد کرده و در صفحه فیسبوک خود نوشت: «با مرگ تلخ شاعر شهیر، بازار صابر، یک دوره تاریخ تاجیکستان به پایان رسید. در غربت دنیای فانی را ترک کردن شاعری که چکامه وطن داری می‌سرود، پیغام یا فالی است، نمی دانم. اما یقین می‌دانم که بی بازار صابر، تاجیکستان کوچک‌تر، غریب‌تر و تنهاتر شد.»
 
چرا بازار صابر برای شعر تاجیکستان مهم است؟
بازار صابر در پاییز ۱۹۳۸ در ناحیه فیض آباد، در شرق شهر دوشنبه تاجیکستان متولد شد. او یکی از تاثیرگذارترین شاعران معاصر تاجیکستان محسوب می‌شود. اشعارش، بخصوص در باره هویت ملی و خودشناسی تاجیکان موجب شد تا او همچون شاعری وطن دوست در یادها بماند و نامش در بیرون  از مرزهای کشورش، از جمله ازبکستان، ایران و افغانستان، معروف گشت.
 
بازار صابر در دهه 40 شمسی  در زمانی که دربخش ادبیات  دانشگاه دولتی دوشنبه تحصیل می‌کرد، سردون شعر را آغاز کرد. در همان زمان بدلیل روح لطیفی که داشت بیشتر به موضوع های اجتماعی محیط خود توجه عمیق داشت. اشعار او در روزنامه‌ها و مجلات وقت  شوروی چاپ می‌شدند. اولین مجموعه اشعارش با نام "پیوند" در سال 1351 منتشر شد. بعد مجموعه‌هایی با نام‌های "مژگان شب" (1360)، "باران طلایی" (1361) منتشر شدند. یکی از پرخواننده‌ترین کتاب‌های او مجموعه ای است که تحت عنوان  "چشم سفیدار" منتشر شد . این کتاب  بدلیل مضامین عالی شعری اش در استقلال خواهی و تاکید بر هویت یابی تاجیکان  در سال 1370  مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت. این کتاب ها جملگی با الفبای سیرلیک منتشر شد اما نخستین مجموعه اشعار بازار صابر به خط فارسی کتاب "آتشبرگ" بود که سال 1361 منتشر گردید. علاوه بر این مجموعه‌ای از اشعار او زیرعنوان "برگزیده اشعار بازار صابر" در سال 1375 به همت  انتشارات الهدی  در تهران زیر چاپ رفت.
 
بازارصابر در سیاست هم دستی داشت. او از معدود شاعرانی بود که در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی در سرآغاز نهضت‌ استقلال‌طلبی تاجیکستان با شعرهایی که می سرود نقش تاثیرگذاری در برانگیختن احساسات استقلال خواهی در میان تاجیکان داشت. او با همکاری "شادمان یوسف"، "عبدالنبی ستارزاده" ودیگران ازپایه‌گذاران و فعالان حزب دموکرات تاجیکستان شد. با برخورداری از حمایت تشکیلاتی حزب دموکرات و محبوبیتی که در بین مردم کسب کرده بود درانتخابات پارلمانی تاجیکستان در سال ۱۹۹۰ وارد مجلس تاجیکستان شد اما پس از مدتی به عنوان اعتراض به شرایط بعد آن روز و نارضایتی ازحکومت وقت  تاجیکستان از عضویت در پارلمان استعفاء داد.
 
بازار صابرپس از استقلال تاجیکستان  در شهریور 1370 و هم زمان در آغاز جنگ داخلی در این کشور او از حامیان حکومت مصالحه ملی بود. بعد از به قدرت رسیدن امامعلی رحمان درآبان  سال 1372، بازار صابر به همراه  برخی دیگر از فعالان وقت به مدت 9 ماه  زندانی شد.
 
زندگی در تبعید و تحول روحی بازار صابر
در مرداد  سال 1373 تحت فشار کشورهای مختلف و سازمان های بن المللی مدافع حقوق بشر از زندان رها شد و نخست به مسکو رفت و از آنجا در سال 1373 به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا که بود بدلیل مشکلات مختلفی که برای بازار صابر پیش آمد با انجام چند مصاحبه جنجالی و نوشتن مقالات و سرودن شعراز یک منتقد نظام شوروی دوباره به یک طرفدارسرسخت حزب کمونیست شوروی و ولادیمیر لنین، پایه‌گذار این نظام، تبدیل شد. او معتقد بود عدالت خواهی برتر از آزادی خواهی دروغین است. او در تعریف از نظام شوروی تا آنجا پیش رفت که لنین را از همه پیامبران برتر دانست، این سخنان بی پایه موجی از نکوهش‌ها را در داخل تاجیکستان و در جهان اسلام  برای وی بدنبال آورد.
 
اما جالب اینکه بازار صابر با وجود همه انتقادهایش به آمریکا همچنان نزدیک بیست سال در آمریکا زندگی کرد تا اینکه با هماهنگی هایی که در داخل تاجیکستان با رحمان بوجود آمد در سال 1392 به دوشنبه بازگشت. در آن زمان طی مصاحبه ای گفت با دعوت رئیس جمهوری تاجیکستان و برای همیشه به کشورش برگشته است. ظاهرا ملاقات خصوصی یک ساعته  او با رحمان  در کاخ ریاست جمهوری تاجیکستان نتیجه مورد دلخواه او را به همراه داشت. کتاب اشعارش را به رحمان تقدیم کرد و دولت تاجیکستان در شهر دوشنبه به او خانه‌ای اعطا کرد. از آن پس زندگی در تاجیکستان برای او جلوه دیگری پیدا کرد.
 
در سال های 1392 تا 1395 کتابهایش که در دهه هفتاد ممنوع بود، مکرر در دوشنبه چاپ شد و در محافل ادبی گوناگون بزرگ داشتش برگزار گردید. در این سه سال او همچنان برای دیدار فرزندان و نوه‌هایش به آمریکا آمد و شد داشت. درآخرین سفرش که پائیز 1396 به آمریکا رفت، دیگر به دوشنبه بازنگشت.
 
از فروردین 1397 درخبرها آمد بازار صابر به دلیل مبتلا شدن به بیماری ریوی در بیمارستان سیاتل آمریکا بستری شده است. درهمان زمان اعلام شد رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان به سفیر این کشور درآمریکا و نماینده اش در سازمان ملل دستور داده است به عیادت بازار صابر بروند و همه مخارج پزشکی او را بپردازند و کمک های دیگری ارائه کنند. اما گل چهره همسر صابر، در همان زمان گفت کمکی به آنها نرسیده است. دختر بازار صابر نیز در روز درگذشت او در صفحه فیسبوکی خود گفت  دیپلماتهای تاجیک هیچ کمکی به بازار صابر و خانواده اش نکرده اند. در هر صورت مرگ این شاعر ملی تاجیک یادآور خاطرات تلخ و شیرینش برای دوستدارانش است.
 
بازار صابر همانقدر که رُک گو بود در برخورد با تحولات سیاسی و تاریخی تلخی های خاص خودش را هم داشت بطوریکه در همان سالهای اقامت در آمریکا، انتقادهای تندی را علیه ایران و ایرانیان مطرح کرد که حیرت همه نزدیکان اورا برانگیخت. مهدی جامی درصفحه فیسبوکش درباره او می نویسد: «اول بار که بازار صابر را دیدم در کانون نویسندگان یا اتفاق نویسندگان تاجیکستان بود به سال 2000. مجلسی بود از شاعران که بر صدر آن او نشسته بود و گلرخسار و یک دو تن دیگر و شاعران بر او شعر عرضه می کردند و می گفت دیگرش را خوان! یعنی که خوب نبود بهترش را بخوان. صاحب اتوریته مطلق بود. یکبار دیگر هم او را در اتاق گلرخسار در سالی دیگر دیدم. شاید 2004. آخرین بار در سال 2014 که برای پنجاه سالگی فرزانه به دوشنبه پرواز می کردم آمد پشت سرم روی صندلی های خالی دراز کشید. عوض شده بود و نخست او را نشناختم. بعد هم که شناختم دیگر حرفی برای گفتن نمانده بود. گویی نمی شناختمش. آنقدر حرفهای عجیب و غریب زده بود که در سال 2012 در راه برگشت از تاجیکستان شعری تند در نقد او نوشتم گرچه هرگز منتشر نکردم. این سالهای آخرش را از زندگی اش کنار می گذارم و بازار صابری را به یاد خواهم داشت که شعرش یکی از محکم ترین شعرهای تاجیکستان بود - محکم و آتشین. بازار در همان مجلس های نویسندگان برای من خلاصه می شود. نمی خواهم چیزی بیشتر از او بدانم و به یاد آورم».
 
شهرزاد سمرقندی در صفحه فیسبوکش بخوبی حال و روز او را تشریح می کند: «روزگار بازار صابر شبيه روزگار رودكي گذشت و شبيه بسياري از ديگر شاعران بزرگ ما كه در دوران پيري خار و زار و دستنگ شدند. چون هچ وقت در پي ثروت و جمع آوري نبودند و فراغت پيري براي خود نساختند. شاعرانه، بلبل وار دوراني عاشقي كردند، دوراني رهنمايي مردم، دوراني بر سر مردم زدند و ترك وطن كردند، گاه مداحي شاه و گاه مداحي خلق و خالقش و آخر سر در غربت و دوري درگذشتند. بازار صابر نيز. آن چه ديگران نكردند او كرد: حرف دلش را گفت، هرچند تند و تلخ. روحش شاد و آخرتش آسوده باد.»
 
 
 
نویسنده: حسن بهشتی پور، عضو شورای علمی ایراس و تحلیلگر مسائل اوراسیا
 
 
 
 
کد مطلب: 3634
مولف : حسن بهشتی پور