فئودور لوکیانُف

بدون سایه آمریکا

ترجمه اختصاصی ایراس
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
سرنوشت سیاسی پیچیده است و گاهی اوقات کشورهایی را که از تجربه رقابت شدید با یکدیگر برخوردارند، به همکاران و حتی هم‌پیمانان همدیگر تبدیل می‌کند. در مورد روسیه و ایران، سرنوشت، ایالات متحده را به عنوان ابزار خود انتخاب کرده است. قانون مقابله با مخالفان امریکا که مصوب کنگره امریکا در آگوست سال گذشته است روسیه و ایران را با هم در یک رده‌بندی کلی آورده، و حتی برای تنوع کره شمالی را هم به آن افزوده است.
 

سرنوشت سیاسی پیچیده است و گاهی اوقات کشورهایی را که از تجربه رقابت شدید با یکدیگر برخوردارند، به همکاران و حتی هم‌پیمانان همدیگر تبدیل می‌کند. در مورد روسیه و ایران، سرنوشت، ایالات متحده را به عنوان ابزار خود انتخاب کرده است. قانون مقابله با مخالفان امریکا که مصوب کنگره امریکا در آگوست سال گذشته است روسیه و ایران  را با هم در یک رده‌بندی کلی آورده، و حتی برای تنوع کره شمالی را هم به آن افزوده است.
 
البته همکاری روسیه و ایران از اینجا آغاز نشد. اما شبح آمریکا مدت‌هاست که بر آن نمایان شده است(سایه افکنده است). در دهه 1990، زمانی که مسکو، با وجود فشارهای زیاد به پروژه ساخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر در ایران پیوست. در سال‌های 2000، زمانی که روسیه، ضمن قرارگرفتن در مسیرکلی غرب و محکوم‌کردن مقاصد هسته‌ای ایران، دیدگاه منتقدانه‌ای نسبت به ماهیت و تاثیر تحریم‌های بین‌المللی داشت. در سال‌های 2010 هم روسیه عامل مهمی در دستیابی به توافق برای پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای  ایران در ازای خروج آن از انزوا بود.
 
در صورت تعمیم‌دادن تجربیات گذشته، روسیه بهترین بازیگر خارجی متمایل به ایران بود که ضمن بازی‌کردن  با قوانین دیگران، سعی داشت آنها را به نفع تهران اصلاح کند. البته این نقش، نقش نامطلوبی است، چرا که هم غرب و هم ایران نسبت به مسکو ابراز نارضایتی می‌کردند. با این حال، در آن شرایط، ظاهرا این خط مشیء تنها کار ممکن بود.  
 
در حال حاضر همه چیز تغییر کرده است. برای مسکو دلیل معقولی برای توجه به نظر آمریکا در سیاست خود در رابطه با ایران باقی نمانده است. این مرحله در سوریه آغاز شد، یعنی زمانی که منافع روسیه و ایران تقریبا (نه به طور کامل) با هم همسو گردید، اما  منافع روسیه و ایالات متحده به شدت متفاوت بود. با روی کارآمدن دولت ترامپ، واشنگتن حتی از تلاش برای تظاهر به اینکه به دنبال یافتن خط مشی متعادلی در خاورمیانه است، دست کشید. روسیه هم به عنوان دشمن شناخته شد (در بعضی اسناد همراه با ایران، در برخی دیگر، خود روسیه یا همراه با چین). در عین حال، روند رویدادها در سوریه دو مورد را به نمایش گذاشت: در وهله نخست، اثربخشی تعامل سیاسی -نظامی ایران و روسیه و دوم، به صلاح بودن حل مسائل منطقه‌ای با اتکا بر قدرت‌های منطقه‌ای و با کمترین دخالت خارجی.
 
درگیری شدید روسیه و غرب بیش از دو دهه است که عذاب‌آور شده است، زمانی مسکو سعی در ادغام‌شدن با نظام غرب داشت. شرایط جدیدی برای همکاری با ایران، همانند دیگر قدرت‌های غیرغربی، ایجاد می‌شود. پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی در جهان غیرغربی این تصور تقویت شد که با روس‌ها امکان کارکردن وجود دارد، اما حساب‌کردن روی آنها (امیدبستن به آنها) ارزشی ندارد. چراکه آنها وقتی میانه‌شان با غرب رو به راه نیست، با شرق سرگرم بازی می‌شوند، اما وقتی روابطشان با غرب رو به راه شد، دوباره به شرق پشت می‌کنند.  
 
در حال حاضر روابط روسیه با غرب به نحوی است که هیچگونه سازشی قابل تصور نیست. وضعیت از دوره جنگ سرد در نیمه دوم قرن بیستم هم بدتر شده است. در آن زمان، در غرب اتحاد جماهیر شوروی را دوست نداشتند، آنها از آن می‌ترسیدند، علیه آن پیکار می‌کردند، با این حال، یک حقی برای نقش و موقعیت خاص آن قائل بودند. اما در رابطه با روسیه امروز، همانطور که در حال حاضر غربی‌ها صرفا آن را روسیه پوتینی می‌نامند، از چنین حقی هم امتناع می‌کنند. این کشور به لحاظ راهبردی قدرتی خاموش تلقی می‌شود، که به هر وسیله‌ای سعی دارد یک نقش جهانی را بر عهده گیرد که فراتر از حد آن بوده و قابلیت آن را ندارد. چنین کشوری را هم باید سر جای خود نشاند، و رعایت حالش را نکرد.
 
راستش، برخورد جدی‌تری هم هست. روسیه از قضا در خط مقدم برخورد برای توزیع مجدد نیروها در جهان قرار داشت، مبارزه با آن، یکی از خطوط تلاش‌های مشترک غرب برای حفظ نقش غالب خود است. با این حال،  این یک موضوع بزرگ مجزاست.
 
به هر ترتیب، روسیه نباید در انتظار معامله با غرب باشد؛ اما این بدان معنا نیست که دست روسیه به هیچ وجه باز نباشد، بلکه این امر فرصت‌های جدیدی را در شرق و جنوب در مقابل این کشور گشوده است.. مسکو می‌تواند و باید بدون ملاحظه به جامعه غربی روابط خود را با جهان غیرغربی برقرار کند. بدون ملاحظه، تنها  به معنای دست‌کشیدن از تنظیم خط مشی خود تحت نظر غرب نیست.  بلکه همچنین به معنای دست‌برداشتن از درنظرگرفتن شرق به عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر غرب و برعکس درک آن به عنوان یک اولویت فی نفسه ارزشمند است.
 
در تهران، دومین نشست باشگاه والدای تحت عنوان گفت وگوی سالانه روسیه و ایران برگزار شد، در چارچوب این نشست وضعیت جهان و روابط دوجانبه مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. صحبت‌های روس‌ها و ایرانی‌ها همواره جالب است، هرچند هیچگاه آسان نیست. دو کشور دارای فرهنگ راهبردی خود هستند که ریشه در گذشته آنها دارد. بخشی از آن، دیپلماسی ظریف و مهارت‌های هدایت مذاکره است. منافع روسیه و ایران در همه مسائل از هم دور نیست. اما آنهایی که در آن، با هم همسو و هماهنگ هستند،  معمولا، به دلایل مختلف - هر طرفی منافع خاص خود را دارد. اما شرکت‌کنندگان این نشست یک صدا تصدیق کردند: جهان وارد دوران جدیدی شده است. محتوای آن، بروز تغییری عظیم در ارتباط متقابل نیروهاست. و کشورهایی که سعی دارند نقش خود را در جهان اثبات کنند نیاز به همکاری نزدیک با یکدیگر دارند؛ زیرا همه آنها با مخالفت مستحکم و یکپارچه کشورهایی مواجه می‌شوند که تلاش می‌کننند از نقش مسلط خود دفاع نمایند.
 
لازم به ذکر است در طول دو سال گذشته، درک ایرانیان از روسیه بسیار تغییر کرده  و به درکی بسیار جدی‌تر، ملایم‌تر و مطمئن‌تر نسبت به پایداری و ثبات روابط تبدیل شده است. جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، در دیدار با شرکت‌کنندگان این نشست اظهار داشت که روابط دو کشور در حال حاضر نسبت به همه دوران‌ها، حداقل در حافظه او، بهترین روابط بوده است. و به نظر می‌رسد چنین عقیده‌ای صرفا یک نزاکت (تعارف) دیپلماتیک نباشد.
 
 
نویسنده: فئودور لوکیانُف، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل
 
منبع: راسیسکایا گازنا
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته رشته مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران


 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»
 
 
کد مطلب: 3620