سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » جامعه و سیاست

عفیفه عابدی

وعده پوتین پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری: همه چیز تغییر می‌کند

یادداشت ایراس

۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۰

اگر چه چهارمین پیروزی ولادیمیر پوتین ۶۵ ساله در انتخابات ریاست جمهوری روز گذشته روسیه (27 اسفند 96) خبر غافلگیر کننده ای برای جهان نبود، اما این خبر به سرعت به تیتر اول رسانه های خبری و تحلیلی دنیا تبدیل شد. رهبری پوتین بر بزرگترین کشور جهان از جهات بسیاری برای ناظران بین المللی اهمیت زیادی دارد.



اگر چه چهارمین پیروزی ولادیمیر پوتین 65 ساله در انتخابات ریاست جمهوری روز گذشته روسیه (27 اسفند 96) خبر غافلگیر کننده ای برای جهان نبود، اما این خبر به سرعت به تیتر اول رسانه های خبری و تحلیلی دنیا تبدیل شد. رهبری پوتین بر بزرگترین کشور جهان از جهات بسیاری برای ناظران بین المللی اهمیت زیادی دارد. مامور سابق ک.گ.ب در حدود 18 سال سلطه بر روسیه این کشور را به یکی از بازیگران تجدیدنظرطلب در نظام بین الملل تبدیل کرده است که نقش مهمی در روندهای منطقه ای و بین المللی ایفا می کند. قدرت مانور روسیه به رهبری پوتین از خارج نزدیک فراتر رفته و این کشور یکی از بازیگران تعیین کننده در مناطق خاورمیانه، شرق دور و بلکه دورتر است. بر این اساس تکیه دوباره پوتین بر صندلی قدرت در روسیه و تاثیر او بر سیاست خارجی این کشور مهم قلمداد می شود و پیش بینی چشم انداز آینده روسیه و روند حاکم بر نظام بین الملل را برای کارشناسان و تحلیلگران راهبردی دشوار ساخته است. چرا که با تمام شفافیتی که درباره اهداف پوتین وجود دارد، پیش بینی او سخت است. چنانچه یکی از محتمل ترین سناریوها درباره چهارمین دوره ریاست جمهوری پوتین، تداوم سیاست های داخلی و خارجی وی در این کشور است، اما برخی درباره خلق روسیه جدید در این دوره گمانه زنی می کنند، به ویژه اینکه پوتین در جشن پیروزی خود وعده می دهد: همه چیز تغییر می‌کند. همه ما نیز تغییر خواهیم کرد.

 

نتیجه انتخابات 2018

هفتمین انتخابات ریاست جمهوری روسیه مطابق برنامه از پیش اعلام شده روز 18 مارس 2018 برگزار شد تا بار دیگر حکم ریاست جمهوری به نام ولادیمیر پوتین صادر شود. روسیه پس از فروپاشی شوروی تاکنون سه رئیس‌جمهور بیشتر نداشته است. پیش از این، نتیجه انتخابات 1991 و 1996 به نام بوریس یلتسین، انتخابات 2000، 2004 و 2012 به نام ولادیمیر پوتین و انتخابات 2008 به نام دمیتری مدودف رقم خورده بود.

 

در انتخابات 2018 ولادیمیر پوتین نامزد مستقل، سرگئی بابورین از حزب «اتحادیه مردمی روسیه»، پاول گرودینین از حزب «کمونیست»، ولادیمیر ژیرینفسکی از حزب «لیبرال دمکرات»، کسنیا سابچاک از حزب «ابتکارمدنی»، ماکسیم سورایکین از جنبش «کمونیست های روسی»، بوریس تیتوف از حزب «رشد» و گریگوری یاولینسکی از حزب «یابلوکا» با هم رقابت داشتند.

 

بر اساس گزارش کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه در انتخابات روز گذشته 111 میلیون و 782 هزار تن از جمعیت 146 میلیونی این کشور حائز شرایط رای دهی بودند و جمع آوری آرا در حدود 94 هزار و 500 حوزه انتخاباتی در روسیه و نیز 369 حوزه رای گیری در 145 کشور جهان رای گیری انتخابات ریاست جمهوری روسیه انجام گرفت. به گزارش ستاد مرکزی انتخابات روسیه بیش از 29 هزار تن در نهادی تحت عنوان نظارت ملی اجتماعی، انتخابات ریاست جمهوری روسیه را زیر نظر داشتند.

 

طبق آخرین نتیجه اعلامی نیز ولادیمیر پوتین با کسب حدود 70 درصد آرا و با فاصله زیادی از نفر دوم بار دیگر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری روسیه را به نام خود رقم زد تا در پایان سال 2024، فردی باشد که یک ربع قرن بر روسیه حکومت کرده است.

 

چرا باز هم پوتین؟

زمانی که در سال 1999 ولادیمیر پوتین نخست وزیر شد، تنها یک سال از  معرفی وی به عنوان رئییس اف.اس.بی، سرویس امنیت فدرال روسیه (سازمان ضدجاسوسی داخلی) می گذشت؛ اما حالا او با سابقه چهارده سال ریاست جمهوری و پنج سال نخست وزیری، نام روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را به نام خود رقم زده است. در واقع پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست جمهوری 2000 آغاز عصری جدید برای روسیه بود. پوتین که پس از دو دوره ریاست جمهوری در فاصله سال‌های 2008 تا 2012 مجددا پست نخست وزیری را عهده دار شده بود، قانون اساسی را تغییر و دوره ریاست جمهوری را از چهار به شش سال افزایش داد. بنابراین بعد از شش سال ریاست جمهوری پس از انتخابات سال 2012 بار دیگر از حق شرکت در این انتخابات برخوردار بود، انتخاباتی که نشان داد پوتین از اقبال عمومی زیادی برخوردار است.

 

با بررسی روسیه پس از شوروی در دوره های مختلف ریاست جمهوری این کشور، می توان گفت پیروزی مجدد پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه دلایل متعدد داخلی و خارجی دارد.

 

دلایل داخلی: زمانی که ولادیمیر پوتین در سال 1999 مسوولیت روسیه را از بوریس یلتسین پذیرفت، این کشور غرق مشکلات سیاسی-اقتصادی پیچیده ای بود. در حالی که شاخص فساد در دولت بالا بود، فقر و تنگدستی مردم نیز گسترش یافته بود. نه تنها سیاست گرایش به غرب نتیجه ای در بر نداشت، اصلاحات سیاسی-اقتصادی این کشور نیز موثر واقع نشده بود. همزمان با کاهش بهای نفت در بازارهای جهانی و در نتیجه کاهش درآمد ارزی روسیه، بحران اقتصادی شرق آسیا در سال 1997 نیز به روسیه سرایت کرده و پیامدهای ناگواری برای اقتصاد این کشور رقم زده بود.

 

این در حالی است که با روی کار آمدن پوتین در روسیه، ورق به نفع روس ها برگشت. افزایش بهای جهانی انرژی، میلیاردها دلار را روانه خزانه روسیه کرد و با افزایش خدمات اجتماعی دولت، سطح رفاه در این کشور افزایش یافت. اکنون نیز به رغم چهار سال تحریم اقتصادی روسیه از سوی غرب، شاخص های اقتصادی این کشور آمارهای قابل قبولی دارند. بانک جهانی در گزارش سالانه خود می نویسد روسیه پس از دو سال از رکود خارج شده و به دلیل افزایش تقاضای مصرف کننده در سه سال آینده، با سرعت بیشتر از پیش بینی های قبلی رشد خواهد کرد. تورم از 17 درصد در سال 2015 به زیر 4 درصد کاهش می یابد. رشد اقتصادی بر اثر افزایش تولید ناخالص داخلی به 1.7 درصد در سال 2018 و 1.8 درصد در سال 2019 افزایش خواهد یافت.

 

دلایل خارجی: بر کسی پوشیده نیست روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین از یک قدرت درجه چندم به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل شده است. روسیه پیش از روی کار آمدن پوتین حتی در برابر جمهوری های استقلال یافته از شوروی نیز قدرت تحکم نداشت. درحوزه قدرت نظامی با وجود اینکه هنوز امکانات زیادی وجود داشت و روسیه هم چنان به تسلیحات هسته ای آراسته بود، اما با وجود کاهش اهمیت قدرت نظامی و رکود شدید اقتصادی عملاً این تسلیحات بازدهی نداشت و پیمان آتلانتیک شمالی ناتو به عنوان بازوی نظامی غرب در جهان دو قطبی پیش از فروپاشی شوروی، در حال گسترش به مرزهای روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بود.

 

اما اکنون روسیه به عنوان یک قدرت غیرقابل کتمان بین المللی بر روندهای منطقه ای و جهانی تاثیر می گذارد. روسیه خود را مدافع میراث شوروی نشان می دهد و مانع پیشروی ناتو به شرق می شود. می توان پیش بینی کرد هر تغییری در قلمرو شوروی سابق اگر به نفع مسکو نباشد، با هزینه تراشی گزاف روسیه مواجه می شود. روسیه نه تنها قدرت تولید تسلیحات پیشرفته نظامی خود را با نوسازی افزایش داده، بلکه از قدرت نظامی خود در جهت مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا در شرق اروپا و خاورمیانه بهره می برد. مهمتر اینکه انتخابات روز گذشته اولین رای گیری پس از ضمیمه شدن شبه جزیره کریمه به روسیه بود؛ درست در چهارمین سالگرد امضای حکم الحاق کریمه به خاک روسیه از سوی ولادیمیر پوتین. این اقدام اگر چه منجر به تحریم های سخت اقتصادی غرب علیه روسیه شد، اما چنان از حمایت داخلی برخوردار است که هر کس از بازپس دادن کریمه سخن بگوید، خائن محسوب می شود.

 

سناریوهایی درباره آینده

برای پیش بینی آینده هر کشوری باید ابتدا بستر داخلی و خارجی نسبتا با ثبات مهیا باشد و به عناصر زیادی از شایط داخلی و خارجی این کشور دسترسی داشت، این در حالی است که به رغم بستر داخلی نسبتا با ثبات برای روسیه، بستر خارجی این کشور بسیار متحول است و سیاست خارجی عملگرای پوتین نیز غیر قابل پیش بینی. با این حال می توان شمای کلی از سیاست داخلی و خارجی روسیه در دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین می توان ارائه کرد.

 

سیاست داخلی: مسلما با تمام موفقیت هایی که روسیه برای عبور از بحران تحریم های غرب داشته، بزرگ‌ترین چالش این کشور در شش سال آینده نیز مهار بحران اقتصادی است. با تمام کلی گویی ها پیش بینی دقیق برنامه های روسیه برای غلبه بر این چالش دشوار است. روسیه نیازمند یک مدل توسعه سیاسی و اقتصادی است. وابستگی به فروش انرژی، رکود اقتصادی 2014-2016، افزایش سطح فقر تا 14 درصد و فساد گسترده نقاط ضعف اقتصاد روسیه است. پوتین در سخنرانی های انتخاباتی خود نیز پذیرفت 20 میلیون نفر در روسیه زیر خط فقر زندگی می‌کنند و وعده داد که در شش سال آینده این تعداد به 10 میلیون نفر کاهش یابد. پوتین همچنین وعده داد که دولت روسیه کمک‌ هزینه ها به خانواده ها را تا 40 درصد افزایش می‌دهد و برای 5 میلیون نفر هم مسکن ایجاد می‌کند. تبدیل روسیه به یکی از پنج اقتصاد بزرگ جهان، افزایش 50 درصدی درآمد سرانه ملی از دیگر وعده های پوتین بود. اما هنوز استراتژی پوتین برای تحقق این اهداف، به ویژه مبارزه با فقر و مدل توسعه سیاسی و اقتصادی دولت وی در دوره 2018-2024 مشخص نیست. پوتین در دوره های اول و دوم ریاست جمهوری خود نشان می داد که در مسیر اصلاحات مدنظر غربی قرار داد اما در سومین دوره ریاست جمهوری خود از سال 2012 تا 2018 هر گونه تظاهر به همراهی با ایالات متحده و اروپا را کنار گذاشت. بر این اساس اغلب پیش بینی می شود برنامه های اقتصادی روسیه در ۶ سال آینده نیز بیشتر شرق گرا باشد. در سال های اخیر پوتین دیپلماسی اقتصادی خود را در شرق متمرکز کرده است و تلاش نموده در همکاری های چندجانبه و جمعی اقتصادی در این نیم کره به ویژه در ساختار اتحادیه اوراسیایی و پروژه جاده ابریشم مشارکت بیشتری داشته باشد.

 

سیاست خارجی: روسیه در دوره های ریاست جمهوری پوتین به نسبت دستاوردها هزینه های زیادی درسیاست خارجی داشته است: جنگ سوریه، بحران اوکراین و مبارزه با تروریسم که این کشور را رو در روی غرب قرار داده، منابع مالی و انسانی زیادی از روسیه گرفت اما دستاوردهای ژئوپلتیکی در اوکراین، بازگرداندن کریمه و حفظ پایگاه در سوریه به عنوان مصادیق موفقیت سیاست خارجی پوتین برای مردم کافی بود. با این حال رئیس جمهور روسیه در شش سال آینده نیازمند مصادیق دیگری برای موفق جلوه دادن خود است. این در حالی است که پیش بینی می شود موارد بسیاری از جمله مناقشه اوکراین و نقض پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد از سوی آمریکا و روسیه تنش های جنگ سرد بین واشنگتن و مسکو را احیا کند. موضوعات دیگر چون سوریه نیز ممکن است این خصومت را تشدید کند. با این حال می توان گفت روسیه سیاست خارجی عملگرا و منعطفی دارد. روسیه تلاش می کند با همه کشورها حتی در غرب رابطه و همکاری داشته باشد.

 

پوتین در سخنرانی پیروزی خود در انتخابات 2018 نیز اشاره داشت ضمن اینکه روسیه برای افزایش سطح همکاری با چین تا سطح روابط راهبردی تلاش می کند، از افزایش همکاری با سایر بازیگران نیز استقبال می کند.

 

جمع بندی

در مجموع آنچه آشکار است چهارمین پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری، جهت گیری سیاست داخلی و خارجی این کشور در دو دهه اخیر را تقویت می کند. نقش آفرینی این کشور در نظام بین الملل و روندهای مناطقی همچون قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، شرق اروپا، شرق و غرب آسیا افزایش می یابد. البته مجموع ارزیابی ها نشان می دهد تداوم ریاست پوتین نقش بسیار برجسته ای در تداوم بی اعتمادی – رقابت و مناقشه بین روسیه و غرب دارد. اما پیش بینی می شود اولویت اول پوتین ضمن مدیریت تنش ها با غرب، تلاش برای افزایش موضوعات مشترک با آمریکا و اروپا باشد. البته این احتمال نیز وجود دارد از آنجا که روسیه از شرایط دشوار تحمیلی غرب عبور کرده و فرصت های روسیه به نسبت دوره 2014 تا 2016، در دوره جدید افزایش خواهد داشت، غرب ناگزیر از در نظر گرفتن ملاحظات بیشتر در توسعه طلبی در ژئوپلتیک پیرامون روسیه است و به همین نسبت مسکو نیز از تکرار بحران اوکراین حدالامکان خودداری کند. شاید عبارت درست برای رویکرد سیاست خارجی روسیه در دوره جدید ریاست پوتین «تداوم رقابت و تعامل» است اما برای رویکرد سیاست داخلی این کشور، عنوان «تداوم و تغییر» مناسب خواهد بود.

 



 

نویسنده: عفیفه عابدی، پژوهشگر وابسته در موسسه ایراس و تحلیلگر مسائل اوراسیا