امیررضا حجتی

سناریوهای محتمل تروریسم و افراط گرایی در آسیای مرکزی

یادداشت ایراس
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۴۵
Share/Save/Bookmark
 
نگرانی ها در مورد رشد افراط گرایی مذهبی در آسیای مرکزی از زمان هویدا شدن گروه داعش در عراق و سوریه طی سال 2014 به شدت افزایش پیدا کرده است. تا قبل از سقوط داعش، کارشناسان تخمین می زدند که حدود 4000 نفر از شهروندان آسیای مرکزی جهت پیوستن به داعش وارد عراق و سوریه شده اند.
 

نگرانی ها در مورد رشد افراط گرایی مذهبی در آسیای مرکزی از زمان هویدا شدن گروه داعش در عراق و سوریه طی سال 2014 به شدت افزایش پیدا کرده است. تا قبل از سقوط داعش، کارشناسان تخمین می زدند که حدود 4000 نفر از شهروندان آسیای مرکزی جهت پیوستن به داعش وارد عراق و سوریه شده اند. استخدام برای عضویت در داعش در شهرهای  در سراسر منطقه وجود دارد و هدف اصلی مناطق فقیر، حومه شهرها و مناطقی با بازار های بزرگ است.
 
پیشتر نیز جنبش های افراطی مذهبی آسیای مرکزی مانند جنبش اسلامی ازبکستان، حزب التحریر، جماعت مجاهدین آسیای مرکزی و حزب اسلامی اویغور در داخل محدوده این جمهوری ها همواره تلاش هایی را برای بی ثباتی انجام داده اند. البته گروه های اسلامی دیگری نظیر القاعده، طالبان افغانستان و اخوان المسلمین نیز وجود دارند که هم در منطقه غیرقانونی شناخته شده اند و هم تاکنون فعالیت خاصی از سوی آنها در جمهوری های آسیای مرکزی رخ نداده است.
 
به طور کلی چشم انداز برای غلبه بر این بحران در کشورهای مختلف متفاوت است و تا حد زیادی به ویژگی های تعیین شده موجود در ارتباط بین سازمان های دولتی و اسلام  بر میگردد. اسلام در قرن هفتم میلادی در آسیای مرکزی گسترش یافت و این امر برای قرنها ادامه یافت و حتی تکمیل شد.قبل از تأسیس رژیم شوروی به طور مشخص
ظهور اسلام رادیکال در منطقه اغلب به بحران اقتصادی در میان کشورهای منطقه و همچنین شرایط اجتماعی ساکنان جمهوری های آسیای مرکزی ربط داده می شود در حالی که به نظر می رسد این توضیح بسیار ساده انگارانه است
تمایز مشخصی بین جمعیت هایی که تحت نفوذ قوی قرار داشتند(ازبک ها و تاجیک ها) و گروه های عشایری اسلامی (قزاق ها، قرقیز ها و ترکمن ها) وجود داشت. پس از اینکه کشورهای آسیای میانه به استقلال  رسیدند، نخبگان  فعالانه فعالیت های خود را آغاز کردند. حمایت از آن چه اسلام سیاسی نامیده می شود و تلاش برای ایجاد اشکال ملی که در مخالفت با سیستم های سکولار منطقه بود بعضا به بی ثباتی هایی در برخی جمهوری ها نظیر تاجیکستان نیز انجامید.
 
حتا اگر چشم انداز آسیای مرکزی را منطقه ای غنی از هیدروکربن ها، اورانیوم و طلا تصور کنیم باز هم این نگرانی وجود دارد که همسایگی این جمهوری ها با مناطق بحرانی نظیر افغانستان سبب ایجاد بی ثباتی شود. هرچند آسیای مرکزی اکنون ثروتی بزرگ به نام «صلح و ثبات» را در اختیار دارد اما  نزدیکی به محل های خاکستری نظیر تبت، پاکستان قفقاز و البته افغانستان می تواند وضعیت فعلی را تغییرپذیر کند.
 
در مورد تروریسم در آسیای مرکزی با مقداری احتیاط  می توان گفت که اگر دیکتاتوری ها باقی بمانند یا گسترش یابد، خطر بی ثباتی کامل وجود دارد. تروریسم به دنبال تحمیل یک غفلت است. علاوه بر این، سرکوب کورکورانه و بی رحمانه  ای که در برخی کشورها نظیر ازبکستان انجام می شود، در بلند مدت می تواند به افزایش تعصبات ضد حکومتی و نزدیک به گروه های افراطی بینجامد.
 
صرف نظر از تفاوت بین کشورهای آسیای مرکزی، تصویر افراط گرایی خشونت آمیز در این کشورها بسیار محل نگرانی است. علاوه بر افرادی که به داعش پیوسته اند هنوز هم گروه هایی نظیر جنبش اسلامی ازبکستان و حزب التحریر در منطقه فعال هستند.
 
ظهور اسلام رادیکال در منطقه اغلب به بحران اقتصادی در میان کشورهای منطقه و همچنین شرایط اجتماعی ساکنان جمهوری های آسیای مرکزی ربط داده می شود در حالی که به نظر می رسد این توضیح بسیار ساده انگارانه است. امروزه با افزایش تعداد کاربران اینترنت، گروه های افراطی از این طریق نیز در صدد عضو گیری و پرورش ایده های افراطی در بین شهروندان هستند که این امر نیز در آسیای مرکزی دور از انتظار نیست.
 
یکی از سناریوهای اصلی درباره آینده آسیای مرکزی این است که با روند استوار بودن رژیم های اقتدارگرا، کمتر شاهد رادیکالیسم و افراط
این امکان نیز دور از ذهن نخواهد بود که با گسترش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی از یک طرف و از فشار شدیدتر دولت های حاکم از طرف دیگر، شاهد تاثیر منفی دیدگاه های مردم بر حکومت ها خواهیم بود
گرایی در منطقه خواهیم بود. هرچند باید این نکته را مدنظر قرار داد که همکاری بین جمهوری های آسیای مرکزی احتمالا کمتر خواهد شد.
 
سناریوی دیگر است که با وجود حضور قدرت های بزرگی نظیر روسیه، چین و ایالات متحده، کشورهای اسلامی نیز برای اعمال نفوذ در جمهوری های بازمانده از شوروی تلاش می کنند.
 
این امکان نیز دور از ذهن نخواهد بود که با گسترش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی از یک طرف و از فشار شدیدتر دولت های حاکم از طرف دیگر، شاهد تاثیر منفی دیدگاه های مردم بر حکومت ها خواهیم بود که این امر می تواند افکار عمومی را به سوی گروه های افراطی و رادیکال جذب کند. در چنین شرایطی است که زمین مناسب برای افراطی ها و گروه های جهادی فراهم می شود.
 
حضور گروه های افراطی اسلامی در کشورهایی نظیر پاکستان و افغانستان همچنان تاثیر خود بر کشور های آسیای مرکزی به خصوص دولت های شکننده ای نظیر تاجیکستان و قرقیزستان خواهد گذاشت. این کشورها می تواند پناهگاه امنی برای گروه های جهادی باشد که پیشتر در خارج از این کشورها و عمدتا در سوریه و عراق جنگیده اند و با فنون افراطی گری آشنایی پیدا نموده اند.
 
در صورت ایجاد درگیری هایی از نوع افراطی گری و تروریسم، احتمال کمی وجود دارد که سازمان هایی نظیر پیمان امنیت دسته جمعی بتواند نقشی موثر را بر عهده بگیرد.

چین به عنوان کشوری که در حال تلاش برای افزایش روابط تجاری با جهان از طریق پروژه یک کمربند-یک جاده است نمی تواند نسبت به تحولات آسیای مرکزی بیتفاوت باشد،چرا که این احتمال اصلا درو از ذهن نخواهد بود که خطر بی ثباتی و افراطی گری از جنوب قرقیزستان و تاجیکستانبه استان سین کیانگ چین تسری یابد.
 
یکی از سناریوهای جدی که برای آینده می توان متصور بود این احتمال است که مرکز تروریسم و گروه های تروریستی به آسیای مرکزی و مرزهای چین و روسیه تغیبر مسیر بدهد. این در شرایطی است که احتمالا نفوذ سازمان شانگهای در منطقه کاهش پیدا کرده و کشورهای آسیای مرکزی در برابر ادغام بیشتر مقاومت خواهند کرد.
 
شرایط ثبات و بی ثباتی در کشورهای آسیای مرکزی در آینده قطعا متفاوت خواهد بود. در شرایطی که احتمالا بروز پدیده ناسیونالیسم در جنوب قرقیزستان
یکی از سناریوهای جدی که برای آینده می توان متصور بود این احتمال است که مرکز تروریسم و گروه های تروریستی به آسیای مرکزی و مرزهای چین و روسیه تغیبر مسیر بدهد
باعث به وجود آمدن بی ثباتی شود اما در قزاقستان به دلیل پیوندهای بسیار نزدیکتر با روسیه، امکان تحقق چنین سناریویی ضعیف است. البته در مورد دو کشور ازبکستان و تاجیکستان احتمالا شاهد ادامه موج اسلامخواهی خواهیم بود که مبارزه با این امر ممکن است موجبات بی نظمی را فراهم کند.
 
با توجه به تحلیل های صورت گرفته باید گفت که، تهدیدات برای نظام های سکولاری در آسیای مرکزی به طور کافی زیاد است. ولی کشورهای منطقه می‌توانند با آن مقابله کنند و در همین راستا کمک ابرقدرت‌ها در مبارزه با رادیکالیسم در آسیای مرکزی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.در این زمینه می‌توان از روسیه که در زمینه تأمین امنیت منطقه‌ای دارای موقعیت کلیدی است، نام برد. سازمان امنیت دسته‌جمعی که توسط مسکو مورد حمایت قرار دارد، پاسداری اساسی قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان از حمله‌های احتمالی از قلمرو افغانستان و همچنین از تجاوز بالقوه داعش است.روسیه علاقمند است با رادیکالیسم در آسیای مرکزی مبارزه کند زیرا گسترش بیشتر آن و حتی پیروزی احتمالی آن موجب تشدیدیک سری تهدیدات فرامرزی در حوزه تروریسم، قاچاق مواد مخدر، تشدید جریان مهاجرت غیرقابل نظارت و غیره خواهد شد.
 
باید این نکته را نیز مورد تاکید قرار داد که کشورهای آسیای مرکزی تاریخی مثبت در تجربه ارتقای ایدئولوژی اسلامی دارند که ممکن است به خوبی مورد استفاده قرار گیرد. در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شاهد ظهور ایدئولوژی جدیدیه در آسیای مرکزی و منطقه اروپایی روسیه بودیم که توسط اصلاحگران لیبرال مسلمان معرفی شد.تا اواخر قرن نوزدهم، مکتبها ، یعنی مدارس ابتدایی، در جهان اسلام و از آن جمله در مناطق مسلمان نشین روسیه عهده دار مرحلة نخست امر تعلیم و تربیت بودند و در آن‌ها خواندن و نوشتن، روخوانی قرآن، از برخوانی برخی سوره‌ها و مقدمات علوم دینی تدریس می‌شد.
 
روشنفکران نوجو و غربگرای مسلمان روسیه، که شیوه مذکور را پاسخگوی نیازهای جوامع رو به تحول خود نمی‌دانستند، از شیوه
هرچند قدرت های بزرگ خود یکی از اشکال ناامنی در جمهوری های آسیای مرکزی است اما در عین حال کمک این قدرتها به ویژه روسیه می تواند منبع مهمی در مبارزه با رادیکالیسم باشد
دیگری به نام «اصول جدید»، که برگرفته از نظام آموزش و پرورش غربی بود، هواداری می‌کردند. هواداران شیوه اخیر را «جدیدچی»، «جدیدیست»، «جدید» و این شیوه را «جدیدچی لیک»، «جدیدیسم» یا «جدیدیه» می نامند. جز اینها، هواداران جدیدیه در جاهای مختلف به نامهای دیگری نیز خوانده می‌شدند، چنانکه در آسیای مرکزی آنان خود را «ترقی خواهان»، «ترقی پروران» و «اصلاحاتچیان» و دیگران آنان را «یاشلار» (جوانان)، «ضیالیلار» (منوّران) و «اصول جدیدچی» می نامیدند. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه هم، به مناسبت فعالیتهای سیاسی، «جوان بخارائیان» (بخاراییان جوان) و «حریت طلبان» و «انقلابچیان» نامیده می‌شدند. اما جنبش، ریشه در ادوار پیش از پیدا شدن این نامها داشت و اصلاحات آموزشی، مرحلة آغاز جنبشی بود که بعدها دارایابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شایان توجهی شد .در مناطقی که رهبران در انتشار چنین ایده هایی موفق عمل کرده اند، این سنت فرهنگی به شدت با اسلام گرایی رادیکال و بنیادگرا مقابله کرده است.
 
سرانجام باید اصلاحات اقتصادی را به عنوان یکی از موضوعاتی دانست که می تواند در مقابله با رادیکالیسم و افراط گرایی به این کشورها کمک کند. تردیدی نیست که بهبود فضای اقتصادی یکی از بزرگترین موانع گسترش اسلام سلفی و در کنار آن ظهور و نفوذ گروه های افراطی باشد. این امر توسط رهبران قزاقستان به خوبی در حال انجام است به گونه ای که این کشور را از حاشیه ثبات خوبی برخوردار کرده است.
 
هرچند قدرت های بزرگ خود یکی از اشکال ناامنی در جمهوری های آسیای مرکزی است اما در عین حال کمک این قدرتها به ویژه روسیه می تواند منبع مهمی در مبارزه با رادیکالیسم باشد. روسیه که به شدت نگران مبارزه با افراط گرایی اسلامی در آسیای میانه است می تواندتضمین امنیت منطقه ای با ابزارهایی نظیر سازمان امنیت دسته جمعی به مبارزه با تروریسم و افراط گرایی در آسیای مرکزی کمک کند.
 
 
 
نویسنده: امیررضا حجتی، پژوهشگر روابط بین الملل
 
 
 
کد مطلب: 3521