سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » سیاست های امنیتی و نظامی

احسان تقوایی نیا

دکترین نظامی جدید قزاقستان؛ پاسخ به روسیه یا غرب؟

یادداشت ایراس

۲۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۰۳

قزاقستان در ماه سپتامبر 2017 دکترین نظامی جدیدی را تصویب کرد که جایگزین سند قبلی که در سال 2011 منتشر شده بود، شد. این که دکترین جدید این کشور بزرگ آسیای مرکزی دارای چه ویژگی ها و مختصاتی است و قزاق ها در این سند چه تهدیداتی را برای آینده خود متصور شده اند، مهمترین پرسشی است که در این رابطه مطرح می شود.



قزاقستان یکی از کشورهای منطقه آسیای مرکزی است که توانسته است با استفاده از رویکردهای گوناگون زمینه را برای امنیت، رشد اقتصادی و سیاست خارجی موفق فراهم کند. این کشور از آغاز استقلال از شوروی در سال 1991 تاکنون توسط «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهوری کنونی اداره می شود. قزاقستان در ماه سپتامبر 2017 دکترین نظامی جدیدی را تصویب کرد که جایگزین سند قبلی که در سال 2011 منتشر شده بود، شد. این که دکترین جدید این کشور بزرگ آسیای مرکزی دارای چه ویژگی ها و مختصاتی است و قزاق ها در این سند چه تهدیداتی را برای آینده خود متصور شده اند، مهمترین پرسشی است که در این رابطه مطرح می شود.

 

نیاز به دکترین جدید

هرچند قزاقستان طی سالهای پس از استقلال، چالش خاص امنیتی نداشته است اما به نظر می رسد محیط امنیتی که این کشور بزرگ آسیای مرکزی در آن واقع شده است در حال تغییر است، بنابراین «آستانه» نیازمند سیاست های جدیدی است. بلاروس، یکی دیگر از همسایگان روسیه، در ماه ژوئیه 2016 یک دکترین نظامی جدید را معرفی کرد. دکترین نظامی جدید قزاقستان درمورد خطرات مرزی و همچنین توانایی یک دولت خارجی برای دستکاری در جمعیت های قومی  داخل قزاقستان آشکار است. در کنار ماهیت بیرونی نظم نظامی قزاقستان در سال 2017، توجه جدی به تهدیدات داخلی وجود دارد.

 

مختصات دکترین نظامی جدید قزاقستان

در اواخر سپتامبر، قزاقستان پنجمین دکترین نظامی خود را به تصویب رساند. این سند که بسیار محتاطلانه نگاشته شده است دارای یک تغییر عمده در تفکر استراتژیک قزاق ها است، به گونه ای که حداقل بخشی از آن به تهدیدات بالقوه ناشی از همسایه و متحد قزاقستان یعنی روسیه مربوط می شود.هرچند تحلیلگران نزدیک به دولت قزاقستان استدلال می کنند که اقدامات غرب بزرگترین خطر برای حاکمیت کشور است.

 

از دیدگاه این دکترین، "تشدید درگیری بین قدرت های جهانی و منطقه ای در تلاش برای تغییر نظم موجود در جهان" تهدید بالقوه استراتژیک برای قزاقستان است. «جورجی دوبفسف»، کارشناس امور نظامی در موسسه دولتی مطالعات استراتژیک قزاقستان معتقد است که این تهدید منعکس کننده تجربه کشورهایی مانند افغانستان، عراق، لیبی و سوریه است. البته از نظر وی، هیچ یک از ناآرامی هایی که این کشورها در دهه های اخیر با آن روبرو بودند، از سوی روسیه آغاز نشده است بلکه این غربی ها بوده اند که تحت عناوینی نظیر حمایت  از "دموکراسی و  مبارزه با استبداد آغاز گر بی ثباتی ها بوده اند.

 

برخلاف آخرین دکترین تصویب شده در سال 2011، برنامه ریزان نظامی قزاقستان اکنون در مورد امکان استفاده از "روش های ترکیبی" ابراز نگرانی کرده اند. در ادامه با اشاره به تهدید، تحریک و تشدید درگیری های مسلحانه در مرز جمهوری قزاقستان همراه با هشدارهای مربوط به جنبش های جدایی طلب و حملات سایبری، به سرعت اقداماتی را که روسیه برای ناپایداری در اوکراین بکار برد را به خاطر می آورد. در جریان رویدادهای سال 2014 و سقوط دولت روس گرای ویکتور یاناکوویچ روسیه که بازی استراتژیک با غرب را باخته می دید، به سرعت دست به الحاق شبه جزیره کریمه به خاک خود زد. در حالی که این حوادث با خشونت نسبتا کمی رخ داد، این تصویر متفاوت از مناطق شرق اوکراین (دونتسک و لوگانسک) بود، جایی که جنبش های جدایی طلب طرفدار روسیه، ناگهان با تزریق مقدار زیادی سلاح و نیروهای پنهانی مخفی دست به درگیری علیه کیف زدند که همچنان نیز ادامه دارد.

 

در حالی که همه این تحولات به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است، قزاقستان بر روی کاغذ همچنان متحد پایدار کرملین باقی مانده است. رئیس جمهور نورسلطان نظربایف در پذیرش رویکرد مسکو در هفته های پس از الحاق کریمه به روسیه خجالتی نبود و اساسا بیماری اوکراین را به "کودتای غیر قانونی" و "تبعیض علیه حقوق اقلیت ها" نسبت داد.

 

با این حال سیاست ولادیمیر پوتین در آن مقطع به افزایش ناگهانی پیام های ناسیونالیستی در داخل قزاقستان و تجدید تلاش برای تقویت وضعیت زبان قزاقی منجر شد. البته این تهدید همچنان برای مناطق شمالی قزاقستان آشکار است، جایی که بیشترین خطر را برای تبدیل شدن به نقاط قوت جدایی طلبی دارد.

 

قزاقستان و تهدیدی به نام روسیه؟

قزاقستان دارای 7500 کیلومتر مرز با روسیه است و علاوه بر این عمده جمعیت شمال این کشور را اقلیت روس تبار تشکیل داده است.هرچند این اقلیت در حال کاهش است اما بر اساس آمارها همچنان 20 درصد از جمعیت قزاقستان را تشکیل می دهند. از نظر برخی سیاستمداران روسی این منطقه همچنان جزو قلمرو روسیه است. حتی در ژانویه 2017، پائول شپروف معاون دوما پیشنهاد کرد که مرز قزاقستان-روسیه ثابت نباشد.

 

در حال حاضر، گروه های قومی غیر قزاق به شدت در این مناطق دست برتر را دارند. با توجه به آمار دولتی، نسبت قومی قزاقستانی که در پتروپاولوفس، مرکز اداری منطقه شمال قزاقستان، تنها 27.6 درصد است. در شهر كوستنای این رقم 37.5 درصد است. در استان اسکمن، پایتخت منطقه شرق-قزاقستان، به 40.6 درصد افزایش می یابد و در شهر پاولودار، یک شهر دیگر در نزدیکی مرز، 44.5 درصد است. در شهرهای صنعتی شمال و شرق، مانند رودنی، لیساكوك و ریدر، آن 28.4 درصد، 24.8 درصد و 13.9 درصد است.

 

البته این بحث تبعیض علیه روس تبارها که مسکو خود را موظف به حمایت از آنها می بیند، در قزاقستان قابل مشاهده نیست، هرچند وضعیت روسها در اوکراین قبل از مداخله روسیه در شرق اوکراین در سال 2014 نیز مساعد بود. با این حال نگرانی روسیه مبنی بر اینکه اوکراین به سوی مدار اتحادیه اروپا حرکت می کند انگیزه اصلی برای اقداماتش در سال 2014 بود. هیچ دلیل نگرانی برای مسکو نگرانی وجود ندارد که آستانه در حال حاضر به سمت اتحادیه اروپا حرکت کند. البته متفاوت بودن شرایط قزاقستان با اوکراین به این معنا نیست که قزاقستان آسیب پذیر نیست. آستانه باید به این درک برسد که اتحاد کشور بیش از پیش وابسته به رئیس جمهور نورسلطان نظربایف است.

 

نظربایف در سه سال گذشته اقدامات لازم را برای تقویت حکومت، اقتصاد و مقاومت در برابر هر گونه حدس و گمان هایی که سناریوی اوکراین در قزاقستان می تواند رخ دهد را انجام داده است. با این وجود، ناسیونالیسم قزاقی در حال رشد است. این نه تنها در طول اعتراضات زمستانی ماه مه 2016، بلکه در روندهای بلندمدت مانند تغییر نام مکان هایی که  قبلا به زبان روسی بوده اند، خود را نشان می دهد.برخی از سیاستمداران روسیه، حرکت قزاقستان در لاتین کردن الفبای قزاقی (که در حال حاضر به سیریلیک نوشته می شود) را به عنوان حرکتی ضد روسی تفسیر کرده اند. هرچند برخی ها این اقدام را حرکتی نمادین برای ساخت هویت ملی پس از فروپاشی شوروی توصیف کرده اند.زبان روسی دارای موقعیت مساوی در قزاقستان است، اما قزاقی در حال رشد است و دانش آن برای مشاغل دولتی مورد نیاز است. همچنین لازم به ذکر است که هیچ یک از وزرای قزاقستان دارای پس زمینه قومی روسی نیستند.

 

با این حال آستانه قصد دارد رابطه خود با مسکو را به عنوان یک مشارکت مساوی مدیریت کند. موفقیت در انجام این کار عمدتا به نظربایف مربوط می شود که از زمان استقلال قزاقستان را رهبری کرده است. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد، پوتین یک کارگزار KGB بود، در حالی که نظربایف نخست وزیر اول حزب کمونیست قزاقستان بود. نظربایف اکنون 78 ساله است و انتقال قدرت در کشور وسیع، اما کم جمعیت آسیای مرکزی اجتناب ناپذیر است.

 

روسیه و روس های خارج نزدیک

در زمینه روابط فدراسیون روسیه با جمهوری های پیشین اتحاد شوروی باید به طور خاصی به وضعیت جمعیت روس ساکن در جمهوری های پیرامونی توجه داشت چرا که این امر به یکی از محورهای عمده مورد توجه تبدیل شده است. در این مورد ملی گرایان روس تبلیغات گسترده ای در مورد شرایط زندگی روس ها انجام داده اند و حضور میلیون ها روس در کشورهای خارج نزدیک بر حساسیت موضوع افزوده است. اهمیت مسائل روس های ساکن در جمهوری های پیرامونی سبب شد حتی "آندرئی کوزیروف" وزیر امور خارجه غرب گرای "بوریس یلتسین" رئیس جمهور سابق روسیه، نیز بر ضرورت مداخله مسکو در خارج نزدیک تاکید کند. به بیان او عدم مداخله روسیه سبب به خطر افتادن موقعیت ژئوپلتیکی روسیه می شود. قزاقستان بعد از فدراسیون روسیه تنها کشوری است که بیشترین تعداد متکلمین به زبان روسی را دارد. به موجب قانون اساسی قزاقستان که در ۳۰ اوت ۱۹۹۵ به تصویب رسید، استفاده از زبان روسی به همراه زبان قزاقی در نهادها، سازمان‌های دولتی و خصوصی مجاز است. پس از استقلال قزاقستان ناسیونالیست‌های ملی‌‌گرای روس در شمال قزاقستان خواستار الحاق استان‌های شمالی روس‌ نشین قزاقستان به روسیه شدند. همین امر باعث شد تا ایده انتقال پایتخت قزاقستان از آلماتی به آستانه عملی شود.

 

فرجام سخن

در دکترین جدید قزاقستان آمده است که این کشور هیچ دشمنی ندارد. با این حال، آستانه به اندازه کافی از سوی اقدامات تهاجمی روسیه در زمینه جنگ هیبریدی،اختلال در سایبر و تبلیغات احساس تهدید می کند، رویکردی که در سال 2014 نیز از سوی روسها در اوکراین مورد استفاده قرار گرفت. هرچند در دکترین نظامی جدید قزاقستان نگرانی هایی نسبت به روسیه مشاهده می شود اما در چارچوب وسیع تر، قزاقستان به هیچ وجه نمی تواند از روسیه دور بماند و از طریق سازمان هایی مانند سازمان پیمان امنیت جمعی یا اتحادیه اقتصادی اوراسیا با هم به لحاظ اقتصادی و هم امنیتی همگرا و یا به عبارتی وابسته به روسیه است.

 

شرکای اصلی قزاقستان در حوزه سیاست خارجی را روسیه، چین و اتحادیه اروپا تشکیل می دهند و قزاق ها سعی کرده اند با رویکرد چندجانبه گرایی منافع خود را به پیش ببرند.با این حال، آستانه و مسکو متحدین بسیار نزدیکی هستند که از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا وسازمان پیمان امنیت جمعی در تعامل هستند.

 

 

 

 

نویسنده: احسان تقوایی نیا، پژوهشگر وابسته در موسسه ایراس و تحلیلگر مسائل اوراسیا