روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » روسیه و اروپای شرقی

توازن بخشی منطقه ای، نقش دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه

۲۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۰۴

احسان تقوایی نیا: روسیه سعی دارد تا به عنوان بازیگری جدید در روند تعادل قدرت خاورمیانه ظاهر شود و به نظر می رسد فروش سیستم دفاعی بهتر به سعودی ها (اس 400) نسبت به ایران (اس 300) با الگوی تلاش های این کشور برای تاثیرگذاری بر منطقه سازگار باشد ... با این همه، واقعیت این است که روسیه می خواهد توازن قدرت در خاورمیانه را مدیریت کند اما این که تا چه اندازه در این مهم موفق عمل می کند هنوز مشخص نیست. حمله نظامی روسیه به اهدافی در سوریه از طریق مسیر هوایی ایران اقدامی بود که پیشتر کمتر امکان تحقق داشت و این گونه همکاری هاست که باعث شده تا مسکو رویکردهای مثبتی را نسبت به ایران در پیش گیرد. با این حال باید گفت هرچند ایران دیدگاه های نزدیکی به روسیه دارد اما بدین معنا نیست که دست نشانده مسکو است و همیشه مطابق میل روسها رفتار می کند ...

ایراس: روسیه سعی دارد تا به عنوان بازیگری جدید در روند تعادل قدرت خاورمیانه ظاهر شود و به نظر می رسد فروش سیستم دفاعی بهتر به سعودی ها (اس 400) نسبت به ایران (اس 300) با الگوی تلاش های این کشور برای تاثیرگذاری بر منطقه سازگار باشد. دیدگاه قابل ملاحظه در این رابطه به این موضوع بر می گردد که چرا مسکو بعد از سالها انتظار حاضر به فروش سامانه دفاعی اس 300 به ایران (به عنوان متحد خود، حداقل در برخی حوزه های راهبردی نظیر سوریه) می شود اما در مقابل خیلی سریع به درخواست عربستان (کشوری که به تازگی در تلاش برای بهبود روابط با کرملین است) برای خرید سیستم بسیار پیشرفته تر اس 400 پاسخ مثبت می دهد؟ «استفان برین»، یکی از مقامات پیشین پنتاگون در 13 اکتبر و در قالب تحلیلی برای آسیا تایمز می نویسد: «نه تنها پادشاه عربستان سعودی، بلکه ترکیه به عنوان یکی از دشمنان روسیه در جنگ سرد نیز خواهان دریافت سامانه اس 400 روسی است، چه این که این سامانه در برابر موشک های بالستیکی که ایران طی چند سال آینده به آنها دسترسی پیدا می کند، بسیار موثر عمل می کند».

 

فروش سلاح به دقت استاندارد سازی شده اس 400 روسیه به کشورهای حوزه خلیج فارس بر اساس الگوی ایجاد شده چین طی دهه گذشته است، بدین معنی که چین به صورت همزمان موشک هایی را به ایران و پادشاهی عربستان می فروخت اما موشک های پیشرفته تر را به سعودی ها عرضه می کرد، چرا که ریاض به مراتب از تهران دارای قدرت نظامی ضعیف تری است و پکن می خواست این تعادل بخشی را رعایت کند. به نظر می رسد  سیاست روسیه در خاورمیانه از «کار خراب کن» یا «بر هم زننده بازی ها» در حال تغییر است، به گونه ای که سیاست این کشور در هفته های اخیر همانند رویکرد تعادل قدرت کلاسیک شده است.

 

هنری کیسینجر می گوید: «صلح تنها می تواند با هژمونی یا با تعادل قدرت به دست آید». به عبارت دیگر، قدرت هایی که نمیتوانند هژمونی را تمرین کنند، تلاش میکنند تا تعادل را حفظ کنند. مثال کلاسیک در این رابطه بریتانیا است که در طول جنگهای ناپلئونی با پروس علیه فرانسه متحد شد و چندی بعد با فرانسه در برابر آلمان مخالفت کرد. بریتانیا نمیتوانست یک هژمون در قاره اروپا باشد، به همین دلیل به دنبال جلوگیری از فرمانروایی مطلق فرانسه یا آلمان بود. اکنون نیز روسیه نمی تواند جایگزینی برای هژمونی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بیاید، بنابراین به دنبال تلاش برای تامین توازن در منطقه است.

 

میخائیل بوگدانف معاون وزیر امور خارجه روسیه چندی پیش خواهان میانجیگری میان تهران و ریاض شد اما به نظر می رسد گفتگو در این رابطه بسیار دور از ذهن و کم ارزش باشد. هرچند ایالات متحده با عرضه سیستم «تاد» به عربستان موافقت کرده است (به عنوان یکی پاسخ فوری برای معامله احتمالی روسیه و عربستان در زمینه اس 400) اما با توجه به تجزیه و تحلیل های نظامی، سعودی ها می خواهند با خرید اس 400 هرگونه منازعه احتمالی با جمهوری اسلامی ایران را نیز در نظر بگیرند.

 

تلاش دیگر روسیه برای تعادل بخشی قدرت در خاورمیانه به رویکردهای روسیه در سوریه بر می گردد، بدین صورت که از یک طرف ایران را به عنوان متحد مهم خود برای پشتیبانی از دولت بشار اسد می نگرد و از طرف دیگر نگرانی های امنیتی اسرائیل از حضور نیروهای ایرانی و حزب الله در مرزها را نیز در نظر می گیرد و به نوعی با تلاویو هماهنگ است. رسانه های اسرائیلی همواره از مشورت های سطح بالا بین مقامات تلاویو و مسکو گزارش های مکرری را منتشر کرده اند.

 

یکی از نکات مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد، دخالت روسیه در بحران سوریه است. دخالت نظامی روسیه در سوریه دلایل مختلفی داشت از جمله این که روسها نگران جهادی های قفقازی در سوریه و پس از آن بودند. از دیدگاه روسیه، حمایت طولانی مدت آمریکا از جهادگرایان سنی، پیامد ناخواسته تقویت القاعده و داعش را به دنبال داشته است. علاوه بر این جهادگرایان سنی به کرات روسیه را تهدید  کردند و وجود جمعیت عمده مسلمان سنی در روسیه، مسکو را بر آن داشت تا آشکارا حمایت از شیعیان را در دستور کار خود(دست کم به صورت تاکتیکی) قرار دهد. با این حال اکنون اهداف روسها در سوریه محقق شده است؛ دولت بشار اشد تقویت و تثبیت شده است، جهادگرایان سنی در سوریه به مراتب قدرت خود را از دست داده اند و پایگاه نظامی روسیه در طرطوس امن تر از هر زمان دیگری است. بنابراین مسکو قصد دارد در چنین شرایطی سیاستی دیگر را در پیش گیرد.

 

روسیه در تلاش است تا نفوذ دیپلماتیک خود در کردستان عراق را نیز حفظ کند. با وجود تهدیدات سخت کشورهایی نظیر ترکیه علیه رفراندوم کردها در عراق، به نظر می رسد مسکو خواهان حفظ سرمایه گذاری های کلان خود در کردستان است. علاوه بر این روسیه بعضا همدردی هایی را با آرمان های کردی از خود نشان داده است.

 

واقعیت این است که روسیه می خواهد توازن قدرت در خاورمیانه را مدیریت کند اما این که تا چه اندازه در این مهم موفق عمل می کند هنوز مشخص نیست. حمله نظامی روسیه به اهدافی در سوریه از طریق مسیر هوایی ایران اقدامی بود که پیشتر کمتر امکان تحقق داشت و این گونه همکاری هاست که باعث شده تا مسکو رویکردهای مثبتی را نسبت به ایران در پیش گیرد. با این حال باید گفت هرچند ایران دیدگاه های نزدیکی به روسیه دارد اما بدین معنا نیست که دست نشانده مسکو است و همیشه مطابق میل روسها رفتار می کند.

 

آمریکایی ها و پیش تر انگلیسی ها در زمینه سیاست های متعادل کننده قدرت در خاورمیانه ضعیف بوده اند و دلیل متقنی وجود ندارد که روسها از عهده این کار بربیایند. با این وجود تغییر موقعیت روسیه از یک «بازی خراب کن منطقه ای» به «متوازن کننده تعارض منافع بین قدرت های منطقه ای» یک نوع انقلاب دیپلماتیک است. این که آیا رویکردهای روسی باعث ایجاد نوعی از صلح و ثبات در خاورمیانه خواهد شد و آیا می توان شاهد ظهور یک خاورمیانه پساآمریکایی باشیم یا خیر، نیازمند گذر زمان است.

 

 

نویسنده: احسان تقوایی نیا – پژوهشگر مطالعات اوراسیا