ایلان برمن، نائب رئیس شورای سیاست خارجی آمریکا:

توسعه دلگرم کننده در آسیای مرکزی

چرا منطقه پذیرای همکاری و هماهنگی گسترده تر شده است؟
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۰۴
Share/Save/Bookmark
 
ایلان برمن: تحولات نوظهور چشمگیر پیرامون آسیای مرکزی و قفقاز توامان عللی عملگرایانه و سیاسی دارد. اول و مهم تر از همه، میزان و درجه توسعه داخلی ای است که در سرتاسر منطقه به وقوع پیوسته است. ربع قرن پس از جدایی کشورهای منطقه از مسکو، هنوز موضوعات بسیاری در حوزه های توسعه اقتصادی، جامعه مدنی و زیرساخت ها ناتمام باقی مانده است. با این حال، افزایش و یکپارچگی نهادها، رشد اقتصادی حائز توجه (هرچند نامتوازن) و تاثیرات لیبرالی تغییر نسل، جملگی بستر گسترده تری برای همکاری در میان کشورهای منطقه ایجاد کرده است ... [در این میان] بطور تاریخی، نگاه ایالات متحده به آسیای مرکزی به مثابه منطقه حائلی برای تهدیدات امنیتی فراملی، وجه المصالحه در روابط با روسیه یا عرصه رقابت با مسکو و پکن حول منابع انرژی بوده است ... [اما] تحولاتی که در حال حاضر در سطح منطقه بوقوع پیوسته است، بیانگر آن بوده که برای ایالات متحده بسیار دیر شده است ...
 
ایراس: در گستره منطقه قفقاز و آسیای مرکزی که مساحتی بالغ بر 1/4 میلیون متر مربع با جمعیت بیش از 86 میلیون نفر دارد، تحرکاتی به وقوع پیوسته است. در سرتاسر این منطقه، رویدادهای سیاسی جملگی حکایت از همکاری، تعامل و هماهنگی عمیق تر میان کشورهای منطقه دارد.
 
این موضوع قطعاً تحولی جدید به شمار می آید. در هزار سال پیش، منطقه گسترده ای که هم اکنون به عنوان آسیای مرکزی از آن نام می بریم، هاب و کانون جهانی بازرگانی، علوم و نوآوری بود، دقیقا پیش از زمانی که منطقه در سایه رقابت امپراتوری های نوظهور و همچنین رکود فکری قرار گیرد. در سده معاصر نیز، ظرفیت های منطقه در اثر دهه ها حکومت اتحاد جماهیر شوروی و واگرایی سیاسی در عصر پساشوروی متوقف گردید. در طول ربع قرن گذشته، مناقشات سرزمینی (همچون نمونه بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان در خصوص منطقه ناگورنو قره باغ)، اختلافات حول منابع (نظیر منابع انرژی دریای خزر و تسهیم آب در آسیای مرکزی) و دیگر اختلافات و انشقاق ها که بر گفتمان منطقه ای که به نگرش دولت های محلی نسبت به دیگری و همچنین نگاه جهان به منطقه به مثابه یک کل واحد قوام بخشیده، غلبه یافته است.
 
با این حال، در حال حاضر، منطقه نشانه های جدیدی از زندگی را به نمایش گذاشته است. در سال گذشته، دولت گرجستان شروع به اجرای برنامه بلندپروازانه اصلاحات با هدف بهبود محیط سرمایه گذاری در کشور نمود و قزاقستان نیز گام های بلندی در حوزه اصلاح نظام آموزشی برداشت. دولت الهام علی اف در جمهوری آذربایجان، فرایند شتابان لغو ویزا به منظور گسترش گردشگری و بازرگانی را آغاز نمود و دولت نورسلطان نظربایف در قزاقستان هم، رژیم ویزا را برای حداقل 45 کشور جمعا ملغی نمود. در این میان، ترکمنستان خطوط حمل و نقل جدیدی با شهرهای مرکزی قزافستان همچون آستانه و آلماتی و نیز دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، ایجاد نمود. این موارد و دیگر توسعه ها در سطح منطقه بیانگر درجه ای از تحکیم و نوآوری سیاسی ای است که تحقق آن ها حتی در ده سال گذشته هم در مخیله نمی گنجید.
 
پیشران های پویایی منطقه
تحولات نوظهور چشمگیر حول آسیای مرکزی و قفقاز توامان عللی عملگرایانه و سیاسی دارد. اول و مهم تر از همه، میزان و درجه توسعه داخلی ای است که در سرتاسر منطقه بوقوع پیوسته است. ربع قرن پس از جدایی کشورهای منطقه از مسکو، هنوز موضوعات بسیاری در حوزه های توسعه اقتصادی، جامعه مدنی و زیرساخت ها ناتمام باقی مانده است. با این حال، افزایش و یکپارچگی نهادها، رشد اقتصادی حائز توجه (هرچند نامتوازن) و تاثیرات لیبرالی تغییر نسل، جملگی بستر گسترده تری برای همکاری در میان کشورهای منطقه ایجاد کرده است.
 
در همین راستا، ترس از روسیه مجددا در میان کشورها شکل گرفته است. برای بسیاری در ایالات متحده آمریکا و اروپا، اقدام دولت روسیه علیه اوکراین در سال 2014 (و تلاش های ادامه دار مسکو در بی ثبات سازی این کشور)، یک اقدام خلاف قاعده در نظم غالبا صلح آمیز پساجنگ سرد در اروپا بوده است. با این حال، برای کشورهای مستقر در به اصطلاح فضای پساشوروی، بحران اوکراین یادآور تمایل همیشگی کرملین در برانداختن امنیت و حاکمیت جمهوری های سابق شوروی و داستان هشدارگونه درباره نیاز به حفظ استقلال خود است. به همین دلیل است که سیاست های ماجراجویانه کرملین، بحث ها حول نیاز محیط پیرامونی روسیه به تعامل، همکاری و هماهنگی بیشتر در خصوص طیف گوناگونی از موضوعات و نیز ایجاد ساختارهای مستقل حول این موضوعات، به جای ابتنا به ساختارهای کنونی و مدنظر مسکو را مجددا بر سر زبان ها انداخته است.
 
تغییرات کنونی نیروهای نظامی در ازبکستان نیز پیشران تغییرات حال حاضر در آسیای مرکزی است. فوت اسلام کریم اف، رئیس جمهور طولانی مدت این کشور در سپتامبر گذشته باعث تغییر اساسی سیاست ها شد، بطوریکه جانشین اسلام کریم اف، رئیس جمهور شوکت میرضیایف، اصلاحات معنادار و گسترده در جامعه مدنی این کشور و توازن سازی سیاست خارجی ترکمنستان را به مردم وعده داد. میرضیایف حتی پیش از انتخاب به عنوان رئیس جمهور در دسامبر 2016 و در دوران خدمت خود به عنوان نخست وزیر، آمادگی خود را برا اتخاذ رویکردی متفاوت در قبال موضوعات منطقه ای اعلام داشت و نزد نمایندگان پارلمان، التزام خود به "موضعی آزاد، دوستانه و عملگرا" را نسبت به دیگر دولت های آسیای مرکزی که در دوران اسلام کریم اف، روابط دوجانبه با این کشورها افت کرده بود، اعلام داشت.
 
از آن زمان، رئیس جمهور شوکت میرضیایف به وعده های خود عمل کرد و فرایند عادی سازی روابط با قرقیزستان را آغاز نمود و سفری به ترکمنستان داشت و در نهایت روابط دیپلماتیک ترکمنستان با دولت نورسلطان نظربایف در قزاقستان را که در برهه زیادی از دوره اسلام کریم اف به سردی گراییده بود، مجددا گرما و تحرک بخشید. بسیار چشمگیرتر از همه، روابط ازبکستان و همسایه خود، تاجیکستان، که در نتیجه تنش ها میان کریم اف و امام علی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، کاهش پیدا کرده بود، در حال حاضر به طور ملموسی بهبود یافته و خطوط حمل و نقلی جدید میان دو کشور و همچنین افزایش میزان تجارت دوجانبه موید این موضوع است.
 
شبکه ای آرام و مخفی
در تایید این تحولات منطقه ای، حقیقتی وجود دارد که تا به حال در سطح منطقه فقدان آن حس می شد و آن شبکه ای از نخبگان جوان و هوشمند است. مجموع کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در میان جوان ترین مناطق جهان قرار دارند. میانگین سنی جمعیت این دو منطقه صرفا 6/28 سال است که بطور چشمگیری کمتر از اروپا (با میانگی سنی 9/39 سال) یا آمریکای شمالی (با میانگین سنی 4/38 سال) است. با این حال، برای سال های زیادی از ربع قرن گذشته، حفظ ساختارهای سیاسی متعلق به دوره شوروی همگام با فساد فراگیر در سطح منطقه مانع از ظهور گروه تازه ای از رهبران به هم مرتبط با تفکرات اصلاح شده بوده است.
 
اما در حال حاضر، چنین مانعی وجود ندارد. مجموعه ای از عوامل از بهبود دسترسی منطقه ای به آموزش تا گسترش اینترنت در سرتاسر دو منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، بطور گسترده ای به ظهور کادری جدید، پویا و بطور فزاینده ای خواهان همکاری کمک کرده است. ازاین رو، ابتکارهایی همچون «کمک هزینه تحصیلی رامسفلد» که مشترکاً از سوی «بنیاد رامسفلد» و «موسسه آسیای مرکزی-قفقاز» اعطا می گردد، در سطح منطقه شکل گرفته است (افشای کامل: موسسه آسیای مرکزی-قفقاز در حال حاضر بخشی از شورای سیاست خارجی آمریکا است که من نائب رئیس آن هستم). در طول یک دهه گذشته، این کمک هزینه تحصیلی برای آشنایی جمعی از بهترین و نخبه ترین جوانان از آسیای مرکزی، قفقاز، افغانستان و مغولستان با حلقه های سیاستگذاری در واشنگتن فعال بوده و به آن ها کمک کرده تا در کشورهای خود فعالیت نمایند.
 
نتایج چشمگیر است. تعداد دریافت کنندگان این کمک هزینه ها تقریباً به 200 نفر می رسد. یکی از آن ها، مشاور ارشد رئیس جمهور گرجستان است. شخص دیگری در حال حاضر، معاون شهردار کابل در افغانستان بوده و سومین فرد، رئیس اجرایی بزرگترین رسانه خصوصی خبری در مغولستان است. دیگر دریافت کنندگان این بورسیه نیز بانکداران بزرگ، کارآفرینان و تاجران نفت از کشورهایی همچون جمهوری آذربایجان، قرقیزستان و تاجیکستان هستند.
 
این راه ادامه دارد
خیلی زود است، بگوییم که آیا این پویش نوظهورِ قابل مشاهده در سطح قفقاز و آسیای مرکزی، یک پدیده مادام العمر یا یک واقعه ی مقطعی است. موانع قابل توجه در دست یابی به همگرایی منطقه ای بادوام، از فقدان خطوط حمل و نقلی کلیدی و فساد عمیق تا تنش ها حول منابع، سرزمین و شکایات تاریخی ادامه داشته و به خوبی می تواند منتج به بازگشت وضعیت کنونی به قبل گردد. همچنین، به استناد گزارش صندوق بین المللی پول، معضلات اقتصادی قدیمی که گریبانگیر منطقه بوده نیز می تواند وضعیت را دستخوش تحول کرده و به قبل بازگرداند. با این حال، حداقل در حال حاضر و برخلاف این موانع، بازیگران کلیدی منطقه، آشکارا در پیشبرد دورنمای سیاسی جدید، همکاری جویانه تر و پویا سرمایه گذاری کرده اند.
 
تمامی این موارد باید مدنظر واشنگتن قرار گیرد. بطور تاریخی، نگاه ایالات متحده به آسیای مرکزی به مثابه منطقه حائلی برای تهدیدات امنیتی فراملی (همچون قاچاق مواد مخدر و بنیادگرایی اسلامی)، وجه المصالحه در روابط با روسیه یا عرصه رقابت با مسکو و پکن حول منابع انرژی بوده است. با این حال، تحولاتی که در حال حاضر در سطح منطقه بوقوع پیوسته است، بیانگر آن بوده که برای ایالات متحده بسیار دیر شده است در خصوص تعیین نوع رابطه ای که میخواهد در آینده نه چندان دور با کشورهای منطقه داشته باشد، تازه شروع به تدوین سیاست نماید.
 
نویسنده: ایلان برمن - نائب رئیس شورای سیاست خارجی آمریکا

منبع: تارنمای مجله فارن افرز آمریکا
 

«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران غربی منتشر شده است»
 
 
 
کد مطلب: 3301