روسیه، گرجستان و غرب در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨

تاریخ انتشار : شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۵۲
Share/Save/Bookmark
 
ولی کوزه گر کالجی: بیش از ٩ سال از «جنگ پنج روزه» میان گرجستان و روسیه در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در روزهای هفتم تا دوازدهم اوت ٢٠٠٨ میلادی می گذرد که به موازات «جنگ چهار روزه» در منطقه قره باغ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در آوریل ٢٠١٦ میلادی، به روشنی گویای شکنندگی ثبات و امنیت در منطقه قفقاز است. خروج گرجستان از جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (سی. آی. اس)، قطع مناسبات دیپلماتیک میان گرجستان و روسیه، تخلیه کامل پایگاه های نظامی روسیه در گرجستان، تثبیت حضور نظامی روسیه در آبخازیا و اوستای جنوبی از جمله حضور نظامیان روسی تا ٤٠ کیلومتری تفلیس و تشدید رویکردهای یورو- آتلانتیکی گرجستان از مهم ترین پیامدهای جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی به شمار می رود. طی ٩ سال گذشته سفارت سوئیس در مسکو و تفلیس به عنوان حافظ منافع دو کشور عمل نموده و با وجود تحولات مهم سیاسی در گرجستان از جمله پایان دوره میخائیل ساکاشویلی، انتخاب گئورگی مارگولاشویلی به ریاست جمهوری گرجستان، به‌قدرت‌رسیدن حزب رؤیای گرجی به رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، نخست‌وزیری ایراکلی غریباشویلی و تعیین «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» تغییری در رویکرد کلان یورو- آتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو در دوران نخست وزیری ایراکلی غریباشویلی و گئورگی کویریکاشویلی ایجاد نشده است و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، همچنان مهم‌ترین مانع عادی‌سازی مناسبات تفلیس - ‌مسکو باقی مانده است. سفر مایک پنس، معاون رئیس جمهور آمریکا به گرجستان و متقابلاً سفر ولادمیر پوتین به آبخازیا در نهمین سالگرد جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی، به روشنی گویای تشدید شکاف ها و اختلافات در شرایط جدید حاکم بر روابط روسیه و آمریکا است. یادداشت تحلیلی پیش رو با بررسی تحولات یاد شده درصدد است درک بهتری از مناسبات روسیه و گرجستان در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨ میلادی حاصل شود.
 
ایراس: زمینه ها و عوامل مختلفی نظیر تقسیمات و مرزبندهای دوران اتحاد جماهیر شوروی در منطقه قفقاز (شمالی و جنوبی) به ویژه در دوران استالین، رستاخیز ناسیونالیسم قومی در منطقه در آستانه فروپاشی شوروی، سیاست های رادیکال زویاد گامساخوردیا (نخستین رئیس جمهور گرجستان) در قبال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی از جمله حمله نظامی به مناطق یاد شده، استقرار نیروهای حافظ صلح روسی در مرزهای آبخازیا و اوستیای جنوبی، ناکامی ادوارد شواردنادزه در حل و فصل مناقشه و طرح اعاده حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی گرجستان پس از وقوع انقلاب گل رز در سال ٢٠٠٣ میلادی، نبش قبر گامساخوردیا در گروزنی چچن، تشیع جنازه مجدد نخستین رئیس جمهور ملی گرای گرجستان در تفلیس به عنوان یک قهرمان ملی از سوی میخائیل ساکاشویلی، اقدامات دولت وقت روسیه در زمینه احداث خط راه آهن سوچی روسیه به سوخومی (مرکز آبخازیا) و اعطای گذرنامه روسی به هزاران شهروند آبخازیا و اوستیای جنوبی، شرایط تقابل دولت مرکزی گرجستان با این مناطق گریز از مرکز را فراهم نمود.
 
در چنین شرایط، پس از دستاورد گران  سنگ میخائیل ساکاشویلی  در بازگرداندن حاکمیت دولت مرکزی بر منطقه آجاریا و غلبه بر اصلان آپاشیدزه ، رهبر جدایی طلب این منطقه که این موفقیت درمیان گرجی ها به « انقلاب رز دوم » یا  «انقلاب کوچک رز» تعبیر شد و موجب تحکیم موقعیت سیاسی ساکاشویلی در عرصه داخلی و خارجی گردید ،  مقدمات و شرایط ذهنی و سیاسی برای حل بحران جدایی طلبی در دو منطقه دیگر گرجستان یعنی اوستیای جنوبی و آبخازیا فراهم گردید. اما آنچه در جریان «جنگ پنج روزه» در روزهای هفتم تا دوازدهم اوت ٢٠٠٨ میلادی در اوستیای جنوبی و آبخازیا در نتیجه اشتباه استراتژیک ساکاشویلی (انتظار حمایت و مداخله عملی و نظامی ناتو در حمایت از گرجستان) روی داد ، فراتر از بدترین پیش بینی ها درباره این دو منطقه بود و رویای الحاق کامل این دو منطقه که گرجی ها با خوش بینی از آن به «انقلاب رز سوم» یاد می کردند، تبدیل به کابوسی دهشتناک برای سیاستمداران تفلیس گردید. چرا که نیک می دانند بازگرداندن آن ها به سرزمین اصلی برای گرجی ها بسیار دشوار و با توجه به رویارویی با قدرت بزرگی مانند روسیه شاید غیرممکن باشد.
 
بعد از جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی، دولت وقت روسیه (دیمتری مدودیف) اقدام به شناسایی موجودیت اوستیای جنوبی و آبخازیا به عنوان کشور مستقل نمود؛ اقدامی که منجر به قطع مناسبات دیپلماتیک گرجستان با روسیه و خروج گرجستان از جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (سی. آی. اس) گردید که این امر تاکنون ادامه داد. با توجه به خروج گرجستان از پیمان امنیت دسته جمعی در سال ١٩٩٩ میلادی، ترک سی. آی. اس از سوی دولت گرجستان پس از جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی عملاً به حضور گرجستان در سازمان های منطقه ای روس محور پایان داد. متعاقب این تحولات، دولت گرجستان خواستار تخلیه کلیه پایگاه های نظامی روسیه مستقر در خاک خود شد. به دنبال این تصمیم بود که روس ها اقدام به تخلیه کامل پایگاه های باتومی و آخالکالاکی نمودند که در این بین، بخش بزرگی از تجهیزات و نیروهای مستقر در این دو پایگاه به ارمنستان به ویژه پایگاه گیومری منتقل شد. در نقطه مقابل، روس ها اقدام به تثبیت و تقویت حضور نظامی در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نمودند. فعالیت پایگاه گودائوتا (پایگاه نظامی هفتم ارتش روسیه) در شمال سوخومی، مرکز آبخازیا به موجب قرارداد سپتامبر 2009 به مدت 49 سال تمدید شد که قابل تمدید تا ١٥ سال دیگر نیز می باشد. قرارداد مشابه و بلندمدتی نیز در قبال پایگاه پایگاه نظامی چهارم ارتش روسیه در شمال غربی تسخینوالی، مرکز اوستیای جنوبی صورت گرفت. نقشه های زیر به روشنی گویای وضعیت نیروهای نظامی روسی (نیروی زمینی، هوایی، دریایی و مرزبانی) در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی است که در برخی از مناطق مرزی اوستیای جنوبی منجر به استقرار نیروهای نظامی روسی عملاً در ٤٠ کیلومتری تفلیس، پایتخت گرجستان شده است.
 

 
 
پس از فروکش کردن دامنه نظامی بحران و در راستای اجرایی نمودن طرح صلح شش ماده‌ای سارکوزی، به ابتکار سازمان امنیت و همکاری اروپا، طرفین درگیر یعنی گرجستان و روسیه به همراه مقامات سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و ایالات متحده در ژنو مذاکرات صلح در سال های ٢٠٠٨ و ٢٠٠٩ میلادی برگزار شد. شکل ترتیبات امنیتی و برقراری ثبات در منطقه، سرنوشت افراد بی‌خانمان و آوارگان، وضعیت حاکم بر دره کوردی علیا (1) و منطقه آخالگوری، بازگشت نیروهای روسی به مواضع قبل از جنگ و چگونگی روند بازسازی مناطق جنگی از جمله مهم‌ترین محورهای مذاکرات صلح ژنو به شمار می‌رفت، اما عملاً اختلافات عمیق و گسترده روسیه و گرجستان مانع از هرگونه توافق و دستاورد مشخصی شد. در چنین شرایطی دولت روسیه کوشش نمود در عرصه دیپلماتیک روند شناسایی بین المللی مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی را تحقق بخشد. در این راستا، علاوه بر روسیه، سه کشور دیگر شامل نائورو (2)، نیکاراگوئه و ونزئلاء نیز اقدام به شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نموده اند که البته برای شناسایی بین المللی این دو منطقه به عنوان دو کشور مستقل کافی نبود اما شکاف ها و اختلافات گرجستان و روسیه را شدت بخشید.
 
پیامدها و آثار اقتصادی بحران اوت 2008 میلادی نیز در مناسبات گرجستان و روسیه بسیار شایان توجه بود. قطع مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور، شرایط دشواری را برای مهاجرین کاری گرجستان در روسیه، صادرات محصولات کشاورزی به ویژه شراب گرجستان به روسیه و وضعیت انتقال گاز از روسیه به گرجستان ایجاد نمود. در نتیجه این تحولات، جمهوری آذربایجان عملاً جایگزین روسیه در صادرات گاز به گرجستان شد و بخش اعظم بازار گاز وارداتی گرجستان را در اختیار گرفت. هر چند دولت گرجستان انتقال گاز روسیه به ارمنستان را به دلیل روابط نزدیک تفلیس – ایروان تضمین نمود تا مشکلی برای ارامنه از نظر تامین گاز وارداتی روسیه ایجاد نشود.
 
در چنین فضایی، عرصه سیاسی گرجستان دستخوش تحولات شایان توجهی شد. در انتخابات پارلمانی گرجستان در اول اکتبر 2012 میلادی، شکست حزب حاکم «جنبش متحد  ملی » (3) متعلق به میخائیل ساکاشویلی و پیروزی حزب «رؤیای گرجی» (4) تحت رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، میلیاردر مشهور گرجی که سرمایه گذاری گسترده ای در روسیه نیز داشت، امیدهایی برای بهبود مناسبات گرجستان و روسیه پدید آمد. ایوانیشویلی به عنوان نخستن وزیر جدید گرجستان، پست جدیدی را با عنوان «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» (5) ایجاد کرد و بدین‌ترتیب، کانال مستقیمی برای تماس با رهبری روسیه شکل گرفت. موافقت گرجستان با عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی، انعقاد توافقنامه هایی میان دو کشور در مورد صادرات برخی محصولات کشاورزی به ویژه شراب گرجستان به روسیه، وضعیت نیروهای مهاجر کاری گرجی و دانشجویان گرجی در روسیه، سفر ایلیای دوم، پاتریارک گرجستان به مسکو و دیدار با رهبر کلیسای ارتدوکس روسیه، از جمله تحولاتی بود که در فضای جدید مناسبات روسیه و گرجستان پس از سال ٢٠١٣ میلادی شکل گرفت. پیروزی گئورگی مارگو لاشویلی (6) نمایندۀ حزب رؤیای گرجی که شخصاً از سوی بیدزینا ایوانیشویلی حمایت می‌شد، در انتخابات ریاست جمهوری گرجستان در اکتبر ٢٠١٣ میلادی و کنار رفتن میخائیل ساکاشویلی از عرصه قدرت نیز موجب تشدید امیدها و انتظارات برای بهبود مناسبات گرجستان و روسیه شد.
 
با این وجود، در عمل و در عرصه کلان سیاست خارجی، تغییری در رویکرد کلان یورو- آتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو ایجاد نشد و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، به عنوان مهم‌ترین مانع عادی ‌سازی مناسبات تفلیس - ‌مسکو باقی ماند. نمونه بارز این امر، تصویب سندی با عنوان «قطعنامۀ جهت‌گیری‌های اصلی سیاست خارجی گرجستان» (7) در پارلمان گرجستان در 7 مارس 2013 میلادی بود. در این قطعنامه که به‌ صورت مشترک از سوی هر دو حزب جنبش اتحاد ملی (جناح ساکشویلی) و رؤیای گرجی (جناح ایوانیشویلی) در پارلمان گرجستان مطرح گردید، بر جهت ‌گیری غرب‌گرایانۀ سیاست خارجی گرجستان تاکید شد. تداوم سردی و قطع روابط دیپلماتیک با روسیه و تشدید رویکردهای یورو- آتلانتیکی پس از کنار رفتن بوریس ایوانیشویلی از پست نخست‌وزیری در 20 نوامبر 2013 میلادی و به قدرت رسیدن ایراکلی غریباشویلی (8) و گئورگی کویریکاشویلی (9) همچنان بر فضای کلی سیاست خارجی گرجستان حاکم است.
 
علاوه بر مسائل سنتی و دو جانبه میان گرجستان و روسیه، تحولات منطقه ای (بحران اوکراین) و بین المللی (انتخاب دونالد ترامپ) نیز آثار و نتایج خاص خود را بر وضعیت مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی و مناسبات تفلیس و مسکو به دنبال داشت. به موازات شکل گیری بحران اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه به خاک روسیه در مارس ٢٠١٤ میلادی، نخبگان و رهبران مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نیز درصدد تکراری الگوی کریمه برآمدند. در همین راستا، مقامات اوستیای جنوبی در سال 2015 میلادی اعلام نمودند که در جهت حفظ مصالح و منافع مردم اوستیای جنوبی همه پرسی برای پیوستن این منطقه به روسیه در سال 2017 میلادی برگزار خواهد شد. هر چند منطقه اوستیای جنوبی شاهد برگزاری یک همه پرسی در 9 آوریل 2017 میلادی بود، اما در این همه پرسی تنها نام این منطقه از «جمهوری اوستیای جنوبی» (10) به «جمهوری اوستیای جنوبی- کشور آلانیا» (11) تغییر یافت و بحثی در رابطه با الحاق به خاک روسیه مطرح نشد. به نظر می رسد عدم طرح موضوع الحاق اوستیای جنوبی به خاک روسیه (با وجود اعلام قبلی) تحت تاثیر فضای تقابلی شدیدی باشد که پس از انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا شکل گرفته است.
 
مباحثی که از سوی ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی در رابطه با عادی سازی مناسبات آمریکا و روسیه، لغو        تحریم های روسیه و شناسایی الحاق کریمه به روسیه مطرح شده بود، به شدت موجب نگرانی رهبران گرجستان به ویژه جریان غرب گرای حاکم را به دنبال داشت. گرجستان در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما همواره از کاهش سطح مناسبات و عدم توجه لازم واشنگتن گله مند بود. چنانچه، گئورگی مارگو لاشویلی، رئیس جمهور گرجستان در جریان سخنرانی در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد از «محو شدن گرجستان از مدار سیاست خارجی آمریکا» به شدت انتقاد کرده بود. با چنین پیشینه ای، رهبران گرجستان نگران بودند که در دولت ترامپ سطح بی توجهی به گرجستان از دوران باراک اوباما نیز فراتر رود. اما فضای تقابلی شدیدی که میان آمریکای دونالد ترامپ و روسیه شکل گرفت، نگرانی رهبران گرجستان را تا حد بسیار زیادی برطرف نمود. به عنوان مثال، بن کاردین، یک عضو ارشد حزب دمکرات در مجلس نمایندگان آمریکا در زمان تصویب طرح تحریم های جدید علیه روسیه صراحتاً اظهار داشت که «طرح تحریم‌ها به دلیل دخالت روسیه در انتخابات سال پیش، اشغال بخشی از خاک اوکراین و گرجستان و حمایت از دولت سوریه» باید به تصویب برسد. سفر مایک پنس، معاون رئیس جمهور آمریکا به تفلیس در آستانه نهمین سالگرد جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی و حضور در مانورهای نظامی «مشارکت ارزشمند-2017» (12) ناتو در گرجستان (13) و با اعلام این که «آمریکا هرگز با اشغال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی توسط روسیه کنار نخواهد آمد»، اطمینان خاطر هرچه بیشتر رهبران گرجستان را به دنبال داشت. چنانچه گئورگی کویریکاشویلی، نخست وزیر گرجستان، سفر مایک پنس به تفلیس را نشانه حمایت آمریکا از گرجستان عنوان و در رابطه با موضع قاطعانه واشنگتن در زمینه حمایت از تمامیت ارضی و حق حاکمیت گرجستان ابراز قدردانی کرد .
 
اما در نقطه مقابل و به فاصله کوتاهی از سفر مایک پنس به تفلیس، ولادمیر پوتین نیز عازم آبخازیا شد و در سوخومی با رائول خاجیمبا، رئیس جمهور خودخوانده این منطقه دیدار کرد تفاهمنامه‎ای برای سرمایه گذاری ۶ میلیارد روبلی روسیه در اقتصاد آبخازیا طی سه سال آینده به امضای دو طرف رسید. سفر پوتین به آبخازیا با انتقادات شدیدی از طرف دولت گرجستان و مقامات ناتو مواجه شد و دیلان وایت، سخنگوی ناتو سفر رئیس جمهوری روسیه به آبخازیا را مخل روند حل و فصل مناقشه در قفقاز دانست و اعلام نمود که «ناتو همچنان دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی را بخش لاینفک خاک گرجستان می‎داند.»
 
بنابراین، مجموع شرایط داخلی گرجستان و تحولات بین المللی گویای آن است که گرجستان و روسیه در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨ میلادی، همچنان در بن بست تعیین وضعیت مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی قرار دارند. روند فرسایشی این موضوع به عنوان یک موضوع ملی و حیثیتی، تشدید احساسات و نگرش های ضد روسی در جامعه گرجستان را به دنبال داشته است. این موضوع به ویژه در بین جوانان گرجی که با نظام آموزشی جدید گرجستان (حذف زبان روسی از کلیه مراحل آموزشی و جایگزینی زبان انگلیسی) پس از وقوع انقلاب گل رز در سال ٢٠٠٣ میلادی پرورش یافته اند، بسیار مشهود و شایان توجه است. پرچم های اتحادیه اروپا در کنار پرچم گرجستان در شهرهای مختلف به ویژه شهر تفلیس از جمله میدان اروپای این شهر برافراشته است و با تصویب پارلمان اروپا در فوریه ٢٠١٧ میلادی نیز شهروندان گرجی با لغو صدور ویزای شینگن، از دسترسی آسان و مستقیم به کشورهای اروپایی برخوردار شده اند (14). در حال حاضر در مجموعه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، هیچ کشوری به مانند گرجستان از روسیه فاصله نگرفته است. در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨ میلادی، گرجستان در بالاترین سطح ممکن همکاری و تعامل (قبل از مرحله عضویت) با ناتو و اتحادیه اروپا قرار دارد و با فضای کنونی حاکم بر جامعه گرجستان، تداوم و تثبیت حضور نظامی روسیه در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، رویکرد رهبران و نخبگان حاکم بر گرجستان و روسیه و تشدید قابل توجه رویکردهای یورو- آتلانتیکی دولت گرجستان از جمله در جریان سفر اخیر مایک پنس به تفلیس، بهبود مناسبات گرجستان و روسیه در آینده نزدیک غیر قابل تصور به نظر می رسد.
 
 
 نویسنده: ولی کوزه گر کالجی - پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضوی شورای علمی موسسه ایراس
 

یادداشت ها:
1- Upper Kodori
2- Nauru (کشور جزیره‌ای و کوچک در منطقه میکرونزی قاره اقیانوسیه)
3- United National Movement
4- Georgian Dream
5- Special Representative of the Prime Minister of Georgia for relations with Russia
6- Giorgi Margvelashvili
7- Resolution on Basic Directions of Georgia’s Foreign Policy
8- Irakli Garibashvili (٢٠ نوامبر ٢٠١٣ تا ٣٠ دسامبر ٢٠١٥ میلادی)
9- Giorgi Kvirikashvili (٣٠ دسامبر ٢٠١٥ میلادی تاکنون)
10- Republic of South Ossetia
11- Republic of South Ossetia–the State of Alania
12- Noble Partner
13- رزمایش نظامی شریک ارزشمند – 2017  ناتو با حضور بیش از دو هزار 800 نظامی از گرجستان، آمریکا، انگلیس، آلمان، ترکیه، اسلوونی، ارمنستان و اوکراین در پایگاه های نظامی وازیانی و نوریو گرجستان از 30 جولای آغاز و تا 12 اوت جاری ادامه خواهد داشت.
14- دارندگان پاسپورت بیومتریک گرجستان هر ۱۸۰ روز به مدت ۹۰ روز می‌توانند آزادانه به کشورهای عضو شینگن سفر کنند. این طرح، ۹ ماه آزمایشی انجام می‌شود و در صورتی که شهروندان گرجی درخواست پناهندگی کرده و یا بیش از ۹۰ روز اقامت کنند، به طوری که باعث افزایش ریسک در سیاست‌های عمومی و یا امنیت داخلی اتحادیه اروپا شوند، گرجستان از این طرح کنار گذاشته می‌شود.
 
 
 
کد مطلب: 3289
مولف : ولی کوزه گر کالجی