جنگ بدون استراتژی: برنامه ترامپ برای حل مشکل افغانستان (یک نگاه روسی)

تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۲
Share/Save/Bookmark
 
نیکلای پاخامُف: با وجود افزایش قوای نظامی امریکایی، صحبت از پیروزی امریکا در این کشور آسیای مرکزی دشوار است و بدون پیروزی، نظامیان و کسانی که به آنها اعتماد کرده‌اند سیاستی را برای تشدید بیشتر ترسیم می‌کنند که به نوبه خود، ضمن تضعیف حل و فصل مسائل و مشکلات قدیمی، به مشکلات جدیدی هم خواهد انجامید. تنها چیزی که می‌تواند به قطع این دور باطل بیانجامد استراتژی روشنی است که اهداف امریکایی‌ها در افغانستان و ابزار دستیابی به این اهداف را تثبیت نماید. طی نزدیک به 16 سال حضور امریکا در افغانستان چنین راهبردی به وجود نیامده است ...
 
ایراس: رئیس جمهور ترامپ از حل مشکل افغانستان پاپس کشیده است. پنتاگون اعلام کرد که رئیس جمهور به متیس وزیر دفاع امریکا برای افزایش نیروهای امریکایی در کشور آسیای مرکزی تفویض اختیار کرده است. ناظران براین باورند که وزیر از اختیار خود استفاده کرده و یگان‌های مستقر در این منطقه را سه تا پنج هزار نفر افزایش خواهد داد. همچنین بدیهی است که این اقدام مقدماتی بوده و به پیروزی نمی انجامد. پرسش اصلی کمافی السابق این است که این پیروزی در اصل چیست.
 
واضح و مبرهن است که در شرایط فعلی جامعه امریکا و جامعه بین الملل سرگرم رسوایی‌های رئیس جمهور ترامپ شده است، کاخ سفید همچنان به اتخاذ تصمیم، آن هم تصمیمات جدی ادامه می‌دهد. در یک وضعیت سیاسی عادی تصمیم در مورد حضور سربازان امریکایی در افغانستان می‌تواند برای مدتهای مدید، رویدادی اصلی برای امریکا باشد. با این حال، نیازی به سخن گفتن از "عادی‌سازی" سیاسی در امریکا برای یک دوره طولانی مدت نیست، به همین دلیل تفویض اختیارات جدید به متیس در رابطه با افغانستان در حاشیه افکار عمومی باقی مانده است.
 
در چند سال اخیر وخامت شدیدی در اوضاع افغانستان مشهود بوده است، فرماندهان امریکایی به کرات از ضرورت افزایش یگان‌ها، حداقل به میزان 3تا 5 هزار نیرو برای حل وظایف مبرم عملیاتی و در وهله نخست حفظ قدرت در دست نیروهای افغان طرفدار غرب را اعلام کردند. انتظار می‌رود متیس، این ژنرال بازنشسته که در افغانستان خدمت کرده، این درخواست فرماندهان را برآورده کند. البته، در این میان، بحث تمدید تاکتیکی «دوره خدمت» رئیس جمهور اشرف غنی بدون ایجاد شرایط راهبردی برای حفظ قدرت نزد نیروهای طرفدار غرب هم در میان است. سوالات واضح دیگری هم باقی مانده است. امریکایی‌ها تا چه حد می‌توانند از دولت افغانستان دفاع کنند؟ آینده افغانستان چگونه خواهد شد؟ و مهمتر از همه، امریکایی‌ها در این کشور چه هدفی را دنبال می‌کنند و برای رسیدن این هدف چه راهبردی دارند؟   
 
برای پرسش آخر نه تنها جوابی نیست، بلکه حتی تلاش برای تنظیم پاسخی برای آن کاری ناخوشایند است. جای تعجب ندارد که درواقع خود ترامپ از انجام این وظیفه انصراف داده است. طرفداران وی رویکرد خردمندانه وی مبنی بر آنکه اداره جنگ باید به یک نظامی سپرده شود را می‌ستایند. با این حال، در اینجا دو مشکل وجود دارد. مشکل اول ایدئولوژیکی است. کنترل نظامیان توسط مقامات کشوری یکی از سنگ بناهای نظام دولتی امریکاست. در حال حاضر هم در واقع ما شاهد امتناع از چنین کنترلی هستیم. دوم مشکل عملی است که پیامد ناشی از آن جدی تر است. وظیفه نظامیان جنگیدن یا طبق ضرب المثل معروف، تارومار همه چیز و کشتن مردم است. انتظار حل مشکلات و مسائل سیاسی از آنها، به ویژه، در شرایط کناره‌گیری رهبری سیاسی، کار خطرناکی است.
 
درکل می‌توان پیش بینی کرد که عملیات امریکا در افغانستان در سال های نزدیک چگونه پیش خواهد رفت. پنتاگون ضمن سرکوب فعالیت طالبان و به دنبال آن «داعش» که به تازگی توانسته‌اند به نیروی تهدیدآمیزی در افغانستان تبدیل شوند، با حمایت کاخ سفید تعداد نیروهای نظامی در این کشور را افزایش خواهد داد. این افزایش نیرو به منظور انجام وظایف خاصی شامل حفاظت از اهداف و از بین بردن شبه‌نظامیان و زیرساخت‌های آنهاست. چنین وظایفی بسیار متعدد است و بیشتر هم خواهد شد. بنابراین، تعداد این نیروها افزایش خواهد یافت. در خلال یک دهه گذشته تعداد این نیروها در بالاترین حد خود به حدود 55 هزار نیرو رسید، امروزه این میزان حدودا به 8800 نیروی امریکایی می‌رسد. با این حال مجموعه وظایف تاکتیکی که این نیروها انجام می‌دهند موفقیت راهبردی در پی نخواهد داشت.
 
با وجود افزایش قوای نظامی امریکایی، صحبت از پیروزی امریکا در این کشور آسیای مرکزی دشوار است و بدون پیروزی، نظامیان و کسانی که به آنها اعتماد کرده‌اند سیاستی را برای تشدید بیشتر ترسیم می‌کنند که به نوبه خود، ضمن تضعیف حل و فصل مسائل و مشکلات قدیمی، به مشکلات جدیدی هم خواهد انجامید. تنها چیزی که می‌تواند به قطع این دور باطل بیانجامد استراتژی روشنی است که اهداف امریکایی‌ها در افغانستان و ابزار دستیابی به این اهداف را تثبیت نماید. طی نزدیک به 16 سال حضور امریکا در افغانستان چنین راهبردی به وجود نیامده و دستیابی به آن در شرایط فعلی واشنگتن هم دور از انتظار است.
 

نویسندهنیکلای پاخامُف

منبع اصلی:
 Politkom.ru/22540


«آنچه در این متن آمده به معنای تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»

کد مطلب: 3224