رمزگشایی مواضع روسیه و امریکا در سوریه، پس از بمباران شیمیایی ادلب و حمله موشکی

تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۳
Share/Save/Bookmark
 
لئونید عیسایف و نیکلای کاژانف: برخی تصور می‌کردند بالاخره آمریکایی‌ها روسیه را سر جای خود نشانده اند و اکنون این کشور باید بداند که دیگر دوره «عدم قاطعیت» باراک اوباما به سرآمده است. بعضی هم می‌گفتند حمله به پایگاه الشعیرات دیگر بار به مسکو یادآوری کرد حل بحران سوریه به تنهایی از عهده هیچکس بر نمی آید و برای همین باید به دنبال یافتن زبانی مشترک با دیگر قدرت‌ها (و قبل از همه با امریکا) بود. کسانی هم پیدا شدند که در این باره با اعتقاد به سرنوشت اظهار می‌کردند دور جدید خشونت در سوریه می‌تواند جهان را در آستانه رویارویی دو قدرت قرار دهد؛ به عقیده آنها روسیه در مورد سوریه نیز با امریکا تن به سازش نخواهد داد، بر کمک‌های خود به اسد خواهد افزود و پس از خط بطان کشدن به چشم انداز درحال ظهور برای تعامل وضعی روسیه و امریکا، درگیری و رویارویی آشکار با واشنگتن را آغاز خواهد کرد. اما هیچ یک از این سناریوها به حقیقت نپیوست، هرچند خطر جدی تشدید رویارویی بین روسیه و امریکا وجود داشت و طبق سخنان پوتین، روابط دو کشور حتی بیشتر از زمان اوباما رو به انحطاط است ...
 
ایراس: حمله به پایگاه الشعیرات ناگزیر این سوال را مطرح کرد که آیا روسیه در شرایط دفاع از متحدان خود قرار دارد؟ به ویژه آن که روسیه در طول حضور خود در سوریه، اسطوره ماندگاری را درباره مصونیت تمام کسانی که از آن‌ها دفاع‌ می‌کند خلق کرده است.
 
زمانی که در آغاز آوریل حمله شیمیایی در استان ادلب سوریه اتقاق افتاد و واشنگتن با حمله موشکی به پایگاه الشعیرات به آن پاسخ داد، بسیاری از کارشناسان از فراسیدن نقطه عطفی برای حضور روسیه در سوریه صحبت‌ می‌کردند. البته هنوز اتفاق نظری در مورد ماهیت این نقطه عطف یا تحول وجود نداشت.
 
برخی تصور‌ می‌کردند  بالاخره امریکایی‌ها روسیه را سر جای خود نشانده اند  و اکنون این کشور باید بداند که دیگر  دوره «عدم قاطعیت» باراک اوباما به سرآمده است. بعضی هم‌ می‌گفتند حمله به پایگاه الشعیرات دیگر بار به مسکو یادآوری کرد حل بحران سوریه به تنهایی از عهده هیچکس بر نمی آید و برای همین باید به دنبال یافتن زبانی مشترک با دیگر قدرت‌ها (و قبل از همه با امریکا) بود. کسانی هم پیدا شدند که در این باره با اعتقاد به سرنوشت اظهار‌ می‌کردند دور جدید خشونت در سوریه‌ می‌تواند جهان را در آستانه رویارویی دو قدرت قرار دهد؛ به عقیده آنها روسیه در مورد سوریه نیز با امریکا تن به سازش نخواهد داد، بر کمک‌های خود به اسد خواهد افزود و پس از خط بطان کشدن به چشم انداز درحال ظهور برای تعامل وضعی روسیه و امریکا،  درگیری و رویارویی آشکار با واشنگتن را آغاز خواهد کرد. 
    
خوشبختانه، هیچ یک از این سناریوها به حقیقت نپیوست، هرچند خطر جدی تشدید رویارویی بین روسیه و امریکا وجود داشت و طبق سخنان پوتین، روابط دو کشور حتی بیشتر از زمان اوباما رو به انحطاط است.
 
عامل حمله شیمیایی خان شیخون
سردی روابط روسیه و امریکا موجب خرسندی بسیاری هم در سوریه و هم در خارج از مرزهای این کشور شد. از این رو، ادعای قطعی درباره اینکه چه کسی در خان شیخون دست به حمله شیمیایی زده دشوار است.
 
از اظهارات رهبر سوریه معلوم است که وی تمایلی برای سازش با اپوزسیون نداشته و در سودای امری محال به سر‌ می‌برد. وی به فکر بازگرداندن کنترل کامل بر تمام کشور از طریق اقدام نظامی است. رسیدن به این مقصود برای این کشور بدون کمک نظامی متحدان و در وهله نخست روسیه، ممکن نیست. با این حال، مسکو به خوبی واقف است که جاه طلبی‌های بعثی‌ها بی اساس بوده و تحقق چنین چیزی مستلزم افزایش حضور نظامی روسیه است که خطرات سیاسی غیرموجه و بی دلیلی را به دنبال خواهد داشت.       
 
افزون براین، شرکت در عملیات‌های نظامی در سوریه برای رهبر روسیه هزینه‌هایی را به دنبال دارد که  به مراتب و درمجموع از مزایایی که با دشواری فراوان به دست می‌آید سنگین‌تر است. موارد مذکور مسکو را ناگزیر می‌کند که بر قابلیت نظامی در سوریه نیفزاید و درصدد عرضه دارایی‌های قابل عرضه سیاست خارجی و دیپلماسی روسیه که در حال حاضر در اختیار دارد باشد.  
 
لذا این امر باب طبع دمشق نبوده و ضمن به راه انداختن انواع گوناگون تحریک‌ها، گهگاه تلاش‌های صلح‌آمیز روسیه را بر هم می‌زند. رژیم سوریه پس از شکست مذاکرات مسکو، قاعدتا با نیروی جدیدی دست به اعمال فشار خشونت‌آمیز بر مخالفان رژیم‌ می‌زند که این امر بیشتر به عملیات نظامی کشیده‌ می‌شود. چنانچه حمله به خان شیخون واقعا کار اسد باشد قصد وی پس از تحریک دور جدید مناقشه، و این بار در استان ادلب که رژیم سوریه پس از گرفتن شهر حلب چشم طمع به آن دوخته، درنهایت مدفون کردن روند سیاسی و دیپلماتیکی است که در ژنو و آستانه شروع شده است. 
 
رژیم سوریه پس از آنکه به لطف حمایت روسیه امکان حمله پیدا کرد، درنهایت بر آن شد تا روی حل و فصل نظامی این مناقشه، آن هم غالبا به دست متحدان خود حساب باز کند. عدم تمایل دمشق برای گفتگوی سیاسی قابل درک است – بعثی‌ها در این مورد به طور برگشت ناپذیر انحصار خود را بر روی حکومت از دست خواهند داد و ناگزیر خواهند شد آن را با دشمنان قدیمی خود شریک شوند.          
 
 برای همین رژیم سعی دارد با بحرانی عمیق مناسبات امریکا و روسیه را ازپای درآورد تا روسیه از مذاکرات بعدی [با امریکا] صرف نظر کرده و درکنار دمشق درصدد حل و فصل موضوع سوریه صرفا از طریق قدرت نظامی باشد. این امر تصادفا اتفاق افتاده است، برای مثال پاییز سال گذشته در حلب؛ وقتی که پس از شکست توافق لاوروف و کری در لوزان، ارتش سوریه با حمایت نیروی هوایی روسیه اقدام به بمباران این شهر کرد.     
 
امروزه داعش یا «تحریرالشام» (که هر دو در روسیه ممنوع شده اند) چندان تهدیدی برای رژیم بعث سوریه به حساب نمی آید، بلکه اپوزسیون سوریه و قبل از همه جناح نظامی آن که در مذاکرات ژنو حضور دارد و «در روی زمین» دارای مواضعی است تهدید اصلی برای آن است. علاوه بر این، باید از کردها که مدعیان اصلی کسب کرسی‌های دولت انتقالی هستند نام برد؛ لازم به ذکر است که این موضوع به وسیله قطعنامه شماره 2254 شورای امنیت سازمان ملل پیش بینی شده است، همچنین باید به حامیان فعال قانون اساسی جدید که توزیع کننده اختیارات حکومتی بین مرکز و مناطق و میان نیروهای سیاسی گوناگون است اشاره کرد.    
 
ایرانی‌ها هم‌ می‌توانند از ذینفعان حمله شیمیایی باشند. به گفته برخی از کارشناسان، ارتباط آنها با نیروی هوایی سوریه، به خصوص در خطوط تجسس و شناسایی بسیار قوی است، ضمنا ممکن است آنها به امید تفرقه افکنی در روابط امریکا و روسیه با پرتاب بمب هوایی حامل کلاهک شیمیایی کنارآمده باشند.   
 
در روابط بسیار ناپایدار ایران و روسیه طی دو دهه گذشته، که در طول آن مسکو و تهران، به فواصل، به دلیل بهبود رابطه با دولت سوم به یکدیگر خیانت کردند، در میان ایرانیان بی اعتمادی شدیدتری نسبت به روسیه ایجاد کرده است. درنتیجه، ایرانی‌ها در عین همکاری با روسیه در سوریه، دائما از این بابت نگرانند که روسیه به خاطر عادی سازی روابط با امریکا یا ترکیه به آنها خیانت خواهد کرد. 
 
به خصوص که روسیه برخلاف تمایل تهران، بر مشارکت امریکایی‌ها به عنوان ناظر در مذاکرات آستانه اصرار داشت، همچنین با تعامل موفق مسکو و واشنگتن در منبج که امریکا و روسیه در آن طی اقدامی مشترک طرح‌های ترکیه برای پیشروی در قلب سوریه را از بین بردند، صرفا منجر به تشدید خطر ایرانی‌ها گردید. باید گفت به استثنای درک ایرانی‌ها از امکان «خیانت» از طرف مسکو به متحدان خود یعنی دمشق و تهران، حمله شمیایی و به دنبال آن حمله موشکی امریکایی‌ها موجب اختلاف نظر در گفتگوی مابین مسکو و واشنگتن شده است.   
  
هیچ کس منکر دست داشتن جدی و احتمالی اپوزسیون سوری نیست. آنها قطعا پس از شکست در حلب، نسبت به دمشق در موقعیت ضعیف‌تری قرار دارند. البته روی کارآمدن دونالد ترامپ در مسند ریاست جمهوری در امریکا، تا حدی موجب امیدواری آنها شد: ترامپ به وضوح اعلام کرد که مشکلات داخلی سوریه باید توسط خود سوری‌ها حل شود و آمریکا باید ضمن دست برداشتن از ایده تغییر رژیم در سوریه، بر مبارزه با تروریسم متمرکز گردد.
  
در این شرایط به هر قیمتی لازم بود مناسبات دولت جدید امریکا با رژیم سوریه تغییر یابد و بدین منظور فکر کردن به راهی بهتر از حمله شیمیایی که جامعه جهانی به احتمال زیاد دمشق را مسئول آن‌ می‌داند، دشوار است. نکته شایان توجه اینکه درست قبل از حادثه خان شیخون، «ریاض حجاب» رئیس کمیته عالی مذاکرات اپوزسیون سوری (گروه الریاض) به واشنگتن سفر کرده بود؛ وی با تلاش برای رویارویی مسکو و واشنگتن با یکدیگر، به شیوه مناسبی به این حمله واکنش نشان داد.   
 
و بالاخره، نیروی دیگری که‌ می‌تواند در حمله شیمیایی دست داشته باشد، گروهک «تحریرالشام» است. این گروه با برقراری رژیم آتش بس در قلمرو سوریه، محبوبیت خود را از دست داد، چراکه در زمانی نسبتا پایدار، قادر به انجام وظایف مدیریت شهری نبود. به این دلیل که بسیاری از مخالفان این گروهک از حلب به ادلب فرارکردند و همچنین به علت آنکه نفوذ شاخه‌های «القاعده» در صفوف اپوزسیون به تدریج رو به کاهش است.  در زمان حمله شیمیایی قبلی «النصره» لازم بود به هر قیمتی رژیم آتش بس را مختل نماید و در ماجرای خان شیخون نیز نه تنها توانست بر روند صلح خط بطلان بکشد بلکه همچنین توانست تضمین کننده‌های اصلی صلح را باهم رویارو سازد.
 
روسیه تنها طرفی است که علاوه بر غرب، به هیچ عنوان نمی توانست در حمله شیمیایی به ادلب ذی نفع باشد. برای روسیه به راه انداختن یک روند سیاسی در سوریه، فرصتی برای خروج آبرومندانه از بحران سوریه است. سایر گزینه‌ها، ریسک‌های بالا، افزایش هزینه حضور مسکو در سوریه و شکست‌های بعدی را در پی دارد.  
 
علاوه بر این، در حال حاضر روسیه بیش از سایرین به حل و فصل سیاسی مناقشه سوریه علاقمند است. برای روسیه عقیم ماندن و بی نتیجه بودن مذاکرات ژنو و آستانه به لحاظ حیثیتی هزینه‌های جدی در پی دارد. پس از به هم خوردن ابتکار صلح در سپتامبر 2016 که در چارچوب گروه بین‌المللی حمایت از سوریه به ریاست روسیه و امریکا انجام گرفت، مسکو از این دوره انتقالی به رهبری امریکا برای متوقف کردن ابتکار صلح و تعیین قواعد بازی خود در سوریه استفاده کرده است. به خصوص در همین راستا ابتکار ائتلاف سه گانه روسیه، ایران و ترکیه در دسامبر 2016 و به دنبال آن روندهای مذاکرات آستانه و ژنو به کار برده شد.    
 
با از سرگیری مذاکرات در سوریه، مسکو بیش از همه علاقمند به موفقیت‌آمیز بودن این مذاکرات است. پس در صورت شکست این مذاکرات، روسیه دیگر مثل سابق قادرنخواهد بود نقش مخرب امریکا یا دیگر شرکای خارجی را حذف نماید. کرملین روی مذاکرات ژنو بسیار حساب کرده است، اما نتایج این مذاکرات هم مثل قبل غیر قابل پیش بینی است و این به معنای تمایل مسکو به تضعیف مناقشه سوریه و همچنین علاقمندی آن به ایجاد شرایطی است که جنبه نسبتا سازنده‌ای به نشست آینده دهد.
 
با این حال، هر کسی که ترتیب حمله وحشیانه شیمیایی به خان شیخون را داده باشد، بسیار امیدوار است که مسکو قادر به اظهار خونسردی و خویشتن‌داری نخواهد بود و به طور احساسی نسبت به امریکا پاسخ خواهد داد، که این امر ناگزیر به دور جدیدی از تیرگی و وخامت اوضاع در سوریه‌ می‌انجامد. بازکردن چنین حسابی بر روی مسکو در کل قابل توجیه است؛ چراکه مسکو غالبا نگرانی بیش اندازه‌ای نسبت به تشریفات ظاهری و همینطور چگونگی قضاوت و نگاه جامعه جهانی دارد. حمله به پایگاه الشعیرات ناگزیر این سوال را مطرح کرد که آیا روسیه در موقعیت دفاع از متحدان خود قرار دارد. افزون بر این، روسیه طی مدت حضور خود در سوریه اسطوره ماندگاری را درباره مصونیت تمام کسانی که از آن‌ها دفاع‌ می‌کند خلق کرده است.   
 
پاییز 2016 وقتی نیروی هوایی امریکا به اشتباه مواضع ارتش سوریه در دیرالزور را هدف قرار داد، وزارت دفاع روسیه از تحویل سامانه اس-300 به سوریه خبرداد و به طور معنی‌داری افزود «شعاع عمل سامانه‌های موشکی ضدهوایی اس-300 و اس-400‌ می‌تواند هر شی پرنده ناشناسی را غافلگیر کرده و مورد هدف قرار دهد». این بیانات این تصور را ایجاد کرد که مسکو دفاع مقتدارانه از متحد خود در برابر حملات نظامی از جانب قوای خارجی و به خصوص از طرف کشورهای عضو ائتلاف ضد تروریستی به رهبری امریکا را تضمین کرده است. 
 
علاوه براین، مسکو در گذشته بارها در موارد و موقعیت‌هایی که حوادثی برخلاف طرح و نظر روسیه روی‌ می‌داد و یا روسیه آنها را ناعادلانه‌ می‌دانست واکنش‌های احساساتی و شتابزده‌ای از خود نشان داده است. پس از چنین اقدامات و واکنش‌هایی، رهبر روسیه در هر صورت درصدد تجدیدنظر بر‌ می‌آید، اما در حال حاضر دشواری این موضوع از این بابت است که اقدامات غیرقابل پیش بینی واشنگتن که طبق معمول از آن اقدمات معقولتر و عملگرایانه تری انتظار‌ می‌رفت، بر غیرقابل پیش بینی بودن اقدام روسیه افزوده شده است.   
 
وانگهی، این بار هیچ شوک عصبی هم وجود نداشت. ظاهرا روسیه در نخستین روز پس از حمله به الشعیرات بنا داشت پاسخ نامتقارنی به امریکا بدهد. اما عملکرد مکانیزم‌هایی که به اجبار به برخورد تصادفی امریکا و روسیه در آسمان سوریه‌ می‌انجامید، متوقف شده بود، یخشی از نیروی هوایی سوریه به پایگاه حمییم منتقل شده بود، در مسکو درباره ضرورت تشدید عملکرد سامانه‌های دفاع ضدهوایی سوریه و روسیه صحبت‌هایی به راه افتاد که این اظهارات هم به سرعت فروکش کرد.    
 
روسیه این مواضع را با دمشق و تهران مورد بررسی قرار داد و اطمینان یافت که شرکای مسکو برای تغییر و بهبود روابط با امریکا آماده نیستند (و احتمالا همین موضوع به راه افتادن موج جدیدی از خشونت در سوریه را شتاب داده است) لذا این کشور برای اطمینان از حفظ مذاکرات آستانه و ژنو با دیگر قدرت‌های منطقه مثل ترکیه و کشورهای پادشاهی خلیج فارس ارتباط برقرار کرد. همزمان مسکو درصدد برآمد تا تحقیقات بین‌المللی پیرامون حمله شیمیایی به خان شیخون را تحت کنترل خود بگیرد. در جریان سفر رکس تیلرسون به مسکو، سرگی لاورف و ولادیمیر پوتین سیگنال‌های واضحی را مبنی بر اینکه رهبر روسیه - حتی در مواردی که نتایج حاصل از آن کاملا روشن نیست- آشکارا برای تبادل نظر آماده است، به ترامپ ارسال کردند. 
 
اما درواقع، روسیه پس از حمله به الشعیرات، به دو دلیل از اقدام و واکنش جدی خودداری کرد. از یک سو، مسکو به سرعت دریافت که حمله امریکایی‌ها به پایگاه هوایی الشعیرات تحت تأثیر جو حاکم و با این هدف صورت گرفته است که به بخشی از جامعه امریکا که به رئیس جمهور جدید رأی داده، ثابت کند ترامپ در عمل قادر است به گام‌های جدی دست بزند. به عبارت دیگر، پس از آنکه افکار عمومی امریکا به این نتیجه رسید که حمله شیمیایی توسط بعثی‌ها انجام شده است، ترامپ دیگر نمی‌توانست دستور حمله به پایگاه الشعیرات را ندهد. در غیر این صورت، این امر انتقادهایی را به خصوص از جانب همکاران وی در حزب جمهوری‌خواه، متوجه رئیس جمهور جدید می‌کرد.
 
عمل ترامپ بیشتر یک اقدام وضعی یا موقعیتی بود؛ سکوت بعد از آن هم موید آن است که واشنگتن استراتژی دقیقی در سوریه ندارد. افزون براین امریکایی‌ها نمی‌خواهند برای سرنگونی اسد نیروهای خود را در سوریه تلف کنند و ترجیح می‌دهند صرفاً با حمله موشکی به عنوان یک سیگنال یا علامت هشداردهنده به رژیم بعث موضع‌گیری کنند بدون آنکه این اقدام مقدمه یا پیش درآمدی برای عملیات زمینی باشد. یعنی مسکو کمافی السابق یکی از فاکتورهای اصلی و تعیین کننده وضعیت نبرد زمینی در سوریه باقی‌ می‌ماند.
 
از سوی دیگر، سفر وزیر امورخارجه امریکا هم به این روند کمک کرده است. از نظر روسها این سفر حاکی از آن است که رئیس جمهور جدید امریکا هنوز مسکو را به عنوان یک  قدرت جدی درنظر‌ می‌گیرد  و برای گفتگو با آن اماده است، و حمله موشکی به الشعیرات هم به هیچ وجه به معنای تحقیر کرملین یا نشان دادن ناتوانی مسکو برای دفاع از متحدان خود نمی‌باشد. درنهایت، ترامپ هرچند دست به اقدام ناگهانی و غیرمنتظره‌ای زده است، به هرحال در چنین مواردی اقدامات پیش بینی شده‌ای را برای تماس با روسیه و هشدار درباره حمله موشکی ارائه کرده است. به عبارت دیگر، همه تشریفات ظاهری رعایت شده بود.   
 
علاوه بر این، امتناع بوریس جانسون وزیر امور خارجه بریتانیا برای سفر به روسیه هم به طور ناخواسته برای حفظ و خودداری مسکو از تصمیم عجولانه موثر بوده است. در این شرایط، درکل سفر رکس تیلرسون به روسیه، دیدار چندان ثمربخشی به عنوان ژستی برای احترام به روسیه تلقی نشده است. بریتانیایی‌ها هم بطور مشابه بخش قابل ملاحظه‌ای از برافروختگی مسکو به خاطر خان شیخون و الشعیرات را همانند برق‌گیر به خود گرفتند. به خصوص که پاسخ به یادماندنی نماینده روسیه در سازمان ملل متحد با تقاضای «چشم نبستن» خصوصاً متوجه بریتانایی‌ها شده بود نه امریکایی‌ها. 
 
بنابراین، حادثه پایگاه هوایی الشعیرات نه در راهبرد آمریکا و نه در راهبرد روسیه در خاورمیانه، تغییرات خاصی ایجاد نکرده است. کرملین کمافی السابق در انتظار موضع‌گیری صریح ایالات متحده امریکا در رابطه با بحران سوریه است، با این حال خلاء موجود در کادر دیپلماتیک وزارت امور خارجه امریکا به امریکایی‌ها اجازه عبور از اظهارات شعاری به اقدامات عملی نمی‌دهد. در چنین شرایطی، برای مسکو چیزی برای واکنش نشان دادن وجود ندارد. روسیه نیز بدون نگاه به تغییراتی که در آن سوی اقیانوس روی داده، خط مشی راهبردی خود را برای به کارانداختن روند حل و فصل سیاسی در سوریه تحت کنترل روسیه و در چارچوب نهادهای مذاکره کننده‌ای که تاکنون ایجاد شده است حفظ خواهد کرد.
 
 
نویسندگان:
لئونید عیسایف - دکترای علوم سیاسی و مدرس ارشد  علوم سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو
نیکلای کاژانف - دکترای علوم اقتصادی و مشاور برنامه «سیاست خارجی و امنیت» در مرکز مسکوی کارنگی
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران


منبع اصلی:
http://carnegie.ru/commentary/?fa=69815
 
 
 «آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی "ايراس" نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»
 
کد مطلب: 3176