ترکیه پس از همه‌پرسی: انتظاراتی برای قفقاز

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۱۶
Share/Save/Bookmark
 
سرگی مارکدانف: همه‌پرسی قانون اساسی که در 16 اوریل 2017 در ترکیه برگزار شد توجه کشورهای قفقاز را به خود جلب کرد. جمهوری ترکیه متحد راهبردی آذربایجان، شریک اقتصادی مهم گرجستان و معترض ژئوپولتیک ارمنستان است، و کشوری است که در مناقشه قره باغ پیوسته از مواضع باکو حمایت می‌کند ... هرچند امروزه روابط بین مسکو و آنکارا از حالت وخیمی که پس از ماجرای سقوط بمب‌افکن سوخو-24 روسیه ایجاد شده بود، فاصله گرفته است، با این حال نمی‌توان روابط آنها را عاری از تیرگی و کدورت نامید. مسکو و آنکارا در طیف گسترده‌ای از مسائل، از حل وفصل مناقشات سیاسی قومی گرفته تا دورنمای توسعه حمل و نقل و انرژی در منطقه قفقاز دیدگاه های متفاوتی دارند ...
 
ایراس: همه‌پرسی قانون اساسی که در 16 اوریل 2017 در ترکیه برگزار شد توجه کشورهای قفقاز را به خود جلب کرد. جمهوری ترکیه متحد راهبردی آذربایجان، شریک اقتصادی مهم گرجستان و معترض ژئوپولتیک ارمنستان است، و کشوری است که در مناقشه قره باغ پیوسته از مواضع باکو حمایت می‌کند.
 
هرچند امروزه روابط بین مسکو و آنکارا از حالت وخیمی که پس از ماجرای سقوط بمب‌افکن سوخو-24 روسیه ایجاد شده بود، فاصله گرفته است، با این حال نمی‌توان روابط آنها را عاری از تیرگی و کدورت نامید. مسکو و آنکارا در طیف گسترده‌ای از مسائل، از حل وفصل مناقشات سیاسی قومی گرفته تا دورنمای توسعه حمل و نقل و انرژی در منطقه قفقاز دیدگاه های متفاوتی دارند.
 
اصلاحات 18 ماده‌ای قانون اساسی ترکیه، این جمهوری را از مدل پارلمانی به سیستم ریاست جمهوری تبدیل کرد. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور فعلی ترکیه، ذینفع اصلی این اصلاحات است. پس از آنکه، در سال 2002 حزب «اسلامگرای میانه‌رو» اعتدال و توسعه که اردوغان رهبری آن را بر عهده دارد در انتخابات پارلمانی به پیروزی نائل آمد و برای نخستین بار تشکیل دولت داد، این فرد شخص اول سیاست ترکیه شده است. تا پیش از مارس 2003 وی صرفا رهبر حزب پیروز بود (اردوغان به دلیل محکومیت و سابقه 4 ماهه‌ی زندان در سال 1999 به موجب تبلیغ دیدگاه‌های اسلامی، نتوانست بلافاصله عهده‌دار پست نخست‌وزیری گردد)، لذا با گذشت 11 سال مقام ریاست دولت را احراز کرد و در نهایت، در آگوست 2014 به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. در محافل کارشناسی ترکیه هم این شوخی متداول شده است که در شرایط امروز اردوغان- یک نام خانوادگی نیست بلکه مقام و موقعیتی خاص است. وی طی 15 سال حضور در عرصه سیاسی، بارها کیفیت مبارزاتی و توانایی مقاومت در برابر چالش‌های داخلی و خارجی را بدون توجه به منشاء بروز آنها (امریکا، اتحادیه اروپا، روسیه، اسرائیل) به نمایش گذاشته است.     
طی این مدت هم سیاست خارجی ترکیه دستخوش اصلاحات قابل توجهی شده است.
 
اردوغان بسیاری از تابوهای نمادین زمان کمالیستها را برهم زده است. امروز پس از آنکه اردوغان در رفراندوم قانون اساسی به پیروزی نائل آمد، فرضیات مربوط به افول نهایی عصر کمال آتاتورک در ترکیه به امری عادی تبدیل شده است. آیا در این رابطه باید در انتظار هیاهوی شدید فعال‌ترشدن آنکارا در قفقاز جنوبی بود؟ به نظر می‌رسد پاسخ روشنی برای این سوال وجود ندارد. در واقع، چندین دهه پس از شکل‌گیری ترکیه معاصر در سال 1923، نخبگان این کشور حوزه قفقاز را نادیده گرفته‌اند. ترکیه با الهام از ایده‌های کمال آتاتورک مبنی بر اینکه اسلام و میراث امپریالیستی موجب عقب‌ماندگی و ازحرکت ایستادن انگیزه‌های نوسازی است، به اروپا روی آورد (و پس از 1945 متوجه امریکا شد). در مجموع، در بنای طرح سیاست خارجی ترکیه، قفقاز  و همچنین خاورمیانه و بالکان از قلم افتادند. ترکیه در سال‌های «جنگ سرد» در ارتباط با بخش جنوبی اتحاد شوروی که «دشمن محتمل» غرب بود، خط مقدم ناتو بوده است. با این حال اقدام به تجدید نظر در این رویکرد به هیچ وجه به دوره ظهور اردوغان در عرصه سیاسی ترکیه مربوط نمی شود.
 
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، پایان «جنگ سرد» و ازهم پاشیدن جهان دو قطبی، آنکارا به واقعیت ژئوپلتیک جدیدی راه یافت. آذربایجان مستقل و ترک‌زبان بر روی نقشه جهان ظاهر شد. ترکیه استقلال این جمهوری را در 9 دسامبر 1991 به رسمیت شناخت، یعنی درست روز بعد از امضای توافق بلاوٍژسکی (1) و  پیش از تصویب اعلامیه آلماتی (2) که به اساس و بنیان حقوقی برای جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع تبدیل شد. برای آنکارا این امر از اهمیت نمادینی برخوردار است. به گفته مصطفی آیدین کارشناس ترکیه‌ای، «پس از آنکه در جمهوری آذربایجان حکومت شوروی برقرار شد، بسیاری از رهبران و روشنفکران جمهوری آذربایجان به ترکیه نقل مکان کرده و سهم ارزنده خود را در شکل‌گیری جمهوری ترکیه ادا کردند». آنها در این کشور زندگی کردند، به خلق آثار ادبی و اجتماعی–سیاسی پرداختند و پس از ایجاد پایه‌هایی مستحکم برای مناسبات امروز، در ترکیه جان سپردند».
 
در همان ایام، ظهور ارمنستان مستقل (یعنی ارمنستانی که دیگر یک جمهوری متحد در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی نبود) به لحاظ سیاسی، مجموعه مشکلات پیچیده در روابط ارمنستان و ترکیه را فعال کرد، مناسباتی که پیش از این عمدتاً به سوژه‌های غم‌انگیز تاریخ آغاز قرن بیستم محدود شده بود. در این میان، مناقشات منطقه‌ای در قره‌باغ، استیای جنوبی، آبخازیا و چچن علاوه بر اینکه در مجاورت مرزهای دولتی ترکیه روی می‌دادند، موجب حضور و مشارکت پویای نمایندگان جوامع گوناگون دارای ریشه قفقازی داخل ترکیه هم می‌شد. لذا همین موضوع قره‌باغ، هنوز هم نه تنها در موضع‌گیری‌های سیاست خارجی آنکارا که بلکه در دستور کار سیاست داخلی آن هم یک مسئله است. تا حد زیادی و خصوصا به همین دلیل روند عادی‌سازی روابط ترکیه و ارمنستان هم، تا به حال نتایج چندان ملموسی در برنداشته و در وضعیت «بن بست» قرار گرفته است.
 
در وقایع جدید پساشوروی، برای آنکارا این فرصت به وجود آمد که به عنوان یک مرکز انرژی و لجستیکی بر ارزش خود بیافزاید. این امر به معنای اهمیت و نقش این کشور به عنوان پلی برای ترانزیت بین‌المللی منابع انرژی از روسیه، کشورهای قفقاز، حوزه دریای خزر و احتمالا کشورهای عربی به بازارهای اروپایی و اسرائیل است.
 
نخستین منادی خط مشیء سیاست خارجی جدید ترکیه شخصیتی کاریزماتیک به نام تورگوت اوزال (1927-1993) بود. این شخص، به ویژه برای عهده‌داری مسئولیت اراضی و مناطقی که بخشی از فضای تاریخی امپراطوری عثمانی بودند آمادگی خود را اعلام کرده بود. در این میان شعارهای اوزال (همچون عملکرد وی) هم دربردارنده عناصر «قدرت سخت» (فشار بر ارمنستان که در نهایت با محاصره زمینی به پایان رسید) بود و همچنین شامل دیپلماسی حسن همجواری (شکل‌گیری دستور کار مثبت و حسن همجواری با گرجستان، ضمن باقی‌ماندن «پنجره آبخازیا» برای ترکیه) می‌شد. پس از وی، اسماعیل جم (که در سال‌های 1997-2002 وزیر امور خارجه ترکیه بود) به چهره کلیدی و شاخصی در روند شکل‌گیری مناسبات منطقه‌ای جدید ترکیه تبدیل شد. عمدتا به دلیل تلاش‌های وی مسکو و آنکارا پس از پشت سرنهادن مرحله اسفناک درک واقعیت‌های قفقاز شمالی که در پی وقوع رویارویی و تقابل در چچن بوجود آمده بود، از بکارگیری «سلاح تجزیه‌طلبانه» علیه یکدیگر امتناع ورزیدند.
 
درنتیجه، روی کارآمدن اردوغان چرخش 180 درجه‌ای در خط مشی سیاست خارجی ترکیه (در نمودهای مختلف) ایجاد نکرد. درواقع، تغییرات مربوط به تقویت سیاست منطقه ای ترکیه (در حوزه قفقاز. بالکان و خاورمیانه) پیش از برقراری موقعیت مسلط حزب توسعه و عدالت و رهبر آن ایجاد شده بود. اردوغان این روند را ادامه داد و این بردار را تقویت کرد. در این میان، هم پیشینیان وی و هم خود اردوغان موانع موجود برای اجرای سیاست آنکارا در قفقاز را درک می‌کردند. این بحث، قبل از همه، پیرامون نقش و اهمیت ویژه روسیه است که در این بخش از فضای پساشوروی مدعی جایگاه نخست می باشد. درواقع تا پیش از «بهار عربی» بین ترکیه و روسیه یک تقسیم ضمنی از حوزه‌های مورد علاقه صورت گرفته بود: خاورمیانه اولویت آنکارا به شمار می آمد و قفقاز اولویت مسکو. با این حال، تجدید سازماندهی خاورمیانه که با وقایع سال‌های 2010-2011 در تونس، مصر و سوریه تسریع گردید، موجب برداشت های متفاوتی در روسیه و ترکیه شد. برای آنکارا این تلاطم و آشفنگی به مثابه فرصتی برای تقویت مواضع خود به عنوان یک بازیگر پیشرو در خاورمیانه تلقی می شد، اما برای مسکو به منزله تهدیدی برای صدور اسلامگرایی رادیکال به قفقاز بزرگ (مشتمل بر دولت های مستقل قفقاز جنوبی و جمهوری های قفقاز شمالی واقع در فدراسیون روسیه) بود.
 
درست از همین جا، هم گره جدید اختلافات روسیه و ترکیه در رابطه با سوریه (در واقع، این گره به هیچ وجه مربوط به سال 2015 نبود بلکه از آغاز درگیری مسلحانه در این کشور شکل گرفته است) و هم خطر سرایت مسائل خاورمیانه به خاک قفقاز بوجود آمد. البته این سناریوی نامطلوب عملی نشد، اما تشدید اوضاع جنگی قره باغ در سال گذشته نشان داد که خطرات و فرصت های زیادی باقی مانده است. در این راستا عملگرایی مناسبات مسکو و آنکارا در رابطه با سوریه تا حد زیادی ضمانتی برای ممانعت از تشدید و وخامت جدید اوضاع قفقاز جنوبی شده است. در غیر این صورت، خطر استفاده از تقابل دو غول اوراسیا بسیار بزرگ است.  
 
در اینجا معضل مهمی هم بروز یافت. در بستر تغییر و تحولات جاری در سیاست داخلی ترکیه («چینش مهره‌ها» پس از شکست کودتای نظامی و تغییرات قانون اساسی به منظور تقویت نهاد ریاست جمهوری و درعمل حاکمیت شخصی اردوغان صورت گرفت) اغلب، موضوع سردی روابط مابین واشنگتن و آنکارا نیز مطرح می شود. رئیس جمهور ترکیه در زمان تبلیغات برای اجرای همه‌پرسی، مرتبا اتهاماتی را متوجه امریکا و همچنین اتحادیه اروپا کرد. با این حال حادثه سقوط جنگنده روسیه نشان داد که نگرش ضدآمریکایی (و غرب ستیزی) تضمین قابل اعتمادی در برابر «خنجر از پشت» احتمالی نیست. افزون براین، پیروزی نهایی نوعثمانی‌گری در ترکیه که از جانب غرب (البته امریکا و فرانسه به عنوان روسای گروه مینسک «در اینجا و در حال حاضر» علاقه‌ای به تشدید مناقشه قره باغ ندارند) با موازنه‌های گوناگون از آن ممانعت به عمل نمی‌آید، بر استقلال عمل و غیرقابل پیش بینی بودن شخص اردوغان و درکل، کشورش می‌افزاید. این امر، برای قفقاز جنوبی و به خصوص برای مناقشه موجود در قره باغ کوهستانی که تهدید ازسرگیری جنگ نسبت به آبخازیا و استیای جنوبی در آن به مراتب بسیار بالاتر است، عواقب و تبعاتی در بردارد.    
 
البته واضح است که نگهداشتن رئیس جمهور ترکیه در مدار نفوذ امریکا به هیچ عنوان ناشی از ملاحظات نوع دوستانه نبوده است. تیرگی جدید مناسبات امریکا با ایران با روی کارآمدن دونالد ترامپ در کاخ سفید، مستلزم بسیج «متحدان اسلامی» امریکا (ترکیه، آذربایجان، کشورهای پادشاهی حوزه خلیج فارس) است. البته به آنکارا و باکو علی رغم مشکلات موجود در رابطه با رعایت حقوق بشر و آزادی‌های دمکراتیک در این کشورها، مساعدت های مشخصی ارائه خواهد شد. در عین حال، به احتمال زیاد واشنگتن، به نفع ترکیه و آذربایجان و علیه ارمنستان دست به «انتخاب نهایی» نخواهد زد. طبق اظهارات آرگ گالستیان کارشناس مطالعات امریکا، علی رغم آنکه فیونا هیل مشاور جدید ریاست جمهوری امریکا در امور روسیه و اروپا (که تا همین اواخر کارشناس موسسه بروکینگز -از اتاق های فکر شناخته شده واشنگتن- بود) شدیدا مسکو را مورد انتقاد قرار می دهد، روسیه «از واقعیت‌های موجود در منطقه که می‌توانند به مناقشه گسترده با عواقب غیر قابل پیش بینی بیانجامند آگاه است.
 
در این رابطه، مسکو به کرات از کاخ سفید خواسته است در ارتباط با باکو که با جدیت بر توانایی های نظامی و فنی خود می افزاید احتیاط و ملاحظه کاری در پیش گیرد». جان هفرن سفیر سابق امریکا در ارمنستان نیز می‌تواند «موازنه» دیگری در ارتباط با طرفداران نزدیکی روابط با «متحدان اسلامی» باشد. در این راستا، معلوم می شود که مسکو به رغم اختلافات قابل ملاحظه با واشنگتن در طیف گسترده‌ای از مسائل (از موضوع سوریه گرفته تا اوکراین)، می بایست نسبت به رهبرانی که گرایش ضدآمریکایی را به عنوان اولویت ایدئولوژیکی خود برگزیده‌اند، با احتیاط و گزینشی برخورد نماید. چراکه، مخالف اقدام امریکا بودن فی نفسه به معنای طرفداری از اقدام روسیه نخواهد بود.
 
 -----
نویسنده: سرگی مارکدانف – دانشیار گروه مطالعات منطقه‌ای و سیاست خارجی دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 -----
یادداشت ها:
1- عنوان  غیررسمی توافق ایجاد جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع
2- اعلامیه‌ای درباره اهداف و اصول توافق ایجاد جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع
 
 -----
 منبع اصلی:
http://politcom.ru/22333.html
 
 
 «آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی "ايراس" نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»
 
کد مطلب: 3170