سال ازدست‌رفته برای حل بحران قره‌باغ؛ دیدگاهی از جمهوری آذربایجان

تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۶
Share/Save/Bookmark
 
فرهاد محمدف: جنگ به اصطلاح چهارروزه قره‌باغ که با تشدید درگیری ها درخطوط تماس بین نیروهای ارمنستان و آذربایجان در اوایل آوریل 2016 به وقوع پیوست، توجه جامعه جهانی را به حل وفصل مناقشه قره‌باغ جلب نمود ... دیدارهای روسای جمهور آذربایجان و ارمنستان در ماه می در وین و با مشارکت روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا و در ماه جولای با میانجیگری ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در سن پتربورگ بارقه‌های امید را برای آغاز روند حل وفصل مناقشه قره‌باغ به وجود آورد ... گسترش همکاری بین روسیه، ترکیه و ایران، چشم‌اندازهای اجرای پروژه‌های زیربنایی گسترده در مسیر شمال-جنوب با مشارکت هند که از شرکای روسیه در گروه بریکس است، نقش میانجی‌گری روسیه در چارچوب گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا و همچنین تشکیل دولتی پایدار در ارمنستان پس از انتخابات پارلمانی شرایطی را برای آغاز روند حل وفصل بحران فراهم می آورند ... [بنابراین، به نظر می رسد که] ... زمان آغاز حل وفصل این مناقشه‌ی چندین ساله فرا رسیده است. در حالی که این عقیده وجود دارد که پس از حل مناقشه قره باغ، طرف های درگیر و همچنین کشورهای عضو گروه مینسکِ سازمان پیمان امنیت جمعی در منطقه با خطر از دست دادن موقعیت کنونی مواجه خواهند بود، روند حل و فصل بحران مختل خواهد شد، و در این شرایط احتمال وقوع یک جنگ کم شدت و ادامه رویارویی منابع فرسایشی که همراه با تعمیق درگیری و اختلاف در پروژه های همگرایی در فضای اوراسیاست، تا حد زیادی افزایش می‌یابد.
 
ایراس: جنگ به اصطلاح چهارروزه قره‌باغ که با تشدید درگیری ها درخطوط تماس بین نیروهای ارمنستان و آذربایجان در اوایل آوریل 2016 به وقوع پیوست، توجه جامعه جهانی را به حل وفصل مناقشه قره‌باغ جلب نمود.

دیدارهای روسای جمهور آذربایجان و ارمنستان در ماه می در وین و با مشارکت روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا و در ماه جولای با میانجیگری ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در سن پتربورگ بارقه‌های امید را برای آغاز روند حل وفصل مناقشه قره‌باغ به وجود آورد.

حل چندمرحله‌ای شامل مجموعه‌ای از مسائل و موضوعات اساسی است که تصمیم‌گیری در مورد اجرای آنها با مشکلاتی همراه است. موضوعات کلیدی عبارتند از: خروج قوای نظامی ارمنی از مناطق اشغالی، بازگشت آوارگان و همچنین تعیین وضعیت موقت و نهایی قره‌باغ. به موازات اقدامات برشمرده، این فرآیند باید پاسخگوی اصول احترام به تمامیت ارضی، عدم توسل به خشونت و همچنین حق تعیین سرنوشت توسط مردم باشد. در مارس 2017، 25سال از فعالیت گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا سپری شده است. البته این سازمان طی ربع قرن فعالیت، باوجود بکارگیری استانداردهای حقوق بین‌الملل نتوانسته است اصول و اقدامات فرآیند حل و فصل این مناقشه را با یکدیگر هماهنگ نماید. طی این مدت هر یک از کشورهای عضو گروه مینسک و اعضای دائمی شورای امنیت سازمان مللل متحد با نادیده گرفتن اجرای قطعنامه‌های قطعی و بی قید و شرط شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد بحران قره‌باغ، اصول حقوق بین‌الملل را در مناقشات گوناگون طبق نظر خود تفسیر کردند که قاعدتاً این مسئله بر پیگیری اجرای قوانین در ارتباط با مناقشه قره‌باغ مابین ارمنستان و اذربایجان بی تأثیر نبوده است.

تشدید مناقشه آوریل نشان داد که حل تمامی مسائلی که در مورد آن اختلاف نظرهای اصولی وجود دارد طی یک ساعت غیرممکن است، چرا که هر سال و پس از هر اقدام تشنج برانگیز سطح اعتماد طرفین کاهش می‌یابد. ایجاد اعتماد بین دو طرف و ماهیت برگشت ناپذیردادن به این روند از جمله گام‌های مشخصی است که می تواند وضع موجود در منطقه را تغییر دهد و از تشدید بیشتر اوضاع جلوگیری نماید؛ به‌خصوص خروج نظامیان ارمنی از سرزمین‌های اشغالی پیرامون قره‌باغ و گشودن مرزهای ارمنستان با آذربایجان و ترکیه از جمله این موارد  است. نخستین گام‌ها برای حل وفصل این مناقشه نباید هیچ امکانی برای مانور دادن باقی بگذارد، بلکه باید نتایج برگشت ناپذیری را به ثبت برساند. این روند چند سالی به طول می انجامد، اگرچه به چند دهه نمی رسد.  

در آوریل 2016 ارتش آذربایجان ارتفاعات استراتژیک للتپه را آزاد کرد که شرایط را برای بازسازی روستای جوجوخ مرجانلی که به مدت 4 ماه در سال‌های 1993تا 1994 تحت اشغال قرار داشت،  مهیا کرده است. رئیس جمهور آذربایجان 4 میلیون منات در مرحله نخست برای بازسازی روستا تخصیص داده است. در طول سال روند مین‌زدایی و احداث ساخت وساز جاده و دیگر زیرساخت‌ها برای بازگرداندن اهالی بومی دنبال شده است. نمونه  جوجوخ مرجانلی حاکی از آن است که بازسازی اراضی اشغالی و بازگرداندن آوارگان به آنجا یک فرآینده پیچیده و طولانی است.   

پس از اجرای نخستین گام‌های حل و فصل زیر نظر ناظران بین‌المللی، وضعیت جدیدی در منطقه شکل خواهد گرفت. از یک سو، بین دو طرف، فضای اعتماد حاکم خواهد شد، چراکه عنصر امنیت فراهم می شود و از سوی دیگر این امکان به وجود می‌آید که اوضاع قره‌باغ با توجه به نظر جوامع آذری و ارمنی پیش برود.    
          
با این حال، توافقات انجام شده در وین و سن پتربورگ (همانطور که در بیانیه ذکر شد و به صورت شفاهی هم اعلام گردید)، اجرا نشدند. تصرف ایستگاه پلیس از سوی تشکل «ساسنا تسرر» (1) در ایروان، در اصل، به اهداف خود دست یافته و فرآیند حل وفصل مناقشه قره‌باغ متوقف شده است. دستگیری «سامول بابایان» وزیر دفاع اسبق قره‌باغ (در سال‌های 1995تا 1999) در اواسط مارس 2017 به اتهام دریافت «سامانه موشکی زمین به هوای قابلِ حمل ایگلا» با امکانات استفاده از آن در اهداف تروریستی، گویای آن است که تا چه اندازه مخالفت با روند صلح در ارمنستان شدید است.       

واسطه‌های بین‌المللی پس از این وقایع، مذاکرات اساسی و محتوایی را به بحث در باب موضوعات مربوط به گسترش مأموریت دستیار شخصی رئیس سازمان امنیت و همکاری اروپا و سازماندهی اقداماتی برای نظارت بر خطوط تماس دو کشور تبدیل کرده‌اند، بدون آنکه اشاره‌ای به روند حل وفصل این مناقشه داشته باشند. این اقدام روسای همزمان گروه مینسک به منظور عدم امکان تکرار مناقشه آوریل انجام شده بود، با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که  ماجرای «ساسنا تسرر 2» روی ندهد و این روند 25 سال دیگر به طول نینجامد. در چنین اوضاعی، صرف بحث درباره ترکیب و اعضای دفتر نماینده شخصی رئیس سازمان امنیت و همکاری اروپا و مأموریت آن نمی‌تواند سازنده باشد. طی 25 سال گذشته، این مأموریت توسط صدها ناظر انجام شده و هیچ بار هم نتایج صریح و روشنی دربر نداشته است. در نتیجه، هنگامی که طرف ارمنی پیش‌شرط‌هایی برای ادامه مذاکرات مطرح ‌کرد، تهدیدی برای فرایند مذاکرات بود. وزیر امور خارجه آذربایجان، به نوبه خود، پس از ملاقات با سرگئی لاوروف همتای روسی خود خاطرنشان کرد که نسبت به این امر «خوشبین نیست». تنها پس از گذشت ماه‌ها بحث و گفتگو از سوی آنژه کاسپرژیک (2) اعلام شد که تعداد کارمندان دفتر افزایش پیدا می‌کند، با این حال مأموریت دفتر تغییر نکرده است. این مأموریت دائمی است و در تمام این سال‌ها نظارت انتخابی بر خطوط تماس انجام گرفته است.   

مسابقه تسلیحاتی جدید
مناقشه آوریل دور جدیدی از نظامی‌گری را در منطقه به راه انداخته است. پس از اقدام تروریستی ساسنا تسرر در ایروان، در رژه نظامی ایروان «سامانه موشکیِ تاکتیکی-عملیاتی اسکندر» که به عقیده رئیس جمهور ارمنستان یک سلاح بازدارنده برای آذربایجان است، به نمایش گذاشته شد. روسیه برای خرید تسلیحات 200 میلیون اعتبار به ارمنستان تخصیص داده است. روند شکل‌گیری دفاع هوایی مشترک با روسیه نیز به پایان رسیده است. رئیس جمهور آذربایجان نیز به نوبه خود درباره گسترش هرچه بیشتر همکاری‌های فنی و نظامی با روسیه سخن گفته است. موضوع عرضه تسلیحات به آذربایجان هم در دیدارهای حیدر علی اف رئیس جمهور آذربایجان با رهبران  اسرائیل، پاکستان  و ترکیه مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.   
    
اگر اقدام نظامی در اراضی به رسمیت شناخته شده آذربایجان روی دهد، ابهام درباره امکان به کارگیری «سامانه موشکی اسکندر» هم به طور جدی مورد بحث قرار می گیرد. در این موضوع در هر صورت باید خاطرنشان کرد که دو طرف تسلیحاتی دراختیار دارند که بنا به تعریف نمی‌توانند مورد استفاده قرارگیرند و از آنها به عنوان سلاح هسته‌ای جنوب قفقاز یاد می‌شود. از طرف دیگر عرضه‌کننده اصلی سلاح‌های راهبردی یعنی خود فدراسیون روسیه هم به استفاده از این تسلیحات در منطقه‌ی مورد مناقشه قره‌باغ علاقمند نیست. به عنوان مثال، عدم استفاده از سامانه موشکی دفاع ضدهوایی اس- 300 در سوریه علیه جنگنده‌های اسرائیل که مواضع ارتش دولت سوریه را بمباران کردند، دیگر بار ثابت می‌کند که کنترل این موشک‌ها در اختیار عرضه‌کنندگان این سامانه‌ی نظامی است.       

نقش برجسته میانجیگیری روسیه
عوامل مذکور بیانگر نقش برجسته فدراسیون روسیه در روند حل وفصل مذاکرات است. به خصوص در شرایط فعلی که دیگر دولت اوباما از صحنه خارج شده و هنوز اولویت‌های دولت جدید امریکا نامشخص است. انتخابات در فرانسه و عدم حضور رئیس جمهور اولاند موجب کاهش فعالیت نماینده فرانسه در گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا می‌شود. رئیس جمهور فرانسه تنها در آغاز سال 2017 دیدارهای جداگانه‌ای با روسای جمهور ارمنستان و آذربایجان داشته است. لذا اولاند در دیدار با رئیس جمهور ارمنستان بر اهمیت مأموریت نظارتی در خطوط تماس خاطرنشان کرد و در ملاقات با رئیس جمهور آذربایجان غیرقابل قبول بودن وضع موجود را مورد تأکید قرارداد. در واقع، تاکتیک بیزانسی (3) برای اداره مذاکرات نه تنها کمکی به روند حل و فصل این مناقشه نمی کند بلکه برعکس، بر انتظار طرفین می افزاید و موجب انحراف توجه از مذاکرات محتوایی می شود.    
 
روسیه در همسایگی مستقیم این منطقه قرار دارد، ضمنا از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌باشد. همچنین شریک نزدیک کشورهای درگیر در این مناقشه است، همه اینها بیانگر نقش بی بدیل و برجسته روسیه است. در طول سال گذشته فضای بین‌المللی و منطقه تغییر کرده است. به طوری که اگر در آوریل 2016 روابط روسیه با ترکیه متشنج بود، مناقشه آوریل هم بر شدت آن افزود، در اواخر سال مناسبات دو کشور عادی شد.  هماهنگ سازی فعالیت دیپلماسی و نظامی روسیه و ترکیه در سوریه با همسایه سوم یعنی ایران، شرایط مطلوبی را برای رفع تنش میان همسایگان غیرمستقیم قفقاز جنوبی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، نشست آگوست روسای جمهور روسیه، آذربایجان و ایران و همچنین پایه‌گذاری مبانی کریدور ترانزیتی شمال-جنوب تأثیر مثبتی بر همکاری منطقه ای در قفقاز جنوبی می گذارد.   

پیرامون منطقه‌ای روسیه
روسیه طی چند سال اخیر انتظارات خود را از فضای پساشوروی و دولت های قفقاز جنوبی، به خصوص در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی-نظامی مطرح کرده است. در وهله نخست می توان به غیرقابل قبول دانستن امضای توافقنامه همکاری با اتحادیه اروپا و عضویت در ناتو اشاره کرد. در این رابطه لازم به ذکر است که دولت‌های قفقاز جنوبی راه‌های گوناگونی را جهت نیل به توسعه برگزیده‌اند. طی 25 سال اخیر جهات و رویکردهای سیاست خارجی منطقه واضح‌تر شده است. گرجستان به همگرایی اروپا- آتلانتیک هم به صورت  اقتصادی و هم به صورت سیاسی–نظامی امید بسته است. تغییر نخبگان حاکم اولویت‌های سیاست خارجی را تعدیل نکرده است و تنها تبادل اطلاعات را کاهش داده است. ریاست جمهوری ترامپ در امریکا فعلا دورنمایی برای عضویت کامل گرجستان در ناتو ترسیم نکرده است، با این حال تعامل گرجستان با این بلوک نظامی–سیاسی عمیق تر خواهد شد. ارمنستان در مسیر همگرایی و ادغام در پروژه‌های مشترک با روسیه گام برداشته است. در این باره، به عبارت دقیق تر می توان به عضویت این کشور در اتحادیه گمرکی و جامعه اقتصادی اوراسیا در زمینه اقتصادی و عضویت در سازمان پیمان امنیت جمعی در زمینه سیاسی–نظامی اشاره کرد. آذربایجان بنا به دلایلی از امضای توافقنامه همکاری با اتحادیه اروپا امتناع،  و یک قرارداد مشارکت کوتاه مدت را جایگزین آن کرده است. این کشور همزمان با این، درصدد افزایش صادرات محصولات غیرنفتی است و کشورهای مستقل مشترک المنافع، آسیای مرکزی، چین، پاکستان و کشورهای عربی از شرکای تجاری اصلی آن می باشند. پیوستن این  جمهوری به جنبش عدم تعهد در سال 2011  به گمانه زنی ها درباره عضویت آذربایجان در ناتو پایان دااده است.  
   
منطقه قفقاز جنوبی در حوزه خاورمیانه به تعامل نزدیک تر با ایران علاقمند شده است. در این رابطه حل و فصل مناقشه قره‌باغ مابین ارمنستان و آذربایجان می تواند فرصت‌های جدیدی ایجاد کند تا منطقه برای روسیه بیشتر قابل پیش بینی شود و به تشنج و وخامت اوضاع نینجامد. حل و فصل موضوعات اساسی با همسایگان اصلی، و شکل گیری روابط متقابل سیاسی –نظامی و اقتصادی نیز به برقراری تعامل عمیق تر و سازنده تر کمک خواهد کرد.   
   
هزینه‌های میانجیگری
تشدید مناقشه قره باغ در آوریل 2016 ثابت کرد، به خصوص روسیه از بیشتر بازیگران خارجی رنج می برد. تلفات آذربایجان و ارمنستان رهبر روسیه را ناگزیر کرد که در عالی‌ترین سطح وارد روند مذاکرات شود: ملاقات روسای جمهور سه کشور و قبل از آن، دیدارهای دیمیتری مدودف نخست وزیر و سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در باکو و ایروان از آن جمله‌اند. البته احیای مواضع روسیه در ارمنستان و آذربایجان مستلزم زمان است. در این رابطه، مواردی از قبیل به نمایش گذاشتن سامانه موشکیِ تاکتیکی-عملیاتی اسکندر در رژه نظامی ایروان، انتصاب کارن کاراپتیان به نخست‌وزیری ارمنستان، بسیج ارامنه روسیه برای سرمایه گذاری در ارمنستان و تخصیص اعتبار 200 میلیون دلاری برای تسلیحات ارمنستان قابل ذکر است. از طرف دیگر، به دلیل تشدید مناقشه قره‌باغ، تناقض‌های موجود در پروژه‌های همگرایی جامعه اقتصادی اوراسیا، اتحادیه گمرکی و سازمان پیمان امنیت جمعی که روسیه رهبری آن را به عهده دارد آشکار شده است. حادثه‌ای که در مرز آذربایجان و ارمنستان در اواخر سال 2016 روی داد و واکنش نیکلای بوردیوژی دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی و همچنین اظهارات وزیر دفاع ارمنستان در این باره که «برخی از اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی به بیماری کودکانه دچار شده اند» نشان داد که همچنان تنش‌ها پیرامون سوق دادن سازمان پیمان امنیت جمعی در این مناقشه تداوم خواهد داشت. ادامه نامعلوم بودن و ابهام در روند حل و فصل مناقشه قره‌باغ مابین ارمنستان و آذربایجان، بیش از آن که مزیتی برای مسکو باشد، خطراتی را برای این کشور در منطقه به همراه داشته است.     
 
نتیجه گیری
گسترش همکاری بین روسیه، ترکیه و ایران، چشم‌اندازهای اجرای پروژه‌های زیربنایی گسترده در مسیر شمال-جنوب با مشارکت هند که از شرکای روسیه در گروه بریکس است، نقش میانجی‌گری روسیه در چارچوب گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا و همچنین تشکیل دولتی پایدار در ارمنستان پس از انتخابات پارلمانی شرایطی را برای آغاز روند حل وفصل بحران فراهم می آورند. وضعیت جدیدی در منطقه شکل می گیرد. از جمله  بازسازی اراضی اشغالی، پایان بخشیدن به محاصره ارمنستان و کشاندن آن به پروژه های منطقه‌ای.  همزمان با این، گروه مینسک سازمان پیمان امنیت جمعی یکی از معدود مواردی است که امریکا و روسیه علی‌رغم همه اختلاف ها در موضوعات بین‌المللی، در آن با هم تعامل دارند. موفقیت مشترک در روند حل و فصل مناقشه قره‌باغ می تواند نمونه‌ای از تعامل موفق این دو کشور باشد و زیربنایی را برای حل وفصل دیگر اختلافات حاد ایجاد نماید.  

زمان آغاز حل وفصل این مناقشه‌ی چندین ساله فرا رسیده است. در حالی که این عقیده وجود دارد که پس از حل مناقشه قره باغ، طرف های درگیر و همچنین کشورهای عضو گروه مینسکِ سازمان پیمان امنیت جمعی در منطقه با خطر از دست دادن موقعیت کنونی مواجه خواهند بود، روند حل و فصل بحران مختل خواهد شد، و در این شرایط احتمال وقوع یک جنگ کم شدت و ادامه رویارویی منابع فرسایشی که همراه با تعمیق درگیری و اختلاف در پروژه های همگرایی در فضای اوراسیاست، تا حد زیادی افزایش می‌یابد.     
 
 
نویسنده: فرهاد محمدف - مدیر موسسه تحقیقات راهبردی وابسته به ریاست جمهوری آذربایجان

مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دنشگاه تهران
 
 
یادداشت ها:
1- یک گروه افراطی ارمنی
2- Anzhe Kasprzyk نماینده رئیس دوره‌ای سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) در گروه مینسک
3- اشاره به تاکتیک جنگی بیزانس که علیرغم داشتن پیاده نظام گسترده، وظیفه اصلی نبرد بر دوش سواره نظام بود.
 

منبع اصلی:
http://www.globalaffairs.ru/global-processes/Poteryannyi-god-nagorno-karabakhskogo-uregulirovaniya-18662
 
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی "ايراس" نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران منطقه منتشر شده است»
 
 
کد مطلب: 3160