پیدا و پنهان سفر مرکل به روسیه

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۲۹
Share/Save/Bookmark
 
دکتر رکسانا نیکنامی: سفر مرکل پس از قریب به دو سال از آخرین دیدار رسمی از روسیه، حاوی پالس های اقتصادی و سیاسی فراوانی است. این اولین دیدار پس از رویت ابرهای تیره در آسمان روابط دو کشور- در نتیجه بحران اوکراین- محسوب می شود. اکتبر 2016، با حضور فرانسوا اولاند و پیتر پورشنکو ملاقات ان دو در برلین صورت گرفت و در مورد نقشه راه اجرای توافق مینسک گفت و گو شد؛ اما هیچ پیشرفتی در این حوزه صورت نگرفت. سوال مهمی که مطرح می شود این است، که با وجود بن بست های سیاسی در مذاکرات دو کشور و نقش محوری آلمان در اعمال تحریم های اتحادیه اروپا بر روسیه، چگونه می توان سفر مرکل به روسیه را تحلیل کرد؟
 
ایراس: سفر مرکل پس از قریب به دو سال از آخرین دیدار رسمی از روسیه، حاوی پالس های اقتصادی و سیاسی فراوانی است. این اولین دیدار پس از رویت ابرهای تیره در آسمان روابط دو کشور- در نتیجه بحران اوکراین-  محسوب می شود. اکتبر 2016، با حضور فرانسوا اولاند و پیتر پورشنکو ملاقات ان دو در برلین صورت گرفت و در مورد نقشه راه اجرای توافق مینسک گفت و گو شد؛ اما هیچ پیشرفتی در این حوزه صورت نگرفت. سوال مهمی که مطرح می شود این است، که با وجود بن بست های سیاسی در مذاکرات دو کشور و نقش محوری آلمان در اعمال تحریم های اتحادیه اروپا بر روسیه، چگونه می توان سفر مرکل به روسیه را تحلیل کرد؟
 
به نظر می رسد که هدف مرکل از این سفر دارای دو بعد پنهان و آشکار است. پیامدهای پنهان این سفر به مراتب دارای ارزش بیشتری برای شخص مرکل است. طبق اعلام مراجع آلمانی، هدف از این سفر آماده سازی و هماهنگ سازی شرایط، برای برگزاری اجلاس گروه بیست است که قرار است به زودی در هامبورگ برگزار شود. در واقع از این منظر می توان این سفر را تحت عنوان یک ژست سیاسی از سوی مرکل جهت نمایش پویایی های سیاست خارجی خود عنوان کرد. اما در حوزه اهداف پنهان، شاهد پیچیدگی های فراوانی هستیم که اهمیت افزون تری نیز دارند. این اهداف را می توان به شکل زیر خلاصه کرد:
 
اهداف پنهان سفر مرکل
خارجی
متغیر ترامپ
وضعیت شرق اوکراین

داخلی
اقتصاد داخلی آلمان
امنیت انرژی
مانور اتخاباتی

 
1. اهداف داخلی سفر
مانور انتخاباتی: شاید مهمترین هدف مرکل از این سفر باشد. سیاست های مرکل در راستای ابقای خود در پست صدرعظمی قرار دارد. نظر سنجی ها نشان می دهد که اگر سوسیال دموکرات ها با احزاب چپ و سبز متحد شوند،ائتلاف گسترده ای ایجاد می- شود که احتمال دارد بتواند اکثریت پارلمانی را حاصل کند. از سوی دیگر سوسیال دموکرات ها شروع به مذاکره با احزاب لیبرال نیز کرده اند و مارتین شولتز، رهبر آنها، در حال تبدیل شدن به یک قهرمان ملی است.
 
زمانی که او در سال 2014 از همکاری با روسیه سخن می راند؛ آن را در راستای سیاست نگاه به شرق  دهه 1970 قرار می داد و بخش تجاری آلمان نیز این سیاست را می ستود. از سال 2015 این سیاست کاملا چرخش 180 درجه ای را تجربه کرد و آلمان رجعتی به سال های قبل از صدراعظمی "کنراد آدنائر" نمود. مرکل بهتر از هر کسی می داندکه موقعیتش به خطر افتاده است و گشایش مجدد روابط با روسیه به معنای کسب رای مثبت تجار و صنعتگران است. بحران های اروپایی گسترده ای از برگزیت،گرکزیت  و افزایش قدرت جبهه ملی در فرانسه گرفته تا بحران مهاجران و چالش های روابط با ترکیه و لهستان او را دوره کرده است. فرصت کمی مانده تا مرکل به ترمیم چهره سیاسی خود بپردازد. اما او اولین گام را در این حوزه با سفر به مسکو که شاه کلید مشکلات سیاسی آلمان است؛ برداشته است. طرفداران روسیه نیز که در آلمان " Russlandverstehen" نامیده می شوند؛ کاملا مخالف با سیاست های مرکل هستند.
 
تمام سعی سوسیال دموکرات ها این است که خود را به عنوان میانجی صلح در اذهان جای بیندازند؛ بدون این که خود را وارد تله سیاست شرقی مطروحه ویلی برانت نمایند. در محافل سیاسی آلمان این نگاه شکل گرفته است که پروپوگاندای رسانه ای روس ها در فضای داخلی آلمان موفق عمل کرده است و در مسیری قرار گرفته که ملکه اروپا را از تخت به زیر کشد. در گزارشی که در سال 2016 توسط SWP منتشر شد، به دولت مرکل هشدار داده شد که احتمال کارشکنی مسکو در انتخابات پاییز 2017 و تحریک گروه های افراطی وجود دارد. همچنین به احتمال حملات سایبری روس ها نیز اشاره شد. وجود اطلاعاتی که مبین وجود این رویکرد در کمپین انتخاباتی مانوئل مکرون در فرانسه است، نگرانی دموکرات مسیحی ها را افزایش داده است. اختلاف میان دموکرات مسیحی ها و اتحادیه سوسیال مسیحیان بر سر سیاست های مهاجرتی و پناهندگی بسیار پررنگ شده است.
 
امنیت انرژی: این موضوع از محورهای اصلی چانه زنی آلمان و روسیه است. حتی در ملاقات اعضای پارلمان روسیه و آلمان در سال 2015 در مسکو، پروژه دوم "نورد استریم" بسیار مورد توجه قرار گرفت. آلمان معتقد بود که این پروژه زیرمجموعه سیاست انرژی اروپا قرار گرفته و خارج از دایره تحریم ها است و در نتیجه از آن حمایت سیاسی می کرد. بدون شک اجرای این پروژه برای آلمان بسیار مهم است؛ چرا که با اجرای آن آلمان تبدیل به هاب انرژی اروپا خواهد شد.
 
تلاش های روسیه به عنوان تولیدکننده عمده گاز، مبتنی بر ساختار عدم تقارن بازار است. آلمان یک سوم مصرف گار طبیعی خود را از روسیه تامین می کند؛ اما از آنجا که وابستگی متقابل خود را متقارن می داند، در مورد ایجاد خط لوله دوم نورد استریم نگرانی ندارد. حتی هنگامی که اتحادیه اروپا مشتاق احداث خط لوله انتقال گاز دریای خزر به اروپا، بدون عبور از قلمرو روسیه بود؛ آلمان علاقه چندانی بدان نشان نمی داد. در واقع روس ها از دیپلماسی خط لوله برای ارتقای قدرت خود سود برده اند. آلمان می داند که روس ها در عین پایبندی به آنها، برتری نامتقارن خود را علیه کشورهای کوچکتر مثل اوکراین، اعمال می کنند. بنابراین احتمالا یکی دیگر از اهداف مرکل مذاکره بر سر این موضوع خواهد بود.
 
اقتصاد داخلی آلمان: امروزه مرکل با فشار های فزاینده ای از سوی لابی های صنعتی آلمان روبرو است. آنها معتقدند که اعمال تحریم ها بر روسیه، ضربه سنگینی بر منافعشان وارد کرده است. بدون شک در میان کشورهای اروپایی ،آلمان بیشترین آسیب را متحمل شده است. آلمان مهمترین مشتری گاز پروم است.از سوی دیگر روسیه نیز برای آلمان اهمیت فراوانی دارد زیرا روسیه یازدهمین شریک تجاری آلمان است، 39%گاز آلمان را تامین می کند و 6200 شرکت آلمانی به طور مستقیم با روسیه ارتباط دارند. چندین شرکت مهم آلمان از جمله زیمنس،فولکس واگن،آدیداس و دویچ بانک مخالفت خود را با این تحریم ها علیه روسیه اعلام کرده اند.
 
در سال 2012 حجم روابط اقتصادی دو کشور حدود 80 میلیارد دلار بود؛ اما در سال 2016 به 50 میلیارد دلار رسید که افول چشمگیری است. لابی هایی نظیر" انجمن آلمان-روسیه" (1) و " گفت و گوهای پترزبورگ" (2) خواهان گفت و گو با مسکو، برداشته شدن تحریم ها و حل مشترک مسایل بین المللی هستند. طبق اعلام رسمی وزارت امور خارجه آلمان، علی رغم بحران های سیاسی میان طرفین، 520 شرکت آلمانی در روسیه سرمایه گذاری کرده اند.کاهش ارزش روبل و درنتیجه کاهش سطح دستمزد، سرمایه گذاری در روسیه را جذاب کرده است. در سال 2016 میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی آلمان در روسیه، 2/2 میلیارد دلار افزایش یافته است.اکثر سرمایه گذاری های جدید در تاتارستان و کالوگا انجام شده است (3). بخش صنعتی آلمان معتقد است که ادامه این تقابل برای آلمان هزینه بر خواهد بود . هدف مهم دیگر مرکل، پیگیری اهداف پراگماتیک بر مبنای منافع اقتصادی است.
 
2. اهداف خارجی سفر
وضعیت شرق اوکراین:
روابط میان مسکو و برلین بر سر مساله شرق اوکراین تیره شده است و این به معنای سوخت شدن بسیاری از فرصت های آلمان است.آلمان تاکید دارد که لغو تحریم ها علیه روسیه در شرایطی ممکن است که موافقت نامه مینسک به طور کامل اجرا شود. قبل از سفر مرکل به روسیه, استفان سایبرت، سخنگوی دفتر صدراعظم اعلام کرده بود که در روابط فی مابین، دو موضوع حیاتی است: مغایرت الحاق کریمه با حقوق بین الملل و مساله ناآرامی های شرق اوکراین. مساله عادی سازی روابط باب طبع هر دو طرف است و با منافع اقتصادی و سیاسی آنها در یک راستا قرار می گیرد؛ اما خیابان های ورود ممنوع هم در این مسیر فراوانند. مسکو نگران سیاست های مداخله جویانه آلمان در اوکراین است و در مقابل، آلمان هم تمام فکرش تغییر رژیم در اوکراین است.
 
متغیر ترامپ            
انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده در سال 2017 تغییرات زیادی را در رویکرد این کشور نسبت به آلمان در پی داشت. وی کاملا مخالف ساختار ناتو است. دونالد ترامپ تاکنون موضع خود را در برابر روسیه علنی نکرده است. در اثر تحریم ها، اروپا به کاهش 20% از حجم تجارت خود با روسیه پرداخت؛ در حالی که امریکا به افزایش7 درصدی روابط تجاری خود دست زده است. امریکا همیشه مدافع تحریم های اروپایی علیه روسیه بوده و این بازی دوگانه خیلی به مذاق آلمان ها خوش نیامده است.
 
بعد از بمب باران سوریه توسط امریکا، ثابت شد که دونالد ترامپ به هیچ وجه، شریک قابل پیشبینی نیست. امروزه مرکل و ترامپ اختلافات عمیقی بر سر مسایلی نظیر پناهجویان، منطقه آزاد  تجاری و ناتو دارند. مسکو و برلین متفق القول هستند که ترامپ را نمی توان کنترل کرد. بدیهی است که با وجود روی خوشی که ترامپ به پوتین نشان داده است؛ آلمان ها سعی خواهند کرد تا از قافله عقب نمانده و سیاست خارجی خود را بر مبنای واقع گرایی به پیش برانند. پس از برگزیت و تسلط گرایشات پاسیفیک بر سیاست خارجی امریکا، نقش آلمان در پیشبرد سیاست های اتحادیه اروپا پررنگ تر شده است. در این باب آشتی با روسیه وسیله ای است که به مرکل کمک می کند با هزینه های کمتری سیاست های خود را به پیش براند.
 
فرجام
انتخابات آلمان نزدیک است و سفر به روسیه به معنای گشایش دوباره مسیر تجاری است که به دنبال تحریم ها مسدود شده بود. معنای ضمنی این برآیند، خرید آرای بیشتر برای مرکل است. شکاف های سیاسی، اخلاقی و حتی مدیریتی میان پوتین و ترامپ به حدی زیادی است که نمی توان انتظار داشت به این زودی ها رفع شود.در بهترین حالت می توان به این سفر به عنوان یک ژست سیاسی در بحبوحه اجلاس گروه 20 و انتخابات پیش روی آلمان نگریست.اما انتظار فرج در روابط مسکو و برلین در اینده نزدیک بسیار آرمان گرایانه به نظر می رسد.


نویسنده: دکتر رکسانا نیکنامی- عضو هیات علمی دانشگاه گیلان


یادداشت ها:
1- Das Deutsch-Russische Forum
2- Peterrsburg Dialogue
3- Report of "Auswärtige Amt "at: http://www.auswaertiges-amt.de/EN/Aussenpolitik/Laender/Laenderinfos/01-Nodes/RussischeFoederation_node.html
 
  
کد مطلب: 3158