حسن بهشتی پور در گفتگو با ایراس:

باید موضع خود را نسبت به روسیه در قبال آسیای مرکزی و قفقاز تعیین کنیم

تاریخ انتشار : يکشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۵۴
Share/Save/Bookmark
 
حسن بهشتی پور: یک ربع قرن از زمان استقلال پنج کشور آسیایی مرکزی و سه کشور قفقاز جنوبی می گذرد ولی هنوز اهمیت راهبردی این مناطق برای مسئولین ما از جمله در وزارت خارجه در سطحی که باید باشد، درست جا نیفتاده است ... درحال حاضر شناسایی مهم ترین موانع موجودی که بعضی از آنها مربوط به روابط دو جانبه و بعضی دیگر مربوط به مخالفت کشورهایی همچون امریکا و رقابت با کشورهایی همچون روسیه و ترکیه در منطقه است، در اولویت اول قرار دارد و سپس پرداختن به اینکه چگونه می توان از آنها عبور کرد و تهدیدات موجود را به فرصت تبدیل نمائیم. اینها کارهایی اساسی هستند و انتظار می رود انجام شود. اینها زمانی انجام خواهد شد که ما بپذیریم اهمیت آسیای مرکزی و قفقاز برای ایران اگر بیشتر از آسیای غربی نباشد، کمتر هم نخواهد بود ...
 
ایراس: در حالی که 25 سال از استقلال کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی می‌گذرد و با وجود آنکه این مناطق به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و تمدنی و اهمیت ژئوپلیتیک همواره یکی از اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده اند، اما از نگاه بسیاری از کارشناسان دیپلماسی ایران در این مناطق هنوز با اهداف خود فاصله بسیاری دارد. این انتقاد به سیاست منطقه ای دولت یازدهم نیز وارد است. این در حالی است که دولت یازدهم در چارچوب گفتمان اعتدال‌گرایی، توجه ویژه‌ای را به گسترش مناسبات با جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز معطوف داشته است. آقای حسن بهشتی پور کارشناس کهنه کار در مسایل منطقه در گفتگو با موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، ضمن اشاره به ریشه دار بودن موانع در مسیر توسعه روابط ایران با این جمهوری های استقلال یافته از شوروی سابق، مشکل اساسی را در فقدان سند راهبردی برای مناسبات ایران با منطقه آسیای مرکزی و قفقاز می­داند.
بهشتی پور می­گوید باید تصمیم بگیریم می خواهیم اهداف خود در آسیای مرکزی و قفقاز را در چارچوب همکاری یا رقابت با روسیه دنبال کنیم و سپس راهبردهای لازم را تدوین نماییم. وی معتقد است واگذاری این امر به روسیه، یعنی هدف بهبود مناسبات ایران با کشورهای منطقه، نتیجه ای جز سردی روابط با این همسایگان را نخواهد داشت.
 
ایراس: نظر شما در ارزیابی دیپلماسی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی چیست؛ اینکه به نظر شما روابط ایران با آسیای مرکزی و قفقاز در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی نسبت به دوره های قبل چه تفاوتی داشته و آیا پیشرفت و توسعه ای داشته است یا خیر؟
 
بهشتی پور: اگر بخواهیم این موضوع را به صورت واقع بینانه و به دور از هر گونه شعار بررسی کنیم، از نظر من به عنوان کسی که بیرون از وزارت خارجه، بخش دیپلماسی عملی و همچنین نتایج و آثار موجود وزارت خارجه  را بررسی کرده است عرض می کنم تغییر فوق العاده ای در سیاست منطقه ای ایران در قبال این دو منطقه مهم یعنی آسیای مرکزی و قفقاز مشاهده نکردم.
 
 البته دولت آقای روحانی برای بهبود روابط با پنج کشور آسیای مرکزی و سه کشور قفقاز جنوبی، اقدامات اساسی در ادامه روند گذشته  انجام داده است. اما واقعیت این است آنچه که می تواند روابط ایران با این دو منطقه راهبردی را دچار تحول و یک جهش کند، این است که یک بار و برای همیشه یک برنامه جامعی برای سیاست ایران در این مناطق تدوین شود و بر اساس این برنامه جامع ایران بتواند اقدامات ریشه ای و پایه ای را انجام دهد. تا شاهد یک جهش قابل توجه در مناسبات ایران با هشت کشور این دو منطقه باشیم.  آنچه که در حال حاضر شاهد آن هستیم ، متناسب با تحولات روز منطقه  اقداماتی انجام می شود. در واقع  تصمیم گیری ها بر اساس نیاز روز و با توجه به سیاست های کلان جمهوری اسلامی ایران در روابط با سایر کشورها  انجام می شود و هیچ کار ویژه ای را که اختصاص به این منطقه داشته باشد شاهد نیستیم.
 
اکنون یک ربع قرن از زمان استقلال  پنج کشور آسیایی مرکزی یعنی ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان و سه کشور قفقاز جنوبی یعنی جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان می گذرد. مجموع این هشت کشور نزدیک به شش میلیون کیلومتر مربع وسعت دارند و  نزدیک به شصت میلیون نفر جمعیت را شامل می شوند. ولی هنوز اهمیت راهبردی این مناطق برای مسئولین ما از جمله در وزارت خارجه در سطحی که باید باشد، درست جا نیفتاده است. این واقعیت را بنده از نوع عملکرد در 25 سال گذشته استنباط می کنم.
 
از آنجا که سیاست خارجی و به تبع آن دیپلماسی ایران در اسیای مرکزی و قفقاز به شکل برنامه ریزی شده و سازمان یافته تدوین نشده است. دولت آقای روحانی نیز میراث دار تلاش گذشتگان بوده است با این تفاوت که در چهار سال اخیر موفق شده یکسری از مشکلاتی را که در اثر سیاست های تحریمی ناشی از پرونده سازی هسته ای علیه ایران بوجود آمده بود ، برطرف نماید. بخصوص  اینکه بعد از برجام دست دولت بیشتر باز شده برای اینکه بتواند همکاری ها را در زمینه های اقتصادی بیشتر افزایش دهد. ولی متاسفانه ما شاهد آن جهش مورد انتظار در روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای قفقاز جنوبی نبودیم و همچنان باید منتظر باشیم تا روزی یک برنامه مدون ، دقیق، چارچوب دار برای دیپلماسی ایران در این مناطق طراحی شود وبه مورد اجراء گذارده شود. در این برنامه جامع باید  مشخص شود اهداف ایران در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی چیست . مهم تر اینکه چگونه می توان به آن اهداف دستیابی پیدا کرد.
 
دقیقا مشخص شود چه اقداماتی توسط چه کسانی و چگونه و در چه زمانی باید اجرا شود.  همچنین  طراحی یک برنامه عملیاتی به منظور رسیدن به راه های دستیابی به منافع مشترک و متقابلا سودمند برای ایران و هشت کشور مذکور بسیار اهمیت دارد.
 
درحال حاضر شناسایی مهم ترین موانع موجودی که بعضی از آنها مربوط به روابط دو جانبه و بعضی دیگر مربوط به مخالفت کشورهایی همچون امریکا و رقابت با کشورهایی همچون روسیه و ترکیه در منطقه است، در اولویت اول قرار دارد و سپس پرداختن به اینکه چگونه می توان از آنها عبور کرد و تهدیدات موجود را به فرصت تبدیل نمائیم. اینها کارهایی اساسی هستند و انتظار می رود انجام شوند. و زمانی اینها انجام خواهند شد که ما بپذیریم اهمیت آسیای مرکزی و قفقاز برای ایران اگر بیشتر از آسیای غربی نباشد، کمتر هم نخواهد بود.
 
ایراس: در ارتباط با دیپلماسی دولت آقای روحانی در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی عنوان کردید که دولت ایشان اقداماتی را انجام داده ولی این اقدامات در سطح مورد انتظار نتیجه لازم را نداشته است. علاوه بر آنچه گفتید فقدان یک برنامه مدون در ارتباط با این منطقه، به نظر شما چه عوامل دیگری موجب کم اثر شدن اقدام های دولت آقای روحانی در توسعه مناسبات با این منطقه بوده است؟ و چگونه می شود این روابط را به سمت توسعه آن  هدایت کرد؟
 
بهشتی پور: همانطور که عرض کردم دولت آقای روحانی میراث دار سیاست ها و عملکرد سالهای قبل می باشد. بیست و پنج سال یا ربع قرن از استقلال این جمهوری ها می گذرد ، بنابر این ما فرصت کافی داشتیم که مطالعات همه جانبه ای را داشته باشیم و تصمیم قاطع بگیریم برای اینکه نهادهای ذیربط در اینجا هماهنگ شوند و بتوانند یک برنامه  عمیق ، دقیق، و تاثیر گذار را طراحی کنند.  متاسفانه دولت آقای روحانی با مشکلات قبل از خودشان روبرو بوده اند. و این مشکلات  مختص به دولت های نهم و دهم نمی شود، بلکه در دولت های قبل تر از آن هم این مشکلات وجود داشته است.
 
اصولاٌ از سال 1371 که اصل روابط این کشورها با ایران شروع می شود، ما دچار این معضل بوده ایم که یک برنامه مدونی برای کار با این کشورها نداشته ایم. بنابر این رفع این مشکلات یک عزم ملی را می طلبد. در واقع دولت یک بخشی از مسائل است، ولی همه آنها نیست. بعنوان مثال دولت تاجیکستان در همین یک الی دو سال اخیر،یک بهانه ای را پیدا کرد که روابط خود با ایران را کاهش دهد و مشکل ایجاد کند، در حالیکه دولت تاجیکستان در بین پنج کشور آسیای مرکزی، بیشترین و نزدیک ترین مناسبات را با ایران داشت. اما حضور آقای کبیری رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان  در ایران بهانه ای شد که دولت تاجیکستان در اعتراض به این دیدار  مناسبات  خود با ایران را کاهش دهد.  البته من متوجه هستم که این کاملاٌ بهانه است. ولی ما می توانیم که این بهانه را به دست آنها ندهیم. این بهانه هم ربطی به دولت نداشت. البته شاید مشاوره وزارت خارجه در ارتباط با دعوت نمودن یا ننمودن آقای کبیری ربط دارد، اینکه ایشان به ملاقات مقام معظم رهبری بروند یا نروند و این اقدام خیلی مهمی بود. ولی به هرشکل این بهانه درست شد و عملاٌ روابط ایران و تاجیکستان کلی تحت تاثیر این ماجرا قرار گرفت. این یک مثال است که عرض کردم.
 
نهادهایی که در ایران در ارتباط با روابط خارجی فعال هستند، اینها باید خودشان با یکدیگر هماهنگ کنند، در آن اوایل در سال 1371 نهادی به نام ستاد کشورهای مشترک المنافع تشکیل شده بود که هماهنگ کننده سیاست های ایران با کشورهای تازه به استقلال  رسیده در آن دوره بود. اما بعد از بیست و پنج سال هنوز چنین ستادی که هماهنگ کننده نهادهای تصمیم گیرنده جمهوری اسلامی ایران  در ارتباط با این کشورها باشد، بوجود نیامده یااینکه فعال نیست تا بتوانند کاررادرست پیش ببرند. این هماهنگی بسیار بسیار ضروری است. به عنوان مثال، برای اینکه بانک هایی در آن طرف و همچنین در ایران بتوانند فعالیت داشته باشند، باید با وزارت اقتصاد و دارایی ، بانک مرکزی ایران هماهنگ باشند و بتوانند اقدامات دقیق و سریع را برای تجار و بازرگانان انجام داده و برای آن طرف «ال سی» باز کنند. همچنین بازرگانان آنها نیز باید بتوانند به راحتی در بانکهای  ایران اعتبار لازم را بدست آورند.
 
همچنین بحث بیمه کالاها یکی دیگر از موضوعاتی است که مطرح می باشد. در بحث مسائل فرهنگی و  ارتباط بین بخش سازمان ارتباطات فرهنگی و وزارت ارشاد و هماهنگی رایزن فرهنگی با سفیر ایران در این کشورها ،  همه اینها مسائل مهمی هستند که برای گسترش همکاری های ایران با کشورهای این منطقه بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر این سیاست های دفاعی ایران و ارتباطات آن با وزارت دفاع و رایزن نظامی ما در آن منطقه، همه اینها مسائلی است که بایستی هماهنگی برای آنها انجام شود. بطور اختصار می توان گفت مهمترین موانعی که بر سر همکاری  با این منطقه وجود دارد؛ شامل بانک و بیمه، یا معرفی امکانات ایران در آن طرف و یا امکانات آن طرف برای بازرگانان و تجار ایرانی در این طرف، همچنین هماهنگی بین نهادهای مختلف سیاسی، اقتصادی،فرهنگی، امنیتی و دفاعی است که طی بیست و پنج سال گذشته ،تمامی اینها موضوعات اساسی بوده و همچنان حل نشده است.
 
 در دولت فعلی هم همین مسیر ادامه پیدا کرده است. در مواردی هم بوده که مشکلاتی بوجود آمده است. مثلاٌ در ارتباط با قیمت فروش گاز به ترکمنستان اختلافاتی بوجود آمد. اینکه چرا این نرخ موجب اختلاف شده، این هم یک بحثی است. که هر کدام از طرفین دیگری را مقصر می داند.  من نمی خواهم وارد این داوری بشوم اینکه کدام طرف مقصر است، اما می خواهم بگویم که هماهنگی بین وزارت نفت و وزارت خارجه در ارتباط با این موضوع بسیار بسیار مهم است. و اهمیت حل این مساله در روابط دو کشور همسایه ایران و ترکمنستان خیلی حائز اهمیت زیاد است. من شنیده ام که آقای ظریف وزیر امور خارجه در سفری که اخیراٌ به ترکمنستان داشته اند، این مساله را حل نموده اند. نمی دانم واقعاٌ این مساله بطور کلی حل شده است یا خیر. اما امیدوارم حل شده باشد و این در سایه هماهنگی بین وزارت خارجه و وزارت نفت، می توان از تکرار آن جلوگیری کرد.  در ارتباط با موضوعات دیگر هم این چنین است. و اگر بخواهیم مثال بزنیم، در مورد گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان مثال های متعددی وجود دارد.
 
ایراس: با توجه به صحبت های شما چند سوال مطرح می شود. در بحث انگیزه توسعه مناسبات به نظر می رسد که بین ایران با آسیای مرکزی و قفقاز انگیزه ها یک جانبه است. صرف نظر از اینکه شما مطرح کردید که ایران بدون برنامه بوده، ولی ایران در این زمینه خیلی تلاش کرده است. به هرحال ایران در این بیست و پنج سال برای توسعه مناسبات خود با کشورهایی همچون تاجیکستان،ترکمنستان خیلی سرمایه گذاری کرده اما به رغم وجود پتانسیل ها ، نتوانسته پیوند واقعی با این کشورها را بوجود بیاورد و این به گونه ای شده که اکنون در روابط مان، شاهد مانع تراشی از جانب این دولت ها هستیم و آنها برای توسعه مناسبات، از ایران امتیاز خواهی می کنند. به نظر شما دلیل این مساله چه چیزی است؟ شما می گویید ایران باید برنامه جامعی را در ارتباط با این کشورها داشته باشد، به نظر شما آیا ایران خواهد توانست بر این موانع غلبه کند؟
 
بهشتی پور: بله، حتماٌ خواهد توانست. اولاٌ ما باید یک موضوع را برای خودمان روشن کنیم. در بین گفتگوهای خصوصی در ایران ، همیشه همه تقصیرها را به عهده طرف مقابل می اندازیم. هیچ وقت و در هیچ جا نشنیده ام که کسی عنوان کند که ایران چه کوتاهی هایی داشته است. قصد من این نیست که همه چیز را به گردن ایران بیندازم و ایران را مقصر بدانم. اما می خواهم بگویم که بنده به عنوان پژوهشگری که سالهای سال است در این حوزه مشغول به کار هستم، هیچ گاه شاهد این نبوده ام و ندیده ام که مسئولین ما از خودشان انتقاد کنند و کوتاهی هایی که خودمان در ارتباط با این منطقه داشته ایم بپذیرند.
 
به عنوان نمونه عرض می کنم در برقراری مناسبات با این کشورها  از همان ابتدا همه چیز را از دروازه مسکو نگاه کرده ایم. وقتی که می خواستیم با این کشورها وارد تعامل شویم، می گفتیم که باید نگاه ما از مسکو به این کشورها باشد. یعنی اینکه ملاحظات و منافع روسیه را در این منطقه لحاظ کنیم و دچار چالش جدی با روسیه نگردیم. نگران بودیم که اگر با روسیه در رابطه با آسیای مرکزی و قفقاز دچار چالش شویم، این برای ما مشکل ایجاد خواهد کرد. اکنون بعد از بیست و پنج سال همین تفکر را بررسی کنیم، آیا این فکر درست بوده یا اشتباه کردیم؟ اگر درست بوده است، پس چرا منافع ایران تامین نشده و اگر اشتباه بوده، باید چه راهکار دیگری را جایگزین آن می کردیم که انجام نشده است.
 
 بحثی که خیلی مهم است می گوییم آنها تمایلی نشان نمی دهند. چرا آنها تمایلی نشان نمی دهند؟ کشوری مانند تاجیکستان تمایل زیادی برای روابط با ایران داشته است. باید بررسی کنیم  و ببینیم که ما چه کرده ایم که این تمایل تبدیل به عدم تمایل و بی انگیزه شده است. پس بنابر این تمایل در این کشورها وجود داشته است، اما با توجه به شروطی بوده است. یعنی اولاٌ نگاه ایران نباید از بالا باشد. همانطور که ما خواستار این نیستیم که سایر کشورها از موضع بالا با ما برخورد داشته باشند، ما هم در ارتباط با این کشورها نباید از موضع بالا برخورد کنیم. نباید بگوییم که هر کدام از این کشورها تا دیروز به عنوان یک استان محسوب می شدند، یا اینکه پنج الی شش میلیون جمعیت چه اهمیتی دارد؟ من متاسف هستم که این مثال ها را می زنم. می خواهم بعنوان فکت مطرح کنم.
 
متاسفانه نگاه ما به این کشورها نگاه از بالا به پایین بوده است. نگاه ما اینگونه بوده که نمی خواستیم به عنوان یک کشور مستقل و بعنوان شریک برابر با آنها رابطه داشته باشیم و گفتگو کنیم. تردیدی نیست که با این نگاه، آنها در مقابل ما بهانه جویی خواهند کرد. از آن طرف آنها هم در تعامل با ایران یک سری ضعف هایی اساسی داشته اند. که برایجاد کندی در مسیر توسعه روابط افزوده است . به عنوان مثال اقتصاد این کشورها بیشتر بر تقسیم فرصت ها بر اساس نفوذ سیاسی یا حزبی و خانوادگی استوار بوده که همین موضوع مهم کار با این کشورها را دشوار کرده است.
 
علاوه بر این تمام هم و غم امریکا در منطقه آسیای مرکزی و همچنین قفقاز جنوبی این است که همه چیز در این مناطق بدون حضور ایران باشد. آمریکا در 25 سال اخیر  تلاش کرده است که  کلیه پژوه های مهم انتقال نفت و گاز در منطقه و همچنین توسعه خطوط ریلی و حمل و نقل بدون مشارکت ایران انجام شود. آمریکا برای رسیدن به این هدف از سیاست تطمیع همراه با تهدید، استفاده کرده است.
 
بنابراین در ارزیابی منصفانه سیاست خارجی ایران در 25 سال گذشته و بویژه در چهار سال اخیر دولت اقای روحانی ما  باید مجموعه عوامل را در نظر بگیریم.
 
آنچه که مورد انتظار است دیدن و بررسی روندهای گذشته برای کشف  اینکه نقاط قوت ما در کجا بوده و آنها را قوی تر و نقاط ضعف ما در کجا بوده ، آنها را هم برطرف کنیم.
 
 اصولاٌ اولویت های  ایران در آسیای مرکزی کدامند  و  قرار است در بازه زمانی چهار سال آینده به کجا برسیم؟  شناسایی رقبای ایران و امکاناتی که دارند نیز اهمیت اساسی دارد . باید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که تا چه میزانی می توانیم با این رقبا تعامل داشته باشیم؟ با چه تعداد آنها می توانیم رقابت سالم داشته باشیم؟
 
خلاصه اینکه روابط ایران با آسیای مرکزی و قفقازجنوبی، باید به صورت دو جانبه باشد و روابط یک طرفه، معنا پیدا نمی کند. اما بعنوان یک پژوهشگری که طی این بیست و پنج سال روند تحولات  این کشورها را از زمان استقلالشان رصد کرده ام ، می توانم شهادت بدهم که مقاطع بسیار متعددی بوده که کشورهای منطقه خواهان توسعه روابط با ایران بوده اند، ولی آن علائم و اقدامات لازم را از جانب ایران مشاهده نکرده اند. البته در جاهایی هم بوده که کشوری مانند ازبکستان، در سال هایی که آقای کریموف رئیس جمهور این کشور بود، به هر دلیلی در توسعه روابط با ایران مشکل شخصی داشت. ولی با رفتن آقای کریموف و آمدن آقای میرضیایف فرصت بسیار مغتنمی است که ایران یک بنیان جدیدی را در روابط خود با ازبکستان بنا کند. همچنین دولتی مانند قزاقستان بسیار مایل به توسعه روابط با ایران است. به هرحال باید روابطی را تعریف کنیم که برای هر دو طرف سودمند باشد. روابطی که  نفع یکطرفه داشته باشد پایدار نمی ماند.
 
به عنوان نمونه در ارتباط با ترکمنستان ما بحث انتقال گاز به ایران و از آنجا به ترکیه و اروپا را داریم همچنین بحث تعیین مرزهای آبی و رژیم حقوقی دریای خزر را داریم. این دو موضوع را باید در روابط با همسایه شمالی کشورمان یکبار برای همیشه حل و فصل نماییم  و باید این را در قالب یک طرح جامع در روابط دوجانبه به نتیجه برسانیم. الان مدت های مدیدی است که مشکل دریای خزر حل نشده است. اگر چه اعلام شده که این مساله در حال طی کردن مراحل آخر است. اما مهم این است که این موضوع بیست و پنج سال طول کشیده است. کاری که در همان اوایل می توانست حل و فصل گردد.
 
ایراس: به مساله در نظر داشتن ملاحظات روسیه در روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز اشاره کردید. به نظر شما آیا در دوره فصل جدیدی که در روابط ایران و روسیه بوجود آمده و هر دو طرف تمایل خود را برای تبدیل روابط شان به روابط راهبردی نشان می دهند، آیا ممکن است این ملاحظات غفلت ایران از آسیای مرکزی و قفقاز را بیشتر کند؟
 
بهشتی پور: بله می شود، ولی خیلی سخت است. روسیه در سیاست خارجی خود در ارتباط با بیشتر کشورها، از جمله ایران عادت کرده است که هزینه ها را از جیب سایر کشورها پرداخت کند. به جای اینکه خودش در تامین هزینه ها مشارکت نماید، روسیه به گونه ای رفتار می کند که در روابط با سایر کشورها وقتی قرار است که هزینه ای پرداخت شود، از جانب طرف مقابل هزینه پرداخت گردد؛ مثلاٌ حضور روسیه در خاورمیانه بویژه در سوریه، ایران در این زمینه مشارکت خیلی فعالی را داشته که این به نفع ایران، روسیه و مردم سوریه بوده اما ایران انتظار داشت که همین همکاری، پایه ای برای همکاری ایران، روسیه و قفقاز جنوبی شود و همین نوع همکاری بین ایران، روسیه و آسیای مرکزی شکل بگیرد. ولی روسیه به هیچ وجه حاضر نبوده که در این زمینه با ایران همکاری کند. البته فن دیپلماسی نباید به بن بست برسد و به نظر من یک دیپلمات قوی خود را در برطرف کردن این نوع  موانع سخت  نشان می دهد.
 
به نظر می رسد ایران می تواند منافع مشترکی را با روسیه درقفقاز جنوبی و آسیای مرکزی  تعریف کند که در آن به منافع کشورهای  این دو منطقه هم توجه کافی شده باشد در این صورت است که می توان یک نوع همکاری سه یا چند جانبه را در این مناطق بوجود آورد.
 
 البته در ارتباط با روابط ایران با آسیای مرکزی ، ما می توانیم این را بدون در نظر گرفتن روسیه توسعه بدهیم، اما احتمالا با مشکلات متعددی روبرو خواهیم شد. که باید برای برطرف کردتن ان مشکلات نیز برنامه داشته باشیم . به هرحال روسیه اینجا را حیاط خلوت خودش می داند. و به مدت هفتاد سال در اینجا حاکم بوده است. لذا باید برنامه ریزی را داشته باشیم که ضمن احترام به منافع روسیه ، به منافع خودمان یعنی منافع جمهوری اسلامی ایران و کشورهای منطقه  فکر کنیم  و سعی کنیم که همکاری های سه جانبه بین ایران، روسیه و کشورهای منطقه را بر اصول مشخصی پایه گذاری کنیم.
 
 همه اینها در جنبه های گوناگون قابل عملیاتی شدن است. یک دیپلمات حرفه ای و کار بلد می تواند زمینه های مختلفی را جستجو کند و بدون دامن زدن به اختلاف بین ایران و روسیه، در اینجا یک همکاری سه جانبه را با تک به تک این کشورها را شکل دهد. البته این هم به اختیار خودمان است و می توانیم یک جمع بندی را داشته باشیم و بگوییم که می خواهیم به صورت مستقل با این کشورها وارد گفتگو شویم. این هم یک راه حلی است اما سخت تر و دشوارتر خواهد بود. بویژه در زمانی که ما همچنان با امریکا دچار مشکلات اساسی هستیم و امریکا بدنبال این است که همه مسائل در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی را بدون ایران ببندد.
 
خلاصه آنکه دستگاه سیاست خارجی  باید این تصمیم مهم و راهبردی را بگیرید و به طور دقیق پاسخ این سوال را بدهد که آیا ما با روسیه در این مناطق مایل به همکاری هستیم یا رقابت؟ اگر قرار است ما با روسیه همکاری داشته باشیم، چه زمینه هایی برای شراکت و همکاری وجود دارد و یا باید جستجو کنیم. چون طرف روسی در سالهای گذشته  به هیچ وجه در این زمینه روی خوشی را نشان نمی دهد. اما دیپلمات حرفه ای کسی است که زمینه هایی را فراهم می کند تا روسیه تمایل پیدا کند با ایران همکاری داشته باشد و این زمینه ها را کشف و از بالقوه به بالفعل تبدیل می نماید. دیپلماسی یعنی همین و البته بسیار زحمت دارد. اگر که عکس این اتفاق افتد یعنی همه چیز با روسیه باشد؛ آنها برنامه ای تدوین می کنند که روابط ایران با ترکمنستان و تاجیکستان و غیره را شکل می دهد که نتیجه ای جز یک سردی روابط نمی توان از آن انتظار داشت. باید تصمیم بگیریم چه با قزاقستان، قرقیزستان ، ازبکستان چه آن سمت با آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، آیا می خواهیم زمینه روابط با این کشورها را باید با روسیه یا بدون روسیه در نظر بگیریم؟ هر کدام از اینها متفاوت هستند و تلاش مخصوص به خودش را لازم دارد. به نظر من باید برای همیشه این تصمیم را گرفت و بعد از بیست و پنج سال باید به یک جمع بندی نهایی رسید. هر چند که روسیه مایل نیست از نزدیک با ایران در ارتباط با این دو منطقه همکاری داشته باشد. اما همانگوه که عرض کردم و باز تاکید می کنم دیپلماسی می تواند این راهها را جستجو کند. و اقداماتی را انجام بدهد که روسیه ترغیب به همکاری با ایران شود. و این درصورتی خواهد بود که خودمان به سمت برنامه ریزی برویم که بتواند روابط ایران را با هر کدام از این کشورها به صورت دو جانبه یا سه جانبه تقویت نماید.
 
ایراس: یکی از پیشنهاد هایی که کارشناسان در ارتباط با روابط ایران با آسیای مرکزی و قفقاز می دهند، این است که ایران به دنبال ابتکارات منطقه ای باشد. اما در روابط ایران و هرکدام از این کشورها، موضوعات متفاوتی سایه انداخته و مانع توسعه می باشد.  به نظر شما رویکرد دو جانبه در این روابط موفق تر خواهد بود یا اینکه بخواهیم رویکرد چند جانبه داشته باشیم؟
 
بهشتی پور: یکی از مشکلات این است که الان کسی به صحبت های کارشناسی گوش نمی کند. اما قاطعانه عرض می کنم که ایران این امکان را دارد که روابط خود با هر کدام از این کشورها را بهبود ببخشد و وقتی که روابط با هر یک از این کشورها بهتر شد، به یک همکاری منطقه ای فکر کند. تا زمانی که روابط با این کشورها دچار مشکلات وچالش های جدی است، همکاری منطقه ای نمی تواند شکل بگیرد.
 
بازهم تکرار می کنم برای افزایش نقش منطقه ای ایران و گسترش مناسبات منطقه ای  به سه کار مهم نیاز داریم:
 اول تدوین یک برنامه ریزی جامع  برای این دو منطقه  با توجه به نیازها و امکانات موجود داشته باشیم در این برنامه ریزی توجه به روندهای گذشته آسیب شناسی آنها  و کشف  نقاط قوت و ضعف بیسار اهمیت دارد.
 
دوم توجه کنیم که برای بهبودی مناسبات و رفع مشکلات موجود در روابط ایران با تک تک این کشورها  چه اقداماتی باید انجام دهیم. همچنین در راستای بهبود روابط دوجانبه و راههایی که می تواند طرف مقابل را ترغیب کند که روابط خود را با ایران، گسترش دهندگام های اعتماد بخش و اساسی بدور از شعار برداریم.
 
سوم اینکه، برای همکاری های چند جانبه و منطقه ای  منافع مشترک تعریف کنیم و از امکانات بالقوه ای که در سطح منطقه وجود دارد برای توسعه مناسبات منطقه ای بهره بگیریم. اشتراک منافع می تواند در زمینه های مختلفی همچون انتقال انرژی ، توسعه خطوط ریلی و به تبع آن گسترش حمل و نقل کالا در سطح منطقه و بیرون منطقه ، از جمله همکاری های شمال جنوب بین  ایران، روسیه و ارمنستان شکل گیرد. سالهای سال است که در این موارد گفته می شود اما در عمل کمتر شاهد اقدام اساسی هستیم .
 
در دولت آقای روحانی تلاش برای راه اندازی بندر چابهار ، احداث راه آهن ایران به بندر آستاری جمهوری آذربایجان و افزایش سرمایه گذاری در انتقال نفت و گاز  مثال های متعددی است که در چهار سال اخیر شروع شده اما به نتیجه نهایی نرسیده است.
 
همه این اقدام ها در سایه همکاری های دو جانبه حل و فصل می شود. ما باید در ابتدا به توسعه همکاری های دو جانبه و رفع موانع موجود توجه داشته باشیم. بعد از موفقیت در این مرحله ، به سمت همکاری های منطقه ای برویم. من از گفته بعضی از دوستان تعجب می کنم که می گویند ما یکباره به سمت همکاری های منطقه ای می توانیم برویم و همکاری های دو جانبه را در سایه همکاری های منطقه ای گسترش بدهیم. اگر چنین فرضی درست بود، ما سالهای سال است که سازمان همکرای های اقتصادی موسوم به اکو را داریم، که ده کشور منطقه در همکاری با یکدیگر هستند. ولی هیچ گاه شاهد توسعه روابط تک به تک آنها با یکدیگر نبوده ایم. متاسفانه گفته می شود که بیش از 95% مبادلات کشورهای عضو اکو خارج از آنها انجام می شود. ممکن است این 95% اغراق باشد و مثلا حدود 80% است. اما این عدد خیلی بزرگ است. بنابر این  راه حل آن توسعه روابط دو جانبه، سپس رفتن به سمت همکاری های منطقه ای می دانم.
 
ایراس: در پاسخ به پرسش های قبلی به لزوم تدوین برنامه جامع توسعه روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و همچنین قفقاز اشاره کردید. به نظر شما این سند از طریق کدام نهاد و چگونه باید تدوین گردد؟ و چگونه این برنامه، الگوی این روابط باشد و کنار گذاشته نشود؟
 
بهشتی پور: اگر بخواهیم این سند موفق باشد و در اجرا هم دنبال شود، در ابتدا باید در کمیته های تخصصی شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار گیرد. بعد از آن در کمیسیون های تخصصی که خارج از شورای امنیت ملی است و افرادی دعوت می شوند.  از جمله  کمسیون های تخصصی مجلس شورای اسلامی و یا مرکز پژوهش های مجلس و سایر نهاد ها بعد از آن نظر کارشناسان و کلیه کسانی که در این زمینه دخیل هستند که شامل بخش های اقتصادی ،سیاسی، امنیتی، دفاعی، فرهنگی می شوند.  کسب شود. بعد از اینکه یک جمع بندی از نظرات همه شد، باید به تصویب شورای عالی امنیت ملی برسد و به سازمان های ذیربط ابلاغ شود. یعنی مشخص شود که کدام سازمان ، چه اقداماتی را باید انجام دهد و یک ستاد، مسئول هماهنگی این سازمان ها باشد. به نظر من این را باید در شورای عالی امنیت ملی تهیه کرد. در سطح وزارت خارجه نمی توان این سند را تدوین کرد. وزارت خارجه بایستی ستون فقرات و نقطه اتکاء این برنامه ملی  باشد و تنظیم کننده محتوای  پیشنهادی اولیه این موضوع  را به عهده بگیرد.  اما برای اجرا باید از وزارت نفت، وزارت بازرگانی، وزارت اطلاعات، سپاه، وزارت دفاع،  مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه برای تامین جنبه های حقوقی آن  بهره گرفت .
 
خوشبختانه در بدنه کارشناسی  کشور هم صاحب نظران متعدددی در دانشگاهها، موسسات و مراکز پژوهشی  حتی در بخش خصوصی که بازرگانی و تجارت این منطقه را به عهده دارد، وجود دارد که می توان از نظرات آنها بهره گرفت. وقتی که همه اینها نظر خود را ارائه دادند، ماحصل آن در شورای عالی امنیت ملی به یک مصوبه ای تبدیل شود که دقیقاٌ مشخص کند که در چه برهه زمانی کدام نهاد، چه اقداماتی را باید انجام دهد. البته همچنان که عرض کردم یک ستاد اجرایی برای هماهنگی و نظارت بر اجرای آن  می توان تشکیل داد . در این صورت ظرف یک الی دو سال می توان  به نتایج درخشانی دست یافت.
 

مصاحبه کننده: عفیفه عابدی

 
کد مطلب: 3143
مولف : حسن بهشتی پور