بهبود مناسبات ازبکستان و تاجیکستان؛ آیا خواب دوشنبه و تاشکند تعبیر خواهد شد؟

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
ولی کوزه گر کالجی: به مدت 24 سال یعنی از سال 1992 تا 2016 میلادی، هر فردی که قصد مسافرت هوایی 45 دقیقه ای از تاشکند به دوشنبه یا بالعکس را داشت، ناگزیر به استفاده از خطوط هوایی قرقیزستان، قزاقستان و یا روسیه بود. عدم برقراری پرواز مستقیم میان پایتخت های ازبکستان و تاجیکستان، نمادی از روابط سرد و بعضاً پرتنش دو کشور همسایه بود که از ویژگی های شاخص عرصه سیاست در منطقه آسیای مرکزی طی 25 سال گذشته به شمار می رود. با این وجود، برقراری نخستین پرواز مستقیم از دوشنبه به تاشکند در 20 فوریه 2017 و از تاشکند به دوشنبه در 11 آوریل 2017 میلادی، گویای تحولات جدیدی در عرصه مناسبات ازبکستان و تاجیکستان پس از مرگ اسلام کریم اف است. در این نوشتار کوشش می شود با بررسی چالش های گذشته و تحولات جدید، درک بهتری از مناسبات این دو کشور مهم منطقه آسیای مرکزی حاصل شود ...
 
ایراس: زمانی که جمهوری سوسیالیستی ازبکستان شوروی (Uzbek Soviet Socialist Republic) در سال 1924 میلادی به عنوان یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی تاسیس شد، تاجیکان در قالب جمهوری سوسیالیستی خودمختار تاجیکستان شوروی (Tajik Autonomous Soviet Socialist Republic) تحت حاکمیت ازبکان قرار قرار گرفتند و این واحد خودمختار به صورت بخشی از جمهوری سوسیالیستی ازبکستان شوروی درآمد. این شرایط بیش از پنج سال تداوم یافت تا این که در سال 1929 میلادی، جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان شوروی (Tajik Soviet Socialist Republic) به عنوان یک جمهوری مستقل وارد تقسیمات اتحاد جماهیر شوروی شد. اما این تحول به معنی خروج کامل تاجیکان از تسلط و حاکمیت ازبکان نبود. قرار گرفتن سمرقند و بخارا به عنوان دو کانون مهم و سنتی فرهنگی، تاریخی و تمدنی تاجیکان در قلمرو جمهوری سوسیالیستی ازبکستان، زمینه نخستین اختلاف و تنش میان ازبکان و تاجیکان در دوران معاصر را فراهم ساخت. براساس آماری که مردم شناسان در اوایل قرن 20 میلادی ارایه کرده اند، تناسب جمعیتی ازبکها به تاجیک ها در بخارا، سمرقند و وادی فرغانه سه به هفت بوده است. نگرانی اصلی تاجیکان، تضعیف و در نهایت از میان رفتن فرهنگ فارسی و تاجیکی در سمرقند و بخارا از سوی ازبکان بود. به عنوان مثال، در دوران زمامداری شرف رشیدف، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست و دبیر اول وقت حزب کمونیست در ازبکستان، هرگاه کسی در شهرهای سمرقند و بخارا در مراکز و اماکن و اداره های دولتی به زبان پارسی سخن می گفت، باید مبلغ پنج روبل شوروی را به خزانه دولت به عنوان جریمه پرداخت می‌کرد. در دوره رشیداف با تمام زبان‌ها می‌شد حرف زد به جز پارسی، برای همین پارسی زبانان سمرقند و بخارا زبان روسی را بر زبان ازبکی ترجیح می‌دادند.
 
با وجود این، حاکمیت توتالیتر و امنیتی شوروی، فضا و امکانی را بروز آشکار این اختلاف و تنش به هیچ یک از دو طرف نمی داد. در طول هفتاد سال حاکمیت کمونیسم، دولت شوروی توجه خاصی را به ازبکان نشان داد و عملاً محوریت کنترل سیاسی و امنیتی و اجرای برنامه های حزب کمونیست در منطقه آسیای میانه (Middle Asia /Srednyaya Aziya) مورد نظر کرملین، در اختیار جمهوری سوسیالیستی ازبکستان قرار گرفت و این امر برای سایر اقوام این منطقه به ویژه تاجیکان که خود را از نظر پیشینه تاریخی، فرهنگی و تمدنی بسیار برتر از ازبکان می دانستند، بسیار سخت و دشوار  می آمد. 
 
در فضای پرالتهاب اجرای گلاسنوست و پرسترويكای مورد نظر میخائیل گورباچف، موج خیزش ناسیونالیسم قومی و رستاخیز هویت های پیشین و سنتی، تاجیکان و ازبکان را نیز در برگرفت. هر دو جمهوری در سپتامبر 1991 میلادی، اعلام استقلال نمودند و بدین ترتیب، موجودیت های جدید و مستقلی تحت عنوان جمهوری تاجیکستان (Republic of Tajikistan) و جمهوری ازبکستان (Republic of Uzbekistan) در کنار سه جمهوری دیگر در فضای منطقه آسیای مرکزی شکل گرفت. هنوز یک سالی از شکل گیری این دو جمهوری و برخی برخوردهای مرزی میان ازبکان و تاجیکان در زمینه ترانزیت محصولات نگذشته بود که آغاز جنگ داخلی تاجیکستان در می 1992 میلادی، موجب افزایش سطح تنش و اختلاف میان ازبکستان و تاجیکستان شد. اسلام کریم اف که به شدت نگران سرایت جنگ داخلی تاجیکستان به داخل مرزهای ازبکستان بود، در اقدامی پیشگیرانه بخشی از نیروهای نظامی ازبکستان را وارد خاک تاجیکستان نمود و در همین مقطع بود که پرواز مستقیم میان دوشنبه و تاشکند نیز قطع شد که تا 24 سال بعد یعنی سال 2016 میلادی ادامه یافت. در خلال جنگ داخلی تاجیکستان (1992- 1997)، ازبکستان میزبان پناهندگان قابل توجهی از ازبکان و تاجیکان شد که بسیاری از آن ها پس از پایان جنگ به تاجیکستان بازنگشتند و در ازبکستان باقی ماندند. افغانستان درگیر جنگ داخلی نیز یکی دیگر از عرصه های رقابت و نفوذ ازبکستان و تاجیکستان در دهه 1990 میلادی بود. دولت های تاجیکستان و ازبکستان در راستای حمایت از جبهه ضد طالبان و متحد شمال وارد عمل شدند که نمونه بارز این امر را باید حمایت آشکار دولت ازبکستان از ژنرال «عبدالرشید دوستم» (1) ازبک و حمایت دولت تاجیکستان از «احمد شاه مسعود» (2) تاجیک در صحنه تحولات افغانستان دانست. اما پایان جنگ داخلی تاجیکستان (1997) و سقوط رژیم طالبان در افغانستان (2001) به معنی پایان مشکلات و چالش های تاجیکستان و ازبکستان نبود و دو کشور در زمینه ها و حوزه های مختلفی وارد رقابت و اختلاف شدند که بسیاری از آنان همچنان بر روابط ازبکستان و تاجیکستان سایه افکنده است. به صورت خلاصه می توان به موارد زیر اشاره نمود:
 
1- ازبکی سازی (Uzbekisation) مناطق تاجیک نشین ازبکستان در حوزه فرهنگی و زبانی از جمله مهم ترین نگرانی های دولت تاجیکستان است. استان‌های سمرقند، بخارا، سرخان‌دریا، قشقه‌دریا، نمنگان، فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیک‌نشین ازبکستان به شمار می روند. بر اساس آمار رسمی ازبکستان، تاجیک‌ها در حدود 5 درصد جمعیت 30 میلیونی این کشور را شامل می‌شوند. اما آمارهای غیررسمی تعداد تاجیک‌های این کشور را بیشتر از این میزان تخمین می‌زند. انکار یا پایین جلوه دادن اقلیت های قومی مختص ازبکستان نیست و در سایر جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز نیز شاهد چنین رویکری هستیم. به عنوان مثال، آمار و ارقام دولت آذربایجان در قبال تالشی ها و لزگی ها همواره دور از واقعیت بوده است. در رابطه با مناطق تاجیک نشین ازبکستان نیز این نگرانی از سوی دولت تاجیکستان وجود دارد که ارائه آمارهای غیر واقعی از جمعیت تاجیکان و تحمیل فرهنگ و زبان ازبکی، موجب تضعیف جایگاه سنتی تاجیکان به ویژه در دو شهر مهم سمرقند و بخارا شود. فرایند ازبکی سازی در دوران رهبری 25 ساله اسلام کریم اف با جدیت خاصی در مناطق تاجیک نشین دنبال شد. به عنوان مثال، در حالی که زبان مؤسسات آموزشی از جمله دانشگاه سمرقند که قدیمی‌ترین دانشگاه آسیای مرکزی است و به فرمان لنین نخستین رهبر حکومت شوروی پایه گذاری شد، به زبان فارسی بود، پس از فروپاشی شوروی و به قدرت رسیدن اسلام کریم اف به زبان ازبکی تغییر یافت. نمونه هایی از این دست در حوزه فرهنگی و اجتماعی بسیار فراوان است. واکنش گسترده افکار عمومی و نخبگان ازبکستان و تاجیکستان در قبال اقدام سایت گوگل در گنجاندن نام شهرهای سمرقند و بخارا در نقشه جغرافیایی تاجیکستان در دی ماه 1392 به روشنی گویای حساسیت شدید این موضوع در روابط دو کشور است. ضمن این که باید به این نکته نیز اشاره نمود که در نقطه مقابل مناطق تاجیک نشین سمرقند و بخارا در ازبکستان، مناطق ازبک نشین در بخش های سغد و خجند تاجیکستان نیز وجود دارد که از نظر ثروت و نفوذ در ساختار سیاسی و اقتصادی تاجیکستان از موقعیت به مراتب بهتری در قیاس با تاجیکان ازبکستان برخوردارند.
 
2- اختلافات مرزی و مین گذاری در نقاط مرزی یکی دیگر از چالش های مهم در روابط تاجیکستان و ازبکستان است. طول مرزهای ازبکستان و تاجیکستان یک هزار و ‪۱۶۱ کیلومتر است که هنوز در مناطقی از آن تعیین حدود صورت نگرفته است. مین گذاری در مناطق مرزی دو کشور از سوی دولت ازبکستان نیز بر مشکلات مرزی دو کشور افزوده است. دولت ازبکستان دلیل این کار را کنترل مواد مخدر و ایجاد تنگنا و محدودیت برای قاچاق مواد مخدر و فعالیت گروه های افراطی و تروریستی از جمله جنبش اسلامی ازبکستان اعلام کرده‌است. اما از آنجا که بیشتر مرز دو کشور تاجیک‌نشین است، قربانیان اصلی این اقدام روستاییان تاجیک دو کشور هستند که طی دو دهه گذشته بسیاری از آنان کشته و یا دچار معلولیت جسمی شده اند. به همین دلیل، صلیب سرخ بین المللی ضمن هشدار به‌دلیل قربانی شدن شمار زیادی از تاجیکان، از دولت ازبکستان خواسته‌است تا این میدان را بر پایه کنوانسیون اتاوا (مصوب 1977 میلادی در زمینه محدودیت استفاده از مین های زمینی ضد نفر) از میان بردارد. موضوع چالش برانگیز مهم دیگر، وضعیت خاص و پیچیده دره فرغانه است که شامل استان های اوش و جلال آباد قرقیزستان و سه استان اندیجان، فرغانه و نمنگان ازبکستان و استان سغد تاجیکستان است. وضعیت کوهستانی، دره های عمیق، تراکم جمعیتی بالا، حضور اقوام مختلف قرقیزی، ازبک و تاجیک به موازات فعالیت گسترده گروه های قاچاق مواد مخدر و جریانات تروریستی و افراطی موجب شده است دره فرغانه به یکی از نقاط چالش برانگیز در اختلافات مرزی بین ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان تبدیل شود که با وجود کوشش های متعددی که صورت گرفته است، هنوز به طور کامل حل و فصل نشود.
 
 3- نحوه استفاده از منابع آبی و احداث سد راغون از سوی تاجیکستان نیز از اختلافات بسیار مهم تاجیکستان و ازبکستان به شمار می رود. تاجیکستان همراه با قرقیزستان از نظر بهره مندی از منابع آبی و موقعیت جغرافیایی، کشوری بالا دست (upstream countries) است و در مقابل ازبکستان نیازمند منابع آبی، کشوری پایین دست (downstream countries) محسوب می شود. تامین منابع آبی برای ازبکستان 30 میلیونی و کشاورزی سنتی به ویژه محصول آب بری مانند پنبه از اهمیتی استراتژیک برخوردار است و به همین دلیل تاشکند با هر نوع تغییر و تحولی در منابع آبی کشورهای بالادست حساسیت نشان می دهد. مخالفت تاشکند با احداث سد راغون در شرق تاجیکستان و نیروگاه قمبراته در قرقیزستان به روشنی گویای این امر است که موجب اقدامات واکنشی تاشکند در زمینه صادرات گاز طبیعی به تاجیکستان و طرح گسترده زلزله خیز بودن منطقه احداث سد راغون با هدف تحت فشار قراردادن دوشنبه نیز شده است. بسیاری از دیگر اقدامات دولت ازبکستان نظیر توقیف واگن های تاجیکی که موجب اختلال در روند ساخت نیروگاه سنگ توده-2 در تاجیکستان شد نیز از سوی کارشناسان در همین راستا ارزیابی شده است. اما با وجود مخالفت های ازبکستان، امام علی رحمان مصمم به تکمیل و عملیاتی شدن سد راغون است که از دو بعد یعنی کنترل بیشتر بر منابع آبی به ویژه کنترل سیلاب ها و تامین منابع برق آبی برای تاجیکستان بسیار حائز اهمیت است و می تواند بخش مهمی از نیاز به واردات گاز طبیعی ازبکستان را برطرف نماید. به همین دلیل است که «آب برای کشاورزی و گرما برای خانه ها»  تبدیل به شعار تاجیک ها برای احداث سد راغون شده است. ضمن این که امکان صادرات بیشتر برق تاجیکستان به افغانستان و سایر مناطق به ویژه با توجه به مشارکت تاجیکستان در طرح کاسا 1000 نیز فراهم خواهد شد. به فاصله دو ماه پس از مرگ اسلام کریم اف، دولت تاجیکستان فضا را برای سرعت بخشیدن به طرح سد راغون مساعد دید و امام علی رحمان در آبان 1395 شخضاً با لباس کار پشت بولدوزر نشست و در بستن راه رودخانه وخش برای تغییر مسیر آن و آغاز رسمی ادامه عملیات ساخت سد و نیروگاه راغون شرکت کرد که در صورت عملیاتی شدن با ۳۳۵ متر ارتفاع، بلندترین سد جهان خواهد بود.
 
4- رویکردهای متفاوت منطقه ای نیز یکی دیگر از چالش های روابط ازبکستان و تاجیکستان به ویژه در دوران رهبری اسلام کریم اف به شمار می رفت. در حالی که تاجیکستان با پذیرش نیروهای نظامی روسی در پایگاه 201 موتوری، عضویت در پیمان امنیت دسته جمعی و سازمان همکاری شانگهای و اظهار تمایل برای بررسی عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، رویکرد باثباتی را در قبال روسیه شکل داد، ازبکستان دوران اسلام کریم اف با دو بار خروج از پیمان امنیت دسته جمعی (1999 و 2013 میلادی)، عدم مشارکت در مانورهای نظامی سازمان همکاری شانگهای با وجود عضویت در این سازمان، اعطای پایگاه نظامی خان آباد به نیروهای آمریکایی و اعضای ناتو (2002 تا 2005 میلادی) و عدم تمایل به عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، رویکرد کاملاً واگرایانه ای را در قبال روسیه به نمایش گذاشت. این تفاوت در رویکرد کلان سیاست خارجی ازبکستان و تاجیکستان مانع از همکاری و همگرایی کامل دو کشور در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی- دفاعی در 25 سال گذشته شده است که همراه با سه عاملی که پیش تر به آن اشاره شد، فضایی از تنش و سوء ظن را میان این دو کشور مهم منطقه آسیای مرکزی ایجاد نمود.
 
اما با درگذشت ناگهانی اسلام کریم اف در سپتامبر 2016 میلادی (شهریور 1395)، به نظر می رسد فضای جدیدی در مناسبات دو کشور در حال شکل گیری است. حضور امام علی رحمان در مراسم تشیع اسلام کریم اف در سمرقند، اعلام برنامه های شوکت میرضیایف در حوزه سیاست خارجی با تاکید بر مواردی چون عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، گسترش همکاری‌های عملی با تمام کشورهای خارجی و جامعه جهانی؛ عدم اجازه استفاده از خاک ازبکستان برای حمله به خاک کشوری ثالث؛  عدم اعزام نظامیان ازبک برای انجام عملیات نظامی در خارج از کشور؛ تحکیم بیش از پیش روابط دوستانه و همکاری‌های متقابل سودمند با تمام کشورها با اولویت دهی به کشورهای همسایه؛ دیدار دبیر کل تاجیکی سازمان همکاری شانگهای بلافاصله پس از انتخاب شوکت میرضایف، دیدارهای متعدد میان مقامات ازبک و تاجیک و به ویژه برقراری پرواز مستقیم میان دوشنبه و تاشکند پس از گذشت 24 سال در فوریه 2017 میلادی، گویای وقوع تحولات جدیدی در روابط سرد و شکننده دوشنبه و تاشکند است. چنانچه به فاصله یک ماه پس از درگذشت اسلام کریم اف، شاهد هستیم که عبدالعزیز کامل اف؛ وزیر خارجه ازبکستان به تاجیکستان سفر نموده و با امام علی رحمان دیدار می کند. کامل اف در مصاحبه با تلویزیون تاجیکستان صراحتاً به این نکته اشاره می کند که «اکنون زمان تجدید پیوندهای طولانی از هم گسیخته» (time to renew long-interrupted) میان دو کشور است.
 
تردیدی نیست که حجم تحولات به وقوع پیوسته در مناسبات تاجیکستان و ازبکستان در هفت ماهی که از مرگ اسلام کریم اف می گذرد، بسیار شایان توجه است، اما حجم و عمق اختلافات سنتی دو کشور به میزانی است که در کوتاه مدت نمی توان انتظار تحول بسیار بنیادینی را در مناسبات دوشنبه و تاشکند داشت. چنانچه ادوارد لمون (Edward Lemon) کارشناس موسسه تحلیل آسیای مرکزی و قفقاز در دانشگاه جانز هاپکینز نیز بر این باور است که «نشانه های بهبود روابط ازبکستان و تاجیکستان وجود دارد اما تنش ها باقی می ماند» (Signs of improving relations between Uzbekistan and Tajikistan but tensions remain) گذر زمان و تثبیت هر چه بیشتر جایگاه داخلی و خارجی شوکت میرضیایف نشان خواهد داد که آیا رهبری جدید ازبکستان تا چه میزان از رویکردهای سنتی دوران اسلام کریم اف به ویژه در رابطه با تاجیکستان فاصله گرفته است. به نظر می رسد نوع واکنش میرضیایف به روند احداث و تکمیل شدن سد راغون یکی از مهم ترین پارامترهای این ارزیابی باشد. چرا که بسیاری از کارشناسان، سکوت میرضیایف در قبال حضور امام علی رحمان برای بستن راه رودخانه وخش برای تغییر مسیر آن در آبان 1395 را تاکتیکی و موقتی می دانستند. وضعیت سیاسی میرضیایف در آن مقطع به عنوان کفیل ریاست جمهوری ازبکستان و نیز آغاز فصل سرما و یخبندان که عملاً روند احداث سد راغون را با مشکل و کندی مواجه می ساخت، از جمله دلایلی بود که از سوی کارشناسان در تحلیل چرایی سکوت شوکت میرضیایف مطرح شده بود. بنابراین، با تثبیت جایگاه و موقعیت سیاسی میرضیایف در جایگاه ریاست جمهوری ازبکستان پس از انتخابات دسامبر 2016 میلادی و نیز آغاز فصل بهار و شرایط مساعد آب و هوایی برای ادامه عملیات ساخت سد راغون، این احتمال می رود که نوع واکنش میرضیایف در قبال تاجیکستان نیز تغییر کند که در این صورت بر فضای در حال تحول مناسبات دو کشور تاثیر مستقیمی را بر جای خواهد گذاشت و دست کم روند آن را با کندی مواجه خواهد ساخت.
 
 
نویسنده: ولی کوزه گر کالجی - پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو شورای علمی موسسه ایراس
 

یادداشت ها:
1- ژنرال دوستم که اصالتاْ ازبکی است در سال ۱۹۵۲ میلادی، در منطقه خواجه دوکوه ولایت جوزجان در شمال افغانستان بدنیا آمد. دوستم به عنوان یکی از فرماندهان اصلی گروه های شبه نظامی، حضوری بسیار فعال در صحنه تحولات افغانستان از زمان اشغال افغانستان توسط قوای شوروی در دهه 1980 میلادی داشته است. در جریان جنگ های داخلی، ژنرال دوستم با هدف مبارزه مشترک با طالبان، با احمد شاه مسعود، فرمانده ضد طالبان متحد و عملاً تبدیل به یکی از فرماندهان مطرح ائتلاف شمال شد. ژنرال دوستم پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 میلادی، معاون اول اشرف غنی احمدزی رئیس‌جمهور افغانستان شد.
2- احمدشاه مسعود ملقب به «شیر دره پنجشیر» در قریه جنگلک ولایت پنجشیر در ۲ سپتامبر ۱۹۵۳ میلادی زاده شد. مسعود از فرماندهان و مجاهدین برجسته افغانستان بود که سال ها با ارتش شوروی سابق جنگید و پس از آن هم درگیری‌های داخلی افغانستان نقش عمده‌ای داشت. احمدشاه مسعود در 9 سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست مظنون به ارتباط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در خواجه بهاءالدین ولایت تخار افغانستان کشته شد.
 
 
 
کد مطلب: 3136