جایگاه اهل بیت پیامبر در ادبیات آسیای مرکزی؛ حضرت علی (ع) در اشعار مختومقلی فراغی

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۵۲
Share/Save/Bookmark
 
بهروز قزل: منزلت و اظهار علاقمندی به اهل بیت (ع) در اشعار مختومقلی فراغی، ویژگی بارز و مشخصی است که به وضوح در مقابل مخاطبان کلام وی خودنمایی می کند ... مناجات «باغیشلا بیزنی/ ما را ببخشای»، بیان کننده روایتی از اعتقادات مذهبی سنتی در بین ترکمن ها و حتی بیشتر ساکنان خراسان تاریخی است که همواره از مفهوم «چاریار/ چهار یار نبی (ص)» و «اون ایکی امام / دوازده امام (ع)» در کنار هم استفاده کرده اند. به نظر می رسد این روایت از سلسله بزرگان دین و گرامیداشت جایگاه آنان در میان ساکنان آسیای مرکزی، مبتنی بر سنت های متمایز نظام اندیشگی و اعتقادی این مردم در مقایسه با سایر مناطق جهان اسلام است ... اشعار مختومقلی در وصف حضرت علی (ع) نیز خود دنیای دیگری است که در دو شعر معروف «علی دیر/ این علی است» و «گوکجه کپدری / علی و کبوتر چاهی» نمونه های اعلایی از علاقه این شاعر و عارف بزرگ به حضرت علی (ع) نمایان شده است ...
 
ایراس: اگر ادبیات را منصه ظهور بدون واسطه تجربه حیات مادی و معنوی ملت ها بدانیم، جای هیچ شگفتی نخواهد بود که در ادبیات جای جای سرزمین های مسلمانان، نشانه هایی از باورهای دینی و ارزش های اسلامی نمایان باشد. در این قالب، پس از آموزه های وحدانیت، نبوت و معاد، می توان یکی از فراگیرترین ارزش های جاری در جوامع اسلامی را قداست و منزلت اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) دانست. در کشورهای آسیای مرکزی نیز با توجه به پیشینه غنی حیات اسلامی آن سرزمین ها تا پیش از استیلای روس ها و تجربه شوروی، این ویژگی معطوف به برجستگی ارزش های اسلامی در گذشته فرهنگی و ادبی ساکنان آن، به وضوح نمایان است. آثار معماری مزین به نشانه های اسلامی از یک سو و ادبیات ملهم از آموزه ها و اخلاق دین اسلام از سوی دیگر، تنها بخشی از برجستگی مورد اشاره است. در این میان، بخشی قابل اعتنا (هرچند کمتر توجه شده) از میراث فرهنگی و آثار ادبی آسیای مرکزی، معطوف به جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) است که توجه به آن در کمترین دستاورد، زمینه ای برای تکمیل بخشی از پازل فضای تمدنی واحد ایران و آسیای مرکزی فراهم آورده و علاوه بر آن، ذهنیت بسیاری از مخاطبان را به لایه های زیرین حیات فرهنگی و گذشته واقعی مردم این منطقه نزدیک تر خواه ساخت. با این مقدمه، متن پیش رو مطالعه موردی اشعار «مختومقلی فراغی» را به عنوان مشهورترین چهره ادبیات ترکمنی و در ارتباط با میراث ادبی کشور ترکمنستان مورد توجه قرار خواهد داد.
 
مختومقلی فراغی (1733-1790) مشهورترین چهره ادبیات ترکمنی است که حتی در زمینه روابط دو کشور ایران و ترکمنستان، حائز ویژگی های متمایزی است. جایگاه مختومقلی در ترکمنستان، فراتر از شخصیتی صرفا شاعر و عارف، بلکه می توان گفت تشکیل دهنده بخش مهمی از حافظه قومی و هویت ملی این کشور است. نام مختومقلی را بر سردر بسیاری از اماکن عمده ترکمنستان می توان دید و احتمالا، اشعار این شخصیت برجسته از نخستین مواد آموزشی کودکان این کشور و حتی بخش عمده ای از محتوای متون ادبی دانشگاهی است. در عین حال، به واسطه مجاورت سرزمینی و شباهت های موجود در دو سوی مرز مشترک ایران و ترکمنستان، آرامگاه مختوقلی در سرزمین های ایران (نزدیک روستای آق توقای در استان گلستان) واقع شده است. این ویژگی، با توجه به هفته های ثابت گرامیداشت مقام وی در ایران و ترکمنستان در اردیبهشت ماه هر سال، یکی از فرصت های ثابت گفتگوهای فرهنگی میان دو کشور و استمرار مراودات فی مابین را پدید آورده است. گویی هر ساله، حضور شخصیت های فرهنگی و سیاسی ترکمنستان در آرامگاه مختومقلی بهانه ای است برای یادآوری پیوندهای تاریخی غیرقابل انکار بین ایران و این همسایه شمالی. پیوندهایی که در گستره یک تمدن تاریخی واحد قابل تجسم است. اما اینها نیز تنها نشانه های میراث مشترک مادی و معنوی فی مابین نیست. دیوان اشعار مختومقلی فراغی، خود نمونه مناسبی است برای جستجوی مضامینی که ارائه دهنده میراث معنوی و ارزش های مشترکِ برآمده در حوزه تمدنی مذکور است.
 
علاوه بر مضامین معمول در ادبیات تعلیمی، یکی از موارد جالب توجه در اشعار مختومقلی، جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) است. مختومقلی شعر خود با عنوان «حسن‌ بيرله‌ حسين/ حسن و حسین‌» (1) اینگونه آغاز می کند (2):
 
بير خداييم‌نينگ‌ قولي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / بندگان مطیع خداوند یکتا هستند، آن حسن و حسین
مصط‌في‌نينگ‌ بلبلي‌ دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / بلبلان حضرت محمد مصطفی هستند، آن حسن و حسین
باغ‌ رضوانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / گل های باغ رضوان هستند، آن حسن و حسین
اول‌ علي‌نينگ‌ ايكي‌ اوغلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / فرزندان حضرت علی هستند، آن حسن و حسین
ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ / گل های هر دو جهان هستند، آن حسن و حسین
 
مناجات معروف «باغیشلا بیزنی / ما را ببخشای» (3) مختومقلی نیز جالب توجه است:
 
رسول‌ دامادي‌دير، اوز آرسلانينگ‌دير/ به حق داماد رسول، به حق شیرمرد خودت
يا امام‌ عليه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام علی ما را ببخشای
چشم‌ چراغيم‌دير، نور عينيم‌دير/ چراغ چشمانم، نور دیده من است
يا امام‌ حسنه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام حسن ما را ببخشای
 
يالان‌ دنيا كيمه‌ بردي‌ وفاني‌ / دنیای دروغین به چه کسی وفا کرده است؟
آخرتدا آنلار سورر صفاني‌ / در روز آخرت، آنان (اهل بیت) غرق در صفا و سرور خواهند بود
شمر ايله‌ اول‌ يزيد بردي‌ جفاني‌ / شمر و یزید جفای بسیاری بر وی کردند
يا امام‌ حسينه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام حسین ما را ببخشای
 
نصر سيار، مروان‌ حكم‌ دورينده‌ / در عهد نصر سیار و مروان حکم
امام‌لار قالديلار جفا جورينده‌ / امامان جفای بسیاری را متحمل شدند
چايه‌ آتديرديلار دمشق‌ شهرينده‌ / در دمشق او را محبوس کردند
زين‌ العابدينه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق زین العابدین ما را ببخشای
 
فاط‌مه‌ زهرادير آنينگ‌ انه‌سي‌ / فرزند فاطمه زهراست
ذاتينده‌ بير ذره‌ يوقدور گناه‌سي‌ / در وجود او حتی ذره ای گناه هم نیست
همايون‌ داغي‌ دير آخر بناسي‌ / آخرین بنای او کوه همایون است
محمد باقره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق محمد باقر ما را ببخشای
 
كمالي‌ فلك‌دن‌، آشيپدير عرشدان‌ / کمال او از آسمان و از عرش فراتر رفته است
باشه‌ قويدي‌ جدي‌ گيديگي‌ تاجدان‌ / تاجی همچون تاج جد خود را بر سر نهاد
اوچ‌ كرامت‌ بيله‌ قالدي‌ حجاجدان‌ / با سه کرامت خود، حج را به انجام رساند
يا امام‌ جعفره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام جعفر ما را ببخشای
 
كيم‌ بيلر ايشينده‌ نيچيگسي‌ سر بار / چه کسی از اسرار الهی آگاه است؟
عقل‌ آنگا يتيشمز قدرتلي‌ جبار / ای جبار قدرتمند، عقل را یارای درک کامل حمکت های تو نیست
دشمانينگا دوستينگ‌ اتدينگ‌ گرفتار / دوست خود را گرفتار دشمنانت ساختی
يا موسي‌ كاظ‌مه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق موسی کاظم ما را ببخشای
 
دنگ‌ دوشلار يانينده‌ بير بي‌كمالام‌ / در کنار دوستان خود، بی کمالی بیش نیستم
عاشقام‌، مجنونام‌، شكسته‌ حالم‌ / عاشقم، مجنونم، فردی شکسته حالم
سينه‌ي‌ خراسان‌ زواري‌ عالم‌ / به حق قلب خراسان، زوّار عالم
يا امام‌ رضايه‌ باغيشلا بيزني / به حق امام رضا ما را ببخشای
 
اماملار عشقينده‌ مانگا برگيل‌ جام‌ / جامی مملو از عشق امامان به من بنوشان
آچايين‌ زباني‌ اوقايين‌ كلام‌ / تا زبان بگشایم و تلاوت کنم
الهي‌ بحق‌ اول‌ فاط‌مه‌ قيام‌ / خداوندا به حق برپاکننده آیین فاطمه
محمد تقيه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق محمدتقی ما را ببخشای
 
دنياده‌ چكديلر يوز دردي‌ داغي‌ / در این دنیا صد مصیبت و داغ را به جان خریدند
محشر گون‌ مينرلر سيسلاپ‌ براغي‌ / در روز محشر، ایشان هستند که سوار بر براق خواهند بود
حقيقت‌ يولي‌نينگ‌ شمعي‌، چراغي‌ / شمع و چراغ راه حقیقت
علي‌ النقيه‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق علی النقی ما را ببخشای
 
ياقين‌ كونگل‌ بيله‌ مشتاقام‌ بنده‌ / با محبت قلبی و اشتیاق فراوان
يادينگيز ايلارم‌ تا بار من‌ زنده‌ / تا زمانی که زنده ام یاد شما را بر زبان جای خواهم ساخت
آدي‌ گوندن‌ مشهور اولميش‌ جهانده‌ / آوازه عالمتاب او مشهورتر از آفتاب است
يا امام‌ عسكره‌ باغيشلا بيزني‌ / به حق امام عسکری ما را ببخشای
 
قاف‌ داغيندان‌ يول‌ آچيلسا ماجوجه‌ / اگر برای ماجوج راهی از دل کوه قاف باز شود
دنيا يوزي‌ دولار ظ‌لم‌ ايله‌ گويجه‌ / صحنه این جهان آکنده از ظلم و زور خواهد شد
زمان‌ آخرينده‌ گلر خروجه‌ / در آن هنگامه آخر زمان، اوست که خروج خواهد کرد
يا صاحب‌ زمانا باغيشلا بيزني‌ / به حق صاحب زمان ما را ببخشای
 
مختومقلي‌ آيدار، من‌ خاك‌ پايام‌ / مختومقلی می گوید که خاک پایی از ایشان بیشتر نیستم
امام‌لار يولينده‌ هم‌ جان‌ فدايام‌ / در راه امامان جان خود را فدا خواهم کرد
كمينه‌ بنده‌ من‌، كلبي‌ - گدايام‌ / بنده کوچکی هستم، کلبی و گدایی در درگاه ایشان
يا عباس‌ عليه‌ باغيشلا بيزني / به حق عباسِ علی ما را ببخشای
 
آنچنان که دیده می شود، منزلت و اظهار علاقمندی به اهل بیت (ع) در اشعار مختومقلی فراغی، ویژگی بارز و مشخصی است که به وضوح در مقابل مخاطبان کلام وی خودنمایی می کند. در خصوص شعر اخیر، این ابیات بیان کننده روایتی از اعتقادات مذهبی سنتی در بین ترکمن ها و حتی بیشتر ساکنان خراسان تاریخی است که همواره از مفهوم «چاریار/ چهار یار نبی (ص)» و «اون ایکی امام / دوازده امام (ع)» در کنار هم استفاده کرده اند. به نظر می رسد این روایت از سلسله بزرگان دین و گرامیداشت جایگاه آنان در میان ساکنان آسیای مرکزی، مبتنی بر سنت های متمایز نظام اندیشگی و اعتقادی این مردم در مقایسه با سایر مناطق جهان اسلام است.
 
اما اشعار مختومقلی در وصف حضرت علی (ع) نیز خود دنیای دیگری است. دو شعر معروف «علی دیر/ این علی است» (4) و «گوکجه کپدری / علی و کبوتر چاهی» (5) هر یک به نوبه خود، بیان کننده بیان کننده علاقه این شاعر و عارف بزرگ به حضرت علی (ع) است. علاوه بر آن، این آثار بیان کننده ذهنیت سنتی مردم این منطقه نسبت ایشان است. به عبارت دیگر، اشعار و روایات منظومی که معطوف به مقام و توصیف ویژگی های آن حضرت سروده شده اند، قبل از هر چیز آیینه است که ذهنیت بی واسطه و سنتی مردم ساکن در کشورهای آسیای مرکزی را در خود منعکس می کند.
 
ضرب‌ اوروبان‌ جناديل‌نينگ‌ شهرينه‌ / آن کس که ضربه مهلکی بر شهر جنادیل زد
 كافرلارا غضب‌ سالان‌ علي‌ دير / و غضبناک با کافران رو در رو جنگید، علی بود
گوز يوموپ‌ آچغينچا قيرق‌ گونلوك‌ يولي‌ / آن کس که با اسب دلدلش در یک چشم به هم زدن
 دلدله‌ بير فرسخ‌ قيلان‌ علي‌ دير / راه چهل روز را چون فرسخی پیمود، علی بود
 
باشلار آزاد ادن‌ ديو قوجاغيندان‌ / آن کس آزادی از بند دیوان را میسر ساخت
 آژدارها لبيندن‌، داغ‌ بوجاغيندان‌ / از دهان اژدها  و از کمینگاهان کوه ها
دروازه‌سين‌ چكيب‌ خيبر داغيندان‌ / آن کس که به دروازه خیبر دست یازید
يدي‌ قالا بيردن‌ دولان‌ علي‌ دير / و هفت قلعه را به یکباره گشود، علی بود
 
كشت‌ ايله‌گان‌ داغي‌ - داشي‌ اله‌ييپ / آن کس که از میان کوه ها و سنگ ها گذشت
خنجر، قيليچ‌ گمريب‌، قانلار يالاييپ‌ / شمشیر کشید و در راه خدا خون ها ریخت
دوغري‌ گليپ‌، اختم‌ قانين‌ ديله‌ييپ‌ / و آن کس که برای خونخواهی ادهم
مقاتله‌ غوغا سالان‌ علي‌ دير / غوغایی در میدان نبرد به پا کرد، علی بود
 
آرسلان‌ كيبي‌ قاودينگ‌ كافر آولاری / آن کس که چون شیر، دشمنان را تار و مار کرد
گشاد اتدينگ‌ نيجه‌ كعبه‌ روم لاري‌ / و راه کعبه را و راه روم را گشود
ير آستيندا اولكه‌ چاپان‌ ديولري‌ / و آن کس که دیوهای پنهان شده در زیر زمین را
باريب‌، بولك‌ - بولك‌ قيلان‌ علي‌ دير / تار و مار و نابود کرد، علی بود
 
كله‌ گلدي‌ درگاهينگا داد بيله / آن کس که سراسر به دادخواهی به درگاهش آمدند
 نظ‌ام‌ بردينگ‌ سرحدلره‌ خط‌ بيله‌ / با نوشتن نامه ای به تمام سرحدات نظم داد
قمقام‌ قيليچ‌ بيله‌، دلدل‌ آط‌ بيله / آن کس که با شمشیر ذوافقار و اسب دلدل خود
تحت‌ السري‌ دگين‌ باران‌ علي‌ دير / تا تحت الثری پیش رفت، علی بود
 
مختومقلي‌ آيدار، تنده‌ بو جانينگ‌ / مختومقلی! اگر جانی در بدن باشد
يولوندا نثار ات‌ شاهمردانينگ‌ / در راه شاه مردان نثار کن!
ال‌ اوزاديپ‌ چار كنجينه‌ دنيانينگ‌ / آن کس که به چهار گوشه دنیا دست یازید
محمد دينينه‌ سالان‌ علي‌ دير / و دین محمد را گستراند، علی بود
 
همانطور که مشخص است، مختومقلی در عین بازنمایی باورهای بومی درباره رشادت های خارق العاده حضرت علی (ع)، با اشاره به تلمیحات تاریخی فراوان سعی کرده است ارادت خود به ایشان را بر بنیان هایی واقع گرایانه ارائه دهد که از ویژگی های عمومی ادبیات آسیای مرکزی، به ویژه ترکمنی است.
 
 نمونه دیگر، منظومه ای با عنوان «علی و کبوتر چاهی» (6) است که در قالب گفتگویی میان حضرت علی (ع)، کبوتری بی پناه و شاهینی که برای شکار آن کبوتر آمده است، تدوین شده است. علی (ع) در مسجد نشسته و مشغول عبادت است که کبوتری گریخته از چنگال شاهین به ایشان پناه می آورد. به دنبال آن، شاهین نیز به نزد ایشان آمده و بر اساس قاعده طبیعت، شکار خود را طلب می کند. نقطه اوج این منظومه آن جاست که مختومقلی، توجه مخاطب را برای نتیجه داوری در این ماجرا جلب می کند. چرا که موجودی بی پناه به دامان آن حضرت پناه آورده و از جانب دیگر، شاهین نیز برای سیرکردن جوجه های خود، کبوتر را از ایشان طلب می کند. به نظر می رسد، تسلیم کردن و یا نکردن کبوتر به شاهین، هردو با عدالت علی (ع) سازگار نیست و آن گاه است که مصداقی از عدالت ایشان نمایان می شود. علی (ع) تصمیم می گیرد با کندن گوشتی از بدن خود و دادن آن به شاهین، هم حق شاهین را محفوظ دارد و هم کبوتر را پناه بدهد. اما درست در همین هنگام، شاهین و کبوتر اظهار می کنند که از جانب خداوند برای آزمودن عدالت و حکمت آن حضرت آمده اند و نیازی به این تصمیم نیست. چرا که آن حضرت، از این آزمایش الهی سربلند بیرون آمده اند.
 
این روایت که گفته می شود نمونه های مشابه آن در سایر فرهنگ ها در مناطق مختلف جهان اسلام نیز نقل می شود، تجربه ای آمیخته از کرامات و معجزات از قبیل سخن گفتن با حیوانات (همچون سلیمان (ع))، مهار نفس و قربانی کردن (همچون ابراهیم (ع)) و ... را در خود جای داده است که همگی نشانه هایی از جایگاه و مقام حضرت علی (ع) در منظومه باورها و حیات دینی این مردم دارد.
 
به طور یقین، دیوان مختومقلی فراغی تنها نمونه از مجموعه میراث ادبی و فرهنگی آسیای مرکزی نیست که بتوان اشعار معطوف به جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) را در آن جستجو نمود. با وجود این، ادبیات ترکمنستان به واسطه مجاورت جغرافیایی و پیوندهای تاریخی سرزمینی بین این سرزمین ها و ایران از یک سو و واقع شدن آرامگاه بزرگترین سخن ور زبان ترکمنی در حوزه سرزمینی ایران که خود نشانه واضحی از عمق و گستردگی پیوندهای پیش گفته می باشد، دارای اهمیت ویژه ای است. مصادیق اشاره شده در اشعار مختومقلی فراغی نیز که تنها بخشی از منظومه ادبیات ترکمنی با محتوای اسلامی و تعلیمی است، حوزه های قابل تأملی از ارزش های مشترک و دنیای معنوی نه چندان دور از هم بین ایران و ترکمنستان، حداقل در گذشته تاریخی مردم این دو کشور را نشان می دهد.
 

نویسنده: بهروز قزل – پژوهشگر مطالعات آسیای مرکزی
 

یادداشت ها:
1- دیوان مختومقلی فراغی، ص 409
در ارجاعات این متن، دیوان مختومقلی فراغی، نسخه قاضی مورد توجه بوده است، با مشخصات:
فراغی، مختومقلی (1383)، مختومقلی فراغی نینگ کامل دیوانی، چاپا تیارلان مراد دردی قاضی، چاپ سوم، مشهد: گل نشر
2- ترجمه اشعار از نویسنده است. اما در مواردی از منابع زیر نیز استفاده شده است:
الف) گرو مترجمین (1395)، ترجمه فارسی اشعار مختومقلی فراغی (دفتر اول- 100 شعر)، گنبدکاووس: ایل آرمان
ب) دیه جی، عبدالرحمن (1373)، زندگینامه و برگزیده اشعار مختومقلی فراغی، تهران: الهدی
3- دیوان مختومقلی فراغی، ص 343
4- دیوان مختومقلی فراغی، ص 190
5- محمدنیازی، بی بی حمیده (1384)، حضرت علی (ع) و کبوتر چاهی: بر اساس شعر علی (ع) و گوکجه کبدر، گرگان، فراغی
6- متن ترکمنی منظومه «علی و کبوتر چاهی»:
اي‌ يارانلار، مسلمانلار/گورونگ‌ بو حكم‌ داوري‌/كيم‌ مسجدده‌ اولتورميشدي‌/بير گون‌ مرتضي‌ علي‌
 آرقا برميش‌ محرابا/يوزون‌ برميش‌ كتابا/ اولوغ‌- كيچيك‌ صحابا/ ييغيلميشدي‌ هم‌ باري‌
 اول‌ شاه‌ صفدر بيلدي‌/بير گوكجه‌ كپدر گلدي‌/اولتوريپ‌، تعظ‌يم‌ قيلدي‌:/"سلام‌ عليك‌، يا،علي‌!
 سن‌- سن‌ دينيم‌، ايمانيم‌/سانگا قربان‌ بو جانيم‌/فلان‌ يرده‌ آشيانيم‌/باش‌ چاغام‌ بار، يا، علي‌!
 ير- گوگونگ‌ آراسيندا/خرمنلار غيراسيندا/خدانينگ‌ پناسيندا/گزرم‌ صحرالاري
‌سير ادرديم‌ هر يانا/شكر ادرديم‌ سبحانا/ايسترم‌، ييغام‌ دانه‌/الترم‌ آشيان‌ ساري‌
 دوشماندان‌ غافل‌ ايديم‌/خرم‌ و خوشحال‌ ايديم‌/چاغاما مشغول‌ ايديم‌/گوردوم‌ كي‌، بير شاه‌ پري‌
 گوردوم‌ بير لاچين‌ گلر/هوادا هوالانار/بيلديم‌ كي‌، جانيم‌ آلار/آمان‌ برمز، يا علي‌!
 قورقوپ‌، بيط‌اقت‌ بولدوم‌/شيرين‌ جاندان‌ ال‌ يولدوم‌/سنينگ‌ قاپينگا گلديم‌/غوتار مني‌، يا، علي‌!"
 علي‌ چون‌ واقف‌ اولدي‌/كپدرينگ‌ حالين‌ بيلدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ كرم‌ قيلدي‌/دييدي‌: "كپدر، گل‌ باري‌!"
 كپدر گلدي‌ اونگونه‌//برمان‌ لاچين‌ چنگينه‌/قول‌ اوزاتدي‌، اونگونه‌/سالدي‌ كپدرني‌ علي‌
 شول‌ دمده‌ لاچين‌ گلدي‌/حضرته‌ عرضين‌ قيلدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ تعظ‌يم‌ قيلدي‌:/"سلام‌ عليك‌، يا، علي‌!
 هر سحرلر آولارديم‌/داغي‌- داشي‌ الارديم‌/بير كپدري‌ قاولارديم‌/گليپدير سيزينگ‌ ساري‌
 درمانده‌يم‌، محتاجم‌/شرمنده‌يم‌، غلاجام‌/بو گون‌ اوچ‌ گوندور، آجام‌/آووم‌ برگين‌، يا، علي‌!"
 اول‌ شير پروردگار/اول‌ صاحب‌ ذوالفقار/اول‌ شاه‌ دلدل‌ سوار/ندا قيلدي‌ قنبري‌
 قنبر چون‌ ظ‌اهر بولدي‌/لط‌ف‌ ايله‌ كرم‌ قيلدي‌/دييدي‌: "خذمت‌ نه‌ بولدي‌/چاغيردينگيز بيزلري‌!"
 دييدي‌ چرخ‌ چنبره‌/موشك‌ قاتيلميش‌ عنبره‌/علي‌ دييدي‌ قنبره‌:/"آليپ‌ گلگيل‌ خنجري‌!"
 گورونگ‌ ايمدي‌ نه‌ قيلا/ايستار ـ اول‌ كرم‌ قيلا/لاچين‌ دييدي‌ علي‌غا:/"سيز نادرسيز خنجري‌؟"
"اي‌، لاچين‌، من‌ حيدرم‌/صاحب‌ لط‌ف‌ و كرم‌/اوز بودومدان‌ ات‌ برم‌/سن‌ ديله‌مه‌ كپدري‌!"
 خنجر چيقدي‌ قينيندان‌/تا ات‌ كسه‌ يانيندان‌/لاچين‌ توتدي‌ قولوندان‌/دييدي‌:"كسمه‌، يا علي‌!"
 سنينگ‌ ايشينگ‌ كرمدير/قوللارينگ‌ محترمدير/بو ات‌ بيزه‌ حرامدير/ايا، ساقي‌ كوثري‌
لاچين‌ سايمانگلار مني‌/كپدر دييمانگلر آني‌/سيناماق‌ اوچين‌ سني‌/گليپديك‌ سيزينگ‌ ساري‌!"
 شادان‌ رخصت‌ آلديلار/آياق‌ اوزره‌ قالديلار/اوچوپ‌، پرواز قيلديلار/گيتديلر آسمان‌ ساري‌
 تمام‌ بولدي‌ بو سوزلر/اتسه‌لر گرك‌ اثر/مختومقلي‌ خاكسار/شاهمردان‌ چاكري
 
 
 
کد مطلب: 3132