مثلث سرنوشت ساز؛ چگونه روسیه در مسئله خاورمیانه خود را میان ایران و اسرائیل قرار می دهد؟

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
دیمیتری ترنین: این پیش بیینی کاملاً غیر واقع بینانه است که روسیه به خاطر ایجاد روابط حسنه با دولت ترامپ یا حتی برقراری روابط بهتر با اسرائیل، ایران را کنار گذارد. روسیه کماکان به دنبال منافع خود در خاورمیانه خواهد بود که این امر مستلزم حفظ روابط کارآمد با تمام بازیگران بزرگ از جمله ایران است. با این حال، مسکو درک دقیقی از موارد موازنه حساس در منطقه نیز دارد که نباید مختل شود. از این نظر، روسیه وضعیت اسرائیل را کاملاً درک می کند ...
 
ایراس: بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در سفر خود به کرملین (9 مارس) نگرانی بسیار اسرائیل را به میزبان خود، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین، در مورد گزارش های دریافتی مبنی بر این ابراز کرد که ایران به دنبال آن است تا نیروی دریایی خود را در ساحل دریای مدیترانه سوریه و حزب الله و دیگر نیروهای طرفدار ایران را در نزدیکی بلندی های جولان مستقر نماید.
 
این چهارمین سفر نتانیاهو به مسکو در طی 18 ماه گذشته محسوب می شود. نتانیاهو و پوتین روابط نزدیکی با هم دارند و اغلب با یکدیگر تلفنی صحبت می کنند. در طول سال ها مقامات روسیه و اسرائیل آموخته اند یکدیگر را به خوبی درک کنند. با این حال، همان طور که سخنگوی پوتین بعد از این جلسه اعلام کرد هیچ تصمیمی اتخاذ نشد که البته چنین قراری هم نبود.
 
در زمان استقبال رهبر روسیه از نخست وزیر اسرائیل، ناوگان خزر نیروی دریایی روسیه میزبان ملوانان ایرانی بود که برای دیداری دوستانه وارد ماخاچ قلعه روسیه شده بودند. روسیه و ایران در سوریه متحدین نظامی به حساب می آیند. کشتی های روسی که موشک های کروز خود را از دریای خزر و از فراز خاک ایران به اهدافی در سوریه شلیک کردند در واقع توانمندی-های تازه خود را در اکتبر 2015 به نمایش گذاشتند. روس ها عملیات هوایی در سوریه را برعهده دارند و ایرانیان و نیروهای طرفدار آنها در کنار نیروهای دولتی سوریه بر روی زمین مبارزه می کنند.
 
با این اوصاف، مسکو چه مسیری را در پیش می گیرد؟ پس از تصرف شهر حلب در دسامبر گذشته، دیپلماسی به محور مذاکرات سوریه مبدل شد. روسیه اساساً پیروز این جنگ است و در حال حاضر به دنبال پیروزی در فرایند صلح است که البته کار چندان آسانی نیست. مسکو برای پیشرفت امور ابتدا ترکیه را به عنوان شریک اصلی در وادارسازی مخالفان سوریه به قبول آتش بس و پیوستن به مذاکرات در مورد حل و فصل سیاسی آینده سوریه به کار گرفت و پس از آن با تشکیل یک گروه سه تایی دیپلماتیک با حضور ترکیه و ایران از انجام این مذاکرات حمایت کرد. روسیه محلی را نیز برای برگزاری این گفتگوها در آستانه، قزاقستان، تعیین کرد که رهبر آن نورسلطان نظربایف شریک نزدیک پوتین به شمار می آید.
 
پوتین کاملاً از این امر آگاه است که دستیابی به صلح در سوریه مستلزم یافتن زمینه های مشترک میان احزاب سوریه و انجام اقدام بسیار پیچیده داد و ستد میان بازیگران منطقه ای درگیر است. مورد ترکیه بسیار گویا است. در اواخر سال 2015، سیاست-های مسکو در قبال سوریه در تقابل مستقیم با سیاست های آنکارا قرار داشت که این امر منجر به سرنگونی بمب افکن روسی توسط ترکیه گردید و سردی هفت ماهه ای بر روابط فیمابین حاکم شد. پس از نتانیاهو، این بار نوبت رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان بود که برای نهایی کردن عادی سازی روابط ترکیه و روسیه به مسکو سفر کند (10 مارس). با انجام این کار، اردوغان به ناچار از خواسته خود مبنی بر کنار رفتن اسد از قدرت صرف نظر کرد و نقش محوری روسیه در سوریه را کاملاً به رسمیت شناخت. پوتین نیز نگرانی های امنیتی ترکیه را جدی گرفت.
 
در ماه اوت گذشته، پس از سفر آشتی جویانه اردوغان به سنت پترزبورگ، رهبر روسیه با حمله محدود ترکیه به شمال سوریه موافقت کرد که هدف آن جلوگیری از تشکیل منطقه کردنشینی در امتداد مرز ترکیه با سوریه بود. در ژانویه و فوریه سال جاری، نیروی هوایی روسیه اهداف داعش در الباب را جهت پشتیبانی از حمله ترکیه به این شهر بمباران کرد. در این ماه (مارس)، رؤسای ستاد نیروهای نظامی ترکیه و روسیه و رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا برای هماهنگ سازی اقدامات نیروهای خود در آدانا، ترکیه، با یکدیگر ملاقات کردند. نیروهای امریکایی و روسی در فاصله چند کیلومتری از یکدیگر در شهر منبج مستقر هستند. با حمایت واشنگتن و مسکو از کردها، هر دو کشور به دنبال جلوگیری از ایجاد درگیری بین کردها و نیروهای دولتی ترکیه و سوریه هستند.
 
این مسأله هدف اصلی و رویکرد کلی روسیه را نشان می دهد. این کشور منابع و جاه طلبی لازم برای جانشینی امریکا به عنوان قدرت برتر خاورمیانه را ندارد - باری که برای خود امریکا نیز بیش از حد سنگین شده است. در عوض، مسکو به دنبال جایگاه میانجیگری است که روابط کارامدی با تمام طرفین درگیر دارد، اما در عین حال نمی خواهد مبدل به متحد یا مخالف تمام عیار هر یک از آنها گردد. موارد تعارض را می توان طبق شرایط مد نظر کرملین رفع نمود - مانند مورد ترکیه. اتحاد این کشور [با سایر کشورها] بنا به موقعیت و محدود است و قابل مقایسه با ناتو یا رابطه امریکا و اسرائیل نیست. حمایت روسیه از رئیس-جمهور بشار اسد مشروط است و ائتلاف آن با ایران نیز بنا به موقعیت صورت گرفته است.
 
روسیه ایران را بازیگری جدی و اغلب هدفمند تلقی می کند که نباید رفتار نسنجیده ای با آن داشت. در زمان تطابق منافع مسکو و تهران، این دو کشور تعامل سازنده ای با یکدیگر دارند. آنها 20 سال پیش با همکاری یکدیگر توانستند با ابزار دیپلماتیک توافق مورد مذاکره ای را برقرار کنند که به جنگ خونین داخلی تاجیکستان پایان داد. اوضاع این کشور از آن زمان معمولاً با ثبات بوده است. در سوریه، هر دو طرف مایلند به بشار اسد در دفاع از رژیم خود در برابر مخالفان مسلح کمک نمایند. اما همکاری آنها تا همین حد است.
 
روس ها که دستورکار منطقه گسترده تر تهران را ندارند، این مسأله را می پذیرند که ایران باید بخشی از حل و فصل بحران سوریه در کنار دیگر بازیگران منطقه از جمله عربستان سعودی باشد. آنها احتمالاً به اندازه کافی واقع گرا هستند تا درک کنند تهران مایل به حفظ نوعی ارتباط با نیروهای حزب الله است و روس ها این مسأله را نیز درک می کنند که حضور نظامی ایران و حزب الله در سوریه، به ویژه در نزدیکی بلندی های جولان، می تواند منبع بروز جنگ دائمی با اسرائیل گردد که این امر موجب تضعیف حل و فصل سیاسی مد نظر مسکو می شود که به شدت در تلاش است به آن دست یابد.
 
روسیه نظرات اسرائیل در مورد ایران را کاملاً نمی پذیرد. در نشست اخیر با نتانیاهو در آستانه تعطیلات پوریم (تعطیلات رسمی اسرائیل)، پوتین این مسأله را مطرح کرد که با ایران باید به طور معقول و بی طرفانه برخورد کرد. با این حال، این اقدام مسکو سابقه دارد که منافع امنیتی اسرائیل را جدی گرفته است. روسیه دیگر سیستم دفاع هوایی S-300 را به دمشق نمی دهد و در مورد حملات اسرائیل به اهداف حزب الله در داخل سوریه نیز اعتراضی نکرد و از زمان به کارگیری نیروی هوایی و پدافند هوایی خود در سوریه، از همان ابتدا با اسرائیل هماهنگ کرد تا حادثه ای بین نیروهای آنها پیش نیاید و تاکنون نیز این همکاری مؤثر بوده است.
 
منافع مسکو در سوریه مشروعیت بخشی به حضور نیروی دریایی و هوایی خود در این کشور پس از حل و فصل سیاسی بحران سوریه است. به رغم این که کماکان امکان نقض آتش بس وجود دارد، مبارزه علیه داعش شتاب گرفته است. با توجه به تداوم حضور عملیاتی نیروهای خارجی در سوریه، آینده این کشور نامشخص است. پس از حل و فصل این بحران، از نظر مسکو، تمام طرفین به استثنای روسیه که مجوز استقرار پایگاه را از دولت سوریه به دست آورده است باید این کشور را ترک کنند.
 
این پیش بیینی کاملاً غیر واقع بینانه است که روسیه به خاطر ایجاد روابط حسنه با دولت ترامپ یا حتی برقراری روابط بهتر با اسرائیل، ایران را کنار گذارد. روسیه کماکان به دنبال منافع خود در خاورمیانه خواهد بود که این امر مستلزم حفظ روابط کارآمد با تمام بازیگران بزرگ از جمله ایران است. با این حال، مسکو درک دقیقی از موارد موازنه حساس در منطقه نیز دارد که نباید مختل شود. از این نظر، روسیه وضعیت اسرائیل را کاملاً درک می کند.
 
 
نویسنده: دیمیتری ترنین - مدیر اجرایی بنیاد کارنگی در مسکو

مترجم: شهرزاد مفتوح - کارشناس ارشد مطالعات بریتانیا از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 
منبع اصلی: http://carnegie-mec.org/diwan/68257?lang=en 


«آنچه در این گزارش آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی "ايراس" نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران غربی منتشر شده است»

 
 
کد مطلب: 3130