نگاه تحلیل گران ارشد ایرانی به حمله نظامی آمریکا به سوریه

تاریخ انتشار : شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۳
Share/Save/Bookmark
 
دکتر سيدرسول موسوي: به نظر مي‌رسد راهبردهاي سياست خارجي آمريکا در منطقه در حال تغيير و بازگشت به سمت ساختارها و سياست‌هاي سنتي حزب جمهوريخواه است و ترامپ هم به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريکا برنامه‌هاي مورد نظر خود را در موضوعات داخلي و خارجي اين کشور تا حدودي کنار گذاشته و به همان رويکردهاي سنتي جمهوريخواهان بويژه «نومحافظه‌کاران» در رابطه با مسائل بين‌المللي و منطقه‌اي بخصوص موضوع «خاورميانه بزرگ» يا «خاورميانه جديد» که از زمان جورج بوش مطرح شده بود، برگشته است ... // حسن بهشتی پور: در حال حاضر فرض بر این است که دولت ترامپ با اقدامی محدود تلاش کرده به صورت تاکتیکی به سوریه حمله‌ای کند تا به بازیگران بین‌الملل نشان دهد سیاست ترامپ با اوباما تفاوت بسیاری دارد. روسیه در نخستین واکنش به این اقدام واشنگتن، خواستار برگزاری فوری جلسه شورای امنیت شد. پیش از این همکاری‌های متعددی میان امریکا و روسیه در سوریه وجود داشت که به طور قطع این اقدام یکجانبه دولت ترامپ، روابط با مسکو را با تغییرات شگرفی روبه‌رو خواهد کرد و ما شاهد قطع روابط یا کاهش روابط خواهیم بود ... // نعمت الله ایزدی: مواضع روسیه در رابطه با حمله موشکی آمریکا کاملاً قابل انتظار بود، نه صد درصد آن را تایید کرد و نه برخورد تندی با آمریکا داشت. چراکه روسیه به همکاری آمریکا برای حل بحران سوریه با توجه به مشکلات داخلی که در گذشته متحمل شده بود، نیاز دارد. بنابراین روس‌ها ناچار شدند که موضع محتاطانه‌ای در برابر حمله اخیر داشته باشند ...
 
ایراس: دکتر سيدرسول موسوي (تحلیل گر ارشد مسائل اوراسیا): حمله نظامي آمريکا به پايگاه هوايي «شعيرات» استان حمص سوريه از شروع آغاز تحولات در درون برخي نهاد‌هاي واشنگتن حکايت دارد. به‌عنوان نمونه، تغييراتي در شوراي امنيت ملي اين کشور انجام گرفت و فردي مانند استفان بنن، مشاور ارشد دونالد ترامپ که پيشتر نقش اصلي را در هدايت مسائل استراتژيک به‌عهده داشت، ناگهان از حضور در اين شورا برکنار مي‌شود.
به نظر مي‌رسد راهبردهاي سياست خارجي آمريکا در منطقه در حال تغيير و بازگشت به سمت ساختارها و سياست‌هاي سنتي حزب جمهوريخواه است و ترامپ هم به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريکا برنامه‌هاي مورد نظر خود را در موضوعات داخلي و خارجي اين کشور تا حدودي کنار گذاشته و به همان رويکردهاي سنتي جمهوريخواهان بويژه «نومحافظه‌کاران» در رابطه با مسائل بين‌المللي و منطقه‌اي بخصوص موضوع «خاورميانه بزرگ» يا «خاورميانه جديد» که از زمان جورج بوش مطرح شده بود، برگشته است. علت مهم اقدام مذکور به اين دليل است که دست آنها از ارائه سياست‌هاي جايگزين خالي است. حمله به پايگاه هوايي استان حمص سوريه ادامه سياست تهاجمي نومحافظه‌کاران جمهوريخواه است و تاکتيکي است که بتوانند در پرتو آن در آينده موضوعات مورد نظر خود را مطرح و مديريت کنند.
 
واشنگتن يا بايد سياست سنتي خود را در رابطه با موضوعات بين‌المللي ادامه دهد يا نگاه به سياست خارجي بويژه منطقه را به‌طور بنيادين تغيير دهد. به نظر مي‌رسد در شرايط فعلي، عزم جدي و ظرفيتي در درون آمريکا وجود ندارد که بتواند نگاه تازه‌اي به مسائل سياست خارجي داشته باشد و به همين دليل اين شيوه بازگشت و حمايت از کشورهاي متحد سنتي از جمله عربي و غيرعربي منطقه را در تمام ابعاد شاهد هستيم. با بررسي سوابق رخ داده در گذشته به اين نکته مهم دست مي‌يابيم که واشنگتن خود به گونه‌هاي مختلف از تروريست‌ها و معارضان مسلح در سوريه و کشورهاي پشتيبان آنها حمايت کرده است پس به چه نحو مي‌توانست در عرصه عمل اقدامي عليه آنها انجام دهد. پس تنها راه پيش روي آمريکا بازگشت به همان راهبرد سنتي گذشته است. حمله به اين پايگاه، سرپوش گذاشتن بر شکست‌هاي سياسي و نظامي چند ماهه اخير تروريست‌ها و معارضان مسلح است و همچنين به نظر مي‌رسد اين عمليات براي جلوگيري از يک شکست سنگين‌تر در آينده طراحي و اجرا شده است، اما راحتي، قابل تداوم نخواهد بود، چراکه ادامه يافتن آن نياز به وجود يک پايگاه سياسي قوي خواهد داشت که اکنون بسترهاي آن فراهم نيست. اين موضوع که اکثر رهبران کشورهاي موثر اروپايي عنوان مي‌کنند انجام اين عمليات براي آنها قابل درک است به اين دليل است که خود، خوب مطلع هستند که اين نوع حملات خلاف موازين و قوانين پذيرفته شده بين‌المللي است. اين کشورها در روزهاي گذشته حتي اجازه ندادند شوراي امنيت سازمان ملل در رابطه با تحولات اخير سوريه از جمله ادعاهاي مطرح شده راجع به حمله شيميايي به «خان شيخون» جلسه بررسي همه‌جانبه‌اي تشکيل دهد، اما همچنان از انجام اين‌گونه عمليات‌ها توسط آمريکا براي جلوگيري از شکست بيشتر پشتيباني مي‌کنند.
 
حسن بهشتی پور (تحلیل گر ارشد مسائل اوراسیا): اقدام موشکی امریکا علیه پایگاه الشعیرات در استان حمص سوریه با شلیک 59 موشک کروز تاماهاک، به طور قطع تأثیرات کوتاه مدت و میان مدت بالاخص در سطح منطقه خواهد داشت. در حال حاضر فرض بر این است که دولت ترامپ با اقدامی محدود تلاش کرده به صورت تاکتیکی به سوریه حمله‌ای کند تا به بازیگران بین‌الملل نشان دهد سیاست ترامپ با اوباما تفاوت بسیاری دارد. روسیه در نخستین واکنش به این اقدام واشنگتن، خواستار برگزاری فوری جلسه شورای امنیت شد. پیش از این همکاری‌های متعددی میان امریکا و روسیه در سوریه وجود داشت که به طور قطع این اقدام یکجانبه دولت ترامپ، روابط با مسکو را با تغییرات شگرفی روبه‌رو خواهد کرد و ما شاهد قطع روابط یا کاهش روابط خواهیم بود. در میان مدت هم تأثیر در همکاری دو کشور در ناتو و سایر موارد اختلاف دو کشور به وجود خواهد آورد.
 
به نظر می‌رسد، روسیه علاوه بر واکنش سیاسی در قبال این اقدام واشنگتن، مجموعه اقداماتی را درباره مسائل امنیتی و دفاعی در سوریه انجام خواهد داد. بر این اساس ما شاهد فصلی جدید از اختلاف میان واشنگتن و کرملین خواهیم بود؛ این در حالی است که ترامپ پیش از این قول داده بود، روابط دو کشور را به سمت همکاری پیش خواهد بود. بحث دیگر اینکه خود این اقدام نیز در روند تحولات سوریه تأثیر‌گذار خواهد بود. زیرا این موضوع تنش را در سطح منطقه افزایش خواهد داد و مشکلات امریکا در افغانستان که به جد مورد انتقاد ترامپ در دوره تبلیغات پیش از انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود، در شکلی جدید امریکا را در موضوع سوریه درگیر خواهد کرد. در آخر، این نکته بسیار مهم است که ببینیم آیا امریکا پس از این حمله، ماجراجویی جدیدی را مانند آنچه در افغانستان و عراق انجام داد، تکرار خواهد کرد یا خیر؛ که پاسخ به این سؤال ما را در تحلیل بهتر مسائل منطقه یاری خواهد کرد.
 
فریدون مجلسی (دیپلمات سابق): در بررسی این اقدام (حمله نظامی آمریکا به سوریه) باید یادآور شد، حمله واشنگتن به سوریه به هیچ عنوان قانونی و موجه نیست؛ زیرا دولت جدید امریکا بدون اینکه مقصران حمله شیمیایی چند روز گذشته به ادلب مشخص و اثبات شود، دست به چنین اقدامی زده است. نکته مهمی که در این رخداد وجود دارد، تبلیغات وسیعی است که در حمله شیمیایی به ادلب صورت گرفت و برمبنای همین فضاسازی حمله دیروز انجام شد؛ نکته‌ای که در فاجعه وسیع‌تر و تأسف آمیزتر در حملات شیمیایی در شهرهای مرزی ایران در زمان حمله صدام به ایران نادیده گرفته شد و با وجود کارشناسی‌های متعدد، ایران تا چندین سال نتوانست حتی ثابت کند این حمله توسط حکومت وقت عراق صورت گرفته است. این مسأله حکایت از این دارد که دولت ترامپ، برای اعتبار بخشیدن به ادعاهای خود بویژه در سوریه، دنبال بهانه‌ای بود که به نظر می‌رسد حمله شیمیایی به ادلب این دستاویز را به واشنگتن داد تا اقدامات یکجانبه خود را در سطح منطقه با ورود به سوریه آغاز کند.
 
نکته بعد اینکه در تبلیغات وسیعی که در توجیه حمله امریکا به سوریه صورت می‌گیرد، مکرر اعلام شده که پس از چندین حمله شیمیایی، دولت ترامپ ناچار به این حمله شده‌است. این در حالی است که سال 2013 و نخستین باری که واشنگتن و برخی کشورها دولت بشار اسد را متهم کردند در مبارزه با مخالفان خود، از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده‌است، نماینده سازمان ملل بررسی و اعلام کرد این حمله توسط نیروهای سلفی و مواد شیمیایی باقی مانده عراق در این منطقه صورت گرفته و در دفعات بعد مواد شیمیایی توسط سلفی‌ها به کار رفته است. با چنین پیشینه‌ای این بار نیز نیاز به یک بررسی مهم و اساسی بود تا مشخص شود، آیا این اقدام توسط دولت بشار اسد صورت گرفته است یا خیر؟ هر چند واضح است دولت سوریه در شرایطی که دست برتر را در منازعات دارد و دارای موقعیت مهم و خاصی در مذاکرات آستانه و ژنو است، دست به چنین اقدام غیر قابل دفاعی نزده و خودزنی نمی‌کند. زیرا چنانچه پس از بررسی‌های لازم مشخص شود دولت اسد، عامل حمله شیمیایی در ادلب سوریه است، هیچ کس نخواهد توانست از این وضعیت دفاع کرده و این احتمال بهانه‌ای برای بهانه جویی‌های بیشتر را فراهم خواهد کرد و منطقی نیست بپذیریم اسد در وضعیت مطلوب نظامی خود دست به چنین ریسکی بزند. با این حال با فرض تشدید فضاسازی‌های تبلیغی علیه اسد یا اثبات ادعای دخالت دولت سوریه در حمله شیمیایی در کشورش، ممکن است، شاهد واکنش‌های شدیدتری از طرف روسیه باشیم.
 
ممکن است روسیه با موافقت دولت سوریه و استفاده از موشک‌های اس 300 و اس 400 که پیشتر به سوریه فرستاده‌است، منع پروازهای کشورهای متخاصم بر فراز سوریه برقرار کند. چنین اقدامی می‌تواند مخاطرات جدیدی را به‌دنبال داشته‌باشد و چه بسا که موجب گسترش جنگ و قربانی شدن غیرنظامیان بیشتری شود. اما در وضعیتی دیگر، اگر مقصر نبودن سوریه در حمله شیمیایی اخیر اثبات شود، ممکن است طرفین سر میز مذاکره نشسته و مسأله را حل کنند. به هر صورت به نظر نمی‌رسد دامنه حمله بامداد جمعه امریکا به سوریه به حدی گسترده شود که در پی آن جنگی تمام عیار در سطح منطقه ایجاد شود. هر چند که می‌توان پیش‌بینی کرد این اقدام تا مدتی می‌تواند موجب ضربه زدن به پایگاه‌های ترکیه در سوریه و عراق شود که بدون اجازه دولت این کشور‌ها، نیروهای خود را وارد خاک آنها کرده‌است.
 
نکته آخر اینکه دولت‌ها در چنین شرایطی باید از خود شکیبایی نشان داده و تا حد امکان جلوی جنگ را بگیرند. دیپلماسی ایران نیز باید در چنین شرایط پیچیده‌ای، هشیاری لازم را در دستور کار قرار دهد تا به سهم خود در چارچوب منافع ملی و با تدبیر، از گسترش اقدامات نظامی طرفین متخاصم در منطقه جلوگیری کند. بویژه آنکه دشمنان جهانی و منطقه‌ای کشورمان خواهند کوشید تا از چنین فرصتی برای تسویه حساب با ایران استفاده کنند و با ادامه درگیری‌ها وستیزه‌جویی در منطقه، بهانه‌هایی برای کشاندن ایران به این بحران به وجود آورند.
 
حسن هانی زاده (کارشناس مسائل خاورمیانه): سناریو پیش رو از این قرار است که آمریکا تلاش‌می‌کند تا پایگا‌ه‌ها و نیروی هوایی سوریه را از طریق ادامه حملات موشکی فلج‌کند تا سوریه را از معادلات نظامی و منطقه‌ای خارج کند و کفه نظامی در منطقه را به‌نفع رژیم‌صهیونیستی تغییردهد. به‌نظر می‌رسد سناریویی مشابه آنچه در لیبی برای سرنگونی معمر قذافی‌ شکل‌گرفت، اکنون در سوریه درحال اجراست.
 
آمریکا بدون اینکه چراغ‌سبزی از شورای امنیت دریافت‌کند، به‌طورمستقیم پایگاه‌هوایی الشعیرات را موردحمله قرار داد که این نوعی مقابله با روسیه تلقی‌می‌شود، چراکه روسیه در سوریه منافع استراتژیک دارد و این حمله می‌تواند نوعی توهین به روسیه تلقی شود. از این‌رو به‌نظر می‌رسد که بحران سوریه وارد مرحله خطرناکی‌ خواهدشد و این احتمال وجوددارد که روسیه درارتباط با بحران سوریه به‌طورمستقیم با آمریکا درگیر شود وکلیه روابط سیاسی مسکو-واشنگتن قطع‌شود. اکنون تلاش آمریکایی‌ها براین است که از طریق حملات موشکی به‌نوعی وضعیت میدانی را تغییر دهند و روسیه را مجبور به خروج از سوریه کنند. این حمله‌موشکی با هماهنگی رژیم‌صهیونیستی، عربستان، قطر و اردن صورت گرفته وآمریکا این کشورها را درجریان این حمله قرارداده است. ضمن اینکه به‌طورضمنی روس‌ها را مجبور به خارج‌کردن هواپیماهای خود ازپایگاه الشعیرات نموده‌است. این وضعیت می‌تواند بحران هوایی این کشور را فراگیر‌تر کند و از مرزهای سوریه خارج گرداند و به یک بحران بین‌المللی تبدیل کند.
 
اکنون خاورمیانه درآستانه بحرانی جدید قراردارد که ممکن است به مقابله دو ابرقدرت منجر شود. طبیعتا این تقابل فراگیر شده وکشورهای منطقه را نیز درگیر خواهد کرد. ایالات متحده‌آمریکا حاضر به حل بحران سوریه نیست، به این جهت که اگر تمایلی به این کارداشت، می‌توانست در کمتر از یک‌ماه این بحران را به پایان برساند. یکی از مسائلی که مشخص شده، این است که آمریکا تمایل دارد ارتش سوریه همچنان درگیر گروهک‌های تروریستی باشد تا همچنان دچار فرسایش شود. آمریکا پس از ۶سال به این نتیجه رسیده که نیروی هوایی سوریه همچنان سالم و دست‌نخورده است از این رو به بمباران پایگاه هوایی حمص پرداخته و ممکن است این حملات ادامه پیدا کند. از این رو آمریکایی‌ها درصددند که راه‌حل سوری- سوری را با بن‌بست مواجه کنند وهرگونه مذاکره بی‌نتیجه باقی بماند. به همین دلیل سناریو خان شیخون که منجر به انفجار گاز شیمیایی شد و طی آن ده‌ها نفر در اطراف ادلب کشته و مجروح شدند، سناریویی از پیش تعیین‌شده برای بهانه‌جویی آمریکا برای دخالت در مسائل داخلی سوریه به بهانه حمایت از مردم این‌کشور بود. از این جهت به نظر می‌رسد وضع سوریه بسیار پیچیده‌تر شده و به یک بحران نظامی تبدیل خواهد شد و راه‌حل‌های سیاسی کاملا منتفی شده است.
 
مقابله نظامی با آمریکا به‌نفع منطقه نخواهد بود، چون بحران نظامی موجب فرسایش منطقه ونابود شدن همه زیر‌ساخت‌های اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی آن خواهد شد ومنطقه هم توان تحمل جنگ جدیدی را نخواهد داشت. اگر آمریکا بخواهد به ماجراجویی‌های خود در منطقه و علیه ایران ادامه دهد، با یک بحران جهانی مواجه‌خواهد شد که ممکن است به یک جنگ فراگیر منجر شود. حمله موشکی اخیر به سوریه نشان ‌می‌دهد دونالد ترامپ درصدد دست‌زدن به ریسک‌های خطرناکی است که ممکن است به جنگ سوم جهانی بینجامد.
 
نعمت الله ایزدی (سفیر سابق ایران در روسیه): نظر واشنگتن بر این است که دولت بشار اسد در ماجرای حمله شیمیایی دست داشته است، البته منظور آنها فقط دولت اسد نیست بلکه شرکای دولت سوریه مانند ایران را نیز مقصر می‌دانند. آمریکایی‌ها این عامل را بهانه‌ای قرار دادند تا حمله موشکی خود را به مواضع سوریه آغاز کنند. این عملیات پیامد خوشایندی برای واشنگتن ندارد، زیرا موضع‌گیری روس‌ها در ظاهر نشان می‌داد که همکاری‌های مسکو و واشنگتن تحت‌الشعاع قرار گرفته و بسیاری از موارد مشارکت به حالت تعلیق در آمده است. آمریکا نسبت به گذشته حضور ضعیفی در منطقه دارد و تلاش می‌کند تا از طریق مشارکت با کشورهایی مانند روسیه که هم به منطقه نزدیک و هم در حال حاضر دست بالایی نسبت به آمریکا دارند  به کنترل غیر مستقیم اوضاع بپردازد.
 
سوریه در حال تبدیل شدن به محل رقابت قدرت‌هاست. زمانی که روسیه از دولت اسد حمایت و با دولت ایران در این امر مشارکت می‌کند، نشان می‌دهد که به لحاظ عملی یک قدم جلوتر از آمریکا ایستاده است و علاوه بر آن برای کسب قدرت چانه‌زنی در مقابل روسیه و هماوردی با آنها نیاز به قدرت نمایی دارد، از این رو واشنگتن می‌کوشد تا فرصتی به دست آورده و خودی نشان دهد. این بحث شیمیایی زمینه را فراهم کرد تا آمریکا بتواند در عرصه عملیاتی خودنمایی کند، اما همانطور که مقامات این کشور اعلام کردند حمله اخیر آمریکا محدود بوده و ادامه نخواهد داشت، زیرا ادامه آن به ضررشان تمام می‌شود. مواضع روسیه در رابطه با حمله موشکی آمریکا کاملاً قابل انتظار بود، نه صد درصد آن را تایید کرد و نه برخورد تندی با آمریکا داشت. چراکه روسیه به همکاری آمریکا برای حل بحران سوریه با توجه به مشکلات داخلی که در گذشته متحمل شده بود، نیاز دارد. بنابراین روس‌ها ناچار شدند که موضع محتاطانه‌ای در برابر حمله اخیر داشته باشند.
 
دکتر محمد مرندی (کارشناس مسائل آمریکا): به نظر می رسد حاکمیت آمریکا چون می بیند گروه های تکفیری و افراطی مثل جبهه النصره و داعش در حال شکست خوردن هستند می خواهد با این کار بین دولت و ارتش سوریه با تکفیری ها توازن برقرار شود. ترامپ شاید انگیزه متفاوتی نیز داشته باشد و آن این است که در ماه های اخیر در داخل آمریکا برای سیاست های داخلی اش مورد هجمه قرار گرفته است و رسانه های آمریکایی دائم به وی می تازند، از این رو  فکر می کنم ترامپ دنبال موقعیتی بود تا بتواند حمایت رسانه های حاکمیتی را بدست آورد و الان می بینیم که تمامی رسانه های آمریکا و اعضای کنگره و سنا تقریبا از تجاوز آمریکا به سوریه حمایت می کنند.
 
آمریکایی ها و غربی ها تا خبر حمله شیمیایی اخیر تروریست ها علنی شد، ادعا کردند دولت سوریه این کار را کرده است و صبر نکردند تا هیئتی با رفتن به سوریه منطقه را ببینند و مقصر را تشخیص بدهند و این صبر نکردن نشان از این دارد که دولت سوریه مقصر نبوده است و این کار احتمال از سوی معارضینی بود که مورد حمایت آمریکا و متحدین منطقه ای آن ها هستند. آمریکایی ها از این بهانه استفاده کردند همچون سال 2013 که ادعا کردند دولت سوریه در نزدیکی های دمشق حمله شیمیایی کرده است، آن موقع هم کارشناسانی از ام آی تی آمریکا به منطقه رفتند و ثابت کردند که این عملیات نمی تواند کار دولت سوریه باشد. علت حمله آمریکا در این برهه  از زمان بنظر می رسد بی ارتباط با شکست های پی درپی گروه های تکفیری نباشد؛ زیرا آن ها می خواهند این روند را کُند کنند تا اهرم فشاری برای مذاکرات در اختیار داشته باشند.
 
آمریکا یک اشتباه محاسباتی انجام داد زیرا دولت روسیه و همچنین دولت چین را با توجه به اینکه رییس جمهور آن در آمریکا حضور داشت بسیار عصبانی کرد، این حمله برای چینی ها گران تمام شد که این موضوع برای آمریکا خوب نیست. رسانه های غربی طبیعتاً روایتی از این قضیه می سازند مبنی بر اینکه دولت سوریه گناهکار است و غربی ها برای انسانیت این کار را انجام دادند، با این حال خود غربی ها نیز معتقدند امروزه رسانه های غربی را مردم باور ندارند و از سوی دیگر قدرت های روبه ظهور همچون چین، روسیه، ایران، هند و برزیل یکه تازی آمریکایی ها را تحمل نمی کنند لذا تصور می شود که آمریکایی ها در بلندمدت نمی توانند افکار عمومی دنیا را بسوی خود جلب کنند. اینکه آمریکایی ها این حملات را ادامه بدهند یا خیر قابل پیش بینی نیست، اما به نظر نمی رسد با روند موجود آمریکایی ها بتوانند روند داخل سوریه را عوض کنند، یعنی با این گونه حملات و کمک به تکفیری ها شاید آهنگ پیشروی چندروزی کُند شود، با وجود این، تکفیری ها در حال عقب نشینی هستند و این کار را برای هفته های آینده نیز ادامه می دهند.
 

این گزارش در حال تکمیل است ...
 
 
کد مطلب: 3128