«انرژی» و آینده آسیای مرکزی

منابع آبی، نفت و گاز، به مثابه کلید توسعه آسیای مرکزی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۷
Share/Save/Bookmark
 
سرگئی ژیلتسوف: کشورهای آسیای مرکزی در زمینه استخراج و صادرات منابع هیدروکربنی به موفقیت های قابل ملاحظه ای دست یافته و منابع هیدروکربنی به ثبات اقتصادی این کشورها کمک کرده است ... با وجود این، منابع آبی و سایر منابع انرژی هنوز هم موضوع اختلافات جدی میان این کشورها است و در طول ربع قرن گذشته، کشورهای منطقه نتوانستند به اجماع قابل قبولی در خصوص اصول استفاده از آب های فرامرزی دست بیابند ... هر یک از کشورهای منطقه سعی کرده است تا مشکلات به وجود آمده در زمینه منابع آبی را به طور مستقل حل کند و این امر، موجبات وخیم تر شدن روابط بین دولتی در خصوص استفاده از منابع آبی رودخانه های بین مرزی را فراهم می کند ...
 
ایراس: رویدادهای سیاسی در کشورهای آسیای مرکزی در ماه های اخیر (هفته های پایانی 2016 و آغاز 2017) من جمله انتخاب رؤسای جمهور کشورهای منطقه و توزیع مجدد اختیارات بین بخش های حکومت، مسائل موجود در زمینه انرژی را موقتاً تحت الشعاع قرار داد. با وجود این، تحولات معطوف به ربع قرن حیات سیاسی مستقل جمهوری های آسیای مرکزی، امکان برخی نتیجه گیری های معین را میسّر می سازد.
 
کشورهای آسیای مرکزی در زمینه استخراج و صادرات منابع هیدروکربنی به موفقیت های قابل ملاحظه ای دست یافته اند. سرمایه گذاری های شرکت های پیشرو در عرصه نفت و گاز که نقش کلیدی در توسعه بخش نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی داشته است، زمینه دستیابی این کشورها به موفقیت های مذکور را فراهم آورده است. پیش از همه، می توان به ترکمنستان و قزاقستان اشاره کرد که منابع آنها در کانون توجه بسیاری از متقاضیان منابع انرژی قرار دارد.
 
کشف مقادیر بیشتری از نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی، در عین حال مسئله تحویل آنها به بازارهای فرامنطقه ای را مطرح نموده است. این امر کشورهای آسیای مرکزی را وادار به حل مسائل مربوط به مسیرهای انتقال انرژی و وابستگی در حوزه های ارتباطی کرده است. این خط مشی از سوی کشورهای غربی و چین که به منظور نفوذ در آسیای مرکزی به رقابت با روسیه برخاسته اند، مورد حمایت قرار گرفت.
 
قزاقستان و ترکمنستان ضمن تلاش برای غلبه بر معضلات جغرافیایی، علاوه بر صادرات منابع انرژی به سمت روسیه، علاقه زیادی به اجرای طرح های خط لوله در جهات شرقی و جنوبی از خود نشان داده اند. ایران و چین بسیار مورد توجه این کشورها قرار گرفته اند. کشف ذخایر قابل ملاحظه ای از منابع هیدروکربنی در قزاقستان و ترکمنستان اجرای طرح های خطوط لوله ای را که از طریق آنها نفت و گاز در سمت شرق (چین) قابل انتقال می باشد، تسریع کرده است. گسترش همکاری در زمینه انرژی با تهران و پکن در نهایت موجب عملی شدن برخی طرح های خطوط لوله شده است، که مسیرهای جدید صادرات نفت و گاز را به بازارهای خارجی فراهم آورده است.
 
طی دو دهه اخیر، از سال 1997 تاکنون، طرح های خطوط لوله گاز از ترکمنستان به ایران و چین اجرا شده است. علاوه بر آن، مسیر ایران از سوی عشق آباد به عنوان گام اول در راه ورود به بازار گاز اروپا، با دور زدن روسیه مورد بررسی قرار گرفت. عشق آباد طرح های بلندپروازانه ای را در رابطه با ساخت خط لوله عظیم ترکمنستان- ایران- ترکیه- اروپا در سر می پروراند. با وجود این، فقدان بودجه، روابط پیچیده ایران با کشورهای غربی و کاهش نسبی تقاضا از سوی مصرف کنندگان گاز ترکمنستان مانع نهایی شدن این طرح شده است.
 
کشورهای آسیای مرکزی به طرح های خطوط لوله نفت در جهت شرقی نیز کمتر علاقه نشان نداده اند. با وجود این، مشکلاتی که در دوره نخست شکل گیری روابط قزاقستان- چین و ترکمنستان- چین وجود داشت، تلاش کشورهای غربی برای جهت گیری دوباره صادرات بیشتر نفت و گاز در سمت غربی و نیز هزینه بالای طرح ها، شروع احداث خطوط لوله جدید را دائماً به تعویق می انداخت. با این حال، بخشی از طرح های پیشنهادی به هر صورت اجرا شد. در سال 2009 خط لوله صادرات نفت از قزاقستان به چین افتتاح شد که امکان صحبت در خصوص ایجاد مسیر جدید صادرات را بدون عبور از خاک روسیه، میسّر نمود.
 
سیاست چین در خصوص ایجاد مسیرهای پایدار نفت و گاز از منطقه، به طور کلی از سوی کشورهای آسیای مرکزی مثبت تلقی شد، چرا که پکن به عنوان منبع تأمین اعتبار طرح های زیربنایی اقدام تعیین شد که این خود، بر توسعه اقتصاد کشورهای منطقه تأثیرات مثبتی را در پی داشت. علاوه بر این، کشورهای آسیای مرکزی با جدیت سعی داشتند وابستگی به روسیه را کاهش داده و زمینه متنوع شدن مسیرهای صادراتی مواد هیدروکربنی خود به بازارهای خارجی را فراهم کنند.
 
چین با گسترش نفوذ خود در منطقه، نه تنها اهداف تجاری، بلکه اهداف ژئوپلیتیکی را نیز دنبال می کرد و در ضمن سعی داشت تا از جهت گیری مجدد سیاست خارجی آستانه و عشق آباد به سمت غرب جلوگیری کرده و در عین حال، نفوذ شرکت های نفتی غربی را نیز محدود کند. کما اینکه در پکن، گفتگوی کشورهای آسیای مرکزی با غرب مبنی بر محدود کردن عامل چین در منطقه از طریق طرح های خطوط لوله، به دقت دنبال می شود.
 
اجرای طرح های جدید خط لوله بر توسعه اجتماعی و اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی تأثیر زیادی داشت. با وجود این، سود اصلی مربوط به چین است. اکثر طرح های زیربنایی که توسط چین تأمین مالی شده بود، نظیر جاده ها، راه های آهن و خطوط لوله، مبنای سیاست آتی پکن در منطقه را تشکیل داده است.
 
پکن علاوه بر کسب دستیابی مستقیم به منابع هیدروکربنی منطقه، مبانی ژئوپلیتیکی پیشبرنده منافع خود را نیز پایه گذاری کرد. طرح های بزرگ در زمینه استخراج و انتقال منابع هیدروکربنی به عنوان ابزار سیاست چین در محقق شدن منافع طولانی مدت عمل می کند. پکن امیدوار به برقراری کنترل بر منابع طبیعی کشورهای منطقه به منظور استفاده مؤثر از آنها در آینده است.
 
پیشنهاد مطرح شده در سال 2013 از سوی رهبر چین، شی جین پینگ تحت عنوان «یک کمربند، یک راه» این فرصت را فراهم آورد تا شرایط پیشروی چین به سوی آسیای مرکزی دچار تغییرات اساسی شود. علاوه بر این، چند سال بعد از مطرح شدن این پیشنهاد که از سوی بسیاری از کشورها مورد حمایت قرار گرفت، مشخص شد که آسیای مرکزی تنها بخشی از سیاست جهانی چین بوده است. به همین دلیل، خطوط لوله جدیدی که در آسیای مرکزی احداث شده، کما فی السابق به عنوان عامل اصلی توسعه کشورهای منطقه عمل می نماید، اما برای چین، این خطوط لوله چیزی جز «آهن» نیست که تنها، به دست آوردن نفت و گاز را میسّر می سازد.
 
در مجموع، دوران رقابت ژئوپلیتکی حاد در عرصه منابع هیدروکربنی آسیای مرکزی طی شده است. همانگونه که بحث در مورد انتخاب مسیرهای آتی حمل و نقل نفت و گاز که کشورهای منطقه قصد داشتند از معادن در حال کار و تازه کشف شده استخراج نمایند، به پایان رسیده است. طرح های خطوط لوله به سمت اروپا و آمریکا نیز عملی نشد. طرح خط لوله ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (تاپی)، که عشق آباد مستقلاً شروع به اجرای آن نمود، یک استثنا است. فعلاً در مورد این طرح می توان در وجه التزامی سخن گفت، چرا که بسیاری از مسائل موجود از زمان مطرح شدن آن، هنوز هم حل نشده است. در افغانستان، بی ثباتی از بین نرفته است و اطلاعات موثقی نیز در خصوص وجود مقادیر کافی گاز در ترکمنستان در دسترس نیست.
 
بر خلاف منابع هیدروکربنی که به ثبات اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی کمک می کند، منابع آبی و سایر منابع انرژی هنوز هم موضوع بحث و اختلافات جدی در میان این کشورها است. علاوه بر آن، در طول ربع قرن گذشته، کشورهای منطقه نتوانستند به اجماعی قابل قبول در خصوص اصول استفاده از منابع آب و انرژی رودخانه های بین مرزی دست یافته و به توافق لازم برسند.
 
کشورهای آسیای مرکزی بعد از اعلام استقلال و در پیش گرفتن خط مشی ایجاد اقتصاد بازار، به انجام یک سیاست مستقل در زمینه کنترل و توزیع منابع آبی پرداختند. در وهله اول، برنامه های خود را در زمینه استفاده از منابع آبی و انرژی ارائه کردند. هر یک از کشورهای آسیای مرکزی به هنگام اجرای سیاست های خود در زمینه کنترل منابع آبی در پی منافع ملی خود بوده و کمتر توجه می کرد که این منافع ملی، با منافع همسایگان سازگاری دارد یا خیر و در مجموع، چه تأثیری بر وضعیت منطقه خواهد داشت.
 
تلاش برای افزایش تولید انرژی آبی توسط کشورهای بالادست با منافع کشورهای پایین دست که سیاست آبیاری آن ها مستلزم رویکرد دیگری نسبت به استفاده از منابع آبی – انرژی بود، مغایرت پیدا کرد. مغایرت های مشابه و اختلاف منافع در استفاده از منابع آبی و انرژی وضعیت را در منطقه و بین کشورهای مختلف وخیم تر کرد و بر روابط بین دولتی در آسیای مرکزی اثر منفی گذاشت.
 
اسناد تنظیم کننده استفاده از منابع آبی و انرژی، به حل مسئله توزیع منابع آبی رودخانه های بین مرزی کمک نکرد، چرا که با ساز و کارهای عملی جبران کننده محدودیت ها تجهیز نشده بود. کشورهای پایین دست حاضر نبودند اتلاف ناشی از وضعیت فعالیت مخازن را برای کشورهای بالا دست جبران کنند. هر یک از کشورهای منطقه تا کنون امیدوار است تا مشکلات به وجود آمده در زمینه منابع آبی را مستقلاً، من جمله از طریق وارد کردن فشار سیاسی بر همسایگان خود، حل نماید. این امر موجبات وخیم تر شدن روابط بین دولتی در خصوص استفاده از منابع آبی رودخانه های بین مرزی را فراهم می کند.
 
در سالهای اخیر در کشورهای آسیای مرکزی، مسئله مالکیت آبی که در «هر دو طرف» مرزهای رسمی واقع شده است، به طور جدی مورد مباحثه قرار گرفته است. کمبود آب و تمایل هر یک از دولت ها جهت حداکثرسازی استفاده از آن - و منحصراً به نفع خود- وضعیت را در منطقه وخیم تر می کند. علاوه بر آن، منابع آبی در کشورهای آسیای مرکزی یکی از عوامل اصلی تعیین کننده وضعیت سایر زمینه های اقتصادی و در وهله اول کشاورزی، محسوب می شود. کمبود آب و کاهش کیفیت جریان آب رودخانه، حل مسائل اجتماعی-اقتصادی و زیست محیطی را دشوار می کند. با توجه به میزان بالای زاد و ولد و بیکاری در آسیای مرکزی، مسئله آب به عنوان عامل تقویت کننده بی ثباتی در منطقه، کماکان پابرجاست.
 
در سالهای اخیر، وضعیت اقتصادی و سیاسی در آسیای مرکزی به طور قابل ملاحظه ای به واسطه برخورداری از منابع هیدروکربنی تعیین شده است. بر اساس مقادیر صادرات و قیمت حامل های انرژی در بازارهای بین المللی. تأثیر این عامل، عدم پیشرفت در فرآیند مذاکرات پیرامون مسئله استفاده از ظرفیت آب و انرژی منطقه را تقویت می کند. در حال حاضر، پیش زمینه های کاهش وابستگی کشورهای منطقه به مواد خام موجود نیست و تصمیم گیری ها در زمینه استفاده از منابع آبی و احداث سازه های مرتبط، به طور یک جانبه صورت می گیرد. تداوم این وضعیت، روند توسعه اقتصادی کشورهای منطقه را با مخاطراتی مواجه ساخته، بر روی ثبات سیاسی آنها تأثیر گذارده و در نهایت، موجب تشدید اختلافات بین کشورهای منطقه خواهد شد.
 
 
----------
نویسنده: سرگئی سرگیوویچ ژیلتسوف - دکترای علوم سیاسی
 
مترجم: عادله سلیمان پور- کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 
منبع: http://www.ng.ru/ng_energiya/2017-02-14/9_6928_future.html
 
  
 
کد مطلب: 3029