ابعاد نوین «مشارکت شرقی» و ترسیم مرزهای جدید در اوراسیا

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۴
Share/Save/Bookmark
 
شهرام فرسائی: «ابتکار مشارکت شرقی» که در صدد ایجاد شرایط لازم برای افزایش پیوند سیاسی و همگرایی بیشتر اقتصادی میان اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه و تسهیل رفت و آمد و تحرک شهروندان این کشورها است، اخیرا ابعاد جدیدی به خود گرفته است ... این ابتکار در درازمدت می تواند منافع روسیه در منطقه اروپای شرقی را مورد تهدید قرار دهد. در واقع، «مشارکت شرقی» در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه اروپای شرقی با سیاست‌های خود، قابل تحلیل است .. ابتکار مزبور، حاوی این پیام است تمام راه ها به مسکو ختم نمی شود و این کشورها می توانند با توسعه روابط خود با اتحادیه اروپا به حاشیه امن و سرعت توسعه بیشتری دست یابند ...
 
ایراس: «ابتکار مشارکت شرقی» که در صدد ایجاد شرایط لازم برای افزایش پیوند سیاسی و همگرایی بیشتر اقتصادی میان اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه (بلاروس، اوکراین، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، مولداوی و گرجستان) و تسهیل رفت و آمد و تحرک شهروندان این کشورها است، اخیرا ابعاد جدیدی به خود گرفته است. از سال 2013 تاکنون اتحادیه اروپا طرح لغو روادید کشورهای منطقه اروپای شرقی  را به منظور اعطای مشوق های سیاسی و اقتصادی به آنان در مقابل روسیه به صورت جدی پیگیری کرده است. در آخرین گام، نمایندگان پارلمان اروپا در نشست 2 فوریه 2017 با 553 رای موافق به طرح آزادسازی روادید برای اتباع گرجستان رای دادند. بر این اساس دارندگان گذرنامه گرجستان می توانند  هر 180 روز به مدت 90 روز آزادانه و بدون درخواست کار به کشورهای عضو شنگن سفر کنند.
 
در خصوص تصمیم پارلمان اروپا مبنی بر لغو رژیم روادید با گرجستان نکاتی به شرح ذیل قابل تأمل است:
رژیم بدون روادید برای سفر به اروپا به معنی پیوستن گرجستان به پیمان شنگن نیست بلکه شهروندان گرجستان مانند شهروندان برخی از کشورهای غیراروپایی برای سفر کوتاه مدت به کشورهای عضو شنگن، نیازی به دریافت روادید نخواهند داشت.
 
لغو رژیم روادید با گرجستان در طی 9 ماه به صورت آزمایشی انجام می شود. این روند پیش از اجرای سازوکار جدیدی که امکان تعلیق سریع هرگونه معافیت اعطا شده به کشور دیگر را فراهم کند، اجرا نخواهد شد. برخی از کشورها این سازوکار را «ترمز اضطراری» می نامند. به عبارتی قرار است یک مکانیزم مشخص برای تعلیق – احتمالی- اجرای این طرح پیش بینی شود. بر این اساس طرح آزاد سازی رواید در طول مدت مزبور چنانچه شهروندان گرجی درخواست پناهندگی کرده و یا بیش از 90 روز در کشورهای عضو شنگن اقامت کنند و عملا زمینه تهدید امنیت داخلی کشورهای عضو اتحادیه اروپا را فراهم نمایند، لغو خواهد شد.
 
واقعیت این است که لغو روادید، ابتدا در مولداوی و سپس پیشبرد آن در گرجستان و اوکراین، زمینه همگرایی این کشورها با اتحادیه اروپایی را بیشتر فراهم آورده و بدین ترتیب با خودنمایی اروپا در مقابل روسیه، به نظر می رسد که مرزهای جدیدی در منطقه اروپای شرقی ترسیم خواهد شد. به عبارت دیگر، این تحلیل دور از ذهن نیست که با پیوستن سه جمهوری واقع در حوزه اتحاد شوروی – خارج نزدیک روسیه - به منطقه اروپا و جدایی از حوزه تاریخی امپراطوری روسیه، توازن قوا در منطقه اورآسیای بزرگ به نفع غرب رقم خواهد خورد.
 
ارمنستان، بلاروس و جمهوری آذربایجان به عنوان اعضای دیگر برنامه مشارکت شرقی پس از سه سال مذاکرات با اتحادیه اروپا، تصمیم به خروج از این روند و پیوستن به اتحادیه گمرکی تحت رهبری روسیه گرفتند (تاکنون ارمنستان و بلاروس به عضویت اتحادیه اقتصادی اوراسیا درآمده و پیش بینی می شود که جمهوری آذربایجان نیز وارد این اتحادیه شود).
 
لغو رژیم روادید با گرجستان می تواند زمینه همگرایی میان ساکنان اوستیای جنوبی و آبخازیا با دولت مرکزی گرجستان را فراهم آورد. به نظر می رسد مردم دو منطقه جدایی طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی که تحت تسلط روسیه هستند، بتوانند گذرنامه های گرجی دریافت کرده و این امر می تواند زمینه ساز اتحاد گرجستان باشد.
 
 تحقق کامل ابتکار مشارکت شرقی و پیوستن کشورهای جدید به اتحادیه اروپا آثار ملموسی را برای زندگی شهروندان این کشورها در حوزه های آموزشی و پژوهشی، تعلیم و تربیت، اشتغال جوانان، نوآوری و خلاقیت به ارمغان خواهد آورد.
 
هر چند روند عضویت گرجستان در ناتو آغاز نشده است ولی تمهیداتی اندیشیده شده که می تواند در برگیرنده استقرار برخی زیرساخت های ناتو در این کشور همسایه ارمنستان باشد. ناتو برنامه های مشابهی نیز برای اوکراین و مولداوی دارد. پیوستن این کشورها به منطقه آزاد تجاری اتحادیه اروپا عامل قدرتمندی برای پیشرفت این کشورها خواهد بود، اما مسئله مهم تر قرار گرفتن این کشورها در زیر چتر حمایتی ناتو است. گرجستان به عنوان حلقه اتصال غرب با منطقه آسیای مرکزی و قفقاز عمل کرده و این یک مزیت است. اما در عین حال، قرار گرفتن در مجاورت مرزهای جنوبی روسیه و معضلات دو منطقه مورد مناقشه که به آنها اشاره شد، از موانع پیوستن این کشور به ناتو به شمار می آید.
 
ابتکار مشارکت شرقی در درازمدت می تواند منافع روسیه در  منطقه اروپای شرقی را مورد تهدید قرار دهد. درواقع ابتکار مزبور در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه اروپای شرقی با سیاست‌های خود، قابل تحلیل می باشد. تداوم برنامه مشارکت شرقی می تواند از منظر ژئواکونومیکی پیامدهای منفی برای روسیه درپی داشته باشد؛ به این شکل که تضعیف موقعیت این کشور در بازار انرژی اروپا را به همراه آورد.  لذا، بی جهت نیست که تلاش‌های روسیه در سال های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری سیاستی تهاجمی تر، در مواردی با منافع غرب اصطکاک پیدا کرده است.
 
ازنگاه روسیه، غرب هنوز از سیاست سنتی پیشروی به سمت شرق عقب نشینی نکرده و هدف نهایی اتحادیه اروپایی از نهایی کردن برنامه مشارکت شرقی نیز جذب سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه، نزدیک کردن آنها به غرب و همگرایی با جوامع یوروآتلانتیکی در تعاملات و تبادلات منطقه ای و بین المللی است، امری که      می تواند «جاده صاف کن» عضویت این کشورها در ناتو تلقی شود.
 
بازخیزی ژئوپلیتیکی و اقتصادی روسیه در سیاست جهانی و قدرت نمایی آن در معادلات اوراسیا و اروپا از بالتیک تا بالکان، زمینه نایل شدن بازیگران جهان غرب به سیاستی یکپارچه در قبال روسیه را دشوارتر ساخته و بر سیاست خارجی مشترک اروپایی اثر منفی گذاشته است.
 
به نظر می رسد که پوتین تلاش می کند به شیوه ای نرم به دوران شکوفایی اتحاد جماهیر شوروی بازگردد و این اتفاق با تحقق نگاه جدید این کشور به اورآسیا و احیای «اتحادیه اوراسیایی» و بازیابی جایگاه ابرقدرتی جهانی می تواند عملیاتی شود.
 
بازیابی قدرت روسیه حاوی این پیام جهانی است که دیگر آمریکا تنها بازیگر ایجادکننده صلح و جنگ جهانی نخواهد بود. در این خصوص، دیدار آتی پوتین و ترامپ در هلسینکی می تواند صفحه جدیدی از واقعیت های روابط دو کشور را روایت نماید.
 
اتحادیه اروپا در دوران پس از برگزیت و جدایی انگلیس از آن و همچنین در دوره ریاست جمهوری ترامپ و شکل گیری شکاف های جدی میان اروپا و آمریکا، در آخرین تلاش های خود برای اجرایی کردن برنامه مشارکت شرقی مترصد آن است که کشورهای حوزه شوروی سابق را به این مهم متقاعد کند که تمام راه ها به مسکو ختم نمی شود و آنها می توانند با توسعه روابط خود با این اتحادیه به حاشیه امن بیشتری دست یافته و فرآیند توسعه خود را با سرعت بیشتری پیش ببرند. از سوی دیگر، این اتحادیه با اصرار بر پیگیری این برنامه تلاش می کند تا به مسکو بفهماند با بلندپروازی های ژئوپلیتیکی خود وداع کرده و ازا ین پس، فضای شوروی سابق را به عنوان حوزه خاص منافع خود قلمداد نکند.
 
با وجود این، واقعیت این است چالش های بزرگی جامعه اروپایی را فراگرفته است. افزایش نارضایتی های گسترده مردمی از عملکرد دولت ها، هجوم پناهجویان به اروپا، عملیات های  تروریستی در بلژیک، فرانسه و آلمان و ناکامی کشورهای اروپایی در تنظیم  مکانیزم واقعی برای مقابله با تهدیدات تروریستی، منجر به تضعیف اعتماد به نفس «اتحادیه اروپا» در مواجهه با تحولات شتابان بین المللی شده است. در عین حال، گذشت زمان در بستر تحولات و واقعیت های بین المللی از یک سو و «بر آمدگی روسیه» از سویی دیگر، اکثر کشورهای اروپایی را به این واقعیت نزدیک کرده است که تامین امنیت در این قاره بدون همکاری روسیه غیرممکن خواهد بود.
 

نویسنده: شهرام فرسائی - کارشناس مسائل راهبردی
 
 
کد مطلب: 2953